﻿WEBVTT

00:01:57.476 --> 00:02:17.476
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.500 --> 00:02:25.460
<c.yellow><i>خدای جنگ، ژائو یون</i></c>

00:02:26.400 --> 00:02:30.530
<c.yellow><i>قسمت چهاردهم</i></c>

00:02:31.470 --> 00:02:33.770
<c.yellow>فقط همین قهرمان ماسک آهنی</c>

00:02:33.770 --> 00:02:36.960
<c.yellow>!سه بار همه ی ما رو شکست داده</c>

00:02:36.960 --> 00:02:40.350
<c.yellow>حالا اگه گائو ز رو بهش اضافه کنیم</c>

00:02:40.350 --> 00:02:45.920
<c.yellow>کی توانایی اینو داره
که هر دوی اونا رو در یه زمان ریشه کن کنه؟</c>

00:02:45.920 --> 00:02:47.630
<c.yellow>کی؟</c>

00:02:49.710 --> 00:02:53.010
<c.yellow>تو؟....تو؟</c>

00:02:53.010 --> 00:02:57.000
<c.yellow>برادر بزرگ، یه پیغام با
تیر به دهکدمون فرستادن</c>

00:02:57.670 --> 00:02:59.420
<c.yellow>چرا به من میدی؟</c>

00:02:59.420 --> 00:03:03.300
<c.yellow>بده به رهبر دوم</c>

00:03:04.110 --> 00:03:07.530
<c.yellow>کله پوک, نمیدونستی رئیس بی سواده؟</c>

00:03:07.530 --> 00:03:10.440
<c.yellow>!گم شو -
!ببند اون دهنتو -</c>

00:03:10.440 --> 00:03:11.820
<c.yellow>برادر بزرگ</c>

00:03:12.990 --> 00:03:16.870
<c.yellow>این میگه که, شیا هو چینگ
یی توی شهر ژنگ دینگ ـه</c>

00:03:18.080 --> 00:03:23.510
<c.yellow>و اون قهرمان ماسک آهنی «ژائو
زی لونگ» رو به خوبی میشناسه</c>

00:03:25.520 --> 00:03:27.040
<c.yellow>به خوبی میشناسه یعنی چی؟</c>

00:03:27.040 --> 00:03:30.730
<c.yellow>تو خنگ نیستی؟ یعنی
اینکه اونها عاشق همدیگه اند</c>

00:03:32.360 --> 00:03:36.070
<c.yellow> اون منظورش از فرستادن این نامه چی بوده؟؟</c>

00:03:36.660 --> 00:03:39.840
<c.yellow>گمون کنم اون میخواسته ما بدونیم که</c>

00:03:39.840 --> 00:03:43.280
<c.yellow>اگه میخوایم قهرمان ماسک آهنی رو بگیریم</c>

00:03:44.050 --> 00:03:48.960
<c.yellow>ما باید از دختر شیا هو جی استفاده کنیم</c>

00:03:57.510 --> 00:04:00.530
<c.yellow>بانوی من, من دیدم که «گونگ چوان» و
چند نفر از افرادش به سمت شهر میرفتن</c>

00:04:00.530 --> 00:04:03.970
<c.yellow>من هنوز نمیخوام به خونه
برگردم, پس بیا از دستش مخفی بشیم</c>

00:04:08.000 --> 00:04:10.900
<c.yellow>بانوی من
فکر کنم یکم بیش از حد آب خوردم</c>

00:04:10.970 --> 00:04:12.520
<c.yellow>لازمه که چند لحظه برم و بیام</c>

00:04:12.520 --> 00:04:15.590
<c.yellow>تو برو. من اینجا منتظرت میمونم</c>

00:04:36.430 --> 00:04:38.920
<c.yellow>من بیش از صد نفر سرباز رو به پادگان آوردم</c>

00:04:38.920 --> 00:04:41.050
<c.yellow>اونا شلوغ کاری میکنن؟</c>

00:04:41.050 --> 00:04:43.220
<c.yellow>نه, همه چیز خوب پیش میره</c>

00:04:43.220 --> 00:04:48.080
<c.yellow>پس خوبه, از راهزن های
کوهستان «هو یا» هیچ خبری هست؟</c>

00:04:48.080 --> 00:04:50.250
<c.yellow>فعلا خبری نیست</c>

00:04:51.220 --> 00:04:53.440
<c.yellow>اگه همیشه اینجوری باشه, فوق العاده است</c>

00:04:55.110 --> 00:04:56.810
<c.yellow>!گائو ز</c>

00:05:02.810 --> 00:05:07.010
<c.yellow>وایستا. چطور میتونه یه زن چنین
کفشای بزرگی رو بپوشه بگیرین بکشیدشون</c>

00:05:25.270 --> 00:05:30.850
<c.yellow>ژنرال گائو, من دستور دارم
که بانو رو به خونه برگردونم</c>

00:05:32.550 --> 00:05:34.150
<c.yellow>اتفاق بدی افتاده</c>

00:05:35.390 --> 00:05:36.570
<c.yellow>اتفاق بدی افتاده, ژنرال گائو</c>

00:05:36.570 --> 00:05:39.420
<c.yellow>این اینقدر دست پاچت کرده؟ بانوی جوان کجاست؟</c>

00:05:39.420 --> 00:05:42.970
<c.yellow>بانو....بانو...بانو رو راهزن
های کوهستان گرفتن و بردن</c>

00:05:42.970 --> 00:05:45.340
<c.yellow>چی گفتی؟ -
چی گفتی؟ -</c>

00:05:45.910 --> 00:05:48.890
<c.yellow>زودباش...برو داخل</c>

00:05:48.890 --> 00:05:53.150
<c.yellow>گستاخ! چطور جرات میکنی با اون</c>

00:05:53.150 --> 00:05:55.780
<c.yellow>دختر شیا هو جی اینطوری بد رفتار کنی؟</c>

00:05:58.660 --> 00:06:02.310
<c.yellow>حالا که میدونی من دختر شیا هو جی ام
بازم جرات میکنی منو گروگان بگیری</c>

00:06:02.830 --> 00:06:07.650
<c.yellow>نمی ترسی پدرم سربازهاشو بیاره و
شما راهزن های کوهستان رو از بین ببره</c>

00:06:10.550 --> 00:06:13.950
<c.yellow>!شاهزاده خانم شیا هو, تو هم خیلی گستاخی</c>

00:06:13.950 --> 00:06:17.760
<c.yellow>اینجا مال منه, هیچ وقت
نوبت درس دادن تو نمیشه</c>

00:06:17.760 --> 00:06:21.430
<c.yellow>یادت باشه, زندگی تو</c>

00:06:21.430 --> 00:06:24.970
<c.yellow>به من بستگی داره</c>

00:06:24.970 --> 00:06:28.660
<c.yellow>پس بگو, چرا منو گرفتی؟</c>

00:06:32.670 --> 00:06:36.770
<c.yellow>خیله خب. لازم نیس ازت چیزی رو مخفی کنم</c>

00:06:38.370 --> 00:06:42.250
<c.yellow>برادر سومم توی شهر ژنگ دینگ کشته شد</c>

00:06:42.250 --> 00:06:45.960
<c.yellow>من حتما باید انتقامش رو بگیرم</c>

00:06:47.240 --> 00:06:50.980
<c.yellow>حالا که چندین بار به
قهرمان ماسک آهنی کمک کردی</c>

00:06:50.980 --> 00:06:53.490
<c.yellow>پس منو مقصر ندون</c>

00:06:53.490 --> 00:06:58.100
<c.yellow>که تو رو هدف قرار بدم</c>

00:06:59.130 --> 00:07:01.800
<c.yellow>اگه جرات داری, همین الان منو بکش</c>

00:07:01.800 --> 00:07:04.230
<c.yellow>این مزخرفات دیگه چیه میگی؟</c>

00:07:17.780 --> 00:07:19.490
<c.yellow>تو رو نمیکشم</c>

00:07:19.490 --> 00:07:22.390
<c.yellow>برای نکشتنت دلایل خودمو دارم</c>

00:07:22.390 --> 00:07:26.660
<c.yellow>علاوه بر این، تو هنوزم
دختر یه حکمران حکومتی هستی</c>

00:07:26.660 --> 00:07:29.310
<c.yellow>برای من</c>

00:07:29.310 --> 00:07:32.660
<c.yellow>تو هنوزم یه کوچولو ارزش داری</c>

00:07:35.570 --> 00:07:37.040
<c.yellow>!نگهبان</c>

00:07:37.670 --> 00:07:40.730
<c.yellow>شاهزاده خانم رو ببر توی زندان</c>

00:07:40.730 --> 00:07:42.930
<c.yellow>!اطاعت, حرکت کن
!بهم دست نزن -</c>

00:07:42.930 --> 00:07:46.250
<c.yellow>زود باش! برو داخل</c>

00:07:51.950 --> 00:07:54.550
<c.yellow>در حال حاضر تنها راهمون اینه
که به کوهستان «هو یـا» حمله کنیم</c>

