﻿WEBVTT

00:01:28.001 --> 00:01:33.001
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:33.520 --> 00:01:35.510
‫بر اساس دیکشنری، «احمق»...

00:01:35.890 --> 00:01:37.880
‫به فردی میگن که کودن باشه،

00:01:37.890 --> 00:01:40.630
‫یا اینکه ساده باشه و خیلی باهوش عمل نکنه.

00:01:42.270 --> 00:01:44.630
‫اگرچه ما همین الانش هم می‌دونیم که کارگران،

00:01:44.640 --> 00:01:48.130
‫افراد درستکار و مردمی که از قوانین تبعیت می‌کنن،

00:01:48.140 --> 00:01:50.010
‫آخر سر، بهشون میگن «احمق»!

00:01:51.390 --> 00:01:55.380
‫ولی یه روز این سو استفاده‌ای که از ما احمق‌ها میشه،

00:01:56.020 --> 00:01:59.130
‫تبدیل به یه مشت توی دهان خودشون میشه.

00:01:59.140 --> 00:02:01.630
‫اونوقته که باید بگید: «کافیه!»

00:02:02.640 --> 00:02:07.390
‫و ناگهان متوجه میشید دارید کاری رو میکنید
‫که هیچوقت فکرشم نمی‌کردید انجامش بدید.

00:02:19.520 --> 00:02:24.260
‫«بازنده‌های قهرمان»

00:02:31.770 --> 00:02:35.510
‫«متودیکا»

00:02:37.270 --> 00:02:38.630
‫احتمالش هست.

00:02:39.020 --> 00:02:43.130
‫خیلی وقته که متروکه‌ست.
‫بیش از ده سال!

00:02:43.770 --> 00:02:45.380
‫ولی ما فکر کردیم...

00:02:46.270 --> 00:02:48.630
‫چرا یه زنگ به پسرِ «دلوکا» نزنیم؟

00:02:49.020 --> 00:02:51.260
‫یه پیشنهاد هم به اون بدیم.
‫خدا رو چه دیدی...شاید خواست!

00:02:52.890 --> 00:02:54.760
‫تو میخوای یه شرکت...

00:02:54.770 --> 00:02:58.010
‫مثل همونی که ورشکسته شد، دقیقاً در همون مکان بسازی؟

00:02:58.020 --> 00:03:00.630
‫لطفاً این ایده‌ی هوشمندانه رو برا من توضیح بدید.
‫من که درک نمی‌کنم.

00:03:00.640 --> 00:03:04.630
‫یه لحظه صبر کن، این فرق می‌کنه.
‫این قراره یه شرکت تعاونی بشه.

00:03:04.640 --> 00:03:07.510
‫اینجا به کشاورزان بومی و تولید کنندگان خرده‌پا...

00:03:07.520 --> 00:03:10.510
‫فرصتی میده تا محصولاتشون رو ذخیره کنن،
‫تا دیگه مجبور به فروش...

00:03:10.520 --> 00:03:13.130
‫«آنتونیو فونتانس» ذاتاً یه آنارشیت ـه.
‫(هرج و مرج طلب)

00:03:13.770 --> 00:03:16.260
‫اون در سال 1984 به این شهر اومد.
‫زمانی‌که «آلفونسین» رییس جمهور بود.

00:03:16.770 --> 00:03:19.510
‫اون با خانواده‌ش اومد
‫تا پروژه‌‌های عمرانیِ جاده‌ها رو مدیریت کنه.

00:03:19.890 --> 00:03:21.130
‫ولی هیچوقت پولی از این‌کار در نیوردن،

00:03:21.140 --> 00:03:24.130
‫بعدش همسرش از شهر «آلسینا» و
‫شوهرش «فونتانا» خسته شد و با بچه‌ها گذاشت و رفت.

00:03:24.140 --> 00:03:25.380
‫ولی اون خودش موند.

00:03:26.020 --> 00:03:29.380
‫در دهه‌ی 90 پروژه‌های جاده‌سازی متوقف شد
‫و اون کارگاه لاستیک چرخ خودش رو راه انداخت.

00:03:30.020 --> 00:03:33.630
‫اون اعتراف کرد که این کار خیلی عالی‌ایه
‫و به آدم اجازه میده تا فکر کنه!

00:03:33.640 --> 00:03:36.130
‫هنوزم متوجه نمیشم، «لیدیا»!

00:03:36.140 --> 00:03:40.510
‫ما که روحمونم خبر نداره چطور باید
‫یه انبار غله رو اداره کنیم! نکنه تو بلدی؟

00:03:40.520 --> 00:03:42.380
‫ولی می‌تونیم یاد بگیریم، آنتونیو!

00:03:42.390 --> 00:03:45.130
‫پدر بزرگِ «فرمین» وقتی کارش رو شروع کرد،
‫چیزی درباره‌ی کشاورزی میدونست؟

00:03:45.140 --> 00:03:48.130
‫- ولی اون ورشکسته‌ شد.
‫- اون قضیه واسه 30 سال پیشه!

00:03:48.770 --> 00:03:49.880
‫بهش فکر کن.

00:03:49.890 --> 00:03:52.380
‫اگه خوب سازماندهی بشه، می‌تونه نزدیک به...

00:03:52.390 --> 00:03:54.260
‫گفتیم چقدر؟

00:03:54.270 --> 00:03:55.760
‫نزدیک به 20، 30 نفر نیروی کار!

00:03:55.770 --> 00:03:58.380
‫30 نفر؟ مطمئنی؟

00:03:58.390 --> 00:04:00.510
‫حداقل اینقدره!
‫بهش فکر کن.

00:04:00.520 --> 00:04:03.630
‫تلفن‌چی، خدمه‌ی اجرایی...

00:04:03.640 --> 00:04:05.130
‫عمراً کمتر از 30 نفر بشن.

00:04:05.140 --> 00:04:06.380
‫یا خدا!

00:04:07.390 --> 00:04:10.880
‫خب شما فکر می‌کنید الان وقت مناسبی
‫برای انجام این کاره؟

00:04:10.881 --> 00:04:11.881
‫- آره.
‫- آره.

00:04:13.390 --> 00:04:14.880
‫الان بهترین وقته!

00:04:15.890 --> 00:04:18.130
‫ما که وضعمون بدتر از این نمی‌تونه بشه.
‫دیگه چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟

00:04:18.140 --> 00:04:21.880
‫آگوست 2001
‫آرژانتین

00:04:24.270 --> 00:04:26.380
‫اوه، تو رو خدا بیخیال!

00:04:26.770 --> 00:04:30.260
‫همیشه داری درباره‌ی آهن حرف میزنی، مرد!

00:04:30.270 --> 00:04:32.380
‫چی میگی واسه خودت؟

00:04:32.390 --> 00:04:34.260
‫حق حاکمیت!

00:04:34.270 --> 00:04:38.760
‫خلاص‌شدن از شر انگلیسی‌ها!
‫ژنرال این آزادی رو خرید.

00:04:38.770 --> 00:04:41.880
‫فرمین، تو قبلاً مرد باهوشی بودی.
‫تو بهش بگو.

00:04:41.890 --> 00:04:44.010
‫چجوریه که شما همیشه دارید
‫درباره‌ی یه چیز بحث می‌کنید؟

00:04:44.020 --> 00:04:45.760
‫موضوع دیگه‌ای برای صحبت کردن ندارید؟

00:04:45.770 --> 00:04:49.010
‫نفهمیدم تو هم اینجایی!
‫فکر نمیکنی یه ذره زیادی رنگش کردی؟

00:04:49.020 --> 00:04:52.090
‫«رولو بلااونده» بهترین مکانیکِ شهره.

00:04:52.180 --> 00:04:53.390
‫اون رییس ایستگاه راه آهن ـه.

00:04:53.390 --> 00:04:56.260
‫گرچه قطار دیگه اینجا واینمیسه!

00:04:56.270 --> 00:05:00.260
‫مردی از کردوبا...مثل بقیه‌شون وفاداره.
‫مصمم هم هست که مجرد باشه!

00:05:00.270 --> 00:05:02.880
‫و اون از روز 17 اکتبر هم پرونیسم‌تره!
‫(17 اکتبر، جشن هفتاد و پنج روز مانده به پایان سال)
‫(پرونیسم: تفکر عدالت‌گرایی و میهن پرستی)

00:05:02.890 --> 00:05:04.260
‫خب؟ با «دلوکا» صحبت کردی؟

00:05:04.270 --> 00:05:05.880
‫- باهاش صحبت کردم.
‫- خب؟

00:05:05.890 --> 00:05:10.640
‫خب، اون خیلی تعجب کرده بود که یه نفر میخواد
‫فروشگاه "متودیکال" رو بخره.

00:05:10.640 --> 00:05:12.880
‫ولی ظاهراً حاضره که مذاکره کنه.

00:05:12.890 --> 00:05:14.720
‫اوه، چه شروع خوبی!

00:05:14.810 --> 00:05:17.140
‫ولی تو هم باید بری، تو برای اون مثل "گاردل" می‌مونی.
‫(خواننده‌ی مشهور فرانسوی)

00:05:17.140 --> 00:05:19.510
‫چرا من؟
‫شماها که کل روز هیچ کار خاصی نمی‌کنید. شما برید!

00:05:19.520 --> 00:05:21.010
‫من یه بازیکن فوتبال بودم؟

00:05:21.020 --> 00:05:23.010
‫- اون یه بازیکن فوتبال بوده؟
‫- کی اهمیت میده؟

00:05:23.020 --> 00:05:24.010
‫اون!

00:05:24.020 --> 00:05:27.260
‫اینم از مزایای توی یه شهر کوچیک بودن!
‫آخه کی براش مهمه که من 30 سال پیش...

00:05:27.270 --> 00:05:29.750
‫یه فوتبالیست حرفه‌ای توی یه باشگاه کوچیک
‫در بوینس آیرس بودم؟...

00:05:30.020 --> 00:05:34.130
‫و دقیقه‌ی آخر بازی یه گل به تیم چاکاریتا،
‫توی ورزشگاه خودشون زدم!

00:05:34.140 --> 00:05:36.010
‫ظاهراً همه توی «آلسینا» براشون مهمه!

00:05:36.020 --> 00:05:38.260
‫بیرون از «آلسینا»؟ هیچکس!

00:05:47.270 --> 00:05:49.630
‫"لیدیا" بالاخره مثل همیشه منو متقاعد کرد،

00:05:49.640 --> 00:05:52.260
‫و ما رفتیم به پایتخت تا ببینیم که می‌تونیم امیدهامون رو...

00:05:52.270 --> 00:05:55.130
‫برای تاسیس شرکت تعاونی، زنده کنیم یا نه.

00:06:02.270 --> 00:06:06.380
‫خب، من باید با خواهرم صحبت کنم
‫ولی فکر کنم بتونیم به یه توافقی برسیم.

00:06:07.770 --> 00:06:11.010
‫نظری داری که قیمتش تقریباً...

00:06:11.520 --> 00:06:13.010
‫چقدر میشه؟

00:06:14.390 --> 00:06:18.130
‫جدیداً که هیچ برآوردی انجام ندادم ولی...

00:06:18.770 --> 00:06:20.130
‫نمی‌دونم،

00:06:20.140 --> 00:06:23.380
‫با در نظر گرفتن این موضوع که شما از آلسینا اومدید
‫و اینجور چیزا...

00:06:25.390 --> 00:06:28.760
‫نمی‌دونم...فکر می‌کنم 300هزارتا خوب باشه.

00:06:31.390 --> 00:06:32.630
‫300هزارتا!

00:06:34.520 --> 00:06:35.800
‫به اون چیزی که شما فکر می‌کردید نزدیک بود؟

00:06:37.270 --> 00:06:39.260
‫- بله.
‫- بله، بله.

00:06:39.270 --> 00:06:45.140
‫ما باید با شرکامون درباره‌‌ش صحبت کنیم،
‫ولی فکر کنم روال باشه.

00:06:45.140 --> 00:06:46.760
‫- آره؟
‫- آره.

00:06:49.270 --> 00:06:52.010
‫می‌دونم اومدید اینجا که درباره‌ی کار صحبت کنید،

00:06:52.020 --> 00:06:54.130
‫ولی وقتی به اون نگاه می‌کنم...

00:06:54.140 --> 00:06:56.130
‫تنها چیزی که می‌بینم، ستاره‌ی دوران کودکیم ـه.

00:06:58.140 --> 00:06:59.630
‫خجالتم نده!

00:06:59.640 --> 00:07:03.380
‫بهت گفته بودم که بابام توی دفترش یه پوستر از
‫«ال گرافیسیو» داشت؟

00:07:04.270 --> 00:07:06.380
‫«فرمین پرلاسی»، بازیکن شماره‌ی 5

00:07:07.020 --> 00:07:08.630
‫مرواریدِ تاج پادشاهی!

00:07:08.640 --> 00:07:11.130
‫وقتی داخل دفترش میشدم، تصویرت رو اونجا میدیدم.

00:07:12.020 --> 00:07:13.380
‫عالی بود!

00:07:14.390 --> 00:07:16.130
‫شما که مشکلی ندارید درباره‌ی این چیزا حرف بزنیم؟

00:07:16.140 --> 00:07:20.380
‫نه، به هیچ وجه! هرچیزی خواستید ازش بپرسید.
‫اون عاشق اینه که درباره‌ی این چیزا حرف بزنه.

00:07:21.140 --> 00:07:22.260
‫اوه، خیلی‌خب.

00:07:22.640 --> 00:07:24.880
‫پس دوست دارم درباره‌ی اون گل بدونم.

00:07:24.890 --> 00:07:26.760
‫خب، می‌دونی...

00:07:27.270 --> 00:07:31.010
‫با نوک پام توپ رو از بیرون محوطه‌ی جریمه
‫محکم شوت کردم و...

00:07:31.020 --> 00:07:32.510
‫اون رفت داخل! همین!

00:07:32.520 --> 00:07:33.880
‫قبلش توپ خورد به یه مدافع.

00:07:33.890 --> 00:07:35.760
‫آره، خورد به یه مدافع و تغییر جهت داد و گل شد.

00:07:45.890 --> 00:07:47.130
‫«پرلاسی»

00:07:48.020 --> 00:07:51.380
‫منو می‌بخشی که مجبورت کردم درباره‌ی گذشته‌هات
‫که یه بازیکن بودی، حرف بزنی؟

00:07:53.890 --> 00:07:55.260
‫گرچه بعید میدونم گله‌ای داشته باشی.

00:07:55.270 --> 00:07:57.880
‫یه سری قصه از دوران طلاییت براش تعریف کردی...

00:07:57.890 --> 00:08:00.760
‫اونوقت اون قیمت رو 30هزار دلار آورد پایین.

00:08:16.390 --> 00:08:17.880
‫- چیه؟
‫- چیکار داری میکنی؟

00:08:17.890 --> 00:08:19.630
‫- هیچی.
‫- این سوپرایز توئه؟

00:08:19.640 --> 00:08:21.630
‫چند بار این فیلم رو دیدی؟

00:08:21.640 --> 00:08:23.880
‫- انتظار اینو نداشتم.
‫- جداً؟

00:08:23.890 --> 00:08:26.380
‫- آماده نبودم.
‫- پس آماده شو!

00:08:27.140 --> 00:08:28.380
‫مطمئنی؟

00:08:39.020 --> 00:08:41.260
‫مهم‌ترین چیزی که برای تشکیل یه شرکت تعاونی نیاز داری،

00:08:41.270 --> 00:08:46.390
‫افراد سخت کوش، درستکار و باهوش ـه.

00:08:47.140 --> 00:08:49.760
‫بخاطر همین رفتیم «الادیو» و «خوزه گومز» رو ببینیم،

00:08:49.770 --> 00:08:53.010
‫که دو شرط اول شرایطمون رو داشتن!

00:08:54.140 --> 00:08:55.380
‫تقریباً!

00:08:55.390 --> 00:08:57.380
‫سلام، بچه‌ها.

00:08:57.770 --> 00:08:59.010
‫خوبید؟

00:08:59.020 --> 00:09:00.510
‫چه خبرا؟

00:09:00.520 --> 00:09:01.880
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، خوبم.

00:09:01.890 --> 00:09:05.380
‫خیلی‌خب، پرلاسی یه ایده‌ای داره.

00:09:05.890 --> 00:09:07.630
‫آره، ولی...

00:09:07.640 --> 00:09:12.760
‫میذارم آنتونیو بهتون بگه...
‫اون بهتر توضیح میده.

00:09:14.270 --> 00:09:15.760
‫خیلی‌خب،

00:09:15.770 --> 00:09:21.140
‫اون انبار غله‌ای که اونجاست رو دیدید دیگه؟
‫سالهاست که اونجا متروکه‌ست.

00:09:21.140 --> 00:09:25.380
‫وقتی بچه بودید اونجا به عنوان انبار دانه و غله
‫استفاده میشد.

00:09:26.020 --> 00:09:29.510
‫ایده‌ی ما اینه که یه شرکت تعاونی درست کنیم.

00:09:31.270 --> 00:09:32.630
‫اونوقت شرکت تعاونی دیگه چیه؟

00:09:34.020 --> 00:09:36.130
‫شرکت تعاونی...مثل یه کیک می‌مونه.

00:09:36.140 --> 00:09:37.630
‫از چی درست شده؟

00:09:38.270 --> 00:09:41.260
‫یه کیک...یه کیکِ شکلاتی.

00:09:42.270 --> 00:09:46.380
‫اون کیک شکلاتی به همه‌ی افرادی که توی
‫شرکتِ تعاونی هستند تعلق داره...

00:09:47.020 --> 00:09:48.510
‫برادرانِ گومز، تمام عمرشون در یه کارخونه‌ی...

00:09:48.520 --> 00:09:50.380
‫ذوب فلز در «ویلاگران» کار می‌کردند.

00:09:50.890 --> 00:09:52.510
‫اونا مرد عمل هستند.

00:09:52.520 --> 00:09:56.010
‫پس وقتی کارخانه‌ها بسته شدن،
‫اونا دلسرد نشدن...

00:09:56.390 --> 00:09:59.510
‫و وارد صنعت احشام شدن!

00:10:00.770 --> 00:10:03.130
‫ولی اون پسرا خیلی نتونستن جلوی خودشون رو بگیرن،

00:10:03.140 --> 00:10:05.760
‫و تا به خودشون اومدن،
‫دیدن که نصف سرمایه‌شون رو خوردن!

00:10:08.390 --> 00:10:09.390
‫خب؟

00:10:10.020 --> 00:10:12.260
‫فکر می‌کنم فکر خوبی باشه.

00:10:12.270 --> 00:10:14.510
‫یه گزینه‌ی دیگه هم هست،
‫که مربوط به اون کار و کاسبی‌ایه که ما بهش فکر کردیم.

00:10:16.390 --> 00:10:18.630
‫عه؟ شما به فکر یه کار و کاسبی دیگه هم هستید؟

00:10:19.140 --> 00:10:20.510
‫اونوقت...

00:10:20.520 --> 00:10:21.630
‫چه کاری؟

00:10:21.640 --> 00:10:23.510
‫- ویدیو کلوپ.
‫- ویدیو کلوپ.

00:10:26.390 --> 00:10:28.010
‫ممکنه کارِتون بگیره.

00:10:28.020 --> 00:10:34.390
‫ولی می‌دونید که خیلی‌ها از شهر رفتن...
‫راستیتش نمی‌دونم چی بهتون بگم.

00:10:36.020 --> 00:10:37.260
‫یعنی شاید...

00:10:37.270 --> 00:10:38.630
‫الان وقت مناسبش نباشه؟

00:10:40.270 --> 00:10:41.380
‫آره احتمالاً.

00:10:42.270 --> 00:10:44.380
‫خوشبختانه برادران گومز قبول کردند که شرکت تعاونی...

00:10:44.390 --> 00:10:46.630
‫به نظر بهتر از یه ویدیو کلوپ میومد.

00:10:46.640 --> 00:10:50.260
‫پس 12 هزارتا پولی که بخاطر حق سنوات خدمتشون
‫گرفته بودن رو به پولمون اضافه کردن!

00:10:51.270 --> 00:10:53.260
‫نفر بعدی که رفتیم سراغش، «صفای تُرک» بود.

00:10:53.270 --> 00:10:56.760
‫چون «فونتانا» گفت که یه مقدار باهاش مشکل داره،
‫مجبور شدم اصرار کنم...

00:10:56.770 --> 00:10:58.760
‫ولی آخرش قانعش کردم!

00:10:58.770 --> 00:11:02.760
‫اون از این ایده خیلی خوشش اومد
‫و در آخر 11هزارتا بهمون داد.

00:11:17.520 --> 00:11:20.260
‫خانم «لانوس» قُلکی که توی آسایشگاه داشت رو شکست،

00:11:20.270 --> 00:11:24.380
‫و بهمون همه‌ی پس اندازهاش رو داد:
‫2500 دلار!

00:11:27.270 --> 00:11:29.880
‫رفتیم خرازی و کاچِتای لاغرمُردنی رو دیدیم،

00:11:29.890 --> 00:11:31.880
‫اونم همونجا 3000تا بهمون داد.

