﻿WEBVTT

00:00:36.000 --> 00:00:38.500
. آم ،يه رنگ بگو

00:00:38.600 --> 00:00:40.200
. آبي

00:00:40.300 --> 00:00:42.800
. آ-ب-ي
. يه عدد بگو

00:00:44.400 --> 00:00:48.900
.هشت - . 8 ،7 ،6 ،5 ،4 ،3 ،2 ،1- .
يه عدد ديگه بگو

00:00:51.187 --> 00:00:52.187
. پونزده -
،4 ،3 ،2 ،1-

00:00:52.800 --> 00:00:55.000
،8 ،7 ،6 ،5
،12 ،11 ،10 ،9

00:00:55.100 --> 00:00:59.100
. 15 ،14 ،13
.يه عدد ديگه بگو

00:00:59.200 --> 00:01:01.900
.شيش -
.خيلي خوب -

00:01:05.600 --> 00:01:07.500
".رؤيا سرنوشت آدم رو رقم ميزنه "

00:02:20.800 --> 00:02:25.400
<font color=#Be>" زندگي در زمان بيداري "</c>

00:02:28.000 --> 00:02:40.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:52.000 --> 00:02:54.200
. خوبه

00:02:54.300 --> 00:02:56.700
. بترکونين

00:02:59.100 --> 00:03:02.100
. ساز هاي زهي،نوبت شماست. شروع کنين

00:03:34.400 --> 00:03:37.900
،سارا ،ميشه همون قسمتي که ازم پرسيدي رو

00:03:38.000 --> 00:03:40.200
. آهان -
ميشه يه کم آروم تر بزنيش ؟-

00:03:40.300 --> 00:03:42.300
. باشه - . ويبراتو " بزن. فقط امتحانش کن ،ببين نظرت چيه " ويبراتو يک تکنيک
موسيقيه مخصوص سازهاي شبيه ويالون ) (. که يک نت رو چندين بار پشت سر هم ميزنن

00:03:42.500 --> 00:03:45.100
،ولي چيزي که ميخوام

00:03:45.200 --> 00:03:49.100
... اينه که صداش پُر باشه ،و يه کمي کِشدار

00:03:49.200 --> 00:03:51.100
به خاطر اينکه
. يه کمي از ملودي خارج ميشه

00:03:51.200 --> 00:03:53.500
... ميخواي که ،آم -
. به نظرم بايد يه کم جدا نواخته بشه

00:03:53.600 --> 00:03:56.200
. همينو ميخواستم بگم

00:03:59.800 --> 00:04:02.000
. آره ،آره ،همينه

00:04:02.200 --> 00:04:04.300
. بسيار عالي

00:04:04.400 --> 00:04:07.600
. خيلي خوبه ،تا خط 20 اين دفعه لطفا

00:04:07.700 --> 00:04:09.800
. اريک ،ميخوايم تا خط 20 بزنيم -
. باشه -

00:04:10.000 --> 00:04:11.600
. 3 ،2 ،1

00:05:09.500 --> 00:05:12.400
. هي ،رفيق ،منم
. آم ،تازه برگشتم شهر

00:05:12.500 --> 00:05:15.600
،گفتم شايد بتوني بياي سوارم کني
. ولي مشکلي نيست

00:05:15.700 --> 00:05:19.600
... ميتونم راحت يه تاکسي بگيرم ،آم

00:05:21.700 --> 00:05:24.600
. خوب ،فکر کنم بعداً ميام پيشت که بريم بگرديم

00:05:36.900 --> 00:05:40.600
! سلام ،رفيق
پايه اي يه دوري بزنيم ؟

00:05:40.700 --> 00:05:44.000
،يه کم توي مسيرت به مشکل خوردي
ميخواي جايي برسونمت ؟

00:05:44.100 --> 00:05:48.500
،اُه ،آم ،راستش آره
... منتظر تاکسي ام ،ولي اگه مشکلي نيست

00:05:48.600 --> 00:05:51.500
. خيلي خوب. سوار شو

00:05:53.300 --> 00:05:55.800
. هي ،ممنون -
. مشکلي نيست -

00:05:55.900 --> 00:05:58.000
. لنگرها رو بکشيد

00:06:01.700 --> 00:06:03.900
نظرت در مورد کشتي کوچولوي من چيه ؟

00:06:04.100 --> 00:06:08.600
" بهش ميگيم " لايق نگاه

00:06:08.700 --> 00:06:11.600
به نظرم ماشينم بايد
. شخصيتمو نشون بده

00:06:11.700 --> 00:06:16.300
بفرما. و اين ؟اين مثله
،پنجره من رو به دنياس

00:06:16.400 --> 00:06:18.300
. و هر دقيقه ،يه نمايش نشون ميده

00:06:18.400 --> 00:06:21.700
. حالا ،ممکنه اين نمايشارو نفهمم
. حتي ممکنه موافقشونم نباشم

00:06:21.800 --> 00:06:25.500
. ولي اينو بهتون ميگم ،که مي پذيرمشون
. و يه جورايي باهاشون کنار ميام

00:06:25.600 --> 00:06:28.200
. نبايد بذاريد کشتي تون واژگون بشه
. اين چيزيه که دارم ميگم

00:06:28.300 --> 00:06:31.900
. بايد با امواج حرکت کنيد
. دريا دست رد به هيچ رودي نميزنه

00:06:32.000 --> 00:06:37.400
،هدف کلي اينه که در حرکت باشي
. و هميشه خودت رو برسوني

00:06:37.500 --> 00:06:40.300
. سلام و خداحافظي تو اين جريان وجود نداره

00:06:40.400 --> 00:06:42.300
. حرکت نيازي به دليل و توضيح نداره

00:06:42.400 --> 00:06:45.800
فقط به سَکَنه نياز داره. اينجاست که
. نقش شماها مشخص ميشه

00:06:45.900 --> 00:06:49.900
مثل اين ميمونه که با يک
. جعبه مداد رنگي به اين دنيا مياين

00:06:50.200 --> 00:06:54.200
. حالا ،ممکنه 8 رنگ باشه يا 16 رنگ

00:06:54.300 --> 00:06:57.400
مهم اينه که
،با رنگ هايي که بهتون ميدن

00:06:57.500 --> 00:06:59.500
. ميخواين چي کار کنين

00:06:59.600 --> 00:07:03.000
براتون مهم نباشه که نقاشي تون
. بين خطوط باشه و از صفحه خارج نشه

00:07:03.100 --> 00:07:05.900
.اصلا به نظرم خارج از صفحه نقاشي کنين
. بيرون صفحه رو رنگ آميزي کنين

00:07:06.000 --> 00:07:08.700
. خودتون رو محدود نکنين
. ما هم تراز اقيانوسيم

00:07:08.800 --> 00:07:12.000
،ما به خشکي محصور نيستيم
. اينو گفته باشم

00:07:12.100 --> 00:07:14.300
خوب کجا پياده ميشي ؟

00:07:14.500 --> 00:07:16.700
آه ،کي ،من ؟
اول نوبت منه ؟

00:07:16.800 --> 00:07:19.200
.آم ،نميدونم
. هر جايي شد ،فرقي نميکنه

00:07:19.300 --> 00:07:23.300
خوب ،فقط ،فقط يه آدرسي چيزي بهم بده ،باشه ؟

00:07:23.600 --> 00:07:26.500
،ببين ،سه تا خيابون ديگه رد کن

00:07:26.600 --> 00:07:29.200
،بپيچ راست ،دو تا بلوک ديگه رد کن

00:07:29.400 --> 00:07:32.000
. اين يارو رو سر پيچ پياده کن

00:07:33.700 --> 00:07:38.100
کجا هست ؟-
،منم نميدونم ،ولي يه جايي هست بالاخره

00:07:38.300 --> 00:07:41.300
و قراره که مسير بقيه زندگي ات رو
. مشخص کنه

00:07:43.200 --> 00:07:45.200
. آماده باشيد ،داريم ميريم به سمت ساحل

00:08:20.500 --> 00:08:22.000
سمت راستتو نگاه کن "

00:09:14.200 --> 00:09:17.600
اينکه مثل يه سبک ديگه‏ي فرانسوي
... و يا حس کنجکاوي تاريخي

00:09:17.800 --> 00:09:21.800
،با مکتب هستي گرايي برخورد نميکنم

00:09:22.000 --> 00:09:26.500
،اينه که مطلب هاي خيلي مهمي براي گفتن داره
. براي نسل جديد

00:09:26.700 --> 00:09:31.300
از اين ميترسم که داريم معناي واقعي
،زندگي با احساسات رو از دست ميديم

00:09:31.400 --> 00:09:34.600
حس مسئوليت پذيري
،براي کسي که هستيد

00:09:34.800 --> 00:09:38.800
قدرت اين که چيزي براي خودتون درست کنين
. و حس خوبي درباره زندگي پيدا کنين

00:09:39.100 --> 00:09:43.800
هستي شناسي معمولا جوري در موردش
. بحث ميشه ،انگار فلسفه درباره نابودي و از دست رفتنه

00:09:44.000 --> 00:09:46.300
. ولي به نظر من ،درست مخالفشه

00:09:46.400 --> 00:09:51.300
سارتر " در مصاحبه اش گفت که " . هرگز حتي يک روز از عمرش رو از دست نداد ،ژان پول
سارتر " ،فيلسوف،هستي شناس ،رمان‌نويس " ) (. نمايش‌نامه‌نويس و منتقد فرانسوي بود

00:09:51.400 --> 00:09:54.000
ولي چيزي که از خوندن زندگي نامه
... اين بزرگان متوجه ميشيم ،اينه که

00:09:54.100 --> 00:09:58.400
... نگراني هايي که نسبت به زندگي دارن

00:09:58.500 --> 00:10:01.550
. هرگز قابل مقايسه با روحيه بالاي زندگي شون نيست

00:10:01.750 --> 00:10:04.800
. اينو ميشه گفت که ،خودتون زندگي خودتون رو ميسازين

00:10:04.900 --> 00:10:09.600
من مطالب در مورد نوگرايي رو
. با علاقه ميخونم و تحسين شون ميکنم

00:10:09.700 --> 00:10:13.400
،ولي وقتي اونا رو ميخونم
همش اين حس رو دارم که

00:10:13.500 --> 00:10:17.300
يک چيز خيلي مهم رو
. دارن فراموش ميکنن

00:10:17.400 --> 00:10:22.300
هر چقدر در مورد يک نفر
،به عنوان يک ساختمان

00:10:22.400 --> 00:10:25.550
،يا به عنوان محل برخورد نيرو ها

00:10:25.750 --> 00:10:28.900
،يا يک جزء ،يا قسمت صحبت کني

00:10:29.000 --> 00:10:32.700
کاري که داري ميکني ،در واقع
. بهونه اُوردن براي کمبود هاشه

00:10:32.800 --> 00:10:35.200
،و وقتي " سارتر " در مورد مسئوليت صحبت ميکنه

00:10:35.300 --> 00:10:37.300
. منظورش يک چيز ساده و صريح نيست

00:10:37.500 --> 00:10:41.900
منظورش جسم و روحي که
. علوم الهي در موردش بحث ميکنن ،نيست

00:10:42.000 --> 00:10:45.550
.خيلي واقعي تر از اين حرفاست
. مثل صحبت کردن من و تو

00:10:45.750 --> 00:10:49.300
تصميم گرفتن. انجام کارها
. و قبول کردن پيامدهاش

00:10:49.400 --> 00:10:53.200
درسته که شيش ميليارد انسان
. شايد هم بيشتر تو جهان زندگي ميکنن

00:10:53.300 --> 00:10:56.800
با اين وجود ،کاري که ميکني
. ميتونه باعث تغيير بشه

00:10:56.900 --> 00:10:59.600
. اول از همه ،در زمينه مادي

00:10:59.700 --> 00:11:03.300
ميتونه باعث تغيير بقيه آدم ها بشه
. و باعث الگو گرفتن بشه

00:11:03.500 --> 00:11:05.800
خلاصه اينکه ،پيامي که
... اينجا وجود داره اينه که

00:11:05.900 --> 00:11:07.900
هرگز نبايد اميد خودمون رو
... از دست بديم

00:11:08.000 --> 00:11:12.000
و خودمون رو قرباني نيرو هاي
. مختلف بدونيم

00:11:12.300 --> 00:11:15.700
،اينکه کي باشيم
. هميشه دست خودمونه

00:11:25.300 --> 00:11:28.000
. ابتکار از محدوديت ها به وجود مياد

00:11:28.100 --> 00:11:33.800
به نظر از تلاش و کوشش
. و کمبود به وجود مياد

00:11:33.900 --> 00:11:36.900
و به نظرم از اينجاست که
. زبان به وجود اومد

00:11:37.000 --> 00:11:42.500
منظور اينه که ،زبان به خاطر نياز ما
... براي کاهش تنهايي مون شکل گرفت

00:11:42.700 --> 00:11:46.300
و داشتن يک جور ارتباط
. با ديگري

00:11:46.500 --> 00:11:49.650
،و وقتي فقط بحث زنده موندن بود
. ارتباط بايد آسون ميبود

00:11:49.850 --> 00:11:53.325
" مثلا ،ميدوني ،" آب
. و اينجوري کَلَمَش ،ساخته شد

00:11:53.525 --> 00:11:57.000
". يا جمله " يه ببر دندون تيز پشت سرته
. به وجود اومد

00:11:57.200 --> 00:12:01.200
،ولي به نظرم اين قسمتش جالبه که

00:12:01.500 --> 00:12:07.200
وقتي ميخوايم در مورد چيزهاي
،غير قابل لمس و خيالي صحبت کنيم

00:12:07.400 --> 00:12:11.900
هممون از يک سري سمبل
. استفاده ميکنيم

00:12:12.000 --> 00:12:17.100
مثلا وقتي ميگيم ،" کمبود " منظورمون چيه ؟
يا واژه هايي مثل " عصبانيت " يا " عشق " ؟

00:12:17.200 --> 00:12:19.600
،" وقتي من ميگم " عشق

00:12:19.800 --> 00:12:21.900
اين صدا از دهن من
... بيرون مياد

00:12:22.100 --> 00:12:24.500
،و به گوش طرف مقابل ميرسه

00:12:24.600 --> 00:12:28.700
از يک سري مجرا هاي
،داخل مغزش عبور ميکنه

00:12:28.900 --> 00:12:32.900
به قسمت هايي از حافظه در مورد
،عشق يا کمبود عشق ميرسه

00:12:33.000 --> 00:12:35.900
و متوجه ميشه که دارم در مورد چي
. صحبت ميکنم و ميگه ،آره ،متوجهم

00:12:36.000 --> 00:12:39.400
ولي من از کجا بفهمم که واقعا فهميده ؟
. چون کلمه ها بي روح هستن

00:12:39.600 --> 00:12:43.000
،فقط يک سري نماد هستن
جون ندارن ،ميدوني چي ميگم ؟

00:12:43.100 --> 00:12:47.600
،و خيلي از چيز هايي که تجربه ميکنيم
. غيرقابل لمس هستن

00:12:47.800 --> 00:12:52.800
خيلي از چيزهايي که درک ميکنيم رو
. نميشه اَداشون کرد. غيرقابل بيان هستن

00:12:52.900 --> 00:12:57.800
،حالا اينو بگم که ،وقتي داريم با هم صحبت ميکنيم

00:12:58.000 --> 00:12:59.900
... و ما

00:13:00.000 --> 00:13:02.100
احساس ميکنيم که
،ارتباطي بينمون به وجود اومده

00:13:02.200 --> 00:13:04.400
و فکر ميکنيم که
،همديگرو ميفهميم

00:13:04.500 --> 00:13:09.400
به نظرم يه جور صميمت
. معنوي رو احساس ميکنيم

00:13:09.500 --> 00:13:13.500
،و ممکنه که اين احساس زودگذر باشه
. ولي به نظرم اين چيزيه که به خاطرش زندگي ميکنيم

00:13:24.100 --> 00:13:26.600
اگه بخوايم يه چشم اندازي به
،پيشرفت جامعه بشري داشته باشيم

00:13:26.800 --> 00:13:28.700
بايد به تکامل
. اجزاي اون نگاه کني

00:13:28.800 --> 00:13:32.000
و بعد به پيشرفت تعاملش
. با محيط اطراف

00:13:32.100 --> 00:13:34.500
تکامل يه جزء با
... تکامل يافتن زندگي شروع ميشه

00:13:34.600 --> 00:13:37.600
... از يک نژاد اوليه انسان شروع شده

00:13:37.700 --> 00:13:39.700
که سبب تکامل يافتن
. جامعه انساني شده

00:13:39.800 --> 00:13:41.600
. انسان هاي اوليه و ما قبل تاريخ

00:13:41.800 --> 00:13:45.800
حالا ،جالب اينه که چيزي که
: داري بهش نگاه ميکني سه جنبه داره

00:13:45.900 --> 00:13:47.800
زيست شناسي ،انسان شناسي که

00:13:47.900 --> 00:13:49.800
،مربوط به پيشرفت شهر ها و فرهنگ هاست

00:13:49.900 --> 00:13:52.700
و فرهنگ شناسي که در واقع
. تجلي انسان هاست

00:13:52.800 --> 00:13:55.900
حالا ،چيزي که تا اينجا ديدي در واقع
،تکامل جمعيت هاست

00:13:56.100 --> 00:13:58.300
و زياد به تکامل افراد
. توجهي نداره

00:13:58.400 --> 00:14:01.300
و همچنين ،اگه بخوايم به
... بازه هاي زماني هر کدوم نگاه کنيم

00:14:01.400 --> 00:14:03.300
دو ميليارد سال زندگي
،روي زمين به وجود اومده

00:14:03.500 --> 00:14:06.200
شيش ميليون سال
،براي انسان هاي اوليه

00:14:06.300 --> 00:14:09.000
و صدهراز سال هم براي
. نژاد انساني که الان ميشناسيم

00:14:09.200 --> 00:14:12.700
داريم به تدريج به نمونه اي از
. تکامل طبيعت ،نگاه دقيق تري ميکنيم

00:14:12.800 --> 00:14:15.200
و وقتي به بخش
،کشاورزي ميرسيم

00:14:15.300 --> 00:14:18.900
،وقتي به بخش انقلاب علمي ميرسيم
،و انقلاب صنعتي

00:14:19.000 --> 00:14:22.800
،در واقع داريم به ده هزار سال ،400 سال
. و 150 سال گذشته نگاه ميکنيم

00:14:22.900 --> 00:14:26.100
در واقع داري نگاهت رو
. به اين تکامل دقيق و دقيق تر ميکني

00:14:26.300 --> 00:14:29.300
معنيش اينه که ،وقتي وارد
،يک تکامل جديد ميشيم

00:14:29.400 --> 00:14:32.700
بايد تا نقطه اي پيش بريم که
... بتونه خودش رو نشون بده

00:14:32.800 --> 00:14:34.900
،در طول دوران زندگي مون
. و يا زندگي نسل مون

00:14:35.000 --> 00:14:39.500
تکامل جديد
،شاخ و برگي از اطلاعاته

00:14:39.600 --> 00:14:41.500
و به طور کلي از دو نوع اطلاعات
ديجيتال و آنالوگ

00:14:41.600 --> 00:14:43.600
. ديجيتال ،همون هوش مصنوعيه

00:14:43.700 --> 00:14:47.400
آنالوگ نتيجه واکنش هاي زيستيه
. و از به هم پيوستن اجزاء به وجود مياد

