﻿WEBVTT

00:00:01.100 --> 00:00:33.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:44.190 --> 00:00:46.190
چين در اواسط قرن 19 ميلادي

00:00:46.480 --> 00:00:48.440
مردم زير ظلم و ستم بيرحمانه خاندان سلطنتي کينگ بودند

00:00:48.850 --> 00:00:50.520
و همين باعث شد بعدها شورش تبتي ها آغاز شود

00:00:50.730 --> 00:00:52.350
در طول 14 سال هرج و مرج از جنگ داخلي

00:00:52.690 --> 00:00:54.100
... هفتاد مليون نفر در جنگها و يا در اثر گرسنگي و قحطي مردند

00:00:54.480 --> 00:00:57.060
!!! اين ميزان برابر با کل مرگ و مير در جهاني دوم بود

00:03:09.020 --> 00:03:10.230
اون ميگفت

00:03:12.020 --> 00:03:14.400
... روزي که خودشو از بين جنازه هاي سربازها بيرون کشيد

00:03:16.150 --> 00:03:17.600
يک مرد مرده بود

00:03:24.690 --> 00:03:25.940
... اون ميگفت

00:03:26.440 --> 00:03:30.400
... زمانه اي بود که مردن خيلي راحت تر از

00:03:31.940 --> 00:03:33.940
زنده موندن بود

00:05:04.650 --> 00:05:06.650
همه سربازام مردند

00:05:08.060 --> 00:05:09.650
فقط من نجات پيدا کردم

00:05:11.940 --> 00:05:13.560
تو شانس آوردي

00:05:18.400 --> 00:05:19.940
من مرگ را فريب دادم

00:05:30.560 --> 00:05:33.850
... برادران من، بيشتر از 1600 نفر بودند

00:05:34.100 --> 00:05:36.230
براي 3 روز و 3 شب جنگيديم

00:05:39.190 --> 00:05:40.850
اما همشون مردند

00:05:45.850 --> 00:05:47.940
مردان ارتش کوئي انسان نيستند

00:05:48.310 --> 00:05:52.560
اونها فقط پشت ما ايستادند و تماشا کردند

00:05:56.230 --> 00:06:00.480
برادران من يکي بعد از ديگري سلاخي شدند

00:06:01.480 --> 00:06:03.060
حتي يکيشون هم زنده نموند

00:06:43.020 --> 00:06:47.100
اون روز زني را ملاقات کرد

00:06:47.730 --> 00:06:50.350
اونها شب را با هم در اون خانه مخروبه به صبح رسوندند

00:06:54.560 --> 00:06:57.850
... نميدونست براي زن بود يا کاسه سوپ

00:06:58.480 --> 00:07:02.190
که دوباره به زندگي برگشت

00:07:41.690 --> 00:07:42.900
کجا ميتونم غذا پيدا کنم ؟

00:07:43.100 --> 00:07:44.900
برو تو خيابون اصلي

00:07:59.850 --> 00:08:00.850
... اون ميگفت

00:08:01.270 --> 00:08:03.150
... اولين باري که منو ديده

00:08:03.480 --> 00:08:07.270
... آسمون خاکستري رنگ بوده ، مثل روزگار خودش

00:08:07.940 --> 00:08:09.650
اما من خيلي خوب به ياد ميارم

00:08:09.850 --> 00:08:13.480
که اون روز هوا کاملا صاف و آفتابي بود

00:08:17.900 --> 00:08:20.150
! غذاتون را بخوريد و بياييد بريم

00:08:21.400 --> 00:08:22.690
بخوريد و بيايد بريم

00:08:22.940 --> 00:08:26.560
! بياييد بخوريد

00:09:11.270 --> 00:09:13.310
مشخصه خوب بلدي بجنگي

00:09:13.650 --> 00:09:14.980
بايد تو را به برادر بزرگترم معرفي کنم

00:09:37.060 --> 00:09:38.150
داريم کجا ميريم ؟

00:09:38.600 --> 00:09:39.440
! دزدي

00:09:39.730 --> 00:09:40.940
از ارتش شورشي ها

00:09:41.400 --> 00:09:44.270
بعدها بهم گفت ، خيلي عصباني شده وقتي ديده راهزنهاي ساده اي مثل ما

00:09:44.400 --> 00:09:46.150
به خودشون جرات ميدن از سربازهاي ارتش دزدي کنند

00:09:46.600 --> 00:09:49.310
چرا بايد برامون مهم باشه ، الان همه جا قحطي شده

00:09:49.480 --> 00:09:51.980
يا بايد دزدي کنيم يا از گرسنگي بميريم

00:11:14.850 --> 00:11:15.690
حمله کنيد

00:11:34.600 --> 00:11:35.730
بکشيدشون

00:12:32.900 --> 00:12:34.560
! رهبرشون را بگيريد ، همين الان

00:13:18.060 --> 00:13:20.850
... اون روز جون منو نجات داد

00:13:21.100 --> 00:13:22.400
و درس مهمي بهم ياد داد

00:13:23.150 --> 00:13:27.310
اگه ميخواي ماهيهاي کوچک را بگيري ، اول بزرگترينشون را بگير

00:13:46.560 --> 00:13:47.520
برادر جيانگ

00:13:47.850 --> 00:13:48.730
! نگاه کن

00:13:49.480 --> 00:13:50.850
اون مرد اينها را داد به تو

00:13:53.350 --> 00:13:54.600
اينها مال ژنرال هاست

00:13:54.850 --> 00:13:56.060
! برادر جينگ ژنرال شده

00:14:03.230 --> 00:14:06.560
! برادر جينگ ژنرال شده

00:14:08.190 --> 00:14:09.560
داري به چه فکر ميکني ؟

00:14:12.310 --> 00:14:13.400
خونه ام

00:14:31.480 --> 00:14:34.690
! اونها برگشتند

00:14:48.310 --> 00:14:49.850
! با من بيا... غذا آورديم

00:15:52.600 --> 00:15:55.230
! خبرهاي خوبي دارم ، امشب جشن ميگيريم

00:16:39.020 --> 00:16:40.480
چرا تنهايي ؟

00:16:42.230 --> 00:16:44.270
از خونه فرار کردم

00:16:44.600 --> 00:16:47.400
لهجه ات مثل اهالي يانگوزا است

00:16:47.690 --> 00:16:49.060
فهميدي ؟

00:16:49.560 --> 00:16:52.150
از کجا فهميدي ؟

00:16:53.600 --> 00:16:56.230
تا حالا در مورد کره اسبهاي يانگوزا چيزي شنيدي ؟

00:16:56.850 --> 00:17:00.270
... منظورت دخترهاي جوون و خوشگلي اند که بعنوان کنيز تربيت ميشن

00:17:00.480 --> 00:17:03.350
و به مردهاي ثروتمند فروخته ميشن

00:17:04.520 --> 00:17:05.850
آره

00:17:08.060 --> 00:17:09.850
... اما من وقتي 15 سالم شد

00:17:11.940 --> 00:17:13.730
... و ميخواستن منو بفروشن

00:17:14.520 --> 00:17:17.440
يک مردي اومد و منو دزديد و برد

00:17:18.440 --> 00:17:20.270
اون همبازي دوران بچگي ام بود

00:17:21.270 --> 00:17:22.690
اون چندتايي از آدمهاي اونجا را کشت

00:17:26.520 --> 00:17:28.480
ما مجبور شديم پنهان بشيم و اون هم يه راهزن شد

00:17:31.520 --> 00:17:33.190
... اون فکر کرده تو را نجات داده

00:17:33.940 --> 00:17:35.400
اما تو بازم يه دختر روستايي باقي موندي

00:17:36.190 --> 00:17:37.690
اون مرد خوبيه

00:17:40.730 --> 00:17:43.310
! در آرامش باشيد

00:17:43.600 --> 00:17:45.980
! در آرامش باشيد

00:17:46.940 --> 00:17:48.310
برادر بزرگتر اينجا قوانيني خاصي داره

00:17:48.850 --> 00:17:50.560
... اون نان و شراب

00:17:50.850 --> 00:17:52.400
براي بردارهايي که از دست داديم ، مينوشه

00:17:59.400 --> 00:18:01.480
تو ژنرال ارتش بودي ؟

00:18:02.650 --> 00:18:04.230
ديگه نيستم

00:18:05.230 --> 00:18:06.850
چرا ارتش را ترک کردي ؟

00:18:08.850 --> 00:18:10.060
! بنوش

00:18:16.060 --> 00:18:18.060
نيروهاي من و نيروهاي کوئي

00:18:18.850 --> 00:18:20.980
قرار بود قبل از حمله اصلي با هم متحد بشيم

00:18:21.270 --> 00:18:23.230
اما اونها بهمون خيانت کردند

00:18:23.850 --> 00:18:25.190
تعداد ما خيلي کمتر بود

00:18:26.940 --> 00:18:29.060
و همه افراد من کشته شدند

00:18:31.310 --> 00:18:34.850
هيچ چيزي مهمتر از عشقي که ميتونه بين چند برادر و دوست باشه ، وجود نداره

00:18:35.850 --> 00:18:37.020
اين يه حقيقته

00:18:40.310 --> 00:18:42.060
... اين روزها ، بدون برادرانت

00:18:43.850 --> 00:18:44.980
نميتوني زنده بموني

00:18:55.730 --> 00:18:57.730
وو-يانگ ، شام حاضره

00:19:00.150 --> 00:19:02.850
اون سرباز جديد ميخواد اينجا بمونه ؟

00:19:03.480 --> 00:19:05.900
هيچکس دوست نداره از جايي که غذا هست ، بره

00:19:06.100 --> 00:19:08.480
به جز پانگ ، اون مثل بقيه آدمها نيست

00:19:08.600 --> 00:19:10.480
نميدونم ميخواد بمونه يا نه

00:19:22.850 --> 00:19:24.100
قشنگه ، مگه نه ؟

00:19:24.440 --> 00:19:26.150
اينو از مردي که مرده بود ، دزديدم

00:19:27.650 --> 00:19:29.310
ميدوني اين چيه ؟

00:19:29.480 --> 00:19:30.560
نه

00:19:31.600 --> 00:19:32.980
ازت محافظت ميکنه

00:20:05.730 --> 00:20:07.600
اونشب واقعا اتفاق افتاد ؟

00:20:10.730 --> 00:20:12.350
... اونجا برات صبر کردم

00:20:13.900 --> 00:20:15.520
فکر ميکردم هر چيزي اتفاق افتاده فقط يه رويا بوده

00:20:17.270 --> 00:20:20.850
اگه فرار کرده بودي ، چرا بازم برگشتي ؟

00:20:22.560 --> 00:20:24.400
تا حالا خيلي فرار کردم

00:20:25.600 --> 00:20:26.980
هميشه به فکر فرار کردنم

00:20:28.060 --> 00:20:29.730
اما هميشه بازم بر ميگردم همين جا

00:20:34.850 --> 00:20:36.600
چرا برگشتي ؟

00:20:47.850 --> 00:20:51.060
خودت بايد واسه زندگي خودت تصميم بگيري

00:20:58.600 --> 00:20:59.520
همينجا بمون

00:21:06.900 --> 00:21:08.520
"کوئي"

00:21:31.100 --> 00:21:32.900
چرا داريد غذاي ما را ميدزديد ؟

00:21:35.600 --> 00:21:37.020
! اگه جرات داري منو بزن

00:21:37.310 --> 00:21:38.850
زود باش ديگه ، زود باش ديگه

00:21:39.100 --> 00:21:40.350
! مبارزه نکنيد

00:21:40.730 --> 00:21:43.190
من سن مادربزرگت را دارم

00:21:43.400 --> 00:21:44.940
! برو عقب وگرنه شليک ميکنم

00:21:45.230 --> 00:21:45.940
دارم بهت اخطار ميدم

00:21:46.150 --> 00:21:47.940
... قسم ميخورم که شليک کنم

00:21:52.690 --> 00:21:54.980
زود باش...منو هم بکش

00:22:29.520 --> 00:22:30.440
! تو

00:22:33.650 --> 00:22:34.900
! هيچکس تکون نخوره

00:22:46.230 --> 00:22:48.060
وقتي حرف ميزنم به من نگاه کن

00:23:00.480 --> 00:23:04.190
فکر کردي ميتوني غذايي که دزديدي را نگه داري  ؟

00:23:06.270 --> 00:23:09.480
ميتوني اينو به عنوان مالياتي که بايد به کشورت بدي در نظر بگيري

