﻿WEBVTT

00:00:37.412 --> 00:00:40.743
‫کدامین گاه دِگربار
‫خواهد بودِمان دیدار؟

00:00:41.391 --> 00:00:42.710
‫به تُندَرکوب،
«کدامین گاه»

00:00:42.944 --> 00:00:45.115
‫رَخش‌انداز و باران‌بار؟

00:00:45.952 --> 00:00:48.913
‫آن دَم کاین آشوب بنشیند؛

00:00:49.356 --> 00:00:52.879
‫شکست آید یکی را،
‫دیگری رویِ ظفر بیند

00:00:53.474 --> 00:00:56.260
‫- به کدامین جا؟
‫- به خارِستان

00:00:57.030 --> 00:01:00.685
‫آنجاست دیدارمان… با مکبث

00:01:01.186 --> 00:01:02.814
‫چه زشت است زیبا،

00:01:03.784 --> 00:01:05.570
‫و چه زیباست زشتی

00:01:06.446 --> 00:01:10.912
‫بگردیم در میغ دودِ پلشتی

00:01:13.000 --> 00:01:59.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:26.146 --> 00:02:27.942
‫درود، دوست دلیر من!

00:02:28.933 --> 00:02:32.315
‫با پادشاه بگوی که در میدان نبرد چه‌ها
‫دیدی، تا که از آن بِدَر آمدی

00:02:33.275 --> 00:02:34.735
‫بازارِ کارزار آشفته بود

00:02:35.362 --> 00:02:39.202
‫دو حریف بسانِ شناگرانی نفس‌بریده‌
‫به هم درآویختند و توان یکدیگر را فلج کردند

00:02:40.413 --> 00:02:42.083
‫مک‌دانلد سنگدل آنجا بود

00:02:42.292 --> 00:02:44.838
‫و الهۀ بخت، روسپی‌وار،
‫در آغوشِ آن شورشی

00:02:44.934 --> 00:02:46.836
‫به ستیزه‌جویی شومش روی خوش نشان می‌داد

00:02:47.469 --> 00:02:48.769
‫با این همه کارش زار بود،

00:02:49.055 --> 00:02:51.768
‫چرا که مکبث دلیر،
‫که به‌راستی درخورِ این نام است…

00:02:52.061 --> 00:02:53.429
‫خنده‌زنان بر الهۀ بخت،

00:02:53.480 --> 00:02:56.618
‫با تیغ آختۀ خون‌فشانش،
‫چونان دست‌آموزِ جنگاوری،

00:02:56.672 --> 00:03:00.462
‫صف دشمن را بشکست
‫تا با آن بندۀ سیَه‌رو رویاروی شود

00:03:01.453 --> 00:03:04.249
‫و بی درود و ‌بدرود،

00:03:04.458 --> 00:03:07.339
‫تیغ در وی نهاد،
‫و از ناف تا چانه‌اش را دَرید،

00:03:07.865 --> 00:03:09.885
‫و سرش را بر کنگره‌‌های ما نهاد

00:03:10.220 --> 00:03:11.764
‫درود بر تو عموزادۀ دلاور،

00:03:11.965 --> 00:03:12.967
‫جوانمردِ ارجمند!

00:03:13.026 --> 00:03:14.979
‫آن دَم که داد به دستِ دلیری

00:03:15.029 --> 00:03:17.775
‫پیادگان مزدور تیزپا را
‫ناگزیر از گریز کرده بود…

00:03:19.342 --> 00:03:20.612
‫پادشاه نروژ فرصت یافت

00:03:21.000 --> 00:03:21.978
‫که با سلاح‌هایی رخشان،

00:03:22.028 --> 00:03:25.337
‫و مردانی تازه‌نفس،
‫آهنگ هجومی دیگر کند

00:03:25.456 --> 00:03:28.461
‫این کار سرداران ما،
‫مکبث و بنکوو، را نهراساند؟

00:03:28.874 --> 00:03:30.043
‫چرا،

00:03:31.759 --> 00:03:33.513
‫چون هراسی که گنجشک در دل شاهین،

00:03:34.055 --> 00:03:35.642
‫و خرگوش در دل شیر افکنَد

00:03:36.355 --> 00:03:39.758
‫پس ایشان همچون آتش‌باری با دوچندان بار
‫بر دشمن آتشی باریدند چهارچندان

00:03:39.816 --> 00:03:41.110
‫مرا دیگر جان در بدن نیست…

00:03:43.487 --> 00:03:45.338
‫زخم‌هایم به فریادخواهی دهان گشوده‌اند

00:03:49.710 --> 00:03:50.861
‫پادشاه در پناه خدا باد!

00:03:51.839 --> 00:03:53.926
‫زِ کجا آیی، سپهسالار ارجمند؟

00:03:54.040 --> 00:03:55.971
‫پادشاه بزرگ، از فایف، آنجا که

00:03:56.264 --> 00:04:00.179
‫بیرق‌های نروژی فلک را به باد سُخره گرفته،
‫و عرق سردِ رعب بر جبین ملت ما می‌نشانند

00:04:00.229 --> 00:04:01.648
‫آنجا پادشاه نروژ، خود

00:04:01.900 --> 00:04:03.486
‫با سپاهی گران،

00:04:04.154 --> 00:04:07.117
‫به دستِ یاری آن نابِکارترین خیانتکار،

00:04:07.284 --> 00:04:10.415
‫یعنی سپهسالار کودور،
‫کوس نبردی سهمگین را نواخته بود

00:04:11.409 --> 00:04:13.463
‫که مکبث و بنکوو،

00:04:13.513 --> 00:04:17.370
‫با جوشنِ رویین بر تن،
‫رو در روی وی ایستادند،

00:04:18.318 --> 00:04:21.177
‫تیغ‌ها آخته،
‫و بازوان در هم آویخته،

00:04:21.228 --> 00:04:24.233
‫سرِ سرکِشش را به بند آوردند؛ و سرانجام،

00:04:26.361 --> 00:04:27.738
‫پیروزی از آنِ ما شد

00:04:27.789 --> 00:04:29.117
‫خوش است!

00:04:29.785 --> 00:04:32.913
‫سپهسالار کودور را دیگر
‫مجال خیانت به مُراد ما نباشد؛

00:04:32.964 --> 00:04:35.385
آری -
بروید و فرمان مرگ بی‌امانش را اعلام دارید -

00:04:35.435 --> 00:04:36.359
‫گوش به فرمان‌ام

00:04:36.409 --> 00:04:38.210
‫و مکبث را به مقامی که از آنِ وی بود…

00:04:39.048 --> 00:04:40.138
‫مفتخر سازید

00:05:14.247 --> 00:05:16.685
‫کجا بودی، خواهر؟

00:05:18.209 --> 00:05:19.712
‫مشغول گُراز‌کُشی

00:05:22.133 --> 00:05:23.219
‫خواهر،

00:05:24.171 --> 00:05:25.262
‫تو کجا بودی؟

00:05:27.559 --> 00:05:28.771
‫بنگر که چه دارم من

00:05:29.438 --> 00:05:31.609
‫نشانم دِه، نشانم ده

00:05:32.692 --> 00:05:35.617
‫بیا این شَست آن دریانورد

00:05:36.273 --> 00:05:38.916
‫آنکه در هنگام بازگشت،
‫کشتی‌اش بشکست

00:05:41.233 --> 00:05:42.003
‫صدای طبل،

00:05:42.798 --> 00:05:43.715
‫باش آگاه!

00:05:44.982 --> 00:05:46.473
‫مکبث می‌رسد از راه

00:05:47.514 --> 00:05:48.808
‫من…

00:05:49.751 --> 00:05:51.630
‫همچو موشِ بی‌دُم،

00:05:52.096 --> 00:05:55.904
‫بر سرِ غربال خواهم تاخت،
‫و خواهم ساخت کارش را، و خواهم ساخت

00:05:56.890 --> 00:06:00.371
‫چنان جانی زِ او گیرم…
‫که اُفتَد بی‌توان و تاب

00:06:01.794 --> 00:06:02.583
‫و ننشیند…

00:06:03.377 --> 00:06:05.297
‫…به زیرِ خیمه‌گاهِ پلک‌هایش خواب

00:06:05.446 --> 00:06:11.434
‫شبان، روزان،
‫به نفرین زیست خواهد خسته و نالان

00:06:12.211 --> 00:06:16.026
‫شبانی هفت، نُه‌نُه‌ بار،

00:06:16.471 --> 00:06:19.949
‫خسته و رنجور، نزار و زار

00:06:20.471 --> 00:06:23.824
‫خواهرانِ شوم جادوکار،
‫دست اَندر دست،

00:06:24.148 --> 00:06:27.073
‫تیزپیمایان خشکی و دریا،

00:06:27.420 --> 00:06:30.218
‫راه می‌پویند گرداگرد این دنیا،

00:06:30.353 --> 00:06:33.266
‫آن سه از من، این سه از تو

00:06:33.420 --> 00:06:35.773
‫هان سۀ دیگر، که سازد…

00:06:37.614 --> 00:06:38.382
‫…نُه

00:07:00.393 --> 00:07:01.276
‫خاموش!

00:07:02.691 --> 00:07:04.282
‫افسون کارگر گردید

00:07:09.770 --> 00:07:13.770
‫روزی… بدین زیبایی و زشتی را هرگز ندیده‌ام

00:07:15.338 --> 00:07:16.906
‫تا فورس چقدر مانده؟

00:07:22.400 --> 00:07:23.318
‫چیستند این موجودات،

00:07:23.368 --> 00:07:25.573
‫چنین ژولیده و چنین ژنده‌پوش،

00:07:25.624 --> 00:07:28.286
‫به زمینیان نمی‌مانند
‫و با این همه بر زمینند؟

00:07:28.973 --> 00:07:31.525
‫در قید حیاتید؟ چنان هستید که
‫بتوان از شما پرسشی کرد؟

00:07:33.128 --> 00:07:34.715
‫گَر می‌توانید لب بگشایید

00:07:36.092 --> 00:07:36.927
‫چه هستید؟

00:07:39.199 --> 00:07:40.392
‫درود بر تو، مکبث!

00:07:41.496 --> 00:07:43.189
‫درود بر تو، اِی سپهسالار گلامز!

00:07:43.564 --> 00:07:45.241
‫درود بر تو، مکبث!

00:07:45.362 --> 00:07:48.198
‫درود بر تو، اِی سپهسالار گلامز!

00:07:50.013 --> 00:07:51.490
‫درود بر تو، مکبث!

00:07:52.731 --> 00:07:55.795
‫که زین پس پادشاه خواهی شد!

00:07:57.656 --> 00:08:00.763
‫بگویید که زادۀ پندارید،
‫یا همانید که می‌نمایید؟

00:08:01.495 --> 00:08:03.259
‫گَر شما را یارای آن است
‫که در زهدانِ زمان بنگرید،

00:08:03.309 --> 00:08:05.981
‫و بگویید که آبستنِ چه هست و چه نیست،

00:08:06.398 --> 00:08:07.217
‫پس با من سخن گویید؛

00:08:07.267 --> 00:08:09.841
‫با منی که نه چشمی بر مهرِ شما دارم،
‫و نه از کین‌تان بیم

00:08:09.891 --> 00:08:12.284
‫ای کِهتر از مکبث و مِهتر از او

00:08:13.164 --> 00:08:14.288
‫نه به نیک‌بختی او،

00:08:15.707 --> 00:08:17.409
‫و با این همه بَسی نیک‌بخت‌تر از او

00:08:18.425 --> 00:08:20.505
‫نوادگانت به پادشاهی خواهند رسید،

00:08:21.343 --> 00:08:22.763
‫بی‌آنکه خود پادشاه شوی

00:08:24.474 --> 00:08:27.015
‫درود بر شما، مکبث و بنکوو!

00:08:27.080 --> 00:08:27.981
‫بنکوو…

00:08:28.607 --> 00:08:29.818
‫و مکبث…

00:08:31.799 --> 00:08:33.241
‫درود!

00:08:37.746 --> 00:08:40.448
‫بمانید، اِی کم‌گویان،
‫پیش‌گویی ناتمام خود را پایان دهید

00:08:41.799 --> 00:08:43.461
‫خود واقفم که سپهسالار گلامز‌ ام

00:08:43.527 --> 00:08:44.902
‫لیک، سپهسالار کودور چرا؟

00:08:45.071 --> 00:08:46.432
‫سپهسالار کودور که در قید حیات است،

00:08:46.482 --> 00:08:50.607
‫و نیک‌مردی‌ست کامروا،
‫پادشاهی را نیز در افق گمان خویشتن نمی‌بینم

00:08:51.090 --> 00:08:52.881
‫بگویید که این خبر شگفت از کجاست؟

00:08:52.932 --> 00:08:53.988
‫یا که چرا…

00:08:54.432 --> 00:08:58.336
‫در این بیابان بی‌آب و علف، راه را با
‫چنین درودهای پیش‌گویانه‌ای بر ما بسته‌اید؟

00:09:12.306 --> 00:09:14.760
‫خاک را نیز همچون آب، حباب‌هاست،

00:09:14.969 --> 00:09:16.308
‫و اینان حباب‌های خاکند

00:09:17.035 --> 00:09:18.367
‫کجا محو شدند؟

00:09:19.369 --> 00:09:22.541
‫آنچه تن‌آور می‌نمود،
‫نسیمی شد و بر باد برفت

00:09:23.388 --> 00:09:24.610
‫کاش مانده بودند!

00:09:41.229 --> 00:09:44.082
‫به‌راستی موجوداتی که از آنان
‫سخن می‌گوییم، در اینجا بودند؟

00:09:44.416 --> 00:09:46.670
‫نکند ریشۀ عقل دُزدَک خورده‌ایم

00:09:46.720 --> 00:09:48.464
‫که عقل را در بَند می‌کند؟

00:09:49.670 --> 00:09:51.095
‫فرزندانت پادشاه خواهند شد

00:09:51.303 --> 00:09:52.556
‫تو پادشاه خواهی شد

00:09:53.043 --> 00:09:54.685
‫و نیز سپهسالار کودور

00:09:55.520 --> 00:09:56.689
‫مگر چنین نگفتند؟

00:09:58.766 --> 00:10:00.571
‫با همین آهنگ و همین واژگان

00:10:11.907 --> 00:10:17.912
‫« تراژدی مکبث »

00:10:19.387 --> 00:10:20.621
که وارد می‌شود؟

00:10:28.312 --> 00:10:32.862
‫مکبث، پادشاه مژدۀ پیروزی‌ات را
‫در کمال شعف دریافت کرد،

00:10:32.988 --> 00:10:37.572
‫و چون از دلاوری‌ات
‫در نبرد تن‌به‌تن با سرکِشان آگاه گردید،

00:10:37.663 --> 00:10:40.793
‫شگفتی‌ها و ستایش‌هایش
‫با یکدیگر در کشاکش شدند که

00:10:41.045 --> 00:10:42.422
‫کدامین را بهر تو به زبان آرد

00:10:42.472 --> 00:10:45.074
‫ما مأموریم تا سپاس‌های سرورمان را
‫بر تو ارزانی داریم،

00:10:45.294 --> 00:10:48.050
‫و تو را به پیشگاهش بَریم،
‫نه که خود پاداشت دهیم

00:10:48.344 --> 00:10:52.198
‫پادشاه مرا فرمود که
‫به پایندانی سرافرازیِ بزرگتر،

00:10:53.126 --> 00:10:56.531
‫تو را از سویِ وی سپهسالار کودور بخوانم

00:10:57.812 --> 00:10:59.119
‫پس در این منصب نو،

00:10:59.454 --> 00:11:03.336
‫تو را درود، اِی سپهسالار کبیر،

00:11:04.113 --> 00:11:05.464
‫چرا که این عنوان از آن توست

00:11:06.676 --> 00:11:08.578
‫نکند شیطان هم بتواند حقیقت را بازگوید؟

00:11:08.783 --> 00:11:10.224
‫سپهسالار کودور زنده است

00:11:10.275 --> 00:11:12.186
‫چرا جامۀ عاریت بر من می‌پوشانید؟

00:11:12.237 --> 00:11:15.233
‫سپهسالار سابق کودور هنوز زنده است،

00:11:16.276 --> 00:11:19.366
‫اما جانش در گروی حُکمی‌ست گران،

00:11:19.783 --> 00:11:21.785
‫و حقا که سزاوار جان‌سپردن است

00:11:22.468 --> 00:11:25.399
‫اینکه او نروژیان را همراهی،

00:11:25.585 --> 00:11:27.006
‫یا نهانی یاغیان را یاوری کرده،

00:11:27.056 --> 00:11:29.552
‫یا که دست در دست هر دو

00:11:29.882 --> 00:11:32.891
‫در پِی ویرانی کشور خویش بوده را، نمی‌دانم،

00:11:33.267 --> 00:11:38.151
‫لیک خیانت‌هایی بزرگ که خود بدان
‫اقرار کرده و به منصۀ اثبات رسیده‌اند،

00:11:40.488 --> 00:11:41.810
‫وی را سرنگون کرده

00:11:51.217 --> 00:11:52.553
‫از زحمات شما سپاسگزارم

00:11:56.288 --> 00:11:58.022
‫سپهسالار گلامز و کودور!

00:11:59.316 --> 00:12:01.278
‫بزرگترین نوید هنوز در پِی است

00:12:02.049 --> 00:12:04.113
‫مگر امید نداری که فرزندانت پادشاه شوند؟

00:12:04.194 --> 00:12:06.040
‫پیش‌گویانی که مرا
‫سپهسالار کودور نامیدند،

00:12:06.090 --> 00:12:07.219
‫ایشان را نویدی کم زِ این ندادند

00:12:07.269 --> 00:12:08.555
‫چنانچه نویدشان صادق باشد،

00:12:09.460 --> 00:12:13.008
‫چه‌بسا بالاتر از سپهسالاری کودور،
‫آرزوی تاج و تخت را در تو برافروزد

00:12:13.811 --> 00:12:15.012
‫اما، شگفتا!

00:12:16.014 --> 00:12:18.816
‫بسا که کارگزارانِ پلیدی
‫حقایقی را با ما در میان می‌گذارند

00:12:19.394 --> 00:12:21.649
‫تا ما را به وادی هلاکت برانند؛

00:12:22.280 --> 00:12:24.197
‫زِ بهر فریفتن‌مان
‫حقایقی اندک را بازمی‌گویند،

00:12:24.247 --> 00:12:26.909
‫تا غَدارانه ما را
‫به وخیم‌ترینِ مهالک کشانند

00:12:34.031 --> 00:12:37.345
‫این وسوسه از عالم غیب
‫نه بَد تواند بود و نه نیک

00:12:38.999 --> 00:12:41.395
‫گَر بد است،
‫چرا با حقیقتی آغاز شده و مرا

00:12:41.445 --> 00:12:44.400
‫نویدی از کامیابی بخشیده؟
‫من… سپهسالار کودور ام

00:12:48.349 --> 00:12:50.704
‫گر نیک است،
‫چرا دل به وسوسه‌ای می‌سپارم

00:12:50.754 --> 00:12:52.788
‫که خیال هوس‌انگیزش
‫موی بر اندامم راست می‌کند،

00:12:52.838 --> 00:12:56.941
‫و چنان آشفته‌ام می‌سازد که قلب استوارم
‫به‌رغم سرشتش، سر به دیوار دنده‌هایم می‌کوبد؟

00:13:03.353 --> 00:13:05.815
‫بیم‌های مشهود کجا و
‫خیال‌های هولناک کجا!

00:13:06.859 --> 00:13:09.155
‫اندیشه‌ام که جنایت در آن
‫هنور جز نقش خیالی نیست،

00:13:09.205 --> 00:13:13.288
‫چنان چهارستون تنم را می‌لرزاند که
‫هرگونه اقدام در گرداب حدس و گمان غرقه گردد،

00:13:14.235 --> 00:13:16.293
‫و هیچ چیز نیست، مگر آنچه که نیست

00:13:17.756 --> 00:13:19.560
‫گر دست تقدیر خواهد مرا
‫جامۀ پادشاهی بپوشاند،

00:13:19.610 --> 00:13:22.262
‫بی‌آنکه قدمی بردارم
‫تواند اورنگ پادشاهی بر فرقم نهد

00:13:26.854 --> 00:13:28.107
‫هر چه بادا باد،

00:13:29.902 --> 00:13:32.323
‫گذار زمان بر سخت‌ترین روز است

00:13:35.396 --> 00:13:37.548
‫«زنان طالع‌بین در روز پیروزی
‫به من برخوردند،

00:13:37.833 --> 00:13:39.756
‫و مرا خبر است بی‌چند‌وچون

00:13:39.807 --> 00:13:42.050
‫که اینان دانشی دارند
‫برتر زِ دانش بشری

00:13:42.842 --> 00:13:45.466
‫آنگاه که در آتش اشتیاق می‌سوختم
‫که از ایشان بیشتر پرس‌وجو کنم،

00:13:45.516 --> 00:13:48.353
‫دود شدند و در هوا ناپدید

00:13:49.075 --> 00:13:51.234
‫مبهوت بر جای مانده بودم که

00:13:51.284 --> 00:13:55.575
‫پیک‌های پادشاه در رسیدند و به نامِ
‫سپهسالار کودور مرا درود فرستادند،

00:13:56.151 --> 00:13:58.864
‫به همان لقبی که زین پیش
‫خواهران جادوگر مرا درود گفته،

00:13:58.923 --> 00:14:01.461
‫و سپس با اشارت به آینده
‫چنین گفته بودند:

00:14:01.511 --> 00:14:04.049
‫«درود بر تو که پادشاه خواهی شد!»