00:14:47.500 --> 00:14:49.800
که اين دوتا توسط علم نروبايولوژي
. به هم مربوط ميشن

00:14:49.900 --> 00:14:52.400
،سيستم تکامل قديمي اين جور بود که

00:14:52.500 --> 00:14:54.750
يکي ميمرد و ديگري
. بزرگ ميشد و سلطه ميکرد

00:14:54.950 --> 00:14:57.000
،ولي طبق سيستم جديد
... دو طرف زندگي ميکنن

00:14:57.200 --> 00:15:01.200
به عنوان دو گروه حامي که
. حس رقابتي بينشون وجود نداره

00:15:01.500 --> 00:15:03.400
. نسبت به يکديگر مستقلن

00:15:03.600 --> 00:15:08.000
،و جالب اينکه اينجا
،تکامل جنبه فردي پيدا ميکنه

00:15:08.100 --> 00:15:10.900
و از نياز هاي اون موجود
،ناشي خواهد شد

00:15:11.000 --> 00:15:14.200
،و ديگه يک فرايند خارجي نيست
... شکل انفعالي به خودش ميگيره

00:15:14.300 --> 00:15:16.700
که داخلش ،موجود ،فقط يک
. نقطه از يک جامعه خواهد بود

00:15:16.800 --> 00:15:22.600
،پس ،شما نوع جديدي از انسان رو خواهيد داشت
. با شخصيتي جديد و آگاهي هاي جديد

00:15:22.700 --> 00:15:25.500
ولي اين تازه شروعي
... براي دايره تکامل هست

00:15:25.600 --> 00:15:28.200
چون وقتي که
،دايره بعدي شروع ميشه

00:15:28.300 --> 00:15:30.400
داده ها ديگه الان
. دانش هاي جديد هستن

00:15:30.600 --> 00:15:32.700
وقتي دانش ها روي هم
،انباشته ميشن

00:15:32.800 --> 00:15:35.600
،و همچنين وقتي توانايي ها روي هم انباشته ميشن
. سرعت تکامل تغيير ميکنه

00:15:35.800 --> 00:15:38.400
تا کي ؟
... تا وقتي که اين زياد شدن رو

00:15:38.500 --> 00:15:41.900
بشه يک تکميل آني جامعه انساني
. در نظر گرفت

00:15:42.000 --> 00:15:44.000
. پتانسيل انسان و انسان جديد

00:15:44.100 --> 00:15:45.800
ميتونه يک چيز
. کاملا متفاوت باشه

00:15:45.900 --> 00:15:47.900
،ميتونه سبب تقويت يک موجود بشه

00:15:48.000 --> 00:15:50.300
. که تکثير اون موجود رو در پي خواهد داشت

00:15:50.500 --> 00:15:56.400
زندگي برابر که توي اون موجود
. ديگه توسط زمان و مکان محدود نميشه

00:15:56.500 --> 00:15:59.800
و ظهور تکامل
،اين نوع انسان جديد

00:16:00.000 --> 00:16:03.050
ميتونه بسيار خلاف چيزي که
. انتظار داريم باشه

00:16:03.250 --> 00:16:06.300
. بخش جالبش همين جاست
. تکامل قديمي بي روحه

00:16:06.500 --> 00:16:08.600
. حاصلي نداره
کارآمده ،خيلي خوب ؟

00:16:08.700 --> 00:16:11.900
که نشونه هاشو توي
. سازش هاي اجتماعي ميبينيم

00:16:12.000 --> 00:16:16.000
چيزهايي که به وجود ميان ازش ،مزاحمت
نفوذ و اخلاقيات هست ،خيلي خوب ؟

00:16:16.300 --> 00:16:20.800
،آه ،جنگ ،زندگي بر پايه شکار
. اينا از اهميت کمتري برخوردارن

00:16:20.900 --> 00:16:23.200
اينا ديگه توي
. تکامل نقشي ندارن

00:16:23.300 --> 00:16:28.800
سيستم تکامل جديد به ما انساني
،با ويژگي هايي چون صداقت ،وفاداري

00:16:29.000 --> 00:16:31.000
. عدالت و آزادي خواهد داد

00:16:31.100 --> 00:16:33.700
. اينها نشانه هاي تکامل جديد هستن

00:16:33.800 --> 00:16:36.800
. اين چيزيه که اميدواريم ببينيم
. بسيار مطلوب خواهد بود

00:18:26.500 --> 00:18:31.900
مردي که ميل به خودکشي داره
. خودشو کاملا تنها و بيگانه ميبينه

00:18:32.000 --> 00:18:34.500
اون با جامعه انساني
. تفاوت داره

00:18:34.600 --> 00:18:37.400
: با خودش فکر ميکنه
".حتما من ديوونه هستم "

00:18:37.500 --> 00:18:42.200
چيزي که متوجهش نميشه ،اينه که
،جامعه هم ،مثل اون

00:18:42.300 --> 00:18:46.500
علاقه زيادي به خسارت ها
. و فجايع داره

00:18:46.700 --> 00:18:51.100
اين جنگ ها ،خشکسالي ها ،سيل ها
. و زلزله ها ،اين نياز هارو برطرف ميکنن

00:18:55.500 --> 00:18:57.450
. آدمي به هرج و مرج نياز داره

00:18:57.650 --> 00:18:59.600
. راستشو بخواي ،بايد داشته باشدش

00:18:59.700 --> 00:19:04.400
افسردگي ،آشوب ،غوغا
. کشتار ،همه اين ترس ها

00:19:04.500 --> 00:19:07.800
ما بدون مقابله به
... مرحله اي از خماري کشيده ميشيم

00:19:08.000 --> 00:19:10.200
که توسط مرگ و نابودي
. به وجود اومده

00:19:10.300 --> 00:19:12.800
. هممون داريمش
. ازش لذت ميبريم

00:19:15.600 --> 00:19:18.600
درسته که رسانه ها تلاش ميکنن
،تصوير غمگيني از اين اتفاقات نشون بدن

00:19:18.700 --> 00:19:20.900
و اونارو به صورت تراژدي هاي عظيم
. انساني نمايش بدن

00:19:21.000 --> 00:19:23.300
ولي هممون ميدونيم که
... رسانه هيچ وقت

00:19:23.400 --> 00:19:26.300
براي از بين بردن شرارت هايي که
. در جهان وجود دارن ،تلاشي نميکنه

00:19:26.400 --> 00:19:31.700
کارشون اينه که مارو راضي کنن
. اين شرارت هارو بپذيريم و با اونا زندگي کنيم

00:19:31.800 --> 00:19:35.500
قدرت هايي که از ما ميخوان
. فقط مشاهده گر باشيم و کاري نکنيم

00:19:35.600 --> 00:19:37.900
هي ،کبريت داري ؟

00:19:40.100 --> 00:19:41.900
و راه ديگه اي هم
... جلوي پامون نذاشتن

00:19:42.100 --> 00:19:45.800
،يک حرکت گاه و بيگاه به صورت مشارکتي
،که فقط حالت نمادين داره

00:19:45.900 --> 00:19:48.600
. و بهش ميگن راي دادن

00:19:48.700 --> 00:19:52.100
عروسک سمت راستي رو ميخواي
يا عروسک سمت چپي رو ؟

00:19:53.800 --> 00:19:56.000
به نظرم وقت اون رسيده که

00:19:56.200 --> 00:19:58.200
... بي کفايتي و نارضايتيمو

00:19:58.400 --> 00:20:02.300
به برنامه هاي سياسي و علمي
. ابراز کنم

00:20:02.400 --> 00:20:05.200
و اينجوري صداي ناقص خودم رو
. به گوششون برسونم

00:21:10.800 --> 00:21:13.600
همش تو فکر چيزيم
. که گفتي

00:21:13.700 --> 00:21:15.900
چيزي که گفتم ؟-
. آره -

00:21:16.000 --> 00:21:19.500
اين که معمولا احساس ميکني
... داري زندگيت رو تماشا ميکني

00:21:19.700 --> 00:21:22.100
از ديد يه پيرزني که
. در حال مُردنه

00:21:22.200 --> 00:21:26.100
يادت هست ؟-
. آره. هنوز بعضي وقتا احساسش ميکنم -

00:21:27.500 --> 00:21:30.200
انگار که دارم
. به گذشته زندگيم نگاه ميکنم

00:21:30.300 --> 00:21:32.300
،انگار زندگي من در حال حاضر
. همون خاطرات اونه

00:21:32.400 --> 00:21:35.400
. دقيقا

00:21:35.500 --> 00:21:38.800
از يه جايي شنيدم که " تيم لري " وقتي که ... داشت ميمرد ،گفت که تيموتي لري "
نويسنده و روان شناس آمريکايي " ) (. که به استفاده از داروهاي توهم زا ،معروف بود

00:21:39.000 --> 00:21:41.300
... داشت به آينده اي نگاه ميکرد که

00:21:41.500 --> 00:21:44.200
،بدنش مُرده بود
. ولي مغزش هنوز کار ميکرد

00:21:44.300 --> 00:21:50.000
ميگن که بعد از وقتي همه دستگاه هاي بدن
. از کار ميوفتن ،مغز بين 6 تا 12 دقيقه همچنان به کارش ادامه ميده

00:21:50.100 --> 00:21:52.500
،و يک ثانيه در حالت رؤيا

00:21:52.600 --> 00:21:55.800
خيلي بيشتر از يک ثانيه
. در زمان بيداريه

00:21:55.900 --> 00:21:57.800
ميدوني دارم چي ميگم ؟-
.اُه ،آره ،دقيقا -

00:21:57.900 --> 00:21:59.900
مثلا ،من بيدار ميشم
،و ساعت 10:12 هست

00:22:00.100 --> 00:22:03.300
بعد دوباره خوابم ميبره
و يک سري رؤيا هاي طولاني ،پيچيده

00:22:03.500 --> 00:22:06.050
و زيبايي ميبينم که انگار
،چندين ساعت طول کشيدن

00:22:06.250 --> 00:22:08.800
،بعد که بيدار ميشم
. ميبينم ساعت 10:13 هست

00:22:08.900 --> 00:22:12.800
دقيقا. پس 6 تا 12 دقيقه
،فعاليت مغزي

00:22:12.900 --> 00:22:15.800
منظورم اينه ،ميتونه
. کل زندگي ات باشه

00:22:15.900 --> 00:22:20.900
منظورم اينه که ،خوب تو همون زنه هستي که
. داره به گذشته زندگي اش نگاه ميکنه

00:22:21.000 --> 00:22:23.600
،خوب ،حالا اگه باشم
تو اونجا چي ميشي ؟

00:22:23.700 --> 00:22:25.600
. هر چيزي که الان هستم

00:22:25.700 --> 00:22:29.200
منظورم اينه ،آره ،شايد که
. من فقط توي ذهنت وجود دارم

00:22:29.300 --> 00:22:31.500
ولي به اندازه هر چيز ديگه اي
. واقعي خواهم بود

00:22:33.900 --> 00:22:35.800
. آره

00:22:35.900 --> 00:22:39.700
منم داشتم با خودم فکر ميکردم - .
درباره چيزي که تو گفتي درباره چي ؟-

00:22:39.900 --> 00:22:45.300
درباره حلول کردن و اين که
. روح هاي جديدي که در مرور زمان ميان

00:22:45.400 --> 00:22:49.000
همه ميگن که
... اونا يکي از حلول هاي

00:22:49.200 --> 00:22:52.600
کلئوپاترا " و يا "
. اسکندر کبير " هستن "

00:22:52.800 --> 00:22:56.000
هميشه دوس دارم بهشون بگم که
. شما هم يه مشت احمقيد مثل بقيه

00:22:56.100 --> 00:22:58.100
.منظورم اينه که ،غيرممکنه
. بهش فکر کن

00:22:58.200 --> 00:23:03.400
جمعيت جهان نسبت به 40 سال قبل
دو برابر شده ،درسته ؟

00:23:03.600 --> 00:23:08.200
پس اگه اعتقاد داري به اين که -
،يک روح جاودانه وجود داره . همممم -

00:23:08.300 --> 00:23:12.000
پس تو فقط 50% شانس داري که
. سن روحت از 40 سال بيشتر باشه

00:23:12.100 --> 00:23:17.800
،پس اگه بخواد بيشتر از 150 سال سنش باشه
. احتمالش يک شيشم هست

00:23:17.900 --> 00:23:20.700
پس ميخواي چي بگي ؟
... ميخواي بگي که قضيه حلول کردن وجود نداره

00:23:20.800 --> 00:23:26.100
يا اينکه ما هممون روح هاي جووني داريم
و نصفمون داراي روح هاي جديد هستيم ؟

00:23:26.200 --> 00:23:30.100
نه ،نه. ميخوام اينو بگم که
... يه جورايي فکر ميکنم

00:23:30.200 --> 00:23:32.400
... قضيه حلول کردن فقط يه

00:23:32.500 --> 00:23:37.000
بيان شاعرانه اي از
. حافظه اشتراکي " ه "

00:23:37.100 --> 00:23:40.600
يه مدت پيش يه مقاله اي خوندم که
،نويسندش بيوشيمي دان بود

00:23:40.700 --> 00:23:45.000
و توش ميگفت که چجوري وقتي
،عضوي از گونه اي خاص متولد ميشه

00:23:45.200 --> 00:23:48.900
ميلياردها سال خاطره
. با خودش داره

00:23:49.000 --> 00:23:52.800
و از اينجاست که ما
. غريزه مون رو به دست مياريم

00:23:53.000 --> 00:23:55.400
،خوشم اومد. انگار که ،آم

00:23:55.500 --> 00:23:59.400
يه جور تلپاتي بين همه وجود داره
،و همه ما جزئي از اون هستيم

00:23:59.500 --> 00:24:01.500
چه ازش خبر داشته باشيم
. چه نداشته باشيم

00:24:01.600 --> 00:24:04.400
،اين ميتونه دليل همه اين

00:24:04.500 --> 00:24:09.700
پيشرفت هاي ظاهراً خودجوش ،جهاني و ابتکاري
. توي علم و هنر باشه

00:24:09.900 --> 00:24:15.600
ميدوني ،مثلا نتيجه هاي يکساني که يه دفعه
. در نقاط مختلفي که هيچ ربطي به هم ندارن به وجود مياد

00:24:15.700 --> 00:24:17.700
،يه نفر روي کامپيوتر
،يه چيزي رو کشف ميکنه

00:24:17.900 --> 00:24:21.200
،و بعدش تقريبا همزمان
... يه مشت آدم ديگه سراسر جهان

00:24:21.400 --> 00:24:23.300
. همون چيز رو کشف ميکنن -
. همممم -

00:24:23.400 --> 00:24:27.700
. اين تحقيق رو انجام دادن
،اومدن يه گروه از آدمارو جدا کردن

00:24:27.800 --> 00:24:32.900
و اومدن توانايي شون رو در حل
... جدول بررسي کردن

00:24:33.100 --> 00:24:34.700
. نسبت به بقيه مردم

00:24:34.900 --> 00:24:38.000
و اومدن يه جدول که يک روز از تاريخش
،گذشته بود رو پنهاني بهشون دادن

00:24:38.100 --> 00:24:40.700
جدولي که توسط هزاران آدم ديگه
. حل شده بود

00:24:40.900 --> 00:24:44.000
،امتيازشون به طور قابل توجهي بالا رفت
. نزديک به 20 درصد

00:24:44.100 --> 00:24:46.400
پس مثل اين ميمونه که وقتي
،جواب ها وجود دارن

00:24:46.500 --> 00:24:49.300
. آدما ميتونن اونارو بردارن

00:24:49.500 --> 00:24:54.000
انگار که هممون داريم
. به صورت تلپاتي ،تجربمون رو در اختيار هم ميذاريم

00:25:16.200 --> 00:25:19.900
،همتون رو ميکشم کثافتا
. اگه حتي آخرين کاري باشه که ميکنم

00:25:20.000 --> 00:25:22.600
شما به خاطر کاري که با من کردين
. تاوان پس ميدين

00:25:23.800 --> 00:25:28.600
به خاطر هر ثانيه اي که
،من توي اين جاي لعنتي ميگذرونم

00:25:28.700 --> 00:25:32.100
. شما يه سال تو جهنم خواهيد گذروند

00:25:34.200 --> 00:25:36.700
شما آشغالا بهم التماس ميکنيد
. که بذارم بميرين

00:25:36.800 --> 00:25:38.700
. نه ،نه ،هنوز نه

00:25:38.800 --> 00:25:41.300
. ميخوام شما عوضيا زجر بکشيد

00:25:41.500 --> 00:25:44.000
. حسابتون رو ميرسم ،آره

00:25:44.100 --> 00:25:46.400
شايد يه سوزن دراز رو
. بکنم توي پرده گوشتون

00:25:47.700 --> 00:25:49.900
. يه سيگار داغ داخل چشماتون

00:25:50.000 --> 00:25:51.700
. چيز تجملي نميخوام

00:25:51.800 --> 00:25:54.800
. ماده مذاب ميريزم روتون

00:25:54.900 --> 00:25:57.600
! اُه

00:25:57.800 --> 00:26:00.100
،يه کار بهتر ميکنم

00:26:00.200 --> 00:26:02.800
. از اين کارهاي قبليه " آپاچي " ميکنم

00:26:03.000 --> 00:26:06.800
. پلک هاتون رو ميبرم
. آره

00:26:07.000 --> 00:26:10.500
و ميشينم فقط به صداي فرياد
. شما آشغالا گوش ميدم

00:26:10.600 --> 00:26:12.900
. چه موسيقي دلنوازي خواهد بود

00:26:13.100 --> 00:26:15.900
آره اين کارو توي بيمارستان
. انجام ميديم

00:26:16.000 --> 00:26:20.700
که دکتر و پرستار باشن که شما احمقا
. خيلي زود نميرين

00:26:20.800 --> 00:26:22.900
ميدوني بهترين قسمتش کجاس ؟

00:26:23.000 --> 00:26:27.400
بهترين قسمتش اون جاس که شما
،عوضي هاي آشغال پلکاتون بريده ميشه

00:26:27.600 --> 00:26:31.900
. و مجبوريد کار من رو تماشا کنيد ،آره

00:26:33.200 --> 00:26:35.900
منو ميبينيد که سيگار رو
... نزديک و نزديک تر ميارم

00:26:36.100 --> 00:26:38.600
... به سمت چشماي کاملا بازتون

00:26:40.500 --> 00:26:43.500
تا جايي که ديگه
. ديوونه بشيد

00:26:43.600 --> 00:26:45.500
... ولي بازم زوده

00:26:45.700 --> 00:26:50.300
چون ميخوام مدت زمان
. خيلي زيادي طول بکشه

00:26:52.300 --> 00:26:54.600
ميخوام بدونين که
،اين منم

00:26:54.700 --> 00:26:56.700
اين منم که دارم
. اين کارو با شما ميکنم

00:26:56.800 --> 00:26:57.700
! من

00:26:57.800 --> 00:27:00.200
و اون روان پزشک سوسول ؟

00:27:00.300 --> 00:27:03.600
! يه آدم واقعا نفهم

00:27:03.700 --> 00:27:06.100
. اون پيرمرد خمار بدبخت

00:27:06.200 --> 00:27:08.300
. يک احمق به تمام معنا

00:27:08.500 --> 00:27:12.950
هر کسي بقيه رو قضاوت ميکنه
. خودش هم بايد انتظار قضاوت داشته باشه