00:23:11.520 --> 00:23:12.350
بياييد بريم

00:23:44.520 --> 00:23:47.560
... اگه اسلحه داشتيم ، ميتونستيم باهاشون بجنگيم

00:23:47.850 --> 00:23:49.020
اون خودکشيه

00:23:49.230 --> 00:23:51.060
ترجيح ميدم بميرم و اينطوري زندگي نکنم

00:23:51.730 --> 00:23:55.900
دزدها هميشه بايد فرار کنند

00:23:57.690 --> 00:23:59.150
چرا به ارتش ملحق نميشيد ؟

00:24:01.060 --> 00:24:02.690
... وقتي عضو ارتش باشيد

00:24:03.440 --> 00:24:05.940
براي سير کردن خانواده هاتون جيره غذايي ميگيريد

00:24:06.150 --> 00:24:07.310
... بهتون اسلحه هم ميدن

00:24:07.560 --> 00:24:10.190
ديگه هيچکس نميتونه بهتون زور بگه

00:24:11.100 --> 00:24:12.900
و اين روستا بالاخره به آرامش ميرسه

00:24:15.690 --> 00:24:18.150
ما راهزنيم ، ارتش ما را قبول ميکنه ؟

00:24:20.310 --> 00:24:22.850
ارتش کوئي خيلي بزرگ و قدرتمنده

00:24:23.520 --> 00:24:26.020
اونها به ما اهميتي نميدن

00:24:26.850 --> 00:24:29.980
اما ارتش لرد چن ، سربازهاي کمي داره

00:24:30.350 --> 00:24:33.150
... اونها ميخوان قدرتشون را زياد کنند

00:24:33.350 --> 00:24:34.940
تا بتونند از اين نظر با ارتش کوئي رقابت کنند

00:24:35.400 --> 00:24:38.940
اونها مطمئنا ما را قبول ميکنند

00:24:39.400 --> 00:24:41.690
ار-هو" ، از اين موقعيت استفاده کن"

00:24:42.730 --> 00:24:46.560
اونوقت اتفاقي که ديشب افتاد ، ديگه هرگز تکرار نميشه

00:24:52.980 --> 00:24:54.100
! قبوله

00:24:58.480 --> 00:24:59.850
... بعنوان راهزن

00:25:00.400 --> 00:25:02.100
! ما بهترين بوديم ، بازم بهترين ميشيم

00:25:05.150 --> 00:25:06.440
تو ارتش چينگ را ترک کردي

00:25:06.650 --> 00:25:08.850
حالا ميخواي ما به اونها ملحق بشيم ؟

00:25:09.310 --> 00:25:10.730
چرا بهت اعتماد کنيم ؟

00:25:13.600 --> 00:25:14.850
! بايد پيمان خوني ببنديم

00:25:17.850 --> 00:25:20.480
براي اينکه برادران خوني هم بشيم ، بايد غريبه اي را ميکشتيم

00:25:20.730 --> 00:25:22.940
تا وفاداري خودمون را به پيمان برادري مان نشون بديم

00:25:23.150 --> 00:25:25.520
فقط زندگي براداران خوني مان بايد ارزشمند باشد

00:25:25.690 --> 00:25:28.100
زندگي بقيه در اين ميان ارزشي ندارد

00:25:29.560 --> 00:25:31.060
اون روز ازش پرسيدم

00:25:31.350 --> 00:25:34.060
راه برگشتي از اين پيمان وجود نداره

00:25:34.270 --> 00:25:35.310
مطمئني ميخواي اينکارو بکني ؟

00:25:36.270 --> 00:25:37.690
اون چيزي نگفت

00:25:41.350 --> 00:25:42.350
... خواهش ميکنم

00:25:42.690 --> 00:25:43.560
ارباب ، اونها دارن چي کار ميکنند ؟

00:25:43.730 --> 00:25:46.060
شما حرومزاده ها ميخواين چي کار کنيد ؟

00:25:46.560 --> 00:25:47.440
ما چه اشتباهي مرتکب شديم ؟

00:25:47.690 --> 00:25:49.150
ما فقط داشتيم از اينجا رد ميشديم

00:25:53.310 --> 00:25:59.440
خواهش ميکنم رحم داشته باش ...خواهش ميکنم

00:25:59.690 --> 00:26:00.980
صورت منو به ياد داشته باش

00:26:01.400 --> 00:26:03.150
! و در زندگي بعدي انتقامت را از من بگير

00:26:17.350 --> 00:26:18.900
پانگ-کينگ يون

00:26:19.100 --> 00:26:19.850
ژائو-ار-هو

00:26:19.980 --> 00:26:21.020
و جيانگ-وو-يانگ

00:26:21.270 --> 00:26:23.520
امروز برادر خوني هم ميشويم

00:26:23.850 --> 00:26:25.980
ما با خونمان عهد ميبنديم

00:26:26.270 --> 00:26:28.850
و زندگي مان را در گرو هم ميگذاريم

00:26:29.100 --> 00:26:30.730
... کساني که به ما صدمه بزنند

00:26:30.850 --> 00:26:33.020
بايد بميرند

00:26:33.400 --> 00:26:35.020
برادري که به برادر ديگر آسيبي وارد کند

00:26:35.190 --> 00:26:37.560
بايد بميرد

00:26:37.850 --> 00:26:40.520
باشد که بهشت و تمام خدايان شاهد باشند

00:26:40.900 --> 00:26:44.230
و مردي که پيمانش را ميشکند ، به سزاي عملش برسانند

00:26:44.480 --> 00:26:46.560
... ما يک قلب داريم

00:26:46.980 --> 00:26:48.350
.. او بعدها به من گفت

00:26:48.730 --> 00:26:50.940
هيچ اعتقادي به پيمان خوني بر سر زندگي اش ندارد

00:26:51.600 --> 00:26:54.100
از او پرسيدم ، پس به چه چيزي اعتقاد داري ؟

00:26:54.560 --> 00:26:56.350
او گفت به ار-هو

00:26:56.980 --> 00:26:58.020
و من

00:27:04.100 --> 00:27:06.400
صبر کن ، اين کفشها را هم با خودت ببر

00:27:07.600 --> 00:27:09.150
! مراقب خودت باش

00:27:09.850 --> 00:27:11.850
مادرت ديگه هرگز تو را نميبينه

00:27:12.020 --> 00:27:13.400
خدانگهدار ، مادر

00:27:15.310 --> 00:27:16.690
! ار-هو

00:27:17.560 --> 00:27:20.310
شي و دوستاش دارن ميرن

00:27:20.690 --> 00:27:21.730
... اون گفت ترجيح ميده بميره

00:27:21.900 --> 00:27:23.600
تا اينکه به ارتش کينگ خدمت کنه

00:28:32.400 --> 00:28:35.350
در نبردي که مقابل شورشي هاي تايپينگ در هيچوان داشتيد

00:28:35.560 --> 00:28:38.020
...تمام نيروهاي تو کشته شدند

00:28:38.190 --> 00:28:41.270
! و خودت هم براي 2ماه ناپديد شدي

00:28:41.520 --> 00:28:43.690
چطور جرات کردي که الان برگردي ؟

00:28:43.850 --> 00:28:44.650
عاليجناب چن

00:28:44.900 --> 00:28:46.100
قرار بود ارتش کيو به هيچوان بيان

00:28:47.190 --> 00:28:50.150
تا به ما در جنگ مقابل شورشي هاي تايپينگ کمک کنند

00:28:50.350 --> 00:28:53.440
اما اونها هيچ کمکي به ما نکردند

00:28:53.690 --> 00:28:57.230
همه مردان من در ميدان جنگ سلاخي شدند

00:28:57.400 --> 00:28:59.350
... همه سربازهات مردند

00:29:00.020 --> 00:29:01.400
و فقط تو نجات پيدا کردي ؟

00:29:01.520 --> 00:29:02.730
... من براي اين زنده موندم

00:29:03.400 --> 00:29:04.600
تا بتونم شما را ببينم

00:29:04.850 --> 00:29:06.060
لرد جيانگ

00:29:07.980 --> 00:29:09.900
الان چندتا سرباز داري ؟

00:29:10.060 --> 00:29:11.190
108نفر

00:29:19.190 --> 00:29:20.690
بهم 800 نفر بديد

00:29:20.940 --> 00:29:23.310
تا فقط در 15 روز شهر "شو" را بگيرم

00:29:23.480 --> 00:29:25.520
! با من شوخي نکن

00:29:25.940 --> 00:29:27.100
ده روز

00:29:27.650 --> 00:29:29.400
من شهر " شو" را تو 10 روز براتون ميگيرم

00:29:32.600 --> 00:29:33.480
... خوب

00:29:34.100 --> 00:29:35.310
... پس

00:29:37.440 --> 00:29:40.900
من بهت 1500 تا سرباز ميدم

00:29:41.310 --> 00:29:43.850
اما بدون حقوق

00:29:44.440 --> 00:29:45.850
ما به حقوق نيازي نداريم

00:29:46.190 --> 00:29:48.560
نصف غنيمت به دست اومده از شهر را بر ميداريم

00:29:49.850 --> 00:29:51.100
پانگ کينگ-يون

00:29:51.310 --> 00:29:54.690
"اسم ارتشت را بگذار "شان

00:29:55.100 --> 00:29:56.440
خيلي ممنونم ، عاليجناب

00:30:06.310 --> 00:30:07.480
تو ميخواي با 800 نفر قمار کني

00:30:08.350 --> 00:30:10.100
! با 800 تا زندگي

00:30:10.480 --> 00:30:12.350
جنگ يه قمار بزرگه

00:30:14.100 --> 00:30:15.350
من قمار نميکنم

00:30:15.600 --> 00:30:17.980
اون 1500 تا سربازي که داريم ، آخرين سربازهاي ارتش لرد چن هستند

00:30:18.150 --> 00:30:19.270
اگه نتونيم موفق بشيم

00:30:19.480 --> 00:30:21.150
لرد چن ، در خاندان سلطنتي همه اعتبار و قدرتش را از دست ميده

00:30:21.310 --> 00:30:22.900
پس ميخواي چي کار کني ؟

00:30:23.400 --> 00:30:24.560
... ارتش من

00:30:25.310 --> 00:30:26.600
فقط بعنوان سياهي لشگر براتون به ميدان نبرد خواهند اومد

00:30:26.850 --> 00:30:28.600
اين تنها شانسيه که واسه پيروزي برات مونده

00:30:28.850 --> 00:30:29.850
... در غير اينصورت

00:30:30.020 --> 00:30:32.480
هميشه بايد در خدمت ارتش کوئي باشي

00:30:49.440 --> 00:30:50.480
! برادر بزرگتر

00:30:52.940 --> 00:30:54.020
! به درد نميخورن

00:31:01.400 --> 00:31:03.350
هر تفنگ فقط تا فاصله 200 قدم قدرت شليک داره

00:31:03.600 --> 00:31:04.980
و تعداد اونها از ما بيشتره

00:31:10.310 --> 00:31:12.520
پس براي پيروز شدن ، ما بايد حمله را شروع کنيم

00:31:12.900 --> 00:31:15.020
و از خط آتش دشمن رد بشيم

00:31:15.480 --> 00:31:17.850
و مجبورشون کنيم تا بصورت تن به تن باهامون مبارزه کنند

00:31:18.480 --> 00:31:19.730
! برادرها

00:31:20.520 --> 00:31:22.400
!بگيد کي از همه قوي تره ؟

00:31:22.600 --> 00:31:24.020
! ما از همه قوي تريم

00:31:24.190 --> 00:31:26.850
دشمن با ما فاصله اي حدود 300 قدم داره

00:31:26.980 --> 00:31:29.350
تفنگها تا فاصله 200 قدمي قدرت تيراندازي دارند

00:31:29.560 --> 00:31:31.600
و کمانها فقط تا 100 قدم

00:31:31.850 --> 00:31:34.150
ما يک گروه 200 نفري لازم داريم

00:31:34.350 --> 00:31:36.850
تا جلو جبهه آتش ما حرکت کنند

00:31:36.980 --> 00:31:40.850
...اونها نبايد از گلوله هاي دشمن هراسي داشته باشن

00:31:40.980 --> 00:31:42.230
بايد از بدنشون بعنوان سپر بقيه ارتش استفاده کنند

00:31:42.440 --> 00:31:43.480
... اونوقت کماندارهاي ما

00:31:43.850 --> 00:31:45.600
که پشت سر اونها حرکت ميکنند ، ميتونند به فاصله مناسب برسند

