﻿WEBVTT

00:00:00.980 --> 00:00:44.978
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:46.450 --> 00:00:52.978
در دوران شکوهمند تئاتر اليزابتن
.دو تئاتر در لندن بر سر نويسندگان و تماشگران نزاع مي‌کردند

00:00:56.789 --> 00:01:03.760
.در شمال شهر، تئاتر کورتين قرار داشت
.تئاتر مشهورترين بازيگر انگليس، ريچارد باربيج

00:01:11.102 --> 00:01:18.760
،در آن سوي رود تايمز، تئاتر رقيب توسط فيليپ هنسلو بنا شده بود
...تاجري با مشکلات مالي و بدهي فراوان

00:01:23.320 --> 00:01:28.897
... تئـاتـر رز ...

00:01:54.490 --> 00:02:00.288
هَنسلو"، مي‌داني چه اتفاقي مي‌افتد"
براي مردي که قرض‌هايش را نپردازد ؟

00:02:00.371 --> 00:02:03.249
!چکمه‌هايش بر افروخته مي‌شوند

00:02:04.751 --> 00:02:06.711
...چرا تو زوزه مي‌کشي

00:02:06.753 --> 00:02:09.422
در حالي که اين منم که گاز گرفته و مغبون شده‌ام ؟

00:02:09.506 --> 00:02:12.425
من چه هستم، آقاي لامبرت ؟ -
.گاز گرفته، آقاي فنيمن -

00:02:12.509 --> 00:02:14.427
تا چه حد گاز گرفته، آقاي فِريس ؟

00:02:14.511 --> 00:02:17.514
،شانزده پوند،‌1 شيلينگ و 4 پني
.جناب فنيمن، با منفعتش

00:02:17.514 --> 00:02:19.432
.آاااخ! مي‌پردازم -
کي ؟ -

00:02:19.474 --> 00:02:22.685
،دو هفته، سه هفته حداکثر
!آه، بخاطر خدا رحم کنيد

00:02:22.769 --> 00:02:24.938
.پاها را در بياوريد

00:02:25.021 --> 00:02:26.940
...از کجا مي‌آوري آن

00:02:27.023 --> 00:02:28.983
...شانزده پاند، 5 شلينگ و نه پني

00:02:29.025 --> 00:02:31.027
با منفعتش را، در ظرف سه هفته ؟

00:02:31.027 --> 00:02:33.780
.يک نمايشنامه‌ي جديد عالي دارم -
.پاهايش را بگذار آن ميان -

00:02:33.821 --> 00:02:35.823
!يک کمدي است -
.دماغش را ببر -

00:02:35.823 --> 00:02:38.743
يک کمدي جديد
.از ويليام شکسپير

00:02:40.453 --> 00:02:42.455
.و گوش هايش را -
!و يک سهم -

00:02:42.455 --> 00:02:44.707
!با هم شريک مي‌شويم، آقاي فنيمن

00:02:46.376 --> 00:02:48.002
شريک ؟

00:02:51.881 --> 00:02:54.300
.تماشاگر-حيران کن است

00:02:54.384 --> 00:02:57.679
،هويت‌هاي عوضي
.کشتي شکستگي، شاه دزدان

00:02:57.720 --> 00:03:00.890
.قضيه‌ي يک سگ و عشقي که پيروز مي‌شود -
.به نظرم قبلاً آن را ديده‌ام -

00:03:00.890 --> 00:03:02.642
.خوشم نيامد

00:03:02.684 --> 00:03:06.437
.ولي اين دفعه از شکسپير است -
عنوانش چيست ؟ -

00:03:06.521 --> 00:03:09.315
،رومئو و اِتل"
".دختر دزد دريايي

00:03:09.399 --> 00:03:11.484
.عنوان خوبي است

00:03:11.568 --> 00:03:14.988
،نمايشنامه وقت‌گير است
.پيدا کردن بازيگران، تمرين‌ها

00:03:14.988 --> 00:03:17.365
.حالا بگوييم ظرف 2 هفته افتتاح مي‌شود

00:03:17.490 --> 00:03:19.993
که مي‌شود، چه، 500 تا عوام
.که هر کدام دو پني مي‌دهند

00:03:19.993 --> 00:03:23.663
به علاوه، 400 جاي نشستن با
.سه پني، يک پني اضافه براي بالشتک‌ها

00:03:23.705 --> 00:03:25.665
.بگو، اه، 200 بالشتک

00:03:25.748 --> 00:03:29.586
.حالا بگو دو اجرا هم براي اطمينان
چقدر مي‌شود،‌ آقاي فريس ؟

00:03:29.586 --> 00:03:32.714
.درست شد 20 پاند، آقاي فنيمن -
.درست است -

00:03:32.797 --> 00:03:35.925
.ولي بايد دستمزد بازيگران و نويسنده را بپردازم -
.سهمي از منفعت‌ها -

00:03:35.925 --> 00:03:38.428
...هرگز چيزي -
.البته که نه -

00:03:40.013 --> 00:03:42.974
آقاي فنيمن، گمانم
.فکري به سرتان خطور کرده است

00:03:43.016 --> 00:03:44.893
.آنجا را امضاء کن

00:03:49.272 --> 00:03:52.859
،پس، "رومئو و اِتل
."دختر دزد دريايي

00:03:53.818 --> 00:03:54.861
تقريباً تمامش کرده؟

00:03:54.861 --> 00:03:58.448
.بدون شک در همين لحظه مشغول تکميلش است

00:04:56.631 --> 00:04:59.592
!ويـل! ويـل

00:05:00.718 --> 00:05:02.178
نمايشنامه‌ي من کجاست؟

00:05:02.178 --> 00:05:05.515
.بگو تقريباً آن‌ را تمام کرده‌اي
بگو آغازش کرده‌اي؟

00:05:05.515 --> 00:05:08.977
<i>.گمان مبر که ستارگان آتشند
.گمان مبر که خورشيد مي‌جنبد</i>

00:05:08.977 --> 00:05:11.771
،نه، نه، ما زمان نداريم
.به نثر سخن بگو

00:05:11.813 --> 00:05:13.731
نمايشنامه‌ي من کجاست؟

00:05:13.815 --> 00:05:16.442
.همه‌اش در اينجا محبوس و محفوظ است -
.قربان خدا بروم -

00:05:16.442 --> 00:05:18.319
محبوس ؟

00:05:18.403 --> 00:05:21.823
.تا زماني که الهه‌ي الهام خود را بيابم -
دختر نمايش اين دفعه چه کسي است ؟ -

00:05:21.823 --> 00:05:23.741
.او هميشه آفروديت است

00:05:23.825 --> 00:05:26.661
آفروديت بگات، که پشت
آن شيپور و سگ کارش را مي‌کند ؟

00:05:26.661 --> 00:05:29.747
...هنسلو، تو که فاقد روح و جاني

00:05:29.831 --> 00:05:33.585
چگونه مي‌تواني آن تهي را
که در جستجوي هم-جان (محبوب) خود است، درک کني ؟

00:05:33.585 --> 00:05:35.503
!اوه! ويـل

00:05:35.587 --> 00:05:38.506
.من که آدمي مرده‌ام و به خاک سياه نشسته‌

00:05:38.590 --> 00:05:41.092
،تماشاخانه (تئاتر)‌ام به خاطر طاعون
.اين دوازده هفته بسته شده

00:05:41.134 --> 00:05:44.095
گروه من مجبور است
...در محوطه‌‌ي مهمان‌خانه‌هاي انگلستان نمايش سر دهند

00:05:44.095 --> 00:05:47.098
در حالي که آقاي باربيج و گروه چَمبرلين را
...به دربار مي‌خوانند

00:05:47.098 --> 00:05:50.101
و هر کدام ده پاند دريافت مي‌کنند
...براي اجراي نمايشنامه‌ي تو

00:05:50.101 --> 00:05:53.104
که براي تئاتر من،‌ توسط نويسنده‌ي من
...و با مسئوليت من نگاشته‌ شده

00:05:53.104 --> 00:05:55.106
آن هم زماني که تو سرخوش
.و سر حال به سر مي‌بردي

00:05:55.106 --> 00:05:58.109
کدام نمايشنامه "ريچارد گوژپشت" ؟ -
.نه، ‌آنها يک کمدي مي‌خواهند -

00:05:58.109 --> 00:06:00.028
."همچون "رومئو و اِتل

00:06:00.111 --> 00:06:03.114
و چه کسي آن را نوشته ؟ -
.هيچکس، تو آن را برايم مي‌نويسي -

00:06:03.114 --> 00:06:06.117
.بخاطر آنکه برايش ماهي سه پوند به تو داده‌ام -
...نصف آنچه که به من بدهکاري -

00:06:06.117 --> 00:06:08.536
"هنوز براي "دو نجيب‌زاده از ورونا...
.از تو طلب دارم

00:06:08.536 --> 00:06:12.040
پول چيست براي من و تو ؟
.من، حامي تو، و تو، سخن‌پرداز من

00:06:12.040 --> 00:06:13.958
...هنگامي که طاعون برداشته شود

00:06:14.042 --> 00:06:17.045
باربيج نمايشنامه‌‌ي جديدي از
.کريستوفر مارلو" براي (تماشاخانه) "کورتين" دارد"

00:06:17.045 --> 00:06:19.047
.و من چيزي براي "رُز" نخواهم داشت -
.آقاي هنسلو -

00:06:19.047 --> 00:06:21.716
مي‌شود 50 پوند به من قرض بدهيد؟ -
پنجاه پوند، براي چه؟ -

00:06:21.758 --> 00:06:24.052
باربيج به من پيشنهاد همکاري
.در گروه چمبرلين کرده

00:06:24.052 --> 00:06:28.014
در ازاي 50 پوند، روزهاي من
.به عنوان يک بازيگر اجير تمام مي‌شوند

00:06:28.056 --> 00:06:30.934
،آه، قلبم را در آور
.جگرم را نزد سگان بينداز

00:06:31.017 --> 00:06:32.936
پس، نه ؟

00:06:33.019 --> 00:06:35.980
!تماشاخانه‌‌ها خدمتگاران شيطانند

00:06:36.064 --> 00:06:40.693
بازيگران بذر هرزگي را در همسرانتان مي‌پرورانند
.و شرارت را در فرزندانتان

00:06:40.693 --> 00:06:45.281
و تئاتر رُز بدين گونه با هر نامي
!بوي گند مي‌پراکند

00:06:45.365 --> 00:06:49.994
!مي‌گويم، طاعون بر خانه‌هاي فساد فرود مي‌آيد

00:06:50.078 --> 00:06:51.996
کجا مي‌روي ؟

00:06:52.080 --> 00:06:54.165
.به جلسه‌ي اعتراف هفتگي‌ام

00:06:59.337 --> 00:07:02.257
.واژ‌ه‌ها،‌ واژه‌ها، واژه‌ها

00:07:02.340 --> 00:07:04.759
...زماني، آنچنان قريحه و نبوغي داشتم

00:07:04.843 --> 00:07:08.847
،که مي‌توانستم از واژه‌ها عشق بيافرينم
.همچون کوزه‌گري که جام‌هايي گلين مي‌سازد

00:07:08.847 --> 00:07:10.849
...عشقي که تيول شاهان را سرنگون مي‌سازد

00:07:10.849 --> 00:07:14.352
،عشقي که دو قلب را به هم پيوند مي‌دهد
.گرچه از آسمان آتش دوزخ و سنگ آذرخش ببارد

00:07:14.352 --> 00:07:18.273
،در ازاي شش پني براي هر سطر
.مي‌توانستم آشوبي در صومعه بيافکنم

00:07:18.356 --> 00:07:21.776
...اما حالا -
و هنوز مي‌گويي که با زنان ارتباط دارد ؟ -

00:07:23.444 --> 00:07:26.197
...سوي سياه، فُوبه‌ي چاق

00:07:26.281 --> 00:07:30.410
،رزالين، خياط بارييج
...آفروديت، ‌همان که پشت سر آن سگ

00:07:30.410 --> 00:07:33.204
،آري، گاه و بي‌گاه
اما که چه ؟

00:07:33.329 --> 00:07:34.956
.من نبوغ و قريحه‌ام را از دست داده‌ام

00:07:34.998 --> 00:07:37.417
.کار من اينجا کمک به توست

00:07:37.458 --> 00:07:39.919
.تو خود به کلام خودت بگو

00:07:44.132 --> 00:07:47.510
...چنان که گويي قلم پرم شکسته باشد

00:07:47.635 --> 00:07:51.514
...انگار که اندامگان تخيلم خشکيده...

00:07:51.639 --> 00:07:55.268
گويي که برج سربلند نبوغم...
.واژگون گشته

00:07:55.268 --> 00:07:56.853
.جالب است

00:07:56.895 --> 00:07:59.063
.هيچ چيز نمي‌تراود -
.بسيار جالب است -

00:07:59.147 --> 00:08:03.568
مانند اين است که بخواهي از کف دست
.تار مويي برکني

00:08:03.651 --> 00:08:09.032
بگو بدانم، آيا اين اواخر
در کارزار عشق مغلوب شده‌اي ؟

00:08:10.992 --> 00:08:12.785
چند وقت است ؟

00:08:13.995 --> 00:08:17.040
،زمان بسياري بر آن گذشته
...اما به تازگي

00:08:17.040 --> 00:08:20.460
نه، نه، تو همسر و فرزند داري ؟

00:08:23.171 --> 00:08:25.298
.آري

00:08:26.424 --> 00:08:30.929
"نوجواني 18 ساله بودم، "آن هاتاوي
.زني بود يک و نيم برابر سن من

00:08:30.929 --> 00:08:33.973
زني مال و منال‌دار ؟ -
.کلبه‌اي داشت -

00:08:34.057 --> 00:08:37.435
يک روز دريافتم که سه ماه
...آبستن است، از اين رو

00:08:37.435 --> 00:08:38.853
و روابط‌تان ؟

00:08:38.895 --> 00:08:42.649
...از طرف مادرم، خانواده‌ي آردن -
.نه، بستر زناشوييتان را مي‌گويم -

00:08:42.649 --> 00:08:46.236
چهار سال و صد مايل آن طرف‌تر
.(در استراتفورد (زادگاه شکسپير

00:08:46.319 --> 00:08:50.114
،بستري سرد هم بود
.از زماني که دوقلوها بدنيا آمدند

00:08:50.198 --> 00:08:52.116
.دوري از موطن نعمتي بود

00:08:52.200 --> 00:08:57.372
...پس، اکنون آزاديد براي عاشق شدن -
.با اين حال نه مي‌توانم عاشق باشم، نه از عشق بنويسم -

00:08:58.498 --> 00:09:02.335
...بيا... اين دستبندي است

00:09:02.418 --> 00:09:05.922
در معبد سايکي
.در (کوه) اِلمپ پيدا شده

00:09:06.005 --> 00:09:08.299
.ارزان است فقط چهار پني

00:09:08.383 --> 00:09:13.304
نامت را بر کاغذي بنويس
.و (دستبند را) داخل دهان مار فرو کن

00:09:13.388 --> 00:09:15.390
آيا اين قريحه و نبوغم را به حال اول باز مي‌گرداند ؟

00:09:15.390 --> 00:09:18.893
،زني که اين مار را بر دست خود کند
.در رؤياي تو فرو شود، و قريحه‌ات باز خواهد گشت

00:09:18.893 --> 00:09:22.105
.واژگان همچون رودي جاري خواهند شد

00:09:22.188 --> 00:09:24.274
.هفته‌ي آينده ترا خواهم ديد

00:09:25.692 --> 00:09:28.736
باز کجا مي‌روي ؟ -
.به پالاس در وايت‌هال -

00:09:29.779 --> 00:09:32.115
.بسيار خوب

00:09:34.284 --> 00:09:35.618
.سلام، ويل

00:09:35.702 --> 00:09:38.746
.تقاضا مي‌کنم، آقاي "کِمپ"، موفق باشيد

00:09:38.830 --> 00:09:42.709
.تو هم همينطور، کراب عزيز -
.کراب عصبي است، او تا بحال در پالاس بازي نکرده -

00:09:42.709 --> 00:09:45.211
(پس کي برايم يک تراژدي (نمايش سو‌گناک
مي‌نويسي، ويل ؟

00:09:45.211 --> 00:09:48.631
.مي‌توانم آن را اجرا کنم -
"نه، اگر تو آن را بازي کني، مردم به "سِنه‌کا  -
.فيلسوف و تراژدي‌نويس رم باستان) خواهند خنديد)

00:09:48.631 --> 00:09:51.968
،در صحنه‌ي نخست سگي وجود ندارد
.ممنون، آقاي کِمپ

00:09:51.968 --> 00:09:55.138
چه خبر، ويل ؟ -
...من هنوز بابت اين نمايشنامه پول طلب دارم -

00:09:55.180 --> 00:09:57.348
.از باربيج.. -
.نه از من،‌ من فقط آن را ربوده‌ام -

00:09:57.473 --> 00:09:59.976
،آستين‌هايم دکمه مي‌خواهند
.بانو رزالين

00:09:59.976 --> 00:10:02.395
چشمان خياط من کجا بودند ؟

00:10:02.478 --> 00:10:05.231
کي به گروه چمبرلين خواهي پيوست ؟

00:10:05.231 --> 00:10:06.441
.وقتي که 50 پاند داشته باشم

00:10:06.441 --> 00:10:09.944
مي‌نويسي ؟ -
.يک کمدي، تقريباً تمام شده -

00:10:10.069 --> 00:10:11.821
.يک کمديِ دزدان دريايي

00:10:11.863 --> 00:10:13.615
.بسيار عالي است -
.فردا آن را بياور -

00:10:13.615 --> 00:10:16.034
.براي هنسلو است، پولش را پرداخته -
چقدر ؟ -

00:10:16.075 --> 00:10:17.410
.ده پاند -
.دروغ مي‌گويي -

00:10:17.452 --> 00:10:21.289
رومئو را براي "نِد
.و گروه درياسالار" مي‌خواهد

00:10:21.289 --> 00:10:23.082
.اِمــ، نِد گروه اشتباهي است

00:10:23.082 --> 00:10:25.543
ويـل ؟

00:10:25.627 --> 00:10:28.880
اين دو سکه‌ي زر،‌ دو تاي ديگر نيز
.وقتي صفحه‌هايت را ديدم خواهم داد

00:10:28.922 --> 00:10:30.965
.قبول است -
...باربيج، ترا آويخته به دار خواهم ديد -

00:10:30.965 --> 00:10:33.092
.براي دزدي -
.ملکه فرمانش را داده است -

00:10:33.092 --> 00:10:36.679
وي عاشق کمدي است، و
.رييس تفريحات (دربار) نيز به ما التفات دارد

00:10:36.804 --> 00:10:39.724
و "آقاي تيلني" چه التفاتي را از تو
دريافت مي‌کند ؟

00:10:39.807 --> 00:10:41.684
.از او بپرس -
! آمدند -

00:11:08.086 --> 00:11:10.547
<i>(دو نجيب‌زاده‌‌يِ وِرونا" اثري از شکسپير")
،مرا بر آن مدار
...اي پروتئوس محبوب من</i>

00:11:10.547 --> 00:11:12.841
<i> که جواني‌ام را در خانه
به بطالت بگذرانم
</i>

00:11:12.841 --> 00:11:16.845
<i>اگر زنجير عشقت
...ناپخته است</i>

00:11:18.721 --> 00:11:21.182
ويل، کي برايم يک غزل مي‌نويسي ؟

00:11:21.182 --> 00:11:24.727
.قريحه‌ام را گم کرده‌ام -
.آن را در بستر من جا نهادي -

00:11:24.727 --> 00:11:26.604
.بيا باز بدنبالش بگرد

00:11:32.527 --> 00:11:36.447
آيا تو سرچشمه‌ي الهام شعرم هستي، رزالين ؟

00:11:36.531 --> 00:11:39.617
...باربيج حامي من است

00:11:39.701 --> 00:11:41.786
.اما تو قلب من هستي...