00:27:13.150 --> 00:27:17.600
همه شما بي مصرفا وقتي من از اين
. سوراخ لعنتي بيام بيرون ،مُرديد

00:27:21.600 --> 00:27:27.000
بهتون قول ميدم
. از اينکه با من طرف شديد ،پشيمون ميشيد

00:27:27.200 --> 00:27:29.400
يه جورايي ،توي نگاهي که عصر ما
،به جهان داره

00:27:29.500 --> 00:27:32.400
خيلي راحت ميشه فکر کرد که
. علم ديگه جاي خدا رو گرفته

00:27:32.500 --> 00:27:35.700
ولي بعضي موضوعات فلسفي
. همچنان مشکل زا باقي موندن

00:27:35.900 --> 00:27:37.500
. مثلا به قضيه " اختيار داشتن " نگاه کن

00:27:37.700 --> 00:27:39.500
اين موضوع الان خيلي وقته که
،در حال بررسي شدنه

00:27:39.700 --> 00:27:41.700
" از زمان " آريستاتل . 350سال قبل از ميلاد آريستاتل "
از فيلسوف هاي يونان باستان ) (. و شاگرد " پلاتو " بود

00:27:41.900 --> 00:27:43.700
( سنت آگوستين " ( خداشناس روم باستان "
( سنت توماس آکويناس " ( فيلسوف و خداشناس ايتاليايي "

00:27:43.900 --> 00:27:46.200
همه اين بزرگان نگران اين قضيه بودن که
... ما چجوري ميتونيم اختيار داشته باشيم

00:27:46.300 --> 00:27:48.900
اگه خدا از قبل ميدونه که
. چجور آدمي قراره بشي

00:27:49.000 --> 00:27:54.200
اين روزا ميدونيم که جهان با توجه به
،يک سري قوانين بنيادي فيزيکي عمل ميکنه

00:27:54.400 --> 00:27:57.800
و اين تمام رفتار هاي هر چيزي که
. در جهان وجود داره رو کنترل ميکنن

00:27:57.900 --> 00:28:00.700
حالا ،اين قوانين ،به خاطر اينکه
،کاملا قابل اعتماد هستن

00:28:00.800 --> 00:28:03.200
باعث پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي
. در تکنولوژي شدن

00:28:03.300 --> 00:28:06.000
.ولي به خودت يک نگاه بکن
. ما هم فقط يک سري سيستم هاي فيزيکي هستيم

00:28:06.200 --> 00:28:08.200
فقط يک سري چينش پيچيده از
. ملکول هاي کربن

00:28:08.300 --> 00:28:10.200
،بيشتر از آب تشکيل شديم

00:28:10.300 --> 00:28:13.300
و رفتار هاي ما نميتونن
. خارج از قوانين فيزيکي عمل کنن

00:28:13.500 --> 00:28:16.800
پس مثل اين ميمونه که يا خدا
... از قبل همه چيز رو آماده کرده

00:28:17.000 --> 00:28:18.600
و ميدونه که قراره
... چجور آدمي بشي

00:28:18.800 --> 00:28:21.400
و يا اين قوانين ابتدايي فيزيک هستن که
. همه چيز رو دارن کنترل ميکنن

00:28:21.600 --> 00:28:23.200
پس مکان زيادي براي اختيار
. باقي نميمونه

00:28:23.400 --> 00:28:25.600
پس حالا ممکنه ترغيب بشي که
،کلا سوال رو بيخيال شي

00:28:25.800 --> 00:28:27.400
. و بيخيال حل معماي اختيار بشي

00:28:27.600 --> 00:28:30.600
" خوب ،اين فقط يه معماي تاريخيه
. چيز خاصي نيست

00:28:30.700 --> 00:28:34.200
". يک سوال بي جوابه. فراموشش کن

00:28:34.300 --> 00:28:36.600
ولي اين سؤال همين طور
. ذهنت رو درگير خودش ميکنه

00:28:36.700 --> 00:28:39.400
مياي به شخصيت فکر ميکني ،مثلا
. اين که کي هستي

00:28:39.600 --> 00:28:43.000
اين تصميم هاي آزادانه تو هستن که
. شخصيت تو رو ميسازن

00:28:43.200 --> 00:28:46.700
. يا مسئوليت هايي که مي پذيري
وقتي مسئول يه کاري ميشي ،ممکنه خطاکار

00:28:46.800 --> 00:28:49.700
. شناخته بشي ،و يا ازت تقدير بشه و بهت احترام بذارن

00:28:49.800 --> 00:28:52.100
به خاطر کارهايي که با
. اختيار خودت انجام دادي

00:28:52.300 --> 00:28:55.400
،سؤال هِي تکرار ميشه
. و ما راه حلي براش نداريم

00:28:55.500 --> 00:28:58.200
اين طور به نظر مياد که تمام
. تصميم هايي که ميگيري ،فقط يه جور بازيه

00:28:58.300 --> 00:29:01.200
. فرايندش رو در نظر بگير يک سري فعاليت
هاي الکتريکي توي مغرت . انجام ميشن

00:29:01.400 --> 00:29:04.900
عصب هات راه ميوفتن. يک سري پيغام
. براي سيستم عصبي ميفرستن

00:29:05.100 --> 00:29:07.300
که به بخش بافت هاي
. ماهيچه هاي ميرسه

00:29:07.400 --> 00:29:10.200
منقبض ميشن و تو ميتوني
. بازوت رو تکون بدي

00:29:10.300 --> 00:29:12.300
به نظر ميرسه که کاري
،با ميل خودت داري انجام ميدي

00:29:12.400 --> 00:29:15.700
ولي هر يک از اين بخش ها
... هر جزئي از اين فرايند

00:29:15.900 --> 00:29:17.950
در واقع توسط قوانين فيزيکي
: کنترل ميشه

00:29:18.150 --> 00:29:20.000
. قوانين شيمي ،الکتريکي و شبيه اونها

00:29:20.200 --> 00:29:23.600
پس حالا به نظر مياد که انفجار عظيمي
،در سيستم هاي داخلي رخ داده

00:29:23.700 --> 00:29:25.600
،و تمام تاريخ زندگي ما

00:29:25.700 --> 00:29:27.600
تمام تاريخ زندگي بشري
،و حتي قبل از اون

00:29:27.700 --> 00:29:30.200
فقط يک سري فعاليت هاي
... بخش هاي زير اتمي هست

00:29:30.300 --> 00:29:32.300
با توجه به اين قوانين اوليه
. و بنيادي فيزيکي

00:29:32.500 --> 00:29:35.500
. فکر ميکنيم که خاص هستيم
،فکر ميکنيم که شأن و مقامي براي خودمون داريم

00:29:35.600 --> 00:29:37.500
. ولي ديگه اين موضوع مورد تهديده

00:29:37.600 --> 00:29:39.900
منظور اينه که واقعا اين مسألرو
. به چالش ميکشه

00:29:40.000 --> 00:29:42.200
" خوب
يه لحظه وايسا ببينم. پس ماشين هاي کوانتومي چي ميشن ؟

00:29:42.300 --> 00:29:45.100
من به اندازه کافي تئوري فيزيک بلدم که
. بدونم اين قضيه مثل بقيه قوانين فيزيکي نيست

00:29:45.300 --> 00:29:47.300
در واقع يک علم
. روي احتمالاته

00:29:47.500 --> 00:29:50.400
.جاهاي خالي زيادي داره ،بي قاعدست
". نميشه با اطمينان ازش گفت

00:29:50.500 --> 00:29:52.600
و اين به ما اين اجازه رو ميده که
. اختيار داشته باشيم

00:29:52.800 --> 00:29:55.100
،ولي اگه به جزئيات دقت کني
... متوجه ميشي که کمک چنداني به ما نميکنه

00:29:55.300 --> 00:29:58.500
چون که چه اتفاقي ميوفته وقتي که
،چند ذره بسيار کوچک کوانتومي داشته باشيم

00:29:58.600 --> 00:30:00.800
و رفتارشون هم ظاهرا
. بدون نظمه

00:30:00.900 --> 00:30:05.600
. اونا منحرف ميشن. رفتارشون بي معنيه
... و به نوعي غيرقابل پيش بينيه

00:30:05.700 --> 00:30:08.100
و با توجه به حرف هايي که زده شد
. نميتونيم رفتارشون رو متوجه بشيم

00:30:08.200 --> 00:30:11.900
فقط ناگهان با توجه به
. سيستم احتمالي که داره ،يه کاري انجام ميده

00:30:12.000 --> 00:30:13.900
ولي آيا اين ميتونه
به آزادي ما کمکي بکنه ؟

00:30:14.000 --> 00:30:15.900
آزادي ما بايد در گرو
،يه سري امور احتمالي باشه

00:30:16.000 --> 00:30:18.000
يه تعداد انحرافات تصادفي
در يک سيستم پر از هرج و مرج ؟

00:30:18.100 --> 00:30:20.600
. به نظر که بدتر مياد
... من ترجيه ميدم يه دنده باشم

00:30:20.700 --> 00:30:23.000
... داخل يک ماشين فيزيکي قابل اطمينان

00:30:23.200 --> 00:30:25.000
. تا داخل انحرافاتي تصادفي

00:30:25.100 --> 00:30:27.000
پس ما نميتونيم اين موضوع رو
. نديده بگيريم

00:30:27.100 --> 00:30:29.800
ما بايد جايي رو در نگاهمون به دنياي امروزي
،براي آدما پيدا کنيم

00:30:30.000 --> 00:30:32.700
،هر چيزي که لازم باشه فراهم کنيم
. نه فقط بدن همچنين آدمارو

00:30:32.800 --> 00:30:35.400
و اين به اين معنيه که
... با انتخاب هاي مناسب و مسئوليت پذيري

00:30:35.500 --> 00:30:37.700
. قضيه اختيار رو حل کنيم

00:30:37.800 --> 00:30:40.000
و سعي کنيم هويت خودمون رو
. درک کنيم

00:30:41.600 --> 00:30:45.400
،با دولت نميشه جنگيد
. نتيجش فقط مرگ و مير و افزايش مالياته

00:30:45.500 --> 00:30:47.600
درباره سياست و دين
. صحبت نکنين

00:30:47.800 --> 00:30:51.900
اينا همش مثل تبليغات دشمن
. در خطوط جنگيه

00:30:52.100 --> 00:30:54.400
،اعمال دولتي بسّه "
". اعمال دولتي بسّه

00:30:54.500 --> 00:30:56.400
هممون ديديم که تو قرن 20
. چه اتفاقي افتاد

00:30:56.500 --> 00:30:59.700
الان توي قرن 21ام ديگه وقتشه که
... برخيزيم و بفهميم که

00:30:59.800 --> 00:31:02.900
که نبايد اجازه بديم که داخل
. اين مخمصه بيوفتيم

00:31:03.000 --> 00:31:05.800
نبايد تسليم اين
. کارهاي غيرانساني بشيم

00:31:05.900 --> 00:31:09.200
شما رو نميدونم ،ولي من نگران
. اتفاق هايي هستم که سراسر جهان ميوفته

00:31:09.300 --> 00:31:11.200
من نگران ساختار
. اين جهان هستم

00:31:11.300 --> 00:31:13.300
نگران سيستم هايي هستم
،که مارو کنترل ميکنن

00:31:13.400 --> 00:31:17.400
اونايي که زندگي ام رو کنترل ميکنن
! و حتي ميخوان اين وضعيت رو بدتر کنن

00:31:17.700 --> 00:31:19.600
! آزادي
! اين چيزييه که ميخوام

00:31:19.700 --> 00:31:21.600
و اين چيزيه
! که شما هم بايد بخواين

00:31:21.700 --> 00:31:25.000
اين دست خودمونه که آزاد باشيم و
،براي از بين بردن حرص و طمع

00:31:25.100 --> 00:31:27.900
،تنفر ،حسادت
... و بله ،ناامني ها رو تلاش کنيم

00:31:28.100 --> 00:31:32.100
چون بهترين راهشون براي کنترل ما همينه
... اين که يه کاري کنن احساس کنيم کوچيک و بي ارزشيم

00:31:32.200 --> 00:31:37.100
که اينجوري به دست خودمون
. قدرت ،آزادي و سرنوشتمون رو تسليم اونا کنيم

00:31:37.200 --> 00:31:41.700
بايد اينو بفهميم که ما
. اکثريت آدما رو تشکيل ميديم

00:31:41.900 --> 00:31:44.400
و با اين دولت برده داري
! شروع به مبارزه کنيم

00:31:44.500 --> 00:31:46.800
قرن 21ام
،يک قرن جديد خواهد بود

00:31:46.900 --> 00:31:51.400
ديگه زمان برده داري ،دروغ
... کارهاي بي هدف ،

00:31:51.600 --> 00:31:56.000
فاصله هاي طبقاتي و دولت محوري
! و بقيه روش هاي کنترل کردن ،تموم شده

00:31:56.200 --> 00:31:58.550
اين عصر ،عصر انسانيت
... خواهد بود

00:31:58.750 --> 00:32:00.900
به پا شدن براي يک هدف
! خالص و درست

00:32:01.100 --> 00:32:05.100
،ليبرال دموکرات ها ،جمهوري خواهان محافظه کار
. همشون يه مشت آشغالن

00:32:05.200 --> 00:32:08.200
. همشون ميخوان شمارو کنترل کنن
. مثل دو طرف يه سکه هستن

00:32:08.300 --> 00:32:11.000
دو تيم مديريتي مختلف
! که براي کنترل کردن تلاش ميکنن

00:32:11.100 --> 00:32:14.100
،فقط قصدشون برده داريه
! با هم يکي هستن

00:32:14.200 --> 00:32:18.000
،حقيقت جلوي چمشاتونه
! ولي اونا فقط دروغ تحويل ما ميدن

00:32:18.100 --> 00:32:22.000
! ازش ديگه خسته شدم و ديگه طاقت ندارم
مي فهمين چي ميگم ؟

00:32:22.100 --> 00:32:25.600
.مقاومت ديگه فايده اي نداره
. ما اين جنگو برنده ميشيم

00:32:25.700 --> 00:32:28.800
! انسانيت ارزشش خيلي بالاست
! ما يه مشت تازه به دوران رسيده نيستيم

00:32:28.900 --> 00:32:31.100
ما مي ايستيم و از
! انسانيت دفاع ميکنيم

00:32:31.300 --> 00:32:35.450
،چيزهاي واقعي رو طلب ميکنيم
: چيزهايي که ارزش دارن

00:32:35.650 --> 00:32:39.075
خلاق بودن و روحيه پوياي انساني
! که هرگز تسيلم نميشه

00:32:39.275 --> 00:32:42.700
! خوب ،همين ديگه
. اين حرفاي من بود ،تصميم با شماس

00:32:46.500 --> 00:32:50.100
هدف اينه که خودمون رو
،از موضوعات منفي رها کنيم

00:32:50.200 --> 00:32:54.700
که فقط و فقط به خودمون
. بستگي داره

00:32:54.800 --> 00:32:57.200
،و هر وقت که اين کارو کرديم

00:32:57.400 --> 00:32:59.800
. نتيجه به سرعت پخش خواهد شد

00:32:59.900 --> 00:33:04.900
سبب زنجيره هاي نا محدودي
. از آگاهي و اثبات ميشه

00:33:05.100 --> 00:33:08.850
زماني که موردي رو
... قبول ميکنيم

00:33:09.050 --> 00:33:12.800
مثل قبول کردنِ
. کل هستي ميمونه

00:33:13.000 --> 00:33:16.500
نقش اصلي رو توي اين قضيه
. ذهن ما ايفا ميکنه

00:33:16.600 --> 00:33:20.000
اونه که دستور ميده
. و قابليت بيان کردن داره

00:33:20.100 --> 00:33:22.200
،در طول تاريخ
... تلاش هايي در اين زمينه

00:33:22.300 --> 00:33:27.700
براي به دست اُوردن اين قابليت ها انجام شد
... که تا جايي پيش رفت که

00:33:27.900 --> 00:33:30.900
. ذهن ديگه توي نقش خودش تنها نبود

00:33:31.100 --> 00:33:35.800
ولي به نظر من الان
. توي نقطه حساسي از تاريخ قرار گرفتيم

00:33:36.000 --> 00:33:38.400
،لحظاتي که بهش ميگيم آستانه اي

00:33:38.600 --> 00:33:41.400
مانند حد و مرز ها و يا
... انتهاي تجربه هاي مختلف

00:33:41.500 --> 00:33:43.900
الان ديگه دارن
. داراي قاعده ميشن

00:33:44.000 --> 00:33:47.000
تعددي که وجود داره در
... برتري ها و تفاوت ها

00:33:47.100 --> 00:33:50.800
که مشکلات عظيمي
... براي ذهن قبلي ايجاد ميکرد

00:33:50.900 --> 00:33:55.700
در واقع دارن تلاش ميکنن که
،وارد ذات خودشون بشن

00:33:55.800 --> 00:33:59.100
. و يکتايي خودشون رو درک کنن

00:33:59.200 --> 00:34:03.600
ممکنه يکي از اونا از سدهايي که وجود داره
... عبور کنه و به چيزي برسه که

00:34:03.700 --> 00:34:06.600
( اونارو ( به نظرم برميگرده به برتري ها و تفاوت ها
. به هم مرتبط ميکنه

00:34:06.700 --> 00:34:12.100
،پس نقش اصلي رو توي اين ذهن جديد

00:34:12.200 --> 00:34:14.800
. يک ذهن خيلي خيلي قوي تر بازي ميکنه

00:34:14.900 --> 00:34:17.300
. ذهني که مسلط خواهد شد

00:34:17.400 --> 00:34:20.700
و وقتي که ما وارد
،اين حالت ميشيم

00:34:20.800 --> 00:34:24.500
،بنياني از فرديت رو خواهيم ديد

00:34:24.600 --> 00:34:28.600
،تناسب در ريشه شخصيت و يکتا بودن
،تا جايي که ذهن درهاي خودش رو

00:34:28.800 --> 00:34:31.600
به روي هستي پهناور
. باز ميکنه

00:34:31.700 --> 00:34:34.200
پس ديگه الان بحث
. جهان گيتيه

00:34:34.300 --> 00:34:39.200
ديگه لحظات فقط بحثي گذرا
. پوچ و بي اهميت نيستن

00:34:39.300 --> 00:34:43.300
و از اين طريقه که
. موضوعات پنهاني اتفاق ميوفتن

00:34:43.600 --> 00:34:46.700
،درسته که خاليه
... ولي پرمحتواست

00:34:48.500 --> 00:34:53.100
،اون لحظه عظيم
،زندگي عظيم اين جهان

00:34:53.300 --> 00:34:56.300
. به حرکت اون بستگي داره

00:34:56.400 --> 00:35:01.300
،و هر کَس ،هر چيز
... هر مکان و هر عملي

00:35:01.400 --> 00:35:03.550
نشانه اي از خودش
. به جا ميذاره

00:35:03.750 --> 00:35:05.900
و اين داستان
. يکتايي خودش رو داره

00:35:06.000 --> 00:35:09.400
ولي در واقع ،داستاني
. پس از داستان ديگه است

00:35:14.400 --> 00:35:19.100
زمان مثل ذره هاي کوچيکي
. به سرعت داره ميگذره

00:35:19.200 --> 00:35:23.200
. يا سرعت من زياده ،يا زمان
. هيچ وقت هماهنگ نيستيم

