﻿WEBVTT

00:00:09.209 --> 00:00:29.209
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:41.233 --> 00:01:45.767
‫«جایی معمولی»
‫«الهام گرفته از داستانی واقعی.»

00:03:56.539 --> 00:03:58.038
‫چطوری مایکل؟

00:04:00.868 --> 00:04:02.366
‫خوبی؟

00:04:05.363 --> 00:04:07.778
‫- سلام بابایی.
‫- سلام.

00:04:07.903 --> 00:04:10.566
‫ببینم، پسر خوبی بود دیگه؟

00:04:14.229 --> 00:04:16.144
‫چطوری «دیدری».

00:04:16.269 --> 00:04:17.768
‫خیلی ساکت بوده.

00:04:17.893 --> 00:04:22.221
‫خیلی پسر گلی بود،
‫ولی چاییش رو کامل نخورد.

00:04:22.346 --> 00:04:24.344
‫ببینم
‫چرا چیزی که «دیدری» بهت داد رو نخوردی؟

00:04:24.469 --> 00:04:26.467
‫منتظر تو بودم.

00:04:28.049 --> 00:04:30.546
‫بیا. بشین اینجا.

00:04:32.961 --> 00:04:34.626
‫خب؟

00:04:34.751 --> 00:04:36.665
‫مشکلی نیست خودم درستش می‌کنم.

00:04:38.081 --> 00:04:40.495
‫امیدوارم وسایل رو جایی
‫که دوست‌ داری گذاشته باشم.

00:04:40.620 --> 00:04:42.451
‫و خب به‌هرحال دفعهٔ بعد می‌تونی بهم بگی.

00:04:42.576 --> 00:04:46.405
‫ادارهٔ خدمات اجتماعی گفت که
‫باید هفتهٔ بعد دوباره برگردم.

00:04:46.530 --> 00:04:49.111
‫حله.
‫مطمئنم که خیلی خوب چیدی.

00:04:51.650 --> 00:04:53.565
‫خب، من دیگه برم.

00:04:53.690 --> 00:04:57.686
‫خدافظ مایکل.
‫بابات رو خسته نکنی.

00:04:57.811 --> 00:04:59.892
‫- مایکل؟
‫- خدافظ.

00:05:00.017 --> 00:05:01.182
‫ممنون دیدری.

00:05:02.015 --> 00:05:03.763
‫خواهش می‌کنم.

00:05:09.507 --> 00:05:12.254
‫می‌شه الان بازی کنیم؟

00:05:12.379 --> 00:05:14.045
‫آره.

00:05:14.169 --> 00:05:17.416
‫اول بریم یه‌کم انگور بخوریم؟
‫آره؟

00:05:19.331 --> 00:05:20.413
‫خیلی‌خب.

00:05:41.225 --> 00:05:42.641
‫پنج‌تا.

00:05:45.097 --> 00:05:48.427
‫یکی تو مدرسه موهاش رو خوب نمی‌شوره.

00:05:49.884 --> 00:05:51.299
‫پنج‌تا.

00:05:53.880 --> 00:05:57.126
‫«پدرش به گریه گفت
‫بیا پایین، بیا پایین.»

00:05:57.251 --> 00:06:00.831
‫«کنار من بیشتر جات امنه.»

00:06:01.622 --> 00:06:03.120
‫ورق بزن.

00:06:06.035 --> 00:06:13.028
‫«ولی جمعیت از دیدن اینکه یه لاکپشت
‫به بلندای ابرها رسیده جیغ و هورا کشیدن.»

00:06:13.152 --> 00:06:16.899
‫« تا حالا پسری این‌قدر شجاع ندیده بودن»

00:06:17.024 --> 00:06:20.186
‫«پسرک واسه باباش دست تکون داد»

00:06:20.311 --> 00:06:21.727
‫ورق بزن.

00:06:25.057 --> 00:06:27.888
‫«و وقتی به اون سر طناب رسید»

00:06:28.013 --> 00:06:31.759
‫«سراسر وجود پدرش افتخار بود»

00:06:32.758 --> 00:06:35.880
‫«به همه گفت بیاید ببینید!‌

00:06:36.005 --> 00:06:39.917
‫«اون لاک‌پشت طناب‌باز...
‫اون پسر منه»

00:06:40.042 --> 00:06:41.540
‫دوباره بخون.

00:06:42.331 --> 00:06:45.828
‫بسه دیگه مایکل، دیروقته.
‫وقت خوابه.

00:06:55.693 --> 00:07:01.520
‫«حالا خود را به شب می‌سپارم،
‫پروردگارا حافظ روح‌م باش.»

00:07:02.936 --> 00:07:08.555
‫«الهی که خداوند در شب مراقبم باشد
‫و صبح که شد بیدارم کند»

00:07:08.680 --> 00:07:11.510
‫- آمین.
‫- آمین.

00:07:37.609 --> 00:07:38.942
‫شب ‌به‌خیر مایکل.

00:08:33.345 --> 00:08:36.592
‫گوش کن، مامانِ «سم»
‫بعد مدرسه میاد دنبالت.

00:08:36.717 --> 00:08:38.965
‫می‌تونی هاپوش رو ببری بگردونی.

00:08:39.839 --> 00:08:42.128
‫منم هاپو می‌خوام.

00:08:46.332 --> 00:08:48.580
‫لطفا این‌قدر با غذا بازی‌بازی نکن.

00:08:49.412 --> 00:08:52.077
‫فردا واسه‌ت «کورن فلکس» می‌خرم.

00:08:52.201 --> 00:08:55.198
‫و سعی‌کن آب ‌پرتقال رو بخوری کامل.

00:10:18.074 --> 00:10:20.405
‫- خیلی‌ ممنون.
‫- سلام «اوون».

00:10:20.988 --> 00:10:23.152
‫صبح به‌خیر خانومِ «رز».

00:10:23.650 --> 00:10:27.896
‫خوش‌ بگذره مایکل،
‫حواست باشه خانم رز چی می‌گه.

00:10:28.936 --> 00:10:33.181
‫- خدافط مامانی.
‫- خدافظ پسرا، بعدا می‌بینمتون.

00:10:33.306 --> 00:10:36.137
‫- خدافظ.
‫- خدافظ جوجه. می‌بینمت.

00:10:36.262 --> 00:10:38.426
‫مامانی من کجاست؟

00:10:42.131 --> 00:10:45.294
‫گفتم که مایکل،
‫باید می‌رفت یه‌ جایی.

00:10:45.419 --> 00:10:47.667
‫یه جای خیلی خیلی دور؟

00:10:47.792 --> 00:10:49.207
‫آره.

00:10:50.206 --> 00:10:52.454
‫خیلی، خیلی دور.

00:10:54.994 --> 00:10:56.408
‫بوس بده ببینم.

00:11:01.237 --> 00:11:02.736
‫سلام مایکل.

00:11:05.733 --> 00:11:07.481
‫تو کلاس می‌بینمت.

00:11:17.055 --> 00:11:20.218
‫مطمئنم خیلی خوشش میاد.
‫کتابات رو گذاشتی تو کیفت؟

00:11:20.343 --> 00:11:21.508
‫آره مامانی.

00:11:26.212 --> 00:11:28.793
‫آره، مسافتش از شهر گاهی ممکنه اذیت کنه

00:11:28.918 --> 00:11:32.664
‫ولی خب ارزشش رو داره،
‫هر شب می‌تونی برگردی همچین جایی.

00:11:32.789 --> 00:11:35.828
‫ساکت و آروم،
‫همه‌جا گل و گیاه هست.

00:11:36.660 --> 00:11:37.992
‫از طبیعت خوشش میاد؟

00:11:39.449 --> 00:11:41.947
‫ما خیلی مردم بیرون‌ برویی هستیم.

00:11:42.072 --> 00:11:45.109
‫همونطور که مشخصه دوست داریم
‫پیاده‌روی‌های طولانی داشته باشیم.

00:11:45.901 --> 00:11:49.897
‫تو فکر داشتن یه سگ بودیم.

00:11:52.186 --> 00:11:56.265
‫می‌دونم که مایکل خیلی دوست‌ داره
‫توله‌سگ داشته باشه، که مسئولیتش باهاش باشه.

00:11:56.390 --> 00:11:57.639
‫عالیه.

00:11:57.764 --> 00:12:00.928
‫یه‌جورایی امیدواریم که پسری که میاد
‫مثل بچگی خودمون رو تجربه کنه

00:12:01.053 --> 00:12:02.884
‫نه اینکه کل روز سرش توی کامپیوترش باشه.

00:12:03.009 --> 00:12:07.005
‫و خب اینجا راحت می‌تونه بدو‌ بدو کنه.
‫نمی‌خوایم لوس بار بیاد

00:12:07.129 --> 00:12:09.669
‫می‌تونه از درخت بالا بره و حتی بیفته پایین.

00:12:10.501 --> 00:12:13.915
‫البته خب حواسمون بهش هست،
‫ولی خودت می‌گیری چی می‌گم دیگه.

00:12:14.040 --> 00:12:16.162
‫نه، من...مطمئنم که دوست داره از درخت بیفته.

00:12:18.410 --> 00:12:22.489
‫اون...یه پسرک ساکت و آرومه،
‫ولی حرف‌گوش‌کنه و همیشه مؤدب.

00:12:22.614 --> 00:12:27.609
‫خیلی تو مدرسه محبوبه،
‫همیشه تعریفش رو شنیده‌م.

00:12:28.400 --> 00:12:31.147
‫محبت‌ می‌کنه...حواسش به بقیه هست.

00:12:32.562 --> 00:12:34.519
‫او...یه پسر کوچولوی خوشحاله.

00:12:38.016 --> 00:12:40.055
‫من...می‌خوام که...

00:12:44.092 --> 00:12:50.419
‫اون لیاقت یه خونوادهٔ عادی رو داره،
‫پدر و مادر، یه کانون گرم خونواده

00:12:50.544 --> 00:12:52.876
‫و لایق همهٔ فرصت‌هایی هست
‫که خودم هرگز تو بچگی نداشتم.

00:12:53.001 --> 00:12:56.247
‫آخی!

00:12:56.372 --> 00:12:57.787
‫سرت خورد بهش؟ خوبی؟

00:12:57.912 --> 00:13:00.493
‫- خوبم.
‫- مطمئنی؟

00:13:00.618 --> 00:13:03.781
‫می‌خوام بتونه کارایی که
‫خودم نتونستم بکنم رو بکنه.

00:13:03.906 --> 00:13:06.237
‫کارایی که حتی بهشون فکر هم نکردم.

00:13:06.362 --> 00:13:08.360
‫متوجهیم.

00:13:08.485 --> 00:13:10.983
‫یکی از اتاق‌ها رو آبی رنگ کردیم

00:13:11.248 --> 00:13:13.661
‫ولی اگه خوشش نیومد،
‫هر وقت بخواد عوضش می‌کنیم.

