﻿WEBVTT

00:00:01.171 --> 00:01:37.683
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:43.694 --> 00:01:47.030
در پرتگاه پرطلاي آلاسكا،مردها اميد و آرزو داشتند

00:01:47.656 --> 00:01:49.241
شمال دور بسيار پر خطر بود

00:01:49.449 --> 00:01:51.326
هزاران بومي يخ زدن

00:01:51.535 --> 00:01:53.704
هزاران بومي گمشدن

00:01:53.912 --> 00:01:56.957
شيلكوت پل عبور براي رسيدن به طلا بود

00:01:57.165 --> 00:01:59.668
بعد از عبور،مردان مشكلات زيادتري پيش رو داشتن

00:01:59.877 --> 00:02:02.588
بسياري جانشون رو از دست دادند؛بعضي از تپه ها سقوط كردند

00:02:02.796 --> 00:02:04.464
بقيه شجاعتشون رو از دست دادن و برگشتن

00:02:04.756 --> 00:02:06.216
اما بي باك رفت

00:02:10.387 --> 00:02:13.223
دورتر در شمال يخ زده،هيچ جاي آرومي نبود

00:02:13.432 --> 00:02:16.143
در اين اكتشاف بي باك تنهاست

00:03:04.107 --> 00:03:08.070
و در جاي ديگري از نا كجا آباد،اكتشاف كننده ديگري هم بود

00:03:13.992 --> 00:03:17.663
با خوش بيني زياد،كلمبوس كوچك ما پايين اومد

00:03:17.871 --> 00:03:20.791
سپس رو پاهاش ايستاد و سُر خورد

00:03:36.515 --> 00:03:38.934
" بزار يه نگاهي بندازم "

00:03:39.142 --> 00:03:41.103
"  قبل از اينكه بدونم كجام،بايد برم اونجا"

00:03:59.997 --> 00:04:10.299
در اين منطقه جيم هستش،اون تو برف گمشد

00:04:23.645 --> 00:04:26.148
در اين بيابان يخ زده رويا به واقعيت تبديل شد

00:04:26.356 --> 00:04:28.859
و فرياد شادي به آسمان رفت

00:04:29.067 --> 00:04:33.238
" هوراا،من پيداش كردم،كوه طلا "

00:04:39.286 --> 00:04:42.748
اما خنده طبيعت بهمن و طوفانه

00:04:46.793 --> 00:04:48.670
در ناكجا آباد تك كلبه اي بود

00:04:49.505 --> 00:04:51.507
و مرد ديگري كه در اون بود" لارسون سياه"

00:04:51.715 --> 00:04:54.009
آدمي پست و درنده

00:05:32.047 --> 00:05:35.717
براي فرار از شلاق طوفان همكار كوچك وارد شد

00:05:35.926 --> 00:05:39.263
براي پيدا كردن سرپناه و شايد كمي مهمون نوازي

00:05:51.024 --> 00:05:52.693
او همونجا نشست تا به استخونهاي خسته ش استراحتي بده

00:05:52.901 --> 00:05:55.946
باد از سوراخ كوچيك ديوار چوبي تو مياد

00:06:28.896 --> 00:06:30.439
"  بيا اينجا"

00:06:31.064 --> 00:06:32.441
"چه غلطي ميكني ؟"

00:06:32.941 --> 00:06:34.526
"تابلوئه،ميخورم."

00:06:34.735 --> 00:06:35.777
"گمشو"

00:06:45.662 --> 00:06:47.039
"برو بيرون!"

00:06:49.124 --> 00:06:50.459
"گمشو"

00:06:59.343 --> 00:07:02.137
باد چادر جيم رو هم بُرد و مشكلاتي براش درست كرده

00:07:49.393 --> 00:07:51.770
جيم بزرگه نجيب زاده بود،اون به مشكل خرده بود

00:07:51.979 --> 00:07:55.732
اوه اون چجوري دردسرو دوست داره،اون از همه چي رنج ميبره

00:08:20.048 --> 00:08:21.800
"گمشيد بيروم" .