00:35:23.300 --> 00:35:27.100
تناقض عجيبيه. منظورم اينه که
،خوب ،قاعدتاً

00:35:27.200 --> 00:35:30.000
من بيشتر از هر وقت ديگه اي
،به آخر زندگي ام نزديک شدم

00:35:30.100 --> 00:35:34.000
ولي راستش بيشتر از هروقتي
. احساس ميکنم وقت براي انجام کارهام دارم

00:35:34.100 --> 00:35:37.700
،وقتي جوون تر بودم ،خيلي نااميد بودم
،هميشه دوست داشتم اطمينان داشته باشم

00:35:37.800 --> 00:35:40.400
،مثلا وقتي آخر يه راهي رو ميديدم
. تا به اونجا نميرسيدم ،ول نميکردم

00:35:40.500 --> 00:35:44.300
ميدونم منظورت چيه
،چون يادمه داشتم با خودم فکر ميکردم

00:35:44.500 --> 00:35:49.000
،اُه ،يه روزي ،مثلا بين سي تا چهل سالگي "

00:35:49.100 --> 00:35:53.100
،همه چيز مشخص و معين ميشه
". و ديگه تموم

00:35:53.300 --> 00:35:56.300
،انگار که مثل يه کوهي بود که
،منتظر من بود

00:35:56.500 --> 00:35:59.900
،و من در حال بالا رفتن ازش هستم
،و وقتي به بالاش رسيدم

00:36:00.000 --> 00:36:02.300
. ديگه رشد و تغييري وجود نخواهد داشت

00:36:02.500 --> 00:36:08.000
حتي نشاط زندگي. ولي خدا رو شکر
. اين اتفاق نيوفتاد

00:36:08.100 --> 00:36:11.700
به نظرم چيزي که حواسمون بهش نيست وقتي جوون هستيم
. روحيه بدون حدِ کنجکاويمونه

00:36:11.800 --> 00:36:13.700
اينه که به انسان بودن ما
. معني واقعي ميده

00:36:13.800 --> 00:36:17.800
چيزي که " بنديکت اَندرسون " درباره هويت - گفته رو شنيدي ؟ . نه -
،بِنِديکت اَندرسون " چيني " ) ( " نويسنده کتاب معروف " انجمن ها

00:36:18.000 --> 00:36:20.400
خوب ،مثلا مياد درباره
. عکس يه کودک صحبت ميکنه

00:36:20.600 --> 00:36:24.900
،وقتي تو به اين عکس نگاه ميکني
" اين منم

00:36:25.100 --> 00:36:28.400
خوب ،اگه بخواي ارتباطي بين
... خودت و اين عکس کوچيک عجيب پيدا کني

00:36:28.600 --> 00:36:30.300
وقتي خودت داري در زمان حال
،زندگي ميکني و نفس ميکشي

00:36:30.500 --> 00:36:34.500
: بايد يه داستاني بسازي واسه خودت مثلا
،اين منم وقتي يک سالم بود "

00:36:34.800 --> 00:36:37.400
،و بعدش گذاشتم موهام بلند شه
،" و بعد رفتيم " ريورديل

00:36:37.500 --> 00:36:40.200
".و حالا هم اينجام

00:36:40.300 --> 00:36:43.900
پس به يه داستان نياز داره
... که در واقع يه قصه است

00:36:44.000 --> 00:36:48.500
که به تو و کودک توي عکس اجازه ميده
. که هويتي يکسان براي خودتون ايجاد کنين

00:36:48.600 --> 00:36:53.500
،و قسمت جالش اينه که
. هر هفت سال يه بار سلول هاي ما به کلي عوض ميشن

00:36:53.600 --> 00:36:56.900
ما تا همين جاش چندين بار
،به آدم هاي مختلفي تبديل شديم

00:36:57.100 --> 00:36:59.800
با اين وجود ،شخصيت ما
. هيچ وقت تغيير نکرده

00:36:59.900 --> 00:37:01.800
. هممم

00:37:17.200 --> 00:37:20.000
صدا و سکوت "

00:37:21.100 --> 00:37:23.700
انتقاد ما مثل هر انتقاد ديگه اي
: با اين موضوع شروع ميشه

00:37:23.800 --> 00:37:25.800
ترديد

00:37:26.000 --> 00:37:28.400
. ترديد داستان ما رو شرح ميده

00:37:28.500 --> 00:37:32.000
ما بايد تلاش کنيم که
. داستانمون رو خودمون بسازيم

00:37:32.200 --> 00:37:34.800
ما با بدگماني در طول تاريخ
... قدم برميداريم

00:37:35.000 --> 00:37:38.300
بدگماني اي که نميشه
. به زبانش اُورد

00:37:38.400 --> 00:37:40.650
گذشتمون مثل لحظاتي ساکن
،در فاصله هاي دور قرار داره

00:37:40.850 --> 00:37:42.900
و هر حرکتي که ميکنيم
... و هر حرفي که به زبون مياريم

00:37:43.100 --> 00:37:47.500
ميل ما رو به دوري از گذشته
. و تلاش براي رسيدن به آينده نشون ميده

00:37:47.600 --> 00:37:50.100
جوري که زندگي ميکرديم
،شرايط جديدي رو به وجود اُورد

00:37:50.200 --> 00:37:52.700
،که حول دوستي هاي زياد

00:37:52.800 --> 00:37:54.600
و آشوب هايي ميگشت که در
بخش هايي از جامعه

00:37:54.800 --> 00:37:57.300
که در دل جامعه قرار داشتن رخ ميدادن
. ولي به چشم نميومدن

00:37:57.500 --> 00:38:00.000
هنر يک هدف نبود
... بلکه فرصت و روشي بود

00:38:00.100 --> 00:38:02.100
... براي ايجاد کردن يک ريتم جديد

00:38:02.200 --> 00:38:04.500
که البته در زمان ما
. شرايطش از بين رفته

00:38:04.600 --> 00:38:07.900
براي کشف کردن روش درست
( ايجاد ارتباط انجام ميشد ( هنر

00:38:08.000 --> 00:38:10.900
. يا حداقل هدف اين بود

00:38:11.000 --> 00:38:13.200
ماجراي به دست اُوردن
( و از دست دادن. ( ارتباط

00:38:13.300 --> 00:38:15.800
ما با نگاه هايي ناآرام ،ناراضي و دائم

00:38:16.000 --> 00:38:19.500
سرگرم پُر کردن خلأهايي هستيم
. که در آرزو ها ،ترس ها و خيال هاي ما وجود دارن

00:38:19.600 --> 00:38:23.600
با اين اميد زندگي ميکرديم که
،هر چقدر دنيا پوچ به نظر مياد

00:38:23.900 --> 00:38:27.300
هر چقدر بي مصرف و
،سطح پايين جلوه ميکنه

00:38:27.400 --> 00:38:29.300
. هر چيزي هنوز ممکنه

00:38:29.400 --> 00:38:31.300
،و اگر شرايط مناسب باشه

00:38:31.400 --> 00:38:35.400
دنياي جديد هم درست
. مانند دنياي قبلي خواهد بود

00:38:38.500 --> 00:38:40.600
" براي شروعي دوباره از ابتدا

00:38:50.400 --> 00:38:53.400
دو نوع رنج و سختي
: توي اين جهان وجود دارن

00:38:53.500 --> 00:38:56.100
کسايي که از نداشتن زندگي
... زجر ميکشن

00:38:56.200 --> 00:38:59.500
. و کسايي که از زيادي اون

00:38:59.600 --> 00:39:03.000
من هميشه خودم رو
. جزء دسته دوم ميدونستم

00:39:03.200 --> 00:39:05.600
،وقتي بهش فکر ميکني

00:39:05.800 --> 00:39:08.800
... همه رفتار ها و کارهاي انسان

00:39:08.900 --> 00:39:12.300
زياد تفاوتي با رفتارهاي
. يک حيوون نداره

00:39:12.400 --> 00:39:15.300
پيشرفته ترين تکنولوژي ها
... و ساخته هاي دست بشر

00:39:15.400 --> 00:39:19.900
،ما رو در بهترين حالت
. به سطح يک سوپر شامپانزه ميرسونن

00:39:20.000 --> 00:39:22.900
... در واقع ،تفاوتي که

00:39:23.000 --> 00:39:26.400
مثلا " افلاطون " يا " نيچه " با يک
... آدم عادي دارن

00:39:26.600 --> 00:39:30.000
بيشتر از تفاوتيه که اون شامپانزه
. با يک آدم عادي داره

00:39:30.100 --> 00:39:33.100
کمتر کسي پيدا ميشه که
در زمينه هاي مختلف

00:39:33.300 --> 00:39:36.000
مثل هنر ،خداشناسي يا فلسفه

00:39:36.100 --> 00:39:38.000
. به درجه هاي بالايي برسه

00:39:38.100 --> 00:39:40.600
چرا انقدر کم ؟

00:39:40.700 --> 00:39:46.000
چرا تاريخ جهان و تکامل
پر از پيشرفت نيست و به جاش

00:39:46.100 --> 00:39:49.700
پر از بن بست هاي بي پايانه ؟

00:39:49.800 --> 00:39:53.000
ارزش هاي بالاتر
. به وجود نيومدن

00:39:53.200 --> 00:39:58.000
يوناني ها 3000 سال پيش
. به اندازه الانِ ما پيشرفته بودن

00:39:58.100 --> 00:40:00.500
پس اين سد هايي که
... نميزارن انسان ها

00:40:00.600 --> 00:40:04.900
به حتي نزديکي پتانسيل واقعي شون
برسن ،چي هستن ؟

00:40:05.100 --> 00:40:09.400
پاسخ به اين سوال رو ميشه
: با يه پرسش ديگه بيان کرد

00:40:09.600 --> 00:40:13.100
مشخصه اصلي و جهاني
انسان ها چيه ؟

00:40:13.200 --> 00:40:17.500
ترس يا تنبلي ؟

00:40:27.600 --> 00:40:29.500
چي داري مينويسي ؟

00:40:33.500 --> 00:40:36.200
. يه رمان

00:40:36.300 --> 00:40:38.300
داستانش چيه ؟

00:40:38.400 --> 00:40:40.700
. داستاني نداره

00:40:40.800 --> 00:40:42.700
... فقط يک سري

00:40:42.800 --> 00:40:46.000
،انسان ،رفتارها ،لحظات

00:40:46.200 --> 00:40:50.100
از خود بي خود شدن و
. جريان احساساته

00:40:50.200 --> 00:40:52.900
،يا که خلاصه بگم

00:40:53.000 --> 00:40:55.500
بهترين داستان هايي که
. تا به حال گفته شدن

00:40:58.300 --> 00:41:01.000
تو داخل داستان هستي ؟

00:41:02.700 --> 00:41:05.400
. فکر نکنم

00:41:05.500 --> 00:41:09.900
ولي خوب من دارم يه جورايي
. هم ميخونمش هم مينويسمش

00:41:14.900 --> 00:41:18.600
،وسط بيابون بودم
،وسط ناکجا آباد

00:41:18.700 --> 00:41:21.200
ولي تو راه " وگاس " بودم
،پس ميدوني ديگه

00:41:21.400 --> 00:41:24.500
هر از چند گاهي
. يه ماشين ميزد کنار تا بنزين بزنه

00:41:24.700 --> 00:41:27.200
آخرين پمپ بنزين
. قبل از " وگاس " بود

00:41:27.300 --> 00:41:30.100
اتاق کارم يه صندلي داشت
،با يه صندوق پول شمار

00:41:30.300 --> 00:41:33.850
که همه فضاي اتاق رو
. گرفته بودن

00:41:34.050 --> 00:41:37.600
،من خواب بودم
. که يه صدايي شنيدم

00:41:37.700 --> 00:41:41.700
ميدوني ،انگار که
. توي ذهنم بود

00:41:41.900 --> 00:41:45.400
،پس بيدار شدم ،رفتم بيرون

00:41:45.600 --> 00:41:49.600
لبه جايي که
،پمپ بنزين تموم ميشد ،ايستادم

00:41:49.700 --> 00:41:51.900
ميدوني ديگه ،همون جا که
. جاده است

00:41:52.000 --> 00:41:55.000
داشتم چشمامو ميمالوندم
... ببينم که چه خبره

00:41:55.200 --> 00:41:59.300
... و اون طرف پمپ بنزين

00:41:59.400 --> 00:42:01.800
. يه قفسه پر از لاستيک ماشين بود

00:42:01.900 --> 00:42:03.800
. که به هم زنجير شده بودن

00:42:04.000 --> 00:42:07.600
. و يه وَن " اکونولاين " اونجا ديدم

00:42:07.700 --> 00:42:10.300
و يه مردي ديدم
،که پيرهنشو در اُورده بود

00:42:10.400 --> 00:42:13.900
و داشت وَنش رو
... با اين همه لاستيک

00:42:14.000 --> 00:42:17.800
. پر ميکرد

00:42:17.900 --> 00:42:22.200
دو تا لاستيک آخري
،تو دستاش بود

00:42:22.400 --> 00:42:24.200
،و داشت ميذاشتشون داخل

00:42:24.300 --> 00:42:28.300
: و من داد زدم
"! هي ،تو "

00:42:28.600 --> 00:42:32.600
،مرده چرخيد
،بدون پيرهن

00:42:32.900 --> 00:42:36.100
،داشت عرق ميکرد
،يه هيکل خيلي گنده هم داشت

00:42:36.200 --> 00:42:39.100
،يه چاقو دراُورد
،30سانت طولش بود

00:42:39.200 --> 00:42:43.600
با تمام سرعتي که ميتونست ،داشت ميومد سمتم :
و اينجوري صدا ميداد

00:42:48.100 --> 00:42:49.700
با خودم گفتم

00:42:52.100 --> 00:42:55.000
" اين چشه ديگه ؟"
،رفتم داخل

00:42:57.100 --> 00:43:02.900
دستمو بردم پشت صندوق
. جايي که صاحب اونجا يه الف.41 " ريوُلوِر " داشت

00:43:03.000 --> 00:43:06.200
،اُوردمش بيرون
،ماشه رو کشيدم

00:43:06.300 --> 00:43:10.300
و تا چرخيدم
. داشت از در ميومد داخل

00:43:10.400 --> 00:43:15.000
و داشتم تو چشماش ميديدم
. هيچ وقت چشماشو يادم نميره

00:43:15.100 --> 00:43:18.900
ترس از من رو
. توي چشماش ميديدم

00:43:20.800 --> 00:43:24.100
. و يه گلوله شليک کردم و بهش خورد
. بوم. درست وسط سينش

00:43:24.200 --> 00:43:29.400
،به همون سرعتي که اومده بود داخل
. از در رفت بيرون

00:43:29.500 --> 00:43:33.500
درست رفت بين دو تا ايستگاه
. اتيل و بنزين معمولي

00:43:33.600 --> 00:43:38.000
و فکر کنم دارو مصرف ميکرد
،يا يه چيزي ميخورد

00:43:38.100 --> 00:43:40.600
... چون که بلند شد

00:43:40.700 --> 00:43:45.800
،هنوز چاقوش دستش بود
،خون همه سينه اش رو پر کرده بود

00:43:45.900 --> 00:43:49.800
،بلند شد و اينجوري کرد
. يه کم اينجوري تکون خورد

00:43:49.900 --> 00:43:51.800
. خيلي شُکه شده بودم

00:43:52.000 --> 00:43:55.000
پس ماشه رو برگردوندم
. و پشتي تفنگو کشيدم

00:43:55.100 --> 00:43:59.500
،مثل قديما
! بوم ،بوم ،بوم ،بوم ،بوم

00:43:59.600 --> 00:44:01.800
. و از پمپ بنزين پرت شد بيرون

00:44:01.900 --> 00:44:04.200
،و از اون موقع بود که

00:44:04.300 --> 00:44:07.200
. هميشه اين رو همراه خودم دارم

00:44:08.900 --> 00:44:11.000
. ميشنوم چي ميگي

00:44:11.100 --> 00:44:13.500
مردم مسلح بهترين دفاع
. در مقابل حکومت ستمگرن

00:44:13.700 --> 00:44:15.500
. کاملا موافقم

00:44:20.900 --> 00:44:23.000
،و ميدوني

00:44:23.200 --> 00:44:25.700
،خيلي وقته باهاش شليک نکردم
. حتي نميدونم کار ميکنه يا نه

00:44:25.900 --> 00:44:28.100
چرا ماشه رو نميکشي
تا بفهمي ؟

00:45:23.200 --> 00:45:25.100
. الان نيستم
. لطفا پيغام بگذاريد

00:45:25.200 --> 00:45:28.900
. هي ،رفيق. فکر کنم الان خونه نيستي

00:45:29.000 --> 00:45:33.000
ولي يادم بنداز درباره خوابي که
... ديشب ديدم باهات صحبت کنم

00:45:33.300 --> 00:45:36.700
چون خيلي چيزهاي
. جالبي توش بود

00:45:36.800 --> 00:45:40.200
.خيلي خوب،رفيق
. پس بعدا باهات حرف ميزنم. باشه

00:45:48.400 --> 00:45:51.200
... " اسب سواري. " ويليام " از " کپِنهاگن

00:45:51.400 --> 00:45:53.000
" و اسبش " سِيم ديل

00:45:53.200 --> 00:45:57.200
. براي بند کلاهش...
... از داخل بدوزيد به سمت

00:45:57.400 --> 00:45:59.600
،من منتظر آينده نيستم

00:45:59.700 --> 00:46:01.600
که توش پر از رستگاري و
. بخشيده شدنه

00:46:01.700 --> 00:46:03.700
يا حتي روشنگري هايي که
. توي اين مسير وجود دارن

00:46:03.900 --> 00:46:09.300
من به اين قضيه باور دارم که اين جهان
... با تمام نقص هاش ،کافي و کامله

00:46:09.400 --> 00:46:12.200
. در هر لحظه اي که وجود داره

00:46:13.700 --> 00:46:16.100
... بلاند بي " ،" فايرفلاي " مانتيسِ "

00:46:16.200 --> 00:46:20.200
... يه ژيگول ديوونه‏ي کوچولو با

00:46:23.500 --> 00:46:28.500
رسوم مقدسي که ساحران ،کاهنان
... و يا بقيه رؤيا پردازان دارن

00:46:28.600 --> 00:46:32.100
کساني که سبب کامل شدن
،توانايي سفر در رؤيا شدن

00:46:32.300 --> 00:46:35.200
: که بهش ميگن
... حالت رؤياي روشن

00:46:35.300 --> 00:46:38.000
که در اون به صورت آگاهانه
،ميتونيد رؤياتون رو کنترل کنين

00:46:38.100 --> 00:46:40.300
... چيزهاي مختلفي رو کشف کنين

00:46:40.400 --> 00:46:44.300
که در زمان بيداري
. از توانايي شما خارجن

00:46:49.500 --> 00:46:53.500
... يک پيروزي نزديک -
... ميشه بگين کاري که " فيليکس " ميکنه -

00:46:53.800 --> 00:46:59.300
براي اين تجريه ديدگاه فقط يک نفر
. خيلي بي معني و نامعقول خواهد بود

00:46:59.400 --> 00:47:03.300
و از اونجا که هرکسي خودش رو به صورت خاص
،يه جوري با جهان مرتبط ميبينه

