﻿WEBVTT

00:00:00.999 --> 00:00:20.999
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:23.023 --> 00:00:26.985
باب راس هميشه توي 26 دقيقه
يه منظره مي‌کشيد

00:00:27.069 --> 00:00:29.446
کمي کمتر از طول زمان يه قسمت...

00:00:29.530 --> 00:00:31.115
توي برنامه‌ي تلويزيوني محبوبش

00:00:31.198 --> 00:00:33.575
برنامه‌ي لذت نقاشي

00:00:34.076 --> 00:00:35.911
سلام، من باب راس هستم

00:00:35.994 --> 00:00:37.704
اگه اولين باريه که با ما همراه شديد...

00:00:37.788 --> 00:00:39.832
بذاريد شخصاً دعوتتون کنم...

00:00:39.873 --> 00:00:41.792
که قلم‌مو برداريد و همراه ما نقاشي کنيد...

00:00:41.875 --> 00:00:43.460
و يک ساعت آرام‌بخش رو صرف...

00:00:43.460 --> 00:00:45.587
لذت بردن از تعدادي از
شاهکارهاي طبيعت بکنيد

00:00:47.589 --> 00:00:49.591
به نظرم هر کدوم از ما
در طول زندگي‌مون توي مقطعي...

00:00:49.675 --> 00:00:51.343
مي‌خواستيم يه تصويري رو نقاشي کنيم

00:00:51.844 --> 00:00:53.929
به نظرم در اعماق وجود همه‌ي ما...

00:00:53.971 --> 00:00:56.140
يه هنرمند نهفته‌ست

00:00:56.223 --> 00:00:58.934
و اينجا سعي مي‌کنيم يادتون بديم
چطوري اون هنرمند رو بکشيد بيرون

00:00:59.017 --> 00:01:01.270
وقتي تو هر بازه‌ي زماني
اينطوري نقاشي کنيد...

00:01:01.353 --> 00:01:03.730
کم‌کم يه چيزايي توي نقاشي‌تون مي‌بينيد

00:01:03.814 --> 00:01:06.191
وقتي که اين چيزا رو مي‌بينيد،
ازشون استفاده کنيد

00:01:06.275 --> 00:01:09.611
ازشون استفاده کنيد. به کار ببريدشون.
اونا مثل موهبت هستن

00:01:09.695 --> 00:01:10.696
ازشون استفاده کنيد

00:01:10.737 --> 00:01:12.739
واسه همين نقاشي مي‌کشم

00:01:12.823 --> 00:01:15.701
به خاطر اينکه مي‌تونم همون دنيايي
که مي‌خوام رو خلق کنم

00:01:15.784 --> 00:01:18.579
و مي‌تونم به همون اندازه که مي‌خوام
اين دنيا رو شاد خلق کنم

00:01:19.788 --> 00:01:22.332
لعنتي، اگه مي‌خوايد چيزاي بد ببينيد،
اخبار رو نگاه کنيد

00:01:22.958 --> 00:01:24.042
اين کيه؟

00:01:24.126 --> 00:01:25.794
- باب راس
- باب راس‌ـه

00:01:25.878 --> 00:01:28.505
معروف‌ترين نقاش تاريخ جهانه

00:01:28.589 --> 00:01:30.716
کسيه که هر هفته توي شبکه‌ي پي‌بي‌اس...

00:01:30.757 --> 00:01:33.677
توي نيم ساعت جادو به پا مي‌کنه

00:01:33.760 --> 00:01:35.637
باب راس اينو کشيده

00:01:35.721 --> 00:01:37.514
شگفت‌انگيز نيست؟

00:01:37.514 --> 00:01:38.515
چرا

00:01:39.683 --> 00:01:42.311
مي‌خوام امروز شما رو با
پسرم استيو آشنا کنم

00:01:42.394 --> 00:01:45.480
- استيو، خوشحالم که پيش مايي
- خب ممنون، بابا

00:01:49.693 --> 00:01:53.155
تمام اين سال‌ها مي‌خواستم
اين داستان رو تعريف کنم

00:01:53.238 --> 00:01:54.615
آره، خيلي وقته

00:01:59.286 --> 00:02:02.831
روزاي سختي توي گذشته هست.
شکي در اين مورد نيست

00:02:07.920 --> 00:02:10.797
بايد بگم که توي اين تکنيک کسي که
بهتر از همه کوه‌ها رو مي‌کشه...

00:02:10.881 --> 00:02:12.299
احتمالاً پسرم استيو‌ـه

00:02:12.382 --> 00:02:14.092
واي، اون توله سگ

00:02:14.176 --> 00:02:15.844
کوه‌هاي خوبي مي‌تونه بکشه

00:02:16.887 --> 00:02:19.556
شايد قبل از تموم شدن اين مجموعه
بياريمش اينجا

00:02:20.515 --> 00:02:24.353
البته خودش هرگز نمي‌تونست
راجع به اين موضوع چيزي به کسي بگه

00:02:24.978 --> 00:02:26.438
اون هميشه...

00:02:28.148 --> 00:02:31.068
خيلي راجع به کل قضيه ساکت بود

00:02:35.030 --> 00:02:36.823
به حرف آوردن مردم براي مصاحبه...

00:02:36.865 --> 00:02:39.243
توي اين فيلم کار سختي خواهد بود

00:02:39.326 --> 00:02:41.245
هيچ شکي ندارم

00:02:42.955 --> 00:02:44.915
کاري که اونا کردن شرم‌آور بود

00:02:45.916 --> 00:02:47.751
و مردم بايد بدونن

00:02:49.753 --> 00:02:51.088
بايد بدونن

00:02:53.465 --> 00:02:57.135
روي اين بوم، من قدرت مطلق دارم

00:02:59.221 --> 00:03:01.682
هميشه مي‌تونم به اين
يه تيکه بوم پناه ببرم...

00:03:01.765 --> 00:03:04.351
و هر توهمي که مي‌خوام رو ايجاد کنم

00:03:12.276 --> 00:03:16.196
و حالا، ريجيس فيلبين و کتي لي گيفورد

00:03:18.573 --> 00:03:19.783
سلام به همگي

00:03:20.284 --> 00:03:21.118
سلام ريج

00:03:21.201 --> 00:03:24.288
سلام به همگي. از ملاقاتتون خوشحالم.
سه‌شنبه، سوم دسامبر سال 1991

00:03:24.371 --> 00:03:26.873
فقط دارم از اينجا به باب راس نگاه مي‌کنم...

00:03:26.957 --> 00:03:29.501
واسه يه لحظه فکر کردم
باب مي‌خواد چهره‌ي ما رو بکشه

00:03:29.584 --> 00:03:32.087
باب داره به ما نگاه مي‌کنه،
بعد يه کوه مي‌کشه. متوجه نميشم

00:03:32.170 --> 00:03:35.215
اون اغلب به منظره‌هاش معروفه، ريج

00:03:35.299 --> 00:03:37.467
- باب، چهره هم مي‌کشي؟
- خيلي خوب نمي‌کشم

00:03:37.551 --> 00:03:39.094
بيشتر درخت و بوته مي‌کشم

00:03:39.177 --> 00:03:41.305
آره، درخت و بوته‌هات خيلي قشنگن

00:03:41.388 --> 00:03:43.223
فقط از روي حافظه‌ات مي‌کشي ديگه. آره باب؟

00:03:43.307 --> 00:03:45.142
آره، حدود دوازده سال توي آلاسکا زندگي کردم

00:03:45.142 --> 00:03:47.060
واسه همين خيلي از منظره‌هام
از آلاسکا مياد

00:03:56.403 --> 00:03:59.323
[استيو راس، پسر باب]

00:04:05.412 --> 00:04:07.414
حالتون چطوره؟

00:04:07.497 --> 00:04:08.999
خسته‌ام

00:04:14.254 --> 00:04:16.631
آره، همه‌اش واسه خيلي وقت پيشه

00:04:18.592 --> 00:04:21.762
واقعاً بايد خاطراتمو از ته ذهنم بکشم بيرون

00:04:24.639 --> 00:04:26.141
پدرم به همراه مادرم...

00:04:26.224 --> 00:04:30.437
شروع به نقاشي روي ظرف‌هاي فلزي
معدنچي‌هاي طلا کرد

00:04:36.443 --> 00:04:40.155
وقتي با هم آشنا شديم عاشق نقاشي بود
[ويکي راس]

00:04:40.322 --> 00:04:42.532
گاهي تا ساعت دو صبح نقاشي مي‌کرد

00:04:42.616 --> 00:04:44.493
و بايد ساعت 8 مي‌رفت سر کار

00:04:44.493 --> 00:04:46.495
[سال 1965]

00:04:47.454 --> 00:04:49.164
باب توي نيروي هوايي بود

00:04:50.499 --> 00:04:52.584
به آلاسکا اعزام شد

00:04:54.169 --> 00:04:55.504
با هم ازدواج کرديم

00:04:56.338 --> 00:04:59.049
و چند ماه بعدش...

00:04:59.132 --> 00:05:01.009
استيو رو باردار شدم

00:05:03.595 --> 00:05:07.641
باب عاشق جنگل، حيوانات و درختا بود

00:05:07.724 --> 00:05:09.684
منظورم اينه که شيفته‌شون بود

00:05:10.227 --> 00:05:11.978
من زياد به طبيعت نگاه مي‌کنم

00:05:12.062 --> 00:05:14.439
و اگه نقاشي هيچي هم بهتون ياد نده...

00:05:14.523 --> 00:05:17.692
اينو ياد ميده که با ديدي متفاوت
به طبيعت نگاه کنيد

00:05:19.945 --> 00:05:24.116
باب به انجام يه کار با ارزش اعتقاد داشت

00:05:24.616 --> 00:05:26.535
کاري که ازش لذت ببره

00:05:28.245 --> 00:05:30.497
بزرگ‌ترين چيز نقاشيش بود

00:05:32.207 --> 00:05:34.501
الان چيکار مي‌کنه؟ يه نقاشي جديد
داره شروع مي‌کنه؟

00:05:34.584 --> 00:05:35.794
مي‌خواد توي...

00:05:35.877 --> 00:05:38.088
توي سي دقيقه تمومش مي‌کنه

00:05:38.130 --> 00:05:40.090
اون پس‌زمينه‌ي تصويره؟
اول پس‌زمينه رو مي‌کشي، باب؟

00:05:40.173 --> 00:05:42.217
آره، از اين قلم‌موي کوچولوي
دو اينچي استفاده مي‌کنيم...

00:05:42.300 --> 00:05:44.636
- که يه پس‌زمينه‌ي شاد درست کنيم
- آره

00:05:44.678 --> 00:05:46.471
اين باب آدم شاديه، نه؟

00:05:46.513 --> 00:05:48.515
بهتون نشون ميدم چطوري درستش کنيد

00:05:48.515 --> 00:05:49.933
يه آدم شاد. ببين باب

00:05:50.016 --> 00:05:52.811
اگه بذاري ماه فوريه موهاتو کوتاه کنيم،
دو برابر بهت پول ميديم

00:05:54.855 --> 00:05:57.065
همه مي‌خوان بدونن خودت
موهاتو فر کردي يا نه

00:05:57.149 --> 00:05:59.317
- نه؟ طبيعيه؟
- يعني مي‌خواي رازمو برملا کني؟

00:06:00.318 --> 00:06:03.405
خيليا کلي پول خرج مي‌کنن
که همچين مويي داشته باشن...

00:06:03.405 --> 00:06:05.031
و خدا همينطوري اين مو رو
به تو داده، درسته؟

00:06:05.031 --> 00:06:06.950
خب، خدا و آرايشگرم

00:06:10.954 --> 00:06:12.289
هميشه تو نخ مو بود

00:06:12.372 --> 00:06:15.876
عاشق اين بود که با مدلاي مختلف ور بره

00:06:15.959 --> 00:06:19.254
همونطور که مدل فر موهاشو
توي تلويزيون ديديم

00:06:21.965 --> 00:06:23.925
اون فر واقعي نبود

00:06:24.009 --> 00:06:27.888
فِرش کرده بود. باب هم دوست داشت
اينطوري بگه...

00:06:27.971 --> 00:06:30.390
هر چند ماه يه بار "فنراشو محکم کنه"

00:06:33.643 --> 00:06:36.021
و البته نقاشي کشيدنشو يادمه

00:06:38.273 --> 00:06:42.235
هر روز همه‌اش فکم مي‌افتاد. مي‌دوني...

00:06:42.319 --> 00:06:44.321
اين آثار هنري زيبا رو مي‌ديدم...

00:06:44.321 --> 00:06:46.698
که از ناکجا اومده بود

00:07:03.006 --> 00:07:06.468
سلام. مي‌خواي...
بيا اون پشت شروع کنيم

00:07:06.551 --> 00:07:08.762
- آره. البته
- ميريم اون پشت

00:07:08.845 --> 00:07:10.972
کارگاه قديمي رو نشونمون بده
[جان تم. هنرمند و از دوستان]

00:07:11.056 --> 00:07:14.100
ميريم ببينيم لذت واقعاً
کجا شروع شد

00:07:14.184 --> 00:07:16.645
بريم يه نگاهي بندازيم

00:07:16.728 --> 00:07:21.608
اولين ملاقاتم با باب 42 سال پيش بود

00:07:22.817 --> 00:07:25.904
تصميم گرفت پيش من بياد کلاس نقاشي

00:07:26.530 --> 00:07:28.323
واسه اولين کار...

00:07:28.406 --> 00:07:31.910
از بچه‌ها خواستم تصويري از...

00:07:31.910 --> 00:07:35.038
چيزي بکشن که بيشتر از همه دوستش دارن

00:07:36.039 --> 00:07:40.210
بلافاصله فهميدم که اون يه نقاش ماهره

00:07:40.293 --> 00:07:43.630
پس يه کاري که اصلاً نمي‌خوام بکنم...

00:07:43.713 --> 00:07:49.511
اينه که اين ايده رو القا کنم
که من معلم باب هستم

00:07:51.471 --> 00:07:54.641
کلي از بچه‌هاي کلاس
قلم‌موهاشونو مي‌ذاشتن زمين...

00:07:54.724 --> 00:07:58.186
و مي‌اومدن ببينن باب داره چيکار مي‌کنه

00:07:58.270 --> 00:08:01.022
و مي‌دوني، اونم عاشق بيننده بود

00:08:01.106 --> 00:08:02.107
هميشه همينطور بود

00:08:03.483 --> 00:08:06.695
بابام نقاشي رو با سبک سنتي شروع کرد

00:08:06.778 --> 00:08:08.863
ولي ازش خسته شد

00:08:09.406 --> 00:08:13.827
پدرم از اون دسته آدمايي بود
که روي يه پروژه بود...

00:08:13.910 --> 00:08:15.078
و همزمان...

00:08:15.161 --> 00:08:17.872
توي ذهنش نصف پروژه‌ي بعدي رو...

00:08:17.956 --> 00:08:19.541
پيش رفته بود

00:08:20.875 --> 00:08:23.920
برنامه‌هاي متفاوت زيادي داشت...

00:08:24.004 --> 00:08:26.381
که ذهنشو باهاشون پر کرده بود...

00:08:26.464 --> 00:08:30.802
به جاي اينکه روي چيزي که همون موقع
در حال وقوع بود تمرکز کنه

00:08:35.890 --> 00:08:38.602
پدر و مادرم رابطه‌ي متزلزلي داشتن

00:08:40.061 --> 00:08:41.771
در نهايت طلاق گرفتن

00:08:44.024 --> 00:08:47.193
تو اون مقطع توي اسپوکن
توي واشينگتن زندگي مي‌کرديم

00:08:49.863 --> 00:08:52.282
بعد با جين زنردلي آشنا شد

00:08:53.867 --> 00:08:56.369
اون منشي فرمانده‌ي پايگاه...
[سال 1977]

00:08:56.453 --> 00:08:58.872
نيروي هوايي‌اي که توش
زندگي مي‌کرديم بود

00:08:59.956 --> 00:09:03.293
پدرم ديوونه‌ي اون بود

00:09:05.253 --> 00:09:08.173
و تا دم مرگ عاشقش بود

00:09:11.176 --> 00:09:15.347
ولي بابام هميشه تو فکر نقاشي بعدي بود

00:09:18.266 --> 00:09:21.561
[جادوي نقاشي رنگ روغن 3]

00:09:23.730 --> 00:09:26.274
هورا. همين کارو بايد بکنيم

00:09:26.358 --> 00:09:29.486
بايد خودمو وارد اون حباب قدرتمند کنم

00:09:29.569 --> 00:09:35.283
باب يه ويديو از ويليام الکساندر ديد...

00:09:35.367 --> 00:09:39.120
و خيلي شيفته‌ي کار ويليام شد

00:09:39.204 --> 00:09:42.332
اولين باري که الکساندر رو توي
تلويزيون ديدم تقريباً عصباني شدم

00:09:42.415 --> 00:09:46.544
اينکه مي‌تونست توي چند دقيقه کاري رو کنه
که واسه من چند روز طول مي‌کشيد

00:09:48.463 --> 00:09:51.758
بايد سريع باشه. چند ساعت الکي
با نقاشي ور نريد

00:09:51.841 --> 00:09:53.176
جزئيات زياد

00:09:53.259 --> 00:09:54.469
آدمايي که نقاشي نمي‌کشن...

00:09:54.552 --> 00:09:57.347
فکر مي‌کنن طرف يه سال
روي نقاشي کار کرده

00:09:57.347 --> 00:10:00.725
نقاشي رنگ روغن مي‌تونه روزها...
[ايان بورلند، کمک پروفسور رشته‌ي هنر]

00:10:00.725 --> 00:10:01.810
ماه‌ها و حتي سال‌ها طول بکشه

00:10:01.810 --> 00:10:03.895
بيل الکساندر همه‌چيو با...

00:10:03.895 --> 00:10:05.814
اين تکنيک مرطوب روي مرطوب سرعت ميده

00:10:05.897 --> 00:10:08.274
اول سفيد جادويي قدرتمندمو مي‌زنم

00:10:08.775 --> 00:10:12.570
معمولاً بوم رو قبلش با گسو، رنگ سفيد،
خاکستري يا سياه آماده مي‌کنه

00:10:12.654 --> 00:10:14.698
ضرباتي از آبي پروسي

00:10:15.740 --> 00:10:17.367
ديديد؟ خيلي رنگ نزنيد

00:10:18.743 --> 00:10:21.371
بعد رنگ روغن رو روي اون مي‌زنه

00:10:22.038 --> 00:10:25.333
اسم درستش آلا پريمائه. تلاش اوليه

00:10:25.417 --> 00:10:28.002
ميشه کارايي رو باهاش کرد...

00:10:28.044 --> 00:10:31.005
که با نقاشي خشک نميشه
[جوليا فريدمن. مورخ هنر]

00:10:31.673 --> 00:10:34.342
توي اواسط قرن پونزدهم...

00:10:34.426 --> 00:10:36.511
براي کشيدن مو...

00:10:36.594 --> 00:10:37.887
و پارچه‌هاي خاصي استفاده ميشد

00:10:38.763 --> 00:10:42.016
واسه اينکه اثر بافت و حرکات رو نشون بده

00:10:42.600 --> 00:10:47.355
معروف‌ترين مثال از آلاپريما امپرسيونيسمه

00:10:48.189 --> 00:10:52.152
خب، آلاپريما ابتکار خيلي خيلي قديمي‌ايه

00:10:55.196 --> 00:10:58.616
باب گفت: "واقعاً دوست دارم
با اين آقا ملاقات کنم"

00:10:59.242 --> 00:11:02.203
تقريباً زندگي نظامي براش کافي بود

00:11:02.954 --> 00:11:04.664
فقط مي‌خواست نقاشي کنه

00:11:05.373 --> 00:11:09.377
يه زني رو مي‌شناختم که
ويليام الکساندر رو...

