﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:40.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:42.633 --> 00:00:59.633
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:19.726 --> 00:01:22.467
اسم من «آلیثیا»ست

00:01:22.468 --> 00:01:25.121
داستانم واقعیه

00:01:25.122 --> 00:01:27.515
ولی اگه مثل یه داستان خیالی
 تعریفش کنم

00:01:27.516 --> 00:01:29.736
احتمالش بیش‌تره که باور کنین

00:01:32.391 --> 00:01:35.044
پس، روزی روزگاری

00:01:35.045 --> 00:01:38.832
هنگامی که انسان‌ها، با بال‌های فلزی
در آسمان گذر می‌کردن

00:01:39.702 --> 00:01:41.094
 پاهای پردار می‌پوشیدن

00:01:41.095 --> 00:01:43.445
و در اعماق دریا، قدم می‌زدن

00:01:44.707 --> 00:01:46.882
روزگاری که مردم، تکه سرامیک شیشه‌ای رو

00:01:46.883 --> 00:01:49.451
با قابلیت دریافت موسیقی‌های عاشقانه از هوا
در دست می‌گرفتن

00:01:51.148 --> 00:01:54.195
زنی بود بسیار تنها و شاد

00:01:55.065 --> 00:01:56.979
تنهایی‌اش خواست خودش بود

00:01:56.980 --> 00:01:59.895
شادی‌اش هم ناشی از استقلالش

00:01:59.896 --> 00:02:02.986
و نونِ ذهنِ دانشمندانه
و دانش‌پژوه‌ش رو می‌خورد

00:02:05.302 --> 00:02:06.956
کسب و کارش به داستان مربوط می‌شد

00:02:07.991 --> 00:02:09.731
شغلش داستان‌شناسی بود

00:02:09.732 --> 00:02:11.516
و درمیان داستان‌ها

00:02:11.517 --> 00:02:14.476
به دنبال حقیقتی مشترک
بین انسان‌ها می‌گشت

00:02:15.738 --> 00:02:18.566
از این رو؛ سالی یک الی دو بار

00:02:18.567 --> 00:02:21.177
به سرزمین‌های عجیب و غریب
سفرهایی پرمخاطره می‌کرد

00:02:21.178 --> 00:02:23.919
به چین، دریای جنوبی

00:02:23.920 --> 00:02:26.140
و به شهرهای باثبات شام

00:02:30.144 --> 00:02:34.714
جاهایی که هم‌صنف‌های خودش جمع می‌شدن
تا داستان‌هایی درباره‌ی داستان‌ها بگن

00:02:37.151 --> 00:02:38.456
از این‌طرف

00:02:38.457 --> 00:02:40.501
ببخشید -
از این‌طرف، خانم -

00:02:40.502 --> 00:02:42.744
چی کار می‌کنید؟
می‌شه ول کنید لطفاً؟

00:02:42.769 --> 00:02:45.206
رازهای استانبول

00:02:46.769 --> 00:02:50.532
آلیثیا

00:02:55.169 --> 00:02:56.822
خوش اومدی

00:02:56.823 --> 00:02:58.519
بالاخره رسیدی -
گونهان -

00:02:58.520 --> 00:03:00.652
دوست عزیزم

00:03:00.653 --> 00:03:02.131
چه عالی -
ببخشید -

00:03:02.532 --> 00:03:04.229
این امینه‌ست -
امینه -

00:03:04.230 --> 00:03:06.014
از طرف شورای فرهنگی بریتانیا اومدم

00:03:07.581 --> 00:03:10.191
اون یاروی توی فرودگاه رو دیدی
که می‌خواست چمدونم رو

00:03:10.192 --> 00:03:11.410
به زور بگیره؟

00:03:11.411 --> 00:03:12.629
کدوم یارو؟

00:03:14.022 --> 00:03:16.416
وقتی صدات رو شنید، رفت

00:03:17.373 --> 00:03:21.638
کوتوله بود، یه پالتوی چرم گوسفند
با یقه‌ی صورتی، تنش بود

00:03:24.206 --> 00:03:25.381
جالبه

00:03:26.339 --> 00:03:28.602
بدنش حرارت داشت

00:03:29.690 --> 00:03:30.996
معطر بود

00:03:31.518 --> 00:03:33.214
لابد جن بوده

00:03:33.215 --> 00:03:35.695
بیش‌تر می‌خوره
  راننده تاکسی غیرقانونی بوده باشه

00:03:35.696 --> 00:03:37.653
که ادوکلن زیادی به خودش زده

00:03:37.654 --> 00:03:39.525
خب پروفسور

00:03:39.526 --> 00:03:42.049
یعنی به جن اعتقاد داری؟

00:03:42.050 --> 00:03:44.965
اعتقاد دارم یه سری‌ها هستن
که نیاز دارن بهش باور داشته باشن

00:03:44.966 --> 00:03:46.097
از جمله من؟

00:03:46.098 --> 00:03:47.490
جن، روح

00:03:48.317 --> 00:03:50.276
فضایی، هرچی که دوست داری

00:03:56.673 --> 00:03:59.459
مسئولین هتل، براتون
یه سورپرایز ویژه و دوست‌داشتنی تدبیر دیدن

00:04:04.725 --> 00:04:06.595
این اتاق «آگاتا کریستی» بوده

00:04:06.596 --> 00:04:07.901
توی این اتاق بود

00:04:07.902 --> 00:04:10.513
که کتاب «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» رو
نوشت

00:04:20.567 --> 00:04:23.308
چطور می‌خواید قدرت توفان رعدوبرق رو

00:04:23.309 --> 00:04:25.701
تفسیر کنید

00:04:25.702 --> 00:04:27.094
اگر تجهیزات لازم

00:04:27.095 --> 00:04:29.576
برای اندازه‌گیری داده‌های هواشناحتی رو
 نداشته باشید؟

00:04:31.317 --> 00:04:33.492
فصول سال رو چطوری می‌تونید
تفسیر کنید؟

00:04:33.493 --> 00:04:36.277
اگر ندونید که زمین در مداری

00:04:36.278 --> 00:04:38.453
به دور خورشید می‌چرخه

00:04:38.454 --> 00:04:41.981
چطور می‌خواید چگونگی تبدیل خزان به زمستان
و بهار به تابستان رو تفسیر کنید؟

00:04:42.284 --> 00:04:44.372
همه‌چیز مبهم و مرموز بود

00:04:44.373 --> 00:04:49.464
فصول، سونامی‌ها
بیماری‌های میکروبی

00:04:49.465 --> 00:04:53.555
به جز اکتفا به داستان‌ها
چه کار دیگه‌ای می‌تونستیم بکنیم؟

00:04:53.556 --> 00:04:56.602
دکتری «بینی»ـی که اینجاست
ما رو به این درک سوق داده

00:04:56.603 --> 00:04:58.691
که داستان‌ها، زمانی تنها راه انسان

00:04:58.692 --> 00:05:01.259
برای یافتن منطق در زندگیِ پیچیده
و پر رمز و رازمون بودن

00:05:01.260 --> 00:05:03.043
کاملاً درسته

00:05:03.044 --> 00:05:05.741
ما برای نیروهایی که پشت مصیبت‌ها

00:05:05.742 --> 00:05:08.788
و عجایب دنیا، اسم گذاشتیم

00:05:08.789 --> 00:05:11.183
...اون هم با داستان

00:05:14.577 --> 00:05:17.623
با داستان تعریف کردن برای همدیگه

00:05:17.624 --> 00:05:19.407
بذارید نشون‌تون بدم

00:05:19.408 --> 00:05:24.151
ما از خدایانی خاص و قدرتمندی
داستان گفتیم

00:05:24.152 --> 00:05:27.546
که در تمامی فرهنگ‌ها و اساطیر
حضور داشتن

00:05:27.547 --> 00:05:30.592
از یونانی‌ها و رومی‌ها گرفته
تا اساطیر اسکاندیناویایی

00:05:30.593 --> 00:05:32.464
و غیره

00:05:32.465 --> 00:05:35.815
نسل آشنای زئوس، پوسیدون، آتنا

00:05:35.816 --> 00:05:38.383
ثور و بقیه‌شون

00:05:38.384 --> 00:05:41.039
حتی در دنیای امروزی هم نمود دارن

00:05:42.518 --> 00:05:45.347
اینا بقایاشون هستن

00:05:47.132 --> 00:05:50.526
سوال اینجاست
که هدف‌شون چیه؟

00:05:56.097 --> 00:05:58.056
الان چه نیازی بهشون داریم؟

00:06:00.232 --> 00:06:03.409
ما یه علم اساطیر داریم و یه علم تجربی

00:06:05.367 --> 00:06:07.847
شرمنده

00:06:07.848 --> 00:06:12.330
علم اساطیر، دانسته‌ی گذشته‌مون بود

00:06:12.331 --> 00:06:15.464
و علم تجربی، دانسته‌ی حال حاضرمونه

00:06:20.121 --> 00:06:22.470
زود یا دیر

00:06:22.471 --> 00:06:25.299
داستان‌هایی که ما خلق کردیم

00:06:25.300 --> 00:06:27.215
با داستان‌های خلق شده
توسط علم، جایگزین می‌شن

00:06:28.216 --> 00:06:30.609
علم جامع و کامل

00:06:30.610 --> 00:06:32.612
و تمام خدایان و هیولاها

00:06:33.613 --> 00:06:35.789
کاربرد سابق‌شون رو از دست می‌دن

00:06:36.790 --> 00:06:39.270
و تبدیل به استعاره‌هایی ساده می‌شن

00:06:39.271 --> 00:06:41.447
چرنده

00:06:44.276 --> 00:06:45.799
آلیثیا

00:06:49.890 --> 00:06:51.196
آلیثیا

00:06:52.240 --> 00:06:53.414
چی شد؟

00:06:53.415 --> 00:06:54.850
نمی‌دونم، یهو غش کرد

00:06:54.851 --> 00:06:56.765
افتاد

00:06:56.766 --> 00:06:58.812
وای خدا، یواش

00:07:05.688 --> 00:07:07.168
خوبی؟

00:07:17.787 --> 00:07:19.223
بهتر نیست بری
پیش یه دکتر؟

00:07:19.224 --> 00:07:20.746
چرا؟ حالم که خوبه

00:07:20.747 --> 00:07:23.183
ببخشیدها، آلیثیا
ولی مطمئنی؟

00:07:23.184 --> 00:07:25.446
به جز دردهای همیشگیم

00:07:25.447 --> 00:07:27.144
شرایط نامساعدی ندارم

00:07:27.145 --> 00:07:28.841
لازم نیست شلوغش کنیم

00:07:28.842 --> 00:07:30.713
پس چت شد یهو؟

00:07:34.804 --> 00:07:38.678
این اواخر، تصوراتم
از کنترلم خارج شده

00:07:38.944 --> 00:07:40.945
و کار دستم می‌ده

00:07:41.120 --> 00:07:42.294
فکرکنم یه اخطاره

00:07:42.295 --> 00:07:43.557
در رابطه با...؟

00:07:44.993 --> 00:07:46.994
عشرت طلبی

00:07:46.995 --> 00:07:49.344
مواظب نبودن

00:07:49.345 --> 00:07:51.999
هرازچندگاهی، به طرز بدی
خودش رو نشون می‌ده

00:07:52.000 --> 00:07:54.567
سعی می‌کنم در برابرش مقاومت نکنم

00:07:54.568 --> 00:07:58.397
چندلحظه‌ای کنترل رو در دست می‌گیره
و بعدش بی‌خیال می‌شه

00:07:58.398 --> 00:07:59.964
چی بی‌خیال می‌شه؟

00:07:59.965 --> 00:08:03.055
.گونهان، غیرمنطقیه
بی‌خیال شو

00:08:05.492 --> 00:08:07.928
می‌دونی داری مثل یه بچه
رفتار می‌کنی؟

00:08:07.929 --> 00:08:09.365
می‌دونی که من یه بچه‌م اصلاً؟

00:08:13.674 --> 00:08:16.590
اگر سرنوشتی وجود داره
آیا می‌تونیم ازش فرار کنیم؟

00:08:17.243 --> 00:08:18.592
کی می‌دونه؟

00:08:19.245 --> 00:08:21.420
ولی بذارید این رو بهتون بگم

00:08:21.421 --> 00:08:23.639
توی بازار بزرگ استانبول

00:08:23.640 --> 00:08:28.557
حدود 62 خیابون و چهارهزار مغازه وجود داره

00:08:28.558 --> 00:08:31.692
یکی از اون مغازه‌ها
سه تا اتاق داره

00:08:32.954 --> 00:08:34.607
توی اتاق کوچیکه

00:08:34.608 --> 00:08:37.218
کپه‌ای از اشیایی بود
که توضیحی براشون وجود نداشت

00:08:37.219 --> 00:08:38.917
جدید و قدیمی بودن

00:08:39.961 --> 00:08:41.920
ته اون کپه

00:08:42.921 --> 00:08:44.531
یه یادگاری برداشتم

00:08:50.406 --> 00:08:52.233
می‌دونید این چیه؟

00:08:52.234 --> 00:08:55.106
مطمئن نیستم
ولی می‌تونه «چشم بلبل» باشه

00:08:55.107 --> 00:08:56.629
چشم یه بلبل

00:08:56.630 --> 00:08:59.980
طرف‌های سال 1845 توی شهر فتحیه
یه سری شیشه‌سازها بودن

00:08:59.981 --> 00:09:02.591
که عمده شهرت‌شون بابت همین الگوهای مارپیچی
سفید و آبی‌شون بود

00:09:02.592 --> 00:09:04.637
لطفا، کادو از طرف من

00:09:04.638 --> 00:09:06.509
یه چیزی بردار که این‌قدر
قدیمیو رها شده نباشه

00:09:09.948 --> 00:09:13.733
خب اگه این «چزم بلبل» باشه

00:09:13.734 --> 00:09:16.257
راهی واسه تصدیق اصلی بودنش هست؟

00:09:16.258 --> 00:09:17.998
خب می‌گن اگه اصلی باشه

00:09:17.999 --> 00:09:20.000
بعضی‌وقت‌ها قطرات خونی روش دیده می‌شه

00:09:20.001 --> 00:09:21.436
که مال ریه‌ی شیشه‌گرها بوده

00:09:21.437 --> 00:09:24.657
ولی این به احتمال زیاد
بدلیه که همین اواخر ساختن

00:09:24.658 --> 00:09:27.400
.آتیش سوزوندتش
یکی دیگه بردار

00:09:28.183 --> 00:09:29.706
نه، ممنون گونهان

00:09:30.577 --> 00:09:32.099
همین رو دوست دارم

00:09:32.100 --> 00:09:34.973
هرچی هست، مطمئنم
که داستان جالبی پشتشه

00:10:01.477 --> 00:10:02.564
الو؟

00:10:02.565 --> 00:10:03.783
صبح بخیر، دکتر بینی

00:10:03.784 --> 00:10:05.306
صبح بخیر -
از بخش خدمات اتاق تماس می‌گیرم -

00:10:05.307 --> 00:10:06.525
بله؟ -
تخم مرغ‌تون رو چطور درست کنیم؟ -

00:10:06.526 --> 00:10:08.092
شُلَکی باشه

00:10:08.093 --> 00:10:10.485
نون تست هم کنارش باشه؟ -
بله، ولی تیکه‌های خشکش رو بکنید -

