﻿WEBVTT

00:00:00.501 --> 00:02:39.917
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:04:36.501 --> 00:04:39.917
فکر نميکردم خانواده مينگاتس اينطور رفتار کنند

00:04:40.505 --> 00:04:44.337
به نمايش گذاشتن اون زن در سالن اپرا
و نشستن او در کنار مِي ولاند

00:04:44.426 --> 00:04:46.465
تمامي اينها عجيبه

00:04:46.553 --> 00:04:48.960
خب ، زندگيش هم بسيار عجيب بوده

00:04:49.055 --> 00:04:51.806
فکر ميکني اونو به مجلس رقص بوفورت ميارن ؟

00:04:51.892 --> 00:04:55.095
اگر چنين کاري بکنند حرف و
حديثها جور ديگري خواهد بود

00:05:16.042 --> 00:05:18.877
عصر بخير خانم ولاند
عصر بخير مي

00:05:19.045 --> 00:05:22.461
آقاي نيولاند ، برادرزاد? منو ميشناسيد
کنتس النسکا

00:05:34.769 --> 00:05:36.595
کنتس

00:05:45.823 --> 00:05:48.444
اميدوارم به مادام النسکا گفته باشي

00:05:48.534 --> 00:05:49.696
چي رو ؟

00:05:49.910 --> 00:05:51.701
اينکه نامزد شده ايم

00:05:52.037 --> 00:05:54.113
ميخوام همه بدونن

00:05:54.790 --> 00:05:57.541
اجازه بده در مجلس رقص اعلام کنم

00:05:57.835 --> 00:05:59.911
اگه بتوني مادرم رو راضي کني

00:06:00.504 --> 00:06:03.588
ولي چرا بايد قول و قرارمون رو تغيير بديم ؟

00:06:04.050 --> 00:06:07.632
به هر حال ميتوني شخصاً بهش بگي
تو رو کاملاً ميشناسه

00:06:08.680 --> 00:06:12.843
يادمه که با هم بازي ميکرديم
چقدر جالبه که تمامش رو به ياد ميارم

00:06:14.936 --> 00:06:19.728
يادمه که همه مثل هم با شلواراي
برمودا و بند شلوار بودين

00:06:32.913 --> 00:06:36.697
تو وحشتناک بودي
يکبار پشت در منو بوسيدي

00:06:36.792 --> 00:06:40.125
ولي فکر کنم اون وندي بود
...که هرگز نمي دونست که

00:06:40.212 --> 00:06:41.872
من عاشقشم...

00:06:45.676 --> 00:06:49.341
خيلي وقته که از اينجا دور بوده ايد -
سالهاي زياد -

00:06:49.764 --> 00:06:54.260
اونقدر زياد که فکر ميکنم از دنيا رفته ام
و اين مکان قديمي دوست داشتني همان بهشته

00:07:40.608 --> 00:07:44.356
اونهم مثل تمام حوادثي که
اونوقتها رخ ميداد ، اتفاق افتاد

00:07:44.446 --> 00:07:46.355
درست به همون شکل

00:07:46.573 --> 00:07:51.448
طبق معمول ، خانم جوليوس بوفورت بدون
همسرش حضور پيدا کرد

00:07:51.536 --> 00:07:53.943
درست قبل از شروع آهنگ جواهر

00:07:54.456 --> 00:07:59.497
و مثل هميشه ، در انتهاي نمايش
سوم برخاست و اپرا را ترک کرد

00:08:00.421 --> 00:08:03.754
تمامي اهالي نيويورک ميدا نستند
که نيم ساعت ديکه

00:08:04.008 --> 00:08:07.542
مجلس رقص سالانه خانوادهء
بوفورت شروع خواهد شد

00:08:23.111 --> 00:08:27.239
کالسکه ها در کنار خيابان
جهت انجام کار منتظر بودند

00:08:27.490 --> 00:08:30.859
عليرغم اينکه کسي اذعان نميکرد ،
همه در نيويورک ميدانستند که

00:08:30.952 --> 00:08:34.451
آمريکاييها مايل به ترک تفريحشون هستند

00:08:34.539 --> 00:08:36.531
حتي سريعتر از وقتي که ميخوان اونو شروع کنند

00:08:48.554 --> 00:08:53.595
خانهء بوفورتها يکي از معدود
خانه هايي بود که سالن رقص داشت

00:08:54.018 --> 00:08:58.312
سالني که 364 روز از سال
به مافات تمام مسائل تاسف انگيز

00:08:59.315 --> 00:09:03.941
گذشته ي خانواده در
تاريکي مطلق قرار داشت

00:09:04.862 --> 00:09:08.396
رژينا بوفورت از خانواده اي قديمي
ساکن کاروليناي جنوبي بود

00:09:08.491 --> 00:09:11.990
ولي شوهرش جوليوس که
خود را مردي انگليسي جا مي زد

00:09:12.537 --> 00:09:15.870
بعنوان مردي خوشگذران با زباني تلخ

00:09:15.957 --> 00:09:18.115
و اجدادي مرموز شناخته مي شد

00:09:19.002 --> 00:09:23.996
ازدواج موقعيت اجتماعي مناسبي به او بخشيده بود
ولي نه ضرورتأ همراه با احترام

00:10:01.588 --> 00:10:06.297
نيولاند آرچر بر خلاف آقايان
همسن خودش در کلوپ نمانده

00:10:06.385 --> 00:10:08.876
و مستقيمأ به مجلس رقص رفت

00:10:08.971 --> 00:10:11.296
قصد داشت نامزديش را اعلام کند

00:10:11.390 --> 00:10:14.094
تا جهت سخن چيني از
کنتس را تغيير داده

00:10:14.184 --> 00:10:18.181
وحمايت بي دريغش را به مي
و خانواده اش نشان دهد

00:10:25.613 --> 00:10:28.567
خانه بوفورتها به طرز
جسورانه اي چيده شده بود

00:10:29.200 --> 00:10:33.244
هر کس بجاي رد شدن از راهرويي
تنگ جهت ورود به سالن رقص

00:10:33.329 --> 00:10:37.278
ميبايست با قدمهايي موقرانه
امتداد اتاقهاي پذيرايي را ميگذراند

00:10:53.183 --> 00:10:57.311
اما فقط با گذر از اتاق
پذيرايي زرشکي رنگ بود

00:10:57.396 --> 00:11:02.603
که کسي ميتونست تابلوي بازگشت بهار اثر
بوگورو را با مضمون برهنگي مشاهده کنه

00:11:03.319 --> 00:11:07.613
که بوفورت با گستاخي در
ديدرس همگان آويزان کرده بود

00:11:10.034 --> 00:11:13.237
عصر بخير ، آقايان
عصر بخير ، آقاي آرچر

00:11:15.998 --> 00:11:18.915
آرچر از زير سوال بردن آداب
و رسوم لذت مي برد

00:11:19.293 --> 00:11:21.665
او در خلوت از سنتها انتقاد مي کرد

00:11:21.880 --> 00:11:25.046
اما در جمع از آداب و رسوم
خانواده حمايت مي کرد

00:11:25.341 --> 00:11:28.507
و اين به نحو ناپايداري هماهنگ مي نمود

00:11:28.803 --> 00:11:31.804
به طوري که ميشد با زمزمه اي اين
هماهنگي را به هم ريخت

00:11:53.621 --> 00:11:58.117
در کل ، آرچر با دورويي هاي متملقانه ي
اشراف سرگرم ميشد

00:11:58.709 --> 00:12:01.247
حتي ممکن بود بهشون حسادت بورزد

00:12:01.379 --> 00:12:04.712
به طور مثال ، لورنس لفرتس در شرايط فعلي

00:12:04.799 --> 00:12:06.542
برجسته ترين صاحب نظر نيويورک بود

00:12:07.093 --> 00:12:10.426
که عقيده اش درباره ي کفش هاي ورزشي
در مقايسه با مدل چرمي

00:12:10.513 --> 00:12:12.505
هرگز مورد ترديد نبوده

00:12:12.891 --> 00:12:17.138
و در مورد ماجراهاي عاشقانه ي پنهاني
داراي استعدادي انکار ناپذير بود

00:12:37.041 --> 00:12:41.038
آقاي سيلرتون پير روي خانواده
همونقدر نفوذ داشت

00:12:41.545 --> 00:12:44.036
که لورنس در کارش

00:12:44.632 --> 00:12:49.210
داستان پيش پا افتاده و غم انگيز
ازدواج اروپايي کنتس النسکا

00:12:49.596 --> 00:12:52.715
رازي بود که همچون گنج پنهاني
سعي در بيرون آوردنش داشت

00:12:53.308 --> 00:12:57.471
براي 50 سال گذشته تمام رسواييها و رازهاي ثبت شده

00:12:57.604 --> 00:13:02.598
را که زير سطح آرام جامعه شعله ور بود

00:13:03.151 --> 00:13:05.060
در خود نگه مي داشت

00:13:12.202 --> 00:13:16.994
اکنون راز جوليوس بوفورت وسيله اي
بود براي از ميان بردن خيلي چيزها

00:13:17.875 --> 00:13:21.824
جوليوس با بي اعتناعي و مثل يک
به منزلش قدم مي گذاشت ميهمان

00:13:21.921 --> 00:13:24.957
وحتي زودتر از بقيه مهماني را
براي رفتن به

00:13:25.049 --> 00:13:28.050
خانه اي محقرتر ولي راحتتر
ترک ميکرد

00:13:28.386 --> 00:13:32.335
بوفورت در تجارت بسيار متهور بود

00:13:32.515 --> 00:13:34.388
و در روابط خصوصي کاملآ گستاخ

00:13:38.480 --> 00:13:42.976
نامزد آرچر از تمامي توطئه ها
ومسائل اينچنيني منزه بود

00:13:43.944 --> 00:13:48.273
مِي ولاند براي آرچر به مثابه
تمام خوبيهاي دنيا بود

00:13:49.116 --> 00:13:52.366
تمام چيزهائي که افتخارآفرين بوده
وتکيه گاهش محسوب مي شد

00:13:58.000 --> 00:14:00.917
به دوستانم گفتم همانطور که
خواسته بودي

00:14:01.003 --> 00:14:04.253
نمي تونم صبر کنم
اي کاش در مجلس رقص نبوديم

00:14:04.340 --> 00:14:06.546
حتي اينجا با هم تنهائيم ، درسته ؟

00:14:06.634 --> 00:14:10.252
بديش اينه که ميخوام
ببوسمت ولي نميتونم

00:14:11.847 --> 00:14:13.127
نيولاند

00:14:22.942 --> 00:14:27.983
همونطور که ازت خواستم به آلن گفتي ؟ -
نه ، فرصتشو نداشتم -

00:14:29.324 --> 00:14:32.527
اين دختر عمومه نيولاند
شايد بعضي ها بدونن که اون

00:14:32.619 --> 00:14:34.611
سالها از اينجا دور بوده

00:14:34.705 --> 00:14:38.868
خيلي حساسه -
بهش ميگم ولي هنوز نديدمش -

00:14:38.959 --> 00:14:41.913
درآخرين لحظات تصميم گرفت که نياد

00:14:42.045 --> 00:14:43.705
در آخرين لحظات ؟

00:14:43.881 --> 00:14:46.668
فکر ميکرد لباسش به اندازه ي
کافي شيک نيست

00:14:46.759 --> 00:14:51.337
بنظر ما که خيلي زيبا بود ولي
خواست که اونو ببرن خونه

00:14:51.680 --> 00:14:53.008
بسيار خب

00:15:10.659 --> 00:15:12.201
بسيار جذاب

00:15:12.494 --> 00:15:13.904
بسيار روشنفکر

00:15:13.995 --> 00:15:18.906
زمان ما يه نگين برجسته در ميان
مرواريدها کافي بنظر ميومد

00:15:19.000 --> 00:15:23.128
ولي زيبائيه دسته که به انگشتر زيبائي ميده
اينطور نيست آرچر عزيز ؟

00:15:23.213 --> 00:15:26.083
زمينه ي مناسب
زيبائيه جواهر رو نشون ميده

00:15:26.175 --> 00:15:29.176
اما به چشم قديميها ساده بنظر مياد

00:15:29.261 --> 00:15:33.258
اميدوارم منظورت من نباشم عزيزم ؟
من چيزهاي جديد رو دوست دارم

00:15:33.474 --> 00:15:36.807
دستهاي من در پاريس توسط
روشه بزرگ آرايش شده بود

00:15:36.977 --> 00:15:40.227
بايد واسه مِي هم انجام بده
نشون بده عزيزم

00:15:40.731 --> 00:15:43.222
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:15:43.818 --> 00:15:46.735
ورزشهاي مدرن سبب جدائي مفصلها ميشه

00:15:46.821 --> 00:15:48.564
اما پوستش سفيده

00:15:48.656 --> 00:15:50.944
عروسي چه زمانيه ؟

00:15:51.075 --> 00:15:55.203
به زودي خانم ميگنوت فقط اگه
شما حمايتم کنيد

00:15:55.664 --> 00:15:58.748
بايد بهشون زمان بديم ماما تا
همديگه رو بهتر بشناسن

00:15:58.833 --> 00:16:00.078
همديگه رو بهتر بشناسن ؟

00:16:00.168 --> 00:16:02.872
همه در نيويورک با همديگه آشنا هستن

00:16:02.963 --> 00:16:06.960
اونقدر صبر نکنيد که دير بشه
قبل از ايام روزه ازدواج کنيد

00:16:07.050 --> 00:16:11.178
ممکنه سينه پهلو بگيرم ، دلم ميخواد مهماني
صبحانه ي روز عروسي رو بگيرم

00:16:11.263 --> 00:16:12.805
چه پيشنهاد محبت آميزي

00:16:12.890 --> 00:16:15.262
اگه حتي خانم ميگنوت مادر بزرگ مِي نبود

00:16:15.351 --> 00:16:18.767
بايد اولين کسي ميبود

00:16:18.854 --> 00:16:21.142
که بعد از نامزدي ملاقات ميکردند

00:16:21.649 --> 00:16:24.400
او نه تنها بانوي بزرگي بود

00:16:24.485 --> 00:16:26.892
بلکه ملکه هم محسوب مي شد

00:16:26.988 --> 00:16:29.526
با بيشتر ساکنين نيويورک ارتباط داشت

00:16:29.615 --> 00:16:33.280
و بقيه را با ازدواجها يا شهرتشان مي شناخت

00:16:33.786 --> 00:16:37.618
اگر چه ساختمان با سنگهاي
قهوه اي امري عادي بود

00:16:37.707 --> 00:16:42.784
ولي او بنحو متکبرانه اي در خانه اي بزرگ

00:16:43.713 --> 00:16:47.164
با آجرهاي غير عادي و سنگهاي کرم روشن
و در محلي غير قابل دسترس

00:16:48.010 --> 00:16:51.260
نزديک پارک مرکزي زندگي مي کرد
و مدتي بود که سنگيني بدنش

00:16:51.346 --> 00:16:54.050
بالا پائين رفتن از پله ها
را برايش غير ممکن کرده بود

00:16:54.183 --> 00:16:56.508
ولي با شخصيت مستقلي که داشت

00:16:56.602 --> 00:17:00.599
مجبور بود در
طبقه ي همکف مستقر شود

00:17:01.106 --> 00:17:05.400
از اتاق نشيمن ، به صورت غير منتظره اي
چشم اندازي از تختخوابش به چشم مي خورد

00:17:06.153 --> 00:17:10.945
ملاقات کنندگانش شيفته ي اين چيدمان مي شدند

00:17:11.033 --> 00:17:13.654
که يادآور صحنه هائي از داستانهاي فرانسوي بود

00:17:15.204 --> 00:17:19.367
يادآور زنان با معشوق هايشان
در جوامع زشت گذشته

00:17:19.876 --> 00:17:22.331
اما اگر خانم ميگنوت يک معشوق هم مي خواست

00:17:22.420 --> 00:17:26.120
براي چنين زن بيباکي فراهم مي شد

00:17:26.341 --> 00:17:31.548
در حال حاضر به سادگي از زندگي راضي بود
سعادت را در اطراف خودش ميديد

00:17:32.639 --> 00:17:36.221
و مشتاق جلو انداختن پيوند نيولاند آرچر

00:17:36.518 --> 00:17:38.724
با نوه اش مِي بود

00:17:39.062 --> 00:17:44.139
بنظر آنها ، دو تا از بهترين خانواده هاي نيويورک
بالاخره وصلت بسيار مهمي را به انجام ميرساندند

00:17:44.693 --> 00:17:47.397
خداحافظ ماما -
خدا نگهدار -

00:17:47.488 --> 00:17:49.564
الن -
خانمها -

00:17:49.657 --> 00:17:51.815
آرچر -
بوفورت -

00:17:52.576 --> 00:17:54.402
بوفورت ، اين يه لطف استثنائيه

00:17:54.745 --> 00:17:57.496
نه ضرورتأ استثنايي -
روز بخير -

00:17:57.582 --> 00:18:00.037
کنتس الن را در ميدان مديسون ديدم
سر حال بود و اجازه داد باهاش قدم بزنم

00:18:00.126 --> 00:18:02.249
سر حال بود و اجازه داد باهاش قدم بزنم

00:18:02.337 --> 00:18:04.875
با حضورش اين خانه رو دلنشين تر کرده

00:18:04.964 --> 00:18:06.956
متشکرم -
بوفورت ، اون صندلي رو جلو بکش -

00:18:07.050 --> 00:18:09.422
اينو ؟ -
ميخوام کلي گپ بزنم -

00:18:09.511 --> 00:18:11.883
حتمأ موضوع نامزدي من و مِي رو شنيدي

00:18:11.972 --> 00:18:14.510
بخاطر اينکه در اپرا به شما
نگفتم منو سرزنش کرده

00:18:14.599 --> 00:18:17.054
البته که ميدونم و خيلي خوشحالم

00:18:17.144 --> 00:18:20.145
اينجور خبرها رو نبايد در جمع عنوان کرد

00:18:20.397 --> 00:18:22.140
اوه ، مراقب باش

00:18:22.357 --> 00:18:24.645
انگشترت به دستت گير نکنه

00:18:24.735 --> 00:18:26.644
خداحافظ الن -
خداحافظ -

00:18:26.737 --> 00:18:29.310
خداحافظ

00:18:31.283 --> 00:18:33.738
يه روز به ديدنم بيا

00:18:36.080 --> 00:18:39.449
براي الن مناسب نيست که با جوليوس

00:18:39.542 --> 00:18:42.412
در خيابان پنجم و در ساعات شلوغ روز

00:18:43.212 --> 00:18:45.584
آنهم درست روز بعد از برگشتش قدم بزنه

00:18:45.715 --> 00:18:49.333
رفتارش خيلي وقيحانه س
حتي همسرش هم از ماجراي آني رينگ با خبره

00:19:00.731 --> 00:19:04.775
سيلرتون جکسون از اغلب ملاقاتهايش
در خانه ي آرچر

00:19:04.860 --> 00:19:06.852
بيش از صرف شام لذت ميبرد

00:19:07.696 --> 00:19:11.693
مادر نيو لاند آرچر و
خواهرش جني کم رو و خجالتي بوده

00:19:11.784 --> 00:19:13.823
و از اجتماع دوري ميکردند

00:19:14.078 --> 00:19:18.490
اما مايل بودند در مورد دوستان
مجردشان اطلاعاتي کسب کنند

00:19:18.582 --> 00:19:21.073
مثل نکات ظريفي از بوفورت
که در خاطر کسي نمانده

00:19:21.168 --> 00:19:24.334
اوه ، قطعأ. بوفورت مرد مبتذلي است

00:19:24.422 --> 00:19:26.414
نه تنها در تجارت بلکه در بسياري امور ديگر

00:19:26.507 --> 00:19:29.080
اکثر نيويورکيها در کارهاشون بهش اعتماد دارن

00:19:29.177 --> 00:19:31.928
پدر بزرگم نيو لاند هميشه به مادرم مي گفت

00:19:32.013 --> 00:19:35.927
اجازه نده بوفورت با دخترها صحبت کنه

00:19:37.268 --> 00:19:40.850
خب ، حداقل اين مزيت رو داره که با
آقايان معاشرت داره

00:19:40.939 --> 00:19:44.272
خانواده هاي آرچر و ميگنوت از
محکمترين شاخه هاي

00:19:44.359 --> 00:19:46.897
درخت فاميلي در نيويورک بودند

00:19:47.571 --> 00:19:51.403
خانواده ي ميگنوت داراي مشخصات سنت گرائيه مي

00:19:51.533 --> 00:19:54.320
و تحمل رفتار غير عادي الن بودند

00:19:54.745 --> 00:19:57.864
اما خانواده ي آرچر پايبند سنتها
و عادتهاي قديمي

00:19:58.582 --> 00:20:02.200
براي هر مورد محرمانه اي مادر و
خواهرش به او متکي بودند

