﻿WEBVTT

00:00:00.003 --> 00:00:40.003
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:42.028 --> 00:00:59.028
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:01:26.503 --> 00:01:29.672
کيست ؟ -
.هه، جواب با توست؛ ايست، شناسايي بده -

00:01:29.840 --> 00:01:31.841
!زنده باد پادشاه

00:01:32.009 --> 00:01:33.926
برناردو ؟ -
.آري -

00:01:34.094 --> 00:01:37.388
.درست سر وقت آمده‌ايد

00:01:40.100 --> 00:01:42.810
،هم اکنون ساعت دوازده بار زنگ زد
.برو بخواب، فرانچسکو

00:01:42.978 --> 00:01:44.771
.از اين تعويض پاس بسيار ممنونم

00:01:44.938 --> 00:01:46.814
،سرماي سختي است
.و دلم آشفته است

00:01:46.982 --> 00:01:50.193
در نگهبانيت خبري نبوده ؟ -
.يک موش هم نجنبيده -

00:01:50.360 --> 00:01:51.652
.خوب، شب خوش

00:01:51.820 --> 00:01:55.573
اگر "هوراشيو" و "مارسلوس" را ديدي
.که با من پاس مي‌دهند، بگو عجله کنند

00:01:55.741 --> 00:01:57.617
گمانم صداي پايشان را مي‌شنوم
ايست! هان! کيستي؟

00:01:57.785 --> 00:02:00.703
.دوستان تو-
.و شهروندان دانمارکي-

00:02:00.871 --> 00:02:02.455
.شب‌تان خوش

00:02:02.623 --> 00:02:04.791
،خدا به همراه، سرباز شريف
پاس را که از تو تحويل گرفت؟

00:02:04.958 --> 00:02:06.918
،برناردو به جاي من آمد
.شب‌تان خوش

00:02:07.085 --> 00:02:09.212
.آهاي برناردو -
حرف بزن، چه! هوارشيو هم آمده ؟ -

00:02:09.379 --> 00:02:11.297
.اي، کم و بيش

00:02:11.548 --> 00:02:13.508
،درود، هوراشيو
.درود، مارسلوس عزيز

00:02:13.675 --> 00:02:16.385
به من بگو، باز هم آن چيز امشب ظاهر شد؟-
.من چيزي نديده‌ام-

00:02:16.553 --> 00:02:20.223
هوراشيو مي‌گويد توهم خود ماست
...و بس، نمي‌خواهد حرف ما را باور بدارد

00:02:20.390 --> 00:02:23.184
درباره‌ي آن منظره‌ي ترسناکي...
.كه دو بار ديده‌ايم

00:02:23.352 --> 00:02:27.104
از اين رو به اصرار از او خواسته‌ام
...که دقايق اين شب را با ما به نگهباني بگذراند

00:02:27.272 --> 00:02:32.652
،تا اگر آن شبح باز بيايد...
.بتواند ديده‌ي ما را تصديق کند و با آن سخن بگويد

00:02:32.820 --> 00:02:35.238
.به اه ! پديدار نخواهد شد

00:02:35.405 --> 00:02:38.199
شما که گوشتان
...در برابر داستان ما اين همه دير باور است

00:02:38.367 --> 00:02:41.786
کمي بنشينيد...
.تا يک بار ديگر بگوييم در اين دو شب چه ديده‌ايم

00:02:41.954 --> 00:02:45.790
خوب، بنشينيم
.و به سخنان برناردو در اين باره گوش کنيم

00:02:46.291 --> 00:02:48.543
...همين ديشب

00:02:48.710 --> 00:02:51.254
هنگامي که آن ستاره...
...که آنجا در باختر قطب است

00:02:52.256 --> 00:02:54.715
...در مدار خود اين بخش آسمان را...

00:02:54.883 --> 00:02:55.967
...که اينک در آن مي‌درخشد، روشن کرد...

00:02:56.134 --> 00:02:59.679
،مارسلوس و من...
...به صداي زنگ ساعت يک

00:02:59.847 --> 00:03:02.473
،هيس، ساکت
.نگاه کن دوباره از آنجا مي‌آيد

00:03:09.189 --> 00:03:12.483
.درست به همان هيئت شاهي که در گذشت -
.هوراشيو، تو درس خوانده‌اي؛ با او حرف بزن -

00:03:12.651 --> 00:03:14.026
آيا شبيه شاه نيست ؟

00:03:14.194 --> 00:03:15.194
.درست توجه کن هوراشيو -
.خيلي شباهت دارد -

00:03:15.362 --> 00:03:16.946
.مرا با ترس و حيرت شکنجه مي‌دهد

00:03:17.114 --> 00:03:19.198
.ميل دارد با او سخن بگويند -
.هوراشيو، ازش چيزي بپرس -

00:03:19.366 --> 00:03:23.244
چيستي تو
...که اين وقت شب را غصب کرده

00:03:23.412 --> 00:03:25.663
...هيئت زيبنده و جنگ‌آورانه‌اي را...

00:03:25.831 --> 00:03:29.625
که گاه اعلي‌حضرت پادشاه در گذشته‌ي دانمارک
در آن ظاهر مي‌شد، بر خود بسته‌اي ؟

00:03:29.793 --> 00:03:31.377
.بخاطر خدا، سخن بگو

00:03:31.545 --> 00:03:33.713
.بدش آمد -
.ببينيد! دور مي‌شود -

00:03:33.881 --> 00:03:36.966
!بمان، حرف بزن! چيزي بگو! به تو امر مي کنم، حرف بزن

00:03:37.134 --> 00:03:38.885
.رفت، و پاسخي نخواهد داد

00:03:39.052 --> 00:03:41.053
،ها ؟ هوراشيو
.مي‌لرزيد و رنگتان پريده است

00:03:41.221 --> 00:03:44.056
آيا اين چيزي وراي وهم و خيال نيست؟
در اين باره چه فکر مي‌کنيد؟

00:03:44.224 --> 00:03:46.767
...خداي من گواه است، نمي‌توانستم باورش بدارم

00:03:46.935 --> 00:03:49.520
اگر ضمانت محسوس و درست...
.چشمان خود من نبود

00:03:49.688 --> 00:03:53.065
آيا شبيه شاه نيست ؟ -
.همان قدر که تو شبيه خودت هستي -

00:03:53.233 --> 00:03:57.278
با همان خود و زرهي که هنگام رزم
.با شاه گردن‌فراز نروژ به تن داشت

00:03:57.446 --> 00:04:00.114
با همان پيشاني پرچين
...هنگامي که در آن نبرد سخت

00:04:00.282 --> 00:04:02.408
لهستانيان را با سورتمه‌هايشان...
.روي يخ تار و مار کرد

00:04:02.576 --> 00:04:03.951
.عجيب است

00:04:04.119 --> 00:04:06.287
،دو بار تا کنون
...درست در همچو ساعت خاموشي از شب

00:04:06.455 --> 00:04:08.539
با همين گام‌هاي مردانه...
.هنگام نگهباني از برابر ما گذشته است

00:04:08.707 --> 00:04:13.085
،به درستي چه بايد انديشيد
...نمي‌دانم

00:04:13.253 --> 00:04:16.380
...ولي روي هم رفته بر اين عقيده‌ام...

00:04:16.548 --> 00:04:20.217
.که براي کشور ما خبر از آشوب‌هاي شگرف مي‌دهد...

00:04:21.762 --> 00:04:24.680
،خوب، بنشينيم
...و آنکه مي‌داند، برايم بگويد

00:04:24.848 --> 00:04:27.683
...چرا اين نگهباني دقيق و بس جدي...

00:04:27.851 --> 00:04:30.353
شب‌ها مردم اين کشور را...
...در زحمت مي‌افکند‌ ؟

00:04:30.520 --> 00:04:32.855
براي چه هر روز...
...آن همه توپ‌هاي مفرغين مي‌ريزند

00:04:33.023 --> 00:04:35.024
...و چرا آن همه مصالح جنگي وارد مي‌کنند...

00:04:35.192 --> 00:04:37.818
،و اين همه کارگران کشتي‌ساز...
...که کار توانفرسايشان

00:04:37.986 --> 00:04:40.029
يک‌شنبه‌ها را با ديگر روز‌هاي هفته...
درآميخته، براي چيست ؟

00:04:40.197 --> 00:04:42.823
مگر چه در پيش است...
...که اين شب تب‌آلود

00:04:42.991 --> 00:04:45.409
شب را نيز به کار روز مي‌پيوندد ؟...

00:04:45.577 --> 00:04:47.161
که مي تواند مرا از اين آگاه کند ؟...

00:04:47.329 --> 00:04:49.038
.من مي‌توانم

00:04:49.206 --> 00:04:51.582
:دست کم آنچه زمزمه مي‌شود اين است

00:04:52.125 --> 00:04:53.376
...شاه درگذشته‌مان

00:04:53.543 --> 00:04:56.837
که هيئتش...
...همين دم بر ما ظاهر شد

00:04:57.005 --> 00:04:59.590
چنانکه خود مي‌دانيد...
...از جانب شاه "فورتين‌براس" نروژ

00:04:59.758 --> 00:05:02.385
که آرزوي همآوردي او...
...در جانش مي‌خليد

00:05:02.552 --> 00:05:06.806
.به مبارزه خوانده شد...
...و هملت دلاور ما

00:05:06.974 --> 00:05:09.308
که در اين نيمه‌ي دنيا...
...بدين هنر شناخته شده است

00:05:09.476 --> 00:05:11.936
...اين فورتينبِراس را کشت...

00:05:12.104 --> 00:05:16.065
کسي که، بر حسب پيماني که به امضاء رسيد...
...و قانون و رسم سلحشورگري بر آن صحه مي‌نهاد

00:05:16.233 --> 00:05:18.776
همه‌ي سرزمين‌هايي را که در تصرف داشت...
...همراه زندگي خويش

00:05:18.944 --> 00:05:21.570
به آنکه بر او فيروز شود...
واگذار کرده بود؛

00:05:21.738 --> 00:05:23.531
...در مقابل داوي برابر با همان

00:05:23.699 --> 00:05:27.410
توسط شاه ما گذاشته شده بود، که
...هرگاه فورتينبراس غالب مي‌شد

00:05:27.577 --> 00:05:30.454
،به قلمرو او مي‌پيوست
...باري، طبق اين پيمان

00:05:30.622 --> 00:05:34.583
،و مُفاد شروط آن
.سرزمين‌هاي او به هملت رسيد

00:05:34.793 --> 00:05:40.214
،اما اينک، فورتينبراس جوان
...با سرشت خام و تيز خود

00:05:40.382 --> 00:05:43.092
...اينجا و آنجا در مرزهاي نروژ...

00:05:43.260 --> 00:05:48.055
،سپاهي از حراميان بي‌باک گرد آورده است...
...و آنان را به اميد جيره و خوراک به کاري گرفته

00:05:48.223 --> 00:05:50.766
که عجب دل و زهره‌اي مي‌خواهد؛...

00:05:50.934 --> 00:05:52.935
.و چنانکه دولت ما نيک اين را دريافته است

00:05:53.103 --> 00:05:55.354
...اين همه بدان منظور نيست که به زور

00:05:55.522 --> 00:05:58.941
...و دستبرد سرزمين‌هاي مذکوري را...

00:05:59.109 --> 00:06:00.860
.که پدرش از دست داده است، از چنگ ما به در آورد

00:06:01.028 --> 00:06:04.864
،و من چنين مي‌پندارم
...علت عمده‌ي تدارکات ما

00:06:05.032 --> 00:06:07.867
،سر منشأ اين نگهباني ما...
...و انگيزه‌ي اصلي

00:06:08.035 --> 00:06:12.413
جنب و جوش و شتاب بزرگي
.که در کشورماست، همين است

00:06:12.581 --> 00:06:15.416
گمان مي‌کنم چيزي جز اين نيست؛

00:06:15.917 --> 00:06:18.919
...و اين با آن هيئت شومي که سلاح بر تن

00:06:19.087 --> 00:06:22.256
،در نگهباني ما ظاهر مي‌شود...
...و آن همه با شاهي شباهت دارد

00:06:22.424 --> 00:06:24.508
،که همواره انگيزه‌ي اين جنگ‌ها بوده...
.مي‌تواند سازگار باشد

00:06:24.676 --> 00:06:27.511
و در اين کار خس و خاري هست
.که چشم انديشه را آزار مي‌دهد

00:06:27.721 --> 00:06:33.184
،در والاترين و پرافتخارترين دوران روم
...،اندکي پيش از برافتادن قيصر، آن مرد توانا

00:06:33.351 --> 00:06:37.313
گورها دهن وا کردند...
...و مردگان کفن‌پوش

00:06:37.481 --> 00:06:40.983
در خيابان‌هاي روم...
.فرياد و زمزمه سر دادند

00:06:41.193 --> 00:06:46.238
،و هنوز همان مناديان حوادث سهمناک
...همان پيک‌هايي که پيشاپيش سرنوشت مي‌تازند

00:06:46.406 --> 00:06:48.491
...و همان پيش درآمد فال‌هايي که به وقوع خواهد پيوست...

00:06:48.658 --> 00:06:50.868
اين همه را آسمان و زمين...
...نشان مي‌دهند

00:06:51.036 --> 00:06:53.537
.به آب و خاک ما و هموطنان ما...

00:06:53.705 --> 00:06:59.418
مانند ستاره‌هايي با دنباله‌هاي آتشين
...و شبنم‌هاي خون

00:06:59.586 --> 00:07:01.670
.و اختلالات در آفتاب...

00:07:01.838 --> 00:07:03.589
...و آن اختر نمناک

00:07:03.757 --> 00:07:06.092
که قلمرو پادشاهي نپتون...
...زير تأثير اوست

00:07:06.259 --> 00:07:09.470
.از خسوف چنان بود که گويي تا روز رستخيز بيمار خواهد ماند...

00:07:09.638 --> 00:07:13.140
،ولي آرام، بببين
.هين! باز مي‌آيد

00:07:13.308 --> 00:07:15.893
.اگر هم مرا به صاعقه بکشد، راه بر او مي‌گيرم

00:07:16.061 --> 00:07:17.520
.بايست، اي پندار واهي

00:07:17.687 --> 00:07:22.149
،اگر آوازي داري و مي‌تواني بکارش ببري
.با من سخن بگو

00:07:22.317 --> 00:07:26.529
اگر کار نيکي براي آرامش تو
...و رستگاري من مي‌توان کرد

00:07:26.696 --> 00:07:28.114
.با من بگو...

00:07:28.281 --> 00:07:30.407
...اگر بر سرنوشت کشورت آگهي

00:07:30.575 --> 00:07:32.785
،و با پي بردن بدان بتوان به خوشي از آن پرهيز کرد
.آه، سخن بگو

00:07:32.953 --> 00:07:36.997
يا اگر به هنگام زندگي خويش گنجي
...به ستم فراز آورده را در دل زمين نهفته‌اي

00:07:37.165 --> 00:07:39.375
،چه بسا، چنانکه مي‌گويند...
...براي همين شما ارواح مردگان سرگردان مي‌گرديد

00:07:39.543 --> 00:07:42.628
!با من در ميان بگذار، باش و سخن بگو...
.مارسلوس، نگهش دار

00:07:42.796 --> 00:07:45.256
با نيزه‌ام بزنمش ؟ -
.بزن اگر نخواست بايستد -

00:07:45.423 --> 00:07:46.882
.اينجاست -
.اينجاست -

00:07:50.720 --> 00:07:52.263
.رفت

00:07:53.306 --> 00:07:58.811
،کار بدي کرديم، که با وجود چنان شکوه شاهانه‌اش
...در باره‌ي وي خشونت نشان داديم

00:07:58.979 --> 00:08:02.857
...زيرا او همچون هواست که چيزي بر او کارگر نيست...

00:08:03.358 --> 00:08:06.986
.و ضربات بيهوده‌ي ما ريشخندي بدخواهانه بود...

00:08:07.154 --> 00:08:09.238
مي‌خواست سخن بگويد
.که خروس آواز برداشت

00:08:09.447 --> 00:08:14.410
...و سپس همچون تبهکاران به خود لرزيد

00:08:14.578 --> 00:08:16.537
.با ديدن برگ‌هاي سهمگين احضار...

00:08:16.705 --> 00:08:20.416
شنيده‌ام
...خروس، شيپور سپيده دم است

00:08:20.584 --> 00:08:24.086
...با بانگ بلند و تيزش...

00:08:24.254 --> 00:08:26.714
...خداي روز را بلند مي‌کند...

00:08:26.882 --> 00:08:31.427
،و با شنيدن اخطارش...
...هر آنچه در دريا باشد، خواه در آتش، در زمين باشد يا هوا

00:08:31.595 --> 00:08:36.182
از ارواح آواره و سرگردان، شتابان...
.به زندان گور خود باز‌ مي‌گردد

00:08:36.349 --> 00:08:39.476
،و بر درستي اين نکته
.آنچه اينک ديده‌ايم گواه است

00:08:39.644 --> 00:08:41.937
.به آواز خروس ناپديد شد

00:08:42.105 --> 00:08:44.815
...شنيده‌ام که همواره

00:08:44.983 --> 00:08:48.444
...در آستانه‌ي موسم جشن ميلاد مسيح...

00:08:48.612 --> 00:08:51.822
.مرغ سحر سراسر شب مي‌خواند...

00:08:51.990 --> 00:08:55.618
،در آن هنگام، مي‌گويند
...هيچ روحي ياراي بيرون آمدن ندارد

00:08:55.785 --> 00:08:58.454
.شب‌ها ايمن است...

00:08:59.122 --> 00:09:01.582
...ستارگان ديگر صاعقه نمي‌بارند

00:09:01.750 --> 00:09:06.378
،پريان سر بدخواهي ندارند
...و جادوي جادوگران از تأثير مي‌افتد

00:09:06.546 --> 00:09:12.051
بس که اين برهه از زمان...
.متبرک و سرشار از لطف ايزدي است

00:09:12.219 --> 00:09:18.557
.من هم اين را شنيده‌ام و کم و بيش بر آن باور دارم

00:09:19.976 --> 00:09:23.520
ولي بنگريد، سپيده را
...با رداي پشمينه‌ي حنايي رنگش

00:09:23.688 --> 00:09:26.190
.آنجا، در خاور، بر شبنم کوه بلند گام بر مي‌دارد

00:09:27.609 --> 00:09:31.111
،نگهباني‌مان را پايان دهيم
...و اگر از من مي‌شنويد

00:09:31.279 --> 00:09:33.572
...آنچه را که امشب ديده‌ايم...

00:09:33.740 --> 00:09:35.574
.به هملت جوان گزارش کنيم...

00:09:35.742 --> 00:09:41.622
،چه به جانم سوگند
.اين روح، که با ما گنگ ماند، با وي به سخن خواهد آمد

00:09:41.831 --> 00:09:45.834
،آيا رضا مي‌دهيد اين را به اطلاع وي برسانيم
چنان که بايسته‌ي دوست‌داري و در خور وظيفه‌ي ماست؟

00:09:46.002 --> 00:09:48.003
.خواهش دارم، همين کار را بکنيم

00:09:48.171 --> 00:09:52.049
و من مي‌دانم امروز صبح
.کجا بهتر خواهيم توانست ببينيمش

00:09:55.171 --> 00:10:05.049
<font color=#00FF00>تالار شورا در کاخ اِلسينور </c>

00:10:29.212 --> 00:10:35.384
...اگر چه ياد مرگ برادر گراميان هملت

00:10:35.552 --> 00:10:38.345
،تازه است...
...و شايسته چنان است

00:10:38.513 --> 00:10:41.724
که دلهامان اندوهگين...
...و سراسر کشورمان

00:10:41.891 --> 00:10:45.060
...مانند پيشاني مرد غم‌زده، پژمرده باشد...

00:10:45.228 --> 00:10:50.065
...ولي بصيرت در ما چنان با طبيعت به جنگ برخاسته...

00:10:50.233 --> 00:10:54.028
که با اندوهي بس خردمندانه...
...به ياد اوييم

00:10:54.404 --> 00:10:57.281
.و در همان حال خود را نيز در ياد داريم...

00:10:57.449 --> 00:11:01.160
...از اين رو، آن که زماني به جاي خواهر ما بود

00:11:01.328 --> 00:11:04.288
...و اينک شهبانوي ما...

00:11:04.456 --> 00:11:07.333
...و وارث همايون اين کشور جنگاور است...

00:11:07.500 --> 00:11:13.297
،اگر بتوان گفت...
...با سروري دگرگون گشته

00:11:13.465 --> 00:11:18.844
با يک چشم خندان...
...و با چشم ديگر گريان

00:11:19.012 --> 00:11:22.931
با خوشي و نشاط در مراسم تشييع...
...و با سرود سوگواري در جشن زناشويي

00:11:23.099 --> 00:11:26.602
،در حالي که...
...شادي و اندوه را برابر مي‌داريم

00:11:26.770 --> 00:11:29.188
او را به زني گرفتيم؛

00:11:32.108 --> 00:11:35.986
...و اين هم بي آنکه از رأي خردمندانه‌تان در گذريم

00:11:36.154 --> 00:11:42.576
که همواره به آزادي
.پشتيبان ما بوده است. از همه‌ي شما ممنونم

00:11:45.622 --> 00:11:49.792
،و اما مهمي ديگر
...شما خود مي‌دانيد که فورتينبراس جوان

00:11:49.959 --> 00:11:52.127
...که تصور سستي از دلاوري ما دارد...

00:11:52.295 --> 00:11:54.963
يا مي‌انديشد...
...که مرگ برادر گراميان

00:11:55.131 --> 00:11:57.716
نظام دولت ما را متلاشي...
...و از مدار خود به در کرده است

00:11:57.884 --> 00:12:00.052
...دل به پندار چنين امتيازي خوش کرده...

00:12:00.220 --> 00:12:03.138
...ما را با پيغام‌ها به ستوه آورده...

00:12:03.306 --> 00:12:07.976
و خواسته است که سرزمين‌هايي را که پدرش...
...به حکم قانون

00:12:08.144 --> 00:12:12.398
،در مقابل برادر دلاورمان از دست داده...
.به وي باز گردد، که براي او بسيار زياد است

00:12:19.322 --> 00:12:21.532
،بگذريم. اينک آنچه به ما راجع است
...و اين مجلس نيز براي همين بوده

00:12:21.699 --> 00:12:23.075
:کار از اين قرار است...

00:12:23.243 --> 00:12:28.330
،ما به شاه نروژ...
...عموي فورتينبراس جوان

00:12:28.498 --> 00:12:32.126
،که اکنون زمين‌گير و بستري است...
...و به ندرت چيزي از نيات برادرزاده‌اش به سمع وي مي‌رسد

00:12:32.293 --> 00:12:36.004
نامه نوشتيم که نگذارد او در اين راه...
...بيش از اين گام بردارد

00:12:36.172 --> 00:12:40.801
زيرا گردآوري سپاه و تکميل ساز و برگ...
.در ميان اتباع اوست که صورت مي‌گيرد

00:12:40.969 --> 00:12:44.012
،و ما اينک شما
...کورنليوس عزيز، و شما، ولتيماند را مي‌فرستيم

00:12:44.180 --> 00:12:46.682
...تا حامل درودهاي ما به شاه پير نروژ باشيد...

00:12:46.850 --> 00:12:50.561
اما در گفتگوي با شاه...
...اختيارات شخصي ديگري واگذار نمي‌شود

00:12:50.728 --> 00:12:54.857
،جز آنچه که اين دستورها
.که به تفصيل بر کاغذ آمده، مجاز مي‌دارد

00:12:55.024 --> 00:12:58.694
خداحافظ، و سعي‌تان در خدمت‌گذاري
.بهترين معرف‌تان خواهد بود

00:12:58.862 --> 00:13:01.321
،در اين کار، و در هر کار
.در خدمت‌گذاري آماده‌ايم

00:13:01.489 --> 00:13:05.409
.ترديد نداريم، صميمانه به خدا مي‌سپاريمتان

00:13:11.666 --> 00:13:15.043
،و اينک، لايرتيس
مطلب چيست ؟

00:13:15.503 --> 00:13:18.422
شما با ما سخن از تقاضايي
به ميان آورديد، آن چيست، لايرتيس ؟

00:13:18.590 --> 00:13:21.633
شما نمي‌توانيد با شاه دانمارک سخن از روي خرد بگوييد
.و پاسخ رد بشنويد

00:13:22.051 --> 00:13:27.264
تو اي لايرتيس، چه چيزي مي‌تواني بخواهي
که نه چندان درخواست تو، بلکه عطاي خود من باشد ؟

00:13:27.432 --> 00:13:31.810
،سر با قلب بدان حد آشنا
...و دست آماده‌ي خدمت‌گذاري دهن نيست

00:13:31.978 --> 00:13:35.647
که تاج و تخت دانمارک...
.در حق پدر توست

00:13:36.065 --> 00:13:37.733
.بگو، چه مي‌خواهي، لايرتيس

00:13:37.901 --> 00:13:41.778
،خداوندگار قضاهيبت من
...از لطف‌تان رخصت بازگشت به فرانسه را مي‌طلبم

00:13:42.197 --> 00:13:47.075
،من مشتاقانه به دانمارک آمدم...
...تا در روز تاج گذاريتان عرض بندگي کنم

00:13:47.911 --> 00:13:51.246
...و اينک که اين وظيفه به انجام رسيده است...

00:13:51.539 --> 00:13:55.292
اعليحضرتا، بايد اعتراف کنم که انديشه‌ها...
...و آرزوهاي من باز رو به سوي فرانسه دارند

00:13:55.627 --> 00:13:57.586
و کرنش‌کنان از مراحم‌تان پوزش طلبيده...
.رخصت رفتن مي‌خواهند

00:13:57.754 --> 00:14:01.006
آيا از پدرتان اجازه داريد ؟
پولونيوس چه مي‌گويد ؟

00:14:01.174 --> 00:14:03.634
،سرورم، بس که خواهش و لابه کرد
...سرانجام رضاي مرا -گرچه به کندي- بدست آورد

00:14:04.052 --> 00:14:09.181
و من ناچار شدم...
.مهر موافقت اجباري بر خواست او بنهم

00:14:09.349 --> 00:14:11.558
.استدعا مي‌کنم، اجازه بفرماييد او برود

00:14:11.935 --> 00:14:18.649
،لايرتيس، در ساعت دلخواه برو. فرصت از آن توست
.و چنانچه مي‌خواهي به مراد بهترين خصال خود از آن بهره گير

00:14:34.415 --> 00:14:37.626
...و اما شما، هملت، برادرزاده‌ام

00:14:38.002 --> 00:14:39.378
.و فرزندم...

00:14:39.546 --> 00:14:42.714
.کمي بيش از برادرزاده اما کمتر از فرزند

00:14:42.882 --> 00:14:45.926
چگونه است که هنوز ابر اندوه
بر شما سايه افکن است؟

00:14:46.094 --> 00:14:48.470
...چنين نيست، سرورم

00:14:49.556 --> 00:14:52.307
.من يکسر در آفتابم...

00:14:56.896 --> 00:14:58.647
...هملت جان

00:14:58.815 --> 00:15:00.524
...رنگ تيره‌ي شب را از خود دور کن...

00:15:00.692 --> 00:15:03.402
و بگذار چشمت...
.در شاه به دوستي بنگرد

00:15:03.861 --> 00:15:09.616
با اين پلک‌هاي فرود آمده
.پدر بزرگوارت را همواره ميان خاک مجو

00:15:09.784 --> 00:15:12.494
.تو خود مي‌داني که اين سرنوشتي عام است

00:15:13.663 --> 00:15:17.207
،هر چه زنده است بايد بميرد
.از طبع بگردد و به ابديت بپيوندد

00:15:17.375 --> 00:15:21.044
.بله، بانوي من، سرنوشتي عام است

00:15:21.212 --> 00:15:23.839
،اگر اين است
پس چرا در ديده‌ات چنين خاص مي‌نمايد؟

00:15:24.007 --> 00:15:26.008
مي‌نمايد، بانوي من ؟

00:15:26.175 --> 00:15:27.843
.نه، که خود هست

00:15:28.011 --> 00:15:30.053
.براي من "مي‌نمايد" در کار نيست

00:15:30.221 --> 00:15:33.599
،اين نه تنها رداي سياه من است
...مادر عزيز

00:15:33.766 --> 00:15:38.729
،و نه آن جامه‌ي مرسوم سوگواري...
...و نه آن ناله‌هاي ميان تهي شيون ساختگي

00:15:38.896 --> 00:15:43.191
،نه جوي‌هاي زاينده‌ي اشک در چشم‌ها...
...و نه نيز حالت افسرده‌ي چهره

00:15:43.359 --> 00:15:46.612
و يا هيچ از آنچه شکل...
...يا شيوه يا ظاهر اندوه دارد

00:15:46.779 --> 00:15:48.196
.که بتواند مرا به درستي تصوير کند...

00:15:48.364 --> 00:15:50.449
...اين همه براستي "نمود" است

00:15:50.617 --> 00:15:54.244
.زيرا کارهايي است که مرد مي‌تواند به خود ببندد...

00:15:55.288 --> 00:16:00.334
و حال آنکه آنچه در من است
.به نمايش در نمي‌آيد

00:16:00.501 --> 00:16:05.589
.اينها جز پيرايه و نماي ظاهر درد نيستند

00:16:06.924 --> 00:16:09.468
...اين سرشت خوب و ستودني شماست، هملت

00:16:09.636 --> 00:16:12.262
که در حق پدرتان به اداي اين تکاليف...
.سوگواري بر مي‌خيزد

00:16:12.430 --> 00:16:15.807
،ولي نبايد از ياد ببريد
که پدرتان نيز پدري از دست داد

00:16:15.975 --> 00:16:18.226
.و اين پدر از دست رفته نيز، پدرش را

00:16:18.394 --> 00:16:22.230
و اگر بازماندگان مي‌بايد
...به اقتضاي وظيفه‌ي فرزندي

00:16:22.398 --> 00:16:24.608
.يک چند در اندوه ماتم فرو روند...

00:16:24.776 --> 00:16:27.653
...ولي لجاجت ورزيدن در اين ماتم‌زدگي نشانه‌اي است

00:16:27.820 --> 00:16:31.448
،از خودسري ناپرهيزکارانه...
...و اندوهي نه در خور مرد است

00:16:31.616 --> 00:16:37.287
،و از اراده‌اي گستاخ در برابر مشيت آسمان...
...از قلبي ناتوان و جاني لجام گسيخته

00:16:37.455 --> 00:16:39.998
.و قضاوتي خام و پرورش نايافته حکايت مي‌کند...

00:16:40.166 --> 00:16:43.251
...زيرا آنچه مي‌دانيم که بايد رخ نمايد

00:16:43.419 --> 00:16:45.712
...آنچه براي فهم ما همچون مبتذل‌ترين چيزها عادي است...

00:16:45.880 --> 00:16:49.800
...براي چه بايد باز تندي و سرکشي کنيم

00:16:49.967 --> 00:16:51.968
و از آن برنجيم ؟...

00:16:52.136 --> 00:16:54.513
...اُف، اين گناهي در پيشگاه خدا

00:16:54.681 --> 00:16:58.934
،گناه در برابر مردگان...
...و گناه در برابر طبيعت است

00:16:59.102 --> 00:17:01.228
،و در ترازوي خرد نيز پاک بي‌معني است...
...که فتواي عام آن

00:17:01.396 --> 00:17:04.773
،مرگ پدران است...
...و همواره عقل فرياد زده است

00:17:04.941 --> 00:17:08.944
:از هنگامي که نخستين بار کسي مرد تا به امروز که...

00:17:09.112 --> 00:17:10.737
.«بايد چنين باشد»

00:17:11.406 --> 00:17:17.285
خواهش مي‌کنم، اين اندوه عاجزانه را
...به خاک بيندازيد

00:17:17.995 --> 00:17:21.039
.و ما را پدر تازه‌ي خود بشماريد...

00:17:21.207 --> 00:17:22.874
...زيرا جهانيان بايد بدانند

00:17:24.752 --> 00:17:29.297
.که شما نزديک‌ترين کسي به تخت ماييد

00:17:36.180 --> 00:17:38.974
...و من شما را با چنان محبتي گرامي مي‌دارم

00:17:39.142 --> 00:17:44.479
که از آنچه مهربان‌ترين پدر
.در حق پسر خود مي‌دارد، کمتر نيست

00:17:46.149 --> 00:17:50.110
و اما درباره‌ي تصميم‌‌تان
...براي بازگشت به دانشگاه ويتنبرگ

00:17:50.278 --> 00:17:52.487
...اين يکسر مغاير با ميل ماست...

00:17:52.655 --> 00:17:54.990
و از شما خواهش داريم
...قبول کنيد که اينجا بمانيد

00:17:55.158 --> 00:17:58.702
...و در شادي و رامش ديدگان ما...

00:17:58.870 --> 00:18:02.914
نخستين درباري ما، برادر زاده
.و پسر ما باشيد

00:18:03.082 --> 00:18:06.126
.هملت، دست رد بر سينه‌ي مادرت نزن

00:18:06.294 --> 00:18:10.297
،خواهش مي‌کنم با ما بمان
.به ويتبرگ نرو

00:18:10.465 --> 00:18:12.758
بانوي من، به بهترين وجهي
.که بتوانم فرمان خواهم برد

00:18:14.051 --> 00:18:17.846
.ها! اينک جوابي مهرآميز و بجا

00:18:18.681 --> 00:18:21.600
.در دانمارک يکي همچون خود ما باشيد

00:18:21.768 --> 00:18:23.393
.بياييد، بانوي من

00:18:23.561 --> 00:18:27.481
اين موافقت آزادانه و سرشار از لطف هملت
.بر دلم تبسم مي‌نهد

00:18:27.648 --> 00:18:31.026
به پاس آن،‌ بگذار امروز در دانمارک
...هيچ جامي بلند نکنيم

00:18:31.194 --> 00:18:33.862
که بانگ شادماني آن را...
...توپ‌ها به گوش ابرها نرسانند

00:18:34.030 --> 00:18:37.532
...و سپس هم آسمان‌ها هر جرعه‌ي شاه را...

00:18:37.700 --> 00:18:40.494
.با پژواک رعد زميني بازگو نکند...

00:18:40.661 --> 00:18:43.705
.بياييد، برويم

00:19:13.402 --> 00:19:18.573
آه، کاش اين تنِ سختِ سختِ جان
...مي‌توانست بگُدازد

00:19:18.741 --> 00:19:22.911
...و آب شود و همچون شبنم محو گردد...

00:19:23.329 --> 00:19:28.208
يا باز، ايکاش پروردگار جاويد...
.خودکشي را نهي نفرموده بود

00:19:28.376 --> 00:19:32.504
! آه، خدايا خدايا

00:19:32.672 --> 00:19:40.804
،چقدر امور اين جهان در نظرم فرساينده
! نابکار، بي‌مزه و سترون مي‌نمايد

00:19:40.972 --> 00:19:42.597
!تفو ! تف بر اين جهان باد

00:19:42.765 --> 00:19:46.059
باغي است پر گياه هرز
...که دانه بر آورده

00:19:46.227 --> 00:19:50.981
و چيزهاي پست و ناهنجار
.فقط آن را در تصرف گرفته

00:19:51.148 --> 00:19:54.192
! که کار بدين جا بکشد

00:19:54.360 --> 00:19:57.112
.آن هم تنها دو ماه پس از مرگ پدرم

00:19:57.280 --> 00:20:00.615
.و تازه، دو ماه هم نه

00:20:00.783 --> 00:20:04.369
...پادشاهي بدان شايستگي و خوبي، که در قياس با اين

00:20:04.537 --> 00:20:07.622
(همچون هايپريون (خداي خورشيد...
...به ساتير (نيمه خداي شاخ‌دار با موهاي ژوليده و پاهاي سم‌مانند) بود

00:20:07.790 --> 00:20:09.249
...در حق مادرم چندان مهربان...

00:20:09.417 --> 00:20:11.918
که روا نمي‌داشت...
...بادهاي آسمان

00:20:12.086 --> 00:20:14.212
.به چهره‌اش به خشونت بگذرند...

00:20:14.380 --> 00:20:17.674
اي زمين و آسمان ! آيا بر من است
که اين همه را به ياد آورم؟

00:20:17.842 --> 00:20:22.262
،آخر، اين مادرم بود که خود را به گردنش مي‌آويخت
...چنانکه گويي آرزو در او

00:20:22.430 --> 00:20:25.056
،از کامروايي باز فزوني مي‌گرفت...
...و با اين همه پس از يک ماه

00:20:25.224 --> 00:20:26.892
.آه، همان بهتر که بدان نينديشم

00:20:27.059 --> 00:20:28.310
! ترا اي سست عهد، زنت بايد ناميد

00:20:28.477 --> 00:20:31.980
،همه و همه يک ماه
...و کفش هاي مادرم در آن روز

00:20:32.148 --> 00:20:34.482
...که به دنبال نعش پدر بيچاره‌ام مي‌رفت...

00:20:34.650 --> 00:20:39.487
اشک ريزان،‌بسان نيوبه
(مادري که بخاطر کشته شدن 7 فرزندش به دست آپولو، از اندوه سنگ شد)
.هنوز فرسوده نشده است، و اينک اوست

00:20:39.655 --> 00:20:43.325
! آه، خدايا
...يک حيوان بي‌تميز

00:20:43.492 --> 00:20:45.368
.بيش از اين به ماتم مي‌نشست

00:20:45.536 --> 00:20:47.913
...آري، اوست که با عموي من پيمان زناشويي بست

00:20:48.080 --> 00:20:50.373
...با برادر پدرم...

00:20:50.541 --> 00:20:52.876
،که همان قدر با وي فرق دارد...
...(که من با هرکول (نيمه خداي رومي و بسيار پر زور

00:20:53.044 --> 00:20:55.253
...يک ماه بيش نگذشته...

00:20:55.504 --> 00:21:01.676
و هنوز شوري اشک‌هاي دروغين از...
...سوزاندن چشم‌هاي سرخ‌ گشته‌اش، باز نايستاده

00:21:01.844 --> 00:21:04.679
.که شوهر تازه اختيار کرده است...

00:21:04.847 --> 00:21:09.309
...آه چه شتاب نابکارانه‌اي

00:21:09.477 --> 00:21:15.982
!چنين چالاک به بستر زناکاري دويدن...

00:21:17.485 --> 00:21:19.486
...اين کار خوبي نيست

00:21:19.654 --> 00:21:24.074
.و نمي‌تواند به خير بينجامد...

00:21:25.451 --> 00:21:29.704
...ولي، اي قلب من! در هم بشکن

00:21:29.872 --> 00:21:32.958
!که بايد زبان بر دوخت...

00:21:36.045 --> 00:21:37.879
!درود بر شما خداوندگارم

00:21:38.047 --> 00:21:40.715
.خوشوقتم که به سلامت مي‌بينمتان

00:21:44.303 --> 00:21:46.429
.هوراشيو

00:21:47.682 --> 00:21:50.141
.يا اگر اشتباه نکنم

00:21:50.309 --> 00:21:52.852
،خودمم،‌ سرورم
.و همواره چاکر ناچيزتان

00:21:53.020 --> 00:21:55.939
،دوست خوب من، آقا
.اين نامي است که ما به هم خواهيم داد

00:21:56.107 --> 00:21:59.317
چه چيزي از ويتنبرگ آواره‌تان کرد ؟
هوراشيو ؟ مارسلوس ؟

00:21:59.485 --> 00:22:01.569
.سرور عزيزم -
.بسيار خوشحالم از ديدنتان -

00:22:01.737 --> 00:22:02.946
.شب بخير، آقا

00:22:03.114 --> 00:22:05.198
ولي به راستي، چه چيزي
از گوتنبرگ آواره‌تان کرد ؟

00:22:05.366 --> 00:22:07.075
.ذوق ولگردي، سرور عزيزم

00:22:07.243 --> 00:22:10.745
،من اين گفته را از زبان دشمنتان هم نمي‌پذيرم
...شما هم نمي‌توانيد گوش مرا مجبور کنيد

00:22:10.913 --> 00:22:14.958
آنچه را به ناروا به خود مي‌بنديد...
.باور بدارد، من مي‌دانم که شما به هيچ رو ولگرد نيستيد

00:22:15.126 --> 00:22:18.169
پس به چه کار به اِلسينور آمده‌ايد؟

00:22:18.337 --> 00:22:21.423
پيش از آنکه برگرديد، مي‌خوارگي را
.از ما خواهيد آموخت

00:22:21.590 --> 00:22:23.758
سرورم، براي ديدن
.مراسم تدفين پدرتان آمدم

00:22:23.926 --> 00:22:27.929
.خواهش مي‌کنم، رفيق، بر من مخند
.به گمانم براي ديدن جشن عروسي مادرم آمده‌اي

00:22:28.097 --> 00:22:31.266
.در واقع، سرورم، بسيار در پي هم نزديک بوده‌اند -
.صرفه‌جويي، هوراشيو، صرفه‌جويي -

00:22:31.434 --> 00:22:36.062
خورش‌هاي سرد شده‌ي ماتم را
. در سور زناشويي به کار زدند

00:22:36.230 --> 00:22:41.359
هوراشيو، خوش داشتم که در آسمان با بدترين دشمنم
.روبرو شوم و چنين روزي را هرگز نبينم

00:22:43.654 --> 00:22:45.739
.پدرم

00:22:48.075 --> 00:22:50.285
.گويا پدرم را مي‌بينم

00:22:50.453 --> 00:22:52.454
کجا، ‌سرورم ؟

00:22:53.247 --> 00:22:56.875
.در چشم خيالم، هوراشيو

00:22:58.127 --> 00:23:00.837
.من يک بار او را ديدم

00:23:02.173 --> 00:23:04.466
.او پادشاه برازنده‌اي بود

00:23:04.800 --> 00:23:07.052
.مرد بود

00:23:07.511 --> 00:23:10.180
...از همه بابت کسي بود

00:23:10.890 --> 00:23:12.766
.که نظير او را ديگر نخواهم ديد...

00:23:12.933 --> 00:23:14.642
...سرورم

00:23:15.227 --> 00:23:18.188
...فکر مي‌کنم...

00:23:19.273 --> 00:23:24.110
.که همين ديشب او را ديده‌ام...

00:23:26.280 --> 00:23:27.822
ديده‌اي ؟

00:23:29.825 --> 00:23:31.034
که را ؟

00:23:31.202 --> 00:23:34.496
...سرورم، پدر

00:23:35.623 --> 00:23:37.832
.تاجدار شما را...

00:23:38.000 --> 00:23:39.250
پدر تاجدار مرا ؟

00:23:39.418 --> 00:23:42.879
يک دم بر حيرت خود چيره شده
...و به دقت گوش فرا دهيد

00:23:43.047 --> 00:23:46.508
تا به گواهي اين آقايان اين امر شگرف را
.برايتان گزارش دهم

00:23:46.675 --> 00:23:49.177
.براي خدا، بگوييد که بشنوم

00:23:52.932 --> 00:23:56.684
،دو شب پيايپي اين آقايان
...مارسلوس و برناردو که نگهبان بوده‌اند

00:23:56.852 --> 00:24:00.063
در خاموشي بي‌کران نيمه شب...
.همچو برخوردي داشته‌اند

00:24:00.231 --> 00:24:03.858
،هيئتي شبيه به پدرتان
...سراپا به سلاح آراسته

00:24:04.026 --> 00:24:06.444
،در برابرشان پديدار مي‌گردد...
...و با گام‌هاي پرشکوه

00:24:06.612 --> 00:24:08.321
.و با جلال و آهسته از پيش ايشان مي‌گذرد...

00:24:08.489 --> 00:24:11.741
او سه بار در برابر چشمان درمانده از حيرت
...و ترسشان

00:24:11.909 --> 00:24:14.953
،در فاصله‌اي به اندازه‌ي عصاي خود گذر کرده...
...و آنان که از دهشت

00:24:15.121 --> 00:24:19.707
،کرخ گشته بودند...
.گنگ ماندند و با او سخن نگفتند

00:24:19.875 --> 00:24:22.669
سپس در نهان اين راز را
...با ترس و لرز با من در ميان نهادند

00:24:22.837 --> 00:24:25.421
...و شب سوم من با ايشان به نگهباني رفتم...

00:24:25.589 --> 00:24:29.634
...و درست در زمان و هيئتي که گفته بودند...

00:24:29.802 --> 00:24:33.179
...و با هر يک از سخنانشان راست و درست مي‌آمد...

00:24:33.347 --> 00:24:35.265
.شبح ظاهر شد...

00:24:35.933 --> 00:24:38.226
.من پدرتان را باز شناختم

00:24:38.394 --> 00:24:41.104
.اين دو دست من به هم شباهتي بيش از آن ندارند -
خوب اين کجا بود ؟ -

00:24:41.272 --> 00:24:43.064
.در ميدان محل نگباني‌مان

00:24:43.232 --> 00:24:45.108
با او سخن نگفتيد ؟ -
.چرا، سرورم -

00:24:45.276 --> 00:24:47.652
،اما پاسخي نداد
...گرچه مي‌پندارم يک بار

00:24:47.820 --> 00:24:51.656
سر بلند کرده و گويي...
...براي سخن گفتن به حرکت در آمد

00:24:51.824 --> 00:24:54.242
ولي درست در همان دم خروس سحر...
...آوازي بلند برداشت

00:24:54.410 --> 00:24:58.454
و به مجرد آن بانگ، او با شتاب گريخت...
.و از برابر نگاه‌مان ناپديد گشت

00:24:58.747 --> 00:24:59.998
.به راستي که شگرف است

00:25:00.166 --> 00:25:03.418
.اما سرور ارجمندم، همان‌قدر حقيقت دارد، که زنده بودن من

00:25:03.586 --> 00:25:06.421
ما فکر کرديم که وظيفه‌ي ماست
.که شما را آگاه نماييم

00:25:06.589 --> 00:25:08.715
.البته، البته، آقايان

00:25:08.883 --> 00:25:11.885
.ولي اين مرا به اضطراب مي‌افکند

00:25:12.469 --> 00:25:13.720
آيا امشب پاس خواهيد داد ؟

00:25:13.888 --> 00:25:15.096
.بله، سرورم -
سلاح‌پوش، گفتيد ؟ -

00:25:15.264 --> 00:25:16.806
.سلاح‌پوش، سرورم -
از سر تا پا ؟ -

00:25:16.974 --> 00:25:19.184
.سر تا پا -
پس چهره‌اش را نديديد؟ -

00:25:19.351 --> 00:25:21.394
.اوه، چرا سرورم، او لبه‌ي کلاهخودش را بالا زده بود

00:25:21.562 --> 00:25:23.396
چگونه به نظر مي‌رسيد ؟ ترشرو ؟

00:25:23.564 --> 00:25:26.524
.بيشتر سيماي غمگيني داشت تا خشمگين -
رنگ پريده يا بر افروخته ؟ -

00:25:26.692 --> 00:25:28.651
.بسيار رنگ پريده -
و چشمانش را به شما دوخته بود ؟ -

00:25:28.819 --> 00:25:29.819
.سخت خيره شده بود

00:25:30.446 --> 00:25:31.696
.کاش من آنجا بودم

00:25:31.864 --> 00:25:35.158
.سخت دچار حيرت مي‌شديد -
...سخت -

00:25:35.951 --> 00:25:37.619
.سخت احتمال دارد...

00:25:38.245 --> 00:25:41.247
مدت درازي ماند ؟ -
.آنقدر که بتوان بي‌شتاب تا صد شمرد -

00:25:41.415 --> 00:25:43.416
.بيشتر، بيشتر -
.تا جايي که من ديده‌ام، نه -

00:25:43.584 --> 00:25:45.210
ريشش با موهاي سفيد بود ؟ -

00:25:45.377 --> 00:25:48.880
،همان بود که موقع زنده بودنش ديده‌ام
.سياه با تارهاي نقره‌فام

00:25:49.048 --> 00:25:51.549
.من امشب پاس مي‌دهم

00:25:52.801 --> 00:25:54.093
.شايد باز بيايد

00:25:54.261 --> 00:25:55.762
.حتم دارم خواهد آمد

00:25:55.930 --> 00:25:59.307
...اگر در هيئت شخص پدر بزرگوارم پديدار شود

00:25:59.475 --> 00:26:03.436
...با او سخن خواهم گفت، اگر چه دوزخ خود دهان باز کند...

00:26:03.604 --> 00:26:05.980
.و مرا به خاموشي فرمان نهد...

00:26:07.691 --> 00:26:10.485
،از همه‌ي شما خواستارم
...اگر تا کنون آنچه را که ديده‌ايد نهان داشته‌ايد

00:26:10.653 --> 00:26:13.696
...همچنان خاموش بمانيد...

00:26:13.864 --> 00:26:16.699
و هر چيز ديگري هم...
...که امشب روي دهد

00:26:16.867 --> 00:26:19.744
.آن را به جان بسپاريد و بر زبان نياوريد...

00:26:19.912 --> 00:26:22.413
.قدر دوستي‌تان را خواهم شناخت

00:26:22.957 --> 00:26:23.998
.پس، به سلامت

00:26:27.878 --> 00:26:31.881
من بين ساعت 11 و 12 شب در ميدان
.به شما خواهم پيوست

00:26:32.049 --> 00:26:37.762
.اعليحضرت، مراتب احترام ما را بپذيريد -
.دوستي شما را پذيرا هستم، شما نيز دوستي مرا -

00:26:37.930 --> 00:26:39.764
.خدا به همراه

00:26:40.307 --> 00:26:42.976
!روح سلاح پوشيده‌ي پدرم

00:26:43.143 --> 00:26:45.144
.بوي خير از اين کار بر نمي‌آيد

00:26:45.312 --> 00:26:47.146
.گمان به خيانتي مي‌برم

00:26:47.314 --> 00:26:49.023
!کاش شب فرا رسيده بود

00:26:49.191 --> 00:26:53.278
.تا آن زمان، اي روح من، آرام باش

00:26:57.741 --> 00:27:00.493
...تبهکاري، در برابر چشمان آدميان سر بر مي‌آورد

00:27:00.661 --> 00:27:06.416
.حتي اگر روي آن را در سراسر زمين پوشانده باشند...

00:27:16.552 --> 00:27:18.594
.بارهاي سفرم بر کشتي نهاده شدند، خدانگهدار

00:27:18.762 --> 00:27:24.058
و خواهر، هر گاه که باد مساعد
...و کاروان دريا آماده بود، نخوابيد

00:27:24.226 --> 00:27:25.643
.مگر آنکه مرا از حال خويش با خبر سازيد...

00:27:25.811 --> 00:27:28.229
مگر در اين ترديدي داشتيد ؟

00:27:29.606 --> 00:27:36.112
اما درمورد هملت، مراحم ناچيزش را
...جز بازي و بولهوسي جواني به چيزي نگيريد

00:27:36.280 --> 00:27:41.576
:گويي بنفشه‌اي است در عنفوان بهار...
...زودرس و بي‌دوام، خوشبو و ناپايدار

00:27:41.744 --> 00:27:44.704
عطر و سرمستي يک دم...
.و ديگر هيچ

00:27:44.872 --> 00:27:47.707
همين و ديگر هيچ ؟ -
.جز اين هيچش ندانيد -

00:27:47.875 --> 00:27:51.502
زيرا در هلالِ طبيعت تنها رگ و پي يا پيکر نيست
...که مي‌بالد

00:27:51.670 --> 00:27:55.131
،بلکه همچنان که معبد تن وسعت مي‌يابد...
...مراسم نيايش جان و هوش در آن

00:27:55.299 --> 00:27:56.591
.نيز دامنه‌ي وسيع‌تري مي‌يابد...

00:27:56.759 --> 00:27:59.218
...شايد او اين دم دلباخته‌ي شماست

00:27:59.386 --> 00:28:04.932
و هيچ ناپاکي و فريبي چهره‌ي شريف آرزويش را...
...تيره نمي‌دارد. ولي شما بايد از آن بترسيد

00:28:05.100 --> 00:28:10.271
،با سنجش پايگاه بلندي که دارد...
....که اراده‌اش به دست خودش نباشد

00:28:10.439 --> 00:28:13.399
.چه او فرمان‌بردار نسب والاي خويش است...

00:28:13.567 --> 00:28:15.777
...او نمي‌تواند، مانند مردم بي‌نام و نشان

00:28:15.944 --> 00:28:18.529
،به دلخواه خود رفتار کند...
...چه ايمني و سلامت سراسر کشور

00:28:18.697 --> 00:28:21.240
.به انتخاب او وابسته است...

00:28:21.408 --> 00:28:23.951
و از اين رو انتخاب او به ناچار
...محدود مي‌گردد

00:28:24.119 --> 00:28:28.581
.با رأي و خواست پيکري که او سر آن است...

00:28:28.749 --> 00:28:33.044
پس اگر بگويد که دوستتان دارد، شايسته‌ي خردمندي
...آن است که گفته‌ي او را تا جايي باور داريد

00:28:33.212 --> 00:28:37.632
که در وضع خاص خويش بتواند...
...بدان جامه‌ي عمل بپوشاند

00:28:37.800 --> 00:28:42.553
و اين خود از حدي که مصلحت اساسي دانمارک
.با آن همراهي دارد، فراتر نمي‌رود

00:28:43.097 --> 00:28:45.473
...پس خود بسنجيد

00:28:45.641 --> 00:28:49.602
اگر زياده با خوش‌باوري به...
...سرودهاي او گوش فرا دهيد

00:28:49.853 --> 00:28:52.105
...يا اگر دل بدو ببازيد...

00:28:53.148 --> 00:28:57.902
يا گنج دوشيزگي خويش را به روي تمناي...
.سرکش او بگشاييد، شرف‌تان چه زياني از آن خواهد ديد

00:28:58.612 --> 00:29:01.197
...بترسيد، افليا، خواهر گراميم، بر حذر باشيد

00:29:01.365 --> 00:29:06.661
و از محبت خود گامي واپس‌تر بمانيد...
.تا از دسترس خطر کامجويي بيرون باشيد

00:29:07.955 --> 00:29:11.833
پرهيزگارترين دوشيزه اگر زيبايي خود را در برابر ماه از پرده
.به در کشد، باز بيش از آنچه بايد گشاده‌دستي نموده است

00:29:12.000 --> 00:29:15.294
.حتي فرشته‌ي تقوا از ضربات افترا مصون نيست

00:29:15.462 --> 00:29:19.465
شته چه بسا که پيش از شکفتن
...غنچه‌ها فرزندان بهاري را مي‌خراشد

00:29:19.633 --> 00:29:23.845
...و در شبنم زلال بامداد جواني است...

00:29:24.179 --> 00:29:27.849
.که خطر سرايت‌هاي مرگ‌بار نزديک‌تر است...