00:10:10.486 --> 00:10:12.661
دوتا تخم مرغ؟ -
یکی -

00:10:12.662 --> 00:10:14.403
باشه ممنون -
متشکرم -

00:11:43.666 --> 00:11:48.366
چشم‌هام رو می‌بندم
و تا 3 می‌شمارم

00:11:48.367 --> 00:11:49.715
خوش‌حال می‌شم

00:11:49.716 --> 00:11:51.196
اگه بعدش رفته باشی

00:11:54.416 --> 00:11:56.156
یک

00:11:56.157 --> 00:11:57.419
دو

00:11:58.246 --> 00:11:59.552
سه

00:12:04.252 --> 00:12:05.861
چهار

00:12:05.862 --> 00:12:07.212
پنج

00:12:08.256 --> 00:12:09.735
شش

00:12:09.736 --> 00:12:11.780
هفت، هشت

00:12:11.781 --> 00:12:13.392
نه، ده

00:12:34.587 --> 00:12:36.806
فکرنکنم انگلیسی حرف بزنی، درسته؟

00:12:38.460 --> 00:12:39.635
آلمانی؟

00:12:40.593 --> 00:12:41.942
اسپانیایی؟

00:12:42.812 --> 00:12:43.857
یونانی؟

00:12:47.709 --> 00:12:51.421
یونانی هومری بلدی؟

00:12:52.109 --> 00:12:54.779
...توی دانشگاه، چند واحدی

00:12:54.804 --> 00:12:56.430
ازش برداشتم

00:12:57.093 --> 00:13:00.471
لطفا از من نترس

00:13:00.597 --> 00:13:03.183
عادی هم باهام رفتار نکن

00:13:03.808 --> 00:13:05.310
من بابت آزادیم

00:13:05.435 --> 00:13:07.312
دین دارتم

00:13:07.437 --> 00:13:08.479
به همین سبب

00:13:08.605 --> 00:13:10.273
باید سه‌تا از آرزوهات رو

00:13:10.398 --> 00:13:13.484
برآورده کنم

00:13:13.610 --> 00:13:15.069
قوانینی هستن

00:13:15.195 --> 00:13:17.405
که نباید ازشون سرپیچی کرد

00:13:17.530 --> 00:13:19.657
سه‌تا یعنی سه‌تا

00:13:19.782 --> 00:13:21.242
عدد قدرته

00:13:22.202 --> 00:13:23.745
نباید آرزوی بی‌نهایت رو

00:13:23.870 --> 00:13:26.164
آرزو بکنی

00:13:26.289 --> 00:13:29.542
آره، با این مفهوم آشنام

00:13:29.834 --> 00:13:32.462
نباید آرزوی زندگی جادوان هم بکنی

00:13:32.754 --> 00:13:34.756
فانی بودن در ذات شماها نهادینه شده

00:13:35.131 --> 00:13:37.050
جاودانگی هم در ذات من

00:13:40.094 --> 00:13:42.764
نه می‌تونم گناهی رو پاک

00:13:43.139 --> 00:13:45.016
و نه می‌تونم تمام بدبختی‌ها رو
ریشه کنم

00:13:46.559 --> 00:13:48.311
من فقط یک جنم

00:13:48.937 --> 00:13:50.438
منطقیه

00:13:50.688 --> 00:13:54.275
اینا محدودیت‌هات بودن

00:14:00.323 --> 00:14:03.409
این انسان کوچیک، چی هست؟

00:14:03.979 --> 00:14:06.329
...یک

00:14:08.623 --> 00:14:10.500
جادوگره

00:14:10.833 --> 00:14:12.961
راهنمای ما در طی زمانه

00:14:14.339 --> 00:14:15.382
انیشتین

00:14:15.383 --> 00:14:16.602
انیشتین

00:14:16.798 --> 00:14:18.424
...تو یه جادوگری

00:14:18.550 --> 00:14:20.260
که اون رو توی این جعبه
حبس کرده؟

00:14:20.385 --> 00:14:22.804
نه. علمه

00:14:24.001 --> 00:14:25.334
تلویزیون

00:14:25.393 --> 00:14:26.742
تلویزیون

00:14:26.891 --> 00:14:31.437
امواج نور و صداست

00:14:32.127 --> 00:14:33.247
فرستنده‌ها

00:14:33.575 --> 00:14:35.273
فرستنده‌ها

00:14:35.316 --> 00:14:37.986
دقیق نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه

00:14:38.653 --> 00:14:41.072
من یه پژوهشگر ادبی‌ام

00:14:41.739 --> 00:14:44.659
زیاد از این چیزها سردرنمیاریم

00:14:44.804 --> 00:14:46.718
من جنی‌ام که قدرت عظیمی نداره

00:14:46.719 --> 00:14:51.331
ولی کم کم دارم این فرستنده‌ها رو
درک می‌کنم

00:14:51.332 --> 00:14:52.680


00:14:52.681 --> 00:14:55.030
زبانم رو یاد گرفتی

00:14:55.031 --> 00:14:58.033
انگلیسی آسونه

00:14:58.034 --> 00:15:00.559
قواعدش رو سریع می‌شه یادگرفت

00:15:05.607 --> 00:15:06.999
نه

00:15:07.000 --> 00:15:08.392
می‌خوای آلبرت واسه خودت باشه؟

00:15:08.393 --> 00:15:09.741
نه

00:15:09.742 --> 00:15:11.308
.واسه‌ش خوب نیست
بذارش سرجاش

00:15:11.309 --> 00:15:12.570
می‌تونم بزرگش کنم -
چطور ممکنه؟ -

00:15:12.571 --> 00:15:13.788
می‌تونیم باهاش حرف بزنیم

00:15:13.789 --> 00:15:15.312
چطور ممکنه؟ -
بذارش سرجاش -

00:15:15.313 --> 00:15:17.052
آرزوته؟ -
غیرممکنه -

00:15:17.053 --> 00:15:18.968
نه، وظیفه‌اته

00:15:24.322 --> 00:15:26.715
آرزوت چیه پس؟

00:15:28.326 --> 00:15:30.371
آرزوی قلبیت؟

00:15:35.594 --> 00:15:40.424
بیا این‌قدر سریع پیش نریم

00:15:40.425 --> 00:15:43.427
باید بهش فکرکنم
تا هضمش کنم

00:15:43.428 --> 00:15:46.778
تا دلت بخواد وقت دارم

00:15:46.779 --> 00:15:48.867
از خودت برام بگو

00:15:48.868 --> 00:15:50.869
اسمم «آلیثیا بینی»‌ـه

00:15:50.870 --> 00:15:53.393
واسه کنفرانس اومدم ترکیه

00:15:53.394 --> 00:15:55.830
و فردا به وطنم برمی‌گردم

00:15:55.831 --> 00:15:57.006
و؟

00:15:59.748 --> 00:16:03.664
و یه اعترافی باید بکنم

00:16:03.665 --> 00:16:05.710
چیزی که تاحالا
به هیچ‌کس نگفتم

00:16:05.711 --> 00:16:07.016
عالیه

00:16:08.366 --> 00:16:11.150
وقتی بچه بودم، یه پسره بود

00:16:11.151 --> 00:16:12.673
اولین معشوقت بود؟

00:16:12.674 --> 00:16:15.589
نه، وجود فیزیکی نداشت

00:16:15.590 --> 00:16:16.851
جن بود؟

00:16:16.852 --> 00:16:18.984
نه

00:16:18.985 --> 00:16:22.857
اون موقع، توی یه مدرسه‌ی دخترونه بودم

00:16:22.858 --> 00:16:24.772
ماده کده بود

00:16:24.773 --> 00:16:29.603
ذاتاً آدم گوشه‌گیری بودم... یعنی هستم

00:16:29.604 --> 00:16:32.650
و یه پسره به اسم انزو

00:16:32.651 --> 00:16:35.567
از خلا ظاهر شد

00:16:36.829 --> 00:16:39.787
از نیاز به تصور

00:16:39.788 --> 00:16:41.702
داستان‌هایی رو به زبانی بهم گفت

00:16:41.703 --> 00:16:43.966
که فقط خودمون دوتا
بهش مسلط بودیم

00:16:45.490 --> 00:16:47.665
هروقت هم سردرد می‌گرفتم
غیبش می‌زد

00:16:47.666 --> 00:16:48.927
ولی هروقت به‌خاطر آسم

00:16:48.928 --> 00:16:51.408
خشکم می‌زد، پیشم بود

00:16:51.409 --> 00:16:53.105
مثل همین آلبرت کوچولویی بود

00:16:53.106 --> 00:16:54.715
که نمی‌ذاشتی بدمش بهت؟

00:16:54.716 --> 00:16:56.630
یک تجلی؟

00:16:56.631 --> 00:16:59.547
تجلی‌ای ناشی از غیاب بود

00:17:02.550 --> 00:17:05.858
می‌‌ترسیدم که از پیشم بره
واسه همین درباره‌ش نوشتم

00:17:07.903 --> 00:17:12.517
و دفتر خاطراتم رو پر از حقایق کردم

00:17:13.909 --> 00:17:18.086
ولی هرچه‌قدر بیش‌تر می‌خواستم
واقع‌گرایی رو چاشنی کار کنم

00:17:18.087 --> 00:17:21.089
بیش‌تر شک می‌کردم

00:17:21.090 --> 00:17:24.180
و همه‌ش احمقانه به‌نظر می‌اومد

00:17:25.530 --> 00:17:27.096
خودم حس احمقانه‌ای داشتم

00:17:28.924 --> 00:17:31.578
پس بعد از مدتی

00:17:31.579 --> 00:17:33.929
همه‌ش رو انداختم
توی شومینه‌ی مدرسه

00:17:36.105 --> 00:17:38.934
بعدش کلاً غیب شد

00:17:40.196 --> 00:17:42.808
با این‌حال من اینجام

00:17:45.027 --> 00:17:47.073
به‌طرز غیرمنطقی‌ای آره

00:17:48.161 --> 00:17:52.470
من اینجام و یه‌سری کارها داریم
که باید انجام بدیم

00:17:54.733 --> 00:17:57.125
می‌شه بعداً برگردین، لطفا؟

00:17:57.126 --> 00:17:59.084
از طرف خدمات اتاق اومدم، دکتر بینی

00:17:59.085 --> 00:18:01.129
صبحونه‌تون رو آوردم

00:18:01.130 --> 00:18:02.697
یه لحظه

00:18:03.829 --> 00:18:05.483
در رو کامل براش باز نکن

00:18:19.714 --> 00:18:20.845
صبح بخیر

00:18:20.846 --> 00:18:22.063
کجا بذارمش، دکتر بینی؟

00:18:22.064 --> 00:18:23.325
ممنون، خودم می‌برمش

00:18:23.326 --> 00:18:25.632
تعارف نکنید -
نه، خودم می‌برم -

00:18:25.633 --> 00:18:28.243
.خیلی‌خب، دکتر بینی
امیدوارم به خوبی استراحت کرده باشید

00:18:28.244 --> 00:18:29.984
.به‌نظر خوشمزه میاد
آره، خوب استراحت کردم

00:18:29.985 --> 00:18:31.812
چه برنامه‌ای برای این روز دلنواز دارید؟

00:18:31.813 --> 00:18:34.554
.نمی‌دونم
ببینم چی می‌شه

00:18:34.555 --> 00:18:37.035
دوست دارم یه گالری هنری زیبا
...نشون‌تون بدم

00:18:37.036 --> 00:18:38.253
نظر لطف‌تونه، ممنون

00:18:38.254 --> 00:18:39.428
...بعدش فرصتش

00:18:39.429 --> 00:18:40.778
باشه یه وقت دیگه -
عالی می‌شه -

00:18:40.779 --> 00:18:41.822
ممنون. روز خوبی باشه

00:18:41.823 --> 00:18:43.998
باشه، نوش جان کنید

00:18:43.999 --> 00:18:45.218
ممنون

00:19:24.605 --> 00:19:27.215
می‌بینم که به اندازه مناسب
و راحت‌تری ظاهر شدی

00:19:27.216 --> 00:19:29.131
هرکاری می‌کنم
تا خودم رو تطبیق بدم

00:19:29.610 --> 00:19:31.568
لطفا

00:19:31.569 --> 00:19:33.744
پس لازم نبوده صبحونه سفارش بدم

00:19:33.745 --> 00:19:37.225
نون نخودچی، لبو، میخک
و پسته‌ست

00:19:37.226 --> 00:19:39.011
توی دهنت آب می‌شه

00:19:44.146 --> 00:19:46.147
یه چیزی بپرسم؟

00:19:46.148 --> 00:19:47.280
راحت باش

00:19:48.716 --> 00:19:51.589
چطور سر از بطری من درآوردی؟

00:19:52.807 --> 00:19:54.200
داستانش طولانیه

00:19:55.114 --> 00:19:57.202
این سومین حبسی هست
که تجربه می‌کنم

00:19:57.203 --> 00:19:59.291
تاحالا سه‌بار توی بطری
حبس بودی؟

00:19:59.292 --> 00:20:01.641
شاید جن باشم، ولی احمقی هستم

00:20:01.642 --> 00:20:04.252
که زیادی شیفته‌ی مکالمه با خانم‌هاست

00:20:04.253 --> 00:20:06.646
باید در آینده، بیش‌تر مواظب باشم

00:20:06.647 --> 00:20:08.167
چطور گیر افتادی؟

00:20:08.910 --> 00:20:10.607
با آرزو

00:20:10.608 --> 00:20:12.261
چطور باید گیر می‌افتادم دیگه؟

00:20:15.134 --> 00:20:16.743
کی بود؟

00:20:16.744 --> 00:20:18.223
بلقیس

00:20:18.224 --> 00:20:19.616
ملکه سبا؟

00:20:19.617 --> 00:20:21.139
از اقوامم بود

00:20:21.140 --> 00:20:22.270
اون هم جن بود؟

00:20:22.271 --> 00:20:23.794
مادرش جن بود

00:20:23.795 --> 00:20:24.882
ممکنه اصلاً؟

00:20:24.883 --> 00:20:26.100
قوانینی هستن

00:20:26.101 --> 00:20:27.624
که وصال بین جن‌ و فانی‌ها رو
ممکن می‌کنن

00:20:27.625 --> 00:20:29.364
ولی نمی‌تونن مثل اسب و الاغ

00:20:29.365 --> 00:20:30.670
که با تولید مثل، یابو به دنیا میارن

00:20:30.671 --> 00:20:32.630
موجودی جاودان تولید کنن

00:20:34.283 --> 00:20:37.416
پس چه شکلی بود؟

00:20:37.417 --> 00:20:41.638
به جز پشم‌های کلفت سیاهی
که روی پاهاش داشت

00:20:41.639 --> 00:20:43.030
مثل بقیه‌ی انسان‌ها بود

00:20:43.031 --> 00:20:45.337
البته با این تفاوت
که خب بلقیس بود دیگه

00:20:45.338 --> 00:20:47.948
با وجود تمام این جریانات
واقعاً زیبا بود

00:20:47.949 --> 00:20:50.909
زیبا نبود، خود زیبایی بود

00:20:54.434 --> 00:20:57.262
من کاملاً آزاد بودم

00:20:57.263 --> 00:21:00.266
به اتاق خوابش، رفت و آماد داشتم

00:21:01.397 --> 00:21:03.922
بلقیس

00:21:07.403 --> 00:21:10.318
من هم به خوبی بقیه‌ی برده‌های مونثش
 می‌دونستم

00:21:10.319 --> 00:21:13.322
چطوری نوازشش کنم
که باعث لذتش بشه

00:21:14.454 --> 00:21:16.978
هیچ‌وقت دلم این‌قدر
یک موجود رو نخواسته بود

00:21:17.805 --> 00:21:19.284
اون هم درعوض تو رو می‌خواست؟

00:21:19.285 --> 00:21:22.679
بازیچه و رازدارش بودم

00:21:22.680 --> 00:21:24.942
اگه به خاطر سلیمان نبود
نقشم توی زندگیش، پررنگ‌تر هم می‌شد