00:13:13.786 --> 00:13:16.451
‫و خب البته می‌تونیم واسه پسرمون
‫بهترین امکانات تحصیلی رو فراهم کنیم.

00:13:18.532 --> 00:13:20.364
‫یعنی پسر شما.

00:13:21.612 --> 00:13:25.608
‫همونطور که می‌دونی «سیلیا» مربی مهده،
‫می‌تونیم بذاریمش مدرسهٔ اون.

00:13:25.733 --> 00:13:28.646
‫و شاید بعدش بتونه
‫بیاد مدرسهٔ شبانه‌روزی خودم.

00:13:28.771 --> 00:13:31.478
‫خیلی مشتاقن بچهٔ دانش‌آموز سابقشون
‫اونجا درس بخونه.

00:13:32.393 --> 00:13:38.054
‫خب، آره، ولی خب...
‫همین مدرسهٔ خودش جاش خوبه.

00:13:38.179 --> 00:13:41.925
‫و خب... می‌دونی دور هم نیست.
‫اونجا دوستایی داره، پس...

00:13:42.050 --> 00:13:45.547
‫درسته، البته.
‫ما مطابق میل شما پیش میریم.

00:13:46.712 --> 00:13:48.544
‫و از وضعیت خودتون چی می‌دونه؟

00:13:49.917 --> 00:13:52.581
‫هیچی.
‫هر چی کمتر بدونه بهتره.

00:13:54.163 --> 00:13:55.578
‫مادر واقعیش چی؟

00:13:55.703 --> 00:13:57.701
‫مادری در کار نیست.

00:13:58.741 --> 00:14:01.281
‫می‌بینی؟
‫پشه رو می‌بینی؟

00:14:01.406 --> 00:14:04.236
‫می‌بینی رفته داخلش؟

00:14:05.069 --> 00:14:06.900
‫در آینده چی؟

00:14:07.025 --> 00:14:09.939
‫می‌خواید پسرتون چی درباره‌تون بدونه؟

00:14:10.064 --> 00:14:11.728
‫که به یاد بیاره.

00:14:13.269 --> 00:14:17.432
‫می‌خواید چطوری...
‫خونوادهٔ جدید یعنی...

00:14:22.759 --> 00:14:24.757
‫من یه شیشه پاک‌کن‌ـم.

00:14:25.507 --> 00:14:27.629
‫یک، دو، سه

00:14:27.754 --> 00:14:30.834
‫شش، هفت، دوازه
‫پونزده، چهارده.

00:14:51.481 --> 00:14:55.310
‫بهش فکر کن مایکل،
‫اون همه کامیون

00:14:55.435 --> 00:14:58.432
‫کلی چیز رو به خیلی جاها می‌برن.

00:14:59.015 --> 00:15:03.511
‫و اون‌ همه ماشین،
‫همراه آدمایی که می‌رن سر کار

00:15:03.635 --> 00:15:06.632
‫یا دوستاشون رو خیلی اونورتر ببینن.

00:15:08.929 --> 00:15:13.841
‫مایکل، یه‌ روزی تو هم
‫دوست‌‌داری یه‌ جا دیگه زندگی کنی؟

00:15:13.958 --> 00:15:16.788
‫یه شهر و یه خونهٔ دیگه؟

00:15:18.287 --> 00:15:20.119
‫خونهٔ خودمون رو دوست دارم.

00:16:29.973 --> 00:16:33.906
‫[وقتی دایناسورها می‌میرند.
‫راهنمایی برای درک مرگ]

00:16:41.104 --> 00:16:43.601
‫نمی‌خوام بهش فکر کنه...

00:16:45.358 --> 00:16:47.772
‫که مرگ رو بفهمه.

00:16:47.897 --> 00:16:50.727
‫الان نه، هنوز زوده.

00:16:52.560 --> 00:16:55.223
‫خیلی واسه این‌ چیزا بچه‌ست فعلا.

00:16:56.721 --> 00:16:58.220
‫فکر می‌کنه دوباره واسه خونوادهٔ جدیدش

00:16:58.345 --> 00:17:01.675
‫اتفاق میفته، واسه همهٔ اطرافیانش.

00:17:04.048 --> 00:17:08.210
‫به این فکر میفته که اونم میمیره،
‫خب می‌دونید...

00:17:09.251 --> 00:17:10.832
‫این دیگه چه‌جور بچگی‌ای می‌شه واسه‌ش؟

00:17:10.957 --> 00:17:14.204
‫جان، جعبهٔ خاطرات قضیه‌ش فرق می‌کنه.

00:17:14.329 --> 00:17:17.326
‫الان نیازی بهش نداره،
‫ولی بالاخره لازمش می‌شه

00:17:17.451 --> 00:17:19.408
‫و والدین جدیدش هم همینطور.

00:17:21.281 --> 00:17:27.774
‫می‌دونی جان، ممکنه وقتی برسه که
‫هر روز به تو فکر کنه

00:17:27.899 --> 00:17:31.936
‫و واسه این‌ کار باید با یه چیزی شروع کنه،
‫یه چیز واقعی، قابل لمس

00:17:32.478 --> 00:17:34.975
‫که باهاش ارتباط برقرار کنه
‫و بر مبناش شخصیتش رو بسازه.

00:17:35.100 --> 00:17:36.848
‫بسازه؟

00:17:38.721 --> 00:17:41.469
‫اینا مال آیین‌نامه‌تونه؟
‫هنوز اول کارته نه؟

00:17:41.594 --> 00:17:44.341
‫جان لطفا بس کن.
‫«شونا» راست می‌گه.

00:17:44.466 --> 00:17:46.963
‫شاید الان نه، ولی بعدا که هست.

00:17:47.088 --> 00:17:48.587
‫و مشخصا وقتی ۱۸ سالش می‌شه

00:17:48.711 --> 00:17:51.126
‫و حق داره که بفهمه پدر و مادر واقعی‌ش
‫کی هستن لازمه.

00:17:51.251 --> 00:17:53.914
‫چرا اصلا لازمه بدونه به سرپرستی گرفته شده؟

00:17:54.039 --> 00:17:58.452
‫یه خونواده واسه‌ش پیدا می‌کنیم
‫که خونواده‌ش بشه، تنها خونواده‌ش.

00:17:58.577 --> 00:18:01.074
‫اصلا لازم نیست به‌خاطر بیاره
‫چه‌قدر مامان‌باباش بی‌خاصیت بوده‌ن.

00:18:01.199 --> 00:18:04.029
‫اینکه مادرش ولش کرده،
‫و باباش مرده.

00:18:04.154 --> 00:18:07.734
‫یعنی...این قطعا پدرش رو در میاره.

00:18:27.256 --> 00:18:29.421
‫وای مایکل،
‫هنوز خیلی زوده.

00:18:50.608 --> 00:18:54.438
‫مایکل، بهت گفتم که توی کتابا نقاشی نکشی.

00:18:54.563 --> 00:18:57.310
‫خانوم «دانلی» توی کتابخونه عصبانی می‌شه.

00:19:36.604 --> 00:19:40.600
‫بیا، می‌خوای کجا بچسبونی؟
‫خودت انتخاب کن.

00:19:40.724 --> 00:19:44.304
‫جای خوبیه. بذار نشونت بدم.
‫یه‌ فشار محکم.

00:19:49.466 --> 00:19:51.297
‫دارم برنده می‌شم.

00:21:36.151 --> 00:21:37.316
‫ازشون متنفر نیستی؟

00:21:37.441 --> 00:21:40.355
‫سگ‌هاشون رو باز می‌ذارن بیان توی باغ

00:21:40.480 --> 00:21:43.144
‫ولی بازم انتظار دارن نامه‌هاشون رو ببرم،
‫مگه نه؟

00:21:43.269 --> 00:21:48.347
‫بعد اگه خدایی نکرده یه چیزی گم بشه
‫یا دیر برسه همه‌ش غر می‌زنن.

00:21:48.472 --> 00:21:51.636
‫با اون سگ‌های مسخره‌شون.

00:21:51.760 --> 00:21:53.509
‫خطرناکن والا.

00:21:53.634 --> 00:21:55.673
‫بعدش میان واسه‌ت و گازت می‌گیرن.

00:21:55.797 --> 00:21:58.170
‫انگار باید گازت بگیرن تا روزشون ساخته بشه.

00:21:59.169 --> 00:22:01.667
‫- تازه کوچیکا از همه بدترن، مگه نه؟
‫- هممم.

00:22:02.416 --> 00:22:03.499
‫اینجا رو ببین مایکل.

00:22:04.498 --> 00:22:06.953
‫از رو شلوار گاز گرفت تازه.

00:22:07.078 --> 00:22:09.076
‫همیشه مراقب سگ‌ها باش مایکل.

00:22:09.201 --> 00:22:11.616
‫اصلا نمی‌دونی کی می‌خوان گازت بگیرن.

00:22:11.740 --> 00:22:13.738
‫مایکل عاشق سگاست.

00:22:13.863 --> 00:22:16.527
‫یه هاپوی خیلی خوب می‌شناسه.

00:22:16.652 --> 00:22:19.566
‫می‌گم...بازم کیک میل داری جان؟

00:22:19.690 --> 00:22:21.688
‫عالیه، مگه نه؟
‫خودش درست می‌کنه.

00:22:21.813 --> 00:22:24.061
‫از اونا که مواد نگه‌دارنده دارن نیست.

00:22:24.186 --> 00:22:25.892
‫نه، مرسی.
‫خیلی خوشمزه بود.

00:22:26.001 --> 00:22:27.708
‫شونا، بیارم واسه‌ت؟

00:22:27.849 --> 00:22:29.930
‫مرسی «پام»
‫واقعا دیگه جا ندارم.

00:22:30.638 --> 00:22:33.635
‫مایکل، دوست‌داری بازم از کیکِ پام بخوری؟

00:22:34.883 --> 00:22:35.966
‫خب پس...

00:22:36.091 --> 00:22:39.504
‫بهتره قبل از اینکه خرگوشه بیاد سراغش
‫یه تیکه دیگه بخورم.

00:22:39.629 --> 00:22:41.793
‫بابا، خرگوش که کیک نمی‌خوره.

00:22:41.918 --> 00:22:45.248
‫حتما مایکل می‌دونه شوخی می‌کنم دیگه،
‫مگه نه مایکل؟

00:22:47.455 --> 00:22:50.368
‫و الان سه ساله که فرزندیش رو به‌عهده گرفتین
‫درسته؟

00:22:50.493 --> 00:22:53.698
‫اوهوم، آره.
‫ولی خب دوران سخت بوده، می‌دونی؟

00:22:53.823 --> 00:23:00.567
‫سخته...که کلا بی‌خیال حامله شدن بشی.