00:11:31.890 --> 00:11:35.010
‫پول روی پول میذاشت!

00:11:39.890 --> 00:11:43.130
‫در زمان اولین جلسه‌ی هفتگیِ جمعه‌هامون،
‫سر این توافق کردیم که چقدر سرمایه گذاری کنیم.

00:11:43.640 --> 00:11:48.760
‫بلااونده 6هزارتا گذاشت، فونتانا 7هزارتا،
‫و من و لیدیا 15هزارتا گذاشتیم.

00:11:49.270 --> 00:11:51.130
‫همه چیز داشت به خوبی پیش میرفت...

00:11:52.020 --> 00:11:53.510
‫زیادی خوب!

00:11:55.140 --> 00:11:56.260
‫- تو صحبت می‌کنی؟
‫- چرا؟

00:11:56.270 --> 00:11:58.260
‫چون تو تنها احمقی هستی که فکر میکنه...

00:11:58.270 --> 00:12:00.510
‫مِدینای دیوونه می‌تونه یکی از سهام داران باشه!

00:12:00.520 --> 00:12:02.630
‫همین مدینای دیوونه، آینده‌ی روشنی داره.

00:12:02.640 --> 00:12:04.380
‫داری درباره‌ی چی صحبت میکنی؟ مدینا؟

00:12:04.390 --> 00:12:07.380
‫فرمانداری کلی پول بهش داده بود
‫تا بره یه خونه‌ی جدید بگیره.

00:12:07.390 --> 00:12:08.630
‫ولی اون که نرفته!

00:12:08.640 --> 00:12:10.010
‫دقیقاً!

00:12:21.770 --> 00:12:23.380
‫سلام، آنتونیو.

00:12:23.390 --> 00:12:25.130
‫سلام، حالت چطوره؟

00:12:25.140 --> 00:12:27.380
‫آروم بگیرید! مهمون داریم!

00:12:27.390 --> 00:12:30.510
‫- آقای پرلاسی!
‫- حالت چطوره، مدینا؟ اون دیگه چی بود؟

00:12:30.520 --> 00:12:32.510
‫دینامیت...برای ماهیگیری بود.

00:12:33.640 --> 00:12:34.630
‫منظورت چیه؟ ماهیگیری؟

00:12:34.640 --> 00:12:38.010
‫اینجوری آسون‌تره. دیگه لازم نیست کل روز
‫با قلاب ماهیگیری بشینی بالا سرشون!

00:12:38.020 --> 00:12:40.630
‫همین رفیقم فونتانا که اینجاست، برام گرفتتشون.

00:12:40.640 --> 00:12:43.510
‫ولی این کار خیلی خطرناکه.
‫ممکنه بزنی کل خونه رو منفجر کنی!

00:12:43.520 --> 00:12:46.130
‫به هیچ وجه! مدینا لطفا خودت بهش بگو.

00:12:46.140 --> 00:12:49.010
‫سرباز «آتاناسیو مدینا» جوخه‌ی 52،

00:12:49.020 --> 00:12:52.630
‫با پوستی سیاه رنگ و سابقه‌ی خدمت در «سن نیکولاس»
‫در خدمت گزاری حاضرم!

00:12:52.640 --> 00:12:54.130
‫آزاد، سرباز!

00:12:56.390 --> 00:12:59.130
‫مدینا، میخوام برات توضیح بدم که چرا اینجاییم.

00:13:00.390 --> 00:13:02.760
‫تصور کن...

00:13:05.270 --> 00:13:07.130
‫یه کیک شکلاتی داریم.

00:13:09.140 --> 00:13:12.760
‫ولی این کیک برای یه نفر نیست.
‫برای چند نفره!

00:13:13.140 --> 00:13:15.510
‫- اون توضیح میده.
‫- یه شرکت تعاونی!

00:13:15.520 --> 00:13:17.010
‫- دقیقاً!
‫- یه شرکت تعاونی!

00:13:17.020 --> 00:13:21.390
‫آتاناسیو مدینا با کل خانواده‌ش در لبه‌ی دریاچه زندگی میکنه

00:13:22.020 --> 00:13:25.510
‫چون خونه‌ش خیلی به آب نزدیکه،
‫خونه‌ش معمولاً پر از آب میشه...

00:13:25.520 --> 00:13:29.010
‫و آتش‌نشان‌ها باید بیان نجاتش بدن.

00:13:29.770 --> 00:13:33.260
‫چون فرمانداری خسته شده بود از بس هر دفعه که
‫بارون میومد باید خونه‌ی اونا رو تخلیه می‌کرد...

00:13:33.270 --> 00:13:36.510
‫یه کمک مالی برای جابجایی منزلش بهش ارائه کردن.

00:13:37.640 --> 00:13:39.630
‫مدینا پول رو گرفت و اوراق مربوطه رو امضاء کرد.

00:13:40.020 --> 00:13:41.510
‫ولی بعدش نظرش عوض شد.

00:13:42.390 --> 00:13:45.010
‫اون یه ماشین دست دوم خرید.

00:13:45.390 --> 00:13:49.010
‫با اون پول، تُشک، ملحفه،
‫لباس و اسباب‌بازی برای بچه‌ها خرید!

00:13:50.390 --> 00:13:53.630
‫و بعد از این‌که ولخرجی‌هاش تموم شد
‫مبلغی که براش باقی مونده بود، دقیقاً...

00:13:53.640 --> 00:13:57.380
‫2153تا! لطفاً اسم منم بنویسید.

00:13:59.270 --> 00:14:01.880
‫بقیه‌ی پولی که بهت دادن چی شد؟

00:14:01.890 --> 00:14:05.010
‫منو که میشناسی، فونتانا.
‫من درست بلد نیستم اوضاع رو مدیریت کنم.

00:14:05.020 --> 00:14:06.510
‫ولی اسم منم بنویسید!

00:14:07.520 --> 00:14:08.630
‫خیلی‌خب.

00:14:09.140 --> 00:14:10.760
‫به 2هزارتا گِردش میکنم.

00:14:10.770 --> 00:14:14.260
‫نه! به 2153تا گِردش کن!

00:14:16.390 --> 00:14:21.260
‫از اونجایی که هیچوقت قرار نبود اون پولی که
‫لازم داشتیم رو گیر بیاریم...

00:14:21.270 --> 00:14:24.510
‫رفتم تا بزرگترین تاجر شهر رو ببینم.

00:14:24.520 --> 00:14:26.380
‫«کارمن لورخیو»

00:14:27.390 --> 00:14:30.510
‫تویی که از کسب و کار یه چیزایی حالیت میشه، کارمن!
‫ما چیزی نمی‌دونیم!

00:14:31.140 --> 00:14:33.880
‫دارم این پیشنهاد رو بهت میدم چون ما فکر کردیم...

00:14:33.890 --> 00:14:38.010
‫که شاید مایل باشی تا در این کار مشارکت کنی.

00:14:39.140 --> 00:14:43.380
‫در ضمن، یه شرکت حمل و نقل...

00:14:43.390 --> 00:14:49.010
‫ایده‌آل‌ترین شریک برای یه انبار غله محسوب میشه.
‫متوجه میشی؟

00:14:49.020 --> 00:14:50.380
‫بله.

00:14:51.270 --> 00:14:53.260
‫حالا تا الان چقدر پول جمع کردین؟

00:14:54.520 --> 00:14:58.510
‫58 هزارتا...
‫تقریباً 59 هزار دلار!

00:14:59.390 --> 00:15:00.630
‫سلام، فرمین. حالت چطوره؟

00:15:00.640 --> 00:15:02.010
‫هرنان، خودت چطوری؟

00:15:02.520 --> 00:15:03.760
‫رودریگو کجاست؟

00:15:03.770 --> 00:15:05.630
‫در «لاپلاتا»، توی یه دانشگاه مشغول ـه.
‫(شهری در آرژانتین)

00:15:05.640 --> 00:15:07.260
‫خیلی وقت میشه که ندیدمش.

00:15:07.270 --> 00:15:09.260
‫احتمالاً برای کریسمس بیادش اینجا.

00:15:09.770 --> 00:15:11.130
‫چی میخوای، پسرم؟

00:15:11.520 --> 00:15:13.510
‫مکانیک، ماشین رو واسم حاضر کرده،

00:15:16.140 --> 00:15:17.130
‫و ما باید پولش رو بدیم.

00:15:17.140 --> 00:15:19.630
‫خب، به «سنتیه‌تبان» بگو. اون خودش رات میندازه.

00:15:19.640 --> 00:15:21.880
‫چرا؟ خب بهش بگو پول رو بهم بده، منم میرم میگیرمش.

00:15:21.890 --> 00:15:25.010
‫هرنان، خواهش می‌کنم! لطفاً برو با سنتیه‌تبان صحبت کن.
‫برو!

00:15:26.270 --> 00:15:27.260
‫به رودریگو سلام برسون!

00:15:27.270 --> 00:15:28.630
‫ممنونم. می‌بینمت!

00:15:33.020 --> 00:15:34.510
‫نمی‌خوام دیگه بیشتر از این وقتت رو بگیرم.

00:15:34.520 --> 00:15:35.760
‫حتماً خیلی سرت شلوغه.

00:15:35.770 --> 00:15:38.380
‫نه، نه، نه.
‫وقت منو نمیگیری و...

00:15:39.270 --> 00:15:41.010
‫راستش رو بخوای، خوشحال هم میشم!

00:15:41.770 --> 00:15:44.130
‫ببین، میخوام درباره‌ی پسرم باهات صحبت کنم.
‫چون اون...

00:15:45.390 --> 00:15:48.760
‫خب، موضوع اینه که از وقتی که پدرش مُرد...

00:15:49.770 --> 00:15:53.260
‫هیچ الگویی در زندگیش نداشته،
‫منم نمی‌دونم چطور از پسش بر بیام.

00:15:54.020 --> 00:15:56.380
‫اون هیچ کاری نمی‌کنه،

00:15:56.390 --> 00:15:59.130
‫فقط میاد و میره!

00:15:59.140 --> 00:16:01.260
‫به هیچی توجه نمیکنه...

00:16:01.270 --> 00:16:04.130
‫بجز بیرون رفتن،

00:16:04.140 --> 00:16:06.760
‫خوردن و خوابیدن، و دردسر درست کردن!

00:16:08.640 --> 00:16:10.760
‫بخاطر همین فکر می‌کنم که فکر خوبی باشه اگه...

00:16:11.640 --> 00:16:13.010
‫خب...

00:16:13.020 --> 00:16:15.380
‫اون با شما افراد سخت‌کوش و نجیب...

00:16:15.390 --> 00:16:16.630
‫همراه بشه.

00:16:17.390 --> 00:16:20.010
‫این موضوع خیلی بهش کمک میکنه.

00:16:20.020 --> 00:16:21.260
‫منظورم اینه که...

00:16:21.270 --> 00:16:25.760
‫امکانش هست که اون یه نقشی در این جریان داشته باشه؟

00:16:28.020 --> 00:16:29.510
‫معلومه، کارمن!

00:16:29.520 --> 00:16:30.630
‫میتونی روش حساب کنی.

00:16:32.020 --> 00:16:33.660
‫خیلی‌خب، من می‌تونم 100هزار دلار بهت بدم.

00:16:35.020 --> 00:16:36.130
‫نه!

00:16:47.770 --> 00:16:49.260
‫ممنونم.

00:16:50.390 --> 00:16:52.880
‫ما تصمیم گرفتیم که کارمن به مذاکره کردن با
‫دلوکا ادامه بده...

00:16:53.270 --> 00:16:56.260
‫و اون تونست سر 250هزار دلار توافق کنه.

00:16:56.640 --> 00:17:00.130
‫و از اونجایی که ما تا الان 158.653 دلار داشتیم،

00:17:00.140 --> 00:17:03.130
‫به این نتیجه رسیدیم که بهترین کاری که میشه کرد
‫اینه که اونا رو یه جای امن بذاریم.

00:17:03.140 --> 00:17:04.510
‫پس ما رفتیم به سمت «ویلاگران»،

00:17:04.520 --> 00:17:06.760
‫بزرگترین شهر این اطراف!

00:17:07.140 --> 00:17:08.510
‫تا کاری رو بکنیم که مردم وقتی میکنن که...

00:17:08.520 --> 00:17:12.130
‫میخوان خیالشون از این راحت باشه که
‫جای پول‌هاشون امن ـه.

00:17:17.390 --> 00:17:18.880
‫حالت چطوره، لیدیا؟

00:17:18.890 --> 00:17:20.760
‫- از دیدن همتون خوشحال شدم.
‫- چطوری؟

00:17:20.770 --> 00:17:22.130
‫- همگی خوبن؟
‫- سلام.

00:17:22.520 --> 00:17:23.630
‫شروع کنیم؟

00:17:23.640 --> 00:17:25.380
‫- ممنونم.
‫- همینجا وایسید!

00:17:51.520 --> 00:17:53.260
‫- فرمین!
‫- چیه؟

00:17:53.270 --> 00:17:55.630
‫آلوارادو برای تایید اعتبار زنگ زد.
‫(تایید اعتبار قبل از وام گرفتن)

00:17:57.640 --> 00:18:00.380
‫میگه همین امروز باید بیای به دیدنش.
‫هیچ موردی وجود نداشته!

00:18:00.390 --> 00:18:01.760
‫- اینا رو اون گفت؟
‫- آره.

00:18:04.890 --> 00:18:06.380
‫پرونده‌تون بی‌نقص ـه.

00:18:07.390 --> 00:18:09.380
‫ولی این روزها، با توجه به وضعیت کشور...

00:18:09.390 --> 00:18:11.760
‫وقتی موضوع سر وام دادن میشه...

00:18:11.770 --> 00:18:15.510
‫بانک چیزهای دیگه‌ای هم ازتون میخواد.

00:18:16.020 --> 00:18:17.260
‫متوجه هستید؟

00:18:17.270 --> 00:18:18.510
‫و حساب شما...

00:18:18.520 --> 00:18:20.880
‫گردش حساب لازم برای...

00:18:20.890 --> 00:18:23.010
‫اون مقدار پولی که درخواست کردین رو نداره!

00:18:24.390 --> 00:18:26.260
‫ولی من یه راه حل به ذهنم رسید.

00:18:27.140 --> 00:18:31.010
‫بیا مثلاً فرض کنیم بجای این‌که پولتون در یکی از
‫صندوق‌های امانات باشه،

00:18:31.020 --> 00:18:32.630
‫اون رو داخل حساب بانکیتون گذاشته باشید.

00:18:33.270 --> 00:18:35.010
‫بانک مرکزی وقتی ببینه...

00:18:35.020 --> 00:18:36.760
‫که فرمین پرلاسی،

00:18:36.770 --> 00:18:39.510
‫درخواست وام برای 100هزارتا داده،
‫ولی در حساب بانکیش مبلغِ...

00:18:40.770 --> 00:18:45.010
‫158.653 دلار!

00:18:45.020 --> 00:18:46.880
‫150تا! عالیه!

00:18:46.890 --> 00:18:49.010
‫میدونی...همین باعث میشه قضیه فرق کنه.

00:18:49.020 --> 00:18:52.880
‫چون اونموقع داری 60 درصد از پولی که
‫توی حساب داری رو وام میگیری.

00:18:52.890 --> 00:18:56.010
‫بعدش اعتبارتون فوراً تایید میشه. بهتون قول میدم.

00:18:57.390 --> 00:19:01.130
‫باید این موضوع رو با شُرَکام در میون بذارم.

00:19:01.140 --> 00:19:03.760
‫همه‌ی اون پول واسه من نیست. متوجه هستید؟

00:19:03.770 --> 00:19:06.760
‫درک می‌کنم. کاملاً درک می‌کنم.

00:19:06.770 --> 00:19:09.380
‫ولی امروز ساعت 5 بعد از ظهر...

00:19:09.390 --> 00:19:12.510
‫بانک مرکزی، اعتبار سنجیِ سالیانه‌ رو برای
‫وام‌های امسال میبنده.

00:19:12.520 --> 00:19:16.260
‫اونوقت هر چیزی که امروز نرسه، پاس داده میشه به
‫ماه مارس، یا آپریل...

00:19:16.270 --> 00:19:19.380
‫می...ژون... خدا میدونه!

00:19:21.640 --> 00:19:22.630
‫ببین.

00:19:22.640 --> 00:19:24.380
‫الان 2:50 ـه!

00:19:24.390 --> 00:19:26.510
‫اگه تصمیم گرفتی که واریز رو انجام بدی...

00:19:26.520 --> 00:19:29.010
‫ظرف نیم ساعت این پوشه، "بوینس آیرس" رو ترک می‌کنه.

00:19:29.020 --> 00:19:30.760
‫و من شخصاً ...

00:19:30.770 --> 00:19:32.510
‫به بانک مرکزی زنگ میزنم...

00:19:32.520 --> 00:19:35.760
‫تا بهش بگم اون چیزی که داخل حسابتون ریختید رو
‫بررسی کنن!

00:19:37.020 --> 00:19:39.380
‫تا دوشنبه تاییدیه‌ی اعتبار میاد.

00:19:40.020 --> 00:19:41.510
‫و سه شنبه یا چهارشنبه...

00:19:42.140 --> 00:19:44.130
‫پول وارد حسابتون میشه.

00:19:44.140 --> 00:19:45.380
‫تضمین می‌کنم!

00:19:49.770 --> 00:19:51.260
<i>‫ توانا بود هر که دانا بود. </i>

00:19:53.770 --> 00:19:55.260
‫نمی‌دونم کی اینو گفته ولی درست گفته.

00:19:55.270 --> 00:19:57.380
‫کسی میدونه، واقعاً تواناست!

00:19:58.020 --> 00:20:01.010
‫اون کسی که نمی‌دونه، بعد از یه ذره تعلل...

00:20:01.020 --> 00:20:04.130
‫به حرف مدیر بانکی گوش میده که
‫در تمام زندگیش بهش اعتماد کرده!

00:20:05.020 --> 00:20:06.260
‫و دیگه احمق بودن رو میذار کنار...

00:20:06.270 --> 00:20:10.130
‫و به صورت خودکار تبدیل به یه ابله به تمام معنا میشه!

00:20:52.770 --> 00:20:55.130
‫«واریز شد»

00:21:26.390 --> 00:21:32.760
‫یک روز بعد

00:21:35.140 --> 00:21:36.380
‫فرمین!

00:21:57.770 --> 00:22:01.760
‫...مابقی پولی که در حساب‌های بانکیتون هست،

00:22:02.390 --> 00:22:04.510
‫- یا اگه حساب‌های سرمایه گذاری دارید...
‫- لیدیا!

00:22:05.270 --> 00:22:07.380
‫گفتش هفته‌ای چقدر می‌تونیم پول برداشت کنیم؟

00:22:11.390 --> 00:22:12.760
‫- لیدیا!
‫- چیه؟

00:22:13.140 --> 00:22:16.130
‫گفتش هفته‌ای چقدر می‌تونیم پول برداشت کنیم؟

00:22:16.140 --> 00:22:18.010
‫250 پسو.
‫(واحد پول کشورهای آمریکای جنوبی)

00:22:22.770 --> 00:22:24.130
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

00:22:24.140 --> 00:22:26.380
‫- چی شده، فرمین؟
‫- نه...

00:22:27.520 --> 00:22:28.510
‫فرمین!

00:22:28.520 --> 00:22:30.260
‫عزیزم، چی شده؟

00:22:30.270 --> 00:22:31.380
‫فرمین!

00:22:32.640 --> 00:22:35.510
‫نه، نه. فقط فشار خونم افتاد! همین!

00:22:35.890 --> 00:22:38.760
‫- خوبم، عزیزم. خوبم.
‫- جداً؟

00:22:41.140 --> 00:22:43.380
‫فرمین، هیچکس فکر نمیکنه این تقصیر توئه!

00:22:43.390 --> 00:22:44.760
‫جدی؟

00:22:44.770 --> 00:22:46.010
‫اونوقت اون احمقی که ...

00:22:46.020 --> 00:22:49.380
‫همه‌ی پول‌هاتون رو ریخت توی حساب، کی بوده؟

00:22:49.390 --> 00:22:52.380
‫هرکس دیگه‌ای هم بود همینکار رو می‌کرد، عزیزم!

00:22:52.390 --> 00:22:55.130
‫هیچکس فکرشم نمی‌کرد اینجوری بشه.

00:22:55.140 --> 00:22:56.140
‫باورم نمیشه.

00:22:57.640 --> 00:22:59.010
‫لعنت بهش!

00:22:59.770 --> 00:23:02.760
‫فرصت نکردم به کسی بگم!

00:23:02.770 --> 00:23:06.010
‫حالا حتماً همه فکر میکنن پول هنوز
‫توی صندوق‌ امانات ـه.

00:23:06.020 --> 00:23:08.130
‫بقیه رو بسپار به من.

00:23:08.890 --> 00:23:11.010
‫تو همینجا بمون. آروم باش!

00:23:11.020 --> 00:23:15.010
‫چطور میخوایم بهشون بگیم که
‫نمی‌تونیم پول رو از بانک بگیریم؟

00:23:15.020 --> 00:23:16.630
‫همین الان بهت گفتم.

