﻿WEBVTT

00:01:56.976 --> 00:02:16.976
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.000 --> 00:02:22.900
خدای جنگ، ژائو یون

00:02:26.300 --> 00:02:30.500
قسمت هفدهم

00:02:32.300 --> 00:02:35.700
من فکر میکنم تو تمام مدت فقط حواست به سبک سلاح های
جدیدت ـه اگه اینو یاد بگیرم....اگه با این آشنا بشم

00:02:35.700 --> 00:02:38.600
تو هر روز فقط تمرین میکنی

00:02:38.600 --> 00:02:40.900
بعلاوه, به عنوان مردی
که من باید بهش تکیه کنم

00:02:40.900 --> 00:02:45.000
میتونی فکر یه راهی باشی تا بتونیم
از اینجای وحشتناک بریم بیرون؟

00:02:45.000 --> 00:02:46.400
این کوهستان رو

00:02:46.400 --> 00:02:49.600
ما قبلا 7-8 بار گشتیم

00:02:49.600 --> 00:02:51.500
اگه شکاف یا راه خروجی
بود تا حالا پیدا کرده بودیم

00:02:51.500 --> 00:02:54.400
فکر کنم تو عمدا اونو پیدا نمیکنی
تا منو برای همیشه اینجا گیر بندازی

00:02:54.400 --> 00:02:59.200
اینجوری مجبورم هر روز همراهت
باشم و تو تمرین هنرهای رزمیت رو میکنی

00:02:59.200 --> 00:03:02.800
نـه....واقعا اینطوری نیس

00:03:02.800 --> 00:03:07.000
وقتی اینجوری حرف میزنی,
سخت میتونم جوابی بهت بدم

00:03:08.800 --> 00:03:12.000
اون متخصصی که این سبک شمشیر زنی رو
 روی این سنگ ها حکاکی کرده هم مقصره

00:03:12.000 --> 00:03:15.800
اون موقع, نمیتونست چندتا سبک پرواز
 یا راه فرار حکاکی کنه تا تو یاد بگیری؟

00:03:15.800 --> 00:03:19.800
اگه اونو یاد میگرفتی, میتونستی
پرواز کنی و ما از اینجا بیرون میرفتیم

00:03:19.800 --> 00:03:24.100
فقط یادگرفتن این سبک رزمی که بدرد نمیخوره
همش بی فایده است

00:03:28.960 --> 00:03:32.370
یی چینگ تو الان به یه چیزی اشاره کردی

00:03:32.400 --> 00:03:35.100
من به یه چیز مشکوک شدم

00:03:36.200 --> 00:03:40.200
تو گفتی اون شخص چطور به اینجا اومده؟

00:03:40.200 --> 00:03:42.500
و چطوری از اینجا رفته؟

00:03:43.300 --> 00:03:47.800
شاید اون یه مهارتی داشته
که بهش اجازه میداده پرواز کنه

00:03:47.800 --> 00:03:51.200
این دیوار خیلی بلنده، فکر
پرواز کردن از بالای اون

00:03:51.200 --> 00:03:53.100
غیر ممکنـه

00:03:53.100 --> 00:03:55.100
حتی اگه میتونسته پرواز کنه

00:03:55.100 --> 00:03:57.870
بعیده که اینقدر تلاش کنه

00:03:57.900 --> 00:04:01.800
تا پرواز کنه پایین, روش رو روی
سنگ حکاکی کنه و باز پرواز کنه.. بره

00:04:04.200 --> 00:04:05.900
زی لونگ

00:04:05.900 --> 00:04:07.900
این واقعیت رو در نظر گرفتی که

00:04:07.900 --> 00:04:11.200
ممکنه اون متصص هنوزم اینجا باشه؟

00:04:11.200 --> 00:04:13.800
اگه اینطور باشه....خیلی وقته که مرده

00:04:13.800 --> 00:04:16.600
اگه مرده بود که جسدش اینجا باقی میموند

00:04:16.600 --> 00:04:18.600
اما ما قبلا اینجا رو کاملا گشتیم

00:04:18.600 --> 00:04:21.000
اما هیچ جسدی پیدا نکردیم

00:04:21.900 --> 00:04:25.800
منظورت اینـه که...میتونه هنوز اون زنده باشه

00:04:25.800 --> 00:04:28.200
و همین نزدیکیا باشه

00:04:28.200 --> 00:04:30.200
مگه احساس نکردیم یه نفر مراقبمونه

00:04:30.200 --> 00:04:34.100
بارها احساس کردیم پشت سرمونه

00:04:44.900 --> 00:04:49.000
اگه اینجوری باشه, پس
چرا خودش رو نشون نمیده؟

00:04:49.000 --> 00:04:51.700
اینو منم نمیدونم

00:04:59.500 --> 00:05:02.200
کی این اسب سفید پیداش شد

00:05:02.200 --> 00:05:05.300
من این اسب سفید رو قبلا دوبار دیدم

00:05:05.300 --> 00:05:06.300
توی اینجا؟

00:05:06.300 --> 00:05:09.400
نه, اونو بیرون توی جنگل دیدم

00:05:09.400 --> 00:05:11.200
بیرون؟

00:05:11.200 --> 00:05:14.900
پس چطوری تونسته وارد اینجا بشه؟

00:05:14.900 --> 00:05:16.300
درست میگی

00:05:17.000 --> 00:05:19.500
اگه اون میتونه وارد اینجا بشه

00:05:19.500 --> 00:05:22.800
پس به این معنیـه که یه راه خروجی هم هست

00:05:22.800 --> 00:05:26.000
فقط اینکه ما هنوز اونو پیدا نکردیم

00:05:26.000 --> 00:05:28.700
بیا بریم یه نگاهی بندازیم

00:05:43.800 --> 00:05:45.700
زی لونگ

00:05:57.800 --> 00:06:00.600
نترس...این دوست منه

00:06:00.600 --> 00:06:03.000
این اسب میتونه با آدما ارتباط برقرار کنه

00:06:03.000 --> 00:06:07.300
شاید مخصوصا اومده منو پیدا کنه

00:06:08.800 --> 00:06:10.600
اسب

00:06:10.600 --> 00:06:14.400
ما بهترین دوستای هم هستیم, درسته؟

00:06:14.400 --> 00:06:17.400
مخصوصا اومدی اینجا تا منو ببری بیرون؟

00:06:23.300 --> 00:06:25.400
سوار شو

00:07:05.700 --> 00:07:10.900
وووا....حالا دیگه مال منی

00:07:12.000 --> 00:07:14.400
زی لونگ, تو فوق العاده ای

00:07:15.700 --> 00:07:17.900
اسب, الان وقتشه

00:07:17.900 --> 00:07:20.700
منو چینگ یی رو از اینجا ببر بیرون

00:07:22.110 --> 00:07:24.010
بریم

00:07:56.900 --> 00:08:02.200
یک فنجان شراب تلخ فرو بردن
بدون کلام غم ناگفته از فراق و دوری

00:08:02.200 --> 00:08:07.600
از من نپرسین که
 من عمرم رو برای کی زندگی میکنم

00:08:07.600 --> 00:08:13.800
شب هنوز تاریک ـه جنگ هایی رو که متوقف کردن
چه مدت میتونه این صلح ادامه داشته باشه

00:08:13.800 --> 00:08:21.100
وفاداری بی نهایت به جرات زندگیشون
رو به عنوان خداحافظی استفاده میکنن

00:08:21.100 --> 00:08:26.500
قرار دادن در
زره نبرد و مبارزه با ارتش هزاران نفری

00:08:26.500 --> 00:08:31.600
مرگ این سرزمین قرمز
به منظور آوردن صلح برای این جهان ـه

