﻿WEBVTT

00:00:01.419 --> 00:00:57.940
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:58.139 --> 00:01:00.420
و ساعت مچي او

00:01:01.019 --> 00:01:03.619
...هارولد کريک مردي است با اعداد بينهايت

00:01:03.940 --> 00:01:07.540
محاسبات بي پايان و به طور قابل ملاحظهاي کم حرف...

00:01:07.740 --> 00:01:10.620
و ساعت مچي او حتي کمتر از او ميگويد

00:01:12.340 --> 00:01:15.220
دوازده سال است که هر روز هفته

00:01:15.420 --> 00:01:20.820
...هارولد 32 دندان خود را 76 مرتبه مسواک ميزند

00:01:22.420 --> 00:01:24.940
سي و هشت مرتبه از عقب به جلو

00:01:25.540 --> 00:01:27.821
سي و هشت مرتبه بالا به پايين

00:01:29.341 --> 00:01:31.941
دوازده سال است که هر روز هفته

00:01:32.140 --> 00:01:36.141
هارولد کروات خود را با يک گره بزرگ به جاي دو گره مي‌بندد

00:01:36.421 --> 00:01:39.421
که در نتيجه آن در زمان 46 ثانيه صرفه جويي مي‌شود

00:01:39.621 --> 00:01:44.941
ساعت مچي او فکر ميکند که بستن کروات با يک گره گردن او را چاق نشان مي‌دهد

00:01:45.141 --> 00:01:46.741
اما هيچ چيزي نمي‌گويد

00:01:50.221 --> 00:01:52.421
دوازده سال است که هر روز هفته

00:01:52.621 --> 00:01:57.221
هارولد با سرعتي حدود 56 قدم به ازاي هر بلوك در طول 6 بلوك مي‌دود

00:01:57.421 --> 00:02:00.821
و به زحمت به اتوبوس 8:17 كرونكر مي‌رسد

00:02:01.422 --> 00:02:03.021
ساعت مچي او از نسيمي كه

00:02:03.222 --> 00:02:07.142
به صورتش مي‌وزد سرمست مي‌شود

00:02:15.822 --> 00:02:17.822
دوازده سال است که هر روز هفته

00:02:18.022 --> 00:02:21.343
هارولد 7.134 پرونده مالياتي را در روز

00:02:21.542 --> 00:02:25.422
به عنوان نماينده ارشد سازمان مالياتهاي داخلي مورد بازبيني قرار مي‌دهد

00:02:25.942 --> 00:02:29.622
ديان؛ واحد 2-1.469 بي.آي. ممنون

00:02:29.823 --> 00:02:32.143
صبح به خير آي.آر.اس

00:02:33.143 --> 00:02:35.942
هارولد 1417، 89 مرتبست؟

00:02:36.622 --> 00:02:38.823
126.113

00:02:39.023 --> 00:02:40.022
اين منطقيه

00:02:40.423 --> 00:02:44.623
زمان ناهار او فقط 45.7 دقيقه طول مي‌كشد

00:02:45.823 --> 00:02:49.143
و 4.3 دقيقه براي صرف قهوه

00:02:49.343 --> 00:02:52.423
او به كمك ساعت مچي‌اش به دقت زمان بندي شده

00:02:52.823 --> 00:02:54.023
اوه! خيلي خوبه

00:02:54.223 --> 00:02:56.543
آره! ما به مولن مي‌ريم يا به ...

00:02:57.144 --> 00:03:01.224
پشت تمام اين ماجراها
هارولد به تنهايي زندگي مي‌كند

00:03:02.224 --> 00:03:04.544
او تنها به طرف خانه قدم مي‌زند

00:03:06.424 --> 00:03:08.823
و به تنهايي غذا مي‌خورد

00:03:16.344 --> 00:03:20.224
و هر شب دقيقاً در ساعت 11:13 مي‌خوابد

00:03:20.424 --> 00:03:23.224
هارولد به تنهايي به رختخواب مي‌رود

00:03:23.424 --> 00:03:28.224
و ساعت مچي‌اش را براي استراحت بر روي ميز كنار تختش قرار مي‌دهد

00:03:29.345 --> 00:03:33.345
البته تمام اينها تا قبل از چهارشنبه بود

00:03:35.024 --> 00:03:40.225
چهارشنبه، ساعت مچي هارولد همه چيز را تغيير داد

00:03:46.745 --> 00:03:48.345
!اوه خداي من! گرفتيش

00:03:48.625 --> 00:03:49.745
!گرفتمش

00:03:50.225 --> 00:03:51.625
!گرفتمش

00:04:04.346 --> 00:04:06.826
اگر كسي از هارولد مي‌پرسيد، او جواب مي‌داد

00:04:07.026 --> 00:04:11.826
كه اين چهارشنبه خاص دقيقاً شبيه چهارشنبه‌هاي پيشين است

00:04:12.026 --> 00:04:14.146
---و او چهارشنبه را دقيقاً به همان روشي كه او

00:04:24.946 --> 00:04:28.146
و او چهارشنبه را دقيقاً به همان روش هميشگي‌اش شروع كرد

00:04:31.426 --> 00:04:32.546
سلام؟

00:04:42.147 --> 00:04:45.347
او چهارشنبه را دقيقاً به همان روش هميشگي‌اش شروع كرد

00:04:45.547 --> 00:04:47.227
---وقتي كه ذهن كسي

00:04:47.427 --> 00:04:48.747
سلام! كسي اينجا هست؟

00:04:56.147 --> 00:04:59.748
وقتي كه ذهن هر كس در مورد روزي كه در پيش دارد خيال پردازي مي‌كند

00:04:59.947 --> 00:05:04.028
يا حتي زماني كه تلاش براي چنگ انداختن به لحظات پاياني روياست

00:05:04.227 --> 00:05:08.148
هارولد مشغول شمردن دفعات مسواك زدنش بود

00:05:09.947 --> 00:05:13.028
خوبه! كي الان گفت كه "هارولد مشغول شمردن دفعات مسواك زدنش بود"؟

00:05:13.227 --> 00:05:15.548
و چطوري مي‌دوني كه من مسواك زدنم را مي‌شمارم؟

00:05:16.228 --> 00:05:17.628
!سلام

00:05:20.228 --> 00:05:24.028
!نكته قابل توجه اين است كه ساده‌ترين عناصر

00:05:26.628 --> 00:05:28.628
!نكته قابل توجه اين است كه

00:05:32.628 --> 00:05:37.149
نكته قابل توجه اين است كه ساده‌ترين عناصر زندگي هارولد

00:05:37.349 --> 00:05:39.549
كه اغلب درك نشده است

00:05:39.749 --> 00:05:45.149
به عنوان كاتاليزوري براي تمامي زندگي جديدش در آمده

00:05:46.229 --> 00:05:47.829
هارولد به دنبال اتوبوس مي‌دود

00:05:48.029 --> 00:05:51.349
كفشهاي سفت و چرمي او وقتي كه روي آسفالت خم مي‌شدند

00:05:51.549 --> 00:05:54.230
صداي گوش خراش جيغي را مي‌دادند

00:05:59.749 --> 00:06:03.229
و در هر حال اين يك روز شگفت آور بود

00:06:03.550 --> 00:06:07.350
روزي كه هارولد در باقيمانده زندگي‌اش آن را به ياد خواهد آورد

00:06:07.549 --> 00:06:10.350
هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است

00:06:11.150 --> 00:06:12.830
متاسفم! شنيدي؟

00:06:14.030 --> 00:06:16.830
صدا را. شنيدي  "هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است"؟

00:06:17.630 --> 00:06:19.550
نگران نباش. الان چهارشنبه است

00:06:19.950 --> 00:06:23.750
نه! نه! شنيدي  "هارولد فكر كرد كه چهارشنبه است"؟

00:06:24.551 --> 00:06:27.230
هارولد كيه؟
هارولد منم!

00:06:27.831 --> 00:06:30.031
هارولد، همه چيز روبه راهه. الان هم چهارشنبست

00:06:30.230 --> 00:06:31.630
...نه، نه، من

00:06:32.231 --> 00:06:33.831
!هيچي، بي‌خيال

00:06:35.430 --> 00:06:37.831
هارولد نمي‌توانست بر روي كارش تمركز كند

00:06:38.030 --> 00:06:39.031
معذرت مي‌خواهم، هارولد؟

00:06:39.231 --> 00:06:42.151
افكار او پريشان شد
ذهن او جاي ديگري بود

00:06:42.351 --> 00:06:43.751
ببخشيد

00:06:44.151 --> 00:06:46.751
...يه نفر بايد اينجا توانايي تعمير
يه لحظه صبر كنيد!

00:06:46.951 --> 00:06:50.231
هي هارولد، 67 مرتبه 453 يعني چي؟

00:06:50.431 --> 00:06:54.231
...وقتي كه همكارت پرسيد محصول 67 و 453

00:06:54.431 --> 00:06:56.632
تو چي مي‌دوني؟
من نمي‌تونم وقتي كه تو حرف مي‌زني فكر كنم

00:06:56.831 --> 00:06:58.351
...او نتوانست چيزي بياد آورد

00:06:58.552 --> 00:06:59.431
چي؟
چي؟

00:06:59.751 --> 00:07:03.831
هارولد به سرعت پاسخ داد "30.351"
چي؟ اوه هيچي. 30.351

00:07:04.032 --> 00:07:07.351
با وجود اين جواب در واقع 31.305 است

00:07:07.552 --> 00:07:12.151
!صبر كن، صبر كن، صبر كن، 31.305. متاسفم

00:07:14.832 --> 00:07:18.112
خوش‌تيپ، من كاملاً گرفتار شده بودم
...يه كارشناس بيمه

00:07:18.312 --> 00:07:21.032
تقاضاي يه جت اسكي به عنوان وسيله نقليه كاري كرده...

00:07:22.912 --> 00:07:24.232
بهت مي‌گم كه اين واقعاً شرم آوره

00:07:24.432 --> 00:07:27.432
كه اونها هنوز يه ارزياب براي پاداش سالانه مشخص نكرده‌اند

00:07:29.712 --> 00:07:31.032
خوش‌تيپ؟

00:07:31.912 --> 00:07:33.312
روبه راهي؟

00:07:34.512 --> 00:07:36.633
ديو، من تحت تعقيبم

00:07:41.433 --> 00:07:43.833
تحت تعقيبي؟
تو كه تكون نميخوري؟

00:07:44.112 --> 00:07:46.913
يه صدا من را تعقيب ميكنه
!چي؟

00:07:47.113 --> 00:07:49.913
!من را صداي يه زن تعقيب ميكنه

00:07:52.913 --> 00:07:54.433
خوبه

00:07:56.233 --> 00:07:58.113
چي ميگه؟

00:07:58.833 --> 00:08:00.713
اون داره روايت ميكنه

00:08:05.433 --> 00:08:08.433
هارولد، تو به جعبه‌ها زل زدي
اون چي را روايت ميكنه؟

00:08:08.634 --> 00:08:10.914
نه، نه، نه، من بايد بايگاني كردن را متوقف كنم

00:08:11.114 --> 00:08:12.914
توجه كن. توجه كن. گوش بده. گوش بده

00:08:15.113 --> 00:08:17.434
!صدايي كه كاغذ لاي پوشه درست مي‌كنه

00:08:17.634 --> 00:08:21.914
مشابه صداييه كه موج روي شنها درست ميكنه

00:08:23.114 --> 00:08:24.714
و وقتي كه هارولد به اين قطعيت رسيد كه

00:08:24.914 --> 00:08:27.234
هر روز به تعداد كافي صداي موج گوش مي‌دهد

00:08:27.435 --> 00:08:32.235
فهميد آنچه او تصور ميكرده يك اقيانوس عميق و بي پايان بوده

00:08:33.634 --> 00:08:35.034
شنيدي؟

00:08:35.235 --> 00:08:36.635
منظورت بايگاني كردنته؟

00:08:36.834 --> 00:08:38.434
نه، نه، نه، صدا را ميگم

00:08:39.515 --> 00:08:40.715
نه

00:08:42.115 --> 00:08:46.515
وحشتناكترين قسمت اينه كه من گاهي اوقات تصور يه اقيانوس عميق و بي پايان را دارم

00:08:47.634 --> 00:08:48.915
چه اقيانوسي؟

00:08:49.115 --> 00:08:52.115
...يه اقيانوسي كه از صدا درست شده و
فراموشش كن

00:08:52.315 --> 00:08:54.315
بازرسي جديد؛ روز خوبي داشته باشيد

00:08:54.515 --> 00:08:55.836
ممنون

00:08:58.115 --> 00:09:03.636
خوبه؛ ما يه نانوا داريم و يه فروشنده اوراق بهادار

00:09:07.716 --> 00:09:09.315
شايد بهتره كه تو نانوا را برداري

00:09:10.316 --> 00:09:11.635
باشد؟
باشد

00:09:19.916 --> 00:09:22.436
!لعنتي! لعنتي! لعنتي

00:09:22.716 --> 00:09:25.716
!بي وجدان
من ميفهمم

00:09:26.236 --> 00:09:30.316
اوه! گم شو، مامور ماليات

00:09:30.517 --> 00:09:32.636
!مامور ماليات
!مامور ماليات

00:09:33.837 --> 00:09:35.636
!مامور ماليات

00:09:37.836 --> 00:09:39.317
!برو خونه

00:09:39.516 --> 00:09:42.236
گوش بده! جاي ديگه‌اي هست كه بتونيم در اين مورد با هم صحبت كنيم؟

00:09:43.517 --> 00:09:48.237
نه؛ در اين مورد ما همين جا صحبت مي‌كنيم

00:09:48.517 --> 00:09:54.037
خوب، اين ميگه، اين پرونده، كه شما فقط بخشي از
مالياتهاي سال گذشته خودتونا پرداخت كرده‌ايد

00:09:54.237 --> 00:09:57.317
درسته
به نظر مياد فقط 78 درصدشا

00:09:57.517 --> 00:09:59.117
آره

00:10:00.237 --> 00:10:01.518
گفتيد كه اين كار را از روي قصد انجام داديد؟

00:10:01.717 --> 00:10:03.038
آره

00:10:03.237 --> 00:10:05.037
خوب بنابراين شما بايد منتظر رسيدگي بوده باشيد؟

00:10:07.237 --> 00:10:10.838
من منتظر جريمه بودم

00:10:11.717 --> 00:10:14.638
يا يه توبيخ تند و تيز

00:10:15.118 --> 00:10:17.918
توبيخ؟ اينجا مدرسه شبانه روزي نيست دوشيزه پاسكال

00:10:18.118 --> 00:10:19.718
شما از دولت دزدي كرده‌ايد

00:10:20.518 --> 00:10:25.838
نه من از دولت دزدي نكرده‌ام
من فقط كامل پرداخت نكرده‌ام

00:10:26.038 --> 00:10:28.918
دوشيزه پاسكال شما نمي‌توانيد مالياتتان را پرداخت نكنيد

00:10:29.838 --> 00:10:31.719
چرا، من مي‌تونم

00:10:31.918 --> 00:10:33.718
ميتونيد اگر بخواهيد كه مورد رسيدگي قرار بگيريد

00:10:33.919 --> 00:10:37.439
فقط در صورتي كه من تشخيص بدم شما صلاحيت
رسيدگي به پرونده من را داريد؛ آقاي كريك

00:10:38.039 --> 00:10:40.319
دوشيزه پاسكال در حال حاضر من اينجا دارم به شما رسيدگي مي‌كنم

00:10:40.839 --> 00:10:42.839
حالا من بايد به سه سال گذشته شما مراجعه كنم

00:10:43.039 --> 00:10:44.918
تا مطمئن بشم
كه تمام پرداخت نشده‌هاي شما همين است يا نه

00:10:45.439 --> 00:10:46.519
خوبه

00:10:47.918 --> 00:10:50.919
در حقيقت ميدونيد كه خوب نيست

00:10:51.119 --> 00:10:55.039
گوش بده؛ من خودم يكي از بزرگترين حاميان درست كردن چاله‌هاي خيابونها

00:10:55.239 --> 00:10:58.639
و علم كردن تاب و ساختن جان پناه براي ساختمونها هستم

00:10:58.839 --> 00:11:02.040
بيشتر از اين راضي نيستم كه ماليات بپردازم

00:11:02.840 --> 00:11:06.719
من ديگه اون اندازه طرفدار نيستم كه بيشتر از اون

00:11:06.920 --> 00:11:10.520
به دولت بدهم كه تو دفاع ملي خرج كنه

00:11:10.719 --> 00:11:14.240
يا شركتهاي فراري يا توي بودجه احتياطي جنگ

00:11:14.440 --> 00:11:18.040
بنابراين من اين مالياتها را نمي‌دهم

00:11:18.239 --> 00:11:19.840
من فكر مي‌كنم در حقيقت ...

00:11:20.040 --> 00:11:23.720
من نامه‌اي به اونها با آدرس خودم نوشته بودم

00:11:24.240 --> 00:11:28.120
آيا اين نامه‌اي نيست كه با يه همچين جمله‌اي شروع بشه
"امپرياليست خوک عزيز"

00:11:28.320 --> 00:11:29.520
آره

00:11:30.520 --> 00:11:35.240
دوشيزه پاسكال؛ توضيحات شما آنارشيستي بنظر مي‌رسد؛ شما آنارشيست (هنجار شكن) هستيد؟

00:11:36.240 --> 00:11:40.841
...منظورتون اينه كه من عضو
يه گروه آنارشيستي، آره

00:11:41.921 --> 00:11:44.241
آنارشيستها گروه دارند؟

00:11:44.440 --> 00:11:45.841
فكر مي‌كنم؛ مطمئناً

00:11:46.321 --> 00:11:47.521
اونها دور هم جمع هم مي‌شند؟

00:11:49.240 --> 00:11:51.041
نميدونم

00:11:51.921 --> 00:11:55.721
آيا اين كاملاً هدف شما را شكست نمي‌ده؟

00:11:56.121 --> 00:12:00.241
براي هارولد بسيار مشكل بود كه بفهمد دوشيزه پاسكال يك انقلابي است

00:12:00.441 --> 00:12:01.721
نه الان
...بازوهاي نازك او

00:12:01.921 --> 00:12:03.921
چي؟
نشان‌هاي اعتراض را برافراشته...

00:12:04.121 --> 00:12:05.642
...ساق پاي خوش تراش او
هيچي

00:12:05.841 --> 00:12:08.522
از ميان گاز اشك آور مي‌آيد...

00:12:08.842 --> 00:12:11.122
هارولد تمايل به خيال پردازي نداشت

00:12:11.321 --> 00:12:14.922
بنابراين تمام تلاش خود را كرد تا يك حرفه‌اي باقي بماند

00:12:15.642 --> 00:12:17.522
اما البته شكست خورد

00:12:17.921 --> 00:12:21.122
او نتوانست اما تصور كرد
...دوشيزه پاسكال

00:12:21.322 --> 00:12:25.322
با تيغه انگشتانش صورت او را به آرامي نوازش مي‌كند...

00:12:26.722 --> 00:12:30.122
او نتوانست اما تصور كرد
او را غوطه‌ور در يك وان

00:12:30.322 --> 00:12:32.722
در حال اصلاح ساقهايش...

