﻿WEBVTT

00:00:00.803 --> 00:01:00.012
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:23.803 --> 00:01:28.012
.زماني آسمان ها در نيمه شب پر از ستاره بود

00:01:31.769 --> 00:01:36.058
اما امروز روشنايي هاي مصنوعي ما
.باعث ايجاد تاريکي شده

00:01:36.065 --> 00:01:38.852
.و هر روز گسترده تر ميشود

00:01:42.697 --> 00:01:48.067
حال ، فقط مقدار کمي از مکان هاي تاريک
...آفريقا جايي براي سکونت

00:01:48.077 --> 00:01:52.787
.يکي از کمياب ترين حيوانات است

00:02:00.715 --> 00:02:07.132
پنجاه سال پيش  حدود چهارصد و پنجاه هزار
.شير در اين جا زندگي ميکردند

00:02:07.138 --> 00:02:11.381
.اما امروز فقط بيست هزار راس وجود دارد

00:02:14.478 --> 00:02:17.936
اما باز هم
...در اين مکان هاي دور افتاده

00:02:17.940 --> 00:02:22.434
بعضي از اتفاقات دراماتيک زمين
.به وقوع ميپيوندد

00:02:25.615 --> 00:02:28.607
بعضي وقت ها ناگوار
.و بعضي وقت ها خشونت بار

00:02:28.618 --> 00:02:32.861
.اما هميشه واقعي هستند

00:02:36.167 --> 00:02:38.158
...اين داستان

00:02:38.169 --> 00:02:42.913
.آخرين شير هاي وحشي زمين است

00:03:04.320 --> 00:03:07.483
اينجا در اين گوشه تاريک

00:03:07.490 --> 00:03:09.981
.داستان ما آغاز ميشود

00:03:09.992 --> 00:03:15.328
داستان حماسي که با پنجه و دندان
جان گرفته

00:03:21.337 --> 00:03:24.625
يک شير ماده در وضعيت عالي

00:03:42.733 --> 00:03:46.692
براي يک شير ماده غير عادي است که
بي افتخار باشد

00:03:46.696 --> 00:03:49.358
اما او تنها نيست

00:03:49.365 --> 00:03:51.856
بلکه همراهي در کنار او هست

00:03:51.867 --> 00:03:54.279
همدم و محافظ او

00:03:54.286 --> 00:03:56.902
.و پدر توله هايش

00:03:56.914 --> 00:03:59.701
آغاز يک افتخار جديد

00:03:59.709 --> 00:04:04.999
.براي اين مکان ناشناخته در دل بوتسوانا

00:04:24.400 --> 00:04:27.767
.امشب غلفزار ها جاي راختي نيستند

00:04:56.766 --> 00:04:59.098
صداهايي از دور به گوش ميرسد

00:04:59.101 --> 00:05:01.934
.صداهايي که در حال نزديک شدن است

00:05:01.937 --> 00:05:03.928
.اين صداها شير هارو آماده ميکنه

00:05:03.939 --> 00:05:07.727
!مهاجمين
.اونا يه دفعه ظاهر شدن

00:05:13.073 --> 00:05:15.314
شيرهاي سمت شمال

00:05:15.326 --> 00:05:19.285
به اجبار وحش گري هاي انسان ها
.به اين سمت اومدن

00:05:23.667 --> 00:05:27.626
اونا آماده ان تا ريسک کنن
.فقط براي اينکه ملک رو صاحب بشن

00:05:27.630 --> 00:05:31.623
.شير نر چاره اي جز جنگيدن نداره

00:05:36.388 --> 00:05:40.757
.اين جنگ ميتونه همه چيز رو عوض کنه

00:06:12.049 --> 00:06:15.917
اين مهاجمين يه قصد مشخصي دارن

00:06:15.928 --> 00:06:18.886
.و اون اينه که ببرن و بمونن

00:07:20.826 --> 00:07:24.068
وقتي شير ماده از مخفي بودن بيرون مياد

00:07:24.079 --> 00:07:27.287
شونش ديگه بهتر شده

00:07:27.291 --> 00:07:29.907
اون آمادست که برگرده سر زندگيش

00:07:31.086 --> 00:07:34.704
.شروع ميکنه به گشتن دنبال جفتش

00:07:40.596 --> 00:07:43.258
.هر صدايي که مياد باعث ايستادن اون ميشه

00:07:45.225 --> 00:07:49.264
.هر نفس باد يه بوي ناآشنا با خودش مياره

00:08:13.837 --> 00:08:16.123
.بالاخره شير ماده جفتش رو يپدا ميکنه

00:08:16.131 --> 00:08:19.464
شير ماده حالا يه فراري شده
.اونم توي سرزمين خودش

00:09:02.344 --> 00:09:05.302
تا الان جفتش وقت داشته که حالش بهتر بشه

00:09:11.186 --> 00:09:13.893
اون بايد جواب فرياد هاي شير ماده رو بده

00:09:46.764 --> 00:09:49.847
اما زخماي اون خيلي عميقن

00:09:51.018 --> 00:09:52.974
روح شير ازش بيرون رفته

00:09:54.646 --> 00:10:00.141
.حالا اون شده يه شير پير ، زخم خورده و فرسوده

00:10:13.582 --> 00:10:16.039
.ديگه سلطنت اون به پايان رسيده

00:10:16.043 --> 00:10:17.908
.حالا حکم رانان جديدي رسيدن

00:10:22.382 --> 00:10:24.168
براي اينکه شير ماده بتونه زنده بمونه

00:10:24.176 --> 00:10:27.760
.بايد مطيع حکم رانان جديد بشه

00:10:27.763 --> 00:10:31.096
اما تازماني که فرمانروايان جديد اون رو بپذيرند

00:10:31.100 --> 00:10:33.261
.شير ماده هنوز يه فرصت داره

00:10:36.897 --> 00:10:40.389
...بادي که مياد يه حس تازه رو مياره

00:10:42.027 --> 00:10:44.609
!شکار شروع شده

00:10:59.920 --> 00:11:02.411
شير ماده تصميم ميگيره تا فرار کنه

00:11:02.422 --> 00:11:04.538
.سريع فرار ميکنه

00:11:09.054 --> 00:11:11.386
...شير ماده يه راز از

00:11:11.390 --> 00:11:15.349
زندگي قديمي که مونده براش داره

00:11:15.352 --> 00:11:17.843
يه راز که بايد ازش محافظت بشه

00:11:24.236 --> 00:11:27.194
...اما الان زندگيش اينه

00:11:27.197 --> 00:11:30.155
.اون بايد از جون بچه ها محافظت کنه

00:11:37.457 --> 00:11:41.746
اما با شير هايي که دنبالشن
.رد گم کردن کار غير ممکن ـه

