﻿WEBVTT

00:00:06.211 --> 00:00:13.778
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:15.541 --> 00:00:19.607
رقص اسپانیایی
تقدیم به اینگرید

00:00:25.919 --> 00:00:28.419
مقدمه

00:00:30.615 --> 00:00:32.615
ماریان عکسهایش را
نشان میدهد

00:01:03.730 --> 00:01:07.562
یوهان در زمان پیری مولتی میلیونر شد

00:01:07.979 --> 00:01:10.145
عمه پیر دانمارکی اش

00:01:10.271 --> 00:01:14.103
که یه خواننده سرشناس اپرا بود

00:01:14.229 --> 00:01:17.520
همه داراییش و برای یوهان گذاشت

00:01:19.312 --> 00:01:26.353
وقتی از نظر مالی غنی شد، دانشگاه رو ترک کرد

00:01:28.395 --> 00:01:34.269
ویلای اجدادیش رو خرید

00:01:35.020 --> 00:01:40.185
یه کلبه ییلاقی، یه جای دور افتاده نزدیک اورسا

00:01:43.727 --> 00:01:47.143
مدتها بود که من و یوهان خبری از هم نداشتیم

00:01:47.935 --> 00:01:51.226
در واقع چندین سال

00:01:53.185 --> 00:01:58.684
دخترهامون جدا از ما زندگی می کنند
حتی از من

00:02:00.810 --> 00:02:04.101
مارتا تو یه خونه جدا، تنها زندگی می کنه

00:02:04.268 --> 00:02:08.017
به خاطر بیماری اش خودش رو خیلی منزوی کرده

00:02:08.143 --> 00:02:12.142
بعضی وقتها به دیدنش میرم
ولی منو نمی شناسه

00:02:12.934 --> 00:02:17.558
سارا هم با یه وکیل موفق ازدواج کرد

00:02:17.726 --> 00:02:24.475
به استرالیا مهاجرت کردن و هر دوشون شغل
خیلی خوبی دارند

00:02:24.600 --> 00:02:26.141
هنوز بچه ندارن

00:02:29.267 --> 00:02:30.891
من؟

00:02:35.350 --> 00:02:40.724
خب، هنوز کار می کنم، اما به روش خودم

00:02:40.850 --> 00:02:45.557
دعواها و طلاقهای خانوادگی

00:02:53.016 --> 00:02:58.473
مدتی بود به این فکر افتاده بودم که
به دیدن یوهان برم

00:02:59.849 --> 00:03:05.556
فصل اول
ماریان نقشه اش را عملی می کند

00:05:43.507 --> 00:05:49.256
مدتی بود به این فکر افتاده بودم که
به دیدن یوهان برم

00:05:54.548 --> 00:05:57.297
حالا هم اینجام

00:05:59.547 --> 00:06:02.796
یوهان اونجا تو ایوان نشسته

00:06:04.006 --> 00:06:08.630
منم اینجا ایستادم و نگاهش می کنم

00:06:09.006 --> 00:06:13.005
منتظرم
حداقل 10 دقیقه اس که منتظرم

00:06:15.464 --> 00:06:22.421
بهتر بود این تصمیم احساسی رو
نادیده بگیرم

00:06:22.838 --> 00:06:25.170
این سفر

00:06:27.255 --> 00:06:33.712
در واقع
من اصلا آدمی نیستم که بی فکر عمل کنه

00:06:34.796 --> 00:06:37.170
اما الان اینجام

00:06:40.254 --> 00:06:42.419
بنابراین باید تصمیمم رو بگیرم

00:06:42.587 --> 00:06:49.919
یک : سوار ماشینم بشم و برم

00:06:52.045 --> 00:06:55.544
دو اینکه : برم پیشش

00:06:56.254 --> 00:07:04.253
البته میتونم کمی بیشتر اینجا بمونم

00:07:04.378 --> 00:07:08.543
شاید تردید و نگرانی ام کمتر بشه

00:07:08.669 --> 00:07:14.460
اما نه خیلی زیاد، یه دقیقه دیگه

00:07:19.710 --> 00:07:26.001
یک دقیقه ام از الان شروع شد

00:07:26.293 --> 00:07:28.542
سی و سه ثانیه

00:07:33.752 --> 00:07:36.417
چهل و هفت ثانیه

00:07:41.917 --> 00:07:44.583
پنجاه و پنج ثانیه

00:08:05.791 --> 00:08:07.082
نه

00:08:12.250 --> 00:08:15.207
بیدارت کردم؟ -
تویی مارین؟ -

00:08:16.332 --> 00:08:19.873
خوش اومدی -
نه، بلند نشو -

00:08:22.165 --> 00:08:26.498
داشتی جاسوسی من و میکردی؟ -
نه، اصلا -

00:08:27.915 --> 00:08:31.914
سی ساله میشه که همدیگر و ندیدیم، سی و دو سال

00:08:32.082 --> 00:08:36.706
نشونی همدیگر و گم کرده بودیم -
خب، طبیعیه -

00:08:36.831 --> 00:08:38.913
مردم با هم آشنا میشن

00:08:39.039 --> 00:08:41.747
بعد که از هم دور میشن، پای تلفن با هم
حرف می زنن

00:08:42.081 --> 00:08:45.163
در نهایت هم سکوت -
خیلی غم انگیزه -

00:08:45.373 --> 00:08:51.330
داری سرزنشم میکنی؟ -
نه، ما که حرفی برای گفتن نداشتیم -

00:08:51.539 --> 00:08:54.955
بعد یهو بهم زنگ میزنی و میگی
میخوای من و ببینی

00:08:56.372 --> 00:09:01.787
انگار خیلی مشتاق نبودی؟ -
مشتاق؟ من که گفتم نه -

00:09:01.913 --> 00:09:08.412
هنوزم میگم نه، نمیخوام
ولی تو که برات مهم نیست

00:09:08.580 --> 00:09:12.079
باید می اومدم -
چرا؟ -

00:09:12.330 --> 00:09:16.496
بهت نمیگم -
داری میخندی -

00:09:17.287 --> 00:09:19.328
... یوهان

00:09:20.454 --> 00:09:23.078
... من 340 کیلومتر رانندگی کردم

00:09:23.246 --> 00:09:26.870
... میخواستم پناهگاهت رو وسط جنگل

00:09:27.037 --> 00:09:29.161
پیدا کنم

00:09:29.329 --> 00:09:35.411
حالا دیگه دیدمت، بوسیدمت و با هم
حرف زدیم، میتونم برم

00:09:35.578 --> 00:09:40.369
نه، کافی نیست -
کافی نیست؟ -

00:09:40.828 --> 00:09:44.660
حداقل برای شام که میتونی بمونی؟ -
برای شام، چرا؟ -

00:09:44.828 --> 00:09:47.702
یه هفته پیش، به خانم نیلسون گفتم که

00:09:47.828 --> 00:09:51.535
همسر سابقم داره میاد دیدنم

00:09:51.703 --> 00:09:58.119
نمیتونم یهو بهش بگم برای شام نمی مونی
خیلی ناراحت میشه

00:09:58.994 --> 00:10:02.868
خانم نیلسون کیه؟ -
آگدا، آگدا نیلسون -

00:10:03.744 --> 00:10:05.451
با هم ازدواج کردین؟

00:10:08.119 --> 00:10:11.534
نه، نه، پناه بر خدا

00:10:15.409 --> 00:10:20.367
پس با هم زندگی می کنین؟

00:10:20.493 --> 00:10:23.492
خانم نیلسون توی دهکده زندگی میکنه

00:10:23.618 --> 00:10:30.783
تمیزکاری میکنه، آشپزی میکنه
بعد هم میره خونه اش

00:10:31.451 --> 00:10:37.117
خیلی مذهبی و خبیثه -
پس مسئله عشقی در کار نیست -

00:10:38.742 --> 00:10:43.282
راستش و بخوای از اون
عفریته می ترسم

00:10:43.950 --> 00:10:50.366
می ترسم پیش خودش حسی به من داشته باشه
بهرحال شام بمون

00:10:50.742 --> 00:10:53.324
اتاق مهمون رو آماده کرده

00:10:53.699 --> 00:10:56.531
پس باید بمونی و شب و اونجا بخوابی

00:10:59.532 --> 00:11:01.990
بهتره که قبول کنم

00:11:02.991 --> 00:11:07.490
بلند شدن از رو این صندلی خیلی
سخته نه، کمک نمیخوام

00:11:10.241 --> 00:11:13.198
یوهان چی شده؟

00:11:14.281 --> 00:11:17.322
میخواستم بغلت کنم

00:11:17.448 --> 00:11:19.905
میخواستی بغلم کنی؟

00:11:29.323 --> 00:11:31.364
یوهانِ لعنتی

00:11:34.947 --> 00:11:37.529
احمق پیر

00:11:37.739 --> 00:11:43.363
خودت مگه چند سالته؟ -
نمیدونم، بنظرت چند سالمه؟ -

00:11:43.614 --> 00:11:48.154
هشتاد و شش -
نه، تو نه، سنِ من -

00:11:49.114 --> 00:11:51.696
تقریبا پنجاه و پنج

00:11:53.696 --> 00:11:59.320
من شصت و سه سالمه -
جدی؟ اینهمه سال گذشته؟ -

00:12:01.571 --> 00:12:07.778
رحمم رو برداشتم ولی تخمدانم و نگه داشتم

00:12:08.863 --> 00:12:13.778
اذیتت میکنه؟-
آره، بعضی وقتها-

00:12:15.070 --> 00:12:16.736
بیا رو نیمکت بشینیم

00:12:17.820 --> 00:12:20.194
یوهان چقدر اینجا قشنگه

00:12:20.403 --> 00:12:25.027
... وقتی زیبایی در خلقت و زندگی آشکار میشود

00:12:25.737 --> 00:12:30.194
خالقش کجاست؟ آفریننده اش؟
آفریننده زیبایی ابدی

00:12:30.362 --> 00:12:34.986
نمیدونستم سرودهای مذهبی هم بلدی -
مادربزرگم یادم داده -

00:12:35.111 --> 00:12:38.443
پدربزرگم هم سربازهای کوچیک فلزی
بهم جایزه می داد

00:12:43.236 --> 00:12:45.401
میتونیم از منظره لذت ببریم

00:12:45.819 --> 00:12:50.360
دستت رو بده -
میخوای دستهام و بگیری؟ -

00:12:50.527 --> 00:12:54.360
مگه قبلا اینکار رو نمی کردیم -
چرا میکردیم -

00:12:54.693 --> 00:12:58.984
خیلی وقت بود دست کسی رو نگرفته بودم
دیگه هم اینکارو نمی کنم

00:13:05.276 --> 00:13:07.942
واقعا منظره زیبایی داری

00:13:08.985 --> 00:13:12.109
از اینجا میتونی خونه کنار دریاچه رو ببینی؟

00:13:12.692 --> 00:13:17.316
میتونی انعکاس نور و روی صخره ها ببینی

00:13:19.484 --> 00:13:23.774
موقع رانندگی از کنار کلبه رد شدم
به نظر مسکونی میومد

00:13:24.025 --> 00:13:29.191
درسته مسکونیه، هنریک اونجا زندگی میکنه

00:13:29.567 --> 00:13:33.983
هنریک پسر عزیزم، استاد دانشگاه اس

00:13:34.858 --> 00:13:39.190
از هم خبر دارین؟ -
نه زیاد -

00:13:39.649 --> 00:13:44.773
یه نامه کوتاه برام فرستاد
نوشته بود تصمیم گرفته بره اونجا زندگی کنه

00:13:45.691 --> 00:13:48.982
خودش و دخترش کارین از اواخر آپریل
اونجا زندگی می کنن

00:13:50.523 --> 00:13:54.314
پس زیاد با هم در تماس نیستید

00:13:54.607 --> 00:13:58.481
وسط یه گفتگوی دوستانه مدام وسط
حرف همدیگه می پریم

00:13:59.565 --> 00:14:04.731
هنریکِ خیکی
الان باید شصت و یک سالش باشه

00:14:05.482 --> 00:14:09.439
اوه، خدای من -
میشه دوباره تکرار کنی -

00:14:11.856 --> 00:14:16.563
دخترش کارین چی، اون چند سالشه؟ -
کارین نوزده سالشه -

00:14:17.272 --> 00:14:20.396
مادرش دو سال پیش از سرطان مُرد

00:14:22.814 --> 00:14:25.480
... آنا
خب

00:14:26.606 --> 00:14:29.688
آنا و هنریک بیست سال با هم زندگی کردند

00:14:29.855 --> 00:14:36.020
هنریک نتونست با مرگ همسرش کنار بیاد
خودش و بازنشسته کرد