00:07:54.550 --> 00:07:57.740
<c.yellow>نه تنها میتونیم بانوی جوان رو آزاد کنیم بلکه
میتونیم راهزن های کوهستان رو هم ریشه کن کنیم</c>

00:07:57.740 --> 00:08:00.590
<c.yellow>فقط با چند تا سرباز تحت فرمانت
میخوای به دهکدشون حمله کنی؟</c>

00:08:00.590 --> 00:08:02.660
<c.yellow>راهزن های کوهستان بیش تر از هزار نفرن</c>

00:08:02.660 --> 00:08:05.510
<c.yellow>اگه بدون فکر و نسنجیده حمله کنیم
اونا به چینگ یی صدمه میزنن</c>

00:08:05.510 --> 00:08:07.760
<c.yellow>اما اگه اونجور که تو میگی, هیچ کاری نکنیم</c>

00:08:07.760 --> 00:08:10.710
<c.yellow>پس چه اتفاقی برای بانوی جوان میافته؟</c>

00:08:10.710 --> 00:08:11.890
<c.yellow>...پس -</c>

00:08:11.890 --> 00:08:16.210
<c.yellow>ژنرال ها, نجات یه آدم مثل مبارزه با آتیشه
شما نمیتونین وقت رو هدر بدین</c>

00:08:16.750 --> 00:08:20.150
<c.yellow>ژنرال گون, بانو شاهزاده شیا
هو هستن. شما باید نجاتش بدین</c>

00:08:20.150 --> 00:08:23.600
<c.yellow>چطوری میتونم عجله نکنم؟
اما من فقط چند ده تا سرباز دارم</c>

00:08:23.600 --> 00:08:26.690
<c.yellow>در حالی که ژنرال گائو صدها سرباز داره
اما تصمیم گرفته هیچ کاری نکنه</c>

00:08:26.690 --> 00:08:29.630
<c.yellow>چطور میتونم با صد تا سرباز,
هزار راهزن رو شکست بدم؟</c>

00:08:29.630 --> 00:08:32.710
<c.yellow>من نمیتونم زندگیشون رو قربانی کنم</c>

00:08:32.710 --> 00:08:35.290
<c.yellow>ژنرال گوان, یکم آروم باش</c>

00:08:35.290 --> 00:08:37.600
<c.yellow>بزار یه راهی پیدا کنم</c>

00:08:38.380 --> 00:08:44.650
<c.yellow>تو ژنرال عالیجناب شیا هو جی هستی.....و تو هم نامزد
بانوی ما هر دوتون نزدیک ترین افراد به بانو هستین</c>

00:08:44.650 --> 00:08:47.630
<c.yellow>اما هر دو نفرتون عین خیالتون
نیست که بانو تو خطر افتاده</c>

00:08:47.630 --> 00:08:50.180
<c.yellow>انگار فقط میتونم برم و
از عالیجناب کمک بگیرم</c>

00:08:50.180 --> 00:08:52.050
<c.yellow>!تو نمیتونی
چرا نمیتونم؟</c>

00:08:52.050 --> 00:08:55.620
<c.yellow>من چه جوابی میتونم به عالیجناب بدم بگم توی
ژنگ دینگ ام اما بانوی جوان رو راهزن ها دزدیدن؟</c>

00:08:55.620 --> 00:08:57.930
<c.yellow>الان ما باید بانو رو نجات
بدیم تا اشتباهون رو بپوشونیم</c>

00:08:57.930 --> 00:08:59.730
<c.yellow>!تو هنوزم به فکر خودتی</c>

00:08:59.730 --> 00:09:02.550
<c.yellow>اگه تو به بانو کمک نمیکردی
فرار کنه, اصلا اینجوری میشد؟</c>

00:09:02.550 --> 00:09:03.980
<c.yellow>...تـو</c>

00:09:04.620 --> 00:09:06.640
<c.yellow>شما ها همه به فکر خودتونین</c>

00:09:06.640 --> 00:09:09.010
<c.yellow>!انگاری فقط میتونم از یه
نفر اون بیرون کمک بگیرم</c>

00:09:10.060 --> 00:09:11.580
<c.yellow>دنبال کی داری میری؟</c>

00:09:11.580 --> 00:09:13.510
<c.yellow>!ژائو زی لونگ</c>

00:09:22.710 --> 00:09:24.320
<c.yellow>بفرما</c>

00:09:27.180 --> 00:09:30.300
<c.yellow>چرا فی یان و چینگ یی نیومدن غذا بخورن؟</c>

00:09:30.300 --> 00:09:32.700
<c.yellow>فی یان به خونه چوبی
رفته تا یه چیزی رو بیاره</c>

00:09:32.700 --> 00:09:37.700
<c.yellow>چینگ یی و خدمتکارش از
صبح که رفتن هنوز برنگشتن</c>

00:09:37.700 --> 00:09:39.850
<c.yellow>بیشت تر از نصف روزه که
رفتن, مگه دارن چیکار میکنن؟</c>

00:09:39.850 --> 00:09:41.970
<c.yellow>کجا بیش تر از نصف روزه؟</c>

00:09:41.970 --> 00:09:45.720
<c.yellow>!فقط یه زمان کوتاهه, دیگه دلت براش تنگ شد؟</c>

00:09:46.750 --> 00:09:49.140
<c.yellow>چینگ یی خوشگل و باهوشه</c>

00:09:49.140 --> 00:09:51.320
<c.yellow>نکته اینه که اون زندگی زی لونگ رو نجات داده</c>

00:09:51.320 --> 00:09:53.540
<c.yellow>چنین دختر بااستعداد و فوق العاده ای</c>

00:09:53.540 --> 00:09:56.160
<c.yellow>چطوری زی لونگ میتونه دلتنگ اون نباشه؟</c>

00:09:56.160 --> 00:09:59.120
<c.yellow>تو دهنتو ببند, فکر کردی
نمیدونم چه نقشه ای داری</c>

00:09:59.120 --> 00:10:01.460
<c.yellow>هر روز سعی میکنی چینگ یی
و زی لونگ رو به هم نزدیک کنی</c>

00:10:01.460 --> 00:10:04.330
<c.yellow>میدونم...تو میترسی که</c>

00:10:04.330 --> 00:10:06.570
<c.yellow>زی لونگ بره و فی یان رو بگیره...درسته؟</c>

00:10:06.570 --> 00:10:09.030
<c.yellow>تو -
تو...تو...تو میخوای چی بگی؟ -</c>

00:10:16.330 --> 00:10:18.950
<c.yellow>گمون کنم چینگ یی اومد</c>

00:10:19.560 --> 00:10:23.810
<c.yellow>!اتفاق بدی افتاده! راهزن
ها بانوی جوان رو دزدیدن</c>

00:10:40.300 --> 00:10:42.000
<c.yellow>غذاتو بخور</c>

00:10:45.410 --> 00:10:49.570
<c.yellow>!ببرش! من این چیزای
کثیف دهکده شما رو نمیخورم</c>

00:10:49.570 --> 00:10:51.130
<c.yellow>رهبر دوم</c>

00:10:58.740 --> 00:11:02.340
<c.yellow>بانوی جوان, چرا اینقدر خودتو عذاب میدی؟</c>

00:11:02.340 --> 00:11:06.700
<c.yellow>غذاتو بخور, الان وقتش نیست که بمیری</c>

00:11:06.700 --> 00:11:10.370
<c.yellow> با چنین چهره قشنگی, اگه غذا نخوری</c>

00:11:10.370 --> 00:11:13.030
<c.yellow>دیگه خوشگل به نظر نمیرسی</c>

00:11:16.500 --> 00:11:20.430
<c.yellow>!شما عوضی ها! اگه جرات
دارین همین الان منو بکشین</c>

00:11:20.430 --> 00:11:22.960
<c.yellow>خوب گوش کن, حتی فکرشم
نکنین که با تحدید زندگیم</c>

00:11:22.960 --> 00:11:25.430
<c.yellow>بتونین منفعت و سودی بدست بیارین</c>

00:11:27.810 --> 00:11:30.910
<c.yellow>من و رئیس اصلا دلمون نمیخواد تو رو بکشیم</c>

00:11:31.680 --> 00:11:34.960
<c.yellow>زنده نگه داشتن تو برامون</c>

00:11:34.960 --> 00:11:37.970
<c.yellow>بیشتر از اونی که فکرش
رو بکنی منفعت به دنبال داره</c>

00:11:37.970 --> 00:11:40.920
<c.yellow>تو, بهتره از این کارت پشیمون نشی</c>

00:11:40.920 --> 00:11:42.610
<c.yellow>اگه الان منو نکشین</c>

00:11:42.610 --> 00:11:44.940
<c.yellow>بعدا وقتی از اینجا فرار کنم</c>

00:11:44.940 --> 00:11:47.910
<c.yellow>!حتما از پدرم میخوام بیاد
و دهکدتون رو نابود کنه</c>