00:11:09.461 --> 00:11:12.130
براي برگزاري کلاس
به کارگاهش دعوت مي‌کرد

00:11:13.465 --> 00:11:17.427
باب و ويليام خيلي با هم خوب جفت شدن

00:11:17.510 --> 00:11:19.179
الکساندر رو توي تلويزيون ديدم...

00:11:19.262 --> 00:11:21.890
و مثل ميليون‌ها نفر ديگه، عاشقش شدم

00:11:22.390 --> 00:11:24.392
و يه سال طول کشيد تا پيداش کنم

00:11:24.476 --> 00:11:28.646
با بيل مطالعه کردم و وقتي که
از ارتش بازنشسته شدم...

00:11:28.730 --> 00:11:30.940
با شرکت مجيک آرت بهم پيشنهاد دادن...

00:11:31.024 --> 00:11:32.650
که معلم نقاشي در سفر باشم

00:11:34.319 --> 00:11:38.281
بالا و پايين ساحل شرقي کلاس برگزار مي‌کرد

00:11:38.364 --> 00:11:41.493
رنگ و بوم و قلم مي‌فروخت...

00:11:41.576 --> 00:11:45.872
که هميشه بخش بزرگي از اين برنامه‌ها بود

00:11:55.340 --> 00:11:57.550
من سال 1982 توي فروشگاه مانسي

00:11:57.592 --> 00:11:59.552
با باب راس ملاقات کردم
[دينا جستر. دوست باب]

00:12:00.053 --> 00:12:03.097
و اونجا يه نمايشگاه نقاشي گذاشته بود

00:12:03.848 --> 00:12:06.768
شيفته‌اش شدم چون همون موقع هم
نقاشي مي‌کردم

00:12:07.352 --> 00:12:10.814
انقدر نقاط مشترکي با هم داشتيم
که با هم رفيق شديم

00:12:16.569 --> 00:12:18.571
يه خانوم موسفيد اونجا پيشش بود

00:12:19.823 --> 00:12:22.534
اونجا بود که توي فروش نقاشي‌ها کمک کنه

00:12:23.368 --> 00:12:26.788
بعداً فهميدم که اون، آنت کوالسکي‌ـه

00:12:27.789 --> 00:12:29.749
مي‌خوام شريک و دوست قديميم...

00:12:29.791 --> 00:12:31.668
آنت کوالسکي رو بهتون معرفي کنم

00:12:31.751 --> 00:12:33.878
- آنت، به برنامه خوش اومدي
- ممنون، باب

00:12:35.046 --> 00:12:37.715
پدرم از طريق آنت، با کوالسکي‌ها آشنا شد

00:12:37.799 --> 00:12:40.134
که اونم اومده بود يه کلاس...
[آنت و والت کوالسکي]

00:12:40.134 --> 00:12:41.636
با بيل الکساندر برداره

00:12:42.095 --> 00:12:44.430
آنت اون موقع هم هنرمند خوبي بود

00:12:44.514 --> 00:12:47.267
کلاساي الکساندر جا نداشت

00:12:47.767 --> 00:12:51.229
ولي فهميد که بيل الکساندر يه مريد داره...

00:12:51.312 --> 00:12:52.605
به اسم باب راس

00:12:58.778 --> 00:13:01.364
دنبال يه چيزي مي‌گشت
[سال 1982]

00:13:01.447 --> 00:13:04.409
و اونو توي باب راس پيدا کرد

00:13:04.492 --> 00:13:07.954
و فقط نقاشي نبود. يه چيز فراتر از اين بود

00:13:09.622 --> 00:13:13.459
از باب الهام مي‌گرفت و احساس تازگي مي‌کرد

00:13:16.504 --> 00:13:21.426
پسرمو تازه از دست داده بودم،
و به شدت عزادار بودم

00:13:24.596 --> 00:13:27.015
خيلي داغون بودم

00:13:27.515 --> 00:13:32.812
تنها کاري که مي‌تونستم بکنم اين بود
که بيفتم روي مبل و تلويزيون نگاه کنم

00:13:35.189 --> 00:13:39.027
به نظرم با مرگ پسرش تا ابد عوض شد

00:13:40.653 --> 00:13:45.283
آنت به چيزي احتياج داشت
که باهاش از افسردگي خارج بشه

00:13:45.825 --> 00:13:49.454
به باب زنگ زدم و گفتم
نمي‌دونم تو چي داري...

00:13:49.537 --> 00:13:52.123
ولي به نظرم بايد
بسته‌بنديش کنيم و بفروشيمش

00:13:53.833 --> 00:13:56.419
اونو برد خونه پيش والت و گفت...

00:13:56.502 --> 00:13:58.504
"ببين، اين يارو جادوييه"

00:13:58.588 --> 00:14:01.299
"بايد سعي کنيم يه کاري
باهاش راه بندازيم"

00:14:02.759 --> 00:14:05.428
بعيد مي‌دونم باب تو اون مقطع...

00:14:05.470 --> 00:14:08.640
واقعاً متوجه شده باشه که چي
در آينده انتظارشو مي‌کشه

00:14:09.432 --> 00:14:12.101
واسه پول نمي‌خواست اين کارو کنه

00:14:13.478 --> 00:14:16.356
ولي کوالسکي‌ها قطعاً واسه پول
مي‌خواستن اين کارو کنن

00:14:18.733 --> 00:14:22.028
کوالسکي‌ها باب رو تشويق کردن
که تنهايي کار کنه...

00:14:22.111 --> 00:14:23.821
و اينکه حاضرن روي...

00:14:23.863 --> 00:14:25.823
تشکيلات خودش سرمايه‌گذاري کنن
[داگ بلاندي، نويسنده]

00:14:25.907 --> 00:14:27.575
که به طرق مختلفي الگو گرفته از...

00:14:27.575 --> 00:14:29.369
کاري بود که با بيل الکساندر مي‌کرد

00:14:29.452 --> 00:14:31.037
کلاس‌هاي آموزشي

00:14:34.207 --> 00:14:36.042
دوره‌ي کاري جديدشو بهش دادن

00:14:36.125 --> 00:14:37.585
درواقع زندگي جديدش

00:14:39.504 --> 00:14:42.256
اين قبل از موقعي بود که
کسي باب راس رو بشناسه

00:14:42.340 --> 00:14:43.967
مي‌گفتن: "باب راس ديگه کيه؟"

00:14:45.468 --> 00:14:48.388
يه روز گفت: "مي‌خواي باهام بياي شيکاگو؟"

00:14:48.471 --> 00:14:51.182
"فکر کنم کلاس بزرگي داشته باشم
و به کمک احتياج دارم"

00:14:52.225 --> 00:14:55.436
رفتيم شيکاگو. حدس بزنيد چند نفر اومدن

00:14:55.436 --> 00:14:57.438
[سمينار نقاشي راس لغو شد]

00:14:57.689 --> 00:15:01.567
واسه صرفه‌جويي پول و براي اينکه
کسب و کار سالم بمونه...

00:15:01.651 --> 00:15:05.905
و اينکه همه کار کنن،
ما رفتيم پيش کوالسکي‌ها

00:15:05.989 --> 00:15:08.574
واسه حدوداً... چه مي‌دونم
يه سال و نيم، دو سال

00:15:09.826 --> 00:15:12.286
که خيلي جالب بود

00:15:15.123 --> 00:15:18.710
تمام کار مديريتي با والت و جين بود

00:15:19.627 --> 00:15:21.045
دوتا زوج متأهل بودن...

00:15:21.129 --> 00:15:23.923
ولي يه شوهر با زن اون يکي کار مي‌کرد...

00:15:24.007 --> 00:15:25.591
و بعد برعکس

00:15:26.968 --> 00:15:30.013
تونستيم بيشتر و بيشتر باهاشون آشنا بشيم

00:15:31.305 --> 00:15:33.766
اگه يه حرفي بود که بايد
بين اعضاي خانواده زده ميشد...

00:15:33.850 --> 00:15:35.768
مي‌رفتن توي يه اتاق جدا...

00:15:35.852 --> 00:15:40.148
و دور از چشم بقيه حرفاشونو مي‌زدن

00:15:42.734 --> 00:15:47.572
تو اون مقطع والتر تازه
از سي‌آي‌اي بازنشسته شده بود

00:15:48.948 --> 00:15:51.534
مثل خيليايي که
از کار دولتي بازنشسته ميشن...

00:15:51.617 --> 00:15:53.870
از ارتباطات دولتي سابقش
استفاده مي‌کرد...

00:15:53.953 --> 00:15:57.582
تا توي کسب و کارش به موفقيت برسه

00:16:00.418 --> 00:16:03.921
کوالسکي‌ها هميشه تماس‌هاي
کاري‌شونو ضبط مي‌کردن

00:16:05.006 --> 00:16:08.509
با يه گوشي که به پشت تلفن وصل ميشد

00:16:08.593 --> 00:16:11.929
که هميشه به نظرم خيلي عجيب بود

00:16:17.477 --> 00:16:21.397
فقط گاهي برام سواله که
اگه درگير آنت و والت نميشد...

00:16:21.481 --> 00:16:27.028
اوضاع چطور پيش مي‌رفت

00:16:30.281 --> 00:16:32.992
ممکن بود براش بهتر باشه. نمي‌دونم

00:16:33.076 --> 00:16:38.039
يکي از اون سوالات بدون پاسخه

00:16:44.629 --> 00:16:46.964
بعد از صداي بوق لطفاً پيغام بگذاريد

00:16:47.048 --> 00:16:49.300
هنگامي که پيغام شما به اتمام رسيد،
مي‌توانيد تماس را قطع کنيد

00:16:49.383 --> 00:16:51.803
سلام، دينا جسترم که بهم زنگ زده بودي

00:16:51.886 --> 00:16:53.596
بعداً دوباره بهم زنگ بزن

00:16:54.097 --> 00:16:55.515
ممنون. خداحافظ

00:16:57.391 --> 00:16:59.102
خيليا که قبول کرده بودن...

00:16:59.102 --> 00:17:01.312
مصاحبه کنن دارن عقب مي‌کشن...

00:17:01.395 --> 00:17:03.439
چون از کوالسکي‌ها مي‌ترسن

00:17:03.523 --> 00:17:05.942
کوالسکي‌ها خيلي به شکايت از مردم معروفن

00:17:06.025 --> 00:17:07.777
واسه همين از اين مي‌ترسن

00:17:10.404 --> 00:17:13.241
[بيش از ده نفر که باب را
مي‌شناخته و با او کار کرده‌اند...]

00:17:13.241 --> 00:17:16.035
[از مشارکت در اين فيلم، به دلايل نگراني
از مشکلات حقوقي سر باز زدند]

00:17:16.035 --> 00:17:18.621
خيلي‌خب. پنج، چهار...

00:17:19.455 --> 00:17:23.292
اين قلم‌موي قدرتمند رو
به اين مرد قدرتمند، باب ميدم

00:17:23.376 --> 00:17:24.585
خيلي ممنون، بيل
[سال 1982]

00:17:24.669 --> 00:17:27.130
نامه‌هاي زيادي دريافت کرديم
که ازمون خواستن اينجا کلاس بذاريم...

00:17:27.213 --> 00:17:29.090
واسه همين تصميم گرفتيم يه کلاس
اينجا برگزار کنيم

00:17:29.173 --> 00:17:31.509
و توي آينده‌ي نزديک يه کلاس راه مي‌اندازيم

00:17:31.592 --> 00:17:33.928
چندتا نقاش قدرتمند مي‌سازيم

00:17:34.512 --> 00:17:35.721
پدر و مادرم تصميم گرفتن...

00:17:35.763 --> 00:17:37.723
يه تبليغ کوچيک درست کنن
[صداي جون کوالسکي]

00:17:37.807 --> 00:17:40.268
و موقعي که باب داشت نقاشي مي‌کرد...

00:17:40.351 --> 00:17:42.979
مدير شبکه اومد و گفت...

00:17:43.062 --> 00:17:48.109
"کاري که اون يارو داره مي‌کنه بي‌نظيره.
بياييد يه برنامه باهاش بسازيم"

00:17:49.652 --> 00:17:52.321
با دونستن اينکه
بيل الکساندر با برنامه‌هاش تونست...

00:17:52.405 --> 00:17:53.531
به چه چيزايي دست پيدا کنه...

00:17:53.614 --> 00:17:56.159
کوالسکي‌ها فکر کردن اين مي‌تونه راهي...

00:17:56.242 --> 00:17:58.911
براي خلق يه مخاطب جديد‌تر باشه

00:17:58.995 --> 00:18:03.583
که به موقع مردم رو به سمت
کلاس‌هاي نقاشي مي‌کشونه

00:18:04.083 --> 00:18:06.252
شروع خيلي ضعيفي بود...

00:18:06.252 --> 00:18:08.546
از لحاظ اقتصادي پايدار نبود...

00:18:08.629 --> 00:18:12.175
و بعد به جايي رسيد که
خيلي خيلي پايدار شد

00:18:12.675 --> 00:18:15.595
توي يه خونه‌ي قديمي بوديم
و توي پذيرايي فيلم‌برداري کرديم

00:18:15.678 --> 00:18:17.555
واسه همين پرده‌ي سياه انداختيم

00:18:17.555 --> 00:18:19.432
چون داشتيم شومينه و
اين چيزا رو مي‌پوشونديم

00:18:19.515 --> 00:18:21.893
و پريز برق توي آشپزخونه بود

00:18:22.518 --> 00:18:26.856
با يک رويا در درون قلبمون
و آوردنش روي بوم شروع مي‌کنيم

00:18:26.939 --> 00:18:29.942
و اينجاييم که بهتون ياد بديم
که شما هم بتونيد اين کارو کنيد

00:18:30.443 --> 00:18:33.487
پس بياييد انجامش بديم.
بياييد همينجا يه نقاشي بکشيم

00:18:33.988 --> 00:18:36.490
روزي سه‌تا قسمت ضبط مي‌کرد

00:18:37.074 --> 00:18:39.619
که واقعاً کار زيادي بود

00:18:40.119 --> 00:18:42.205
نقاشي کشيدن توي 28 دقيقه...

00:18:42.288 --> 00:18:46.209
و تکميل يه منظره‌ي کامل خودش
به اندازه‌ي کافي سخت بود

00:18:46.292 --> 00:18:48.169
ولي اين فقط شروعش بود

00:18:48.252 --> 00:18:51.297
همش اينطوري بود که:
"پالت رو اين طرفي کن"

00:18:51.380 --> 00:18:53.549
يا "فقط انقدر زمان داري"

00:18:53.633 --> 00:18:55.593
يا "اي واي. نقاشي نمونه..."

00:18:55.593 --> 00:18:57.762
"وسط کار از روي سه‌پايه افتاد"

00:18:57.845 --> 00:18:59.722
"نمي‌دونم چيکار کنم. افتاده رو زمين"

00:18:59.805 --> 00:19:01.390
و "از اينجا به بعد چيکار کنم؟"

00:19:01.474 --> 00:19:05.061
اين مخلوق شماست. هر کاري که بخوايد
مي‌تونيد اينجا انجام بديد

00:19:05.144 --> 00:19:06.771
ولي کارش بهتر شد

00:19:07.271 --> 00:19:09.857
هيجان‌زده شديد؟ آماده‌ايد باهامون
نقاشي کنيد؟

00:19:10.524 --> 00:19:11.651
از پسش برمياييد

00:19:15.321 --> 00:19:17.323
[استوديوي اصلي. شهر مونسي، اينديانا]

00:19:17.323 --> 00:19:19.283
اصلاً از اين زاويه اينجا رو يادم نمياد

00:19:19.367 --> 00:19:20.910
خيلي سال گذشته

00:19:21.494 --> 00:19:23.329
احتمالاً اينجا اولين جايي باشه...

00:19:23.371 --> 00:19:25.498
که فيلمبرداري کردن،
ولي جايي که من بودم...

00:19:25.581 --> 00:19:27.833
يه ذره با اين يکي فرق داشت

00:19:27.917 --> 00:19:28.751
عه، اونجا رو ببينيد

00:19:28.834 --> 00:19:32.255
آره. کلي چيزاي مربوط به
باب راس اينجا دارن

00:19:33.464 --> 00:19:35.299
اينجا فضاي کارگاه بود

00:19:35.383 --> 00:19:37.760
واسه همين مي‌خوايم مردم رو
دعوت کنيم بيان داخل و باب رو تجليل کنن

00:19:38.761 --> 00:19:41.013
خب، اين طرف يه ضربدر روي زمين داريم

00:19:41.097 --> 00:19:43.057
که تقريباً مطمئنيم سه‌پايه همينجا بوده

00:19:43.140 --> 00:19:44.642
مي‌دونيم چند بار توي اتاق...

00:19:44.642 --> 00:19:46.185
جابجا شده

00:19:46.269 --> 00:19:49.438
مردم مدام ميگن: "من نمي‌تونم
يه خط صاف هم بکشم"

00:19:49.522 --> 00:19:52.191
"باب، من استعدادشو ندارم که
کار تو رو انجام بدم"

00:19:52.692 --> 00:19:53.693
اين چرنده

00:19:54.193 --> 00:19:56.153
استعداد يه علاقه‌ي دنبال‌شده‌ست

00:19:56.904 --> 00:20:00.491
به عبارت ديگه، هر کاري که حاضر باشيد
تمرينش کنيد رو مي‌تونيد انجام بديد

00:20:00.992 --> 00:20:02.451
و اينم استثنا نيست

00:20:03.119 --> 00:20:06.080
فصل دوم برنامه عينکشو کنار گذاشت...

00:20:06.163 --> 00:20:08.749
و خيلي اطمينان داشت...

00:20:09.250 --> 00:20:12.586
که شايد حتي بهتر از اون چيزي
که تصور مي‌کرده پيش بره

00:20:13.087 --> 00:20:16.382
من از اول روي لذت نقاشي کار مي‌کردم
[سالي شنک. کارگردان لذت نقاشي]

00:20:16.465 --> 00:20:18.884
با خودم مي‌گفتم: "واي، حسابي خوش مي‌گذره"

00:20:18.968 --> 00:20:21.762
چون بخش موردعلاقه‌ي توليد
براي من همين بود. کارگرداني

00:20:21.846 --> 00:20:23.389
از دستور دادن به مردم خوشم مياد

00:20:24.890 --> 00:20:27.518
اولش يه نقاشي کنار دستش داشت

00:20:27.601 --> 00:20:30.187
واسه همين يه جورايي مي‌دونستيم
که قراره چه شکلي بشه

00:20:32.189 --> 00:20:33.691
ولي در نهايت اونو کنار گذاشت...

00:20:33.691 --> 00:20:35.401
و ذهني نقاشي مي‌کرد

00:20:35.484 --> 00:20:37.737
کم و بيش يه دقيقه ديگه وقت داريم

00:20:37.820 --> 00:20:40.448
ولي هر دفعه که بهش مي‌گفتم
دو دقيقه زمان مونده...

00:20:40.531 --> 00:20:42.950
مي‌گفت: "عه، وقتشه که يه
درخت گنده‌ي کهنسال بکشيم"

00:20:43.034 --> 00:20:45.161
و اينو بگم، تا همون آخرين قسمت...

