﻿WEBVTT

00:01:57.496 --> 00:02:17.496
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.520 --> 00:02:25.490
<c.yellow><i>خدای جنگ، ژائو یون</i></c>

00:02:26.580 --> 00:02:30.620
<c.yellow><i>قسمت هجدهم</i></c>

00:02:31.250 --> 00:02:35.960
<c.yellow>هموطنا
لطفا به حرفم گوش بدین</c>

00:02:58.400 --> 00:02:59.960
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:03:11.940 --> 00:03:13.940
<c.yellow>!چینگ یی</c>

00:03:14.020 --> 00:03:18.330
<c.yellow>چینگ یی....تو چت شده؟</c>

00:03:18.360 --> 00:03:19.730
<c.yellow>من چم شده؟</c>

00:03:19.730 --> 00:03:22.560
<c.yellow>من فقط نمیخوام مزاحم قهرمان شدنت بشم</c>

00:03:22.560 --> 00:03:24.580
<c.yellow>مشکلش چیه؟</c>

00:03:24.580 --> 00:03:26.420
<c.yellow>من چه کار اشتباهی کردم؟</c>

00:03:27.100 --> 00:03:28.370
<c.yellow>واقعا میخوای بدونی؟</c>

00:03:28.370 --> 00:03:32.320
<c.yellow>البته
تو چینگ یی منی</c>

00:03:32.320 --> 00:03:34.350
<c.yellow>من چینگ یی تو ام؟</c>

00:03:35.170 --> 00:03:39.100
<c.yellow>پس چرا من احساس میکنم
برای تو مثل یه غریبه ام؟</c>

00:03:39.100 --> 00:03:42.990
<c.yellow>من چطور میتونم با تو مثل یه غریبه
رفتار کنم؟ چرا چنین احساسی داری؟</c>

00:03:43.520 --> 00:03:48.630
<c.yellow>پس بزار ازت بپرسم, دیروز بعد از ظهر چرا با
عجله منو تنهایی فرستادی برم دفتر حکمران شهر؟</c>

00:03:48.630 --> 00:03:50.160
<c.yellow>من</c>

00:03:52.420 --> 00:03:55.660
<c.yellow>حالا فهمیدم که تو متوجه
راهزن های کوهستان شدی</c>

00:03:55.660 --> 00:03:59.260
<c.yellow>برای همین منو با عجله فرستادی
برم تا مزاحم کارت نشم درسته؟</c>

00:04:00.400 --> 00:04:04.360
<c.yellow>بعد میای و بی شرمانه به دروغ منو به
عنوان یکی از آدمای خودت در نظر میگیری</c>

00:04:04.360 --> 00:04:06.650
<c.yellow>من میترسم تو رو تو خطر بندازم</c>

00:04:06.650 --> 00:04:10.940
<c.yellow>خیله خب, پس از الان به بعد از من فاصله بگیر</c>

00:04:10.940 --> 00:04:13.550
<c.yellow>تا منو درگیر مشکلات خودت نکنی</c>

00:04:14.960 --> 00:04:16.520
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:04:17.300 --> 00:04:19.950
<c.yellow>بزار بابت دیروز عذرخواهی کنم</c>

00:04:19.950 --> 00:04:22.140
<c.yellow>اما صادقانه این موضوع مربوط به ژنگ دینگ ـه</c>

00:04:22.140 --> 00:04:25.500
<c.yellow>اما تو یه رهگذری, لازم نیست
خودت رو تو معرض خطر قرار بدی</c>

00:04:27.010 --> 00:04:31.910
<c.yellow>زی لونگ, نکنه قول گذروندن بقیه
طول عمرمون کنار هم ساختگی بوده</c>

00:04:31.910 --> 00:04:34.660
<c.yellow>و همه ی این حرفا همش پوچ و تو خالی بوده؟</c>

00:04:34.660 --> 00:04:38.750
<c.yellow>نکنه میخوای بهم بگی, من دختری ام که فقط میتونم
توی ثروتت باهات شریک باشم نه تو مشکلاتت؟</c>

00:04:40.200 --> 00:04:41.980
<c.yellow>شنیدن اینجور چیزا از تو</c>

00:04:42.910 --> 00:04:45.650
<c.yellow>باعث میشه واقعا احساس دلسردی کنم</c>

00:04:45.650 --> 00:04:48.840
<c.yellow>این فقط نشون میده که ما
همدیگه رو اصلا درک نمی کنیم</c>

00:04:49.700 --> 00:04:54.020
<c.yellow>امروز....بزار رسما بهت بگم</c>

00:04:55.030 --> 00:04:59.170
<c.yellow>من, شیاهو چینگ یی...یه
رهگذر از شهر ژنگ دینگ نیستم</c>

00:04:59.170 --> 00:05:03.730
<c.yellow>چون من عاشق یه نفر ز مردم ژنگ دینگ هستم به
همین دلیل خودمم یه نفر از مردم ژنگ دینگ ام</c>

00:05:03.730 --> 00:05:05.900
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:05:05.900 --> 00:05:08.570
<c.yellow>دقیقا چون من یکی از مردم ژنگ دینگ ام</c>

00:05:08.570 --> 00:05:12.450
<c.yellow>برای مقاومت در برابر دشمن متجاوز و محافظت از
خونه ی خودم من...شیاهو چینگ یی هم مسئولیتی دارم</c>

00:05:12.450 --> 00:05:16.790
<c.yellow>به خاطر همین مسئولیت و وفاداریم به شهر و خونه ام
تو حق نداری منو از این موضوع کنار یا دور نگه داری</c>

00:05:45.050 --> 00:05:50.550
<c.yellow>چینگ یی...تو منو تغییر دادی</c>

00:05:50.550 --> 00:05:54.980
<c.yellow>تو منو شجاع کردی, و خوب میدونم
چطور به دنبال تحقق رویاهای منی</c>

00:05:57.870 --> 00:06:02.170
<c.yellow>پس بهم بگو همین الان...تو این
لحظه, چی از ته قلبت میخوای؟</c>

00:06:02.170 --> 00:06:05.580
<c.yellow>هر کجای جهان که زی لونگ برود,
چینگ یی هم همراه او خواهد بود</c>

00:06:05.580 --> 00:06:09.130
<c.yellow>این جوابیه که خودت بهم دادی</c>

00:06:10.020 --> 00:06:14.460
<c.yellow>باشـه، فقط میتونم بگم، تو
یه بار دیگه منو تسخیر کردی</c>

00:06:14.460 --> 00:06:18.010
<c.yellow>اشتباهات قبلیت هم
هیچ چاره ای جز بخشیدنت ندارم</c>

00:06:30.060 --> 00:06:31.660
<c.yellow>چی شد؟</c>

00:06:35.670 --> 00:06:38.010
<c.yellow>آقـا معلم</c>

00:06:38.010 --> 00:06:39.240
<c.yellow>شما بچه ها اینجا چی کار میکنین؟</c>

00:06:39.240 --> 00:06:42.390
<c.yellow>ما شنیدیم که شما آدم استخدام
میکنین تا راهزن ها رو شکست بدین</c>

00:06:42.390 --> 00:06:45.140
<c.yellow>ما هم میتونیم عضو بشیم؟</c>

00:06:45.140 --> 00:06:47.950
<c.yellow>درسته، منم میخوام عضو بشم</c>

00:06:47.950 --> 00:06:49.220
<c.yellow>این احمق بازی رو تمومش
کنین, زودباشین برین خونتون</c>

00:06:49.220 --> 00:06:50.790
<c.yellow>!چینگ یی</c>

00:06:50.790 --> 00:06:56.020
<c.yellow>آقـا معلم, صبر کنین ما هم بیاییم</c>

00:07:24.910 --> 00:07:27.880
<c.yellow>پدر، خوب شد که دوباره برگشتیم خونه</c>

00:07:29.780 --> 00:07:32.040
<c.yellow>بعد از یه مدت که بیرون رفته بودیم</c>

00:07:32.040 --> 00:07:34.820
<c.yellow>پدر، شما بعد از این همه مدت پیاده روی
باید خسته شده باشین</c>

00:07:34.820 --> 00:07:36.100
<c.yellow>برین داخل استراحت کنین</c>

00:07:36.100 --> 00:07:38.800
<c.yellow>باشه, اینو بده به من</c>

00:07:51.800 --> 00:07:56.120
<c.yellow>ما فقط چند روز بیشتر نرفته بودیم بیرون
این همه برگ توی حیاط خونه ریخته</c>

00:08:23.160 --> 00:08:24.870
<c.yellow>!عمو</c>

00:08:28.610 --> 00:08:30.260
<c.yellow>!عمو</c>

00:08:34.540 --> 00:08:38.230
<c.yellow> این خودشـه؟ این خود اونه؟</c>

00:08:57.420 --> 00:09:01.580
<c.yellow>زی لونگ...چینگ یی , واقعا خود شمایین؟</c>