00:20:02.378 --> 00:20:07.752
خانم آرچر به مادر مِي اطمينان مي داد که
پسرش هميشه دست راست قدرتمند آنها  خواهد بود

00:20:08.718 --> 00:20:11.209
دختر عموي جديدمون هم در
مجلس رقص حضور داشت ؟

00:20:11.304 --> 00:20:15.467
من حمايت خانواده ي ميگنوت را براي آوردنش
به اپرا تقدير ميکنم

00:20:15.558 --> 00:20:17.930
روحيه ي قوي اونها قابل تقديره

00:20:18.228 --> 00:20:22.060
اما چرا نامزدي پسرم بايد با

00:20:22.148 --> 00:20:25.184
آمدن و رفتن اين خانم قاطي بشه
واقعأ سر در نميارم

00:20:25.277 --> 00:20:27.850
خب ، در هر صورت در مجلس رقص که نبود

00:20:27.946 --> 00:20:30.271
حداقل نزاکت رو رعايت کرد

00:20:31.283 --> 00:20:32.825
جناب ؟

00:20:34.578 --> 00:20:37.781
آيا او امروز عصر کلاه گرد
سرش ميزاره يا کلاه بي لبه ؟

00:20:37.873 --> 00:20:40.364
لباسي که براي اپرا پوشيده بود
بسيار ساده بنظر ميومد

00:20:40.459 --> 00:20:44.456
درست تر بود اگه شرکت نمي کرد -
مادر ، مسئله مربوط به درست بودن حضورش نيست -

00:20:44.547 --> 00:20:47.298
کنتس فکر ميکرد که لباسش مناسب نيست

00:20:47.383 --> 00:20:48.793
! بيچاره الن

00:20:48.926 --> 00:20:52.377
بايد هميشه به خاطر بسپاريم که با
مسائل نامتعارفي درگير بوده

00:20:52.471 --> 00:20:55.840
از دختري که مجاز بوده با لباس ساتن سياه

00:20:55.933 --> 00:20:57.557
به مجلس رقص بره چه انتظاري داري ؟

00:20:57.643 --> 00:21:02.139
خيلي عجيبه که بعد از ازدواجش با يک کنت
چنين اسم زشتي انتخاب کرده

00:21:02.232 --> 00:21:04.639
اگه من بودم به الين تغييرش ميدادم

00:21:04.901 --> 00:21:06.015
چرا ؟

00:21:07.112 --> 00:21:10.362
نميدونم. بنظر بيشتر لهستانيه

00:21:13.577 --> 00:21:17.361
اين بهتر بنظر ميرسه
ولي تمايلي به اين نداره

00:21:17.456 --> 00:21:20.789
چرا که نه ؟ چرا نبايد با همچين
انتخابي باز هم جلب توجه کنه ؟

00:21:20.876 --> 00:21:24.458
ازدواج خيلي بدي رو داشته حالا
بايد خودشو پنهان کنه ؟

00:21:24.546 --> 00:21:27.879
بايد پنهاني رفت و آمد کنه که
که نشون بده طرد شده ؟

00:21:28.425 --> 00:21:32.885
زندگيه غم انگيزي داشته دليلي
نداره طردش کنيم

00:21:32.972 --> 00:21:36.388
مطمئنم که خانواده ي ميگنوت هم
همين نظر رو دارند

00:21:37.393 --> 00:21:40.975
اگه منظورت اينه که منتظر رهنمود اونها
باشم احتياجي به اينکار ندارم

00:21:41.064 --> 00:21:45.013
شنيدم دنبال خونه ميگرده
ميخواد اينجا زندگي کنه

00:21:45.652 --> 00:21:48.190
شنيدم که در پي گرفتن طلاقه

00:21:49.989 --> 00:21:51.649
اميدوارم اينکارو بکنه

00:21:54.286 --> 00:21:57.370
اينطور که بنظر مياد ازدواجش
غير قابل تحمل بوده

00:21:58.665 --> 00:22:01.416
ولي شايعاتي هم وجود داره -
منم شنيده ام -

00:22:01.501 --> 00:22:03.043
منشي شوهرش

00:22:05.964 --> 00:22:08.834
کمکش کرده تا از شوهرش خلاص بشه

00:22:10.302 --> 00:22:13.884
ميگن کنت مثل يه زنداني باهاش
رفتار ميکرده

00:22:13.973 --> 00:22:16.974
حتمأ کنت روش خودشو
برا زندگي داشته

00:22:19.770 --> 00:22:23.269
اونو ميشناسيد ؟ -
در نيس يه چيزائي شنيدم -

00:22:23.357 --> 00:22:25.314
ميگن جذابه

00:22:26.778 --> 00:22:28.687
با مژه هاي بلند

00:22:30.240 --> 00:22:34.107
وقتي با خانمها نيست
مشغول جمع آوري ظروف چينيه

00:22:36.079 --> 00:22:38.783
بنظر خيلي هم دست و دل بازه

00:22:38.873 --> 00:22:40.782
پس چرا سرزنشش کنيم ؟

00:22:40.876 --> 00:22:44.161
تحت چنين شرايطي هر کدام
...از ما بايد به کنتس کمک کنيم

00:22:44.254 --> 00:22:46.163
درست مثل کاري که منشي کرده...

00:22:46.256 --> 00:22:49.790
او هنوز هم بعد از يکسال بهش کمک ميکنه
...گويا يکي اونا رو ديده بود

00:22:49.885 --> 00:22:52.126
که در لوزان با هم زندگي ميکردند...

00:22:53.305 --> 00:22:54.965
با هم ؟

00:22:56.016 --> 00:22:59.598
چرا که نه ؟ اون حق داره زندگيش
رو تغيير بده ، اينطور نيست ؟

00:22:59.687 --> 00:23:03.471
چرا بايد زني رو زنده به گور کرد در حالي که
شوهرش زندگي با فاحشه ها رو ترجيح ميده ؟

00:23:03.566 --> 00:23:08.192
به سختي ميشه گفت نابود شده
عليرغم همه چيز کنتس الآن اينجاست

00:23:09.197 --> 00:23:13.775
آيا شما معتقديد که خانمها به اندازه ي
آقايان آزادي داشته باشند ؟

00:23:15.662 --> 00:23:17.987
بله همينطوره ، من به اين معتقدم

00:23:18.123 --> 00:23:22.037
خب ، ظاهرأ کنتس النسکا هم
مثل شما نظريه ي مدرني داره

00:23:22.711 --> 00:23:26.543
هيچوقت نشنيدم بخواد براي
برگردوندن همسرش کاري بکنه

00:23:29.760 --> 00:23:32.761
سه روز بعد اتفاقي
باور نکردني روي داد

00:23:32.888 --> 00:23:36.720
خانم مانسون ميگنوت دعوت نامه هائي
...براي همه فرستاد

00:23:36.934 --> 00:23:38.725
براي مهماني شام رسمي...

00:23:39.103 --> 00:23:42.851
چنين مراسمي محتاج دقت
فوق العاده اي بود

00:23:43.190 --> 00:23:45.645
بشقابهاي مناسبي بايد انتخاب ميشد

00:23:45.735 --> 00:23:49.483
همراه با استخدام سه خدمتکار اضافي

00:23:49.572 --> 00:23:51.979
دو نوع غذا و يک مشروب رومي در وسط

00:23:54.619 --> 00:23:57.454
دعوت نامه اي که اهالي ميخواندند اينطور
بود : "مراسم شام

00:23:57.538 --> 00:23:59.910
"جهت  ديدار کنتس النسکا

00:24:03.670 --> 00:24:05.828
نيويورک امتناع کرد

00:24:08.550 --> 00:24:13.295
"با تأسف پذيرفتني نيست"
و از طرف بعضي افراد خانواده ي خودمون

00:24:13.388 --> 00:24:17.848
هيچکس بقدر کافي در پنهان کردن نظرش
نسبت به کنتس مراقب نبود

00:24:18.268 --> 00:24:19.678
اين يک بي آبروئي بود

00:24:19.770 --> 00:24:23.139
همگي در دنياي غير قابل فهمي زندگي مي کردند

00:24:23.232 --> 00:24:26.731
منظور اصلي هيچگاه گفته نمي شد ، انجام
نمي گرفت يا حتي به ذهن نمي آمد

00:24:26.819 --> 00:24:31.030
بلکه فقط با يکسري علائم دلبخواهي
بيان مي شد

00:24:32.199 --> 00:24:34.156
آرچر اين علائم را مي شناخت

00:24:34.452 --> 00:24:37.156
اونها دقيق نبودند و معنائي نداشتند

00:24:37.497 --> 00:24:42.324
معنائي بيش از يک بي اعتنائي ساده داشتند
و به معني نابودي بودند

00:24:43.836 --> 00:24:46.327
تنها يک محکمه جهت قضاوت وجود داشت

00:24:46.422 --> 00:24:49.506
آرچر اين قضيه رو با وندر
ليندز مطرح کرد

00:24:50.593 --> 00:24:55.053
و تو تصور ميکني ، تمام اين
قضايا بخاطر دخالتهاي عمدي

00:24:55.348 --> 00:24:57.839
لري لفريتزه
بله آقا من از اين مطمئنم

00:24:57.934 --> 00:25:02.097
خانواده ي وندر ليدنز از نظر پر راز
و رمز بودن بالاتر از

00:25:02.189 --> 00:25:04.347
تمام خانواده هاي مقيم شهر قرار داشتند

00:25:05.359 --> 00:25:10.021
آرچر حس بي نظير شيوه ي قبيله اي
رو به داوري گذاشت

00:25:10.447 --> 00:25:12.107
و واضح و روشن صحبت کرد

00:25:12.199 --> 00:25:16.576
هر وقت خانم لفرتز در مورد چيزي
به شوهرش بدگمان شده

00:25:16.871 --> 00:25:20.951
لري جار و جنجال راه انداخته تا نشون
بده که چقدر درستکاره

00:25:21.042 --> 00:25:23.912
خب ، اين قاعده ايه که من دوست ندارم

00:25:25.380 --> 00:25:30.125
منظورم اينه که اگه عضوي از يه خانواده ي مشهور
بوسيله ي فاميل خودش حمايت بشه

00:25:30.760 --> 00:25:33.001
اين تصميم نهائي تلقي ميشه

00:25:33.096 --> 00:25:37.592
احساس کرديم که اين بي اعتناعي به کنتس بدون
مشورت با شما حل شدني نيست

00:25:37.851 --> 00:25:42.560
مجلس شامي براي پسر عمويمان دوک
سنت استري ترتيب داديم

00:25:42.814 --> 00:25:45.435
که هفته ي آينده از روسيه مياد

00:25:45.943 --> 00:25:48.564
مطمئنم لوئيس هم به اندازه ي من
خوشحال خواهد شد

00:25:48.654 --> 00:25:52.782
اگه کنتس النسکا رو در جمع
مهمانان ببينيم

00:25:58.330 --> 00:26:00.655
مراسم پر ابهتي بود

00:26:00.750 --> 00:26:03.667
ولي کنتس خيلي دير به مهماني رسيد

00:26:03.753 --> 00:26:07.916
که حاکي از بي فکري و
بي توجهي اش بود

00:26:08.758 --> 00:26:12.625
...او بدون عجله يا ناراحتي به اتاق پذيرائي

00:26:12.720 --> 00:26:17.714
جائي که از مهمانان برگزيده ي...
نيويورکي پر شده بود وارد شد

00:26:18.977 --> 00:26:20.685
کنتس النسکا

00:26:22.480 --> 00:26:23.890
عصر بخير

00:26:23.982 --> 00:26:26.354
بسيار خوشحاليم که اينجا هستيد -
عصر بخير -

00:26:26.443 --> 00:26:29.016
دوک سنت استري
کنتس النسکا را معرفي ميکنم

00:26:30.656 --> 00:26:33.325
بشقابهاي دوران جرج دوم بيرون آورده شده بود

00:26:33.408 --> 00:26:35.484
...بعلاوه ظروف لويدن لوئس تافت

00:26:35.577 --> 00:26:39.705
ساخت کمپاني هند شرقي...
و ظروف داگونت کراون دربي

00:26:39.999 --> 00:26:43.948
غذا خوردن در ظروف وندر لويدنز
مشکل روشنائي رو بر طرف ميکرد

00:26:44.045 --> 00:26:47.046
صرف غذا با يه دوک که
پسر عمويشان محسوب ميشد

00:26:47.298 --> 00:26:49.871
شبيه مراسم مذهبي بود

00:26:50.551 --> 00:26:54.631
وقتي چنين ظروفي انتخاب ميشد
مي دانستند که چگونه رفتار کنند

00:27:39.811 --> 00:27:43.855
در نيويورک در چنين مراسمي عادي
...نبود که يک خانم از جايش برخيزد

00:27:43.940 --> 00:27:48.352
و هم صحبتش را در طلب هم صحبتي ديگر ترک کند...

00:27:49.195 --> 00:27:52.196
اما کنتس متوجه ي اين رسم نبود

00:27:58.080 --> 00:28:00.653
ميخوام در مورد مِي برام بگي

00:28:02.501 --> 00:28:05.371
دوک رو از قبل ميشناختيد ؟ -
از نيس -

00:28:05.462 --> 00:28:07.205
هر زمستان ميديديمش

00:28:07.298 --> 00:28:11.758
به قمار خيلي علاقه منده
و اغلب به منزل ما ميومد

00:28:12.094 --> 00:28:14.382
علاقه داره هر روز عصر يه نوع لباس رو بپوشه
فکر ميکنه براش شانس مياره

00:28:14.472 --> 00:28:16.760
فکر ميکنه براش شانس مياره

00:28:17.225 --> 00:28:20.095
کسل کننده ترين آدمي ست که تا به حال ديدم

00:28:21.020 --> 00:28:23.641
اما مثل اينکه اينجا قابل احترامه

00:28:25.400 --> 00:28:28.104
ميخواي بهت بگم چه چيزي در نيويورک بيش
از هر چيز توجه منو به خودش جلب ميکنه ؟

00:28:28.194 --> 00:28:31.978
اطاعت کورکورانه از آداب و رسوم ديگران

00:28:32.073 --> 00:28:35.192
...اين احمقانه بنظر مياد که آمريکا رو

00:28:35.285 --> 00:28:36.862
کپي کشور ديگري قلمداد کنيم...

00:28:36.953 --> 00:28:40.119
...فکر ميکني کريستوف کلمب چنين زحمتي رو متقبل شده

00:28:40.207 --> 00:28:42.958
که با خانواده ي لفرتز به اپرا بره ؟...

00:28:45.671 --> 00:28:49.289
...خب ، فکر ميکنم اگه ميدونست لري لفرتز

00:28:49.383 --> 00:28:52.384
اينجاست شايد هرگز بندر رو ترک نمي کرد...

00:28:53.554 --> 00:28:57.053
مِي چطور ، نظراتش رو با تو در ميان ميذاره ؟

00:28:57.141 --> 00:28:59.845
خب اگه چنين نظري داشته باشه ، هيچوقت نمي گه

00:28:59.935 --> 00:29:02.722
آيا واقعأ عاشقش هستي ؟

00:29:03.064 --> 00:29:05.103
تا اون حدي که يه مرد ميتونه

00:29:05.191 --> 00:29:07.479
فکر ميکني در اينمورد حد و مرزي وجود داره ؟

00:29:10.697 --> 00:29:12.820
اگه وجود داشته باشه ، من که پيداش نکردم

00:29:15.535 --> 00:29:18.239
...پس حقيقتأ و واقعأ عاشقانه س

00:29:18.872 --> 00:29:20.615
به هيچ وجه از روي برنامه نيست...

00:29:20.707 --> 00:29:23.328
...فراموش کردي که در کشور ما اجازه ي

00:29:23.418 --> 00:29:25.706
ازدواجهاي از پيش تعيين شده داده نمي شه...

00:29:27.631 --> 00:29:30.086
بله ، يادم نبود ببخشيد

00:29:30.175 --> 00:29:32.582
بعضي وقتا چنين اشتباهاتي ميکنم

00:29:33.220 --> 00:29:36.505
غالبأ فراموش ميکنم که
اينجا همه چي خوبه

00:29:36.599 --> 00:29:39.469
طرفاي ما ، اينجور چيزا بد هستند

00:29:44.273 --> 00:29:46.514
بسيار متأسفم –
نه -

00:29:51.030 --> 00:29:53.900
ولي ميدوني که اينجا بين دوستانت هستي

00:29:53.992 --> 00:29:56.862
بله ميدونم به همين دليل برگشتم خونه

00:30:01.333 --> 00:30:03.076
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:30:04.085 --> 00:30:06.243
حتمأ ميخواي با مِي باشي

00:30:06.421 --> 00:30:08.212
بسيار از ملاقاتتون خوشوقتم

00:30:08.298 --> 00:30:10.753
فعلأ که با رقباي زيادي محاصره شده

00:30:10.842 --> 00:30:11.956
بله

00:30:12.761 --> 00:30:15.299
پس کمي بيشتر پيشم بمون

00:30:17.141 --> 00:30:18.255
باشه

00:30:18.892 --> 00:30:22.011
آقاي اربان داگونت
کنتس النسکا رو معرفي ميکنم

00:30:22.146 --> 00:30:25.349
خوشوقتم عزيزم -
خوشوقتم -

00:30:25.441 --> 00:30:28.477
فردا بعد از ساعت 5 منتظرتون هستم

00:30:29.695 --> 00:30:31.023
فردا

00:30:31.781 --> 00:30:33.156
ببخشيد

00:30:41.207 --> 00:30:44.706
...نظر لطف شماست که وقتتون را متواضعانه

00:30:44.794 --> 00:30:49.752
به مادام النسکا اختصاص دادين نيولاند عزيز...
به هنري گفتم که حقيقتأ بايد شما رو نجات بده

00:30:51.176 --> 00:30:54.545
فکر ميکنم تا بحال مِي رو
به اين زيبائي نديده بودم

00:30:55.305 --> 00:30:58.887
دوک معتقده که مِي جذابترين زن اين مهمانيه

00:32:07.046 --> 00:32:08.789
آقاي آرچر

00:32:09.591 --> 00:32:12.960
نظرتون راجع به اين خونه ي عجيب چيه ؟

00:32:13.595 --> 00:32:15.386
براي من مثل بهشته

00:32:15.472 --> 00:32:18.223
اونو به طرز قشنگي چيديد -
بله -

00:32:18.350 --> 00:32:21.137
بعضي وسائلشو با خودم آوردم

00:32:21.228 --> 00:32:24.015
بقايائي از يک ويرانه

00:32:25.232 --> 00:32:28.149
حداقل از منزل وندر ليدنز دلبازتره

00:32:28.235 --> 00:32:30.773
و براي تنها زندگي کردن مناسبتر

00:32:31.155 --> 00:32:34.358
...مطمئنم که منزل وندر ليدنز براي همه دلگيره

00:32:34.450 --> 00:32:37.201
گر چه هيچوقت چيزي در اين مورد نشنيدم...

00:32:37.620 --> 00:32:39.992
ولي به من بگو آيا حقيقتأ
تنهائي رو دوست داري ؟

00:32:40.081 --> 00:32:43.331
تا وقتي که دوستام منو تنها نذارن

00:32:45.711 --> 00:32:49.625
ميبينم که تونستي جائي براي خودت انتخاب کني -
بله -

00:32:50.091 --> 00:32:52.332
بشين ، لطفأ -
ممنون -

00:32:56.264 --> 00:32:58.552
اين وقت روز رو خيلي دوست دارم

00:32:59.184 --> 00:33:02.884
تو چطور ؟ -
ترسيدم گفتم شايد وقتو فراموش کرده باشي -

00:33:03.063 --> 00:33:05.980
مطمئنم که بوفورت بيش از من برات جالبه

00:33:07.317 --> 00:33:09.393
منو واسه ديدن چند تا خونه برده بود

00:33:09.486 --> 00:33:11.395
...ازم خواستن از اينجا نقل مکان کنم

00:33:13.073 --> 00:33:15.742
عليرغم اينکه اينجا کاملأ آبرومنده...