00:11:47.676 --> 00:11:50.292
چند شير ماده

00:11:50.304 --> 00:11:52.511
.راه فرار اون رو به سمت غرب ميبندن

00:12:12.201 --> 00:12:14.863
.رهبر مهاجمين اون شب رو يادش مياد

00:12:14.870 --> 00:12:17.828
به همون وضوحي که شير ماده يادش مياد

00:12:21.877 --> 00:12:24.493
.اون شبي که شير ماده خرد و خمير شد

00:12:24.504 --> 00:12:26.836
و تا حد مرگ خونريزي کرد

00:12:28.884 --> 00:12:31.546
اما در عوض اون هم

00:12:31.553 --> 00:12:33.965
.يکي از مهاجمين رو کور کرد

00:12:45.901 --> 00:12:49.064
....اين زخميه که رهبر مهاجمين

00:12:49.071 --> 00:12:50.732
.هيچقوقت فراموش نميکنه

00:12:55.535 --> 00:12:58.072
.مهاجمين ميتونن رد پاي شير ماده رو بو کنن

00:13:16.890 --> 00:13:20.303
طوفان علفزار رو به آتيش ميکشه
و شير ماده هم گير مي افته

00:13:23.772 --> 00:13:26.184
.حالا اون بايد تصميم بگيره

00:13:26.191 --> 00:13:29.149
،يا بره به شمال جايي که انسان ها هستند

00:13:29.152 --> 00:13:31.564
.يا بره به جنوب به سمت آتش

00:13:31.571 --> 00:13:35.985
...که ميرسه به جايي که خطر در کمينه

00:13:35.993 --> 00:13:37.904
!رودخانه

00:13:41.790 --> 00:13:45.829
در اين قسمت آفريقا يک مادر براي اولين زايمانش

00:13:45.836 --> 00:13:49.499
.به عنوان محاظ فرزندش تلقي ميشه

00:14:00.350 --> 00:14:04.434
.اين توله شير هميشه کوچکتر از دو تاي ديگه بوده

00:14:04.438 --> 00:14:09.057
آرومتر ، آماده گم شدن

00:14:42.642 --> 00:14:46.430
،امروز ما دي تاو
،مادر شير ها

00:14:46.438 --> 00:14:49.521
لقب خودش رو به عنوان محافظ
.کودکش به دست مياره

00:15:03.538 --> 00:15:04.994
،به عنوان بچه کوچيکنر

00:15:04.998 --> 00:15:09.116
بايد به مورد خشونت قرار گفتن عادت کنه

00:15:09.127 --> 00:15:13.370
.هم ميتونه براش خوب باشه هم بد

00:15:22.015 --> 00:15:26.258
ما دي تاو ميدونه که مهجمين دنبالش ميان

00:15:26.269 --> 00:15:29.261
اما چيزي که جلوش قرار داره وحشتناکه

00:15:29.272 --> 00:15:33.106
شير ها از آب هاي عميق نفرت دارن

00:15:33.110 --> 00:15:36.944
داخل اون آب ها چيزهايي هست که
.براي شير ها غير عاديه

00:15:41.410 --> 00:15:44.368
.اما راه بازگشتي هم وجود نداره

00:15:51.169 --> 00:15:55.959
،اگه بمونه تا بجنگه مهاجمين نر
.توله هاش رو ميکشن

00:15:55.966 --> 00:15:58.173
اين غريضه اون هاست که منطقه
...فرمانروايي خودشون رو

00:15:58.176 --> 00:16:00.542
.از هر نوع شير پيري پاک کنن

00:16:02.764 --> 00:16:05.426
.شير ماده بايد همين حالا تصميم بگيره

00:16:16.987 --> 00:16:20.104
.توله نر اين دفعه تامل نميکنه

00:16:20.115 --> 00:16:22.322
.اون ميدونه که بايد نزديک مادرش باشه

00:16:25.996 --> 00:16:29.454
.اما خواهر اون محتاطانه تر راه مياد

00:16:31.293 --> 00:16:36.287
،اما توله سوم غقب وايميسه
.اون ترسيده

00:17:50.539 --> 00:17:53.702
...وقتي که توله سوم جرات پيدا ميکنه که راه بيفته

00:17:53.708 --> 00:17:57.417
به يه هدف آسون تبديل شده

00:17:57.420 --> 00:18:01.379
.چه در زمين و چه در آب

00:18:36.167 --> 00:18:40.160
.مهاجمين نر برميگردن به قلمروي تازه خودشون

00:18:40.171 --> 00:18:45.040
و حالا راضي شدن از اينکه شير ماده و
.توله هاش براي هميشه بيرون شدن

00:18:52.934 --> 00:18:56.597
سکوت تبديل به محکوميت شده

00:18:56.605 --> 00:18:58.721
ما دي تاو ، محافظ

00:18:58.732 --> 00:19:01.269
.براي اولين بار به عنوان يه مادر شکست خورده

00:19:03.653 --> 00:19:08.113
وقتي برميگرده ، روش رو به
.خاطرات گذشتش برميگردونه

00:19:08.116 --> 00:19:12.234
.در قلمرويي که که ازش دور شد

00:19:12.245 --> 00:19:15.954
.حالا اون با هر قدم به يه آينده نامعلوم نزديک ميشه

00:19:15.957 --> 00:19:20.917
،با دو توله بازماندش
.يک ماده و يک نر

00:19:26.801 --> 00:19:30.510
جنگ براي به دست آوردن قلمرو به پايان رسيده

00:19:33.808 --> 00:19:35.969
ما دي تاو و توله هاش فرار کردن

00:19:35.977 --> 00:19:39.435
.به يک جزيره بيابوني در باتلاق

00:19:39.439 --> 00:19:43.853
تنها شير هاي اين منطقه
.محافظت شده دوبا نام دارن

00:19:43.860 --> 00:19:46.272
در وسط دلتاي اکاوانگا

00:19:51.451 --> 00:19:54.659
اينجا سرزمينيه که توسط
.طوفان هاي فصلي احاطه شده

00:19:54.663 --> 00:19:57.496
و زودخانه هايي که از بينش عبور ميکنند

00:19:57.499 --> 00:20:02.038
،اگر اين يک پناهگاه براي اوناست
.پس يه پناهگاه خيس ـه

00:20:11.680 --> 00:20:14.513
چند هفته گذشته

00:20:14.516 --> 00:20:16.347
.غذا کمياب شده

00:20:16.351 --> 00:20:19.889
.اما هنوز نشاني از ديگر شير ها نيست

00:20:19.896 --> 00:20:22.638
و اين شير ها بالاخره احساس امنيت کردند

00:20:24.693 --> 00:20:27.685
توله کوچيک تر اعتماد به نفس بيشتري پيدا کرده

00:20:27.696 --> 00:20:30.779
.بعد از اينکه يکي از توله ها کم شدن

00:20:32.742 --> 00:20:35.529
در قلبش اون يه شکارچيه

00:20:35.537 --> 00:20:38.574
هميشه آمادست تا تمامي کارهاي
.ممکن بي پايان رو کشف کنه