00:23:17.270 --> 00:23:18.760
‫بسپارش به من!

00:23:33.770 --> 00:23:34.880
‫حالت چطوره، تُرک؟

00:23:34.890 --> 00:23:36.510
‫- چی بگم والا!
‫- می‌دونم، می‌دونم.

00:23:36.520 --> 00:23:38.630
‫الان میخوایم بریم بانک...

00:23:38.640 --> 00:23:40.880
‫- ...ببینیم چی میگن.
‫- چی مثلاً میخوان بگن؟

00:23:40.890 --> 00:23:42.880
‫- اونا میگن نمی‌تونن پول رو بدن!
‫- شاید.

00:23:42.890 --> 00:23:44.880
‫- شاید.
‫- از قرارِ معلوم، من پول رو به تو دادم!

00:23:44.890 --> 00:23:46.380
‫- پول رو به بانک ندادم!
‫- می‌دونم، باشه...

00:23:46.390 --> 00:23:48.130
‫پس تو نمی‌تونی جوابی که بانک میده رو بهم بدی!

00:23:48.140 --> 00:23:50.100
‫- باشه ولی صبر کن.
‫- برای چی صبر کنم؟

00:23:50.180 --> 00:23:52.640
‫من اون پول رو برای شرکت تعاونی بهت دادم.
‫یادت میاد؟

00:23:52.640 --> 00:23:55.760
‫حالا از قرار معلوم اون پول تبدیل به "پسو" شده
‫و نمیشه برداشتش کرد!
‫(واحد پول کشورهای آمریکای جنوبی)

00:23:55.770 --> 00:23:57.010
‫بذار اتفاقی که افتاد رو واست توضیح بدم.

00:23:57.020 --> 00:23:59.130
‫اونا بهم گفتن اگه این کاری که الان کردم رو نکنم...

00:23:59.140 --> 00:24:01.630
‫- نمی‌خوام بهم توضیح بدی!
‫- بذار حرف بزنم، بذار حرف بزنم!

00:24:01.640 --> 00:24:03.510
‫نمیخوام بذارم چیزی بگی!

00:24:03.520 --> 00:24:07.010
‫- متاسفم!
‫- متاسفی؟ الان تاسف تو چه بدرد من میخوره؟

00:24:07.020 --> 00:24:08.760
‫کدوم خری باشی که با من اینجوری صحبت میکنی؟

00:24:08.770 --> 00:24:11.600
‫- من همون خری هستم که تو پولم رو بالا کشیدی.
‫- من پول کسی رو بالا نکشیدم.

00:24:11.680 --> 00:24:13.510
‫تو منو دور زدی! میزنم میکُشمت!

00:24:13.520 --> 00:24:15.010
‫صفا!

00:24:15.020 --> 00:24:16.760
‫بهش دست بزنی میکُشمت!

00:24:16.770 --> 00:24:17.880
‫از سر راه برو کنار، عزیزم.

00:24:17.890 --> 00:24:19.130
‫گوش کن چی میگم، عوضی!

00:24:19.140 --> 00:24:22.510
‫اونا سر کل کشور کلاه گذاشتن، اونوقت تو اومدی
‫با شوهر من دعوا میکنی؟

00:24:23.020 --> 00:24:24.880
‫ما همه‌ی پس‌اندازمون رو سرمایه‌گذاری کردیم...

00:24:24.890 --> 00:24:26.880
‫تا این شهر از صفحه‌ی روزگار محو نشه،

00:24:26.890 --> 00:24:29.010
‫اونوقت تو میای مثل یه عوضی رفتار میکنی؟

00:24:29.020 --> 00:24:33.130
‫لعنت بهت!
‫مگه تو تنها کسی هستی که اینجا متضرر شده؟

00:24:33.520 --> 00:24:35.260
‫چه فکری با خودت میکنی، صفا؟

00:24:36.140 --> 00:24:37.510
‫از اینجا برو!

00:24:37.520 --> 00:24:41.510
‫از اینجا برو چون باورت نمیشه چقدر دلم می‌خواد
‫به یه نفر شلیک کنم.

00:24:50.020 --> 00:24:51.260
‫تموم شد، تموم شد.

00:25:11.890 --> 00:25:15.130
‫چند روز بعد از حادثه‌ی مشهور «کورالیتو» ...
‫(سیاست جدید دولت آرژانتین در سال 2001 که
‫تقریباً منجر به صفر شدن ذخایر بانکی شد)

00:25:15.640 --> 00:25:18.380
‫یه اتفاق کاملاً غیر منتظره افتاد!

00:25:24.390 --> 00:25:25.510
‫بیا اینجا.

00:25:26.890 --> 00:25:28.130
‫- چیه؟
‫- بیا! وقتی بشنوی...

00:25:28.140 --> 00:25:29.880
‫شوکه میشی!

00:25:30.390 --> 00:25:31.510
‫برید داخل.

00:25:32.270 --> 00:25:33.630
‫تو توی بانک کار نمی‌کردی؟

00:25:34.020 --> 00:25:35.510
‫- اون اینجا چیکار میکنه؟
‫- آروم باش، فرمین!

00:25:35.520 --> 00:25:38.760
‫- چطور ازم انتظار داری تا آروم باشم؟
‫- فرناندو میشه پسرِ دخترخاله بِبای من!

00:25:38.770 --> 00:25:40.880
‫دیدی چی شد؟ بهت گفته بودم که!

00:25:40.890 --> 00:25:43.510
‫آروم باش، بچه جون.
‫ما با تو مشکلی نداریم.

00:25:43.520 --> 00:25:46.380
‫من بهتون میگم، چون نمی‌خوام در اتفاقی که افتاد
‫همدست محسوب بشم.

00:25:46.390 --> 00:25:47.760
‫ولی از طرفی هم نمیخوام کارم رو از دست بدم.

00:25:47.770 --> 00:25:51.130
‫آروم باش بابا! کسی اسمی از تو نمیاره.

00:25:53.140 --> 00:25:55.510
‫- بجنب! حرف بزن دیگه! یه چیزی بگو!
‫- باشه.

00:25:57.640 --> 00:25:58.880
‫جریان از این قراره:

00:25:58.890 --> 00:26:01.630
‫جمعه‌ی قبل، وقتی از بانک رفتی...

00:26:01.640 --> 00:26:03.010
‫وقتی که داشتن بانک رو میبستن...

00:26:03.390 --> 00:26:05.760
‫مدیر اونجا، یعنی آلوارادو، اجازه داد «مانزی» بیاد داخل.

00:26:06.270 --> 00:26:07.510
‫مانزی؟ مانزی دیگه کیه؟

00:26:08.020 --> 00:26:09.130
‫مانزی...

00:26:09.640 --> 00:26:11.630
‫یه وکیل اهل ویلاگران ـه.

00:26:11.640 --> 00:26:13.260
‫یکی از دوستان شهرداره.

00:26:14.890 --> 00:26:16.510
‫ادامه بده، فرناندو.

00:26:18.140 --> 00:26:22.010
‫آلوارادو در همون لحظه و در همونجا،
‫برای مانزی یه وام به پسو نوشت...

00:26:22.390 --> 00:26:25.630
‫بعدش مانزی اون وامی که به پسو نوشته شده بود رو
‫با دلار عوض کرد!

00:26:27.890 --> 00:26:31.760
‫بیا مثلاً فرض کنیم بجای این‌که پولتون در یکی از
‫صندوق‌های امانات باشه،

00:26:31.770 --> 00:26:33.880
‫اون رو داخل حساب بانکیتون گذاشته باشید.

00:26:33.890 --> 00:26:35.760
‫بانک مرکزی وقتی ببینه...

00:26:35.770 --> 00:26:38.130
‫که فرمین پرلاسی در حساب بانکیش مبلغِ...

00:26:38.890 --> 00:26:42.630
‫158.563 دلار!

00:26:43.640 --> 00:26:45.510
<i>‫  و سه شنبه </i>

00:26:46.140 --> 00:26:47.380
<i>‫  چهارشنبه! </i>

00:26:48.140 --> 00:26:52.260
<i>‫  پول به حساب بانکیتون ریخته میشه. </i>

00:26:59.520 --> 00:27:01.200
‫بعدش همه‌ی دلارهایی که توی بانک بودن رو گرفت.

00:27:02.270 --> 00:27:03.270
‫دلارهای ما! فرمین!

00:27:04.270 --> 00:27:07.010
‫هم واسه شما، هم واسه‌ دیگران رو!
‫اون پول خوبی به جیب زد.

00:27:08.140 --> 00:27:10.010
‫اون می‌دونسته که چه اتفاقی قراره بیوفته.

00:27:10.020 --> 00:27:12.260
‫بخاطر همین مجبورت کردن که دلارها رو از
‫جعبه‌ی امانات در بیاری...

00:27:12.270 --> 00:27:14.260
‫و اونا رو به حسابت بریزی.

00:27:29.270 --> 00:27:31.260
‫- آلوارادو.
‫- متاسفم که تماس نگرفتم...

00:27:31.270 --> 00:27:33.010
‫شرایط خیلی بهم ریخته شده،
‫ولی همه چی درست میشه.

00:27:33.020 --> 00:27:34.760
‫فقط یه سوال دارم.

00:27:34.770 --> 00:27:36.630
‫- چقدر گرفتی؟
‫- چی؟

00:27:36.640 --> 00:27:38.760
‫چقدر از مانزی گرفتی تا سر همه‌ی ما کلاه بذاری؟

00:27:38.770 --> 00:27:40.880
‫- نمی‌دونم داری درباره‌ی چی حرف میزنی.
‫- به من نگاه کن!

00:27:40.890 --> 00:27:42.880
‫- توی چشمام نگاه کن!
‫- به اون نگاه کن، بعد جواب بده!

00:27:42.890 --> 00:27:45.630
‫- بگو که نمی‌دونستی.
‫- نمی‌دونم داری درباره‌ی چی حرف میزنی.

00:27:45.640 --> 00:27:46.970
‫این تقصیر من نیست.

00:27:47.060 --> 00:27:49.010
‫اونوقت تو تظاهر میکنی که خبر نداری؟ آشغال!

00:27:49.020 --> 00:27:50.880
‫از خودت خجالت نمیکشی؟

00:27:50.890 --> 00:27:53.010
‫تو سر هممون کلاه گذاشتی!
‫ما مردم طبقه‌ی کارگر هستیم!

00:27:53.020 --> 00:27:54.510
‫بیا اینجا، عوضی!

00:27:54.520 --> 00:27:55.520
‫کثافت!

00:27:56.140 --> 00:27:58.130
‫برو بمیر، آشغال!

00:28:11.020 --> 00:28:14.010
‫وقتی که می‌فهمی نه تنها یک نفر، بلکه یه ارتش ...

00:28:14.640 --> 00:28:18.380
‫از آدمای آشغال، زندگیت رو به فنا دادن، چیکار میکنی؟

00:28:19.020 --> 00:28:20.380
‫چیکار میکنی؟

00:28:21.140 --> 00:28:22.760
‫کی ازت دفاع میکنه؟

00:28:22.770 --> 00:28:24.260
‫با کی صحبت میکنی؟

00:28:25.140 --> 00:28:26.140
‫هیچکس!

00:28:27.140 --> 00:28:29.630
‫یهویی میفهمی که اونا همه چیز رو ازت گرفتن...

00:28:30.140 --> 00:28:31.880
‫اونا پس‌انداز‌هات رو نگه داشتن،

00:28:31.890 --> 00:28:34.010
‫و آرزوهات رو در هم شکوندن!

00:28:34.020 --> 00:28:37.130
‫بعدش احساس میکنی که این بدترین اتفاقیه که
‫میتونسته برات بیوفته...

00:28:38.270 --> 00:28:39.630
‫فرمین!

00:28:51.640 --> 00:28:53.260
‫ولی اینطور نیست!

00:30:05.140 --> 00:30:06.260
‫مامان؟

00:30:57.020 --> 00:31:00.760
‫وقتی از بیمارستان مرخص شدم، کشور داغون شده بود.

00:31:05.390 --> 00:31:07.260
‫ماه فوریه بود.

00:31:07.770 --> 00:31:11.630
‫میدونم احمقانه به نظر میرسه ولی
‫این مدت 5 تا رییس جهمور عوض شده بودن!

00:31:13.140 --> 00:31:15.380
‫مردم با فقر دست و پنجه نرم میکردن.

00:31:15.390 --> 00:31:19.130
‫یا در بهترین حالت، با اضطراب و ناامیدی!

00:31:23.890 --> 00:31:26.260
‫رودریگو از دانشگاه انصراف داد و پیش من موند.

00:31:27.020 --> 00:31:30.260
‫اگه با همدیگه نمی‌بودیم، هیچکدوممون نمی‌تونستیم...

00:31:30.270 --> 00:31:32.760
‫این دل‌شکستگی رو تحمل کنیم.

00:31:34.140 --> 00:31:35.140
‫کارمن...

00:31:35.770 --> 00:31:38.130
‫که مثل بیشتر ما، بی‌پول نمونده بود...

00:31:38.770 --> 00:31:41.380
‫بدون هیچ حرفی، برادران گومز رو استخدام کرد.

00:31:42.140 --> 00:31:46.640
‫اون بهشون نیاز نداشت، ولی می‌دونست که اونا
‫خانواده دارن ولی هیچ پولی ندارن!

00:31:49.890 --> 00:31:55.010
‫بلااونده با همون میهن پرستیِ سابقش به
‫ریاست ایستگاه قطارِ اشباح ادامه داد.

00:31:58.640 --> 00:32:03.260
‫از همه بدتر، از شانس بد مدینا،
‫اون تابستون بارون بند نمیومد.

00:32:06.640 --> 00:32:08.630
‫فونتانا به کارش ادامه داد.

00:32:08.640 --> 00:32:11.630
‫با بحران یا بدون بحران،
‫مردم همچنان چرخ‌هاشون پنچر میشه.

00:32:11.640 --> 00:32:14.010
‫اون مطمئن بود که دیر یا زود...

00:32:14.020 --> 00:32:17.760
‫مانزی یا آلوارادو سر و کله‌شون در مغازه‌ش پیدا میشه...

00:32:17.770 --> 00:32:20.880
‫و اون حاضر بود تا به گرمی ازشون استقبال کنه.

00:32:22.020 --> 00:32:25.380
‫فونتانا اینجوریه.
‫اون هیچوقت امیدش رو از دست نمیده.

00:32:47.020 --> 00:32:48.880
<i>‫ باید بکشیمشون! </i>

00:32:50.270 --> 00:32:52.880
<i>‫ آرژانتین! آرژانتین! </i>

00:32:59.640 --> 00:33:00.880
‫«پاتاکون» هم قبول میکنی؟
‫(واحد پول دولتی)

00:33:00.890 --> 00:33:04.010
‫پاتاکون، لکوپ، کئوبراچو، فدرال...
‫اینجا همه چی قبول می‌کنیم.

00:33:04.020 --> 00:33:06.130
‫«یک سال بعد»

00:33:07.770 --> 00:33:09.260
‫- ممنونم.
‫- خواهش میکنم.

00:33:10.890 --> 00:33:12.130
‫- پسر.
‫- بله؟

00:33:13.020 --> 00:33:14.010
‫سلام، آنتونیو!

00:33:14.020 --> 00:33:16.260
‫- بابات هنوز اون تو قایم شده؟
‫- آره.

00:33:16.270 --> 00:33:18.630
‫گوش کن چی میگم.
‫این حرفی که الان اومدیم اینجا تا...

00:33:18.640 --> 00:33:21.760
‫بهتون بزنیم، براتون جالب خواهد بود!

00:33:23.770 --> 00:33:25.630
‫سلام، فرمین!

00:33:26.270 --> 00:33:27.760
‫- سلام.
‫- عصر بخیر.

00:33:28.640 --> 00:33:30.010
‫به نظر خوب میای!

00:33:30.770 --> 00:33:34.880
‫رفیقت فونتانا مشغول به بررسیِ یه چیزی بوده.

00:33:34.890 --> 00:33:36.760
‫از کِی تاحالا اون از این کارها میکنه؟

00:33:36.770 --> 00:33:41.260
‫یه آنارشیستِ خوب باید همیشه دو قدم
‫از دشمنان خودش جلوتر باشه.

00:33:41.270 --> 00:33:44.630
‫باورت نمیشه چی میخوایم بهت بگیم!

00:33:44.640 --> 00:33:46.630
‫خیلی‌خب. اون رو خاموش کن و به ما گوش کن.

00:33:49.020 --> 00:33:53.130
‫از قضا، همسر خوزه گومز، آلیسیا...

00:33:53.140 --> 00:33:56.510
‫یه پرستار در بیمارستان ویلاگران ـه.
‫میدونستی؟

00:33:56.520 --> 00:33:57.880
‫خیلی‌خب. حله.

00:33:57.890 --> 00:34:02.010
‫از قضا یه روز یه نفر خودش رو
‫در بیمارستان بستری میکنه،

00:34:02.020 --> 00:34:04.760
‫یه یارو به اسم «سالدانیا»...
‫نمی‌دونم اونو بخاطر میاری یا نه.

00:34:04.770 --> 00:34:09.140
‫همون راهبی که پشت مرغدونی زندگی می‌کرد
‫و همیشه ناخوش بود.

00:34:09.140 --> 00:34:10.880
‫همون یارو. همون یارو.

00:34:10.890 --> 00:34:12.760
‫- خب.
‫- سر و کله‌ش دم بیمارستان پیدا شده...

00:34:12.770 --> 00:34:14.350
‫خیلی داغون بوده!

00:34:14.430 --> 00:34:18.630
‫کاری از دست دکترها بر نمیومده
‫و اون یارو داشته می‌مُرده.

00:34:19.020 --> 00:34:23.390
‫بعدش آلیسیا داشته ازش مراقبت میکرده،
‫باهاش حرف میزده و اینجور چیزا.

00:34:23.390 --> 00:34:24.760
‫و یه روز،

00:34:24.770 --> 00:34:27.130
‫اون وارد اتاق میشه...

00:34:27.140 --> 00:34:30.880
‫و میبینه که یه نفر اومده تا به سالدانیا سر بزنه.

00:34:30.890 --> 00:34:33.880
‫ازش می‌پرسه که کیه، اونم میگه
‫من از خویشاوندانش نیستم.

00:34:34.390 --> 00:34:37.130
‫اونم در جوابش میگه پس شما نمی‌تونید اینجا باشید.

00:34:37.640 --> 00:34:38.880
‫ازش میخواد که از اونجا بره.

00:34:40.020 --> 00:34:42.510
‫وقتی این یارو از اونجا میره،

00:34:43.020 --> 00:34:48.140
‫سالدانیا بهش میگه اون یارو کسی ـه که میتونه بهش کار بده

00:34:48.640 --> 00:34:50.380
‫اسم اون مانزی ـه!

00:34:54.770 --> 00:34:58.380
‫تا آلیسیا اسم مانزی رو شنید...

00:34:58.390 --> 00:35:00.630
‫-همونطور که میدونی اون خیلی باهوش ـه-

00:35:01.270 --> 00:35:03.510
‫...شروع کرد به سوال پرسیدن!

00:35:03.520 --> 00:35:08.140
‫بعدش این یارو بهش گفته که آخرین کاری که انجام داده...

00:35:08.140 --> 00:35:10.760
‫توی یکی از مزرعه‌های این یارو بوده.

00:35:11.270 --> 00:35:14.510
‫یه مزرعه‌ی بزرگ که مانزی از لانگارا خریده.

00:35:15.020 --> 00:35:19.130
‫داستان از این قراره که اون یارو میبرتش وسط جنگل...

00:35:20.020 --> 00:35:22.630
‫روی یه تپه‌ی کوچیک که پر از درخت بوده.

00:35:22.640 --> 00:35:25.010
‫میبرتش اونجا و بهش میگه...

00:35:25.020 --> 00:35:31.260
‫تا یه گودال سه در سه به عمق دو متر بِکَنه!

00:35:31.770 --> 00:35:36.640
‫و وقتی سالدانیا ازش میپرسه که این فضا واسه چیه...

00:35:36.640 --> 00:35:42.890
‫اون یارو بهش میگه
‫اونجا موتورخونه‌ی تسویه‌ی استخریه که...

00:35:42.890 --> 00:35:46.260
‫برای خونه‌ی روستاییش میخواد بسازه.

00:35:46.640 --> 00:35:48.510
‫مسخره‌ست! باورت میشه؟

00:35:48.520 --> 00:35:53.890
‫آدم اول نمیره موتور خونه رو بسازه،
‫بعدش استخر و در آخر خونه!

00:35:55.140 --> 00:35:56.260
‫اینطور فکر میکنی؟

00:35:57.640 --> 00:35:58.880
‫تو خُل و چلی چیزی هستی؟

00:36:00.140 --> 00:36:01.540
‫متوجه نیستی چه اتفاقی داره میوفته؟

00:36:02.020 --> 00:36:03.380
‫اونجا یه خزانه‌ست!

00:36:03.390 --> 00:36:07.510
‫اون خزانه درست کرده تا پولی که
‫از ما دزدیده رو قایم کنه.