00:14:06.887 --> 00:14:10.645
‫نیک دیدم تا این را با تو، عزیزترین شریکم
‫در بزرگی، در میان گذارم،

00:14:10.937 --> 00:14:13.356
‫تا از نوید بزرگیِ خویش بی‌خبر نباشی

00:14:13.407 --> 00:14:16.489
‫و بدان سبب زِ شادمانی‌اش بی‌بهره نمانی

00:14:18.242 --> 00:14:20.371
‫این راز را در دل نگاه‌دار، خدانگهدارت»

00:14:26.090 --> 00:14:27.677
‫تویی سپهسالار گلامز

00:14:28.078 --> 00:14:29.388
‫و کودور؛

00:14:29.973 --> 00:14:32.227
‫و به مقام موعود خود خواهی رسید

00:14:33.922 --> 00:14:35.608
‫لیکن از نهاد تو بیم دارم؛

00:14:36.318 --> 00:14:38.781
‫چرا که آنچنان از شیر مهر بشری سرشار است

00:14:38.872 --> 00:14:40.674
‫که بعید است راه میان‌بُر در پیش گیرد

00:14:42.412 --> 00:14:43.539
‫تو خواهان بزرگی هستی،

00:14:43.916 --> 00:14:45.486
‫از بلندپروازی نیز بَری نیستی،

00:14:45.537 --> 00:14:48.117
‫لیک از شرارتی که می‌بایست
‫آن را یاری دهد، بی‌نصیبی

00:14:49.843 --> 00:14:53.392
‫آنچه را سخت خواهانی،
‫پارسایانه خواهانی؛

00:14:53.935 --> 00:14:55.104
‫از نیرنگ روی بر‌گردانی،

00:14:55.154 --> 00:14:57.775
‫اما پیروزی به‌ناحق را خواهانی

00:15:03.056 --> 00:15:04.996
‫بشتاب و به اینجا بیا،

00:15:06.416 --> 00:15:09.130
‫تا شور و شرِّ خویش را در گوش تو ریزم،

00:15:09.629 --> 00:15:12.176
‫و به نیروی سخنان خویش، بادافره آنچه

00:15:12.227 --> 00:15:15.224
‫که تو را از حلقۀ زَرین دور می‌کند، باشم

00:15:36.127 --> 00:15:38.392
‫سپهسالار کودور را اعدام کردید؟

00:15:38.640 --> 00:15:39.686
‫اعلی‌حضرتا،

00:15:40.646 --> 00:15:42.848
‫من با کسی که مرگش را
‫به چشم دیده سخن گفته‌ام،

00:15:43.319 --> 00:15:46.867
‫وی گفت که محکوم آشکارا
‫خیانت‌های خود را بر زبان آورده،

00:15:47.451 --> 00:15:49.330
‫و از عالیجناب بخشایش طلبیده،

00:15:49.481 --> 00:15:51.428
‫و از کردۀ خود سخت پشیمان بوده

00:15:51.502 --> 00:15:55.216
‫هیچ چیزش در زندگی برازنده‌تر از راهی
‫که گاهِ وداع در پیش گرفت، نبود

00:15:55.382 --> 00:15:59.307
‫بسان کسی جان سپرد
‫که نیک آموخته باشد

00:15:59.357 --> 00:16:01.645
‫که با مرگ گرانبهاترین چیزش را…

00:16:01.853 --> 00:16:03.606
‫همچون پیشزی بی‌بها دور افکنَد

00:16:04.107 --> 00:16:07.989
‫شگردی نیست که با آن بتوان
‫راز ضمیر را در چهره خواند

00:16:09.810 --> 00:16:11.120
‫وی نیک‌مردی بود…

00:16:12.055 --> 00:16:14.794
‫که من بِدو پشتگرمی تمام داشتم

00:16:17.508 --> 00:16:19.177
‫پسرعموی گرانقدر،

00:16:20.233 --> 00:16:23.142
‫در عذاب بودم که هنوز
‫تو را سپاس نگزارده‌ام

00:16:24.649 --> 00:16:26.109
‫مرا جز این چه مانده است که بگویم،

00:16:26.159 --> 00:16:28.946
‫من چه در پای تو ریزم
‫که سزای تو بُوَد

00:16:29.105 --> 00:16:32.452
‫بالاترین پاداش مرا همین ایفای خدمت
‫و صداقتی‌ست که بر گردن دارم

00:16:33.078 --> 00:16:34.330
‫قدمت فرخنده باد!

00:16:36.529 --> 00:16:38.463
‫تو نهال نوکاشتۀ منی،

00:16:38.989 --> 00:16:41.218
‫و خواهم کوشید تا
‫چنان که باید برومند شوی

00:16:44.333 --> 00:16:45.602
‫بنکووی نجیب،

00:16:46.186 --> 00:16:48.296
‫که تو نیز کم از مکبث نیستی،

00:16:48.347 --> 00:16:50.862
‫و کم زِ او نشایی،
‫بیا تا تو را در آغوش کِشانم

00:16:51.281 --> 00:16:52.781
‫و بر قلب فشارم

00:16:53.116 --> 00:16:55.495
‫مرا گر برومندی باشد،
‫آن بَرْ از آنِ شماست

00:16:55.587 --> 00:16:58.125
‫شادی‌های بی‌شمارم که از سرشاری
‫در پوست نمی‌گنجند،

00:16:58.175 --> 00:17:00.927
‫سرِ آن دارند که در میان
‫اشک‌های اندوه‌بار پناهگاهی جویند

00:17:05.126 --> 00:17:06.019
‫پسران،

00:17:06.812 --> 00:17:07.684
‫خویشان،

00:17:08.148 --> 00:17:08.978
‫سپهسالاران،

00:17:09.815 --> 00:17:11.692
‫و شما که مرا نزیک‌ترین کسانید،

00:17:11.804 --> 00:17:14.092
‫بدانید که من مِهین فرزند خویش را

00:17:14.272 --> 00:17:16.034
‫به جانشینی برمی‌گزینم،

00:17:17.186 --> 00:17:18.085
‫یعنی مالکوم،

00:17:18.413 --> 00:17:19.999
‫و او را زین پس

00:17:20.568 --> 00:17:21.961
‫شاهزادۀ کامبرلند می‌خوانم؛

00:17:22.545 --> 00:17:25.977
‫افتخاری که تنها وی را خلعت نمی‌پوشاند،

00:17:27.809 --> 00:17:30.602
‫بلکه نشان‌های بلندپایگی چون ستارگانی

00:17:30.937 --> 00:17:33.400
‫بر تارکِ تمامی شایستگان خواهند درخشید

00:17:34.025 --> 00:17:35.355
‫زین‌جا به اینورنس برانیم،

00:17:35.599 --> 00:17:37.450
‫تا پیوند خود را با شما استوارتر سازیم

00:17:38.684 --> 00:17:41.637
‫من خود پیک پیشاهنگ شما خواهم شد
‫تا مژدۀ تشریف‌فرمایی‌تان را…

00:17:41.873 --> 00:17:46.474
‫به گوش همسرم رسانده، و شادمانی‌اش بخشم.
‫زین سبب، خاکسارانه رخصت می‌طلبم

00:17:46.590 --> 00:17:47.969
‫سپهسالار گرانقدر کودور!

00:17:48.323 --> 00:17:49.441
‫از پیِ او رویم،

00:17:49.492 --> 00:17:52.062
‫که میهمان‌نوازی‌اش پیشاپیش شتافته است
‫تا به پیشباز ما آید

00:17:52.112 --> 00:17:53.447
‫چه خویشاوند بی‌همتایی

00:17:54.439 --> 00:17:55.858
‫شاهزادۀ کامبرلند!

00:17:57.362 --> 00:17:59.377
‫این پله‌ای‌ست بر سر راهم که یا می‌باید

00:17:59.428 --> 00:18:01.995
‫از آن به سر درغلتم،
‫یا از فرازش برجَهَم

00:18:02.746 --> 00:18:04.598
‫ای اختران، اخگرانِ خود را نهان دارید؛

00:18:05.328 --> 00:18:09.008
‫تا هیچ پرتویی را
‫به امیال تیره و نهانم راه مَباشد

00:18:09.926 --> 00:18:11.929
‫پادشاه امشب بدین‌جا می‌آید

00:18:12.598 --> 00:18:14.100
‫دیوانه‌ای مگر!

00:18:14.555 --> 00:18:16.026
‫ارباب تو با او نیست؟

00:18:16.271 --> 00:18:18.025
‫با عرض شرمندگی، خبر درست است

00:18:18.165 --> 00:18:21.468
‫سپهسالار ما در راه است. یکی از
‫همرَدگان من خود را از او پیش انداخته

00:18:21.656 --> 00:18:23.034
‫گرامی‌اش دارید؛

00:18:23.811 --> 00:18:25.497
‫که خبرهای بزرگی آورده

00:18:30.172 --> 00:18:32.384
‫غُراب را چه آوای خراشیده‌ای‌ست آنگاه

00:18:32.468 --> 00:18:36.810
‫که درآمدنِ شوم‌انجامِ دانکن را به زیر
‫تیراندازخانۀ باروی من آواز می‌دهد

00:18:42.677 --> 00:18:45.558
‫اِی ارواح پاسدار اندیشه‌های مرگبار،
‫بشتابید،

00:18:46.710 --> 00:18:48.791
‫زنانگی‌ام را باز گیرید،

00:18:50.377 --> 00:18:55.094
‫و وجودم را، از فرق سر تا نوک پا،
‫از هولناک‌ترین سنگدلی‌ها مملو سازید

00:18:56.471 --> 00:18:57.891
‫بر غلظت خونم بیفزایید

00:18:59.176 --> 00:19:01.773
‫و راه و روزنِ هر نرم‌دلی را بربندید،

00:19:02.257 --> 00:19:06.073
‫تا هیچ عذابِ وجدانی را توان آن مباشد
‫که عزم مرگبارم را بلرزاند،

00:19:06.409 --> 00:19:08.953
‫و میان عزم و اجرای آن قد بیفرازد!

00:19:10.774 --> 00:19:12.794
‫اِی کارسازان جنایت، هر جا که

00:19:13.514 --> 00:19:18.010
‫با تن‌های ناپیدایتان چشم به راهِ
‫شرارت‌های طبیعت نشسته‌اید،

00:19:19.264 --> 00:19:22.854
‫به پستان‌های من درآیید
‫و شیرم را به زَهر بدل کنید

00:19:24.245 --> 00:19:25.793
‫فراز آی، اِی شب ظلمانی،

00:19:26.504 --> 00:19:29.033
‫و خود را در سیاه‌ترین دودِ دوزخ فروپوش،

00:19:30.056 --> 00:19:32.783
‫تا خنجر بُرّای من زخمی را که
‫بر جای می‌نهد نبیند،

00:19:33.125 --> 00:19:37.590
‫و آسمان از گوشۀ پردۀ تاریکی مرا ننگرد
‫و فریاد برندارد که: «دست بِدار، دست بدار»

00:19:50.359 --> 00:19:52.041
‫سپهسالار بزرگ گلامز!

00:19:59.182 --> 00:20:00.685
‫سپهسالار ارجمند کودور!

00:20:02.816 --> 00:20:05.434
‫اِی بزرگ‌تر زِ این دو
‫با مبارک‌بادهایِ آینده!

00:20:09.029 --> 00:20:12.381
‫نامه‌هایت مرا بِدان‌سوی
‫لحظۀ بی‌خبری کنونی برد،

00:20:12.479 --> 00:20:15.578
‫و من در این دَم
‫تنها آینده را حس می‌کنم

00:20:16.227 --> 00:20:17.652
‫دلبند عزیزم،

00:20:25.392 --> 00:20:27.058
‫دانکن امشب به اینجا می‌آید

00:20:27.713 --> 00:20:28.978
‫کِی می‌رود؟

00:20:29.314 --> 00:20:31.024
‫فردا، خودش چنین خواست

00:20:31.173 --> 00:20:34.030
‫فردایی که خورشید هرگز نخواهد دید!

00:20:38.874 --> 00:20:40.666
‫سپهسالار من، چهره‌ات،

00:20:41.120 --> 00:20:43.822
‫به‌مثابۀ کتابی ماند که در آن
‫چیزهای شگفتی می‌توان خواند

00:20:44.934 --> 00:20:47.312
‫برای فریفتن زمانه،
‫همرنگ زمانه شو

00:20:48.169 --> 00:20:50.741
‫به چشم و دست و زبان
‫خوش‌آمدگوی باش

00:20:51.567 --> 00:20:54.701
‫چون گُل بهاری بی‌آزار بنمای،
‫لیک ماری باش در زیر آن

00:20:56.500 --> 00:20:58.459
‫کار آن کَس را که در راه است
‫می‌باید ساخت؛

00:20:58.509 --> 00:21:01.612
‫کارِ گرانِ امشب به من واگذار،

00:21:02.716 --> 00:21:05.201
‫که همۀ شبان و روزانِ آتی‌مان را

00:21:05.252 --> 00:21:08.602
‫قدرت و تسلطی شاهانه خواهد بخشید

00:21:17.227 --> 00:21:18.663
‫گشاده‌رو باش و بس

00:21:19.803 --> 00:21:22.012
‫کَج‌خُلقی نشانۀ ترس است

00:21:24.404 --> 00:21:25.801
‫دیگر کارها را به من واگذار

00:21:32.227 --> 00:21:33.879
‫این کاخ در چه جای دلکَشی بنا شده

00:21:34.735 --> 00:21:38.691
‫تنها هوای سبک و خوش‌اش
‫طرب‌بخش جان ماست

00:21:40.562 --> 00:21:42.081
‫هر جا که این میهمان تابستانی،

00:21:42.324 --> 00:21:43.960
‫این پرستوی پرستشگاه‌نشین،

00:21:44.419 --> 00:21:46.506
‫آشیان زیبای خود را بنا نهد،

00:21:46.975 --> 00:21:49.471
‫هوا چون نسیم بهشتی
‫عطری دل‌انگیز به خود گیرد

00:21:50.182 --> 00:21:52.633
‫هیچ برآمدگی و فرورفتگی و
‫گوشه و کناری نیست که

00:21:52.684 --> 00:21:56.107
‫این پرنده بستر و
‫گاهوارۀ جوجه‌پرورش را نگسترده باشد

00:21:57.336 --> 00:22:01.159
‫دیده‌ام هر کجا که اینان بیشتر آمد و شد
‫و زاد و وَلَد کنند، هوا خوش است

00:22:01.472 --> 00:22:04.263
‫ببینید، ببینید،
‫بانوی میزبان گرانمایۀ ما!

00:22:04.654 --> 00:22:07.140
‫همۀ خدمت‌گزاران ما، یکایک

00:22:07.462 --> 00:22:09.258
‫گَر دوچندان و چهارچندان نیز می‌شد،

00:22:09.489 --> 00:22:13.257
‫در برابر افتخارات سترگ و بی‌کرانی
‫که اعلی‌حضرت سرایِ ما را

00:22:13.475 --> 00:22:15.853
‫از آن سرشار کرده،
‫بَس ساده و ناچیز می‌بود

00:22:16.159 --> 00:22:17.648
‫سپهسالار کودور کجاست؟

00:22:17.699 --> 00:22:20.515
‫ما پابه‌پا از پیِ او تاختیم
‫و بر آن بودیم که در رکاب وی باشیم؛

00:22:20.565 --> 00:22:21.656
‫لیک چابک‌سواری او،

00:22:21.707 --> 00:22:26.038
‫و عشق بزرگش، که چونان مهمیزش تیز است،
‫او را پیش از ما به کاشانه‌اش رساند

00:22:27.207 --> 00:22:30.213
‫میزبانِ نکورویِ والانژاد،
‫ما امشب را میهمان شماییم

00:22:30.398 --> 00:22:31.499
‫دست خویش را به من دهید

00:22:33.990 --> 00:22:35.557
‫مرا نزد میزبانم بَرید

00:22:42.278 --> 00:22:44.072
‫اگر باید این کار بشود…

00:22:44.843 --> 00:22:47.345
‫آن دَم که شدنی‌ست،
‫می‌باید بی‌درنگ دست به اجرایش زد

00:22:48.731 --> 00:22:52.389
‫اگر قتل همۀ عواقب را
‫به دام می‌کِشید، و با پایان کار او

00:22:52.440 --> 00:22:56.512
‫کامروایی به چنگ می‌آمد؛
‫گَر با همین ضربت کار یک‌سره می‌شد،

00:22:58.613 --> 00:22:59.518
‫همین‌جا،

00:23:01.858 --> 00:23:05.161
‫بر رویِ همین کرانه و پایابِ زمان
‫تمامیِ آخرت را با آن سودا می‌کردیم

00:23:08.560 --> 00:23:11.062
‫اما چنین امور را
‫همین‌جا نیز داوری هست،

00:23:11.113 --> 00:23:13.138
‫آن که سرمشقِ خون‌ریزی دهد،

00:23:13.212 --> 00:23:16.930
‫همان سرمشق روزی گریبانش بگیرد
‫و وی را به همان بلا دچار سازد

00:23:17.643 --> 00:23:20.212
‫کَفِ یکسان‌بخشِ داد
‫جام شرابی را که به زهر آلوده‌ایم،

00:23:20.262 --> 00:23:23.145
‫به کام‌مان می‌ریزد

00:23:25.692 --> 00:23:27.443
‫اون اینجا از دو جهت آسوده‌خاطر است:

00:23:28.855 --> 00:23:32.959
‫نخست از این جهت که من خویشاوند اوی اَم و
‫رعیتِ وی، که هر دو نسبت را چنین کاری نشاید

00:23:34.196 --> 00:23:35.642
‫دو آنکه میزبان اوی اَم،

00:23:36.490 --> 00:23:38.440
‫و بر من است در به روی آن که
‫خیال کُشتنش را دارد بربَندم،

00:23:38.490 --> 00:23:40.261
‫نه که خود خنجر به دست گیرم

00:23:40.906 --> 00:23:43.918
‫جز اینها، این دانکن قدرتش را
‫چنان با نرمی به کار بُرده،

00:23:43.969 --> 00:23:46.120
‫و در مقام والای خویش
‫چنان به پاکدامنی زیسته،

00:23:47.451 --> 00:23:49.403
‫که نیک‌خویی‌های وی
‫همچون فرشتگان به زبانِ صور

00:23:49.453 --> 00:23:52.317
‫از این کار شومِ شگرف،
‫از ستاندنِ جانش، فریادخواهی خواهند کرد؛

00:23:52.367 --> 00:23:55.623
‫و ترحم، بسان نوزادی عریان،
‫سوار بر گُردۀ تندباد،

00:23:55.674 --> 00:23:57.836
‫یا بر بال کروبیان آسمان، بر پشتِ…

00:23:58.044 --> 00:24:01.710
‫پیک‌های ناپیدای هوا، این کردۀ هولناک را
‫چنان در دیدۀ آدمیان خواهد دمید،

00:24:01.761 --> 00:24:04.014
‫که دَمِ آن در اشک غرقه شود

00:24:06.129 --> 00:24:08.981
‫مرا مهمیزی نیست تا
‫به پهلوی عزمِ خویش فرو کوبم،

00:24:11.003 --> 00:24:12.447
‫جز بلندپروازیِ پرّانی،

00:24:12.498 --> 00:24:15.394
‫که چنان بلند بر زمین می‌پَرد
‫که از دگر سو به سر درمی‌غلتد

00:24:21.113 --> 00:24:22.298
‫خب! چه خبر؟

00:24:24.880 --> 00:24:26.131
‫دارد شامَش را تمام می‌کند

00:24:26.290 --> 00:24:27.611
‫سراغ مرا گرفته؟

00:24:28.059 --> 00:24:29.709
‫مگر نمی‌دانستی؟

00:24:31.273 --> 00:24:33.107
‫در این کار از این پیش‌تر نخواهیم رفت

00:24:33.159 --> 00:24:34.723
‫او تازه مرا جاه بخشیده،
‫و مردم از هر صنفی

00:24:34.773 --> 00:24:36.928
‫مرا به زیور زرینِ
‫رایِ نیکوی خویش آراسته‌اند،

00:24:36.978 --> 00:24:39.872
‫که تا در اوج درخشندگی‌اند
‫می‌باید به خود زنم،

00:24:40.827 --> 00:24:43.533
‫نه آنکه چنین زود دورِشان افکنم

00:24:44.353 --> 00:24:46.928
‫امیدی که به ردایش درآمده بودی،
‫مگر مست بود؟

00:24:46.978 --> 00:24:48.088
‫یا زان پس به خواب رفته؟

00:24:48.138 --> 00:24:51.190
‫و کنون چشم گشوده تا رنگ و رو باخته
‫در بی‌پروایی‌های خود بنگرد؟

00:24:51.530 --> 00:24:53.882
‫زین پس عشقت را نیز
‫همچو امیدت ناپایدار می‌پندارم

00:24:56.659 --> 00:25:01.037
‫مگر بیم داری که در کردار و دل‌به‌دریازدن
‫همان باشی که در وقت آرزویی؟

00:25:01.580 --> 00:25:04.961
‫تو هم خواهانِ داشتن آن چیزی
‫که زیبِ زندگیش می‌شماری، و هم بر آنی