00:14:37.646 --> 00:14:41.562
شنیدم همکاراش خوشحال شدن که
استعفا داده

00:14:41.730 --> 00:14:46.770
با همکاراش رفتار خیلی بدی داشته

00:14:47.438 --> 00:14:51.229
مثل خودت وقتی جوون بودی -
... من؟ نه -

00:14:51.395 --> 00:14:56.478
خب، آره کمی با اون قوانین احمقانه آموزشی
مشکل داشتم

00:14:58.270 --> 00:15:01.269
... دکترای افتخاری ام از دانشگاه میشیگان

00:15:01.395 --> 00:15:06.894
دهن همه رو بست -
یوهان،داشتیم درباره هنریک حرف می زدیم -

00:15:07.145 --> 00:15:12.019
رهبر یه گروه ارکستره به اسم
اوپسالا چمبر سولوییست

00:15:12.478 --> 00:15:15.018
این شغل رو هم همین روزها ول میکنه

00:15:15.144 --> 00:15:17.268
باید یه کاری بکنه

00:15:17.436 --> 00:15:20.060
فکر کنم داره یه کتاب می نویسه

00:15:22.186 --> 00:15:27.727
دخترش کارین چیکار میکنه؟ -
کارین هم ویولونسل میزنه -

00:15:27.978 --> 00:15:30.685
پاییز باید تو امتحان ورودی هنرستان موسیقی
شرکت کنه

00:15:30.977 --> 00:15:33.059
هنریک داره باهاش کار می کنه

00:15:33.310 --> 00:15:37.351
هر روز با هم تمرین می کنن

00:15:37.477 --> 00:15:45.476
دختر خیلی زیباییه، درست مثل مادرش

00:15:46.602 --> 00:15:48.267
... بله

00:15:54.601 --> 00:15:58.641
ولی من هیچی درباره دخترهامون نمیدونم

00:16:03.642 --> 00:16:07.683
سارا رفته استرالیا -
استرالیا؟ -

00:16:08.808 --> 00:16:13.849
آره استرالیا -
همیشه دلش میخواست از ما دور باشه -

00:16:15.766 --> 00:16:19.682
نامه می فرسته، تلفن میزنه، با هم در ارتباطیم

00:16:20.683 --> 00:16:25.307
حالش خوبه، دفتر وکالت داره و یه شوهر خوب

00:16:25.475 --> 00:16:30.599
سارا از زندگیش راضیه -
مارتای بیچاره -

00:16:30.765 --> 00:16:38.639
مارتا هم داره بدتر و بدتر میشه
دیگه حتی من و هم نمیشناسه

00:16:39.974 --> 00:16:44.306
بخاطر بیماری اش انگار تارک دنیا شده
هیچکس و هیچی رو نمی شناسه

00:16:44.640 --> 00:16:45.973
... که اینطور

00:16:50.056 --> 00:16:53.597
خودت چی؟ خوبی؟ -
شکاینی ندارم -

00:16:54.431 --> 00:16:57.305
بعضی وقتها خیلی گوشه گیر میشم
البته خود خواسته

00:16:57.473 --> 00:16:59.805
فکر میکنم توی جهنم زندگی می کنم

00:16:59.973 --> 00:17:02.888
انگار که مُردم، اما خودم هم نمیدونم که مُردم

00:17:03.681 --> 00:17:05.930
مشکلی ندارم

00:17:06.181 --> 00:17:12.097
گذشته ام و که مرور می کنم
جواب سوالام و پیدا می کنم

00:17:12.888 --> 00:17:14.846
خنده دار نیست

00:17:15.055 --> 00:17:18.387
جرا هست مارین، هست

00:17:18.597 --> 00:17:22.221
کدوم خری گفته لعنت خدا خنده داره؟

00:17:23.430 --> 00:17:29.137
جواب کدوم سوالا رو پیدا کردی؟ -
میخوای بدونی؟ -

00:17:29.429 --> 00:17:34.386
آره، همین الان پرسیدم -
جواب اینه که : زندگی ام یه تیکه گُه بود -

00:17:35.012 --> 00:17:39.386
یه زندگی کاملا پوچ، بی معنی و احمقانه

00:17:40.554 --> 00:17:44.303
ازدواجمون هم شاملش میشه؟ اون هم پوچ بود

00:17:46.678 --> 00:17:50.802
صادقانه بگم، آره -
متاسفم که این و میشنوم -

00:17:51.553 --> 00:17:54.302
یه روز یه کشیش پیر بهم گفت

00:17:54.428 --> 00:17:58.094
یه رابطه خوب دو جنبه داره

00:17:58.345 --> 00:18:02.094
یک : دوستی و صمیمیت
دو : تمایلات جنسی پایدار و همیشگی

00:18:02.511 --> 00:18:08.135
هیچکس نمی تونه بگه ما دوستهای خوبی بودیم

00:18:09.719 --> 00:18:12.801
آره دوستهای خوبی نبودیم -
کاملا درسته -

00:18:14.302 --> 00:18:19.968
تو به من خیانت کردی -
من هم کردم -

00:18:20.552 --> 00:18:22.926
خیلی ناراحت کننده اس -
اما مربوط به خیلی قبلِ -

00:18:23.094 --> 00:18:25.968
اما هنوز دردناکه -
برای من نیست -

00:18:26.801 --> 00:18:29.383
نه، فکر نکنم

00:18:31.509 --> 00:18:35.467
مارین عزیزم -
به من گفتی عزیزم؟ -

00:18:36.134 --> 00:18:42.425
آره گفتم، خیلی خوبه که اینجا با هم هستیم

00:18:43.009 --> 00:18:47.133
دستات و گرفتم و به این منظره زیبا نگاه میکنم

00:18:47.675 --> 00:18:54.591
بدون اینکه درباره چیزهای ناراحت کننده حرف بزنیم -
تو دست من و گرفتی -

00:18:55.717 --> 00:19:02.216
وای شام
اگه دیر کنیم خانم نیلسون عصبانی میشه

00:19:02.633 --> 00:19:08.216
یوهان من باید خودم و مرتب کنم و
کیفم و از تو ماشین بیارم

00:19:21.174 --> 00:19:22.465
اشتباه کردم اومدم

00:19:23.882 --> 00:19:29.965
فصل دوم
یک هفته بعد

00:19:36.256 --> 00:19:40.505
تو باید کارین باشی، اومدی با پدربزرگت حرف بزنی؟

00:19:41.590 --> 00:19:47.047
پدربزرگت و خانم نیلسون رفتن دندونپزشک

00:19:49.797 --> 00:19:55.713
من مارین ام، همسر سابق پدربزرگت بودم
اومدم بهش سر بزنم

00:19:55.880 --> 00:19:59.296
میدونم -
بیا، بشین -

00:20:05.463 --> 00:20:09.337
اگه دوست داری کمکم کن این قارچها رو تمیز کنیم

00:20:10.004 --> 00:20:11.753
اونجا یه کارد هست

00:20:16.671 --> 00:20:21.087
اگه بخوای حرف بزنی موافقم
اگه نه، میتونیم فقط با هم باشیم

00:20:22.463 --> 00:20:25.128
حتما پدرم هنریک و میشناسی

00:20:25.670 --> 00:20:30.377
نمی تونم بگم می شناسم، فقط دو بار با هم
احوالپرسی کردیم، نه نمی شناسمش

00:20:31.337 --> 00:20:34.502
مادرم مُرده -
میدونم -

00:20:35.170 --> 00:20:40.877
دوسال پیش مرد -
بابابزرگت بهم گفته -

00:20:42.587 --> 00:20:49.086
پدرم بازنشسته شده و وقتش رو با موسیقی پُر میکنه -
ویولون سل، آره -

00:20:49.586 --> 00:20:52.626
داره درباره مصائب جوزف مقدس کتاب می نویسه

00:20:52.794 --> 00:20:58.293
تو هم ویولون میزنی؟ -
امیدوارم بتونم برم کنسرواتوار -

00:21:00.461 --> 00:21:05.876
پدرت معلمته و تو هم دانش آموزش -
بله -

00:21:13.168 --> 00:21:15.000
چی شده؟

00:21:16.751 --> 00:21:20.917
تو سونات "پل هیندمیت" اوپوس 25 رو میشناسی؟
(پل هیندمیت : آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده فقید آلمانی)

00:21:21.585 --> 00:21:24.542
راستش هیچی از موسیقی نمی دونم

00:21:25.292 --> 00:21:28.624
پدرم میخواد این قطعه رو برای آزمون بزنم

00:21:28.792 --> 00:21:32.249
خیلی سخته -
پدرت خودش به این موضوع فکر نمیکنه؟ -

00:21:32.417 --> 00:21:34.999
روزهای قبل از پریودت چطور بودی؟

00:21:38.084 --> 00:21:40.416
یه هیولا

00:21:41.417 --> 00:21:48.749
مثل یه فرشته می خوابیدم و
مثل یه هیولا بیدار می شدم

00:21:49.208 --> 00:21:53.540
من که ذهن و روانم بهم میریزه
به بدبختی از خواب بیدار می شم

00:21:53.708 --> 00:21:57.790
پدرم هم که سحرخیزه -
خب، بعد چی شد؟ -

00:21:58.583 --> 00:22:00.873
مدام خمیازه می کشیدم

00:22:00.999 --> 00:22:05.707
داشتیم روی موومان چهارم کار می کردیم

00:22:07.040 --> 00:22:11.164
: اون هیدمیت لعنتی نوشته بود

00:22:11.373 --> 00:22:17.747
"Lebhafte Viertel ohne jeden
Audsdruck und stets Pianissimo"

00:22:18.623 --> 00:22:21.956
میدونی یعنی چی؟ -
انگار خیلی مشکله، من که آلمانی بلد نیستم -

00:22:22.914 --> 00:22:28.038
با ذهن و روان داغونم نشستم و سعی کردم

00:22:29.456 --> 00:22:34.413
التماسش میکردم که دست از سرم برداره
چون هر چی تلاش می کردم فایده ایی نداشت

00:22:34.664 --> 00:22:39.496
مجبورم کرد حداقل 20 بار
اون قطعه رو بزنم

00:22:39.664 --> 00:22:45.038
بالاخره با ملایمت بهش گفتم
این قطعه هیچ ارزشی برام نداره

00:22:45.205 --> 00:22:49.829
گفتم این تمرین نبود، یه شکنجه
وحشیانه بود

00:22:49.996 --> 00:22:53.079
با اینکه خیلی عصبانی شد ولی
بهم گفت باید از اول شروع کنم

00:22:53.205 --> 00:22:57.370
: دقیقا این جمله رو گفت

00:22:57.538 --> 00:23:01.537
"Lebhaft, sehr markiert...
mit festen Bogenstrichen."