00:20:45.244 --> 00:20:49.582
هميشه استرس مي‌گرفتم. چون مطمئن نبودم
از پسش برمياد يا نه

00:20:50.166 --> 00:20:52.793
خيلي‌خب، آماده‌ايد؟ حالا وقت
آزمون بزرگ شجاعتتونه

00:20:53.294 --> 00:20:54.295
درست همينجا

00:20:56.839 --> 00:21:00.468
ولي همين باحالش مي‌کنه.
شجاع باشيد. شانستونو امتحان کنيد

00:21:00.968 --> 00:21:03.054
خيلي‌خب. وقت آزمون شجاعته

00:21:07.141 --> 00:21:09.060
ولي بايد يه درخت بزرگ هم
اينجا باشه

00:21:09.143 --> 00:21:12.063
و وارد کردن اين درخت دوتا کار مي‌کنه

00:21:12.146 --> 00:21:15.191
اوليش اينه که کارگردانمو ديوونه مي‌کنه

00:21:15.691 --> 00:21:17.777
ولي دوميش اينه که همه‌چيو
به عقب هل ميده

00:21:17.860 --> 00:21:20.029
پرسپکتيو خيلي بيشتري ايجاد مي‌کنه

00:21:20.529 --> 00:21:22.198
انگار مثل جادو بود

00:21:24.283 --> 00:21:26.786
با باب راس وقتي که
يه چيزي درست از آب درنمياد...

00:21:26.869 --> 00:21:29.622
اکثر وقتا، کاري رو مي‌کنه
که يه معلم خوب مي‌کنه

00:21:30.456 --> 00:21:32.083
با آرامش باهاش برخورد مي‌کنه

00:21:32.833 --> 00:21:35.044
قدم بعديت اصلاح اشتباهه

00:21:36.587 --> 00:21:38.339
سلام. خوشحالم که امروز تونستيد
به من ملحق بشيد

00:21:38.422 --> 00:21:40.591
يه جورايي موقعي که داشتم الکي
رنگ‌بازي مي‌کردم مچمو گرفتيد

00:21:40.674 --> 00:21:42.176
نامه‌هاي زيادي از سرتاسر کشور...

00:21:42.218 --> 00:21:44.220
به دستم مي‌رسه که نوشته...

00:21:44.303 --> 00:21:46.639
"باب، اگه وسط يه نقاشي باشم
و تصميم بگيرم..."

00:21:46.722 --> 00:21:47.848
"که ازش خوشم نمياد چيکار کنم؟"

00:21:47.932 --> 00:21:49.517
اينو بارها و بارها گفتم

00:21:49.600 --> 00:21:52.269
"ما مرتکب اشتباه نميشيم.
فقط حوادث شاد داريم"

00:21:53.854 --> 00:21:55.398
و اون به اين باور غلبه پيدا کرد...

00:21:55.481 --> 00:21:58.109
که بايد استعداد داشته باشي
و باهاش زاده شده باشي...

00:21:58.192 --> 00:21:59.985
خود خدا بهت برکت داده باشه...
[والت کوالسکي]

00:22:00.653 --> 00:22:03.155
که بتوني نقاشي بکشي،
و اين مطلقاً اشتباهه

00:22:04.698 --> 00:22:07.743
اون اعتقاد داشت که همه مي‌تونن خلق کنن

00:22:07.827 --> 00:22:10.704
مي‌دونيد، اخيراً توي يه فروشگاه
يه نمايشگاه برگزار کرده بودم...

00:22:10.788 --> 00:22:12.665
و يه آقايي اومد پيشم و گفت...

00:22:12.748 --> 00:22:15.835
"باب، من هرگز نمي‌تونم نقاشي کنم.
چون کوررنگي دارم"

00:22:15.918 --> 00:22:18.045
"فقط طيف خاکستري رو مي‌تونم ببينم"

00:22:18.129 --> 00:22:20.297
واسه همين گفتم امروز
با خاکستري يه نقاشي بکشيم...

00:22:20.339 --> 00:22:22.383
تا ببينيد که هر کسي مي‌تونه نقاشي بکشه

00:22:23.426 --> 00:22:27.638
واقعاً از عمق وجود حسش کرد
که باعث شد اين کارو بکنه

00:22:28.472 --> 00:22:30.766
نمي‌دونستيد که انقدر قدرت داريد، مگه نه؟

00:22:31.350 --> 00:22:33.185
واقعاً مي‌تونيد از پسش بربياييد

00:22:33.936 --> 00:22:37.189
مي‌تونيد کوه‌ها و درختان و
رودخانه‌هاي پرخروش رو جابجا کنيد

00:22:37.773 --> 00:22:40.359
با يه مقدار رنگ سياه شب شروع مي‌کنيم

00:22:40.443 --> 00:22:43.070
شايد توي دنياي ما يه ابر کوچولوي شاد...

00:22:43.154 --> 00:22:44.405
اين بالا زندگي مي‌کنه

00:22:44.488 --> 00:22:47.783
لعنتي، وقتي بچه بوديم،
من و داداشم جيم...

00:22:47.867 --> 00:22:50.786
هميشه توي دشت دراز مي‌کشيديم و...
[باب راس و جيمي کاکس، برادر ناتني باب]

00:22:50.870 --> 00:22:54.248
به ابرا نگاه مي‌کرديم و کلي اَشکال
عجيب و غريب توش مي‌ديديم

00:22:54.331 --> 00:22:56.959
شرط مي‌بندم شما هم اين کارو کرديد.
چه اقرار کنيد چه نکنيد

00:22:57.793 --> 00:23:03.841
اون باب که توي تلويزيون مي‌بينيد
تقريباً خيلي به رفتار واقعيش نزديکه

00:23:03.924 --> 00:23:07.720
راجع طبيعت و همه‌چي درواقع

00:23:07.803 --> 00:23:10.890
امروز چندتا مهمون دارم که مي‌خوام
به شما معرفي کنم

00:23:11.015 --> 00:23:12.808
اينا دوتا جوجه سينه‌سرخ کوچولوئن

00:23:12.808 --> 00:23:15.019
و عوضيا خيلي هم بامزه‌ان

00:23:15.102 --> 00:23:17.480
سلام، عه مي‌خواي چيکار کني؟

00:23:17.563 --> 00:23:19.482
اون عاشق طبيعت بود

00:23:22.610 --> 00:23:25.821
يه قايق داشت و باهاش مي‌رفت توي درياچه

00:23:26.947 --> 00:23:28.449
چندتايي ماهي مي‌گرفت...

00:23:28.532 --> 00:23:31.118
ولي هميشه ماهيا رو برمي‌گردوند توي آب

00:23:31.202 --> 00:23:33.496
هيچ کدوم از اون ماهيا رو نگه نمي‌داشت

00:23:36.123 --> 00:23:38.167
هميشه مي‌گفت شکارشو با دوربين انجام ميده

00:23:40.711 --> 00:23:42.922
ايشون پيپاد‌ـه. پيپاد، سنجاب جيبي

00:23:43.005 --> 00:23:46.550
از يه درخت افتاد و يه خانم
خيلي مهربون آوردش واسه من...

00:23:46.634 --> 00:23:48.219
و خواست ببينه مراقبش مي‌مونم...

00:23:48.219 --> 00:23:50.095
تا انقدر بزرگ بشه که بشه آزادش کرد يا نه

00:23:50.804 --> 00:23:53.057
مي‌دوني، اگه يه حيوون زخمي مي‌ديد...

00:23:53.140 --> 00:23:55.643
هر کاري مي‌تونست مي‌کرد که کمکش بده

00:23:56.185 --> 00:23:58.812
يه چيزي که حين سفر
در سرتاسر کشور...

00:23:58.896 --> 00:24:01.190
و برگزاري کلاس و نمايشگاه
متوجه شدم اينه که...

00:24:02.316 --> 00:24:04.026
فقط آدماي خوب نقاشي مي‌کشن

00:24:04.818 --> 00:24:08.030
همه‌ي نقاشايي که باهاشون
آشنا شدم آدماي فوق‌العاده‌اي هستن

00:24:08.614 --> 00:24:11.784
بعد از شروع برنامه، توي کلاسا
جاي سوزن انداختن نبود

00:24:13.661 --> 00:24:17.289
چون عده‌ي زيادي بودن که
مي‌خواستن ياد بگيرن

00:24:17.873 --> 00:24:20.376
واسه همين تصميم گرفت
معلم نقاشي آموزش بده

00:24:21.752 --> 00:24:24.296
مي‌بينم که اکثرتون از قبل انجامش داديد

00:24:24.380 --> 00:24:27.091
همون لايه‌ي نازک رنگ سفيد مايع
روي بوم نقاشي‌تون

00:24:28.592 --> 00:24:31.512
انقدر برنامه‌هاي باب رو نگاه کرديد
که از قبل اينو مي‌دونيد

00:24:32.721 --> 00:24:35.516
امروز مايه‌ي افتخار و خوشحاليمه...

00:24:35.599 --> 00:24:36.809
که به شما يکي از...

00:24:36.892 --> 00:24:38.811
بهترين معلم‌هاي کشور رو معرفي کنم

00:24:38.852 --> 00:24:40.521
که از دوستان صميمي خودمم هست

00:24:40.604 --> 00:24:43.065
اين شما و اين آقاي دينا جستر

00:24:43.148 --> 00:24:44.567
دينا در سرتاسر کشور سفر مي‌کنه...

00:24:44.650 --> 00:24:46.485
و رسماً به هزاران نفر...

00:24:46.569 --> 00:24:48.195
لذت نقاشي رو آموزش ميده

00:24:48.946 --> 00:24:50.322
ما سرچشمه‌ي...

00:24:50.406 --> 00:24:52.741
- منظورم اينه که از همون اول بوديم
- ما از روز اول بوديم

00:24:54.660 --> 00:24:58.914
پسرم استيو، نقاش معرکه‌ايه و...

00:24:59.456 --> 00:25:02.042
خيلي جوونه و خيلي بابت
اين کار هيجان‌زده ميشه

00:25:02.126 --> 00:25:06.297
ديدن هيجان‌زده شدن جوون‌ها
بابت يه چيزي خيلي خوبه

00:25:06.380 --> 00:25:07.840
استيو رو به سرتاسر کشور مي‌فرستيم

00:25:07.923 --> 00:25:10.801
و اون به صدها نفر لذت نقاشي رو
آموزش ميده

00:25:10.884 --> 00:25:13.178
بزنيدش توي رنگ

00:25:15.681 --> 00:25:17.224
بعد مي‌دوني...

00:25:17.224 --> 00:25:19.226
اين بخشاي کوچيک اين بين...

00:25:19.310 --> 00:25:22.062
که تاريکن رو ميشه آروم قلم‌مو زد

00:25:22.146 --> 00:25:27.401
باب عاشق هيجان ديدن لبخند
يه شاگرد جديد...

00:25:27.901 --> 00:25:30.779
از يه نقاشي جديد و تازه‌ي زيبا بود

00:25:32.948 --> 00:25:35.868
باب انقدر خوشحالشون مي‌کرد که
باورنکردني بود

00:25:38.203 --> 00:25:41.332
انگار مي‌گفتن: "واي پسر. من اينو کشيدم؟
اين در توانم نبود"

00:25:42.333 --> 00:25:43.459
"چرا کار خودت بود"

00:25:44.793 --> 00:25:47.046
در کنار نقاشي اتفاقات زيادي مي‌افته...

00:25:47.046 --> 00:25:49.131
و به نظرم مردم از اين موضوع
اطلاع دارن...

00:25:49.214 --> 00:25:50.758
و ازش لذت مي‌برن

00:25:52.051 --> 00:25:56.680
جدا از موفقيت راس،
اون کاملاً منحصر به فرد نبود

00:25:57.765 --> 00:26:02.353
اوايل دهه‌ي هشتاد، هنرمندان ديگه‌اي هم
بودن که توي تلويزيون آموزش نقاشي مي‌دادن

00:26:04.730 --> 00:26:07.650
ما سال 83 کارمونو توي تلويزيون شروع کرديم

00:26:07.733 --> 00:26:10.027
همزمان با باب راس

00:26:10.819 --> 00:26:14.365
راس کار خودشو مي‌کرد، طبيعت مي‌کشيد

00:26:14.990 --> 00:26:16.909
و ما گل مي‌کشيديم

00:26:17.993 --> 00:26:20.954
باب مي‌گفت: "من آدم کشيدن کوه و درختم"

00:26:21.955 --> 00:26:23.040
همچنين مي‌گفت...

00:26:23.123 --> 00:26:25.876
"اگه مي‌خوايد ياد بگيريد چطوري
گل بکشيد، بريد سراغ جنکينزها"

00:26:28.170 --> 00:26:30.673
توي نمايشگاه‌ها، من و باب...

00:26:30.714 --> 00:26:33.050
زياد با هم شام خورديم

00:26:34.885 --> 00:26:37.012
و بعد از شام...

00:26:37.096 --> 00:26:42.226
مي‌رفتيم مي‌چرخيديم ببينيم
کيو از همه بيشتر مي‌شناسن

00:26:43.394 --> 00:26:45.479
البته باب هميشه برنده ميشد

00:26:50.317 --> 00:26:53.696
برام بگو باب خارج از قاب دوربين چطوري بود

00:26:53.779 --> 00:26:55.114
آره، خيلي باحال بود

00:26:55.614 --> 00:26:57.616
خب مي‌خوام يه راز کوچولو رو
باهاتون درميون بذارم

00:26:57.700 --> 00:26:59.493
گاهي وقتا تند ميشد

00:26:59.576 --> 00:27:02.287
درست قبل از فيلمبرداري
جوکاي تند و خشن مي‌گفت

00:27:02.371 --> 00:27:04.748
فکر کنم واسه اينکه يه مقدار
يخمون آب بشه

00:27:04.790 --> 00:27:06.917
ولي آره، درست عين وقتي بود
که جلوي دوربينه

00:27:07.000 --> 00:27:12.673
بامزه بود و جذبه‌اي داشت که
مثلشو تا حالا نديده بوديد

00:27:14.967 --> 00:27:18.220
بيشتر توي زندگي پرانرژي بود...

00:27:18.721 --> 00:27:21.348
و واقعاً عاشق ماشيناي سريع بود

00:27:21.974 --> 00:27:25.352
توي اين رقابت هيچ ماشيني
در حد اين ماشين نيست

00:27:25.853 --> 00:27:29.231
کوروت شورلت بي‌همتا

00:27:29.732 --> 00:27:31.817
يه استينگري 69 داشت...

00:27:31.900 --> 00:27:34.570
فايبرگلاس تماماً دستي قالب‌ريزي‌شده

00:27:35.320 --> 00:27:38.449
موتور 350 درجه يک

00:27:38.949 --> 00:27:42.411
يه روز منو سوار کوروت کرد.
گفتم چيکار مي‌کني؟

00:27:42.494 --> 00:27:44.705
گفت: "مي‌خوام ببرمت به يه
گردش هيجان‌انگيز، رفيق"

00:27:50.169 --> 00:27:54.006
اينطوري نبود که بخواد کسي رو بترسونه.
دوست داشت همه رو هيجان‌زده کنه

00:27:54.089 --> 00:27:55.841
آره، واقعاً تو نخ اين کار بود

00:28:02.139 --> 00:28:06.769
کوالسکي‌ها حواسشون به
جوانب تجاري تشکيلات بود

00:28:06.852 --> 00:28:10.063
و باب رو توي کاري که بيشتر از همه
استعداد داشت آزاد گذاشتن

00:28:10.147 --> 00:28:12.024
يعني ارتباط با آدما

00:28:14.401 --> 00:28:17.237
همه سعي مي‌کردن کار کنن و
به وظيفه‌شون عمل کنن

00:28:18.489 --> 00:28:21.825
جين، خيلي باهوش بود، مي‌دوني...

00:28:21.909 --> 00:28:24.870
و توي کار مديريتي هم فوق‌العاده بود

00:28:26.371 --> 00:28:28.540
بهم ياد داد که اگه مي‌خواي يه کاري رو...

00:28:28.540 --> 00:28:31.335
انجام بدي، درست انجامش بده.
نصفه و نيمه انجامش نده

00:28:33.170 --> 00:28:35.088
و با والت و آنت...

00:28:35.172 --> 00:28:38.759
دوتا خانواده واقعاً اوضاع خوبي بينشون بود

00:28:39.384 --> 00:28:43.889
تو طول پنج سال، به نظر همه‌چي
خيلي خوب بود

00:28:46.058 --> 00:28:49.686
لذت و عشقش فضا رو روشن مي‌کرد

00:28:50.354 --> 00:28:51.688
يادم مياد طوري رفتار مي‌کرد...

00:28:51.730 --> 00:28:53.690
که حس کنم عضو خانواده‌شم
[آندرا باکستر]

00:28:53.774 --> 00:28:56.652
هر روز صبح که واسه برنامه مي‌اومد...

00:28:56.735 --> 00:29:01.406
با يه فنجون قهوه مي‌اومد دفتر من
و جوک تعريف مي‌کرد...

00:29:01.490 --> 00:29:03.534
و دستشو مي‌انداخت گردنمون...

00:29:03.617 --> 00:29:07.496
و مثل يه برادر بزرگ‌تر اذيتمون مي‌کرد

00:29:09.748 --> 00:29:11.834
قلبش از جنس طلا بود

00:29:13.085 --> 00:29:15.879
ولي يه شومن هم بود

00:29:16.588 --> 00:29:19.883
قلم محوکن نرممونو برمي‌داريم...

00:29:20.467 --> 00:29:22.511
قلم کوچيک خيلي نرم

00:29:22.594 --> 00:29:25.806
و يه مقدار رنگا رو محو مي‌کنيم

00:29:26.348 --> 00:29:27.975
آروم، آروم، آروم

00:29:28.559 --> 00:29:29.685
خيلي کم لمسش مي‌کنيم

00:29:30.185 --> 00:29:32.521
فقط يه ذره بوم رو نوازش ميديم

00:29:33.522 --> 00:29:34.690
همينه

00:29:35.691 --> 00:29:38.735
ازش پرسيدم: "چرا توي تلويزيون
اين مدلي حرف مي‌زني؟"

00:29:38.819 --> 00:29:41.405
اونم گفت: "خب مي‌دوني..."

00:29:41.446 --> 00:29:44.157
"بيل الکساندر هميشه يه جورايي خشن بود"

00:29:44.241 --> 00:29:46.326
مي‌دونيد، رنگاي ديگه رو...

00:29:46.326 --> 00:29:48.495
توي قلمم واسه ابرا استفاده مي‌کنم

00:29:48.579 --> 00:29:53.083
همين الانم رنگ زردش زياده. واسه همين
دوست دارم يه تغييري ايجاد کنم

00:29:53.166 --> 00:29:55.294
مي‌دوني، صداش خشن بود

00:29:55.377 --> 00:29:58.171
خيلي سرحال و پرانرژي بود

00:29:58.255 --> 00:29:59.590
بعد پدرم گفت...

00:29:59.673 --> 00:30:03.677
"خب به نظرم مياد که
اکثر مخاطبامون خانومن"

00:30:03.760 --> 00:30:06.179
"مخاطباي خانم زيادي داريم"

00:30:06.263 --> 00:30:09.141
"واسه همين سعي مي‌کنم آروم حرف بزنم"

00:30:09.641 --> 00:30:11.435
به عبارت ديگه، سعي مي‌کرد دقيقاً...