00:25:05.235 --> 00:25:07.374
‫که چون بزدلان با ارجی که
‫خود بر خویشتن می‌نهی،

00:25:07.424 --> 00:25:09.592
‫روزگار بگذرانی،
‫همچون آن گربۀ مسکینی که گوید:

00:25:09.642 --> 00:25:13.227
‫- «ماهی خوش‌ست، اما کو دلِ به آب زدن؟»
‫- تمنا می‌کنم، آرام باش

00:25:14.479 --> 00:25:16.817
‫من دلِ آنچه را که
‫از دست مرد بر‌آید، دارم؛

00:25:17.171 --> 00:25:19.023
‫لیک آنکه را دلی بالاتر باشد، مرد نیست

00:25:19.274 --> 00:25:22.243
‫پس کدامین جانور تو را واداشت
‫که عزم خود بر من فاش سازی؟

00:25:23.203 --> 00:25:25.792
‫اگر دلِ آن را داشته باشی، مَردی؛

00:25:26.164 --> 00:25:29.716
‫و هر چه از آنچه بودی فراتر روی،
‫مَردتر خواهی بود

00:25:31.004 --> 00:25:32.220
‫من به فرزند شیر داده‌ام،

00:25:32.670 --> 00:25:35.822
‫و می‌دانم عشق به کودکی که دهان
‫بر پستانم می‌گذارد، چه دلپذیر است

00:25:36.354 --> 00:25:39.093
‫با این همه، گر من همچنان
‫که تو در این کار سوگند خورده‌ای،

00:25:39.143 --> 00:25:42.573
‫بر قتل فرزندم سوگند خورده باشم، همان دَم
‫که به رویم لبخند می‌زند، نوک سینه‌ام را

00:25:42.623 --> 00:25:45.803
‫از میان آرواره‌های بی‌دندانش برون کِشم
‫و مغزش را در هم کوبم

00:25:46.838 --> 00:25:47.840
‫اگر ناکام شویم چه؟

00:25:48.279 --> 00:25:49.397
‫ناکام شویم؟

00:25:50.397 --> 00:25:53.969
‫همت استوار دار تا کامروا گردیم

00:25:55.138 --> 00:25:56.765
‫دانکن که به خواب رود…

00:25:57.267 --> 00:26:00.440
‫که سفر دشوار امروزش وی را
‫در خوابی عمیق غرقه خواهد ساخت

00:26:00.882 --> 00:26:04.699
‫با دو پرده‌دارش چنان شراب‌خواری
‫و نوشانوشی به راه اندازم…

00:26:05.045 --> 00:26:08.539
‫که حافظه‌، این پاسدار مغز،
‫در سرشان بخار،

00:26:08.997 --> 00:26:11.293
‫و مخزن خِرَدشان انبیقی ساده بیش مباشد

00:26:11.795 --> 00:26:15.969
‫آنگاه که تنِ شراب‌آکندشان مُرده‌وار
‫در خوابی خوکانه فرو رود،

00:26:17.195 --> 00:26:20.770
‫من و تو با آن دانکن بی‌نگاهبان
‫چه نتوانیم کرد؟

00:26:21.563 --> 00:26:23.633
‫و بر آن افسرانی که اسفنج‌وار در خود

00:26:23.684 --> 00:26:26.448
‫شراب کِشیده‌اند،
‫چه تهمت‌ها که نتوانیم نهاد؟

00:26:29.817 --> 00:26:31.779
‫جز پسر مزای،

00:26:32.584 --> 00:26:36.048
‫که سرشتِ ناترست را
‫جز نرینه‌آوردن نشاید

00:26:39.476 --> 00:26:40.680
‫چون آن دو نگهبان خواب‌زدۀ اتاقش را

00:26:40.730 --> 00:26:43.563
‫با خون بیالاییم و
‫خنجرهای خودشان را به کار گیریم،

00:26:43.615 --> 00:26:46.103
‫همگان نخواهند پذیرفت
‫که جنایت کار آنان است؟

00:26:46.401 --> 00:26:47.809
‫آنگاه که فغان‌های دردناک برآریم،

00:26:47.859 --> 00:26:50.951
‫و بر پیکر بی‌جانش مویه کنیم،
‫چه کَس جز این باور تواند کرد؟

00:26:53.491 --> 00:26:54.708
‫بر عزم خویش استوارم،

00:26:56.253 --> 00:26:58.675
‫و اندام به اندامم را همچو زهِ کمان
‫از پِی این کارِ گران می‌کِشم

00:26:58.725 --> 00:27:01.177
‫دست به کار شو و
‫و با فریباترین نمایش بر زمانه بخند

00:27:01.763 --> 00:27:04.716
‫چهرِ دروغین می‌باید آنچه را که
‫قلب دروغ‌زن می‌داند، نهان کند

00:27:27.340 --> 00:27:28.313
‫ماه فرو شده

00:27:28.777 --> 00:27:29.941
‫صدای زنگ ساعت را نشنیدم

00:27:30.108 --> 00:27:31.610
‫ماه نیمه‌شب فرو می‌شود

00:27:32.038 --> 00:27:33.939
‫به گمانم دیرتر از آن باشد، پدر بزرگوار

00:27:35.140 --> 00:27:35.940
‫بیا،

00:27:36.745 --> 00:27:37.664
‫شمشیر مرا بگیر

00:27:42.484 --> 00:27:44.235
‫امشب آسمان هم تنگ‌چشمی به خرج داده؛

00:27:44.802 --> 00:27:46.305
‫شمع‌هایش همه فرو مُرده‌اند

00:27:47.307 --> 00:27:50.646
‫چیزی به سنگینی سُرب بر دلم افتاده،
‫و خوابم نمی‌بَرد

00:27:52.864 --> 00:27:53.764
‫اِی خداوندان رحمت،

00:27:53.814 --> 00:27:57.967
‫به زنجیر کِشید این اندیشه‌های دوزخی را که
‫طبیعت به وقت آسایش در به روی‌شان می‌گشاید!

00:28:01.272 --> 00:28:02.126
‫شمشیرم را بده

00:28:02.177 --> 00:28:03.378
‫- که آنجاست؟
‫- دوست

00:28:05.208 --> 00:28:06.551
‫سرورم، هنوز نخفته‌اید؟

00:28:07.018 --> 00:28:08.062
‫پادشاه در بستر است

00:28:08.981 --> 00:28:11.123
‫امشب به طرز بی‌سابقه‌ای شادمان است، و…

00:28:11.276 --> 00:28:13.572
‫مردان شما را عطایای گران فرستاده

00:28:14.866 --> 00:28:17.790
‫از آن رو که آمادگی نبود، ارادۀ ما را
‫کاری سزاوار زِ دست برنیامد،

00:28:17.840 --> 00:28:19.341
‫وگرنه چه‌ها که نمی‌کرد

00:28:19.536 --> 00:28:20.537
‫همه چیز روبه‌راه است

00:28:21.130 --> 00:28:24.050
‫دیشب آن سه خواهر جادوگر را
‫به خواب دیدم؛

00:28:25.954 --> 00:28:27.724
‫حقیقتی را با تو در میان گذاشتند

00:28:29.877 --> 00:28:31.228
‫من دیگر به ایشان نمی‌اندیشم

00:28:31.554 --> 00:28:32.354
‫با این همه،

00:28:32.759 --> 00:28:35.139
‫اگر موافق باشی،
‫هنگامی که فرصتی مناسب…

00:28:35.419 --> 00:28:39.058
‫به دست آید، در آن باب
‫چند کلمه گفت‌وگو توانیم کرد

00:28:39.913 --> 00:28:41.514
‫هر گاه که فراغتی یافتی، آماده‌ام

00:28:43.242 --> 00:28:44.543
‫در این میان، خوش بیاسایید!

00:28:45.674 --> 00:28:47.152
‫سپاس، سرورم. همچنین!

00:28:50.918 --> 00:28:53.244
‫برو به بانویت بگو که
‫چون شراب من آماده گشت،

00:28:53.295 --> 00:28:54.733
‫زنگ را به صدا درآورد

00:29:11.510 --> 00:29:14.144
‫آیا این خنجری‌ست پیش چشم‌ام،

00:29:15.754 --> 00:29:17.359
‫و دسته‌اش مرا می‌خواند؟

00:29:21.683 --> 00:29:22.509
‫بیا،

00:29:24.789 --> 00:29:25.938
‫به چنگم درآی

00:29:30.609 --> 00:29:32.762
‫به چنگم نیستی،
‫و باز به چشمِ منی

00:29:35.366 --> 00:29:36.618
‫اِی رؤیای شوم،

00:29:36.994 --> 00:29:39.817
‫به چشم درآیی، اما به چنگ نه؟

00:29:41.429 --> 00:29:44.063
‫یا خنجری هستی خیالین،

00:29:44.157 --> 00:29:47.915
‫آفریده‌ای دروغین،
‫زادۀ ذهنی تب‌زده؟

00:29:50.086 --> 00:29:51.548
‫لیک تو را،

00:29:53.192 --> 00:29:57.350
‫بسان خنجری که کنون زِ نیام بر‌کِشم،
‫بساویدنی می‌بینم

00:30:00.221 --> 00:30:02.477
‫تو مرا به همان راهی رَهنمایی
‫که بودمش رهسپار،

00:30:02.528 --> 00:30:04.572
‫و بدان سلاحی که بودمش دست‌به‌کار

00:30:05.699 --> 00:30:08.173
‫چشمان من یا بازیچۀ حواسم‌اند،

00:30:08.224 --> 00:30:10.082
‫یا از همۀ آنها بیدارتر

00:30:12.368 --> 00:30:13.756
‫کماکان می‌بینمت،

00:30:14.674 --> 00:30:17.437
‫بر تیغ و دسته‌ات چکه‌های خونی‌ست

00:30:17.488 --> 00:30:19.058
‫که زین پیش نبود

00:30:20.776 --> 00:30:22.481
‫چنین چیزی در کار نیست

00:30:23.090 --> 00:30:26.243
‫این همان کار خونبار است که خود را
‫در مقابل دیدگانم چنین می‌آراید

00:30:27.219 --> 00:30:31.154
‫اِی زمین آسودۀ استوار، تو نیز مَشنو
‫که گام‌های من به کدامین سو روانند،

00:30:31.205 --> 00:30:34.378
‫مباد که سنگ‌هایت زبان به
‫یاوه‌درایی بگشایند و بگویند به کجایم

00:30:34.921 --> 00:30:35.921
‫می‌روم،

00:30:36.308 --> 00:30:37.425
‫و کار صورت می‌گیرد

00:30:38.302 --> 00:30:39.763
‫زنگ مرا می‌خواند

00:30:40.682 --> 00:30:42.810
‫دانکن، بدان گوش مدار، کاین…

00:30:43.869 --> 00:30:45.721
‫آوای ناقوس عزایی‌ست که تو را به بهشت…

00:30:48.195 --> 00:30:49.322
‫…یا دوزخ می‌خواند

00:31:56.790 --> 00:31:57.990
‫گوش بسپارید!

00:31:59.899 --> 00:32:00.915
‫خاموش!

00:32:03.754 --> 00:32:05.590
‫نالۀ جغد بود،

00:32:06.028 --> 00:32:09.139
‫نالۀ آن جارچیِ شوم،
‫که دهشت‌بارترین «شب خوش» را ‌گوید

00:32:11.035 --> 00:32:12.562
‫او در کار است

00:32:14.941 --> 00:32:18.197
‫آنچه آنان را مست کرده،
‫مرا جسارت بخشیده

00:32:19.190 --> 00:32:21.787
‫آنچه آنان را فروخوابانده، مرا برافروخته

00:32:23.028 --> 00:32:24.601
‫درها گشوده‌اند،

00:32:25.200 --> 00:32:29.073
‫و خادمانِ سیاه‌مستِ سرایْ خرناس‌کشان
‫وظیفۀ خود را به سخره می‌گیرند

00:32:29.227 --> 00:32:30.450
‫آمین!

00:32:32.140 --> 00:32:33.926
‫در جام‌هایشان چندان دارو ریخته‌ام،

00:32:33.977 --> 00:32:38.486
‫که هستی و نیستی بر سرِ
‫مرگ و زندگی‌شان در کشاکشند،

00:32:49.074 --> 00:32:50.052
‫های!

00:32:52.342 --> 00:32:54.600
‫بیمِ آن دارم که برخاسته باشند،
‫و کار صورت نپذیرفته باشد

00:32:54.650 --> 00:32:57.097
‫سوءقصد است که ما را
‫تباه می‌سازد، نه جنایت

00:32:57.833 --> 00:32:58.584
‫گوش بسپارید!

00:32:59.005 --> 00:33:01.820
‫خنجرهایشان را از نیام برکشیدم؛
‫باید یافته باشدِشان

00:33:04.808 --> 00:33:06.246
‫شوهرم!

00:33:08.327 --> 00:33:09.627
‫کارش را ساختم

00:33:10.629 --> 00:33:12.131
‫صدایی نشنیدی؟

00:33:12.465 --> 00:33:14.010
‫- کِی؟
‫- هم‌اکنون

00:33:14.379 --> 00:33:16.013
‫- وقتی پایین می‌آمدم؟
‫- آری

00:33:19.656 --> 00:33:22.276
‫چه منظرۀ غم‌انگیزی

00:33:22.930 --> 00:33:25.782
‫چه حرف ابلهانه‌ای، کدام منظرۀ غم‌انگیز؟

00:33:27.896 --> 00:33:30.562
‫یکی در خواب خندید، و دیگری
‫بانگ برآورد: «جنایت!»

00:33:30.613 --> 00:33:33.566
‫چنان که یکدیگر را از خواب پراندند.
‫من ایستادم و گوش فرا دادم

00:33:33.755 --> 00:33:36.536
‫اما دعایشان را خواندند و
‫باز به خواب رفتند

00:33:36.587 --> 00:33:38.514
‫- خادمان در یک اتاقند
‫- یکی فریاد زد:

00:33:39.516 --> 00:33:40.727
‫«بارالها، به ما رحم کن!»

00:33:41.799 --> 00:33:44.735
‫و دیگری گفت: «آمین»
‫گویی مرا با این دستان خون‌ریز دیده بودند

00:33:44.785 --> 00:33:46.697
‫هراس‌شان به گوشم رسید و
‫آن دَم که گفتند: «بارالها، به ما رحم کن»

00:33:46.747 --> 00:33:47.948
‫مرا یارای آمین‌گفتن نبود

00:33:47.998 --> 00:33:49.165
‫این همه سخت در اندیشه‌اش مباش

00:33:49.215 --> 00:33:52.582
‫اما چرا «آمین» بر زبانم نیامد؟
‫سخت نیازمند آمرزش بودم،

00:33:53.257 --> 00:33:54.785
‫و «آمین» در گلویم فروماند

00:33:54.836 --> 00:33:57.925
‫نباید این‌سان بدین چیزها اندیشید، وگرنه…

00:33:58.605 --> 00:33:59.888
‫…ما را دیوانه می‌کنند

00:34:00.239 --> 00:34:02.768
‫به گمانم صدایی شنیدم که بانگ می‌زد:
‫«دیگر مخُسبید!

00:34:03.890 --> 00:34:05.523
‫مکبث دست به خونِ خواب بُرده»

00:34:05.797 --> 00:34:06.984
‫خواب بی‌گناه،

00:34:07.441 --> 00:34:10.574
‫خوابی که گره از
‫کلاف سردرگم محنت می‌گشاید،

00:34:10.787 --> 00:34:12.620
‫خوابی که مرگِ زندگی هر روزه است،

00:34:13.391 --> 00:34:14.874
‫گرمابۀ کار دردناک،

00:34:15.291 --> 00:34:16.794
‫مرهم جان‌های زخم‌خورده،

00:34:17.715 --> 00:34:20.849
‫دومین پُرسِ طبیعت سترگ،
‫و بهین خورش‌خوان در بزم زندگی!

00:34:20.917 --> 00:34:22.359
‫- چه می‌گویی؟
‫- صدا همچنان بر همۀ ساکنان سرا

00:34:22.409 --> 00:34:24.033
‫بانگ می‌آورد: «دیگر مخُسبید.

00:34:24.084 --> 00:34:28.037
‫سپهسالار گلامز خونِ خواب را ریخته، پس
‫سپهسالار کودور دگر رنگ خواب را نخواهد دید.

00:34:30.920 --> 00:34:32.726
‫مکبث دیگر روی خواب را نخواهد دید»

00:34:33.261 --> 00:34:35.036
‫که بود که چنین فریاد می‌زد؟

00:34:35.520 --> 00:34:36.690
‫آه، اِی سپهسالار گرانقدر،

00:34:36.740 --> 00:34:40.922
‫با کاویدن این اندیشه‌های دیوانه‌وار
‫نیروی خود را تباه سازی

00:34:41.257 --> 00:34:44.359
‫قدری آب بیاب، و دستت را
‫از این شاهد ناپاک بشوی

00:34:47.073 --> 00:34:49.272
‫چرا این خنجرها را بازآورده‌ای؟

00:34:49.578 --> 00:34:50.583
‫باید همان‌جا باشند

00:34:50.634 --> 00:34:52.419
‫به جای خود بازشان گردان،
‫و خادمان خفته را…

00:34:52.469 --> 00:34:54.064
‫- به خون بیالای
‫- دیگر نخواهم رفت

00:34:54.114 --> 00:34:56.952
‫از اندیشیدن به کرده‌ام بیمناکم؛
‫چه رسد به بازدیدنش

00:34:57.062 --> 00:34:59.039
‫اِی سست‌نهاد!

00:34:59.291 --> 00:35:00.543
‫جنجرها را به من دِه

00:35:01.731 --> 00:35:03.673
‫خفتگان و مُردگان نقش‌هایی بر دیوارند

00:35:04.075 --> 00:35:06.596
‫دیدگانِ کودک است که
‫از نقش شیطان می‌هراسد

00:35:07.439 --> 00:35:11.242
‫با خون وی روی خادمان را گلگون خواهم کرد.
‫چرا که این گناه باید دامن‌گیرشان شود

00:35:11.566 --> 00:35:13.068
‫دست‌هایم هم‌رنگ دستان توست،

00:35:13.271 --> 00:35:15.321
‫لیک شرمم آید که دلی
‫چنان لرزان داشته باشم

00:35:24.080 --> 00:35:25.715
‫کدامین در را می‌کوبند؟

00:35:28.055 --> 00:35:30.766
‫مرا چه شده که هر صدایی می‌هراساندم؟

00:35:32.437 --> 00:35:33.814
‫این دست‌ها چیست؟

00:35:33.980 --> 00:35:36.860
‫آه، که چشمانم را زِ چشم خانه برمی‌کَنند

00:35:38.579 --> 00:35:42.711
‫آیا تمامی اقیانوس بیکرانِ نپتون
‫این خون را از دستانم تواند شست؟

00:35:43.081 --> 00:35:48.217
‫نه، این دستان من است که
‫دریاهای بی‌شمار را خون‌رنگ،

00:35:48.268 --> 00:35:50.761
‫و هر سبز را سرخگون کُنَد

00:35:55.771 --> 00:35:58.974
‫همان بِه که دیگر خویشتن را بازنشناسم،
‫تا اینکه به کرده‌ام بیندیشم

00:35:59.085 --> 00:36:01.187
‫با در کوفتنِ خویش دانکن را از خواب برانگیز

00:36:02.409 --> 00:36:03.703
‫کاش می‌توانستی

00:36:18.318 --> 00:36:20.526
‫چه در زدنی!

00:36:29.208 --> 00:36:31.546
‫گر مَردی دربان دوزخ بود،

00:36:31.768 --> 00:36:33.759
‫هر دَم کلیدگرداندن پیرش می‌کرد

00:36:36.197 --> 00:36:37.135
‫بکوب، بکوب!

00:36:37.290 --> 00:36:40.229
‫تو را به جانِ ابلیس بگو کیستی؟

00:36:40.926 --> 00:36:45.271
‫لابد دهقانی‌ست که که در انتظارِ
‫محصولی فراوان، خود را به دار آویخته

00:36:45.322 --> 00:36:48.620
‫بفرما تو،
‫اینجا خیسِ عرق می‌شوی

00:36:50.495 --> 00:36:53.379
‫بکوب، بکوب! این شیادی‌ست زبان‌باز،

00:36:53.600 --> 00:36:56.843
‫که با هزار قَسَم کفه‌های ترازو را
‫سبک و سنگین می‌کرده، اما…

00:36:56.971 --> 00:36:58.673
‫نتوانسته با زبان‌بازی به بهشت برود

00:36:59.724 --> 00:37:01.519
‫بفرما تو، زبان‌باز

00:37:02.355 --> 00:37:04.692
‫بکوب، بکوب! کیستی؟

00:37:04.811 --> 00:37:09.193
‫هان، این خیاط انگلیسی‌ست که آمده تا از
‫پارچۀ شلوار چسبان فرانسوی هم کِش برود

00:37:09.244 --> 00:37:12.748
‫بفرما، خیاط.
‫اینجا می‌توانی اتوی‌ات را گرم کنی

00:37:15.342 --> 00:37:17.048
‫بکوب، بکوب!
‫ول‌کُن نیست

00:37:18.516 --> 00:37:21.939
‫اما جهنم که بدین سردی نیست

00:37:22.331 --> 00:37:24.333
‫دگر می‌باید این دربانیِ شیطانی را ول کنم

00:37:24.562 --> 00:37:25.564
‫آمدم!