00:12:32.922 --> 00:12:36.643
او نتوانست اما تصور كرد
...او را لخت

00:12:36.842 --> 00:12:39.322
دراز كشيده در رختخوابش...
آقاي كريك؟

00:12:41.922 --> 00:12:44.843
!آقاي كريك
بله، چي شده؟

00:12:45.043 --> 00:12:47.723
شما به نوك پستانهاي من زل زديد

00:12:49.523 --> 00:12:53.043
من؟! فكر نمي‌كنم كه زل زده بودم
فكر نمي‌كنم كه اين كار را كردم

00:12:53.243 --> 00:12:54.843
اگه من بودم، مي‌تونم بهتون اطمينان بدم

00:12:55.043 --> 00:12:58.243
اين فقط به عنوان نماينده دولت ايالات متحده بوده

00:12:58.923 --> 00:13:04.723
ببخشيد؛ من کارهاي ديگه اي هم امروز دارم
بنابراين من روز سه شنبه برمي‌گردم

00:13:07.443 --> 00:13:11.723
ناگهان هارولد خودش را محاصره شده و خشمگين ديد

00:13:11.924 --> 00:13:14.324
...خارج از نانوايي...
خفه شو!

00:13:14.524 --> 00:13:16.524
بي فايده به طرف آسمان دشنام ميداد

00:13:16.724 --> 00:13:18.924
نه، به آسمان نه! دارم به تو فحش ميدم
!تو صداي احمق

00:13:19.124 --> 00:13:22.124
پس خفه شو و دست از سر من بردار

00:13:48.925 --> 00:13:51.125
هي! مواظب باش

00:14:19.926 --> 00:14:21.406
ببخشيد

00:14:23.206 --> 00:14:25.126
ببخشيد

00:14:29.606 --> 00:14:31.006
آيا شما خانم ايفل هستيد؟

00:14:33.606 --> 00:14:34.726
بله
عاليه

00:14:34.927 --> 00:14:36.407
ميتونم بپرسم چکار ميکنيد؟

00:14:38.006 --> 00:14:39.526
پژوهش

00:14:39.727 --> 00:14:41.607
اوه، مزاحمتون شدم؟
بله

00:14:41.806 --> 00:14:44.727
متاسفم! من پني اسکر هستم

00:14:44.927 --> 00:14:46.726
من دستياري هستم که ناشر شما استخدام کرده

00:14:47.927 --> 00:14:51.007
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:14:51.207 --> 00:14:53.726
من به عنوان منشي آماده ارائه خدمات هستم

00:14:54.207 --> 00:14:55.927
من به منشي احتياجي ندارم

00:14:56.727 --> 00:14:59.727
خوب، پس من بايد به دنبال راه ديگه اي براي پر کردن وقتم باشم

00:14:59.927 --> 00:15:01.528
...دوست داري من را مثل يه لاشخور نگاه کني

00:15:01.727 --> 00:15:04.528
بخاطر اينکه ناشرها فکر ميکنند که من رعشه دست دارم، درسته؟...

00:15:05.407 --> 00:15:07.327
شما رعشه دست داريد؟

00:15:10.927 --> 00:15:12.407
اينها دست نوشته اند؟

00:15:12.608 --> 00:15:15.007
اينها نامه هستند؛ به من

00:15:15.728 --> 00:15:18.608
جوابشون را داديد؟
من به نامه ها جواب نمي‌دم

00:15:19.328 --> 00:15:21.928
حدس ميزنم تمام اين سيگارها را کشيده‌ايد

00:15:22.408 --> 00:15:24.608
نه، اونا کشيده شده اومدند

00:15:25.128 --> 00:15:27.608
آره، اونا به من گفتند که شما شوخ طبعيد

00:15:31.608 --> 00:15:34.328
در مورد پريدن از يه ساختمون چي فکر مي‌کني؟

00:15:35.409 --> 00:15:37.208
من در مورد پريدن از ساختمون فکر نمي‌کنم

00:15:37.408 --> 00:15:40.209
چرا! فکر مي‌کني
نه؛ من فقط به چيزهاي لذت بخش فکر مي‌کنم

00:15:40.408 --> 00:15:42.328
همه در مورد پريدن از ساختمون فکر مي‌کنند

00:15:42.529 --> 00:15:46.209
خوب، ولي با اين همه من مطمئناً در مورد پريدن از ساختمون فکر نمي‌کنم

00:15:53.329 --> 00:15:55.129
...اونها گفتند

00:16:00.409 --> 00:16:03.329
من اين را در يه کتاب متوهم افسرگي آور خوندم...

00:16:04.529 --> 00:16:07.009
که وقتي تو از يه ساختمون مي پري

00:16:07.210 --> 00:16:10.530
به ندرت امكان داره كه ضربه برخورد باعث مرگت شود

00:16:11.009 --> 00:16:13.130
خوب، مطمئنم كه اين كمكي به ما نمي‌كنه

00:16:13.530 --> 00:16:17.529
يه عكسي تو كتابي به نام لپر هست

00:16:17.730 --> 00:16:19.210
قديميه ولي قشنگه

00:16:20.130 --> 00:16:23.930
عكس از بالاي سر جسد زنيه كه به تازگي به سمت مرگ پريده

00:16:24.130 --> 00:16:28.130
خون اطراف سرش مانند هاله‌اي پخش شده

00:16:28.330 --> 00:16:31.530
ساق پايش زير بدنش جمع شده و بازوهايش مثل يك شاخه نازك شكسته

00:16:32.930 --> 00:16:35.410
...اما چهره او بسيار با متانت است

00:16:35.930 --> 00:16:38.010
و در آرامش...

00:16:38.530 --> 00:16:40.411
و من فكر مي‌كنم اين بخاطر اينه كه وقتي اون مرده

00:16:40.610 --> 00:16:44.010
تونسته كه باد را در برابر صورتش حس كنه

00:16:49.331 --> 00:16:53.610
نمي‌دونم چطور بايد هارولد كريك را كشت
و اونها تو را به همين دليل فرستادند

00:16:54.131 --> 00:16:56.131
بله، براي كمك به شما

00:16:57.331 --> 00:16:58.811
چطور ميخواهي به من كمك كني؟

00:16:59.011 --> 00:17:01.131
تو، كه هيچگاه به پريدن از روي ساختمان فكر نكردي

00:17:01.331 --> 00:17:03.931
چه الهام عظيمي را مي‌خواهي به من ببخشي؟

00:17:04.131 --> 00:17:06.411
بهت مي‌گم؛ تمام ايده‌هاي ظريفي كه تو در طول

00:17:06.612 --> 00:17:08.731
حرفه قابل ستايشت به عنوان يك دستيار جمع كرده‌اي

00:17:08.932 --> 00:17:11.731
وقتي در برابر كشتن يك مرد قرار مي‌گيرند پوچ و بي‌ارزش مي‌شوند

00:17:12.411 --> 00:17:14.211
من مي‌فهمم

00:17:14.532 --> 00:17:17.211
---مي‌فهمي؟ من نمي‌تونم

00:17:24.132 --> 00:17:25.412
...همون اندازه كه من تمايل دارم به

00:17:25.612 --> 00:17:29.412
من نميتونم به سادگي هارولد كريك را از ساختمون پرت كنم پايين

00:17:36.012 --> 00:17:41.333
دوشيزه كاترين ايفل
من 11 سال است كه به عنوان دستيار نويسندگان كار مي‌كنم

00:17:41.532 --> 00:17:44.213
من تا به حال 20 نويسنده را در تكميل  كردن 35 كتاب كمك كرده‌ام

00:17:44.532 --> 00:17:46.533
و هيچگاه هم مهلتهاي مقرر شده را از دست نداده‌ام

00:17:46.732 --> 00:17:49.732
و هيچگاه هم براي گرفتن مهلت بيشتر به ناشر مراجعه نكرده‌ام

00:17:49.933 --> 00:17:53.412
و از اكنون من در هر دقيقه از هر روز در دسترس شما هستم

00:17:53.613 --> 00:17:57.213
تا اينكه آخرين نقطه در آخرين صفحه گذاشته شود

00:17:57.413 --> 00:18:01.813
از موسيقي با صداي بلند خوشم نمي‌آيد
در برابر مواد مخدر هم تحمل ندارم

00:18:02.133 --> 00:18:07.333
و من با مسرت و به آرامي به شما كمك مي‌كنم تا هارولد كريك را بكشيد

00:18:16.213 --> 00:18:20.614
من يه تاب كوچولو با يه نفر از بخشتون زدم كه خيلي جالب بود

00:18:20.814 --> 00:18:22.014
آره؟

00:18:23.334 --> 00:18:26.134
اونها به من گفتند كه حال تو يه ذره لق و پقه

00:18:29.214 --> 00:18:31.334
تب اداره گرفتي؟

00:18:31.814 --> 00:18:33.814
اوه، نميدونم؛ فكر كنم كه خوبم

00:18:34.535 --> 00:18:39.814
هارولد، يه درخت فكر نميكنه به اينكه يه درخته

00:18:40.135 --> 00:18:42.215
!اون يه درخته

00:18:42.735 --> 00:18:45.534
براي چي هارولد با اين مرد حرف مي‌زنه؟

00:18:46.015 --> 00:18:48.535
!اين مرد يه احمقه

00:18:48.735 --> 00:18:54.135
اين مرد از كلماتي مثل "لق و پق" و "تاب كوچولو" استفاده مي‌كنه

00:18:54.615 --> 00:18:57.815
و در مورد اينكه درختها درختند توضيح مي‌دهد

00:18:58.335 --> 00:19:00.015
مطمئناً درختها درختند

00:19:00.215 --> 00:19:02.015
و هارولد هم مي‌دونه كه درختها درختند

00:19:02.215 --> 00:19:03.815
من دارم به تو ايمان مي‌آورم هارولد

00:19:04.015 --> 00:19:06.415
...چيزي كه هارولد نمي‌دانست اين بود كه چرا نمي‌تواند

00:19:06.615 --> 00:19:09.215
بوي نان شيريني را از خاطرش بيرون كند...

00:19:09.415 --> 00:19:13.935
و چرا دوشيزه پاسكال باعث لرزش انگشتان و كرخت شدن لبهايش مي‌شود

00:19:15.416 --> 00:19:16.736
هارولد؟

00:19:19.136 --> 00:19:21.335
بله؟ شرمنده‌ام

00:19:21.936 --> 00:19:24.016
چه اتفاقي داره مي‌افته، هارولد؟

00:19:25.616 --> 00:19:26.816
...خوب

00:19:29.216 --> 00:19:32.416
هيچي؛ همه چيز روبه راهه

00:19:34.616 --> 00:19:37.616
...گوش بده، بر اساس سوابقت

00:19:37.816 --> 00:19:42.537
تو در چند سال اخير به مسافرت نرفتي

00:19:42.736 --> 00:19:45.817
بايد گفت كه تو به يه ذره توقف احتياج داري

00:19:46.417 --> 00:19:48.817
يه مقداري از زمان مسافرتت را استفاده كن

00:19:50.416 --> 00:19:53.737
باشه؛ راجع بهش فكر مي‌كنم

00:19:58.137 --> 00:19:59.537
هارولد

00:20:01.417 --> 00:20:06.217
...من واقعاً خيلي احتياجي نمي‌بينم كه اين كار را انجام بدم، اما

00:20:25.537 --> 00:20:28.018
...هارولد به سادگي فقط گمان كرد كه ساعتش خراب شده

00:20:28.218 --> 00:20:32.018
و حتي به اين نكته توجه نكرد كه ممكن است...
ساعتش مي‌خواهد چيزي را به او نشان دهد

00:20:35.018 --> 00:20:38.018
در حقيقت، هارولد تا به حال يكبار هم به ساعتش توجه نشان نداده بود

00:20:38.218 --> 00:20:40.138
به غير از زمانهايي كه مي‌خواست بفهمد كه ساعت چند است...

00:20:40.299 --> 00:20:44.618
و در تنيجه اين بي‌توجهي ساعت او ديوانه شد

00:20:45.018 --> 00:20:47.419
...و از اين رو، در آن بعد از ظهر خاص چهارشنبه

00:20:47.618 --> 00:20:50.899
...در هنگامي كه هارولد منتظر اتوبوس بود، ساعت او ناگهان...

00:20:51.819 --> 00:20:53.619
ايستاد...

00:20:55.419 --> 00:20:57.099
ببخشيد! كسي ميدونه ساعت چنده؟

00:20:58.099 --> 00:21:01.299
آره، مال من 6:18
ممنون

00:21:01.499 --> 00:21:07.620
بدينسان، ساعت هارولد او را در يك مسير بدون توقف در سرنوشت پرتاب كرد

00:21:07.819 --> 00:21:12.099
...او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين حركت ساده ظاهراً بدون ضرر

00:21:12.300 --> 00:21:15.099
باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد...

00:21:15.420 --> 00:21:17.620
چي؟ چي؟

00:21:17.819 --> 00:21:19.820
هي! سلام

00:21:20.220 --> 00:21:21.620
چي؟

00:21:22.300 --> 00:21:23.620
براي چي؟

00:21:24.300 --> 00:21:26.019
چرا مرگ من؟

00:21:26.220 --> 00:21:27.620
!سلام

00:21:28.300 --> 00:21:30.300
!ببخشيد

00:21:30.820 --> 00:21:32.500
چه وقت؟

00:21:33.220 --> 00:21:35.220
چقدر قريب الوقوع؟

00:21:36.220 --> 00:21:37.700
خوب، تو كجا هستي؟

00:21:45.100 --> 00:21:49.301
"هارولد 32 دندانش را 72 بار مسواك مي‌زند"

00:21:49.821 --> 00:21:53.421
براي چي ديگه چيزي نمي‌گي؟
!من صدات را شنديدم

00:21:54.020 --> 00:21:56.221
"كه باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد"

00:21:56.821 --> 00:21:58.621
!صدات را شنيدم

00:21:59.301 --> 00:22:00.901
بيا اينجا! صداي احمق

00:22:01.101 --> 00:22:03.701
هارولد ديوانه‌وار لامپ را چنگ زده"

00:22:04.701 --> 00:22:09.101
هارولد خشمگينه! جهنم را از جاش، بدون هيچ دليل واضحي بيرون كشيده

00:22:09.421 --> 00:22:13.022
و اونا رو زمين خورد كرده
مرتباً داره اونا لگدمال مي‌كنه

00:22:14.822 --> 00:22:17.621
هارولد جعبه دستمال كاغذيش را برمي‌داره و در طول اتاق پرتاب مي‌كنه

00:22:17.822 --> 00:22:19.502
"بعد هم به كمد حمله مي‌كنه

00:22:22.222 --> 00:22:24.222
بيا، يه چيزي بگو

00:22:26.422 --> 00:22:29.022
يه چيزي
!يه چيزي بگو

00:22:30.222 --> 00:22:32.222
!يه چيزي بگو

00:22:39.222 --> 00:22:42.022
"...هارولد، پريشان حواس"

00:22:43.903 --> 00:22:45.423
!خدا

00:22:45.902 --> 00:22:48.023
"...هارولد، پريشان حواس"

00:22:51.102 --> 00:22:52.623
"...هارولد"

00:22:56.702 --> 00:23:01.023
ميترسم اين چيزي كه شما توضيح مي‌دهيد اسکيزوفرنى باشد

00:23:03.423 --> 00:23:08.703
نه. نه، اسکيزوفرنى نيست
فقط يه صداهايي تو كله منه

00:23:08.903 --> 00:23:12.503
منظورم اينه كه اين صدا به من نميگه چكار كنم

00:23:12.704 --> 00:23:15.223
بهم ميگه كه چكار دارم مي‌كنم

00:23:15.623 --> 00:23:18.503
به دقت
و با فرهنگ لغت بهتر

00:23:19.304 --> 00:23:22.304
آقاي كريك، شما صدايي داريد كه باهاتون صحبت مي‌كنه

00:23:22.704 --> 00:23:25.903
نه، با من نه؛ درباره من

00:23:26.304 --> 00:23:31.304
من يه جورايي درگير يه سري داستان هستم

00:23:31.704 --> 00:23:34.224
مثل اينكه من يه شخصيت داستاني تو زندگي خودم هستم

00:23:34.824 --> 00:23:38.624
اما مشكل اينه كه صداها مي‌آيند و مي‌روند

00:23:38.904 --> 00:23:42.024
...مثل اينكه يه قسمتهاي ديگه‌اي تو داستان هست كه به من گفته نمي‌شه

00:23:42.224 --> 00:23:45.824
و من بايد قبل از اينكه خيلي دير بشه اون قسمتها را بفهمم...

00:23:46.224 --> 00:23:49.025
قبل از اينكه داستان با مرگ شما تموم بشه

00:23:49.224 --> 00:23:50.624
بله

00:23:51.424 --> 00:23:53.825
...آقاي كريك من دوست ندارم كه شبيه يه قارقارك شكسته به نظر بيام

00:23:54.024 --> 00:23:56.305
اما اين اسکيزوفرنيه...

00:23:57.705 --> 00:24:02.425
شما شبيه يه قارقارك شكسته نيستيد
اما اين اسكيزوفرني نيست

00:24:03.425 --> 00:24:06.305
چي مي‌شه اگه چيزهايي كه گفتم حقيقت داشته باشه؟

00:24:06.505 --> 00:24:11.706
...به طور فرض در اين مورد صحبت كنيم، كه اگر من بخشي از يه داستانم، راوي

00:24:11.905 --> 00:24:15.826
...حتي اگر فقط در ذهن من باشه...

00:24:16.105 --> 00:24:17.706
پيشنهاد ميدهيد كه من چكار كنم؟...