00:11:44.330 --> 00:11:46.374
‌مي‌بيني ؟
.توطئه‌ي مسلولان (سل‌زده) را عليه من

00:11:46.374 --> 00:11:48.376
.ويل شکسپير نمايشنامه‌اي دارد

00:11:48.376 --> 00:11:50.795
.برويم و بواسطه‌اش سرفه زنيم

00:11:52.547 --> 00:11:55.884
<i>،پدرم گريان
...مادرم نالان</i>

00:11:55.884 --> 00:12:00.638
<i>،خدمتگارمان جيغ‌زنان
.گربه‌مان دست‌هايش چلان ‌</i>

00:12:00.722 --> 00:12:04.100
<i>...با اين حال اين سگ بد گهر بي‌عاطفه</i>

00:12:04.184 --> 00:12:07.103
<i>...اشکي جاري ننمود</i>

00:12:20.158 --> 00:12:21.951
مي‌بيني ؟
.کمدي

00:12:24.287 --> 00:12:28.166
.عشق، و قدري با يک سگ
.همان چيزيست که مي‌خواهند

00:12:36.174 --> 00:12:40.094
<i>،او يک سنگ است، خرده‌سنگي بسيار حقير</i>

00:12:40.178 --> 00:12:44.182
<i>و رحمي بيش از يک سگ
!در او نيست
</i>

00:12:44.265 --> 00:12:47.268
<i>يک مجوس نيز جداييمان را
.ديده بود اشک مي‌ريخت</i>

00:12:47.268 --> 00:12:52.148
<i>هان که اين سگ در تمام اين مدت
...نه اشکي جاري ساخت، نه کلامي بر دهان</i>

00:12:52.232 --> 00:12:54.734
!اجراي زيبايي بود، جناب کراب

00:12:55.527 --> 00:12:58.863
!ترا تحسين مي‌کنيم

00:13:01.783 --> 00:13:04.494
<i>...نور چه نوري است</i>

00:13:04.577 --> 00:13:07.038
<i>اگر سيلويا ديده نشود ؟</i>

00:13:07.622 --> 00:13:10.208
<i>...سرور چه سروري است</i>

00:13:10.291 --> 00:13:12.544
<i>اگر سيلويا در کنار نباشد ؟</i>

00:13:12.627 --> 00:13:15.547
<i>...جز اين نباشد پندارم که اوست در جوارم</i>

00:13:15.630 --> 00:13:19.551
<i>.و از سايه‌ي کمال سرشارم </i>

00:13:21.135 --> 00:13:24.055
<i>تا نباشد مرا جوار سيلويا
...در شب</i>

00:13:24.138 --> 00:13:27.600
<i>.نيست نوايي در هزار </i>

00:13:27.725 --> 00:13:30.603
<i>تا نباشد مرا ديدار سيلويا
...در روز</i>

00:13:30.687 --> 00:13:34.148
<i>.نيست روزي بر من انگار</i>

00:13:57.505 --> 00:14:01.134
پروتئوس را نيک‌تر دوست داشتي
يا ولنتاين ؟

00:14:01.134 --> 00:14:04.137
،پروتئوس را براي سخن‌وري
.ولنتاين را براي سيماي ظاهرش

00:14:04.137 --> 00:14:06.639
.اه، من سگ را براي خنداندن دوست داشتم

00:14:06.639 --> 00:14:09.142
.سيلويا را، چندان علاقه‌‌ي زيادي نداشتم

00:14:09.142 --> 00:14:11.144
انگشتان آن مرد خونين از
...جنگ بود

00:14:11.144 --> 00:14:14.397
.ولي همچون دانش‌آموزي در کلاس درس سخن مي‌گفت

00:14:14.480 --> 00:14:18.651
عشق صحنه‌ي نمايش هرگز به عشق واقعي
...بدل نگردد تا وقتي که قانون پادشاهي

00:14:18.651 --> 00:14:22.614
نگذارد شيرزنان ما با
.پسرکان نوپاي شليته‌پوش نمايش سر دهند

00:14:22.614 --> 00:14:25.783
آه، کي مي‌توانيم ديگر ببينيم ؟ -
.زماني که ملکه فرمانش دهد -

00:14:25.783 --> 00:14:27.702
! نه،‌ اما در تئاتر، پرستار

00:14:27.785 --> 00:14:31.664
بي‌حرکت بمان، تئاتر
.شايسته‌ي بانوان نجيب‌زاده نيست

00:14:31.664 --> 00:14:33.917
.آه، من چنان نجيب‌‌زاده نيستم

00:14:34.000 --> 00:14:36.503
بسيار ثروتمند عين همان
نجيب‌زاده است

00:14:36.503 --> 00:14:39.005
و شوهر خوب‌دار هم
.بسيار بيشتر

00:14:39.005 --> 00:14:41.424
.لرد وسکس امشب به تو نگاه مي‌کرد

00:14:41.508 --> 00:14:44.010
تمام مردان دربار
.عاريند از طبع شاعرانه

00:14:44.010 --> 00:14:47.013
اگر مرا مي‌بينند، بر ثروت پدرم
.نظر دارند

00:14:47.013 --> 00:14:50.600
...من در زندگيم مي‌خواهم طبع شاعرانه داشته باشم

00:14:50.683 --> 00:14:52.602
.و ماجراجويي

00:14:53.728 --> 00:14:56.397
.و عشق
.عشق مخصوصاً

00:14:56.481 --> 00:14:58.441
مانند ولنتاين و سيلويا ؟

00:14:58.483 --> 00:15:02.362
...نه، نه پزهاي ساختگي و مزورانه‌ي عشق

00:15:02.445 --> 00:15:06.449
.ولي عشقي که زندگي را سرنگون سازد

00:15:06.533 --> 00:15:10.203
،سرکش، لجام گسيخته
...همچون هنگامه‌اي در قلب

00:15:10.286 --> 00:15:14.707
،و هيچ چيز رخ ننمايد
.جز فنا شدن يا بي‌خود شدن

00:15:14.707 --> 00:15:18.378
عشقي اين چنين هرگز
.در صحنه‌ي نمايشي نبوده است

00:15:18.461 --> 00:15:22.382
،من به عشق خواهم رسيد
...يا به پايان روزگارم همچون

00:15:22.465 --> 00:15:24.384
همچو يک پرستار ؟

00:15:25.635 --> 00:15:29.264
اه، ولي دلم مي‌خواست جاي
.ولنتاين و سيلويا نيز باشم

00:15:29.347 --> 00:15:33.601
،اه، پرستار عزيز
.خداوند ترا حفظ کند، و شب خوش

00:15:34.769 --> 00:15:37.689
...ايکاش تمام عمرم خفته بمانم

00:15:37.772 --> 00:15:41.693
اگر مي‌توانستم رؤياي خويش را
.در گروه هنرپيشگان ببينم

00:15:41.776 --> 00:15:44.821
،همچنان که رؤيا مي‌بيني
.دندان‌هايت را نيز تميز کن

00:15:47.657 --> 00:15:50.243
.حالا تف کن

00:16:13.516 --> 00:16:17.020
.اين بار چکمه‌هايت بخار پس مي‌دهدند

00:16:17.145 --> 00:16:18.438
من چه کار کرده‌ام ؟

00:16:18.521 --> 00:16:20.607
همه‌ي تماشاخانه‌ها
.بخاطر طاعون بسته شده‌اند

00:16:20.607 --> 00:16:23.526
.اه، که اين طور -
.به دستور رييس تفريحات دربار -

00:16:23.610 --> 00:16:28.031
آقاي فنيمن، به من اجازه دهيد
.تا در مورد کار تئاتر توضيح بدهم

00:16:28.031 --> 00:16:32.869
اين مشکل طبيعي يکي از موانع برطرف نشدني
.در مسير فاجعه‌ي قريب‌الوقوع است

00:16:32.911 --> 00:16:34.787
پس چه کار بايد بکنيم ؟ -
.هيچ -

00:16:34.871 --> 00:16:37.665
،به گونه‌اي نسبتاً عجيب
.همه چيز به نيکي خواهد انجاميد

00:16:37.707 --> 00:16:41.211
چگونه ؟ -
.نمي‌دانم، اين رازي‌ست نامعلوم -

00:16:41.252 --> 00:16:43.630
بايد او را بکشم، آقاي فنيمن ؟

00:16:43.630 --> 00:16:45.507
...تماشاخانه‌ها دوباره باز مي‌شوند

00:16:45.632 --> 00:16:49.302
.به دستور رييس تفريحات دربار

00:16:49.385 --> 00:16:52.555
!تماشاخانه‌ها دوباره باز مي‌شوند

00:16:53.306 --> 00:16:57.018
آقاي فنيمن، آقاي تيلني
.دوباره تئاتر‌ها را گشود

00:16:57.143 --> 00:16:59.437
.حال آنکه شما اعتنايي نمي‌کرديد

00:17:03.107 --> 00:17:06.986
نمايش‌نامه کجاست ؟ -
.اه، آماده است، آماده است -

00:17:09.656 --> 00:17:11.533
.آماده است

00:17:22.752 --> 00:17:24.629
!ويـل

00:17:24.754 --> 00:17:26.631
.ويل،‌ خبر بسيار مهمي دارم

00:17:26.756 --> 00:17:28.758
،من نيز دارم
.رومئو و رزالين، صحنه‌ي اول

00:17:28.758 --> 00:17:30.635
!خدايا، من عالي هستم

00:17:30.760 --> 00:17:33.638
رزالين ؟
.منظورت اتل است

00:17:39.018 --> 00:17:40.770
ريچارد ؟

00:17:42.730 --> 00:17:44.482
!باربيـج

00:17:50.864 --> 00:17:52.574
!آقاي تيلني

00:17:52.657 --> 00:17:56.327
،مانند تو
.من در خانه پيدايش نکردم

00:17:58.663 --> 00:18:01.541
.قصد داشتم تو را جاودان سازم

00:18:04.419 --> 00:18:07.589
به باربيج بگو او نمايشنامه‌ي جديدي
.از ويل شکسپير را از دست داد

00:18:07.589 --> 00:18:10.258
چه اهميتي براي باربيج دارد ؟

00:18:10.341 --> 00:18:14.095
.او "کورتين" را براي "کيت مارلو" آماده مي‌سازد

00:18:14.179 --> 00:18:17.432
نمايش‌خانه‌ها را گشوده‌ايد ؟ -
.آري، جناب شکسپير -

00:18:17.515 --> 00:18:20.518
...ولي طاعون -
...بلي،‌ مي‌دانم -

00:18:20.602 --> 00:18:23.521
.ولي پيوسته در اطراف خانه پرسه مي‌زند

00:18:37.493 --> 00:18:41.122
غذاي ويژه‌ي امروز ران خوک
ترد شده در سرکه‌ي تخم سرو کوهي است

00:18:41.122 --> 00:18:43.082
...که روي نان ساجي گندم سياه سِرو مي‌شود

00:18:43.166 --> 00:18:48.171
ويل! کارت تمام شده ؟ -
.آري، تقريباً -

00:18:48.171 --> 00:18:50.924
،صبح بخير، جناب نُل
.به تو نقش خوبي خواهد رسيد

00:18:50.924 --> 00:18:54.260
!بلـه -
.رالف را براي شاه دزدان دريايي لازم داريم -

00:18:54.260 --> 00:18:56.554
!اين ميز خوني را پاک کن

00:18:56.554 --> 00:18:59.599
در تور نمايش هيچکس ديگر بجز
.مردان درياسالار نيست

00:18:59.599 --> 00:19:01.768
!به بازيگر احتياج دارم

00:19:01.851 --> 00:19:05.855
آنان از شما که گمنام‌‌ است
.امکان معروف شدن خواهد داشت

00:19:05.855 --> 00:19:11.152
پولش چه، آقاي هنسلو ؟ -
.بهايش براي تو يک پني هم نخواهد شد -

00:19:11.194 --> 00:19:12.987
!مدت آزمايش هنرپيشگان نيم ساعت

00:19:18.493 --> 00:19:20.870
،رالف باگسول
...برايت نقشي در نظر داشتم

00:19:20.870 --> 00:19:23.206
اما، افسوس،‌ مي‌شنوم
!تو يک مست مي‌خواره‌ هستي

00:19:23.248 --> 00:19:25.416
!هرگز موقعي که کار مي‌کنم

00:19:25.959 --> 00:19:28.127
!هرگز موقعي که کار مي‌کنم

00:19:29.295 --> 00:19:33.424
(برايم مِهر گياه (در افسانه‌ها بنام مهر دارو يا معجون عشق -
بياور تا بنوشم.    - بدون يخ، ويل ؟

00:19:33.508 --> 00:19:36.803
به دوستم پياله‌اي از
.نيک‌ترين بِرَندي‌ات را بده

00:19:37.053 --> 00:19:38.555
.کيت

00:19:38.888 --> 00:19:42.016
چه خبر، ويل ؟ -
.عالي، عالي -

00:19:42.100 --> 00:19:46.229
.باربيج مي‌گويد نمايشنامه‌اي داري -
.دارم، و جرينگ‌هايي براي نمايش آن -

00:19:46.229 --> 00:19:48.982
.همان را مي‌خواهم
.يک پياله هم براي آقاي مارلو

00:19:49.983 --> 00:19:52.068
شنيده‌ام نمايشنامه‌ي تازه‌اي
براي "کورتين" داري ؟

00:19:52.110 --> 00:19:54.237
.تازه نيست، "دکتر فاستوس" ـم است
(يا دکتر فاوست، نوشته‌اي بر اساس داستان قرون وسطايي معامله با شيطان)

00:19:54.737 --> 00:19:57.031
.آه، کار قديميت را دوست دارم

00:19:57.240 --> 00:19:59.784
<i>اين صورتي بود که
...به آب بينداخت هزار کشتي را</i>

00:19:59.784 --> 00:20:02.412
<i>و به آتش بيافگند
...برج‌هاي بي‌انتهاي ايليوم (شهر تروا) را ؟</i>

00:20:02.412 --> 00:20:05.415
نمايشنامه‌ي جديدي دارم
.تقريباً تمام شده، و بهتر است

00:20:05.415 --> 00:20:07.333
."قتل عام در پاريس"

00:20:08.960 --> 00:20:12.213
.عنوان خوبي است -
عنوان تو ؟ -

00:20:12.297 --> 00:20:15.049
،رومئو و اتل"
."دختر دزد دريايي

00:20:17.135 --> 00:20:20.722
.آري، مي‌دانم، مي‌دانم -
داستانش چيست ؟ -

00:20:21.431 --> 00:20:23.850
...خوب، يک دزد دريايي است

00:20:26.477 --> 00:20:29.355
،در حقيقت
.يک کلمه هم ننوشته‌ام

00:20:30.064 --> 00:20:32.275
.رومئو

00:20:32.317 --> 00:20:35.361
...رومئو اهل ايتاليا است

00:20:35.445 --> 00:20:37.697
.پيوسته در پيچ و خم عشق

00:20:37.780 --> 00:20:40.074
،آري، اين خوب است
...تا اينکه وي مي‌بيند

00:20:40.074 --> 00:20:42.410
.اتل را -
انديشه‌اي داري ؟ -

00:20:42.493 --> 00:20:45.038
.دختر دشمنش را -
.دختر دشمنش را -

00:20:45.038 --> 00:20:47.332
بهترين دوستش
...در جنگي تن به تن کشته شده

00:20:47.332 --> 00:20:50.919
.بدست برادر اتل، ‌يا چنين چيزي
.نامش مِرکوشيو است

00:20:50.919 --> 00:20:52.837
،مرکوتيو
.نام نيکويي است

00:20:52.921 --> 00:20:56.341
.ويل! آنها منتظر تو هستند -
.بله، مي‌آيم -

00:20:56.424 --> 00:20:59.177
.موفق باشي در کارت، کيت

00:20:59.260 --> 00:21:02.055
.مي‌پنداشتم نمايشنامه‌ات براي باربيج است

00:21:02.055 --> 00:21:05.266
.اين کار متفاوتي است -
کار متفاوتي که هنوز ننوشته‌اي ؟ -

00:21:06.017 --> 00:21:07.727
<i>...اين چهره‌اي بود</i>

00:21:07.810 --> 00:21:10.355
<i>...که به آب بينداخت هزار کشتي را </i>

00:21:10.355 --> 00:21:12.857
<i> و به آتش بيافگند برج‌هاي بي‌انتهاي ايليوم را ؟
</i>

00:21:12.857 --> 00:21:14.442
!ممنون

00:21:14.526 --> 00:21:17.195
<i>اين چهره‌اي بود
...که به آب بيانداخت هزار کشتي را
</i>

00:21:17.195 --> 00:21:18.571
<i>...و به آتش بيافگند برج‌هاي</i>

00:21:18.613 --> 00:21:19.989
!ممنــون

00:21:19.989 --> 00:21:21.991
<i>...اين چهره‌اي بود</i>

00:21:21.991 --> 00:21:25.662
<i>که به آب بينداخت هزار کشتي را
...و  به آتش بيافگند برج‌هاي بي‌انتهاي</i>

00:21:25.662 --> 00:21:28.456
مايلم برايتان قدري از فاستوس را
...ارائه دهم

00:21:28.456 --> 00:21:30.834
.از کريستوفر مارلو -
.قدري جديد -

00:21:30.834 --> 00:21:32.627
<i>برج‌هاي بي‌انتهاي ايليوم را ؟...</i>

00:21:32.627 --> 00:21:35.755
<i>،هلن عزيز
.مرا با بوسه‌اي جاودان ساز</i>

00:21:37.540 --> 00:21:41.052
<i>....ايــ.... ايــ ... ايــ اين بود چــ</i>

00:21:41.775 --> 00:21:44.722
،بسيارخوب، آقاي واباش
.به متصدي لوازم صحنه‌ي ‌‌نمايش خود را معرفي کن

00:21:45.890 --> 00:21:48.977
.خياطم مي‌خواهد يک بازيگر شود

00:21:49.018 --> 00:21:52.814
،من اندک بدهي‌هايي به اينجا آنجا دارم
.خوب، ظاهراً به هر کسي باشد

00:21:53.189 --> 00:21:55.275
رومئو"اي را ديدي ؟" -
.نديدم -

00:21:55.316 --> 00:21:58.027
،بسيار خوب، من به کار خويش
.تو نيز به کار خود

00:21:58.027 --> 00:22:00.989
! آه، خدايا

00:22:05.952 --> 00:22:08.329
مي‌توانم شروع کنم، قربان ؟

00:22:08.955 --> 00:22:12.208
نامت ؟ -
.توماس کنت -

00:22:12.292 --> 00:22:15.461
مي‌خواهم از نويسنده‌اي
...سخن بگويم

00:22:15.461 --> 00:22:17.881
.که بر قلب هر بازيگري حکم مي‌راند

00:22:19.841 --> 00:22:25.013
<i>...نور چه نوري است</i>

00:22:25.096 --> 00:22:28.057
<i>اگر سيلويا ديده نشود ؟</i>

00:22:29.100 --> 00:22:33.688
<i>،سرور چه سروري است
اگر سيلويا در کنارم نباشد ؟</i>

00:22:34.772 --> 00:22:41.196
<i>،جز اين نباشد پندارم که اوست در جوارم
.و از سايه‌ي کمال سرشارم </i>

00:22:42.614 --> 00:22:47.577
<i>تا نباشد مرا جوار سيلويا
...در شب</i>

00:22:48.119 --> 00:22:51.497
<i>.نيست نوايي در هزار </i>

00:22:52.040 --> 00:22:56.044
<i>تا نباشد مرا ديدار سيلويا
...در روز</i>

00:22:56.127 --> 00:23:00.006
<i>.نيست روزي بر من انگار</i>

00:23:00.798 --> 00:23:05.970
<i>،او گوهر من است
...و بودن را رها نمايم اگر نباشد</i>

00:23:05.970 --> 00:23:08.806
.کلاهت را در بياور -
کلاهم را ؟ -

00:23:09.974 --> 00:23:11.684
از کجا آموختي چنين سخن بگويي ؟

00:23:11.851 --> 00:23:14.103
...مـن -
.بگذار تو را ببينم، کلاهت را بر کن -

00:23:14.103 --> 00:23:18.566
آيا شما جناب شکسپير هستيد ؟ -
!همانجا بمان! همانجا بمان -

00:23:31.454 --> 00:23:35.041
ويل، صفحه‌هاي ما کجاست ؟ -
آن پسر کجاست ؟ -

00:23:38.086 --> 00:23:41.130
!مـ مـ مـوفق باشيد

00:23:44.843 --> 00:23:47.762
آقا، مي‌خواهيد پرتغال شيرين مرا بخريد ؟

00:24:06.573 --> 00:24:07.866
!هـي

00:24:25.884 --> 00:24:28.303
!کسي آماده است ؟ به آن سوي رودخانه

00:24:29.554 --> 00:24:32.849
!آن قايق را تعقيب کن -
.هر چه شما بگوييد، ارباب -

00:24:37.979 --> 00:24:40.982
.چهره‌ات را مي‌شناسم
هنرپيشه‌اي ؟

00:24:41.065 --> 00:24:44.444
.بله -
.آري، به گمانم شما را در نقشي ديده‌ام -

00:24:44.444 --> 00:24:47.405
.در مورد يک شاه بود -
واقعاً ؟ -

00:24:47.530 --> 00:24:51.075
يک بار کريستوفر مارلو را
.در قايقم سوار کردم

00:25:02.795 --> 00:25:06.508
آن خانه را مي‌شناسي ؟ -
.سِر روبرت دُ لِسپس -

00:25:16.768 --> 00:25:20.647
او کجاست ؟
!ميهمانمان دارند مي‌رسند

00:25:20.688 --> 00:25:24.567
،لرد وسکس، نيز
.توقع يک تازه عروس را دارد

00:25:24.651 --> 00:25:27.654
.امشب شوهرم آن را تثبيت (علني) خواهد داشت

00:25:27.737 --> 00:25:30.281
(پايکوبان، مسجّل (کامل
.و مجلل

00:25:30.281 --> 00:25:33.493
...فردا او مرا به خارج از کشور مي‌برد

00:25:33.576 --> 00:25:38.456
و آن سه هفته صرف خواهد شد
.پيش از آنکه ما به املاکمان باز گرديم