00:08:31.600 --> 00:08:37.800
نمیخوام با هر کسی بجنگم
هیچ دوست ندارم دروغ و فریب بدم دیگران رو

00:08:37.800 --> 00:08:43.200
قهرمانان واقعی مملوع از شهامتن

00:08:43.200 --> 00:08:48.800
یه قهرمان حسرت هاش رو رها نمیکنه

00:09:00.600 --> 00:09:02.400
پس اینجا بود

00:09:03.220 --> 00:09:05.410
اینجا رو میشناسی؟

00:09:06.120 --> 00:09:09.010
قبلا اینجا اومدم

00:09:09.010 --> 00:09:10.980
اینجا دریاچه رو «دریاچه ماه شب» صدا میکنن

00:09:11.000 --> 00:09:14.200
ما خارج از شهریم, 20 «لی» ای جنوب غربی

00:09:14.200 --> 00:09:18.400
این دریاچه و کوههای اطرافمون

00:09:18.400 --> 00:09:20.000
رو یادم میاد

00:09:20.000 --> 00:09:23.200
منظورت اینه که ما الان
بیرون از دره ی مرگ ایم؟

00:09:23.200 --> 00:09:26.800
چینگ یی، من الان فهمیدم
این دره ی مرگ

00:09:26.800 --> 00:09:30.300
از هر چهار طرف توسط
صخره های شیب دار احاطه شده

00:09:30.350 --> 00:09:32.480
انگار از دنیای بیرون جداست

00:09:33.200 --> 00:09:35.700
اما ته و پایین دره به رودخونه متصلـه

00:09:35.700 --> 00:09:37.800
الان, غاری که اسب سفید ما رو ازش بیرون آورد

00:09:37.800 --> 00:09:40.800
جایی بوده که دریاچه بهش متصل شده

00:09:41.900 --> 00:09:44.600
جای تعجب نیست که دره ی مرگ
به یه نقطه ی خطرناک تبدیل شده

00:09:44.600 --> 00:09:48.100
کی فکرش رو میکرد راه خروج زیر آب باشه

00:09:48.100 --> 00:09:52.000
ما خیلی خوش شانس بودیم که زنده بیرون اومدیم

00:09:52.000 --> 00:09:54.100
اگه به خاطر کمک این اسب نبود

00:09:54.100 --> 00:09:58.400
ما تا زمان مرگ هم پیداش نمیکردیم

00:09:58.400 --> 00:10:00.700
درست میگی

00:10:02.400 --> 00:10:04.000
اسب خوب

00:10:04.890 --> 00:10:07.080
واقعا خیلی ازت ممنونم

00:10:07.100 --> 00:10:09.600
تو نجات دهنده ی منو زی لونگ هستی

00:10:09.600 --> 00:10:13.000
نه... اسب ناجی

00:10:18.300 --> 00:10:22.200
واقعا تصورش رو هم نمیکردم وقتی
به داخل دره ی مرگ سقوط کردیم

00:10:22.200 --> 00:10:25.000
شانس بیاریم و بتونیم زنده بمونیم

00:10:25.000 --> 00:10:29.900
این چیزیه که خودت گفتی تا زمانی که
تسلیم نشیم, همیشه یه راهی پیدا میشه, درسته؟

00:10:33.200 --> 00:10:36.200
چیزی شده؟ حالا که داریم
به جامعه ی انسانی برمیگردیم

00:10:36.200 --> 00:10:38.600
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

00:10:40.570 --> 00:10:44.110
چینگ یی، من میخوام بگم

00:10:44.150 --> 00:10:47.620
که,... اینکه بتونم همراه
تو توی این دنیا زندگی کنم

00:10:49.190 --> 00:10:52.070
باعث میشه واقعا حس کنم خوشبختم

00:10:55.200 --> 00:10:59.300
خیله خب, بیا بریم خونه

00:10:59.300 --> 00:11:01.600
من دلم نمیخواد به این زودی برم خونه

00:11:01.600 --> 00:11:05.000
دلم میخواد یکم دیگه اینجا با تو بمونم

00:11:06.420 --> 00:11:08.240
راستش رو بخوای

00:11:09.200 --> 00:11:11.200
منم دلم نمیخواد بزارم بری

00:11:11.200 --> 00:11:14.100
اما الان ما واقعا باید بریم خونه

00:11:17.500 --> 00:11:19.300
بریم

00:11:24.300 --> 00:11:27.400
دیگه بریم

00:12:00.000 --> 00:12:03.100
بانو این واقعا شمایین؟, شما نمردین؟

00:12:03.100 --> 00:12:05.800
البته که نمردم, من زنده و سرحالم

00:12:05.800 --> 00:12:10.100
بانوی جوان, این ماهی که اینجا
نبودین من خیلی عذاب کشیدم

00:12:10.100 --> 00:12:11.400
می ترسیدم ارباب بزرگ منو مجازات کنن

00:12:11.400 --> 00:12:15.100
اغلب گائو ز هم منو سرزنش میکرد

00:12:17.200 --> 00:12:20.600
باشه, میفهمم به هممون سخت گذشته

00:12:20.600 --> 00:12:23.800
دیگه بهش اشاره نکن, این
مدت من سختی زیادی کشیدم

00:12:23.800 --> 00:12:26.000
حتی نمیدونستم باید کی رو
باید پیدا کنم تا ازش شکایت کنم

00:12:26.000 --> 00:12:28.000
توی چند روز آینده...همراهت میام

00:12:28.000 --> 00:12:29.700
تا پدرمو ببینم

00:12:29.700 --> 00:12:32.000
بانوی جوان, دوباره میخواین کجا برین؟

00:12:32.000 --> 00:12:35.100
کجا؟ برمیگردم جایی که قبلا توش زندگی میکردم

00:12:35.100 --> 00:12:37.600
نمیشه, مطمئنا نمیشه

00:12:37.600 --> 00:12:40.600
اگه شما واقعا میخواین چند روز دیگه
توی ژنگ دینگ بمونین من مجبورتون نمی کنم

00:12:40.600 --> 00:12:42.300
اما باید حتما توی دفتر حکمران شهر بمونین

00:12:42.300 --> 00:12:44.200
معمولا من از شما محافظت میکنم

00:12:44.200 --> 00:12:47.400
اگر شما دوباره ناپدید بشین،
این بار باید سه بار اعدام بشم

00:12:47.410 --> 00:12:51.580
چی گفتی؟ نکنه میخوای از نزدیک مراقبم باشی؟

00:12:51.600 --> 00:12:53.600
من زندگی نسبتا خوبی اینجا دارم

00:12:53.600 --> 00:12:56.600
هیچ دلیلی نداره بخوام
توی دفتر دادرس شهر بمونم

00:12:56.600 --> 00:12:59.700
زودباش از سر راهم برو کنار !وگرنه منو
به خاطر عصبانی شدنم ازت سرزنش نکنی

00:12:59.700 --> 00:13:03.100
بانوی جوان, این حقیقت که شما صحیح و
سالم برگشتین خودش لطف و موهبت بهشت ـه

00:13:03.100 --> 00:13:05.200
این بار، حتی اگه ازم متنفر هم بشین

00:13:05.200 --> 00:13:08.000
بهتون اجازه نمیدم هر طرف که
خودتون میخواین برین پرسه بزنین

00:13:08.000 --> 00:13:09.500
گونگ چوان

00:13:09.500 --> 00:13:12.300
وقتی دارم با زبون خوش باهات
حرف میزنم, چرا حرف گوش نمیدی؟