00:08:22.009 --> 00:08:24.636
يا من هر دو شما رو با سرب پر ميكنم

00:08:32.144 --> 00:08:34.229
حالا جفت شما گم ميشيد بيرون

00:08:35.564 --> 00:08:36.732
"بيـــرون"

00:08:37.649 --> 00:08:40.694
جيم اين تهديدا و سرو صداهارو تحمل نميكنه

00:09:32.079 --> 00:09:34.289
"  من اينجا ميمونم.ميفهمي ؟"

00:09:34.790 --> 00:09:37.084
"  همينجا"

00:09:37.709 --> 00:09:41.171
"  بله آقا؛اون همينجا ميمونه"

00:09:49.304 --> 00:09:52.015
"فهميدي ؟ ما همينجا ميمونيم"

00:09:57.855 --> 00:09:58.897
و در اونجا موندن

00:09:59.106 --> 00:10:01.692
براي چند شب و روز/كلبه غم و بدبختي

00:10:01.900 --> 00:10:05.445
دو مرد راه ميرفتن و حرفي نميزدن.اونا مثل موش گرسنه بودن

00:10:13.370 --> 00:10:16.206
"  جيم بزركه گفت : من بايد غذا بخورم"

00:10:16.832 --> 00:10:18.792
"بايد غذا بخورم"

00:10:57.998 --> 00:10:59.666
"  تو چي داري كوفت ميكني؟"

00:11:01.335 --> 00:11:02.377
"هيچي"

00:11:02.586 --> 00:11:03.754
"دهنت رو باز كن"

00:11:15.307 --> 00:11:17.100
"دروغگو، شمع خوردي ؟"

00:11:18.143 --> 00:11:21.063
"  چي؟ من ازش متنفرم"

00:11:24.816 --> 00:11:28.362
"  اگر چيزي داشته باشي من سنگدونت رو پاره ميكنم و در ميارم واسه خودم"

00:11:58.183 --> 00:12:02.145
"  يكي از ما بايد بره توي طوفان،تا غذا پيدا كنه"

00:12:04.314 --> 00:12:06.108
"هردوتون بياين اينجا"

00:12:07.651 --> 00:12:10.487
"يه كارت بر ميداريم،هر كي كمتر بود ميره بيرون"

00:12:27.462 --> 00:12:30.464
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:12:36.638 --> 00:12:38.098
"خداحافظ،موفق باشي"

00:12:38.307 --> 00:12:40.726
" برگشتني گوشت خوك چربو چيلي نمك زده رو فراموش نكن "

00:13:05.834 --> 00:13:10.130
در ناكجا آباد،قانون دنبال لارسون سياه بود

00:14:12.359 --> 00:14:16.029
رهايي از گرسنگي كشنده ، اينجا جشن روز شكرگزاريه

00:14:16.238 --> 00:14:19.032
با اين حال خدا رو شكر چيزي بود

00:14:29.376 --> 00:14:31.879
"  هنوز آماده نشده،دو دقيقه مهلت بده"

00:14:32.087 --> 00:14:33.755
" بيا،بيا"

00:17:13.790 --> 00:17:15.792
بعد از جست و جو سرزمين براي غذا ،

00:17:16.001 --> 00:17:18.378
همكار كوچك اقرار كرد كه هيچ چي نديده

00:17:18.587 --> 00:17:20.464
حتي يه موش

00:17:29.973 --> 00:17:31.642
از گرسنگي شديد

00:17:31.850 --> 00:17:34.144
جيم بزرگه هزيوني شده بود

00:17:34.436 --> 00:17:36.438
اون گردن درد داشت

00:17:36.730 --> 00:17:39.233
"  غذااا،غذااا"

00:17:41.443 --> 00:17:43.111
من ميتونم اونيكي كفشم رو هم بپزم

00:17:43.320 --> 00:17:45.697
"  نه،نه، هرچي جز اون"

00:17:48.617 --> 00:17:51.119
جيم ضعيف شده بود و طاقت نداشت

00:18:42.754 --> 00:18:44.423
موضوع چيه ؟

00:18:44.715 --> 00:18:46.717
من فكر كردم تو يه مرغي

00:18:55.976 --> 00:18:58.395
" خب،آتيش رو روشن كن"

00:19:21.627 --> 00:19:24.129
" همكار كوچك گفت : اون چيه دستت ؟"

00:19:24.546 --> 00:19:26.757
" جيم بزرگه گفت : بيا اينجا پرنده خوشگل "

00:19:26.965 --> 00:19:28.425
بچه نشو

00:19:40.604 --> 00:19:42.814
" هي ! بندازش ،احمق نشو اين منم"

00:19:45.317 --> 00:19:47.194
" تو گفتي جيم !"

