﻿WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:08.380
‫من کاشرن هستم

00:00:19.050 --> 00:00:22.740
‫اين شهر تاريخ رو دوباره نقاشي ميکنه

00:00:23.650 --> 00:00:30.430
‫وقتي که شاه عوض شد ,تاریخ عوض شد
‫وشهر بارنگ هاي جديد شاه نقاشي شد‍

00:00:31.640 --> 00:00:34.510
‫اين جا همچین جایی بود

00:00:45.860 --> 00:00:46.860
‫اوجي!

00:00:49.700 --> 00:00:55.870
‫و در آنجا ملکه اي بود که خداي معالجه وشفادهندگي ناميده ميشد

00:00:55.894 --> 00:01:07.894
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:12.690 --> 00:01:14.550
‫کاشرن...

00:01:15.430 --> 00:01:19.150
‫حشره هايي که سرشب به سوی ماه پرواز ميکردند

00:01:19.150 --> 00:01:24.680
‫ماه نميخنديد,
‫حشره ها ميمردند وسرنگون ميشدند.

00:01:26.380 --> 00:01:30.460
‫جهان رو به خاموشي پيش ميرفت

00:01:33.030 --> 00:01:36.950
‫آيا تو هنوز دنبال لونا هستي؟

00:01:36.974 --> 00:01:48.974
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:02:02.470 --> 00:02:03.850
‫اينجا ديگه چه جاييه؟

00:02:07.590 --> 00:02:08.860
‫لونا!

00:02:10.100 --> 00:02:14.870
‫لونا! لونا!

00:02:14.870 --> 00:02:17.700
‫تو لونا رو ميشناسي؟

00:02:18.380 --> 00:02:19.120
‫لونا!

00:02:25.480 --> 00:02:28.590
‫خدايي که مرگ رو دفع ميکنه,لونا

00:02:29.820 --> 00:02:33.760
‫من آرزو ميکردم که هيچ وقت در مورد اون چيزي بفهمم

00:02:33.760 --> 00:02:36.640
‫اگر من نميدونستم ,من تسليم شده بودم

00:02:38.750 --> 00:02:41.520
‫تو کاشرن هستي.درسته؟

00:02:45.450 --> 00:02:46.690
‫کاشرن؟

00:02:48.120 --> 00:02:49.190
‫من—

00:02:49.910 --> 00:02:57.530
‫حتي اين درياچه که زمانی ما رو نجات میداد,
‫به يک چاله اي تبديل شده که ما استخوان هامون رو توش دفن ميکنيم

00:02:58.190 --> 00:03:00.910
‫اگر تو واقعا نميخواي مرگ رو قبول کني

00:03:02.220 --> 00:03:03.290
‫برو

00:03:08.850 --> 00:03:11.080
‫بيا بريم فرندر

00:03:44.680 --> 00:03:47.120
‫تو, اونجا. داري روش قدم ميزاري.

00:03:59.240 --> 00:04:00.180
‫تو!

00:04:04.610 --> 00:04:06.430
‫تو کاملا تازه و نو شدي!

00:04:06.980 --> 00:04:09.310
‫چه باشکوه!

00:04:09.310 --> 00:04:11.190
‫اين هنره!

00:04:11.190 --> 00:04:12.820
‫هنر باعظمته!

00:04:12.820 --> 00:04:14.980
‫من براي تو احساس همدردي ميکنم!

00:04:14.980 --> 00:04:15.650
‫ام...

00:04:17.280 --> 00:04:19.730
‫خيلي خب.خيلي خب.خيلي خب!

00:04:22.100 --> 00:04:24.620
‫خب.منو ببخشيد

00:04:25.480 --> 00:04:29.540
‫من ميخواستم اين الهام رو در هنرم قرار بدم!

00:04:31.270 --> 00:04:34.590
‫تو نسبت به آینده دلسرد نشدی؟

00:04:36.190 --> 00:04:39.510
‫هنرمندها خيلي کله شق اند,

00:04:39.510 --> 00:04:42.800
‫واونا ميخوان يه نشاني از خودشون در تاريخ بذارن

00:04:44.800 --> 00:04:47.170
‫من قدرت متوقف کردن نابودی رو ندارم

00:04:47.170 --> 00:04:52.810
‫اما  ميتونم رنگهام رو تا آخر تاریخ قرار بدم.

00:04:58.540 --> 00:05:01.200
‫مرد جواني که از مرگ ميترسد,

00:05:02.000 --> 00:05:05.170
‫بياين بريم ببينيم معني زندگي کردن چيه!.