00:13:12.300 --> 00:13:14.400
اصلا دلم میخواد برم, چی کار میخوای بکنی؟

00:13:14.400 --> 00:13:16.600
بانوی جوان, پس خواهشا منو ببخشین

00:13:16.600 --> 00:13:20.200
!سربازا! بانو رو محاصره کنین

00:13:20.200 --> 00:13:24.300
ژنرال گونگ چوان، اگه مشکلی
هست...نمیتونیم با حرف حلش کنیم؟

00:13:24.300 --> 00:13:28.100
این مسئله مربوط به خونواده ی شیا
هو ـه&lt;br&gt; تو کی هستی که داری دخالت کنی؟

00:13:28.100 --> 00:13:29.900
!تو اصلا به حساب هم نمیای

00:13:29.900 --> 00:13:32.100
...منم از خونواده ی شمام

00:13:33.200 --> 00:13:35.700
من دوست بانوی جوان شمام

00:13:35.700 --> 00:13:37.800
چطور میتونم نگران نباشم؟

00:13:37.800 --> 00:13:40.800
تو جهان, فقط دو نفر حق
دارن نگران بانوی جوان باشند

00:13:40.800 --> 00:13:44.600
یکش, ارباب خونه است...دومیش
هم نامزد ایشون گائو ز

00:13:44.600 --> 00:13:47.000
مثلا رفتین و چند روز با همدیگه
سختی کشیدن, خوب که چی؟

00:13:47.000 --> 00:13:49.100
!تو حتی لیاقت هم نداری

00:13:50.000 --> 00:13:53.400
بیخیال, نمیخوام با آدم پست
و حقیری مثل تو بحث کنم

00:13:53.400 --> 00:13:56.800
!امروز، من اجازه نمیدم بانو
هر طرف که دلشون میخواد برن

00:13:56.800 --> 00:13:58.400
!گونگ چوان

00:13:58.400 --> 00:14:01.400
بانوی جوان, سعی کنین موقعیتمون رو درک کنین

00:14:01.400 --> 00:14:03.900
ما رو تو موقعیت سختی قرار ندین

00:14:04.600 --> 00:14:07.400
خیله خوب...باشه, نمیخوام
تو موقعیت سختی قرارت بدم

00:14:07.400 --> 00:14:10.500
این چطوره؟ ما اول اطراف شهر قدم میزنیم

00:14:10.500 --> 00:14:13.200
بعد خودم به دفتر حکمران شهر میرم. چطوره؟

00:14:13.200 --> 00:14:16.000
بانوی جوان, اگه میخواین توی
شهر قدم بزنین هیچ اشکالی نداره

00:14:16.000 --> 00:14:17.600
من جلوتون رو نمیگیرم

00:14:17.600 --> 00:14:19.800
اما, با این حال دارم میگم

00:14:19.800 --> 00:14:21.800
من مجبورم کنارتون بمونم تا ازتون محافظت کنم

00:14:21.800 --> 00:14:23.600
!نمیتونم بزارم توی دردسر دیگه ای بیوفتین

00:14:23.600 --> 00:14:25.800
گونگ چوان, من الان بهت این همه امتیاز دادم

00:14:25.800 --> 00:14:28.400
تو خجالت نمیکشی جلومو میگیری

00:14:28.400 --> 00:14:30.500
امروز اصلا با تو هیچ جایی نمیام

00:14:30.500 --> 00:14:32.700
!سربازا, بانوی جوان رو به دفتر حکمران ببرین

00:14:32.700 --> 00:14:34.500
!دست نگه دارین

00:14:38.300 --> 00:14:41.600
!ژنرال گائو, درست سر موقع اومدین
&lt;br&gt;میتونیم با همدیگه از بانو محافظت کنیم

00:14:41.600 --> 00:14:44.800
زی لونگ، سربازا گفتن شما رو دیدن

00:14:44.800 --> 00:14:47.200
تقریبا به گوش های خودم شک کردم

00:14:47.200 --> 00:14:51.800
!حالا که با چشمای خودم میبینم شما
صحیح و سالم برگشتین !واقعا خیلی خوشحالم

00:14:51.800 --> 00:14:53.800
ممنونم برادر گائو به خاطر نگرانیتون

00:14:55.200 --> 00:14:58.700
چینگ یی، لجبازی نکن

00:14:58.700 --> 00:15:01.100
اگه میخوای چند روز دیگه توی
ژنگ دینگ بمونی, مشکلی نیست

00:15:01.100 --> 00:15:03.400
من با عمو شیا هو صحبت می کنم

00:15:03.400 --> 00:15:06.600
اما تو خیلی وقته که خونه رو ترک کردی

00:15:06.600 --> 00:15:08.600
عمو شیا هو دیوانه وار دلتنگت شده

00:15:08.600 --> 00:15:13.000
چند وقت پیش که توی لو یانگ دیدمش

00:15:13.000 --> 00:15:15.600
وقتی به تو اشاره شد «آه» میکشید

00:15:15.600 --> 00:15:17.290
میدونم تو از اول خونه رو

00:15:17.290 --> 00:15:19.800
به خاطر ترست از عمو شیا هو برای مجبور کردنت
به ازدواج بوده که ترک کردی

00:15:19.800 --> 00:15:23.800
اما, نگران نباش
از اینا گذشته, منم درگیر این موضوع هستم

00:15:23.800 --> 00:15:25.600
من بهت قول میدم

00:15:25.600 --> 00:15:29.400
تو رو مجبور به انجام هیچ کاری نمیکنم

00:15:29.400 --> 00:15:32.900
گائو ز، چطور میتونی اینقدر خوب باشی؟

00:15:32.900 --> 00:15:35.000
همه میدونن که دزدیدن
میوه شیرینی و خوبی نداره

00:15:35.000 --> 00:15:36.800
من، گائو ز هم کسی هستم
که تعمد و مطالعه میکنم

00:15:36.800 --> 00:15:40.000
چرا باید کسی رو به انجام کاری مجبور کنم؟

00:15:40.000 --> 00:15:43.800
خب پس. گائو ز، با توجه به حرفایی که زدی

00:15:43.810 --> 00:15:46.590
من برای موندن به دفتر حکمران میام

00:15:46.590 --> 00:15:50.590
تو چند روز آینده, برای
دیدن پدرم به خونه برمیگردم

00:15:50.600 --> 00:15:54.200
اما الان، جلومو نگیرین و همراهم نیایین

00:15:54.200 --> 00:15:57.000
من هنوزم میخوام یکم اینجا تو آرامش بمونم

00:15:57.000 --> 00:15:59.300
ژنرال گائو, بهش گوش ندین

00:15:59.300 --> 00:16:01.800
اگه اون فرار کنه, من دیگه کارم تمومه

00:16:01.800 --> 00:16:04.200
خیله خب, دیگه لازم نیست چیزی بگی

00:16:04.200 --> 00:16:08.100
من قول میدم چینگ یی برمیگرده

00:16:08.100 --> 00:16:09.700
بهم اعتماد کن

00:16:11.100 --> 00:16:15.000
زی لونگ, خوب مراقب چینگ یی باش

00:16:17.200 --> 00:16:20.000
خب, حالا شما دو نفر میتونین برین

00:16:20.900 --> 00:16:22.500
بریم

00:16:28.000 --> 00:16:31.100
تقریبا برگشتیم سر خونه ی اول

00:16:31.100 --> 00:16:34.700
تو تمام راه رو عجله کردی
حتی نخواستی یه قدم هم استراحت کنی

00:16:34.700 --> 00:16:38.200
حرف بزن, چه فکری تو اون دلت داری؟

00:16:38.200 --> 00:16:39.500
میدونم

00:16:39.500 --> 00:16:42.400
تمام این ماه, از موندن با من مریض شدی

00:16:42.400 --> 00:16:46.400
به همین خاطر میخوای زود تر منو
بندازی دور, و آزاد بشی درست میگم؟