00:23:01.662 --> 00:23:06.661
اینقدر عصبانی بودم که نمی تونستم تمرین کنم
اون هم گفت از عمد اینکار و می کنم

00:23:06.829 --> 00:23:11.828
بهش گفتم خیلی معلم بیسوادیه
میدونم بی انصافی کردم

00:23:11.954 --> 00:23:18.869
اون خیلی معلم صبور و حساسیه

00:23:19.287 --> 00:23:23.411
گفت این موضوع هیچ ربطی به تدریس نداره و

00:23:23.578 --> 00:23:26.452
هدفش اینه که یه دختر با اراده و جدی داشته باشه

00:23:26.578 --> 00:23:30.577
گفت من تنبلم

00:23:34.661 --> 00:23:39.785
منم ویولون و زمین گذاشتم، چون
داشتم از استرس می لرزیم

00:23:41.077 --> 00:23:47.076
گفتم برای امروز کافیه
میرم بیرون قدم بزنم

00:23:56.243 --> 00:24:00.409
رنگش پرید
تا حالا تو این حال ندیده بودمش

00:24:02.992 --> 00:24:06.908
گفت : حق نداری جایی بری

00:24:08.534 --> 00:24:12.200
چکمه هام و پوشیدم و رفتم سمت در

00:24:14.159 --> 00:24:19.575
نزدیکم شد، شونه هام گرفت و گفت

00:24:19.700 --> 00:24:21.699
حق نداری جایی بری

00:24:25.783 --> 00:24:29.115
حق نداری جایی بری

00:26:22.819 --> 00:26:25.984
نشستم و گریه کردم

00:26:26.985 --> 00:26:32.859
گفت : بسه دیگه

00:26:34.152 --> 00:26:36.026
... دیگه بسه

00:26:37.401 --> 00:26:40.942
اینقدر گریه کردم تا آروم شدم

00:26:44.818 --> 00:26:50.400
فکر کردم بیام دیدن پدربزرگ و ازش بخوام
کمکم کنه تا

00:26:50.526 --> 00:26:56.733
اون دیوونه رو ترک کنم
دیگه داره خیلی زیاده روی میکنه

00:26:56.901 --> 00:27:04.358
این پیرمرد هم می تونه از پسر دیوونه اش
نگهداری کنه

00:27:04.525 --> 00:27:08.524
بزاره تو مزرعه کار کنه
یا بره پیش پلیس

00:27:08.692 --> 00:27:11.774
یا بُکُشدش

00:27:18.732 --> 00:27:24.940
یهو فهمیدم که من هیچی نمیدونم

00:27:27.441 --> 00:27:34.481
هیچی درباره زندگی ام و آینده ام نمیدونم
نمیدونم می خوام چیکار کنم یا سرانجامم چی میشه

00:27:39.481 --> 00:27:44.605
یهو یادم افتاد که مادرم مُرده و

00:27:45.690 --> 00:27:48.939
دیگه نمی تونم چیزی ازش بخوام

00:27:50.523 --> 00:27:57.230
دوباره بهم ریختم، غمگین شدم و
گریه کردم

00:28:07.605 --> 00:28:14.563
حتما فکر میکنی من آدم روانی و عصبی هستم
ولی اینطور نیست

00:28:14.730 --> 00:28:21.854
فکر میکنی هنریک تمایل به خودکشی داره؟ -
چرا باید داشته باشه؟ -

00:28:21.979 --> 00:28:27.603
... با این وضعیت ناجوری که تو توضیح دادی

00:28:27.729 --> 00:28:29.687
یعنی میتونه به خودش صدمه ایی بزنه؟

00:28:29.813 --> 00:28:35.978
راستش، من پدرم و خیلی خوب نمی شناسم

00:28:36.812 --> 00:28:41.977
فقط میدونم ذاتا آدم خوبیه

00:28:42.603 --> 00:28:44.686
... اگه خوب نبود که مادرم هیچوقت

00:28:46.478 --> 00:28:51.561
میدونستی مامانم عاشقش بود
اونها عاشق هم بودند

00:28:52.103 --> 00:28:58.311
ولی من جایی تو این عشق نداشتم

00:28:59.311 --> 00:29:04.935
وقتی از خودم عصبانی میشم یا از دست
دوست پسرام خسته میشم اینطوری فکر میکنم

00:29:06.727 --> 00:29:10.768
چرا نمی تونم مثل مادرم عشق و
احساس کنم؟

00:29:14.976 --> 00:29:20.225
میترسیدی پدرت خودش رو بعد از مرگ
مادرت بکشه؟

00:29:20.351 --> 00:29:23.642
هیچوقت اونطور که باید، به
غم و رنجش اهمیت نمی دادم

00:29:25.726 --> 00:29:29.309
اما تلاش کردم تا اونجا که بهم
اجازه میداد جای مادر رو براش پر کنم

00:29:32.310 --> 00:29:35.267
مادرم زن ساکت و کم حرفی بود

00:29:38.767 --> 00:29:42.016
... آخرین روزهای زندگیش

00:29:42.184 --> 00:29:46.308
به خاطر تزریق مورفین، همیشه
خواب آلود بود

00:29:48.684 --> 00:29:55.141
یادمه، یکی از همون روزها بود که
کنارش نشسته بودم

00:29:56.016 --> 00:29:59.140
نگام کرد و خیلی واضح گفت

00:30:01.558 --> 00:30:04.307
میدونی که دوستت دارم

00:30:06.391 --> 00:30:09.598
میدونی که چقدر دوستت دارم، کارین

00:30:15.348 --> 00:30:18.514
اون هیچوقت اینطوری حرف نمی زد

00:30:21.057 --> 00:30:25.139
بابا خیلی وقت پیش یه بار به شوخی بهم گفت

00:30:25.473 --> 00:30:31.889
آنا، هیچوقت نگفت که دوستت دارم اما
همه رفتارش سرشار از عشق بود

00:30:37.431 --> 00:30:44.180
اگه بابابزرگ برگرده چی؟ -
اشکال نداره، یه بطری دیگه هم دارم -

00:30:58.846 --> 00:31:03.804
تو واقعا با پدربزرگ ازدواج کرده بودی؟ -
یعنی اینقدر عجیبه؟ -

00:31:04.930 --> 00:31:10.262
باور کردنش سخته -
چه جور آدمیه؟ -

00:31:11.471 --> 00:31:13.345
سوال خوبی پرسیدی

00:31:14.345 --> 00:31:19.761
دوستش داشتی؟ -
در تمام طول زندگیم همیشه این سوال رو از
خودم میپرسیدم -

00:31:19.887 --> 00:31:26.428
خیلی آدم بد اخلاقی بود؟ -
شانزده سال با هم زندگی کردیم -

00:31:27.220 --> 00:31:31.344
بعد طلاق گرفتیم
اون با یه زن دیگه رابطه داشت

00:31:31.470 --> 00:31:34.053
زنی با اسم مسخره پائولا

00:31:35.053 --> 00:31:40.718
من هم با یه خلبان گلایدر
عروسی کردم

00:31:41.428 --> 00:31:45.718
یه روز پرواز کرد

00:31:46.136 --> 00:31:50.177
دیگه هیچوقت پیدا نشد

00:31:53.552 --> 00:31:58.009
بنا به دلایلی من و یوهان چندین بار دیگه
با هم بودیم

00:31:58.135 --> 00:32:03.259
بعد فهمیدم پای یه زن دیگر هم وسطه

00:32:03.385 --> 00:32:08.092
یه فاحشه واقعی

00:32:08.593 --> 00:32:12.092
خیلی عصبانی و افسرده شدم
و دیگه باهاش تموم کردم

00:32:12.967 --> 00:32:15.633
یه دفعه به خودم اومدم و فهمیدم

00:32:15.759 --> 00:32:21.425
تنها زنی هستم که مردای زندگیش
بیشترین خیانت و بهش کردن

00:32:22.301 --> 00:32:28.133
یوهان ویژگی های فوق العاده ایی داشت
به همون اندازه هم بیوفا بود

00:32:28.801 --> 00:32:33.383
منظورت بابابزرگ منه؟ -
واقعا دروغگوی خوبی بود -

00:32:34.133 --> 00:32:41.299
عادت داشت شعر بنویسه یه جلدش منتشر شد
اما موفق نبود

00:32:41.466 --> 00:32:47.757
یعنی بابابزرگم واقعا شعر می نوشت؟ -
آره،حتی چند تا شعر عاشقانه هم برای من نوشت -

00:32:48.508 --> 00:32:50.507
شعراش و نگه داشتی؟ -
نه -

00:32:50.716 --> 00:32:52.257
عاشقش بودی؟

00:32:58.799 --> 00:33:04.298
من خیلی زود باور و ساده بودم

00:33:04.715 --> 00:33:10.589
اینروزها نمیشه اینقدر ساده باشی و
تو این دنیا زندگی کنی

00:33:10.756 --> 00:33:14.838
مخصوصا برای آدمی مثل من که
میخواد از همه چی سر در بیاره

00:33:19.881 --> 00:33:27.255
فکر کنم عاشقش بودم
با تمام وجودم عاشقش بودم

00:33:27.964 --> 00:33:32.130
هیچوقت بهش مشکوک نشدی؟ -
اصلا، حتی برای یه لحظه -

00:33:34.422 --> 00:33:40.712
چی باعث شد که یهو بیای اینجا؟ -
نمیدونم -

00:33:43.338 --> 00:33:47.796
هنوز دوستش داری، نه؟

00:33:49.088 --> 00:33:54.171
راستش و بگو مارین

00:33:59.296 --> 00:34:06.836
یادمه می شنیدم که مردم میگفتن
یوهان اینطوری یا اونطوریه

00:34:07.004 --> 00:34:09.878
معمولا هم چیزهای خوبی نمیگفتن

00:34:11.586 --> 00:34:15.919
اما من اون یوهانی رو که دیگران
ازش می گفتن و نمیشناختم

00:34:17.711 --> 00:34:24.502
همیشه فکر میکردم یه مرد خوبه
بهترین مرد دنیا

00:34:25.586 --> 00:34:31.294
آزار دادنش خیلی آسون بود
هیچوقت هم نمیتونست از خودش دفاع کنه

00:34:37.669 --> 00:34:39.251
... به نظرم یوهان

00:34:42.002 --> 00:34:44.543
یه آدم ترحم انگیزه

00:34:48.419 --> 00:34:51.043
اون ترحم انگیزه

00:34:51.834 --> 00:34:55.667
گریه میکنی؟ -
آره یه کم -

00:34:57.043 --> 00:35:00.083
برای بابابزرگ گریه میکنی؟

00:35:05.084 --> 00:35:12.375
برای یوهان و مارین گریه میکنم
درکت میکنم

00:35:17.125 --> 00:35:19.457
عجیبه

00:35:31.124 --> 00:35:32.873
... عزیزم

00:35:36.957 --> 00:35:40.290
میخوای چیکار کنی؟ -
برمیگردم پیش هنریک -

00:35:41.124 --> 00:35:45.498
کار عاقلانه ایه؟ -
کار دیگه ای نمیتونم بکنم -

00:35:46.707 --> 00:35:50.831
من چند روز دیگه اینجا میمونم
اگه اتفاقی افتاد منو تو جریان بذار

00:35:52.915 --> 00:35:55.455
حتما

00:36:04.540 --> 00:36:07.830
فصل سوم
درباره آنا

00:36:25.205 --> 00:36:27.121
دیگه این اتفاق نمی افته

00:36:28.454 --> 00:36:31.203
دیگه هیچوقت -
هیچوقت -

00:36:32.371 --> 00:36:34.328
باید باهم یه صحبت جدی بکنیم

00:36:34.454 --> 00:36:41.953
هر دومون میدونیم چی شده
چیزی نیست که بخواییم در موردش صحبت کنیم

00:36:42.079 --> 00:36:44.328
خوشحالم که اینقدر ساده برخورد می کنی

00:36:47.245 --> 00:36:49.119
تا حد مرگ ترسیده بودم

00:36:49.245 --> 00:36:53.369
هیچ توضیح دیگه ای هم ندارم
جز اینکه تا حد مرگ ترسیده بودم

00:36:53.745 --> 00:36:59.744
میفهمی؟ -
من خیلی خسته ام، میرم بخوابم -

00:37:06.287 --> 00:37:09.327
خوابی؟ -
نه -

00:37:28.868 --> 00:37:32.200
یه بار یه موقعیت مشابه مثل امروز
با آنا برام پیش اومد

00:37:36.243 --> 00:37:40.992
هنوز عروسی نکرده بودیم
اما باهم زندگی میکردیم

00:37:43.701 --> 00:37:50.534
شاید یه کم مست بودم
... حرفهای رکیکی درباره

00:37:50.659 --> 00:37:53.991
دانشگاهم زدم

00:37:54.159 --> 00:37:57.074
درباره همکارام، محیط کارم

00:37:57.242 --> 00:38:02.658
بعد در مورد بابام، اون حرومزاده پیر

00:38:04.575 --> 00:38:09.158
آنا یک کلمه هم حرف نزد و
همین بیشتر ناراحتم میکرد

00:38:11.741 --> 00:38:14.323
یادم میاد، فکر میکردم

00:38:15.658 --> 00:38:20.282
وقتی آنا داره اون دامن و میدوزه
چی تو ذهنش می گذره؟

00:38:23.199 --> 00:38:31.032
چه فکری میکنه؟ شاید به این فکرمیکنه
که هنریک غیر قابل تحمله

00:38:32.698 --> 00:38:35.406
بعد گفت

00:38:36.490 --> 00:38:38.031
وقتی اخلاقت اینطوری میشه

00:38:38.157 --> 00:38:43.072
به فکرم میرسه که تو اون مردی نیستی که من
میخوام باهاش ازدواج کنم

