﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:02:02.129
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:50.630 --> 00:02:52.674
ممم
ممنون عزیزم

00:02:52.757 --> 00:02:54.842
چون که واقعا مخصوص هستن

00:02:54.926 --> 00:02:55.885
با کلم  پر شده

00:02:55.968 --> 00:02:58.471
رفتیم موج سواری و گشت و گذار

00:02:58.554 --> 00:03:00.932
خیلی از این کلم  ها داریم
عالیه

00:03:01.015 --> 00:03:02.600
رویاییه

00:03:03.643 --> 00:03:05.186
 هر چقدر خواستی

00:03:05.269 --> 00:03:08.022
برات میزارم

00:03:19.492 --> 00:03:23.037
وقتی من و کنراد ازدواج کردیم
، از این قول ها میداد

00:03:23.121 --> 00:03:26.416
"اوه من دیگه سمت کوه های بزرگ نمیرم"

00:03:27.625 --> 00:03:30.044
میدونستم که اون هیچوقت
کوهنوردی را ترک نمی کنه

00:03:30.128 --> 00:03:35.383
اما خیلی طولی نکشید که رویای یه
اردوی بزرگ تر را توی سرش داشت

00:03:35.466 --> 00:03:38.594
و وقتی چشمم را چرخوندم
دیدم میخواد بره

00:03:41.681 --> 00:03:44.308
صعود از بلندی های هیمالیا خیلی خطرناکه

00:03:44.392 --> 00:03:46.644
این خطرناک ترین ورزش حرفه ای هست

00:03:46.728 --> 00:03:50.231
اما رشته کوه های مرو ، ریسکش می ارزه

00:03:50.314 --> 00:03:53.609
بعنوان یه کوهنورد . کوه مرو
، اوج همه کارهایی که کردم

00:03:53.693 --> 00:03:57.321
و همه چیزی که میخواستم صعود به این قله هست

00:03:59.157 --> 00:04:02.034
میدونستم که میخواد کوهنوردی
را برای همیشه ادامه بده

00:04:02.118 --> 00:04:04.704
اما میدونی ، توی این مورد مطمئن نبودم

00:04:05.997 --> 00:04:08.583
میدونم که این موارد پیش میاد

00:04:08.666 --> 00:04:10.626
این چیزیه که همیشه میگم

00:04:10.710 --> 00:04:12.712
"بله بله"

00:04:12.795 --> 00:04:14.422
اما بالاخره اتفاق می افته

00:04:49.207 --> 00:04:52.960
یک ساعته که واقعا ماشین زده شدم

00:04:53.044 --> 00:04:56.380
چطوری جیمی ؟

00:05:05.389 --> 00:05:09.727
اسبابمون را از طریق هوایی
گرفتیم وگذاشتیم توی کامیون

00:05:09.811 --> 00:05:12.063
حالا هم داریم برشون میداریم

00:05:18.361 --> 00:05:21.823
مرو معروف به اینه که صعود بهش ناممکنه

00:05:24.325 --> 00:05:28.246
و من اینو میدونستم و وقتی
کنراد پیشنهاد این سفر را داد

00:05:28.329 --> 00:05:32.083
خیلی سهل انگارانه بود

00:05:32.166 --> 00:05:35.086
فکر می کنم هر چی کنراد
این سفر را آسون می گیره

00:05:35.169 --> 00:05:39.757
باید بیشتر نگران بشید

00:05:56.816 --> 00:05:58.317
اوه  بله

00:06:15.209 --> 00:06:20.006
وقتی جیمی و کنراد پیشنهاد
مرو را دادن ، داشتم می مردم

00:06:20.089 --> 00:06:22.174
تا حالا ازش حرفی نزده بودند

00:06:22.258 --> 00:06:27.221
اونا نگفتند ، این کوهیه که همه
امتحانش کردن و موفق نشدند

00:06:27.305 --> 00:06:31.392
توی ذهنشون می گفتن که من
یه جوان پرانرژی و سرحالم

00:06:31.475 --> 00:06:34.020
و برای

00:06:34.103 --> 00:06:37.148
کشیدن طناب و چادر زدن خوبم

00:07:12.934 --> 00:07:14.435
سلام

00:07:37.500 --> 00:07:40.544
نگاش کن. آره هوو

00:07:47.218 --> 00:07:49.387
بال کوسه مانند کوه  مرو

00:07:51.222 --> 00:07:55.393
این صعود بیشتر از تمام صعودهای
کوه های هیمالیا دچار شکست شده

00:08:00.731 --> 00:08:02.608
این سرچشمه رود گنگ هست

00:08:02.692 --> 00:08:05.361
یکی از مقدس ترین رودهای کره زمین

00:08:05.444 --> 00:08:08.572
مرکز گیتی
این سلسله کوهای عجیب

00:08:08.656 --> 00:08:14.120
نقطه ای هست که بهشت و
زمین و جهنم گرد هم میان

00:08:16.956 --> 00:08:20.292
اسمش را باله کوسه گذاشتند
بخاطراین تیغه 500متری

00:08:20.376 --> 00:08:22.878
زیبا و گرانیتی

00:08:22.962 --> 00:08:25.131
که ارتفاعش به 6هزار متر میرسه

00:08:26.465 --> 00:08:30.553
این محل آزمایش یه کوهنورد ماهر هست

00:08:30.636 --> 00:08:34.849
میدونید .. این کوه بارها توسط کوهنوردان
بزرگ امتحان شده .. شاید 20 بار

00:08:34.932 --> 00:08:38.936
بهترین کوهنوردان نتونستند
در این مسیر موفق باشند

00:08:41.647 --> 00:08:43.524
مرو فقط سخت نیست

00:08:43.607 --> 00:08:46.694
سختیش بخاطر مسیر واقعا پیچیده اش هست

00:08:46.777 --> 00:08:48.362
شما نباید فقط بتونی از یخ ها بخوبی بالا بری

00:08:48.446 --> 00:08:51.991
نباید فقط در بلندی ها خوب باشی
نمیتونی فقط یه صخره نورد خوب باشی

00:08:52.074 --> 00:08:54.660
باید بتونی از یخ ها و تمام
موانع به خوبی بالا بری

00:08:54.744 --> 00:08:59.874
و باید بتونی از یه دیوار
بزرگ 6 هزار متری بالا بری

00:08:59.957 --> 00:09:02.460
همه اسبابتون را باید در یک بسته بزارید

00:09:02.543 --> 00:09:05.046
و این خیلی از کوهنوردان
خوب را از پا در میاره

00:09:05.129 --> 00:09:09.216
و این ممکنه شما و همه کسانی که
در آینده میان را هم شکست بده

00:09:09.300 --> 00:09:11.719
که در چنین وضعیتی

00:09:11.802 --> 00:09:13.971
یک عمل فوق العاده سخت میتونه باشه

00:09:30.905 --> 00:09:33.657
وقتی به اونجا رفتیم و به کوه نگاه کردم

00:09:33.741 --> 00:09:36.994
نمیدونم

00:09:37.078 --> 00:09:40.956
نمیدونستم با چی برخورد کردم . چون
تاحالا چنین چیز پیچیده ای ندیده بودم

00:09:43.542 --> 00:09:47.505
بی تجربگی رنان هیچ دلیلی
برای توقف به من نداد

00:09:47.588 --> 00:09:50.132
میدونستم که باندازه کافی قویه
او قواعد را بلد بود

00:09:50.216 --> 00:09:54.428
و بعنوان یک تیم ، شما مجموع
تمام تجربیاتتان هستید

00:09:59.058 --> 00:10:02.144
من یکی از افراد اردو بودم به همراه کنراد

00:10:02.228 --> 00:10:04.939
اما هیچ صعود جدی باهاش نداشتم

00:10:05.981 --> 00:10:08.442
و با جیمی هم تا حالا صعودی نداشتم

00:10:12.947 --> 00:10:16.617
خیلی معتقد بودم که به همراه

00:10:16.700 --> 00:10:19.620
آدم هایی که می شناسم و بهشون
اعتماد دارم به اردو برم

00:10:19.703 --> 00:10:21.789
و اینجا یه استثنا بود

00:10:21.872 --> 00:10:27.169
وقتی یه نفر مثل کنراد که
کاملا بهش اعتماد دارم بگه

00:10:27.253 --> 00:10:30.089
 "این پسر ارزش آوردن را داره"

00:10:33.342 --> 00:10:36.804
درباره رنان شنیده بودم و اونو
توی یک فیلم صعود دیده بودم

00:10:36.887 --> 00:10:39.557
جایی که داشت یه صعود انفرادی
در شمال سیکس شوتر انجام میداد

00:10:40.933 --> 00:10:43.394
با خودم گفتم .. خوبه باید ببینمش

00:10:45.896 --> 00:10:51.652
من این کلیپ رنان را دیدم که بصورت
انفرادی از این صخره بالا می رفت

00:10:51.735 --> 00:10:54.029
وقتی می بینی این کارو انجام میده

00:10:54.113 --> 00:10:58.492
مثل اینه که آتشی زیر پاهاش روشن هست

00:10:58.576 --> 00:11:02.079
از این پسر شنیده بودم که یه استعداد
فوق العاده در کوهنوردی هست

00:11:02.163 --> 00:11:05.082
که توی جاده زندگی می کنه

00:11:05.166 --> 00:11:07.084
مثل خیلی از کوهنوردها

00:11:07.168 --> 00:11:10.671
مخصوصا کوهنوردهایی که تازه به عرصه میان

00:11:10.754 --> 00:11:12.715
با این تفاوت که او حتی یه ماشین هم نداشت

00:11:12.798 --> 00:11:16.427
او واقعا در صحرا ناپدید شده بود

00:11:26.770 --> 00:11:31.066
وقتی برای اولین بار رنان را دیدم
توی کارهای هنری و نقاشی بود

00:11:31.150 --> 00:11:33.194
در مقیاس کوچکتر

00:11:33.277 --> 00:11:37.198
بعد شروع کرد که برزنت های بزرگ
را برای تورهای کوهنوردی بسازه

00:11:37.281 --> 00:11:39.950
چرا که میخواست به اردوهای بیشتری بره

00:11:40.034 --> 00:11:45.789
هر فرصتی را غنیمت میشمرد
و بی وقفه تلاش میکرد

00:12:04.725 --> 00:12:08.437
5/30عصر ... ساعت شروع مسیر

00:12:10.481 --> 00:12:14.318
خیلی خشک و سرده

00:12:14.401 --> 00:12:16.612
منتظریم خورشید طلوع کنه تا حرکت کنیم

00:12:16.695 --> 00:12:18.656
به زودی خیلی سردتر میشه

00:12:21.408 --> 00:12:23.369
این بهترین لحظه س

00:12:23.452 --> 00:12:28.832
لحظه ای که همه چیز آرومه
و میخواید شروع کنید

00:12:28.916 --> 00:12:32.503
البته، گفتم وقتی که گنگتوری
و بزمن را ترک کردیم

00:12:32.586 --> 00:12:37.007
اما الان میخواین روی کوه کمپ بزنیم

00:12:42.346 --> 00:12:45.099
کنراد اولین بار در سال
2003 کوه مرو را امتحان کرد

00:12:45.182 --> 00:12:47.059
و هیچ موفقیتی بدست نیاورد

00:12:47.142 --> 00:12:50.396
این یه کوهنوردی فوق تکنیکی لازم داره
اینجا اورست نیست

00:12:50.479 --> 00:12:52.773
کاملا یک کوهنوردی متفاوت هست

00:12:52.856 --> 00:12:55.776
چونکه در اورست میتونید مردم بومی
را برای حمل اسبابتون کرایه کنید

00:12:55.859 --> 00:12:58.320
برای سفت کردن طناب ها
و برای انجام بیشتر کارها

00:12:58.404 --> 00:13:00.948
جیمی و کنراد چهار تا پنج
بار اورست را فتح کردند

00:13:01.031 --> 00:13:02.950
جیمی حتی اونجا اسکی هم کرده

00:13:03.033 --> 00:13:05.119
اما مرو درست برعکس اورست هست

00:13:05.202 --> 00:13:07.037
هیچکس وسایلتو حمل نمی کنه

00:13:07.121 --> 00:13:09.707
باید روی دوشت حملشون کنی

00:13:09.790 --> 00:13:12.418
و برای کوه مرو ، نیاز به
ابزارهای مختلفی دارید

00:13:12.501 --> 00:13:15.212
زیرا با انواع موانع مواجه میشید

00:13:16.380 --> 00:13:19.967
این باله کوسه 500 متری
،خیلی صاف و صیقلی هست

00:13:20.050 --> 00:13:22.845
خیلی تمیز و بی منظر هست

00:13:22.928 --> 00:13:27.599
اما در پایین اون، 1200 متر
دامنه برفی پر پیچ و خم هست