00:31:48.270 --> 00:31:50.150
با اينکار خيلي از برادرهامون کشته ميشن

00:31:57.230 --> 00:31:58.350
! من حاضرم

00:32:03.940 --> 00:32:05.310
کي با من مياد ؟

00:32:08.480 --> 00:32:11.400
اگه کشته بشيد ، خانواده تون 2 برابر غنيمت بيشتر ميبره

00:32:11.650 --> 00:32:12.600
! اگه زنده بمونيد ، 3 برابر بيشتر

00:32:12.850 --> 00:32:14.060
نميخوايد ثروتمند بشيد ؟

00:32:14.230 --> 00:32:16.350
!مرداي واقعي کجان ؟

00:32:16.690 --> 00:32:17.520
! زود باشيد

00:32:17.850 --> 00:32:19.480
! لعنت بهش ، من هستم

00:32:19.730 --> 00:32:21.690
... منم همينطور، منم

00:32:21.900 --> 00:32:23.270
منم حاضرم

00:32:23.520 --> 00:32:24.940
... منم همينطور

00:32:25.230 --> 00:32:29.730
... منم حاضرم

00:32:29.940 --> 00:32:31.560
! شهر "شو" را ميگيريم

00:32:31.850 --> 00:32:34.560
! پولشون ، غذاشون و زنهاشون

00:32:34.850 --> 00:32:35.480
! شهر "شو" را ميگيريم

00:32:35.650 --> 00:32:38.850
! پولشون ، غذاشون و زنهاشون

00:32:38.980 --> 00:32:42.060
! پولشون ، غذاشون و زنهاشون

00:32:42.230 --> 00:32:48.350
! پولشون ، غذاشون و زنهاشون

00:33:42.850 --> 00:33:44.150
...تعداد شما خيلي از ما کمتره

00:33:44.350 --> 00:33:46.850
از همين الان هم مشخصه که ما پيروز ميشيم

00:33:47.060 --> 00:33:49.230
تسليم بشيد تا زنده بمونيد

00:33:50.850 --> 00:33:59.270
! بکشيدشون

00:34:32.520 --> 00:34:33.190
! آتش

00:34:34.940 --> 00:34:37.350
! بکشيدشون

00:34:57.310 --> 00:34:57.980
! آتش

00:35:07.060 --> 00:35:07.730
! آتش

00:35:12.020 --> 00:35:12.690
! آتش

00:35:21.850 --> 00:35:23.520
! بکشيدشون

00:35:24.980 --> 00:35:26.480
همشون دارن ميميرن ، بيايد حمله کنيم

00:35:26.690 --> 00:35:27.850
! خفه شو و گوش بده

00:35:29.850 --> 00:35:31.560
! فقط 1 فرمانده تو ميدون جنگ دستور ميده

00:35:32.350 --> 00:35:34.400
! بکشيدشون

00:35:35.020 --> 00:35:35.940
! شليک کنيد

00:36:02.190 --> 00:36:03.100
! شليک کنيد

00:36:50.650 --> 00:36:51.940
! برادر

00:36:55.850 --> 00:37:01.480
! برادر

00:37:12.310 --> 00:37:13.230
! آماده باشيد

00:37:29.600 --> 00:37:31.100
! چشماشون را ببنديد

00:38:54.600 --> 00:38:57.690
اون ميخواد کاري کنه که ما هم بريم تو ميدون جنگ

00:40:24.230 --> 00:40:25.150
! بريد

00:40:50.850 --> 00:40:52.020
! برادر بزرگ

00:41:43.850 --> 00:41:44.850
... برادر

00:41:45.350 --> 00:41:47.350
! نه ... نيزه را نکش بيرون

00:41:47.480 --> 00:41:48.350
! محکم بگيرش

00:42:09.190 --> 00:42:10.850
ديگه راهي نمونده ، همگي کشته ميشيم

00:42:11.020 --> 00:42:11.900
! ما برادرهاي خوني هم هستيم

00:42:12.060 --> 00:42:13.600
! بايد با هم بميريم

00:42:13.850 --> 00:42:14.730
! همينطوره

00:42:15.230 --> 00:42:17.060
! اگه قراره بميريم ، هر چندتايي از اونها را هم که شده با خودمون ميبريم

00:42:17.310 --> 00:42:18.600
... بيايد بريم

00:42:26.350 --> 00:42:27.400
! بکشيدشون

00:42:27.560 --> 00:42:30.150
! اين ديوونگيه

00:42:35.650 --> 00:42:36.600
اون فقط با 800 تا مرد ارتش 5000 تايي دشمن را نابود کرده

00:42:37.230 --> 00:42:39.850
! ميتونيم پيروز بشيم

00:42:40.100 --> 00:42:41.150
ما واقعا بايد تو اين جنگ پيروز بشيم

00:42:41.520 --> 00:42:43.150
! ميريم کمکشون

00:42:44.190 --> 00:42:50.560
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:43:40.060 --> 00:43:41.020
! وو-يانگ

00:43:41.190 --> 00:43:42.190
... لرد دي

00:44:56.600 --> 00:44:57.850
... پانگ کينگ-يون ، بايد خوشحال باشي

00:44:57.940 --> 00:45:00.520
... پانگ کينگ-يون

00:45:00.850 --> 00:45:01.730
سرنوشت دوباره ما را کنار هم قرار داد

00:45:01.900 --> 00:45:04.350
خيلي شانس آوردي که تونستي شهر "شو" را بگيري

00:45:04.650 --> 00:45:06.150
حالا واسه خودت اسم و رسمي پيدا ميکني

00:45:06.310 --> 00:45:09.190
... پانگ کينگ-يون

00:45:09.560 --> 00:45:10.600
ميخوام بهت يه ارتش 2000 نفري بدم

00:45:11.100 --> 00:45:13.440
از سربازهاي عالي و ممتاز

00:45:13.650 --> 00:45:15.560
لو دان-شان

00:45:15.980 --> 00:45:16.850
بله ، قربان

00:45:17.020 --> 00:45:18.600
تو بايد تحت فرمان ايشون کار کني

00:45:19.230 --> 00:45:20.020
خيلي ممنون ، عاليجناب

00:45:20.190 --> 00:45:21.310
پانگ کينگ-يون

00:45:22.020 --> 00:45:25.150
دوست قديمي ات از ارتش کوئي ميخواد تو را ببينه

00:45:25.310 --> 00:45:25.900
هي کيو

00:45:26.100 --> 00:45:26.980
عاليجناب

00:45:30.480 --> 00:45:31.850
روز به خير، عاليجناب

00:45:33.940 --> 00:45:36.850
زمان زيادي کذشته ، ژنرال پانگ

00:45:37.150 --> 00:45:38.440
... حالا وقت متحد شدن دوباره دوستان قديمي است

00:45:38.600 --> 00:45:39.940
... تو فرمانده اصلي ارتش هستي

00:45:40.190 --> 00:45:42.020
و اون هم فرمانده دوم خواهد بود

00:45:42.230 --> 00:45:43.690
چطوري بايد غنائم را تقسيم کنيم ؟

00:45:43.850 --> 00:45:44.730
...عاليجناب دي

00:45:45.150 --> 00:45:46.190
... عاليجناب چن

00:45:46.690 --> 00:45:48.230
ما نميتونيم بيش از حد به اين مردان اعتماد کنيم

00:45:48.400 --> 00:45:50.480
ما هرگز شما را نااميد نخواهيم کرد

00:45:52.440 --> 00:45:55.350
ما اول سوزوهو و بعد نانيجينگ را ميگيريم

00:46:07.940 --> 00:46:09.600
اونها دارن به چي ميخندند ؟

00:46:09.850 --> 00:46:11.230
نانيجينگ دشمن اصلي امپراتوري محسوب ميشه

00:46:11.440 --> 00:46:13.350
براي شکست دادن نانيجينگ بايد اول سوزوهو را بگيريم

00:46:13.690 --> 00:46:15.600
از اونجاييکه وقتي جنگ تموم بشه ، اونها ديگه هيچ سودي نميبرند

00:46:15.850 --> 00:46:17.600
اجازه نميدن ما سوزوهو را بگيريم

00:46:17.850 --> 00:46:19.850
اگه بهشون حمله کنيم ، اونها نميتونند جلوي ما را بگيرند

00:46:20.060 --> 00:46:21.150
... ارتش کوئي را براي اين با ما فرستادند

00:46:21.480 --> 00:46:23.190
که مراقب همه کارهاي ما باشه

00:46:25.230 --> 00:46:27.350
! اونها برگشتند

00:47:25.600 --> 00:47:26.980
ژيا-وو

00:47:27.980 --> 00:47:31.270
ژيا-وو ،ژيا-وو

00:47:33.650 --> 00:47:36.730
... کفشهاي ژيا-وو

00:47:38.020 --> 00:47:41.650
...ژيا-وو

00:47:47.600 --> 00:47:49.020
!ژيا-کي ؟

00:47:49.600 --> 00:47:56.100
ژيا-کي ...پسرهام

00:47:57.060 --> 00:47:58.730
ما ديگه راهزن نيستيم

00:47:59.690 --> 00:48:03.270
اون ميگفت ، يه راهزن به خاطر خودش آدم ميکشه

00:48:03.560 --> 00:48:06.440
اما يه قهرمان ، براي نجات جان بقيه آدم ميکشه

00:48:07.400 --> 00:48:08.850
من ميخواستم يه قهرمان باشم

00:48:16.560 --> 00:48:17.520
خيلي لاغر شدي

00:48:21.100 --> 00:48:24.150
برادر بزرگتر ميگه ، اينبار واسه 3 سال بايد بريم

00:48:25.980 --> 00:48:28.310
ميدونم هيچوقت اينجا را دوست نداشتي

00:48:28.980 --> 00:48:29.940
... وقتي جنگ تموم بشه

00:48:30.100 --> 00:48:32.350
يه جاي بهتر براي زندگي پيدا ميکنم

00:48:32.560 --> 00:48:33.650
برادر پانگ کجاست ؟

00:48:33.850 --> 00:48:36.480
اون امشب بيرون از روستا ميمونه

00:48:36.850 --> 00:48:38.560
ما فردا صبح ميريم

00:50:11.230 --> 00:50:12.310
... يادت باشه

00:50:12.650 --> 00:50:13.940
! تنها چيزي که مهمه ، پيروز شدنه

00:50:14.230 --> 00:50:15.020
! شروع کنيد

00:50:21.850 --> 00:50:23.850
! بکشيدشون

00:50:48.650 --> 00:50:50.100
ما اومديم تا شهر را تحويل بگيريم

00:50:50.480 --> 00:50:52.690
همه سربازها تا 3 روز ميتونند شهر را غارت کنند

00:50:53.060 --> 00:50:55.440
اونها ميتووند پول ، غذا و زنهايي که ميخوان را داشته باشن

