﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:05.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:05.272 --> 00:01:07.272
فیلمی که قراره مشاهده کنید

00:01:07.296 --> 00:01:10.296
کاملاً توسط تیمی بیش از 100 نفر هنرمند

00:01:10.320 --> 00:01:14.320
نقاشی شده است

00:01:16.344 --> 00:01:19.344
ون گوگ، 37 سال سن، نقاش
،هلندی، در آورز اقامت داشت

00:01:19.368 --> 00:01:21.368
،با یه هفت‌تیر در زمین‌های باز به خودش شلیک کرد

00:01:21.392 --> 00:01:24.392
اما فقط زخمی شد و به اتاقش برگشت، که
.دو روز بعد همونجا مرد

00:01:25.416 --> 00:01:29.416
وقایع این فیلم یک سال پس از
.مرگ ونسان ون گوگ اتفاق افتاد

00:01:29.440 --> 00:01:34.440
سفر در سال 1891، از آلرز شروع می‌شود

00:01:45.464 --> 00:01:50.464
نمی‌توانیم با چیزی جز نقاشی‌مان صحبت کنیم

00:01:50.488 --> 00:01:55.488
با دست دادن

00:01:55.512 --> 00:02:00.512
ونسان دوست‌داشتنیت

00:02:00.536 --> 00:02:02.536
(برای تلفظ بهتر وینسنت)

00:04:36.977 --> 00:04:39.645
.همیشه دنبال دردسر می‌گرده، اون یکی

00:04:43.583 --> 00:04:46.152
.اون برای پدرم

00:04:46.153 --> 00:04:48.133
.نمایش تموم شد

00:04:49.723 --> 00:04:51.259
اینجا چه خبر شده؟

00:04:51.260 --> 00:04:52.958
.قربان

00:04:52.959 --> 00:04:55.062
اون آرماند جوان بود که دیدم
داشتی باهاش می‌جنگیدی؟

00:04:55.063 --> 00:04:56.063
.بله قربان

00:04:57.831 --> 00:04:59.398
سر چی؟

00:04:59.399 --> 00:05:01.845
،سر رد دیوانه
.اون یارو نقاشه که قبلاً می‌شناختش

00:05:01.846 --> 00:05:03.769
واقعاً؟

00:05:03.770 --> 00:05:05.613
.اون رو انداخت، قربان

00:05:10.944 --> 00:05:12.511
.من می‌برمش

00:05:12.512 --> 00:05:13.855
.راحت باش، سرباز

00:05:16.917 --> 00:05:19.158
.می‌بینم دوباره مشکل درست کردی

00:05:20.620 --> 00:05:22.099
.نامه‌ات رو بیرون انداختی

00:05:22.100 --> 00:05:24.256
.نامه‌ی من نیست

00:05:24.257 --> 00:05:26.091
.برای وینسنت‌ـه

00:05:26.092 --> 00:05:27.431
.برای تئو ون گوگ فرستاده شده

00:05:27.432 --> 00:05:29.703
برادر وینسنت درسته؟

00:05:29.704 --> 00:05:32.298
.آره، وینسنت جاش گذاشته

00:05:32.299 --> 00:05:35.871
صاحب‌خونه‌ی قبلیش جینو داشته خونه رو
.تمیز می‌کرده که پیداش کرده

00:05:35.872 --> 00:05:38.145
پس اون دادش به پدرم و پدرم بهم گفت

00:05:38.146 --> 00:05:40.039
.من باید تحویلش بدم

00:05:40.040 --> 00:05:42.007
.انگار به من مربوطه

00:05:42.008 --> 00:05:46.115
کار من شکل دادن به آهنه
.نه تحویل نامه

00:05:52.519 --> 00:05:54.157
راحت باش، باشه؟

00:05:54.158 --> 00:05:56.998
خب، اون که نیازش نداره، درسته؟

00:06:05.699 --> 00:06:07.838
نمی‌دونم تحویل دادن نامه‌ی یه مرده
.چه اهمیتی داره

00:06:07.839 --> 00:06:11.971
پدرت فقط می‌خواد
.ادای احترام کنه

00:06:11.972 --> 00:06:13.372
واسه چی؟

00:06:13.373 --> 00:06:16.208
اون آدم یه لا قبا برای ما چی‌کار کرد؟

00:06:16.209 --> 00:06:20.012
کاری کرد خانواده‌ام مورد تنفر قرار بگیرن وقتی

00:06:20.013 --> 00:06:21.814
.پدر پیرم قبول نکرد اون دادخواست رو امضا کنه

00:06:21.815 --> 00:06:23.021
...اینکه از شهر انداختنش بیرون

00:06:23.022 --> 00:06:24.583
.من امضاش کردم

00:06:24.584 --> 00:06:27.319
،و، کار خوب و درستی بود
.اون دیوانه بود

00:06:27.320 --> 00:06:28.387
.نبود

00:06:28.388 --> 00:06:30.756
.آدم جالبی بود

00:06:30.757 --> 00:06:33.259
اوضاع فقط وقتی عجیب شد که اون دوستش

00:06:33.260 --> 00:06:34.260
.گوگاین اومد

00:06:39.699 --> 00:06:42.441
وینسنت خیلی اشتیاق داشت که نقاشی
خانه‌ی زردش

00:06:42.442 --> 00:06:44.870
.سرمشقی برای نقاش‌ها بشه
[ دانشکده ]

00:06:44.871 --> 00:06:47.907
.و گوگاین رئیس اونجا می‌شد

00:06:47.908 --> 00:06:49.512
صندلی کجاست؟

00:06:53.346 --> 00:06:54.416
.آره، حرف نداره

00:06:56.950 --> 00:06:59.020
،ولی، وقتی بالأخره اومد

00:06:59.021 --> 00:07:01.693
خیلی سریع از دوست‌های کاری

00:07:01.694 --> 00:07:03.455
.کارشون به جنگ و دعوا کشیده شد

00:07:33.920 --> 00:07:37.423
.نه، نه، نمی‌تونی بری

00:07:37.424 --> 00:07:38.724
.نه، نمی‌تونی بری

00:07:38.725 --> 00:07:40.960
.آروم باش، وینسنت

00:08:08.021 --> 00:08:08.827
.بورلی

00:08:08.828 --> 00:08:09.823
.سلام، وینسنت

00:08:09.824 --> 00:08:11.623
.برات یه هدیه آوردم

00:08:11.624 --> 00:08:14.526
دعوا کردی؟

00:08:14.527 --> 00:08:15.761
.خوب ازش مراقبت کن

00:08:15.762 --> 00:08:16.762
.چه خوب

00:08:23.937 --> 00:08:26.008
خوبی؟

00:08:29.309 --> 00:08:31.482
آدم جالب؟

00:08:33.279 --> 00:08:35.714
.من اینطوری به خاطرش نمیارم

00:08:48.995 --> 00:08:51.065
.اون خل و چل گوش خودش رو بریده

00:08:51.066 --> 00:08:53.134
بابات داره می‌دوزش سر جاش درسته؟

00:08:53.135 --> 00:08:54.466
.نه، داره کمک می‌کنه

00:08:54.467 --> 00:08:55.912
خب معلوم میشه یه دیوانه و مست

00:08:55.913 --> 00:08:56.913
.دارن به هم کمک می‌کنن

00:08:57.904 --> 00:08:58.974
!زودباش بگو

00:08:58.975 --> 00:09:00.007
.دوباره بگو

00:09:17.257 --> 00:09:18.824
.محاکمه هفته‌ی آینده است

00:09:18.825 --> 00:09:19.929
فکر نمی‌کردم چیزی باقی مونده باشه

00:09:19.930 --> 00:09:21.332
.نه بعد از باختش

00:09:21.333 --> 00:09:23.397
،برگشتن
.دارن برمی‌گردن داخل

00:09:23.398 --> 00:09:25.837
شب بخیر، آقایون، پسرم رو ندیدین؟

00:09:25.838 --> 00:09:29.004
آقای رولین، بله
.داخل پیداش می‌کنید

00:09:29.005 --> 00:09:31.170
.قرار بود با یه قطار به پاریس بره

00:09:31.171 --> 00:09:33.117
الان که به نظر نمیاد

00:09:33.118 --> 00:09:34.118
.بخواد جایی بره

00:09:35.241 --> 00:09:36.275
.به زودی خواهیم دید

00:09:36.276 --> 00:09:37.576
.تو دردسر افتاده

00:09:37.577 --> 00:09:38.453
پسره خودش

00:09:38.454 --> 00:09:40.212
.اینطوری می‌خواد

00:09:40.213 --> 00:09:42.557
.شب بخیر جوزف

00:09:46.753 --> 00:09:49.059
چرا نمی‌تونی فقط پستش کنی؟

00:09:49.060 --> 00:09:53.025
کردم، نامه به عنوان
.تحویل داده نشدنی برگشت خورد

00:09:53.026 --> 00:09:55.734
،خب اگه خدمات پستی نتونه پیداش کنه

00:09:55.735 --> 00:09:57.763
چرا فکر می‌کنی من می‌تونم؟

00:09:57.764 --> 00:10:00.365
.فقط از ابتکارت استفاده کن پسرم

00:10:00.366 --> 00:10:03.102
آدم مهمی مثل آقای تئو ون گوگ

00:10:03.103 --> 00:10:04.470
.از اطراف سراغش رو بگیر

00:10:04.471 --> 00:10:07.973
ولی، وقتی پیداش کردم
چی بگم؟

00:10:07.974 --> 00:10:12.244
مرسومه که برای شروع
.بگی بهتون تسلیت میگم

00:10:12.245 --> 00:10:14.313
.بریم مستی رو از سرت بپرونیم

00:10:14.314 --> 00:10:17.261
.نمی‌تونم برم، خیلی دیر شده

00:10:28.595 --> 00:10:30.666
.شب خوبیه

00:10:38.104 --> 00:10:39.845
باید تسلیت عمیق خودم

00:10:39.846 --> 00:10:42.781
،مادرت
.و برادرت رو بهش برسونی

00:10:42.782 --> 00:10:46.011
.و مارسل کوچولو رو یادت نره

00:10:46.012 --> 00:10:48.514
.اون هم دوستش بود

00:10:48.515 --> 00:10:51.316
.اون 10 ماهش بود

00:10:51.317 --> 00:10:53.652
.بچه‌ها مثل حیوانات هستن، پسرم

00:10:53.653 --> 00:10:58.423
می‌تونن قلب یه آدم رو
.فقط از روی سایزش تشخیص بدن

00:10:58.424 --> 00:11:00.259
.نه، نمی‌تونن

00:11:00.260 --> 00:11:03.195
.کم‌تر از بزرگ‌ها دمدمی‌مزاج هستن

00:11:03.196 --> 00:11:05.430
.فقط به جینو نگاه کن

00:11:05.431 --> 00:11:08.139
یه سال تمام پول وینسنت رو با لبخند گرفت

00:11:08.140 --> 00:11:11.003
.و بعد دادخواستی برای محکوم کردنش امضا می‌کنه

00:11:11.004 --> 00:11:14.439
هی، بهش بگو جینو نامه رو

00:11:14.440 --> 00:11:16.141
.به مدت 2 سال داشت

00:11:16.142 --> 00:11:17.951
نمی‌خوام آقای تئو فکرکنه
.نمی‌خواستیم به کسی بدیمش

00:11:17.952 --> 00:11:19.980
بهش بگو جینو حتی به خودش زحمت نداد

00:11:19.981 --> 00:11:21.549
نامه رو به من بده تا وقتی شنید

00:11:21.550 --> 00:11:22.891
...وینسنت

00:11:25.652 --> 00:11:27.853
خودش رو کشته؟

00:11:27.854 --> 00:11:30.494
چرا باورش برات اینقدر سخته؟

00:11:30.495 --> 00:11:32.296
.دیدی اینجا چه اتفاقی افتاد

00:11:32.297 --> 00:11:33.395
.اون یه شکست ذهنی داشت

00:11:33.396 --> 00:11:34.736
.برای همه اتفاق می‌افته

00:11:34.737 --> 00:11:36.172
.اگه ضعیف باشن

00:11:37.497 --> 00:11:39.568
.بیشتر عمر کن، تا متوجه بشی

00:11:42.001 --> 00:11:44.914
.زندگی می‌تونه حتی قوی رو از پا در بیاره

00:11:48.208 --> 00:11:52.678
بعد از گوش، کسی
.حتی یه فرصت بهش نمی‌داد

00:11:52.679 --> 00:11:55.647
.حتی بچه‌ها اذیتش می‌کردن

00:11:55.648 --> 00:11:57.059
!از اینجا برو

00:11:58.384 --> 00:11:59.556
!برو، از اینجا برو

00:12:09.996 --> 00:12:11.763
.ما شاه هستیم

00:12:11.764 --> 00:12:14.433
اینکه بذاری بچه‌ها تا دیوانه‌خونه

00:12:14.434 --> 00:12:16.401
.تعقیبت کنن یعنی ضعیف هستی

00:12:16.402 --> 00:12:20.509
،و همسایه‌هاش، و پلیس
،و شهردار

00:12:22.275 --> 00:12:23.845
!و کل شهر

00:12:25.845 --> 00:12:27.347
!مقابل یه مرد بیمار

00:12:31.251 --> 00:12:34.289
حتی خودش رو توی سنت رمی بستری کرد تا بهتر بشه

00:12:34.290 --> 00:12:35.391
.و بهتر شد

00:12:36.589 --> 00:12:38.357
.و درمان شده مرخص شد

00:12:38.358 --> 00:12:41.862
باعث نمیشه درمان شده مونده باشه، درسته؟

00:12:45.598 --> 00:12:50.035
احساس آرامش کامل و
.وضعیت عادی می‌کنم

00:12:50.036 --> 00:12:54.109
شش هفته قبل از مرگش
.این رو برام نوشت

00:12:55.475 --> 00:12:59.411
چطوری یه مرد در عرض 6 هفته از آرامش کامل داشتن

00:12:59.412 --> 00:13:01.915
به اقدام برای خودکشی دست می‌زنه؟

00:13:05.251 --> 00:13:07.094
.ناراحت کننده است، درک می‌کنم

00:13:08.921 --> 00:13:12.960
ولی، حالا تحویل دادن اون نامه چه هدفی داره؟

00:13:14.093 --> 00:13:15.936
.خیلی به هم نزدیک بودن

00:13:17.964 --> 00:13:21.411
.وینسنت هر روز برای برادرش نامه می‌نوشت

00:13:22.635 --> 00:13:26.805
می‌دونم چون من
.نامه‌ها رو جمع می‌کردم

00:13:26.806 --> 00:13:28.979
.اگه من بودم، می‌خواستمش

00:13:31.444 --> 00:13:34.846
اگه تو بودی، خدایی نکرده، اگه
مرده بودی

00:13:34.847 --> 00:13:37.482
و نامه‌ای بود که برای من
،فرستاده باشی

00:13:37.483 --> 00:13:38.483
.می‌خواستمش

00:13:41.988 --> 00:13:44.764
اگه من بودم تو نمی‌خواستیش؟

00:14:14.687 --> 00:14:16.667
!وای، دیوانه

00:14:58.197 --> 00:14:59.870
.می‌تونیم بریم پارک

00:14:59.871 --> 00:15:03.268
.آره، ولی احتمالاً هنوز زمین گِلی باشه

00:15:03.269 --> 00:15:05.408
شنیدم تو تأمین‌کننده‌ی
.رنگ‌های وینسنت بودی

00:15:05.409 --> 00:15:07.406
.پس گفتم شاید تئو رو بشناسی

00:15:07.407 --> 00:15:09.174
.فکرکنم یه مشروب لازم داریم

00:15:09.175 --> 00:15:10.342
.کنیاکه

00:15:10.343 --> 00:15:11.576
.بشین

00:15:11.577 --> 00:15:12.954
.در آدرسی که داشتیم نبود

00:15:12.955 --> 00:15:15.721
.کسی که اونجا بود گفت شاید شما بدونید

00:15:17.183 --> 00:15:19.220
متأسفانه هرگز نمی‌تونی اون نامه رو

00:15:19.221 --> 00:15:21.253
.به تئو ون گوگ تحویل بدی

00:15:21.254 --> 00:15:22.454
.که اینطور

00:15:22.455 --> 00:15:23.559
خب، چطور؟

00:15:25.391 --> 00:15:29.464
دو قلب، یک ذهن، اون چیزیه
.که وینسنت بهم گفت

00:15:32.799 --> 00:15:35.434
شاید در آخر قضیه همین بود

00:15:35.435 --> 00:15:38.303
،چون بعد از مرگ وینسنت
تئو اصلاً

00:15:38.304 --> 00:15:40.071
.قبول نمی‌کرد

00:15:40.072 --> 00:15:42.941
می‌تونم چیزی برات بیارم عشقم؟

00:15:42.942 --> 00:15:44.443
،قبلاً هم مشکلاتی داشت

00:15:44.444 --> 00:15:47.220
.ولی مرگ وینسنت نابودش کرد

00:15:52.385 --> 00:15:54.331
آخرش یه روز کامل

00:15:54.332 --> 00:15:58.123
،پیش هم می‌بودن
ولی وینسنت اصرار داشت از وقت‌شون

00:15:58.124 --> 00:16:00.161
درباره‌ی زندگی صحبت کنن
.نه مرگ

00:16:03.629 --> 00:16:07.736
،و، خبری از هیچ یادداشت خودکشی‌ای هم نبود
.پس یه راز باقی موند