00:30:11.518 --> 00:30:16.106
نقطه‌ي مقابل بيل الکساندر رو بسازه

00:30:16.815 --> 00:30:18.734
برش داريد و بلندش کنيد

00:30:18.817 --> 00:30:21.612
پفش کنيد. باهاش ور بريد. بکشيدش

00:30:22.237 --> 00:30:23.947
همينه

00:30:24.948 --> 00:30:26.199
باهاش زندگي کنيد

00:30:26.283 --> 00:30:29.328
خيلي آروم. خيلي آروم

00:30:30.454 --> 00:30:33.373
البته اينکه اسم برنامه‌شو
گذاشته بود لذت نقاشي...

00:30:33.457 --> 00:30:34.875
تصادفي نبود

00:30:34.958 --> 00:30:38.712
چون اين ريشه در سنت چيزاي آموزشي...

00:30:38.795 --> 00:30:40.422
توي اوايل دهه‌ي هفتاد داره

00:30:40.505 --> 00:30:42.215
لذت آشپزي هست

00:30:42.299 --> 00:30:42.341
بعد لذت رابطه

00:30:56.604 --> 00:30:58.647
تظاهر مي‌کنه که داره با يه زن...

00:30:58.689 --> 00:31:00.649
توي تخت صحبت مي‌کنه
[صداي آنت کوالسکي]

00:31:02.318 --> 00:31:04.570
حقيقت داره. براي اين کار
تمرين کرده

00:31:04.654 --> 00:31:06.864
تلاش مي‌کرد يه ذره جذاب باشه

00:31:06.948 --> 00:31:09.534
موقع فيلمبرداري فقط با يه نفر
صحبت مي‌کنم

00:31:09.617 --> 00:31:12.245
و واقعاً ديوونه‌ي اون فردم

00:31:12.328 --> 00:31:14.121
يه موقعيت دونفره‌ست

00:31:14.205 --> 00:31:15.873
و به نظرم مردم متوجه ميشن...

00:31:15.957 --> 00:31:18.668
و واقعاً حس مي‌کنن که منو مي‌شناسن
و منم حس مي‌کنم مي‌شناسمشون

00:31:19.669 --> 00:31:21.003
خيلي کم بوم رو لمس کنيد

00:31:21.504 --> 00:31:22.964
فقط نوازشش کنيد

00:31:23.464 --> 00:31:25.299
خراشش بديد. نوازشش کنيد

00:31:25.383 --> 00:31:27.093
اضافاتشو پاک مي‌کنيم

00:31:29.595 --> 00:31:31.806
و شيطان رو از تنش بکشيد بيرون

00:31:31.889 --> 00:31:34.767
در ضمن اگر سوالي داريد
که توي برنامه جواب نداديم...

00:31:34.851 --> 00:31:35.726
برامون بنويسيد

00:31:35.810 --> 00:31:37.854
خوشحال ميشيم که تا حد امکان...

00:31:37.854 --> 00:31:39.689
به تمام سوالاتتون پاسخ بديم

00:31:39.772 --> 00:31:41.399
تا جايي که خيلي شخصي نباشه

00:31:41.482 --> 00:31:42.817
بذاريد ببينيم. اينجا...

00:31:42.900 --> 00:31:44.944
عه. اينو که نميشه توي تلويزيون خوند

00:31:44.986 --> 00:31:47.154
اينو مي‌ذاريم کنار و ادامه ميديم

00:31:48.155 --> 00:31:50.491
باب يه نمايش نقاشي برگزار کرده بود

00:31:50.575 --> 00:31:52.618
بعد از اينکه نقاشيش تموم شد گفت...

00:31:52.702 --> 00:31:54.328
"استيو، دينا، بياييد اينجا"

00:31:54.412 --> 00:31:55.913
"بايد ازم محافظت کنيد"

00:31:55.913 --> 00:31:57.665
"اين خانوما همه امضامو مي‌خوان
و افتادن دنبالم"

00:31:57.748 --> 00:31:59.500
"مي‌خوام برم دستشويي"

00:31:59.500 --> 00:32:01.085
داشتن پيراهنشو از تنش پاره مي‌کردن

00:32:01.168 --> 00:32:02.169
ديوونه‌کننده بود

00:32:02.253 --> 00:32:04.881
حتي سعي مي‌کردن موي سينه‌شو بِکنن

00:32:25.234 --> 00:32:28.529
آنت، پاک شيفته‌ي باب شد

00:32:28.612 --> 00:32:32.991
گردهمايي باب راس توي ديتونا رو يادمه

00:32:33.075 --> 00:32:36.703
همه مي‌خواستن با باب عکس بگيرن

00:32:36.787 --> 00:32:36.829
آنت به رابطه‌اي که باب...

00:32:36.829 --> 00:32:38.247
يه مقدار بگو تصورت راجع به...

00:32:38.330 --> 00:32:41.375
رابطه‌ي باب و آنت چي بود

00:33:14.117 --> 00:33:16.286
نمي‌دونم. تا اين حد بود؟

00:33:18.663 --> 00:33:20.665
واقعاً باب و آنت چيز خاصي بينشون بود؟

00:33:21.374 --> 00:33:23.418
همه هميشه اين سوالو مي‌پرسن

00:33:24.627 --> 00:33:25.670
و جوابش اينه که...

00:33:27.338 --> 00:33:28.631
شايد استيو بدونه

00:33:36.597 --> 00:33:41.477
آنت و پدرم با همديگه
رابطه‌ي مخفيانه داشتن. آره

00:33:42.520 --> 00:33:46.149
دهه‌ي هشتاد که مي‌رفتيم نمايشگاه‌ها...

00:33:46.232 --> 00:33:47.817
مي‌رفتيم دنبالشون که بريم شام بخوريم...

00:33:47.900 --> 00:33:50.862
و جفتشون از يه اتاق مي‌اومدن بيرون
و از اين داستانا

00:33:51.696 --> 00:33:54.490
مي‌دونستيم که يه اتفاقاتي در جريانه

00:33:55.325 --> 00:33:57.201
فکر کنم مربوط به دهه‌ي هفتاد بود

00:33:57.285 --> 00:33:59.704
نه، دهه‌ي هشتاد بود عزيزم.
تا قبل از سال هشتاد با وبر نبوديم

00:33:59.787 --> 00:34:02.999
اينطوري بود که...
همه با همديگه رابطه داشتن

00:34:03.082 --> 00:34:05.126
- آره، حالا نگو. برگرديم به همون...
- صحيح؟

00:34:05.209 --> 00:34:08.546
مي‌دوني، مي‌تونيد اينو حذف کنيد.
ولي خب اينطوري بود

00:34:10.590 --> 00:34:13.259
يادمه که شب کريسمس بود

00:34:13.760 --> 00:34:16.596
صداي جروبحث از اتاق خواب شنيدم

00:34:17.096 --> 00:34:19.557
جين داشت ازش مي‌پرسيد که...

00:34:20.350 --> 00:34:23.227
آيا با اون زن رابطه‌اي داري؟

00:34:24.395 --> 00:34:25.980
حقيقت برملا شد

00:34:37.950 --> 00:34:40.453
باب و جين موضوع رو حل کردن

00:34:42.038 --> 00:34:46.584
ولي بين همه يه شکاف ايجاد شد

00:34:52.840 --> 00:34:54.467
چند ماه بعد...

00:34:55.760 --> 00:35:00.264
داشتم از راهرو رد مي‌شدم،
آنت توي دستشويي بود...

00:35:01.974 --> 00:35:04.394
داشتم رد مي‌شدم، در باز بود

00:35:04.477 --> 00:35:07.897
و توي تاريکي روي توالت نشسته بود

00:35:08.981 --> 00:35:10.983
يه سيگار روي لبش بود...

00:35:11.067 --> 00:35:15.279
و فکر کنم دوتا ته‌سيگار هم
توي زيرسيگاري داشتن دود مي‌کردن

00:35:16.739 --> 00:35:18.324
بهم گفت: "استيو"

00:35:19.450 --> 00:35:21.911
"تو تنها کسي هستي که منو دوست داره"

00:35:26.874 --> 00:35:28.626
منم اينطوري بودم که: "واي"

00:35:29.419 --> 00:35:30.503
آره

00:35:35.007 --> 00:35:37.760
يه درگيري شروع شد

00:35:41.305 --> 00:35:45.017
اولين بار که آنت کوالسکي رو ديدم
به نظر مي‌اومد دوستاي صميمي باشن

00:35:45.101 --> 00:35:47.478
ولي در نهايت، اون ديگه نيومد

00:35:47.562 --> 00:35:51.107
واسه همين نمي‌دونم اين آغازي...

00:35:51.190 --> 00:35:52.733
بر پايان رابطه‌شون بود يا نه

00:35:52.817 --> 00:35:55.611
فقط مي‌تونم بگم که خيليامون
خيالمون راحت شد

00:35:55.695 --> 00:35:58.906
اصلاً وقتي اون بود آروم نداشتم

00:35:59.115 --> 00:36:04.454
و ارتباط با باب بدون هيچ واسطه‌اي
خيلي راحت‌تر بود

00:36:10.376 --> 00:36:13.671
سلام. امروز يه جور سالگرد براي ماست

00:36:13.754 --> 00:36:17.633
با اين نقاشي، 100 قسمت
لذت نقاشي تا الان ضبط کرديم

00:36:17.717 --> 00:36:18.885
فوق‌العاده نيست؟

00:36:19.635 --> 00:36:22.805
مي‌خوام خوش‌آمد بگم که
به دهمين فصل...

00:36:22.889 --> 00:36:24.348
- دوازدهمين فصل...
- سيزدهمين فصل...

00:36:24.432 --> 00:36:25.892
- پانزدهمين فصل...
- هفدهمين فصل...

00:36:25.975 --> 00:36:27.935
هجدهمين فصل لذت نقاشي اومديد

00:36:28.686 --> 00:36:30.313
با کامل شدن اين فصل...

00:36:30.396 --> 00:36:33.608
بيش از 230 قسمت
لذت نقاشي وجود خواهد داشت

00:36:34.650 --> 00:36:37.737
ام‌تي‌وي. همه‌اش فقط کلي
ابر سفيد پف‌پفيه

00:36:39.113 --> 00:36:41.324
مهمون بعدي من در ده سال اخير...

00:36:41.324 --> 00:36:43.409
در برنامه‌ي خودش جادوي خودشو خلق مي‌کرده...

00:36:43.493 --> 00:36:46.162
برنامه‌ي لذت نقاشي که خودم
هميشه‌ي خدا نگاهش مي‌کنم

00:36:46.245 --> 00:36:48.080
اون نويسنده‌ي چندين کتاب
با موضوع نقاشيه

00:36:48.164 --> 00:36:50.791
اسم آخرين کتابش اينه.
"بهترين‌هاي لذت نقاشي"

00:36:50.875 --> 00:36:54.337
لطفاً خوش‌آمد بگيد به
آموزگار نقاشي محبوب آمريکا، باب راس

00:36:55.588 --> 00:36:58.257
- سلام باب. خوشحالم که به برنامه‌مون اومدي
- خيلي خيلي ممنون

00:36:58.341 --> 00:36:59.634
چطور پيدات کردن؟

00:36:59.717 --> 00:37:02.678
مي‌خواستيم يه برنامه‌ي نقاشي بسازيم،
رفتيم شبکه‌ي پي‌بي‌اس...

00:37:02.762 --> 00:37:05.473
و قبول کردن يکي بسازيم
و بعد ادامه داديم

00:37:06.307 --> 00:37:09.602
اکثر آدما بلد نيستن نقاشي کنن،
با اين حال من خودم حيرت مي‌کنم

00:37:09.685 --> 00:37:11.270
مي‌نشينم نقاشياتو نگاه مي‌کنم

00:37:11.354 --> 00:37:14.273
به نظرم به خاطر اينه که اين جادو
واقعاً در سي دقيقه اتفاق مي‌افته

00:37:14.357 --> 00:37:15.816
برنامه هيچ تدويني نداره

00:37:15.816 --> 00:37:17.318
واقعاً همين اتفاق مي‌افته

00:37:17.401 --> 00:37:19.779
حسي که مردم دارن اينه که
وقتي به تو نگاه مي‌کنن...

00:37:19.862 --> 00:37:22.657
واقعاً مي‌تونن ياد بگيرن چطوري
خودشون نقاشي کنن

00:37:22.740 --> 00:37:24.158
واقعاً مي‌تونن

00:37:24.158 --> 00:37:26.118
الان روزي 200 تا 300 نامه
از مردم سرتاسر آمريکا...

00:37:26.244 --> 00:37:29.247
و کشورهاي خارجي به دستمون مي‌رسه

00:37:29.330 --> 00:37:30.414
و اين کارو دارن مي‌کنن

00:37:30.498 --> 00:37:33.668
يه خانومي بود که 93 سالش بود
و اولين کلاسشو با ما برداشته بود

00:37:34.168 --> 00:37:36.504
وقتي 94 سالش بود يه نامه ازش
به دستم رسيد

00:37:36.587 --> 00:37:38.172
گفت همين تازگي يه برنامه‌ي نقاشي...

00:37:38.172 --> 00:37:40.299
تک‌نفره راه انداخته و يه کار
کاملاً جديد رو شروع کرده

00:37:48.015 --> 00:37:50.017
[سال 1991]

00:37:50.017 --> 00:37:53.563
کاري کرد به نظر آسون بياد.
چند دقيقه زمان برد و حالا تموم شد

00:37:53.646 --> 00:37:55.606
به نظرت مي‌توني به هر کسي نقاشي ياد بدي؟

00:37:55.690 --> 00:37:57.775
ببين، اگه بتونم کاري کنم که
پالت رنگ رو برداريد...

00:37:57.858 --> 00:38:00.027
و به يه جهت وارد رنگ تيره کنيدش...

00:38:01.153 --> 00:38:02.446
نازک بکش

00:38:03.322 --> 00:38:06.117
تنها کاري که مي‌کني اينه که
يه ذره فشارش ميدي

00:38:07.451 --> 00:38:08.619
خوبه

00:38:08.703 --> 00:38:09.537
خيلي خوبه

00:38:09.620 --> 00:38:12.498
- باب، اينجا رو باش
- عاليه. کارت بي‌نظيره

00:38:12.498 --> 00:38:14.917
ببين دارم چيکار مي‌کنم.
دارم نقاشي مي‌کشم

00:38:15.001 --> 00:38:17.044
خيلي‌خب

00:38:22.341 --> 00:38:25.678
اخيراً فرصت سفر به شهر نيويورک رو داشتم

00:38:25.761 --> 00:38:28.055
اونجا يه چيزي دارن به اسم
روز کودکان توي پارک

00:38:28.139 --> 00:38:29.932
و ما هم دعوت شديم بريم...

00:38:30.016 --> 00:38:34.228
و مشارکت کنيم و تمام آدماي
فوق‌العاده‌ي نيويورک رو ببينيم

00:38:38.274 --> 00:38:42.069
اون موقع دوازده سالم بود و شنيده بودم...

00:38:42.153 --> 00:38:44.655
که باب راس قراره بياد سنترال پارک

00:38:44.739 --> 00:38:47.074
سوار يه قطار شديم و رفتيم منهتن

00:38:47.825 --> 00:38:49.160
اصلاً نمي‌دونستيم کجاست

00:38:49.243 --> 00:38:52.038
فقط دنبال جمعيت اطراف سنترال پارک رفتيم

00:38:52.038 --> 00:38:54.582
نقاشي‌هايي که با خودمون آورده بوديم رو
با خودمون جابجا مي‌کرديم

00:38:54.874 --> 00:38:58.544
مردم از همه‌جا اومدن که نقاشياشونو
بيارن و بهمون نشون بدن...

00:38:58.628 --> 00:39:01.255
و يه روز با ما بگذرونن که فوق‌العاده بود

00:39:01.339 --> 00:39:03.382
کاملاً فوق‌العاده بود

00:39:07.762 --> 00:39:10.097
اومد پيشم منو ديد

00:39:10.181 --> 00:39:11.766
چندتا از کارامو نشونش دادم

00:39:12.975 --> 00:39:15.728
پشت نقاشيمو امضا کرد

00:39:17.647 --> 00:39:19.357
وقتي که باب راس رو ديدم، دقيقاً...

00:39:19.398 --> 00:39:20.983
همون چيزايي بود که تصور مي‌کنيد

00:39:26.405 --> 00:39:28.532
سنترال پارک چشم منو باز کرد

00:39:30.618 --> 00:39:33.245
و با خودم گفتم: "واي. اين يارو
واقعاً محبوبه"

00:39:34.497 --> 00:39:37.333
باورم نميشد که چند نفر
باب راس رو مي‌شناختن

00:39:37.833 --> 00:39:40.878
و هيچکس هرگز فکر نمي‌کرد اون معروف باشه

00:39:42.338 --> 00:39:45.174
بي‌خيال. اين همونه که نقاشي مي‌کشه

00:39:45.257 --> 00:39:46.842
توي تلويزيون

00:39:47.635 --> 00:39:50.304
لذت نقاشي موفق‌ترين برنامه‌ي هنري...

00:39:50.388 --> 00:39:52.473
در طول تاريخ تلويزيون شد

00:39:52.973 --> 00:39:57.478
و دوست دارم خيلي خيلي
بابت حمايتاتون تشکر کنم

00:39:59.021 --> 00:40:01.399
روياي يه پيرمرد رو به حقيقت تبديل کرديد

00:40:03.651 --> 00:40:06.278
مردم عاشق اينن که قهرمان داشته باشن...

00:40:07.905 --> 00:40:10.116
و باب هم به چنين چيزي تبديل شد

00:40:17.498 --> 00:40:20.918
بدون شک از جهت تجاريش...

00:40:21.001 --> 00:40:24.296
باب مي‌خواست بزرگ‌تر و محبوب‌تر بشه

00:40:24.797 --> 00:40:26.924
به موفقيت علاقه داشت...

00:40:27.508 --> 00:40:31.053
ولي نه به همون شکلي که
کوالسکي‌ها علاقه داشتن

00:40:32.555 --> 00:40:35.725
کل قضيه‌ي تشکيلات باب راس...

00:40:36.267 --> 00:40:41.480
بيشتر راجع به فروش
رنگ و بوم و قلم‌مو بود...

00:40:41.564 --> 00:40:46.235
تا اينکه راجع به آموزش دادن به مردم
براي نقاش شدن باشه

00:40:46.944 --> 00:40:51.282
اگه مي‌اومدي از باب راس مي‌پرسيدي
که قيمت يه بسته رنگ چنده...

00:40:51.365 --> 00:40:55.119
يا مي‌دوني، چندتا وسيله فروختي...

00:40:55.202 --> 00:40:57.663
هيچ کدوم از اينا رو نمي‌دونست

00:40:58.873 --> 00:41:01.792
خوش برگشتيد. اسم رنگ‌ها رو
روي صفحه مي‌نويسيم...

00:41:01.876 --> 00:41:03.627
در صورتي که هفته‌ي قبل نديديد

00:41:03.711 --> 00:41:07.173
تا بتونيد ببينيد که توي هر برنامه
از چه رنگايي استفاده مي‌کنيم

00:41:07.673 --> 00:41:12.553
وقتي باب وارد تلويزيون شد،
بايد يه توزيع‌کننده‌ي رنگ پيدا مي‌کرد

00:41:13.804 --> 00:41:17.308
راس و کوالسکي‌ها مي‌دونستن
که اسپانسر ما وبر هستش

00:41:18.851 --> 00:41:21.312
وبر يه کارخانه‌ي رنگ‌سازي بود

00:41:21.812 --> 00:41:23.856
واسه همين گفتن: "خيلي‌خب. بريم سراغ وبر"

00:41:23.856 --> 00:41:26.108
"و بگيم محصولاتمونو برامون بسازن"

00:41:28.861 --> 00:41:30.529
خيلي سخت‌پسند بود...