00:47:03.400 --> 00:47:06.000
من با شخصيت هاي مختلف خودم

00:47:06.100 --> 00:47:08.700
. به اين ارتباطات نگاه ميکنم

00:47:08.800 --> 00:47:11.100
در حالي که کساني که
... داراي مشکلات حرکتي هستن

00:47:11.200 --> 00:47:13.100
حتي براي جابه جا شدن
،با مشکل رو به رو هستن

00:47:13.200 --> 00:47:16.600
،" در 92 سالگي ،" جوي کاليسون
. در حال گشتن دور دنياست

00:47:16.800 --> 00:47:19.500
حالا من آزادم که دنيا رو ببينم

00:47:41.100 --> 00:47:42.900
سلام ،حالت چطوره ؟

00:47:45.200 --> 00:47:48.700
ميگن که رؤياها تا زماني که ادامه دارن
. واقعي به نظر ميان

00:47:48.800 --> 00:47:50.700
نميشه همينو درباره
زندگي هم گفت ؟

00:47:50.900 --> 00:47:55.600
خيلي از ماها داريم روي ارتباطاتي که
. بين ذهن و بدن توي خواب وجود دارن ،کار ميکنيم

00:47:55.700 --> 00:47:59.700
. " بهمون ميگن " خواب کاو
. ما جهان رؤياها رو کاوش ميکنيم

00:47:59.800 --> 00:48:03.000
واقعيتش رو بخواي بدوني درباره دو حالت
... مخالف هوشياري هست

00:48:03.100 --> 00:48:05.600
که در واقع اصلا
. مخالف هم نيستن

00:48:05.700 --> 00:48:07.600
،ببين ،در زمان بيداري

00:48:07.700 --> 00:48:11.500
سيستم عصبي نميذاره که
. حافظه ما به صورت شفاف عمل کنه

00:48:11.700 --> 00:48:13.500
که اين موضوع به قضيه تکامل
. معني و مفهوم ميده

00:48:13.600 --> 00:48:17.000
مثلا خوب نيست که تصويري که
... يک انسان داره مبيينه

00:48:17.100 --> 00:48:20.700
با چيزي که توي حافظه اش هست
. اشتباه گرفته بشه يا بالعکس

00:48:20.900 --> 00:48:24.500
اگر حافظه انسان با تصويري
،که داره دريافت ميکنه ،تلاقي کنه

00:48:24.600 --> 00:48:27.200
،ما هر موقع که فکر ترسناکي به ذهنمون ميرسيد
. از ترس سريع بايد ميرفتيم دستشويي

00:48:27.300 --> 00:48:29.600
... پس تو يه سري عصب ها داري که

00:48:29.800 --> 00:48:31.400
... مانع توهم زايي ميشن

00:48:31.600 --> 00:48:34.700
که خودشون هم وقتي وارد
. خوب عميق ميشيم ،غيرفعال ميشن

00:48:34.900 --> 00:48:37.200
اين باعث ميشه که
... خواب ها واقعي به نظر بيان

00:48:37.300 --> 00:48:40.800
در حالي که بقيه سيستم هاي
. دريافتي کار خودشون رو ميکنن

00:48:40.900 --> 00:48:44.700
دليل اينکه رؤياها با واقعيت
. اشتباه گرفته ميشن ،همينه

00:48:44.800 --> 00:48:49.600
به دليل فعاليت هاي خاصي که
،سيستم هاي عصبي دارن

00:48:49.700 --> 00:48:55.300
ما بين کارهايي که ميکنيم و ميزان هوشياريمون
،زماني که خوابيم با زماني که بيداريم

00:48:55.400 --> 00:48:59.800
. تفاوتي احساس نخواهيم کرد

00:49:13.700 --> 00:49:15.500
من يه دوستي داشتم
... که بهم گفت

00:49:15.700 --> 00:49:17.700
بدترين اشتباهي که
... ميتوني بکني اينه که

00:49:17.900 --> 00:49:20.800
... فکر کني زنده اي

00:49:23.700 --> 00:49:26.600
در حالي که فقط تو اتاق
. انتظار زندگي خواب باشي

00:49:35.700 --> 00:49:38.900
... مسأله اينه که بتوني

00:49:39.000 --> 00:49:42.200
... خوابي که داري ميبيني رو

00:49:42.300 --> 00:49:46.200
. با واقعيت هاي زندگي تطبيق بدي

00:49:46.300 --> 00:49:49.000
،چون اگه اين کارو بتوني بکني
. توانايي انجام هر کاري رو خواهي داشت

00:49:51.000 --> 00:49:54.200
تا حالا شغلي داشتي که ازش متنفر بودي
با اين حال خيلي براش تلاش ميکردي ؟

00:49:54.300 --> 00:49:59.900
بعد از يه روز سخت و طولاني ،از کار
. برميگردي خونه ،ميري توي تخت و چشماتو ميبندي

00:50:00.000 --> 00:50:01.900
بعد يک دفعه بيدار ميشي و
... متوجه ميشي که

00:50:02.000 --> 00:50:05.500
تمام روزي که سرکار بودي
. در واقع فقط يه خواب بوده

00:50:11.700 --> 00:50:17.000
به اندازه کافي بد هست که در زمان بيداريت
،با حقوق کم کار ميکني

00:50:17.100 --> 00:50:19.300
. توي خواب که ديگه پول هم بهت نميدن

00:50:22.900 --> 00:50:24.700
،هي ،رفيق
اينجا چي کار ميکني ؟

00:50:24.900 --> 00:50:28.900
دوس دارم خودمو به عنوان
،تحليل کننده دنياي خواب تعبير کنم

00:50:29.200 --> 00:50:32.100
و به آدما کمک کنم
. يه کمي واضح تر ببينن

00:50:32.200 --> 00:50:36.200
همه اين ترس و نگراني ها رو
. بذارن کنار و يه کم خوش بگذرونن

00:50:36.300 --> 00:50:39.400
منظورت از واضح تر ديدن اينه که
بدوني داري خواب ميبين ،نه ؟

00:50:39.600 --> 00:50:41.200
آره ،و اينجوري
. ميتوني کنترلش کني

00:50:41.400 --> 00:50:44.700
خيلي واقعي ترن و ديگه زياد عجيب غريب
. مثل خواب هاي ديگه به نظر نميان

00:50:44.800 --> 00:50:48.000
ميدوني ،من همين الان
. از يه خواب بيدار شدم

00:50:48.100 --> 00:50:51.600
. مثل خواب هاي معمولي نبود
. انگار که به يه جهان موازي سفر کرده بودم

00:50:51.800 --> 00:50:53.400
. آره ،اينجوري هم ميشه

00:50:53.600 --> 00:50:56.700
منظورم اينه که ،درسته که
،ما به عنوان خواب ديدن ميشناسيمش

00:50:56.800 --> 00:50:59.700
ولي ميتوني توي خواب هات
. خيلي خوش بگذروني

00:50:59.800 --> 00:51:02.600
،و همه هم ميدونن
. خوش گذروني از همه چي بهتره

00:51:02.800 --> 00:51:05.600
. آره -
حالا توي خوابت چه خبر بود ؟-

00:51:05.700 --> 00:51:08.200
. اُه. کلي آدم بودن
. صحبت هاي زيادي شد

00:51:08.300 --> 00:51:11.900
،بعضي هاشون واقعا بي معني بودن
. مثل يه فيلم عجيب يا يه چيزي مثل اون

00:51:12.000 --> 00:51:15.600
،بيشتر شروع ميکردن به حرف زدن
. خيلي هم با جديت بحث ميکردن

00:51:15.700 --> 00:51:18.800
وقتي بيدار شدم ،با خودم فکر کردم
اين چيزا ديگه از کجا اومدن ؟

00:51:19.000 --> 00:51:23.100
. ميتوني کنترلش کني -
از اين خوابا زياد ميبيني ؟-

00:51:23.200 --> 00:51:25.600
معلومه که آره. هميشه هم
. بيشترين استفاده رو ازشون ميکنم

00:51:25.700 --> 00:51:29.400
ولي مهم اينه که در درجه اول
. بفهمي که داري خواب ميبيني

00:51:29.500 --> 00:51:31.400
. بايد بتوني متوجه بشي

00:51:31.500 --> 00:51:35.400
بايد اين توانايي رو داشته باشي که
" هي ،دارم خواب ميبينم ؟

00:51:35.500 --> 00:51:37.400
خيلي از آدما
... اينو از خودشون نميپرسن

00:51:37.500 --> 00:51:40.100
وقتي که بيدارن و به خصوص
. وقتي که دارن خواب ميبينن

00:51:40.200 --> 00:51:43.000
انگار که همه وقتي بيدارن
... توي خواب راه ميرن

00:51:43.100 --> 00:51:45.100
. يا وقتي خوابن ،توي بيداري

00:51:45.200 --> 00:51:47.900
در هر صورت هيچ سودي
. براشون نخواهد داشت

00:51:48.000 --> 00:51:52.250
چيزي که باعث شد بفهمم
. دارم خواب ميبينم ،ساعت ديجيتاليم بود

00:51:52.450 --> 00:51:56.700
. نميتونستم درست بخونمش
. انگار که همه مدار هاش به هم خورده بودن

00:51:56.800 --> 00:52:00.300
. آره ،اين خيلي معموله
. نوشته هاي خيلي ريز هم همين جورين

00:52:00.400 --> 00:52:02.300
. خيلي بي ثباتن

00:52:02.400 --> 00:52:05.500
يه چيز ديگه که ميتونه کمک کنه
. تنظيم کردن ميزان روشنايي ه

00:52:05.700 --> 00:52:07.300
. نميتوني اين کارو بکني

00:52:07.500 --> 00:52:10.900
،اگه يه کليد برق نزديکت ديدي
. خاموش روشنش کن ببين کار ميکنه يا نه

00:52:11.000 --> 00:52:13.700
اين يکي از کارهاييِ که نميتوني
. تو خوابهاي واضح بکني

00:52:13.800 --> 00:52:15.800
. هر کاري بخواي ميتوني بکني
. ميتوني پرواز کني

00:52:15.900 --> 00:52:19.400
. بري يه صحبتي با " آلبرت سوايتزر " داشته باشي

00:52:19.500 --> 00:52:22.200
ميتونم همه بعدهاي واقعيت
،رو کشف کني

00:52:22.400 --> 00:52:27.400
تازه ميتوني با هر کي ميخواي سکس داشته باشي
. که خيلي باحاله

00:52:27.600 --> 00:52:30.200
حالا نتوني ميزان نور رو
تغيير بدي. که چي ؟

00:52:30.300 --> 00:52:33.500
ولي اين يکي از کارهاييِ که
ميتوني بفهمي داري خواب ميبيني يا نه ،درسته ؟

00:52:33.600 --> 00:52:36.300
آره ،همون طور که گفتم ،راحت ميتوني
. با تمرين خواب هات رو تشخيص بدي

00:52:36.400 --> 00:52:38.800
منظور اينه هر از چند گاهي
. يه کليدي رو خاموش روشن کن

00:52:38.900 --> 00:52:42.700
اگه چراغا روشن باشن و نتوني
. خاموششون کني ،يعني داري خواب ميبيني

00:52:42.800 --> 00:52:45.200
. بعدش ميتوني به کارت برسي

00:52:45.300 --> 00:52:47.200
. و باور کن ،حد و حدودي نداره

00:52:47.300 --> 00:52:50.400
هي ،ميدوني جديدا دارم رو چي کار ميکنم ؟-
رو چي ؟-

00:52:50.500 --> 00:52:54.500
،پسر ،خيلي کار خفن و سختيه
. ولي دارم توش بهتر ميشم

00:52:54.600 --> 00:52:57.900
. خيلي باهاش حال ميکني
. ديد سيصد و شصت درجه پسر

00:52:58.000 --> 00:53:00.300
.همه طرفو ميتونم ببينم
خيلي باحاله ،نه ؟

00:53:00.400 --> 00:53:03.100
. آره. ايول

00:53:03.200 --> 00:53:05.100
. خوب ،من بايد برم ،رفيق

00:53:05.200 --> 00:53:08.100
. باشه ،فعلا ،رفيق
. اول هر شب تلاشتو بيش از پيش کن

00:53:08.200 --> 00:53:11.700
منظورت چيه ؟-
. خوب ،راستش خودم هم نميدونم -

00:53:11.800 --> 00:53:15.000
. شايد تو بفهمي
. يه يارويي هست هميشه تو گوشم ميخونه

00:53:15.100 --> 00:53:17.700
. اسمش " لوييز " ه. هميشه توي خواب هام هستش

00:54:43.747 --> 00:54:45.747
" لحظه مقدس "

00:54:46.700 --> 00:54:49.200
،سينما ذاتا

00:54:49.300 --> 00:54:51.300
درباره ساختن دوباره
. واقعيت هاست

00:54:51.400 --> 00:54:55.200
واقعيتش هم همينه ،واقعيت
. دوباره ساخته ميشه

00:54:55.300 --> 00:54:58.000
و براي اون ممکنه مثله
. يه داستان گفتن ساده باشه

00:54:58.100 --> 00:55:01.600
... و اون اين حسو داره که ،مثلا فيلم

00:55:01.700 --> 00:55:05.300
. يا اديبات براي گفتن يه داستان بهترن

00:55:05.500 --> 00:55:08.600
و اگه تو يه داستان بگي
... يا حتي يه جک تعريف کني

00:55:08.800 --> 00:55:11.700
يه يارويي ميره داخل بار "
". و يه کوتوله ميبينه

00:55:11.900 --> 00:55:15.600
اين جواب ميده چون تو داري اين يارو
. رو به همراه يه کوتوله تو يه بار تصور ميکني

00:55:15.700 --> 00:55:18.000
و اين به بخش تصور کردن
. قضيه مربوط ميشه

00:55:18.100 --> 00:55:21.200
ولي توي فيلم ديگه اينجوري نيست
... تو بايد يه يارو

00:55:21.300 --> 00:55:24.100
... به همراه يک بار و يک کوتوله رو

00:55:24.200 --> 00:55:26.500
که داراي قد مشخصي داره ،درسته ؟-
.آره -

00:55:26.600 --> 00:55:30.600
پس براي " بازين " قسمت
... هستي فيلم بايد

00:55:30.800 --> 00:55:32.700
... بايد ،ميدوني ،بايد

00:55:32.800 --> 00:55:34.700
،هستي توي عکاسي هم وجود داره -
. درسته -

00:55:34.800 --> 00:55:37.100
فقط فرقش با عکاسي اينه که
... بعد زمان هم بهش اضافه ميشه

00:55:37.200 --> 00:55:39.100
. و با واقعيت هاي بيشتر

00:55:39.200 --> 00:55:42.000
... پس ،در مورد يه نفره

00:55:42.100 --> 00:55:44.700
. در يک مکان و زمان مشخص

00:55:44.800 --> 00:55:47.300
،و ميدوني ،" بازين " مسيحيه

00:55:47.400 --> 00:55:49.500
... و به چيزهايي مثل

00:55:49.600 --> 00:55:52.700
. خدا و هر چيز ديگه اي باور داره

00:55:52.800 --> 00:55:55.800
براي اون خدا و واقعيت
. يک چيز هستن

00:55:55.900 --> 00:56:00.400
در نتيجه از چيزي که داره فيلم برداري ميشه
. همون تجسم و ساخته هاي خدا هست

00:56:00.500 --> 00:56:06.100
و ميدوني در اين لحظه
. خدا خودشو به ما نشون ميده

00:56:06.200 --> 00:56:09.000
و چيزي که فيلم نشون ميده
... اگه همين الان از ما فيلم برداري ميشد

00:56:09.100 --> 00:56:11.000
،ميشد ،مثلا خدا در اين ميز

00:56:11.100 --> 00:56:13.800
... يا خدا در تو ،در من ،در نگاهمون

00:56:13.900 --> 00:56:15.800
و چيزهايي که الان
ميگيم و ميشنويم

00:56:15.900 --> 00:56:19.000
چون خدا در اين جلوه هاي خودشو - .
به ما نشون ميده . درسته -

00:56:19.100 --> 00:56:21.900
پس فيلم ،تصويري يا
... صورتي از خداست

00:56:22.100 --> 00:56:24.200
. يا صورت تغيير يافته اي از خدا

00:56:24.300 --> 00:56:26.500
. يه مگس رو صورتته
ميخواي بکشمش ؟

00:56:26.600 --> 00:56:29.600
کشتمش ؟-
. کشتيش. آره -

00:56:29.700 --> 00:56:31.850
و همه فيلم هاي هاليوودي
اينجورين که

00:56:32.050 --> 00:56:34.200
به سمت يه جور
... داستان سرايي ميرن

00:56:34.300 --> 00:56:36.200
که يه سري کتاب و
... داستان رو بر ميداري

00:56:36.300 --> 00:56:38.200
... و بعدش

00:56:38.300 --> 00:56:40.200
فيلم نامه رو مينويسي و ميگردي دنبال کسي
. که تو اون نقش ميتونه بازي کنه

00:56:40.300 --> 00:56:42.200
. ولي اين مسخره اس

00:56:42.300 --> 00:56:44.200
نبايد طبق يک سري
. نوشته عمل کني

00:56:44.300 --> 00:56:46.800
نبايد به يک فرد يا يک
. موضوع خاص وابسته باشه

00:56:46.900 --> 00:56:48.800
،و در اين صورت

00:56:48.900 --> 00:56:50.800
ميتونن اون برنامه جايزه دادن
... رو داشته باشن

00:56:50.900 --> 00:56:54.900
چون ديگه درباره يک فرده - .
به جاي داستان . درست -

00:56:55.000 --> 00:56:59.000
تروفو " هميشه ميگفت که " بهترين فيلم ها نويسنده
،فيلم نامه نويس ،تهيه کننده ) ( و منتقد فرانوسي

00:56:59.200 --> 00:57:01.600
بهترين فيلم نامه ها
... بهترين فيلم هارو نميسازن

00:57:01.700 --> 00:57:05.900
چون ادبيات و طرز بياني که دارن
. تو رو مالِ خودشون ميکنه

00:57:06.100 --> 00:57:10.100
بهترين فيلم ها اونايي هستن
. که همه رو تحت تأثير خودشون قرار نميدن

00:57:10.300 --> 00:57:12.500
... پس ،نميدونم

00:57:12.600 --> 00:57:14.500
... اين قسمت طرز بيان

00:57:14.700 --> 00:57:16.700
مشخصا ،توي سينما به خاطر جريان داشتن
،بايد يه جور طرز بياني وجود داشته باشه

00:57:16.900 --> 00:57:18.500
همون طور که توي
. موسيقي هم هست

00:57:18.700 --> 00:57:21.700
،تو براي ساختن يه آهنگ
. اول به داستانش توجه نميکني

00:57:21.900 --> 00:57:24.000
بايد توي لحظه اي خاص
. به وجود بياد

00:57:24.200 --> 00:57:27.600
اين چيزيه که فيلم داره. اون لحظه
. که مقدس هست

00:57:27.700 --> 00:57:30.100
. مثلا ،اين لحظه مقدسه

00:57:30.200 --> 00:57:32.000
ولي ما جوري برخورد ميکنيم
. انگار که مقدس نيست

00:57:32.200 --> 00:57:34.400
جوري برخورد ميکنيم انگار لحظات مقدس
... ديگه اي هستن غير از اين لحظات

00:57:34.500 --> 00:57:37.200
که مقدس نيستن ،ولي اين لحظه - .
مقدسه . درسته ،راست ميگي -