00:13:27.683 --> 00:13:29.184
که بسیار خطرناکه

00:13:30.936 --> 00:13:35.065
کوهنوردها همیشه این 1200
متر را سریع طی می کنند

00:13:35.149 --> 00:13:36.859
فکر می کنند که خیلی هم سخت نیست

00:13:36.942 --> 00:13:39.320
و بعد به این باله کوسه بر می خورند
یک دیوار بزرگ

00:13:39.403 --> 00:13:42.197
و برای قسمت های بالایی مرو
باید از تکنیک دیوار بزرگ استفاده کنید

00:13:42.281 --> 00:13:44.658
و برای این نوع صعود باید
خیلی آروم حرکت کنید

00:13:44.742 --> 00:13:47.244
مثلا روزانه فقط  60متر پیش برید

00:13:47.328 --> 00:13:50.539
ممکنه شش یا هفت روز طول بکشه تا
به بالای این 500 متربرسید

00:13:50.622 --> 00:13:53.862
و اگه شما کند باشید ،
 نیاز به یک چادر معلق دارید

00:13:53.917 --> 00:13:56.378
به آب ، غذا و سوخت نیاز دارید

00:13:56.462 --> 00:13:59.006
که تقریبا وزنش حدود 90 کیلوگرم میشه

00:13:59.089 --> 00:14:01.842
به یک قفسه دیواری بزرگ آهنی نیاز دارید
که 22 کیلوگرم وزنش هست

00:14:01.925 --> 00:14:06.347
پس باید 90 کیلو بار را برای
1200 متر ابتدایی حمل کنید

00:14:06.430 --> 00:14:08.140
و هیچکدام از کوهنوردان قبلی

00:14:08.223 --> 00:14:10.642
و کنراد (برای بار اول) این
مسئله را باور نمیکردند

00:14:10.726 --> 00:14:13.645
اونا به این شکل صعود نمیکردند

00:14:13.729 --> 00:14:17.524
بلندی ارتفاع را حس می کنم

00:14:17.608 --> 00:14:20.027
اما کنراد بعد از اولین
باری که اومد گفت آه

00:14:20.110 --> 00:14:22.571
این یه عهده
مثل ظهور مسیح

00:14:22.654 --> 00:14:25.949
باید از این دیوار بزرگ بگذری
و وسایلت را بالا ببری

00:14:43.509 --> 00:14:45.761
اوضاع چطوره مرد ؟

00:14:47.304 --> 00:14:51.767
عملیات شبانه ...خوشبختانه پیچ ها محکمن

00:14:54.436 --> 00:14:56.647
حالا ، چرا باید این کارا را بکنیم ؟

00:14:57.981 --> 00:15:02.776
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15:08.117 --> 00:15:11.912
فکر کنم 2 نیمه شب هست
به جای اینکه اتراق کنیم

00:15:11.995 --> 00:15:14.206
به سمت مسیر راه افتادیم

00:15:14.289 --> 00:15:18.085
این خیلی راحت تره

00:15:18.168 --> 00:15:23.048
بهمون بگین چرا هیچ چیزی برپا نکردیم

00:15:23.132 --> 00:15:26.635
چون خیلی کم پیش رفته بودیم

00:15:28.178 --> 00:15:32.808
میتونست بدتر هم بشه ....آسمون
اگه روی سرمون می بارید

00:15:34.768 --> 00:15:37.187
اونجا را ببین

00:15:38.522 --> 00:15:41.483
کنراد توی برف ها خوابیده

00:15:42.776 --> 00:15:45.821
اینم وضعیت رقت انگیز منه

00:15:45.904 --> 00:15:48.866
وحشتناکه

00:15:48.949 --> 00:15:52.744
میدونی خیلی بده وقتی

00:15:52.828 --> 00:15:55.622
وقتی درست توی برفها اردو میزنید
آره

00:15:55.706 --> 00:15:58.459
و انگار داره یه کم برف می باره

00:16:32.993 --> 00:16:35.996
طلوع آفتاب

00:16:37.331 --> 00:16:40.083
از ساعت 2 که شروع کردیم

00:16:46.924 --> 00:16:51.595
امروز اشتباهات زیادی کردیم

00:16:51.678 --> 00:16:53.180
منو ببرید مدرسه

00:16:53.263 --> 00:16:55.015
دوباره

00:16:55.098 --> 00:16:57.976
اما پیشرفت خوبی داشتیم

00:16:58.060 --> 00:17:01.188
حمل 90 کیلو بار

00:17:01.271 --> 00:17:04.066
در مسافت 900 متر

00:17:05.108 --> 00:17:06.944
در ارتفاع 5000 متری

00:17:16.328 --> 00:17:18.956
این دستگاه خیلی زود به این سمت میاد

00:17:22.292 --> 00:17:25.087
من و کنراد اردوهای خیلی
سختی را در سرتاسر جهان

00:17:25.170 --> 00:17:27.130
با همدیگه بودیم

00:17:28.298 --> 00:17:31.176
در ک7 پاکستان با هم بودیم

00:17:31.260 --> 00:17:34.638
در اورست و دنالی هم با هم بودیم

00:17:35.806 --> 00:17:39.017
شهرت کنراد در بین کوهنوردان زبانزد هست

00:17:41.270 --> 00:17:44.648
بهش طعنه میزنن که بخاطر
پیدا کردن جسد مالوری (کوهنورد کشته شده

00:17:44.731 --> 00:17:46.275
در حین صعود از اورست معروف شده

00:17:46.358 --> 00:17:49.403
تا صعودهای سختی که تا حالا داشته

00:17:53.365 --> 00:17:57.160
خیلی از کوهنوردان هم نسل من
با حضور در اردوهای او رشد کردند

00:17:59.329 --> 00:18:03.250
قبلا ها فکرش را هم نمیکردم که
یه روزی با او کوهنوردی کنم

00:18:03.333 --> 00:18:07.337
و باورش سخته که الان 7 ساله
با هم کوهنوردی می کنیم

00:18:10.424 --> 00:18:14.177
داره برف سبکی میاد

00:18:14.845 --> 00:18:16.346
آره

00:18:16.430 --> 00:18:19.975
اما ما به حرکتمون ادامه میدیم
آره

00:18:20.058 --> 00:18:22.477
فقط اولش یه کم برفی میشه
اما بعدش عالیه

00:18:22.561 --> 00:18:24.396
جدی ؟

00:18:24.479 --> 00:18:27.190
توی این مدت به توپ پینگ پنگ نگاه می کنیم

00:18:36.908 --> 00:18:38.410
یه طوفان اومد

00:18:38.493 --> 00:18:41.288
وشروع کردیم تا چادر معلق را برپا کنیم

00:18:41.371 --> 00:18:42.623
ووه   .. عالیه

00:18:42.706 --> 00:18:46.793
در واقع یه تخت معلقه با چادری که دورش هست

00:18:53.967 --> 00:18:57.804
خدای من
خوبه

00:18:59.348 --> 00:19:00.849
Ooh.

00:19:09.107 --> 00:19:12.361
بعد صدای یه بهمن را شنیدیم

00:19:13.070 --> 00:19:15.072
که اون سمت نزدیک ما اومده بود

00:19:44.518 --> 00:19:47.312
نگاه کن ...چه برفی میاد

00:19:50.440 --> 00:19:53.360
توی چادر معلقیم  و بیرون داره برف میاد

00:19:53.443 --> 00:19:56.905
انگار کریسمس هست

00:19:56.988 --> 00:19:59.950
توی کریسمس یه طوفان برفی میخوایم

00:20:00.033 --> 00:20:03.161
اما اینجا توی این باله کوسه میاد

00:20:03.245 --> 00:20:08.208
آره
همه چیز خیس شده

00:20:16.007 --> 00:20:19.720
دو روز اونجا بودیم

00:20:19.803 --> 00:20:21.555
بعد 3 روز

00:20:21.638 --> 00:20:26.059
و بالاخره 4 روز توی این چادر معلق موندیم

00:20:27.644 --> 00:20:30.397
یکی از بزرگترین طوفان هایی بود که دیده بودم

00:20:30.480 --> 00:20:33.066
چهار روز در طوفان

00:20:33.150 --> 00:20:36.862
و ما فقط برای 7 روز غذای کافی داشتیم

00:20:36.945 --> 00:20:42.117
کارمون تمام شده بود ، مواد
غذایی مون به ته رسیده بود

00:20:43.660 --> 00:20:46.663
نصف غذامون را مصرف کرده بودیم

00:20:46.747 --> 00:20:50.083
و 90 درصد کوه را بالای سرمون داشتیم

00:20:56.131 --> 00:20:59.760
مثل سامسرا است .. کمپ ریاضت

00:21:01.928 --> 00:21:04.639
فکر میکردم خب دیگه تمام شد

00:21:04.723 --> 00:21:08.101
پیشروی خوبی داشتیم

00:21:08.185 --> 00:21:11.897
خیلی سرده .. آفتابی که چند
روز پیش داشتیم الان کجاست

00:21:11.980 --> 00:21:13.648
داریم اینجا یخ می زنیم

00:21:14.858 --> 00:21:16.651
تحملش برای من سخته

00:21:16.735 --> 00:21:20.781
دیگه مغزم نمیکشه
و خوشحالم که این تجربه را داشتم

00:21:20.864 --> 00:21:23.492
همچنین خوشحالم که فردا به
سمت پایین حرکت می کنیم

00:21:31.792 --> 00:21:33.668
طوفان بالاخره تمام شد

00:21:33.752 --> 00:21:37.964
و میدونید ، پیش خودم می گفتم

00:21:38.048 --> 00:21:40.884
زمان حرکت کردنه .. طوفان تمام شده

00:21:43.720 --> 00:21:49.184
و وقتی شروع کردیم جمع و جور
کنیم تا برای صعود اماده بشیم

00:21:49.267 --> 00:21:53.313
یه سراسیمگی بوجود اومده بود
برای رنان

00:21:53.396 --> 00:21:56.733
که میخوایم بریم پایین یا صعود کنیم

00:21:56.817 --> 00:21:59.736
اوکی

00:22:03.865 --> 00:22:07.118
اونا شروع کردن طناب ها
را بزنن برای ادامه کوه

00:22:07.202 --> 00:22:11.206
نمیدونستم چه فکری با خودشون کردند

00:22:11.289 --> 00:22:12.874
بخصوص کنراد

00:22:12.958 --> 00:22:17.420
تا حالا اینقدر مصمم ندیده
بودمش برای یک صعود

00:22:34.521 --> 00:22:36.731
کوهنوردی واقعا ورزش خطرناکیه

00:22:36.815 --> 00:22:41.361
و یه یار خوب میتونه شما
را به سمت قله سوق بده

00:22:41.444 --> 00:22:46.283
اما در همان حین ، باید مراقب
خطرات احتمالی هم باشید

00:22:55.166 --> 00:22:58.044
بستن چادر معلق

00:22:59.796 --> 00:23:03.592
اعتماد صد در صد به همکاراتون خیلی لازمه

00:23:05.552 --> 00:23:07.053
فکر کنم رنان شوکه شده بود

00:23:07.137 --> 00:23:09.723
چون تا حالا در چنین فضایی قرار نگرفته بود

00:23:09.806 --> 00:23:12.809
جیمی و من این چیزها را تجربه کرده بودیم

00:23:16.146 --> 00:23:21.234
و میدونستیم که این خیلی هم بد نیست

00:23:21.318 --> 00:23:22.986
و اون کاریه که یه مربی باید انجام بده

00:23:27.240 --> 00:23:31.244
کوهنوردی حرفه عجیبیه که
نسل به نسل ادامه می یابه

00:23:31.328 --> 00:23:33.580
چیزی که یاد می گیرید از مربی شماست

00:23:34.623 --> 00:23:38.793
کنراد در کنار ماگزاستامپ یاد گرفت

00:23:38.877 --> 00:23:42.839
کنراد یک پدیده جوان بود و ماگز
یکی از بهترین کوهنوردان دنیا

00:23:42.923 --> 00:23:45.800
ماگز عالی بود
او منو زیر بالش گرفت

00:23:45.884 --> 00:23:48.345
او یه مبارز بود و من یک ملخ

00:23:48.428 --> 00:23:50.472
او منو به جلو هل میداد

00:23:50.555 --> 00:23:55.268
او چیزی که شکل نداشت را می
گرفت و بهش شکل و فرم میداد