00:37:27.760 --> 00:37:29.496
‫تمنا می‌کنم انعام دربان را فراموش مکنید

00:37:29.546 --> 00:37:31.290
‫رفیق، مگر دیشب دیر هنگام به بستر رفتی

00:37:31.340 --> 00:37:33.038
‫- که تا نیم‌روز خفته‌ای؟
‫- راستش، آقا،

00:37:33.088 --> 00:37:34.730
‫تا خروس‌خوان دوم باده‌خواری کردیم

00:37:34.780 --> 00:37:37.044
‫و ارباب، مِیْ موجبات سه چیز را فراهم آرد

00:37:37.230 --> 00:37:41.511
‫- کدامین سه چیز؟
‫- سرخیِ بینی، خواب و شاش

00:37:41.972 --> 00:37:45.031
‫راستی، قربان،
‫شهوت را هم بیدار می‌کند و هم نمی‌کند

00:37:45.082 --> 00:37:48.428
‫یعنی هوس را بیدار می‌کند،
‫اما آلت را می‌خواباند

00:37:48.479 --> 00:37:52.198
‫بنابراین، می‌توان گفت که میگُساریِ بسیار
‫شهوت را می‌فریبد

00:37:52.249 --> 00:37:53.385
‫هم پدیدش می‌آورد، هم در همش می‌شکند؛

00:37:53.435 --> 00:37:55.233
‫برش می‌انگیزد و تباهش می‌کند؛

00:37:55.284 --> 00:37:57.194
‫هم به او دل می‌دهد،
‫هم توی دلش را خالی می‌کند؛

00:37:57.244 --> 00:37:58.835
‫هم برپایش می‌دارد،

00:37:59.070 --> 00:38:01.120
‫و هم واژگونش می‌سازد

00:38:04.616 --> 00:38:05.680
‫سرانجام،

00:38:05.970 --> 00:38:07.521
‫با زبان‌بازی به خواب می‌کشاندش،

00:38:07.853 --> 00:38:09.187
‫و همینکه خوب گولش زد،

00:38:10.332 --> 00:38:11.191
‫رهایش می‌کند

00:38:11.600 --> 00:38:14.072
‫به زعمم باده‌خواری
‫دوش تو را خوش فریفته

00:38:19.779 --> 00:38:20.788
‫روز هر دو بخیر

00:38:25.259 --> 00:38:27.429
‫پادشاه برنخاسته، سپهسالار گرانقدر؟

00:38:28.660 --> 00:38:29.559
‫هنوز نه

00:38:30.772 --> 00:38:32.621
‫مرا فرموده بود که پگاه
‫به دیدارش آیم

00:38:32.672 --> 00:38:35.027
‫کمی هم… دیر کرده‌ام

00:38:38.389 --> 00:38:39.790
‫جسارت می‌ورزم و صدایش می‌کنم

00:38:40.897 --> 00:38:42.549
‫آیا پادشاه امروز از اینجا می‌رود؟

00:38:43.971 --> 00:38:45.807
‫آری، چنین اراده کرده

00:38:47.036 --> 00:38:48.850
‫پریشان‌شبی بود

00:38:52.479 --> 00:38:55.181
‫آنجا که ما خفته بویم،
‫باد دودهنج‌هایمان را واژگون ساخت،

00:38:56.411 --> 00:38:57.454
‫و گویند که

00:38:58.041 --> 00:39:00.212
‫در هوا آوای شِکوه شنیده‌اند؛

00:39:00.548 --> 00:39:02.400
‫شیون‌های شگفت مرگ،

00:39:03.043 --> 00:39:06.683
‫نداهایی که با آهنگی دهشت‌زا
‫از غوغاهایی سهمناک و حوداثی اندوه‌بار

00:39:06.734 --> 00:39:10.594
‫خبر می‌داده‌اند که تخم‌شان به تازگی در
‫زهدان زمانۀ فاجعه‌بار کاشته شده

00:39:11.034 --> 00:39:12.306
‫مرغِ شب…

00:39:12.480 --> 00:39:14.979
‫- اعلی‌حضرت؟
‫- …همه شب فغان کرد

00:39:15.753 --> 00:39:17.942
‫برخی گویند که زمین نیز تب داشته،

00:39:19.221 --> 00:39:20.321
‫و می‌لرزیده

00:39:22.684 --> 00:39:23.911
‫ناخوش‌شبی بود

00:39:24.444 --> 00:39:25.470
‫وحشتا،

00:39:26.086 --> 00:39:27.033
‫وحشتا،

00:39:27.540 --> 00:39:28.618
‫وحشتا!

00:39:29.204 --> 00:39:31.976
‫زبان و دل را یارای آن نیست
‫که تو را دریابند و بخوانند!

00:39:32.027 --> 00:39:35.013
‫- چه شده؟
‫- آشفتگی دست به شاهکارش زده

00:39:35.224 --> 00:39:38.865
‫جنایتی بَس حرمت‌شکن دست به
‫آستان مبارکِ سرورمان بُرده

00:39:38.916 --> 00:39:40.701
‫و گوهر جانِ آستان را از آن ربوده!

00:39:40.752 --> 00:39:42.380
‫- پادشاه را می‌گویی؟
‫- به اتاق پای نهید،

00:39:42.430 --> 00:39:45.523
‫و با دیدن گورگونی دیگر، بینایی خویش را
‫زایل کنید. از من سخن‌گفتن مخواهید. خود

00:39:45.573 --> 00:39:47.078
‫بنگرید و بگویید

00:39:47.175 --> 00:39:49.166
‫برخیزید، برخیزید!

00:39:49.625 --> 00:39:51.170
‫زنگِ خطر را به فریاد آرید

00:39:52.768 --> 00:39:54.426
‫قتل و خیانت!

00:39:54.477 --> 00:39:57.849
‫چنان برخیزید که گویی از گور برخاسته‌اید،
‫و شبح‌وار گام بردارید،

00:39:57.900 --> 00:39:59.902
‫تا با این هول رویارو شوید!

00:40:02.944 --> 00:40:06.407
‫بنکوو و دانلبین!
‫مالکوم! برخیزید!

00:40:07.378 --> 00:40:10.644
‫برخیزید، برخیزید،
‫و سیمای رستاخیز را ببینید!

00:40:11.824 --> 00:40:14.274
‫مالکوم! بنکوو!

00:40:16.644 --> 00:40:18.805
‫چه خوش‌روزگاری به سر بُرده بودم،

00:40:20.568 --> 00:40:22.479
‫گر ساعتی پیش ازین مُرده بودم،

00:40:24.477 --> 00:40:25.675
‫زیرا ازین دَم

00:40:26.027 --> 00:40:28.991
‫دیگر چه سود از زیستن در این جهان فانی.
‫همه چیز بازیچه است

00:40:29.042 --> 00:40:30.103
‫چه شده است،

00:40:30.306 --> 00:40:32.840
‫که بانگ شیپوری چنین هولناک
‫خفتگان سرای را به یک‌جا فرا می‌خواند؟

00:40:32.890 --> 00:40:34.727
‫نکونامی و نیک‌رفتاری مُرده است

00:40:35.012 --> 00:40:37.440
‫- لب بگشایید، بگویید!
‫- جامِ زندگی به ته رسیده،

00:40:38.410 --> 00:40:41.990
‫و جز دُرد چه مانده که این
‫تک ساغر بدان نازد

00:40:42.112 --> 00:40:42.950
‫بنکوو،

00:40:43.504 --> 00:40:44.369
‫بنکوو،

00:40:44.955 --> 00:40:48.628
‫- پادشاهمان را کُشته‌اند!
‫- چه مصیبتی، فُسوس!

00:40:48.880 --> 00:40:50.631
‫چه؟ در سرای ما؟

00:40:50.798 --> 00:40:52.254
‫هولناک است، هر جا که باشد

00:40:52.510 --> 00:40:54.180
‫- چه مصیبتی رخ نموده؟
‫- زنده‌اید،

00:40:54.506 --> 00:40:55.599
‫و از آن بی‌خبرید

00:40:56.320 --> 00:40:58.395
‫مظهر، منشأ

00:40:59.205 --> 00:41:03.029
‫و چشمۀ خون‌تان باز ایستاده،
‫و سرچشمۀ آن خشکیده

00:41:04.014 --> 00:41:05.075
‫پدرتان…

00:41:06.570 --> 00:41:07.514
‫…به قتل رسیده

00:41:11.802 --> 00:41:12.811
‫به دست که؟

00:41:12.936 --> 00:41:15.386
‫گویا نگهبانان خوابگاهش
‫دست بدین کار زده‌اند

00:41:16.197 --> 00:41:19.101
‫دست و روی‌شان همه آغشته به خون بود

00:41:19.504 --> 00:41:22.858
‫با این همه پشیمانم از خشم خویش
‫که چرا جانشان را ستاندم

00:41:24.150 --> 00:41:25.985
‫- چرا؟
‫- چرا چنین کردی؟

00:41:29.333 --> 00:41:31.916
‫کیست که بتواند در آنِ واحد

00:41:33.055 --> 00:41:37.468
‫حیران و فرزانه، آرام و آشفته،
‫بی طرف و پای‌بندِ پیمان باشد؟

00:41:38.106 --> 00:41:39.097
‫هیچ‌کس

00:41:40.999 --> 00:41:45.604
‫یورش عشق سرکِشم
‫عقل درنگ‌کار را از میدان بدر کرد

00:41:45.658 --> 00:41:46.611
‫دانکن…

00:41:47.396 --> 00:41:48.406
‫…اینجا فتاده بود،

00:41:49.804 --> 00:41:52.956
‫پوست سیم‌گون وی به
‫خون زرگونش مرصع گشته،

00:41:53.894 --> 00:41:55.270
‫و زخم‌های دهان‌گشوده‌اش

00:41:55.340 --> 00:41:59.092
‫گویی هر یک دهانه‌ای بود
‫برای فرورفتنِ تباهی در تن،

00:41:59.570 --> 00:42:01.263
‫و آنک، قاتلانش،

00:42:01.909 --> 00:42:04.227
‫آغشته بودند به رنگ جنایت‌شان،

00:42:04.848 --> 00:42:07.358
‫و لخته‌های خون به‌مثابۀ غلافی سهمگین…

00:42:07.679 --> 00:42:08.880
‫خنجرهایشان را پوشیده بود

00:42:09.538 --> 00:42:12.284
‫کیست که دلی را پرمهر باشد،

00:42:14.223 --> 00:42:15.373
‫و دلش برابر زِ مهر

00:42:15.608 --> 00:42:16.626
‫توانا…

00:42:17.774 --> 00:42:19.214
‫و باز بتواند دست بدارد؟

00:42:21.204 --> 00:42:22.387
‫بانو را دریابید

00:42:23.221 --> 00:42:25.090
‫و چون این تن‌های شکنندۀ عریان را،

00:42:25.141 --> 00:42:27.393
‫که به بادی رنجور می‌شوند، پوشاندیم،
‫گِرد آییم،

00:42:27.998 --> 00:42:31.001
‫و این حادثۀ خونین را وارسی کنیم،
‫تا بیشتر بدان آگاه گردیم

00:42:41.630 --> 00:42:43.182
‫چرا ما مُهرِ خَموشی بر لب زنیم؛

00:42:43.676 --> 00:42:45.680
‫دعوی این سخنان بیش از همه ما را سِزَد

00:42:45.767 --> 00:42:46.849
‫باید گریخت

00:42:47.694 --> 00:42:50.324
‫- هنوز وقت اشک‌ریختن ما فرا نرسیده
‫- بیا آنان را به خود واگذاریم

00:42:50.374 --> 00:42:53.885
‫نمایش غم‌خواری به دروغ کاری‌ست
‫که مرد دَغَل به آسانی می‌تواند

00:42:54.352 --> 00:42:56.575
‫- من به انگلستان می‌روم
‫- من نیز به ایرلند

00:42:57.558 --> 00:43:00.207
‫اگر سرنوشت‌مان را از هم جدا نماییم،
‫هر دو ایمن‌تریم

00:43:00.624 --> 00:43:01.626
‫اینجا،

00:43:03.251 --> 00:43:05.175
‫در لبخندِ مردمان خنجرهاست

00:43:05.258 --> 00:43:07.049
‫و هر که با ما همخون‌تر،
‫به ریختن خون‌مان نزدیک‌تر

00:43:07.099 --> 00:43:09.850
‫تیر جان‌ستانی که از شست رها شده،
‫هنوز در اوج است،

00:43:09.991 --> 00:43:12.021
‫و همان بِه که زِ آماجگاهش به دور باشیم

00:43:12.157 --> 00:43:13.273
‫پس بر زین نشینیم،

00:43:13.603 --> 00:43:15.903
‫و در بندِ بدرود نباشیم و تازان رویم

00:43:54.819 --> 00:43:56.479
‫مک‌داف نیکدل می‌آید

00:44:05.184 --> 00:44:06.999
‫سرورا، از کار جهان چه خبر؟

00:44:08.412 --> 00:44:10.714
‫آیا کسی می‌داند عاملِ
‫این جنایت بس خونین کیست؟

00:44:11.303 --> 00:44:13.218
‫آنان که مکبث از دم تیغ‌شان گذراند

00:44:13.511 --> 00:44:14.889
‫افسوس!

00:44:15.650 --> 00:44:18.186
‫- سودشان زین کار چه بوده؟
‫- خب، اغوا شده بودند

00:44:19.051 --> 00:44:21.191
‫دو پسر پادشاه، مالکوم و دانلبین،

00:44:21.242 --> 00:44:23.195
‫روی نهان کرده و گریخته‌اند، و…

00:44:23.246 --> 00:44:25.408
‫این امر آنان را
آماجِ بدگمانی‌ها قرار می‌دهد

00:44:25.706 --> 00:44:30.042
‫پس قریب به یقین
‫تاج و تخت از آنِ مکبث می‌شود

00:44:30.820 --> 00:44:31.921
‫پادشاهی‌اش اعلام گشته،

00:44:32.134 --> 00:44:34.236
‫و برای تاج‌گذاری به سوی دانسِنین روانه شده

00:44:34.300 --> 00:44:35.551
‫تو نیز به دانسنین می‌روی؟

00:44:36.606 --> 00:44:38.808
‫نه، عمو زاده، من آهنگ فایف کرده‌ام

00:44:40.046 --> 00:44:40.854
‫خب…

00:44:43.698 --> 00:44:44.611
‫من بدان جا می‌روم

00:44:45.261 --> 00:44:46.949
‫امید که کارها آنجا روبه‌راه باشد

00:44:47.256 --> 00:44:48.057
‫بدرود!

00:44:49.774 --> 00:44:52.927
‫مبادا که جامه‌های کهن ما بر تن‌مان
‫آسوده‌تر از جامه‌های نو باشد!

00:44:57.656 --> 00:45:00.432
‫♪ آن که یک جو عقلکی دارد ♪

00:45:01.377 --> 00:45:04.272
‫♪ چه باران و چه باد آید ♪

00:45:05.108 --> 00:45:09.533
‫♪ باید با قضا و بخت خود سازد ♪

00:45:10.963 --> 00:45:15.752
‫♪ گرچه باران یک‌نفس بارَد ♪

00:45:30.923 --> 00:45:33.745
‫هفتاد سال را نیک به‌خاطر دارم،

00:45:34.829 --> 00:45:37.501
‫و در این دوران

00:45:38.231 --> 00:45:39.672
‫ساعاتی هراس‌انگیز،

00:45:40.373 --> 00:45:41.801
‫و چیزهایی شگفت دیده‌ام

00:45:43.055 --> 00:45:44.890
‫اما آنها همه در برابرِ…

00:45:46.175 --> 00:45:48.439
‫این شب فلاکت‌بار به هیچ می‌مانند

00:45:48.879 --> 00:45:51.235
‫اِی پدر عزیز،

00:45:53.040 --> 00:45:54.867
‫می‌بینی که سپهر

00:45:54.994 --> 00:45:57.840
‫برآشفته از کردار آدمی،

00:45:57.956 --> 00:46:00.076
‫نمایش خون‌بارش را بیمِ توفان می‌دهد

00:46:00.127 --> 00:46:01.922
‫بنا به ساعت اکنون روز است،

00:46:03.025 --> 00:46:06.222
‫حال آنکه تاریکی شب
‫چراغِ گردانِ فلک را کُشته است

00:46:07.717 --> 00:46:08.936
‫از چیرگیِ…

00:46:09.422 --> 00:46:10.647
‫…شب است،

00:46:10.923 --> 00:46:13.360
‫یا شرمگینی روز…

00:46:13.676 --> 00:46:16.356
‫که ظلمتْ رویِ زمین را در گور می‌دارد،

00:46:16.407 --> 00:46:18.091
‫آنگاه که روشنایی جانانه می‌باید
‫بر رویش بوسه زند؟

00:46:18.141 --> 00:46:21.250
‫این به مانند کاری که صورت گرفت،
‫خلاف طبیعت است

00:46:24.270 --> 00:46:25.800
‫همین سه‌شنبه،

00:46:26.343 --> 00:46:29.463
‫شاهینی پُرغرور پَر گرفته بود که

00:46:29.514 --> 00:46:32.646
‫جغدی موش‌گیر بر وی تاخت
‫و در خاکش نهفت

00:46:33.357 --> 00:46:35.277
‫و امری مسَلم و بس شگفت پیش آمد:

00:46:35.890 --> 00:46:38.825
‫اسب‌های دانکن، آن زیبایان تیزتک

00:46:39.408 --> 00:46:41.325
‫آن گوهران رخشان نژاد خویش،

00:46:41.489 --> 00:46:43.207
‫از نو وحشی شدند،

00:46:43.381 --> 00:46:45.211
‫درِ آخورهایشان را بشکستند،

00:46:45.336 --> 00:46:47.465
‫رو در گریز نهادند،

00:46:47.619 --> 00:46:52.726
‫و چنان‌که گویی عزم جنگ با آدمیان دارند،
‫سر به سرکِشی برداشتند

00:46:58.238 --> 00:47:00.364
‫آورده‌اند که یکدیگر را دریده‌اند

00:47:39.415 --> 00:47:40.524
‫تو اینک

00:47:42.604 --> 00:47:43.487
‫پادشاه،

00:47:44.395 --> 00:47:45.366
‫سپهسالار کودور،

00:47:46.561 --> 00:47:47.570
‫سپهسالار گلامز،

00:47:49.924 --> 00:47:52.296
‫هستی، چنان که
‫زنان طالع‌بین نویدت داده بودند

00:47:55.208 --> 00:47:58.211
‫لیک مبادا برای رسیدن به مقصود
‫دست به پلیدترینِ کارها زده باشی

00:48:00.894 --> 00:48:03.798
‫با این حال گفته بودند که
‫پادشاهی به فرزندانت نخواهد رسید،

00:48:03.849 --> 00:48:08.409
‫بلکه من سردودمان و نیایِ
‫پادشاهان بسیار خواهم بود

00:48:09.378 --> 00:48:11.039
‫گَر از دهانشان سخن راست برون آید…

00:48:12.466 --> 00:48:14.059
‫چنان که گفته‌هایشان در حق تو، مکبث،

00:48:14.109 --> 00:48:15.547
‫چنین درخشان از کار درآمده…

00:48:18.041 --> 00:48:20.891
‫و اگر در حق تو نیکی کرده،
‫و حقایق را گفته باشند،

00:48:21.614 --> 00:48:24.123
‫چرا لوحه‌خوان سرنوشت من نیز مباشند

00:48:25.891 --> 00:48:27.277
‫و از امید لبریزم نکنند؟

00:48:30.457 --> 00:48:31.660
‫لیک، بس است، دَم دَرکِش

00:48:48.268 --> 00:48:50.527
‫این هم بزرگترین میهمان ما

00:48:51.645 --> 00:48:53.046
‫اگر او را از یاد برده بودیم،

00:48:53.147 --> 00:48:57.040
‫جای او در جشن بزرگ ما خالی می‌بود
‫و جشن نه چنان می‌بود که باید

00:48:57.305 --> 00:49:01.130
‫امشب خوانی شکوهمند گسترده‌ایم، سرورا
‫و درخواست حضور را دارم

00:49:01.967 --> 00:49:03.768
‫امروز پس از نیم‌روز قصد سواری دارید؟

00:49:04.212 --> 00:49:05.220
‫آری، سرورم

00:49:05.275 --> 00:49:07.307
‫و گرنه دل‌مان می‌خواست
‫از رای و نظر نیکوی شما که

00:49:07.357 --> 00:49:11.160
‫هم استوار است و هم پربرکت، در شورای امروز
‫بهره گیریم اما…

00:49:11.559 --> 00:49:13.011
‫این‌کار را به فردا می‌افکنیم.