00:11:47.910 --> 00:11:50.860
<c.yellow>اون وقت همه ی شما میمیرین</c>

00:11:51.650 --> 00:11:57.600
<c.yellow>خوبـه, پس ببینیم و تعریف کنیم</c>

00:12:01.670 --> 00:12:05.190
<c.yellow>!عوضی!.....توی عوضی</c>

00:12:28.540 --> 00:12:32.300
<c.yellow>!ژائو زی لونگ, زود باش یه راهی پیدا کن
!مگه تو معمولا فکرای زیادی نداری؟</c>

00:12:32.300 --> 00:12:35.540
<c.yellow>تو قبلا «بائو یو» و «فی یان» رو نجات دادی</c>

00:12:35.540 --> 00:12:37.780
<c.yellow>تو باید یه راهی هم برای
نجات بانوی ما پیدا کنی</c>

00:12:37.780 --> 00:12:42.940
<c.yellow>بائو یو و فی یان رو تونستم نجات
بدم, چون توی دهکدشون نبودن</c>

00:12:42.940 --> 00:12:45.620
<c.yellow>توی مسیر رفتن فرصت های زیادی هست</c>

00:12:45.620 --> 00:12:48.910
<c.yellow>اما وقتی که وارد دهکده بشن</c>

00:12:48.910 --> 00:12:50.910
<c.yellow>دیگه هیچ راه و روشی ندارم</c>

00:12:50.910 --> 00:12:55.310
<c.yellow>زی لونگ, یعنی هیچ فکری برای این نداری؟</c>

00:12:55.310 --> 00:12:57.680
<c.yellow>مسئله اصلی اینـه که ما دستمون خالیه</c>

00:12:57.680 --> 00:13:01.010
<c.yellow>الان گائو ز تنها کسیه که
بیشترین سرباز رو در اختیار داره</c>

00:13:01.010 --> 00:13:03.920
<c.yellow>گمون کنم, فقط میتونم برم و از اون کمک بخوام</c>

00:13:11.510 --> 00:13:12.980
<c.yellow>زی لونگ</c>

00:13:20.870 --> 00:13:23.880
<c.yellow>ژائو زی لونگ, چطور میتونی هنوزم غذا بخوری؟</c>

00:13:23.880 --> 00:13:26.810
<c.yellow>به خاطر دزدیده شدن چینگ یی
چقدر احساس مسئولیت میکنی؟</c>

00:13:26.810 --> 00:13:28.680
<c.yellow>...راستش من
من فکر کردم ژائو زی لونگ -</c>

00:13:28.680 --> 00:13:31.540
<c.yellow>یه مرد خوب و قابل اعتماده فقط به همین
خاطر اجازه دادم چینگ یی کنارت بمونه</c>

00:13:31.540 --> 00:13:34.650
<c.yellow>نتیجش چی بود؟
چرا مراقبش نبودی؟</c>

00:13:34.650 --> 00:13:38.110
<c.yellow>چرا گذاشتی راهزن ها بگیرنش؟
میدونی شکست دادن اون راهزن ها چقدر سخته؟</c>

00:13:38.110 --> 00:13:41.710
<c.yellow>چرا تو در امنیتی؟ چرا
کسی که تو خطره چینگ یی ـه؟</c>

00:13:41.710 --> 00:13:44.170
<c.yellow>حالا امیدوارم بتونم همین الان بکشمت</c>

00:13:46.350 --> 00:13:49.310
<c.yellow>!اگه چینگ یی صحیح و سالم برگشت, که هیچ</c>

00:13:49.310 --> 00:13:51.470
<c.yellow>اما اگه سالم برنگرده</c>

00:13:51.470 --> 00:13:55.630
<c.yellow>!مطمئن باش ژائو زی
لونگ...تلافی اونو سرت در میارم</c>

00:13:57.130 --> 00:14:01.320
<c.yellow>تو نگران اونی....میدونم ازم متنفری</c>

00:14:01.320 --> 00:14:06.310
<c.yellow>درسته...من کسی ام که این مشکلات
رو برای چینگ یی به وجود آوردم</c>

00:14:06.310 --> 00:14:07.950
<c.yellow>نمیخوام از زیر بار مسئولیتم شونه خالی کنم</c>

00:14:07.950 --> 00:14:12.070
<c.yellow>اگه نتونم چینگ یی رو نجات بدم, خودمو میکشم</c>

00:14:15.130 --> 00:14:19.050
<c.yellow>ژنرال گائو, بیا درمورد اینکه
چطور نجاتش بدیم حرف بزنیم</c>

00:14:30.800 --> 00:14:36.310
<c.yellow>برادر بزرگ، فکر کنم اونا
برای نجات شیا هو چینگ یی</c>

00:14:36.310 --> 00:14:40.520
<c.yellow>امشب وارد عمل میشن و یه کارایی میکنن</c>

00:14:40.520 --> 00:14:43.410
<c.yellow>پس شما به خوبی اماده شدین؟</c>

00:14:43.410 --> 00:14:46.700
<c.yellow>نگران نباش برادر بزرگ,
من همه چیز رو مهیا کردم</c>

00:14:46.700 --> 00:14:49.710
<c.yellow>فقط منتظرم اونا بیوفتن تو تله هام</c>

00:14:49.710 --> 00:14:54.940
<c.yellow>و زندگیشون رو از دست بدن</c>

00:14:54.940 --> 00:14:56.780
<c.yellow>کارت عالیه</c>

00:14:58.520 --> 00:15:00.400
<c.yellow>برادرا</c>

00:15:01.760 --> 00:15:04.450
<c.yellow>الان میتونیم هر چقدر که بخوایم بنوشیم</c>

00:15:04.450 --> 00:15:08.380
<c.yellow>!بعدا هم هر تعداد که بتونیم میکشیم</c>

00:15:08.380 --> 00:15:13.500
<c.yellow>!بیایین!...به سلامتی</c>

00:15:14.260 --> 00:15:18.660
<c.yellow>برادرا, قبلا ما</c>

00:15:18.660 --> 00:15:22.270
<c.yellow>دارایی مردم محلی و عادی رو میگرفتیم</c>

00:15:22.270 --> 00:15:25.820
<c.yellow>اما اونا فقط برای غذا و
نوشیدنی هامون کافی بود</c>

00:15:26.350 --> 00:15:30.350
<c.yellow>حالا ما شهر ژنگ دینگ رو می گیریم</c>

00:15:30.350 --> 00:15:34.180
<c.yellow>و یا حتی تمام چانگ شان رو</c>

00:15:34.180 --> 00:15:38.030
<c.yellow>برای گسترش قلمروی خودمون</c>

00:15:38.550 --> 00:15:42.710
<c.yellow>!الان یه فرصت فوق العاده است</c>

00:15:42.710 --> 00:15:46.050
<c.yellow>!برادر بزرگ! ما همه گوش به فرمان توییم</c>

00:15:46.050 --> 00:15:50.770
<c.yellow>!برادر بزرگ, گوش به فرمان توییم</c>

00:15:56.060 --> 00:15:57.830
<c.yellow>اگه سربازا جرات کنن</c>

00:15:57.830 --> 00:16:01.660
<c.yellow>و فقط یه قدم بیشتر به کوهستان
«هو یـا»ی من نزدیک بشن</c>

00:16:01.660 --> 00:16:04.640
<c.yellow>اونا در یه مرحله نیمی از
افرادشون رو از دست میدن</c>

00:16:04.640 --> 00:16:07.880
<c.yellow>اونوقت ما از این موقعیت استفاده میکنیم
و به ژنگ دینگ حمله می کنیم</c>

00:16:07.880 --> 00:16:10.340
<c.yellow>بعد از اینکه کنترل شهر رو بدست گرفتیم</c>

00:16:10.340 --> 00:16:12.730
<c.yellow>از اون به عنوان یه پناهگاه برای</c>

00:16:12.730 --> 00:16:14.840
<c.yellow>آماده کردن سربازها و اسب هامون</c>

00:16:14.840 --> 00:16:17.910
<c.yellow>!برای حمله به «جی ژو»
و «یو ژو» استفاده میکنیم</c>

00:16:17.910 --> 00:16:20.780
<c.yellow>!اینا به همین راحتیه</c>

00:16:20.780 --> 00:16:23.560
<c.yellow>!برادر بزرگ خیلی خردمنده</c>

00:16:23.560 --> 00:16:25.970
<c.yellow>!ژنگ دینگ رو می گیریم</c>

00:16:28.380 --> 00:16:30.100
<c.yellow>!همه ی سرباز ها خوب گوش کنین</c>

00:16:30.100 --> 00:16:32.670
<c.yellow>امشب من همه ی شما رو برای
حمله به کوهستان «هو یـا» و</c>