00:20:38.581 --> 00:20:42.165
کارهايي که براي يه توله با روحي
.خستگي ناپذير منتظر هستن

00:21:13.700 --> 00:21:18.114
...براي توله نر اين تماس نزديکي بود

00:21:18.121 --> 00:21:21.579
.شايد فکر کرده که شکار اولش رو خراب کرده

00:21:21.583 --> 00:21:25.747
اما اون قلب شکارچي کوچک امروز يه
.تپش کوچکي داشت

00:21:28.506 --> 00:21:30.872
اون فرار بزدلانه فيل

00:21:30.884 --> 00:21:33.466
اين رو نشون ميده که هنوز هم
.براي شکار سانس هست

00:21:33.470 --> 00:21:35.677
.شايد وقتي که بزرگ تر شده

00:21:38.933 --> 00:21:44.018
تا امروز ماده شير فقط وقت داشته که
.روي فرار و زنده موندن تمرکز کنه

00:21:44.022 --> 00:21:46.980
اما الان بايد يه راهي پيدا کنه که

00:21:46.983 --> 00:21:49.725
.توله هاش رو از اولين سال زندگيشون رد کنه

00:21:49.736 --> 00:21:53.103
تا وقتي که بتونن از خودشون مراقب کنن

00:21:53.114 --> 00:21:55.070
و به عنوان يه مادر تنها

00:21:55.074 --> 00:21:59.408
اين عمل ذره ذره ي انرژي
.و هوش اون رو طلب ميکنه

00:22:09.422 --> 00:22:12.459
آتش و هجوم انسان ها به سمت شمال

00:22:12.467 --> 00:22:15.755
بقيه حيوانات رو به سمت

00:22:15.762 --> 00:22:17.753
.جزيره پناه داده

00:22:19.516 --> 00:22:22.098
.دوبا در حال تغييره

00:22:26.981 --> 00:22:30.439
.اين ها از پرخاشگرترين حيوانات آفريقا هستند

00:22:30.443 --> 00:22:33.105
شاخ هاي تيز اون ها و استخوان هاي
بدن خرد کن اونها

00:22:33.112 --> 00:22:35.194
سلاح هاي خوبي هستن

00:22:35.198 --> 00:22:38.156
و البته تعداد بيشمار اونها بهشون خيالي راحت ميده

00:22:44.707 --> 00:22:48.996
رئيس گله يکي از ترسناک ترين اونهاست

00:22:49.003 --> 00:22:53.292
!يک گاو با صورتي زخمي و وزني معادل يک تن

00:22:58.513 --> 00:23:01.971
.در چند هفته گذشته اين جزيره ماده شير بوده

00:23:04.060 --> 00:23:12.525
...اما رسيدن بوفالو ها در حد ممکن اميد رو مياره

00:23:12.527 --> 00:23:14.483
.و همچنين ترس

00:23:16.656 --> 00:23:19.693
.اين ها دشمنان جديد ماده شير  هستند

00:23:27.375 --> 00:23:30.788
بوفالو ها سر سخت هستند

00:23:30.795 --> 00:23:33.502
اونا از شير ها خوششون نمياد

00:23:33.506 --> 00:23:35.792
و در حمله کردن تامل نميکنن

00:24:37.278 --> 00:24:38.688
،براي توله ها

00:24:38.696 --> 00:24:42.109
زندگي پر از تعقيب و گريز هاي تنگاتنگ بوده

00:24:42.116 --> 00:24:45.358
يک خط دراز از دشنان اون بيرون وايسادن تا توله هارو شکار کنن

00:24:45.370 --> 00:24:48.828
راهي عجيب براي شروع زندگي به عنوان يک شاه

00:25:02.637 --> 00:25:04.798
با رسيدن حيوانات بيشتر

00:25:04.806 --> 00:25:06.888
به جزيره ماده شير

00:25:06.891 --> 00:25:10.975
.ما دي تاو و توله هاش دوباره مجبور به فرار شدن

00:25:12.647 --> 00:25:15.059
حالا رئيس گله بوفالو ها

00:25:15.066 --> 00:25:17.352
.خبر دار شده که اين جزيره شير داره

00:25:17.360 --> 00:25:21.069
و از حالا به بعد
.اون هميشه گوش به زنگه

00:25:23.074 --> 00:25:25.907
.اين ممکنه يه کشمکش روزانه بشه

00:25:25.910 --> 00:25:29.949
اين چيزي اجتناب ناپذيره تو اين فضاي محدود

00:25:51.519 --> 00:25:54.181
.اگه ماده شير قرار نيست مورد ترحم قرار بگيره

00:25:54.188 --> 00:25:58.477
.بايد حضورشون رو قبول کنه

00:26:09.537 --> 00:26:12.745
اون بايد نقاط ضعف اونهارو پيدا کنه

00:26:12.749 --> 00:26:14.535
و بايد به چيزي فراتر از

00:26:14.542 --> 00:26:17.705
ديواري که با سلاح هاي قوي ساختن فکر کنه

00:26:32.143 --> 00:26:38.855
در همين حال اون بايد تو پيدا کردن
.ضعف بدني اونا حرفه اي بشه

00:26:38.858 --> 00:26:41.065
...شکاف هاي کوچيک تو اون بدن ها زرهي

00:26:41.069 --> 00:26:43.310
،يه دفعه معلوم ميشه

00:26:43.321 --> 00:26:46.813
.و ماده شير رو به عنوان يه شکارچي هيجان زده ميکنه

00:27:05.593 --> 00:27:08.426
حالا شب يه برتري براي شير ـه

00:27:08.429 --> 00:27:11.421
اون ميتونه تو سايه هايي که حلال
.ماه درست کرده مخفي بشه

00:27:11.432 --> 00:27:15.141
و بزاره چشماش روشن بشن تا بتونه
.لاشه مورد نظر رو برداره

00:27:47.176 --> 00:27:50.634
.حالا ماده شير نامرئي شده

00:27:50.638 --> 00:27:53.755
.اين چيزي ـه که يه شکارچي تنها توش رقيب نداره

00:28:21.002 --> 00:28:25.621
علف مرطوب اجازه ميده تا صدايي از خودش
.در نياره و مثل يک روح باشه

00:28:25.631 --> 00:28:28.122
.که از واقعي دور و نزديک ميشه

00:29:57.807 --> 00:30:02.267
.حالا دو مادر در يک نبرد براي زنده موندن توله هاشون