00:24:18.706 --> 00:24:21.826
من پيشنهاد مي‌كنم داروهاي توصيه شده را مصرف كنيد

00:24:23.105 --> 00:24:24.706
و غير از اون؟

00:24:25.025 --> 00:24:26.906
!من نميدونم

00:24:27.505 --> 00:24:31.626
گمان كنم بايد شما را سراغ يه نفر بفرستم كه درباره ادبيات مي‌دونه

00:24:33.906 --> 00:24:35.106
خوبه

00:24:36.026 --> 00:24:39.026
آره، اين ايده خوبيه

00:24:39.706 --> 00:24:41.506
ممنون

00:24:42.106 --> 00:24:44.706
پس تو اون جنتلمني هستي كه من را در مورد قضيه اون راوي ميخواست ببينه

00:24:44.907 --> 00:24:47.627
بله
اين راوي گفته كه شما خواهيد مرد؟

00:24:47.826 --> 00:24:48.906
بله

00:24:49.107 --> 00:24:52.626
چقدر بهت وقت داده زنده بموني؟
نمي‌دونم

00:24:52.827 --> 00:24:56.107
طنز دراماتيكيه
دهنتا مي‌گاد

00:24:57.107 --> 00:24:59.107
خوب تو ديونه‌اي، چيزي هستي؟
---خوب

00:24:59.307 --> 00:25:01.307
آيا مجاز هستي كه اين را به مردم ديوانه بگي؟

00:25:01.627 --> 00:25:03.707
من نمي‌دونم
... اوه خوبه، چندتا پله

00:25:03.907 --> 00:25:06.227
در تالار ورودي بيرون بود؟
چي؟

00:25:06.427 --> 00:25:08.707
وقتي كه اونجا راه مي‌رفتيم مي‌ شمرديشون
نمي‌شمردي؟

00:25:08.908 --> 00:25:10.107
نه

00:25:10.307 --> 00:25:12.027
البته
تو چه بانكي كار مي‌كني؟

00:25:12.227 --> 00:25:14.307
تو هيچ بانكي؛ تو موسسه اي.آر.اس كار مي‌كنم

00:25:15.027 --> 00:25:16.107
متاهلي؟
نه

00:25:16.308 --> 00:25:17.307
تا حالا؟

00:25:17.508 --> 00:25:20.428
با يه حسابرس نامزد بودم
من را بخاطر يه كارشناس بيمه ترك كرد

00:25:20.627 --> 00:25:24.427
چقدر مايه دلشكستگيه؛ تنها زندگي مي‌كني؟
بله

00:25:25.708 --> 00:25:29.028
حيوان خانگي داري؟
نه

00:25:29.428 --> 00:25:33.308
دوست داري؟
نه؛ خوب ، ديو در محل كارم

00:25:34.508 --> 00:25:37.709
صحيح! راوي (مرد) به نظرت چطور مي‌آد؟

00:25:37.908 --> 00:25:39.228
اون يه زنه

00:25:40.428 --> 00:25:41.708
!يه زن

00:25:41.908 --> 00:25:44.108
اون يه زن خودمونيه؟
نه

00:25:44.308 --> 00:25:46.028
يه كسي كه ميشناسي؟

00:25:46.828 --> 00:25:48.028
نه

00:25:48.229 --> 00:25:50.908
وقت كافي داشتي كه كاشي‌هاي دستشويي را بشماري؟

00:25:51.429 --> 00:25:53.429
!من كاشي‌ها را نشمردم

00:25:54.829 --> 00:25:56.629
قهوه؟
نه، ممنون

00:25:56.829 --> 00:25:58.308
مطمئني؟
بله

00:25:59.429 --> 00:26:01.909
خوب اين زنه، همون صدا، بهت گفت كه مي‌ميري؟

00:26:02.109 --> 00:26:04.309
اون به من نگفت
اون نمي‌دونه كه من صدايش را مي‌شنوم

00:26:04.629 --> 00:26:06.429
اما اون اين را گفت؟
بله

00:26:06.629 --> 00:26:07.829
و تو اونا باور داري؟

00:26:08.629 --> 00:26:10.429
اون در مورد بقيه چيزها درست مي‌گفت

00:26:10.630 --> 00:26:14.229
مثل؟
اينكه من چه حسي در مورد كارم دارم

00:26:14.429 --> 00:26:16.910
تو از كارت بيزاري؟
بله

00:26:18.509 --> 00:26:21.109
خوب، پر مفهوم‌ترين صداي عالم كه نيست؟
هست؟

00:26:21.310 --> 00:26:23.630
اولين مورد در ليست مواردي كه آمريكايي‌ها از اون تنفر دارند: كار

00:26:23.910 --> 00:26:26.630
دوميش ترافيكه و سوميش گم كردن جوراب
ميشنوي چي مي‌گم؟

00:26:26.829 --> 00:26:27.710
يه ذره

00:26:27.910 --> 00:26:29.910
من مي‌گم كه تو خواهي مرد، به من ايمان داري؟

00:26:30.110 --> 00:26:31.510
نه
براي چي؟

00:26:31.710 --> 00:26:33.030
من تو را نمي‌شناسم

00:26:33.230 --> 00:26:35.310
آما تو اون راوي را هم نمي‌شناسي
خوب

00:26:36.630 --> 00:26:41.110
خوب آقاي كريك، من نمي‌تونم به شما كمكي بكنم
براي چي؟

00:26:41.430 --> 00:26:44.430
خوب من در مورد ديوانه‌ها خبره نيستم
تبحر من در مورد تئوري ادبياته

00:26:44.631 --> 00:26:47.111
... و من مجبورم بگم كه تا اينجا

00:26:47.310 --> 00:26:50.231
به نظر نمي‌اد هيچ نكته ادبي در مورد شما وجود داشته باشه

00:26:50.430 --> 00:26:53.710
من شک ندارم که تو يه صدايي ميشنوي
...اما ميتونه يه راوي نباشه

00:26:53.911 --> 00:26:56.911
به خاطر اينکه، رک و پوست کنده، به نظر مياد چيز خيلي زيادي براي روايت کردن وجود نداره

00:26:57.111 --> 00:26:59.511
...در کنار اون اين نيمسال من 5 واحد تدريس ميکنم

00:26:59.711 --> 00:27:01.390
و استاد راهنماي دو داوطلب دکترا هم هستم...

00:27:01.631 --> 00:27:03.631
و همچنين در استخر نجات غريق استادان دانشکده هم هستم ...

00:27:05.911 --> 00:27:09.511
---من فکر ميکنم تو بايد احتمالاً
شايد بايد يه دفتر وقايع روزانه درست کني

00:27:09.711 --> 00:27:11.711
چيزهايي را که ميگه يادداشت کن
يا چيزهاي ديگه را

00:27:11.911 --> 00:27:14.591
اينها تمام اون چيزهاييه که من ميتونم بهت پيشنهاد کنم

00:27:16.592 --> 00:27:19.192
من به سختي ميتونم همه اونها را به ياد بيارم
:من فقط به ياد ميارم

00:27:19.391 --> 00:27:23.911
...او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين حركت ساده ظاهراً بدون ضرر"

00:27:24.112 --> 00:27:26.592
"باعث مرگ قريب الوقوع او خواهد شد...

00:27:26.791 --> 00:27:29.592
چي؟
---او حتي ذره‌اي هم نميدونست كه اين"

00:27:29.791 --> 00:27:32.592
تو گفتي "ذره اي هم نميدونست"؟
بله

00:27:34.112 --> 00:27:36.912
من مقالاتي راجع به "ذره اي هم نميدونست" نوشتم

00:27:37.512 --> 00:27:40.592
اساس تدريس من در کلاس بر پايه "ذره اي هم نميدونست" قرار داره

00:27:41.992 --> 00:27:45.712
منظورم اينه که من يه بار يه سمينار کامل در مورد" "ذره اي هم نميدونست" دادم

00:27:45.912 --> 00:27:47.713
حروم زاده! هارولد

00:27:48.793 --> 00:27:51.593
"ذره اي هم نميدونست"
...به اين معنيه که يه چيزي هست که اون نميدونه

00:27:51.792 --> 00:27:55.113
به اين معنيه که تو يه چيزي را نميدوني
اين را ميدونستي؟

00:27:56.513 --> 00:27:58.993
ازت ميخوام که جمعه برگردي
باشه

00:27:59.193 --> 00:28:01.393
نه! "قريب الوقوع" به اين معنيه که ممکنه تو جمعه مرده باشي

00:28:01.593 --> 00:28:05.593
فردا ساعت 9:45 بيا

00:28:05.793 --> 00:28:08.113
ده ثانيه پيش گفتي که کمکم نميکني

00:28:09.913 --> 00:28:12.593
ده  ثانيه‌ي روشن کننده اي بود، هارولد

00:28:16.713 --> 00:28:18.994
هارولد عميقاً به فکر فرو رفته بود

00:28:19.193 --> 00:28:23.713
...براي چند لحظه كوتاه از بلوار بورن تا خيابان اقليد

00:28:23.914 --> 00:28:26.394
...تمام محاسبات و قواعد...

00:28:26.593 --> 00:28:30.914
و ظرائف زندگي هارولد به باد رفت...

00:28:32.114 --> 00:28:35.914
...از اين پس در اين شرايط

00:28:36.114 --> 00:28:38.994
آنا پاسكال چقدر كاملتر بنظر مي‌آيد

00:28:40.314 --> 00:28:41.394
خانم پاسكال

00:28:43.715 --> 00:28:45.914
خانم پاسكال، هارولد كريك هستم از آي.آر.اس

00:28:46.114 --> 00:28:47.594
ببخشيد

00:28:50.914 --> 00:28:53.594
سلام
سلام

00:28:53.795 --> 00:28:56.595
مي‌خواهيد بشينيد؟
نه

00:28:56.795 --> 00:28:58.795
يازده‌تا صندلي خالي هست

00:28:58.995 --> 00:29:00.715
اهميت نمي‌دم

00:29:04.595 --> 00:29:05.715
ببخشيد

00:29:17.515 --> 00:29:18.916
خوب هستيد؟

00:29:19.516 --> 00:29:21.715
من چرك و نكبت هستم؛ مورد بازرسي قرار گرفته‌ام

00:29:23.196 --> 00:29:24.316
البته

00:29:24.796 --> 00:29:26.596
بوسيله يه آدمي كه واقعاً ازش مور مور مي‌شم

00:29:32.796 --> 00:29:35.396
فكر كنم كه يه عذر‌خواهي به شما بدهكارم

00:29:36.316 --> 00:29:38.796
واقعاً؟
...ما نماينده‌هاي آي.آر.اس

00:29:38.996 --> 00:29:42.396
قبل از اينكه ما بتونيم كار كنيم، تستهاي توانايي مشكلي را پشت سر مي‌گذاريم

00:29:43.196 --> 00:29:47.516
متاسفانه در مورد شما، ما نزاكت و آداب معاشرت را آزمايش نكرديم

00:29:47.796 --> 00:29:49.917
بنابراين من عذر مي‌خوام

00:29:50.796 --> 00:29:53.917
من هيز هم بودم

00:29:55.797 --> 00:29:57.116
متاسفم

00:30:01.397 --> 00:30:03.997
خوب، عذرخواهيت پذيرفته شد

00:30:04.997 --> 00:30:07.797
اما فقط به دليل اينكه به لكنت افتادي

00:30:14.518 --> 00:30:17.918
شما هم از وسايل نقليه عمومي زياد استفاده مي‌كنيد؟

00:30:18.917 --> 00:30:21.198
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30:22.198 --> 00:30:24.397
يه جنبش اعتراضي را بدست گرفتي؟

00:30:25.598 --> 00:30:27.118
...در حقيقت

00:30:28.318 --> 00:30:32.718
اين گروه دسيسه‌هاي شيطاني و قلابدوزي هفتگي منه...

00:30:34.118 --> 00:30:35.718
مي‌خواهي بيايي؟

00:30:36.998 --> 00:30:40.398
من انگشتدونه و نطق سوسياليستيم را را تو خونه جا گذاشتم

00:30:42.198 --> 00:30:43.599
...خوب پس

00:30:47.118 --> 00:30:50.198
هارولد دستپاچه يه صحبتي را شروع كرد

00:30:51.318 --> 00:30:53.719
شما دندونهاي خيلي مرتبي داريد

00:30:53.918 --> 00:30:55.599
يه صحبت خيلي كوتاه

00:30:56.798 --> 00:30:59.798
ممنون، اونا واقعيند

00:30:59.999 --> 00:31:03.319
...هارولد به سرعت احتمال احمق نشان دادن خودش را

00:31:03.599 --> 00:31:07.399
نسبت به زماني كه به مكالمه ادامه مي‌دهد را محاسبه كرد...

00:31:08.919 --> 00:31:10.999
اينجا ايستگاه منه؛ بايد برم

00:31:13.119 --> 00:31:15.519
...او از لاس كوتاهي كه
به زودي مي‌بينمت-

00:31:15.719 --> 00:31:19.719
دوشيزه پاسكال زده بود سرمست و شگفت زده بود...

00:31:20.200 --> 00:31:23.200
...آنقدر سرمست كه 27 بلوك نرسيده به مقصد

00:31:23.399 --> 00:31:27.799
از اتوبوش شهري پياده شده و حالا مجبور است كه پياده برود

00:31:46.720 --> 00:31:49.200
"تو هنوز كار را متوقف نكردي؟"
درسته

00:31:49.401 --> 00:31:53.921
اميت كول، به ما بگو "تو هيچي در مورد من نداري" درباره چيه؟

00:31:54.120 --> 00:31:55.721
چه معني مي‌ده؟

00:31:55.920 --> 00:32:00.720
خوب، اين در مورد بودن تو جاهاي متفاوت دنيا و انجام دادن كارهاي متفاوته

00:32:00.921 --> 00:32:03.201
...انجام دادن اون چيزي كه دلت مي‌خواهد...
بيا تو

00:32:06.320 --> 00:32:10.321
آقاي كريك، بياييد داخل، بياييد داخل لطفاً

00:32:12.521 --> 00:32:13.521
حالتون چطوره؟

00:32:14.321 --> 00:32:15.521
حالم خوبه
گمون كنم

00:32:15.721 --> 00:32:17.521
مي‌توني اون را خاموش كني

00:32:18.121 --> 00:32:20.601
به نظر مي‌آيد كه راوي‌مون هنوز تو را نكشته

00:32:20.802 --> 00:32:24.002
نه، نه هنوز
خوب، خيلي خوبه، بشين

00:32:24.802 --> 00:32:26.801
پله‌هاي بيرون را شمردي؟
نه

00:32:27.002 --> 00:32:29.921
البته كه نه
...من يه امتحان درست كردم

00:32:30.122 --> 00:32:32.602
چقدر برات مهيجه؟
... كه 23 تا سوال داره ...

00:32:32.801 --> 00:32:36.402
كه فكر مي‌كنم ممكنه حقايق بيشتري را در مورد اين راوي آشكار كنه...

00:32:36.602 --> 00:32:38.402
...حالا، هارولد
هارولد

00:32:38.602 --> 00:32:42.402
هارولد، ممكنه به نظر احمقانه برسه، اما رك گويي تو اينجا مهمترين چيزه

00:32:42.722 --> 00:32:44.122
باشه

00:32:44.602 --> 00:32:46.002
خوب پس

00:32:48.202 --> 00:32:52.123
ما مي‌دونيم كه اين صداي يه زنه
...و داستان شامل مرگ تو مي‌شه

00:32:53.802 --> 00:32:55.403
يه داستان مدرنه، و انگليسي هم هست...

00:32:55.602 --> 00:32:58.403
من تصور مي‌كنم كه  نويسنده، يه سري اطلاعات سرسري از شهر داره

00:32:58.602 --> 00:33:01.523
مطمئناً
باشه، خوبه

00:33:04.202 --> 00:33:05.923
سوال اول

00:33:06.122 --> 00:33:08.603
آيا اين اواخر كسي يه هديه‌اي بيرون خونت جا گذاشته؟

00:33:08.803 --> 00:33:10.403
هر چيزي؟ آدامس؟ پول؟

00:33:10.603 --> 00:33:12.723
يه الاكلنگ بزرگ اسب چوبي؟
ببخشيد؟

00:33:12.923 --> 00:33:14.923
فقط به سوال جواب بده
نه

00:33:15.203 --> 00:33:17.803
...آيا تا به حال خودت را متمايل به حل معماهاي جنايي

00:33:18.003 --> 00:33:21.403
در خونه‌هاي بزرگ لوكس...
كه به اونها
اجازه بده تمومش كنم

00:33:21.604 --> 00:33:24.123
كه به اونها دعوت شده باشي يا نباشي، ديده‌اي؟

00:33:24.324 --> 00:33:25.523
نه؛ نه، نه، نه

00:33:25.724 --> 00:33:28.724
خوبه. در مقياس يك به ده

00:33:28.923 --> 00:33:32.524
فكر مي‌كني شانس اينكه مرتكب قتل بشي چقدره؟

00:33:33.003 --> 00:33:34.004
مرتكب قتل؟

00:33:34.204 --> 00:33:37.524
يك براي احتمال دور از ذهن
و 10 براي منظر اون بودن در هر گوشه‌اي

00:33:38.324 --> 00:33:41.124
من واقعاً نمي‌دونم
خوب، اجازه بده جمله‌بنديم را تغيير بدم

00:33:41.884 --> 00:33:43.884
آيا تو سلطان همه‌چيز هستي؟

00:33:45.004 --> 00:33:46.004
مثل چي؟
هر چيزي

00:33:46.204 --> 00:33:48.524
سلطان مسيرهاي توپ بولينگ

00:33:48.684 --> 00:33:50.125
سلطان مسير توپ؟

00:33:50.285 --> 00:33:54.205
سلطان مسير توپ، سلطان غول‌ها
سلطان غول‌ها؟

00:33:54.404 --> 00:33:58.684
آره
يه سرزمين مخفي كه زير كف خونت پيدا مي‌كني

00:33:58.885 --> 00:34:00.204
هرچيزي
نه

00:34:00.405 --> 00:34:02.485
نه. اين مسخرست

00:34:02.685 --> 00:34:05.804
موافقم؛ اما اجازه بده با مسخره‌ها شروع كنيم و به عقب برگرديم

00:34:06.405 --> 00:34:09.285
خوب، ميشه كه يه قسمتي از تو در يك لحظه، قسمت يه چيز ديگه هم باشه؟

00:34:09.485 --> 00:34:11.685
مثل اينكه مثلاً من بازوي يه نفر ديگه را داشته باشم؟

00:34:11.885 --> 00:34:14.885
...خوب، آيا اين ممكنه كه تو يه بار از سنگ درست شده باشي

00:34:15.085 --> 00:34:17.005
... يا چوب، قليا، تكه‌هاي جسد ...

00:34:17.205 --> 00:34:19.606
يا زمين بوسيله خاخام‌هاي بزرگ، جاي مقدسي شده باشه؟

00:34:19.805 --> 00:34:23.485
نه، ببين... من متاسفم اما اين سوالها قراره چكار بكنه؟

00:34:23.685 --> 00:34:25.806
...تنها راهي كه بفهميم تو توي چه داستاني هستي

00:34:26.086 --> 00:34:28.006
اينه كه بفهميم تو توي چه داستانهايي نيستي...

00:34:28.285 --> 00:34:31.486
...تا اينجاي كار، من نيمي از ادبيات يونان

00:34:31.686 --> 00:34:33.806
...هفت تا داستان جن و پري، و ده تا افسانه چيني را كنار گذاشتم...

00:34:34.006 --> 00:34:37.006
...و با قطعيت مطمئن شده‌ام كه تو، پادشاه هملت...

00:34:37.205 --> 00:34:39.206
...اسكات فينچ، دوشيزه مارپل...

00:34:39.406 --> 00:34:43.006
هيولاي فرانكشتاين يا غول خاكي نيستي...

00:34:48.206 --> 00:34:50.207
آيا از اينكه فهميدي غول خاكي نيستي تسلي پيدا نكردي؟

00:34:51.206 --> 00:34:54.607
آره، از عذاب فكر غول خاكي بودن نجات پيدا كردم

00:34:54.806 --> 00:34:55.807
خوبه

00:35:00.686 --> 00:35:02.407
آيا تو قدرتهاي جادويي داري؟

00:35:38.008 --> 00:35:40.208
مي‌تونم بپرسم ما اينجا چكار مي‌كنيم؟

00:35:40.408 --> 00:35:44.008
ما اتوموبيلهاي داغون شده را تصور مي‌كنيم
!صحيح

00:35:45.288 --> 00:35:47.608
و ما نميتونيم اتوموبيلهاي داغون را توي ساختمون تصور كنيم؟

00:35:47.808 --> 00:35:49.288
نه

00:35:50.088 --> 00:35:52.408
...آيا ميدوني كه 41 درصد تصادفات

00:35:52.609 --> 00:35:55.089
در هواي طوفاني اتفاق مي‌افتند...