00:16:46.400 --> 00:16:47.800
البته که نه

00:16:47.800 --> 00:16:52.200
اما من نمیتونم هیچ نشونه
ای از علاقه تو صورتت ببینم

00:16:52.200 --> 00:16:55.800
چینگ یی تو درمورد من دچار سوء تفاهم شدی

00:16:55.800 --> 00:16:58.100
اگه این یه سوء تفاهمـه

00:16:58.100 --> 00:17:00.200
پس بیا همین الان دور بزنیم
و برگردیم به دره ی مرگ

00:17:00.200 --> 00:17:03.200
ما واقعا درست شبیه یه زوج جاودانه میشیم
که توی یه دنیای دیگه زندگی میکنن

00:17:03.200 --> 00:17:05.700
...این... این

00:17:07.200 --> 00:17:09.200
!فقط داشتم اذیتت میکردم

00:17:10.100 --> 00:17:12.400
برا من و تو آسون نیست که برگردیم

00:17:12.400 --> 00:17:15.200
مهم نیست من چی میگم, باید بزارم تو بری

00:17:16.400 --> 00:17:20.800
از اینا گذشته, مهم نیست چقدر عشق و علاقه بین یه زوج
هست اونها نمیتونن برای همیشه شب و روز باهمدیگه باشن

00:17:20.800 --> 00:17:23.700
خیلی سخته یه آدم برای خودش زندگی کنه
به دور از افراد دیگه

00:17:23.700 --> 00:17:25.500
پدر و مادر، خواهر و برادر و
دوستای آدم همیشه نگرانت میشن

00:17:25.500 --> 00:17:28.000
اخه چطور میتونیم اونها رو
به حال خودشون رها کنیم؟

00:17:28.020 --> 00:17:32.220
چینگ یی، چرا تو اینقدر افسوس میخوری؟

00:17:33.380 --> 00:17:36.060
در واقع، من از خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم

00:17:36.100 --> 00:17:38.800
که بدون توجه به جایی که هستم

00:17:38.800 --> 00:17:41.800
توی شلوغی های این دنیا، مهم نیست چطوری

00:17:41.800 --> 00:17:45.700
میخوام برای همیشه با تو
باشم, تا زمانی که باهم پیر بشیم

00:17:48.700 --> 00:17:52.800
شنیدن اینجور چیزا از یه آدم خرفت و
خنگی مثل تو باعث میشه از خنده اشک بریزم

00:17:52.800 --> 00:17:56.400
باشه, پس باهام مثل یه
آدم خرفت و خنگ رفتار کن

00:17:58.700 --> 00:18:02.300
میخوای بیای به یان چانگ و چینگ ار سلام کنی؟

00:18:03.000 --> 00:18:05.100
الان درست شبیه گداهام

00:18:05.100 --> 00:18:07.500
فی یان و چینگ ار بعد تمام روز مسخرم میکنن

00:18:07.500 --> 00:18:10.700
بعد اینکه خودمو مرتب کردم, خودم میام اونجا

00:18:19.300 --> 00:18:22.100
زی لونگ, تو چیزیت شده؟

00:18:22.100 --> 00:18:24.000
چیزی نیست. چینگ یی

00:18:24.000 --> 00:18:27.300
پس من تو رو تا دفتر حکمران همراهی نمیکنم

00:18:27.300 --> 00:18:30.000
پس زودباش برو, اینطوری لیو
شن و بقیه ه خیالشون راحت میشه

00:18:30.000 --> 00:18:32.200
درسته, این اسب سفید چی میشه؟

00:18:32.200 --> 00:18:34.200
باید توی دفتر حمران شهر مراقبش باشم؟

00:18:34.200 --> 00:18:36.000
در اصل...اون توی جنگل زندگی میکرده

00:18:36.000 --> 00:18:37.600
نگران نباش

00:18:37.600 --> 00:18:41.500
فهمیدم, پس من دیگه میرم

00:18:43.700 --> 00:18:46.200
کی دوباره همدیگه رو میینیم؟

00:18:46.200 --> 00:18:49.400
هر زمانی,..به تو بستگی داره

00:18:51.600 --> 00:18:54.200
بریم -
!برو -

00:19:26.400 --> 00:19:29.000
اسب خوب، ازت ممنونم

00:19:29.000 --> 00:19:30.700
ممنونم که ما رو نجات دادی

00:19:30.700 --> 00:19:34.400
و خیلی ممنونم که تمام
این راه بهمون کمک کردی

00:19:34.400 --> 00:19:35.900
تو میدونستی؟

00:19:35.900 --> 00:19:38.800
واقعا میخوام تو رو نگه دارم

00:19:38.800 --> 00:19:41.200
اما زی لونگ گفت

00:19:41.200 --> 00:19:43.700
که تو باید بری به خونه ی خودت توی جنگل

00:19:43.700 --> 00:19:46.700
من فقط میتونم بزارم بری

00:19:46.700 --> 00:19:48.800
مراقب باش

00:20:20.100 --> 00:20:21.300
بانوی من

00:20:21.300 --> 00:20:23.800
بانوی من بالاخره اومدین

00:20:23.800 --> 00:20:26.000
دارم خواب میبینم؟

00:20:26.000 --> 00:20:27.700
کجا رفته بودین؟

00:20:27.700 --> 00:20:30.200
یه دفعه مثل خواب به نظر اومد

00:20:30.240 --> 00:20:32.840
اما دختره ی احمق, واقعا من برگشتم

00:20:32.900 --> 00:20:35.100
واقعا روبروت وایستادم

00:20:35.100 --> 00:20:37.000
بانومن,  این بار شما خیلی دیر کردین

00:20:37.000 --> 00:20:38.800
این شوخیتون بیش از حد جدی بود

00:20:38.800 --> 00:20:40.600
از نگرانی زیاد داشتم میمردم

00:20:40.600 --> 00:20:45.100
ببخشی...ببخشی
این چطوره...بهت قول میدم

00:20:45.100 --> 00:20:47.400
اگه دوباره سقوط کردم توی یه غار

00:20:47.400 --> 00:20:50.200
من تو رو همراه خودم میکشم اونجا

00:20:50.200 --> 00:20:53.800
ااا..بانو, دوباره میخواین ناپدید
بشین؟ دیگه این کار رو نکنین

00:20:53.800 --> 00:20:56.400
درسته, من رفتم و آب رو
جوش آوردم, شما زودتر برین

00:20:56.400 --> 00:20:59.100
و بعد میتونین زودتر حموم کنین

00:20:59.100 --> 00:21:01.400
زودباش بریم داخل

00:21:02.457 --> 00:21:04.457
چطور بود؟ چیزی فهمیدین؟

00:21:04.457 --> 00:21:06.257
دفاع تو قسمت غربی شهر ضعیفـه

00:21:06.257 --> 00:21:08.757
دوزه تا نگهبان از دروازه شهر نگهبانی
میدن, دو نفر توی برج دیدبانی هستن

00:21:08.857 --> 00:21:09.857
...زمان تغییر و جا به
جا ییشون -&lt;br&gt;!صبرکن -

00:21:09.857 --> 00:21:12.557
تو کی هستی؟

00:21:12.611 --> 00:21:14.811
کیه که جرات داره حرف های ما
راهزن های کوهستان رو گوش بده؟

00:21:14.811 --> 00:21:17.611
بیا بیرون

00:21:18.787 --> 00:21:25.787
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:25.811 --> 00:21:27.111
!بکشینش