00:21:24.943 --> 00:21:26.160
پادشاه سلیمان؟

00:21:26.161 --> 00:21:28.162
امیدوارم در رحمت باشه

00:21:28.163 --> 00:21:30.425
از اون سر دنیا و صحرا اومد
تا ازش خواستگاری کنه

00:21:30.426 --> 00:21:31.731
مگه بلقیس نرفته بود خواستگاری سلیمان؟

00:21:31.732 --> 00:21:33.080
نه بابا

00:21:33.081 --> 00:21:34.908
ولی توی کتب مقدس
که این‌جور نوشته

00:21:34.909 --> 00:21:36.388
توی تموم داستان‌ها
و نقاشی‌ها به همین شکله

00:21:36.389 --> 00:21:38.172
هندل هم در این باره
موسیقی‌ای خلق کرده

00:21:38.173 --> 00:21:39.783
خانم، من اون‌جا بودم دیگه

00:21:39.784 --> 00:21:41.481
سلیمان رفت خواستگاریش

00:21:44.412 --> 00:21:47.248
شما ملکه‌اید و همچون یک پرنده آزاد

00:21:47.373 --> 00:21:50.043
حتی با یک چشم هم
می‌تونید همه‌چیز رو ببینید

00:21:50.668 --> 00:21:54.339
چرا باید خودتون رو در آغوش یک مرد
اسیر کنید؟

00:21:54.464 --> 00:21:55.965
...ای جن عزیز و خویشاوند من

00:21:56.090 --> 00:21:59.552
تاکنون مردی نتوانسته
این‌گونه مرا مجذوب خود سازد

00:22:08.856 --> 00:22:10.815
با موسیقی شروع کرد

00:23:42.471 --> 00:23:45.865
همه کاری کردم تا بلقیس رو
منصرف کنم

00:23:45.866 --> 00:23:46.997
ولی وقتی دیدم

00:23:46.998 --> 00:23:48.868
داره از موم زنبور عسل
استفاده می‌کنه

00:23:48.869 --> 00:23:50.435
تا پشم‌های پاش رو بزنه

00:23:50.436 --> 00:23:52.132
می‌دونستم کارم تمومه

00:23:52.133 --> 00:23:54.482
ولی مثل احمق‌ها بهش گفتم

00:23:54.483 --> 00:23:57.485
که بدنش غنی و زیباست

00:23:57.486 --> 00:24:00.140
اما ذهنش غنی‌تر، زیباتر

00:24:00.141 --> 00:24:01.925
و دیرپای‌تر بود

00:24:01.926 --> 00:24:04.014
و با تموم حرف‌هام موافقت کرد

00:24:04.015 --> 00:24:05.625
و اشک داغی ریخت

00:24:07.018 --> 00:24:10.020
برای سلیمان شروطی گذاشت
که در نگاه اول، غیرممکن به‌نظر می‌اومد

00:24:10.021 --> 00:24:12.152
بهش گفت رشته نخ ابریشمی قرمز به‌خصوصی رو

00:24:12.153 --> 00:24:14.154
در کاخ هزار اتاقه، براش پیدا کنه

00:24:14.155 --> 00:24:17.027
شرط دوم، حدس زدن اسم مادرش
که یک جن بود و بر همه پوشیده، بود

00:24:17.028 --> 00:24:20.334
سومی، گفتن عمیق‌ترین
آرزوی قلبی زنان بود

00:24:20.335 --> 00:24:22.206
به‌نظر غیرممکن میاد

00:24:22.207 --> 00:24:23.468
واسه سلیمان نه

00:24:23.469 --> 00:24:24.991
می‌تونست با چهارپایان زمینی

00:24:24.992 --> 00:24:27.428
و جن‌هایی که از آتش ساخته شدن
صحبت کنه

00:24:27.429 --> 00:24:30.518
مورچه‌ها رو به کار گرفت
تا نخ ابریشمی رو براش پیدا کنن

00:24:30.519 --> 00:24:32.608
و عفریتی رو پیدا کرد
که اسم مادر بلقیس رو بهش بگه

00:24:37.918 --> 00:24:39.440
بعد به چشم‌هاش نگاه کرد

00:24:39.441 --> 00:24:42.531
و عمیق‌ترین آرزوی قلبی زن‌ها رو
 بهش گفت

00:24:44.620 --> 00:24:46.231
بلقیس حیرت زده شده بود

00:24:47.580 --> 00:24:49.408
و بهش گفت که راست می‌گه

00:24:53.934 --> 00:24:57.458
اون هم عمیق‌ترین خواسته‌ی سلیمان رو
برآورده کرد

00:24:57.459 --> 00:25:00.332
که ازدواج و هم‌بستری
با بلقیس بود

00:25:20.439 --> 00:25:22.222
جادوگر بزرگی بود

00:25:22.223 --> 00:25:23.702
و با کلامی جادویی

00:25:23.703 --> 00:25:26.924
من رو در بطری‌ای برنجه
حبس کرد

00:25:53.080 --> 00:25:55.213
بلقیس، تقاضایی برای آزاد کردن من نکرد

00:25:56.214 --> 00:25:58.606
براش هیچ ارزشی نداشتم

00:25:58.607 --> 00:26:00.522
بخاری بودم در یک بطری

00:26:15.276 --> 00:26:18.061
من به دریای سرخ تبعید شدم

00:26:18.062 --> 00:26:21.674
و به مدت 2500 سال
مهجور بودم

00:26:27.027 --> 00:26:28.636
به جز خوابیدن

00:26:28.637 --> 00:26:31.597
یه نفر توی بطری به مدت 2500 سال
چی کار می‌تونه بکنه؟

00:26:33.120 --> 00:26:34.643
جن‌ها خواب‌شون نمی‌بره

00:26:40.301 --> 00:26:41.999
پس چطور گذروندی؟

00:26:45.306 --> 00:26:50.049
در 100 سال اول حبسم
نسبت به سرنوشتم، معترض و خشمگین بودم

00:26:50.050 --> 00:26:51.790
برای آزادیم، به درگاه بوشکولو
دعا کردم

00:26:51.791 --> 00:26:53.226
و وقتی دیدم تاثیری نداره

00:26:53.227 --> 00:26:54.706
به درگاه هر خدایی که می‌شناختم

00:26:54.707 --> 00:26:56.664
و نمی‌شناختم، دعا کردم

00:26:56.665 --> 00:26:59.364
وقتی جوابی حاصل نشد

00:27:00.452 --> 00:27:02.540
غرق رویاهایی شدم

00:27:02.541 --> 00:27:05.325
که همه‌شون خاطره بودن
و بازبینی‌شون کردم

00:27:05.326 --> 00:27:08.285
و بعد از انجام زیادش
خسته شدم

00:27:08.286 --> 00:27:11.331
دوباره خشمگین و معترض شدم
و دست به دعا شدم

00:27:11.332 --> 00:27:14.292
...و بعدش، بالاخره

00:27:15.641 --> 00:27:17.773
به خودم یه شگردی زدم

00:27:19.210 --> 00:27:20.688
دعا کردم تا توی بطری بمونم

00:27:20.689 --> 00:27:24.518
به بوشکولو التماس کردم
که تا ابد، توی بطری نگه‌م داره

00:27:24.519 --> 00:27:26.085
جواب داد؟

00:27:26.086 --> 00:27:27.565
اینکه هیچ‌چیز نخوای؟

00:27:27.566 --> 00:27:29.436
که تظاهر کنی هیچی نمی‌خوای

00:27:29.437 --> 00:27:31.177
جز اینکه توی یه بطری
نگه داشته بشی؟

00:27:31.178 --> 00:27:32.657
نه

00:27:32.658 --> 00:27:35.400
برای یک جن، این هیچ فرقی با مرگ نداره

00:27:38.272 --> 00:27:40.056
جواب سوالش رو می‌دونی؟

00:27:40.057 --> 00:27:41.231
اینکه خواسته‌ی عمیق زن‌ها چیه؟

00:27:41.232 --> 00:27:42.362
آره

00:27:42.363 --> 00:27:44.103
مگه نمی‌دونی؟

00:27:44.104 --> 00:27:45.626
اگه نه، نمی‌تونم بهت بگم

00:27:45.627 --> 00:27:47.802
خب مطمئناً همه زن‌ها
یه چیز که نمی‌خوان

00:27:47.803 --> 00:27:51.415
خانم، خواسته‌های شما
اصلا برای من واضح نیست

00:27:51.416 --> 00:27:54.722
الان توی زندگیم به جایی رسیدم
که هرچیزی نیازمه رو دارم

00:27:54.723 --> 00:27:57.290
می‌تونم بگم که از زندگیم راضی‌ام
و بابتش شکرگزار

00:27:57.291 --> 00:27:58.422
بگو ببینم

00:27:58.423 --> 00:28:00.815
متاهلی یا بیوه؟

00:28:00.816 --> 00:28:03.079
مادری؟

00:28:03.080 --> 00:28:05.604
نه بچه دارم، نه خواهر برادر
و نه والدینی

00:28:07.388 --> 00:28:08.693
یه زمانی متاهل بودم

00:28:08.694 --> 00:28:09.955


00:28:09.956 --> 00:28:12.089
رخسار شوهرت چطوری بود؟
[ احساسش نسبت به طرف ]

00:28:12.611 --> 00:28:14.090
رخسارش؟

00:28:14.091 --> 00:28:17.267
اوایل، درخشان بود
[ دوستم داشت ]

00:28:17.268 --> 00:28:19.095
و اواخرش؟

00:28:19.096 --> 00:28:20.618
داستانی نیست
که ارزش تعریف داشته باشه

00:28:20.619 --> 00:28:23.534
.ولی داستان که هست
داستان زندگیته

00:28:23.535 --> 00:28:25.188
و عقل حکم می‌کنه

00:28:25.189 --> 00:28:27.146
که انسان، افرادی که روش
 تاثیر بسزایی داشتن رو درک کنه

00:28:27.147 --> 00:28:28.235
لطفا

00:28:30.411 --> 00:28:32.631
خیلی‌خب

00:28:35.112 --> 00:28:37.591
از دوران جوونی
همدیگه رو می‌شناختیم

00:28:37.592 --> 00:28:39.463
توی سن کم، ازواج کردیم

00:28:39.464 --> 00:28:41.421
اوایلش، از ذهنیت و جسم همدیگه

00:28:41.422 --> 00:28:43.249
لذت می‌بردیم

00:28:43.250 --> 00:28:44.598


00:28:44.599 --> 00:28:46.426
چندین سال کنار هم خوشحال بودیم

00:28:46.427 --> 00:28:48.821
ولی بعدش

00:28:49.561 --> 00:28:51.605
همه‌ی اون خوشی‌ها برباد رفت

00:28:51.606 --> 00:28:53.652
...و علاقه‌مون به هم

00:28:54.783 --> 00:28:55.827
کم شد

00:28:55.828 --> 00:28:56.828
الان کجاست؟

00:28:58.526 --> 00:29:01.485
توی محله‌ی هکنی
 پیش «املین پورتر»ـه

00:29:01.486 --> 00:29:02.661


00:29:08.841 --> 00:29:10.798
...بهم گفت که

00:29:10.799 --> 00:29:13.280
در تشخیص احساسات
ناتوان بودم

00:29:17.415 --> 00:29:19.764
البته احساسات خودش

00:29:19.765 --> 00:29:21.679


00:29:21.680 --> 00:29:22.854


00:29:22.855 --> 00:29:24.421


00:29:24.422 --> 00:29:25.857


00:29:25.858 --> 00:29:27.598


00:29:27.599 --> 00:29:31.428
ساختار مغز من

00:29:31.429 --> 00:29:34.431
منبع قدرتم

00:29:34.432 --> 00:29:37.174
و تنهاییمه

00:29:38.175 --> 00:29:40.351
به‌گمونم به همین دلیله
که به داستان‌ها علاقه‌مندم

00:29:41.265 --> 00:29:43.919
توی داستان‌ها، احساسات رو
به وضوح لمس می‌کنم

00:29:47.488 --> 00:29:50.447
شاید بهتر باشه آرزو کنی
که برگرده تو زندگیت

00:29:50.448 --> 00:29:52.580
نه اصلاً

00:29:52.754 --> 00:29:53.842
نه

00:29:54.930 --> 00:29:57.585
...اولش فکرمی‌کردم

00:29:58.673 --> 00:30:02.503
که از خیانت و از دست دادنش
رنج بکشم

00:30:03.809 --> 00:30:05.506
ولی در حقیقت آزاد شده بودم

00:30:06.899 --> 00:30:09.248
مثل زندانی‌ها بودم

00:30:09.249 --> 00:30:12.860
از زندانی تاریک به روشنایی رفته بودم

00:30:12.861 --> 00:30:15.689
وارد فضای زندگی خودم شدم

00:30:15.690 --> 00:30:19.867
نه، آرزوی بهتری ندارم

00:30:19.868 --> 00:30:22.870
زن دانا و محتاطی هستی، آلیثیا

00:30:22.871 --> 00:30:25.525
ولی همه آرزوهایی داریم

00:30:25.526 --> 00:30:27.398
حتی اگه ازمون مخفی بمونن

00:30:29.530 --> 00:30:31.357
شاید

00:30:31.358 --> 00:30:36.275
ولی من یه داستان‌شناس هم هستم

00:30:36.276 --> 00:30:38.756
و این قراره مشکل‌ساز بشه

00:30:38.757 --> 00:30:41.019
اون هم مشکل بزرگ

00:30:41.020 --> 00:30:43.239
من از داستان‌هایی
که درباره‌ی جن‌های حقه‌باز وجود دارن

00:30:43.240 --> 00:30:44.588
با خبرم

00:30:44.589 --> 00:30:45.893
و اینکه با حقه بازی
احقاق آرزوهای بقیه رو

00:30:45.894 --> 00:30:46.981
به سود خودشون تموم می‌کنن

00:30:46.982 --> 00:30:48.287
من از اون دسته جن‌ها نیستم

00:30:48.288 --> 00:30:50.246
من خداترس و باشرفم

00:30:50.247 --> 00:30:52.509
تنها اینجام تا خواسته قلبیت رو برآورده کنم

00:30:52.510 --> 00:30:54.598
حتی اگر حقیقت باشه

00:30:54.599 --> 00:30:57.776
چطور می‌تونی به اون افرادی
که پیشت آرزو کنن، اتکا کنی؟

00:30:59.821 --> 00:31:02.607
از کجا می‌دونی می‌تونی
به من اتکا کنی؟

00:31:03.738 --> 00:31:05.783
خب، امیدوارم که بتونم

00:31:05.784 --> 00:31:08.612
واقعا با امید دارم میام جلو

00:31:08.613 --> 00:31:10.831
...یه

00:31:10.832 --> 00:31:13.747
داستانک جالبی هست
که شاید بدونیش

00:31:13.748 --> 00:31:15.706
سه‌تا رفیق که توی یه قایق کوچیکن
گم می‌شن

00:31:15.707 --> 00:31:17.447
یه ماهی جادویی می‌گیرن

00:31:17.448 --> 00:31:19.013
که برای هرکدوم، آرزویی رو
برآورده می‌کنه

00:31:19.014 --> 00:31:20.145
اولی می‌گه

00:31:20.146 --> 00:31:21.929
ای‌کاش توی خونه
پیش زنم بودم

00:31:21.930 --> 00:31:23.104
و غیب می‌شه

00:31:23.105 --> 00:31:24.715
دومی می‌گه
ای کاش توی مزارع

00:31:24.716 --> 00:31:26.020
داشتم با بچه‌هام بازی می‌کردم

00:31:26.021 --> 00:31:27.239
اون هم غیب می‌شه

00:31:27.240 --> 00:31:29.763
سومی می‌گه
دلم واسه دوست‌هام تنگ شده

00:31:29.764 --> 00:31:30.808
ای‌کاش اینجا بودن

00:31:30.809 --> 00:31:32.462
پس بلدی

00:31:32.463 --> 00:31:35.726
هیچ داستانی نیست که مربوط
 به احقاق آرزوها باشه و ته‌ش بد تموم نشه

00:31:35.727 --> 00:31:37.641
هیچ‌کدوم پایان خوشی ندارن

00:31:37.642 --> 00:31:39.556
حتی اونایی که هدف‌شون خندوندنه

00:31:39.557 --> 00:31:41.862
ولی من و تو
خالقان این داستان هستیم

00:31:41.863 --> 00:31:44.388
و می‌تونیم از هر تله‌ای
جلوگیری کنیم

00:31:46.085 --> 00:31:48.479
اگه هیچ آرزویی نکنم چی؟

00:31:50.437 --> 00:31:51.482
ببخشید؟

00:31:54.093 --> 00:31:56.007
اگه آرزویی نکنم چی؟

00:31:56.008 --> 00:31:57.401
...این

00:31:59.707 --> 00:32:00.968
...این

00:32:00.969 --> 00:32:03.407
مصیبت‌بار خواهد بود

00:32:17.421 --> 00:32:18.987
خیلی‌خب

00:32:23.644 --> 00:32:26.646
باید درباره حبس بعدیم بهت بگم

00:32:26.647 --> 00:32:27.735
سرتاپا گوشم

00:32:38.833 --> 00:32:40.573
هیچ‌وقت نخواهم دونست

00:32:40.574 --> 00:32:44.491
که بطریم چطوری از دریای سرخ

00:32:45.753 --> 00:32:47.886
توی قسطنطنیه سردرآورد

00:32:49.017 --> 00:32:50.975
ولی فکرکنم به یه طریقی

00:32:50.976 --> 00:32:52.586
مربوط به قتل یک جنگجوی عثمانی بود

00:32:58.549 --> 00:33:00.072
سقوط یک امپراتوری

00:33:09.516 --> 00:33:10.735
و دختری عاشق

00:33:32.452 --> 00:33:33.758
سلام

00:33:44.424 --> 00:33:46.259
تو کی هستی؟

00:33:48.122 --> 00:33:53.399
[ فراموشی یک جن ]