00:30:02.270 --> 00:30:05.353
بوفالو سعي ميکنه که يه حمله رو خنثي کنه

00:30:05.356 --> 00:30:10.100
.شير برميگرده تا مبارزه کنه اما نميشه

00:30:10.111 --> 00:30:12.397
.اون ميخواد براي توله هاش گوشت به دست بياره

00:30:19.787 --> 00:30:22.403
.اين رقص عزلي و چرخه هميشگي آفريقاست

00:31:03.664 --> 00:31:06.701
.شير هاي جوان چندي بعد دوباره گرسنه ميشن

00:31:10.171 --> 00:31:14.665
وقتي که گوساله فرار ميکنه اين يه پيام رو ميرسونه

00:31:14.675 --> 00:31:18.714
.که خبر از يه اشتباه کوچولو ميده

00:31:58.386 --> 00:32:01.002
.حالا شده يه مسابقه عليه زمان

00:32:01.013 --> 00:32:03.755
.توله ها بيشتر از ما دي تاو کم آوردن

00:32:03.766 --> 00:32:06.303
توله ها هر چقدر بزرگ تر ميشن
.شير مادر هم خشک ميشه

00:32:19.907 --> 00:32:23.991
،به نظر نميرسه که توله نر بخواد
.ايستادگي و مبارزه کنه

00:32:23.994 --> 00:32:26.906
،اما وقتي اون داره با مادرش بازي ميکنه

00:32:26.914 --> 00:32:30.782
.خواهرش بزرگ و قوي تر ميشه

00:32:35.923 --> 00:32:40.917
.زنده موندن توله هاش کار خستيه

00:32:45.266 --> 00:32:48.599
اون دوباره خودش رو آماده ميکنه

00:32:48.602 --> 00:32:51.594
.تا دوباره بره به سمت گله بوفالو ها

00:32:52.940 --> 00:32:57.730
به نظر ميرسه که ميدونه که ميتونه گله رو با

00:32:57.736 --> 00:33:00.819
.شکار يکي بهم بريزه

00:33:03.951 --> 00:33:06.693
ماده شير يه تاکتيک تازه داره

00:33:23.012 --> 00:33:25.173
وقتي که موضع خودش رو ميگيره

00:33:25.181 --> 00:33:30.892
.يه تاکتيک خيلي ماهرانه ميريزه

00:33:30.895 --> 00:33:35.514
.يه حمله باز و بدون مخفي کاري

00:33:40.988 --> 00:33:42.603
.اين حرکت گله رو ميترسونه

00:33:45.826 --> 00:33:48.568
.شکار يه شير مثل يه بازي فکري ـه

00:33:48.579 --> 00:33:51.946
.و مثل انفجار فيزيکي خشونت ـه

00:33:54.376 --> 00:33:57.994
چيزي که ماده شير نميدونه اينه که هياهو

00:33:58.005 --> 00:34:02.840
.داره ميره به سمت رودخانه

00:34:02.843 --> 00:34:04.458
چشم نقره اي

00:34:38.045 --> 00:34:40.536
فقط يه خط کوچک آب

00:34:40.548 --> 00:34:42.334
.اون هارو به دو بخش تقسيم کرده

00:34:53.060 --> 00:34:56.393
.هياهو باعث ميشه مادي تاو تمرکز کنه

00:34:56.397 --> 00:34:59.059
!فرو ميره در تمرکز

00:35:08.534 --> 00:35:12.698
شب چيزهاي شوم و خشني
.رو در خودش پنهان ميکنه

00:36:01.170 --> 00:36:03.536
،هميشه در اين موقع از علفزار

00:36:03.547 --> 00:36:07.039
.تغييراتي به وجود مياد

00:36:07.051 --> 00:36:11.886
.يا اينکه يه بو مادي تاو را از جاش بلند ميکنه

00:36:26.153 --> 00:36:30.021
ماده شير و توله هاش دوباره بر سر راه

00:36:30.032 --> 00:36:34.526
.يک شير پرخاشگر و نيمه کور قرار گرفتن

00:36:43.712 --> 00:36:45.794
اين اخطار مادي تاو

00:36:45.798 --> 00:36:49.040
براش در مقابل اين دشمنان زمان ميخره

00:36:49.051 --> 00:36:51.793
دشمناني که کاملا متحدن

00:37:01.522 --> 00:37:04.514
توله ها زبان اشاره مادر رو ميفهمن

00:37:04.525 --> 00:37:06.607
اونا ميدونن بايد چي کار کنن

00:37:12.199 --> 00:37:15.191
اين منطقه آخرين انتخاب اونه

00:37:15.202 --> 00:37:17.989
ديگه جايي براي موندن ماده شير نيست

00:37:17.996 --> 00:37:19.782
اما اگه از جزيره نره

00:37:19.790 --> 00:37:21.326
خيلي سريع

00:37:21.333 --> 00:37:23.870
شير هاي نر کنار ساحل ميان سراغش

00:37:23.877 --> 00:37:25.959
و اگه از اونها دور بشه و بره سمت افق

00:37:25.963 --> 00:37:31.754
.اونجا پر آدم ، دهکده و اسلحه است

00:37:39.226 --> 00:37:43.845
رودخانه آخرين پناهگاه و سپر دفاعيشه

00:37:43.856 --> 00:37:45.517
آخرين جاي مقاومت اون

00:37:59.913 --> 00:38:01.995
اين جزيره با قوانيني به دور

00:38:01.999 --> 00:38:05.708
از قوانين بقيه مکان هاي آفريقا سر پاست

00:38:32.321 --> 00:38:34.607
مهاجمين بايد چند تا درس ياد بگيرن

00:38:34.615 --> 00:38:37.106
قبل از اينکه بخوان جزيره رو ماله خودشون کنن

00:38:37.117 --> 00:38:39.278
اولين درس اينه که خوابيدن به اين سنگيني

00:38:39.286 --> 00:38:42.744
تو جزيره دوبا کاملا کار اشتباهيه

00:38:42.748 --> 00:38:45.615
مخصوصا وقتي که يه گاو صورت زخمي

00:38:45.626 --> 00:38:49.244
.بوي خون گوسالش رو حس کرده

00:39:31.839 --> 00:39:35.127
مادي تاو متوجه حمله بوفالو ها ميشه

00:39:38.637 --> 00:39:41.754
اون هرج و مرج رو از روي تجربه بدي که داشته
تصور ميکنه