00:38:46.906 --> 00:38:51.155
بعد رفت اتاق نشیمن و شروع کرد
به جمع کردن وسایلش

00:38:52.322 --> 00:38:54.780
سعی کردم جلوش رو بگیرم
ولی تکون نمی خورد

00:38:54.906 --> 00:38:58.280
اما پیامی از طریق بدنش
بهم انتقال داد

00:38:59.739 --> 00:39:04.988
میگفت: ترکت میکنم
ترکت میکنم

00:39:05.155 --> 00:39:14.987
بعد من با صدایی که برای خودم هم
غریب بود گفتم : هیچکی منو ترک نمیکنه

00:39:17.571 --> 00:39:20.362
هیچکی منو ترک نمیکنه

00:39:25.695 --> 00:39:32.736
هیچکس پشتش رو به من نمیکنه
هیچکس ترکم نمی کنه

00:39:33.820 --> 00:39:43.153
نشسته بودم کف اتاق و فکر میکردم : که تموم شد

00:39:54.986 --> 00:40:08.610
چشمام رو بسته بودم و فکر میکردم : آنا رفته و
دیگه برنمیگرده

00:40:13.527 --> 00:40:17.359
اما بعد صداش رو از تو
آشپزخونه شنیدم

00:40:18.652 --> 00:40:20.901
داشت قهوه درست میکرد

00:40:24.359 --> 00:40:32.150
یه کلمه هم حرف نزد
شاید منتظر بود من از حالت مستی در بیارم

00:40:33.567 --> 00:40:40.816
تا آخر شب هم یک کلمه حرف نزد
فقط خیاطی می کرد

00:40:41.901 --> 00:40:47.816
آنا  از اون آدمهای خیلی ساکت و کم حرف بود
هیچوقت زیاد حرف نمیزد

00:40:50.441 --> 00:40:55.482
اما ما نیازی به حرف زدن نداشتیم
... همیشه میدونستیم که

00:40:58.150 --> 00:41:01.149
التماسش کردم منو ببخشه

00:41:01.275 --> 00:41:05.565
مثل یه بچه که به مادرش میگه
دیگه این کار رو نمیکنم

00:41:08.149 --> 00:41:14.398
این دقیقا همونیه که میخواستم بهت بگم
اما به نظرم مسخره اومد

00:41:15.149 --> 00:41:20.148
هرکسی میتونه بگه : متاسفم، معذرت میخوام
اما بی معنیه

00:41:23.523 --> 00:41:27.397
اون شب دیگه حتی
کلمه  هم بین ما رد و بدل نشد

00:41:29.439 --> 00:41:37.022
... اون شب، شب خیلی سردی بود

00:41:41.439 --> 00:41:48.147
آنا به خواب عمیقی فرو رفته بود، من بیدار
بودم و صدای نفسهاشو گوش میدادم

00:41:49.897 --> 00:41:55.562
نگاهش میکردم
نور چراغ خیابان از میون پنجره افتاده بود توی اتاق

00:41:57.188 --> 00:42:03.062
مدتی طولانی به او خیره شدم
نمیدانستم واقعا خبر داره که

00:42:03.187 --> 00:42:08.478
من چقدر دوستش دارم یا نه

00:42:15.854 --> 00:42:21.645
بین من و آنا مسئله ای فراتر از عشق بود
نمیدونم منظورم رو میفهمی یا نه

00:42:23.228 --> 00:42:31.019
یه جور حس مالکیت که مثل یه معجزه بود
میدونم ابلهانه به نظر میاد

00:42:33.020 --> 00:42:36.227
کلمه بهتری براش سراغ ندارم

00:42:40.436 --> 00:42:44.769
نزدیک صبح که شد خوابم برد
وقتی ساعت زنگ زد

00:42:45.477 --> 00:42:49.393
ما بیدار شدیم، صبحانه خوردیم
و صحبت های معمولی کردیم

00:42:50.227 --> 00:42:54.351
من دانشگاه رفتم و
آنا هم به آزمایشگاه رفت

00:43:02.268 --> 00:43:07.558
این یه توجیهه، نه عذرخواهی

00:43:07.726 --> 00:43:10.183
بهونه ایی ندارم

00:43:14.893 --> 00:43:16.892
... اگه ترکم کنی

00:43:19.226 --> 00:43:24.517
من نابود میشم یا چند کلمه دیگه
که هنوز تو دیکشنری ها وجود ندارن

00:43:25.600 --> 00:43:29.182
سر وقتش، تو آزاد میشی
میری به هنرستان موسیقی ات

00:43:29.308 --> 00:43:33.891
با استادای حرفه ای
یه زندگی متفاوت

00:43:38.683 --> 00:43:40.766
برای من هم سخته

00:43:50.432 --> 00:43:57.015
این ماههایی که با تو بودم یه
لطف خاصی داشت

00:43:58.849 --> 00:44:02.181
برای من داشت، نه برای تو

00:44:03.848 --> 00:44:07.139
نهایته لطفته که
اینقدر زود برگشتی

00:44:09.056 --> 00:44:14.264
نمیدونم چی بگم، همه چی به هم ریخته

00:44:15.181 --> 00:44:17.305
لازم نیست در این مورد دیگه صحبت کنیم

00:44:29.097 --> 00:44:33.888
بعضی اوقات احساس میکنم
یه تنبیه درست حسابی حقمه

00:45:00.845 --> 00:45:02.636
فصل چهارم

00:45:02.803 --> 00:45:08.469
حدود یک هفته بعد
هنریک با پدرش ملاقات کرد

00:45:12.137 --> 00:45:16.052
بخشی از زندگی

00:45:32.594 --> 00:45:36.468
مزاحم شدم؟ -
تویی؟ -

00:45:38.385 --> 00:45:39.925
خیلی وقته اینجا نیومدی

00:45:43.926 --> 00:45:50.259
چطوری؟ -
خوبم ممنون، تو چطوری؟ -

00:45:51.760 --> 00:45:56.467
دهه شصت، شش تا عیب داشت دهه هفتاد شد هفت تا
و همینطور ادامه پیدا کرد

00:45:56.718 --> 00:46:03.967
تفسیر خوبیه البته بستگی به
اولویت هات تو زندگی داره

00:46:17.758 --> 00:46:23.007
شنیدم همسر سابقت سرزده به دیدنت اومده -
مارینِ ساده -

00:46:23.591 --> 00:46:27.298
همیشه میدونست من از حاضر جوابی متنفرم

00:46:29.049 --> 00:46:32.840
شاید بتونم ببینمش -
رفته توت فرنگی بچینه -

00:46:33.424 --> 00:46:36.673
نمیدونم وقتی برگرده تو اینجا هستی یا نه

00:46:38.715 --> 00:46:43.464
نمیخواستم مزاحمت بشم -
ممنون که ملاحظه میکنی -

00:46:47.465 --> 00:46:48.839
چی میخوای؟

00:46:56.215 --> 00:47:00.839
من 890،000 کرون پول نیاز دارم -
یه مقدار از ارثیه ام

00:47:00.964 --> 00:47:05.130
بازم پول لازم داری -
میدونم بهت 200،000 تا بدهکارم -

00:47:05.297 --> 00:47:09.755
که هیچوقت هم پرداختش نکردی -
نگران نباش بهت برمیگردونم -

00:47:09.922 --> 00:47:14.005
مطمئنم دیگه هیچوقت اون پول رو نمیبینم

00:47:14.631 --> 00:47:18.005
خنده داره که اسمش رو میذاری قرض

00:47:19.255 --> 00:47:22.129
اگه میخوای با تحقیر کردن من سرگرم بشی ... اصلا فراموش کن

00:47:22.255 --> 00:47:29.087
من که برای خونه کنار دریاچه اجاره نمیدم

00:47:30.546 --> 00:47:36.879
پنج ماه اونجا بودیم و حتی یه سنت هم ندادم

00:47:37.004 --> 00:47:38.628
اما تونستی یه ماشین نو بخری

00:47:38.795 --> 00:47:42.586
این یه وامه، مالکش اینجا نیست

00:47:43.712 --> 00:47:47.378
وقتی ماه اکتبر صاحبش برگرده
باید ماشینم رو بفروشم کرایه ویلا رو بدم

00:47:51.629 --> 00:47:55.711
کتاب چطور پیش میره؟ -
خوب، ممنون -

00:47:58.336 --> 00:48:00.043
جواب عمیقی بود

00:48:04.211 --> 00:48:08.752
ده دقیقه اس که اینجام
گذاشتم تحقیرم کنی

00:48:09.336 --> 00:48:14.168
اگه به پول احتیاج نداشتم
خیلی وقت قبل رفته بودم

00:48:14.294 --> 00:48:15.752
همین الان هم میتونی بری

00:48:31.377 --> 00:48:34.876
برای خودم نمیخوام، برای کارین میخوام

00:48:37.251 --> 00:48:42.625
حالا فهمیدم
مارین بهم گفت شما دو تا دعواتون شد

00:48:43.209 --> 00:48:45.666
میخوای کاری کنی بمونه؟

00:48:45.917 --> 00:48:48.375
فکر میکنی رشوه قبول کنه؟

00:48:49.917 --> 00:48:53.791
فقط متعجبم چطور همسرت، آنا تو رو تحمل میکرده

00:48:53.917 --> 00:48:56.166
آنا رو وارد این ماجرا نکن

00:48:57.916 --> 00:49:01.540
البته جرات اش و نداری اسم آنا
رو به زبون بیاری

00:49:02.958 --> 00:49:08.207
وقتی از اون تن صدا استفاده میکنی
ازت بیشتر خوشم میاد، یا کمتر بدم میاد

00:49:09.000 --> 00:49:14.040
این هم یه دوز سلامت از نفرت در ابتذال توئه

00:49:27.040 --> 00:49:28.498
قضیه از این قراره که

00:49:29.790 --> 00:49:34.498
یه ویولون هست که میخوام برای کارین بخرم
یه فاگنولا مال سال 1815

00:49:35.039 --> 00:49:38.538
یه ویولن سل عالیه، جنسش خیلی خوبه

00:49:39.206 --> 00:49:46.038
کارین استعداد عالی ای داره
میتونه یه موزیسین عالی بشه

00:49:46.831 --> 00:49:49.288
من خودم دارم بهش آموزش میدم

00:49:49.414 --> 00:49:54.997
اما استعدادش گنجایش خیلی بیشتر از اونو داره
یه چیزی مثل اون ویولون سل لازم داره

00:49:55.122 --> 00:49:59.496
ویولون زدنش به سبک آلمانی قابل قبوله

00:49:59.663 --> 00:50:03.037
اما میخواد برای هنرستان موسیقی امتحان بده

00:50:03.163 --> 00:50:06.037
مطمئنی اصله؟

00:50:07.247 --> 00:50:11.287
اولین باری نیست که کلاه سرت گذاشتن و
احمق فرض ات کردن

00:50:11.455 --> 00:50:13.496
یه مدرک معتبر داره

00:50:13.621 --> 00:50:19.328
و فروشنده آدم درستیه -
برای همینه که اینقدر ویولون و ارزون میفروشه؟ -

00:50:21.412 --> 00:50:26.411
اون پیر و مریضه و دیگه نمیتونه
ویولون رو نگه داره

00:50:27.579 --> 00:50:33.036
گفت دیگه بدردش نمیخوره -
تحت تاثیر قرار گرفتم -

00:50:51.411 --> 00:50:56.744
بابا سرچشمه این همه خصومتت با من از کجاست؟

00:50:58.494 --> 00:51:05.951
خودت بگو، وقتی 18 یا 19 سالت بود
سعی کردم بهت نزدیک بشم، باهات دوست باشم

00:51:06.785 --> 00:51:12.618
تو خیلی مریض بودی و مادرت
از من خواست با هم صحبت کنیم

00:51:12.826 --> 00:51:20.325
من بهت گفتم که میدونم پدر بدی بودم
اما دوست دارم این وضعیت رو درست کنم

00:51:21.659 --> 00:51:25.408
تو داد زدی
بله داد زدی و گفتی

00:51:26.409 --> 00:51:30.742
بابای بد
تو هیچوقت برای من پدری نکردی

00:51:31.617 --> 00:51:35.949
بعد گفتی که میتونی از پس کارهات
بدون کمک من بر بیای

00:51:36.950 --> 00:51:43.157
نفرتِ صادقانه و درست قابل احترامه
من بهش احترام میزارم

00:51:43.742 --> 00:51:49.366
اما نمیتونم نسبت به نفرت تو بی تفاوت باشم
تو اصلا برای من زنده نیستی