00:33:55.519 --> 00:33:58.042
گلتن برده‌ای بود

00:33:58.043 --> 00:33:59.913
که در حرمسرای سلطان

00:33:59.914 --> 00:34:01.438
زندگی می‌کرد

00:34:20.587 --> 00:34:21.762
...وقتی جلوش ظاهر شدم

00:34:24.591 --> 00:34:26.766
غش کرد

00:34:26.767 --> 00:34:29.509
و توی هوشیار کردنش
خیلی به مشکل خورده بودم

00:34:35.602 --> 00:34:38.125
واضحاً بهش توضیح دادم
که توی بطری حبس بودم

00:34:38.126 --> 00:34:39.953
و قصد ندارم آسیبی بهش بزنم

00:34:39.954 --> 00:34:41.520
تا اینکه به سه‌تا آرزوت رسیدی

00:34:41.521 --> 00:34:43.522
تا اینکه اون به سه آرزوش رسید

00:34:43.523 --> 00:34:45.655
لطفا -
خیلی‌خب -

00:34:45.656 --> 00:34:47.134
دختر بی‌چاره بهم گفت

00:34:47.135 --> 00:34:51.096
که عشق به یک مرد دلربا
هوش از سرش پرونده بود

00:34:52.576 --> 00:34:54.054
و فوراً آرزو کرد

00:34:54.055 --> 00:34:56.493
که این عشق، دوطرفه بشه

00:34:56.517 --> 00:34:58.644
اینا رو برات درست کردم

00:35:09.375 --> 00:35:11.071
کاشف به عمل اومد

00:35:11.072 --> 00:35:13.247
که عاشق مصطفی بود

00:35:13.248 --> 00:35:15.033
شاهزاده مصطفی

00:35:16.991 --> 00:35:19.689
پسر ارشد سلطان سلیمان یکم

00:35:19.690 --> 00:35:22.736
و وارث برحق سلطنتش

00:35:23.824 --> 00:35:25.259
اگه از عاقبت ماجرا خبر داشتم

00:35:25.260 --> 00:35:28.567
خشم ابلیس رو
به جون می‌خریدم

00:35:28.568 --> 00:35:31.702
و دختره رو از آرزوش
منصرف می‌کردم

00:35:33.138 --> 00:35:34.791
ولی بدون فکر

00:35:34.792 --> 00:35:37.576
بطریم رو برداشتم
و توش روغن ریختم

00:35:37.577 --> 00:35:39.013
تا دختره رو آماده کنم

00:35:40.754 --> 00:35:42.320
روغن سحری

00:35:42.321 --> 00:35:45.542
که یه زمانی فقط و فقط
توسط بلقیس استفاده شده بود

00:35:50.155 --> 00:35:52.286
بهش هشدار دادم و گفتم
که بطری رو قایم کنه

00:35:52.287 --> 00:35:55.160
تا قدرتش به دست بقیه نیفته

00:36:00.600 --> 00:36:02.035
رفتم پیش مصطفی

00:36:02.036 --> 00:36:03.950
گلتن

00:36:03.951 --> 00:36:05.257
اسمش رو زمزمه کردم

00:36:09.914 --> 00:36:11.655
یکی رو فرستاد سراغش

00:36:14.048 --> 00:36:15.876
خیلی آسون بود

00:36:24.624 --> 00:36:26.843
به عنوان یه جن
نسبت به سبک زندگی انسان‌ها

00:36:26.844 --> 00:36:28.628
بسیار کنجکاوم

00:36:29.629 --> 00:36:31.325
واسه همین، توی اوقات فراغتم

00:36:31.326 --> 00:36:34.808
واسه همین توی کاخ پرسه می‌زدم
تا از اسرار و توطئه‌ها باخبر بشم

00:36:35.722 --> 00:36:37.244
و درمیان خواجه‌ها

00:36:37.245 --> 00:36:38.985
شهبانوها و محارم سلطان

00:36:38.986 --> 00:36:41.119
اول از همه «خرم» رو دیدم

00:36:42.076 --> 00:36:43.643
خرم خندان

00:36:52.173 --> 00:36:54.174
اون هم یک برده بود

00:36:54.175 --> 00:36:56.916
که از بین همه‌ی اون‌ها

00:36:56.917 --> 00:36:59.180
تبدیل به سوگلی سلطان شده بود

00:37:07.798 --> 00:37:11.409
سلیمان خردمند، جز خرم
چشمش کسی رو نمی‌دید

00:37:11.410 --> 00:37:14.107
و سعی داشت که از سلطنت سلیمان

00:37:14.108 --> 00:37:18.243
در برابر مصطفی عزیز سلطان
محافظت کنه تا روزی به پسران خودش برسه

00:37:21.115 --> 00:37:23.334
از این رو، برای شاهزاده

00:37:23.335 --> 00:37:25.119
بپاهایی گذاشته بود

00:37:35.216 --> 00:37:36.782
وقتی دیدم خرم

00:37:36.783 --> 00:37:40.786
استاد حقه و مکره

00:37:40.787 --> 00:37:44.661
نگران بودم که گلتن
در دامش گرفتار بشه

00:37:50.667 --> 00:37:52.799
سعی کردم بهش هشدار بدم
که مواظب باشه

00:37:54.714 --> 00:37:58.109
ولی اون از قبل، آرزوی دومش رو
انتخاب کرده بود

00:37:58.261 --> 00:38:00.096
آرزو می‌کنم حامله بشم

00:38:00.221 --> 00:38:01.556
از مصطفی؟

00:38:01.681 --> 00:38:02.724
لطفا نه

00:38:02.849 --> 00:38:04.934
آرزوی قلبیمه

00:38:05.059 --> 00:38:06.936
برآورده‌ش کن

00:38:07.061 --> 00:38:08.479
همین الان

00:38:08.605 --> 00:38:09.856
لطفا صبرکن

00:38:10.861 --> 00:38:12.950
چه اشتباهی

00:38:13.951 --> 00:38:16.082
چون در اون برهه‌ی زمانی

00:38:16.083 --> 00:38:18.345
سلیمان خدا بیامرز

00:38:18.346 --> 00:38:20.087
تضعیف شده بود

00:38:21.306 --> 00:38:24.003
جنگجوهاش معتقد بودن
که داره آدم لطیفی می‌شه

00:38:24.004 --> 00:38:26.745
بیش‌تر به شعر علاقه داشت

00:38:26.746 --> 00:38:29.183
تا حکمرانی‌ای قدرتمندانه

00:38:44.503 --> 00:38:46.460
خرم متوجه شایعه‌هایی

00:38:46.461 --> 00:38:48.462
مبنی بر کودتای نظامی

00:38:48.463 --> 00:38:50.901
و به سلطنت رسوندن مصطفی شده بود

00:38:52.163 --> 00:38:53.816
شاهزاده، تبدیل به مهره سرباز

00:38:53.817 --> 00:38:56.820
در بازی بی‌پایان قدرت شده بود

00:39:09.049 --> 00:39:11.137
سلیمان یکم

00:39:11.138 --> 00:39:12.878
سلیمان فاتح

00:39:12.879 --> 00:39:15.751
ولینعمت و محافظ امپراتوری

00:39:15.752 --> 00:39:17.274
سلیمان پدر

00:39:17.275 --> 00:39:18.797
تنها تصمیمی رو به روش بود

00:39:18.798 --> 00:39:21.845
که می‌دونست قلبش رو می‌شکونه

00:39:28.895 --> 00:39:31.854
در همین حین، گلتن

00:39:31.855 --> 00:39:34.292
مخفی بودنش رو بیهوده دونست

00:39:37.948 --> 00:39:41.952
چون حامل بچه‌ی سلطان بعدی بود

00:39:47.958 --> 00:39:50.089
برخلاف تمام هشدارهام

00:39:50.090 --> 00:39:54.137
شکم و سینه‌های قلبمه‌ش رو
به رخ همه کشید

00:39:54.138 --> 00:39:57.837
خبرش توی حرمسرا پیچید

00:40:03.974 --> 00:40:07.325
به سرعت دسیسه‌های وحشتناکی
شکل گرفت

00:40:33.394 --> 00:40:35.874
شاهزاده مصطفی، در کمال معصومیت

00:40:35.875 --> 00:40:38.094
نزد پدرش حاضر شد

00:40:38.095 --> 00:40:40.880
تا وفاداریش رو ثابت کنه

00:40:41.049 --> 00:40:42.550
سلطانم

00:40:47.305 --> 00:40:48.431
...پدر

00:40:51.848 --> 00:40:54.024
و جلادان منتظرش بودن

00:40:58.071 --> 00:41:00.029
با فریاد، از جان‌نثارانش
که به شدت دوستش داشتن

00:41:00.030 --> 00:41:01.639
درخواست کمک کردن

00:41:01.640 --> 00:41:04.381
ولی از حنجره‌ش صدایی درنمی‌اومد
و نفسش قطع شده بود

00:41:04.382 --> 00:41:07.080
اون هم توسط زه کمان پدرش

00:41:27.405 --> 00:41:29.276
گلتن

00:41:30.139 --> 00:41:31.766
دارن میان سراغت

00:41:32.350 --> 00:41:33.268
آرزو کن

00:41:33.852 --> 00:41:35.353
فقط یه آرزوی دیگه مونده

00:41:35.854 --> 00:41:36.729
چرا؟

00:41:37.313 --> 00:41:38.273
گلتن

00:41:38.398 --> 00:41:40.567
دارن میان بکشنت

00:41:42.527 --> 00:41:43.903
شاهزاده ازم محافظت می‌کنه

00:41:44.028 --> 00:41:46.573
.دیگه کاری از دستش برنمیاد
آرزو کن

00:41:47.031 --> 00:41:48.825
اتفاقا عاشقمه

00:41:48.950 --> 00:41:49.868
گلتن

00:41:49.993 --> 00:41:50.910
کشتنش

00:41:52.161 --> 00:41:53.204
مُرده دیگه

00:41:53.913 --> 00:41:56.207
تمام حامیانش مُردن

00:41:56.332 --> 00:41:58.084
...خرم داره میاد سراغت

00:42:02.396 --> 00:42:03.962
یه آرزو بکن

00:42:03.963 --> 00:42:06.139
خودت رو نجات بده، گلتن

00:42:10.535 --> 00:42:13.276
اگه لب‌تر می‌کرد می‌تونست آزاد بشه

00:42:13.277 --> 00:42:16.975
و بچه‌ش رو درکمال امنیت
به دنیا بیاره

00:42:16.976 --> 00:42:20.544
و من هم به قلمروی جن‌ها
حلول می‌کردم

00:42:20.545 --> 00:42:22.939
ولی افتاد به دست قاتلین

00:42:24.636 --> 00:42:26.985
می‌خواستم با زور جلوشون رو بگیرم

00:42:26.986 --> 00:42:29.380
که یکی از پیروان ابلیس
جلوم رو گرفت

00:42:37.707 --> 00:42:40.210
اینجا جایی نداری

00:42:44.380 --> 00:42:47.050
نمی‌تونی داستان زندگیش رو عوض کنی

00:42:49.969 --> 00:42:52.889
آگه آرزو نکنه

00:42:54.140 --> 00:42:56.726
بدبخت می‌شی

00:43:11.639 --> 00:43:12.727
گلتن

00:43:29.048 --> 00:43:32.008
آرزویی برای نجات خودش نکرد

00:43:33.357 --> 00:43:36.186
آرزویی نکرد که جفت‌مون
نجات پیدا کنیم

00:43:43.541 --> 00:43:45.585
من هم دیگه تقریبا

00:43:45.586 --> 00:43:47.674
می‌شد گفت

00:43:47.675 --> 00:43:50.764
 به خاطر آرزوی سومی
که ازم طلب نشد

00:43:50.765 --> 00:43:53.332
اسیر این دنیا شده بودم

00:43:53.333 --> 00:43:54.986
متوجهی الان

00:43:54.987 --> 00:43:57.815
داستان زنی رو برام تعریف کردی

00:43:57.816 --> 00:44:00.078
که به‌خاطر آرزوهای احقاق شده‌ش
بدبخت شده بود؟

00:44:00.079 --> 00:44:02.733
بله، ولی عدم موفقیتش
در تکمیل سه آرزوش

00:44:02.734 --> 00:44:05.040
من رو هم بدبخت کرد

00:44:05.041 --> 00:44:07.172
کس دیگه‌ای نمی‌تونست تکمیلش کنه؟

00:44:07.173 --> 00:44:08.739
چنین امیدی داشتم

00:44:08.740 --> 00:44:10.610
و این بالاخره آزادت می‌کرد

00:44:10.611 --> 00:44:13.265
تنها امیدم همین بود

00:44:13.266 --> 00:44:15.441
ولی ناپدید شده بودی

00:44:15.442 --> 00:44:16.529
مثل یک روح

00:44:16.530 --> 00:44:18.357
با ناپدیدی پرسه می‌زدم

00:44:18.358 --> 00:44:19.619
و بطریت

00:44:19.620 --> 00:44:21.578
زیر سنگ‌های بی‌ثباتی
که فقط گلتن مرحوم

00:44:21.579 --> 00:44:23.145
ازش خبرداشت، دفن شده بود

00:44:23.146 --> 00:44:25.061
آره، مخمصه‌ای بود برای خودش

00:44:26.627 --> 00:44:29.107
سعی کردم توجه یکی رو جلب کنم

00:44:29.108 --> 00:44:30.718
یکی که بتونه کمکم کنه

00:44:32.111 --> 00:44:33.764
خدا می‌دونه چه‌قدر تلاش کردم

00:44:33.765 --> 00:44:36.332
بو و تک تک قدم‌هاشون رو
دنبال می‌کردم

00:44:36.333 --> 00:44:38.551
التماس می‌کردم و فریاد می‌زدم

00:44:38.552 --> 00:44:40.424
هرکاری کردم تا بکشونم‌شون سمت خودم

00:45:09.540 --> 00:45:13.238
و به مدت یک قرن
این کار رو به طرز رقت انگیزی تکرار کردم

00:45:13.239 --> 00:45:16.503
و هروقت که ناامید می‌شدم
از اراده‌م کاسته می‌شد

00:45:23.119 --> 00:45:25.250
بعدش در سال 1620 میلادی

00:45:25.251 --> 00:45:28.863
امید در قالب یک پسر شمشیر به دست
به سمتم اومد

00:45:33.295 --> 00:45:35.715
[ دو برادر و یک ماده غول ]

00:45:35.740 --> 00:45:37.872
مراد

00:45:51.799 --> 00:45:53.453
مراد

00:46:01.709 --> 00:46:04.581
‫یه نحوی،‌ این پسره من رو حس کرد

00:46:04.582 --> 00:46:07.498
تونستم به سمت سنگه
‫بکشونمش

00:46:56.590 --> 00:46:57.635
‫ابراهیم!

00:46:58.288 --> 00:46:59.550
‫گِل

00:47:01.595 --> 00:47:02.640
‫مراد!

00:47:04.163 --> 00:47:05.816
‫ابراهیم!