00:25:39.332 --> 00:25:41.751
.مادر، خداوند شما را حفظ کند

00:25:41.835 --> 00:25:44.754
!آب گرم، پرستار

00:25:48.007 --> 00:25:49.843
.من در پي جناب توماس کنت هستم

00:25:49.843 --> 00:25:51.803
چه کسي، آقا ؟ -
.آن بازيگر -

00:25:51.845 --> 00:25:54.264
که او را مي‌خواهد ؟ -
.ويل شکسپير -

00:25:54.264 --> 00:25:57.392
."شاعر، نمايشنامه‌نويس "رُز

00:25:57.475 --> 00:25:58.768
...جناب کنت

00:25:58.852 --> 00:26:01.938
.برادرزاده‌ي من است

00:26:02.021 --> 00:26:03.940
.منتظر خواهم ماند

00:26:04.023 --> 00:26:06.442
.منتظر ماندن بي‌فايده است برايتان

00:26:09.863 --> 00:26:12.115
<i>...رومئو مونتاگيو"</i>

00:26:12.198 --> 00:26:14.158
<i>."مرد جواني اهل ورونا</i>

00:26:14.200 --> 00:26:16.119
ورونا دوباره ؟

00:26:16.202 --> 00:26:18.204
<i>...يک کمدي از اختلاف و نزاع دو خانواده‌</i>

00:26:18.204 --> 00:26:20.540
<i>که باز با يکديگر پيوند مي‌يابند با پي بردن"
...به اينکه رومئو
</i>

00:26:20.540 --> 00:26:23.042
<i>دقيقاً همان پسر عموي"
...خانواده‌ي کاپولت است</i>

00:26:23.042 --> 00:26:26.921
<i>که از گهواره دزديده شده و توسط
...مادر خانواده‌ي مونتاگيو به فرزندي پذيرفته مي‌شود
</i>

00:26:26.921 --> 00:26:31.384
<i>که فرزند خودش"
".توسط شاه دزدان دريايي ربوده شده</i>

00:26:31.467 --> 00:26:33.469
...مادرت و پدرت

00:26:33.469 --> 00:26:36.472
،از فردا
.در کشور حاضر نيستند براي سه هفته

00:26:37.682 --> 00:26:39.809
آيا جناب شکسپير خوش‌قيافه نيست ؟

00:26:39.809 --> 00:26:42.437
.او بيشتر به يک حقه‌باز شبيه است -
!اه، پرستار -

00:26:42.478 --> 00:26:45.899
او به "توماس کنت" زندگي
.مورد آرزوي "ويولا دُ لسپس" را خواهد بخشيد

00:26:45.982 --> 00:26:48.484
،بانوي من، ‌هنگامي که والدين‌تان بازگردند
.به آنها خواهم گفت

00:26:48.484 --> 00:26:50.403
.تو نخواهي گفت

00:26:50.486 --> 00:26:52.822
...چرا که من ترا دوست دارم و تو مرا

00:26:52.822 --> 00:26:57.202
سينه‌ام را خواهي بست
.و برايم کلاه‌گيسي پسرانه مي‌خري

00:27:02.498 --> 00:27:05.960
جناب پلام،‌ اينجا چه کار مي‌کنيد ؟ -
.کسب معاش، ويل -

00:27:05.960 --> 00:27:08.129
.براي رقص مي‌نوازيم

00:27:27.357 --> 00:27:30.860
.به دنبال جناب توماس کنت هستم -
.نوازندگان نمي‌خورند -

00:27:31.027 --> 00:27:33.112
.اوامر آقاي رابرت

00:27:33.321 --> 00:27:35.907
...سرورم، او ملکه‌ي وجاهت است

00:27:35.907 --> 00:27:38.493
گويي که پادشاهي را در ازاي مهري از درخت جوز
.به کليسا مي‌برد

00:27:38.535 --> 00:27:42.372
کشت‌زارهاي من در ويرجينيا
.براي درخت جوز گرو گذاشته نمي‌شوند

00:27:42.455 --> 00:27:45.041
من نام و شهرتي کهن دارم
...که تو را به افتخار مي‌رساند

00:27:45.041 --> 00:27:47.043
.زماني که نوه‌ات يک "وسِکس" است
(نام خاندان سلطتنتي انگلستان تا سده‌ي دهم ميلادي)

00:27:47.043 --> 00:27:49.379
او زادآور است ؟ -
.آه، خواهد زاد -

00:27:49.379 --> 00:27:53.550
.اگر چنين نشد، او را باز فرستيد -
حرف‌شنو است ؟ -

00:27:53.591 --> 00:27:57.262
.همچون هر قاطري در دوره‌ي مسيح
...ولي چنانچه شما مردي باشيد که بر او سوار شويد

00:27:57.345 --> 00:28:00.431
.ياقوت‌هايي‌اند در خورجين

00:28:00.849 --> 00:28:02.642
.از او خوشم مي‌آيد

00:28:22.537 --> 00:28:26.708
.با تمام ستارگان در آسمان
او کيست ؟

00:28:26.791 --> 00:28:30.253
ويولا دُ لِسپس ؟
.به رؤيا بپرداز، ويل

00:29:08.666 --> 00:29:10.835
.جناب شکسپير

00:29:17.592 --> 00:29:20.512
.ويولا، بانوي من -
.سرورم -

00:29:20.970 --> 00:29:23.348
.با پدرتان سخن نمودم

00:29:23.473 --> 00:29:26.809
چنين، سرورم ؟
.من هر روز با وي سخن مي‌گويم

00:29:44.285 --> 00:29:46.079
.آقاي عزيز

00:29:47.247 --> 00:29:49.832
.شنيدم شاعر بوديد

00:29:53.086 --> 00:29:55.463
شاعري بي‌واژگان ؟

00:30:00.927 --> 00:30:02.679
شاعر ؟

00:30:03.096 --> 00:30:07.058
تا کنون شاعر بودم، اما
...حُسني را مشاهده نموده‌ام که

00:30:07.058 --> 00:30:10.979
اشعارم را هم‌داستان با
.کلاغان سخن‌گوي در برج تعبير مي‌نمايد

00:30:11.020 --> 00:30:13.898
چگونه توهين نمودم، سرورم ؟ -
.با طمع دوختن بر دارايي من -

00:30:13.898 --> 00:30:16.734
،نمي‌توانم در سرايش خوني بريزم
...ولي گلويت را خواهم بريد

00:30:16.776 --> 00:30:19.153
.بزودي
ترا نامي هست ؟

00:30:19.529 --> 00:30:22.031
،کريستوفر مارلو
.در خدمت‌گذاري حاضرم

00:30:36.264 --> 00:30:48.558
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها و سريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net ::.</c>

00:30:48.641 --> 00:30:51.561
.مردي جوان از ورونا

00:30:51.644 --> 00:30:54.397
.نمايشي کمدي از ويليام شکسپير

00:30:54.480 --> 00:30:57.567
! بانوي من -
آنجا کيست ؟ -

00:30:58.651 --> 00:31:01.070
.ويل شکسپير -
! خانم -

00:31:01.863 --> 00:31:04.324
،الان مي‌آيم، پرستار
.الان مي‌آيم

00:31:04.824 --> 00:31:08.786
جناب شکسپير ؟ -
.آري، افسوس -

00:31:08.828 --> 00:31:11.539
اما چرا افسوس ؟ -
.بازيگري فرومايه -

00:31:11.581 --> 00:31:15.418
افسوس براستي، زيرا که ترا
...برترين شاعر بزرگ خويش مي‌پنداشتم

00:31:15.418 --> 00:31:18.171
و نويسنده‌ي نمايشنامه‌هايي
.که قلب مرا تسخير مي‌کند

00:31:18.171 --> 00:31:20.590
.من هم اويم -
! خانم -

00:31:20.673 --> 00:31:23.593
! الان مي‌آيم
.باز بر مي‌گردم

00:31:25.178 --> 00:31:28.806
.آه، من بازيچه‌ي بخت (سرنوشت) هستم
.براي آن کيفر خواهم ديد

00:31:31.643 --> 00:31:33.561
!آه، بانوي من، اي عشق من

00:31:34.604 --> 00:31:36.731
.اگر ترا اينجا بيابند، ترا خواهند کشت

00:31:36.773 --> 00:31:40.610
.مي‌تواني با يک اشاره آنها را بياوري -
! آه، هرگـز -

00:31:40.610 --> 00:31:43.780
! خانم -
! الان مي‌آيم -

00:32:42.881 --> 00:32:44.799
<i>! اگر مردي شمشير بکش</i>

00:32:44.841 --> 00:32:46.926
<i>،گرگوري
.ضربه‌هاي سهمگين و صدادار خود را فراموش مکن</i>

00:32:46.968 --> 00:32:50.388
<i>،احمق‌ها، جدا شويد! شمشير را غلاف کنيد
! نمي‌دانيد چه مي‌کنيد</i>

00:32:50.388 --> 00:32:53.391
به نيکي آغاز مي‌شود، سپس همه‌‌ي آن
.مملو از تيرگي و ملالت در مورد رزالين است

00:32:53.433 --> 00:32:56.352
ويل، کمدي کجاست ؟
سگ کجاست ؟

00:32:56.352 --> 00:32:57.854
گمان مي‌بري خنده‌دار است ؟

00:32:57.896 --> 00:33:01.357
.من شاه دزدان دريايي بودم، حال يک پرستارم
.اين خنده‌دار است

00:33:01.399 --> 00:33:04.402
ما 6 مرد کم داريم، و آنان
...که داريم ياوه‌گوياني سراسر با استعداد خواهند شد

00:33:04.402 --> 00:33:06.529
و الکن‌هايي که بايد به کوچه‌ها پس
.فرستاده شوند

00:33:06.613 --> 00:33:08.823
،رومئوي من مرا نوميد مي‌کند
.فاجعه را مي‌نگرم

00:33:08.823 --> 00:33:11.451
،چهار پرده کم داريم
.اگر در پي فاجعه هستي

00:33:11.451 --> 00:33:14.287
! قربان -
تو که هستي، آقا ؟ -

00:33:14.537 --> 00:33:17.123
.من اتل هستم، قربان، دختر دزد دريايي

00:33:17.707 --> 00:33:20.168
! لعن گردم اگر تو باشي

00:33:21.836 --> 00:33:23.588
.توجه‌تان، لطفاً

00:33:23.630 --> 00:33:27.050
!آقايان، سپاس‌گذارم -
.در خدمت هستيم -

00:33:27.133 --> 00:33:29.802
اين کيست ؟ -
.هيچکس، او نويسنده است -

00:33:29.802 --> 00:33:32.889
.قصد داريم دست به سفري بزرگ زنيم

00:33:32.972 --> 00:33:36.434
اين معمول است که در روز نخست
.به سخنراني بپردازند

00:33:36.476 --> 00:33:38.978
،ضرر ندارد
.نويسندگان اين کار را دوست دارند

00:33:38.978 --> 00:33:42.398
مي‌خواهيد بدانيد چه نقش‌هايي را
...دريافت مي‌کنيد. همه چيز معين خواهد شد وقتي ما

00:33:42.398 --> 00:33:44.317
.من اين کار را مي‌کنم

00:33:44.400 --> 00:33:46.819
.اينک به من گوش بدهيد، شما پس‌ماندگان

00:33:46.903 --> 00:33:48.905
...با يک پني مي‌توان 10 بازيگر پيدا کرد

00:33:48.905 --> 00:33:53.326
،"و من، "هيو فنيمن
.شما را در دستان خويش کنترل مي‌کنم

00:33:53.535 --> 00:33:54.994
! مرحبا

00:33:55.078 --> 00:33:58.665
مردان درياسالار
! به خانه بازگشته‌اند

00:33:58.748 --> 00:34:00.750
! هورا

00:34:01.709 --> 00:34:02.794
! نـِد

00:34:04.170 --> 00:34:07.090
! هنسلو

00:34:07.173 --> 00:34:09.092
.کنت! از ديدنتان خوشحالم

00:34:13.304 --> 00:34:14.681
کيست اين ؟

00:34:14.764 --> 00:34:17.225
! خموش، تو اي سگ

00:34:18.226 --> 00:34:20.228
.من "هيرونيمو" مي‌باشم

00:34:20.854 --> 00:34:24.607
.من "تامبورلين" (تيمور لنگ، عنوان نمايشنامه‌هايي از مارلو) هستم
.من "فاستوس" هستم

00:34:24.649 --> 00:34:29.445
،من "باراباس" هستم
.يهود مالت

00:34:31.072 --> 00:34:33.491
،آه، آري، جناب ويل
.من "هنري ششم" ام

00:34:34.158 --> 00:34:37.537
،نمايشنامه چيست
و نقش من کدام ؟

00:34:37.620 --> 00:34:40.081
...اه، يک لحظه، قربان -
تو کِـه‌اي ؟ -

00:34:41.124 --> 00:34:44.919
.من... امـ... پول هستم

00:34:44.919 --> 00:34:48.131
،پس شايد بر جاي بماني
.تا زماني که خاموش باشي

00:34:48.214 --> 00:34:52.051
به دقت گوش فرا ده، خواهي ديد
.چگونه نبوغ افسانه مي‌آفريند

00:34:52.093 --> 00:34:54.512
.سپاسگزارم، قربان -
...ما نيازي مبرم -

00:34:54.512 --> 00:34:57.807
.به يک "مرکوتيو" داريم، نِد -
.نجيب‌زاده‌ي جواني از ورونا

00:34:57.891 --> 00:34:59.893
و عنوان اين قطعه‌ي نمايشنامه ؟ -
."مرکوشيو" -

00:34:59.893 --> 00:35:01.227
قبول است ؟

00:35:02.562 --> 00:35:04.480
.او را بازي مي‌کنم

00:35:06.191 --> 00:35:09.110
،آقاي پوپ، آقاي فيليپ
.خوش آمديد

00:35:09.194 --> 00:35:11.154
،جورج برايان
.جيمز آرميتاژ

00:35:11.154 --> 00:35:13.406
! سام، زيباي من

00:35:13.990 --> 00:35:17.160
حاضري دگربار در دام عشق بيفتي ؟ -
.آري، جناب شکسپير -

00:35:17.243 --> 00:35:19.454
،صدايت
افت يافته‌اند ؟

00:35:19.537 --> 00:35:21.915
،نه! نه
.تنها اندکي سرماخوردگي

00:35:22.040 --> 00:35:26.753
،جناب هنسلو، بازيگران‌تان را داريد
.بجز توماس کنت را

00:35:26.836 --> 00:35:29.297
.تيمور لنگ" او را ديدم، حتماً مي‌داني"

00:35:29.380 --> 00:35:31.382
.شگف‌انگيز بود -
.بله، آنرا ديدم -

00:35:31.382 --> 00:35:33.384
.طبيعي است، با يک چنين نويسندگي قدرتمندي

00:35:33.384 --> 00:35:36.054
.آنجا هيچکس همانند مارلو نيست

00:35:49.609 --> 00:35:51.611
.طالعت نکو‌تر خواهد گشت، پسر

00:35:51.611 --> 00:35:53.154
.من در نمايشي بودم

00:35:53.446 --> 00:35:56.574
.آنها در "تايتوس آندرونيکوس" سرم را بريدند
(خونين‌ترين نمايشنامه‌ي تراژديِ شکسپير)

00:35:56.616 --> 00:35:59.661
،هرگاه نمايشنامه‌هايي بنويسم
.شبيه "تايتوس" خواهند بود

00:35:59.744 --> 00:36:01.204
آن را مي‌پسندي ؟

00:36:01.287 --> 00:36:03.456
...لذت مي‌برم هنگامي که سرها را مي‌برند

00:36:03.456 --> 00:36:06.376
.و اندام‌هاي دختر با چاقوان قطع مي‌شوند

00:36:06.459 --> 00:36:09.254
نامت چيست ؟ -
.(جان وبستر (بعدها از درام‌نويسان بزرگ هم‌عصر شکسپير -

00:36:09.671 --> 00:36:10.630
.بيا، پيشي، پيشي

00:36:15.552 --> 00:36:17.303
.خون بسيار فراوان

00:36:17.387 --> 00:36:19.264
.نويسندگي فقط آن است

00:36:20.431 --> 00:36:22.767
.بايد باز گردم

00:36:22.809 --> 00:36:25.812
<i>.نگاه کنيد، دارد مي‌آيد
.پس خواهش مي‌کنم شما کنار بايستيد</i>

00:36:25.854 --> 00:36:28.022
<i>اگر ناديده‌ام نگيرد
.به رازش پي خواهم برد</i>

00:36:28.064 --> 00:36:31.651
<i>در اين صورت حضورت مايه‌ي خوشحالي‌ست
...تا صادقانه نزد تو اعتراف کند، بيا، خانم</i>

00:36:31.693 --> 00:36:32.986
.فعلاً دور او را خط بزنيد

00:36:32.986 --> 00:36:34.362
چه ؟ که ؟ -
.رومئو -

00:36:34.362 --> 00:36:36.364
.آن که با نامه‌ات آمده -
چه ؟ -

00:36:36.364 --> 00:36:37.991
<i>.صبح بخير، عموزاده</i>

00:36:38.032 --> 00:36:41.619
<i>آيا هنوز اوايل صبح است ؟ -
.زنگ ساعت 9 تازه نواخته شد -</i>

00:36:41.703 --> 00:36:43.872
<i>،عجب
.ساعات اندوه‌بار چه دير مي‌گذرند
</i>

00:36:43.913 --> 00:36:46.416
<i>چه اندوهي
ساعات ترا به درازا مي‌کشاند ؟
</i>

00:36:46.457 --> 00:36:49.252
<i>نداشتن آنچه که داشتنش
.آنها را کوتاه مي‌ساخت</i>

00:36:49.294 --> 00:36:50.128
!خوب است

00:36:50.170 --> 00:36:51.754
<i> عاشقي ؟ -
.محروم -</i>

00:36:51.754 --> 00:36:55.633
<i>از عشق ؟ -
.محروم از توجه کسي که در بند عشقش اويم-</i>

00:36:55.675 --> 00:36:58.344
.نه، نه، همه را با هم مپرداز

00:36:59.429 --> 00:37:01.181
.چشم، قربان

00:37:01.222 --> 00:37:03.933
منظور مرا مي‌فهمي ؟ -
.خير، قربان -

00:37:04.767 --> 00:37:07.353
تو در مورد باري سخن مي‌گويي
.که ما هرگز حتي نمي‌بينيم

00:37:07.353 --> 00:37:10.690
چه در چنته‌اش باقي خواهد بود
هنگامي که او با ژوليت‌ ملاقات نمايد ؟

00:37:10.690 --> 00:37:12.775
ژوليت ؟ منظورت اتل است ؟ -
! تو را به خدا سوگند  -

00:37:12.775 --> 00:37:16.196
آيا من هستم که از اين رشته‌ي پيوسته‌ي
انقطاع رنج مي‌برد ؟

00:37:17.780 --> 00:37:22.952
،در پرده‌ي دو چه خواهد کرد
زماني که عشق زندگي خويش را مي‌يابد ؟

00:37:22.952 --> 00:37:27.207
.خيلي متأسفم، قربان
.من پرده‌ي دو را نديده‌ام

00:37:28.333 --> 00:37:32.378
،البته که نديده‌اي
.آن را ننوشته‌ام، بار ديگر برويد

00:37:33.546 --> 00:37:36.716
،ويل
مرکوشيو کجاست ؟

00:37:36.799 --> 00:37:39.802
محبوس و محفوظ در اينجا، صحنه را
.به حفاظت تو مي‌سپارم، ند

00:37:39.802 --> 00:37:41.721
.غزلي براي سرودن دارم

00:37:41.804 --> 00:37:43.890
غزل ؟
! منظورت نمايشنامه است

00:37:48.061 --> 00:37:53.775
<i>،براي بانو ويولا دُ لسپس"
به دست توماس کنت</i>

00:37:54.526 --> 00:37:58.071
<i>آيا بايد ترا با يک روز گرم تابستاني مقايسه بنمايم ؟"</i>

00:37:58.112 --> 00:38:01.491
<i>.تو دلفريب‌تر و دلنوازتر هستي"
</i>

00:38:03.493 --> 00:38:06.538
<i>بادهاي نابهنجار آشفته مي‌سازند"
"...شکوفه‌هاي دلارام مِي را
(درخي از تيره‌ي گلسرخيان که اوايل بهار گل مي‌دهد) </i>

00:38:06.579 --> 00:38:08.581
! دو ساعت براي دعا

00:38:08.665 --> 00:38:12.710
.بانو ويولا ديندار است، سرورم -
!دينداري مربوط به يکشنبه است -

00:38:12.752 --> 00:38:15.839
،و دو ساعت دعا خداپرستي نيست
.خودستايي است

00:38:15.880 --> 00:38:18.341
.شايد بهتر باشد که فردا باز گرديد، سرورم

00:38:18.341 --> 00:38:21.177
شايد بهتر باشد که به او بگوييد
...به ارباب و سرور 6 روزه‌ي خويش

00:38:21.219 --> 00:38:24.305
.کمي احترام و نزاکت بيشتري نشان دهد

00:38:27.141 --> 00:38:28.226
.اِمــم

00:38:34.399 --> 00:38:35.859
! بانوي من ويولا

00:38:35.942 --> 00:38:39.237
،لرد وسکس
.منتظر مانديد

00:38:39.237 --> 00:38:40.363
.از آن آگاهم

00:38:41.614 --> 00:38:43.992
.ولي اين امتياز زيبايي‌ است

00:38:44.284 --> 00:38:45.702
.تمجيد مي‌کنيد، سرورم

00:38:45.785 --> 00:38:49.539
.خير، من با ملکه سخن نمودم

00:38:50.039 --> 00:38:53.626
موافقت عليا حضرت ضروري است
...هنگامي که يک وسکس همسري بر مي‌گزيند