00:22:31.811 --> 00:22:34.311
کیه؟ بیا بیرون

00:22:35.011 --> 00:22:37.411
برادر ژائو, این منم

00:22:42.211 --> 00:22:43.711
گو دن؟

00:22:45.211 --> 00:22:49.211
واقعا شمایین؟ واقعا نمردین

00:22:49.211 --> 00:22:52.111
اینکه میتونم امروز زندگی
کنم همش به خاطر تو ـه

00:22:53.011 --> 00:22:54.711
اما چطور ممکنه؟

00:22:54.711 --> 00:22:57.311
...شما افتادین توی دره ی مرگ, هر چند شما

00:22:57.311 --> 00:22:59.411
دیگه در این مورد حرف نزن

00:22:59.411 --> 00:23:01.711
این راهزن های کوهستان چه حرکتی میخوان بکنن؟

00:23:01.711 --> 00:23:03.411
ممکنه برنامه داشته باشن

00:23:03.411 --> 00:23:06.411
تا کاری علیه شهر ژنگ دینگ انجام بدن؟

00:23:06.411 --> 00:23:09.411
نمیدونین وقتی شما و شاهزاده
خانم چینگ یی فرار کردین

00:23:09.411 --> 00:23:12.411
دو جوئه حسابی عصبانی بود و
قسم خورد ژنگ دینگ رو از بین ببره

00:23:12.411 --> 00:23:14.911
تمام این ماه, اون توی مقر راهزن
ها مونده و هر روز داره نقشه میکشه

00:23:14.911 --> 00:23:18.411
اون به وضوح تعداد زیادی افراد
رو برای جاسوسی به شهر فرستاده

00:23:18.411 --> 00:23:20.811
پس تو میدونی

00:23:20.811 --> 00:23:22.811
دو جوئه کی قصد داره سربازاش رو حرکت بده؟

00:23:22.811 --> 00:23:26.611
نمیدونم, اما احتمالا باید
تو همین چند روز آینده باشه

00:23:27.511 --> 00:23:29.611
با توجه به قدرت فعلی ارتش ژنگ دینگ

00:23:29.611 --> 00:23:32.711
سخته که بشه در مقابل حملات
ناگهانی از خودش دفاع کنه

00:23:32.711 --> 00:23:36.611
من باید فورا برگردم و به مقامات اطلاع بدم
تا بتوننن دفاع رو تقویت کنن

00:23:36.611 --> 00:23:38.511
گو دن، تو چندین بار بهم کمک کردی

00:23:38.511 --> 00:23:41.611
می ترسم راهزن ها بهت مشکوک بشن

00:23:41.611 --> 00:23:44.111
شاید بهتر باشه تو دیگه برنگردی

00:23:44.111 --> 00:23:45.911
میدونم شما برادر ژائو خیلی مهربونین

00:23:45.911 --> 00:23:49.111
اما الان زمانش نیست

00:24:02.801 --> 00:24:07.271
برادر, چرا تو اینقدر دیر برگشتی؟

00:24:13.311 --> 00:24:15.411
!زی لونگ, زی لونگ

00:24:15.411 --> 00:24:17.811
!تو نمردی! بزار ببینم واقعا خودتی

00:24:17.811 --> 00:24:22.211
البته که خودمم -&lt;br&gt;ما همه فکر
میکردیم تو مردی...زی لونگ -

00:24:23.311 --> 00:24:27.111
!زی لونگ, زی لونگ - &lt;br&gt;یان چانگ -

00:24:28.911 --> 00:24:30.911
تو میدونی این ماه ما چطوری زندگی میکردیم؟

00:24:30.911 --> 00:24:33.111
تو باعث شدی ما بدبخت بشیم

00:24:33.111 --> 00:24:34.611
...همه فکر میکردیم

00:24:34.611 --> 00:24:38.011
ببین، هیچ مشکلیندارم، من خوبم

00:24:38.011 --> 00:24:41.011
خوب شد که برگشتی و هیچ صدمه ای ندیدی

00:24:41.011 --> 00:24:44.511
خوب شد که برگشتی -
نگران نباشین -

00:24:47.531 --> 00:24:51.271
از این به بعد, ما سه
نفر دیگه از هم جدا نمیشیم

00:24:57.211 --> 00:25:00.311
چینگ یی، تو واقعا حالت خوبه؟

00:25:00.311 --> 00:25:02.911
هیچ احساس ناخوشی نداری؟

00:25:02.911 --> 00:25:06.611
چطوره یه طبیب خبر کنم
بیاد یه نگاهی بهت بندازه؟

00:25:06.611 --> 00:25:09.211
لازم نیست, من واقعا خوبم

00:25:09.211 --> 00:25:11.711
هر چند این یه ماه من ته دره افتاده بودم

00:25:11.711 --> 00:25:14.711
و بدون ارتباط با دنیای بیرون
توی دنیای وحشی زندگی میکردم

00:25:14.711 --> 00:25:19.011
اما خوش شانس بودم که زی لونگ ازم
مراقبت میکرد لازم نیست نگران باشی

00:25:20.811 --> 00:25:23.811
بانوی جوان, من نباید اینو بگم

00:25:23.811 --> 00:25:26.011
اما اگه ارباب اجبارا ازم بپرسن

00:25:26.011 --> 00:25:29.011
اون وقت من باید بدونم
چطوری باید جوابشون رو بدم

00:25:29.011 --> 00:25:30.211
ازم بپرس

00:25:30.211 --> 00:25:32.011
ارباب ازم میپرسن

00:25:32.011 --> 00:25:35.811
یه دختر مجرد و یه مرد تنها
باهمدیگه یک ماه زندگی کردن

00:25:35.811 --> 00:25:40.111
ژائو زی لونگ، اون آدم حقه باز،
صادقانه و آبرومندانه باهاتون رفتار کرده؟؟

00:25:40.811 --> 00:25:43.611
میدونستم تو در این مورد ازم سوال میپرسی

00:25:43.611 --> 00:25:46.011
زی لونگ فرد صادق، صبور و ساده ای ـه

00:25:46.041 --> 00:25:48.341
اون مسلما حداکثر تلاش خودش رو
برای مراقبت از چینگ یی انجام داده

00:25:48.341 --> 00:25:51.601
اون هیچ کاری که فراتر از
حد و مرزش باشه انجام نمیده

00:25:52.381 --> 00:25:53.761
درسته؟

00:25:54.511 --> 00:25:57.411
ژائو زی لونگ حقیقتا یه مرد با فضیلت ـه
اون به ضابطه ها و رسوم پایبنده

00:25:57.431 --> 00:26:00.291
تو باید اونو تحسینش کنی

00:26:05.711 --> 00:26:10.211
خب, من یکم خسته ام, میرم یکم استراحت کنم

00:26:10.231 --> 00:26:13.101
باشه, زودباش برو

00:26:17.811 --> 00:26:19.111
بانوی جوان

00:26:19.111 --> 00:26:21.211
ما کی برمیگردیم تا ارباب رو ببینیم؟

00:26:21.211 --> 00:26:24.411
ارباب مشتاقانه منتظر بانوی جوان هستن

00:26:24.411 --> 00:26:28.311
من قبلا یه نفر رو با یه اسب
سریع برای اطلاع دادن فرستادم

00:26:28.311 --> 00:26:32.111
گونگ چوان, مگه من قبلا
قول ندادم که برمیگردم؟

00:26:32.111 --> 00:26:33.711
چرا هر دفعه منو تحت فشار میزاری؟

00:26:33.711 --> 00:26:36.811
میتونی چند روز عجله نکنی؟

00:26:36.811 --> 00:26:40.611
چینگ یی، نگران نباش و اینجا بمون

00:26:40.611 --> 00:26:43.011
عمو شیا هو دوباره تو رو مجبور نمیکنه

00:26:43.011 --> 00:26:47.011
چون من قبلا جلوی قاصد رو گرفتم

00:26:48.211 --> 00:26:50.211
ژنرال گائو، چرا شما اینجوریین؟

00:26:50.211 --> 00:26:54.211
گائو ز, چرا تو اینقدر خوب بامن رفتار میکنی؟

00:26:55.411 --> 00:26:59.111
من اون قدر تحت تاثیر قرار گرفتم
که نمیدونم چطور باید رفتار کنم

