﻿WEBVTT

00:00:01.600 --> 00:00:17.800
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:19.540 --> 00:00:21.500
«بذار بهتون بگم «مثل یه باکره
...دربارهٔ چیه

00:00:21.540 --> 00:00:24.339
همش دربارهٔ یه دخترست که
مجـذوبِ یه مردِ کیرگُنده میشه

00:00:24.420 --> 00:00:27.019
کُل ترانه یه استعاره‌ست واسه کیرای گُنده

00:00:27.100 --> 00:00:30.939
نه٬این نیست.در مورد یه دخترست
که خیلی بی‌پناه و آسیب‌پذیره

00:00:31.020 --> 00:00:35.019
بیشتر از چند باری گاییده شده ٬بعد یه مردی
... رو میبینه که خیلی حساس و زود رنجه

00:00:35.100 --> 00:00:38.899
(هوووو... توقف در «گرین‌بی» (شهری در آمریکا
این کُس‌شعرا رو تحویل توریستا بده

00:00:38.980 --> 00:00:41.019
توبی»؟ توبی کدوم خریه؟»

00:00:41.140 --> 00:00:44.979
مثل یه باکره» در مورد یه دختر حساس نیست»
... که میره یه آدم خوبو می‌بینه

00:00:45.100 --> 00:00:48.219
اون داستان «آبیِ واقعی» هست
تایید شده٬هیچ بحثی هم واسش نیست

00:00:48.300 --> 00:00:49.499
آبیِ واقعی» کدوم یکیه؟»

00:00:49.580 --> 00:00:52.339
آبی واقعی» رو گوش ندادی؟»
... یه موفقیت بزرگ واسه «مدونا» بوده

00:00:52.420 --> 00:00:56.019
من که حتی اون برنامهٔ «بهترین‌های پاپ» چرند رو دنبال
نمی‌کنم٬«آبی واقعی» رو شنیدم

00:00:56.100 --> 00:00:59.019
من که نگفتم نشنیدم
همهٔ چیزی که پرسیدم این بود که چطور پیش میره؟

00:00:59.100 --> 00:01:00.939
منو ببخشید بخاطر بزرگترین
طرفدار «مدونا» نـبودنم

00:01:01.020 --> 00:01:03.139
شخصاً من که می‌تونم
با کنار گذاشتنش کنار بیام

00:01:03.220 --> 00:01:05.499
قبلاً از کارای قدیمش
... خوشم می‌اومد٬«خط مرزی» و

00:01:05.620 --> 00:01:08.859
اما وقتی به دورهٔ بیرون دادنِ
بابا٬موعظه نکن» رسید٬بی‌خیالش شدم»

00:01:08.940 --> 00:01:11.699
هی.. شما آقایون باعث شدید رشتهٔ
... افکارم رو گم کنم

00:01:11.780 --> 00:01:13.619
داشتم یه چیزی می‌گفتم
چی بود؟

00:01:13.700 --> 00:01:18.659
اوه «توبی» اون دختر بچهٔ چینی‌
فامیلیش چی بود؟

00:01:18.740 --> 00:01:20.259
چیه اون؟

00:01:20.380 --> 00:01:24.699
یه کتاب‌ آدرس قدیمی٬توی یه کُتم که
خیلی وقت بود نپوشیده بودم٬پیدا کردم

00:01:24.780 --> 00:01:27.539
چی بود اسمش؟ -
من داشتم چه زِری می زدم؟ -

00:01:27.620 --> 00:01:30.499
می‌گفتی «آبی واقعی» در
... مورد یه یاروئه

00:01:30.580 --> 00:01:34.539
یه دختر حساسه که میره سروقت یه مرد خوب
اما «مثل یه باکره» یه استعاره‌ بوده واسه کیرهای گنده

00:01:34.620 --> 00:01:37.259
خب٬بذار بهتون بگم «مثل یه باکره» در مورد چیه

00:01:37.340 --> 00:01:40.379
همش در مورد این کُس دختره
که یه «ماشینِ گاییدن» همه وقته

00:01:40.460 --> 00:01:42.619
یعنی دارم میگم.. صبح٬روز
... شب٬بعدازظهر

00:01:42.740 --> 00:01:45.499
کیر٬کیر٬کیر٬کیر
...کیر٬کیر٬کیر٬کیر

00:01:45.620 --> 00:01:47.899
چند تا «کیر» میشه این ؟ -
خیلی -

00:01:47.980 --> 00:01:52.259
(بعد یه روز٬ این مادرجنده که مثلِ «جان هلمز» (بازیگر قدیمی پورن
«!هست رو می‌بینه و مثل اینه که «وای عزیزم

00:01:52.340 --> 00:01:56.579
یعنی میگم٬این گربه مثل «چارلز برانسونِ» تو
... فرار بزرگ».یارو تونل حفر میکنه»

00:01:56.660 --> 00:01:58.868
حالا دختره با یه حرکت جدی
... از کیر مواجهه

00:01:58.881 --> 00:02:01.099
و اون چیزی رو داره احساس می‌کنه
... که تا ابد حسش نکرد

00:02:01.220 --> 00:02:03.179
درد٬درد

00:02:03.300 --> 00:02:04.899
چو؟ «توبی چو» ؟

00:02:04.980 --> 00:02:07.308
درد کشید.دردش آورد

00:02:07.321 --> 00:02:09.659
نباید درد می‌کشید.می‌دونی کُسش تا الان
... باید یه مثل یه آدامس بادکنکی شده باشه

00:02:09.740 --> 00:02:15.579
اما وقتی این گـربـه می‌کُنتش٬دردش می‌گیره
دردش می‌گیره درست مثل اولین بارش

00:02:15.660 --> 00:02:18.028
... می‌بینید٬دردی که یه ماشین گاییدن رو به یاد میاره

00:02:18.041 --> 00:02:20.419
چیزی که یه زمانی بوده
مثل یک باکره بودن رو

00:02:20.500 --> 00:02:22.154
...در نتیجه میشه

00:02:22.220 --> 00:02:23.144
«مثل یه باکره»

00:02:24.780 --> 00:02:25.979
!«وانگ»

00:02:26.060 --> 00:02:27.939
بده من اون لعنتی رو

00:02:28.020 --> 00:02:30.379
فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟
کتابمو پس بده

00:02:30.500 --> 00:02:33.379
«از شنیدنش دیوونه شدم «جو
موقع رفتم بهت پس میدم

00:02:33.500 --> 00:02:35.979
یعنی چی موقع رفتن؟
همین الان بدش به من

00:02:36.060 --> 00:02:40.099
از پونزده دقیقه پیش تا الان
با اسم‌‌ها٬مشغول وِزوِز کردنی

00:02:40.180 --> 00:02:41.419
...توبی

00:02:41.540 --> 00:02:44.179
توبی.توبی؟

00:02:44.300 --> 00:02:45.499
توبی وانگ

00:02:45.580 --> 00:02:47.179
توبی وانگ؟ توبی وانگ

00:02:47.300 --> 00:02:50.779
توبی چانگ
(چارلی چان لعنتی (شخصیت داستانیِ چینی

00:02:50.860 --> 00:02:53.379
کیر گُندهٔ مدونا رو دارم که
میره تو گوش چپم

00:02:53.460 --> 00:02:57.059
..و توبی جاپ.. نمی‌دونم چی‌چی
میاد تو گوش راستم

00:02:57.180 --> 00:02:59.019
بده من اون کتابو

00:03:00.060 --> 00:03:01.619
میخوای بذاریش کنار؟

00:03:01.700 --> 00:03:04.099
هر غلطی که دلم
بخواد باهاش می‌کنم

00:03:05.180 --> 00:03:07.619
خب٬پس متاسفم
منم مجبورم نگهش دارم

00:03:07.740 --> 00:03:10.899
«هی «جو
میخوای این یارو رو بزنم؟

00:03:10.980 --> 00:03:15.699
گوه .. اگه تو خوابم منو زدی٬بهتره بیدار شی
و عذرخواهی کنی

00:03:19.820 --> 00:03:23.219
«شماها هم برنامهٔ «آخر هفته با صداهای شاهکار دههٔ هفتاد کی-بیلی
رو گوش می‌دید؟

00:03:23.340 --> 00:03:26.459
 آره پسر.خیلی عالیه -
باورتون میشه چه آهنگ‌هایی پخش می‌کنند؟ -

00:03:26.540 --> 00:03:27.979
می‌دونید یه روزی چی شنیدم؟

00:03:28.060 --> 00:03:30.899
«تپش‌قلب٬یه تپش‌ عشقه»
«از «تونی دی‌فرانکو» کوچولو و «خانوادهٔ دی‌فرانکو

00:03:30.980 --> 00:03:33.659
این آهنگ رو از وقتی کلاس پنجم لعنتی
بودم٬نشنیده بودم

00:03:33.740 --> 00:03:37.539
وقتی داشتم می‌اومدم اینجا٬«شبی که چراغ‌ها در
جورجیا خاموش شدند»٬پخش می‌شد

00:03:37.620 --> 00:03:39.819
من از وقتی که این آهنگ معروف شد
دیگه نشنیده بودمش

00:03:39.940 --> 00:03:43.779
اما وقتی معروف بود٬باید بیشتر از
یه میلیون دفعه شنیده باشمش

00:03:43.900 --> 00:03:46.028
اما این اولین بار بود که
... اصلاً فهمیدم

00:03:46.041 --> 00:03:48.179
دختری که آهنگ رو می‌خونه
کسی هست که «اندی» رو زده

00:03:48.260 --> 00:03:51.099
یعنی تو نمی‌دونستی «ویکی لارنس» کسی
بوده که «اندی» رو زده؟

00:03:51.180 --> 00:03:53.099
فکر کردم همسری که بهش
خیانت شده٬«اندی» رو زده

00:03:53.180 --> 00:03:55.308
اینو که آخر آهنگ میگن

00:03:55.321 --> 00:03:57.459
می‌دونم مادرجنده ٬همین الان شنیدمش

00:03:57.580 --> 00:04:00.659
دارم در مورد همین صحبت می‌کنم

00:04:00.740 --> 00:04:03.019
حتماً قبلاً موقع شنیدن اون قسمت
حواسم پرت بوده

00:04:03.100 --> 00:04:06.899
خیلی خب٬صورت‌ حساب با من

00:04:06.980 --> 00:04:09.019
شما آقایون هم می‌تونید انعام بدید

00:04:09.140 --> 00:04:11.939
تقریباً باید نفری یه دلار باشه

00:04:12.060 --> 00:04:14.859
و تو٬وقتی برگشتم٬کتابم رو می‌خوام

00:04:14.940 --> 00:04:17.139
شرمنده.الان دیگه کتاب منه

00:04:17.220 --> 00:04:19.419
هی نظرم رو تغییر دادم

00:04:19.500 --> 00:04:21.619
این تیکه گوه رو بزن٬میشه؟

00:04:25.820 --> 00:04:28.779
خب همگی چند تا اسکناس سبز
برای خانم کوچولو بیاید بالا

00:04:35.340 --> 00:04:36.699
یالا٬یه دلار بیا

00:04:36.820 --> 00:04:38.539
من انعام نمیدم

00:04:38.660 --> 00:04:39.899
انعام نمیدی؟

00:04:39.980 --> 00:04:41.259
نه.بهش اعتقاد ندارم

00:04:41.380 --> 00:04:43.579
...به انعام دادن اعتقادی نداری

00:04:43.660 --> 00:04:46.819
میدونی این جیگرا چقدر در میارن؟
به اندازهٔ گوه

00:04:46.900 --> 00:04:49.619
این حرفا رو تحویل من نده.اگه به اندازهٔ
کافی درنمیاره میتونه خارج شه

00:04:49.700 --> 00:04:53.459
من حتی یه یهودی هم سراغ ندارم
که تُخم گفتن همچین حرفی رو داشته باشه

00:04:53.540 --> 00:04:56.259
بذار قضیه رو روشن کنم
تو کُلاً انعام نمیدی٬ها؟

00:04:56.340 --> 00:04:58.899
من انعام نمیدم٬چونکه اجتماع میگه
که مجبورم بدم

00:04:59.020 --> 00:05:01.019
خیلی خب٬اگه کسی واقعاً
... شایستهٔ انعام باشه

00:05:01.140 --> 00:05:03.979
اگه اونا واقعاً زحمت بکشند
چیزی بیشتر بهشون میدم

00:05:04.100 --> 00:05:06.219
اما این انعام دادن اتوماتیک
مخصوص پرنده‌هاست

00:05:07.740 --> 00:05:09.939
تا اونجا که به من مربوط میشه
اونا فقط دارند کارشون رو انجام میدن

00:05:10.020 --> 00:05:11.859
این دختر خوب بود -
 مشکلی نداشت -

00:05:11.940 --> 00:05:14.259
اما چیز ویژه‌ای نبود -
ویژه چیه؟ -

00:05:14.340 --> 00:05:16.219
ببرت پُشت ٬کیرت رو ساک بزنه؟

00:05:19.740 --> 00:05:23.659
من با بیشتر از ۱۲٪(درصد تقریبی انعام) حاضرم امتحانش کنم -
ببین٬من قهوه سفارش دادم.درسته؟ -

00:05:23.740 --> 00:05:26.459
ما خیلی وقته که اینجاییم و
اون فقط سه بار فنجانم رو پُر کرد

00:05:26.580 --> 00:05:29.139
وقتی من قهوه سفارش میدم
می‌خوام که شش بار پر بشه

00:05:29.260 --> 00:05:32.339
شش بار؟خب اگه سرش خیلی
شلوغ باشه چی؟

00:05:32.420 --> 00:05:35.339
«جملهٔ «سرم خیلی شلوغه
نباید در فرهنگ لغت یه پیشخدمت باشه

00:05:35.420 --> 00:05:39.499
عذر میخوام «آقای صورتی»٬آخرین
چیز لعنتی که تو نیاز داری٬یه فنجان دیگه قهوه‌ست

00:05:39.580 --> 00:05:41.808
این خانم‌ها از گرسنگی که در حال مرگ نیستن

00:05:41.821 --> 00:05:44.059
اونا حداقل دستمزد رو در میارند

00:05:44.180 --> 00:05:45.999
منم کار با حداقل دستمزد رو
... تجربه کردم و وقتی این کاره بودم

00:05:46.020 --> 00:05:48.859
به اندازهٔ کافی خوش شانس نبودم که شغلی
داشته باشم که اجتماع بهش به عنوان «شایستهٔ انعام»٬نگاه کنه

00:05:48.940 --> 00:05:51.599
مهم نیست برات که اونا روی انعام‌های
تو برای زندگی کردن حساب می‌کنن

00:05:53.900 --> 00:05:58.299
میدونی این چیه؟ کوچکترین ویولُن جهان
که فقط برای پیشخدمت‌ها در حال نواختنه

00:05:58.380 --> 00:06:01.819
تو نمی‌فهمی داری در مورد
... چی صحبت می‌کنی

00:06:01.900 --> 00:06:03.379
این آدما کونشون پاره‌ست

00:06:03.500 --> 00:06:05.179
این یه شغل سخته

00:06:05.260 --> 00:06:08.939
پس مثل کار کردن تو «مک‌دونالدز» هست
اما شما نیازِ دستمزد دادن به اونا رو احساس نمی‌کنید٬می‌کنید؟

00:06:09.020 --> 00:06:10.479
اما چرا نه؟ اونا هم دارن غذا واسه شما
... سِرو می‌کنند

00:06:10.500 --> 00:06:12.768
اما نه٬اجتماع میگه «به افرادی که اینجان
... انعام ندید

00:06:12.781 --> 00:06:15.059
اما به اینایی که اینجان بدین».مزخرفه

00:06:15.180 --> 00:06:17.019
... پیشخدمتی اولین اولویت کاریه

00:06:17.140 --> 00:06:20.099
برای فارغ‌التحصیلان غیر دانشگاهی
زن٬در این کشور

00:06:20.180 --> 00:06:24.379
یک شغله که اساساً هر زنی میتونه بدست
بیاره و باهاش یه زندگی رو بچرخونه

00:06:24.460 --> 00:06:26.219
دلیلش به خاطر انعام‌هاشه

00:06:27.380 --> 00:06:28.899
همش کس‌شعره

00:06:31.780 --> 00:06:34.408
من خیلی متاسفم که دولت برای
انعام‌هاشون مالیات می‌گیره

00:06:34.421 --> 00:06:37.059
وضعیت گَندیه٬که تقصیر من نیست

00:06:37.140 --> 00:06:38.899
به نظر میرسه پیش‌خدمت‌ها هم در بین
... خیلی از گروه‌ها هستند که

00:06:38.980 --> 00:06:41.579
دولت از کون بهشون جا می‌کنه
براساس یه قاعدهٔ منظم

00:06:41.660 --> 00:06:44.979
یه کاغذ به من نشون بدید که میگه دولت
نباید اینکارو کنه٬امضاش می‌کنم

00:06:45.060 --> 00:06:47.859
به رأی بذارنش٬بهش رأی میدم
اما کاری که من نمی‌کنم همراه شدن با بقیه‌ست

00:06:47.940 --> 00:06:51.779
«در مورد این حرف چرت «غیردانشگاهی
دو تا کلمه براش دارم٬تایپ کردن رو یاد بگیر

00:06:51.860 --> 00:06:55.419
چونکه اگه ازم انتظار داری برای هزینهٔ اجارت
کمک دستت باشم٬شامل یه سورپرایز بزرگ شدی

00:06:55.500 --> 00:06:56.968
منو قانع کرد٬دلارم رو پس بدید

00:06:58.540 --> 00:07:00.459
بذار دلارا باشن

00:07:02.020 --> 00:07:04.179
خیلی خب ولگردها
بریم سراغ ولگردیمون

00:07:05.380 --> 00:07:07.779
صبر کن ببینم
کی نداده؟

00:07:07.900 --> 00:07:10.179
   «آقای «صورتی -
آقای «صورتی»؟ -

00:07:10.260 --> 00:07:13.579
چرا نه؟ -
انعام نمیده -

00:07:13.660 --> 00:07:16.219
انعام نمیده؟ یعنی چی که انعام نمیدی؟

00:07:16.300 --> 00:07:18.499
بهش اعتقاد نداره؟ -
خفه شو -

00:07:18.620 --> 00:07:20.699
یعنی چی که بهش اعتقاد نداری؟

00:07:20.820 --> 00:07:23.339
یالا یه دلار بده حرومزادهٔ پست

00:07:23.420 --> 00:07:25.179
من پول صبحونهٔ کوفتیت رو دادم

00:07:25.260 --> 00:07:27.368
باشه٬چونکه صبحونه رو حساب کردی٬میدم

00:07:27.381 --> 00:07:29.499
اما تو حالت عادی هرگز اینکارو نمی‌کنم

00:07:31.380 --> 00:07:33.539
... برام مهم نیست حالت عادی چیکار می‌کنی

00:07:33.620 --> 00:07:37.139
فقط مثل بقیه دلار لعنتیت رو رَد کن

00:07:37.260 --> 00:07:38.899
ممنون

00:07:40.380 --> 00:07:44.579
ترانه‌ای از «خانوادهٔ پارتریدج» بود با
... «نام «کسی نمی‌خواد خواستنی باشه

00:07:44.660 --> 00:07:50.019
دنبال شد با ترانه‌ای از «ادیسون لایتهوس» با
«نام «عشق رشد می‌کنه به جایی که رزماریِ من میره

00:07:50.140 --> 00:07:53.354
...«همچنانکه «صداهای شاهکار دههٔ هفتاد کی-بیلی در آخر هفته

00:07:54.100 --> 00:07:55.725
 درست به همین منوال

00:07:55.726 --> 00:07:57.021
 درست به همین منوال ادامه دارد

00:08:51.953 --> 00:08:57.720
«سـگ‌های انبـاری»

00:09:02.220 --> 00:09:35.739
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.green>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:09:40.220 --> 00:09:41.739
... من می‌میرم

00:09:41.820 --> 00:09:44.539
من می‌میرم

00:09:44.620 --> 00:09:49.459
فقط طاقت داشته باش٬رفیق -
من می‌میرم -

00:09:51.340 --> 00:09:54.419
... متاسفم

00:09:54.500 --> 00:09:57.339
دستتو بده من -
نمی‌تونم باور کنم که اون منو کُشت٬مرد -

00:09:57.420 --> 00:09:59.459
کی اصلاً همچین فکری می‌کرد؟

00:09:59.540 --> 00:10:03.099
هی٬فقط تمومش کن این چرندیاتو٬همین الان

00:10:04.100 --> 00:10:08.219
تو زخمی هستی.تو واقعاً بدجوری هم
... زخمی هستی.اما تو نمی‌میری

00:10:08.300 --> 00:10:10.379
من می‌میرم..من می‌میرم

00:10:12.220 --> 00:10:14.379
... این همه

00:10:14.500 --> 00:10:17.459
این همه خـون بدجور منو
«می‌ترسونه «لری

00:10:17.580 --> 00:10:20.059
من می‌میرم..می‌دونم

00:10:20.140 --> 00:10:22.979
ببخشید٬من اطلاع نداشتم
... شما در پزشکی هم مدرک داشتید