00:19:48.529 --> 00:19:50.197
" متاسفم ، احتمالا ديوونه شدم"

00:19:50.405 --> 00:19:53.033
" بالاخره تو شناختي منو"

00:19:56.662 --> 00:19:59.998
"تو برو داخل منم اسلحه رو از دسترست دور كنم

00:20:29.736 --> 00:20:30.779
مرغ يا غير مرغ

00:20:30.988 --> 00:20:33.699
همكار كوچك باب دندون جبم بزرگه ست

00:23:19.907 --> 00:23:23.869
درين بين لارسون سياه تكه طلاي بزرگ جيم رو پيدا كرد

00:23:37.424 --> 00:23:39.384
بالاخره خوشي از راه رسيد

00:23:39.593 --> 00:23:42.846
جيم بزرگ رفت پي معدنش،قهرمان ماهم دنبال سرنوشتش

00:23:43.055 --> 00:23:44.389
"همكار كوچك خداحافظي كرد"

00:23:44.598 --> 00:23:46.808
آشنايي با تو خوشحال كننده بود

00:24:02.866 --> 00:24:06.203
جيم بزركه در معرض خيانت توي معدن طلايش بود

00:24:21.635 --> 00:24:23.387
جيم بزرگه با لارسون سياه

00:24:23.595 --> 00:24:25.389
چشم تو چشم شد

00:24:25.681 --> 00:24:27.683
و شاهد روح بد و خبيث اون بود

00:24:49.872 --> 00:24:51.874
سرگردون در (رل استريم) و نا اميد

00:24:52.082 --> 00:24:54.877
لارسون سياه توي دردسر قريب الوقوعي افتاد

00:25:17.191 --> 00:25:20.736
خارج از اين محيط يخ زده،سرزمين رشد كرده بود

00:25:20.944 --> 00:25:24.072
و مردم در آن با شادي و خوشحالي زندگي ميكردن

00:25:29.912 --> 00:25:31.079
جُرجيا

00:25:45.344 --> 00:25:47.137
جک مرد خانمها بود.

00:25:48.597 --> 00:25:49.848
جُرجيا زرنگ

00:25:50.140 --> 00:25:51.725
و پر غرورو مستقل بود

00:26:07.991 --> 00:26:10.077
عصرها جُرجيا در سالن رقص كار ميكرد

00:26:32.266 --> 00:26:34.268
جك ميخواست با جرجيا

00:26:34.476 --> 00:26:36.562
رابطه داشته باشه

00:27:05.424 --> 00:27:07.217
بعد از پايان شب،همكار كوچك

00:27:07.426 --> 00:27:10.220
اومد طرف سالن رقص،چراغ عيش و نوش روشن شده بود

00:27:10.429 --> 00:27:12.514
روياها خاموش شده بودن

00:29:02.958 --> 00:29:04.918
" جُرجيا چرا تو با جك رابطه نداري؟"

00:29:05.335 --> 00:29:07.754
" دختر گفت : من مطمئنم كه اون واقعا تورو دوست داره"

00:29:08.589 --> 00:29:10.674
" جرجيا با صداي رسا گفت : اون همه رو دوست داره"

00:29:10.966 --> 00:29:13.260
" او ادامه داد : من از اينجا خسته شدم"

00:29:13.468 --> 00:29:17.139
" من ميخوام با كسي باشم كه پاك و صادق باشه"

00:29:21.101 --> 00:29:23.687
نگران نباش به همين زودي اون كسي كه ميخواي رو پيدا ميكني