00:36:08.140 --> 00:36:11.260
‫از کجا میدونی اون یارو میخواد پولارو قایم کنه؟

00:36:12.140 --> 00:36:14.510
‫بعد از جریان «کورالیتو» اون نمیره پولارو بانک بذاره!

00:36:14.520 --> 00:36:17.760
‫خب میتونه بره بذاره توی صندوق امانات یا یه جایی!
‫نمی‌دونم.

00:36:17.770 --> 00:36:20.880
‫عمراً. همه دارن میگن که هر لحظه ممکنه ...

00:36:20.890 --> 00:36:22.130
‫اونا برن همه‌ی اون صندوق‌ها رو باز کنن!

00:36:22.140 --> 00:36:25.760
‫بخاطر همین مانزی به فکر یه خزانه افتاده.

00:36:25.770 --> 00:36:27.130
‫چیزی که اون بهش فکر نکرده...

00:36:27.520 --> 00:36:31.510
‫این بوده که قبل از اینکه سالدانیا بمیره،
‫اون با آلیسیا صحبت کنه...

00:36:31.890 --> 00:36:33.380
‫و آلیسیا بیاد به خوزه بگه...

00:36:34.020 --> 00:36:36.010
‫و خوزه بیاد به من بگه،

00:36:36.020 --> 00:36:38.010
‫منم بیام به این یارو بگم،

00:36:38.020 --> 00:36:40.760
‫الانم داریم به جفتتون میگیم!

00:36:45.640 --> 00:36:47.380
‫خب؟ چی فکر میکنی؟

00:36:50.020 --> 00:36:52.130
‫به این‌که هرکسی یه جور وقتش رو تلف میکنه!

00:36:53.270 --> 00:36:56.260
‫تو چه مرگته؟

00:36:58.020 --> 00:37:00.760
‫- بیا بریم، لطفاً!
‫- آنتونیو!

00:37:01.140 --> 00:37:04.630
‫وقتی من از این قضیه خبردار شدم، داشتم دیوونه میشدم!

00:37:05.140 --> 00:37:10.890
‫با خودم گفتم:
‫«ایول! بالاخره فرصتی در مسیر عدالت نصیب ما شده!»

00:37:10.890 --> 00:37:17.140
‫ببین ما چه راهی پیدا کردیم تا از این آشغالِ عوضی،
‫انتقاممون رو بگیریم!

00:37:17.890 --> 00:37:21.630
‫ولی از قرار معلوم، دوستمون میخواد
‫همچنان نقش یه قربانی رو بازی کنه.

00:37:21.640 --> 00:37:23.760
‫راستش اون میتونه بره به درک!

00:37:24.520 --> 00:37:27.510
‫چون ما خیلی کارها کردیم!
‫ما در عزاداریِ اون، همراهش بودیم...

00:37:27.520 --> 00:37:28.520
‫بایدم میبودیم!

00:37:29.020 --> 00:37:31.010
‫ولی دیگه الان بیشتر از یکسال گذشته، مرد!

00:37:31.020 --> 00:37:32.760
‫من دیگه خسته شدم!

00:37:32.770 --> 00:37:35.130
‫- آروم باش!
‫- من دیگه نمیخوام آروم باشم. دیگه بسه!

00:37:35.770 --> 00:37:37.260
‫به اندازه‌ی کافی از دست اون کشیدم.

00:37:38.390 --> 00:37:43.760
‫فکر میکنه فقط خودش توی زندگیش یه نفر رو از دست داده

00:38:01.890 --> 00:38:03.010
‫اگه اون درست بگه چی؟

00:38:05.520 --> 00:38:07.010
‫اگه اون واقعاً یه خزانه داشته باشه چی؟

00:38:12.390 --> 00:38:13.760
‫میدونی دارم به چی فکر میکنم؟

00:38:15.020 --> 00:38:16.130
‫اگه این قضیه برعکس بود،

00:38:17.640 --> 00:38:19.760
‫و بجای تو، مامان زنده میبود،

00:38:20.270 --> 00:38:22.880
‫اگه فونتانا از در وارد میشد و بهش همه‌ی این چیزایی
‫که الان بهمون گفت رو میگفت...

00:38:23.770 --> 00:38:25.290
‫فکر می‌کنی مامان چی میگفت؟

00:38:27.890 --> 00:38:29.010
‫یا بدتر،

00:38:29.020 --> 00:38:31.510
‫اگه تو رو هم از دست میدادم و تنها می‌موندم چی؟

00:38:32.020 --> 00:38:34.130
‫بعدش فونتانا از در میومد و همه چیز رو بهم میگفت،

00:38:36.640 --> 00:38:38.630
‫فکر می‌کنی چیکار میکردم؟

00:38:47.020 --> 00:38:48.260
‫هیچی؟

00:39:16.270 --> 00:39:18.630
‫بازگشت مُرده‌ی زنده!

00:39:22.640 --> 00:39:23.760
‫بیا تو!

00:39:33.020 --> 00:39:36.380
‫این همون دیلم معروفیه که باهاش میخوای
‫بزنی تو سر مانزی؟

00:39:36.890 --> 00:39:39.630
‫یا آلوارادو...
‫هر کدوم زودتر سر و کله‌شون پیدا شد!

00:39:42.270 --> 00:39:45.630
‫آلوارادو...خیلی بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی
‫برای اون لعنتی آرزوی مرگ کردم.

00:39:47.020 --> 00:39:48.260
‫چی شده؟

00:39:49.520 --> 00:39:51.010
‫چرخت پنچر شده؟

00:39:53.020 --> 00:39:57.260
‫اومدی بهم درباره‌ی سالدانیا گفتی و...

00:39:58.770 --> 00:40:02.130
‫این‌که شاید مانزی یه خزانه برای خودش درست کرده باشه.

00:40:03.270 --> 00:40:04.630
‫آره. خب که چی؟

00:40:07.270 --> 00:40:08.630
‫اومدم بگم "آره"!

00:40:11.020 --> 00:40:12.130
‫"آره" چی؟

00:40:13.640 --> 00:40:15.260
‫"آره" باید یه کاری بکنیم.

00:40:26.890 --> 00:40:28.760
‫ما تقریباً همون افراد قبل بودیم.

00:40:28.770 --> 00:40:30.010
‫صفا گم و گور شده بود.

00:40:30.020 --> 00:40:33.510
‫فروشگاه رو بسته بود و با این ذهنیت که ما
‫سرش کلاه گذاشتیم، از شهر رفت!

00:40:34.640 --> 00:40:36.130
‫کاچتای بیچاره...

00:40:36.140 --> 00:40:39.260
‫بخاطر این بحران، از سکته‌ی قلبی مُرد!

00:40:39.270 --> 00:40:44.140
‫به خانم لانوس هم گفتیم که نگران نباشه
‫و ما به این قضیه رسیدگی می‌کنیم.

00:40:44.770 --> 00:40:47.010
‫و البته، لیدیا...

00:40:47.020 --> 00:40:48.760
‫جاش خالی بود!

00:40:51.020 --> 00:40:52.510
‫آقایون!

00:40:54.140 --> 00:40:55.510
‫خانم!

00:40:56.020 --> 00:41:00.010
‫امروز یه روز مقدس ـه.

00:41:00.020 --> 00:41:03.380
‫چون ما میخوایم رویای «میکاییل باکونین» رو زنده کنیم.

00:41:03.770 --> 00:41:06.010
‫پدرِ آنارشیسم!

00:41:06.640 --> 00:41:12.260
‫اون شخصی ـه که بالاتر از دولت و موسسات قرار گرفت.

00:41:13.520 --> 00:41:17.510
‫این مرد، سرنوشت خودش رو در دست‌هاش گرفت...

00:41:17.520 --> 00:41:23.760
‫که در مورد ما میشه پس گرفتنِ اون چیزی که
‫واسه خودمونه!

00:41:24.390 --> 00:41:25.760
‫آره، خب...

00:41:27.020 --> 00:41:29.380
‫فکر می‌کنم نیاز نباشه که...

00:41:29.390 --> 00:41:31.260
‫اینو بگم...

00:41:32.270 --> 00:41:35.010
‫ولی ما میخوایم خودمون رو ...

00:41:35.020 --> 00:41:38.380
‫درگیر مشکلی بزرگتر از این مشکلی که الان داریم، بکنیم.

00:41:38.770 --> 00:41:40.380
‫پس...

00:41:40.390 --> 00:41:41.880
‫اگه هر کدوم از شما...

00:41:42.520 --> 00:41:45.010
‫میخواد به هر دلیلی الان پا پس بکشه...

00:41:45.770 --> 00:41:48.010
‫یا این‌که ترسیده،

00:41:48.390 --> 00:41:49.630
‫که کاملاً طبیعی ـه...

00:41:51.520 --> 00:41:53.260
‫...الان وقتشه که بگه!

00:42:06.890 --> 00:42:07.880
‫خیلی‌خب.

00:42:07.890 --> 00:42:09.260
‫پس در اینصورت...

00:42:18.770 --> 00:42:20.260
‫- الو؟
‫- سلام، عزیزم.

00:42:20.270 --> 00:42:21.880
‫- سلام، عزیزم.
‫- کجایی؟

00:42:23.140 --> 00:42:24.630
‫- مشغولم!
‫- کِی میرسی خونه؟

00:42:24.640 --> 00:42:26.260
‫- بعداً بهت زنگ میزنم.
‫- باشه. دوستت دارم.

00:42:26.270 --> 00:42:27.510
‫خیلی‌خب، منم همینطور.

00:42:27.890 --> 00:42:29.130
‫دوستت دارم.

00:42:31.770 --> 00:42:33.010
‫اون دیگه چیه؟

00:42:33.640 --> 00:42:34.640
‫یه تلفن همراه!

00:42:35.140 --> 00:42:36.630
‫نه، می‌دونم. چرا باید داشته باشی؟

00:42:38.390 --> 00:42:39.510
‫تا باهاش صحبت کنم.

00:42:40.770 --> 00:42:43.130
‫الادیو، تو توی یه شهر کوچیک زندگی میکنی...

00:42:43.140 --> 00:42:45.130
‫که همه چیز ده بلوک اونورتر یا حتی کمتر، اتفاق میوفته.

00:42:45.140 --> 00:42:46.260
‫برای چی به تلفن همراه نیاز داری؟

00:42:46.890 --> 00:42:48.130
‫اونا ارزون بودن!

00:42:48.640 --> 00:42:50.130
‫اونا؟

00:42:50.770 --> 00:42:52.260
‫یه دونه دیگه هم دارید؟

00:42:52.270 --> 00:42:54.260
‫آره، ولی هنوز کسی به من زنگ نزده.

00:42:58.270 --> 00:43:00.630
‫چند روز پیش توی ویلاگران یه معامله‌ی خوب کردیم.

00:43:01.020 --> 00:43:03.380
‫یه معامله‌ی انحصاری برای افرادی که شناسه‌ی ملی‌شون،

00:43:03.390 --> 00:43:04.390
‫با یه عدد فرد تموم میشه!

00:43:05.020 --> 00:43:07.260
‫خدا رو شکر واسه اون فرد ـه!

00:43:07.770 --> 00:43:09.260
‫مال من زوج ـه!

00:43:09.270 --> 00:43:10.270
‫و قبول نکردن!

00:43:11.140 --> 00:43:15.380
‫پسر، نصف مردم جهان شماره‌ی شناسنامه‌شون
‫با یه عدد فرد تموم میشه.

00:43:17.020 --> 00:43:19.010
‫شما از کجا میدونید آقای فونتانا؟

00:43:19.640 --> 00:43:21.510
‫اونا یه جفت احمق هستن!

00:43:21.520 --> 00:43:26.260
‫خیلی‌خب، لطفاً بیاید برگردیم سر موضوع خودمون.

00:43:26.270 --> 00:43:27.510
‫بله.

00:43:29.020 --> 00:43:31.260
‫احتمالش هست...

00:43:32.020 --> 00:43:33.630
‫که این یارو، مانزی...

00:43:34.270 --> 00:43:37.630
‫یه سوراخ، گاو صندوق، خزانه ...

00:43:37.640 --> 00:43:40.130
‫یا یه چیزی تو این مایه‌ها در وسط زمینش داشته باشه.

00:43:40.770 --> 00:43:42.260
‫اگه این قضیه درست باشه،

00:43:42.640 --> 00:43:44.380
‫احتمالش هست که...

00:43:44.390 --> 00:43:45.880
‫همه‌ی پول‌ها اونجا باشه.

00:43:45.890 --> 00:43:48.010
‫پول‌های ما و پول‌های یه سری بنده‌های خدا!

00:43:49.270 --> 00:43:50.760
‫بخاطر همین...

00:43:50.770 --> 00:43:54.380
‫خیلی مهمه که همین الان روی این موضوع توافق کنیم.

00:43:55.640 --> 00:43:58.510
‫اگه حدسمون درست باشه و پیداش کنیم،

00:43:58.520 --> 00:44:01.630
‫فقط چیزی رو برمیداریم که حق خودمونه.

00:44:02.770 --> 00:44:04.010
‫همه موافق هستین؟

00:44:04.020 --> 00:44:07.010
‫عذر میخوام فرمین، ولی اگه اون اتفاق بیوفته...

00:44:07.020 --> 00:44:09.510
‫باید خیلی سریع عمل کنیم.

00:44:09.520 --> 00:44:11.510
‫نمی‌تونیم وایسیم اونجا و پولارو بشماریم!

00:44:13.020 --> 00:44:14.510
‫- اون راست میگه.
‫- آره. آره.

00:44:14.520 --> 00:44:16.510
‫خب، آره، اون درست میگه.

00:44:16.520 --> 00:44:18.260
‫اونوقت پیشنهاد میدی چیکار کنیم، کارمن؟

00:44:19.520 --> 00:44:22.380
‫من میگم اگه اوضاع درست پیش بره،
‫همه چیز رو برمیداریم.

00:44:25.140 --> 00:44:27.010
‫البته بعداً سهم خودمون رو جدا می‌کنیم...

00:44:27.020 --> 00:44:30.760
‫و می‌تونیم بقیه‌ش رو بدیم به سازمان‌های خیریه!

00:44:30.770 --> 00:44:33.130
‫چون...اون پول واسه اون یارو نیست!

00:44:33.640 --> 00:44:35.510
‫اون یارو یه مجرم ـه.

00:44:36.390 --> 00:44:37.630
‫- آره.
‫- درسته!

00:44:37.640 --> 00:44:39.010
‫- اون راست میگه.
‫- درسته!

00:44:39.020 --> 00:44:41.010
‫درست میگی کارمن، درست میگی.

00:44:41.020 --> 00:44:43.010
‫یه چیز دیگه هست که نگرانم میکنه.

00:44:43.640 --> 00:44:44.880
‫وقتی که میریم اونجا...

00:44:45.520 --> 00:44:46.880
‫اگه یارو سر و کله‌ش پیدا شد، چیکار میکنیم؟

00:44:46.890 --> 00:44:48.380
‫قبلاً به اونش فکر کردیم.

00:44:58.520 --> 00:44:59.510
‫بله؟

00:44:59.520 --> 00:45:01.630
‫من از آسایشگاه لانوس اومدم.

00:45:02.520 --> 00:45:04.010
‫میخوام به گل و گیاه‌هاتون برسم.

00:45:05.140 --> 00:45:06.260
‫من که سفارش همچین چیزی نداده بودم.

00:45:07.270 --> 00:45:09.880
‫ولی رییسم بهم گفت بیام اینجا!

00:45:09.890 --> 00:45:11.010
‫نه، اشتباه اومدی!

00:45:11.020 --> 00:45:13.510
‫نه، ببخشید، مشاور...من بهش گفتم بیاد.

00:45:13.520 --> 00:45:16.010
‫متاسفم که دیر کردم.
‫باید یه سری کاغذ بازی واسه مادرم انجام میدادم.

00:45:17.270 --> 00:45:18.130
‫پس خودت بهش رسیدگی کن.

00:45:18.140 --> 00:45:20.380
‫باشه. اون یادداشتی که واستون گذاشتم رو دیدین؟

00:45:20.390 --> 00:45:22.630
‫- امروز ساعت هفت یه جلسه با شهردار دارین.
‫- آره آره.

00:45:22.640 --> 00:45:23.760
‫بیا تو!

00:45:30.640 --> 00:45:33.380
‫من فلورنسیا هستم.
‫منشی آقای مانزی!

00:45:33.390 --> 00:45:35.010
‫میگوئل هستم.
‫از آشناییتون خوشوقتم.

00:45:35.520 --> 00:45:37.510
‫مطمئنی که هزینه‌ای برنمیداره؟

00:45:38.020 --> 00:45:40.510
‫نه، نه. کاملاً رایگانه!

00:45:40.520 --> 00:45:43.630
‫هدف ما اینه که شما از خدمات ما بهره ببرید،
‫و اگه ازش راضی بودید، ما متوجه میشیم.

00:45:43.640 --> 00:45:44.880
‫خیلی هم عالی! باشه...

00:45:44.890 --> 00:45:47.380
‫گیاهانمون اینا هستن،
‫یه باغچه‌ی کوچیک هم بیرون داریم.

00:45:47.390 --> 00:45:49.010
‫اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو.

00:45:49.770 --> 00:45:51.010
‫ممنونم.

00:46:02.390 --> 00:46:03.630
‫حالا میفهمی منظورم چی بود؟

00:46:03.640 --> 00:46:07.260
‫اون یارو وسط مزرعه‌ی کاهو، طویله راه انداخته...

00:46:07.270 --> 00:46:09.130
‫و چندتا گاو انداخته داخلش!

00:46:09.140 --> 00:46:10.260
‫اینا همش یه جور پوشش ظاهریه!

00:46:10.770 --> 00:46:13.010
‫اینجوری کرده که مردمی که اینجا کار میکنن...

00:46:13.020 --> 00:46:16.130
‫داخل اون تپه که پول داخلش هست، نرن!

00:46:16.140 --> 00:46:17.510
‫- زندگیم رو روی این شرط میبندم!
‫- باشه.

00:46:17.520 --> 00:46:19.630
‫پرلاسی! ما آماده‌ایم.

00:46:20.520 --> 00:46:21.760
‫چشم ازش برندار!

00:46:21.770 --> 00:46:23.510
‫- همه چیز رو آوردید؟
‫- آره، آره.

00:46:27.020 --> 00:46:28.260
‫داری چیکار میکنی، مدینا؟

00:46:30.390 --> 00:46:31.760
‫میخوام اونا منو شناسایی نکنن.

00:46:32.520 --> 00:46:33.880
‫هیچکس اینجا نیست.

00:46:33.890 --> 00:46:36.010
‫بخاطر همین ما اومدیم!
‫این کارها لازم نیست!

00:46:36.020 --> 00:46:37.510
‫- حادثه خبر نمیکنه!
‫- بیخیال!

00:46:37.520 --> 00:46:39.130
‫بیا بریم، بیا بریم.

00:46:39.140 --> 00:46:40.760
‫بچه‌ها.

00:46:40.770 --> 00:46:41.770
‫راه بیوفت.

00:46:46.140 --> 00:46:47.260
‫داری چی میریزی داخلش؟

00:46:47.270 --> 00:46:48.380
‫کود!

00:46:48.390 --> 00:46:50.130
‫روی برگ‌ها؟
‫ولی اون باید به ریشه‌ها برسه.

00:46:52.520 --> 00:46:54.380
‫این یه محصول جدیده.
‫باید اینجوری استفاده بشه.

00:47:07.640 --> 00:47:10.760
‫میخوام یه خونه‌ی روستایی بسازم!
‫مرتیکه فکر کرده ما احمقیم!

00:47:10.770 --> 00:47:13.510
‫در مورد تو یکی مطمئن نیستم!

00:47:15.270 --> 00:47:17.630
‫راستی با "کاجوارین" باید چیکار کنیم؟

00:47:20.020 --> 00:47:21.020
‫چرا؟

00:47:21.520 --> 00:47:24.510
‫چون برگاش لکه‌های زرد رنگ پیدا کرده.

00:47:26.270 --> 00:47:27.380
‫خب.

00:47:28.390 --> 00:47:30.130
‫این بخاطر آب رسانیِ بیش از حده!

00:47:31.140 --> 00:47:32.760
‫ولی من که همیشه یادم میره بهشون آب بدم!

00:47:34.270 --> 00:47:36.010
‫میتونه هم بخاطر کمبود آب باشه.

00:47:36.640 --> 00:47:37.760
‫آره.

00:47:37.770 --> 00:47:39.380
‫توی این مورد بخاطر کمبود آبه.

00:47:48.640 --> 00:47:49.640
‫تو نمیترسی؟

00:47:50.270 --> 00:47:51.270
‫از چی؟

00:47:51.770 --> 00:47:54.510
‫که اونجوری بهشون دست میزنی.
‫اونا باید خیلی سمی باشن!

00:47:55.020 --> 00:47:56.630
‫نه، چیز خاصی نیست.

00:48:26.140 --> 00:48:27.510
‫خدای من!

00:48:28.020 --> 00:48:29.510
‫پیداش کردیم!