00:10:24.140 --> 00:10:26.379
آیا دکترید؟

00:10:27.420 --> 00:10:29.139
آیا دکتر هستید؟

00:10:29.220 --> 00:10:31.019
جواب بده لطفاً
آیا دکترید؟

00:10:32.420 --> 00:10:35.379
نه٬نیستم.نیستم

00:10:35.460 --> 00:10:39.579
خب.پس قبول داری که نمی‌دونی داری
در مورد چی صحبت می‌کنی

00:10:39.660 --> 00:10:41.908
پس اگه به آخر دادن نظرات ناشیانت
... به من رسیدی

00:10:41.921 --> 00:10:44.179
فقط راحت باش و به اخبار گوش بده

00:10:44.260 --> 00:10:46.499
... من برمی‌گردونمت به محل ملاقات

00:10:46.620 --> 00:10:51.379
جو» برات یه دکتر میاره٬این دکتر»
... درمانت می‌کنه

00:10:51.500 --> 00:10:53.019
و تو حالت خوب میشه

00:10:53.100 --> 00:10:54.299
... حالا اینو بگو

00:10:54.420 --> 00:10:57.499
... تو حالت خوب میشه

00:10:57.580 --> 00:10:58.699
...بگو

00:10:58.780 --> 00:11:01.619
تو حالت خوب میشه

00:11:01.700 --> 00:11:03.299
... بگو این جملهٔ لعنتی رو

00:11:03.380 --> 00:11:04.779
تو حالت خوب میشه

00:11:04.860 --> 00:11:08.499
اوه٬خدا -
بگو این جملهٔ لامصبو -

00:11:08.580 --> 00:11:10.179
... بگو

00:11:10.260 --> 00:11:12.379
«من خوبم «لری

00:11:12.460 --> 00:11:14.259
... همینه

00:11:14.340 --> 00:11:15.899
همینه

00:11:18.140 --> 00:11:20.059
من خوبم

00:11:27.700 --> 00:11:29.939
... ببین کجاییم

00:11:30.020 --> 00:11:33.219
... ببین کجاییم.ما موفق شدیم

00:11:33.300 --> 00:11:35.859
... اون زنه یه بچه داشت٬مرد

00:11:35.940 --> 00:11:37.299
یه بچه داشت

00:11:37.420 --> 00:11:39.819
ما تو انباریم

00:11:39.900 --> 00:11:43.859
گردن‌کلفت» کیه؟ «گردن کلفت» کیه؟»

00:11:44.700 --> 00:11:47.299
یالا٬«گردن کلفت» کیه؟ -
من یه گردن کلفتم -

00:11:47.380 --> 00:11:50.339
... تو یه گردن کلفتی

00:11:50.420 --> 00:11:52.499
تو یه «گردن کلفت» واقعی هستی

00:11:57.660 --> 00:12:00.419
ما تو انباریم
ببین کجاییم

00:12:00.500 --> 00:12:02.859
ما موفق شدیم

00:12:02.940 --> 00:12:04.899
ما موفق شدیم

00:12:04.980 --> 00:12:06.979
ما موفق شدیم

00:12:08.060 --> 00:12:10.379
ما تو انباریم
ببین کجاییم

00:12:11.780 --> 00:12:14.059
ببین کجاییم

00:12:14.140 --> 00:12:16.539
پس طاقت بیار رفیق
طاقت بیار

00:12:16.660 --> 00:12:18.499
طاقت بیار٬طاقت بیار

00:12:18.620 --> 00:12:20.859
اوه .. گوه

00:12:20.940 --> 00:12:24.139
بی‌خیال کوبیدن سرت شو.می‌خوای
... کف زمینو سوراخ کنی

00:12:26.100 --> 00:12:28.619
تو که نمی‌خوای به کف آسیب بزنی٬میخوای؟

00:12:28.700 --> 00:12:31.659
من نمی‌تونم کاری برات کنم

00:12:31.740 --> 00:12:33.499
... اما وقتی «جو» برسه اینجا

00:12:34.620 --> 00:12:36.499
... که الاناست که باید پیداش بشه

00:12:36.580 --> 00:12:39.699
کمکت می‌کنه٬بهت رسیدگی می‌کنه

00:12:39.780 --> 00:12:42.219
باشه؟ما فقط می‌شینیم اینجا
و منتظر «جو» میشیم

00:12:44.260 --> 00:12:46.179
ما منتظر کی هستیم؟

00:12:46.260 --> 00:12:47.699
«جو»

00:12:52.100 --> 00:12:55.939
لری» من واقعاً بدجور ترسیدم٬مرد»

00:12:58.580 --> 00:13:00.659
میشه لطفاً بغلم کنی

00:13:29.780 --> 00:13:31.659
ادامه بده و ترست رو نشون بده

00:13:32.620 --> 00:13:34.699
به اندازهٔ کافی قبلاً شجاع بودی

00:13:38.980 --> 00:13:42.019
من فقط ازت می‌خوام
الان آرامش داشته باشی٬باشه؟

00:13:42.100 --> 00:13:44.659
تو نمی‌میری٬تو خوب میشی

00:13:44.740 --> 00:13:47.699
وقتی «جو» برسه اینجا دوباره
کامل می‌سازتت

00:13:49.580 --> 00:13:52.539
«من زخمی‌ام٬بدجور زخمی‌ام «لری

00:13:53.620 --> 00:13:55.939
خـوب نیست٬نه

00:13:59.380 --> 00:14:02.339
ممنون از لطفت برای کاری
... که سعی می‌کنی انجام بدی

00:14:03.660 --> 00:14:05.739
... تا چند دقیقه قبل می‌ترسیدم

00:14:07.260 --> 00:14:09.419
اما الان حواسمو بدست آوردم

00:14:10.460 --> 00:14:13.699
وضعیت اینه که از شکم تیر خوردم

00:14:13.820 --> 00:14:16.219
بدون رسیدگی پزشکی می‌میرم

00:14:20.380 --> 00:14:22.099
... من نمی‌تونم ببرمت بیمارستان

00:14:22.180 --> 00:14:23.819
گور بابای زندان مرد

00:14:23.900 --> 00:14:27.419
تو مجبور نیستی منو ببری داخل
فقط منو تا نزدیک در جلویی ببر

00:14:28.380 --> 00:14:31.579
فقط منو تو پیاده‌رو ول کن
باقیش با خودم

00:14:34.460 --> 00:14:38.179
من هیچی بهشون نمیگم٬مرد
من هیچی بهشون نمیگم

00:14:39.420 --> 00:14:41.259
به خودِ خدا قسم می‌خورم

00:14:43.460 --> 00:14:46.299
«فقط به چشام نگاه کن «لری
به چشام نگاه کن

00:14:48.460 --> 00:14:52.979
من هیچی به اونا نمیگم

00:14:53.060 --> 00:14:54.899
تو در امان خواهی بود

00:14:56.420 --> 00:14:59.499
تو نمی‌میری بچه٬باشه؟

00:15:00.580 --> 00:15:03.299
گوش کن به من٬تو خوب میشی

00:15:05.020 --> 00:15:09.899
همراه با استخوان زانو٬شکم دردناکترین
... جاییه که یه آدم میتونه تیر بخوره

00:15:09.980 --> 00:15:11.808
شوخی نکن

00:15:11.821 --> 00:15:13.659
اما زمان زیادی می‌بره
تا بخاطرش بمیری

00:15:13.740 --> 00:15:15.259
دارم میگم روزها وقت می‌بره

00:15:16.340 --> 00:15:20.379
طوریه که تو آرزو می‌کنی که کاش مُرده بودی
اما روزها طول میکشه که بخاطر زخمت بمیری

00:15:20.460 --> 00:15:21.699
... تو وقت کافی داری

00:15:22.980 --> 00:15:25.939
این یه تله بود یا چی؟

00:15:26.060 --> 00:15:28.219
گوه.«نارنجی» تیر خورده؟

00:15:29.220 --> 00:15:30.939
تیر به شکم

00:15:31.060 --> 00:15:33.299
لعنت.«قهوه‌ای» کجاست؟

00:15:33.380 --> 00:15:34.699
مُرده

00:15:34.820 --> 00:15:37.259
چطور مُرد؟

00:15:38.300 --> 00:15:41.379
به نظرت چه جوری باید مُرده باشه؟
پلیسا زدنش

00:15:42.940 --> 00:15:45.819
این بده.اوضاع بدجوری بده

00:15:45.900 --> 00:15:47.499
وضعش بده؟

00:15:47.620 --> 00:15:49.339
میشه بهش گفت «خوب»؟

00:15:50.820 --> 00:15:52.619
این افتضاحه٬مرد

00:15:52.700 --> 00:15:54.979
این خیلی افتضاحــه

00:15:55.060 --> 00:15:57.299
... یکی بدجوری به ما کیر زد٬ مرد

00:16:00.660 --> 00:16:02.699
واقعاً فکر می‌کنی توی تله بودیم؟

00:16:02.780 --> 00:16:04.819
اصلاً شک هم داری٬ مرد؟

00:16:04.900 --> 00:16:07.119
من فکر نمی‌کنم که توی تله بودیم
من می‌دونم که توی تله بودیم

00:16:07.140 --> 00:16:09.059
جداً اون همه پلیس از کجا اومدن٬ها؟

00:16:09.140 --> 00:16:11.188
یه دقیقه اینجا نیستن٬دقیقه
... بعدی اینجان

00:16:11.201 --> 00:16:13.259
من هیچ صدای آژیر پلیسی نشنیدم

00:16:14.260 --> 00:16:17.659
وقتی آژیر خطر فعال میشه٬میانگین چهار
دقیقه فرصت واکنش داری

00:16:17.780 --> 00:16:20.348
مگه اینکه یه ماشین گشت٬نزدیک
... او خیابون در حال چرخیدن باشه

00:16:20.361 --> 00:16:22.939
چهار دقیقه فرصت داری تا قبل از
... اینکه اونا بتونند واکنش نشون بدن

00:16:23.020 --> 00:16:25.299
و ظرف یه دقیقه٬ هفده تا پلیس
... بیرون اونجا بودن

00:16:25.380 --> 00:16:29.419
همه‌شونم دقیقاً می‌دونستند چی غلطی
دارن می‌کنن و همه‌شون درست اونجا بودن

00:16:30.540 --> 00:16:33.379
اون موج دوم که با ماشین‌ها
پیداشون شد٬یادته؟

00:16:33.460 --> 00:16:37.659
اونا به زنگ خطر واکنش دادن
اون مادر جنده‌های اولی منتظر ما بودن

00:16:38.700 --> 00:16:40.899
یعنی میگم اصلاً در موردش فکر کردی؟

00:16:40.980 --> 00:16:43.059
فرصتی واسه فکر کردن پیدا نکردم

00:16:43.820 --> 00:16:46.179
اول فقط سعی کردم از اونجا
گورمو گم کنم

00:16:47.100 --> 00:16:50.499
و بعد که فرار کردیم٬فقط به
اون می‌رسیدم

00:16:50.580 --> 00:16:53.059
بهتره شروع به فکر کردن در موردش کنی
چون این همهٔ چیزیه که من دارم در موردش فکر می‌کنم

00:16:53.140 --> 00:16:56.099
من حتی نمی‌خواستم بیام اینجا
فقط می‌خواستم هر جوری شده فرار کنم

00:16:56.180 --> 00:16:58.499
چونکه هر کی برامون تله گذاشته
این مکان هم می‌شناسه

00:16:58.580 --> 00:17:00.628
امکان این وجود داشت که پلیسا
... اینجا منتظر ما باشن

00:17:00.641 --> 00:17:02.699
امکان این وجود داره که پلیسا
همین الان بیان اینجا

00:17:05.980 --> 00:17:09.059
بیا بریم توی اون یکی اتاق.اونجا

00:17:09.140 --> 00:17:12.099
لری» از پیشم نرو»

00:17:12.180 --> 00:17:13.619
من می‌میرم

00:17:13.700 --> 00:17:16.579
فقط می‌خوام برم توی اون اتاق
فقط اونطرف٬اون سمت دیگه

00:17:16.660 --> 00:17:20.179
یه دقیقه‌ای برمی‌گردم٬باشه؟
از همونجا حواسم بهت هست

00:17:20.300 --> 00:17:21.939
درست اونجام٬نگات می‌کنم.باشه؟

00:17:37.420 --> 00:17:40.099
من اینجا چه غلطی می‌کنم مرد؟

00:17:40.180 --> 00:17:42.499
می‌دونی از همون اول در مورد این
کار٬احساس مسخره‌ای داشتم

00:17:42.580 --> 00:17:46.059
تا اینکه احساسش کردم باید می‌گفتم
نه٬ممنون» و می‌رفتم٬اما گوش نکردم»

00:17:46.140 --> 00:17:48.619
احساسم مثل هر دفعه بود که
... موقع خریدن علف دستگیرم میکردن٬همونطور مرد

00:17:48.700 --> 00:17:50.939
به طرف اعتماد نداشتم٬دربارش احساس
مسخره‌ای داشتم٬اما خواستم باورش کنم

00:17:51.020 --> 00:17:53.248
چونکه اگه دروغ نگه و واقعاً
... تای‌ استیک» (نوعی ماری‌جوانای تایلندی) هست»

00:17:53.261 --> 00:17:55.499
پس این عالیه٬اما هیچ وقت نیست

00:17:55.620 --> 00:17:58.739
همیشه میگم اگه اونطور احساسی در مورد
یک کار داشتم٬راهمو بکشم و برم و اینکارو نکردم

00:17:58.820 --> 00:18:01.061
نکردم بخاطر پـول لعنتـی

00:18:01.140 --> 00:18:03.859
چیزی که شُده٬شُده
ما نیاز داریم که تو خونسرد باشی

00:18:04.780 --> 00:18:06.179
آیا خونسردی؟

00:18:08.000 --> 00:18:10.399
خونسردم

00:18:10.780 --> 00:18:12.859
یه آبی به صورتت بزن

00:18:16.620 --> 00:18:18.659
یه نفسی بگیر

00:18:33.500 --> 00:18:35.899
آروم باش.یه سیگار بکش

00:18:36.780 --> 00:18:39.739
ترک کردم -
باشه -

00:18:39.820 --> 00:18:41.739
چطور٬یکی داری؟

00:18:52.540 --> 00:18:55.459
بفرما.یه «چسترفیلد» (مارک سیگار) بکش

00:19:14.380 --> 00:19:16.979
خب.بیا چیزی که اتفاق افتاد
رو مرور کنیم

00:19:18.901 --> 00:19:20.739
ما در اون مکانیم
همه چی خوب پیش میره

00:19:20.820 --> 00:19:23.659
بعد کلید خطر زده شد -
درسته -

00:19:23.740 --> 00:19:26.659
من برگشتم و همهٔ اون
پلیسا بیرونند

00:19:29.420 --> 00:19:32.739
تو درست میگی
یه چشم بهم زدم و اونا اونجان

00:19:32.820 --> 00:19:35.079
... (بعد همه شروع کردن به دیوونه‌بازی (از شدت ترس و هیجان

00:19:35.100 --> 00:19:37.179
بعد آقای «بلوند» شروع
... کرد به کشتن همه

00:19:37.260 --> 00:19:40.299
این درست نیست -
اشکالش چیه؟ -

00:19:40.380 --> 00:19:44.059
پلیسا بعد از اینکه کلید خطر
... فعال شد پیداشون نشد

00:19:44.140 --> 00:19:47.739
«پیداشون نشد تا وقتی که آقای «بلوند
شروع کرد به شلیک‌کردن به همه

00:19:47.820 --> 00:19:50.979
تا من صدای آژیر رو شنیدم٬پلیسا رو دیدم -
نه٬اینقدر سریع نبود -

00:19:51.060 --> 00:19:54.979
اونا نگذاشتن حضورشون معلوم بشه
تا بعد از اینکه آقای «بلوند» تبدیل به یه آدم دیوانه شد

00:19:55.060 --> 00:19:56.939
من نمیگم اونا اونجا نبودند
میگم اونا اونجا بودند

00:19:57.020 --> 00:20:01.499
اما حرکتی انجام ندادن تا بعد اینکه
بلوند» شروع کرد به شلیک کردن به همه»

00:20:01.620 --> 00:20:04.019
یعنی میگم این دلیل اینه که من میدونم
ما توی تله بودیم

00:20:05.100 --> 00:20:08.459
یالا «آقای سفید»٬میتونی درکش کنی -
ببین.ببین.بس کن این «آقای سفید» گوه رو -

00:20:08.540 --> 00:20:10.328
صبر کن.صبرکن.اسم لعنتیت
رو به من نگو

00:20:10.341 --> 00:20:12.139
نمی‌خوام بدونم

00:20:12.260 --> 00:20:14.699
یا مسیح٬منم نمی‌خوام واسه خودمو بگم

00:20:20.060 --> 00:20:22.019
درست میگی٬این بده

00:20:27.500 --> 00:20:29.659
تو چطور فرار کردی؟

00:20:29.780 --> 00:20:33.479
تو راه فرار٬تیراندازی کردم.همه شروع کردن به شلیک
پس منم واسه پیدا کردن یه فرصت٬به تیر بستمشون

00:21:11.061 --> 00:21:12.941
از ماشین گمشو بیرون

00:21:12.980 --> 00:21:15.219
حرکت کنید.. از راه برید کنار

00:21:44.300 --> 00:21:45.979
من یه چند تایی پلیس زدم

00:21:47.060 --> 00:21:48.699
تو کسی رو کشتی؟

00:21:48.820 --> 00:21:50.419
چند تا پلیس

00:21:50.500 --> 00:21:52.179
مردم واقعی نه؟

00:21:52.260 --> 00:21:53.739
فقط پلیس

00:21:54.940 --> 00:22:04.659
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.green>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:22:05.940 --> 00:22:07.659
«مرد٬می‌تونستی «آقای بلوند
رو باور کنی؟

00:22:09.340 --> 00:22:12.019
اون دیوانه‌ترین حرکتی بود که
که تا بحال دیده بودم

00:22:12.500 --> 00:22:14.899
روی چه حسابی «جو» آدمی
مثل اونو به کار گرفته؟

00:22:14.980 --> 00:22:16.459
... من نمی‌خوام کسی رو بکشم

00:22:17.540 --> 00:22:19.339
اما اگه مجبور بشم از دری خارج شم
... و تو سر راه منی

00:22:19.420 --> 00:22:21.739
هر طور که شده٬تویی که از
راه من خارج میشی

00:22:21.820 --> 00:22:23.979
این طوریه که منم بهش نگاه می کنم

00:22:24.100 --> 00:22:29.919
انتخاب کردن بین کاری که ده سال داری
... انجامش میدی یا کنار زدن چند تا مادر جندهٔ احمق

00:22:30.500 --> 00:22:31.939
... ابداً یه انتخاب نیست

00:22:33.020 --> 00:22:34.939
اما دیگه منم دیوانه نیستم

00:22:35.220 --> 00:22:36.986
آخه «جو» چی فکر کرده بوده؟

00:22:38.200 --> 00:22:40.712
من نمی‌تونم با آدمی
مثل اون کار کنم

00:22:41.900 --> 00:22:45.299
ما بی‌نهایت خوش شانسیم که ما رو نزد
... وقتی اونجا رو به رگبار بست

00:22:45.420 --> 00:22:49.219
اینقدر نزدیک شدم که خـودم
شخصاً بکشمش

00:22:49.340 --> 00:22:52.299
یعنی میگم٬همه می‌ترسن
... هـمه

00:22:53.609 --> 00:22:55.148
رفتارها عصبی میشن
این طبیعت انسانه که بترسه

00:22:55.180 --> 00:22:58.859
فرقی نمی‌کنه کی باشی٬نمی‌تونی
کاریش کنی

00:22:58.940 --> 00:23:02.819
لعنت٬مرد٬می‌ترسی از درونت
در سرت٬می‌دونی؟

00:23:02.900 --> 00:23:07.099
بعد یه چند ثانیه‌ای به خودت زمان میدی
... تا وضع رو کنترل کنی

00:23:07.180 --> 00:23:10.259
و باهاش کنار بیای٬اما کاری که نمی‌کنی
اینه که شروع کنی به تیر بستن اونجا و کشتن مردم

00:23:10.340 --> 00:23:14.179
نه٬کاری که انتظار میره انجام بدی
اینه که مثل یک حرفه‌ای واقعی رفتار کنی

00:23:14.260 --> 00:23:16.899
یه روانی٬یه حرفه‌ای نیست

00:23:16.980 --> 00:23:18.819
من نمی‌تونم با یه روانی کار کنم

00:23:18.900 --> 00:23:21.899
تو نمی‌دونی حرکت بعدیِ این
احمق‌های مریض چیه

00:23:23.380 --> 00:23:28.099
یعنی میگم٬یا مسیح٬فکر می‌کنی
اون دختر سیاه‌پوست چند سالش بود؟ بیست؟

00:23:28.900 --> 00:23:30.499
شاید ۲۱؟ -
تازه شاید -

00:23:32.500 --> 00:23:34.939
هی٬تو دیدی برای بقیه چه اتفاقی افتاد؟

00:23:36.220 --> 00:23:39.899
من و «نارنجی» پریدیم توی ماشین
قهوه‌ای» تخت‌گاز رفت»