00:29:25.272 --> 00:29:26.732
سپس او برگشت

00:29:27.024 --> 00:29:29.735
و نگاه كرد و نگاه كرد

00:29:30.068 --> 00:29:35.737
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:31:05.247 --> 00:31:07.124
"جك به اين فكر ميكرد كه او نيمه ش ميشه يا نه

00:31:07.332 --> 00:31:08.584
از خره شيطون پايين بيا

00:31:08.792 --> 00:31:10.460
" مياي برقصيم"

00:31:11.628 --> 00:31:13.505
"هي ! بيا! يه آهنگ بزن"

00:31:18.093 --> 00:31:20.470
يه لحظه،گفتم ما ميرقصيم

00:31:20.679 --> 00:31:22.472
" جرجيا گفت : چي گقتي ؟"

00:31:22.681 --> 00:31:24.141
براي كوچك كردن جك

00:31:24.433 --> 00:31:27.895
اون دنبال ولگردي با سرو تيپ ضايع گشت

00:31:28.395 --> 00:31:29.980
"هي شما ،بيايد اينجا"

00:31:33.108 --> 00:31:35.485
" بله تو؛ ميخواي برقصيم ؟"

00:31:39.656 --> 00:31:42.993
" ببين ، من خيلي حصاصم رو اينكه با كي ميرقصم"

00:34:23.570 --> 00:34:26.907
و اونجا مثل يك شواليه اسب سوار محافظ ايستاد

00:34:27.115 --> 00:34:28.492
اتاق او

00:35:08.532 --> 00:35:10.617
اگه ميخواي پيش دوست دخترت باشي

00:35:10.826 --> 00:35:13.829
بايد كلاهت رو اينجوري بزاري

00:35:15.414 --> 00:35:17.291
"بگيرش...آخ

00:35:28.427 --> 00:35:29.678
" هااه..خيلي خوبه"

00:35:29.887 --> 00:35:32.306
" همكار ك.چك گفت : من و قدرتم رو دست كم گرفتي"

00:35:58.790 --> 00:36:02.002
هنك كارتي كلبه اي از سنگ داشت

00:36:02.211 --> 00:36:04.713
هنك مهندس معدن بود

00:36:04.922 --> 00:36:06.298
و گاهي  سفرهاي طولاني به

00:36:06.507 --> 00:36:07.424
شمال دور داشت

00:36:07.633 --> 00:36:09.218
هنك انساني مهربان و مهمان نواز بود

00:36:09.426 --> 00:36:11.094
قهرمان ما گرسنه و سردش بود

00:36:11.386 --> 00:36:14.014
و همه جا بوي خوراك لوبياي خوشمزه و قهوه داغ بود

00:36:14.223 --> 00:36:17.643
بنابراين همكار كوچك نقشه اي براي خوردن صبحانه كشيد

00:38:04.625 --> 00:38:07.336
جيم بزرگه بعد از ضربه اي كه لارسون سياه خورد بهوش اومد

00:38:07.544 --> 00:38:09.129
امما حافظه اش رو از دست داده بود

00:38:27.981 --> 00:38:29.983
شريك هنك ميرسه

00:38:30.275 --> 00:38:32.486
هردو آماده ترك كردن خونه براي رفتن به گشت و گزاري طولانين

00:38:32.778 --> 00:38:34.988
هنك همكار كوچك رو به شريكش معرفي كرد

00:38:35.197 --> 00:38:37.366
و اينكه در نبودش او مراقب كلبه است

00:38:41.662 --> 00:38:44.581
هنك خداحافظي كرد و گفت : غذاي قاطر رو فراموش نكني

00:39:13.861 --> 00:39:17.531
بعد از اون شب توي سالن رقص همكار كوچك ديگه جرجيا رو نديده بود

00:39:17.739 --> 00:39:20.325
اما سرنوشت باز اونها رو باهم جفت كرد

00:40:14.254 --> 00:40:16.965
اون زن اونجا ايستاده بود و اتاق رو با زيباييش روشن كرده بود

00:40:17.174 --> 00:40:18.842
روح او با موسيقي هاي زيبا و عاشقانه پر شده بود

00:40:20.802 --> 00:40:24.056
همونطور كه دوستانش رو معرفي ميكرد قلب بي باك شروع به آواز خوندن كرده بود