00:35:55.288 --> 00:35:57.488
و همچنين 90 درصد از موارد سينه پهلو

00:35:57.689 --> 00:36:02.609
واقعاً؟ سينه پهلو
راه جالبيه براي مردن

00:36:03.609 --> 00:36:06.209
اما هارولد چطوري سينه پهلو بگيره؟

00:36:06.409 --> 00:36:08.409
چيز جديدي امروز نوشتي؟

00:36:08.609 --> 00:36:09.889
نه

00:36:10.089 --> 00:36:12.889
اون شعرهايي را كه بهت پيشنهاد كردم خوندي؟
ليست كلماتي را كه بهت گفتم آماده كردي؟

00:36:13.089 --> 00:36:15.089
كاغذ تايپ جديد خريدي؟ يا هر كار ديگه؟

00:36:15.289 --> 00:36:16.809
نه! هيچ كدوم اينها

00:36:18.209 --> 00:36:20.009
نشستن زير بارون كتاب نمي‌نويسه

00:36:20.209 --> 00:36:24.410
خوب، اين بدقت نشون مي‌ده كه تو چقدر در مورد كتاب نوشتن مي‌دوني

00:36:31.609 --> 00:36:32.690
اين چيه؟

00:36:33.290 --> 00:36:35.690
يه نوشته‌اي در مورد جايگزين نيكوتينه

00:36:37.089 --> 00:36:40.210
من احتياجي به جايگزين نيكوتين ندارم، پني
من سيگار مي‌كشم

00:36:41.290 --> 00:36:42.610
خوب، اين ممكنه كمك كنه

00:36:42.810 --> 00:36:45.890
ممكنه كمك كنه؟ چه كمكي؟

00:36:46.410 --> 00:36:49.290
چه كمكي پني؟
كمك كنه يه رمان بنويسم؟

00:36:49.490 --> 00:36:51.690
ممكنه كمك كنه جونت نجات پيدا كنه

00:36:52.011 --> 00:36:54.491
شغل من نجات دادن جون آدمها نيست

00:36:57.211 --> 00:36:59.291
در حقيقت كاملاً برعكسه

00:37:02.291 --> 00:37:04.410
كلمه مورد علاقت چيه؟
عدد صحيح

00:37:04.611 --> 00:37:06.211
خوبه، خوبه، خوبه

00:37:06.411 --> 00:37:08.491
آيا تا حال اشتياق چيزي را داشتي؟

00:37:09.891 --> 00:37:12.411
نه
تسخير روسيه

00:37:12.611 --> 00:37:15.212
تو مسابقه سوت زدن برنده شدي؟
نه

00:37:15.411 --> 00:37:19.291
هارولد، تو بايد يه مقداري جاه‌طلبي داشته باشي

00:37:20.091 --> 00:37:23.692
فكر نمي‌كنم
بعضي روياهاي نهفته؛ فكر بكن

00:37:25.892 --> 00:37:27.412
...خوب

00:37:28.612 --> 00:37:31.212
من هميشه تو زندگيم مي‌خواستم يه ذره بيشتر با موسيقي باشم

00:37:32.012 --> 00:37:35.412
مثل داستان وست سايد؟
نه

00:37:35.811 --> 00:37:37.692
...مثل
چي؟

00:37:37.892 --> 00:37:41.292
خوب، من هميشه دلم مي‌خواست كه گيتار زدن را ياد بگيرم

00:37:43.812 --> 00:37:45.412
خوب

00:37:47.292 --> 00:37:49.213
...آخرين چيزي كه بايد قطعي مشخص بشه

00:37:49.412 --> 00:37:51.892
اينه كه تو در يه كمدي هستي يا در يه تراژدي

00:37:52.093 --> 00:37:53.492
بر اساس يه نقل قول از ايتالو كالوينو

00:37:53.692 --> 00:37:56.893
:معني نهايي كه داستانها به اون اشاره دارند دو صورت داره

00:37:57.092 --> 00:38:00.013
تسلسل زندگي و چاره‌ناپذيري مرگ

00:38:01.013 --> 00:38:04.293
در تراژدي مي‌ميري و در كمدي ازدواج مي‌كني

00:38:08.093 --> 00:38:10.092
...بيشتر قهرمانان داستان‌هاي كمدي عاشق كساني مي‌شوند

00:38:10.293 --> 00:38:12.093
كه پس از شروع داستان معرفي شده‌اند...

00:38:12.293 --> 00:38:14.893
معمولاً كساني كه در ابتدا از قهرمان متنفر بوده‌اند

00:38:15.213 --> 00:38:19.013
اگرچه، من نمي‌تونم تصور كنم كه كسي از تو متنفر باشه، هارولد

00:38:19.213 --> 00:38:23.013
پروفسور هيلبرت، من بازرس آي.آر.اس هستم

00:38:23.293 --> 00:38:24.493
هر كسي از من بدش مي‌آيد

00:38:26.013 --> 00:38:27.214
صحيح، صحيح، خوبه

00:38:27.413 --> 00:38:30.614
آيا تازگيها كسي را ملاقات نكردي كه احتمال داشته باشه ازت تا حد زيادي متنفر باشه؟

00:38:31.694 --> 00:38:35.094
من بازرسي يه زني را شروع كرده‌ام كه به من گفت برم گم شم

00:38:36.094 --> 00:38:37.694
خوب، به نظر مي‌آيد كه كمدي باشه

00:38:39.414 --> 00:38:41.294
سعي كن گسترشش بدي

00:38:43.094 --> 00:38:44.094
چهارتاش را؟

00:38:44.294 --> 00:38:46.214
ميدوني من هنوز عسلم را نگرفتم
عسلم

00:38:46.414 --> 00:38:50.014
لولو، مي‌توني عسل را براي لاري پر كني؟ كناريش را هم همينطور؟

00:38:50.214 --> 00:38:51.814
!اين پسر خوب منه

00:38:52.014 --> 00:38:53.894
من دارم يه مقداري آركون اضافه مي‌كنم

00:38:54.414 --> 00:38:55.814
!آقاي كريك

00:38:56.894 --> 00:39:00.415
زود اومديد اينجا
خيلي از مردم را داريد كه بايد از اونها زورگيري كنيد

00:39:00.614 --> 00:39:02.415
نه، نه، فقط شماييد

00:39:03.815 --> 00:39:06.614
چايي كوچيك و نان موزي؟
بله مادام

00:39:06.894 --> 00:39:10.415
در حقيقت، بايد فقط يك روز طول بكشه تا مطمئن بشيم كه تمامي بدهي شما 22 درصده

00:39:10.615 --> 00:39:14.295
خوب، به هر حال من پرداخت نمي‌كنم، هر چند درصد كه مي‌خواهد باشد، آقاي كريك

00:39:14.495 --> 00:39:18.415
نه، من مي‌دونم، ولي اين ميزان درصده كه تعيين مي‌كنه سلول شما چقدر بزگ خواهد بود

00:39:25.096 --> 00:39:26.695
مي‌دوني، مي‌توني من را هارولد صدا كني

00:39:26.895 --> 00:39:30.095
آره، ميدونم، ولي نمي‌خواهم

00:39:32.295 --> 00:39:33.495
آين براي رامونا ست عزيزم

00:39:33.696 --> 00:39:36.416
اوه، ممنون
خواهش ميكنم؛ خوش آمديد

00:39:37.016 --> 00:39:39.016
اون چيه؟
چي را علامت ميگذاري؟

00:39:40.816 --> 00:39:42.416
اوه، هيچي نيست

00:39:42.616 --> 00:39:45.696
...براي چي با پرونده هاي قديميتر شروع نکنيم

00:39:45.896 --> 00:39:48.417
و رسيد هاي سه سال گذشته...

00:39:48.616 --> 00:39:50.096
حتماً

00:39:58.817 --> 00:39:59.897
اين چيه؟

00:40:01.417 --> 00:40:03.416
پرونده هاي من
چي؟

00:40:03.696 --> 00:40:05.097
پرونده هاي مالياتي من

00:40:06.097 --> 00:40:07.617
تو پرونده هات را اينجوري نگهداري مي کني؟

00:40:07.817 --> 00:40:10.617
نه، در حقيقت من خيلي هم مشکل پسند هستم

00:40:10.817 --> 00:40:14.297
ولي من اونها را تو اين جعبه گذاشتم تا دهنت را سرويس کنم

00:40:27.817 --> 00:40:31.218
سلام
سلام؛ خوب هستيد؟

00:40:32.298 --> 00:40:34.978
خوب آروبا چطور بود؟

00:40:35.217 --> 00:40:38.497
خانم پاسکال؟ ميتونم در مورد اين رسيد يه چيزي از شما بپرسم؟

00:40:38.698 --> 00:40:41.578
خارق العاده بود
تعجب ميکنم که اين نه؛ هفته

00:40:41.778 --> 00:40:44.978
اونجا چکار ميکردي؟
يه حمام آفتاب خيلي عالي گرفتم

00:40:45.578 --> 00:40:49.178
من حدس ميزنم که اين هفته
منظورم اينه که کاملاً بدون استرس بودم

00:40:54.379 --> 00:40:56.098
براي اين کار کمک نمي خواهيد؟

00:40:57.298 --> 00:40:59.378
تو آسمون قدم مي زدم؛ رئيس جمهور را هم ديديم---

00:40:59.579 --> 00:41:01.698
اين مامور مالياته؛ سلام مامور ماليات
سلام

00:41:01.978 --> 00:41:03.378
مي توني من را هارولد صدا بزني
باشه

00:41:03.579 --> 00:41:05.179
حساب کتاب چطور پيش مي ره؟
نسبتاً خوب

00:41:05.499 --> 00:41:07.178
دنبال 22 درصد مي گردي؟
دنبال 22 درصد؟

00:41:07.379 --> 00:41:09.899
بيست و دو؛ يازده ضربدر دو
اينها عدد اولند

00:41:10.099 --> 00:41:13.099
مي خواهي ماليات دستشويي را هم بگيري؟
نه من نمي خواهم ماليات دستشويي را بگيرم

00:41:13.299 --> 00:41:15.579
پس من ميتونم به دستشويي برم؟
!برو

00:41:15.779 --> 00:41:17.499
باشه؛ من مي خواهم برم دستشويي
فعلاً خداحافظ

00:41:17.699 --> 00:41:18.779
باي باي

00:42:00.781 --> 00:42:02.101
خوب، شب به خير

00:42:03.300 --> 00:42:04.901
کلوچه مي خواهي؟

00:42:05.581 --> 00:42:06.700
اوه، نه

00:42:06.901 --> 00:42:10.981
بيا بگير؛ گرم و چسبناکند؛ تازه از تو فر در اومدن

00:42:11.780 --> 00:42:13.581
نه، من کلوچه دوست ندارم

00:42:15.581 --> 00:42:17.181
کلوچه دوست نداري؟

00:42:20.301 --> 00:42:23.381
تو چه مرگته؟
نمي‌دونم

00:42:23.581 --> 00:42:26.582
!همه کلوچه را دوست دارند
نه همه دوست ندارند، من مي دونم

00:42:26.781 --> 00:42:30.701
...منظورم اينه که تا به حال بعد از يه روز مزخرف بد

00:42:30.901 --> 00:42:33.782
مامانت برات کلوچه و شير نياورده؟...

00:42:34.902 --> 00:42:38.381
نه؛ مامان من پخت و پز نمي کرد

00:42:38.582 --> 00:42:41.782
کلوچه هايي را که تا به حال داشتم از مغازه خريده شده بودند

00:42:44.302 --> 00:42:47.182
خوب؛ بشين

00:42:47.782 --> 00:42:49.902
...نه، من
!نه

00:42:50.382 --> 00:42:52.182
بشين

00:42:56.102 --> 00:42:57.303
...حالا

00:42:58.302 --> 00:43:00.303
...کلوچه بخور

00:43:00.502 --> 00:43:01.902
من واقعاً نمي‌تونم

00:43:02.103 --> 00:43:05.383
آقاي کريک، امروز واقعاً روز مزخرفي بود

00:43:06.303 --> 00:43:09.103
ميدونم؛ در مورد اين قضيه مطمئنم

00:43:09.583 --> 00:43:11.302
...پس کلوچه‌ت را بردار

00:43:11.503 --> 00:43:13.703
... بزنش توي شير ...

00:43:13.903 --> 00:43:15.703
و بخورش...

00:43:40.184 --> 00:43:42.583
اين واقعاً، واقعاً کلوچه خوبيه

00:43:50.904 --> 00:43:52.704
خوب، شما کي تصميم گرفتيد که نانوا بشويد؟

00:43:53.984 --> 00:43:56.904
توي کالج
اوه، توي کالج آشپزي؟

00:43:57.984 --> 00:44:01.104
در حقيقت من حقوق دانشگاه هاروارد مي خوندم

00:44:01.704 --> 00:44:06.785
...اوه، شرمنده ام؛ من فقط حدس زدم که اون
نه، نه؛ مشکلي نيست؛ من تمومش نکردم

00:44:07.584 --> 00:44:09.585
اتفاقي افتاد؟
نه

00:44:10.984 --> 00:44:14.985
من به سختي پذيرفته شدم
منظورم اينه که واقعاً به سختي

00:44:15.185 --> 00:44:18.305
تنها دليلي که اونها بهم اجازه دادند که بيايم، مقاله نويسي من بود

00:44:18.505 --> 00:44:22.505
مي‌خواستم که با مدرکم دنيا را جاي بهتري تبديل کنم

00:44:23.306 --> 00:44:27.985
...در هر حال، ما مجبور بوديم که در اين دوره هاي تحصيلي شرکت کنيم

00:44:28.185 --> 00:44:31.185
من و همکلاسيهام؛ گاهي اوقات در تمام طول شب...

00:44:31.386 --> 00:44:35.186
و خوب، من پخت و پز ميکردم و در نتيجه هيچ کس در طول کاري که مي کرديم گرسنه نمي‌موند

00:44:35.385 --> 00:44:38.305
...بعضي وقتها من تمام بعد از ظهر را توي آشپزخونه خوابگاه پخت و پز مي کردم

00:44:38.506 --> 00:44:42.586
و بعد من اونها را براي گروه هاي درسي مي بردم...

00:44:42.786 --> 00:44:44.386
و همه عاشقشون بودند...

00:44:44.585 --> 00:44:45.906
بخور

00:44:46.106 --> 00:44:50.306
...من، کلوچه جو، شکلات بادام زميني

00:44:50.786 --> 00:44:54.186
شکلات سياه و شيريني فندقي درست مي کردم...

00:44:54.386 --> 00:44:56.786
و همه ميخوردند و راضي مي موندند

00:44:56.986 --> 00:44:59.107
و بيشتر درس مي خواندند و امتحانها را بهتر مي دادند...

00:44:59.386 --> 00:45:01.987
افراد بيشتر و بيشتري به گروه هاي درسي آمدند

00:45:02.306 --> 00:45:04.106
و من خوراک بيشتري با خودم مي آوردم

00:45:04.307 --> 00:45:06.787
من هميشه به دنبال دستورهاي شيريني پذي بهتر و بهتري بودم

00:45:06.987 --> 00:45:12.587
...تا اينکه خيلي زود تونستم، پنير ايتاليايي، شيريني زردآلويي...

00:45:13.386 --> 00:45:15.986
...شکلات قهوه با لعاب مغز بادام...

00:45:16.187 --> 00:45:20.787
کيک چيفون ليمويي با پودر خوشمزه هلو، درست کنم...

00:45:21.907 --> 00:45:25.907
...و در پايان نيمسال من 27 شريک درسي داشتم

00:45:26.108 --> 00:45:29.587
...و هشت عدد ژورنال "ميد" پر از دستور العمل آشپزي...

00:45:29.787 --> 00:45:31.308
D ونمره...

00:45:32.307 --> 00:45:34.107
و خوب، من مردود شدم

00:45:34.708 --> 00:45:37.188
من پيش خودم حساب کردم که اگر قرار باشه
...جهان را به يه جاي بهتري تبديل کنم

00:45:37.387 --> 00:45:39.587
مي تونم اين کار را با کلوچه انجام بدم...

00:45:44.387 --> 00:45:45.788
دوستشون داري؟

00:45:47.308 --> 00:45:48.308
قطعاٌ

00:45:49.388 --> 00:45:51.188
خوشحالم

00:45:52.308 --> 00:45:54.308
ممنون که مجبورم کردي اينها را بخورم

00:45:55.108 --> 00:45:56.908
خواهش مي کنم

00:46:02.108 --> 00:46:04.909
من بايد برم؛ اوه، منظورم اينه که ممنون بخاطر کلوچه ها

00:46:05.108 --> 00:46:06.908
براي چي با خودت نمي بري خونه؟
اوه، نه

00:46:07.109 --> 00:46:09.189
اوه، بيا بگير
نه، واقعاً ممنون

00:46:09.508 --> 00:46:12.508
نه، واقعاً خواهش مي کنم
نه، نه، نه، واقعاً خواهش مي کنم

00:46:12.709 --> 00:46:14.789
دلم مي خواهد، اما نمي تونم

00:46:15.388 --> 00:46:16.989
براي چي نمي توني؟
---نه، نه، منظورم اينه

00:46:17.189 --> 00:46:19.909
بخاطر اينکه، ببين، اين در حکم يه هديه ست

00:46:20.189 --> 00:46:22.789
...در حقيقت من حتي نبايد اونها را هم مي خوردم، پس

00:46:22.989 --> 00:46:25.189
خوب؛ خوبه، من به هيچکس نمي گم

00:46:25.390 --> 00:46:27.990
...نه؛ من مي‌دونم؛ اما اگر تو
خوب، من اين کار را نمي‌کنم

00:46:28.189 --> 00:46:29.309
---مي‌دونم، اما اگر تو

00:46:29.509 --> 00:46:32.589
....چي؟ فکر مي‌کني من مي‌روم تلفن کنم به
نه، نه، من اينها را  مي‌خرم

00:46:32.790 --> 00:46:35.910
من اينطور راضيم که اينها را بخرم
تو چه فکري مي کني؟

00:46:37.990 --> 00:46:40.390
و به اين ترتيب هيچ پي آمدي باقي نمي مونه

00:46:42.510 --> 00:46:44.710
چي؟
نه

00:46:44.869 --> 00:46:46.990
خواهش مي کنم
...فقط

00:46:47.190 --> 00:46:48.990
براي چي من نبايد---؟
برو خونه

00:46:49.190 --> 00:46:50.470
واقعاً؟ اين مساله بزرگي نيست

00:46:50.710 --> 00:46:52.790
برو خونه

00:46:54.470 --> 00:46:55.910
باشه

00:47:00.471 --> 00:47:01.790
آيا تو ...؟

00:47:03.390 --> 00:47:06.391
تو اون کلوچه ها را براي من درست کردي؛ مگه نه؟

00:47:09.990 --> 00:47:13.191
!تو فقط سعي مي کردي با من مهربون باشي و من همه چيز را خراب کردم

00:47:17.271 --> 00:47:20.591
...شايد به نظر تو  قلمبه‌ سولمبه‌ بياد

00:47:23.071 --> 00:47:25.592
اما من فکر کنم که در يک تراژدي هستم...

00:47:56.193 --> 00:47:59.992
پروفسور هيلبرت؛ من کاملاً بين يک کمدي-تراژدي وا موندم

00:48:00.192 --> 00:48:02.392
در حقيقت، فکر کنم که اون من را حتي کمتر هم دوست داره

00:48:02.593 --> 00:48:04.673
ميدونم، خيلي عاليه
منظورتون چيه؟

00:48:05.592 --> 00:48:07.872
تو کاملاً چيز ديگه اي را ثابت کردي

00:48:08.073 --> 00:48:11.673
به نظر مي آيد که صدا وابسته به اعماليه که تو انجام مي دي

00:48:12.792 --> 00:48:15.272
تو ساعتت را ريست مي کني و اون ميگه که تو ساعتت را ريست کردي

00:48:15.473 --> 00:48:17.273
تو سوار اتوبوس مي شي و اون ميگه که تو سوار اتوبوس شدي

00:48:17.473 --> 00:48:19.873
تو دندونت را مسواک مي زني و اون ميگه که تو دندونات را مسواک مي زني

00:48:20.073 --> 00:48:24.073
اين ممکنه به اين معني باشه که تو خودت هستي که داستان را سرپا نگه مي داري

00:48:24.273 --> 00:48:27.994
خوب من پيشنهاد ميکنم که يه چيز ديگه را امتحان کنيم
مثل چي؟

00:48:28.193 --> 00:48:31.393
هيچي را امتحان مي کنيم؛ هيچي
در مورد دوشيزه پاسکال چي؟

00:48:31.593 --> 00:48:32.794
فراموشش کن
فراموشش کنم؟

00:48:32.993 --> 00:48:34.994
بغير از اعداد، اون تمام چيزيه که فکر من بهش مشغوله

00:48:35.193 --> 00:48:37.874
هارولد؛ اگه مي خواهي زنده بموني، بايد يه چيز ديگه را امتحان کني

00:48:38.073 --> 00:48:41.473
که اون يه چيز ديگه هيچيه؟
!دقيقاً هيچي

00:48:41.674 --> 00:48:44.394
هيچي؟
اجازه بده دوباره اين را توضيح بدم

00:48:44.594 --> 00:48:48.193
بعضي از طرح ها بوسيله عوامل و رويدادهاي بيروني پيش ميروند

00:48:48.394 --> 00:48:51.074
و بقيه بوسيله خود کارکتر ها جلو ميروند

00:48:51.274 --> 00:48:53.474
اگر من از ميان اون در عبور کنم، طرح ادامه پيدا مي کنه

00:48:53.674 --> 00:48:55.995
داستان من از ميان در
... و اگر اينجا بمونم

00:48:56.194 --> 00:48:58.595
طرح نمي تونه به جلو بره و داستان به پايان مي رسه

00:48:58.794 --> 00:49:01.595
همچنين، اگه من اينجا بمونم، ديرم مي‌شه

00:49:03.994 --> 00:49:06.395
فردا هيچ کاري نکن
هيچي؟

00:49:06.594 --> 00:49:10.994
بمون خونه؛ تلفن را جواب نده، در را باز نکن، دندونات را هم مسواک نزن

00:49:11.195 --> 00:49:12.595
پس کارم چي ميشه؟
بهشون تلفن بزن

00:49:12.795 --> 00:49:15.074
بهشون بگو که نمي آيي
سر کار نرم؟

00:49:15.275 --> 00:49:17.395
کارهايي که ممکنه طرح را به جلو ببره انجام نده

00:49:17.595 --> 00:49:19.594
در عوض مي بينيم که آيا طرح تو را پيدا ميکنه يا نه

00:49:20.275 --> 00:49:22.875
مارشال، پا نميزني

00:49:26.275 --> 00:49:29.675
مطمئنا اين غازها تاکنون هيچگاه ...
:چيزي بنام خانه نشناخته اند ولي اين يکي

00:49:29.996 --> 00:49:31.875
يک درياچه کوچک در غرب لهستان دارد

00:49:32.675 --> 00:49:35.795
آلودگي ناشي از کارخانه اي در اين حوالي
...به آرامي ماهيها و حشرات کوچکي

00:49:35.996 --> 00:49:39.476
که اين مخلوقات از انها ...
استفاده مي کنند را از بين مي برد

00:49:39.675 --> 00:49:44.876
تمام تلاشها براي انتقال پرندها به
ابگيرهاي مشابه با شکست مواجه شده است

00:49:45.076 --> 00:49:48.876
شايد اين تنها آشنايي است که آنها را
در اينجا نگه ميدارد

00:49:49.076 --> 00:49:53.076
يا شايد بي ميلي نسبت به فراموشي
...خاطرات دسته جمعي‌شان

00:49:53.276 --> 00:49:56.276
از تپه‌هاي اطراف درياچه كه زماني زيبا بوده‌اند...

00:49:56.596 --> 00:50:00.196
و تنها چند ثانيه طول مي کشد
...تا خرچنگ نقب زن بفهمد

00:50:00.396 --> 00:50:02.797
اون مرغ ماهي خواري که ...
...زماني ازش ميترسيد

00:50:02.996 --> 00:50:05.397
هم اکنون طعمه او شده است...

00:50:06.796 --> 00:50:09.676
پرنده زخمي سرنوشت خويش را ميداند

00:50:10.597 --> 00:50:12.797
...تلاشهاي سخت او براي فرار

00:50:12.997 --> 00:50:16.396
تنها تاکيدي بر نوميدي او براي رهايي از ...
مخمصه اي است که در ان گرفتار شده

00:50:19.277 --> 00:50:23.877
چشمهاي پراحساس و غمگين نخستينها
اولين چيزي است که بايد بيرون آورده شود

00:50:24.077 --> 00:50:26.877
...سپس به كمپانيهاي سازنده لوازم ارايشي و بهداشتي سراسر دنيا  ...

00:50:27.078 --> 00:50:31.077
براي آزمايش كردن ريمل‌ها ...
و اشك هاي مصنوعي فروخته ميشود

00:50:31.277 --> 00:50:35.197
سپس، پوست ميمونها از لاشه
...بيجان آنها كنده شده

00:50:35.398 --> 00:50:38.797
و بهم دوخته ميشود تا از آن
بالش و مبلمان راحتي تهيه شود

00:50:38.998 --> 00:50:41.478
آقاي گوره خر فكر كرد كه بره
يه نوشيدني خوب بنوشه

00:50:41.678 --> 00:50:43.277
ولي شما هيچ وقت نميدونيد كه
...چه كسي براي خوردن اومده

00:50:43.478 --> 00:50:45.798
وقتي شما در رستوران مادر طبيعت...
مشغول خوردن هستيد

00:50:45.998 --> 00:50:48.678
اون حتما صدمه ديده؛ اين عقاب كچل...
...چيكار ميخواد بكنه

00:50:48.878 --> 00:50:50.878
با چندتا لوبياي قرمز و ...
يك شراب خوب

00:50:51.078 --> 00:50:55.078
اون يه مارماهيه؛ و دوباره

00:50:55.278 --> 00:50:57.598
به نظر مي‌آيد اقاي كوروكوديل پير
...چندتا بز كوهي نياز داره

00:50:57.799 --> 00:50:59.798
تا مزه اون گوره خر شور را ...
از سقف دهانش پاك كنه

00:50:59.999 --> 00:51:03.399
اينجا نوعي نبرد آقاوار براي شرطبندي
است، كه سرمايه گذاري در آن دانسته است

00:51:03.598 --> 00:51:07.278
وقتي يك ميمون پوزه دار با يك مار كبرا مواجه ميشه
خيلي سخته كه پيشبيني كنيم كي برنده است

00:51:07.478 --> 00:51:09.679
ولي اين دفعه به نظر ميرسه كه
...اين...مار كبرا است

00:51:09.878 --> 00:51:11.999
كه روي ميمون پوزه دار
داره فشار مياره

00:51:12.199 --> 00:51:14.399
ولي آقاي جنتلمن بهتره هنوز
...پوله خودتو خرج نكني

00:51:14.599 --> 00:51:17.679
زيرا اكنون ميمون پوزه داره كه ...
برگ برنده را در دست داره

00:51:44.599 --> 00:51:46.880
!هي! هي

00:51:47.599 --> 00:51:49.480
هي!  هي !  هي!  چيكار مي‌كني؟

00:51:49.799 --> 00:51:51.800
كثافت‌ها
اين چه كوفتيه

00:51:51.600 --> 00:51:53.800
اون لودر را متوقف كنيد؛ متوقفش كنيد
لودر را متوقف كنيد

00:51:54.000 --> 00:51:56.000
هي
هي؟ چيكار مي‌كنيد

00:51:56.200 --> 00:51:57.800
ما؟ تو چيكار مي‌كني؟

00:51:58.000 --> 00:51:59.680
من تلويزيون تماشا مي‌كردم

00:51:59.880 --> 00:52:03.400
خوب، ما داريم اينجا را خراب ميكنيم
ديوانه ايد؟ من اينجا زندگي ميكنم

00:52:03.600 --> 00:52:06.280
اون تلويزيونه؟
آره، اون تلويزيونه! تلويزيونه منه

00:52:06.481 --> 00:52:09.401
خوب، تلوزيون تو اونجا چيكار مي‌كرد؟
من گفتم اينجا زندگي مي‌كنم، احمق

00:52:09.680 --> 00:52:11.401
اينجا جائيكه وسايلم را نگه ميدارم

00:52:11.600 --> 00:52:14.881
!اسم من  روي زنگ هست
هارولد كريك

00:52:15.081 --> 00:52:18.081
B-آپارتمان 2
1983 مك كارتي

00:52:19.081 --> 00:52:21.480
شما گفتيد 1983؟
بله

00:52:28.081 --> 00:52:30.081
من دقيقا مطمئن نيستم كه اين توي نقشه بود

00:52:30.281 --> 00:52:33.281
من اميدوار بودم شما بگيد اين
واقعاً يه تصادف خيلي بد بود

00:52:33.481 --> 00:52:37.001
ملاقات با مامور بيمه روزي كه
بيمه شما تموم شده، يه تصادفه

00:52:37.202 --> 00:52:40.882
دريافت يه نامه از امپراتور
كه مي‌گه شما ميتونيد به ديدن اون بريد

00:52:41.082 --> 00:52:44.202
...اما اينكه آپارتمانت را يه لودر خورده

00:52:44.482 --> 00:52:46.082
يه چيز كاملا متفاوته...

00:52:47.681 --> 00:52:51.202
هارولد، تو سرنوشت خودت را كنترل نمي‌كني

00:52:51.882 --> 00:52:54.402
ميدونم
مي‌فهمي؟

00:52:55.882 --> 00:52:57.683
بسيار خوب.با من بيا

00:52:57.882 --> 00:53:00.802
هي، تام، ميتوني تا فردا اونا بذاري باشه؟

00:53:01.402 --> 00:53:04.602
حق با تو بود
اين راوي ممكن بود خيلي ماهرانه تو را بكشه

00:53:04.683 --> 00:53:08.802
...بنابرين من خاشعانه پيشنهاد ميكنم كه شما فقط
همه چيزا فراموش كنيد و بريد زندگيتونو بكنيد

00:53:09.603 --> 00:53:13.683
برم زنديگيمو بكنم؟  من دارم زندگيمو مي‌كنم
من دوست دارم زندگيمو ادامه بدم

00:53:14.602 --> 00:53:18.883
ميدونم؛ البته؛ منظورم تمام اينها بود
با اينحال وقت زيادي برات مونده

00:53:19.083 --> 00:53:22.603
ميدوني، منظورم اينه كه،  هاوارد
دلت را به دريا بزن

00:53:22.803 --> 00:53:27.283
مي‌دوني، يه چيزي براي خودت بساز، يا فقط كتاب جنايت و مكافات را بخون

00:53:27.483 --> 00:53:31.203
به جهنم، هارولد، تو ميتوني هيچي بجز كلوچه نخوري
اگه بخواهي

00:53:31.803 --> 00:53:33.803
مشكلت چيه؟

00:53:34.004 --> 00:53:37.083
هي، من دلم نميخواد هيچي بجز كلوچه نخورم
من ميخوام زندگي كنم

00:53:37.284 --> 00:53:40.284
چه كسي در عقل سليمش
...در انتخاب بين كلوچه و زندگي

00:53:40.484 --> 00:53:41.483
كلوچه را انتخاب مي‌كنه؟...

00:53:41.684 --> 00:53:44.564
هارولد، اگر فكر كردن را كنار بذاري
...معتقدم مي فهمي

00:53:44.763 --> 00:53:46.963
كه اون واكنش بطور اجتناب ناپذيري...
...مشروط

00:53:47.164 --> 00:53:49.364
...به نوع زندگيه كه منجر به ...

00:53:50.884 --> 00:53:53.964
و، البته...
كيفيت يه كلوچه

00:53:55.884 --> 00:53:57.884
تو نمي فهمي من چي مي‌گم

00:53:59.084 --> 00:54:00.085
چرا،  مي‌فهمم

00:54:01.284 --> 00:54:04.964
ولي تو بايد درك كني كه اين
...يه فلسفه يا نظريه ادبي نيست

00:54:05.165 --> 00:54:06.964
يا داستاني براي من؛ اين زندگي منه...

00:54:07.164 --> 00:54:11.885
كاملاً؛ پس فقط برو و از اون
چيزي درست كن كه هميشه آرزوشا داشتي

00:54:19.485 --> 00:54:21.285
من هيچگاه انتظار نداشتم
--كه اونا

00:54:21.485 --> 00:54:23.365
يكي ميخواي يا دو تا؟
يكي ميخوام

00:54:23.565 --> 00:54:25.885
يكي؟
دو تا ميخوام

00:54:36.885 --> 00:54:38.565
بسيار خوب،  اينجا اتاق شماست

00:54:38.766 --> 00:54:41.366
من خوشم مياد به اينجا بگم
Sleep Pod Two (غلاف خواب دونفره)

00:54:41.965 --> 00:54:43.286
ممنونم، ديو

00:54:43.485 --> 00:54:46.966
مشكلي نيست، خوش تيپ
خيلي خوبه كه اينجا هستي

00:54:48.086 --> 00:54:51.166
چقدر تصميم داري اينجا بموني؟
مطمئن نيستم

00:54:57.166 --> 00:55:01.566
ديو،  ميتونم يه چيزي را خلاصه مطرح كنم ؟
يك سوال كاملا فرضي

00:55:02.087 --> 00:55:03.566
حتماً

00:55:04.287 --> 00:55:06.487
...اگه بدوني كه داري ميميري

00:55:07.766 --> 00:55:09.566
...احتمالاً بزودي...

00:55:09.966 --> 00:55:11.967
چيكار مي كني؟...

00:55:13.766 --> 00:55:15.566
واو! نمي دونم

00:55:16.366 --> 00:55:18.367
آيا من ثروتمندترين مرد جهانم؟

00:55:18.566 --> 00:55:20.766
نه، شما شماييد

00:55:22.367 --> 00:55:23.687
آيا من قدرت ماورايي دارم؟

00:55:24.887 --> 00:55:26.167
نه، شما شماييد

00:55:26.367 --> 00:55:30.167
ميدونم من منم
ولي آيا من قدرت ماورايي دارم؟

00:55:30.967 --> 00:55:32.687
نه ، چرا دلت مي‌خواهد كه قدرت ماورايي داشته باشي؟

00:55:32.887 --> 00:55:35.288
من نميدونم
تو گفتي فرضي بود

00:55:35.688 --> 00:55:38.688
خوب،  بله، رياضياتت واقعاً خوبه

00:55:39.088 --> 00:55:41.087
اون يه قدرت نيست، اون يه مهارته

00:55:41.688 --> 00:55:44.087
قبول، رياضيات شما خوبه
و شما نامرئي هستيد

00:55:44.288 --> 00:55:46.567
و ميدونيد كه دارين مي‌ميرين
قبول، قبول

00:55:47.888 --> 00:55:49.888
آسونه، من به اردوگاه فضايي مي‌رم

00:55:50.768 --> 00:55:52.368
اردوگاه فضايي

00:55:52.568 --> 00:55:57.568
آره، اون در آلاباما ست، اون جايي كه بچه ها
ميرند تا ياد بگيرند چطور يه فضا نورد بشن

00:55:58.288 --> 00:56:00.488
من از وقتي كه 9 سالم بود، هميشه دلم ميخواسته برم اونجا

00:56:01.489 --> 00:56:04.168
شما نامرئي هستيد
و دلتون مي‌خواهد كه به اردوگاه فضايي برويد؟

00:56:04.489 --> 00:56:06.969
من نامرئي انتخاب نشدم
شما نامرئي انتخاب شديد

00:56:07.769 --> 00:56:09.569
براي رفتن به اردوگاه فضايي
خيلي پير نيستي؟

00:56:11.089 --> 00:56:13.488
خوش تيپ، تو هيچوقت براي رفتن به
اردوگاه فضايي خيلي پير نيستي

00:56:45.170 --> 00:56:46.089
اردوگاه فضايي

00:56:47.489 --> 00:56:50.090
يكصد و بيست گيتار

00:56:50.290 --> 00:56:52.690
هفتصد و سي و دو رشته سيم

00:56:52.890 --> 00:56:55.090
دويست و پنجاه و هفت پيكاپ

00:56:55.290 --> 00:56:58.770
يكصد و هشتاد و نه پيچ صدا

00:56:59.490 --> 00:57:04.770
اينجا هارولد استود، رو در رو
با قديميترين آروزيش

00:57:05.370 --> 00:57:08.370
و ايستادن تقريبا تمام كاري بود كه هارولد انجام داد

00:57:08.770 --> 00:57:11.890
موضوع فقط راجع به پيداكردن يه گيتار نبود

00:57:12.091 --> 00:57:17.291
راجع به يافتن گيتاري بود كه چيزي راجع به هارولد بگه

00:57:17.490 --> 00:57:19.371
:متاسفانه، اين گيتار گفت

00:57:19.570 --> 00:57:23.971
وقتي به جورجيا برگردم"
"اون زن احساس مرا درك ميكنه

00:57:25.491 --> 00:57:27.571
:اين يكي  يه چيزي از ميون سيم‌هاش گفت

00:57:27.771 --> 00:57:30.771
"اوه،  آره،  اين شورت‌ها ليكرا هستند"

00:57:31.371 --> 00:57:34.091
...اينها  گفتند: "من خيلي حساسم و بسيار مهربان

00:57:34.291 --> 00:57:36.971
"و واقعاً نمي‌دونم چطور بايد گيتار زد...

00:57:41.971 --> 00:57:45.771
من پاداش يه چيزي هستم
حدس بزن چي

00:57:50.571 --> 00:57:52.572
و بعد هارولد اون را ديد

00:57:53.492 --> 00:57:56.772
يك گيتار "فندر" به رنگ سبز كف دريا
...كه بطور مخوفي صدمه ديده

00:57:56.972 --> 00:57:58.572
...داره خيره به اون نگاه مي‌كنه

00:57:58.772 --> 00:58:00.492
...علي رغم ناخوشي آشكارش

00:58:00.692 --> 00:58:03.973
گيتار با غرور و اعتقاد راسخ ...
صحبت كرد

00:58:04.172 --> 00:58:08.773
در واقع، اون بطورمستقيم به چشمهاي
:هارولد نگاه كرد و بسادگي گفت

00:58:08.972 --> 00:58:11.692
"I ROCK" (موسيقي راك)

00:58:12.573 --> 00:58:13.892
نفس بكش.مواظب باش

00:58:14.093 --> 00:58:17.973
ما يك فرد 21 ساله را داريم
با يه زخم گلوله تو سينه اش

00:58:18.893 --> 00:58:20.093
بفرماييد

00:58:20.493 --> 00:58:24.893
گلوله خوردن تو يه نبرد گانگستري؟
هارولد توي گروه گانگستري نيست

00:58:25.493 --> 00:58:27.373
اون مرد كه كت لباس فاستوني پوشيده؟

00:58:29.573 --> 00:58:32.693
اون هيچ مشكلي نداره
اون فقط دوست داره مريضا را نگاه كنه

00:58:32.893 --> 00:58:35.093
و خيلي عجيب و غريب با اهانت با اونا صحبت مي‌كنه

00:58:35.374 --> 00:58:36.773
اين فايده نداره

00:58:36.973 --> 00:58:39.494
خوب --من حتي نمي‌ دونم
چرا ما اينجاييم

00:58:39.693 --> 00:58:41.373
من فكر نمي‌كنم قرارمون اين بود كه اينجا باشيم

00:58:41.573 --> 00:58:44.773
تو گفتي من نياز به تحريك بصري دارم
منظورم يه موزه بود

00:58:44.974 --> 00:58:47.174
من احتياجي به يه موزه لعنتي ندارم
من يه عليل مي‌خوام

00:58:47.373 --> 00:58:49.374
تو خودت عليلي

00:58:49.894 --> 00:58:52.374
درست مي‌گي؛ مشكل اينه كه
...اين افراد نمرده اند

00:58:52.574 --> 00:58:54.574
...اونا فقط بشدت زخمي شده‌اند

00:58:55.293 --> 00:58:58.174
ببخشيد
مرده ها كجاند؟

00:58:59.574 --> 00:59:02.494
بيشتر اين افراد
مريض يا زخمي اند

00:59:02.694 --> 00:59:04.574
منا به اشتباه ننداز كه كدوم يكي بهتره

00:59:04.774 --> 00:59:07.374
ولي اونا دارند بهتر ميشن
كه واقعا به من كمك نميكنه

00:59:07.574 --> 00:59:10.974
راهي هست كه بشه افرادي
كه بهتر نمي‌شند را ديد؟

00:59:11.175 --> 00:59:12.094
ببخشيد؟

00:59:12.294 --> 00:59:15.494
اگه ممكنه، من ميخوام كسايي كه زنده نمي‌مونند را ببينم

00:59:15.695 --> 00:59:17.374
ميدونيد، افرادي كه بدون شك مي‌ميرند

00:59:17.575 --> 00:59:20.295
متاسفم
چيزي شما را اذيت ميكنه؟

00:59:22.775 --> 00:59:24.895
فقط موانع يه نويسنده

00:59:32.695 --> 00:59:34.776
...با هر مضراب زشتي

00:59:34.975 --> 00:59:38.495
هارولد كريك در اين خصوص که...
...او کي بود

00:59:38.695 --> 00:59:42.375
چي ميخواست...
و چرا زنده بود، مصمم‌تر مي‌شد.

00:59:43.575 --> 00:59:46.495
هارولد ديگه تنهايي غذا نخورد

00:59:46.696 --> 00:59:49.895
اون ديگه دفعات مسواك زدن را نمي‌شمرد

00:59:50.096 --> 00:59:52.495
هارولد، مي‌بينمت
اون ديگه كراوات نزد

00:59:52.696 --> 00:59:53.696
خدا حافظ ، ديو

00:59:53.976 --> 00:59:58.976
و بنابراين، ديگه نگران زماني كه
طول ميكشيد تا اون را بپوشه نبود

01:00:01.176 --> 01:00:05.176
اون ديگه تعداد قدمهاشا تا رسيدن به ايستگاه اتوبوس نشمرد

01:00:07.697 --> 01:00:12.976
در عوض، كارهايي را كه قبلاً از
اونا وحشت داشت انجام داد

01:00:13.177 --> 01:00:16.256
...اون كارهايي بود كه از دوشنبه تا جمعه به اونها بي‌توجه بود

01:00:16.496 --> 01:00:19.697
در طول سالهاي زياد...

01:00:19.857 --> 01:00:22.177
...اون ترانه‌هاي بيرحم

01:00:22.377 --> 01:00:26.657
گروههاي پانك-راك بيشماري بود، كه به او ميگفتند كه پيش بتازد

01:00:27.056 --> 01:00:30.497
هارولد كريك زندگيش را سپري كرده بود

01:00:39.658 --> 01:00:42.457
اما با وجود اين زندگيش را احيا كرد

01:00:42.658 --> 01:00:46.778
اميدش را باز يافت و  بتدريج ...
...علت چند زخم چركي بد  قديمي را درك كرد

01:00:46.977 --> 01:00:50.058
سفر هارولد هنوز كامل نشده بود...

01:00:50.978 --> 01:00:56.858
و  ساعت مچي هارولد به اون اجازه نميداد
فرصت ديگه اي را از دست بدهد

01:01:05.778 --> 01:01:07.378
دوشيزه پاسكال؟

01:01:07.658 --> 01:01:10.379
دوشيزه پاسكال؟
آقاي كريك

01:01:11.059 --> 01:01:13.578
سلام
سلام

01:01:13.978 --> 01:01:16.578
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:16.779 --> 01:01:18.778
خوشحالم به شما رسيدم

01:01:19.579 --> 01:01:20.858
اوو، آره ؟ چرا؟

01:01:22.179 --> 01:01:25.579
چون ميخواستم اينا  را
براي شما بيارم

01:01:27.259 --> 01:01:29.458
واقعاً
آره

01:01:29.659 --> 01:01:34.059
پس شما نمي‌تونيد هديه قبول كنيد
ولي مي‌تونيد هديه بديد

01:01:34.979 --> 01:01:36.059
---گوش كنيد
من نميدونم

01:01:36.379 --> 01:01:38.780
اين يه كمي متناقض بنظر ميرسه
اينطور نيست، آقاي كريك؟

01:01:38.979 --> 01:01:40.179
خيلي متناقضه ، بله

01:01:40.379 --> 01:01:42.779
بهتون ميگم كه چيه
من اونها را مي‌خرم

01:01:42.979 --> 01:01:44.380
نه
...نه، نه، نه، واقعاً

01:01:44.579 --> 01:01:46.980
من خوشم مياد اونا را بخرم...
اونا چي‌ هستند؟

01:01:47.979 --> 01:01:49.379
آرد

01:01:49.980 --> 01:01:53.460
چي؟
من براي شما آرد خريدم

01:02:04.260 --> 01:02:08.261
و تمام راه، تا اينجا اونا را آوردي؟

01:02:09.980 --> 01:02:15.060
دوشيزه پاسكال، من عجيب و غريب بودم
و ميدونم كه اينجوري بودم

01:02:16.181 --> 01:02:18.980
و من شما را مي‌خوام

01:02:19.461 --> 01:02:21.981
چي؟
دلايل بسياري وجود داره

01:02:22.181 --> 01:02:25.261
تجلي هاي بسيار زيادي در زندگي من وجود داره
...كه به من مي‌گند

01:02:25.461 --> 01:02:27.061
...گهگاهي بطور دقيق...

01:02:27.261 --> 01:02:30.061
كه من بايد بيام اينجا...
...و اينا را براتون بيارم

01:02:31.181 --> 01:02:33.461
ولي من اينكار را ميكنم...
چونكه شما را ميخوام

01:02:34.581 --> 01:02:36.382
شما منا مي‌خوايد؟

01:02:36.861 --> 01:02:39.461
بدون شك

01:02:42.262 --> 01:02:47.462
... آيا قانون خيلي واضح و محرزي

01:02:47.661 --> 01:02:51.381
در مورد دوستي وجود نداره؟

01:02:51.582 --> 01:02:53.782
دستور العمل بازرسي؟
آره

01:02:53.981 --> 01:02:56.182
آره ، اما اهميتي نمي‌دم

01:02:56.782 --> 01:02:59.982
چرا؟
چونكه من تورا مي‌خوام

01:03:05.462 --> 01:03:06.462
...خوب

01:03:08.662 --> 01:03:11.582
ممكنه يه لطفي بكني اونا را يه كم  ديگه بياري...

01:03:12.463 --> 01:03:13.782
باشه

01:03:16.583 --> 01:03:17.982
بسيار خوب

01:03:31.783 --> 01:03:33.583
براي خودت نشونه گذاشتي

01:03:33.783 --> 01:03:35.983
نه، تو ذهنم نگهشون داشتم

01:03:36.183 --> 01:03:40.263
آبيه ،  اون آرد جو
اون يكي چيه؟

01:03:40.463 --> 01:03:41.783
نارنجيه؟
آره

01:03:41.983 --> 01:03:43.584
فراموش كردم

01:03:44.183 --> 01:03:45.183
همينجاست

01:03:48.784 --> 01:03:50.464
ميخواي بياي بالا؟

01:03:52.984 --> 01:03:55.464
به خونت؟
آره

01:03:57.184 --> 01:03:59.064
حدس مي‌زنم بتونم بيام

01:03:59.264 --> 01:04:03.184
آيا بخاطر همين و چيزاي ديگه نبود كه آرد گرفتي؟

01:04:04.664 --> 01:04:08.864
صادقانه بگم، من فقط خيلي با خودم فكر كردم تا اينكه
به اين نتيجه رسيدم كه، تو را مي‌خوام

01:04:09.864 --> 01:04:11.865
...گوش كن آقاي كريك

01:04:12.864 --> 01:04:14.384
فكر كنم از شما خوشم مي ياد...

01:04:15.265 --> 01:04:20.585
و قبل از اينكه  كاري شتابزده كنم
دوست دارم مطمئن بشم

01:04:22.064 --> 01:04:24.185
من مي‌خواهم شما بيايد بالا

01:04:25.785 --> 01:04:27.585
من نجابت را رعايت ميكنم

01:04:28.785 --> 01:04:30.185
عاليه

01:04:33.465 --> 01:04:34.865
آره، بهر حال اون ديوانه بود

01:04:35.065 --> 01:04:38.785
اون وقتي كه سعي داشت قرارداد را مهر كنه گرفتار شد

01:04:38.985 --> 01:04:41.785
نه، نه

01:04:46.386 --> 01:04:47.665
خوب بود؟

01:04:48.265 --> 01:04:49.185
ممنون

01:04:49.386 --> 01:04:51.866
خواهش مي‌كنم
مي‌تونم كمكت كنم

01:04:52.065 --> 01:04:55.266
نه، نه، مي‌خوام اونا را توي ظرف شور بذارم
برو بشين روي مبل

01:05:05.066 --> 01:05:06.386
خوب، گيتار ميزني؟

01:05:06.786 --> 01:05:09.266
چي؟
گيتار مي زني؟

01:05:09.986 --> 01:05:14.267
وحشتناكه!يكي اونا در عوض يه
كيك عروسي به من داد

01:05:14.466 --> 01:05:18.067
به اين معنيه كه حالا بايد اونا به ماليات‌هام اضافه كنم؟

01:05:18.266 --> 01:05:22.786
نه؛ من اون را در گزارش نهاييم ارايه نمي‌كنم
اوه، ممنون

01:05:23.667 --> 01:05:25.067
تو مي‌زني؟

01:05:25.266 --> 01:05:26.786
در حقيقت، نه! من فقط يه آهنگ بلدم

01:05:26.987 --> 01:05:28.387
اوه ، بزنش

01:05:28.587 --> 01:05:30.787
نه ، من اونا واقعاً خوب بلد نيستم

01:05:30.987 --> 01:05:33.867
نه ، يالا! قول ميدم بهت نخندم
بزن

01:05:34.067 --> 01:05:36.267
نه، نه، نه!شايد يه وقت ديگه

01:05:36.467 --> 01:05:37.987
باشه

01:08:03.552 --> 01:08:04.872
دوشيزه پاسكال؟

01:08:05.352 --> 01:08:08.552
..من
من مي‌دونم

01:08:08.753 --> 01:08:10.673
من هم تو را مي خوام

01:08:30.673 --> 01:08:36.273
زندگي هارولد پر از لحظات مهم و عادي بود

01:08:36.473 --> 01:08:41.753
ولي براي هارولد، اين لحظات
...كاملاً غيرقابل تشخيص باقي موند

01:08:41.953 --> 01:08:43.673
به استثناي اين يكي...

01:08:44.274 --> 01:08:49.153
و آنا يه آه ملايم كشيد
و تو بغل اون خزيد

01:08:49.354 --> 01:08:51.473
...هارولد يه جايي توي قلبش فهميد ...

01:08:51.753 --> 01:08:54.473
كه يكي از اون لحظات مهمه...

01:08:54.753 --> 01:08:58.553
فهميد كه آنا عاشق اون شده

01:09:01.074 --> 01:09:02.954
پروفسور هيلبرت؛ اين يه كمديه

01:09:03.154 --> 01:09:04.874
چي؟
يه كمدي

01:09:05.554 --> 01:09:09.554
اون زن، زني كه از من متنفر بود
آنا پاسكال؟

01:09:09.754 --> 01:09:11.874
...ديشب
آره؟

01:09:12.074 --> 01:09:13.674
اون عاشق من شده

01:09:13.874 --> 01:09:15.675
اون ؟
شبيه يه معجزه‌ست

01:09:15.874 --> 01:09:18.155
اون صدا هم نصفه هاي شب، اين قضيه را تاييد كرد

01:09:18.354 --> 01:09:19.755
خوب، شگفت انگيزه، هارولد

01:09:19.954 --> 01:09:23.075
منظورم اينه كه، اين كاملاً ليست من را باطل ميكنه
ولي اين فوق العاده است

01:09:23.274 --> 01:09:24.354
چه ليستي؟

01:09:24.555 --> 01:09:26.755
چندين نويسنده در قيد حيات هستند كه
...كه كارهاي قبلي اونها

01:09:26.954 --> 01:09:29.675
به نظر ميرسه اونها را براي...
...نوشتن داستان تو

01:09:29.875 --> 01:09:32.555
بر اساس معيارهايي كه ...
من و شما قبلا تعيين كرده ايم، كانديد مي كنه

01:09:32.755 --> 01:09:36.955
اگه راوي شما در قيد حيات باشه
توي اين ليسته

01:09:37.675 --> 01:09:40.555
ولي حالا به نظر ميرسه كه اين ليست
برايت كاربرد كمي داره

01:09:40.755 --> 01:09:42.755
حالا كه شما تصميم  داري از اين به بعد را
خوشحال زندگي كني

01:09:42.955 --> 01:09:47.555
اوه، عاليه، اين خانم، كارن ايفل
يكي از نويسنده هاي محبوب منه

01:09:47.756 --> 01:09:49.075
سلام
سلام

01:09:49.276 --> 01:09:51.355
چه تراژديهاي زيباييي؛ خيلي زيبا
...بهر حال

01:09:51.555 --> 01:09:56.076
اجازه بده سريع اين ليست را ...
براي اطمينان برات كپي كنم

01:09:57.876 --> 01:10:00.275
نويسنده جامعه ستيز

01:10:00.476 --> 01:10:03.076
من فقط مي‌خوام تشكر كنم
البته

01:10:03.556 --> 01:10:07.476
گوش كن، لطفا، اگه دوباره صداي راوي
را شنيدي بايد به من بگي

01:10:07.676 --> 01:10:09.156
فقط جهت معلومات شخصي خودم

01:10:09.356 --> 01:10:10.876
باشه

01:10:13.476 --> 01:10:15.956
Death and taxes خوب ، اسمش را گذاشتم مرگ و ماليات

01:10:16.157 --> 01:10:18.956
واو، مي دوني، من اهل تگزاسم

01:10:19.157 --> 01:10:22.676
Taxes (نه، تگزاس نه (تكسيس

01:10:22.877 --> 01:10:25.077
Death and taxes مرگ و ماليات
Death and taxes مرگ و ماليات

01:10:25.276 --> 01:10:27.277
Taxes ماليات
مثل همون گفته‌ي بنجامين فرانكلين

01:10:27.476 --> 01:10:29.277
دقيقاً همينطوره

01:10:29.477 --> 01:10:31.477
بهتون گفته باشم كه اين خانم يه منبع خلاقيته

01:10:31.677 --> 01:10:35.157
به ما بگيد، كتاب بعدي در مورد چيه؟

01:10:35.357 --> 01:10:37.877
در مورد بهم پيوستگيه

01:10:39.157 --> 01:10:41.757
دورنماي قطعي مرگ

01:10:41.958 --> 01:10:43.677
جزئيات شكل رفتاري يه مرد

01:10:43.878 --> 01:10:45.757
اوه، خداي من، اون خودشه
چي؟

01:10:45.957 --> 01:10:48.958
اون صدا؛ اون راويه
نه،  نمي‌تونه درست باشه

01:10:49.157 --> 01:10:50.878
نه،  مطمئنم

01:10:51.077 --> 01:10:53.478
هارولد، اين مصاحبه مال يك دهه قبله

01:10:53.677 --> 01:10:56.358
من فكر نمي كنم كسي ديگه واقعاً اين روزها از اين چيزهاي تزئيني روي سرآستين بزنه

01:10:56.557 --> 01:10:58.278
اون خودشه

01:10:58.478 --> 01:11:01.158
اون بريتانياييه؟
خودشه

01:11:01.358 --> 01:11:04.078
كارن ايفل؟
پروفسور هيلبرت، من اين صدا را مي شناسم

01:11:05.558 --> 01:11:06.478
!چرنده

01:11:07.278 --> 01:11:09.558
مشكل چيه؟
اول از همه، اون در فهرست من نيست

01:11:09.758 --> 01:11:14.478
...فكر كنم بايد به لهجه‌ش اشاره ميكردي و اون نمي

01:11:15.758 --> 01:11:16.758
اون مردم را مي‌كشه

01:11:17.958 --> 01:11:20.479
چي؟
---اون در هر كتاب

01:11:20.678 --> 01:11:23.158
---تمام كتابها درباره
اونا مي ميرند؛ اونا را مي‌كشه

01:11:23.359 --> 01:11:26.359
كي را مي‌كشه؟
قهرمان‌ها را

01:11:26.558 --> 01:11:28.959
چهار سياه پوش! اون چيه؟

01:11:29.158 --> 01:11:31.759
اين راجع به دختريه كه چندين عضو
...خونواده‌اش را از دست داد

01:11:31.959 --> 01:11:33.558
سريع و پشت سر هم...

01:11:33.759 --> 01:11:34.959
اون كجاست؟

01:11:35.159 --> 01:11:40.279
مفقودالاثره؛ باور كن
من قبلا توي يه كلاس در مورد اون درس دادم

01:11:40.479 --> 01:11:43.759
به اون چند تا نامه نوشتم
حدس مي‌زنم اون يه تارك دنياست؛ گوشه نشينه

01:11:43.960 --> 01:11:47.159
اينجا؛ اينجا اين آخرين كتابيه كه اون نوشته

01:11:47.359 --> 01:11:50.479
به كپي رايت نگاه كن، 10 ساله كه هيچي منتشر نكرده

01:11:50.680 --> 01:11:52.960
اون از اين شهر شناخت داره
اينجا زندگي مي‌كنه؟

01:11:53.159 --> 01:11:54.679
--يه وقتي زندگي مي كرد، بله، ولي حدس مي‌زنم كه

01:11:54.880 --> 01:11:57.880
انتشارات بانكر؛ شماره 2267 خيلبان والاس
اين ناشر اونه؟

01:11:58.080 --> 01:12:01.160
تو گوش نميكني، من گفتم حتي
--اگه پيداش  كني اون نمي

01:12:01.360 --> 01:12:02.759
از كمكتون ممنونم

01:12:02.960 --> 01:12:04.760
اون فقط تراژدي مي‌نويسه

01:12:04.959 --> 01:12:06.360
من به خدا اعتقاد ندارم

01:12:34.481 --> 01:12:37.361
خوب،  داره براي اون آرد مياره

01:12:48.962 --> 01:12:51.562
كي، كجا بودي؟

01:12:52.561 --> 01:12:55.481
...رفتم بيرون سيگار بخرم

01:12:55.682 --> 01:12:58.481
و فهميدم  كه ...
چطوري هارولد كريك را بكشم

01:12:59.682 --> 01:13:01.081
سيگار خريدن؟

01:13:01.282 --> 01:13:04.682
---بيرون كه بودم
...وقتي از فروشگاه اومدم بيرون

01:13:04.962 --> 01:13:07.282
بهم الهام شد...

01:13:07.882 --> 01:13:09.162
چه جوري؟

01:13:09.362 --> 01:13:11.682
خوب، پني
...مانند هر چيزي كه ارزش نوشتن داره

01:13:11.882 --> 01:13:14.962
اين فكر بطور غير قابل توضيح و ...
بدون هيچ روشي به ذهنم رسيد

01:13:15.162 --> 01:13:18.362
صحيح! بعد چي شد؟

01:13:19.242 --> 01:13:23.442
اين كامل و بي‌عيبه، در حقيقت نمي‌تونم باور كنم كه قبلاً بهش فكر نكرده بودم

01:13:23.643 --> 01:13:26.563
...ساده است،  كنايه‌آميز

01:13:27.083 --> 01:13:29.243
...احتمالاً مايه دل شكستگي

01:13:30.562 --> 01:13:31.883
اينه؟

01:13:32.283 --> 01:13:33.243
بله

01:13:33.442 --> 01:13:36.283
اونا را روي برگه‌هاي حقوقي نوشتيد؟
توي اتوبوس

01:13:37.962 --> 01:13:39.243
خوب، بعدش

01:13:42.643 --> 01:13:47.043
خوب بنابراين، امروز تمومش مي‌كنم

01:13:49.163 --> 01:13:50.964
به ناشرها خبر مي‌دم تا بدونند

01:13:51.644 --> 01:13:53.643
مي‌رم وسايلم را جمع كنم

01:13:53.844 --> 01:13:55.843
درك  مي‌كنم

01:14:11.964 --> 01:14:14.444
سلام، سلام، سلام
ممكنه كمكتون كنم؟

01:14:14.644 --> 01:14:16.644
مي‌خواهم با كارن ايفل صحبت كنم

01:14:16.844 --> 01:14:18.244
متاسفم؟
كارم ايفل

01:14:18.444 --> 01:14:20.644
اون يكي از نويسنده گان شماست
مي‌خواهم با اون صحبت كنم

01:14:20.845 --> 01:14:22.765
خوب، آقا، اون اينجا نيست

01:14:22.964 --> 01:14:26.045
نه ، نه ، مي دونم؛ بايد اون را پيدا كنم
بايد بدونم اون كجاست

01:14:26.244 --> 01:14:27.565
ما فقط ناشريم

01:14:27.764 --> 01:14:31.565
درسته؛ البته؛ اما بايد راهي باشه
كه من بتونم با اون تماس بگيرم

01:14:32.164 --> 01:14:34.365
ما آدرسي كه نامه هاي طرفداراش به
اون فرستاده مي‌شه را داريم

01:14:34.565 --> 01:14:36.845
نه، من نمي‌تونم نامه بفرستم؛ فوريه

01:14:37.565 --> 01:14:38.765
اونا از كجا مي شناسيد؟

01:14:39.845 --> 01:14:42.445
من برادرشم
برادر اون؟

01:14:43.045 --> 01:14:45.965
شوهر خواهرش(brother-in-law)
اون خواهر داره؟

01:14:46.765 --> 01:14:49.045
نه ، من با برادر اون ازدواج كردم

01:14:49.966 --> 01:14:52.566
تو اين ايالت نه؛ يه ايالت ديگه

01:14:54.565 --> 01:14:57.845
آقا، من دارم مجبور مي‌شم
كه به شما بگم اينجا را ترك كنيد

01:14:58.046 --> 01:15:00.366
نه، باشه؛ گوش كنيد

01:15:02.166 --> 01:15:07.166
من يكي از شخصيت‌هاي اونم؛ جديدم
من توي كتاب جديدشم

01:15:07.366 --> 01:15:11.766
و اون قصد داره من را بكشه
در واقعيت نه؛ در كتاب

01:15:11.966 --> 01:15:15.566
ولي من فكر كنم اين قضيه واقعا منو مي‌كشه
...بنابراين من مي‌خواهم با اون صحبت كنم

01:15:15.766 --> 01:15:17.966
و از اون بخوام كه اينكار رو متوقف كنه...

01:15:31.566 --> 01:15:34.367
سلام، هارولد؛ پلوور قشنگيه

01:15:37.566 --> 01:15:38.967
سلام ، هارولد؛ تلفن ها خرابند

01:15:39.167 --> 01:15:40.847
هي، هارولد، 19 درصد از 4632...؟

01:15:45.167 --> 01:15:47.447
هي، هارولد، از تعطيلات برگشتي؟

01:15:47.647 --> 01:15:50.047
هي، سرحال به نظر ميرسي

01:15:50.848 --> 01:15:53.247
وحشت زده نگاه مي‌كنه
آره، در به داغونه

01:15:54.847 --> 01:15:56.767
هر جايي‌ كه رفته بوده؛ من يكي نمي‌خوام  برم

01:15:56.967 --> 01:15:58.248
من را براي اونجا ننويس

01:16:01.567 --> 01:16:02.768
اون اصلاً به من محل نمي‌ذاره

01:16:06.448 --> 01:16:08.167
ببين!حالا اينا نگاه كن
داره مي‌ره

01:16:08.448 --> 01:16:09.568
وقتي كه باهامون بودي خوب بود

01:16:33.169 --> 01:16:35.969
اوه، خوش تيپ، تلفنها قطع‌اند
مي‌تونم موبايلت را قرض كنم؟

01:16:36.169 --> 01:16:38.369
خط دهي پايينه
لعنتي

01:16:38.649 --> 01:16:41.049
روبه‌راهي؟
ديو، من به كمكت احتياج دارم

01:16:41.369 --> 01:16:43.969
حتماً، موضوع چيه؟
ميتوني يه كمي پول خرد به من بدي؟

01:16:47.370 --> 01:16:50.370
چند لحظه بعد، هارولد متوجه شد
...كه داره در عرض ميدون عمومي مي‌دوه

01:16:50.569 --> 01:16:52.570
بطرف نزديكترين تلفن سكه‌اي...

01:16:55.850 --> 01:16:57.449
بالاخره‌، اونا پيدا كرد

01:16:59.850 --> 01:17:02.769
ولي وقتي هارولد نزديك تلفن شد
...ديد كه توسط

01:17:02.970 --> 01:17:06.250
يك پيرمرد  هشتاد ساله كه مصممه...
...با دخترش در دنور صحبت كنه اشغال شده

01:17:06.449 --> 01:17:08.570
و براش مهم نيست كه چه مدت طول ميكشه...

01:17:08.770 --> 01:17:11.050
...خوشبختانه، هارولد يه مركز تلفن را

01:17:11.249 --> 01:17:13.050
در تونل مترو خيابان ششم بخاطر آورد...

01:17:13.250 --> 01:17:16.650
اسم نوزادم خانم اپستين نيست
اسم دخترم خانم اپستينه

01:17:34.570 --> 01:17:36.971
اولين تلفن بوق نمي‌خورد

01:17:38.051 --> 01:17:39.851
...دومي به نظر مي‌رسيد با مقداري  ترشحات تازه

01:17:40.051 --> 01:17:41.851
تف مالي شده باشه...

01:17:44.251 --> 01:17:46.371
...هارولد با سومي شماره‌گيري كرد

01:17:46.571 --> 01:17:51.251
و با دقت هر شماره را فشار مي داد ...
تا از صحت اون اطمينان پيدا كنه

01:18:12.772 --> 01:18:14.172
!اونا جواب نده

01:18:14.372 --> 01:18:16.252
مگه بهم نگفتيد اين تلفن هيچ وقت زنگ نمي---؟

01:18:44.453 --> 01:18:46.773
سلام؟
شما كارن ايفل هستيد

01:18:46.973 --> 01:18:48.573
بله
اسم من هارولد كريكه

01:18:48.774 --> 01:18:50.973
من مطمئنم كه شما داريد يه داستان
راجع به من مي‌نويسيد

01:18:51.973 --> 01:18:55.773
متاسفم؟
اسم من هارولد كريكه

01:18:56.454 --> 01:18:58.973
اين يه شوخيه؟
نه

01:18:59.174 --> 01:19:02.253
نه من براي آي.آر.اس كار ميكنم
دوشيزه ايفل، اسم من هارولد كريكه

01:19:02.454 --> 01:19:05.854
وقتي، سر كار، سراغ پرونده‌ها مي‌رم
صداي يه اقيانوس ژرف و بي‌پايان را مي‌شنوم

01:19:06.054 --> 01:19:08.854
!-اوه،  خد‌‌
دوشيزه ايفل؟

01:19:09.854 --> 01:19:11.374
الو؟

01:19:11.574 --> 01:19:13.774
دوشيزه ايفل؟ الو؟

01:19:21.054 --> 01:19:22.254
اجازه بده بياد تو

01:19:34.975 --> 01:19:36.254
سلام

01:19:36.775 --> 01:19:37.855
سلام

01:19:39.055 --> 01:19:40.774
من پني ام؛ دستيار كاترين هستم

01:19:40.975 --> 01:19:43.855
اوه، من هارولدم؛ شخصيت اصلي اون

01:20:02.256 --> 01:20:03.855
اوه، خداي من

01:20:07.655 --> 01:20:09.256
اوه، خداي من

01:20:10.656 --> 01:20:12.256
اوه، خداي من

01:20:17.456 --> 01:20:18.736
دوشيزه ايفل؟

01:20:19.136 --> 01:20:22.336
موهات؛ چشمات

01:20:23.656 --> 01:20:25.136
انگشتات

01:20:27.456 --> 01:20:29.336
كفشات

01:20:32.457 --> 01:20:33.657
سلام

01:20:37.856 --> 01:20:39.857
من هارولد كريكم

01:20:40.657 --> 01:20:42.337
مي‌دونم

01:20:44.337 --> 01:20:45.537
چطوري من را پيدا كردي؟

01:20:46.537 --> 01:20:49.937
ما شما را حدود يه ذره بيشتر از 10 سال پيش
...حسابرسي كرديم

01:20:50.137 --> 01:20:52.137
شماره شما توي پرونده بود...

01:20:52.338 --> 01:20:57.057
متاسفم
ولي بطور باورنكردني عجيبه

01:20:57.258 --> 01:20:58.857
چيز جديدي بهم نمي‌گيد

01:20:59.537 --> 01:21:01.658
فكر نكردي كه ديوانه‌اي؟

01:21:02.338 --> 01:21:03.858
تقريباً

01:21:04.057 --> 01:21:07.538
اما بعد از اون در مورد همه‌چي درست مي‌گفتي
دقيقاً همه‌چي

01:21:07.858 --> 01:21:09.937
و بعد گفتيد
"اون يه ذره هم نمي‌دونست"

01:21:10.258 --> 01:21:14.338
اون يه ذره هم نمي‌دونست؟
آره؛ اين يه داناي كله

01:21:14.938 --> 01:21:16.138
يا مسيح

01:21:16.338 --> 01:21:19.738
به عبارت ديگه به اين معنيه، خوب، شما
كس ديگه‌اي را علاوه بر من مي‌شناسيد

01:21:20.138 --> 01:21:22.738
حداقل اين چيزيه كه
پروفسور هيلبرت گفت

01:21:22.939 --> 01:21:25.058
پروفسور هيلبرت؟

01:21:25.338 --> 01:21:27.059
پروفسور جولز هيلبرت؟
آره

01:21:28.338 --> 01:21:30.258
آره ،  اون عاشق كتاباي شماست

01:21:31.139 --> 01:21:34.139
--من عاشق نامه‌هاي اونم؛ من نمي

01:21:34.338 --> 01:21:36.339
بنابراين شما مي‌فهميد كه چرا
...من مجبور بودم شما را پيدا كنم

01:21:36.538 --> 01:21:39.739
و ازتون بخوام كه من را نكشيد...
چي؟

01:21:40.258 --> 01:21:43.139
منظورم اينه كه،  معلومه شما هنوز پايان را ننوشته ايد

01:21:44.139 --> 01:21:45.139
...هارولد

01:21:45.339 --> 01:21:49.539
منظورم اينه كه، الان با توجه به اينكه شما من را ملاقات
...كرده‌ايد و مي‌بينيد كه من وجود دارم

01:21:49.739 --> 01:21:51.740
ديگه قصد كشتن من را نداريد، درسته؟...

01:21:54.659 --> 01:21:56.339
نوشته‌ايد؟

01:21:56.859 --> 01:21:58.460
---من مي‌تونم
نه

01:21:58.659 --> 01:22:00.139
نوشته‌ايد؟
يه نماي كلي دارم

01:22:00.739 --> 01:22:02.540
باشه!ولي اين فقط يك طرح كليه، درسته؟

01:22:02.739 --> 01:22:04.340
آره ، تقريبا
تقريبا؟

01:22:04.539 --> 01:22:06.140
فقط تايپ نشده
تايپ نشده!؟

01:22:06.339 --> 01:22:07.860
ممكنه خوب باشه
اين يعني چه؟

01:22:08.060 --> 01:22:11.460
متاسفم، من دارم سعي ميكنم يه كتاب بنويسم
منظورت چيه كه خوب باشه؟

01:22:11.659 --> 01:22:13.660
منظورتون اينه كه متاسفيد؟
كاترين

01:22:13.860 --> 01:22:15.660
اجازه بده اونا بخونه

01:22:18.460 --> 01:22:20.260
اجازه بده اونا بخونه

01:22:35.061 --> 01:22:37.541
اون را پيدا كردي؟
آره

01:22:37.941 --> 01:22:41.341
و؟
من ممكنه الان مرده باشم

01:22:41.541 --> 01:22:43.340
فقط تايپ نشده...

01:22:44.341 --> 01:22:45.341
اونه؟

01:22:47.461 --> 01:22:48.741
خونديش؟

01:22:48.941 --> 01:22:51.261
سعي كردم، ولي نتونستم

01:22:52.741 --> 01:22:54.741
مجبوري بخونيش

01:22:55.262 --> 01:22:57.862
شما بايد به من بگيد كه بايد چكار كنم يا چكار نكنم

01:22:58.341 --> 01:23:00.862
...اي كاش بتونم جلوش را بگيرم

01:23:02.261 --> 01:23:04.142
اگه شانس بيارم...

01:23:04.662 --> 01:23:06.141
خواهش مي‌كنم

01:23:12.942 --> 01:23:14.462
باشه

01:23:15.062 --> 01:23:16.262
باشه

01:23:55.143 --> 01:23:57.263
و اين يونيفورم شماست

01:23:58.464 --> 01:24:01.263
برو بسلامت؛ بنتا بيرونه، بعداً كمدتون را بهتون واگذار ميكنه

01:24:03.463 --> 01:24:06.343
ركاب بزن
من حاضرم

01:25:03.665 --> 01:25:05.345
پروفوسور هيلبرت؟

01:25:07.265 --> 01:25:09.546
سلام هارولد
سلام

01:25:11.466 --> 01:25:12.746
خسته بنظر مي رسي

01:25:13.545 --> 01:25:15.865
نه، نه، فقط آرومم

01:25:19.266 --> 01:25:21.146
هارولد، متاسفم

01:25:24.866 --> 01:25:26.547
تو بايد بميري

01:25:27.546 --> 01:25:28.747
چي؟

01:25:28.946 --> 01:25:31.467
اين شاهكارشه

01:25:33.746 --> 01:25:38.946
...اين احتمالاٌ مهمترين داستان دوران سراسيمه زندگي اونه

01:25:39.147 --> 01:25:42.867
و اين به هيچ وجه خوب نيست مگر اينكه تو در اخر فيلم بميري...

01:25:43.947 --> 01:25:45.747
...من به كرات اونا خوندم

01:25:45.947 --> 01:25:49.547
و ميدونم كه چقدر شنيدنش براي تو سخته

01:25:53.667 --> 01:25:56.868
شما از من  ميخواين كه
دونسته با مرگم روبرو بشم؟

01:25:57.948 --> 01:25:59.667
بله

01:26:01.147 --> 01:26:02.748
واقعا؟

01:26:03.747 --> 01:26:05.068
بله

01:26:14.748 --> 01:26:19.268
...من فكر كردم  شما
من فكر كردم شما يه راهي پيدا مي‌كنيد

01:26:20.348 --> 01:26:21.668
متاسفم ، هارولد

01:26:24.468 --> 01:26:29.068
نمي تونيم يه تلاشي بكنيم و ببينيم كه مي تونه اونا تغيير بده يا نه؟

01:26:29.268 --> 01:26:31.669
نه
نه؟

01:26:31.868 --> 01:26:33.268
...هارولد

01:26:34.149 --> 01:26:37.469
در روند كلي اين مهم نيست...

01:26:39.668 --> 01:26:42.428
!چرا ،  مهمه
نه

01:26:44.549 --> 01:26:46.549
من ميتونم تغييرش بدم

01:26:48.749 --> 01:26:50.869
من مي تونم كارما ول كنم

01:26:51.029 --> 01:26:53.749
من مي‌تونم با آنا فرار كنم

01:26:54.149 --> 01:26:56.749
ميتونم يه نفر ديگه باشم

01:26:57.549 --> 01:26:59.670
هارولد ،  به من گوش كن

01:26:59.830 --> 01:27:02.229
من نمي تونم الان بميرم

01:27:04.870 --> 01:27:07.350
اين زمان‌بندي خيلي بديه

01:27:09.749 --> 01:27:12.830
هيچ كس تمايل به مردن نداره،  هارولد
...ولي متاسفانه ما مي ميريم

01:27:14.750 --> 01:27:16.230
هارولد...

01:27:16.950 --> 01:27:18.830
هارولد، به من گوش كن

01:27:21.030 --> 01:27:24.150
هارولد، تو يه روزي يه جاي مي ميري

01:27:24.350 --> 01:27:26.550
نارسايي قلبي در بانك

01:27:27.030 --> 01:27:29.230
خفه شدن توي يك معدن طلا

01:27:30.150 --> 01:27:33.431
كمي طولاني تر، در اثر يه بيماري مزمن توي تعطيلات تموم مي كني

01:27:33.630 --> 01:27:37.430
تو  در آينده مي ميري؛ تو حتماً مي‌ميري

01:27:38.231 --> 01:27:41.751
حتي اگه از اين مرگ جلوگيري كني
يه مرگ ديگه تو را پيدا مي كنه

01:27:41.950 --> 01:27:47.751
...و من تضمين مي كنم كه اون به اين اندازه شاعرانه يا معني دار نيست

01:27:48.151 --> 01:27:50.151
كه اون نوشته...

01:27:53.431 --> 01:27:55.351
...متاسفم

01:27:56.551 --> 01:27:59.231
ولي اين سرشت تمام تراژديهاست...
هارولد

01:28:00.231 --> 01:28:04.031
قهرمان مي ميره
ولي داستان براي هميشه زنده مي مونه

01:28:42.553 --> 01:28:46.753
درست اونجا يه صندلي خالي هست
نه ، من ميخوام اينجا بشينم

01:29:22.434 --> 01:29:23.754
کاترين؟

01:29:35.355 --> 01:29:36.754
کاترين؟

01:29:39.435 --> 01:29:42.235
تو فكر ميكني من تاحالا
چند نفرا  كشتم؟

01:29:44.355 --> 01:29:46.634
کاترين
چند تا؟

01:29:47.155 --> 01:29:48.435
نمي دونم
هشت تا

01:29:49.234 --> 01:29:53.435
-- کاترين -
من هشت نفرا كشته ام؛ من شمردم

01:29:54.035 --> 01:29:55.755
اونها افسانه‌ايند؛ پاشو

01:29:55.955 --> 01:29:57.955
هارولد كريك افسانه نيست

01:29:58.435 --> 01:30:01.156
اون افسانه نيست، پني

01:30:02.236 --> 01:30:06.236
هر كتابي كه تا حالا من نوشته ام با مرگ يه نفر تموم مي‌شه
هر كسي

01:30:07.036 --> 01:30:09.435
حتي افراد خيلي خوب هم

01:30:09.636 --> 01:30:13.636
يه كتاب درباره هلن؛ معلم مدرسه

01:30:14.755 --> 01:30:19.956
من اونا كشتم
روز قبل از تعطيلات تابستاني

01:30:20.636 --> 01:30:22.756
چقدر بيرحمانست؟

01:30:23.236 --> 01:30:26.556
و مهندس ساختمان ،  ادوارد

01:30:26.756 --> 01:30:28.236
...كسي كه من با

01:30:28.436 --> 01:30:33.956
يه حمله قلبي در ساعات شلوغ رفت و آمد تو دام انداختم...