00:41:30.613 --> 00:41:34.950
و محصولي رو مي‌خواست که دقيقاً
مطابق کيفيت‌هاي خودش باشن

00:41:37.161 --> 00:41:41.165
ترکيب رنگ بايد دقيقاً درست مي‌بود...

00:41:41.248 --> 00:41:43.542
که اين تکنيک درست خوب جواب بده

00:41:45.085 --> 00:41:47.505
ولي والت مي‌خواست خوب پول دربياره

00:41:49.507 --> 00:41:51.842
تمام موضوع سود بيشتره

00:41:55.888 --> 00:41:58.808
نمي‌تونست از چيزي بزنه،
چون باب بهش اجازه نمي‌داد

00:41:59.725 --> 00:42:02.728
باب گفت: "من محصولي
روانه‌ي بازار نمي‌کنم که بد باشه"

00:42:02.812 --> 00:42:06.232
"و اعتبارم به خاطرش خراب بشه"

00:42:06.732 --> 00:42:11.070
کيفيت مواد واقعاً مهم بود

00:42:11.153 --> 00:42:14.698
ولي اون به خاطر پول به اين کار
علاقه نداشت

00:42:16.283 --> 00:42:20.538
بحث‌هاي زيادي سر اين موضوع پاي تلفن شد

00:42:21.413 --> 00:42:23.874
مي‌خواست به بقيه نقاشي کشيدن ياد بده

00:42:25.084 --> 00:42:27.419
ولي از طريق فروش محصولات...

00:42:27.503 --> 00:42:32.049
مي‌خواستن به خاطر سود،
از اين موضوع سوءاستفاده کنن

00:42:32.758 --> 00:42:35.177
اين يه تيکه بوم دنياي شماست

00:42:35.261 --> 00:42:37.972
و مي‌تونيد هر کاري که عشقتون مي‌کشه
اينجا انجام بديد

00:42:38.055 --> 00:42:40.850
قدرت مطلق در دست شماست

00:42:41.767 --> 00:42:44.186
توي کل دنيا اينجا تنها جاييه
که قدرت در اختيار منه

00:42:44.270 --> 00:42:46.689
اينجا من ديکتاتورم.
هر کاري دلم بخواد مي‌تونم بکنم

00:42:46.772 --> 00:42:49.358
نقاشي اينطوري همينش فوق‌العاده‌ست

00:42:49.441 --> 00:42:51.026
آزادي داريد

00:42:53.028 --> 00:42:54.697
بهم زنگ زد و شکايت کرد...

00:42:54.780 --> 00:42:57.366
و واقعاً از وضع موجود...

00:42:57.408 --> 00:43:00.703
و مسيري که مي‌رفت راضي نبود

00:43:03.289 --> 00:43:06.000
از اونجا به بعد همه‌چي
توي سرازيري افتاد

00:43:10.337 --> 00:43:12.298
عه، اون همسرم جين‌ـه

00:43:12.381 --> 00:43:14.174
- سلام جين
- سلام

00:43:14.258 --> 00:43:16.135
و اونم آنت‌ـه که باهاشه. شريکم

00:43:16.844 --> 00:43:18.929
و دوست دارم...

00:43:19.013 --> 00:43:20.514
اين نقاشي رو به چند نفري...

00:43:20.598 --> 00:43:23.142
تقديم کنم که واقعاً...

00:43:23.142 --> 00:43:25.394
لذت نقاشي رو امکان‌پذير کردن

00:43:26.687 --> 00:43:28.898
يه چندتايي هستن که...

00:43:28.898 --> 00:43:31.150
دوست دارم اسمشونو بيارم

00:43:31.901 --> 00:43:34.278
اول از همه، همسرم جين

00:43:34.361 --> 00:43:38.574
اون پشتمون وايستاد و باعث شد
اين کار ادامه داشته باشه

00:43:39.617 --> 00:43:42.745
و فقط يه زن استثنايي مي‌تونه
با يه مرد ديوونه زندگي کنه

00:43:47.750 --> 00:43:50.294
[سال 1992]

00:43:51.086 --> 00:43:54.089
يادمه رفتم توي اتاق‌خواب پشتي...

00:43:54.590 --> 00:43:59.845
و فکر کنم براي دومين بار
توي عمرم احتمالاً...

00:43:59.929 --> 00:44:01.263
ديدم بابام داره گريه مي‌کنه

00:44:03.807 --> 00:44:05.434
بعد...

00:44:09.396 --> 00:44:12.399
روي زمين هم کز کرده بود

00:44:18.864 --> 00:44:21.533
جين فهميده بود سرطان داره

00:44:24.912 --> 00:44:29.124
خيلي طول نکشيد که جين فوت کرد

00:44:30.084 --> 00:44:32.920
مايلم اينجا ازتون تشکر کنم

00:44:33.003 --> 00:44:36.799
تصادفاً اشاره کردم که همسرمو از دست دادم

00:44:36.882 --> 00:44:40.302
صدها و صدها کارت از مردم...

00:44:40.386 --> 00:44:42.763
سرتاسر کشور دريافت کردم...

00:44:42.763 --> 00:44:45.432
که همدردي و حمايتشون رو ابراز کردن

00:44:45.933 --> 00:44:49.603
از ته قلبم تشکر مي‌کنم
که در غم من شريک شديد...

00:44:50.104 --> 00:44:54.692
و همسرم رو فرد خيلي خاصي
در زندگي خودتون کرديد

00:44:54.692 --> 00:44:57.695
[اين فصل به همسر دوست‌داشتني باب،
جين ال راس تقديم شده]

00:45:02.199 --> 00:45:04.910
مرگ جين ضربه‌ي بزرگي بهش زد

00:45:06.161 --> 00:45:08.163
يادمه که مي‌گفت...

00:45:08.831 --> 00:45:11.625
"زندگيم به فلاکت کشيده شد"

00:45:14.586 --> 00:45:16.630
گاهي وقتي زياد حالت خوب نيست...

00:45:16.672 --> 00:45:18.590
نقاشي تمايل به اين داره
که يه ذره تاريک بشه...

00:45:19.800 --> 00:45:21.969
چون نقاشي حال شما رو منعکس مي‌کنه

00:45:22.970 --> 00:45:26.015
گاهي حتي بهش آگاه هم نيستيد.
اين اتفاق مي‌افته

00:45:31.061 --> 00:45:33.313
اگر رنگ روشن رو
روي روشن بکشيد، هيچي نداريد

00:45:33.397 --> 00:45:36.775
اگه رنگ تيره رو روي تيره بکشيد،
رسماً هيچي نداريد

00:45:37.901 --> 00:45:40.654
اينم از اين. مي‌دونيد، زندگي هم همينه

00:45:40.738 --> 00:45:42.740
بايد گهگاهي يه کم غم رو تجربه کنيد...

00:45:42.781 --> 00:45:44.658
تا وقتي دوران خوشي اومد، بفهميد

00:45:45.367 --> 00:45:46.869
الان منتظر دوران خوشي‌ام

00:46:02.926 --> 00:46:05.512
دو سه هفته بعد از مرگ جين...

00:46:05.596 --> 00:46:11.226
دکتر گفت بابام مبتلا به
لنفوم غيرهاجکين شده

00:46:22.112 --> 00:46:25.365
بعد قلم‌موهامونو همونطور که مي‌دونيد
با تينر بدون بو تميز مي‌کنيم

00:46:26.158 --> 00:46:27.534
تکونش بديد

00:46:27.618 --> 00:46:29.787
شيطان رو از تنش بکشيد بيرون

00:46:29.870 --> 00:46:34.833
اون تکنيک مرطوب روي مرطوب،
يه ذره تينر رنگ لازم داره

00:46:36.752 --> 00:46:41.090
تقريباً توي تمام قسمت‌ها
اون قلم‌مو رو مي‌کوبوند تا پاک بشه

00:46:41.173 --> 00:46:42.257
تکونش بديد

00:46:43.258 --> 00:46:47.054
تمام ذرات تينر رنگ...

00:46:47.137 --> 00:46:49.556
توي هوا شناور مي‌شده و
مستقيم مي‌رفته توي دماغش

00:46:50.682 --> 00:46:52.518
و کل اتاق رو باهاش پر کنيد

00:46:52.601 --> 00:46:56.939
حتي وقتي داشت اين کارو مي‌کرد،
يه کم ترديد داشتم

00:46:57.898 --> 00:47:00.442
و يه ذره ضربه‌ي تينر رنگ
به قلم‌موتون...

00:47:00.526 --> 00:47:02.027
که وارد رنگ بشه

00:47:02.111 --> 00:47:03.612
حالا هميشه برام سوال بود...

00:47:03.695 --> 00:47:07.616
که شايد اين ربطي به لنفوم نداشته

00:47:08.367 --> 00:47:13.330
من که دکتر نيستم. ولي يه حدس و گمانه

00:47:14.081 --> 00:47:16.625
جفتشونو حين کار تميز مي‌کنيم

00:47:18.418 --> 00:47:19.503
بفرما

00:47:20.420 --> 00:47:23.465
تصميم گرفت که: "خب اگه
اونقدرا وقت زنده موندن ندارم..."

00:47:23.549 --> 00:47:26.093
"هر چقدر که بتونم کار مي‌کنم"

00:47:27.636 --> 00:47:29.346
همون قضيه‌ي برنامه بايد ادامه پيدا کنه

00:47:30.639 --> 00:47:34.393
سلام. من باب راس هستم و
مي‌خوام حضورتون در فصل 26...

00:47:34.476 --> 00:47:37.271
- در فصل 28...
- در فصل سي لذت نقاشي رو خوش‌آمد بگم

00:47:37.354 --> 00:47:40.315
و روي سرتاسر بوم کار مي‌کنيم

00:47:40.399 --> 00:47:41.859
شايد توي دنياي ما...

00:47:41.942 --> 00:47:44.820
يه سري درخت کوچولو،
اون دوردورا وجود داشته باشه

00:47:45.946 --> 00:47:49.700
وقتي دوباره بهش فکر مي‌کنم،
باب واقعاً وارد يه حالت کار کردن شده بود

00:47:50.742 --> 00:47:53.328
مي‌خواست روزي حداقل سه قسمت بسازه

00:47:53.829 --> 00:47:56.123
و بعضي روزا خيلي بيشتر از اينم مي‌ساخت

00:47:56.206 --> 00:47:57.666
فقط خوش بگذرونيد

00:47:58.167 --> 00:48:01.712
امروز روزيه که مي‌تونيد ديوونه‌بازي
در بياريد. همينطوري قلم‌مو رو بچرخونيد

00:48:03.672 --> 00:48:06.049
وقتي که فصول آخر رو ببينيد...

00:48:06.133 --> 00:48:09.761
مشخصه که واقعاً از سرطان عذاب مي‌کشيده

00:48:11.305 --> 00:48:14.308
خيلي همه‌چيو مخفي مي‌کرد

00:48:14.933 --> 00:48:17.144
باب خودش اينطور مي‌خواست

00:48:17.227 --> 00:48:19.438
يه ذره تمرين کنيد شگفت‌زده ميشيد...

00:48:19.521 --> 00:48:21.190
که چه کارايي از دستتون برمياد

00:48:21.273 --> 00:48:23.775
هر روز يه موهبته

00:48:23.859 --> 00:48:26.320
يه اتفاق جديد روي بوم مي‌افته

00:48:27.070 --> 00:48:28.572
اينم يه درخت شاد و خوشحال

00:48:28.655 --> 00:48:31.116
شايد يه ابر خوشحال هم اين بالا باشه

00:48:31.200 --> 00:48:32.618
يه سري گوگولي خوشحال

00:48:33.368 --> 00:48:36.455
اين برنامه الان توي کشورهاي خارجي
بيشماري داره پخش ميشه

00:48:36.538 --> 00:48:38.957
اغلب برام سواله که گوگولي رو
چطوري ترجمه مي‌کنن

00:48:38.957 --> 00:48:40.959
[ژاپن]

00:48:40.959 --> 00:48:43.712
[مکزيک]

00:48:43.712 --> 00:48:46.882
[ترکيه]

00:48:47.883 --> 00:48:51.220
يه ويژگي مشترک در مردم
سرتاسر دنيا هست

00:48:51.720 --> 00:48:54.014
همه عاشق نقاشي‌ان

00:49:00.479 --> 00:49:04.358
درست همون موقعي که داشت به بهترين خودش...

00:49:04.441 --> 00:49:06.193
تبديل ميشد فهميديم...

00:49:06.276 --> 00:49:08.862
که يه جورايي داره از کار مي‌افته

00:49:10.614 --> 00:49:12.824
خيلي‌خب. بياييد اين
قلم‌موي قديمي رو تميز کنيم

00:49:13.909 --> 00:49:17.704
به نظرم تا حدي از کار استفاده مي‌کرد
تا ذهنشو مشغول نگه داره

00:49:19.498 --> 00:49:22.042
هر روز از سرتاسر کشور
نامه‌هايي دريافت مي‌کنم...

00:49:22.125 --> 00:49:25.212
که تو عمرشون به قلم‌مو دست نزدن...

00:49:25.295 --> 00:49:27.756
و اين کارو امتحان کردن و جواب داده

00:49:27.839 --> 00:49:30.092
و يه دنياي کاملاً جديد رو تجربه کردن

00:49:30.926 --> 00:49:32.219
يه دنياي کاملاً جديد

00:49:33.053 --> 00:49:35.222
آدماي افسرده‌ي زيادي رو مي‌شناسم...

00:49:35.305 --> 00:49:39.059
که از طريق نقاشي و طراحي
از افسردگي خارج شدن

00:49:40.227 --> 00:49:45.357
خيلي مهمه که خودتونو از طريق
اين نوع از نمادگرايي ابراز کنيد...

00:49:45.440 --> 00:49:47.359
و احساساتتونو بريزيد بيرون

00:49:56.576 --> 00:49:59.788
اون موقع که فهميدم باب
سرطان داره رو هرگز يادم نميره

00:49:59.871 --> 00:50:01.331
مدير برنامه‌هام منو صدا کرد...

00:50:01.331 --> 00:50:03.500
برم دفترش و در رو بست...

00:50:03.583 --> 00:50:06.044
و فکر مي‌کنم قبل از بقيه‌ي کارکنان
به من گفت

00:50:09.256 --> 00:50:10.674
و گفت باب سرطان گرفته

00:50:10.757 --> 00:50:14.303
منم يه جورايي شوکه شدم
چون بهمون نگفته بود که مريضه

00:50:16.722 --> 00:50:19.474
نمي‌خواست حين ساخت برنامه
به اين موضوع فکر کنم

00:50:19.975 --> 00:50:20.976
بفرما

00:50:23.061 --> 00:50:25.439
اين يه جورايي نقطه‌ي عطف کل زندگي منه

00:50:25.522 --> 00:50:27.524
اينکه اين برنامه‌ها رو بسازم و توي...

00:50:27.524 --> 00:50:29.359
خونه‌ي شما يا هرجايي که هستيد...

00:50:29.443 --> 00:50:30.902
بهتون ملحق بشم و باهاتون نقاشي بکشم

00:50:34.489 --> 00:50:37.826
واقعاً از بودن با شما در
سيزده فصل گذشته لذت بردم

00:50:37.909 --> 00:50:39.578
ساعت قديمي روي ديوار بهم ميگه...

00:50:39.578 --> 00:50:41.663
که ديگه وقتشه که اين برنامه...

00:50:41.747 --> 00:50:43.540
و اين مجموعه رو به پايان برسونم

00:50:55.427 --> 00:50:59.556
توي اون حين فکر مي‌کنم
کوالسکي‌ها نگران شدن

00:51:00.140 --> 00:51:02.726
اگه باب بميره، کاسبي‌ اونا هم از بين ميره

00:51:04.853 --> 00:51:07.314
[لذت نقاشي گل‌ها، سال 1994]

00:51:08.607 --> 00:51:11.068
سلام، من آنت کوالسکي هستم...

00:51:11.151 --> 00:51:13.945
و باب راس ازم دعوت کرده...

00:51:13.945 --> 00:51:16.782
که لذت نقاشي گل‌ها رو
باهاتون به اشتراک بذارم

00:51:17.741 --> 00:51:20.243
يه روز توي خلوت هنري‌مون توي فلوريدا...

00:51:20.327 --> 00:51:22.954
يه خانم، يه کتاب انداخت روي ميزم

00:51:23.455 --> 00:51:25.874
و اون کتاب گل‌هاي آنت کوالسکي بود

00:51:27.042 --> 00:51:29.711
و نوشته بود آنت سال‌هاي سال...

00:51:29.795 --> 00:51:35.217
خيلي تلاش کرده که اين سبک
جديد نقاشي رو پرورش بده

00:51:36.218 --> 00:51:37.969
تقريباً يه سکته‌اي زدم

00:51:39.221 --> 00:51:42.224
آنت عين طرح‌هاي منو برداشته بود...

00:51:42.307 --> 00:51:45.477
و تقريباً به عينه از روشون کپي کرده بود

00:51:51.650 --> 00:51:57.572
تقريباً همون کلماتي که ما
استفاده کرديم رو به کار برده بود

00:51:58.865 --> 00:52:03.245
کاترين توي کتابش روي
يه صندلي طاووسي نشسته بود

00:52:03.745 --> 00:52:07.249
آنت روي يه صندلي طاووسي عين همون...

00:52:07.332 --> 00:52:09.209
با همون ژست نشسته بود

00:52:09.292 --> 00:52:11.837
آماده‌ي شروع نقاشي هستيد؟
اميدوارم همينطور باشه

00:52:11.920 --> 00:52:15.090
خطوط رو به عقب زاويه ميديم

00:52:15.173 --> 00:52:17.551
رنگاتون رو اين وسط حرکت بديد

00:52:17.634 --> 00:52:19.761
خطوط رو به عقب زاويه بديد

00:52:19.845 --> 00:52:22.597
آنت اون نقاشي‌هاي گل رو مي‌کشيد

00:52:22.681 --> 00:52:25.142
گفتم: "چقدر شبيه نقاشي‌هاي جنکينزه"

00:52:26.101 --> 00:52:28.395
به طرز ترسناکي شبيه هستن

00:52:28.478 --> 00:52:31.857
و يه جورايي خنده‌داره که
حتي قلم‌موهاشم عين مال اونا بود

00:52:32.858 --> 00:52:36.027
از اوايل دهه‌ي هشتاد،
ما واسه امضاي خط توليد خودمون...

00:52:36.111 --> 00:52:38.280
قلم‌موهاي با پشم گورکن توليد مي‌کرديم

00:52:38.363 --> 00:52:41.950
بعد معاون رئيس وبر گفت...

00:52:42.033 --> 00:52:44.911
"متأسفم. ديگه نمي‌تونيد از اين
قلم‌موهاي پشم گورکن داشته باشيد"

00:52:44.995 --> 00:52:47.289
"اونا توي ليست گونه‌هاي
در خطر انقراض قرار گرفتن"

00:52:47.372 --> 00:52:51.960
هيجان‌انگيزترين چيز اينجا، قلم‌موهاي جديد
مخصوص طراحي گل باب‌ـه

00:52:52.919 --> 00:52:54.588
ولي حدس بزنيد چي شد؟

00:52:54.671 --> 00:52:57.340
وقتي آنت خط توليد خودشو راه انداخت...

00:52:57.424 --> 00:53:00.760
يه خط توليد زيبا از قلم‌موهاي
پشم گورکن داشتن

00:53:01.761 --> 00:53:05.599
باب خيلي پيش آنت بود

00:53:05.682 --> 00:53:07.100
چطور ممکنه بي‌خبر بوده باشه؟

00:53:07.184 --> 00:53:10.061
آنت رو آورديم که براتون گل بکشه...