00:05:38.400 --> 00:05:39.890
‫يه مدت زماني ميشه.

00:05:39.890 --> 00:05:42.740
‫فکر کنم از وقتی پاهام رو از دست دادم اینجا نبودم

00:05:47.110 --> 00:05:48.370
‫همینه

00:05:48.370 --> 00:05:55.500
‫اين نشانهای رنگی مدرکی هست که شاه هر دوران
‫با رنگ هاي خودشون اين شهر رو رنگ آميزي میکردن

00:05:58.370 --> 00:06:03.710
‫اين شهر به اندازه ی این رنگها فرمانروا داشته

00:06:03.710 --> 00:06:08.470
‫حتي اگه یک دوران به آخر رسيده باشه و نقاشي تموم شده باشه ,
‫مدرکي هست که وجود داره

00:06:09.470 --> 00:06:12.730
‫اينکه اونها زمانی زنده بودند.

00:06:16.450 --> 00:06:22.490
‫مرد جوان, فکر نميکني که زندگي به معني چگونه زندگي کردنه؟

00:06:23.900 --> 00:06:29.480
‫راهي که يه نفر در حال زندگي ميکنه,
‫بهتر از نگراني درمورد نابودي اونه

00:06:29.480 --> 00:06:33.080
‫و اين چيزيه که مهمه

00:06:36.750 --> 00:06:38.060
‫نگاه کن!

00:06:40.000 --> 00:06:42.150
‫اين رنگه تاريکيه

00:06:44.280 --> 00:06:47.750
‫رنگ دوران پادشاهی برایکینگ باس هست

00:06:50.720 --> 00:06:53.870
‫اين خيلي قويه.

00:06:53.870 --> 00:07:01.020
‫اين يه دوران بدي از ظلم وستم بود,
‫اما اين دستور بود.

00:07:25.340 --> 00:07:30.850
‫بينايي واطاعت از دستور خيلي زيبا در راه خودش بود

00:07:36.370 --> 00:07:47.860
‫برایکینگ باس رفت، و این سرزمین اربابش رو از دست داد و به
‫ وسیله ی شن دوباره نقاشی شد، توسط طبیعت

00:08:00.780 --> 00:08:03.170
‫فکر کنم من زيادي زر زر کردم.

00:08:03.170 --> 00:08:08.010
‫حالا,من بايد اين شهر رو بارنگ هاي خودم نقاشي کنم

00:08:08.010 --> 00:08:09.530
‫منو ببخشيد.

00:08:19.190 --> 00:08:21.560
‫برایکینگ باس

00:08:25.650 --> 00:08:27.100
‫تو!

00:08:28.810 --> 00:08:32.370
‫ميتوني در پائین اومدن از پله ها بهم کمک کنی؟

00:08:42.720 --> 00:08:49.880
‫حتي اگر نابودي بياد,
‫ اون بدون هيچ نگراني به زندگي ادامه ميده

00:09:02.260 --> 00:09:04.020
‫خيلي عجيبه, فرندر.

00:09:04.950 --> 00:09:10.070
‫من همين الان بايد برم تا لونا رو پيدا کنم,

00:09:10.570 --> 00:09:15.080
‫اما من واقعا ميخوام شهر دوباره نقاشي شده به وسیله ی  اون رو ببينم.

00:09:30.430 --> 00:09:32.130
‫يه جاده ي نقره اي؟

00:09:32.690 --> 00:09:34.640
‫نه اين نيست.

00:09:37.220 --> 00:09:40.310
‫ جاده اي که به خورشيد متصل ميشه” پايان يافته

00:09:41.070 --> 00:09:44.260
‫بالاخره من تاريخ رو دوباره نقاشي کردم!

00:09:53.630 --> 00:09:56.530
‫من هيچ خاطره اي از گذشته ندارم.

00:09:57.660 --> 00:10:03.080
‫من هيچ چيز از “خود ندارم,”
‫برای همین مطمئن نیستم که به طور صحیح  زندگی کردم

00:10:06.720 --> 00:10:11.310
‫اما همونطور که  تو يه دوران رو نقاشي کردي,

00:10:11.310 --> 00:10:15.470
‫من بايد به جلو حرکت کنم بدون تسليم شدن ,

00:10:17.000 --> 00:10:20.430
‫براي اينکه خودم رو بشناسم.

00:10:25.630 --> 00:10:28.000
‫درسته.