00:40:38.654 --> 00:40:42.616
اون براي تهيه هيزم اجاق عذز خواهي كرد و رفت تا هيزم فراهم كنه

00:41:20.445 --> 00:41:22.865
و  رازش فاش شد

00:41:23.073 --> 00:41:24.533
" عشقش براي جرجيا"

00:41:24.741 --> 00:41:26.702
دخترا خندشون گرفت

00:41:26.910 --> 00:41:28.787
شايد بخاطر دل سنگيشون و مهربوني نداشتشون بود

00:41:28.996 --> 00:41:31.415
براي دختر رقاص نمونه جهان اين عاقلانه نيست

00:41:31.623 --> 00:41:33.083
كه راز قلبش رو فاش كنه

00:41:33.292 --> 00:41:36.420
و اونها تصميم گرفتن با اين موضوع يكم خوشگذروني كنن

00:41:42.467 --> 00:41:44.344
اونها با

00:41:44.636 --> 00:41:46.930
چهره اي موذي نشسته بودن

00:41:47.347 --> 00:41:49.975
اما با اين حال او قلبش شاد بود

00:42:14.249 --> 00:42:16.877
بالاخره خانوما با نوازش كردن و مهرباني كردن اون رو گول زدن

00:42:17.085 --> 00:42:19.379
اون ميدونست كه دارن مسخرش ميكنن اما باز خوشحال بود

00:42:19.671 --> 00:42:22.090
چون نزديك عشقش بود و دستش در دست اون بود

00:42:22.382 --> 00:42:23.759
و به اون لبخند ميزد

00:42:34.061 --> 00:42:35.646
" جرجيا گفت : اينجا جاي خوبيه"

00:42:35.854 --> 00:42:37.940
" من اميدوارم كه بازم دعوتمون كني"

00:42:38.232 --> 00:42:39.274
براي چي اون رو فريب ميدن ؟

00:42:39.483 --> 00:42:41.777
اون خوشحال بود و گرمايي حس ميكرد

00:42:41.985 --> 00:42:44.488
و زن هم لذت ميبرد از گرم شدن زير صندليش

00:43:08.804 --> 00:43:09.930
و ديگه  اونها رفتن

00:43:10.138 --> 00:43:12.140
شيريني نور رفت

00:43:12.349 --> 00:43:14.101
و او باز با پوچي خواهد بود

00:43:14.309 --> 00:43:16.812
باز سرما توي تنش افتاد،او تنها بود

00:43:17.020 --> 00:43:18.188
" همكار كوچك گفت : من و ببخشيد"

00:43:18.397 --> 00:43:21.316
"اما...اممم ."كلمه ها به ذهنش نميرسيدن"

00:43:23.694 --> 00:43:25.362
" شما واقعا دوست دارين بازهم بياين؟"

00:43:25.571 --> 00:43:28.282
" جرجيا گفت : البته،شما چي دخترا ؟"

00:43:28.615 --> 00:43:30.993
" خانم ها گفتن ما براي شما سال نو ميايم"

00:43:31.201 --> 00:43:32.244
" جرجيا گفت : خيلي عاليه"

00:43:32.452 --> 00:43:34.663
" ما براي شام سال نو ميايم"

00:44:35.224 --> 00:44:38.352
البته در اون لحظه جرجيا دستكشش رو فراموش كرده بود

00:44:58.580 --> 00:45:01.208
براي چند روز همكار كوچك مشغول كار برفروبي بود

00:45:01.416 --> 00:45:03.585
تا بتونه بساط شام براي سال نو رو آماده كنه

00:46:30.339 --> 00:46:34.301
نزديكي هاي سال جديد و اميد و آرزوهاي جديد

00:48:51.438 --> 00:48:54.983
اينجا جرجيا هست،اون رو نوازش ميكنه و بهش لبخند ميزنه و نگاهشون رو باهم رد و بدل ميكنن

00:48:55.192 --> 00:48:57.486
و دخترا ازون ميخوان سخنراني كنه

00:48:57.778 --> 00:48:59.238
بطور محض اون خيلي شاد و سرحال بود براي حرف زدن

00:48:59.446 --> 00:49:02.491
همه اونچيزي كه ميخواست اونجا بود ، جرجيا اونجا بود

00:49:02.699 --> 00:49:05.077
اون يكم پچ پچ كرد و در آخر گفت :