00:51:50.825 --> 00:51:56.074
اگر به خاطر کارین نبود
که خدا را شکر شبیه مامانشه

00:51:56.241 --> 00:52:00.156
تو اصلا برای من وجود نداشتی

00:52:02.032 --> 00:52:05.740
قسم میخورم، هیچ خصومتی نیست

00:52:07.157 --> 00:52:15.240
اسم و شماره مالک ویولون رو بده من
خودم بررسی میکنم، تو عرضه اش و نداری

00:52:36.364 --> 00:52:38.946
بفرمایید -
ممنون -

00:52:49.822 --> 00:52:54.988
جوابت چیه؟ -
بهت میگم -

00:52:56.779 --> 00:52:58.945
میتونم برم؟

00:53:02.446 --> 00:53:03.987
بسیار خب، میرم

00:53:07.404 --> 00:53:10.278
میتونم فقط یه چیز دیگه بگم؟ -
اگه باید بگی بگو -

00:53:16.945 --> 00:53:23.861
اون داستان جر و بحث 50 سال قبل
هیچ عذر قابل قبولی نیست

00:53:25.903 --> 00:53:28.069
آنای بیچاره

00:53:29.944 --> 00:53:32.026
میخوای الان منو بزنی؟

00:53:38.694 --> 00:53:41.860
فصل پنجم
باخ

00:55:33.605 --> 00:55:36.020
مزاحم که نشدم

00:55:37.605 --> 00:55:42.270
نه همین الان تموم کردم
صبحها تمرین میکنم

00:55:42.771 --> 00:55:47.937
نوازنده ارگ میخواد
من جایگزین اون بشم

00:55:48.104 --> 00:55:52.353
فکر میکردم ویولون میزنی -
من مدرک ارگ دارم -

00:55:52.937 --> 00:55:56.978
تو زمان ما
داشتن همچین مدرکی خیلی ارزش داشت

00:55:57.229 --> 00:56:00.561
کلیسا ها زیاد بودن ارکستر ها کم

00:56:01.104 --> 00:56:02.561
این چی بود که میزدی؟

00:56:02.687 --> 00:56:05.561
سونات باخ برای ارکستر سه نفره
اولین موومانت

00:56:08.728 --> 00:56:15.268
قشنگ بود -
این ارگ از سال 1728 نظیرش پیدا نشده -

00:56:16.978 --> 00:56:20.893
هیچکی نمیدونه این ارگ چطور سر از اینجا درآورده

00:56:24.103 --> 00:56:27.268
چند هفته قبل، کارین و من
یه کنسرت اینجا داشتیم

00:56:27.435 --> 00:56:29.767
سالن تقریبا پر بود

00:56:30.268 --> 00:56:33.017
کنسرت دیگه ای هم داری؟ -
وقت ندارم -

00:56:33.602 --> 00:56:37.059
کارین باید خودش رو برای امتحان ورودی آماده کنه
منم باید کتابم رو تموم کنم

00:56:38.393 --> 00:56:43.351
کتاب؟ -
آره یه کتاب در مورد مشکلاتی که
سنت جان برای باخ بوجود میاورد

00:56:46.642 --> 00:56:51.683
کارین رو دیدم
میگن خیلی با استعداده

00:56:51.809 --> 00:56:56.058
میگن استثناییه، البته نه به خاطر پدرش -

00:56:56.726 --> 00:56:59.891
معلمش هستی؟ -
اینطور میگن -

00:57:01.309 --> 00:57:05.808
تو هنرستان موسیقی بهترینهای اروپا
استادش میشن

00:57:06.100 --> 00:57:09.599
برات سخت نیست که ازت دور بشه؟ -
چرا، هست -

00:57:15.141 --> 00:57:17.182
میشه گفت

00:57:17.891 --> 00:57:20.640
خیلی دوستش داری؟ -
بله -

00:57:21.933 --> 00:57:24.182
متاسفم -
نه مشکلی نیست -

00:57:29.724 --> 00:57:33.848
کارین شبیه مادرش آناست -
به نظر من که شبیه اش نیست -

00:57:35.307 --> 00:57:37.014
چی شده؟

00:57:41.890 --> 00:57:46.514
هر وقت اسم آنا میاد. گریه ام میگیره
دست خودم نیست

00:57:48.514 --> 00:57:50.138
کاری ازم برنمیاد

00:57:52.389 --> 00:57:58.930
دو ساله که مرده و هنوز داغش برام تازه است

00:58:01.556 --> 00:58:03.388
زندگی همینه دیگه

00:58:10.555 --> 00:58:12.804
زندگی هم واسه خودش رسم و آیینی داره

00:58:17.430 --> 00:58:20.012
نمیدونم، نمیتونم کلمه ای پیدا کنم که توصیفش کنه

00:58:22.347 --> 00:58:24.471
یه آدم ناتوان شدم

00:58:26.387 --> 00:58:30.761
آره درسته، یه ناتوان

00:58:36.512 --> 00:58:38.928
کارین هر چیزی رو که باعث میشه احساس در زندگیم
معنی پیدا کنه داره

00:58:41.096 --> 00:58:42.720
و در ضمن

00:58:46.011 --> 00:58:48.469
بدون اون هیچ احساسی برام معنی نداره

00:58:59.470 --> 00:59:02.927
این روزها خیلی در مورد مرگ فکر میکنم

00:59:04.677 --> 00:59:06.009
فکر میکنم

00:59:09.427 --> 00:59:12.968
یه روزی تو یه جنگل کنار رودخانه قدم می زنم

00:59:15.052 --> 00:59:19.509
یه روز پاییزی مه آلود، بدون وزش باد

00:59:21.052 --> 00:59:23.593
سکوت مطلق

00:59:26.759 --> 00:59:31.842
بعد یه نفر رو کنار یه دروازه می بینم

00:59:32.801 --> 00:59:38.300
که به طرف من میاد، یه دامن راه راه پوشیده

00:59:39.051 --> 00:59:41.008
یه ژاکت آبی

00:59:43.425 --> 00:59:48.591
پابرهنه به سمتم میاد
موهای بلندش و به دم یه اسب کوچیک گره زده

00:59:49.675 --> 00:59:51.757
به سمت من میاد

00:59:55.133 --> 01:00:01.007
آناست که به طرفم میاد

01:00:05.049 --> 01:00:07.381
اون وقته که میفهمم ُمردم

01:00:10.882 --> 01:00:13.881
بعد اتفاق عجیبی میوفته

01:00:14.757 --> 01:00:18.090
پیش خودم میگم: به همین راحتیه؟

01:00:21.382 --> 01:00:28.006
ما تمام عمرمون رو به فکر کردن در
مورد مرگ و اتفاقات بعدش میگذرونیم

01:00:28.715 --> 01:00:30.839
بعد میبینیم که مرگ چقدر آسون سراغمون میاد

01:00:36.506 --> 01:00:41.089
کورسوی یه نور رو همراه با موسیقی میبینم
مثل باخ

01:00:45.297 --> 01:00:49.213
فکر میکنم فهمیدم -
امشب برای شام بیا پیش ما -

01:00:49.464 --> 01:00:54.754
آشپزای خوبی هستیم -
ممنون مطمئنا همینطوره -

01:00:54.880 --> 01:00:59.921
دیگه باید برم، کلاس دارم

01:01:00.089 --> 01:01:03.046
اگر دیر کنم کارین عصبانی میشه

01:01:03.213 --> 01:01:08.878
امشب میبینمت -
صبرکن فکر نمیکنم بتونم بیام -

01:01:09.254 --> 01:01:12.587
میفهمم، اون پیرمرده ممکنه دیوونه بشه -
نه، اصلا به اون ربطی نداره -

01:01:13.379 --> 01:01:16.253
برای چی اومدی اینجا؟ -
نمیدونم -

01:01:22.628 --> 01:01:28.919
تو یه وکیلی نه؟ -
میتونم ازش ادعای خسارت کنم؟ -

01:01:29.587 --> 01:01:36.752
چرا میخوای اینکارو بکنی؟ -
اون کلی ثروت داره و حالا حالا ها هم قصد مردن نداره -

01:01:38.045 --> 01:01:41.627
شاید هم شیطان ضمانتش و کرده
که حالا حالا ها نمیره

01:01:43.711 --> 01:01:48.543
ازش خواستم سهم ارثیه ام رو بده
اما اون منو تحقیر کرد

01:01:49.752 --> 01:01:51.710
خیلی دوست دارم ازش ادعای خسارت بکنم

01:01:51.877 --> 01:01:54.626
تا زمانیکه صحت عقل و روان داشته باشه
نمیتونی هیچی بگیری

01:01:54.752 --> 01:01:59.751
اون هم که از این لحاظ مریض نیست -
نه اصلا -

01:02:00.586 --> 01:02:06.710
اومدی اینجا که ازش برای یه زن مطلقه
فقیر پول بگیری؟

01:02:07.251 --> 01:02:11.334
عصبانی نشو
میدونی که من خودم هم برای پول گرفتن پیشش رفتم

01:02:11.501 --> 01:02:13.834
سی سالی میشه که با هم تماسی نداشتین

01:02:15.418 --> 01:02:18.250
نیومدم اینجا که پول بخوام

01:02:19.251 --> 01:02:20.875
باهاش می خوابی؟

01:02:22.792 --> 01:02:27.416
اینقدر ازش متنفری که اینطوری ازش حرف میزنی؟

01:02:27.584 --> 01:02:34.499
منو به خاطر بی حرمتی به این مکان
و بی ادبی کردن ببخش

01:02:36.750 --> 01:02:40.041
من به معنی واقعی کلمه ازش متنفرم

01:02:41.083 --> 01:02:46.665
اینقدر ازش متنفرم که آرزو میکنم
بطرز وحشتناکی بمیره

01:02:47.249 --> 01:02:53.290
هر روز میبینمش فقط برای اینکه شاهد
عذاب کشیدنش باشم

01:02:56.541 --> 01:03:01.540
شاید من فقط یه روح چندش آورم

01:03:04.165 --> 01:03:07.789
حیرت و غم رو تو چشات میبینم

01:03:08.290 --> 01:03:11.872
به عنوان یک وکیل دیگه باید به حماقت و تنفر تو این دنیا

01:03:12.040 --> 01:03:16.539
عادت کرده باشی

01:03:19.290 --> 01:03:22.706
خداحافظ مارین، ممنون که به حرفام گوش دادی

01:03:27.622 --> 01:03:35.205
بعضی اوقات فکر میکنم من دیوونه ام
که این همه وقت رنج کشیدم

01:05:31.033 --> 01:05:35.740
فصل شش
نمایش

01:06:54.404 --> 01:06:56.653
کارین -
سلام پدربزرگ -

01:07:00.861 --> 01:07:06.360
اینجا اتاق مطالعه ام بود
چندین ساله دیگه اینجا نیومدم

01:07:06.945 --> 01:07:12.694
تو و آنا بعضی وقتها میومدین دیدنم
وقتی تو خونه نزدیک دریاچه زندگی میکردین

01:07:12.861 --> 01:07:17.319
اونوقت ها خیلی سیگار میکشیدی -
بله درست میگی -

01:07:18.152 --> 01:07:21.193
وقتی زندگینامه فروید رو خوندم
سیگار رو ترک کردم

01:07:21.360 --> 01:07:25.068
سی و سه جراحی برای سرطان حنجره

01:07:25.485 --> 01:07:29.443
حتی در اون شرایط هم سیگار و ترک نمی کرد -
حالت خوبه؟ -

01:07:29.860 --> 01:07:33.818
آره، مگه اینکه بخوای پیری رو بیماری به حساب بیاری

01:07:35.234 --> 01:07:42.108
یک عکس خوشگل از مامان اینجاست
شانسی پیداش کردم

01:07:42.276 --> 01:07:48.150
دادم روتوشش کردن و الان اینجاست

01:07:49.526 --> 01:07:54.650
هر روز به مامان فکر میکنم و رویای اون در شب

01:07:55.317 --> 01:08:00.691
فکر کردم غم دوریش کمتر میشه اما اینطور نشد

01:08:01.150 --> 01:08:07.357
اولش که رفته بود اینقدر به نظر نمیرسید
جاش خالی بشه