00:23:01.131 --> 00:23:03.129
‫می‌دونی، می‌خوای که بقیه نگرانت باشن

00:23:03.254 --> 00:23:06.209
‫می‌خوای اتاق بچه رو آماده کنی.
‫می‌دونی؟

00:23:06.750 --> 00:23:10.579
‫یه گوشهٔ ذهنت می‌مونه،
‫بعد یه دردی رو حس می‌کنی

00:23:11.162 --> 00:23:14.118
‫وقتی بقیهٔ مادرا با بچه‌هاشون رو می‌بینی.

00:23:15.366 --> 00:23:18.946
‫هر ماه به عنوان یه زن
‫حس سرافکندگی می‌کنی.

00:23:19.071 --> 00:23:20.486
‫نه.

00:23:21.860 --> 00:23:23.274
‫ببخشید جان.

00:23:23.899 --> 00:23:27.729
‫مطمئنم دیگه خودت بهتر می‌دونی
‫که زندگی همیشه بر وفق مرادت پیش نمی‌ره.

00:23:32.462 --> 00:23:37.291
‫واسه همین با خودم گفتم شاید قسمتم اینه
‫سرپرستی بچهٔ بقیه رو به عهده بگیرم.

00:23:37.635 --> 00:23:39.967
‫- و وقتی «ان»... شش سالش؟
‫- وقتی هفت سالش بود.

00:23:40.092 --> 00:23:42.422
‫هفت، وقتی هفت سالش بود
‫به‌سرپرستی گرفتن رو شروع کردیم.

00:23:44.962 --> 00:23:47.001
‫واسه تو چه‌جوری بوده «ان»؟
‫لذت بردی؟

00:23:47.126 --> 00:23:50.622
‫بلافاصله عادت کرد، مگه نه؟
‫اینطور نبود خوشگلم؟

00:23:50.747 --> 00:23:52.995
‫انگار اردک رو بندازی تو آب.

00:23:53.876 --> 00:23:57.740
‫ولی گاهی وقتی جدا می‌شن آدم ناراحت می‌شه،
‫می‌دونی؟

00:23:58.448 --> 00:24:00.696
‫دیگه نمی‌خوایم جدا بشیم.

00:24:00.821 --> 00:24:04.400
‫هر دو اشتباهاتی کردیم،
‫ولی یه آدم خاص رو پیدا کردیم

00:24:04.525 --> 00:24:07.065
‫و دیگه...واسه همیشه با همیم،
‫مگه نه؟

00:24:07.190 --> 00:24:10.103
‫هنوزم دست‌ تو دستِ هم خرید می‌کنن،
‫آدم خجالت می‌کشه.

00:24:10.811 --> 00:24:13.059
‫یه‌جورایی راست می‌گه.

00:24:13.184 --> 00:24:14.682
‫تقریبا همهٔ کارا رو با هم می‌کنیم.

00:24:14.807 --> 00:24:16.971
‫اگه نصفه شب بیدار شم
‫و دستشویی برم

00:24:17.096 --> 00:24:19.427
‫اونم با من میاد،
‫همراهی‌م می‌کنه.

00:24:19.552 --> 00:24:21.051
‫- وقتی می‌رم بشاشم...
‫- بابا.

00:24:21.176 --> 00:24:23.174
‫چرا باید اینو بهشون بگی؟
‫چی فکر می‌کنن راجع‌به ما؟

00:24:23.298 --> 00:24:25.130
‫- چیه مگه خودش نمی‌شاشه؟
‫- بابا!

00:24:25.255 --> 00:24:27.253
‫نشنیده بگیرید.

00:24:27.377 --> 00:24:31.748
‫خب...ببینید بچه‌تون
‫عضوی از یه خونوادهٔ بزرگ می‌شه.

00:24:31.873 --> 00:24:33.954
‫که همه آدمای خوبی هستن،
‫ظاهر و باطن یه‌جورن.

00:24:35.286 --> 00:24:39.033
‫آدم می‌خواد کسایی رو دور و برش داشته باشه
‫که بهش احترام می‌ذارن

00:24:39.158 --> 00:24:41.738
‫نه کسایی که خودشون رو بالاتر ازت حساب کنن،
‫می‌دونی چی می‌گم دیگه جان؟

00:24:42.529 --> 00:24:44.028
‫می‌دونم چی می‌گی.

00:24:44.153 --> 00:24:46.483
‫درسته که پستچی‌م.

00:24:46.608 --> 00:24:48.939
‫می‌دونی...دیگه کسی نامه نمی‌نویسه

00:24:49.064 --> 00:24:52.228
‫و مطمئنم خیلی زود ما رو

00:24:52.352 --> 00:24:56.016
‫با یه پهبادی چیزی جایگزین می‌کنن.

00:24:56.141 --> 00:24:59.803
‫بعد اون سگ‌ها دیگه کیو
‫باید گاز بگیرن مایکل؟

00:25:21.074 --> 00:25:23.072
‫از خرگوشه خوشت اومد مایکل؟

00:25:27.110 --> 00:25:29.857
‫دوست نداشتی یه خرگوش داشته باشی؟

00:25:31.980 --> 00:25:34.061
‫من هاپو می‌خوام.

00:25:54.373 --> 00:25:55.872
‫چیزیش نمونده.

00:25:55.997 --> 00:25:59.827
‫مرسی خانوم «مک‌دونا»،
‫راضی به زحمت نبودم.

00:25:59.952 --> 00:26:02.949
‫زحمتی نیست بابا.
‫تو هم خسته می‌شی خب.

00:26:03.074 --> 00:26:06.071
‫و خب تنهایی کار دیگه‌ای نبود بکنم.

00:26:33.626 --> 00:26:37.040
‫اینم غذای مخصوصت،
‫همونطور که دوست ‌داری.

00:26:37.165 --> 00:26:39.328
‫خیلی ممنون.

00:26:41.493 --> 00:26:43.574
‫کیم.

00:26:43.699 --> 00:26:46.946
‫بیا ببینم..
‫دختر خوب.

00:26:49.777 --> 00:26:52.690
‫می‌دونی جان،
‫این آدما ممکنه عین علامهٔ دهر رفتار کنن

00:26:52.815 --> 00:26:55.312
‫ولی خب متخصص هستن.

00:26:58.019 --> 00:27:00.849
‫می‌دونی...اگه می‌گن که باید...

00:27:00.974 --> 00:27:03.304
‫خب آخه چی باید بهش بگم؟

00:27:04.553 --> 00:27:09.465
‫اینکه...توی بهشتم،
‫که نشستم ورِ دل خدا؟

00:27:09.590 --> 00:27:11.172
‫همون خدایی که این بلا رو سرم آورد؟

00:27:11.296 --> 00:27:17.707
‫خب...می‌دونی
‫مادرم بهش باور داشت، به زندگی بعدِ مرگ.

00:27:17.832 --> 00:27:21.828
‫ولی به اون حرفای
‫«از خاک آمده‌ایم و به خاک برمی‌گردیم» باور نداشت.

00:27:21.953 --> 00:27:26.698
‫می‌گفت «ما ساخته شده از هواییم،
‫نه خاک.»

00:27:26.823 --> 00:27:30.070
‫«و بعد از مرگ همیشه تو هواییم.»

00:27:30.195 --> 00:27:34.607
‫«روح‌مون، انرژی‌مون قاطی هواست.»

00:27:35.689 --> 00:27:42.515
‫می‌‌دونی قبلا...خودش، و باورهاش رو
‫مسخره‌ش می‌کردم، وقتی جوون‌تر بودم.

00:27:44.056 --> 00:27:48.468
‫ولی می‌دونی، درست می‌گفت.

00:27:49.633 --> 00:27:55.502
‫و الان به همه نوعی برمی‌گرده پیشم.

00:27:57.292 --> 00:28:00.539
‫شبا روی تخم می‌شینه و صحبت می‌کنیم.

00:28:01.455 --> 00:28:03.703
‫و خیلی آروم‌بخشه.

00:28:03.828 --> 00:28:08.364
‫یعنی، با دهنش و اینا که صحبت نمی‌کنه.

00:28:08.989 --> 00:28:11.653
‫ولی خب...صحبت می‌کنیم.

00:28:33.132 --> 00:28:36.295
‫- سلام جان، بیا داخل.
‫- سلام جودی. سلام گریس.

00:28:36.420 --> 00:28:39.333
‫گریس، به بابای مایکل سلام کن.

00:28:39.458 --> 00:28:41.456
‫ببخشید، بیا داخل.

00:28:42.580 --> 00:28:44.079
‫دختر خوب.

00:28:46.576 --> 00:28:50.822
‫ببخشید. بازی‌شون خیلی خوب از آب در نیومد.

00:28:50.947 --> 00:28:54.111
‫مایکل، بابات اینجاست.

00:28:57.815 --> 00:29:00.979
‫زیر میز چکار می‌کنی آخه مایکل؟

00:29:01.104 --> 00:29:03.434
‫امروز خیلی دل و دماغ بازی نداشتیم.

00:29:07.972 --> 00:29:09.803
‫و کارای خوبی نکردیم.

00:29:09.928 --> 00:29:12.675
‫به گریس حرفای خوبی نزدیم، مگه نه؟

00:29:14.256 --> 00:29:15.504
‫مایکل؟

00:29:16.788 --> 00:29:18.619
‫دیر کردی.

00:29:21.034 --> 00:29:22.282
‫متأسفم.

00:29:24.696 --> 00:29:26.194
‫می‌شه بریم دیگه؟

00:29:34.520 --> 00:29:38.516
‫و می‌تونی از گریس و جودی
‫واسه اینکه بدرفتاری کردی معذرت‌خواهی کنی؟

00:29:38.641 --> 00:29:39.806
‫ببخشید.

00:29:39.931 --> 00:29:41.929
‫اشکال نداره مایکل.

00:29:45.342 --> 00:29:50.005
‫نگرانش نباش.
‫حتما...شرایط سختیه.

00:29:50.130 --> 00:29:51.794
‫لطف کردی جودی.

00:29:51.919 --> 00:29:53.751
‫و ممنون گریس.

00:29:57.913 --> 00:29:59.245
‫ممنون گریس.

00:29:59.370 --> 00:30:03.366
‫خواهش می‌کنم مایکل،
‫و هر وقت دوست‌داشتی بیا، باشه؟

00:30:04.531 --> 00:30:07.612
‫- بیا. می‌بینمت.
‫- تو مدرسه می‌بینمت.

00:30:16.269 --> 00:30:19.850
‫بازم می‌ریم دوستای جدید رو ببینیم؟

00:30:23.429 --> 00:30:24.928
‫امروز نه.

00:30:27.425 --> 00:30:29.256
‫کمربندت رو ببند.

00:30:40.204 --> 00:30:41.703
‫بابایی.

00:30:52.192 --> 00:30:53.857
‫چی شده؟

00:30:53.982 --> 00:30:56.563
‫- چی پیدا کردی؟
‫- تکون نمی‌خوره.

00:31:05.887 --> 00:31:08.717
‫سوسکه مایکل.

00:31:08.842 --> 00:31:10.840
‫مُرده.

00:31:10.965 --> 00:31:13.047
‫دیگه نمی‌تونه راه بره.