00:16:12.772 --> 00:16:15.252
و، تئو همه‌اش می‌پرسید چرا؟

00:16:18.444 --> 00:16:22.517
،شش ماه بعد از اینکه وینسنت رو دفن کردیم
.تئو هم مرده بود

00:16:24.317 --> 00:16:26.160
.وای، جفت‌شون

00:16:27.987 --> 00:16:29.830
خب وینسنت چطور مرد؟

00:16:32.992 --> 00:16:37.362
در زمین‌های باز بالای آورز به خودش شلیک کرد

00:16:37.363 --> 00:16:40.344
کنار سه پایه‌اش درحال
.نقاشی کشیدن که عاشقش بود تا آخرش

00:16:40.345 --> 00:16:41.867
می‌دونی چرا؟

00:16:41.868 --> 00:16:42.868
.نه

00:16:45.638 --> 00:16:49.176
تئو فکرمی‌کرد ناراحتیش
.به دوران بچگی برمی‌گرده

00:16:55.114 --> 00:16:58.357
.خیلی تلاش کرد توی خانواده‌اش جا پیدا کنه

00:17:04.390 --> 00:17:07.030
.ولی، هرگز توی این موفق نشد

00:17:12.565 --> 00:17:16.672
وینسنت بهم گفت
.اون بزرگ‌تره ولی اولی نیست

00:17:29.348 --> 00:17:34.185
،یه وینسنت دیگه بود
.یه برادر بزرگ‌تر که در هنگام زایمان مرده بود

00:17:34.186 --> 00:17:37.656
فکر می‌کرد اون پسر بهترین وینسنت‌ـه

00:17:37.657 --> 00:17:41.730
که هرگز نمی‌تونست به اندازه‌ی اون
.در چشم‌های مادرش عزیز باشه

00:17:52.071 --> 00:17:55.848
تلاش کرد چیزی باشه
.که ازش می‌خواستن

00:18:02.248 --> 00:18:05.183
به کار و کاسبی آثار هنری عموش پیوست

00:18:05.184 --> 00:18:07.752
.و با فضاحت بیرون انداخته شد

00:18:07.753 --> 00:18:10.391
،سعی کرد حرفه‌ی پدرش رو در پیش بگیره
،کلیسا

00:18:10.392 --> 00:18:12.891
ولی امتحان‌های پیشوای روحانی شدن
،خیلی براش سخت بودن

00:18:12.892 --> 00:18:16.127
پس شغلی به عنوان یه مبلغ مذهبی
.ناچیز پیدا کرد

00:18:16.128 --> 00:18:18.802
.حتی از اون هم بیرون انداختنش

00:18:18.803 --> 00:18:20.899
.یه بن‌بست دیگه

00:18:29.942 --> 00:18:32.582
ولی، تئو میگه
بهش باور داره

00:18:33.913 --> 00:18:37.248
،و وینسنت برای خودش می‌جنگه

00:18:37.249 --> 00:18:39.490
.کنارش می‌جنگه

00:18:41.287 --> 00:18:42.630
.و، همین بود

00:18:44.123 --> 00:18:47.661
وینسنت برای اولین بار در 28 سالگی
،یه قلم برداشت

00:18:51.330 --> 00:18:55.437
،و با حمایت تئو
.چیزی برای جلوش رو گرفتن نبود

00:19:04.276 --> 00:19:05.983
خب بعدش چی شد؟

00:19:05.984 --> 00:19:07.321
.پاریس

00:19:09.315 --> 00:19:10.794
.البته اومد اینجا

00:19:10.795 --> 00:19:11.850
.همه‌شون میان

00:19:11.851 --> 00:19:13.451
.همه میان

00:19:13.452 --> 00:19:17.822
مونه، تولوس، سینیاک، برنارد، مانی، همه

00:19:17.823 --> 00:19:22.193
چون هر اتفاقی که توی هنر می‌افته
.در این‌جاست

00:19:22.194 --> 00:19:24.834
و، همه‌شون رنگ‌هاشون رو از کجا می‌خرن؟

00:19:24.835 --> 00:19:26.776
.پر تانگی البته

00:19:29.769 --> 00:19:31.269
.پیشخدمت یه مشروب

00:19:31.270 --> 00:19:32.270
.خالص بریز

00:19:33.339 --> 00:19:34.317
.نوش

00:19:34.318 --> 00:19:36.975
.خواهیم دید خالصه یا نه

00:19:36.976 --> 00:19:38.977
.نگهش می‌داریم، ممنون

00:19:38.978 --> 00:19:40.779
.خالص خالص‌تره

00:19:40.780 --> 00:19:43.693
،مست و پاتیل میشیم
برای مشتری، خودخواهی‌ای

00:19:45.117 --> 00:19:47.485
.که هیچکس نداره بهتون تضمین می‌کنم

00:19:47.486 --> 00:19:49.821
.ولی، یه نقاش آخرهفته‌ها

00:19:49.822 --> 00:19:52.891
.ببینید همیشه نقاشی می‌کشه

00:19:52.892 --> 00:19:55.694
توی ورودی چی می‌گفتی؟

00:19:55.695 --> 00:19:56.537
چطوریه؟

00:19:56.538 --> 00:19:58.029
.بزرگ شو هنری

00:19:58.030 --> 00:19:59.168
.بذار یه دقیقه‌ای براش تمومش کنم

00:19:59.169 --> 00:20:01.076
.یادم رفته بود نمی‌تونی

00:20:02.535 --> 00:20:04.836
.خیلی پستی

00:20:04.837 --> 00:20:07.539
.پست انکار می‌کنه

00:20:07.540 --> 00:20:10.020
،برای هنرمندهای زیادی
پاریس مقصدی نهاییه

00:20:10.021 --> 00:20:11.543
.ولی نه برای اون

00:20:11.544 --> 00:20:14.582
اینکه چیزهایی که اون می‌خواست یاد بگیره رو
،یاد بگیری وسط راه متوقف می‌شدی

00:20:14.583 --> 00:20:17.882
و بعدش می‌رفت دنبال
.مسیر خودش بگرده

00:20:17.883 --> 00:20:19.317
.انجامش دادی

00:20:19.318 --> 00:20:20.888
.خواب بود

00:20:23.389 --> 00:20:25.266
.مهربون‌ترین چیزیه

00:20:30.362 --> 00:20:33.531
.یه بار بعد از دو سال دیدمش

00:20:33.532 --> 00:20:35.773
.آروم‌تر بود، مطمئن‌تر

00:20:37.203 --> 00:20:38.375
.مراقب باش

00:20:40.106 --> 00:20:45.009
و فکرکردم این مردیه که
.داستانش خوب تموم میشه

00:20:45.010 --> 00:20:48.583
،ستاره‌اش بالأخره برمی‌خیزه
.انقلابش پیروز میشه

00:20:54.353 --> 00:20:57.522
پس فکرکن چقدر متعجب کننده بود که
سر تابوت

00:20:57.523 --> 00:21:00.970
وینسنت بایستی
.درست 6 هفته بعدش

00:21:02.962 --> 00:21:03.962
.خیلی ناراحت کننده است

00:21:07.233 --> 00:21:10.769
،برای خیلی‌ها به عنوان شهیدی برای هنر کشته شد

00:21:10.770 --> 00:21:12.570
.ولی برای من، به نظر عجیبه

00:21:12.571 --> 00:21:13.872
چرا؟

00:21:13.873 --> 00:21:16.775
،فقط در 8 سال
از یه آماتور

00:21:16.776 --> 00:21:20.883
،به یه هنرمند تأثیر گذار تبدیل شده بود
.باور کردنی نیست

00:21:23.382 --> 00:21:26.050
مونه اعلام کرد اون ستاره‌ی درخشان

00:21:26.051 --> 00:21:28.725
.مستقل نمایشگاه هنرمندانه

00:21:32.057 --> 00:21:36.161
،و طبق گفته‌ی دکترش بهبود پیدا کرده بود

00:21:36.162 --> 00:21:43.269
دکتر گاشه‌ که در آورز
.مراقب وینسنت بود

00:21:44.303 --> 00:21:46.305
.توی ختم دیدمش

00:21:47.773 --> 00:21:51.414
فقط چندتا از هنرمندهای پاریس
.و اون اومده بودن

00:21:53.946 --> 00:21:56.421
.فکر می‌کردم برادر وینسنت باشه

00:21:56.422 --> 00:21:58.292
،اون سخنرانی کرد

00:21:58.293 --> 00:22:00.952
.و در حین سخنرانی گریه می‌کرد

00:22:00.953 --> 00:22:03.695
و یه ساعت بعد داشت می‌دوئید

00:22:03.696 --> 00:22:07.592
و بهترین نقاشی‌های وینسنت رو
.از دیوار برمی‌داشت انگار مال خودش هستن

00:22:07.593 --> 00:22:11.268
،و دستمزدش بودن
.برای معالجه‌ی وینسنت

00:22:13.165 --> 00:22:17.204
عجیب به نظر می‌اومد که دکتر
.اطمینان کامل تئو رو داشت

00:22:20.272 --> 00:22:23.810
می‌دونم هنوز به خانواده‌ی ون گوگ
.نزدیکه

00:22:23.811 --> 00:22:28.046
.شاید بهتره از اون بپرسی چرا وینسنت خودکشی کرد

00:22:28.047 --> 00:22:31.216
.پدرم می‌خواست بدونه چرا

00:22:31.217 --> 00:22:34.892
.من فقط می‌خواستم این نامه رو براش تحویل بدم

00:22:36.322 --> 00:22:39.667
ون گوگ‌ها حالا
.به اشباحی در پاریس تبدیل شدن

00:22:41.994 --> 00:22:44.729
متأسفانه باید این نامه رو

00:22:44.730 --> 00:22:48.837
به پدرت برگردونی
.همراه با تسلیت من

00:23:01.914 --> 00:23:04.724
،پدر عزیزم
به نظر باید

00:23:04.725 --> 00:23:06.417
.سفرم رو ادامه بدم

00:23:06.418 --> 00:23:09.354
باید گیرنده‌ی جدیدی
پیدا کنم چرا که متأسفانه

00:23:09.355 --> 00:23:10.355
.تئو مرده

00:23:12.224 --> 00:23:14.534
دکتری هست که باور دارم میشه

00:23:14.535 --> 00:23:16.861
.نامه رو به دستش سپرد

00:23:16.862 --> 00:23:18.997
.پس، به آورز میرم

00:23:18.998 --> 00:23:21.399
.برای رئیسم بهونه‌تراشی کن

00:23:59.538 --> 00:24:01.139
.صبح بخیر خانوم

00:24:01.140 --> 00:24:02.440
بله؟

00:24:02.441 --> 00:24:04.387
.اومدم دکتر گاشه رو ببینم

00:24:04.388 --> 00:24:05.610
واقعاً؟

00:24:05.611 --> 00:24:06.589
وقت قبلی داری؟

00:24:06.590 --> 00:24:07.879
.نه

00:24:07.880 --> 00:24:11.149
،یه نامه از وینسنت ون گوگ دارم

00:24:11.150 --> 00:24:13.254
.یکی از دوست‌های پدرم در خانه

00:24:13.255 --> 00:24:14.255
جدی؟

00:24:15.921 --> 00:24:18.790
می‌دونی اون فوت کرده؟

00:24:18.791 --> 00:24:19.667
.بله

00:24:19.668 --> 00:24:20.929
.دکتر در پاریس‌ـه

00:24:20.930 --> 00:24:22.906
.تا فردا برنمی‌گرده

00:24:22.907 --> 00:24:25.897
.مطمئن میشم نامه به دست دکتر برسه

00:24:25.898 --> 00:24:28.266
.ترجیح میدم شخصاً تحویلش بدم

00:24:28.267 --> 00:24:30.247
.می‌خوام از دکتر درباره‌ی وینسنت سؤال کنم

00:24:30.248 --> 00:24:32.806
.خب من می‌تونم راجع بهش بگم

00:24:34.340 --> 00:24:35.340
.شرور بود

00:24:36.408 --> 00:24:38.343
نظر پزشکیه؟

00:24:38.344 --> 00:24:42.019
می‌تونستم تو نگاه اول بگم
.آخرش دردسر میشه

00:24:58.630 --> 00:24:59.470
،اون چشم‌های

00:24:59.471 --> 00:25:00.307
سلام؟

00:25:00.308 --> 00:25:01.499
.سلام، خانوم

00:25:01.500 --> 00:25:03.103
سر در گمی داشت که داخل‌شون

00:25:03.104 --> 00:25:06.606
چیزی دیوانه کننده بود، چیزی که
.جرئت نداری بهش نگاه کنی