00:38:53.626 --> 00:38:55.420
،و يکبار که داده شود
.رضايت او فرمان اوست

00:38:55.461 --> 00:38:57.964
قصد ازدواج داريد، سرورم ؟

00:38:58.047 --> 00:39:02.802
،پدرتان بايد نيک‌تر شما را آگاه مي‌ساخت
.وي مرا برايتان تطميع نموده

00:39:03.595 --> 00:39:07.974
او از املاکش باز مي‌گردد تا ما را
.در نکاح هم ببيند دو هفته‌ي ديگر بعد از شنبه

00:39:07.974 --> 00:39:10.643
.مي‌توانيد شادي خويش را ابراز کنيد

00:39:11.728 --> 00:39:14.647
.ولي من شما را دوست ندارم، سرورم

00:39:14.731 --> 00:39:17.483
در اين باره‌ چگونه مي‌انديشي ؟

00:39:17.567 --> 00:39:20.028
.پدرت يک دکان‌دار بوده

00:39:20.028 --> 00:39:23.072
،فرزندانت سلاح بر دست مي‌گيرند
.و من اقبال و ثروت خويش را باز خواهم يافت

00:39:23.072 --> 00:39:25.283
.اين تنها موضوع مورد بحث امروز است

00:39:25.325 --> 00:39:26.910
.عاشق ويرجينيا خواهي شد

00:39:26.993 --> 00:39:29.579
ويرجينيا ؟ -
.آه، آري -

00:39:29.662 --> 00:39:32.749
،اقبال من در بستر کشت‌زارهايم خفته
.علف تنباکو

00:39:32.790 --> 00:39:36.461
براي تجهيز کشتي و به کار بستن
.سرمايه‌هايم به 4000 پاند نياز دارم

00:39:36.461 --> 00:39:39.380
.تصور مي‌کنم تنباکو مي‌تواند موفق باشد

00:39:39.464 --> 00:39:42.425
.مدت زيادي آنجا نخواهيم ماند، ‌3 يا 4 سال

00:39:44.052 --> 00:39:46.930
ولي چرا من ؟ -
.علتش چشمانت بود -

00:39:48.223 --> 00:39:50.058
.نه، ‌لبانت

00:40:00.610 --> 00:40:03.613
مي‌خواهي از پدر
و ملکه‌ات سرپيچي کني ؟

00:40:03.613 --> 00:40:05.615
آيا ملکه موافقت کرده ؟

00:40:05.615 --> 00:40:07.534
.او مي‌خواهد از تو جويا شود

00:40:07.617 --> 00:40:10.203
.روز يک‌شنبه به گرينويچ بيا

00:40:10.286 --> 00:40:16.626
،مطيع، مؤدب
.قدردان و موجز باش

00:40:18.127 --> 00:40:21.214
.من تکليفم را انجام خواهم داد، سرورم

00:40:25.802 --> 00:40:30.557
<i>،جناب ويل"
...محبوب‌ترين شاعر در نزد قلبم</i>

00:40:30.640 --> 00:40:34.561
<i>تمنا دارم از شما
.مرا از تعلق خويشتن برانيد</i>

00:40:34.644 --> 00:40:37.897
<i>من مي‌خواهم با لرد وسکس ازدواج ‌کنم</i>

00:40:38.982 --> 00:40:41.401
<i>...به تکليف يک دختر</i>

00:40:41.484 --> 00:40:43.903
<i>".و امر ملکه</i>

00:41:05.091 --> 00:41:09.262
.آقايان عقب صحنه، خانم‌ها جلوي صحنه

00:41:11.222 --> 00:41:14.851
.آقايان عقب صحنه، خانم‌ها جلوي صحنه

00:41:14.934 --> 00:41:18.188
آيا شما خانم هستيد آقاي کنت ؟

00:41:18.271 --> 00:41:20.023
.خيلي متأسفم، قربان

00:41:22.609 --> 00:41:25.528
.يک بار ديگر بايد انجام دهيم

00:41:26.863 --> 00:41:29.282
تو ديالوگ را دوست نداري ؟

00:41:29.365 --> 00:41:31.367
.نه، ديالوگ عالي است

00:41:31.367 --> 00:41:35.038
<i>آه، پس فهميدم ملکه‌ي پريان
.با تو بوده است
</i>

00:41:35.121 --> 00:41:37.373
.عالي و با طول خوب

00:41:37.457 --> 00:41:41.836
ولي سپس محو مي‌شود
.به درازاي يک کتاب مقدس

00:41:43.004 --> 00:41:45.215
.در آنجا،‌ تو اين جنگ تن به تن را داري

00:41:45.298 --> 00:41:49.177
زد و خورد واژگان و شمشيرها
.نه همچونان که هرگز نوشته‌ام، و نه کس ديگري

00:41:49.177 --> 00:41:54.224
او با چنين سوز و شعري
.مي‌ميرد آنچان که هرگز نشنيدي

00:41:54.307 --> 00:41:57.060
<i>! لعنت به هر دو خاندان شما باد</i>

00:42:02.607 --> 00:42:04.442
مي‌ميرد ؟

00:42:07.529 --> 00:42:09.989
!!آخ -
! ويـل -

00:42:10.114 --> 00:42:12.075
صفحه‌هاي من کجاست ؟

00:42:24.295 --> 00:42:26.256
نامه‌ام را به او رساندي ؟

00:42:27.549 --> 00:42:30.093
!و اين براي شماست

00:42:43.022 --> 00:42:46.276
.آه، توماس، او رشته‌هايم را گسسته

00:42:47.735 --> 00:42:49.612
...من تهي‌ گشته از روح

00:42:49.737 --> 00:42:52.824
...بند از بند جدا شده (درست‌نشدني) و نابود گشته‌ام

00:42:52.907 --> 00:42:54.784
.همچون عروسکي خيمه شب‌بازي

00:42:54.909 --> 00:42:57.620
نويسنده‌، درست است ؟ -
!قايقت را پارو بزن -

00:42:57.829 --> 00:43:01.541
.به من گفته دور بمانم
! مي‌خواهد با لرد وسکس ازدواج کند

00:43:01.583 --> 00:43:03.001
چکار بايد بکنم ؟

00:43:03.251 --> 00:43:05.587
،اگر او را دوست داريد
.بايد کاري را که مي‌خواهد بکنيد

00:43:05.628 --> 00:43:08.756
و قلب او و خودم را بشکنم ؟ -
.تنها از قلب خود مي‌توانيد آگاه باشيد -

00:43:08.756 --> 00:43:12.177
.او مرا دوست دارد، توماس -
چنين مي‌گويد ؟ -

00:43:12.177 --> 00:43:15.763
نه، با اين وجود هر جا با جوهر نگاشته
.آن را با اشک‌هايي روان ساخته

00:43:15.763 --> 00:43:19.142
هنگامي که اين را به تو داد مي‌گريست ؟ -
...اِه -

00:43:19.267 --> 00:43:22.562
.نامه‌اش بوسيله‌ي پرستار به دستم رسيد -
عمه‌ات ؟ -

00:43:22.687 --> 00:43:24.439
.آري، عمه‌‌ام -

00:43:25.565 --> 00:43:27.942
.اما شايد قدري گريسته باشد

00:43:30.236 --> 00:43:32.488
.ويل، به من بگو چگونه او را دوست داري

00:43:32.572 --> 00:43:36.576
.همچو دردي و درمان آن با هم

00:43:37.327 --> 00:43:38.870
.آه، آري

00:43:38.953 --> 00:43:41.331
.همچو باران و خورشيد

00:43:41.414 --> 00:43:44.000
.همچو سرما و گرما

00:43:45.126 --> 00:43:47.545
آيا خانمت زيباست ؟

00:43:48.296 --> 00:43:52.592
،از وقتي که از بيرون شهر به اينجا آمدم
.او را از نزديک نديده‌ام

00:43:52.675 --> 00:43:55.595
...به من بگو، آيا
آيا زيباست ؟

00:43:55.678 --> 00:43:59.474
توماس،‌ اگر مي‌توانستم
...با زيبايي چشمانش بنويسم

00:43:59.474 --> 00:44:03.520
به دنيا مي‌آمدم تا در آنها بنگرم
.و خودم را بشناسم

00:44:04.938 --> 00:44:07.440
و.. و لب‌هايش ؟
لبانش ؟ -

00:44:07.482 --> 00:44:11.861
گل‌سرخِ ابتداي سپيده‌دم بر شاخه
.پژمرده مي‌شد اگر مي‌توانست حسد ورزد

00:44:11.861 --> 00:44:14.614
،و صدايش
چون آواي چکاوک ؟

00:44:14.614 --> 00:44:17.617
.ژرف‌تر، لطيف‌تر
.نه همچو هيچيک از چکاوکان چهچه‌زن تو

00:44:17.617 --> 00:44:21.287
بلبلان را از بوستانش دور مي‌کردم
.پيش از آنکه نغمه‌اش را بر هم زنند

00:44:21.287 --> 00:44:23.957
آه، آواز نيز مي‌خواند ؟ -
.همواره -

00:44:24.040 --> 00:44:27.502
.بدون استثناء، و عود مي‌نواخت
.او گوشي طبيعي داشت

00:44:27.502 --> 00:44:29.546
.و سينه‌اش

00:44:29.629 --> 00:44:33.675
سينه‌‌اش را ياد نمودم ؟ -
درباره‌ي سينه‌اش چه ؟ -

00:44:33.758 --> 00:44:36.386
...آه، توماس، يک جفت سيب گلگون

00:44:36.386 --> 00:44:39.389
به همان گردي و نايابي
.سيب‌هاي زرين

00:44:39.430 --> 00:44:42.475
به نظرم بانويم حق دارند
.عشق شما را دور نگاه دارند

00:44:42.475 --> 00:44:45.979
چگونه با آن مي‌توانست کنار شما
...زندگي کند

00:44:45.979 --> 00:44:48.857
...حال آنکه چشمان و لبان و صدايش

00:44:48.857 --> 00:44:51.860
.شايد زيباتر از مال من نباشند

00:44:51.901 --> 00:44:55.405
وانگهي،‌ آيا مي‌تواند... مي‌تواند زني
...از خانواده‌ي ثروتمند و اشراف‌زاده

00:44:55.405 --> 00:44:59.117
با ميل عاشق شاعر
و هنرپيشه‌اي ساحل‌نشين گردد ؟

00:44:59.117 --> 00:45:01.411
.آري، به خدا

00:45:01.494 --> 00:45:04.330
عشق چيزي از
.اعيان‌‌نشيني يا حاشيه‌نشيني نمي‌داند

00:45:04.330 --> 00:45:07.584
آن ميان شهبانو و ولگردي فقير
...(که نقش شاه را بازي مي‌کند، اخگر خواهد ‌افگند (زاده مي‌شود

00:45:07.584 --> 00:45:10.086
...بر هر دو واجب است عشق‌شان را اعتراف کنند

00:45:10.086 --> 00:45:12.839
و چنانچه آن را انکار نمايند
.استحقاق زندگي نخواهند داشت

00:45:12.839 --> 00:45:15.925
پس به بانويم بگو، ويليام شکسپير
.در باغ منتظر اوست

00:45:15.925 --> 00:45:17.844
اما لرد وسکس چه ؟

00:45:17.927 --> 00:45:21.347
در ازاي بوسه‌اي هزار وسکس
.را به مبارزه مي‌طلبم

00:45:29.272 --> 00:45:31.274
.آه، ويل

00:45:32.358 --> 00:45:34.360
.ممنون، بانوي من

00:45:36.362 --> 00:45:37.864
بانـو ؟

00:45:37.989 --> 00:45:41.367
،ويولا دُ لسپس
.از وقتي بالا بود شناختمش

00:45:41.743 --> 00:45:44.204
.بچه‌ گول نمي‌خورد

00:45:45.663 --> 00:45:49.959
،فکرش را هم نمي‌کني
.من براي خودم کمي نويسنده هستم

00:45:50.043 --> 00:45:52.712
.خواندنش برايت وقت زيادي نمي‌برد

00:45:52.712 --> 00:45:55.423
!گفتم شايد کتاب‌فروشي‌هايي را بشناسي

00:46:04.015 --> 00:46:06.017
آيا مي‌تواني عاشق آدمي ساده‌‌ شوي ؟

00:46:06.017 --> 00:46:08.811
آيا مي‌تواني عاشق هنرپيشه‌اي شوي ؟

00:46:16.736 --> 00:46:19.197
! صبر کن
...تو تا کنون دوشيزه هستي

00:46:19.197 --> 00:46:22.408
و شايد در اشتباه باشم
.همچنان که در مورد توماس کنت اشتباه نمودم

00:46:22.408 --> 00:46:25.245
آيا تو خالق نمايشنامه‌هاي ويليام شکسپير هستي ؟

00:46:25.245 --> 00:46:26.829
.هستم

00:46:26.913 --> 00:46:29.832
،پس باز مرا ببوس
.چون من اشتباه نگرفته‌ام

00:46:42.887 --> 00:46:45.807
.نمي‌دانم چگونه از مردي لباس بر کنم

00:46:45.890 --> 00:46:47.892
.براي من نيز غير عادي است

00:48:01.799 --> 00:48:03.885
.برو
.برو

00:48:10.767 --> 00:48:12.977
.به اين نينديشيده بودم

00:48:14.270 --> 00:48:17.190
.اين از نمايش بهتر است

00:48:17.273 --> 00:48:19.817
.همين طور است

00:48:19.943 --> 00:48:22.320
.حتي نمايشنامه‌ي تو

00:48:24.447 --> 00:48:26.324
جداً ؟

00:48:27.659 --> 00:48:30.203
.و تنها تجربه‌ي نخست من

00:48:46.761 --> 00:48:48.638
.ويـل

00:48:51.057 --> 00:48:53.434
.نبايد مرا ترک کني

00:48:53.560 --> 00:48:55.520
.بايد بروم

00:48:55.770 --> 00:48:57.772
.نگاه کن رنگ از پنجره باخته

00:48:57.772 --> 00:48:59.649
.نور مهتاب است

00:48:59.774 --> 00:49:02.610
.امــ، نه
.خروس بامداد مرا بيدار نمود

00:49:02.735 --> 00:49:05.822
.جغد بود
.به بستر بيا

00:49:07.907 --> 00:49:10.285
.آه، بگذار هنسلو منتظر بماند

00:49:12.245 --> 00:49:14.122
آقاي هنسلو ؟

00:49:14.247 --> 00:49:16.666
.امــ، بگذار به جهنم رود بخاطر برگه‌هايش

00:49:16.749 --> 00:49:18.626
.آه، نه، نه، نه

00:49:18.751 --> 00:49:21.629
فرصت هست، امــ
.هنوز تاريک است

00:49:21.754 --> 00:49:24.716
.خروس به ما چنين خبر مي‌دهد که روز فرا رسيده -
.جغد بود -

00:49:24.757 --> 00:49:27.343
...به من اعتماد کن، عشق من، جغد بود

00:49:28.469 --> 00:49:31.890
مي‌خواهي امروز ما بازيگران را
بدون صحنه‌اي براي باز خواندن رها نمايي ؟

00:49:35.768 --> 00:49:36.811
بانوي من ؟

00:49:36.936 --> 00:49:39.689
.خانه در جنب و جوش است
.روز جديدي است

00:49:40.773 --> 00:49:43.151
.دنياي جديدي است

00:49:43.276 --> 00:49:46.237
<i>،اي زائر عزيز
...به دستان خويش بيش از حد ستم روا مي‌داري</i>

00:49:46.279 --> 00:49:48.948
<i>که شريف و پارسا
.به سوي من آمده‌اند</i>

00:49:48.948 --> 00:49:52.243
<i>چرا که قديسان را دستاني است
...که دستان زائران را لمس مي‌کند</i>

00:49:52.243 --> 00:49:55.663
<i>،و وقتي دست‌ها يکديگر را لمس کردند
.حکم بوسه‌ي زوار مقدس را دارد</i>

00:49:55.747 --> 00:49:59.459
<i>آيا اشخاص مقدس
همچون زائرين خويش لب ندارند ؟</i>

00:49:59.542 --> 00:50:01.461
<i>.آري، زائر</i>

00:50:01.544 --> 00:50:03.963
<i>.دارند اما براي دعا </i>

00:50:04.047 --> 00:50:07.300
<i>،آه،‌ پس، اي مقدس عزيز
.بگذار لب‌ها جاي دست‌ها را بگيرند</i>

00:50:07.300 --> 00:50:09.219
<i>.آنها دعا کنند</i>

00:50:09.302 --> 00:50:12.722
<i>،تو نيز اجابت کن
.که مبادا ايمان به يأس تبديل شود</i>

00:50:12.805 --> 00:50:16.226
<i>،مقدسان قدم بر نمي‌دارند
.مگر براي اجابت دعا</i>

00:50:17.936 --> 00:50:21.189
.تو هستي -
!اين چه وضعش است -

00:50:22.440 --> 00:50:27.654
<i>پس حرکت مکن
.تا دعاي من مستجاب شود</i>

00:50:31.991 --> 00:50:35.411
<i>،اکنون با لبان تو
.از لبان من گناهم پاک شده</i>

00:50:35.495 --> 00:50:38.331
<i>،پس لبان من با گرفتن آن گناه
.گناهکار شده‌اند</i>

00:50:38.331 --> 00:50:43.169
<i>گناه از لبان من ؟ آه، چه بي‌حرمتي
.که بايد جبران شود. گناه مرا باز به من پس بده</i>

00:50:43.169 --> 00:50:45.797
! آري، آري
.امـ، لازم نيست کاملاً واقعي

00:50:45.880 --> 00:50:47.892
...بيش از اندازه است
.بگذار نشانت دهم

00:50:47.966 --> 00:50:50.927
<i>،پس لبان من با گرفتن آن گناه
.گناهکار شده‌اند</i>

00:50:51.010 --> 00:50:56.057
<i>گناه از لبان من ؟ آه، چه بي‌حرمتي
.که بايد جبران شود. گناه مرا باز به من پس بده</i>

00:51:01.771 --> 00:51:04.399
.تو در نوازش خبره شده‌اي -
!خوب، ويل -

00:51:04.399 --> 00:51:06.484
.چه خوب که تو اينجا بودي

00:51:06.568 --> 00:51:09.070
...چطور است من باقي نمايشنامه‌ي‌ ترا بنويسم -
! آري، آري -

00:51:09.070 --> 00:51:13.283
.اه، ادامه دهيد، حال پرستار
رالف کجاست ؟

00:51:13.575 --> 00:51:17.245
<i>خانم، مادر شما
.مايل است با شما سخني گويد</i>

00:51:19.038 --> 00:51:21.875
<i>مادرش کيست ؟ -
! عجب، اي جوان -</i>

00:51:21.875 --> 00:51:24.544
<i>،مادرش بانوي اين خانه است
...و بانويي خوب</i>

00:51:24.544 --> 00:51:26.754
<i>.و خردمند و عفيف</i>

00:51:26.838 --> 00:51:29.841
<i>من دخترش را که با او صحبت کردي
.پرستاري کردم
</i>

00:51:29.841 --> 00:51:34.596
<i>به شما مي‌گويم،‌ هر کس که صاحب او
.شود جواهري بدست آورده است</i>

00:51:34.637 --> 00:51:36.764
<i>آيا او از خانواده‌ي کاپولت است ؟</i>

00:51:36.848 --> 00:51:40.935
<i>! آه، اي سرنوشت
.زندگي من در گرو دشمن است</i>

00:51:40.935 --> 00:51:43.730
<i>،بيا برويم
.اين بدترين جاي قصه است</i>

00:51:43.813 --> 00:51:46.900
<i>،بلي، از همين مي‌ترسيدم
.تشويش من فزون شد</i>

00:51:48.067 --> 00:51:51.321
<i>.بيا اينجا، پرستار
آن آقا کيست ؟</i>

00:51:51.404 --> 00:51:53.865
<i>.پسر و وارث تيبريوي پير</i>

00:51:53.865 --> 00:51:56.201
.بگذار شب شود

00:51:56.242 --> 00:51:59.746
<i>آن يکي که دنبال اوست
و نمي‌رقصيد کيست ؟</i>

00:51:59.746 --> 00:52:02.498
<i>.نمي‌دانم -
.برو نامش را بپرس -</i>

00:52:03.917 --> 00:52:07.754
<i>اگر همسر گرفته باشد،‌ محتمل است
.قبر من حجله‌ي عروسي من شود
</i>

00:52:09.422 --> 00:52:10.840
.نه،‌ مرو

00:52:10.924 --> 00:52:12.842
.بايد بروم، بايد بروم

00:52:12.926 --> 00:52:16.179
<i>.تنها فرزند دشمن بزرگ شماست... -
.بسيار بد -</i>

00:52:16.262 --> 00:52:18.348
<i>!براستي... بسيار بد</i>

00:52:24.771 --> 00:52:29.692
<i>،بايد ساکت بود
.چه تلألويي از آن پنجره هويدا مي‌شود</i>