00:49:13.587 --> 00:49:14.697
‫خیلی دور می‌روی؟

00:49:15.032 --> 00:49:17.202
‫سرورم، چندان دور که از اکنون تا شامگاه

00:49:17.410 --> 00:49:18.704
‫زمان را پر کند

00:49:19.061 --> 00:49:20.423
‫و اگر اسبم به خوبی نرود،

00:49:20.482 --> 00:49:22.546
‫می‌بایست یکی دو ساعت از تاریکی شب را

00:49:22.828 --> 00:49:24.423
‫وام بستانم

00:49:26.418 --> 00:49:27.519
‫جشن ما را از یاد مبرید

00:49:28.092 --> 00:49:29.225
‫هرگز، سرورم

00:49:29.413 --> 00:49:32.667
‫شنیدیم که عموزادگان خون‌خوارِ ما
‫در انگلستان و ایرلند پناه گرفته‌اند

00:49:32.717 --> 00:49:34.902
‫و به پدرکشی سنگدلانۀ خود اعتراف نمی‌کنند

00:49:35.473 --> 00:49:36.613
‫اما این بماند برای فردا که

00:49:36.663 --> 00:49:39.536
‫بررسی کارهای کشور
‫به ما هر دو سخت نیازمند است

00:49:39.640 --> 00:49:40.841
.‫اکنون بر اسب بپر
‫بدرود

00:49:41.176 --> 00:49:42.477
‫تا شبانگاه که بازگردی

00:49:47.053 --> 00:49:48.343
‫فلیانس نیز با شما می‌آید؟

00:49:53.411 --> 00:49:54.355
‫آری، سرورم

00:49:54.513 --> 00:49:56.860
‫اسبان‌تان چالاک و سخت‌پای باد

00:49:57.577 --> 00:49:59.529
‫شما را به پشت ایشان می‌سپارم

00:50:02.512 --> 00:50:03.312
‫بدرود

00:50:09.472 --> 00:50:11.053
‫آن کسان در آستانِ مایند؟

00:50:12.388 --> 00:50:14.643
‫آری، سرورم

00:50:21.447 --> 00:50:23.451
‫دیروز نبود که با هم گفت‌وگو کردیم؟

00:50:24.024 --> 00:50:25.755
‫- آری
‫- همچنان است که پادشاه می‌فرمایند

00:50:25.805 --> 00:50:28.502
‫باری، در گفته‌های من درَنگیدید؟

00:50:31.108 --> 00:50:32.802
‫بدانید که این بنکوو بود

00:50:33.991 --> 00:50:35.306
‫که در روزگاران گذشته

00:50:36.071 --> 00:50:38.145
‫شما را چنان سیه‌روز می‌داشت

00:50:38.196 --> 00:50:40.398
‫و شما گناه آن را
‫به پای مای بی‌گناه می‌نوشتید

00:50:40.835 --> 00:50:42.728
‫در آخرین گفت‌وگومان این نکته را
‫بر شما باز نمودم

00:50:42.778 --> 00:50:44.950
‫بر شما اثبات نمودم که چگونه

00:50:45.162 --> 00:50:48.665
‫بازیچۀ دست شدید و لگدمال
‫و کدام ابزارها در کار بود و کدام دست

00:50:48.797 --> 00:50:51.730
‫و هزار چیز دیگر که
‫هر سبک‌مغز کم‌خرد دیگری را

00:50:51.837 --> 00:50:53.465
‫نیز قانع می‌کند که

00:50:53.618 --> 00:50:55.554
«بگوید: «این‌ها همه کار بنکوو بوده

00:50:55.928 --> 00:50:57.432
‫ما را از این مسئله آگاه کردید

00:50:57.699 --> 00:50:59.519
‫چنین کردم و بیش از این

00:50:59.625 --> 00:51:01.732
‫که سر همین نکته دوباره گرد هم آمدیم

00:51:03.541 --> 00:51:07.967
‫آیا در نهاد خویش چندان شکیبایی می‌بینید که
‫از این‌ها درگذرید؟

00:51:10.204 --> 00:51:11.499
‫آیا چنان…

00:51:12.105 --> 00:51:14.839
‫انجیل‌پرستید که…

00:51:15.263 --> 00:51:16.797
‫این بزرگوار و فرزندانش را دعای خیر گویید…

00:51:16.847 --> 00:51:19.049
‫با اینکه دست ستمکارش شما را
‫بر لبۀ گور کشانده

00:51:19.134 --> 00:51:20.874
‫و کسان‌تان را برای همیشه
‫به خاک سیاه نشانده؟

00:51:20.924 --> 00:51:22.479
‫ما مَردیم، سرورم

00:51:22.567 --> 00:51:24.983
‫آری، در دفتر آمار شما نیز
‫مرد به شمار می‌روید

00:51:25.279 --> 00:51:30.535
‫اما اگر شما را نیز در دفتر مردانگی جایی‌ست
‫و نه پست‌ترین جا، بگویید تا

00:51:30.586 --> 00:51:32.446
‫من با دل‌تان از کاری دم زنم که

00:51:32.497 --> 00:51:34.834
‫به انجام‌رساندنش دشمن‌تان را
‫از میان برمی‌دارد

00:51:35.086 --> 00:51:36.588
‫من درک می‌کنم، سرورم

00:51:37.079 --> 00:51:40.345
‫مَنی که از کژرفتاری‌ها و ستمگری‌های جهان
‫چنان جانم به لب رسیده

00:51:40.624 --> 00:51:41.642
‫که مرا از در افتادن با آن…

00:51:41.692 --> 00:51:43.976
‫- باکی نیست
‫- من نیز چنینم

00:51:44.311 --> 00:51:46.022
‫چنان از شوربختی‌ها فرسوده‌ام…

00:51:46.173 --> 00:51:50.227
‫و با بخت دست به گریبان که حاضرم زندگی‌ام را
‫در هر فرصتی قمار کنم تا یا بهبودش بخشم

00:51:50.685 --> 00:51:51.741
‫یا عطایش را به لقایش

00:51:53.766 --> 00:51:56.083
‫هر دو بدانید که بنکوو دشمن‌تان بوده

00:51:59.270 --> 00:52:00.356
‫چنین است، سرورم

00:52:01.351 --> 00:52:02.386
‫چنان که دشمن من نیز

00:52:03.375 --> 00:52:06.269
‫و چنان دشمنی که هر دم از زندگانی‌اش

00:52:06.441 --> 00:52:09.148
‫تیغی‌ست بر رگ من

00:52:09.866 --> 00:52:13.065
‫و گرچه توانایی آن دارم که به چنگال قدرت خویش
‫او را از پیش چشم بردارم

00:52:13.115 --> 00:52:15.317
‫و با اراده‌ام آن‌را تحقق بخشم،
‫چنین نباید کنم

00:52:15.730 --> 00:52:18.584
‫و از این‌روست که به یه یاری شما دل بسته‌ام

00:52:19.444 --> 00:52:21.797
‫تا به چند دلیل بی‌چون و چند

00:52:22.090 --> 00:52:23.591
‫کار را از چشم مردم پوشیده دارم

00:52:23.893 --> 00:52:26.515
‫سرورم، ما گوش به فرمان شماییم

00:52:26.678 --> 00:52:30.272
‫- تا پای جان…
‫- برق غیرت از شما می‌تابد

00:52:30.430 --> 00:52:31.702
‫این کار می‌باید امشب پایان گیرد

00:52:31.752 --> 00:52:33.862
‫و دور از کاخ انجام گیرد
‫از یاد نرود که…

00:52:34.136 --> 00:52:36.401
‫گردی از ماجرا نمی‌باید در دامن من نشیند
‫و برای آن‌که…

00:52:36.451 --> 00:52:39.247
‫هیچ ناهمواری در کار نمانده باشد،

00:52:40.798 --> 00:52:42.252
‫فلیانس، پسرش نیز…

00:52:42.707 --> 00:52:45.091
‫می‌باید در آن شب تار
‫به همان سرنوشت دچار آید

00:52:47.555 --> 00:52:49.182
‫ما بر این کار عزم کردیم، سرورم

00:52:53.150 --> 00:52:54.651
‫حال عزم به عزیمت کنید

00:53:12.164 --> 00:53:13.466
‫بنکوو از دربار رفته است؟

00:53:13.628 --> 00:53:16.191
‫آری، بانوی من.
‫اما شب دوباره باز می‌گردد

00:53:23.039 --> 00:53:24.248
‫سرورم، چگونه‌اید؟

00:53:26.439 --> 00:53:27.838
‫چرا گوشه گرفته‌اید

00:53:28.535 --> 00:53:31.219
‫و با اندوه‌بارترین خیال‌ها همنشین شده‌اید

00:53:32.141 --> 00:53:36.161
‫و غرقِ اندیشه‌هایی هستید که می‌باید با
‫مرگ کسانی که آماج‌شان بودند، مرده باشند؟

00:53:36.206 --> 00:53:38.480
‫آنچه را که هیچ چاره‌ای نباشد
‫باید از یاد برد

00:53:38.531 --> 00:53:40.319
‫گذشته دیگر گذشته

00:53:41.672 --> 00:53:44.745
‫ما مار را زخم زده‌ایم اما نکشته‌ایم

00:53:46.254 --> 00:53:47.959
‫زخمش التیام می‌یابد
‫و باز همان خواهد شد که بود

00:53:48.009 --> 00:53:51.799
‫و همان دندان همچنان
‫در کمین شرارت ناتوان‌مان خواهد نشست

00:53:53.400 --> 00:53:57.010
‫پیوستن به کاروان کسانی که در طلب آسودگی خویش
‫به مُلک آسایش روانه‌شان کردیم

00:53:57.060 --> 00:54:00.483
‫بـِه از زیستن با شکنجۀ جان
‫در آسیمگی بی‌پایان

00:54:02.660 --> 00:54:04.073
‫دانکن در گور خویش خفته است

00:54:04.301 --> 00:54:07.078
‫چه خوش‌خوابیِ از پیِ تب پُر تابِ زندگی

00:54:08.407 --> 00:54:11.377
‫خیانت آنچه می‌توانست کرد
‫دیگر نه پولاد، نه زهر…

00:54:11.428 --> 00:54:14.342
‫نه بدخواهیِ خودی، نه لشکر بیگانه
‫و نه هیچی…

00:54:15.383 --> 00:54:16.688
‫…در وی کارگر نیست

00:54:16.852 --> 00:54:19.518
‫آرام باش، سرورم

00:54:20.105 --> 00:54:21.772
‫این چهرۀ دژم را خرم کن

00:54:22.536 --> 00:54:25.488
‫امشب را در میان میهمانان خویش
‫خندان و خوشرو باش

00:54:28.120 --> 00:54:30.997
‫آه، همسر عزیز، سرم کژدُم‌زار است

00:54:32.350 --> 00:54:35.631
‫می‌دانی که بنکوو و پسرش فلیانس زنده‌اند

00:54:36.103 --> 00:54:38.335
‫در پادشاهی طبعِ او چیزی فرمان‌رواست که

00:54:38.386 --> 00:54:41.016
‫از آن می‌باید هراسید
‫و آن دلیری بسیارِ اوست

00:54:43.031 --> 00:54:45.733
‫و با آن پُردلی وی را خردی‌ست

00:54:45.784 --> 00:54:47.937
‫راهنمای دلیری او به اقدام با پروا

00:54:47.988 --> 00:54:51.202
‫تنها از اوست که بیمی
‫به دل دارم…

00:54:51.272 --> 00:54:53.582
‫باید این ماجرا را رها کنی

00:54:55.620 --> 00:54:56.921
‫او به خواهران پرخاش کرد

00:54:57.504 --> 00:55:01.258
‫هنگامی که نخست، نام پادشاهی بر من نهادند
‫و ایشان را فرمود تا با او سخن گویند

00:55:01.672 --> 00:55:02.515
‫آن‌گاه…

00:55:02.736 --> 00:55:07.399
‫آنان پیشگویانه وی را به نام پدرِ دودمانی از پادشاهان
‫درود فرستادند

00:55:07.560 --> 00:55:10.197
‫بر سر من افسری نهادند بی‌بر

00:55:10.313 --> 00:55:12.576
‫و در دستم دستواره‌ای سترون

00:55:12.826 --> 00:55:15.428
‫تا دستی که از تبارِ من نباشد،
‫آن‌را از چنگم به‌در برد

00:55:15.614 --> 00:55:17.668
‫پسری از من جانشین من نباشد
‫اگر چنین باشد،

00:55:18.673 --> 00:55:21.258
‫پس من در راه فرزندان بنکوو
‫ذهنم را آشفته ساختم

00:55:21.783 --> 00:55:23.847
‫و خون دانکن نازنین را ریخته‌ام

00:55:23.919 --> 00:55:26.952
‫و زهر دُژکامی به جامِ آسایش خویش کرده‌ام؟

00:55:27.100 --> 00:55:30.359
‫و گوهر جاوید جان خویش را
‫به کف دشمن انسان سپرده‌ام

00:55:30.410 --> 00:55:32.321
‫تا ایشان را به پادشاهی برسانم

00:55:33.973 --> 00:55:37.372
‫نوادگان بنکوو را پادشاه کنم!

00:55:37.774 --> 00:55:40.336
‫اما طبیعت
‫که ایشان را سند جاودانگی نداده است

00:55:40.393 --> 00:55:41.505
‫همچنان امیدی باقیست

00:55:43.120 --> 00:55:44.672
‫می‌توان ایشان را از پای در آورد

00:55:45.116 --> 00:55:46.389
‫پس غم مدار

00:55:48.393 --> 00:55:49.478
‫پیش از آن‌که

00:55:49.925 --> 00:55:51.691
‫شب‌پره در شبستان پرسه‌ای زند

00:55:52.419 --> 00:55:56.649
‫و زنجرۀ پولک‌بال به ندای خداوندِ سیه‌کار جادوان
‫با زنجیرۀ خواب‌آور آوای‌اش

00:55:56.930 --> 00:55:58.537
‫زنگولۀ خمیازه‌کش شب را به صدا در آورد،

00:55:58.578 --> 00:56:00.958
‫کاری کرده خواهد شد که دل‌ها را بلرزاند

00:56:02.405 --> 00:56:03.671
‫چه خواهد شد؟

00:56:04.477 --> 00:56:06.677
‫در پی دانستن‌اش نباش، نازنین

00:56:07.707 --> 00:56:09.308
‫که چون کرده شد، بر آن آفرین گویی

00:56:11.716 --> 00:56:12.896
‫بیا، ای شب دیده‌دوز

00:56:14.352 --> 00:56:18.535
‫و چشمان مهربان روز دل‌سوز را بردوز

00:56:19.607 --> 00:56:22.039
‫و با دستان ناپیدای خون‌آلودت

00:56:23.040 --> 00:56:27.174
‫از هم بگسل آن رشتۀ بزرگ زندگی را
‫که هراسانم می‌دارد

00:56:28.223 --> 00:56:29.274
‫روشنایی تیرگی می‌گیرد

00:56:30.305 --> 00:56:32.642
‫و زاغ به سوی بیشۀ زاغستان بال می‌کشد

00:56:34.228 --> 00:56:36.582
‫نیک‌سرشتانِ روز از توش و توان رفته
‫و فرو می‌خسبند

00:56:36.632 --> 00:56:39.321
‫و آن‌گاه سیه‌کارانِ شب
‫از پی شکارهای خویش برمی‌خیزند

00:56:40.783 --> 00:56:43.454
‫از سخنانم در شگفتی
‫اما آرام باش

00:56:47.086 --> 00:56:50.467
‫آنچه پایه‌اش بر شر است به شر نیرو می‌گیرد

00:57:28.334 --> 00:57:30.041
‫تو را که گفت که به ما بپیوندی؟

00:57:30.865 --> 00:57:31.711
‫مکبث

00:57:33.384 --> 00:57:34.685
‫به او بدگمان نباید بود

00:57:34.736 --> 00:57:38.474
‫زیرا وی آنچه را که باید کرد
‫به درستی به ما خواهد گفت

00:57:39.091 --> 00:57:40.394
‫پس با ما بمان

00:57:44.674 --> 00:57:45.474
‫نور!

00:57:46.082 --> 00:57:46.882
‫نور!

00:57:51.074 --> 00:57:52.425
‫مشعل را بده، پسرم!

00:58:12.314 --> 00:58:13.581
‫امشب بارانی‌ست

00:58:14.199 --> 00:58:15.376
‫بگذارد ببارد

00:58:27.998 --> 00:58:28.859
‫فلیانس!

00:58:42.260 --> 00:58:43.512
‫بگریز، فلیانس!

00:58:44.233 --> 00:58:45.181
‫بگریز!

00:58:58.025 --> 00:58:59.460
‫تنها یک نفر را به خاک انداختیم

00:58:59.510 --> 00:59:00.794
‫پسر گریخت

00:59:02.137 --> 00:59:04.426
‫نیمۀ بهتر کار از چنگ‌مان به‌در رفت

00:59:04.477 --> 00:59:05.511
‫باری، برویم

00:59:06.041 --> 00:59:08.091
‫و بگوییم که کار تا کجا به انجام رسیده است

01:00:34.179 --> 01:00:36.031
‫این را چه می‌گویی که

01:00:36.165 --> 01:00:38.382
‫مک‌داف از آمدن به میهمانی شاهانۀ ما
‫سر باز زده است؟

01:00:38.432 --> 01:00:40.763
‫- سرورم، کسی را سراغش فرستاده‌اید؟
‫- اعلی‌حضرت

01:00:42.363 --> 01:00:43.712
‫هر یک جای خویش را می‌دانید

01:00:44.093 --> 01:00:45.089
‫بنشینید

01:00:45.682 --> 01:00:47.218
‫بر مِهتر و کهترِتان

01:00:47.552 --> 01:00:48.699
‫از دل درود.

01:00:52.634 --> 01:00:55.442
‫بر گردِ میز به‌زودی پیمانه‌ای می‌باید زد

01:01:07.192 --> 01:01:08.634
‫روی‌ات خونین است

01:01:08.685 --> 01:01:09.844
‫خون بنکووست، سرورم

01:01:10.470 --> 01:01:12.599
‫بر روی تو بهتر تا در تویِ او

01:01:13.416 --> 01:01:14.561
‫کارش را ساختی؟

01:01:14.926 --> 01:01:16.356
‫سرورم، گلویش را بُریدم

01:01:16.451 --> 01:01:17.818
‫این از او.

01:01:18.288 --> 01:01:20.739
‫آفرین بر بهترینِ گلوبُران

01:01:21.440 --> 01:01:23.371
‫اما چه خوب آن کس که با فلیانس
‫همین کرده باشد

01:01:23.421 --> 01:01:25.581
‫اگر تو چنین کرده باشی، بی‌مانندی

01:01:26.766 --> 01:01:28.462
‫ای قبلۀ عالم،

01:01:32.200 --> 01:01:33.931
‫فلیانس گریخت

01:01:36.389 --> 01:01:39.442
‫باز آن بلا به جانم افتاد
‫اگر چنین نمی‌شد، همه‌چیز بی‌نقص می‌شد

01:01:40.575 --> 01:01:42.275
‫اما از جانب بنکوو که جای نگرانی نیست؟

01:01:42.325 --> 01:01:43.907
‫نه، سرورم

01:01:44.491 --> 01:01:48.166
‫او بی هیچ‌جای نگرانی در چاله‌ای افتاده است
‫با بیست زخمِ کاری بر سرش

01:01:48.502 --> 01:01:50.211
‫که کمترینش مرگ‌آور است

01:01:51.290 --> 01:01:52.799
‫افعی بزرگ به خاک افتاد

01:01:53.177 --> 01:01:55.888
‫اما بچه ماری که گریخت، روزی
‫بنا به طبیعت خویش زهر به بار خواهد آورد

01:01:55.938 --> 01:01:57.558
‫اگر چه هنوز دندان برنیاورده

01:01:58.438 --> 01:01:59.439
‫اکنون بروید

01:01:59.812 --> 01:02:00.981
‫سرورم

01:02:01.816 --> 01:02:03.277
‫اشارتی به شادخواری نمی‌کنید

01:02:03.862 --> 01:02:05.490
‫یادآور شیرین‌سخن!

01:02:06.236 --> 01:02:08.913
‫باری، خوش‌گوار بادا سور با اشتهایِ خوش و…

01:02:08.989 --> 01:02:10.357
‫- تندرستی!
‫- با هر دو!

01:02:11.238 --> 01:02:12.419
‫عالیجناب، لطفاً بنشینید

01:02:12.469 --> 01:02:15.249
‫اگر بنکووی نازنین‌مان نیز
‫در میان‌مان می‌بود

01:02:15.300 --> 01:02:17.403
‫از بزرگان کشور در جمع‌مان کسی کم نمی‌بود

01:02:17.454 --> 01:02:19.781
‫دلم می‌خواهد نبودنش را
‫به حساب نامهربانی‌اش بگذارم

01:02:19.831 --> 01:02:21.010
‫تا رویدادی ناگوار

01:02:21.061 --> 01:02:23.690
‫سرورا،
‫علت غیبت، بدقولی اوست

01:02:23.810 --> 01:02:26.822
‫اعلی‌حضرت ما را به هم‌نشینی خود
‫سرفراز نمی‌کنند؟

01:02:28.804 --> 01:02:30.328
‫سرورا، این‌جا یک جای خالی هست

01:02:40.036 --> 01:02:41.641
‫سرورم، از چه پریشان‌خاطرید؟

01:02:44.522 --> 01:02:45.899
‫این کار کدام‌تان است؟

01:02:47.305 --> 01:02:48.404
‫کدام کار، سرورم؟

01:02:48.866 --> 01:02:50.267
‫مگو که این کار من است

01:02:54.826 --> 01:02:55.959
‫هرگز…

01:02:56.319 --> 01:03:00.050
‫- کاکُل خونینت را برای من مَجُنبان
‫- آقایان، برخیزید

01:03:00.129 --> 01:03:02.763
‫- پادشاه ناخوش است
‫- بنشینید، دوستان ارجمند

01:03:02.829 --> 01:03:04.949
‫سرورم از روزگار جوانی
‫بسیار به این حال می‌افتد

01:03:04.999 --> 01:03:06.061
‫خواهش می‌کنم، بنشینید

01:03:06.290 --> 01:03:08.065
‫این یک حملۀ گذراست
‫دمی دیگر…

01:03:08.482 --> 01:03:09.651
‫به خود می‌آید

01:03:11.251 --> 01:03:12.282
‫مگر تو مرد نیستی؟

01:03:12.333 --> 01:03:14.786
‫هستم، و آن هم چگونه مردی

01:03:14.903 --> 01:03:17.447
‫مردی که چشم بر چنان چیزی تواند دوخت
‫که ابلیس هم زهره‌اش را ندارد

01:03:17.497 --> 01:03:19.339
‫این نقش خیال از ترسِ توست

01:03:19.390 --> 01:03:21.749
‫این همان خنجرِ در-هوا-نقش-بسته‌ای‌ست
‫که می‌گفتی تو را به سوی دانکن راند

01:03:21.799 --> 01:03:25.306
‫اگر این منم که این جای‌ام، او را دیدم

01:03:25.357 --> 01:03:27.143
‫وه، که شرم‌آور است!