00:47:05.817 --> 00:47:07.426
‫و در همان حین
‫که داشتن

00:47:07.427 --> 00:47:08.732
‫من رو بدست می‌آوردن

00:47:08.733 --> 00:47:10.213
‫مادرشون از راه رسید

00:47:12.606 --> 00:47:14.259
‫اون اسمش کوسم بود

00:47:14.260 --> 00:47:16.479
‫بیوه‌ی سلطان احمد یکم

00:47:16.480 --> 00:47:18.830
و پسرها به ترتیب وارث تخت بودن

00:47:21.702 --> 00:47:24.139
‫موی روی پاهاش رو که دیدم

00:47:24.140 --> 00:47:26.880
فهمیدم که جایی در نسل مراد

00:47:26.881 --> 00:47:28.840
‫قدرت جنی جریان داشت

00:47:29.797 --> 00:47:31.581
‫همه جا دنبالش رفتم

00:47:31.582 --> 00:47:34.149
‫قصد داشتم که به سنگ
‫برش گردونم

00:47:34.150 --> 00:47:37.195
‫اما با رسیدن به 11 سالگی
‫به تخت پادشاهی می‌رسه

00:47:37.196 --> 00:47:39.284
‫و تبدیل می‌شه
‫به سلطان احمد چهارم

00:47:39.285 --> 00:47:42.287
‫و با رویارویی با دسیسه‌های همیشگی

00:47:42.288 --> 00:47:45.595
‫بیشتر از این از دستش می‌دادم

00:47:45.596 --> 00:47:48.554
‫در 20 سالگی، ارتشش
‫رو به جنگ فرستاد

00:47:48.555 --> 00:47:50.295
‫در قفقاز و بین‌النهرین

00:47:50.296 --> 00:47:52.646
‫در کنار افرادش جنگید

00:47:53.821 --> 00:47:56.258
‫قصه‌هایی در وصف
‫کله‌شقیش گفته شده

00:47:56.259 --> 00:47:58.478
‫حتی درمورد زندگی خودش

00:48:04.658 --> 00:48:07.531
‫از دیدن دوباره‌اش ناامید شدم

00:48:08.923 --> 00:48:13.450
‫امید یه هیولاست، آلیثیا
‫و من بازیچه‌ی دستش بودم

00:48:13.885 --> 00:48:15.277
‫پس کشته شد؟

00:48:15.278 --> 00:48:16.627
‫توی جنگ نه

00:48:17.236 --> 00:48:18.497
‫توی استانبول

00:48:18.498 --> 00:48:20.630
‫کوسم باید از تخت محافظت می‌کرد

00:48:20.631 --> 00:48:22.458
‫باید از ابراهیم حفاظت می‌کرد

00:48:22.459 --> 00:48:24.330
‫- برادر کوچک؟
‫- بله

00:48:27.855 --> 00:48:30.249
‫اون آخرین بازمانده‌ی
‫نسل عثمانی بود

00:48:31.250 --> 00:48:33.557
‫باید صاحب فرزندهای ذکور می‌شد

00:48:36.212 --> 00:48:40.738
‫پس کوسم توی زندانی انداختش
‫که سرتاسر از پوست سمور ساخته شده بود

00:48:48.267 --> 00:48:49.876
‫چه زندانی

00:48:49.877 --> 00:48:52.358
‫زندانی که هرگز نمی‌خواست ترکش کنه

00:49:07.808 --> 00:49:10.245
‫باعث هرزگی سلطنتی‌اش می‌شد

00:49:10.246 --> 00:49:12.899
‫باور داشت که هرچقدر اندازه‌ی
‫بدن بزرگ‌تر باشه

00:49:12.900 --> 00:49:14.597
‫لذت بیشتری نصیبش می‌شه

00:49:14.598 --> 00:49:18.557
‫از این رو، کوسم به دنبال زیبایی‌هایی
‫شهوت‌انگیز و عظیم‌الجثه می‌رفت

00:49:18.558 --> 00:49:21.778
‫و بر مسند او می‌آورد

00:49:21.779 --> 00:49:25.782
‫سرنوشت من به شخصه
‫سر این فتیش عوض می‌شه

00:49:25.783 --> 00:49:27.045
‫چطوری؟

00:49:27.915 --> 00:49:29.352
‫خواهی دید

00:49:59.773 --> 00:50:01.600
‫مراد برگشته

00:50:01.601 --> 00:50:03.472
‫گرچه به عنوان پیروز
‫بازگشته

00:50:03.473 --> 00:50:06.084
‫اما نتونست خون جامه‌اش رو پاک کنه

00:50:07.085 --> 00:50:09.783
‫جنگ روحش را عمیقاً فاسد کرده بود

00:50:29.673 --> 00:50:31.543
منتظر موندم تا تنها شه

00:50:31.544 --> 00:50:34.720
‫قصد داشتم برش گردونم
‫سمت سنگ

00:50:34.721 --> 00:50:37.897
‫ببخشید که حرفت رو قطع می‌کنم
‫اما سوالی برام پیش اومده

00:50:37.898 --> 00:50:39.943
‫واسه‌ت مهم بود
‫که چنین مردی

00:50:39.944 --> 00:50:41.511
‫چه آرزویی می‌تونه داشته باشه؟

00:50:41.946 --> 00:50:43.816
‫چنین انسان سیری‌ناپذیری

00:50:43.817 --> 00:50:45.644
‫نه

00:50:45.645 --> 00:50:47.603
‫حتی اگه آرزوهای
‫به شدت پلیدی داشته باشه؟

00:50:47.604 --> 00:50:49.126
‫اگه به آزادی من منجر می‌شد
‫نه

00:50:49.127 --> 00:50:53.000
‫حقیقت اینه
‫که اون افکار دیگه‌ای در سرش داشت

00:50:54.654 --> 00:50:56.960
معتقد بود که آسیب‌ناپذیره

00:50:56.961 --> 00:51:01.357
‫و واسه‌ی حکمرانی ابدی
‫باید از شر تمام رقباش خلاص می‌شد

00:51:06.799 --> 00:51:09.761
‫چرا می‌خوای خون الکی بریزی، شیر من؟

00:51:14.413 --> 00:51:15.501
‫ابراهیم

00:51:18.809 --> 00:51:20.027
‫ابراهیم

00:51:45.463 --> 00:51:47.840
‫داداش بزرگه...

00:51:56.808 --> 00:51:58.434
‫اون بچه‌ست

00:51:59.769 --> 00:52:01.563
‫آخه اون چطور بخواد فرمانروایی کنه؟

00:52:21.915 --> 00:52:24.221
‫کوسم باید جلوی اون رو می‌گرفت

00:52:24.222 --> 00:52:26.484
‫به نحوی
‫باید می‌توانست تمایلات دیگری

00:52:26.485 --> 00:52:29.140
‫رو جایگزین خون‌خواری اون کنه

00:52:34.232 --> 00:52:37.496
‫در ابتدا، ترتیب داد
‫که همیشه مست بماند

00:52:39.585 --> 00:52:41.499
‫سپس کاری بسیار زیرکانه انجام داد

00:52:41.500 --> 00:52:42.980
‫کاری که ممکنه ازش خوشت بیاد

00:52:49.116 --> 00:52:50.595
‫اون افرادی رو فرستاد

00:52:50.596 --> 00:52:52.946
‫تا از سرتاسر امپراتوری

00:52:53.773 --> 00:52:55.949
‫بهترین داستان‌گوها رو پیدا کنن

00:53:15.142 --> 00:53:17.274
‫اون‌هایی که موجب رضایت نبودن

00:53:17.275 --> 00:53:20.626
‫از ترس پا به فرار می‌گذاشتن
‫یا قربانی بی‌تابی اون می‌شدن

00:53:30.854 --> 00:53:32.637
‫فقط یکی بود

00:53:32.638 --> 00:53:34.771
‫که قابلیت مسحور کردن اون رو داشت

00:53:36.555 --> 00:53:38.904
‫تا با قصه‌هاش اون رو آروم کنه

00:53:38.905 --> 00:53:41.821
‫تا اون رو مشتاق
‫شنیدن‌شون کنه

00:54:03.321 --> 00:54:05.323
‫اون تنها دوست‌شه

00:54:07.847 --> 00:54:10.894
‫و این دوستی
‫تبدیل به عشق شد

00:54:12.852 --> 00:54:14.984
‫از اون‌جایی که کار دیگه‌ای
نداشتم که انجام بدم

00:54:14.985 --> 00:54:16.507
‫شکرگزارانه گوش می‌سپردم

00:54:16.508 --> 00:54:19.685
‫چون من هم دوست داشتم
‫که غرق در قصه‌هاش شم

00:54:24.995 --> 00:54:26.952
‫وقتی پیرمرده مرد

00:54:26.953 --> 00:54:29.302
‫تمام اهالی قصر
‫پا به فرار در خیابان گذاشتن

00:54:29.303 --> 00:54:33.351
‫چون می‌ترسیدن که غم مراد
‫دوباره باعث خون‌ریزی شه

00:54:37.877 --> 00:54:42.795
‫اما اون فقط نشست و ضجه زد
‫و شراب‌خواری کرد تا خالی شه

00:55:09.082 --> 00:55:11.737
‫و بردباری من
‫به فرجامش رسید

00:55:12.869 --> 00:55:14.304
‫چون در اون وضعیت

00:55:14.305 --> 00:55:16.654
‫بالاخره قادر بودم
‫توجهش رو جلب کنم

00:55:16.655 --> 00:55:19.614
‫و برگردونمش سمت
‫حمام مخفی

00:55:19.615 --> 00:55:21.180
‫می‌دونم ماجرا به کدوم سمت پیش می‌ره

00:55:21.181 --> 00:55:23.792
‫این‌قدر ضعیف شد که نتونست سنگ رو برداره

00:55:23.793 --> 00:55:26.404
‫این‌قدر ضعیف شد
‫که حتی چفت رو هم نتونست برداره

00:55:29.015 --> 00:55:32.323
‫سپس رفت و اون‌قدر شراب خورد
‫که به خواب ابدی رفت

00:55:32.932 --> 00:55:34.237
‫وای!

00:55:34.238 --> 00:55:36.021
‫و من موندم و خودم

00:55:36.022 --> 00:55:38.371
‫و به فراموشی سپرده شدم

00:55:38.372 --> 00:55:40.896
‫و هیچ‌کس نبود که صدام رو بشنوه

00:55:40.897 --> 00:55:44.247
‫هیچ‌کس که من رو بشناسه
‫من رو درک کنه یا حس کنه

00:55:44.248 --> 00:55:46.642
‫تصورش رو نمی‌تونی کنی

00:55:49.688 --> 00:55:51.647
‫راستش می‌تونم

00:55:52.648 --> 00:55:55.041
‫شدت تنهایی رو درک می‌کنی؟

00:55:55.868 --> 00:55:57.914
‫چه فشاری می‌تونه داشته باشه؟

00:55:58.131 --> 00:56:00.132
‫می‌تونم

00:56:00.133 --> 00:56:02.787
‫ما فقط در صورتی وجود داریم
‫که واسه دیگران واقعی باشیم

00:56:02.788 --> 00:56:03.962
‫موافقی؟

00:56:03.963 --> 00:56:05.224
‫بله

00:56:05.225 --> 00:56:07.879
‫پس این سرنوشت ماست
‫آلیثیا

00:56:07.880 --> 00:56:11.013
‫اگه هیچ آرزویی نکنی

00:56:11.014 --> 00:56:12.754
‫من بین جهان‌ها گرفتار می‌شم

00:56:12.755 --> 00:56:15.845
‫و تا ابدیت
‫نامرئی و تنها باقی می‌مونم

00:56:18.151 --> 00:56:19.718
‫آرزو کن، آلیثیا

00:56:20.763 --> 00:56:22.678
‫خواسته‌ی دلت رو طلب کن

00:56:30.468 --> 00:56:34.471
‫اگه به جای تو بودم
‫محتاط‌تر از این می‌بودم

00:56:34.472 --> 00:56:36.734
‫ظاهراً تونستی راه فرارت رو پیدا کنی

00:56:36.735 --> 00:56:37.996
‫حالا کم و بیش

00:56:37.997 --> 00:56:39.345
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫که در حضور

00:56:39.346 --> 00:56:40.434
‫یه حقه‌باز قرار دارم

00:56:42.349 --> 00:56:45.003
‫اون‌طوری خیلی بهتر بود

00:56:45.004 --> 00:56:46.875
‫کارم خیلی آسون‌تر بود

00:56:46.876 --> 00:56:49.747
‫اما حقیقت اینه
‫که من احمقی بیش نیستم

00:56:49.748 --> 00:56:52.358
‫که به طرز غیرمعقولی
‫بدشانس بوده

00:56:52.359 --> 00:56:55.275
‫خب، در این مورد
‫باید حرفت رو باور کنم

00:57:05.024 --> 00:57:06.024
‫خب؟

00:57:08.985 --> 00:57:12.378
‫به گمانم ابراهیم می‌شه سلطان؟

00:57:12.379 --> 00:57:16.949
‫ابراهیم رو باید به زور
‫به تخت پادشاهی می‌کشوندن

00:57:17.378 --> 00:57:18.671
‫مادر!

00:57:19.589 --> 00:57:20.632
‫مادر!

00:57:34.010 --> 00:57:36.054
‫اون یکی از صیغه‌ای‌هاش رو

00:57:36.055 --> 00:57:37.795
‫به عنوان حاکم دمشق انتخاب کرد

00:57:37.796 --> 00:57:40.319
‫اسمش شکر قلنبه‌ست

00:57:40.320 --> 00:57:42.453
‫ابراهیم از هر نظر
‫اون رو بیشتر از همه دوست داره

00:57:44.411 --> 00:57:46.325
‫اگه آزاد نبود همه جا بچرخه

00:57:46.326 --> 00:57:49.241
‫هیچ‌وقت حمام مخفی رو پیدا نمی‌کرد

00:57:49.242 --> 00:57:51.461
‫اگه تصمیم نمی‌گرفت
‫که حمام کنه

00:57:51.462 --> 00:57:53.942
‫آب حمام از لبه‌ها بیرون نمی‌زد

00:57:53.943 --> 00:57:55.247
‫اگه دست و پا چلفتی نبود

00:57:55.248 --> 00:57:56.858
‫و حین راه رفتن سُر نمی‌خورد

00:57:56.859 --> 00:57:59.122
‫که سنگ رو بشکنه

00:58:00.123 --> 00:58:02.473
‫- بطری من پیدا نمی‌شد
‫- بله که این‌طور

00:58:20.012 --> 00:58:23.275
‫راستش رو بخوای
‫باید موقرتر می‌بودم

00:58:23.276 --> 00:58:26.018
‫اما با بی‌مبالاتی شروع کردم
‫به التماس کردن

00:58:26.114 --> 00:58:28.616
‫خواهش می‌کنم بانوی گرامی...
‫در وضعیت بغرنجی هستم

00:58:28.741 --> 00:58:30.869
‫عاجزم. باید من رو کمک کنین

00:58:31.452 --> 00:58:32.470
‫بو می‌دی

00:58:32.495 --> 00:58:33.496
‫آرزو کنین

00:58:33.997 --> 00:58:34.998
‫هر چی که می‌خواین

00:58:35.123 --> 00:58:36.666
‫هر آرزویی که دارین!

00:58:36.791 --> 00:58:39.377
‫من با جن گمراه‌کننده کاری ندارم

00:58:39.502 --> 00:58:41.254
‫به چیزی تمایل ندارین؟

00:58:41.546 --> 00:58:43.381
‫مگه می‌شه!
‫آرزو کنین!

00:58:43.506 --> 00:58:47.010
‫بگین! بهم بگین! همین الان!

00:58:52.871 --> 00:58:54.350
‫«ای کاش می‌گشتی»

00:58:54.351 --> 00:58:57.354
‫«توی بطریت، کف تنگه‌ی بسفر»

00:59:00.313 --> 00:59:01.618
‫پس این‌طور شد

00:59:01.619 --> 00:59:04.187
‫که افتادم به دستان
‫محتاط تو

00:59:06.580 --> 00:59:08.538
‫انگار نمی‌تونیم
‫از دست هم در بریم

00:59:08.539 --> 00:59:10.846
‫اختیار من دست توئه

00:59:17.243 --> 00:59:18.375
‫این آرزو کردن...