00:40:24.766 --> 00:40:29.055
يک صدا

00:40:29.062 --> 00:40:33.101
جا به جايي آب وقتي که بوفالو عقب نشيني ميکنه

00:40:33.108 --> 00:40:36.726
.مفهوم جديدي رو براي شير به همراه داره

00:40:39.740 --> 00:40:41.446
!آب

00:40:41.450 --> 00:40:45.568
.هر قطره آب که تکون ميخوره يه ايده جديد رو مياره

00:40:45.579 --> 00:40:49.197
بوفالو ها براي فرار ميرن سمت آب

00:40:51.376 --> 00:40:53.662
اونا مثل يه سد و مانع اازش استفاده ميکنن

00:40:53.670 --> 00:40:55.752
يه مانع بين خودشون و شير ها

00:40:55.756 --> 00:40:57.496
اما هنوزم ميترسن

00:40:57.507 --> 00:40:59.543
همه با هم هستن ولي بازم اشتباه ميکنن

00:41:11.438 --> 00:41:14.305
اگه ماده شير بتونه از آب به عنوان
،منبع قدرتش استفاده کنه

00:41:14.316 --> 00:41:16.352
.اين هم ضعف مهاجمين خواهد بود

00:41:23.909 --> 00:41:28.778
.چشم نقره اي حرکت شکارچي خاموش رو متوجه شده

00:41:28.789 --> 00:41:32.281
.و متوجه چيزي که تو علف ها جا گذاشته هم شده

00:41:51.478 --> 00:41:55.471
.اين بيدار شدن معمولي خيلي فريبندست

00:41:55.482 --> 00:41:58.849
اون داره به ماده شير وقت ميده
.تا اينجارو ترک کنه

00:41:58.860 --> 00:42:02.648
.و وقت کافي تا درگير شکار بشه

00:42:48.869 --> 00:42:53.238
،يه چيزي داره مادي تاو رو اذيت ميکنه
.يه غريزه

00:42:58.879 --> 00:43:01.791
اما به نظر مياد همه چي سر جاي خودشه

00:44:53.994 --> 00:44:57.737
شکست خورد يا عقب کشيد در اين زمان؟

00:45:00.500 --> 00:45:02.081
اين سوالي که هر مادري که

00:45:02.085 --> 00:45:03.916
توله و بچه آسيب پذير داره

00:45:03.920 --> 00:45:06.662
حتما از خودش ميپرسه

00:45:06.673 --> 00:45:08.880
،آيا بايد بره و شکار براشون بياره

00:45:08.884 --> 00:45:11.296
يا اينکه بمونه و ازشون محافظت کنه؟

00:45:33.366 --> 00:45:36.028
وقتي که مهاجم داره برميگرده

00:45:36.036 --> 00:45:38.527
...توله شير نر توجه خودش رو به

00:45:38.538 --> 00:45:41.325
...مسئله اي خيلي بزرگتر ميبنده

00:45:41.333 --> 00:45:43.369
مسئله اي مثل تبديل شدن به شاه جنگل

00:45:44.669 --> 00:45:46.500
حتي فقط براي يک دقيقه

00:45:51.843 --> 00:45:55.506
براي يک شير جوان تبديل شدن به شاه همه افراد

00:45:55.513 --> 00:45:58.471
.تقريبا مثل يک حق مادرزاده

00:45:58.475 --> 00:46:01.342
اما اگه خواهر کوچيک بره کنار

00:46:06.441 --> 00:46:10.400
بردن مکان بالاتر کاريه که سختي زيادي ميطلبه

00:46:10.403 --> 00:46:15.067
اما وقتي يک مبارز کنار ميکشه

00:46:15.075 --> 00:46:19.364
.اين حس پيروزي زياد جالب نميشه

00:46:46.606 --> 00:46:49.439
با هر روز شکست و تامل ماده شير

00:46:49.442 --> 00:46:51.933
.بچه هاش گرسنه تر و گرسنه تر ميشن

00:47:16.803 --> 00:47:19.795
درگيري ها هم نشانه اي از

00:47:19.806 --> 00:47:22.764
.قدرت خالص گاو صورت زخمي هستش

00:47:22.767 --> 00:47:25.099
و همچنين مقدار پرخاشگري بوفالو ها

00:47:56.343 --> 00:48:01.303
حالا به نظر ميرسه که ماده شير
.چاره مشکلش رو پيدا کرده

00:48:25.413 --> 00:48:29.076
اين درگيري هاي بوفالوها مهاجمين
.رو دور از اينجا نگه ميداره

00:48:29.084 --> 00:48:31.040
اگر اون بتونه توله هاش رو ببره اونجا

00:48:31.044 --> 00:48:34.036
...و نزديک گله اونهارو پنهان کنه

00:48:34.047 --> 00:48:36.413
.اونها از چنگ چشم نقره اي در امان خواهند بود

00:48:36.424 --> 00:48:40.042
و مادي تاو قادره که اونارو
.رها کنه و بره سراغ شکار

00:49:05.328 --> 00:49:09.321
وقتي گله حرکت خودش رو شروع ميکنه ماده شير
.هم آروم اونارو تعقيب ميکنه

00:49:12.377 --> 00:49:17.371
توله ها هم نزديک اون ميمونن و با
.هر حرکت اونا هم قدم برميدارن

00:49:19.384 --> 00:49:21.249
اين يه ريسکه

00:49:21.261 --> 00:49:25.254
اگه بوفالوها متوجه اونا بشن ممکنه برگردن و حمله کنن

00:49:34.482 --> 00:49:36.814
اونا توسط حيوانات خبيث محاصره شدن

00:49:37.652 --> 00:49:39.688
تحمل اين صحنه ها اعصاب فولادي ميخواد

00:49:42.282 --> 00:49:44.944
حالا هر کسي که فکر ميکرد تنها ميتونه مقاومت کنه

00:49:44.951 --> 00:49:48.114
نظرش برميگرده

00:50:27.368 --> 00:50:33.079
سپيده دم اون تو موقعيت خودش
...مستقر شده و آماده يه

00:50:33.082 --> 00:50:35.038
.شکار آبي ـه

00:51:29.055 --> 00:51:32.138
وقتي که توله ها نزديک ماده شير هستن

00:51:32.141 --> 00:51:36.350
حالا وقت تمرکز روي تاکتيک شير ميشه

00:51:50.577 --> 00:51:53.910
حالا ماده شير برتري داره

00:51:53.913 --> 00:51:57.246
.اون تا حدودي با ترسش از آب کنار اومده

00:51:57.250 --> 00:51:59.957
اما بوفالو ها اين رو نميدونن

00:52:08.303 --> 00:52:10.544
حالا اون به جاهاي عميق رسيدن

00:52:10.555 --> 00:52:12.716
.همشون با هم

00:52:12.724 --> 00:52:14.555
بوفالوهاي راهنما

00:52:14.559 --> 00:52:17.221
وقتي گيج ميشن همه گله رو به هم ميريزن

00:52:21.107 --> 00:52:24.065
گيج شدن چيزيه که ماده شير دنبالشه

00:52:32.577 --> 00:52:35.614
اونا انتظار ندارن که اون از آب بياد بيرون

00:52:35.622 --> 00:52:38.705
اونا اون شکل و بو رو متوجه نميشن

00:52:38.708 --> 00:52:40.448
يه حمله حساب شده

00:52:40.460 --> 00:52:43.702
طوري طراحي شده بود که همه رو بترسونه

00:52:57.143 --> 00:52:59.350
اين شانسيه که اون نميتونه رها کنه

00:52:59.354 --> 00:53:02.016
يک گاو تنها بدون هيچ کمکي

00:54:02.625 --> 00:54:05.583
اون زجه ها گله رو عصباني ميکنه

00:54:35.616 --> 00:54:37.948
گاو ها دارن با سپر دفاعي خودشون ميان

00:54:52.341 --> 00:54:56.710
چيزي که ماده شير منتظر مواجه
.باهاش نبود کروکوديل بود