00:25:06.607 --> 00:25:10.610
.درست پشت باغچه هستن

00:25:27.126 --> 00:25:31.996
خب، از وقتی به اینجا اومد
.هیچ چیز مثل قبل نشده

00:25:31.997 --> 00:25:33.631
.بهت خبر میدم

00:25:33.632 --> 00:25:35.168
.بهت میگم دکتر کِی می‌تونه تو رو ببینه

00:25:35.169 --> 00:25:36.510
کجا اقامت داری؟

00:25:36.511 --> 00:25:39.504
وینسنت کجا بود؟

00:25:39.505 --> 00:25:41.305
.مسافرخونه‌ی راوو

00:25:41.306 --> 00:25:42.876
.خب، پس اونجا هستم

00:25:42.877 --> 00:25:44.582
.نه، دلت نمی‌خواد بری اونجا

00:25:44.583 --> 00:25:45.843
.یه سوراخ موشه

00:25:45.844 --> 00:25:48.546
.دکتر یه جای مناسب‌تر براش گرفت

00:25:48.547 --> 00:25:51.549
.ولی، احتمالاً سوراخ موش رو بیشتر دوست داشت

00:25:51.550 --> 00:25:55.319
.خب، باز هم می‌تونید خبر رو به اونجا بفرستید

00:25:55.320 --> 00:25:58.990
تو که نمی‌خوای دوباره اوضاع رو به هم بریزی، نه؟

00:25:58.991 --> 00:26:01.164
سر اون دیوانه به اندازه‌ی کافی

00:26:01.165 --> 00:26:02.527
.توی این خونه گریه داشتیم

00:26:30.589 --> 00:26:32.723
دنبال چیزی می‌گردین؟

00:26:32.724 --> 00:26:34.203
.صاحب

00:26:34.204 --> 00:26:35.860
.خودم هستم

00:26:35.861 --> 00:26:37.795
صاحب تویی؟

00:26:37.796 --> 00:26:40.902
خب، والدینم هستن، ولی
،رفتن دیدن عمه‌ام

00:26:40.903 --> 00:26:45.203
.پس فکرکنم برای دو روز آینده مالک منم

00:26:45.204 --> 00:26:47.538
.لباس قشنگیه

00:26:47.539 --> 00:26:50.041
.برای یه مالک حرف نداره

00:26:50.042 --> 00:26:52.079
وقتی پدرم این‌جاست

00:26:52.080 --> 00:26:53.611
.نمی‌تونم زیاد بپوشمش

00:26:53.612 --> 00:26:55.413
.همیشه بهم کار میده

00:26:55.414 --> 00:26:57.281
.خب زندگی همینه

00:26:57.282 --> 00:26:58.583
چیزی میل دارین؟

00:26:58.584 --> 00:27:01.258
.به یه قهوه‌ی داغ نه نمیگم

00:27:13.932 --> 00:27:16.234
خب چی باعث شده به آورز بیای؟

00:27:16.235 --> 00:27:19.470
.یکی از دوست‌های پدرم وینسنت ون گوگ

00:27:19.471 --> 00:27:22.907
.تازه فهمیدیم خودکشی کرده

00:27:22.908 --> 00:27:24.575
.اینجا می‌موند

00:27:24.576 --> 00:27:25.576
.می‌دونم

00:27:27.980 --> 00:27:30.448
وقتی اتفاق افتاد اینجا بودی؟

00:27:30.449 --> 00:27:32.122
.خیلی ترسناک بود

00:27:35.154 --> 00:27:37.955
.ساعت 7 شام مستأجرها رو میدم

00:27:37.956 --> 00:27:40.324
.و، اون اونجا نبود

00:27:40.325 --> 00:27:41.998
.ولی بعدش اومد

00:27:45.097 --> 00:27:47.532
.ولی، یه مشکلی بود

00:27:52.104 --> 00:27:53.139
آقای وینسنت؟

00:27:53.140 --> 00:27:54.446
وینسنت، خوبید آقا؟

00:27:54.447 --> 00:27:57.443
.پدرم رفت دنبالش

00:27:59.378 --> 00:28:00.645
وینسنت؟

00:28:00.646 --> 00:28:03.047
چی‌شده وینسنت؟

00:28:03.048 --> 00:28:04.322
خوبی؟

00:28:05.551 --> 00:28:06.551
!خدای من

00:28:07.486 --> 00:28:09.387
چی‌کار کردی؟

00:28:09.388 --> 00:28:11.368
.سعی کردم خودکشی کنم

00:28:16.361 --> 00:28:19.467
.و به دکتر گاشه خبر دادیم

00:28:20.699 --> 00:28:23.005
.حتی یه کلمه هم با وینسنت حرف نزد

00:28:23.006 --> 00:28:25.208
دو نفری فقط به هم نگاه می‌کردن

00:28:25.209 --> 00:28:26.979
.مثل دو گرگ عصبانی

00:28:30.475 --> 00:28:32.148
و وینسنت روی تخت دراز کشیده بود

00:28:32.149 --> 00:28:33.815
.با یه گلوله توی شکمش

00:28:33.816 --> 00:28:36.152
از درد گریه می‌کرد درخواست می‌کرد

00:28:36.153 --> 00:28:39.527
،یه نفر درش بیاره و دکتر گاشه
،یه دکتر ارتشی سابق

00:28:39.528 --> 00:28:42.753
.یعنی باید بدونه چطوری یه گلوله رو در بیاره

00:28:42.754 --> 00:28:44.388
!هیچ‌کاری نکرد

00:28:44.389 --> 00:28:48.159
فقط تصمیم گرفت نمیشه
.کاریش کرد و رفت

00:28:48.160 --> 00:28:51.004
صبح بعدش شایعات درباره‌ی وینسنت
پخش شد

00:28:51.005 --> 00:28:52.997
.در تمام شهر

00:28:52.998 --> 00:28:55.035
،و ساعت 8
ژاندارم ریگامون

00:28:55.036 --> 00:28:56.239
.اومد اینجا

00:28:58.170 --> 00:28:59.604
چی‌کار می‌کنی؟

00:28:59.605 --> 00:29:00.913
نمیشه این بنده خدا رو راحت بذاری؟

00:29:00.914 --> 00:29:02.611
نمی‌بینی حالش خوب نیست؟

00:29:02.612 --> 00:29:05.919
،فقط دارم کارم رو انجام میدم
.آقای راوو، همین

00:29:05.920 --> 00:29:07.185
اسلحه کجاست؟

00:29:08.413 --> 00:29:10.448
.نمی‌دونم

00:29:10.449 --> 00:29:11.682
.نمی‌دونم

00:29:11.683 --> 00:29:14.619
.پدرم فرستادش بره

00:29:14.620 --> 00:29:16.463
گفت ریگامون آخرین نفریه

00:29:16.464 --> 00:29:18.935
.که یه آدم درحال مرگ باید ببینه

00:29:20.726 --> 00:29:23.701
آقای تئو عصر اومد، و وارد که شد داد زد

00:29:23.702 --> 00:29:25.231
چی‌شده؟

00:29:25.232 --> 00:29:26.864
چطوری؟

00:29:31.303 --> 00:29:35.410
چیز افتضاح این بود که
.هیچکس واقعاً نمی‌دونست

00:29:38.243 --> 00:29:42.313
و بعدش، می‌دونی، عادی
.و آروم بود

00:29:42.314 --> 00:29:44.482
و می‌دونی، واقعاً فکر می‌کردم

00:29:44.483 --> 00:29:46.617
.قراره همه‌چیز درست بشه

00:29:46.618 --> 00:29:49.724
.کاش می‌تونستم یکی‌شون باشم

00:29:53.158 --> 00:29:57.228
ولی، شب که شد، بدنش

00:29:57.229 --> 00:29:59.897
،تب‌دار شد
.و داشت ضعیف‌تر می‌شد

00:30:58.056 --> 00:31:02.004
،و حدود یک و نیم شب
.تئو اومد طبقه‌ی پایین

00:31:08.333 --> 00:31:11.041
،و همه می‌دونستیم تموم شده

00:31:17.075 --> 00:31:18.748
.و وینسنت مرده

00:31:37.863 --> 00:31:39.997
فکر می‌کنی چخ اتفاقی افتاد؟

00:31:39.998 --> 00:31:41.832
انتظارش رو داشتی؟

00:31:41.833 --> 00:31:43.868
.اینجا خوشحال بود

00:31:43.869 --> 00:31:46.670
.واقعاً فکر می‌کردم هست

00:31:46.671 --> 00:31:50.708
می‌دونی دکتر گاشه سعی کرد
براش جایی دیگه پیداکنه؟

00:31:50.709 --> 00:31:52.176
.ولی نه

00:31:52.177 --> 00:31:54.445
.از مسافرخونه‌ی ما خوشش می‌اومد

00:31:54.446 --> 00:31:57.359
.نه، اینطوری لباست رو کثیف می‌کنی

00:31:58.517 --> 00:31:59.552
.چقدر سبکی

00:31:59.553 --> 00:32:00.859
.کثیف میشی‌ها

00:32:00.860 --> 00:32:02.586
اتاق می‌خواید؟

00:32:02.587 --> 00:32:03.463
بستگی به قیمتش داره؟

00:32:03.464 --> 00:32:04.722
.بیا داخل

00:32:04.723 --> 00:32:07.024
اتاق چقدره؟

00:32:07.025 --> 00:32:09.794
.به اتاقش بستگی داره

00:32:09.795 --> 00:32:11.695
.یه خارجی دیگه

00:32:11.696 --> 00:32:15.232
.از ما خوشش می‌اومد، و ما هم همینطور

00:32:15.233 --> 00:32:17.968
.آدم خوب و ساکتی بود

00:32:17.969 --> 00:32:19.036
.البته

00:32:19.037 --> 00:32:20.448
تو ازش خوشت نمی‌اومد؟

00:32:20.449 --> 00:32:22.039
...اینطور نیست که

00:32:22.040 --> 00:32:23.040
،می‌تونست بخاطر نقاشی‌هاش کارهای عجیبی بکنه

00:32:23.041 --> 00:32:25.248
.ولی در غیر این صورت عادی بود

00:32:26.745 --> 00:32:27.878
از چه نظر عجیب؟

00:32:29.448 --> 00:32:30.950
،روز اول
یادمه چون

00:32:30.951 --> 00:32:32.650
.مثل امروز بود

00:32:32.651 --> 00:32:36.758
،یه توفان بزرگ شد
.و همه دنبال سرپناه بودن

00:32:38.490 --> 00:32:39.990
.و دیدمش

00:32:39.991 --> 00:32:42.663
.زیر بارون با کت‌شلوار ایستاده بود

00:32:42.664 --> 00:32:45.574
،و فکرکردم می‌دونی
.لابد هیجانش بخاطر روز اوله

00:32:45.575 --> 00:32:48.135
.ولی، نه همیشه اینطوری بود

00:32:49.768 --> 00:32:53.841
،همیشه نقاشی می‌کرد
.هر روز بدون توجه به آب و هوا

00:32:56.641 --> 00:32:58.848
.شنیدم به دکتر نزدیک بود

00:32:58.849 --> 00:33:01.078
چی، دکتر گاشه؟

00:33:01.079 --> 00:33:02.752
.نه، به نظرم اینطور نبود

00:33:02.753 --> 00:33:05.449
.اون بیشتر تنها بود

00:33:05.450 --> 00:33:08.085
مطئناً به برادرش نزدیک بود

00:33:08.086 --> 00:33:10.191
.با توجه به میزان نامه‌هاشون

00:33:10.192 --> 00:33:12.523
.می‌دونم، بابام نامه‌رسونش بود

00:33:12.524 --> 00:33:13.628
.پس می‌دونی

00:33:15.193 --> 00:33:17.605
،موندم وقتی کل روز نقاشی می‌کشید، کِی می‌خوابید

00:33:17.606 --> 00:33:21.198
،نامه‌های طولانی می‌نوشت
همیشه درحال

00:33:21.199 --> 00:33:22.473
.خوندن کتاب‌های قطوری بود

00:33:24.636 --> 00:33:27.139
فکرکنم میشه گفت
.نظم و ترتیب خوبی داشت

00:33:27.140 --> 00:33:28.472
وینسنت؟

00:33:28.473 --> 00:33:32.009
.آره، می‌تونستی ساعتت رو با اون تنظیم کنی

00:33:32.010 --> 00:33:33.647
.از 8 صبح تا 5 عصر نقاشی می‌کرد

00:33:33.648 --> 00:33:36.558
آدم فکر می‌کرد
.یه شغل عادی داره

00:33:36.559 --> 00:33:40.655
،همه جا می‌رفت، شاپونوال
،زمین‌ها، جنگل

00:33:42.854 --> 00:33:43.854
.رودخونه

00:33:44.623 --> 00:33:47.291
.واقعاً رودخونه رو دوست داشت

00:33:47.292 --> 00:33:48.626
،با قایق‌ران صحبت کن

00:33:48.627 --> 00:33:49.627
.مراقب باشید

00:33:49.628 --> 00:33:51.130
.بهت میگه

00:33:51.131 --> 00:33:52.296
.وای

00:33:52.297 --> 00:33:53.367
.سوار شدم

00:33:54.866 --> 00:33:56.036
.لذت ببرید خانوم‌ها

00:33:56.037 --> 00:33:57.501
.خیلی ممنون

00:33:57.502 --> 00:33:58.502
.خدافظ

00:33:59.905 --> 00:34:03.541
آرماند رولین از دوست‌های
.وینسنت ون گوگ مرحوم

00:34:03.542 --> 00:34:05.042
.خوشبختم

00:34:05.043 --> 00:34:08.145
شنیدم دوست داشته
.اطراف رودخونه بگرده

00:34:08.146 --> 00:34:09.680
.وینسنت، آره

00:34:09.681 --> 00:34:11.982
.آره، قبلاً می‌اومد اینجا

00:34:11.983 --> 00:34:16.056
حتی قبل از طلوع آفتاب
.که یه نور ویژه بگیره

00:34:17.989 --> 00:34:20.160
،من چیز خاصی از گرفتن نور نمی‌دونم

00:34:20.161 --> 00:34:22.729
ولی می‌دونم میشه اینجا
به زیبایی‌های زیادی نگاه کرد