01:03:27.401 --> 01:03:30.165
‫روزگاری بود که
‫چون مغز کسی را می‌کوفتند،

01:03:30.228 --> 01:03:31.961
‫مرد می‌مُرد و بس.

01:03:32.065 --> 01:03:35.951
‫اما امروز باز برمی‌خیزند
‫با بیست زخم کاری بر تارِک سر

01:03:36.002 --> 01:03:37.704
‫و ما را از جا می‌پرانند

01:03:37.761 --> 01:03:40.209
‫این شگفت‌تر ست از آن جنایت!

01:03:42.936 --> 01:03:43.837
‫برو!

01:03:44.347 --> 01:03:45.442
‫از برابر چشمم دور شو!

01:03:45.512 --> 01:03:47.097
‫استخوانت پوک است

01:03:47.273 --> 01:03:48.799
‫خونت سرد

01:03:49.171 --> 01:03:51.438
‫و آن چشمانِ خیره تهی از هر معنا

01:03:53.335 --> 01:03:55.487
‫که چنان زل زدی!

01:03:57.459 --> 01:03:59.578
‫دور شو، سایۀ ترسناک!

01:03:59.665 --> 01:04:02.166
‫مسخرۀ پوچ، دور شو

01:04:20.902 --> 01:04:21.828
‫که اینطور

01:04:23.411 --> 01:04:24.417
‫همین که می‌رود،

01:04:26.790 --> 01:04:27.965
‫دوباره مرد می‌شوم

01:04:29.056 --> 01:04:31.441
‫دوستان ارجمندم، حیرت مکنید

01:04:31.492 --> 01:04:33.476
‫من دچار ناخوشی‌ای شگفتم که

01:04:33.768 --> 01:04:35.604
‫نزدیکانم از آن آگاهند

01:04:36.045 --> 01:04:38.511
‫عیش‌مان را تباه کردی
‫و مجلس شیرین‌مان را

01:04:38.562 --> 01:04:40.597
‫با این شاهکارهای شلوغ‌بازی بر هم زدی

01:04:41.578 --> 01:04:43.379
‫چگونه تواند بود که چنین چیزهایی باشد

01:04:43.772 --> 01:04:45.281
‫و چون ابر تابستانی ناگهان ما را فرو گیرد

01:04:45.331 --> 01:04:47.960
‫و در حیرت فرو نبرد؟
‫از شما در شگفتم

01:04:48.974 --> 01:04:50.776
‫و هم از حال خویش

01:04:50.827 --> 01:04:52.887
‫که از دیدن چنین منظری

01:04:52.938 --> 01:04:56.685
‫چگونه رنگ از رُخان من از ترس می‌پرد
‫اما سرخی گونه‌های شما همچنان پابرجاست

01:04:56.893 --> 01:04:58.214
‫کدامین منظر، سرورم؟

01:04:58.265 --> 01:04:59.733
‫خواهش می‌کنم چیزی مگویید

01:05:00.357 --> 01:05:02.531
‫که از این پریشان‌حال‌تر شود
‫پرس‌وجو خشمگین‌اش می‌کند

01:05:02.581 --> 01:05:03.865
‫شب به‌خیر!

01:05:04.291 --> 01:05:06.621
‫پای‌بند ترتیبِ رفتن مباشید
‫و هر چه زودتر بروید

01:05:06.754 --> 01:05:07.554
‫شب‌به‌خیر

01:05:07.857 --> 01:05:11.213
‫- و پادشاه را سلامت با…
‫- شب همگی به‌خیر!

01:05:17.162 --> 01:05:18.476
‫خون می‌طلبد

01:05:19.928 --> 01:05:20.856
‫اینطور می‌گویند

01:05:23.370 --> 01:05:24.612
‫خون، خون می‌طلبد

01:05:27.757 --> 01:05:30.498
‫آورده‌اند که سنگ از جای غلتیده
‫و درخت به زبان آمده

01:05:32.424 --> 01:05:35.717
‫و فال‌زنان از پرواز زاغ و زاغچه و کلاغ

01:05:35.768 --> 01:05:39.182
‫پرده از
نهفته‌ترین رازِ مرد خونی برگرفته‌اند

01:05:42.129 --> 01:05:43.148
‫چه پاسی‌ست از شب؟

01:05:44.568 --> 01:05:47.113
‫پاسِ گیر و دارِ شب با روز
‫که ندانی کدام است و کدام

01:05:48.837 --> 01:05:50.703
‫این را چه می‌گویی که

01:05:50.754 --> 01:05:53.206
‫مک‌داف از آمدن به
‫میهمانی شاهانۀ ما سر باز زده‌ست؟

01:05:54.682 --> 01:05:56.583
‫کسی را برای خبرگیری از او فرستاده‌اید؟

01:05:58.237 --> 01:06:00.892
‫از گوشه و کنار از او خبری خواهد رسید
‫اما در هرحال کسی را خواهم فرستاد

01:06:00.942 --> 01:06:04.245
‫در خانۀ هیچ‌یک‌شان نیست که خدمتکار خبرچینی
‫نداشته باشم

01:06:06.407 --> 01:06:10.060
‫فردا به سروقتِ خواهرانِ جادو خواهم رفت
‫می‌باید بیش از این با من سخن بگویند

01:06:11.209 --> 01:06:12.452
‫غرق خونم

01:06:13.234 --> 01:06:16.456
‫چنان خود را در دریای خون کشانده‌ام که
‫واپس کشیدن‌ام همان‌اندازه جان‌فرساست

01:06:16.506 --> 01:06:19.048
‫که پیش‌خزیدنم.

01:06:21.734 --> 01:06:25.894
‫مرا چیزهایی شگفت در سر است که بی‌هیچ درنگ
‫در کارِشان می‌باید به سَرچنگ در آیند

01:06:27.675 --> 01:06:28.942
‫و در کار آیند

01:06:31.620 --> 01:06:33.617
‫تو را مایۀ خوشی همۀ جان‌ها کم است؛

01:06:34.816 --> 01:06:35.662
‫خواب

01:06:36.645 --> 01:06:38.251
‫بیا، برویم تا بخُسبیم

01:06:41.164 --> 01:06:44.554
‫ترس شگفت و وهم‌آفرینِ من
‫ترسِ مرد ناآزموده‌ای ست که

01:06:46.183 --> 01:06:47.734
‫می‌باید به آزمون سخت گماشته شود

01:06:49.946 --> 01:06:51.775
‫ما هنوز در میدان جنایت تازه‌کاریم

01:07:05.125 --> 01:07:06.470
‫زمان فرا رسیده است

01:07:07.406 --> 01:07:08.515
‫زمان فرا رسیده است

01:07:09.712 --> 01:07:12.999
‫« فردا »

01:07:38.868 --> 01:07:41.202
‫مرا ز سوزش شَستم ندایی می‌رسد ناگاه،

01:07:42.231 --> 01:07:44.792
‫که چیزی بدسرشت این سو نهاده پای اندر راه

01:07:47.872 --> 01:07:51.505
‫چه شده،
‫عجوزگانِ پنهانکارِ سیه‌کارِ نیم‌شب؟

01:07:52.757 --> 01:07:54.092
‫در چه کارید؟

01:07:54.561 --> 01:07:55.595
‫کاری که…

01:07:56.000 --> 01:07:57.390
‫نامی‌ش نیست

01:07:58.094 --> 01:07:59.996
‫شما را به همان پیشه‌ای که در پیش دارید

01:08:00.436 --> 01:08:03.194
‫و من از چند و چونِ آن هیچ نمی‌دانم، سوگند
‫که مرا پاسخ گویید

01:08:03.244 --> 01:08:05.446
‫حتی تا آن‌گاه که نابودی نیز
‫خود به فریاد آید،

01:08:05.641 --> 01:08:07.325
‫به آنچه می‌گویم پاسخ گویید:

01:08:07.877 --> 01:08:09.412
‫بگو
‫بپرس

01:08:09.714 --> 01:08:10.874
‫پاسخ خواهیم گفت

01:08:11.006 --> 01:08:15.048
‫از زبان ما می‌خواهی شنید
‫یا از زبانِ استادان‌مان؟

01:08:15.486 --> 01:08:16.436
‫ایشان را فرا خوانید

01:08:17.971 --> 01:08:19.139
‫بگذارید ببینم‌شان

01:08:26.361 --> 01:08:27.572
‫دو چندان، دو چندان

01:08:27.926 --> 01:08:29.074
‫بلای دردمندان

01:08:29.724 --> 01:08:30.911
‫فروزان باد آتش

01:08:31.123 --> 01:08:32.645
‫و دیگ جوشان

01:08:32.696 --> 01:08:36.447
‫دو چندان، دو چندان، ‫بلای دردمندان
‫فروزان باد آتش، ‫و دیگ جوشان

01:08:36.498 --> 01:08:39.748
‫دو چندان، دو چندان، ‫بلای دردمندان
‫فروزان باد آتش، ‫و دیگ جوشان…

01:08:46.795 --> 01:08:49.279
‫سر انگشتان یک کودک که زاد از روسپی‌مادر

01:08:50.239 --> 01:08:51.533
‫رها شد جسم بی‌جانش…

01:08:52.573 --> 01:08:53.621
‫به پشت خندقی ایدر

01:08:56.292 --> 01:08:58.713
‫جگرگاهِ جهودِ کافر بدرگ

01:08:59.863 --> 01:09:01.064
‫زهرۀ بز

01:09:01.179 --> 01:09:02.888
‫تراشۀ شاخِ خَرزهره

01:09:03.440 --> 01:09:06.102
‫خسوف‌دیده

01:09:06.199 --> 01:09:09.066
‫بُریدۀ بینی ترک و لبِ تاتار

01:09:09.460 --> 01:09:11.738
‫و این خون یک شب‌کور

01:09:11.789 --> 01:09:13.867
‫- داخل بیانداز
‫- داخل بیانداز

01:09:14.034 --> 01:09:16.246
‫بگردیم، بگردیم، به کار دیگبانی

01:09:16.297 --> 01:09:19.043
‫بریزیم در آن زَهر زِ هَر دست که دانی

01:09:19.261 --> 01:09:22.007
‫به هم سازید افسونی که آتش کند برپا

01:09:22.387 --> 01:09:24.220
‫به هم جوشید

01:09:24.364 --> 01:09:26.641
‫همچون آش دوزخبا

01:09:29.899 --> 01:09:30.815
‫بگو…

01:09:31.149 --> 01:09:33.501
‫- ای نیروی ناشناس…
‫- او اندیشه‌های تو را می‌داند

01:09:33.640 --> 01:09:36.492
‫به سخنش گوش فرا ده اما هیچ مگو

01:09:36.827 --> 01:09:38.871
‫مکبث! مکبث!

01:09:39.090 --> 01:09:40.166
‫مکبث!

01:09:41.037 --> 01:09:42.921
‫بترس از مک‌داف

01:09:43.715 --> 01:09:45.927
‫بترس از سپهسالارِ فایف

01:09:46.088 --> 01:09:48.440
‫هر چه هستی، از هشدارت سپاسگزارم

01:09:48.491 --> 01:09:50.101
‫درست بر رگِ ترسم انگشت نهادی

01:09:50.220 --> 01:09:52.857
‫- اما کلمه‌ای دیگر…
‫- او فرمان‌برِ کسی نیست

01:09:53.595 --> 01:09:56.613
‫اما یکی دیگر هست تواناتر از این

01:09:57.074 --> 01:09:59.326
‫مکبث! مکبث!

01:09:59.553 --> 01:10:01.916
‫- مکبث!
‫- کاش سه گوش ‌داشتم تا همه را بر تو می‌گماشتم

01:10:01.966 --> 01:10:05.087
‫خون‌ریز باش و بی‌باک و آهنین‌عزم

01:10:05.296 --> 01:10:08.197
‫بر نیروی بشری خنده زن

01:10:08.385 --> 01:10:11.641
‫زیرا مادر نزاییده کسی که
‫مکبث را آسیبی تواند رساند

01:10:12.630 --> 01:10:13.979
‫پس زنده بمان، مک‌داف

01:10:14.647 --> 01:10:16.192
‫مرا چه ترسی‌ست از تو؟

01:10:16.928 --> 01:10:20.283
‫اما من می‌خواهم ایمنی خود را ایمن‌تر کنم
‫و از سرنوشت سندی بستانم

01:10:20.700 --> 01:10:22.263
‫تو زنده نخواهی ماند

01:10:22.400 --> 01:10:25.411
‫تا من به ترسِ ترسان‌دل بگویم
‫که دروغ می‌گوید

01:10:25.462 --> 01:10:27.129
‫و در غرش تندر نیز به خواب روم

01:10:28.548 --> 01:10:29.634
‫این چیست؟

01:10:30.963 --> 01:10:32.764
‫که بر می‌آی شاه‌وار

01:10:32.816 --> 01:10:35.978
‫دیهیم و نگین پادشاهی بر تارک کودکانه؟

01:10:36.047 --> 01:10:38.483
‫به او گوش دار اما سخن مگو

01:10:38.763 --> 01:10:39.778
‫مکبث…

01:10:40.183 --> 01:10:42.241
‫مکبث هرگز روی شکست نخواهد دید

01:10:42.546 --> 01:10:44.703
‫مگر آن روز که جنگل بزرگ بِرنام…

01:10:44.960 --> 01:10:48.669
‫از فراز تپۀ دانسینِین روی بدو آورد

01:10:49.109 --> 01:10:50.297
‫هرگز چنین نخواهد شد

01:10:51.177 --> 01:10:53.078
‫کدام کَس جنگل را به فرمان درتواند آورد

01:10:53.624 --> 01:10:56.435
‫و درخت را فرمان تواند داد که
‫ریشۀ در خاک فروبستۀ خویش را برکند؟ اما…

01:10:56.485 --> 01:10:58.466
‫دلم همچنان برای دانستن یک چیز می‌تپد

01:10:58.516 --> 01:11:00.859
‫بگویید با من که شما این همه می‌دانید:

01:11:02.310 --> 01:11:05.617
‫آیا فرزندان بنکوو هرگز بر این پادشاهی
‫فرمان‌روایی خواهند کرد؟

01:11:07.690 --> 01:11:09.458
‫بیش از این مخواه که بدانی

01:11:10.711 --> 01:11:12.005
‫بیش از این مخواه

01:11:12.742 --> 01:11:13.924
‫که بدانی

01:11:41.095 --> 01:11:42.396
‫خواهران جادوگر را ندیدی؟

01:11:42.760 --> 01:11:44.690
‫- نه، سرورم
‫- از کنار تو نگذشتند؟

01:11:46.327 --> 01:11:47.529
‫به راستی نه، سرورم

01:11:47.710 --> 01:11:50.484
‫سوزان باد هوایی که ایشان بر آن سوارند

01:11:50.635 --> 01:11:53.290
‫و به‌نفرینِ آنان که بدیشان پشت‌گرم‌اند

01:11:54.084 --> 01:11:56.713
‫صدای پای اسب به گوش‌ام رسید
‫که آمده است؟

01:11:57.281 --> 01:11:59.633
‫دو یا سه تن که خبر آورده‌اند

01:11:59.995 --> 01:12:01.796
‫مک‌داف به انگلستان گریخته است، سرورم

01:12:02.583 --> 01:12:03.734
‫به انگلستان گریخته است؟

01:12:03.856 --> 01:12:04.915
‫بله، سرورم

01:12:06.945 --> 01:12:07.846
‫ای زمان،

01:12:08.360 --> 01:12:10.312
‫تو بر هنرنمایی‌های هولناکم پیشی می‌گیری

01:12:10.582 --> 01:12:11.783
‫از این دم،

01:12:12.130 --> 01:12:13.829
‫نخست‌زادانِ دلم

01:12:13.881 --> 01:12:16.283
‫همانا نخست‌زادانِ دستم خواهند بود
‫و از هم اکنون…

01:12:16.399 --> 01:12:18.504
‫تا تاج کردار بر سر پندار نشیند،

01:12:18.698 --> 01:12:20.883
‫پندار همان و کردار همان!

01:12:21.106 --> 01:12:24.179
‫بر دژ مک‌داف شبیخون خواهم برد
‫و فایف را تصرف خواهم کرد

01:12:24.330 --> 01:12:26.936
‫و همسر و کودکانش را و هر نگون‌بختی را که

01:12:27.017 --> 01:12:30.526
‫از نوادگان اوست، به دم تیغ خواهم سپرد

01:12:30.834 --> 01:12:32.697
‫دیوانه‌وار لاف نباید زد

01:12:32.770 --> 01:12:35.095
‫این کار را کرد باید
‫پیش از آن‌که عزم به سردی گراید

01:12:35.145 --> 01:12:37.205
‫اما رویابینی بس است!

01:13:03.847 --> 01:13:07.011
‫من چیزی جز آن نمی‌گویم که
‫چیزهایی شگرف رخ داده است

01:13:08.413 --> 01:13:11.103
‫مکبث بر دانکن نازنین جگر می‌سوزاند

01:13:12.027 --> 01:13:13.357
‫بعد از این‌که مُرد

01:13:13.996 --> 01:13:16.395
‫و بنکووی به راستی دلاور تا دیرگاهِ شب
‫به گردش می‌پردازد

01:13:16.445 --> 01:13:18.366
‫و اگر خوش داشته باشید، می‌توان گفت که

01:13:18.679 --> 01:13:19.994
‫فلیانس او را کشته است

01:13:20.643 --> 01:13:21.747
‫زیرا فلیانس گریخته است

01:13:21.909 --> 01:13:23.543
‫تا دیرگاهِ شب نباید گردش کرد

01:13:24.377 --> 01:13:27.508
‫شنیده‌ام که مک‌داف
‫مورد غضب پادشاه قرار گرفته است

01:13:27.747 --> 01:13:29.670
‫جناب، می‌توانید بگویید کجا پناه گرفته است؟

01:13:29.720 --> 01:13:32.022
‫مالکوم و پسر دانکن که

01:13:32.583 --> 01:13:35.066
‫این بیدادگر حق پدری او را خورده است…

01:13:35.648 --> 01:13:37.150
‫در دربار انگلستان به سر می‌برد

01:13:37.624 --> 01:13:40.157
‫مک‌داف نیز بدان جا رفته است
‫تا درخواست یاری کند

01:13:40.706 --> 01:13:42.989
‫و این خبر مکبث را چنان برآشفته است که

01:13:43.040 --> 01:13:45.292
‫جنگ را کمر بسته است

01:13:46.510 --> 01:13:49.466
‫ای کاش فرشتۀ رحمتی به دربار انگلستان
‫پرواز کند

01:13:49.517 --> 01:13:51.928
‫و پیام وی را پیش از رسیدنش باز گوید

01:13:52.991 --> 01:13:56.730
‫تا این کشور بلاکشِ ما را
‫که گرفتار چنگال اهریمن است

01:13:58.332 --> 01:13:59.485
‫هر چه زودتر…

01:14:00.467 --> 01:14:01.363
‫فرخندگی بازآید

01:14:11.298 --> 01:14:13.845
‫چه کرده بود که می‌بایست از سرزمینش بگریزد؟

01:14:13.895 --> 01:14:16.350
‫- باید شکیبا باشید، خانم
‫- اما او نبود

01:14:16.733 --> 01:14:18.529
‫گریزش دیوانگی بود

01:14:18.696 --> 01:14:22.528
‫کاری هم که نکرده باشیم، ترس‌مان
‫ما را خائن جلوه می‌دهد

01:14:22.579 --> 01:14:26.327
‫شما که نمی‌دانید این کار
‫از سر ترس بوده یا خرمندی

01:14:26.381 --> 01:14:27.328
‫خرمندی!