00:55:02.268 --> 00:55:06.887
اما هنوز برتري پنهان بودن رو داره

00:55:29.545 --> 00:55:33.288
اولين تلاش اون بشه اميد داده

00:55:33.299 --> 00:55:37.087
گيج شدن گله اون رو به طمع آورده

00:55:37.094 --> 00:55:42.088
و شکار در عمق آب تخصص اونه

00:55:44.644 --> 00:55:46.600
حالا وقتشه

00:56:38.197 --> 00:56:40.859
....سوئ استفاده گر ها ميخوان که

00:56:40.867 --> 00:56:43.324
اين موفقيت اون رو جشن بگيرن

00:57:50.603 --> 00:57:54.266
آفريقا مانند بي طرفيه
در مورد پيروزي هاي بزرگه

00:57:54.273 --> 00:57:57.106
در مورد شکست هاي بزرگه

00:57:57.109 --> 00:58:00.442
همه رو مجبور ميکنه که سرنوشت رو قبول کنن

00:58:00.446 --> 00:58:04.109
و به گذشتن روزها ادامه بدن

00:58:14.794 --> 00:58:17.627
حداقل مادي تاو يه چيزي خورد

00:58:17.630 --> 00:58:21.589
و تو چند ساعت ميتونه شير داشته باشه

00:58:21.592 --> 00:58:25.301
و دوباره اون ميره داخل آب

00:58:25.304 --> 00:58:27.670
و دوباره از گله شکار ميکنه

00:58:41.821 --> 00:58:46.565
اما اون براي فرداست؛
حالا اون خسته شده

00:59:15.187 --> 00:59:18.600
اون درس قديمي که ميگفت موقع خواب سر و صدا نکن

00:59:18.607 --> 00:59:21.223
هيچ وقت باطل نميشه

00:59:24.071 --> 00:59:26.983
در رها کردن توله ها کنار بوفالو ها ريسک وجود داره

01:00:40.272 --> 01:00:44.265
دلايل زيادي وجود داره تا از يه سپيده دم لذت ببري

01:00:44.276 --> 01:00:47.268
مخصوصا بعد از يه شکار موفق

01:00:53.160 --> 01:00:56.744
فقط يه دليل هست که اون قدم هاي رو
.بلندتر و سريع تر برميداره

01:01:00.793 --> 01:01:03.409
هر چقدر که صدا ميکنه جوابي نميشنوه

01:01:45.296 --> 01:01:50.336
هر وقت که اونارو تنها ميزاره اونا سرگردون ميشن

01:01:50.342 --> 01:01:53.334
توله نر هميشه دور و دور ميشده

01:01:53.345 --> 01:01:56.963
اما جفتشون هميشه برميگشتن يه جا

01:02:05.816 --> 01:02:07.807
اما امروز اينجوري نبوده

01:02:27.713 --> 01:02:31.046
همچنين تو هوا يه رايحه اي از بوفالو ها پيچيده

01:02:31.050 --> 01:02:33.792
و هيچ نشاني هم از مهاجمين نيست

01:02:33.802 --> 01:02:36.509
پس اون با دقت رد پاي توله هارو دنبال ميکنه

01:02:36.513 --> 01:02:40.847
ردپاها از مخفيگاه بيرون اومدن و
تو دشت باز رفتن

01:02:44.021 --> 01:02:46.353
يک نشان

01:02:46.357 --> 01:02:48.689
اين توله ماده بود

01:02:48.692 --> 01:02:52.230
در دوردست

01:02:52.238 --> 01:02:55.822
ناراحت اما زنده

01:03:07.920 --> 01:03:11.833
مادي تاو هنوز شکست نخورده

01:03:11.840 --> 01:03:14.707
اون يکي از توله هارو پيدا کرده

01:03:17.429 --> 01:03:21.763
شکار اون باعث شده شغال ها بيفتن دنبالش

01:03:21.767 --> 01:03:25.510
و حالا ميتونن ضعف هاي ماده شير رو ببينن

01:03:42.288 --> 01:03:44.654
انگار هيچ اثري از توله نر نيست

01:03:44.665 --> 01:03:46.326
پس با اين حساب اون از توله
.باقيموندش محافظت ميکنه

01:03:46.333 --> 01:03:49.291
جلوي اون انبوه کفتارها به هر قيمتي هم که شده

01:06:47.973 --> 01:06:50.385
در اين لحظات نااميدي آخر

01:06:50.392 --> 01:06:55.637
مثل اينکه مادي تاو خطر دنبال کردن بوفالو هارو فهميده

01:06:55.647 --> 01:06:59.310
و اتفاقي که ديشب اينجا افتاد

01:07:12.539 --> 01:07:15.997
اون تامل ميکنه تا اميد رو برگردونه

01:07:20.339 --> 01:07:23.001
اما آب رفته به جوي برنميگرده

01:07:23.008 --> 01:07:28.969
اما هيچ مراقبت و ناز کردني ديگه
.چيزي رو درست نميکنه