00:23:55.352 --> 00:24:00.148
و هنوز هم بخش مهمی از زندگی من هست

00:24:01.733 --> 00:24:04.778
پس کنراد ، مربی فوق العاده خود را یافته بود

00:24:04.861 --> 00:24:08.073
و ماگز هم اونو زیر نظر خودش داشت

00:24:08.156 --> 00:24:11.451
و هدفش این بود
صعود به قله مرو

00:24:11.534 --> 00:24:13.203
کنراد پیش خودش می گفت .. اوه

00:24:14.496 --> 00:24:17.874
و ماگز دو بار در سالهای
86 و 88 مرو امتحان کرد

00:24:17.958 --> 00:24:20.669
و به انواع دلایل ، هر دوبار ناموفق بود

00:24:20.752 --> 00:24:25.131
اما موگز ناامید نشد
به این خاطره که یک کوهنورد کیهانی بود

00:24:25.215 --> 00:24:28.301
و او میخواست برگرده و
دوباره این طرح را ادامه بده

00:24:28.385 --> 00:24:32.305
و مطمئنم کنراد تاثیر
زیادی روی او گذاشته بود

00:24:32.389 --> 00:24:36.559
و بعدها در سال 1992 یعنی دو سال
بعد از اینکه کنراد را دیدم

00:24:36.643 --> 00:24:39.980
ماگز در کوه های دنالی مُرد وقتی که داشت یک
محموله قاچاق مشروب را برای یه مشتری هدایت میکرد

00:24:42.857 --> 00:24:45.819
من در سالت لیک کار میکردم
و به کوهنوردی می پرداختم

00:24:45.902 --> 00:24:47.612
و داشتیم بر می گشتیم

00:24:47.696 --> 00:24:52.283
و دوستم دوگ گفت
"هی .ما فکر می کنیم ماگز مرده"

00:24:53.868 --> 00:24:59.290
یادم میاد وقتی دوگ این جمله را گفت

00:24:59.374 --> 00:25:01.835
با خودم گفتم اوه لعنتی

00:25:01.918 --> 00:25:04.379
چون همیشه فکر می کردم
این اتفاق لعنتی رخ میده

00:25:04.462 --> 00:25:07.590
اما نه برای ماگز
او بهترین بود

00:25:27.610 --> 00:25:31.114
کوهنوردی با مربی تان
گاهی میتونه خطرناک باشه

00:25:31.197 --> 00:25:33.742
زیرا شما به اونها همه جوره اعتماد می کنید

00:25:33.825 --> 00:25:37.704
من همه اعتمادم را به اونا دادم

00:25:37.787 --> 00:25:42.417
و همیشه یه جنگ ذهنی توی خودم داشتم

00:25:50.216 --> 00:25:53.887
داشتم یخ میزدم و بطور
غیرقابل کنترلی می لرزیدم

00:25:55.221 --> 00:25:58.558
اما نمیخواستم ادمی باشم که هی میگه

00:25:58.641 --> 00:26:01.061
"اوه سردمه .. میخوام برم پایین"

00:26:02.645 --> 00:26:04.647
آزاده؟

00:26:04.731 --> 00:26:09.152
باید دما منفی بیست باشه وقتی
خورشید به اون گوشه میره

00:26:10.653 --> 00:26:14.574
توی این دما کوهنوردی بسیار سخت هست

00:26:17.243 --> 00:26:19.954
این برای صعود از صخره هاست

00:26:21.831 --> 00:26:24.584
هیچی اینجا نمی بینم

00:26:26.252 --> 00:26:29.172
اینجا به این تیکه سنگ صخره ای برخوردیم

00:26:29.255 --> 00:26:32.383
و میدونستم هیچ راه دیگه ای نیست که بریم

00:26:35.512 --> 00:26:39.974
اما بعد جیمی و کنراد شروع به بالارفتن کردند

00:26:48.358 --> 00:26:52.112
میدونید این سراشیبی مدرن آ4 است

00:26:52.195 --> 00:26:54.447
باید از ابزار استفاده کنید ..
شما یه استادکار ماهر هستید

00:26:54.531 --> 00:26:56.741
که باید خوب ضربه بزنید و قلاویز کنید

00:26:56.825 --> 00:26:58.868
و او شبیه کابینت سازی است که

00:26:58.952 --> 00:27:02.288
از چوب گردو باید کابینت بسازه

00:27:02.372 --> 00:27:06.626
فرقش اینه که اگه یه ضربه
اشتباه بزنید یا زیادی بتراشید

00:27:06.709 --> 00:27:09.629
کابینت را دو تکه و خراب کردید

00:27:09.712 --> 00:27:13.716
و اگر روی یک سراشیبی آ4
کابینت بشکنه ، شما مردید

00:27:37.949 --> 00:27:40.076
آره من اینجا چادر میزنم

00:27:40.160 --> 00:27:42.078
آه میخوای اینجا باشی ؟
تو کجا میخوای باشی؟

00:27:42.162 --> 00:27:45.081
مهم نیست . من روی همین لبه هستم
همینجا می شینم

00:27:47.542 --> 00:27:51.796
سخته که بخوایم اغراق کنیم
که تو چه شرایطی بودیم

00:27:51.880 --> 00:27:54.674
بسختی

00:27:54.757 --> 00:28:00.013
صبح ها فقط چند قاشق گرانولا میخوردیم

00:28:00.096 --> 00:28:03.349
و در روز هم چند برش سوسیس

00:28:03.433 --> 00:28:04.934
به همراه چند تکه پنیر میخوردیم

00:28:05.018 --> 00:28:09.063
منظورم اینه جیره غذایی
محدودی را در اون موقع داشتیم

00:28:10.732 --> 00:28:12.650
برشته شو

00:28:13.985 --> 00:28:18.698
برای کوهنوردان جمع شده دور
اجاقی که سوختش از پارافین بود

00:28:18.781 --> 00:28:20.825
چیزی بهتر از برشته کردن مواد غذایی نبود

00:28:20.909 --> 00:28:23.494
واقعا خوشمزه می شد

00:28:24.996 --> 00:28:28.958
چون خوردن هر چیزی که براتون باقی مانده

00:28:29.042 --> 00:28:31.211
خیلی موثره

00:28:31.294 --> 00:28:35.965
هفته بعد باید پوتین هامون را بخوریم

00:28:50.146 --> 00:28:55.401
کنراد همیشه درباره این که چطور
خطر را کنترل کنیم صحبت میکرد

00:28:55.485 --> 00:28:59.239
حرفهایی در مورد خطر قابل
قبول و خطر غیرقابل قبول

00:28:59.322 --> 00:29:03.284
اما او همیشه خطر را در قسمت قابل قبول نگه میداشت

00:29:05.828 --> 00:29:09.832
اما او قبلا اینو امتحان کرده و شکست خورده بود

00:29:09.916 --> 00:29:13.503
و اگه به پیروز شدن باور نداشت

00:29:13.586 --> 00:29:18.341
تمام این احتیاط را رها میکرد و

00:29:18.424 --> 00:29:20.760
بزرگترین ریسک ها را انجام میداد

00:29:24.764 --> 00:29:27.267
اما ، میدونید ، اگه اونا میخواستند زنده بمونن

00:29:27.350 --> 00:29:29.602
اصلا نباید خرابکاری میکردند

00:29:29.686 --> 00:29:33.856
و او می گفت
"اگه بمیرم ، خانواده ام را نامید کردم

00:29:33.940 --> 00:29:36.192
و هیچ اشتباهی نمیتونم بکنم"

00:29:36.276 --> 00:29:38.611
خوب نیست وقتی اونجای به این
دوری هستید چنین فکر کنید

00:29:38.695 --> 00:29:42.365
او با خودش فکر میکرد
مرد اینجا نباید بمیری

00:29:42.448 --> 00:29:44.701
چرا که انوقت همه چیز را برای
همسر و بچه هام نابود کردم

00:29:46.911 --> 00:29:48.830
جنی نظری نداره

00:29:48.913 --> 00:29:52.542
او هیچ نظری نداره که اون انجا چکار میکنه

00:30:04.137 --> 00:30:06.014
لعنتی

00:30:06.097 --> 00:30:08.975
ما همگی یجورایی وحشت زده شدیم

00:30:09.058 --> 00:30:13.730
شانزده روز این بالا .. همه
چی را داریم از دست میدیم

00:30:14.731 --> 00:30:16.691
 خیلی آهسته

00:30:17.775 --> 00:30:20.820
و سوختمان هم داره تمام میشه

00:30:21.904 --> 00:30:24.782
همینطورغذا سیگار و کاغذ

00:30:24.866 --> 00:30:28.661
اما فردا روز سرنوشت سازیه

00:30:28.745 --> 00:30:31.581
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:30:31.664 --> 00:30:34.751
اگه نتونیم این سراشیبی را رد کنیم

00:30:36.919 --> 00:30:39.213
باید طناب ها را بکشیم اما

00:30:39.297 --> 00:30:42.759
فردا آخرین تلاشمون را میکنیم

00:30:49.640 --> 00:30:54.020
قدرت جیمی توی منطقی بودنش و

00:30:54.103 --> 00:30:56.272
روبرو شدن با حقایقی است
که میتونیم انجام بدیم

00:30:57.440 --> 00:31:00.360
وقتی اولین بار همدیگه را دیدیم فهمیدم که

00:31:00.443 --> 00:31:03.363
یه استعدادی داره شکوفا میشه

00:31:03.446 --> 00:31:08.868
و فورا حس کردم که آدم مصمم و قاطعیه

00:31:08.951 --> 00:31:12.246
و واقعا نفهمیدم چرا

00:31:14.540 --> 00:31:17.210
والدینم منو  ژیائو پنگ  صدا میزدن

00:31:17.293 --> 00:31:19.253
به معنی ماهی کوچولو

00:31:19.337 --> 00:31:24.175
والدینم مجبور شدند در انقلاب
کمونیست ها از چین فرار کنند

00:31:24.258 --> 00:31:25.968
هر دوشون خیلی مصمم به فرار بودند

00:31:27.428 --> 00:31:30.390
اونا به آمریکا اومدن تا
یه زندگی جدید را بسازن

00:31:30.473 --> 00:31:34.060
و فکر می کنم اونا آرزوهای
بزرگی برای من داشتند

00:31:34.727 --> 00:31:37.939
پدرم یه آدم خیلی سختکوش بود

00:31:38.022 --> 00:31:41.275
توی زمستون تکه های چوب جمع
میکردیم تا خانه را گرم کنیم

00:31:41.359 --> 00:31:44.278
و  اونها را در حیاط پشتی خانه میزاشت

00:31:44.362 --> 00:31:48.116
و به من می گفت که اونها را مثل
سورتمه روی برف بکشم و بیارم

00:31:50.159 --> 00:31:52.286
او واقعا آدم سرسختی بود

00:31:53.913 --> 00:31:56.666
کوهنوردی براشون شغل نبود

00:31:56.749 --> 00:31:59.252
مادرم همیشه منو صدا میکرد

00:31:59.335 --> 00:32:03.047
و از اینکه پسرش مثل یه کارتن خوابه

00:32:03.131 --> 00:32:07.093
که ول میگرده ، کمپ میزنه و
خونه ای نداره گریه زاری میکرد

00:32:09.429 --> 00:32:12.140
اما وقتی من دستخوش یه طلاق سخت شدم

00:32:12.223 --> 00:32:15.726
وبا چشمان گریان و ناراحت جیمی را صدا زدم

00:32:15.810 --> 00:32:19.772
اولین حرفش این بود : بیا و با من بمون

00:32:19.856 --> 00:32:23.734
و بعد به اون اتاقک مجردیش رفتیم

00:32:23.818 --> 00:32:26.737
دو تا بچه با همه اسباب بازیا و لگو هاشون

00:32:26.821 --> 00:32:27.821
اره

00:32:27.864 --> 00:32:29.532
و او ما را با آغوش باز پذیرفت

00:32:33.202 --> 00:32:36.956
میدونی ، او یکی از اون
کوهنوردای فوق العاده ماهر بود

00:32:37.039 --> 00:32:38.499
نمیتونید درک کنید که چقدر کوهنورد خوبی بود

00:32:38.583 --> 00:32:40.751
چرا که بواسطه هنری که داشت

00:32:40.835 --> 00:32:43.463
کاملا حواس شما را پرت میکرد

00:32:43.546 --> 00:32:47.175
و گرفتن عکس ، مسیر کوهنوردی را سخت می کنه

00:32:47.258 --> 00:32:50.887
داشت از اردوی اعزامی اورست فیلم میگرفت
که مادرش مریضی سختی گرفت

00:32:50.970 --> 00:32:55.308
و وقتی فهمید میخواست اردو را ترک
کنه و قبل از مرگش او را ببینه

00:32:59.020 --> 00:33:03.065
مادرم ازم یه قول صادقانه گرفت

00:33:03.149 --> 00:33:06.986
"اگه میخوای این زندگی را انتخاب
کنی ، این قول را بهم بده