00:09:01.580 --> 00:09:03.590
<c.yellow>بله...واقعا ماییم</c>

00:09:03.590 --> 00:09:07.390
<c.yellow>ما فقط اومدیم تا شانسمون رو امتحان کنیم,
فکرش رو هم نمیکردیم تو و عمو هم برگشته باشین</c>

00:09:07.390 --> 00:09:09.960
<c.yellow>خدا رو شکر, این فوق العاده
است که هر دو نفرتون برگشتین</c>

00:09:09.960 --> 00:09:12.290
<c.yellow>مثل خواب میمونه, درسته؟</c>

00:09:12.290 --> 00:09:14.190
<c.yellow>نه، این واقعی ـه</c>

00:09:14.190 --> 00:09:16.240
<c.yellow>هر دو نفرتون واقعا برگشتین</c>

00:09:16.240 --> 00:09:18.660
<c.yellow>و صحیح و سالم هم برگشتین</c>

00:09:21.900 --> 00:09:25.090
<c.yellow>!پدر...زی لونگ برگشته</c>

00:09:41.580 --> 00:09:44.020
<c.yellow>!زی لونگ
عمو</c>

00:09:44.020 --> 00:09:48.330
<c.yellow>عمو, زی لونگ خیلی
ناسپاسه که باعث نگرانیتون شد</c>

00:09:53.240 --> 00:09:57.340
<c.yellow>تو بالاخره برگشتی, دقیقا چه اتفاقی افتاد؟</c>

00:10:00.540 --> 00:10:04.290
<c.yellow>این داستانش طولانیه, بعدا
من با عمو نوشیدنی میخورم و</c>

00:10:04.290 --> 00:10:06.860
<c.yellow>همه چیز رو یک به یک بهتون میگم</c>

00:10:06.860 --> 00:10:10.610
<c.yellow>بله, به خاطر جشن..تولد دوباره ی ما
باید چند فنجون بنوشیم</c>

00:10:10.610 --> 00:10:12.600
<c.yellow>پس من میرم و نوشیدنی میخرم</c>

00:10:12.600 --> 00:10:16.440
<c.yellow>پس منم همراه فی یان میرم و میزارم
عمو «لی» و زی لونگ یکم با هم تنها باشن</c>

00:10:16.440 --> 00:10:19.100
<c.yellow>ما خواهرها هم میتونیم خصوصی صحبت کنیم</c>

00:10:19.100 --> 00:10:20.480
<c.yellow>بریم</c>

00:10:20.480 --> 00:10:22.090
<c.yellow>باشه...بریم</c>

00:10:26.010 --> 00:10:27.740
<c.yellow>بیا</c>

00:10:30.440 --> 00:10:34.380
<c.yellow>فکرشم نمیکردم یه گذرگاه توی اون دره باشه</c>

00:10:34.380 --> 00:10:36.230
<c.yellow>که به دنیای بیرون از اونجا متصل باشه</c>

00:10:36.230 --> 00:10:40.350
<c.yellow>بله, وقتی هر دو نفرمون با
اسب سفید ته دریاچه بودیم</c>

00:10:40.350 --> 00:10:43.590
<c.yellow>ما هم خیلی شوکه شده بودیم</c>

00:10:43.590 --> 00:10:47.260
<c.yellow>درسته, چند لحظه منتظر من بمون
&lt;br&gt;من یه کوچولو میرم دفتر حکمران شهر</c>

00:10:47.260 --> 00:10:48.490
<c.yellow>چرا داری به دفتر حکمران شهر میری؟</c>

00:10:48.490 --> 00:10:52.230
<c.yellow>شراب خیلی خوبی اونجاست, میرم بگیرم و بیام</c>

00:10:52.230 --> 00:10:55.480
<c.yellow>خیله خب باشه, پس من
شرق خیابون منتظرت می مونم</c>

00:11:02.280 --> 00:11:08.830
<c.yellow>توی عمیق ترین بخش دریاچه یه گذرگاه هست
که به دریاچه ی ماه درخشان در بیرون متصل ـه</c>

00:11:08.830 --> 00:11:14.520
<c.yellow>عمو, فکر نمیکنین این ساخت یه انسان ـه
 که خیلی فوق العاده و فراتر از طبیعی ـه؟</c>

00:11:15.100 --> 00:11:16.860
<c.yellow>توصیفش واقعا خیلی فوق العاده است</c>

00:11:16.860 --> 00:11:22.170
<c.yellow>زی لونگ, خیلی از برخورد ها
شگفت انگیز و غیر قابل تصور هستن</c>

00:11:22.170 --> 00:11:26.210
<c.yellow>و تو در آینده باهاشون برخورد میکنی</c>

00:11:31.320 --> 00:11:35.780
<c.yellow>فی یان، شراب رو آوردم</c>

00:11:35.780 --> 00:11:38.160
<c.yellow>همین الان گفتی که آب دریاچه خیلی عمیق بوده</c>

00:11:38.160 --> 00:11:40.760
<c.yellow>فکرشم نمیکردم مهارت
شنا کردنت اینقدر خوب باشه</c>

00:11:40.760 --> 00:11:44.910
<c.yellow>نه...اصلا, راستش...وقتی به ته دریاچه رسیدیم
من دیگه نتونستم بیشتر نفسم رو نگه دارم</c>

00:11:44.910 --> 00:11:47.190
<c.yellow>پس چی کار کردی؟</c>

00:11:47.190 --> 00:11:49.540
<c.yellow>خوشبختانه، زی لونگ توی
آب و شنا کردن خیلی ماهره</c>

00:11:49.540 --> 00:11:52.950
<c.yellow>و تو لحظه ی حیاتی بهم هوا رسوند</c>

00:11:54.110 --> 00:11:55.990
<c.yellow>...پس شما دو نفر</c>

00:11:57.690 --> 00:12:00.500
<c.yellow>ببخشید، بیش از حد سوال پرسیدم</c>

00:12:01.430 --> 00:12:03.130
<c.yellow>پس بیا بریم</c>

00:12:10.370 --> 00:12:17.620
<c.yellow>دفعه ی قبل که از خونه ی استادم برگشتم
تو بدست راهزن های کوهستان زندونی شده بودی</c>

00:12:17.620 --> 00:12:20.420
<c.yellow>زمانی برای یه صحبت مفصل نداشتیم</c>

00:12:20.420 --> 00:12:24.730
<c.yellow>بخش دوم کتاب صد تاکتیک
نظامی یویی رو پیدا نکردم</c>

00:12:24.730 --> 00:12:27.950
<c.yellow>اما چیز مهمتری رو کشف کردم</c>

00:12:27.950 --> 00:12:31.060
<c.yellow>به همین خاطر اونو با خودم آوردم</c>

00:12:31.060 --> 00:12:32.590
<c.yellow>اون چیه؟</c>

00:12:32.590 --> 00:12:34.330
<c.yellow>عجله نکن</c>

00:12:34.920 --> 00:12:39.750
<c.yellow>اول من باید اینو از همون
ابتدا برات توضیح بدم</c>

00:12:39.750 --> 00:12:42.250
<c.yellow>اسم استادم «یو یوان» ـه</c>

00:12:42.250 --> 00:12:44.640
<c.yellow>«از مردم شهر لینگ شوان استان «چانگ شان</c>

00:12:44.640 --> 00:12:47.990
<c.yellow>«پانزدهمین نسل از فرزندان
ژنرال معروف «یو یی</c>

00:12:47.990 --> 00:12:51.740
<c.yellow>توانایی اون در هنرهای رزمی بی نظیر بود
اما شخصیت غیر عادی و عجیبی داشت</c>

00:12:51.740 --> 00:12:56.230
<c.yellow>تنها شاگردان رسمی اون من و پدرت بودیم</c>

00:12:56.230 --> 00:12:59.810
<c.yellow>سرانجام, هر دوی ما پستی رو
توی ارتش امپراتوری قبول کردیم</c>

00:12:59.810 --> 00:13:04.510
<c.yellow>توی لو یانگ، شنیدیم که
استاد یه شاگرد جوون گرفته</c>

00:13:04.510 --> 00:13:10.570
<c.yellow>مدت زیادی نگذشته بود که استاد و بخش دوم کتاب صد تاکتیک
نظامی یو یی هر دو به یکباره از روی زمین ناپدید شدن</c>

00:13:10.570 --> 00:13:15.400
<c.yellow>همون موقع, شاگرد جوونش هم ناپدید شد</c>

00:13:15.400 --> 00:13:21.900
<c.yellow>نکنه میخواین بگین که اون شاگرد جوون و
استادتون هر دو با بدشانسی و مصیبتی روبرو شدن؟</c>

00:13:21.900 --> 00:13:25.080
<c.yellow>اون موقع, منو پدرت هم خیلی به این فکر کردیم</c>

00:13:25.080 --> 00:13:31.090
<c.yellow>اما بیست و پنج سال بعد،
متوجه شدم که اون اصلا نمرده</c>

00:13:31.090 --> 00:13:35.420
<c.yellow>اون زمان, فقط اسمش رو تغییر داده بود</c>

00:13:35.420 --> 00:13:40.470
<c.yellow>با این حساب, اون شاگرد جوون خیلی مشکوک ـه</c>