00:48:32.020 --> 00:48:33.380
‫- من میرم داخل.
‫- یه لحظه صبر کن.

00:48:36.270 --> 00:48:38.510
‫بذار اول من برم.
‫اگه یه موقع...

00:48:38.520 --> 00:48:40.260
‫- چی؟
‫- شاید تله گذاشته باشه.

00:49:02.020 --> 00:49:05.380
‫این زنگ خطری از «یو-کِی16-وی‌-ای» ـه!

00:49:07.390 --> 00:49:09.010
‫- اتفاقی افتاده، مشاور؟
‫- نه.

00:49:09.020 --> 00:49:10.880
‫نه، یه زنگ خطر به صدا در اومده.

00:49:11.390 --> 00:49:12.390
‫نه.

00:49:23.770 --> 00:49:25.260
‫همه چیز خوبه؟

00:49:25.270 --> 00:49:27.130
‫آره. آره.

00:49:27.140 --> 00:49:28.510
‫همه چیز خوبه. فقط اینکه...

00:49:28.520 --> 00:49:30.630
‫فکر کنم قیچی‌هام رو فراموش کردم بیارم.

00:49:31.270 --> 00:49:33.130
‫میرم بیارمشون. داخل ماشین هستن!

00:49:33.140 --> 00:49:35.130
‫یه لحظه اینو اینجا میذارم. الان برمیگردم!

00:49:35.140 --> 00:49:36.510
‫باشه، مشکلی نیست.

00:50:05.640 --> 00:50:07.760
‫- الو؟
‫- یه زنگ خطر به صدا در اومده. اون داره میاد اونجا!

00:50:07.770 --> 00:50:10.380
‫- الو؟
‫- یه زنگ خطر به صدا در اومده، اون داره میاد اونجا!

00:50:10.390 --> 00:50:12.260
‫- همین الان از اونجا بیاید بیرون!
‫- چی؟

00:50:13.270 --> 00:50:14.760
‫لعنت بهش!

00:50:16.520 --> 00:50:17.260
‫این زنگ خطری از...

00:50:17.270 --> 00:50:19.130
‫اون یه زنگ خطر داره!
‫داره میاد اونجا!

00:50:19.140 --> 00:50:20.880
‫نمی‌تونم صدات رو بشنوم. چی؟

00:50:25.390 --> 00:50:27.130
‫زنگ خطر!

00:50:29.640 --> 00:50:31.880
‫زنگ خطر!

00:50:32.390 --> 00:50:34.130
‫اون پسره داره داد میزنه، «زنگ خطر».

00:50:34.520 --> 00:50:35.380
‫- بیا بیرون!
‫- بیاید بریم!

00:50:35.390 --> 00:50:37.010
‫- یالا!
‫- بیاید بریم!

00:50:37.020 --> 00:50:38.510
‫مانزی داره میاد!

00:50:47.520 --> 00:50:49.510
‫- یالا، یالا!
‫- لعنت بهش!

00:50:49.520 --> 00:50:50.880
‫بیا بریم. عجله کن!

00:50:51.390 --> 00:50:52.260
‫بیا بریم، بیا بریم!

00:50:52.270 --> 00:50:53.380
‫برو برو!

00:50:53.390 --> 00:50:54.510
‫یالا مرد!

00:50:54.520 --> 00:50:55.630
‫بریم!

00:50:56.020 --> 00:50:57.510
‫- یالا، خوزه!
‫- بیا بریم!

00:50:57.520 --> 00:50:59.130
‫مانزی!

00:50:59.640 --> 00:51:01.010
‫مانزی!

00:51:02.270 --> 00:51:03.760
‫مانزی داره میاد!

00:51:09.270 --> 00:51:11.630
‫- رد شو!
‫- یالا، بیاید از اینجا بریم بیرون.

00:51:11.640 --> 00:51:13.260
‫یالا، رد بشید.

00:51:15.020 --> 00:51:16.010
‫چیه؟ مشکل چیه؟ چی شده؟

00:51:16.020 --> 00:51:17.760
‫نه، نه. من نمی‌تونم. نمی‌تونم!

00:51:17.770 --> 00:51:18.880
‫خونسرد باش. خونسرد باش.

00:51:18.890 --> 00:51:20.010
‫خوزه، کیف!

00:51:20.020 --> 00:51:22.130
‫- کیف!
‫- برید بیاریدش!

00:51:22.140 --> 00:51:23.380
‫خونسرد باش! به من تکیه بده!

00:51:23.390 --> 00:51:25.260
‫همینجوری!
‫بریم هرنان!

00:51:35.390 --> 00:51:37.010
‫- بجنب، خوزه!
‫- بریم بریم!

00:51:37.020 --> 00:51:38.510
‫بازش کنید!
‫مراقب باش!

00:51:39.390 --> 00:51:40.880
‫بگیرش!
‫پات رو رد کن!

00:51:40.890 --> 00:51:42.380
‫همینه...حالا اون یکی پا!

00:51:42.390 --> 00:51:43.510
‫بچه‌ها.

00:51:44.140 --> 00:51:45.260
‫بیاید بریم!

00:51:48.770 --> 00:51:50.010
‫بریم!

00:51:50.020 --> 00:51:51.380
‫یالا، یالا!

00:51:55.020 --> 00:51:56.380
‫- بریم!
‫- ببندش.

00:52:21.640 --> 00:52:23.510
‫چطور برگردیم؟

00:52:23.520 --> 00:52:26.760
‫نزدیک به سه کیلومتر دیگه، به یه جاده‌ی دیگه میرسی.

00:52:27.390 --> 00:52:29.260
‫موازی با بزرگراه ـه.

00:52:29.270 --> 00:52:31.630
‫- خیلی جاده‌ی خوبی هم هست.
‫- مطمئنی؟

00:52:32.390 --> 00:52:35.380
‫کی مسئول پروژه‌های جاده‌های این اطراف بوده؟
‫تو یا من؟

00:52:35.390 --> 00:52:36.880
‫- بیخیال!
‫- خیلی‌خب.

00:52:39.020 --> 00:52:40.380
‫چیزی برای نوشیدن میخوای؟

00:52:40.390 --> 00:52:41.880
‫یه لیوان آب؟

00:52:42.640 --> 00:52:43.760
‫یه ذره آب...بله!

00:53:19.640 --> 00:53:21.260
‫«باطری 100درصد»

00:53:21.270 --> 00:53:22.380
‫«منبع برق»

00:53:37.520 --> 00:53:38.760
‫لطفاً گوش بدید!

00:53:38.770 --> 00:53:39.880
‫لطفاً گوش بدید!

00:53:39.890 --> 00:53:44.760
‫خواهش میکنم...میشه نوبتی حرف بزنیم که بتونیم
‫صحبت‌های هم رو بشنویم؟ خواهش میکنم!

00:53:45.770 --> 00:53:46.760
‫فلورنسیا دیگه کیه؟

00:53:46.770 --> 00:53:48.010
‫خیلی‌خب،

00:53:48.020 --> 00:53:51.130
‫همه گوش کنید چی میگم که دوباره مجبور نباشم
‫حرفم رو تکرار کنم.

00:53:51.770 --> 00:53:52.760
‫زنگ خطر به صدا در اومد.

00:53:52.770 --> 00:53:53.880
‫صداش بلند بود؟

00:53:54.520 --> 00:53:56.630
‫نه، مدینا!
‫به گوشیش زنگ میخوره.

00:53:57.770 --> 00:54:00.260
‫گوشیش زنگ خورد و اون یارو زد بیرون!

00:54:00.270 --> 00:54:01.880
‫پس اون به پلیس زنگ نزده!

00:54:01.890 --> 00:54:03.130
‫- نه.
‫- نه.

00:54:03.140 --> 00:54:05.260
‫چیزی که میخوام بدونم اینه که زمان بین...

00:54:05.270 --> 00:54:08.130
‫به صدا دراومدنِ زنگ خطر و
‫رسیدنِ مانزی به اونجا چقدر بود.

00:54:08.140 --> 00:54:10.010
‫ما نمی‌دونیم، کارمن.

00:54:10.020 --> 00:54:13.010
‫ما که ندیدیم اون کِی رسید اونجا.
‫فقط فرار کردیم!

00:54:14.770 --> 00:54:16.510
‫ولی اگه بخوایم آماده بشیم،

00:54:16.520 --> 00:54:18.760
‫وقت داریم تا قبل از اینکه مانزی برسه اونجا
‫اون در رو باز کنیم؟

00:54:18.770 --> 00:54:21.130
‫نمی‌دونم.
‫هیچ راهی برای دونستنش نداریم!

00:54:21.140 --> 00:54:23.260
‫حتی نمی‌دونیم چطور دربِ اون بسته شده!

00:54:23.270 --> 00:54:25.510
‫تنها چیزی که من دیدم...

00:54:25.520 --> 00:54:28.260
‫یه درِبِ استیلیِ محکم بود،

00:54:28.270 --> 00:54:30.380
‫من که چیز دیگه‌ای ندیدم،
‫حالا شماها رو نمی‌دونم.

00:54:30.390 --> 00:54:32.130
‫- نه، نه.
‫- هیچ نظری ندارم.

00:54:36.770 --> 00:54:37.880
‫من میدونم باید چیکار کنیم.

00:54:39.270 --> 00:54:41.010
‫پسرم، بذار اونایی که میدونن صحبت کنن.

00:54:41.020 --> 00:54:45.760
‫نه، نه، نه. بذار صحبت کنه، کارمن!
‫راستش رو بخوای الان همه سر در گُم هستیم.

00:54:49.270 --> 00:54:51.630
‫باید بریم سراغ مدارک مانزی!

00:54:51.640 --> 00:54:53.630
‫اگه اون یه زنگ خطر داشته باشه،
‫حتماً فاکتورش رو هم داره.

00:54:54.890 --> 00:54:57.010
‫اونوقت ما میفهمیم که با چی طرفیم...

00:54:57.020 --> 00:54:59.760
‫و شانس اینو داریم که بفهمیم چطور میشه خاموشش کرد.

00:55:02.640 --> 00:55:04.010
‫فکر خوبی بود.

00:55:04.020 --> 00:55:05.380
‫آره.

00:55:05.390 --> 00:55:06.390
‫آره.

00:55:07.140 --> 00:55:08.380
‫میتونی انجامش بدی؟

00:55:15.140 --> 00:55:17.130
‫اون لبه‌های پژمرده رو میبینی اونجا؟

00:55:18.800 --> 00:55:19.500
‫خب؟

00:55:19.890 --> 00:55:22.630
‫اونجا، لبه‌ی برگ‌ها یه جورایی پژمرده شدن!

00:55:23.890 --> 00:55:25.380
‫آهان، اینو میگی.

00:55:25.770 --> 00:55:26.770
‫آره.

00:55:27.390 --> 00:55:28.630
‫همین الان براتون درستش میکنم.

00:55:30.140 --> 00:55:31.510
‫آره، همین الان دارم میام.

00:55:32.640 --> 00:55:34.510
‫جلسه‌م با «کوینترو» رو کنسل کن!

00:55:34.890 --> 00:55:36.260
‫اتفاقی افتاده؟

00:55:37.640 --> 00:55:39.260
‫آلوارادو مُرد!

00:55:39.270 --> 00:55:40.630
‫همون که تو بانک بود؟

00:55:40.640 --> 00:55:41.760
‫چی شد؟

00:55:41.770 --> 00:55:45.010
‫رییس پلیس گفت گازش نشتی کرده.

00:55:45.020 --> 00:55:46.380
‫خودش و همسرش مُردن!

00:55:46.390 --> 00:55:48.130
‫اونا بچه هم داشتن؟

00:55:49.270 --> 00:55:50.510
‫تا جایی که من خبر دارم، ندارن!

00:55:50.520 --> 00:55:51.880
‫واقعاً دلم براشون سوخت.

00:55:51.890 --> 00:55:53.380
‫روزم خراب شد!

00:55:58.390 --> 00:55:59.760
‫بیچاره‌ها!

00:56:02.640 --> 00:56:03.760
‫اونو میشناختی؟

00:56:03.770 --> 00:56:06.260
‫آره. بابام توی اون بانک یه ارباب رجوع بود،

00:56:07.140 --> 00:56:10.130
‫و با این جریاناتی که بوجود اومد،
‫خودم چندین بار رفتم اونجا.

00:56:10.640 --> 00:56:12.510
‫شما هم بخاطر بحران اقتصادی ضرر کردید؟

00:56:13.140 --> 00:56:14.260
‫ما رو کُشت!

00:56:14.270 --> 00:56:17.630
‫من میخواستم برم دانشگاه «لاپلاتا» تا درس بخونم،
‫ولی مجبور شدم بمونم خونه تا کمک کنم.

00:56:19.020 --> 00:56:20.130
‫این خیلی بده!

00:56:21.390 --> 00:56:23.380
‫خب، خوش‌بختانه تونستم این کار رو بگیرم.

00:56:27.020 --> 00:56:29.780
‫باید برم دستشویی.
‫میشه اگه تلفن زنگ خورد برش داری؟

00:56:30.890 --> 00:56:32.510
‫برو، بسپارش به من.

00:56:49.770 --> 00:56:51.010
‫«فاکتورها»

00:57:02.390 --> 00:57:04.380
‫«زنگ خطر سیوآن»

00:57:11.770 --> 00:57:13.630
‫«یو-کِی16-وی‌-ای»

00:57:14.640 --> 00:57:16.510
‫داری با «بنت قنسول» چیکار میکنی؟

00:57:17.140 --> 00:57:18.380
‫کُشتیش که!

00:57:18.890 --> 00:57:20.380
‫نه، این باید...

00:57:20.390 --> 00:57:23.760
‫قلمه بخوره! وگرنه این گیاه کلاً می‌میره.

00:57:23.770 --> 00:57:26.130
‫با خودم میبرمش و وقتی برش گردونم...

00:57:26.520 --> 00:57:27.760
‫خودت می‌بینی!

00:57:29.020 --> 00:57:33.010
‫میدونم بعضی از مردم بلد نیستن از گیاهان مراقبت کنن...

00:57:34.640 --> 00:57:36.760
‫ولی این یه چیز دیگه‌ست!

00:57:41.020 --> 00:57:42.510
‫بیخیال بابا. تمومش کن!

00:57:42.520 --> 00:57:45.380
‫آلوارادو الان مُرد...
‫ولی نه بخاطر اینکه تو آرزوی مرگش رو کردی.

00:57:45.390 --> 00:57:47.630
‫ولی بالاخره فکر آدم رو درگیر میکنه!

00:57:47.640 --> 00:57:50.880
‫اون یارو یه آشغالِ عوضی بود.
‫ولی همسرش چی؟

00:57:53.140 --> 00:57:55.880
‫برای مانزی که به نظر خیلی فرمالیته میومد.

00:57:57.390 --> 00:57:59.260
‫برای اون هیچ چیز مهم نیست!

00:57:59.270 --> 00:58:00.380
‫نه...

00:58:00.890 --> 00:58:02.260
‫نه هیچ چیز!

00:58:03.520 --> 00:58:05.010
‫یه چیز هست که براش مهم ـه.

00:58:05.020 --> 00:58:06.130
‫خیلی زیاد!

00:58:07.140 --> 00:58:08.260
‫زیاد!

00:58:09.270 --> 00:58:10.630
‫برو، برو غذاتو بخور!

00:58:20.390 --> 00:58:22.510
‫سنسورهای حرکتیِ مادو قرمز.

00:58:22.890 --> 00:58:24.510
‫سنسورهای فشار.

00:58:24.520 --> 00:58:26.260
‫مثل مین عمل میکنن،
‫(وقتی پا رو از روش برداری به صدا در میاد)

00:58:26.270 --> 00:58:29.260
‫و 120 ثانیه فرصت عکس العمل داره.

00:58:29.270 --> 00:58:31.380
‫اگه غیر فعال نشه...

00:58:31.390 --> 00:58:32.390
‫زنگ خطر به صدا در میاد.

00:58:33.520 --> 00:58:35.760
‫«یو-کِی16-وی‌-ای»

00:58:36.770 --> 00:58:38.380
‫توی خود محل به صدا در میاد؟

00:58:38.390 --> 00:58:40.010
‫خب، اونجوری که هیچ فایده‌ای نداره!

00:58:40.770 --> 00:58:43.630
‫ولی اگه بخواین جلوی ورود مزاحمین رو بگیرید،

00:58:43.640 --> 00:58:44.760
‫می‌تونه اونجوری هم صدا کنه.

00:58:44.770 --> 00:58:47.630
‫یه هشدار، به تلفنی میفرسته که خودتون انتخاب میکنید.

00:58:48.520 --> 00:58:49.880
‫با چی عمل میکنه؟

00:58:50.270 --> 00:58:51.270
‫الکتریسیته!

00:58:51.770 --> 00:58:53.010
‫اگه برق قطع بشه چی؟

00:58:53.020 --> 00:58:54.130
‫باطری!

00:58:54.140 --> 00:58:55.880
‫تا 48 ساعت شارژ داره.

00:58:56.520 --> 00:58:58.130
‫و اگه باطری ...

00:58:58.140 --> 00:59:00.260
‫زیر 50 درصد بره،

00:59:00.270 --> 00:59:01.270
‫به صدا در میاد!

00:59:02.270 --> 00:59:04.010
‫ولی حتی اونموقع هم...

00:59:04.020 --> 00:59:06.260
‫24 ساعت شارژ داره،

00:59:06.270 --> 00:59:07.670
‫پس خونه‌ی روستایی‌تون در امان ـه.

00:59:09.020 --> 00:59:11.630
‫تحت هیچ شرایطی قطعیِ برق، دو روز طول نمیکشه.

00:59:13.890 --> 00:59:14.890
‫به نظر غیرقابل نفوذ میاد!

00:59:16.640 --> 00:59:19.130
‫به نظر نمیاد! همینطور هم هست!

00:59:25.390 --> 00:59:27.880
‫اومدم تا گیاهه رو واست بیارم.

00:59:28.390 --> 00:59:29.760
‫آخه نگاش کن! خیلی قشنگ شده!

00:59:29.770 --> 00:59:32.380
‫منو یاد تو انداخت و با خودم گفتم بیارمش!

00:59:32.890 --> 00:59:34.760
‫لازم نبود این همه زحمت بکشی!

00:59:34.770 --> 00:59:36.130
‫اشکالی نداره،

00:59:36.140 --> 00:59:37.880
‫میخواستم این رو داشته باشی و ازش لذت ببری.

00:59:39.390 --> 00:59:40.510
‫چطور درستش کردی؟

00:59:41.020 --> 00:59:44.130
‫میدونی، با اون برش‌هایی که اوندفعه‌ بهش دادم...

00:59:44.140 --> 00:59:46.380
‫قلمه‌ش زدم و بقیه‌ی ماجرا!

00:59:46.890 --> 00:59:51.390
‫رازش اینه که اونو کنار یه گیاه دیگه، توی خونه‌م گذاشتم.

00:59:51.390 --> 00:59:53.380
‫اون یه جورایی جادویی ـه،
‫یه انرژی‌ای وجود داره...

00:59:53.390 --> 00:59:56.130
‫می‌دونی، گیاهان میتونن همدیگه رو درک کنن.

00:59:56.520 --> 00:59:58.130
‫اونا یه جور...

00:59:58.520 --> 01:00:00.760
‫ارتباط ویژه دارن!
‫می‌تونم ازت بخوام باهام دوست بشی؟

01:00:01.520 --> 01:00:02.520
‫هان؟

01:00:03.770 --> 01:00:04.760
‫بریم بیرون با هم شام بخوریم،

01:00:04.770 --> 01:00:07.260
‫فیلم ببینیم، یا یه ذره بستنی بخوریم!

01:00:07.270 --> 01:00:09.130
‫ای میگوئل!

01:00:09.140 --> 01:00:10.260
‫ممنونم.

01:00:10.270 --> 01:00:11.380
‫خواهش میکنم.

01:00:11.390 --> 01:00:13.260
‫نه، نمی‌تونم. من نامزد دارم!

01:00:14.890 --> 01:00:16.890
‫مهم نیست. می‌تونیم سه تایی بریم.
‫من حسود نیستم.

01:00:20.890 --> 01:00:22.010
‫خیلی‌خب...

01:00:23.140 --> 01:00:25.010
‫اشکالی نداره.

01:00:27.640 --> 01:00:29.630
‫تو طول هفته میام تا به گل‌هام سر بزنم!

01:00:29.640 --> 01:00:31.010
‫باشه.

01:00:31.520 --> 01:00:32.380
‫ممنونم.

01:00:32.390 --> 01:00:33.760
‫اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن.

01:00:34.890 --> 01:00:36.050
‫خیلی‌خب، من دیگه باید برم مشغول کار بشم.

01:00:36.390 --> 01:00:37.510
‫خداحافظ!

01:00:37.520 --> 01:00:38.880
‫- خداحافظ!
‫- می‌بینمت.

01:00:52.890 --> 01:00:55.510
‫کسی، فکر دیگه‌ای داره؟

01:00:56.770 --> 01:00:59.760
‫باید رمز زنگ خطر رو بدست بیاریم.