00:33:07.069 --> 00:33:11.240
که قبل از من نمی میری"

00:33:11.324 --> 00:33:14.327
و وقتی من اون بالا در اردوی اورست بودم

00:33:14.410 --> 00:33:18.164
با خودم گفتم ، اوکی

00:33:18.247 --> 00:33:22.335
چقدر نزدیکم به اینکه قولم را بشکنم؟"

00:33:22.418 --> 00:33:25.755
و بعد از اینکه مادرم مرد

00:33:25.838 --> 00:33:28.841
وقتی صعود ما برای رسیدن به اون نقطه شروع شد

00:33:28.925 --> 00:33:34.180
یاد این لحظه افتادم
"خب الان میتونم برم سمتش "

00:33:43.314 --> 00:33:46.234
کنراد اون بالاست
نمیتونه وسیله خوب را پیدا کنه

00:33:47.276 --> 00:33:51.364
دست ها و پاهامون سرمازده شده

00:33:51.447 --> 00:33:52.990
خوبه ، راد

00:33:53.658 --> 00:33:55.493
حرکت خوبی بود

00:33:56.953 --> 00:34:00.248
تقریبا در ارتفاع 6000متری بودیم

00:34:00.331 --> 00:34:02.291
بغیر از رشته کوهها

00:34:03.167 --> 00:34:05.294
مثل قطب شماله لعنتی

00:34:07.088 --> 00:34:09.257
امروز میخوایم بریم سمت قله

00:34:17.557 --> 00:34:19.100
بیارش

00:34:20.434 --> 00:34:23.229
آره راد

00:34:26.774 --> 00:34:28.568
خوبه

00:34:28.651 --> 00:34:31.862
روش بازی در کوهنوردی ،
بریدن هر چه بهتر طناب هاست

00:34:31.946 --> 00:34:34.323
اما نمیخواید که یه ریسک احمقانه بکنید

00:34:34.407 --> 00:34:37.618
اگه از یه رسیک احمقانه
بمیرید ، نه تنها مردید

00:34:37.702 --> 00:34:40.413
بلکه خود را شرمسار و رسوا کرده اید

00:34:40.496 --> 00:34:42.623
نباید به راحتی ریسک کنید

00:34:42.707 --> 00:34:45.835
باید نشون بدید که چقدر خوب
و حساب شده کار می کنید

00:34:45.918 --> 00:34:48.504
فقط باید همون طناب را بگیرید ، نه بیشتر

00:34:51.674 --> 00:34:55.261
چه صبح فوق العاده طولانی
از ساعت 2نیمه شب آغاز شد

00:34:55.344 --> 00:34:58.014
حدود 150متر به قله

00:34:59.974 --> 00:35:02.268
مسیر ریسمان رسیدن به قله را هدف گرفتیم

00:35:02.351 --> 00:35:07.315
کنراد از طریق این برامدگی راهی پیدا کرد

00:35:07.398 --> 00:35:10.776
رنان در خط اول جبهه است

00:35:10.860 --> 00:35:13.946
برف و یخ از 45 متری می بارید و

00:35:14.030 --> 00:35:16.449
و به رنان ضربه میزد

00:35:16.532 --> 00:35:19.785
همه گلوله ها و یخ هایی
که از زیر پاش می گذشت

00:35:19.869 --> 00:35:21.996
درست روی سر من میومد

00:35:22.079 --> 00:35:23.623
و میخواست غرقم کنه

00:35:23.706 --> 00:35:28.127
و میتونستم دقیقا بفهمم که
انگشتانم را دیگه حس نمی کنم

00:35:28.210 --> 00:35:33.341
شروع به فریاد کردم
و داد زدم و گریه کردم

00:35:33.424 --> 00:35:36.052
این دقیقا آخرین حد در هم شکستن من بود

00:35:36.135 --> 00:35:39.972
   وقتی اون بالا بودم یه چیزی شبیه این گفتم
 "پاهام دیگه خوب کار نمی کنه"

00:35:40.056 --> 00:35:43.184
اونا اصلا درک نمی کردن من چی میگم

00:35:43.267 --> 00:35:47.229
اونا از اینکه شب را اونجا بگذرونن حرف میزدن

00:35:49.482 --> 00:35:51.602
من و کنراد یه مکالمه این شکلی داشتیم

00:35:51.651 --> 00:35:55.154
"جایی هست که کمپ بزنیم ؟
جایی هست که شب را بگذرونیم؟"

00:35:55.237 --> 00:36:00.868
سعی کردم اون گوشه کوچک بخوابم

00:36:00.951 --> 00:36:03.788
در ارتفاع 6000 متری بدون کیسه خواب

00:36:03.871 --> 00:36:07.083
و خطر یخ زدگی انگشتان

00:36:10.461 --> 00:36:12.922
اگه سعیمون را بکنیم چی ؟
باید جلوتر بریم؟

00:36:13.005 --> 00:36:16.008
اگه توی اون موقعیت باشید
و شب را اونجا بگذرونید

00:36:16.092 --> 00:36:20.179
احتمالا مثل اینه که

00:36:20.262 --> 00:36:23.015
دیگه نمیخواید هرگز برگردید

00:36:25.267 --> 00:36:28.979
فقط یکم تا قله مونده

00:36:29.063 --> 00:36:32.692
ساعت 4 و در روز هفدهم هستیم

00:36:32.775 --> 00:36:36.445
برشته شدیم
از نیمه شب امروز شروع می کنیم

00:36:36.529 --> 00:36:40.491
اگه امروز بخوایم به  قله برسیم
به این معنیه که شب را باید بیرون باشیم

00:36:40.574 --> 00:36:46.205
و کمپ زدن بی برنامه در چنین
هوایی و در ارتفاع 6 هزار متری

00:36:46.288 --> 00:36:49.959
بدون محافظ و غذای کافی

00:36:50.042 --> 00:36:51.794
هیچ معنی نداشت

00:37:09.311 --> 00:37:11.105
تمامه

00:37:11.188 --> 00:37:13.941
صدها متر از قله

00:37:14.024 --> 00:37:16.777
جای مناسبی برای مانور دادن نداریم

00:37:19.655 --> 00:37:23.617
خیلی سخته چرخیدن اما

00:37:23.701 --> 00:37:25.995
لعنتی این خیلی اعصاب خورد کنه

00:37:26.078 --> 00:37:28.497
شاید به این معنیه که نمیشه بالاتر رفت

00:37:30.583 --> 00:37:33.544
اما من نمیخوام برگردم

00:37:35.004 --> 00:37:39.008
منظورم اینه که

00:37:39.091 --> 00:37:41.761
آیا اوضاع مناسبه ؟

00:37:41.844 --> 00:37:45.848
مرکز گیتی
دست نیافتنیه

00:37:57.276 --> 00:37:59.570
وقتی تصمیم گرفتیم که بریم پایین

00:37:59.653 --> 00:38:01.280
آسوده خاطر شدیم

00:38:01.363 --> 00:38:04.450
البته خیلی دردآور هم  بود

00:38:13.876 --> 00:38:18.214
پاهامون کوبیده شده بود و
بدن هامون لاغر و نحیف

00:38:18.297 --> 00:38:20.800
وقتی به پایین کوه برگشتیم

00:38:20.883 --> 00:38:26.138
شرایطمون ترکیبی از سرمازدگی
و پاهای یخ زده بود

00:38:26.222 --> 00:38:27.807
پاهای یخ زده چیزیه که

00:38:27.890 --> 00:38:32.061
وقتی دست ها و پاهاتون در
این شرایط سرد و مرطوب

00:38:32.144 --> 00:38:34.480
برای مدت طولانی قرار بگیره
و در معرض فاسد شدن باشه

00:38:34.563 --> 00:38:39.485
من با یه ویلچر برگشتم
تا چند هفته واقعا نمیتونستم راه برم

00:38:39.568 --> 00:38:43.989
همه ما تلاشمون را کردیم
حتی بیشتر از توانایی هامون

00:38:44.073 --> 00:38:46.283
آه .. اونجا یه کار نیمه تمام باقی موند

00:38:48.244 --> 00:38:51.914
اما من تسخیرش شدم

00:38:51.997 --> 00:38:53.749
هنوز پایین نیومده بودم که گفتم

00:38:53.833 --> 00:38:57.169
خب ، قبل یا بعد از باران
های موسمی باید برگردم ؟

00:38:57.253 --> 00:39:00.756
کی انجامش میدیم و این بار چه
کارایی را بهتر باید انجام بدیم؟

00:39:11.976 --> 00:39:17.106
بعد از سال 2008 من و رنان
فعالیت های مختلفی را شروع کردیم

00:39:17.189 --> 00:39:20.442
به همه جای دنیا رفتیم
به چاد و آفریقا رفتیم

00:39:20.526 --> 00:39:22.653
به جزایر بورنئو رفتیم

00:39:22.736 --> 00:39:25.614
روی کلی شغل با هم کار کردیم

00:39:38.085 --> 00:39:42.840
میدونستیم که چند تا تیم بعد
زا ما به سمت باله کوسه رفتند

00:39:42.923 --> 00:39:47.636
سپس این کوهنورد فوق العاده
اسلوونیایی که اسمش سیلوو کارو بود

00:39:47.720 --> 00:39:51.974
با کنراد برای دریافت
اطلاعات از مسیرتماس گرفت

00:39:52.057 --> 00:39:56.145
و ما همه جور حمایتی ازش کردیم
و چیزی را برای خودمون نگه نداشتیم

00:39:56.228 --> 00:39:59.565
ما مالک اون کوه نبودیم

00:39:59.648 --> 00:40:04.570
مثل این بودیم که
"بفرما ، همه چیزی که بلد بودیم"

00:40:04.653 --> 00:40:08.616
و پایان داستان باله کوسه

00:40:08.699 --> 00:40:12.620
 چرا که ما قصد برگشت به اون کوه را نداشتیم
همه چیز تمام شده

00:40:12.703 --> 00:40:15.748
و گمان کردیم شاید سیلوو بتونه از پسش بربیاد

00:40:15.831 --> 00:40:18.918
سپس یه تلفن از کنراد داشتم

00:40:19.001 --> 00:40:22.129
همه اونچه که گفت این بود : او نتونست

00:40:22.212 --> 00:40:26.425
توی اون لحظه مثل این بودیم
"خب ، وقتشه ، ما برمی گردیم"

00:40:26.508 --> 00:40:30.679
اونا میگن بهترین کوهنورد اونیه
که بدترین حافظه را داره

00:40:38.562 --> 00:40:41.565
حدود شش ماه قبل از اینکه
بخوایم برای بار دوم

00:40:41.649 --> 00:40:42.775
به مرو بریم

00:40:42.858 --> 00:40:47.321
من و رنان در عکاسی یک پروژه
تجاری در جکسون هول کار می کردیم

00:40:47.404 --> 00:40:50.699
اون بالا شیب زیادی نیست
قله احتمالا اینجاست

00:40:50.783 --> 00:40:54.745
یه تماس از جرمی جونز و خاویر دله رو داشتم

00:40:54.828 --> 00:40:57.665
دو تا از بهترین اسنوبوردرهای جهان

00:40:57.748 --> 00:40:59.375
اینجا ،  آیا این پرشیب ترین جاست ؟

00:40:59.458 --> 00:41:02.211
کار بزرگی بود
و از رنان خواستم که فیلمش را بگیره

00:41:02.294 --> 00:41:04.004
هر چند او یه اسکی باز ماهر نبود

00:41:04.088 --> 00:41:07.800
این خط ، بنظر زیرش هزاران صخره هست

00:41:19.645 --> 00:41:23.399
هیجان زدم .. اولین چرخش های
بود که با جرمی و خاویر داشتم

00:41:24.400 --> 00:41:26.735
خیر باشه

00:41:28.070 --> 00:41:29.738
عالی بود

00:41:36.078 --> 00:41:39.790
داشتیم پایین میرفتیم که
رنان یه لبه را پیدا کرد

00:41:39.873 --> 00:41:43.377
و یه چرخش بدون کنترل کرد
و پشت یه صخره ناپدید شد

00:41:52.469 --> 00:41:56.849
به سمتش رفتم
و سرش پر از خون بود

00:41:56.932 --> 00:41:59.852
دارمش

00:41:59.935 --> 00:42:04.189
جمجمه ش خرد شده بود
و میتونستید داخل سرش را ببینید

00:42:04.273 --> 00:42:07.568
فکر میکردم توی دستام بمیره

00:42:07.651 --> 00:42:10.696
من خودم را مسئول میدونستم

00:42:10.779 --> 00:42:14.366
او یک جمجمه خرد شده و بازشده داشت و

00:42:14.450 --> 00:42:16.285
هوا میتونست به داخل سرش بره

00:42:16.368 --> 00:42:21.457
و یه شکستگی قطره اشکی
سی2 و شکستگی جانبی داره

00:42:21.540 --> 00:42:25.044
همچنین یه شکستگی پیش رونده نامطلوب سی6

00:42:36.388 --> 00:42:38.307
میریم بیرون باشه ؟

00:42:51.070 --> 00:42:53.989
باید برای یه مدت طولانی بدون حرکت باشه
باید ببرنش برای جراحی