00:31:13.962 --> 00:31:15.794
‫یه‌کاری کن راه بره.

00:31:16.959 --> 00:31:19.956
‫نمی‌تونم، مُرده.

00:31:23.037 --> 00:31:26.324
‫وقتی یه سوسک می‌میره،
‫بدنش دیگه از کار میفته.

00:31:27.532 --> 00:31:32.111
‫دیگه نمی‌تونه تکون بخوره.
‫غذا بخوره و بازی کنه.

00:31:32.235 --> 00:31:33.734
‫چرا؟

00:31:36.773 --> 00:31:38.271
‫چون...

00:31:42.059 --> 00:31:47.553
‫چون مثل بقیه حیوونا و گیاهان.

00:31:47.678 --> 00:31:50.509
‫مثل همهٔ موجودات زنده

00:31:50.634 --> 00:31:54.463
‫به ‌دنیا اومده و
‫زندگی شادی داشته

00:31:54.588 --> 00:31:58.584
‫و...بعد پیر شده،
‫و مُرده.

00:31:58.709 --> 00:32:01.706
‫و وقتی مرده،
‫بدنش رو گذاشته رفته

00:32:01.831 --> 00:32:05.827
‫پاهای کوچولوش، سرش،
‫شکمش، همه خالیه.

00:32:07.076 --> 00:32:09.990
‫ولی دیگه سوسکه اونجا نیست،
‫دیگه...

00:32:10.115 --> 00:32:12.113
‫فقط بدنشه.

00:32:16.441 --> 00:32:18.272
‫ناراحته؟

00:32:20.479 --> 00:32:24.725
‫نه مایکل،
‫ناراحت نیست، فقط...

00:32:26.223 --> 00:32:29.470
‫فقط دیگه...تو بدنش نیست.

00:32:32.009 --> 00:32:34.673
‫- آخ‌جون بستنی!
‫- بستنی!

00:32:49.733 --> 00:32:52.472
‫[بهترین بابای دنیا]

00:33:18.296 --> 00:33:20.086
‫هوی!

00:33:20.210 --> 00:33:22.875
‫بهت پول نمی‌دم که بیای بخوابی.

00:33:23.000 --> 00:33:24.998
‫اون گوشه رو جا انداختی.

00:33:25.123 --> 00:33:27.495
‫جناب، این پنجره رو هنوز تمیز نکرده‌م.

00:34:00.046 --> 00:34:01.794
‫نمی‌دونم اصلا واسه چی پیشنهادت دادن.

00:34:01.919 --> 00:34:04.750
‫اولین و آخرین بار شد.
‫دیگه این طرفا نمیای داداش.

00:34:04.875 --> 00:34:07.622
‫خیالی نیست.
‫و من داداشت نیستم.

00:34:07.747 --> 00:34:12.742
‫آها! پس فقط یه شیشه‌شورِ پرافاده‌ای
‫که نمی‌تونه چارتا شیشه هم درست پاک کنه.

00:34:40.880 --> 00:34:42.295
‫سلام لو.

00:34:52.660 --> 00:34:54.658
‫بعدا می‌بینمت.

00:36:26.983 --> 00:36:28.814
‫البته که اون‌قدری بزرگ شدی که خودت
‫اینکارو بکنی.

00:36:29.938 --> 00:36:31.769
‫بدون اینکه انگشتات هم ببری.

00:38:17.497 --> 00:38:21.993
‫بعضی‌‌وقتا بچه‌ها دعواشون می‌شه،
‫توی اتاق‌ها قایم می‌شن.

00:38:22.118 --> 00:38:25.614
‫آره، بعدش همون بچه از مدرسه برمی‌گرده

00:38:25.739 --> 00:38:28.569
‫و جایزه‌ای که از مدرسه
‫واسه درس ریاضی بهش داده‌ن دستشه

00:38:28.694 --> 00:38:31.274
‫و خب می‌دونی کارت درست بوده.

00:38:32.898 --> 00:38:36.936
‫خیلی بهشون افتخار می‌کنم
‫و شاکرم واسه این مزیتی که می‌تونیم

00:38:37.061 --> 00:38:39.433
‫زندگی‌مون رو با همچین بچه‌های
‫بی‌نظیری سهیم بشیم.

00:38:39.558 --> 00:38:41.182
‫واقعا بابا؟‌ حتی تام؟

00:38:41.306 --> 00:38:44.845
‫آره، حتی توماس.
‫در واقع به‌خصوص توماس.

00:38:46.843 --> 00:38:50.839
‫بابا راست می‌گه. یادته چه‌جوری بود؟

00:38:50.964 --> 00:38:54.501
‫مامان، می‌شه الان بریم؟
‫دیرم می‌شه.

00:38:54.626 --> 00:38:57.457
‫فردی، می‌شه وسایلت رو جمع کنی لطفا
‫و بذاری داخل ماشین؟

00:38:58.162 --> 00:39:01.117
‫و حواست باشه این‌سری کفشات رو جا نذاری.
‫الان منم میام.

00:39:03.614 --> 00:39:05.612
‫آخه کی پاکت خالی رو گذاشته توی یخچال؟

00:39:05.737 --> 00:39:07.735
‫فردی!

00:39:09.401 --> 00:39:11.814
‫مامان، فردی کفشام رو برده.

00:39:11.939 --> 00:39:14.521
‫- مامان،‌ دیرم شده.
‫- دارم میام.

00:39:14.645 --> 00:39:16.559
‫خب چی بگم جان؟

00:39:16.684 --> 00:39:19.973
‫من همه‌شون رو به یه چشم می‌بینم.

00:39:20.680 --> 00:39:23.594
‫فرقی بین بچه‌های خودم
‫و اونایی که به‌ سرپرستی گرفتیم نیست.

00:39:23.719 --> 00:39:27.965
‫بچه‌های خودمن،
‫پس مثل جونم دوستشون دارم.

00:39:28.090 --> 00:39:30.629
‫و اون...بچهٔ آخری می‌شه.

00:39:31.504 --> 00:39:33.418
‫آره، اگه خدا بخواد به سرپرستی بگیریمش،

00:39:33.542 --> 00:39:38.746
‫اون دیگه به‌اصطلاح آخرین نفری می‌شه
‫که به جمع ما می‌پیونده.

00:39:38.871 --> 00:39:40.952
‫و وقتی بیاد دوستش داریم...

00:39:42.451 --> 00:39:44.199
‫همه‌مون دوستش داریم.

00:39:45.031 --> 00:39:47.029
‫درسته بیلی؟

00:39:47.154 --> 00:39:48.403
‫مامان.

00:40:19.039 --> 00:40:20.537
‫این یکی به حساب خودم.

00:40:21.619 --> 00:40:23.118
‫دمت‌گرم.

00:40:23.243 --> 00:40:25.740
‫اگه تونستی فردا بیا تمیزشون کن،
‫یا جمعه.

00:40:25.865 --> 00:40:28.737
‫فردا حله.
‫دیگه تا اونموقع بند میاد احتمالا.

00:40:35.814 --> 00:40:39.893
‫یه روز دیگه‌م تلف شد.
‫باید خونه می‌موندم خونه می‌خوابیدم.

00:40:50.300 --> 00:40:53.213
‫امیدوار بودم که یه بچه مشکلات رو حل کنه

00:40:53.338 --> 00:40:56.002
‫ولی خب...۶ ماه بعد از تولدش

00:40:56.127 --> 00:40:59.207
‫یه بلیط به‌سمت روسیه گرفت و رفت.

00:40:59.332 --> 00:41:02.163
‫همینجوری گذاشت و رفت.

00:41:02.288 --> 00:41:04.119
‫حتی آدرسش هم بهمون نداد.

00:41:05.742 --> 00:41:10.238
‫هرجا که باشه،
‫نمی‌دونه چه نمعتی رو از دست داده

00:41:10.363 --> 00:41:13.027
‫و نمی‌دونه این کوچولو
‫چه پارچه آقایی داره می‌شه.

00:41:16.856 --> 00:41:20.602
‫خب، تقصیر اون نبود...

00:41:21.601 --> 00:41:23.682
‫اینجا نمی‌تونستم چیزی که می‌خواست
‫رو واسه‌ش فراهم کنم.

00:41:23.807 --> 00:41:26.472
‫خیلی دلش واسه کشورش تنگ شده بود.

00:41:26.596 --> 00:41:29.261
‫حقیقت اینه که،
‫اصلا نمی‌دونستم چی می‌خواست.

00:41:30.343 --> 00:41:35.171
‫ولی خب... وقتی بهم گفتن که...
‫می‌دونی...

00:41:35.879 --> 00:41:39.833
‫فکر کردم شاید بتونه... خب...

00:41:40.957 --> 00:41:42.039
‫شاید یه روزی....

00:41:42.064 --> 00:41:47.975
‫همون‌طور که خانومِ «پارکس»‌ توضیح داد،
‫واقعا خیلی دیره جان.

00:41:48.365 --> 00:41:50.071
‫حتی اگه می‌تونستیم بدونیم کجاست،

00:41:50.196 --> 00:41:53.318
‫انجمن راهی واسه ارزیابی صلاحیتش نداشت

00:41:53.443 --> 00:41:55.858
‫و نمی‌تونستیم سلامت و
‫آیندهٔ مایکل رو به‌خطر بندازیم.

00:41:57.606 --> 00:41:58.605
‫جان...

00:41:59.729 --> 00:42:02.226
‫قدم به قدم، خب؟

00:42:02.351 --> 00:42:03.433
‫به اونجا هم می‌رسیم.

00:42:05.930 --> 00:42:07.346
‫صبح به‌خیر جان.

00:42:09.344 --> 00:42:11.759
‫ببخشید که معطلت کردم.

00:42:17.253 --> 00:42:18.668
‫حالت چطوره جان؟

00:42:20.083 --> 00:42:21.665
‫خودت بگو.

00:42:24.079 --> 00:42:28.866
‫جان، متوجهیم که
‫واسه پسرت بهترینا رو می‌خوای.

00:42:28.991 --> 00:42:30.781
‫همه می‌دونیم، باور کن.

00:42:31.697 --> 00:42:34.901
‫و شرایط استثنایی‌ای داری.

00:42:35.401 --> 00:42:38.648
‫واسه همین داریم باهاش مثل یه استثناء
‫برخورد می‌کنیم.

00:42:39.522 --> 00:42:43.268
‫ولی قبل از اینکه تصمیم رو بگیریم
‫یه تعداد خونوادهٔ محدودی رو می‌تونیم درنظر بگیریم.

00:42:44.851 --> 00:42:48.680
‫این وظیفهٔ ماست، متوجه‌ای؟
‫و خب اینام همه خونواده‌های خوبی...

00:42:48.805 --> 00:42:52.384
‫می‌دونم. متوجه‌م.
‫ولی نمی‌تونید ازم بخواید که...

00:42:52.509 --> 00:42:53.924
‫من...