00:52:29.776 --> 00:52:34.572
<i>،آنجا مشرق است
.و ژوليت چون خورشيد جلوه مي‌کند</i>

00:52:34.656 --> 00:52:39.202
<i>،اي خورشيد زيبا، طلوع کن
...و ماه حسود را نابود ساز</i>

00:52:39.285 --> 00:52:42.288
<i>که هم‌اکنون بيمار
.و از غصه رنگش پريده است</i>

00:52:42.288 --> 00:52:46.835
<i>،و تو که نديمه‌ي او هستي
.هزار بار زيباتر از او جلوه مي‌کني</i>

00:52:46.918 --> 00:52:49.671
.آه، ويل -
.آري، برخي از آن گقتني است -

00:52:49.712 --> 00:52:52.632
<i>،اين معشوقه‌ي من است
! آه، اين عشق من است</i>

00:52:52.632 --> 00:52:55.468
<i>.آه، کاش مي‌دانست که عشق من است</i>

00:52:55.552 --> 00:52:59.138
<i>تلألوي گونه‌‌ي او
...آن ستارگان را خجل مي‌ساخت
</i>

00:52:59.222 --> 00:53:01.599
<i>".همان‌طور که نور آفتاب چراغ را شرمسار مي‌کند</i>

00:53:01.599 --> 00:53:04.811
<i>و چشمان او در آسمان
...چنان به آن فضاي وسيع
</i>

00:53:04.811 --> 00:53:07.397
<i>...پرتو مي‌افکند</i>

00:53:07.480 --> 00:53:11.609
<i>که پرندگان به تصور اينکه ديگر شب پايان يافته
.نغمه‌سرايي آغاز مي‌کردند
</i>

00:53:11.651 --> 00:53:15.864
<i>ببين چگونه گونه‌ي خود را
.به روي دست تکيه مي‌دهد</i>

00:53:15.947 --> 00:53:18.867
<i>...کاش من دستاري بر آن دست بودم</i>

00:53:18.950 --> 00:53:21.202
<i>.تا آن گونه را لمس مي‌کردم</i>

00:53:21.286 --> 00:53:22.453
<i>.افسوس،‌ مرا</i>

00:53:22.579 --> 00:53:26.541
<i>! آه، رومئو، ‌رومئو</i>

00:53:26.624 --> 00:53:29.210
<i>تو چرا رومئو هستي ؟</i>

00:53:29.294 --> 00:53:32.922
<i>...وجود پدر خويش را انکار کن -
.و نامت را نپذير -</i>

00:53:33.006 --> 00:53:35.925
<i>،يا،‌ اگر چنين نکني
...به عشق خود، به من سوگند ياد کن</i>

00:53:35.925 --> 00:53:38.678
<i>.و من ديگر نام کاپولت را کنار خواهم گذاشت</i>

00:53:38.761 --> 00:53:41.681
<i>،آيا باز هم گوش دهم
يا هم‌اکنون سخن گويم ؟</i>

00:53:42.849 --> 00:53:45.685
<i>تو کيستي
...که در پناه تاريکي شب
</i>

00:53:45.685 --> 00:53:48.396
<i>به راز من گوش فرا مي‌دهي ؟</i>

00:53:48.521 --> 00:53:51.774
<i>اسمي ندارم
.که بتوانم به تو بگويم کيستم
</i>

00:53:51.816 --> 00:53:56.571
<i>،اي وجود مقدس عزيز! از نام خود نفرت دارم
.چون خود را دشمن تو نشان داده است
</i>

00:53:56.571 --> 00:54:00.033
<i>اگر آن را نوشته بودم
.پاره‌اش مي‌کردم
</i>

00:54:00.116 --> 00:54:04.454
<i>ديوار باغ بلند است...
...و بالا رفتن از آن دشوار
</i>

00:54:04.537 --> 00:54:07.707
<i>،از آن گذشته با در نظر گرفتن اينکه
...تو از چه خانداني هستي</i>

00:54:07.790 --> 00:54:10.460
<i>.اگر طايفه‌ي من ترا اينجا بيابند، اينجا قتل‌گاهت خواهد شد</i>

00:54:10.460 --> 00:54:13.505
<i>.اگر ترا ببينند، حتماً به قتل خواهندت رساند</i>

00:54:13.588 --> 00:54:18.092
<i>افسوس، در چشمان تو مخاطراتي نهفته است
.که از بيست شمشير آنان نيز ترسناک‌تر است</i>

00:54:18.092 --> 00:54:22.597
<i>،تو نگاهي پر از محبت به من بکن
.در آن صورت من در مقابل دشمني‌شان رويين‌تن خواهم بود</i>

00:54:22.597 --> 00:54:24.974
<i>من بخاطر تمام دنيا
.حاضر نيستم ترا اينجا ببينند
</i>

00:54:24.974 --> 00:54:27.977
<i>تاريکي شب پوششي است
.که مرا از چشمان آنها پنهان مي‌دارد</i>

00:54:27.977 --> 00:54:31.481
<i>.و اگر تو مرا دوست نداشته باشي، بگذار مرا اينجا بيابند -
.شب به خير -</i>

00:54:31.606 --> 00:54:33.525
<i>...شب به خير</i>

00:54:33.608 --> 00:54:36.569
<i>اميدوارم استراحت و آرامشي
...به قلب تو
</i>

00:54:36.569 --> 00:54:38.947
<i>.و به سينه‌ي من راه يابد</i>

00:54:39.030 --> 00:54:41.324
<i>آه، مرا ترک مي‌کني بي آنکه رضايت خاطري پيدا کرده باشم ؟</i>

00:54:41.324 --> 00:54:44.953
.اين سطر من است -
.آه، سطر من نيز هست -

00:54:45.036 --> 00:54:48.081
<i>آه، مرا ترک مي‌کني
بي آنکه رضايت خاطري پيدا کرده باشم ؟</i>

00:54:48.122 --> 00:54:50.667
<i>چه رضايت خاطري امشب مي‌تواني پيدا کني ؟</i>

00:54:50.750 --> 00:54:54.337
<i>رضايت خاطري که از مبادله‌ي
.پيمان عشق تو با عشق خودم به دست مي‌آيد
</i>

00:54:54.379 --> 00:54:57.799
<i>سخاوت من مانند دريا بي‌کران</i>

00:54:57.924 --> 00:55:00.552
<i>.و عشق من همانقدر عميق است</i>

00:55:00.635 --> 00:55:03.179
<i>...هر چه بيشتر به تو ببخشم</i>

00:55:03.263 --> 00:55:05.223
<i>...بيشتر دارم</i>

00:55:05.306 --> 00:55:07.392
<i>.چون هر دو بي‌کران است</i>

00:55:09.018 --> 00:55:09.853
خانم ؟

00:55:09.936 --> 00:55:14.065
<i>.صدايي از درون خانه مي‌شنوم، خداحافظ، اي عشق عزيزم -
! ژوليت -</i>

00:55:14.148 --> 00:55:15.942
!الان مي‌آيم، پرستار

00:55:15.942 --> 00:55:19.028
<i>! الان مي‌آيم، پرستار
.مونتاگيوي عزيز، وفادار باش</i>

00:55:19.153 --> 00:55:22.073
،کمي صبر کن
.باز بر مي‌گردم

00:55:22.156 --> 00:55:25.076
<i>،کمي صبر کن
.باز بر مي‌گردم</i>

00:55:25.159 --> 00:55:27.537
<i>! افسوس، اي شب فرخنده، شب فرخنده</i>

00:55:28.830 --> 00:55:31.207
<i>...مي‌ترسم</i>

00:55:31.332 --> 00:55:35.712
<i>،چون تمام اينها در شب رخ داده
.خوابي بيش نباشد</i>

00:55:35.837 --> 00:55:40.633
<i>زيرا شيرين‌تر از آن است
.که واقعي جلوه کند</i>

00:55:43.428 --> 00:55:46.431
<i>تقاضاي خود را پس بگير
...و مرا به اندوه خويش وا گذار</i>

00:55:46.431 --> 00:55:48.433
<i>! هزاران بار، شب تو به خير باد</i>

00:55:48.516 --> 00:55:51.019
<i>هزاران بار فقدان روشنايي تو
.مرا در اين شب آزار خواهد داد</i>

00:55:51.019 --> 00:55:54.898
.نمي‌توانم در اين لباس حرکت کنم
.اين مرا مانند خوک کرده

00:55:54.898 --> 00:55:58.568
.در اين جامه‌ي خوک گردن ندارم

00:56:01.863 --> 00:56:05.533
چطور است ؟ -
.بسيار خوب است -

00:56:09.454 --> 00:56:12.207
.ند، مي‌دانم، مي‌دانم

00:56:12.290 --> 00:56:15.210
.عالي است -
واقعاً ؟ -

00:56:15.293 --> 00:56:18.046
.عنوانش کافي نيست

00:56:18.129 --> 00:56:19.881
.آه

00:56:19.964 --> 00:56:23.426
."رومئو و ژوليت"
.تنها يک پيشنهاد

00:56:24.636 --> 00:56:26.554
.ممنون، ند

00:56:28.723 --> 00:56:33.895
.تو يک جنتلمن هستي -
.(و تو يک در پيت‌نشين وارک‌شاير (بخشي در مرکز انگليس -

00:56:33.978 --> 00:56:36.773
<i>چه ساعتي فردا نزد تو بفرستم ؟ -
.ساعت نه صبح -</i>

00:56:36.773 --> 00:56:39.067
<i>،حتماً چنين خواهم کرد
.تا آن زمان بيست سال به نظر خواهد رسيد</i>

00:56:39.067 --> 00:56:41.236
<i>.فراموش کردم چرا ترا از نو صدا زدم</i>

00:56:41.319 --> 00:56:44.030
منظورت هيچ نوع سگي است ؟ -
.هِـش !! خاموش -

00:56:44.239 --> 00:56:49.452
راهب مخفيانه آنها را به عقد هم در مي‌آورد، سپس نِد
.در گير جنگ با يکي از کاپولت‌ها مي‌گردد

00:56:49.452 --> 00:56:52.080
رومئو سعي مي‌کند مانع آنها شود و
.از سوي ند وارد مي‌شود

00:56:52.121 --> 00:56:53.748
.منظورم، طرف مرکوشيو است

00:56:53.790 --> 00:56:57.210
،سپس مرکوشيو بدست تيبالت کشته مي‌شود
.رومئو نيز تيبالت را مي‌کشد

00:56:57.210 --> 00:56:59.587
.آنگاه شاهزاده او را از ورونا تبعيد مي‌کند

00:56:59.587 --> 00:57:01.881
آن بايد زماني باشد که سفر درياييش رخ داده
...و کشتي شکسته‌اش

00:57:01.965 --> 00:57:03.967
.به جزيره‌ي فرمانرواي دزدان دريايي مي‌رسد

00:57:03.967 --> 00:57:07.846
محض رضاي خدا، ور زدنتان را تمام کنيد
! و از اينجا دور شويد

00:57:07.929 --> 00:57:10.390
.از جلوي چشمانم دور شويد

00:57:13.059 --> 00:57:14.978
.يک دنيا پوزش

00:57:16.729 --> 00:57:19.482
.خواهش مي‌کنم

00:57:19.566 --> 00:57:22.402
<i>و با نخي ابريشمين او را...
...همچون پرنده) دوباره به سوي خود مي‌کشد)
</i>

00:57:22.402 --> 00:57:24.737
<i>زيرا حسادت در آويخته با عشق
.با اين آزادي مخالفت مي‌ورزد</i>

00:57:24.737 --> 00:57:27.365
<i>.کاش من پرنده‌ي تو بودم</i>

00:57:27.365 --> 00:57:30.451
<i>اي دلبر من، من نيز همين آرزو را دارم، ولي در اين صورت
.با دلبستگي شديد خود باعث کشتن تو مي‌شدم
</i>

00:57:30.869 --> 00:57:34.038
<i>.شب به خير
.شب به خير
</i>

00:57:34.122 --> 00:57:39.085
<i>جدايي چنان تلخ و شيرين است
.که من به تو شب بخير مي‌گويم تا فردا شود
</i>

00:57:46.676 --> 00:57:49.470
.يکشنبه

00:57:49.554 --> 00:57:51.681
.يکشنبه است

00:57:58.271 --> 00:58:01.232
.من به چيزي درخواب پي بردم

00:58:01.316 --> 00:58:04.777
راهب که آنها را به ازدواج هم در مي‌آورد
.سرنوشت آنها را بدست خواهد گرفت

00:58:05.653 --> 00:58:09.574
.ولي به بهترين شکل براي عشق به آخر مي‌رسد -
.شايد در آسمان -

00:58:09.616 --> 00:58:12.368
.اين آن کمدي نيست که اکنون مي‌نويسم

00:58:14.204 --> 00:58:17.457
.رودي عريض عزيزانم را جدا مي‌سازد

00:58:17.498 --> 00:58:21.002
.خانواده، تکليف و تقدير

00:58:23.296 --> 00:58:26.341
.همچون طبيعت غير قابل تغيير

00:58:26.424 --> 00:58:27.884
.آري

00:58:29.344 --> 00:58:31.971
.اين زندگي نيست، ويل

00:58:32.472 --> 00:58:35.058
.اين فصلي دزديده شده است

00:58:35.850 --> 00:58:37.227
.صبور باشيد، سرورم

00:58:37.227 --> 00:58:40.855
مي‌تواني از علياحضرت بخواهي صبور باشند ؟ -
...سرورم، قول مي‌دهم -

00:58:40.855 --> 00:58:43.942
.يکشنبه
! گرينويچ

00:58:47.445 --> 00:58:49.364
.حال، گوش کن،‌ پرستار

00:58:49.447 --> 00:58:51.950
...(ملکه (اليزابت، دختر هنري هشتم
...گلوريانا رجينا

00:58:52.033 --> 00:58:55.620
کشتي برگزيده‌ي خداي،‌ همان تابناکي
...که نور خويش را بر ما مي‌افشاند

00:58:55.620 --> 00:58:58.831
امروز در گرينويچ مهيا هستند
...تا حين بزم‌هاي شبانه

00:58:58.831 --> 00:59:02.085
توجه خيرخواهانه‌ي خويش را
.بر انتخاب زندگي من ارزاني دارند

00:59:02.085 --> 00:59:04.796
،و چنانچه ما براي جشن تأخير بنماييم
! ملکه هرگز تحمل نخواهند نمود

00:59:04.796 --> 00:59:09.050
پس به اتاق بانوي من برو و او را
! با يا بدون لباس زير آماده ساز

00:59:09.050 --> 00:59:11.469
!‌تو نمي‌تواني
! نه حتي بخاطر شخص ملکه

00:59:11.469 --> 00:59:14.722
مي‌خواهي چه کار کنم ؟
در عوض با تو ازدواج کنم ؟

00:59:14.806 --> 00:59:16.975
تا همسر هنرپيشه‌اي فقير شوي ؟

00:59:17.016 --> 00:59:21.437
آيا بجز در رؤياها مي‌توانستم
آن را از بانو ويولا بخواهم ؟

00:59:21.479 --> 00:59:25.275
با اين وجود اگر مختار بودم آرزو مي‌کردم
.کام خويش را در روشنايي بي‌رحمانه‌ي روز دنبال نمايم

00:59:25.316 --> 00:59:27.902
تو در شب به قدر کافي
.آزادانه به کام خود مي‌رسي

00:59:27.902 --> 00:59:31.281
.پس، اگر چنين است، به گرينويچ مي‌روم -
.پس همراهت خواهم آمد -

00:59:31.322 --> 00:59:34.409
.نمي‌تواني، وسکس تو را خواهد کشت -
.مي‌دانم چگونه مبارزه کنم -

00:59:34.409 --> 00:59:36.494
.مبارزه‌ي صحنه‌ي نمايش‌

00:59:37.036 --> 00:59:38.705
.آه، ويل

00:59:40.290 --> 00:59:42.750
،به عنوان توماس کنت
...قلب من متعلق به توست

00:59:42.792 --> 00:59:46.129
،اما به عنوان ويولا
...رود ما را جدا مي‌کند

00:59:46.212 --> 00:59:50.300
و من بايد با وسکس عروسي کنم
.تا يک هفته ديگر از شنبه

00:59:50.383 --> 00:59:53.303
به دستور ملکه با او
! به زور متوسل خواهم شد

00:59:56.222 --> 00:59:58.224
.صبح‌تان بخير، سرورم

00:59:58.308 --> 01:00:03.354
بانوي من، هيچ‌کس چنان قدرتمند نيست که بتواند
.زمان را متوقف کند، ولي سوگند که براي شما خواهد ايستاد

01:00:03.438 --> 01:00:06.983
.آوه، ديديد بالاخره آمديم، سرورم

01:00:07.066 --> 01:00:09.527
آيا رختشوي‌تان را نيز مي‌آوريد ؟

01:00:11.905 --> 01:00:14.699
،مُلازم‌شان
.دختر عمه‌ي روستايي بانويم

01:00:14.699 --> 01:00:19.996
،واي، شما چه جنتلمن و خوش‌قيافه‌ايد
.درست همانطور که مي‌گفتند

01:00:20.038 --> 01:00:22.123
.مي‌توانيد مرا دوشيزه ويل‌هلمينا صدا بزنيد

01:00:22.165 --> 01:00:25.710
.شايد، در فرصت اتفاقي ديگري

01:00:25.793 --> 01:00:28.630
.آه، سرورم، نمي‌توانيد از دست من خلاص شويد

01:00:28.713 --> 01:00:33.343
.آري،‌ به علاوه او اصلاً به من احتياجي نداشت
! به شلوار کوتاه‌تان قسم

01:01:06.042 --> 01:01:07.710
اکنون ؟ -
.اکنون -

01:01:08.378 --> 01:01:11.381
.ملکه منتظر شما هستند
.به نيکي پاسخ دهيد

01:01:14.300 --> 01:01:16.678
آنجا مردي هست ؟ -
مرد، ‌سرورم ؟ -

01:01:16.678 --> 01:01:20.348
.آنجا مردي بود، يک شاعر
.شاعر تئاتري، مي‌پندارم

01:01:20.348 --> 01:01:23.226
آيا به خانه مي‌آيد ؟ -
شاعر تئاتري ؟ -

01:01:23.309 --> 01:01:26.896
! يک ولگرد بي‌ سر و پاي گستاخ
.مارلو، او گفت، کريستوفر مارلو

01:01:26.896 --> 01:01:29.190
آيا به خانه بوده است ؟ -
مارلو ؟ -

01:01:29.274 --> 01:01:31.568
.آه، آري، خودش است

01:01:31.651 --> 01:01:35.154
،عاشق جليقه‌پوش
.شرم بر شاعري باد

01:01:35.280 --> 01:01:47.949
<c.red>توجه</c>
زيرنويس در بخش هايي از فيلم هماهنگ نبوده و بايستي به صورت دستي در لحظه هماهنگ شود
<c.color6ff6ff>براي تنظيم و هماهنگي دستي زيرنويس روي فيلم به آموزش موجود درسايت بلبل جان مراجع کنيد</c>

01:01:53.715 --> 01:01:55.717
! عليا حضرتا

01:01:56.968 --> 01:01:59.220
.راست بايست، دختر

01:02:02.891 --> 01:02:04.767
.ترا ديده‌ام

01:02:04.893 --> 01:02:08.688
تو يکي از کساني بودي
.که به نمايش وايت‌هال در ريچموند آمدي

01:02:08.688 --> 01:02:11.232
.عليا حضرت

01:02:11.900 --> 01:02:14.277
کدام تو را بيشتر مجذوب خويش مي‌کند ؟

01:02:14.611 --> 01:02:18.031
...عليا حضرت -
! به روشني سخن بگو، دختر، مي‌دانم که هستم -

01:02:18.573 --> 01:02:21.784
آيا به داستان‌هاي
...پادشاهان و ملکه‌ها علاقه‌مند هستي

01:02:21.826 --> 01:02:26.414
فتوحات، نشان‌هاي افتخار
يا عشق‌ بي‌ريا ؟

01:02:26.456 --> 01:02:28.458
.من به تئاتر علاقه دارم

01:02:28.458 --> 01:02:31.794
هر آينه داشتن داستان‌هايي که توسط گروهي از مردان
...برايم اجرا مي‌شوند

01:02:31.920 --> 01:02:35.507
،آنها براي تو اجرا نمي‌شود
براي من اجرا مي‌شوند، و ؟

01:02:37.050 --> 01:02:41.679
.و بيش از همه عاشق شعر هستم -
بيش از لرد وسکس ؟ -

01:02:42.514 --> 01:02:46.809
،سرورم،‌ هرگاه نتوانستيد همسرتان را بيابيد
.بهتر است در تئاتر به دنبالش بگرديد

01:02:48.811 --> 01:02:52.106
نمايشنامه‌نويسان درباره‌ي عشق
.چيزي به ما نمي‌آموزند

01:02:52.148 --> 01:02:55.610
آنها آن را زيبا مي‌سازند، خنده‌دار مي‌سازند؛
.يا آن را هوس‌انگيز مي‌کنند

01:02:55.610 --> 01:02:58.863
.نمي‌توانند آن را حقيقي تصنيف بنمايند -
.آه،‌ ولي مي‌توانند -

01:03:02.784 --> 01:03:07.956
...منظورم اين است، عليا حضرتا، آنها
...در واقع... چنين است که مي‌گوييد

01:03:08.039 --> 01:03:10.834
ولي باور دارم
.يک نفر هست که مي‌تواند

01:03:11.334 --> 01:03:15.797
،بانويم ويولا نا پخته است
.عليا حضرت به آن حق دهند

01:03:15.839 --> 01:03:18.591
طبيعت و حقيقت
.دشمنان واقعي هنرپيشگي هستند

01:03:18.633 --> 01:03:22.804
.من ثروت و مِکنت خويش را بر آن گرو مي‌نهم -
.گمان مي‌کردم براي اين اينجايي که چيزي نداري -

01:03:28.434 --> 01:03:32.647
.بسيار خوب، ظاهراً کسي شرطت را نمي‌پذيرد -
.پنجاه پاند -

01:03:35.316 --> 01:03:37.193
پنجاه پاند ؟

01:03:38.736 --> 01:03:43.658
.مبلغي بسيار درخور بر پرسشي بسيار درخور

01:03:43.741 --> 01:03:48.580
آيا نمايش مي‌تواند به ما حقيقت واقعي
و طبيعت عشق را نشان دهد ؟

01:03:48.955 --> 01:03:52.208
...خود بر اين شرط شاهد گشته

01:03:52.292 --> 01:03:55.837
و در صورت لزوم
.حاکم بر آن مي‌شويم

01:03:58.131 --> 01:04:00.842
تا کنون هيچگاه محقق شدن
.آن را نديده‌ايم

01:04:01.759 --> 01:04:04.345
آتش‌بازي تمام شده است ؟

01:04:04.429 --> 01:04:08.892
مي‌تواند در پي شور و هيجانِ
.تماشاگران بانو ويولا آرامش‌بخش باشد

01:04:09.475 --> 01:04:12.645
،او را بگير
.ولي تو بسيار احمقي

01:04:12.729 --> 01:04:16.774
او بعد از آخرين باري که ديدمش
.بوسيله‌ي شخص ديگري غير از تو انتخاب شده

01:04:16.774 --> 01:04:19.694
.يک زن مي‌خواهد تا آن را بفهمد

01:04:23.323 --> 01:04:25.241
.مارلو

01:04:36.169 --> 01:04:38.087
باربيج ؟

01:04:38.171 --> 01:04:41.049
ها ؟ آنجا کيست ؟

01:04:41.132 --> 01:04:43.801
.مارلو

01:04:45.345 --> 01:04:47.472
قرار است دکتر فاوست مرا
.امشب به روي صحنه ببري

01:04:47.472 --> 01:04:49.682
.پس نيرويت را با ورزش به هدر مده

01:04:49.766 --> 01:04:53.436
چه مي‌خواهي، کيت ؟ -
.قتل عام در پاريس" من تکميل است" -

01:04:53.436 --> 01:04:56.814
چه ؟ آخرين پرده را داري ؟ -
.اگر پول داشته باشي -

01:04:56.814 --> 01:05:00.902
.فردا -
.پس بايد فردا صفحه‌ها را بگيري -

01:05:00.985 --> 01:05:03.279
! اه، مي‌شود بايستيد،‌ خانم

01:05:03.363 --> 01:05:06.282
! آه -
.بيست پاند براي دريافت آن -

01:05:06.324 --> 01:05:09.661
هان، براي مرداني همچو ما پول کدام است ؟

01:05:10.578 --> 01:05:15.542
،به علاوه، اگر نمايشنامه نياز داشته باشم
.يکي ديگر آماده و در انتظار دارم... يک کمدي از شکسپير

01:05:15.625 --> 01:05:17.502
! اوه، ‌رومئو

01:05:17.585 --> 01:05:20.797
.آن را به هنسلو داد -
! امکان ندارد -

01:05:20.880 --> 01:05:23.967
،بسيار خوب، من در دِپت‌فورد (جنوب لندن نزديک گرينويچ) هستم
.احتراماتم را برايتان باقي مي‌گذارم، دوشيزه رزالين

01:05:23.967 --> 01:05:27.095
.من به شکسپير دو سکه‌‌ي زر براي "رومئو" دادم

01:05:27.178 --> 01:05:31.683
داديد، ولي نِد آلين و گروه آدميرال
.نمايش آن را در "رز" انجام مي‌دهند

01:05:31.683 --> 01:05:33.643
! خيانـت

01:05:34.978 --> 01:05:37.230
! خائن و دزد

01:05:40.149 --> 01:05:42.402
! آه، نـه

01:05:42.443 --> 01:05:44.487
! نـه

01:06:02.255 --> 01:06:04.424
<i>.به سرم قسم که خاندان کاپولت مي‌آيند</i>

01:06:04.424 --> 01:06:07.343
<i>.به سرم قسم که ابداً اهميت نمي‌دهم</i>

01:06:08.469 --> 01:06:10.805
<i>،به دنبال من بياييد و نزديک باشيد
.چون قصد دارم با آنها سخن گويم</i>

01:06:10.805 --> 01:06:13.892
<i>.آقايان، سلام به شما
.با يکي از شما حرف دارم
</i>

01:06:13.933 --> 01:06:16.186
جداً اين طور مي‌خواهي حرف بزني ؟

01:06:16.269 --> 01:06:18.479
.در جاهاي خود

01:06:18.563 --> 01:06:22.942
<i>.به سرم قسم که خاندان کاپولت مي‌آيند -
.به سرم قسم که ابداً اهميت نمي‌دهم -</i>

01:06:22.942 --> 01:06:25.278
<i>،به دنبال من بياييد و نزديک باشيد
.قصد دارم با آنها سخن گويم</i>

01:06:25.278 --> 01:06:28.239
<i>.آقايان، سلام به شما
.با يکي از شما حرف دارم</i>

01:06:28.489 --> 01:06:31.701
<i>فقط يک حرف با يکي از ما ؟</i>

01:06:31.784 --> 01:06:34.621
<i>،پس چيزي به آن اضافه کن
.و آن را يک حرف و يک ضربه کن</i>

01:06:34.621 --> 01:06:38.458
کجاست آن کلنگ دزدي که
نمي‌تواند قلمش را در دوات خودش نگه دارد ؟

01:06:38.458 --> 01:06:40.585
اين چه بلوايي است ؟

01:06:42.921 --> 01:06:45.715
! اگر مرد هستي، شمشيرت را بکش‌

01:07:08.738 --> 01:07:11.115
! عالي است
! عالي است

01:07:11.991 --> 01:07:15.411
.و سگ

01:07:16.996 --> 01:07:18.957
! نـه

01:07:19.040 --> 01:07:22.293
! آشتي کنيد، بازيگرها، خواهش مي‌کنم

01:07:22.377 --> 01:07:25.255
.آه! با اثاثيه‌‌ي من نه

01:07:25.338 --> 01:07:26.756
! آه

01:07:26.840 --> 01:07:29.759
...ويل! چه شده -
.دعواي نويسندگان -

01:07:29.843 --> 01:07:32.220
.کاملاً عادي است

01:07:33.638 --> 01:07:35.765
.اينجا بمان

01:07:48.486 --> 01:07:50.071
.تو زخمي هستي

01:08:03.042 --> 01:08:06.504
ديشب خواب کشتي شکسته‌اي را ديدم

01:08:06.588 --> 01:08:11.509
.تو در کشوري دوردست به ساحل افکنده ‌شدي -
.آه، الان نه، الان نه -

01:08:11.634 --> 01:08:14.679
هي، ما به آن براي
.صحنه‌ي بالکن احتياج داريم

01:08:14.679 --> 01:08:16.973
! سرمايه‌ام
! لامبـرت

01:08:18.433 --> 01:08:20.643
! انتقـام

01:08:48.129 --> 01:08:50.173
.يک پيروزي شکوه‌مند

01:08:50.298 --> 01:08:54.344
،چليک‌ها و بشکه‌ها باز مي‌شوند
! و رايگان

01:08:54.469 --> 01:08:56.554
.آه، چه لحظه‌ي مسرت‌بخشي

01:08:56.638 --> 01:08:59.807
اينجا ميخانه است ؟ -
.ميخانه نيز هست -

01:08:59.849 --> 01:09:04.687
!تو را به خاطرم آوردم، شاعر -
.(آري، ويليامِ فاتح (لقب پادشاه قرن يازدهم انگليس -

01:09:05.104 --> 01:09:07.857
.يکي يکي
.يکي يکي

01:09:07.941 --> 01:09:12.487
اوه، چه خوشگل است، داستانت را برايم تعريف کن
.هر وقت تخيلت را نوازش نمودم

01:09:15.949 --> 01:09:19.786
.اينجا فاحشه‌خانه است -
.آري، توماس، ولي براي خوش‌نامان -

01:09:19.786 --> 01:09:22.664
،بيا
.مشروب ضرري ندارد

01:09:22.747 --> 01:09:27.544
.به نيکوترين سراي من خوش آمديد
.به سلامتي مردان آدميرال

01:09:27.627 --> 01:09:29.420
! مردان آدميرال -
! مردان آدميرال -

01:09:29.420 --> 01:09:31.339
! مردان آدميرال

01:09:54.487 --> 01:09:57.740
.من.. من واقعاً لذت بردم

01:09:57.824 --> 01:09:59.284
...جناب کنت

01:10:00.034 --> 01:10:03.162
.شما هنوز فتيله‌تان را پايين نکشيده‌ايد

01:10:04.664 --> 01:10:06.833
فتيله‌ام ؟

01:10:07.333 --> 01:10:11.629
،آقاي فنيمن، چون شما عاشق تئاتر هستيد
.بايد نقشي در نمايشنامه‌ام داشته باشيد

01:10:11.629 --> 01:10:16.593
،در مورد يک داروساز مي‌نويسم
.نقشي کوچک اما حياتي

01:10:16.676 --> 01:10:19.762
،خداي من
.ممنونم

01:10:19.846 --> 01:10:22.140
پس در چه نقشي بازي مي‌کني ؟

01:10:22.223 --> 01:10:24.392
...خوب، نقش پرستاري است

01:10:29.105 --> 01:10:31.983
!خاموش، خاموش، خاموش

01:10:32.692 --> 01:10:39.449
جناب شکسپير از من خواستند
.تا در نقش داروساز بازي کنم

01:10:41.326 --> 01:10:43.786
داروساز ؟

01:10:43.786 --> 01:10:47.373
ويل، اين چه داستاني است ؟
کجا کشتي غرق مي‌شود ؟

01:10:47.457 --> 01:10:49.626
کمدي چگونه تمام مي‌شود ؟

01:10:49.751 --> 01:10:54.005
.به خدا، ايکاش مي‌دانستم -
بخاطر خدا، ‌اگر تو نمي‌داني، پس که مي‌داند ؟ -

01:10:54.005 --> 01:10:57.717
،يا برايمان دزدان دريايي
...دلقکان و پايان خوش فراهم مي‌کني

01:10:57.759 --> 01:11:01.888
يا بايد تو را پس فرستيم
.به استراتفورد نزد همسرت

01:11:17.570 --> 01:11:20.865
! ويل ! آقاي هنسلو ! آقايان همگي

01:11:20.949 --> 01:11:24.827
! روز تيره و شومي براي همه‌ي ما
.خبري از مسافرخانه‌ي دِپت‌فورد

01:11:24.827 --> 01:11:27.247
.مارلو مرده است

01:11:31.167 --> 01:11:33.503
.خنجر خورده

01:11:33.586 --> 01:11:37.966
در مسافرخانه‌اي در دپت‌فورد
.با خنجر کشته شده

01:11:40.301 --> 01:11:42.303
چه کار کرده‌ام ؟

01:11:42.929 --> 01:11:45.765
.او نيک‌ترين مرد در ميان ما بود

01:11:45.849 --> 01:11:48.518
.نوري بزرگ خاموش گشته

01:12:04.284 --> 01:12:06.327
.مرا ببخش

01:12:09.372 --> 01:12:11.624
.مرا ببخش خدايا

01:12:38.193 --> 01:12:41.362
به حق خداوندگارمان...
.عيسي مسيح

01:12:41.446 --> 01:12:43.865
"يک روز صبح در ماه مي"

01:12:43.948 --> 01:12:46.993
"از رختخوابم بيرون پريدم"

01:12:47.076 --> 01:12:49.746
"درست در آغاز روز"

01:12:49.829 --> 01:12:52.415
"به دختر جوان زيبايي رسيدم"

01:12:54.334 --> 01:12:58.087
،به نظر غمگين مي‌آييد، بانوي من
.اجازه دهيد شما را به گردش ببرم

01:12:58.171 --> 01:13:02.175
.روز گردش من نيست،‌ سرورم -
.تصور کردم اسب‌سواري باشد -

01:13:02.759 --> 01:13:04.302
.قصد دارم به کليسا روم

01:13:04.385 --> 01:13:08.097
،البته، در مي‌يابم
.بايد چنين باشد

01:13:08.181 --> 01:13:11.601
...آري، بايد چنين باشد
.در يکشنبه

01:13:11.684 --> 01:13:14.979
.و روز سوگواري

01:13:15.063 --> 01:13:18.191
هرگز با آن شخص برخورد نکردم
.مگر يکبار در منزل‌تان

01:13:18.274 --> 01:13:20.276
سوگواري ؟

01:13:22.028 --> 01:13:24.781
که مرده است، سرورم ؟

01:13:24.864 --> 01:13:29.786
آوه! خداي بزرگ، گمان نمي‌کردم
.من باشم که شما را آگاه سازد

01:13:29.869 --> 01:13:34.499
فقداني بزرگ براي نمايشنامه‌نويسي
.و براي رقص

01:13:35.625 --> 01:13:37.544
.بانوي من

01:13:37.627 --> 01:13:41.297
او مرده ؟ -
.شب گذشته در يک ميخانه کشته شد -

01:13:42.924 --> 01:13:46.511
،بدين جهت بياييد
.براي روح او دعا و طلب مغفرت نماييم

01:13:50.557 --> 01:13:57.230
"که مي‌تواند سوگ را يادآور شود"

01:14:30.180 --> 01:14:35.268
.مرا ببخش، اي روح

01:14:35.351 --> 01:14:38.897
! ببخش مرا، ‌بخاطر خدا
! مرا ببخش

01:14:52.410 --> 01:14:53.661
! ويل

01:14:54.787 --> 01:14:56.664
! آه، عشق من

01:14:57.457 --> 01:14:59.542
.گمان کردم مرده‌اي

01:15:04.005 --> 01:15:05.882
.شايد بدتر

01:15:06.799 --> 01:15:08.885
.من يک مرد را به قتل رسانده‌ام

01:15:13.223 --> 01:15:16.142
تأثير مارلو
...در "تايتوس آندرونيکوس" من رخ نمود

01:15:16.142 --> 01:15:19.771
و "هنري ششم" من ساختِ خانه‌اي
.بر پايه‌ و شالوده‌هاي او بود

01:15:20.897 --> 01:15:23.566
.تو هرگز به نيکي چنين از او ياد نکردي

01:15:23.566 --> 01:15:25.860
.قبل از آنکه مرده باشد

01:15:26.778 --> 01:15:31.950
ايکاش تمام نمايشنامه‌هايم را معاوضه مي‌کردم
.در ازاي آمدن تمام آنچه از او که هرگز نخواهد آمد

01:15:32.867 --> 01:15:35.036
.دروغ مي‌گويي

01:15:36.704 --> 01:15:40.875
تو در کنار اين رود دروغ مي‌گويي
.همان طور که در کنار بسترم دروغ گفتي

01:15:40.959 --> 01:15:43.419
.عشق من دروغ نيست

01:15:44.587 --> 01:15:47.131
...من همسر دارم،‌ چنين است

01:15:47.215 --> 01:15:50.552
و نمي‌توانم دختر سِر رابرت دُ لسپس را
.به ازدواج در آورم

01:15:50.552 --> 01:15:55.640
تو به زني اهل استراتفورد نياز نداشتي
...تا آن را به تو بگويد

01:15:55.640 --> 01:15:58.726
و باز هم،‌ مي‌گذاري به بسترت بيايم ؟

01:15:58.810 --> 01:16:02.063
.علاقه از روي هوس

01:16:02.146 --> 01:16:06.568
من عاشق آن نويسنده شدم
.و خودم را تسليم غزلي کردم

01:16:06.651 --> 01:16:09.404
.من بيشتر فريفته و مغبون شدم

01:16:09.487 --> 01:16:12.407
...آري، تو بيشتر مغبون شدي

01:16:12.490 --> 01:16:15.869
چرا که من نفهميدم چقدر
.تو را دوست داشتم

01:16:18.496 --> 01:16:21.583
...دوستت دارم، ويل

01:16:21.666 --> 01:16:23.751
.بيشتر از شعر

01:16:23.835 --> 01:16:26.337
.آه، عشق من

01:16:26.421 --> 01:16:30.508
.تو پيش از اين از من گريختي -
...وقتي خيال کردم مردي، برايم مهم نبود که -

01:16:30.550 --> 01:16:32.844
هيچگاه تمام نمايشنامه‌ها
...بروي صحنه روند

01:16:32.927 --> 01:16:35.722
فقط براي آنکه هرگز
.صورتت را نخواهم ديد

01:16:35.722 --> 01:16:39.017
.ما پايانمان را ديديم و همان خواهد شد

01:16:39.142 --> 01:16:43.730
.تو نمي‌تواني با وسکس ازدواج کني -
.اگر تو نباشي،‌ چه دليلي دارد که وسکس نباشد -

01:16:43.730 --> 01:16:46.399
اگر وسکس نباشد، ملکه
...علتش را خواهد فهميد

01:16:46.399 --> 01:16:51.070
.و ديگر ويل شکسپيري نخواهد بود -
.نه، نه -

01:16:51.154 --> 01:16:55.617
ولي قول مي‌دهم نزد وسکس روم
...همچون بيوه‌‌ي پيمان‌هاي

01:16:55.742 --> 01:16:58.786
صادقانه و بي‌ريايي
.که همان قدر نامقدس گشته‌اند

01:17:00.246 --> 01:17:03.583
بخاطر کشتن تيبالت
...از خانواده‌ي ژوليت

01:17:03.583 --> 01:17:06.461
همان کسي که دوست رومئو
...مرکوشيو را کشته

01:17:06.503 --> 01:17:10.256
رومئو تبعيد مي‌شود، اما راهبي
...که رومئو و ژوليت را به ازدواج هم در مي‌آورد

01:17:10.298 --> 01:17:11.299
آن من هستم ؟

01:17:11.299 --> 01:17:16.262
تو، ادوارد، کسي که آنها را به عقد هم مي‌رساند
.به ژوليت شربتي مي‌دهد تا بنوشد

01:17:16.262 --> 01:17:20.058
،شربتي محرمانه است
.که ما را به ظاهر مرده مي‌سازد

01:17:20.099 --> 01:17:23.061
.او در تابوت کاپولت‌ها گذارده مي‌شود

01:17:23.144 --> 01:17:26.731
و به زندگي و عشق بر خواهد خاست
.هنگامي که رومئو باز به کنارش مي‌آيد

01:17:28.858 --> 01:17:31.152
.همه را فاش نکرده‌ام

01:17:32.237 --> 01:17:38.201
از بدخواهي تقدير، پيغامي
.که رومئو را از تدبير راهب آگاه مي‌سازد، در راه گم مي‌شود

01:17:38.243 --> 01:17:41.538
.او تنها شنيده است که ژوليت مرده

01:17:42.163 --> 01:17:45.500
...و از اين رو نزد عطار مي‌رود -
.آن منم -

01:17:45.542 --> 01:17:48.378
.و سمي مهلک مي‌ستاند...