00:42:54.073 --> 00:42:56.408
آیا جراحیش ممکنه خطرناک باشه ؟

00:42:56.492 --> 00:42:57.493
قطعا

00:43:00.412 --> 00:43:05.167
اونا به ما گفتن می تونید
ببینیدش و بعد بردنش

00:43:06.335 --> 00:43:08.670
و او داشت نگام میکرد ، من شناختمش اما

00:43:10.005 --> 00:43:12.966
خیلی داغون شده بود

00:43:18.806 --> 00:43:24.269
وقتی پیدات کردم ، سرت پایین بود
و روی یه سنگ افتاده بودی

00:43:24.353 --> 00:43:28.190
درواقع باندازه یه مثلث به این بزرگی

00:43:29.900 --> 00:43:33.529
روی جمجمه ات شکستگی دیدم

00:43:35.948 --> 00:43:40.452
رنان به روی سر افتاده بود و
جمجمه اش شکستگی شدیدی داشت

00:43:40.536 --> 00:43:44.123
دو تا از مهره های گردنش هم شکسته بود

00:43:44.206 --> 00:43:47.292
و یکی از شاهرگ های مهره
ایش هم بریده شده بود

00:43:47.376 --> 00:43:52.297
و در واقع نیمی از جریان
خون به مغزش قطع شده بود

00:43:52.381 --> 00:43:55.884
پرسیدم
"درباره چی داریم اینجا حرف میزنیم"

00:43:55.968 --> 00:44:01.890
اونا می گفتن ، 90درصد افراد با چنین جراحاتی
هرگز دیگه نمیتونن راه برن

00:44:01.974 --> 00:44:04.768
اونا می گفتن با این جراحت سرش

00:44:04.852 --> 00:44:09.398
یک میلی متر دیگه مونده بود
تا مثل یک گیاه (بیحرکت) بشه

00:44:11.400 --> 00:44:14.153
ما اینجاییم
جیمی بهم زنگ زد

00:44:14.236 --> 00:44:16.738
و بهم گفت یه حادثه خیلی بد رخ داده

00:44:16.822 --> 00:44:18.323
و من سریع خودمو رسوندم اونجا

00:44:18.407 --> 00:44:20.200
توی اون لحظه می گفتیم

00:44:20.284 --> 00:44:22.077
"تو خوب میشی ، همه چیز درست میشه"

00:44:22.161 --> 00:44:24.496
و بلند میشدیم قدم میزدیم

00:44:24.580 --> 00:44:28.333
و از این طرف اتاق  به اون طرف می رفتیم

00:44:30.919 --> 00:44:33.547
در وضعیت ریکاوریه
آره

00:44:36.049 --> 00:44:40.846
بیا بریم سریه یه جایی
تا کارمون را تمام کنیم

00:44:40.929 --> 00:44:41.930
آره

00:44:42.014 --> 00:44:45.350
سپتامبر
دقیقا

00:44:45.434 --> 00:44:48.478
اون موقع میخواست بگه
"میخوام به مرو برم"

00:44:48.562 --> 00:44:53.025
اما من نمیخواستم اینجوری بگم
"هی رفیق بهتره اول خوب بشی ، بعد بریم "

00:44:53.108 --> 00:44:57.196
جرات میخواد که به کسی بگی
یه چیزایی غیر ممکنه

00:44:57.279 --> 00:45:00.032
نمیشه توی اون لحظه بگی

00:45:00.115 --> 00:45:02.367
"رفیق از چی حرف میزنی؟
تو هرگز به مرو بر نخواهی گشت

00:45:02.451 --> 00:45:05.370
تو دیگه نمیتونی کوهنوردی کنی
شما نمیتونی اینجور چیزا را بگی

00:45:10.209 --> 00:45:14.421
بالاخره خواهیم دید که اون
قله در اون ارتفاع چه شکلیه

00:45:23.055 --> 00:45:25.224
زمانیکه دونستم رنان روحیه ش قویه

00:45:25.307 --> 00:45:28.727
به جکسون برگشتم تا کارم را به پایان برسونم

00:45:30.812 --> 00:45:32.981
تا زمانیکه جیمی بر گرده

00:45:33.065 --> 00:45:37.069
اگه جیمی گفت ، نمیخوام این کارو بکنم
هیچکس نباید حرفی بزنه

00:45:37.152 --> 00:45:38.612
"آه کارم تمامه"

00:45:38.695 --> 00:45:42.157
اینا تصمیمات شخصی بودن

00:45:42.241 --> 00:45:46.745
مثل اینه که بگی ، خب شما
باید برگردی به اسب سواری

00:45:55.087 --> 00:45:58.924
5 4 3 2 1

00:45:59.007 --> 00:46:02.010
خاویر دله رو

00:46:12.771 --> 00:46:14.273
بپر

00:46:18.235 --> 00:46:20.112
وضع روحی همه خوب بود

00:46:20.195 --> 00:46:24.157
به اهدافمون در  اون روز رسیده بودیم
حس خوبی داشتیم

00:46:24.241 --> 00:46:26.952
مکالمه هامون قبل از اینکه بپریم

00:46:27.035 --> 00:46:29.788
این بود که مراقب باشیم هر
کسی در منطقه امن فرود بیاد

00:46:29.871 --> 00:46:31.623
بپر

00:46:33.292 --> 00:46:36.503
خب ، جرمی چند تا چرخش کرد

00:46:36.586 --> 00:46:40.465
و بطرف منطقه امن رفت

00:46:40.549 --> 00:46:44.219
منو صدا کرد و من با یک حرکت نزدیکش شدم

00:46:44.303 --> 00:46:46.471
و سپس حس کردم

00:46:46.555 --> 00:46:48.849
کل سراشیبی تکان خورد

00:46:52.019 --> 00:46:54.688
داد زدم بهمن

00:46:54.771 --> 00:46:59.151
فریاد میزدم  برید بیرون برید بیرون

00:46:59.234 --> 00:47:01.528
برای یه لحظه انگار حرکت آهسته بود

00:47:01.611 --> 00:47:04.573
و در لحظه بعد
همه چیز سریع پیشرفت رفت

00:47:04.656 --> 00:47:07.034
و ناگهان از جا بلند شدم.

00:47:07.117 --> 00:47:09.286
روی هوا بودم

00:47:10.412 --> 00:47:12.080
کاملا بی وزن

00:47:14.541 --> 00:47:17.502
دیگه ندیدمش
آخرین لحظه ای بود که جیمی را دیدم

00:47:17.586 --> 00:47:22.549
بهمن همینجور می رفت و می رفت و می رفت

00:47:25.260 --> 00:47:29.890
و من زیر اقیانوسی ازتکه های برفی
به بزرگی یه ماشین له می شدم

00:47:29.973 --> 00:47:33.018
که سرعتش در حدود 120 تا
140 کیلومتر در ساعت بود

00:47:33.101 --> 00:47:35.354
و از ارتفاع 600 متری پایین میومد

00:47:36.772 --> 00:47:39.191
و توی ذهنم این صدا را شنیدم

00:47:39.274 --> 00:47:41.026
گفتگویی به این شکل

00:47:41.109 --> 00:47:44.196
"همیشه میخواستم بدونم چطوری خواهم مرد

00:47:44.279 --> 00:47:45.781
و حالا میدونم"

00:47:52.204 --> 00:47:55.040
انتظار داشتم که تیکه تیکه بشم

00:47:55.123 --> 00:47:57.626
اما بعد از مدتی شروع به آروم شدن کرد

00:47:57.709 --> 00:48:02.923
و این جریان تحتانی عجیب
منو از زیر برفها به بیرون هل داد

00:48:03.006 --> 00:48:05.967
و در اخرین لحظه

00:48:06.051 --> 00:48:08.637
 به اون سمت پرتاب شدم

00:48:09.888 --> 00:48:12.766
و به روی سینه ام مدفون شدم

00:48:12.849 --> 00:48:16.895
توی اون لحظه گفتم
خدای من ، من هنوز یک تکه ام

00:48:16.978 --> 00:48:21.483
انگار اون تکه برف بزرگ را سرفه کردم
و بیرون دادم و یک نفس عمیق کشیدم

00:48:21.566 --> 00:48:23.318
و من ...

00:48:23.402 --> 00:48:26.154
به دستام نگاه کردم و

00:48:26.238 --> 00:48:28.824
باورم نمیشد که هنوز به بدنم متصل باشن

00:48:28.907 --> 00:48:30.659
و بعد

00:48:32.911 --> 00:48:34.413
آه   خیلی بد بود

00:48:36.331 --> 00:48:40.252
خیلی سخت بود فرود اومدن از اونجا

00:48:40.335 --> 00:48:42.087
اما به گوشه ای رفتم

00:48:42.170 --> 00:48:44.631
و از زیر بزرگترین آواری که دیده بودم

00:48:44.714 --> 00:48:48.176
خودمو خارج کردم

00:48:48.260 --> 00:48:51.179
دیدم جیمی اونجا نشسته

00:48:52.848 --> 00:48:56.393
تا حالا چنین بهمنی ندیده بودم

00:49:01.148 --> 00:49:05.777
صداش از همه بهمن هایی
که دیدم بیشتر بود

00:49:05.861 --> 00:49:09.197
نمیتونستم کمکی کنم اما گفتم : جیمی مرده

00:49:10.365 --> 00:49:13.910
نمیتونستم باور کنم جان سالم بدر برده

00:49:13.994 --> 00:49:15.871
اوه پسر

00:49:17.747 --> 00:49:19.499
فقط یه معجزه دیدم

00:49:19.583 --> 00:49:21.543
بله اونا یه معجزه دیدن

00:49:21.626 --> 00:49:24.754
یا اینکه من تلاش یه ابرانسان را دیدم
یه چیزی دیدم .. نمیدونم

00:49:31.303 --> 00:49:35.015
خیلی آدما از اینجور بهمن
ها جان سالم بدر نمیبرن

00:49:35.098 --> 00:49:37.642
مردم از بهمن های کوچک تر از این هم می میرن

00:49:37.726 --> 00:49:39.895
خب من واقعا خوش شانس بودم

00:49:39.978 --> 00:49:42.481
یه مدتی قید همه چیز را زدم
ازروی نقشه ناپدید شدم

00:49:42.564 --> 00:49:46.067
به زمانی نیاز داشتم تا به تفکر بپردازم

00:49:48.445 --> 00:49:51.490
بعد از حادثه تقریبا مرگبار رنان

00:49:51.573 --> 00:49:53.575
جیمی واقعا وحشت زده بود

00:49:53.658 --> 00:49:56.244
و بهمن 4 روز بعد

00:49:56.328 --> 00:49:59.915
بهش این فرصت را داد که به
زندگی نگاه دیگه ای بکنه

00:49:59.998 --> 00:50:03.084
دومین شانس بهش داده شده بود
با دومین شانست میخوای چکار کنی؟

00:50:10.342 --> 00:50:13.803
خب جیمی از چیزی جان سالم بدر برده بود
 که اغلب مردم نمی برن

00:50:13.887 --> 00:50:17.224
و او واقعا بهم ریخته بود

00:50:17.307 --> 00:50:19.267
در شرایط روحی بدی بود

00:50:19.351 --> 00:50:23.396
و برای قضاوت در مورد هر
چیزی شما را به شک میندازه

00:50:23.480 --> 00:50:25.482
او خودش را از قید خیلی تعهدات رها کرد

00:50:25.565 --> 00:50:28.360
هیچ جا نمیرفت
و قطعا به مرو بر نمی گشت

00:50:28.443 --> 00:50:32.072
رنان نمیتونست به مرو برگرده
او فلج شده بود .. برای همیشه

00:50:32.155 --> 00:50:34.783
هیچ کس نمیدونست .. که رنان
از این وضعیت در میومد

00:50:42.290 --> 00:50:45.210
من و رنان با هم بودیم
او گردنش را بسته بود

00:50:45.293 --> 00:50:47.712
و روی صندلی راحتی نشسته بود

00:50:47.796 --> 00:50:49.548
و اینجوری نگاه میکرد

00:50:56.972 --> 00:50:59.224
بهش دلگرمی میدادم
بهش می گفتم : بله میتونیم انجامش بدیم