00:49:05.285 --> 00:49:07.496
من نميتونم خوب سخنراني كنم اما ميتونم برقصم

00:49:07.704 --> 00:49:10.082
و او رقص رول انجام داد

00:51:23.131 --> 00:51:28.136
<i>غم و اندوه بايد فراموش بشه</i>

00:51:28.345 --> 00:51:33.058
<i>و هرگز به ذهنت نياد</i>

00:51:34.518 --> 00:51:39.940
<i>غم و اندوه بايد فراموش بشه</i>

00:51:40.232 --> 00:51:45.988
<i>و روزهاي خوب يادت بياد</i>

00:51:46.488 --> 00:51:52.661
<i>براي مدتي زياد
عزيزم</i>

00:51:52.870 --> 00:51:55.789
<i>براي مدتي زيــــاد</i>

00:52:45.839 --> 00:52:48.008
در ميون اون همه خوش گذروني  جرجيا

00:52:48.217 --> 00:52:50.511
وعده داده شدش يادش اومد

00:52:51.678 --> 00:52:54.056
" او گفت : بيايد بريم ديدن همكار كوچك"

00:53:33.595 --> 00:53:34.930
" جك گفت : به ما كلي با اون خوش ميگذره"

00:53:35.138 --> 00:53:37.766
"ما اول جرجيا رو ميفرستيم بعد خودمون ميترسونيمش"

00:54:34.281 --> 00:54:35.324
" جك گفت : اوه فراموشش كن"

00:54:35.532 --> 00:54:37.826
"چرا يكم به من توجه نميكني؟"

00:55:00.015 --> 00:55:01.683
چند روز بعد در دفتر ثبت

00:55:01.892 --> 00:55:03.894
جيك بزرگه تلاش ميكرد تا مامورا رو قانع كنه

00:55:04.186 --> 00:55:05.979
كه او معدن طلا پيدا كرده

00:55:10.359 --> 00:55:12.027
"اونها پرسيدن :  محلش كجاست ؟"

00:55:12.319 --> 00:55:14.738
اما جيم بزرگه حافظه ش رو از دست داده بود

00:55:15.030 --> 00:55:17.533
همه چيزي كه يادش بود اين بود كه اونجا نزديك كلبه بود

00:55:25.457 --> 00:55:26.834
"يه كلبه اونجا بود"

00:55:27.042 --> 00:55:30.796
" اگه كلبه رو پيدا كنم اونجاروهم پيدا ميكنم"

00:55:31.296 --> 00:55:32.965
"اما يادم نمياد"

00:55:49.356 --> 00:55:51.859
"جك گفت : هي !جرجيا دنبالت ميگرده"

00:55:52.067 --> 00:55:53.110
همكار كوچك فكر ديگه اي ميكرد

00:55:53.402 --> 00:55:56.113
چطور جرات كردي اسم كوچيك اون رو بي ادبانه بگي ؟

00:55:56.321 --> 00:55:58.323
دو پني بگيرو براي خرمن كوبي

00:55:58.532 --> 00:56:02.286
بهرحال همكار كوچك توهينش رو ناديده گرفت

00:56:15.841 --> 00:56:18.343
اما اين درست بود..جرجيا دنبالش بود

00:56:18.552 --> 00:56:19.678
جرجيا برايش نامه نوشته بود

00:56:40.866 --> 00:56:44.912
او نامه رو ميخوند كه جيم بزرگه اون رو ديد

00:56:52.961 --> 00:56:55.672
"جيم بزرگه گفت : تو ... تويي"

00:56:58.884 --> 00:57:02.971
"تو!! من كلي دنبالت گشتم"

00:57:03.263 --> 00:57:05.349
"اون كلبه..كلبه كجا بود ؟"

00:57:05.557 --> 00:57:06.934
"به من بگو..بگو"

00:57:07.226 --> 00:57:09.853
"مگه زبون نداري .. بهم بگو"