00:51:34.020 --> 00:51:36.730
حالا ميتونيد بيايد بيرون ، جنگ تمام شده

00:51:37.350 --> 00:51:38.440
بيا

00:51:38.600 --> 00:51:40.560
بيا ، لازم نيست بترسي

00:51:40.730 --> 00:51:41.980
چيزي خوردي ؟

00:51:42.600 --> 00:51:43.850
چيزي خوردي ؟

00:51:46.520 --> 00:51:47.690
گرسنه نيستي ؟

00:51:48.850 --> 00:51:49.850
! بگذار برم

00:51:50.100 --> 00:51:51.440
داري چي کار ميکني ؟

00:51:53.230 --> 00:51:55.060
! همينطور اونجا واينسا ، بيا کمکم کن

00:51:57.560 --> 00:51:58.850
! نه

00:51:59.560 --> 00:52:02.350
! به من دست نزن

00:52:05.350 --> 00:52:06.980
! گزي ، من نميخوام بمونم

00:52:09.310 --> 00:52:10.980
...بگذار برم

00:52:29.440 --> 00:52:30.480
برادر پانگ

00:52:33.060 --> 00:52:34.230
!تکون بخور
چه خبره ؟

00:52:34.440 --> 00:52:35.690
چرا منو دستگير کرديد ؟

00:52:35.980 --> 00:52:36.940
!برو
چي شده ؟

00:52:37.690 --> 00:52:40.100
! همه افراد را واسه يه اعدام در ملا عام جمع کن

00:52:40.310 --> 00:52:41.310
! برادر ژائو

00:52:42.060 --> 00:52:43.520
برادر ، موضوع چيه ؟

00:52:43.900 --> 00:52:45.100
اونها به 2 زن تجاوز کردند

00:52:45.440 --> 00:52:47.900
اونها اجازه داشتن تا 3 روز غارت کنند ، اين که اشکالي نداره

00:52:48.560 --> 00:52:52.060
! از امروز به بعد، چنين چيزهايي را تو ارتش تحت فرماندهي من نخواهيم داشت

00:52:53.850 --> 00:52:55.190
اين کاري بوده که ما هميشه ميکرديم

00:52:55.350 --> 00:52:56.850
! الان يه سربازي ، نه يه راهزن

00:52:56.940 --> 00:52:58.650
بايد مثل يه سرباز رفتار کنيد و گرنه هيچوقت موفق نميشيد

00:52:58.900 --> 00:52:59.980
اگه اجازه بديم بازم اين اتفاق بيفته

00:53:00.230 --> 00:53:02.520
! با اون حرومزاده هاي ارتش کوئي هيچ فرقي نداريم

00:53:03.230 --> 00:53:06.230
امروز ، روزيه که يه سري قانون جديد وضع ميکنيم

00:53:06.900 --> 00:53:08.850
! ما خانواده هاي اينها را کشتيم

00:53:09.190 --> 00:53:10.400
حالا ميخواي ازشون دفاع کني ؟

00:53:10.560 --> 00:53:12.310
!اونم با کشتن آدمهاي خودمون ؟

00:53:13.230 --> 00:53:14.900
بعد از اين ديگه هيچکس حاضر نيست جونش را با جنگيدن واسه تو به خطر بندازه

00:53:16.560 --> 00:53:17.850
... برادر

00:53:18.600 --> 00:53:20.650
! به من گوش کن ، به اينها نگاه کن

00:53:20.980 --> 00:53:22.060
اونها درسي را که بايد ياد ميگرفتن ، گرفتن

00:53:22.230 --> 00:53:23.980
ديگه لازم نيست اونها را بکشيم ، باشه ؟

00:53:25.060 --> 00:53:26.100
! همينطور اينجا نشينيد

00:53:26.480 --> 00:53:27.850
به خاطر کاري که کرديد عذر خواهي کنيد

00:53:28.850 --> 00:53:31.560
... برادر بزرگ ، ما اشتباه کرديم ، ما معذرت ميخوايم

00:53:31.980 --> 00:53:34.270
! زود باش عذر خواهي کن

00:53:34.600 --> 00:53:36.900
! گزي ، معذرت خواهي کن

00:53:37.730 --> 00:53:39.400
... زود باشيد ، گزي

00:53:39.600 --> 00:53:40.230
برادر بزرگتر ، معذرت ميخوايم

00:53:40.310 --> 00:53:42.400
برادر بزرگ ، اونها ميدونن که اشتباه کردن

00:53:42.520 --> 00:53:43.690
اونها را ببخش

00:53:45.060 --> 00:53:47.190
...وقتي هنوز يه غير نظامي بودم

00:53:47.600 --> 00:53:49.440
...سربازي را ديدم

00:53:49.650 --> 00:53:51.690
که يه شهروند بدبخت را به شدت تو خيابان کتک ميزد

00:53:51.850 --> 00:53:54.650
اونقدر زدش که به جز خون ديگه چيزي از صورت اون مرد ديده نميشد

00:53:55.230 --> 00:53:56.730
هيچ دليلي واسه اونکار نداشت

00:53:56.900 --> 00:53:58.560
فقط چون اون مرد فقير بود ، اونطور کتکش ميزد

00:53:59.980 --> 00:54:02.310
اما اون مرد فقير هيچ حرفي نميزد

00:54:02.480 --> 00:54:04.850
اون تمام اين بدبختي ها را جزو سرنوشتش ميدونست

00:54:05.270 --> 00:54:07.270
... اون روز به خودم قول دادم

00:54:08.150 --> 00:54:09.520
... که هرگز اجازه ندم

00:54:09.850 --> 00:54:11.850
چيزي مثل اين دوباره اتفاق بيفته

00:54:13.270 --> 00:54:13.980
شماها جزو ارتش شديد

00:54:14.150 --> 00:54:15.980
چون نميخواستيد ديگه کسي به شما و خانواده هاتون آسيبي برسونه

00:54:16.190 --> 00:54:17.440
بگذاريد بهتون بگم

00:54:17.690 --> 00:54:18.520
...نه فقط به شماها ، بلکه به همه

00:54:18.850 --> 00:54:21.690
به هيچ زن و مرد بيگناهي نبايد آسيبي برسونيم

00:54:21.900 --> 00:54:24.900
! هدف ما براي جنگيدن همينه

00:54:29.730 --> 00:54:30.850
... اون روز

00:54:31.060 --> 00:54:33.480
اون بالاخره آرزوي هميشگي اش را به زبان آورد

00:54:33.690 --> 00:54:34.650
... اون گفت

00:54:34.940 --> 00:54:37.690
تا الان صبر کرده ، چون زمان مناسب نرسيده بوده

00:54:38.190 --> 00:54:39.310
اون موقع ، هيچکس متوجه منظور اون نشد

00:54:39.850 --> 00:54:40.150
اما من شدم

00:54:40.310 --> 00:54:41.440
! دست نگه دار

00:54:42.190 --> 00:54:44.100
! به سربازهاي من دست نزن

00:54:45.900 --> 00:54:47.190
تو هيچ حقي نداري

00:54:47.560 --> 00:54:48.600
...برادر

00:54:48.940 --> 00:54:50.190
خواهش ميکنم

00:54:56.020 --> 00:54:57.650
زندگي شماها تو دستان کيه ؟

00:55:03.940 --> 00:55:05.190
تو دست کيه ؟

00:55:05.400 --> 00:55:06.730
! برادر بزرگتر

00:55:08.850 --> 00:55:10.900
ميخوايد به مادرم چي بگيد ؟

00:55:18.690 --> 00:55:20.100
چشماتون را ببنديد

00:55:20.850 --> 00:55:22.230
سريع تمومش ميکنم

00:55:22.850 --> 00:55:26.100
برادر جيانگ  ، به مادرم چي ميگيد ؟

00:55:34.310 --> 00:55:35.310
! به مادرم نگيد من چطوري مردم

00:55:37.400 --> 00:55:39.560
اونقدر بهش علاقه داشتم ، که ميتونستم زندگي ام را هم به خاطرش بدم

00:55:39.850 --> 00:55:41.020
براي هر آينده اي که اون ميخواد

00:55:45.980 --> 00:55:47.600
... هميشه فکر ميکردم

00:55:48.940 --> 00:55:51.480
فقط بايد بکشيم تا زنده بمونيم

00:55:53.940 --> 00:55:55.480
... اما امروز فهميدم

00:55:56.940 --> 00:56:00.440
براي اينکه خوب باشيم هم ، بايد بکشيم

00:56:08.270 --> 00:56:11.310
بايد اون جنگ را تا 3 ماه تموم کنيم

00:56:11.850 --> 00:56:14.560
! بايد سوزوهو را بگيريم

00:56:21.480 --> 00:56:23.440
! حرکت خطرناکي بود ، عاليجناب

00:56:24.020 --> 00:56:25.980
داري مثل ژنرال پانگ رفتار ميکني

00:56:26.190 --> 00:56:27.900
خيلي جاه طلبانه

00:56:28.100 --> 00:56:32.400
فکر ميکني بتونه سوزوهو را با چندهزار تا سرباز بگيره ؟

00:56:33.440 --> 00:56:35.650
! نگران نباش ، عاليجناب چن

00:56:35.850 --> 00:56:38.270
... بدون هيچ مهمات و آذوقه

00:56:38.730 --> 00:56:39.940
! اون مطمئنا يه ژنرال مرده بيشتر نيست

00:56:40.100 --> 00:56:44.060
فاصله شکست و پيروزي ، به باريکي خطهاي اين تخته است

00:56:44.270 --> 00:56:47.900
اگه اين مهره را تو مکان درستي بگذارم

00:56:48.560 --> 00:56:52.190
پانگ ميتونه به موفقيتهاي خيلي بالاتري برسه

00:56:52.400 --> 00:56:53.230
... اونوقت

00:56:53.440 --> 00:56:56.600
فکر کردي من اجازه ميدم ، پانگ به اين راحتي موفق بشه ؟

00:56:59.520 --> 00:57:00.850
... اگه اونو به حال خودش رها کنيم

00:57:01.060 --> 00:57:03.650
براي همه ما بيشتر منفعت داره

00:57:23.230 --> 00:57:29.440
شهر سوزوهو ، 1 سال بعد

00:57:40.190 --> 00:57:42.400
من جون شماها را تو نبرد شهر "شو" نجات دادم

00:57:43.270 --> 00:57:47.690
منتظر چي هستيد ؟
! حرومزاده هاي بي لياقت

00:58:11.150 --> 00:58:13.310
راهي براي تسخير سوزوهو نيست

00:58:13.480 --> 00:58:14.850
هر دو طرف از گرسنگي تلف ميشيم

00:58:17.480 --> 00:58:19.730
ارتش کوئي منتظره تا مثل لاشخور رو سرمون خراب بشه

00:58:20.150 --> 00:58:22.060
تا کي ميخواي به اين قمار ادامه بدي ؟

00:58:28.900 --> 00:58:30.350
... بوچر

00:58:31.100 --> 00:58:33.560
برام يه آواز بخون

00:58:36.190 --> 00:58:37.270
...شنيدم که

00:58:37.560 --> 00:58:40.730
مردي به نام جيسز وجود داشته

00:58:41.150 --> 00:58:42.100
... هر روز موقع ظهر

00:58:42.270 --> 00:58:45.190
...به ژنرال هونگ تو سوزوهو

00:58:45.400 --> 00:58:48.060
پنج تا کيسه نون و 2 تا خوک بزرگ ميده

00:58:49.310 --> 00:58:52.850
اونم غذا را بين مردم تقسيم ميکنه

00:58:53.100 --> 00:58:54.690
و بالاخره يه جوري شکم 5000 تا را تو سوزوهو سير ميکنه

00:58:54.980 --> 00:58:56.560
اونجا همه غذا دارند

00:58:58.850 --> 00:59:01.980
ذخيره نون اونها هيچوقت تموم نميشه

00:59:02.310 --> 00:59:06.560
و هر روز گوشت خوک تازه  ميخورند

00:59:25.940 --> 00:59:28.150
! بشين

00:59:30.480 --> 00:59:31.850
! بشين

00:59:46.230 --> 00:59:47.980
... من يواشکي ميرم تو سوزوهو و ژنرال هونگ را ميکشم

00:59:48.190 --> 00:59:49.850
اونهايي که رفتند هرگز برنگشتند

00:59:50.230 --> 00:59:51.730
نميخوام بيش از اين زندگي افراد را به خطر بندازم

00:59:53.850 --> 00:59:54.850
... ميخوام برم و از عاليجناب دي درخواست کنم

00:59:55.230 --> 00:59:56.900
بهمون غذا و مهمات بدند

00:59:57.850 --> 01:00:01.230
اما ما با حمله به سوزوهو از دستور اونها سرپيچي کرديم