00:53:10.145 --> 00:53:12.981
منم برنامه رو تحويلش ميدم
و بعداً مي‌بينمتون

00:53:13.064 --> 00:53:14.065
ممنون

00:53:14.149 --> 00:53:16.109
ولي بابتش چيکار مي‌کنه؟

00:53:16.193 --> 00:53:20.822
آنت مي‌خواست کل بازار نقاشي رو
تحت کنترل دربياره

00:53:21.448 --> 00:53:23.200
فروشمون اومد پايين...

00:53:23.283 --> 00:53:26.703
و شبکه‌هاي مختلف برنامه‌مونو متوقف کردن

00:53:27.204 --> 00:53:30.499
اين کار رو کرد که ما نتونيم
رقابتي باهاش کنيم

00:53:31.500 --> 00:53:33.293
مي‌خواست ما حذف بشيم

00:53:47.766 --> 00:53:50.143
باب داشت يه ذره حالش بدتر ميشد...

00:53:50.227 --> 00:53:53.730
و همه مي‌دونستيم که بايد ازش مراقبت کنيم

00:53:54.231 --> 00:53:57.150
اين تفکرات منو خيلي عوض کرد

00:53:57.234 --> 00:53:59.694
مي‌دوني، چرا اين کارا رو کرد؟

00:53:59.778 --> 00:54:02.906
چرا خواسته‌اش کاري بود
که واسه من انجام داد؟

00:54:02.989 --> 00:54:06.618
چرا انقدر بهم فشار مي‌آورد؟

00:54:07.118 --> 00:54:09.746
خيلي خيلي مايه‌ي افتخارمه...

00:54:09.829 --> 00:54:12.624
که غرور و لذت زندگي‌مو بهتون معرفي کنم

00:54:12.707 --> 00:54:14.334
ايشون پسرم استيو‌ـه

00:54:14.834 --> 00:54:16.795
استيو، خيلي خوشحالم که اينجايي پسرم

00:54:16.878 --> 00:54:19.005
- ممنون بابا
- بهت ميگم چيکار کنيم. يه نقاشي خفن بکش...

00:54:19.089 --> 00:54:20.924
- منم بعداً مي‌بينمت
- باشه

00:54:21.591 --> 00:54:24.636
بابام مي‌خواست خيلي از برنامه‌ها رو
من اجرا کنم

00:54:25.512 --> 00:54:27.472
و من اينو نمي‌خواستم

00:54:29.266 --> 00:54:31.935
بهم گفت: "تلاشمو مي‌کنم که
بهترين کارا رو برات بکنم"

00:54:32.435 --> 00:54:35.355
مي‌خواست موفق‌تر از اون باشم

00:54:35.438 --> 00:54:39.067
حتي يه بار بهم گفت که توي
برنامه‌ي نقاشي...

00:54:39.150 --> 00:54:41.361
اونقدري که در توانش بود
خوب نقاشي نمي‌کرد...

00:54:41.361 --> 00:54:43.947
واسه اينکه مي‌خواست کار من...

00:54:44.030 --> 00:54:46.658
در آينده که جاشو مي‌گيرم آسون‌تر بشه

00:54:47.784 --> 00:54:49.369
منم با خودم گفتم: "چي؟"

00:54:49.452 --> 00:54:52.706
يه مرد جوان هست که کوه‌ها رو
از من بهتر مي‌کشه

00:54:52.789 --> 00:54:55.041
اون پسرم استيو‌ـه. ممکنه...

00:54:55.083 --> 00:54:57.252
توي قسمتاي ديگه ديده باشيدش

00:54:57.335 --> 00:55:00.338
يکي از خفن‌ترين نقاش‌هاي کوهه...

00:55:00.839 --> 00:55:01.965
که تو عمرم ديدم

00:55:02.048 --> 00:55:03.758
توي اين فصل نياورديمش

00:55:03.842 --> 00:55:07.137
شايد فصل بعد برش گردونم

00:55:07.637 --> 00:55:10.932
به گمونم ميشه گفت يه کشاکش قدرت
بينمون وجود داشت

00:55:13.018 --> 00:55:17.022
يه جور دعوا بينمون راه افتاد

00:55:18.898 --> 00:55:21.318
من مي‌خواستم خارج بشم و...

00:55:21.359 --> 00:55:24.654
کار خودمو بکنم، اونم مي‌خواست
راه اونو ادامه بدم

00:55:27.741 --> 00:55:32.329
به گمونم يه چند سالي
اصلاً با هم حرف نزديم

00:55:32.412 --> 00:55:37.292
هنوز سر اين جريان توي دلم
يه ذره از دست خودم عصباني‌ام

00:55:39.502 --> 00:55:42.047
اگه پدر و مادرتون بهتون ميگن
که يه کاري رو انجام بديد...

00:55:42.130 --> 00:55:44.799
به خاطر اين نيست که مي‌خوان بدجنس باشن...

00:55:44.883 --> 00:55:46.509
به خاطر اينه که نگرانتونن

00:55:47.177 --> 00:55:51.431
مي‌دوني، پدر و مادر عاشق بچه‌شونن
و صلاح بچه‌شونو مي‌خوان

00:55:57.187 --> 00:55:59.856
وقتي که داشت ضعيف‌تر و ضعيف‌تر ميشد...

00:56:01.149 --> 00:56:04.861
دوباره بيشتر با هم حرف مي‌زديم

00:56:08.823 --> 00:56:11.993
مي‌نشستيم و کلي راجع به چيزايي...

00:56:12.077 --> 00:56:15.538
که تا حالا بهم نگفته بود حرف مي‌زديم

00:56:18.166 --> 00:56:19.542
اولش...

00:56:21.586 --> 00:56:23.755
صحبت راجع به يه سيستم رأي‌گيري بود

00:56:26.758 --> 00:56:28.176
موقعي که جين مرد...

00:56:29.094 --> 00:56:31.137
حق رأي خودش رو از دست داد

00:56:33.723 --> 00:56:37.435
يه دفعه نظر باب ديگه اهميتي نداشت

00:56:37.936 --> 00:56:42.023
کم و بيش اينطوري بود که
"ما کاري رو مي‌کنيم که خودمون مي‌خوايم..."

00:56:42.107 --> 00:56:44.984
"و تو هم کاري رو مي‌کنيم که ما ميگيم"

00:56:47.362 --> 00:56:49.781
بعد از فوت جين...

00:56:49.864 --> 00:56:53.284
مي‌دونم که کلي ناراحتي به وجود اومده بود...

00:56:53.368 --> 00:56:57.997
از اينکه به باب آزادي عمل نمي‌دادن
که خودش باشه

00:56:58.873 --> 00:57:01.918
تصميمشو گرفته بود که قطعاً ديگه با...

00:57:02.001 --> 00:57:05.296
کوالسکي‌ها برنامه نمي‌سازه

00:57:09.259 --> 00:57:11.636
[سال 1995]

00:57:16.891 --> 00:57:17.726
سلام بچه‌ها

00:57:17.809 --> 00:57:19.602
باب!

00:57:19.686 --> 00:57:21.146
امروز حالتون چطوره؟

00:57:21.229 --> 00:57:22.480
- من خوبم
- حالم خوبه

00:57:22.981 --> 00:57:27.110
پدرم هميشه مي‌خواست يه برنامه
واسه‌ي بچه‌ها درست کنه

00:57:27.610 --> 00:57:31.781
مي‌خواست جهان نقاشي رو
حتي به بچه‌ها برسونه

00:57:34.409 --> 00:57:37.954
تا بچه به يازده دوازده سالگي برسه...

00:57:38.037 --> 00:57:42.709
اگه نظر منفي‌اي راجع به
کوشش‌هاي هنرمندانه‌اش بشنوه...

00:57:43.418 --> 00:57:46.254
اغلب اوقات تسليم ميشه

00:57:47.046 --> 00:57:52.594
باب حس مي‌کرد که يه مخاطب نهفته
توي بچه‌ها هست

00:57:53.595 --> 00:57:56.806
داشتم الان يه کتاب قصه‌ي
خيلي خوب و قديمي مي‌خوندم

00:57:56.890 --> 00:57:59.225
مي‌دونم که از انجامش هيجان‌زده بود...

00:57:59.309 --> 00:58:00.769
و بدجوري دلش مي‌خواست انجامش بده...

00:58:00.852 --> 00:58:02.687
ولي همون موقع بود که خيلي بيماريش شديد شد

00:58:05.982 --> 00:58:07.734
کلاه‌گيس مي‌ذاشت سرش

00:58:09.486 --> 00:58:13.114
کوالسکي‌ها عصباني شده بودن
که باب به نظر مريض مياد

00:58:13.615 --> 00:58:15.575
ولي مي‌دونيد، اون اصرار داشت...

00:58:15.658 --> 00:58:18.578
که مي‌تونه برنامه‌ي تلويزيوني رو انجام بده

00:58:19.496 --> 00:58:22.081
والت و آنت کاملاً مخالف بودن

00:58:24.000 --> 00:58:27.253
جفتشون باب رو به چشم يه بسته‌بندي...

00:58:27.337 --> 00:58:30.089
و يه چيزي که از اول خودشون ساختن مي‌ديدن

00:58:31.591 --> 00:58:34.344
نمي‌خواستن مردم بفهمن مريضه

00:58:46.397 --> 00:58:50.360
وقتي بابام تقريباً توي بستر مرگ بود...

00:58:51.069 --> 00:58:54.906
من و بابام رفتيم خونه‌ي کوالسکي‌ها

00:58:57.951 --> 00:59:00.870
رفتيم به اتاق خواب پشتي...

00:59:01.371 --> 00:59:03.748
و باب رو توي تخت خوابوندم

00:59:06.167 --> 00:59:08.461
آنت شروع به صحبت با من کرد...

00:59:08.545 --> 00:59:11.798
در هم بسته بود که باب صداشو نشنوه

00:59:14.092 --> 00:59:18.555
اون گفت: "بايد بري اون داخل
و کاري کني باب اينو امضا کنه"

00:59:21.724 --> 00:59:24.060
گفت: "يه قرارداد براي..."

00:59:24.060 --> 00:59:26.896
"يادبوديه که مي‌خوايم براي باب بسازيم"

00:59:29.774 --> 00:59:32.569
به نظرم مي‌اومد که مي‌خوان
باب رو مجبور کنن...

00:59:32.610 --> 00:59:35.238
قراردادي رو امضا کنه که
مالکيت اسمش به اونا تعلق پيدا کنه

00:59:37.657 --> 00:59:42.328
من قبول نکردم،
و آنت خيلي عصباني و نااميد شد

00:59:44.998 --> 00:59:48.501
باب نمي‌خواست حق و حقوق کامل اسمشو
با يه قرارداد بده بره

00:59:49.878 --> 00:59:52.714
ولي با اين حال تلاش کردن
کاري کنن قرارداد رو امضا کنه

00:59:55.341 --> 00:59:57.594
مي‌دونستن که داره به مرگ نزديک‌تر ميشه...

00:59:59.554 --> 01:00:01.598
و هرچه به مرگ نزديک‌تر ميشد،
اونا نااميدتر مي‌شدن

01:00:03.141 --> 01:00:04.934
حسابي سر اين جر و بحث مي‌کردن...

01:00:05.018 --> 01:00:08.605
که بعد از مرگ باب،
کي قراره صاحب اسمش بشه

01:00:10.607 --> 01:00:13.443
اين موضوع تا چند هفته هر روز برقرار بود

01:00:15.987 --> 01:00:18.740
نقاشي رو دوست دارم،
چون بهم آزادي کامل ميده

01:00:19.324 --> 01:00:20.825
و توي کل زندگيم تنها جاييه...

01:00:20.825 --> 01:00:22.952
که آزادي کامل دارم

01:00:23.703 --> 01:00:28.249
باب تصميم گرفت که مشکلاتش با
کوالسکي‌ها رو...

01:00:28.333 --> 01:00:29.792
اينطور دور بزنه...

01:00:30.543 --> 01:00:35.089
که با پرستاري که از زمان بيمارستان...

01:00:35.173 --> 01:00:37.008
چند ماهي مي‌شناخت، ازدواج کنه

01:00:38.718 --> 01:00:42.597
سعي داشت يه سري مقدمات براي
برادر ناتنيش...

01:00:42.680 --> 01:00:47.393
و پسرش استيو آماده کنه
که به اين مسير ادامه بدن

01:00:50.063 --> 01:00:53.608
بايد خيلي عصباني مي‌بود که داد بکشه

01:00:54.400 --> 01:00:56.653
جالب‌ترين بخش اين تکنيک همينه

01:00:56.736 --> 01:00:59.364
تمام کينه و ناراحتي‌هاتونو بکشيد بيرون

01:01:01.157 --> 01:01:02.909
ميشد صداشو شنيد که فرياد مي‌زنه...

01:01:02.992 --> 01:01:04.827
"من اسممو به شماها نميدم"

01:01:04.911 --> 01:01:07.121
"اسم من به شما نمي‌رسه"

01:01:21.469 --> 01:01:27.433
آخرين مکالمه‌ي تلفني که با باب داشتم
ژوئن سال 1995 بود

01:01:29.227 --> 01:01:30.812
مي‌دونست چه اتفاقي داره مي‌افته

01:01:31.312 --> 01:01:36.734
گفت نمي‌خواد هيچ سر و کاري
با شرکت باب راس يا لذت نقاشي داشته باشه

01:01:37.610 --> 01:01:42.657
گفت: "اونا سعي دارن تو بستر مرگ
اسممو ازم بدزدن"

01:01:44.367 --> 01:01:46.536
بعد يه کم ديگه باهاش صحبت کردم و گفتم...

01:01:46.619 --> 01:01:48.746
"خب من ميام اونجا ببينمت"

01:01:49.247 --> 01:01:50.957
اونم گفت: "نه، نمي‌خوام..."

01:01:50.957 --> 01:01:52.667
"بياي اينجا و منو اينطوري ببيني"

01:01:52.750 --> 01:01:55.420
"وزنم شده کلاً 38 کيلو"

01:01:55.920 --> 01:01:59.007
"فقط مي‌خوام منو همونطوري که
آخرين بار ديدي به ياد بياري"

01:02:19.277 --> 01:02:20.987
اون...

01:02:22.613 --> 01:02:24.282
موهاش ريخته بود

01:02:30.371 --> 01:02:34.208
و لاغر شده بود. خيلي لاغر شده بود

01:02:35.084 --> 01:02:37.545
و بايد لباشو خيس مي‌کرديم

01:02:38.046 --> 01:02:39.422
نمي‌تونست آب بخوره

01:02:39.505 --> 01:02:42.842
گلوش قفل شده بود

01:02:51.851 --> 01:02:54.729
داشتم آب شدن قهرمانمو مي‌ديدم

01:02:59.108 --> 01:03:02.236
خيلي سعي کرديم کاري کنيم
راحت باشه...

01:03:04.447 --> 01:03:07.283
ولي خيلي درد مي‌کشيد

01:03:12.997 --> 01:03:14.540
بايد نگهش مي‌داشتم

01:03:20.797 --> 01:03:21.964
و گفت...

01:03:23.341 --> 01:03:24.801
"تو خيلي قوي هستي"

01:04:13.307 --> 01:04:17.645
بعد از اينکه بابام فوت شد، آنت يه حرفي
بهم زد که هيچوقت يادم نميره

01:04:17.728 --> 01:04:20.773
اون گفت: "خوشحال نيستي که تموم شد؟"

01:04:23.317 --> 01:04:27.822
منم با خودم گفتم: "منظورت چيه؟
خوشحالم که بابام مُرده؟"

01:04:28.948 --> 01:04:32.827
متوجه نمي‌شدم منظورش چيه

01:04:33.327 --> 01:04:36.247
چون هر ثانيه‌اي که مي‌تونستم
داشته باشم...

01:04:37.915 --> 01:04:40.168
هر ثانيه...

01:04:42.295 --> 01:04:43.462
مي‌تونست...

01:04:44.797 --> 01:04:46.674
يعني حاضر بودم همه‌چيزمو براش بدم

01:04:52.388 --> 01:04:57.476
کوالسکي‌ها به مراسم ختم باب نيومدن

01:04:57.560 --> 01:05:00.563
از اون بدتر، حتي سعي کردن...

01:05:00.646 --> 01:05:03.733
مراسم ختم رو مخفي نگه دارن

01:05:06.194 --> 01:05:08.362
اصلاً يادم نمياد کي بهم زنگ زد

01:05:09.030 --> 01:05:13.784
گفت: "باب فوت شده. به کسي نگو"

01:05:13.868 --> 01:05:16.370
"و با پرواز بعدي بيا فلوريدا"

01:05:18.706 --> 01:05:19.874
ديوونه‌کننده بود

01:05:21.250 --> 01:05:24.212
سر جمع کلاً سي چهل‌تا آدم اونجا بودن

01:05:26.839 --> 01:05:31.928
من توي مجله‌ي نيوزويک خوندم
که فوت شده و خبردار شدم

01:05:32.428 --> 01:05:35.556
هميشه خيلي از شرکت شاکي بودم...

01:05:35.640 --> 01:05:38.517
که با من تماس نگرفتن

01:05:38.601 --> 01:05:41.395
خيلي دوست داشتم
توي مراسم ختمش باشم

01:05:43.898 --> 01:05:46.484
ولي اين اتفاق نيفتاد

01:05:48.736 --> 01:05:52.198
به گمونم مي‌خواستن
مردم باور کنن که هنوز زنده‌ست

01:05:52.281 --> 01:05:53.824
و خيليا هم باور کردن

01:05:53.908 --> 01:05:57.787
حتي تا به امروز مجبورم
به مردم بگم که...

01:05:57.870 --> 01:05:59.622
اون فوت شده

01:06:06.128 --> 01:06:09.465
[باب راس، نقاش تلويزيوني
در سن 52 سالگي درگذشت]

01:06:16.097 --> 01:06:21.018
بعد از مرگش، طرز فکرم نسبت به...

01:06:21.644 --> 01:06:24.105
همه‌چي براي هميشه عوض شد

01:06:24.188 --> 01:06:26.816
طرف فکرم راجع به مرگ و زندگي...

01:06:26.899 --> 01:06:29.527
و تقريباً هر چيزي در اين بين

01:06:33.698 --> 01:06:37.451
فکر مي‌کنم دچار يه فروپاشي رواني کوچيک شدم

01:06:42.623 --> 01:06:44.625
بعد از فوت باب...

01:06:45.459 --> 01:06:47.044
يه جورايي برام سوال بود...

01:06:47.586 --> 01:06:49.005
که حالا چي؟

01:06:52.383 --> 01:06:55.845
[هلند]

01:06:59.640 --> 01:07:02.143
من سال 1995 کار توي...

01:07:02.184 --> 01:07:05.146
تشکيلات باب راس رو شروع کردم
[برت افينگ، مدير اجرايي سابق شرکت باب راس]

01:07:05.271 --> 01:07:07.148
بعد از مرگش، از من پرسيدن...

01:07:07.189 --> 01:07:09.817
مي‌تونم باب راس رو توي اروپا
معرفي کنم يا نه

01:07:11.027 --> 01:07:15.239
تونستم به تلويزيون ملي آلمان بفروشمش

01:07:15.823 --> 01:07:20.578
سفارشات رنگ‌ها و قلم‌موها
و کتاب‌ها رو مي‌گرفتم

01:07:21.746 --> 01:07:24.832
والت کوالسکي رابط اصلي من بود...