01:30:34.156 --> 01:30:36.036
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:30:37.757 --> 01:30:39.756
...من كشتم

01:30:40.836 --> 01:30:42.957
پني ،  من تمام اونا را كشتم

01:31:16.757 --> 01:31:19.158
دوشيزه ايفل؟  دوشيزه ايفل؟

01:31:20.438 --> 01:31:22.358
هارولد
سلام

01:31:22.558 --> 01:31:25.958
من تازه تمومش كرم
...تو

01:31:26.158 --> 01:31:28.958
آره، من تمام اونا توي اتوبوس يكمرتبه اي خوندم

01:31:29.838 --> 01:31:31.559
!دوست داشتنيه

01:31:31.758 --> 01:31:33.838
من قسمت راجع به گيتار را دوست دارم

01:31:34.959 --> 01:31:38.758
---خوب ، ممنون،  ممنون  خو
--خوب ،  گوش كن ، من

01:31:39.039 --> 01:31:43.559
نه، من اونا خوندم و دوسش داشتم
و تنها يه راه داره كه مي تونه تموم بشه

01:31:44.358 --> 01:31:47.959
...منظورم اينه كه، من سابقه زيادي  در همه جنبه هاي ادبيات ندارم

01:31:48.158 --> 01:31:50.039
ولي اين به اندازه كافي ساده به نظر مي‌رسه ...

01:31:53.039 --> 01:31:56.439
من كتاب شما را دوست دارم
...و فكر مي كنم بايد تمومش كنيد

01:32:13.760 --> 01:32:15.640
...شب قبل از مرگ او

01:32:15.840 --> 01:32:19.439
هارولد بطور غير منتظره‌اي رفت
سراغ يكسري كارهاي معمولي

01:32:20.960 --> 01:32:23.440
اون بازرسي هاي عقب افتاده اش را تموم كرد

01:32:25.360 --> 01:32:27.960
چندتا تلفن عقب افتاده زد

01:32:28.160 --> 01:32:31.960
گوش كن، برنامه شما محدوديت سني داره؟

01:32:32.560 --> 01:32:34.960
و او به طرف دوشيزه پاسكال رهسپار شد

01:32:35.160 --> 01:32:38.441
جايي كه او برايش خوراك گوشت و پودينگ  شكلاتي درست كرده بود...

01:32:38.640 --> 01:32:41.241
و دونفري به تماشاي فيلمهاي قديمي پرداختند

01:32:43.040 --> 01:32:44.641
بعدازظهري به اندازه كافي، دلپذير بود

01:32:44.960 --> 01:32:48.761
به بيان ديگر، كاملاً معمولي به نظر مي‌رسيد

01:32:49.441 --> 01:32:52.841
در واقع تنها چيزي كه اين شب را پر معني مي‌سازد

01:32:53.040 --> 01:32:55.361
صبح قبلي آن بود...

01:33:01.041 --> 01:33:03.361
مجبورم بهت يه چيزي بگم

01:33:03.561 --> 01:33:04.841
مجبوري؟

01:33:05.762 --> 01:33:07.441
بايد بگم

01:33:08.242 --> 01:33:11.362
يه رازه
تا حدي

01:33:11.561 --> 01:33:13.042
بهم بگو

01:33:14.721 --> 01:33:16.722
بهت عشق مي‌ورزم

01:33:19.922 --> 01:33:22.042
من هم بهت عشق ميورزم

01:33:24.722 --> 01:33:28.162
اين بود؟
نه

01:33:29.362 --> 01:33:31.122
من بايد اين را بهت بگم

01:33:31.362 --> 01:33:33.922
فقط ازت مي‌خواهم كه به دقت گوش بدي

01:33:34.163 --> 01:33:35.762
باشه

01:33:37.043 --> 01:33:41.242
...مي‌توني مقدار غذايي را كه مثل يه بخشنده نيكوكار

01:33:41.443 --> 01:33:43.923
ميبخشي را كم كني...
!هارولد

01:33:44.123 --> 01:33:49.443
نه، نه، نه. در حقيقت اين مقدارش خيلي بشتر از اون چيزيه كه براي خودت نگه مي‌داري

01:33:49.643 --> 01:33:51.843
و اين هيچ قانون مالياتي را نقض نمي‌كنه

01:33:52.043 --> 01:33:56.243
هارولد، نكته در اينه كه قانون مالياتي را نقض كني

01:33:56.443 --> 01:33:59.843
آنا، من هم مي‌خواهم دنيا را تبديل به يه جايه بهتري بكنم

01:34:00.723 --> 01:34:03.924
فكر كنم اين راه تو را بيرون از زندان نگه مي‌داره

01:34:07.924 --> 01:34:09.443
باشه

01:34:10.043 --> 01:34:11.523
باشه؟

01:34:11.724 --> 01:34:13.244
آره
باشه

01:34:13.443 --> 01:34:17.123
...اگه تو اومدي اينجا

01:34:17.324 --> 01:34:21.523
تا درمورد ماليات توي گوشم حرف بزني...

01:34:21.724 --> 01:34:24.044
بخاطر اينكه من خيلي به تو علاقه دارم

01:35:47.047 --> 01:35:50.727
:از چند هفته پيش تا حالا خيلي چيزها براي هارولد عوض شده

01:35:50.927 --> 01:35:52.927
گرايش و برخورد او نسبت به كار

01:35:53.127 --> 01:35:55.447
اعتياد او به شمردن

01:35:55.727 --> 01:35:57.527
زندگي عشقي او

01:36:01.647 --> 01:36:05.048
اما علاوه بر اين دگرگوني‌ها
...مهمترين تغييري كه هارولد كريك

01:36:05.247 --> 01:36:10.248
...كرده بود اين بود كه امروز در رفتن به سر كار...

01:36:10.447 --> 01:36:14.928
دير به اتوبوس 8:17 كرونكر  نرسيد...

01:36:17.528 --> 01:36:19.248
...چيزي كه هارولد در مورد

01:36:19.448 --> 01:36:21.848
...چهارشنبه چهار هفته پيش نفهميد...

01:36:22.048 --> 01:36:24.848
...اين بود كه ساعتي كه او در خيابان از مردي پرسيد...

01:36:25.048 --> 01:36:28.728
در حقيقت سه دقيقه كامل جلوتر از زمان واقعي بود...

01:36:28.928 --> 01:36:31.248
...و در نتيجه سه دقيقه بعد...

01:36:31.448 --> 01:36:36.128
از زماني بود كه قبل از آن زندگي و ساعت هارولد با آن تنظيم شده بود...

01:36:37.248 --> 01:36:39.648
اين يكي از بزرگترين اشتباهات نيست

01:36:41.048 --> 01:36:44.328
...اما اگر هارولد ساعت را روي زمان اشتباه تنظيم نكرده بود

01:36:44.529 --> 01:36:48.129
دوباره به سختي به اتوبوس 8:17 كرونكر مي‌رسيد

01:36:48.728 --> 01:36:50.849
و در آن جمعه خاص، نمي‌توانست به ايستگاه اتوبوس

01:36:51.048 --> 01:36:54.249
درست در ساعت 8:14 برسد...

01:36:54.449 --> 01:36:55.929
ببخشيد

01:36:59.929 --> 01:37:01.649
هارولد؟

01:37:03.049 --> 01:37:05.130
...وگرنه در غير اين صورت اتفاقي قابل چشم پوشي

01:37:05.729 --> 01:37:07.330
به جاي اتفاقي غير قابل باور رخ مي‌داد...

01:37:41.130 --> 01:37:43.450
!اوه، خداي من، اوه خداي من

01:37:43.651 --> 01:37:45.331
از همتون مي‌خواهم كه همان جايي كه هستيد باستيد

01:37:45.530 --> 01:37:47.051
بيا، پسرم

01:37:52.251 --> 01:37:54.851
چه اتفاقي افتاد؟ من نديدمش
تقصير تو نبود

01:37:55.051 --> 01:37:57.331
او داشت تلاش مي‌كرد به يه پسر كمك كنه
سرپرستت را خبر كن

01:37:57.531 --> 01:37:58.731
باورم نمي‌شه

01:37:58.931 --> 01:38:01.451
فكر كنم همش تقصير من بود
نه، نبود

01:38:01.651 --> 01:38:02.851
حالش خوبه؟

01:38:03.051 --> 01:38:05.851
به نظر مي‌آيد كه داره نفس مي‌كشه
فكر نكنم كه نفس بكشه

01:38:06.052 --> 01:38:07.331
اوه، خداي من

01:38:22.332 --> 01:38:23.452
بيا تو

01:38:27.132 --> 01:38:28.252
ببخشيد

01:38:32.052 --> 01:38:34.252
شما پروفسور هيلبرت هستيد؟

01:38:35.933 --> 01:38:37.332
بله

01:38:39.653 --> 01:38:42.132
سلام. من كارن ايفل هستم

01:38:42.933 --> 01:38:47.333
فكر كنم ما يه آشنايي دوطرفه داشتيم

01:38:48.732 --> 01:38:50.932
خواهش ميكنم بشينيد

01:38:51.933 --> 01:38:54.453
...نه، من فقط اومدم

01:38:55.533 --> 01:38:56.933
اينجا

01:39:00.253 --> 01:39:03.133
اينه؟
بله

01:39:04.053 --> 01:39:05.733
آيا شما اين را خونديد؟

01:39:07.333 --> 01:39:09.053
خوبه؟

01:39:12.534 --> 01:39:14.054
بله

01:39:16.654 --> 01:39:21.534
من، فكر مي‌كنم كه شايد شما علاقه‌مند به يه پايان جديد هستيد

01:39:34.054 --> 01:39:35.934
عصر بخير

01:39:36.855 --> 01:39:38.654
اوه، سلام

01:39:39.254 --> 01:39:41.534
كار شجاعانه زيبايي را انجام داديد

01:39:44.655 --> 01:39:47.655
پريدن جلوي اتوبوس كار دليرانه زيبايي بود

01:39:49.255 --> 01:39:51.935
يه نوع حماقته، اما دليرانه و قشنگه

01:39:52.135 --> 01:39:53.855
اوه، بله

01:39:54.735 --> 01:39:56.415
اون پسر حالش خوبه؟

01:39:56.655 --> 01:39:58.815
اون خوبه. فقط چندتا خراش داره

01:39:59.055 --> 01:40:00.655
اوه، خوبه

01:40:03.135 --> 01:40:04.655
من خوبم؟

01:40:05.615 --> 01:40:07.535
خوب، تو نمردي

01:40:07.735 --> 01:40:10.535
...به عبارت ديگه، به نظر ميآيد كه سرت را شكستي

01:40:10.736 --> 01:40:12.935
... سه تا استخون پا و ساق را شكستي ...

01:40:13.135 --> 01:40:15.815
... چهارتا دنده شكسته و شكستگي بازوي چپ ...

01:40:16.015 --> 01:40:19.935
و بريدگي شريان در سمت راستي كه بايد تو چند دقيقه تو را مي‌كشته ...

01:40:20.136 --> 01:40:21.335
...اما به طور شگفت آوري

01:40:21.536 --> 01:40:24.216
...تكه فلزي از ساعت شما، سرخرگ را بند آورده...

01:40:24.416 --> 01:40:27.335
... و خونريزي را كاهش داده، آنقدر كه زنده بماني ...

01:40:27.536 --> 01:40:29.016
و اين خيلي خوبه...

01:40:30.336 --> 01:40:32.616
آره
...بنابراين با كمي ورزش درماني

01:40:32.816 --> 01:40:35.536
و چند ماه استراحت، بايد خوب بشي

01:40:35.936 --> 01:40:39.016
خوب، تا حدي. ما نتونستيم كه خرده ساعت را

01:40:39.216 --> 01:40:42.137
از بازوي شما، به علت ريسك شديد آسيب شرياني خارج كنيم

01:40:42.336 --> 01:40:44.617
شما خوب خواهيد شد
...فقط يه تكه ساعت خواهيد داشت

01:40:44.816 --> 01:40:47.136
كه تا پايان عمر در بازويتان كاشته شده...

01:40:47.737 --> 01:40:50.617
شما خيلي خوش شانس هستيد كه زنده مونديد، آقاي كريك

01:40:51.537 --> 01:40:52.537
آره

01:40:56.737 --> 01:41:00.137
دكتر مركاتور، آقاي كريك ملاقاتي دارند
حتماً

01:41:01.137 --> 01:41:04.617
!خداي من، هارولد
هي

01:41:07.417 --> 01:41:10.137
من خوبم، همه چيز روبه‌راهه
هارولد

01:41:10.337 --> 01:41:11.817
من خوبم

01:41:12.018 --> 01:41:14.618
هارولد. تو خوب نيستي

01:41:14.817 --> 01:41:18.218
!به خودت نگاه كن. شديداً زخمي شدي

01:41:18.417 --> 01:41:21.417
نه، من خوبم
چه ---؟ چه اتفاقي افتاد؟

01:41:22.617 --> 01:41:24.218
پريدم جلوي اتوبوس

01:41:24.417 --> 01:41:27.218
چي؟ براي چي؟

01:41:27.417 --> 01:41:31.018
اونجا يه پسر بود
مجبور شدم كه اون را از سر راه كنار بزنم

01:41:31.218 --> 01:41:33.338
چي؟

01:41:34.218 --> 01:41:37.419
مجبور بودم كاري بكنم كه اون پسر آسيب نبينه

01:41:40.938 --> 01:41:43.938
تو براي نجات يه پسر پريدي جلوي اتوبوس؟

01:41:44.939 --> 01:41:46.938
چاره ديگه‌اي نداشتم

01:41:47.218 --> 01:41:48.818
مجبور بودم

01:42:03.219 --> 01:42:06.339
!خو... خوبه

01:42:07.619 --> 01:42:10.340
شگفت آور و عظيم نيست
نه

01:42:10.539 --> 01:42:13.019
خوبه. بد نيست

01:42:13.419 --> 01:42:16.819
...شگفت‌انگيزترين قطعه ادبي انگليسي در چند سال اخير نيست

01:42:17.020 --> 01:42:19.340
اما خوبه...

01:42:21.420 --> 01:42:22.340
...ميدوني

01:42:24.820 --> 01:42:27.140
فكر كنم همين "خوبه" برام كافيه...

01:42:27.340 --> 01:42:29.820
به هر حال با بقيه كتاب رابطه منطقي نداره

01:42:30.020 --> 01:42:32.620
نه، نه هنوز. بقيه كتاب را بازنويسي مي‌كنم

01:42:32.820 --> 01:42:35.220
...دستيارم گفته كه مي‌ره پيش ناشر و

01:42:35.420 --> 01:42:37.940
درخواست وقت بيشتري مي‌كنه...
براي چي؟

01:42:38.340 --> 01:42:40.020
نميدونم. اما بينهايت فكر خوبيه

01:42:40.221 --> 01:42:42.740
نه، براي چي كتاب را تغيير دادي؟

01:42:45.141 --> 01:42:46.620
به دلايل متعدد

01:42:46.941 --> 01:42:49.620
متوجه شدم كه نمي‌توانم اين كار را بكنم

01:42:50.941 --> 01:42:52.941
بخاطر اينكه اون واقعيه؟

01:42:53.420 --> 01:42:56.221
....بخاطر اينكه اين كتاب در مورد مرديه

01:42:56.421 --> 01:42:59.421
كه نمي‌دونه در آستانه مردنه، و بعد مي‌ميره

01:42:59.621 --> 01:43:03.341
...آما اگه مرد بدونه كه در آستانه مردنه و به حر حال مي‌ميره

01:43:03.541 --> 01:43:05.941
از روي ميل مي‌ميره...
...بدونه كه مي‌تونه جلوشا بگيره، اونوقت

01:43:07.741 --> 01:43:11.741
منظورم اينه كه آيا اين از اون مردهايي نيست كه تو مي‌خواهي زنده نگه داري؟

01:43:14.141 --> 01:43:16.941
...وقتي كه هارولد يه گاز از كلوچه شكري باواريا گرفت

01:43:17.142 --> 01:43:21.141
سرانجام فهميد كه همه چيز به سمت خوبي پيش مي‌ره...

01:43:22.142 --> 01:43:25.742
...بعضي اوقات، وقتي خودمونا توي ترس و نو‌ميدي مي‌بازيم

01:43:25.941 --> 01:43:28.342
... در كارهاي روتين و يكجانشيني...

01:43:29.422 --> 01:43:31.622
... در ياس و مصيبت ...

01:43:32.222 --> 01:43:35.742
مي‌تونيم از خدا بخاطر كلوچه شكري باواريا تشكر كنيم

01:43:36.542 --> 01:43:39.223
...و خوشبختانه، وقتي كلوچه نيست

01:43:39.422 --> 01:43:44.143
...ميتونيم اطميناني را در احساس دست آشنايي بر روي پوستمان پيدا كنيم...

01:43:45.542 --> 01:43:47.543
...يا در يه جور اشاره عاشقونه...

01:43:51.342 --> 01:43:52.743
...يا در يه دلگرمي لطيف...

01:43:57.143 --> 01:43:59.423
...يا در يه آغوش كشيدن محبت آميز...

01:44:01.743 --> 01:44:04.543
يا در بخشيدن آسودگي...

01:44:05.343 --> 01:44:09.023
...سواي از تخت چرخدار بيمارستان

01:44:11.023 --> 01:44:13.143
... و گيره‌هاي بيني ...

01:44:19.824 --> 01:44:22.224
...و شيريني دانماركي خورده نشده...

01:44:24.344 --> 01:44:26.423
... و اسراري كه به آرومي گفته مي‌شوند ...

01:44:30.344 --> 01:44:33.224
... و فندر استروكاستر ...

01:44:33.824 --> 01:44:38.544
و شايد بخش‌هاي اتفاقي يك داستان

01:44:39.624 --> 01:44:41.944
...و ما بايد به ياد داشته باشيم كه همه اينها

01:44:42.144 --> 01:44:44.345
...نكات دقيق و ظريف، اختلاف سمتها و زيركيها...

01:44:44.544 --> 01:44:46.545
...كه ما فكر مي‌كنيم فقط براي پر كردن روزهايمان هستند....

01:44:46.744 --> 01:44:51.144
در حقيقت براي هدف والاتري وجود دارند

01:44:51.424 --> 01:44:54.625
اونها هستند تا زندگي ما را نجات بدهند

01:44:55.224 --> 01:44:57.825
ميدونم كه اين ديدگاه به نظر عجيب مي‌آيد

01:44:58.025 --> 01:45:01.625
اما اين را هم مي‌دونم كه اين اتفاق افتاد و در نتيجه درسته

01:45:02.625 --> 01:45:04.145
:و اين اتفاق اين بود كه

01:45:04.345 --> 01:46:06.745
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.