01:00:01.730 --> 01:00:03.230
من هنوز هم ميتونم براشون آدم مفيدي باشم

01:00:15.600 --> 01:00:17.440
خواهش ميکنم حالا برو

01:00:20.560 --> 01:00:24.440
به سربازام آذوقه بديد تا سوزوهو را براتون بگيرم

01:00:26.980 --> 01:00:30.520
! بگذاريد سربازهامون تو جنگ بميرند ، نه از گرسنگي

01:00:35.850 --> 01:00:37.400
! خواهش ميکنم

01:00:42.020 --> 01:00:46.600
عاليجناب مي فرمايند ، اصلا خبر ندارند تو سوزوهو جنگ شده

01:00:55.730 --> 01:00:56.850
ميخوام برم سراغ ارتش کوئي

01:00:57.850 --> 01:00:59.600
نميتونيم از اونها کمک بخوايم

01:00:59.850 --> 01:01:01.230
! پس خودم تنهايي ميرم

01:01:11.100 --> 01:01:12.850
بيايد بريم

01:01:14.230 --> 01:01:15.480
زود باشيد

01:01:16.310 --> 01:01:17.690
عجله کنيد

01:01:18.850 --> 01:01:20.560
! دست منو بگير

01:01:21.190 --> 01:01:22.690
سربازهامون سعي ميکنند يواشکي برن داخل شهر

01:01:22.940 --> 01:01:24.480
همه ميگن داخل شهر غذاي زيادي هست

01:01:33.850 --> 01:01:36.650
بايد خودم برم و ببينم

01:02:40.150 --> 01:02:42.150
بهم آذوقه و مهمات بديد

01:02:43.190 --> 01:02:44.600
برات يه معامله دارم

01:02:44.850 --> 01:02:45.850
بهش نيازي ندارم

01:02:46.060 --> 01:02:47.850
سوزوهو از همين الان هم مال منه

01:02:48.020 --> 01:02:49.020
منظورم سوزوهو نبود

01:02:49.350 --> 01:02:50.480
نايجينگ بود

01:02:53.900 --> 01:02:56.310
! اين سربازهاي من هستند که بايد بجنگند و بميرند

01:02:56.650 --> 01:02:59.150
تنها کاري که تو بايد بکني اينه که پشت سر ارتش من بموني

01:02:59.480 --> 01:03:01.480
بعد نايجينگ را بين خودمون تقسيم ميکنيم

01:03:01.650 --> 01:03:03.100
... با همديگه ميريم توي شهر

01:03:03.850 --> 01:03:04.730
مگه اينکه تو بخواي

01:03:04.940 --> 01:03:07.020
تا ابد زير فرمان اون 3 پيرمرد باقي بموني

01:03:19.190 --> 01:03:21.060
ما بايد نايجينگ را بگيريم

01:03:21.230 --> 01:03:24.520
قبل از اينکه ارتش کوئي بتونه به سوزوهو برسه

01:03:24.730 --> 01:03:26.150
اما فقط به اندازه 10 روز آذوقه داريم

01:03:26.480 --> 01:03:27.690
بايد سريعا حمله کنيم

01:03:28.100 --> 01:03:30.520
بايد سوزوهو را 2 روزه بگيريم

01:03:44.150 --> 01:03:45.650
... خدا منو خيلي دوست داره

01:03:48.480 --> 01:03:50.520
که تو را امشب به اينجا آورده

01:04:05.850 --> 01:04:07.350
اين ميتونه ازت محافظت کنه

01:04:33.690 --> 01:04:36.980
اگه تا صبح از داخل شهر پرچم قرمز نديدي

01:04:37.190 --> 01:04:38.850
به سربازهام ميگم تو را به يه جاي امن ببرند

01:04:40.060 --> 01:04:43.520
به برادر بزرگتر و وو-يانگ بگو

01:04:44.060 --> 01:04:45.940
ار-هو دوست داشت يه قهرمان باشه

01:05:04.650 --> 01:05:06.400
! ژنرال پانگ برگشته

01:05:10.690 --> 01:05:13.150
قربان ، آذوقه ها رسيدند

01:05:17.480 --> 01:05:19.190
ژنرال ژائو رفتند به شهر

01:05:19.650 --> 01:05:22.310
ايشون گفتند اگه تا صبح از داخل شهر پرچم قرمز ديديم

01:05:22.520 --> 01:05:24.150
يعني ايشون موفق شدند

01:05:41.270 --> 01:05:43.850
تو با خودت غذا نداري ؟

01:05:46.060 --> 01:05:47.940
اونها فکر ميکنند تو شهر غذا هست

01:05:48.520 --> 01:05:51.850
اما به زودي مجبوريم از گرسنگي همديگه را بخوريم

01:06:23.400 --> 01:06:26.940
من بهشون قول لباس و غذاي خوب داده بودم

01:06:28.560 --> 01:06:31.310
گفته بودم 3 ساله ميتونند برگردند خونه هاشون

01:06:36.020 --> 01:06:37.690
الان 5 سال شده

01:06:38.600 --> 01:06:41.060
فردا صبح حمله ميکنيم

01:07:09.940 --> 01:07:10.940
ليان

01:09:52.850 --> 01:09:54.980
من هميشه دوست دارم چهره هاي جديدي را ببينم

01:09:56.650 --> 01:09:58.310
اما مدتهاست چهره جديدي نديدم

01:09:58.690 --> 01:10:01.020
از وقتي که سوزوهو تحت محاصره دراومده

01:10:03.060 --> 01:10:06.190
بهم گفتند که فروشنده ترياک مرد جديديه

01:10:09.270 --> 01:10:12.190
اما من ديگه ترياک استفاده نميکنم

01:10:12.650 --> 01:10:14.520
اون فقط درد را آروم ميکنه ، اما از بين نميبره

01:10:18.060 --> 01:10:23.190
مقبره همسر من بيرون شهر توي جنگله

01:10:25.190 --> 01:10:26.980
مدتهاست ميخوام برم و اونو ببينم

01:10:28.350 --> 01:10:29.940
اما نميتونم

01:10:36.480 --> 01:10:38.900
ميدوني چه احساسي داره که تو خونه خودت يه زندوني باشي ؟

01:10:40.020 --> 01:10:43.980
سوزوهو يه زندان بزرگ شده ، کسي نميتونه ازش خارج بشه

01:10:44.850 --> 01:10:48.270
نميتونم برم بيرون و قبر همسرم را ببينم

01:10:49.190 --> 01:10:52.100
کسي هم نميتونه داخل شهر بشه

01:10:52.400 --> 01:10:53.690
... مگه اينکه

01:10:55.190 --> 01:10:56.440
من اجازه بدم

01:10:58.230 --> 01:10:59.520
من ميدونم تو کي هستي

01:10:59.730 --> 01:11:02.020
از وقتي که داخل شهر شدي ، ميدونستم کي هستي

01:11:07.730 --> 01:11:09.850
! عجله کنيد

01:11:35.600 --> 01:11:38.520
قربان ، سربازها آماده اند

01:11:41.730 --> 01:11:42.900
اسب منو حاضر کنيد

01:11:44.480 --> 01:11:45.850
بانو ژائو را از اينجا ببريد

01:11:55.480 --> 01:11:57.230
ار-هو گفت بهتون بگم

01:11:57.400 --> 01:11:59.060
او هميشه ميخواسته يه قهرمان باشه

01:12:12.350 --> 01:12:14.020
... اگه زنده بمونم

01:12:16.190 --> 01:12:17.230
باهات ازدواج ميکنم

01:12:23.400 --> 01:12:26.190
من اون بيرون 4000 تا سرباز دارم که از شدت گرسنگي ديوونه شدند

01:12:27.440 --> 01:12:28.850
... اگه منو بکشي

01:12:30.100 --> 01:12:33.650
خودتم تو حمامي از خون ميميري

01:12:34.400 --> 01:12:36.480
منم 4000 تا سرباز دارم

01:12:37.310 --> 01:12:40.850
که حاضرن تا آخرين لحظه از شهرشون دفاع کنند

01:12:41.400 --> 01:12:43.520
تا آخرين قطره خونشون

01:12:46.600 --> 01:12:47.900
بريد کنار

01:12:53.730 --> 01:12:55.690
شمشيرهاتون را بندازيد

01:13:09.980 --> 01:13:11.400
خواهش ميکنم تسليم بشيد

01:13:12.850 --> 01:13:14.560
... يازده سال قبل

01:13:16.190 --> 01:13:21.020
شغلم را رها کردم ، همه زندگي ام را فروختم

01:13:22.060 --> 01:13:23.940
و به شورشيان تايپينگ پيوستم

01:13:25.560 --> 01:13:27.310
... از اون روز به بعد

01:13:27.980 --> 01:13:30.310
کلمه تسليم شدن

01:13:30.850 --> 01:13:32.520
ديگه براي من مفهومي نداره

01:14:21.060 --> 01:14:22.600
تا زماني که من زنده باشم

01:14:24.060 --> 01:14:26.980
همه مردم سوزوهو

01:14:27.850 --> 01:14:29.850
در معرض خطر هستند

01:14:33.060 --> 01:14:37.850
به سربازهام کاري نداشته باش ، بگذار برن خونه هاشون

01:14:39.310 --> 01:14:44.850
نگذار مردم شهر آسيب ببينند...خواهش ميکنم

01:14:50.980 --> 01:14:52.600
قول ميدم

01:14:53.600 --> 01:14:55.060
در آرامش بمان

01:15:45.310 --> 01:15:46.270
آماده باشيد

01:16:55.480 --> 01:17:14.690
ار-هو ، ار-هو

01:18:02.150 --> 01:18:03.440
ژائو ار-هو

01:18:04.100 --> 01:18:05.900
ما ميخوايم ژائو ار-هو را ببينيم

01:18:06.190 --> 01:18:08.310
ما نان ميخوايم ، نان

01:18:11.440 --> 01:18:13.060
قراره اونها هم جزو ارتش ما بشن ؟

01:18:13.940 --> 01:18:15.480
اونها هرگز قبول نميکنند

01:18:16.190 --> 01:18:18.560
اونها 4000 نفر هستند ، 4000 تا آدم گرسنه

01:18:19.060 --> 01:18:21.230
انتظار داري چقدر از غذاي خودمون را به اونها بديم ؟

01:18:21.560 --> 01:18:22.520
... برادر

01:18:23.150 --> 01:18:23.940
... اونها فقط به اين خاطر تسليم شدند

01:18:24.060 --> 01:18:25.940
که من بهشون قول دادم زنده بمونند

01:18:27.060 --> 01:18:28.940
همه انبارهاي شهر خالي هستند

01:18:29.060 --> 01:18:30.940
ما هم فقط براي 10 روز ذخيره غذايي داريم

01:18:32.850 --> 01:18:34.150
بايد اونها را واسه حمله به نايجينگ ذخيره کنيم

01:18:37.230 --> 01:18:38.560
نايجينگ ؟

01:18:38.850 --> 01:18:40.600
قراره به نايجينگ حمله کنيم ؟

01:18:40.850 --> 01:18:41.900
ارتش کوئي ديروز به سمت نايجينگ حرکت کردند

01:18:42.060 --> 01:18:43.850
هر لحظه امکان داره به نايجينگ حمله کنند

01:18:44.850 --> 01:18:45.600
! نميتونم بفهمم

01:18:45.850 --> 01:18:48.310
فقط بهم بگو اين غذاها و مهمات را از کجا آوردي ؟

01:18:49.150 --> 01:18:49.940
!از کجا ؟

01:18:50.060 --> 01:18:51.150
از ارتش کوئي

01:18:52.230 --> 01:18:54.270
چطور تونستي با اونها معامله بکني ؟

01:18:54.600 --> 01:18:56.060
اين سربازها هيچوقت حاضر نميشن به ارتش ما ملحق بشن

01:18:56.900 --> 01:18:57.690
... اگه به نايجينگ حمله کنيم

01:18:57.940 --> 01:18:59.350
سوزوهو بدون دفاع ميمونه

01:18:59.560 --> 01:19:01.480
ميخواي شهر را به اين سربازها بسپاري ؟

01:19:01.690 --> 01:19:03.850
به من گوش کن
! نه ، تو گوش کن

01:19:04.440 --> 01:19:06.190
اين سربازها دشمنان ما هستند

01:19:06.400 --> 01:19:21.980
! ما نان ميخوايم ، نان

01:19:22.190 --> 01:19:23.310
! انبارهاي غذا را باز کنيد

01:19:23.600 --> 01:19:24.350
! به اين سربازها غذا بديد

01:19:24.480 --> 01:19:25.480
! نه

01:19:26.190 --> 01:19:26.940
پانک کينگ-يون

01:19:27.150 --> 01:19:28.480
ميدونستم که تو يه دروغگويي

01:19:35.730 --> 01:19:37.060
... اين نان

01:19:38.310 --> 01:19:40.230
... براي سربازهاي خودمون بود

01:19:41.060 --> 01:19:42.980
اما حالا ميخواي نصف اين نون را به سربازها دشمن بدي ؟