00:33:15.826 --> 00:33:17.735
بله ، ولي شيک نيست

00:33:17.828 --> 00:33:21.576
شيک ؟
شيک بودن اينقدر مهم تلقي ميشه ؟

00:33:21.665 --> 00:33:24.784
در بين مردمي که ملاحظات
مهمتري ندارند

00:33:27.755 --> 00:33:30.293
شايد من خيلي مستقل بوده ام

00:33:32.510 --> 00:33:35.760
تنها چيزي که ميخوام احساس
امنيت و حمايته

00:33:39.601 --> 00:33:40.680
متشکرم

00:33:40.768 --> 00:33:43.223
خانواده ي وندر ليدنز چيزي کم نگذاشتند

00:33:43.313 --> 00:33:46.479
ديشب تمامي نيويورک هر چه
در توان داشتند انجام دادند

00:33:46.566 --> 00:33:49.139
خيلي لطف کردند
مهماني خوبي بود

00:33:49.778 --> 00:33:51.355
کرم يا ليمو ؟

00:33:53.407 --> 00:33:54.901
ليمو ، لطفأ

00:33:54.992 --> 00:33:59.203
خانواده ي وندر ليدنز پر نفوذترين
خانواده ي نيويورک هستند

00:33:59.288 --> 00:34:02.953
به خاطر سلامتي لوئيزا
خيلي کم مهماني ميدن

00:34:03.042 --> 00:34:05.118
...پس شايد دليلش همينه که

00:34:05.211 --> 00:34:07.749
متشکرم. دليل چي ؟ -
بخاطر نفوذشان -

00:34:07.838 --> 00:34:10.126
خودشون رو از بقيه جدا کردن

00:34:11.384 --> 00:34:13.875
ولي ، البته تو بايد بمن بگي

00:34:14.637 --> 00:34:16.676
نه ، تو تعريف کن

00:34:18.182 --> 00:34:19.842
متشکرم

00:34:19.934 --> 00:34:22.425
پس ميتونيم به همديگه کمک کنيم

00:34:22.812 --> 00:34:25.100
اما من به کمک بيشتري احتياج دارم

00:34:25.732 --> 00:34:30.275
آدماي زيادي هستن که
ميتونن بهت بگن چيکار کني

00:34:33.448 --> 00:34:37.742
فکر ميکنم همه شون از اينکه ميخوام
مستقل باشم از من دلگيرند

00:34:38.203 --> 00:34:42.331
با اين وجود خانوادت ميتونن نصيحتت
کنن و راهو بهت نشون بدن

00:34:42.916 --> 00:34:44.707
نيويورک اينقدر پيچيده س ؟

00:34:44.793 --> 00:34:48.742
فکر ميکردم مثل خيابان پنجم فقط
سرازيري و سر بالائي داشته باشه

00:34:49.089 --> 00:34:53.501
تمام خيابونا شماه گذاري شده
و روي همه چي اتيکت بزرگ خورده

00:34:53.928 --> 00:34:56.929
همه چي اتيکت خورده بجز آدما

00:35:01.227 --> 00:35:03.515
پس من بايد روي توصيه هاي
تو حساب کنم

00:35:03.604 --> 00:35:06.640
تمامي خانمهاي مسن دوست دارن ، ستايشت
ميکنن و ميخوان کمکت کنن

00:35:06.733 --> 00:35:10.351
ميدونم. البته تا وقتي که چيزهاي
ناخوشآيند نشنوند

00:35:11.321 --> 00:35:15.270
اينجا کسي نيست که بخواد حقيقتو بدونه
آقاي آرچر ؟

00:35:16.201 --> 00:35:19.320
در واقع تنهايي واقعي همون زندگي
...در ميان اين نوع آدماست

00:35:19.412 --> 00:35:21.653
که فقط انتظار دارند که تظاهر کني...

00:35:26.461 --> 00:35:28.287
نه ، شما نبايد

00:35:30.257 --> 00:35:31.965
مادام النسکا

00:35:35.679 --> 00:35:37.007
الن

00:35:39.934 --> 00:35:44.560
اينجا هيچکس ديگه اي گريه نمي کنه
فکر کنم نيازي نيست

00:36:01.081 --> 00:36:02.623
آقاي آرچر ، عصرتون بخير

00:36:02.707 --> 00:36:06.289
...امروز صبح شما رو نديديم و مطمئن نبوديم

00:36:06.378 --> 00:36:08.999
که طبق معمول براي خانم ولاند چه نوي گلي بفرستيم... -
گلهاي سوسن –

00:36:09.089 --> 00:36:12.505
بهتره هميشه طبق سفارش اينکارو انجام بديد -
بسيار خوب قربان -

00:36:16.221 --> 00:36:18.712
و اون گلهاي زرد رو

00:36:19.517 --> 00:36:22.636
به اين آدرس بفرستيد -
بسيار خوب -

00:36:26.107 --> 00:36:27.601
جرج

00:36:28.651 --> 00:36:31.224
آقاي آرچر ، دو سفارش جداگانه

00:36:35.992 --> 00:36:39.526
همين حالا ميفرستيد ؟ -
بله حتمأ -

00:36:57.389 --> 00:37:01.007
تو اتاق من بيدار شدن با
گلهاي سوسن خيلي عاليه

00:37:01.101 --> 00:37:03.888
مثل اينه که در کنارم هستي -
اونا ديروز ديرتر رسيده -

00:37:03.979 --> 00:37:06.185
به نوعي زمان از دستم در رفته بود

00:37:06.273 --> 00:37:08.265
اما هنوز يادت مونده

00:37:08.359 --> 00:37:11.443
براي الن هم گلهاي رز فرستادم
اشکالي که نداره ؟

00:37:11.529 --> 00:37:12.857
نه اصلأ

00:37:12.947 --> 00:37:15.568
هر چند موقع ناهار چيزي نگفت

00:37:15.658 --> 00:37:18.742
اون گفت که ارکيده هاي زيبائي از
طرف آقاي بوفورت دريافت کرده

00:37:18.828 --> 00:37:22.446
و يک دسته ميخک از طرف
هنري وندر ليدنز

00:37:22.540 --> 00:37:24.663
خيلي شوق زده بود

00:37:24.834 --> 00:37:27.455
فرستادن گل در اروپا مرسوم نيست ؟

00:37:27.754 --> 00:37:31.004
ميدونم که براي تو مدت طولاني اي بنظر مياد -
خيلي زياد -

00:37:31.091 --> 00:37:33.712
شيورزها يکسال و نيم نامزد بودند

00:37:33.802 --> 00:37:36.293
لري لفرتز و گرترود هم براي دو سال

00:37:36.388 --> 00:37:38.713
مطمئنم مامان انتظار داره که
طبق رسوم باشه

00:37:38.807 --> 00:37:41.013
از موقعي که کوچکتر بودي والدينت
اجازه دادن روش خودتو دنبال کني

00:37:41.101 --> 00:37:44.018
تو الآن 22 سالته
به مادرت بگو چي ميخواي

00:37:44.104 --> 00:37:48.101
نميتونم از آخرين چيزي که بعنوان يه
دختر کوچک از من خواسته امتناع کنم

00:37:48.192 --> 00:37:51.525
نميتونيم طبق خواست خودمون عمل کنيم ؟

00:37:51.987 --> 00:37:53.564
ميخواي فرار کنيم ؟

00:37:54.198 --> 00:37:56.439
اکه تو بخواي چرا که نه ؟

00:37:57.869 --> 00:38:01.035
ميدونم که دوستم داري نيولاند
خيلي خوشحالم

00:38:01.122 --> 00:38:03.114
خب ، چرا نميخواي خوشحالتر بشي ؟

00:38:03.207 --> 00:38:07.750
نميتونم خوشحالتر باشم عزيزم
بهت گفتم که انگشترم رو به الن نشون دادم ؟

00:38:07.837 --> 00:38:10.588
بنظرش زيباترين جواهري بود که تا بحال ديده

00:38:10.673 --> 00:38:14.421
گفت که در رودلاپکس هم چيزي شبيه اين نديده

00:38:15.303 --> 00:38:17.260
دوستت دارم نيولاند

00:38:17.639 --> 00:38:20.046
تمام کارات منحصر بفرده

00:38:22.019 --> 00:38:25.803
از شما در خواست ميکنم که از تمام قابليتهاي
قانونيتون براي حل يک مسئله ي ظريف کمک بگيريد

00:38:25.898 --> 00:38:28.852
کنتس النسکا ميخواد دعوي طلاق بکنه

00:38:28.942 --> 00:38:32.524
گر چه خودش تکذيب مي کنه
ولي گويا دليلش ازدواج مجدده

00:38:32.613 --> 00:38:33.775
...بخاطره

00:38:33.864 --> 00:38:36.533
منو ببخشيد بخاطر نامزدي من...

00:38:36.617 --> 00:38:39.986
شايد عضو ديگري از شرکت
بتونه به اين موضوع رسيدگي کنه

00:38:40.079 --> 00:38:43.779
دقيقأ به خاطر وصلت قريب الوقوع
...شما و با توجه به درخواست

00:38:43.875 --> 00:38:48.003
اعضاي خانواده از شما...
مايلم که شما به مسئله رسيدگي کنيد

00:38:48.087 --> 00:38:52.499
اين يه مسئله ي خانوادگيه شايد بهتر
باشه خودشون اونو حل و فصل کنند

00:38:52.634 --> 00:38:57.628
موضع اونها مشخصه
کاملأ و به حق مخالف طلاق هستند

00:38:58.723 --> 00:39:02.305
ولي کنتس النسکا هنوز روي يه نظر
قانوني پافشاري ميکنه

00:39:02.769 --> 00:39:05.639
اما حقيقتأ طلاق چه لزومي داره ؟

00:39:05.814 --> 00:39:08.186
اين اينجاست و اون اونجا

00:39:08.692 --> 00:39:11.230
يه اقيانوس بينشون فاصله س

00:39:11.528 --> 00:39:14.398
تا اينجا که خانواده ي النسکي
سخاوتمندانه رفتار کردن

00:39:15.157 --> 00:39:19.106
بدون اينکه ازش بخوان مقداري
از وجوه رو برگردونده

00:39:19.286 --> 00:39:21.693
کنتس هرگز دلاري بيشتر بدست نخواهد آورد

00:39:21.789 --> 00:39:25.833
گر چه ميدونم که هيچ
اهميتي براي پول قائل نيست

00:39:25.918 --> 00:39:28.788
...با توجه به تمامي اينها ، عاقلانه ترين کار

00:39:28.880 --> 00:39:31.038
همون چيزيه که خانواده ميخواد...

00:39:32.091 --> 00:39:33.917
بذار اين فتنه بخوابه

00:39:38.223 --> 00:39:40.714
فکر ميکنم جا داره که تصميم بگيره

00:39:46.106 --> 00:39:50.317
اگر کنتس مصمم به طلاق به باشه
شما عواقب کار رو در نظر گرفته ايد ؟

00:39:50.402 --> 00:39:53.984
عواقبي که براي کنتس پيش مياد ؟ -
براي همه -

00:39:54.072 --> 00:39:58.650
تصور نميکنم ادعاهاي کنت چيزي
بيش از اتهامات واهي باشه

00:39:58.744 --> 00:40:00.902
همون باعث ميشه ادعاهائي پيش بياد

00:40:01.038 --> 00:40:03.825
من چيزهائي در مورد کنتس و منشي شنيده ام

00:40:03.916 --> 00:40:08.127
اينو قبل از اينکه اوراق قانوني رو مطالعه کنم شنيدم -
مطمئنأ خوش آيند نيست -

00:40:09.130 --> 00:40:10.540
ناخوش آيند ؟

00:40:11.132 --> 00:40:14.251
طلاق هميشه ناخوش آينده
موافق نيستيد ؟

00:40:16.554 --> 00:40:19.555
طبيعتأ -
پس ميتونم روي شما حساب کنم ؟ -

00:40:19.787 --> 00:40:24.456
آيا خانواده ميتونن روي شما حساب کنن
که از نفوذتان عليه طلاق استفاده کنيد ؟

00:40:24.729 --> 00:40:29.225
تا موقعي که با کنتس صحبت کنم
نميتونم قولي بدم

00:40:29.484 --> 00:40:31.227
از کار شما سر در نميارم آقاي آرچر

00:40:31.319 --> 00:40:36.274
ميخواهيد با فاميلي وصلت کنيد که
درگير يه طلاق رسواکننده س ؟

00:40:36.575 --> 00:40:40.026
فکر نميکنم مسئله به اين موضوع ربطي داشته باشه

00:40:40.871 --> 00:40:44.370
کسي ميتونه بخاطر من
اينو به کنتس بگه لطفأ ؟

00:40:48.462 --> 00:40:50.917
عصر بخير -
متشکرم -

00:40:53.134 --> 00:40:55.838
قبول نکردن چنين دعوتي
مثل تهديد به مرگه

00:40:55.928 --> 00:40:58.964
اينقدر وحشتناکه ؟
نه ، مگه اينکه طعم عذاب تدريجي رو چشيده باشي

00:40:59.057 --> 00:41:01.215
اين شرايطي نيست که من بوجود آورده باشم

00:41:01.309 --> 00:41:03.930
سه روز در اسکويتر کليف با وندر ليدنز

00:41:04.020 --> 00:41:06.059
پالتو پوست وکيسه ي آبگرم همرات باشه

00:41:06.147 --> 00:41:08.638
اونقدر سرده ؟ -
نه ولي لوئيزا سردش ميشه -

00:41:08.733 --> 00:41:10.143
آقاي آرچر

00:41:10.276 --> 00:41:15.436
بجاي اين روز يکشنبه به دلمونيکو بيائيد
به افتخار شما خوراک صدف خواهيم داشت

00:41:15.532 --> 00:41:18.782
با اطاق شخصي ، همراهان دمخور
هنرمندان وغيره

00:41:18.869 --> 00:41:22.320
اغواکننده س. از زمان آمدنم هيچ
هنرمندي رو ملاقات نکردم

00:41:22.414 --> 00:41:26.162
يکي دو تا نقاش ميشناسم که اگه اجازه بدين
اونارو به ديدن شما ميارم

00:41:26.251 --> 00:41:29.536
نقاش ؟
آيا تو نيويورک نقاش وجود داره ؟

00:41:29.630 --> 00:41:34.292
متشکرم اما من بيشتر به خواننده ها
هنرپيشه ها ، موسيقيدانها

00:41:34.385 --> 00:41:36.093
و هنرمندان دراماتيک علاقه مندم

00:41:36.512 --> 00:41:39.429
در منزل همسرم هميشه تعداد زيادي
هنرمند وجود داشتند

00:41:39.515 --> 00:41:44.141
ميشه فردا کتبأ بهتون اطلاع بدم ؟
امشب براي تصميم گيري دير شده

00:41:44.228 --> 00:41:46.849
دير شده ؟ -
بله -

00:41:47.148 --> 00:41:50.267
چون با آقاي آرچر قرار ملاقات تجاري دارم

00:41:55.323 --> 00:41:58.027
البته ، نيولاند
...اگه بتوني کنتس رو ترغيب کني

00:41:58.118 --> 00:42:01.617
تا تصميمش رو براي يکشنبه تغيير بده...
تو هم ميتوني با ما همراه بشي

00:42:04.458 --> 00:42:07.375
پس نقاشها رو ميشناسي ؟
تو محيط اجتماعيه اونها زندگي ميکني ؟

00:42:07.461 --> 00:42:08.741
نه کاملأ

00:42:08.921 --> 00:42:11.376
مگه به اين چيزا اهميت ميدي ؟ -
خيلي زياد –

00:42:11.465 --> 00:42:14.466
وقتي توي پاريس يا لندن هستم
هيچ نمايشگاهي رو از دست نمي دم

00:42:14.551 --> 00:42:18.002
سعي ميکردم ادامه بدم -
تا حد زيادي برام مهم بود -

00:42:18.097 --> 00:42:23.339
زندگيم پر از چنين چيزهائي بود
...ولي حالا براي تبديل شدن به يه

00:42:23.436 --> 00:42:26.009
آمريکائيه کامل ميخوام تمام...
...زندگي گذشته رو کنار بذارم

00:42:26.105 --> 00:42:28.228
و سعي کنم مثل بقيه بشم...

00:42:29.192 --> 00:42:32.027
فکر نميکنم بتوني کاملأ مثل بقيه بشي

00:42:32.111 --> 00:42:33.356
اينو نگيد

00:42:33.446 --> 00:42:35.853
ميخوام تمام گذشته هارو پشت سر بذارم

00:42:35.949 --> 00:42:37.194
ميدونم

00:42:37.617 --> 00:42:39.656
آقاي لتربلر منو در جريان گذاشت

00:42:40.537 --> 00:42:42.197
آقاي لتربلر ؟

00:42:42.914 --> 00:42:46.746
بله من اومدم چون اون از من خواست
من در جريان کارت هستم

00:42:47.502 --> 00:42:50.621
منظورت اينه که ميخواي همه ي
کارا رو تو براي من انجام بدي ؟

00:42:50.964 --> 00:42:54.831
ميتونم باهات حرف بزنم ، اينجوري راحت تره -
بله اينجا هستم که در موردش باهات صحبت کنم -

00:42:54.927 --> 00:42:57.334
من تمام اوراق قانوني رو مطالعه کردم

00:42:58.305 --> 00:43:01.306
و نامه ي کنت رو

00:43:06.522 --> 00:43:07.980
شرم آور بود

00:43:09.275 --> 00:43:12.940
اما اگه در اينمورد جنگيدن رو انتخاب کرده
ميتونه چيزهائي رو بگه

00:43:17.742 --> 00:43:19.983
که برات تلخ باشه

00:43:20.078 --> 00:43:24.241
علنأ به همه بگو
...تا بتونن بهش صدمه بزنن حتي اگه

00:43:25.625 --> 00:43:26.704
اگه ؟

00:43:29.671 --> 00:43:31.912
حتي اگه بي اساس باشند

00:43:34.176 --> 00:43:37.461
اتهاماتي نظير اينها چه صدمه اي
ميتونن به من بزنن ؟

00:43:38.347 --> 00:43:41.051
شايد بيش از هر چيز ديگه اي

00:43:41.475 --> 00:43:45.424
قانون ما نظر مساعدي نسبت به طلاق
داره ولي عرف جامعه نه

00:43:47.648 --> 00:43:48.846
هرگز ؟

00:43:48.941 --> 00:43:52.440
خب ، نه براي زني با ظواهري

00:43:53.529 --> 00:43:55.854
بر ضد خودش که با رفتارهاي

00:43:55.948 --> 00:44:02.029
خارج از عرفي که ازش سر ميزنه

00:44:03.540 --> 00:44:06.576
خودشو به خطر ميندازه

00:44:06.876 --> 00:44:09.793
بله ، اين تمام چيزهائيست که خانوادم ميگن

00:44:13.216 --> 00:44:16.585
خانوادمون. ما بزودي فاميل ميشيم

00:44:19.056 --> 00:44:21.463
و تو با اونا موافقي ؟

00:44:31.026 --> 00:44:34.940
تو با خاتمه دادن به شايعات
چي ميتوني به دست بياري ؟

00:44:37.241 --> 00:44:38.651
آزاديم رو

00:44:40.495 --> 00:44:42.736
مگه الأن آزاد نيستي

00:44:45.541 --> 00:44:48.328
اين وظيفه ي منه که بهت کمک کنم که اونجوري که
علاقه مندان به تو مسائل رو ميبينند

00:44:48.419 --> 00:44:51.870
تو هم همونجوري ببيني
تمام دوستان و وابستگانت

00:44:51.965 --> 00:44:55.334
اگه بهت نگم که اونا درباره ي چنين
مسائلي چطور قضاوت ميکنن

00:44:55.427 --> 00:44:58.000
بي انصافي کردم ، اينطور نيست ؟

00:45:00.348 --> 00:45:02.673
بله درسته

00:45:10.234 --> 00:45:12.357
بسيار خب

00:45:13.445 --> 00:45:15.105
همون کاري رو ميکنم که تو ميخواي

00:45:20.661 --> 00:45:24.279
منظورم فقط کمک به توئه -
ميدونم که کمکم ميکني -

00:45:29.087 --> 00:45:30.878
شب بخير

00:45:45.479 --> 00:45:48.978
خانم مُلي محض رضاي خدا اينقدر
تلخ گريه نکن

00:45:49.066 --> 00:45:51.735
کاري که کردم رو فراموش کن -
به يک شرط -

00:45:52.861 --> 00:45:55.434
هر چي باشه قبول ميکنم

00:45:56.782 --> 00:46:00.862
ديگه از عشق برام صحبت نکن -
هيچوقت -

00:46:06.417 --> 00:46:08.208
با کمال ميل

00:46:29.191 --> 00:46:31.479
خداوند نگهدارت باشه

00:46:48.627 --> 00:46:50.287
خداحافظ

00:47:23.372 --> 00:47:24.747
اين خيره کننده ست

00:47:24.915 --> 00:47:28.864
در هر فصل ، همان نمايش ، همان صحنه
و همان تاثير روي تماشاچي

00:47:28.961 --> 00:47:30.870
فوق العاده ست. اينطور نيست نيولاند ؟

00:47:30.963 --> 00:47:33.714
دارم بيش از اجراي لندن
ازش لذت ميبرم

00:47:33.799 --> 00:47:35.957
در سفر هم به تماشاي اين نمايش ميري ؟

00:47:36.302 --> 00:47:39.006
من مسافرت ميرم که از شرش خلاص شم -
اون يه مهماني شام بود ؟ -

00:47:39.097 --> 00:47:42.964
جشني بود در منزل خانم اشترودرز
در روز يکشنبه

00:47:43.059 --> 00:47:46.475
ولي با شامپاين و آوازخواني

00:47:46.688 --> 00:47:50.637
مردم ميگن رقص هم بوده -
پس يک يکشنبه ي واقعيه فرانسوي بوده -