01:07:25.541 --> 01:07:28.127
ولي وقتي که راجع به کار حرف مي‌زديم...

01:07:28.127 --> 01:07:30.963
صحبتامون کاملاً محدود به حوزه‌ي من بود

01:07:32.256 --> 01:07:34.759
اولش با خودم فکر کردم که مي‌دوني...

01:07:34.842 --> 01:07:39.305
باب مُرده و کوالسکي‌ها خيلي
از اين بابت ناراحتن

01:07:40.056 --> 01:07:44.935
ولي کم‌کم متوجه تغييراتي
در شرکت باب راس شدم

01:07:46.187 --> 01:07:49.023
داشتن بيشتر به معلم‌هاي...

01:07:49.023 --> 01:07:51.567
داراي مدرک راس سخت مي‌گرفتن

01:07:52.151 --> 01:07:53.778
دانش‌آموزان راس بهم گفتن...

01:07:53.861 --> 01:07:58.407
که شرکت توي اون کلاسا
مثل راه رفتن روي طناب بود

01:07:59.575 --> 01:08:04.163
روز اول، مدير اونجا يه قرارداد
مي‌ذاره جلوشون

01:08:04.789 --> 01:08:10.586
از همه‌ي دانش‌‌آموزان خواسته شده بود که
چيزيو امضا کنن که اسمشو گذاشته بودن قوانين

01:08:10.669 --> 01:08:13.464
که در حقيقت يه قرارداد بود

01:08:13.464 --> 01:08:15.758
[فروش، بازاريابي و تبليغ هر محصول
يا هر شخص به کلي ممنوع است]

01:08:15.758 --> 01:08:19.011
اجازه نداريد هنرمندان ديگه رو تبليغ کنيد

01:08:19.512 --> 01:08:24.600
اجازه نداريد محصولاتي غير از
محصولات راس استفاده کنيد

01:08:27.061 --> 01:08:29.438
يه جعبه‌ي پيشنهادات داشتن

01:08:29.522 --> 01:08:31.357
من اسمشو گذاشتم جعبه‌ي جاسوسي

01:08:32.566 --> 01:08:38.906
اگه يکي از دانش‌آموزا يا معلماي ديگه...

01:08:38.989 --> 01:08:44.078
از قوانين تخطي مي‌کردن بايد مي‌گفتيد

01:08:45.454 --> 01:08:48.541
روز اول، يکي از دوستان ما...

01:08:48.624 --> 01:08:50.709
بهش اخطار ميدن

01:08:51.210 --> 01:08:53.754
بهش ميگن: "مي‌خوايم
رنگ‌ها و قلم‌موهاتو برداري..."

01:08:53.838 --> 01:08:56.173
"با هيچکس حرف نزن و از اينجا برو"

01:08:58.717 --> 01:09:01.554
داشته به بقيه‌ي دانش‌آموزا مي‌گفته...

01:09:01.637 --> 01:09:03.556
"واقعاً دلم مي‌خواد برم کلاس جنکينز"

01:09:05.724 --> 01:09:09.270
حالا توي اون جعبه‌ي پيشنهادات
گزارش داده بودن که اين حرفو زده

01:09:10.312 --> 01:09:13.274
[من پنج سال در ويتنام تحت سلطه‌ي کمونيسم،
زندگي کردم که سه سال آن را زندان بودم]

01:09:13.274 --> 01:09:17.278
[نحوه‌ي اداره‌ي کلاس توسط شرکت باب راس
مرا ياد زندگي تحت سلطه‌ي کمونيسم مي‌اندازد]

01:09:17.278 --> 01:09:19.280
[در آنجا همه تشويق مي‌شدند
که به ديگران مشکوک باشند]

01:09:22.199 --> 01:09:23.909
کنترل کامل رو در اختيار داشتن...

01:09:23.993 --> 01:09:27.329
و مي‌تونستن به اسم باب راس عمل کنن...

01:09:27.413 --> 01:09:29.915
در حالي که باب راس هرگز
دخلي توي اين قضيه نداشت

01:09:32.418 --> 01:09:35.421
[فکر مي‌کنيد اگر باب زنده بود،
در مورد اين وضع چه مي‌گفت؟]

01:09:35.421 --> 01:09:38.382
[به اعتقاد من، ميراث باب راس توسط شرکاي
زنده‌اش مورد بي‌عدالتي قرار گرفته شده]

01:09:38.424 --> 01:09:40.176
[خودتان قضاوت کنيد. کندال]

01:09:40.176 --> 01:09:43.554
يه بار داشتم توي انبار کار مي‌کردم

01:09:44.597 --> 01:09:47.850
يه ميز بزرگ با کلي نقاشي روش بود

01:09:48.559 --> 01:09:54.106
و ديدم که يه يارو با يه قلم‌موي باريک...

01:09:54.607 --> 01:09:58.068
داره امضاي باب راس رو روي نقاشي مي‌کشه

01:09:58.694 --> 01:10:00.070
با خودم گفتم: "صبر کن ببينم"

01:10:00.154 --> 01:10:03.365
"اين يارو مُرده، بعد حالا يکي داره
امضاي باب راس رو پاي نقاشي مي‌کشه"

01:10:03.449 --> 01:10:04.492
"اينجا چه خبره؟"

01:10:06.035 --> 01:10:08.078
خيليا مي‌تونن کپي‌هاي...

01:10:08.162 --> 01:10:12.333
عين نقاشي‌هاي باب راس رو بکشن،
و شما متوجه تفاوتش نميشيد

01:10:12.416 --> 01:10:15.211
منم متوجه تفاوتش نميشم.
هيچکس متوجه نميشه

01:10:16.253 --> 01:10:18.589
احتمالاً تفاوتش اون امضائه...

01:10:19.089 --> 01:10:22.718
ولي با اين حال نمي‌تونيد بفهميد
اين امضا واقعيه يا نه

01:10:25.054 --> 01:10:26.972
والت، اون نقاشي باب راس‌ـه؟
[والت کوالسکي]

01:10:27.056 --> 01:10:28.974
آره، نقاشي باب راس‌ـه

01:10:29.642 --> 01:10:31.519
چون يکي بهم گفت مال اونه

01:10:32.394 --> 01:10:36.190
تقريباً مي‌تونم نقاشي باب راس رو تشخيص بدم
[آنت کوالسکي]

01:10:36.273 --> 01:10:38.275
نظرتون راجع به اين ايده چيه که...

01:10:38.359 --> 01:10:40.236
تنها کسي که توانايي...

01:10:40.319 --> 01:10:43.948
تاييد اعتبار يه نقاشي باب راس رو داره
درواقع آنت کوالسکي‌ـه؟

01:10:44.031 --> 01:10:45.658
چرته. دري‌وريه

01:10:45.741 --> 01:10:47.493
شرمنده. مزخرفه

01:10:47.993 --> 01:10:51.997
لحظه‌اي که اون يارو رو ديدم،
براي من عاملي شد که بگم...

01:10:52.081 --> 01:10:54.124
"اينجا واقعاً يه مرگيش هست"

01:11:01.757 --> 01:11:03.592
شرکت باب راس مي‌دونست...

01:11:03.676 --> 01:11:06.720
که بزرگ‌ترين مشتري شرکت وبر‌ـه

01:11:08.347 --> 01:11:11.183
والت بهم گفت: "ما حق..."

01:11:11.183 --> 01:11:14.019
"بازرسي از شرکت مارتين اف وبر رو داريم"

01:11:14.770 --> 01:11:17.398
بعد کتاباي مارتين اف وبر رو
بازبيني کردن...

01:11:17.481 --> 01:11:19.984
و چندتا غلط از توش در آوردن

01:11:20.776 --> 01:11:22.861
مدير تشکيلات باب راس گفت...

01:11:22.945 --> 01:11:26.115
"تنها کاري که بايد بکنيد اينه که
جنکينز رو پرت کنيد بيرون"

01:11:26.198 --> 01:11:28.117
"خط توليد محصولات نقاشي‌شو نابود کنيد..."

01:11:28.200 --> 01:11:30.578
"ديگه برنامه‌ي تلويزيوني‌شو
حمايت نکنيد..."

01:11:31.078 --> 01:11:33.205
"و اساساً بندازيدش بيرون"

01:11:34.248 --> 01:11:37.042
ما 16 سال بود که با وبر قرارداد داشتيم

01:11:37.126 --> 01:11:39.628
خيلي به دنيس کپ وفادار بوديم

01:11:39.628 --> 01:11:42.506
حتي با اينکه ديگه کلاسامونو ثبت نمي‌کردن
[دنيس کپ، مالک سابق مارتين اف وبر]

01:11:42.506 --> 01:11:46.427
بالاخره به دنيس گفتيم: "مي‌دونيم
کوالسکي‌ها دارن چيکار مي‌کنن"

01:11:47.511 --> 01:11:50.055
اونم گفت: "مي‌دوني، فقط بحث کاريه"

01:11:50.139 --> 01:11:52.016
"موضوع شخصي نيست"

01:11:53.017 --> 01:11:55.227
"براي ما که قطعاً شخصي بود"

01:11:56.562 --> 01:11:59.857
ما توي هنرهاي تفريحي
خيلي پيش‌گام بوديم

01:11:59.940 --> 01:12:06.238
ما تمام طول روز مي‌خوريم و مي‌خوابيم و
نفس مي‌کشيم و نقاشي مي‌کشيم

01:12:06.905 --> 01:12:09.992
يه روز صبح بيدار شديم ديديم
از کار بيکار شديم

01:12:12.745 --> 01:12:15.497
قرارداد بستن با وبر...

01:12:15.998 --> 01:12:20.628
بزرگ ترين و بدترين اتفاقي بود
که مي‌تونست برامون بيفته

01:12:23.964 --> 01:12:27.509
کوالسکي‌ها ابداً هيچ علاقه‌اي نداشتن...

01:12:28.093 --> 01:12:30.262
که شادي و حس خوب پخش کنن

01:12:32.056 --> 01:12:34.183
فقط به پول علاقه داشتن

01:12:36.435 --> 01:12:40.773
الان محصولات خيلي زيادي
از باب راس توليد ميشه

01:12:41.523 --> 01:12:42.941
فنجون قهوه...

01:12:43.442 --> 01:12:45.736
تي‌شرت، پيژامه...

01:12:45.819 --> 01:12:48.113
پتو، ظرف ناهار...

01:12:48.197 --> 01:12:49.740
پازل

01:12:49.823 --> 01:12:51.492
خودنويس

01:12:51.575 --> 01:12:52.951
مي‌خوايد بازم ادامه بدم؟

01:12:53.035 --> 01:12:55.371
مجسمه‌ي گلدوني
نقاش موردعلاقه‌تون، باب راس

01:12:55.454 --> 01:12:57.206
- فوق‌العاده‌ست
- فقط بذرها رو پرورش بديد

01:12:57.289 --> 01:12:59.541
همينطور که علاقه‌ها بيشتر شد...

01:12:59.667 --> 01:13:02.795
خيلي مشتاق بوديم که محصولات
باب راس رو براي مردم تأمين کنيم

01:13:02.878 --> 01:13:04.963
که بتونن هر روز درحالي که...
[سارا استرول، شرکت باب راس]

01:13:04.963 --> 01:13:07.132
از ماگ باب راسشون
چيزي مي‌خورن لبخند بزنن

01:13:07.633 --> 01:13:12.971
تنها چيزي که شرکت باب راس
به جهان ارائه کرده بود اين بود که...

01:13:13.055 --> 01:13:14.765
"باب راس اينطور، باب راس اونطور"

01:13:15.557 --> 01:13:17.643
باب مُرد. باب اصلاً دخلي
توي اين قضايا نداشت

01:13:22.731 --> 01:13:24.650
کنترل براي اونا مهمه

01:13:24.733 --> 01:13:27.778
مي‌خوان همه‌چيو در اختيار داشته باشن

01:13:28.904 --> 01:13:31.990
منظورم اينه که راستشو بخوايد
به اندازه‌ي کافي ازش کشيدم

01:13:35.828 --> 01:13:37.579
عصر بخير، حالا تصوير شما ضبط ميشه

01:13:37.663 --> 01:13:42.626
در ارتباط با شکايت شرکت
رابرت استيون راس عليه شرکت باب راس

01:13:42.710 --> 01:13:45.421
اين شهادت ويديويي رابرت استيون راس هستش

01:13:45.504 --> 01:13:48.465
اين شهادت ويديويي دينا جستر هستش

01:13:48.966 --> 01:13:53.345
تصميم گرفتم اسممو
روي رنگ و قلم‌موها بذارم...

01:13:53.846 --> 01:13:58.100
ولي حتي استفاده از اسم خودمم
برام ترسناک بود

01:13:58.684 --> 01:14:03.230
چون اونا اعتقاد دارن که
صاحب تمام و کمال اسم راس هستن

01:14:03.939 --> 01:14:06.984
مي‌دونستم که بلافاصله ازم شکايت مي‌کنن

01:14:08.193 --> 01:14:10.529
وکيلمون گفت بهتره ما ازشون شکايت کنيم

01:14:10.612 --> 01:14:14.241
ارزون‌تر در مياد تا اينکه بذاريم
اونا بعداً ازمون شکايت کنن

01:14:14.742 --> 01:14:16.452
چون اونا خوششون مياد از ملت شکايت کنن

01:14:17.661 --> 01:14:22.082
خيلي‌خب، بياييد راجع به
موکلم شرکت باب راس صحبت کنيم...

01:14:22.166 --> 01:14:24.042
که از اين به بعد ش.ب.ر خطابش مي‌کنم

01:14:24.126 --> 01:14:27.796
- شما با اين اختصار آشنايي داريد؟
- مشکلي نيست. مشکلي نيست

01:14:27.880 --> 01:14:29.715
ايده‌ي ساخت شرکت رابرت استيون راس...

01:14:29.715 --> 01:14:31.717
از طرف بيش از يک نفر بود؟

01:14:31.800 --> 01:14:34.678
- يه تلاش گروهيه
- خيلي‌خب. و اين گروه ميشن کيا؟

01:14:34.762 --> 01:14:38.807
منم و لارنس و استيو

01:14:38.891 --> 01:14:41.143
- بعد منظورتون از لارنس، لارنس کپ‌ـه؟
- آره

01:14:42.978 --> 01:14:46.982
[لارنس کپ. کارمند سابق مارتين اف وبر]

01:14:47.566 --> 01:14:50.861
پدرم مالک شرکت مارتين اف وبر بود
[دنيس کپ. مالک سابق مارتين اف وبر]

01:14:51.361 --> 01:14:55.199
قديمي‌ترين سازنده‌ي
وسايل نقاشي مرغوب توي آمريکا

01:14:55.282 --> 01:14:59.244
اين شهادت ويديويي آقاي لارنس کپ هستش

01:15:00.245 --> 01:15:03.999
واسه چه مدت بعد از محلق شدن
به مارتين اف وبر توي سال 2001...

01:15:04.082 --> 01:15:07.544
مارتين اف وبر به توليد...

01:15:07.586 --> 01:15:10.672
محصولات باب راس براي شرکت
ش.ب.ر ادامه داد؟

01:15:11.256 --> 01:15:15.302
تا سال 2016

01:15:16.261 --> 01:15:19.556
احساس خاصي راجع به...

01:15:19.640 --> 01:15:21.225
- خب...
- اين تصميم داشتيد...

01:15:21.308 --> 01:15:23.727
که وقتي فهميديد
بذاريد قرارداد تموم بشه؟

01:15:24.228 --> 01:15:26.772
خيلي نگران بودم

01:15:27.815 --> 01:15:31.985
ايده‌ي امکان ساخت...

01:15:32.069 --> 01:15:35.823
قلم‌موها و رنگ رابرت استيون راس
به ذهنم رسيد

01:15:36.406 --> 01:15:39.576
من و استيو جولاي 2016 با هم صحبت کرديم

01:15:40.661 --> 01:15:42.871
لارنس اومد سراغش و گفت...

01:15:42.871 --> 01:15:45.457
مي‌تونن رنگ توليد کنن واسه همين...

01:15:45.541 --> 01:15:49.378
بهم گفتن...

01:15:49.461 --> 01:15:52.047
نمي‌توني چنين کاري کني...

01:15:52.548 --> 01:15:55.008
مي‌دوني، به خاطر فاميليش

01:15:55.092 --> 01:15:58.345
مگه اينکه صاحب
حق و حقوق اسم پدرش...

01:15:58.428 --> 01:16:00.556
و حق تبليغش باشه

01:16:01.056 --> 01:16:04.685
يه سال بعد از فوت باب،
شرکت باب راس...

01:16:05.310 --> 01:16:10.691
هم از همسر سوم باب، ليندا راس،
و هم از جيمي کاکس شکايت کرد

01:16:11.733 --> 01:16:15.696
رفتن سراغ نقاشي‌ها و اشياء شخصيش

01:16:17.239 --> 01:16:19.408
قلم‌موهايي که باب راس استفاده مي‌کرده

01:16:19.491 --> 01:16:22.035
پالت‌هايي که باب توي تلويزيون
استفاده مي‌کرده

01:16:22.953 --> 01:16:25.789
همه‌ي نقاشي‌هايي که
توي خونه‌اش بود رو مي‌خواستن

01:16:26.915 --> 01:16:29.710
رابطه‌ات با عموت جيم رو چطور توصيف مي‌کني؟

01:16:31.336 --> 01:16:32.337
متزلزل

01:16:35.674 --> 01:16:37.259
هميشه همينطور بوده؟

01:16:40.470 --> 01:16:44.182
آره. حالا که بهش فکر مي‌کنم
بايد بگم که آره

01:16:45.309 --> 01:16:48.228
تا الان هرگز بهش فکر نکرده بودم، ولي آره

01:16:54.985 --> 01:16:57.487
استيو سعي داشت بفهمه...

01:16:57.571 --> 01:17:01.241
که آيا حق و حقوق اسم پدرش
به اون تعلق داره يا نه

01:17:01.742 --> 01:17:04.453
و توي جستجوهاش اومد گفت...

01:17:04.536 --> 01:17:07.998
"خداي من. باورت نميشه چي پيدا کردم"

01:17:10.751 --> 01:17:15.505
اولين نسخه‌ي غيرقابل فسخ
معتمدين باب راس بود

01:17:16.757 --> 01:17:19.718
دقيقاً گفته بود که من و عمو جيم...

01:17:19.718 --> 01:17:23.305
صاحب تقريباً تمام حقوق معنوي هستيم

01:17:24.681 --> 01:17:28.101
تمام چيزايي که پدرم به شرکت
باب راس نداده بود

01:17:28.936 --> 01:17:32.689
اونطوري معتمدين رو
تنظيم کرده بود، چون جوون بودم...

01:17:32.773 --> 01:17:37.235
و مي‌دونست که احتمالاً جيم
مسئوليت‌پذيرتر از منه

01:17:37.319 --> 01:17:41.406
و هوشمندانه‌تره که اون اوضاع رو کنترل کنه

01:17:43.200 --> 01:17:45.661
عمو جيمِ تو هرگز بهت راجع به...

01:17:45.702 --> 01:17:48.997
توافقي که با شرکت باب راس کرده بود...

01:17:49.081 --> 01:17:53.877
تا اين نزاع رو پايان بده نگفته بود؟

01:17:53.961 --> 01:17:56.588
اصلا و ابدا. نه

01:17:57.923 --> 01:18:00.634
اين درسته يا نه که توي قرارداد توافق...

01:18:00.717 --> 01:18:03.220
سال 1997 که الان بررسي کرديم...

01:18:03.303 --> 01:18:05.263
جيمي کاکس از طرف هيئت معتمدين...