00:13:43.430 --> 00:13:45.310
<c.yellow>عمو شما تا حالا اونو پیدا کردین؟</c>

00:13:45.310 --> 00:13:50.110
<c.yellow>وقتی که این خبر رو
شنیدم، رفتم تا اونو پیدا کنم</c>

00:13:50.110 --> 00:13:53.530
<c.yellow>اما اون انکار کرد که همون شاگرد جوون ـه</c>

00:13:53.530 --> 00:13:56.690
<c.yellow>اون گفت که تا حالا هیچ وقت
توی استان چانگ شان نبوده</c>

00:13:56.690 --> 00:14:00.350
<c.yellow>و من یه لحظه عصبانی شدم و باهاش جنگیدم</c>

00:14:00.350 --> 00:14:03.720
<c.yellow>تصور نمیکردم که مهارت های
رزمیش تا حد زیادی از من بهتر باشه</c>

00:14:03.720 --> 00:14:09.130
<c.yellow>علاوه بر این، اون وحشیانه مبارزه
میکرد، و من تقریبا نتونستم فرار کنم</c>

00:14:09.130 --> 00:14:12.640
<c.yellow>این کافیـه تا ثابت کنه قلب
اون فریبنده و حیله گر ـه</c>

00:14:12.640 --> 00:14:16.100
<c.yellow>و سوء ظن رو نسبت اون خیلی بیشتر میکنه</c>

00:14:16.940 --> 00:14:19.290
<c.yellow>فقط این نیست</c>

00:14:19.290 --> 00:14:23.260
<c.yellow>توی محلی که استادم ناپدید شده بود, من به
مدت دو روز با دقت همه جا رو بررسی کردم</c>

00:14:23.260 --> 00:14:25.930
<c.yellow>محل پر از گرداب و باتلاق های شن روان بود</c>

00:14:25.930 --> 00:14:31.550
<c.yellow>شاید اون زمان، استادم افتاد باشه توی اون
باتلاق و شنای روون ما نمی تونیم مطمئنم باشیم</c>

00:14:31.550 --> 00:14:37.100
<c.yellow>چیزی که حتی بیشتر تعجب آوره اینه که
من اونجا یه ماسک پاره پیدا کردم</c>

00:14:37.100 --> 00:14:38.780
<c.yellow>ماسک؟</c>

00:14:44.890 --> 00:14:48.160
<c.yellow>چینگ یی، از چیزایی که امروز دیدم</c>

00:14:48.160 --> 00:14:52.670
<c.yellow>زمانی که تو و زی لونگ به خونه ی ما اومدین به نظر
میرسه شما به هم خیلی بیشتر از قبل نزدیکتر شدین</c>

00:14:54.510 --> 00:15:00.420
<c.yellow>همونطور که دیدی, منو زی لونگ توی دره ی مرگ افتادیم
و برای زنده موندن مجبور شدیم به هم تکیه کنیم</c>

00:15:00.420 --> 00:15:02.600
<c.yellow>زی لونگ خیلی باملاحظه مراقب من بود</c>

00:15:02.600 --> 00:15:05.840
<c.yellow>بنابراین به طور طبیعی اون
به مهمترین مرد من تبدیل شد</c>

00:15:05.840 --> 00:15:07.970
<c.yellow>...پس منظورت اینه که</c>

00:15:09.820 --> 00:15:14.720
<c.yellow>...منظورم اینه که, تو و زی لونگ الان نیــ</c>

00:15:17.550 --> 00:15:21.650
<c.yellow>شاید این موضوع خیلی
حساسه, لازم نیست جوابی بدی</c>

00:15:21.650 --> 00:15:26.040
<c.yellow>فی یان، چی داری میگی؟بیش از حد فکر نکن</c>

00:15:26.040 --> 00:15:28.130
<c.yellow> متاسفم</c>

00:15:28.130 --> 00:15:30.940
<c.yellow>پس بیا برگردیم خونه</c>

00:15:30.940 --> 00:15:32.780
<c.yellow>فی یان</c>

00:15:32.780 --> 00:15:37.090
<c.yellow>تو خواهر خوب منی, چیزی
رو نمیخوام ازت مخفی کنم</c>

00:15:39.330 --> 00:15:42.260
<c.yellow>راستش، منو زی لونگ</c>

00:15:42.790 --> 00:15:46.100
<c.yellow>خصوصی توی دره ی مرگ بهم قول دادین
بقیه زندگیمون رو با همدیگه باشیم</c>

00:15:49.140 --> 00:15:51.690
<c.yellow>!حرف زدن بسه, بیا زودباشیم و برگردیم خونه</c>

00:15:53.990 --> 00:15:58.980
<c.yellow>همونطور که انتظار میرفت, برادر
ژائو و خانم چینگ یی باهمدیگه تموم کردن</c>

00:16:46.910 --> 00:16:53.520
<c.yellow>این نشون میده کسی که استادم رو کشته
و پدرت رو مجبور کرده تا خودش رو بکشه</c>

00:16:53.520 --> 00:16:56.410
<c.yellow>تقریبا به طور قطع میشه گفت همون شخصـه</c>

00:16:56.410 --> 00:17:01.370
<c.yellow>و مشکوک ترین شخص هم همون شاگرد
جوون ـه که استادم اون سال قبول کرده بود</c>

00:17:02.230 --> 00:17:05.930
<c.yellow>وقتی قصد و توطئه کشتن استادم
رو داشته, این ماسک رو به چهره زده</c>

00:17:05.930 --> 00:17:12.260
<c.yellow>شاید به این دلیل بوده که هنوزم به خاطر
کشتن یه استاد دوست داشتنی یکم ناراحت بوده</c>

00:17:12.260 --> 00:17:16.680
<c.yellow>وقتی برادر ارشدم رو هم مجبور کرده خودشو
بکشه بازم اون همین ماسک رو رو به چهره داشته</c>

00:17:16.680 --> 00:17:20.140
<c.yellow>بازم چون یه ذره وجدان در خودش داشته</c>

00:17:20.140 --> 00:17:23.190
<c.yellow>اون کیه؟ اسمش چیه؟</c>

00:17:23.190 --> 00:17:28.250
<c.yellow>پدر، زی لونگ، امروز
شماها باید خوب غذا بخورین</c>

00:17:28.250 --> 00:17:31.490
<c.yellow>برای غذا, من گوشت «خر» چانگ شان اعلاء خریدم</c>

00:17:31.490 --> 00:17:34.870
<c.yellow>و شراب رو هم, چینگ یی
از دفتر حکمران شهر آورده</c>

00:17:37.030 --> 00:17:39.040
<c.yellow>شراب از دفتر حکمران شهر؟</c>

00:17:39.040 --> 00:17:42.690
<c.yellow>از دفتر حکمران چه شراب خوبی رو گرفتین؟</c>

00:17:43.290 --> 00:17:49.030
<c.yellow>این شراب مخصوص و ویژه ی خانواده شیاهو ماست
که مباشر گونگ چوان همراه خودش آورده</c>

00:17:55.510 --> 00:17:58.120
<c.yellow>...خونواده ی شیا هو</c>

00:17:58.850 --> 00:18:03.870
<c.yellow>چینگ یی، من هیچ وقت درمورد
پیشینه ی خونوادگی شما نپرسیدم</c>

00:18:03.870 --> 00:18:06.490
<c.yellow>اما الان  دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم</c>

00:18:06.490 --> 00:18:08.830
<c.yellow>...خونواده ی شیاهو ی شما</c>

00:18:12.490 --> 00:18:17.790
<c.yellow>پدر محترم شما, میتونه احتمالا
فرماندار چانگ شان شیاهو جی باشه؟</c>

00:18:17.790 --> 00:18:20.460
<c.yellow>بله، اون پدر منه</c>

00:18:24.230 --> 00:18:26.120
<c.yellow>...این</c>

00:18:28.030 --> 00:18:29.350
<c.yellow>خیلی تعجب کردین, درسته؟</c>

00:18:29.350 --> 00:18:32.420
<c.yellow>وقتی منم اینو از چینگ
یی شنیدم, شگفت زده شدم</c>

00:18:32.420 --> 00:18:36.030
<c.yellow>من فکرشم نمیکردم که پدر اون
فرماندار استان چانگ شان باشه</c>

00:18:36.030 --> 00:18:39.660
<c.yellow>زی لونگ, چرا اینو زودتر بهم نگفتی؟</c>

00:18:39.660 --> 00:18:41.250
<c.yellow>...من</c>

00:18:41.250 --> 00:18:43.710
<c.yellow>زی لونگ مقصر نیست, من ازش خواستم چیزی نگه</c>

00:18:43.710 --> 00:18:48.540
<c.yellow>ترسیدم اگه خیلی زود این معلوم بشه شما
باهام با توجه به وضعیتم متفاورت برخورد کنیم</c>

00:18:48.540 --> 00:18:53.120
<c.yellow>اما از امروز، چون من همراه زی
لونگ توی دره رفتم و سختگی کشیدم</c>