01:19:44.440 --> 01:19:47.060
!و نصف ديگرش را هم به مردم شهر ؟

01:19:48.480 --> 01:19:50.940
سربازهاي ما واسه 9 ماهه که دارن ميجنگن

01:19:51.690 --> 01:19:53.150
واسه 9 ماهه که دارن گرسنگي ميکشند

01:19:54.190 --> 01:19:56.850
... حالا بهم جواب بده

01:19:57.350 --> 01:19:59.350
کي بايد اين قطعه نان را بگيره ، ما يا اونها ؟

01:20:00.850 --> 01:20:02.100
برام مهم نيست

01:20:02.600 --> 01:20:03.730
! بهشون غذا بديد

01:20:04.560 --> 01:20:07.440
!!! همين حالا

01:20:10.190 --> 01:20:11.480
بگذار بخورن

01:20:12.100 --> 01:20:13.560
اين آخرين غذايي که ميخورن

01:20:16.190 --> 01:20:18.440
اما من قول دادم که زندگي هاشون بخشيده بشه

01:20:18.600 --> 01:20:21.230
! تنها چيزي که تو جنگ مهمه ، برنده شدنه

01:20:21.690 --> 01:20:23.690
مردي که قول خودش را بشکنه با حيوون فرقي نداره

01:20:24.310 --> 01:20:25.480
... برادر

01:20:25.690 --> 01:20:26.850
حق با اونه

01:20:30.850 --> 01:20:32.190
! بروکنار

01:20:35.730 --> 01:20:37.350
حق با اونه

01:20:38.730 --> 01:20:40.060
! از سر راهم برو کنار

01:20:40.730 --> 01:20:42.020
حق با اونه

01:20:49.060 --> 01:20:53.230
بگذاريد برم

01:20:56.730 --> 01:21:00.600
! بگذاريد برم ، من بهشون قول دادم که زندگي هاشون بخشيده بشه

01:21:18.600 --> 01:21:19.480
! کمان دارها

01:21:26.850 --> 01:21:28.480
! ساکت باشيد

01:22:06.980 --> 01:22:09.190
! اونها را نکشيد

01:22:13.850 --> 01:22:14.900
! دوباره

01:22:22.400 --> 01:22:23.520
! دوباره

01:22:34.850 --> 01:22:35.940
! دوباره

01:22:38.850 --> 01:22:40.150
! دوباره

01:22:42.270 --> 01:22:45.270
! اونها را نکشيد
! اونها را نکشيد

01:22:49.520 --> 01:22:50.730
! دوباره

01:22:50.850 --> 01:22:51.980
! دوباره

01:22:55.310 --> 01:22:56.730
! دوباره

01:24:02.100 --> 01:24:03.600
... از اون روز به بعد

01:24:04.400 --> 01:24:07.270
ار-هو ديگه هرگز با من حرف نزد

01:24:07.900 --> 01:24:11.190
تحملش برام خيلي سخت بود

01:24:11.520 --> 01:24:12.900
اون هميشه برادر بزرگترم بود

01:26:05.560 --> 01:26:07.020
من ميخوام برم خونه

01:26:08.940 --> 01:26:10.270
کي با من مياد ؟

01:26:43.440 --> 01:26:46.900
ار-هو ، تو نميتوني بري

01:26:48.600 --> 01:26:50.230
ما بايد براي جنگ به نايجنيگ بريم

01:26:50.560 --> 01:26:53.480
واسه چي ؟ ميخوايد آدمهاي بي دفاع بيشتري را بکشيد ؟

01:26:54.350 --> 01:26:55.600
اونها سرباز بودند

01:26:55.900 --> 01:26:56.810
اونها تسليم شده بودند

01:26:56.900 --> 01:26:58.100
اما هنوز سرباز بودند

01:26:58.310 --> 01:27:00.650
يادت مياد بهمون چي گفتي ؟

01:27:01.190 --> 01:27:02.850
... توگفتي هر کسي لايق داشتن

01:27:03.020 --> 01:27:05.520
آزاديه ، حتي آدمهاي فقير

01:27:06.310 --> 01:27:07.850
اما حالا چي کار کردي ؟

01:27:08.900 --> 01:27:10.400
.... تو امروز دستور قتل عام

01:27:10.560 --> 01:27:12.810
4000سرباز بي دفاع و فقير را دادي
اينو ميدونستي ؟

01:27:12.900 --> 01:27:15.020
فقط آدمهاي فقيرند ، که مجبور ميشن براي جنگ برن

01:27:15.440 --> 01:27:18.850
کدوم يک از ماها فقير نبوده ؟

01:27:20.230 --> 01:27:21.850
اونها سرباز بودند

01:27:22.850 --> 01:27:24.520
يه سرباز هميشه آماده مردنه

01:27:26.650 --> 01:27:30.940
! اما تو نايجينگ مليونها آدم بيگناه وجود داره

01:27:31.690 --> 01:27:34.020
! اگه ارتش کوئي قبل از ما به اونجا برسه ، همشون خواهند مرد

01:27:37.100 --> 01:27:40.060
من براي گرفتن نايجينگ به کمکت نياز دارم

01:27:42.230 --> 01:27:43.520
خواهش ميکنم از اينجا نرو

01:27:44.400 --> 01:27:46.480
اگه تو بري ، تو ارتش دو دستگي درست ميشه

01:27:46.650 --> 01:27:49.520
برادر در مقابل برادر قرار ميگيره

01:27:50.310 --> 01:27:52.100
به نتايج کارت فکر کن

01:27:52.980 --> 01:27:54.190
! مجبورم نکن به زور متوسل بشم

01:27:56.230 --> 01:27:58.850
! هر کسي بخواد به ار-هو دست بزنه ، خودم مي کشمش

01:28:01.850 --> 01:28:04.520
برادر ، تو نبايد بري

01:28:05.850 --> 01:28:10.730
اگه تو بري ، پيمان برادري ما براي هميشه شکسته ميشه

01:28:11.900 --> 01:28:15.850
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:28:18.400 --> 01:28:20.440
ارتش کوئي ديروز به سمت نايجينگ حرکت کرده

01:28:20.650 --> 01:28:22.980
بايد همين حالا راه بيفتيم و گرنه خيلي دير ميشه

01:28:24.100 --> 01:28:25.600
... بهت قول ميدم

01:28:26.560 --> 01:28:28.100
بعد از گرفتن نايجينگ

01:28:29.440 --> 01:28:31.020
ديگه جنگي در کار نباشه

01:28:31.440 --> 01:28:33.060
يه روز خودت ميفهمي

01:28:34.190 --> 01:28:36.480
همه تصميمات امروز من درست بودند

01:28:44.650 --> 01:28:45.940
خيلي خوب

01:28:47.850 --> 01:28:50.020
من مراقب کارهايي که تو نايجينگ ميکني هستم

01:28:50.650 --> 01:28:53.270
اگه حق با تو باشه ، من بازم در کنارت خواهم جنگيد

01:28:54.020 --> 01:28:57.730
! اما اگه اشتباه کرده باشي ، خودم ميکشمت

01:28:59.850 --> 01:29:00.850
! بيايد بريم

01:29:07.400 --> 01:29:08.480
... ما

01:29:08.690 --> 01:29:11.270
ژائو ار-هو
پانگ کينگ-يون

01:29:11.350 --> 01:29:14.730
جيانگ وو-يانگ
سه برادر در يک جسم هستيم

01:29:14.940 --> 01:29:17.020
!!! حمله کنيد

01:29:41.270 --> 01:29:44.980
پيروزي از ماست ، نايجينگ مال ماست

01:29:45.150 --> 01:29:49.270
زنده باد امپراتور و خانواده اش

01:29:49.650 --> 01:29:54.520
<i><b>يک ماه بعد از تسخير نايجينگ</b></i>

01:30:27.400 --> 01:30:31.270
در آرامش بمانند

01:30:34.690 --> 01:30:36.150
... ما سوگند خورديم

01:30:36.980 --> 01:30:39.400
که به ارتش شان وفادار بمانيم

01:30:39.600 --> 01:30:43.730
... تا زمانيکه گرسنگي ، ظلم و ستم

01:30:45.150 --> 01:30:47.480
... و بي عدالتي وجود داره

01:30:48.560 --> 01:30:52.600
! ارتش شان ميجنگه

01:30:53.480 --> 01:30:56.230
! غنائم را تقسيم ميکنيم

01:30:57.650 --> 01:30:59.900
ژانگ ون-فانگ ، 5 کيسه برنج

01:31:00.480 --> 01:31:01.850
... وانگ ژيا-سان

01:31:04.190 --> 01:31:06.350
ار-هو ، داري چي کار ميکني ؟

01:31:06.520 --> 01:31:08.730
! اين پول متعلق به خزانه امپراتوريه

01:31:09.980 --> 01:31:13.730
قرار بود وقتي نايجينگ را گرفتيم ، نصف غنائم را به سربازهامون بديم ، درسته ؟

01:31:14.850 --> 01:31:18.520
! اگه تو نميخواي به قولت عمل کني ، من اينکارو ميکنم

01:31:21.650 --> 01:31:23.310
! يادتون باشه

01:31:23.440 --> 01:31:25.850
ارتش شان فقط يه فرمانده داره

01:31:26.520 --> 01:31:30.520
و اون کسي نيست جز ، ژنرال پانگ

01:31:32.480 --> 01:31:34.600
! از ايشون به خاطر سخاوتمندي شون تشکر کنيد

01:31:34.850 --> 01:31:36.850
! ممنونيم ژنرال

01:31:37.270 --> 01:31:38.020
! دوباره

01:31:38.190 --> 01:31:43.060
! ممنونيم ژنرال

01:31:43.980 --> 01:31:45.650
...بقيه غنائم را تقسيم کنيد

01:31:46.560 --> 01:31:49.100
وانگ-ژيائو سان ، 3 کيسه جو

01:31:49.230 --> 01:31:51.190
وانگ لانگ ،4 کيسه

01:31:57.850 --> 01:31:58.900
عاليجناب

01:32:01.230 --> 01:32:03.350
اون براي گرفتن نايجينگ از قدرت تو استفاده کرد

01:32:03.520 --> 01:32:06.100
! و حالا تو به اون مديون هستي

01:32:06.310 --> 01:32:07.900
بالاخره اونو ميکشم

01:32:08.100 --> 01:32:09.940
تو هميشه يه قدم از اون عقبي

01:32:10.150 --> 01:32:12.060
امپراتور ميخواد اونو فرماندار "جيانگسو" بکنه

01:32:12.230 --> 01:32:13.350
خوب ؟

01:32:13.850 --> 01:32:17.400
هي-کيو ، ايندفعه حتي منم نميتونم کمکي بهت بکنم

01:32:17.520 --> 01:32:20.100
فقط کافيه کاري کنيم تا ژائو ار-هو از ما حمايت کنه

01:32:20.310 --> 01:32:22.350
! اونوقت پانگ حتما شکست ميخوره

01:32:22.520 --> 01:32:26.350
ژائو ار-هو ، پانگ کينگ يون
جيانگ وو-يانگ

01:32:26.520 --> 01:32:29.400
سه برادر در يک جسم هستند

01:32:29.600 --> 01:32:32.230
به سلامتي

01:32:32.440 --> 01:32:45.400
خدواند و فرشتگان شاهد ما باشند

01:32:48.480 --> 01:32:52.310
ما با خونمان سوگند ميخوريم ، بر سر زندگي مان پيمان ميبنديم

01:32:53.650 --> 01:33:00.850
ما جداگانه به دنيا آمديم ، اما در کنار هم خواهيم مرد