01:18:05.347 --> 01:18:08.934
تمام حق و حقوق مشروط و مالکيت...

01:18:09.017 --> 01:18:12.020
کارهاي هنري يا ديگر دارايي‌هاي
شرکت باب راس...

01:18:12.062 --> 01:18:15.273
و هر مورد ديگه‌اي رو به
شرکت باب راس واگذار کرده؟

01:18:16.066 --> 01:18:19.945
اين سند اينطور ادعا مي‌کنه

01:18:20.028 --> 01:18:21.863
اينا چيه؟

01:18:22.948 --> 01:18:26.660
عموي خودم، حق و حقوق رو
به اونا واگذار کرده بوده

01:18:27.786 --> 01:18:31.748
کاملاً برخلاف خواسته‌ي پدرم

01:18:39.756 --> 01:18:43.760
[جيمي کاکس به علت ترس از شکايت کوالسکي‌ها
از مصاحبه در اين فيلم سر باز زد]

01:18:47.848 --> 01:18:51.727
وقتي که شرکت باب راس در سال 96...

01:18:52.519 --> 01:18:56.231
هم از مالک و هم از معتمدين شکايت کرد...

01:18:56.732 --> 01:18:59.568
جيمي، براي از بين بردن دعوي...

01:18:59.568 --> 01:19:02.738
کاغذايي که شرکت باب راس
مي‌ذاره جلوش رو امضا مي‌کنه

01:19:02.821 --> 01:19:05.282
ليندا هم ظاهراً همين کارو کرده

01:19:06.074 --> 01:19:10.078
واگذاري تمام حقوق به شرکت باب راس...

01:19:11.496 --> 01:19:15.292
توي اين توافق‌نامه، به يه سري
نوار هم اشاره شده

01:19:15.792 --> 01:19:19.296
پدرم خيلي راجع به کار با ما...

01:19:19.379 --> 01:19:23.508
صحبت نمي‌کرد چون مي‌دونيد،
کوالسکي‌ها نمي‌خواستن

01:19:24.926 --> 01:19:28.055
ولي تماساشونو ضبط مي‌کرده

01:19:28.889 --> 01:19:31.933
اونا رسماً يادش دادن چطوري اين کارو کنه...

01:19:32.517 --> 01:19:34.144
و اونم مي‌دونست که در آينده...

01:19:34.227 --> 01:19:37.689
جنگي با کوالسکي‌ها راه مي‌افته

01:19:38.065 --> 01:19:40.567
[چند نوار به خصوص پيش از اين
به شرکت باب راس تحويل داده شد]

01:19:40.567 --> 01:19:44.654
تمام اون نوارها بخشي از
چيزي بود که با شکايت از زنش...

01:19:44.738 --> 01:19:48.116
که دو ماه قبل از مرگ باهاش
ازدواج کرده بود، ازش گرفتن

01:19:49.284 --> 01:19:51.495
احتمالاً نابودش کردن...

01:19:51.578 --> 01:19:53.705
که کسي هرگز نتونه بفهمه...

01:19:53.789 --> 01:19:56.291
دقيقاً چي گفته شده

01:19:59.127 --> 01:20:03.048
[از کوالسکي‌ها خواسته شد
در اين فيلم حضور داشته باشند]

01:20:04.466 --> 01:20:08.970
[متأسفانه بايد به عرض شما برسانيم
که علاقه‌اي به اجراي خواسته‌ي شما نداريم]

01:20:10.806 --> 01:20:14.559
[ما نسبت به اين سرمايه‌ي معنوي بسيار حساس
بوده و از استفاده يا سوءاستفاده از آن...]

01:20:14.601 --> 01:20:18.563
[توسط ديگران پيشگري کرده که اين موضوع
شامل مشارکت فعال توسط وکيل ما خواهد بود]

01:20:18.563 --> 01:20:22.567
[به شما هشدار مي‌دهيم. لطفاً مراقب باشيد
از هيچ يک از حقوق شرکت باب راس تخطي نکنيد]

01:20:24.653 --> 01:20:28.323
اونا رسماً مي‌خواستن اسم پدرمو بدزدن

01:20:29.324 --> 01:20:30.325
و اين کارم کردن

01:20:32.619 --> 01:20:35.789
[در ژوئن 2019 استيو در دعوي خود
عليه شرکت باب راس شکست خورد]

01:20:37.791 --> 01:20:40.794
هنوز اميدوار بودم که بتونم
درخواست يه استيناف بدم

01:20:42.629 --> 01:20:45.715
چيزي که باهاش مواجه شديم،
کمبود سرمايه بود

01:20:47.175 --> 01:20:49.511
وکيلم گفت نود هزار دلار...

01:20:49.594 --> 01:20:53.098
مي‌تونه ما رو به استيناف برسونه
و پرونده رو ببريم

01:20:53.181 --> 01:20:57.394
نتونستم نود هزار دلار سرمايه رو جور کنم...

01:20:57.477 --> 01:21:00.397
و اونطوري که انتظار داشتم پيش نرفت

01:21:01.565 --> 01:21:05.152
اون استيناف چنان خرجي داشت...

01:21:05.235 --> 01:21:07.320
که از پسش برنمي‌اومديم

01:21:13.326 --> 01:21:19.249
[شرکت باب راس تمام حقوق متعلق
به اسم باب راس و ظاهر او را پس گرفت]

01:21:19.249 --> 01:21:19.875
[شرکت باب راس تمام حقوق متعلق
به اسم باب راس و ظاهر او را پس گرفت]

01:21:20.208 --> 01:21:23.879
استيو برگشت به فلوريدا و منزوي شد...

01:21:24.379 --> 01:21:27.591
و به تماس کسي جواب نمي‌داد

01:21:31.094 --> 01:21:34.306
ولي بالاخره بهش زنگ زدم و بيدارش کردم

01:21:34.806 --> 01:21:36.308
بهش يه شوک کوچيک وارد کردم

01:21:38.602 --> 01:21:40.187
گفتم: "عمرتو هدر نده"

01:21:40.687 --> 01:21:43.857
"مي‌دونم که بابات نمي‌خواست
چنين کاري کني"

01:22:00.540 --> 01:22:02.584
زماني که شروع کردم
دوباره نقاشي بکشم...

01:22:07.964 --> 01:22:12.093
متوجه شدم مي‌تونم
احساساتي که دارم رو بگيرم...

01:22:12.594 --> 01:22:14.596
و به يه چيزي تبديلش کنم

01:22:19.017 --> 01:22:22.103
کوالسکي‌ها ميليون‌ها دلار از...

01:22:22.187 --> 01:22:26.650
سوء استفاده از اسم و چهره‌اش به جيب زدن

01:22:31.529 --> 01:22:35.492
ولي اون شادي زيادي رو براي مردم آورد

01:22:38.745 --> 01:22:41.081
و همينه که مهمه

01:22:44.709 --> 01:22:47.921
باورنکردنيه که با يه قلم‌موي دو اينچي
چه کارايي ميشه کرد...

01:22:48.004 --> 01:22:50.632
اگه فقط يه ذره زمان صرف تمرين کنيد

01:22:52.550 --> 01:22:54.469
و کار سختي هم نيست

01:22:54.970 --> 01:22:58.056
هر روز از آدمايي که تا حالا
نقاشي نکشيدن نامه دريافت مي‌کنيم...

01:22:58.765 --> 01:23:01.226
که حالا دارن چيزاي خيلي زيبايي مي‌کشن

01:23:04.020 --> 01:23:07.357
ياد گرفتن که شاهکارهاي خودشونو خلق کنن

01:23:09.317 --> 01:23:11.444
اينه که همه‌شو با ارزش مي‌کنه

01:23:12.487 --> 01:23:14.239
اين موضوع که مردم اين کارو مي‌کنن...

01:23:14.322 --> 01:23:17.158
و از موفقيت زيادي لذت مي‌برن

01:23:21.329 --> 01:23:22.330
خيلي‌خب

01:23:24.749 --> 01:23:27.419
اولين قدم براي انجام هر چيزي از نظر من...

01:23:27.502 --> 01:23:30.797
باور به اينه که از پسش برمياي،
و من مي‌دونم که از پسش برمياييد

01:23:38.972 --> 01:23:42.225
من افسردگي شديدي داشتم
که حدود ده سال بود که ادامه داشت

01:23:43.935 --> 01:23:46.187
سه چهار باري سعي کردم خودکشي کنم

01:23:46.271 --> 01:23:48.440
سعي کردم خودکشي کنم

01:23:50.025 --> 01:23:54.487
يه روز تو پذيرايي نشسته بودم
و بحث مي‌کردم...

01:23:54.571 --> 01:23:56.740
که يه راهي براي عبور از اين وضع
و انجامش پيدا کنم

01:23:56.740 --> 01:23:58.742
و باب راس توي تلويزيون پيداش شد

01:23:59.993 --> 01:24:04.164
تنها کاري که بايد کنيد اينه که
رويايي رو توي ذهنتون خلق کنيد...

01:24:04.664 --> 01:24:06.750
و باور داشته باشيد که مي‌تونيد
از پسش بربياييد

01:24:08.168 --> 01:24:11.838
چون توي زندگي هر کاري که بهش
باور داشته باشيم رو مي‌تونيم انجام بديم

01:24:11.921 --> 01:24:16.134
اگه ايمانتون به اندازه‌ي کافي قوي باشه،
هر چيزي ممکنه

01:24:16.217 --> 01:24:17.844
هر چيزي ممکنه

01:24:19.262 --> 01:24:22.098
اينکه يه کسي مثل باب راس بياد...

01:24:22.599 --> 01:24:25.060
و اين ارتباط شخصي رو باهات
برقرار کنه...

01:24:25.560 --> 01:24:26.561
اون اهميت ميده

01:24:28.646 --> 01:24:30.732
اون جونمو نجات داد. واقعاً ميگم

01:24:34.986 --> 01:24:37.614
بايد مي‌رفتم اتاق اورژانس...

01:24:37.697 --> 01:24:42.285
چون توي بارداريم به مشکل خورده بودم

01:24:43.620 --> 01:24:46.081
کليه‌هام از کار افتاده بود

01:24:46.164 --> 01:24:48.416
کبدم از کار افتاده بود

01:24:50.001 --> 01:24:53.755
و تنها کاري که مي‌تونستن بکنن...

01:24:54.255 --> 01:24:57.675
اين بود که بچه‌مو سقط کنن

01:24:58.635 --> 01:25:01.971
و اين سخت بود که...

01:25:02.597 --> 01:25:04.974
پذيرشش سخت بود

01:25:07.143 --> 01:25:11.689
اولين بار که تلويزيون رو روشن کردم،
باب راس رو ديدم

01:25:12.190 --> 01:25:14.067
وقتي داريد نقاشي مي‌کشيد،
بهش نگاه کنيد...

01:25:14.109 --> 01:25:15.819
و تصميم بگيريد که چي خوشحالتون مي‌کنه

01:25:15.902 --> 01:25:17.320
اين دنياي خودتونه

01:25:17.404 --> 01:25:18.988
و هيچ درست و غلطي وجود نداره...

01:25:19.072 --> 01:25:21.408
تا وقتي که شما رو شاد کنه و
باعث آسيب به ديگران هم نشه

01:25:23.201 --> 01:25:27.080
باب زندگي رو به ذهن...

01:25:27.163 --> 01:25:28.665
و قلب من برگردوند

01:25:29.582 --> 01:25:33.878
و لذتي که هرگز نمي‌دونستم
با نقاشي مي‌تونم تجربه کنم

01:25:37.924 --> 01:25:41.761
کل ايده‌ي پشت باب راس و نقاشياش...

01:25:41.845 --> 01:25:47.058
اينه که به آدما ياد بده که اونا با ارزشن

01:25:47.559 --> 01:25:50.937
مي‌تونن توي اين دنيا مهم باشن

01:25:53.022 --> 01:25:55.608
زيباست، استيو. فوق‌العاده زيباست

01:25:56.609 --> 01:25:58.945
اين پدرسوخته عجب نقاشيه

01:25:59.446 --> 01:26:03.366
بهتره مراقب باشم، وگرنه
مياد تلويزيون و من خونه‌نشين ميشم

01:26:05.285 --> 01:26:09.914
بعيد مي‌دونم پدرم هرگز فهميده باشه
که چه اثري گذاشته

01:26:09.998 --> 01:26:14.294
حتي تا آخرش، حتي وقتي که برنامه گل کرد

01:26:14.794 --> 01:26:19.549
واقعاً هرگز نفهميد که چقدر دوستش دارن

01:26:31.019 --> 01:26:36.107
توصيف اينکه دقيقاً
جذابيت باب چي بود خيلي سخته

01:26:36.691 --> 01:26:40.278
حتماً يه ربطي به
توانايي‌هاش توي نقاشي داشته

01:26:40.778 --> 01:26:43.406
حتماً يه ربطي به صداش داشته...

01:26:43.907 --> 01:26:47.994
و راه مخصوص خودش براي صحبت با آدما

01:26:48.786 --> 01:26:55.335
تأثير خيلي زيادي روي همه‌ي
کسايي که باهاش آشنا مي‌شدن داشت

01:27:08.014 --> 01:27:11.684
خاطره‌ي باب درون همه‌ي ما زنده‌ست

01:27:11.768 --> 01:27:13.228
و ميراثش توي وجود...

01:27:13.311 --> 01:27:15.605
همه‌ي طرفداراش زنده‌ست

01:27:16.397 --> 01:27:17.982
قبل از مرگش بهم گفت...

01:27:18.066 --> 01:27:23.154
که درواقع دلش مي‌خواد مردم
اونو به ياد بيارن...

01:27:23.238 --> 01:27:25.281
ولي ناراحت نشن

01:27:31.996 --> 01:27:33.790
دل همه‌مون برات تنگ شده، بابا

01:27:34.457 --> 01:27:36.000
دل همه‌مون برات تنگ شده

01:27:38.169 --> 01:27:40.171
يه بار ازش پرسيدم...

01:27:40.255 --> 01:27:42.799
"سعي داري چيو به جهان ثابت کني؟"

01:27:42.882 --> 01:27:44.300
اونم گفت...

01:27:44.384 --> 01:27:49.806
"کاري که الان و اينجا مي‌کنيم
تا ابد در خاطر مردم مي‌مونه"

01:27:49.889 --> 01:27:53.226
کتابخانه‌هاي سرتاسر کشور
هر هفته پر ميشن...

01:27:53.309 --> 01:27:55.186
از کساني که مشتاق خلق کردن هستن

01:27:55.311 --> 01:27:56.854
ما مثل باب راس نقاشي کرديم...

01:27:56.938 --> 01:28:00.275
در حالي که باب راس رو نگاه مي‌کرديم،
و خودمونو شکل باب راس کرده بوديم

01:28:00.358 --> 01:28:02.777
- باب راس رو که مي‌شناسيد؟
- آره

01:28:02.860 --> 01:28:05.363
اون يه جورايي مثل يه دوست مي‌مونه

01:28:05.780 --> 01:28:07.574
خيلي‌خب، اينجا رو ببينيد

01:28:07.657 --> 01:28:08.700
درست مثل خودش

01:28:08.783 --> 01:28:11.202
آيا باب راس يه هنرمند روانشناسه؟

01:28:11.286 --> 01:28:14.414
چون نگاه کردن برنامه‌هاش
خيلي آدمو آروم مي‌کنه

01:28:14.497 --> 01:28:17.125
سلام. خوش برگشتيد. خوشحالم که
امروز تونستيد بهم ملحق بشيد

01:28:17.709 --> 01:28:20.253
و يه بوته‌ي شاد کوچولو مي‌ذاريم اينجا

01:28:22.005 --> 01:28:23.256
من باب راس شدم

01:28:26.634 --> 01:28:29.971
فقط همون رنگاي قديمي رو به کار مي‌بريم
که قبلاً استفاده مي‌کرديم

01:28:30.555 --> 01:28:32.807
به جاي بلند کردن کاردک از روي بوم...

01:28:32.849 --> 01:28:34.892
وقتي ميري پايين بلرزونش

01:28:34.976 --> 01:28:37.562
بعد همينطوري که پيش ميري کجش کن

01:28:38.563 --> 01:28:40.940
گفتن اشتباهات آدما بهشون
کار سختيه

01:28:41.524 --> 01:28:43.568
و حتي شايد سخت‌تر هم باشه...

01:28:43.651 --> 01:28:46.404
که بپذيري يه حادثه‌ي شاد داشتي

01:28:49.198 --> 01:28:54.329
خيلي اوقات برام سوال ميشه که
آيا اشتباهات نيستن...

01:28:54.412 --> 01:28:57.123
که خيلي بيشتر از موفقيت‌ها
به آدم درس ميدن؟

01:28:57.206 --> 01:28:59.667
چون توي موفقيت، رد ميشي
و ميري سراغ چيز بعدي

01:28:59.751 --> 01:29:01.753
ولي وقتي که اشتباه مي‌کني...

01:29:01.836 --> 01:29:04.464
يا به قول باب "حادثه‌ي شاد" داري...

01:29:04.547 --> 01:29:10.595
يه دفعه تمام راه‌هاي جديد
براي اصلاحش رو ياد مي‌گيري

01:29:10.678 --> 01:29:13.097
و از طريق اين پروسه‌ي يادگيري...

01:29:13.097 --> 01:29:15.892
واقعاً شروع به پرورش روش‌هاي جديد مي‌کني

01:29:18.102 --> 01:29:20.229
خب استيو، نظرت راجع به اين نقاشي چيه؟

01:29:20.313 --> 01:29:22.065
خب به نظرم خيلي خوبه

01:29:22.148 --> 01:29:23.274
خيلي قشنگه

01:29:23.358 --> 01:29:25.943
و اميدوارم که همه از ديدن...

01:29:26.027 --> 01:29:28.446
نقاشي کشيدنت لذت برده باشن

01:29:29.155 --> 01:29:31.449
پس از طرف همه‌ي ما توي شبکه...

01:29:31.949 --> 01:29:35.578
دوست داريم براي همه‌تون
نقاشي شاد آرزو کنيم

01:29:36.079 --> 01:29:37.121
خدا به همراهتون

01:29:37.205 --> 01:29:40.750
از طرف پسرم استيو، ممنون که تماشا کرديد

01:29:41.250 --> 01:29:42.585
تا قسمت بعد خدانگه‌دار

01:29:46.756 --> 01:29:51.928
[اکنون استيو و دينا به آموزش نقاشي
در سرتاسر آمريکا ادامه مي‌دهند]

01:29:58.518 --> 01:30:03.106
[بعد از تکميل اين فيلم، شرکت باب راس
با سازندگان فيلم ارتباط برقرار کرد]

01:30:03.106 --> 01:30:08.611
[کوالسکي‌ها از بين رفتن رابطه‌شان
با باب راس را به کلي تکذيب کردند]

01:30:08.611 --> 01:30:12.115
[آنها همچنين رابطه‌ي پنهاني
آنت و باب را نيز تکذيب کردند]

01:30:17.370 --> 01:30:21.040
[کوالسکي‌ها همچنان به طور مستقل
به اداره‌ي شرکت باب راس ادامه مي‌دهند]

01:30:21.040 --> 01:30:24.043
[ اين شرکت سالانه ميليون‌ها دلار
از تصوير و چهره‌ي باب راس درآمد دارد]

01:30:24.043 --> 01:30:30.591
[علي‌رغم خواسته‌ي باب، تا به امروز حتي
يک دلار از سود شرکت به استيو نرسيده است]

01:30:30.615 --> 01:30:50.615
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.