00:16:32.670 --> 00:16:34.540
<c.yellow>!و از بین بردن راهزن ها رهبری میکنم</c>

00:16:34.540 --> 00:16:36.490
<c.yellow>!شما باید دشمن ها رو بدون ترس بکشین</c>

00:16:36.490 --> 00:16:38.870
<c.yellow>کسی که سر «دو جوئه» رو از تنش جدا کنه</c>

00:16:38.870 --> 00:16:41.830
<c.yellow>یا شاهزاده شیا هو رو نجات بده</c>

00:16:41.830 --> 00:16:44.680
<c.yellow>!پاداش بزرگی نصیبش میشه</c>

00:16:44.680 --> 00:16:46.390
<c.yellow>ژنرال گائو</c>

00:16:51.410 --> 00:16:54.010
<c.yellow>منم میخوام تو این ماموریت همراهیتون کنم</c>

00:16:54.010 --> 00:16:56.320
<c.yellow>امیدوارم اینو قبول کنین</c>

00:16:56.320 --> 00:17:00.830
<c.yellow>نمیشه, این یه ماموریت رسمیه...فکر کردی مسخره
بازیه؟ !نمیتونم به توی بی مسئولیت اجازه بدم</c>

00:17:00.830 --> 00:17:04.390
<c.yellow>...من بی مسئولیت نیستم. من
به خوبی آماده شدم و امیدوارم که</c>

00:17:04.390 --> 00:17:08.520
<c.yellow>نمیشه, اگه خودت بیرون نری
خودم شخصا پرتت میکنم بیرون</c>

00:17:09.190 --> 00:17:11.340
<c.yellow>حالا که زی لونگ قصد داره کمک کنه</c>

00:17:11.340 --> 00:17:13.230
<c.yellow>بزار باهامون بیاد</c>

00:17:13.230 --> 00:17:17.780
<c.yellow>ژنرال گائو, میترسم که اون جلوی دست و
پامون رو بگیره و فقط باعث بشه شکست بخوریم</c>

00:17:17.780 --> 00:17:21.130
<c.yellow>مطمئنم زی لونگ همچین آدمی نیست</c>

00:17:22.050 --> 00:17:26.460
<c.yellow>ژنرال گونگ, نکنه میترسین من
کارمو بهتر و شایسته تر انجام بدم</c>

00:17:26.460 --> 00:17:30.350
<c.yellow>بهت هشدار میدم, اگه جرات کنی دوباره از
این مزخرفات بگی میدم همینجا بهت ادب یاد بدن</c>

00:17:30.350 --> 00:17:33.020
<c.yellow>نیازی به ادب کردن من نیست</c>

00:17:33.020 --> 00:17:36.340
<c.yellow>اگه واقعا میخوای خدمت من برسی,
چرا منو هل نمیدی وسط میدون جنگ</c>

00:17:36.340 --> 00:17:38.470
<c.yellow>تا بمیرم؟</c>

00:17:40.910 --> 00:17:42.800
<c.yellow>پس تو آرزوی مرگ داری؟</c>

00:17:42.800 --> 00:17:47.520
<c.yellow>!باشه, پس جلوتو نمی گیرم,
برو بمیر و به آرزوت برس</c>

00:17:50.680 --> 00:17:55.220
<c.yellow>ژنرال ها, من استراتژی های جنگی دیگه
ای دارم, که باید باهاتون در میون بزارم</c>

00:17:55.220 --> 00:17:57.400
<c.yellow>تو -
ژنرال گونگ -</c>

00:17:58.200 --> 00:18:00.100
<c.yellow>اگه زی لونگ استراتژی های نظامی داره</c>

00:18:00.100 --> 00:18:01.990
<c.yellow>چرا نمیزاری اونا رو بشنویم؟</c>

00:18:01.990 --> 00:18:04.960
<c.yellow>زی لونگ, همرام بیا بالا</c>

00:18:32.600 --> 00:18:35.310
<c.yellow>چیـه؟ هنوزم فکر میکنی نقشه خوبی داری؟</c>

00:18:35.310 --> 00:18:38.670
<c.yellow>فکر میکنم بهتره وقت رو هدر ندیم</c>

00:18:40.050 --> 00:18:43.970
<c.yellow>من یه استراتژی دارم,
ژنرال ها, لطفا اینجا رو ببینین</c>

00:18:43.970 --> 00:18:46.400
<c.yellow>اگرچه کوهستان هو یـا خیلی بلند و مرتفع نیست</c>

00:18:46.400 --> 00:18:49.240
<c.yellow>اما اطرافش رو جنگل فرار گرفته</c>

00:18:49.240 --> 00:18:51.230
<c.yellow>در هر دو طرف شمال و جنوبش</c>

00:18:51.230 --> 00:18:53.630
<c.yellow>تنها دروازه ی دهکده توی شرقـه</c>

00:18:53.630 --> 00:18:56.410
<c.yellow>و یه درب پشت که توی غرب قرار داره</c>

00:18:56.410 --> 00:19:00.200
<c.yellow>اونجا باید تله های زیادی کار گذاشته باشن</c>

00:19:02.810 --> 00:19:05.220
<c.yellow>با این حساب, زندان باید یه
جایی دور از دسترس باشـه</c>

00:19:05.220 --> 00:19:08.870
<c.yellow>ممکنه چینگ یی درست اینجاها زندونی باشه</c>

00:19:08.870 --> 00:19:11.460
<c.yellow>هدف این نبرد نجات چینگ یی ـه</c>

00:19:11.460 --> 00:19:14.260
<c.yellow>پس اینجا سمت درب غربی</c>

00:19:14.260 --> 00:19:16.960
<c.yellow>اولین هدف ماست</c>

00:19:16.960 --> 00:19:18.420
<c.yellow>درسته</c>

00:19:18.420 --> 00:19:23.840
<c.yellow>بله, اگه ژنرال گونگ چوان اینو میدونه
پس راهزن ها هم اینو به خوبی میدونن</c>

00:19:23.840 --> 00:19:28.510
<c.yellow>به همین خاطر احتمالا نیروهای
زیادی رو سمت این درب مستقر میکنن</c>

00:19:28.510 --> 00:19:31.910
<c.yellow>با این حساب, نیروی درواز اصلی ضعیف تر میشه</c>

00:19:31.910 --> 00:19:35.690
<c.yellow>بنابراین می تونیم وانمود کنیم به یه جای
دیگه میریم ولی به جای دیگه ای حمله میکنیم</c>

00:19:35.690 --> 00:19:37.250
<c.yellow>حمله به یه جای دیگه؟</c>

00:19:37.250 --> 00:19:41.780
<c.yellow>بله. ضعفمون رو نشون
میدیم و با قدرت حمله میکنیم</c>

00:19:41.780 --> 00:19:44.010
<c.yellow>نشون میدیم که هدفمون شرقـه
در حالی که هدف اصلیمون سمت غربـه</c>

00:19:44.010 --> 00:19:47.520
<c.yellow>ببینین, ما اینجاییم...و وانمود میکنیم
که هدف اصلیمون دروازه شرقیـه</c>

00:19:47.520 --> 00:19:50.130
<c.yellow>راهزن ها باید نیروهاشون
رو به اینجا منتقل کنن</c>

00:19:50.130 --> 00:19:53.730
<c.yellow>پس یه گروه از بهترین سربازها رو میبریم و به
طور غیر منتظره ای به درب این سمت حمله می کنیم</c>

00:19:53.730 --> 00:19:56.710
<c.yellow>به سرعت حصار زندان رو
میشکنیم و چینگ یی رو نجات میدیم</c>

00:19:56.710 --> 00:19:59.160
<c.yellow>بعلاوه, ما از نیروهای دروازه ی
اصلی به عنوان یه پوشش استفاده میکنیم</c>

00:19:59.160 --> 00:20:01.730
<c.yellow>که بتونیم به سرعت عقب نشینی کنیم</c>

00:20:04.370 --> 00:20:07.930
<c.yellow>خوبـه، نقشه خیلی خوبیـه</c>

00:20:10.360 --> 00:20:13.620
<c.yellow>این دقیقا همون چیزیـه که از
اول داشتم بهش فکر می کردم</c>

00:20:15.270 --> 00:20:18.430
<c.yellow>پس حالا که همه چیز مشخص شد
میرم تا نقشه رو در عمل پیاده کنیم</c>

00:20:18.430 --> 00:20:20.760
<c.yellow>حالا من ماموریت هر کدومتون رو مشخص میکنم</c>

00:20:20.760 --> 00:20:23.330
<c.yellow>ژنرال گونگ, تو موافقی؟</c>

00:20:24.380 --> 00:20:27.220
<c.yellow>موافقم. حرفت رو بزن</c>

00:20:27.220 --> 00:20:30.400
<c.yellow>ژنرال گونگ, تو صد تا سرباز رو با
خودت برای حمله به دروازه جلویی میبری</c>