00:34:22.730 --> 00:34:24.728
اگه متوجه منظورم بشی؟

00:34:24.729 --> 00:34:26.030
.خوب شد فهمیدم

00:34:26.031 --> 00:34:28.599
.زیاد حرف نمی‌زد

00:34:28.600 --> 00:34:32.707
،بیشتر فقط می‌نشست نگاه می‌کرد
.گاهی نقاشی می‌کشید

00:34:35.840 --> 00:34:38.409
،و یه بار فقط دو نفرمون بودیم

00:34:38.410 --> 00:34:40.678
.من ماهی می‌گرفتم، اون نقاشی می‌کشید

00:34:40.679 --> 00:34:43.881
.حالا به اندازه‌ای که به نظر میاد آروم نبود

00:34:43.882 --> 00:34:46.226
وقتی نقاشی می‌کشید همه جور صدایی
در می‌آورد

00:34:46.227 --> 00:34:48.252
.مثل یه موتور بخار پیپ می‌کشید

00:34:51.890 --> 00:34:54.894
،و بعدش یهو، ساکت می‌شد

00:34:57.195 --> 00:35:00.397
و به نظر خیلی خوشحال بود
که یه کلاغ کثیف

00:35:00.398 --> 00:35:01.741
.نزدیک شده

00:35:03.435 --> 00:35:08.072
به نظر اهمیت نمی‌داد اگه
.با ناهارش فرار می‌کرد

00:35:08.073 --> 00:35:12.576
و، پیش خودم می‌گفتم این یارو
چقدر تنهاست

00:35:12.577 --> 00:35:16.423
که حتی یه کلاغ دزد باعث
شاد شدنش میشه؟

00:35:23.622 --> 00:35:25.829
پایان اون تابستون، با این پسرهای پولدار می‌گشت

00:35:25.830 --> 00:35:28.926
.که مهمونی‌های قایقی بزرگ برگزار می‌کردن

00:35:28.927 --> 00:35:32.997
،همیشه با دخترها می‌اومدن
اگه متوجه منظورم بشی

00:35:32.998 --> 00:35:33.840
.سرکش‌ها رو میگم

00:35:33.841 --> 00:35:35.332
!هی

00:35:35.333 --> 00:35:36.773
.آره یه مقدار پول میشه

00:35:37.077 --> 00:35:38.435
خوب پول میدن؟

00:35:38.436 --> 00:35:39.176
.وینسنت به نظر اطراف‌شون خجالتی بود

00:35:39.177 --> 00:35:40.571
.زودباش

00:35:40.572 --> 00:35:43.109
.پیش زن‌ها زیاد خوش‌شانس نبود

00:35:43.110 --> 00:35:44.642
نه بابا؟

00:35:44.643 --> 00:35:47.845
.و بعدش با دختر گاشه می‌اومد اینجا

00:35:47.846 --> 00:35:51.115
.دیدمش که خیلی زیبا بود

00:35:51.116 --> 00:35:53.687
.خودشه، خیلی آروم بود

00:35:54.953 --> 00:35:56.691
قبل از اینکه گاشه‌ها به اینجا بیان

00:35:56.692 --> 00:35:58.426
،توی این روستا کار می‌کردم

00:35:58.427 --> 00:36:00.960
.و هرگز یه کلمه هم با دختره حرف نزدم

00:36:00.961 --> 00:36:05.032
،ولی اون و وینسنت
،اونجوری با هم حرف می‌زدن

00:36:07.032 --> 00:36:09.203
می‌دونی، انگار صحبت کردن با همدیگه

00:36:09.204 --> 00:36:10.543
.هیجان‌انگیز‌ترین کار دنیاست

00:36:11.936 --> 00:36:13.877
.فقط می‌تونستم پات رو ببینم

00:36:13.878 --> 00:36:15.873
.خدا می‌دونه توی وینسنت چی دیده بود

00:36:17.308 --> 00:36:19.686
،وینسنت دو برابر سنش رو داشت
،و کنارش

00:36:19.687 --> 00:36:21.879
.مثل یه هرزه به نظر می‌اومد

00:36:21.880 --> 00:36:25.315
فکر می‌کنی خبری بین‌شون بوده؟

00:36:25.316 --> 00:36:27.193
،می‌گفتن برای نقاشی اومدن

00:36:27.194 --> 00:36:30.359
،ولی یه قایق می‌گرفتن
.معمولاً زوج‌ها قایق می‌گیرن

00:36:33.491 --> 00:36:36.160
.ولی این رو بهت میگم

00:36:36.161 --> 00:36:39.506
.وینسنت، به نظر آدم خوبی بود

00:36:40.699 --> 00:36:43.167
بعدش با یه دختر اومد اینجا که به نظر من

00:36:43.168 --> 00:36:44.841
،در حدش نبود
و بعدش فهمیدم

00:36:44.842 --> 00:36:46.406
.خودکشی کرده

00:36:48.339 --> 00:36:50.874
.شاید بهتره با دختره صحبت کنی

00:36:50.875 --> 00:36:54.244
.مطمئن نیستم خانه‌دارشون اجازه بده

00:36:54.245 --> 00:36:55.245
.اون یکی

00:36:57.348 --> 00:36:59.850
.عصرها میره کلیسا

00:36:59.851 --> 00:37:01.922
.مثل رئیس زندان اون‌جاست

00:37:01.923 --> 00:37:04.093
.مطمئناً اجازه نمیده من نزدیکش بشم

00:37:09.894 --> 00:37:11.895
.بیا، لابد تشنه‌ای

00:37:11.896 --> 00:37:13.230
.مهمون ما

00:37:13.231 --> 00:37:14.698
تو چقدر خوبی؟

00:37:14.699 --> 00:37:16.400
بابات ناراحت نمیشه؟

00:37:16.401 --> 00:37:18.068
.نیستش که بشه

00:37:18.069 --> 00:37:20.413
اگه بذاری یکی برات بخرم

00:37:20.414 --> 00:37:22.851
.این یه پیک رو می‌نوشم

00:37:29.280 --> 00:37:34.218
می‌خواستم بدونم وینسنت و مارگاریت دوست بودن؟

00:37:34.219 --> 00:37:36.255
قایق‌ران گفت
.با هم صمیمی بودن

00:37:36.256 --> 00:37:38.131
خب، پس واسه همین

00:37:38.132 --> 00:37:40.257
.هرروز سر قبرش گل می‌ذاره

00:37:40.258 --> 00:37:41.635
و شاید اون بحث بزرگی که با

00:37:41.636 --> 00:37:43.694
.دکتر داشت واسه همین بوده

00:37:43.695 --> 00:37:45.028
کدوم بحث؟

00:37:45.029 --> 00:37:46.440
بیشتر از یه نفر دید که وینسنت
از خونه‌ی دکتر

00:37:46.441 --> 00:37:48.304
بیرون اومد و جوری در رو
به هم کوبید که

00:37:48.305 --> 00:37:50.575
باعث تعجبه
.از چارچوب در نیومد

00:37:50.576 --> 00:37:53.570
،ولی، خانه‌دار
بین مردم می‌گفت

00:37:53.571 --> 00:37:55.072
دکتر گاشه نمی‌ذاشته دیگه وینسنت

00:37:55.073 --> 00:37:57.274
.دخترش رو ببینه

00:37:57.275 --> 00:37:59.118
دکتر سر دخترش
.خیلی حساسه

00:37:59.119 --> 00:38:02.312
،نمی‌‌خواد صحبت کنه
کجا میری؟

00:38:02.313 --> 00:38:03.313
.به کلیسا

00:38:14.626 --> 00:38:15.626
.خدا خیرتون بده

00:38:17.228 --> 00:38:21.301
خوشحالم می‌بینم به خدا
.احترام می‌ذاری، بر خلاف دوستت

00:38:23.401 --> 00:38:25.074
.دوست پدرم

00:38:28.940 --> 00:38:30.747
می‌دونی راستش وینسنت
کار کافرانه‌اش رو

00:38:30.748 --> 00:38:31.748
یکشنبه انجام داد؟

00:38:33.511 --> 00:38:35.646
.این نصف ماجرا هم نیست

00:38:35.647 --> 00:38:37.183
.اون روز دیدمش

00:38:38.616 --> 00:38:40.687
.داشتم می‌رفتم کلیسا

00:38:42.487 --> 00:38:45.756
،با اون پسرهای سکرتن می‌خندیدن و شوخی می‌کردن

00:38:45.757 --> 00:38:49.293
،مست بودن و به خدا می‌خندیدن

00:38:49.294 --> 00:38:53.330
با دونستن اینکه داره در روز خدا
.چی‌کار می‌کنه

00:38:53.331 --> 00:38:56.273
وقتی به این فکر می‌کنم
،چه زحمت‌هایی برای دکتر بوجود آورد

00:38:56.274 --> 00:38:58.708
با برادرش جوری وارد می‌شدن انگار
،اشراف‌زاده هستن

00:38:58.709 --> 00:39:01.943
،انگر باغچه‌ی اونه
.انگار مهمون‌هاش هستن

00:39:01.944 --> 00:39:04.608
خب، شاید برادرش
،خوش پوش بود

00:39:04.609 --> 00:39:06.111
ولی به نظر قبل از اینکه
به میز برسه

00:39:06.112 --> 00:39:08.215
.از مستی بیهوش می‌شد

00:39:09.781 --> 00:39:13.695
می‌تونستم تو نگاه اول
.تب رو توی چشم‌هاش ببینم

00:39:17.488 --> 00:39:21.561
،و خود هنرمند بزرگ
،همیشه بی سر و صدا حرکت می‌کرد

00:39:24.629 --> 00:39:28.665
غذامون رو حریصانه می‌خورد، هر جایی
.گند بالا می‌آورد

00:39:30.044 --> 00:39:33.243
.خب، نباید خدا رو منتظر گذاشت

00:40:05.536 --> 00:40:09.609
به این فکر می‌کردم چقدر طول می‌کشه
.برگردی

00:40:19.183 --> 00:40:21.185
تو رو نقاشی کرده، نه؟

00:40:28.860 --> 00:40:30.430
خب، چرا اومدی اینجا؟

00:40:31.529 --> 00:40:33.099
دیگه کجا باید باشم؟

00:40:33.100 --> 00:40:35.441
.نمی‌دونم. بذار ببینم

00:40:37.535 --> 00:40:41.605
،اطراف دنیا سفر کنی
،یه دزد بگیری

00:40:41.606 --> 00:40:43.108
.با یه دختر خوشگل صحبت کنی

00:40:43.109 --> 00:40:46.782
.چون می‌خوام یه کاری برای وینسنت انجام بدم

00:40:51.115 --> 00:40:52.719
مطمئنم می‌تونی خیلی کارها براش انجام بدی

00:40:52.720 --> 00:40:54.219
.حالا که مرده

00:40:55.753 --> 00:40:58.661
شنیدم هر روز
.سر قبرش گل می‌بری

00:40:58.662 --> 00:41:00.829
مگه اون نمیشه یه کاری برای وینسنت کردن

00:41:00.830 --> 00:41:02.592
حتی حالا که مرده؟

00:41:02.593 --> 00:41:03.593
.اون رو میگی

00:41:05.229 --> 00:41:08.131
.فقط از روی احترام انجامش میدم

00:41:08.132 --> 00:41:10.167
.هنرمند بزرگی بود

00:41:10.168 --> 00:41:11.501
.از گل خوشش می‌اومد

00:41:11.502 --> 00:41:14.571
.هنوز هم به نظر می‌رسه خیلی بهش لطف می‌کنی

00:41:14.572 --> 00:41:16.643
.لابد با هم صمیمی بودین

00:41:18.009 --> 00:41:20.010
.به نظر من که نه

00:41:20.011 --> 00:41:21.581
.اون برای دیدن پدر اومده بود

00:41:29.420 --> 00:41:32.656
دکترش بود، و
.شد دوستش

00:41:32.657 --> 00:41:34.136
.اصلاً متعجب کننده نیست

00:41:34.137 --> 00:41:35.792
.جفت‌شون هنرمند بودن

00:41:35.793 --> 00:41:37.794
.از نقاش‌های یکسانی خوش‌شون می‌اومد

00:41:37.795 --> 00:41:39.934
.همدیگه رو درک می‌کردن

00:41:41.132 --> 00:41:42.634
وقتی پدر برادر وینسنت و خانواده‌اش رو

00:41:42.635 --> 00:41:44.940
،برای ناهار یکشنبه دعوت کرد
وینسنت درباره‌ی اینکه پدرم

00:41:44.941 --> 00:41:47.280
.برادر سوم‌شونه شوخی می‌کرد

00:41:47.281 --> 00:41:48.682
.نوش همگی

00:41:51.009 --> 00:41:54.183
پس مثل یه خانواده‌ی بزرگ‌ بودین؟

00:41:57.115 --> 00:41:59.356
.گاهی اینجا نقاشی می‌کشید

00:42:00.818 --> 00:42:03.162
بخشی از معالجه‌ای بود که
.پدرم توصیه کرده بود

00:42:18.369 --> 00:42:20.170
.ولی، آشنا نشدیم

00:42:20.171 --> 00:42:21.241
،پس، وقتی به رودخونه رفتین

00:42:21.242 --> 00:42:23.573
آشنا شدن نبود؟

00:42:23.574 --> 00:42:25.008
رودخونه؟

00:42:25.009 --> 00:42:26.750
،قایق‌ران میگه یه قایق با هم گرفتین

00:42:26.751 --> 00:42:29.246
میگه به نظر می‌اومد خیلی خوب
.همدیگه رو می‌شناختین

00:42:29.247 --> 00:42:30.920
خب توی این روستا مردم فکر می‌کنن

00:42:30.921 --> 00:42:32.189
.همه‌جور چیزی می‌بینن

00:42:33.151 --> 00:42:34.892
.لابد یه دختر دیگه بوده

00:42:34.893 --> 00:42:37.320
.گفتم که زیاد نمی‌شناختمش

00:42:37.321 --> 00:42:39.823
.اون برای پدرم اینجا بود

00:42:39.824 --> 00:42:41.064
.نوع تفکرشون مثل هم بود

00:42:41.065 --> 00:42:42.993
.سر هرچیزی توافق داشتن

00:42:42.994 --> 00:42:44.564
همه چیز، واقعاً؟

00:42:45.830 --> 00:42:49.332
دختر خانواده‌ی راوو گفت وینسنت و
.دکتر گاشه دعواشون شده

00:42:49.333 --> 00:42:52.102
خدای من، واقعاً
.حرف مردم رو باور کردی

00:42:52.103 --> 00:42:54.004
.پچ‌پچ‌های روستا برام مهم نیستن

00:42:54.005 --> 00:42:56.006
گفت مردم دیدن وینسنت با عصبانیت
از اینجا رفته

00:42:56.007 --> 00:42:58.715
،مدت کمی پیش از مرگش
و بابات دنبالش

00:42:58.716 --> 00:42:59.743
.می‌کرده

00:42:59.744 --> 00:43:00.744
که چی؟

00:43:02.080 --> 00:43:04.219
فکر می‌کنی با پدرم بحثش شده

00:43:04.220 --> 00:43:06.950
و واسه همین وینسنت مرده؟

00:43:06.951 --> 00:43:09.363
فکرمی‌کنی تقصیر پدرمه؟

00:43:09.364 --> 00:43:10.887
.چنین حرفی نزدم

00:43:10.888 --> 00:43:14.461
.فکرمی‌کنم بهتره دیگه بری

00:43:25.636 --> 00:43:26.636
.روز خوش

00:43:40.551 --> 00:43:42.552
.ممنون

00:43:42.553 --> 00:43:43.461
شب شلوغی بود؟

00:43:43.462 --> 00:43:44.296
.نه زیاد

00:43:44.297 --> 00:43:45.822
.این هم پنیرتون

00:43:45.823 --> 00:43:47.063
پدرت چطوره، آدلاین؟

00:43:47.064 --> 00:43:48.560
.خوبه، ممنون

00:43:48.561 --> 00:43:49.993
چیز دیگه‌ای براتون بیارم؟

00:43:49.994 --> 00:43:50.766
.نه، لازم نیست ممنون

00:43:50.767 --> 00:43:51.603
.ممنون، نه

00:43:51.604 --> 00:43:53.063
.خوبه

00:43:53.064 --> 00:43:55.100
فقط به قدری شلوغ که
نخوای با من صحبت کنی؟

00:43:55.101 --> 00:43:56.733
،خب اگه برای یه پیک مشروب می‌نشستم

00:43:56.734 --> 00:43:58.111
به این فکر می‌کردم کِی قراره بلند بشی

00:43:58.112 --> 00:44:01.276
.و بری یه جای مهم‌تر

00:44:02.340 --> 00:44:03.842
.چیز جالبیه

00:44:06.844 --> 00:44:09.120
.راستش یه ایده بهم دادی

00:44:10.348 --> 00:44:13.016
.که با مارگاریت گاشه رو در رو بشم

00:44:13.017 --> 00:44:15.756
پس رفتی پیش یه خانوم اربابی باشی؟

00:44:15.757 --> 00:44:17.357
آخرش چی شد؟

00:44:17.358 --> 00:44:20.123
.بهم گفت وینسنت رو نمی‌شناخته

00:44:20.124 --> 00:44:24.361
حتی چند کلمه رسمی هم
.باهاش حرف نزده

00:44:24.362 --> 00:44:28.665
بهت که گفتم نمیشه حرف‌های
.گاشه‌ها رو باورکرد

00:44:28.666 --> 00:44:31.434
.یادمه وقتی وینسنت اومده بود

00:44:31.435 --> 00:44:34.973
مردم می‌پرسیدن از اقوام
.گاشه است یا نه

00:44:34.974 --> 00:44:38.775
.شاید از بیرون شبیه هم بودن

00:44:40.478 --> 00:44:41.786
.حرف نداره

00:44:41.787 --> 00:44:43.780
،موی قرمزشون مثل هم بود

00:44:43.781 --> 00:44:45.818
.و نگاه غمناک چشم‌هاشون

00:44:45.819 --> 00:44:48.660
.تا حالا چنین چیزی ندیدم

00:44:50.321 --> 00:44:53.530
،ولی از درون
.خیلی با هم تفاوت داشتن

00:45:18.416 --> 00:45:21.351
.وینسنت مثل گاشه مغرور نبود

00:45:21.352 --> 00:45:23.764
.خیلی مؤدب و مهربون بود

00:45:24.989 --> 00:45:26.900
.خب سلام، ژوماین

00:45:31.596 --> 00:45:33.196
.بیا بالا

00:45:33.197 --> 00:45:36.099
خب امشب چی بکشیم؟

00:45:36.100 --> 00:45:37.338
.یه مرغ لطفاً

00:45:37.339 --> 00:45:38.575
.شاید چیزی ببینم

00:45:38.576 --> 00:45:39.912
.باشه یه مرغ

00:45:40.871 --> 00:45:42.672
.پاهای لاغر مثل تو

00:45:42.673 --> 00:45:43.945
.دمش نرم باشه، لطفاً

00:45:43.946 --> 00:45:44.851
ژوماین، چرا

00:45:44.852 --> 00:45:47.110
از تخت اومدی بیرون؟

00:45:47.111 --> 00:45:49.012
.اذیت نمی‌کنه

00:45:49.013 --> 00:45:50.686
.بیا بریم بخوابی

00:45:50.687 --> 00:45:52.449
.اذیت نمی‌کنه

00:45:52.450 --> 00:45:55.454
.مرغم رو می‌خوام

00:45:57.722 --> 00:46:00.624
.مارگاریت گفت برادرش اومد اینجا

00:46:00.625 --> 00:46:02.692
باهاش ملاقات کردی؟

00:46:02.693 --> 00:46:06.402
.نه، شنیدم به دعوت گاشه اومده

00:46:07.932 --> 00:46:11.070
وینسنت همیشه می‌گفت
.شاید بیان اینجا

00:46:11.071 --> 00:46:14.049
همیشه بررسی می‌کرد آخرهفته‌ها
،اتاق خالی داریم یا نه