00:47:50.734 --> 00:47:53.735
خب ، خوشگذراني ميتونه در
ابتدا شديدأ انرژي زا باشه

00:47:59.159 --> 00:48:03.951
بنظر تو معشوقه اش فردا صبح
يه دسته رز زرد براش ميفرسته ؟

00:48:13.674 --> 00:48:15.999
من هم به همين فکر ميکردم

00:48:18.846 --> 00:48:20.554
صحنه ي خداحافطي

00:48:23.059 --> 00:48:24.517
آره ميدونم

00:48:25.812 --> 00:48:27.354
من هم تحت تأثير قرار گرفتم

00:48:27.438 --> 00:48:31.767
هميشه قبل از اين صحنه ، نمايش رو ترک ميکنم
که تصويرش در ذهنم نمونه

00:48:37.365 --> 00:48:40.319
از مِي نامه داشتم از سنت آگوستين

00:48:40.744 --> 00:48:45.489
بخاطر برونشيت مادرش غالبأ
زمستونا اونجا هستند

00:48:47.876 --> 00:48:50.580
وقتي مِي از اينجا دوره تو چيکار ميکني ؟

00:48:55.593 --> 00:48:57.087
کارامو انجام ميدم

00:49:08.397 --> 00:49:12.062
ميخوام بدوني که تمام نصيحتهات درست بود

00:49:13.403 --> 00:49:18.528
بعضي وقتها شرايط دشوار ميشه
و من بسيار سپاسگذارم

00:49:33.090 --> 00:49:37.835
روز بعد ، نيولاند آرچر بدون نتيجه تمام
شهر را براي خريدن رزهاي زرد جستجو کرد

00:49:38.595 --> 00:49:42.379
او از اداره براي مادام النسکا يادداشتي
فرستاد با درخواست ملاقات در بعد از ظهر

00:49:42.475 --> 00:49:46.140
و خواهش کرد که پاسخ از طريق
پيغام بر فرستاه شود

00:49:46.937 --> 00:49:50.021
اونروز و روز بعد پاسخي دريافت نشد

00:49:50.983 --> 00:49:55.977
و هنگامي که رزهاي زرد دوباره
آماده شدند آرچر اونها را ارسال کرد

00:49:57.282 --> 00:50:01.030
بالاخره روز سوم بود که از
طريق پست از او خبردار شد

00:50:01.161 --> 00:50:03.616
از منزل وندر ليدنز

00:50:03.705 --> 00:50:08.201
نيولاند ، روز بعد از ديدارمان در
تئاتر ، شهر را ترک کردم

00:50:08.877 --> 00:50:11.284
و دوستانمان مهمان نوازي کردند

00:50:11.380 --> 00:50:14.381
ميخواستم تنها باشم و راجع به مسائل فکر کنم

00:50:14.925 --> 00:50:18.969
اينجا احساس امنيت ميکنم
اي کاش اينجا بودي

00:50:19.054 --> 00:50:20.714
دوستدار تو

00:50:24.435 --> 00:50:27.768
او دعوتنامه اي از لفرتز براي ديدار در
تعطيلات آخر هفته در هودسن دريافت کرد

00:50:27.855 --> 00:50:31.437
و اميدوار بود که براي پاسخ دير نشده باشد

00:50:31.525 --> 00:50:34.810
خانه ي آنها دور از منزل وندر ليدنز نبود

00:50:48.418 --> 00:50:51.584
اومدم که ببينم از چي داري فرار ميکني

00:50:53.340 --> 00:50:56.044
ميدونستم که مياي -
اين نشون ميده که تو هم منو ميخواي -

00:50:56.134 --> 00:50:58.803
مِي نامه نوشته و خواهش کرده که تو
از من مراقبت کني

00:50:58.887 --> 00:51:00.796
احتياجي نيست که کسي اينو از من بخواد -
چرا ؟ -

00:51:00.931 --> 00:51:03.338
اينجوري خيلي بيچاره و بي پناه بنظر ميام ؟

00:51:03.434 --> 00:51:06.684
يا خانمهاي اينجا اونقدر خوشبختند که
هيچوقت احساس نياز نمي کنند ؟

00:51:06.770 --> 00:51:08.478
چه جور نيازي ؟

00:51:08.564 --> 00:51:11.933
خواهش ميکنم ازم نپرس
زبون همديگه رو نمي فهميم

00:51:14.695 --> 00:51:17.067
هنري در خانه ي قديمي
رو براي من باز گذاشته

00:51:17.156 --> 00:51:18.947
و من ميخوام ببينمش

00:51:28.501 --> 00:51:31.122
وقتي برام نامه نوشتي غمگين بودي

00:51:31.796 --> 00:51:35.129
بله ، ولي الآن که پيشمي
نميتونم غمگين باشم

00:51:43.558 --> 00:51:46.642
نبايد مدت زيادي اينجا باشم -
ميدونم -

00:51:46.812 --> 00:51:50.430
الن ، اگه واقعأ ميخواستي که من بيام

00:51:53.360 --> 00:51:56.064
اگه واقعأ به کمکم احتياج داشتي

00:51:58.949 --> 00:52:01.866
بايد بهم ميگفتي که از چي فرار ميکني

00:52:50.795 --> 00:52:53.286
اون کسيه که ازش فرار ميکني ؟

00:52:55.758 --> 00:52:59.423
يا اينکه منتظرش بودي ؟ -
نميدونستم که اينجاست -

00:53:03.224 --> 00:53:06.842
سلام بوفورت
از اينطرف. خانم النسکا منتظرتون بودند

00:53:06.937 --> 00:53:08.312
سلام

00:53:08.396 --> 00:53:11.729
خب ، شما حقيقتأ مرا به شکار
شدن تشويق ميکنيد

00:53:14.027 --> 00:53:18.190
تمام اين راه رو اومدم که بهتون بگم خانه ي
کوچک مناسبي برايتان پيدا کرده ام

00:53:19.283 --> 00:53:22.568
هنوز به فروش گذاشته نشده
پس ميتونيد همين الان اقدام کنيد

00:53:23.996 --> 00:53:26.487
خب ، آرچر ، اخراج موقت ؟

00:53:34.423 --> 00:53:37.258
...آن شب آرچر نتوانست آرامش معمولش را

00:53:37.343 --> 00:53:40.130
در بين کتابهاي ارسالي از لندن بدست آورد...

00:53:40.805 --> 00:53:44.304
مزه ي هميشگيه غذاها در دهانش مانند تفاله بود

00:53:44.976 --> 00:53:48.641
و لحظاتي پيش ميآمد که احساس
ميکرد زنده زنده

00:53:48.730 --> 00:53:50.438
در آينده اش مدفون شده

00:53:53.318 --> 00:53:57.315
نيولاند ، بالاخره فردا اومد
بايد بهت توضيح بدم الن

00:54:21.180 --> 00:54:22.460
نيولاند

00:54:23.182 --> 00:54:25.720
اتفاقي افتاده -
بله -

00:54:25.852 --> 00:54:27.928
من بايد ميديدمت

00:54:32.901 --> 00:54:35.356
چي شده ؟ -
هيچي -

00:54:37.781 --> 00:54:39.857
پس ، بهم بگو تمام روز رو چيکار ميکني ؟

00:54:41.868 --> 00:54:46.280
خب. تعدادي افراد دوست داشتني
از فيلادلفيا و بالتيمور

00:54:46.373 --> 00:54:48.864
جهت پيک نيک اينجا هستند
و در مهمانسرا بسر ميبرند

00:54:48.959 --> 00:54:51.913
خانواده ي مري يک زمين تنيس
روي چمن درست کردند

00:54:52.004 --> 00:54:54.839
ولي هنوز کسي چيزي از مسابقه نشنيده

00:54:55.257 --> 00:54:57.961
البته من راکتهامو برداشتم
مري هم همينطور

00:54:58.052 --> 00:55:01.337
ولي او ماه گذشته برونشيت
بسيار شديدي داشت

00:55:01.430 --> 00:55:04.300
هنوز هم کاملأ خوب نشده

00:55:07.937 --> 00:55:09.312
ميتونه مسابقه بده ؟

00:55:09.397 --> 00:55:13.857
من اومدم اينجا چون فکر ميکردم بتونم
ترغيبت کنم که نظرت رو تغيير بدي

00:55:14.569 --> 00:55:17.142
براي جلو انداختن عروسيمون ؟

00:55:18.531 --> 00:55:21.615
نميدوني چقدر دوست دارم که
باهات ازدواج کنم

00:55:21.952 --> 00:55:24.490
چرا بايد يک سال ديگه تو اين رويا باشيم ؟

00:55:24.579 --> 00:55:27.117
مطمئن نيستم که درکش کرده باشم نيولاند

00:55:29.459 --> 00:55:33.706
آيا بخاطر اين نيست که تو در
احساسيت نسبت به من شک داري ؟

00:55:34.715 --> 00:55:36.838
معلومه چي داري ميگي ؟

00:55:37.676 --> 00:55:39.834
کس ديگه اي در کاره ؟

00:55:40.638 --> 00:55:42.096
کس ديگه ؟

00:55:43.224 --> 00:55:45.050
بين تو و من ؟

00:55:46.978 --> 00:55:48.769
بذار صادقانه صحبت کنيم نيولاند

00:55:48.855 --> 00:55:52.306
من متوجه تغييري در تو شده ام
خصوصأ بعد از نامزدي

00:55:52.400 --> 00:55:53.810
از موقع نامزدي ؟

00:55:53.902 --> 00:55:58.528
اگه اين حقيقت نداشته باشه ، بحثش ضرري نداره
و اگه درست باشه ، بايد راجع بهش صحبت کنيم

00:55:58.615 --> 00:56:00.572
منظورم اينه که احتمالأ خطائي مرتکب شدي

00:56:00.659 --> 00:56:03.446
اگه خطائي کرده بودم ميومدم
...اينجا از تو خواهش کنم

00:56:03.537 --> 00:56:05.031
که زودتر ازدواج کنيم ؟...

00:56:05.121 --> 00:56:07.160
نميدونم ، شايد

00:56:07.624 --> 00:56:10.625
يک راه براي جواب دادن به پرسش وجود داره

00:56:14.381 --> 00:56:18.295
در نيوپورت ، دو سال پيش
قبل از اينکه پيمان ببنديم

00:56:19.511 --> 00:56:22.049
همه مي گفتند کس ديگه اي در زندگيت بوده

00:56:22.139 --> 00:56:26.635
حتي يه بار تو رو با اون ديدم
در مجلس رقص روي ايوان با هم بوديد

00:56:26.727 --> 00:56:29.930
وقتي وارد خانه شد خيلي
غمگين بنظر اومد

00:56:30.022 --> 00:56:31.895
براش احساس تأسف کردم

00:56:32.066 --> 00:56:36.360
حتي بعد از نامزديمون
هنوز هم جلو چشمامه

00:56:36.446 --> 00:56:39.233
تمام نگرانيت همين بود ؟

00:56:41.451 --> 00:56:43.028
اون که مربوط به خيلي وقت پيشه

00:56:46.915 --> 00:56:49.584
پس چيز ديگه اي هست -
نه -

00:56:50.585 --> 00:56:52.127
البته که نه

00:56:54.006 --> 00:56:57.125
هر چيزي که بوده باشه
...من نمي تونم از خوشبختيم

00:56:57.217 --> 00:56:59.256
بخاطر اشتباه کسي بگذرم...

00:56:59.511 --> 00:57:02.132
اگه قول و قراري بسته شده يا اگه احساس
ميکني که بطريقي تعهدي به اون داري

00:57:02.222 --> 00:57:05.341
حتي اگه به منظور طلاق باشه

00:57:05.434 --> 00:57:08.007
بخاطر من اون رو از دست نده

00:57:08.103 --> 00:57:12.599
هيچ تعهدي وجود نداره
هيچ قول و قراري سر اين موضوع نداريم

00:57:13.276 --> 00:57:16.692
اين تمام چيزيه که ميخواستم بهت بگم
هيچکس بين ما نيست

00:57:16.779 --> 00:57:18.937
هيچ چيز بين ما نيست مِي

00:57:21.326 --> 00:57:24.410
...واضحه که اصرار من فقط براي ازدواجمونه

00:57:25.872 --> 00:57:27.282
که زودتر برگزار بشه...

00:57:34.047 --> 00:57:38.625
وقتي احساس کرد که اون به رفتار
گنگ دخترانه اش برگشته

00:57:39.136 --> 00:57:42.137
از سنگينيه وجدانش کاسته شد

00:57:42.347 --> 00:57:46.095
فکر مي کرد که اين عالي بود
...که اين احساسات عميق ميتونست

00:57:46.185 --> 00:57:49.969
با فقدان قدرت تخيلش...
همزيستي داشته باشه

00:57:53.025 --> 00:57:55.397
موفق شدي ؟ -
نه -

00:57:55.486 --> 00:57:58.522
هنوز هم مايلم با کمک شما
در ماه آوريل ازدواج کنم

00:57:58.614 --> 00:58:01.105
حالا راه و رسم ميگنوتها رو درک ميکني

00:58:01.200 --> 00:58:05.032
آيا واقعأ اينقدر پيچيده س ؟ -
کل خانواده پيچيده هستند -

00:58:05.121 --> 00:58:07.197
هيچکدامشون اجازه نداره که از بقيه متفاوت باشه

00:58:07.290 --> 00:58:10.207
در صورت تفاوت به سرنوشت والدين الن دچار ميشن

00:58:10.293 --> 00:58:14.540
خانه به دوشها ، آواره هاي اروپائي
الن را در بدر کردند

00:58:15.131 --> 00:58:18.416
با دست و دلبازي براي او تحصيلاتي
گران ولي نامنسجم فراهم کردند

00:58:19.136 --> 00:58:22.302
همه به کنار ، هيچکس از من
مراقبت نميکنه بجز الن کوچولو

00:58:25.017 --> 00:58:29.595
چشمان تيزبيني داري چرا
باهاش ازدواج نکردي ؟

00:58:32.358 --> 00:58:35.145
خب. به يک دليل
حاضر به ازدواج نشد

00:58:35.236 --> 00:58:37.109
نه ، مطمئني

00:58:37.780 --> 00:58:39.689
وهنوز هم حاضر نيست

00:58:39.990 --> 00:58:44.070
ميدوني که کنت به آقاي لتربلر نامه نوشته

00:58:45.454 --> 00:58:49.119
و خواسته که کنتس طبق معيارهاي خودش برگرده

00:58:50.418 --> 00:58:53.751
بنظر من کنت از خودش دفاع نمي کنه

00:58:54.088 --> 00:58:57.836
و اگه الن اينجا بمونه خيلي
چيزها رو از دست ميده

00:58:58.093 --> 00:59:01.711
تمام زندگيش اونجاست
باغهائي در نيس

00:59:01.888 --> 00:59:04.426
جواهرات و البته موزيک و همنشيني

00:59:04.516 --> 00:59:07.303
کنتس ميگه که در اروپا مورد توجه نبوده

00:59:07.644 --> 00:59:10.977
اما ميدونم که پرتره شو
نه بار نقاشي کردن

00:59:12.357 --> 00:59:16.105
تمام اينها و پشيمانيه شوهري گناهکار

00:59:16.195 --> 00:59:18.483
ترجيح ميدم بميره

00:59:19.698 --> 00:59:21.571
واقعأ ؟

00:59:21.909 --> 00:59:26.156
بايد بدونيم که ازدواج
ازدواجه و الن هنوز همسرشه

00:59:27.623 --> 00:59:30.078
!الن ، ببين کي اينجاست

00:59:31.127 --> 00:59:32.537
بله ، ميدونم

00:59:32.754 --> 00:59:35.624
به ديدن مادرت رفتم که بپرسم تو کجا هستي

00:59:37.425 --> 00:59:41.469
از آنجائيکه به پيغامم جواب ندادي
نگران شدم گفتم نکنه مريضي

00:59:41.679 --> 00:59:44.514
خب. دليلش اينه که
براي ازدواج عجله داره

00:59:44.599 --> 00:59:46.591
از قطار پياده شده و مستقيم اومده اينجا

00:59:46.685 --> 00:59:51.263
از من خواسته که تمام نفوذمو به کار بگيرم
تا کار ازدواج عاشقانه شو تسريع کنم

00:59:55.027 --> 00:59:58.859
مطمئنأ ، مادر بزرگ ، يکي از ما ميتونه
خانواده ي ولاند رو به اين ازدواج ترغيب کنه

00:59:58.947 --> 01:00:00.571
مي بيني نيولاند ؟

01:00:00.657 --> 01:00:05.153
مستقيمأ مثل من رفت سر موضوع اصلي
بهش گفتم که مي بايست با تو ازدواج ميکرد

01:00:06.163 --> 01:00:12.082
و جوابش چي بود ؟ -
اوه عزيزم خودت جوابش رو پيدا کن -

01:00:18.968 --> 01:00:22.586
اي کاش مجبور نبودم برم
اميدوارم هر چه زودتر ببينمتون

01:00:22.680 --> 01:00:23.842
اميدوارم

01:00:25.225 --> 01:00:27.933
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

01:00:28.645 --> 01:00:30.436
کي ميتونم ببينمت ؟

01:00:48.582 --> 01:00:52.959
ناتاشا ، خانواده ي استراترز
ساعت 7 کالسکه ميفرستن

01:00:57.425 --> 01:00:58.705
عصر بخير

01:01:00.011 --> 01:01:02.299
کدوم آدم مسخره اي
گلهاي رز قرمز فرستاده ؟

01:01:02.388 --> 01:01:04.961
قرار نيست که به مجلس رقص برم
و نامزد هم نشدم

01:01:05.266 --> 01:01:08.302
ناتاشا
بعضي ها هميشه مسخره اند

01:01:08.394 --> 01:01:10.932
اينها رو بده به خانواده اي
که پايين خيابون زندگي ميکنند

01:01:18.947 --> 01:01:23.027
بهت ميگم ، تقريبأ در تمام گفته هاش
يه چيزائي درست بود

01:01:23.118 --> 01:01:25.525
و يه چيزائي نادرست
چرا ؟

01:01:26.413 --> 01:01:28.619
مادر بزرگ چي بهت ميگفت ؟

01:01:29.333 --> 01:01:32.951
اون معتقده که پيش شوهرت بر ميگردي

01:01:35.548 --> 01:01:38.252
فکر کنم تصور ميکنه که
تو حداقل اينو در نظر داري

01:01:38.342 --> 01:01:41.093
خيلي چيزا در مورد من تصور ميشه

01:01:42.638 --> 01:01:45.757
اما اگه چنين چيزي فرض کرده
معنيش اينه که مادر بزرگ اينجوري ميخواد

01:01:45.850 --> 01:01:49.100
اون داره سبک سنگين ميکنه که ببينه

01:01:49.270 --> 01:01:51.891
نظر تو در مورد جلو انداختن ازدواج چيه

01:02:02.075 --> 01:02:05.076
مِي و من در فلوريدا گفتگوي صادقانه اي داشتيم

01:02:07.539 --> 01:02:09.578
احتمالأ اولين گفتگو بود

01:02:11.251 --> 01:02:14.205
اون ميخواد با طولاني شدن
دوره ي نامزدي به من فرصت بده

01:02:16.799 --> 01:02:18.507
فرصت براي چي ؟

01:02:20.010 --> 01:02:22.631
فکر ميکنه با ازدواج زود هنگام ميخوام

01:02:23.848 --> 01:02:27.430
از کسي که بيشتر بهش توجه ميکنم

01:02:28.603 --> 01:02:29.931
خلاص بشم

01:02:35.026 --> 01:02:38.477
زمان براي جدا شدن از
او بخاطر يه زن ديگه ؟

01:02:39.572 --> 01:02:41.066
اگه من بخوام

01:02:42.909 --> 01:02:45.400
چه بلند نظري اي ؟ -
بله -

01:02:46.746 --> 01:02:48.619
ولي اين مسخره س

01:02:50.167 --> 01:02:51.281
چرا ؟

01:02:52.085 --> 01:02:54.492
چون زن ديگه اي وجود نداره ؟

01:02:55.005 --> 01:02:56.203
نه

01:02:56.298 --> 01:02:59.464
چون نميخوام با کس
ديگه اي ازدواج کنم

01:03:07.017 --> 01:03:09.508
اون يکي زن هم تو رو دوست داره ؟

01:03:09.604 --> 01:03:10.932
زن ديگه اي در کار نيست

01:03:11.022 --> 01:03:14.188
...منظور مِي از شخص ديگه هرگز اين نبود که

01:03:22.116 --> 01:03:23.942
اون بايد کالسکه ات باشه ؟

01:03:24.160 --> 01:03:25.570
...بله ، من

01:03:27.289 --> 01:03:30.455
من بايد زودتر برم...