01:17:48.378 --> 01:17:51.172
او براي گفتن وداع با ژوليت
...وارد تابوت مي‌شود

01:17:51.172 --> 01:17:53.633
.که در آنجا با بدني سرد آرميده

01:17:54.050 --> 01:17:56.803
.سم را مي‌نوشد

01:17:57.178 --> 01:18:00.306
...و در کنار او مي‌ميرد

01:18:00.932 --> 01:18:04.686
،و بعد از آنکه ژوليت بيدار مي‌شود
.او را مرده‌‌‌ مي‌بيند

01:18:05.311 --> 01:18:09.315
...و از آنرو خنجرش را برداشته

01:18:09.649 --> 01:18:11.234
.و سپس خود را مي‌کشد

01:18:15.738 --> 01:18:18.867
خوب است، اين تماشاگران را
.بسيار مي‌خنداند

01:18:18.950 --> 01:18:21.828
.غم‌انگيز... و شگفت‌انگيز

01:18:22.996 --> 01:18:25.915
من يک کلاه آبي مخملي دارم
.که بسيار به کار مي‌آيد

01:18:25.915 --> 01:18:30.753
چنين کلاهي را بر سر
.يک دارو ساز ديده‌ام،‌ درست همان‌طور

01:18:32.005 --> 01:18:35.091
.آري،‌ بدرد مي‌خورد

01:18:37.010 --> 01:18:39.512
.ولي يک صحنه کم است

01:18:40.138 --> 01:18:43.057
.بين ازدواج و مرگ

01:18:48.688 --> 01:18:52.775
...نمايشنامه
.تمام آن به تفصيل برايت نوشته شده

01:18:54.319 --> 01:18:57.030
.يک منشي در "برايدول" (نوانخانه‌اي در لندن) داشتم که آن را نوشت

01:18:57.030 --> 01:18:59.449
.او دست‌خط خوبي براي نامه‌نگاري دارد

01:19:01.326 --> 01:19:04.370
.يک صحنه‌ي جديد نيز هست

01:19:09.626 --> 01:19:11.628
مي‌خواهي برايم بخواني ؟

01:19:11.669 --> 01:19:14.964
<i>آيا تو مي‌خواهي بروي ؟
.هنوز سحر نشده است</i>

01:19:15.840 --> 01:19:17.550
<i>...اين صداي هزاردستان بود، و نه صداي چکاوک</i>

01:19:17.634 --> 01:19:20.303
<i>.که به گوش هراسناک تو رسيد...</i>

01:19:20.303 --> 01:19:26.351
<i>،اين بلبل، شب‌ها روي آن درخت انار نغمه‌سرايي مي‌کند
.اي عشق من، باور کن هزاردستان بود</i>

01:19:26.392 --> 01:19:30.438
<i>،خير، اين صداي چکاوک بود
...که پيامبر صبح است</i>

01:19:30.522 --> 01:19:32.857
<i>.نه هزاردستان</i>

01:19:32.941 --> 01:19:35.944
<i>،نگاه کن عشق من
...آن خطوط رشک‌آميز را</i>

01:19:35.944 --> 01:19:40.073
<i>که در حاشيه‌ي آن ابرهاي
پراکنده‌ي مشرق است مي‌بيني ؟</i>

01:19:40.156 --> 01:19:43.993
<i>...شمع فروزان شب به آخر رسيده</i>

01:19:44.077 --> 01:19:49.958
<i>و روز خندان بر فراز
.کوه ابرآلود به انتظار ايستاده
</i>

01:19:50.041 --> 01:19:54.754
<i>،من اگر بخواهم زنده بمانم بايد بروم
.يا بمانم و بميرم</i>

01:19:56.256 --> 01:20:00.301
<i>،آن روشنايي روز نيست
.من مطمئنم
</i>

01:20:00.385 --> 01:20:03.346
<i>بلکه شهابي است
...که از خورشيد متصاعد مي‌شود</i>

01:20:03.429 --> 01:20:08.101
<i>تا براي تو در اين شب تار
...مشعل‌داري کند</i>

01:20:08.184 --> 01:20:11.396
<i>.و راه ترا به سوي مانتوا روشن کند</i>

01:20:13.064 --> 01:20:18.903
<i>.پس قدري بيشتر بمان
.لزومي ندارد الان بروي</i>

01:20:19.028 --> 01:20:24.450
<i>بگذار مرا بگيرند
.و به قتل برسانند</i>

01:20:24.534 --> 01:20:28.830
<i>.من راضي‌ام، اگر تو مي‌خواهي چنين باشد</i>

01:20:28.955 --> 01:20:34.002
<i>...آرزوي من براي ماندن
.بيش از اراده‌ام براي رفتن است</i>

01:20:34.085 --> 01:20:39.549
<i>.اي مرگ بيا که خوش آمدي
.اراده‌ي ژوليت چنين است</i>

01:21:02.488 --> 01:21:05.575
.حدس مي‌زنم پيشرفت کني

01:21:09.537 --> 01:21:12.040
.اميدوارم باز با هم کار کنيم

01:21:14.459 --> 01:21:20.006
<i>،چنين داروي مرگ‌آوري را دارم
...ولي قانون مانتوا</i>

01:21:20.006 --> 01:21:22.383
<i>هر کسي را که فروشنده‌ي آن باشد
.محکوم به مرگ مي‌کند</i>

01:21:22.634 --> 01:21:25.512
.بعد او،‌ بعد من

01:21:25.512 --> 01:21:29.849
<i>...اين را در هر مايعي مي‌خواهي بريز و</i>

01:21:29.974 --> 01:21:34.187
چيست ؟ چيست ؟

01:21:34.270 --> 01:21:38.233
<i>چقدر در شب صداي عشاق
...مانند نرم‌ترين نغمه‌ي سيمين‌فام</i>

01:21:38.274 --> 01:21:40.485
<i>...به گوش مي‌رسد -
! شکسپير -</i>

01:21:57.669 --> 01:22:00.630
! توله سگ مرکبي نو کيسه‌

01:22:00.755 --> 01:22:03.716
.جايگاهت را در جهنم به تو نشان مي‌دهم

01:22:08.054 --> 01:22:11.516
.تو اکنون در زمين من هستي -
! به خدا قسم با همه‌ي شما مبارزه خواهم کرد -

01:22:11.516 --> 01:22:13.434
!خود از پس تو بر مي‌آيم

01:22:21.109 --> 01:22:23.278
! حرکت کن

01:23:45.276 --> 01:23:47.779
.بدون دوستان

01:23:49.030 --> 01:23:52.158
! اين قاتل کيت مارلو است

01:23:52.784 --> 01:23:54.035
ويل ؟

01:23:54.077 --> 01:23:57.997
من از مرگ او خوشحال شدم چون مي‌پنداشتم
! تو هستي،‌ تمام آنچه که از مارلو مي‌دانم

01:23:57.997 --> 01:24:01.584
.ويل ؟ راست است

01:24:01.668 --> 01:24:04.462
.يک... نزاع مستانه بوده

01:24:04.546 --> 01:24:09.509
مارلو حمله کرده
.و با چاقوي خودش به بالاي چشمش ضربه مي‌زنند

01:24:09.592 --> 01:24:11.845
.دعوايي بر سر اينکه چه کسي بايد صورت‌حساب را بپردازد

01:24:11.886 --> 01:24:15.223
صورت‌حساب ؟
! آه، چه دردآور،‌ چه دردآور

01:24:15.265 --> 01:24:18.601
،نه صدور صورت‌حساب
!صورت‌حساب

01:24:22.981 --> 01:24:26.317
.آه، خدايا، من از آن مُبرا هستم -
او کجاست ؟ -

01:24:28.236 --> 01:24:30.572
.اينجا را ببنديد -
.سرورم لرد وسکس -

01:24:30.613 --> 01:24:33.825
رز" احمقي را پناه داده"
!که نام مرا به گند مي‌کشد

01:24:33.908 --> 01:24:36.119
.آن را با تک‌تک سنگ‌هايش خراب کنيد

01:24:36.202 --> 01:24:39.998
آن را با خاک يکسان کنيد
!و به آن آهک بپاشيد

01:24:39.998 --> 01:24:41.958
آقاي تيلني، چه خبر شده است ؟

01:24:41.958 --> 01:24:44.460
.بي‌احترامي و شورش

01:24:44.460 --> 01:24:47.172
،قربان، رييس تفريحات
.او اينجاست

01:24:47.255 --> 01:24:49.883
کجا، پسر ؟ -
.آنجا -

01:24:49.966 --> 01:24:52.135
.من سينه‌هايش را ديدم

01:24:52.218 --> 01:24:56.598
! پس،‌ يک زن روي صحنه

01:24:56.681 --> 01:25:00.810
!يک زن ؟
! دستور مي‌دهم اين تئاتر بسته شود

01:25:00.894 --> 01:25:02.353
چرا،‌ قربان ؟

01:25:02.437 --> 01:25:06.566
.براي هرزگي و قانون‌شکني

01:25:06.649 --> 01:25:11.529
و براي نشان دادن يک زن
! روي صحنه‌ي نمايش عموم

01:25:26.628 --> 01:25:28.671
.او نه،‌ او

01:25:32.425 --> 01:25:34.260
.منظورم او بود

01:25:36.346 --> 01:25:39.849
او يک زن است ؟ -
.تئاتر تعطيل است -

01:25:41.768 --> 01:25:45.188
.اخطار پست خواهد شد

01:25:45.271 --> 01:25:48.233
.ند، ‌قسم مي‌خورم من هيچي نمي‌دانستم

01:25:48.316 --> 01:25:51.194
.هيچکس نمي‌دانست -
.او مي‌دانست -

01:25:51.277 --> 01:25:54.280
.من او را ديدم که سينه‌هايش را مي‌بوسيد

01:25:56.741 --> 01:25:58.868
.همه چيز تمام شد

01:25:59.577 --> 01:26:02.705
.خيلي متأسفم آقاي هنسلو

01:26:17.095 --> 01:26:19.430
.من مي‌خواستم يک بازيگر باشم

01:26:20.849 --> 01:26:22.934
.خيلي متأسفم ويل

01:26:28.648 --> 01:26:31.734
...شما خـ خـ خيلي

01:26:32.986 --> 01:26:35.196
.فـ فوق‌العاده بوديد...

01:26:36.823 --> 01:26:39.033
.ممنون

01:26:47.667 --> 01:26:51.921
<i>اين را در هر مايعي مي‌خواهي بريز
... و</i>

01:26:58.344 --> 01:27:00.889
همه چيز مرتب است ؟

01:27:38.009 --> 01:27:40.720
.مي‌خواستم خوب شوم

01:27:41.679 --> 01:27:44.724
.مي‌خواستم عالي شوم -
.من هم مي‌خواستم -

01:27:44.849 --> 01:27:47.227
.هر دوي ما مي‌خواستيم

01:28:09.499 --> 01:28:11.960
.لَمبرت، او را بکش

01:28:13.294 --> 01:28:15.588
.مي‌تواند دست نگه دارد

01:28:19.259 --> 01:28:25.098
رييس تفريحات همه‌ي ما را در برابر اوباشان
.و دوره‌گردانِ گزافه‌گوي خرد مي‌شمارد

01:28:26.099 --> 01:28:28.309
...با وجودي که پدر من، جيمز باربيج

01:28:28.309 --> 01:28:32.772
نخستين کسي بود که از سوي علياحضرت
...اجازه‌ يافت تئاتر را با گروهي از بازيگران بنا نهد

01:28:32.856 --> 01:28:37.569
و او به کمک شاعران
.به ادبيات عصر ما الهام بخشيد

01:28:37.652 --> 01:28:41.155
بايد به آنها نشان دهيم
.که ما انسان‌هايي چند بعدي هستيم

01:28:41.239 --> 01:28:43.908
.ويل شکسپير نمايشنامه‌اي دارد

01:28:44.742 --> 01:28:49.205
،من يک تئاتر دارم
.کورتين" متعلق به شماست"

01:29:22.572 --> 01:29:26.117
!ويل
.به يک رومئو نياز داريم

01:29:32.832 --> 01:29:34.959
!پرتغال! پرتغال‌هاي شيرين

01:30:02.737 --> 01:30:04.697
...کشتي من در کنار ساحل لنگر انداخته

01:30:04.697 --> 01:30:07.700
و امروز عصر با بالا آمدن آب دريا
.به سمت ويرجينيا حرکت خواهد کرد

01:30:07.742 --> 01:30:11.120
،لطفاً گريه نکنيد بانو دُ لسپس
.شما صاحب يک مستعمره مي‌شويد

01:30:11.204 --> 01:30:16.626
و شما، سرورم،‌ با اين سفته‌ها به امضاي
.من 50000 پاند منفعت مي‌کنيد

01:30:16.709 --> 01:30:19.462
...مي‌شود 50 سکه‌ي زر يا بيشتر به من لطف کنيد

01:30:19.546 --> 01:30:22.632
فقط براي تسويه‌ي حساب‌هايم
در بارانداز ؟

01:30:23.925 --> 01:30:26.803
! به، عروس

01:30:28.054 --> 01:30:30.974
.صبح به خير سرورم

01:30:31.057 --> 01:30:35.520
،مي‌بينم... شروع به دادوستد کرده‌ايد
.مي‌توانيم به کليسا برويم

01:30:41.109 --> 01:30:42.151
! برو کنار

01:31:40.543 --> 01:31:42.462
! آه، سرورم

01:31:42.545 --> 01:31:45.131
.سرورم، با او مهربان باشيد -
.خواهم بود -

01:31:45.215 --> 01:31:47.300
!آه، خداوند حفظ‌تان کند

01:31:47.383 --> 01:31:50.220
.ممنون،‌ بس کنيد
.آنجا پرستار مهرباني هست

01:31:50.303 --> 01:31:52.263
! دريا منتظر نخواهد ماند

01:31:52.347 --> 01:31:56.226
! بدرود
! همه‌ي شما به ويرجينيا دعوت هستيد

01:32:22.752 --> 01:32:27.423
!سيب‌هاي قندي

01:32:27.507 --> 01:32:31.052
!سيب‌هاي مرا بخريد

01:32:35.557 --> 01:32:37.767
.ممنونم، آقا
!سيب

01:32:45.275 --> 01:32:48.653
اين... اين خوب است ؟

01:32:48.736 --> 01:32:50.655
آري

01:33:05.962 --> 01:33:10.258
! نمايش باعث هرزگي مي‌شود
! نمايش باعث گناه مي‌شود

01:33:10.383 --> 01:33:14.929
! بعلاوه نمايش باعث پوچي و غرور مي‌گردد

01:33:15.013 --> 01:33:19.976
! اين همان سوداي نمايش است

01:33:29.110 --> 01:33:33.656
...د- د- د- دو

01:33:33.740 --> 01:33:36.367
...د- د- د- د... د... د

01:33:36.451 --> 01:33:40.121
.د... د... دو خانواده

01:33:40.205 --> 01:33:43.124
.ما شکست خورديم -
.اين گونه نيست، کارش را به نيکي انجام خواهد داد -

01:33:43.249 --> 01:33:46.669
چگونه ؟ -
.نمي‌دانم، اين يک راز است -

01:33:49.214 --> 01:33:52.717
...د- د... د... د- د

01:33:52.842 --> 01:33:55.178
...د... د

01:34:46.479 --> 01:34:49.023
...دو خانواده

01:34:49.107 --> 01:34:52.235
...هر دو هم شأن و مقام

01:34:52.318 --> 01:34:55.071
...در ورونا شهري زيبا و خوش‌نام

01:34:55.154 --> 01:34:57.740
.آنجا که نمايش ما مي‌گردد اجرا

01:34:57.824 --> 01:35:00.910
کينه‌ي قديمي خود را
...به فتنه‌اي تازه مي‌کشانند

01:35:00.952 --> 01:35:04.372
و خوني که در اين نزاع ريخته مي‌شود
.دستان پاکي را آلوده مي‌سازد

01:35:04.414 --> 01:35:07.458
،سرنوشت اين بود که نطفه‌ي دو عاشق
...که ستاره‌ي آنها به هم پيوست

01:35:07.500 --> 01:35:10.670
،از اين دو خاندان کينه‌توز
.بسته شود

01:35:10.712 --> 01:35:13.506
...و وقايع ناگوار و رقت‌انگيزي

01:35:13.548 --> 01:35:17.010
،به مرگ آنها منتهي گردد
.و در نتيجه به مجادله‌ي پدرانشان پايان بخشد

01:35:20.180 --> 01:35:23.266
که اگر شما با صبر و بردباري...
...به آن گوش دهيد

01:35:23.349 --> 01:35:28.104
با تصور و کوشش خود
.جبران خواهيم کرد

01:35:34.444 --> 01:35:36.446
.عالي بود -
...خوب -

01:35:37.572 --> 01:35:39.616
بود ؟

01:35:42.368 --> 01:35:45.538
<i>،گرگوري، به شرافتم سوگند
.ما حاضر نيستيم زغال‌کشي کنيم
</i>

01:35:45.622 --> 01:35:48.666
<i>نه، چون در اين صورت
.افراد زغال‌کشي بيش نخواهيم بود</i>

01:35:48.750 --> 01:35:51.252
<i>منظور من اين است، که اگر
.خشمگين شويم،‌ شمشير خواهيم کشيد
</i>

01:35:51.336 --> 01:35:54.422
! جناب شکسپير -
موفق باشي سام، سام ؟ -

01:35:54.506 --> 01:35:57.717
.اشتباه نمي‌کنم
.ديروز توانستم آن را بازي کنم

01:35:57.717 --> 01:36:00.220
.برايم يک جمله بگو، يک خط اجرا کن

01:36:00.303 --> 01:36:04.140
<i>.جدايي چنان تلخ و شيرين است</i>

01:36:04.224 --> 01:36:07.477
.يک مشکل کوچک ديگر -
حالا چه کار کنيم ؟ -

01:36:07.560 --> 01:36:11.481
.نمايش بايد... مي‌داني -
! ادامه پيدا کند -

01:36:11.564 --> 01:36:14.984
.ژوليت تا 20 صفحه‌ي ديگر روي صحنه نمي‌رود
.درست مي‌شود

01:36:15.068 --> 01:36:17.487
چطور درست مي‌شود ؟ -
.نمي‌دانم، يک راز است -

01:36:17.570 --> 01:36:19.864
<i>.نترس -
.راستش را بگويم، از تو نمي‌ترسم -</i>

01:36:22.283 --> 01:36:25.161
<i>.بگذار آنها شروع کنند -
.من در حال عبور اخم مي‌کنم -</i>

01:36:25.245 --> 01:36:29.040
<i>! و بگذار هر طور مايلند آن را تعبير کنند -
.خير نه هر طور مايلند، بلکه هر طور جرأت دارند -</i>

01:36:29.123 --> 01:36:33.169
<i>(من شستم را در مقابل آنها گاز مي‌گيرم (به نشانه‌‌ي توهين -
.چون برايشان ننگ است اگر آن را تحمل کنند</i>

01:36:33.253 --> 01:36:36.172
<i>گاز گرفتن شست براي ماست، آقا ؟</i>

01:36:36.256 --> 01:36:39.551
<i>.من شستم را گاز مي‌گيرم، ‌آقا -
.ببخشيد،‌ ممنون -</i>

01:36:39.634 --> 01:36:43.263
<i>.ممنون،‌ ببخشيد -
گاز گرفتن شست براي ماست، آقا ؟ -</i>

01:36:43.346 --> 01:36:45.181
مي‌توانيم صحبت کنيم ؟ -
!هِـس -

01:36:45.223 --> 01:36:48.059
.بدون ژوليت بايد ادامه دهيم -
بدون ژوليت ؟ -

01:36:48.101 --> 01:36:51.020
بدون ژوليت ؟ -
.درست مي‌شود، خانم -

01:36:51.062 --> 01:36:53.398
براي سام چه اتفاقي افتاده ؟ -
تو که هستي ؟ -

01:36:53.439 --> 01:36:55.316
.توماس کنت

01:36:55.733 --> 01:36:57.819
نقش آن را مي‌شناسي ؟

01:36:59.112 --> 01:37:01.197
.هر کلمه‌‌ را

01:37:10.707 --> 01:37:13.710
<i>،با تو مي‌آيم
.نه براي اينکه چنين منظره‌اي به من نشان دهي</i>

01:37:13.793 --> 01:37:16.921
<i>بلکه براي اينکه از تلألو دلداده‌ي خويش
.محظوظ شوم</i>

01:37:17.005 --> 01:37:19.299
<i>! پرستار</i>

01:37:21.676 --> 01:37:24.929
<i>دخترم کجاست ؟
.صدايش کن نزد من بيايد</i>

01:37:25.013 --> 01:37:28.224
<i>...اکنون،‌ به 12 سالگيم قسم</i>

01:37:28.308 --> 01:37:30.226
<i>.او را صدا مي‌زنم</i>

01:37:30.310 --> 01:37:32.395
چه شده،‌ که مرا صدا مي‌زند ؟

01:37:32.478 --> 01:37:35.231
<i>!اي دخترکم</i>

01:37:35.315 --> 01:37:37.066
<i>! خدايا
اين دختر کجاست ؟</i>

01:37:37.150 --> 01:37:39.777
<i>! اي بره‌ي کوچولو</i>

01:37:39.861 --> 01:37:42.071
<i>! اي دخترکم</i>

01:37:43.156 --> 01:37:45.575
<i> ! ژوليت</i>

01:37:46.701 --> 01:37:50.079
<i>چه شده،‌ که مرا صدا مي‌زند ؟</i>

01:37:53.041 --> 01:37:57.629
.همگي زنداني خواهيم شد -
.در زندان مي‌بينمت -

01:38:00.757 --> 01:38:03.927
<i>...مادرت
.مادرت
</i>

01:38:04.010 --> 01:38:07.305
<i>.مادر، من اينجا هستم
چه مي‌خواهي ؟</i>

01:38:07.388 --> 01:38:09.432
<i>.اين را مي‌خواهم بگويم</i>

01:38:09.516 --> 01:38:11.935
<i>،پرستار، اندکي ما را تنها بگذار
.صحبت محرمانه‌اي داريم</i>

01:38:12.018 --> 01:38:16.773
<i>پرستار، بر گرد، يادم آمد
.تو مي‌تواني گفتگوي ما را بشنوي</i>

01:38:16.856 --> 01:38:20.193
<i>.تو دخترم را از بچگي مي‌شناسي</i>

01:38:20.276 --> 01:38:23.780
<i>.کاملاً،‌ من حتي مي‌توانم ساعت تولد او را هم بگويم -
.هنوز 14 ساله نيست -</i>

01:38:23.863 --> 01:38:29.369
<i>،آه، ‌حاضرم 14 دندان خود را شرط ببندم
...اگر چه از اين چهارده تا </i>