00:46:14.050 --> 00:46:16.039
.ولی هیچوقت نیومدن

00:46:16.040 --> 00:46:18.211
پس وینسنت رفت به دیدن اون‌ها؟

00:46:18.212 --> 00:46:20.881
نه، می‌دونی ساعت‌ها و ساعت‌ها

00:46:20.882 --> 00:46:22.481
صرف نوشتن اون نامه‌ها برای برادرش می‌کرد

00:46:22.482 --> 00:46:25.086
.وقتی می‌تونست فقط سوار یه قطار بشه

00:46:25.087 --> 00:46:27.150
.نه، یه بار رفت

00:46:27.151 --> 00:46:30.720
.گفت بچه‌ی برادرش بیماره

00:46:30.721 --> 00:46:33.167
.ولی، فکرنکنم رفتنش زیاد خوب پیش رفته باشه

00:46:33.168 --> 00:46:34.591
چرا؟

00:46:34.592 --> 00:46:36.493
.دستمال سفره‌ها

00:46:36.494 --> 00:46:38.906
.گفت کرباس خیلی گرونه

00:46:38.907 --> 00:46:40.130
.بیشتر

00:46:40.131 --> 00:46:40.939
و حالا فقط قراره روی این

00:46:40.940 --> 00:46:42.265
.پارچه‌های قدیمی نقاشی کنه

00:46:46.003 --> 00:46:47.607
،گل‌های خیلی قشنگی کشید
ولی فکرنکنم

00:46:47.608 --> 00:46:50.173
.پدرم خیلی خوشحال شده باشه

00:46:52.143 --> 00:46:54.817
برادرش چه ربطی به دستمال سفره‌ها داشت؟

00:46:54.818 --> 00:46:57.452
به نظرم سر پول بحث کردن

00:47:02.653 --> 00:47:05.422
چون برادرش هزینه‌های

00:47:05.423 --> 00:47:08.658
.نقاشی‌های وینسنت رو پرداخت می‌کرد

00:47:08.659 --> 00:47:12.362
.بخاطر نامه‌ی آخری که وینسنت فرستاد این رو می‌دونم

00:47:12.363 --> 00:47:13.501
.آدلاین صبرکن

00:47:15.132 --> 00:47:17.976
.روز قبل از اینکه خودش رو بکشه

00:47:20.004 --> 00:47:22.209
،وقتی بهم دادش
.گفت ضروریه

00:47:22.210 --> 00:47:24.878
و می‌دونی پرسیدم اگه
.مشکلی پیش اومده یا نه

00:47:24.879 --> 00:47:26.945
و اون گفت رنگ‌هاش تموم شده
و سفارش بزرگی

00:47:26.946 --> 00:47:29.356
برای رنگ‌های بیشتر داده
چون می‌خواست نقاشی‌های

00:47:29.357 --> 00:47:31.181
.زیادی بکشه

00:47:31.182 --> 00:47:33.286
فکر نمی‌کنی عجیبه سفارشی

00:47:33.287 --> 00:47:36.128
به برادرش بده اگه
پول بین‌شون

00:47:36.129 --> 00:47:39.956
مشکل پولی بوده و روز بعد
خودش رو بکشه؟

00:47:39.957 --> 00:47:43.193
بستگی داره، می‌دونی
.به اینکه چقدر عقلش سرجاش بوده

00:47:43.194 --> 00:47:45.128
.به نظر هیچ مشکلی نداشت

00:47:45.129 --> 00:47:48.832
یعنی لابد یه اتفاق کاملاً یهویی افتاده

00:47:48.833 --> 00:47:51.134
.که اونطوری بهمش ریخته

00:47:51.135 --> 00:47:52.502
مثل چی؟

00:47:52.503 --> 00:47:54.744
.دقیقاً نمی‌دونم چی

00:47:56.073 --> 00:47:59.709
.مطمئنم ربطی به گاشه داره

00:47:59.710 --> 00:48:03.480
روز اولش که بهت گفتم رو یادته؟

00:48:03.481 --> 00:48:05.392
.این نامه از اون موقع است

00:48:07.084 --> 00:48:09.424
.نه، من نمی‌تونم نامه‌ی کسی دیگه رو بخونم

00:48:09.425 --> 00:48:12.159
.اگه باز باشه، عیبی نداره

00:48:12.160 --> 00:48:14.090
.بابام یه مقدار پول برام فرستاده

00:48:14.091 --> 00:48:15.558
،برات یه حساب باز می‌کنم

00:48:15.559 --> 00:48:16.765
.و می‌تونی وقتی حسابت رسید تصویه کنی

00:48:16.766 --> 00:48:18.866
.لطف می‌کنی

00:48:24.435 --> 00:48:26.278
اینجا زندگی می‌کرد؟

00:48:32.176 --> 00:48:33.849
.و همین‌جا مرد

00:48:50.027 --> 00:48:53.099
،تئو و جوی عزیز

00:48:57.134 --> 00:49:00.303
.اینجا واقعاً خیلی زیباست

00:49:00.304 --> 00:49:02.580
حس می‌کنم شمال رو خیلی بهتر می‌بینم

00:49:02.581 --> 00:49:04.575
.برای سفرم به جنوب

00:49:06.143 --> 00:49:09.312
برای چندتا کرباس طراحی‌هایی در ذهن دارم

00:49:09.313 --> 00:49:11.314
که امیدوارم یه جوری به بهبود کارهای گذشته‌ام

00:49:11.315 --> 00:49:12.953
.کمک کنه

00:49:14.718 --> 00:49:16.629
.دکتر گاشه عجیبه

00:49:18.923 --> 00:49:20.664
نمی‌دونم چطور میگه می‌خواد من رو درمان کنه

00:49:20.665 --> 00:49:24.461
.وقتی به نظر میاد حداقل به اندازه‌ی من بیماره

00:49:24.462 --> 00:49:26.635
گرچه، هنوز فکر می‌کنم مشکلی که دارم

00:49:26.636 --> 00:49:30.467
،بیماری‌ای از گذشته است
و برگشتم به اینجا

00:49:30.468 --> 00:49:34.504
برای از بین بردنش
.کافیه

00:49:34.505 --> 00:49:40.111
،موضوع اینه که روزها به نظر

00:49:42.012 --> 00:49:44.286
.یه هفته می‌گذرن

00:49:47.151 --> 00:49:50.153
.روزها برای من مثل هفته هستن

00:49:50.154 --> 00:49:53.129
خوشحال میشم اگه یه زمانی

00:49:53.130 --> 00:49:54.966
.یه شنبه همراه خانواده‌ات به اینجا بیای

00:49:54.967 --> 00:49:58.463
،دست دادنی خیلی محکم
.وینسنت دوست داشتنیت

00:51:12.780 --> 00:51:13.870
یعنی چی؟

00:51:13.871 --> 00:51:14.941
!هی، بیا ببینم

00:52:17.968 --> 00:52:20.574
پدر عزیزم، هنوز منتظرم

00:52:20.575 --> 00:52:22.171
.دکتر رو ببینم

00:52:22.172 --> 00:52:23.810
می‌تونستم نامه رو به خانه‌دار بدم

00:52:23.811 --> 00:52:27.610
یا دخترش، ولی یه اتفاقی توی اون خونه

00:52:27.611 --> 00:52:29.512
.برای وینسنت افتاده

00:52:29.513 --> 00:52:31.014
.می‌تونم بگم

00:52:31.015 --> 00:52:33.791
.می‌خوام درباره‌اش از دکتر بپرسم

00:52:37.187 --> 00:52:39.428
تصمیم گرفتم مسیری که اون روز وینسنت با

00:52:39.429 --> 00:52:43.426
سه پایه‌اش رفت رو پیش بگیرم چون
حرف‌هایی که بهم زدن

00:52:43.427 --> 00:52:44.599
.منطقی نیست

00:52:45.796 --> 00:52:48.675
،و، اتفاق‌های عجیبی دارن برای من هم می‌افتن

00:52:48.676 --> 00:52:52.835
،ولی نگران نباش
.چیزی نیست که از پسش برنیام

00:52:52.836 --> 00:52:55.772
،مردم اینجا نسبت به وینسنت تندمزاج هستن

00:52:55.773 --> 00:52:57.674
.درباره‌ی اتفاقی که براش افتاد

00:52:57.675 --> 00:53:00.343
.هرکسی یه داستانی میگه

00:53:00.344 --> 00:53:02.051
تانگی، تأمین‌کننده‌ی رنگ، گفت
وینسنت

00:53:02.052 --> 00:53:04.681
،توی زمین‌های باز به خودش شلیک کرده
همینطور دختر

00:53:04.682 --> 00:53:05.683
.مسافرخونه

00:53:07.217 --> 00:53:10.061
به نظر مسیر زیادی رو طی کرده

00:53:10.062 --> 00:53:14.057
،با یه زخم شدید
و برام سؤاله اگه می‌خواسته

00:53:14.058 --> 00:53:17.894
خودش رو بکشه، چرا
اسلحه رو برنداشته و

00:53:17.895 --> 00:53:19.465
کار خودش رو خلاص نکرده؟

00:53:21.365 --> 00:53:23.174
نظرش عوض شده؟

00:53:24.668 --> 00:53:27.080
می‌خواسته آخرش زنده بمونه؟

00:53:38.215 --> 00:53:39.819
.نه، می‌تونم ببینمت

00:53:44.388 --> 00:53:46.756
دیشب تو بودی نه؟

00:53:46.757 --> 00:53:47.861
.دوباره نه

00:54:16.053 --> 00:54:17.720
می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:54:17.721 --> 00:54:19.359
اگه بتونی بهم بگی اون پسره با قیافه‌ی خنده‌دار

00:54:19.360 --> 00:54:23.029
،و کلی مو کجاست
.می‌خوام گردنش رو فشار بدم

00:54:23.030 --> 00:54:25.094
.اون برادرزاده‌ی منه

00:54:25.095 --> 00:54:25.937
.متأسفم

00:54:25.938 --> 00:54:27.066
.یکم شیرین‌عقله

00:54:27.067 --> 00:54:28.941
.لطفاً کارهاش رو جدی نگیر

00:54:28.942 --> 00:54:30.299
.بی‌خطره

00:54:30.300 --> 00:54:33.603
.دیروز و امروز داشته دنبالم می‌کرده

00:54:33.604 --> 00:54:35.438
.از این کارها نمی‌کنه

00:54:35.439 --> 00:54:37.076
کاریش کردی؟

00:54:37.077 --> 00:54:38.951
نه، فقط می‌خوام یه نامه

00:54:38.952 --> 00:54:42.044
،برای یکی از دوست‌هام تحویل بدم
.وینسنت ون گوگ

00:54:42.045 --> 00:54:45.151
،همون نقاشه
.آره، خارجی بود، مو قرمز

00:54:45.152 --> 00:54:47.250
.آره، خودشه

00:54:47.251 --> 00:54:49.552
.پس همینه

00:54:49.553 --> 00:54:51.430
چی چیه؟

00:54:53.290 --> 00:54:54.291
شراب سیر؟

00:54:55.893 --> 00:54:58.661
.بدم نمیاد

00:54:58.662 --> 00:55:00.938
.کاه و گل کردن آدم رو تشنه می‌کنه

00:55:07.137 --> 00:55:10.640
روزی که نقاشه
،زخمی شد

00:55:10.641 --> 00:55:12.917
.صدای شلیک گلوله از اون انبار شنیدیم

00:55:16.747 --> 00:55:20.983
،و حالا برادرزاده‌ام
.فکر می‌کنه دنبالشن

00:55:20.984 --> 00:55:24.153
.ولی، وینسنت توی زمین‌ به خودش شلیک کرد

00:55:24.154 --> 00:55:26.489
.بعضی‌ها اینطوری میگن

00:55:26.490 --> 00:55:31.093
ولی، کسی رو ندیدم که واقعاً
.اونجا دیده باشش

00:55:31.094 --> 00:55:35.364
،پلیس وسایلش رو گشته
،ولی چیزی پیدا نکردن

00:55:35.365 --> 00:55:39.602
،نه اسلحه نه وسایل نقاشیش
.نه خود نقاشی‌هاش

00:55:39.603 --> 00:55:41.549
و کی چنین چیزهای رو می‌دزده؟

00:55:41.550 --> 00:55:46.611
پس فکر می‌کنی اینجا توی
اون انبار به خودش شلیک کرده؟

00:55:47.878 --> 00:55:50.012
.من چیزی نمیگم

00:55:50.013 --> 00:55:52.181
.فقط صدای یه شلیک شنیدیم

00:55:52.182 --> 00:55:54.355
خب چرا نرفتی نگاه کنی؟

00:55:54.356 --> 00:55:59.055
،ممکن بود هرچیزی باشه
.صدای شلیک کردن بچه‌ها به موش‌ها

00:55:59.056 --> 00:56:01.002
نه، فقط روز بعدش بود که شنیدم

00:56:01.003 --> 00:56:04.160
گلوله خورده
.و رفتم نگاه کردم

00:56:04.161 --> 00:56:05.862
.و چیزی نبود

00:56:05.863 --> 00:56:09.003
اگه اینجا به خودش شلیک کرده، چطوری
وسایلش رو ندیدی؟

00:56:09.004 --> 00:56:11.033
.سؤال همینه

00:56:11.034 --> 00:56:14.804
اینطور نیست که تو وضعی بوده باشه
،که خودش جابجاشون کنه

00:56:14.805 --> 00:56:17.506
و چرا کسی دیگه جابجاش کنه؟

00:56:17.507 --> 00:56:19.578
.عصر بخیر، آقای رولین

00:56:22.913 --> 00:56:27.416
لطف کردین که باعث شدین
.به اون محل نرم

00:56:27.417 --> 00:56:31.024
دکتر من رو فرستاد بهتون بگم
.می‌تونه فردا صبح شما رو ببینه