01:08:08.233 --> 01:08:13.482
حالا انگار بخشی از منه نمیخواستم
بدون اون باشم

01:08:14.357 --> 01:08:18.856
میتونم بگم دلم براش تنگ شده، دردناکه

01:08:20.149 --> 01:08:24.273
خیلی زیاد همدیگه رو نمیدیدیم، منظورم هنریک و منه

01:08:26.899 --> 01:08:29.606
آنا خیلی تلاش کرد، خیلی

01:08:29.774 --> 01:08:33.606
من و هنریک هیچوقت دلمون نمیخواست،،، خب میدونی

01:08:34.023 --> 01:08:37.689
میخواستی با من صحبت کنی؟ -
آره بشین -

01:08:39.565 --> 01:08:44.897
دیشب خانم نیلسون شخصا اومده بود
که یه نامه بهم بده

01:08:45.023 --> 01:08:46.939
میخواست که پدر با خبر نشه

01:08:47.106 --> 01:08:49.439
خوبه،پدرت کجاست؟

01:08:49.606 --> 01:08:52.689
الان با ارکسترش تو آپسالاست

01:08:52.815 --> 01:08:59.272
اینجا یه نامه دارم که مربوط به چند روز پیشه
مال توئه

01:09:00.147 --> 01:09:06.354
ایوان چابلوف رو میشناسی؟ -
بله، رهبر ارکستر سنت پترزبورگ -

01:09:09.022 --> 01:09:12.729
همین اواخر به اینجا سفر کرد
با ارکستر فیلارمونیک، جالب بود

01:09:13.521 --> 01:09:20.978
اونو از وقتی که تو لنینگراد بودم میشناختم
این نامه رو اون فرستاده

01:09:21.646 --> 01:09:24.687
یوهان، دوست عزیزم

01:09:25.771 --> 01:09:31.187
شرمنده که با انگلیسی و آلمانی ضعیف مینویسم

01:09:32.063 --> 01:09:34.728
اما منشی فوق العاده من

01:09:35.187 --> 01:09:39.102
تازگی دوقلو دار شد

01:09:41.228 --> 01:09:46.602
خیلی مهمه که برات نامه مینویسم، دوست عزیزم

01:09:47.520 --> 01:09:50.311
به خاطر دلایل زیر

01:09:51.562 --> 01:09:56.019
در یک شبی که بیکار بودم به کنسرت
یک موسیقیدان جوان رفتم

01:09:56.686 --> 01:10:00.435
باید بگم خوشحال و حیرت زده شده بودم

01:10:02.602 --> 01:10:06.393
یک نوازنده ویولون سل جوان

01:10:07.061 --> 01:10:11.351
تکه ای از زولاتان کودای میزد

01:10:12.102 --> 01:10:17.601
و من از اینهمه استعداد در این جوان حیرت زده شده بودم

01:10:17.976 --> 01:10:23.434
از پختگی، مهارت و شجاعتش -
خب اینطور هم نبود -

01:10:27.601 --> 01:10:29.684
مدرسه اش اسمش رو بهم داد

01:10:29.810 --> 01:10:33.350
و به من گفتن که پدرش، معلمش بوده

01:10:33.475 --> 01:10:38.349
سعی کردم با پدرش تماس بگیرم
اما اون منو از سرش وا کرد

01:10:38.642 --> 01:10:41.349
شاید کلمه تکبر، بهتر منظورم را نشان دهد

01:10:43.225 --> 01:10:46.849
یوهان عزیزم، میدونم که تو

01:10:47.017 --> 01:10:48.641
پدربزرگ اون نوازنده ایی

01:10:48.767 --> 01:10:52.933
و دلیل اینکه این نامه را برای تو مینویسم همینه

01:10:54.224 --> 01:10:59.307
تکنیک اون خانم جوان خیلی خوب نیست
ضعف هایی داره

01:11:00.183 --> 01:11:05.098
که در آینده به یک فاجعه ختم خواهد شد

01:11:07.474 --> 01:11:12.848
من در آکادمی سیبیلوس هلسینکی
استاد مهمان هستم

01:11:13.807 --> 01:11:16.139
یکی از بهترین دانشگاه های موسیقی در اروپا

01:11:16.723 --> 01:11:19.931
رابطه خوبی با مدیر این دانشگاه دارم

01:11:20.098 --> 01:11:25.389
و میتونم بعد از چند امتحان الزامی

01:11:25.723 --> 01:11:32.181
به این ویولونیست جوونمون آموزشهای خوبی ارائه بدیم

01:11:33.931 --> 01:11:37.805
که به خاطر استعدادش واقعا شایسته اش است

01:11:40.847 --> 01:11:47.055
منتظر جواب شما در اسرع وقت هستم
دوست شما ایوان

01:11:49.306 --> 01:11:53.430
خب، کارین چی میگی؟
شاید بهتر باشه اینو هم اضافه کنم که

01:11:53.555 --> 01:11:59.262
تا وقتی که لازم باشه همه هزینه های
تو رو خودم میپردازم

01:12:01.555 --> 01:12:07.262
با ویولون فروش صحبت کردم
یه پیشنهاد عالی بهش دادم

01:12:07.430 --> 01:12:09.470
بیشتر از چیزی که خودش میخواست

01:12:09.930 --> 01:12:12.845
خب مسلما اگه، پیشنهاد عالی چابلوف رو قبول کنی

01:12:12.970 --> 01:12:18.136
نشونه خودبینی و زیاده خواه بودنته
چی میگی؟

01:12:20.595 --> 01:12:26.344
راستش نمیدونم چی بگم
کمی دستپاچه شدم

01:12:26.595 --> 01:12:31.261
میدونم این نامه تو رو تو موقعیت سختی قرار میده

01:12:31.886 --> 01:12:36.552
... بهش نامه میدم و میگم که تو -
افتخار می کنم -

01:12:36.969 --> 01:12:40.718
اما تصمیمت روی زندگی بقیه تاثیر میزاره

01:12:41.803 --> 01:12:47.635
بقیه؟ -
بله، مخصوصا روی پدرت -

01:12:48.511 --> 01:12:50.760
باید استراحت کنم، بعدا می بینمت کارین

01:12:51.468 --> 01:12:53.134
ممنون که باهام حرف زدین

01:12:58.010 --> 01:13:02.009
مارین قبلا میگفت که من توی قضاوت خیلی بی رحمم

01:13:02.177 --> 01:13:10.884
میگفت که من احساس ندارم اما
حتی منِ بی احساس هم اینو میفهمم

01:13:11.926 --> 01:13:14.633
مادرت به این دلیل تو این
دنیا زندگی میکرد که

01:13:14.967 --> 01:13:17.508
سخت ترین و غیرقابل تحمل ترین کارها
رو انجام بده

01:13:17.676 --> 01:13:19.758
تاریکی عمیقتر شد

01:13:19.926 --> 01:13:23.091
و وقتی که آنا مرد، اون نور از بین رفت

01:13:23.259 --> 01:13:26.341
با وجود اینکه هنریک همه چیز در اختیار داشت
زندگی براش خیلی سخت شد

01:13:26.509 --> 01:13:29.425
تو مثل مادرتی

01:13:30.300 --> 01:13:33.715
خیلی دوستت دارم کارین

01:13:35.050 --> 01:13:38.840
خداحافظ کارین -
خداحافظ پدربزرگ -

01:14:47.213 --> 01:14:54.421
فصل هفتم
نامه آنا

01:15:47.751 --> 01:15:54.458
برای هنریک از طرف آنا، مالِ پدرته -
لای یه کتاب پیداش کردم -

01:15:58.376 --> 01:16:02.250
هیجدهم ماه می،کی اینو نوشته؟

01:16:02.376 --> 01:16:05.417
یک هفته قبل از مرگش اینو نوشته بود

01:16:05.543 --> 01:16:07.000
دوست دارم بخونیش

01:16:12.000 --> 01:16:16.791
نمیتونم خط آنا رو بخونم تو برام بخونش

01:16:18.500 --> 01:16:24.291
سعی ام رو میکنم -
بیا یکم ویسکی بخور -

01:16:31.624 --> 01:16:34.123
مامان چند روز قبل از مرگش فهمیده بود

01:16:34.249 --> 01:16:37.331
که دیگه وقت زیادی واسش نمونده

01:16:37.749 --> 01:16:40.498
این نامه رو نوشت به خاطر اینکه هنریک سرما خورده بود

01:16:40.666 --> 01:16:42.415
و اجازه نداشت به دیدنش بیاد

01:16:45.166 --> 01:16:46.415
میگه

01:16:50.331 --> 01:16:53.580
این که تو نمیتونی به دیدنم بیای، شاید

01:16:53.748 --> 01:16:55.997
برای هردومون خوب باشه

01:16:56.790 --> 01:17:01.705
ما همدیگه رو خوب درک میکنیم
حالا دیگه همه چیز دست توئه

01:17:02.915 --> 01:17:06.205
من تلاش میکنم، تو تلاش میکنی

01:17:07.372 --> 01:17:12.371
اما هنوز تو چشمات میبینم که چقدر مریضم

01:17:19.580 --> 01:17:22.038
سخت ترین بخشش همینجاست

01:17:24.080 --> 01:17:28.788
در مورد بابا و من نوشته -
دردناکه؟ -

01:17:29.413 --> 01:17:30.912
آره، دردناکه

01:17:33.246 --> 01:17:36.245
وقتی با مامانت تو بیمارستان بودی

01:17:36.704 --> 01:17:40.037
در مورد چیزی که نوشته حرف زدین؟

01:17:40.579 --> 01:17:45.203
نه هیچوقت -
پس چی نوشته؟ -

01:17:55.245 --> 01:18:02.286
هنریک عزیز، مجبورم باهات در مورد چیزی صحبت کنم
که تا حالا هرگز با هم حرفش رو نزده بودیم

01:18:03.995 --> 01:18:07.952
میخوام با تو در مورد کارین صحبت کنم

01:18:08.619 --> 01:18:14.076
قبلا لازم نبود در این مورد حرف بزنیم
چون من همیشه کنارش بودم

01:18:15.202 --> 01:18:19.201
بعد مریض شدم و دیگه نمیتونستم کنارش باشم

01:18:20.411 --> 01:18:26.826
البته هنوز تو اون خونه پیش کارین بودم
اما تو منو جدا کردی

01:18:28.660 --> 01:18:35.950
من و تو عاشق هم بودیم
در مورد عشقمون اطمینان داشتم

01:18:37.785 --> 01:18:40.909
اما هیچ عشقی اونقدر قوی نیست

01:18:41.076 --> 01:18:47.575
که بتونه در مقابل بیماری، مثل بیماری من دوام بیاره

01:18:48.867 --> 01:18:54.783
میدونم که عاشق کارینی
میدونم اونو به خودت وابسته کردی

01:18:56.409 --> 01:19:01.366
خیلی خوبه بود که تو معلمش هستی
اما محدودیت هایی هم هست

01:19:03.241 --> 01:19:07.365
وقتی من دیگه زنده نباشم این محدودیتها از بین میرن

01:19:08.574 --> 01:19:10.740
میدونم که کارین عاشقته

01:19:12.824 --> 01:19:18.823
اما نباید از عشقش سوء استفاده کنی
اینجوری آزارش میدی

01:19:20.824 --> 01:19:24.032
یه آزار دائمی

01:19:26.823 --> 01:19:32.406
برای همینه که ازت خواستم بذاری بره

01:19:33.490 --> 01:19:37.406
نباید از فامیل بودنش سوء استفاده کنی

01:19:37.782 --> 01:19:44.572
جلوی پیشرفتش و به خاطر اینکه
وابسته اش هستی و بهش حسی بیمارگونه داری نگیر

01:19:47.572 --> 01:19:49.738
هنریک عزیز

01:19:50.989 --> 01:19:56.905
تو خیلی حساس با ملاحظه و مهربون هستی

01:19:58.322 --> 01:20:03.405
اینو بدون شک، بعد از این همه سال زندگی با هم میدونم

01:20:05.613 --> 01:20:10.195
اما باید مراقب باشی که کارین رو با عشقی یتیم

01:20:10.613 --> 01:20:16.195
وقتی که دیگه من نیستم دفن نکنی

01:20:19.280 --> 01:20:24.320
باز هم هست، اما دیگه نمیخوام بخونم

01:20:25.195 --> 01:20:29.153
نمیتونم، خیلی اذیتم میکنه

01:20:30.654 --> 01:20:33.694
میتونم صدای مادرم رو بشنوم

01:20:40.237 --> 01:20:41.861
... کارین

01:20:43.486 --> 01:20:47.568
چرا اومدی سراغ من؟

01:20:48.194 --> 01:20:53.235
تو خیلی آدم پیچیده ای هستی -
میتونی اینو بگی -

01:20:53.903 --> 01:20:58.068
تو از نقشه بابابزرگ خبر داری -
آره بهم گفته -

01:20:58.986 --> 01:21:05.110
انتظار نصیحتت رو نداشتم، فقط میخواستم
صدای خودم و بشنوم