00:42:55.048 --> 00:42:59.544
‫فکر می‌کردم همون اول که می‌بینمشون...
‫می‌دونم.

00:42:59.669 --> 00:43:02.416
‫فکر می‌کردم راحته.
‫نه. آره.

00:43:02.541 --> 00:43:04.955
‫اینا نه. اونا.

00:43:05.621 --> 00:43:09.117
‫ولی اگه اشتباه کنم چی؟
‫می‌دونی؟ اگه...

00:43:10.325 --> 00:43:12.156
‫- باید مطمئن باشم.
‫- البته.

00:43:12.281 --> 00:43:15.278
‫نمی‌شه توی روزنامه یه آگهی واسه‌ش بزنیم؟
‫بچسبونیم پشت شیشهٔ مغازه؟

00:43:15.403 --> 00:43:19.566
‫خب بازم باید پروسهٔ تایید رو طی کنه

00:43:19.691 --> 00:43:21.855
‫و دیگه وقتمون داره تموم می‌شه.

00:44:42.733 --> 00:44:44.231
‫خب دیگه مشکلی نداره.

00:44:44.356 --> 00:44:46.770
‫شاید بهتره دیگه یه دست لاستیک جدید بگیری.

00:44:46.894 --> 00:44:49.642
‫ولی خب...مثل روز اولشه دیگه.

00:44:53.178 --> 00:44:56.674
‫اون...فقط هزینهٔ دیسک صفحه می‌شه.

00:44:56.792 --> 00:44:57.957
‫دست‌مزد به حساب خودمه.

00:45:02.369 --> 00:45:03.451
‫ممنون.

00:45:05.658 --> 00:45:08.155
‫- ماشین دوست داری مایکل؟
‫- کامیون.

00:45:08.280 --> 00:45:12.276
‫کامیون؟
‫کامیون هم تعمیر می‌کنیم.

00:45:12.401 --> 00:45:15.148
‫شاید یه‌روز اومدی و
‫یه کمکی کن بهمون کردی، هان؟

00:45:15.273 --> 00:45:17.104
‫دوست‌داری مایکل؟

00:45:18.228 --> 00:45:19.852
‫که به «جرج» توی تعمیر کامیونا کمک کنی؟

00:45:24.472 --> 00:45:27.052
‫- دمت‌گرم جرج.
‫- موفق باشی.

00:45:31.382 --> 00:45:34.670
‫بیا بریم.
‫واسه چایی دیرمون می‌شه.

00:45:50.654 --> 00:45:53.485
‫شکلات. شکلات.

00:45:54.400 --> 00:45:56.232
‫شکلات.

00:45:56.940 --> 00:45:58.771
‫شکلات.

00:45:58.896 --> 00:46:01.727
‫- می‌بینیش؟
‫- شکلات.

00:46:02.517 --> 00:46:05.723
‫- پودر شکلات کجاست؟
‫- شکلات.

00:46:05.848 --> 00:46:07.846
‫عه، اینجاست!

00:46:12.382 --> 00:46:13.798
‫قهوه‌ای یا قرمز؟

00:46:13.923 --> 00:46:16.253
‫هممم...قرمز.

00:46:19.750 --> 00:46:21.582
‫شکلات قرمز.

00:46:24.704 --> 00:46:27.451
‫- بیکینگ‌پودر کجاست؟
‫-  بیکینگ‌پودر.

00:46:27.576 --> 00:46:29.490
‫- بیکینگ‌پودر؟
‫- بیکینگ‌پودر.

00:46:29.615 --> 00:46:31.238
‫آها!‌اینجاست.

00:46:32.029 --> 00:46:33.528
‫خب...

00:46:35.068 --> 00:46:38.815
‫مایکل، شاید بتونیم از این خانوم بپرسیم
‫که کدوم بیکینگ‌پودر بهتره؟

00:46:38.940 --> 00:46:41.687
‫- بیکینگ‌پودر می‌خواین؟
‫- بله.

00:46:41.812 --> 00:46:43.476
‫مامانت می‌خواد کیک واسه‌ت درست‌ کنه؟

00:46:47.556 --> 00:46:49.054
‫نه، بابام می‌کنه.

00:46:49.845 --> 00:46:51.635
‫پسر خوش‌شانس.

00:46:54.257 --> 00:46:55.423
‫اونجا.

00:46:55.548 --> 00:46:57.212
‫- اون یکی؟
‫- عالیه.

00:46:57.337 --> 00:46:59.085
‫- عالی، مرسی.
‫- خدافظ.

00:47:00.376 --> 00:47:03.165
‫مایکل، می‌خوای اینو بذاری اونجا؟

00:47:03.290 --> 00:47:04.372
‫پسر خوب.

00:47:04.497 --> 00:47:07.077
‫آره، پسر خوب.

00:47:09.659 --> 00:47:11.073
‫انگور.

00:47:12.697 --> 00:47:16.027
‫آره، انگور واسه مایکل.

00:47:17.359 --> 00:47:19.107
‫بذارشون اونجا.

00:47:21.313 --> 00:47:22.729
‫خیلی‌خب.

00:47:22.854 --> 00:47:24.519
‫هرچی می‌خواستیم گرفتیم؟

00:47:24.644 --> 00:47:27.891
‫سوال خوبیه.
‫بذار لیست رو ببینم.

00:47:28.015 --> 00:47:30.013
‫خب...

00:47:31.928 --> 00:47:33.926
‫- مایکل، تخم‌مرغ.
‫- تخم‌مرغ.

00:47:34.050 --> 00:47:36.215
‫تخم‌مرغ. تخم‌مرغ یادمون رفت.

00:47:36.340 --> 00:47:40.169
‫تخم‌مرغ‌ها کجان؟
‫بریم تخم‌مرغ‌ها رو پیدا کنیم؟

00:47:40.294 --> 00:47:42.751
‫- تخم‌مرغ.
‫- تخم‌مرغ.

00:47:42.876 --> 00:47:46.955
‫تخم‌مرغ.

00:48:00.358 --> 00:48:01.773
‫خب!

00:48:02.814 --> 00:48:06.393
‫این دیگه بستهٔ آخر شمعمونه.

00:48:07.684 --> 00:48:08.850
‫بعدی کدوم رنگ باشه؟

00:48:08.975 --> 00:48:11.305
‫- قرمز.
‫- قرمز.

00:48:11.430 --> 00:48:14.260
‫باشه. پس قرمز.

00:48:16.550 --> 00:48:19.714
‫هممم....دیگه آماده‌ایم!

00:48:20.379 --> 00:48:23.043
‫سی و سه شمع.

00:48:23.168 --> 00:48:24.917
‫- سه
‫- سه.

00:48:26.082 --> 00:48:29.662
‫و...چیزی نمونده.
‫بعدی کدوم شمع باشه؟

00:48:29.787 --> 00:48:33.783
‫- قرمز.
‫- قرمز. قرمز؟ مطمئنی؟

00:48:33.908 --> 00:48:37.071
‫- قرمز.
‫- قرمز. باشه.

00:48:37.196 --> 00:48:40.193
‫اصلا هم بعید نبود!
‫پس قرمز.

00:48:42.649 --> 00:48:44.064
‫آماده‌ست.

00:48:44.689 --> 00:48:48.101
‫سی و چهار شمع روی کیک بابایی.

00:48:48.226 --> 00:48:50.058
‫- چهار.
‫- چهار.

00:48:50.183 --> 00:48:54.762
‫۳۴ شمع
‫واسه ۳۴ سال.

00:48:55.844 --> 00:48:57.801
‫خب دیگه، تموم شد.

00:48:57.926 --> 00:49:00.173
‫نظرت چیه؟
‫خوب شده، نه؟

00:49:03.878 --> 00:49:05.709
‫پیر شدی.

00:49:08.081 --> 00:49:09.580
‫پیر شدم؟

00:49:13.326 --> 00:49:15.158
‫اون‌قدرام پیر نیستم.

00:49:17.281 --> 00:49:22.442
‫ولی آره مایکل.
‫بابا دیگه خیلی جوون نیست.

00:49:26.563 --> 00:49:28.561
‫و یه روزی...

00:49:42.464 --> 00:49:43.963
‫این واسه منه؟

00:49:45.211 --> 00:49:46.710
‫ممنون.

00:50:22.299 --> 00:50:24.547
‫خیلی ببخشید.
‫به‌کُل یادم رفته بود میاید.

00:50:24.672 --> 00:50:26.503
‫البته قبلا گفتمش، نه؟

00:50:26.628 --> 00:50:30.874
‫خب یعنی، نمی‌گم منظم‌ترین آدمم
‫ولی اینجا معمولا این‌قدرا به‌هم ریخته نیست.

00:50:30.998 --> 00:50:32.996
‫لباس‌شستن و اتو کشی‌م هفته‌ای یه باره.

00:50:33.121 --> 00:50:35.286
‫بدم میاد با لباس کم ماشین‌لباس‌شویی رو راه بندازم.
‫اینطور نیستید شما؟

00:50:35.411 --> 00:50:39.740
‫خب، با خراب‌کاریای مایکل
‫یه‌جوری انگار همه‌ش ماشین‌لباس‌شویی نصفه نیمه پر می‌شه.

00:50:39.865 --> 00:50:42.862
‫جدی؟
‫می‌دونی، از وقتی بابام فوت شده

00:50:42.986 --> 00:50:45.734
‫یه‌جورایی همه‌ش کارا رو می‌ذارم جمع بشن،
‫بعدشم که اینجوری می‌شه.

00:50:45.859 --> 00:50:47.274
‫ممنون شونا.

00:50:47.399 --> 00:50:49.730
‫خیلی‌خب، زیر کتری رو
‫روشن کنم که چایی بخوریم؟

00:50:51.521 --> 00:50:52.686
‫آره، عالیه.

00:50:52.811 --> 00:50:54.476
‫- آره؟
‫- ممنون.

00:50:54.601 --> 00:50:56.682
‫مایکل، چایی می‌خوری؟

00:50:56.807 --> 00:51:00.179
‫خب...‌آب‌میوه دوست ‌داری؟ نه؟
‫آب‌میوه دوست داره؟

00:51:01.302 --> 00:51:02.635
‫خیلی‌خب.

00:51:02.760 --> 00:51:05.590
‫خب جان، نمی‌دونم چه‌قدر
‫درمورد وضعیتم خبر داری.

00:51:06.714 --> 00:51:08.213
‫خب تازه ۱۶ ساله‌م شده بود

00:51:08.337 --> 00:51:11.417
‫و با یکی از پسرایی که باهاش کار می‌کردم
‫اونجا دوست‌ شدم.

00:51:11.542 --> 00:51:14.706
‫خب، بار اولم بود و می‌دونی
‫اتفاقه افتاد!

00:51:14.831 --> 00:51:19.409
‫مثل بقیه، و عاشق شدم،
‫می‌دونی عشقای شونزده‌سالگی...

00:51:19.534 --> 00:51:20.700
‫یه حماقت محضه.