00:56:31.025 --> 00:56:32.588
.هر وقت خواستین بیاین

00:56:32.589 --> 00:56:35.328
عالیه، فقط داشتم
به حرف‌تون فکر می‌کردم

00:56:35.329 --> 00:56:38.101
درباره‌ی خندیدن و مشروب
خوردن وینسنت

00:56:38.102 --> 00:56:41.230
با اون اوباش
.روز مرگش

00:56:41.231 --> 00:56:42.369
کجا بود؟

00:56:43.667 --> 00:56:47.503
،همین‌جا
.دقیقاً اینجا

00:56:47.504 --> 00:56:50.280
داشت خط‌خطی‌هاش رو می‌کشید
.مثل همیشه

00:56:50.281 --> 00:56:54.277
پس لابد اون موقع
اسلحه همراهش بوده، نه؟

00:56:54.278 --> 00:56:56.913
.آره، فکرکنم همینطوره

00:56:56.914 --> 00:56:59.586
.خب، لابد لا به لای نقاشی‌هاش بوده

00:56:59.587 --> 00:57:02.120
نمی‌خواسته کسی ببنش درسته؟

00:57:02.121 --> 00:57:04.425
فکرمی‌کنی از کجا آوردش؟

00:57:04.426 --> 00:57:07.300
دختر خانواده‌ی راوو گفت گاشه
.یه ارتشی بوده

00:57:07.301 --> 00:57:09.225
.اسلحه داره فکرکنم

00:57:09.226 --> 00:57:11.898
فکر می‌کنید ممکنه از خونه‌ی شما
برش داشته باشه؟

00:57:11.899 --> 00:57:13.965
.نه در صورتی که تونسته باشه بعد از کار پسش بیاره

00:57:13.966 --> 00:57:15.731
،دکتر توی اتاق مطالعه‌اش اسلحه داره

00:57:15.732 --> 00:57:16.972
.ولی هر عصر اونجا رو گردگیری می‌کنم

00:57:16.973 --> 00:57:19.101
.هرگز جای دیگه‌ای نبوده

00:57:19.102 --> 00:57:22.738
به هرحال، همه می‌دونن
.اسلحه‌ی قدیمی راوو بوده

00:57:22.739 --> 00:57:25.942
،زیر پیشخوان نگهش می‌داره
.یه هفت‌تیر کوچیک

00:57:25.943 --> 00:57:27.944
.و، دیگه اونجا نیست

00:57:27.945 --> 00:57:29.788
.خب، فردا می‌بینمت

00:57:43.493 --> 00:57:45.234
.زود رفتی بیرون

00:57:46.663 --> 00:57:47.663
...روز طولانی‌ای بود

00:57:48.999 --> 00:57:49.999
.کار تشنه کننده‌ای بود

00:57:54.071 --> 00:57:58.144
و فکرکنم دشتی اون تشنگی رو
.فرونشان می‌کردی

00:58:01.111 --> 00:58:03.591
امروز شنیدم وینسنت با یه
پسرهای جوون

00:58:03.592 --> 00:58:05.348
.نشست و برخواست می‌کرده

00:58:05.349 --> 00:58:06.521
،سکرتن‌ها رو میگی

00:58:06.522 --> 00:58:07.756
.ولی اینجا پیداشون نمی‌کنی

00:58:07.757 --> 00:58:09.452
.رفتن پاریس

00:58:09.453 --> 00:58:13.265
همیشه با وینسنت شوخی می‌کردن
.به خصوص رنه

00:58:18.362 --> 00:58:21.343
.رنه همچنین زیاده‌روی می‌کرد

00:58:28.839 --> 00:58:31.040
.وینسنت بیچاره، نزدیک بود غش کنه

00:58:31.041 --> 00:58:34.810
ولی بعدش رنه براش یه مشروب می‌خرید
.که عذرخواهی کنه

00:58:34.811 --> 00:58:37.052
،همیشه حساب رو پرداخت می‌کرد

00:58:37.053 --> 00:58:39.323
.همیشه واسه مردم مشروب می‌خرید

00:58:42.352 --> 00:58:45.721
همینطور بهم گفتن وینسنت تفنگ رو
.از مسافرخونه‌ی شما برداشته

00:58:45.722 --> 00:58:46.722
چی؟

00:58:47.624 --> 00:58:49.625
کی گفته؟

00:58:49.626 --> 00:58:51.293
.ما اصلاً اسلحه نداریم

00:58:51.294 --> 00:58:54.864
.خونه‌دار گاشه میگه داشتید

00:58:54.865 --> 00:58:55.865
.نه

00:58:57.200 --> 00:58:59.908
،پدر زمانی یکی داشت
ولی گفت

00:58:59.909 --> 00:59:03.005
،اینجا توی آورز بهش نیاز نداره
.پس فروختش

00:59:03.006 --> 00:59:04.713
قبل از گلوله خوردن وینسنت؟

00:59:04.714 --> 00:59:06.042
.بله

00:59:06.043 --> 00:59:08.080
،اون موقع نداشتیمش
و حق نداری بری

00:59:08.081 --> 00:59:11.150
شایعه‌ی اون مرغ قدقدکن رو
.پخش کنی

00:59:15.185 --> 00:59:17.420
.این برای تو اومده

00:59:17.421 --> 00:59:20.197
.میگه کارت رو از دست دادی

00:59:21.725 --> 00:59:24.894
.پس اعتبارت زیر سؤال رفته

00:59:24.895 --> 00:59:27.496
کنار آتیشت جا برای یه نفر دیگه داری؟

00:59:27.497 --> 00:59:31.934
.به نظر روز خوشی نداشتی

00:59:31.935 --> 00:59:35.938
دختر خانواده‌ی راوو سقف شب رو
.ازم گرفت

00:59:35.939 --> 00:59:37.885
.بیا، گرمت می‌کنه

00:59:45.615 --> 00:59:47.917
.این یه چیز متفاوته

00:59:47.918 --> 00:59:49.192
.دستور ساختش مال خودمه

00:59:54.591 --> 00:59:57.297
خب چرا دختره انداخت بیرون؟

00:59:57.298 --> 00:59:59.934
چون گفتم شاید وینسنت اسلحه رو
.از اون‌ها گرفته

00:59:59.935 --> 01:00:03.309
.نه، راووی پیر اسلحه‌اش رو به رنه فروخت

01:00:04.401 --> 01:00:06.202
.همه می‌دونن

01:00:06.203 --> 01:00:08.942
برای یه لباس گاوچرونی
.مسخره می‌خواستش

01:00:08.943 --> 01:00:11.647
همه‌جا می‌گشت تو صورت مردم می‌گرفتش

01:00:11.648 --> 01:00:14.554
.تظاهر می‌کرد تو غرب وحشیه

01:00:16.580 --> 01:00:20.653
مشتری‌های خوبی داشت، ولی نوع‌شون بد بودن
.خصوصاً کوچیکه

01:00:24.621 --> 01:00:27.761
،وینسنت با دخترها مؤدبانه رفتار می‌کرد

01:00:27.762 --> 01:00:32.094
و رنه می‌پرید وسط می‌گفت، "دخترها
.اون رو اذیتش نکنید

01:00:32.095 --> 01:00:34.563
".مثل گوشش کیرش رو هم کَنده"

01:00:34.564 --> 01:00:35.564
.و گوشش

01:00:38.969 --> 01:00:39.969
.بریم

01:00:40.770 --> 01:00:42.340
.این‌ها مال من هستن

01:00:43.306 --> 01:00:44.580
.گاستون، زودباش

01:00:48.578 --> 01:00:50.990
.اگه به من چنین حرفی می‌زد، عنش می‌کردم

01:00:50.991 --> 01:00:53.582
پس چرا نزدی؟

01:00:53.583 --> 01:00:55.494
.به من مربوط نبود

01:00:57.254 --> 01:00:58.787
.دعوای من نبود

01:00:58.788 --> 01:01:01.624
پس چرا دعوای خودت نکردیش؟

01:01:01.625 --> 01:01:03.366
،اگه به هرکسی هرچی می‌خواستم می‌گفتم

01:01:03.367 --> 01:01:05.135
.الان هیچ مشتری‌ای نداشتم

01:01:10.834 --> 01:01:12.006
...نکن

01:01:14.171 --> 01:01:15.544
.به کارم می‌اومد

01:01:15.545 --> 01:01:17.676
.می‌تونستی به پسرها یه چیزی بگی

01:01:17.677 --> 01:01:19.710
نمی‌تونستی ببینی داشتن براش قلدری می‌کردن؟

01:01:19.711 --> 01:01:22.611
گفتم که وینسنت
.باهاشون می‌گشت

01:01:22.612 --> 01:01:24.214
،اگه نمی‌خواست باهاشون باشه
می‌تونست بلند شه

01:01:24.215 --> 01:01:25.215
.و بره

01:01:26.716 --> 01:01:30.986
شاید اونجا بود چون رنه همیشه
.حسابش رو پرداخت می‌کرد

01:01:30.987 --> 01:01:33.693
یا فقط احساس تنهایی می‌کرده و
دوست داشته کنار جوون‌ها باشه

01:01:33.694 --> 01:01:35.361
.که داشتن از خودشون لذت می‌بردن

01:01:35.362 --> 01:01:36.701
به من چه؟

01:01:36.702 --> 01:01:38.468
.نه، به اندازه‌ی کافی خوردی

01:01:40.463 --> 01:01:43.966
،خیلی حرکت دوستانه‌ای بود
که روت رو برگردوندی

01:01:43.967 --> 01:01:45.534
.درست در مورد وینسنت

01:01:45.535 --> 01:01:47.640
تو براش چی‌کار کردی؟

01:01:48.638 --> 01:01:51.340
.نشنیدم درباره‌ی اون بهم بگی

01:01:51.341 --> 01:01:53.685
دوست خیلی خوبی بودی؟

01:01:55.378 --> 01:01:57.051
.هرگز نگفتم بودم

01:02:05.488 --> 01:02:06.432
.بفرمایید

01:02:06.433 --> 01:02:08.061
.ممنون

01:02:11.061 --> 01:02:12.261
.سلام

01:02:12.262 --> 01:02:13.262
اون کیه؟

01:02:15.599 --> 01:02:17.078
فکر می‌کنه کیه؟

01:02:17.079 --> 01:02:19.068
.احتمالاً یه کولی لعنتیه

01:02:19.069 --> 01:02:20.509
.انگار یه همجنسگراست که کت پوشیده

01:02:22.706 --> 01:02:24.840
داره به کی نگاه می‌کنه؟

01:02:24.841 --> 01:02:27.343
.نگاه نکن، سیرک همیشگیه دیگه

01:02:27.344 --> 01:02:28.544
.ببین دیگه کی اومد

01:02:28.545 --> 01:02:29.387
کجا؟

01:02:29.388 --> 01:02:30.879
.پشتت

01:02:30.880 --> 01:02:32.715
.پس بیاید یکم خوش بگذرونیم

01:02:32.716 --> 01:02:33.916
میای؟

01:02:37.854 --> 01:02:39.922
.خیلی خنگی، شان

01:02:39.923 --> 01:02:42.233
کی اون رو به دنیا آورده؟

01:02:42.234 --> 01:02:44.760
.وای ننه، بچه مامانی داره میاد

01:02:44.761 --> 01:02:46.866
اون چی می‌خواد؟

01:02:46.867 --> 01:02:48.364
.هی همجنسگرا

01:02:48.365 --> 01:02:49.435
.شاید می‌خواد بهم ملحق بشه

01:03:19.629 --> 01:03:20.629
.سرم

01:03:35.412 --> 01:03:36.789
.اون کار من نبوده

01:03:39.182 --> 01:03:42.186
.نه، من بودم که به خودم مشت زدم

01:03:43.753 --> 01:03:45.596
.یادم نیست

01:03:48.024 --> 01:03:49.858
.فکرکنم مست بودم

01:03:50.927 --> 01:03:52.361
.فکر می‌کنی

01:03:52.362 --> 01:03:54.029
...اگه خسارتی وارد کردم

01:03:54.030 --> 01:03:55.837
فقط به غرور چندتا عوضی

01:03:55.838 --> 01:03:56.838
.خسارت زدی

01:03:58.368 --> 01:04:00.803
شنیدم داشتی از آبروی احمق

01:04:00.804 --> 01:04:02.477
.روستامون دفاع می‌کردی

01:04:05.108 --> 01:04:08.351
آره، فکرکنم
.داشتن بهش گیر می‌دادن

01:04:09.779 --> 01:04:11.947
.خب، تاوان‌شون رو پس دادن

01:04:11.948 --> 01:04:14.783
ولی، نیاز نداشتی من رو هم بزنی

01:04:14.784 --> 01:04:16.819
.وقتی اومدم تا صلح رو برقرار کنم

01:04:16.820 --> 01:04:17.820
.متأسفم

01:04:20.724 --> 01:04:22.533
تو کسی هستی که داشت سراغ
اون یارو هلندیه رو می‌گرفت

01:04:22.534 --> 01:04:24.159
.که به خودش شلیک کرد

01:04:24.160 --> 01:04:26.868
.آره، یکی از دوست‌های پدرمه

01:04:28.965 --> 01:04:31.800
.می‌دونی که پدرم رئیس پست خونه است

01:04:31.801 --> 01:04:34.338
برای شخص محترمی مثل یه رئیس پست خونه

01:04:34.339 --> 01:04:36.872
.داشتن چنین دوستی عجیبه

01:04:36.873 --> 01:04:38.340
.نه راستش

01:04:38.341 --> 01:04:40.715
،وینسنت بیشتر از تعداد یه شهر نامه می‌نوشت

01:04:40.716 --> 01:04:43.247
.پس یه رابطه‌ی کاری بود

01:04:43.248 --> 01:04:46.415
خب کارت اینجا چیه؟

01:04:46.416 --> 01:04:48.417
با دکتر گاشه یه قرار ملاقات دارم

01:04:48.418 --> 01:04:50.986
.تا درباره‌ی وینسنت صحبت کنیم

01:04:50.987 --> 01:04:54.323
.از اول حواسم بهش بود

01:04:54.324 --> 01:04:56.759
.نگران نباش خوب میشی

01:04:56.760 --> 01:04:59.027
.یه نگاهی به اطراف می‌اندازم

01:04:59.028 --> 01:05:01.838
پس وقتی دوشنبه صبح اومدم و شنیدم

01:05:01.839 --> 01:05:04.900
،به خودش شلیک کرده
.تعجبی نکردم

01:05:04.901 --> 01:05:06.005
.اومدی

01:05:07.103 --> 01:05:09.338
آقای وینسنت چطوره، بهتر شده؟

01:05:09.339 --> 01:05:11.178
.ولی، چیزی که می‌خواستم بدونم رو بهم گفت

01:05:11.179 --> 01:05:12.580
،چیز بدیه
.این اتفاق، می‌دونی

01:05:12.581 --> 01:05:14.178
که سعی کرد خودش رو بکشه

01:05:14.179 --> 01:05:16.521
.و تقصیرش گردن کسی دیگه نیوفته

01:05:17.847 --> 01:05:20.589
انگار کسی دیگه رو برای
.جرمش مقصر می‌دونم

01:05:22.452 --> 01:05:25.921
.فکرکنم بهتره بذاریم راحت باشه

01:05:25.922 --> 01:05:28.528
.حتی بعد از مرگش هم باعث دردسرم شد

01:05:28.529 --> 01:05:31.927
دکتر مازری همه‌اش اذیتم می‌کرد
که گزارشش رو بنویسم

01:05:31.928 --> 01:05:35.197
با اینکه می‌دونست گزارش
.گاشه رو دارم

01:05:35.198 --> 01:05:36.643
دکتر مازری کیه؟

01:05:43.306 --> 01:05:44.306
دکتر مازری؟

01:05:45.208 --> 01:05:46.208
.بله

01:05:49.145 --> 01:05:51.880
.معمولاً هیچوقت گزارش ارسال نمی‌کنم

01:05:51.881 --> 01:05:53.949
.یعنی، این پرونده‌ی گاشه بود

01:05:53.950 --> 01:05:56.718
بعدش خوندم بیمار دو روز بعد مرده

01:05:56.719 --> 01:05:57.719
.توی اتاقش

01:05:58.955 --> 01:06:01.936
.پس، حس کردم باید انجامش بدم برای ثبت شدن

01:06:03.293 --> 01:06:06.595
از بیمار پرسیدم چی‌شده؟

01:06:06.596 --> 01:06:08.630
.گفت به خودش شلیک کرده

01:06:08.631 --> 01:06:10.499
.ولی می‌دونستم اینطوری نیست

01:06:10.500 --> 01:06:13.101
.از زخمش می‌تونستم بگم

01:06:13.102 --> 01:06:14.803
،توی خودکشی کردن
مردم به سر خودشون

01:06:14.804 --> 01:06:15.804
.شلیک می‌کنن

01:06:17.407 --> 01:06:20.809
یا از شقیقه یا
.از دهن

01:06:20.810 --> 01:06:24.485
،اگه نه، به قلب‌شون
.ولی نه از شکم

01:06:24.486 --> 01:06:25.824
.مشکوک بودم

01:06:27.083 --> 01:06:29.518
،زخم گلوله
.ببین، بلند شو

01:06:29.519 --> 01:06:30.586
.بلند شو

01:06:30.587 --> 01:06:31.690
.زودباش، بذار نشونت بدم

01:06:31.691 --> 01:06:33.128
.اینجا وایستا

01:06:33.129 --> 01:06:34.692
.همینه، حالا اون پا عقب

01:06:34.693 --> 01:06:36.525
،حالا اینطوری پایین

01:06:36.526 --> 01:06:37.436
.و حالا ببین

01:06:37.437 --> 01:06:38.660
.ببین، همینه

01:06:38.661 --> 01:06:41.198
.می‌بینی اون زاویه‌ی خیلی پایینیه

01:06:43.666 --> 01:06:44.967
واسه چی؟

01:06:44.968 --> 01:06:45.968
اینطوری باید انگشت‌های پاش رو

01:06:45.969 --> 01:06:48.036
.کش می‌آورده که شلیک کنه

01:06:48.037 --> 01:06:49.877
.زودباش بکش

01:06:49.878 --> 01:06:51.173
.بکش دیگه

01:06:51.174 --> 01:06:52.174
.دیدی

01:06:54.110 --> 01:06:57.853
و در هر حالتی، اگه یه گلوله
،از محدوده‌ی نزدیک شلیک کنی