01:01:01.140 --> 01:01:03.510
‫همونی که عدد داره توش...میدونی؟
‫اون رو میگم!

01:01:03.520 --> 01:01:06.880
‫با اون رمز می‌تونیم وارد اون خزانه بشیم،
‫و زنگ خطر رو غیرفعال کنیم!

01:01:10.140 --> 01:01:12.010
‫- یه فکری دارم!
‫- بگو، مدینا!

01:01:13.140 --> 01:01:14.880
‫با کمال احترام، خانم...

01:01:14.890 --> 01:01:16.880
‫ای بابا، خواهش میکنم مدینا.

01:01:16.890 --> 01:01:19.880
‫خب...می‌تونیم بزنیمش!

01:01:20.270 --> 01:01:25.010
‫چرا نمیگیریم اونقدر بزنیمش تا رمزعبور رو بهمون بده،

01:01:25.020 --> 01:01:28.510
‫تا اینقدر وقتمون رو با این آشغال هدر ندیم؟
‫لعنت بهش!

01:01:32.390 --> 01:01:34.510
‫مدینا، مشکل اینجاست که...

01:01:34.890 --> 01:01:36.510
‫ما آدمای صلح‌طلبی هستیم.

01:01:36.890 --> 01:01:41.130
‫و میخوایم اینجا توی «آلسینا» همینجور در صلح
‫به زندگی خودمون ادامه بدیم. متوجهی؟

01:01:44.520 --> 01:01:47.010
‫میخواستم بگم شب انجامش بدیم،
‫که نتونه قیافه‌هامون رو ببینه!

01:01:47.520 --> 01:01:49.510
‫نه، متوجه شدیم، مدینا!

01:01:49.520 --> 01:01:51.130
‫متوجه شدیم!

01:01:54.390 --> 01:01:55.390
‫خب؟

01:01:58.520 --> 01:01:59.760
‫باید فکر کنیم.

01:02:01.770 --> 01:02:03.130
‫من باید فکر کنم.

01:03:26.020 --> 01:03:27.510
<i>‫ خب این جنگ روانیه! </i>

01:03:28.270 --> 01:03:29.630
‫با اون؟

01:03:52.640 --> 01:03:54.010
‫پسرم، پسرم!

01:03:54.020 --> 01:03:56.260
‫- چیه؟ چی شده؟
‫- فهمیدم!

01:03:56.270 --> 01:03:57.760
‫- فهمیدم!
‫- چی؟

01:03:57.770 --> 01:03:59.630
‫یه فکری دارم،

01:03:59.640 --> 01:04:02.510
‫که چطور مانزی رو شکست بدیم. بیا!

01:04:10.390 --> 01:04:11.510
‫اونا باید مجسمه رو بدزدن،

01:04:11.520 --> 01:04:14.260
‫ولی سیستم امنیتی خیلی پیچیده‌ست!

01:04:20.640 --> 01:04:25.390
‫اونا دوباره و دوباره و دوباره زنگ خطر رو
‫به صدا در میارن. تا وقتی که قشنگ بره رو مُخشون،

01:04:25.770 --> 01:04:28.880
‫تاجایی که حتی رییس جمهور فرانسه هم بهشون زنگ میزنه
‫و ازشون میخواد که غیرفعالش کنن!

01:04:29.520 --> 01:04:30.760
‫و اون غیرفعالش میکنه!

01:04:31.770 --> 01:04:33.760
‫ولی این فقط یه فیلم قدیمی ـه!
‫شوخیت گرفته؟

01:04:33.770 --> 01:04:35.260
‫فیلم رو فراموش کن.

01:04:35.270 --> 01:04:36.760
‫ایده‌ش! ایده‌ش مهمه!

01:04:36.770 --> 01:04:38.260
‫زنگ بزن به بچه‌ها.
‫بگو بیان!

01:04:39.270 --> 01:04:40.380
‫این موقع شب؟

01:04:40.390 --> 01:04:41.630
‫آره، همین الان.

01:05:03.140 --> 01:05:05.380
‫پس ایده‌ی تو اینه که...

01:05:05.390 --> 01:05:07.630
‫مجبورش کنیم خودش زنگ خطر رو غیرفعال کنه؟

01:05:07.640 --> 01:05:08.640
‫نه، باطری رو!

01:05:09.140 --> 01:05:10.380
‫باطری رو!

01:05:10.770 --> 01:05:14.380
‫باید مانزی رو وادار کنیم که باطری رو قطع کنه.

01:05:14.390 --> 01:05:17.130
‫باید قانعش کنیم که باطری مشکل داره.

01:05:17.890 --> 01:05:19.380
‫پس اون قطعش میکنه...

01:05:19.390 --> 01:05:23.760
‫و خزانه فقط به منبع برق شهری وصل می‌مونه.

01:05:24.390 --> 01:05:25.760
‫بعدش وقتی که زمانش برسه...

01:05:25.770 --> 01:05:27.130
‫اونموقع...

01:05:27.140 --> 01:05:28.380
‫ما برق رو قطع می‌کنیم.

01:05:28.390 --> 01:05:29.880
‫و وقتی برق قطع بشه،

01:05:30.520 --> 01:05:32.130
‫زنگ خطر دیگه به صدا در نمیاد!

01:05:32.140 --> 01:05:33.130
‫آره.

01:05:33.140 --> 01:05:35.630
‫اما ما فقط برق متصل به خزانه رو قطع نمی‌کنیم.

01:05:37.890 --> 01:05:39.630
‫اگه همه جا خاموشی بشه،

01:05:39.640 --> 01:05:43.380
‫مانزی فکر نمیکنه که این قطعیِ برق مربوط به
‫خزانه‌ش باشه!

01:05:43.770 --> 01:05:45.630
‫اونجوری انگار فقط یه خاموشیِ ساده‌ست!

01:05:45.640 --> 01:05:47.260
‫اون خودش میبینه.

01:05:47.270 --> 01:05:49.630
‫اونوقت ما از کجا بدونیم که کِی قراره خاموشی زده بشه؟

01:05:50.890 --> 01:05:52.760
‫ما خودمون باعث این خاموشی میشیم!

01:05:53.640 --> 01:05:56.130
‫اون میخواد یه ترانسفورماتورِ نیروگاه برق رو منفجر کنه.

01:05:57.140 --> 01:05:58.130
‫تو دیوونه‌ای!

01:05:58.140 --> 01:05:59.380
‫نه.

01:05:59.390 --> 01:06:01.630
‫آنتونیو، بهش فکر کن.

01:06:01.640 --> 01:06:04.510
‫ما چندبار بخاطر طوفان، خاموشی داشتیم؟

01:06:04.520 --> 01:06:05.630
‫هزار بار!

01:06:05.640 --> 01:06:08.010
‫ولی اون بخاطر اینه که
‫رعد و برق میزنه به ترانسفورماتورِ!

01:06:08.520 --> 01:06:11.380
‫خب دارم بهتون میگم همه فکر میکنن همین اتفاق افتاده،

01:06:11.390 --> 01:06:12.380
‫حتی خود مانزی!

01:06:12.390 --> 01:06:14.760
‫حالا میخوای کل شهر رو تاریک کنی؟

01:06:16.140 --> 01:06:17.260
‫آره.

01:06:17.270 --> 01:06:19.880
‫تو از باکونین هم دیوونه‌تری!
‫(رهبر آنارشیست‌های جهان)

01:06:21.270 --> 01:06:22.270
‫آره.

01:06:38.140 --> 01:06:40.130
‫اولین کاری که باید بکنیم...

01:06:40.520 --> 01:06:41.760
‫اینه که بفهمیم...

01:06:41.770 --> 01:06:45.760
‫اون برقی که به خزانه میره، از کجا میاد.

01:06:46.520 --> 01:06:47.880
‫و ما چطور باید انجامش بدیم؟

01:06:48.520 --> 01:06:50.630
‫باید تک تک دکل‌های برق رو بررسی کنیم،

01:06:52.520 --> 01:06:54.510
‫تا اینکه اونی رو پیدا کنیم که یه جعبه روش داره...

01:06:55.390 --> 01:06:56.760
‫و یه کابل ازش میاد پایین...

01:06:57.890 --> 01:06:59.260
‫و میره داخل زمین.

01:07:00.520 --> 01:07:01.630
‫راستش...

01:07:01.640 --> 01:07:03.760
‫ببخشید ولی متوجه نمیشم.

01:07:03.770 --> 01:07:05.380
‫اونقدرا هم پیچیده نیست، مامان.

01:07:05.390 --> 01:07:08.510
‫باشه ولی لطفاً بذار اونا برام توضیح بدن!

01:07:08.890 --> 01:07:10.010
‫قضیه از این قراره:

01:07:10.020 --> 01:07:11.510
‫ما باید وادارش کنیم...

01:07:11.890 --> 01:07:13.260
‫تا باطری رو قطع کنه.

01:07:14.020 --> 01:07:16.010
‫چون این تنها کاریه که ما نمی‌تونیم بکنیم.

01:07:16.640 --> 01:07:18.630
‫برای انجام این کار باید یه کاری کنیم که فکر کنه...

01:07:19.390 --> 01:07:21.260
‫زنگ خطر کار میکنه ولی باطری نه!

01:07:22.640 --> 01:07:25.880
‫بخاطر همین باید هی قطع کنیم هی وصل کنیم،
‫هی قطع کنیم هی وصل کنیم. متوجه شدی؟

01:07:25.890 --> 01:07:29.130
‫بخاطر همین باید ببینیم که کابل کجاست.

01:07:30.140 --> 01:07:31.630
‫ولی، ببخشید...

01:07:31.640 --> 01:07:34.010
‫مگه گومز دکل رو پیدا نکرد؟

01:07:34.020 --> 01:07:37.010
‫چرا، ولی نباید کابل‌های پایین دکل‌ رو قطع کنیم.

01:07:39.390 --> 01:07:40.760
‫همونطور که هرنان میگه...

01:07:41.520 --> 01:07:43.010
‫وقتی برق رو قطع کنیم...

01:07:43.020 --> 01:07:45.880
‫مانزی میره چک میکنه که کابل، کجا داخل زمین میره.

01:07:45.890 --> 01:07:49.760
‫و اگه ما یه چاله زیر دکل درست کرده باشیم،
‫اون متوجه میشه!

01:07:50.140 --> 01:07:52.380
‫- باید ببینیم که کابل کجا میره.
‫- خواهش میکنم هرنان!

01:08:01.140 --> 01:08:03.130
‫فکر می‌کنم باید سعی کنیم آروم باشیم،

01:08:04.390 --> 01:08:06.510
‫و به حرف همدیگه گوش کنیم.

01:08:06.520 --> 01:08:09.380
‫این موضوع خیلی مهمه.
‫شاید یه نفر یه چیزی برای ارائه دادن داشته باشه.

01:08:09.890 --> 01:08:10.890
‫خیلی‌خب؟

01:08:14.270 --> 01:08:15.380
‫این یه فلزیاب ـه.

01:08:16.640 --> 01:08:19.760
‫مثل همونایی می‌مونه که توی ساحل استفاده میکنن
‫تا زیر شن‌ها دنبال وسایلشون بگردن!

01:08:20.890 --> 01:08:22.260
‫از اونجایی که کابل خیلی بلنده،

01:08:22.270 --> 01:08:25.880
‫باید ضخیم درست شده باشه تا در هنگ نوسان برق،
‫آسیبی نبینه!

01:08:26.520 --> 01:08:30.760
‫باید از دم دکل شروع به حرکت کنیم و
‫مسیر اون کابل رو روی نقشه علامت‌گذاری کنیم.

01:08:34.140 --> 01:08:35.260
‫فوق‌العاده‌ست!

01:08:38.520 --> 01:08:40.760
‫بهتره هر از گاهی به حرف‌های منم گوش کنی!

01:08:43.770 --> 01:08:44.880
‫ببخشید.

01:09:01.520 --> 01:09:02.630
‫- هی.
‫- چیه؟

01:09:02.640 --> 01:09:05.510
‫- سیگنال اینجا قوی‌تره.
‫- جداً؟

01:09:05.520 --> 01:09:08.130
‫آره، یه مقدار بیشتره. کابل باید نزدیک باشه.

01:09:08.890 --> 01:09:10.630
‫- نگاه کن، نگاه کن.
‫- خب پس چرا اینجا انجامش ندیم؟

01:09:11.520 --> 01:09:13.630
‫بیا همینجا انجامش بدیم.
‫لزومی نداره دیگه جلوتر از این بریم.

01:09:13.640 --> 01:09:15.260
‫اونجوری به زمین‌های مانزی میرسیم.

01:09:15.270 --> 01:09:16.510
‫اینجا امن‌تره.

01:09:22.770 --> 01:09:24.760
‫می‌دونی چی منو آزار میده؟

01:09:24.770 --> 01:09:25.880
‫چی؟

01:09:27.270 --> 01:09:29.380
‫که اگه این رو انجام بدیم...

01:09:30.140 --> 01:09:31.760
‫اون مانزیِ پدرسوخته،

01:09:31.770 --> 01:09:34.880
‫هیچوقت نمیفهمه که این اجرای عدالت بوده!

01:09:35.890 --> 01:09:38.630
‫اون فکر میکنه یه پدرسوخته‌ی دیگه مثل خودش
‫این کار رو کرده.

01:09:39.890 --> 01:09:41.260
‫حالا چرا باید برامون مهم باشه؟

01:09:42.520 --> 01:09:44.380
‫چیو میخوای ثابت کنی؟

01:09:45.140 --> 01:09:46.140
‫هان؟

01:09:47.390 --> 01:09:48.760
‫یه پدرسوخته...

01:09:48.770 --> 01:09:50.760
‫احساسِ پدرسوخته بودن نداره، آنتونیو.

01:09:50.770 --> 01:09:53.380
‫اینطور نیست که مثلاً از خواب بیدار بشن و
‫برن خودشون رو تو آینه ببینن و فکر کنن:

01:09:53.390 --> 01:09:57.130
‫«ببین من چه پدرسوخته‌ای هستم!»
‫نه، اونا هیچ احساس گناهی نمیکنن.

01:09:57.520 --> 01:09:58.630
‫این چیزا فقط واسه آدمای احمقی مثل ماست.

01:10:00.770 --> 01:10:02.130
‫- خیلی‌خب، این حاضره.
‫- خیلی‌خب.

01:10:02.140 --> 01:10:03.380
‫قطعش کنم؟

01:10:03.890 --> 01:10:05.510
‫خب، آره. اینطور فکر میکنم!

01:10:05.520 --> 01:10:07.510
‫- زمان رو داشته باش.
‫- مراقب باش...

01:10:07.520 --> 01:10:08.630
‫«رولو» گفت باید اون آبیه رو قطع کنیم،

01:10:08.640 --> 01:10:11.130
‫- نه اون سیاهه رو!
‫- آره، آره. می‌دونم.

01:10:11.140 --> 01:10:12.510
‫- بذار ببینم.
‫- زمان رو داشته باش.

01:10:12.890 --> 01:10:14.260
‫- الان انجامش میدم. خیلی‌خب؟
‫- حاضر!

01:10:24.890 --> 01:10:26.260
‫«برق»

01:10:26.270 --> 01:10:27.630
‫«باطری»

01:10:27.640 --> 01:10:29.010
‫«باطری 100درصد»

01:10:29.020 --> 01:10:30.880
‫«باطری 99درصد»

01:10:34.270 --> 01:10:35.630
‫ترانسفورماتورِ شماره‌ی سه...

01:10:35.640 --> 01:10:38.380
‫خطی که از «آلسینا» به «ویلاگران» میره.

01:10:38.890 --> 01:10:40.130
‫ولی کدوم یکیه؟

01:10:40.140 --> 01:10:42.260
‫همونی که جلوی درب ورودیه،
‫اون وسطی ـه.

01:10:43.140 --> 01:10:45.760
‫ولتاژ اینا خیلی بالاست!

01:10:46.390 --> 01:10:48.380
‫باید دیوونه باشی که بخوای بری اونجا!

01:10:49.390 --> 01:10:50.630
‫خب پس میگی چیکار کنیم؟

01:10:53.270 --> 01:10:54.630
‫یه فکری به سرمون میزنه.

01:10:58.520 --> 01:11:01.630
‫«24 ساعت بعد»

01:11:05.890 --> 01:11:06.890
‫وصلشون کن.

01:11:07.270 --> 01:11:09.380
‫وصلشون کن...
‫باطری از محدودیت خودش رد شده.

01:11:09.890 --> 01:11:12.010
‫الان دیگه حتماً زنگ خطر به صدا در اومده.
‫کمک میخوای؟

01:11:12.020 --> 01:11:13.260
‫نه.

01:11:21.140 --> 01:11:22.880
‫لعنت بهش...

01:12:08.640 --> 01:12:09.880
‫اون داره به یه نفر زنگ میزنه.

01:12:09.890 --> 01:12:11.380
‫چیکار کنیم؟

01:12:11.390 --> 01:12:13.630
‫بیا صبر کنیم تا اون بره،
‫وگرنه اون ما رو می‌بینه.

01:12:18.770 --> 01:12:19.880
‫رولو!

01:12:21.270 --> 01:12:22.630
‫رولو، بیا اینجا!

01:12:26.520 --> 01:12:27.510
‫نگاه کن!

01:12:27.520 --> 01:12:29.760
‫اون زنگ زده به سیوآن، از شرکت زنگ خطر!

01:12:31.390 --> 01:12:32.760
‫چه لحظه‌ی دلنشینی!

01:12:33.140 --> 01:12:34.760
‫- عجب لحظه‌ای!
‫- آره.

01:12:34.770 --> 01:12:37.510
‫خیلی لذت داره می‌بینم این پدرسوخته،
‫کلی سوال براش پیش اومده!

01:12:43.640 --> 01:12:45.260
‫مدار که درسته.

01:12:45.890 --> 01:12:47.760
‫داری میگی شارژ باطری...

01:12:48.270 --> 01:12:49.380
‫نصف شده بود؟

01:12:49.390 --> 01:12:50.760
‫چندبار باید بگم؟

01:12:51.140 --> 01:12:52.510
‫بهت گفتم دیگه! آره!

01:12:52.890 --> 01:12:55.380
‫ایندفعه 40 و خورده‌ای درصد شده بود.

01:12:55.390 --> 01:12:58.380
‫ولی دفعه‌ی اولی که زنگ خطر به صدا در اومد،
‫باطری پر بود!

01:13:01.390 --> 01:13:03.380
‫نمی‌دونم...شاید برق قطع شده باشه.

01:13:03.390 --> 01:13:05.880
‫نه، برق قطع نشده!

01:13:06.390 --> 01:13:07.880
‫اون خط از «ویلاگران» میاد.

01:13:07.890 --> 01:13:09.380
‫اونوقت اونجا برق قطع نشده!

01:13:10.270 --> 01:13:12.380
‫نمی‌دونم چی بگم والا.
‫اینجا همه چیز به نظر درست میاد.

01:13:12.390 --> 01:13:13.760
‫اگه بخوای، می‌تونیم کابل رو بررسی کنیم.

01:13:13.770 --> 01:13:15.380
‫آره، معلومه که میخوام.

01:13:15.390 --> 01:13:18.510
‫خیلی‌خب، من میرم بالا و میذارم زنگ خطر رو فعال کنی.

01:13:35.390 --> 01:13:39.130
‫اصلاً اینجا وسط این ناکجاآباد
‫چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟

01:13:41.640 --> 01:13:42.760
‫چی گفتی؟

01:13:42.770 --> 01:13:44.510
‫منظورم اینه که اینجا واقعاً خیلی دور ـه!

01:13:45.770 --> 01:13:48.380
‫اونوقت تو چرا واست مهمه که اینجا وسط ناکجاآباد ـه؟

01:13:49.140 --> 01:13:51.760
‫چرا باید همچین زِری بزنی و
‫بگی اینجا وسط ناکجاآباد ـه؟

01:13:51.770 --> 01:13:52.880
‫ببخشید؟

01:13:58.770 --> 01:14:01.260
‫بجز من، فقط یه نفر از این زنگ خطر خبر داره.

01:14:01.270 --> 01:14:02.760
‫نه، جدی که نمیگی، مانزی!

01:14:04.520 --> 01:14:05.880
‫تو دنبال پول من هستی.

01:14:05.890 --> 01:14:07.760
‫نه، چطور میتونم همچین کاری بکنم؟

01:14:08.270 --> 01:14:09.380
‫پس تو بودی...آشغالِ عوضی!

01:14:09.390 --> 01:14:11.630
‫- نه! نه!
‫- داری سر به سر من میذاری، کثافت؟

01:14:12.520 --> 01:14:13.760
‫اون الان میزنه میکُشتش، پسر!

01:14:15.770 --> 01:14:17.880
‫راستش رو بهم بگو وگرنه بهت شلیک میکنم، پدرسوخته!

01:14:17.890 --> 01:14:19.510
‫نه! قسم میخورم من کاری نکردم.

01:14:19.520 --> 01:14:20.760
‫این شغل منه! این...

01:14:20.770 --> 01:14:23.630
‫این کاریه که برای یه در آوردن خرج زندگیم انجام میدم.
‫زنگ‌های خطر...امنیت...