00:20:30.400 --> 00:20:33.170
<c.yellow>زی لونگ هم تعدادی از بهترین سربازها رو
برای نفوذ و نجات چینگ یی با خودش میبره</c>

00:20:33.170 --> 00:20:37.830
<c.yellow>من هم با ده ها تن سرباز در میانـه راه
منتظر میمونیم که اگه راهزن ها تعقیبمون کردن</c>

00:20:37.830 --> 00:20:42.010
<c.yellow>من برای عقب نشینی و پوشش
نیروهای اصلی, وارد عمل میشم</c>

00:20:42.800 --> 00:20:43.690
<c.yellow>بعد از این همه سال</c>

00:20:43.690 --> 00:20:46.300
<c.yellow>مقامات بالاخره تصمیم به فرستادن
نیرو و سرکوب راهزن ها گرفتن</c>

00:20:46.300 --> 00:20:47.760
<c.yellow>چاره ای ندارن...مجبور شدن</c>

00:20:47.760 --> 00:20:50.710
<c.yellow>شنیدم راهزن ها این بار
یه آدم خیلی مهم رو گرفتن</c>

00:20:50.710 --> 00:20:53.130
<c.yellow>مهم نیست دلیلش چیه همین که شر
اون شیاطین رو از سر مردم کم کنن,کافیه</c>

00:20:53.130 --> 00:20:54.950
<c.yellow>!درسته, اون شیاطین رو از بین ببرین</c>

00:20:54.950 --> 00:20:57.160
<c.yellow>درسته، عالیه</c>

00:21:00.570 --> 00:21:02.600
<c.yellow>!خوبـه, خوب بجنگین...خوب بجنگین</c>

00:21:02.600 --> 00:21:04.890
<c.yellow>!حکمران شهر گائو!....حکمران شهر گائو</c>

00:21:04.890 --> 00:21:06.880
<c.yellow>مهم نیست دلیلش چیه
همین که شر اون شیاطین رو کم کنن,خودش خوبه</c>

00:21:06.880 --> 00:21:08.330
<c.yellow>بله</c>

00:21:08.330 --> 00:21:09.870
<c.yellow>!اون شیاطین رو از بین ببرین</c>

00:21:09.870 --> 00:21:13.430
<c.yellow>!حالا دیگه میتونیم به خوبی زندگی کنیم</c>

00:21:13.430 --> 00:21:15.740
<c.yellow>!دقیقا، این فوق العاده است</c>

00:21:15.740 --> 00:21:18.070
<c.yellow>اون شیاطین رو از بین میبرن</c>

00:21:21.020 --> 00:21:24.490
<c.yellow>عالیه....عالیه</c>

00:21:24.490 --> 00:21:26.090
<c.yellow>خوبـه....خوبـه</c>

00:21:27.520 --> 00:21:33.980
<c.yellow>برادر, زی لونگ...یعنی بهشت ازتون مراقبت
میکنه؟ صحیح و سالم و با پیروزی به خونه برگردین</c>

00:21:59.896 --> 00:22:09.896
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:09.920 --> 00:22:13.380
<c.yellow>دو جوئه...بهت توصیه می کنم</c>

00:22:13.380 --> 00:22:15.490
<c.yellow>بهتره هرچه سریعتر شاهزاده خانم رو آزاد کنی</c>

00:22:15.490 --> 00:22:18.320
<c.yellow>منم قبول میکنم ازت بگذرم
و زندگیت رو بهت می بخشم</c>

00:22:18.320 --> 00:22:22.380
<c.yellow>وگرنه, من این لونه ات رو سرت خراب می کنم</c>

00:22:22.380 --> 00:22:25.030
<c.yellow>و مطمئن باش بدون جا و محل دفن میمیری</c>

00:22:31.080 --> 00:22:34.490
<c.yellow>ترسیدن بی فایده است، پس جرات جنگیدن نداری؟</c>

00:22:34.490 --> 00:22:37.220
<c.yellow>!سربازا...تیرهای آتشی رو رها کنین</c>

00:22:55.030 --> 00:22:58.640
<c.yellow>دروازه اصلیتو
میسوزونم....ببینم بیرون میای یا نه</c>

00:23:10.420 --> 00:23:12.560
<c.yellow>~</c>

00:23:12.560 --> 00:23:13.980
<c.yellow>بریم</c>

00:23:28.090 --> 00:23:30.140
<c.yellow>!حـملــه</c>

00:23:30.980 --> 00:23:33.170
<c.yellow>!سربازا, بکشیدشون و وارد بشین</c>

00:23:57.630 --> 00:23:58.990
<c.yellow>!جـیـا</c>

00:24:39.800 --> 00:24:43.830
<c.yellow>!یه تله است!...آماده
مقابله با کماندارا باشین</c>

00:24:49.080 --> 00:24:51.420
<c.yellow>!قایم شین....قایم شین</c>

00:24:52.640 --> 00:24:55.720
<c.yellow>شراب امروز خیلی خوب بود</c>

00:24:56.940 --> 00:24:59.670
<c.yellow>حس خوبی داره -
دفعه بعد مهمونت میکنم -</c>

00:24:59.670 --> 00:25:03.300
<c.yellow>البته -
دفعه بعد بیشتر بخور -</c>

00:25:08.120 --> 00:25:10.950
<c.yellow>حرف بزن, زندون کجاست؟</c>

00:25:18.590 --> 00:25:19.960
<c.yellow>بریم</c>

00:25:26.340 --> 00:25:28.680
<c.yellow>زی لونگ, گونگ چوان با نیروهاش حمله کرده</c>

00:25:28.680 --> 00:25:30.640
<c.yellow>چرا طبق نقشه پیش نرفته؟</c>

00:25:30.640 --> 00:25:33.760
<c.yellow>موفقیتی که سریع بدست
بیاد اصلا چیز خوبی نیست</c>

00:25:34.460 --> 00:25:36.510
<c.yellow>حالا چیکار کنیم؟</c>

00:25:36.510 --> 00:25:39.470
<c.yellow>اگه قدرت اصلیمون رو از
دست بدیم, مطمئنا شکست میخوریم</c>

00:25:39.470 --> 00:25:41.870
<c.yellow>بیایین قبل از هر کار دیگه ای بهشون کمک کنیم</c>

00:25:41.870 --> 00:25:43.190
<c.yellow>!بریم</c>

00:26:33.790 --> 00:26:36.720
<c.yellow>!برادرا, بیایین با مبارزه
راه خروجمون رو باز کنیم</c>

00:26:44.420 --> 00:26:47.450
<c.yellow>میخوای فرار کنی؟ به این راحتی ها هم نیس</c>

00:26:47.450 --> 00:26:50.030
<c.yellow>!زندگیتو می گیرم</c>

00:27:53.930 --> 00:27:56.100
<c.yellow>!ژنرال گونگ, زودباش عقب نشینی کن</c>

00:27:59.780 --> 00:28:02.530
<c.yellow>تو شکست خوردی, هنوزم
میخوای باهام مبارزه کنی؟</c>

00:28:02.530 --> 00:28:07.650
<c.yellow>گائو ز, میخوام امروز کینه های
قدرمی و جدید رو یه جا تصویه کنم</c>

00:30:07.010 --> 00:30:08.640
<c.yellow>!زی لونگ</c>

00:30:21.820 --> 00:30:24.370
<c.yellow>!زی لونگ -
!زودباشین برین -</c>

00:30:27.200 --> 00:30:29.050
<c.yellow>!زی لونگ</c>

00:30:29.480 --> 00:30:31.960
<c.yellow>!اینجا نیا!...برو</c>

00:30:34.290 --> 00:30:38.120
<c.yellow>!ژائو زی لونگ, حتی فکر فرار رو هم نکن</c>

00:30:39.230 --> 00:30:41.440
<c.yellow>برو -
سریعتر -</c>

00:30:44.220 --> 00:30:47.160
<c.yellow>گو دن....گو دن</c>

00:30:47.160 --> 00:30:50.400
<c.yellow>!بیدار شو</c>

00:30:50.400 --> 00:30:52.040
<c.yellow>خواب رفتی؟ هـا؟</c>

00:30:52.040 --> 00:30:56.090
<c.yellow>در رو باز کن و اینو زندانیش کن</c>

00:30:59.000 --> 00:31:00.410
<c.yellow>!وایستا</c>

00:31:00.410 --> 00:31:03.680
<c.yellow>!فرار میکنی! میگم فرار کن دیگه</c>

00:31:18.610 --> 00:31:21.440
<c.yellow>بانی خیر! امیدوارم قبل رفتن اسمت رو بهم بگی</c>