00:18:53.120 --> 00:18:57.740
<c.yellow>و شما به زی لونگ خیلی نزدیک هستین منم
نمیتونم بیشتر از این اینو ازتون مخفی کنم</c>

00:18:58.760 --> 00:19:00.900
<c.yellow>عمو لی، شما دو نفر به صحبتتون ادامه بدین</c>

00:19:00.900 --> 00:19:03.180
<c.yellow>منم میرم براتون گوشت خر تیکه کنم</c>

00:19:04.110 --> 00:19:06.200
<c.yellow>منم میام کمکت</c>

00:19:15.000 --> 00:19:19.010
<c.yellow>عمو, خب اون شاگرد جوون کیه؟</c>

00:19:19.010 --> 00:19:21.070
<c.yellow>...اون</c>

00:19:25.870 --> 00:19:28.180
<c.yellow>اون مربوط به افراد دیگه ای ـه</c>

00:19:28.180 --> 00:19:31.690
<c.yellow>از اینها گذشته, ما الان فقط
داریم حدس و گمان میزنیم</c>

00:19:31.690 --> 00:19:34.100
<c.yellow>هیچ مدرک درستی نداریم</c>

00:19:34.100 --> 00:19:38.230
<c.yellow>اگه من اسمش رو بگم,
این کار ممکنه درست نباشه</c>

00:19:38.230 --> 00:19:40.260
<c.yellow>عمو, چرا این درست نیست؟</c>

00:19:40.260 --> 00:19:42.700
<c.yellow>کی به این اهمیت میده؟</c>

00:19:42.700 --> 00:19:46.200
<c.yellow>این راه چطوره زی لونگ؟
بیا بریم پشت تپه و صحبت کنیم</c>

00:19:46.200 --> 00:19:48.410
<c.yellow>میخوام به دقت یه چیزهایی رو ازت بپرسم</c>

00:19:48.410 --> 00:19:50.130
<c.yellow>با من بیا</c>

00:19:50.880 --> 00:19:54.830
<c.yellow>پدر، کجا دارین میرین؟ گوشت آماده شده</c>

00:19:54.830 --> 00:19:57.550
<c.yellow>فقط یه لحظه است، من
یه کارایی با زی لونگ دارم</c>

00:19:57.550 --> 00:20:01.240
<c.yellow>این چطوره؟ فی یان...به برادر ژو خبر بده</c>

00:20:01.240 --> 00:20:04.240
<c.yellow>و برای نوشیدن شراب به اینجا دعوتش کن</c>

00:20:07.960 --> 00:20:10.170
<c.yellow>پدرم چرا امروز اینقدر عجیب شده؟</c>

00:20:10.170 --> 00:20:15.560
<c.yellow>معمولا، وقتی شراب خوبی داشته باشه, آسمون به زمین
هم برسه تا اونو تمومش نکنه اون از اینجا نمیره</c>

00:20:15.560 --> 00:20:19.170
<c.yellow>فکر کنم عمو لی بیش از حد خوشحاله
که زی لونگ صحیح و سالم برگشته</c>

00:20:19.170 --> 00:20:21.320
<c.yellow>حتما حرفای زیادی باهاش داره</c>

00:20:21.320 --> 00:20:24.950
<c.yellow>پس تو باید یکم اینجا منتظر بمونی
من میرم تا برادر ژو رو صدا کنم</c>

00:20:38.260 --> 00:20:39.590
<c.yellow>زی لونگ</c>

00:20:39.590 --> 00:20:41.630
<c.yellow>چی شده, عمو؟</c>

00:20:43.010 --> 00:20:45.400
<c.yellow>...تو و</c>

00:20:46.470 --> 00:20:48.760
<c.yellow>منظورم اینه که</c>

00:20:49.860 --> 00:20:55.220
<c.yellow>...وقتی شما دو نفر گیر افتاده بودین, حتما</c>

00:20:57.460 --> 00:21:02.110
<c.yellow>مطمئنم که شما از حد و مرز معیین
دوستیتون فراتر نرفتین, درسته؟</c>

00:21:02.110 --> 00:21:06.770
<c.yellow>چیزی که بین منو چینگ یی ـه رو من
نمیتونم خیلی راحت توی چند جمله خلاصه کنم</c>

00:21:07.330 --> 00:21:12.210
<c.yellow>الان, درست زمان جنگ ـه و هیچ چیزی قطعی نیست</c>

00:21:12.210 --> 00:21:16.510
<c.yellow>اما امیدوارم که عمو بتونین بهمون قوت قلب
بدین و مشتاقانه منتظر قدم بعدی رابطه ما باشین</c>

00:21:16.510 --> 00:21:19.300
<c.yellow>من, زی لونگ هم حتما شرایط
رو مثل این بهتون خبر میدم</c>

00:21:26.960 --> 00:21:29.600
<c.yellow>بهشت هم واقعا دوست داشتن
رو برای مسخره کردن مردم ساخته</c>

00:21:29.600 --> 00:21:33.790
<c.yellow>چطور میتونن اونا اجازه بدن تو و بانوی
جوان خونواده شیاهو با همدیگه باشین؟</c>

00:21:33.790 --> 00:21:37.160
<c.yellow>زی لونگ, میدونستی</c>

00:21:38.650 --> 00:21:43.050
<c.yellow>شیاهو چینگ یی ممکنه بدترین
دختر برای همراهی تو باشه</c>

00:21:43.050 --> 00:21:44.770
<c.yellow>عمو, چرا شما اینو میگین؟</c>

00:21:44.770 --> 00:21:49.400
<c.yellow>زی لونگ, اگه منو به عنوان عموت قبول داری
پس اینو یادت بمونه</c>

00:21:49.400 --> 00:21:54.770
<c.yellow>تو و شیاهو چینگ یی نباید مطلقا...مطلقا
رابطه ی عاشقانه داشته باشین</c>

00:21:54.770 --> 00:21:56.390
<c.yellow>عمو</c>

00:21:57.850 --> 00:22:00.280
<c.yellow>واقعا نمیفهمم چرا منو چینگ
یی نمیتونیم باهمدیگه باشیم؟</c>

00:22:00.280 --> 00:22:02.440
<c.yellow>!دیگه نپرس</c>

00:22:02.440 --> 00:22:05.340
<c.yellow>عموت داره یه جورایی نصیحتت میکنه</c>

00:22:05.340 --> 00:22:08.900
<c.yellow>تو باید کاملا فاصله ات
رو از چینگ یی حفظ کنی</c>

00:22:09.570 --> 00:22:11.270
<c.yellow>تو فکرش رو هم نمی کنی که</c>

00:22:11.270 --> 00:22:14.720
<c.yellow>تو و شیاهو چینگ یی چقدر باهم
از لحاظ وضعیت تفاوت دارین</c>

00:22:14.720 --> 00:22:16.600
<c.yellow>درست مثل آسمون و زمین</c>

00:22:16.600 --> 00:22:20.910
<c.yellow>مطمئنا تو که فکر نمی کنی, شما
دو نفر با همدیگه جور و سازگارین؟</c>

00:22:22.386 --> 00:22:27.386
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:27.410 --> 00:22:29.890
<c.yellow>عمو چیزی که میگین حقیقتـه</c>

00:22:29.890 --> 00:22:33.300
<c.yellow>وقتی من رو با وضعیت و ثروت
خانواده ی «شیاهو» مقایسه کنیم</c>

00:22:33.300 --> 00:22:36.740
<c.yellow>وضعیت من محقر و ناچیز ـه</c>

00:22:40.870 --> 00:22:45.970
<c.yellow>راستی عمو, در مورد شاگرد جوون استاد بزرگ
چرا به یکباره صحبتتون درموردش رو قطع کردین؟</c>

00:22:45.970 --> 00:22:48.060
<c.yellow>من فقط یه دفعه احساس کردم این درست نیست</c>

00:22:48.060 --> 00:22:50.210
<c.yellow>به هر حال، هیچ مدرک درستی وجود نداره</c>

00:22:50.210 --> 00:22:54.510
<c.yellow>از روی غرور و تکبر تقصیر رو
گردن کسی انداختن واقعا ناعادلانه است</c>

00:22:54.510 --> 00:22:56.570
<c.yellow>عمو -
دیگه چیزی نگو -</c>

00:22:56.570 --> 00:22:59.910
<c.yellow>یکم دیگه صبر کن تا مدارکی رو جمع کنم
بعد بیشتر در این مورد صحبت می کنیم</c>

00:23:02.810 --> 00:23:05.250
<c.yellow>بهشت هم واقعا دوست داشتن
رو برای مسخره کردن مردم ساخته</c>

00:23:05.250 --> 00:23:09.190
<c.yellow>رابطه ی زی لونگ و چینگ
یی الان به هم خیلی نزدیک ـه</c>

00:23:09.190 --> 00:23:12.800
<c.yellow>حتی اگه بگم «شیاهو جی» یکی از کسانی ـه که
پدر و مادرش رو مجبور کرده تا خودشون رو بکشن</c>