00:50:59.307 --> 00:51:01.101
این خوبه

00:51:01.184 --> 00:51:05.105
در پس ذهنم
میدونستم که

00:51:05.188 --> 00:51:09.985
رنان از لحاظ فیزیکی شرایط
بازگشت به مرو را نداره

00:51:13.738 --> 00:51:18.660
کنراد نیروی محرکه همه سفرها بود

00:51:18.743 --> 00:51:23.915
اولش نمیخواستم که برگرده
اما موضوع وفاداری به ماگز در پیش بود

00:51:23.999 --> 00:51:27.460
و میخواست که اون رویای مشترک را محقق کنه

00:51:30.797 --> 00:51:36.136
صعود از اون کوه ها
درکش میکردم

00:51:36.219 --> 00:51:40.473
بخصوص که اولین صعود باشه
و هیچکس دیگه موفق به صعود آن نشده باشه

00:51:43.476 --> 00:51:48.773
بعد از مدتی استراحت و تفکر

00:51:48.857 --> 00:51:54.446
فکر اینکه اسکی نکنی
کوهنوردی نکنی و به کوهستان نری

00:51:54.529 --> 00:51:59.618
تصورش واقعا سخت بود

00:52:01.453 --> 00:52:03.955
برای رها کردن اینها اصلا آماده نبودم

00:52:08.710 --> 00:52:12.380
فقط 5 ماه مونده بود که به سمت مرو بریم

00:52:12.464 --> 00:52:15.383
اون زمان چیزی که مهم بود

00:52:15.467 --> 00:52:17.177
اهمیت ندادن من به جراحتم بود

00:52:17.260 --> 00:52:20.805
فقط این برام مهم بود که
 قادر نیستم تیم را در اون سفر همراهی کنم

00:52:20.889 --> 00:52:22.849
میشه دستتو اینجوری بالا بیاری؟

00:52:22.932 --> 00:52:25.685
و مطمئنم که برای دوستان و خانواده ام
خیلی سخته

00:52:25.769 --> 00:52:28.563
چرا که اونا میخوان منو سالم ببینن

00:52:28.647 --> 00:52:31.858
و از اینکه اونا را در این
موقعیت میزاشتم ناراحت بودم

00:52:35.278 --> 00:52:37.518
یکی از شکستگی ها درست اینجاست

00:52:37.572 --> 00:52:41.534
که به خوبی بهبود نخواهد یافت

00:52:41.618 --> 00:52:43.286
این دومین شکستگی است

00:52:43.370 --> 00:52:46.915
یکی از بزرگترین پرسش ها
وضعیت شاهرگ مهره ای بود

00:52:46.998 --> 00:52:49.584
من نیمی از ارگان خون رسانی
به مغزم را از دست داده بودم

00:52:49.668 --> 00:52:53.088
و صعود در ان ارتفاع

00:52:53.171 --> 00:52:56.299
خطر لخته شدن خون در شاهرگ

00:52:56.383 --> 00:52:58.843
و سکته را در حین کوهنوردی بهمراه داشت

00:52:58.927 --> 00:53:01.763
اما برای من ارزش ریسک را دشت

00:53:01.846 --> 00:53:03.848
این کاری بود که باید انجامش میدادم

00:53:03.932 --> 00:53:06.893
حتی ارزش مردنم را هم داشت

00:53:09.562 --> 00:53:11.773
توی ذهنم

00:53:11.856 --> 00:53:14.275
دیوانگی بود که میخواست برگرده

00:53:14.359 --> 00:53:19.197
اما فهمیدم مرو براش
چیزیه که میتونه  بهش تکیه کنه

00:53:19.280 --> 00:53:21.783
برای اون مثل رویاش بود

00:53:21.866 --> 00:53:24.786
 بازگشت و صعود به مرو

00:53:24.869 --> 00:53:30.208
و اینکه ثابت کنه به خودش
که ظرفیت بازگشت را داره

00:53:30.291 --> 00:53:32.377
و من اینو بخوبی درک میکردم

00:53:32.460 --> 00:53:37.966
چرا که اون زمان ، خودم
هم چنین چیزی را میخواستم

00:53:46.558 --> 00:53:49.894
دوچرخه

00:53:55.859 --> 00:53:59.904
رنان قلب و ذهنش را برای ریکاوری گذاشت

00:53:59.988 --> 00:54:04.242
و روشی که برای پیشرفت در نظر گرفته بود

00:54:04.325 --> 00:54:07.454
تقریبا غیرانسانی بود

00:54:14.502 --> 00:54:17.005
من و کنراد میخواستیم به مرو برگردیم

00:54:17.088 --> 00:54:20.175
اما باید درباره رنان تصمیم می گرفتیم

00:54:20.258 --> 00:54:24.345
و رنان برای اومدن کاملا مصمم بود

00:54:25.597 --> 00:54:29.642
این لحظه ای بود که سه نفری گردهم اومدیم

00:54:29.726 --> 00:54:31.978
و جیمی موضوع بازگشت رنان را مطرح کرد

00:54:33.229 --> 00:54:35.982
من مخالف بازگشت رنان بودم

00:54:36.065 --> 00:54:38.401
با جیمی روبرو شدم و بهش گفتم

00:54:38.485 --> 00:54:41.446
من موافق این موضوع نیستم

00:54:41.529 --> 00:54:43.865
شما نمیتونید رنان را به اون بالا ببرید

00:54:43.948 --> 00:54:46.451
اگه مرد چی ؟

00:54:49.037 --> 00:54:54.209
اما نمیتونستم به جیمی بگم رنان
را از برنامه سفر بیرون بیاره

00:54:54.292 --> 00:54:57.879
چرا که اون خودشو کاملا اماده کرده بود

00:54:57.962 --> 00:55:02.217
او سریع گفت.. اگه رنان احساس آمادگی کنه
من بهش ایمان دارم

00:55:04.135 --> 00:55:06.221
من نگران رنان بودم

00:55:07.472 --> 00:55:10.475
اما نگران سلامت کل تیم هم بودم

00:55:10.558 --> 00:55:15.897
چرا که بالا رفتن و مواجه شدن با اون خطرات
با وجود یک همکار کم توان خطرناک بود

00:55:15.980 --> 00:55:19.150
چی میشه اگه یه طوفان بزرگ دیگه بیاد ؟

00:55:19.234 --> 00:55:21.554
چی میشه اگه

00:55:21.611 --> 00:55:23.696
اگه سر یکی با صخره برخورد کنه

00:55:23.780 --> 00:55:25.824
 مجبورن که او را بیارن پایین

00:55:25.907 --> 00:55:28.827
پس باید همراهانی قوی و سالم داشته باشند

00:55:28.910 --> 00:55:32.997
میدونی ، وقتی دوستانمون اینو شنیدن

00:55:33.081 --> 00:55:35.834
فکر میکردن که عقلمون را کاملا از دست دادیم

00:55:35.917 --> 00:55:38.211
هی رفیق .. نمیدونم

00:55:38.294 --> 00:55:41.381
نه نه نه   این درست نیست

00:55:41.464 --> 00:55:43.341
این شبیه کنراد و جیمی نیست

00:55:43.424 --> 00:55:46.678
میدونی اینها ، خرابکاری نمی کنن
کارهای احمقانه نمی کنند

00:55:46.761 --> 00:55:48.888
اگه این کارو کردن ، از همین الان مرده اند

00:55:55.270 --> 00:55:57.939
دو یا سه مرتبه
این حملات شدید عصبی را داشتم

00:55:58.022 --> 00:56:01.860
الان ساعت 2 نیمه شبه
و یکدفعه

00:56:01.943 --> 00:56:07.407
این موج نگرانی منو فرا می گیره
و من این بالا می گم   لعنتی

00:56:07.490 --> 00:56:11.286
دو تا بچه هام طبقه بالا خوابن
همینطور همسرم

00:56:11.369 --> 00:56:15.373
یه پسرم هم دانشگاهه
من در قبال اونا مسئولم

00:56:15.456 --> 00:56:17.959
واقعا میخوای برگردی ؟

00:56:20.128 --> 00:56:21.963
میدونی ، جایزه این صعود واقعا زیاده

00:56:22.046 --> 00:56:25.675
اگه جان سالم به در ببری
اگه خانوادت موافق بودن

00:56:25.758 --> 00:56:29.637
اگه همه موافق بودن
صعود واقعا ارزشش را داره

00:56:29.721 --> 00:56:33.182
مشکل اینه که
نمیتونی موافقت همه را جلب کنی

00:56:33.266 --> 00:56:37.145
مردم می میرن و نمیتونی اینو توجیه کنی
این شرایط دشواریه

00:56:39.647 --> 00:56:41.733
کنراد اینو بهتر از همه میدونه

00:56:41.816 --> 00:56:46.154
ببین چه اتفاقی برای ماگز افتاد
همچنین برای الکس ، همکار بعدی کنراد

00:56:46.237 --> 00:56:48.573
بعد از مرگ ماگز در سال 92

00:56:48.656 --> 00:56:51.701
الکس لوو همکار اصلی من در کوهنوردی شد

00:56:51.784 --> 00:56:55.121
الکس در اون زمان کوهنورد قابلی بود

00:56:56.247 --> 00:57:00.752
کنراد ، همکار مورد علاقه الکس بود

00:57:00.835 --> 00:57:02.962
و بهترین دوستش

00:57:03.046 --> 00:57:06.382
کنراد براش فرد مناسبی بود

00:57:06.466 --> 00:57:09.260
چرا که با قدم های الکس خودشو مطابقت میداد

00:57:09.344 --> 00:57:12.472
و افراد زیادی نبودند که بتونن اینکارو بکنند

00:57:12.555 --> 00:57:15.475
اینجا نیرواناست  .. این چیه ؟

00:57:15.558 --> 00:57:19.979
اومدیم گردش و از کوهستان لذت ببریم

00:57:20.063 --> 00:57:21.606
میدونی ، ماگز مربی بود

00:57:21.689 --> 00:57:24.943
اما الکس بیشتر هم تراز کنراد بود

00:57:25.026 --> 00:57:28.780
اینها دو تا از بهترین کوهنوردهای دنیا بودن

00:57:28.863 --> 00:57:30.865
میدونی مردم توسط اونا به وجد میومدن

00:57:30.949 --> 00:57:32.951
و اونا خوراک همدیگه بودن

00:57:34.202 --> 00:57:36.663
کاملا با هم مچ بودن و
همکاری عالی با هم داشتن

00:57:36.746 --> 00:57:40.541
در سال 97 به همراه الکس و
کنراد به قطب شمال رفتم

00:57:40.625 --> 00:57:43.544
یکی از بهترین سفرهایی بود که داشتم
و اونها در بهترین فرم خود بودند

00:57:43.628 --> 00:57:45.338
تماشا کردنش لذت داشت

00:57:45.421 --> 00:57:48.466
خب او این همکار جدید را پیدا کرده بود
و اونا میخواستند دنیا را بشکافند

00:57:52.720 --> 00:57:56.140
الکس بخوبی تونسته بود به
خانوادش هم رسیدگی کنه

00:57:56.224 --> 00:57:58.810
ما همه یجورایی ولگرد و خانه بدوش بودیم

00:57:58.893 --> 00:58:02.730
اما الکس .. کارش مشروع بود
متاهل بود و بچه داشت

00:58:07.402 --> 00:58:10.989
من برای 18 سال با الکس لوو ازدواج کرده بودم

00:58:11.072 --> 00:58:16.035
بلبل جان
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:58:16.119 --> 00:58:19.497
او با کنراد به یک اردو رفته بود

00:58:19.580 --> 00:58:22.709
به شیشاپانگما در تبت

00:58:22.792 --> 00:58:26.295
اونا رفتن تا نگاهی به کوه بیندازن

00:58:28.381 --> 00:58:30.675
قرار بود که روز استراحت باشه

00:58:30.758 --> 00:58:35.346
دیوید بریج ، الکس و من آماده
شدیم که از کوه بالا بریم

00:58:35.430 --> 00:58:41.102
و به این نقطه رسیدیم
ساعت 7:30 - 8 صبح بود

00:58:41.185 --> 00:58:45.148
یه دفعه صدای یه ضربه اومد
 بالا را نگاه کردیم .. اوه لعنتی

00:58:45.231 --> 00:58:47.025
رها شده بود

00:58:49.193 --> 00:58:53.072
قبل از اینکه الکس بره
من این اخطار عجیب را داده بودم

00:58:53.156 --> 00:58:55.450
نمیخواستم که به کوهنوردی بره

00:58:55.533 --> 00:58:57.452
گفتم

00:58:57.535 --> 00:59:00.788
"نگرانم که توی یه بهمن بمیری"

00:59:00.872 --> 00:59:05.251
و الکس گفت :  من همیشه میام خونه

00:59:07.545 --> 00:59:12.216
الکس و دیوید مستقیم به پایین سراشیبی رفتن
من به سمت زاویه حرکت کردم