00:51:21.449 --> 00:51:25.612
‫و وقتی خونواده‌م فهمیدن،
‫خب... خدایا عجب قیامتی شد.

00:51:25.737 --> 00:51:26.819
‫بابام ترس ورش داشته بود.

00:51:26.944 --> 00:51:30.273
‫فقط...گفت که توی شهر کناری یه دکتر هست

00:51:30.398 --> 00:51:33.812
‫و بعد... منم گفتم «حرفشم نزن!»

00:51:33.937 --> 00:51:37.184
‫و بعد واسه من...

00:51:37.308 --> 00:51:41.222
‫وقتی نوبتِ...امضای اون فرم‌ها رسید

00:51:41.346 --> 00:51:44.593
‫انگار...
‫فکر کنم خیلی عصبانی بودم.

00:51:44.718 --> 00:51:46.799
‫خیلی از همه آدمایی که
‫دورم بودن عصبانی بودم

00:51:46.924 --> 00:51:49.754
‫چون خیلی دلم می‌خواست
‫پسرم رو به ‌دنیا بیارم.

00:51:50.837 --> 00:51:52.543
‫و واقعا خیال می‌کردم از پسش برمیام.

00:51:52.668 --> 00:51:57.247
‫و خیلی خیلی دلم می‌خواست داشته باشمش،
‫حتی اون موقع با اون شرایط.

00:52:00.161 --> 00:52:01.992
‫باورم می‌کنی جان؟

00:52:06.487 --> 00:52:07.903
‫و خب حق انتخابی هم نداشتم.

00:52:08.028 --> 00:52:12.606
‫یعنی، حتی نتونستم خونواده‌ای که قرار شد
‫بچه رو ببرن رو ببینم.

00:52:13.647 --> 00:52:16.561
‫خب آره دیگه، بعد از اون همه سال

00:52:16.686 --> 00:52:20.932
‫دکتر گفت که احتمالا دیگه نتونم بچه‌دار بشم.

00:52:21.057 --> 00:52:23.138
‫گرفتن حضانت یکی دیگه
‫تنها گزینه‌م بود

00:52:23.263 --> 00:52:27.966
‫و مشکلی هم نبود، چون می‌دونستم که

00:52:28.091 --> 00:52:31.337
‫بچه‌مون رو دقیقا مثل اون بچه‌ای
‫که مجبور شدم بدمش بره دوست دارم.

00:52:36.832 --> 00:52:39.829
‫ولی خب شوهرم این‌طور فکر نمی‌کرد.

00:52:39.954 --> 00:52:44.533
‫فکر کرد که نمی‌تونه بچه‌ای رو داشته باشه
‫که از خودش نیست.

00:52:44.658 --> 00:52:48.238
‫یعنی واقعا مال خودش نباشه...
‫واسه همین...

00:52:50.485 --> 00:52:55.064
‫دیگه اون آخر رابطه‌مون شد.
‫خب اینم واسه تو.

00:52:55.189 --> 00:52:56.854
‫بیا ببینم.

00:52:56.979 --> 00:53:00.808
‫ببینیم چندتا سنگ
‫می‌تونی توی کامیونت جا بدی.

00:53:02.182 --> 00:53:05.595
‫آره دیگه...الان یه سه سالی گذشته ..

00:53:05.720 --> 00:53:07.801
‫- دو.
‫- دو.

00:53:07.926 --> 00:53:11.173
‫سه سالی گذشته که تایید صلاحیت شده‌م
‫و توی سیستم ثبت شده‌م.

00:53:11.297 --> 00:53:15.627
‫می‌دونی، بعضی وقتا می‌گن که
‫دنبال زوج می‌گردن، که خب مشکلی نداره

00:53:15.752 --> 00:53:18.582
‫ولی خب وقتی می‌رم برگه‌ها رو ببینم
‫ اولین چیزی که بررسی می‌کنم همینه.

00:53:18.707 --> 00:53:21.205
‫که ببینم مشکلی نداره مجردم یا نه؟

00:53:21.329 --> 00:53:23.660
‫البته سرزنششون نمی‌کنم، چون...

00:53:24.618 --> 00:53:29.571
‫فکر کنم اگه خودمم واسه بچه‌م
‫دنبال یه خونواده باشم، همینو می‌خوام.

00:53:29.696 --> 00:53:34.025
‫فقط دو نفر باشن، مهم نیست چه رنگی،
‫چه‌ شکلی هستن و اینجور حرفا.

00:53:34.150 --> 00:53:36.397
‫فقط دو نفر باشن که عاشق هم باشن.

00:53:36.522 --> 00:53:38.021
‫فکر کنم مهمه، نه؟

00:53:39.062 --> 00:53:41.476
‫آره، آره. به گمونم هست.

00:53:44.473 --> 00:53:46.222
‫سخته‌، می‌دونی؟

00:53:47.803 --> 00:53:52.049
‫یعنی، واسه من مثل...
‫اومدن بچه توی این خونه

00:53:52.174 --> 00:53:54.588
‫مثل تابیدن بارقهٔ نوری به دنیای تاریکمه.

00:53:55.420 --> 00:53:58.584
‫انگار...انگار جام ببری.

00:53:58.709 --> 00:54:01.372
‫فقط خیلی بهتر از اونه.

00:54:02.039 --> 00:54:03.121
‫چندتا تونستی بذاری داخلش؟

00:54:03.246 --> 00:54:04.994
‫هممم...

00:54:06.992 --> 00:54:11.737
‫خب یعنی... فقط یه بچه می‌خوام
‫که بهش دوستش داشته باشم‌، می‌دونی؟

00:54:12.986 --> 00:54:14.568
‫که بهش عشق بورزم.

00:54:15.733 --> 00:54:17.731
‫وقتی بچه بود چه‌طور بود؟

00:54:18.980 --> 00:54:25.224
‫خب...کل شب ما رو ...من رو در واقع،
‫بیدا نگه می‌داشت.

00:54:27.346 --> 00:54:30.343
‫مادرش نمی‌تونست بهش شیر بده،
‫و دندون درآوردنش سخت بود.

00:54:32.466 --> 00:54:35.547
‫و خودت چه‌طور بودی وقتی هم‌سنش بودی؟

00:54:35.672 --> 00:54:36.671
‫نمی‌دونم.

00:54:36.796 --> 00:54:42.623
‫خب...بهم گفته‌ن که بابام
‫۴ سال اول رو بزرگم کرده.

00:54:43.955 --> 00:54:45.953
‫رانندهٔ کامیون بود.

00:54:46.078 --> 00:54:49.159
‫یه تخت بچگونه گذاشته بود پشت ماشین.

00:54:49.283 --> 00:54:51.822
‫و بعدش هم که توی پرورشگاه بودم.

00:54:57.733 --> 00:55:00.313
‫می‌شه یه چیزی ازت بپرسم؟

00:55:00.438 --> 00:55:01.937
‫می‌خوای با بابات چه‌کار کنی؟

00:55:02.062 --> 00:55:03.560
‫همممم...

00:55:04.976 --> 00:55:10.303
‫خب، این‌روزا خیلی فعالیت فیزیکی نداریم،
‫مگه نه؟

00:55:10.428 --> 00:55:16.506
‫واسه همین...کتاب می‌خونیم و تلویزیون
‫تماشا می‌کنیم، می‌ریم پارک.

00:55:17.796 --> 00:55:21.792
‫و بعضی‌وقتا شیشه می‌شوریم،
‫مگه نه مایکل؟

00:55:23.457 --> 00:55:26.787
‫شیشه شستن رو دوست‌ داری؟
‫دوست داری خیس بشی؟

00:55:26.912 --> 00:55:28.660
‫نه.

00:55:36.237 --> 00:55:38.734
‫کی قراره بمیری؟

00:55:45.103 --> 00:55:46.102
‫خب...

00:55:46.227 --> 00:55:47.641
‫خدایا.

00:55:47.766 --> 00:55:50.597
‫خب، نمی‌دونم مایکل.

00:55:52.303 --> 00:55:54.384
‫فکر نکنم کسی بدونه.

00:55:54.509 --> 00:55:56.757
‫امیدوارم حالا حالاها نباشه.

00:57:00.592 --> 00:57:03.630
‫می‌دونی، قبلا خیلی حسودیم می‌شد.

00:57:03.754 --> 00:57:09.083
‫خیلی غبطهٔ کسایی که
‫زنده مونده بودن رو می‌خوردم

00:57:09.208 --> 00:57:10.997
‫اون پیرمرد-پیرزن‌ها

00:57:11.122 --> 00:57:16.159
‫و خب شوهرم می‌خواست بمیره،
‫و هنوز خیلی جوون بود.

00:57:17.033 --> 00:57:23.610
‫یه شب کنارش بیدار می‌موندم و...
‫خیلی عصبانی بودم.

00:57:25.899 --> 00:57:28.647
‫ولی اون اصلا اینجوری نبود.

00:57:29.479 --> 00:57:33.225
‫گفت حتی الان بیشتر قدر لحظه‌ به لحظه
‫با هم بودنمون رو می‌دونه

00:57:33.350 --> 00:57:39.261
‫که همه اتفاقات اطرافش واسه‌ش
‫خیلی خاص و شگفت‌انگیز شده بودن.

00:57:40.385 --> 00:57:42.383
‫خورشید درخشان‌تر بود...

00:57:43.299 --> 00:57:47.045
‫رنگ‌ گل‌ها واسه‌ش غلیظ‌تر شده بود.

00:57:47.586 --> 00:57:50.375
‫حتی چمن سبز‌تر به چشمش میومد.

00:57:51.332 --> 00:57:53.996
‫مطمئن نیستم بدونم چه حسی رو تجربه می‌کرده.

00:57:54.121 --> 00:57:57.950
‫شاید فقط اینجوری گفته
‫که من حس بهتری داشته باشم.

00:58:00.365 --> 00:58:04.943
‫چیزی جز مرگ نمی‌بینم،
‫همیشه هست، همه‌جاست.

00:58:08.107 --> 00:58:11.604
‫انگار چند نفر افتاده‌ن دنبالم،
‫می‌خوان یه‌چیزی بدزدن.

00:58:14.059 --> 00:58:16.391
‫اینجوری تربیت شده‌م که
‫هیچ ضعفی نشون ندم.

00:58:16.516 --> 00:58:20.677
‫یه‌ همچین جاهایی ضعف نشون بدی،
‫بیچاره می‌شی.

00:58:20.802 --> 00:58:22.884
‫کل زندگی‌م اینجوری بوده.

00:58:25.839 --> 00:58:27.670
‫ولی گاهی وقتا...

00:58:28.919 --> 00:58:31.334
‫وقتی می‌رسونمش مدرسه

00:58:31.459 --> 00:58:33.914
‫وقتی اون همه مامان‌ها رو
‫با بچه‌هاشون می‌بینم

00:58:34.997 --> 00:58:37.660
‫اشک تو چشام حلقه می‌بنده.