00:29:28.809 --> 00:29:31.727
.پس به هوش باشيد، بهترين ايمني در ترس است

00:29:31.895 --> 00:29:35.898
،و جوان اگر چه تنها بوده باشد
.باز با خود سر طغيان دارد

00:29:36.066 --> 00:29:40.361
من اين اندرزهاي نيکو را
.نگهبان قلب خود خواهم ساخت

00:29:41.280 --> 00:29:45.741
،ولي برادر عزيزم
...شما خود از آن کشيشان ناپارسا نباشيد

00:29:45.909 --> 00:29:48.286
که راه دشوار...
...و پر خس و خار آسمان را به ما نشان مي‌دهند

00:29:48.454 --> 00:29:50.913
...اما خود بسان هرزه‌اي خودخواه و بي‌باک...

00:29:51.081 --> 00:29:53.541
...در جاده‌ي پرگل کامگاري گام بر مي‌دارند...

00:29:53.709 --> 00:29:55.626
.و پروايي از مواعظ خود ندارند...

00:29:57.796 --> 00:29:58.796
.آه،‌ بر من نترسيد

00:30:00.549 --> 00:30:03.342
.من پر درنگ کرده‌ام -
هنوز اينجايي، لايرتيس ؟ -

00:30:03.510 --> 00:30:04.802
.اينک پدرم که مي‌آيد

00:30:04.970 --> 00:30:08.639
.دعاي خير دوباره فيضي دوباره است
.و بدرود دوباره لبخند بخت

00:30:08.807 --> 00:30:10.850
! برو، برو، به کشتي، شرم کن

00:30:11.018 --> 00:30:14.061
،باد در بادبانهاتان افتاده
.و کشتي به انتظار توست

00:30:14.229 --> 00:30:15.938
! خوب، بيا دعاي خيرت کنم

00:30:16.106 --> 00:30:21.068
و اين چند اندرز را بخاطر بسپار؛
.منش خويش را بنگر

00:30:21.236 --> 00:30:23.738
...آنچه مي‌انديشي به زبان مياور

00:30:23.906 --> 00:30:26.908
.و به انديشه‌هاي نسنجيده جامه‌ي عمل مپوشان...

00:30:27.075 --> 00:30:29.952
.هرگز عوامانه مأنوس مشو

00:30:30.579 --> 00:30:32.830
...دوستان خود را پس از آزمودن

00:30:32.998 --> 00:30:35.416
...با پنجه‌ي فولادين در جان خود جاي ده...

00:30:35.792 --> 00:30:38.252
...ولي دست هاي خود را براي پذيرايي...

00:30:38.420 --> 00:30:41.797
هر خامِ‌ سر از تخم درآورده‌اي...
.فرسوده مکن

00:30:42.090 --> 00:30:45.885
،از ستيزه بپرهيز
...اما اگر بدان کشانده شدي

00:30:46.053 --> 00:30:49.472
.چنان بکوش که از تو پروا کنند...

00:30:49.640 --> 00:30:52.558
،گوش خود را به شنيدن گفته‌ي هر کس بگمار
.ولي با کمتر کسي هم داستاني کن

00:30:52.726 --> 00:30:56.479
،با هر کسي رأي بزن
.اما قضاوت خود را فاش مگردان

00:30:56.647 --> 00:31:01.734
،به مقتضاي آنچه در کيسه داري رخت‌هاي گرانبها بپوش
.اما از بولهوسي دور باش

00:31:01.902 --> 00:31:03.903
.جامه‌ات فاخر باشد نه پر زرق و برق

00:31:04.071 --> 00:31:06.405
زيرا هيئت ظاهر اي بسا
...بر خود مرد دلالت مي‌کند

00:31:06.573 --> 00:31:08.950
...و در فرانسه مردم بلند پايه و والا مقام...

00:31:09.117 --> 00:31:12.370
خاصه از اين راه نشان مي‌دهند...
.که نسب عالي دارند

00:31:12.538 --> 00:31:15.581
...نه وام بگير و نه وام بده

00:31:15.749 --> 00:31:18.501
زيرا وام دادن چه بسا...
...از دست دادن پول و دوست هر دو است

00:31:18.669 --> 00:31:22.755
.و اما وام گرفتن عقل معاش را کند مي‌دارد...

00:31:23.799 --> 00:31:25.800
:به ويژه اين يک نکته

00:31:27.636 --> 00:31:29.136
...با خود درستکار باش

00:31:29.638 --> 00:31:31.521
...و همچنان که به يقين از پس شب روز مي‌آيد...

00:31:31.638 --> 00:31:34.642
نتيجه چنان خواهد بود...
.که با ديگران نخواهي توانست دغل‌کار باشي

00:31:34.935 --> 00:31:36.519
.خدا به همراه

00:31:36.687 --> 00:31:39.480
! دعاي خير من اين پندها را در تو بارور کناد

00:31:43.819 --> 00:31:45.945
.خاکسارانه رخصت رفتن مي‌خواهم، خداوندگار من

00:31:46.113 --> 00:31:49.782
،ديگر وقت است
.برويد، خدمتگارانتان منتظرند

00:31:53.495 --> 00:31:55.663
...بدرود،‌ افليا

00:31:57.499 --> 00:31:59.542
.آنچه گفتم خوب به خاطر بسپاريد...

00:31:59.710 --> 00:32:02.253
...همه به حافظه‌ام سپرده شده است

00:32:02.421 --> 00:32:05.631
.و کليدش به دست خودتان خواهد بود...

00:32:11.346 --> 00:32:22.346
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

00:32:31.074 --> 00:32:33.284
مگر او به شما چه گفت، افليا ؟

00:32:34.870 --> 00:32:37.246
...با اجازه‌تان

00:32:37.748 --> 00:32:41.459
.چيزي درباره‌ي والاحضرت هملت...

00:32:42.461 --> 00:32:43.794
.ها،‌ فکر خوبي بود

00:32:44.379 --> 00:32:49.300
به من گفته‌اند که از چندي پيش
...بارها شما را در خلوت ديده است

00:32:49.468 --> 00:32:54.930
و شما نيز در پذيرفتن او بسيار آزادگي...
.و گشاده‌دستي نشان داده‌ايد

00:32:55.223 --> 00:32:58.434
اگر اين که براي هشدار به من
.گزارش کرده‌اند درست باشد

00:32:58.602 --> 00:33:02.730
،بايد بگويم که شما
...آن گونه که شايسته‌ي دختر من و شرافت خودتان است

00:33:02.898 --> 00:33:06.734
.دريافت روشني از کار خود نداريد...

00:33:07.569 --> 00:33:09.779
چه رابطه‌اي ميان شما هست ؟

00:33:10.447 --> 00:33:11.989
.حقيقت را برايم بگوييد

00:33:12.449 --> 00:33:15.576
...سرورم، در اين اواخر

00:33:15.744 --> 00:33:17.745
.چندين بار به من پيشنهاد محبت کرده است...

00:33:17.913 --> 00:33:19.163
! محبت ! ‌هـه

00:33:19.331 --> 00:33:23.959
،شما به زبان دختر خام و ساده‌اي حرف مي‌زنيد
.که هيچ از اين گونه بازي‌هاي خطرناک سر در نمي‌آورد

00:33:24.127 --> 00:33:26.087
،اين پيشنهادها را، به قول خودتان
آيا باورش مي‌کنيد ؟

00:33:26.254 --> 00:33:29.048
،سرورم، نمي‌دانم
.در اين باره چه بايد فکر کنم

00:33:29.216 --> 00:33:31.342
،پس من يادتان مي‌دهم
...چنان فکر کنيد که دخترکي بيش نيستيد

00:33:31.510 --> 00:33:35.096
،و اين پيشنهادها را که هيچ ارزشي ندارد...
.به نقد گرفته‌ايد

00:33:35.263 --> 00:33:36.305
...خودتان را برتر از چنين پيشنهادهايي بشماريد

00:33:36.473 --> 00:33:38.430
،و گرنه، هر چند اين کلمه‌ي بينوا را نبايد اين همه بکار برد...
...مبادا فرسوده و ترک خورده شود

00:33:38.576 --> 00:33:39.725
.تصوير دختر احمقي را پيشنهاد خاطر من خواهيد کرد...

00:33:39.893 --> 00:33:43.688
سرورم، او به شيوه‌ي شرافتمندانه‌اي
.به من اظهار عشق کرد

00:33:43.855 --> 00:33:45.940
ها، مي‌توانيد بگوييد که اين همه
.شيوه‌ است،‌ بله، بله

00:33:46.149 --> 00:33:50.319
،و سخنان خود را، سرورم
.با سوگندهاي مقدس آسماني مؤکد داشت

00:33:50.487 --> 00:33:52.738
!هـا، دامي براي صيد مرغکي نادان

00:33:52.906 --> 00:33:55.574
،من خود مي‌دانم، هنگامي که خون به جوش مي‌افتد
...روح با چه فراخ‌دستي

00:33:55.742 --> 00:33:56.992
.سوگندها به زبان وام مي‌دهد...

00:33:57.452 --> 00:34:00.746
،اين فروزندگي‌ها، دخترم
...کمتر گرما مي‌بخشد تا روشنايي، و اين هر دو نيز

00:34:00.914 --> 00:34:04.208
،به مجرد همان نويدي که مي‌دهند خاموش مي‌شوند...
.و شما نبايد اين را آتش بيانگاريد

00:34:04.376 --> 00:34:07.336
از اين پس، در پذيرفتن او
.در محضر دوشيزه‌وار خود اندکي ممسک‌تر باشيد

00:34:07.504 --> 00:34:10.756
و براي ملاقات خود ارزشي بالاتر از
.يک دستور گفت و شنود قايل شويد

00:34:10.966 --> 00:34:13.884
،و اما درباره‌ي والاحضرت هملت
...تنها چنين بينديشيد که او جوان است

00:34:14.052 --> 00:34:17.179
،و خيلي بيش از آنچه مي‌توان اعطا کرد...
.از آزادي برخوردار است

00:34:17.347 --> 00:34:18.681
...مختصر بگويم، افليا

00:34:18.849 --> 00:34:21.642
،به سوگندهاي او اعتماد نکنيد...
...زيرا آنها پا اندازاني هستند

00:34:21.810 --> 00:34:24.061
که رنگ ديگري...
...جز آنچه از ظاهرشان پيداست دارند

00:34:24.229 --> 00:34:26.731
...و جز براي خواهش‌هاي ناپاک پايمردي نمي‌کنند...

00:34:26.898 --> 00:34:31.318
و براي آن دم از پرهيزگاري مي‌زنند...
.که بهتر فريب دهند

00:34:31.486 --> 00:34:35.156
،يک‌بار براي هميشه
...و براي آنکه سخنم رک و روشن باشد

00:34:35.323 --> 00:34:37.324
مي‌‌گويم که ديگر نمي‌خواهم...
...کمترين اوقات فراغت خود را

00:34:37.492 --> 00:34:39.952
.در گفت و شنو با والاحضرت هملت تلف کنيد...

00:34:40.996 --> 00:34:42.496
...مراقب کار باشيد، به شما دستور مي‌دهم

00:34:43.540 --> 00:34:45.374
.برويد

00:34:49.004 --> 00:34:52.339
...فرمانبردارم

00:34:53.925 --> 00:34:55.676
.سرورم...

00:34:58.764 --> 00:35:01.474
.باد سختي مي‌وزد، خيلي سرد است

00:35:01.641 --> 00:35:03.225
.باد پر سوز و گزنده‌اي است

00:35:03.393 --> 00:35:05.186
چه ساعتي است ؟ -
.گمان مي‌کنم چيزي به نيمه شب نمانده -

00:35:05.353 --> 00:35:07.313
.نه، زنگ نيمه شب زده شد

00:35:07.481 --> 00:35:10.983
.راستي ؟ من نشنيدم

00:35:11.151 --> 00:35:15.488
پس ساعتي که شبح
.معمولاً به راه مي‌افتد نزديک است

00:35:18.033 --> 00:35:19.742
سرورم، اين چه باشد ؟

00:35:19.910 --> 00:35:22.953
شاه امشب را زنده مي‌دارد
...و مِي‌ مي‌گسارد

00:35:23.121 --> 00:35:26.373
...و به عيش و نوش و رقص مي‌پردازد...

00:35:26.541 --> 00:35:28.709
و به هر جام شراب راين
...که فرو مي‌دهد

00:35:28.877 --> 00:35:32.046
طبل و شيپور بر پيروزي او، در شرطي
.که بسته است، چنين بانگ بر مي‌دارد

00:35:32.214 --> 00:35:33.756
اين رسم اينجاست ؟ -
.آري، به راستي -

00:35:33.924 --> 00:35:36.926
،ولي با آنکه من از همين سرزمينم
...و با چنين مراسمي زاده و پرورده شده‌ام

00:35:37.093 --> 00:35:40.095
باز بر آنم که اين رسم همان بهتر...
.که منسوخ گردد

00:35:40.263 --> 00:35:42.348
اين شادخواري احمقانه باعث مي‌شود
...تا از خاور تا باختر

00:35:42.516 --> 00:35:44.850
...همه‌ي ملت‌ها بر ما خُرده بگيرند...

00:35:45.018 --> 00:35:48.187
و نکوهش‌مان کنند...
...و ما را مي‌خواره‌ بنامند

00:35:48.355 --> 00:35:49.355
.و نام ما را با کُنيه‌ي خوک بچه بيالايند...

00:35:49.523 --> 00:35:51.524
...بي‌شک اين عيب هنرهاي ما را

00:35:51.691 --> 00:35:56.362
،هر چند درمرتبه‌ي والايي باشد...
.از جوهر و مغز افتخار خود دور مي‌گرداند

00:35:57.239 --> 00:36:01.742
:در مورد آحاد مردم نيز چنين است

00:36:02.369 --> 00:36:04.620
چه بسا که به سبب...
...لکه‌ي ناهنجاري در سرشتشان

00:36:04.788 --> 00:36:09.083
،مثلاً نقصي در نسب خويش،‌ حال آنکه آنان در اين باره چه گناه دارند...
...چه هيچ کس خود اصل و تبار خود را بر نمي‌گزيند

00:36:09.251 --> 00:36:11.418
...يا از سلطه‌ي جبارانه‌ي خويي...

00:36:11.586 --> 00:36:14.588
که غالباً ديواربست و برج‌هاي عقلشان را...
...واژگون مي‌سازد

00:36:14.756 --> 00:36:18.008
،يا از آن رو که عادتي در ايشان...
...همچون مخمري بس نيرومند

00:36:18.176 --> 00:36:21.262
به رفتار و اطوار برازنده‌شان...
...رنگي ناشايست مي‌دهد

00:36:21.429 --> 00:36:24.024
...باري، اين گونه کسان که مُهر يک نقص بر پيشاني دارند

00:36:24.332 --> 00:36:26.328
و آن هم جامه‌اي است...
...که طبيعت يا ستاره‌ي بخت بر قامتشان راست کرده

00:36:26.643 --> 00:36:30.485
...حتي اگر ديگر فضيلت‌هايشان به پاکي فيض يزداني بوده...

00:36:30.643 --> 00:36:32.530
...و تا آنجا که آدمي را تاب آن هست بي‌کران باشد...

00:36:32.774 --> 00:36:35.609
...چه بسا که در ديده‌ي عيب‌جوي عامه...

00:36:35.777 --> 00:36:38.279
.براي همين يک نقص مردود گردند...

00:36:38.446 --> 00:36:42.992
...يک ذره پليدي شريف‌ترين گوهر را تباه مي‌کند...

00:36:43.159 --> 00:36:44.577
.و همچو خود رسوا مي‌سازد...

00:36:44.744 --> 00:36:45.911
.سرورم، بنگريد، اوست که مي‌آيد

00:36:49.082 --> 00:36:50.875
...به شما اشاره مي‌کند که با وي برويد

00:36:51.084 --> 00:36:54.044
.و گويي تنها شماييد که مي‌بايد از چيزي آگهي‌تان دهد...

00:36:54.212 --> 00:36:57.631
ببينيد، چه نرم‌نرم شما را
.به سوي مکان دور افتاده‌تري مي‌خواند

00:36:57.799 --> 00:36:59.925
.ولي با او نرويد -
.نه، به هيچ وجه -

00:37:00.093 --> 00:37:03.345
.به سخن در نمي‌آيد، پس من به دنبالش مي‌روم -
.نرويد، سرورم -

00:37:03.513 --> 00:37:06.432
چه جاي ترس است ؟
...کمترين تشويشي براي زندگي خود ندارم

00:37:06.641 --> 00:37:10.603
،و روح مرا نيز از او چه زياني مي‌تواند باشد
که مانند او بي‌مرگ است ؟

00:37:10.770 --> 00:37:13.188
،باز مرا مي‌خواند
.به دنبالش مي‌روم

00:37:14.983 --> 00:37:17.109
...اما اگر، سرورم، شما را بسوي دريا

00:37:17.277 --> 00:37:20.404
و يا نيز بر قله‌ي سهمناک صخره‌اي...
...که در دريا پيش رفته بکشد

00:37:20.572 --> 00:37:22.573
...و آنجا هيئت وحشت‌زاي ديگري بگيرد...

00:37:22.741 --> 00:37:25.159
...که عقل را در شما زايل نمايد...

00:37:25.327 --> 00:37:26.702
و شما را به ديوانگي در اندازد ؟...

00:37:26.870 --> 00:37:29.413
.بدين بينديشيد
...گذشته از هر انگيزه‌ي ديگر

00:37:29.581 --> 00:37:33.334
تنها همان ديدار محل براي آن کس...
...که به ژرفاي دريا نگاه کند

00:37:33.501 --> 00:37:34.835
،و به غرش آن در پاي خود گوش دهد
.مايه‌ي بس نوميدي است

00:37:35.003 --> 00:37:37.922
.باز به من اشاره مي‌کند، برو، از پي‌ات مي‌آيم -
.سرورم نبايد برويد -

00:37:38.089 --> 00:37:40.591
! دست از من بداريد -
.تمکين کنيد، نبايد برويد -

00:37:40.759 --> 00:37:42.843
.سرنوشت من مرا مي‌خواند

00:37:43.011 --> 00:37:46.931
و هر کمترين تار وجودم را
(همچون اعصاب شير "نِمِه‌يا" (دره‌اي در شمال يونان
نيرومند مي‌گرداند

00:37:47.098 --> 00:37:50.267
.هنوز مرا مي‌خواند، ولم کنيد،‌ آقايان

00:37:50.435 --> 00:37:53.604
،به خدا سوگند
!هر که مرا باز بدارد، از او شبحي خواهم ساخت

00:37:53.772 --> 00:37:55.773
!مي‌گويم دور شويد

00:37:56.775 --> 00:37:59.902
.برو، از پي‌ات مي‌آيم

00:38:00.070 --> 00:38:03.906
.آشوبِ جانش، کارد را به استخوانش رسانيده -
.به دنبالش برويم، درست نيست که در اين حال از او فرمان ببريم -

00:38:04.074 --> 00:38:07.034
برويم، اين همه به چه چيز خواهد انجاميد ؟

00:38:07.202 --> 00:38:09.954
.در کار دانمارک چيزي هست که مي‌لنگد

00:38:10.121 --> 00:38:12.039
.خدا کارساز است

00:38:12.207 --> 00:38:13.582
.زود، به دنبالش برويم

00:38:14.751 --> 00:38:16.627
! اي فرشتگان و کارگزاران رحمت، ياريمان کنيد

00:38:16.795 --> 00:38:18.879
خواه تو روح آمرزيده باشي
...يا اهريمن نفرين شده

00:38:19.047 --> 00:38:21.382
خواه با خود هواي بهشت آورده باشي
...يا نفس دوزخ

00:38:21.549 --> 00:38:24.885
،خواه نيت پليد داشته باشي يا خواه نيک
...باري با چنان هيئت اسرارآميزي آمده‌اي

00:38:25.053 --> 00:38:26.387
.که ناچار با تو سخن خواهم گفت...

00:38:26.554 --> 00:38:29.640
،و ترا شاه و پدر خود، هملت
.فرمانرواي دانمارک، خواهم خواند

00:38:29.808 --> 00:38:31.141
! آه مرا پاسخ ده

00:38:31.309 --> 00:38:33.268
...بر من روا مدار که در خفقان ناداني بمانم

00:38:33.478 --> 00:38:37.690
بگو براي چه استخوان‌هاي تقديس شده و...
...به دست مرگ سپرده‌ات

00:38:37.857 --> 00:38:39.316
از کفن سر بر آورده‌اند ؟...

00:38:39.484 --> 00:38:42.486
براي چه مزاري
...که خود ديدم در آن آرميده‌اي

00:38:42.654 --> 00:38:45.948
،ناگهان آرواره‌هاي سنگين و مرمرين خويش را از هم گشاد
و ترا باز بيرون بيافگند ؟

00:38:46.116 --> 00:38:47.366
...تو اي پيک مرده

00:38:47.534 --> 00:38:50.244
از چيست، که دگرباره...
...سراپا در زره فولاد رفته

00:38:50.412 --> 00:38:53.747
بدين سان به ديدار فروغ ماه آمده‌اي...
...تا شب را سهمگين نموده

00:38:53.915 --> 00:38:56.917
،و ما را که فريب خورده‌ي طبيعتيم...
...با انديشه‌هايي که از دسترس ما به دور است

00:38:57.085 --> 00:38:59.294
چنين به سختي به لرزه در آوري ؟...

00:38:59.462 --> 00:39:01.296
بگو، اين براي چيست ؟ از چه روست ؟

00:39:01.464 --> 00:39:02.881
چه بايدمان کرد ؟

00:39:05.677 --> 00:39:07.761
مرا به کجا مي‌کشاني ؟

00:39:08.263 --> 00:39:09.763
.سخن بگو

00:39:09.973 --> 00:39:11.807
.دورتر نخواهم رفت

00:39:12.017 --> 00:39:14.601
.گوش به من دار -
.دارم -

00:39:14.769 --> 00:39:16.812
...ديگر به ساعتي که

00:39:16.980 --> 00:39:21.984
که بايد به شعله‌هاي شکنجه‌بار گوگرد باز گردم...
.نمانده است

00:39:22.152 --> 00:39:23.402
! افسوس، روح بيچاره

00:39:23.570 --> 00:39:28.949
،بر من دل مسوزان
.ولي آنچه را که بر تو فاش مي‌کنم، به دقت بشنو

00:39:29.117 --> 00:39:30.659
.بگو، ناگزير از شنيدنم

00:39:30.869 --> 00:39:34.872
و پس از شنيدن
.ناگزير از انتقام کشيدن

00:39:35.040 --> 00:39:36.081
چه ؟

00:39:36.791 --> 00:39:40.127
...من روح پدرت هستم

00:39:40.295 --> 00:39:43.839
تا چندي محکوم بدانم...
...که شب‌ها سرگردان باشم

00:39:44.049 --> 00:39:48.427
...و روزها در زندان آتشين روزه بگيرم...

00:39:48.595 --> 00:39:52.306
...تا گناهان زشت دوران زندگيم...

00:39:52.474 --> 00:39:55.642
.بسوزد و پاک گردد...

00:39:56.811 --> 00:40:01.899
من اگر از افشاي رازهاي زندان خود...
...منع نشده بودم

00:40:02.067 --> 00:40:06.153
مي‌توانستم چنان توصيفش نمايم...
...که هر کمترين کلمه‌ي آن

00:40:06.321 --> 00:40:10.365
،روح ترا آشفته دارد...
...و خون جوان ترا منجمد سازد

00:40:10.533 --> 00:40:15.204
و چشمان ترا همچون دو ستاره...
...از مدار خويشتن به در نمايد

00:40:15.371 --> 00:40:18.373
...و جعد و تاب موهايت را بر افشاند...

00:40:18.541 --> 00:40:26.377
و هر تار آن را بسان خارِ خارپشتِ مضطرب...
.راست بايستاند

00:40:26.591 --> 00:40:32.679
ولي راز جهانِ جاويد
.براي گوش‌هاي ساخته از گوشت و خون نيست

00:40:32.847 --> 00:40:38.769
! گوش کن ! ها ! گوش کن

00:40:38.937 --> 00:40:44.024
...اگر هيچگاه پدر گراميت را دوست داشته‌اي -
! آه، خدايا -

00:40:44.192 --> 00:40:47.986
.انتقام قتل فجيع و بس ناهنجار او را بگير...

00:40:48.154 --> 00:40:53.867
قتل او را ؟ -
...قتلي بس فجيع، چنان که به هر حال هر قتلي هست -

00:40:54.035 --> 00:40:59.498
.اما اين يک بس فجيع و بس شگرف و ناهنجار...

00:40:59.833 --> 00:41:00.833
...زودتر آگاهم کن

00:41:01.000 --> 00:41:04.378
تا من با بال‌هايي به تيز رفتاري خيال...
...يا انديشه‌ي عشق

00:41:04.546 --> 00:41:06.338
.براي انتقام به پرواز در آيم...

00:41:06.506 --> 00:41:07.589
.آماده‌ات مي‌بينم

00:41:07.757 --> 00:41:10.509
...تو اگر از اين ماجرا به هيجان در نيايي

00:41:10.677 --> 00:41:16.140
"از گياه هرزه‌اي که بر کناره‌هاي "ليتي
(رودي در دوزخ که نوشيدن آبش باعث فراموشي مردگان است)
.مي‌پوسد بي‌رگ‌تري

00:41:16.307 --> 00:41:18.016
.حال، هملت، گوش فرا ده

00:41:18.184 --> 00:41:20.936
گفته شد هنگامي که
...در بستان‌سراي خويش خفته بودم

00:41:21.104 --> 00:41:23.063
.ماري مرا گزيد...

00:41:23.231 --> 00:41:26.066
...بدين سان سراسر دانمارک

00:41:26.234 --> 00:41:31.363
با گزارشي دروغ درباره‌ي مرگ من...
.به نحوي فاحش فريب خورد

00:41:31.531 --> 00:41:35.993
:ولي اکنون، تو اي جوان آزاده، بدان
...ماري که بر جان پدرت نيش زد

00:41:36.161 --> 00:41:38.704
.اکنون تاج او را بر سر دارد...

00:41:38.872 --> 00:41:42.040
! آه، اي روح راست‌ الهام من ! عمويم

00:41:42.208 --> 00:41:47.754
...آري، آن حيوان زناکار

00:41:47.922 --> 00:41:52.759
...به جادوي زيرکي و هديه‌هاي جنايتکارانه‌ي خويش...

00:41:52.927 --> 00:41:58.765
آه، چه تبهکارند آن زيرکي و آن هديه‌ها-
-که مي‌توانند چنين از راه بدر برند

00:41:58.933 --> 00:42:01.852
...شهبانوي مرا که چندان تظاهر به پاکدامني مي‌کرد...

00:42:02.020 --> 00:42:07.691
.با شهوت‌پرستي خائنانه‌ي خويش هم‌داستان کرد...

00:42:07.859 --> 00:42:10.485
...آه، اي هملت

00:42:10.653 --> 00:42:14.406
! چه لغزشي بود اين...

00:42:14.574 --> 00:42:20.537
...از همچو مني گذشتن، که عشقم با بلندهمتي

00:42:20.705 --> 00:42:24.708
با سوگندي که هنگام زناشويي ياد کرده بودم...
...دست در دست مي‌رفت

00:42:24.876 --> 00:42:27.961
...و آنگاه بر ناکسي فرود آمدن...

00:42:28.129 --> 00:42:32.299
.که برازندگي‌هاي او در برابر من بس ناچيز بود...

00:42:32.467 --> 00:42:35.802
...ولي همچنان که تقوا، هيچ برانگيخته نمي‌شود

00:42:35.970 --> 00:42:39.431
هنگامي که هرزگي در هيئتي آسماني...
...وي را به خود دعوت کند

00:42:39.599 --> 00:42:43.518
،فسق هم...
...اگر با فرشته‌اي درخشان پيوند يابد

00:42:43.686 --> 00:42:46.939
...باز از بستر آسماني خود به ستوه مي‌آيد...

00:42:47.106 --> 00:42:50.484
.و طعمه‌ي خود را در پليدي‌ها مي‌جويد...

00:42:50.652 --> 00:42:53.487
ولي هان !‌ گويي هواي بامدادي
.بر من مي‌دمد

00:42:53.655 --> 00:42:55.364
.بايد سخن کوتاه کنم

00:42:55.531 --> 00:43:01.203
من به عادت هر روزه بعد از ظهر
...در بستان‌سراي خود خفته بودم

00:43:01.371 --> 00:43:05.582
عمويت که شيشه‌ي نفرين شده‌ي سِيکران...
...با خود داشت

00:43:05.750 --> 00:43:09.503
...پنهاني در آن ساعت آرامش آمد...

00:43:09.671 --> 00:43:14.716
و آن جوهر جذام‌آسا را...
...در دروازه‌هاي گوش من ريخت

00:43:14.884 --> 00:43:18.679
...و آن اثرش در خون آدمي چنان است...

00:43:18.846 --> 00:43:21.098
...که به چابکي سيماب...

00:43:21.266 --> 00:43:25.644
...از دروازه‌ها و مجراهاي طبيعي بدن مي‌شتابد...

00:43:25.812 --> 00:43:28.480
...و با نيرويي ناگهاني...

00:43:28.648 --> 00:43:35.028
،همچون قطره‌هاي ترشي که در شير بريزند...
.خون سالم و روان را لخته مي‌کند و منجمد مي‌سازد

00:43:35.196 --> 00:43:37.364
.با خون من نيز چنين کرد

00:43:37.532 --> 00:43:41.076
...و جوششي آني مانند جذام

00:43:41.244 --> 00:43:45.122
...پوست نرم و سالم مرا...

00:43:45.540 --> 00:43:49.209
.با زخم‌هاي زشت و نفرت‌انگيز پوشاند...

00:43:49.377 --> 00:43:53.505
...بدين سان بود که من به يک‌باره در خواب

00:43:53.673 --> 00:43:56.258
...به دست برادر...

00:43:56.426 --> 00:44:00.137
...زندگي، تاج و شهبانوي خود را...

00:44:00.305 --> 00:44:03.140
.از دست دادم...

00:44:03.558 --> 00:44:07.936
...و در عين شکفتگي گناهانم...

00:44:08.104 --> 00:44:14.109
...ناکام، بي‌تلقين و تدهين درويده شدم...

00:44:14.277 --> 00:44:18.739
...آري بي‌آنکه آماده گشته باشم..

00:44:18.906 --> 00:44:23.702
با همه‌‌ي معايب خويش...
.به پاي حساب فرستاده شدم

00:44:24.203 --> 00:44:27.080
...واي چه دهشتناک

00:44:27.248 --> 00:44:30.584
...چه دهشتناک...

00:44:30.752 --> 00:44:34.087
.بسي دهشتناک است...

00:44:34.255 --> 00:44:37.883
.اگر جوهري در توست، اين را بر خود هموار مکن

00:44:38.051 --> 00:44:43.889
مگذار که خوابگاه شاهي دانمارک
.بستر شهوتراني و زناي ناخجسته باشد

00:44:44.057 --> 00:44:47.559
...و به هر صورت که دست اندر کار شوي

00:44:47.727 --> 00:44:50.604
...روح خود را آلوده مدار...

00:44:51.356 --> 00:44:56.360
و هيچ مگذار که جانب...
.بر ضد مادرت به چاره‌انديشي برآيد

00:44:56.527 --> 00:44:58.612
...او را به خدا واگذار

00:44:58.780 --> 00:45:02.324
...و به خارهايي که در قلبش جاي دارند...

00:45:02.492 --> 00:45:06.119
.تا در او بخلند و نيشش بزنند...

00:45:06.537 --> 00:45:07.621
.ولي هم اينک خدانگهدار

00:45:07.789 --> 00:45:12.751
آتش بي‌اثر کرم ‌شب‌تاب رنگ مي‌بازد
.و چنين بر مي‌آيد که صبح نزديک است

00:45:12.919 --> 00:45:16.171
.خدانگهدار! خدانگهدار! هملت

00:45:16.339 --> 00:45:19.591
.فراموشم مکن

00:45:22.345 --> 00:45:28.058
!آه، شما اي همه‌‌‌ي لشگريان آسمان

00:45:32.772 --> 00:45:36.066
اي زمين ! و باز چه ؟

00:45:36.234 --> 00:45:40.654
آيا دوزخ را هم بايد افزود ؟

00:45:41.572 --> 00:45:44.074
! تُفو

00:45:44.242 --> 00:45:48.745
...آرام، آرام باش، قلب من

00:45:49.705 --> 00:45:54.960
،و شما اي اعصاب من، ناگهان پير نگرديد...
.بلکه استوارم نگه داريد

00:45:55.128 --> 00:45:57.295
!فراموشت نکنم ؟

00:45:58.047 --> 00:46:02.676
...نه، اي شبح بي‌نوا

00:46:02.844 --> 00:46:06.888
تا زماني که حافظه...
.در اين گوي آسيمه‌سر جايي دارد

00:46:07.056 --> 00:46:09.516
.نه، من فراموشت نکنم

00:46:09.684 --> 00:46:14.187
من از لوح حافظه‌ام
...همه‌ي خاطرات ناچيز را

00:46:14.355 --> 00:46:18.275
...همه‌ي مضامين کتاب‌ها و هر تأثر و هر تصويري را...

00:46:18.443 --> 00:46:20.902
...که جواني با مشاهده بر آن نگاشته‌اند، خواهم زدود...

00:46:21.070 --> 00:46:26.700
....و تنها فرموده‌‌ي تو، بي‌آميختگي موضوعات سبک‌تر...

00:46:26.868 --> 00:46:29.077
.در کتاب مغزم زنده خواهد ماند...

00:46:29.245 --> 00:46:31.580
! آري، به خدا سوگند

00:46:31.747 --> 00:46:35.834
! آه، اي زن نابکار

00:46:36.002 --> 00:46:39.629
! اي ناکس،‌ ناکس ملعونِ خنده بر لب

00:46:39.797 --> 00:46:41.548
...دفترم

00:46:41.716 --> 00:46:46.511
خوب است در آن يادداشت کنم...
.که مي‌توان لبخند زد و لبخند زد و باز ناکس بود

00:46:46.679 --> 00:46:48.555
دست کم يقين دارم
.که در دانمارک چنين مي‌تواند بود

00:46:48.723 --> 00:46:53.560
.خب عمو، در اينجا ثبت کردمت

00:46:54.395 --> 00:46:56.396
...و اما شعار من

00:46:56.564 --> 00:47:01.693
...چنين خواهد بود: «خدانگهدار، خدانگهدار

00:47:01.861 --> 00:47:04.279
«فراموشم نکن...

00:47:06.365 --> 00:47:08.617
.من بر اين سوگند خورده‌ام

00:47:11.078 --> 00:47:12.621
! سرورم -
! سرورم -

00:47:13.247 --> 00:47:14.581
! سرورم -
! والا حضرت هملت -

00:47:14.749 --> 00:47:17.334
! خدايا نگه‌دار او باش
! آمين

00:47:17.502 --> 00:47:19.461
.آهاي، اوهو، آهاي، سرورم

00:47:19.629 --> 00:47:20.879
! هاي، اوهو، هاي، جانم

00:47:21.047 --> 00:47:23.423
.بيا، مرغک،‌ بيا -
کار چگونه است، سرورم ؟ -

00:47:23.591 --> 00:47:24.925
چه خبر، سرورم ؟ -
! اوه خبرهاي شگرف -

00:47:25.092 --> 00:47:26.801
! بگوييد، سرورم -
.نه واگويه مي‌کنيد -

00:47:26.969 --> 00:47:28.970
.نمي‌کنم، سرورم، به خدا -
.من هم نه، سرورم -

00:47:29.138 --> 00:47:31.515
،خب چه مي‌گوييد
هيچ به مغز کسي خطور مي‌کرد ؟

00:47:31.682 --> 00:47:33.808
ولي آيا اين راز را نگاه خواهيد داشت ؟ -
.آري، سرورم،‌ به خدا سوگند  -

00:47:33.976 --> 00:47:38.021
...در سراسر دانمارک هيچ ناکسي نيست که
.پاک رذل و فرومايه نباشد

00:47:38.189 --> 00:47:40.607
سرورم، نيازي نبود شبحي از گور بر آيد
.و اين را به ما بگويد

00:47:40.775 --> 00:47:41.983
.ها، درست، درست فهميده‌ايد

00:47:42.151 --> 00:47:45.779
،پس بي رودرواسي بهتر آن مي‌دانم
...که دست يکديگر را بفشاريم و از هم جدا شويم

00:47:45.947 --> 00:47:48.323
شما به کار خود...
...و هر جا که ميل‌تان مي‌کشد برويد

00:47:48.491 --> 00:47:50.951
-چه هر کس براي خود کاري و ميلي دارد-

00:47:51.118 --> 00:47:54.037
،و اما من به سهم ناچيز خود
.ببينيد، مي‌روم نماز بخوانم

00:47:54.205 --> 00:47:55.956
.اين همه، سرورم، جز سخنان پريشان و درهم ريخته چيزي نيست

00:47:56.123 --> 00:47:58.750
،از ته دل، آري، به ايمانم سوگند
.از ته دل متأسفم که به شما برخورد

00:47:58.918 --> 00:48:01.962
.اهانتي در ميان نبود، سرورم -
...چرا به پاتريک مقدس سوگند، هوراشيو، اهانت بوده است -

00:48:02.129 --> 00:48:03.588
.آن هم اهانتي بزرگ...

00:48:03.756 --> 00:48:07.300
،درباره‌‌ي اين چه اينجا ديده‌ايم
.بايد به شما بگويم که روح درستگاري است

00:48:07.468 --> 00:48:09.469
...اما دانستن آنچه ميان ما گذشت

00:48:09.637 --> 00:48:11.471
اين هوس را به هر تدبير که بتوانيد...
.لگام بزنيد

00:48:11.639 --> 00:48:16.643
،و اينک، اي دوستان خوب من
...چه شما را دوست، هم‌درس و سرباز خود مي‌دانم

00:48:16.811 --> 00:48:18.228
.استدعاي ناچيز مرا برآورده داريد...

00:48:18.396 --> 00:48:19.729
.چيست سرورم ؟ آماده‌ي خدمتيم

00:48:19.897 --> 00:48:22.857
.هرگز آنچه را امشب ديده‌ايد فاش نکنيد

00:48:23.025 --> 00:48:24.943
.سرورم، فاش نخواهيم کرد -
.نه، سوگند ياد کنيد -

00:48:26.153 --> 00:48:28.572
.به ايمانم سوگند که فاش نخواهم کرد

00:48:28.739 --> 00:48:30.156
.و من نيز سرورم، به ايمانم سوگند

00:48:30.324 --> 00:48:31.575
.به شمشير من سوگند ياد کنيد

00:48:31.742 --> 00:48:33.660
.ولي ما که سوگند ياد کرده‌ايم سرورم

00:48:33.828 --> 00:48:35.745
.درست، اما به شمشير من

00:48:35.913 --> 00:48:37.330
! سوگند ياد کنيد

00:48:37.498 --> 00:48:40.875
آهاه، جانم! تويي که چنين مي‌گويي ؟
پس تو اينجايي، بنده‌ي خدا ؟

00:48:41.043 --> 00:48:43.628
،بياييد به گفته‌ي آن که زير زمين است گوش کنيد
.سوگند ياد کنيد

00:48:43.796 --> 00:48:45.005
.سرورم، سوگند را خودتان تلقين بفرماييد

00:48:45.172 --> 00:48:48.425
به شمشير من که هرگز درباره‌ي
.آنچه که ديده‌ايد سخن نخواهيد گفت

00:48:48.593 --> 00:48:49.801
! سوگند ياد کنيد

00:48:51.178 --> 00:48:53.388
.اينجا و همه جا ؟) پس ما جاي خود را عوض مي‌کنيم)

00:48:53.556 --> 00:48:56.641
بياييد اينجا، آقايان، و بار ديگر
.دست‌هايتان را بر شمشير من بگذاريد و سوگند ياد کنيد

00:48:56.809 --> 00:49:00.228
،که هرگز آنچه را که شنيديد بازگو نکنيد
.به شمشير من سوگند ياد کنيد

00:49:00.396 --> 00:49:03.315
! سوگند ياد کنيد -
! خوب گفتي، ‌اي موش کور -

00:49:03.482 --> 00:49:06.818
چگونه مي‌تواني به اين سرعت زيرزمين کار کني ؟
! نقب‌کن شايسته‌اي هستي

00:49:06.986 --> 00:49:08.486
.باز دوستان مهربانم، دورتر برويم

00:49:08.654 --> 00:49:11.448
به روز و شب سوگند
!که معجزه‌ي غريبي است

00:49:11.616 --> 00:49:14.242
:پس به او که غريب است بگو
«خوش آمديد»

00:49:14.410 --> 00:49:16.828
...هوراشيو، در زمين و آسمان بسا چيزها هست

00:49:16.996 --> 00:49:19.914
،که فلسفه‌تان به خواب نديده...
.ولي بياييد

00:49:20.082 --> 00:49:24.753
،و اينجا  همچنان که دمي پيش
...به ياري پروردگار سوگند ياد کنيد

00:49:24.920 --> 00:49:27.505
...که هر چند رفتارم شگرف و غريب بنمايد...

00:49:27.673 --> 00:49:32.844
چه امکان آن هست که به زودي چنين صلاح بدانم-
-.که خود را به مسخرگي بزنم

00:49:33.012 --> 00:49:36.222
،هرگز، وقتي که مرا بدان حال مي‌بينيد...
...دست‌ها را بدين سان چليپا نکنيد

00:49:36.390 --> 00:49:39.517
،و اين گونه سر نجنبانيد...
...يا با جملات شبهه‌آميز

00:49:39.685 --> 00:49:41.895
،"مانند "خوب بله، مي‌دانيم
"...يا "اگر مي‌خواستيم، مي‌توانستيم

00:49:42.063 --> 00:49:44.856
"...يا " اگر مايل به گفتنش بوديم...
"...يا " کساني هستند که اگر مي‌توانستند

00:49:45.024 --> 00:49:48.151
،يا با هر گونه سخن دو پهلوي ديگر به کنايه نفهمانيد
.که چيزي درباره‌ي من مي‌دانيد

00:49:48.319 --> 00:49:49.819
...اين را سوگند ياد کنيد

00:49:49.987 --> 00:49:51.863
...که فيض و رحمت حق...

00:49:52.031 --> 00:49:56.785
! در شدت نياز يارتان باد...

00:49:56.952 --> 00:49:58.453
.سوگند ياد کنيد...

00:49:58.621 --> 00:50:00.830
! سوگند ياد کنيد

00:50:09.757 --> 00:50:12.092
...پس آرام

00:50:12.843 --> 00:50:14.803
...آرام بمان...

00:50:15.721 --> 00:50:18.515
.اي روح مضطرب...

00:50:20.685 --> 00:50:27.107
،اينک آقايان
...من خود را با همه‌ي محبت خويش به شما مي‌سپارم

00:50:28.067 --> 00:50:30.151
...و آنچه در توانايي مرد بي‌نوايي همچون هملت است...

00:50:30.319 --> 00:50:35.615
...که دوستي و محبت به شما نشان دهد...

00:50:35.950 --> 00:50:40.453
.به ياري خدا، از آن دريغ نخواهم داشت...

00:50:41.747 --> 00:50:43.957
...با هم به کاخ برگرديم

00:50:44.125 --> 00:50:50.630
.و شما، خواهشمندم همواره لب از سخن بدوزيد...

00:50:52.174 --> 00:50:56.428
.زمانه از مدار خود به در گشته است

00:50:57.054 --> 00:50:59.639
...و آه چه رنج و شکنجه‌اي

00:50:59.807 --> 00:51:04.227
.که من براي آن زاده شدم تا باز آن را بر جا نهم...

00:51:07.982 --> 00:51:09.899
.خوب، بياييد

00:51:12.737 --> 00:51:14.821
.با هم برويم

00:51:18.534 --> 00:51:21.411
.رنالدو، اين پول و اين نامه‌ها را به او بدهيد

00:51:21.579 --> 00:51:22.662
.به چشم، سرورم

00:51:23.080 --> 00:51:25.832
...اما رنالدوي عزيز، عاقلانه‌تر آن است

00:51:26.000 --> 00:51:29.794
که پيش از ملاقات با او از رفتار...
.و کردارش جويا شويد

00:51:29.962 --> 00:51:31.963
.سرورم، قصد من همين بود

00:51:32.131 --> 00:51:33.840
! ها، خوب گفتي، بسيار خوب گفتي

00:51:34.008 --> 00:51:37.969
،ببينيد، آقا
...اول تحقيق کنيد که دانمارکي‌هاي پاريس چگونه‌اند

00:51:38.137 --> 00:51:42.015
،که هستند، چه هستند، چه درآمدي دارند...
...کجا مسکن گرفته‌اند

00:51:42.183 --> 00:51:44.017
.نشست و برخاستشان با کيست، چه خرج‌هايي مي‌کنند...

00:51:44.393 --> 00:51:47.353
و پس از آنکه با اين مقدمه‌چيني‌ها
...و اين تعبيه‌ها پي برديد

00:51:47.521 --> 00:51:50.106
...که پسرم را مي‌شناسند...

00:51:50.274 --> 00:51:53.985
...به هدف‌تان نزديک‌تر شويد...

00:51:54.445 --> 00:51:57.447
...و وانمود کنيد که خودتان گويا از دور مي‌شناسيدش...

00:51:57.615 --> 00:52:01.659
مثلاً بگوييد: "پدرش را و دوستانش را...
".و تا اندازه‌اي، خودش را هم مي‌شناسم

00:52:01.827 --> 00:52:04.245
متوجه هستيد چه مي‌گويم، رنالدو ؟ -
.آري، بسيار خوب، سرورم -

00:52:04.413 --> 00:52:08.583
"تا اندازه‌اي خودش را"
...گر چه مي‌توانيد بگوييد، "نه چندان

00:52:08.751 --> 00:52:13.671
،اما اگر همان باشد که گمان مي‌کنم...
".بسيار جوان خودسري است، اين و آن عيب را داراست

00:52:13.839 --> 00:52:16.341
و آنگاه هر جعلياتي را که خوش داشتيد
.به وي نسبت دهيد

00:52:16.509 --> 00:52:19.969
اوه، اما نه چيزهاي زننده‌اي
.که بتواند شرافتش را لکه دار کند، مواظب کار باشيد

00:52:20.721 --> 00:52:23.556
آقا، بلکه از آن لغزش‌ها
...و خودسري‌هاي عادي

00:52:23.724 --> 00:52:27.602
که خوب مي‌دانيم...
.با جواني و آزادي همراه است

00:52:27.770 --> 00:52:32.398
از قبيل قمار، سرورم ؟ -
...ها، بله، مي‌خوارگي، شمشيرکشي -

00:52:32.566 --> 00:52:36.361
.ناسزاگويي، زن‌بارگي...

00:52:37.947 --> 00:52:40.073
.شما تا اينجا هم مي‌توانيد پيش برويد

00:52:43.160 --> 00:52:44.911
.سرورم، اين که مايه‌ي بدناميش خواهد بود

00:52:45.079 --> 00:52:48.164
نه، براستي، به شرطي که بتوانيد
.در عيب‌جويي‌هايتان اندازه نگه داريد

00:52:48.332 --> 00:52:52.377
نبايد چنان تهمتي به او ببنديد
.که تصور شود سرشت هرزه‌اي دارد

00:52:52.545 --> 00:52:53.962
.منظور من اين نيست

00:52:54.129 --> 00:52:58.383
ولي معايبش را چنان ماهرانه وصف کنيد
...که به صورت خامي سرشتي آزاد

00:52:58.551 --> 00:53:00.718
شراره‌ها و سرکشي‌هاي...
...جاني آتشين

00:53:00.886 --> 00:53:04.347
و توسني خوني رام ‌نا گشته...
.و شوري همگاني جلوه کند

00:53:04.515 --> 00:53:06.808
...ولي، سرورم -
مي‌پرسيد براي چه مي‌بايد چنين کنيد ؟ -

00:53:06.976 --> 00:53:09.310
،بله، سرورم
.مي‌خواستم همين را بدانم

00:53:09.478 --> 00:53:13.106
،ها، آقا، تدبيري که من انديشيده‌ام اين است
:و يقين دارم که کارگر خواهد افتاد

00:53:13.274 --> 00:53:15.900
شما که اين آلودگي‌هاي جزيي را
...به پسرم نسبت داديد

00:53:16.068 --> 00:53:18.778
درست مانند کالايي که در کارگاه...
...چرکين شده باشد

00:53:18.946 --> 00:53:22.615
توجه داريد، مخاطبتان، او که مي‌خواهيد...
...از او حرف بيرون بکشيد

00:53:22.783 --> 00:53:27.120
همين قدر اگر در جواني، که از او با وي...
...سخن مي‌گوييد، چيزکي از آن معايب را سراغ کرده باشد

00:53:27.288 --> 00:53:30.498
مطمئن باشيد...
:که گفته‌ي شما را با گفتن عناويني مانند

00:53:30.666 --> 00:53:34.502
«آقاي عزيز» يا «دوست من»
...يا «سرکار آقا» تأييد خواهد کرد

00:53:34.670 --> 00:53:37.213
بر حسب آنکه چه عبارات يا عناويني...
.آن مرد به کار مي‌برد و در کشورش مرسوم است

00:53:37.381 --> 00:53:38.673
.بسيار خوب، سرورم

00:53:38.841 --> 00:53:41.259
...و آن وقت، آقا، اگر او، اگر او

00:53:42.386 --> 00:53:43.636
چه داشتم مي‌گفتم ؟

00:53:43.804 --> 00:53:46.598
،به خدا، داشتم چيزي مي‌گفتم
حرفم کجا بود ؟

00:53:46.765 --> 00:53:49.976
..."آنجا که "تأييد خواهد کرد

00:53:51.145 --> 00:53:53.813
."با گفتن "دوست من" يا "سرکار آقا...

00:53:53.981 --> 00:53:55.648
"ها، بله، "تأييد خواهد کرد

00:53:55.816 --> 00:53:58.192
:حرفتان را اين جور تأييد خواهد کرد

00:53:58.360 --> 00:54:00.945
...من اين آقا را مي‌شناسم"

00:54:01.113 --> 00:54:03.489
،ديروز يا پريروز ديدمش...
...در فلان يا بهمان تاريخ

00:54:03.657 --> 00:54:06.034
،با فلان و بهمان کس...
...و همان ‌طور که شما مي‌گوييد

00:54:06.201 --> 00:54:10.163
،سرگرم قمار بود...
...يا در مجلس مي‌خواري از پا در افتاده بود

00:54:10.331 --> 00:54:14.834
،يا در بازي تنيس با يکي پرخاش مي‌کرد" يا کسي چه مي‌داند...
..."ديدمش به يکي از آن خانه‌هاي کذايي مي‌رفت"

00:54:15.002 --> 00:54:17.128
...مثلاً به يک فاحشه‌خانه و

00:54:17.296 --> 00:54:22.508
حالا ديگر مي‌فهميد ؟ شما با طعمه‌ي دروغتان
.ماهي حقيقت را صيد مي‌کنيد

00:54:22.676 --> 00:54:26.179
...و ما مردم آزموده و با کفايت

00:54:26.347 --> 00:54:29.307
با همين شيوه‌ زدن‌ها...
...و کج باختن‌ها

00:54:29.475 --> 00:54:33.478
.از بي‌راهه راه به مقصود ببريم...

00:54:33.646 --> 00:54:37.857
،شما هم با پيروي از اين درس و اندرز من
.خواهيد توانست به اخلاق پسرم پي ببريد

00:54:38.025 --> 00:54:40.610
ملتفت شديد چه گفتم، يا نه ؟ -
.بله، سرورم -

00:54:40.778 --> 00:54:42.362
.خدا به همراه،‌ سفر به خير

00:54:45.199 --> 00:54:46.199
! به اقبال سرورم

00:54:51.121 --> 00:54:53.456
.بولهوسي‌هاي او را به رُخش نکشيد

00:54:53.624 --> 00:54:54.916
.اطاعت، سرورم

00:54:55.542 --> 00:54:58.544
.و بگذاريد به هواي خودش باشد

00:54:59.463 --> 00:55:01.339
.بسيار خوب، سرورم

00:55:01.507 --> 00:55:03.257
.خدانگهدار

00:55:05.260 --> 00:55:06.678
! سرورم

00:55:07.471 --> 00:55:09.138
ها، افيليا، چه شده ؟

00:55:09.306 --> 00:55:11.975
!آخ، سرورم، چقدر ترسيدم

00:55:12.142 --> 00:55:13.977
خداي من، ‌از چه ؟

00:55:14.144 --> 00:55:17.397
سرورم، من در اتاقم
...سرگرم دوخت و دوز بودم

00:55:17.564 --> 00:55:20.525
،والاحضرت هملت...
...با قباي باز

00:55:20.693 --> 00:55:23.194
،بي‌کلاه...
...با جوراب‌هاي بي‌بندِ گلي

00:55:23.362 --> 00:55:25.947
...که چين خورده روي قوزک پايش افتاده بود...

00:55:26.115 --> 00:55:29.742
،رنگش مثل پيراهن خود سفيد...
...با زانوهايي که به هم مي‌خورد

00:55:29.910 --> 00:55:32.412
...و سيمايي چنان ترحم‌انگيز...

00:55:32.579 --> 00:55:35.957
که گويي دوزخ او را بيرون فرستاده...
...تا وحشت‌هاي آن را بازگو کند

00:55:36.125 --> 00:55:37.375
.در چنين حالي نزد من آمد...

00:55:37.543 --> 00:55:40.586
عشق تو ديوانه‌اش کرده ؟ -
.سرورم، نمي‌دانم -

00:55:40.754 --> 00:55:43.089
.ولي به راستي مي‌ترسم که همين باشد -
چه گفت ؟ -

00:55:43.257 --> 00:55:47.760
...او مچ دستم را گرفت و سخت فشار داد

00:55:47.928 --> 00:55:50.763
...سپس به اندازه‌ي دست و بازوي خود دور شد...

00:55:50.931 --> 00:55:54.559
و دست ديگرش را اين طور...
...بالاي ابروانش نگه داشت

00:55:54.727 --> 00:56:00.189
و در چهره‌ام چنان نگاه دقيقي دوخت...
.که گويي مي‌خواهد تصويرم را بکشد

00:56:01.734 --> 00:56:03.943
.يک چند به اين حال ماند

00:56:05.195 --> 00:56:08.906
...و سر انجام، بازوانم را کمي تکان داد

00:56:09.074 --> 00:56:12.785
...و سه بار بدين گونه سر جنباند...

00:56:12.953 --> 00:56:17.540
و آهي چنان عميق...
...و چنان رقت‌انگيز سر داد

00:56:17.708 --> 00:56:23.463
که گويي مي‌بايد پيکرش از آن از هم بپاشد...
.و زندگانيش به پايان برسد

00:56:24.465 --> 00:56:27.216
...آنگاه، رهايم کرد

00:56:27.384 --> 00:56:31.512
و همچنان که سرش از فراز شانه...
...به سوي من بود

00:56:32.431 --> 00:56:35.808
گويي بدون کمک چشمانش...
...راه خود را مي‌جست

00:56:36.602 --> 00:56:40.438
...به همان حال از در بيرون رفت...

00:56:40.606 --> 00:56:43.941
و تا به آخر پرتو چشمانش را...
.بر من تاباند

00:56:47.696 --> 00:56:49.405
.بيا

00:56:50.741 --> 00:56:52.408
.با من برويم

00:56:52.576 --> 00:56:54.869
.من به سراغ شاه مي‌روم

00:56:55.037 --> 00:56:59.791
،اين همان جذبه‌ي عشق است
...که فرط حدّت آن را به نابودي دارد

00:56:59.958 --> 00:57:02.376
...و اراده را به کارهاي پر خطر مي‌کشاند...

00:57:02.544 --> 00:57:06.547
مانند هر سوداي ديگري در جهان...
.که سرشت ما بدان دچار گردد

00:57:06.715 --> 00:57:08.132
.من متأسفم

00:57:10.010 --> 00:57:12.220
ببينم،‌آيا تازگي‌ها با وي به درشتي
سخن گفته‌ايد ؟

00:57:12.387 --> 00:57:15.473
.نه، سرور عزيزم
...ولي به دستور شما

00:57:15.641 --> 00:57:20.061
نامه‌هايش را پس فرستاده...
.و از ديدنش سر باز زده‌ام

00:57:24.066 --> 00:57:26.359
.همين ديوانه‌اش کرده

00:57:26.985 --> 00:57:31.197
پشيمانم که او را با هشياري
.و خردمندي بيشتري نگاه نکردم

00:57:31.782 --> 00:57:35.535
مي‌ترسيدم تنها سر هوس‌بازي داشته
.در پي تباهي تو باشد

00:57:35.702 --> 00:57:38.246
!ولي اُف بر اين بدگماني من

00:57:38.413 --> 00:57:43.584
به خدا، در مردمي به سن و سال من
...لجاج ورزيدن در عقايد خود

00:57:43.752 --> 00:57:47.797
همان‌قدر عادي است...
.که بصيرت نداشتن در جوانان

00:57:55.889 --> 00:57:59.892
.بيا، نزد شاه برويم

00:58:00.394 --> 00:58:04.564
،بايد اين را به اطلاع وي رساند
...زيرا پنهان داشتن اين عشق

00:58:04.731 --> 00:58:09.068
بيش از آنچه افشاي آن موجب...
.برانگيختن دشمني شود، مايه‌ي دردسر خواهد بود

00:58:12.781 --> 00:58:14.323
.بيا

00:58:18.328 --> 00:58:24.917
،خوش آمديد "رُزنکرانتز" عزيز
."و شما " گيلدِنسترن

00:58:25.085 --> 00:58:27.128
گذشته از آنکه
...سخت مشتاق ديدارتان بوديم

00:58:27.296 --> 00:58:31.257
نيازي که به خدمات شما داريم...
.ما را بر آن داشت که به تعجيل از پي‌تان بفرستيم

00:58:31.425 --> 00:58:35.469
.لابد از دگرگوني حال هملت چيزي شنيده‌ايد

00:58:35.637 --> 00:58:36.637
...و اين که گفتم دگرگوني درست است

00:58:36.805 --> 00:58:41.642
چه هيئت ظاهر و حتي باطن او...
.ديگر آن نيست که پيش از اين بود

00:58:41.810 --> 00:58:45.396
...چه علتي، گذشته از مرگ پدر، قادر بوده است

00:58:45.564 --> 00:58:48.900
،او را تا بدين حد از خود به در کند...
.اين چيزي است که من نمي‌توانم به حدس دريابم

00:58:49.067 --> 00:58:53.029
از اين رو از شما
...که از خُردي با وي پرورش يافته‌ايد

00:58:53.197 --> 00:58:55.698
و سالِ عمر و خلق و خويتان...
...چندان به هم نزديک است

00:58:55.866 --> 00:58:58.284
خواهش مي‌کنم که هر دو يک چند...
...از سر لطف در دربار ما مقيم باشيد

00:58:58.452 --> 00:59:04.457
تا با مجالست خويش...
...او را به شادي و نشاط فراز آريد

00:59:04.625 --> 00:59:06.667
...و از آنچه به تصادف مي‌توانيد دريافت...

00:59:06.835 --> 00:59:09.253
...معلوم داريد آيا او از دردي ناشناخته رنج مي‌برد...

00:59:09.421 --> 00:59:12.089
که هر گاه دانسته شود...
.در دسترس درمان ما خواهد بود

00:59:12.257 --> 00:59:16.260
،آقايان
...او شما را بسيار ياد کرده است

00:59:16.428 --> 00:59:21.140
و من يقين دارم، هيچ دو مرد ديگري در جهان نيست...
.که او بدان‌ها بيشتر دلبسته باشد

00:59:21.308 --> 00:59:24.477
اگر از سر آزادگي و نيک‌خواهي...
...مايل باشيد

00:59:24.645 --> 00:59:29.148
اندکي از اوقات خود را براي به ثمر رسيدن...
...اميدواريمان نزد ما صرف کنيد

00:59:29.316 --> 00:59:35.363
،از اين بازديد شما چنان که در خور حق‌شناسي شاهان است...
.سپاس‌گذاري به عمل خواهد آمد

00:59:35.530 --> 00:59:38.991
بر قدرت فرمانروايي والايي
...که هر دو اعلي‌حضرت بر ما دارند

00:59:39.159 --> 00:59:42.119
به جاي خواهش مي‌توانند اراده‌ي رعب‌انگيز خود را...
.همچو فرماني بر زبان آرند

00:59:42.287 --> 00:59:46.207
،ما هر دو فرمان‌برداريم
...و اينک خدمات خود را آزادانه در پاي شما مي‌گذاريم

00:59:46.375 --> 00:59:49.168
و تا آنجا که در توش و توان ماست...
.آماده‌ي اجراي فرمانيم

00:59:49.336 --> 00:59:53.130
"متشکرم، "روزنکرانتز
.و شما اي "گيلدنسترن" آزاده

00:59:53.298 --> 00:59:56.926
"سپاس‌گذارم، "گيلدنسترن
.و شما اي "روزنکرانتز" آزاده

00:59:57.094 --> 01:00:00.680
تمنا دارم هم اکنون به ديدن پسرم
.که بس دگرگون گشته است برويد

01:00:00.847 --> 01:00:02.848
،يکي از شما
.اين آقايان را نزد هملت ببرد

01:00:03.016 --> 01:00:06.143
خدا کند حضور ما و مراقبت‌هاي ما
! برايش خوشايند و سلامت‌بخش باشد

01:00:06.311 --> 01:00:07.395
!آه، خدا کند

01:00:07.562 --> 01:00:10.356
سرورم، سفيران ما
.به خوشي از نروژ باز گشته‌اند

01:00:10.524 --> 01:00:13.192
.تو همواره خوش خبر بوده‌اي -
به راستي، سرورم ؟ -

01:00:13.360 --> 01:00:16.904
فرمانرواي مهربانم، مطمئن باشيد
...که من کارداني خود و روح خود

01:00:17.072 --> 01:00:20.574
هر دو را در خدمت شاه زيردست‌نواز...
.و خداي خويش گماشته‌ام

01:00:21.118 --> 01:00:23.536
...و من

01:00:23.704 --> 01:00:26.914
مگر اينکه اين مغز من ديگر-
...به همان قاطعيت پيشين

01:00:27.082 --> 01:00:28.791
-رد پاي هر مهمي را دنبال نکند...

01:00:28.959 --> 01:00:32.837
به درستي معتقدم...
.که علت ديوانگي هملت را يافته‌ام

01:00:33.005 --> 01:00:36.632
.آه، بگو، مشتاق شنيدنش هستم

01:00:36.800 --> 01:00:38.718
...اول سفيران را به حضور بخوانيد

01:00:38.885 --> 01:00:41.512
در همچو ضيافتي بزرگي...
.سخنان من به جاي ميوه خواهد بود

01:00:41.680 --> 01:00:44.598
،بسيار خوب، خودت با آنان تعارف کن
.و به حضورشان بياوريد

01:00:45.809 --> 01:00:48.311
...گِرترود نازينم، او مي‌گويد

01:00:48.478 --> 01:00:51.230
که ريشه و سرچشمه‌‌ي بدخويي...
.پسرتان را يافته است

01:00:51.398 --> 01:00:53.816
...مي‌ترسم جز همان علت بزرگ

01:00:53.984 --> 01:00:57.236
،زناشويي پر شتاب ما پس از مرگ پدرش...
.چيزي نباشد

01:00:57.404 --> 01:01:00.740
.خوب، وارسي مي‌کنيم

01:01:15.172 --> 01:01:16.964
.خوش آمديد، دوستان عزيزم

01:01:17.466 --> 01:01:20.343
،خوب، وُلتيماند
از برادرم شاه نروژ گفتني چه داريد ؟

01:01:20.510 --> 01:01:24.347
.بهترين سلام و دعاي خود را عرضه مي‌دارد

01:01:24.514 --> 01:01:29.060
...کار گردآوري سپاه را که برادرزاده‌اش در پيش گرفته

01:01:29.227 --> 01:01:33.481
و او خود آن را تدارکاتي بر ضد لهستانيان...
...پنداشته بود

01:01:33.648 --> 01:01:38.903
اما پس از وارسي به درستي پي برد که بر ضد...
.اعلي‌حضرت است، با نخستين اشاره‌ي ما فرمود تا متوقف سازند

01:01:39.071 --> 01:01:43.449
و دلتنگ از اينکه بيماري، ناتواني و سالخوردگيش
...را بدين سان فريب داده‌اند

01:01:43.617 --> 01:01:46.619
...دستورهاي مؤکدي را براي فورتينبراس فرستاد...

01:01:46.787 --> 01:01:53.292
مختصر آنکه فورتينبراس سر فرود بياورد...
...و به سرزنش‌هاي شاه نروژ تن داد

01:01:53.460 --> 01:01:57.880
...و سرانجام در برابر عموي خود سوگند ياد کرد...

01:01:58.048 --> 01:02:01.634
که ديگر هرگز با اعلي‌حضرت...
.سلاح‌آزمايي نکند

01:02:01.802 --> 01:02:05.846
،شاه سالخورده‌ي نروژ
...از آن سخت شادمان گشت

01:02:06.014 --> 01:02:09.975
...و سه هزار سکه‌ي زر درآمد سالانه بدو بخشيد...

01:02:10.143 --> 01:02:16.399
و دستور داد،‌ سپاه گرد آمده را...
.عليه لهستانيان بکار برد

01:02:16.566 --> 01:02:20.111
...او در اين نامه، که اينک از نظر شاهانه مي گذرد

01:02:20.278 --> 01:02:25.324
خواهش کرده است که لطف فرموده...
...براي اين اقدام پروانه‌‌ي عبور ازخاک خود به وي اعطا کنيد

01:02:25.492 --> 01:02:31.330
شرايط پروانه‌ي عبور و ضمانت‌هاي مربوط بدان...
.در اين نامه به رقم در آمده است

01:02:31.498 --> 01:02:33.499
.مانعي نمي‌بينيم

01:02:33.667 --> 01:02:38.754
ما اين نامه را در فرصتي شايسته‌تر مي‌خوانيم
.و پس از بررسي امر پاسخ خواهيم داد

01:02:38.922 --> 01:02:41.674
و اينک از رنجي که به خوبي
. به پايان برديد سپاس‌گذاريم

01:02:41.842 --> 01:02:43.342
.برويد استراحت کنيد

01:02:43.510 --> 01:02:46.971
امشب با هم به جشن
.و سرور خواهيم پرداخت، بسيار خوش آمديد

01:02:47.139 --> 01:02:49.056
.اينک اين کار به خوشي خاتمه يافت

01:02:49.433 --> 01:02:55.729
فرمانرواي من و شما بانوي من! بحث درباره‌ي اينکه
...فر شاهي چه بايد باشد يا وظيفه چيست

01:02:55.897 --> 01:02:59.984
چرا روز روز است و شب شب است...
...و زمان زمان

01:03:00.152 --> 01:03:03.737
جز هدر دادن روز و شب و زمان...
.چيزي نيست

01:03:03.905 --> 01:03:06.866
،از اين رو، چون ايجاز
...روح دانايي است

01:03:07.033 --> 01:03:10.453
...و اطناب، جوارح و پيرايه‌ي آن...

01:03:10.620 --> 01:03:12.371
:من سخن به ايجاز خواهم گفت...

01:03:15.000 --> 01:03:16.876
.پسر بزرگوارتان ديوانه است

01:03:17.419 --> 01:03:19.028
همچو کسي را من "ديوانه" مي‌خوانم
...چه اگر خواسته باشيم

01:03:19.320 --> 01:03:22.756
،ديوانگي را درست تعريف کنيم...
مگر جز اين است که شخص ديوانه باشد و بس ؟

01:03:22.924 --> 01:03:26.010
.ولي، بگذريم -
.به مطلب بپردازيد و کمتر در پي هنرنمايي باشيد -

01:03:26.178 --> 01:03:28.888
بانوي من، سوگند مي‌خورم
.که هيچ در پي هنرنمايي نيستم

01:03:29.055 --> 01:03:31.474
.ديوانه بودن او درست است و مسلم

01:03:31.641 --> 01:03:34.810
اين هم درست است و جاي تأسف دارد
.و تأسف در اين است که درست است

01:03:34.978 --> 01:03:40.274
،صنعت‌پردازي احمقانه‌اي بود
.برود پي کارش، چون هيچ در پي هنرنمايي نيستم

01:03:40.442 --> 01:03:42.193
.پس، فرض کنيم که او ديوانه است

01:03:42.360 --> 01:03:45.362
و اکنون اين کار باقي مي‌ماند
.که علت اين معلول را پيدا کنيم

01:03:45.530 --> 01:03:50.910
...زيرا اين معلول عليل براي خود علتي دارد...

01:03:51.077 --> 01:03:54.914
،آنچه باقي مانده همين است
!و باقي‌مانده نيز چنين است

01:03:55.081 --> 01:03:56.665
.تعمق بفرماييد

01:03:57.542 --> 01:03:58.918
! افيليا

01:04:01.838 --> 01:04:04.298
،من دختري دارم
.يعني تا زماني با من است دارمش

01:04:04.466 --> 01:04:08.719
و او، توجه بفرماييد، به مقتضاي وظيفه‌شناسي
.و فرمان‌برداري اين را به من داده است

01:04:08.887 --> 01:04:10.387
.اينک حدس بزنيد و نتيجه بگيريد

01:04:12.933 --> 01:04:17.269
...به"

01:04:18.271 --> 01:04:22.942
...دوشيزه‌‌ي آسماني و معبود جان من...

01:04:23.944 --> 01:04:28.405
".افيلياي خوشگل...

01:04:28.573 --> 01:04:30.783
...اين کلمه‌ي بي‌جايي است، کلمه‌ي زشتي است

01:04:30.951 --> 01:04:32.618
.خوشگل" کلمه‌ي زشتي است"...

01:04:32.786 --> 01:04:33.953
:ولي گوش کنيد مي‌گويد

01:04:35.622 --> 01:04:37.289
...اين را"

01:04:39.209 --> 01:04:40.626
...در...

01:04:41.920 --> 01:04:48.509
"سينه‌ي سفيد... دلاويزش،‌ اين را...

01:04:52.013 --> 01:04:53.514
اين را هملت برايش نوشته ؟

01:04:53.682 --> 01:04:57.017
،بانوي من، يک دم صبر بفرماييد
.همه را به درستي عرض مي‌کنم

01:04:57.477 --> 01:05:01.855
<i>،ترديد کن که ستارگان از آتشند
...ترديد کن که خورشيد در حرکت است</i>

01:05:02.023 --> 01:05:05.150
<i>حتي در راستي حقيقت ترديد کن...
"اما در دوستي من هرگز ترديد مکن</i>

01:05:05.318 --> 01:05:08.320
.افيلياي عزيز! من در اين زمينه‌ها خامم

01:05:08.488 --> 01:05:10.906
و در اين که ناله‌هاي خود را
.به وزن و آهنگ در آورم دستي ندارم

01:05:11.074 --> 01:05:13.450
...ولي تو را از هر چيزي بيشتر دوست دارم

01:05:13.618 --> 01:05:19.164
.آه اي بهترين، باور کن...

01:05:19.666 --> 01:05:22.126
! خدانگهدار ! خدانگهدار

01:05:25.922 --> 01:05:28.382
...همواره متعلق به توست

01:05:28.550 --> 01:05:32.928
،اين تن تا زماني که از اوست، اي بانوي عزيز..."
"هملت

01:05:33.346 --> 01:05:36.015
اين است آنچه دختر فرمان‌بردارم
...به من نشان داد

01:05:36.182 --> 01:05:38.183
...و از آن گذشته، تقاضاهاي او را...

01:05:38.351 --> 01:05:40.686
و اين که به چه وسيله...
...کي و در کجا بوده است

01:05:40.854 --> 01:05:42.062
.همه را به من گزارش کرد...

01:05:42.230 --> 01:05:43.814
و دخترتان عشق او را چگونه تلقي کرد ؟

01:05:43.982 --> 01:05:47.067
مگر چه تصوري درباره‌‌ي من داريد ؟ -
.ترا مردي درست و شرافتمند مي‌دانم -

01:05:47.235 --> 01:05:48.819
! منت دارم که چنين باشم

01:05:48.987 --> 01:05:52.197
،باري، پس از آنکه پي بردم
...اين عشق پر شور پر مي‌گشايد

01:05:52.365 --> 01:05:54.825
و بايد بگويم من اين را پيش از آن که...
...دخترم چيزي بر زبان آرد به حدس دريافتم

01:05:54.993 --> 01:05:59.163
شما اعلي‌حضرت و شهبانوي‌تان، چه تصور
مي‌فرمايند که من همچو ميز يا دفتر شدم ؟

01:05:59.331 --> 01:06:01.415
يا قلب خود را به گنگي و کري زدم ؟

01:06:01.583 --> 01:06:04.209
،يا اين عشق را با چشماني بي‌اعتنا نگريستم
چه ممکن است تصور بفرماييد ؟

01:06:04.377 --> 01:06:09.048
،خير، من راست به قلب مطلب رفتم
:و به دختر جوانم چنين گفتم

01:06:09.215 --> 01:06:12.551
والاحضرت هملت شاهزاده‌اي است بيرون از "
".مدار سرنوشت تو، چنين کاري شدني نيست

01:06:12.719 --> 01:06:16.305
و آنگاه به وي دستور دادم
...که در به روي خود بر چاره‌سازي او ببندد

01:06:16.473 --> 01:06:18.432
و هيچ پيغام و هيچ هديه‌اي...
.از او نپذيرد

01:06:18.600 --> 01:06:20.768
دخترم چنين کرد و از اندرزهاي من...
.بهره بر گرفت

01:06:20.935 --> 01:06:25.814
و او، مختصر بگويم، همين که خود را رانده يافت...
...در اندوه افتاد و پس از آن اشتها را از دست داد

01:06:25.982 --> 01:06:28.275
،سپس دچار بي‌خوابي شد...
...آنگاه تنش ناتوان و سپس مغزش عليل گرديد

01:06:28.443 --> 01:06:32.404
و پيوسته از بد بتر شد تا کارش به اين ديوانگي...
...که اکنون به پريشان‌ گوييش وا مي‌دارد، کشيد

01:06:32.572 --> 01:06:33.572
.و ما همه را در اندوه نشانده است...

01:06:35.325 --> 01:06:39.787
فکر مي‌کنيد که همين باشد ؟ -
.ممکن است، ‌بسيار احتمال دارد -

01:06:39.954 --> 01:06:42.247
مي‌خواهم بدانم
...آيا هرگز اتفاق افتاده است

01:06:42.415 --> 01:06:45.000
"که من به صراحت بگويم "چنين است...
و غير از آن بوده باشد ؟

01:06:45.168 --> 01:06:49.046
.تا جايي که من مي‌دانم، نه -
.اگر جز اين بود، اين را از اين جدا کنيد -

01:06:49.214 --> 01:06:51.882
،من اگر شرايط و احوال رهبرم باشند
...حقيقت را

01:06:52.050 --> 01:06:54.176
،گر چه به راستي در دل زمين نهفته باشد...
.پيدا مي‌کنم

01:06:54.344 --> 01:06:55.803
باز چگونه مي‌توانيم به محک بيازماييم ؟

01:06:56.721 --> 01:06:59.848
شما مي‌دانيد که او گاه
.ساعت‌ها در اين سرسرا قدم مي‌زند

01:07:00.016 --> 01:07:01.433
.براستي چنين عادتي دارد

01:07:01.601 --> 01:07:03.811
در يک همچو فرصتي
.من دخترم را به سوي او کيش مي‌دهم

01:07:03.978 --> 01:07:06.522
و شما و من پشت پرده مي‌مانيم
.و ناظر برخوردشان مي‌شويم

01:07:06.690 --> 01:07:10.109
اگر او عاشق نباشد
...و عقل او به همين سبب زايل نشده باشد

01:07:10.276 --> 01:07:14.113
،ترک رايزني دولت مي‌کنم...
.و به مزرعه‌داري مي‌روم تا سروکارم با گاري‌چيان باشد

01:07:14.280 --> 01:07:15.572
.امتحان مي‌کنيم -
...ولي، ببينيدش -

01:07:16.032 --> 01:07:18.951
آه، بيچاره چه غمگين مي‌آيد...
.و مشغول خواندن است

01:07:19.119 --> 01:07:22.955
،تشريف ببريد، استدعا مي‌کنم، هر دو تشريف ببريد
.من هم اکنون خودم را بدو مي‌رسانم

01:07:25.417 --> 01:07:26.875
.تشريف ببريد

01:07:30.964 --> 01:07:32.548
حال سرور عزيزم هملت چطور است ؟

01:07:37.053 --> 01:07:40.222
.خوب است، خدا را شکر

01:07:44.978 --> 01:07:46.186
سرورم، مرا مي‌شناسيد ؟

01:07:46.354 --> 01:07:48.814
.بسيار خوب مي‌شناسم،‌ شما ماهي‌فروش هستيد

01:07:48.982 --> 01:07:51.900
.خير، سرورم، نيستم -
.پس کاش به همان اندازه مرد درست‌کاري بوديد -

01:07:52.068 --> 01:07:53.318
درستکار، سرورم ؟ -
.بله، آقا -

01:07:53.486 --> 01:07:58.323
در اين دوره زمانه، از هر ده هزار تن
.يک تن درستکار مي توان دست‌چين کرد

01:07:58.491 --> 01:07:59.742
.کاملاً درست است، سرورم

01:07:59.909 --> 01:08:02.619
زيرا اگر خورشيد در لاشه‌‌ي سگ مرده
...کرم‌هايي بپروراند

01:08:02.787 --> 01:08:05.998
.آن لاشه در خور بوسه‌هاي او بوده است...

01:08:07.167 --> 01:08:08.375
شما دختري داريد ؟

01:08:08.543 --> 01:08:10.002
.بله، سرورم

01:08:10.170 --> 01:08:12.087
.نگذاريدش آفتابي شود

01:08:12.255 --> 01:08:17.176
،بارداري نعمتي است
.اما نه آن گونه که دخترتان مي‌تواند باردار شود

01:08:17.343 --> 01:08:18.927
...دوست من

01:08:20.263 --> 01:08:22.097
.مراقب کار باشيد...

01:08:25.185 --> 01:08:27.019
اين را ديگر چه مي‌گوييد ؟

01:08:27.187 --> 01:08:29.730
.همواره به فکر اوست

01:08:29.898 --> 01:08:32.024
.با اين همه،‌ اول مرا نشناخت

01:08:32.192 --> 01:08:33.984
.گفت ماهي‌فروش هستم

01:08:34.152 --> 01:08:36.862
.سخت، سخت گرفتار اوست

01:08:37.030 --> 01:08:40.532
و راستي من هم در جواني‌ام
...از عشق رنج بسيار ديدم

01:08:40.700 --> 01:08:42.701
.تقريباً به همين وضع افتادم...

01:08:43.411 --> 01:08:45.704
.باز با او حرف بزنيم

01:08:45.872 --> 01:08:48.874
چه مي‌خوانيد، سرورم ؟ -
.حرف -

01:08:49.042 --> 01:08:50.751
.حرف

01:08:50.919 --> 01:08:54.087
.حــرف -
گفتگو سر چيست ؟ -

01:08:54.255 --> 01:08:56.215
ميان که و که ؟ -
.منظورم آن چيزي است که مي‌خوانيد، سرورم -

01:08:56.382 --> 01:09:01.887
يک مشت افترا،‌ آقا اين هجاگوي بي‌شرم
...اينجا مي‌گويد که پيران ريش خاکستري

01:09:02.055 --> 01:09:03.680
...و چهره‌ي چروکيده دارند...

01:09:03.848 --> 01:09:07.351
از چشمانشان عنبر غليظ...
...و انگم آلو مي‌تراود

01:09:07.519 --> 01:09:11.104
،فراوان دچار کمبود فهم‌اند...
.و کپل‌هايشان سخت سست است

01:09:11.272 --> 01:09:13.732
و من آقا، اگر چه
...اين همه را در کمال قوت و قدرت باور دارم

01:09:13.900 --> 01:09:16.401
باز دور از ادب مي‌دانم...
.که آن را بدين گونه روي کاغذ بياورند

01:09:16.569 --> 01:09:19.196
،زيرا خود شما، آقا
...به اندازه‌ي من پير مي‌شديد

01:09:19.364 --> 01:09:23.909
.اگر مي‌توانستيد مثل خرچنگ پس پس برويد...

01:09:24.077 --> 01:09:26.370
،با آنکه اين همه، ديوانگي است
.باز از منطق بر کنار نيست

01:09:26.538 --> 01:09:29.081
سرورم، چطور است از جريان هوا کنار برويد ؟ -
به گور بروم ؟ -

01:09:29.249 --> 01:09:31.875
.راست است، که آنجا از جريان هوا بر کنار است

01:09:33.795 --> 01:09:36.713
.گاه جواب‌هايش چه پر مغز است

01:09:36.881 --> 01:09:39.299
ديوانگي غالباً در نکته‌پردازي
...چنان راست به نشانه مي‌زند

01:09:39.467 --> 01:09:43.136
.که بدان خوبي در امکانِ هوش و عقل نيست...

01:09:43.304 --> 01:09:45.264
ديگر او را تنها مي‌گذارم
...و بي‌آنکه فرصت از دست برود

01:09:45.431 --> 01:09:48.767
.ترتيب برخورد او را با دخترم مي‌دهم...

01:09:53.690 --> 01:09:54.690
سرورم ؟

01:09:56.067 --> 01:09:57.776
.سرورم، خاکسارانه از شما رخصت رفتن مي‌خواهم

01:09:57.944 --> 01:10:01.738
شما آقا، نمي‌توانيد چيزي از من بخواهيد
.که من خود با اشتياقي بيشتر خواهان دادنش نباشم

01:10:02.782 --> 01:10:09.621
.به جز جان خودم

01:10:09.789 --> 01:10:11.790
.به سلامت باشيد، سرورم

01:10:12.125 --> 01:10:14.793
! پيرهاي خرفت مزاحم

01:10:17.463 --> 01:10:19.590
! سرور ارجمندم

01:10:20.341 --> 01:10:23.468
،شما بدنبال والا حضرت هملت مي‌گرديد
.او اينجاست

01:10:29.517 --> 01:10:31.685
!سرور ارجمند من

01:10:35.982 --> 01:10:36.982
!سرور بسيار عزيزم

01:10:37.150 --> 01:10:38.734
! دوستان بسيار خوب و مهربانم

01:10:38.902 --> 01:10:42.195
چطوري، گيلدنسترن ؟
ها، روزنکرانتز ؟

01:10:42.363 --> 01:10:43.614
پسرهاي خوب، چطوريد هر دو تان ؟

01:10:43.781 --> 01:10:45.657
.آن طور که فرزندان عادي روزگار مي‌توانند باشند

01:10:45.825 --> 01:10:49.745
.خوشيم که زياده ازحد خوش نيستيم
.دکمه‌ي روي کلاه بخت نيستيم

01:10:49.913 --> 01:10:52.331
کفِ کفش‌هاي او هم که نيستيد ؟ -
.نه اين و نه آن، سرورم -

01:10:52.498 --> 01:10:55.000
،پس در تراز کمرش هستيد
.يعني در ناف الطافش

01:10:55.168 --> 01:10:56.877
.براستي، از خلوت‌نشينانش هستيم

01:10:57.045 --> 01:11:00.464
،خلوت‌نشينِ خلوت‌سراي بخت، آه، درست گفتي
بخت روسپي است. خبر چه داريد ؟

01:11:00.632 --> 01:11:03.634
،سرورم،‌ هيچ
.جز اينکه دنيا به راه درستکاري مي‌رود

01:11:03.801 --> 01:11:05.177
.پس قيامت نزديک است

01:11:05.345 --> 01:11:07.971
،ولي خبرتان درست نيست
...بگذاريد خودماني‌تر چيزي بپرسم

01:11:08.139 --> 01:11:11.642
دوستان خوبم، چه گناهي از شما سر زد
که بخت شما را به اينجا به زندان فرستاد ؟

01:11:11.809 --> 01:11:13.352
زندان، سرورم ؟ -
.زندان دانمارک -

01:11:13.519 --> 01:11:15.228
.پس خود دنيا زندان است -
.زنداني بزرگ -

01:11:15.396 --> 01:11:18.023
...با حجره‌ها و بيغوله‌ها و سياه‌چاله‌هاي بسيار

01:11:18.191 --> 01:11:22.069
.که دانمارک يکي از بدترين آنهاست... -
.ما اين گونه تصور نمي‌کنيم،‌ سرورم -

01:11:22.236 --> 01:11:24.196
...خوب، پس براي شما چنين نيست

01:11:24.364 --> 01:11:29.493
،زيرا هيچ چيز به نفس خود خوب يا بد نيست...
.بلکه انديشه است که آن را چنين مي‌نمايد

01:11:29.994 --> 01:11:30.994
.براي من دانمارک زندان است

01:11:32.705 --> 01:11:35.958
.پس، بلند پروازي شماست که آن را بدين صورت در مي‌آورد
.اينجا براي پرواز انديشه‌تان جاي بس تنگي است

01:11:36.125 --> 01:11:38.710
به خدا، من مي‌توانم
...در پوست گردويي محصور باشم

01:11:38.878 --> 01:11:41.713
...و خود را شاه سرزمين بي‌کراني بدانم...

01:11:41.881 --> 01:11:44.257
.اگر اين نمي‌بود که خواب‌هاي آشفته مي‌بينم...

01:11:44.425 --> 01:11:46.802
.اين خواب‌ها به راستي همان جاه‌طلبي و بلند پروازي است

01:11:46.970 --> 01:11:50.305
چه جوهر هستيِ جاه‌طلبي
.سايه‌ي خوابي بيش نيست

01:11:50.473 --> 01:11:51.890
.خود خواب چيزي جز سايه نيست

01:11:52.058 --> 01:11:54.559
درست، و من جاه‌طلبي را
...چنان پوچ و ناچيز مي‌دانم

01:11:54.727 --> 01:11:56.186
.که سايه‌ي سايه‌اي بيش نيست...

01:11:56.354 --> 01:11:58.021
...در اين صورت، مردم خرده‌پا تننند

01:11:58.189 --> 01:12:01.149
،و پادشاهان و پهلوانانِ گسترده‌يال و کوپال ما...
.سايه‌ي اين مردم

01:12:01.317 --> 01:12:04.945
چطور است به دربار برويم ؟
.زيرا به ايمانم سوگند، توانايي استدلال ندارم

01:12:05.113 --> 01:12:08.365
.گوش به فرمان شماييم -
!هيچ از اين گونه نگوييد -

01:12:08.533 --> 01:12:11.910
نمي‌خواهم شما را با ديگر زيردستانم
...هم‌تراز بدانم

01:12:12.078 --> 01:12:17.290
،زيرا، رک و راست به شما مي‌گويم
.ملازمان بس هراسناکي دارم

01:12:18.251 --> 01:12:23.422
،ولي به دوستي ديرين سوگند
چه چيز شما را به اِلسينور آورد ؟

01:12:23.589 --> 01:12:25.757
.آرزوي ديدار شما، سرورم و ديگر هيچ

01:12:25.925 --> 01:12:28.301
،چنين بينوا که منم
...دستم حتي در سپاسگذاري تنگ است

01:12:28.469 --> 01:12:30.387
.با اين همه سپاسگذارم...

01:12:30.555 --> 01:12:34.474
،اما به يقين،‌ دوستان عزيزم
.براي سپاسگذاريِ من نيم‌غاز هم بهاي گزافي است

01:12:35.435 --> 01:12:38.395
آيا پي‌تان نفرستاده‌اند ؟
به صرافت طبع خودتان آمده‌ايد ؟

01:12:38.563 --> 01:12:40.105
براي يک ديدار بي‌روي ‌ريا ؟

01:12:40.273 --> 01:12:43.358
.بياييد با من به صداقت رفتار کنيد

01:12:43.526 --> 01:12:45.736
! بياييد، حرف بزنيد، نه

01:12:45.903 --> 01:12:47.237
آخر چه بگوييم، سرورم ؟

01:12:47.405 --> 01:12:49.489
.هرچه شد جز اينکه بيراه نباشد

01:12:49.657 --> 01:12:51.116
پي‌تان فرستاده‌اند ؟

01:12:51.284 --> 01:12:55.037
،در چهره‌تان نوعي اعتراف بدان پيداست
.و آزرم‌تان در چاره‌سازي چندان دست ندارد که آن را بَزک کند

01:12:55.254 --> 01:12:56.890
مي‌دانم، که اين شاه مهربان و شهبانو هستند
.که پي شما فرستاده‌اند

01:12:57.120 --> 01:12:58.120
به چه منظوري، سرورم ؟

01:12:58.416 --> 01:13:00.083
.اين را خود شما بايد بگوييد

01:13:00.251 --> 01:13:02.711
...ولي به حق هم‌درسي‌مان

01:13:02.879 --> 01:13:04.546
...به دمسازي جواني‌مان...

01:13:04.714 --> 01:13:07.507
به حکم دوستي‌مان...
...که همواره پايدار مانده است

01:13:07.675 --> 01:13:11.803
و به هر چه از همه گرامي‌تر که يک سخن‌سنج‌تر از من...
...مي‌تواند شما را بدان مقيد سازد

01:13:11.971 --> 01:13:17.350
سوگندتان مي‌دهم، ‌که با من راست و بي‌پيچ و خم باشيد...
آيا پي‌تان فرستاده‌اند يا نه ؟

01:13:19.312 --> 01:13:22.272
شما چه مي‌گوييد ؟ -
.ها،‌ خوب مراقبتان هستم -

01:13:22.815 --> 01:13:26.359
.اگر مرا دوست داريد، طفره نرويد

01:13:27.653 --> 01:13:31.198
.سرورم، پي‌مان فرستاده بودند

01:13:34.911 --> 01:13:36.870
.علتش را خودم به شما مي‌گويم

01:13:37.038 --> 01:13:39.331
بدين سان پيش‌دستي من
...شما را از افشاي راز معاف خواهد داشت

01:13:39.499 --> 01:13:44.461
و از رازداري‌تان نسبت به شاه...
.و شاه‌بانو سر مويي کم نخواهد شد

01:13:45.296 --> 01:13:48.048
...از چندي پيش

01:13:48.216 --> 01:13:50.175
-به چه سبب نمي‌دانم-

01:13:50.343 --> 01:13:56.348
،من همه‌ي نشاط خود را از دست داده...
.و ترک هر گونه ورزش معتاد خود نموده‌ام

01:13:56.516 --> 01:14:00.185
...و به راستي چنان حال افسرده‌اي دارم

01:14:00.353 --> 01:14:05.232
...که زمين، اين بناي نغز...

01:14:05.399 --> 01:14:08.860
.به چشم فلاتي بي‌بر مي‌نمايد...

01:14:09.529 --> 01:14:11.863
...و اين سراپرده‌ي بس شگرف هوا

01:14:12.031 --> 01:14:16.535
...مي‌بينيد، اين سايبان زيباي آسمان

01:14:16.702 --> 01:14:20.705
...اين بام همايون...

01:14:20.873 --> 01:14:23.917
.آراسته به شعله‌هاي زرين...

01:14:24.085 --> 01:14:32.551
آري، اين همه براي من جز توده‌ي بخارات
.آلوده و طاعون‌زا چيز ديگري نيست

01:14:34.137 --> 01:14:37.430
! چه شاهکاري است آدمي

01:14:38.015 --> 01:14:39.641
...در خردمندي تا چه حد بزرگوار

01:14:39.809 --> 01:14:42.477
! و در استعداد چه نامحدود است...

01:14:42.645 --> 01:14:47.899
در هيئت و رفتار
...چه چالاک و دلپسند

01:14:48.067 --> 01:14:51.736
...در عمل هم‌پايه‌ي فرشتگان...

01:14:51.904 --> 01:14:56.449
!و در فهم و ادراک پنداري خداست...

01:14:56.617 --> 01:14:57.951
...زيبايي جهان است...

01:14:58.119 --> 01:15:00.245
.و گل سرسبد جانداران...

01:15:00.413 --> 01:15:03.957
...و با اين همه،‌ در چشم من

01:15:04.667 --> 01:15:11.506
.اين اَثير (جوهر) خاک هيچ است...

01:15:12.091 --> 01:15:17.596
.براي من مرد، گيرايي ندارد

01:15:18.181 --> 01:15:22.267
،نه، ‌همچنان که زن نيز ندارد
.هر چند گويي با لبخندتان مي‌خواهيد خلاف اين را برسانيد

01:15:22.435 --> 01:15:24.644
سرورم، چنين چيزي
.هيچ در انديشه‌ي من نبود

01:15:24.812 --> 01:15:28.315
"پس وقتي گفتم "مرد براي من هيچ گيرايي ندارد
براي چه خنديديد ؟

01:15:28.858 --> 01:15:32.736
سرورم، فکر کردم که اگر مرد برايتان
...گيرايي نداشته باشد

01:15:32.904 --> 01:15:36.573
گروه بازيگران چه پذيرايي خشکي...
.از شما خواهند ديد

01:15:36.741 --> 01:15:40.118
،ما در راه از آنان در گذشتيم...
.به زودي براي خدمت‌گذاريتان مي‌رسند

01:15:40.286 --> 01:15:42.412
مقدم آنکه در نقش شاه بازي مي‌کند
.گرامي خواهد بود

01:15:42.580 --> 01:15:45.749
اعلي‌حضرت‌شان از دست من
.پيشکشي دريافت خواهند نمود

01:15:45.917 --> 01:15:48.752
شهسوار حادثه‌جو
...شمشير و سپر خود را به گردش در خواهد آورد

01:15:48.920 --> 01:15:50.837
...جوان دلداده آه به رايگان نخواهد کشيد...

01:15:51.005 --> 01:15:53.465
مرد کج‌خلق به آسودگي...
...تا پايان نقش خود خواهد رفت

01:15:53.633 --> 01:15:57.052
دلقک خواهد توانست کساني را...
...که آسان به خنده مي‌افتند، بخنداند

01:15:57.220 --> 01:16:00.931
و بانو هم بي‌تکلف سخن خواهد گفت...
.و گرنه شعرش دچار سکته خواهد گشت

01:16:01.807 --> 01:16:03.016
اين بازيگران کدامند ؟

01:16:03.184 --> 01:16:06.519
،درست همان‌ها که همواره مورد پسندتان بودند
.بازيگران پايتخت

01:16:06.687 --> 01:16:07.938
چه شد که دوره‌گردي مي‌کنند ؟

01:16:08.105 --> 01:16:11.608
براي شهرتشان و بهره‌ي کارشان
.بهتر بود که در يک جا مقيم مي‌شدند

01:16:11.776 --> 01:16:14.486
به گمانم پريشاني احوال‌شان
.بر اثر نوآوري‌هاي اخير است

01:16:14.654 --> 01:16:17.239
هنوز هم به اندازه‌ي آن روزها
که من در پايتخت بودم، مورد پسند هستند ؟

01:16:17.406 --> 01:16:19.282
هنوز همان‌قدر تماشاگر دارند ؟ -
.نه، به راستي نه -

01:16:19.450 --> 01:16:21.409
براي چه ؟ مگر هنرشان سستي گرفته ؟

01:16:21.577 --> 01:16:23.536
نه،‌ شور و نشاط کارشان
.همان است که بود

01:16:23.704 --> 01:16:25.664
،ولي سر و کارشان با يک مشت بچه
.با يک آشيانه جوجه افتاده است

01:16:25.831 --> 01:16:28.334
...که درباره‌ي مسائل روز داد و فرياد راه مي‌اندازند...

01:16:28.540 --> 01:16:29.834
.و به همين سبب هم سخت تشويق مي‌شوند...

01:16:30.002 --> 01:16:31.336
.آنان اينک قبول عام يافته‌اند

01:16:31.504 --> 01:16:33.588
و چنان از تماشاخانه‌هاي عوام -و اين نامي است
...که خود بدان‌ها مي‌دهند- بد مي‌گويند

01:16:33.756 --> 01:16:37.467
،از بس که از نيش قلم‌شان مي‌ترسند...
.جرأت ندارند که در آن پا نهند

01:16:33.786 --> 01:16:35.385
...که بسيار کسان از اهل شمشير...

01:16:37.635 --> 01:16:40.637
چه! آيا به راستي بچه‌اند ؟ نگهداريشان با کيست ؟
به چه نرخي مزد مي‌گيرند ؟

01:16:40.805 --> 01:16:44.057
آيا پس از آنکه ديگر خوانندگي نتوانند
به اين پيشه ادامه نخواهند داد ؟

01:16:44.225 --> 01:16:47.602
...و بعدها، اگر خود در زمره‌ي بازيگران عوام در آيند

01:16:47.770 --> 01:16:50.021
و اين هم اگر ممر درآمد بهتري نداشته باشند-
-بسيار محتمل است

01:16:50.189 --> 01:16:51.878
...آيا نخواهند گفت نويسندگان‌شان در حق‌شان ستم کردند

01:16:52.021 --> 01:16:54.317
که آنان را به بد گفتن از آنچه...
خود روزي مي‌بايست بشوند، واداشتند ؟

01:16:54.485 --> 01:16:57.028
به راستي، از هر دو طرف
.هياهو بسيار بوده است

01:16:57.196 --> 01:16:59.906
و مردم نيز از آنکه آنان را
.به مجادله برانگيزند، غفلت نداشته‌اند

01:17:00.074 --> 01:17:01.760
...زماني هم بود که کسي براي نمايشنامه‌اي

01:17:01.879 --> 01:17:04.160
که کار شاعر و بازيگر بر سر آن...
.به مشت و لگد نرسيده باشد،‌ پولي نمي‌داد

01:17:04.328 --> 01:17:06.997
مگر ممکن است ؟ -
.اوه! مغزها بود که در اين کار پريشان شد -

01:17:07.164 --> 01:17:09.082
و در اين ميان برنده بچه‌ها هستند ؟

01:17:09.250 --> 01:17:12.919
،ها، بله، سرورم
.حتي هرکولس و بارش را مي‌برند

01:17:13.087 --> 01:17:14.838
.خوب،‌ چندان هم غريب نيست

01:17:15.006 --> 01:17:17.048
...زيرا عموي من پادشاه دانمارک است

01:17:17.216 --> 01:17:20.302
و کساني که در روزگار پدرم به وي...
...دهن‌کجي مي‌کردند

01:17:20.469 --> 01:17:24.306
اکنون بيست، چهل، پنجاه و صد سکه‌ي زر...
.براي يک تصوير کوچکش مي‌دهند

01:17:25.891 --> 01:17:30.145
به خدا در اين کار چيزي وراي حد طبيعي است
.و کاش فلسفه مي‌توانست آن را دريابد

01:17:34.817 --> 01:17:37.402
.اين هم بازيگران

01:17:37.570 --> 01:17:39.070
.آقايان به السينور خوش آمديد

01:17:39.238 --> 01:17:42.157
،خوب، با من دست بدهيد
.خوشامد به مهمان بايد با آداب و مراسم همراه باشد

01:17:42.325 --> 01:17:45.577
،بگذاريد با شما به تعارف بپردازم
...مبادا برخورد من با بازيگران

01:17:45.745 --> 01:17:47.329
-که مي‌بايد با روي خوش انجام گيرد-

01:17:47.496 --> 01:17:49.831
از پذيرايي که در حق شما روا مي‌دارم...
.گرم‌تر بنمايد

01:17:49.999 --> 01:17:52.751
خوش ‌‌آمديد، ولي پدرم که عموي من است
.و مادرم که زن عمو باشد، فريب خورده‌اند

01:17:52.918 --> 01:17:54.252
از چه بابت، سرور عزيزم ؟

01:17:54.420 --> 01:17:55.837
من تنها در باد شمال-شمال باختر است
.که ديوانه‌ام

01:17:56.005 --> 01:17:59.132
وقتي که باد از جنوب بوزد
.باز را از کلنگ تشخيص مي‌دهم

01:17:59.300 --> 01:18:00.592
.به سلامت باشيد، آقايان

01:18:00.760 --> 01:18:03.470
،هيس گيلدنسترن، و شما نيز
.سراپا گوش باشيد

01:18:03.637 --> 01:18:05.764
،آن شيرخواره‌ي بزرگ که آنجا مي‌بينيد
.هنوز از قنداق بيرون نيامده است

01:18:05.931 --> 01:18:09.267
،شايد هم دوباره به قنداق رفته باشد
.زيرا گفته‌اند که پيري کودکي دوباره است

01:18:09.435 --> 01:18:11.770
پيشگويي مي‌کنم آمده است
...با من از بازيگران سخن گويد، توجه کنيد

01:18:11.937 --> 01:18:14.939
درست مي‌فرماييد آقا، صبح روز دوشنبه
.بود، بله، همين بود

01:18:15.107 --> 01:18:17.192
.سرورم، برايتان خبري آورده‌ام

01:18:17.360 --> 01:18:19.527
.سرورم، برايتان خبري آورده‌ام

01:18:19.695 --> 01:18:23.656
.وقتي که "روسيوس" در رم بازيگر بود -
.سرورم، بازيگران از راه رسيده‌اند -

01:18:23.824 --> 01:18:25.533
! نُچ ! نچ -
.به شرافتم سوگند -

01:18:25.701 --> 01:18:27.243
...هر بازيگري سوار خر خود مي‌آيد

01:18:27.411 --> 01:18:30.997
،بهترين بازيگران جهان، خواه در تراژدي
...خواه در کمدي يا نمايش تاريخي، ‌روستايي

01:18:31.165 --> 01:18:34.125
،کمدي روستايي، کمدي تاريخي روستايي...
...تراژدي تاريخي

01:18:34.293 --> 01:18:37.879
،تراژيکو کمدي تاريخي و روستايي...
.با صحنه‌آرايي ثابت و منظومه‌ي (شعر) بي‌دکور

01:18:38.047 --> 01:18:40.382
برايشان نه آثار "سنه‌کا" زياده سنگين است
.و نه آثار "پِلاتوس" زياده سبک

01:18:40.549 --> 01:18:43.301
در تقرير سخنان مُطنطن يا گفتار آزاد و بي‌بند و بار
.به راستي همتا ندارند

01:18:43.469 --> 01:18:46.346
!آه "يَفتاح"، اي داور اسراييل
.وه که چه گنجي داشتي

01:18:46.514 --> 01:18:47.972
سرورم، او چه گنجي داشت ؟

01:18:48.140 --> 01:18:52.018
به! "دختري زيبا بودش و جز آن ديگر هيچ
."و به جان دوستش مي‌داشت

01:18:52.186 --> 01:18:54.979
.باز درباره‌‌‌ي دختر من -
درست نگفتم، يفتاح پير ؟ -

01:18:55.147 --> 01:18:58.274
،سرورم اگر نام يفتاح بر من بگذاريد
.آري دختري دارم و به جان دوستش ‌مي‌دارم

01:18:58.442 --> 01:18:59.984
.نه، دنباله‌ي شعر اين نيست

01:19:00.152 --> 01:19:01.486
پس دنباله‌اش چيست، سرورم ؟

01:19:01.654 --> 01:19:05.156
..."هـه، "و خدا البته، بر آن آگه بود

01:19:05.324 --> 01:19:08.660
بعد هم خودتان مي‌دانيد: "تقدير چنان رفت
."و ناگزير همان بود

01:19:08.828 --> 01:19:11.788
،بيش از اين اگر خواسته باشيد
...به نخستين بند اين سرود مقدس رجوع کنيد

01:19:11.956 --> 01:19:15.834
زيرا ببينيد،‌ اينک آنچه مرا
.به درز گرفتن سخن وا مي‌دارد

01:19:16.001 --> 01:19:19.170
.خوش آمديد آقايان، همه‌تان خوش آمديد

01:19:19.338 --> 01:19:21.214
.از ديدارت بسيار خوشوقتم

01:19:21.382 --> 01:19:22.841
.خوش آمديد ‌دوستان

01:19:23.008 --> 01:19:25.677
!آوه، دوست ديرين من -
.قربان -

01:19:25.845 --> 01:19:28.638
،پس از آخرين بار که ديدمت
.گِرد رخسارت حاشيه بسته‌اي

01:19:28.806 --> 01:19:31.516
آيا براي آن به دانمارک آمدي
که ريش مرا بچسبي ؟

01:19:31.684 --> 01:19:34.269
.ها، شما بانوي جوان و دلبرم

01:19:34.437 --> 01:19:35.765
...به مريم عذرا سوگند، پس از آخرين ديدارمان

01:19:35.898 --> 01:19:39.858
وجود مبارک به اندازه‌‌ي يک نيم‌چکمه...
.به آسمان نزديک‌تر شده است

01:19:40.025 --> 01:19:42.944
خدا کند صدايتان
...مثل سکه‌ي ترک خورده نباشد

01:19:43.112 --> 01:19:44.863
.که از رواج بيفتد...

01:19:45.030 --> 01:19:46.531
.آقايان، شما همه خوش آمديد

01:19:46.699 --> 01:19:49.650
...ما همچون قوش‌بازان فرانسه خواهيم بود

01:19:49.768 --> 01:19:51.453
که پرنده‌شان را به هر شکاري ببينند...
.پرواز مي دهند

01:19:51.620 --> 01:19:54.747
،هم‌ اکنون بايد قطعه‌اي بشنويم
.بياييد، ما را به پيش درآمدي از هنرتان مهمان کنيد

01:19:54.915 --> 01:19:57.083
.ها، يک قطعه‌ي پر شور

01:19:57.251 --> 01:19:59.335
کدام قطعه، ‌سرور خوبم ؟

01:19:59.503 --> 01:20:02.881
يک‌بار از تو چيزي شنيدم
...که هرگز به روي صحنه نيامد

01:20:03.048 --> 01:20:04.549
.يا اگر هم آمد، بيش از يک‌ بار نبود...

01:20:04.717 --> 01:20:07.510
.زيرا به ياد دارم که پسند مردم نبفتاد

01:20:07.678 --> 01:20:09.804
.درست مانند خاويار در مذاق مردم عامه

01:20:09.972 --> 01:20:11.514
...با اين همه، چنان که من دريافتم

01:20:11.682 --> 01:20:15.643
و کساني ديگر که قضاوتشان در اين گونه امور...
....صائب‌تر از آنِ من است

01:20:15.811 --> 01:20:18.521
،نمايشنامه‌ي بسيار خوبي بود...
...ترتيب صحنه‌هاي آن درست

01:20:18.689 --> 01:20:20.690
و به يک اندازه با زيرکي...
.و اندازه‌شناسي نوشته شده بود

01:20:20.858 --> 01:20:25.069
به يادم هست يکي مي‌گفت در اشعارش آن گزندگي
...که مطلب را با آن چاشني مي‌زنند نيست

01:20:25.237 --> 01:20:30.241
و در انشاي آن هم، چيزي که بتواند...
...نويسنده را به تکلف وا دارد، يافت نمي‌شود

01:20:30.409 --> 01:20:32.243
...ولي او مي‌گفت اين شيوه‌ي آبرومندي است...

01:20:32.411 --> 01:20:36.331
،در عين سلامت، دلنشين...
.و خيلي بيش از آنچه آراسته باشد، زيبا

01:20:36.499 --> 01:20:38.897
باري، در آن نمايشنامه قطعه‌اي بود
...که من بيش از همه دوست داشتم

01:20:39.120 --> 01:20:40.585
(آنجا که "اينياس" (شاهزاده‌ي تروا و قهرمان ويرژيل
...براي "ديدو" (ملکه‌ي افسانه‌اي کارتاژ) حکايت مي‌کند

01:20:40.753 --> 01:20:44.881
خاصه آنجا که از کشته شدن...
.پريام" (آخرين شاه تروا) صحبت مي‌کند"

01:20:45.049 --> 01:20:47.425
،اگر به يادتان مانده باشد
:از اينجا شروع مي‌کنيد

01:20:47.593 --> 01:20:51.054
،بگذاريد ببينم
:بگذاريد ببينم

01:20:52.765 --> 01:20:56.893
،پيروس دژم
...همچو ببرِ هيرکاني

01:20:57.061 --> 01:20:59.562
.نه اين نيست -
.ولي با همين کلمه‌ي پيروس آغاز مي‌شود -

01:20:59.730 --> 01:21:01.231
.با پيروس آغاز مي‌شود

01:21:01.398 --> 01:21:07.120
،پيروس (از قهرمانان جنگ تروا) دژم
...که ساز و سليح تيره و نيت سياهش

01:21:07.278 --> 01:21:10.949
هنگامي که درون آن اسب شوم پي...
...پنهان شده بود، به شب مي‌مانست

01:21:11.116 --> 01:21:17.455
،اينک اين هيئت سياه هراس‌انگيز را...
.با دبدبه‌ي بد شگون‌تري فرو پوشانده است

01:21:17.623 --> 01:21:23.294
...سر تا پاي سرخ
.ســرخ

01:21:23.401 --> 01:21:27.924
،اينک او با منظري دهشت‌بار به خون پدران...
...مادران، دختران و پسران رنگين گشته است

01:21:28.092 --> 01:21:30.343
و اين خون که از گرماي کوچه‌هاي تفته...
...خشکيده و انبست شده است

01:21:30.511 --> 01:21:34.013
پرتوي ستمکارانه و نفرين شده...
.بر آن کشتار فجيع مي‌افشاند

01:21:34.181 --> 01:21:35.807
پيروس دوزخي که از تابِ آتش و خشم
...بريان گشته

01:21:35.975 --> 01:21:38.351
...و خونِ بسته بر ستبريِ پيکرش افزوده...

01:21:38.519 --> 01:21:41.479
...با چشماني چون ياقوت سرخ...

01:21:41.647 --> 01:21:45.984
.پريام، آن نياي پير را مي‌جويد...

01:21:49.572 --> 01:21:51.739
.حال شما ادامه بدهيد

01:21:55.327 --> 01:21:59.914
،خدا گواه است، سرورم، خوب تقرير کرديد
.با لحني درست و با بصيرتي که در خور است

01:22:01.792 --> 01:22:04.669
...بزودي مي‌يابدش

01:22:04.837 --> 01:22:07.589
که ضرباتي سخت سست...
.بر يونانيان فرو مي‌آورد

01:22:07.756 --> 01:22:12.885
،شمشير ديرينه‌اش، به سرپيچي از بازوي وي
...هر آنجا که فرود مي‌آيد، مي‌ماند

01:22:13.053 --> 01:22:15.305
.و تن به فرمان نمي‌دهد...

01:22:15.472 --> 01:22:18.182
پيروس در نبردي نا برابر
...بر پريام مي‌تازد

01:22:18.350 --> 01:22:19.767
.و از خشمي که دارد ضربتش بدو نمي‌رسد...

01:22:19.935 --> 01:22:22.478
...ولي باد شمشير خونخوارش

01:22:22.646 --> 01:22:24.480
.پير سست پيکر را بر زمين مي‌افکند...

01:22:24.648 --> 01:22:26.190
(آنگاه چنانکه ايليوم (نام ديگر تروا
...با همه‌ي لَختي

01:22:26.358 --> 01:22:29.527
،اين زخم را احساس کرده باشد...
...با تارک شعله‌ورش

01:22:29.695 --> 01:22:32.864
،به سوي پايه خم مي‌شود...
...و هَراي سهمگين آن

01:22:33.032 --> 01:22:35.825
.گوش پيروس را غافلگير مي‌کند...

01:22:35.993 --> 01:22:38.870
اينک، ‌آن شمشير
...که بر سر شير گونِ پريام فرود مي‌آمد

01:22:39.038 --> 01:22:41.873
.گويي در هوا معلق مانده است...

01:22:42.041 --> 01:22:45.543
پيروس نيز همچو نقش ستم‌کارگري
...بي‌حرکت ايستاده

01:22:45.711 --> 01:22:49.672
،و گويي بدانچه نيت داشته و مي‌خواسته بي‌اعتنا است
.کاري نمي‌کند

01:22:49.923 --> 01:22:53.176
ولي همچنان که غالباً به هنگام
...رسيدن توفان

01:22:53.344 --> 01:22:57.805
،خاموشي بر آسمان چيره مي‌شود...
...و ابر از جنبش مي‌ايستد

01:22:57.973 --> 01:23:00.475
...و بادهاي سرکش گنگ مي‌ماند...

01:23:00.643 --> 01:23:06.022
و در اين پايين کره‌ي خاک...
...به سانِ مرده افتاده است

01:23:06.190 --> 01:23:09.859
.و آنگاه غرش سهمگين رعد جهان را مي‌درد...

01:23:10.027 --> 01:23:14.280
،کينه‌توزي نيز، پس از آن مکث
.در پيروس بيدار مي‌شود و او را بار ديگر به کار مي‌گيرد

01:23:14.448 --> 01:23:16.908
...و هرگز پتک سيکلوپ‌ها

01:23:17.076 --> 01:23:20.995
با دغدغه‌ي کمتري بر زره ابديت مارس...
...فرود نيامد

01:23:21.163 --> 01:23:24.624
...که اينک شمشير خون چکانِ پيروس...

01:23:24.792 --> 01:23:27.168
.بر سر پريام...

01:23:27.378 --> 01:23:30.713
! ننگ، ننگ بر تو اي روسپيِ بخت

01:23:30.881 --> 01:23:34.759
!و شما اي گروه خدايان
...گرد آييد و قدرتش را از او باز گيريد

01:23:34.927 --> 01:23:38.262
همه‌ي پره‌ها و کمانه‌هاي چرخ ارابه‌اش...
...را بشکنيد

01:23:38.430 --> 01:23:41.724
...و محور آن را از بلندي‌هاي آسمان...

01:23:41.892 --> 01:23:43.434
!تا ژرفناي کنام اهريمنان فرو بغلطانيد...

01:23:44.061 --> 01:23:45.853
.اين ديگر پر دراز است

01:23:46.021 --> 01:23:49.190
.با ريشتان بايد فرستاد پيش آرايشگر

01:23:49.358 --> 01:23:50.775
.ادامه بده،‌ خواهش مي‌کنم

01:23:50.943 --> 01:23:56.781
او هزل مي‌خواهد و داستان
.و گر نه خوابش مي‌برد

01:23:56.949 --> 01:23:58.449
.ادامه بده

01:23:59.243 --> 01:24:00.451
.به سرگذشت هِکيوبا (همسر پريام) برس

01:24:00.619 --> 01:24:05.123
،ولي چه کسي،‌ آه ! چه کسي
...هرگز آن شهبانوي سر پوشيده را ديده بود

01:24:05.290 --> 01:24:07.125
شهبانوي سرپوشيده ؟

01:24:07.292 --> 01:24:09.502
.خوب است، «شهبانوي سرپوشيده» خوب است

01:24:11.588 --> 01:24:13.631
...پا برهنه از هر سو مي‌دود

01:24:13.799 --> 01:24:17.093
و شعله‌هاي آتش را با اشک‌هايي...
.که راه نظر بر او مي‌بندد، ‌تهديد مي‌کند

01:24:17.261 --> 01:24:21.097
و بر سر خود، سري که دمي پيش
...به تاج آراسته بود، تکه پارچه‌اي نهاده

01:24:21.265 --> 01:24:26.811
به جاي جامه، ملافه‌اي را...
...در سراسيمگي ترس برداشته

01:24:26.979 --> 01:24:30.732
.بر کمر لاغر و فرسوده‌اش بسته...

01:24:30.899 --> 01:24:35.027
،هر که اين منظره را مي‌ديد
...با زباني زهر آبداده

01:24:35.195 --> 01:24:38.656
.بخت را به تهمتِ خيانت رسوا مي‌ساخت...

01:24:38.824 --> 01:24:42.076
...و اگر خدايان او را به چشم خويش مي‌ديدند

01:24:42.244 --> 01:24:45.455
...در آن هنگام که چشمش بر پيروس افتاد...

01:24:45.622 --> 01:24:49.167
و ديدش که با چه کين‌توزي...
...شوهرش را ريز ريز مي‌کنند

01:24:49.334 --> 01:24:51.836
...فريادي از جگر بر کشيد...

01:24:52.004 --> 01:24:55.089
مگر آنکه نيک و بد حال مردم...
...فناپذير بر دلشان هيچ اثر نباشد

01:24:55.257 --> 01:24:58.551
بي‌شک بر چشمان سوزان آسمان...
...اشک مي‌باريد

01:24:58.719 --> 01:25:02.638
.و خدايان به سوداي غم در مي‌افتادند...

01:25:03.432 --> 01:25:07.894
،ببينيد، چگونه رنگش دگرگون گشته
.و اشک در چشمانش نشسته است

01:25:08.061 --> 01:25:09.479
.ديگر بس است، خواهش مي‌کنم

01:25:16.820 --> 01:25:18.696
.خوب است -
.قربان -

01:25:18.864 --> 01:25:20.533
باقي را به زودي از تو خواهم خواست
.تا برايم بخواني

01:25:20.864 --> 01:25:22.533
سرورم، ترتيبي دهيد
.که بازيگران را در جاي نيکي فرود آرند

01:25:22.701 --> 01:25:24.410
مي‌شنويد ؟
...دستور بدهيد با آنان به خوبي رفتار کنند

01:25:24.578 --> 01:25:27.789
.زيرا آنان وجيزه و گزارش مختصر اين روزگارند...

01:25:27.956 --> 01:25:30.416
پس از مرگ اگر کتيبه‌ي ناشايستي
...بر گورتان باشد

01:25:30.584 --> 01:25:32.460
بهتر از آن است که در زنده بودن...
.دچار بدزباني‌شان شويد

01:25:32.628 --> 01:25:35.046
سرورم، به قدر شايستگي‌شان
.از ايشان پذيرايي خواهم کرد

01:25:35.214 --> 01:25:37.089
.به جان مسيح، مرد، خيلي از آن بهتر

01:25:38.258 --> 01:25:40.641
...اگر هر کس به قدر شايستگي‌اش پذيرايي شود

01:25:40.869 --> 01:25:42.930
کيست که از تازيانه جان به در برد ؟...

01:25:44.056 --> 01:25:48.434
از آنها فراخور شرف و بزرگواري خودتان
.پذيرايي کنيد

01:25:48.602 --> 01:25:52.855
،و هر چه شايستگي‌شان کمتر باشد
.نيکي‌هايتان ارج بيشتري خواهد داشت

01:25:54.441 --> 01:25:57.944
.راهنمايي‌شان کنيد -
.بياييد، آقايان -

01:25:58.987 --> 01:26:02.824
.دوستان من، به دنبال او برويد
.فردا براي ما نمايش خواهيد داد

01:26:05.953 --> 01:26:07.912
.گوش کن دوست ديرين من

01:26:08.080 --> 01:26:10.915
آيا مي‌توانيد نمايش "قتل گونزاگو" را بازي کنيد ؟ -
.بلي، سرورم -

01:26:11.083 --> 01:26:12.375
.فردا شب نمايش خواهيم داشت

01:26:12.543 --> 01:26:15.461
در صورت لزوم مي‌توانيد روي دوازده
...تا شانزده سطر که من خواهم نوشت کار کنيد

01:26:15.629 --> 01:26:18.047
،و آن را در نمايشنامه بگنجانيد...
نه ؟

01:26:18.215 --> 01:26:19.298
.چرا، سرورم -
.بسيار خوب -

01:26:19.466 --> 01:26:24.846
دنبال اين جناب برويد
.و مبادا ريشخندش بکنيد

01:26:27.933 --> 01:26:31.060
.دوستان مهربانم، تا شب به خدا مي‌سپارمتان

01:26:31.228 --> 01:26:33.271
.به السينور خوش آمديد -
.سرور عزيزم -

01:26:33.438 --> 01:26:35.231
.خوب، خدا به همراهتان

01:26:42.322 --> 01:26:44.448
.ديگر تنها هستم

01:26:46.410 --> 01:26:50.371
...آه که چه فرومايه

01:26:50.539 --> 01:26:55.126
.و چه برده‌ي نا تراشيده‌اي هستم...

01:26:57.880 --> 01:27:02.466
آيا بس شگفت نيست
...که اين بازيگر

01:27:02.634 --> 01:27:04.468
...براي يک افسانه...

01:27:04.636 --> 01:27:05.970
...براي پندار يک سودا...

01:27:06.138 --> 01:27:09.056
بتواند روح خود را...
...چنان در قالب تصورش در آورد

01:27:09.224 --> 01:27:12.810
که از تأثير آن...
...چهره‌اش يکسر رنگ ببازد

01:27:12.978 --> 01:27:15.813
،اشک در چشمانش بنشيند...
...آشفتگي در هيئتش نمايان شود

01:27:15.981 --> 01:27:17.648
...صدايش در هم بشکند...

01:27:17.816 --> 01:27:21.319
و حرکات و سکناتش...
همه به ريخت انديشه‌اش در آيد ؟

01:27:21.486 --> 01:27:23.821
! و اين همه براي هيچ

01:27:23.989 --> 01:27:26.157
! براي هکيوبا

01:27:26.325 --> 01:27:31.287
هکيوبا چه چيز او يا او خود چه چيز هکيوباست
که مي‌بايد برايش اشک بريزد ؟

01:27:31.455 --> 01:27:35.708
اگر او همان انگيزه و شور سودا را که من دارم
مي‌داشت، آن وقت چه مي‌کرد ؟

01:27:35.876 --> 01:27:40.046
...صحنه را با اشک خود غرقه مي‌ساخت

01:27:40.213 --> 01:27:43.341
...گوش‌ها را با سخنان دهشت‌زا مي‌شکافت...

01:27:43.508 --> 01:27:45.676
تبهکار را سراسيمه مي‌کرد...
...و بي‌گناه را مي‌ترساند

01:27:45.844 --> 01:27:51.349
بي خبر را در آشوب مي‌افکند...
.و بينايي و شنوايي را به راستي سرگشته مي‌ساخت

01:27:51.516 --> 01:27:57.750
،و اما من
...فرومايه‌ي لَختِ منگ و افسرده‌ي سر به هوا

01:27:58.090 --> 01:27:59.565
...پرواي امر خود ندارم...

01:27:59.733 --> 01:28:01.067
.و نمي‌توانم چيزي بگويم...

01:28:01.234 --> 01:28:05.029
...نه، نه آن هم آنجا که پاي شاهي در ميان است

01:28:05.197 --> 01:28:09.033
که به زندگي گرانقدر و هست و نيستش...
.به صورت ننگين دستبرد زده‌اند

01:28:09.201 --> 01:28:10.660
آيا من ترسو هستم ؟

01:28:10.827 --> 01:28:13.663
،چه کسي نابکارم مي‌خواند
...سرم را مي‌شکند

01:28:13.830 --> 01:28:16.040
ريشم را مي‌کند...
...و به صورتم پرتاب مي‌کند

01:28:16.208 --> 01:28:18.918
،بيني‌ام را مي‌کشد...
...دروغ‌هاي مرا تا ژرفناي ريه

01:28:19.086 --> 01:28:21.128
در گلويم فرو مي‌ريزد ؟...
چه کسي با من چنين کاري مي‌کند ؟

01:28:21.296 --> 01:28:22.838
!ها! به خدا سوگند همه را تاب مي‌آورم

01:28:23.006 --> 01:28:26.019
زيرا جز اين نيست
...که من دل و جگر کبوتر دار‌م

01:28:26.321 --> 01:28:28.560
،و از صفرا که بيداد را تلخ مي‌گرداند...
...بي‌بهره‌ام، و گر نه

01:28:28.870 --> 01:28:33.891
لاشخورهاي سراسر اين ناحيه را...
.با روده و شکنبه‌ي اين بد سرشت فربه کرده بودم

01:28:34.059 --> 01:28:37.061
! آه، ناکس هرزه‌ي خونخوار

01:28:37.229 --> 01:28:42.566
،سنگدل، دغل کار
! شهوت‌پرست، بي‌عاطفه

01:28:42.734 --> 01:28:46.070
! آه انتقــام

01:28:52.494 --> 01:28:54.537
!ولي چه خرم من
...و اين بس تماشايي است

01:28:54.705 --> 01:28:59.709
که من، پسر پدري مهربان...
...که به ستم کشته شد

01:28:59.876 --> 01:29:02.003
مني که بهشت و دوزخم...
...به کين‌خواهي بر مي‌انگيزند

01:29:02.170 --> 01:29:06.257
،همچو روسپيان، عقده‌ي خود را...
...با مشتي کلمات خالي مي‌کنم

01:29:06.425 --> 01:29:09.927
و مانند يک زن شلخته، يک کنيز مطبخي...
! دشنام مي‌دهم. اوف، تفو

01:29:10.095 --> 01:29:12.471
.روح من، به خود آ

01:29:12.639 --> 01:29:16.642
...شنيده‌ام که برخي تبهکاران در تماشاخانه

01:29:16.810 --> 01:29:20.771
چنان تا اعماق جان منقلب گشته‌اند...
...که بي‌درنگ فرياد بر آورده

01:29:20.939 --> 01:29:23.691
.بر جرم خويش اعتراف کرده‌اند...

01:29:23.859 --> 01:29:28.612
،زيرا قتل، اگر چه خود زباني ندارد
.مي‌تواند با دهاني معجزه‌بار سخن بگويد

01:29:28.780 --> 01:29:35.223
من به اين بازيگران خواهم گفت
.که در برابر عموي من چيزي شبيه قتل پدرم بازي کنند

01:29:35.543 --> 01:29:39.290
مراقب حال او خواهم بود
.و چنان که بايد او را به محک خواهم زد

01:29:39.458 --> 01:29:43.836
.اگر يکه خورد و از جا پريد، مي‌دانم کار چيست

01:29:44.296 --> 01:29:48.591
شبحي که من ديدم
...شايد اهريمن باشد

01:29:48.759 --> 01:29:51.802
و در قدرت اهريمن هست...
.که خود را به ظاهري خوش‌آيند بيارايد

01:29:51.970 --> 01:29:57.975
آري، شايد
...بر اثر ناتواني من و افسردگي خاطرم

01:29:58.143 --> 01:30:01.979
و سلطه‌اي که او بر صاحبان...
...چنين سرشتي دارد

01:30:02.147 --> 01:30:04.440
...فريبم مي‌دهد...

01:30:05.734 --> 01:30:08.235
.تا به گمراهيم بکشاند...

01:30:09.863 --> 01:30:15.076
.بايد بر زمين استوارتري بنا کرد

01:30:16.161 --> 01:30:18.704
...نمايش دامي خواهد بود

01:30:18.872 --> 01:30:24.043
.که با آن وجدان شاه را شکار خواهم کرد...

01:30:25.587 --> 01:30:28.560
آيا با هيچ تدبيري
...نمي‌توانيد از او دريابيد

01:30:28.756 --> 01:30:31.008
...براي چه اين پريشاني را موجب مي‌شود...

01:30:31.176 --> 01:30:33.540
...و چهره‌ي روزهاي آرامش خود را بدين خشونت...

01:30:33.769 --> 01:30:35.346
به سرپنجه‌ي ديوانگيِ...
سرکش و خطرناک مي‌خراشد ؟

01:30:35.514 --> 01:30:38.265
او خود اعتراف دارد
...که خود را شوريده مي‌بيند

01:30:38.433 --> 01:30:40.684
،اما به چه سبب...
.هيچ نمي‌خواهد بگويد

01:30:40.852 --> 01:30:43.145
آماده‌اش نمي‌بينم که بگذارد
...پي به حالش برده شود

01:30:43.313 --> 01:30:46.023
بلکه هر بار که او را به آستانه‌ي اعتراف...
...درباره‌ي حقيقت حالش مي‌آوريم

01:30:46.191 --> 01:30:48.526
...با آن زيرکي که در ديوانگي است...

01:30:48.693 --> 01:30:49.693
.از چنگ ما مي‌گريزد...

01:30:49.861 --> 01:30:53.114
آيا از شما خوب پذيرايي کرد ؟ -
.درست بدان گونه که شايسته‌ي بزرگي است -

01:30:53.281 --> 01:30:56.659
.ولي به ناخواهِ خود، با تکلف بسيار

01:30:56.827 --> 01:31:00.996
در پرسش امساک داشت، اما در جواب
.پرسش‌هاي ما سخت گشاده دست بود

01:31:01.164 --> 01:31:02.790
آيا به هيچ سرگرمي ترغيبش کرديد ؟

01:31:02.958 --> 01:31:06.544
بانوي من، از قضا در راه
.از يک گروه بازيگران در گذشتيم

01:31:06.711 --> 01:31:07.890
...ما با وي در اين باره سخن به ميان آورديم

01:31:08.076 --> 01:31:10.381
و چنين مي‌نمود که از شنيدن اين خبر...
.نوعي شادي در او پديد آمد

01:31:10.549 --> 01:31:11.708
...اينک آنان اينجا هستند...

01:31:11.980 --> 01:31:14.301
و به گمانم دستور يافته‌اند...
.امشب در برابر او بازي کنند

01:31:14.469 --> 01:31:17.388
،درست است
...و او از من خواست تا از اعلي‌حضرتتان استدعا کنم

01:31:17.556 --> 01:31:20.516
.براي ديدن و شنيدن آن تشريف بياورند... -
! به جان و دل مي‌پذيرم -

01:31:20.684 --> 01:31:23.227
و بسيار خشنودم از اينکه
.مي‌شنوم سر اين گونه کارها دارد

01:31:23.395 --> 01:31:25.271
...آقايان، بيشتر در اين راهش برانيد

01:31:25.438 --> 01:31:28.858
.و اشتياق او را بدين دلخوشي‌ها تيزتر کنيد... -
.فرمان‌برداريم، سرورم -

01:31:30.068 --> 01:31:33.696
...گرترود نازنين، شما نيز ما را تنها بگذاريد

01:31:33.864 --> 01:31:36.157
...ما ترتيبي داده‌ايم که هملت اينجا بيايد...

01:31:36.324 --> 01:31:40.035
و گويي که بر حسب تصادف...
.خود را با افيليا رو به رو ببيند

01:31:40.203 --> 01:31:44.248
،و اينک من و پدر او، دو جاسوس مشروع
...خود را در جايي پنهان مي‌کنيم

01:31:44.416 --> 01:31:49.086
،که بي ديده شدن امکان ديدن داشته باشيم...
...و بتوانيم برخوردشان را به درستي بسنجيم

01:31:49.254 --> 01:31:54.216
،و از نحوه‌ي رفتارش دريابيم
...که آيا غم عشق است يا نه

01:31:54.384 --> 01:31:56.760
.که او را چنين رنج مي‌دهد...

01:31:57.262 --> 01:31:59.305
.به فرموده‌تان عمل مي‌کنم

01:32:00.599 --> 01:32:02.075
...و اما شما افيليا

01:32:02.540 --> 01:32:07.479
آرزوي من اين است که زيبايي نيکويتان...
.علت خجسته‌ي شوريدگي هملت باشد

01:32:08.148 --> 01:32:13.485
،از اين رو اميدوارم خصال پسنديده‌ي شما
...او را به سرفرازي هر دوتان

01:32:13.653 --> 01:32:15.487
.به راه و روشِ معهودِ خود باز گرداند...

01:32:15.655 --> 01:32:19.033
.آرزوي من اين است، بانوي من

01:32:22.454 --> 01:32:24.914
.افيليا، شما اينجا قدم بزنيد

01:32:25.081 --> 01:32:27.291
اعلي‌حضرتا، اگر موافقت فرماييد
.ما به جاي خود برويم

01:32:27.459 --> 01:32:28.542
...اين کتاب را بخوان

01:32:28.710 --> 01:32:31.462
تظاهر بدين کار مي‌تواند...
.آب و رنگي به تنهايي‌ات ببخشد

01:32:31.630 --> 01:32:33.088
...چه بسا بتوان نکوهش‌مان کرد

01:32:33.256 --> 01:32:36.467
،و بارها نيز اين نکته به اثبات رسيده است...
...که چهره‌ي دينداري و اعمال پارسايانه‌ي ما

01:32:36.635 --> 01:32:38.385
.شيطان را در خود نهفته دارد...

01:32:38.553 --> 01:32:40.888
.آه، راست‌تر از اين چيزي نيست

01:32:42.140 --> 01:32:46.310
اين گفته‌ي او چه تازيانه‌ي سختي
!بر وجدان من است

01:32:46.478 --> 01:32:49.230
...گونه‌ي روسپي که زيبايي از بزک دارد

01:32:49.397 --> 01:32:53.120
...به قياس آنچه مي‌آرايدش...

01:32:53.430 --> 01:33:00.241
از تبهکاري‌هايي که سخنان بس رنگينم...
.بر آن پرده مي‌کشد، زشت‌تر نيست

01:33:01.993 --> 01:33:04.161
!آه، چه بار سنگيني

01:33:04.329 --> 01:33:07.581
،صداي پايش را مي‌شنوم، سرورم
.از اينجا برويم

01:33:42.617 --> 01:33:48.038
...بودن يا نبودن

01:33:49.207 --> 01:33:51.625
:حرف در همين است...

01:33:52.711 --> 01:33:55.713
...آيا بزرگواري آدمي بيشتر در آن است

01:33:55.880 --> 01:34:00.217
که زخم فلاخن و تيرِ بختِ ستم‌پيشه را...
...تاب آورد

01:34:00.385 --> 01:34:03.178
يا آنکه در برابر دريايي فتنه و آشوب...
...سلاح بر گيرد

01:34:03.346 --> 01:34:05.723
و با ايستادگي خويش، بدان همه پايان دهد ؟...

01:34:05.890 --> 01:34:08.642
.مردن، خفتن

01:34:08.810 --> 01:34:10.185
...نه بيشتر

01:34:10.353 --> 01:34:11.899
...و پنداري که ما با خواب...

01:34:12.230 --> 01:34:19.069
،به دردهاي قلب و هزاران آسيب طبيعي...
...که نصيب تن آدمي است، پايان مي‌دهيم

01:34:19.237 --> 01:34:23.615
.چنين فرجامي سخت خواستني است

01:34:24.451 --> 01:34:26.452
...مردن

01:34:26.619 --> 01:34:28.620
.خفتن...

01:34:29.497 --> 01:34:31.415
...خفتن

01:34:31.916 --> 01:34:33.459
.شايد هم خواب ديدن...

01:34:33.626 --> 01:34:36.045
.آه، دشواري کار همين جاست

01:34:36.588 --> 01:34:39.006
...زيرا تصور آنکه در اين خواب مرگ

01:34:39.174 --> 01:34:42.384
...چه رؤياهايي به سراغ‌مان مي‌توانند آمد...

01:34:42.552 --> 01:34:44.970
هنگامي که...
...از اين هياهوي کشنده فارغ شديم

01:34:45.138 --> 01:34:47.097
.مي‌بايد ما را در عزم خود سست کند...

01:34:47.265 --> 01:34:52.353
و همين است که موجب مي‌شود
.عمر مصايب تا بديم حد دراز باشد

01:34:52.812 --> 01:34:56.899
به درستي چه کسي
...به تازيانه‌ها و خواري‌هاي زمانه

01:34:57.067 --> 01:35:03.030
و بيداد ستم‌گران...
...و اهانت مردم خودبين

01:35:03.198 --> 01:35:07.993
و دلهره‌ي عشق خوار داشته...
...و دير جنبي قانون

01:35:08.161 --> 01:35:14.500
گستاخي ديوانيان و پاسخ ردي...
...که شايستگان شکيبا از فرومايگان مي‌شنوند، تن مي‌داد

01:35:14.667 --> 01:35:19.296
و حال آنکه مي‌توانست...
خود را با خنجري برهنه آسوده سازد ؟

01:35:19.839 --> 01:35:22.216
...چه کسي زير چنين باري مي‌رفت

01:35:22.384 --> 01:35:27.429
و عرق‌ريزان از زندگي توان‌فرسا...
...ناله مي‌کرد

01:35:28.014 --> 01:35:30.309
...مگر بدان رو...

01:35:30.727 --> 01:35:36.647
...که هراس چيزي پس از مرگ...

01:35:38.483 --> 01:35:41.318
...اين سرزمين ناشناخته...

01:35:41.486 --> 01:35:45.406
...که هيچ مسافري از مرز آن باز نيامده...

01:35:45.824 --> 01:35:47.533
...اراده را سرگشته مي‌دارد...

01:35:47.700 --> 01:35:50.702
تا بدبختي‌هايي را که بدان دچاريم...
...تحمل کنيم

01:35:50.870 --> 01:35:53.747
و به سوي ديگر بلاها...
که چيزي از چگونگي‌شان نمي‌دانيم، پرواز کنيم ؟

01:35:53.915 --> 01:35:57.334
...پس ادراک است

01:35:57.502 --> 01:35:59.211
...که همه‌‌ي ما را بزدل مي‌گرداند...

01:35:59.379 --> 01:36:03.340
...و بدين سان رنگ اصلي عزم...

01:36:03.508 --> 01:36:08.846
از سايه‌ي نزار انديشه...
...که بر آن مي‌افتد، بيمار گونه مي‌نمايد

01:36:09.013 --> 01:36:11.932
...و کارهاي بزرگ و خطير...

01:36:12.100 --> 01:36:18.397
به همين سبب...
...از مسير خود منحرف مي‌گردد

01:36:18.565 --> 01:36:21.358
...و حتي نام عمل را...

01:36:23.611 --> 01:36:24.987
.از دست مي‌دهد...

01:36:26.656 --> 01:36:29.658
! ديگر دم فرو بنديم ! اينک افيلياي زيباي من

01:36:37.542 --> 01:36:39.209
...اي پري‌رو

01:36:40.378 --> 01:36:42.629
...در نيايش‌هاي خود...

01:36:44.841 --> 01:36:47.468
.گناهان من، همه را به ياد آر... -
.سرور عزيزم -

01:36:47.760 --> 01:36:49.636
پس از آن همه روزها که گذشت
حال مبارکتان چطور است ؟

01:36:50.889 --> 01:36:53.056
.با خاکساري سپاسگذارم

01:36:54.809 --> 01:37:04.568
.خوب، خوب، خوب

01:37:19.417 --> 01:37:21.001
...سرورم

01:37:23.254 --> 01:37:25.547
...يادگارهايي از شما نزد من است...

01:37:25.715 --> 01:37:28.258
که از چندي پيش...
.مي خواستم به شما بازگردانم

01:37:29.802 --> 01:37:31.345
.خواهش مي‌کنم، اينک آنها را پس بگيريد

01:37:31.513 --> 01:37:32.804
نه

01:37:34.057 --> 01:37:36.225
.من هرگز چيزي به شما نداده‌ام

01:37:36.434 --> 01:37:38.435
...سرور ارجمندم

01:37:39.145 --> 01:37:41.438
...خودتان به خوبي مي‌دانيد که داده‌ايد...

01:37:42.607 --> 01:37:44.399
...و همراه آنها نيز...

01:37:44.567 --> 01:37:47.611
سخناني بس شيرين...
.که آن چيزها را باز گرانبهاتر مي‌نمود

01:37:47.946 --> 01:37:49.404
....اما اينک که عطر خود را ازدست داده‌اند

01:37:49.572 --> 01:37:51.490
.آنها را پس بگيريد...

01:37:52.617 --> 01:37:56.123
زيرا هديه‌هاي گرانبها، اگر اهدا کننده نامهربان گردد
.در ديده‌ي مردم شريف از ارج و بها مي‌افتد

01:37:56.621 --> 01:37:58.288
.بفرماييد، سرورم

01:37:58.623 --> 01:38:02.042
ها ؟ ها ؟

01:38:02.460 --> 01:38:05.295
شما آيا پاکدامنيد ؟ -
سرورم ؟ -

01:38:05.463 --> 01:38:08.340
آيا زيباييد ؟ -
والاحضرت چه مي‌خواهند بگويند ؟ -

01:38:08.508 --> 01:38:10.021
...اين که اگر پاکدامن و زيباييد

01:38:10.410 --> 01:38:12.511
پاکدامني‌تان مي‌بايد رخصت هيچ گفتگو...
.به زيباييتان ندهد

01:38:12.679 --> 01:38:14.596
مگر زيبايي، سرورم، مي‌تواند همنشيني
بهتر از پاکدامني داشته باشد ؟

01:38:14.764 --> 01:38:17.391
آري،‌ به راستي. زيرا قدرت زيبايي
...بسي زودتر از آنچه نيروي پاکدامني بتواند

01:38:17.559 --> 01:38:21.937
آن را در قالب شباهت خود در آورد، پاکدامني را...
.از آنچه هست به پا اندازي خواهد افکند

01:38:22.105 --> 01:38:26.149
،اين سخن زماني نقيض‌گويي به شمار مي‌آمد
.ولي اينک روزگاران آن را به اثبات مي‌رساند

01:38:32.657 --> 01:38:34.074
.من زماني دوستت داشتم

01:38:34.826 --> 01:38:38.036
،در واقع، سرورم
.شما مرا به چنين باوري وا داشتيد

01:38:38.204 --> 01:38:40.747
...نمي‌بايست باورم بداريد

01:38:40.915 --> 01:38:43.102
زيرا فضيلت را نمي‌توان...
...بر ساقه‌ي کهنسال وجود ما پيوند زد

01:38:43.240 --> 01:38:44.334
.هر چند که مي‌بايد بدان راغب بود...

01:38:44.502 --> 01:38:46.003
.من شما را دوست نداشتم

01:38:46.713 --> 01:38:50.299
.پس من سخت فريب خوردم -
! به صومعه برو -

01:38:50.466 --> 01:38:52.384
براي چه مي‌خواهي گناه‌کاراني
در دامن خود بپروراني ؟

01:38:52.552 --> 01:38:53.802
...من خود کم و بيش درستکارم

01:38:53.970 --> 01:38:55.870
و با اين همه مي‌توانم خود را...
...به چيزهايي متهم دارم

01:38:56.120 --> 01:38:57.306
.که بهتر بود هرگز از مادر زاده نمي‌شدم...

01:38:57.473 --> 01:39:01.643
،من بسيار خودبينم، کينه‌توزم، جاه‌طلبم
...گناهان بيش از آنچه انديشه براي دريافتن

01:39:01.811 --> 01:39:04.479
و تخيل براي انگاشتن و وقت براي به انجام رساندن...
.آن لازم است، به سويم روي مي‌آورند

01:39:04.647 --> 01:39:07.691
موجوداتي مانند من که ميان زمين
و آسمان مي‌خزند، به چه کار آيند ؟

01:39:07.859 --> 01:39:09.768
،ما همه نابکاران گستاخي هستيم
.سخن هيچيک از ما را باور مدار

01:39:09.879 --> 01:39:10.760
.سر خود گير و به دير برو

01:39:28.421 --> 01:39:29.880
پدرتان کجاست ؟

01:39:32.634 --> 01:39:34.426
.در خانه،‌ سرورم

01:39:41.059 --> 01:39:45.729
...درها بر او بسته باد

01:39:45.897 --> 01:39:48.649
...تا جز در خانه‌ي خود...

01:39:49.150 --> 01:39:52.402
.حماقتي از او سر نزند...

01:39:54.238 --> 01:39:55.781
.خدانگهدار

01:39:58.034 --> 01:40:00.118
!پروردگار مهربان، تو خود ياريش ده

01:40:01.412 --> 01:40:05.791
،اگر شوهر اختيار کني
:مي‌خواهم اين نفرين جهيزي باشد که به تو مي‌دهم

01:40:05.958 --> 01:40:09.670
و آن اينکه هر چند بسان يخ پاکدامن
...و همچون برف پاک باشي

01:40:09.837 --> 01:40:11.755
.از تهمت بر کنار نماني...

01:40:11.923 --> 01:40:14.466
.به دير برو، خدانگهدار

01:40:14.634 --> 01:40:17.427
،يا اگر خواستار زناشويي هستي
.همسر مردي احمق شو

01:40:17.595 --> 01:40:21.390
چه آنان که خردمندند خوب مي‌دانند
.شما چه غول‌هايي از ايشان مي‌سازيد

01:40:21.557 --> 01:40:25.894
،به دير برو، ها، خيلي هم زود
.خدانگهدار

01:40:26.062 --> 01:40:28.730
! اي نيروهاي آسماني، بهبودش دهيد

01:40:28.898 --> 01:40:31.191
.درباره‌ي بَزک‌هاتان هم چيزهايي شنيده‌ام

01:40:31.359 --> 01:40:35.445
،خدا به شما چهره‌اي داده است
.ولي شما خودتان را به صورت ديگري در مي‌آوريد

01:40:35.613 --> 01:40:37.906
،با جست و خيز مي‌رقصيد، مي خراميد
...نوک زباني حرف مي‌زنيد

01:40:38.074 --> 01:40:39.825
...و به آنچه خدا آفريده نام‌هاي مسخره مي‌دهيد...

01:40:40.410 --> 01:40:42.577
.از بي‌خبريتان مايه‌ي هرزگي مي‌سازيد...

01:40:44.247 --> 01:40:45.622
.برويد

01:40:46.541 --> 01:40:48.709
.ديگر بيزار شده‌ام

01:40:50.128 --> 01:40:52.879
.همين‌هاست که ديوانه‌ام کرده

01:40:56.634 --> 01:40:58.468
...من مي‌گويم

01:40:59.512 --> 01:41:01.221
...که ديگر...

01:41:02.432 --> 01:41:04.808
.زناشويي نبايد باشد...

01:41:12.400 --> 01:41:15.318
...آنان که تا کنون ازدواج کرده‌اند

01:41:18.614 --> 01:41:22.492
...همه بجز يکي‌شان، زنده خواهند ماند...

01:41:22.660 --> 01:41:25.996
و اما باقي مردم همچنان که هستند
.خواهند بود

01:41:44.015 --> 01:41:45.891
! به دير برو

01:41:46.726 --> 01:41:48.185
! برو

01:41:53.524 --> 01:41:57.235
آخ که چه روح بزرگواري
.چنين از پا در افتاده است

01:41:58.154 --> 01:42:07.329
،تيزبيني درباريان، سخن دانشوران
...شمشير سپاهيان

01:42:07.497 --> 01:42:10.540
...اميدواري و گل سرسبد کشوري خوشبخت...

01:42:10.708 --> 01:42:14.669
،آيينه‌ي خوش‌ذوقي...
...و نمونه‌ي برازندگي

01:42:14.837 --> 01:42:17.756
...آن که هر چشمي بدو بود...

01:42:17.924 --> 01:42:22.469
.يکسر، يکسر از پا در افتاده...

01:42:23.554 --> 01:42:25.347
...و من

01:42:25.515 --> 01:42:28.934
...که از جمله‌ي زنان افسرده‌تر و بدبخت‌ترم...

01:42:29.101 --> 01:42:32.938
چه، شهد سوگندهاي دلنواز او را...
...چشيده‌ام

01:42:33.105 --> 01:42:37.442
...اکنون بايد اين خرد بزرگوار و شاهانه را ببينم...

01:42:37.610 --> 01:42:42.239
،که همچون ناقوس خوشنواي ناساز‌گشته‌اي...
.بانگ زننده و ناهنجار سر مي‌دهد

01:42:42.406 --> 01:42:46.451
،يا اين پيکر و شمايل بي‌همتاي جواني
...شکوفان

01:42:48.037 --> 01:42:50.580
.در آشفتگي حواس بپژمرد...

01:42:53.876 --> 01:42:57.254
،آخ، واي بر من
...از ديدن آنچه ديدم

01:42:59.799 --> 01:43:01.508
.و آنچه اکنون مي‌بينم...

01:43:01.884 --> 01:43:04.928
عشق ؟
...عواطفش در همچو مسيري نيست

01:43:05.096 --> 01:43:09.140
و آنچه مي‌گويد، گر چه اندکي...
.شيرازه گسسته است، به ديوانگي نمي‌ماند

01:43:09.308 --> 01:43:13.270
در روحش رازي است
...که ماليخوليا بر آن نشسته

01:43:13.437 --> 01:43:16.606
و آنچه از زير آن سر از تخم به در خواهد کرد...
.مي‌ترسم مايه‌ي خطر باشد

01:43:16.774 --> 01:43:19.734
براي پيشگيري از آن، رأي من
:بر اين قرار گرفته است

01:43:19.902 --> 01:43:23.655
که او را بي‌درنگ به طلب باجي
.که در پرداخت آن غفلت شده، به انگلستان روانه کنيم

01:43:23.823 --> 01:43:26.783
،شابد که سفر دريا و کشورهاي ديگر
...با ديدني‌هاي گوناگون آن

01:43:26.951 --> 01:43:29.995
بتواند چيزي را...
...که در قلبش جاي گرفته و او را

01:43:30.162 --> 01:43:34.666
،بدان سبب که عقلش همواره با آن در تصادم است...
.از حال خود بدر کرده از آنجا بيرون براند

01:43:34.834 --> 01:43:36.167
در اين باره چه مي‌گوييد ؟

01:43:36.335 --> 01:43:37.669
.بايد تدبير درستي باشد

01:43:37.837 --> 01:43:40.797
با اين همه من هنوز يقين دارم
...که اصل اين اندوه و سر آغاز آن

01:43:40.965 --> 01:43:43.341
.عشقي خوار داشته است...

01:43:44.677 --> 01:43:46.678
! ها، افيليا

01:43:46.846 --> 01:43:49.306
نيازي نيست که گفته‌هاي
.جناب هملت را برايمان بازگو کنيد

01:43:49.473 --> 01:43:51.308
.ما خود همه‌ را شنيديم

01:43:53.144 --> 01:43:54.895
...سرورم، چنانکه ميل مبارک است رفتار کنيد

01:43:55.062 --> 01:43:57.731
...ولي اگر مقتضي بدانيد، بگذاريد پس از نمايش...

01:43:57.899 --> 01:44:00.984
مادرش شهبانو، خود به تنهايي از او بخواهد...
.تا اندوهش را با وي در ميان گذارد

01:44:01.152 --> 01:44:02.485
...بگذاريد با او بي‌پرده سخن بگويد

01:44:02.653 --> 01:44:05.238
،و من اگر اجازه بفرماييد...
.در سراسر گفتگوشان جايي گوش مي‌ايستم

01:44:05.406 --> 01:44:07.908
،هرگاه شهبانو به رازش پي نبرد...
...به انگلستان روانه‌اش کنيد

01:44:08.075 --> 01:44:10.827
،يا در هر جا پسند خردمندانه‌تان بود...
.به زندانش بفرستيد

01:44:10.995 --> 01:44:13.496
.مي‌بايد چنين کرد

01:44:13.664 --> 01:44:19.544
ديوانگي شاهزدگان را...
.نمي‌توان بي‌مراقبت گذاشت

01:44:41.525 --> 01:44:44.819
اين قطعه را خواهش مي‌کنم، به همان شيوه
...که برايتان خوانده‌ام، تقرير کنيد

01:44:44.987 --> 01:44:46.154
.با لحني شمرده و بي‌تکلف...

01:44:46.322 --> 01:44:49.115
اما اگر همچون بسياري از بازيگران‌تان
...بخواهيد نعره بکشيد

01:44:49.283 --> 01:44:51.534
همان بهتر که من اين کار را...
.بر عهده‌ي جارچي بگذارم

01:44:51.702 --> 01:44:55.038
اين طور هم هوا را
...با دست خود نشکافيد، بلکه

01:44:55.206 --> 01:44:56.873
.از همه بابت نرم و سنجيده باشيد...

01:44:57.041 --> 01:45:01.336
شما در کشاکش سيلاب و طوفان، و اگر
...بتوان گفت ديوباد سودا

01:45:01.504 --> 01:45:06.883
مي‌بايد چنان خويشتن‌داري در خود سراغ کنيد...
.و پديد آوريد که بتواند آن را رام و هموار سازد

01:45:07.051 --> 01:45:12.389
...اوه، من از اين مردک‌هاي کلاه گيس به سر

01:45:12.556 --> 01:45:15.240
..،که عواطف سودايي را پاره‌پاره مي‌کنند...

01:45:15.540 --> 01:45:21.141
و گوش تماشاگران را، که غالباً جز لال‌بازيِ نامفهوم...
...و جز هياهو چيزي در نمي‌يابند، مي‌درند

01:45:21.314 --> 01:45:23.233
.به راستي به جان آزرده مي‌گردم... -
.سرورم -

01:45:23.401 --> 01:45:24.540
...دلم مي‌خواهد اين مردک‌ها را

01:45:24.760 --> 01:45:26.194
...که يک پله از "تِرماگانت" بالاتر مي‌روند...
(ترماگانت: مظهر بد دهني و خشونت در نمايش‌نامه‌هاي قرون وسطي)

01:45:26.362 --> 01:45:28.120
،و بالا دست هيرود (فرمانرواي بزرگ اورشليم) مي‌زنند...
...به باد شلاق بگيرم

01:45:28.370 --> 01:45:29.781
.خواهش مي‌کنم،‌ از اين شيوه‌ي بازي بپرهيزيد -
.والا حضرت اطمينان داشته باشيد -

01:45:29.949 --> 01:45:34.411
،و همچنين پر بي‌حال نباشيد
.بلکه عقل و تميز خويش را مقتداي کار خويش سازيد

01:45:34.578 --> 01:45:37.414
،حرکات خود را مناسب گفتار
...و گفتار را هماهنگ حرکات خود کنيد

01:45:37.581 --> 01:45:39.749
...و خاصه بپرهيزيد از آن که...

01:45:39.917 --> 01:45:43.878
.از حد خويشتن‌داري و آزرم طبيعي در گذريد...

01:45:44.046 --> 01:45:48.675
،زيرا هر گونه افراطي از اين دست
.از منظور و مراد نمايش به دور است

01:45:48.843 --> 01:45:51.136
هدف نمايش از آغاز چنين بوده
...و هنوز هم هست

01:45:51.303 --> 01:45:55.807
که اگر بتوان گفت، آيينه‌اي...
...در برابر طبيعت نگه دارد

01:45:55.975 --> 01:45:59.477
و چهره‌ي فضيلت و تصويرِ رذالت...
...را بدانها بنمايد

01:45:59.645 --> 01:46:05.025
،و به زمانه و هيئتِ اجتماع نشان دهد...
.بر چه رنگ و چه رسمي است

01:46:05.192 --> 01:46:11.281
،حال اگر کار به افراط يا تفريط کشانده شود
...اگر هم مشتي نادان از آن به خنده در آيند

01:46:11.449 --> 01:46:14.784
جز آزردن مردم داراي تميز و باخرد...
.ثمري نخواهد داشت

01:46:14.952 --> 01:46:16.312
...اما خرده‌گيري يک تن از اينان

01:46:16.564 --> 01:46:20.540
بايد بيش از تأييد سراسر يک تالار...
.از آن گروه ديگر برايتان ارزش داشته باشد

01:46:20.708 --> 01:46:24.085
آه ! ‌بازيگراني هستند
...که من بازي‌شان را ديده‌ام

01:46:24.253 --> 01:46:27.881
،و از ديگران آن هم به چه زباني...
...تمجيدشان را شنيده‌ام

01:46:28.049 --> 01:46:30.425
،اما خدا بر من ببخشايد...
...حرکاتشان و لحن گفتارشان

01:46:30.593 --> 01:46:33.678
نه به مسيحي مي‌رفت، نه به کافر...
! و نه حتي به آدمي‌زاد

01:46:33.846 --> 01:46:36.056
...چنان مي‌خراميدند و چنان نعره سر مي‌دادند...

01:46:36.223 --> 01:46:39.267
که به گمانم آب و گل‌شان را...
...يکي از کارآموزان طبيعت سرشته بود

01:46:39.435 --> 01:46:42.645
،و خوب هم از کار در نياورده بود...
.بس که به زشتي اداي آدميان را در مي‌آوردند

01:46:42.813 --> 01:46:45.273
اميدوارم که ما اين نقيصه را
.تا اندازه‌اي در خود رفع کرده باشيم

01:46:45.441 --> 01:46:47.150
.اوه، به کلي رفعش کنيد

01:46:47.318 --> 01:46:53.448
،و نگذاريد کساني که در نقش دلقک بازي مي‌کنند
.بيش از آنچه برايشان پيش‌بيني شده حرف بزنند

01:46:53.616 --> 01:46:55.992
چه برخي از ايشان هستند
...که خود خنده سر مي‌دهند

01:46:56.160 --> 01:46:59.913
تا آن دسته از تماشاچيان را...
...که بي‌مايه‌ترند با خود بخندانند

01:47:00.081 --> 01:47:05.335
اما درست در همان اثنا...
...نکته‌ي مهمي در نمايشنامه هست

01:47:05.503 --> 01:47:06.795
.که مي‌بايد بدان توجه داشت...

01:47:06.962 --> 01:47:08.338
...اين کار ناپسند است

01:47:08.506 --> 01:47:12.967
و در احمقي که بدان مبادرت مي‌ورزد...
.نشان‌دهنده‌ي فزون‌طلبي بسيار محقري است

01:47:13.135 --> 01:47:15.428
.خوب ديگر آماده شويد

01:47:19.850 --> 01:47:22.393
،خوب، سرورم
آيا شاه به تماشاي اين شاهکار خواهد آمد ؟

01:47:22.561 --> 01:47:26.481
.بله، به اتفاق شهبانو، و همين دم مي‌رسند -
.به بازيگران بگوييد که شتاب کنند -

01:47:27.191 --> 01:47:28.942
.شما دو نفر هم کمک کنيد که زودتر آماده شوند

01:47:29.110 --> 01:47:31.069
.به چشم، سرورم -
.به چشم، سرورم -

01:47:34.782 --> 01:47:37.909
! هاي، هوراشيو -
.سرور عزيز، گوش به فرمانم -

01:47:38.077 --> 01:47:42.288
هوراشيو، تو درست‌کارترين کسي هستي
.که در عمرم با وي سر و کار داشته‌ام

01:47:42.456 --> 01:47:45.875
...اوه سرور عزيزم -
.نه، گمان مبر که سر چاپلوسي دارم -

01:47:46.043 --> 01:47:48.169
...مگر از تو که براي خوراک و پوشاک

01:47:48.337 --> 01:47:52.841
،اندوخته‌اي جز خوي خوش نداري...
چه اميد بخششي مي‌توانم داشته باشم ؟

01:47:54.051 --> 01:47:56.803
مرد بينوا را براي چه خوشامد بگويند ؟

01:47:59.348 --> 01:48:01.933
نه، زبان‌هاي شهدآميز
...دست دنياداران احمق را مي‌ليسد

01:48:02.101 --> 01:48:05.019
...و لولاهاي نرم زانوان جايي خم مي‌شود...

01:48:05.187 --> 01:48:07.313
.که دُم‌ لابه کردن (تملق) سودبخش باشد...

01:48:07.481 --> 01:48:09.065
مي‌شنوي ؟

01:48:09.233 --> 01:48:11.526
از آن دم که جان پاکم توانست
...به اختيار عمل کند

01:48:11.694 --> 01:48:15.321
،و ميان مردم تميز دهد...
.تو را بي‌بازگشت براي خود برگزيد

01:48:15.489 --> 01:48:16.980
زيرا تو، با آنکه مي‌بايست
...به هر مشقتي تن دهي

01:48:17.120 --> 01:48:18.616
مردي بوده‌اي...
...که سر به هيچ چيز فرود نمي‌آورد

01:48:18.784 --> 01:48:22.871
و لطمات سرنوشت و نوازش‌هاي آن را...
.به يک سان مي‌پذيرد

01:48:23.038 --> 01:48:28.168
و خوشا به حال کساني که خون و خردشان
...چنان درست به هم پيوند خورده است

01:48:28.335 --> 01:48:31.588
که ديگر چون ني نيستند...
...که سرانگشتان بخت

01:48:31.755 --> 01:48:33.965
.هر نوايي که بخواهد از ايشان بيرون بکشد...

01:48:34.133 --> 01:48:39.387
تو مردي را به من نشان بده
...که بنده‌ي سوداها نباشد

01:48:39.555 --> 01:48:43.600
...تا من او را در ژرفناي قلب خود...

01:48:43.767 --> 01:48:48.688
...در آن قلبِ قلبِ خود...

01:48:49.899 --> 01:48:52.108
.که ترا جاي داده‌ام، ‌نگهبان باشم...

01:48:56.280 --> 01:48:58.323
.ولي سخنم پر به درازا کشيد

01:48:58.490 --> 01:49:01.242
.امشب در حضور شاه نمايشي بازي مي‌شود

01:49:01.410 --> 01:49:05.663
يک صحنه‌اش يادآور چيزهايي است
.که درباره‌ي مرگ پدرم به تو گفته‌ام

01:49:05.831 --> 01:49:07.832
از تو خواهش دارم، که چون ببيني
...آن حادثه در آستانه‌ي وقوع است

01:49:08.000 --> 01:49:11.961
با همه‌ي نيروي روح خود...
.مراقب عموي من باشي

01:49:12.129 --> 01:49:17.217
هرگاه تبهکاري نهفته‌اش
...به شنيدن گفتاري از پرده به در نيفتد

01:49:17.384 --> 01:49:19.552
پس شبحي که ما ديده‌ايم...
...دوزخي بوده

01:49:19.720 --> 01:49:23.139
.و تصورات من همچون کارگاهِ "وولکن" چرکين است...
(وولکن: خداي آتش و فلزات نزد رومي‌ها)

01:49:23.307 --> 01:49:27.435
،با هشياري مراقب او باش
...خود من نيز چشمانم را به چهره‌اش خواهم دوخت

01:49:27.603 --> 01:49:30.244
و پس از آن هر دو قضاوت‌هاي خود را...
...برابر هم خواهيم نهاد

01:49:30.521 --> 01:49:32.649
.تا از حال ظاهر او آنچه بايد دانست، بدانيم...

01:49:32.816 --> 01:49:34.651
.به چشم، سرورم

01:49:35.653 --> 01:49:38.738
اگر او طي اين نمايش
...فرصت از ما بدزد

01:49:38.906 --> 01:49:41.115
...و غافلگير نشود...

01:49:41.283 --> 01:49:43.451
.تاوان آن با من...

01:49:45.412 --> 01:49:50.333
،فبراي ديدن نمايش مي‌آيند
.بايد خودم را به بي‌عاري بزنم، به جاي خود برويد

01:50:05.724 --> 01:50:07.475
حال برادرزاده‌مان هملت چطور است ؟

01:50:07.643 --> 01:50:10.353
،بسيار خوب، به خدا
.بر سفره‌ي سمندر نشسته‌ام

01:50:10.521 --> 01:50:13.398
.هوا مي‌خورم و وعده و نويد فرو مي‌دهم

01:50:13.732 --> 01:50:17.860
.اما خروس اخته را اين جور پرورش نمي‌دهند -
.من از اين جواب سر در نمي‌آورم، هملت -

01:50:18.028 --> 01:50:19.529
.اين گفته‌ها به کار من نمي‌آيد

01:50:19.697 --> 01:50:21.281
.هنمچنان که ديگر به کار خود من هم نمي‌آيند

01:50:23.701 --> 01:50:25.410
.سرورم

01:50:28.706 --> 01:50:32.333
مي‌گفتيد که يک بار در دانشگاه
بازي کرده‌ايد‌ ؟

01:50:32.501 --> 01:50:35.086
،بله سرورم
.و گفته ‌شد که بازيگر خوبي هستم

01:50:35.254 --> 01:50:37.588
در چه نقشي بازي مي‌کرديد ؟

01:50:37.756 --> 01:50:40.216
.در نقش جوليوس سزار -
.اوه -

01:50:41.719 --> 01:50:45.013
،در کاپيتول کشته شدم
.بروتوس مرا کشت

01:50:45.180 --> 01:50:50.059
چه سنگدلي بود که گوساله‌اي
.بدين پرواري را آنجا کشت

01:50:56.984 --> 01:51:00.486
آيا بازيگران آماده‌اند ؟ -
.آري، سرورم، منتظر دستور هستند -

01:51:04.450 --> 01:51:07.035
.هملت جان، بيا اينجا کنار من بنشين

01:51:07.202 --> 01:51:09.662
،نه، مادر جان
.آهن‌رباي قوي‌تري اينجاست

01:51:11.248 --> 01:51:12.957
متوجه شديد چه گفت ؟

01:51:13.125 --> 01:51:15.793
خانم، آيا مي‌توانم در دامن‌تان دراز بکشم ؟ -
.نه، سرورم -

01:51:15.961 --> 01:51:17.670
.مي‌خواستم بگويم سرم را بر دامن‌تان بگذارم -
.بله، سرورم -

01:51:17.838 --> 01:51:20.256
فکر مي‌کنيد منظور زشتي داشتم ؟ -
.من هيچ فکري نمي‌کنم، سرورم -

01:51:20.424 --> 01:51:22.800
.ميان ساق‌هاي دوشيزگان دراز کشيدن فکر خوبي است -
چه فرموديد، سرورم ؟ -

01:51:22.968 --> 01:51:24.969
.هيچ -
.سرخوشيد، سرورم -

01:51:25.137 --> 01:51:26.756
که، من ؟
.آه، به خدا من رند بذله‌گوي شما هستم و بس

01:51:26.870 --> 01:51:28.056
مگر انسان بهتر از سرخوش بودن
کاري دارد ؟

01:51:28.223 --> 01:51:29.760
مثلاً ببينيد مادرم چه شاد و خندان
...به نظر مي‌رسد

01:51:29.897 --> 01:51:32.101
و حال آنکه دوساعت بيش نيست...
.که پدرم مرده است

01:51:32.770 --> 01:51:34.687
.نه سرورم، دوبار دو ماه مي‌شود

01:51:36.690 --> 01:51:38.399
!اين همه ؟

01:51:38.567 --> 01:51:41.944
،نه! پس بگذار شيطان سياه بپوشد
.و اما من رخت سمور به تن خواهم کرد

01:51:42.112 --> 01:51:44.947
پروردگارا ! دو ماه پيش مرده
و هنوز فراموش نشده ؟

01:51:45.115 --> 01:51:48.451
پس مي‌توان اميدوار بود خاطره‌ي يک مرد بزرگ
.شش ماه پس از خودش زنده بماند

01:51:48.619 --> 01:51:50.703
به مريم عذرا سوگند، به شکرانه‌ي آن
! بر اوست که کليساها به پا کند

01:51:50.871 --> 01:51:53.831
.و گرنه مي‌بايد با فراموشي بسازد
...مثل آن اسب کوچک

01:51:53.999 --> 01:51:58.711
:که بر گورش نوشته‌اند...
"افسوس، افسوس! اسب کوچک از ياد رفت"

01:52:20.734 --> 01:52:21.734
معنيش چه بود، سرورم ؟

01:52:21.902 --> 01:52:24.070
،ها کار زير جلکي
.فتنه‌انگيزي

01:52:27.241 --> 01:52:29.492
شايد اين لال‌بازي
.مفهوم خود نمايش را مي‌رساند

01:52:29.660 --> 01:52:31.285
.از زبان اين يارو خواهيم دانست

01:52:31.578 --> 01:52:33.870
،بازيگران نمي‌توانند رازي را پنهان بدارند
.همه را خواهند گفت

01:52:34.012 --> 01:52:35.560
برايمان خواهند گفت
منظور از آنچه نشان داده‌اند چيست ؟

01:52:35.621 --> 01:52:36.999
بله و همچنين هر چه را
.که شما به او نشان دهيد

01:52:37.167 --> 01:52:39.752
،اگر خودتان از نشان دادن شرمنده نشويد
.او هم از گفتن آن که به چه کار مي‌آيد شرم نخواهد کرد

01:52:39.920 --> 01:52:42.338
! شما بديد، ‌بد
.ديگر گوش به نمايش خواهم کرد

01:52:42.798 --> 01:52:44.841
...براي خودمان و اين نمايش‌مان

01:52:45.134 --> 01:52:47.093
...از شما استدعا داريم،‌ کرنش‌کنان...

01:52:47.344 --> 01:52:49.637
.گوش دهيد با صبر و شکيبايي‌تان...

01:52:49.805 --> 01:52:51.806
،اين پيش‌پرده است
يا سَجع مهر ؟

01:52:51.974 --> 01:52:54.642
.کوتاه بود، سرورم -
.مانند عمر محبت در زنان -

01:52:58.147 --> 01:53:02.316
گردونه‌ي آفتاب سي بار تمام
...مدار خود را

01:53:02.484 --> 01:53:04.861
...گرد کره‌ي خاک...

01:53:05.028 --> 01:53:07.572
...و پهنه‌ي شوراب درياها در نورديد...

01:53:07.739 --> 01:53:10.366
و سي بار دوازده ماه...
...با فروغ عاريتي خود

01:53:10.534 --> 01:53:14.579
دوازده سي بار...
...گرد جهان گذشت

01:53:14.746 --> 01:53:19.250
از آن روز باز که عشق دل هاي ما...
...و ازدواج دست‌هاي ما را

01:53:19.418 --> 01:53:23.463
.در پيوندي بس مقدس با هم يکي کرد...

01:53:23.630 --> 01:53:28.759
،خدا کند پيش از آنکه عشق بميرد
.باز همان‌قدر گردش آفتاب و ماه را شماره کنيم

01:53:29.219 --> 01:53:31.095
...ولي واي بر من، چندي است که سخت خسته‌ايد

01:53:31.263 --> 01:53:33.556
و از شادي...
...و حال پيشين خود چندان به دوريد

01:53:33.724 --> 01:53:35.057
.که بر شما نگرانم...

01:53:35.225 --> 01:53:37.268
...با اين همه، سرورم

01:53:37.436 --> 01:53:40.146
هيچ از نگراني من...
...تشويشي به خود راه ندهيد

01:53:40.314 --> 01:53:42.357
...زيرا در زن، ترس و مهر

01:53:42.525 --> 01:53:46.277
.يا هيچ است يا به حد افراط...

01:53:46.570 --> 01:53:49.739
،اما خود به آزمايش دانسته‌ايد
.که عشق من به شما در چه پايه است

01:53:49.907 --> 01:53:53.409
،و عشق من هر اندازه که باشد
.ترس من نيز همان قدر است

01:53:53.577 --> 01:53:56.621
،آنجا که عشق بزرگ است
.هر کمترين گماني موجب ترس است

01:53:56.788 --> 01:54:00.333
،و در جايي که ترس‌هاي کوچک بزرگ مي‌شود
.عشق بزرگ دو چندان مي‌گردد

01:54:00.501 --> 01:54:05.421
،در حقيقت نازنين من، بايد ترکت بگويم
.و آن هم به زودي

01:54:05.589 --> 01:54:10.009
نيروهايي که در من به کار است
.ديگر از تأثير باز مي‌ايستد

01:54:10.511 --> 01:54:16.474
،اما تو، محبوب و محترم
. پس از من در اين جهان خواهي زيست

01:54:16.683 --> 01:54:19.185
و شايد هم يکي را
...به همين مهرباني به شوهري

01:54:19.353 --> 01:54:21.229
.آه ! بس کنيد

01:54:21.396 --> 01:54:24.273
چنين عشقي اگر در سينه‌ام راه يابد
.در حکم خيانت خواهد بود

01:54:24.441 --> 01:54:26.776
! نفرين بر من اگر شوهر ديگر اختيار کنم

01:54:26.944 --> 01:54:29.529
هيچ زن به شوهر دوم نمي‌رود
.مگر آنکه نخستين را کشته باشد

01:54:29.696 --> 01:54:31.489
! افسنطين، افسنطين

01:54:31.657 --> 01:54:37.411
انگيزه‌اي که زن را به ازدواج دوم مي‌کشاند
.ملاحظات پست مادي، نه شور سودا

01:54:37.579 --> 01:54:40.122
و هنگامي که شوهر دوم مرا
...در بستر مي‌بوسد

01:54:40.290 --> 01:54:42.458
من براي دومين بار...
.شوهر درگذشته‌ام را مي‌کشم

01:54:42.626 --> 01:54:45.503
يقين دارم آنچه اکنون مي‌گوييد
.همان است که در انديشه داريد

01:54:45.671 --> 01:54:47.964
ولي چه بسا که ما
.از آنچه که عزم کرده‌ايم روي بر مي‌تابيم

01:54:48.131 --> 01:54:50.883
...نيت در آدمي بنده‌ي حافظه است

01:54:51.051 --> 01:54:54.136
در شور و التهاب مي‌زايد...
.اما تاب زندگي کمتر دارد

01:54:54.304 --> 01:54:58.849
درست مانند ميوه‌ي نارس
...که سخت به درخت چسبيده است

01:54:59.017 --> 01:55:01.644
اما پس از آنکه رسيد...
.بي‌آنکه تکانش دهند، مي‌افتد

01:55:01.812 --> 01:55:07.942
وامي که ما تنها در برابر خويش بر عهده گرفته‌ايم
.ناچار در پرداختن آن فراموش‌کاريم

01:55:08.193 --> 01:55:11.821
و آنچه ما به هنگام شور سودا
...بر خود فرض مي‌شماريم

01:55:11.989 --> 01:55:14.657
،همين که سودا فرو نشست...
.انگيزه‌ي خود را از دست مي‌دهد

01:55:14.992 --> 01:55:17.868
...سوگ يا شور، هرچند که شديد باشد

01:55:18.036 --> 01:55:21.163
.تأثيرش با خود آن از دست مي‌رود...

01:55:21.331 --> 01:55:24.709
،آنجا که شادي سخت در نشاط بود
.اندوه سخت به زاري مي‌افتد

01:55:24.876 --> 01:55:28.462
خوشي به کمترين حادثه‌اي
.افسرده مي‌شود و سوگ سرود مي‌خواند

01:55:30.299 --> 01:55:34.885
...اين جهان پايدار نيست

01:55:35.053 --> 01:55:36.929
...در اين صورت چه جاي شگفتي است...

01:55:37.097 --> 01:55:40.766
که حتي عشق ما...
با پست و بلند احوال ما دگرگون شود ؟

01:55:40.934 --> 01:55:44.686
زيرا اين که آيا عشق سرنوشت را به‌ دنبال مي‌کشد
...يا سرنوشت عشق را

01:55:44.854 --> 01:55:47.481
پرسشي است...
.که همواره در برابر ما مطرح است

01:55:47.649 --> 01:55:51.110
،هرگاه بزرگي از پاي مي‌افتد
.مي‌بينيد که دست پروردگانش از او مي‌گريزند

01:55:51.278 --> 01:55:54.530
اما اگر گدا به جايي برسد
.دشمنانش به دوستي پيش‌باز او مي‌آيند

01:55:54.698 --> 01:55:58.743
پس عشق همانا خدمت‌گذار
...و پرستار سرنوشت است

01:55:58.910 --> 01:56:01.829
زيرا مرد بي‌نياز هرگز
از داشتن دوستان محروم نمي‌ماند

01:56:01.997 --> 01:56:06.083
اما مرد نيازمند اگر
...دوستي دروغين را به آزمايش بگيرد

01:56:06.251 --> 01:56:09.211
بي‌چون و چند آن را...
.به دشمني خود وا مي‌دارد

01:56:10.380 --> 01:56:14.717
...ولي به آنچه در نخست گفتم برگرديم

01:56:14.885 --> 01:56:18.340
خواست‌ها و سرنوشت ما
...چنان در خلاف يکديگر سير مي‌کنند

01:56:18.540 --> 01:56:20.973
.که همواره تدبيرهاي ما واژگون مي‌گردد...

01:56:21.141 --> 01:56:25.936
،انديشه‌هاي ما از آن ماست
.اما نه سرانجام کارشان

01:56:26.229 --> 01:56:31.776
پس چنين پندار
...که شوهر ديگري نخواهي کرد

01:56:32.611 --> 01:56:36.697
ولي با مرگ نخستين سرورت...
.اين پندار تو هم خواهد مرد

01:56:37.240 --> 01:56:40.284
زمين خوراک
...و آسمان روشنايي از من باز گيرد

01:56:40.452 --> 01:56:43.371
روز و شب...
...در شادي و آسايش بر من بسته باشد

01:56:43.538 --> 01:56:46.332
آرزوي من و ايمان من...
...به نوميدي بينجامد

01:56:46.792 --> 01:56:49.710
...به روز راهب عزلت نشين بيفتم...

01:56:49.878 --> 01:56:52.588
هر نامرادي که چهره‌ي شادماني...
...از آن رنگ ببازد

01:56:52.756 --> 01:56:55.257
راه بر گرامي‌ترين خواست‌هاي من بگيرد...
...و نابودش کند

01:56:55.425 --> 01:57:00.137
هم در اين جهان و هم در جهان ديگر...
...دچار ستيزه‌ي جاوداني باشم

01:57:00.472 --> 01:57:02.682
...اگر روزي يبوه شوم...

01:57:02.849 --> 01:57:04.475
! و بيوه نمانم...

01:57:05.143 --> 01:57:07.019
! اگر هم اکنون عهد خود را بشکند

01:57:07.187 --> 01:57:10.773
.سوگند خطيري است
.دلدار من، يک دم اينجا تنهايم بگذار

01:57:11.066 --> 01:57:13.484
...سست و افسرده‌ام

01:57:13.652 --> 01:57:16.362
...و ميل دارم ملال روز را...

01:57:16.530 --> 01:57:21.117
.با خواب نيمروز فريب دهم...

01:57:21.284 --> 01:57:23.077
! خواب گهواره جنبان جانت باد

01:57:23.245 --> 01:57:27.915
و سرنوشت بدخواه
! هرگز از هم جدامان مکناد

01:57:37.342 --> 01:57:38.884
بانوي من، آيا اين بازي را مي‌پسنديد ؟

01:57:39.052 --> 01:57:42.930
.به نظرم بانوي صحنه در اظهار عشق افراط مي‌کند -
.اوه ! ولي به عهد خود وفادار خواهد ماند -

01:57:43.098 --> 01:57:45.516
متن نمايشنامه را شنيده‌ايد ؟
جاي ايرادي که ندارد ؟

01:57:45.684 --> 01:57:49.520
،نه، نه، همه‌اش شوخي است، به شوخي زهر مي‌دهند
.کمترين ايرادي ندارد

01:57:49.688 --> 01:57:52.189
عنوان نمايشنامه چيست ؟ -
.تله موش -

01:57:52.357 --> 01:57:55.943
.اما به چه صورت ؟ به صورت مجازي
:موضوع اين نمايشنامه قتلي است که در وين روي داده

01:57:56.111 --> 01:57:58.237
دوک، گونزاگو نام دارد
.و زنش باپتيستا

01:57:58.405 --> 01:58:01.240
،به زودي خواهيد ديد، کلک پستي مي‌زنند
ولي چه اهميتي دارد ؟

01:58:01.408 --> 01:58:04.243
اعلي‌حضرت و بنده
.که وجدان پاکي داريم، به ما بر نمي‌خورد

01:58:04.411 --> 01:58:07.621
،بگذار يابوي زخمي سکندري برود
.رهوار ما سالم است

01:58:07.789 --> 01:58:09.999
،اين لوسيانوس است
.برادرزاده‌ي شاه

01:58:10.667 --> 01:58:12.001
.شما سخنگوي خوبي براي صحنه هستيد، سرورم

01:58:12.169 --> 01:58:15.296
مي‌توانم آنچه را که ميان شما و دلداده‌تان است
.توصيف کنم، به شرط آنکه ناظر بازي عروسک‌ها باشم

01:58:15.464 --> 01:58:18.966
! چه زبان نيش‌داري، سرورم، چه زبان نيش‌داري -
.اگر خواسته باشيد نيشم را بيرون بکشيد، ناله‌تان در خواهد آمد -

01:58:19.134 --> 01:58:22.595
.باز بهتر، ولي بدتر -
.همانطور که شما بايد با شوهرانتان باشيد -

01:58:23.013 --> 01:58:24.388
! دست به کار شو، آدم‌کش

01:58:24.556 --> 01:58:28.100
کوفتي، شکلک‌هاي منحوست را کنار بگذار
.و شروع کن

01:58:28.268 --> 01:58:32.313
ها، ديگر، کلاغ با قارقار خود
.فرياد انتقام مي‌کشد

01:58:32.481 --> 01:58:36.275
...نيت سياه، دست چالاک

01:58:36.443 --> 01:58:39.487
...دارو کاري و وقت مناسب...

01:58:39.654 --> 01:58:42.698
،همه‌‌‌ي اسباب فراهم...
.و هيچ آفريده‌ي ديگري بر اين صحنه بينا نه

01:58:42.866 --> 01:58:45.701
تو اي معجون بدبو
...که از گياهان هرز نيم‌شبان فراهم آمده‌اي

01:58:45.869 --> 01:58:48.750
(و نفس هکاته (الهه‌ي دوزخ...
...سه بار به نفرين بر تو دميده شده

01:58:48.980 --> 01:58:52.708
،و سه بار آلوده شده‌اي...
...به خاصيت سرشت جادويي و شوم خود

01:58:52.876 --> 01:58:56.337
.بر اين جان تندرست بتاز...

01:58:56.505 --> 01:58:59.548
او را در باغ به زهر مي‌کشد
.تا بر قلمرو شاهي‌اش دست يابد

01:58:59.716 --> 01:59:00.925
.نام او گونزاگو است

01:59:01.092 --> 01:59:03.469
،داستانش در دست است
.و به زبان ايتاليايي هر چه فصيح‌تر نوشته شده

01:59:03.637 --> 01:59:09.225
اکنون خواهيد ديد قاتل
.چگونه دل از زن گونزاگو مي‌ربايد

01:59:14.564 --> 01:59:16.106
.شاه از جا برخاست

01:59:16.274 --> 01:59:19.235
چه، از يک تير مشقي وحشت کرد ؟

01:59:19.402 --> 01:59:22.071
شما را چه مي‌شود، سرورم ؟ -
.نمايش را قطع کنيد -

01:59:27.953 --> 01:59:29.787
.برايم مشعل بياوريد

01:59:32.457 --> 01:59:33.791
.برويم

01:59:33.959 --> 01:59:36.001
!مشعل! مشعل! مشعل

01:59:39.130 --> 01:59:40.714
! هوراشيو

01:59:41.591 --> 01:59:42.675
! هوراشيو

01:59:44.761 --> 01:59:48.430
...ها، بگذار آهوي زخم‌خورده برود و مويه سر دهد

01:59:48.598 --> 01:59:50.599
...و گوزن آسيب نديده بازي و نشاط کند...

01:59:50.767 --> 01:59:53.519
،زيرا هنگامي که برخي در خوابند...
:برخي ديگر بايد بيدار بمانند

01:59:53.687 --> 01:59:55.688
.چرخ روزگار بر اين نمط مي‌گردد...

01:59:55.856 --> 01:59:59.275
،اگر بخت با من سر ناسازگاري نداشت
...با همين چيزها، آقا، و يک خروار پر

01:59:59.442 --> 02:00:01.652
(Provins) و نيز دو تا گل سرخ پروونس...
...روي کفش‌هاي چاک‌دارم

02:00:01.820 --> 02:00:03.904
مرا در جرگه‌ي بازيگران راه خواهند داد، ‌نه ؟ -

02:00:04.072 --> 02:00:05.698
.به نصفه مزد -
.به! به مزد تمام -

02:00:05.866 --> 02:00:07.741
...زيرا دامون عزيزم، ‌تو خود مي‌داني

02:00:07.909 --> 02:00:11.787
که اين کشور از شاهي...
...همچون ژوپيتر محروم مانده است

02:00:11.955 --> 02:00:14.832
.و اينک اينجا، طاووسي بر تخت نشسته است...

02:00:15.000 --> 02:00:16.375
.مي‌توانستيد قافيه‌سازي کنيد

02:00:16.543 --> 02:00:21.213
آه، هوراشيوي عزيزم، براي گفته‌هاي شبح
.حاضرم هزار ليره بدهم

02:00:21.381 --> 02:00:23.215
آيا متوجه شدي ؟ -
.بسيار خوب، سرورم -

02:00:23.383 --> 02:00:25.509
.آنجا که سخن از زهر به ميان آمد

02:00:25.677 --> 02:00:29.221
.بسيار خوب متوجهش بودم

02:00:29.389 --> 02:00:30.556
! آهاه

02:00:31.766 --> 02:00:34.059
! موسيقي، زود، زود ! قره‌ني

02:00:34.227 --> 02:00:37.855
،شاه اگر نمايش دوست نمي‌دارد
! خوب،‌ لابد خوشايندش نيست

02:00:38.023 --> 02:00:40.149
! موسيقي، زود

02:00:41.026 --> 02:00:43.152
.سرور عزيزم، اجازه بفرماييد کلمه‌اي به عرض برسانم -
.يک داستان کامل، آقا -

02:00:43.320 --> 02:00:44.653
...شاه، قربان -
خوب، آقا، در چه کارند ؟ -

02:00:44.821 --> 02:00:46.947
.از اينجا سخت برافروخته رفته است

02:00:47.115 --> 02:00:48.991
برافروخته از مي‌خواري، آقا ؟ -
.نه، سرورم، بلکه از جوشش صفرا -

02:00:49.159 --> 02:00:51.660
،اگر اين را به اطلاع پزشکش مي‌رسانديد
.نمونه‌ي بهتري از عقل‌تان بدست مي‌داديد

02:00:51.828 --> 02:00:55.372
،زيرا اگر پالودنش به عهده‌ي من باشد
.شايد صفرا در او بيشتر به جوش بيايد

02:00:55.540 --> 02:00:59.001
،سرور عزيزم، سخنانتان را در حد معيني نگه داريد
.و اين گونه به سرکشي از برابر مطلبم رم نکنيد

02:00:59.169 --> 02:01:02.421
.من رام هستم، آقا، بفرماييد

02:01:02.589 --> 02:01:06.967
مادرتان، شهبانو، مرا با خاطري
.بسيار آزرده نزد شما فرستاده‌اند

02:01:07.135 --> 02:01:10.262
.خوش آمديد -
.نه، سرورم، اين تعارف مناسب مقام نيست -

02:01:10.430 --> 02:01:13.807
،اگر لطف بفرماييد و پاسخ معقولي به من بدهيد
.من به دستور مادرتان عمل خواهم کرد

02:01:13.975 --> 02:01:17.019
و گر نه، کارم با پوزش خواستن از شما
.و بازگشتنم پايان مي‌يابد

02:01:17.187 --> 02:01:19.480
.ولي، نمي‌توانم، آقا

02:01:19.648 --> 02:01:22.232
چه، سرورم ؟ -
.اين که پاسخ معقولي به شما بدهم -

02:01:22.400 --> 02:01:24.151
.حواسم پريشان است

02:01:24.319 --> 02:01:27.863
ولي، آقا،‌ اگر جوابي بخواهيد که در حد امکان
...من باشد، در آن صورت گوش به فرمان شما

02:01:28.031 --> 02:01:30.866
،يا چنان که خودتان مي‌گفتيد...
.گوش به فرمان مادرم هستم

02:01:31.034 --> 02:01:34.036
.پس ديگر کافي است، به اصل مطلب بپردازيم

02:01:34.204 --> 02:01:35.871
...مي‌گفتيد، ماردم

02:01:36.039 --> 02:01:37.915
:بله، مي‌فرمايند

02:01:38.083 --> 02:01:41.085
رفتارتان موجب
.شگفتي و حيرتشان شده است

02:01:41.252 --> 02:01:44.004
آه چه نادره پسري
! که توانسته مادري را چنين به حيرت افکند

02:01:44.172 --> 02:01:47.549
ولي آيا به دنبال اين حيرت‌زدگي مادرانه
.چيز ديگري نيست ؟ بگوييد

02:01:47.717 --> 02:01:50.552
،ميل دارد پيش از آنکه براي خفتن برويد
.در اتاق خود با شما سخن بگويد

02:01:50.720 --> 02:01:53.639
اگر نه يک‌بار، بلکه ده بار هم مادرمان
.بودند، اطاعت مي‌کرديم

02:01:53.807 --> 02:01:56.642
آيا کار ديگري باز با ما نداريد ؟

02:01:56.810 --> 02:02:01.271
.سرورم، شما زماني دوستم مي‌داشتيد -
! باز هم دارم، به همين انگشتان دزد و جيب‌برم سوگند -

02:02:01.439 --> 02:02:05.359
،سرور عزيزم
علت آشفتگي‌تان چيست ؟

02:02:05.527 --> 02:02:09.113
،اگر دردهاي خود را از دوست پنهان بداريد
.به يقين در را به روي رهايي خود بسته‌ايد

02:02:09.280 --> 02:02:11.824
.آقا، امکان پيشرفت ندارم

02:02:11.992 --> 02:02:15.703
چگونه چنين چيزي ممکن است و حال آنکه خود شاه
فرموده است شما جانشين او بر تخت دانمارک خواهيد بود ؟

02:02:15.870 --> 02:02:19.081
"...بلي، آقا، ولي: "تا گوساله گاب شود
.مثل کهنه و کپک‌زده‌اي است

02:02:20.458 --> 02:02:21.834
.آه، قره‌ني! يکي را بدهيد ببينم

02:02:22.002 --> 02:02:26.380
خودماني هستيم، براي چه هميشه
...در پي آن هستيد که از من حرف بيرون بکشيد

02:02:26.548 --> 02:02:28.674
انگار مي‌خواهيد مرا به دام بيندازيد ؟...

02:02:28.842 --> 02:02:33.053
،اوه! سرورم، اگر در خدمت‌گذاري زياده گستاخم
.براي آن است که محبتم مقيد به آداب نيست

02:02:33.221 --> 02:02:36.765
.من اين را درست نمي‌فهمم
ميل داريد با اين ني چيزي بنوازيد ؟

02:02:36.933 --> 02:02:38.350
.سرورم، نمي‌توانم -
.خواهش مي‌کنم -

02:02:38.518 --> 02:02:40.978
.باور بفرماييد، نمي‌توانم -
.استدعا مي‌کنم -

02:02:41.146 --> 02:02:44.189
.نواختنش  را هيچ نمي‌دانم، سرورم -
.کار آساني است مثل دروغ گفتن -

02:02:44.357 --> 02:02:46.608
انگشت‌ها و شست خودتان را
.روي اين سوراخ‌ها ببريد

02:02:46.776 --> 02:02:50.154
با دهن در آن بدميد، تا با رساترين نواي موسيقي
.سخن بگوييد، ببينيد، کليدهاش اينجاست

02:02:50.321 --> 02:02:53.907
ولي من نمي‌توانم کمترين نغمه‌اي
.از ان بيرون بياورم، در اين کار دستي ندارم

02:02:54.075 --> 02:02:57.703
.پس ببينيد، چه ناچيزم مي‌شماريد

02:02:57.871 --> 02:03:00.831
.دلتان مي‌خواهد از من نغمه بيرون بکشيد
...مي‌خواهيد وانمود کنيد نغمه هاي مرا مي‌شناسيد

02:03:00.999 --> 02:03:04.043
مي‌خواهيد کُنه راز مرا...
...به چنگ بياريد

02:03:04.210 --> 02:03:07.296
مي‌خواهيد بم ترين و زيرترين...
.نواهاي مرا در طنين بيفکنيد

02:03:07.464 --> 02:03:11.467
و اين ساز کوچک که نغمه‌هاي فراوان
...و آواي بس دل‌انگيزي در خود نهفته دارد

02:03:11.634 --> 02:03:13.844
.شما نمي‌توانيد آن را به سخن در آريد...

02:03:14.012 --> 02:03:18.432
راستي مي‌پنداريد
به سخن در آوردن من از يک ني هم آسان‌تر باشد ؟

02:03:18.600 --> 02:03:22.644
،مرا هر سازي که دلتان خواست بناميد
...مي‌توانيد هم با من ور برويد

02:03:22.812 --> 02:03:24.688
.اما نغمه‌اي از من بيرون نخواهيد کشيد...

02:03:24.856 --> 02:03:27.733
.برکت خدا بر شما، ‌آقا -
.سرورم، شهبانو مي‌خواهد هم‌اکنون با شما سخن بگويد -

02:03:27.901 --> 02:03:31.070
آن ابر را آنجا مي‌بينيد
که تقريباً به شکل شتر است؟

02:03:31.237 --> 02:03:32.988
به نماز سوگند، براستي
.گويي شتري است

02:03:33.156 --> 02:03:35.157
.به گمانم شبيه راسو است -
.ها، همان پشت راسو -

02:03:35.325 --> 02:03:36.992
يا انگار نهنگ ؟ -
.بله به نهنگ خيلي شباهت دارد -

02:03:37.160 --> 02:03:39.995
.پس هم‌اکنون نزد مادرم خواهم آمد

02:03:42.165 --> 02:03:46.043
.اين مسخرگي‌ها در آخرين حد توان من است
.هم‌اکنون خواهم آمد

02:03:46.211 --> 02:03:48.504
.چنين به عرض خواهم رسانيد -
.هم‌اکنون" گفتنش آسان است" -

02:03:48.671 --> 02:03:51.340
.مرا تنها بگذاريد، دوستان

02:04:01.351 --> 02:04:06.355
از او خوشم نمي‌آيد، و او را در ديوانگي‌اش
.آزاد گذاشتن براي ما بي‌خطر نيست

02:04:06.523 --> 02:04:08.148
.از اين رو آماده باشيد

02:04:08.316 --> 02:04:13.487
،فرمان شما را هم اکنون مي‌دهم که بنويسند
.و او با شما رهسپار انگلستان خواهد شد

02:04:13.655 --> 02:04:15.531
...مصالح دولت ما بر نمي‌تابد

02:04:15.698 --> 02:04:18.742
که خطر ديوانگي‌اش
.هر ساعت چنين رو به فزوني نهد

02:04:18.910 --> 02:04:21.203
.خودمان را آماده خواهيم کرد

02:04:21.371 --> 02:04:26.291
پرواي مصالح آن هزاران هزار تن
...که زندگي و گذرانشان به وجود اعلي‌حضرت بسته است

02:04:26.459 --> 02:04:28.335
.امري است خداپسندانه و بس مقدس...

02:04:28.503 --> 02:04:32.381
جايي که فرد موظف است
...با همه‌ي نيرو و آبديدگي روح خويش

02:04:32.549 --> 02:04:35.175
.خود را از بلاها بر کنار دارد...

02:04:35.343 --> 02:04:38.879
آن کس که زندگي هزاران تن
...به خير و صلاح او بستگي دارد

02:04:39.055 --> 02:04:41.014
.بسي بيشتر بدان وظيفه‌مند است...

02:04:41.641 --> 02:04:44.017
...شاهي که در گذرد، خود به تنهايي نمي‌ميرد

02:04:44.185 --> 02:04:46.895
غرقابي است که هر آنچه را...
.در جوار خويش دارد، فرو مي‌کشد

02:04:47.063 --> 02:04:49.940
،گويي چرخي است بس ستبر
...که بر تارک بلندترين کوه نصب شده

02:04:50.108 --> 02:04:53.735
و بر پره‌هاي عظيم آن ده‌ها هزار...
...خرده‌ريز بسته و کار گذاشته شده است

02:04:53.903 --> 02:04:55.154
...هنگامي که او فرو بيفتد...

02:04:55.321 --> 02:04:57.573
اين مضافات خرد...
...و اين متفرعات ناچيز

02:04:57.740 --> 02:05:00.409
.در سقوط بلند آوازه‌اش همراهيش مي‌کنند...

02:05:00.577 --> 02:05:04.204
،شاه هرگز آهي نمي‌کشد
.که با ناله‌ي ملتي همراه نباشد

02:05:04.372 --> 02:05:06.748
خواهش دارم براي عزيمت سريع خود
.تدارک ببينيد

02:05:06.916 --> 02:05:10.544
اين خطر را که با پاهاي بس آزاد
.راه مي‌رود، بايد به زنجير بست

02:05:10.712 --> 02:05:13.255
.به تعجيل دست بکار مي‌شويم -
.سرورم -

02:05:15.341 --> 02:05:16.925
.اينک نزد مادر خود مي‌رود

02:05:17.093 --> 02:05:19.678
من پشت پرده جا مي‌گيرم
.تا گوش بدهم

02:05:19.846 --> 02:05:23.348
،يقين دارم که شهبانو او را به سخن سرزنش خواهد کرد
...ولي همچنان که خود فرموديد و گفته‌ي بس خردمندانه‌اي بود

02:05:23.516 --> 02:05:25.934
بهتر است بجز مادر...
...که طبيعت وي را به جانبداري وا مي‌دارد

02:05:26.102 --> 02:05:29.479
کس ديگر در جاي مناسب قرار گيرد
.تا بتواند گفتگوشان را بشنود

02:05:29.647 --> 02:05:30.772
.به سلامت باشيد، فرمانرواي من

02:05:30.940 --> 02:05:33.400
،پيش از آنکه به بستر برويد،‌ شرفياب خواهم شد
.و آنچه را دريافته‌‌ام به عرض خواهم رساند

02:05:33.568 --> 02:05:35.152
.سپاسگزارم، آقاي عزيز

02:05:35.570 --> 02:05:37.654
...اينک جادويي‌ترين ساعت شب

02:05:37.822 --> 02:05:41.074
ساعتي که در آن گورستان دهن باز مي‌کند...
...و دوزخ نفس طاعوني خود را

02:05:41.242 --> 02:05:42.910
.بر اين جهان مي‌دمد...

02:05:43.077 --> 02:05:46.079
...اکنون مي‌توانم خون گرم بنوشم

02:05:46.247 --> 02:05:50.667
و دست به چنان کار دهشت‌انگيزي بزنم...
.که روز از ديدنش بر خود بلرزد

02:05:50.835 --> 02:05:54.963
.ولي آرام ! نخست نزد مادرم بروم

02:05:55.131 --> 02:05:57.090
.آه اي قلب من، سرشت انسانيت از دست مده

02:05:57.258 --> 02:06:00.886
(هيچ نگذار که روح نِرو (امپراطور خونخوار روم
.در اين سينه‌ي استوار راه يابد

02:06:01.054 --> 02:06:04.389
.چنان کن که من بي‌رحم باشم، نه بد سرشت

02:06:04.557 --> 02:06:08.644
سخنان من همچون خنجري بر او
.فرود خواهند آمد، اما خنجر به کار نخواهم برد

02:06:08.811 --> 02:06:10.562
...در اينجا زبان من و روح من

02:06:10.897 --> 02:06:12.481
.با هم به ريا خواهند بود...

02:06:12.649 --> 02:06:16.777
اي روح من، هر چند که گفته‌هاي من
...پر از نيش سرزنش در حق مادرم باشند

02:06:16.945 --> 02:06:22.115
هرگز راضي مشو...
.که مهر عمل بر آن بنشانم

02:06:22.283 --> 02:06:24.826
.اوه ! تبهکاري من پليد است

02:06:25.078 --> 02:06:27.454
.آسمان را به گند مي‌آلايد

02:06:27.789 --> 02:06:31.041
نخستين و کهن‌ترين لعني
:که نازل شد، بر آن سنگيني مي‌کند

02:06:31.209 --> 02:06:33.543
! کشتن برادر

02:06:34.462 --> 02:06:35.587
...از دعا کردن عاجزم

02:06:35.755 --> 02:06:39.299
.با آنکه دلم سخت مشتاق است...

02:06:39.467 --> 02:06:43.303
،گناه من که به نيرو فزون‌تر است
.نيت نيرومند مرا از پاي در مي‌آورد

02:06:43.471 --> 02:06:48.183
،و من مانند کسي که دو کار در پيش دارد
...به جاي آنکه از يکي آغاز کنم، در ترديد مي‌مانم

02:06:48.351 --> 02:06:50.602
.و هر دو را بدست غفلت مي‌سپارم...

02:06:51.688 --> 02:06:56.984
ولي اگر اين دستِ نفرين‌شده
...از خون برادر آستر يافته باشد

02:06:57.151 --> 02:06:59.486
باز آيا در آسمان‌هاي رحمت...
...چندان باران نيست

02:06:59.654 --> 02:07:01.738
که آن را بشويد و به سپيدي برف بگرداند ؟...

02:07:01.906 --> 02:07:06.910
بخشايش جز اين به چه کار مي‌آيد
که رو در رو در چهره‌ي گناه بنگرد ؟

02:07:07.078 --> 02:07:13.000
و در دعا مگر جز اين نيروي دوگانه
...چيزي هست، که ما را در پرتگاه گناه نگه دارد

02:07:13.167 --> 02:07:16.253
يا پس از ارتکاب موجب آمرزش گردد ؟...

02:07:16.587 --> 02:07:18.422
.پس من مي توانم سر به آسمان بردارم

02:07:19.048 --> 02:07:21.216
.گناهم شسته خواهد شد

02:07:22.093 --> 02:07:26.430
ولي،‌ آه، چه دعايي
شايسته‌ي حال من مي‌تواند باشد ؟

02:07:26.723 --> 02:07:29.558
"قتل شنيع مرا بر من ببخش ؟"

02:07:29.726 --> 02:07:31.601
...نه اين ممکن نيست

02:07:31.769 --> 02:07:35.522
زيرا من همچنان از ثمرات اين قتل
...که انگيزه‌ي من از اين کار بود

02:07:35.690 --> 02:07:39.568
...يعني از تاج شاهي و اقتدار خود

02:07:40.194 --> 02:07:42.195
.و شهبانوي خود، برخوردارم...

02:07:43.323 --> 02:07:46.908
آيا مي‌توان بخشوده شد
و باز در مصاحبت جنايت بود ؟

02:07:47.577 --> 02:07:49.911
...اين شيوه‌ي پوسيده‌ي اين جهان است

02:07:50.079 --> 02:07:53.081
،که دست زراندودِ جنايت...
...عدالت را کنار مي‌زند

02:07:53.249 --> 02:07:58.170
و چه بسا که بخشايش قانون...
.با همان سود حاصل از تبهکاري خريداري مي‌شود

02:07:58.671 --> 02:08:01.006
.ولي در آن بالا کار از قرار ديگري است

02:08:01.174 --> 02:08:03.091
...آنجا فريب و دغل نيست

02:08:03.259 --> 02:08:06.470
آنجا هر عملي...
...با خصلت راستين خود حاضر است

02:08:06.637 --> 02:08:08.138
...و ما ناگزيريم...

02:08:08.306 --> 02:08:10.599
...در برابر چهره‌ي بر آشفته‌ي گناهان خود...

02:08:10.767 --> 02:08:12.601
.در پي تبرئه باشيم...

02:08:13.644 --> 02:08:17.439
پس چه باد کرد ؟
چه کاري باقي مي‌ماند ؟

02:08:17.940 --> 02:08:21.943
آيا دست به دامن توبه بايد زد ؟
چه کاري که از دست آن بر نيايد‌ ؟

02:08:24.030 --> 02:08:29.951
،اما وقتي نتوان توبه کرد
ديگر چه کاري از آن ساخته است ؟

02:08:30.536 --> 02:08:34.539
! آه چه بيچارگي
! چه دلي به سياهي مرگ

02:08:34.707 --> 02:08:40.128
چه روح پاي در گلي که هر چه
! بيشتر براي رهايي مي‌کوشد، بيشتر فرو مي‌رود

02:08:41.297 --> 02:08:44.466
! اي فرشتگان، ياريم کنيد

02:08:45.301 --> 02:08:47.260
...اي زانوان نافرمان

02:08:48.971 --> 02:08:50.722
! تلاش کنيد و خم شويد...

02:08:52.517 --> 02:08:57.687
،و شما اي تارهاي پولادين قلب من
.همچون اعصاب کودک نوزاد نرم گرديد

02:08:59.065 --> 02:09:01.400
.شايد کار به نيکي بينجامد

02:09:04.195 --> 02:09:07.739
...اکنون که سرگرم دعا است

02:09:09.575 --> 02:09:12.869
.مي‌توانم کارش را بسازم...

02:09:13.037 --> 02:09:14.746
.هم اينک اقدام مي‌کنم

02:09:16.207 --> 02:09:20.460
ولي در اين حال
...به آسمان خواهد پيوست

02:09:20.628 --> 02:09:24.506
و با چنين کاري آيا من انتقام گرفته‌ام ؟...

02:09:27.593 --> 02:09:30.178
.بايد سنجيد

02:09:30.346 --> 02:09:32.764
،ناکسي پدرم را مي‌کشد
...و به کيفر اين کار

02:09:32.932 --> 02:09:37.686
من، تنها پسرش، اين ناکس را...
.به بهشت مي‌فرستم

02:09:39.188 --> 02:09:42.732
.آه، اين کار مزدوري است، نه انتقام

02:09:43.276 --> 02:09:45.819
،او پدرم را هنگامي غافلگير کرد
...که نان به سيري خورده بود

02:09:45.987 --> 02:09:48.905
و گناهانش همه به شادابي...
.گل‌هاي بهاري شکفته بود

02:09:49.073 --> 02:09:51.825
و تنها خدا مي‌داند
.چه حسابي باد پس دهد

02:09:51.993 --> 02:09:54.202
،اما در مورد اين يک
...به فتواي خرد پيداست

02:09:54.370 --> 02:09:55.579
.که وام سنگيني بر ذمه دارد...

02:09:56.497 --> 02:10:00.917
پس اگر من جان او را هنگامي بگيرم
...که سرگرم تطهير روح خويش است

02:10:01.085 --> 02:10:03.920
،و براي سفر آخرت آماده و درخور گشته...
آيا از او انتقام گرفته‌ام ؟

02:10:04.839 --> 02:10:07.382
نه

02:10:08.843 --> 02:10:13.889
،اي شمشير من فرود ميا
.و خود را براي زخمي دهشت‌بارتر نگهدار

02:10:14.056 --> 02:10:15.974
...هنگامي که او مست خفته

02:10:16.517 --> 02:10:17.934
...يا ديوانه‌ي خشم گشته...

02:10:18.102 --> 02:10:20.437
...يا در بستر زناکاري سرخوش از لذت است...

02:10:21.105 --> 02:10:27.110
،يا هنگام قمار، يا هنگامي که ناسزا بر زبان دارد...
...يا سرگرم کاري است که هيچ بوي رستگاري از آن نمي‌توان شنيد

02:10:27.278 --> 02:10:31.740
آنگاه چنان سرنگونش کن...
...که پاشنه‌هايش بر آسمان جفته زنند

02:10:31.908 --> 02:10:35.118
و روحش بر مثال دوزخي...
...که بدان خواهد شتافت

02:10:35.286 --> 02:10:37.120
.سياه و نفرين شده باشد...

02:10:38.247 --> 02:10:41.166
.مادرم در انتظار است

02:10:41.334 --> 02:10:46.254
اما اين دارو جز براي آن نيست
.که روزهاي بيماريت به درازا بکشد

02:10:46.923 --> 02:10:52.093
،سخنانم رو به آسمان دارند
.اما انديشه‌ام بر زمين مي‌ماند

02:10:52.261 --> 02:10:56.056
،سخن تا انديشه با وي همراه نباشد
.به آسمان دسترس ندارد

02:11:02.772 --> 02:11:05.649
.همين دم خواهد آمد
.البته با وي درشتي کنيد

02:11:05.816 --> 02:11:08.360
به او بگوييد
...گزاف‌کاري‌هايش از حد تحمل گذشته

02:11:08.528 --> 02:11:11.446
و عليا حضرت ناچار بوده‌اند...
.خود را ميان او و خشمي خانمان‌سوز حايل کنند

02:11:11.614 --> 02:11:13.823
.من در اين گوشه بي‌حرکت و بي‌صدا مي‌مانم
.خواهش مي‌کنم با وي تند و رک باشيد

02:11:13.991 --> 02:11:16.868
.به شما اطمينان مي‌دهم، نترسيد -
! مادر، مادر، مادر -

02:11:17.036 --> 02:11:18.662
.برويد، اينک مي‌آيد

02:11:20.581 --> 02:11:23.291
خوب مادر، چه کارم داشتيد ؟

02:11:23.459 --> 02:11:25.460
،هملت
.تو پدرت را سخت آزرده‌اي

02:11:25.628 --> 02:11:27.629
،مادر
.شما پدرم را سخت آزرده‌ايد

02:11:27.797 --> 02:11:31.466
.خوب، خوب، ياوه جواب مي‌دهيد -
.خوب، خوب، هرزه سؤال مي‌کنيد -

02:11:31.634 --> 02:11:33.134
ها، چه گفتي،‌ هملت ؟ -
شما چه فرمايشي داريد ؟ -

02:11:33.302 --> 02:11:35.428
فراموش کرده‌اي من که هستم ؟ -
.اوه، نه به صليب مسيح سوگند، نه -

02:11:35.596 --> 02:11:38.139
،شما شهبانوييد
.زن برادر شوهرتان

02:11:38.307 --> 02:11:40.433
،و اي کاش چنين نبود
.مادر من

02:11:40.601 --> 02:11:42.811
،پس اگر اين است
.کساني را بر تو مي‌گمارم که بتوانند با تو حرف بزنند

02:11:42.979 --> 02:11:45.647
،نه، نه، بنشينيد
.از اينجا تکان نخواهيد خورد

02:11:45.815 --> 02:11:50.318
،جايي نخواهيد رفت تا من آيينه‌اي در برابرتان بگيرم
.که بتوانيد تا ژرفناي وجود خود را در آن ببينيد

02:11:50.486 --> 02:11:53.196
چه مي‌خواهي بکني ؟
.مبادا خواسته باشي مرا بکشي

02:11:53.364 --> 02:11:55.532
! هاي، کمک، کمک -
! هاي، چه مي‌کني، کمک -

02:11:55.700 --> 02:11:57.367
! کمک، کمک -
هان، چه ؟ اينجا موش بود ؟ -

02:11:57.535 --> 02:12:00.328
.مرد، شرط يک سکه‌ي طلا که مرد -
! آخ ! آخ -

02:12:02.081 --> 02:12:03.498
.کشته شدم

02:12:09.255 --> 02:12:12.632
آه، خداي من، اين چه کار بود کردي ؟

02:12:13.301 --> 02:12:14.926
نمي‌دانم، آيا شاه بود ؟

02:12:15.094 --> 02:12:17.596
! اوه ! چه کار نسنجيده و خونيني

02:12:17.763 --> 02:12:20.974
کار خونين، ‌مادر جان ! تقريباً به همان زشتي
.که شاهي را بکشند و به همسري برادرش در آيند

02:12:21.142 --> 02:12:24.311
شاهي را بکشند ؟ -
.بله، خانم، همين که گفتم -

02:12:30.401 --> 02:12:33.862
! بي‌چاره‌ي احمق، بي‌پرواي فضول

02:12:34.822 --> 02:12:36.698
! بدرود

02:12:37.908 --> 02:12:39.909
.ترا به جاي بهتر از تو گرفتم

02:12:40.077 --> 02:12:42.245
! با سرنوشت خود بساز

02:12:42.413 --> 02:12:46.374
مي‌بيني که خوش‌خدمتي که از حد که بگذرد
.گاه خطرناک است

02:12:47.793 --> 02:12:51.379
.اين گونه دست‌هاتان را به هم نپيچانيد، بنشينيد

02:12:51.881 --> 02:12:54.507
خاموش بمانيد
.تا من قلب‌تان را بچلانم

02:12:54.675 --> 02:12:57.052
و اگر از ماده‌اي نرم و نفوذپذير
...ساخته شده باشد

02:12:57.219 --> 02:13:00.389
اگر عادات دوزخي در برابر هر احساسي...
...همچون مفرغ سخت و مقاومش نکرده باشد

02:13:00.509 --> 02:13:01.389
.در اين کار توفيق خواهم يافت...

02:13:01.557 --> 02:13:03.975
مگر چه کرده‌ام
که به خود جرأت مي‌دهي زبانت را با چنين خشونتي...

02:13:04.143 --> 02:13:05.560
در حق من به کار بري ؟...

02:13:05.728 --> 02:13:09.189
کاري که لطف و سرخي دلنشين آزرم را
...لکه‌دار مي‌سازد

02:13:09.357 --> 02:13:11.163
...پارسايي را به دورويي وا مي‌دارد،..

02:13:11.357 --> 02:13:14.319
پيشاني پر صفاي عشق معصوم را...
...از زيور گل‌هاي سرخ عاري مي‌کند

02:13:14.487 --> 02:13:16.237
...و بر آن داغ ننگ مي‌زند...

02:13:16.405 --> 02:13:19.199
و پيمان زناشويي را...
.همچون سوگند نردبازان دروغ مي‌نمايد

02:13:19.367 --> 02:13:22.369
اوه، کاري که از پيکر هر تعهد
...روحش را باز مي‌کشد

02:13:22.536 --> 02:13:25.914
و مراسم دلنشين ديني را...
.همهمه‌ي کلمات پوچ مي‌گرداند

02:13:26.082 --> 02:13:31.127
،رخسار آسمان از آن سرخ مي‌شود
...و توده‌ي صلب و مرکب مهر و ماه

02:13:31.295 --> 02:13:35.840
به بيزاري از اين عمل...
.چهره‌ي اندوهگين روز رستخيز دارد

02:13:36.008 --> 02:13:39.176
واي بر من، اين کدام عمل است
...که چنين بلند مي‌غرد

02:13:39.430 --> 02:13:41.888
و از سرانگشت اتهامش صاعقه مي‌بارد ؟...

02:13:43.265 --> 02:13:45.975
اينجا به اين تصوير
! و سپس به اين يک بنگريد

02:13:46.143 --> 02:13:48.937
.دو تصوير از دو برادر

02:13:49.105 --> 02:13:53.149
.ببينيد چه فر و شکوهي بر اين سيما بود

02:13:53.317 --> 02:13:57.112
،کاکل هايپريون
...پيشاني ژوپيتر

02:13:57.279 --> 02:14:00.407
،و چشماني به کردار مارس...
.فرمان مي‌دهد و تهديد مي‌کند

02:14:00.574 --> 02:14:05.370
،با برازندگي قامت مرکور، پيک خدايان
.هنگامي که بر تارک آسمان‌ساي کوهي فرود مي‌آيد

02:14:05.538 --> 02:14:10.792
به راستي هيئت و ترکيبي
...که گويي هر يک از خدايان مهر خود را بر آن نهاده‌اند

02:14:10.960 --> 02:14:15.630
تا مژده‌ي ظهور مردي بزرگ را...
.به جهان بدهند

02:14:16.340 --> 02:14:18.091
.چنين کسي همسرتان بود

02:14:18.926 --> 02:14:20.343
.و اکنون بنگريد چه چيزي در پي او است

02:14:20.511 --> 02:14:22.345
...اين شوهر تازه‌ي شماست

02:14:22.513 --> 02:14:26.599
خوشه‌ي سن زده‌اي
.که خوشه‌ي سالم را پژمراند

02:14:26.767 --> 02:14:28.351
آيا چشم داريد ؟

02:14:28.519 --> 02:14:34.691
چگونه توانسته‌ايد کوهستان سرفراز را ترک کنيد
و در چنين مردابي بچريد ؟

02:14:34.859 --> 02:14:36.151
ها ! آيا چشم داريد ؟

02:14:36.318 --> 02:14:37.560
نمي‌توانيد بگوييد که اين از سر
...دلباختگي بوده است

02:14:37.410 --> 02:14:39.779
،زيرا در سن و سالي که شما هستيد...
...شور سرکشي خون فروکش مي‌کند و رام مي‌شود

02:14:39.947 --> 02:14:41.781
.و خود را به دست خرد مي‌سپارد...

02:14:41.949 --> 02:14:45.201
و کدام خرد پس از آن يکي
به اين يک روي مي‌آورد ؟

02:14:45.369 --> 02:14:47.328
،شما البته حس داريد
.و گر نه جنبشي در شما نبود

02:14:47.496 --> 02:14:49.456
.ولي به يقين حواستان فلج گشته است

02:14:49.623 --> 02:14:51.120
...زيرا ديوانگي هرگز چندان به بي‌راهه نمي‌رود

02:14:51.417 --> 02:14:52.760
...و حواس چندان دچار شيفتگي نمي‌شود...

02:14:51.417 --> 02:14:57.547
که ديگر حتي براي تميز يک چنين نابرابري...
.نتواند به کار آيد

02:14:57.715 --> 02:15:01.843
کدام اهريمن بود که چشمتان را بست
و چنين فريبتان داد ؟

02:15:02.011 --> 02:15:04.512
،چشم اگر چه بي‌مدد لامسه است
...لامسه بي‌مدد بينايي

02:15:04.680 --> 02:15:07.348
،گوش بي‌مدد چشم يا دست...
...بويايي به تنهايي

02:15:07.516 --> 02:15:13.062
يا حتي ناچيزترين بخش يک حس واقعي...
.نمي‌توانست اين همه خرف باشد

02:15:15.024 --> 02:15:16.024
...آه اي شرم

02:15:17.443 --> 02:15:19.068
کو سرخي تو ؟...

02:15:20.029 --> 02:15:25.408
و تو اي دوزخ سرکش، اگر بتواني
...در اندام زن کلان سالي سر به نافرماني بر آري

02:15:25.576 --> 02:15:30.413
پس همان به که پرهيزگاري در برابر شعله‌هاي...
! شور جواني همچون موم باشد و در آتش خود بگدازد

02:15:30.581 --> 02:15:31.956
...چه جاي آزرم داشتن است

02:15:32.124 --> 02:15:35.043
...آنگاه که سوداي زورآور به حمله در آيد...

02:15:35.211 --> 02:15:39.714
،که حتي يخ چنين تند مي‌سوزد...
.و خرد پاي‌انداز آرزو است

02:15:39.882 --> 02:15:43.426
! آه، هملت، بيش از اين مگو
...تو نگاه مرا به ژرفناي روح من برگردانده‌اي

02:15:43.594 --> 02:15:45.929
و من بس لکه‌ها و جو دانه‌هاي سياه...
...بر آن مي‌بينم

02:15:46.096 --> 02:15:47.639
.که رنگ آن ديگر زايل نخواهد شد...

02:15:47.807 --> 02:15:51.351
آري، در بستري آلوده
...ميان بوي تند عرق زندگي کردن

02:15:51.519 --> 02:15:55.563
و در تباهي فرو رفتن، و در آن...
.خوک‌داني پلشت تن به نوازش و آميزش دادن

02:15:55.731 --> 02:16:00.109
! آخ ! بيش از اين با من مگو
.سخنانت همچون خنجر در گوشم فرو مي‌رود

02:16:00.277 --> 02:16:02.028
! هملت نازنينم، بيش مگو

02:16:02.196 --> 02:16:03.404
...يک آدم‌کش فرومايه

02:16:03.572 --> 02:16:08.827
يک زر خريد که بيست يک از ده يکِ...
...سرور پيشين‌تان هم ارزش ندارد، دلقکي در هيئت شاهان

02:16:08.994 --> 02:16:11.329
...کيسه‌بُر قدرت و فرمانروايي...

02:16:11.497 --> 02:16:15.750
که افسر گرانبهاي شاهي را...
.از قفسه‌اش دزديده و در جيب نهاده

02:16:16.210 --> 02:16:19.879
! ديگر نگو -
...شاه وصله پينه -

02:16:28.722 --> 02:16:29.931
...نجاتم دهيد

02:16:30.307 --> 02:16:33.726
،و مرا زير بال‌هاي خود بگيريد...
! اي نگهبانان آسماني

02:16:34.395 --> 02:16:36.938
اعلي حضرتا چه فرمايشي داريد ؟

02:16:37.106 --> 02:16:38.481
! افسوس، ديوانه است

02:16:38.649 --> 02:16:43.194
مبادا براي سرزنش
...پسر کاهل کوش خود آمده باشيد

02:16:43.529 --> 02:16:47.448
که فرصت را و شور سودا را...
...به هدر داده

02:16:47.616 --> 02:16:52.370
در امر مهم اجراي...
.فرمان هراس‌انگيزتان تأخير روا مي‌دارد

02:16:52.746 --> 02:16:53.997
! آه، بگوييد

02:16:54.164 --> 02:16:56.666
:فراموش مکن

02:16:57.084 --> 02:17:01.462
...ديدار من جز براي آن نيست

02:17:01.630 --> 02:17:05.800
.که عزم سستي گرفته‌ي ترا برانگيزم...

02:17:05.968 --> 02:17:07.969
...ولي بنگر

02:17:08.137 --> 02:17:12.015
.مادرت را سرگشتگي از پا در افگنده...

02:17:12.182 --> 02:17:17.729
آوه! ميان او و روحش
.که در کشاکش است، ميانجي شو

02:17:17.897 --> 02:17:22.150
...خيال در کساني که ضعيف‌ترند

02:17:22.318 --> 02:17:25.653
.با نيروي بيشتري تأثير دارد...

02:17:25.821 --> 02:17:28.573
! با او سخن بگو، هملت

02:17:28.991 --> 02:17:31.618
بانوي من، چه‌تان مي‌شود ؟

02:17:31.785 --> 02:17:34.162
...واي، خود شما را چه مي‌شود

02:17:34.330 --> 02:17:36.706
که چشمتان را به فضاي خالي...
...دوخته‌ايد

02:17:36.874 --> 02:17:40.710
و با هواي غير مادي...
سخن مي‌گوييد ؟

02:17:42.254 --> 02:17:44.714
آشوبِ روحتان از چشمانتان
...بيرون مي‌زند

02:17:44.882 --> 02:17:46.966
و مانند سرباز خفته...
...که از بانگ آژير سراسيمه بر خيزد

02:17:47.134 --> 02:17:50.720
موهاي خوابيده‌تان به جنبش مي‌آيند...
.و سر برداشته راست مي‌مانند

02:17:51.138 --> 02:17:53.306
...پسر بزرگوارم

02:17:53.474 --> 02:17:58.895
بر تاب و شعله‌هايِ آتشِ خشمت...
.آب سرد شکيبايي بپاش

02:18:01.023 --> 02:18:03.608
نگاهت را به چه دوخته‌اي ؟

02:18:04.234 --> 02:18:09.530
.به او، به او

02:18:10.699 --> 02:18:13.076
! ببينيد رنگ پريده چه خيره مي‌نگرد

02:18:13.243 --> 02:18:18.206
اگر او در اين هيئت،‌ امر خود را
...به سنگ هم مي‌گفت

02:18:18.374 --> 02:18:19.874
.دست اندر کار مي‌شد...

02:18:20.709 --> 02:18:22.335
...نگاهتان را بر من ندوزيد

02:18:22.503 --> 02:18:26.965
مبادا که با اين دلسوزي خود...
.نيت صعب مرا دگرگون سازيد

02:18:27.132 --> 02:18:30.218
آنگاه آنچه بايد بکنم
...رنگ حقيقي خود را از دست خواهد داد

02:18:30.386 --> 02:18:32.804
و شايد که به جاي خون...
.به اشک شسته شود

02:18:32.972 --> 02:18:35.515
با که در سخن هستي ؟ -
آيا آنجا چيزي نمي‌بينيد ؟ -

02:18:35.683 --> 02:18:37.892
هيچ‌چيز. ولي هر آنچه هست
.همه را مي‌بينم

02:18:38.060 --> 02:18:40.228
هيچ چيز هم نشنيديد ؟ -
.نه هيچ چيز، جز گفتگوي خود ما -

02:18:40.396 --> 02:18:42.647
! آخر آنجا نگاه کنيد ! ببينيد چگونه به در مي‌رود

02:18:42.815 --> 02:18:45.066
.پدرم، در جامه‌اي که هنگام زندگي داشت

02:18:45.234 --> 02:18:47.568
.نگاه کنيد،‌ هم اينک از در بيرون مي‌رود

02:18:47.903 --> 02:18:50.780
.اين همه ساخته و پرداخته‌ي مغز شماست

02:18:50.948 --> 02:18:54.826
هذيان در آفريدن اين نقش‌هاي
.بي‌جان دستي دارد

02:18:54.994 --> 02:18:57.120
! هذيان

02:19:02.376 --> 02:19:07.422
نبض من به اندازه‌ي نبض شما
...منظم مي‌زند

02:19:07.589 --> 02:19:09.590
.و همان گونه زمزمه‌ي تندرستي سر مي‌دهد...

02:19:09.758 --> 02:19:12.301
اين ديوانگي نيست
.که از زبان من به سخن در آمد

02:19:12.469 --> 02:19:15.722
،اگر مي‌خواهيد، آزمايش کنيم...
...همه را مي‌توانم از نو بگويم

02:19:15.889 --> 02:19:17.682
حال آنکه از ديوانگي...
.جز مهمل گفتن کاري ساخته نيست

02:19:17.850 --> 02:19:20.643
...آه مادر، بخاطر خدا

02:19:20.811 --> 02:19:24.105
روح خود را...
...با اين روغن چرب و نرم نينداييد

02:19:24.273 --> 02:19:28.484
که گويا ديوانگي من است...
.که به سخن آمده نه خطاکاري شما

02:19:28.652 --> 02:19:32.113
اين کار جز آن نيست که
...زخم ناسور را زير پوست پوشيده بداريم

02:19:32.281 --> 02:19:37.076
تا در آن اثنا پوسيدگي چرک‌زاي ناپيدا...
.همه چيز را از درون تباه گرداند

02:19:37.244 --> 02:19:39.245
.پيش خدا به گناه اعتراف کنيد

02:19:39.413 --> 02:19:42.582
،از آنچه گذشت پشيمان شويد
...و در آينده از آن بپرهيزيد

02:19:42.750 --> 02:19:47.462
در پاي گياه هرز...
.کود نپاشيد که انبوه‌تر گردد

02:19:47.629 --> 02:19:49.714
...اين خيرخواهي مرا نيز بر من ببخشيد

02:19:49.882 --> 02:19:55.595
چه از برکت اين روزگار نفس‌گير...
...پرهيزگاري مي‌بايد از بدکاري پوزش بخواهد

02:19:55.763 --> 02:19:59.098
و با کرنش استدعا کند...
.که اجازه دهد تا در حق وي نيکي کند

02:19:59.266 --> 02:20:01.059
! آه، هملت

02:20:02.811 --> 02:20:05.438
.قلبم را به دو نيم کردي

02:20:05.606 --> 02:20:10.610
اوه، آن نيمه را که بدتر است دور بيفکنيد
.و با نيمه‌ي ديگر پاک‌تر زندگي کنيد

02:20:11.111 --> 02:20:12.361
.شب به خير

02:20:12.529 --> 02:20:15.323
.ولي به بستر عمويم نرويد

02:20:15.491 --> 02:20:17.909
،اگر هم پرهيزگاري در شما نيست
.بدان تظاهر کنيد

02:20:18.077 --> 02:20:20.870
عادت‌، آن غولي که
...هر احساسي را در ما مي‌بلعد

02:20:21.038 --> 02:20:23.331
...با همه‌ي ديو سيرتي، فرشته‌اي است...

02:20:23.499 --> 02:20:30.004
که در تمرين کارهاي نيک و پسنديده...
.نيز جامه‌ و ردايي شايسته در ما مي‌پوشاند

02:20:30.172 --> 02:20:32.840
،امشب خودداري ورزيد
...و همين خود امساک بعدي را اندکي آسان‌تر خواهد کرد

02:20:33.008 --> 02:20:35.134
و آن که از پي آن خواهد آمد
.باز آسان‌تر خواهد بود

02:20:35.552 --> 02:20:38.012
چه عادت کم و بيش مي‌تواند
...مهر و نشان طبيعت را دگرگون سازد

02:20:38.180 --> 02:20:39.680
...و حتي اهريمن را رام گرداند...

02:20:40.057 --> 02:20:42.642
.يا با نيرويي شگرف بيرونش براند...

02:20:43.852 --> 02:20:45.561
.يک بار ديگر، شب بخير

02:20:46.063 --> 02:20:49.232
و هنگامي که خود آرزومند
...دعاي خير مي‌شويد

02:20:50.442 --> 02:20:53.361
.از شما تمناي دعاي خير دارم...

02:20:54.863 --> 02:20:57.532
.و اما درباره‌ي اين خداوندگار، به راستي پشيمانم

02:20:57.699 --> 02:21:02.161
ولي خواست آسماني چنين بود
...که او کيفر من باشد و من کيفر او

02:21:02.329 --> 02:21:06.207
و بدين سان خداوند...
.مرا تازيانه خود و کارگزار خود کرد

02:21:07.167 --> 02:21:09.252
...من او را از اينجا مي‌برم

02:21:10.129 --> 02:21:13.464
.و چنانکه بايد جواب‌گوي مرگ او خواهم بود...

02:21:14.842 --> 02:21:17.093
.پس باز هم، شب بخير

02:21:18.470 --> 02:21:21.889
.من براي مهربان بودن بايد سنگدل باشم

02:21:22.558 --> 02:21:25.143
...باري آنچه بد است آغاز شده

02:21:25.894 --> 02:21:27.895
.اما آنچه بدتر است در پي است...

02:21:29.231 --> 02:21:31.983
.باز يک کلمه‌ي ديگر، بانوي عزيز

02:21:32.151 --> 02:21:33.734
چه بايد بکنم ؟

02:21:33.902 --> 02:21:37.655
:البته، نه آنچه به شما مي‌گويم بکنيد

02:21:38.157 --> 02:21:41.033
بگذاريد اين خيک پر باد
...باز شما را به بستر بکشاند

02:21:41.201 --> 02:21:43.202
...گونه‌هايتان را به هرزه نشکان بگيرد

02:21:43.370 --> 02:21:46.914
شما را «موشي جان» بخواند...
...و با يک جفت بوسه‌ي بدبو

02:21:47.082 --> 02:21:49.667
يا با نوازش انگشتان لعنتي خود...
...بر گردنتان

02:21:49.835 --> 02:21:54.005
شما را بر آن دارد که نزدش اعتراف کنيد...
...که من به راستي ديوانه نيستم

02:21:54.173 --> 02:21:57.300
.و ديوانگيم از سر نيرنگ است...

02:21:57.467 --> 02:22:00.094
همان بهتر که شما اين همه را
.به او خبر دهيد

02:22:00.262 --> 02:22:04.932
...زيرا آن که شهبانوي زيبا، هشيار و دانا است

02:22:05.100 --> 02:22:10.062
مگر مي‌تواند چنين امر خطيري را...
از اين وزغ، از اين گربه‌ي دزد، از اين شبکور پنهان بدارد ؟

02:22:10.230 --> 02:22:11.564
...که چنين کاري مي‌کند ؟ نه

02:22:11.732 --> 02:22:13.649
...به رغم خردمندي و رازداري...

02:22:13.817 --> 02:22:16.110
...دريچه‌ي قفس را بر بام خانه باز کنيد...

02:22:16.278 --> 02:22:20.198
،و بگذارد پرندگان بگريزند...
...و مانند آن بوزينه‌ي معروف داستان خود

02:22:20.365 --> 02:22:24.452
...براي آزمون، در قفس بخزيد...

02:22:24.620 --> 02:22:27.288
.و گردن خود را بشکنيد...

02:22:27.456 --> 02:22:29.415
...مطمئن باش

02:22:30.959 --> 02:22:33.461
...اگر سخن دم است...

02:22:33.629 --> 02:22:35.296
...و دم زندگي است...

02:22:35.464 --> 02:22:38.758
براي دم زدن درباره‌ي آنچه...
.که تو گفته‌اي زندگي در من نيست

02:22:39.426 --> 02:22:42.220
من بايد رهسپار انگلستان شوم، مي‌دانيد ؟

02:22:43.513 --> 02:22:45.973
...افسوس، فراموش کرده بودم

02:22:47.976 --> 02:22:49.477
.چنين تصميمي هست...

02:22:49.645 --> 02:22:51.771
.نامه‌ها سر به مهر آماده است

02:22:51.939 --> 02:22:53.689
...و دو هم‌شاگردي من

02:22:53.857 --> 02:22:57.151
که اعتمادم بديشان...
...چنان است که به نيش زهرآگين افعي

02:22:57.319 --> 02:22:58.569
.حامل دست‌خط‌ها هستند...

02:22:58.737 --> 02:23:01.364
آنان مي‌بايد راه را بر من باز کنند
.و مرا به پستي راهبر شوند

02:23:01.531 --> 02:23:03.032
.اين هم لذتي است

02:23:03.200 --> 02:23:06.994
که ببينيم آتش‌افروز
.در آتش فتنه‌ي خود مي‌سوزد

02:23:07.162 --> 02:23:09.413
...و من به هر جان کندن

02:23:09.706 --> 02:23:14.752
...يک گز پايين‌تر از نقب‌شان فرو مي‌روم...

02:23:14.920 --> 02:23:18.464
.و تا ماه پرتاب‌شان مي‌کنم...

02:23:19.007 --> 02:23:24.929
اوه، دو نيرنگ که در يک خط
! از روبرو با هم برخورد ‌کنند، بس ديدني است

02:23:25.514 --> 02:23:27.473
اين مرد که ناگزيرم مي‌سازد
...بار و بنديلم را ببندم

02:23:27.641 --> 02:23:30.184
من هم روده‌هايش را...
.تا اتاق مجاور مي‌کشم

02:23:31.853 --> 02:23:34.313
.مادر، شب به خير

02:23:44.157 --> 02:23:47.034
...به راستي اين مشاور شاه

02:23:47.202 --> 02:23:50.913
که در زندگي فرومايه‌اي...
...ابله و پرگو بود

02:23:51.081 --> 02:23:55.876
.اينک بس آرام و رازپوش و باوقار است...

02:23:57.921 --> 02:23:59.505
...بياييد، آقا

02:24:00.215 --> 02:24:03.551
.تا با شما کارم را به پايان برسانيم...

02:24:05.929 --> 02:24:07.930
.شب بخير، مادر

02:24:28.827 --> 02:24:32.413
اين همه آه و افسوس عميق
...علتي دارد

02:24:32.581 --> 02:24:34.915
،مي‌بايد بگوييد...
.ما سزاوار دانستنش هستيم

02:24:35.083 --> 02:24:38.669
پسرتان کجاست ؟ -
.يک دم اينجا تنهايمان بگذاريد -

02:24:39.087 --> 02:24:41.088
،آخ، سرور مهربانم
! امشب چه‌ها ديدم

02:24:41.256 --> 02:24:44.133
چه چيز، گرترود، هملت بر چه حال است ؟

02:24:44.301 --> 02:24:49.138
،به ديوانگي باد و درياست
.هنگامي که در تلاشند تا ببينند کداميک نيرومندترند

02:24:49.598 --> 02:24:51.849
...در آن حال شوريدگي

02:24:52.017 --> 02:24:55.019
.شنيد که چيزي در پس پرده مي‌جنبد...

02:24:55.187 --> 02:24:57.271
...شمشير بر کشيد...

02:24:57.439 --> 02:24:59.607
"!و فرياد زد: "ها،‌ موش! موش

02:24:59.775 --> 02:25:02.546
...و در اين توهم...

02:25:02.786 --> 02:25:07.948
پيرمرد مهرباني را...
.که در آنجا نهفته بود کشت

02:25:08.116 --> 02:25:10.493
! اوه، چه کار شنيعي

02:25:11.244 --> 02:25:13.621
...خود ما هم اگر آنجا بوديم

02:25:13.789 --> 02:25:15.748
.سرنوشت‌مان همين مي‌شد...

02:25:30.180 --> 02:25:33.057
.آزاد بودنش خطري است براي همه

02:25:33.225 --> 02:25:36.143
.براي خود شما، براي ما، براي هر کس

02:25:36.311 --> 02:25:41.190
دريغا ! جواب اين خون را
چگونه بايد داد ؟

02:25:41.358 --> 02:25:45.277
،گناهش به گردن خود ما خواهد افتاد
...که مي‌بايست پيش‌بيني کرده باشيم و اين جوان ديوانه را

02:25:45.445 --> 02:25:49.073
،محجور گردانيده...
.رفت و آمدش را مانع شده باشيم

02:25:49.241 --> 02:25:50.825
...ولي محبتمان بر او چندان بود

02:25:50.992 --> 02:25:54.036
که نمي‌خواستيم بدانيم...
...صلاح کار بيشتر در چيست

02:25:54.204 --> 02:25:56.247
درست مانند کسي...
...که دچار بيماري شرم‌آوري گشته

02:25:56.415 --> 02:26:00.876
و اگر هم تا مغز استخوانش را بخورد...
.از افشاي آن سر باز مي‌زند

02:26:01.211 --> 02:26:02.253
کجا رفته است ؟

02:26:02.421 --> 02:26:05.131
...نعش کشته‌ي خود را به گوشه‌اي برده

02:26:05.298 --> 02:26:07.550
و همان ديوانگي‌اش را...
 ...در اين کار نشان داد

02:26:07.717 --> 02:26:10.803
که همچون شمش زر...
...در ميان فلزات خسيس

02:26:10.971 --> 02:26:12.346
.پاک و تابناک مانده است...

02:26:12.514 --> 02:26:16.517
.بر آنچه رفته است اشک مي‌ريزد -
.آه، گرترود، بياييد برويم -

02:26:16.685 --> 02:26:20.020
،همين که خورشيد بر تارک کوهستان دميد
.با کشتي او را مي‌فرستيم

02:26:20.188 --> 02:26:23.065
...و اما اين کار شنيع

02:26:23.233 --> 02:26:26.120
بايد همه‌ي فر شاهي...
...و زبردستي خود را به کار گيريم

02:26:26.329 --> 02:26:28.904
تا بتوانيم آن را به صورتي...
.فرو پوشانيم و معذور داريم

02:26:29.072 --> 02:26:31.699
،هاي ! گيلدنسترن، دوستان
.برويد و چند تن ديگر را به کمک بخواهيد

02:26:31.867 --> 02:26:34.243
هملت در غلبه‌ي شور ديوانگي
...پولونيوس را از پا در آورده

02:26:34.411 --> 02:26:36.454
و از اتاق مادرش...
.بيرون کشيده و برده است

02:26:36.621 --> 02:26:39.540
،برويد پيدايش کنيد، به نرمي با وي سخن بگوييد
.و نعش را به نمازخانه ببريد

02:26:39.708 --> 02:26:42.042
.خواهش مي‌کنم، ‌شتاب کنيد

02:26:44.754 --> 02:26:46.547
.بياييد، گرترود

02:26:46.882 --> 02:26:48.549
...عاقل‌ترين دوستان خود را فرا بخوانيم

02:26:48.717 --> 02:26:53.885
و هم نيت خود و هم اين حادثه‌ي نابهنگام را...
.به اطلاعشان برسانيم

02:26:54.014 --> 02:26:57.475
،باشد که زخم زهرآگين بدگويي
...که زمزمه‌اش در اقطار جهان

02:26:57.642 --> 02:27:00.895
همچون گلوله‌ي توپ...
...راست به هدف مي‌نشيند

02:27:01.062 --> 02:27:05.274
از نام ما به يک سو رفته...
.و به هواي آسيب‌ناپذير اصابت کند

02:27:05.901 --> 02:27:07.735
.آه، بياييد برويم

02:27:10.197 --> 02:27:14.200
.روح من سرشار از آشوب و سرآسيمگي است

02:27:29.799 --> 02:27:31.842
.در جاي امني گذاشتمش -
.هملت، حضرت هملت -

02:27:32.010 --> 02:27:33.594
اين همهمه چيست ؟

02:27:33.762 --> 02:27:35.888
چه کسي هملت را صدا مي‌زند ؟ -
! حضرت هملت -

02:27:36.056 --> 02:27:38.390
.اوه، آمدند اينجا

02:27:40.352 --> 02:27:44.188
سرورم، نعش را چه کرديد ؟ -
.به خاک که خويشاوند اوست باز دادم -

02:27:44.356 --> 02:27:46.132
بگوييد کجاست، تا بتوانيم از آنجا برداريمش
.و به نمازخانه ببريم

02:27:46.254 --> 02:27:47.274
.اين يکي را شما باور نکنيد

02:27:47.442 --> 02:27:49.527
چه را باور نکنيم ؟ -
.که من به ميل شما کار کنم، نه به ميل خود -

02:27:49.694 --> 02:27:52.446
...از آن گذشته، در برابر پرسش يک اسفنج

02:27:52.614 --> 02:27:55.115
پسر پادشاه چه پاسخي مي‌تواند بدهد ؟

02:27:55.283 --> 02:27:56.867
سرورم، مرا اسفنج مي‌شماريد ؟

02:27:57.035 --> 02:28:00.246
بله، آقا، اسفنجي که مراحم پادشاه
.و پاداش‌ها و اختيارات او را مي‌مکد

02:28:00.413 --> 02:28:03.457
اما اين گونه خدمت‌گزاران در پايان کار است
.که بهترين خدمت را در حق پادشاه انجام مي‌دهند

02:28:03.625 --> 02:28:06.794
او همچون بوزينه آنها را
...در کنج آرواره‌اش نگه مي‌دارد

02:28:06.962 --> 02:28:09.588
.نخست در دهن مي‌گرداند و سر انجام فرو مي‌دهد...

02:28:09.756 --> 02:28:11.799
همين که به آنچه گرد آورده‌ايد
...نيازش افتاد، کافي است

02:28:11.967 --> 02:28:15.970
فشارتان مي‌دهد...
.تا شما که اسفنجيد بار ديگر خشک شويد

02:28:16.137 --> 02:28:17.513
.سخنانتان را نمي‌فهمم، سرورم

02:28:17.681 --> 02:28:20.474
،مايه‌ي خوشنودي من است
.در گوش ابلهان آن که مي‌نشيند، سخن جفنگ است

02:28:20.642 --> 02:28:23.143
سرورم، بايد به ما بگوييد اين نعش کجاست
.و با ما نزد شاه بياييد

02:28:23.311 --> 02:28:27.398
،نعش همراه شاه است
...ولي شاه با نعش نيست، شاه چيزي است

02:28:27.566 --> 02:28:29.024
چيزي،‌ سرورم ؟

02:28:29.192 --> 02:28:31.944
.چيزي نا چيز، مرا نزدش ببريد

02:28:32.112 --> 02:28:33.320
! سرورم

02:28:33.488 --> 02:28:35.447
...شير کجا ؟ بچه‌اش کجا ؟

02:28:36.408 --> 02:28:38.033
! سرورم

02:28:38.493 --> 02:28:40.828
! سرور عزيزم، هملت

02:28:42.622 --> 02:28:44.164
! هملت

02:28:50.338 --> 02:28:52.756
! هملت

02:28:55.844 --> 02:28:58.929
.من پي او و همچنين پي نعش فرستاده‌ام

02:28:59.097 --> 02:29:02.600
آزاد گذاشتن اين مرد
.به راستي خطرناک است

02:29:02.767 --> 02:29:05.144
با اين همه نبايد او را
.به دست نيرومند قانون بسپاريم

02:29:05.312 --> 02:29:07.855
...چه او محبوب توده‌ي گيج و گول مردم است

02:29:08.023 --> 02:29:10.524
،که خوشايندشان نه از سر عقل...
...بلکه به چشمشان است

02:29:10.692 --> 02:29:12.067
...و جايي که چنين است...

02:29:12.235 --> 02:29:15.988
آنچه بر دل‌ها گران مي‌آيد...
.کيفر مجرم است نه خود جرم

02:29:16.156 --> 02:29:17.948
...براي آنکه کار نرم و هموار بگذرد

02:29:18.116 --> 02:29:23.454
بايد در انظار چنين بنمايد که اين عزيمت ناگهاني او
.طفره و تعللي حساب شده بود

02:29:23.622 --> 02:29:25.664
...در بيماري‌هايي که اميد بهبود نمي‌رود

02:29:25.832 --> 02:29:29.209
،شفا در درمان‌هاي نوميدانه است...
.يا خود اصلاً نيست

02:29:30.837 --> 02:29:32.129
خوب، چه شد ؟

02:29:32.297 --> 02:29:34.840
سرورم، اينکه نعش را کجا برده است
.نتوانستيم از او دريابيم

02:29:35.008 --> 02:29:37.551
خودش کجاست ؟ -
.بيرون، سرورم، به انتظار فرمان شما، مراقبش هستند -

02:29:37.719 --> 02:29:39.553
.او را نزد ما بياوريد -
! آهاي، گيلدنسترن -

02:29:39.721 --> 02:29:41.472
.شاهزاده را بياوريد

02:29:44.184 --> 02:29:46.518
خوب، هملت، پولونيوس کجاست ؟ -
.سر شام -

02:29:46.686 --> 02:29:48.187
سر شام! کجا ؟

02:29:48.355 --> 02:29:51.440
،نه در جايي که سرگرم خوردن باشد
.بلکه آنجا که مي‌خورندش

02:29:51.608 --> 02:29:55.235
انجمني از کرم‌هاي سياست‌مدار
.به جانش افتاده‌اند

02:29:55.403 --> 02:29:57.738
در زمينه‌ي خورد و خوراک
.يگانه سرور و سالار شما کرم است

02:29:57.906 --> 02:30:02.117
،ما همه‌ گونه جانوران را پرورش مي‌دهيم تا خود پروار شويم
.و باز براي کرم‌هاست که خود را پروار مي‌کنيم

02:30:02.285 --> 02:30:06.121
شاه فربه و گداي لاغر
.دو خورش متفاوت بيش نيستند

02:30:06.289 --> 02:30:07.956
.دو خورش بر سر يک ميز

02:30:08.124 --> 02:30:09.750
.همين و بس -
! افسوس ! افسوس -

02:30:09.918 --> 02:30:12.503
هر کس مي‌تواند با کرمي که شاه
...را خورده است ماهي بگيرد

02:30:12.671 --> 02:30:14.922
و باز از آن ماهي که...
.کرم را خورده است، خود بخورد

02:30:15.090 --> 02:30:16.590
منظورت از اين سخن چيست ؟ -
...هيچ -

02:30:16.758 --> 02:30:20.427
جز آنکه به شما نشان دهم
.چگونه ممکن است گذار شاهي از روده‌هاي گدايي بيفتد

02:30:20.595 --> 02:30:23.597
پولونيوس کجاست ؟

02:30:24.516 --> 02:30:27.101
در آسمان، کسي را به آنجا بفرستيد
.تا ببيند

02:30:27.268 --> 02:30:29.478
...و اگر پيک‌تان او را نيافت

02:30:29.646 --> 02:30:31.689
.خودتان جاي ديگر به جستجويش برويد...

02:30:31.856 --> 02:30:33.857
ولي به راستي اگر تا يک ماه ديگر
...پيدايش نکرديد

02:30:34.025 --> 02:30:39.780
ناچار بويش را وقتي که...
.از پلکان دهليز بالا مي‌رويد، خواهيد فهميد

02:30:39.948 --> 02:30:41.782
! برويد آنجا بجوييدش

02:30:42.534 --> 02:30:44.410
.همانجا خواهد ماند تا شما برسيد

02:30:44.577 --> 02:30:48.038
هملت براي حفظ جان خودتان
...که براي ما همان قدر گرامي است

02:30:48.206 --> 02:30:51.625
که کاري که از تو سر زده...
...سخت موجب اندوه ماست

02:30:51.793 --> 02:30:53.836
.مي‌بايد با شتابي آتشين از اينجا بروي...

02:30:54.003 --> 02:30:55.254
.خودت را آماده کن

02:30:55.422 --> 02:30:57.631
...کشتي حاضر و باد مساعد است

02:30:57.799 --> 02:30:59.591
همراهان به انتظارند...
.و همه چيز ساخته‌ي سفر به انگلستان

02:30:59.759 --> 02:31:00.968
سفر انگلستان ؟ -
.بله، هملت -

02:31:01.136 --> 02:31:01.987
.خوب است

02:31:02.136 --> 02:31:03.637
،اگر بر نيت ما آگهي داشتي
.مي‌ديدي که براستي خوب است

02:31:03.805 --> 02:31:06.390
من فرشته‌اي را مي‌بينم
.که بر آن آگاه است

02:31:06.558 --> 02:31:09.601
! ولي خوب، برويم به انگلستان
! خدانگهدار، مادر جان

02:31:09.769 --> 02:31:12.980
.مرا پدر مهربانت بگو، ‌هملت -
.نه، مادرم -

02:31:13.148 --> 02:31:15.107
...پدر و مادر زن و شوهرند

02:31:15.275 --> 02:31:17.860
...و زن و شوهر هم هر دو يک تن‌اند...

02:31:18.027 --> 02:31:22.239
.پس همان مادرم...

02:31:22.657 --> 02:31:24.032
...برويم

02:31:24.826 --> 02:31:26.744
.به انگلستان...

02:31:28.747 --> 02:31:30.289
.بمانيد

02:31:32.125 --> 02:31:33.760
،پا به پا به دنبالش برويد
...زود به کشتي بنشانيدش، معطل نشويد

02:31:33.896 --> 02:31:35.335
.مي‌خواهم تا شب از اينجا رفته باشد...

02:31:35.503 --> 02:31:38.589
برويد ! زيرا هر آنچه به اين امر ارتباط دارد
.آماده شده و به مهر و امضاء رسيده است

02:31:38.757 --> 02:31:40.424
.خواهش مي‌کنم، شتاب کنيد

02:31:41.509 --> 02:31:42.926
...و تو اي انگلستان

02:31:43.094 --> 02:31:45.512
...اگر هيچ به دوستي من ارج مي‌نهي...

02:31:45.680 --> 02:31:49.683
،چيزي که قدرت بزرگ من ترا بر آن دارد
...چه هنوز زخم شمشير دانمارک بر تن تو تازه و سرخ است

02:31:49.851 --> 02:31:53.020
و هيبت گستاخ تو در برابر ما...
.سر به کرنش فرو مي‌آورد

02:31:53.188 --> 02:31:55.689
بايد در بکار بستن فرمان شاهانه‌ي ما
...هيچ اهمال نورزي

02:31:55.857 --> 02:32:00.027
که در نامه‌هاي مؤکد ما به تفصيل آمده...
...و مشعر به آن است

02:32:00.195 --> 02:32:03.197
! که بي‌درنگ هملت را بکشي...

02:32:04.616 --> 02:32:06.825
! فرمان ببر، اي انگلستان

02:32:06.993 --> 02:32:09.995
...چه او همچون تب دق در خونم تاخته است

02:32:10.163 --> 02:32:12.498
.و تو مي‌بايد درمانم کني...

02:32:12.791 --> 02:32:14.458
تا زماني که ندانم
...اين کار به انجام رسيده است

02:32:14.626 --> 02:32:18.754
،هر چه پيشم آيد...
.باز هيچگاه روي شادي نخواهم ديد

02:32:21.626 --> 02:32:50.754
بلبل جان
‏<c.colora011ac>..::  www.bolboljan.net ::..</c>

02:33:06.845 --> 02:33:08.595
.برويد، سركرده

02:33:09.430 --> 02:33:12.015
و از جانب من به پادشاه دانمارک
.درود بفرستيد

02:33:12.183 --> 02:33:16.687
و بگوييد که "فورتينبراس" استدعا کرد
...چنانکه وعده رفته بود

02:33:16.855 --> 02:33:19.106
پروانه‌ي عبور از قلمروي فرمانروايي...
.شاه بدو اعطا شود

02:33:19.274 --> 02:33:21.483
.مي‌دانيد كه کجا بايد به ما بپيونديد

02:33:21.651 --> 02:33:26.154
...اگر اعليحضرت خواستار ديدار ما باشند

02:33:26.781 --> 02:33:30.367
...در برابرش به عرض ادب قيام خواهم نمود...

02:33:30.535 --> 02:33:31.785
.اين را به اطلاعش برسانيد...

02:33:31.953 --> 02:33:34.705
.فرمانبردارم، سرورم

02:33:34.998 --> 02:33:37.499
.به آهستگي پيش رويد

02:33:52.724 --> 02:33:54.683
آقاي عزيز، اين نيروها از آن کيست؟

02:33:55.310 --> 02:33:56.560
.از آن شاه نروژ، آقا

02:33:56.728 --> 02:33:58.186
خواهش مي‌کنم، بفرماييد قصد کجا دارند؟

02:33:58.354 --> 02:33:59.771
.جايي در لهستان، براي جنگ

02:33:59.939 --> 02:34:03.984
فرمانده‌شان کيست؟ -
.فورتينبراس"، برادرزاده‌ي شاه پير نروژ" -

02:34:04.152 --> 02:34:07.696
آيا به قلب لهستان حمله مي‌برد
يا به يک ناحيه‌ي مرزي؟

02:34:07.864 --> 02:34:09.823
...راست بگويم

02:34:10.199 --> 02:34:12.367
.بي لاف و گزاف...

02:34:12.535 --> 02:34:17.998
مي‌رويم تکه‌ي زمين کوچکي را که جز شهرت و نام...
.حاصلي نخواهد داشت به تصرف آريم

02:34:18.166 --> 02:34:21.418
...من به پنج سکه، تنها به پنج سکه

02:34:21.586 --> 02:34:23.629
.حاضر نيستم آنجا را به اجاره بگيرم...

02:34:23.796 --> 02:34:28.258
و اگر هم نروژ يا لهستان بخواهند آن را به بيع قطع
.بفروشند بهاي کلان‌تري دريافت نخواهند کرد

02:34:28.426 --> 02:34:30.427
پس لهستاني‌ها هرگز در پي دفاع آن
.بر نخواهند آمد

02:34:30.595 --> 02:34:33.764
.چرا، هم اکنون پادگاني در آنجا مستقر کرده‌اند

02:34:34.390 --> 02:34:37.809
...و باز، دو هزار سپاهي و بيست هزار سکه‌ي زر

02:34:37.977 --> 02:34:41.438
.تکليف اين پرِ کاه را يکسره نخواهند کرد...

02:34:43.942 --> 02:34:47.110
اين همه ثروت و آسايشِ مفرط
...همچون دمل چرکيني است

02:34:47.278 --> 02:34:48.987
...كه از درون سر باز مي‌کند...

02:34:49.155 --> 02:34:53.575
و از بيرون معلوم نيست...
.شخص براي چه مرده است

02:34:56.371 --> 02:34:57.746
.خاكسارانه از شما سپاسگزارم، آقا

02:34:57.914 --> 02:34:59.665
.خدا به همراهتان، آقا

02:35:00.083 --> 02:35:03.669
سرورم، لطف مي فرماييد حرکت کنيم؟ -
.هم اکنون خودم را به شما مي‌رسانم -

02:35:03.836 --> 02:35:04.920
.کمي جلوتر برويد

02:35:10.718 --> 02:35:14.554
...چگونه هر فرصت و تصادفي مرا متهم و آگاه مي‌سازد

02:35:14.722 --> 02:35:19.059
!و بر انتقام کُند رفتارِ من مهميز (سيخ) مي زند...

02:35:21.896 --> 02:35:25.232
...آدمي چيست

02:35:26.067 --> 02:35:31.613
اگر همه‌ي لذت و برنامه‌ي اوقاتش...
.چيزي جز خورد و خواب نباشد

02:35:31.781 --> 02:35:35.283
.حيواني، نه بيش

02:35:35.451 --> 02:35:38.578
به يقين، آن که ما را با چنين هوش
...پهناوري آفريده است

02:35:38.746 --> 02:35:40.247
...که گذشته و آينده را مي‌بيند...

02:35:40.415 --> 02:35:45.252
او اين کارداني و اين خرد يزداني را...
...براي آن به ما نداده است

02:35:45.420 --> 02:35:48.255
!که در ما بيکار بماند و کپک بزند...

02:35:48.423 --> 02:35:51.508
...با اين همه، خواه از فراموش‌کاري حيواني باشد

02:35:51.676 --> 02:35:57.431
،يا خواه از آن رو که وسواس بزدلانه بر آنم مي‌دارد...
...تا عواقب کار را بيش ار حد بسنجم

02:35:57.598 --> 02:35:59.141
...سنجشي که اگر به چهار بخش گردد-

02:35:59.308 --> 02:36:02.811
-سه بخش آن ترس است و تنها يک بخش خردمندي...

02:36:02.979 --> 02:36:04.980
...نمي‌دانم...

02:36:05.148 --> 02:36:09.526
براي چه هنوز در اين مرحله به سر مي‌برم...
...«که بگويم: «اين کار کردني است

02:36:09.694 --> 02:36:15.449
و حال آنکه براي به انجام رساندن آن...
.انگيزه و اراده و نيرو و وسيله، همه را دارم

02:36:15.783 --> 02:36:20.495
:نمونه‌هايي به بزرگي زمين مرا به کار مي‌انگيزند

02:36:20.663 --> 02:36:26.126
...از آن جمله سپاهي به اين انبوهي و آراستگي

02:36:26.294 --> 02:36:29.713
که شاهزاده‌اي نازک طبع و ناز پرور...
...رهبري مي‌کند

02:36:29.881 --> 02:36:34.259
...کسي که دلاوريش از همت خدا داد پرمايه گشته...

02:36:34.427 --> 02:36:37.471
...قضاي ناديده را به ريشخند مي‌گيرد...

02:36:37.638 --> 02:36:40.057
...و وجود شکننده و فنا ناپذير خود را...

02:36:40.224 --> 02:36:44.144
به دست هر ضربتي که سرنوشت و مرگ...
...و خطر را ياراي آن باشد، مي‌سپارد

02:36:44.312 --> 02:36:48.440
.حتي براي پوست يک تخم مرغ...

02:36:48.608 --> 02:36:53.320
بزرگي راستين در آن نيست که مرد جز به يک
...انگيزه‌ي بزرگ به جنبش در نيايد

02:36:53.488 --> 02:36:59.951
بلکه آنگاه که پاي شرف در ميان است در پر کاهي...
.نيز انگيزه‌ي بزرگ پرخاش ببيند

02:37:00.119 --> 02:37:04.414
...پس من که پدرم کشته

02:37:04.582 --> 02:37:06.333
...و مادرم آلوده شده است...

02:37:06.501 --> 02:37:09.669
...چگونه هيجان خون و خردم را تاب مي‌آورم...

02:37:09.837 --> 02:37:11.922
...و همه را به خواب وا مي‌دارم...

02:37:12.090 --> 02:37:14.674
...و حال آنکه با شرمساري...

02:37:14.842 --> 02:37:20.305
...مرگ نزديک به بيست هزار تن را مي‌بينم...

02:37:20.473 --> 02:37:23.767
...که به وسواس و نيرنگ کسب نام...

02:37:23.935 --> 02:37:26.937
...چنان به سوي گور مي‌شتابند که گويي به بستر مي‌روند...

02:37:27.105 --> 02:37:32.609
...و براي تکه زميني مي‌جنگند که در آن...

02:37:32.777 --> 02:37:36.488
از انبوهي، همه امکان برخورد ندارند...
...و چندان هم وسعت و گنجايش آن نيست

02:37:36.656 --> 02:37:39.449
!که بتوان کشته‌ها را در آن جاي داد...

02:37:39.617 --> 02:37:42.869
...اوه! از اين پس

02:37:43.037 --> 02:37:46.790
...بايد انديشه‌ام خون آشام باشد...

02:37:46.958 --> 02:37:51.002
.و گرنه به هيچ نمي‌ارزد...

02:38:02.348 --> 02:38:06.601
،هنگامي که رنج و مصيبت به کسي روي مي‌آورد
...هيچ گاه به صورت جاسوساني متفرد نيست

02:38:06.769 --> 02:38:08.311
.بلکه گروه گروه پيش مي‌آيد...

02:38:08.896 --> 02:38:10.522
.نخست پدرش کشته مي‌شود

02:38:10.690 --> 02:38:12.149
...سپس پسرتان از اينجا مي‌رود

02:38:12.316 --> 02:38:15.193
.و او خود بدترين عامل تبعيد عادلانه‌اش بوده است...

02:38:15.361 --> 02:38:17.737
...و نيز مردم که از مرگ "پولونيوس" عزيز برآشفته‌اند

02:38:17.905 --> 02:38:19.823
و در زمزمه و انديشه‌هاي تيره و ناگوار...
.در افتاده‌اند

02:38:19.991 --> 02:38:23.076
.و باز ما از خامي مخفيانه به خاکش سپرديم

02:38:23.244 --> 02:38:24.327
...و بيچاره افيليا

02:38:24.495 --> 02:38:26.746
...که از خود به در شده و از خرد روشن...

02:38:26.914 --> 02:38:29.749
که بي آن ما نقشي يا حيواني بيش نيستيم...
.جدا مانده است

02:38:29.917 --> 02:38:34.254
و سرانجام چيزي که به تنهايي از اين همه وخيم‌تر است
...برادرش پنهاني از فرانسه باز آمده

02:38:34.422 --> 02:38:36.631
سرگشته و حيرت زده در انديشه‌هاي...
.مه آلود فرو رفته است

02:38:36.799 --> 02:38:40.594
و وز وز صداها کم نيست که گوش او را
.با سخنان زهرآگين درباره‌ي مرگ پدرش آلوده دارد

02:38:40.761 --> 02:38:42.596
و در اين ميان به ناچار بي‌آنکه بينه‌اي
...در ميان باشد

02:38:42.763 --> 02:38:45.557
.از دهاني به گوشي اتهاماتي بر خود ما وارد مي‌گردد...

02:38:45.725 --> 02:38:48.268
...آخ، "گرترود" عزيزم اين همه به سانِ خمپاره

02:38:48.436 --> 02:38:51.855
از چندين جا...
.مرگ نو به نو بر من مي‌فرستد

02:39:07.205 --> 02:39:08.455
.نميخواهم با او سخن بگويم

02:39:08.623 --> 02:39:12.459
.اصرار مي‌ورزد، به راستي شوريده حال است

02:39:12.627 --> 02:39:15.962
.شايسته‌ي ترحم مي‌نمايد... -
چه مي‌خواهد؟ -

02:39:16.130 --> 02:39:18.131
.بيشتر از پدرش خرف مي‌زند

02:39:18.299 --> 02:39:20.467
.مي‌گويد شنيده که دنيا همه نيرنگ است

02:39:20.635 --> 02:39:22.135
...زمزمه مي‌کند و بر قلب خود مي‌کوبد

02:39:22.303 --> 02:39:24.304
...به هيچ و پوچ برآشفته مي‌شود...

02:39:24.472 --> 02:39:27.057
سخنان دو پهلو مي‌گويد
که گاه معناي درستي هم ندارد

02:39:27.266 --> 02:39:28.391
گفته هايش چيزي نيست

02:39:28.559 --> 02:39:32.520
اما با همه ناهنجاري، شنوندگان
...را گروه گروه به سوي او مي‌کشاند

02:39:32.688 --> 02:39:33.813
...آنان در سخنانش دقيق مي‌شوند

02:39:33.981 --> 02:39:36.483
و کلمات گسيخته‌اش را به سرهم‌بندي با...
...انديشه‌هاي خود، همساز مي‌کنند

02:39:36.651 --> 02:39:39.903
و همين خود همراه چشمک‌زدن‌ها و...
...سر جنبانيدن‌ها و ديگر حرکاتش

02:39:40.071 --> 02:39:43.281
...آنان را مجاب مي‌سازد و به راستي انسان گمان مي‌برد...

02:39:43.449 --> 02:39:45.909
که اين همه معنايي، هرچند مبهم...
.ولي بس ناگوار دارد

02:39:46.077 --> 02:39:48.078
...بهتر است با او گفتگويي بکنيد

02:39:48.246 --> 02:39:52.958
چه ممکن است تخم بدگماني‌هاي خطرناکي...
.در ميان بدخواهان بيفشاند

02:39:53.125 --> 02:39:55.001
.بياريدش تو

02:40:03.344 --> 02:40:08.473
براي روح بيمار من، هم چنان که سرشت گناه
اقتضا دارد

02:40:08.808 --> 02:40:13.478
هر کمترين چيزي گويي پيش درآمد بدبختي هاي
بزرگ است

02:40:14.939 --> 02:40:20.026
جنايت با چنان خامي دچار نگراني است
.که از ترس لو رفتن خود را لو ميدهد

02:40:20.444 --> 02:40:26.199
کجاست شهبانوي زيباي دانمارک؟

02:40:28.244 --> 02:40:30.120
چه ميخواستيد، افيليا؟

02:40:30.288 --> 02:40:34.124
يار وفادارتان را به چه چيز از ديگري
مي توانم بازشناخت؟

02:40:34.292 --> 02:40:38.712
،به کلاه آراسته به صدف ها و به چوبدستي اش
و به آن جفت نعلينش

02:40:38.879 --> 02:40:42.090
،افسوس! دوشيزه نازنين
اين ترانه چه مناسبتي دارد؟

02:40:42.258 --> 02:40:43.675
چه مي گوييد؟

02:40:43.843 --> 02:40:45.135
...نه

02:40:47.013 --> 02:40:49.723
خواهش ميکنم گوش کنيد

02:40:51.058 --> 02:40:53.143
مرد و رفتش، اي بانوي من

02:40:53.311 --> 02:40:54.978
مرد و رفت

02:40:55.146 --> 02:40:59.024
سبزه نو دميده بر بالاي سرش
با سنگي بر پايين پايش

02:40:59.191 --> 02:41:00.567
"خوب ديگر "افيليا

02:41:00.735 --> 02:41:02.861
:خواهش ميکنم، گوش بدهيد

02:41:03.237 --> 02:41:05.572
با کفني به سفيدي برف کوهساران

02:41:05.740 --> 02:41:07.824
آخ! سرورم، ببينيدش

02:41:08.743 --> 02:41:10.869
آراسته به گل هاي خوشبو

02:41:11.037 --> 02:41:15.957
به گور رفت، بي آنکه عشقي پاک
.باران اشک بر او بريزد

02:41:16.125 --> 02:41:18.752
دوشيزه زيبا حالتان چطور است؟

02:41:19.587 --> 02:41:22.756
خوب، خدا عوضتان بدهد

02:41:23.007 --> 02:41:25.342
.مي گويند که جغد دختر نانوا بود

02:41:25.509 --> 02:41:30.430
خدايا،مي دانيم چه هستيم
 اما نمي‌دانيم چه ممکن است بشويم

02:41:32.308 --> 02:41:34.642
!خدا سفره‌تان را برکت دهاد

02:41:34.935 --> 02:41:36.936
به پدرش مي‌انديشد

02:41:37.104 --> 02:41:39.314
خواهش ميکنم

02:41:39.565 --> 02:41:42.692
در اين باره حرفي نزنيد

02:41:46.238 --> 02:41:49.366
،ولي اگر از شما بپرسند اين چه معني دارد

02:41:50.826 --> 02:41:52.869
:چنين بگوييد

02:41:53.412 --> 02:41:55.914
فردا که جشن سنت والانتين است

02:41:56.082 --> 02:42:00.585
،صبح بسيار زود
من که دوشيزه ام، دو پنجره تان مي آيم

02:42:00.753 --> 02:42:02.879
تا والانتين تان باشم

02:42:03.047 --> 02:42:07.092
،آنگاه او برخاست و جامه پوشيد
و در را به روي آن دوشيزه گشود

02:42:07.259 --> 02:42:10.845
.که ديگر هرگز دوشيزه بيرون نرفت

02:42:11.013 --> 02:42:13.473
افيلياي زيبا-
ديگر به راستي -

02:42:13.974 --> 02:42:17.644
،بي آنکه به سوگند نيازي باشد
پايانش ميدهم

02:42:18.521 --> 02:42:21.898
به عيسي و به احسان مقدس سوگند
و دريغا ننگشان باد

02:42:22.066 --> 02:42:25.944
که جوانان اگر دسترس يابند همين مي کنند
.و به خدا که سزاوار سرزنشند

02:42:26.112 --> 02:42:27.987
:دختر گفت

02:42:28.155 --> 02:42:30.949
پيش از آنکه بر من دست يابي
.وعده زناشويي به من ميدادي

02:42:31.325 --> 02:42:34.994
به آفتاب سوگند که چنين مي کردم
.اگر تو به بسترم در نمي آمدي

02:42:36.455 --> 02:42:39.290
از کي او چنين شده است؟

02:42:44.505 --> 02:42:46.047
اميدوارم کارها به خير بينجامد

02:42:47.007 --> 02:42:48.883
:بايد شکيبا بود

02:42:50.219 --> 02:42:53.012
ولي از گريه نميتوانم خووداري کنم

02:42:54.181 --> 02:42:57.517
وقتي به ياد مي آورم
که او را در خاک سرد نهادند

02:43:02.022 --> 02:43:03.648
.برادرم خبر خواهد يافت

02:43:07.069 --> 02:43:13.241
به همين سبب از راهنمايي
.مهرآميزتان تشکر ميکنم

02:43:15.202 --> 02:43:16.202
کالسکه ام را

02:43:17.538 --> 02:43:19.205
!بيارند

02:43:20.374 --> 02:43:22.125
شب به خير، بانوان

02:43:22.293 --> 02:43:25.503
.شب به خير بانوان نازنين.شب به خير
شب به خير بانوان نازنين

02:43:25.671 --> 02:43:27.046
!شب به خير -
از پي اش برويد -

02:43:27.214 --> 02:43:30.300
!شب به خير -
خوب مراقبش باشيد، خواهش ميکنم -

02:43:31.886 --> 02:43:36.264
اوه! اين از اثرات زهر اندوهي عميق است

02:43:37.391 --> 02:43:40.643
.و همه از مرگ پدرش سرچشمه ميگيرد

02:43:40.811 --> 02:43:42.187
...و اکنون، بنگريد

02:43:42.354 --> 02:43:43.605
! آخ، گرترود، گرترود

02:43:46.817 --> 02:43:47.901
واي، اين هياهو چيست؟

02:43:48.068 --> 02:43:49.903
جانداران سوئيسي من کجا هستند؟
دروازه را محافظت کنند

02:43:50.070 --> 02:43:52.155
چه خبر است؟ -
سرورم، خودتان رانجات بدهيد -

02:43:52.323 --> 02:43:56.910
اقيانوسي که از کرانه هاي خود سر برآرد
دشت و هامون را با شتابي تهور آميزتر از آن
فرو نمي گيرد

02:43:57.077 --> 02:44:00.622
که "لايرتيس" جوان اينک در راس گروهي شورشي
.افسران شما را از پاي در مي آورد

02:44:00.789 --> 02:44:04.250
مردم غوغا او را شاه مي خوانند
و چنانکه گويي جهان تازه آغاز گشته

02:44:04.418 --> 02:44:06.336
تاريخ باستان از ياد رفته يا رسم و عادت

02:44:06.504 --> 02:44:08.838
که استوار دارنده و پشتيبان هر مقام
و عنواني است منسوخ شده

02:44:09.006 --> 02:44:12.342
فرياد ميزنند: ديگر انتخاب کرديم
!لايرتيس" بايد شاه شود"

02:44:12.510 --> 02:44:15.261
و با کلاه ها و دست ها و صداهاي خود
تا ابرها هلهله بر ميدارند

02:44:15.429 --> 02:44:17.639
لايرتيس، لايرتيس
!شاه باشد

02:44:17.806 --> 02:44:21.392
!با چه شور و نشاطي بر خطا عوعو مي کنند

02:44:21.560 --> 02:44:24.479
هه، سگ هاي خيانت کار دانمارکي
!به خطا ميرويد

02:44:24.647 --> 02:44:26.022
درها را شکستند

02:44:27.900 --> 02:44:30.360
شاه کجاست؟

02:44:32.154 --> 02:44:34.948
آقايان، همه تان بيرون باشيد -
نه بگذاريد بياييم تو -

02:44:35.115 --> 02:44:37.575
خواهش ميکنم، اين کار را به من وا گذاريد
خوب، به چشم

02:44:37.743 --> 02:44:39.452
ممنونم

02:44:39.787 --> 02:44:42.121
در را فرو بگيريد

02:44:44.458 --> 02:44:47.961
تو اي شاه فرومايه
!پدرم را به من باز ده

02:44:48.128 --> 02:44:49.629
.آرام، "لايرتيس" عزيز

02:44:49.797 --> 02:44:53.675
آن قطره خون من که خواسته باشد آرام
بماند بر حرامزادگي من گواهي داده

02:44:53.842 --> 02:44:55.760
پدرم را قلتبان خوانده

02:44:55.928 --> 02:44:58.096
و کلمه روسپي را اينجا

02:44:58.264 --> 02:45:02.141
بر پيشاني پاک و بي لک مادر پرهيزگارم
نقش کرده است

02:45:02.309 --> 02:45:05.395
لايرتيس" سرکشي چرا در تو چنين دامنه"
غول آسايي به خود مي گيرد؟

02:45:05.563 --> 02:45:08.523
"رهايش کنيد، "گرترود
از بابت ما هيچ نترسيد

02:45:08.691 --> 02:45:10.650
خداوند وجود شاهان را در چنان حصاري حفظ ميکند

02:45:10.818 --> 02:45:15.363
که خيانت جز نظري دزدانه بدانچه در نيت دارد
نمي تواند افکند و به کم چيزي از آن جامه عمل مي پوشاند

02:45:15.531 --> 02:45:18.449
لايرتيس" به من بگو"
براي چه بدين گونه خشمگيني؟

02:45:18.617 --> 02:45:21.035
"رهاش کنيد، "گرترود

02:45:22.204 --> 02:45:24.747
.سخن بگو مرد -
پدرم کجاست؟ -

02:45:24.915 --> 02:45:27.584
مرده -
اما نه بر دست شاه

02:45:27.751 --> 02:45:29.168
بگذاريد هرجه ميخواهد بپرسد

02:45:29.336 --> 02:45:31.879
مرگش چگونه بود؟
!مرا نميتوان گول زد

02:45:32.047 --> 02:45:35.675
!سوگند فرمانبرداريم، به جهنم
پيمان وفاداريم، به درک سياه

02:45:35.843 --> 02:45:38.469
وجدان و آيينم به ته چاه دوزخ

02:45:38.637 --> 02:45:40.471
.من از لعنت ابدي باکي ندارم

02:45:40.889 --> 02:45:42.849
در اين حال که منم

02:45:43.017 --> 02:45:48.146
،و هر دو جهان را به هيچ مي شمارم
!هرچه بادا باد

02:45:48.314 --> 02:45:51.899
همين قدر انتقام پدرم را به تمامي بکشم

02:45:52.067 --> 02:45:56.404
که تو را ميتواند از اين کار بازدارد؟ -
!اراده خود من. بر غم خواست تمام دنيا -

02:45:56.572 --> 02:45:59.157
و اما امکاناتي که در اختيار دارم

02:45:59.325 --> 02:46:03.661
در به کار بردن آن چنان امساک روا خواهم داشت
.که با اندک توشه تا دور جايي بروم

02:46:03.829 --> 02:46:05.830
لايرتيس" عزيزم"

02:46:05.998 --> 02:46:09.208
شما که مي خواهيد از حقيقت مرگ پدر
گرامي تان باخبر شويد

02:46:09.376 --> 02:46:11.878
آيا لازمه کين خواهي تان اين است که بي نگرش

02:46:12.046 --> 02:46:16.090
پاي دوست و دشمن و برنده و بازنده
را يکسان به ميان بکشيد؟

02:46:16.300 --> 02:46:18.801
.به کسي جز دشمنانش کاري ندارم -
خوب، آيا ميخواهيد بشناسيدشان؟ -

02:46:18.969 --> 02:46:21.846
بازوان را به روي دوستان مشفقش
بدينسان باز ميکنم

02:46:22.014 --> 02:46:26.142
و مانند مرغ مهربان و جانبخش سقا آنها را
.با خون خود پرورش ميدهم

02:46:26.310 --> 02:46:30.355
اينک همچون فرزندي خوب و آزادمردي
.واقعي سخن ميگويي

02:46:31.899 --> 02:46:35.109
اين که من در مرگ پدرتان بيگناهم

02:46:35.277 --> 02:46:39.822
و خود نيز به نحوي دردناک از آن در اندوهم

02:46:39.990 --> 02:46:44.827
اين نکته بي کم و کاست همچون روز در چشمتان
.بر شما روشن خواهدشد