01:14:27.912 --> 01:14:29.123
‫ترک زن…

01:14:29.640 --> 01:14:31.149
‫و فرزند…

01:14:31.283 --> 01:14:35.928
‫و خانه و زندگی و نام و نشانش
‫و گریختن خردمندی‌ست؟

01:14:36.835 --> 01:14:38.349
‫او ما را دوست نمی‌دارد

01:14:39.102 --> 01:14:41.230
‫در ذاتش عاطفه نیست

01:14:42.064 --> 01:14:43.609
‫حتی سسک ناچیز هم…

01:14:43.927 --> 01:14:46.281
‫با همه خُردی در لانه می‌ماند

01:14:46.398 --> 01:14:49.160
‫و با جغد بر سر جوجگان‌اش می‌جنگد

01:14:49.221 --> 01:14:50.539
‫دخترعموی عزیزتر از جانم

01:14:50.699 --> 01:14:53.043
‫خواهش می‌کنم خویشتن‌دار باشید

01:14:53.115 --> 01:14:54.462
‫اما شوهرت

01:14:54.653 --> 01:14:56.258
‫بزرگ‌زاده است

01:14:56.434 --> 01:14:59.806
‫و خردمند و باریک‌بین و…

01:15:00.181 --> 01:15:02.853
‫زیر و بم زمانه را از همه بهتر می‌شناسد

01:15:04.191 --> 01:15:06.276
‫بیش از این دل سخن گفتنم نیست

01:15:07.205 --> 01:15:10.576
‫اما چه زمانۀ ستم‌کاری‌ست که
‫در آن آدمی خیانتکار باشد

01:15:10.707 --> 01:15:12.413
‫و خود از آن بی‌خبر

01:15:12.546 --> 01:15:13.999
‫روزگاری که از چیزی هراسانیم

01:15:14.163 --> 01:15:17.798
‫و دل به پِچ‌پِچه‌ها می‌سپاریم
‫بی‌آن‌که بدانیم از چه هراسانیم

01:15:18.332 --> 01:15:21.930
‫بلکه بر سر دریایی سرکش و شوریده شناوریم

01:15:22.357 --> 01:15:24.770
‫و به هر سو روانیم

01:15:24.947 --> 01:15:25.980
‫دختر عموی زیبایم

01:15:29.074 --> 01:15:30.279
‫این پسر هم پدر دارد

01:15:31.602 --> 01:15:33.118
‫و هم پدر ندارد

01:15:35.376 --> 01:15:36.291
‫سیراه…

01:15:37.879 --> 01:15:39.088
‫پدرت مُرده

01:15:40.015 --> 01:15:42.135
‫الان چه خواهی کرد؟
‫چگونه خواهی زیست؟

01:15:42.509 --> 01:15:44.807
‫هر چند تو می‌گویی اما پدرم نمُرده است

01:15:45.034 --> 01:15:46.142
‫چرا، مُرده است

01:15:46.536 --> 01:15:48.355
‫با درد بی‌پدری چه خواهی کرد؟

01:15:48.563 --> 01:15:49.440
‫خیر!

01:15:49.789 --> 01:15:51.408
‫تو با درد بی‌شوهری چه خواهی کرد؟

01:15:51.861 --> 01:15:54.742
‫هِه! برای من بیست‌بیست شوهر
‫در هر بازاری هست

01:15:55.076 --> 01:15:57.915
‫لابد می‌خری… که باز بفروشی

01:15:58.017 --> 01:16:00.169
‫چه زیرکانه سخن می‌گویی

01:16:00.463 --> 01:16:02.882
‫کودک به این خُردی و به این زیرکی!

01:16:03.960 --> 01:16:06.097
‫پدرم خائن بود، مادر؟

01:16:07.062 --> 01:16:08.393
‫دردا که بود

01:16:08.954 --> 01:16:10.271
‫خائن چه کسی را می‌گویند؟

01:16:12.168 --> 01:16:13.610
‫کسی که…

01:16:14.154 --> 01:16:16.199
‫سوگند خورَد و سپس دروغ گوید

01:16:16.780 --> 01:16:19.163
‫هر کس که چنین کند خائن است؟

01:16:19.572 --> 01:16:21.792
‫هر کس که چنین کند، خائن است

01:16:22.152 --> 01:16:23.353
‫و باید به دار آویخته شود

01:16:23.983 --> 01:16:25.685
‫چه کسی باید ایشان را به دار آویزد؟

01:16:25.812 --> 01:16:27.595
‫خب، مردان شریف

01:16:28.213 --> 01:16:29.056
‫پس،

01:16:29.989 --> 01:16:32.241
‫آنان که سوگند دروغ می‌خورند،
‫باید دیوانه باشند

01:16:32.780 --> 01:16:34.922
‫زیرا چنان بسیارند که

01:16:34.972 --> 01:16:37.224
‫می‌توانند مردان شریف را بگیرند
‫و به دار آویزند

01:16:38.651 --> 01:16:39.402
‫بانو!

01:16:39.457 --> 01:16:40.578
‫چه حرف‌ها می‌زنی!

01:16:40.661 --> 01:16:42.039
‫سلام بر شما، بانوی زیبا!

01:16:42.171 --> 01:16:43.751
‫شما مرا نمی‌شناسید

01:16:43.802 --> 01:16:46.255
‫اما من خاندان والا تبارِ شما را
‫به خوبی می‌شناسم

01:16:46.550 --> 01:16:49.177
‫می‌ترسم خبری به‌زودی برای شما در راه باشد

01:16:49.270 --> 01:16:51.849
‫اگر اندرز نوکرتان را می‌شنوید،

01:16:51.900 --> 01:16:53.894
‫این‌جا نمانید

01:16:54.113 --> 01:16:55.681
‫و با کودکان‌تان بروید

01:16:55.732 --> 01:16:58.277
‫به کجا بگریزم؟
‫من با هیچکس بد نکرده‌ام

01:17:00.074 --> 01:17:01.492
‫اما الان به یادم آمد

01:17:03.094 --> 01:17:06.627
‫که من در این جهان خاکی‌ام
‫جایی که آزار رساندن چه بسا ستوده باشد

01:17:07.281 --> 01:17:10.133
‫و نیکی گهگاه حماقتی خطرناک به شمار آید

01:17:11.004 --> 01:17:13.723
‫پس این دفاع زنانه به چه‌کار می‌آید

01:17:13.774 --> 01:17:15.601
‫که بگویم من با هیچ‌کس بد نکرده‌ام؟

01:17:30.856 --> 01:17:31.957
‫شوهرت کجاست؟

01:17:32.008 --> 01:17:34.721
‫امیدوارم در چنان جای پلیدی نباشد که

01:17:34.772 --> 01:17:36.766
‫چون تویی را به او دسترس باشد

01:17:36.817 --> 01:17:38.318
‫- او خائن است
‫- تو دروغ می‌گویی

01:17:38.368 --> 01:17:40.118
‫- نه
‫- چه، توله؟

01:17:40.200 --> 01:17:43.538
‫نـه! نــه!

01:17:43.589 --> 01:17:47.089
‫نـه! نـــه!

01:17:55.088 --> 01:17:57.472
‫بیا کنج خلوتی بیابیم

01:17:58.066 --> 01:18:00.478
‫و بگرییم تا دل پردردمان خالی شود

01:18:00.583 --> 01:18:02.825
‫اما بهتر آن‌که شمشیر خون‌ریز را بچسبیم

01:18:03.187 --> 01:18:04.360
‫و همچون نیک‌مردان

01:18:04.640 --> 01:18:06.892
‫در راه زادگاهِ از پا درافتادۀ خویش
‫به پا خیزیم

01:18:07.292 --> 01:18:10.866
‫که هر بامداد در آن بیوگانی تازه شیون سر می‌کنند
‫و یتیمانی تاز فغان می‌کنند

01:18:10.916 --> 01:18:12.875
‫و اندوهانی تازه خود را
‫بر سینۀ گنبد آسمان می‌کوبند

01:18:12.925 --> 01:18:15.270
‫و آسمان آن‌ها را چنان پژواکی می‌دهد
‫که گویی با اسکاتلند همدرد است

01:18:15.320 --> 01:18:17.217
‫و همان شیون دردناک را سر داده است

01:18:17.864 --> 01:18:19.931
‫آنچه گفتید چه بسا چنین باشد

01:18:20.522 --> 01:18:23.562
‫این بیدادگر را که بردن نام‌اش نیز
‫بر زبان‌مان داغ می‌نهد،

01:18:23.773 --> 01:18:25.525
‫روزگاری شریف می‌پنداشتند

01:18:27.263 --> 01:18:28.405
‫بنگر، کی‌ست که می‌آید؟

01:18:29.639 --> 01:18:30.877
‫پسرعموی گرامی من

01:18:31.148 --> 01:18:32.078
‫خوش آمدی

01:18:32.563 --> 01:18:33.564
‫هان، شناختمش

01:18:33.624 --> 01:18:36.586
‫سرورم، این اسباب جدایی را هر چه زودتر
‫از میان بردار!

01:18:36.935 --> 01:18:38.590
‫آمین، سرورم

01:18:39.563 --> 01:18:41.164
‫اسکاتلند همانجا که بود هنوز هست؟

01:18:41.392 --> 01:18:42.807
‫دریغا، سرزمین نگون‌بخت!

01:18:43.910 --> 01:18:45.521
‫از به یادآوردن خود نیز بیمناک است

01:18:45.571 --> 01:18:48.484
‫کجا می‌توانیم آن را سرزمین مادری بنامیم
‫که گورستان ماست

01:18:48.672 --> 01:18:51.364
‫آن‌جا که جز از همه‌جا بی‌خبران را…

01:18:51.580 --> 01:18:54.746
‫خنده بر لب نمی‌توان دید

01:18:56.155 --> 01:19:00.381
‫آن‌جا که آه و ناله‌ها
‫و فریادهای آسمان‌شکاف را

01:19:00.510 --> 01:19:01.759
‫گوش شنوایی نیست

01:19:01.855 --> 01:19:05.808
‫آن‌جا که اندوهِ جانکاه چیزی‌ست همه‌جا یاب

01:19:06.507 --> 01:19:07.758
‫تازه‌ترین مصیبت کدام است؟

01:19:08.088 --> 01:19:10.150
‫مصیبت‌ها چنان دم به دم می‌رسند که

01:19:10.201 --> 01:19:12.153
‫از مصیبت ساعت پیش دم نمی‌توان زد

01:19:12.410 --> 01:19:13.489
‫از همسرم چه خبر؟

01:19:16.766 --> 01:19:17.522
‫باری، خوب است

01:19:18.862 --> 01:19:19.918
‫و از فرزندانم؟

01:19:20.669 --> 01:19:21.469
‫آن‌ها هم خوبند

01:19:23.842 --> 01:19:25.944
‫آن بیدادگر که آسایش‌شان را بر هم نزده است؟

01:19:27.417 --> 01:19:30.604
‫نه، تا زمانی که من ترک‌شان می‌گفتم
‫در آسایش بودند

01:19:32.873 --> 01:19:34.475
‫در سخن‌گفتن کم مایه می‌گذارید

01:19:34.864 --> 01:19:35.616
‫بگویید چه شده است؟

01:19:35.666 --> 01:19:39.329
‫چون بدین‌سو روی می‌کردم تا خبرهایی را
‫بیاورم که تاب آوردن‌شان را نداشتم،

01:19:39.419 --> 01:19:42.877
‫همه‌جا پیچیده بود که بسیاری از
‫مردان ارجمند سر به شورش برداشته‌اند

01:19:43.211 --> 01:19:44.548
‫اکنون زمان یاوری‌ست

01:19:44.610 --> 01:19:47.062
‫نگاه شما بر اسکاتلند سرباز می‌آفریند

01:19:47.113 --> 01:19:50.383
‫زنان را نیز به میدان جنگ می‌آورد
‫تا این مصیبت سهمگین را از میان بردارند

01:19:50.433 --> 01:19:51.561
‫ایشان را مژدگانی ده

01:19:52.494 --> 01:19:53.731
‫ما بدان‌سو می‌آییم

01:19:54.409 --> 01:19:58.057
‫پادشاه بزرگوار انگلستان ده‌هزار سپاهی را
‫به سرکردگیِ سیوار نیک‌خو به ما سپرده است

01:19:58.107 --> 01:20:01.310
‫سربازی توانمندتر و بهتر از او
‫در همۀ عالم مسیحیت نیست

01:20:02.486 --> 01:20:05.379
‫کاش این مژده را
‫با مژده‌ای پاسخ می‌توانستم گفت

01:20:05.456 --> 01:20:07.674
‫اما مرا سخنانی‌ست

01:20:08.429 --> 01:20:10.681
‫که می‌باید در فضای بیابان
‫به فغان بر زبان رانم

01:20:10.869 --> 01:20:12.670
‫تا به هیچ گوشی نرسد

01:20:12.829 --> 01:20:13.935
‫در چه بابی‌ست؟

01:20:14.325 --> 01:20:15.726
‫در بابِ کار و بارِ همگان است

01:20:16.404 --> 01:20:18.606
‫یا دردی‌ست که
‫تنها یک سینه را مالامال می‌کند؟

01:20:18.781 --> 01:20:22.827
‫دردی‌ست که هر خاطر شریفی را
‫از آن سهمی‌ست اما

01:20:24.301 --> 01:20:25.833
‫سهم اصلی تنها تو را ست

01:20:27.109 --> 01:20:28.880
‫اگر مرا ست، از من پنهان مدار

01:20:29.782 --> 01:20:31.259
‫زودتر بگو تا بدانم

01:20:33.115 --> 01:20:35.893
‫مبادا که گوش‌هاتان
‫زبان مرا تا ابد نفرین کنند

01:20:36.883 --> 01:20:39.975
‫چرا که آن‌ها را
‫با ناخوش‌ترین صدایی فرو می‌گیرد

01:20:40.257 --> 01:20:41.780
‫که هرگز نشنیده‌اید

01:20:44.553 --> 01:20:45.536
‫حدس می‌توانم زد

01:20:48.206 --> 01:20:49.669
‫بر کوشک شما شبیخون آورده‌اند

01:20:49.856 --> 01:20:51.673
‫و همسر و کودکان‌تان را…

01:20:51.967 --> 01:20:54.428
‫وحشیانه کشته‌اند
‫اگر بگویم که چه کرده‌اند،

01:20:56.612 --> 01:21:00.398
‫تن بی‌جان شما نیز بر تلِ کُشتگانِ
‫این آهوانِ در دام افتاده خواهد افتاد

01:21:01.839 --> 01:21:03.069
‫خدای مهربان!

01:21:04.219 --> 01:21:06.325
‫های، مرد!

01:21:07.231 --> 01:21:08.782
‫سخنان پردرد و غم را بر زبان آور

01:21:09.358 --> 01:21:12.671
‫غمی که بر زبان نیاید، در دل گران‌بار
‫چندان نجوا می‌کند

01:21:12.782 --> 01:21:14.299
‫تا که دل در هم شکند

01:21:18.490 --> 01:21:20.101
‫فرزندانم را نیز؟

01:21:21.680 --> 01:21:22.897
‫همسر و فرزندان…

01:21:23.174 --> 01:21:24.025
‫و خدمتکاران

01:21:24.347 --> 01:21:26.739
‫- و هر که را که یافتند
‫- همسرم را…

01:21:27.999 --> 01:21:29.493
‫- نیز کُشتند؟
‫- گفتم

01:21:30.172 --> 01:21:31.247
‫آرام باش

01:21:32.495 --> 01:21:35.004
‫بیا تا از کین‌خواهی بی‌کران دارویی بسازیم…

01:21:35.215 --> 01:21:37.968
‫- درمان این دردِ جانکاه را
‫- او بی‌بچه است

01:21:41.558 --> 01:21:43.854
‫و بچه‌های زیبای مرا؟

01:21:44.669 --> 01:21:45.900
‫گفتی همه را؟

01:21:48.039 --> 01:21:49.281
‫ای بوم شوم!

01:21:49.533 --> 01:21:50.333
‫همه؟

01:21:51.519 --> 01:21:54.720
‫یعنی همۀ جوجگان زیبایم را با مادرشان
‫به یک تازش ناگهان کُشتند؟

01:21:54.771 --> 01:21:56.961
‫- مردانه با آن دراُفت
‫- چنین می‌کنم

01:21:57.962 --> 01:22:00.401
‫اما مردانه نیز باید احساسش کنم

01:22:01.935 --> 01:22:05.895
‫چگونه از یاد توانم برد که
‫اینان بودند و مرا عزیزترینان بودند

01:22:06.610 --> 01:22:09.088
‫آیا آسمان نظاره کرد و جانب ایشان را نگرفت؟

01:22:11.231 --> 01:22:12.632
‫مک‌داف روسیاه،

01:22:14.211 --> 01:22:15.614
‫اینان همه از برای تو به خاک افتادند

01:22:15.664 --> 01:22:18.219
‫برای منِ ناچیز ایشان که
‫گناهی نکرده بودند. برای خاطر من بود که

01:22:18.269 --> 01:22:20.004
‫مرگ به جان‌شان افتاد

01:22:20.088 --> 01:22:21.940
‫- خداوندا، اکنون آرامش‌شان ببخش
‫- این…

01:22:22.131 --> 01:22:24.233
‫آن سنگ فسانی باد که بر آن تیغ خویش تیز کنی

01:22:24.509 --> 01:22:27.519
‫غم را به خشم بدل کن
‫آتش دل را منشان

01:22:27.641 --> 01:22:29.482
‫- شعله‌ور کن
‫- کاش می‌توانستم چون زنان

01:22:29.532 --> 01:22:31.379
‫به چشم اشک بریزم
‫و به زبان لاف مردی زنم

01:22:31.429 --> 01:22:32.554
‫اما ای خدای مهربان

01:22:32.628 --> 01:22:34.189
‫دوری را همه از میان بردار

01:22:34.240 --> 01:22:38.748
‫و مرا و این دیوِ اسکاتلند را رویاروی بگذار

01:22:39.068 --> 01:22:41.503
‫و او را در تیغ‌رسِ من نِه

01:22:43.151 --> 01:22:44.302
‫اگر جان به‌در برد،

01:22:47.560 --> 01:22:48.812
‫تو نیز بر او ببخشای

01:23:12.770 --> 01:23:14.522
‫کِی بود آخرین باری که به راه افتاد؟

01:23:14.690 --> 01:23:16.742
‫از زمانی که پادشاه به میدان جنگ رفته است،

01:23:17.011 --> 01:23:19.666
‫دیده‌ام که از بستر برمی‌خیزد

01:23:19.856 --> 01:23:21.587
‫بالاپوش‌اش را به دوش می‌افکند

01:23:21.877 --> 01:23:23.340
‫در گنجه‌اش را باز می‌کند

01:23:23.781 --> 01:23:26.387
‫کاغذی برمی‌دارد و تا می‌زند

01:23:26.723 --> 01:23:28.424
‫بر روی آن چیزی می‌نویسد و می‌خواند

01:23:28.606 --> 01:23:30.145
‫و سپس مهر می‌کند

01:23:30.341 --> 01:23:32.482
‫و دوباره به بستر بازمی‌گردد
‫لیک…

01:23:33.001 --> 01:23:35.853
‫این‌ها همه را در حالی می‌کند
‫که در خواب ژرف است

01:23:35.904 --> 01:23:38.619
‫در این جنب‌وجوشِ خواب‌آلوده
‫جز راه رفتن

01:23:38.670 --> 01:23:42.584
‫و کارهای دیگر،
هیچ شنیده‌ای گهگاه چیزی بگوید؟

01:23:42.909 --> 01:23:46.300
‫قربان، سخنانی می‌گوید که نمی‌خواهم
‫پشت سرش بازگو کنم

01:23:46.842 --> 01:23:48.846
‫نه به شما خواهم گفت و نه به هیچ‌کسِ دیگر

01:23:49.109 --> 01:23:51.769
‫تا شاهدی در میان نباشد
‫که بگوید درست می‌گویم

01:23:52.275 --> 01:23:54.857
‫های، دارد می‌آید

01:24:01.376 --> 01:24:05.670
‫همان کارها را می‌کند
‫به جان خودم، در خوابِ ژرف است

01:24:05.808 --> 01:24:07.924
‫پنهان شوید و نگاهش کنید

01:24:08.116 --> 01:24:10.345
‫- می‌بینی، چشم‌هایش باز است
‫- آری

01:24:10.639 --> 01:24:13.650
‫- اما حس بینایی‌شان بسته
‫- شمع را از کجا آورده؟

01:24:13.888 --> 01:24:16.815
‫در کنارش بوده
‫به دستور او همیشه شمع در کنارش هست

01:24:19.304 --> 01:24:20.572
‫این چه کاری‌ست که می‌کند؟

01:24:21.533 --> 01:24:23.384
‫ببین، چگونه دست‌هایش را به هم می‌ساید

01:24:23.462 --> 01:24:26.593
‫دیده‌ام که یک ربع ساعت همین‌کار را می‌کند

01:24:32.052 --> 01:24:33.638
‫هنوز یک لکۀ دیگر هست

01:24:33.814 --> 01:24:35.224
‫گوش دار! حرف می‌زند

01:24:35.696 --> 01:24:37.395
‫گم شو، لکۀ لعنتی!

01:24:37.728 --> 01:24:39.190
‫می‌گویم گم شو!

01:24:39.621 --> 01:24:40.463
‫یک،

01:24:42.859 --> 01:24:43.660
‫دو،

01:24:44.580 --> 01:24:45.493
‫خیلی خوب

01:24:46.791 --> 01:24:48.040
‫وقت کار است

01:24:49.600 --> 01:24:51.391
‫دوزخ چه دودناک است!

01:24:52.000 --> 01:24:53.885
‫اُف بر تو سرورم، اُف!