00:23:12.800 --> 00:23:15.180
<c.yellow>زی لونگ ممکنه حرفم رو باور نکنه</c>

00:23:15.180 --> 00:23:19.710
<c.yellow>بعلاوه، هر دو نفرشون نمیتونن
جلوی رابطشون رو خودبخود بگیرن</c>

00:23:19.710 --> 00:23:22.620
<c.yellow>اگه نتونم با مدرک ثابت
کنم, این فایده ای نداره</c>

00:23:22.620 --> 00:23:26.830
<c.yellow>از چشم اونا, من به یه
ادم پست و شنیع تبدیل میشم</c>

00:23:27.540 --> 00:23:31.980
<c.yellow>این واقعا درست نیست که الان اینو بگم
مجبورم دنبال نقشه ی دیگه ای باشم</c>

00:23:55.710 --> 00:23:59.040
<c.yellow>چطور جرات کرده, اون زی لونگ فکر کرده کیه؟</c>

00:23:59.040 --> 00:24:02.540
<c.yellow>گارد نظامی شهر بهش اجازه داده تا دخالت کنه</c>

00:24:02.540 --> 00:24:05.440
<c.yellow>اون روستایی ها و مردم رو فقط
برای شورش داره سازماندهی میکنه</c>

00:24:07.050 --> 00:24:09.570
<c.yellow>میدونم تو همیشه نسبت به
زی لونگ کینه و غرض داری</c>

00:24:09.570 --> 00:24:11.660
<c.yellow>اما همه چیز حد و اندازه ای داره</c>

00:24:11.660 --> 00:24:16.310
<c.yellow>راهزن های کوهستان برای پیروزی مصمم هستن
نیروها و سربازای ما تعدادشون خیلی کمه</c>

00:24:16.310 --> 00:24:20.230
<c.yellow>اگه هیچ نیرویی برای حمایت و ایجات ثبات توی شهر
وجود نداشته باشه میترسم ژنگ دینگ بیوفته دست دشمن</c>

00:24:20.230 --> 00:24:22.640
<c.yellow>اینجا تبدیل به قلمروی
اون دو جوئه ی دزد میشه</c>

00:24:22.640 --> 00:24:24.700
<c.yellow>در این مورد فکر کن</c>

00:24:24.700 --> 00:24:29.300
<c.yellow>اگه شرایط اینجوری باشه
چیکار باید بکنیم, چی مهمتره؟</c>

00:24:29.300 --> 00:24:33.170
<c.yellow>مبرم ترین و حیاتی ترین موضوع الان
اینه که به تعصبت علیه زی لونگ ادامه بدی؟</c>

00:24:33.170 --> 00:24:37.320
<c.yellow>یا همه با هم برای محافظت و
ایجاد ثبات توی ژنگ دینگ کار کنیم؟</c>

00:24:39.010 --> 00:24:42.090
<c.yellow>اگه نیروهای با اقدار دولتی, به
روستایی های غیرنظامی تکیه کنن</c>

00:24:42.090 --> 00:24:45.430
<c.yellow>حتی اگه ما توی جنگ پیروز هم بشیم، موجب خندی
همه ی دنیای بیرون میشیم</c>

00:24:45.430 --> 00:24:48.230
<c.yellow>من هنوزم مخالفم که به ژائو زی لونگ
اجازه بدیم برامون چنین مشکلی درست کنه</c>

00:24:48.230 --> 00:24:51.830
<c.yellow>!مخالفت! مخالفت! تو فقط
بلدی چطور مخالفت کنی</c>

00:24:51.830 --> 00:24:54.070
<c.yellow>تو همیشه فقط مرگ زی لونگ رو میخوای</c>

00:24:54.070 --> 00:24:57.550
<c.yellow>اگه اون مردای روستایی رو جمع کنه, تو اونو
به خط مقدم و جلو میفرستی</c>

00:24:57.550 --> 00:25:00.070
<c.yellow>و از راهزن های کوهستان
برای کشتنش استفاده میکنی</c>

00:25:21.480 --> 00:25:23.260
<c.yellow>زی لونگ</c>

00:25:23.260 --> 00:25:26.830
<c.yellow>در برخورد با دشمن، تو نباید از زیر بار مسئولیتش
شونه خالی کنی و به اندازه کافی شجاعت داری</c>

00:25:26.830 --> 00:25:31.630
<c.yellow>جمع کردن مردم برای محافظت از وطن و زادگاهت
این یه چیز قهرمانانه است</c>

00:25:31.630 --> 00:25:35.410
<c.yellow>چرا ابروهات درهم رفته؟ و به آرومی آه میکشی؟</c>

00:25:35.410 --> 00:25:38.010
<c.yellow>برای بهترین زن ها هم سخت
که بدون برنج آشپزی کنن</c>

00:25:38.010 --> 00:25:40.280
<c.yellow>اون توی خیابون سعی داشت سرباز استخدام کنه</c>

00:25:40.280 --> 00:25:43.860
<c.yellow>اما هیچ کس جوابی بهش نداد,
این تا حد زیادی بهش صدمه زده</c>

00:25:44.440 --> 00:25:46.630
<c.yellow>پس این دلیلشه</c>

00:25:52.810 --> 00:25:58.070
<c.yellow>من کنارم بیشتر از ده برادر دارم که مهارت های
رزمیشون خوبه و باهم میمیرند و زندگی میکنن</c>

00:25:58.070 --> 00:26:01.800
<c.yellow>اونا میتونن کمک کنن زی
لونگ تا باهمدیگه سرباز بگیریم</c>

00:26:03.470 --> 00:26:06.550
<c.yellow>اما ارتش راهزن ها حدود دو یا سه هزار نفر ـه</c>

00:26:06.550 --> 00:26:08.670
<c.yellow>اونا تا دو روز دیگه احتمالا حمله میکنن</c>

00:26:08.670 --> 00:26:11.380
<c.yellow>عمو، برادر ژو</c>

00:26:11.380 --> 00:26:16.800
<c.yellow>چطوری من باید تو این چند روز
صدها نفر سرباز رو دور هم جمع کنم؟</c>

00:26:18.270 --> 00:26:24.340
<c.yellow>زی لونگ, تو کنارت یه هوش و درکی
داری که هیچ کس نمیتونه ازش جلو بزنه</c>

00:26:24.340 --> 00:26:27.440
<c.yellow>این سوال ها رو، چرا از ما میپرسی؟</c>

00:26:27.440 --> 00:26:29.290
<c.yellow>هوش ؟</c>

00:26:29.290 --> 00:26:31.060
<c.yellow>افسر لی داره درست میگه</c>

00:26:31.060 --> 00:26:34.780
<c.yellow>هوش و درکی که کنار تو ـه رو
باید به طور کامل ازش استفاده کرد</c>

00:26:35.920 --> 00:26:38.410
<c.yellow>نکنه منظورشون کتاب صد
تاکتیک نظامی «یو یی» ـه؟</c>

00:26:51.620 --> 00:26:57.390
<c.yellow>این ژائو زی لونگ حتی گفته میتونه چند
صد روستایی رو اونم توی چند روز جمع کنه</c>

00:26:57.390 --> 00:27:00.040
<c.yellow>من که باور نمیکنم اون
بتونه چنین کاری و انجام بده</c>

00:27:01.210 --> 00:27:03.130
<c.yellow>منم اینو باور نمیکنم</c>

00:27:03.130 --> 00:27:06.970
<c.yellow>اما حالا که اونو تعیینش کردیم,
پس بزار صبر کنیم و ببینیم</c>

00:27:06.970 --> 00:27:10.770
<c.yellow>این ژائو زی لونگ، دیدنش هم منو عصبانی میکنه</c>

00:27:10.770 --> 00:27:12.980
<c.yellow>امروز، حتی نمیدونیم
بانوی جوان دوباره کجا رفتن</c>

00:27:12.980 --> 00:27:15.820
<c.yellow>اون احتمالا دوباره بدست ژائو
زی لونگ عوضی فرار کرده</c>

00:27:15.820 --> 00:27:17.680
<c.yellow>!دیگه کافیه</c>

00:27:18.340 --> 00:27:21.030
<c.yellow>دیگه از چنین کلمات زشتی استفاده نکن</c>

00:27:45.700 --> 00:27:46.520
<c.yellow>رسیدیم</c>

00:27:46.520 --> 00:27:50.030
<c.yellow>ما مخصوصا طولانی ترین و بیشترین
مسیر حرکت رو برای برگشتن انتخاب کردیم</c>

00:27:50.030 --> 00:27:52.640
<c.yellow>اما بازم خیلی زود رسیدیم</c>

00:27:53.500 --> 00:27:57.160
<c.yellow>ما دو نفر زمانهای زیادی
داریم در آینده که باهمدیگه باشیم</c>

00:27:57.160 --> 00:27:58.650
<c.yellow>تو از چی میترسی؟</c>

00:27:58.650 --> 00:28:00.060
<c.yellow>خودمم نمیدونم</c>

00:28:00.060 --> 00:28:03.410
<c.yellow>من فقط در مورد منافع و ضرر های شخصی نگرانم</c>