00:23:39.980 --> 00:23:41.979
بعد از اون نمی‌دونم چی پیش اومد

00:23:42.100 --> 00:23:44.099
در اون زمان٬هر کی به فکر
نجات خودش بوده

00:23:44.220 --> 00:23:47.979
«تا جایی که به آقای «بلوند» و «آبی
... مربوط میشه٬اصلاً هیچی به ذهنم نمیرسه

00:23:48.100 --> 00:23:49.539
چون که وقتی زدم بیرون
اصلاً عقبو نگاه نکردم

00:23:49.620 --> 00:23:51.659
چی فکر می‌کنی؟

00:23:51.780 --> 00:23:55.099
چی فکر می‌کنم؟ پلیسا یا گرفتنشون
یا کُشتنشون

00:23:56.980 --> 00:23:59.339
امکانش نیست یه راه فرار درست
کرده باشن؟ تو یه روزنه پیدا کردی

00:23:59.420 --> 00:24:01.339
آره و اون یه معجزهٔ واقعی بود

00:24:01.420 --> 00:24:04.459
اصلاً اگه اونا فرار کردن پس کدوم گوریند؟

00:24:06.500 --> 00:24:08.408
... فکر نمی‌کنی الماس‌ها رو گرفتن و

00:24:08.421 --> 00:24:10.339
نه.امکان نداره

00:24:10.460 --> 00:24:12.539
از کجا می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

00:24:14.100 --> 00:24:16.499
من الماسا رو گرفتم

00:24:23.820 --> 00:24:25.419
رفیق خودمی

00:24:26.260 --> 00:24:29.179
کجا؟ -
مخفی‌شون کردم -

00:24:29.260 --> 00:24:33.259
ببین٬اگه میخوای با من بیای
... بیا بریم همین الان بگیریمشون٬همین لحظه

00:24:33.340 --> 00:24:35.099
... چونکه فکر ‌می‌کنم اینجا موندن ٬مرد

00:24:35.180 --> 00:24:37.339
باید عقلمون رو از دست داده باشیم

00:24:37.420 --> 00:24:41.099
نقشه این بود.ایجا همدیگه رو ببینیم -
پس بقیه کدوم خراب‌شده‌ای‌ هستن؟ -

00:24:41.180 --> 00:24:44.499
نقشه باطل و پوچه از وقتیکه ما فهمیدیم
توی گروه٬یه جاسوس داریم

00:24:44.620 --> 00:24:47.659
هیچی به ذهنمون نمیرسه در مورد
اینکه چی به سر آقای «بلوند» و آقای «آبی» اومده

00:24:47.740 --> 00:24:49.739
می‌تونن هردوشون مُرده باشن
یا دستگیر شده باشن

00:24:49.820 --> 00:24:53.119
امکانش هست پلیسا همین الان اونا رو توی مرکز پلیس
داشته باشن و در حال تحت فشار قرار دادن اونا باشن

00:24:53.500 --> 00:24:57.099
اونا اسم ما رو نمی‌دونن٬ اما می‌تونن
این مکان رو لو بدن

00:25:04.500 --> 00:25:07.539
به خدا قسم٬فکرکنم نفرین شدم

00:25:08.580 --> 00:25:10.139
چی؟

00:25:11.740 --> 00:25:14.859
... دو کار قبلتر٬یه کار چهار نفره بود

00:25:14.980 --> 00:25:17.819
ما فهمیدیم یکی توی تیم
پلیس مخفیه

00:25:19.900 --> 00:25:21.339
چرت نگو!؟

00:25:22.340 --> 00:25:25.139
شکر خدا به موقع فهمیدیم

00:25:25.220 --> 00:25:28.899
ما بایستی همه چی رو فراموش می‌‌کردیم
فقط بی‌خیال قضیه شیم

00:25:28.980 --> 00:25:31.059
خب٬جاسوس این دفعه کیه؟

00:25:31.140 --> 00:25:33.499
آقای آبی»؟»

00:25:33.620 --> 00:25:35.459
آقای قهوه‌ای»؟»

00:25:35.540 --> 00:25:36.979
جو»؟»

00:25:37.060 --> 00:25:39.699
«گوش کن٬ترتیب چیدن همهٔ کارها با «جو
... بوده٬شاید گذاشتن تله هم کار خودش بوده

00:25:39.780 --> 00:25:42.979
قبول ندارم.من و «جو» خیلی
وقته همدیگه رو می شناسیم

00:25:43.060 --> 00:25:46.499
می‌تونم بهت بگم قطعاً٬«جو» در مورد
این گَند هیچی نمی‌دونسته

00:25:46.580 --> 00:25:48.339
ببین من از وقتی بچه بودم
... جو» رو می‌شناسم»

00:25:48.420 --> 00:25:51.579
و اینکه بگم «قطعاً» ربطی بهش نداره
مسخره است

00:25:51.660 --> 00:25:54.579
من می‌تونم بگم من قطعاً اینکارو نکردم
چونکه می‌دونم چیکار کردم یا چیکار نکردم

00:25:54.660 --> 00:25:58.019
اما در مورد بقیه نمی‌تونم قطعاً بگم
چونکه قطعاً و کامل اونا رو نمی‌شناسم

00:25:58.100 --> 00:26:00.219
با همهٔ چیزی که من می‌دونم
تو اون جاسوسی

00:26:00.300 --> 00:26:02.779
با همهٔ چیزی که من می‌دونم
تو اون جاسوس لعنتی هستی

00:26:02.860 --> 00:26:05.259
خیلی خب٬حالا داری
... از مغزت استفاده می‌کنی

00:26:05.340 --> 00:26:07.019
با همه چیزی که ما می‌دونیم
اون همون جاسوسه

00:26:07.100 --> 00:26:11.059
هی٬اون بچه که اونجاست داره می‌میره
... بخاطر گلولهٔ لعنتی که من دیدم بهش خورد

00:26:11.140 --> 00:26:12.779
پس اونو «جاسوس» صدا نمی‌کنی

00:26:12.860 --> 00:26:15.739
ببین..من درست میگم٬باشه؟

00:26:15.820 --> 00:26:17.899
یکی جاسوسه

00:26:22.900 --> 00:26:26.379
توالت این سیاهچال کجاست؟
باید اسهال شده باشم

00:26:28.380 --> 00:26:32.339
برو پایینِ هال٬سمت چپ٬پله‌ها
رو برو بالا و سمت راست

00:26:40.820 --> 00:26:42.619
راستی «آلاباما» چطوره؟

00:26:42.740 --> 00:26:44.699
آلاباما»؟»

00:26:44.820 --> 00:26:47.219
بیشتر از یک سال و نیمه که
اونو ندیدم

00:26:48.260 --> 00:26:50.139
من فکر می‌کردم شما
دو تا یه تیم‌اید

00:26:52.220 --> 00:26:54.019
... برای یه مدت کوتاه بودیم

00:26:54.100 --> 00:26:57.539
ما تقریباً چهار تا کار با هم بودیم
بعد تصمیم گرفتیم دیگه ادامش ندیم

00:26:57.620 --> 00:26:59.219
چرا؟

00:27:02.100 --> 00:27:06.059
اون موقعیت زن و مرد رو برای یه مدت زیادی
به زور جلو می‌بری و بعد یه مدت بهت گیر می‌کنه

00:27:06.180 --> 00:27:08.339
الان چیکار می‌کنه؟

00:27:08.420 --> 00:27:10.019
با «فرانک مک‌گار» رابطه ایجاد کرد

00:27:10.140 --> 00:27:13.619
چند تایی کار باهم انجام دادن
عجب زنی.. سارق کوچولوی خوب

00:27:18.020 --> 00:27:19.819
خب پیغام تلگراف رو توضیح بده

00:27:19.940 --> 00:27:21.499
کار پنج نفره

00:27:21.580 --> 00:27:23.819
حمله و فرار سریع از یه عمده فروشیِ الماس

00:27:23.940 --> 00:27:27.219
بعدش می‌تونی آبشون کنی؟ من هیچ‌کس
رو نمی‌شناسم که بتونه الماس آب کنه

00:27:27.300 --> 00:27:29.139
مشکلی نیست.افرادی رو
داریم که منتظرشن

00:27:29.220 --> 00:27:32.659
به سر «مارسلوس اسپایوی» چی اومد؟
اون نبود که همیشه الماسات رو آب می‌کرد

00:27:32.740 --> 00:27:35.099
داره بیست سال حبسش
رو تو زندان «سوزان ویل» میکشه

00:27:35.180 --> 00:27:37.539
بیست سال؟ یا خدا

00:27:37.620 --> 00:27:39.899
واسه چی؟ -
بدشانسی -

00:27:39.980 --> 00:27:41.859
کاملاً باهات موافقم

00:27:42.900 --> 00:27:46.059
نمایش چه شکلیه ؟ -
آخرش توی دو دقیقه -

00:27:46.180 --> 00:27:47.659
اما یه دو دقیقهٔ سخته

00:27:47.740 --> 00:27:51.699
روشناییِ روز٬توی ساعت کاری
سروکار داشتن با مردم

00:27:51.780 --> 00:27:53.819
اما شما افرادی رو دارید
که با مردم کنار بیان

00:27:53.900 --> 00:27:56.739
کارکنانش چند تاست؟ -
من میگم حدود بیست تا -

00:27:56.820 --> 00:27:58.459
امنیت خیلی ضعیف

00:27:58.540 --> 00:28:00.739
اونا بیشتر معمولاً در قالب
صندوق تجارت می‌کنند

00:28:00.860 --> 00:28:04.179
می‌دونی٬سنگ‌های تراش نخورده
از اتحادیهٔ الماس

00:28:04.260 --> 00:28:08.979
اما در این روز خاص٬اونا یه محموله
سنگ جلاء داده شده از «اسراییل» می‌گیرند

00:28:09.060 --> 00:28:13.579
اونا مثلِ ایستگاه‌های فرعی بین راهی‌اند
«روز بعدش بارگیری می کنند و می‌فرستند به «ورمونت

00:28:13.700 --> 00:28:15.659
نه٬نمی‌فرستند

00:28:17.980 --> 00:28:20.139
سهمش چقدره٬بابا؟

00:28:20.220 --> 00:28:21.979
پُرسود٬جوون

00:28:22.060 --> 00:28:24.859
واقعاً پُرسود

00:28:26.660 --> 00:28:30.059
ببین مرد٬هر کاری میخوای بکُن
من از اینجا میرم

00:28:30.180 --> 00:28:32.139
میخوام برای چند روزی
توی یه متل بمونم

00:28:32.260 --> 00:28:34.739
می‌دونی٬آفتابی نمیشم
«تماس می‌گیرم با «جو

00:28:34.820 --> 00:28:36.659
گوه٬رو دستمون مُرد؟

00:28:39.260 --> 00:28:40.979
ها؟ مُرده یا چی؟

00:28:43.380 --> 00:28:46.699
نمُرده -
اون چیه؟ -

00:28:49.340 --> 00:28:53.419
بدجوری ترسیدم مرد
گفتم حتماً مُرده

00:28:53.540 --> 00:28:56.179
بدون رسیدگی پزشکی
حتماً می‌میره

00:28:57.180 --> 00:28:59.899
چیکار می‌خوای کنیم؟
نمی‌تونیم ببریمش بیمارستان

00:29:01.980 --> 00:29:05.779
بدون رسیدگی پزشکی ممکنه
اون مرد تا آخر شب زنده نمونه

00:29:05.860 --> 00:29:08.739
اون گلوله که تو
شکمشه تقصیر منه

00:29:08.820 --> 00:29:12.579
شاید این واسه تو اصلاً معنی‌ نداشته
باشه٬اما واسه من خیلی معنی میده

00:29:12.660 --> 00:29:16.699
اولین کارها اول.باشه؟ اینجا موندن احمقانست
ما باید یه جایی رو رِزرو کنیم

00:29:16.780 --> 00:29:18.539
میگی چیکار کنیم؟ بریم هتل؟

00:29:18.620 --> 00:29:20.739
ما یکی رو داریم که از شکم تیر خورده

00:29:20.820 --> 00:29:23.059
نمی‌تونه راه بره٬همینطورم داره
ازش خون میره

00:29:23.180 --> 00:29:25.779
وقتی هم بیداره٬از درد فریاد میزنه

00:29:26.880 --> 00:29:28.939
اگه فکری داری٬بریز بیرون

00:29:28.940 --> 00:29:30.899
جو» می‌تونست کمک کنه»

00:29:30.980 --> 00:29:33.219
... اگه می‌تونستیم با «جو» تماس بگیریم

00:29:33.300 --> 00:29:37.659
جو» می‌تونه ببرش پیش یه دکتر»
جو» می‌تونه یه دکتر بیاره تا ببینتش»

00:29:38.620 --> 00:29:42.499
به فرض که بتونیم به «جو» اعتماد کنیم
چطور می‌خوایم باهاش تماس بگیریم

00:29:42.620 --> 00:29:46.939
ها؟ قرار شد که اینجا باشه که نیست
که این منو در مورد اینجا بودن خیلی عصبی می‌کنه

00:29:47.020 --> 00:29:50.739
حتی اگه با ما رو راست بوده و قابل اعتماده
فکر نکنم از ما خیلی راضی باشه

00:29:50.820 --> 00:29:53.419
اون نقشهٔ یه دزدی رو کشید
و مسئولیت یه حموم خون نصیبش شد

00:29:53.500 --> 00:29:56.419
چیزی که گیرش اومد٬پلیسای مُرده
دزدای مُرده٬مردم مُرده‌ست

00:29:56.500 --> 00:29:59.819
یا مسیح٬من شک هم دارم که چندان همدردی‌
واسه مخمصه‌ای که ما توشیم داشته باشه

00:29:59.900 --> 00:30:02.448
اگه من جاش بودم٬تا جایی که
... می‌شد٬هر چه بیشتر

00:30:02.461 --> 00:30:05.019
بین خودم و همچین دردسری٬فاصله می‌گذاشتم

00:30:08.260 --> 00:30:14.579
قبل اینکه بیای اینجا٬آقای «نارنجی» ازم
می‌خواست ببرمش پیش یه دکتر٬به یه بیمارستان

00:30:16.700 --> 00:30:19.859
حالا اینکه از فکرِ تحویل دادنش به پلیسا
... خوشم نمیاد

00:30:19.940 --> 00:30:21.619
اما اگه اینکارو نکنیم٬می‌میره

00:30:22.540 --> 00:30:24.499
التماسم می‌کرد که اینکارو کنم

00:30:25.580 --> 00:30:29.499
خیلی خب..پس فکر کنم
می‌بریمش به یه بیمارستان

00:30:29.580 --> 00:30:31.499
اگه این چیزی بوده که گفته
بیا انجامش بدیم

00:30:31.580 --> 00:30:34.619
از اونجایی‌ که چیزی در مورد ما
نمی‌دونه٬نظر من اینه که این تصمیم خودشه

00:30:34.700 --> 00:30:36.299
خب یخورده در مورد من می‌دونه

00:30:39.460 --> 00:30:42.859
چی؟ صبر کن٬صبر کن.تو که اسمت رو
بهش نگفتی٬گفتی؟

00:30:42.980 --> 00:30:45.739
بهش اسم کوچیکم رو گفتم
و اینکه اهل کجام

00:30:45.860 --> 00:30:47.339
چرا؟

00:30:49.020 --> 00:30:53.619
چند روز پیش بهش گفتم که اهل کجام
فقط یه گفتگوی عادی بود

00:30:54.700 --> 00:30:57.459
چرا اسمت رو بهش بگی وقتی قرار نبوده ؟

00:30:57.580 --> 00:30:59.019
پـرسـید

00:31:00.740 --> 00:31:04.219
تازه از دست پلیسا فرار کرده بودیم
همون موقع تیر خورد

00:31:04.300 --> 00:31:06.539
اشتباه من بود که اون تیر خورد

00:31:07.860 --> 00:31:09.859
... غَرق خون شده

00:31:09.940 --> 00:31:11.619
... داره جیغ میکشه

00:31:12.620 --> 00:31:15.979
به خدا قسم٬فکر کردم می‌میره
... همون موقع و همون جا

00:31:16.060 --> 00:31:17.859
... سعی می‌کنم که دلداریش بدم

00:31:19.060 --> 00:31:23.699
بهش میگم نگران نباش٬همه چی
درست میشه٬من حواسم بهش هست

00:31:23.780 --> 00:31:25.659
... و ازم پرسید که اسمت چیه

00:31:27.860 --> 00:31:30.216
یعنی میگم مَرده داشت
توی دستام می‌مُرد

00:31:30.250 --> 00:31:32.252
چه گوهی قرار بود بخورم ؟

00:31:33.740 --> 00:31:38.899
بگم «شرمنده٬من نمی‌تونم این
... اطلاعات لعنتیو رو کنم

00:31:38.980 --> 00:31:40.619
... خلافه قوانینه

00:31:41.580 --> 00:31:44.539
«بهت زیاد اعتماد ندارم

00:31:44.660 --> 00:31:48.099
... شاید باید می‌گفتم اما نتونستم

00:31:48.180 --> 00:31:50.539
گاییدم تو رو تو.گاییدم «جو» رو

00:31:50.620 --> 00:31:53.699
... مطمئنم صحنهٔ خیلی زیبایی بوده بینِ -
منو به مسخره نگیر -

00:31:53.780 --> 00:31:56.579
من یه سوال ازت دارم.آیا اونا یه پرونده
ازت دارن که بگه اهل کجایی؟

00:31:56.660 --> 00:31:58.859
آره -
خب٬پس دیگه حرفی باقی نمی‌مونه٬مرد -

00:31:58.940 --> 00:32:01.939
یعنی میگم٬نگرانیم دربارهٔ امکانات
عکس‌ بازداشتی» (عکسی که پس از دستگیری از فرد گرفته می‌شود) همین بود»

00:32:02.060 --> 00:32:04.299
حالا یک-اون اسمت رو می‌دونه٬ دو-اینکه
... چه شکلی هستی

00:32:04.380 --> 00:32:06.379
سه-اهل کجایی٬چهار-تخصصت چیه

00:32:06.460 --> 00:32:09.739
اونا مجبور نیستن کُلی عکس
نشونش بدن تا تو رو پیدا کنه

00:32:09.860 --> 00:32:13.179
فقط همینه دیگه٬چرا چیز دیگه‌ای
بهش نگفتی که انتخاب کردن رو ساده‌تر کنه ؟

00:32:13.260 --> 00:32:16.659
اگه بازم مجبور بشم بهت بگم که
تمومش کن٬کارمون به دعوا میرسه

00:32:16.780 --> 00:32:18.619
ما نمی‌بریمش به بیمارستان

00:32:19.940 --> 00:32:21.579
اگه نبریم٬اون می‌میره

00:32:21.700 --> 00:32:24.579
خیلی متاسفم در موردش اما بعضی
آدما خوش‌ شانسن و بعضی نه

00:32:24.700 --> 00:32:27.419
واسه چی به من دست می‌زنی مرد؟

00:32:32.220 --> 00:32:34.779
میخوای با اعصاب من بازی کنی؟ نشونت
میدم با اعصاب کی داری وَر میری

00:32:34.860 --> 00:32:37.019
... میخوای منو بزنی٬تو تیکه گوه؟ یالا بزن

00:32:37.100 --> 00:32:40.219
گاییدمت «سفید»٬من این وضع رو
... درست نکردم٬من دارم باهاش مقابله می‌کنم

00:32:40.300 --> 00:32:42.248
تو مثل یه سارق سال اولی
رفتار می‌کنی

00:32:42.261 --> 00:32:44.219
من مثل یه حرفه‌ای رفتار می‌کنم

00:32:44.300 --> 00:32:45.899
... اونو بگیرن٬می‌تونن تو رو بگیرن

00:32:46.020 --> 00:32:49.219
تو رو بگیرن٬اونا به من نزدیک‌تر
میشن و این نمی‌تونه اتفاق بیافته

00:32:49.300 --> 00:32:51.668
تو طوری به من نگاه می‌کنی که
... انگار تقصیر منه

00:32:51.681 --> 00:32:54.059
من اسمم رو بهش نگفتم
... من بهش نگفتم که اهل کجام

00:32:54.140 --> 00:32:57.099
گوه٬ پونزده دقیقهٔ قبل تقریباً
... اسمت رو به منم گفتی

00:32:57.180 --> 00:32:59.579
ما تو وضعی گیر کردیم
که تو درستش کردی

00:32:59.700 --> 00:33:02.979
اگه می‌خوای نگاه‌های بدتو به جایی
بندازی٬یه نگاه به آینه بنداز

00:33:03.060 --> 00:33:05.939
شما بچه‌ها نباید اینقدر
... خشن بازی کنید

00:33:06.020 --> 00:33:08.539
یکی میخواد شروع به گریه‌کردن کنه

00:33:08.660 --> 00:33:09.859
«آقای «بلوند

00:33:13.020 --> 00:33:14.859
گوه٬بدجور لگدم می‌زدی

00:33:19.780 --> 00:33:23.539
چی به سرت اومد؟
فکر کردیم مُردی

00:33:27.100 --> 00:33:29.659
هی٬سالمی؟

00:33:31.220 --> 00:33:33.379
دیدی به سر «آبی» چی اومد؟

00:33:33.460 --> 00:33:35.268
ما نمی‌دونستیم چه اتفاقی
... واسه تو و «آبی» افتاد

00:33:35.281 --> 00:33:37.199
این چیزی بود که در
... موردش شک داشتیم٬یالا مرد

00:33:39.380 --> 00:33:42.059
ببین٬«قهوه‌ای» مُرده
... نارنجی» از شکم تیر خورده»