01:03:33.211 --> 01:03:35.452
منزل خانم استراترز ؟

01:03:37.132 --> 01:03:38.412
بله

01:03:38.759 --> 01:03:42.591
بايد به جائيکه دعوت
شدم برم يا اينکه منزوي بشم

01:03:47.685 --> 01:03:49.558
چرا با من نمياي ؟

01:04:13.587 --> 01:04:15.496
حدس مِي درست بود

01:04:18.675 --> 01:04:20.667
زن ديگه اي در کاره

01:04:24.765 --> 01:04:26.674
نه کسي که اون تصور ميکرد

01:04:31.856 --> 01:04:34.144
به من اظهار عشق نکن
خيلي ها اينکارو کردن

01:04:34.233 --> 01:04:35.727
من هيچوقت به تو ابراز عشق نکردم

01:04:35.818 --> 01:04:38.522
اگه امکان داشت باهات ازدواج کرده بودم

01:04:38.613 --> 01:04:40.901
تقصير تو بود که ازدواج نکرديم

01:04:40.990 --> 01:04:42.021
تقصير من ؟

01:04:42.116 --> 01:04:44.441
اين تو نبودي که منو وادار
کردي که از طلاق دست بکشم ؟

01:04:44.535 --> 01:04:47.619
تو همين خونه نبود که
...با من راجع به فداکاري

01:04:47.705 --> 01:04:49.199
و صرفنظر از رسوائيها حرف زدي ؟...

01:04:49.290 --> 01:04:51.615
بخاطر تو و مِي درخواستت رو انجام ميدم

01:04:51.709 --> 01:04:54.164
چيزهائي در نامه ي همسرت بود

01:04:54.254 --> 01:04:57.171
موردي نداره که از اون نامه بترسم
مطلقأ هيچي

01:04:57.257 --> 01:05:01.504
من فقط نگران آبروريزي
براي خانواده ، تو و مِي بودم

01:05:14.817 --> 01:05:17.818
هيچ چيز جلو اتفاقات رو نمي گيره

01:05:18.237 --> 01:05:20.644
من هنوز آزادم

01:05:22.825 --> 01:05:24.734
تو هم ميتوني آزاد باشي

01:06:07.955 --> 01:06:10.956
ميتونم الآن با مِي ازدواج کنم ؟
ميتوني شاهد ازدواجمون باشي ؟

01:06:11.209 --> 01:06:13.960
در تو نمي بينم که بتوني اينو
با مِي مطرح کني ، درسته ؟

01:06:14.045 --> 01:06:16.618
مجبورم. براي هر تصميم ديگه اي دير شده

01:06:16.714 --> 01:06:19.418
اينو ميگي چون الآن گفتنش آسونه

01:06:19.509 --> 01:06:21.217
نه بخاطر اينکه حقيقت داره

01:06:21.302 --> 01:06:22.712
تو رو درک نميکنم

01:06:22.804 --> 01:06:25.473
درک نميکني چون نميدوني

01:06:25.557 --> 01:06:28.012
که چقدر منو تغيير دادي

01:06:28.185 --> 01:06:31.221
تمام اون چيزهائي رو که انجام دادي بخاطر نمياري -
کدام چيزها ؟ -

01:06:31.313 --> 01:06:35.145
تمام چيزهاي خوبي که برام انجام
دادي و من هرگز نميدونستم

01:06:35.609 --> 01:06:39.227
به ديدن وندر ليدنز رفتي
چون مردم از ملاقات با من امتناع مي کردند

01:06:39.488 --> 01:06:42.442
اعلام نامزديت در مجلس
رقص که در نتيجه

01:06:42.533 --> 01:06:45.450
دو فاميل بجاي يک فاميل پشتيبانم باشند

01:06:45.911 --> 01:06:48.995
هرگز نميدونستم که مردم
چه تصور وحشتناکي از من دارند

01:06:49.498 --> 01:06:52.036
يک روز مادر بزرگ اين از دهنش پريد

01:06:52.126 --> 01:06:56.918
احمق بودم. فکرش رو هم نميکردم
نيويورک برام سمبل آزادي بود

01:06:57.215 --> 01:07:01.082
همه بنظر مهربون بودند
و خوشحال از اينکه منو مي بينند

01:07:02.887 --> 01:07:06.303
ولي هرگز نمي دونستند که اغوا شدن چه مفهومي داره

01:07:06.391 --> 01:07:08.763
اما تو ميدونستي ، تو درک ميکردي

01:07:09.978 --> 01:07:12.136
قبلأ بهيچوجه اينو نمي دونستم

01:07:13.565 --> 01:07:16.186
و اين بهترين چيزيه که فهميدم

01:07:22.699 --> 01:07:26.150
نيولاند ، تو نميتوني خوشحال باشي
اگه ظلمي در کار باشه

01:07:27.454 --> 01:07:28.996
اگه ما جور ديگري رفتار کنيم

01:07:29.081 --> 01:07:32.699
عملکرد تو بر خلاف چيزي
ميشه که من در تو مي پسندم

01:07:33.753 --> 01:07:36.754
و من نمي تونم به اون طرز فکر برگردم

01:07:38.341 --> 01:07:41.840
متوجه نيستي ؟ نميتونم عاشقت
باشم مگه اينکه ازت جدا بشم

01:08:23.721 --> 01:08:26.390
الن ، تلگراف مادر بزرگ نتيجه بخش بود

01:08:26.599 --> 01:08:29.054
مامان و مامان بزرگ با ازدواجمون
بعد از عيد پاک موافقت کردند

01:08:29.143 --> 01:08:31.716
فقط يک ماه
به نيولاند تلگراف خواهم زد

01:08:31.896 --> 01:08:36.770
بسيار خوشحالم و دوست دارم عزيزم
دختر عمويت مي

01:08:56.797 --> 01:08:59.667
درست تا روز عروسي شايعات
زيادي بر سر زبانها بود

01:08:59.758 --> 01:09:03.209
که خانم ميگنوت در مراسم
شرکت خواهد کرد

01:09:03.846 --> 01:09:07.428
او نجاري فرستاد تا قدرت نيمکت
رديف جلو را بسنجد

01:09:07.516 --> 01:09:10.552
تا مبادا که طاقت وزنش را نداشته باشد

01:09:10.645 --> 01:09:14.939
اما اين ايده ، مثل خود
بانوي بزرگ بي قواره بود

01:09:15.149 --> 01:09:18.648
و او ميزبان صبحانه ي روز عروسي شد

01:09:19.946 --> 01:09:22.650
کنتس النسکا عذرخواهيش رو اعلام کرد

01:09:22.741 --> 01:09:24.864
او با يکي از عمه هاش به سفر رفته بود

01:09:24.951 --> 01:09:29.198
ولي به عروس و داماد
جواهر قديمي نفيسي هديه کرد

01:09:29.998 --> 01:09:33.912
دو تا از عمه هاي سالخورده ي ساکن راين بک
ويلائي براي ماه عسل پيشنهاد کرده بودند

01:09:34.211 --> 01:09:38.956
و از آنجائيکه اجاره ي خانه اي ويلائي
بسيار انگليسي  تصور ميشد

01:09:39.508 --> 01:09:41.584
پيشنهاد آنها پذيرفته شد

01:09:42.261 --> 01:09:45.760
وقتي که ناگهان معلوم شد
که خانه غير قابل سکونت است

01:09:46.140 --> 01:09:51.763
هنري وندر ليدنز يک ويلاي قديمي
نزديک خانه اش را پيشنهاد کرد

01:09:52.980 --> 01:09:56.479
مِي اين پيشنهاد را بعنوان
سورپرايزي براي شوهرش قبول کرد

01:09:56.609 --> 01:09:58.482
تا بحال خانه را نديده بود

01:09:58.569 --> 01:10:01.142
ولي الن به اون اشاره کرده بود

01:10:01.239 --> 01:10:04.405
الن گفته بود که اين تنها
خانه اي در آمريکاست

01:10:04.534 --> 01:10:07.737
که ميتونست خوشحالي کاملي
را در آن تصور کند

01:10:10.582 --> 01:10:13.832
به جاهائي سفر کردند
که مِي تا بحال نديده بود

01:10:14.294 --> 01:10:18.956
در لندن ، آرچر براي خودش لباس
سفارش داد و همچنين به گالري ملي

01:10:19.049 --> 01:10:20.757
و گاهي به تئاتر رفتند

01:10:20.843 --> 01:10:25.054
اميدوارم مسخره بنظر نيام
تا بحال در لندن شام بيرون نبودم

01:10:25.347 --> 01:10:28.798
خانمهاي انگليسي عصرها مثل
بقيه لباس مي پوشند ، درسته ؟

01:10:28.893 --> 01:10:30.351
...چطور ميتوني اينو بگي وقتي که

01:10:30.436 --> 01:10:34.184
اونها در تئاتر لباسهاي قديمي...
مجالس رقص رو مي پوشن ؟

01:10:34.273 --> 01:10:37.309
خب ، شايد لباسهاي جديدشون رو
واسه تو خونه نگه ميدارند

01:10:37.693 --> 01:10:42.189
پس من نبايد اينو مي پوشيدم -
نه ، خيلي زيبا بنظر مياي -

01:10:43.199 --> 01:10:44.907
واقعأ ، کاملأ زيبا

01:10:51.499 --> 01:10:53.906
او در پاريس لباسهايش را سفارش داد

01:10:54.294 --> 01:10:59.252
اونجا لباسهاي زيادي از فروشگاه ورث وجود داشت
اونها از تويلريس ديدن کردند

01:11:07.057 --> 01:11:10.757
دستان مِي در استوديوي
روشه با مرمر نمونه سازي شد

01:11:11.562 --> 01:11:13.969
گاهگاهي شام را بيرون ميخوردند

01:11:15.232 --> 01:11:18.149
مطمئنأ اين آزادي ارزشمنديه

01:11:18.569 --> 01:11:22.234
ولي بگو ببينم ، بهم گفتي اينجا
حقيقتأ مورد نصيحت موپاسان قرار گرفته اي ؟

01:11:22.323 --> 01:11:23.603
بله

01:11:23.699 --> 01:11:27.613
متاسفانه بهم توصيه کردند که چيزي ننويسم

01:11:29.831 --> 01:11:31.870
آرچر ازدواجش را پذيرفته بود

01:11:31.958 --> 01:11:36.287
حتي هنگامي که به عقايد گذشته اش
در مورد ازدواج رجوع ميکرد

01:11:36.755 --> 01:11:40.005
هماهنگ شدن با آداب و رسوم
مشکل کمتري را در بر داشت

01:11:40.383 --> 01:11:44.215
تلاش براي آزاد کردن زني که خودش

01:11:44.346 --> 01:11:45.888
توجهي به آزاديش نداشت بيهوده بود

01:11:45.973 --> 01:11:49.424
در لندن فقط يک روز رو
به خودمون اختصاص داديم

01:11:49.518 --> 01:11:52.803
ما اونجا با خانم کارفري و
خانم هريل معاشرت داشتيم

01:11:54.106 --> 01:11:56.857
گفتگوهاي بسيار خوبي داشتيم
اون مرد جالبيه

01:11:56.942 --> 01:12:00.311
در مورد کتاب و خيلي
چيزهاي ديگه صحبت کرديم

01:12:01.572 --> 01:12:03.529
فکر کردم که براي شام دعوتش کنيم

01:12:03.616 --> 01:12:05.608
مرد فرانسوي رو ؟ -
بله -

01:12:05.743 --> 01:12:09.954
فرصتي پيش نيومد که باهاش هم صحبت بشم
اما يه کم عامي نبود ؟

01:12:10.790 --> 01:12:12.367
عامي ؟

01:12:13.167 --> 01:12:15.040
بنظرم با هوش بود

01:12:15.879 --> 01:12:19.627
تصور ميکنم اگه باهوش بود
حتمأ متوجه نمي شدم

01:12:23.053 --> 01:12:25.341
پس براي شام دعوتش نمي کنم

01:12:27.974 --> 01:12:31.508
با دلسردي ، فهميد که در آينده

01:12:31.645 --> 01:12:36.354
بسياري از مشکلات به همين روش
حل خواهد شد

01:12:38.277 --> 01:12:41.147
غالبأ گفته ميشه که شش ماه اول ازدواج
سخت ترين دوران اونه

01:12:41.238 --> 01:12:44.737
فکر کرد که بعد از اون تقريبأ

01:12:44.825 --> 01:12:48.407
همه ي ناملايمات به سمت فروکش کردن ميره

01:12:48.829 --> 01:12:51.746
اما فشارهاي مِي که بنظر کم رنگ مي نمود

01:12:51.833 --> 01:12:54.917
در واقع به حد غير قابل تحمل رسيده بود

01:12:55.336 --> 01:12:57.791
او ذهنش را تمرين ميداد تا ديوانگي
زمان با مادام النسکا را

01:12:57.922 --> 01:13:03.718
بعنوان آخرين تجربيات
گذشته اش به خاطر بياورد

01:13:04.095 --> 01:13:07.795
اين به سادگي در حافظه اش
بعنوان غم انگيزترين و تلخ ترين

01:13:08.141 --> 01:13:11.307
تعلقات روحي بجا مانده بود

01:13:45.805 --> 01:13:47.299
او خيلي ماهره

01:13:47.599 --> 01:13:50.802
بله ، ولي اون تنها هدفيه
که تا حالا در زدنش موفق بوده

01:13:57.693 --> 01:14:00.777
هيچکس به موفقيتهاي مِي حسادت نمي کرد

01:14:01.029 --> 01:14:06.480
او احساسي را بروز ميداد که گوئي بدون
آن موفقيتها هم، بسيار آرام خواهد بود

01:14:08.787 --> 01:14:13.864
اما اگر تمام آرامش و زيبائيش
همچون پرده اي که پوچي را استتار کرده

01:14:14.877 --> 01:14:17.996
نفي کننده باشه چي ؟

01:14:18.756 --> 01:14:22.089
آرچر احساس ميکرد که هرگز
اون پرده رو کنار نزده

01:14:24.053 --> 01:14:26.591
حيرت انگيزه ، اينطور نيست ؟

01:14:27.181 --> 01:14:30.715
اين جوليوس بوفورت بوده که جوايز
کلوپ را اهدا مي کرده ، درسته ؟

01:14:31.060 --> 01:14:35.603
البته ، شبيهش بنظر مياد
تبديل به يک ميراث کامل ميشه عزيزم

01:14:35.690 --> 01:14:38.394
بايد به دختر بزرگت بسپاريش

01:14:38.819 --> 01:14:41.357
مسئله چيه ؟
دختري در کار نخواهد بود ؟

01:14:41.446 --> 01:14:45.906
فقط پسر ؟ چي، نميشه منم بگم ؟
به چهره ي سرخ شده اش نگاه کن

01:14:46.493 --> 01:14:49.031
الن ، بالا هستي ؟

01:14:49.496 --> 01:14:52.580
او از پورتسموت اومده
روزشو با من ميگذرونه

01:14:52.750 --> 01:14:55.704
چه دردسري
او نميخواد در نيوپورت بمونه

01:14:55.794 --> 01:14:58.545
پافشاري ميکنه که با اونا باشه
اسمشون چي بود ؟

01:14:58.631 --> 01:14:59.829
بلنکرز

01:14:59.924 --> 01:15:04.669
اما من پنجاه ساله که از بحث
کردن با جوونا خودداري مي کنم. الن ؟

01:15:04.762 --> 01:15:07.846
متأسفم مامان
خانم الن در خانه نيستند

01:15:08.224 --> 01:15:12.518
رفته ؟ -
ديدمش که به سمت ساحل ميرفت -

01:15:14.314 --> 01:15:17.184
با سرعت برو و گيرش بيار
مثل يک نوه ي خوب

01:15:17.275 --> 01:15:20.229
من و مِي درباره ي جوليوس
بوفورت صحبت خواهيم کرد

01:15:20.320 --> 01:15:23.570
زود باش
ميخواد هر دوي شما رو ببينه

01:15:23.698 --> 01:15:26.948
صحت داره که بوفورت براي
آني رينگ يه دستبند الماس خريده ؟

01:15:27.035 --> 01:15:30.119
حتي شنيدم که
ميخواد بيارتش نيوپورت

01:15:37.963 --> 01:15:43.087
اغلب در طول يکسال و نيمي که از آخرين
ملاقاتشون مي گذشت اسمش رو مي شنيد

01:15:43.177 --> 01:15:46.925
حتي از ماجراهائي که براش اتفاق
مي افتاد با خبر بود

01:15:47.348 --> 01:15:50.681
اما تمام اين گزارشها رو
با بي اعتناعي ميشنيد

01:15:50.935 --> 01:15:55.513
انگار داره به خاطرات کسي که
سالها پيش فوت کرده گوش ميده

01:15:56.065 --> 01:15:59.231
اما گذشته دوباره زنده شد

01:15:59.652 --> 01:16:03.151
مثل همان چيزي که به تازگي در يکي از
غارهاي توسکاني کشف شده

01:16:03.239 --> 01:16:06.984
مکاني که در اونجا بچه ها
دسته هاي ني رو آتش ميزنند

01:16:07.077 --> 01:16:10.330
و تصاوير خيره ي نقش بسته
روي ديوار را تماشا ميکنند

01:16:21.175 --> 01:16:23.500
او به خودش شانس ديگري داد

01:16:23.844 --> 01:16:28.055
بايد قبل از اينکه قايق بادباني
از چراغ لايم راک رد بشه دور ميزد

01:16:29.100 --> 01:16:31.139
بعد ميتونست به طرف اون بره

01:17:20.945 --> 01:17:24.148
متأسفم که پيداش نکرديد
ولي شنيده ام خيلي عوض شده

01:17:24.240 --> 01:17:25.485
عوض شده ؟

01:17:25.575 --> 01:17:29.489
به دوستان قديميش بي علاقه شده و
تابستون رو در پورتسمورت ميگذرونه

01:17:29.662 --> 01:17:33.909
به واشنگتن رفته. بعضي وقتها
فکر ميکنم که ما باعث دلتنگيش شديم

01:17:34.167 --> 01:17:37.286
بعد از همه ي اينها تعجب ميکنم
اگه با شوهرش خوشحالتر باشه

01:17:37.379 --> 01:17:39.834
فکر کنم هيچوقت نشنيدم که
اينقدر بي رحم باشي

01:17:39.923 --> 01:17:41.168
بي رحم ؟

01:17:41.258 --> 01:17:44.674
حتي شيطان ها هم به خوشحالي
انسانها در بهشت باور ندارند

01:17:45.345 --> 01:17:47.836
پس نمي بايست در خارج از کشور ازدواج ميکرد

01:17:48.140 --> 01:17:50.595
اينجا ، اجازه بديد ، بفرمائيد

01:17:51.101 --> 01:17:52.595
منزل بلنکرز ؟

01:17:52.853 --> 01:17:54.929
يک مهماني از طرف بلنکرز ؟

01:17:55.481 --> 01:17:56.975
کي هستند ؟

01:17:57.691 --> 01:18:00.727
اهالي پورتسمورت
اونائي که کنتس النسکا در منزلشون اقامت داره

01:18:00.820 --> 01:18:03.821
پروفسور و خانم امرسون سيلرتون با کمال ميل"

01:18:03.906 --> 01:18:06.990
براي روز چهارشنبه رأس ساعت 3 بعد از ظهر

01:18:07.076 --> 01:18:11.619
"بلنکرها را براي ملاقات دعوت مي کنند
"رد گيبل ، کاترين استريت"

01:18:11.956 --> 01:18:14.244
فکر نکنم بتونيم رد کنيم

01:18:15.043 --> 01:18:19.045
واقعأ نميدونم چرا
...او يک باستان شناسه و

01:18:19.130 --> 01:18:23.459
و از خويشان سيلرتون جکسون -
البته -

01:18:24.010 --> 01:18:26.631
بعضي از ما بايد بريم -
من استقبال ميکنم -

01:18:26.888 --> 01:18:28.927
و جيني ، چرا با من نمياي ؟

01:18:29.016 --> 01:18:33.179
مطمئنم که الن اونجا خواهد بود
فرصت خوبيه که ببينيش

01:18:33.312 --> 01:18:37.392
نيولند ، ميتوني راهي براي گذراندن
بعد از ظهرت پيدا کني ، اينطور نيست ؟

01:18:37.775 --> 01:18:42.022
فکر ميکنم ، بعنوان يه تنوع بهتره که
بعد از ظهرمو نجات بدم تا اينکه اونو بگذرونم

01:18:43.447 --> 01:18:47.444
شايد به مزرعه برم واسه ي
يه اسب جديد برا کالسکه

01:18:48.244 --> 01:18:52.288
حداقل جکسون ها روز مسابقه ي اسب دواني
رو براي مهمونيشون انتخاب نکردن