02:46:46.330 --> 02:46:48.206
.بگذاريدش بيايد تو

02:46:49.583 --> 02:46:51.918
چه خبر است؟ اين هياهو چيست؟

02:47:03.972 --> 02:47:07.225
!اي تب مغز مرا خشک کن

02:47:08.143 --> 02:47:13.272
اي اشک هاي شور، حس و خاصيت بينايي را
!در چشمانم بسوزانيد

02:47:19.446 --> 02:47:23.491
به خداي آسمان، بهاي ديوانگي تو را
سنگين خواهم خواست

02:47:23.659 --> 02:47:26.494
.آنقدر که شاهين ترازو به يکسو ميل کند

02:47:26.954 --> 02:47:30.957
آه، اي گل سرخ ارديبهشت

02:47:32.626 --> 02:47:38.589
اي دوشيزه گرامي، خواهر مهربان، افيلياي نازنين

02:47:39.466 --> 02:47:41.634
آخر، خدايا

02:47:43.011 --> 02:47:46.639
مگر ممکن است که عقل دختران جوان
مانند عمر پيران دچار زوال شود؟

02:47:46.807 --> 02:47:50.268
عشق سرشتي ظريف دارد
 و در جايي که

02:47:50.436 --> 02:47:55.690
مهر به ظرافت آميخته باشد

02:47:56.608 --> 02:47:58.609
گرانبهاترين چيز خود را از پي دلدار خود مي فرستد

02:47:58.777 --> 02:48:00.403
با روي گشاده در تابوتش گرفته بردند

02:48:00.571 --> 02:48:04.198
.هاي، ناي نا ناي، هاي ناناي

02:48:04.366 --> 02:48:06.492
... و بر گورش چه باران اشک که ريخت

02:48:06.660 --> 02:48:07.910
!خدا به همراهت، اي کبوتر من

02:48:08.078 --> 02:48:12.206
اگر هم عقلت به جا بود و مرا به
کين خواهي مي خواندي

02:48:12.374 --> 02:48:14.000
باز نمي توانستي تا بدين حد مرا به
.هيجان درآوري

02:48:14.168 --> 02:48:15.168
:به آواز بخوانيد

02:48:15.335 --> 02:48:16.419
نگونسار، نگونسار

02:48:16.587 --> 02:48:19.839
او را نيز

02:48:20.007 --> 02:48:22.633
نگونسار بناميد

02:48:26.138 --> 02:48:28.848
!چه برگردان مناسبي ميشود

02:48:29.808 --> 02:48:32.059
آن مباشر دغلکار بود که
دختر اربابش را دزديد

02:48:33.729 --> 02:48:35.354
اين پريشان گويي بيش از هر سخني
.معني دارد

02:48:35.522 --> 02:48:38.649
اين اکليل کوهي است براي
يادآوري

02:48:40.360 --> 02:48:41.986
دلدار من، به يادآر

02:48:42.696 --> 02:48:46.199
،اين هم بنفشه فرنگي است
نشان انديشه

02:48:46.533 --> 02:48:48.868
:پندآموزي جنون

02:48:49.036 --> 02:48:53.039
انديشيدن و به ياد آوردن اينجا مناسب حال است

02:48:55.375 --> 02:48:57.543
اينک رازيانه و تاج الملوک

02:48:58.879 --> 02:48:59.962
براي شما

02:49:01.507 --> 02:49:03.925
اين سُداب هم از آن شما
کمي هم مي ماند براي خودم

02:49:05.385 --> 02:49:07.762
روزهاي يکشنبه مي‌توان گياه رحمتش خواند

02:49:08.639 --> 02:49:11.390
اوه، شما سداب تان را بايد
به طرز ديگري بزنيد

02:49:13.560 --> 02:49:14.852
اين هم يک گل مرواريد

02:49:15.020 --> 02:49:17.730
دلم ميخواست چندتا بنفشه
به شما بدهم

02:49:17.898 --> 02:49:20.066
ولي پس از مرگ پدرم همه‌شان
.پژمرده شده‌اند

02:49:20.234 --> 02:49:22.985
مي گويند او مرگ شايسته‌اي داشته

02:49:23.195 --> 02:49:28.574
زيرا دلم تنها به رابين نازنين خوش است

02:49:28.742 --> 02:49:34.622
انديشه و درد و سودازدگي
حتي دوزخ

02:49:35.457 --> 02:49:39.752
را به رنگ ظرافت و زيبايي در مي آورد

02:49:41.088 --> 02:49:57.270
ديگر آيا باز نخواهد آمد؟

02:49:58.939 --> 02:50:05.528
نه، نه، او مرده است

02:50:05.696 --> 02:50:10.908
تو هم به بستر مرگت برو

02:50:11.076 --> 02:50:18.082
.که او هرگز باز نخواهد آمد

02:50:19.084 --> 02:50:26.090
ريشش به سفيدي برف بود

02:50:27.718 --> 02:50:34.724
و موهاي سرش همه چون کتان

02:50:36.018 --> 02:50:41.355
و او رفت، رفت

02:50:43.358 --> 02:50:48.946
ديگر مويه و زاري بس کنيم

02:50:49.114 --> 02:50:56.120
!خدا بر روحش رحمت کند

02:50:58.916 --> 02:51:02.627
و هم چنين بر روح همه مسيحيان

02:51:04.338 --> 02:51:06.672
.اين دعاي من به درگاه خداست

02:51:15.098 --> 02:51:27.224
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها و سريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

02:51:32.032 --> 02:51:34.784
خدايا، تو اين را مي بيني؟

02:51:34.952 --> 02:51:39.205
لايرتيس، بايد در اندوهتان سهيم باشم
 .وگرنه شما حقي از من سلب کرده ايد

02:51:39.373 --> 02:51:42.333
برويد، از ميان دوستانتان عاقلترين شان
را به ميل خود انتخاب کنيد

02:51:42.501 --> 02:51:45.711
تا آنان به سخنان ما گوش دهند و
ميان ما داوري کنند

02:51:45.879 --> 02:51:48.547
اگر ما را، خواه به دست خود و خواه
به دست ديگري در اين کار دخيل يافتند

02:51:48.715 --> 02:51:53.427
ما به جبران آن پادشاهي و تاج و زندگاني
خود و هر آنچه را که از آن خود مي شماريم

02:51:53.595 --> 02:51:55.554
به شما مي‌سپاريم

02:51:55.722 --> 02:51:59.225
اما اگر چنين نبود لطف کرده
 با ما شکيبايي ورزيد

02:51:59.393 --> 02:52:02.645
تا به اتفاق هم کاري کنيم که خشنوديتان

02:52:02.813 --> 02:52:05.064
.چنانکه بايد و شايد فراهم شود

02:52:06.441 --> 02:52:09.902
باشد! احوال مرگ او

02:52:10.821 --> 02:52:13.739
و پنهان به خاک سپردنش

02:52:14.282 --> 02:52:17.368
بي آنکه يادگارهاي افتخارآميز و شمشير
و نشان خانوادگي بر جنازه اش نهاده باشد

02:52:17.536 --> 02:52:23.249
بي آنکه آيين و مراسم باشکوه رسمي
درباره اش اجرا شود

02:52:23.417 --> 02:52:26.210
اين همه گويي از آسمان بر زمين
به سرم فرياد ميزند

02:52:26.378 --> 02:52:30.256
که بايد در پي دانستن علت باشم

02:52:30.424 --> 02:52:32.633
همين کار را هم خواهيم کرد

02:52:32.801 --> 02:52:37.722
بگذار تبر بزرگ کيفر همان جا فرود آيد
.که جنايت بود

02:52:38.140 --> 02:52:40.516
خواهش ميکنم با من بياييد

02:52:43.437 --> 02:52:45.312
اينان که ميخواهند با من سخن بگويند
چه کساني‌اند؟

02:52:45.480 --> 02:52:48.733
.چند تن ملوان، آقا
مي گويند نامه هايي برايتان دارند

02:53:11.381 --> 02:53:16.135
.نميدانم از کدام گوشه جهان ممکن است پيغامي داشته باشم مگر آنکه از حضرت هملت باشد

02:53:16.303 --> 02:53:18.137
برکت خدا بر شما، آقا
و بر تو نيز

02:53:18.305 --> 02:53:21.182
.به خواست خدا، آقا
.اين نامه آقا، براي شماست

02:53:21.349 --> 02:53:24.018
.سفيري که روانه انگلستان بود آن را نوشته

02:53:24.186 --> 02:53:26.979
اگر نامتان چنانکه به من گفته اند
.هوراشيو" باشد"

02:53:29.107 --> 02:53:31.317
هوراشيو" پس از خواندن اين نامه"

02:53:31.485 --> 02:53:35.279
.با وسيله اي اين ملوانان را تزد شاه ببر
نامه هايي براي او دارند

02:53:36.323 --> 02:53:37.948
ما دو روزي بيش در دريا نبوديم که

02:53:38.116 --> 02:53:42.453
که يک دزد بسيار بيباک دريايي سر به تعاقب ما نهاد

02:53:42.621 --> 02:53:44.330
کشتي ما در رفتار زياد کند بود

02:53:44.498 --> 02:53:47.958
،و ما به ناچار دست به دامن دليري زديم
.و من به هنگام برخورد خود را به عرشه کشتي آنان در انداختم

02:53:48.126 --> 02:53:52.421
همان دم آنان از کشتي ما فاصله گرفتند و من به
تنهايي در دستشان اسير ماندم

02:53:52.589 --> 02:53:54.757
آنان با من همچون دزداني جوانمرد رفتار کنند

02:53:54.925 --> 02:53:58.427
،ولي البته مي دانستند چه مي کنند
من مي بايست برايشان مفيد باشم

02:53:58.595 --> 02:54:00.596
نامه هايي را که فرستاده ام
به دست شاه بده

02:54:00.764 --> 02:54:04.892
و خودت را نيز با چنان شتابي که گويي
از برابر مرگ مي گريزي به من برسان

02:54:05.060 --> 02:54:08.771
سخناني براي گفتن در گوش تو دارم
که از شنيدن آن گنگ خواهي ماند

02:54:08.939 --> 02:54:12.274
و حال آنکه به قياس نفس کار گفته هايم
هنوز بس ملايم خواهد بود

02:54:12.442 --> 02:54:15.111
اين ملوانان جوانمرد تو را به جايي که من هستم
.راهبر خواهند شد

02:54:15.278 --> 02:54:19.532
روزنکرانتز و گيلدنسترن" به راه خود"
.به سوي انگلستان ادامه مي‌دهند

02:54:19.699 --> 02:54:23.202
.درباره شان بسا چيزها دارم که به تو بگويم
به سلامت باش

02:54:23.370 --> 02:54:27.540
"آن که ميداني از آن توست، "هملت

02:54:28.166 --> 02:54:30.501
...بياييد تا شما را با اين نامه هايتان راهنمايي کنم

02:54:30.669 --> 02:54:33.003
و زودتر بجنبيد تا مرا به سوي کسي که

02:54:33.171 --> 02:54:35.131
اين نامه ها را از او داريد، ببريد

02:54:35.507 --> 02:54:38.509
پس اينک وجدانتان بايد بر بي‌گناهيم
گواهي دهد

02:54:38.677 --> 02:54:42.138
و شما بايد مرا چون دوستي در قلب خود جاي دهيد

02:54:42.305 --> 02:54:45.141
زيرا شنيديد و دانستيد

02:54:45.308 --> 02:54:49.937
،که آن که پدر بزرگوارتان را کشت
قصد جان مرا نيز داشت

02:54:50.105 --> 02:54:52.898
.مي بايد همين باشد
ولي بگوييد

02:54:53.150 --> 02:54:55.734
ولي بگوييد اعمالي چنين تبهکارانه
  و تا بدين پايه وخيم را

02:54:55.902 --> 02:55:01.031
براي چه کيفر نداديد و حال آنکه ايمني و خردمندي

02:55:01.199 --> 02:55:03.909
و بسا چيزهاي ديگر اساسا شما را
به اين کار تحريض ميکرد؟

02:55:04.077 --> 02:55:09.665
اوه، به دو علت که شايد به چشمتان
بسيار سست بنمايد

02:55:09.833 --> 02:55:11.584
اما من آنها را استوار مي‌دانم

02:55:11.751 --> 02:55:16.297
مادرش شهبانو گويا به ديدار او زنده است

02:55:16.590 --> 02:55:17.840
و اما من خواه

02:55:18.008 --> 02:55:22.303
اين فضيلت من باشد يا
بلاي جان من

02:55:22.971 --> 02:55:27.266
زندگي و روحم چنان به شهبانو بسته است

02:55:27.434 --> 02:55:31.020
که مانند ستارگان که جز در مدار خود نمي گردند

02:55:31.188 --> 02:55:34.106
.من نيز جز به رضاي او حرکتي ندارم

02:55:34.983 --> 02:55:38.110
علت ديگر که نميتوانم آشکارا از
او مواخذه کنم

02:55:38.278 --> 02:55:41.697
محبت بزرگي است که توده مردم بدو دارند

02:55:41.865 --> 02:55:44.283
و اگر همه خطاهاي او را به آب اين
محبت فرو برند

02:55:44.451 --> 02:55:46.952
مانند چشمه اي که در آن چوب سنگ ميشود

02:55:47.120 --> 02:55:49.163
زشتي هاي او به زيبايي بدل مي گردد

02:55:49.331 --> 02:55:52.458
بدين سان تيرهاي ترکش من که در
همچو باد سختي، زياده سبک مي بود

02:55:52.626 --> 02:55:56.921
بي آنکه بتوانند بر اماج بنشينند
به سوي خود من باز ميگشت

02:55:57.964 --> 02:56:01.258
و بدين سان من بايد پدر بزرگواري را از دست بدهم

02:56:01.968 --> 02:56:04.386
و خواهرم به اين روز دهشت بار بنشيند

02:56:04.554 --> 02:56:07.139
خواهري که اگر بتوان ستايش را به گذشته رجوع داد

02:56:07.307 --> 02:56:11.727
ارج و بهاي وي در کمال

02:56:12.437 --> 02:56:16.315
بر تارک روزگار ما
سر به دعوي برميداشت

02:56:18.818 --> 02:56:23.155
ولي نوبت کين خواهي من خواهد رسيد
تشويشي به دل راه ندهيد

02:56:23.323 --> 02:56:26.242
نبايد گمان بريد که ما چنان سست و وارفته ايم

02:56:26.409 --> 02:56:29.787
که بگذاريم خطر در ريش مان چنگ بياندازد
و بگوييم که شوخي است

02:56:29.955 --> 02:56:32.581
ديري نخواهد گذشت که خبرهايي
به گوشتان خواد رسيد

02:56:33.375 --> 02:56:38.921
ما پدرتان را دوست داشتيم و
خودمان را نيز دوست داريم

02:56:39.089 --> 02:56:42.299
و اين نکته اميدوارم شما را بر آن دارد
که تصور کنيد

02:56:42.467 --> 02:56:45.094
بله؟ چه خبر؟

02:56:45.804 --> 02:56:48.347
سرورم چند نامه از هملت رسيده

02:56:48.515 --> 02:56:50.724
اين يکي براي اعليحضرت
و اين ديگري براي شهبانو

02:56:50.892 --> 02:56:52.851
نامه از هملت؟ چه کسي آورد؟

02:56:53.019 --> 02:56:55.938
.سرورم گفته ميشود چند تن ملوان
.من نديدمشان

02:56:56.106 --> 02:56:58.357
و اين نامه ها را "کلاديو" به من داده

02:56:58.525 --> 02:57:01.151
و او خود آنها را از آنکه
.آورده گرفته است

02:57:01.319 --> 02:57:04.196
لايرتيس"، گوش کنيد"
ما را تنها بگذاريد

02:57:07.200 --> 02:57:11.453
شاه والامقام با اقتدار دانسته باشيد
.که مرا بر خاک قلمروتان برهنه پياده کرده اند

02:57:11.621 --> 02:57:14.164
فردا تمناي ديدار چشمان شاهانه تان را خواهم داشت

02:57:14.332 --> 02:57:17.876
آنگاه با عرض پوزش درباره بازگشت ناگهاني

02:57:18.044 --> 02:57:21.380
و بس شگرف خود گزارش خواهم کرد
"هملت"

02:57:21.548 --> 02:57:23.173
يعني چه؟

02:57:23.341 --> 02:57:26.552
آيا همه شان بازگشته اند؟
يا اين حيله و فريبي بيش نيست؟

02:57:26.720 --> 02:57:30.055
خط او را مي شناسيد؟
درست خط هملت است

02:57:30.223 --> 02:57:33.726
برهنه" و اينجا در پي نويس"
"مي افزايد "تنها

02:57:33.893 --> 02:57:37.438
آيا مي توانيد در اين باره رأيي بزنيد؟
سرورم، راه به جايي نمي برم

02:57:38.398 --> 02:57:40.733
ولي همان بهتر که بيايد

02:57:41.568 --> 02:57:46.071
قلب بيمار من به همين گرما مي يابد
:که زنده خوام ماند و رو در روي او خواهم گفت

02:57:46.239 --> 02:57:47.489
.و تو بودي که چنين کردي

02:57:47.824 --> 02:57:51.785
"حال که چنين است "لايرتيس
اما چگونه چنين است  چگونه ميتواند جز اين باشد؟

02:57:51.953 --> 02:57:53.162
آيا ميخواهيد از من پيروي کنيد؟

02:57:53.330 --> 02:57:55.956
بله سرورم
 به شرط آنکه مرا به آشتي ملزم نکنيد

02:57:56.124 --> 02:57:58.167
نه منظورم آرامش خاطر خود توست

02:57:58.460 --> 02:58:00.794
اگر او به راستي از سفر سر باز زده و برگشته باشد

02:58:00.962 --> 02:58:03.088
...من او را به کاري وا خواهم داشت که تدبير آن هم اينک

02:58:03.256 --> 02:58:05.924
در انديشه‌ام پخته شده است...

02:58:06.092 --> 02:58:09.928
.و در آن ناگزير از پاي خواهد افتاد

02:58:10.638 --> 02:58:12.681
...و در مرگش

02:58:12.849 --> 02:58:15.100
باد سرزنشي وزيدن نخواهد گرفت...

02:58:15.268 --> 02:58:18.270
بلکه حتي مادرش بويي از آن نخواهد برد
.و جز تصادفش نخواهد خواند

02:58:18.438 --> 02:58:19.897
سرورم، زمام کار خود را
به رغبت به دست شما خواهم سپرد

02:58:20.065 --> 02:58:23.025
اگر چنان کنيد که افزار هلاک او باشم

02:58:23.193 --> 02:58:24.943
پس درست شد

02:58:25.111 --> 02:58:27.780
پس از عزيمت شما به فرانسه گفته مي‌شود

02:58:27.947 --> 02:58:29.365
...بارها در حضور هملت از هنري که

02:58:29.532 --> 02:58:31.950
،شما در آن بس چيره دستيد...
.سخن رفت

02:58:32.118 --> 02:58:34.995
و همه خصايل نيکوي شما با هم آنقدر
موجب رشک او نمي گردد

02:58:35.163 --> 02:58:39.500
.که همين يک که به چشم من بي بهاتر از همه است

02:58:39.667 --> 02:58:42.795
سرورم، اين کدام خصلت است؟ -
در مثل جز نوار اطلسي بر کلاه جوانان نيست -

02:58:42.962 --> 02:58:44.171
هر چند که بدان هم نياز است

02:58:44.339 --> 02:58:48.008
زيرا جامه سبک و بي تکلف براي جوانان کمتر از
رداهاي تيره خزپوش مردم جا افتاده

02:58:48.176 --> 02:58:54.431
.که از فراخي نعمت و وقارشان حکايت دارد، برازنده نيست

02:58:55.308 --> 02:58:59.144
باري، دو ماه پيش يک بزرگ‌زاده‌ي نورماندي
 اينجا بود

02:58:59.312 --> 02:59:01.730
من خودم فرانسويان را ديده و با آنان به جنگ کوشيده ام

02:59:01.898 --> 02:59:06.151
،ميدانم که سواران خوبي هستند
ولي اين يک کارش سر به جادو ميزد

02:59:06.319 --> 02:59:08.028
در خانه‌ي زين جا مي‌گرفت

02:59:08.196 --> 02:59:10.489
و اسب خود را به چنان کارهاي شگرفي وا مي‌داشت

02:59:10.657 --> 02:59:13.826
که گويي به آن حيوان نجيب چسبيده
و با وي يکي شده است

02:59:13.993 --> 02:59:17.913
او چنان از حد تصورم فراتر ميرفت
که انديشه ام هر نقش و هر بازي که پيش ميکشيد

02:59:18.081 --> 02:59:20.916
.باز به گرد آنچه او خود مي‌کرد نمي‌رسيد

02:59:21.918 --> 02:59:24.128
اهل نورماندي بودي؟ -
بله، نورماندي -

02:59:24.295 --> 02:59:26.296
.به جان خودم که "لامرد" است -
.خود او -

02:59:26.464 --> 02:59:30.342
.خوب ميشناسمش
به راستي زيب و زيور سراسر کشور خويش است

02:59:30.510 --> 02:59:31.969
و او از شما تمجيد ميکرد

02:59:32.137 --> 02:59:39.184
و چنان از استادي تان در شمشير بازي داد سخن مي‌داد

02:59:39.352 --> 02:59:42.479
که مي گفت به راستي ديدني خواهد بود
 اگر کسي بتواند با شما برابري کند

02:59:42.647 --> 02:59:46.275
سوگند مي‌خورد که در مقابله شما
شمشيربازان فرانسه ديگر از حمله و دفاع عاجز مي‌آيند

02:59:46.443 --> 02:59:48.652
.و نظر تيزبين خود را از دست مي‌دهند

02:59:48.820 --> 02:59:52.865
اين گفته هاي او، آقا چنان زهر رشک
...در جان هملت ريخت

02:59:53.032 --> 02:59:55.200
...که ديگر خواهش و آرزويي جز اين نداشت...

02:59:55.368 --> 02:59:58.036
.که شما به زودي باز گرديد و با وي دست و پنجه نرم کنيد...

02:59:58.204 --> 03:00:01.290
... باري، نتيجه مي‌گيرم که -
چه نتيجه اي سرورم؟ -

03:00:01.458 --> 03:00:03.959
لايرتيس" آيا پدرتان براي شما گرامي بود؟"

03:00:04.127 --> 03:00:08.130
يا اينکه شما تنها به نقش اندوه مي‌مانيد
و صورتي عاري از قبل بيش نيستيد؟

03:00:08.298 --> 03:00:09.506
اين پرسش براي چيست؟

03:00:09.674 --> 03:00:13.010
نه از آن رو که گمان کنم پدرتان را دوست نمي‌داشتيد

03:00:13.178 --> 03:00:17.764
بلکه از آن سبب که مي‌دانم
 دوستي آغازي در حيطه زمان دارد

03:00:18.183 --> 03:00:21.560
و به آزمايش هم ديده‌ام که شرار و آتش آن

03:00:21.728 --> 03:00:25.147
.وابسته به گذشت زمان است

03:00:25.315 --> 03:00:28.317
درون شعله عشق فتيله اي است که دوده ميزند

03:00:28.485 --> 03:00:33.071
و آن را فرو مي نشاند

03:00:33.239 --> 03:00:35.741
هيچ چيز همواره بر يک خصلت نمي‌ماند

03:00:35.909 --> 03:00:41.955
زيرا خصلت نيکو پس از آنکه به غايت رشد خود رسيد

03:00:42.790 --> 03:00:46.752
در همان فزوني خود زوال مي پذيرد

03:00:46.920 --> 03:00:48.921
کاري که مي خواهيم بکنيم

03:00:49.088 --> 03:00:50.756
بايد آن را در همان اثنا که ميخواهيم به اجرا درآوريم

03:00:50.924 --> 03:00:54.009
زيرا خواست ما در تغيير است و به همان اندازه که دست و دهان و حوادث هست دچار سستي و تاخير ميشود

03:00:54.177 --> 03:00:59.848
"آنگاه اين که مي گوييم "بايد فلان کار را کرد
آه مسرفانه اي است

03:01:00.016 --> 03:01:01.725
.که تسکين مي بخشد اما جان مي کاهد

03:01:02.352 --> 03:01:05.771
!پس هرچه زوداتر اين دمل را بترکانيم
.هملت باز مي گردد

03:01:05.939 --> 03:01:10.734
شما چه عزم داريد تا نشان دهيد
...که به راستي نه به صرف گفتار

03:01:10.902 --> 03:01:12.694
پسر پدر خود هستيد؟

03:01:12.862 --> 03:01:15.781
گلويش را درون کليسا ببرم

03:01:16.824 --> 03:01:20.619
البته براي آدمکش هيچ مکان مقدسي نبايد بست باشد

03:01:22.622 --> 03:01:25.582
.و هيچ چيز نبايد مانع کين خواهي گردد

03:01:26.793 --> 03:01:29.795
:ولي "لايرتيس" گرامي، چنين کنيد

03:01:29.963 --> 03:01:32.464
.در گوشه خود بمانيد

03:01:32.632 --> 03:01:35.342
.هملت پس از بازگشت، از آمدنتان خبر خواهد يافت

03:01:35.510 --> 03:01:37.803
...و ما کساني را ميگماريم تا از چابکدستي شما تمجيد کنند

03:01:37.971 --> 03:01:40.931
و نام و آوازه اي را که آن فرانسوي درباره شما
در انداخته است رونق و جلاي تازه اي بخشند

03:01:41.099 --> 03:01:45.644
و سرانجام دو تن را در برابر هم قرار دهند و روي شما
شرط بندي کنند

03:01:45.812 --> 03:01:50.899
او که طبعي بخشنده و بيمبالات دارد و از هرگونه
حيله گري عاري است

03:01:51.067 --> 03:01:53.485
شمشيرهاي بازي را وارسي نخواهد کرد

03:01:53.653 --> 03:01:54.987
از اين رو شما به آساني

03:01:55.154 --> 03:01:58.448
يا با اندکي تردستي

03:01:58.616 --> 03:02:01.493
خواهيد توانست شمشيري نوک تيز برگيريد

03:02:01.661 --> 03:02:04.871
و به يک حمله در بازي حساب خون پدرتان را با او
.تسويه کنيد

03:02:05.039 --> 03:02:07.374
همين کار را ميکنم

03:02:07.917 --> 03:02:11.003
و بدين منظور شمشير خود را به زهر آب ميدهم

03:02:12.171 --> 03:02:14.506
من از يک داروفروش دوره گرد معجوني بس کشنده خريده ام

03:02:14.674 --> 03:02:17.384
که اگر تيغه کاردي را در آن فرو برند

03:02:17.552 --> 03:02:21.346
و با آن کسي را حتي خراشي دهند که خون بيايد

03:02:21.514 --> 03:02:26.059
هيچ مرهمي هرچند ناياب بوده و با تمام گياهان که
خاصيت درمان از نور ماه دارند، ساخته شده باشد

03:02:26.227 --> 03:02:30.647
.نخواهد توانست او را از مرگ رهايي دهد

03:02:30.815 --> 03:02:36.820
من نوک شمشير خود را در اين زهر فرو ميبرم
و هملت اگرچه زخم سبکي از من بردارد

03:02:38.072 --> 03:02:39.323
.باز مرگش حتمي است

03:02:39.741 --> 03:02:42.284
در اين باره بيشتر فکر کنيم

03:02:42.452 --> 03:02:47.664
و ببينيم چه تقارن زمان و وسايل مي‌تواند
 برراي مقصودمان سازگارتر باشد

03:02:48.166 --> 03:02:49.875
اگر اين تدبير با شکست رو به رو شود

03:02:50.043 --> 03:02:52.669
و نيت ما بر اثر اجراي نادرست کار فاش گردد

03:02:52.837 --> 03:02:54.296
همان بهتر که بدان دست نزنيم

03:02:54.464 --> 03:02:57.674
پس اين نقشه بايد پشت بند يا نسخه بدلي هم داشته باشد
 که اگر اين يک در آزمايش از هم بپاشد

03:02:57.842 --> 03:03:00.385
آن ديگري بتواند تاب بياورد

03:03:00.762 --> 03:03:03.096
ها! بگذاريد ببينم

03:03:03.264 --> 03:03:07.017
...ما درباره هنرنمايي تان شرط مي بنديم

03:03:07.393 --> 03:03:09.227
:ها، پيدا کردم

03:03:10.063 --> 03:03:11.938
پس از آنکه در زورآزمايي تان گرما شديد و گلوتان خشک شد

03:03:12.106 --> 03:03:14.524
و اما شما بدين منظور هرچه بيشتر
جنبش و تکاپو خواهيد کرد

03:03:14.692 --> 03:03:16.818
.ناچار هملت آشاميدني خواهد خواست

03:03:16.986 --> 03:03:20.739
براي اين کار من جامي شربت آماده خواهم کرد
که همين قدر اگر آن را بچشد

03:03:20.907 --> 03:03:22.991
هر چند که بر حسب تصادف از زخم زهرآلود
 شمشيرتان جان به در برده باشد

03:03:24.369 --> 03:03:25.952
.باز ما به مقصود خود رسيده ايم

03:03:26.287 --> 03:03:28.872
ولي، هيس! اين همهمه چيست ؟

03:03:33.586 --> 03:03:35.003
شهبانوي نازنيم، چه خبر است؟

03:03:36.297 --> 03:03:40.717
مصائب چنان به سرعت فرا ميرسند که گويي
.يکي سر در پي ديگري دارد

03:03:43.346 --> 03:03:47.599
خواهرتان غرق شد

03:03:48.851 --> 03:03:51.103
"لايرتيس"

03:03:52.814 --> 03:03:54.606
غرق؟

03:03:57.026 --> 03:03:58.527
!آخ

03:04:01.447 --> 03:04:02.447
کجا؟

03:04:04.117 --> 03:04:06.827
بيدي روي جويبار سر فرود آورده

03:04:06.994 --> 03:04:11.206
برگ هاي خاکستري
رنگ خود را در بلور آب مي نگرد

03:04:13.084 --> 03:04:16.962
همانجاست که او با گلبند غريبي

03:04:17.130 --> 03:04:23.719
از گل شاهي اشرفي
 و گزنه و گل مرواريد و فرفير درشت

03:04:24.971 --> 03:04:28.515
که شبانان بي بند و بار
 ،نام گستاخانه تري بدان ميدهند

03:04:29.016 --> 03:04:33.520
اما دوشيزگان آزرمگين
.انگشت مرده اش ميخوانند، آمد

03:04:36.315 --> 03:04:39.401
آنجا هنگامي که براي آويختن تاج گل خويش

03:04:39.736 --> 03:04:45.657
بر شاخه هاي خميده بالا ميرفت

03:04:45.825 --> 03:04:51.663
شاخه اي نابکار شکست و او با غنايم گياهان هرزش
در جويبار اشک ريز افتاد

03:04:55.001 --> 03:04:59.004
جامه هايش پهن گسترده شد

03:04:59.172 --> 03:05:05.093
و يک چند او را چون پري دريايي شناور نگه داشت

03:05:05.970 --> 03:05:09.639
در اين ميان او تکه پاره هايي سرودهاي کهنه مي‌خواند

03:05:09.807 --> 03:05:13.143
و گويي نميتوانست حال درماندگي خود را دريابد

03:05:13.311 --> 03:05:17.355
يا خود موجودي پرورده و خو گرفته آب بود

03:05:20.735 --> 03:05:23.320
اما ديري نگذشت

03:05:23.488 --> 03:05:26.823
و نمي توانست هم بگذرد که جامه هايش از آبي
 که در آن دويده بود سنگين شد

03:05:26.991 --> 03:05:30.911
و دختر بيچاره را از سرود خوش آهنگش
به مرگ در لاي و لجن رهبري کرد

03:05:32.163 --> 03:05:35.373
افسوس! پس غرق شد؟

03:05:35.541 --> 03:05:40.712
.غرق، بله غرق شد

03:05:42.924 --> 03:05:47.803
بيچاره افيليا تو اينک خود از انچه بايد سيراب تري

03:05:49.138 --> 03:05:51.306
از اين رو من راه بر اشک خويش ميگيرم

03:05:52.225 --> 03:05:55.811
اما تدبير ما همين است

03:05:57.563 --> 03:06:00.315
و طبيعت بر عادت خود ميرود

03:06:02.777 --> 03:06:05.570
بگذار زبان عيب جو هرچه ميخواهد بگويد

03:06:09.992 --> 03:06:12.911
با ريخته شدن اين اشک ها نازکدلي زنانه از
من به در ميشود

03:06:17.959 --> 03:06:20.043
خدانگهدار، سرورم

03:06:21.212 --> 03:06:24.089
سخناني دارم که همچون آتش ميخواهد زبانه بکشد

03:06:24.257 --> 03:06:27.259
ولي اين اشک هاي ابلهانه خاموشش ميکند

03:06:41.107 --> 03:06:43.483
گرترود" به دنبالش برويم"

03:06:43.860 --> 03:06:47.612
با چه زحمتي توانستم خشم ديوانه وارش را فرو بنشانم

03:06:47.905 --> 03:06:51.533
.اينک ميترسم اين خبر بار ديگر برانگيزدش

03:06:51.701 --> 03:06:53.493
پس

03:06:54.453 --> 03:06:55.453
.به دنبالش برويم

03:07:29.530 --> 03:07:34.409
،آن که خودسرانه به چاک بزند
بايد در گورستان مسيحي خاکش کرد؟

03:07:34.577 --> 03:07:38.163
.به تو ميگويم که بله
تو هم فورا برايش گور بکن

03:07:41.000 --> 03:07:43.793
مامور جواز مرده ها روا وارسي کرده و نتيجه گرفته
که مثل مسيحي ها خاکش کنند

03:07:44.003 --> 03:07:46.922
چطور همچون چيزي ممکن است مگر آنکه خودش را
براي دفاع جان خودش غرق کرده باشد؟

03:07:47.089 --> 03:07:48.256
.خوب، بله. همينطور نتيجه گرفته اند

03:07:48.424 --> 03:07:51.676
بايد براي دفاع جان خودش بوده باشد. غير از اين ممکن نيست

03:07:51.844 --> 03:07:53.845
:براي اينکه مطلب از اين قرار است

03:07:54.013 --> 03:07:57.682
اگر من به عمد خودم را غرق بکنم
پس عملي را مرتکب شده ام

03:07:57.850 --> 03:08:02.187
:عمل هم سه جزء دارد
اقدام کردن، دست به کار شدن، به انجام رساندن

03:08:02.355 --> 03:08:04.356
پس دخترک خودش را به عمد غرق کرده

03:08:04.523 --> 03:08:07.567
... نه ولي گوش کن رفيق گور کن

03:08:07.735 --> 03:08:09.778
اجازه بده اينجا آب است

03:08:10.821 --> 03:08:13.114
خوب اينجا هم يک آدم، خوب

03:08:15.284 --> 03:08:17.702
اگر اين ادم برود توي اين آب و غرق بشود

03:08:17.870 --> 03:08:20.038
.چه بخواهد چه نخواهد به پاي خودش رفته

03:08:20.206 --> 03:08:21.206
ملتفتي؟

03:08:21.374 --> 03:08:26.336
ولي اگر آب بيايد به طرفش و غرقش بکند
خودش، خودش را غرق نکرده

03:08:26.504 --> 03:08:30.590
پس کسي که مرگش به دست خودش نبوده خودکشي نکرده

03:08:30.758 --> 03:08:34.594
ولي ايا اين چيزها قانون است؟
خوب، بله، قانون وارسي علت مرگ

03:08:35.054 --> 03:08:38.306
ميخواهي حقيقت امر را بداني؟
اگر اين از خانواده بزرگان نبود

03:08:38.474 --> 03:08:41.017
در گورستان مسيحي خاکش نمي کردند

03:08:41.185 --> 03:08:43.520
ها، درست گفتي. دلخوريش بيشتر اينجاست

03:08:43.688 --> 03:08:46.398
که آن کله گنده ها بيشتر از برادرهاي مسيحي شان
در اين دنيا حق دارند

03:08:46.565 --> 03:08:49.484
.خودشان را غرق و حلق آويز بکنند

03:08:49.652 --> 03:08:51.069
.خوب برويم بيل بزنيم

03:08:54.073 --> 03:08:58.702
تو اين دنيا هيچ تبار بزرگي در ميان باغبان ها
و مقني ها و گورکن ها نيست

03:08:58.869 --> 03:09:01.287
اين ها همان کسب و کار حضرت آدم را دارند
مگر آدم از بزرگان بود ؟

03:09:01.455 --> 03:09:03.832
او اول کسي بود که علم و نشان داشت
چه، اصلا نداشت

03:09:04.000 --> 03:09:05.583
هه، مگر کافر شده اي؟

03:09:05.751 --> 03:09:10.922
پس کلام خدا را چه جور ميفهمي؟
تو کلام خدا هست که آدم بيل ميزد

03:09:11.090 --> 03:09:12.674
خوب اگر نشانش نمي دادند مگر ميتوانست بيل بزند؟

03:09:15.636 --> 03:09:17.262
يک چيز ديگر ازت ميپرسم

03:09:17.430 --> 03:09:20.056
اگر جوابم را بيراه دادي به گناهان خودت اقرار بکن

03:09:20.224 --> 03:09:22.434
خوب بگو
آن کيست که از بنا و نجار

03:09:22.601 --> 03:09:25.311
و کشتي ساز محکم تر ميسازد؟

03:09:25.896 --> 03:09:28.064
آن که چوب دار ميسازد

03:09:28.232 --> 03:09:31.443
،براي اينکه هزار نفر هم که بالاش بروند
باز سرپاست

03:09:33.112 --> 03:09:35.280
.راستش از عقل و هوشت خوشم آمد

03:09:35.448 --> 03:09:38.408
چوبه دار خوب است
ولي براي که خوب است؟

03:09:38.576 --> 03:09:40.452
براي آنهايي که کار بد ميکنند

03:09:40.619 --> 03:09:43.997
اما تو هم که مي گويي چوبه دار محکم تر از کليسا
.بنا شده کار بد ميکني

03:09:44.165 --> 03:09:46.791
و چوبه دار ميتواند براي خودت خوب باشد

03:09:46.959 --> 03:09:48.793
.برگرديم به سوال خودمان، بگو

03:09:48.961 --> 03:09:54.507
آن کي هست  که از بنا و نجار
و کشتي ساز محکم تر ميسازد؟

03:09:54.675 --> 03:09:56.885
بله بگو و جانت را خلاص کن
حالا برايت ميگويم

03:09:57.053 --> 03:09:58.595
.زود باش

03:09:59.722 --> 03:10:01.139
.به خدا نميدانم چه بگويم

03:10:01.307 --> 03:10:03.016
ديگر به مغزت فشار نيار

03:10:03.184 --> 03:10:05.977
خر وامانده را هرقدر بزني باز تندتر نمي رود

03:10:06.353 --> 03:10:11.816
،دفعه ديگر که اين سوال را ازت پرسيدند
"بگو "گورکن

03:10:11.984 --> 03:10:14.944
خانه هايي که او ميسازد تا روز قيامت برجاست

03:10:15.821 --> 03:10:20.200
"خوب برو پيش "يوگان

03:10:20.367 --> 03:10:23.995
.يک کوزه آب جو برام بيار

03:10:32.004 --> 03:10:35.423
در جواني که من عيش ميکردم عيش

03:10:35.591 --> 03:10:39.344
آخ که به کامم شيرين بود

03:10:39.553 --> 03:10:42.889
!براي خوش گذراندن وقت، آهان

03:10:43.057 --> 03:10:46.309
از آن بهتر چيزي سراغ نداشتم

03:10:46.477 --> 03:10:51.856
اين يارو مگر هيچ تصويري از کار خود ندارد
که ضمن گور کندن آواز ميخواند؟

03:10:52.024 --> 03:10:54.984
عادت اين کار را برايش آسان کرده است

03:10:55.152 --> 03:10:56.152
درست همين است

03:10:56.320 --> 03:10:59.280
دستي که کمتر کار ميکند احساس لطيف تري دارد

03:10:59.448 --> 03:11:02.534
ولي پيري دزدانه سر رسيد

03:11:02.743 --> 03:11:05.912
مرا در چنگال خود گرفت

03:11:06.080 --> 03:11:09.833
و در دل خاکم فرستاد

03:11:10.000 --> 03:11:12.544
.تو گويي که هرگز نبوده ام

03:11:12.711 --> 03:11:16.422
اين کله هم روزي زباني داشت و ميتوانست
.آواز بخواند

03:11:16.590 --> 03:11:19.926
و اين نا کس چنان به خاکش مي اندازد که گويي آرواره خري است

03:11:20.094 --> 03:11:21.594
!که با آن قابيل مرتکب نخستين قتل شد

03:11:22.429 --> 03:11:26.266
شايد اين جمجمه که اين خر اکنون پرتابش ميکند
از آن سياستمداري باشد

03:11:26.600 --> 03:11:29.561
که خدا را هم ميتوانسته فريب بدهد، آيا ممکن نيست؟

03:11:29.728 --> 03:11:32.438
امکان دارد سرورم
:يا از آن يک درباري که همين قدر مي توانسته بگويد

03:11:32.606 --> 03:11:35.066
خداوندگار عزيز، روزتان به خير
خداوندگار مهربان، مزاج مبارک چطور است؟

03:11:35.401 --> 03:11:38.903
ممکن هم هست کله جناب فلان بوده باشد
که به اين اميد از اسب بهمان تمجيد ميکرده

03:11:39.071 --> 03:11:40.905
،که آن را به او  ببخشد
 مگر ممکن نيست؟

03:11:41.073 --> 03:11:42.323
چرا سرورم

03:11:42.491 --> 03:11:44.325
و اينک آشيانه عليا مخدره کرم شده است

03:11:46.078 --> 03:11:50.456
آرواره اش جدا شده و بيل گورکن بر سرش فرود آمده

03:11:50.624 --> 03:11:55.962
اين تحول غريبي است که ما به شوخ طبعي ناظر آن
.شده ايم

03:11:56.130 --> 03:12:01.259
آيا پرورش اين استخوان ها آنقدر هزينه در بر نداشته است
که جز به درد تيله بازي نخورد؟

03:12:02.636 --> 03:12:04.512
.همان انديشه آن استخوان هايم را به درد مي آورد

03:12:04.680 --> 03:12:06.598
اين هم يکي ديگر

03:12:06.765 --> 03:12:09.851
از کجا که کله يک وکيل دعاوي نباشد؟

03:12:10.019 --> 03:12:15.773
کو آن نکته گيزي ها و آن موشکافي ها و آن
دعواها و آن قباله ها و فوت و فن هايش؟

03:12:16.567 --> 03:12:18.484
چطور اکنون تاب مي آورد که اين مردک نتراشده

03:12:18.652 --> 03:12:21.196
با بيل لجن آلودش به سرش بزند

03:12:21.363 --> 03:12:23.781
و از چه رو به جرم ايراد ضرب و جرح به مرافعه دادگستري
تهديدش نميکند؟

03:12:24.533 --> 03:12:28.328
هوم شايد اين يارو در زمان خود خريدار عمده
زمين بوده

03:12:28.495 --> 03:12:31.915
با قباله و قولنامه و مصالحه و ضمانت نامه

03:12:32.082 --> 03:12:34.042
.و احکام اجراييه سر و کار داشته است

03:12:35.294 --> 03:12:40.298
آيا نتيجه مصالحه نامه ها و حاصل احکام اجراييش
همين است

03:12:40.466 --> 03:12:43.426
که کله ظريفش پر از خاک نرم باشد؟

03:12:44.803 --> 03:12:47.430
آيا ضمانت نامه هايش اگرچه دو جانبه بوده باشد
از آن همه زمين هاي خريداري او

03:12:47.598 --> 03:12:52.894
به اندازه درازا و پهناي يک جفت قباله را برايش تضمين ميکند؟

03:12:53.062 --> 03:12:57.523
سند انتقال زمين هايش به زحمت اگر در اين گودال جا بگيرد

03:12:57.691 --> 03:13:00.401
ولي آيا صاحبشان هم نبايد جايي
بيش از اين داشته باشند، ها؟

03:13:00.569 --> 03:13:02.946
همين و نه ذره اي بيش، سرورم

03:13:03.113 --> 03:13:05.490
آيا کاغذ پوستي را از چرم گوسفند درست نمي کنند؟

03:13:05.658 --> 03:13:08.660
چرا سرورم و همچنين از چرم گوساله

03:13:08.827 --> 03:13:11.955
گوسفند و گوساله کساني هستند که
بر اين کاغذها اعتماد مي کنند

03:13:12.414 --> 03:13:13.957
ميخواهم با اين مردم حرف بزنم

03:13:20.381 --> 03:13:22.840
اين گور مال کيست، آقا؟
مال خودم آقا

03:13:24.134 --> 03:13:25.718
،آه و گودالي در خاک

03:13:25.886 --> 03:13:27.595
.درخور همچو مهماني است

03:13:27.763 --> 03:13:29.931
گمان ميکنم مال تو باشد
براي آنکه خودت توش هستي

03:13:30.099 --> 03:13:32.850
شما بيرونش هستيد، آقا
براي همين مال شما هم نيست

03:13:33.018 --> 03:13:36.688
اما من هرچند که درش نخوابيده ام
.باز مال من است

03:13:36.855 --> 03:13:39.399
بايد درش خوابيده باشي تا بگويي توش هستي
و مال توست

03:13:39.566 --> 03:13:42.277
گور براي مرده است نه براي زنده
.پس دروغ گفته اي

03:13:42.444 --> 03:13:45.488
چه دروغ چست و چابکي، آقا
که دوباره از من به شما برمي گردد

03:13:45.656 --> 03:13:48.032
کدام است آن مرد که اين را برايش مي کني؟
هيچ مردي، آقا

03:13:48.242 --> 03:13:50.493
پس کدام زن؟
هيچ زني آقا

03:13:50.661 --> 03:13:51.953
چه کسي را اينجا به خاک مي سپارند؟

03:13:52.162 --> 03:13:55.206
کسي را که روزگاري زن بود، آقا
!ولي خدا بيامرزدش، مرد

03:13:56.083 --> 03:13:57.875
!چه مردک نکته سنجي است

03:13:58.043 --> 03:14:01.212
بايد در حرف زدن دقيق بود وگرنه
با سخنان دوپهلو ما را مي پيچاند

03:14:01.380 --> 03:14:04.340
به خدا "هوراشيو" در اين سه ساله من توجه يافته ام

03:14:04.508 --> 03:14:07.885
مردم اين روزگار چنان خرده گير شده اند
 که شست پاي عوام

03:14:08.053 --> 03:14:11.306
به پاشنه درباريان ميرسد و ترک خوردگي هاي آن را
خراش ميدهد

03:14:11.598 --> 03:14:13.391
تو از کي گورکن هستي؟

03:14:13.559 --> 03:14:15.935
من در چنان روزي از روزهاي سال اين
کاره شده ام

03:14:16.103 --> 03:14:19.105
"که هملت شاه مرحوم مان "فورتينبراس
.را شکست داد

03:14:19.273 --> 03:14:22.066
چند سال ميشود؟
 نميتوتنيد بگوييد؟

03:14:22.234 --> 03:14:24.277
اين را که هر احمقي ميداند

03:14:24.445 --> 03:14:27.113
درست همان روزي که هملت جوان، همان که ديوانه است

03:14:27.906 --> 03:14:30.074
و فرستاندش به انگلستان، به دنيا? آمد

03:14:30.242 --> 03:14:32.327
بله، ولي او را  براي چه به انگلستان فرستادند؟

03:14:32.494 --> 03:14:34.787
خوب براي آنکه ديوانه بود؟

03:14:34.955 --> 03:14:38.541
بناست آنجا دوباره سر عقل بيايد
تازه اگر هم نيامد، چندان اهميتي ندارد

03:14:38.751 --> 03:14:41.169
براي چه؟
آنجا کسي متوجهش نخواهد شد

03:14:41.337 --> 03:14:42.837
مردم همه مثل خودش ديوانه اند

03:14:45.090 --> 03:14:47.842
چه شد که ديوانه شد؟
از قرار به يک طرز خيلي غريب

03:14:48.010 --> 03:14:51.554
چه طور طرز غريبي؟
راستش هوش و حواسش را از دست داد

03:14:51.722 --> 03:14:54.223
باعثش چه بود؟
هه، باعث و بانيش همين جاست، در دانمارک

03:15:00.064 --> 03:15:02.440
خود من هم از جواني تا کامل مردي، سي سال است
 .همين جا گورکنم

03:15:02.608 --> 03:15:06.527
آدم چه مدت زير خاک مي ماند تا بپوسد؟

03:15:06.695 --> 03:15:10.615
راستش اگر پيش از مردن نپوسيده باشند

03:15:10.783 --> 03:15:14.619
براي اين که در اين دور و زمانه خيلي از سيفليسي ها
هستند که به زحمت تا موقع دفن دوام مي آورند

03:15:14.787 --> 03:15:17.497
اي، هشت سال نه سالي دوام مي آورد

03:15:17.873 --> 03:15:21.417
اما دباغ ها نه سال
براي چه دباغ ها و نه کس ديگر؟

03:15:21.585 --> 03:15:24.003
خوب، آقا براي اينکه پوستشان در اين شغل

03:15:24.171 --> 03:15:26.339
چنان دباغي شده که تا مدتي آب درش نفوذ نمي کند

03:15:26.799 --> 03:15:29.467
آخر براي اين نعش هاي مادر به خطا
هيچ چيز بدتر از آب نيست

03:15:30.386 --> 03:15:33.262
اين کله را مي بينيد؟

03:15:34.640 --> 03:15:37.642
اين کله بيست و سه سال است
که زير خاک بوده

03:15:37.810 --> 03:15:41.145
کله کيست؟
يک يار و ديوانه مادر به خطا

03:15:41.313 --> 03:15:43.940
فکر مي کنيد کله که باشد؟
من که نميشناسم

03:15:44.108 --> 03:15:46.317
يک ديوانه طاعون گرفته قلاش

03:15:46.485 --> 03:15:48.694
يک بار يک شيشه شراب "راين" روي سرم ريخت

03:15:48.862 --> 03:15:53.366
اين کله که مي بينيد، آقا
کله "يوريک" است، دلقک شاه

03:15:55.911 --> 03:15:58.746
اين؟
همين اين؟

03:15:58.914 --> 03:16:00.081
.بده ببينم

03:16:07.881 --> 03:16:09.757
افسوس

03:16:11.135 --> 03:16:13.177
!يوريک" بيچاره"

03:16:15.347 --> 03:16:17.849
.هوراشيو" من ديده بودمش"

03:16:19.101 --> 03:16:22.520
بذله گوي قهاري بود
طنزي بسيار عالي داشت

03:16:23.856 --> 03:16:26.899
هزار بار مرا به کول گرفت

03:16:28.152 --> 03:16:32.488
!و اين دم تصورش چه قدر برايم چندش آور است

03:16:32.656 --> 03:16:36.200
تهوع به من دست ميدهد

03:16:36.785 --> 03:16:41.122
اين جاي لب هايي است که بارها من بوسيدم

03:16:42.166 --> 03:16:45.334
آن ريشخند هايت اکنون کجاست؟

03:16:45.669 --> 03:16:49.672
چه شد آن شلنگ اندازي ها و آن سرود خواني ها
 و آن شراره هاي طنزت

03:16:49.840 --> 03:16:53.217
که حاضران سر ميز از آن به قاه قاه مي افتادند؟

03:16:53.760 --> 03:16:57.597
ديگر يک لطيفه هم در چنته نداري
که اين شکلک خودت را به مسخره بگيري؟

03:16:57.764 --> 03:17:00.141
لب و لوچه ات يکسر آويخته است؟

03:17:01.059 --> 03:17:04.854
خوب، حالا به اتاق حضرت عليه برو

03:17:05.022 --> 03:17:10.902
و بگو که اگر يک وجب هم بزک به گونه هايش بمالد
گذارش به همين جا خواهد افتاد

03:17:12.404 --> 03:17:14.614
او را با همين لطيفه بخندان

03:17:16.074 --> 03:17:18.868
هوراشيو" خواهش دارم يک چيز را تو به من بگو"
 چه چيزي را سرورم؟

03:17:19.036 --> 03:17:22.747
گمان ميکني اسکندر هم زير خاک به همچو
شکلي در آمده باشد؟

03:17:22.915 --> 03:17:24.707
درست همين

03:17:25.542 --> 03:17:27.084
!و همين جور بو ميداد؟ پيف

03:17:27.252 --> 03:17:28.294
درست همين، سرورم

03:17:28.962 --> 03:17:33.174
هوراشيو"  به چه مصارف پستي ممکن است"
!به کارمان ببرند

03:17:34.092 --> 03:17:37.386
براي چه نتوان سرنوشت خاک شريف
اسکندر را در خيال دنبال کرد

03:17:37.554 --> 03:17:40.139
تا آنجا که ببينيم
سوراخ چليکي را با آن گرفته اند
(چليک: بشکه هايي که در آن مشروب نگه ميدارند)

03:17:40.307 --> 03:17:42.808
اين گونه تعمق سرورم زياده کنجکاوي کردن است

03:17:43.435 --> 03:17:46.896
نه به راستي، هيچ چنين نيست
بلکه تا اندازه اي با شکسته نفسي پيجو شدن

03:17:47.064 --> 03:17:49.482
:و به نتيجه محتمل رسيدن است، از اين قرار

03:17:49.858 --> 03:17:53.653
اسکندر مرد، اسکندر به خاک سپرده شد

03:17:53.862 --> 03:17:57.782
اسکندر خاک گشت

03:17:57.950 --> 03:18:00.451
خاک را گل مي کنند و با اين گل...

03:18:00.619 --> 03:18:05.122
که او بدان صورت درآمده براي چه نتوان سوراخ
يک چليک آبجو را بست؟

03:18:06.291 --> 03:18:11.712
قيصر پر صولت، پس از آنکه مرد و خاک شد

03:18:11.880 --> 03:18:16.509
سوراخي را بدو بستند تا باد به درون نوزد

03:18:17.261 --> 03:18:20.888
آه اين خاک

03:18:21.056 --> 03:18:24.267
که روزي مايه وحشت جهاني بود

03:18:24.643 --> 03:18:29.146
وصله ديواري شد که راه بر سوز زمستاني بگيرد

03:18:31.108 --> 03:18:32.984
!ولي... هيس

03:18:46.957 --> 03:18:50.501
هيس! بيا به گوشه اي برويم

03:18:50.669 --> 03:18:54.505
شاه مي آيد

03:18:54.673 --> 03:18:58.342
شهبانو و درباريان چه کسي را تشييع مي کنند؟
و براي چه مراسم کامل نيست؟

03:18:58.510 --> 03:19:03.723
پيداست آنکه جنازه اش را مي آورند از نوميدي
دست به خودکشي زده

03:19:04.266 --> 03:19:06.767
لابد هم شأن و شوکتي داشته است

03:19:07.185 --> 03:19:10.271
يک دم پنهان شويم و نگاه کنيم

03:19:26.872 --> 03:19:28.581
ديگر چه مراسمي خواهد بود؟

03:19:28.749 --> 03:19:32.043
.ايم هم "لايرتيس" جوان بسيار شريفي است
"مارک"

03:19:32.210 --> 03:19:34.003
ديگر چه مراسمي خواهد بود؟

03:19:34.171 --> 03:19:37.506
ما تا آنجا که مجاز بوديم مراسم به خاک سپردنش
را مفصل گرفتيم

03:19:37.674 --> 03:19:40.426
مرگش در مظان شبهت بود

03:19:40.594 --> 03:19:43.095
و اگر فرمان شاهانه قاعده مرسوم را به هم نميزد

03:19:43.263 --> 03:19:47.725
او نا نفخه ي صور در خاک تقديس نايافته جا مي گرفت

03:19:48.226 --> 03:19:52.897
و به جاي دعاهاي رحمت، کوزه شکسته و
.کلوخ و سنگ ريزه رويش پرتاب ميشد

03:19:53.065 --> 03:19:56.400
ولي چنانکه مي بينيد اجازه داده شد که گلبند
 دوشيزگان بر جسدش نهند و گل بر وي نثار کنند

03:19:56.568 --> 03:19:58.778
و بانگ ناقوس، او را
تا خانه واپسينش همراهي کند

03:19:58.945 --> 03:20:00.321
هيچ کاري بيش از اين نخواهيد کرد؟

03:20:00.489 --> 03:20:02.156
هيچ کار

03:20:02.616 --> 03:20:04.700
دعاي مردگان بر او خواندن و
براي او همان آرامشي را خواستن

03:20:04.868 --> 03:20:09.455
،که براي جان هايي که در صفا از تن مفارقت کرده اند
هتک حرمت مراسم تجهيز و تکفين خواهد بود

03:20:10.374 --> 03:20:11.624
به خاکش بسپاريد

03:20:15.295 --> 03:20:21.092
!و بگذار که از پيکر زيباي نا آلوده اش بنفشه برويد

03:20:21.259 --> 03:20:22.593
:و من به تو اي کشيش نتراشيده مي گويم

03:20:23.553 --> 03:20:26.597
هنگامي که تو در دوزخ زوزه خواهي کشيد
.خواهرم در جمع فرشتگان سرود خوان خواهد بود

03:20:27.432 --> 03:20:28.891
چه؟

03:20:29.601 --> 03:20:31.519
افيلياي زيبا؟

03:20:32.437 --> 03:20:34.438
!گل نثار گل باد

03:20:34.606 --> 03:20:35.981
.بدرود

03:20:37.275 --> 03:20:40.403
اميدم اين بود که تو زن هملت عزيزم بشوي

03:20:41.113 --> 03:20:44.365
ميخواستم حجله زفافت را بيارايمف دوشيزه نازنين

03:20:44.533 --> 03:20:46.701
نه آنکه بر گور تو گل بپاشم

03:20:46.868 --> 03:20:48.953
اوه! مصيبت سه گانه

03:20:49.871 --> 03:20:53.374
ده بار بر سر نفرين شده آن کس
فرود ايد

03:20:53.542 --> 03:20:55.876
که کار شرارت آميزش تو را از اين
هوش زيرکانه ات

03:20:56.044 --> 03:20:57.503
محروم کرد

03:20:57.671 --> 03:20:59.046
يک دم دست از خاک ريختن برداريد

03:20:59.214 --> 03:21:01.882
تا من بار ديگر در آغوشش بگيرم

03:21:07.222 --> 03:21:09.640
اکنون خاک را بر مرده و زنده چندان بريزيد

03:21:09.808 --> 03:21:13.811
که اين زمين هموار، کوهي برآريد بلندتر از "پليون" کهنسال

03:21:13.979 --> 03:21:16.313
!يا "المپوس" که سر به آسمان آبي ميسايد

03:21:16.648 --> 03:21:20.901
اين چه کسي است که اندوهش چنان طمطراقي دارد

03:21:21.069 --> 03:21:24.155
و فرياد غمش ستارگان گردنده را افسون کرده

03:21:24.322 --> 03:21:27.658
و بر آن ميدارد تا همچون شنونده دهشتزده از
حرکت بازايستند؟

03:21:27.826 --> 03:21:30.286
!اين منم، هملت، شاهزاده دانمارک

03:21:30.454 --> 03:21:32.329
روحت طعمه ابليس باد

03:21:35.083 --> 03:21:38.544
خوب دعا نميکني
و خواهش ميکنم انگشتانت را از گلويم برگير

03:21:38.712 --> 03:21:40.755
زيرا اگرچه من تندخو و زود خشم نيستم

03:21:40.922 --> 03:21:43.632
باز چيزي خطرناک در خود دارم که براي تو
به خرد نزديک تر است که از آن بترسي

03:21:43.800 --> 03:21:46.010
!دستت را بردار
از هم جداشان کنيد

03:21:46.178 --> 03:21:47.219
!هملت، هملت

03:21:49.264 --> 03:21:50.556
خداوندگار عزيزم آرام بگيريد

03:21:50.724 --> 03:21:53.851
مي خواهم با او در اين زمينه چندان مبارزه کنم
که پلک هايم از جنبش فرو ماند

03:21:54.019 --> 03:21:55.352
آه پسرم، در چه زمينه اي؟

03:21:55.520 --> 03:21:58.355
من "افيليا" را دوست ميداشتم

03:21:58.523 --> 03:22:01.734
چهل هزار برادر با همه محبت خود
 نمي توانند در مهرورزي

03:22:01.902 --> 03:22:03.360
به پاي من برسند

03:22:03.528 --> 03:22:06.071
تو برايش آماده چه کار هستي؟
اوه، "لايرتيس" او ديوانه است

03:22:06.239 --> 03:22:08.991
براي رضاي خدا دست از او برداريد

03:22:09.159 --> 03:22:12.578
...خوب نشانم بده چه ميخواهي بکني
اشک بريزي؟ بجنگي؟

03:22:12.746 --> 03:22:17.792
روزه بگيري؟ سينه ات را بدري؟
سرکه بنوشي؟ تمساحي بخوري؟

03:22:17.959 --> 03:22:19.210
من هم چنان خواهم کرد

03:22:19.377 --> 03:22:24.507
اينجا آمده اي تا شيون و زاري کني؟
يا با جستن در گور او بر من پيشي بگيري؟

03:22:24.674 --> 03:22:26.634
،خودت را با او زنده به خاک بسپار
من هم چنان خواهم کرد

03:22:26.802 --> 03:22:28.594
و حال آنکه درباره کوهها به پرگويي درآمدي

03:22:28.762 --> 03:22:31.555
بگذار ميليونها جريب از آن بر سر ما
 فرو ريزد

03:22:31.723 --> 03:22:34.058
تا پشته گور سر به فلک آتش بسايد

03:22:34.226 --> 03:22:35.893
!و کوه "اووسا" در برابرش زگيلي بنمايد

03:22:36.061 --> 03:22:39.438
.دهن باز کن تا من هم به خوبي تو به لاف و گزاف درآيم

03:22:39.606 --> 03:22:41.398
...اين عين ديوانگي است

03:22:41.566 --> 03:22:44.068
بدين سان يک دم دچار شوريدگي ميشود

03:22:44.236 --> 03:22:45.986
،و سپس با شکيبايي کبوتر ماده

03:22:46.154 --> 03:22:49.907
.هنگامي که جوجه هاي زرينش سر از تخم درآورده اند خاموش و وارفته مي ماند

03:22:50.200 --> 03:22:51.200
گوش کنيد، آقا

03:22:51.993 --> 03:22:54.537
به چه علتي شما با من چنين رفتار مي کنيد؟

03:22:55.622 --> 03:22:57.915
من همواره شما را دوست داشته ام

03:22:59.084 --> 03:23:01.502
ولي ديگر اهميتي ندارد

03:23:03.004 --> 03:23:07.299
اگر خود "هرکولس" هم در کار باشد

03:23:07.926 --> 03:23:10.719
گربه ميو ميو خواهد کرد

03:23:10.887 --> 03:23:15.558
و سگ پيروز خواهد شد

03:23:20.897 --> 03:23:22.773
هوراشيو" عزيز خواهش ميکنم مراقبش باشيد"

03:23:25.527 --> 03:23:28.070
به گفتگوي ديشبمان بينديشيد و شکيبا باشيد

03:23:28.238 --> 03:23:30.489
ما کارها را رو به راه خواهيم کرد

03:23:30.657 --> 03:23:32.449
گرترود" عزيزم"

03:23:33.869 --> 03:23:35.619
دستور بدهيد که مراقب پسرتان باشند

03:23:44.671 --> 03:23:47.923
بر اين گور بناي عظيمي بايد استوار شود

03:23:48.091 --> 03:23:51.135
به زودي اوقات آرميده تري خواهيم داشت

03:23:51.303 --> 03:23:56.473
و تا آن زمان کارمان بايد با شکيبايي توام باشد

03:24:17.829 --> 03:24:20.915
اين را که شنيديد آقا
حال آنکه مطلب ديگر را گوش کنيد

03:24:21.082 --> 03:24:23.876
شرايط و احوال همه را لابد به ياد داريد؟
به ياد دارم سرورم

03:24:24.044 --> 03:24:27.963
آقا در دلم مبارزه اي در گرفته بود که
خواب را بر من حرام ميکرد

03:24:28.131 --> 03:24:30.758
حالي داشتم بدتر از حال شورشياني که در
غل و زنجير مانده اند

03:24:30.926 --> 03:24:33.761
...ولي تهور نمودم و چنين تهوري مبارک باد

03:24:33.929 --> 03:24:38.182
،و بايد دانست که گاه بي خردي
آنجا که ژرف ترين تدبيرها عقيم مي ماند

03:24:38.350 --> 03:24:41.143
به کارمان مي آيد

03:24:41.311 --> 03:24:47.608
و همين مي بايد به ما بياموزد که خدايي هست که

03:24:47.776 --> 03:24:50.527
.به مقاصد خام و ناتراشيده مان شکل ميدهد
يقين کامل است

03:24:50.695 --> 03:24:53.697
من، نيم تنه دريانوردي بر دوش در تاريکي از اتاقک خود کورمال بيرون رفتم

03:24:53.865 --> 03:24:57.368
تا پيداشان کنم و کامياب شدم و بسته شان را ربودم

03:24:57.535 --> 03:24:59.912
.و سرانجام به اتاق خود بازآمدم

03:25:00.080 --> 03:25:03.374
نگراني هايم رعايت آداب را به دست فراموشي سپرده بود

03:25:03.541 --> 03:25:09.088
"و من گستاخي را بدانجا رساندم که مهر از فرمان مأموريتشان برگرفتم و نشانه عذر شاه را "هوراشيو

03:25:09.255 --> 03:25:11.423
،در آن خواندم

03:25:11.591 --> 03:25:16.220
و آن چنان بود که در ميان همه گونه عبارت پردازي

03:25:16.388 --> 03:25:20.015
،درباره مصالح دانمارک و انگلستان

03:25:20.183 --> 03:25:25.187
و اينکه چه ديو وحشتناکي در من لانه کرده است
 به صراحت دستور ميداد

03:25:25.355 --> 03:25:27.731
،که به مجرد ديدن نامه و بي يک دم تاخير
حتي آنقدر که براي تيز کردن تبر لازم است

03:25:27.899 --> 03:25:30.609
سرم را از تنم جدا کنند
 همچو چيزي آيا ممکن است؟

03:25:30.777 --> 03:25:32.903
.اينک ان فرمان که در فرصت بهتري خواهي خواند

03:25:33.071 --> 03:25:35.698
ولي آيا ميخواهي بداني من چه کردم؟
.استدعا ميکنم

03:25:35.865 --> 03:25:38.742
من که خودم را بدين سان در تارهاي دام سيه کاري گرفتار مي ديدم

03:25:38.910 --> 03:25:41.954
پيش از انکه بتوان پيشگفتاري بپردازم

03:25:42.122 --> 03:25:44.081
مغزم نمايشنامه را آغاز کرد

03:25:44.249 --> 03:25:48.919
نشستم و فرمان ديگري در قلم آوردم و پاکنويس کردم

03:25:49.087 --> 03:25:51.422
زماني بود که من مانند سياستمداران

03:25:51.589 --> 03:25:55.634
هنر خوشنويسي را تحقير مي کردم و
 چه زحمت ها کشيدم که آن را فراموش کنم

03:25:55.802 --> 03:25:59.638
.ولي آقا آنجا خدمت جانانه اي به من کرد

03:25:59.806 --> 03:26:02.099
آيا ميخواهيد بدانيد چه نوشتم؟
بله خداوندگار عزيزم

03:26:02.267 --> 03:26:04.935
:تقاضاي موکدي از جانب شاه بدين قرار

03:26:05.103 --> 03:26:07.730
از آنجا که انگلستان باجگذار وفادار اوست

03:26:07.897 --> 03:26:10.566
از آنجا که فرشته صلح ميبايد به سان نخل سرسبز بماند

03:26:10.734 --> 03:26:13.277
از آنجا که دوستي في مابين مي بايد همواره تاجي از خوشه هاي گندم به سر داشته باشد

03:26:13.445 --> 03:26:15.487
و به سان رشته اي دوستي شان را به هم پيوند دهد

03:26:15.655 --> 03:26:19.241
و بسي از "آنجا" هاي ديگر که
...همه داراي همچو مضامين مهمي بود

03:26:19.409 --> 03:26:22.286
باري به ديدن اين نامه و آگاهي از مفاد آن

03:26:22.454 --> 03:26:25.289
مي بايد بي گفتگو و بي چون و چند

03:26:25.457 --> 03:26:30.461
آورندگان نامه را سر از تن جدا کند

03:26:30.628 --> 03:26:32.921
و حتي فرصت اعتراف به گناهان بديشان ندهد
اما نامه را چگونه مهر کرديد؟

03:26:33.089 --> 03:26:34.882
خوب در اين کار هم خدا ياري کرد

03:26:35.050 --> 03:26:37.301
من مهر پدرم را که مهر دولتي دانمارک

03:26:37.469 --> 03:26:39.762
از روي آن ساخته شده در کيف خود داشتم

03:26:39.929 --> 03:26:42.097
از اين رو نامه را مانند آن ديگري تا کردم

03:26:42.265 --> 03:26:45.809
و عنوانش را نوشتم و مهر بر آن نهادم
و بي دردسر به جاي خود باز بردم

03:26:45.977 --> 03:26:48.145
بي آنکه راز اين تعويض برملا گردد

03:26:48.313 --> 03:26:50.064
و اما روز ديگر آن نبرد دريايي در گرفت

03:26:50.231 --> 03:26:52.483
و آنچه هم پس از آن روي نمود، تو خود ميداني

03:26:52.859 --> 03:26:54.318
...پس

03:26:55.278 --> 03:26:58.530
گيلدنسترن" و "روزنکرانتز" به سوي"
 چنين سرنوشتي ميروند

03:26:58.907 --> 03:27:02.743
به جان من خودشان به رغبت پي همچو ماموريتي رفتند

03:27:02.911 --> 03:27:05.037
از اين بابت باري بر وجدان من نيست

03:27:05.205 --> 03:27:08.999
هلاکشان که از دخالت بيجاي خودشان سرچشمه مي گيرد

03:27:09.167 --> 03:27:11.335
براي مردم فرودست خطرناک است

03:27:11.503 --> 03:27:14.880
که درکشاکش دو دشمن نيرومند که با نوک شمشير آبدار
به يکديگر حمله ميبرند، وارد شوند

03:27:15.048 --> 03:27:16.673
!ولي آخر اين چه شاهي است

03:27:17.008 --> 03:27:19.551
اينک آيا به نظرت نمي آيد که وظيفه اي بر دوش من است؟

03:27:19.719 --> 03:27:22.846
آن که شاهم را کشته، مادرم را به فحشا کشانده

03:27:23.014 --> 03:27:25.432
ميان من و تاج و تخت حايل شده

03:27:25.600 --> 03:27:28.811
و با چنين دغلکاري قصد جان من کرده

03:27:28.978 --> 03:27:32.397
چنين کسي آيا به حق نبايد از اين بازو کيفر ببيند؟

03:27:32.565 --> 03:27:34.691
و اگر بگذارم اين زخم خوره در زيانکاري خود
همچنان پيشروي کند

03:27:34.859 --> 03:27:38.529
آيا خود را شايسته نفرين و لعنت نکرده ام؟

03:27:40.198 --> 03:27:42.032
اما به زودي از انگلستان برايش خبر خواهد رسيد

03:27:42.200 --> 03:27:44.368
که کار به کجا انجاميده است

03:27:44.536 --> 03:27:46.537
بله، به زودي

03:27:47.455 --> 03:27:49.623
اما در اين ميان فرجه اي هست

03:27:50.500 --> 03:27:52.501
که از آن من است

03:27:53.711 --> 03:27:57.256
و تا "يک" گفته باشي عمري سپري شده است

03:27:59.676 --> 03:28:05.055
"ولي "هوراشيو" عزيزم از اينکه در برابر "لايرتيس
عنان اختيار از کف دادم سخت پشيمانم

03:28:05.223 --> 03:28:10.352
زيرا من در تصوير امر خويش پرتويي از آن او مي بينم

03:28:11.020 --> 03:28:13.564
.خواهم کوشيد تا منظور لطف او شوم

03:28:14.941 --> 03:28:19.236
ولي به راستي که خودنمايي اندوه او مرا سخت به
.خشم آورده بود

03:28:19.404 --> 03:28:22.698
هيس! اين کيست که مي آيد؟

03:28:26.536 --> 03:28:28.704
!قدوم خداوندگاري در بازگشت به دانمارک مشرف باد

03:28:28.955 --> 03:28:29.955
با خاکساري سپاسگزارم، آقا

03:28:30.123 --> 03:28:32.749
اين خرمگس را ميشناسي؟
نه، خداوندگار عزيزم

03:28:32.917 --> 03:28:35.669
،پس همانقدر به فيض آسماني نزديکتري
زيرا شناختنش گناه است

03:28:35.837 --> 03:28:37.880
زمين هاي وسيعي دارد که حاصلخيز هم هست

03:28:38.047 --> 03:28:41.675
کافي است حيواني بر مشتي حيوان ديگر سرور باشد
تا آخورش را سر ميز شاه ببندند

03:28:41.843 --> 03:28:46.221
زغني بيش نيست ولي همچنانکه گفتم
مالک زمين هاي پهناوري است

03:28:46.598 --> 03:28:47.598
...خداوندگار مهربانم

03:28:47.765 --> 03:28:52.186
ار حضرت خداوندگاري، فرصت مي داشتند، مي‌توانستم چيزي از جانب اعليحضرت به سمع شان برسانم

03:28:52.353 --> 03:28:54.813
.من آن را آقا به همه دقتي که از هوش و حواسم ساخته است پذيره خواهم شد

03:28:54.981 --> 03:28:57.482
کلاهتان را به کار اصليش واگذاريد
براي سر ساخته اند

03:28:57.650 --> 03:29:00.027
،سپاسگزار حضرت خداوندگاري هستم
هوا خيلي گرم است

03:29:00.195 --> 03:29:02.196
نه، باور کنيد خيلي سرد است
باد از شمال مي وزد

03:29:02.363 --> 03:29:04.948
به راستي سرورم تا اندازه اي سرد است

03:29:05.116 --> 03:29:09.203
با اين همه براي مزاج من هوا خيلي گرم و دم گرفته است

03:29:09.370 --> 03:29:11.455
.بسيار، سرورم

03:29:11.623 --> 03:29:15.667
چنان دم گرفته است که من از بيانش عاجزم

03:29:15.835 --> 03:29:18.712
اما سرورم، اعليحضرت دستور فرموده اند
...به اطلاعتان برسانم که

03:29:18.880 --> 03:29:21.089
شرط کلاني سر شما بسته اند

03:29:21.507 --> 03:29:24.134
مطلب قربان از اين قرار است
استدعا دارم فراموش نفرماييد

03:29:25.929 --> 03:29:29.014
نه خداوندگار عزيزم
در حقيقت براي اين است که راحت تر باشم

03:29:29.307 --> 03:29:33.060
قربان، به تازگي "لايرتيس" به دربار آمده است

03:29:33.228 --> 03:29:36.480
باور بفرماييد آزاد مرد کاملي است

03:29:36.648 --> 03:29:41.610
به داشتن بالاترين خصايل نيکو ممتاز، در معاشرت بسيار نرم
و در برازندگي سخت شايان

03:29:41.778 --> 03:29:46.782
به راستي براي آنکه که جاي حرفي نمانده باشد
بايد بگويم نقشه و نمودار آزادگي است

03:29:46.950 --> 03:29:51.036
زيرا آنچه را از فضايل که آزادمردان خواستار ديدنش باشند
همانگونه در او مي يابند، که شهرها و کشورها را در نقشه يک قاره ميتوان يافت

03:29:51.204 --> 03:29:53.705
آقا توصيفي که شما از او ميکنيد چيزي کم و کاست ندارد

03:29:53.873 --> 03:29:55.832
با آنکه من خود ميدانم که حافظه در فهرست برداري

03:29:56.000 --> 03:29:59.920
خصايل نيکويش شمار از دست مي‌دهد
و از تيز رفتاري کشتي فضايلش چاره جز سرگردان گشتن ندارد

03:30:00.088 --> 03:30:03.340
با اين همه براي آنکه حق ستايش را ادا کرده باشم، او را صاحب روحي بزرگ مي‌خوانم

03:30:03.508 --> 03:30:07.094
و داراي خميره اي چنان ارجمند و کمياب مي‌دانم که براي آنکه به درستي تصورش کنم

03:30:07.262 --> 03:30:08.804
بايد بگويم که نظيرش جز در آينه نيست

03:30:08.972 --> 03:30:12.057
.و چه کسي ميتواند از او تقليد کند؟ عکس خود او و بس

03:30:12.225 --> 03:30:15.352
.حضرت خداوندگاري درباره او هرچه بود به درستي گفته اند

03:30:18.147 --> 03:30:19.940
ولي آقا چه لزومي دارد؟

03:30:20.441 --> 03:30:22.359
براي چه جامه هاي زمخت گفتارمان را

03:30:22.527 --> 03:30:25.779
در اين آزادمرد بپوشانيم؟
فرموديد؟

03:30:26.072 --> 03:30:29.074
مگر برايتان ممکن نيست اين شيوه سخن پردازي
را از زبان ديگري بفهميد؟

03:30:29.242 --> 03:30:30.534
.چرا آقا به راستي خواهيد فهميد

03:30:30.702 --> 03:30:33.495
نام بردن از اين آزادمرد به چه مناسبت بود؟

03:30:33.663 --> 03:30:35.706
نام بردن از "لايرتيس" ؟
چنته اش ديگر خالي شده

03:30:35.873 --> 03:30:37.499
سکه هاي زرين گفتارش همه را خرج کرده است

03:30:37.667 --> 03:30:40.043
بله، آقا، خود او
ميدانم که بي اطلاع نيستيد

03:30:40.211 --> 03:30:43.755
کاش مي دانستيد، آقا، گرچه به راستي اين هم چندان چيزي را به سود من اثبات نمي کرد. خوب، آقا؟

03:30:43.923 --> 03:30:46.300
...قربان بي اطلاع نيستيد که "لايرتيس" داراي چه مهارتي است

03:30:46.467 --> 03:30:49.386
من ياراي اعتراف بدان ندارم
يا مبادا خود را در مهارت با وي برابر نهاده باشم

03:30:49.554 --> 03:30:51.555
چه براي خوب شناختن ديگران بايد خود را شناخت

03:30:51.723 --> 03:30:53.223
قربان! منظورم مهارت او در به کار بردن سلاح است

03:30:53.391 --> 03:30:57.227
اگر آنچه درباره اش گفنه ميشود راست باشد
در اين زمينه او بي همتاست

03:30:57.395 --> 03:30:58.979
چه سلاحي به کار ميبرد؟
شمشير و خنجر

03:30:59.147 --> 03:31:00.772
اين شد دوتا خوب، بعد

03:31:00.940 --> 03:31:04.609
شاه، قربان با او سر شش اسب عربي شرط بسته

03:31:04.777 --> 03:31:07.321
و او در مقابل تا جايي که من ميدانم
شرط گذاشته؟

03:31:07.488 --> 03:31:10.741
شش شمشير و دشنه فرانسوي

03:31:10.908 --> 03:31:14.578
با مخلفات آن از قبيل کمربند و يراق و امثال آن را شرط گذاشته است

03:31:14.746 --> 03:31:18.081
سه تا از اين محمل ها به راستي
 بسيار خوش سليقه کار شده

03:31:18.249 --> 03:31:20.542
و قبضه شان کاملا دلخواه است

03:31:20.710 --> 03:31:24.546
محمل هاي بسيار ظريف با نقشي بسيار بديع

03:31:24.714 --> 03:31:26.840
به چه چيزي شما محمل ميگوييد؟

03:31:27.008 --> 03:31:29.718
مي دانستم که پيش از پايان سخنتان ناچار به حواشي
متوسل خواهيد شد

03:31:29.886 --> 03:31:31.970
محمل قربان همان شمشيربند است

03:31:32.138 --> 03:31:35.432
اين کلمه، اگر مي توانستيم توپي را به کمر ببنديم

03:31:35.600 --> 03:31:37.601
و حمل کنيم بيشتر مناسبت داشت

03:31:37.769 --> 03:31:40.729
بگذريم. شد شش اسب عربي در برابر شش شمشير فرانسوي

03:31:40.897 --> 03:31:44.691
و سه محمل با نقشي بسيار بديع

03:31:44.859 --> 03:31:46.818
.كالسكه‌ها -
.كالسكه‌ها... -

03:31:46.986 --> 03:31:51.865
داو (شرط) فرانسوي در مقابل دانمارکي
 خوب اين همه به قول شما، براي چه چيزي داو گذاشته شده؟

03:31:52.033 --> 03:31:55.702
شاه، قربان شرط بسته است که در دوازده حمله با شمشير
که ميان شما و "لايرتيس" بازي شود

03:31:55.870 --> 03:31:58.413
او بيش از سه ضربه از شما پيش نخواهد افتاد

03:31:58.581 --> 03:32:00.374
شاه دوازده بر نه شرط بسته

03:32:00.541 --> 03:32:02.459
و مبارزه در صورتي که حضرت خداوندگاري
جواي لطف بفرمايند

03:32:02.627 --> 03:32:05.087
هم اکنون صورت خواهد گرفت

03:32:06.714 --> 03:32:08.632
اگر جوابم نه باشد چه ميشود؟

03:32:09.801 --> 03:32:13.387
منظور سرورم اين است که براي مقابله حاضر شويد

03:32:14.722 --> 03:32:16.556
آقا من در اين تالار قدم ميزنم

03:32:16.724 --> 03:32:19.684
با اجازه اعليحضرت اکنون وقت راحت باش روزانه من است

03:32:19.852 --> 03:32:21.019
اگر شمشيرها را بيارند

03:32:21.187 --> 03:32:23.730
و آن آقا خواستار مبارزه باشد
و شاه نيز بر سر شرط خود بماند

03:32:23.898 --> 03:32:26.316
تا جايي که بتوان شرط را برايشان خواهم برد

03:32:26.484 --> 03:32:31.405
وگرنه همان شرمندگي و سه ضربه اي که باخته ام
برايم باقي خواهد ماند

03:32:32.323 --> 03:32:35.325
جوابتان را آيا به همين صورت به عرض برسانم؟
مفهومش همين باشد، آقا

03:32:35.493 --> 03:32:38.829
ولي هرنوع پيرايه اي که دلتان خواست بر آن ببنديد

03:32:39.122 --> 03:32:40.997
خودم را به مراحم حضرت خداوندگاري مي سپارم

03:32:41.249 --> 03:32:42.707
ارادت کيشم آقا

03:32:44.001 --> 03:32:45.252
...امـ

03:32:57.306 --> 03:33:00.684
،خوب ميکند که به زمان خودش سفارش خود را ميکند
زبان ديگري برايش به کار نمي افتاد

03:33:00.852 --> 03:33:03.145
مرغ زيبا ميرود و پوست تخم به سرش است

03:33:03.312 --> 03:33:06.022
!پيش از مکيدن پستان مادر هم مي بايد هزارگونه تعارف و تملق با آن کرده باشد

03:33:06.190 --> 03:33:10.861
او مثل بسيار کسان از همين قماش که روزگار بي مايه شيفته اطوارشان کرده است

03:33:11.028 --> 03:33:14.990
کاري جز اين نکرده که به رنگ زمان درآيد و ظاهر
آدابداني بر خود بپوشد

03:33:15.158 --> 03:33:16.783
و نو عي اندوخته از

03:33:16.951 --> 03:33:20.704
تفاله معتقدات ساده لوحانه و بادخورده فراهم آورد

03:33:20.872 --> 03:33:24.666
ولي همين قدر براي آزمايش پفي بکنيد
و همه اين حباب ها خواهد ترکيد

03:33:33.634 --> 03:33:34.926
سرورم

03:33:35.094 --> 03:33:38.221
اعليحضرت سلام خود را به وسيله "آزريک" جوان به شما ابلاغ کردند

03:33:38.389 --> 03:33:41.766
و به قرار گزارش اين يک، شما در تالار به انتظار ايشانيد

03:33:41.934 --> 03:33:45.937
اعليحضرت مرا فرستاده اند تا بدانم آيا ميل داريد با
 لايرتيس" مبارزه کنيد"

03:33:46.105 --> 03:33:49.441
يا مهلت بيشتري ميخواهيد؟
من در عزم خود پايدارم

03:33:49.609 --> 03:33:53.695
و عزم من نيز تابع دلخواه شاه است
اگر ميل ايشان اقتضا کند من هم آماده ام

03:33:53.863 --> 03:33:56.948
هم اکنون يا هر زمان ديگر
به شرط انکه به همين اندازه سرحال باشم

03:33:57.116 --> 03:33:59.367
شاه و شهبانو و ديگران همه اکنون مي آيند

03:33:59.535 --> 03:34:00.911
به فر و فرخندگي

03:34:01.078 --> 03:34:04.206
"شهبانو ميل دارند که پيش از آغاز مبارزه کمي از "لايرتيس

03:34:04.373 --> 03:34:05.707
دلجويي بفرماييد

03:34:06.250 --> 03:34:07.792
اندرز خوبي است که به من ميدهند

03:34:16.093 --> 03:34:18.762
شما اين شرط را مي بازيد، سرورم

03:34:23.267 --> 03:34:25.519
گمان نمي کنم

03:34:25.853 --> 03:34:30.232
از زماني که او به فرانسه رفت من پيوسته در تمرين بوده ام

03:34:30.858 --> 03:34:33.944
با امتيازي که به من ميدهند برنده خواهم شد

03:34:35.863 --> 03:34:40.825
با اين همه نميتواني تصور کني چه اضطرابي اينجا در قلب خود احساس ميکنم

03:34:42.954 --> 03:34:44.496
ولي اهميتي ندارد

03:34:44.664 --> 03:34:46.873
نه، خداوندگار عزيزم

03:34:47.041 --> 03:34:49.042
البته جفنگ است

03:34:50.419 --> 03:34:55.423
ولي از آن دل نگراني هاست که شايد زني را سراسيمه کند

03:34:55.800 --> 03:34:59.928
اگر اکراهي در جانتان است، به نداي آن سر فرود آريد

03:35:00.471 --> 03:35:03.473
من مانع از آمدنشان خواهم شد و خواهم گفت
شما آمادگي نداريد

03:35:03.641 --> 03:35:05.392
!به هيچ وجه

03:35:06.477 --> 03:35:09.145
بر غم شگون بدکار خواهيم کرد

03:35:11.482 --> 03:35:15.860
حتي فرو افتادن يک گنجشک در دفتر قضا ثبت است

03:35:17.321 --> 03:35:20.323
اگر مرگ من براي هم اکنون است، تاخيري بر نميتابد

03:35:21.659 --> 03:35:24.744
و اگر تاخير برنتابد، هم اکنون وقوع مي يابد

03:35:26.122 --> 03:35:28.415
...و آنچه هم اکنون فرا نرسد

03:35:30.876 --> 03:35:34.087
به وقت خود خواهد رسيد

03:35:35.715 --> 03:35:38.216
عمده آماده بودن است

03:35:39.135 --> 03:35:43.138
و چون آدمي از متاع دنيا چيزي با خود نمي برد

03:35:45.141 --> 03:35:47.892
براي چه پيش از وقت ترک آن نگويد؟

03:35:50.813 --> 03:35:52.856
بگذار آنچه شدني است بشود

03:36:19.508 --> 03:36:24.220
خوب هملت بياييد و اين دست را از من بگيريد

03:36:26.641 --> 03:36:28.892
مرا ببخشيد آقا

03:36:29.644 --> 03:36:32.062
من در برابرتان خطاکارم

03:36:32.647 --> 03:36:34.439
چنان که شايسته آزاد مردان است بر من ببخشيد

03:36:34.899 --> 03:36:37.567
در اين جمع همه ميدانند و شما مي بايد شنيده باشيد

03:36:37.735 --> 03:36:40.487
که من دچار شوريدگي غم انگيزي هستم

03:36:40.655 --> 03:36:45.617
اگر از من کاري سر زده که ممکن است بر طبع و شرف
و مناعت تان گران آمده باشد

03:36:45.785 --> 03:36:48.411
اينک اينجا اعلام ميدارم که از ديوانگي بوده است

03:36:48.579 --> 03:36:51.748
آيا اين هملت است که لايرتيس را آزرده؟
نه، هرگز

03:36:52.416 --> 03:36:56.378
اگر هملت را از هملت باز گيرند و در آن هنگام که او به خود
نيست خطايي از وي در حق "لايرتيس" سر زند

03:36:56.545 --> 03:36:59.673
آن از هملت نيست
و هملت آن را انکار ميکند

03:36:59.840 --> 03:37:00.924
پس کننده کار کيست؟

03:37:02.426 --> 03:37:04.094
ديوانگي او

03:37:04.261 --> 03:37:07.681
و اگر چنين است، هملت خود در شمار کساني است
که بر ايشان ستم رفته

03:37:07.848 --> 03:37:10.392
بيچاره هملت که ديوانگيش با وي به دشمني برخاسته

03:37:11.352 --> 03:37:14.938
آقا در برابر اين جمع، بگذاريد تا تبري از هرگونه تعمد در بدي

03:37:15.106 --> 03:37:19.275
مرا در انديشه بس جوانمردانه تان تبرئه کند

03:37:19.443 --> 03:37:23.738
و کار چنان باشد که گويي از فراز خانه تيري پرتاب کرده ام

03:37:23.906 --> 03:37:25.448
.و برادرم را زخمي زده ام

03:37:27.827 --> 03:37:29.452
طبع من که انگيزه هايش در اين امر مي بايست

03:37:29.620 --> 03:37:33.790
بيش از همه به انتقامم وا دارد، راضي گشته است

03:37:33.958 --> 03:37:36.334
ولي پاس شرف را درنگ روا ميدارم

03:37:36.502 --> 03:37:39.546
و تا زماني که برخي از پيران قوم که به کرامت موصوفند راي
به مصالحه ندهند

03:37:39.714 --> 03:37:42.298
و سابقه حکمشان نام مرا از گزند ملامتگران محفوظ ندارد

03:37:42.466 --> 03:37:46.386
تن به هيچ آشتي نمي دهم

03:37:47.430 --> 03:37:52.726
اما من به انتظار آن نمي مانم
و دست دوستي شان را به دوستي پذيره ميشوم

03:37:53.686 --> 03:37:54.978
و برخلاف آن طريقي نمي سپارم

03:37:55.146 --> 03:37:57.480
به ديده منت دارم

03:37:58.649 --> 03:38:02.193
و صادقانه در اين شرطبندي برادرانه شرکت ميجويم

03:38:03.904 --> 03:38:05.280
!شمشيرهاي بازي را به ما بدهيد، زود

03:38:05.656 --> 03:38:08.408
خوب يکي هم به من بدهيد
 لايرتيس" من جلاي آيينه تان خواهم بود"

03:38:08.576 --> 03:38:13.163
در براب نا آزمودگي من هنرنمايي تان همچون ستاره
 در تاريکي شب

03:38:13.330 --> 03:38:14.831
درخشش بيشتري خواهد يافت

03:38:14.999 --> 03:38:18.960
ريشخند مي فرماييد، قربان
نه به جان خودم

03:38:19.128 --> 03:38:20.962
آزريک" جوان شمشيرها را به ايشان بدهيد"

03:38:24.925 --> 03:38:26.634
برادرزاده ام هملت ميدانيد ما چه شرطي بسته ايم؟

03:38:26.802 --> 03:38:30.013
بله سرورم. اعليحضرت به حريف ضعيفتر امتياز داده اند

03:38:30.181 --> 03:38:32.474
باکي نيست. من هردوتان را ديده ام

03:38:32.641 --> 03:38:36.811
،ولي چون او پيشرفت هايي داشته
اين امتياز از آن رو بوده است

03:38:36.979 --> 03:38:38.897
اين بسار سنگين است
يکي ديگر بدهيد ببينم

03:38:41.066 --> 03:38:43.985
براي من اين يکي خوب مناسب است
اين شمشيرها آيا همه به يک قد هستند؟

03:38:44.153 --> 03:38:46.237
البته خداوندگار عزيزم

03:38:46.822 --> 03:38:49.783
تنگ هاي شراب را روي آن ميز بگذاريد

03:38:50.117 --> 03:38:56.289
اگر هملت نخستين يا دومين ضربه را زد يا در پاسخ
سومين ضربه برابر کرد

03:38:56.707 --> 03:39:00.043
!بگذار تا توپ هاي ما همه شليک کنند

03:39:00.211 --> 03:39:03.880
شاه براي نفس بلند هملت خواهد نوشيد

03:39:04.048 --> 03:39:09.052
و مرواريد زيبايي در جام خواهد افکند

03:39:09.220 --> 03:39:11.763
که از آنچه چهار شاه دانمارک به دنبال هم

03:39:11.931 --> 03:39:14.307
بر تاج خود داشته اند، گرانبهاتر است

03:39:14.475 --> 03:39:15.683
جام ها را به من بدهيد

03:39:15.851 --> 03:39:19.729
و بگذار تا دهل زنان به شيپورچيان

03:39:19.897 --> 03:39:22.357
:و شيپورچيان به توپچيان بيرون و توپ ها به اسمان و زمين بگويند که

03:39:22.525 --> 03:39:27.153
"شاه اينک به سلامت هملت مينوشد"

03:39:31.909 --> 03:39:36.204
خوب دست به کار شويد
 و شما داوران هم

03:39:36.372 --> 03:39:37.914
چشم خود را باز کنيد

03:39:38.082 --> 03:39:40.333
آماده آقا
آماده سرورم

03:39:55.599 --> 03:39:57.016
اين يکي
!نه

03:39:57.184 --> 03:39:58.434
داور بگويد

03:39:58.602 --> 03:40:01.145
خورد، کاملا محسوس بود که خورد

03:40:01.939 --> 03:40:06.234
باشد، از سر بگيريم
صبر کنيد. شراب بدهيد بنوشم

03:40:06.402 --> 03:40:11.197
هملت اين مرواريد از آن توست

03:40:11.365 --> 03:40:13.658
و اينک به سلامت تو

03:40:18.038 --> 03:40:20.832
جام را به او بدهيد
اول اين دور را بازي بکنم

03:40:21.000 --> 03:40:22.125
جام را يک دم آنجا بگذاريد

03:40:38.601 --> 03:40:40.059
آماده

03:40:45.649 --> 03:40:46.983
بله

03:41:48.671 --> 03:41:50.046
يکيديگر. آيا حرفي داريد؟

03:41:50.965 --> 03:41:52.632
خورد، خورد، اقرار ميکنم

03:41:59.139 --> 03:42:01.182
پسرمان ميبرد

03:42:01.350 --> 03:42:05.019
فربه است نفسش بند آمده

03:42:05.813 --> 03:42:08.898
بيا هملت دستمالم را بگير و پيشانيت را پاک کن

03:42:09.066 --> 03:42:12.902
هملت شهبانو به اقبال تو مينوشد

03:42:13.070 --> 03:42:14.070
بانوي گرامي

03:42:14.238 --> 03:42:15.989
"گرترود"

03:42:19.576 --> 03:42:20.827
ننوشيد

03:42:23.706 --> 03:42:28.084
مينوشم سرورم. خواهش ميکنم معذورم بداريد

03:42:30.462 --> 03:42:32.922
جام زهرآلود

03:42:33.090 --> 03:42:34.590
کار از کار گذشت

03:42:36.593 --> 03:42:38.594
هنوز ياراي نوشيدن ندارم، بانوي من. دمي بعد

03:42:40.264 --> 03:42:43.683
بيا بگذار چهره ات را پاک کنم

03:42:52.860 --> 03:42:55.028
سرورم، اين بار ضربه ام به او خواهد رسيد

03:42:55.904 --> 03:42:58.031
گمان نميکنم

03:43:01.744 --> 03:43:04.537
اما وجدانم انگار سر باز ميزند

03:43:21.930 --> 03:43:23.139
!به ما حمله شده است

03:43:30.773 --> 03:43:33.816
!براي سومين ضربه، "لايرتيس" آماده
اما شما همه اش طفره ميرويد

03:43:33.984 --> 03:43:36.569
خواهش ميکنم، هرچه در قدرت داريد بکوشيد

03:43:36.737 --> 03:43:38.863
مي ترسم مرا بچه فرض کرده باشيد

03:43:41.658 --> 03:43:43.659
پس اينطور ميگوييد؟

03:43:44.536 --> 03:43:45.828
!آماده

03:43:47.623 --> 03:43:49.499
!اکنون بگير

03:44:44.721 --> 03:44:47.598
جداشان کنيد
به خشم افتاده اند

03:44:47.766 --> 03:44:49.517
نه از سر بگيريم

03:44:51.103 --> 03:44:52.562
شهبانو را ببينيد، آنجا

03:45:11.039 --> 03:45:12.665
خون از هر دو حريف ميرود

03:45:23.093 --> 03:45:24.177
چه شده لايرتيس؟

03:45:24.761 --> 03:45:29.015
.اوه، ابله وار در دام خودم گرفتار شدم

03:45:29.183 --> 03:45:32.727
سزاي من اين است که از خيانت کاري خود بميرم

03:45:35.939 --> 03:45:37.148
شهبانو را چه مي‌شود؟

03:45:37.316 --> 03:45:40.651
ديد از ايشان خون ميرود، بيهوش شد

03:45:41.361 --> 03:45:43.279
...نه، نه

03:45:43.447 --> 03:45:45.072
... شراب

03:45:45.240 --> 03:45:47.074
... شراب

03:45:47.701 --> 03:45:49.827
آخ هملت عزيزم

03:45:50.370 --> 03:45:52.580
... شراب، شراب

03:45:54.625 --> 03:45:58.211
زهردار بود

03:45:58.378 --> 03:45:59.962
اوه، ننگ

03:46:00.839 --> 03:46:02.215
درها را ببنديد

03:46:02.382 --> 03:46:05.384
خيانت! خائن را بگيريد
خائن اينجاست هملت

03:46:06.470 --> 03:46:07.845
و تو اي هملت، کشته شدي

03:46:08.013 --> 03:46:10.806
هيچ دارويي در جهان نخواهد توانست بهبودت بخشد

03:46:11.350 --> 03:46:14.518
ديگر بيش از نيم ساعت زنده نخواهي بود

03:46:14.686 --> 03:46:18.064
...افزار خيانت هم اينک در دست توست

03:46:18.482 --> 03:46:22.276
شمشير نوک تيز و زهر آبداده

03:46:22.819 --> 03:46:25.947
حيله ناپسند من وبال خود من شد

03:46:26.323 --> 03:46:28.616
ها، اينک چنان افتاده ام که هرگز برنخيزم

03:46:29.326 --> 03:46:30.910
مادرت مسموم شد

03:46:31.662 --> 03:46:33.955
ديگر توش و توان ندارم

03:46:34.122 --> 03:46:35.831
...شاه

03:46:35.999 --> 03:46:37.792
...گناه از شاه است

03:46:37.960 --> 03:46:42.463
!خائن

03:46:47.219 --> 03:46:50.805
که نوک شمشير زهرآلود است؟

03:46:51.390 --> 03:46:55.643
پس اي زهر، کار خود را به پايان برسان

03:46:57.437 --> 03:47:00.731
اوه، دوستان از من دفاع کنيد
من فقط زخمي شده ام

03:47:12.911 --> 03:47:18.457
بگير شاه زناکار آدمکش
...که نفرين بر تو باد

03:47:18.625 --> 03:47:19.834
...بنوش اين شربت را

03:47:20.002 --> 03:47:22.336
آيا مرواريدت همين جاست؟
به دنبال مادرم برو

03:47:28.677 --> 03:47:31.178
به سزاي خود رسيد

03:47:32.931 --> 03:47:35.975
خود او اين زهر را آماده کرد

03:47:36.727 --> 03:47:40.563
هملت بزرگوار بيا از گناه يکديگر درگذريم

03:47:40.981 --> 03:47:45.568
...مرگ من و مرگ پدرم هيچ يک بر ذمه تو نيست

03:47:47.029 --> 03:47:48.612
هم چنان که مرگ تو بر ذمه من نخواهد بود

03:47:49.156 --> 03:47:51.699
!خدا خون مرا بر تو نگيرد

03:47:54.411 --> 03:47:56.662
من از پي تو خواهم آمد

03:48:09.926 --> 03:48:12.636
هوراشيو" من اينک مي ميرم"

03:48:22.356 --> 03:48:26.609
!تو اي شهبانوي بدبخت، بدرود

03:48:27.611 --> 03:48:31.614
اي کساني که از اين ضرب شست سرنوشت
رنگتان پريده

03:48:31.782 --> 03:48:34.825
...و بر خود مي لرزيد و تماشاگران گنگ اين صحنه ايد

03:48:34.993 --> 03:48:36.327
من اگر مهلت ميداشتم

03:48:39.164 --> 03:48:43.334
ولي مرگ، اين قاضي سنگدل در احکامش
چون و چرا روا نمي دارد

03:48:43.502 --> 03:48:46.045
اوه، مي توانستم به شما بگويم

03:48:46.213 --> 03:48:50.091
.ولي بگذريم
هوراشيو" من مي ميرم، تو زنده مي ماني"

03:48:50.258 --> 03:48:53.761
حال مرا و امر مرا براي کساني که به چشم انکار مي نگرند
به درستي گزارش کن

03:48:53.929 --> 03:48:55.805
هرگز چنين گمان مبريد

03:48:57.599 --> 03:49:00.059
من نه دانمارکي بلکه رومي عهد باستانم

03:49:01.686 --> 03:49:03.312
از اين شراب هنوز اندکي به جا مانده است

03:49:03.480 --> 03:49:05.815
به مردي که اين جام را به من ده
ولش کن

03:49:06.900 --> 03:49:08.192
به خدا سوگند

03:49:10.821 --> 03:49:11.946
ميگيرمش

03:49:12.948 --> 03:49:14.156
"خداوندا، "هوراشيو

03:49:15.867 --> 03:49:17.868
اگر حقيقت امر دانسته نشود

03:49:18.036 --> 03:49:22.498
چه نام زشتي از من به جا خواهد ماند

03:49:22.666 --> 03:49:26.001
...اگر هيچگاه مرا در قلب خود جا داده اي

03:49:26.169 --> 03:49:28.546
يک چند خود را از شادي هاي آسماني محروم بدار

03:49:29.297 --> 03:49:31.340
و به اکراه در اين سراي درشت

03:49:31.508 --> 03:49:35.386
دم برآر تا بازگوي داستان من باشي

03:49:37.681 --> 03:49:40.349
اين هياهوي جنگي چيست؟

03:49:41.017 --> 03:49:46.522
فورتينبراس" جوان پيروزمندانه از لهستان بازگشته است"

03:49:47.190 --> 03:49:52.987
و با اين شليک سلحشورانه به سفيران انگلستان درود ميفرستد

03:49:55.824 --> 03:49:59.827
اوه، "هوراشيو" من مي ميرم

03:50:01.079 --> 03:50:07.001
زهر کارگر يکسره بر جانم چيره ميشود

03:50:08.170 --> 03:50:13.174
آنقدر زنده نخواهم ماند تا اخبار انگلستان را به گوش بشنوم

03:50:13.341 --> 03:50:16.427
...ولي پيشگويي ميکنم

03:50:16.845 --> 03:50:22.475
که "فورتينبراس" به شاهي برگزيده خواهد شد

03:50:24.019 --> 03:50:27.730
و من در آستانه مرگ به او راي ميدهم

03:50:27.898 --> 03:50:31.150
تو اين را به او بگو

03:50:31.318 --> 03:50:34.195
و نيز همه پيشامدهاي بزرگ و کوچکي

03:50:34.362 --> 03:50:37.114
... که مرا بر آن داشتند تا

03:50:40.076 --> 03:50:41.785
ديگر زمان

03:50:43.079 --> 03:50:44.622
خاموشي

03:50:48.585 --> 03:50:50.878
است

03:50:56.676 --> 03:50:59.470
قلب بزرگواري اين دم در هم شکست

03:51:02.098 --> 03:51:03.933
...شب خوش

03:51:04.434 --> 03:51:06.602
شاهزاده نازنين

03:51:08.772 --> 03:51:12.608
باش تا گروه فرشتگان سرودخوان
تو را به آرامش جاويد برسانند

03:51:15.445 --> 03:51:17.071
اين صداي طبل چيست که نزديک ميشود؟

03:51:29.876 --> 03:51:31.126
کجاست آن منظره که مي گفتند؟

03:51:34.756 --> 03:51:36.131
چه ميخواستيد ببينيد؟

03:51:37.467 --> 03:51:40.886
،اگر اندوه و شگفتي مي جوييد

03:51:41.429 --> 03:51:42.805
همين جاست

03:51:42.973 --> 03:51:47.142
!اين چه کشتاري است

03:51:48.436 --> 03:51:50.729
...اي مرگ خيره سر

03:51:51.356 --> 03:51:53.566
در مکمن جاويد تو چه ضيافتي در پيش است

03:51:53.733 --> 03:51:59.697
که بدين سان به يک ضربت خونين اين همه
شاهزادگان را از پا در افکنده اي؟

03:52:09.708 --> 03:52:12.334
...منظره شومي است

03:52:12.836 --> 03:52:16.505
و خبرهايي که ما از انگلستان آورده ايم دير رسيده است

03:52:19.009 --> 03:52:23.721
آن گوشها که مي بايست سخنان ما را بشنود

03:52:23.888 --> 03:52:27.099
و از ما آگهي يابد که دستورهايش همه به اجرا درآمده است

03:52:27.350 --> 03:52:30.561
"و "روزنکرانتر" و "گيلدنسترن

03:52:31.396 --> 03:52:32.730
...کشته شده اند

03:52:35.025 --> 03:52:36.984
چه کسي ما را سپاس خواهد داشت؟

03:52:37.152 --> 03:52:39.361
،اگر هم او زنده بود و مي توانست

03:52:40.155 --> 03:52:43.240
باز از دهان او شما سخني به امتنان نمي شنيديد

03:52:43.408 --> 03:52:46.201
چه او هرگز به مرگشان فرمان نداده بود

03:52:46.745 --> 03:52:48.787
...ولي حال که

03:52:48.955 --> 03:52:53.876
همزمان با اين حادثه خونين

03:52:54.836 --> 03:52:56.378
شما از جنگ هاي لهستان

03:52:57.589 --> 03:52:59.882
و شما از انگلستان بدينجا رسيده ايد

03:53:00.050 --> 03:53:02.551
دستور بدهيد که اين پيکرهاي بي جان

03:53:02.719 --> 03:53:06.430
بر سکوهاي بلند در معرض ديد همگان نهاده شود

03:53:07.057 --> 03:53:09.016
و بگذاريد تا من

03:53:09.184 --> 03:53:12.603
به جهانيان که هنوز بي خبر مانده اند بگويم اين همه
.چگونه وقوع يافت

03:53:12.896 --> 03:53:14.438
آري من با شما سخن خواهم گفت

03:53:14.606 --> 03:53:17.941
از اعمال شهواني

03:53:18.109 --> 03:53:19.610
و خونين

03:53:20.862 --> 03:53:23.322
،و خلاف طبيعت

03:53:24.949 --> 03:53:27.326
از داوري هاي سرسري

03:53:28.244 --> 03:53:29.495
و کشتارهاي تصادفي

03:53:29.996 --> 03:53:33.457
و مرگ هايي
 که به حيله سازي يا به علتي قهري صورت گرفت

03:53:34.584 --> 03:53:36.585
و از دسيسه هاي ناشيانه

03:53:36.961 --> 03:53:39.463
که در اين لحظه گره گشايي دامنگير
.مبتکران آن گرديد

03:53:41.299 --> 03:53:43.550
من همه اين را

03:53:43.718 --> 03:53:45.177
.مي توانم به درستي بيان کنم

03:53:45.345 --> 03:53:48.263
در شنيدن آن شتاب کنيم

03:53:48.431 --> 03:53:51.016
و سرشناس ترين بزرگان را بدينجا فرا خوانيم

03:53:51.518 --> 03:53:53.060
...و اما آنچه به من راجع است

03:53:53.228 --> 03:53:57.773
من با اندوه بخت خود را در بر ميگيرم

03:54:07.909 --> 03:54:10.661
من بر تاج و تخت اين کشور حقوقي دارم

03:54:10.829 --> 03:54:13.997
و همين مرا بر آن ميدارد تا اينک در احقاق آن بکوشم

03:54:19.295 --> 03:54:21.046
در اين باره نيز

03:54:21.214 --> 03:54:23.716
من چيزي گفتني دارم

03:54:24.134 --> 03:54:27.845
آن هم از دهان کسي
 که رأي او آراي بيشتري را به دنبال خواهد کشيد

03:54:28.304 --> 03:54:31.974
ولي بگذاريد تا اين کار هم اکنون که جان ها

03:54:32.142 --> 03:54:34.351
.در سراسيمگي و سرگشتگي است صورت گيرد

03:54:34.519 --> 03:54:39.440
مبادا که بر اثر توطئه ها و اشتباهات
.باز بدبختي هاي بيشتري فرا رسد

03:54:41.818 --> 03:54:46.655
چهار سرکرده هملت را به سان سربازي
بالاي سکو ببرند

03:54:47.323 --> 03:54:51.702
زيرا به يقين اگر او به تخت مي نشست
 نشان مي‌داد که شاه بزرگي است

03:54:52.662 --> 03:54:56.123
درگذرگاه جنازه او موزيک و مراسم نظامي
 به آواز بلند بر دلاوريش

03:54:56.291 --> 03:54:57.875
گواهي خواهند داد

03:54:58.376 --> 03:55:00.711
نعش‌ها را برگيريد

03:55:02.839 --> 03:55:06.300
چنين منظره‌اي شايسته ميدان جنگ است

03:55:06.468 --> 03:55:08.302
و اينجا نامناسب مي‌نمايد

03:55:10.263 --> 03:55:11.680
برويد

03:55:12.766 --> 03:55:24.933
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

03:55:26.058 --> 03:58:47.258
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>