00:33:42.140 --> 00:33:44.419
کافیه .. کافیه

00:33:44.500 --> 00:33:46.539
تو بهتره شروع به
... حرف زدن کنی احمق

00:33:47.620 --> 00:33:49.699
بخاطر گندی که بالا آوردیم
نیازه که دربارش حرف بزنیم

00:33:50.580 --> 00:33:52.379
... ما همین الانش هم شوک‌زده هستیم

00:33:52.500 --> 00:33:56.299
اینکه بخوایم واسه ما عجیب و غریب بازی در بیاری مثل اینه
(که یه کیسه واسه کونمون بخوایم (اشاره به وضعیت بعد از جراحی کولوستومی

00:33:56.940 --> 00:33:58.499
باشه٬صحبت کنیم

00:33:58.580 --> 00:34:02.979
ما فکر می‌کنیم یه جاسوس تو گروه داریم -
من تضمین می‌کنم که یه جاسوس تو گروه داریم -

00:34:03.060 --> 00:34:04.859
چی باعث شده این حرفو بزنی؟

00:34:04.940 --> 00:34:06.939
به نظر این جوک میاد؟

00:34:07.060 --> 00:34:09.539
ببین٬ما فکر می‌کنیم این مکان امن نیست

00:34:09.620 --> 00:34:12.619
این مکان مطمئن نیست.ما میریم
تو هم باید با ما بیای

00:34:12.700 --> 00:34:14.939
هیچ‌‌کس٬هیچ جا نمیره

00:34:16.060 --> 00:34:18.499
... بشاش به این گوه

00:34:18.580 --> 00:34:21.739
ما از اینجا میریم -
«قدم دیگه‌ای بر ندار٬آقای «سفید -

00:34:22.800 --> 00:34:25.199
... گاییدمت روانی

00:34:27.620 --> 00:34:29.808
بخاطر اشتباه لعنتیِ تو
ما تو این مشکلیم

00:34:29.821 --> 00:34:32.019
مشکل این بابا چیه؟

00:34:32.100 --> 00:34:35.059
مشکل من چیه؟ آره٬من یه
... مشکل کیری دارم

00:34:35.140 --> 00:34:37.019
... من یه مشکل کیری بزرگ دارم

00:34:38.060 --> 00:34:41.059
با هر دیوانهٔ «عشقِ تفنگ‌بازی» که
تقریباً به من شلیک کنه

00:34:42.620 --> 00:34:44.779
دربارهٔ چی داری زِر می‌زنی؟

00:34:44.860 --> 00:34:46.619
... اون تیراندازی سرخوشانت

00:34:47.940 --> 00:34:50.259
تو فروشگاه٬یادت میاد؟

00:34:50.340 --> 00:34:53.179
لعنت بهشون.اونا کلید خطر
... رو زدن

00:34:53.260 --> 00:34:54.859
اونا لایق چیزی که گرفتن٬بودن

00:34:54.980 --> 00:34:56.619
... تو تقریباً منو کشتی

00:34:58.380 --> 00:35:00.059
احمق

00:35:02.000 --> 00:35:06.119
اگه فهمیده بودم چه جور آدمی هستی
اصلاً قبول نمی‌کردم باهات کار کنم

00:35:07.580 --> 00:35:10.139
میخوای تموم روز رو واق‌واق
... کنی٬هـاپو کوچولو

00:35:11.500 --> 00:35:12.859
یا میخوای گاز بگیری؟

00:35:12.940 --> 00:35:15.019
چی بود اون؟

00:35:17.620 --> 00:35:20.019
... عذر می‌خوام٬متوجه نشدم

00:35:20.100 --> 00:35:21.579
ممکنه تکرارش کنی؟

00:35:21.660 --> 00:35:24.659
میخوای تموم روز رو واق‌واق
... کنی٬هـاپو کوچولو

00:35:26.740 --> 00:35:28.459
یا میخوای گاز بگیری؟

00:35:28.540 --> 00:35:31.539
شما دو تا احمق٬آروم بگیرید
هی٬بی‌خیال

00:35:31.620 --> 00:35:35.179
چیه؟ ما اینجا تو یه تفریحگاهیم٬ها؟
تنها حرفه‌ای اینجا منم؟

00:35:35.260 --> 00:35:37.499
شما لعنتی‌ها مثل یه مشت
کاکاسیاه لعنتی رفتار می‌کنید

00:35:37.580 --> 00:35:41.219
با کاکاسیاه‌ها کار کردید؟ها؟ درست مثل
شما دو تا.همش میگن میخوان همدیگه رو بکشن

00:35:41.300 --> 00:35:42.588
خودت گفتی در مورد کشتنش فکر کردی

00:35:42.601 --> 00:35:43.899
تو همچین زری زدی؟

00:35:44.020 --> 00:35:45.739
... آره٬من گفتم.باشه؟من گفتم

00:35:45.860 --> 00:35:49.179
اما این٬اون موقع بود.حالا این
آدم تنها کسیه که کاملاً بهش اطمینان دارم

00:35:49.260 --> 00:35:50.728
اون آدمکش‌تر از اینه که با پلیسا باشه

00:35:50.741 --> 00:35:52.219
طرف اونو گرفتی؟

00:35:52.300 --> 00:35:55.339
نه٬گور بابای «طرف»٬چیزی که
ما الان نیاز داریم٬یخورده همبستگیه

00:35:55.460 --> 00:35:57.259
... یه نفر یه سیخ داغ به کون ما جا کرده

00:35:57.380 --> 00:36:00.059
و من می‌خوام بفهمم
... که اون کیه

00:36:02.340 --> 00:36:06.219
ببین٬می‌دونم من اون تیکه گوه نیستم
... و کاملاً مطمئنم تو هم نیستی

00:36:06.340 --> 00:36:08.139
و حتم دارم که تو هم قابل اعتمادی

00:36:08.260 --> 00:36:11.739
پس بیاید سعی کنیم و بفهمیم
آدم بده کیه٬باشه؟

00:36:16.540 --> 00:36:18.339
...این واقعاً هیجان‌انگیز بود

00:36:20.140 --> 00:36:23.859
شرط می بندم تو یه طرفدار سرسخت
لی ماروین» (بازیگر قدیمی سینما) هستی٬درسته؟»

00:36:25.820 --> 00:36:27.939
منم همینطور.من عاشق اون آدمم

00:36:30.300 --> 00:36:33.739
قلبم خیلی تند داره میزنه
الانه که همینجا یه حمله قلبی بگیرم

00:36:35.260 --> 00:36:39.899
چیزی بیرون دارم که می‌خوام
به شماها نشون بدم٬پس دنبالم بیاین

00:36:39.980 --> 00:36:41.859
دنبال تو؟ کجا؟

00:36:41.940 --> 00:36:44.219
سمت ماشینم

00:36:45.460 --> 00:36:48.299
چیه٬فراموش کردی سیب‌زمینی
سرخ‌کرده تو با نوشابه همراهی کنی؟

00:36:48.380 --> 00:36:50.019
نه٬از قبل اونا رو داشتم

00:36:50.140 --> 00:36:53.939
چیزی گرفتم که فکر می‌کنم شاید
بخواید ببینید.یه سورپرایز بزرگه

00:36:54.060 --> 00:36:57.379
مطمئنم خوشتون میاد.بیاید

00:37:06.620 --> 00:37:08.699
ما هنوزم باید از اینجا
... خارج شیم٬می‌دونی

00:37:10.020 --> 00:37:12.059
نه.ما منتظر می‌مونیم و
صبر می‌کنیم

00:37:12.140 --> 00:37:15.339
برای کی٬پلیسا؟ -
«نه.«ادی مرد خوب -

00:37:15.420 --> 00:37:17.608
ادی مرد خوب»؟ چه باعث میشه»
... که فکر کنی

00:37:17.621 --> 00:37:19.819
اون الان سوار یه هواپیما
توی نیمهٔ راهش به «کاستاریکا» نیست

00:37:19.900 --> 00:37:23.219
چونکه باهاش تلفنی حرف زدم
و گفت تو راه اینجاست

00:37:23.340 --> 00:37:26.819
تو با «ادی» حرف زدی؟ خب چرا
اینو همون اول نگفتی؟

00:37:26.900 --> 00:37:29.179
چونکه اصلاً ازم نپرسیدی -
هار هار خندیدم -

00:37:29.300 --> 00:37:32.059
چی گفت اون؟ -
گفت بمونید -

00:37:32.820 --> 00:37:35.179
... پس٬در این فاصله

00:37:35.300 --> 00:37:37.219
بذارید به شما آقایون چیزی نشون بدم

00:37:44.260 --> 00:37:47.379
شاید این پسر آبی پوشمون
... بتونه به بعضی از این سوالات

00:37:47.460 --> 00:37:50.459
دربارهٔ این موضوعِ جاسوس که
صحبتشو می‌کردید٬جواب بده

00:37:50.540 --> 00:37:53.139
تو شاهکاری رفیق

00:37:53.220 --> 00:37:55.779
بد فکری نیست.بیا از اینجا
بیاریمش بیرون

00:37:58.820 --> 00:38:00.419
هی«سید»٬آروم میشی؟

00:38:00.540 --> 00:38:02.408
من خیلی وقته که تو رو می شناسم
من ناراحت نیستم

00:38:02.421 --> 00:38:04.299
می‌دونم کارم رو تلافی می‌کنی

00:38:05.260 --> 00:38:08.179
به من چیزی که از قبل
می‌دونم نگو٬خجالتم نده

00:38:09.140 --> 00:38:11.579
... پس تو چند ماه بد رو داشتی

00:38:11.660 --> 00:38:13.699
تو کاری رو می‌کنی که
هرکس دیگه‌ای هم می‌کنه

00:38:13.780 --> 00:38:18.419
اهمیت نمیدم اگه اون «جی‌پی مورگان» یا
ایروینگِ» خیـاط هست٬تو طاقت آوردی»

00:38:18.500 --> 00:38:21.099
ویک وگا» بیرونه» -
صبر کن -

00:38:21.220 --> 00:38:23.219
کی؟ -
«ویک وگا» -

00:38:23.300 --> 00:38:25.099
بهش بگو بیاد

00:38:25.180 --> 00:38:26.899
من باید برم -
بیا تو -

00:38:26.980 --> 00:38:30.939
یکی از دوستام بیرونه.قوی و امیدوار بمون
باهات صحبت می‌کنم.نگران نباش

00:38:36.060 --> 00:38:37.859
«سلام٬به خونه خوش اومدی٬«ویک

00:38:38.820 --> 00:38:41.539
حس آزادی چطوره٬ها؟

00:38:41.660 --> 00:38:45.019
یه تغییره -
این یه حقیقت غمناکه -

00:38:45.100 --> 00:38:48.179
بشین٬کُتت رو در بیار٬راحت باش

00:38:48.300 --> 00:38:50.099
یه نوشیدنی کوچیک می‌خوای؟

00:38:50.180 --> 00:38:52.859
با یخورده «رمی مارتین» چطوری؟

00:38:52.940 --> 00:38:55.019
البته

00:38:55.140 --> 00:38:56.819
افسر ناظرت کیه؟

00:38:58.540 --> 00:39:00.499
«سیمور اسکاگنتی»

00:39:00.580 --> 00:39:02.339
چطوره؟

00:39:03.580 --> 00:39:05.139
... یه کیریه واقعی

00:39:05.220 --> 00:39:07.139
حتی اجازه نمیده «بازگردان‌گاه» (محل اسکان زندانیان
بعد از آزادی مشروط) رو ترک کنم

00:39:07.220 --> 00:39:09.779
می‌دونی٬هیچ وقت نیست که
... باعث تعجبم نشه

00:39:09.900 --> 00:39:14.419
یه حیوون سیاه جنگلی٬گلوی
... چند تا پیرزن رو واسه ۲۵ سنت می‌بُره

00:39:14.500 --> 00:39:17.019
افسر ناظرش
... (میشه «دوریس دی» (بازیگر زن قدیمی سینما

00:39:17.100 --> 00:39:20.539
مرد خوبی مثل تو نصیبش
میشه یه احمق تُخمی

00:39:22.940 --> 00:39:26.219
می‌خوام بدونی من قدردان همهٔ چیزهایی
که برام تو زندان فرستادی٬هستم

00:39:26.300 --> 00:39:30.499
قرار بود چیکار کنم٬فراموشت کنم؟

00:39:30.580 --> 00:39:33.219
فقط می‌خوام بدونی که
این برام خیلی ارزش داشت

00:39:33.340 --> 00:39:36.939
اون کوچکترین کاری بود که می‌تونستم بکنم
آرزومه که می‌توستم خیلی بیشتر انجام بدم

00:39:37.020 --> 00:39:38.699
«خیلی ممنون «جو

00:39:40.100 --> 00:39:41.539
... «ویک»

00:39:44.820 --> 00:39:46.459
ویک» خلال‌دندون»

00:39:48.340 --> 00:39:52.339
خب٬داستانت رو برام بگو بچه
برنامه‌هات چیه؟

00:39:52.420 --> 00:39:56.099
توی حروم‌زاده.دارم می‌بینم که نشستی
اونجا٬اما باورم نمیشه

00:39:56.180 --> 00:39:58.499
حالت چطوره خلال دندون -
«سلام «ادی -

00:40:03.380 --> 00:40:06.139
گوش کن٬شرمنده‌ام.من خودم باید
... می‌آوردمت

00:40:06.220 --> 00:40:09.339
... من بودم... این هفته واقعاً پرمشغله بوده

00:40:09.460 --> 00:40:11.499
سرم تو کونمه٬اصلاً حواسم
به دور و برم نیست

00:40:11.580 --> 00:40:14.899
بامزه‌ست٬این چیزی بود که من و بابات
... همین الان دربارش حرف می زدیم

00:40:14.980 --> 00:40:16.779
اینکه من باید می‌اومدم دنبالت؟

00:40:16.860 --> 00:40:19.219
نه٬اینکه سرت تو کونته و حواست
به دور و بر نیست

00:40:21.740 --> 00:40:23.139
... اومدم داخل اتاق٬اون میگه

00:40:23.260 --> 00:40:27.459
ویک خیلی خوشحالم که بالاخره»
... یکی اینجاست که می‌دونه چه خبره

00:40:27.540 --> 00:40:30.099
... پسرم ادی یه خرابکاره

00:40:30.180 --> 00:40:32.419
... داره گَند می‌زنه به کار

00:40:33.540 --> 00:40:37.259
منظورم اینه که٬من این مرد رو دوست
«دارم اما داره همه چی رو می‌فرسته ته توالت

00:40:37.340 --> 00:40:40.579
این چیزی بود که گفتی٬درسته «جو»؟
خودت بهش بگـو

00:40:40.700 --> 00:40:43.259
ادی»٬نفرت دارم که»
... این جوری بشنوی

00:40:43.340 --> 00:40:46.219
اما «ویک» اومد و ازم پرسید
... که کار چطور بوده

00:40:47.380 --> 00:40:50.579
نمیشه به کسی که تازه چهار سال حبس
رو تو زندان تموم کرده٬دروغ بگی

00:40:50.660 --> 00:40:52.659
کاملاً درسته

00:40:57.420 --> 00:40:59.819
خیلی خب٬بس کنید این
کثافت‌کاری رو.جــدا شید

00:40:59.900 --> 00:41:01.619
اینجا زمینِ بازی نیست

00:41:05.580 --> 00:41:10.939
می‌خواید غلت بزنید رو زمین
توی دفتر «ادی» بزنید٬ نه واسه من

00:41:11.020 --> 00:41:12.899
بابا٬دیدی چی شد؟ -
چی؟ -

00:41:13.900 --> 00:41:15.859
اون منو گذاشت رو زمین
و سعی کرد منو بُکُنه

00:41:15.940 --> 00:41:17.499
خوابشو ببینی

00:41:17.580 --> 00:41:20.699
تو مریض حروم‌زاده.تو سعی کردی
تو دفتر پدرم منو بُکُنی

00:41:20.820 --> 00:41:25.339
ببین «ویک»٬هر کاری که میخوای تو
... خلوت خونهٔ خودت انجام بدی٬انجام بده

00:41:25.420 --> 00:41:26.939
اما سعی نکن منو بُکُنی

00:41:27.020 --> 00:41:29.019
منظورم اینه٬این‌ طوری در موردت
فکر نمی‌کنم

00:41:29.100 --> 00:41:31.699
خیلی دوسِت دارم رفیق٬اما این
طوری در موردت فکر نمی‌کنم

00:41:35.020 --> 00:41:39.819
گوش کن اگه یه لواط‌ کارم بودم٬حتی
تو رو جلوی هم‌پیاله‌هام هم نمی‌گذاشتم

00:41:39.900 --> 00:41:42.419
نه٬نمی‌گذاشتی.نگه‌ام می‌داشتی
واسـه خودت

00:41:43.540 --> 00:41:45.819
می‌دونی٬ چهار سال خلافکارا
... بهت از کون جا کردن

00:41:45.900 --> 00:41:47.819
قدردانی می‌کنی از
یه دندهٔ گوشتی اساسـی٬ وقتی می‌بینیش

00:41:47.900 --> 00:41:51.099
«ممکنه تو رو به گاییدن بدم «مرد خوب
اما تو رو جندهٔ سگم می‌کنم

00:41:51.180 --> 00:41:52.619
منظرهٔ غمناکی نیست٬بابا ؟

00:41:52.700 --> 00:41:56.259
یه مرد پاشو که تو زندان می‌گذاره٬یه سفید پوسته
بیرون که میاد مثل یه کاکاسیاه لعنتی حرف می‌زنه

00:41:56.340 --> 00:42:00.619
می‌دونی چیه٬فکر کنم اینا همش اون
منی‌های سیاهیه که تا بحال تو کونت تلمبه شده

00:42:00.740 --> 00:42:04.699
زده به مغز لعنتیت٬داره از زبونت میاد بیرون

00:42:04.780 --> 00:42:08.539
ادی»٬به حرف زدنت ادامه بدی اینجوری»
میام می‌زنمت بدجوری

00:42:08.660 --> 00:42:11.699
خیلی خب٬تمومه دیگه این گوه‌کاری
دیـوونه شدم

00:42:11.780 --> 00:42:13.419
هر دو تون٬بشینید

00:42:19.060 --> 00:42:24.139
خب «ادی»٬وقتی می‌اومدی اینجا٬ما داشتیم
در مورد یه موضوع جدی کاری صحبت می‌کردیم

00:42:24.260 --> 00:42:27.499
الان «ویک» مشکل عفو مشروط داره

00:42:27.580 --> 00:42:30.259
افسر ناظرت کیه؟ -
«سیمور اسکاگنتی» -

00:42:30.340 --> 00:42:32.979
اسکاگنتی».لعـنت»

00:42:33.100 --> 00:42:36.059
شنیدم یه مادر جنده‌ست -
اون کیریه -

00:42:36.940 --> 00:42:40.339
حتی اجازه نمیده «بازگردان‌گاه» رو ترک کنم
مگه اینکه یه شغل مزخرفی پیدا کنم

00:42:40.420 --> 00:42:42.899
تو برگشتی واسه ما کار
کنی٬درسته؟

00:42:46.500 --> 00:42:48.379
خـب٬می‌خـوام

00:42:48.460 --> 00:42:51.708
اما اول باید ثابت کنم
... به اون کله کـیری که می‌تونم

00:42:51.721 --> 00:42:54.979
یه شغل با برنامه٬گیر بیارم .می‌دونی یه
... جور شغلی که واقعا شغله

00:42:55.060 --> 00:42:56.879
قبل از اینکه بتونم ول کنم
بیام سراغ کار خـودم

00:42:57.700 --> 00:42:59.699
... نمی‌تونم برای کار واسه شما برگردم

00:42:59.780 --> 00:43:02.388
... اگه هر شب لعنتی مجبورم نگرانِ

00:43:02.401 --> 00:43:05.019
یه سری مقررات احمقانهٔ
خاموشیِ ساعت ۱۰ ٬باشم

00:43:05.900 --> 00:43:09.379
خیلی خب٬ما می‌تونیم
اینو حـل کنیم٬نمی‌تونیم «ادی» ؟

00:43:09.460 --> 00:43:11.179
این اونقدرها هم مشکل نیست

00:43:11.300 --> 00:43:13.619
ببین ما می‌تونیم بهت
کلی کارهای قانونی بدیم

00:43:14.660 --> 00:43:17.259
به عنوان کارگر لنگرگاه
«می‌برمت سمت جنوب در «لانگ بیچ

00:43:17.340 --> 00:43:19.459
«من نمی‌خوام جعبه بار کنم «ادی

00:43:19.540 --> 00:43:22.219
... ویک» تو هیچی بار نمی‌کنی»