01:07:38.106 --> 01:07:40.973
وقتي که راهش رو کج ميکنه و ميره

01:07:40.984 --> 01:07:44.522
مادي تاو ميراث خودش رو جا ميزاره

01:07:44.530 --> 01:07:47.693
...آخرين قططرات خون توله ي نرش و

01:07:47.699 --> 01:07:49.690
.اسم خودش

01:07:55.374 --> 01:07:57.114
اون ديگه مادي تاو

01:07:57.125 --> 01:08:00.663
مادر و محافظ شير ها نيست

01:08:26.738 --> 01:08:29.821
ما درباره غم و اندوه حيوانات چيزي نميدونيم

01:08:29.825 --> 01:08:34.785
يا حتي تاثير يک قلب شکسته

01:08:34.788 --> 01:08:38.406
اما وقتي که طوفان غم و اندوه تو چشماي

01:08:38.417 --> 01:08:42.001
ماده شير جاري ميشه اتفاقي براش ميفته

01:08:42.004 --> 01:08:45.462
حالا تولش رو براي آخرين بار تنها ميزاره

01:09:01.898 --> 01:09:05.106
وقتي که غرش ميکنه کسي رو صدا نميکنه

01:09:05.110 --> 01:09:08.819
صداش فقط به اين روز آشفته اضافه ميشه

01:09:21.918 --> 01:09:25.831
امروز وقتي همه چيز رو از دست داد

01:09:25.839 --> 01:09:31.129
انگار يه غريزه اي درش رخ داده

01:09:31.136 --> 01:09:37.848
و حال دوباره به يه شکارچي تنها تبديل ميشه

01:09:58.830 --> 01:10:00.991
...براي يه ماده شير زدن به

01:10:00.999 --> 01:10:04.617
دل بوفالو ها کار سختيه

01:10:04.628 --> 01:10:07.870
اون بزرگترين گاو نر گله رو در نظر ميگيره

01:10:07.881 --> 01:10:11.465
،يه گاو خشمگين
.انتخاب اون دققا خودکشيه

01:10:47.879 --> 01:10:50.211
براي اون خيلي زياده

01:10:50.215 --> 01:10:52.581
براي يه روز سختي زيادي کشيده

01:11:21.955 --> 01:11:25.243
آيا اين زاري به سوي خدايان است؟

01:11:28.211 --> 01:11:30.543
يا يک فرياد براي کمک؟

01:11:30.547 --> 01:11:34.165
يا يک زاري بعد از از دست دادن توله هاش؟

01:11:38.722 --> 01:11:41.179
...مهاجمين دوباره ميان

01:11:48.732 --> 01:11:52.270
.رسيدن اونا جرقه ايجاد مزاحمت ـه

01:11:52.277 --> 01:11:55.610
.اما اين دفعه اون عقب نميکشه

01:12:07.793 --> 01:12:10.910
.و حالا گذشته اون رو قوي ميکنه

01:12:51.336 --> 01:12:54.499
شکست دادن چشم نقره اي

01:12:54.506 --> 01:12:57.043
.براي اين شير تنها کافي بود

01:12:58.343 --> 01:13:00.755
اما اون هنوز کاري براي انجام داره

01:13:17.571 --> 01:13:22.156
و در اين لحظه چيزي بنيادي تغيير ميکنه

01:13:22.158 --> 01:13:25.901
چيزي که مهاجمين تشخيص ميدن

01:13:25.912 --> 01:13:29.120
اوناي توي قدم برداشتن ماده ير تشخصيش ميدن

01:13:29.124 --> 01:13:31.957
و از نگاه چشماش ميفهمن

01:13:31.960 --> 01:13:33.996
....چيزي که ديدن نشده بود

01:13:38.717 --> 01:13:41.675
.حالا اون تبديل شده به يه رهبر

01:13:56.067 --> 01:14:00.060
اين بيشتر از کاريه که چشم نقره اي ميتونه انجام بده

01:14:00.071 --> 01:14:02.187
که بخواد رقيبش رو تعقيب کنه
.اونم داخل آب

01:14:02.198 --> 01:14:05.406
مخصوصا وقتي که درجش به عنوان شکارچي پايين اومده

01:14:46.076 --> 01:14:48.909
شکار شير ها با هماهنگي کامل

01:14:48.912 --> 01:14:51.198
الان دسته تو حال خودشونن

01:14:51.206 --> 01:14:54.039
اونا اميد دارن که تمريناشون به درد بخوره

01:14:54.793 --> 01:14:59.457
حالا ميخوان براي اولين بار با هم شکار کنن

01:14:59.464 --> 01:15:03.958
هر غريزه اي اونارو هدايت ميکنه که ريتم رو پيدا کنن

01:15:20.485 --> 01:15:25.104
چيزي که ميتونن بهش تکيه کنن رهبري ماده شيره

01:15:25.115 --> 01:15:27.606
کسي که تا حالا رهبر نبوده

01:15:32.497 --> 01:15:36.661
وقتي حرکت ميکنه حرکتش بي نقص و درسته

01:16:06.865 --> 01:16:10.528
اما اون گاو اين گله رو براي ده سال رهبري کرده

01:16:10.535 --> 01:16:13.493
.اون وفاداري گله رو با خودش داره

01:16:15.540 --> 01:16:18.657
اونا رهاش نميکنن

01:16:29.387 --> 01:16:32.129
اون به تنها موندن عادت کرده

01:16:40.023 --> 01:16:43.186
دسته وفادار شروع به جنگ ميکنن

01:16:43.193 --> 01:16:47.562
.برتري رو به دست ميگيرن و نظم شير هارو به هم ميزنن

01:16:47.572 --> 01:16:52.066
اونارو توي باد پخش و پلا ميکنن

01:17:13.932 --> 01:17:18.926
بعد از اينکه دسته ماده شير
.تقسيم شد ديگه نميتونه بره جلو

01:17:18.937 --> 01:17:20.518
اونا خسته شدن

01:17:33.118 --> 01:17:36.110
اما يه چيزي اونور بوفالو ها چشمش رو ميگيره

01:17:36.121 --> 01:17:38.077
يه اغتشاش بين گاو ها

01:17:40.291 --> 01:17:44.785
...يه توله شير

01:17:44.796 --> 01:17:47.253
.توله شير اون

01:17:50.635 --> 01:17:54.048
عکس العمل اون يه انفجار مادرانه است

01:17:54.055 --> 01:17:58.594
که بوفالو هارو از سمت بچه ي بي دفاعش برميگردونه

01:18:04.357 --> 01:18:06.973
در آخر اون اميد داره

01:18:06.985 --> 01:18:10.318
شايد بتونه اون زياده خواهي رو تکميل کنه

01:18:10.321 --> 01:18:13.404
تا حداقل بتونه يه توله رو بزرگ کنه

01:18:38.016 --> 01:18:41.383
مادري که ولدش رو گم کرده و دوباره پيدا کرده

01:18:41.394 --> 01:18:43.885
.بايد سرشار از احساسات باشه

01:18:47.734 --> 01:18:51.352
ماده شير تنها دوباره اسمش رو به دست آورد

01:18:51.362 --> 01:18:55.947
مادي تاو ، شکارچي
دوباره قصد زندگي داره

01:19:04.042 --> 01:19:06.124
تبديل شدن از يک شير خشمگين

01:19:06.127 --> 01:19:10.370
به يک مادر دلسوز توجه بوفالو هارو جلب ميکنه

01:19:10.381 --> 01:19:14.124
يک رژه آرام و خشمناک

01:19:46.417 --> 01:19:51.002
و حالا ، از نا کجا آباد يک ماده شير
.ديگه از راه ميرسه