00:27:07.011 --> 00:27:09.211
برای یه لحظه هم که شده, بیا
درمورد ازدواج صحبت نکنیم

00:27:09.211 --> 00:27:13.511
فقط ساده میگم, وقتی جوون بودیم
باهمدیگه بازی میکردیم و باهم بزرگ میشدیم

00:27:13.511 --> 00:27:15.511
ما نزدیکترین دوستای صمیمی
دوران بچگی به هم هستیم

00:27:15.511 --> 00:27:19.791
هر روزی که تو خوشحال
باشی, طبیعتا منم خوشحالم

00:27:20.771 --> 00:27:23.411
هر روزی که, چهرت درهم و اخمو باشه

00:27:23.411 --> 00:27:25.211
میشه من

00:27:25.211 --> 00:27:28.211
هنوزم خوشحال باشم؟

00:27:28.211 --> 00:27:32.011
الان, من به اسم نامزد تو هستم

00:27:32.011 --> 00:27:34.911
اگه من چیزی نگم, بقیه مردم
جرات میکنن شایعه درست کنن

00:27:34.911 --> 00:27:37.811
چینگ یی، همونطور که آرزو داری

00:27:37.811 --> 00:27:42.011
در کمال آرامش و با جسارت
اون کاری که دلت میخواد رو انجام بده

00:27:43.211 --> 00:27:44.611
فهمیدم

00:27:44.641 --> 00:27:48.011
تو حقیقتا بهترین دوست و
شریک دوران بچگیم هستی

00:27:49.011 --> 00:27:51.711
سرورم, به خاطر یه زن...اینجوری شده

00:27:51.711 --> 00:27:55.711
واقعا توی تاریخ بی موازی ـه
* بی سابقه *

00:27:55.711 --> 00:27:57.111
البته

00:27:57.111 --> 00:28:00.711
یه زن شیرین و با فضیلت یه
زوج خوب برای یه مرد شریف ـه

00:28:00.711 --> 00:28:04.111
چینگ یی، من نمیخوام با رابطه
ی تو و زی لونگ مخالفت کنم

00:28:04.111 --> 00:28:07.411
اما از دنبال کردن تو دست برنمیدارم

00:28:07.411 --> 00:28:10.411
میخوام با زی لونگ رقابت کنم

00:28:10.411 --> 00:28:14.211
میخوام ببینم کی بالاخره
قلب تو رو بدست میاره

00:28:14.211 --> 00:28:17.011
من اعتماد به نفس و بردباری دارم

00:28:17.041 --> 00:28:19.991
منتظر میمونم تا برگردی پیشم

00:28:35.711 --> 00:28:37.611
یکم بیشتر بخور

00:28:44.211 --> 00:28:47.211
تو لازم نیست نگران دادن
خبر صحیح و سالم بودنت باشی

00:28:47.211 --> 00:28:50.111
شاید اونا برنگردن

00:28:50.111 --> 00:28:52.411
نکنه عمو دوباره به زادگاهش برگشته

00:28:52.411 --> 00:28:53.811
تا دنبال کتاب صد تاکتیک نظامی یو یی بگرده

00:28:53.811 --> 00:28:55.711
نه اینطور نیست

00:28:55.711 --> 00:28:58.611
تو این مدت , هیچ خبری از تو نبود

00:28:58.611 --> 00:29:02.811
عمو...برای برطرف کردن نگرانی خودش
 همش از الکل و شراب استفاده میکرد

00:29:04.011 --> 00:29:07.111
تو که باید بدونی, اون تمام زندگی و تلاشش رو

00:29:07.111 --> 00:29:09.811
صرف تو و برای تو گذاشته بود

00:29:09.811 --> 00:29:11.211
وقتی این خبر رو فهمیدم

00:29:11.211 --> 00:29:14.911
ما احساساتش رو درک کردیم

00:29:14.911 --> 00:29:18.511
برای همین برادر ژو و فی یان

00:29:18.511 --> 00:29:23.411
که احساس اندوه و خاموشی عمو رو دیدن, دست
پاچه شدن و اونو برای استراحت به بیرون بردن

00:29:30.711 --> 00:29:34.011
زی لونگ, از این به بعد باید خیلی مراقب باشی

00:29:34.011 --> 00:29:37.411
ببین این مدت چه اتفاقی افتاد حتی با
وجود اینکه تو فقط یه ماه ناپدید شده بودی

00:29:37.411 --> 00:29:39.411
!اما ما تا حد مرگ نگران شده بودیم

00:29:39.411 --> 00:29:42.011
فکرکن...فکر کن اگه اتفاقی برات بیوفته

00:29:42.011 --> 00:29:44.611
چطوری میتونیم به زندگی ادامه بدیم؟

00:29:47.611 --> 00:29:49.411
یکم سوپ بخور

00:30:15.021 --> 00:30:18.521
بانوی من, این سومین باره که آه میکشین

00:30:18.561 --> 00:30:20.081
به خاطرم ندارم

00:30:20.081 --> 00:30:23.321
شما هیچ وقت اینقدر ماتم گرفته باشین

00:30:23.361 --> 00:30:27.101
شی یان, یه چیزایی هست که تو نمیدونی

00:30:27.811 --> 00:30:29.111
...من

00:30:32.831 --> 00:30:35.801
ممکنه به خاطر ژائو زی لونگ باشه؟

00:30:37.011 --> 00:30:40.211
بانوی من! من از بچگی با شما بزرگ شدم

00:30:40.211 --> 00:30:41.711
هر شادی و غم شما رو

00:30:41.711 --> 00:30:43.911
هر خم ابرو و یا کج کردن لبتون

00:30:43.911 --> 00:30:46.611
من معنی همشون رو میدونم

00:30:46.611 --> 00:30:48.211
الان, وقتی گونگ چوان ازتون پرسید

00:30:48.211 --> 00:30:50.411
چه اتفاقی بین شما و ژائو
زی لونگ توی دره ی مرگ افتاده

00:30:50.411 --> 00:30:52.411
من دیدم شما سرخ شدین
و سرتون رو پایین انداختین

00:30:52.411 --> 00:30:55.611
شما حتما یه چیزی رو تو جوابتون قایم کردین

00:30:57.711 --> 00:31:03.411
بانوی من! قبلا شما هر چیزی تو ذهنتون بود
همیشه اون رو با من درمیون میزاشتین

00:31:03.411 --> 00:31:05.111
شما خیلی ناراحتین

00:31:05.111 --> 00:31:08.611
...,میتونه این باشه که
شما و ژائو زی لونگ, الان

00:31:08.611 --> 00:31:11.611
من الان به ژائو زی لونگ علاقه دارم

00:31:12.611 --> 00:31:16.411
راستش، این چیزیه که من حدس زده بودم

00:31:16.411 --> 00:31:19.311
شاید این کار سرنوشتـه

00:31:20.311 --> 00:31:24.411
بانوی جوان...شما و آقـا ژائو خیلی
بهم میایین من واقعا خیلی خوشحالم

00:31:24.411 --> 00:31:28.011
بعلاوه, اخلاق و اعمال آقـای
ژائو کلا با بانوی جوان مطابقت داره