00:28:03.410 --> 00:28:06.020
<c.yellow>چینگ یی، نگران نباش</c>

00:28:06.020 --> 00:28:10.780
<c.yellow>هر دو نفرمون حتما برای
مدت زیادی کنار همدیگه میمونیم</c>

00:28:11.770 --> 00:28:13.740
<c.yellow>!ژائو زی لونگ</c>

00:28:19.930 --> 00:28:22.020
<c.yellow>تو جرات کردی بانوی جوان ما رو کجا ببری؟</c>

00:28:22.020 --> 00:28:24.360
<c.yellow>!حالا ببین اگه امروز تو
رو تا حد مرگ کتک نزدم</c>

00:29:17.090 --> 00:29:19.590
<c.yellow>گونگ چوان دیگه کافیه! صدامو میشنوی؟</c>

00:29:19.590 --> 00:29:21.800
<c.yellow>!به عنوان یه مباشر و خدمتگذار,
داری بیشتر و بیشتر گستاخ میشی</c>

00:29:21.800 --> 00:29:23.620
<c.yellow>من ازت خواستم تمومش
کنی, تو حرفمو نادیده میگیری؟</c>

00:29:23.620 --> 00:29:25.310
<c.yellow>...بانوی جوان, من</c>

00:29:25.310 --> 00:29:28.400
<c.yellow>زی لونگ, خودت رو درگیر سرو
کله زدن با اون نکن &lt;br&gt; تو دیگه باید بری</c>

00:29:29.090 --> 00:29:30.880
<c.yellow>باشه</c>

00:29:30.880 --> 00:29:32.520
<c.yellow>مراقب باش</c>

00:29:48.850 --> 00:29:53.180
<c.yellow>گونگ چوان, تو چت میشه
اگه مزاحم ژائو زی لونگ نشی؟</c>

00:29:54.050 --> 00:29:58.740
<c.yellow>زمانی که بانوی جوان بتونن یه تاریخ واقعی برای
برگشتنمون به خونه بدن منم میتونم چند روزی اونو تحمل کنم</c>

00:29:58.740 --> 00:30:00.870
<c.yellow>تو و من الان چند روزی هست که اینجاییم</c>

00:30:00.870 --> 00:30:03.940
<c.yellow>مردم ژنگ دینگ با خوشحالی زندگی و کار میکنن
این چیزیه که ما شخصا شاهدش بودیم</c>

00:30:03.940 --> 00:30:07.960
<c.yellow>مثل اینکه تو نمیدونی راهزن های کوهستان
قراره به زودی یه حمله ی بزرگ به اینجا بکنن</c>

00:30:07.960 --> 00:30:10.180
<c.yellow>وقتی این اتفاق بیوفته, دیگه
صلح و آرامشی اینجا وجود نداره</c>

00:30:10.180 --> 00:30:13.540
<c.yellow>وقتی به این فکر میکنی,
کوچکترین حرکتی نمیخوای بکنی؟</c>

00:30:17.380 --> 00:30:19.770
<c.yellow>من به سادگی نمیتونم درک کنم</c>

00:30:21.420 --> 00:30:25.370
<c.yellow>چرا تو نمیخوای ازم حمایت کنی تا
بمونم و به مردم ژنگ دینگ کمک کنم</c>

00:30:25.370 --> 00:30:29.690
<c.yellow>نکنه تو اینقدر بی عاطفه ای که
تحمل دیدن ذلت و سختی اونا رو داری؟</c>

00:30:29.690 --> 00:30:33.730
<c.yellow>حتی اگه منم قبول کنم, با
ارباب میخوای چی کار کنین؟</c>

00:30:37.080 --> 00:30:40.670
<c.yellow>من خودم شخصا یه نامه برای پدرم میفرستم و توضیح
میدم پس لازم نیست تو مسئولیتی رو به گردن بگیری</c>

00:30:40.670 --> 00:30:42.540
<c.yellow>این باید کافی باشه</c>

00:30:44.420 --> 00:30:46.750
<c.yellow>باشه، قبول میکنم. اما
شما هم باید بهم قول بدین</c>

00:30:46.750 --> 00:30:49.200
<c.yellow>زمانیکه خطر راهزن های کوهستان رو دفع کردیم
شما باید بلافاصله همراه من برگردین</c>

00:30:49.200 --> 00:30:51.630
<c.yellow>با هیچ بهونه ی دیگه
ای اونو به تاخیر نندازین</c>

00:30:59.640 --> 00:31:04.690
<c.yellow>!برادر، برادر، بیایین و ثبت نام کنین. برادر</c>

00:31:04.690 --> 00:31:08.070
<c.yellow>این دو برادر، اومدن تا یکم کمک
برای دفاع از خونه و شهرمون جمع کنن</c>

00:31:08.070 --> 00:31:10.770
<c.yellow>از خونه و شهرمون دفاع کنیم, باشه؟ برادر؟</c>

00:31:15.950 --> 00:31:19.320
<c.yellow>برادر، بیا اینجا، بیا اینجا و ثبت نام کن
&lt;br&gt;ثبت نام کن تا از شهر و خونمون محافظت کنیم</c>

00:31:19.320 --> 00:31:21.450
<c.yellow>!برادر، برادر</c>

00:31:21.450 --> 00:31:23.700
<c.yellow>صد تاکتیک نظامی یو یی</c>

00:31:23.700 --> 00:31:27.810
<c.yellow>چطوری باید ازش برای
جمع کردن سرباز استفاده کنم؟</c>

00:31:31.730 --> 00:31:36.470
<c.yellow><i>ژائو زی لونگ با توجه به کتاب صد تاکتیک نظامی
یو یی «همراه با «لی شوان» و «ژو هوای ژونگ</i></c>

00:31:36.470 --> 00:31:40.330
<c.yellow><i>و بیش از ده مهین پرست برای
تامین تداروکات و رساندن مواد غذایی</i></c>

00:31:40.330 --> 00:31:45.610
<c.yellow><i>در صبح زود, آنها مواد غذایی را به داخل شهر منتقل میکردن
و در شب, مخفیانه مواد غذایی را دوباره خارج میکردن</i></c>

00:31:45.610 --> 00:31:50.270
<c.yellow><i>در صبح دومین روز, آنها در لباس مبدل
دوباره مواد غذایی را وارد شهر میکردن</i></c>

00:31:50.270 --> 00:31:53.480
<c.yellow><i>و به این ترتیب چرخه خود را تکرار میکردن</i></c>

00:31:54.080 --> 00:31:55.790
<c.yellow>زودباشین</c>

00:31:59.420 --> 00:32:01.250
<c.yellow>سریعتر</c>

00:32:04.940 --> 00:32:06.510
<c.yellow>سریعتر</c>

00:32:07.430 --> 00:32:09.100
<c.yellow>سریعتر عمل کنین</c>

00:32:16.490 --> 00:32:18.890
<c.yellow>هر روز، اونا مواد غذایی
زیادی رو وارد شهر میکنن؟</c>

00:32:18.890 --> 00:32:20.510
<c.yellow>بله</c>

00:32:21.770 --> 00:32:25.480
<c.yellow>اینطوری نیست که اونا هر روز صبح
زود وارد شهر میشن, وقتی هوا هنوز تاریکه؟</c>

00:32:25.480 --> 00:32:29.460
<c.yellow>حق با شماست، وضعیت دقیقا همینجوره</c>

00:32:46.500 --> 00:32:48.330
<c.yellow>بسیار خب</c>

00:32:48.900 --> 00:32:53.720
<c.yellow>حالا که اون میخواد یه نمایش برپا
کنه, پس منم خودمو با اون هماهنگ می کنم</c>

00:32:53.720 --> 00:32:55.980
<c.yellow>شما, یه تعداد از سرباز ها رو به اونجا ببرین</c>

00:32:55.980 --> 00:32:57.610
<c.yellow>و برخی اقلام رو براشون بفرستین</c>

00:32:57.610 --> 00:32:59.190
<c.yellow>اطاعت</c>

00:33:01.080 --> 00:33:03.660
<c.yellow>!همگی, اسمتون رو بنویسین</c>

00:33:03.660 --> 00:33:06.480
<c.yellow>اگه میخواین به ارتش بپیوندین
و از ژنگ دینگ محافظت کنیم</c>

00:33:06.480 --> 00:33:08.380
<c.yellow>همه باید همکاری کنیم و یکم کمک برسونیم</c>

00:33:08.380 --> 00:33:13.010
<c.yellow>بیایین بریم....بیایین بریم</c>

00:33:13.010 --> 00:33:15.380
<c.yellow>این چه ربطی به ما داره؟</c>

00:33:15.380 --> 00:33:17.910
<c.yellow>ااا...نگاه کنین, مقامات اومدن -
زی لونگ -</c>

00:33:17.910 --> 00:33:20.100
<c.yellow>اونا چی با خودشون آوردن -
آره, چرا اونا اینجان -</c>