01:14:23.640 --> 01:14:25.760
‫- داری سر به سر من میذاری؟
‫- نه، نه، نه.

01:14:26.770 --> 01:14:28.260
‫خواهش میکنم آروم باش.
‫التماست می‌کنم.

01:14:28.270 --> 01:14:32.890
‫ببین، اگه بخوای می‌تونم رایگان
‫به کل تاسیسات یه نگاه بندازم.

01:14:32.890 --> 01:14:35.880
‫هیچ هزینه‌ای برات نداره. من پولش رو میدم.
‫خیلی‌خب؟

01:14:38.770 --> 01:14:40.880
‫لعنت بهش!

01:14:43.020 --> 01:14:44.260
‫اون دیوونه‌ست، پسر!

01:14:44.270 --> 01:14:45.760
‫این یارو دیوونه‌ست.

01:14:55.770 --> 01:14:56.770
‫منو ببخش.

01:14:58.140 --> 01:14:59.880
‫این چند روز خیلی استرس‌زا بوده.

01:15:01.520 --> 01:15:03.130
‫- منو ببخش.
‫- باشه، باشه.

01:15:03.770 --> 01:15:06.010
‫بهت اطمینان میدم که زنگ خطر درست کار میکنه.

01:15:06.020 --> 01:15:09.010
‫بیش از 100مورد از اونا رو نصب کردم
‫و همشون درست کار میکنن!

01:15:09.020 --> 01:15:11.380
‫اگه بخوای می‌تونیم بریم پای دکل برق...

01:15:11.390 --> 01:15:13.130
‫و کابل‌ها رو بررسی کنیم.

01:15:13.140 --> 01:15:14.380
‫خیلی‌خب؟

01:15:16.390 --> 01:15:17.380
‫باشه.

01:15:17.390 --> 01:15:18.510
‫خوبه.

01:15:20.770 --> 01:15:22.380
‫منو ببخش.

01:15:23.270 --> 01:15:24.380
‫منو ببخش.

01:15:44.140 --> 01:15:46.130
‫نه، این جعبه که مشکلی نداره.

01:15:47.640 --> 01:15:49.760
‫دستگاه، مدار پیچیده‌ای داره.

01:15:50.390 --> 01:15:51.630
‫توی این منطقه هم...

01:15:51.640 --> 01:15:53.760
‫جریان برق خیلی ثابت نیست.

01:15:55.640 --> 01:15:58.760
‫شاید برق نوسان کرده باشه...

01:15:59.270 --> 01:16:04.140
‫و سنسورهای باطری ریست شده باشه
‫و بخاطر همین زنگ خطر به صدا در اومده.

01:16:05.390 --> 01:16:08.510
‫در حالت عادی باید دستگاه رو ببرم «بوینس آیرس»...

01:16:08.520 --> 01:16:10.380
‫پیش متخصصین...تا یه نگاهی بهش بندازن.

01:16:10.390 --> 01:16:11.630
‫ولی،

01:16:11.640 --> 01:16:14.260
‫دو هفته بدون زنگ خطر میشی!

01:16:14.270 --> 01:16:15.630
‫نه، اینجوری نمیشه.

01:16:17.520 --> 01:16:18.630
‫خب...

01:16:19.520 --> 01:16:21.260
‫راه حل دیگه اینه که...

01:16:21.640 --> 01:16:23.510
‫باطری رو قطع کنی.

01:16:23.890 --> 01:16:26.380
‫بعدش اگه مشکل از سنسورهای باطری باشه...

01:16:26.390 --> 01:16:27.510
‫دیگه زنگ خطر به صدا در نمیاد.

01:16:29.640 --> 01:16:31.130
‫شاید یه اشکال فنی بوده باشه.

01:16:31.520 --> 01:16:32.760
‫مثلاً یه ماشین به یه کابل خورده باشه!

01:16:32.770 --> 01:16:36.130
‫نه، اگه داستان از این قرار بود،
‫خودش دوباره به حالت اول برنمیگشت!

01:16:36.140 --> 01:16:38.130
‫فکر می‌کنم مشکل از برق باشه.

01:16:40.770 --> 01:16:41.770
‫خیلی‌خب.

01:16:42.140 --> 01:16:43.300
‫اگه لازم شد دوباره زنگ میزنم.

01:16:44.020 --> 01:16:45.130
‫باشه.

01:16:49.890 --> 01:16:52.760
‫چیزی نمونده بود به سر سیوآن شلیک کنه!

01:16:52.770 --> 01:16:53.880
‫آره.

01:16:54.890 --> 01:16:57.010
‫ولی اون نگران شده بود...

01:16:57.020 --> 01:17:00.260
‫وگرنه همون موقع بهش زنگ نمیزد.

01:17:00.640 --> 01:17:02.260
‫فکر میکنی مانزی از این گوشی‌های بازشو داشته باشه؟

01:17:02.270 --> 01:17:03.510
‫داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟

01:17:03.520 --> 01:17:05.760
‫معلومه که داره.
‫اون توی پول غلت میزنه!

01:17:05.770 --> 01:17:08.130
‫- تو بودی یه دونه نمیگرفتی؟
‫- معلومه! اونا تلفن‌های مورد علاقه‌ی من هستن.

01:17:08.140 --> 01:17:10.130
‫بچه‌ها، بچه‌ها...این قضیه جدیه!

01:17:11.520 --> 01:17:13.010
‫این یارو خطرناکـه.
‫اون اعصاب نداره!

01:17:13.890 --> 01:17:17.380
‫خب، من که عادت دارم با مردهای بی‌اعصاب
‫سر و کله بزنم، من که ازش نمی‌ترسم.

01:17:19.020 --> 01:17:20.510
‫شماها چطور، بچه‌ها؟

01:17:21.020 --> 01:17:22.020
‫منم هستم!

01:17:25.520 --> 01:17:26.630
‫ادامه بدیم؟

01:17:26.640 --> 01:17:28.260
‫- آره.
‫- آره.

01:17:29.520 --> 01:17:31.130
‫خیلی‌خب، پس ...

01:17:31.140 --> 01:17:34.260
‫باید یه کاری کنیم باطری رو قطع کنه.

01:17:34.270 --> 01:17:36.380
‫و برای رسیدن به این هدف، باید دیوونه‌ش کنیم.

01:17:37.770 --> 01:17:40.130
‫یعنی کاملاً دیوونه!

01:18:04.140 --> 01:18:05.260
‫«باطری 50 درصد»

01:18:05.270 --> 01:18:07.260
‫«باطری 49 درصد»

01:18:29.140 --> 01:18:30.260
‫«برق»

01:18:32.640 --> 01:18:33.380
‫«باطری 50 درصد»

01:18:33.390 --> 01:18:34.630
‫«باطری 49 درصد»

01:18:36.140 --> 01:18:38.380
<i>‫ این یه زنگ خطر از... </i>

01:18:39.020 --> 01:18:40.510
‫عذر میخوام.

01:18:40.520 --> 01:18:41.880
‫عذر میخوام.

01:18:47.270 --> 01:18:48.380
‫«باطری»

01:18:55.270 --> 01:18:57.380
‫«باطری 72 درصد»

01:19:00.890 --> 01:19:02.380
‫«باطری 49 درصد»

01:19:03.390 --> 01:19:07.130
‫این زنگ خطری از «یو-کِی16-وی‌-ای» می‌باشد.

01:19:14.890 --> 01:19:18.010
‫این زنگ خطری از «یو-کِی16-وی‌-ای» می‌باشد.

01:19:30.640 --> 01:19:33.010
‫این زنگ خطری از «یو-کِی16-وی‌-ای» می‌باشد...

01:19:33.020 --> 01:19:34.130
‫«باطری 72 درصد»

01:19:40.890 --> 01:19:44.130
<i>‫  این زنگ خطری از... </i>

01:19:46.020 --> 01:19:48.010
<i>‫  این زنگ خطری از ... </i>

01:19:50.020 --> 01:19:52.510
<i>‫  این زنگ خطری از... </i>

01:19:56.270 --> 01:19:59.260
‫«باطری قطع شد»

01:20:07.890 --> 01:20:10.880
‫- اینجا هنوزم جزو دارایی‌های دولت حساب میشه؟
‫- آره.

01:20:10.890 --> 01:20:12.380
‫خب پس چرا تو کلید داری؟

01:20:12.390 --> 01:20:15.130
‫هرچی کمتر بدونی به نفعته.

01:20:16.390 --> 01:20:18.760
‫- دلت واسش تنگ شده؟
‫- واسه چی؟

01:20:19.140 --> 01:20:21.760
‫اداره‌ کردن کمپ بین‌المللیِ جاده‌سازی؟

01:20:21.770 --> 01:20:27.010
‫اینکه هر صبح بیدار بشیم و به کاری که میکنیم افتخار کنیم
‫بدون این‌که یه قرون دزدی بکنیم؟

01:20:27.020 --> 01:20:29.260
‫این‌که یه خانواده‌ی شاد داشته باشم؟

01:20:30.140 --> 01:20:31.510
‫می‌دونی چیه؟
‫نه...

01:20:32.770 --> 01:20:35.130
‫دلم واسه هیچکدوم از اونا تنگ نشده!

01:20:36.390 --> 01:20:37.510
‫برید داخل.

01:20:49.020 --> 01:20:50.380
‫ایناهاش!

01:20:55.020 --> 01:20:56.510
‫شوخیتون گرفته؟

01:20:56.520 --> 01:20:58.510
‫نه کاملاً جدی هستیم.

01:20:58.520 --> 01:21:01.260
‫بیا فرمین. بذار نشونت بدم. یالا!

01:21:16.020 --> 01:21:18.130
‫اینم نور علی نور!

01:21:18.770 --> 01:21:21.510
‫نود کیلو دینامیت!

01:21:29.520 --> 01:21:32.010
‫- خب؟
‫- فراموشش کن. من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

01:21:32.020 --> 01:21:35.260
‫باید بکنی! میخوای اون پدرسوخته مُچمون رو بگیره؟

01:21:35.270 --> 01:21:38.510
‫- من متوجهم ولی تو چی؟
‫- منم متوجهم ولی بهش نیاز داریم!

01:21:38.520 --> 01:21:42.760
‫- اون واسه عهد دقیانوسه!
‫- خب پرونیسم هم همینطور. ولی هنوز جریان داره!
‫(پرونیسم: تفکر عدالت‌گرایی و میهن پرستی)

01:21:42.770 --> 01:21:46.010
‫ما شما دوتا رو با هم تنها میذاریم.
‫خودتون همدیگه رو درک می‌کنید. بیا بریم!

01:21:46.020 --> 01:21:47.260
‫تو بهترینی!

01:21:47.270 --> 01:21:48.760
‫یادت نره!

01:21:52.770 --> 01:21:54.760
‫من میرم دستشویی.
‫الان برمیگردم.

01:21:54.770 --> 01:21:56.010
‫خیلی‌خب.

01:22:09.140 --> 01:22:10.510
‫بهم بگو جریان چیه.

01:22:12.520 --> 01:22:14.260
‫جریانِ چی، چیه؟

01:22:14.770 --> 01:22:16.130
‫فکر میکنی من احمقم؟

01:22:17.140 --> 01:22:20.880
‫از زمانی‌که تو سر و کله‌ت اینجا پیدا شده، رییس من
‫بخاطر یه زنگ خطر همش اینور و اونور میره!

01:22:21.270 --> 01:22:23.260
‫در ضمن من خیلی بیشتر از تو
‫درباره‌ی گیاهان اطلاعات دارم!

01:22:23.890 --> 01:22:25.880
‫پس بهم بگو جریان چیه!

01:22:29.140 --> 01:22:33.260
‫یا میتونی همین الان بهم بگی یا اینکه میتونم
‫همه‌ی این جریان‌ها رو به رییسم بگم.

01:22:34.020 --> 01:22:35.130
‫الو؟

01:22:39.640 --> 01:22:40.640
‫خودت خواستی!

01:22:43.390 --> 01:22:45.130
‫- مشاور؟ باید باهاتون صحبت کنم.
‫- الان نه!

01:22:45.140 --> 01:22:46.760
‫- نه، مشاور...
‫- نه!

01:22:52.020 --> 01:22:53.130
‫اون داره میاد.

01:23:02.390 --> 01:23:03.880
‫«فورتوناتو مانزی»،

01:23:03.890 --> 01:23:05.260
‫یا همون رییس تو...

01:23:05.890 --> 01:23:07.260
‫یه هیولاست!

01:23:08.270 --> 01:23:09.760
‫یه پدرسوخته!

01:23:11.020 --> 01:23:13.010
‫مانزی با آلوارادو یه معامله کرد.

01:23:13.020 --> 01:23:16.510
‫آلوارادو می‌دونست بحران اقتصادی نزدیکه
‫و به رییست یه وام ...

01:23:16.520 --> 01:23:19.880
‫با همه‌ی اون دلارهایی داد که جمعه‌ی قبل از
‫همه‌ی این اتفاقات توی بانک بود.

01:23:20.520 --> 01:23:21.760
‫همه‌ی دلارها!

01:23:22.140 --> 01:23:23.760
‫صدها هزار دلار!

01:23:23.770 --> 01:23:26.010
‫پول خانواده‌ی من، خانواده‌ی تو،

01:23:26.020 --> 01:23:30.890
‫پول یه گروه کامل که ما دور هم جمع کرده بودیم
‫تا یه شرکت تعاونی بزنیم! پول همه!

01:23:32.270 --> 01:23:33.380
‫اونوقت شما میخواید بدزدیدش؟

01:23:34.520 --> 01:23:36.130
‫ما نمیخوایم چیزی رو بدزدیم.

01:23:37.020 --> 01:23:38.380
‫ما که دزد نیستیم.

01:23:38.890 --> 01:23:39.890
‫هی!

01:23:41.640 --> 01:23:43.630
‫ما میخوایم حق خودمون رو پس بگیریم.

01:23:46.020 --> 01:23:48.010
‫اگه بخوای حق خانواده‌ی تو هم همینطور!

01:23:48.390 --> 01:23:49.760
‫نه، من نمی‌خوام.

01:23:50.140 --> 01:23:52.130
‫نمی‌خوام چیزی بدونم.
‫خواهش می‌کنم از اینجا برو.

01:23:52.140 --> 01:23:53.880
‫صبر کن! یه لحظه بهم گوش کن.

01:23:58.520 --> 01:24:00.010
‫ما همه چیزمون رو از دست دادیم.

01:24:03.890 --> 01:24:05.130
‫من مامانم رو در یک تصادف...

01:24:07.140 --> 01:24:08.510
‫از دست دادم.

01:24:08.890 --> 01:24:10.510
‫بخاطر همین آشغالا!

01:24:11.520 --> 01:24:13.510
‫اونا زندگی‌های ما رو خراب کردن!

01:24:17.270 --> 01:24:19.260
‫من میخوام شرکت تعاونی تاسیس بشه.

01:24:21.390 --> 01:24:23.380
‫چون اون رویای مادرم بود!

01:24:26.390 --> 01:24:27.880
‫این تنها چیزیه که می‌خوام.

01:24:34.140 --> 01:24:35.380
‫در ضمن اسم من میگوئل نیست.

01:24:36.270 --> 01:24:37.510
‫اسمم رودریگو ـه.

01:25:15.140 --> 01:25:16.010
‫چی شده؟

01:25:16.020 --> 01:25:21.760
‫چیزی نیست، یه ترانسفورماتور متوسط خراب شده
‫ولی ما داریم درستش میکنیم.

01:25:22.390 --> 01:25:23.880
‫اونوقت برق همه جا رفته؟

01:25:23.890 --> 01:25:25.880
‫نه، نه. مشکل فقط همینجاست.

01:25:25.890 --> 01:25:30.130
‫ویلاگران، آلسینا، همه جا برق دارن.

01:25:30.140 --> 01:25:32.880
‫مشکل از همینجاست و بس!

01:25:32.890 --> 01:25:34.130
‫- همینجاست و بس؟
‫- ولی...

01:25:34.140 --> 01:25:36.010
‫باید خیلی زود درست بشه.

01:25:36.020 --> 01:25:38.010
‫اونجا کار چطور پیش میره؟

01:25:38.020 --> 01:25:40.260
‫ما تقریباً...تقریباً کارمون تمومه.

01:25:40.640 --> 01:25:41.760
‫خیلی‌خب، باشه.

01:25:41.770 --> 01:25:44.760
‫آره، خیلی زود تموم میشه، دکتر!

01:25:48.270 --> 01:25:49.380
‫تو منو میشناسی؟

01:25:50.020 --> 01:25:51.260
‫نه، چرا؟

01:25:51.770 --> 01:25:53.170
‫از کجا فهمیدی من مدرک دکتری دارم؟

01:25:54.140 --> 01:25:56.130
‫خب موضوع اینه که ...

01:25:56.140 --> 01:25:59.510
‫کسی که همچین ماشینی داره، حداقل باید دکتر باشه.

01:26:02.140 --> 01:26:03.260
‫خیلی‌خب.

01:26:04.020 --> 01:26:07.010
‫- ممنونم.
‫- خدانگهدار، بابت ناهنجاری پیش اومده متاسفم.

01:26:17.770 --> 01:26:19.260
‫- الو؟
‫- سلام.

01:26:19.640 --> 01:26:23.010
‫همه چیز رو وصل کنید و از اونجا بزنید بیرون.
‫اون داره میادش!

01:26:23.020 --> 01:26:24.020
‫ضربه فنیش کردیم!

01:26:24.520 --> 01:26:26.380
‫- آره، ضربه فنیش کردیم.
‫- بپر تو بغلم، رفیق!

01:26:26.390 --> 01:26:28.510
‫«رفیق» بخوره تو سرت!

01:26:29.270 --> 01:26:33.510
‫- خطرناک نیست مانزی بره اونجا؟
‫- نه، اتفاقاً خیلی هم بهتره!

01:26:33.520 --> 01:26:37.010
‫اون باید ببینه که همه چیز در بهترین شکل قرار داره،
‫و کار میکنه!

01:26:37.390 --> 01:26:39.510
‫ما الان دیگه میدونیم که اون باطری رو قطع کرده.

01:26:43.770 --> 01:26:45.760
‫کار دیگه‌ای نمی‌تونستم بکنم. متاسفم!

01:26:46.140 --> 01:26:48.010
‫اون یهویی با من روبرو شد و نمی‌دونستم باید چیکار کنم.

01:26:48.020 --> 01:26:51.130
‫تو چاره‌ای نداشتی، پسرم! همین!

01:26:52.270 --> 01:26:54.260
‫- حالا چیکار کنیم؟
‫- هیچی.

01:26:54.270 --> 01:26:57.130
‫هیچی! مسخره بازی رو بذارید کنار و
‫قضیه رو کنسل کنید!

01:26:57.140 --> 01:26:58.380
‫فرمین!

01:26:58.890 --> 01:27:01.380
‫ما یه کاری کردیم که باطری رو قطع کنه.

01:27:02.140 --> 01:27:05.010
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که منتظر طوفان باشیم.
‫ما خیلی نزدیک شدیم!

01:27:05.020 --> 01:27:07.630
‫به چی نزدیک شدیم، آنتونیو؟ یه ذره فکر کن!

01:27:07.640 --> 01:27:09.260
‫نزدیک به بدبخت‌تر شدن، شدیم؟

01:27:10.020 --> 01:27:11.380
‫اون دختره همه چیز رو میدونه!

01:27:11.390 --> 01:27:13.380
‫احتمالاً تا الان همه چیز رو به مانزی گفته باشه.

01:27:13.390 --> 01:27:15.380
‫اون چی میدونه؟

01:27:15.390 --> 01:27:16.880
‫میخواد چیو بهش بگه؟

01:27:16.890 --> 01:27:19.130
‫که یه نفر به اسم رودریگو...

01:27:19.140 --> 01:27:21.510
‫میخواد پولی که اون ازش دزدیده رو پس بگیره؟

01:27:21.520 --> 01:27:22.630
‫چیز دیگه‌ای نمیدونه!

01:27:22.640 --> 01:27:25.130
‫- چیز دیگه‌ای نمیدونه؟
‫- خب حالا اگه به مانزی بگه چی میشه؟

01:27:25.520 --> 01:27:27.260
‫میخواد چیکار کنه؟ زنگ بزنه پلیس؟

01:27:28.020 --> 01:27:30.760
‫در بدترین حالت، پولارو از توی خزانه برمیداره.

01:27:31.270 --> 01:27:32.760
‫اون متوجه حرفام شد، بابا!

01:27:33.140 --> 01:27:34.380
‫میدونم که حرف‌هام رو درک کرد.

01:27:35.020 --> 01:27:38.010
‫می‌تونم برگردم و ببینم که اون چیزی گفته یا نه.

01:27:38.020 --> 01:27:41.760
‫تو دیگه هیچوقت پاتو اونجا نمیذاری!
‫قبلاً درباره‌ی این موضوع صحبت کردیم، رودریگو!

01:27:42.270 --> 01:27:43.510
‫نمی‌فهمی؟

01:27:43.520 --> 01:27:45.010
‫تمومه!