00:10:29.150 --> 00:10:31.740
‫اگه تو به جلو حرکت کني,
‫تبدیل به مسیرت میشه

00:11:08.980 --> 00:11:11.950
‫یه راه واقعی به سوی امید

00:11:18.640 --> 00:11:21.940
‫حرف مفت زدن رو تمومش کن, مارگو

00:11:22.530 --> 00:11:25.250
‫سلام, همگي. شماها همه با هم هستين.

00:11:25.250 --> 00:11:27.450
‫تو بامن کاري داري؟

00:11:27.450 --> 00:11:30.210
‫موجود ملعون

00:11:30.210 --> 00:11:33.510
‫براي چي تو نابودی رو مثل ما قبول نمیکنی؟

00:11:35.610 --> 00:11:36.970
‫من…

00:11:36.970 --> 00:11:42.950
‫وجود تو نظم ما رو به هم میزنه، حتی قلبهای ما رو

00:11:42.950 --> 00:11:43.890
‫بگيرينش.

00:11:46.390 --> 00:11:49.230
‫تو چه آرزويي براي اين دوران داري؟

00:11:54.860 --> 00:11:57.470
‫درسته! سرنوشت ما رو بپذیر!

00:11:57.470 --> 00:11:59.320
‫ما نابود میشیم

00:12:01.390 --> 00:12:02.990
‫چرا شما تسليم شديد؟

00:12:02.990 --> 00:12:05.790
‫چرا  تلاش  نميکني که زندگي کنی
‫به جای اینکه نگران نابودی باشی؟

00:12:05.790 --> 00:12:06.540
‫خفه شو!

00:12:12.880 --> 00:12:14.300
‫آشغال نفهم!

00:12:17.690 --> 00:12:19.720
‫خرابی این همه پیشرفت کرده

00:12:26.550 --> 00:12:30.150
‫حالم رو به هم میزنه
‫نفرت انگیزی

00:12:30.780 --> 00:12:32.090
‫بسه.

00:12:32.900 --> 00:12:37.360
‫تا زمانی که زنده ایم باید امید داشته باشیم

00:12:37.790 --> 00:12:39.140
‫ساکت شو.

00:12:39.140 --> 00:12:44.280
‫مثل ما نابودی رو بپذیر ،مارگو

00:13:00.620 --> 00:13:02.930
‫چرا شما اين کارا رو ميکنين؟

00:13:04.440 --> 00:13:08.520
‫چون کارهاش نظم ما رو از بین میبره

00:13:09.300 --> 00:13:13.060
‫تباهي رو بپذير ودر آرامش منتظر مرگ  باش.

00:13:13.060 --> 00:13:17.780
‫ما نميتونيم کسي که قلب هامون
‫و مقرراتمون رو از هم گسيخته ميکنه ولش کنیم

00:13:21.820 --> 00:13:25.700
‫چه مشکلي در تلاش به زندگي کردن بدون تسليم شدن هست

00:13:26.820 --> 00:13:30.710
‫ديگه نياز به کسي براي نقاشي کردن دوباره ي اين شهر نيست

00:13:36.560 --> 00:13:40.920
‫اين وظيفه ي ماست که تباهي و ويراني رو بپذيريم.

00:13:41.410 --> 00:13:42.850
‫وحشتناکه.

00:13:42.850 --> 00:13:46.560
‫که تباهي رو بپذيريم… که نااميدي رو بپذيريم…

00:13:47.000 --> 00:13:48.100
‫ساکت شو.

00:13:49.610 --> 00:13:51.180
‫توزيبا هستي.

00:13:51.180 --> 00:13:53.390
‫تو هنوز شروع به نابود شدن نکردي,

00:13:53.390 --> 00:13:56.820
‫پس تو نميفهمي که ما چه احساسي داريم!

00:13:57.260 --> 00:13:59.610
‫ما تباه و ويران ميشيم حتي اگر امید داشته باشيم!

00:14:00.470 --> 00:14:04.700
‫همه ي کاري که ما ميتونيم انجام بديم
‫اينه که در آرامش  تباهي وويراني رو بپذيريم!

00:14:12.930 --> 00:14:14.060
‫بسه.

00:14:14.590 --> 00:14:15.550
‫بس کن!

00:14:16.790 --> 00:14:18.380
‫من…

00:14:22.780 --> 00:14:26.180
‫همراه با ما نابود شو، کشرن

00:15:02.340 --> 00:15:09.110
‫کاشرن,تو ماشین کشتاری هستی که نابودی رو شروع کرد
‫همون طور که شايعات ميگفتن.

00:15:11.820 --> 00:15:13.790
‫نـ —نه.

00:15:14.550 --> 00:15:15.820
‫من…

00:15:29.190 --> 00:15:30.640
‫ متاسفم.