00:33:20.100 --> 00:33:23.250
<c.yellow>شما باید مواد غذایی کافی داشته باشین
و دارین به سرعت سرباز استخدام میکنین</c>

00:33:23.250 --> 00:33:26.200
<c.yellow>حکمران گائو میترسیدن شما راهی برای
درست کردن غذای خودتون نداشته باشین</c>

00:33:26.200 --> 00:33:29.180
<c.yellow>ایشون مخصوصا بهم دستور دادن
تا یه تعداد از اینا رو براتون بیارم</c>

00:33:30.160 --> 00:33:32.890
<c.yellow>دادرس گائو خیلی با ملاحظه اند</c>

00:33:32.890 --> 00:33:35.690
<c.yellow>باشه, این دو تا چرخ دستی رو, من قبول میکنم</c>

00:33:35.690 --> 00:33:40.160
<c.yellow>دادرس گائو همچنین سفارش کردن
که نه تنها باید همه ی اینا رو قبول کنین</c>

00:33:40.160 --> 00:33:44.190
<c.yellow>بلکه همه ی اینا رو باید خودتون حمل کنین
&lt;br&gt;شما باید خودتون شخصا این کار رو انجام بدین</c>

00:33:47.140 --> 00:33:49.550
<c.yellow>بسیار خب، شما میتونین برگردین و گزارش بدین</c>

00:33:49.550 --> 00:33:52.870
<c.yellow>اونا تقریبا هفت, هشت روزه که به
طور متوالی دارن مواد غذایی میارن</c>

00:33:52.870 --> 00:33:56.660
<c.yellow>آنها غذا و نوشیدنی دارن. اگه ما بهشون ملحق بشیم هم میتونیم
خوب غذا بخوریم و هم به خوبی از خونه و شهرمون محافظت کنیم</c>

00:33:56.660 --> 00:33:59.870
<c.yellow>فقط خوب غذا خوردن که نیست, این مواد غذایی
و تداروکات خیلی زیاده ممکنه از حملشون بمیری</c>

00:33:59.870 --> 00:34:02.990
<c.yellow>مردایی که مواد غذایی رو هر روز میارن فرق دارن
اونها الان باید ادمای زیادی رو استخدام کرده باشن</c>

00:34:02.990 --> 00:34:05.920
<c.yellow>این بار حکمران افرادش رو فرستاد اینجا تا
براشون ظرف بیاره &lt;br&gt;این که دیگه جعلی نیست</c>

00:34:05.920 --> 00:34:08.670
<c.yellow>معلومه که جعلی نیست, اون قهرمان
ماسک آهنی ـه چطور میتونه جعلی باشه؟</c>

00:34:08.670 --> 00:34:10.470
<c.yellow>پس بیایین بهشون ملحق بشیم -
بیایین ثبت نام کنیم -</c>

00:34:10.470 --> 00:34:12.750
<c.yellow>!بریم -
بریم ثبت نام کنیم -</c>

00:34:21.560 --> 00:34:23.920
<c.yellow>بزارین من این ظرفای حکمران گائو رو خالی کنم</c>

00:34:23.920 --> 00:34:26.760
<c.yellow>گائو ز فقط باهات شوخی کرده,
واقعا میخوای به حمل کردنش ادامه بدی</c>

00:34:26.760 --> 00:34:29.420
<c.yellow>حمل کردن یه چیز کوچیک, هیچ ضرری نداره</c>

00:34:40.360 --> 00:34:45.900
<c.yellow>از زمان های قدیم, تامین کردن به موقع کمک
سخت بوده تزئین همه چیز الان کاملا آسونه</c>

00:34:45.900 --> 00:34:49.770
<c.yellow>تا زمانی که ما به شهروندا ثابت
کنیم که سرباز و مواد غذایی داریم</c>

00:34:49.770 --> 00:34:53.300
<c.yellow>این آسونتر هم میشه تا مردم رو جذب کنیم</c>

00:34:59.630 --> 00:35:02.950
<c.yellow>هرگز نمیشه بیش از حد توی جنگ از فریب استفاده
کرد اونا هر روز مواد غذایی رو وارد شهر میکنن</c>

00:35:03.860 --> 00:35:06.980
<c.yellow>و دوباره مخفیانه شب ها خارج میکنن</c>

00:35:06.980 --> 00:35:08.950
<c.yellow> صبح روز دوم</c>

00:35:10.130 --> 00:35:12.990
<c.yellow>اون مردا لباس مبدل میپوشن</c>

00:35:12.990 --> 00:35:15.570
<c.yellow>و دوباره مواد غذایی رو وارد شهر میکنن</c>

00:35:15.570 --> 00:35:20.510
<c.yellow>اونا این کار رو چندین روز بارها و بارها انجام دادن و
تصویر رنگی نادرستی رو برای شهروندای ژنگ دینگ درست کردن</c>

00:35:20.510 --> 00:35:24.010
<c.yellow>مردم فکر میکنن اونا مواد غذایی و
نیروهای زیادی دارن هرچند این حقیقت نداره</c>

00:35:24.940 --> 00:35:27.090
<c.yellow>اونا واقعا خیلی زیرک و حیله گرند</c>

00:35:27.750 --> 00:35:30.950
<c.yellow>این ژائو زی لونگ بیشتر و بیشتر
داره فریب و طرح ریزی میکنه</c>

00:35:34.460 --> 00:35:38.300
<c.yellow>توی بخش اول کتاب صد تاکتیک نظامی یو یی</c>

00:35:38.300 --> 00:35:41.310
<c.yellow>یه بخش به اسم هنر فریب هست</c>

00:35:41.310 --> 00:35:45.070
<c.yellow>اون درمورد فریب در میدان جنگ صحبت میکنه
برای فریب دادن دشمنا</c>

00:35:45.070 --> 00:35:47.960
<c.yellow>اما زی لونگ مجبور شد از اون استفاده کنه</c>

00:35:47.960 --> 00:35:52.110
<c.yellow>تا شهروندای این شهر رو فریب بده</c>

00:35:53.730 --> 00:35:55.260
<c.yellow>!زودباش...زودباش, من میخوام ثبت نام کنم</c>

00:35:55.260 --> 00:35:58.070
<c.yellow>هل نده -
!عجله کن -</c>

00:35:58.070 --> 00:36:01.790
<c.yellow><i>دونگ ژو این پول رو به من هدیه داده</i></c>

00:36:01.790 --> 00:36:03.910
<c.yellow><i>این ثروت شخصی منه</i></c>

00:36:03.910 --> 00:36:08.040
<c.yellow><i>برای حمایت از ارتش من اول این رو به برادر
ژائو میدم تا یه کم اونجا جز و مدی راه بندازیم</i></c>

00:36:08.040 --> 00:36:10.470
<c.yellow>هل نده...هل نده - &lt;br&gt; من...من...من -</c>

00:36:10.470 --> 00:36:13.290
<c.yellow>چرا تو اینجوری کمکش کردی؟</c>

00:36:13.290 --> 00:36:15.370
<c.yellow>به عنوان حکمران این برام
ناخوشاینده که بهش کمک کنم</c>

00:36:15.370 --> 00:36:19.160
<c.yellow>به عنوان یک رقیب عاشقانه
حتی دلیلم برای کمک کردن بهش کمتر هم میشه</c>

00:36:19.160 --> 00:36:21.790
<c.yellow>اما اگه واقعا بهش کمک نکنم</c>

00:36:21.790 --> 00:36:23.750
<c.yellow>زی لونگ زمان سخت تری رو میگذروند</c>

00:36:23.750 --> 00:36:28.670
<c.yellow>و تو هم میخواستی همه جا برای جمع
کردن کمک دنبالش بری حتی اگه شده با التماس</c>

00:36:28.670 --> 00:36:30.900
<c.yellow>مردم حواس و چشمشون به توِ ـه</c>

00:36:30.900 --> 00:36:33.500
<c.yellow>و تو با مشکلات زیادی روبرو میشدی</c>

00:36:33.500 --> 00:36:36.240
<c.yellow>یه بانوی اشراف زاده ای مثل تو
حتما بعد صدمه دیدن گریه میکنه</c>

00:36:36.240 --> 00:36:38.970
<c.yellow>من نمیخوام چنین صحنه ای رو ببینم</c>

00:36:39.950 --> 00:36:42.260
<c.yellow>قلبم خیلی احساس ناراحتی میکنه</c>

00:36:43.330 --> 00:36:45.230
<c.yellow>سالهای خیلی زیادی شده</c>

00:36:45.230 --> 00:36:48.270
<c.yellow>چرا هنوز در مورد احساسات من نگرانی؟</c>

00:36:48.270 --> 00:36:50.760
<c.yellow>از ابتدا, بیشترین ترسم
از اشک و غم و اندهت بود</c>

00:36:50.760 --> 00:36:53.250
<c.yellow>من التماست میکردم که
دیگه اشک نریزی و گریه نکنی</c>

00:36:53.870 --> 00:36:57.000
<c.yellow>من ترسیده بودم , تو که نمیدونستی</c>

00:36:57.000 --> 00:37:01.060
<c.yellow>!این به یه شکاف و زخم
توی دوران بچگیم تبدیل شده</c>