00:31:28.011 --> 00:31:30.311
ولی حالا که وضعیت تا اینجا پیش رفته

00:31:30.311 --> 00:31:34.911
چطور میخواین به گائو ز و
ارباب جواب بدین, بانوی من؟

00:31:34.911 --> 00:31:39.811
تا حالا, تصمیم نگرفتن
چطور باید با پدرم رفتار کنم

00:31:39.811 --> 00:31:43.111
به همین دلیل آه میکشم

00:32:00.111 --> 00:32:03.311
زی لونگ, چی کار باید من بکنم؟

00:32:22.831 --> 00:32:24.091
حالا که این یه سوء تفاهمـه

00:32:24.111 --> 00:32:27.111
خب پس بیا همین الان دور
بزنیم و برگردیم به دره ی مرگ

00:32:27.111 --> 00:32:30.011
ما واقعا درست شبیه یه زوج جاودانه میشیم
که توی یه دنیای دیگه زندگی میکنن

00:32:30.011 --> 00:32:31.611
...این

00:32:32.611 --> 00:32:34.011
!فقط داشتم اذیتت میکردم

00:32:34.011 --> 00:32:38.011
از اینا گذشته, مهم نیست چقدر عشق و علاقه بین یه زوج
هست اونها نمیتونن برای همیشه شب و روز باهمدیگه باشن

00:32:38.011 --> 00:32:41.111
خیلی سخته یه آدم برای خودش زندگی کنه
به دور از افراد دیگه

00:32:41.111 --> 00:32:42.811
پدر و مادر، خواهر و برادر و
دوستای آدم همیشه نگرانت میشن

00:32:42.811 --> 00:32:45.311
اخه چطور میتونیم اونها رو
به حال خودشون رها کنیم؟

00:32:45.311 --> 00:32:47.811
در واقع، من از خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم

00:32:47.811 --> 00:32:50.611
که بدون توجه به جایی که هستم

00:32:50.611 --> 00:32:53.511
توی شلوغی های این دنیا، مهم نیست چطوری

00:32:53.511 --> 00:32:57.011
میخوام برای همیشه با تو
باشم, تا زمانی که باهم پیر بشیم

00:33:36.811 --> 00:33:41.211
هر کجا در این دنیا زی لونگ
برود, چینگ یی همراه او خواهد بود

00:33:58.011 --> 00:34:00.011
صبح به این زودی ازت خواستم بیای اینجا

00:34:00.031 --> 00:34:04.311
چون نگران بودم ممکنه جاسوسی
از راهزن ها بین مقامات باشه

00:34:06.611 --> 00:34:08.911
راهزن های کوهستان دوباره حرکتی انجام دادن؟

00:34:09.611 --> 00:34:14.011
تو راه برگشتن به شهر, یه
جاسوس از توی شهر رو دیدم

00:34:14.011 --> 00:34:15.811
این رو هم میدونم که بزودی

00:34:15.811 --> 00:34:17.411
اونا قصد دارن یه عملیات نظامی در
مقیاس بزرگ رو برای حمله به شهر انجام بدن

00:34:17.411 --> 00:34:18.611
چی گفتی؟

00:34:18.611 --> 00:34:21.011
مطمئنی؟ اخبارت مطمئن و موثق ـه؟

00:34:21.011 --> 00:34:23.011
قطعا هیچ اشتباهی وجود نداره

00:34:23.011 --> 00:34:25.611
سابقا, وقتی با اونا می جنگیدیم

00:34:25.611 --> 00:34:28.611
نیروهاشون تا حد زیادی از
نظر من بهتر شدن و پیشی گرفتن

00:34:28.611 --> 00:34:31.811
من در اصل انتظار داشتم اونا بیشتر
از یک هزار سرباز و اسب نداشته باشن

00:34:31.811 --> 00:34:35.011
اما در حقیقت, اونا حدودا
دو یا سه هزار نفر رو دارن

00:34:35.011 --> 00:34:37.111
حتی با همه ی نیرو های نظامی داخل شهر

00:34:37.111 --> 00:34:40.311
هیچ راهی برای مقابله با
راهزن های کوهستان نداریم

00:34:40.311 --> 00:34:41.711
تو درست میگی

00:34:41.711 --> 00:34:44.611
راهزن های کوهستان هم
تعدادشون زیاده و هم حیله گرند

00:34:44.611 --> 00:34:47.011
جناب گائو، پس شاید شما باید

00:34:47.011 --> 00:34:50.411
افرادی رو برای آوردن کمک
از فرماندار چانگ شان بفرستین

00:34:50.411 --> 00:34:53.011
بعد از شکست قبلیمون توی
مقر راهزن های کوهستان

00:34:53.011 --> 00:34:55.111
من افرادی رو برای آوردن
سرباز به پیش شیا هو جی فرستادم

00:34:55.111 --> 00:34:58.611
امیدوار بودم اون یه تعداد سرباز رو برای
شکست دادن راهزن های کوهستان بفرسته

00:34:58.621 --> 00:35:02.141
...اما - &lt;br&gt;  چی شده؟ -

00:35:04.411 --> 00:35:09.611
زی لونگ, تو که غریبه نیستی
من بعضی مسائل نظامی رو برات روشن میکنم

00:35:09.611 --> 00:35:12.511
بعد از ناموفق بودن لشکر کشی ارتش
متحد شاهزاده ها در سرکوب دونگ زو

00:35:12.511 --> 00:35:16.811
این شاهزاده ها به سرعت شروع به
زیاد کردن قدرت و قلمرو خودشون کردن

00:35:16.811 --> 00:35:20.011
حکمران «یو ژو» گونگ سون
زان و حکمران «بو های» یوان شائو

00:35:20.011 --> 00:35:24.011
هر دو چشم طمع به استان «جی ژو» دوختن

00:35:24.011 --> 00:35:27.611
هر دوی اونا در صدد حمله به
«مو هان فو» استان جی ژو هستن

00:35:28.411 --> 00:35:31.211
این گروه شاهزاده ها کاملا خودخواه اند

00:35:31.211 --> 00:35:35.011
اونا درمانده از مقابله با دونگ زو هستن

00:35:35.011 --> 00:35:36.711
بله

00:35:36.711 --> 00:35:39.111
فرماندار چانگ شان, شیا هو
جی هم وسط اونا گیر افتاده

00:35:39.111 --> 00:35:41.111
اون بین یه سنگ و یه جای سختـه

00:35:41.111 --> 00:35:43.411
اگه با بی دقتی حرکتی انجام
بده, میتونه به معنای یه فاجعه باشه

00:35:43.411 --> 00:35:46.711
به همین دلیل شیا هو جی الان
جراتش رو نداره تا نیروهاشو حرکت بده

00:35:46.711 --> 00:35:48.411
اون میترسه که اگه ارتشش رو حرکت بده

00:35:48.411 --> 00:35:52.411
بعد از رفتن چانگ شان در معرض
خطر حمله ی شاهزاده ها قرار بگیره