00:58:38.826 --> 00:58:40.158
‫کاریش نمی‌تونم بکنم

00:58:40.283 --> 00:58:43.030
‫فقط روم رو بر می‌گردونم و می‌رم
‫به این امید که کسی ندیده باشه

00:58:43.155 --> 00:58:47.276
‫کسی...کسی نیاد و بخواد کمک کنه.

00:58:47.817 --> 00:58:51.730
‫اینکه ضعف نیست فرشته‌ جان!
‫این عشقه.

00:58:52.937 --> 00:58:55.767
‫آره، ولی خب چطوری این کارو باهاش کنم؟

00:58:57.807 --> 00:59:00.721
‫بهش یه خونواده دادم
‫و حالا ازش می‌گیرمش.

00:59:00.846 --> 00:59:04.009
‫داری یه کار خیلی شجاعانه انجام می‌دی.

00:59:04.134 --> 00:59:07.922
‫باید در حد مرگ واسه کاری که واسه‌ش می‌کنی
‫به خودت افتخار کنی.

00:59:09.629 --> 00:59:11.876
‫ببخشید، یعنی...

00:59:14.873 --> 00:59:17.870
‫جالبه آدم می‌تونه بدون اینکه بفهمه
‫از داخل بپوسه.

00:59:18.911 --> 00:59:20.410
‫می‌دونم.

00:59:27.653 --> 00:59:29.651
‫هنوزم دل‌تنگشی؟

00:59:31.898 --> 00:59:34.396
‫آره. نه.

00:59:35.603 --> 00:59:38.100
‫هر روز باهاش صحبت می‌کنم.

00:59:38.225 --> 00:59:41.556
‫پنجاه سالِ بی‌نظیر با هم داشتیم.

00:59:45.260 --> 00:59:48.007
‫تنها ناراحتی‌مون واسه این بود
‫که هیچ‌وقت بچه‌دار نشدیم.

00:59:52.170 --> 00:59:54.917
‫کاش این‌قدر پیر نبودم
‫و می‌تونستم خودم بزرگش کنم.

01:00:04.491 --> 01:00:08.320
‫بالاخره مسواکش رو
‫کریسمس پارسال دور انداختم.

01:02:08.307 --> 01:02:09.806
‫بیا ببینم.

01:02:21.240 --> 01:02:23.655
‫مجبور نیستم کسی رو به سرپرستی بگیریم

01:02:24.237 --> 01:02:26.901
‫من...مطمئنم من و شوهرم کاملا

01:02:27.026 --> 01:02:28.774
‫قادر می‌تونیم یه بچه به دنیا بیاریم

01:02:28.899 --> 01:02:31.230
‫ولی خب تصمیم‌مون این نیست.

01:02:32.104 --> 01:02:36.600
‫تصور اینکه از سنگینی شکمت تلو تلو بخوری،
‫و چندماه خوش‌حال خوش‌‌حال حامله باشی

01:02:36.725 --> 01:02:41.803
‫و بعدش یه نوزاد کوچولو
‫از بیمارستان بیاری خونه

01:02:41.928 --> 01:02:46.257
‫و در رو ببندی
‫و دور خودت حصار بکشی

01:02:46.382 --> 01:02:48.380
‫و جدا از کل دنیای بیرون زندگی کنی...

01:02:50.003 --> 01:02:51.834
‫من آدم همچین شرایطی نیستم.

01:02:52.875 --> 01:02:54.873
‫نمی‌تونیم اینجوری باشیم، می‌تونیم تراور؟

01:02:54.998 --> 01:02:56.664
‫نه.

01:02:56.788 --> 01:02:58.453
‫ما...هر دور حس می‌کنیم که...

01:02:58.578 --> 01:03:01.242
‫می‌خوایم با زندگی رو به رو بشیم

01:03:01.367 --> 01:03:03.698
‫می‌خوایم یه‌راست بریم تو دل مشکل.

01:03:04.905 --> 01:03:10.025
‫و واسه ما این یه...
‫ سفر جدید می‌شه.

01:03:10.150 --> 01:03:11.482
‫یه ماجراجویی کاملا جدید.

01:03:13.605 --> 01:03:16.019
‫و خب توی دلمون واسه‌ش جا داریم

01:03:16.809 --> 01:03:22.721
‫و مشخصا کلی هم توی خونه‌مون جا هست،
‫پس چرا این‌کارو نکنیم؟

01:03:22.845 --> 01:03:29.256
‫و خب اگه کسی پدر مادر بخواد،
‫پس می‌تونیم پدرمادر اونا باشیم.

01:03:35.541 --> 01:03:37.039
‫خوبه.

01:03:38.163 --> 01:03:40.495
‫من...واسه‌تون خوش‌حالم.

01:03:44.074 --> 01:03:46.739
‫چیزه...دوسش داری مایکل؟

01:03:47.820 --> 01:03:49.319
‫اسمش جیمی‌ـه

01:03:51.899 --> 01:03:53.398
‫از «ترِور» تشکر کن.

01:03:53.523 --> 01:03:55.355
‫ممنون.

01:03:59.601 --> 01:04:03.472
‫خیلی شبیه عکسش نیست البته،
‫هست؟

01:04:03.597 --> 01:04:06.094
‫یعنی حتی شبیه خودت نیست.
‫به مادرش رفته؟

01:04:08.508 --> 01:04:10.839
‫آره، چشماش به مادرش رفته.

01:04:13.087 --> 01:04:16.125
‫خب یعنی، چطور یه مادر می‌تونه
‫بچه‌ش رو ترک کنه؟

01:04:17.041 --> 01:04:19.913
‫اینکه پدر خونواده رو تنها بذاره،
‫اینو درک می‌کنم کاملا

01:04:20.038 --> 01:04:21.869
‫ولی آخه بچه رو مگه می‌شه؟

01:04:21.994 --> 01:04:23.826
‫بچه مادر می‌خواد.

01:04:24.991 --> 01:04:26.740
‫دلت نمی‌خواد مامان داشته باشی مایکل؟

01:04:34.357 --> 01:04:36.355
‫اینو باید رد کنیم بره.

01:04:37.396 --> 01:04:39.727
‫یه‌کم عجله کردیم.

01:04:39.851 --> 01:04:41.350
‫لورین...

01:04:42.183 --> 01:04:44.347
‫امیدوار بودیم نوزاد باشه، ولی...

01:04:45.346 --> 01:04:47.428
‫ولی لطفا...لطفا باور کن که
‫وقتی بیاد دوسش داریم

01:04:47.553 --> 01:04:50.799
‫ما...با عشق بزرگش می‌کنیم.

01:04:52.048 --> 01:04:54.546
‫نه فقط واسه اون،
‫بلکه به‌خاطر خودمون.

01:04:55.545 --> 01:04:57.209
‫خوب می‌شه.

01:04:57.334 --> 01:05:01.788
‫یه زندگی خوب،
‫چیزی که بشه بهش افتخار کرد.

01:05:03.869 --> 01:05:07.699
‫یعنی به‌هر حال چی‌ می‌تونه بهتر از
‫کمک به پرورش یه بچه‌...

01:05:09.614 --> 01:05:11.612
‫و آمادهٔ مواجهه شدن با زندگی شدنشه؟

01:05:13.485 --> 01:05:15.815
‫مثل کاری که والدین خودت واسه‌ت کردن.

01:05:18.147 --> 01:05:23.017
‫و اینکه این با این آگاهی بمیری
‫که توی یه چیز واقعی سهیم بودی

01:05:23.142 --> 01:05:27.970
‫اینکه بودنت توی این دنیا هدف ...

01:05:29.511 --> 01:05:31.175
‫و معنایی داشته.

01:05:33.132 --> 01:05:36.629
‫شرمنده، باید ببخشید،
‫بعضی وقتا می‌رم رو منبر.

01:05:40.500 --> 01:05:44.329
‫و خب...اینم اتاق منه.

01:05:45.411 --> 01:05:47.992
‫خب، اتاق طرح قطاره در واقع.

01:05:49.491 --> 01:05:53.153
‫لورین درک نمی‌کنه که چرا
‫این‌قدر این پایین وقت می‌گذرونم.

01:05:53.278 --> 01:05:58.357
‫ولی خب همیشه یه کاری واسه انجام دادن هست
‫واسه بهبودش، درست کردنش.

01:06:00.063 --> 01:06:03.892
‫فقط باید وقت بذاری براش،

01:06:04.017 --> 01:06:07.223
‫به‌دقت مثل یه بچه نگاهش کنی.

01:06:07.930 --> 01:06:10.220
‫به‌نظرت مایکل ازش خوشش میاد؟

01:06:11.843 --> 01:06:14.007
‫از کامیون خوشش میاد...

01:06:15.590 --> 01:06:16.838
‫و البته قطار.

01:06:19.711 --> 01:06:24.456
‫- شاید بتونی نشونش بدی.
‫- آره، آره.

01:06:24.581 --> 01:06:28.742
‫وقتی بزرگ‌تر شد البته.
‫خیلی...ریزه‌کاری داره و ظریفن.

01:06:38.358 --> 01:06:40.190
‫سلام بابایی.

01:06:40.731 --> 01:06:41.896
‫خوبی؟

01:06:43.520 --> 01:06:45.601
‫خب، خیلی ممنون که تشریف آوردین.

01:06:45.726 --> 01:06:49.556
‫مایکل، خیلی از دیدنت خوش‌حال شدم،
‫تو هم همینطور جان، مفتخر شدیم.

01:06:50.180 --> 01:06:51.844
‫بله. ممنونم.

01:06:52.344 --> 01:06:53.926
‫ترور.

01:07:03.708 --> 01:07:06.788
‫مایکل، جیمی اینجا زندگی می‌کنه.

01:07:08.162 --> 01:07:11.242
‫ولی شاید بتونی یه‌وقت دیگه
‫بیای باهاش بازی کنی؟

01:07:19.234 --> 01:07:22.064
‫خب...مایکل می‌خوای با جیمی خداحافظی کنی

01:07:22.189 --> 01:07:25.603
‫و از ترور واسه اینکه گذاشت باهاش بازی کنی
‫تشکر کنی؟ خب؟

01:07:29.931 --> 01:07:32.928
‫ممنون که گذاشتین باهاش بازی کنم.
‫خدافظ.

01:07:33.053 --> 01:07:35.551
‫خدافط. خدافظ.

01:07:37.133 --> 01:07:39.631
‫خوبه، بیا بریم.

01:07:58.195 --> 01:08:00.401
‫سرپرستی یکی رو  به عهده گفتن یعنی چی‌ بابا؟

01:08:13.263 --> 01:08:15.261
‫خب یعنی...

01:08:16.094 --> 01:08:19.507
‫وقتی مامان بابای یه بچه نمی‌تونن
‫ازش مراقب کنن...