01:33:08.650 --> 01:33:12.020
وفادار در دوران خوشي و راحتي

01:33:14.190 --> 01:33:29.600
و دوران سختي و ناراحتي

01:34:11.350 --> 01:34:14.520
ژنرال ژائو ، فرمانده اصلي شما بوديد

01:34:14.730 --> 01:34:16.520
اما همه افتخارات نصيب ژنرال پانگ شده

01:34:18.190 --> 01:34:19.310
نظرت چيه ؟

01:34:20.980 --> 01:34:22.150
خوب ؟

01:34:22.730 --> 01:34:25.270
اين نمايش در مورد 3 برادر هست

01:34:25.900 --> 01:34:29.900
اون برادر توست ، با اينحال تو را به چشم برادر نميبينه

01:34:30.060 --> 01:34:33.900
اون مجبورت کرد قولي که داده بودي را بشکني ، و کاري کرد مثل احمق ها به نظر برسي

01:34:36.690 --> 01:34:38.060
ازش انتقام بگير

01:34:38.400 --> 01:34:41.400
اگه ما با هم متحد بشيم ، نايجينگ متعلق به ما ميشه

01:34:42.480 --> 01:34:45.020
بهش فکر کن

01:34:47.850 --> 01:34:50.190
ژنرال ، ايشون فقط نگران آينده شما هستند

01:34:52.060 --> 01:34:53.190
! بيا اينجا

01:35:14.400 --> 01:35:15.690
ازش انتقام بگير

01:35:16.520 --> 01:35:19.520
زخمهاي سطحي خوب خواهند شد

01:35:19.690 --> 01:35:21.900
! اما زخمهاي عميق ، هرگز

01:35:22.520 --> 01:35:26.190
ژنرال ژائو ، به حرفهايي که زدم با دقت فکر کن

01:35:37.400 --> 01:35:39.060
ژنرال هي-کيو

01:36:50.850 --> 01:36:52.690
ميدونم داري از خودت ميپرسي

01:36:52.850 --> 01:36:56.480
آيا ميتوني روزي به قصر اصلي وارد بشي يا نه

01:36:56.850 --> 01:37:00.190
در گذشته منم چنين آرزويي داشتم

01:37:00.350 --> 01:37:02.310
که بتونم به قصر اصلي برم

01:37:02.520 --> 01:37:05.350
اما زماني موفق شدم

01:37:06.600 --> 01:37:09.730
که موهام کاملا خاکستري شده بود

01:37:09.940 --> 01:37:13.060
براي من 30 سال طول کشيد

01:37:13.350 --> 01:37:16.900
حالا ديگه براي راه رفتن خيلي پير شدم

01:37:18.900 --> 01:37:20.400
پانگ کينگ-يون

01:37:31.480 --> 01:37:35.020
امپراتور ميفرمايند ، جواني شما براي ما مايه شادي است

01:37:35.440 --> 01:37:38.650
مدتها خواهيد توانست به امپراتوري خدمت کنيد

01:37:38.850 --> 01:37:41.190
امپراتور همچنين ميفرمايند

01:37:41.350 --> 01:37:44.310
ژنرال پانگ براي تسخير نايجنيگ لايق پاداش بزرگي هستند

01:37:44.600 --> 01:37:47.730
به ايشان نشان "ربان طلايي" اهدا خواهد شد

01:37:47.900 --> 01:37:53.270
و به عنوان فرماندار جيانگسو برگزيده خواهند شد

01:37:55.100 --> 01:37:56.730
زود باش ، قدرداني خودت را نشون بده

01:37:58.400 --> 01:38:00.560
... خدمتکار شما ، پانگ درخواستي دارد

01:38:00.850 --> 01:38:04.520
مردم شهر جيانگسو را براي 3 سال از پرداخت ماليات معاف کنيد

01:38:04.730 --> 01:38:06.520
تا بتوانيم رکود و عقب ماندگي دوران جنگ را بهبود دهيم

01:38:13.940 --> 01:38:15.350
! درخواست شما پذيرفته ميشود

01:38:15.520 --> 01:38:17.190
بسيار ممنونم ، عاليجناب

01:38:20.850 --> 01:38:23.900
تو مسئول کشتار سوزوهو بودي

01:38:24.350 --> 01:38:27.310
و حالا داري مردم نايجنگ را نجات ميدي

01:38:27.480 --> 01:38:30.310
عاليجناب پانگ ، رفتار شما واقعا تحسين برانگيزه

01:38:32.060 --> 01:38:36.100
...امپراتور از عاليجناب پانگ راضي هستند چون

01:38:36.310 --> 01:38:38.730
ايشون به هيچ گروه سياسي تعلق ندارند

01:38:38.940 --> 01:38:40.600
حالا نايجينگ متعلق به توست

01:38:40.850 --> 01:38:43.980
اما تو براي رسيدن به چنين روزي برادرت لرد جيانگ و ژنرال هي -کيو را از خودت دور کردي

01:38:44.150 --> 01:38:46.350
... حالا ، بدون متحدان هميشگي ات

01:38:46.560 --> 01:38:49.230
فکر ميکني تا کي بتوني دووم بياري ؟

01:38:50.400 --> 01:38:53.190
عاليجناب پانگ ، من تقويم را نگاه کردم

01:38:53.400 --> 01:38:55.940
هشتمين روز ماه چهارم

01:38:56.400 --> 01:38:59.520
بهترين زمان براي انتصاب شما به عنوان فرماندار جيانگسو است

01:38:59.730 --> 01:39:00.730
... و بعد از همه اين حرفها

01:39:00.940 --> 01:39:02.690
قبل از اينکه به عنوان فرمانداري منصوب بشيد

01:39:02.850 --> 01:39:05.560
بايد خيلي مراقب خودتون باشيد ، عاليجناب پانگ

01:39:06.150 --> 01:39:07.900
خيلي مراقب خودتون باشيد

01:39:11.100 --> 01:39:14.350
من ديگه بايد برم ، عاليجنابان

01:39:15.270 --> 01:39:16.900
قبايل شورشي همگي سرکوب شدند

01:39:17.730 --> 01:39:21.400
اما اين ميان گروه هاي شبه نظامي قدرت زيادي پيدا کردند

01:39:23.730 --> 01:39:27.690
عاليجناب پانگ ، امپراتور ميخوان همه گروه هاي شبه نظامي منحل بشن

01:39:30.310 --> 01:39:32.020
ارتش "شان" زودتر از بقيه گروه هاي نظامي منحل ميشه

01:39:32.190 --> 01:39:33.190
خيلي خوبه

01:39:33.440 --> 01:39:36.060
وقتي که خودتون را از وظايف گذشته آزاد کنيد

01:39:36.400 --> 01:39:41.020
ميتونيد آزادانه به وظايفتان بعنوان فرماندار برسيد

01:39:41.560 --> 01:39:45.730
برادرتون ژائو ار-هو ، تهديد کرده که ارتش را در سوزوهو مستقر کنه

01:39:45.900 --> 01:39:47.020
... اون هميشه

01:39:47.730 --> 01:39:49.560
دنبال دردسر درست کردن بوده

01:39:49.730 --> 01:39:54.350
در نايجينگ هم ، اون کسي بود که غنائم را بين سربازان تقسيم کرد

01:39:54.730 --> 01:39:57.270
آيا ميخوايد هنوز هم بعنوان فرمانده ارتش شان بمونه ؟

01:40:12.310 --> 01:40:14.690
مراقب باشيد ،عاليجناب

01:40:15.980 --> 01:40:19.440
همه عمرم روي يخ نازکي زندگي کردم

01:40:19.900 --> 01:40:22.100
فکر ميکني بالاخره بتونم به سلامتي ازش رد بشم ؟

01:41:05.400 --> 01:41:06.600
بيداري

01:41:08.350 --> 01:41:09.440
آره

01:41:12.270 --> 01:41:14.230
شايد حق با اونها باشه

01:41:17.100 --> 01:41:18.310
... نايجينگ

01:41:19.850 --> 01:41:21.560
به کسي مثل من نيازي نداره

01:41:30.850 --> 01:41:32.270
ميخوام برگردم خونه

01:41:34.690 --> 01:41:35.980
تو هم با من مياي ؟

01:41:44.690 --> 01:41:46.060
ديگه به اين نيازي ندارم

01:41:54.350 --> 01:41:55.150
چي شده ؟

01:41:55.270 --> 01:41:56.730
خبرهاي بدي دارم ، عاليجناب

01:41:56.850 --> 01:41:59.270
هي-کيو ميخواد عاليجناب پانگ را بکشه

01:42:02.310 --> 01:42:03.270
چيزي نيست

01:42:04.690 --> 01:42:05.850
! ژنرال ژائو

01:42:06.690 --> 01:42:07.560
برادر بزرگتر

01:42:07.730 --> 01:42:08.190
ژنرال ژائو

01:42:08.310 --> 01:42:09.270
برادر بزرگتر

01:42:11.480 --> 01:42:12.440
ژنرال ژائو

01:42:12.730 --> 01:42:13.600
اون کجاست ؟

01:42:13.730 --> 01:42:16.020
عاليجناب پانگ ، هنوز از قصر امپراتور برنگشتند

01:42:26.730 --> 01:42:28.150
تصميمتون را گرفتيد ؟

01:42:29.980 --> 01:42:31.150
پس من ميرم

01:42:42.850 --> 01:42:43.850
ژنرال جيانگ

01:42:43.980 --> 01:42:45.060
ژنرال جيانگ

01:42:45.650 --> 01:42:46.730
اونها کي هستند ؟

01:42:46.940 --> 01:42:48.850
محافظاني هستند که امپراتور فرستاده

01:42:49.350 --> 01:42:51.850
مراقب باشيد به جايي نخورند

01:42:51.980 --> 01:42:54.310
! زود باشيد

01:42:54.730 --> 01:42:55.730
برادر وو-يانگ
ميخواد برامون مهمون بياد ؟

01:42:56.100 --> 01:42:57.940
ژنرال پانگ ، ژنرال ژائو را براي شام دعوت کردند

01:42:58.100 --> 01:43:00.600
بالاخره با هم به توافق رسيدند

01:43:00.730 --> 01:43:01.940
برادر بزرگتر خونه هستند ؟

01:43:02.100 --> 01:43:03.270
تا بعدازظهر برميگردند

01:43:03.520 --> 01:43:05.600
نگهبانها کجان ؟

01:43:06.350 --> 01:43:09.020
نميدونم ، همشون عوض شدند

01:43:13.980 --> 01:43:15.690
ژنرال ژائو ، صبر کنيد

01:43:16.480 --> 01:43:17.480
قربان

01:43:18.690 --> 01:43:21.350
... به ما خبر رسيده که

01:43:21.600 --> 01:43:22.690
هي-کيو ميخواد ژنرال پانگ را بکشه

01:43:23.150 --> 01:43:24.310
براي همين ايشون به شهر نخواهند آمد

01:43:24.480 --> 01:43:26.850
ايشون خواستند شما به جيانپو بريد

01:43:28.900 --> 01:43:31.150
به وو-يانگ بگو با بقيه سربازها سريعا به جيانپو بياد