01:24:54.011 --> 01:24:55.363
‫سرباز و ترس؟

01:24:55.823 --> 01:24:57.605
‫ما را چه ترسی‌ست از
‫این‌که کسی بداند یا نداند،

01:24:57.655 --> 01:24:59.862
‫هنگامی که هیچ‌کس را
‫قدرتِ بازخواست از ما نباشد؟

01:24:59.912 --> 01:25:00.713
‫اما…

01:25:01.538 --> 01:25:04.571
‫که گمان می‌کرد که این همه خون
‫در تن پیرمرد باشد؟

01:25:05.816 --> 01:25:07.318
‫سپهسالار فایف زنی داشت

01:25:07.459 --> 01:25:09.288
‫اکنون کجاست؟

01:25:11.094 --> 01:25:12.160
‫چه؟

01:25:13.689 --> 01:25:16.719
‫بس است، سرور من
‫بس است

01:25:16.802 --> 01:25:18.800
‫برو. برو

01:25:18.851 --> 01:25:20.628
‫تو از چیزی خبردار شده‌ای که نباید

01:25:20.678 --> 01:25:22.647
‫چیزهایی گفت که نمی‌بایست

01:25:22.814 --> 01:25:24.191
‫از این بابت یقین دارم

01:25:25.060 --> 01:25:27.322
‫باز بوی خون هست

01:25:28.806 --> 01:25:31.081
‫همۀ عطرهای عربستان

01:25:31.132 --> 01:25:33.208
‫بوی چسبیده به این دست کوچک را نخواهد برد

01:25:33.497 --> 01:25:34.502
‫وای!

01:25:35.629 --> 01:25:37.132
‫وای! وای!

01:25:52.562 --> 01:25:54.456
‫چه آهی!

01:25:55.329 --> 01:25:57.671
‫چه دل پُر دردی!

01:25:59.442 --> 01:26:01.636
‫این دردی‌ست که درمانش از من ساخته نیست

01:26:02.401 --> 01:26:04.643
‫اما من می‌شناسم کسانی را که در خواب
‫راه می‌رفته‌اند

01:26:04.693 --> 01:26:06.604
‫و در بستر به پاکی چشم از جهان بسته‌اند

01:26:07.518 --> 01:26:08.399
‫خدای من

01:26:09.302 --> 01:26:10.612
‫خدا همه‌مان را ببخشد!

01:26:10.843 --> 01:26:13.116
‫دست‌هایت را بشوی
‫بالاپوشت را بپوش

01:26:13.469 --> 01:26:14.912
‫چنین رنگ‌پریده منما

01:26:16.183 --> 01:26:19.127
‫باز می‌گویم، بنکوو در خاک خفته است

01:26:19.314 --> 01:26:20.923
‫از گور بیرون نمی‌تواند آمد

01:26:21.409 --> 01:26:23.218
‫زمزمه‌های ناشایستی بر زبان‌هاست

01:26:23.871 --> 01:26:26.892
‫کارهای ناهنجار دردسرهای ناهنجار می‌زاید

01:26:27.914 --> 01:26:32.152
‫سرهای آلایشناک رازهای خود را
‫در گوشِ کر بالش‌هاشان فرو می‌خوانند

01:26:32.432 --> 01:26:34.949
‫او را به کشیش بیشتر نیاز است تا به پزشک

01:26:36.310 --> 01:26:38.455
‫- الان به بستر می‌رود؟
‫- یکسر

01:26:38.623 --> 01:26:40.125
‫بر در روازه می‌کوبند

01:26:40.542 --> 01:26:41.836
‫بیا، بیا

01:26:43.255 --> 01:26:44.299
‫بیا، بیا

01:26:44.845 --> 01:26:46.095
‫دستت را به من ده

01:26:47.600 --> 01:26:49.643
‫کار شده را ناشده نتوان کرد

01:26:52.127 --> 01:26:53.108
‫به بستر

01:26:54.510 --> 01:26:55.404
‫به بستر

01:26:56.652 --> 01:26:57.453
‫به بستر!

01:26:59.667 --> 01:27:00.664
‫به بستر!

01:27:11.066 --> 01:27:12.817
‫این که پیش روی ماست، کدام جنگل است؟

01:27:13.020 --> 01:27:14.188
‫جنگلِ بِرنام

01:27:15.047 --> 01:27:17.127
‫سپاه انگلیس نزدیک است
‫به سرکردگیِ مالکوم

01:27:17.178 --> 01:27:19.282
‫و پسرعمویش سیوارد و مک‌داف بزرگوار

01:27:19.791 --> 01:27:21.493
‫آتش انتقام در دل‌شان زبانه می‌کِشد

01:27:21.602 --> 01:27:22.755
‫بیدادگر چه می‌کند؟

01:27:23.159 --> 01:27:25.635
‫قلعۀ بزرگِ دانسینین را سخت باروبندی می‌کند

01:27:26.326 --> 01:27:29.310
‫برخی او را دیوانه می‌دانند
‫و دیگرانی که از او نه‌چندان بیزارند،

01:27:29.360 --> 01:27:31.511
‫نام این کار را
‫خشم و خروش دلاورانه می‌گذارند

01:27:31.854 --> 01:27:34.457
‫اما، بی‌گمان بیماری سرکش خویش را

01:27:34.508 --> 01:27:35.695
‫دیگر بند نمی‌تواند زد

01:27:35.859 --> 01:27:39.035
‫اکنون حس می‌کند که جنایت‌های پنهانش
‫به دستانش چسبیده است

01:27:39.674 --> 01:27:41.675
‫فرمانبران‌اش از پی فرمان از جای می‌جنبند

01:27:42.033 --> 01:27:43.035
‫نه از سر مِهر

01:27:43.752 --> 01:27:46.505
‫اکنون حس می‌کند که ردای پادشاهی
‫بر اندام وی برازنده نیست

01:27:46.906 --> 01:27:49.358
‫همچون دُزدکی کوتوله
‫که قبای غول را بر تن کرده باشد

01:27:50.042 --> 01:27:54.690
‫شیطان سیَه‌رویت کند،
‫کله‌پوکِ رنگِ رو پریده!

01:27:55.405 --> 01:27:57.111
‫این قیافۀ ابلهانه چیست؟

01:27:57.766 --> 01:27:59.824
‫- ده هزار اند…
‫- ده هزار غاز، ناکَس؟

01:28:00.261 --> 01:28:01.160
‫سرباز، قربان

01:28:01.211 --> 01:28:05.394
‫برو چهره‌ات را خونین کن تا سرخیِ خون
‫سفیدی ترست را بپوشاند، پسرکِ بی‌جگر

01:28:05.498 --> 01:28:07.975
‫کدام سربازان، احمق؟

01:28:08.558 --> 01:28:09.634
‫جان‌ات برآید!

01:28:09.728 --> 01:28:12.400
‫گونه‌هایت که به رنگ گچ است،
‫ترس در دل‌های دیگران می‌نشاند

01:28:12.450 --> 01:28:14.894
‫کدام سربازان، رنگ‌پریده؟

01:28:15.082 --> 01:28:16.689
‫سپاه انگلستان، قربان

01:28:16.807 --> 01:28:18.025
‫برو گورت را گم کن

01:28:18.778 --> 01:28:19.695
‫سیتن!

01:28:21.202 --> 01:28:23.076
‫بیمار دل می‌شوم وقتی می‌بینم…

01:28:23.266 --> 01:28:24.746
‫سیتن، گوش دار!

01:28:25.080 --> 01:28:27.367
‫این زوری که می‌آورند
‫یا مرا شادی همیشگی می‌بخشد،

01:28:27.417 --> 01:28:28.819
‫یا هم‌امروز از جای برمی‌کَند

01:28:29.216 --> 01:28:30.517
‫من دراز زیسته‌ام

01:28:30.850 --> 01:28:33.261
‫زندگی‌ام را روی به سوی خزان

01:28:33.783 --> 01:28:36.768
‫و برگ‌ریزان است
‫و مرا به آنچه رهاوردِ پیری‌ست،

01:28:36.820 --> 01:28:38.980
‫از عزت و مهر و فرمان‌بری…

01:28:39.135 --> 01:28:41.402
‫و خیلِ دوستان،
‫چشم نمی‌باید داشت

01:28:42.580 --> 01:28:43.330
‫سیتن!

01:28:43.650 --> 01:28:44.616
‫تازه چیست؟

01:28:44.918 --> 01:28:46.870
‫گزارش‌ها همه درست بوده، سرورم

01:28:47.036 --> 01:28:50.335
‫تا گوشت بر استخوانم هست، خواهم جنگید

01:28:50.547 --> 01:28:52.194
‫- جوشن‌ام را بده
‫- هنوز به آن نیازی نیست

01:28:52.244 --> 01:28:53.190
‫می‌خواهم بپوشمش

01:28:53.241 --> 01:28:55.317
‫باز هم سوار بفرستید
‫همه‌جا را بگردید

01:28:55.442 --> 01:28:57.243
‫هر که را دم از ترس زد، به دار آویزید

01:28:58.334 --> 01:28:59.734
‫جوشنم را بده

01:29:01.709 --> 01:29:03.067
‫بیمارت چگونه است، پزشک؟

01:29:03.118 --> 01:29:04.737
‫چندان بیمار نیست، سرورم

01:29:04.788 --> 01:29:08.452
‫آزرده است،
‫و هجوم خیال‌ها آسوده‌اش نمی‌گذارد

01:29:10.314 --> 01:29:11.458
‫درمانش کن

01:29:11.714 --> 01:29:15.173
‫خاطر بیمار را درمان نمی‌توانی کرد؟

01:29:15.554 --> 01:29:17.956
‫اندوه ریشه‌کرده در جان را
‫از آن برنمی‌توانی کَند؟

01:29:18.010 --> 01:29:20.684
‫نقش پریشانی را از مغز نمی‌توانی بُرد؟
‫و با…

01:29:20.824 --> 01:29:22.403
‫نوش دارویی فراموش‌زا

01:29:22.533 --> 01:29:25.536
‫بارِ گران‌افتاده بر دل را از سینۀ گران‌بار
‫نمی‌توانی سترد؟

01:29:26.306 --> 01:29:29.033
‫این دردی‌ست که بیمار خود می‌باید درمان کند

01:29:30.943 --> 01:29:32.957
‫پس پزشکی‌ات را پیش سگان انداز

01:29:33.312 --> 01:29:34.585
‫که مرا هیچ به کار نیاید

01:29:34.891 --> 01:29:35.962
‫سیتن…

01:29:36.424 --> 01:29:37.591
‫سوار بفرست

01:29:38.440 --> 01:29:41.130
‫تا جنگل برنام به سوی دانسینین نیامده است

01:29:41.280 --> 01:29:44.269
‫مرا نه از مرگ بیم است
‫و نه از هیچ‌چیز مرگ‌آور

01:29:46.065 --> 01:29:48.945
‫هر سربازی شاخه‌ای ببُرد

01:29:49.270 --> 01:29:50.865
‫و پیش روی خود دارد

01:29:51.100 --> 01:29:52.242
‫به چشم

01:29:52.644 --> 01:29:55.282
‫ما جز این نمی‌دانیم که بیدادگر آسوده‌خاطر

01:29:55.502 --> 01:29:58.713
‫در دانسنین نشسته است و می‌گذارد که
‫آن را در میان گیریم

01:29:58.894 --> 01:30:00.216
‫تنها امیدش همین است

01:30:00.467 --> 01:30:03.514
‫و هیچ‌کس در خدمت او نمی‌ماند
‫مگر آنان که ناگزیرند

01:30:03.848 --> 01:30:05.476
‫و دل‌شان نیز در این کار نیست

01:30:05.597 --> 01:30:08.524
‫درفش‌ها را بر باروهای بیرونی بیاویزید

01:30:08.702 --> 01:30:10.861
‫هنوز فریاد «دارند می‌آیند» برپاست

01:30:10.988 --> 01:30:14.359
‫اما استواری دژ ما هر محاصره‌ای را
‫به سُخره می‌گیرد

01:30:14.410 --> 01:30:18.719
‫بگذار این‌جا چندان بمانند
‫که گرسنگی و بیماری فرو خورَدِشان

01:30:53.032 --> 01:30:54.568
‫سپاهِ یکمِ ما را رهبری کنید

01:30:55.027 --> 01:30:58.553
‫مک‌داف گران‌قدر و ما دیگر کارها را
‫بر عهده خواهیم گرفت بر حسب نقشۀ جنگ

01:30:58.910 --> 01:31:01.541
‫ما را کاری جز این نیست که
‫امشب سپاه بیدادگر را بیابیم و

01:31:01.591 --> 01:31:04.169
‫اگر ایشان را نتوانیم شکست،
‫ما خود شکسته به!

01:31:04.824 --> 01:31:07.258
‫برای رسیدن به آن، پیش به سوی جنگ

01:31:35.024 --> 01:31:37.074
‫از این سو! از این سو!

01:31:37.648 --> 01:31:39.736
‫اگر آنانی که می‌بایست در صف ما باشند
‫به ایشان نپیوسته بودند،

01:31:39.786 --> 01:31:42.491
‫پنجه در پنجه با ایشان درمی‌افتادیم

01:31:42.817 --> 01:31:44.829
‫و ایشان را تا سرزمین‌شان پس می‌راندیم

01:31:45.332 --> 01:31:46.790
‫اکنون دیگر نزدیکیم

01:31:47.730 --> 01:31:50.171
‫نقابِ شاخه‌ها را بیفکنید

01:31:50.356 --> 01:31:52.399
‫و همان بنمایید که هستید

01:31:52.457 --> 01:31:54.179
‫کرناها را همه زبان بگشایید

01:31:54.531 --> 01:31:59.940
‫یک‌نفس در این پیشاهنگانِ پرغوغای
‫سودای مرگ و خون دردمید!

01:32:02.902 --> 01:32:03.990
‫این صدای چیست؟

01:32:06.843 --> 01:32:08.544
‫فریاد زنان است، سرورم

01:32:11.293 --> 01:32:13.341
‫مزۀ ترس را گویی فراموش کرده‌ام

01:32:14.077 --> 01:32:17.473
‫روزگاری بود که از شنیدن فریادی در دل شب
‫سراپایم یخ می‌بست

01:32:18.098 --> 01:32:20.978
‫و از حکایتی هولناک
‫موهایم چنان راست می‌شدند

01:32:21.029 --> 01:32:23.610
‫که گویی… جان دارند

01:32:24.162 --> 01:32:25.363
‫فریاد از چه بود؟

01:32:27.518 --> 01:32:29.119
‫سرورم، ملکه…

01:32:29.575 --> 01:32:30.376
‫مُرده است

01:32:39.423 --> 01:32:41.425
‫روزی می‌بایست می‌مُرد

01:32:46.292 --> 01:32:48.494
‫زمانی می‌بایست این خبر را می‌آوردند

01:32:49.647 --> 01:32:50.827
‫فردا

01:32:52.501 --> 01:32:55.001
‫و فردا و فردا

01:32:56.301 --> 01:33:00.721
‫می‌خزد با گام‌های کوچک
‫از روزی به روزی تا که

01:33:01.525 --> 01:33:03.350
‫بسپارد به پایان رشتۀ طومارِ هر دوران

01:33:05.669 --> 01:33:09.529
‫و دیروزان کجا بودست ما دیوانگان را
‫جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ

01:33:12.447 --> 01:33:13.248
‫فرو میر

01:33:15.012 --> 01:33:16.376
‫ای شمعک، فرو میر!

01:33:17.851 --> 01:33:19.703
‫که نباشد زندگانی هیچ جز سایه‌ای لغزان

01:33:20.821 --> 01:33:24.011
‫و بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چندگاهی
‫پُرخروش و جوش نقشی اندرین میدان

01:33:24.061 --> 01:33:26.226
‫و آن‌گه هیچ! زندگی افسانه‌ای ست…

01:33:27.704 --> 01:33:29.005
‫کز لب شوریده‌مغزی گفته آید

01:33:31.254 --> 01:33:34.200
‫سربه‌سر خشم و هیاهو
‫لیک بی‌معنا!

01:33:37.623 --> 01:33:38.625
‫سرورم…

01:33:38.955 --> 01:33:42.466
‫چیزی را که دیده‌ام باید گزارش دهم
‫اما نمی‌دانم چگونه

01:33:42.951 --> 01:33:44.929
‫باری، بفرما، آقا

01:33:45.062 --> 01:33:47.809
‫چشمم به برنام بود که ناگاه به نظرم آمد که

01:33:48.933 --> 01:33:50.898
‫جنگل به راه افتاده است

01:33:53.632 --> 01:33:56.235
‫اگر چنین نبود،
‫هر بلایی که می‌خواهید به سر من بیاورید

01:33:57.327 --> 01:34:01.209
‫از سه‌فرسنگی بیشۀ رَوندۀ را می‌توان دید

01:34:02.718 --> 01:34:04.674
‫اگر دروغ گفته باشی،

01:34:05.337 --> 01:34:09.432
‫به همین درخت آویزانت می‌کنم
‫تا جان‌ات برآید

01:34:11.873 --> 01:34:15.679
‫«تا زمانی که جنگل برنام
‫به دانسینین برنیامده است، مترس»

01:34:16.864 --> 01:34:18.950
‫و اکنون جنگل به سوی دانسینین برمی‌آید

01:34:21.831 --> 01:34:22.875
‫سلاح برگیرید!

01:34:23.751 --> 01:34:25.379
‫سلاح برگیرید و بیرون شوید!

01:34:27.734 --> 01:34:30.054
‫اگر همان پدید آید که او گفت،

01:34:30.772 --> 01:34:34.605
‫دیگر نه جای ماندن است و نه راه گریز

01:34:34.670 --> 01:34:37.026
‫زنگ آژیر را بنوازید!

01:34:37.178 --> 01:34:40.157
‫وزان شو، ای باد!
‫روان شو، ای بلا!

01:34:40.950 --> 01:34:43.895
‫لااقل جوشن‌پوش با مرگ هم‌آغوش شویم!

01:35:26.910 --> 01:35:27.995
‫نامت چیست؟

01:35:29.506 --> 01:35:31.208
‫شنیدنش لرزه بر اندامت خواهد انداخت

01:35:31.415 --> 01:35:32.215
‫هرگز

01:35:33.088 --> 01:35:36.469
‫اگر چه نامت سوزان‌تر از آتش دوزخ باشد

01:35:38.365 --> 01:35:39.808
‫نامم مکبث است

01:35:42.400 --> 01:35:46.654
‫ابلیس نیز نمی‌توانست نامی
‫نفرت‌انگیزتر از این در گوشم فروخواند

01:35:47.303 --> 01:35:48.944
‫نه، نه ترسناک‌تر از این

01:35:49.030 --> 01:35:51.330
‫دروغ می‌گویی، بیدادگر نفرت‌انگیز

01:35:52.150 --> 01:35:55.254
‫با شمشیرم نشان خواهم داد که تو دروغگویی

01:35:58.063 --> 01:35:59.678
‫تو از مادر زاده شدی

01:37:37.416 --> 01:37:40.368
‫برگرد، «سگ دوزخ پا»، برگرد!
‫(سگ پاسبان دوزخ در اساطیر یونان)

01:37:47.813 --> 01:37:51.138
‫از میان این همه مردان
‫تنها از تو روگردان‌ام اما بازگرد و برو

01:37:51.662 --> 01:37:54.477
‫که روانِ من هم‌اکنون
‫از خونِ کسان‌ات گرانبار است

01:37:54.673 --> 01:37:55.896
‫مرا هیچ بهرِ گفتن نیست

01:37:57.408 --> 01:37:58.861
‫زبانِ من زبانۀ شمشیر است

01:37:59.184 --> 01:38:02.033
‫تیغ‌ات را بر تارک‌های زخم‌پذیر بیازمای

01:38:02.092 --> 01:38:03.406
‫مرا جانی طلسم شده است که

01:38:03.457 --> 01:38:05.959
‫نمی‌باید به کسی سپرده شود
‫که از مادری زاده شده باشد

01:38:06.034 --> 01:38:07.335
‫امید از طلسمت بردار

01:38:08.497 --> 01:38:11.387
‫از همان شیطانی که تاکنون
‫خدمتش را کرده‌ای بپرس تا به تو بگوید

01:38:11.437 --> 01:38:14.556
‫که مک‌داف را نابه‌هنگام
‫از شکم مادر بیرون کشیده‌اند

01:38:16.862 --> 01:38:19.144
‫بُریده باد زبانی که با من چنین گوید

01:38:22.212 --> 01:38:23.463
‫من با تو نخواهم جنگید

01:38:23.580 --> 01:38:25.285
‫پس تسلیم شو، بزدل

01:38:25.613 --> 01:38:26.998
‫تسلیم نخواهم شد

01:38:27.223 --> 01:38:29.451
‫تا در پیشگاه آن جوانک، مالکوم،
بر زمین بوسه زنم

01:38:29.501 --> 01:38:31.713
‫و مردم بی‌سروپا دشنام‌بارانم کنند

01:38:32.518 --> 01:38:35.571
‫گر چه جنگل برنام به دانسینین
‫برآمده و با تو رویاروی‌ام که

01:38:35.793 --> 01:38:38.601
‫از مادر زاده نشدی
‫اما من واپسین کوشش خود را خواهم کرد

01:38:40.611 --> 01:38:41.732
‫بزن، مک‌داف

01:38:43.934 --> 01:38:47.159
‫و لعنت بر کسی که بگوید:
‫«بس است، دست بدار»

01:40:20.503 --> 01:40:21.711
‫درود…

01:40:22.498 --> 01:40:24.007
‫پادشاه اسکاتلند!

01:40:25.026 --> 01:40:25.860
‫درود…

01:40:26.617 --> 01:40:28.975
‫پادشاه اسکاتلند!

01:40:29.434 --> 01:40:33.984
‫درود، پادشاه اسکاتلند!
‫درود، پادشاه اسکاتلند!

01:41:26.000 --> 01:41:36.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

01:41:40.500 --> 01:42:47.500
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.