01:38:29.452 --> 01:38:32.205
<i>.فقط چهار تا بيشتر ندارم</i>

01:38:54.394 --> 01:38:56.437
<i>... بگو، دخترم،‌ ژوليت</i>

01:38:56.521 --> 01:39:01.109
<i>تمايل تو نسبت به عروسي چيست ؟</i>

01:39:01.192 --> 01:39:04.320
<i>.افتخاري است که درباره‌ي آن فکري نکرده‌ام</i>

01:39:08.616 --> 01:39:11.494
<i>! دست نگه‌دار،‌ تيبالت
! مرکوتيوي عزيز</i>

01:39:20.795 --> 01:39:22.463
<i>!من مجروح شدم</i>

01:39:22.547 --> 01:39:25.341
<i>.جرأت داشته باش،‌ رفيق
.جراحت تو خطرناک نيست</i>

01:39:25.425 --> 01:39:30.722
<i>،فردا حال مرا بپرس
.و مرا مرد بي‌صدايي خواهي يافت</i>

01:39:37.937 --> 01:39:38.980
<i>!آري</i>

01:39:46.446 --> 01:39:47.488
<i>!آري</i>

01:39:48.281 --> 01:39:51.034
<i>...چنين داروي مرگ‌آفريني دارم</i>

01:39:51.117 --> 01:39:55.747
<i>ولي قانون مانتوا هر کسي را
.که فروشنده‌ي آن باشد به مرگ محکوم مي‌کند
</i>

01:39:55.872 --> 01:39:58.374
.بعد او،‌ بعد من

01:40:06.883 --> 01:40:08.927
<i>.رومئو، زود برو، از اينجا دور شو</i>

01:40:09.052 --> 01:40:13.431
<i>.مردم شهر به اينجا روي آورده‌اند و تيبالت مرده است
!بهت زده اينجا نايست</i>

01:40:13.556 --> 01:40:17.769
<i>اگر تو را بگيرند شاهزاده تو را محکوم به مرگ
! خواهد کرد. پس از اينجا زود برو، دور شو
</i>

01:40:19.020 --> 01:40:21.314
<i>.آه، من بازيچه‌ي دست سرنوشت شدم</i>

01:40:21.439 --> 01:40:23.316
<i>چرا تو هنوز ايستاده‌اي ؟</i>

01:40:23.441 --> 01:40:25.401
<i>آن که مرکوتيو را کشت از کدام سوي گريخت ؟</i>

01:40:25.527 --> 01:40:27.695
<i>آن جاني بي‌رحم، کدام سو رفت ؟</i>

01:40:27.820 --> 01:40:30.573
<i>.تيبالت آنجا افتاده است -
.بلند شو،‌ آقا، با من بيا -</i>

01:40:30.698 --> 01:40:32.700
<i>من به نام شاهزاده
.تو را بازداشت مي‌کنم، اطاعت کن
</i>

01:40:32.825 --> 01:40:35.495
<i>مسببين پست اين غوغا کجا هستند ؟</i>

01:40:35.620 --> 01:40:37.830
<i>.آه، من بازيچه‌ي سرنوشتم</i>

01:40:40.667 --> 01:40:42.585
<i>آيا همسر گرفته‌اي ؟</i>

01:40:46.256 --> 01:40:51.261
<i>اگر همسر گرفته باشي، محتمل است
.قبر من حجله‌ي عروسي من شود</i>

01:41:07.026 --> 01:41:09.237
<i>...رفتي</i>

01:41:11.865 --> 01:41:13.992
<i>...اي عشق و سرور من</i>

01:41:14.075 --> 01:41:16.286
<i>اي دوست و شوهر من ؟</i>

01:41:16.369 --> 01:41:21.124
<i>...من بايد در هر ساعت روز از تو خبر داشته باشم</i>

01:41:21.207 --> 01:41:24.127
<i>چون تعداد دقايق در روز
.بيش از حد انتظار است</i>

01:41:24.210 --> 01:41:27.797
<i>...با محاسبه‌ي آن عمري از من خواهد گذشت</i>

01:41:27.881 --> 01:41:30.300
<i>.قبل از اينکه رومئوي خود را دوباره ببينم</i>

01:41:30.884 --> 01:41:32.302
<i>.خدانگهدار</i>

01:41:33.803 --> 01:41:37.348
<i>آه، تصور مي‌کني ما بار ديگر به ديدار يکديگر برسيم ؟</i>

01:41:38.766 --> 01:41:41.811
<i>...فکر مي‌کنم تو را آن پايين
</i>

01:41:41.895 --> 01:41:45.356
<i>.چون مرده‌اي مي‌بينم که در ته قبر قرار گرفته‌اي</i>

01:41:45.440 --> 01:41:49.611
<i>،يا چشمان من بينايي ندارد
.يا تو رنگ پريده هستي</i>

01:41:51.070 --> 01:41:53.281
<i>...اي عشق من باور کن</i>

01:41:53.364 --> 01:41:55.700
<i>.تو هم در نظر من همانطور هستي</i>

01:41:55.783 --> 01:41:59.537
<i>اندوه تشنه و حريص
.خون ما را مي‌آشامد</i>

01:41:59.621 --> 01:42:01.539
<i>!خدانگه‌دار</i>

01:42:03.041 --> 01:42:05.668
<i>!خدانگه‌دار</i>

01:42:05.752 --> 01:42:08.505
<i>،اين شيشه‌ي کوچک را بگير
...و موقعي که يه رختخواب رفتي</i>

01:42:08.588 --> 01:42:11.674
<i>.داروي مايع آن را تا آخر بنوش</i>

01:42:11.758 --> 01:42:15.720
<i>هيچ گرمي و نفسي نخواهي داشت
.تا گواهي بر زنده بودنت دهند
</i>

01:42:15.803 --> 01:42:18.765
<i>...و در اين حالت مرگ‌آساي</i>

01:42:18.848 --> 01:42:22.060
<i>...چهل و دو ساعت خواهي آرميد</i>

01:42:22.143 --> 01:42:25.772
<i>.و سپس از خواب نوشين سر بر خواهي داشت</i>

01:42:25.855 --> 01:42:27.941
<i>! آهاي عطار</i>

01:42:31.444 --> 01:42:35.073
<i>.بيا اينجا
.مي‌بينم که مرد فقيري هستي
</i>

01:42:35.156 --> 01:42:38.076
<i>.اين چهل سکه را بگير</i>

01:42:38.159 --> 01:42:41.913
<i>...و به من يکي دو گرم زهر بده -
.چنين داروي مرگ‌آوري را دارم -</i>

01:42:41.996 --> 01:42:46.042
<i>ولي قانون مانتوا هر کسي را که
.فروشنده‌ي آن باشد محکوم به مرگ مي‌کند
</i>

01:42:46.125 --> 01:42:49.629
<i>...تو اينقدر -
.اين فقر من است، نه اراده‌ي من، که رضايت مي‌دهد -</i>

01:42:55.468 --> 01:42:58.596
<i>،من هم به فقر تو اين پول را مي‌پردازم
.نه به اراده‌ات</i>

01:43:02.392 --> 01:43:04.561
<i>.اي چشمان من! از آخرين نگاه خود بهره ببريد</i>

01:43:04.644 --> 01:43:07.397
<i>.اي بازوان! آخرين وداع را بجاي آريد</i>

01:43:07.480 --> 01:43:13.361
<i>!و اي لبان
...آه، شما که دروازه‌هاي تنفس هستيد</i>

01:43:13.444 --> 01:43:15.864
<i>...با بوسه‌ي پاک مُهر خود را</i>

01:43:17.824 --> 01:43:22.412
<i>بر سوداي بي‌موعدي بگذاريد
.که همه چيز را به مرگ مي‌سپارد</i>

01:43:23.705 --> 01:43:29.919
<i>!بيا، اي رهبر تلخ
! بيا، اي راهنماي نامطبوع</i>

01:43:30.003 --> 01:43:33.715
<i>!تو اي ناخداي مأيوس
...اکنون</i>

01:43:33.798 --> 01:43:38.595
<i>قايق خود را که از دريا بيزار و بيمار شده
.به روي صخره‌ها درهم شکن
</i>

01:43:38.678 --> 01:43:41.097
<i>!اين را به سلامتي عشق خود مي‌نوشم</i>

01:43:49.022 --> 01:43:52.192
<i>! آه... اي عطار راست‌گو</i>

01:43:56.196 --> 01:43:58.448
<i>!داروي تو چه تأثيري دارد</i>

01:44:03.244 --> 01:44:05.830
<i>...پس با اين بوسه</i>

01:44:08.541 --> 01:44:10.627
<i>.جان مي‌سپارم</i>

01:44:28.353 --> 01:44:30.438
<i>سرور من کجاست ؟</i>

01:44:32.190 --> 01:44:36.319
<i>،خوب به خاطر دارم کجا بايد باشم
و همان جا هستم، رومئوي من کجاست ؟</i>

01:44:36.402 --> 01:44:37.695
! مرده

01:44:51.084 --> 01:44:53.127
<i>اين چيست ؟</i>

01:44:53.211 --> 01:44:56.923
<i>،يک جام
که در دست عشق حقيقي من است ؟
</i>

01:44:58.633 --> 01:45:02.303
<i>.پس زهر موجب اين مرگ نابهنگام شده است</i>

01:45:07.976 --> 01:45:12.564
<i>!آه، اي خنجر مهربان
.اين هم غلاف توست</i>

01:45:15.525 --> 01:45:17.902
<i>...همان جا بمان</i>

01:45:19.362 --> 01:45:21.573
<i>.و بگذار بميرم</i>

01:45:28.496 --> 01:45:32.083
<i>امروز صبح آرامش حزن‌انگيزي
.همه جا فرمانروايي مي‌کند</i>

01:45:32.166 --> 01:45:36.588
<i>و خورشيد از شدت اندوه
.سر خود را بيرون نمي‌آورد
</i>

01:45:36.671 --> 01:45:41.634
<i>.از اينجا برويد، که از وقايع اندوه‌بار سخن گوييد</i>

01:45:41.759 --> 01:45:43.970
<i>...برخي از شما مورد عفو قرار گرفته</i>

01:45:44.095 --> 01:45:47.098
<i>.و بعضي ديگر تنبيه خواهيد شد</i>

01:45:47.182 --> 01:45:51.311
<i>...زيرا هرگز داستان مصيبت‌باري</i>

01:45:51.394 --> 01:45:54.981
<i>...چون سرگذشت رومئو</i>

01:45:55.106 --> 01:45:57.317
<i>.و ژوليت شنيده نشده است</i>

01:46:24.469 --> 01:46:27.305
! هورا

01:47:19.440 --> 01:47:22.110
! آفرين -
! آري! آفرين -

01:47:36.583 --> 01:47:41.004
!خداوند حافظ ملکه است
.به نام ملکه اليزابت من شما را دستگير مي‌کنم -

01:47:41.087 --> 01:47:45.091
که را دستگير مي‌کنيد، آقاي تيلني ؟

01:47:45.175 --> 01:47:46.926
! همه را

01:47:47.010 --> 01:47:50.346
،مردان آدميرال
...مردان چمبرلين

01:47:50.430 --> 01:47:54.767
...و هر يک از شما بي‌مصرف‌هايي که

01:47:54.851 --> 01:47:58.229
حکم و اختياري را که عليا حضرت به من
.واگذار نموده را ناديده گرفته‌ايد

01:47:58.313 --> 01:48:02.358
،ناديده ؟ تو "رز" را تعطيل کردي
.من آن را باز نکرده‌ام

01:48:02.442 --> 01:48:04.944
.آن زن، يک زن است

01:48:05.028 --> 01:48:07.113
چه ؟

01:48:07.197 --> 01:48:10.408
زن ؟
منظورت آن بز نر است ؟

01:48:10.491 --> 01:48:15.914
،به نام عليا حضرت، ملکه اليزابت
،همه‌ي شما را در زندان خواهم ديد

01:48:15.997 --> 01:48:19.334
! آقاي تيلني

01:48:24.547 --> 01:48:28.301
.در بردن نام من دقت کن
.آن را نخ‌نما خواهي کرد

01:48:36.142 --> 01:48:38.937
...ملکه‌ي انگلستان

01:48:39.020 --> 01:48:41.064
به مظاهر فساد و بي‌بندوباري عموم
.رسيدگي نمي‌کند

01:48:41.147 --> 01:48:44.150
.از اين رو مواردي دور از چشمان ما رخ مي‌دهد

01:48:46.069 --> 01:48:49.739
،بيا اينجا، جناب کنت
.بگذار تو را ببينم

01:49:04.546 --> 01:49:07.465
.آري، شباهت قابل توجه است

01:49:07.549 --> 01:49:10.260
و خطاي تو، ‌آقاي تيلني
.بخشيده مي‌شود

01:49:11.594 --> 01:49:15.598
(ولي من از اينکه زني به حرفه‌‌ي (نقش
.مردي در آيد، چيزي مي‌دانم

01:49:15.682 --> 01:49:18.643
،آري، به خدا سوگند
.در اين باره مي‌دانم

01:49:20.395 --> 01:49:23.314
.کافي است، جناب کنت

01:49:28.152 --> 01:49:30.405
.مايل بودم لرد وسکس اينجا بود

01:49:30.488 --> 01:49:32.532
.آنجاست،‌ خانم

01:49:35.451 --> 01:49:38.663
.عليا حضرت

01:49:39.914 --> 01:49:42.917
...بخاطر دارم شرطي بود

01:49:43.001 --> 01:49:47.839
راجع به آنکه آيا نمايش مي‌تواند
.خودِ حقيقت و طبيعت عشق را نشان دهد

01:49:47.922 --> 01:49:50.508
.گمان مي‌کنم امروز آن را باختي

01:49:55.180 --> 01:49:59.100
.تو پسر علاقه‌مندي هستي
نمايش را دوست داشتي ؟

01:49:59.184 --> 01:50:02.103
من آن را وقتي که
.به خودش خنجر زد دوست داشتم، عليا حضرت

01:50:08.776 --> 01:50:11.196
.جناب شکسپير

01:50:13.781 --> 01:50:16.784
،دفعه‌ي بعد که به گرينويچ آمدي
...در نقش خودت بيا

01:50:16.868 --> 01:50:19.996
.تا کمي بيشتر صحبت کنيم

01:50:37.472 --> 01:50:39.724
.عليا حضرت

01:50:41.142 --> 01:50:45.730
،چرا، لرد وسکس
همسرت را به اين زودي از دست دادي ؟

01:50:45.813 --> 01:50:48.566
...در واقع من بدون عروس هستم

01:50:48.650 --> 01:50:53.363
و کشتي من با مَد امشب
.به سوي دنياي جديد (آمريکا) بادبان مي‌اندازد

01:50:53.738 --> 01:50:56.032
پايان آن چگونه است ؟

01:50:56.074 --> 01:51:01.329
،همانطور که داستان‌ها بايد باشند وقتي عشق رد مي‌شود
.با اشک و سفر

01:51:02.288 --> 01:51:08.169
آنان را که خداوند به ازدواج در آورده
.حتي من نيز نمي‌توانم جدا کنم

01:51:08.378 --> 01:51:10.046
.جناب کنت

01:51:15.760 --> 01:51:20.515
،لرد وسکس، همان‌گونه که پيشتر گفتم
.همسرش را در تئاتر از دست داده

01:51:21.683 --> 01:51:25.478
با او وداع کرده
.و او را مرخص کن

01:51:25.562 --> 01:51:28.022
.زمان تسويه حساب است

01:51:30.650 --> 01:51:34.237
مقدار آن شرط چقدر بود ؟ -
.پنجاه شيلينگ -

01:51:35.572 --> 01:51:36.823
.پاند

01:51:38.199 --> 01:51:42.662
.آن را به جناب کنت بده
.او آن را به صاحب اصليش مي‌دهد

01:51:50.253 --> 01:51:54.174
به جناب شکسپير بگو
...دفعه‌ي بعد کمي شادتر بنويسد

01:51:54.299 --> 01:51:57.135
.(براي "شب دوازدهم" (نام نمايشنامه‌اي کمدي از شکسپير

01:52:14.110 --> 01:52:16.613
.بسيار دير بود
.بسيار دير بود

01:52:26.497 --> 01:52:38.583
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:52:43.723 --> 01:52:46.726
.ديگر لازم نيست بازيگر اجاره‌اي باشي

01:52:46.851 --> 01:52:52.023
،پنجاه پاند، ويل
.براي شاعري با عشق واقعي

01:52:53.191 --> 01:52:55.568
.کار من با تئاتر تمام شد

01:52:56.903 --> 01:53:01.991
.تئاتر جايي براي خيال‌بافان و رؤياپردازان است
.ببين رؤيا براي ما چه آورده

01:53:03.159 --> 01:53:05.745
.اينطور بود چون خود ما اين کار را کرديم

01:53:07.163 --> 01:53:11.376
،و بخاطر آن زندگي من تغيير کرد
.من آن را طور ديگري نمي‌خواستم

01:53:11.501 --> 01:53:15.630
.تو را آزرده‌‌ام،‌ براي آن متأسفم

01:53:15.755 --> 01:53:19.801
اگر آزردگي من براي آن باشد
...که ديگر ننويسي

01:53:19.884 --> 01:53:22.262
.پس من بيشتر از تو متأسف خواهم شد

01:53:27.851 --> 01:53:30.395
...ملکه فرمان يک کمدي داده، ويل

01:53:30.520 --> 01:53:35.608
."براي "شب دوازدهم -
.يک کمدي -

01:53:35.733 --> 01:53:37.735
قهرمان من چگونه خواهد شد ؟

01:53:37.777 --> 01:53:41.698
،تيره‌بخت‌ترين مرد در تمام پادشاهي
.بيمار عشق

01:53:43.491 --> 01:53:46.953
.اين يک شروع است

01:53:47.036 --> 01:53:51.124
،او را يک دوک بگذار
...و قهرمان زنت

01:53:51.207 --> 01:53:54.544
،خود را فروخته به ازدواج او
.و نيمه‌ي راه به آمريکا

01:53:56.379 --> 01:54:00.592
.سپس، در دريا
.سفري به دنياي جديد

01:54:00.675 --> 01:54:03.553
.يک طوفان
.همه ناپديد مي‌شوند

01:54:03.636 --> 01:54:07.098
...او پا مي‌گذارد... به

01:54:07.182 --> 01:54:10.185
.ساحلي تهي و فراخ

01:54:11.644 --> 01:54:13.688
...او نزد دوک آورده مي‌شود

01:54:15.106 --> 01:54:18.151
.اورسينو -
اورسينو ؟ -

01:54:19.277 --> 01:54:21.196
.نام نکويي است

01:54:21.279 --> 01:54:27.243
،ولي از ترس آبرويش
.لباس پسري پوشيده به نزد او مي‌رود

01:54:27.285 --> 01:54:30.622
و به اين ترتيب نمي‌تواند
.عشقش را اظهار کند

01:54:31.789 --> 01:54:34.000
.ولي همه چيز به خوبي پايان مي‌يابد

01:54:34.083 --> 01:54:36.294
چگونه ؟

01:54:37.086 --> 01:54:38.505
.نمي‌دانم

01:54:40.089 --> 01:54:42.884
.اين يک راز است

01:54:49.807 --> 01:54:52.477
...تو هرگز براي من به پايان نخواهي رسيد

01:54:52.560 --> 01:54:56.105
.نه ناپديد مي‌شوي و نه مي‌ميري

01:54:57.148 --> 01:54:59.234
.و تو نيز نه براي من

01:55:00.860 --> 01:55:03.154
.خدا نگه‌دار، اي عشق من

01:55:04.072 --> 01:55:06.366
.هزار بار خدا نگه‌دار

01:55:11.538 --> 01:55:13.831
.بسيار خوب مرا بنويس

01:55:45.613 --> 01:55:49.242
...داستان من در دريا آغاز مي‌شود

01:55:49.325 --> 01:55:53.246
سفري مخاطره‌آميز
.به سرزميني ناشناخته

01:55:53.955 --> 01:55:56.249
.کشتي شکسته

01:55:58.918 --> 01:56:02.714
.آب‌هاي وحشي مي‌خروشند و بلند مي‌شوند

01:56:03.923 --> 01:56:07.177
...کشتي شجاع به تکه‌هايي متلاشي مي‌شود

01:56:09.929 --> 01:56:13.808
...و تمام جان‌هاي درمانده در آن

01:56:13.892 --> 01:56:15.977
.غرق مي‌شوند

01:56:18.855 --> 01:56:22.150
:کسي نجات نمي‌يابد جز يک نفر

01:56:22.233 --> 01:56:24.319
...يک زن

01:56:25.778 --> 01:56:28.865
...که روح و جاني بزرگ‌تر و فرا‌تر از اقيانوس دارد

01:56:30.116 --> 01:56:35.038
و حميتي قوي‌تر
.از آغوش دريا

01:56:36.706 --> 01:56:39.834
...براي او پاياني اشک‌بار نيست

01:56:41.377 --> 01:56:46.174
اما آغاز زندگي جديدي است
.در ساحلي غريب

01:56:49.636 --> 01:56:52.138
...اين داستاني عاشقانه خواهد بود

01:56:56.267 --> 01:57:00.480
...و او هميشه براي من قهرمان

01:57:03.316 --> 01:59:06.861
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>