01:21:05.360 --> 01:21:09.484
به نظرم اینطوری خیلی چیزها روشن میشه

01:21:09.610 --> 01:21:11.234
ادامه بده حرف بزن

01:21:13.777 --> 01:21:20.442
مامان همه چیز رو میدید -
بله اینطور فکر میکنم -

01:21:20.776 --> 01:21:24.691
و هرچیزی که در موردش هشدار داد، درست از آب دراومد

01:21:25.901 --> 01:21:32.316
نمیتونم پیشنهاد بابابزرگ رو قبول کنم -
چرا نمیتونی؟ -

01:21:32.776 --> 01:21:35.441
اگه هنریک رو ترک کنم میمیره

01:21:37.567 --> 01:21:42.525
اگه ترکش کنم میمیره، در این مورد مطمئنم مارین

01:21:42.650 --> 01:21:46.690
اون حتی دیگه به ارکستر هم نمیاد

01:21:47.191 --> 01:21:52.274
میتونه با موزیکش ادامه بده، همه تو کشور اونو میشناسن

01:21:52.691 --> 01:22:00.940
و بابا خودشو درگیر کار دولتی نمیکنه

01:22:01.565 --> 01:22:07.481
نمیتونم ترکش کنم، بعضی وقتها خیلی ازش خسته میشم

01:22:07.649 --> 01:22:11.856
خودم میدونم چه آینده ای در انتظارمه

01:22:13.857 --> 01:22:17.981
مامان مرده و هنریک هم نمیتونه به تنهایی زندگیش رو اداره کنه

01:22:19.524 --> 01:22:26.773
اگه بلایی سرش بیاد فکر میکنی من، تا آخر
عمر احساس گناه میکنم؟

01:22:27.481 --> 01:22:32.772
نه آینده من و هنریک از الان دیگه به هم گره خورده

01:22:34.356 --> 01:22:41.980
خوبه، بالاخره گفتی الان -
فقط برای تسلی خاطر -

01:22:43.313 --> 01:22:49.646
کارین میخوام بدونی که من مثل تو فکر نمیکنم -
آره میدونم -

01:23:01.646 --> 01:23:08.353
عشق آنا -
اون نامه عشقه -

01:23:09.229 --> 01:23:11.145
نیست؟

01:23:17.521 --> 01:23:18.895
نمیدونم

01:23:20.603 --> 01:23:24.102
فصل هشتم
ساراباند

01:23:31.728 --> 01:23:36.602
برگشتی؟ -
دیگه کاری تو اوپسالا نداشتم -

01:23:36.936 --> 01:23:39.519
سلام بابا -
سلام عزیزم -

01:23:45.810 --> 01:23:47.809
این دیگه چیه؟

01:23:48.935 --> 01:23:52.934
قطعه باخ برای ویولون، تو دیوونه ای

01:23:53.852 --> 01:23:57.101
گوش کن، آندربرگ پیشنهاد کرد که من و تو

01:23:57.227 --> 01:24:01.518
تو نوامبر یه کنسرت داشته باشیم

01:24:02.393 --> 01:24:06.558
این واسه من خیلی سخته -
با هم میزنیم -

01:24:07.226 --> 01:24:12.725
منظورت چیه با هم میزنیم؟ -
مثل یه مکالمه رو در رو -

01:24:12.851 --> 01:24:16.808
تو اون قسمتهایی رو که میتونی و بزن و
من هم قسمت های سختش و

01:24:16.976 --> 01:24:22.725
مخصوصا پیش درآمدش، عالی میشه

01:24:22.933 --> 01:24:27.682
کدوم قسمت رو میتونم بزنم؟ -
مثلا قسمت "ساراباند"ش رو -

01:24:28.183 --> 01:24:34.766
یاد گرفتنش خیلی زمان میبره -
سه ماه وقت داریم -

01:24:35.642 --> 01:24:39.391
پس آزمون ورودی ام چی؟ -
همه چی تقریبا آماده اس -

01:24:39.599 --> 01:24:42.598
در ضمن دانشجوها هم مجوز اجرای کنسرت رو دارن

01:24:42.724 --> 01:24:45.348
با برتز صحبت کردم

01:24:46.016 --> 01:24:53.431
برای هردومون خوبه مخصوصا حالا که ارکستری ندارم

01:24:56.391 --> 01:25:00.973
حتی دیگه ویولونیست جایگزین هم نیستم

01:25:01.098 --> 01:25:06.722
بابا انگار عصبانی هستی -
شاید -

01:25:06.973 --> 01:25:10.139
اما حالا دیگه خیلی وقت دارم

01:25:10.306 --> 01:25:14.847
بیشتر میتونم کمکت کنم -
بله البته -

01:25:19.139 --> 01:25:21.929
انگار خوشحال نشدی

01:25:24.680 --> 01:25:28.221
چی شده؟ کاتجا عزیزم

01:25:42.596 --> 01:25:46.303
یه حسی بهم میگه انگار دوباره
میخوایم جر و بحث کنیم

01:25:52.846 --> 01:25:55.303
چی شده کاتجا؟ -
نمیدونم -
بهم بگو -

01:26:00.012 --> 01:26:05.011
فکر میکنم میدونم اما نمیدونم چطور

01:26:38.093 --> 01:26:40.550
میدونم با بابابزرگت صحبت کردی، درسته؟ -
آره حرف زدم -

01:26:42.676 --> 01:26:47.300
و با اون زنیکه جنده، منظورم مارینِ -
بله -

01:26:48.926 --> 01:26:56.134
میبینم که کارت خوب بوده -
باید تصمیمم و بگیرم -

01:26:56.634 --> 01:26:59.841
فکر کردم همین الان تصمیمت و گرفتی -
نه تو تصمیم گرفتی -

01:27:00.675 --> 01:27:06.758
جدی؟ میخوام بدونم به چی فکر می کنی؟

01:27:06.925 --> 01:27:11.049
بابا... برام سخت نیست که فکر کنم

01:27:11.425 --> 01:27:17.966
فکر کردم بابا میدونه چی برام خوبه چی بد

01:27:25.924 --> 01:27:31.090
شاید هم از قبل تصمیمت و گرفتی؟ نه؟

01:27:32.216 --> 01:27:35.298
یشنهاد بابابزرگت رو قبول کردی؟

01:27:44.840 --> 01:27:47.131
اینو خوندی؟ -
مجبور شدم -

01:27:50.007 --> 01:27:54.672
نامه ای که مامان برای من نوشته رو خوندی؟ -
در مورد من نوشته بود -

01:27:54.797 --> 01:27:58.671
اون نامه رو برای من نوشته بود
تو اونو خوندی حالا داری توجیه میکنی

01:27:59.756 --> 01:28:06.046
فکر میکنی کار درستی کردی چون در
مورد تو نوشته بود؟

01:28:06.172 --> 01:28:10.838
اگه قراره عصبانی بشی صحبت کردن
در موردش بی فایده اس

01:28:11.631 --> 01:28:13.921
متاسفم، متاسفم

01:28:14.630 --> 01:28:18.754
گفتم متاسفم لعنتی -
چرا متاسفی؟ -

01:28:19.630 --> 01:28:24.295
باید میرفتیم سرکار؟ یا چیز دیگه ای؟

01:28:32.796 --> 01:28:34.295
... بابا

01:28:35.629 --> 01:28:37.669
اوضاع خیلی سخت میشه

01:28:37.879 --> 01:28:39.753
برای تو یا من؟

01:28:39.879 --> 01:28:43.503
احمقانه به نظر میاد، اما حرفات منو میترسونه

01:28:43.670 --> 01:28:49.753
فکرام رو کردم، برای اولین بار در زندگیم
واسه خودم تصمیم گرفتم

01:28:50.004 --> 01:28:54.169
ناراحتی؟ -
آره خیلی ناراحتم -

01:28:58.086 --> 01:29:01.793
اگه خودت بهم گفته بودی که مامان اون نامه
رو برات نوشته

01:29:03.336 --> 01:29:08.793
... اگه میزاشتی بخونمش شاید میتونستیم

01:29:11.253 --> 01:29:16.002
اصلا درمورد نامه بهم هیچی نگفتی
باید می گفتی

01:29:22.627 --> 01:29:26.209
خب، همینه که هست -
یعنی چی؟ -

01:29:30.835 --> 01:29:34.792
هفته دیگه با اِما میرم هامبورگ

01:29:35.834 --> 01:29:40.166
با هم به یه مدرسه موسیقی میریم

01:29:41.876 --> 01:29:47.333
کلودیو آبادو ماه اکتبر میاد و با هم میریم مونیخ

01:29:53.416 --> 01:29:59.540
مدرسه ای برای دانشجوهای جوون از سراسر اروپاست
نباید بیشتر از 22 سال داشته باشی

01:30:00.708 --> 01:30:06.165
آبادو 6 هفته برای ما کار میکنه
تو این مدت چهار تا کنسرت برگزار می کنیم

01:30:07.333 --> 01:30:14.374
اِما یه ویدیو برای مسخره بازی ضبط کرد،
ویدیو رو فرستاد برای اون مدرسه

01:30:14.540 --> 01:30:16.414
تو ویدیو آهنگی از "برهامز" رو میزدیم

01:30:17.332 --> 01:30:19.623
یه نامه برای من و اِما اومد

01:30:20.082 --> 01:30:25.956
که نوشته بود ما رو قبول کردند

01:30:26.332 --> 01:30:28.289
یه دعوت نامه

01:30:29.832 --> 01:30:31.081
و اینکه

01:30:34.664 --> 01:30:38.705
این دقیقا همون کاریه که میخوام بکنم

01:30:40.289 --> 01:30:43.288
این دقیقا همون کاریه که تصمیم دارم بکنم

01:30:45.748 --> 01:30:47.747
پس هنرستان موسیقی چی؟

01:30:57.163 --> 01:31:02.829
دوره هامبورگ چه مدته؟ -
دو سال -

01:31:04.288 --> 01:31:08.829
بعد یه دوره کارورزی تو اتریش یا آلمان داریم

01:31:09.788 --> 01:31:10.954
سه سال

01:31:13.871 --> 01:31:18.203
از کجا پولش رو میاری؟ -
بهم ارث رسیده -

01:31:21.662 --> 01:31:25.620
در این مورد خیلی فکر کرده بودی -
به اِما گفته بودم که بی فایده است -

01:31:25.829 --> 01:31:29.370
بهش گفته بودم که تو از قبل واسم تصمیم گرفتی

01:31:36.161 --> 01:31:37.702
خدایا

01:31:40.078 --> 01:31:43.535
خدایا

01:31:48.078 --> 01:31:53.994
بابا من خودم رو در حد یه نوازنده سولو (تک نواز) نمیبینم

01:31:54.619 --> 01:32:00.743
میخوام تو ارکستر بزنم میخوام بخشی از
یه کار گروهی باشم

01:32:00.869 --> 01:32:06.034
نه اینکه تک و تنها تو صحنه بشینم و ویولون بزنم

01:32:06.160 --> 01:32:12.201
نمی خوام که تماشاچی ها بگن چه چیز مزخرفی بود

01:32:12.409 --> 01:32:17.867
میخوام خودم برای آینده ام تصمیم بگیرم، میخوام یه
زندگی ساده داشته باشم

01:32:18.659 --> 01:32:24.533
میخوام خودم باشم، یه زندگی عادی داشته باشم

01:32:24.993 --> 01:32:27.575
نه یک جانشین بدبخت و تنها برای مادر

01:32:27.701 --> 01:32:32.242
کی میخواد تحسینت میکنه برای چیزی که در من نیست

01:32:33.533 --> 01:32:35.657
باید تموم میشد

01:32:37.700 --> 01:32:39.866
و حالا تموم شد

01:32:47.117 --> 01:32:49.741
حداقل بزار بخوبی تموم بشه

01:32:50.741 --> 01:32:52.156
منظورت چیه؟

01:33:01.782 --> 01:33:06.531
دوست نداری "ساراباند پنجم" رو بزنی؟

01:33:06.991 --> 01:33:10.490
همین الان؟ -
آره لطفا -

01:34:27.070 --> 01:34:30.652
فصل نهم
لحظات بحرانی

01:34:31.444 --> 01:34:33.943
بله همینجاست

01:34:37.069 --> 01:34:38.193
ممنون

01:34:41.402 --> 01:34:44.860
کی بود؟ میشه بپرسم -
از بیمارستان بود -

01:34:45.736 --> 01:34:49.985
هنریک میخواسته با قرص خودکشی کنه

01:34:50.151 --> 01:34:54.400
بعد رگ دست و گردنش رو با چاقو زده

01:34:54.735 --> 01:34:56.817
الان هم تحت مراقبت ویژه است

01:34:56.985 --> 01:35:01.567
این شماره رو بگیر و از پرستار اینگرید سراغش رو بگیر