00:43:22.300 --> 00:43:24.219
حـتی اونجا کار هم نمی‌کنی

00:43:24.300 --> 00:43:27.019
اما تا اونجا که به مدارک مربوط
میشه٬تو کار می‌کنی

00:43:27.100 --> 00:43:29.208
تماس می‌گیرم با «ماتیوز» سرکارگر
... و بهش میگم

00:43:29.221 --> 00:43:31.339
یه شخص جدید داره
میری توی گردش شیفت کاری

00:43:31.420 --> 00:43:34.859
یه «کارت ساعت» میگیری که
هـر روز برات ساعت ورود و خـروج می‌خوره

00:43:34.940 --> 00:43:37.028
تـو آخر هفته یه حوالهٔ دستمزد
خـوب هم می‌گیری

00:43:37.041 --> 00:43:39.139
کارگرای لنگرگاه خیلی خوب
... عمل می‌کنن

00:43:40.140 --> 00:43:42.939
پـس می‌تونی به جای نسبتاً مطلوبی تغییر
... مکان داشته باشی٬بدون اینکه «اسکاگنتی» فکر کنه

00:43:43.020 --> 00:43:45.139
«این پول از کدوم گوری اومده ؟»

00:43:45.260 --> 00:43:48.659
و اگه تصمیم گرفت یه ملاقات
... غیرمنتظره داشته باشه

00:43:48.740 --> 00:43:53.379
این همون روزیه که ما فرستادیمت
به «تاستین» برای گرفتن یه باری و آوردنش

00:43:53.460 --> 00:43:55.408
... اگه اون دوباره برگشت

00:43:55.421 --> 00:43:57.379
متاسفیم سیمور٬همین الان اینجا بود»

00:43:57.460 --> 00:44:01.579
مجبور بودیم بفرستیمش
... به فرودگاه «تافت» که پنج ساعت تمام دورتره

00:44:01.660 --> 00:44:04.659
ما یه محموله داشتیم که بایستی
«در اونجا بارگیری می‌کرد

00:44:04.780 --> 00:44:08.299
بخشی از کار تو رفتن به مکان‌های
... مختلفه.قشنگیش همینه

00:44:08.380 --> 00:44:11.059
ما سراسر مکـان٬مکان‌هایی گرفتیم

00:44:11.140 --> 00:44:13.219
دیدی «ویک»٬نگفتم بهت نگران نباش؟

00:44:14.300 --> 00:44:21.059
بلبل جان
‏<c.red>..::  www.bolboljan.net ::..</c>

00:44:22.740 --> 00:44:25.339
می‌دونی٬من واقعا ممنونم از
... کاری که شماها انجام میدید

00:44:25.460 --> 00:44:30.619
اما می‌خوام بدونم وقتی که می‌تونم
برگردم٬می‌دونید٬یه کار واقعی انجام بدم

00:44:31.380 --> 00:44:35.899
خب٬گفتنش سخته٬الان یه جورایی
زمان عجیبیه

00:44:36.020 --> 00:44:37.988
... اوضاع یه جورایی

00:44:38.001 --> 00:44:39.979
چیزی که هست اینه که
یه خورده افتضاحـه

00:44:41.140 --> 00:44:44.699
ما الان داریم آماده میشیم
«برای یه ملاقات بزرگ در «لاس وگاس

00:44:44.820 --> 00:44:49.299
ببین٬فعلاً فقط بذار «ادی» ترتیب
کارت در «لانگ بیچ» رو بده

00:44:49.380 --> 00:44:52.979
... یه شغل بهت بده٬یخورده پـول

00:44:53.060 --> 00:44:56.139
و شَر این «اسکاگنتی» رو از
سرت کم کنه

00:44:56.220 --> 00:44:58.299
بعد با هم صحبت می‌کنیم٬باشه؟

00:44:59.540 --> 00:45:03.939
بابا٬من یه فکری دارم

00:45:04.020 --> 00:45:06.139
... حـالا فقط خوب گوش کن به من

00:45:07.220 --> 00:45:10.659
می‌دونم دوست نداری از افراد خودی
... تـو این کـارها استفاده کنی

00:45:10.740 --> 00:45:15.099
اما «ویک» الان٬منظورم اینه٬ هیچ کاری
هم نکرده باشه٬اما برامون خوش‌شانسی آورده

00:45:15.180 --> 00:45:18.219
به خاطر خدا ببین که این آدم
(واسه خودش یه «پای خـرگوشه» (عامل خوش شانسی

00:45:19.180 --> 00:45:21.099
من مایلم که داشته باشیمش

00:45:21.180 --> 00:45:24.499
می‌دونی که اون می‌تونه از پَسش بر میاد
و حتم داری که می‌تونی بهش اعتماد کنی

00:45:27.020 --> 00:45:29.059
... «خـب «ویک

00:45:29.140 --> 00:45:33.019
احسـاست چیه در مورد
انجام یه کار با تقریباً پنج آدم دیگه ؟

00:45:35.660 --> 00:45:37.739
احساسم دربارش عالیه

00:45:42.900 --> 00:45:46.539
«صداهای شاهکار دههٔ هفتاد کی-بیلی»
... ادامه دارد

00:45:46.620 --> 00:45:48.699
و اگـر شما دوازدهمین
... تماس‌گیرنده هستید

00:45:48.780 --> 00:45:52.339
«برندهٔ دو بلیط به «نمایش ماشین غول‌پیکر
... خـواهید شد

00:45:52.420 --> 00:45:55.579
که امشب در محل نمایش‌های
شهر «کارسـون» برگزار می‌شود

00:45:55.660 --> 00:46:00.539
با حضـور ماشین متعلق
«به بابای بـزرگ «دان بادین» معروف به «بهیموث

00:46:00.620 --> 00:46:05.839
دوازدهمین تماس‌گیرنده در ایستگاه رادیو
بـرنده می شود٬جایی که «هفتادی‌ها» بقاء یافتـند

00:46:10.620 --> 00:46:14.259
هی «داو»٬ما اینجا
تو یه موقعیت جدی قرار گرفتیم

00:46:14.340 --> 00:46:17.699
می‌دونم که می‌دونی.من باید با بابا صحبت
کنم و بفهمم که اون می‌خواد چی انجام بشه

00:46:25.580 --> 00:46:27.648
همهٔ چیزی که می‌دونم چیزیه
... که «ویک» بهم گفت.گفت که

00:46:27.661 --> 00:46:29.739
مکان تبدیل شد به
... یه فستیوال گلولهٔ لعنتی

00:46:29.820 --> 00:46:32.539
اون یه پلیس رو گروگان گرفته
فقط واسه اینکه بتونه از اونجا خلاص شه

00:46:37.740 --> 00:46:40.068
آیا به نظر میام
که دارم شوخی می‌کنم؟

00:46:40.081 --> 00:46:42.419
اون داره همینطوری می‌چرخه با یه پلیس
تو صندوق ماشینش

00:46:47.180 --> 00:46:48.539
... من نمی‌دونم کی چیکار کرده

00:46:48.620 --> 00:46:52.499
نمی‌دونم کی جنس‌ها رو گرفته
... نمی‌دونم آیا کسی جنس‌ها رو گرفته

00:46:52.580 --> 00:46:56.219
نمی‌دونم کی مُرده٬نمی‌دونم کی زندست
نمی‌دونم کی دستگیر شده٬نمی‌دونم کی نشده

00:47:11.940 --> 00:47:14.539
خواهم فهمید.الان دیگه
نزدیک اونجام

00:47:15.820 --> 00:47:17.979
اما چی به اینا بگم دربارهٔ بابا ؟

00:47:20.820 --> 00:47:23.859
خیلی خب.مطمئنی این
چیزیه که اون گفت ؟

00:47:25.540 --> 00:47:27.459
باشه٬این چیزیه که
من بهشون میگم

00:47:28.900 --> 00:47:30.968
لعنت بهت.می‌خوای یه
قهرمان باشی٬ها ؟

00:47:30.981 --> 00:47:33.059
دوست داری قهرمان بودنو ؟

00:47:33.140 --> 00:47:34.699
دوست داری قهرمان بودنو ؟

00:47:38.500 --> 00:47:40.659
بهتره بلوف زدنو تموم کنی٬رفیق

00:47:40.780 --> 00:47:43.299
می‌شنوی؟ چون می‌خوای حرف بزنی

00:47:43.380 --> 00:47:44.779
من هیچی نمی‌دونم

00:47:44.860 --> 00:47:48.659
خوبم می‌دونی.تو می‌دونی.نگاه کن به من
... خوبم می‌دونی

00:47:48.740 --> 00:47:51.219
تو این خراب‌شده چه خبره؟

00:47:51.340 --> 00:47:54.219
تو می‌پرسی چه خبره ؟ «جو» کدوم گوریه؟ -
هی٬«مرد خوب»٬ما یه پلیس گرفتیم -

00:47:55.500 --> 00:47:57.739
لعـنت.«نارنجی» مُرده

00:47:57.820 --> 00:48:01.619
نه٬نمرده.اما می‌میره اگه ما نبریمش
تا بهش رسیدگی بشه

00:48:01.700 --> 00:48:04.419
ما تو تله بودیم.پلیسا اونجا منتظر ما بودن

00:48:04.500 --> 00:48:06.619
چی؟ هیچکی٬هیچکس رو تو تله نگذاشته

00:48:06.700 --> 00:48:10.139
پلیسا منتظر ما بودن٬مرد -
کس‌شعر -

00:48:10.220 --> 00:48:13.499
گاییدمت مرد.تو اونجا نبودی
پلیسا اون فروشگاه رو تحت نظر داشتن

00:48:13.580 --> 00:48:17.979
باشه آقای کارآگاهِ کیری٬تو خیلی
خرهوشی٬ها؟ کی کرده؟

00:48:18.060 --> 00:48:20.299
پس فکر می‌کنی در مورد
چی از هم می‌پرسیدیم؟

00:48:20.380 --> 00:48:23.339
خب به چی رسیدید٬ها؟ فکر می‌کنید
من کردم؟ فکر می‌کنید من شماها رو تو تله گذاشتم؟

00:48:23.420 --> 00:48:26.259
نمی‌دونم٬اما یکی کرده

00:48:27.420 --> 00:48:28.779
هیچکی نکرده

00:48:28.860 --> 00:48:30.788
شما احمقای لعنتی یه
... فروشگاه جواهری رو تبدیل کردید به

00:48:30.801 --> 00:48:32.739
... منو احمق صدا نکن

00:48:32.820 --> 00:48:35.939
شما کودنای لعنتی یه فروشگاه جواهری رو
... تبدیل کردید به یه نمایش غرب وحشی

00:48:36.020 --> 00:48:39.579
و در تعجبید که چرا پلیسا پیداشون شد؟

00:48:40.620 --> 00:48:41.699
جوزف» کجاست ؟»

00:48:41.780 --> 00:48:44.299
نمی‌دونم.من باهاش صحبت نکردم

00:48:44.380 --> 00:48:48.619
من با «داو» حرف زدم.اون گفت بابا داره
میاد سمت اینجا و بدجوری عصبانیه

00:48:48.700 --> 00:48:51.099
عصبانیه؟ بهت گفتم عصبانی میشه

00:48:51.180 --> 00:48:52.579
جو» چی گفت؟»

00:48:52.660 --> 00:48:54.379
گفتم که٬من باهاش
صحبت نکردم

00:48:54.460 --> 00:48:55.939
همه چیزی که می‌دونم
اینه که اون عصبانیه

00:48:56.020 --> 00:48:57.579
در مورد اون میخوای چیکار کنی؟

00:48:57.700 --> 00:49:00.419
یا مسیح٬یه فرصت به من بدید
که نفس بکشم

00:49:00.500 --> 00:49:03.539
منم واسه خودم یه چند تا سوال دارم -
تو در حال مُردن نیستی٬اون هست -

00:49:03.660 --> 00:49:06.979
خیلی خب آقای دلسوز لعنتی
با یکی تماس می‌گیرم

00:49:07.060 --> 00:49:08.539
کی؟

00:49:08.620 --> 00:49:12.179
یه مارگیرِ کیری..کی فکر می‌کنی؟
به یه دکتر زنگ می زنم

00:49:12.260 --> 00:49:13.899
اون همین جا درمانش می‌کنه

00:49:13.980 --> 00:49:16.459
خب٬به سر «قهوه‌ای» و «آبی» چی اومد؟

00:49:16.540 --> 00:49:18.499
قهوه‌ای» مُرده.از «آبی» خبر نداریم»

00:49:18.580 --> 00:49:20.459
قهوه‌ای» مُرده؟ مطمئنید؟»

00:49:20.540 --> 00:49:22.619
مطمئنم.من اونجا بودم

00:49:22.700 --> 00:49:24.499
تیر گرفت به سرش

00:49:24.580 --> 00:49:27.459
هیچ‌کس نشونی نداره که چی
به سر «آقای آبی» اومده؟

00:49:27.540 --> 00:49:29.379
... یا زنده‌ست٬یا مُرده

00:49:29.460 --> 00:49:32.299
یا پلیسا گرفتنش٬یا نگرفتن

00:49:34.940 --> 00:49:37.619
مثل اینکه این همون حروم‌زاده‌ای
که در موردش بهم گفتید

00:49:37.740 --> 00:49:39.539
چرا می‌زنینش؟

00:49:39.620 --> 00:49:42.179
شاید می‌تونه بگه کی
ما رو تو تله گذاشته

00:49:42.260 --> 00:49:46.619
اگه این احمق رو به اندازهٔ کافی بزنیدش٬بهتون میگه
... که آتیش سوزی سال ۱۸۷۱ شیکاگو هم خودش راه انداخته

00:49:46.700 --> 00:49:49.299
انجام این کار به هیچ وجه لزومی نداره

00:49:49.380 --> 00:49:51.419
بی‌خیال بابا٬فکر کنید

00:49:51.540 --> 00:49:56.179
خیلی خب.اولین کارهـا٬آخر از همه
کی الماسها رو گرفته؟

00:49:56.300 --> 00:50:00.019
لطفاً یکی حداقل به من بگه٬یه لطف
... کوچیک لعنتی کنه بخاطر من

00:50:00.100 --> 00:50:02.339
من یه کیف گرفتم.من یه کیف گرفتم.باشه؟

00:50:02.460 --> 00:50:05.419
جا دادمشون تا وقتی بتونم مطمئن بشم
این جا یک مرکز پلیس نباشه

00:50:05.500 --> 00:50:07.819
آفرین به تو
حالا بریم بگیریمش

00:50:07.900 --> 00:50:10.048
اما اول باید ترتیب اون
...ماشینای بیرون رو بدیم

00:50:10.061 --> 00:50:12.219
که مثلِ بخش ماشینهای دزدیِ «سَم» شده

00:50:12.300 --> 00:50:16.139
خب٬«بلوندی»٬اینجا بمون
و مواظب این دو تا باش

00:50:17.180 --> 00:50:19.579
سفید» و «صورتی»٬هر کدوم»
... یه ماشین بگیرید

00:50:19.660 --> 00:50:21.579
من دنبالتون میام.ماشینا رو
یه جا ول کنید

00:50:21.700 --> 00:50:23.459
الماسا رو بر می‌دارید

00:50:23.540 --> 00:50:26.979
در حالی که دنبالتون میام٬ترتیب یه
جور دکتر هم میدم واسه رفیقمون

00:50:27.060 --> 00:50:28.739
ما نمی‌تونیم اینا رو با اون ول کنیم

00:50:28.820 --> 00:50:32.299
چرا نه ؟ -
چون اون یه روانیه لعنتیه -

00:50:32.420 --> 00:50:35.019
... و اگه فکر می‌کنی «جو» عصبانیه

00:50:35.100 --> 00:50:38.379
اصلاً قابل مقایسه نیست
... با اینکه من چقدر از دستش عصبانیم

00:50:38.500 --> 00:50:41.080
بخاطر قرار دادن من در همون
جایی که این حروم‌زاده‌ست

00:50:43.020 --> 00:50:45.379
می‌بینی چی رو من تحمل می‌کردم٬«ادی» ؟

00:50:45.460 --> 00:50:49.739
پامو گذاشتم اینجا٬به این آقایون
... در مورد «موندن» گفتم

00:50:50.580 --> 00:50:54.059
آقای سفید» تفنگشو می‌کشه»
... میگیرش سمت صورتم

00:50:54.140 --> 00:50:57.819
صدام میکنه «مادر جنده»٬میگه
... میخوام بکشمت

00:50:57.940 --> 00:51:00.099
... و چِرت٬چرت٬چرت٬چرت

00:51:00.180 --> 00:51:03.379
اون دلیل اینه که مکان تبدیل شد
به یه تیراندازی کردنِ سرخوشانه

00:51:03.460 --> 00:51:06.099
چی هستی تو؟ یه شریک بی‌صدا؟

00:51:06.180 --> 00:51:07.979
بگو بهش

00:51:08.060 --> 00:51:10.539
تو فروشگاه دیوونه شد
اما الان به نظر خوبه

00:51:10.660 --> 00:51:12.899
... این کاریه که اون می‌کنه

00:51:20.900 --> 00:51:24.019
بهشون گفتم کلید خطر لعنتی
... رو دست نزنن٬اونا زدن

00:51:24.100 --> 00:51:28.619
اگه اونا نکرده بودن٬کاری که من
بهشون گفتم نکنن٬هنوز زنده بودن

00:51:30.340 --> 00:51:31.939
قهرمان کیری من

00:51:34.060 --> 00:51:35.939
متشکرم

00:51:36.060 --> 00:51:38.899
این توجیهته واسه براه انداختنِ
یه کشتار دیوانه‌وار؟

00:51:39.020 --> 00:51:41.139
«من آژیر خطرها رو دوست ندارم «آقای سفید

00:51:44.260 --> 00:51:47.019
چه اهمیتی داره که کی
با پلیسه می‌مونه؟

00:51:47.100 --> 00:51:49.299
حالا که همه رو دیده٬نمیذاریم بره

00:51:49.380 --> 00:51:51.259
... من به شماها نگاه نمی‌کردم

00:51:51.340 --> 00:51:53.579
خفه بمیر٬مرد

00:51:53.660 --> 00:51:56.819
از همون اول نباید از صندوق
خارجش می‌کردید

00:51:56.900 --> 00:52:00.739
سعی کردیم در مورد تله بفهمیم -
هیچ تله‌‌ٔ گوهی وجود نداره -

00:52:00.820 --> 00:52:02.259
... حالا اخبار اینه

00:52:02.380 --> 00:52:04.979
بلوندی»٬تو اینجا می‌مونی»
و مواظب این دو تایی

00:52:06.020 --> 00:52:10.499
سفید» و «صورتی»٬شما با من میاید»
...که اگه «جو» این ماشینای پارک شدهٔ بیرون رو ببینه

00:52:10.580 --> 00:52:13.419
قسم می‌خورم درست به اندازه‌ای که
از دست شما عصبانیه٬از من هم بشه

00:52:36.540 --> 00:52:38.499
تنها شدیم بالاخره

00:52:59.900 --> 00:53:02.139
... حدس بزن

00:53:02.220 --> 00:53:04.799
(فکر کنم تو منطقهٔ قرمز (مخصوص پارک ماشین‌های اورژانس
پارک کردم

00:53:10.140 --> 00:53:11.859
خب٬کجا بودیم؟

00:53:14.460 --> 00:53:17.499
گفتم بهتون٬من هیچی در مورد
هیچ تله‌ای نمی‌دونم

00:53:19.060 --> 00:53:20.788
فقط هشت ماهه که
... توی نیروی پلیسم

00:53:20.801 --> 00:53:22.539
... اونا هیچی بهم نگفتن

00:53:25.100 --> 00:53:28.059
هیچکس هیچی بهم نگفته
می‌تونی هر چقدر که میخوای شکنجه‌ام کنی

00:53:29.060 --> 00:53:31.699
... شکنجه کردن تو.خوبه
این فکر خوبیه

00:53:31.780 --> 00:53:33.699
از این خوشم اومد.آره

00:53:34.820 --> 00:53:37.819
حتی رئیست گفت که
تله‌ای در کار نبوده

00:53:39.940 --> 00:53:41.459
چیه من ؟

00:53:41.540 --> 00:53:43.019
رئیست

00:53:44.100 --> 00:53:46.139
... ببخشید رفیق

00:53:46.220 --> 00:53:50.099
یه چیز که می‌خوام برات روشن کنم
من رئیس ندارم

00:53:50.180 --> 00:53:52.059
هیچ‌کس به من نمیگه چیکار کنم

00:53:52.940 --> 00:53:55.659
فهمیدی؟ شنیدی چی گفتم٬حروم‌زاده؟

00:53:55.780 --> 00:53:59.019
باشه.باشه.تو رئیس نداری

00:54:02.220 --> 00:54:04.219
بگیر این گوه رو

00:54:12.620 --> 00:54:15.059
ببین٬نمی‌خوام مزخرف بارت کنم٬باشه؟

00:54:16.700 --> 00:54:19.859
واقعاً به تُخمم نیست که تو
... چی می‌دونی یا نمی‌دونی