00:31:21.440 --> 00:31:24.770
<c.yellow>اگه سرنوشت خواست و
دوباره همدیگه رو دیدیم, بهت میگم</c>

00:31:28.740 --> 00:31:31.800
<c.yellow>!داری درمورد چی خیال
بافی میکنی؟ بلند شو...سریع</c>

00:31:31.800 --> 00:31:33.750
<c.yellow>فهمیدم...برادر بزرگ</c>

00:31:37.980 --> 00:31:39.740
<c.yellow>برو داخل</c>

00:31:44.260 --> 00:31:45.710
<c.yellow>...زی</c>

00:31:58.410 --> 00:32:02.240
<c.yellow>برادر بزرگ
این حقه باز دیگه کیه؟ سرسخت به نظر میرسه</c>

00:32:02.240 --> 00:32:05.720
<c.yellow>سرسخته؟ چه سرسختی؟</c>

00:32:06.840 --> 00:32:10.420
<c.yellow>به گفته اونا, این همون قهرمان ماسک آهنی ـه</c>

00:32:10.420 --> 00:32:14.560
<c.yellow>هرچند من اینطور فکر نمی کنم
اون خیلی راحت بدست ما شکست خورد</c>

00:32:14.560 --> 00:32:17.020
<c.yellow>این که بد نیست</c>

00:32:17.020 --> 00:32:19.520
<c.yellow>شما خیلی قوی هستین</c>

00:32:19.520 --> 00:32:22.570
<c.yellow>تازه ما ارتش ژنگ دینگ رو هم شکست دادیم</c>

00:32:22.570 --> 00:32:26.440
<c.yellow>گو دن، برو و با بقیه برادرا شراب بنوش</c>

00:32:26.440 --> 00:32:27.900
<c.yellow>درسته, زودباش...زودباش</c>

00:32:27.900 --> 00:32:30.460
<c.yellow>لازم نیست برادر, من
کمکتون میکنم مراقب باشین</c>

00:32:30.460 --> 00:32:32.200
<c.yellow>شما برین و شراب بنوشین</c>

00:32:32.200 --> 00:32:35.290
<c.yellow>!ما شرابمون رو خوردیم</c>

00:32:35.290 --> 00:32:39.780
<c.yellow>اااه...که اینطور! اما
منم نمیتونم شراب بخورم</c>

00:32:39.780 --> 00:32:43.050
<c.yellow>چیزی نیست
کمکتون میکنم مراقب باشین</c>

00:32:43.050 --> 00:32:46.220
<c.yellow>اما ما که نگفتیم نمیخوایم نگهبانی بدیم
تا تو کمک کنی</c>

00:32:46.220 --> 00:32:49.300
<c.yellow>ما دو تا برادر میخوایم اینجا بازی کنیم</c>

00:32:49.300 --> 00:32:54.010
<c.yellow>من میتونم امشب یکم پول
برنده بشم, حالا گرفتی؟</c>

00:32:54.010 --> 00:32:57.860
<c.yellow>پس اینطوری خوبه. سخت
کار کنین...برادرای بزرگ</c>

00:32:57.860 --> 00:33:00.260
<c.yellow>زودباش برو...زودباش</c>

00:33:00.260 --> 00:33:02.710
<c.yellow>برو...برو...برو -
سخت کار کنین...برادرای بزرگ -</c>

00:33:02.710 --> 00:33:04.930
<c.yellow>زود باش... بیا، پس این چیه؟</c>

00:33:04.930 --> 00:33:08.120
<c.yellow>همشونه</c>

00:33:13.750 --> 00:33:15.980
<c.yellow>چی یی، حالت خوبه؟</c>

00:33:15.980 --> 00:33:19.210
<c.yellow>به هر حال پدرم شیا هو جی ـه
اونا جرات ندارن هیچ کاری باهام بکنن</c>

00:33:19.210 --> 00:33:21.910
<c.yellow>اما تو, چرا تو دستگیر شدی؟</c>

00:33:23.580 --> 00:33:26.860
<c.yellow>راستش, من با سربازا اومدم
به کوهستان تا تو رو نجات بدیم</c>

00:33:26.860 --> 00:33:29.110
<c.yellow>اما فکرش رو نمی کردیم بیوفتیم تو تله ی اونا</c>

00:33:29.110 --> 00:33:31.060
<c.yellow>و ما رو محاصره کنن</c>

00:33:31.060 --> 00:33:34.490
<c.yellow>خوشبختانه، گائو ز و یان چانگ
تونستن سالم از خطر فرار کردن</c>

00:33:34.490 --> 00:33:36.800
<c.yellow>کاری که شما کردین خیلی خطرناک بوده</c>

00:33:36.800 --> 00:33:42.680
<c.yellow>این راهزن های کوهستان فراتر از تصورات
ما هستن شکست دادنشون به این راحتیا نیست</c>

00:33:42.680 --> 00:33:44.880
<c.yellow>مهم نیست چی میگیم, همه ی اینا تقصیر منه</c>

00:33:44.880 --> 00:33:47.450
<c.yellow>نه تنها سربازا شکست خوردن و تو خطر افتادن</c>

00:33:47.450 --> 00:33:50.380
<c.yellow>بلکه باعث شدم تو هم گیر بیوفتی</c>

00:33:50.380 --> 00:33:52.990
<c.yellow>!نـه! خودتو سرزنش نکن</c>

00:33:53.540 --> 00:33:58.060
<c.yellow>اگه به خاطر من نبود
زاهزن های کوهستان ازت متنفر نمیشدن</c>

00:33:58.060 --> 00:34:01.480
<c.yellow>پس...این منم که تو رو تو خطر انداختم</c>

00:34:01.480 --> 00:34:05.530
<c.yellow>این راهزن ها نه تنها میخوان
انتقام سومین رهبرشون رو بگیرن</c>

00:34:05.530 --> 00:34:08.030
<c.yellow>بلکه به نظر میرسه...نقشه
های بزرگتر دیگه ای هم دارن</c>

00:34:10.230 --> 00:34:13.780
<c.yellow>چینگ یی، نترس</c>

00:34:13.780 --> 00:34:16.150
<c.yellow>ما حتما از اینجا میریم بیرون</c>

00:34:25.000 --> 00:34:27.970
<c.yellow>چرا طبق نقشه پیش نرفتی؟
چرا حمله کردی؟</c>

00:34:27.970 --> 00:34:31.600
<c.yellow>نه تنها چینگ یی رو نجات ندادیم,
حتی زی لونگ هم افتاد تو دستای اونا</c>

00:34:32.240 --> 00:34:35.330
<c.yellow>ژائو زی لونگ...ژائو زی لونگ
همه ی شما نگران اون پسریـه احمقین</c>

00:34:35.330 --> 00:34:37.060
<c.yellow>!منم زخمی شدم, منم خونریزی دارم</c>

00:34:37.060 --> 00:34:39.950
<c.yellow>ما توافق کردیم طبق نقشه عمل کنیم
چرا هر جور که دوست داشتی تغییرش دادی؟</c>

00:34:39.950 --> 00:34:42.410
<c.yellow>ما هم به همین دلیل شکست خوردیم</c>

00:34:42.410 --> 00:34:45.500
<c.yellow>اگه زی لونگ نیومده بود که نجاتت بده
فقط به این خونریزی ساده دستت ختم نمیشد</c>

00:34:45.500 --> 00:34:46.970
<c.yellow>تا الان دیگه زنده نبودی</c>

00:34:46.970 --> 00:34:48.210
<c.yellow>...من</c>

00:34:53.660 --> 00:34:56.180
<c.yellow>چینگ یی نامزد منـه</c>

00:34:56.180 --> 00:34:59.400
<c.yellow>من به انتخابش احترام
گذاشتم و بهش آزادی دادم</c>

00:34:59.400 --> 00:35:03.010
<c.yellow>تا زمانیکه اون خوشحال بود، منم خوشحال بودم</c>

00:35:04.660 --> 00:35:08.560
<c.yellow>اگه اون میخواست چند روزی توی ژنگ دینگ بمونه و
سرگرم باشه چرا باید مجبورش کنم از اینجا بره؟</c>

00:35:08.560 --> 00:35:13.730
<c.yellow>اگه تو سر و کلت پیدا نشده بود اون نمیرفت بیرون شهر
تا مخفی بشه یا راهزن های کوهستان دستگیرش نمیکردن</c>

00:35:16.660 --> 00:35:20.020
<c.yellow>اون موقع من زی لونگ رو به خاطر اینکه
خوب از اون مراقبت نکرده سرزنش کردم</c>

00:35:20.020 --> 00:35:22.690
<c.yellow>اما من خودمم خوب مراقبش نبودم</c>

00:35:24.760 --> 00:35:26.630
<c.yellow>منو سرزنش کن</c>

00:35:31.080 --> 00:35:34.710
<c.yellow>ژنرال گائو, همه میدونن شما
چه احساسی به بانوی جوان دارین</c>