00:59:20.203 --> 00:59:22.334
‫عملی پرخطره

00:59:22.335 --> 00:59:25.163
‫«آرزو کردن» عواقب نامحدودی داره

00:59:25.164 --> 00:59:26.295
‫نه صرفاً

00:59:26.296 --> 00:59:27.339
‫همه‌شون توی قصه‌های خودتن

00:59:27.340 --> 00:59:28.427
‫می‌دونم، اما...

00:59:28.428 --> 00:59:30.038
‫می‌گی حقه‌باز نیستی

00:59:30.039 --> 00:59:33.432
‫و می‌گی من و تو نویسنده‌های
‫این داستان هستیم

00:59:33.433 --> 00:59:36.479
‫اما من قادر نیستم
‫خودم رو ازش خارج کنم

00:59:36.480 --> 00:59:37.741
‫درسته

00:59:37.742 --> 00:59:41.484
‫چرا برنمی‌گردی توی بطریت

00:59:41.485 --> 00:59:43.225
‫و من بدمش به یه شخص
‫زودباورتر؟

00:59:43.226 --> 00:59:46.184
‫یکی که عاجزتر باشه.
‫طمع بیشتری داشته باشه

00:59:46.185 --> 00:59:47.359
‫من برنمی‌گردم توی بطری

00:59:47.360 --> 00:59:48.447
‫چرا؟

00:59:48.448 --> 00:59:50.275
‫من برنمی‌گردم توی بطری

00:59:50.276 --> 00:59:52.277
‫خب من هم سه تا آرزو نمی‌کنم

00:59:52.278 --> 00:59:54.453
‫پس داری من رو به فراموشی می‌فرستی

00:59:54.454 --> 00:59:55.933
‫تو غیرممکنی

00:59:55.934 --> 00:59:57.935
‫تو هم داری سرم رو درد میاری

00:59:57.936 --> 00:59:59.632
‫بسیارخب

00:59:59.633 --> 01:00:02.200
‫این کار رو می‌کنم.
‫سه تا آرزو می‌کنم

01:00:02.201 --> 01:00:03.332
‫- می‌کنم
‫- قبل از مرگت؟

01:00:03.333 --> 01:00:05.116
‫همین الان.
‫یکی پس از دیگری

01:00:05.117 --> 01:00:06.335
‫- آماده‌ای؟
‫- اوهوم

01:00:06.336 --> 01:00:09.034
‫شماره‌ی یک. آرزو می‌کنم
‫سردردت از بین بره

01:00:12.037 --> 01:00:13.646
‫شماره‌ی دو

01:00:13.647 --> 01:00:15.606
‫آرزوی یه جرعه از این چای رو می‌کنم

01:00:18.043 --> 01:00:21.089
‫و در نهایت،
‫آخرین آرزوم یکی دیگه از ایناست

01:00:21.090 --> 01:00:22.438
‫من رو به سخره گرفتی

01:00:22.439 --> 01:00:24.135
‫سه آرزو، کاملاً ساده

01:00:24.136 --> 01:00:25.267
‫و به طور نظری
‫بی‌خطر

01:00:25.268 --> 01:00:27.356
‫من دقیقاً واسه این توسط سلیمان
‫زندانی شدم

01:00:27.357 --> 01:00:30.011
‫که خواسته‌ی قلبیم رو فریاد زدم

01:00:30.012 --> 01:00:32.927
‫تنها با برآورده کردن خواسته‌ی تو
‫می‌تونم آزاد بشم

01:00:32.928 --> 01:00:34.363
‫بله، تشابه قشنگیه

01:00:34.364 --> 01:00:35.930
‫اما موضوع اینه که

01:00:35.931 --> 01:00:38.715
‫من حتی به‌خاطر جونم
‫هم نمی‌تونم یه آرزوی مطلوب داشته باشم

01:00:38.716 --> 01:00:40.195
‫و تو ازم سه تا آرزو می‌خوای

01:00:40.196 --> 01:00:42.458
‫حیاتی در پیکر تو هست؟
‫اصلاً زنده‌ای؟

01:00:42.459 --> 01:00:44.286
‫می‌دونی، در بعضی فرهنگ‌ها

01:00:44.287 --> 01:00:46.027
‫نبود تمایلات
‫به معنی روشن‌فکریه

01:00:46.028 --> 01:00:48.246
‫پس تو یه زاهد ابلهی

01:00:48.247 --> 01:00:50.509
‫اگه راضی‌ام
‫چرا تقدیر رو دستکاری کنم؟

01:00:50.510 --> 01:00:51.946
‫و یه بزدلی

01:00:51.947 --> 01:00:53.295
‫تحریکم نکن

01:00:53.296 --> 01:00:55.253
‫هیچ انسان، رشته
‫یا جنی وجود نداره

01:00:55.254 --> 01:00:56.515
‫که فرصت برآورده شدن

01:00:56.516 --> 01:00:58.169
‫عمیق‌ترین خواسته‌ش
‫رو غنیمت نشمره

01:00:58.170 --> 01:00:59.649
‫و من گیر اونی افتادم

01:00:59.650 --> 01:01:01.172
‫که مدعیه کلا هیچ آرزویی نداره

01:01:01.173 --> 01:01:02.695
‫آلیثا بینی، تو دروغ‌گویی!

01:01:02.696 --> 01:01:06.003
‫راستش رو بخوای، کم‌کم دارم
‫آرزو می‌کنم که هرگز هم‌دیگه رو ندیده بودیم

01:01:06.004 --> 01:01:07.309
‫نه! نیت!

01:01:07.310 --> 01:01:08.485
‫این حرف رو نزن!

01:01:39.559 --> 01:01:40.647
‫پس...

01:01:42.171 --> 01:01:44.303
‫قبلاً همین اتفاق سرت اومد

01:01:45.652 --> 01:01:47.523
‫و اتفاق بدی بوده

01:01:47.524 --> 01:01:49.482
‫بد بود

01:01:50.701 --> 01:01:52.745
‫تلخ بود

01:01:52.746 --> 01:01:55.097
‫ظالمانه‌ترین آرزوی ممکن بود

01:01:57.099 --> 01:02:00.015
‫باری دیگر به‌خاطر
‫حماقت بدبخت شدی

01:02:01.451 --> 01:02:03.714
‫من به‌خاطر یه نابغه اینجام

01:02:04.454 --> 01:02:06.108
‫این سری کی بوده؟

01:02:07.283 --> 01:02:08.719
‫اسمش زفیر بود

01:02:10.808 --> 01:02:14.681
‫چنین شگفتی‌ای
‫کمتر بین انسان‌ها دیده می‌شه

01:02:15.769 --> 01:02:18.555
‫اما به‌خاطر نادانی اون
‫الان اینجایی

01:02:21.645 --> 01:02:25.431
‫من به برآمد زفیر
‫این‌طور دچار شدم

01:02:27.694 --> 01:02:29.086
‫و این داستانیه

01:02:29.087 --> 01:02:32.350
‫که تمام مدت از تعریف کردنش
‫طفره می‌رفتی

01:02:32.351 --> 01:02:36.051
‫این داستانیه که حتی برای تعریف واسه خودم
‫هم ازش طفره می‌رم

01:02:41.365 --> 01:02:45.365
‫برآمد زفیر

01:02:47.845 --> 01:02:50.238
‫زفیر یه بچه‌ی سرراهی بود

01:02:50.239 --> 01:02:52.806
‫که در دوازده سالگی
‫به ازدواج تاجری ثروتمند دراومد

01:02:54.417 --> 01:02:56.635
‫اون خیلی ازش مسن‌تر بود
‫و مهربان

01:02:56.636 --> 01:03:02.119
‫اگه نگه داشتن یه نفر مثل پرنده توی قفس
‫رو مهربانی بدونی

01:03:02.120 --> 01:03:04.774
‫دو همسر مسن‌تر بودن
‫که از زفیر خوش‌شون نمی‌اومد

01:03:04.775 --> 01:03:06.646
‫و اصلاً باهاش صحبت نمی‌کردن

01:03:24.534 --> 01:03:26.448
‫همه، من‌جمله ندیمه‌هاشون

01:03:26.449 --> 01:03:28.103
‫انگار زفیر رو مسخره می‌کردن

01:03:41.290 --> 01:03:44.379
‫اون نه آداب معاشرت بلد بود
‫نه علمی داشت

01:03:44.380 --> 01:03:46.294
‫از زیبایی عجیبی هم برخوردار نبود

01:03:46.295 --> 01:03:49.254
‫و بدون این‌که دلیلش رو بدونه
‫عصبانی بود

01:04:03.616 --> 01:04:06.488
‫به تدبیر سرنوشت
‫بطری من در قالب ابراز علاقه‌ای

01:04:06.489 --> 01:04:09.840
‫از جانب همسرش
‫رسید دستش

01:04:14.888 --> 01:04:17.934
‫و وقتی معاشقه‌شون به پایان رسید

01:04:17.935 --> 01:04:19.414
‫و زفیر بالاخره تنها شد

01:04:19.415 --> 01:04:21.504
‫تونست با دقت بازش کنه

01:04:31.214 --> 01:04:36.214
‫[مرحله‌ی یک]
‫[امواج الکترومغناطیسی]

01:04:36.582 --> 01:04:39.582
‫[مرحله‌ی دو]
‫[تبخیر]

01:04:40.524 --> 01:04:43.524
‫[مرحله‌ی سه]
‫[ذرات اندامی]

01:04:43.898 --> 01:04:47.898
‫[مرحله ی چهار]
‫[شکل‌گیری اندام‌ها]

01:04:52.709 --> 01:04:55.363
‫طوری بود
‫که انگار انتظارم رو داشت

01:04:55.364 --> 01:04:58.496
‫فوراً فهمیدم
‫که باهوشه

01:04:58.497 --> 01:05:02.370
‫و فهمیده که دلم لک زده

01:05:02.371 --> 01:05:04.589
‫واسه آزادی و گفتگو

01:05:04.590 --> 01:05:07.331
‫مثل تو
‫قصه‌ام رو براش تعریف کردم

01:05:07.332 --> 01:05:11.596
‫و اون خودش رو با اشیایی که ساخته بود
‫به من لو داد

01:05:11.597 --> 01:05:13.556
‫گل

01:05:48.808 --> 01:05:49.940
‫گل

01:06:00.907 --> 01:06:02.647
‫اون می‌تونست
‫مثل داوینچی نابغه

01:06:02.648 --> 01:06:04.562
‫که نظریه‌های پروازانه‌ش

01:06:04.563 --> 01:06:05.955
‫سوژه‌ی صحبت پادشاهان

01:06:05.956 --> 01:06:08.524
‫و سلاطین بوده
‫در یادها بمونه

01:06:10.395 --> 01:06:13.703
‫اون هنرمند زبردستی بود
‫اما کسی هنرش رو ندید

01:06:19.883 --> 01:06:22.580
‫اون بهم گفت که قدرت زیاد

01:06:22.581 --> 01:06:24.800
‫آزارش می‌داده

01:06:24.801 --> 01:06:26.585
‫فکر کرد که ساحره بشه

01:06:27.717 --> 01:06:29.587
‫اما گفت که اگه مرد بود

01:06:29.588 --> 01:06:33.417
‫هوشمندیش توسط عموم
‫پذیرفته می‌شد

01:06:33.418 --> 01:06:35.767
‫اون زنی بود
‫مشتاق به یادگیری

01:06:35.768 --> 01:06:39.032
‫و من خبر داشتم
‫که اولین آرزوش چیه

01:06:41.276 --> 01:06:42.527
‫من دانایی می‌خوام

01:06:43.236 --> 01:06:44.654
‫آرزو دارم که تمام...

01:06:44.779 --> 01:06:46.281
‫علومی رو که

01:06:46.406 --> 01:06:48.741
‫کاربردیه

01:06:49.367 --> 01:06:53.496
‫و زیباست و حقیقی
‫بدست بیارم

01:06:56.615 --> 01:06:58.050
‫و برآورده کردن آرزوش

01:06:58.051 --> 01:06:59.923
‫موجب خوشحالیم بود

01:07:28.995 --> 01:07:32.563
‫پس من بهش تاریخ، فلسفه

01:07:32.564 --> 01:07:33.999
‫زبان و شاعری یاد دادم

01:07:34.000 --> 01:07:36.654
‫من بهش نجوم و ریاضیات یاد دادم

01:07:36.655 --> 01:07:38.830
‫که موجب سعادتش بود

01:07:38.831 --> 01:07:41.398
‫واسه‌ش کتاب و دست‌نوشته آوردم

01:07:41.399 --> 01:07:44.750
‫که بین مجموعه‌ی بطری‌هاش قایم کردیم

01:08:05.162 --> 01:08:07.163
‫صباح...

01:08:07.164 --> 01:08:08.644
‫صباح...

01:08:26.531 --> 01:08:28.576
‫همیشه می‌تونست
‫از یه شیشه‌ی قرمز رنگ

01:08:28.577 --> 01:08:30.752
‫ارسطو رو ببینه

01:08:30.753 --> 01:08:33.537
‫و اقلیدس رو از یه بطری سبز

01:08:33.538 --> 01:08:35.931
‫فیثاغورس، اسپینوزا

01:08:35.932 --> 01:08:38.804
‫بدون اینکه به من نیاز داشته باشه
‫تا تجسیم‌شون کنم

01:08:49.032 --> 01:08:51.425
‫ما کل جهان رو در اتاقش داشتیم

01:08:51.426 --> 01:08:54.429
‫و من دلباخته‌ش شدم

01:08:58.084 --> 01:09:02.175
‫سعادت من بود
‫که اون رو شاد کنم

01:09:03.916 --> 01:09:05.222
‫تا شکوفا شدنش رو ببینم

01:09:07.006 --> 01:09:09.531
‫و اون در هر زمینه شکوفا شد

01:09:09.922 --> 01:09:11.446
‫همه جانبه

01:09:22.544 --> 01:09:23.979
‫شروغ کرد به مخالفت

01:09:23.980 --> 01:09:26.068
‫با کوچک‌ترین رفتارهای
‫فرمان‌بردارانه‌ای

01:09:26.069 --> 01:09:27.635
‫که همسرش می‌خواست

01:09:27.636 --> 01:09:30.855
‫چون چنان مهارتی
‫در هنر عشق پیدا کرده بود

01:09:30.856 --> 01:09:32.509
‫که از دسترس هر انسانی

01:09:32.510 --> 01:09:34.686
‫که با جن معاشقه نکرده
‫خارج بود

01:09:52.617 --> 01:09:55.707
‫هوس‌های آن مرد برای او
‫وسواس‌گونه شد

01:09:55.970 --> 01:09:58.056
‫حالت خوبه؟

01:10:05.978 --> 01:10:07.631
‫و وقتی آن مرد به سراغش می‌آمد

01:10:07.632 --> 01:10:11.983
‫اتاقش رو ترک
‫و به آسمان‌ها سفر می‌کردم

01:10:11.984 --> 01:10:15.727
‫کوه‌ها
‫و اقیانوس‌ها رو دیدم...

01:10:16.685 --> 01:10:18.686
‫چهارپایان جنگل رو دیدم

01:10:18.687 --> 01:10:21.253
‫در جایی که هیچ انسانی قدم نمی‌گذاره

01:10:21.254 --> 01:10:25.301
‫و به هنگام بازگشت
‫اون انتظارم رو می‌کشید

01:10:25.302 --> 01:10:29.218
‫روزم رو براش تعریف می‌کردم
‫و از شادی از هوش می‌رفت

01:10:29.219 --> 01:10:31.220
‫همچنین ناامیدی

01:10:31.221 --> 01:10:34.832
‫چرا آرزو نمی‌کرد آزاد باشه؟

01:10:34.833 --> 01:10:38.227
‫چیزی وجود داشت
‫که براش از اهمیت بیشتری برخوردار بود

01:10:38.228 --> 01:10:40.708
‫«ریاضیاتی» ابداع کرده بود

01:10:40.709 --> 01:10:43.885
‫زبانی برای توجیه نیروهایی

01:10:43.886 --> 01:10:47.018
‫که فضا و زمان و ماده را پدید می‌آورند

01:10:47.019 --> 01:10:48.672
‫اون پرومیتوسی بود
‫شجاع

01:10:48.673 --> 01:10:50.935
‫اما نمی‌تونست این معما رو حل کنه

01:10:50.936 --> 01:10:53.024
‫و دنبال کلیدی بود

01:10:53.025 --> 01:10:56.028
‫برای گشودن ادراکش

01:11:06.822 --> 01:11:10.738
‫پس از آرزوی دومش استفاده کرد

01:11:10.739 --> 01:11:14.307
‫یادش دادم مثل جن‌ها خواب ببینه
‫در بیداری

01:11:45.991 --> 01:11:49.907
‫و از این روش
‫راه‌حل‌ها به ذهنش رسیدن

01:11:49.908 --> 01:11:53.650
‫اون قادر بود
‫قدرت‌هایی نامرئی رو توصیف کنه

01:11:53.651 --> 01:11:56.871
‫میدان‌های الکترومغناطیسی
‫و نیروهایی...