00:54:21.780 --> 00:54:23.859
اما می‌خوام شکنجت کنم در هـر صورت

00:54:26.220 --> 00:54:27.699
بی‌ملاحظه‌کاری

00:54:27.820 --> 00:54:29.779
نه برای گرفتن اطلاعات

00:54:31.820 --> 00:54:33.286
سرگرم‌کنندست

00:54:33.287 --> 00:54:33.873
سرگرم‌کنندست برام

00:54:33.874 --> 00:54:35.163
سرگرم‌کنندست برام شکنجه کردنِ

00:54:35.164 --> 00:54:36.195
سرگرم‌کنندست برام شکنجه کردنِ یه پلیس

00:54:36.300 --> 00:54:39.499
تو می‌تونی هر چی که می‌خوای بگی
چونکه قبلاً همهٔ اونا رو شنیدم

00:54:40.780 --> 00:54:42.755
...همهٔ کاری که می‌تونی کنی

00:54:42.780 --> 00:54:45.083
 دعاست برای یه مرگ سریع

00:54:48.180 --> 00:54:50.723
...که

00:54:50.748 --> 00:54:52.443
تو بهش نمی‌رسی

00:55:18.140 --> 00:55:21.979
تا بحال «صداهای شاهکار دههٔ ۷۰ کی-بیلی» رو
گوش دادی؟

00:55:25.820 --> 00:55:27.859
برنامهٔ مورد علاقمه

00:55:34.060 --> 00:55:38.899
جو ایگان» و «جری رافرتی» یک گروه»
... «دو نفره بودند معروف به «استیلرز ویل

00:55:38.980 --> 00:55:42.979
... هنگامی که آنها این محبوبِ٬بابلگام پاپِ٬سبکِ دیلانی

00:55:43.100 --> 00:55:47.739
را از ماه آوریل سال ۱۹۷۴ ضبط
... کردند.این ترانه به رتبهٔ پنجم رسیـد

00:55:47.860 --> 00:55:51.699
«همچنانکه «صداهای شاهکار دههٔ ۷۰ کی-بیلی
ادامه پیدا می‌کند

00:56:40.900 --> 00:56:43.139
... ثابت بمون

00:56:43.220 --> 00:56:45.579
ثابت بمون لعنتی

00:57:05.421 --> 00:57:07.779
به تو هم همونقدر حال داد که به من داد ؟

00:57:08.700 --> 00:57:11.459
هی.. چه خبر ؟ شنیدی اونو ؟

00:57:20.900 --> 00:57:24.299
جایی نرو.الان برمی‌گردم

00:59:09.060 --> 00:59:12.819
... نکن.. وایستا..وایستا..وایستا

00:59:12.940 --> 00:59:15.739
چیه ؟ موضوع چیه ؟ -
این کارو نکن -

00:59:15.860 --> 00:59:18.939
لطفاً.. نکن -
یخورده می‌سوزونه ؟ -

00:59:19.020 --> 00:59:21.579
فقط ایست کن.ایست کن

00:59:24.100 --> 00:59:25.699
فقط ایست کن

00:59:25.820 --> 00:59:28.339
فقط باهام صحبت کن

00:59:28.420 --> 00:59:30.219
نکن.. لطفاً

00:59:30.300 --> 00:59:32.059
نکن.منو نسوزون٬خواهش می‌کنم

00:59:34.940 --> 00:59:39.059
نکن٬التماست می‌کنم.من در مورد هیچکدوم
از شما لعنتی‌ها٬چیزی نمی‌دونم

00:59:39.140 --> 00:59:41.179
... من چیزی نمیگم

00:59:41.300 --> 00:59:42.979
نکن

00:59:43.060 --> 00:59:44.299
نکن..لطفاً نکن

00:59:44.420 --> 00:59:45.739
تمومه ؟

00:59:45.820 --> 00:59:47.059
تموم شد ؟

00:59:47.180 --> 00:59:50.699
خواهش می‌کنم.من یه بچهٔ کوچیک
... تو خونه دارم.خواهش می‌کنم

00:59:50.780 --> 00:59:53.139
همه حرفاتو زدی ؟

00:59:53.260 --> 00:59:55.299
یخـورده آتیش میل کن متـرسک

01:01:06.980 --> 01:01:09.219
اسمت چیه؟

01:01:12.420 --> 01:01:13.699
«ماروین»

01:01:15.980 --> 01:01:17.979
ماروین چی ؟

01:01:21.220 --> 01:01:22.739
«ماروین نش»

01:01:29.460 --> 01:01:32.059
... «گوش کن «ماروین

01:01:34.140 --> 01:01:36.859
«گوش کن «ماروین نش
من یه پلیسم

01:01:39.060 --> 01:01:40.619
آره٬می‌دونم

01:01:43.060 --> 01:01:44.699
می‌دونی ؟

01:01:45.780 --> 01:01:49.139
... آره.اسم تو فردی چی‌چیه

01:01:50.340 --> 01:01:52.939
نیوندایک

01:01:53.020 --> 01:01:55.139
«فردی نیوندایک»

01:01:58.980 --> 01:02:05.019
فرانکی فرشتی» ... حدود پنج ماه قبل»
ما رو به هم معرفی کرد

01:02:07.820 --> 01:02:09.579
اصلاً اینو یادم نمیاد

01:02:13.620 --> 01:02:15.419
من یادم میاد

01:02:16.540 --> 01:02:18.699
لعنـت

01:02:18.780 --> 01:02:20.939
فردی» ؟»

01:02:22.020 --> 01:02:23.939
فردی» ؟»

01:02:24.020 --> 01:02:25.939
فردی» ؟»

01:02:29.060 --> 01:02:30.859
چه شکلی‌ام ؟

01:02:33.780 --> 01:02:34.780
چی ؟

01:02:43.220 --> 01:02:45.339
«نمی‌دونم چی بهت بگم٬«ماروین

01:02:49.380 --> 01:02:51.259
... اون لعنتی

01:02:53.180 --> 01:02:55.939
... اون مریض لعنتی

01:02:56.020 --> 01:02:58.899
... اون حروم‌زاده

01:03:01.020 --> 01:03:03.099
... ماروین»٬میخوام که طاقت بیاری»

01:03:04.460 --> 01:03:07.299
پلیسا تو یه خیابون اونطرفتر
منتظر حرکتن

01:03:08.340 --> 01:03:10.699
منتظر چی هستن پس ؟

01:03:11.900 --> 01:03:17.259
اون آدم لعنتی صورتمو برید
... و گوشمو قطع کرد

01:03:17.340 --> 01:03:19.619
از ریخت و قیافه افتادم

01:03:19.700 --> 01:03:21.339
... گـاییدمت

01:03:21.420 --> 01:03:24.539
گاییدمت... من دارم اینجا جون میدم

01:03:24.620 --> 01:03:26.739
من دارم جون میدم

01:03:34.860 --> 01:03:38.019
اونا حرکتی نمی‌کنن تا وقتی که
جو کابوت» پیداش بشه»

01:03:39.020 --> 01:03:41.099
من واسه گرفتن اون فرستاده شدم

01:03:42.020 --> 01:03:45.259
خیلی خب؟ حالا گوش کن

01:03:45.340 --> 01:03:47.059
اونا گفتن اون تو راهه

01:03:47.140 --> 01:03:48.979
«الان واسه من بزدل‌بازی در نیار «ماروین

01:03:50.940 --> 01:03:53.548
... ما فقط اینجا می‌شینیم و خون میدیم

01:03:53.561 --> 01:03:56.179
تا وقتی که «جو کابوت»٬کلهٔ گوهش
رو از این در٬ رد کنه

01:04:17.780 --> 01:04:19.659
به یه مادرجنده که «نفوذ کرده» سلام کن

01:04:19.780 --> 01:04:22.939
کابوت» داره یه کارو انجام میده»
و یه حدس گُنده بزن کی رو می‌خواد واسه تیم ؟

01:04:23.020 --> 01:04:25.419
بهتره یه جور از شوخی‌های
مخصوصت نباشه

01:04:25.540 --> 01:04:29.259
شوخی نیست.من اونجـام
بقل کونشم

01:04:36.820 --> 01:04:39.819
ادی مرد خوب» بهم میگه»
... جو» می‌خواد منو ببینه»

01:04:39.900 --> 01:04:43.419
میگه فقط باید تو آپارتمانم آماده
باشم و منتظر زنگ تلفنم بمونم

01:04:43.500 --> 01:04:47.259
بعد از سه شب لعنتی انتظار کشیدن پای تلفن
... اون دیشب بهم زنگ میزنه

01:04:47.340 --> 01:04:50.059
و میگه «جو» آماده‌ست
تا پونزده دقیقه دیگه میاد دنبالم

01:04:50.140 --> 01:04:53.179
کی اومد دنبال همهٔ شما؟ -
مرد خوب».ما رفتیم به یه بار» -

01:04:53.260 --> 01:04:55.539
کدوم بار ؟ -
«اسموکی پته» تو «گاردنا» -

01:04:55.620 --> 01:04:57.219
... می‌رسیم اونجا

01:04:57.300 --> 01:05:00.339
و من «جو» و یه شخصی
به نام «آقای سفید» رو ملاقات می‌کنم

01:05:00.420 --> 01:05:02.299
«یه اسم ساختگیه.اسم منم هست «آقای نارنجی

01:05:02.380 --> 01:05:05.179
آقای نارنجی» ؟» -
آقای نارنجی -

01:05:06.260 --> 01:05:08.299
... «خـب «آقای نارنجی

01:05:08.420 --> 01:05:12.059
قبلاً این مادر جنده رو اصلاً دیدی ؟ -
کی ؟ «آقای سفید» ؟ -

01:05:12.140 --> 01:05:13.739
«بله «آقای نارنجی».«آقای سفیـد

01:05:13.820 --> 01:05:15.659
نـه.اون آشنا نیست

01:05:15.740 --> 01:05:19.339
اون از سـربازهای «کابوت» هـم نیست
باید از خارج از شهر باشه

01:05:19.460 --> 01:05:21.619
جو» خیلی خوب می‌شناختش» -
چطور اینو میگی ؟ -

01:05:21.700 --> 01:05:24.739
طوری که حرف می‌زدن.میتونستی
بفهمی که اونا دوست‌های واقعی‌اند

01:05:24.820 --> 01:05:26.859
شما دو تا حرف زدید ؟ -
کی ؟ من و «جو» ؟ -

01:05:26.980 --> 01:05:28.979
«آقای سفید»

01:05:29.100 --> 01:05:30.619
یه خورده -
دربارهٔ چی ؟ -

01:05:30.700 --> 01:05:33.259
«بروورز» -
تیم بیسبال «میلواکی بروورز» ؟ -

01:05:33.340 --> 01:05:35.288
آره.مثل اینکه شب قبلش بُرده بودن

01:05:35.301 --> 01:05:37.259
بخاطرش پول زیادی به جیب زده بود

01:05:37.640 --> 01:05:40.779
خب پس اگه این آدم قلابی یه طرفدار «بروورز» هست
باید اهل ایالت «ویسکانسین» باشه

01:05:42.340 --> 01:05:44.899
و من سر همه چی و همه کس
... باهات شرط می‌بندم

01:05:44.980 --> 01:05:47.379
که «میلواکی» از این «آقای سفید» پرونده داره

01:05:47.500 --> 01:05:50.459
پـس کاری که من ازت می‌خوام
... انجام بدی مرور کردن عکس‌های بازداشتی

01:05:50.580 --> 01:05:53.499
از همهٔ کسانی که اهل «میلواکی» قدیم٬با سابقهٔ
... سرقت مسلحانه هستند

01:05:53.580 --> 01:05:55.259
اسمش رو از چهرش پیدا کن

01:05:55.380 --> 01:05:57.619
کارت خـوب بود -
ممنون رفیق -

01:05:58.420 --> 01:06:00.339
ارجاع به «مایکِ» لانگ بیچی چطور بود؟

01:06:00.420 --> 01:06:03.419
عـالی.اون یه مدت خیلی
طولانی هوامو داشت

01:06:03.500 --> 01:06:06.099
به اونا گفتم این «مایک» لانگ بیچی بوده
که باهاش پـوکر بازی کردم

01:06:06.220 --> 01:06:09.059
وقتی «مرد خوب» برای بررسی احضارش کرد
... اون گفت مشکلی نداشت

01:06:09.180 --> 01:06:11.819
گفت من یه سارق خوب
... بودم٬من عصـبی نشدم

01:06:11.940 --> 01:06:13.368
آماده بودم که هر کاری اون
... صلاح بدونه انجام بدم

01:06:13.381 --> 01:06:14.819
... اون آدم خوبیه

01:06:14.940 --> 01:06:17.059
اگه بخاطر اون نبود٬داخل نمی‌بودم

01:06:17.140 --> 01:06:18.699
... نه نه نه نه

01:06:18.820 --> 01:06:21.619
مایک» لانگ بیچی رفیق»
تو نیست٬مرد

01:06:21.740 --> 01:06:25.819
مایک» لانگ بیچی یه آدم بیشرفه»
... اون رفیقای خودشو می‌فروشه

01:06:25.900 --> 01:06:28.419
این همچین آدم خـوبیه که اون گوه هست٬باشه؟

01:06:28.540 --> 01:06:32.419
من حواسم بهش هست٬اما تو اون
... بی شرف پست رو از ذهنت خارج می‌کنی

01:06:32.540 --> 01:06:34.699
و مراقب کاری.متوجهی ؟

01:06:34.780 --> 01:06:36.459
رفـت

01:06:41.780 --> 01:06:43.499
از «داستان تُوالت» استفاده کردی ؟

01:06:44.780 --> 01:06:47.779
داستان تُوالت» چیه ؟» -
یه نمایشه٬مرد.حفظش کن -

01:06:49.180 --> 01:06:50.539
یه چی ؟

01:06:50.620 --> 01:06:53.099
ببین مرد٬یه پلیس مخفی
باید «مارلون براندو» باشه٬خُب؟

01:06:53.180 --> 01:06:55.259
برای انجام دادن این کار
... تو باید یه بازیگر عالی باشی

01:06:55.340 --> 01:06:58.499
تو باید طبیعی باشی
... تو باید بدجـوری طبیعی باشی

01:06:58.580 --> 01:07:01.299
چون که اگه تو یه بازیگر عالی نیستی
... یه بازیگر بد هستی

01:07:01.380 --> 01:07:03.499
و بد بازی کردن مزخرفه تو این کار

01:07:03.580 --> 01:07:05.459
این چیه ؟

01:07:05.540 --> 01:07:07.919
اون یه داستان کوتاه سرگرم‌کننده‌ست
دربارهٔ یه معاملهٔ مواد

01:07:09.180 --> 01:07:10.539
چی ؟

01:07:10.660 --> 01:07:14.859
یه چیز بامزه که وقتی داشتی یه کار لعنتی
رو انجام می‌دادی برات اتفاق افتاده.لعنت مرد

01:07:14.940 --> 01:07:16.859
من باید همهٔ اینو حفظ کنم ؟

01:07:16.940 --> 01:07:18.928
بیشتر از چهار صفحه از
این گوه هست

01:07:18.941 --> 01:07:20.939
فقط اینطور در موردش فکر کن
که انگار یه جـوکه

01:07:21.020 --> 01:07:24.139
تو چیزی که مهمه رو حفظ می‌کنی
بقیش رو از خودت می‌سازی.باشه ؟

01:07:24.260 --> 01:07:27.419
تو می‌تونی جوک بگی٬نمی‌تونی؟ -
نـه -

01:07:27.500 --> 01:07:29.368
... خب٬فرض کنیم تو «دان ریکلس» یا

01:07:29.381 --> 01:07:31.259
یا یه خری هستی و یه جوک میگی٬خیلی خب ؟

01:07:31.340 --> 01:07:34.219
حالا چیزهایی که تو باید
به یاد داشته باشی٬جزئیات هستن

01:07:34.300 --> 01:07:36.379
این جزئیاته که باعث فروش داستانت میشه

01:07:36.460 --> 01:07:39.419
این داستان بخصوص٬تو
توالت مردانه اتفاق می‌افته

01:07:39.500 --> 01:07:42.059
پس تو باید همه جزئیات رو دربارهٔ
اون توالت مردانه بدونی

01:07:42.140 --> 01:07:45.939
تو باید بدونی برای خشک کردن دست‌هات
... اونا دستمال حوله‌ای دارن یا دستگاه خُشک‌کن

01:07:46.020 --> 01:07:49.619
... تو باید بدونی آیا اتاق‌ها در دارن یا نه مرد

01:07:49.740 --> 01:07:51.419
... تو باید بدونی آیا اونا صابون مایع دارن

01:07:51.540 --> 01:07:54.819
یا اون گوهِ پودر شدهٔ ریز شدهٔ صـورتی
که قبلاً تو دبیرستان استفاده میشد.یادته ؟

01:07:54.900 --> 01:07:56.288
تو باید بدونی آیا اونا آب داغ دارند یا نه

01:07:56.301 --> 01:07:57.699
... آیا بوی گَند میده

01:07:57.780 --> 01:07:59.499
... آیا یه آدم کثیفِ پستِ

01:07:59.620 --> 01:08:03.819
تفالهٔ مادر جنده٬روی تموم یکی
از توالت‌ها اسهال پاشیده

01:08:03.900 --> 01:08:07.499
تو باید هر جزئیاتی که اونجا برای فهمیدن
این «توالت» هست٬رو بدونی

01:08:07.580 --> 01:08:12.299
پس کاری که تو باید کنی اینه که همهٔ
جزئیاتشون رو بگیری و از خودت بسازیشون

01:08:12.380 --> 01:08:16.259
و در حالی که این کارو می‌کنی
... تو باید یادت باشه که این داستان دربارهٔ توئه

01:08:16.340 --> 01:08:19.539
و چطور اتفاق‌هایی که افتاده رو درک کردی

01:08:19.620 --> 01:08:22.539
تنها راه برای انجام دادنش
... اینه که برادر من

01:08:22.620 --> 01:08:27.219
... مُدام بخونیش و بخونیش و بخونیش و

01:08:30.620 --> 01:08:34.659
این قضیه واسه زمان قحطی ماری‌جوانا
تو «لس آنجلس» سال ۱۹۸۶ بود

01:08:35.660 --> 01:08:38.268
... من هنوز یه رابط داشتم
که دیوانه‌کننده بود

01:08:38.281 --> 01:08:40.899
چون هیچ خراب شده‌ای
نمی‌تونستی علف گیر بیاری

01:08:42.620 --> 01:08:45.548
به هر حال ... من ارتباط داشتم
... با این تیکهٔ هیپی

01:08:45.561 --> 01:08:48.499
تو «سانتا کروز» و همهٔ
رفیقام می‌شناختنش

01:08:48.580 --> 01:08:51.779
اونا زنگ میزنن بهم
...و میگن «سلام٬فردی

01:08:51.860 --> 01:08:57.259
... اونا میگن «سلام٬رفیق٬داری یه مقدار می‌گیری؟

01:08:57.340 --> 01:09:00.619
«می‌تونی یه مقدار واسه منم بگیری؟
انگار اونا می‌دونستن هنوز می‌کِشم

01:09:00.700 --> 01:09:04.059
پس اونا ازم می‌خواستن یه مقدار
براشون بخرم٬وقتی که واسه خودم می‌خریدم

01:09:04.140 --> 01:09:05.699
... اما شده بود

01:09:06.780 --> 01:09:08.859
... شده بود٬شده بود

01:09:10.380 --> 01:09:12.739
شده بود ... هر وقت که یه مقدار علف خریدم

01:09:12.820 --> 01:09:15.779
برای چهار یا پنج آدم مختلف لعنتی
دیگه هم می‌خریدم

01:09:15.860 --> 01:09:20.459
آخر گفتم لعنت به این وضع.دارم این
جنده رو پولدار می‌کنم

01:09:20.580 --> 01:09:23.939
اون مجبور نیست هیچ کاری کنه
اون حتی اصلاً مجبور نیست این آدما رو ببینه

01:09:24.020 --> 01:09:25.779
من همهٔ کارو می‌کردم

01:09:25.860 --> 01:09:30.219
اما بعدش دیگه خیلی اعصاب خُردکن شده بود
مردم همه وقت بهم زنگ می‌زنن

01:09:30.300 --> 01:09:34.459
من حتی نمی‌تونستم یه نوار فیلم کرایه کنم
بدون اینکه شش تا تماس لعنتی تلفنی مزاحمم نشن

01:09:34.540 --> 01:09:37.299
«دفعه بعدی که یه مقدار می‌گیری کی هست؟»
... مادر جنده»

01:09:37.380 --> 01:09:40.619
من دارم سعی می‌کنم «پسـران از دست رفته» رو ببینم
«وقتی یه مقدار گرفتم٬خبرت می‌کنم

01:09:40.700 --> 01:09:43.739
بعدش اون معتادهای قراضه
پیداشون شد

01:09:43.860 --> 01:09:46.939
اونا رفقام و اینا هستن٬اما با این حال٬می‌دونی؟

01:09:47.020 --> 01:09:48.859
من جنس‌ها رو خوابونده شده
تو کیف‌های شصت دلاری گرفتم

01:09:48.940 --> 01:09:51.459
اونا کیف با قیمت شصت دلار نمی‌خوان
اونا با قیمت ده دلار می‌خوان