00:35:52.411 --> 00:35:55.211
بنابراین شهر ژنگ دینگ

00:35:55.211 --> 00:35:58.011
به هیچ وجه نمیتونه روی
کمک شیا هو جی حساب کنه

00:35:59.811 --> 00:36:01.711
اینکه چطوری با راهزن
های کوهستان مقابله کنیم

00:36:02.531 --> 00:36:05.451
این به ما بستگی داره که
یه نقشه ای طرح ریزی کنیم

00:36:06.911 --> 00:36:08.911
فقط تکیه کردن به قدرت مقامات

00:36:08.911 --> 00:36:11.211
بعید میدونم کافی باشه

00:36:11.211 --> 00:36:14.111
چطوره از مردم شهر کمک بخوایم

00:36:14.111 --> 00:36:16.111
و از اونها برای کمک به خودمون استفاده کنیم؟

00:36:16.111 --> 00:36:18.611
تو میخوای برای تقویت
قدرت از مردم استفاده کنی؟

00:36:18.611 --> 00:36:20.711
اما این یه شمشیر دو لبه است

00:36:20.711 --> 00:36:23.311
اگه به درستی کنترل نشن و
اونا علیه خودمون شورش کنن

00:36:23.311 --> 00:36:25.911
...اون وقت ما نمیـ

00:36:25.911 --> 00:36:29.511
برای مقابله با اونا, من یه راه دارم

00:36:32.141 --> 00:36:34.661
بزار در این مورد فکر کنم

00:36:53.587 --> 00:37:13.587
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:13.611 --> 00:37:15.111
برادر بزرگ

00:37:15.111 --> 00:37:19.611
افرادی که به بیرون
فرستاده بودیم, همشون مردن

00:37:21.111 --> 00:37:24.811
چی؟ همشون مردن؟

00:37:25.811 --> 00:37:28.011
جاسوسایی که بیرون فرستاده بودیم لـو رفتن

00:37:28.011 --> 00:37:30.611
همشون مرده تو جنگل پیدا شدن

00:37:34.811 --> 00:37:37.411
!واقعا که نفرت انگیزه

00:37:42.413 --> 00:37:45.413
نکنه نقشمون برای حمله به شهر

00:37:45.413 --> 00:37:47.613
حالا به بیرون درز کرده؟

00:37:47.613 --> 00:37:52.413
برادر بزرگ، پس حالا باید چی کار کنیم؟

00:38:01.827 --> 00:38:05.227
آماده سازی هاشون در حال
انجامه، اونا به زودی باید آماده بشن

00:38:17.169 --> 00:38:21.279
الان میترسم که ایده ی
خوب دیگه ای نداشته باشیم

00:38:22.559 --> 00:38:26.659
بسیار خب, قبول می کنم از مردم
برای تحکیم قدرتمون استفاده کنیم

00:38:26.659 --> 00:38:28.159
!خوبـه

00:38:28.959 --> 00:38:33.359
اما اگه ما با استفاده از
مردم قدرتمون رو مستحکم کنیم

00:38:33.359 --> 00:38:35.359
این قدرت یه شمشیر دو لبه است

00:38:35.359 --> 00:38:40.159
از اینا گذشته, من حکمران شهرم
و راه گریز زیادی برای عمل کردن بهش ندارم

00:38:40.159 --> 00:38:42.359
این چطوره؟.....زی لونگ

00:38:42.359 --> 00:38:44.659
تو باید مسئولیت این کار رو
تو این وضعیت به عهده بگیری

00:38:44.659 --> 00:38:45.959
من؟

00:38:47.159 --> 00:38:49.959
زی لونگ, من به توانایی های تو اطمینان دارم

00:38:49.959 --> 00:38:52.559
بعلاوه, تو یکی از شهروندهای ژنگ دینگ هستی

00:38:52.559 --> 00:38:56.359
وقتی پای مرگ و زندگی مردم در
میون باشه, تو موظف به انجام این کاری

00:38:56.359 --> 00:39:00.159
زی لونگ قطعا شما رو ناامید نمیکنه

00:39:15.959 --> 00:39:20.359
بانوی من, زودباشین بیدار شین

00:39:20.359 --> 00:39:22.159
امروز هوا خیلی خوبه

00:39:22.159 --> 00:39:25.759
شما نباید تو رختخواب تنبلی کنین

00:39:25.759 --> 00:39:27.359
بانوی من

00:39:29.359 --> 00:39:31.959
زودباشین بیدار شین

00:39:31.959 --> 00:39:33.959
!بانوی من

00:39:35.059 --> 00:39:36.759
بانوی من

00:39:44.959 --> 00:39:46.659
بانوی من

00:39:48.559 --> 00:39:50.759
کجا رفته؟

00:39:51.559 --> 00:39:54.759
!بانوی من!...بانوی من

00:39:54.789 --> 00:39:58.149
تو بانوی جوان رو ندیدی؟ -
نه -

00:40:06.759 --> 00:40:08.459
شی یان, چرا داری گریه میکنی؟

00:40:08.459 --> 00:40:10.959
بانو، اون... اون دوباره ناپدید شده

00:40:10.959 --> 00:40:13.859
چی گفتی؟ دوباره ناپدید شده؟

00:40:42.759 --> 00:40:48.759
هر کجا در این دنیا زی لونگ
برود, چینگ یی همراه او خواهد بود

00:41:44.559 --> 00:41:48.159
زی لونگ, میدونستی

00:41:48.159 --> 00:41:50.559
الان, من باید به خونه برگردم

00:41:50.559 --> 00:41:54.459
همه ی کاری که میتونم انجام بدم
تو این دوره زمانه جدا شدن از تو ـه

00:41:58.735 --> 00:42:18.735
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:18.759 --> 00:42:21.159
!هموطنا....هموطنا

00:42:21.159 --> 00:42:22.959
!لطفا به حرفام گوش کنین

00:42:22.959 --> 00:42:25.259
هموطنا...ما مردم ژنگ دینگ

00:42:25.259 --> 00:42:28.659
با یه آزمایش جدی روبرو هستیم

00:42:28.759 --> 00:42:32.759
راهزن های کوهستان یا دندان ببر کوهستان
قصد یه توطئه و حمله به اینجا رو دارن

00:42:32.759 --> 00:42:36.959
اونا یه توطئه ی بزرگ رو برنامه ریزی کردن
اما الان نیروی نظامی ماضعیفـه

00:42:36.959 --> 00:42:39.959
اگه ما فقط به مقامات تکیه کنیم میترسم
اونا قادر به دفاع دربرابر راهزن ها نباشن

00:42:39.959 --> 00:42:43.159
ما شهروندای چانگ شان,
باید با همدیگه کار کنیم

00:42:43.159 --> 00:42:45.059
!و با همدیگه از زادگاهمون دفاع کنیم

00:42:45.059 --> 00:42:47.459
چطور ما از شهرمون دفاع کنیم؟

00:42:47.459 --> 00:42:49.759
شماها میتونین به سربازای من ملحق بشین

00:42:49.759 --> 00:42:52.359
ودر مقابل دشمن دفاع کنیم,
کسانی که با آرمان هستن

00:42:52.359 --> 00:42:55.459
لطفا اسمشون رو توی این دفتر بنویسن

00:42:55.459 --> 00:42:57.759
چرا ما باید بهت اعتماد کنیم؟

00:42:57.759 --> 00:42:59.559
ما حتی نمیدونیم حرفات راسته یا نه

00:42:59.559 --> 00:43:01.459
شما هنوزم منو باور ندارین؟

00:43:01.459 --> 00:43:03.959
!هر چیزی که گفتم حقیقت داره

00:43:03.959 --> 00:43:06.359
اخرش, این مشکل مقامات ـه

00:43:06.359 --> 00:43:08.159
چرا ما مردم باید این کار رو انجام بدیم؟

00:43:08.159 --> 00:43:10.559
درسته -
!دقیقا...درسته -

00:43:10.559 --> 00:43:13.859
به عنوان شهروندهای ژنگ
دینگ, نباید یکم تلاش و کمک کنیم؟

00:43:14.759 --> 00:43:16.059
بیایین بریم....بیایین بریم

00:43:16.059 --> 00:43:18.559
!هموطنا...به حرفام گوش کنین

00:43:18.559 --> 00:43:20.159
!هموطنا

00:43:20.159 --> 00:43:23.159
بیایین بریم...بیایین بریم....من میرم خونه