01:06:57.854 --> 01:06:59.952
.از بدن عبور می‌کنه

01:07:01.351 --> 01:07:04.195
.همیشه نه، ولی احتمالش زیاده

01:07:05.688 --> 01:07:08.557
،پس اگه عبور نکرده
پس اسلحه

01:07:08.558 --> 01:07:10.629
.دورتر بوده

01:07:13.963 --> 01:07:15.306
!مثلاً اینجا، بنگ

01:07:18.801 --> 01:07:19.801
دیدی؟

01:07:19.802 --> 01:07:20.802
.آره

01:07:28.177 --> 01:07:30.248
.به احتمال زیاد بهش شلیک کردن

01:08:15.792 --> 01:08:18.794
.بزن بهادر محل رو ببینید

01:08:18.795 --> 01:08:20.362
باید بترسم؟

01:08:20.363 --> 01:08:23.065
فکرکردم شایعه‌های روستا
.رو گوش نمی‌کنی

01:08:23.066 --> 01:08:24.066
.نه

01:08:24.968 --> 01:08:26.948
.واسه همین خدمت‌کار استخدام می‌کنن

01:08:26.949 --> 01:08:29.037
.شایعات رو برات گیر میارن

01:08:29.038 --> 01:08:30.813
همینطور شنیدی ژاندارم مهربون محله‌تون

01:08:30.814 --> 01:08:33.447
شب من رو انداخت زندان؟

01:08:34.978 --> 01:08:39.051
پس حالا اومدی اینجا
.به آینده‌ات فکر می‌کنی

01:08:40.550 --> 01:08:44.286
نه راستش به این فکر می‌کردم اگه

01:08:44.287 --> 01:08:47.089
چیزی برای مخفی کردن نداری چرا دروغ گفتی؟

01:08:47.090 --> 01:08:49.297
چی باعث شده فکرکنی من وظیفه‌ای دارم

01:08:49.298 --> 01:08:51.067
واقعیت رو بهت بگم؟

01:08:52.562 --> 01:08:54.835
شاید فقط فکر می‌کردم زندگیم
.به تو مربوط نمیشه

01:08:54.836 --> 01:08:56.777
.درباره‌ی زندگیت نمی‌پرسیدم

01:08:56.778 --> 01:08:59.267
.درباره‌ی مرگ وینسنت می‌پرسیدم

01:08:59.268 --> 01:09:02.647
فکرکردی مرگ اون و زندگی من
به هم متصل هستن؟

01:09:02.648 --> 01:09:07.745
.آره، ولی دیگه اونطوری فکر نمی‌کنم

01:09:29.032 --> 01:09:31.774
.واقعیت اینه که من مهم نیستم

01:09:35.038 --> 01:09:38.507
.اون یه نوجوون شیدا نبود

01:09:38.508 --> 01:09:39.508
.می‌دونم

01:09:41.210 --> 01:09:43.690
می‌دونستی یه نابغه بود؟

01:09:46.149 --> 01:09:48.493
.نه، نمی‌تونم بگم می‌دونستم

01:09:52.455 --> 01:09:53.456
.خب، من می‌دونستم

01:10:08.571 --> 01:10:11.073
.هنوز تموم نشده

01:10:11.074 --> 01:10:12.883
.باشه، بعداً می‌بینمش

01:10:12.884 --> 01:10:14.650
.ممنون

01:10:16.512 --> 01:10:17.388
تموم شده؟

01:10:17.389 --> 01:10:19.247
.هنوز داره کار می‌کنه

01:10:19.248 --> 01:10:20.916
.و پدرم هم می‌دونست

01:10:20.917 --> 01:10:24.157
کل زندگیش تلاش کرد
.یه هنرمند باشه

01:10:24.158 --> 01:10:28.226
و بعدش این آدم ناهنجار ضایع بدون هیچ
تمرین مناسبی

01:10:30.593 --> 01:10:33.501
که فقط چند سال نقاشی کشیده بود
میاد و بعد از

01:10:33.502 --> 01:10:36.170
چند ساعت نقاشی‌ای می‌کشه
که پدر بیچاره‌ام

01:10:36.171 --> 01:10:39.738
.اگه دو برابر می‌تونست زندگی کنه هم تواناییش رو نداشت

01:10:41.237 --> 01:10:44.946
بابام خودش رو زندانی می‌کرد و
.ساعت‌ها اون‌ها رو کپی می‌کرد

01:10:50.546 --> 01:10:52.547
پدر بهم گفت دارم حواس وینسنت رو

01:10:52.548 --> 01:10:54.118
.از کار مهمش پرت می‌کنم

01:10:55.685 --> 01:10:58.188
ازم پرسید می‌خوام واقعاً مسئول

01:10:58.189 --> 01:11:01.760
این باشم که شاهکارها ساخته نشن؟

01:11:02.725 --> 01:11:05.460
.و البته که نمی‌‌خواستم

01:11:05.461 --> 01:11:08.738
پس تصمیم گرفتم وقتی وینسنت تماس می‌گرفت

01:11:10.466 --> 01:11:12.070
.نباشم یا حالم خوب نباشه

01:11:16.906 --> 01:11:19.978
،خیلی زود بعد از اون
،یه بحثی داشتن

01:11:21.611 --> 01:11:22.749
.یه قیل و داد افتضاح

01:11:24.247 --> 01:11:29.456
،درباره‌ی من نبود
ولی شاید کنار کشیدن خودم

01:11:30.486 --> 01:11:31.931
.اوضاع رو بدتر کرد

01:11:35.992 --> 01:11:37.972
،دفعه‌ی بعدی که پدرم دیدش

01:11:37.973 --> 01:11:40.304
.یه گلوله توی شکمش بود

01:11:41.964 --> 01:11:43.739
حالا راضی شدی؟

01:11:44.834 --> 01:11:46.177
.می‌تونی من رو مقصر بدونی

01:11:47.336 --> 01:11:48.508
.همینطور پدرم رو

01:11:48.509 --> 01:11:50.279
.تو مقصر نیستی

01:11:51.674 --> 01:11:53.449
.نقشی توش نداشتی

01:11:56.612 --> 01:11:58.614
.چندتا پسر بهش شلیک کردن

01:11:59.916 --> 01:12:02.328
.یه پسری به نام رنه سکرتن

01:12:04.353 --> 01:12:05.353
.نه، جدی میگم

01:12:06.689 --> 01:12:08.032
.متوجهم

01:12:09.525 --> 01:12:12.699
،مطمئناً رنه یه احمقه
.ولی قاتل نیست

01:12:12.700 --> 01:12:15.630
،یه احمق که مست کرده
،اسلحه داشته

01:12:15.631 --> 01:12:17.167
کل تابستون همراهش بوده

01:12:17.168 --> 01:12:20.669
،تو صورت مردم می‌گرفتش
،که برای وینسنت قلدری می‌کرده

01:12:20.670 --> 01:12:23.617
که در روز مرگش
،با وینسنت دیده شده

01:12:23.618 --> 01:12:26.041
.و ناپدید شدن وسایلش

01:12:26.042 --> 01:12:30.946
،خودش ناپدیدشون نکرده
پس باید کسی دیگه

01:12:30.947 --> 01:12:32.447
.بوده باشه

01:12:32.448 --> 01:12:33.688
.باید اینطور باشه

01:12:35.151 --> 01:12:36.960
پس وینسنت تنها تصمیم می‌گیره

01:12:36.961 --> 01:12:40.332
،با نوجوون‌های مست باشه
.و بهش شلیک میشه

01:12:41.791 --> 01:12:45.705
یا به خودش شلیک می‌کنه
.از ناامیدی بخاطر زندگی تنهاش

01:12:47.897 --> 01:12:49.740
.نتیجه‌اش یکیه

01:12:51.067 --> 01:12:54.014
در هر حال، ممکن بود به جای مردن

01:12:55.304 --> 01:12:59.207
می‌تونست تو خونه‌ی ما در حال نقاشی
،کشیدن می‌بود اگه جور دیگه‌ای رفتار می‌کردم

01:12:59.208 --> 01:13:00.913
.اگه اون و پدرم بحث‌شون نمی‌شد

01:13:00.914 --> 01:13:03.083
ولی، اهمیت نمیدی که یه حروم‌زاده

01:13:03.084 --> 01:13:05.753
ممکنه از زیر قتلش قسر در رفته باشه؟

01:13:08.517 --> 01:13:12.053
،خیلی می‌خوای از مرگش بدونی

01:13:12.054 --> 01:13:14.762
ولی از زندگیش چی می‌دونی؟

01:13:16.058 --> 01:13:19.005
می‌دونم سخت تلاش کرد برای

01:13:20.363 --> 01:13:22.434
.چیزی خوبه

01:13:24.767 --> 01:13:25.871
.بله، همینطوره

01:13:30.106 --> 01:13:33.942
واسه همین سر قبرش
.گل می‌برم

01:13:33.943 --> 01:13:36.549
.الان فقط همین کار از دستم برمیاد

01:13:40.449 --> 01:13:44.753
از زیبایی ظریف شکوفه‌شون لذت می‌برد

01:13:44.754 --> 01:13:49.860
.حتی ساقه‌های علفی‌شون

01:13:51.627 --> 01:13:55.734
هیچ جزئیاتی از زندگی براش
.خیلی کوچک یا خیلی فروتنانه نبود

01:13:59.602 --> 01:14:02.904
.همه‌چیزش رو دوست‌داشت و تقدیر می‌کرد

01:14:30.833 --> 01:14:32.774
از زندان آزادت کردن درسته؟

01:14:32.775 --> 01:14:35.339
.بخاطر شخصیت برنده‌ام

01:14:35.340 --> 01:14:37.614
انگار می‌خوای تو بحث خفت و خواری
.از دوستت وینسنت جلو بزنی

01:14:37.615 --> 01:14:39.176
.دارم روش کار می‌کنم

01:14:46.182 --> 01:14:49.026
تو باید مرد جوانی باشی که
.منتظره من رو ببینه

01:14:49.027 --> 01:14:50.618
.آرماند رولین

01:14:50.619 --> 01:14:53.156
،پسر جوزف بزرگ
غول جنوب

01:14:53.157 --> 01:14:55.457
.با روح داستایفسکی

01:14:55.458 --> 01:14:56.825
چی؟

01:14:56.826 --> 01:14:58.631
.وینسنت به پدرت اینطوری می‌گفت

01:14:58.632 --> 01:15:00.295
.خیلی راجع بهش برام تعریف کرده

01:15:00.296 --> 01:15:01.172
جداً؟

01:15:01.173 --> 01:15:02.797
،بله، و مادرت

01:15:02.798 --> 01:15:05.369
که لالاییش

01:15:05.370 --> 01:15:09.170
می‌تونست حتی روح‌های
.ماهی‌گیرهای ایسلندی رو آروم کنه

01:15:09.171 --> 01:15:12.173
،بیا، آرماند از قبیله‌ی رولین
،بشین

01:15:12.174 --> 01:15:13.174
.راحت باش

01:15:14.210 --> 01:15:15.777
.لوئیس، نوشیدنی

01:15:15.778 --> 01:15:16.686
چی می‌نوشی، شراب؟

01:15:16.687 --> 01:15:17.657
.نه، ممنون

01:15:17.658 --> 01:15:19.182
.دیشب به اندازه‌ی کافی خوردم

01:15:19.183 --> 01:15:20.382
.پس چایی

01:15:20.383 --> 01:15:22.150
.دستورالعمل صحیحش رو دارم

01:15:22.151 --> 01:15:25.064
،لوئیس، خودت می‌دونی کدوم رو میگم
.زودباش

01:15:27.223 --> 01:15:28.964
خب جوان، شنیدم
تو این دو روز گذشته

01:15:28.965 --> 01:15:33.028
.اسمی واسه خودت در کردی

01:15:33.029 --> 01:15:36.197
باورکن
.قصدم اون نبود

01:15:36.198 --> 01:15:38.733
.فقط می‌خواستم یه نامه تحویل بدم

01:15:38.734 --> 01:15:42.637
.از یه مرده به یه مرده، متوجهم

01:15:42.638 --> 01:15:46.408
آره، خب وقتی
.سفرم رو شروع کردم این رو نمی‌دونستم

01:15:46.409 --> 01:15:47.979
یه نفر توی پاریس فکر می‌کرد
شاید تو

01:15:47.980 --> 01:15:50.712
.آدرس بیوه‌ی تئو رو داشته باشی

01:15:50.713 --> 01:15:53.023
.به نظر خانواده‌ی درستش باید نامه رو داشته باشه

01:15:53.024 --> 01:15:55.717
.نظر پدرم اینه

01:15:55.718 --> 01:15:58.028
.به نظر پدرت آدم مسئولیت‌پذیریه

01:15:58.029 --> 01:15:59.554
.هم‌دردی می‌کنم

01:15:59.555 --> 01:16:01.933
.باید مراقب سلامتی هنرمندهای بزرگی باشم

01:16:01.934 --> 01:16:03.258
.یه بار روی دوشه

01:16:03.259 --> 01:16:05.226
.روح‌های آرامی ندارن

01:16:05.227 --> 01:16:08.263
.درک می‌کنم، چون خودم یه هنرمندم

01:16:08.264 --> 01:16:10.598
.واسه همین بهم اعتماد می‌کنن

01:16:10.599 --> 01:16:13.068
و وینسنت هم بهت اعتماد کرد؟

01:16:13.069 --> 01:16:14.173
.بله، درسته

01:16:16.772 --> 01:16:19.174
الان اهمیت داره؟

01:16:19.175 --> 01:16:22.110
.امیدوار بودم تو بهم بگی

01:16:22.111 --> 01:16:24.245
دقیقاً چی رو؟

01:16:24.246 --> 01:16:27.222
وینسنت 6 هفته قبل از مرگش
،برای پدرم نامه نوشت

01:16:27.223 --> 01:16:29.253
و گفت حس می‌کنه کاملاً آرومه

01:16:29.254 --> 01:16:31.553
.و وضعیتش عادیه

01:16:31.554 --> 01:16:33.427
پس اومدم اینجا به این امید بهم توضیح بدی

01:16:33.428 --> 01:16:36.591
چطوری از احساس آرامش کامل
و وضعیت عادی

01:16:36.592 --> 01:16:37.592
.فکر خودکشی به سرش زد

01:16:39.528 --> 01:16:41.599
.ولی، فکرکنم جوابش رو می‌دونم

01:16:41.600 --> 01:16:43.064
جدی؟

01:16:43.065 --> 01:16:46.101
با مالیخولیا آشنایی داری؟

01:16:46.102 --> 01:16:47.769
.فکر نکنم

01:16:47.770 --> 01:16:49.875
تأثیراتش می‌تونه از تفکر اینکه زندگی

01:16:49.876 --> 01:16:52.974
یه شادی شگفت‌انگیزه به
گیر کردن توی چاله‌ای

01:16:52.975 --> 01:16:55.977
.از ناامیدی در عرض 6 ساعت تغییر کنه

01:16:55.978 --> 01:16:59.747
پس، فکرکن چه تغییراتی توی 6 هفته
.ممکن هستن

01:16:59.748 --> 01:17:02.250
.ولی، فکر نمی‌کنم قضیه این باشه

01:17:02.251 --> 01:17:04.786
.دختر خانواده‌ی راوو گفت اینجا خوشحال بوده

01:17:04.787 --> 01:17:08.490
مطمئناً دختره صلاحیت این رو داره
.که چنین تشخیص‌هایی بده