00:59:12.300 --> 00:59:15.803
با خودم گفتم قبل از اینکه
بهمن ضربه بزنه من دراز می کشم

00:59:15.887 --> 00:59:21.017
همینجور که نگاه میکردم ، الکس و دیوید هنوز
ایستا  بودند و داشتن میدویدند

00:59:21.100 --> 00:59:24.395
منو بلند کرد و انداخت
درب و داغون بودم

00:59:24.479 --> 00:59:27.565
نیمه مدفون بودم

00:59:27.648 --> 00:59:31.277
و یکدفعه سکوت شد

00:59:34.906 --> 00:59:36.908
یادمه بلند شدم و راه رفتم

00:59:36.991 --> 00:59:41.746
و رفتم بگردم و ببینمشون
اما هیچ چیزی اونجا نبود

00:59:41.829 --> 00:59:47.251
هیچ چوب اسکی یا دستکشی روی برف نبود

00:59:47.335 --> 00:59:49.837
بقیه هم تیمی ها اومدن و
برای جستجو کمک کردند

00:59:49.921 --> 00:59:54.675
و ما در بهترین بخش روز جستجو را ادامه دادیم

00:59:54.759 --> 00:59:58.096
به کمپ برگشتم
به مراقبت های پزشکی احتیاج داشتم

01:00:01.057 --> 01:00:04.477
یه تلفن داشتم
اولش فکر میکردم الکس باشه

01:00:04.560 --> 01:00:08.272
صدای اندرو بود
فورا وحشت زده شدم

01:00:08.356 --> 01:00:11.734
اندرو گفت ، جنی یه بهمن اتفاق افتاد

01:00:11.818 --> 01:00:14.529
میدونید ، قلبم شروع به تند تپیدن کرد

01:00:15.780 --> 01:00:19.283
فورا گفتم ، کنراد اونجاست؟

01:00:19.367 --> 01:00:21.994
چرا که فکر میکردم

01:00:22.078 --> 01:00:25.581
کنراد همه جوره از الکس محافظت می کنه

01:00:25.665 --> 01:00:29.210
اگه کنراد باهاش بوده ، پس
حتما اتفاقی براش نیفتاده

01:00:31.295 --> 01:00:34.340
یادم میاد جنی می گفت
"کار دیگه ای هم هست که بتونی بکنی ؟

01:00:34.423 --> 01:00:39.637
میتونی برگردی و دنبالش بگردی ؟"
و گفتم : نه اون مرده

01:00:39.720 --> 01:00:43.432
و اون

01:00:43.516 --> 01:00:46.394
و اون پایان ماجرا بود

01:00:49.605 --> 01:00:53.818
پس از مرگ الکس
کنراد خیلی عوض شده بود

01:00:53.901 --> 01:00:55.653
او خیلی نحیف و بدقیافه شد

01:00:55.736 --> 01:01:01.075
به سختی توی خودش فرو رفته بود
 و اصلا بیرون نمیومد

01:01:01.159 --> 01:01:04.412
نگران بودم که همینجور گوشه
گیر بمونه و هرگز برنگرده

01:01:07.081 --> 01:01:09.375
اتفاقی بود که افتاد

01:01:09.458 --> 01:01:14.005
و نمیدونستم که چرا اینقدر داغون شده بودم

01:01:14.088 --> 01:01:18.217
یکی از دوستام ، گیل رابرتز
که درست در چنین وضعیتی بود

01:01:18.301 --> 01:01:20.678
او وقتی که همکارش کشته شد ، اونجا بود

01:01:20.761 --> 01:01:24.348
بیش از چند بار زنگ میزد و می گفت

01:01:24.432 --> 01:01:26.517
میخوام بیام باهات صحبت کنم
ما باید با هم باشیم"

01:01:26.601 --> 01:01:29.562
و نمیدونستم چرا گیل میخواد با من باشه

01:01:29.645 --> 01:01:32.440
مثل این بود

01:01:32.523 --> 01:01:36.819
حرفشو یادمه که گفت
 "گناه بازمانده ، عذاب کشیدنه"

01:01:36.903 --> 01:01:39.363
و جوری بود که

01:01:39.447 --> 01:01:42.366
چرا که برای
عذاب سختی بود

01:01:42.450 --> 01:01:44.785
که منو رها نمیکرد

01:01:44.869 --> 01:01:47.038
چون برای الکس این اتفاق افتاده بود

01:01:47.121 --> 01:01:50.625
او اینجا بود .. او آدم موفقی بود
سه تا بچه داشت ، زندگی متاهلی شادی داشت

01:01:50.708 --> 01:01:54.629
همه چیز خوب بود ، من توی یک ون زندگی میکردم

01:01:56.839 --> 01:02:01.886
کنراد از مرگ الکس پر از
پشیمانی و افسردگی بود

01:02:01.969 --> 01:02:06.349
او از اردو برگشت

01:02:06.432 --> 01:02:10.311
احساس میکرد که اون باید میمرده

01:02:12.438 --> 01:02:14.440
سعی میکردم به تعادل و آرامش برسم

01:02:14.523 --> 01:02:16.150
نمیدونستم کجا برم

01:02:16.234 --> 01:02:18.402
اما همش میخواستم که کنار جنی باشم

01:02:18.486 --> 01:02:21.447
و گفتگوهایی که تلفنی داشتیم

01:02:21.530 --> 01:02:23.950
و اوقاتی که با هم بودیم

01:02:30.706 --> 01:02:32.416
فکر می کنم او احساس میکرد

01:02:32.500 --> 01:02:36.337
برای اینکه هنوز یه دوست خوب باشه
باید کنار ما میموند

01:02:38.172 --> 01:02:42.176
مثل یه ارتباط کوچک با الکس بود
که هنوز برای من اونجا بود

01:02:42.260 --> 01:02:46.764
و بدون اینکه خودمون بفهمیم
چه اتفاقی داره پیش میاد

01:02:46.847 --> 01:02:48.766
یجورایی عاشق هم شدیم

01:02:48.849 --> 01:02:53.437
علیرغم سختی این تراژدی
من و جنی عاشق هم شدیم

01:02:53.521 --> 01:02:59.026
و سرانجام ازدواج کردیم
و پسرها را به فرزند خواندگی قبول کردم

01:03:04.824 --> 01:03:08.286
اینجوری نبود که بخوام انتخاب کنم
و بگم باشه

01:03:08.369 --> 01:03:11.539
عاشق یه کوهنورد دیگه شده بودم"
اتفاقیه که افتاده بود

01:03:13.541 --> 01:03:18.546
هنوز فکر میکنم بهتر بود
با یه گاوچرون می بودم

01:03:20.381 --> 01:03:22.758
کنراد این وجه را داشت که بفهمه

01:03:22.842 --> 01:03:25.678
"من اینجا مسئولیت های سنگینی دارم"

01:03:25.761 --> 01:03:30.224
این مسئله کلیدی برای کنراد بود
این استدلال ثابت همیشه وجود داشت

01:03:30.308 --> 01:03:34.478
او به کوهنوردی احتیاج داشت اما
حتما می گفت : آیا هنوز شانس زیادی دارم ؟

01:03:34.562 --> 01:03:37.732
میتونم خطرات را کنترل کنم؟"
البته که نمیتونی

01:03:37.815 --> 01:03:41.527
"خب چرا دارم اینکارو می کنم
چون باید اینکارو بکنم وگرنه دیوانه میشم"

01:03:54.665 --> 01:03:58.336
در آخر جیمی و کنراد
تصمیمشون را در مورد من گرفتند

01:03:59.503 --> 01:04:02.673
اگر چه فقط 5 ماه از
حادثه ای که برام رخ داد گذشته بود

01:04:02.757 --> 01:04:06.010
تصمیم گرفتم که میخوام باهاشون برم

01:04:06.093 --> 01:04:10.639
در سال 2008 خیلی نزدیک بود تصمیم بگیریم که

01:04:10.723 --> 01:04:14.518
بهش این فرصت را ندیم

01:04:14.602 --> 01:04:17.438
هیچ جشنی برای تیمی که
قرار بود بره گرفته نشد

01:04:17.521 --> 01:04:19.732
تصمیم این بود

01:04:24.695 --> 01:04:28.532
خب ، در واقع من هیچ گزینه ای نداشتم

01:04:28.616 --> 01:04:30.993
رنان تصمیم گرفته بود که به مرو بره

01:04:31.077 --> 01:04:33.454
و یه بلیط هواپیما گرفته بود و
حتی بمن هم نگفته بود

01:04:34.455 --> 01:04:37.375
مثل یه سیلی توی صورت بود اما

01:04:37.458 --> 01:04:41.253
اما نگرانی بزرگتر سلامت و ایمنی ش بود

01:04:43.005 --> 01:04:45.216
میدونست که ما چه اشتیاقی داریم

01:04:45.299 --> 01:04:49.637
و میدونست که بهش اطمینان
داریم که باهامون بیاد

01:04:49.720 --> 01:04:51.931
و این کاری بود که کردیم
بهش اعتماد کردیم

01:04:54.850 --> 01:04:57.353
شاید در فکر خیلی ها نگنجه

01:04:57.436 --> 01:05:01.774
اونجور ریسک کردن و اون جوراعتماد کردن

01:05:01.857 --> 01:05:07.071
اما وقتی که کنراد یه جوان پرشور بود
و ماگز بهش آموزش میداد

01:05:07.154 --> 01:05:10.324
در سخت ترین شرایط هم که بودند
برای موفقیت همه تلاششون را می کردند

01:05:10.408 --> 01:05:14.620
مثلا ماگز می گفت : خب کنراد
همه میدونیم که من می تونم کار را هدایت کنم

01:05:14.703 --> 01:05:18.582
و حالا میخوام ببینم تو میتونی کار
را هدایت کنی؟ آیا اماده ای ؟

01:05:18.666 --> 01:05:21.752
چندین دهه بعد این کنراد بود که

01:05:21.836 --> 01:05:26.757
به جیمی و رنان گفت
خب بچه ها ، بهار سختی را در پیش داریم

01:05:26.841 --> 01:05:29.677
اما میتونید از پسش بر بیاید
بهتون اعتماد دارم و انجامش میدیم"

01:06:05.629 --> 01:06:09.467
همه پیاده روی سخت و دشوار بود

01:06:12.052 --> 01:06:15.973
شکی نیست که من قلب بزرگی داشتم
که به سوی این کار رفتم

01:06:16.056 --> 01:06:20.144
احساس فشار زیادی را

01:06:20.227 --> 01:06:21.812
تحمل میکردم

01:06:21.896 --> 01:06:26.358
یکم احساس میکردیم که انگار میخوایم بریم
به پای چوبه دار ، میدونی ؟

01:06:47.922 --> 01:06:50.049
4.5متر  کنراد

01:07:23.582 --> 01:07:27.878
ریسمان قدیمی پاره شده

01:07:27.962 --> 01:07:30.214
این بود که فرستاده بودند ؟
آره

01:07:32.049 --> 01:07:36.178
یه صدای  پینگ شنیدم
و بعد صدای خرابی چرخ دنده لعنتی اومد

01:07:39.014 --> 01:07:41.725
جای عالیه برای پریدن و سقوط

01:07:41.809 --> 01:07:42.809
رویایی هست

01:07:42.851 --> 01:07:45.312
جای خوبیه برای سقوط

01:07:45.396 --> 01:07:48.732
مثل اینه رنان
که 5 پوند اضافی روی توئه

01:07:48.816 --> 01:07:53.279
آره خب ، لبه مثلثی صخره را گرفتم

01:08:06.333 --> 01:08:11.088
اوه لعنتی

01:08:13.090 --> 01:08:14.800
اوه مرد

01:08:15.801 --> 01:08:17.678
وضعیت نجات

01:08:21.348 --> 01:08:23.350
شکسته

01:08:25.352 --> 01:08:29.440
ما کوهنوردان کوه های بزرگ هیمالیا هستیم
و چادر معلقمان را شکستیم

01:08:38.449 --> 01:08:40.534
باید بیشتر صاف بشه
آره

01:08:49.418 --> 01:08:52.129
هوو
نوارچسب ورزشی

01:08:52.212 --> 01:08:55.633
پیچ گوشتی دو سو  و برمیگردیم به کار

01:08:56.216 --> 01:08:57.718
Whew.