01:18:52.373 --> 01:18:54.828
البته
تعجي نداشت اگه اينکارو ميکردن

01:20:08.035 --> 01:20:09.363
سلام ؟

01:20:12.957 --> 01:20:16.741
منو ببخشيد ، شما زنگ زديد ؟
من خوابيده بودم

01:20:19.714 --> 01:20:21.671
نمي خواستم مزاحمتون بشم

01:20:22.133 --> 01:20:24.802
شما خانم بلنکر هستين ؟
من نيولاند آرچرم

01:20:24.886 --> 01:20:27.293
اوه بله ، زياد در موردتون شنيدم

01:20:27.388 --> 01:20:29.676
اينجا اومدم واسه ي يه اسب جديد

01:20:29.766 --> 01:20:32.339
فکر کردم بايد زنگ بزنم
ولي کسي خونه نبود

01:20:32.435 --> 01:20:34.593
بله کسي نيست ، همه مهماني هستند

01:20:34.688 --> 01:20:38.520
همه بجز من که تب دارم و خانم النسکا

01:20:39.192 --> 01:20:42.146
اوه ، چترمو پيدا کردي

01:20:44.114 --> 01:20:46.735
بهترين چترمه ، ساخت کامرون

01:20:47.034 --> 01:20:48.742
خيلي زيباست

01:20:49.787 --> 01:20:53.950
کنتس احضار شدند ؟ -
بله ، تلگرافي از بوستون رسيد -

01:20:54.166 --> 01:20:56.538
اون گفت ممکنه دو روز اونجا بمونه

01:20:56.919 --> 01:20:59.670
مدل موهاشو خيلي دوست دارم
تو چطور ؟

01:20:59.964 --> 01:21:02.537
منو بياد سر والتر اسکات ميندازه

01:21:04.510 --> 01:21:08.092
تو نميدوني منو ببخش
ولي من بايد فردا تو بوستون باشم

01:21:08.181 --> 01:21:10.588
هنوز نميدوني کجا اقامت داره ؟

01:21:43.884 --> 01:21:48.380
الن ، براي انجام کارهام اومدم
در واقع همين حالا رسيدم

01:21:59.567 --> 01:22:03.185
مدل موهاتون متفاوته -
فقط بخاطر اينکه خدمتکارم نيست -

01:22:03.280 --> 01:22:06.649
او در پورتسموت موند
من فقط برا دو روز اينجام

01:22:06.742 --> 01:22:09.908
بنظر نميرسيد ارزشي داشته باشه -
تنها سفر ميکنيد ؟ -

01:22:10.871 --> 01:22:13.112
بله. چرا ؟

01:22:13.415 --> 01:22:17.543
فکر ميکنيد کمي خطرناکه ؟ -
خب ، غير عاديه -

01:22:17.628 --> 01:22:19.038
بله ، فکر کنم همينطوره

01:22:19.129 --> 01:22:22.379
کاري کردم که بيشتر غير عاديه

01:22:22.758 --> 01:22:25.628
از گرفتن پولي که مال
خودم بود امتناع کردم

01:22:27.930 --> 01:22:29.839
کسي بهت پيشنهادي داده ؟

01:22:33.686 --> 01:22:35.477
شرايطش چي بود ؟

01:22:36.773 --> 01:22:38.599
نپذيرفتم -
شرايطش رو بهم بگو -

01:22:38.691 --> 01:22:40.434
واقعأ غير قابل تحمله

01:22:40.527 --> 01:22:43.860
هر از گاهي نشستن سر ميزش

01:22:46.366 --> 01:22:48.939
وميخواد به هر قيمتي شده برگردي

01:22:49.786 --> 01:22:52.324
خب. قيمتش قابل توجهه

01:22:53.707 --> 01:22:56.280
حداقل ، براي من اينطوره

01:22:57.753 --> 01:22:59.413
پس ، براي ديدنش اومدي

01:22:59.505 --> 01:23:02.506
شوهرم ؟ اينجا ؟ نه ، البته که نه

01:23:03.550 --> 01:23:05.210
کسي رو فرستاد

01:23:06.804 --> 01:23:08.346
منشي رو ؟

01:23:10.516 --> 01:23:11.630
بله

01:23:13.644 --> 01:23:15.435
هنوز اينجاست ، در واقع

01:23:15.521 --> 01:23:19.933
اصرار داره بمونه
تا من نظرم عوض بشه

01:23:25.615 --> 01:23:28.188
نيولاند ، تو تغيير نکردي

01:23:31.746 --> 01:23:34.284
تغيير کرده بودم تا اينکه دوباره تو رو ديدم

01:23:35.292 --> 01:23:36.667
ديگه نه ، لطفأ

01:23:36.752 --> 01:23:39.503
يه روز بهم فرصت بده
يا همه چي رو ميگم يا هيچي

01:23:39.588 --> 01:23:41.913
تا تو نخواي حرفي نميزنم

01:23:42.424 --> 01:23:44.630
تنها چيزي که ميخوام اينه که با تو باشم

01:23:45.552 --> 01:23:48.469
تا از شر اون مرد خلاص بشي
قراره بياد هتل ؟

01:23:48.555 --> 01:23:51.509
ورودش ساعت 11 س -
پس همين حالا بايد بريم -

01:23:56.272 --> 01:24:00.221
من بايد تو هتل پيغامي بزارم -
روي اين بنويس. من کاغذ دارم -

01:24:00.318 --> 01:24:02.773
مي بيني چطور همه چيز از پيش مقدر شده ؟

01:24:03.404 --> 01:24:06.773
و اينها ، تا به حال اينو ديدي ؟
خودنويس جديد

01:24:09.077 --> 01:24:11.828
مثل جيوه ايه که از دماسنج بيرون مي جهه

01:24:11.913 --> 01:24:14.664
حالا امتحانش کن

01:24:16.334 --> 01:24:18.042
نمي نويسه

01:24:19.087 --> 01:24:20.664
بايد بنويسه

01:24:22.341 --> 01:24:24.748
ميشه بيام داخل ؟ -
يه لحظه کار دارم -

01:25:08.388 --> 01:25:11.753
چرا روزي که در منزل مادر بزرگ بودم
بدنبال من نيومدي ؟

01:25:11.850 --> 01:25:13.926
چون تو برنگشتي

01:25:16.146 --> 01:25:19.597
قسم خوردم باهات حرف نزنم
مگه اينکه برگردي

01:25:20.359 --> 01:25:23.028
ولي من عمدأ دنبالت نگشتم

01:25:24.280 --> 01:25:25.822
ميدونستي ؟

01:25:25.906 --> 01:25:28.527
کالسکه اي رو که توش بودي شناختم

01:25:29.827 --> 01:25:31.819
بعدش به ساحل رفتم

01:25:33.206 --> 01:25:36.325
براي دور شدن از خودم ، درست مثل تو -
درست مثل من ، بله -

01:25:36.417 --> 01:25:40.664
بيفايده س. خوب شد که رو در رو شديم -
ميخوام باهات روراست باشم -

01:25:40.755 --> 01:25:42.000
روراست ؟

01:25:42.090 --> 01:25:44.296
به همين خاطر نبود که جوليوس
بوفورت رو تحسين ميکردي ؟

01:25:44.384 --> 01:25:47.800
اون از همه ي ما روراست تر بود
ما شخصيت نداريم

01:25:48.180 --> 01:25:49.804
رنگ نداريم ، تنوع نداريم

01:25:51.600 --> 01:25:54.221
نميدونم چرا به اروپا برنگشتي ؟

01:25:55.813 --> 01:25:57.889
بنظرم دليلش تو بودي

01:25:57.981 --> 01:26:02.358
من ؟ من مردي ام که با يه زن ازدواج کردم
چون زن ديکه اي گفته بود اينکارو بکنم

01:26:05.448 --> 01:26:08.152
قول داده بودي امروز
از اين حرفها نزني

01:26:08.492 --> 01:26:10.401
نمي تونم به قولم عمل کنم

01:26:10.745 --> 01:26:12.322
راجع به مِي چي ؟

01:26:12.788 --> 01:26:14.198
احساساتش چي ميشه ؟

01:26:14.290 --> 01:26:16.282
اگه از ازدواج من بعنوان
...يه پيروزي استفاده کني

01:26:16.376 --> 01:26:20.373
به هيچوجه دليلي وجود نداره که برنگردي...

01:26:21.172 --> 01:26:24.541
با اولين نگاهت
يه زندگيه واقعي رو بهم بخشيدي

01:26:25.093 --> 01:26:28.047
و بعد بهم گفتي
با شخص غيردلخواه ادامه ش بدم

01:26:30.974 --> 01:26:32.598
هيچکس طاقت اينو نداره

01:26:36.355 --> 01:26:38.015
من دارم طاقت ميارم

01:26:47.992 --> 01:26:50.565
چه فايده اي داره ؟ ميدونم که برميگردي -
بر نمي گردم -

01:26:51.495 --> 01:26:55.575
حالا نه
نه تا وقتي بتونيم تحمل کنيم

01:26:55.666 --> 01:26:57.575
اين واسه تو زندگي نمي شه

01:26:57.710 --> 01:27:00.829
ميشه. تا وقتي که قسمتي از اون مال تو باشه

01:27:15.562 --> 01:27:17.186
بر نمي گردي ؟

01:27:18.899 --> 01:27:21.105
برنمي گردم

01:27:27.408 --> 01:27:31.820
دوباره ملاقاتش خواهد کرد
در تئاتر يا مراسمي ديگر

01:27:32.454 --> 01:27:35.158
شايد در کنارش مي نشست

01:27:35.499 --> 01:27:39.413
شايد در جائي و در
زماني ديگر با هم تنها ميشدند

01:27:39.503 --> 01:27:42.788
هر چند قادر نبود بدون ديدنش زندگي کند

01:28:26.677 --> 01:28:28.005
آقاي آرچر ، درسته ؟

01:28:28.930 --> 01:28:30.092
بله

01:28:30.181 --> 01:28:32.007
ريويره هستم

01:28:32.558 --> 01:28:37.267
سال گذشته در پاريس با شما غذا خورده بودم -
بله ، متأسفم. بجا نياوردم -

01:28:37.355 --> 01:28:42.266
کاملأ درسته ، شما را به ياد ميارم
ديروز در بوستون شما رو ديدم

01:28:46.114 --> 01:28:49.898
...من بخاطر کنتس النسکا اينجا هستم چون

01:28:49.993 --> 01:28:52.910
با تمام حسن نيتم معتقدم...
که او بايد برگردد

01:28:52.996 --> 01:28:54.406
منو ببخشيد

01:28:55.249 --> 01:28:57.158
منو ببخشيد مسيو

01:28:58.168 --> 01:29:03.079
واقعأ نميدونم هدف شما
از ملاقات با من چيه ؟

01:29:05.176 --> 01:29:06.670
کنتس تغيير کرده قربان

01:29:08.346 --> 01:29:09.840
شما از قبل اونو ميشناختيد ؟

01:29:10.723 --> 01:29:13.011
بله ، در منزل شوهرش ملاقاتش ميکردم

01:29:13.184 --> 01:29:16.185
کنت نخواست که مأموريتم رو
به يک غريبه محول کنه

01:29:16.270 --> 01:29:17.515
...اين

01:29:17.897 --> 01:29:19.854
تغييري که شما اظهار نموديد...

01:29:19.941 --> 01:29:23.475
ممکنه مربوط به
ديدار اولمون باشه

01:29:24.029 --> 01:29:26.650
که اونو بعنوان يک آمريکائي ديدم

01:29:27.532 --> 01:29:30.153
اساس ازدواج کنتس با حسن نيت بوده

01:29:31.161 --> 01:29:35.490
حسن نيتي که کنت در آن سهمي نداشته
اونو درک نکرده

01:29:36.792 --> 01:29:39.117
...پس ، حسن نيت کنتس

01:29:40.129 --> 01:29:41.160
از بين رفته...

01:29:41.338 --> 01:29:44.956
شکسته شده. نابود شده -
نابود شده -

01:29:46.594 --> 01:29:49.879
بازگشت به اروپا به معني يه
...زندگيه همراه با آرامش نسبي

01:29:51.390 --> 01:29:53.678
...فداکاري قابل توجه...

01:29:55.061 --> 01:29:57.100
و بنظر بدون اميد خواهد بود...

01:29:59.107 --> 01:30:04.232
به کنت اداي دين کرده
و با فاميل کنتس ملاقات ميکنم

01:30:04.320 --> 01:30:08.400
به آنها از پيشنهادها و آرزوهاي
کنت براي کنتس خواهم گفت

01:30:08.992 --> 01:30:12.657
اما از شما خواهش ميکنم که از
اعتبارتون نزد اونها استفاده کنيد

01:30:14.373 --> 01:30:19.888
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:30:21.129 --> 01:30:25.257
وقتي که خانوم باکستر پنيلوي پير درگذشت
سفارش دست نخورده ي او را يافتند

01:30:25.342 --> 01:30:29.256
چهل و هشت دست لباس آکبند پيچيده در کاغذ

01:30:29.680 --> 01:30:32.431
وقتي که دخترانش از عزا در آمدند

01:30:32.516 --> 01:30:38.139
بدون توجه به مد روز اولين سري
لباسها را در کنسرت پوشيدند

01:30:38.981 --> 01:30:41.935
يکبار در واشنگتن برايش نامه نوشت

01:30:42.819 --> 01:30:46.318
فقط چند خط با اين سوُال که
دوباره کي همديگر را ملاقات کنند

01:30:47.615 --> 01:30:50.284
و او جواب داد :  فعلأ نه

01:30:50.827 --> 01:30:53.863
ولي همين هم سبب تغييري شد

01:30:54.497 --> 01:30:57.747
فکر کنم اون جوليوس بوفورت
بود که هنگام رسيدنشون

01:30:57.834 --> 01:31:01.748
با متقاعد کردن همسرش به پوشيدن
لباسهاي نو مُد جديدي رو آغاز کرد

01:31:01.838 --> 01:31:06.085
بايد بگم که اين تمامأ برتري
رژيناست که مثل بقيه بنظر نرسه

01:31:06.176 --> 01:31:07.586
بقيه ي رقباش ؟

01:31:08.178 --> 01:31:10.585
مثل آني رينگ -
مراقب باش عزيزم -

01:31:11.640 --> 01:31:13.597
همه ميدونن -
براستي -

01:31:14.226 --> 01:31:16.432
بوفورت هميشه سرش به تجارت مشغوله

01:31:16.645 --> 01:31:20.061
و حالا که ورشکست شده
افشاگريها شروع ميشن

01:31:20.149 --> 01:31:22.022
ورشکست ؟ واقعأ اينقدر وضعش بده ؟

01:31:22.109 --> 01:31:24.682
بدتر از اون چيزي که تا بحال شنيدم

01:31:24.820 --> 01:31:29.446
بيشتر کساني رو که ميشناسيم
از جهاتي ضرر کرده اند

01:31:32.745 --> 01:31:35.366
البته براي رژينا هم خيلي سخته

01:31:35.623 --> 01:31:40.534
در ضمن حيف شد که کنتس النسکا
پيشنهاد همسرش رو رد کرد

01:31:41.546 --> 01:31:43.123
محض رضاي خدا ، چرا ؟

01:31:43.215 --> 01:31:46.132
حداقلش اينه که بعد از
اين چطور ميخواد زندگي کنه ؟

01:31:46.218 --> 01:31:47.249
زندگي کنه ؟

01:31:47.344 --> 01:31:51.258
منظورم اينه که ، حالا که بوفورت -
اينا چيه که داري ميگي آقا ؟ -

01:31:55.602 --> 01:31:58.093
تمام سرمايه اش رو با
بوفورت بکار گرفته بود

01:31:58.898 --> 01:32:02.314
و مقرري اي هم که از
خانواده اش مي گرفت قطع شده

01:32:02.401 --> 01:32:05.152
مطمئنم که اندوخته اي داره -
فکر کنم يه کمي -

01:32:05.237 --> 01:32:08.403
هر چه که بعد از تحمل
بدهي هاش مونده

01:32:09.075 --> 01:32:12.111
ميدونم که خانواده به مسيو
ريويره توجه زيادي مي کنند

01:32:12.203 --> 01:32:14.444
و پيشنهاد کنت رو به دقت بررسي کرده اند

01:32:14.539 --> 01:32:17.208
اگه همه ترجيح ميدادند که
...معشوقه ي بوفورت باشه

01:32:17.292 --> 01:32:20.992
و نه همسرش...
شما کاملأ سر زبانها مي افتاديد

01:32:22.213 --> 01:32:23.956
او برنمي گرده

01:32:26.218 --> 01:32:28.044
اين نظر شماست ؟

01:32:29.387 --> 01:32:31.426
خب ، بدون شک

01:32:34.059 --> 01:32:38.768
او ميتونه نظر خانم کاترين مينگوت رو
جهت دريافت مقرري جلب کنه

01:32:38.856 --> 01:32:42.521
اما بقيه ي فاميل نميخوان که اون اينجا بمونه

01:32:42.610 --> 01:32:46.738
به سادگي گذاشتن که هم
طرازهاي خودشو پيدا کنه

01:32:54.163 --> 01:32:56.072
عصر بخير آقا

01:32:59.669 --> 01:33:01.246
ممنونم

01:33:07.761 --> 01:33:10.845
چراغ باز هم دود کرده
خدمتکارا بايد بررسيش کنن

01:33:10.931 --> 01:33:12.389
متأسفم

01:33:20.357 --> 01:33:23.274
ممکنه مجبور بشم براي چند
روز به واشنگتن برم

01:33:23.360 --> 01:33:24.688
کي ؟

01:33:25.487 --> 01:33:28.322
فردا. منو ببخش
بايد قبلأ بهت ميگفتم

01:33:29.158 --> 01:33:30.568
برا کار ميري ؟

01:33:30.659 --> 01:33:34.277
براي کار
قبل از دادگاه عالي يه مورد ثبتي پيش اومده

01:33:34.372 --> 01:33:36.827
پرونده ها رو از لتربلر گرفته ام

01:33:36.958 --> 01:33:40.872
..بنظر ميرسه که اون قصد داشته -
مهم نيست. خيلي پيچيده س -

01:33:40.962 --> 01:33:44.580
به اندازه ي کافي با اين چراغ درگير بوده ام -
بذار من امتحانش کنم -

01:33:45.091 --> 01:33:47.498
تغيير برات مفيده

01:33:48.052 --> 01:33:50.922
در ضمن حتمأ بايد بري سري به الن بزني

01:33:57.771 --> 01:34:01.222
منو ببخش مامان
موقعي که بيرون بودي اين برا ت اومده

01:34:01.942 --> 01:34:05.275
کاري برا اين بکن ، ميکني اگنس -
حتمأ قربان -

01:34:08.282 --> 01:34:10.191
مادر بزرگ سکته ي مغزي کرده

01:34:12.870 --> 01:34:15.906
سکته ي مغزي ؟ مسخره س

01:34:16.707 --> 01:34:20.751
من به همه گفتم که تمام اينها
بخاطر زياده روي روز شکرگذاريه

01:34:22.630 --> 01:34:27.968
دکتر بنکومب خيلي نگرانه و
اصرار کرد که همه مطلع بشن

01:34:28.052 --> 01:34:31.503
انگار که آخرين درخواست و وصيتمه

01:34:31.723 --> 01:34:33.680
خيلي لطف کرديد اومديد

01:34:33.767 --> 01:34:36.970
ولي شايد فقط خواستيد ببينيد
که چي براتون بجا ميذارم

01:34:37.228 --> 01:34:41.391
مادر بزرگ ، اين تکان دهنده س -
اين منو دچار شوک کرده -

01:34:43.276 --> 01:34:45.683
همه اش بخاطر رژينا بوفورته

01:34:46.446 --> 01:34:48.272
او ديشب اومد اينجا

01:34:49.032 --> 01:34:50.775
و از من خواهش کرد

01:34:52.953 --> 01:34:58.291
اونقدر گستاخ بود که خواست جوليوس رو برگردونم

01:34:59.001 --> 01:35:01.836
او گفت  تنهاش نذاريد

01:35:02.004 --> 01:35:06.298
با تکيه به سنت آبا و اجدادمان
در خانواده ي تاون سند

01:35:07.093 --> 01:35:11.137
اگه جوليوس رو برگردونيد مي بينيد
که فاميل تا آخر با شما خواهند بود

01:35:12.265 --> 01:35:14.174
اگر نه

01:35:14.350 --> 01:35:19.012
همه مون
هر کدام از ما بي آبرو خواهيم شد

01:35:20.607 --> 01:35:24.391
من بهش گفتم
آبرو هميشه آبروست

01:35:24.486 --> 01:35:27.902
و در خانه ي منسون مينگوت ها شرافت
هميشه مايه ي سربلندي ست

01:35:27.989 --> 01:35:31.821
و تا وقتي من زنده ام هميشه خواهد بود

01:35:33.161 --> 01:35:37.538
بعد ، اگه بتونيد باور کنيد اون گفت
"ولي اسم من ، آنتي"