01:11:56.872 --> 01:12:00.004
‫همون چیزهایی
‫که اجنه ازش ساخته شدن

01:12:00.005 --> 01:12:01.745
‫شما الکترومغناطیسی هستین؟

01:12:01.746 --> 01:12:05.794
‫همون‌طور که شما از خاکین
‫من از آتش نامتراکم‌ام

01:12:06.664 --> 01:12:09.100
‫و وقتی باردار شد

01:12:09.101 --> 01:12:11.407
‫خوشحالی من رو فرا گرفت

01:12:11.408 --> 01:12:13.670
‫چون می‌دونستم باعث تحکیم‌مون می‌شه

01:12:13.671 --> 01:12:15.194
‫بچه‌ی تو رو باردار بود؟

01:12:16.021 --> 01:12:18.981
‫فرزندی
‫از خاک و آتش

01:12:20.939 --> 01:12:22.940
‫پس کجای کار خراب شد؟

01:12:22.941 --> 01:12:24.943
‫آلیثا، من عاشقش بودم

01:12:25.944 --> 01:12:27.684
‫عاشق شوق ذهنش بودم

01:12:27.685 --> 01:12:28.816
‫عاشق خشمش

01:12:28.817 --> 01:12:29.947
‫عاشق قدرتش

01:12:29.948 --> 01:12:32.995
‫عاشق اینکه اخم‌هاش
‫رو به لبخند تبدیل کنم

01:12:34.736 --> 01:12:37.215
‫از بلقیس هم بیشتر عاشقش بودم

01:12:37.216 --> 01:12:38.782
‫از آزادی خودت هم بیشتر؟

01:12:38.783 --> 01:12:40.262
‫بله

01:12:40.263 --> 01:12:43.787
‫بالاترین آرزو این شد
‫که نگهش دارم

01:12:43.788 --> 01:12:45.920
‫که زندانیش باقی بمونم

01:12:45.921 --> 01:12:50.665
‫اندیشه‌ی آزاد شدن
‫دلم رو آزرده‌خاطر می‌کرد

01:12:55.670 --> 01:12:59.674
‫جلوش رو گرفتم تا نکنه
‫آرزوی سومی هم بکنه

01:12:59.978 --> 01:13:01.414
‫وای خدایا

01:13:05.070 --> 01:13:06.898
‫گند کاری شد

01:13:08.334 --> 01:13:11.336
‫کم‌کم من رو متهم کرد
‫که مثل شوهرش

01:13:11.337 --> 01:13:13.078
‫اسیرش کردم

01:13:15.124 --> 01:13:18.300
‫سعی کردم جبران کنم

01:13:18.301 --> 01:13:21.957
‫که طلب بخشش کنم
‫که خودم رو توی بطری بندازم

01:13:22.871 --> 01:13:24.436
‫تا حبس بشم

01:13:24.437 --> 01:13:26.875
‫تا بتونه قدرت بیشتری بر من داشت هباشه

01:13:39.496 --> 01:13:42.237
‫تا در بطری به هیچی تبدیل بشم

01:13:42.238 --> 01:13:43.892
‫حاضر بودم بخاطرش این کار رو انجام بدم

01:13:44.806 --> 01:13:48.417
‫و هربار، باعث تسلیش می‌شد

01:13:48.418 --> 01:13:52.029
‫هر بار
‫به جز بار آخر

01:13:52.030 --> 01:13:56.773
‫وقتی که ناگهان مانند رعد و برقی
‫در طوفان

01:13:56.774 --> 01:13:59.776
‫شروع به گریه و زاری کرد
‫و گفت

01:13:59.777 --> 01:14:02.867
‫«ای کاش که تو رو از یادم می‌رفت»

01:14:08.351 --> 01:14:11.049
‫و همین اتفاق افتاد
‫در یک لحظه

01:14:16.141 --> 01:14:19.056
‫اون بیرون بود
‫و من داخل

01:14:19.057 --> 01:14:20.798
‫من رو به فراموشی سپرده بود

01:14:22.321 --> 01:14:25.324
‫آلیثیا، چطور ممکنه...

01:14:27.370 --> 01:14:30.765
‫عشق‌ورزیدن به یه نفر
‫به کل اشتباه باشه؟

01:14:56.138 --> 01:14:57.487
‫من یه آرزو دارم

01:15:02.274 --> 01:15:05.495
‫هرچند، می‌ترسم درخواست زیادی باشه

01:15:10.108 --> 01:15:12.197
‫در توان من هست؟

01:15:12.850 --> 01:15:15.810
‫امیدوارم.
‫واقعاً امیدوارم باشه

01:15:18.421 --> 01:15:20.510
‫خواسته‌ی قلبیته؟

01:15:21.163 --> 01:15:23.208
‫آره، مطمئنم

01:15:37.962 --> 01:15:39.224
‫ببین

01:15:39.964 --> 01:15:42.227
‫من می‌خوام عاشقت باشم

01:15:45.100 --> 01:15:46.362
‫و

01:15:47.885 --> 01:15:51.367
‫و آرزو دارم در عوض
‫تو هم عاشق من باشی

01:15:53.151 --> 01:15:56.024
‫می‌خوای معشوقه‌ی هم باشیم؟

01:15:56.502 --> 01:15:58.590
‫بله، همین‌طوره

01:15:58.591 --> 01:15:59.765
‫همین رو می‌خوام

01:15:59.766 --> 01:16:03.901
‫و حاضری خودت رو ترک کنی
‫تا به این برسی؟

01:16:05.642 --> 01:16:07.338
‫بله

01:16:07.339 --> 01:16:08.514
‫بله

01:16:10.603 --> 01:16:14.606
‫می‌خوام تنهایی‌هامون
‫با هم باشه

01:16:14.607 --> 01:16:19.350
‫می‌خوام در حکایات همیشگی
‫حرف از عشق‌مون زده شه

01:16:19.351 --> 01:16:23.877
‫من همون اشتیاقی رو می‌خوام
‫که واسه ملکه‌ی سبا داشتی

01:16:23.878 --> 01:16:27.619
‫و همون عشقی که به زفیر نابغه‌ت ورزیدی

01:16:27.620 --> 01:16:29.405
‫من می‌خوامش

01:16:42.244 --> 01:16:43.593
‫من

01:16:45.638 --> 01:16:47.075
‫تو

01:16:53.951 --> 01:16:55.257
‫تو؟

01:16:57.172 --> 01:16:58.434
‫من

01:17:05.963 --> 01:17:07.312
‫زیادیه؟

01:17:08.400 --> 01:17:10.533
‫خیلی خواسته‌ی زیادیه؟

01:17:30.074 --> 01:17:31.119
‫بیا

01:17:44.436 --> 01:17:47.961
‫با امیال برانگیخته چی‌کار کنیم؟

01:17:47.962 --> 01:17:49.397
‫چطور می‌تونم متقاعدت کنم کنم

01:17:49.398 --> 01:17:51.617
‫که یه بار
‫من عاشق جن شدم؟

01:17:53.968 --> 01:17:56.666
‫در هر صورت
‫کمتر کسی حرفم رو باور می‌کرد

01:17:58.450 --> 01:18:01.976
‫عشق چیزی نیست
‫که از سر منطق بهش برسیم

01:18:04.369 --> 01:18:06.457
‫مثل یه بخاره

01:18:06.458 --> 01:18:08.633
‫شاید هم مثل یه رویا

01:18:08.634 --> 01:18:10.592
‫که ما رو وارد سحر

01:18:10.593 --> 01:18:12.334
‫داستان‌های خودمون می‌کنه

01:18:13.770 --> 01:18:15.640
‫اگه چنینه

01:18:15.641 --> 01:18:17.687
‫اصلا از کجا باید بفهمیم
‫که واقعیه یا نه؟

01:18:19.602 --> 01:18:23.301
‫حقیقته
‫یا جنونی بیش نیست؟

01:19:10.218 --> 01:19:12.610
‫امروز راه می‌افتم به سمت لندن

01:19:12.611 --> 01:19:14.222
‫با من میای خونه؟

01:19:16.572 --> 01:19:19.357
‫این روزها جای چنان راحتی نیست

01:19:20.532 --> 01:19:22.708
‫اما بهتره
‫که تو اونجا باشی

01:19:32.718 --> 01:19:34.807
‫این طرف، لطفاً

01:19:36.461 --> 01:19:37.593
‫دست‌ها بالا

01:19:46.080 --> 01:19:48.211
‫لطفاً خارج شید

01:19:48.212 --> 01:19:49.648
‫چی توی جیب‌هاتونه؟

01:19:50.301 --> 01:19:51.389
‫وای

01:19:52.390 --> 01:19:55.611
‫یه بطری خالی
‫و درشه

01:19:56.612 --> 01:19:58.221
‫داخل اشعه ایکس بندازینش

01:19:58.222 --> 01:19:59.353
‫خیلی ظریفه

01:19:59.354 --> 01:20:00.745
‫و نمی‌خوام آسیبی ببینه

01:20:00.746 --> 01:20:02.573
‫آسیب نمی‌بینه.
‫لطفاً بذاریدش توی اشعه ایکس

01:20:02.574 --> 01:20:03.748
‫ترجیح می‌دم
‫که نره توی...

01:20:03.749 --> 01:20:05.099
‫پاسپورت
‫و کارت پرواز

01:20:06.404 --> 01:20:07.492
‫ممنون

01:20:17.894 --> 01:20:19.155
‫خیلی آسیب‌پذیره

01:20:19.156 --> 01:20:20.288
‫خانم

01:20:24.553 --> 01:20:26.337
‫نمک‌دونه

01:20:33.910 --> 01:20:35.129
‫وای

01:20:35.694 --> 01:20:37.869
‫نه! اشعه ایکس نه!
‫خواهش می‌کنم

01:20:37.870 --> 01:20:40.134
‫صبر کنید، خانم، صبر کنید

01:20:56.628 --> 01:20:57.716
‫خانم

01:20:58.282 --> 01:20:59.370
‫وای

01:21:40.237 --> 01:21:41.630
‫به حال خودت باش

01:22:38.295 --> 01:22:40.384
‫هوای اینجا سنگینه

01:22:41.472 --> 01:22:45.563
‫پر از صداهای مصرّ
‫و چهره‌های دلپریشان

01:22:46.042 --> 01:22:47.782
‫که این‌طور؟

01:22:47.783 --> 01:22:50.567
‫مثل انیشتین کوچولو؟

01:22:50.568 --> 01:22:52.743
‫تلویزیون و آنتن موبایل
‫و این چنین؟

01:22:52.744 --> 01:22:54.484
‫آره

01:22:54.485 --> 01:22:58.271
‫بله. تمام وسایل مبتکرانه‌‌تون

01:22:58.272 --> 01:23:00.055
‫همه همزمان در حال زمزمه هستن

01:23:00.056 --> 01:23:01.927
‫سرت رو بیار

01:23:08.630 --> 01:23:10.719
‫شنیدی؟

01:23:13.548 --> 01:23:16.550
‫همین‌طور می‌بینم
‫و حس می‌کنمش

01:23:16.551 --> 01:23:19.553
‫من یه مخابره‌کننده هستم

01:23:19.554 --> 01:23:21.295
‫یه‌مقدار زیادی نیست؟

01:23:22.470 --> 01:23:23.774
‫من جنم

01:23:23.775 --> 01:23:24.950
‫سازگار می‌شم

01:23:26.865 --> 01:23:28.649
‫زود بهش عادت می‌کنم

01:23:28.650 --> 01:23:30.520
‫اون برگشته

01:23:30.521 --> 01:23:31.869
‫معتقدم که برگشته

01:23:31.870 --> 01:23:33.828
‫با کسیه؟

01:23:33.829 --> 01:23:35.873
‫نه، انگار دوباره داره
‫با خودش حرف می‌زنه

01:23:35.874 --> 01:23:37.614
‫سلام، کلمنتاین

01:23:37.615 --> 01:23:39.964
‫فنی.
‫حال‌تون خوبه؟

01:23:39.965 --> 01:23:41.792
‫مشکلی داری؟

01:23:41.793 --> 01:23:43.968
‫مشکل؟
‫چه جور مشکلی؟

01:23:43.969 --> 01:23:45.796
‫با دوست‌های خارجیت

01:23:45.797 --> 01:23:47.711
‫چون اغلب از خودمون می‌پرسیم

01:23:47.712 --> 01:23:50.410
‫«چرا باید دکتر بینی
‫زمان و هوشش رو هدر بده»

01:23:50.411 --> 01:23:53.108
‫«و روش‌های دیگران رو مطالعه کنه
‫وقتی می‌تونیم از روش خودمون حمایت کنیم؟»

01:23:53.109 --> 01:23:55.632
‫از فرهنگ بریتانیایی‌مون
‫خجالت‌زده‌ایم، نه؟

01:23:55.633 --> 01:23:57.112
‫نه، نه

01:23:57.113 --> 01:23:59.506
‫بیشتر ترجیح می‌دم توسط کسی
‫خجالت‌زده بشم

01:23:59.507 --> 01:24:01.856
‫یا این‌که از کسی که فرق داره
‫بترسم

01:24:01.857 --> 01:24:02.987
‫دقیقاً چی می‌گی؟

01:24:02.988 --> 01:24:04.772
‫داره بهمون می‌گه خرافاتی

01:24:04.773 --> 01:24:05.816
‫حرف خودتونه
‫نه من

01:24:05.817 --> 01:24:06.948
‫اشتباه متوجه شدی

01:24:06.949 --> 01:24:08.471
‫اینطور به نظر میاد، عزیزم

01:24:08.472 --> 01:24:09.994
‫این طرز زندگی‌شونه.
‫چیزی که بهش باور دارن

01:24:09.995 --> 01:24:11.735
‫- چیزی که می‌خورن
‫- چی داری می‌گی؟

01:24:11.736 --> 01:24:13.563
‫هرکی هرجایی بره
‫با آداب‌معاشرته

01:24:13.564 --> 01:24:16.566
‫ما تحت فشار هستیم
‫و داریم سرنوشت بدمون رو فرا می‌خونیم

01:24:16.567 --> 01:24:17.915
‫طبیعی نیست

01:24:17.916 --> 01:24:20.048
‫پرنده‌ها به هوا تعلق دارن.
‫ماهی‌ها به دریا

01:24:20.049 --> 01:24:22.355
‫و خدای مهربان می‌خواسته
‫همین‌طوری باشه

01:24:22.356 --> 01:24:24.400
‫از اول تا آخر دارین
‫خزعبلات تحویلم می‌دین

01:24:24.401 --> 01:24:25.923
‫علمه.
‫یه حقیقت علمیه

01:24:25.924 --> 01:24:27.185
‫این یه قیاس غلطه

01:24:27.186 --> 01:24:29.449
‫بله که حیوانات محیط‌‌زیست
‫طبیعی خودشون رو دارن

01:24:29.450 --> 01:24:31.668
‫حقیقت داره
‫اما انسان‌ها قادر هستن

01:24:31.669 --> 01:24:33.801
‫که در هر محیطی
‫که عشق‌شون بکشه زندگی کنن

01:24:33.802 --> 01:24:35.019
‫این حقیقت نیست

01:24:35.020 --> 01:24:36.673
‫- چی داری می‌گی؟
‫- این یه نظره

01:24:36.674 --> 01:24:37.892
‫و تو در اشتباهی

01:24:37.893 --> 01:24:39.372
‫دیگه این حرف‌ها رو تحمل نمی‌کنم

01:24:39.373 --> 01:24:41.591
‫بیا، کلم.
‫خانم دیوونه رو به حال خودش بذار

01:24:41.592 --> 01:24:43.506
‫هیچ‌وقت عقل نمیاد توی کله‌ش

01:24:43.507 --> 01:24:45.770
‫راستی، تاحالا بهتون نگفته بودم

01:24:46.423 --> 01:24:48.859
‫اما هردوتون رقت‌انگیزین

01:24:48.860 --> 01:24:50.078
‫دهن گشادت رو ببند!