01:35:01.735 --> 01:35:07.275
خدای من -
اونها در آخرین لحظه پیدایش کردن -

01:35:07.609 --> 01:35:10.441
خانمی بنام برگ، کنار خانه قدم میزده

01:35:10.609 --> 01:35:15.733
یه آدم برهنه رو در کف اتاق دیده -
خدای من -

01:35:16.859 --> 01:35:19.899
در هم قفل نبوده

01:35:20.067 --> 01:35:23.816
سعی میکنه بیدارش کنه اما اون بیهوش بوده

01:35:24.942 --> 01:35:30.649
و غرق در خون، آمبولانس هم 20 دقیقه طول کشید تا برسه -
خدای من -

01:35:31.524 --> 01:35:36.773
باید با کارین تماس بگیرم، اونم که الان
تو راه هامبورگه

01:35:38.233 --> 01:35:45.107
هنریک اصولا در هر چیزی شکست میخوره
حتی نتونسته خودشو بکشه

01:35:46.440 --> 01:35:51.397
تو رو خدا یه چیزی بگو -
انتظار داری چی بگم؟ -

01:35:51.523 --> 01:35:57.772
هر چیزی، برای یکبار هم شده فی البداهه یه چیزی بگو -
نمیتونم -

01:35:58.690 --> 01:36:02.022
بعضی اوقات مثل آدم های فراموش شده سرگردان

01:36:02.190 --> 01:36:05.189
تو بعضی از این فیلم های احمقانه رفتار میکنی

01:36:05.315 --> 01:36:08.314
اصلا درست رفتار نمی کنی -
دیگه این حرف و نزن -

01:36:10.897 --> 01:36:16.105
همین الان... نه ولش کن -
نه ادامه بده -

01:36:17.064 --> 01:36:20.563
این همه نفرت رو از کجا آوردی؟

01:36:21.272 --> 01:36:22.896
تو اصلا همچین آدمی نبودی

01:36:23.064 --> 01:36:25.605
نفرت؟ -
بله -

01:36:25.730 --> 01:36:30.229
نمیدونم، هر نفرتی که من دارم مال خودمه

01:36:30.896 --> 01:36:34.270
نمیدونم، هیچوقت اینطوری در موردش فکر نکردم

01:36:37.355 --> 01:36:41.562
مرد بیچاره؟ -
مرد؟ -

01:36:42.646 --> 01:36:48.312
آه هنریک، شاید فکر کرده خیلی شبیه منه

01:36:48.770 --> 01:36:54.686
هیچوقت مثل اون نبودم، اینقدر مضحک، مطیع و فرمانبردار

01:36:55.395 --> 01:37:01.186
منو با عشقی احساساتی گرفتار کرد
قبول کردم که اون عشق رو نادیده بگیرم

01:37:02.354 --> 01:37:11.228
مثل یه سگ فداکار بود، دلم می خواست کتکش بزنم
البته به شکل استعاری

01:37:15.186 --> 01:37:18.768
حالا چی میشه؟ -
کارین چیکار میکنه؟ -

01:37:19.853 --> 01:37:26.393
خودش رو سرزنش میکنه -
باید درمورد تصمیمی که گرفته دوباره فکر کنه -

01:37:26.893 --> 01:37:33.267
فکر میکنی برمیگرده خونه؟ -
نمیدونم -

01:37:34.643 --> 01:37:39.101
باهاش صحبت میکنی ؟ -
اگه پیداش کنیم -

01:37:39.268 --> 01:37:43.601
تو رو به عنوان مامورم استخدام میکنم، هزینه ات چقدره؟

01:37:43.727 --> 01:37:45.934
پولش مهم نیست

01:37:46.101 --> 01:37:49.725
تا وقتی که اشتباهش و به رخش نکشی

01:37:49.892 --> 01:37:55.600
اگه اومد چی؟
اون عاشق اون حرومزاده است

01:37:55.726 --> 01:38:00.266
اونوقت دیگه مصیبت میشه -
بله من هم همینطور فکر میکنم -

01:38:08.850 --> 01:38:12.265
چی بگم

01:38:14.058 --> 01:38:16.265
خیلی به آنا نزدیک بودم

01:38:18.350 --> 01:38:22.265
وقتی مُرد بدجوری بهم ریختم

01:38:23.182 --> 01:38:28.931
هر چند خودم هم اوضاع روحی
افتضاحی داشتم

01:38:31.932 --> 01:38:34.889
اصلا برام قابل فهم نبود که چرا باید

01:38:35.057 --> 01:38:37.514
هنریک از عشق آنا نصیب می بُرد

01:38:39.015 --> 01:38:41.223
و اینکه آنا هم اونو دوست داشت

01:38:44.806 --> 01:38:48.680
لبخندت طعنه آمیزه؟ -
نه -

01:38:50.556 --> 01:38:55.680
نمی خندم، سعی می کنم گریه نکنم

01:38:57.056 --> 01:38:58.555
دلیلی نداره که گریه کنی

01:38:58.723 --> 01:39:04.388
چرا داره، اما نمیخوام هیچ توضیحی بدم

01:39:07.597 --> 01:39:11.887
فصل دهم
ساعتی قبل از طلوع آفتاب

01:40:51.342 --> 01:40:52.841
مارین

01:40:53.925 --> 01:40:57.466
مارین، ببخش که بیدارت کردم

01:40:58.842 --> 01:41:02.299
اشکال نداره

01:41:04.049 --> 01:41:08.590
چی شده یوهان؟ -
نمیدونم -

01:41:10.507 --> 01:41:18.798
خیلی دلهره دارم -
دلهره؟ منظورت چیه؟ -

01:41:20.090 --> 01:41:23.922
ناراحتی؟ -
نه ناراحت نیستم -

01:41:25.006 --> 01:41:30.922
خیلی بده، یه دلهره و اضطراب جهنمیه

01:41:31.715 --> 01:41:35.089
داره سعی میکنه از هر روزنه بدنم
خودش رو بریزه بیرون

01:41:35.215 --> 01:41:44.172
از چشام، از مقعدم، یه جور اسهال روانی

01:41:48.880 --> 01:41:52.046
برای همچین نگرانی های بزرگی
من خیلی کوچیک و ضعیفم

01:41:52.255 --> 01:41:54.046
از مرگ میترسی یوهان؟

01:41:54.214 --> 01:41:57.296
بیشتر از هر چیزی دوست دارم داد بزنم

01:41:57.547 --> 01:42:02.963
با نوزادی که گریه میکنه و آرامش
نداره، چیکار میتونی بکنی؟

01:42:03.379 --> 01:42:07.628
بیا کنار من بخواب -
اونجا که جا نیست -

01:42:09.004 --> 01:42:13.587
ما رو تختهای کوچیکتر از این هم میخوابیدیم -
الان نمیتونیم بخوابیم -

01:42:14.088 --> 01:42:18.712
دیگه تو این آخرین روزهای زندگیمون
اشکال نداره

01:42:18.838 --> 01:42:24.253
باید لباسم و در بیارم
از اسهال خیس شده

01:42:24.503 --> 01:42:26.127
باشه، مهم نیست

01:42:32.128 --> 01:42:35.044
تو هم لباست و دربیار

01:42:35.587 --> 01:42:36.919
چرا؟  باشه

01:43:09.293 --> 01:43:12.375
زود باش یوهان، بیا اینجا

01:43:18.792 --> 01:43:22.624
خوبه، دراز بکش

01:43:34.959 --> 01:43:38.333
شب بخیر مارین -
شب بخیر -

01:43:55.999 --> 01:43:59.957
میتونی توضیح بدی چرا اومدی اینجا؟

01:44:00.373 --> 01:44:04.664
فکر کردم خودت خواستی که بیام -
من هیچوقت همچین چیزی نخواستم -

01:44:04.832 --> 01:44:09.622
به نظرم اینطور اومد، احساس کردم -
عجیبه، نمی فهمم -

01:44:09.957 --> 01:44:13.747
میفهمم که چرا نمیفهمی

01:44:15.165 --> 01:44:20.372
چه مدت میخوای بمونی؟ -
بیست و هفتم این ماه یه پرونده تو دادگاه دارم -

01:44:20.831 --> 01:44:23.580
نوامبر؟ -
اکتبر -

01:44:28.622 --> 01:44:31.496
باز هم شب بخیر -
شب بخیر -

01:44:36.664 --> 01:44:39.330
شاید از خودتون میپرسین این عکس از کجا اومده

01:44:40.746 --> 01:44:44.412
با یوهان تا اول اکتبر موندم

01:44:45.580 --> 01:44:49.912
زمانی که با هم بودیم واقعا خوشایند و
آرامش بخش بود

01:44:50.038 --> 01:44:54.829
تقریبا درمورد موضوعات حساس و مهم
با هم حرف نزدیم

01:44:56.038 --> 01:44:58.537
شب آخر جشن گرفتیم

01:44:58.829 --> 01:45:01.953
فقط خودمون دو تا بودیم، اما خوب بود

01:45:02.995 --> 01:45:06.828
قول دادیم با هم در تماس باشیم

01:45:06.995 --> 01:45:10.494
فکر میکنم ما حتی در مورد یک مسافرت به فلورانس

01:45:10.662 --> 01:45:12.994
در بهار آینده قرارهایی گذاشتیم

01:45:13.204 --> 01:45:16.078
سفری که البته هیچوقت اتفاق نیوفتاد

01:45:16.453 --> 01:45:21.993
یکشنبه ها با هم تلفنی صحبت می کردیم

01:45:23.953 --> 01:45:27.910
تا اینکه یک روز خانم نیلسون تلفن و جواب داد

01:45:28.703 --> 01:45:33.327
گفت که یوهان نمیتونه جواب تماسهای تلفنی و بده

01:45:33.453 --> 01:45:36.160
اما گفت که برام نامه می نویسه

01:45:36.410 --> 01:45:41.576
ازش پرسیدم حالش خوبه، اون گفت که
تقریبا میشه گفت بله

01:45:41.702 --> 01:45:45.659
گفت خیلی خسته است و بعد بهم نامه میده

01:45:46.535 --> 01:45:49.701
ولی هیچوقت بهم نامه نداد

01:45:49.868 --> 01:45:53.867
بهش نامه نوشتم، اما هیچوقت یک جواب هم نگرفتم

01:45:54.202 --> 01:45:57.201
این همه چیزیه که میدونم

01:45:57.784 --> 01:46:00.950
برای من همیشه همه چیز خوب و مرتبه و
هیچ مشکلی نیست

01:46:01.451 --> 01:46:07.366
همه چی سرجاشه، شاید یه کم تنها باشم
اما نمیدونم، مهم نیست

01:46:11.742 --> 01:46:15.991
بعضی وقتها ... به آنا فکر میکنم

01:46:17.908 --> 01:46:23.574
برام سواله که چطور زندگیش و اداره میکرد؟

01:46:29.700 --> 01:46:32.574
چطور صحبت میکرد

01:46:35.699 --> 01:46:37.114
چطور راه می رفت

01:46:40.657 --> 01:46:42.573
نگاهش

01:46:44.115 --> 01:46:48.489
این لبخند تقریبا مصنوعی اش

01:46:53.365 --> 01:46:55.698
احساساتِ آنا

01:46:59.406 --> 01:47:01.655
عشق آنا

01:47:10.364 --> 01:47:12.280
... خب

01:47:14.613 --> 01:47:22.404
اتفاقی برام افتاده که ممکنه به این موضوع مربوط باشه

01:47:24.447 --> 01:47:30.154
وقتی برگشتم دخترم، مارتا رو تو
آسایشگاه معلولین دیدم

01:49:01.775 --> 01:49:07.316
مدتی بعد درباره یک موضوع پیچیده که برام مثل
معما می مونه، خیلی فکر کردم

01:49:10.150 --> 01:49:17.316
به اینکه برای اولین بار تو زندگیم

01:49:19.316 --> 01:49:22.856
... فهمیدم
... حس کردم که

01:49:25.899 --> 01:49:28.731
برای اولین بار به دخترم دست زدم

01:49:28.340 --> 01:49:38.007
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

01:49:31.607 --> 01:49:33.065
دخترم، بچه خودم