00:57:37.400 --> 00:57:39.000
و فيلم باعث ميشه
. چنين چيزي رو درک کنيم

00:57:39.200 --> 00:57:42.800
ميتونيم جوري ضبطش کنيم که
" آه ،اين لحظه. مقدسه

00:57:42.900 --> 00:57:45.000
" مثل " مقدس ،مقدس ،مقدس
. لحظه به لحظه که ميگذره

00:57:45.100 --> 00:57:47.900
ولي که ميتونه اينجوري زندگي کني ؟
" جالبه ،مقدسه " ؟

00:57:48.000 --> 00:57:50.600
چون اگه به بخوام مثلا تو رو
... براي خودم مقدس در نظر بگيرم

00:57:50.700 --> 00:57:53.100
نميدونم. احتمالا از حرف زدن
. دست ميکشيدم

00:57:53.200 --> 00:57:57.000
. خوب ،تو توي اون لحظه اي
اين لحظه مقدسه ،درسته ؟

00:57:57.100 --> 00:57:59.100
آره ،ولي من ديگه
. احساساتي ميشم

00:57:59.200 --> 00:58:02.600
به چشم هات نگاه ميکنم
... و گريه ميکنم

00:58:02.700 --> 00:58:06.200
و همه اين چيزا رو حس ميکنم
. که زياد خوب نيست

00:58:06.300 --> 00:58:08.200
. باعث ميشه تو ناراحت بشي

00:58:08.300 --> 00:58:11.500
. ممکنه خنده ات هم بگيره
چرا آخه گريه کني ؟

00:58:11.600 --> 00:58:13.500
. خوب ،چون ،نميدونم

00:58:13.600 --> 00:58:16.000
من هميشه تمايل دارم
. که گريه کنم

00:58:16.100 --> 00:58:19.600
... آهان ،خوب

00:58:19.700 --> 00:58:22.600
. بيا همين الان انجامش بديم
. بيا يه لحظه مقدس داشته باشيم

00:58:47.600 --> 00:58:49.500
چند مرحله داره ،درسته ؟-
. آره -

00:58:49.600 --> 00:58:51.950
اولش لحظه مقدس رو حس ميکني
... بعدش آگاهي پيدا ميکني

00:58:52.150 --> 00:58:54.500
و تلاش ميکني که اين لحظه مقدس
... رو به دست بياري

00:58:54.700 --> 00:58:57.800
،فيلم هم يه چيزي مثل همينه

00:58:57.900 --> 00:59:01.400
ولي شخصيت فيلم وانمود ميکنه
. که توي يه واقعيت ديگه قرار داره

00:59:01.600 --> 00:59:03.900
. همه اين مراحل وجود دارن

00:59:04.000 --> 00:59:08.800
و من وقتي داشتم نگاهت ميکردم
. اين لحظه رو درک کردم و ازش خارج شدم

00:59:08.900 --> 00:59:11.900
... توي اون لحظه
. " توي اين مورد خيلي خاصي ،" کاوه

00:59:12.000 --> 00:59:14.000
اين يکي از دلايليه که
. ازت خوشم مياد

00:59:14.100 --> 00:59:17.300
. من وارد اين لحظات ميکني

00:59:37.200 --> 00:59:41.600
اگه اين زندگي که مجبوريم زندگي کنيم
،خالي و پر از دروغ باشه

00:59:41.700 --> 00:59:43.700
. هر چيزي ممکن خواهد بود

00:59:43.800 --> 00:59:46.500
براي پيدا کردن چيزهايي که دوستشون داريم
،هر چيزي که ازش متنفريم رو پيدا ميکنيم

00:59:46.600 --> 00:59:48.700
چيزهايي که سدِ رسيدن ما
. به چيزهايي هستن که ميخوايم

00:59:48.800 --> 00:59:51.500
کساني که دنبال چيزايي هستن که در دسترس
. نيست ،هيچ وقت احساس آرامش نميکنن

00:59:51.600 --> 00:59:54.500
دنبال کردن يک سيستم مبهم
. براي رسيدن به خوشبختي

00:59:54.600 --> 00:59:56.600
صداي هر کسي که احساس قدرت
. ميکنه رو قطع ميکنيم

00:59:56.800 --> 01:00:00.600
. نماد هاي اجتماعي رو عوض ميکنيم
. ارزش هاي جامعه رو زير و رو ميکنيم

01:00:00.700 --> 01:00:02.800
. براي جلب توجه اطرافيان

01:00:02.900 --> 01:00:05.400
جامعه کلاه برداره
... يک مزدور کامل

01:00:05.500 --> 01:00:09.500
که دوست داره با نابود کردن خودش
. در خاطره ها حفظ بشه

01:00:09.700 --> 01:00:12.100
،جايي که آتيش هست
. ما بنزين ميبريم

01:00:12.200 --> 01:00:14.100
جلوي هر پيشرفت روزانه اي
... رو ميگيرم

01:00:14.200 --> 01:00:16.800
و همچنين انتظاراتي که
. وجود دارن

01:00:16.900 --> 01:00:19.500
جوري زندگي ميکنيم انگار که
. به کارهاي يک فرد خاص بستگي داره

01:00:19.700 --> 01:00:23.100
جذب ايدئولوژي هاي اين جامعه
... خورنده و پول پرست ميشيم

01:00:23.300 --> 01:00:26.500
تا تمايل ما براي يک
. طبيعت قابل اعتماد ،قابل انجام باشه

01:00:26.700 --> 01:00:30.300
تفاوت هايي که زندگي حاضر داره
. با چيزي که ميتونست باشه رو نشون ميديم

01:00:30.400 --> 01:00:33.800
خودمون رو غرق در جنبش هاي بي نام
. بکنيم و بدونيم که ما باعث و باني شون هستيم

01:00:33.900 --> 01:00:36.300
قدرتي در زندگي روزانه ما وجود خواهد داشت
... که تا حالا نظيرشو نديديم

01:00:36.400 --> 01:00:38.300
،جابه جا کردن عشق و نفرت
،مرگ و زندگي

01:00:38.400 --> 01:00:40.800
،وحشت و رستگاري
. تنش و کشش

01:00:40.900 --> 01:00:43.100
آزادي رو چنان بي پروا
،و بي حدومرز اثبات ميکنيم

01:00:43.200 --> 01:00:47.200
که ميزانش از هر گونه مانع و حد
. خارج بشه

01:00:57.900 --> 01:01:01.600
هي ،پيرمرد ،اون بالا چي کار ميکني ؟-
. مطمئن نيستم -

01:01:01.700 --> 01:01:03.700
براي پايين اومدن نياز به
کمک دارين جناب ؟

01:01:06.000 --> 01:01:08.600
. نه ،فکر نکنم

01:01:08.700 --> 01:01:11.300
. عوضي احمق

01:01:11.500 --> 01:01:14.900
. زياد با ما فرقي نداره
. سراسر عمله بدون فکر

01:01:15.000 --> 01:01:17.000
ما فقط فکر ميکنيم
. و کاري نميکنيم

01:01:26.800 --> 01:01:29.900
چرا انقدر گرفته اي
آقاي " دبورگ " ؟

01:01:30.000 --> 01:01:33.500
چيزي که گم شده بود
. به نظر از دست رفته ميومد

01:01:34.900 --> 01:01:37.400
... شک داشتن هاي زياد

01:01:37.500 --> 01:01:40.900
... زندگي کردن بدون کار کردن

01:01:41.100 --> 01:01:43.600
... نياز به افراط کردن

01:01:43.700 --> 01:01:46.400
. و از بين بردن قطعيت ها

01:01:46.500 --> 01:01:48.600
: " يک جمله هست از " استيونسون

01:01:48.700 --> 01:01:51.500
. خودکشي جون خيلي ها رو گرفت "

01:01:52.700 --> 01:01:56.100
... شراب و شيطان

01:01:56.200 --> 01:01:58.300
". بقيه کارهارو انجام دادن

01:02:09.000 --> 01:02:11.400
. سلام -
. سلام -

01:02:11.500 --> 01:02:13.400
تو داري خواب ميبيني ؟

01:02:15.100 --> 01:02:17.000
. آره

01:02:19.100 --> 01:02:21.000
خيلي از شما هارو
. اين اطراف نديدم

01:02:22.800 --> 01:02:26.000
جديدا شرايط براي
. خواب بين ها سخت شده

01:02:26.200 --> 01:02:29.600
،ميگن که رؤيا از بين رفته
. کسي ديگه خواب نميبينه

01:02:29.800 --> 01:02:33.300
از بين نرفته فقط
. فراموش شده

01:02:33.400 --> 01:02:35.300
. از زبان ها رفته

01:02:35.400 --> 01:02:38.900
،کسي درسش نميده
. پس کسي هم نميدونه که وجود داره

01:02:40.900 --> 01:02:43.400
خواب بين به فراموش شدن
. محکوم ميشه

01:02:45.200 --> 01:02:47.600
،ميخوام اين شرايط رو عوض کنم
. اميدوارم تو هم قصدت همين باشه

01:02:49.600 --> 01:02:52.000
. با هر روز خواب ديدن

01:02:52.100 --> 01:02:55.800
خواب ديدن با دست هامون
. و با ذهنمون

01:02:55.900 --> 01:03:01.200
سياره ما داره با بزرگترين مشکلاتي
. که تا حالا داشته رو به رو ميشه

01:03:01.400 --> 01:03:03.300
. پس هر کاري ميکني ،بيکار نمون

01:03:03.400 --> 01:03:06.600
الان بهترين زمانه که از زنده بودن
. خودمون لذت ببريم

01:03:06.700 --> 01:03:10.700
و همه چيز تازه
. داره شروع ميشه

01:03:26.100 --> 01:03:28.000
هزار سال در حد
. يک لحظه هست

01:03:28.200 --> 01:03:31.900
. هيچ چيز جديدي وجود نداره ،چيزي تغيير نکرده
. همون الگوي هميشگي در حال تکراره

01:03:32.100 --> 01:03:33.700
،ابر هاي يکسان ،آهنگ هاي يکسان

01:03:33.900 --> 01:03:36.300
همون بينشي که يک ساعت پيش
. يا ابديتي پيش وجود داشت

01:03:36.400 --> 01:03:39.500
چيزي اينجا براي من
. وجود نداره ،هيچي

01:03:39.600 --> 01:03:43.600
حالا يادم اومد. اين اتفاق براي من
. قبلا افتاده. براي همين فرار کردم

01:03:46.400 --> 01:03:48.800
بايد براي شروع به پيدا کردن
. جواب سوال هات بکني

01:03:48.900 --> 01:03:51.600
،با وجودي که سخت به نظر مياد
. ولي نتيجه بزرگي داره

01:03:51.700 --> 01:03:54.400
،تا ميتوني ذهنت رو پرورش بده

01:03:54.500 --> 01:03:56.600
در حالي که ميدوني
. اين فقط يه تمرينه

01:03:56.700 --> 01:03:59.200
،چيزهاي زيبا درست کن
،مشکلات رو حل کن

01:03:59.300 --> 01:04:01.700
. رازهاي اين جهان رو کشف کن

01:04:01.900 --> 01:04:04.000
. طعم همه لحظات رو بچش

01:04:04.200 --> 01:04:07.200
،شادي ها و غم ها ،خنده ها
. هم دردي ،دلسوزي رو حس کن

01:04:07.300 --> 01:04:10.300
و همه اين احساسات رو
. در خاطرت نگه دار

01:04:10.400 --> 01:04:14.000
من به ياد دارم که از کجا اومدم
. و چجوري يک انسان شدم

01:04:14.100 --> 01:04:17.500
چطور زندگي کردم. و برنامه
. آخرين سفرم رو داشتم

01:04:17.600 --> 01:04:19.950
. راه خروج اينه
. فرار کردن از شتاب زندگي

01:04:20.150 --> 01:04:22.500
فقط بحث جاودانگي نيست
. بلکه ابديت هم هست

01:04:50.200 --> 01:04:52.200
. ببخشيد -
. ببخشيد -

01:04:57.000 --> 01:05:00.200
هي. ميشه يه بار ديگه
اين کارو بکنيم ؟

01:05:00.400 --> 01:05:03.800
،ميدونم همديگرو نميشناسيم
ولي نميخوام مثل يه مورچه باشم ،ميدوني چي ميگم ؟

01:05:03.900 --> 01:05:07.200
منظورم اينه که ،هممون داريم
... جوري زندگي ميکنيم

01:05:07.300 --> 01:05:09.600
انگار که شاخک هامون رو
،بالا گرفتيم

01:05:09.700 --> 01:05:12.300
هميشه روي حرکت هاي
،برنامه ريزي شده هستيم

01:05:12.400 --> 01:05:16.400
بدون اينکه جلوه اي از
. انسانيتمون رو نشون بديم

01:05:16.600 --> 01:05:20.100
. بايست. حرکت کن
. اينجا راه برو. اونجا رانندگي کن

01:05:20.200 --> 01:05:22.600
همه کارها صرفا
. براي زنده موندن

01:05:22.700 --> 01:05:27.000
همه ارتباطات انجام ميشن تا فقط
... اين زندگي مورچه وار ادامه پيدا کنه

01:05:27.200 --> 01:05:29.500
. در يک مسير مفيد و درست

01:05:29.600 --> 01:05:33.600
" بقيه پولتون. " " کاغذ يا پلاستيک ؟"
" پول ميدين يا کارت ميکشين ؟"

01:05:33.800 --> 01:05:36.600
" ميخواين سُس روش بريزم ؟"

01:05:36.700 --> 01:05:41.100
. من يه چيز ساده ميخوام
. لحظات واقعي انساني ميخوام

01:05:41.200 --> 01:05:44.400
. ميخوام که تو رو ببينم
. ميخوام که تو منو ببيني

01:05:44.500 --> 01:05:48.100
. نميخوام چنين چيزي از بين بره
نميخوام يه مورچه باشم ،فهميدي ؟

01:05:50.200 --> 01:05:52.600
. آره ،آره ،فهميدم

01:05:52.800 --> 01:05:55.400
. منم نميخوام يه مورچه باشم

01:05:55.500 --> 01:05:58.000
آره ،بابت تنه اي که
. بهم زدي ممنون

01:05:58.100 --> 01:06:01.400
. اخيرا مثل مرده هاي متحرک شدم

01:06:01.500 --> 01:06:05.200
،مثل يه مورچه فکر نميکنم
. ولي گمونم رفتارم مثل اونا هست

01:06:05.300 --> 01:06:10.000
مثل نظريه " د.ه.لارنس " ميمونه
... که دو نفر تو خيابون همديگرو ميبينن

01:06:10.200 --> 01:06:12.800
و به جاي فقط رد شدن
... و نگاهي گذرا به هم کردن

01:06:12.900 --> 01:06:16.900
تصميم ميگيرم کاري کنن که
" اسمشو ميذاره " مقابله نفس ها

01:06:17.100 --> 01:06:21.500
مثل آزاد کردن خداهاي شجاع
. و بي پرواي درونمونه

01:06:21.700 --> 01:06:23.500
. پس مثل اينکه همديگرو ميشناسيم

01:06:25.100 --> 01:06:28.400
. دارم روي يه پروژه کار ميکنم
. اميدوارم مايل به همکاري باشي

01:06:28.500 --> 01:06:30.400
،يه نمايش تلويزيونيه

01:06:30.500 --> 01:06:33.500
و شخصيت هاش يه سري
. موجودات خيالي هستن

01:06:33.600 --> 01:06:36.000
اونا نفس ايفا کنندگاه نقش
. توي نمايش هستن

01:06:36.100 --> 01:06:39.300
پس کار تو اينه که مياي کاري رو که
... هميشه دوست داشتي انجام بدي

01:06:39.400 --> 01:06:43.300
يا زندگي رو که دوست داشتي داشته باشي يا
... موقعيت هاي مختلف و اينجور چيزاهارو

01:06:43.400 --> 01:06:47.400
پيدا ميکني و ما اونارو مينويسيم و همچنين
... داستان زندگي تو رو يه جوري

01:06:47.500 --> 01:06:52.000
به زندگي بقيه ايفا کنندگان نقش
. توي نمايش با ترفند خاصي ربط ميديم

01:06:52.100 --> 01:06:55.400
در ضمن ميخوام نمايش رو
... به صورت زنده برگذار کنم

01:06:55.600 --> 01:06:59.600
که هنرپيشه ها ميان ارائه ميکنن
،و وقتي يه قسمت تموم شد

01:06:59.900 --> 01:07:01.900
... بيننده ها ميتونن کارگرداني کنن

01:07:02.100 --> 01:07:05.700
براي هنرپيشه هايي که توي قسمت هاي
. بعدي و کارهاي ديگه ميخوان شرکت کنن

01:07:05.800 --> 01:07:10.300
پس خيلي به انتخاب هاي ما و
... ارزش دادن به توانايي هاي افراد بستگي داره

01:07:10.400 --> 01:07:12.200
که بگيم چي هست و
... چي ميخوان ببينن

01:07:12.400 --> 01:07:16.400
راضي کردن مشتري ها و
. کارهاي فني و چيزهايي که ميخوايم عرضه کنيم

01:07:16.500 --> 01:07:19.700
و اگه از چيزي که به دستت ميرسه
... راضي نبودي ،ميتوني پس بفرستيش

01:07:19.800 --> 01:07:22.300
و پولت رو به خاطر کاري که
،کردي ،بگيري

01:07:22.400 --> 01:07:26.100
يا فقط شرکت کني و يه سري
. انتخاب داشته باشي

01:07:26.300 --> 01:07:30.900
خوب ،ميخواي شرکت کني ؟-
. آره ،آره ،به نظر جالب مياد -

01:07:31.100 --> 01:07:34.200
خيلي دوس دارم يه
... نقشي داشته باشم ولي

01:07:34.300 --> 01:07:37.600
ولي قبلش بايد
. يه سوالي ازت بپرسم

01:07:37.700 --> 01:07:40.500
،نميدونم چجوري بگم ولي

01:07:40.600 --> 01:07:43.800
اين که يه شخصيت توي يه
رؤيا باشي ،چه حسي داره ؟

01:07:43.900 --> 01:07:47.600
. چون ،الان بيدار نيستم

01:07:47.700 --> 01:07:50.200
و از کلاس چهارم هم تا حالا
. ساعت نذاشتم دستم

01:07:50.300 --> 01:07:52.800
فکر هم ميکنم اين
. همون ساعتيه که داشتم

01:07:52.900 --> 01:07:55.200
. آهان ،آره

01:07:55.300 --> 01:07:58.700
نميدونم ميتوني اين سوالمو
. جواب بدي يا نه

01:07:58.800 --> 01:08:04.100
ولي من فقط ميخوام بدونم که
. کجا هستم و چه اتفاقي داره ميوفته

01:08:04.200 --> 01:08:08.700
خوب ،خودت چي ؟اسمت چيه ؟
خونت کجاست ؟

01:08:08.800 --> 01:08:10.700
چي کار ميکني ؟

01:08:10.800 --> 01:08:14.500
من - من - ميدوني ،درست
. الان يادم نمياد

01:08:14.600 --> 01:08:16.900
. واقعا اينو - واقعا اينو به خاطر نميارم

01:08:17.000 --> 01:08:19.400
... ولي اين خارج از بحثه

01:08:19.500 --> 01:08:22.000
اين که بتونم چنين اطلاعاتي
... رو به ياد بيارم

01:08:22.100 --> 01:08:26.100
،درباره ،آدرس خونم يا

01:08:26.300 --> 01:08:29.100
اسم پيشخدمت مامانم يا
. هر چيز ديگه اي

01:08:29.200 --> 01:08:33.500
بايد از اين واقعيت ،البته اگه اسمشو
واقعيت بذاري ،يه سودي ببرم