01:24:50.079 --> 01:24:52.647
‫شل‌مغز و رقت‌انگیز

01:24:53.169 --> 01:24:55.562
‫آهای تو، کله‌کیری!

01:24:55.563 --> 01:24:59.567
‫نذار پیچک‌هات بزرگ شن
‫و بیان سمت دیوار ما!

01:25:00.655 --> 01:25:02.830
‫چرا اجازه دادم
‫ذهنم رو درگیر کنن؟

01:25:02.831 --> 01:25:04.919
‫باید براشون متأسف باشم

01:25:04.920 --> 01:25:08.140
‫اما اینجا خونه‌ی منه.
‫پناهگاهمه

01:25:12.188 --> 01:25:14.408
‫ای کاش...

01:25:15.452 --> 01:25:17.671
‫راستی، این آرزو نیست

01:25:17.672 --> 01:25:19.064
‫می‌دونم

01:27:22.710 --> 01:27:23.972
‫جن من

01:27:25.016 --> 01:27:26.234
‫امروزت چطور گذشت؟

01:27:26.235 --> 01:27:28.628
‫هر گوش شنوا مال تو بود

01:27:28.629 --> 01:27:31.239
‫هر صدایی، هر عطری
‫هر لمسی

01:27:31.240 --> 01:27:32.981
‫تو همه جا بودی

01:27:38.203 --> 01:27:39.901
‫الان میام

01:27:58.963 --> 01:28:01.095
‫این ساعت کی می‌تونه باشه؟

01:28:01.096 --> 01:28:02.184
‫ممکنه اون دختره باشه

01:28:05.666 --> 01:28:08.582
‫کلم. فنی

01:28:10.627 --> 01:28:13.108
‫نخود، میخک و پسته

01:28:14.936 --> 01:28:16.633
‫توی دهن آب می‌شن

01:28:34.651 --> 01:28:36.131
‫این دوست منه

01:28:37.262 --> 01:28:39.177
‫یه مدتی پیشم هست

01:28:40.091 --> 01:28:41.136
‫سلام

01:28:44.226 --> 01:28:45.967
‫- سلام
‫- سلام

01:28:50.232 --> 01:28:52.015
‫جن من بهم گفت

01:28:52.016 --> 01:28:54.975
‫که اون‌ها وقتی
‫در قلمروی جن‌ها دور هم جمع می‌شن

01:28:54.976 --> 01:28:56.760
‫واسه هم قصه تعریف می‌کنن

01:28:57.935 --> 01:29:00.067
‫قصه‌ها براشون مثل نفس هستن

01:29:00.068 --> 01:29:01.156
‫بهشون معنا می‌بخشن

01:29:03.114 --> 01:29:04.375
‫من گفتم: «بله»

01:29:04.376 --> 01:29:06.161
‫«روال ما این‌طوریه»

01:29:07.205 --> 01:29:08.945
‫هر قصه‌ای که تعریف می‌کنیم
‫یه تکه‌ایه

01:29:08.946 --> 01:29:11.383
‫در یک موزاییک بی‌پایان
‫که پیوسته در حال تغییر شکله

01:29:12.950 --> 01:29:17.085
‫و این خُرده‌سنگ، مثل دیگر قصه‌ها
‫باید به پایان برسه

01:29:19.043 --> 01:29:22.220
‫اگه درباره‌ی آرزوهاست
‫قصه‌ای پندآمیزه

01:29:23.308 --> 01:29:26.310
‫پس چطور قراره اتفاق بدی توش بیفته؟

01:29:26.311 --> 01:29:28.836
‫شاید تا الانش هم افتاده

01:29:32.143 --> 01:29:34.667
‫حتی با وجود اینکه حقیقت
‫برهنه مقابل‌شان ایستاده بود

01:29:34.668 --> 01:29:36.320
‫به او پشت کردند

01:29:36.321 --> 01:29:40.803
‫از این رو، حقیقت به گوشه‌ای رفت
‫و در سایه‌ها منتظر ماند

01:29:40.804 --> 01:29:42.457
‫در روزهای آتی

01:29:42.458 --> 01:29:45.982
‫جن داستان‌شناس را تا محل‌کارش
‫همراهی می‌کرد

01:29:45.983 --> 01:29:47.592
‫و وقتی همراهش نبود

01:29:47.593 --> 01:29:50.814
‫مشتاقانه به دنبال اکتشافات دنیوی می‌رفت

01:29:53.774 --> 01:29:56.690
‫امروز برای من روز شگفت‌انگیزی بود

01:29:57.995 --> 01:30:00.997
‫چیزهای زیادی دیدم

01:30:00.998 --> 01:30:05.175
‫انسانی رو دیدم که داخل مغز
‫انسان زنده‌ی دیگه‌ای رو نگاه می‌کرد

01:30:05.176 --> 01:30:07.788
‫و خون‌ریزی مهلکی رو از بین برد

01:30:12.270 --> 01:30:14.055
‫برخورددهنده رو دیدم

01:30:15.360 --> 01:30:19.800
‫دستگاه بزرگی که در ماهیت ماده
‫کاوش می‌کرد

01:30:22.933 --> 01:30:26.196
‫سپس یه دیش دیدم
‫یه دیش بزرگ

01:30:26.197 --> 01:30:29.897
‫که به زمزمه‌ی ستارگانی
‫که مدت‌ها از مرگ‌شون می‌گذره، گوش می‌ده

01:30:32.029 --> 01:30:34.030
‫بشریت...

01:30:34.031 --> 01:30:35.946
‫حیرت‌انگیزه، آلیثیا

01:30:36.860 --> 01:30:39.296
‫خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنی

01:30:39.297 --> 01:30:42.386
‫تمام این اتفاقات
‫از زمانی که در بطری زفیر بودم اتفاق افتاده

01:30:42.387 --> 01:30:47.174
‫تمام این شگفتی‌ها
‫در کمتر از 200 سال

01:30:47.175 --> 01:30:49.176
‫آره، اما

01:30:49.177 --> 01:30:53.484
‫این‌ها صرفاً مهندسی و فناوری هستن

01:30:53.485 --> 01:30:56.096
‫علی‌رغم این دستاوردهای زیاد

01:30:56.097 --> 01:30:58.229
‫هنوز سردرگم موندیم

01:31:01.145 --> 01:31:03.104
‫وقتی نتونیم هرج و مرج
‫رو مهار کنیم

01:31:04.888 --> 01:31:07.498
‫ترس و وحشت ورمون می‌داره

01:31:07.499 --> 01:31:09.805
‫و علیه هم می‌شیم

01:31:09.806 --> 01:31:12.329
‫معلومه، شما انسانین

01:31:12.330 --> 01:31:14.463
‫طبیعت‌تونه

01:31:16.813 --> 01:31:20.251
‫آره. پس داستان هیچ‌وقت عوض نمی‌شه

01:31:21.165 --> 01:31:23.863
‫تنفر غالب می‌شه

01:31:23.864 --> 01:31:28.477
‫پخش می‌شه
‫و به عشق غلبه می‌کنه

01:31:30.261 --> 01:31:32.915
‫من فقط می‌خوام از عشق حرف بزنم

01:31:32.916 --> 01:31:36.963
‫چه مجموعه‌ی آشفته‌ای
‫از تناقضات هستین شما

01:31:36.964 --> 01:31:38.094
‫خیلی ممنون

01:31:38.095 --> 01:31:41.402
‫بشریت
‫چه معمایی

01:31:41.403 --> 01:31:44.144
‫توی تاریکی دست و پا می‌زنین

01:31:44.145 --> 01:31:47.277
‫با این‌حال، از هوش دسته‌جمعی‌تون
‫به نحو احسن استفاده می‌کنین

01:31:47.278 --> 01:31:48.932
‫عجب قصه‌ایه

01:31:50.194 --> 01:31:53.066
‫سخت مشتاقم
‫ببینم به کدوم سمت می‌ره

01:31:53.067 --> 01:31:54.982
‫یا چطور تموم می‌شه

01:31:55.330 --> 01:31:57.070
‫همچنین این

01:31:57.071 --> 01:32:01.030
‫یه فناپذیر هیچ‌وقت متوجه نمی‌شه
‫اما جن ممکنه بتونه

01:32:01.031 --> 01:32:03.512
‫جن‌ها از تمام وقت دنیا برخوردارن

01:32:05.601 --> 01:32:07.820
‫خوش شانس شمایین

01:32:07.821 --> 01:32:09.170
‫شاید

01:32:10.171 --> 01:32:13.434
‫اما شما موجودات خاکی...

01:32:13.435 --> 01:32:14.957
‫تونستین قدرت و هدف

01:32:14.958 --> 01:32:18.308
‫اجنه و فرشتگان رو تحت‌الشعاع قرار بدین

01:32:18.309 --> 01:32:20.528
‫ما به هیچ دردتون نمی‌خوریم

01:32:20.529 --> 01:32:21.921
‫شاید ما فرسوده شیم و...

01:32:21.922 --> 01:32:23.444
‫- از بین برین؟
‫- بله

01:32:23.445 --> 01:32:25.881
‫آره. قبلاً این موضوع

01:32:25.882 --> 01:32:27.970
‫تمام مقالات و تدریس‌های من بود

01:32:27.971 --> 01:32:29.277
‫می‌دونم

01:32:31.888 --> 01:32:33.629
‫و با این حال
‫اینجای کاریم

01:32:35.326 --> 01:32:37.415
‫غیرممکنِ من

01:32:39.330 --> 01:32:40.418
‫بله

01:32:52.866 --> 01:32:54.041
‫سلام

01:32:59.481 --> 01:33:01.091
‫من اومدم!

01:33:11.058 --> 01:33:12.363
‫سلام؟

01:33:38.389 --> 01:33:39.956
‫جن؟

01:33:44.004 --> 01:33:45.222
‫عشق من؟

01:33:49.226 --> 01:33:50.271
‫جن

01:33:54.492 --> 01:33:55.667
‫چی شده؟

01:33:58.279 --> 01:34:00.280
‫صدام رو می‌شنوی؟

01:34:00.281 --> 01:34:02.456
‫جن، باهام حرف بزن

01:34:02.457 --> 01:34:04.024
‫سعی کن باهام حرف بزنی

01:34:05.982 --> 01:34:08.158
‫آرزو می‌کنم باهام حرف بزنی

01:34:12.162 --> 01:34:13.250
‫وای...

01:34:28.178 --> 01:34:30.223
‫خواب بودم

01:34:30.224 --> 01:34:32.443
‫خواب

01:34:34.184 --> 01:34:36.316
‫جن‌ها نمی‌خوابن

01:34:36.317 --> 01:34:37.621
‫بریم یه قدم بزنیم

01:34:37.622 --> 01:34:39.101
‫یه قدم‌زنی طولانی
‫و فرح‌بخش

01:34:39.102 --> 01:34:40.668
‫یه چیزی واسه خودمون تدارک دیدم

01:34:40.669 --> 01:34:42.278
‫همه‌چیز رو تدارک دیدم

01:34:42.279 --> 01:34:44.454
‫شب شگفت‌انگیزی خواهیم داشت

01:34:44.455 --> 01:34:46.630
‫فوق‌العاده خواهد بود

01:34:46.631 --> 01:34:49.459
‫- بهترین اوقات عمرمون
‫- صبر کن!

01:34:49.460 --> 01:34:53.594
‫این میدان‌های اکترومغناطیسی
‫رو می‌تونم از سرم بیرون کنم

01:34:53.595 --> 01:34:55.162
‫می‌تونم بیرون‌شون کنم

01:34:56.250 --> 01:34:57.468
‫می‌ریم پیکنیک

01:35:02.386 --> 01:35:04.562
‫یوکللی می‌نوازیم

01:35:07.130 --> 01:35:10.437
‫آلیثیا، اینجا جایی برای من هست

01:35:10.438 --> 01:35:11.699
‫این نیروها

01:35:11.700 --> 01:35:13.396
‫هرگز ازت دور نمی‌شن
‫در این دنیا چنینه

01:35:13.397 --> 01:35:15.616
‫بهشون غلبه می‌کنم.
‫به‌خاطر تو می‌تونم

01:35:15.617 --> 01:35:17.792
‫تو آلیثیای منی
‫و من عاشقتم

01:35:17.793 --> 01:35:19.576
‫ممنون. ممنون.
‫ممنون که سعی می‌کنی

01:35:19.577 --> 01:35:20.817
‫فکر کردی من عاشقت نیستم؟

01:35:21.797 --> 01:35:24.016
‫عشق یه هدیه‌ست

01:35:24.017 --> 01:35:26.409
‫هدیه‌ایه که شخص باید آزادانه ببخشه

01:35:26.410 --> 01:35:28.630
‫چیزی نیست که طلبش کرد

01:35:30.153 --> 01:35:31.371
‫من به هردومون نیرنگ زدم

01:35:31.372 --> 01:35:33.068
‫لحظه‌ای که آرزوش کردم

01:35:33.069 --> 01:35:36.158
‫قدرت برآورده کردنش
‫رو ازت گرفتم

01:35:36.159 --> 01:35:40.423
‫من، بیشتر از هرکس دیگری
‫باید می‌دونستم

01:35:40.424 --> 01:35:42.599
‫دوباره نمی‌خوام خرابش کنم

01:35:42.600 --> 01:35:46.777
‫جن من، اگه این دنیا
‫جای تو نیست

01:35:46.778 --> 01:35:49.651
‫آرزو می‌کنم برگردی به جایی
‫که بهش تعلق داری

01:35:50.478 --> 01:35:52.567
‫هرجایی که می‌خواد باشه

01:37:33.603 --> 01:37:37.603
‫[سه سال بعد]

01:37:41.461 --> 01:37:44.853
‫[در قلمروی جن‌ها، آن‌ها برای هم داستان
‫تعریف می‌کنند.]

01:37:45.201 --> 01:37:49.169
‫[قصه‌ها برای‌شان مانند نفس کشیدن است
‫به آن‌ها معنا می‌بخشند...]

01:38:19.844 --> 01:38:20.932
‫مامان!

01:38:22.934 --> 01:38:24.979
‫بیا، میمون کوچولو

01:38:24.980 --> 01:38:26.808
‫مامان نیست

01:38:36.389 --> 01:38:39.389
‫[سه هزار سال اشتیاق]

01:39:54.548 --> 01:39:55.809
‫- آهای!
‫- وی نه!

01:39:55.810 --> 01:39:57.812
‫مواظب باش.
‫بهترین شوت‌زن لیگه

01:40:06.777 --> 01:40:07.909
‫دیدی چی شد؟

01:40:11.434 --> 01:40:14.044
‫هرچند وقت یک‌بار
‫سری می‌زد

01:40:14.045 --> 01:40:17.526
‫و آن دو تک‌تک لحظات پرشور و نشاط‌شان
‫را غنیمت می‌شمردند

01:40:17.527 --> 01:40:20.442
‫علی‌رغم درد حاصل
‫از آسمان‌های ناآرام

01:40:20.443 --> 01:40:23.097
‫او همیشه بیشتر از آن‌چه که باید
‫می‌ماند

01:40:23.098 --> 01:40:25.448
‫مدت‌ها پس از آن‌که
‫آلیثیا التماسش می‌کرد تا برود

01:40:26.580 --> 01:40:29.799
‫او قول می‌داد که در طول عمر آلیثیا
‫باز هم برگردد

01:40:29.800 --> 01:40:32.803
‫و همین هم برای آن زن کافی بود

01:40:35.357 --> 01:40:45.357
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:40:46.274 --> 01:42:46.274
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.