00:35:34.710 --> 00:35:36.490
<c.yellow>اگرچه ازدواجتون از دوران
بچگی برنامه ریزی شده</c>

00:35:36.490 --> 00:35:41.110
<c.yellow>اما توی قبل سرورم
شما هنوزم داماد خوب و غیر قابل تعویضش هستین</c>

00:35:41.110 --> 00:35:45.930
<c.yellow>دیگه چیزی نگو ما باید درمورد اینکه چطور
بانوی جوان و زی لونگ رو نجات بدیم صحبت کنیم</c>

00:35:45.930 --> 00:35:49.820
<c.yellow>ما باید هرچه سریعتر بانوی جوان رو نجات بدیم اما این چندانم
بد نیس که اون راهزن های کوهستان ژائو زی لونگ رو بکشن</c>

00:35:49.820 --> 00:35:51.490
<c.yellow>شما هم یه رقیب عشقیتون کمتر میشه</c>

00:35:51.490 --> 00:35:52.900
<c.yellow>!خفه شو</c>

00:35:53.620 --> 00:35:55.450
<c.yellow>توی مخفیگاه راهزن ها, تو که ندیدی</c>

00:35:55.450 --> 00:35:58.340
<c.yellow>!اون فقط به خاطر نجات
من توی دام راهزن ها افتاد</c>

00:35:58.340 --> 00:36:00.500
<c.yellow>اون بانی خیر منه</c>

00:36:00.500 --> 00:36:04.560
<c.yellow>اگه یه بار دیگه ازش بد بگی
منو به خاطر عصبانی شدنم سرزنش نکنی</c>

00:36:04.560 --> 00:36:06.210
<c.yellow>خیله خب, اصلا دیگه هیچی نمیگم</c>

00:36:06.210 --> 00:36:08.240
<c.yellow>!گزارش</c>

00:36:08.240 --> 00:36:10.890
<c.yellow>ژنرال, راهزن ها یه پیغام فرستادن</c>

00:36:23.220 --> 00:36:25.670
<c.yellow>اگه من بخوام ژنگ دینگ رو از
بین ببرم, این برام خیلی آسونه</c>

00:36:25.670 --> 00:36:27.900
<c.yellow>اما امکان صدمه دیدن غیر نظامیا هم هست</c>

00:36:27.900 --> 00:36:30.590
<c.yellow>شما سه روز وقت دارین تا
صد هزار «تیل» نقره آماده کنین</c>

00:36:30.590 --> 00:36:33.050
<c.yellow>بعد زندگی شاهزاده و مردم
شهر در امان خواهد بود</c>

00:36:33.050 --> 00:36:36.930
<c.yellow>وگرنه, من همه کسایی که داخل شهرند رو میکشم</c>

00:36:36.930 --> 00:36:38.930
<c.yellow>!یه مشت مزخرفـه</c>

00:36:39.970 --> 00:36:42.620
<c.yellow>!این مقدار نقره در مقایسه با
زندگی بانوی جوان ارزشی نداره</c>

00:36:42.620 --> 00:36:45.000
<c.yellow>ما باید اول این نقره رو
از مردم شهر جمع کنیم</c>

00:36:45.000 --> 00:36:47.380
<c.yellow>دیگه اینقدر مزخرف نگو, باشه؟</c>

00:36:47.380 --> 00:36:51.110
<c.yellow>الان ما فقط یک هزار تیل نقره داریم
اما راهزن ها صد هزار تیل میخوان</c>

00:36:51.110 --> 00:36:53.850
<c.yellow>!ما پول اضافی نداریم
که به این راهزن ها بدیم</c>

00:36:54.480 --> 00:36:56.090
<c.yellow>پس چی کار باید بکنیم؟</c>

00:36:59.500 --> 00:37:01.620
<c.yellow>برادرا، این جشن و ضیافت</c>

00:37:01.620 --> 00:37:04.410
<c.yellow>!اصلا حساب نمیشه, حتی اگه
سه روز و سه شب طول بکشه</c>

00:37:04.410 --> 00:37:08.360
<c.yellow>خوبه -
!شراب بنوشین -</c>

00:37:08.360 --> 00:37:11.420
<c.yellow>!به سلامتی</c>

00:37:12.400 --> 00:37:16.780
<c.yellow>برادر بزرگ، اون دو زندانی رو که ما گرفتیم،</c>

00:37:16.780 --> 00:37:18.530
<c.yellow>میخواین باهاشون چیکار کنین؟</c>

00:37:18.530 --> 00:37:20.930
<c.yellow>شیاهو چینگ یی</c>

00:37:20.930 --> 00:37:25.130
<c.yellow>یه وثیقه ی خیلی مهمه که دست منه</c>

00:37:25.130 --> 00:37:30.910
<c.yellow>من ازش برای گرفتن صد هزار تیل
نقره از شهر ژنگ دینگ استفاده می کنم</c>

00:37:30.910 --> 00:37:34.850
<c.yellow>!عالیه...عالیه! صد هزار تیل نقره</c>

00:37:34.850 --> 00:37:36.540
<c.yellow>برادر دوم</c>

00:37:37.890 --> 00:37:39.860
<c.yellow>گونگ چوان خیلی بزدل ـه</c>

00:37:39.860 --> 00:37:46.020
<c.yellow>شاید اون واقعا خیلی
راحت این پول رو بهمون بده</c>

00:37:46.020 --> 00:37:48.180
<c.yellow>حتی اگه صد هزار تیل هم نباشه</c>

00:37:48.180 --> 00:37:51.930
<c.yellow>بازم اون پول حتمی و ضروریه</c>

00:37:51.930 --> 00:37:57.750
<c.yellow>!اون مرد هم, برادر سوم منو کشته</c>

00:37:57.750 --> 00:38:01.940
<c.yellow>!من باید اونو بکشم</c>

00:38:07.800 --> 00:38:10.410
<c.yellow>چرا تو زی لونگ رو ول کردی و خودت برگشتی؟</c>

00:38:10.410 --> 00:38:13.150
<c.yellow>راهزن های کوهستان خیلی بی رحم هستن
 زی لونگ زندگیشو از دست میده</c>

00:38:13.150 --> 00:38:18.060
<c.yellow>تقصیر منه، من بهش سخت نگرفتم</c>

00:38:20.460 --> 00:38:24.570
<c.yellow>فراموشش کن, تقصیر تو نیست</c>

00:38:24.570 --> 00:38:27.110
<c.yellow>ما همراه زی لونگ از بچگی بزرگ شدیم</c>

00:38:27.110 --> 00:38:30.810
<c.yellow>چطور میشه ما اخلاقش رو ندونیم؟</c>

00:38:30.810 --> 00:38:33.140
<c.yellow>وقتی تصمیمی می گیره</c>

00:38:33.140 --> 00:38:37.800
<c.yellow>هیچ کس نمیتونه نظرش رو عوض کنه
مخصوصا اگه بخواد کسی رو نجات بده</c>

00:38:37.800 --> 00:38:43.050
<c.yellow>کافیه, ما باید نقشه ای بریزیم
تا زی لونگ رو نجات بدیم</c>

00:38:47.850 --> 00:38:51.710
<c.yellow>درسته, نمیدونم عمو برگشته یا نه</c>

00:38:54.170 --> 00:38:57.460
<c.yellow>!درسته, میتونیم عمو رو پیدا کنیم</c>

00:38:57.460 --> 00:38:59.870
<c.yellow>اون حتما یه راهی داره</c>

00:38:59.870 --> 00:39:04.660
<c.yellow>حتی اگه این اطراف هم نباشه میتونیم
به محل قدیمی استادش بریم تا پیداش کنیم</c>

00:39:10.540 --> 00:39:15.540
<c.yellow>پدر, این بار با رفتن به محل زندگی
قدیمی استادتون چی بدست آوردین؟</c>

00:39:16.890 --> 00:39:19.970
<c.yellow>اگرچه من هیچ اثری از</c>

00:39:19.970 --> 00:39:21.670
<c.yellow>بخش دوم کتاب صد تاکتیک
نظامی «یو یی» پیدا نکردم</c>

00:39:21.670 --> 00:39:25.950
<c.yellow>اما سرنخ مهم دیگه ای رو کشف کردم</c>

00:39:25.950 --> 00:39:28.110
<c.yellow>چه سرنخ مهمی؟</c>

00:39:28.476 --> 00:39:38.476
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:38.500 --> 00:39:41.430
<c.yellow>این ماسک شکسته است</c>

00:39:41.430 --> 00:39:43.790
<c.yellow>انگاری مال بیش از یه دهه است</c>

00:39:43.790 --> 00:39:46.620
<c.yellow>حداقل حدود بیست سال میشه</c>

00:39:47.170 --> 00:39:49.550
<c.yellow>خب... چیه این ماسک فوق العاده است؟</c>

00:39:49.550 --> 00:39:54.810
<c.yellow>اون طور که زی لونگ گفت,
ژنرالی که باعث مرگ برادر ارشدم شد</c>