01:17:08.491 --> 01:17:10.801
،هرروز می‌دیدش
می‌گفت آرومه

01:17:10.802 --> 01:17:12.327
.و به نظر عادیه

01:17:12.328 --> 01:17:15.002
،شاید اینطور به نظر می‌رسیده
شاید اولش

01:17:15.003 --> 01:17:16.498
.اونطوری بوده

01:17:16.499 --> 01:17:17.409
.همینه

01:17:17.410 --> 01:17:18.833
.رسید

01:17:18.834 --> 01:17:20.643
بیرون اومدن از تیمارستان
.امیدهای تازه‌ای بهش داده بود

01:17:20.644 --> 01:17:22.741
خواسته‌ی زیادی نداشت به جز

01:17:22.742 --> 01:17:24.172
.کار روزانه‌اش

01:17:24.173 --> 01:17:25.173
.از دیدنت خوشحالم

01:17:25.174 --> 01:17:26.243
.پیداکردن یه دوستی کوچیک

01:17:26.244 --> 01:17:27.949
.خیلی چیزها راجع به شما شنیدم

01:17:27.950 --> 01:17:29.251
.همه چیز درست میشه

01:17:30.479 --> 01:17:33.648
و یه دوستی کوچیک پیداکرد؟

01:17:33.649 --> 01:17:35.984
.من رو داشت

01:17:35.985 --> 01:17:39.523
دوستش تانگی می‌گفت
.ستاره‌اش بالأخره درحال برخواستن بوده

01:17:39.524 --> 01:17:41.122
.همینطوره

01:17:41.123 --> 01:17:44.659
،با هر کرباس جدید
.یه ستاره‌ی درخشان می‌کِشید

01:17:44.660 --> 01:17:48.301
ولی، تمام اون ستاره‌ها توسط
،تنهایی ژرف

01:17:48.302 --> 01:17:50.131
.و پوچ محاصره شده بودن

01:17:50.132 --> 01:17:53.170
گفتی دوستی با تو رو داشت
.و عشق برادرش رو

01:17:53.171 --> 01:17:55.342
.یعنی، به نظر همه چیز خوب بوده

01:17:55.343 --> 01:17:59.340
.زیر اون خوبی‌ها عمیقاً از آینده می‌ترسید

01:17:59.341 --> 01:18:00.675
.سلامتی بچه، آره

01:18:00.676 --> 01:18:02.451
.آینده‌ی خودش و تئو

01:18:05.014 --> 01:18:08.291
.وقتشه ببینمت پسر کوچولو

01:18:13.889 --> 01:18:17.492
فکرنکنم به داروهات
.پاسخی بده

01:18:17.493 --> 01:18:19.564
می‌دونست تئو پول زیادی

01:18:19.565 --> 01:18:21.405
.روش خرج کرده

01:18:25.668 --> 01:18:28.911
.دونستن این قضیه وینسنت رو نابود کرد

01:18:30.673 --> 01:18:31.673
.ببخشید

01:18:34.310 --> 01:18:35.983
تئو می‌تونست همچین خونه‌ای داشته باشه

01:18:35.984 --> 01:18:38.982
با پول‌هایی که اون همه سال
.روی وینسنت خرج کرده بود

01:18:38.983 --> 01:18:43.718
ولی به جاش برای زن و بچه‌ی جدیدش
چی جمع کرده بود؟

01:18:43.719 --> 01:18:47.826
اتاق‌هایی پر از نقاشی که
.هیچکس نمی‌خواست بخره

01:18:55.164 --> 01:18:58.566
بزرگ‌ترین ترس وینسنت بار اون

01:18:58.567 --> 01:19:00.945
.برادرش رو از پا در بیاره

01:19:05.374 --> 01:19:07.547
.پس وینسنت یکم درباره‌ی پول نگران بود

01:19:07.548 --> 01:19:11.079
اینطور نیست که گرسنگی بکشن درسته؟

01:19:11.080 --> 01:19:14.584
گوش کن فکر نمی‌کنم
.اون مرتکب خودکشی شده باشه

01:19:16.685 --> 01:19:18.620
.فکرمی‌کنم بهش شلیک کردن

01:19:19.888 --> 01:19:22.195
با مازری حرف زدی؟

01:19:22.196 --> 01:19:24.569
داستانش درباره‌ی اینکه زاویه‌ی گلوله

01:19:24.570 --> 01:19:28.863
اشتباه بوده رو شنیدی، که هیچکس
به شکم خودش شلیک نمی‌کنه؟

01:19:28.864 --> 01:19:30.565
.خب، آره

01:19:30.566 --> 01:19:33.935
چی جلوی وینسنت رو می‌گیره که کاری
غیرمحتمل انجام نده؟

01:19:33.936 --> 01:19:35.745
یعنی اینکه گوشت رو بکَنی و بدیش

01:19:35.746 --> 01:19:38.742
به یه هرزه زیاد محتمل نیست، درسته؟

01:19:38.743 --> 01:19:40.777
ولی، یه یارو به نام رنه بوده
،که یه اسلحه داشته

01:19:40.778 --> 01:19:43.150
که برای وینسنت قلدری می‌کرده
.و اون روز باهاش دیده شده

01:19:43.151 --> 01:19:45.817
،اون روز کنار بستر وینسنت بودم

01:19:45.818 --> 01:19:48.316
و گفت به خودش شلیک کرده و گفت

01:19:48.317 --> 01:19:49.951
.کسی رو مقصر ندونم

01:19:49.952 --> 01:19:51.219
کسی رو مقصر ندونی؟

01:19:51.220 --> 01:19:52.722
به نظر تو نمی‌خواسته

01:19:52.723 --> 01:19:53.995
کار کسی رو لاپوشونی کنه؟

01:19:53.996 --> 01:19:56.257
.می‌خواست بمیره، این رو می‌دونم

01:19:56.258 --> 01:19:57.996
چرا بگه نباید کسی رو مقصر بدونی

01:19:57.997 --> 01:19:59.973
مگه اینکه فکر می‌کرده ممکنه
یه نفر مقصر بشه؟

01:19:59.974 --> 01:20:03.671
گفت چون یه نفر مقصر بود
.من

01:20:04.633 --> 01:20:05.633
فکرمی‌کنم اون

01:20:08.570 --> 01:20:11.312
زندگی خودش رو گرفت که
سعی کنه تئو رو نجات بده

01:20:14.143 --> 01:20:16.589
.بخاطر حرفی که من زدم

01:20:18.480 --> 01:20:22.483
،می‌دونی یه بحثی داشتیم
و من چیزی

01:20:22.484 --> 01:20:24.655
به وینسنت گفتم که به
عنوان دکترش

01:20:24.656 --> 01:20:26.098
.هرگز نباید می‌گفتم

01:20:26.099 --> 01:20:28.356
.ولی، خیلی عصبیم کرد

01:20:28.357 --> 01:20:29.824
!تو چیزی از هنر نمی‌دونی

01:20:29.825 --> 01:20:31.270
.بهم گفت کلاه‌بردار هنری

01:20:31.271 --> 01:20:32.637
.و داری خصوصاً به خودت دروغ میگی

01:20:32.661 --> 01:20:33.661
.یه جوری هستم

01:20:33.662 --> 01:20:35.296
.تو یه کلاه‌بردار هنری هستی

01:20:35.297 --> 01:20:36.833
،بدجوری می‌خواستم هنرمند بشم

01:20:36.834 --> 01:20:38.368
ولی پدرم مجبورم کرد
،پزشکی بخونم

01:20:38.369 --> 01:20:40.802
.و نتونستم تو روش در بیام

01:20:40.803 --> 01:20:44.172
وینسنت گفت دارم با دروغ زندگی می‌کنم
در حالی که اون برای واقعیت

01:20:44.173 --> 01:20:47.208
.زندگی می‌کرد و در کشمکش بود

01:20:47.209 --> 01:20:50.622
،پس توی اوج بحث‌مون گفتم
باشه وینسنت

01:20:50.623 --> 01:20:53.981
.واقعیت باارزشت رو بهت میگم

01:20:53.982 --> 01:20:57.725
می‌دونستم تئو تو مراحل سوم
،سیفیلیس به سر می‌بره

01:20:57.726 --> 01:21:00.988
،هر استرس مالی‌
احساسی یا فیزیکی

01:21:00.989 --> 01:21:02.127
.می‌تونه به کشتنش بگه

01:21:06.362 --> 01:21:09.330
،به وینسنت گفتم
فکر می‌کنی"

01:21:09.331 --> 01:21:11.004
بار نگرانی درباره‌ی تو"

01:21:11.005 --> 01:21:13.034
"داره با برادرت چی‌کار می‌کنه؟"

01:21:13.035 --> 01:21:15.336
.چیزی نمونده به کشتنش بده

01:21:15.337 --> 01:21:17.510
،هزینه‌ی واقعیتت اینه
هزینه‌ی

01:21:17.511 --> 01:21:19.540
.مسیرت به عنوان یه هنرمند

01:21:19.541 --> 01:21:20.747
ارزشش رو داره؟

01:21:21.744 --> 01:21:24.247
.اون حرف باعث تموم شدن بحث شد

01:21:26.415 --> 01:21:27.415
وینسنت؟

01:21:29.351 --> 01:21:30.351
!وینسنت

01:21:32.154 --> 01:21:33.565
!وینسنت برگرد

01:21:35.758 --> 01:21:36.758
!وینسنت

01:21:39.495 --> 01:21:43.170
،دو هفته بعد
،کنار بسترش بودم

01:21:44.600 --> 01:21:45.874
.و درحال مرگ بودم

01:21:47.903 --> 01:21:52.774
،تنها چیزی که گفت این بود
".شاید اینطوری واسه همه بهتر باشه"

01:23:14.356 --> 01:23:16.529
.این یه نامه‌ی دیگه است

01:23:18.126 --> 01:23:21.005
.بیوه‌ی تئو داره تمام نامه‌هاش رو جمع می‌کنه

01:23:21.006 --> 01:23:22.763
.می‌خواد منتشرشون کنه

01:23:22.764 --> 01:23:25.040
.مطمئن میشم به دستش برسه

01:23:39.815 --> 01:23:41.726
،وقتی داشته نامه‌های وینسنت به تئو رو می‌خونده

01:23:41.727 --> 01:23:43.851
.به این یکی برخورده

01:23:43.852 --> 01:23:45.991
،خیلی تحت‌تأثیر قرارش داده
.کپیش کرده

01:23:45.992 --> 01:23:47.399
.و برای من فرستادش

01:23:50.626 --> 01:23:52.827
چرا به من میدیش؟

01:23:52.828 --> 01:23:54.171
برای زمانیه که داشته سفرش

01:23:54.172 --> 01:23:56.998
.به عنوان یه هنرمند رو شروع می‌کرده

01:23:56.999 --> 01:23:58.979
.بگیرش برای سفرت

01:24:04.840 --> 01:24:07.542
.ممنون دکتر گاشه

01:24:07.543 --> 01:24:10.752
.آرماند رولین، موفق باشی

01:24:19.721 --> 01:24:20.855
.خیلی ممنون

01:24:20.856 --> 01:24:22.690
.زحمتی نیست قربان

01:24:30.766 --> 01:24:34.873
به چشم خیلی‌ها کی هستم؟

01:24:36.171 --> 01:24:39.846
،هیچکس، یه بی‌نهاد
.یه شخص ناخوش‌آیند

01:24:43.245 --> 01:24:46.948
،کسی که
هیچ موقعیتی در جامعه نداره

01:24:46.949 --> 01:24:49.450
.و هرگز نخواهد داشت

01:24:49.451 --> 01:24:52.057
.خلاصه بگم، پست‌ترین پست‌ترین‌ها

01:24:56.458 --> 01:25:00.406
،خب پس، حتی اگه همه‌ی این‌ها درست بود

01:25:02.631 --> 01:25:06.135
پس یه روز باید توسط
کارم نشون بدم

01:25:07.703 --> 01:25:11.310
این هیچکس، این بی‌نهاد
.در قلبش چی داره

01:25:25.887 --> 01:25:28.889
.توی بار دنبالت گشتم

01:25:28.890 --> 01:25:30.961
خبری از کار نشد؟

01:25:33.095 --> 01:25:34.095
.هیچی

01:25:35.564 --> 01:25:38.067
.ستوان میلت میگه باید نام‌نویسی کنم

01:25:38.068 --> 01:25:39.467
واسه چی؟

01:25:39.468 --> 01:25:42.574
خب جنگیدن رو بلدم، درسته؟

01:25:45.440 --> 01:25:48.609
.رولین‌ها همیشه بلد بودن

01:25:48.610 --> 01:25:52.353
.حقه‌اش اینه بدونی داری واسه چی می‌جنگی

01:25:55.117 --> 01:25:57.084
می‌بینیش؟

01:25:57.085 --> 01:26:00.032
.اون بالا یه دنیای دیگه است

01:26:01.590 --> 01:26:05.367
چیزی که می‌تونیم بهش زل بزنیم
.ولی کاملاً درک نمی‌کنیم

01:26:07.262 --> 01:26:08.832
.من رو یاد وینسنت می‌اندازه

01:26:12.100 --> 01:26:15.343
حس درستی نمیده که اون همه حیات بخاطر

01:26:16.338 --> 01:26:18.682
.یه اشتباه احمقانه از بین رفت

01:26:20.475 --> 01:26:25.312
هنوز برام سؤاله چرا کار باید
.اون پسرها رو لاپوشونی کنه

01:26:25.313 --> 01:26:26.986
چیزی که من برام سؤاله اینه که مردم

01:26:26.987 --> 01:26:29.223
.از کارهاش تقدیر می‌کنن یا نه

01:26:36.491 --> 01:26:38.402
دنبالم می‌گشتی؟

01:26:40.328 --> 01:26:44.065
امروز صبح
.این از هلند رسیده

01:26:44.066 --> 01:26:46.239
.از طرف جوئه، بیوه‌ی تئو

01:26:47.836 --> 01:26:51.045
.معلوم شد گاشه نامه رو فرستاده

01:26:54.309 --> 01:26:58.052
و کاری که کردی
.خیلی تحت‌تأثیر قرارش داده

01:26:59.514 --> 01:27:01.015
فکر می‌کرد فقط در صورتی درسته
که بدونی چی

01:27:01.016 --> 01:27:05.152
،توش نوشته بوده
.واسه همین برامون کپیش کرده

01:27:05.153 --> 01:27:08.322
،می‌فرستش
...یه چیزی درباره‌ی

01:27:08.323 --> 01:27:10.234
.باشه، بده من

01:27:16.364 --> 01:27:19.038
،در زندگی نقاش

01:27:19.039 --> 01:27:22.903
شاید مرگ سخت‌ترین
.چیز نباشه

01:27:22.904 --> 01:27:27.775
به شخصه، میگم چیزی
.راجع بهش نمی‌دونم

01:27:27.776 --> 01:27:32.513
ولی، منظره‌ی ستاره‌ها همیشه
.باعث میشه خیال‌پردازی کنم

01:27:32.514 --> 01:27:35.552
به خودم میگم چرا اون نورها

01:27:35.553 --> 01:27:38.919
در افلاک باید برای ما
غیرقابل دسترسی باشه؟

01:27:38.920 --> 01:27:42.094
شاید با مرگ به یه ستاره بریم

01:27:43.592 --> 01:27:46.227
و با آرامش از پیری مردن
باعث بشه پای پیاده

01:27:46.228 --> 01:27:47.228
.به اونجا بریم

01:27:49.765 --> 01:27:51.938
،الان
می‌خوام برم بخوابم

01:27:51.939 --> 01:27:56.937
چون دیروقته، و برات آرزوی
موفقیت و شبی خوش می‌کنم

01:27:56.938 --> 01:28:00.044
،با دست دادن
.وینسنت دوست داشتنیت

01:28:05.092 --> 01:28:10.092
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.