01:08:33.600 --> 01:08:35.500
. از يک نگاه ثابت

01:08:35.600 --> 01:08:39.100
چجور نگاه ثابتي ؟

01:08:39.200 --> 01:08:43.100
بيشترش در مورد برخورد کردن
... با يک سري افراده

01:08:43.300 --> 01:08:44.900
... که

01:08:45.100 --> 01:08:48.000
با من اطلاعات و
... نظريه هاشون رو در ميون ميذارن

01:08:48.200 --> 01:08:52.000
که يه کمي آشنا
،به نظر ميومد

01:08:52.300 --> 01:08:54.400
،ولي در عين حال

01:08:54.500 --> 01:08:56.800
. خيلي برام بيگانه بودن

01:08:56.900 --> 01:09:01.600
من تو يه جهان آرماني
. و منطقي زندگي نميکنم

01:09:01.700 --> 01:09:03.900
. مثلا ميتونم اطراف پرواز کنم

01:09:06.500 --> 01:09:10.000
،نميدونم. خيلي عجيب هم هست
. چون يه شرايط ثابتي ندارم

01:09:10.100 --> 01:09:12.700
. مثل هاله اي از هوشياري ميمونه

01:09:12.800 --> 01:09:14.700
. مثل موج هايي شفاف

01:09:14.900 --> 01:09:17.100
مثلا الان من ميدونم
که دارم خواب مبينم ،درسته ؟

01:09:17.200 --> 01:09:19.100
ما حتي داريم
. در موردش صحبت ميکنيم

01:09:19.200 --> 01:09:24.700
اين تا حالا عميق ترين مکانيه
. که در خودم و افکارم رفتم

01:09:24.800 --> 01:09:27.300
دارم در مورد اينکه
. توي خواب هستم بحث ميکنم

01:09:27.400 --> 01:09:31.300
ولي دارم به اين
... فکر ميکنم که

01:09:31.400 --> 01:09:35.100
تا حالا هيچ سابقه اي
. توي اين کار نداشتم

01:09:35.200 --> 01:09:38.450
. خيلي - خيلي بي نظيره

01:09:38.650 --> 01:09:41.900
... کيفيت جاهايي که ميرم

01:09:42.000 --> 01:09:45.000
. يا اطلاعاتي که کسب ميکنم

01:09:45.100 --> 01:09:47.200
. مثل نمايش تلويزيوني تو

01:09:47.300 --> 01:09:49.800
. اين خيلي فکر جالبيه

01:09:50.000 --> 01:09:53.700
. اين به فکر خودم نرسيده
. به نظر از بيرون از ذهن من باشه

01:09:53.800 --> 01:09:57.800
انگار که اطلاعاتي
. به صورت خارجي وارد من شده باشن

01:09:58.000 --> 01:09:59.900
. نميدونم که اين چيه

01:10:00.000 --> 01:10:02.900
ما اينجور فکر ميکنيم که
... توي اين دنيا محدود هستيم

01:10:03.000 --> 01:10:07.400
و يه تعداد حد و مرز وجود دارن
. ولي اين ما هستيم که داريم اونارو ميسازيم

01:10:07.500 --> 01:10:09.400
و هي داري تلاش ميکني
،ته توشو در بياري

01:10:09.500 --> 01:10:13.300
ولي اينجور به نظر مياد که تو ميدوني
،که داري خواب ميبيني

01:10:13.500 --> 01:10:15.100
. هر کاري بخواي ميتوني بکني

01:10:15.300 --> 01:10:18.300
تو داري خواب ميبيني
. ولي هوشياري

01:10:18.400 --> 01:10:22.000
. راه هاي خيلي زيادي داري

01:10:22.100 --> 01:10:24.600
. و اين يعني زندگي کردن

01:10:24.700 --> 01:10:26.500
. مي فهمم داري چي ميگي

01:10:26.600 --> 01:10:29.500
. به من بستگي داره
. منم که دارم خواب ميبينم

01:10:29.700 --> 01:10:32.300
... خيلي عجيبه ،اطلاعات خيلي زيادي

01:10:32.400 --> 01:10:35.600
... اين آدما داشتن به من ميدادن

01:10:35.700 --> 01:10:40.100
نميدونم. انگار يه جور معني خيلي
. عميقي توش نهفته هست

01:10:40.300 --> 01:10:43.100
خوب ،خودت چه حسي داري ؟-
،خوب -

01:10:43.200 --> 01:10:45.400
،بعضي وقتا احساس بيگانه بودن ميکنم

01:10:45.500 --> 01:10:48.700
ولي بيشتر مواقع کاملا
،درگير با موضوع عمل ميکنم

01:10:48.800 --> 01:10:51.500
خيلي زياد مثل يک
. فرايند خيلي فعال

01:10:51.600 --> 01:10:53.900
که خيلي برام عجيبه
،چون بيشتر وقتا

01:10:54.000 --> 01:10:57.300
من فقط نشستم و
. جوابي نميدم

01:10:57.400 --> 01:10:59.300
. به غير از الان البته

01:10:59.400 --> 01:11:02.650
يه جورايي اجازه ميدم
. اطلاعات روي من خالي بشن

01:11:02.850 --> 01:11:06.100
اين که تو جواب نميدي
. دليل انفعالي بودنت نيست

01:11:06.400 --> 01:11:11.900
ارتباطات ما در آن واحد در سطح هاي مختلفي
. به صورت همزمان ،داره انجام ميشه

01:11:12.000 --> 01:11:15.500
شايد تو - تو داري به طور مستقيم
. همه چيز رو دريافت ميکني

01:11:15.600 --> 01:11:18.400
بيشتر افرادي که باهاشون
... رو به رو ميشم

01:11:18.600 --> 01:11:21.400
و بيشتر چيزايي که ميخوام
،بهشون بگم

01:11:21.600 --> 01:11:25.600
مثل اين ميمونه که اونا حرفاي منو
. به جاي من هم دارن ميزنن

01:11:25.800 --> 01:11:28.100
انگار که خودشون
. خودشون رو کامل ميکنن

01:11:30.200 --> 01:11:33.900
اينجور حس نميکنم که داريم
. يه خواب بد ميبينم. خيلي هم خواب خوبيه

01:11:34.000 --> 01:11:35.900
... ولي

01:11:36.000 --> 01:11:40.300
با هر خوابي که تا حالا ديدم
. کاملا فرق ميکنه

01:11:40.400 --> 01:11:42.800
. انگار يه خواب واقعيه

01:11:45.100 --> 01:11:47.200
انگار ميخواد من رو
. براي يه چيزي آماده کنه

01:12:16.600 --> 01:12:20.300
: لورکا " هشدار ميده که "
،روي اين پل "

01:12:20.400 --> 01:12:22.400
. زندگي يک رؤيا نيست

01:12:22.600 --> 01:12:26.300
... آگاه باش و آگاه باش و

01:12:26.400 --> 01:12:28.500
". آگاه باش

01:12:28.700 --> 01:12:32.200
و زياد فکر ميکنيم ،چون
،در فکر آينده هستيم

01:12:32.300 --> 01:12:34.200
. به الان فکر نميکنيم

01:12:34.300 --> 01:12:39.800
ولي اينو نگفتم که همه اتفاقات جالب
همين الان در حال رخ دادن هستن ؟

01:12:39.900 --> 01:12:43.400
ما هممون توي اين رقص همگاني
... با هم هستيم

01:12:43.500 --> 01:12:46.600
جايي که حتي ناتوانايي هامون
. هم خودي از خود نشون ميدن

01:12:46.700 --> 01:12:48.600
خودمونيم که داستان زندگي
،خودمون رو مينويسيم

01:12:48.700 --> 01:12:53.400
" مثل نوشتن يه رمان عظيم " داستايوفسکي
. که ستاره هاشو دلقک ها تشکيل ميدن

01:12:53.600 --> 01:12:56.400
اين جهاني که ما داريم
... داخلش زندگي ميکنيم

01:12:56.500 --> 01:13:01.000
موقعيته که نشون بديم زندگي
. به صورت بيگانه چجوريه

01:13:01.100 --> 01:13:05.600
زندگي مثل معجزه اي ميمونه
... که با لحظاتي که

01:13:05.700 --> 01:13:09.200
. تلاش ميکنن همديگرو تحت تأثير قرار بدن ،پر شده

01:13:09.300 --> 01:13:14.800
زندگي مثل يه آزمونه که ميخواد ببينه
. ما ميتونيم از تجربه هامون درس بگيريم يا نه

01:13:14.900 --> 01:13:18.900
چشم هامون ميخوان ببينين
. آيا ميتونيم به بينهايت نگاه کنيم

01:13:19.000 --> 01:13:21.950
موضوعات مختلف براي سنجش
. ميزان کنجکاوي ما هستن

01:13:22.150 --> 01:13:25.100
شک و ترديد براي تست کردن
. ميزان انرژي ما هست

01:13:25.200 --> 01:13:29.200
توماس مَن " ميگه که ترجيه ميده "
... يه زندگي رو تجربه کنه

01:13:29.300 --> 01:13:31.200
. تا اينکه صد تا داستان بنويسه

01:13:31.300 --> 01:13:35.200
ژاکومِتي " يه بار يه ماشين "
. زد بهش

01:13:35.300 --> 01:13:39.200
و به خاطر مياره که وقتي
،داشت بيهوش ميشد

01:13:39.300 --> 01:13:41.200
،يه شوق لحظه اي بهش دست داد

01:13:41.300 --> 01:13:44.800
و فهميده بود که آخرين اتفاق
. داره براش ميوفته

01:13:45.000 --> 01:13:50.400
و نتيجه گيري کرد که تو نميتوني تا وقتي که
. داري زندگي ميکني ،زندگي رو متوجه بشي

01:13:50.600 --> 01:13:54.700
. من کاملا موافق نيستم
. البته اين موضوع رو رد هم نميکنم

01:13:54.800 --> 01:13:59.500
من ميگم که همون قدري که زندگي کردي
. همون مقدار هم از زندگي فهميدي

01:13:59.600 --> 01:14:02.200
ولي اين تناقض ها
،منو اذيت ميکنن

01:14:02.400 --> 01:14:05.300
و من ميتونم ياد بگيرم که
... چجوري با اين تناقض ها

01:14:05.400 --> 01:14:07.300
. زندگي کنم و عشق بورزم

01:14:07.400 --> 01:14:10.000
و در يک عصري که با
،خودم تنها کردم

01:14:10.100 --> 01:14:13.200
. با ابهامات خودم کلنجار برم

01:14:13.300 --> 01:14:16.600
قبل از اين که بري
. اينو فراموش نکن

01:14:16.700 --> 01:14:18.500
. يا بهتر بگم ،يادت باشه

01:14:18.700 --> 01:14:23.900
چون به ياد موندن خيلي بهتر از
. فراموش نکردن هست

01:14:24.000 --> 01:14:26.400
... لورکا " توي همون شعر گفت که "

01:14:26.600 --> 01:14:31.100
کساني که خواب نميبينن
. رو سوسمار گاز ميگيره

01:14:31.200 --> 01:14:35.200
... و آدم متوجه ميشه که

01:14:35.300 --> 01:14:37.600
هر کسي شکلي از
... يک رؤيا

01:14:37.800 --> 01:14:41.300
،در خواب يکي ديگست

01:14:41.400 --> 01:14:44.100
. و به اين ميگن خود آگاهي

01:15:09.400 --> 01:15:11.500
هنوز خودت رو
. درست نشناختي

01:15:14.100 --> 01:15:18.400
ولي اين وسط شناختن
... بقيه افراد ،سودي که داره اينه که

01:15:18.500 --> 01:15:23.300
ممکنه يکيشون بهت کمک کنه
. خودت رو بهتر بشناسي

01:15:25.100 --> 01:15:27.200
... طبيعت رو بررسي کن

01:15:27.300 --> 01:15:29.900
. هر چيزي که مشاهده ميکني

01:15:30.000 --> 01:15:31.900
،به عنوان مثال

01:15:32.000 --> 01:15:35.000
... ممکنه توي خوابت ببيني که داري

01:15:35.200 --> 01:15:38.000
. به سمت يه پارکينگ حرکت ميکني

01:15:38.200 --> 01:15:42.200
درسته که اونا پاها و کفش هاي تو
. توي خواب هستن

01:15:42.500 --> 01:15:45.600
قسمتي از شخصيت تو
،توي خواب هستن پس

01:15:45.800 --> 01:15:48.700
... شخصي که توي خوابه

01:15:48.800 --> 01:15:51.400
اون چيزي نيست که
. واقعا هستي

01:15:51.500 --> 01:15:53.950
،اون يه تصويره

01:15:54.150 --> 01:15:56.600
. يک مدل ذهني

01:16:17.700 --> 01:16:19.600
منو يادته ؟

01:16:19.700 --> 01:16:22.300
. نه. نه ،فکر نکنم

01:16:22.400 --> 01:16:24.300
توي ايستگاه ؟

01:16:24.400 --> 01:16:27.800
داشتي با تلفن عمومي حرف ميزدي
... و چندين بار

01:16:27.900 --> 01:16:30.800
. به من نگاه کردي

01:16:30.900 --> 01:16:34.300
اينو يادمه ،ولي يادم نيست
. که اون تو بودي

01:16:34.400 --> 01:16:36.300
مطمئني ؟

01:16:38.000 --> 01:16:41.800
. خوب ،نه زياد

01:16:41.900 --> 01:16:44.600
... من نشسته بودم

01:16:44.700 --> 01:16:47.000
. و داشتي به من نگاه ميکردي

01:17:41.500 --> 01:17:45.900
. دوست کوچک من ،اين خواب نيست
. واقعا وجود داره

01:17:46.100 --> 01:17:48.200
. " بهش ميگن " اِفِردِنت پلاس

01:17:48.400 --> 01:17:51.000
در جهنم ،به سطحي بدون
. عشق و محبت سقوط ميکنين

01:17:51.100 --> 01:17:53.900
در بهشت ،به سطحي سراسر عشق
. و مهرباني پرواز خواهيد کرد

01:17:54.100 --> 01:17:58.500
! زود باش! بجنب
. بپر تو ماشين! بزن بريم

01:17:58.600 --> 01:18:00.600
به نظر مياد که
. داستان از اين قرار بوده

01:18:00.800 --> 01:18:03.500
. بيلي وايلدر " اتفاقي " لوييس مال " رو ميبينه "

01:18:03.600 --> 01:18:05.400
اين اتفاق آخراي دهه 50 و
. اوايل دهه 60 بوده

01:18:05.600 --> 01:18:10.500
و " لوييس مال " با تازگي گرون ترين فيلمش رو
. که 2.5 ميليون دلار هزينه داشته رو ساخته بود

01:18:10.600 --> 01:18:13.400
بيلي وايلدر " ازش ميپرسه که "
جريان فيلم چيه ؟

01:18:13.500 --> 01:18:16.600
: و " لوييس مال " جواب ميده
". مثل يه خواب توي يه خواب ديگه ميمونه "

01:18:16.700 --> 01:18:20.000
: و " بيلي وايلدر " ميگه
". الان تو 2.5 ميليون دلار از دست دادي "

01:18:20.100 --> 01:18:23.700
درباره اين يکي يه کم
- نگرانم نسبت به

01:18:30.900 --> 01:18:34.450
طي قرن هاي گذشته
... نظريه اي که در مورد خواب وجود داشته

01:18:34.650 --> 01:18:38.200
به طور فراگيري توسط فيلسوف ها
. و شاعران استفاده ميشده

01:18:38.300 --> 01:18:42.050
،پس آيا نميشه به اين نتيجه رسيد که
مُردن هم يه جور خوابه ؟

01:18:42.250 --> 01:18:46.000
اينکه بعد از مرگ ،زندگي آگاهانه تو
... ادامه پيدا خواهد کرد

01:18:46.200 --> 01:18:48.600
در چيزي که بهش ميگن
بدن رويا " ؟"

01:18:48.700 --> 01:18:53.400
مثل همون بدني خواهد بود
. در خواب هاي روزانه تجربه اش ميکنيم

01:18:53.600 --> 01:18:56.200
با اين تفاوت که
،در اين حالت

01:18:56.400 --> 01:18:59.000
هيچ وقت ديگه
،بيدار نخواهي شد

01:18:59.100 --> 01:19:02.100
هيچ وقت به بدن ماديت
. برنخواهي گشت

01:19:12.600 --> 01:19:15.000
هر چقدر الگو ها دقيق تر
،و پيچيده تر ميشن

01:19:15.100 --> 01:19:17.600
اين که فقط باهاشون حرکت کني
. ديگه کافي نيست

01:19:41.100 --> 01:19:43.100
چه خبر ؟

01:19:44.700 --> 01:19:47.400
هي ،تو يه ماشين که
شبيه قايقه نداري ؟

01:19:47.500 --> 01:19:51.900
يه چي ؟-
. منو با يه ماشين که شبيه قايق بود رسوندي -

01:19:52.000 --> 01:19:56.600
. نه ،رفيق ،من چنين ماشيني ندارم
. نميدونم داري در مورد چي حرف ميزني

01:19:56.700 --> 01:19:59.600
پسر ،امشب انگار شب
. جهان هاي موازيه

01:19:59.700 --> 01:20:01.600
اون گربه اي که الان
،اينجا بود

01:20:01.700 --> 01:20:03.600
الان از در رفت بيرون رو ديدي ؟

01:20:03.700 --> 01:20:06.200
،خوب ،اومد به سمت پيشخون
" چه خبر ؟

01:20:06.300 --> 01:20:10.200
گوشتشو گذاشت زمين و به من نگاه کرد
: يه جورايي بهم زل زد و گفت

01:20:10.300 --> 01:20:13.200
من به تازگي از تونل هاي "
. مرگ برگشتم

01:20:13.300 --> 01:20:16.300
با شعف زياد دارم رايحه هاي
. زندگي رو تنفس ميکنم

01:20:16.400 --> 01:20:18.400
. در فراموشي کامل قرار گرفتم

01:20:18.500 --> 01:20:21.600
يادمه و دوس دارم که
". همه چيز رو به ياد بيارم

01:20:24.600 --> 01:20:26.800
خوب ،جوابشو چي دادي ؟

01:20:27.000 --> 01:20:29.400
خوب ،چي ميتونم
جواب بدم ؟

01:20:29.500 --> 01:20:31.800
" اگه ميخواي اون گوشت رو
،مايکروويو کني

01:20:32.000 --> 01:20:35.000
يه سري سوراخ داخلش ايجاد کن
. چون ممکنه منفجر بشه

01:20:35.100 --> 01:20:39.000
و از تمييز کردن اين گوشتاي تو
" خسته شدم ،ميفهمي ؟

01:20:44.000 --> 01:20:46.000
. چون فلفل " هالاپينو " خشک ميشه

01:20:46.200 --> 01:20:48.200
. مثل چرخ هاي کوچيک ميمونه

01:20:52.400 --> 01:20:55.200
وقتي تموم شد ،همش
... فکرم درگيره اين بود که

01:20:55.300 --> 01:20:59.000
چگونه تصوري که هر کسي
،از خودش داره

01:20:59.100 --> 01:21:02.300
،اين که کي هستيم

01:21:02.400 --> 01:21:05.000
،يه ساختار منطقي داره

01:21:05.100 --> 01:21:09.100
جايي که بشه براي لحظه اي
. تمام پريشاني هامون رو پنهان کنيم