01:43:50.850 --> 01:43:51.900
وو-يانگ

01:43:52.020 --> 01:43:53.230
پس ار-هو کجاست ؟

01:43:54.230 --> 01:43:55.520
... ايشون

01:43:55.850 --> 01:43:57.270
رفتند تا برادر پانگ را ملاقات کنند

01:44:54.850 --> 01:44:56.270
چه نقشه اي کشيدي ؟

01:44:56.690 --> 01:44:58.650
ماجراي اين نگهبانهاي جديد چيه ؟

01:45:03.520 --> 01:45:05.150
... ميخواي ار-هو را بکشي

01:45:06.940 --> 01:45:08.520
تا بتوني ليان را به دست بياري ؟

01:45:08.980 --> 01:45:10.690
پيمان خوني که بسته بوديم را فراموش کردي ؟

01:45:12.560 --> 01:45:14.310
ار-هو کي ميرسه ، اينجا ؟

01:45:15.690 --> 01:45:17.310
بهم بگو کي ميرسه ؟

01:45:19.850 --> 01:45:21.100
تا نيمه شب

01:45:22.310 --> 01:45:23.850
تا نيمه شب ميرسه اينجا

01:45:24.230 --> 01:45:25.400
صبر کن تا برگردم

01:46:01.940 --> 01:46:03.480
منو ترسوندي

01:46:06.310 --> 01:46:10.150
ليان ، اومدم ازت خداحافظي کنم

01:46:10.940 --> 01:46:12.440
ميخواي بري ؟

01:46:13.690 --> 01:46:15.020
تو قراره بري

01:46:16.980 --> 01:46:18.400
قراره کجا برم ؟

01:46:22.270 --> 01:46:24.100
من منتظر ار-هو هستم

01:46:24.850 --> 01:46:26.520
تازه شام را آماده کردم

01:46:26.690 --> 01:46:29.690
برادر بزرگتر ميخواد به خاطر تو ار-هو را بکشه

01:46:31.850 --> 01:46:34.440
! نه ، اين حقيقت نداره

01:46:38.480 --> 01:46:39.560
از اونجا بيا پايين

01:46:41.520 --> 01:46:42.940
نه

01:46:44.310 --> 01:46:46.560
بايد اين پرده ها را وصل کنم

01:46:48.350 --> 01:46:50.690
تا حالا پرده هاي به اين زيبايي ديده بودي ؟

01:46:51.270 --> 01:46:54.350
مدتها بود چنين پارچه هاي قشنگي نديده بودم

01:46:54.940 --> 01:46:58.100
ديروز يه پرده قرمز تو بازار ديدم

01:46:58.690 --> 01:47:01.060
اما دوست داشتم پرده سبز هم داشته باشم

01:47:01.270 --> 01:47:02.850
!به ار-هو گفتم ، چي کار کنم ؟

01:47:03.060 --> 01:47:04.100
... اون گفت

01:47:05.150 --> 01:47:07.900
براي امسال پرده سبز ميندازيم و براي سال بعد ، پرده قرمز

01:47:08.900 --> 01:47:10.980
سال ديگه 29 ساله ميشم

01:47:11.270 --> 01:47:12.690
من 14 سال از عمرمو توي جنگ و به انتظار گذروندم

01:47:12.850 --> 01:47:14.650
اينگه از گرسنگي نمردم ، يا کشته نشدم

01:47:14.850 --> 01:47:16.100
همش از روي شانس خوبي بوده که داشتم

01:47:16.560 --> 01:47:18.980
من بايد براي سال بعد پرده قرمز را وصل کنم

01:47:22.100 --> 01:47:23.560
من بايد براي سال بعد پرده قرمز را وصل کنم

01:47:23.690 --> 01:47:24.850
! بيا پايين

01:47:31.100 --> 01:47:34.440
تو نميتوني منو بکشي ، نمي توني اينکارو بکني

01:47:34.650 --> 01:47:35.980
تو اين همه سال با بدبختي زنده موندم

01:47:36.190 --> 01:47:38.100
چرا ميخواي منو بکشي ؟

01:47:38.900 --> 01:47:42.560
اگه تو را نکشم ، چطوري ار-هو را نجات بدم ؟

01:47:43.980 --> 01:47:47.480
واقعا فکر کردي با کشتن من ميتوني اونو نجات بدي ؟

01:47:47.690 --> 01:47:49.060
... نميدونم

01:47:50.020 --> 01:47:52.190
اما اين تنها کاريه که ميتونم بکنم

01:47:52.690 --> 01:47:54.850
من و تو با هم بزرگ شديم

01:47:55.690 --> 01:47:59.100
تو نميتوني اينکارو بکني ، نميتوني منو بکشي

01:47:59.520 --> 01:48:02.060
... ميدونم نميتوني منو بکشي

01:48:02.230 --> 01:48:03.020
... اينکارو نميکني

01:48:03.230 --> 01:48:04.730
هر کسي که به برادارن من آسيبي برسونه

01:48:05.060 --> 01:48:06.560
! نميتوني منو بکشي

01:48:06.850 --> 01:48:08.310
... حتما بايد

01:48:09.440 --> 01:48:10.310
! کشته بشه

01:48:38.980 --> 01:48:40.310
پنج سال قبل

01:48:41.100 --> 01:48:45.400
108مرد روستاشون را ترک کردند و به ارتش ملحق شدند

01:48:45.850 --> 01:48:48.980
تا براي کمي غذا زندگي هاشون را به خطر بندازند

01:48:50.980 --> 01:48:53.850
اونها اولين کسايي بودند که جزو ارتش "شان" شدند

01:48:54.980 --> 01:48:58.100
ما 3 برادر ، رهبران اونها بوديم

01:49:06.850 --> 01:49:10.730
امروز ، من جاي خوبي پيدا کردم تا براي هميشه تو را آزاد کنم

01:49:12.060 --> 01:49:13.600
...بهت گفتم

01:49:15.350 --> 01:49:19.850
روزي ميرسه که ميفهمي حق با من بوده

01:49:28.650 --> 01:49:32.650
هر سال اين موقع ، به ياد تو خواهم نوشيد

01:49:32.850 --> 01:49:36.100
و همه کارهايي که با هم کرديم را به ياد ميارم

01:49:50.520 --> 01:49:52.350
من تازه از قصر برگشتم

01:49:55.350 --> 01:49:57.230
تونستم مردم شهر جيانگسو را براي 3 سال

01:49:58.900 --> 01:50:00.650
از دادن ماليات معاف کنم

01:50:01.940 --> 01:50:05.100
... سال ديگه ، قول ميدم

01:50:05.270 --> 01:50:07.350
هيچکس تو شهري که من فرماندار هستم ، گرسنه نباشه

01:50:09.850 --> 01:50:11.480
... تو بالاخره ميفهمي که

01:50:12.690 --> 01:50:14.690
ژيائو زي و گزي

01:50:15.850 --> 01:50:17.850
بيهوده نمردند

01:50:18.940 --> 01:50:20.980
و کشتن اون 4000 اسير

01:50:23.150 --> 01:50:25.100
لازم بوده

01:50:27.980 --> 01:50:29.650
... و تو

01:50:32.480 --> 01:50:33.650
... تو

01:50:39.060 --> 01:50:40.600
مرگ تو هم بيهوده نبوده

01:50:43.100 --> 01:50:45.150
تو از دستورات من در سوزوهو سرپيچي کردي

01:50:46.440 --> 01:50:48.150
بايد همون موقع تو را ميکشتم

01:50:49.350 --> 01:50:51.100
اما نميتونستم اونکارو بکنم

01:50:51.940 --> 01:50:53.850
اما الان دستور مقامان عاليرتبه درباري هست

01:50:57.310 --> 01:50:58.940
اونها نميخوان تو زنده باشي

01:50:59.270 --> 01:50:59.940
هي کيو!

01:51:00.100 --> 01:51:03.060
من چه کاري ميتونم بکنم ؟

01:51:03.520 --> 01:51:05.270
... برادر عزيزم

01:51:08.850 --> 01:51:14.190
در آرامش بمان

01:51:15.560 --> 01:51:17.310
... برادر

01:51:20.560 --> 01:51:22.440
برادر بزرگتر ، لازم نيست ار-هو را بکشي

01:51:26.440 --> 01:51:28.310
! برادر

01:51:40.440 --> 01:51:42.850
! برادر

01:51:43.690 --> 01:51:44.940
لازم نيست ار-هو را بکشي

01:51:48.850 --> 01:51:50.060
! برادر

01:51:54.980 --> 01:51:56.690
! برادر

01:51:57.230 --> 01:51:59.350
! ليان مرده

01:52:00.850 --> 01:52:02.440
تو نبايد ار-هو را بکشي

01:52:05.400 --> 01:52:07.270
! ليان مرده

01:52:08.850 --> 01:52:10.940
ديگه دليلي نداري که ار-هو را بکشي

01:52:11.060 --> 01:52:12.480
! برادر

01:52:13.730 --> 01:52:15.940
! ليان مرده

01:53:17.100 --> 01:53:18.980
خدايان اين روز را گرامي ميدارند

01:53:19.190 --> 01:53:21.230
با گرامي داشت آنهايي که در راه خدمت به امپراتور جانشان را از دست داده اند

01:53:21.440 --> 01:53:23.020
کسي که خدمت بسياري به امپراتور کرده

01:53:23.270 --> 01:53:25.480
و باعث ايجاد صلح و آرامش براي مردم شده

01:53:25.690 --> 01:53:31.310
امروز به فرمانداري شهر جيانگسو منصوب خواهد شد

01:53:31.600 --> 01:53:35.730
بعد ازظهر امروز ، هشتمين روز از چهارمين ماه

01:54:25.900 --> 01:54:28.560
اون 2 همراه هميشگي اش را از دست داده

01:54:29.230 --> 01:54:33.190
امروز هم بدون عاليجناب جيانگ به اينجا اومده

01:54:54.560 --> 01:54:57.690
عاليجناب وارد ميشوند

01:55:22.310 --> 01:55:23.150
! صبر کنيد

01:55:24.440 --> 01:55:26.850
... برادري که به برادر ديگر آسيب برساند

01:55:27.850 --> 01:55:29.440
بايد بميرد

01:55:52.850 --> 01:55:57.020
برادري که به برادر ديگر آسيب برساند ، بايد بميرد

01:56:20.900 --> 01:56:22.520
اينکارو نکن

01:56:24.650 --> 01:56:25.900
! مجبورم نکن بکشمت

01:56:47.940 --> 01:56:50.060
... برادري که به برادر ديگر آسيب برساند

01:56:50.270 --> 01:56:51.850
بايد بميرد

01:57:27.100 --> 01:57:28.270
! وو-يانگ

01:57:33.020 --> 01:57:36.270
! خواهش ميکنم ، اينکارو نکن

01:57:38.060 --> 01:57:43.020
برادري که به برادر ديگر آسيب برساند ، بايد بميرد

01:58:38.940 --> 01:58:40.900
پانگ کينگ -يون

01:58:57.020 --> 01:58:59.650
پانگ استعداد داشت

01:58:59.850 --> 01:59:02.100
اما نميدونست چطور بايد ازش استفاده کنه

01:59:03.270 --> 01:59:05.520
نايجينگ اهميت حياتي براي ما داشت

01:59:05.850 --> 01:59:08.400
براي صلاح مملکت هم که شده

01:59:08.690 --> 01:59:11.980
هيچوقت نميشد اجازه بديم يه غريبه اونجا را اداره کنه

01:59:12.940 --> 01:59:16.100
حيف ، اون ميتونست خيلي به درد بخوره

01:59:16.310 --> 01:59:20.310
! به مناسبت انتصاب فرماندار جديد ، توپها را شليک کنيد

02:01:03.850 --> 02:01:05.900
...حالا با مرگم

02:01:07.350 --> 02:01:08.650
به پيمانمون احترام ميگذارم

02:01:28.690 --> 02:01:32.150
من ، جيانگ وو-يانگ ، پانگ کينگ-يون را کشتم

02:01:41.980 --> 02:01:43.310
... اين روزها

02:01:44.020 --> 02:01:47.230
هميشه به روزي که پيمان خوني بستيم فکر ميکنم

02:01:47.600 --> 02:01:51.850
اينکه جدا متولد شده بوديم ، اما بايد با هم مي مرديم

02:01:56.400 --> 02:02:00.440
... ما از مادران متفاوتي به دنيا آمديم

02:02:00.690 --> 02:02:05.100
اما قلبهاي ما براي رسيدن به يک هدف مي تپند

02:02:05.310 --> 02:02:09.850
در روزهاي خوشي و ناراحتي ، در سختي ها و شادي ها

02:02:10.020 --> 02:02:13.900
هميشه به پيمانمان احترام خواهيم گذاشت

02:02:14.150 --> 02:02:16.690
آسمان و زمين شاهد اين هستند که

02:02:16.900 --> 02:02:20.400
ما معين کرديم زمان زندگي و مرگمان را با خون برادرانمان

02:02:21.150 --> 02:02:24.520
فرماندار جيانگسو ، پانگ کينگ يون

02:02:25.100 --> 02:02:27.900
در روز 26 جولاي 1870 به قتل رسيد

02:02:28.270 --> 02:02:32.400
قاتل او جيانگ وو-يانگ ، 2 ماه بعد اعدام شد

02:02:30.100 --> 02:02:33.900
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.