01:19:53.091 --> 01:19:56.208
برقي که در يک چشم اون شير هست

01:19:56.219 --> 01:19:59.677
بايد چيزي رو به مادي تاو برسونه

01:20:03.601 --> 01:20:05.637
اما اين اتفاق نميفته

01:20:05.645 --> 01:20:08.762
دو تا شير يک نگاه رو با هم تقسيم ميکنن که

01:20:08.773 --> 01:20:11.765
در اشاره يک پيغام رو ميرسونه
پيغامي به زبان خاموشي

01:20:15.947 --> 01:20:21.362
يک ديوار از بوفالو ها جلو
.و يک توله شير آسيب پذير در پشت

01:20:21.369 --> 01:20:24.202
يه جوري چشم نقره اي متقاعد ميشه که

01:20:24.205 --> 01:20:26.992
براي انتقام اينجا نيومده

01:20:27.000 --> 01:20:29.616
بلکه براي کمک اومده

01:20:31.462 --> 01:20:33.794
....لحظاتي قبل از هر جنگي وجود داره که

01:20:33.798 --> 01:20:36.130
جنگجو ها انتخابي براي خودشون دارن

01:20:36.134 --> 01:20:38.796
.تا برگردن و بزارن که قائله تموم بشه

01:20:38.803 --> 01:20:43.388
يا اينکه متحد بشن و برن پشت رهبرشون وايسن و بجنگن

01:20:53.067 --> 01:20:57.060
.چشم نقره اي ميدونه که بايد چي کار کنه

01:20:57.071 --> 01:20:59.778
بايد دنبال مادي تا وبره

01:21:26.351 --> 01:21:31.687
حالا در اين لحظه يک دسته از شيرها به وجو اومدن

01:21:54.879 --> 01:21:57.541
و حالا مثل اينکه متوجه شدن که

01:21:57.548 --> 01:22:00.881
آيندشون همينجا رقم ميخوره

01:22:00.885 --> 01:22:03.001
به عنوان يک دسته

01:22:03.012 --> 01:22:04.877
حتي اگه يکيشون کم بشه

01:22:04.889 --> 01:22:07.801
گاو ها اونارو در هم ميشنن

01:22:07.809 --> 01:22:10.516
و اميدهاشون رو از بين ميبرن

01:22:27.912 --> 01:22:32.702
.و همچنين سرنوشت يک توله باقيمونده

01:22:39.424 --> 01:22:42.086
.يا حالا يا هيچوقت

01:22:44.762 --> 01:22:48.380
.مادي تاو گله رو پراکنده ميکنه و ميزنه به خط اول

01:22:51.144 --> 01:22:52.634
...مثل اينکه ميدونه که

01:22:52.645 --> 01:22:56.058
.پشت سرش چشم نقره اي حمله رو کامل ميکنه

01:22:57.775 --> 01:22:59.766
...اين لحظه اطمينانه

01:23:01.279 --> 01:23:03.440
اطمينان کامل شده

01:23:30.641 --> 01:23:32.757
و به پايان رسيده

01:23:34.979 --> 01:23:36.935
اين اول تجربه توله شيره

01:23:36.939 --> 01:23:40.898
که شيرهارو در حال انجام کار استادانشون ميبينه

01:23:40.902 --> 01:23:45.942
.اين مقدمه ورود اون به دنياي کشتن و شکاره

01:23:45.948 --> 01:23:48.781
يه بخش لازم از ميراث اون

01:23:53.164 --> 01:23:55.405
با کشتن گاو

01:23:55.416 --> 01:23:59.750
مادي تاو يک دنياي امن تر براي توله اش به وجود آورده

01:23:59.754 --> 01:24:02.666
اون يک جامعه شکارچي رو متحد کرده

01:24:04.008 --> 01:24:07.296
اما يک کار ميمونه که اون بايد انجام بده

01:24:08.679 --> 01:24:11.546
اونم اينه که تولش رو به درستي تربيت کنه

01:24:11.557 --> 01:24:15.641
،اون بايد اين دسته رو براي خودش تصور کنه

01:24:19.357 --> 01:24:24.192
...وقتي که اون و چشم نقره اي صلح ميکنن

01:24:24.195 --> 01:24:29.565
.اونا خودشون و دستشون رو درست ميکنن

01:24:29.575 --> 01:24:33.033
.اونا آيندشون رو درست ميکنن

01:24:39.377 --> 01:24:42.369
و آيا اين بازمانده

01:24:42.380 --> 01:24:46.749
اين سرگردان با قلبي مانند شير

01:24:46.759 --> 01:24:49.171
يکي آز آخرين هاست؟

01:24:51.722 --> 01:24:54.304
آيا اون به يه يال بلند تبديل ميشه؟

01:24:54.308 --> 01:24:58.176
و به قدرت نوجواني ميرسه؟

01:24:59.897 --> 01:25:03.060
به تن خودش زحم هاي نبرد رو بگيره؟

01:25:03.067 --> 01:25:08.653
.که هر کدوم يک نشان افتخار هستن

01:25:18.416 --> 01:25:22.534
آيا اون يکي از آخرين شيرهاي وحشي روي زمينه؟

01:25:33.222 --> 01:25:38.558
ايا اون تو اين سرزمين هاي وحشي سرگردان ميشه؟

01:25:38.561 --> 01:25:42.679
همونجور که دنياي ما داره تو نورهاي مصنوعي ، صداها

01:25:42.690 --> 01:25:44.396
در هم ريختگي و مردم سرگردان ميشه؟

01:25:46.152 --> 01:25:51.647
تا 15 سال آينده 8 مليارد انسان
.در کره زمين به وجود مياد

01:25:59.749 --> 01:26:04.493
چه مقدار اين بيست هزار شير زنده ميمونن؟

01:26:04.503 --> 01:26:10.294
.جواب اين سوال بر دوش ماست

01:26:23.606 --> 01:26:26.564
ما داريم شديدا اين گربه هارو از دست ميديم

01:26:29.153 --> 01:26:32.395
حالا زمان يه تقلاي اورژانسي براي ماست

01:26:33.157 --> 01:26:35.443
در اين مرحله اين حيوانات زيبا

01:26:35.451 --> 01:26:37.533
دارن به سوي انقراض ميرن

01:26:48.839 --> 01:26:50.830
،واقعا ميتونيد دنياي مارو بدون اين

01:26:50.841 --> 01:26:53.878
حيوانات ستودني تصور کنيد؟

01:26:54.970 --> 01:26:56.801
.هنوزم دير نشده

01:26:56.806 --> 01:26:58.637
.ما هنوزم ميتونيم کاري بکنيم

01:26:59.725 --> 01:27:02.558
ما قدرتش رو داريم که اوضاع رو عوض کنيم

01:27:04.355 --> 01:27:58.689
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.