01:35:38.292 --> 01:35:42.503
اسم من آنتيه
اسم من رژينا تاون سنده

01:35:42.588 --> 01:35:44.046
و من به اون گفتم

01:35:44.131 --> 01:35:47.416
وقتي او سراپات رو جواهر کرده بود
اسمت بوفورت بود

01:35:47.635 --> 01:35:51.798
و حالا که باعث شرمندگيت شده
همان بوفورت باقي خواهد ماند

01:35:54.600 --> 01:35:56.473
پس من ديگه به آخر رسيده ام

01:35:57.937 --> 01:36:00.013
به سادگي

01:36:00.106 --> 01:36:04.400
حالا تمام فاميل جمع شده و
منتظر مراسم سوگواري اند

01:36:04.486 --> 01:36:06.644
و مجبورند که سرگرم باشند

01:36:06.738 --> 01:36:09.692
نمي دونم چند تا پيغام
از بنکمب فرستاده شده

01:36:09.783 --> 01:36:11.775
اگه کاري هست مي تونيم کمک کنيم

01:36:11.868 --> 01:36:13.659
الن داره مياد

01:36:14.162 --> 01:36:16.119
صراحتأ ازش خواستم

01:36:16.415 --> 01:36:19.784
بعد از ظهر با قطار ميرسه
اگه تو بري بياريش

01:36:19.918 --> 01:36:23.084
البته ، اگه مِي کالسکه بفرسته
آوردنش با من

01:36:23.547 --> 01:36:24.827
عاليه

01:36:25.549 --> 01:36:27.209
ممنونم

01:36:27.593 --> 01:36:30.428
ديدي مادر بزرگ
همه جابجا شدند

01:36:31.013 --> 01:36:33.468
متشکرم عزيزم خداوند نگه دارت باشه

01:36:34.809 --> 01:36:38.758
نخواستم مادر بزرگ رو ناراحت کنم
...ولي تو چطور ميتوني بري و الن رو بياري

01:36:38.855 --> 01:36:41.772
در حالي که خودت مجبوري امروز...
بعد از ظهر به واشنگتن بري ؟

01:36:41.858 --> 01:36:44.479
خب من نميرم. مورد منتفيه
به تعويق افتاده

01:36:44.652 --> 01:36:46.810
امروز صبح از لتربلر شنيدم

01:36:46.905 --> 01:36:48.696
به تعويق افتاده ؟ عجيبه

01:36:49.532 --> 01:36:52.236
بعلاوه مامان امروز صبح ازش پيغام داشت

01:36:52.327 --> 01:36:55.493
نگران مادر بزرگ بوده ولي
مجبور بوده دور از اينجا باشه

01:36:55.872 --> 01:36:58.789
گفته که براي بررسي پرونده قبل
از دادگاه عالي بايد بره

01:36:58.875 --> 01:37:00.832
گفته بودي که يه پرونده ي ثبتي داري ؟

01:37:00.919 --> 01:37:05.047
آره اينجوريه. تمام دفتر که نميتونن برن
لتربلر تصميم گرفته که خودش بره

01:37:05.132 --> 01:37:07.373
پس به تعويق نيافتاده ؟

01:37:08.052 --> 01:37:09.878
نه ، ولي رفتن من آره

01:37:19.063 --> 01:37:21.933
او مي دونست که با قايق و کالسکه
...از آخرين ايستگاه پنسيلوانيا

01:37:22.024 --> 01:37:26.982
در شهر جرسي تا منزل خانم...
مينگوت دو ساعت طول ميکشه

01:37:28.865 --> 01:37:32.281
دو ساعت ، شايدم بيشتر

01:37:37.082 --> 01:37:38.659
امروز منتظرم نبودي ؟ -
نه -

01:37:38.750 --> 01:37:42.249
تا حدودي براي ديدن تو به واشنگتن اومدم
از ديدار همديگه محروم شده ايم

01:37:42.337 --> 01:37:45.421
مادر بزرگ مينگوت منو فرستاده
اون خيلي بهتر شده

01:37:57.311 --> 01:37:59.683
ميدوني ، به زحمت شناختمت

01:37:59.897 --> 01:38:01.640
به زحمت ؟

01:38:02.692 --> 01:38:05.099
منظورم اينه که هميشه همينه

01:38:06.237 --> 01:38:08.609
دوباره همون چيزا پيش مياد

01:38:09.782 --> 01:38:12.273
بله ، ميدونم برا منم همينطور

01:39:05.966 --> 01:39:09.050
الن ، نميتونيم اينجوري ادامه بديم. ديگه نميشه

01:39:10.303 --> 01:39:14.087
بايد به واقعيات نگاه کنيم نه به روياها -
ميخوام که با هم باشيم -

01:39:14.182 --> 01:39:16.008
نميتونم همسرت باشم نيولاند

01:39:16.101 --> 01:39:19.220
منظورت اينه که بايد معشوقت باشم ؟

01:39:20.189 --> 01:39:22.858
به طريقي ، ميخوام با تو وارد دنيائي بشم

01:39:22.942 --> 01:39:25.611
که اونجا چنين کلماتي وجود نداشته باشه

01:39:25.736 --> 01:39:27.194
اوه عزيزم

01:39:29.782 --> 01:39:32.699
اونجا کجاست ؟
تا حالا اونجا بودي ؟

01:39:34.745 --> 01:39:38.410
ميتونيم با پشت کردن به مردمي که اينجا
به مااعتماد کردن در جاي ديگري خوشحال باشيم ؟

01:39:38.499 --> 01:39:41.749
من به اين چيزا اهميت نميدم -
نه اينطور نيست -

01:39:42.587 --> 01:39:44.912
تو هرگز اينجوري نبوده اي

01:39:45.548 --> 01:39:46.793
بودم

01:39:48.635 --> 01:39:51.885
ميتونم تصورشو بکنم
چنين جائي برامون وجود نداره

01:40:05.235 --> 01:40:07.560
چرا بايد دست بکشيم ؟
اين بخاطر مادر بزرگ نيست ؟

01:40:07.655 --> 01:40:10.228
نه. من بايد از اينجا برم

01:40:14.578 --> 01:40:17.329
درست مي گفتي
من نبايد امروز ميومدم

01:40:58.833 --> 01:41:00.375
چي داري ميخوني ؟

01:41:03.337 --> 01:41:05.329
يه کتاب درباره ي ژاپن

01:41:06.841 --> 01:41:08.169
چرا ؟

01:41:09.844 --> 01:41:11.338
نميدونم

01:41:12.222 --> 01:41:14.713
چون کشور متفاوتي ست

01:41:16.059 --> 01:41:18.098
عادت داشتي شعر بخوني

01:41:18.353 --> 01:41:21.057
خيلي دلپذير بود وقتي تو برام مي خوندي

01:41:33.702 --> 01:41:36.868
نيولاند ، تو هم روزي خواهي مرد

01:41:43.379 --> 01:41:45.039
البته

01:41:46.173 --> 01:41:48.960
اما بعد فهميد که  من مرده ام

01:41:49.552 --> 01:41:52.339
ماهها و ماههاست که مرده ام

01:41:52.847 --> 01:41:55.682
بعد به ذهنش خطور کرد که او هم ممکنه بميره

01:41:56.809 --> 01:42:00.557
همه مي مردند
جوونها ، مردم سالم

01:42:00.897 --> 01:42:03.981
ممکن بود بميره واونو رها کنه

01:42:09.740 --> 01:42:11.400
نيولاند ؟

01:42:26.048 --> 01:42:28.087
الن ، بايد ببينمت

01:42:29.802 --> 01:42:32.375
نفهميدم دوباره کي رفتي

01:42:32.471 --> 01:42:35.970
من جائي نميرم. مادر بزرگ خواسته اينجا
بمونم و ازش مراقبت کنم

01:42:36.267 --> 01:42:37.891
پس حالا بايد حرف بزنيم

01:42:38.019 --> 01:42:41.138
دارم ميرم پيش رژينا بوفورت
مادر بزرگ کالسکه شو به من قرض داد

01:42:41.231 --> 01:42:43.852
مادر بزرگ ميگه که جوليوس
بوفورت آدم پستيه

01:42:43.942 --> 01:42:47.275
ولي اون شوهر منه و فاميل از من ميخوان برگردم پيشش

01:42:47.362 --> 01:42:51.691
فقط مادر بزرگ اينو درک ميکنه
حتي مقرري منو هم در نظر گرفته

01:42:52.325 --> 01:42:54.566
بايد يه جائي که بتونيم
تنها صحبت کنيم ببينمت

01:42:54.661 --> 01:42:57.152
در نيويورک ؟ -
جائي که بتونيم تنها باشيم -

01:42:57.247 --> 01:43:00.034
پارک موزه ي هنر فردا ساعت 2:30

01:43:00.125 --> 01:43:01.951
منتظرت خواهم بود

01:43:10.594 --> 01:43:13.429
تو به نيويورک اومدي چون ميترسيدي

01:43:13.514 --> 01:43:16.384
ترس ؟ -
ترس از اومدن من به واشنگتن -

01:43:16.475 --> 01:43:18.598
فکر ميکردم ايمن تر خواهم بود

01:43:18.686 --> 01:43:20.595
در امان از من ؟

01:43:24.233 --> 01:43:25.691
الن ؟

01:43:32.534 --> 01:43:34.573
در امان از عشق من ؟

01:43:42.085 --> 01:43:44.920
مي تونم يه بار بيام پيشت
و بعد برم خونه ؟

01:43:55.850 --> 01:43:57.926
پس بيا پيشم

01:44:03.524 --> 01:44:05.066
کي ؟

01:44:08.363 --> 01:44:09.773
فردا

01:44:16.871 --> 01:44:18.697
روز بعد

01:44:49.781 --> 01:44:53.861
ببخشيد دير کردم
نگران که نشدي ؟ شدي ؟

01:44:54.285 --> 01:44:57.239
خيلي ديره ؟ -
از 7:00 گذشته -

01:44:57.372 --> 01:45:00.373
در منزل مادر بزرگ موندم چون الن اومد

01:45:00.458 --> 01:45:03.494
صحبتهاي جالبي داشتيم
خيلي نازنينه

01:45:03.587 --> 01:45:05.247
درست مثل الن سابق

01:45:05.338 --> 01:45:07.496
مادر بزرگ خيلي ازش خوشنوده

01:45:08.216 --> 01:45:11.501
نمي دوني که فاميل هر از
...گاهي چقدر ازش دلخور ميشن

01:45:11.595 --> 01:45:14.549
که با کالسکه ي مادر بزرگ...
به ديدن رژينا بوفورت ميره

01:45:14.640 --> 01:45:16.716
امشب واسه شام ميريم بيرون ؟

01:45:21.063 --> 01:45:23.684
امروز منو نبوسيدي

01:45:39.082 --> 01:45:41.703
در نيويورک رسم بود که عروسها

01:45:41.793 --> 01:45:46.502
در سال اول يا دوم ازدواجشون
با لباس عروسيشون ظاهر بشن

01:45:47.465 --> 01:45:52.886
ولي مِي ، از وقتي که از اروپا برگشته
تا امشب لباس عروسيشو نپوشيده بود

01:46:36.349 --> 01:46:38.840
مِي ، منو ببخش سرم داره مي ترکه

01:46:39.436 --> 01:46:42.271
لطفأ به کسي نگو
با من بيا خونه

01:46:55.578 --> 01:46:57.369
نمي خواي استراحت کني ؟

01:46:58.456 --> 01:47:00.744
سرم اونقدرها هم درد نميکنه

01:47:01.626 --> 01:47:05.575
در ضمن موضوع مهمي هست
که اونجا بايد بهت بگم

01:47:27.277 --> 01:47:30.859
مِي ، ميخوام يه چيزي رو بهت بگم

01:47:32.116 --> 01:47:34.025
راجع به خودم

01:47:38.789 --> 01:47:40.366
مادام النسکا

01:47:40.458 --> 01:47:42.949
چرا بايد امشب در مورد الن صحبت کنيم ؟

01:47:45.296 --> 01:47:47.965
چون قبلأ بايد صحبت مي کرديم

01:47:48.049 --> 01:47:52.758
واقعأ ارزشش رو داره عزيزم ؟
ميدونم که بارها باهاش بي انصافي کردم

01:47:52.845 --> 01:47:54.718
شايد هم همه مون

01:47:54.806 --> 01:47:57.676
فکر ميکنم تو بهتر از
هر کدام از ماها اونو درک ميکردي

01:47:57.767 --> 01:48:00.684
ولي حالا که همه چي تموم شده
آيا واقعأ ديگه اهميتي داره ؟

01:48:02.480 --> 01:48:03.974
منظورت از  تموم شده  چيه ؟

01:48:04.900 --> 01:48:07.984
دليلش اينه که بزودي
داره بر مي گرده اروپا

01:48:08.946 --> 01:48:12.397
مادر بزرگ فهميده و تأئيد کرده
البته مايوس هم شده

01:48:12.491 --> 01:48:17.366
اما ترتيبي داده که الن از
نظر مالي از کنت مستقل باشه

01:48:18.122 --> 01:48:20.909
فکر مي کردم امروز در دفترت مطلع شدي

01:48:33.638 --> 01:48:36.176
اين غير ممکنه -
غير ممکن ؟ -

01:48:36.349 --> 01:48:39.848
مطمئنأ ميتونه اينجا به خرج
مادر بزرگ زندگي کنه

01:48:39.936 --> 01:48:42.687
اما حدس ميزنم نهايتأ ترکمون کنه

01:48:42.939 --> 01:48:44.848
اينو از کجا ميدوني ؟

01:48:46.193 --> 01:48:49.727
از الن شنيدم. بهت گفتم که ديروز
منزل مادر بزرگ ديدمش

01:48:50.238 --> 01:48:52.361
و اون ديروز اينو بهت گفت ؟

01:48:54.409 --> 01:48:58.406
نه
امروز بعد از ظهر برام پيغام فرستاده

01:49:02.918 --> 01:49:05.539
ميخواي ببينيش ؟

01:49:14.180 --> 01:49:15.590
فکر کردم خبر داري

01:49:30.614 --> 01:49:34.362
مِي ، عزيزم
بالخره مادر بزرگ را متقاعد کردم

01:49:34.451 --> 01:49:37.155
که ملاقاتم با او فقط يک
ملاقات بوده و نه بيشتر

01:49:37.955 --> 01:49:40.362
و او مثل هميشه
مهربان و بخشنده بود

01:49:40.499 --> 01:49:43.120
و او مثل هميشه
مهربان و بخشنده بود

01:49:44.044 --> 01:49:47.911
الأن ميدونه که اگه من به اروپا
برگردم بايد متکي به خودم باشم

01:49:48.299 --> 01:49:52.379
با عجله به واشنگتن برميگردم تا وسائلم
را جمع کنم و هفته ي آينده راه بيافتم

01:49:52.970 --> 01:49:55.924
وقتي من رفتم با
مادر بزرگ مهربان باش

01:49:56.015 --> 01:49:58.636
به همون اندازه که با من هستي

01:49:59.852 --> 01:50:04.348
چنانچه دوستانم اميد دارند که منو وادار به
تغيير تصميمم بکنند به اونها بگو کاملأ بي فايده ست

01:50:04.440 --> 01:50:07.524
کاملأ بي فايده ست

01:50:18.246 --> 01:50:20.238
چرا چنين چيزي نوشته ؟

01:50:22.125 --> 01:50:25.458
تصور ميکنم چون ديروز يه صحبتهائي شد

01:50:26.338 --> 01:50:27.796
چه صحبتهائي ؟

01:50:28.048 --> 01:50:32.045
بهش گفتم که مي ترسم
در حقش بي انصافي کرده باشم

01:50:32.469 --> 01:50:36.253
و هرگز نفهميده باشم که چقدر
ميتونسته اينجا به او سخت گذشته باشه

01:50:36.932 --> 01:50:40.098
ميدونستم که تو دوستي بودي
که هميشه مي تونست روش حساب کنه

01:50:40.186 --> 01:50:44.314
و ازش خواستم بدونه که من
و تو احساس مشابهي داريم

01:50:45.942 --> 01:50:49.311
فهميد که چرا دارم اين چيزا رو بهش ميگم

01:50:49.404 --> 01:50:51.942
فکر ميکنم همه چي رو فهميده

01:51:03.126 --> 01:51:04.869
من هم سرم درد ميکنه

01:51:07.881 --> 01:51:10.122
شب بخير عزيزم -
شب بخير -

01:51:28.611 --> 01:51:31.280
همانطور که خانم آرچر به خانم ولاند گفته بود

01:51:31.364 --> 01:51:34.649
تدارک اولين مهماني شام براي
يک زوج جوان اتفاق مهمي بود

01:51:34.742 --> 01:51:37.529
که به سادگي از پسش بر نمي اومدند

01:51:37.871 --> 01:51:42.368
يک سرآشپز استخدام شده بود، دو تا
مستخدم قرضي، گلهاي رز از هندرسون

01:51:42.500 --> 01:51:45.869
مشروب رومي ، و منويي
بر روي کارتهاي لبه طلايي

01:51:46.630 --> 01:51:50.212
موفقيت بزرگي محسوب ميشد
که خانواده ي وندرليدنز

01:51:50.300 --> 01:51:56.172
بنا به درخواست خانم مي ، در شهر
ماندند تا در مهماني شام خداحافظي

01:51:56.473 --> 01:51:57.967
کنتس النسکا که بايد

01:51:58.100 --> 01:52:01.266
بعد از آن رسوايي يا هر چيز ديگه اي
که بود نيويورک را ترک ميکرد شرکت کنند

01:52:01.353 --> 01:52:07.806
آرچر جماعت به ظاهر بي آزار را که همچون
فتنه گران ساکت دور ميز بودند تماشا ميکرد

01:52:08.778 --> 01:52:12.277
و خودش و الن را در مرکز توطئه ميديد

01:52:14.409 --> 01:52:20.412
ماهها بود که خودش را
در مرکز توجه چشمهاي نظاره گر

01:52:20.498 --> 01:52:22.989
و گوشهاي شنواي صبور مي ديد

01:52:24.961 --> 01:52:27.368
فهميد که بهر حال

01:52:27.464 --> 01:52:32.375
جدايي بين خودش و شريک
گناهش فرا رسيده

01:52:34.012 --> 01:52:38.175
و مي دونست که حالا کل طايفه
بدور همسرش حلقه خواهند زد

01:52:40.394 --> 01:52:44.094
مثل يک زنداني در مرکز يک پايگاه نظامي بود

01:52:47.151 --> 01:52:48.728
رژينا اصلأ حالش خوب نبود

01:52:48.819 --> 01:52:53.231
ولي اين مسئله مانع بوفورت براي ديدن
و وقت گذراني با آني رينگ نمي شد

01:52:53.324 --> 01:52:58.484
بوفورت ميتونست بره و در خانه ي
رژينا در کاليفرنياي شمالي اقامت کنه

01:52:58.746 --> 01:53:00.537
مي تونست اسب پرورش بده

01:53:00.623 --> 01:53:06.495
و کليد آزاديش روز قبل با
با پست به او برگردانده شده بود

01:53:06.838 --> 01:53:08.546
با مهر و موم و باز نشده

01:53:13.511 --> 01:53:15.634
شايد دفتر کارش را راه مي انداخت

01:53:15.722 --> 01:53:19.007
اونوقت آيا آني رينگ بانوي اولش ميشد ؟

01:53:21.478 --> 01:53:24.597
سفرتون از واشنگتن خسته کننده بود ؟

01:53:26.024 --> 01:53:29.108
گرماي داخل قطار وحشتناک بود

01:53:30.321 --> 01:53:32.609
اما هر سفري مشکلات خودشو داره

01:53:32.698 --> 01:53:36.149
هر چي که باشه
ارزششو داره که به سفر بري

01:53:37.703 --> 01:53:40.704
منظورم اينه که بزودي سفرهاي
زيادي سفرهاي زيادي در پيش دارم

01:53:46.004 --> 01:53:48.708
تو چي فيليپ ؟
يه ماجراجوييه کوچيک چطوره ؟

01:53:48.798 --> 01:53:52.297
شايد آتن و اسميرنا
شايدم حتي کانستانتينوپل

01:53:52.385 --> 01:53:53.630
ممکنه

01:53:53.720 --> 01:53:57.848
ولي ناپل نه
دکتر بنکومب ميگه که اونجا تب شايع شده

01:53:59.184 --> 01:54:01.472
واقعأ ؟ تب در ناپل ؟

01:54:03.397 --> 01:54:05.140
تب که هميشه مال هند بود

01:54:05.232 --> 01:54:07.520
سه هفته وقت لازم داري که اونجارو بگردي

01:54:07.609 --> 01:54:08.889
قطعأ

01:54:11.196 --> 01:54:13.568
بوفورت ممکنه ديگه
دعوتنامه ها رو دريافت نکنه

01:54:13.657 --> 01:54:16.611
اما مشخصه که هنوز هم
پست خاصي رو حفظ رو ميکنه

01:54:16.702 --> 01:54:18.362
بر اساس تمام چيزهايي
که شنيدم همتراز شده

01:54:18.454 --> 01:54:22.202
اگه اينجوري ادامه پيدا کنه بچه هامون رو
خواهيم ديد که براي دعوت شدن از طرف