01:21:10.700 --> 01:21:13.200
،زماني براي آگاه شدن

01:21:13.400 --> 01:21:17.700
. شکل دادن و مرتبط کردن اسرار

01:21:17.900 --> 01:21:21.500
. و من جزئي از اون بودم
. مثل يه نعمت بود

01:21:21.600 --> 01:21:24.600
زندگي اطرافم
،در جريان بود

01:21:24.700 --> 01:21:27.100
. و هر لحظه رؤيايي بود

01:21:28.500 --> 01:21:30.600
همه افراد رو
،دوست داشتم

01:21:30.700 --> 01:21:34.700
به نظريه هاي مخالفم
. به بحث و گفتگو مينشستم

01:21:34.900 --> 01:21:38.600
اين چيزيه که بيشتر از هر چيزي
. دوست دارم ،ارتباط با مردم

01:21:40.400 --> 01:21:43.900
به گذشته که نگاه ميکنم ،تنها
. چيزي بود که برام اهميت داشت

01:22:41.300 --> 01:22:45.100
: حرف هاي آخر " کِرکاگارد " اين بود
". من رو رها کنيد "

01:25:41.900 --> 01:25:44.000
. سلام پسر -
. سلام -

01:25:50.400 --> 01:25:52.400
تو داخل اون
ماشين قايقيه نبودي ؟

01:25:52.500 --> 01:25:55.000
اون يارو که کلاه داشت
. رانندش بود

01:25:55.100 --> 01:25:58.800
،با ماشينش منو رسوند

01:25:59.000 --> 01:26:01.300
و تو هم عقب پيش من
. نشسته بودي

01:26:01.400 --> 01:26:04.100
نميگم که تو نميدوني داري
،درباره چي صحبت ميکني

01:26:04.200 --> 01:26:06.800
ولي من هيچ نظري ندارم
. داري چي ميگي

01:26:06.900 --> 01:26:09.450
نه ،نگاه کن ،شما ها منو يه جاي
... مشخصي پياده کردين

01:26:09.650 --> 01:26:12.200
که تو هم بودي بهش آدرس دادي
. که منو اونجا پياده کنه

01:26:12.400 --> 01:26:14.700
پياده شدم و يه ماشين
. زد بهم

01:26:14.900 --> 01:26:17.400
بعدش از خواب بيدار شدم
،چون فقط داشتم خواب ميديدم

01:26:17.600 --> 01:26:20.000
و بعدش متوجه شدم همچنان
،دارم خواب ميبينم

01:26:20.200 --> 01:26:23.700
خواب ميبينم که
. از خواب بيدار شدم

01:26:23.800 --> 01:26:26.700
" به اينا ميگن " بيدار شدن هاي کاذب
. من قبلا خيلي برام اتفاق ميوفتاد

01:26:26.800 --> 01:26:28.700
ولي من هنوز داره
. برام اتفاق ميوفته

01:26:28.800 --> 01:26:31.600
. نميتونم ازش خارج بشم
. خيلي داره طول ميکشه

01:26:31.800 --> 01:26:35.800
هي از خواب بيدار ميشم ،ولي دوباره
. وارد يه خواب ديگه ميشم

01:26:36.000 --> 01:26:39.900
،دارم ترس ورم ميداره
. چون دارم با آدم هايي که مُردن حرف ميزنم

01:26:40.000 --> 01:26:44.400
يه زنه تو تلويزيون داشت ميگفت
... که مرگ مثل خواب ديدن ميمونه

01:26:44.500 --> 01:26:46.400
. و خارج از زندگي ما قرار داره

01:26:46.500 --> 01:26:50.800
منظورم اينه دارم به اين نتيجه
. ميرسم که مُردم

01:26:53.600 --> 01:26:56.200
بذار درباره خوابي که يه بار
. ديدم برات بگم

01:26:56.300 --> 01:26:58.100
،ميدونم هر وقت يکي اين جمله رو ميگه

01:26:58.300 --> 01:27:01.500
براي چند دقيقه ممکنه
. حوصلت سر بره ،شايد هم واقعا بره

01:27:01.600 --> 01:27:04.700
ولي خوب ،کاري
نميتوني بکني ،درست نميگم ؟

01:27:04.900 --> 01:27:07.600
به هر حال ،يه مقاله اي بود
. " نوشته " فيليپ ک.ديک

01:27:07.700 --> 01:27:09.600
يعني کتابرو توي خواب خوندي ؟

01:27:09.700 --> 01:27:12.000
نه ،نه. کتاب رو
. قبل از خواب خوندم

01:27:12.100 --> 01:27:14.100
يه جورايي محرک خوابي
. بود که ديدم

01:27:14.200 --> 01:27:17.400
اسمه کتاب " پليس گفت ،اشک هايم را
. جاري کن. " بود

01:27:17.500 --> 01:27:20.700
خونديش ؟-
. آره ،آره. به خاطرش جايزه برد -

01:27:20.800 --> 01:27:23.100
درست. اين کتاب رو
. خيلي سريع نوشت

01:27:23.300 --> 01:27:25.500
انگار که کلمه ها
. مثل موجي وارد ذهنش ميشدن

01:27:25.700 --> 01:27:27.700
احساس ميکرد يه جورايي داره
. بهش الهام ميشه

01:27:27.900 --> 01:27:30.300
اينا به کنار ،تقريبا چهار سال
،بعد از انتشار کتاب

01:27:30.400 --> 01:27:32.500
توي يه مهموني بود
... و يه زني رو ديد

01:27:32.600 --> 01:27:35.100
که اسمش مثل اسم زني بود
. که توي کتاب بود

01:27:35.200 --> 01:27:39.100
و يه دوست پسري داشت که اسم اون
. مثل اسم دوست پسري بود که تو کتاب بود

01:27:39.200 --> 01:27:42.700
و داشت بهش با يه يارويي خيانت ميکرد
. که يه رئيس پليس بود

01:27:42.800 --> 01:27:46.000
و اون هم اسمش مثل اسم رئيس پليسي
. بود که توي کتاب بود

01:27:46.100 --> 01:27:48.400
و اون زنه در مورد زندگيش
،شروع ميکنه به حرف زدن

01:27:48.500 --> 01:27:50.600
و هر چيزي که داره ميگه درست
. مثل نوشته هاي کتابه

01:27:50.700 --> 01:27:54.400
،و اين خيلي ميترسونتش
ولي چي کار ميتونه بکنه ؟

01:27:54.500 --> 01:27:57.700
و يه مدت کوتاه بعدش وقتي ميخواست
،يه نامه اي بفرسته

01:27:57.800 --> 01:28:02.900
يه مرد مشکوک خطرناکي که کنار
. ماشينش ايستاده رو ميبينه

01:28:03.000 --> 01:28:06.100
ولي به جاي اجتناب کردن ازش
،کاري که گفت معمولا انجام ميداده

01:28:06.200 --> 01:28:08.550
: ميره به سمتش و ميگه
" ميتونم کمکتون کنم ؟"

01:28:08.750 --> 01:28:11.100
: و طرف ميگه
". آره ،بنزينم تموم شده "

01:28:11.200 --> 01:28:15.200
،کيف پولش رو در مياره و بهش پول ميده
. کاري که هيچ وقت انجام نميداده

01:28:15.400 --> 01:28:18.100
و ميره داخل خونه و با خودش فکر
. ميکنه که ،" وايسا ببينم

01:28:18.200 --> 01:28:21.500
اون مرده که نميتونه خودش بره
". پمپ بنزين. بنزينش تموم شده

01:28:21.600 --> 01:28:25.900
پس ميره سوار ماشينش ميشه. مردرو
. پيدا ميکنه و ميبرتش پمپ بنزين

01:28:26.000 --> 01:28:28.000
،و وقتي داره وارد پمپ بنزين ميشه

01:28:28.100 --> 01:28:31.550
،ميفهمه که ،" هي
. اين هم يه قسمتي از کتابه

01:28:31.750 --> 01:28:35.200
دقيقا همين ايستگاه. همين يارو
". همه چي

01:28:35.300 --> 01:28:38.900
همه اين جريان يه جورايي
ترسناکه ،درست نميگم ؟

01:28:39.000 --> 01:28:41.000
و وقتي با کشيش در مورد
،اين موضوع صحبت مکينه

01:28:41.200 --> 01:28:43.000
توضيح ميده که چجور
،کتاب رو نوشته

01:28:43.100 --> 01:28:45.000
و چهار سال بعد ،همه اين
. اتفاق ها براش اُفتاده

01:28:45.100 --> 01:28:49.000
: و اينا رو که ميگه ،کشيش جواب ميده
. اين که داري ميگي ،" کتاب رساله ها " هست

01:28:49.100 --> 01:28:51.000
" تو داري " کتاب رساله ها
. رو تعريف ميکني

01:28:51.100 --> 01:28:53.000
" من هيچ وقت
". اين کتاب رو نخوندم

01:28:53.100 --> 01:28:55.200
" ميره خونه و " کتاب رساله ها
. رو ميخونه

01:28:55.400 --> 01:28:57.300
و ميدوني ،براش کاملا
. غيرقابل باور بود

01:28:57.500 --> 01:29:01.500
حتي اسم شخصيت هاش هم
. همونايي بود که توي انجيل بود

01:29:01.700 --> 01:29:05.400
و " کتاب رساله ها " همون موقع که
. نوشته شد اتفاق افتاد يعني سال 50 ميلادي گمون کنم

01:29:05.500 --> 01:29:07.400
پس " فيليپ ک.ديک " اين
... نظريه رو داره که

01:29:07.500 --> 01:29:11.900
که زمان يه جور خياله
. و ما در اصل در سال 50 ميلادي زندگي ميکنيم

01:29:12.000 --> 01:29:13.900
و دليل اين که اون
... اين کتاب رو نوشته اينه که

01:29:14.100 --> 01:29:18.000
به يه شکلي از اين وهم و خيال
،به صورت موقت عبور کنه

01:29:18.100 --> 01:29:20.000
. اين پرده زمان

01:29:20.100 --> 01:29:22.900
و چيزايي که ديده همون چيزايي بوده
. که توي " کتاب رساله ها " هست

01:29:23.100 --> 01:29:25.900
و خيلي هم به فلسفه هاي
. روحاني و معنوي علاقه داشته

01:29:26.000 --> 01:29:28.300
و نظرش اين بود که اين اهريمن
،اين شيطان

01:29:28.400 --> 01:29:31.000
يه خيال باطل به وجود اورده که
... باعث بشه ما فراموش کنيم

01:29:31.100 --> 01:29:33.500
... که " مسيح " ميخواد ظهور کنه

01:29:33.600 --> 01:29:36.000
و منجي خداوند
... قرار بوده که برسه

01:29:36.100 --> 01:29:40.100
و همه ما در سال 50 ميلادي هستيم
،و يه نفر ميخواد يه کاري کنه که ما فراموش کنيم

01:29:40.200 --> 01:29:42.400
. اينکه خداوند واقعا وجود داره

01:29:42.500 --> 01:29:45.900
. و اين کار رو زمان ميکنه
،تاريخ به همين دليل به وجود اومده

01:29:46.100 --> 01:29:49.050
همه اين کارهاي دنباله دار براي
. ايجاد يک رؤيا و حواس پرتيه

01:29:49.250 --> 01:29:52.200
و وقتي من اين رو خوندم
" اين خيلي عجيبه

01:29:52.400 --> 01:29:54.000
،و همون شب
،يه خوابي ديدم

01:29:54.200 --> 01:29:56.900
و يه مردي توي خواب بود
. که پيشگو بود

01:29:57.100 --> 01:29:59.800
. ولي اين اين چيزارو باور نداشتم
" اون نميتونه پيشگو باشه

01:29:59.900 --> 01:30:01.800
. و داشتم با خودم فکر ميکردم

01:30:01.900 --> 01:30:03.800
که يه دفعه
،توي هوا شناور شدم

01:30:03.900 --> 01:30:06.200
. و داشتم به سمت سقف ميرفتم

01:30:06.300 --> 01:30:08.200
و وقتي داشتم ديگه از
: سقف خارج ميشدم گفتم

01:30:08.300 --> 01:30:11.900
. آقاي پيشگو ،من شما رو باور دارم "
". شما پيشگو هستيد ،فقط منو لطفا بياريد پايين

01:30:12.100 --> 01:30:15.500
و آروم پايين اومدم ،و وقتي
،پاهام با زمين برخورد کرد

01:30:15.600 --> 01:30:18.600
پيشگو به يه زني که
. لباس سبزي داشت تبديل شد

01:30:18.700 --> 01:30:20.500
. و زنه " بانو گرگوري " بود

01:30:20.700 --> 01:30:24.500
بانو گرگوري " طرفدار " ييتس " بود "
. همون ايرلنديه

01:30:24.700 --> 01:30:26.600
و با وجودي که هيچ وقت
،چهرَشو نديده بودم

01:30:26.800 --> 01:30:31.400
مطمئن بودم که اين قيافه
. قيافه " بانو گرگوري " هست

01:30:31.500 --> 01:30:34.100
" و داريم راه ميريم که " بانو گرگوري
،برميگرده و بهم ميگه

01:30:34.200 --> 01:30:37.600
بذار طبيعت جهان رو "
. برات توصيف کنم

01:30:37.700 --> 01:30:41.700
فيليپ ک.ديک " در مورد زمان درست ميگه "
. ولي اينکه سال 50 ميلاديه اشتباهه

01:30:41.800 --> 01:30:45.500
در واقع فقط يک لحظه وجود داره
. و اون هم زمان حاله

01:30:45.600 --> 01:30:47.500
. و اين جاودانگيه

01:30:47.600 --> 01:30:50.800
و اين لحظه است که
. خدا از ما مياد سوال ميپرسه

01:30:51.000 --> 01:30:54.200
،و سوال اينه که ،معمولا
،آيا ميخواي

01:30:54.300 --> 01:30:56.200
جاودانه بشي ؟

01:30:56.300 --> 01:30:58.200
يا آيا ميخواي
به بهشت بري ؟

01:30:58.300 --> 01:31:01.900
و هممون ميگيم ،نه ،ممنون '
'. هنوز نه

01:31:02.000 --> 01:31:05.200
پس زمان در واقع همين
... نه گفتن هاي مکرر ما

01:31:05.300 --> 01:31:07.100
. به دعوت خداست

01:31:07.300 --> 01:31:12.400
زمان همينه. 50 سال
و 2001 سال تفاوتي ندارن ،ميدوني چي ميگم ؟

01:31:12.500 --> 01:31:15.600
،فقط يک لحظه است
. و هميشه توي اين لحظات قرار داريم

01:31:15.700 --> 01:31:20.000
و بعدش بهم ميگه که اين
. زندگي هر انسانيه

01:31:20.200 --> 01:31:24.200
،که پشت هر پديده اي که هست
،يک داستان وجود داره

01:31:24.300 --> 01:31:27.900
و اين داستان در واقع گذشتن از
. نه " و رسيدن به " بله " هست "

01:31:28.000 --> 01:31:31.000
همه زندگي اينه که ،" نه
" نه ممنون. نه ممنون

01:31:31.200 --> 01:31:33.600
و آخرش هممون ميگيم ،" بله
. من تسليمم

01:31:33.700 --> 01:31:36.000
". بله ،قبول ميکنم. بله ،ميپذيرم

01:31:36.200 --> 01:31:38.500
ميگم که ،جريان
. از اين قراره

01:31:38.600 --> 01:31:43.800
" همه آخرش ميگن " بله - درست نميگم ؟ .
آره -

01:31:43.900 --> 01:31:47.700
داشتيم به راه رفتنمون
. ادامه ميداديم که سگم اومد سمتم

01:31:47.800 --> 01:31:50.700
داشتم نوازشش ميکردم. خيلي از ديدنش
. خوشحال بودم ،سال ها بود که مُرده بود

01:31:50.900 --> 01:31:52.500
و وقتي داشتم نوازشش ميکردم
... فهميدم که

01:31:52.700 --> 01:31:57.000
يه سري چيزاي زننده داره
. از شکمش ميزنه بيرون

01:31:57.200 --> 01:32:00.400
،و وقتي به " بانو گرگوري " نگاه ميکنم
. شروع ميکنه به سرفه کردن

01:32:00.500 --> 01:32:02.700
" منو ببخشيد

01:32:02.900 --> 01:32:06.400
و داشت استفراغ ميکرد
. که بوي خيلي بدي هم ميداد

01:32:06.500 --> 01:32:09.000
و با خودم فکر کردم
. وايسا ببينم "

01:32:09.100 --> 01:32:12.800
،اين فقط بوي استفراغ نيست
. که خيلي بوي خوبي نميده

01:32:12.900 --> 01:32:15.500
اين بوي استفراغ يه
. آدم مُرده هست

01:32:15.600 --> 01:32:17.600
ميدوني ،پس دو برابر
". حال به هم زنه

01:32:17.700 --> 01:32:21.700
پس فهميدم که من
. توي دنياي مردگان هستم

01:32:21.900 --> 01:32:23.800
. و همه اطراف من مُردن

01:32:23.900 --> 01:32:27.550
. سگم که ده سال بود مُرده بود
. بانو گرگوري " خيلي قبل از اون "

01:32:27.750 --> 01:32:31.400
: وقتي بالاخره بيدار شدم ،گفتم
". خداي من ،اين يه خواب نبود "

01:32:31.600 --> 01:32:35.400
". ديداري از شهر مُردگان بود

01:32:35.500 --> 01:32:39.300
بعدش چي شد ؟چجوري تونستي -
از خوابت خارج بشي ؟- . اُه پسر -

01:32:39.400 --> 01:32:43.100
مثل اين اتفاقايي بود
. که زندگي آدم رو تغيير ميدن

01:32:43.200 --> 01:32:46.300
من نميتونم دوباره هرگز به همون
. شکل قبلي به دنيا نگاه کنم

01:32:46.400 --> 01:32:49.900
آره ،ولي چجوري آخرش
از خواب بيداري شدي ؟

01:32:50.000 --> 01:32:52.100
. ميدوني ،الان مشکل من اينه
. گير افتادم

01:32:52.300 --> 01:32:55.500
همش فکر ميکنم - همش فکر ميکنم که
. دارم بيدار ميشم ،ولي هنوز خوابم

01:32:55.600 --> 01:32:58.000
. خيلي ديگه داره طول ميکشه
. نميتونم ازش خارج بشم

01:32:58.200 --> 01:33:01.350
. واقعا ميخوام بيدار شم
چجوري تو بيدار شدي ؟

01:33:01.550 --> 01:33:04.275
نميدونم ،ديگه زياد داخلش
. مهارتي ندارم

01:33:04.475 --> 01:33:07.200
ولي اگه داري به اين موضوع
،فکر ميکني

01:33:07.300 --> 01:33:09.500
. بهتره که بيدار شي

01:33:09.600 --> 01:33:11.500
،اگه ميتوني بيدار شي
... بهتره که اين کارو بکني

01:33:11.600 --> 01:33:13.500
چون يه زماني ديگه
... اين توانايي رو نداري

01:33:13.600 --> 01:33:15.600
. پس ،خيلي آسونه

01:33:15.700 --> 01:33:17.800
... فقط - فقط
. بيدار شو

01:35:03.000 --> 01:35:30.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.