01:09:08.228 --> 01:09:10.856
♪ One night of magic rush ♪

01:09:10.939 --> 01:09:13.817
♪ The start a simple touch ♪

01:09:13.901 --> 01:09:17.279
♪ One night to push and scream ♪

01:09:17.363 --> 01:09:19.323
♪ And then relief ♪

01:09:19.406 --> 01:09:22.034
♪ Ten days of perfect tunes ♪

01:09:22.117 --> 01:09:24.662
♪ The colors red and blue ♪

01:09:24.745 --> 01:09:28.415
♪ We had a promise made ♪

01:09:28.499 --> 01:09:31.502
♪ We were in love ♪

01:09:33.087 --> 01:09:35.839
♪ To call for hands of above ♪

01:09:35.923 --> 01:09:39.176
این را بهش میگن کشش میدانی

01:09:41.053 --> 01:09:43.597
مسیر خیلی شیب داره

01:09:43.681 --> 01:09:47.226
برای همینه که همه چی توی فضا آویزون میشه

01:10:01.782 --> 01:10:05.661
باید از هر چیزی که میخوریم فیلم بگیرم

01:10:06.787 --> 01:10:10.541
کنراد ازمون میخواد
 از باقی مانده غذای دیروز استفاده کنیم

01:10:10.624 --> 01:10:13.252
اوه خیلی هم عالیه

01:10:13.335 --> 01:10:15.629
فقط یه انتخاب داریم : کاسکوس.

01:10:15.713 --> 01:10:17.256
فردا چی برای ناهار داریم؟

01:10:17.339 --> 01:10:18.340
کاسکوس

01:10:18.424 --> 01:10:20.134
و روز بعد ؟
کاسکوس

01:10:20.217 --> 01:10:21.927
چهار روز پیش چی برای ناهار داشتیم ؟

01:10:22.010 --> 01:10:24.138
- Couscous.
خوبه

01:10:24.221 --> 01:10:26.515
بنظر خیلی خوب می رسه

01:10:26.598 --> 01:10:30.686
مطمئنم که هپی و لوری   دو تا سگ هام
عاشق این هستن

01:10:30.769 --> 01:10:32.229
میگن  آره "

01:10:32.312 --> 01:10:34.148
ما سگ هاش نیستیم

01:11:15.189 --> 01:11:19.610
داشتم رنان را تماشا می کردم
بنظر گیج و کند می رسید

01:11:19.693 --> 01:11:21.779
فکر کردم بخاطر ارتفاع باشه

01:11:35.334 --> 01:11:37.044
مطمئن نیستم چه اتفاقی داره میفته

01:11:39.671 --> 01:11:43.008
یه مشکلی واقعا پیش اومده بود

01:11:46.553 --> 01:11:51.683
فقط صورتم را برگرداندم و فریاد زدم

01:11:54.269 --> 01:11:57.314
وقتی که بالاخره چادر معلق را ساختیم
و داخلش رفتیم

01:11:57.397 --> 01:12:01.068
همون موقعی بود که رنان فروریخته بود

01:12:01.151 --> 01:12:02.861
در واقع او از کارافتاده و درهم شکسته بود

01:12:11.912 --> 01:12:13.872
سعی میکرد به من یه چیزی بگه

01:12:13.956 --> 01:12:17.835
که کاملا نامفهوم بود

01:12:17.918 --> 01:12:21.380
میشد این علامت را در چشمانش ببینی که

01:12:21.463 --> 01:12:23.173
چقدر حرف زدن براش سخته

01:12:23.257 --> 01:12:25.509
و این اتفاق نیفتاد

01:12:28.846 --> 01:12:33.016
حدود یکسال و نیم پیش بود
که پدرم دچار سکته شد

01:12:33.100 --> 01:12:35.853
و میدونم که چجوریه

01:12:55.956 --> 01:12:58.876
داشتیم توی سرمون محاسبه میکردیم و می گفتیم

01:12:58.959 --> 01:13:01.378
"خب الان که نمیتونیم بریم پایین

01:13:01.461 --> 01:13:04.298
ما اشتباه می کنیم
خیلی انرژی ازمون رفته"

01:13:06.300 --> 01:13:10.345
لحظه اضطراب بود .. لحظه ناشناخته

01:13:10.429 --> 01:13:14.391
لحظه ای بود که بپذیریم دیگه نمیتونیم
ادامه مسیر را بریم

01:13:14.474 --> 01:13:19.021
پذیرفتن اینکه سلامتی رنان

01:13:19.104 --> 01:13:23.317
در جایی که بود
و ما نمیتونستیم هیچ کاری براش بکنیم

01:13:46.506 --> 01:13:49.092
صبح روز بعد
آفتاب درخشانی بود

01:13:51.345 --> 01:13:53.221
یه کم احساس بهتری داشتم

01:13:53.305 --> 01:13:55.807
اما همچنان نمی تونستم صحبت کنم

01:13:55.891 --> 01:14:01.146
همه چیزی که بهش فکر میکردم این بود
"نمیخوام برم پایین"

01:14:01.229 --> 01:14:05.275
"اگه بریم پایین ، هرگز خودمو نمی بخشم"

01:14:05.359 --> 01:14:10.364
هنوز قویا احساس میکردم که
میتونم تیم را همراهی کنم و مایوس شان نکنم

01:14:13.241 --> 01:14:15.619
حالا نوبت منه که کار را در دست بگیرم

01:14:15.702 --> 01:14:20.540
اونا نمیخواستند که من برم
اما به جیمی نگاه کردم و

01:14:20.624 --> 01:14:25.128
با سر بهش علامت دادم
و او فهمید که میخوام انجامش بدم

01:14:27.756 --> 01:14:30.050
اونا منو به دقت زیر نظر داشتند

01:14:45.482 --> 01:14:48.026
از یه جایی
داشتم اندازه حرکتم را حس میکردم

01:14:48.110 --> 01:14:50.237
و بالا رفتن از کوه احساس خوبی بهم میداد

01:14:53.240 --> 01:14:56.660
نمیتونستم باور کنم که
کارهدایتم را به پایان رسوندم

01:14:56.743 --> 01:14:59.121
این یه پیشرفت خیلی بزرگ برای من بود

01:15:04.418 --> 01:15:07.838
جیمی و کنراد هنوز نگران من بودند

01:15:08.755 --> 01:15:11.299
و بیشتر وسایل من را حمل میکردند

01:15:28.859 --> 01:15:33.071
مرو ... همیشه بی رحمه

01:15:33.155 --> 01:15:36.366
هنوز نمیدونیم اون روز چه اتفاقی افتاد

01:15:36.450 --> 01:15:40.203
با هم سیگاری کشیدیم و دربارش حرف زدیم

01:15:40.287 --> 01:15:42.622
و تصمیم به ادامه کار گرفتیم

01:15:52.132 --> 01:15:57.054
بعد از هفت روز کوهنوردی
تازه به بخش سخت کار رسیده بودیم

01:15:57.137 --> 01:16:00.307
دیوار خیلی شیب دار بود و برآمده

01:16:01.975 --> 01:16:04.227
این شیب 20 هست
جیمی از پشت سر میاد

01:16:04.311 --> 01:16:09.647
اینجا را بهش میگن خانه کاغذی ،شروع دیواره اقیانوس هند
(خانه کاغذی : خانه های که با  پاسور روی هم ساخته میشه

01:16:11.902 --> 01:16:13.779
میدونستم که ترسیده

01:16:15.155 --> 01:16:19.326
همه ما میدونستیم که هر اشتباهی
در این شیب فاجعه بار خواهد بود

01:16:20.911 --> 01:16:22.788
واو  بنظر خیلی بلند تر میرسه

01:16:22.871 --> 01:16:25.916
از اونچه که دیشب دیدیم

01:16:25.999 --> 01:16:28.251
در شیب خانه کاغذی
به این اسم صداش می کنند

01:16:28.335 --> 01:16:31.088
بخاطر این سنگ های بزرگ گرانیتی

01:16:31.171 --> 01:16:35.092
اگه یکی از اونها را محکم بکشی
همشون می ریزن پایین

01:16:35.175 --> 01:16:38.887
دقیقا مثل خانه ای که با پاسور می سازیم
و وزن هر ورق 4.5 تن است

01:16:38.970 --> 01:16:42.641
و اون نوک تیزی ها
جلوه عجیبی بهش داده بود

01:16:43.767 --> 01:16:45.769
این بلوک های عظیم را می بینی ؟

01:16:47.646 --> 01:16:50.023
زیر پای من دارن تکان میخورند

01:16:59.032 --> 01:17:01.368
صداهایی هست که نمیتونید بشنوید

01:17:12.546 --> 01:17:16.675
خیلی سخته
او شش ساعت اون بالا بود

01:17:16.758 --> 01:17:19.719
و این برای ما خیلی خسته کننده بود

01:17:22.430 --> 01:17:26.309
اونا روی یه تپه شیب دار بودن و وقتی بهشون
ضربه میزنی می بینی که دو تاشون می شکنن

01:17:26.393 --> 01:17:29.229
و همه چی اینجا
 اگه بشکنه

01:17:29.312 --> 01:17:31.523
و بعدش ما به فنا میریم

01:17:53.295 --> 01:17:58.300
خب این شب قبل از رسیدن به قله است

01:17:59.426 --> 01:18:01.761
و باید ازپسش بربیایم

01:18:07.434 --> 01:18:09.186
عذاب بیشتر
خلاص شدن

01:18:09.269 --> 01:18:14.399
از 3:30 نیمه شب

01:18:14.482 --> 01:18:16.526
حالا 5 ، 6  ساعت

01:18:23.950 --> 01:18:26.953
اون بیرون چجوریه رنان ؟

01:18:27.037 --> 01:18:30.749
خب  علیرغم

01:18:30.832 --> 01:18:33.251
باد سنگین در لبه و ضربات پی در پی اش

01:18:33.335 --> 01:18:36.546
در 4 ساعت گذشته

01:18:36.630 --> 01:18:38.798
ستاره ها هستند

01:18:38.882 --> 01:18:41.927
و می ریم که انجامش بدیم

01:19:17.170 --> 01:19:20.090
حدود منفی بیست درجه هست این بیرون

01:19:20.173 --> 01:19:21.925
نمیتونم پاهام را حس کنم

01:19:24.761 --> 01:19:26.263
اما حداقل باد داره میاد

01:19:35.522 --> 01:19:37.274
منتظر خورشید هستیم

01:19:41.611 --> 01:19:44.531
اوه مرد .. نمیتونم درست فکر کنم

01:19:44.614 --> 01:19:46.950
کنراد .. کارت عالی بود

01:19:59.087 --> 01:20:01.798
در رسیدن به نوک قله
فکر می کنم همه ما

01:20:01.881 --> 01:20:05.844
و البته کنراد بیشتر
از سرازیری بالا بیشتر هراس داریم

01:20:05.927 --> 01:20:09.055
چرا که  میدونه تنها کسی هست
که میتونه از پسش بر بیاد

01:20:09.139 --> 01:20:13.101
و این یک هدایت گری سخت و خطرناک بود

01:20:17.897 --> 01:20:20.400
کنراد اون روز فشار زیادی را تحمل میکرد

01:20:22.277 --> 01:20:26.239
توضیحش سخته که او آن بالا چی کشید

01:20:44.924 --> 01:20:49.679
بالاخره به محدوده قله رسیدیم
همونجا که در سال 2008 هم بودیم و برگشتیم

01:20:49.763 --> 01:20:54.309
و حرفی نزدیم که
چه کسی لیدر مرحله آخر باشه

01:20:54.392 --> 01:20:56.603
و این آخرین و ناشناخته ترین بخش بود

01:21:00.982 --> 01:21:05.695
کنراد به من نگاه کرد و گفت   خیلی خب

01:21:05.779 --> 01:21:09.032
"جیمی نوبت لیدری توئه

01:21:09.115 --> 01:21:13.078
نوبت توئه که حکومت را دست بگیری"

01:22:11.010 --> 01:22:12.720
خوبه جیمی

01:22:29.279 --> 01:22:32.866
آره رنان
آره

01:22:41.791 --> 01:22:43.126
اره

01:22:45.628 --> 01:22:47.380
آره ماگز

01:22:48.214 --> 01:22:49.924
این برای توئه

01:23:30.340 --> 01:23:33.426
ده ساله با هم کوهنوردی می کنیم

01:23:50.151 --> 01:23:53.029
چند تا دلیل بود که من
فکر نمیکردم بتونم انجامش بدم

01:23:53.112 --> 01:23:57.617
و میدونم که اونا چه فشاری را تحمل کردن

01:24:00.703 --> 01:24:03.039
و الان قطعا خوشحالن که به اینجا رسیدن

01:24:04.249 --> 01:24:08.711
و شرکت داشتن در رویای 20 ساله کنراد

01:24:08.795 --> 01:24:14.300
و کوهنوردی 10 ساله کنراد و جیمی با همدیگه

01:24:14.384 --> 01:24:18.555
و آره ...حس قسمتی از تیم بودن

01:24:20.384 --> 01:27:35.555
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.