00:57:10.354 --> 00:57:12.856
"كلبه كجا بود ؟؟ بگووو"

00:57:13.482 --> 00:57:15.776
"آخرسر من معدن طلام و پيدا كردم"

00:57:15.984 --> 00:57:17.569
"رو پات وايسا مرد..سريع باش"

00:57:17.861 --> 00:57:19.238
"تو با من مياي"

00:57:19.446 --> 00:57:23.075
"من و به اون كلبه ببر منم تورو ميليونر ميكنم"

00:57:26.328 --> 00:57:29.248
"همكار كوچك گفت : جرجيا جرجيا ...فقط يه لحظه"

00:57:36.630 --> 00:57:39.132
"جرجيا لازم نيست چيزي بگي من ميفهمم"

00:57:39.341 --> 00:57:41.343
"من عاشقتم..ما مدت زيادي باهم زندگي ميكنيم"

00:57:41.552 --> 00:57:43.303
"من به سرزمين دوري ميرم و  برميگردم"

00:57:43.512 --> 00:57:50.888
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:57:56.859 --> 00:57:59.903
بعد از كلي دردسر بالاخره اونها وارد كلبه شدن

00:58:04.491 --> 00:58:06.451
"آره..حالا ديگه خسته كننده نيست"

00:58:06.660 --> 00:58:10.205
"بيا يه چيزي بخوريم فردا ميريم دنبال معدن"

00:58:10.831 --> 00:58:13.876
"بيا يكم بنوش من برات پالتو پشمي آماده كردم"

00:58:50.454 --> 00:58:53.707
دوست كوچك گفت : اين تكه گوشت و استخون براي من سنگينه

00:59:56.895 --> 00:59:59.398
باز سرنوشت بازي كوچيكي رو شروع كرد

00:59:59.690 --> 01:00:02.401
و دوباره طوفان و تگرگ خنديدنشون رو شروع كردن

01:00:02.609 --> 01:00:05.529
اما تو اين اوضاع قهرمان ما راحت خوابيده

01:00:26.091 --> 01:00:27.968
سرانجام صبح شد

01:00:34.933 --> 01:00:36.185
همكار كوچك بيدار شد

01:00:36.393 --> 01:00:38.479
كاملا بي خبر از اتفاقات ديشب

01:00:38.687 --> 01:00:42.149
اما مطمئنا اتفاقات رو امروز  ميفهمه

01:00:59.041 --> 01:01:02.044
"اوه من خوب خوابيدم حالا هم صبحونهرو آماده كنم"

01:01:26.860 --> 01:01:29.988
"اين بدترين غارو غور شكمم بوده تا بحال "

01:01:43.335 --> 01:01:44.711
بالا پايين شدن رو ميفهمي ؟

01:01:45.212 --> 01:01:46.380
"از معده منه"

01:02:38.098 --> 01:02:39.558
"از معده من نيست"

01:02:53.614 --> 01:02:55.407
"برو اون طرف"

01:02:55.699 --> 01:02:57.075
ببينيم تموم ميشه

01:03:21.683 --> 01:03:24.394
چيزي از اون قسمت كم شده

01:03:26.688 --> 01:03:28.774
من ميرم بيرون ببينم چيزي ميبينم

01:04:23.620 --> 01:04:25.497
"جيم بزرگه گفت : حالا ديگه خوشحال نيستم

01:04:25.706 --> 01:04:29.126
"تكون نخور ، نفس نكش"

01:04:32.462 --> 01:04:35.591
"گفتم نفس نكش احمق"

01:04:39.678 --> 01:04:43.015
" ببينم ميتوني بدبختمون كني"

01:04:45.809 --> 01:04:48.228
"جيم بزرگه گفت :فقط خونسرد و آروم باش"

01:04:48.437 --> 01:04:50.105
"ما مشكلي براي غصه خوردن و نگراني نداريم"

01:05:04.703 --> 01:05:07.206
"حالا داري خودت رو نشون ميدي ارادت كجا رفته ؟"

01:05:13.545 --> 01:05:16.256
"حالا گوش بده من يه فكر عالي دارم"

01:05:16.465 --> 01:05:18.467
"دستت رو قلاب كن تا من برم بيرون"