01:54:22.291 --> 01:54:25.292
اين کلاهبردارها درگير مبارزه ميشن و يا
با حرومزاده هاي بوفورت ازدواج ميکنند

01:54:25.378 --> 01:54:27.002
چيزي بدست آورده ؟

01:54:27.088 --> 01:54:29.923
دقت کنيد آقايان ، اغراق نکنيد

01:54:30.466 --> 01:54:34.380
به هر حال جامعه هميشه حضور
خانمهاي مبتذل رو هم تحمل کرده

01:54:34.679 --> 01:54:36.221
تا حدي

01:54:36.389 --> 01:54:39.473
ولي جامعه مرداني از همان
تيپ رو تحمل مي کنه

01:54:39.559 --> 01:54:43.225
دقت کرده ايد که مردمي که
بدترين آشپزها رو دارند

01:54:43.313 --> 01:54:47.773
همونهايي هستند که به خاطر
خوردن غذاي بد بيرون فرياد ميکشند

01:54:48.193 --> 01:54:52.273
تصور ميکردم لفرتز ماهرتر از اين باشه

01:54:52.364 --> 01:54:58.283
اما مادام که کسي قدرت تشخيص داره
نيازمند مرحمت نيست

01:54:58.495 --> 01:55:01.780
احسنت

01:55:06.671 --> 01:55:12.045
هرگز نشنيده بودم که لفرتز اينقدر اسير
احساسات باشه که مردسالاري مسيحي رو زينت بده

01:55:12.218 --> 01:55:16.085
خشم وامدار بلاغت بي رحمانه ايست
که به اندازه ي ترس موثره

01:55:16.180 --> 01:55:18.635
فشارها در خانه بايد دردناک باشه

01:55:19.309 --> 01:55:22.060
هيچگاه انتظار شنيدن سرود
پيروزي تقدس رو نداشتم

01:55:22.145 --> 01:55:24.814
مادر در مورد مجسمه ي ونوس دميلو کوتاه اومد

01:55:24.898 --> 01:55:26.807
و ميخواست براي مدتي اونو به ما بده

01:55:26.900 --> 01:55:31.692
نظام سکوت که به اين دنياي
کوچک انسجام بخشيده بود

01:55:31.863 --> 01:55:34.151
تصميم گرفت که خودش را
در معرض قضاوت قرار دهد

01:55:35.450 --> 01:55:40.195
هيچگاه برازندگي رفتار خانم النسکا
مورد سوُال قرار نگرفته بود

01:55:40.998 --> 01:55:44.616
هيچوقت از وفاداري و درستي
آرچر سوُالي نشده بود

01:55:46.003 --> 01:55:50.499
شنيده نشده بود که سوء ظني نسبت
به اين خصوصيات و يا چيزي خلاف

01:55:50.633 --> 01:55:53.206
آنها وجود داشته باشه

01:55:55.680 --> 01:55:58.634
از اجراي بي وقفه ي اين تشريفات

01:55:58.725 --> 01:56:03.517
آرچر متوجه شد که نيويورک اعتقاد
پيدا کرده که او عاشق مادام النسکاست

01:56:03.605 --> 01:56:05.846
درباره ي مهماني رقص مارتا واشنگتن صحبت شد

01:56:05.940 --> 01:56:09.474
بله مهماني رو در خلال هفته ي عيد پاک
به نفع افراد نابينا برگزار مي کنيم

01:56:12.364 --> 01:56:18.117
براي اولين بار متوجه شد که
همسرش عقيده شو مطرح مي کنه

01:56:27.630 --> 01:56:29.918
هر وقت تونستي بايد به ديدنم بياي -
باشه -

01:56:30.007 --> 01:56:33.755
هر وقت مستقر شدم برات نامه
مي نويسم که بدوني کجا هستم

01:56:33.844 --> 01:56:35.670
اوه بله اينجوري دلپذيره

01:56:35.763 --> 01:56:37.839
مي تونم تا کالسکه همراهيت کنم ؟

01:56:38.850 --> 01:56:40.889
ما الن رو تا خونه مي رسونيم

01:56:42.729 --> 01:56:44.057
خداحافظ

01:56:46.190 --> 01:56:48.515
خداحافظ
بزودي در پاريس مي بينمت

01:56:48.651 --> 01:56:51.224
چه خوب ميشد اگه تو و مِي ميومدين

01:56:52.864 --> 01:56:56.233
ميشه بريم سوار کالسکه شيم عزيزم ؟

01:57:07.629 --> 01:57:10.713
بعد از ظهر لذت بخشي بود نيولاند -
شب بخير نيولاند -

01:57:10.799 --> 01:57:13.420
شب بخير سيلرتون
شب بخير لري

01:57:37.994 --> 01:57:41.030
خيلي خوب برگزار شد ، اينطور نيست ؟ -
اوه بله -

01:57:44.042 --> 01:57:47.327
ميشه بيام و باهات حرف بزنم ؟ -
البته -

01:57:48.005 --> 01:57:51.623
حتمأ خيلي خوابت مياد ؟ -
نه ، ميخوام يه کمي در کنارت باشم -

01:57:51.717 --> 01:57:52.997
عاليه

01:58:11.946 --> 01:58:14.947
مِي ، اگه حوصلشو داري

01:58:15.491 --> 01:58:18.824
چيزي هست که ميخواستم
با تو در موردش صحبت کنم

01:58:18.995 --> 01:58:22.079
سعي کردم اونروز
بعد از ظهر بهت بگم

01:58:23.041 --> 01:58:26.659
بله عزيزم ، چيزي در مورد خودت -
در مورد خودم ، بله -

01:58:27.963 --> 01:58:30.917
بيانش با کلمات برام سخته

01:58:31.925 --> 01:58:36.879
اونم فقط به اين خاطره که در
حال حاضر خيلي احساس خستگي مي کنم

01:58:38.223 --> 01:58:43.098
و فکر مي کنم که روز بروز
بيشتر دارم خسته ميشم

01:58:44.480 --> 01:58:48.691
فکر مي کنم به صلاحه هردومونه
که من کمي استراحت کنم

01:58:50.278 --> 01:58:52.270
منظورت اينه که از کارت دست بکشي ؟

01:58:55.992 --> 01:59:01.496
خب ، قطعأ اون هم قسمتي از
تصميمم خواهد بود و همينطور اينکه

01:59:02.373 --> 01:59:04.698
دلم ميخواد مسافرت کنم

01:59:09.089 --> 01:59:10.749
به اروپا ؟

01:59:12.384 --> 01:59:13.961
شايد يه جاي دورتر

01:59:16.596 --> 01:59:18.256
چقدر دور ؟

01:59:18.807 --> 01:59:23.385
نميدونم ، فکر کنم هند يا ژاپن

01:59:27.650 --> 01:59:29.227
اونقدر دور ؟

01:59:40.371 --> 01:59:43.122
خب ، مي ترسم نتوني عزيزم

01:59:44.500 --> 01:59:47.251
مگه اينکه منو با خودت ببري

01:59:50.715 --> 01:59:54.962
البته در صورتي که دکتر اجازه بده
مي ترسم که اجازه نده

02:00:00.851 --> 02:00:05.311
از امروز صبح از چيزي مطمئن شدم
و مشتاق بودم که بهت بگم

02:00:20.830 --> 02:00:22.240
اوه ، عزيزم

02:00:22.415 --> 02:00:23.992
نميتوني حدس بزني ؟

02:00:25.585 --> 02:00:26.783
نه

02:00:27.253 --> 02:00:29.541
منظورم اينه ، البته اميدوارم ، ولي

02:00:39.850 --> 02:00:42.388
به کسي هم گفتي ؟

02:00:43.979 --> 02:00:46.267
فقط به ماما و مادرت

02:00:47.149 --> 02:00:48.559
و الن

02:00:52.071 --> 02:00:57.527
بهت گفتم که يه روز بعد از ظهر کلي با
هم حرف زديم و چقدر الن شگفت انگيز بود

02:01:05.459 --> 02:01:08.080
از اينکه بهش گفتم ناراحت شدي نيولاند ؟

02:01:09.380 --> 02:01:11.088
ناراحت ؟
چرا بايد ناراحت بشم ؟

02:01:12.216 --> 02:01:14.541
اون دو هفته پيش بود ، نبود ؟

02:01:16.513 --> 02:01:19.632
مثل اينکه گفتي تا
امروز مطمئن نبودي

02:01:21.768 --> 02:01:27.224
نه. خب مطمئن نبودم
ولي به الن گفتم که هستم

02:01:30.944 --> 02:01:34.147
و مي بيني که ، حق با من بود

02:01:53.134 --> 02:01:55.173
اين اتاقي بود که در اون بيشتر
اتفاقات واقعي زنگيش رخ داد

02:02:10.110 --> 02:02:15.151
پسر بزرگشون تئودر ، که براي بردن
به کليسا در وسط زمستان ضعيف بود

02:02:15.782 --> 02:02:17.691
در اونجا غسل تعميد داده شود

02:02:17.784 --> 02:02:21.484
غسل تعميد ميدهم بنام پدر

02:02:22.331 --> 02:02:23.991
پسر

02:02:24.291 --> 02:02:26.414
و روح القدس

02:02:36.471 --> 02:02:39.341
در اين اتاق بود که تد
اولين قدمهايش را تجربه کرد

02:02:40.725 --> 02:02:42.966
و اينجا بود که آرچر و همسرش

02:02:43.061 --> 02:02:46.845
درباره ي آينده ي
فرزندانشان صحبت مي کردند

02:02:47.315 --> 02:02:52.985
بيل به باستان شناسي علاقه منده
مري شيفته ي ورزش و نيکوکاريه

02:02:54.030 --> 02:02:58.857
تمايل تد به هنر اونو
به همکاري با يک معمار هدايت کرد

02:02:59.161 --> 02:03:02.245
که منجر به
يکسري نوآرايي شد

02:03:04.500 --> 02:03:07.916
در اين اتاق بود که
مري نامزديش رو اعلام کرد

02:03:08.337 --> 02:03:10.163
براتون خيلي خوشحالم

02:03:10.256 --> 02:03:14.253
با کسل کننده ترين و قابل
اعتمادترين پسران لري لفرتز

02:03:22.268 --> 02:03:25.637
و در اين اتاق بود که
پدر دخترش را از ميان

02:03:25.730 --> 02:03:29.858
تور عروسي قبل از حرکت
به طرف کليساي گريس بوسيد

02:03:38.660 --> 02:03:42.444
او پدري مسئول و دوست داشتني
و نيز همسري وفادار بود

02:03:44.082 --> 02:03:48.909
هنگامي که مِي از ذات الريه ي عفوني جان باخت
پس از مراقبت از بيل که جان سالم بدر برد

02:03:49.004 --> 02:03:51.376
او صادقانه به عزايش نشست

02:03:51.590 --> 02:03:57.675
دنياي جوانيش تکه تکه شده و
ناخودآگاه در حال بازسازي آن بود

02:03:58.723 --> 02:04:01.640
اين ناداني دشوار و آشکار

02:04:01.976 --> 02:04:04.977
ناتوانيش در تشخيص تغييرات

02:04:05.104 --> 02:04:10.560
باعث شد که بچه هاش درست مثل
آرچر از اظهار نظر خودداري کنند

02:04:11.194 --> 02:04:14.148
با اين ديد که دنيا
مکان زيباييست از دنيا رفت

02:04:14.739 --> 02:04:18.653
مملو از عشق و هماهنگي
درست مثل زندگي خودش

02:04:19.911 --> 02:04:22.781
نيولاند آرچر ، در هفتاد و پنج سالگي اش

02:04:23.248 --> 02:04:26.332
گذشته اش را به خاک سپرد
و به آن افتخار کرد

02:04:30.130 --> 02:04:32.169
بله ، سلام ؟

02:04:32.424 --> 02:04:34.048
از شيکاگو ست

02:04:34.176 --> 02:04:35.255
سلام ؟

02:04:35.344 --> 02:04:36.921
پدر ؟
تو هستي تد ؟

02:04:37.012 --> 02:04:40.178
کارم اينجا تموم شده ولي مشتري
از من خواسته که قبل از شروع طراحي

02:04:40.266 --> 02:04:42.424
از چند تا باغ ديدن کنم

02:04:42.518 --> 02:04:44.475
عاليه ، کجا ؟ -
اروپا -

02:04:44.562 --> 02:04:48.180
فوق العاده س -
من چهارشنبه ي آينده به موريتاني خواهم رفت -

02:04:48.274 --> 02:04:51.358
چي ؟ پس عروسيت چي ميشه ؟ -
فکر کنم آني منتظرم ميمونه -

02:04:51.444 --> 02:04:54.610
روز اول ماه بر مي گردم
تا پنجم عروسي نخواهيم داشت

02:04:54.697 --> 02:04:58.529
تعجب مي کنم که تاريخش يادت مونده -
پدر ، دلم ميخواد شما هم بياين -

02:04:58.618 --> 02:04:59.898
چي ؟

02:04:59.994 --> 02:05:02.401
واسه اينکه چيزهاي مهم رو
يادآوري کنيد به شما نياز دارم

02:05:02.497 --> 02:05:05.367
چي داري ميگي ؟
اين آخرين سفر پدر و پسر خواهد بود

02:05:05.458 --> 02:05:10.084
تد، از دعوتت قدرداني ميکنم -
عالي، ميتوني فردا با دفتر کونارد تماس بگيري ؟ -

02:05:10.172 --> 02:05:15.297
يه هفته طول ميکشه تا اونو کنسل کنم -
نميشنوم ، پدر ، آتلانتيک داره صدامون ميکنه -

02:05:15.594 --> 02:05:18.429
روز دوشنبه نيويورک هستم
اونموقع باهات تماس مي گيرم

02:05:18.514 --> 02:05:20.222
در نيويورک ؟ -
دوشنبه -

02:05:20.307 --> 02:05:22.548
ببينم چيکار ميتونم بکنم -
بليط هارو پس بده -

02:05:22.643 --> 02:05:25.098
هيچ قولي نميدم
تا ببينم چي ميشه

02:05:26.522 --> 02:05:27.767
بسيار خوب ، خداحافظ

02:05:46.000 --> 02:05:49.001
من دارم با ترنر ميرم ورساي
شما هم مي آييد ؟

02:05:49.087 --> 02:05:51.126
مايلم به لوور برم

02:05:51.298 --> 02:05:53.456
پس من اونجا مي بينمت

02:05:53.550 --> 02:05:56.800
کنتس النسکا ساعت 5:30 منتظرمونه

02:05:56.887 --> 02:06:00.220
چي ؟ -
بهت نگفته بودم ؟ -

02:06:00.933 --> 02:06:03.969
آني از من قول گرفته
که سه تا کارو در پاريس انجام بدم

02:06:04.144 --> 02:06:06.717
آخرين آهنگهاي ديباسي رو براش بگيرم

02:06:06.814 --> 02:06:10.064
به ژينول گراند برم و با
مادام النسکا ملاقات کنم

02:06:10.192 --> 02:06:14.106
وقتي آقاي بوفورت آني رو به سوربن
فرستاده کنتس خيلي بهش محبت کرده

02:06:14.196 --> 02:06:17.232
کنتس با زن اول بوفورت دوست نبوده ؟

02:06:17.325 --> 02:06:19.946
خانم بوفورت گفت که دوست بوده

02:06:20.036 --> 02:06:23.120
بهر حال ، اولين کارم
امروز تماس با کنتس بود

02:06:23.206 --> 02:06:25.329
خودم رو بعنوان فردي از فاميل معرفي کردم

02:06:25.416 --> 02:06:28.370
..و ازش خواهش کردم که -
بهش گفتي که من اينجا هستم ؟ -

02:06:28.461 --> 02:06:31.082
البته ، چرا که نه ؟

02:06:31.214 --> 02:06:33.918
دوست داشتني بنظر مياد ، اينطور نيست ؟

02:06:37.929 --> 02:06:39.471
دوست داشتني ؟

02:06:42.142 --> 02:06:45.096
نمي دونم. آدم متفاوتي بود

02:06:58.326 --> 02:07:00.781
هر وقت به الن النسکا فکر ميکرد

02:07:01.787 --> 02:07:04.657
جلوه اي انتزاعي داشت همراه با آرامش

02:07:04.832 --> 02:07:08.664
مثل عشقي خيالي در يک کتاب يا در يک عکس

02:07:12.966 --> 02:07:16.500
تصوير کاملي از هر آنچه
که او از دست داده بود

02:07:21.600 --> 02:07:23.260
من فقط 57 سال دارم

02:07:29.358 --> 02:07:32.857
آيا آقاي بوفورت وقتي دوباره
ازدواج کرد دوران سختي را گذراند ؟

02:07:32.945 --> 02:07:35.021
هيچکس بهش رحم نکرد

02:07:35.114 --> 02:07:38.068
شايد چون هميشه بيش
از اندازه بدست آورده بود

02:07:39.243 --> 02:07:42.446
خاطره ها و محبت ها از ياد نميره

02:07:43.289 --> 02:07:46.325
خب ، او و آني رينگ
صاحب دختر زيبايي شدند

02:07:46.709 --> 02:07:48.452
تو خيلي خوش شانسي

02:07:48.669 --> 02:07:50.708
منظورت اينه که خوش شانسيم ؟

02:07:51.464 --> 02:07:53.337
بله ، البته ، منظورم همينه

02:07:53.549 --> 02:07:57.463
با توجه به همه ي آنچه که
گذشته و زمانهايي که سپري شده

02:07:57.554 --> 02:07:59.511
نمي دونم چطور مقاومت ميکني ؟

02:07:59.681 --> 02:08:04.177
ابتدا در مقابل ازدواجت مقاومت
ميکردم ، همانطوري که بهت گفته ام

02:08:04.269 --> 02:08:07.720
مقاومت ميکردم چون ميديدم که تو
چگونه بخاطر اين زن از همه چي گذشتي

02:08:08.648 --> 02:08:10.308
تنها تو نبودي

02:08:11.234 --> 02:08:12.562
فقط من نبودم ؟

02:08:13.000 --> 02:08:15.975
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

02:08:16.073 --> 02:08:19.276
مادر ميگفت که ميدونه همه در امان خواهيم بود -
مادرت ؟ -

02:08:20.035 --> 02:08:23.949
آره روز قبل از مرگش
از من خواست که برم پيشش ، يادته ؟

02:08:25.458 --> 02:08:27.699
بهم گفت که ميدونه که ما در کنار
شما در امان هستيم و هميشه خواهيم بود

02:08:29.962 --> 02:08:33.212
چون يک بار ، وقتي ازتون خواهش کرده

02:08:34.300 --> 02:08:37.004
از يکي از خواسته هاي مهمتون
دست بکشيد اينکارو کرديد

02:08:49.816 --> 02:08:51.607
هيچگاه خواهش نکرد

02:08:54.655 --> 02:08:56.446
هرگز از من خواهش نکرد

02:09:03.998 --> 02:09:08.624
بعد از مدتي ، از
خطاي تد افسوس نخورد

02:09:09.378 --> 02:09:12.544
بنظر ميومد که قلبأ احساس کرده که

02:09:12.798 --> 02:09:16.795
عليرغم همه ي چيزها کسي در
فکرش بوده و براش دلسوزي کرده

02:09:18.012 --> 02:09:22.721
و اون مي بايست همسرش بوده باشه
که بطور وصف ناپذيري اونو به شوق آورده

02:09:41.453 --> 02:09:43.741
دربان ميگه که اون در طبقه ي سومه

02:09:46.333 --> 02:09:48.871
بايد هموني باشه که پنجره هاش سايبان داره

02:09:51.672 --> 02:09:53.581
نزديک ساعت ششه

02:09:55.760 --> 02:09:58.251
فکر کنم بهتره چند لحظه بشينم

02:10:01.474 --> 02:10:03.632
منظورت اينه که نمياي ؟

02:10:06.312 --> 02:10:08.600
واقعأ نميخواي بياي ؟ -
نمي دونم -

02:10:11.317 --> 02:10:13.060
درک نمي کنه

02:10:14.487 --> 02:10:16.396
تو برو تد ، شايد پشت سرت بيام

02:10:20.619 --> 02:10:22.279
بهش چي بگم ؟

02:10:23.455 --> 02:10:26.076
تو هيچوقت چيزي براي گفتن نداري ؟

02:10:28.794 --> 02:10:31.119
بهش ميگم که افکارتون قديميه

02:10:31.213 --> 02:10:35.341
و اصرار دارين که بجاي بالا رفتن با
آسانسور سه طبقه رو از پله ها بالا برين

02:10:43.392 --> 02:10:45.550
فقط بگو قديمي فکر ميکنه

02:10:46.729 --> 02:10:49.599
همين کافيه ، برو

02:10:51.276 --> 02:11:52.936
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>