01:09:51.540 --> 01:09:54.388
تقسیم کردنش٬اعصاب خرد کنی اصلیه

01:09:54.401 --> 01:09:57.259
من اصلاً نمی‌دونم کیف ده دلاری چه شکلی هست

01:09:57.340 --> 01:09:59.579
این یه وضعیت خیلی عجیبه

01:10:01.020 --> 01:10:05.499
نمی‌دونم اگه قبلاً رو یادتون بیاد تو سال ۸۶
یه قحطی بزرگ وجود داشت

01:10:05.580 --> 01:10:06.939
... هیچکی٬هیچی نداشت

01:10:07.020 --> 01:10:10.379
مردم با «رزین» (شیرهٔ درختی) سَر می‌کردن٬تا چند ماه
چوب تو پیپ‌هاشون دود می‌کردن

01:10:10.500 --> 01:10:12.059
... این تیکه یه دسته داشت

01:10:12.180 --> 01:10:14.379
و التماسم می‌کنه که بفروشمش

01:10:14.460 --> 01:10:17.419
خب من بهش گفتم٬دیگه نمی‌خوام
... فروشندگی مواد کنم

01:10:17.500 --> 01:10:21.259
اما یخورده برمی‌دارم و میفروشمش
به دوستان نزدیک نزدیک نزدیکم

01:10:21.340 --> 01:10:24.059
... اون قبول کرد همون قرارو مثل قبل نگه داریم

01:10:24.140 --> 01:10:27.659
ده درصد و مواد مجانی واسه من
تا آخر اون هفته‌ای که کمکش کردم

01:10:27.780 --> 01:10:31.139
یکی از این علف‌های آجری داشت که می‌فروخت
اون نمی‌خواست تنهایی بره سر معامله

01:10:31.220 --> 01:10:34.979
برادرش معمولاً باهاش می‌رفت
اما اون یکدفعه‌ای تو بخشه

01:10:35.060 --> 01:10:38.299
بخاطر چی ؟ -
جریمه رانندگیش حکم توقیف شدن گرفته -

01:10:38.380 --> 01:10:41.699
اونا واسه چیزی نگهش داشتن٬ازش حکم
پیدا کردن٬بردنش به بخش

01:10:41.780 --> 01:10:44.859
حالا اون نمی‌خواد همینطوری
تنها راه بره با همهٔ اون علف‌ها

01:10:44.940 --> 01:10:46.419
من نمی‌خوام این کارو کنم

01:10:46.540 --> 01:10:48.579
حس خیلی بدی دربارش دارم

01:10:48.660 --> 01:10:51.099
اون همش ازم می‌خواد٬همش از می‌خواد
... همش ازم می‌خواد

01:10:51.220 --> 01:10:53.379
آخرش گفتم باشه چون از شنیدنش
دیوونه شدم

01:10:53.460 --> 01:10:55.899
حالا ما داریم دنبال اون یارو
... تو ایستگاه قطار میریم

01:10:55.980 --> 01:10:58.979
تو رفتی ایستگاه٬دنبال خریدار
با اون علف‌ها همراهت ؟

01:10:59.100 --> 01:11:01.419
طرف فوری می‌خواستش
ازم نپرس چرا

01:11:01.500 --> 01:11:05.739
در هر حال٬ما رسیدیم به ایستگاه قطار
و منتظر اون شخصیم

01:11:05.860 --> 01:11:07.688
... من علف رو توی یکی از اون

01:11:07.701 --> 01:11:09.539
ساک‌های کوچیک دوشی حمل می‌کنم
من باید بشاشم

01:11:09.620 --> 01:11:12.539
به رابط میگم الان برمی‌گردم
میرم به توالت مردانه

01:11:17.460 --> 01:11:20.499
خب من پا میزارم به توالت مردانه
و کی اونجا ایستاده ؟

01:11:22.020 --> 01:11:25.419
«چهار کلانتر بخش «لس آنجلس
و یه سگ آلمانی

01:11:27.700 --> 01:11:31.099
اونا منتظر تو هستن ؟ -
نه٬فقط یه دسته پلیس که دارن حرف می‌زنن -

01:11:31.220 --> 01:11:33.448
وقتی که از در رد شدم همشون
چیزی که داشتن دربارش حرف می‌زدن

01:11:33.461 --> 01:11:35.699
رو ول کردن و نگاه کردن به من

01:11:35.780 --> 01:11:40.539
این سخته مرد
این یه موقعیت خیلی سخته

01:11:40.620 --> 01:11:42.299
سگ آلمانی شروع کرد به پارس کردن

01:11:44.020 --> 01:11:45.739
اون داره به من پارس میکنه

01:11:45.820 --> 01:11:48.259
منظورم اینه که٬مشخصه که داره
به من پارس میکنه

01:11:49.500 --> 01:11:51.579
... تا آخرین رشته‌های عصبیم٬همهٔ حس‌های بدنم

01:11:51.600 --> 01:11:53.999
خون توی رگ‌هام٬هر چیزی که دارم
جـیغ می‌کشید

01:11:54.000 --> 01:11:57.799
بزن به چاک٬مرد.فقط برو بیرون.فقط گورت»
«رو از اونجا گم کن

01:11:58.280 --> 01:11:59.459
ترس مثل یه سطل آب
بهم ضربه می‌زد

01:11:59.500 --> 01:12:01.779
اولش شوک حاصل از برخورد هست
بَممم٬درست توی صورت

01:12:02.240 --> 01:12:04.319
من فقط اونجا ایستادم
... خیس شده از ترس

01:12:04.340 --> 01:12:07.179
و همهٔ این کلانترها دارن به من
... نگاه می‌کنن٬و اونا می‌دونن مرد

01:12:07.260 --> 01:12:10.779
اونا می‌تونستن بوش کنن
با همون اطمینان که اون سگ لعنتی می‌تونست

01:12:10.860 --> 01:12:12.659
اونا می‌تونستن روی من بوش کنن

01:12:13.800 --> 01:12:15.839
خـفه شـو

01:12:16.260 --> 01:12:18.019
... خب٬به هر حال

01:12:18.140 --> 01:12:19.779
... من تفنگم رو کشیده نگه داشتم٬خب

01:12:19.860 --> 01:12:25.179
و درست مستقیم به سمت این یارو گرفتم
«و بهش میگم «بی‌حرکت.. تکون نخور

01:12:25.260 --> 01:12:27.979
و این احمق کوچولو داره درست به من
نگاه میکنه٬سرش رو تکون میده

01:12:28.100 --> 01:12:30.299
«و میگه «می‌دونم٬می‌دونم٬می‌دونم

01:12:30.380 --> 01:12:33.539
اما در این حال٬دست راستش
داره آروم سمت جعبه داشبورد میره

01:12:33.620 --> 01:12:38.739
و من داد می‌زنم سرش
...میگم «احمق٬همین الان بهت شلیک میکنم

01:12:38.860 --> 01:12:40.699
«دستات رو بذار روی داشبورد

01:12:40.780 --> 01:12:43.468
و اون هنوز داره منو نگاه می‌کنه
و سرشو تکون میده

01:12:43.481 --> 01:12:46.179
«می‌دونم٬می‌دونم٬می‌دونم»

01:12:46.260 --> 01:12:49.979
و در این حال٬می‌دونی ٬دستش
هنوز داره سمت جعبه داشبورد میره

01:12:50.060 --> 01:12:55.819
... و گفتم «رفیق٬شلیک می‌کنم تو صورتت

01:12:55.900 --> 01:12:58.459
«اگه دستات رو روی داشبورد لعنتی نگذاری

01:12:59.540 --> 01:13:04.059
و بعدش دوست‌دختر این یارو
... این جندهٔ شرقیِ واقعاً سکسی٬می‌دونی

01:13:04.180 --> 01:13:07.339
شروع کرد به داد کشیدن سر اون
... چاک.. چاک.. داری چی کار می‌کنی؟»

01:13:07.420 --> 01:13:10.099
به افسر گوش کن.دستات رو بذار
«روی داشبورد

01:13:10.180 --> 01:13:13.259
بعد٬می‌دونی٬خیلی عجیب یارو
... بی‌خیال شد

01:13:13.340 --> 01:13:15.219
و عادی دستاشو می‌گذاره روی داشبورد

01:13:15.300 --> 01:13:18.859
 می‌خواست چی رو بگیره ؟ -
مدارک لعنتیش -

01:13:18.940 --> 01:13:21.219
... شـوخی می‌کنی

01:13:21.300 --> 01:13:25.419
نه.. شهروند احمق نمی‌دونست
چقدر نزدیک شد که سرشو به باد بده

01:13:25.540 --> 01:13:27.619
نـزدیک بود٬مرد

01:14:00.180 --> 01:14:01.940
تو می‌دونی چطور از پس همچین
موقعیتی بر بیای

01:14:03.100 --> 01:14:05.259
از ترس می‌رینی به شلوارت
و شیـرجه می‌زنی و شنا می‌کنی

01:14:08.180 --> 01:14:10.419
بیشتر در مورد «کـابـوت» برام بگو

01:14:10.540 --> 01:14:12.059
نمی‌دونم

01:14:12.140 --> 01:14:13.739
اون .. اون آدم باحـالیه

01:14:13.820 --> 01:14:16.819
نمی‌دونم.بامزه‌ست

01:14:16.900 --> 01:14:18.299
اون یه آدم بامزه‌ست

01:14:18.420 --> 01:14:21.379
چهار شگفت‌انگیز» رو یادته؟»

01:14:22.580 --> 01:14:26.299
آره٬با اون جندهٔ نامرئی
و «مشعل روشن» و اینا

01:14:27.660 --> 01:14:33.019
چـیز».مادر جنده درست»
شبیه شخصیت «چیز» هست

01:14:37.400 --> 01:14:41.752
سلام.وقت نمایشه
کُتت رو بگیر.بیرون پارک کردم

01:14:42.660 --> 01:14:44.419
الان میام پایین

01:14:45.580 --> 01:14:47.179
الان میاد پایین

01:16:07.340 --> 01:16:10.419
الان واسه من بزدل‌بازی در نیار
اونا نمی‌دونن

01:16:11.500 --> 01:16:13.739
اونا هیچی نمی‌دونن

01:16:13.820 --> 01:16:15.859
تو آسیب نمی‌بینی

01:16:15.940 --> 01:16:20.059
تو خودِ «بارتا» (شخصیت سریالی تلویزیونی) هستی
اونا هر کلمه رو باور کردن٬چـون تو فـوقِ خـونسردی

01:16:27.700 --> 01:16:29.299
اینم از رفیق ما

01:16:29.380 --> 01:16:31.608
... قسم می‌خورم یه آدم باید سنگ‌هایی به اندازهٔ

01:16:31.621 --> 01:16:33.859
تنگهٔ جبل‌الطارق تو سرش داشته باشه
که «مخـفی» کار بکنه

01:16:33.980 --> 01:16:36.859
یکی از اینا می‌خوای ؟ -
آره٬این شیرینی «پنجه خرسی» رو بده -

01:16:52.260 --> 01:16:57.379
من می‌دونم چی دارم میگم٬باشه؟
زنهای سیاه شبیه زنهای سفید نیستن

01:16:57.500 --> 01:16:59.099
یه تفاوت ناچیز هـست

01:16:59.180 --> 01:17:01.699
خیلی بامزست.می‌دونی منظورم چیه

01:17:01.780 --> 01:17:03.688
... چیزی که یه جندهٔ سفید تحمل می‌کنه

01:17:03.701 --> 01:17:05.619
یه جندهٔ سیاه برای یه دقیقه هم نمی‌کنه

01:17:05.700 --> 01:17:08.659
اونـا یه خط دارن و اگه تو ازش رد شی
کونت میذارن

01:17:08.740 --> 01:17:11.219
باید روی این یکی با «صورتی» همراهی کنم
دیـدم که اتفاق افتاده

01:17:11.340 --> 01:17:13.859
باشه آقای کارشناس٬اگه
... اینطور ثابت و معلومه

01:17:13.940 --> 01:17:18.379
چه جوریه که هر کاکا سیاهی که من می‌شناسم
مثل سگ با زنش رفتار می‌کنه

01:17:18.460 --> 01:17:20.408
باهـات شرط می‌بندم که اینا
... همون کاکاسیاه‌های لعنتی هستن

01:17:20.421 --> 01:17:22.379
که خودِ کثیفِ واقعیشون رو تو جمع نشون میدن

01:17:22.460 --> 01:17:24.939
وقتی جنده‌هاشون بیارنشون خونه
خفه می‌گیرن

01:17:25.060 --> 01:17:28.099
نه این آدما -
اوه٬آره٬این آدما هم همنیطور -

01:17:28.180 --> 01:17:30.379
واسه شما آقایون یه داستان میگم

01:17:30.460 --> 01:17:35.139
«تو یکی از دیسکوهای بابا یه «پیشخدمت مخصوص نوشیدنیِ
«سیاه هست به نام «ایـلویس

01:17:35.220 --> 01:17:37.939
ایلویس ؟ -
آره٬ایلویس -

01:17:38.020 --> 01:17:40.979
ای-لویس».ما صداش می‌کردیم»
«خانم «ای

01:17:41.060 --> 01:17:44.899
(اهل کجا بود ؟ «کامپـتون» ؟ (شهری بدنام بخاطر جنایت و فحشاء

01:17:44.980 --> 01:17:46.739
(اهل «لدرا هایتس» (اکثر ساکنینش سیاه‌پوستان ثروتمندن

01:17:46.820 --> 01:17:49.659
اوه لدرا هایتس.این همون «بورلی‌ هیلزِ» سیاهه

01:17:49.740 --> 01:17:52.379
این همون بورلی هیلزِسیـاه نیست

01:17:52.460 --> 01:17:54.939
این همون «پالوس وردس» سیاهه

01:17:55.060 --> 01:18:00.459
در هر حال٬خانم «ای»٬یعنی میگم
اون آخره اغـواگری بود

01:18:00.540 --> 01:18:03.779
فوق‌العاده باور نکردنی.هر مردی که
... چشماش رو انداخت به اون

01:18:03.900 --> 01:18:06.099
مجبور میشد اقلاً یه بار
بخاطرش جلق بزنه

01:18:06.180 --> 01:18:09.779
می‌دونید شبیه کی بود؟
«شبیه «کریستی لاو

01:18:09.900 --> 01:18:11.939
اون سریال تلویزیونی رو یادتون میاد
«کریستی لاو رو خبر کن»

01:18:12.020 --> 01:18:14.579
دربارهٔ اون پلیس زن سیاه‌پوست
... اون همیشه عادت داشت بگه

01:18:14.700 --> 01:18:16.939
«تـو تحت بازداشتی٬جـونم »

01:18:18.700 --> 01:18:20.859
اون تیکه‌ای که «کریستی لاو» رو
بازی کرد٬کی بود؟

01:18:20.940 --> 01:18:22.979
«پم گریر» -
نـه٬اون «پم گریر» نبود -

01:18:23.060 --> 01:18:24.779
پم گریر» یکی دیگه بود»

01:18:24.860 --> 01:18:26.459
پم گریر» فیلم کار می‌کرد»

01:18:26.540 --> 01:18:31.259
کریستی لاو» مثل یه سریال تلویزیونی پم گریری»
«بود٬بدون «پم گریر

01:18:31.380 --> 01:18:34.059
خب پس «کریستی لاو» کی بود؟ -
من از کدوم قبری باید بدونم؟ -

01:18:34.180 --> 01:18:36.459
عالی شد٬الان یه زجر‌کشیدهٔ کاملم

01:18:36.540 --> 01:18:39.859
هرکسی اون بود٬مهم نیست
اون دقیقاً شبیه «ایلویس» بود

01:18:39.980 --> 01:18:41.339
«ان فرانسیس»

01:18:41.420 --> 01:18:44.139
نه٬ اون سریال «هانی وست» بود

01:18:44.220 --> 01:18:48.099
ان فرانسیس» سفید پوسته» -
خفـه شو.الان دارم سعی می‌کنم یه داستان بگم -

01:18:48.180 --> 01:18:52.939
اون دقیقاً شبیه «ایلویس» بود
... در هر حال٬من یه شب میام به دیسکو

01:18:53.020 --> 01:18:56.899
و اونجـا «کارلوس» هست.اون متصدی باره
اون یه مهاجره قاچاقیه.اون دوست منه

01:18:56.980 --> 01:18:58.979
... من بهش میگم

01:18:59.060 --> 01:19:01.539
«کارلوس٬خانم ای امشب کجاست؟»

01:19:01.660 --> 01:19:05.939
حالا اینکه ظاهراً خانم «ای» با
... یه گوه واقعی ازدواج کرده

01:19:06.020 --> 01:19:08.939
یعنی میگم یه حیوان واقعی
اون عادت داره که باهاش کارهایی ‌کنه

01:19:09.020 --> 01:19:11.539
کارهایی کنه؟ کارهایی می‌کنه مثل چی؟
چی‌کار می‌کنه؟

01:19:11.620 --> 01:19:13.459
اون کُتکش زده یا همچین چیزی ؟

01:19:13.540 --> 01:19:16.579
من نمی‌دونم اون چیکار کرده.اون فقط
کارهایی کرده٬خیلی خب ؟

01:19:16.660 --> 01:19:20.339
خب٬در هر حال٬یه شب
خانم «ای» واقعاً خـونسـرد عمل می‌کنه

01:19:20.420 --> 01:19:22.539
اون صبر می‌کنه تا این گوه مست بشه

01:19:22.620 --> 01:19:25.539
اون روی کاناپه خـوابش می‌بره

01:19:25.620 --> 01:19:30.179
آروم نزدیکش میشه٬یه مقدار
... چسب «واکـو» میذاره روی کیرش

01:19:30.260 --> 01:19:32.219
و کیرش رو به شکمش می‌چسبونه

01:19:35.460 --> 01:19:38.139
من جـدی‌ام مرد.جدی‌ام
من شـدید جـدی‌ام

01:19:38.220 --> 01:19:41.459
اونا مجبور شدن بهیار خبر کنن
تا بتونن کیرو آزاد کنن٬واقعاً میگم

01:19:41.580 --> 01:19:44.739
چه کارای عجیب‌ غریبی که می‌تونی باهاش کنی -
خیلی عصبانی شد؟ -

01:19:46.420 --> 01:19:48.708
چه احساسی بهت دست میده
... اگه هر وقت که بایستی بشاشی

01:19:48.721 --> 01:19:51.019
مجبور بودی رو دستات بایستی ؟

01:19:55.860 --> 01:19:59.139
شما آقایون دوست دارید جوک بگید
و هِرهِر بخندید و مسخره‌بازی کنید٬هـا ؟

01:19:59.260 --> 01:20:02.379
خندیدن مثل یه مُشت هرزهٔ
جوون تو حیاط مدرسه

01:20:02.460 --> 01:20:04.139
خب بذارید یه جوک بگم

01:20:05.220 --> 01:20:09.068
پنج مرد نشستن توی یه سلول
«در زندان «سن کوئنتین

01:20:09.800 --> 01:20:12.558
متعجب که چطور کارشون
به اونجا رسید

01:20:12.580 --> 01:20:14.568
چه کاری رو اشتباه انجام دادیم؟ چی رو»
«نبایستی انجام داده بودیم؟

01:20:14.581 --> 01:20:16.579
«چه کاری رو نکردیم؟»

01:20:16.700 --> 01:20:20.059
«این تقصیر توئه٬تقصیر منه٬تقصیر اونه»
همهٔ این مزخرفات

01:20:20.140 --> 01:20:24.299
بالاخره یکی به این فکر
... رسید که «صبر کن ببینم

01:20:24.380 --> 01:20:28.859
در حالیکه این سرقت رو طراحی می‌کردیم
«همهٔ کاری که کردیم این بود که همینطور بشینیم و جـوک بگیم

01:20:29.500 --> 01:20:31.579
پـیامو گـرفتید ؟

01:20:33.060 --> 01:20:35.219
رفقا قصدم این نیست که
سرتون داد بزنم

01:20:36.300 --> 01:20:39.459
وقتی این سرقت تمومه
و من مطمئنم که موفقیت‌آمیز خواهد بود

01:20:39.540 --> 01:20:43.059
«به جهنم٬میریم جنوب سمت «جزایر هـاوایی
من با همهٔ شما می‌خندم

01:20:43.180 --> 01:20:45.059
منو شخصیتی متفاوت در اونجا
خواهید یافت

01:20:45.180 --> 01:20:47.619
در حال حاضر٬کاره که اهمیت داره

01:20:48.700 --> 01:20:52.939
به استثنای «ادی» و خـودم
... که از قبل می‌شناسیدش

01:20:53.060 --> 01:20:55.779
ما قصد داریم در این کار از
اسم‌های مستعار استفاده کنیم

01:20:55.900 --> 01:20:58.459
... تحت هیچ شرایطی

01:20:58.540 --> 01:21:04.019
نمی‌خوام هیچ کدوم از شما بوسیلهٔ
اسم‌های اصلیتون با هم ارتباط برقرار کنید

01:21:04.100 --> 01:21:08.299
و نمی‌خوام هیچ صحبتی در مورد
مسائل شخصیتون داشته باشید

01:21:08.420 --> 01:21:14.379
که شـامل میشه ٬جایی که بوده‌اید٬اسم همسرتون
... جایی که احتمالاً حبس زندان رو گذروندید