01:05:44.535 --> 01:05:46.203
جيم بزرگه گفت : منظورم رو ميفهمي؟

01:05:46.411 --> 01:05:48.914
"تو اعصابت بهم ريخته و  غاطي كردي"

01:05:49.206 --> 01:05:50.874
"كنترل خودت رو نداري"

01:06:10.811 --> 01:06:13.313
و جيم بزرگهبه خواستش رسيد

01:06:51.143 --> 01:06:53.020
"جيم بزرگه گفت : ما ثروتمند ميشيم "

01:06:53.228 --> 01:06:55.105
"ما ميليونريم"

01:06:55.939 --> 01:06:56.982
وهمينطور شد

01:07:19.922 --> 01:07:21.381
حالا اونها باهم شريك بودن

01:07:21.590 --> 01:07:24.009
و آلاسكا رو پس از كلي سختي و دردسرفراوان

01:07:24.301 --> 01:07:25.761
بسوي سرزمين شير و عسل ترك كردن

01:07:25.969 --> 01:07:28.806
براي زندگي اي پر از شادي و خنده و زندگي اي لوكس

01:07:29.097 --> 01:07:31.725
اونها مشهور شده بودن و مطبوعات دنبالشون بودن

01:07:38.899 --> 01:07:40.067
در كابين لوكس خودشون

01:07:40.359 --> 01:07:42.444
از اونها استقبال گرمي شد

01:08:01.630 --> 01:08:03.924
تهيه كننده اي ميخواد از زندگي همكار كوچك فيلمي بسازه

01:08:04.132 --> 01:08:06.552
"از فقر به ثروت_و او موافقت كرد"

01:08:20.315 --> 01:08:21.775
جيم بزرگه داشت مانيكور ميكرد

01:08:21.984 --> 01:08:24.486
"ناخن نه كف دست"

01:08:27.281 --> 01:08:28.866
خبرنگار ايده خوبي داشت

01:08:29.158 --> 01:08:31.368
كه همكار كوچك با لباس قبليش ظاهر بشه

01:08:31.577 --> 01:08:33.453
اين بايد داستان انساني بشه

01:08:42.838 --> 01:08:43.881
جرجيا

01:08:55.976 --> 01:08:59.813
او در اين جا بود ولي كسي نميدونست

01:09:00.022 --> 01:09:03.275
جرجيا به افسر ميگه : شنيدم مسافر قاچاقي توي كشتي هست

01:10:35.242 --> 01:10:36.577
"جرجيا كفت : تو"

01:10:36.785 --> 01:10:38.996
"من فكر نميكردم تو برگردي"

01:10:39.288 --> 01:10:41.081
" و اون اشتباهي فكر كرد او مسافر قاچاقه"

01:10:57.556 --> 01:10:59.308
افسربه اونجا اومد و اون رو لاي آهن ها بيرون اورد

01:10:59.516 --> 01:11:02.561
"جرجيا گفت ميتونه كرايه اش روحساب كنه"

01:11:12.446 --> 01:11:14.239
"كاپيتان گفت : هك اين آقا مسافر قاچاق نيست"

01:11:14.448 --> 01:11:17.159
"ايشون شريك جبم بزرگه است كسي كه مولتي ميليونره"

01:11:19.119 --> 01:11:21.413
سپس از او عذرخواهي كردن

01:11:22.789 --> 01:11:24.666
همه دور همكار كوچك اومدند

01:11:24.875 --> 01:11:27.794
جيمز ،نوكر ، براي مراسم مهمان اضافي هم دعوت شد

01:11:37.471 --> 01:11:40.390
"من و ببخشيد اما اين بانو چه كسي است ؟"

01:11:41.141 --> 01:11:42.601
"همهمه همهمه همهمه! "

01:11:42.810 --> 01:11:45.103
"اوه..تبريك ميگم"

01:11:45.395 --> 01:11:48.315
"اين يه داستان بزرگ با پاياني خوشه"

01:11:50.108 --> 01:11:51.151
و همينطور بود

01:11:51.443 --> 01:11:52.903
پاياني خوش

01:11:54.279 --> 01:14:58.450
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.