00:39:54.810 --> 00:39:58.380
<c.yellow>دقیقا ماسکی اینجوری رو پوشیده بوده</c>

00:40:00.470 --> 00:40:05.990
<c.yellow>حالا فهمیدم, یعنی کسی که به استاد بزرگ
اون زمان حمله کرده بوده ممکنه</c>

00:40:05.990 --> 00:40:10.000
<c.yellow>همونی شخصی باشه که باعث مرگ عمو ژائو ان شده</c>

00:40:10.660 --> 00:40:13.660
<c.yellow>حدس میزنم همون شخص باید باشه</c>

00:40:16.230 --> 00:40:20.300
<c.yellow>چینگ یی، می ترسی؟</c>

00:40:20.300 --> 00:40:22.300
<c.yellow>قبلا می ترسیدم</c>

00:40:22.300 --> 00:40:24.340
<c.yellow>از تاریکی , از سرما</c>

00:40:24.340 --> 00:40:28.800
<c.yellow>و از راهزن ها که بلایی سرم بیارن</c>

00:40:28.800 --> 00:40:32.000
<c.yellow>اما حالا که تو اینجایی, دیگه نمی ترسم</c>

00:40:34.030 --> 00:40:36.520
<c.yellow>فکرشم نمیکردم که حتی اینجا
توی زندونم, تو کنارم باشی</c>

00:40:36.520 --> 00:40:39.010
<c.yellow>واقعا خیالم راحت تر شده</c>

00:40:40.450 --> 00:40:43.130
<c.yellow>دیروز، یان چانگ یه دفعه ازم پرسید</c>

00:40:43.130 --> 00:40:47.010
<c.yellow>اگه این یه دوستی عادی نبود,
چه رابطه ای ما باهم داشتیم</c>

00:40:48.440 --> 00:40:51.710
<c.yellow>این لیو شن هم, همش دنبال پیدا کردن عشقـه</c>

00:40:52.750 --> 00:40:56.150
<c.yellow>خب حالا تو چی جوابش رو دادی؟</c>

00:40:56.150 --> 00:41:00.370
<c.yellow>بهش گفتم فقط به خواهر فی یان فکر کنه</c>

00:41:00.370 --> 00:41:03.900
<c.yellow>و خودش رو بیخودی نگران مسائل ما نکنه</c>

00:41:05.490 --> 00:41:09.590
<c.yellow>راستش، کسی مثل تو قلب منو نمیشناسه</c>

00:41:09.590 --> 00:41:13.410
<c.yellow>تو این مدت, تو به من کمک
کردی و منم به تو کمک کردم</c>

00:41:13.410 --> 00:41:15.650
<c.yellow>واقعا فکرش رو نمیکردم</c>

00:41:15.650 --> 00:41:19.040
<c.yellow>که رابطه ما, اینقدر به هم نزدیک بشه</c>

00:41:20.070 --> 00:41:25.390
<c.yellow>به همین دلیل نمیخواستم ژنگ دینگ رو ترک کنم</c>

00:41:28.080 --> 00:41:31.110
<c.yellow>چون که من دائم به یه نفر تو اینجا فکر میکنم</c>

00:41:33.580 --> 00:41:37.970
<c.yellow>چینگ یی، تو دختر یه مقام دولتی هستی</c>

00:41:37.970 --> 00:41:42.650
<c.yellow>و من... پیشینه و فاصله
ی ما اندازه زمین و آسمونه</c>

00:41:42.650 --> 00:41:45.050
<c.yellow>ما اصلا زمینه های مشترکی نداریم</c>

00:41:45.050 --> 00:41:46.930
<c.yellow>من جراتش رو ندارم با
افکار پوچ و واهی جلو بریم</c>

00:41:47.730 --> 00:41:51.530
<c.yellow>نکنه فکر کردی من آدمی هستم که برای موقعیت و ثروت خیلی
زیاد ارزش قائلم که فقط به پیشینه خانوادگی آدما نگاه میکنم؟</c>

00:41:51.530 --> 00:41:53.790
<c.yellow>حتی اگر تو فقیر باشی، خب که چی؟</c>

00:41:53.790 --> 00:41:58.730
<c.yellow>فکر می کنم یک مرد خوب باید
اراده و جاه طلبی داشته باشه</c>

00:42:00.000 --> 00:42:03.900
<c.yellow>اگرچه تو هنوز اینو نداری</c>

00:42:03.900 --> 00:42:06.470
<c.yellow>احساس میکنم تو یه مرد
ساده با آرمانهایی هستی</c>

00:42:06.470 --> 00:42:10.010
<c.yellow>که باعث میشه قلبم احساس ثبات کنه</c>

00:42:10.670 --> 00:42:12.650
<c.yellow>و در آرامش باشه</c>

00:42:13.820 --> 00:42:15.130
<c.yellow>...چینگ یی</c>

00:42:15.710 --> 00:42:20.550
<c.yellow>منظورم اینه, کسی که آرمان های بزرگی داره
شایسته تحسین منه</c>

00:42:21.330 --> 00:42:23.890
<c.yellow>و کسی که ذاتا درستکاره</c>

00:42:23.890 --> 00:42:26.890
<c.yellow>باعث میشه احساس آرامش بیشتری بکنم</c>

00:42:27.400 --> 00:42:31.620
<c.yellow>یادته قبل از اینکه به محل
دفن خونواده ژائو بریم</c>

00:42:31.620 --> 00:42:34.450
<c.yellow>تو بعد از خوردن شراب خون بالا آوردی؟</c>

00:42:34.450 --> 00:42:38.030
<c.yellow>میتونم ببینم که تو یه مرد احساساتی هستی</c>

00:42:38.750 --> 00:42:41.980
<c.yellow>توی لو یانگ، تو زندگیت برات مهم نبود</c>

00:42:41.980 --> 00:42:46.190
<c.yellow>تو زندگیت رو برای نجات دیگران توی اقامتگاه دونگ
ژو به خطر انداختی و حتی میخواستی دونگ ژو رو بکشی</c>

00:42:46.190 --> 00:42:50.690
<c.yellow>این کارها, اگر چه یکم احمقانه بود</c>

00:42:50.690 --> 00:42:54.500
<c.yellow>اما اونا به سادگی حس
عدالت و قهرمانیتو نشون میداد</c>

00:42:54.500 --> 00:42:59.430
<c.yellow>چینگ یی، تو کسی هستی
که منو میشناسه و درکم میکنه</c>

00:42:59.430 --> 00:43:01.010
<c.yellow>ممنونم</c>

00:43:03.730 --> 00:43:05.940
<c.yellow>توی این مدت ما همدیگه رو شناختیم</c>

00:43:05.940 --> 00:43:10.010
<c.yellow>گاهی اوقات، تو یه دنده و لجباز بودی</c>

00:43:10.810 --> 00:43:12.810
<c.yellow>اما در تمام اون مدت</c>

00:43:12.810 --> 00:43:15.590
<c.yellow>از تو دلخور و ناراحت نمیشدم</c>

00:43:15.590 --> 00:43:17.780
<c.yellow>اولین باری که ما اتفاقی
همدیگه رو ملاقات کردیم</c>

00:43:17.780 --> 00:43:21.980
<c.yellow>تو، به عنوان یک خانم جوان ثروتمند از راه
دوری اومدی به روستای ژائو تا بهم کمک کنی</c>

00:43:23.210 --> 00:43:25.360
<c.yellow>من مهربونی</c>

00:43:25.360 --> 00:43:28.820
<c.yellow> بی حد و اندازه و قلب گرم تو رو احساس کرد</c>

00:43:28.820 --> 00:43:34.440
<c.yellow>وقتی توی لویانگ تو غرور خودت رو
کنار گذاشتی تا از گائو ز خواهش بکنی</c>

00:43:34.440 --> 00:43:38.170
<c.yellow>خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
و نمی دونستم چی باید بگم</c>

00:43:38.170 --> 00:43:43.050
<c.yellow>در واقع، من...ژائو زی لونگ، خیلی بهت مدیونم</c>

00:43:45.410 --> 00:43:47.670
<c.yellow>حالا که اینو میدونی، پس میتونی
دو برابرش رو بهم برگردونی</c>

00:43:47.670 --> 00:43:51.050
<c.yellow>برنامه ریختم چند سالی بدهی جمع کنم</c>

00:43:52.370 --> 00:43:53.990
<c.yellow>!خوبـه</c>

00:43:55.090 --> 00:44:00.090
<c.yellow>حتی اگه بخوام بدهی های خودمو بهت پرداخت کنم
باید اول یه راهی برای رفتن از اینجا پیدا کنم</c>

00:44:00.114 --> 00:44:20.114
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.