00:15:30.640 --> 00:15:31.330
‫اين…

00:15:34.550 --> 00:15:36.420
‫همش تقصیر منه

00:15:43.090 --> 00:15:47.260
‫بازم میتونم رنگش کنم

00:15:48.080 --> 00:15:52.350
‫تاريخ شروع به دوباره ترسيم شدن ميکنه,
‫براي هميشه.

00:16:13.270 --> 00:16:15.540
‫چه زشت.

00:16:17.830 --> 00:16:22.510
‫تاریخ اتفاق افتاده توسط جنگ همیشه زشته

00:16:23.270 --> 00:16:31.010
‫شاید برای همین باشه که فرمانروایان قبلی همگی
‫ناامیدانه تلاش میکردن شهر رو دوباره رنگ بکنن

00:16:33.890 --> 00:16:37.950
‫فکر کنم این رو با رنگهای طبیعت نقاشی بکنم

00:16:37.950 --> 00:16:41.480
‫درست همونطور که خورشیدی که اسمش ماه بود میخواست

00:16:42.250 --> 00:16:44.360
‫لونا رو ميشناسي؟

00:16:44.820 --> 00:16:46.640
‫من هيچ وقت اونو نديدم,

00:16:46.640 --> 00:16:51.040
‫اما شنيده بودم که توي اين شهر بوده,

00:16:51.040 --> 00:16:57.610
‫و گفته بوده دوست داره تا شهر همون
‫رنگهای طبیعت بمونه

00:17:01.370 --> 00:17:04.890
‫مرد جوان, یه درخواست ازت دارم.

00:17:05.800 --> 00:17:09.130
‫ميتوني منو در رنگهام نقاشي کني؟

00:17:29.360 --> 00:17:31.070
‫لعنتي.

00:17:31.070 --> 00:17:33.570
‫من فکر نميکردم که ويراني اين قدر زود بياد.

00:17:40.870 --> 00:17:44.840
‫خب, من هميشه احساس پيري ميکرده ام.

00:17:46.960 --> 00:17:48.950
‫لطفا.

00:17:49.630 --> 00:17:51.590
‫با رنگهام من رو نقاشي کن.

00:18:00.750 --> 00:18:04.350
‫پس, رنگي که تو انتخاب کردي چي ميشه؟

00:18:06.960 --> 00:18:10.460
‫تو گفتي هيچ خاطره اي نداري.

00:18:10.460 --> 00:18:14.050
‫خاطره ها هرروزه جمع ميشن.

00:18:14.600 --> 00:18:17.420
‫ملاقات با من ميتونه يکي از اونا باشه.

00:18:18.940 --> 00:18:20.870
‫خب

00:18:20.870 --> 00:18:22.620
‫من رو فراموش نکن.

00:18:24.100 --> 00:18:27.090
‫هيچ کس نميتونه با ويراني مبارزه کنه,

00:18:27.090 --> 00:18:33.630
‫اما فراموش شدن بوسيله ي همه ديگه خيلي سخته.

00:18:36.750 --> 00:18:40.320
‫من ميخواستم برم

00:18:40.320 --> 00:18:44.580
‫رنگ من براي شهر من.

00:18:44.604 --> 00:18:56.604
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:19:09.690 --> 00:19:10.980
‫مارگو,

00:19:11.900 --> 00:19:15.630
‫شهر داره در رنگي که توانتخاب کردي نقاشی میشه.

00:19:20.290 --> 00:19:23.930
‫لونا براي اين شهر آرزو ميکرد که با رنگ طبيعت نقاشي بشه

00:19:24.680 --> 00:19:29.150
‫آيا به معني پذيرفتن نابودیه؟

00:19:37.490 --> 00:19:41.490
‫لونا تو چه هستي…

00:19:47.020 --> 00:19:48.540
‫او زيباست.

00:19:48.540 --> 00:19:51.630
‫نمیدونم با خوشحالی زندگی کرده و بعد مرده

00:19:53.490 --> 00:19:57.130
‫شايد.احتمالا.

00:19:59.010 --> 00:20:02.890
‫اميدوارم که برف ها هيچ وقت ذوب نشن.

00:20:09.110 --> 00:20:14.000
‫درست همونطور که برف می اومد, خاطره ها درون قلب  ميرفتن و جمع میشدن,

00:20:14.830 --> 00:20:18.700
‫اما برفي که ما خاطره ميناميم ذوب نميشه.

00:20:20.070 --> 00:20:25.410
‫مارگو من تو رو فراموش نميکنم.