01:21:14.460 --> 01:21:18.299
یا بانکی که شاید در «سن پترزبورگ» زدید

01:21:18.380 --> 01:21:24.019
همه چیزی که از شما آقایون می‌خوام که
دربارش صحبت کنید٬اگه مجبورید٬اینه که قصد دارید چیکار کنید

01:21:24.900 --> 01:21:27.219
همین باید کافی باشه

01:21:27.300 --> 01:21:28.699
... این هم اسم‌هاتون

01:21:29.700 --> 01:21:31.059
«آقای قهوه‌ای»

01:21:31.180 --> 01:21:32.619
«آقای سفید»

01:21:32.700 --> 01:21:34.339
«آقای بلوند»

01:21:34.420 --> 01:21:35.699
«آقای آبی»

01:21:35.724 --> 01:21:36.363
«آقای نارنجی»

01:21:36.420 --> 01:21:39.019
«و «آقای صـورتی -
چرا من آقای صورتی ؟ -

01:21:39.100 --> 01:21:41.179
چون تو یه کونی هستی٬باشه؟

01:21:43.180 --> 01:21:45.479
چرا نمی‌تونیم رنگ‌هامون رو خودمون انتخاب کنیم؟ -
نمیشه -

01:21:45.500 --> 01:21:48.219
نمیشه.یه بار امتحان کردیم
جواب نمیده

01:21:48.300 --> 01:21:51.819
چهار تا آدم گیر میاری که دارن می‌جنگن
سر اینکه چه کسی «آقای سیاه» باشه

01:21:51.900 --> 01:21:55.139
اونا همدیگه رو نمی‌شناختن
در نتیجه هیچکس نمی‌خواد کـوتاه بیاد

01:21:55.260 --> 01:21:57.539
نمیشه.من انتخاب می‌کنم
تو «آقای صورتی» هستی

01:21:57.620 --> 01:22:00.859
ممنون باش که «آقای زرد» نیستی

01:22:00.940 --> 01:22:03.499
آره اما «آقای قهوه‌ای»٬یخورده
زیادی نزدیکه به آقای گـوه

01:22:03.580 --> 01:22:05.299
آقای صورتی» به نظر آقای کُس میاد»

01:22:05.380 --> 01:22:09.259
چطوره اگه «آقای بنفش» باشم؟
از نظر من خوبه.من «آقای بنفش» هستم

01:22:09.340 --> 01:22:11.819
تو «آقای بنفش» نیستی

01:22:11.940 --> 01:22:16.099
یه آدم در یه کار دیگه «آقای بنفش» هست
تو «آقای صورتی» هستی

01:22:16.180 --> 01:22:17.899
کی اهمیت میده اسم تو چیه؟

01:22:18.020 --> 01:22:19.948
آره واسه تو راحته که بگی
تو آقای سفیدی

01:22:19.961 --> 01:22:21.899
تو اسم خوش صدایی داری

01:22:21.980 --> 01:22:25.379
خیلی خب٬ببین٬اگه برات اهمیت نداره که
آقای صورتی باشی٬می‌خوای معاوضه کنیم

01:22:25.460 --> 01:22:28.299
هیچکس با هیچکس معاوضه نمی‌کنه

01:22:28.380 --> 01:22:31.499
این یه جلسهٔ شـورای شهر لعنتی نیست٬می‌دونی؟

01:22:33.180 --> 01:22:35.259
«حالا خـوب گوش کن٬«آقای صورتی

01:22:35.380 --> 01:22:37.819
... دو تا راه هست که می‌تونی بیای به این کار

01:22:37.900 --> 01:22:40.379
راه من یا راه در خـروجی

01:22:40.500 --> 01:22:42.339
حالا چی خـواهد بود٬«آقای صورتی» ؟

01:22:42.460 --> 01:22:45.939
... یا مسیح «جو»٬بی‌خیالش شـو

01:22:46.060 --> 01:22:48.739
در شـأن من نیست٬می‌دونی.من آقای صورتی‌ام
بیا ادامه بدیم

01:22:48.820 --> 01:22:51.219
ادامه میدم هر وقت
خودم دلم بخـواد

01:22:52.100 --> 01:22:54.339
همهٔ شماها پیام لعنتی رو گرفتید؟

01:22:56.460 --> 01:22:59.819
اینقدر که با عصبانیت سر شماها داد زدم
به سختی می‌تونم صحبت کنم

01:23:01.860 --> 01:23:03.899
بریم سراغ کار

01:23:03.980 --> 01:23:06.419
بیا مرورش کنیم
تـو کجایی ؟

01:23:06.500 --> 01:23:08.448
من بیرون ایستادم
و در رو نگهبانی میدم

01:23:08.461 --> 01:23:10.419
اجازه نمیدم هیچکس داخل بره یا خارج بشه

01:23:10.540 --> 01:23:13.020
آقای قهوه‌ای» ؟» -
آقای قهوه‌ای» توی ماشین منتظره» -

01:23:14.140 --> 01:23:16.939
اونطرف خیابون پارک کرده.وقتی علامت
میدم جلوی فروشگاه ایست می‌کنه

01:23:17.020 --> 01:23:19.379
آقای بلوند» و «آقای آبی» ؟»

01:23:19.500 --> 01:23:23.019
کنترل مردم.اونا کارمندا و مشتریا
رو اداره می‌کنن

01:23:23.100 --> 01:23:26.219
کون اون دختر ؟ -
نشسته درست اینجا رو کیر بنده -

01:23:28.740 --> 01:23:30.659
خـودم و «آقای صـورتی» ؟

01:23:30.740 --> 01:23:34.859
شما دو تا مدیرو می‌برید پشت
و مجبورش می‌کنید الماس‌ها رو بده

01:23:34.980 --> 01:23:37.099
ما برای اون الماسا اونجاییم٬همین و بس

01:23:37.180 --> 01:23:41.779
از اونجا که به ویترین‌ها آسیب زده نمیشه
زنگ خطر فعال نمیشه

01:23:41.860 --> 01:23:44.579
ما توی دو دقیقه بیرون اونجاییم
نـه یه ثانیه بیشـتر

01:23:46.220 --> 01:23:50.059
چی میشه اگه مدیر الماسا رو
بهتـون نده ؟

01:23:50.140 --> 01:23:53.499
وقتی با یه فروشگاه مثل این سروکار
داری٬از سر تا کـونش رو بیمه کردن

01:23:53.620 --> 01:23:56.459
انتظار نمیره به هیچ وجه مقاومتی
نشون بدن

01:23:56.580 --> 01:24:00.419
اگه یه مشتری یا یه کارمند داری که
... فکر می‌کنه «چالز برانسون» هست

01:24:00.500 --> 01:24:02.779
... قنداق تفنگت رو بگیر و بزن تو دماغشون

01:24:02.860 --> 01:24:05.659
پرتشون می‌کنه درست روی زمین
... هـمه می‌پرن

01:24:05.740 --> 01:24:08.459
اون در حالی که جیغ میکشه می‌افته
... خــون از دماغش میزنه بیرون

01:24:08.540 --> 01:24:12.499
همه رو می‌ترسونه.بعدش دیگه
هیچکس هیچ زِری نمی‌زنه

01:24:12.580 --> 01:24:14.979
ممکنه یه جنده باشه که باهات
... بد صحبت می‌کنه

01:24:15.100 --> 01:24:17.699
اما یه نگاه بهش بنداز انگار که
... بعدش می‌خوای صورت اونو بزنی

01:24:17.780 --> 01:24:20.259
می‌بینیش که خفه‌خون گرفته

01:24:20.340 --> 01:24:22.499
حـالا اگه اون یه مدیـره
این داستانش فرق می‌کنه

01:24:22.580 --> 01:24:25.299
مدیرا بهتـر می‌دونن چطور وقت تلف کنن

01:24:25.380 --> 01:24:27.288
پس اگه یکی گیرت اومد
... که برات حـاضر‌جوابی می‌کنه

01:24:27.301 --> 01:24:29.219
احتمالاً فکر می‌کنه که یه کابـوی واقعیه

01:24:29.300 --> 01:24:31.499
پس تو باید اون حروم زاده رو
دو تیکه کـنی

01:24:31.620 --> 01:24:35.939
اگه می‌خوای چیزی رو بدونی
... و اون بهت نمیگه٬یکی از انگشتاش رو بِبُر

01:24:36.020 --> 01:24:39.499
کـوچیکه.بعد بگو
... بعدش نوبت انگشت شَسته

01:24:39.580 --> 01:24:43.059
بـعد از اون اگه لباسِ زیر زنونه هم
پوشیده باشه٬بهت میگه

01:24:46.500 --> 01:24:48.739
من گشنمه.بریم یه سـاندویجی

01:25:00.100 --> 01:25:01.619
زود باش

01:25:23.460 --> 01:25:26.299
یـا مسیح.. کـور شدم مرد

01:25:26.420 --> 01:25:28.148
من کـورم

01:25:28.161 --> 01:25:29.899
تو کور نیستی.فقط توی چشمات رو
خـون گرفته

01:25:31.800 --> 01:25:41.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.green>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

01:25:43.800 --> 01:25:44.900
اون مُرده ؟

01:25:45.860 --> 01:25:47.739
اون مُرد یا نه ؟

01:25:49.020 --> 01:25:50.659
بریم

01:26:25.140 --> 01:26:27.379
نگـه دار.. همیـن جا

01:26:29.300 --> 01:26:31.939
از ماشین لعنتی بیا بیرون

01:26:46.620 --> 01:26:48.939
«متاسفم.متاسفم «لری

01:26:49.020 --> 01:26:51.499
نمی‌تونم باور کنم که اون منو کُشت

01:26:51.580 --> 01:26:53.299
کی همچین فکری می‌کرد؟

01:26:53.420 --> 01:26:55.859
هی٬دیگه تمومش کن این
چرندیاتو٬همین الان

01:26:55.940 --> 01:26:58.939
تو زخمی هستی.تو واقعاً بدجوری هم
... زخمی هستی

01:26:59.060 --> 01:27:00.539
اما تو نمی‌میری

01:27:02.140 --> 01:27:05.459
این همه خون بدجور منو
«می‌ترسونه «لری

01:27:05.540 --> 01:27:08.379
من می‌میرم... می‌دونم

01:27:43.340 --> 01:27:44.899
چه اتفاقی افتـاد ؟

01:27:45.020 --> 01:27:48.539
اون صورت پلیس رو برید٬گوشش رو قطع کرد
و می‌خواست زنده بسوزونتش

01:27:49.900 --> 01:27:51.939
چی ؟ نشنیدم چی گفتی

01:27:52.020 --> 01:27:53.779
... گفتم

01:27:55.820 --> 01:27:57.299
بلوند» دیوونه شد»

01:27:57.380 --> 01:28:01.819
اون صورت پلیسه رو برید٬گوشش رو
قطع کرد و می‌خواست زنده بسوزونتش

01:28:02.860 --> 01:28:04.499
این پلیس؟

01:28:08.980 --> 01:28:13.219
اون دیوونه شد.یه چیزی شبیه این؟
بدتر یا بهتر ؟

01:28:13.340 --> 01:28:16.579
ادی»٬اون داشت یه آتیش‌سوزی»
راه مینداخت٬مرد

01:28:17.860 --> 01:28:19.739
... اون می‌خواست پلیسه و منو بکشه

01:28:19.820 --> 01:28:21.739
... وقتی شماها از در اومدید

01:28:21.820 --> 01:28:24.579
می‌خواست بفرستتون جهنم
و با الماسا فرار کنه

01:28:24.660 --> 01:28:29.139
چی بهت گفتم ؟ اون مریض گوه
یه روانی بی‌‌رحم بود

01:28:29.220 --> 01:28:32.579
می‌تونستی از پلیسه بپرسی
اگه الان نمی‌کشتیش

01:28:32.660 --> 01:28:36.699
اون در مورد اینکه می‌خواست چیکار کنه
صحبت کرد٬وقتی داشت تیکه‌تیکش می‌کرد

01:28:37.780 --> 01:28:39.459
بـاور نمی‌کنم

01:28:39.580 --> 01:28:41.059
با عقل جور در نمیاد

01:28:45.380 --> 01:28:47.219
واسه من که خیلی هم کامل
با عقل جور در میاد

01:28:47.300 --> 01:28:51.219
تو ندیدی موقع کار چطور رفتار کرد
مـا دیدیم

01:28:51.340 --> 01:28:53.539
در مورد گوش راست میگه
جدا شده

01:28:53.620 --> 01:28:57.779
فقط بذارید اینو با صدای بلند بگم
چونکه می‌خــوام کـاملاً متوجه بشم

01:28:57.860 --> 01:29:01.859
«تو داری میگی که «آقای بلوند
... می‌خواست تو رو بکشه

01:29:01.940 --> 01:29:05.259
و بعد وقتی ما برگشتیم٬اون
می‌خواست ما رو بکشه

01:29:05.340 --> 01:29:07.299
کیف الماسا رو بگیره و جیم بشه

01:29:07.380 --> 01:29:10.459
در مورد این درست میگم
این درسته٬این داستان توئه؟

01:29:10.540 --> 01:29:14.739
به روح جـاودانهٔ مـادرم قسم می‌خورم
این اتفاقیه که افتاد

01:29:15.992 --> 01:29:18.731
مردی که تو الان کشتیش
تازه از زندان آزاد شده بود

01:29:18.820 --> 01:29:21.899
اون توی انبار یه کارخانهٔ پر از وسایل
دزدی دستگیر شده بود

01:29:21.980 --> 01:29:23.699
... اون می‌تونست خودشو خلاص کنه

01:29:24.700 --> 01:29:28.819
همهٔ کاری که بایست می‌کرد این بود که اسم بابام
... رو بیاره اما نگفت و دهنش رو بسته نگه داشت

01:29:28.900 --> 01:29:32.056
و مدت لعنتی زندانش رو مثل یه مرد کشید

01:29:32.081 --> 01:29:34.323
اون بخاطر ما چهار سال کشید

01:29:34.420 --> 01:29:36.739
... «خب «آقای نارنجی

01:29:36.820 --> 01:29:39.979
تو داری بهم میگی که این
... دوسـت خیلی خـوب من

01:29:40.060 --> 01:29:42.819
... کسی که چهار سال برای پدرم کشید

01:29:42.900 --> 01:29:47.779
کسی که تو چهار سال هرگز معامله نکرد
... بدون اهمیت به اینکه چی رو جلوش گذاشتن

01:29:47.860 --> 01:29:50.859
... داری بهم میگی حالا که این مرد آزاده

01:29:50.980 --> 01:29:53.939
و ما داریم تعهداتمون نسبت به
اون رو انجام میدیم

01:29:54.060 --> 01:29:56.472
...اون همین الان تصمیم می‌گیره

01:29:56.500 --> 01:29:58.777
...یکدفعه‌ای

01:29:58.800 --> 01:30:00.488
که فریبمون بده؟

01:30:02.380 --> 01:30:05.699
چرا بهم نمیگی واقعاً چی اتفاقی افتاد ؟

01:30:05.780 --> 01:30:08.259
که چی بشه ؟

01:30:08.340 --> 01:30:10.339
تا مزخرفات بیشتری وسط بیاد

01:30:12.940 --> 01:30:14.619
این مرد ما رو تو تله گذاشته

01:30:15.860 --> 01:30:18.859
بابا٬متاسفم٬اما من نمی‌دونم
چه اتفاقی داره می‌افته

01:30:18.940 --> 01:30:20.419
مشکلی نیست «ادی»٬من می‌دونم

01:30:20.500 --> 01:30:22.739
در مورد چی داری حرف می زنی ؟

01:30:22.820 --> 01:30:26.419
این تیکه گوه با پلیس کار می‌کنه

01:30:27.860 --> 01:30:32.659
من اصلاً روحم خبـر نداره که
در مورد چی دارید حرف می‌زنید

01:30:32.740 --> 01:30:36.299
جو» من نمی‌دونم چی فکر می‌کنی می‌دونی»
اما در اشتباهـی

01:30:36.380 --> 01:30:38.099
معلومه که نیستم

01:30:38.180 --> 01:30:41.099
جو» در این مورد بهم اعتماد کن»
اشتباه می‌کنی

01:30:41.180 --> 01:30:43.019
اون بچهٔ خـوبیه

01:30:43.100 --> 01:30:45.779
... می‌فهمم فوق‌العاده عصبانی هستی

01:30:45.860 --> 01:30:47.619
... ما همه واقعاً هیجان‌زده‌ایم

01:30:47.740 --> 01:30:52.339
اما طرفت رو عوضی گرفتی
من این مرد رو می‌شناسم٬اون این کارو نمی‌کنه

01:30:52.460 --> 01:30:54.899
تو هیچی نمی‌دونی.من می‌دونم

01:30:54.980 --> 01:30:56.779
... این ساک‌زن پلیسا رو خبر کرد

01:30:56.860 --> 01:30:58.939
و «آقای قهوه‌ای» و «آقای آبی» رو
به کشتن داد

01:30:59.020 --> 01:31:00.499
آقای آبی» مُرده ؟»

01:31:00.580 --> 01:31:01.979
همونطوری که «جـان دیلینگر» مُرد

01:31:02.060 --> 01:31:04.059
از کجا می‌دونی همهٔ اینا رو ؟

01:31:04.180 --> 01:31:06.819
اون تنها کسی بود که کاملاً
ازش مطمئن نبودم

01:31:07.900 --> 01:31:10.899
باید عقلم پاره سنگ برداشته باشه
وقتی که کاملاً مطمئن نبودم٬ادامه دادم

01:31:11.000 --> 01:31:12.068
این دلیلته ؟

01:31:12.100 --> 01:31:13.978
نیازی به دلیل نداری وقتی که غـریزه داری

01:31:14.900 --> 01:31:17.179
قبلاً نادیده گرفتمش٬اما دیگه نـه

01:31:19.660 --> 01:31:21.859
عقلت رو از دست دادی ؟

01:31:21.940 --> 01:31:24.779
جو»٬تـو داری یه اشتباه وحشتناک می‌کنی»
نمی‌خوام بذارم این کارو کنی

01:31:24.860 --> 01:31:27.139
... بی‌خیال بچه‌ها.هیچ‌کس ایـنو نمی‌خواد

01:31:27.970 --> 01:31:30.129
ما قراره حـرفه‌ای باشیم

01:31:30.400 --> 01:31:32.539
... لری» ببین»

01:31:32.620 --> 01:31:34.419
زمان واقعاً طولانی بـوده

01:31:34.540 --> 01:31:35.979
کارهای خیلی زیادی

01:31:36.060 --> 01:31:38.139
نیازی به این نیست مرد

01:31:39.180 --> 01:31:41.659
... بیا فقط تفنگامون رو بیاریم پایین

01:31:42.900 --> 01:31:46.179
و بیا این وضع رو با یه گفتگوی
لعنتی معلوم کنیم

01:31:46.300 --> 01:31:49.899
جو» اگه این مرد رو بکشی»
بعدش تو می‌میری

01:31:50.020 --> 01:31:51.979
تــکرار.اگه این مرد رو بکشی
بعدش تو می‌میری

01:31:52.100 --> 01:31:54.699
... لری» ما با هم دوست بوده‌ایم»

01:31:55.740 --> 01:31:59.859
و تو برای پدرم احترام قائلی و من برای تو احترام قائلم
... اما شلیک می‌کنم درست توی قلبت

01:31:59.980 --> 01:32:01.979
اون تفنگ لعنتی رو بیار پایین٬حـالا

01:32:02.060 --> 01:32:04.299
«خـدا لعنتت کنه «جو

01:32:05.380 --> 01:32:06.579
مجبورم نکن این کارو کنم

01:32:06.700 --> 01:32:09.299
لری» تموم کن نشونه گرفتن اون»
تفنگ لعنتی رو سمت بابام

01:33:56.000 --> 01:33:58.000
...متاسفم بچه

01:34:00.500 --> 01:34:02.899
... مثل اینکه

01:34:03.020 --> 01:34:05.939
یه مدت کمی رو تو زندان می‌گذرونیم

01:34:12.220 --> 01:34:13.699
من یه پلیسم

01:34:16.060 --> 01:34:17.579
... «لری»

01:34:19.340 --> 01:34:21.019
متاسفم

01:34:22.460 --> 01:34:24.059
... من

01:34:24.140 --> 01:34:26.379
خیلی .. متاسفم

01:34:29.220 --> 01:34:30.819
من یه پلیسم

01:34:47.740 --> 01:34:49.579
متاسفم.متاسفم

01:35:00.940 --> 01:35:02.779
من متاسفم

01:35:10.700 --> 01:35:13.899
بی‌حرکت.. اون تفنگ لعنتی رو بنداز رفیق

01:35:13.980 --> 01:35:15.699
حالا -
تفنگو بیار پایین -

01:35:15.780 --> 01:35:17.539
این کارو نکن -
تفنگو بنداز٬مرد -

01:35:17.620 --> 01:35:19.939
تفنگو بنداز -
تفنگ لعنتیو بنداز -

01:35:20.060 --> 01:35:21.779
ما بهت شـلیک می‌کنیم

01:35:29.803 --> 01:35:34.803
<c.red> زیـرنویـس از : حـمیــد عــبدالهی</c>
<c.red>hamid.abdollahi361@gmail.com</c>