00:37:01.060 --> 00:37:03.810
<c.yellow>وقتی گریه میکردی, من کتک
میخوردم و سرزنش می شدم</c>

00:37:03.810 --> 00:37:09.300
<c.yellow>و منم مجبور بودم توی هزینه صرفه
جویی کنم تا برات کیک عسلی بخرم</c>

00:37:09.300 --> 00:37:12.930
<c.yellow>هر دفعه که تو گریه میکردی,
همه چیز رو برام سخت میکردی</c>

00:37:13.700 --> 00:37:17.010
<c.yellow>من فقط میخواستم همه چیز
رو برات سخت کنم, چیه؟</c>

00:37:26.866 --> 00:37:46.866
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:46.890 --> 00:37:50.530
<c.yellow>وایستا! چرا دست بلند
کردن نیزه ات اینقدر ضعیفه؟</c>

00:37:50.530 --> 00:37:52.720
<c.yellow>!ببرینشون بالا</c>

00:37:56.270 --> 00:37:58.080
<c.yellow>!دوباره</c>

00:38:00.080 --> 00:38:03.140
<c.yellow>بیا...این سبزی ها رو خورد کن</c>

00:38:06.360 --> 00:38:10.720
<c.yellow>چینگ یی، تو غذای زیادی رو بسته بندی
کردی, اینا باید برای زی لونگ باشه, درسته؟</c>

00:38:11.460 --> 00:38:15.940
<c.yellow>منتظرم یکم وقت پیدا کنم اینا رو براش ببرم,
اما همه سرشون شلوغه نمیتونم از اینجا برم</c>

00:38:15.940 --> 00:38:18.820
<c.yellow>چیزی نیست, تو میتونی بری
مگه من اینجا نیستم؟</c>

00:38:18.820 --> 00:38:23.070
<c.yellow>خب پس عالی شد! ممنونم فی یان
من میرم و خیلی زود برمیگردم</c>

00:38:29.670 --> 00:38:31.660
<c.yellow>اینو داخلش بزار</c>

00:38:35.550 --> 00:38:38.530
<c.yellow>چینگ یی، چرا یه ظرف دیگه رو برداشتی؟</c>

00:38:38.530 --> 00:38:42.230
<c.yellow>تو خیلی با من خوبی, چطور
میتونم از «لیو شن» تو غافل بشم؟</c>

00:38:42.230 --> 00:38:46.370
<c.yellow>ببین, دقیقا همون کاسه ی غذاست, پس دیگه نگی
دارم فرق میزارم</c>

00:38:55.020 --> 00:38:58.840
<c.yellow>برای دفاع، ما نمیتونیم فقط
به نیروهای دولتی تکیه کنیم</c>

00:38:58.840 --> 00:39:02.290
<c.yellow>مجبوریم یه تعداد رو از بین سربازایی
که عمو آموزش میده انتخاب کنیم</c>

00:39:02.290 --> 00:39:06.060
<c.yellow>...و ماهر ترین سربازا رو
برای کمک به دفاع انتخاب کنیم</c>

00:39:07.060 --> 00:39:09.150
<c.yellow>من میگم، معلم ژائو</c>

00:39:09.150 --> 00:39:12.610
<c.yellow>من واقعا فکرش رو هم نمیکردم که مغز
شما نه تنها پر از آثار باستانی و تاریخی ـه</c>

00:39:12.610 --> 00:39:15.080
<c.yellow>بلکه شما حتی در تاکتیک
های نظامی هم خیلی ماهرین</c>

00:39:15.080 --> 00:39:18.060
<c.yellow>من واقعا شما رو تحسین میکنم</c>

00:39:18.060 --> 00:39:19.590
<c.yellow>جرات قبولش رو ندارم</c>

00:39:21.280 --> 00:39:24.530
<c.yellow>!شما دوتا ژنرال, وقت غذا خوردنه</c>

00:39:32.570 --> 00:39:37.390
<c.yellow>خانم چینگ یی، چرا خانم
فی یان همراهتون نیومد؟</c>

00:39:37.390 --> 00:39:40.320
<c.yellow>فی یان خیلی سرش شلوغ بود نمیتونست بیاد</c>

00:39:40.320 --> 00:39:42.420
<c.yellow>چرا خودت نمیری یکم ببینیش؟</c>

00:39:52.510 --> 00:39:54.190
<c.yellow>زیاد بخور</c>

00:39:58.190 --> 00:40:01.960
<c.yellow>بوی خوبی داره...بیا</c>

00:40:08.520 --> 00:40:13.250
<c.yellow>زی لونگ, میدونی که پدر چینگ یی....شیاهو جی</c>

00:40:13.250 --> 00:40:17.140
<c.yellow>نه تنها پدر و مادرت رو مجبور به خودکشی کرده</c>

00:40:17.140 --> 00:40:21.030
<c.yellow>بلکه باعث مرگ استاد بزرگ هم شده؟</c>

00:41:57.746 --> 00:42:17.746
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:17.770 --> 00:42:20.600
<c.yellow>چینگ ار، اینجا چی کار میکنی؟</c>

00:42:20.600 --> 00:42:23.700
<c.yellow>من... من فقط فکر کردم
بیام اینجا تو رو ببینم.</c>

00:42:23.700 --> 00:42:27.140
<c.yellow>...تصور نمیکردم این همه</c>

00:42:35.890 --> 00:42:39.410
<c.yellow>زی لونگ, الان وقتی دیدم تو اسلحه خودتو
برداشتی ترسیدم که تمرینت خیلی سخت باشه</c>

00:42:39.410 --> 00:42:42.740
<c.yellow>منم مخصوصا این بسکویت ها رو درست کردم و اومدم
تا ببینمت اما انتظار نداشتم همشون پخش زمین بشن</c>

00:42:42.740 --> 00:42:45.530
<c.yellow>...شاید بهتر باشه اینا رو نخوری</c>

00:42:45.530 --> 00:42:47.840
<c.yellow>خوبـه, نگران نباش</c>

00:42:49.550 --> 00:42:51.000
<c.yellow>خوشمزه است؟ -
آره...خوشمزه است -</c>

00:42:51.000 --> 00:42:54.050
<c.yellow>!اگه زودتر میدونستم اینا رو
دوست داری, بیشتر درست میکردم</c>

00:42:54.050 --> 00:42:57.790
<c.yellow>همین کافیه, راستش رو
بخوای من خیلی گرسنه نیستم</c>

00:42:57.790 --> 00:43:00.920
<c.yellow>فقط نمیخوام زحمت و نیتت به هدر بره</c>

00:43:00.920 --> 00:43:05.290
<c.yellow>از کی تا حالا ژائو زی لونگ
اینقدر مراقب و خون گرم شده؟</c>

00:43:05.290 --> 00:43:08.380
<c.yellow>فراموشش کن, اگه خوش
قلبی منو نمیخوای پس خوبـه</c>

00:43:09.610 --> 00:43:12.420
<c.yellow>ااا...راستی چینگ ار, میتونی کمکم
کنی و یکم کوفته برام بسته بندی کنی؟</c>

00:43:12.420 --> 00:43:16.230
<c.yellow>کوفته؟ میخوای کوفته بخوری؟</c>

00:43:16.230 --> 00:43:17.940
<c.yellow>میخوام برگردم دره ی مرگ</c>

00:43:17.940 --> 00:43:20.880
<c.yellow>از اونجایی که باید از طریق
آب برم, بردن کوفته راحتتره</c>

00:43:20.880 --> 00:43:24.820
<c.yellow>میخوای برگردی دره ی مرگ؟ چرا؟</c>

00:43:24.820 --> 00:43:29.020
<c.yellow>الان, سبک مبارزه ای که تمرین میکردم
رو من از توی دره ی مرگ یاد گرفتم</c>

00:43:29.020 --> 00:43:32.650
<c.yellow>وقتی تمرین میکردم, با یه مشکل و تنگنا
روبرو شدم که نمیتونم اینجوری حلش کنم</c>

00:43:32.650 --> 00:43:35.120
<c.yellow>به همین خاطر میخوام برگردم
و یکم با اون مقایسه اش کنم</c>

00:43:36.390 --> 00:43:39.710
<c.yellow>باشه, اما از جوونی تا الان</c>

00:43:39.710 --> 00:43:43.380
<c.yellow>کوفته هایی رو که من می پیچیدم, تو دوست
نداشتی نمیدونم چطور اونا رو درست کنم</c>

00:43:43.380 --> 00:43:48.880
<c.yellow>چطوره برم و از فی یان و چینگ یی بپرسم
میتونن کوفته ی خوبی رو بسته بندی کنن؟</c>

00:43:48.880 --> 00:43:50.250
<c.yellow>باشه</c>

00:43:51.080 --> 00:43:53.150
<c.yellow>تو هم یکم بخور</c>

00:43:53.150 --> 00:43:55.040
<c.yellow>تو باید بیشتر بخوری</c>