01:27:46.270 --> 01:27:47.760
‫من همسرم رو از دست دادم.

01:27:48.270 --> 01:27:49.510
‫نمیخوام دیگه پسرم رو هم از دست بدم.

01:27:51.020 --> 01:27:52.010
‫دیگه تمومه!

01:27:52.020 --> 01:27:53.510
‫دیگه چیزی برای بحث کردن وجود نداره.

01:28:29.020 --> 01:28:31.010
‫طوفانی که داره میاد رو دیدی؟ آره؟

01:28:31.020 --> 01:28:32.380
‫نمی‌دونم برای شام چی میخوای بخوری...

01:28:32.390 --> 01:28:36.760
‫ولی یه مقدار گوشت کباب شده باقی مونده.
‫می‌تونم سیب‌زمینی هم درست کنم، سالاد...

01:28:36.770 --> 01:28:39.380
‫هی! فلورنسیا هیچی نمیگه!

01:28:40.020 --> 01:28:41.260
‫تو از کجا میدونی؟

01:28:42.140 --> 01:28:45.260
‫- مانزی همین الانشم همه چیز رو میدونه. آره میدونه!
‫- نه، نه، گوش کن ببین چی میگم.

01:28:45.770 --> 01:28:46.760
‫من اونجا بودم.

01:28:46.770 --> 01:28:49.510
‫وقتی که همه چیز رو بهش گفتم،
‫دیدم که چه احساسی پیدا کرد.

01:28:49.520 --> 01:28:51.760
‫اون نمیخواد ما رو لو بده، بابا. اینو توی چشم‌هاش دیدم.

01:28:51.770 --> 01:28:53.260
‫داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟

01:28:53.270 --> 01:28:55.130
‫تو اونو نمیشناسی!
‫چند وقته که اونو میشناسی؟

01:28:55.140 --> 01:28:57.760
‫توی چشماش چی دیدی؟
‫برا من توضیح بده!

01:28:58.390 --> 01:28:59.510
‫مانزی همه چیز رو میدونه.

01:28:59.520 --> 01:29:01.130
‫احتمالاً همین الانشم خزانه رو خالی کرده باشه.

01:29:01.140 --> 01:29:03.010
‫فکر کن! اصلاً منطقی به نظر نمیرسه.

01:29:03.020 --> 01:29:05.510
‫این یه معجزه‌ست که اونا تو رو نشناختن.

01:29:06.020 --> 01:29:07.510
‫تو الان اینجا چیکار میکنی؟

01:29:08.270 --> 01:29:11.760
‫تو الان باید توی دانشگاه «لاپلاتا» مشغول درس خوندن با
‫دوستات باشی. بیخیالش شو!

01:29:12.890 --> 01:29:14.010
‫منو ببین!

01:29:14.020 --> 01:29:15.380
‫همه‌ی این جریانات رو فراموش کن.

01:29:16.390 --> 01:29:17.510
‫به حرفم گوش کن!

01:29:43.020 --> 01:29:44.260
‫میخوای باکش رو پُر کنم؟

01:29:44.770 --> 01:29:45.760
‫فرمین...

01:29:45.770 --> 01:29:49.130
‫آنتونیو، ما درباره‌ی این موضوع صحبت کردیم.
‫پرونده‌ش رو بستیم!

01:29:50.140 --> 01:29:51.140
‫فرمین!

01:29:51.640 --> 01:29:54.260
‫ما درک می‌کنیم.
‫تو نمیخواد بیای. مشکلی نداره.

01:29:54.770 --> 01:29:58.760
‫- ولی ما در هر صورت این‌کار رو انجام میدیم.
‫-هر کاری که میخواید بکنید، بکنید. روی ما حساب نکنید!

01:29:58.770 --> 01:30:00.010
‫روی من حساب کنید!

01:30:00.020 --> 01:30:01.380
‫من دارم میرم.

01:30:02.270 --> 01:30:03.630
‫نمیخوام جا بزنم!

01:30:03.640 --> 01:30:05.130
‫من تا آخرش هستم.

01:30:06.270 --> 01:30:07.380
‫بیا بریم!

01:30:39.770 --> 01:30:42.760
‫بیاید یه خوشامدگوییِ گرم...

01:30:43.140 --> 01:30:46.760
‫از ماریا گابریلا و خوآن کارلوس بکنیم!

01:30:46.770 --> 01:30:50.380
‫با این تشویق، ما بهتون میگیم که چقدر براتون
‫اهمیت قائل هستیم!

01:30:50.890 --> 01:30:52.510
‫چقدر دوستتون داریم!

01:30:52.520 --> 01:30:55.130
‫در این شب فراموش نشدنی...

01:30:55.140 --> 01:30:58.880
‫که تا ابد مثل یک گنجینه، در قلب‌هامون...

01:30:58.890 --> 01:31:00.510
‫باقی می‌مونه!

01:31:23.020 --> 01:31:25.260
‫بابات نگفته بود چراغ جوشکاری کافیه؟

01:31:25.270 --> 01:31:26.510
‫ما توافق کردیم که همه چیز رو ببریم!

01:31:26.520 --> 01:31:29.010
‫اون گفت بخاطر گِل، باید سبک سفر کنیم.

01:31:29.770 --> 01:31:31.010
‫همه چیز رو میبریم!

01:31:31.520 --> 01:31:34.260
‫چرا داریم همه چیز رو میبریم؟
‫دو تا جعبه کافی نبود؟

01:31:34.270 --> 01:31:38.260
‫پرلاسی میگه باید بقیه‌ی چیزها رو بندازیم داخل دریاچه
‫تا هیچ ردی از خودمون باقی نذاریم.

01:31:38.270 --> 01:31:39.760
‫موتور رو روشن کن،

01:31:41.140 --> 01:31:43.010
‫ولی پدال رو فشار نداره!

01:31:50.140 --> 01:31:54.130
‫♪ مردان پرونیسمِ میهن‌پرست ♪

01:31:55.520 --> 01:31:57.130
‫بجنبید، بچه‌ها!

01:32:03.520 --> 01:32:04.880
‫اون پدرمه...

01:32:04.890 --> 01:32:06.380
‫اون پدرمه!

01:32:11.520 --> 01:32:13.380
‫پرلاسی، ایول پسر!

01:32:19.520 --> 01:32:20.880
‫گفتی میخوای تا تهش بری.

01:32:20.890 --> 01:32:22.510
‫منم باهاتم!

01:32:36.140 --> 01:32:38.510
‫- این یارو فوق‌العاده‌ست!
‫- گوش کنید! گوش کنید!

01:32:38.520 --> 01:32:41.130
‫- اون از همه چیز خبر داره.
‫- لطفاً، لطفاً گوش کنید!

01:32:42.140 --> 01:32:43.510
‫منتظر تماس من باشید.

01:32:43.520 --> 01:32:45.130
‫اگه به هر دلیلی...

01:32:45.140 --> 01:32:48.130
‫نمی‌تونستیم صحبت کنیم،
‫مثلاً تلفن‌ها کار نمی‌کردن یا هرچی...

01:32:48.140 --> 01:32:51.380
‫منور رو بفرستید هوا!
‫اون علامت ما برای داخل رفتنه.

01:32:51.390 --> 01:32:52.630
‫- متوجه شدی؟
‫- متوجه شدم.

01:32:52.640 --> 01:32:54.630
‫- همتون میدونید باید چیکار کنید؟
‫- آره. آره. آره!

01:32:54.640 --> 01:32:56.510
‫خیلی‌خب، بریم بریم!

01:34:43.770 --> 01:34:45.010
‫یالا، مدینا!

01:34:45.020 --> 01:34:48.010
‫یه فیوز بزرگ بذار که فرصت داشته باشیم
‫از اینجا بریم بیرون. خیلی‌خب؟

01:34:48.020 --> 01:34:50.510
‫باشه! آروم باش مرد!

01:34:53.270 --> 01:34:56.010
‫- حاضر!
‫- عمراً بتونیم اینجوری ادامه بدیم.

01:34:57.020 --> 01:34:58.010
‫بچه‌ها!

01:34:58.020 --> 01:34:59.510
‫- همه چیز رو خالی کنید.
‫- باشه.

01:35:01.640 --> 01:35:03.380
‫ما حاضریم!

01:35:03.890 --> 01:35:04.880
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

01:35:04.890 --> 01:35:07.010
‫میخوام منتظر علامت فونتانا باشم.

01:35:16.770 --> 01:35:17.760
‫صبر کن!

01:35:17.770 --> 01:35:19.260
‫این مسخره بازیا رو بذار کن!
‫داری چیکار میکنی؟

01:35:19.270 --> 01:35:21.010
‫دارم امتحانش میکنم!
‫شماره سه، کدوم یکی ـه؟

01:35:21.020 --> 01:35:23.130
‫اونی که اون وسطه!

01:35:24.520 --> 01:35:25.520
‫الو؟

01:35:27.020 --> 01:35:28.130
‫آنتونیو؟

01:35:29.020 --> 01:35:30.130
‫الو؟ الو؟ الو؟

01:35:30.140 --> 01:35:33.260
‫کار من تموم شد!

01:35:34.140 --> 01:35:35.140
‫خداحافظ.

01:35:38.520 --> 01:35:40.010
‫رولو؟ انجامش بده!

01:35:40.520 --> 01:35:42.510
‫- شروع کنیم، مدینا؟
‫- بریم، بریم!

01:35:54.640 --> 01:35:56.260
‫بفرستش سمت اون وسطی ـه!

01:36:01.140 --> 01:36:04.380
‫اون وسطی رو میگم! اون لعنتی که وسط قرار داره!

01:36:04.390 --> 01:36:06.630
‫نه، نه! کنترلش دست من نیست!
‫نمی‌تونم!

01:36:06.640 --> 01:36:09.510
‫- اون آشغال رو کنترل کن!
‫- دست من نیست!

01:36:09.520 --> 01:36:11.760
‫نه، نه، نه!

01:36:17.270 --> 01:36:19.510
‫تُف به این شانسِ لعنتی!

01:36:20.270 --> 01:36:23.380
‫برقی که توی این ماشین آلات هست، نویز ایجاد میکرد!

01:36:23.390 --> 01:36:25.260
‫- کار نکرد. بیا بریم.
‫- نه!

01:36:26.140 --> 01:36:27.260
‫باید همین الان انجام بشه.

01:36:27.270 --> 01:36:28.760
‫حالا ما چیکار کنیم؟

01:36:29.390 --> 01:36:31.630
‫این رو به روش جدی‌تری انجام میدیم، مدینا!

01:36:43.640 --> 01:36:45.010
‫روشنش کن، مدینا!

01:36:47.390 --> 01:36:48.760
‫آماده‌ست!

01:37:00.020 --> 01:37:01.630
‫بدو مدینا!

01:37:01.640 --> 01:37:02.760
‫بدو!

01:37:12.270 --> 01:37:14.260
‫نه جواب میدن، نه منور روشن کردن!
‫جریان چیه؟

01:37:14.270 --> 01:37:15.880
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم.

01:37:30.020 --> 01:37:31.380
‫- لعنت بهش!
‫- اون دیگه چیه؟

01:37:35.140 --> 01:37:38.260
‫- منور؟
‫- عمراً اگه اون منور باشه!

01:37:42.520 --> 01:37:43.760
‫چی شد؟

01:37:45.140 --> 01:37:46.760
‫یه اتفاق بد افتاد.
‫یه اتفاق بد افتاد!

01:37:46.770 --> 01:37:48.010
‫چیکار کنیم؟

01:37:50.390 --> 01:37:53.510
‫این زنگ خطری از «یو-کِی16-وی‌-ای» ـه!

01:37:53.520 --> 01:37:55.010
‫اتفاقی افتاده، عزیزم؟

01:37:56.140 --> 01:37:58.130
‫نه، نه. همه چیز روبراهه!

01:38:00.770 --> 01:38:02.010
‫میخوایم چیکار کنیم؟

01:38:03.140 --> 01:38:04.380
‫در هر صورت میریم داخل!

01:38:04.890 --> 01:38:06.630
‫- بیاید بریم!
‫- بریم! بریم!

01:38:06.640 --> 01:38:07.640
‫یالا! بریم!

01:38:11.140 --> 01:38:12.380
‫میدونی چی شده؟

01:38:12.890 --> 01:38:15.380
‫اونا همین الان دارن زنگ میزنن به شرکت برق.

01:38:15.390 --> 01:38:17.830
‫حتماً رعد و برق به یه جایی زده.
‫خیلی وقتا این اتفاق میوفته.

01:38:19.520 --> 01:38:20.630
‫چه خبره؟

01:38:22.140 --> 01:38:23.630
‫میگه رعد و برق زده!

01:38:44.770 --> 01:38:47.010
‫میگن توی شهر «روفینو» هم خاموشی زده شده!

01:38:48.140 --> 01:38:50.010
‫- جدی میگی؟ «روفینو» هم همینطور؟
‫- آره.

01:38:52.270 --> 01:38:54.760
‫خب پس این نمی‌تونه بخاطر یه رعد و برقِ ساده باشه!

01:39:11.520 --> 01:39:13.510
‫- الو؟
‫- واسکز، مانزی هستم.

01:39:13.520 --> 01:39:15.380
‫حالت چطوره، مشاور؟

01:39:15.390 --> 01:39:17.010
‫خوبم. برق رفته!

01:39:17.020 --> 01:39:19.260
‫چی شده؟
‫رعد و برق زده؟

01:39:19.270 --> 01:39:22.130
‫نه، چه رعد و برقی؟
‫این کار رو یکی از عمد کرده!

01:39:22.140 --> 01:39:24.130
‫اونا همه چیز رو ترکوندن!

01:39:24.140 --> 01:39:27.510
‫هیچوقت چیزی مثل این ندیده بودم. کل نیروگاه نابود شده.

01:39:28.390 --> 01:39:29.390
‫کجا داری میری؟

01:40:09.390 --> 01:40:10.880
‫لعنت بهش!

01:40:15.770 --> 01:40:18.380
‫این پدرسوخته از چقدر آدم دزدی کرده!

01:40:18.390 --> 01:40:20.630
‫- عجله کن، پرلاسی!
‫- بریم!

01:40:39.520 --> 01:40:40.510
‫یه دونه دیگه.

01:40:40.520 --> 01:40:42.510
‫- یه دونه دیگه.
‫- عجله کنید، یالا!

01:40:42.520 --> 01:40:44.510
‫- یک دقیقه!
‫- یالا! عجله کن، پرلاسی!

01:40:44.520 --> 01:40:45.760
‫تقریباً تموم شده.

01:40:48.890 --> 01:40:50.130
‫لعنت بهش!

01:40:50.520 --> 01:40:51.520
‫بگیرش.

01:40:53.390 --> 01:40:54.510
‫کمک کن!

01:40:54.520 --> 01:40:56.010
‫یالا، بیا بریم.

01:40:58.140 --> 01:40:59.260
‫مراقب باش!

01:41:04.140 --> 01:41:05.510
‫بریم!

01:41:16.020 --> 01:41:17.020
‫یالا، مرد! بیا بریم!

01:41:53.770 --> 01:41:54.760
‫مانزی...

01:41:54.770 --> 01:41:56.380
‫اون مانزی ـه! مانزی داره میاد!

01:41:56.390 --> 01:41:57.510
‫مانزی!

01:42:15.770 --> 01:42:16.880
‫بریم!

01:42:29.390 --> 01:42:31.380
‫کثافتا!

01:43:18.390 --> 01:43:19.760
‫ما موفق شدیم!

01:43:20.390 --> 01:43:21.880
‫باورم نمیشه!

01:43:21.890 --> 01:43:23.630
‫تو زنده‌ای!

01:43:24.020 --> 01:43:24.880
‫چطور پیش رفت؟

01:43:24.890 --> 01:43:27.380
‫- ما موفق شدیم. موفق شدیم!
‫- موفق شدیم!

01:43:30.020 --> 01:43:31.130
‫هی! هی! هی!

01:43:31.140 --> 01:43:32.510
‫آروم باشید، آروم باشید!

01:43:33.640 --> 01:43:34.880
‫بیاید زمان رو از دست ندیم!

01:43:34.890 --> 01:43:36.880
‫بیاید محض اطمینان از هم جدا بشیم. خیلی‌خب؟

01:43:36.890 --> 01:43:37.890
‫ما کیسه‌ها رو می‌بریم.

01:43:38.520 --> 01:43:41.260
‫- هرنان، اون یکی رو ببر برای مادرت.
‫- حله، حله!

01:43:41.270 --> 01:43:43.260
‫- کی با من میاد؟
‫- گومز، با مدینا برو.

01:43:43.270 --> 01:43:45.130
‫- رولو تو با ما بیا.
‫- بریم، بریم!

01:43:45.140 --> 01:43:46.760
‫تکون بخور، یالا!

01:43:46.770 --> 01:43:48.510
‫مراقب باشید! وقت رو هدر ندید!
‫بیاید بریم.

01:43:53.390 --> 01:43:55.010
‫اینو بگیر.

01:44:01.140 --> 01:44:02.010
‫موفق شدیم!

01:44:02.020 --> 01:44:03.380
‫کارت خوب بود بچه‌جون.
‫کارت خوب بود!

01:44:28.520 --> 01:44:29.630
‫نه!

01:44:29.640 --> 01:44:31.760
‫نه! پدرسوخته‌ها!

01:44:32.140 --> 01:44:34.010
‫پدرسوخته‌ها!

01:44:34.770 --> 01:44:36.010
‫نه!

01:44:36.020 --> 01:44:37.380
‫نه!

01:44:38.140 --> 01:44:39.380
‫نه!

01:44:40.390 --> 01:44:41.630
‫نه!

01:44:42.520 --> 01:44:44.510
‫پدرسوخته‌ها!

01:44:45.520 --> 01:44:46.880
‫نه!

01:45:15.390 --> 01:45:16.880
‫اون چقدر برداشت؟

01:45:19.270 --> 01:45:21.510
‫مطمئن نیستیم ولی...

01:45:22.390 --> 01:45:25.260
‫حدود دو میلیون دلاری داخل اون کیسه بود.

01:45:30.270 --> 01:45:31.380
‫کارمن.

01:45:34.520 --> 01:45:36.380
‫نمی‌دونم، شاید...

01:45:37.270 --> 01:45:38.880
‫بهش فکر کنه و...

01:45:40.140 --> 01:45:41.380
‫برگرده!

01:45:44.770 --> 01:45:46.130
‫اون برنمیگرده!

01:45:50.640 --> 01:45:52.260
‫کارمن درست میگفت.

01:45:52.270 --> 01:45:54.130
‫هرنان هیچوقت برنگشت!

01:45:56.020 --> 01:46:00.130
‫«متودیکال» درهای خودش رو در 14سپتامبر 2003
‫دوباره بازگشایی کرد.

01:46:01.270 --> 01:46:03.380
‫یعنی روز تولد لیدیا!

01:46:04.140 --> 01:46:07.130
‫و برای 57 نفر اشتغال‌زایی کرد.

01:46:08.020 --> 01:46:11.260
‫همونطور که توافق کرده بودیم، مابقی پول رو اهدا کردیم.

01:46:13.640 --> 01:46:15.760
‫رویاهامون به حقیقت پیوستن!

01:46:16.890 --> 01:46:18.510
‫چه اون بزرگاش...

01:46:18.520 --> 01:46:20.510
‫و چه کوچیک‌هاش!

01:46:20.520 --> 01:46:21.880
‫الو؟

01:46:21.890 --> 01:46:23.380
‫سلام...

01:46:23.770 --> 01:46:25.760
‫- سلام، خوزه.
‫- حالت چطوره، الادیو؟

01:46:30.770 --> 01:46:34.010
‫حقیقت اینه که این داستان،
‫زندگی همه‌ی ماها رو برای همیشه...

01:46:36.270 --> 01:46:37.760
‫تغییر داد.

01:46:45.140 --> 01:46:48.010
‫حالا فکر می‌کنم احمق بودن، اونقدرا هم بد نباشه!

01:46:49.770 --> 01:46:51.510
‫چون چیزی که هیچکس بهت نمیگه...

01:46:51.520 --> 01:46:53.630
‫و حتی توی دیکشنری هم نیست...

01:46:53.640 --> 01:46:57.130
‫اینه که احمق‌ها به کسایی میگن که می‌دونن چطور
‫باید دوباره روی پای خودشون وایسن.

01:46:57.140 --> 01:46:59.130
‫دوباره و دوباره!

01:47:00.270 --> 01:47:02.880
‫و هیچوقت تسلیم نمیشن!

01:47:05.390 --> 01:47:06.880
‫هیچوقت!

01:47:16.269 --> 01:47:19.269
‫*فیلم بعد از تیتراژ ادامه دارد*

01:47:21.270 --> 01:47:28.390
‫«بازنده‌های قهرمان»

01:47:59.520 --> 01:48:00.520
‫- بچه جون!
‫- چی میخوای؟

01:48:01.140 --> 01:48:03.510
‫- لطفاً چرخ من رو درست کن.
‫- باشه.

01:48:34.640 --> 01:48:36.260
‫یه ذره میخوری رفیق؟

01:48:41.890 --> 01:48:46.890
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.