01:08:22.088 --> 01:08:27.832
‫می‌تونه بره و پیش مامان‌بابای مهربون جدیدش

01:08:30.538 --> 01:08:33.951
‫که می‌تونن
‫یه خونه‌ و خونوادهٔ دوست‌داشتنی بهش بدن.

01:08:41.152 --> 01:08:43.275
‫نمی‌خوام کسی منو به سرپرستی بگیره.

01:09:01.215 --> 01:09:03.047
‫نیفتی مایکل.

01:09:03.588 --> 01:09:05.336
‫مراقب باش.

01:09:16.209 --> 01:09:18.789
‫جان، این کارا راه و رسم خاص خودشو داره.

01:09:18.899 --> 01:09:22.563
‫کلی پروسه هست که باید طی بشه.

01:09:22.688 --> 01:09:24.352
‫فقط واسه پرونده‌ای مثل تو لحاظ نمی‌شن.

01:09:24.477 --> 01:09:28.473
‫از کجا اون آدما رو پیدا کردی؟
‫از چه پروسهٔ کوفتی‌ای استفاده کردی؟

01:09:30.305 --> 01:09:31.844
‫ببخشید جان.

01:09:33.718 --> 01:09:35.800
‫ولی خب پیش میاد.

01:09:35.924 --> 01:09:38.463
‫خیلی از پیشنهادها شدنی نیستن.

01:09:39.587 --> 01:09:41.544
‫فکر کنم فقط منتظر یکی بچه‌تر بودن.

01:09:41.669 --> 01:09:46.080
‫من به اونا سگ هم نمی‌دن مراقبش باشن،
‫حتی خرگوش هم نمی‌دن دستشون.

01:09:48.787 --> 01:09:51.034
‫این بزرگ‌ترین تصمیم زندگیمه.

01:09:51.159 --> 01:09:53.989
‫متوجه نیستن؟
‫خودت متوجه نیستی؟

01:09:56.903 --> 01:10:00.316
‫بحث این نیست که من تاییدش کنم....

01:10:00.441 --> 01:10:03.397
‫متوجه‌م.
‫واسه همین اینجام.

01:10:04.104 --> 01:10:08.433
‫خیلی از قوانینی که می‌دونم رو
‫دارم زیر پا می‌ذارم، و چندتایی هم احتمالا نمی‌دونم.

01:10:08.558 --> 01:10:10.056
‫اگه خانوم پارک بفهمه

01:10:10.181 --> 01:10:12.928
‫که قبل از اینکه دورهٔ آموزشی‌م تموم بشه
‫ازت درخواست شغل می‌کنم...

01:10:15.510 --> 01:10:18.757
‫اصلا قضیه در مورد فهمیدن اونا نیست.

01:10:19.422 --> 01:10:20.920
‫قضیه مایکله.

01:10:23.002 --> 01:10:25.666
‫همیشه فکر می‌کردم می‌شناسمش.

01:10:26.790 --> 01:10:28.288
‫یعنی، می‌شناسم، می‌شناسمش.

01:10:28.413 --> 01:10:31.702
‫می‌دونی...اون از منه،
‫پسرمه.

01:10:33.283 --> 01:10:37.696
‫ولی می‌شناسمش؟
‫واقعا می‌شناسمش؟

01:10:37.820 --> 01:10:41.650
‫اون‌قدری که واسه این‌کار کافی باشه؟

01:10:52.431 --> 01:10:54.262
‫وای خدایا لعنت به این وضعیت.

01:10:54.970 --> 01:10:58.008
‫الان که مشروب لازم داری کجاست؟!

01:10:58.133 --> 01:10:59.632
‫چرا اینجا قرار گذاشتی؟

01:11:02.671 --> 01:11:05.834
‫می‌دونی چیه؟
‫نمی‌دونم.

01:11:07.458 --> 01:11:09.206
‫واسه کیک؟

01:11:13.785 --> 01:11:17.031
‫خیلی‌خب باشه.
‫دفعهٔ بعد می‌ریم مَی‌ خونه.

01:11:17.156 --> 01:11:20.819
‫دوتا وودکای بزرگ می‌خوریم،
‫و حلش می‌کنیم.

01:11:21.694 --> 01:11:24.524
‫خب...اگه بتونی بخوری البته.

01:11:24.649 --> 01:11:26.147
‫بتونم؟

01:11:27.937 --> 01:11:30.185
‫دیگه منو نمی‌کشه که!

01:11:43.588 --> 01:11:45.586
‫به‌نظرت به حد کافی اون کامیون رو
‫تمیز کردی مایکل؟

01:11:45.711 --> 01:11:47.709
‫به‌نظر من که خیلی تمیزه.

01:11:47.833 --> 01:11:50.081
‫نه. کثیفه.

01:11:53.911 --> 01:11:58.906
‫خیلی‌خب، سرت رو بیار عقب.
‫نمی‌خوام کف بره تو چشات.

01:11:59.031 --> 01:12:00.446
‫خودشه.

01:12:37.409 --> 01:12:38.824
‫دیگه نیست.

01:12:39.782 --> 01:12:43.362
‫می‌تونیم به خانوم رز بگیم که
‫همه‌شون رفتن.

01:12:43.487 --> 01:12:45.568
‫همه‌شون مُرده‌ن.

01:14:25.718 --> 01:14:28.382
‫نه، از قاشق من استفاده نکن.

01:14:31.670 --> 01:14:33.668
‫گفتم که کار زشتیه.

01:14:37.594 --> 01:14:38.842
‫بازم می‌خوام.

01:14:40.745 --> 01:14:44.407
‫دوباره واسه‌ت میارم.
‫ولی لطفا غذای منو نخور، خب؟

01:15:08.092 --> 01:15:09.591
‫نه!

01:15:09.716 --> 01:15:11.797
‫شلوار ببری‌هات کثیفه.
‫الان نمی‌شه تنت کنی.

01:15:11.921 --> 01:15:15.001
‫فردا می‌شورمشون،
‫الان دیر وقته.

01:15:15.126 --> 01:15:17.374
‫مایکل لطفا اینا رو بپوش.

01:15:20.580 --> 01:15:21.994
‫مایکل!

01:15:27.903 --> 01:15:29.735
‫مایکل بیجامه‌ت رو همین الان بپوش.

01:15:29.828 --> 01:15:32.617
‫و تا وقتی نخواستی بگی معذرت می‌خوام
‫از اینجا نیا بیرون.

01:17:23.629 --> 01:17:25.293
‫چی توی کامیون می‌کشی؟

01:17:26.752 --> 01:17:28.168
‫سنگ.

01:20:35.224 --> 01:20:37.722
‫آره، خب اونایی که بد بودن رو خط زده‌م.

01:20:37.847 --> 01:20:40.095
‫- اوهوم.
‫- جلوی اونایی که خوب بودن رو ستاره زده‌م

01:20:40.290 --> 01:20:45.118
‫و اونایی که علامت سوال کنارشون هست
‫کسایی هستن که پول رو می‌دن

01:20:45.172 --> 01:20:47.837
‫فقط باید هر از چندگاهی بهشون یادآوری کرد.

01:20:50.584 --> 01:20:51.999
‫خدمت شما.

01:20:52.123 --> 01:20:54.538
‫خب دیگه، اگه سوال دیگه‌ای بود
‫شماره‌م رو که دارین.

01:20:54.663 --> 01:20:57.827
‫- احتمالا چند وقت دیگه‌م روشن باشه خطم.
‫- ممنون، عالیه.

01:20:57.952 --> 01:20:59.200
‫خارج تشریف می‌برین؟

01:21:01.906 --> 01:21:03.321
‫آره.

01:21:04.195 --> 01:21:06.526
‫اینم کلیدا.

01:21:07.400 --> 01:21:09.398
‫اگه باهاش مدارا کنی
‫حالا حالا چرخش واسه‌ت می‌چرخه.

01:21:09.523 --> 01:21:12.270
‫عالیه، می‌کنم.
‫در جریانتون می‌ذارم.

01:21:12.395 --> 01:21:14.226
‫ببخشید، داشت یادم می‌رفت.

01:21:14.351 --> 01:21:17.099
‫این واسه شماست،
‫ولی تا دوشنبهٔ بعد نقدش نکن لطفا، خب؟

01:21:17.223 --> 01:21:19.638
‫- حله.
‫- آرزوی موفقیت کن!

01:21:20.470 --> 01:21:22.053
‫بهش برسی.

01:23:12.668 --> 01:23:16.476
‫[وقتی دایناسورها می‌میرند.
‫راهنمایی برای درکِ مرگ]

01:23:46.607 --> 01:23:50.353
‫مثل سوسک...که بدنش رو ترک کرده

01:23:50.471 --> 01:23:53.968
‫ولی الان توی جنگل پرواز می‌کنه

01:23:56.133 --> 01:23:57.964
‫یه‌روزی هم میاد که...

01:23:59.130 --> 01:24:02.210
‫بابایی بدنش رو ترک می‌کنه

01:24:03.417 --> 01:24:06.747
‫ولی همیشه پیشت هست...

01:24:06.872 --> 01:24:08.703
‫توی هوای

01:24:11.867 --> 01:24:14.864
‫مثل بالن توی هوا؟

01:24:16.155 --> 01:24:17.653
‫آره.

01:24:20.858 --> 01:24:23.688
‫تو منو نمی‌بینی.

01:24:23.813 --> 01:24:27.893
‫ولی می‌تونی باهام صحبت کنی...
‫و منم گوش می‌دم.

01:24:29.807 --> 01:24:34.802
‫و صدام رو مثل الان نمی‌شنوی....

01:24:37.383 --> 01:24:40.380
‫ولی...تو ذهنت می‌شنوی.

01:24:41.338 --> 01:24:44.168
‫- تو ذهنم؟
‫- اوهوم.

01:24:46.874 --> 01:24:49.871
‫چون همیشه باهات هستم...

01:24:51.203 --> 01:24:53.617
‫همیشه توی هوای اطرافت هستم...

01:24:55.406 --> 01:24:59.819
‫و توی نور آفتابی که گرمت می‌کنه.

01:25:00.610 --> 01:25:02.441
‫و توی بارون؟

01:25:03.773 --> 01:25:08.518
‫آره...و بارونی که خیست می‌کنه.

01:25:09.351 --> 01:25:11.432
‫و انگورها؟

01:25:12.639 --> 01:25:14.138
‫آره.

01:25:17.718 --> 01:25:20.299
‫اونجا هم هستم.

01:25:20.423 --> 01:25:23.753
‫نه توی خود انگور

01:25:23.878 --> 01:25:26.210
‫ولی توی مزه‌ش منم حس می‌کنی.

01:25:32.411 --> 01:25:33.827
‫خب؟

01:25:39.324 --> 01:25:46.036
‫[بعد از مرگم باز شود]

01:27:51.600 --> 01:27:54.769
‫[برای مایکل]

01:27:54.793 --> 01:28:14.793
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:30:28.865 --> 01:30:30.530
‫سلام جان.

01:30:32.778 --> 01:30:36.191
‫سلام مایکل.
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت.