﻿WEBVTT

00:01:57.256 --> 00:02:17.256
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.280 --> 00:02:25.450
خدای جنگ، ژائو یون

00:02:26.700 --> 00:02:30.620
قسمت بیست و یکم

00:02:34.020 --> 00:02:36.830
من ارتش رسمی دولتم, منم که
در این مورد اینجا حرف میزنم

00:02:36.830 --> 00:02:38.790
کسی که جرات کنه از دستورم
سرپیچی کنه قابل بخشش نیست

00:02:38.790 --> 00:02:41.050
!افراد...اونا رو برام بیارین عقب

00:02:43.500 --> 00:02:46.800
اینجا چه خبره؟

00:02:48.770 --> 00:02:50.310
چی کار میکنین؟

00:02:50.310 --> 00:02:52.780
سربازا, برین بالا و طبل جنگ رو بزنین

00:02:52.780 --> 00:02:55.000
!من میخوام به مقابله با رهبر
راهزن ها «دوجوئه» برم

00:03:04.940 --> 00:03:07.080
!عجله کن...برو به زی لونگ و استاد خبر بده

00:03:07.080 --> 00:03:08.660
!اطاعت

00:03:09.990 --> 00:03:13.350
سریع، سریع، سریع! هی...پشت
سری عجله کن...زودباش

00:03:13.350 --> 00:03:16.590
!پشت سری...عجله کن , زودباش

00:03:17.170 --> 00:03:18.560
!شما چند نفر...یکم زودتر ...عجله کنین

00:03:18.560 --> 00:03:21.800
!یکی داره طبل جنگ رو میزنه

00:03:21.800 --> 00:03:26.290
کی داره طبل جنگ رو میزنه؟ -
یه نفر داره طبل جنگ رو میزنه؟ طبل جنگ؟

00:03:26.290 --> 00:03:30.410
گونگ چوان همه ی کیسه های شن رو از پشت دروازه برداشت اونا
از شهر خارج شدن و به تنهایی میخوان با دشمن روبرو بشن

00:03:30.410 --> 00:03:31.960
دروازه ی شهر تو خطر ـه

00:03:31.960 --> 00:03:35.270
!گونگ چوان....ای آدم بی خاصیت و بی کفایت

00:03:35.270 --> 00:03:36.840
برادر ژو، همه ی سربازا رو جمع کن

00:03:36.840 --> 00:03:38.820
باشه

00:03:38.820 --> 00:03:40.470
عمو...بیایین بریم

00:03:40.470 --> 00:03:41.930
!بریم

00:04:03.160 --> 00:04:06.210
یه نفر مشتاقانه اومده تا بمیره

00:04:13.840 --> 00:04:16.730
!هر کسی که از دشمن بترسه میمیره....حـمـلـه

00:04:23.140 --> 00:04:26.940
!همگی...همه بیان اینجا...عجله کنین

00:04:26.940 --> 00:04:29.420
!همه بیان اینجا...عجله کنین

00:04:29.420 --> 00:04:33.850
!دنبالم بیایین...بریم

00:04:36.720 --> 00:04:42.060
!حـمـلـه

00:04:43.350 --> 00:04:45.570
!حـمـلـه

00:04:50.240 --> 00:04:53.930
!این چطور طبل زدنه؟ خودم میزنم

00:04:55.210 --> 00:04:57.360
برو کنار

00:05:36.940 --> 00:05:38.840
!ژائو زی لونگ

00:05:46.480 --> 00:05:49.080
خواهر فی یان...آب آوردم

00:05:58.570 --> 00:06:00.230
!مراقب باشین

00:06:02.510 --> 00:06:04.770
یکم دیگه تحمل کن، باشه؟

00:06:06.320 --> 00:06:08.320
!خواش میکنم...یه نگاه به پام بندازین

00:06:08.320 --> 00:06:10.820
این یکم درد داره

00:06:17.700 --> 00:06:19.410
جنگیدن خرابی و بدبختی زیادی داره

00:06:19.410 --> 00:06:22.910
اینجوری نمیشه...باید برم
یه نگاه به زی لونگ بندازم

00:06:36.110 --> 00:06:39.020
!زی لونگ, من اومدم کمکت

00:06:58.290 --> 00:06:59.660
!این ضربه ی منو بگیر

00:06:59.660 --> 00:07:01.430
!جــیــا

00:07:32.410 --> 00:07:35.950
رئیس, مسیر پل خیلی باریکه...افرادمون
نمیتونن از وسطش عبور کنن

00:07:35.950 --> 00:07:38.400
شهر رو به طور کامل محاصره کنین

00:07:38.400 --> 00:07:40.540
عقب برین و اونا رو بندازین تو تله
بیایین بریم

00:07:40.540 --> 00:07:42.130
!عقب نشینی

00:07:42.130 --> 00:07:44.200
~

00:07:49.220 --> 00:07:52.160
دو جوئه، کجا داری فرار میکنی؟

00:07:52.160 --> 00:07:56.170
دنبالشون نرین...ما فقط
همین چند نفر رو داریم

00:07:56.170 --> 00:07:59.130
وقتی از شهر خارج بشیم, خودمون
رو مثل گوسفند تو دهن ببر میندازیم

00:07:59.130 --> 00:08:01.050
!بریم

00:08:03.660 --> 00:08:06.020
!عجله کنین...دروازه ی شهر رو ببندین

00:08:09.340 --> 00:08:11.070
گم شو از اینجا

00:08:11.070 --> 00:08:15.950
دروازه رو ببندین - &lt;br&gt;دروازه رو ببندین -

00:08:30.780 --> 00:08:33.260
ما تعدادمون خیلی کمه, اما نیروهای
راهزن ها تعدادشون خیلی زیاده

00:08:33.260 --> 00:08:36.110
عقب زدن اونا یک یا دو بار

00:08:36.110 --> 00:08:39.940
یا حتی سه یا چهار بار، اثری
روی روحیه ارتش اونا نداره

00:08:39.940 --> 00:08:41.880
تا زمانی که اونا همچنان
به محاصره ی ما ادامه بدن

00:08:41.880 --> 00:08:45.270
می ترسم دیر یا زود شهر
تغییر کنه و دچار مشکل بشه

00:08:45.270 --> 00:08:47.950
بله، این دقیقا همون چیزیه
که منم درموردش نگرانم

00:08:47.950 --> 00:08:51.630
اختلاف خیلی زیادی بین قدرت ارتش ما و راهزن های
کوهستان ـه ما نمیتونیم برای حمله پیشقدم بشیم

00:08:52.260 --> 00:08:54.780
ما از همون اول توی تخمین قدرت
و تعداد نیروهای دشمن اشتباه کردیم

00:08:54.780 --> 00:08:58.660
«حالا نه میتونیم بجنگیم و نه دفاع کنیم «ما بین یه سنگ و محل
سخت گیر افتادیم * یه اصطلاح برای مواجه شدن با مشکلات سخت *

00:08:58.660 --> 00:09:02.100
با این حساب فقط میتونیم افرادی
رو برای آوردن کمک بفرستیم

00:09:02.100 --> 00:09:06.110
اما شهر ژنگ دینگ هنوزم
بخشی از قلمرو چانگ شان ـه

00:09:06.110 --> 00:09:10.050
اگه فرماندار چانگ شان «شیاهو جی»
هنوزم نتونه سربازاشو به اینجا بفرسته

00:09:10.050 --> 00:09:12.010
کی حاضر میشه برای کمک بیاد؟

00:09:13.030 --> 00:09:15.720
دلیل اینکه شیاهو جی
نمیتونه سربازاش رو بفرسته

00:09:15.720 --> 00:09:18.660
به خاطر نگرانی از بابت سه شاهزاده ی فئودالی,
«یوان شائو...گونگ سون زان و هان فو» ـه

00:09:18.660 --> 00:09:22.800
که بین این سه شاهزاده فئودالی گیر افتاده ممکنه
توسط اونا مورد حمله قرار بگیره و ضمیمه بشه

00:09:22.800 --> 00:09:27.420
از این سه شاهزاده, اگه حتی یه نفرشون برای
کمک و نجات ما بیان این مشکل قطعا حل میشه

00:09:27.420 --> 00:09:29.970
چطوره که من به خارج از شهر برم

00:09:29.970 --> 00:09:32.920
و ببینم میتونم نیروی کمکی پیدا کنم؟

00:09:34.400 --> 00:09:37.060
حالا میخوای کجا برای گرفتن کمک بری؟

00:09:39.000 --> 00:09:42.880
!عجله کنین...برین بالا - !برین
بالا...زودباشین - !سریعتر -

00:09:48.870 --> 00:09:52.490
بعد از اینکه من از شهر برم,
نیروهای مردمی رو عموم رهبری میکنه

00:09:52.490 --> 00:09:54.410
اونا به برادر گائو برای
دفاع از شهر کمک میکنن

00:09:54.410 --> 00:09:58.800
تا قبل از برگشتن, مهم نیست
چطوری....ما نباید شهر رو از دست بدیم

00:09:58.800 --> 00:10:04.810
زی لونگ...خیالت راحت باشه, تا زمانی
که من نفس میکشم ژنگ دینگ سقوط نمیکنه

00:10:05.750 --> 00:10:10.190
من نگرانم که همه مثل تو فکر نکنن

00:10:11.890 --> 00:10:14.830
زی لونگ, من بهت قول میدم

00:10:14.830 --> 00:10:18.000
توی چند روزی که تو میری, اگه گونگ
چوان جرات کنه مشکلی برای مردم درست کنه

00:10:18.000 --> 00:10:20.040
مطمئنا خودم سلاخیش میکنم

00:10:20.680 --> 00:10:22.920
مهم نیست چه اتفاقی بیافته, من زندگیمو میدم

00:10:22.920 --> 00:10:25.330
تا شهر رو محکم و سرپا نگه دارم

00:10:25.330 --> 00:10:27.130
ممنونم، برادر گائو

00:10:27.130 --> 00:10:30.210
خیلی مودبی....شما چهار نفرین
که میخواین از شهر برین بیرون

00:10:30.210 --> 00:10:32.620
تعدادتون خیلی کم نیست؟

00:10:32.620 --> 00:10:34.840
چیزی که مهمه کیفیت و
عالی بودن ـه...نه تعداد

00:10:34.840 --> 00:10:39.350
ما میخوایم محاصره رو بشکنیم, اگه
تعدادمون زیاد باشه این کار عملی نیست

00:10:42.610 --> 00:10:46.100
بیا...دارو کجاست؟

00:10:46.100 --> 00:10:49.340
به زودی بهتر میشی, یکم دیگه تحمل کن

00:10:51.220 --> 00:10:53.970
خواهر کوچیک, زی لونگ دنبالت میگرده

00:10:53.970 --> 00:10:55.730
چرا دنبالم میگرده؟ نمیتونی ببینی سرم شلوغه؟

00:10:55.730 --> 00:10:58.180
منم نمیدونم چرا داره دنبالت میگرده

00:10:58.180 --> 00:11:00.880
خودت برو میفهمی دیگه

00:11:00.880 --> 00:11:03.160
باشه, همین الان میرم اونجا

00:11:05.620 --> 00:11:07.720
!خواهش میکنم نجاتم بدین

00:11:10.710 --> 00:11:14.350
پام
!نمیتونم جایی رو ببینم -

00:11:14.350 --> 00:11:16.770
دارو کجاست؟

00:11:16.770 --> 00:11:20.030
به زودی بهتر میشی...یکم دیگه تحمل کن

00:11:21.910 --> 00:11:23.970
!یکم بیشتر تحمل کن

00:11:29.380 --> 00:11:32.320
آروم تر -
یواش تر -

00:11:32.320 --> 00:11:34.480
اینو بده به من

00:11:36.310 --> 00:11:38.630
!نجاتم بدین

00:11:39.410 --> 00:11:41.810
امروز لیو شن خیلی عجیب و غریب شده

00:11:41.810 --> 00:11:45.320
معمولا به محض دیدن تو میتونست نصف روز
رو حرف بزنه حتی اگه چیزی برای گفتن هم نداشت

00:11:45.320 --> 00:11:47.360
اما امروز واقعا غیر عادی شده

00:11:47.360 --> 00:11:51.060
چرا تو سرتو برمیگردونی
وقتی عشق و یار خودت میبینی؟

00:11:51.060 --> 00:11:53.750
چینگ یی، اگه هنوزم بخوای
به مسخره کردن من ادامه بدی

00:11:53.750 --> 00:11:56.090
واقعا از دست عصبانی میشم

00:12:03.090 --> 00:12:08.540
چینگ یی، فکر میکنی «زی لونگ», «شی
می» و برادرم امروز چی کار دارن میکنن؟

00:12:08.540 --> 00:12:13.030
به طور معمول, زی لونگ باید
الان اینجا بیاد تا زخمیا رو ببینـه

00:12:25.850 --> 00:12:29.710
عمو...من روستایی ها رو به شما میسپارم

00:12:31.240 --> 00:12:33.680
شماها میتونین استراحت کنین و بعد برین

00:12:33.680 --> 00:12:35.160
متوجه شدم

00:12:35.160 --> 00:12:39.940
تو لحظات بحرانی, لازمه
که شماها باهم متحد باشین

00:12:39.940 --> 00:12:44.330
هر اتفاقی هم که بیافته, ما نباید
وقتی گونگ چوان رو میبینیم باهاش بجنگیم

00:12:44.330 --> 00:12:45.900
باشه

00:12:47.480 --> 00:12:49.100
زی لونگ

00:12:49.100 --> 00:12:50.450
چینگ یی

00:12:50.450 --> 00:12:52.750
فراموش کردی ما درمورد چی حرف زدیم؟

00:12:52.750 --> 00:12:55.110
خودت بهم گفتی که چیزی رو ازم مخفی نمیکنی

00:12:55.110 --> 00:12:58.230
چرا چنین چیز مهمی رو بهم نگفتی که میخوای از
قلعه بری بیرون تا دنبال نیروی کمکی بگردی؟

00:12:58.230 --> 00:12:59.680
...من

00:13:05.920 --> 00:13:08.520
مسائل نظامی بچه بازی که نیست,
باید محتاط باشیم و محرمانه نگهش داشت

00:13:08.520 --> 00:13:12.270
به خصوص وقتی خودت اون کار
رو به عنوان فرمانده کل انجام میدی

00:13:12.270 --> 00:13:14.450
من ازت حمایت میکنم

00:13:14.450 --> 00:13:16.340
اینطور نیست، عمو لی؟

00:13:20.300 --> 00:13:22.130
شی می

00:13:22.130 --> 00:13:26.630
تو باید بزاری امشب خبر شکستن
محاصرمون به راهزن ها درز پیدا کنه

00:13:26.630 --> 00:13:28.110
...این

00:13:29.380 --> 00:13:32.680
زی لونگ, چیزی که میگی اشتباه نیست؟

00:13:32.680 --> 00:13:34.000
بله...برادر بزرگ

00:13:34.000 --> 00:13:36.790
فکر کنم چینگ یی تو رو ترسونده و گیج شدی

00:13:37.890 --> 00:13:40.190
زی لونگ داره درست میگه

00:13:40.190 --> 00:13:44.290
تو باید بزاری امشب خبر شکستن
محاصرمون به راهزن ها درز پیدا کنه

00:13:47.690 --> 00:13:51.340
داخل شهر, یه جاسوس
واسه راهزن ها کار نمیکنه؟

00:13:51.340 --> 00:13:54.820
چه نیازی هست که ما
خودمون خبرها رو پخش کنیم؟

00:13:55.340 --> 00:13:58.170
الان همه ی راهزن ها به شدت مشکوک شدن

00:13:58.170 --> 00:14:00.260
ما باید اونا رو 100 درصد مطمئن کنیم

00:14:00.260 --> 00:14:03.280
ما حتما باید امشب محاصره رو بشکنیم

00:14:04.630 --> 00:14:09.250
برادر ژو، تو میگی زی
لونگ خودشو زده به حماقت؟

00:14:32.320 --> 00:14:35.000
بیا، نگاه کنین

00:14:35.000 --> 00:14:39.560
مردم داخل شهر میدونن که
ما دیر یا زود وارد شهر میشیم

00:14:39.560 --> 00:14:43.910
در حال حاضر اونا سعی
دارن الان محاصره رو بشکنن

00:14:43.910 --> 00:14:49.200
توی این, گفته چطور میخوان محاصره رو بشکنن؟

00:14:49.200 --> 00:14:50.980
اینو دیگه نگفته

00:14:57.960 --> 00:15:05.000
برادر بزرگ، حالا...پشت کدوم دروازه
رو ما باید نیروهای زیادی قرار بدیم؟

00:15:07.100 --> 00:15:09.590
صبر کن و بی سر و صدا فقط تماشا کن

00:15:09.590 --> 00:15:13.570
منتظر فرصت عکس العمل مناسب بمون
...زمانی که اونا شروع کردن

00:15:14.660 --> 00:15:18.250
ما به یکدفعه ارتش بزرگی
رو به اونجا می فرستیم

00:15:18.770 --> 00:15:22.630
ما باید ژائو زی لونگ رو بکشیم

00:15:22.630 --> 00:15:24.960
درسته، حتما باید ژائو زی لونگ رو بکشیم

00:15:24.960 --> 00:15:26.950
برادر بزرگ

00:15:26.950 --> 00:15:29.600
چیه؟ -
این فوق العاده است -

00:15:53.860 --> 00:15:56.540
افسر لی, الان وقتشه

00:15:56.540 --> 00:15:58.370
طبل جنگ رو بزن

00:16:07.750 --> 00:16:10.200
یه ارتش بزرگ از نیروهامون
رو به دروازه ی غربی بفرستین

00:16:10.200 --> 00:16:12.100
!بله

00:16:31.200 --> 00:16:34.360
!!کماندارا آماده - &lt;br&gt;!بله -

00:16:44.490 --> 00:16:46.430
تیرها رو رها کنین

00:17:16.440 --> 00:17:19.090
!دست نگه دارین -
!دست نگه دارین -

00:17:26.970 --> 00:17:28.570
برادر بزرگ

00:17:32.580 --> 00:17:37.270
برادر بزرگ، ژائو زی لونگ و اون گروهش
فقط از بالای دیوار بهمون حمله کردن؟

00:17:37.270 --> 00:17:39.600
سعی نکردن محاصره رو بشکنن

00:17:39.600 --> 00:17:41.380
نکنه اونا ما رو فریب دادن؟

00:17:44.980 --> 00:17:47.030
هر دو برادر تو یه نقطه

00:17:47.030 --> 00:17:50.860
برین کنار دیوار و اون چند تا جسد
رو بیارین, ببینین اگه بازمانده ای

00:17:50.860 --> 00:17:52.710
اونجا هست, باید شکنجه و بازجوییش کنیم

00:17:52.710 --> 00:17:55.130
بله، برو ببین

00:18:04.350 --> 00:18:06.740
رئیس، اونا جعلی اند

00:18:09.180 --> 00:18:11.210
...حرومـ

00:18:11.210 --> 00:18:13.650
کاه و یونجه؟ غذای اسبش کن

00:18:13.650 --> 00:18:15.430
بله

00:18:15.430 --> 00:18:16.900
گزارش، رئیس، خبر بد

00:18:16.900 --> 00:18:19.590
چند نفر از دروازه ی شرقی فرار کردن

00:18:21.510 --> 00:18:23.410
فریب دشمن از پایه خودش
* اصطلاح : فریب ببر کوهستان *

00:18:23.410 --> 00:18:25.980
دوباره گول حقه های کثیفشون رو خوردیم

00:18:31.380 --> 00:18:35.840
فرار فقط چند نفر, مسئله ی خیلی مهمی نیست

00:18:36.430 --> 00:18:40.300
بقیه اونا هنوزم توی محاصره اند

00:18:40.300 --> 00:18:41.960
اونا رو تو تله میندازیم تا وقتی که بمیرن

00:18:50.070 --> 00:18:53.290
زی لونگ، چرا اینقدر خوشحالی؟

00:18:55.230 --> 00:18:59.130
ما پنج سوار, تونستیم
بدون مشکل و ساده فرار کنیم

00:18:59.130 --> 00:19:02.330
انگار خدا محافظمونه و کمکمون میکنه

00:19:02.330 --> 00:19:05.000
بزارین خیلی سریع دنبال نیروی کمکی بگردیم

00:19:05.000 --> 00:19:10.520
نه تنها بحران ژنگ دینگ حل میشه
بلکه از شر راهزن های کوهستان هم خلاص میشیم

00:19:11.340 --> 00:19:12.930
صحبت کردن از این منو عصبانی میکنه

00:19:12.930 --> 00:19:15.930
تو میخوای از «گونگ سون زان» سرباز و نیروی
کمکی بگیری اما «بائو یو» خواهر قسم خورده ی منه

00:19:15.930 --> 00:19:19.960
اما نمیزاری من برم؟ سعی داری
همه چیز رو به اسم خودت تموم کنی؟

00:19:20.710 --> 00:19:22.640
من فقط میترسم تو توی معرض خطر قرار بگیری

00:19:22.640 --> 00:19:26.250
راهزن ها قلعه رو محاصره کرده
بودن, داخل شهر که خطرناکتر بود

00:19:26.250 --> 00:19:30.320
میدونم تو فکر میکنی من یه بار اضافی ام

00:19:47.150 --> 00:19:51.590
این دو جوئه هم خیلی بی کله است, با سه هزار نفر
سرباز و سواره حتی نتونست پنج نفر آدمو شکست بده

00:19:51.590 --> 00:19:54.130
گذاشت خیلی راحت ژائو
زی لونگ محاصره رو بشکنه

00:19:54.620 --> 00:19:57.560
این خصومت و دشمنی رو
با ژائو زی لونگ تمومش کن

00:19:57.560 --> 00:19:59.770
اون از قلعه به خاطر شماها  فرار کرد

00:19:59.770 --> 00:20:01.830
بیشتر از این دیگه چی میخوای؟

00:20:01.830 --> 00:20:04.770
بزرگترین دردسر دوجوئه,...ژائو
زی لونگ توی قلعه نیست

00:20:04.770 --> 00:20:08.160
اون در حال تجدید قوا برای حمله است

00:20:08.160 --> 00:20:10.370
تو هم باید با ارتش روستایی
ها به طور کامل هماهنگ باشی

00:20:10.370 --> 00:20:15.050
یادت باشه, نباید اجازه بدی
راهزن ها بیان و به مردم صدمه بزنن

00:20:15.050 --> 00:20:18.220
این آخرین خط و مرز منه

00:20:21.860 --> 00:20:25.580
راهزن ها ممکنه هر لحظه
دوباره به قلعه حمله کنن

00:20:25.580 --> 00:20:29.740
هر یه ثانیه ای که نیروی کمی
دیرتر برسه, قلعه بیشتر به خطر میافته

00:20:29.740 --> 00:20:31.640
ما باید عجله کنیم

00:20:31.640 --> 00:20:36.900
برادر ژو، همونطور که درموردش حرف زدیم
تو به استان جی برو و «مو هان فو» رو پیدا کن

00:20:36.900 --> 00:20:39.460
از اون تقاضای نیروی کمکی کن

00:20:39.460 --> 00:20:44.250
چه موافقت کنه چه نه, ما باید دو
روز دیگه همینجا همدیگه رو ملاقات کنیم

00:20:44.250 --> 00:20:47.590
فهمیدم, من با عجله میرم
اونجا و زود برمیگردم

00:20:58.160 --> 00:20:59.620
یان چانگ

00:21:00.140 --> 00:21:02.260
تو باید چینگ یی رو تا «یو ژو» اسکورت کنی

00:21:02.260 --> 00:21:06.480
اینکه بتونیم از «یو ژو» نیروی کمکی
بگیریم همش به بانو «بائو یو» بستگی داره

00:21:06.480 --> 00:21:10.370
یادت باشه...وقتی تو یو ژو
هستین, به حرفای چینگ یی گوش کنی

00:21:11.840 --> 00:21:13.410
فهمیدم

00:21:15.150 --> 00:21:16.760
صبر کنین

00:21:30.940 --> 00:21:32.680
چی کار میکنی؟

00:21:37.510 --> 00:21:40.970
اسب سفید، تو آدما رو به خوبی میفهمی

00:21:40.970 --> 00:21:43.580
تو این سفر، تو باید به خوبی مراقب اون باشی

00:21:43.580 --> 00:21:48.430
اگه اون لجبازی کرد یا یادش رفت بهت غذا بده
اونو مقصر ندون

00:21:48.430 --> 00:21:52.250
بعد از اینکه راهزن ها رو شکست دادم,
من بهترین دونه ها و غلات رو بهت میدم

00:21:52.250 --> 00:21:56.100
و برات یه زین مسی با رکاب نقره ای می گیرم

00:22:11.790 --> 00:22:14.370
ژائو زی لونگ با موفقیت
محاصره ی دور قلعه رو شکست

00:22:14.370 --> 00:22:17.660
دوجوئه باید بی نهایت خشمگین شده باشه

00:22:17.660 --> 00:22:21.280
حدس میزنم قبل از طلوع
آفتاب دوباره به قلعه حمله میکنه

00:22:22.350 --> 00:22:24.900
تو باید عجله کنی و زود آماده بشی

00:22:24.900 --> 00:22:26.510
هــا؟ آماده بشم؟

00:22:26.510 --> 00:22:30.620
توی اردوگاه ارتش بمون و
به دفتر حکمران شهر برنگرد

00:22:30.620 --> 00:22:32.280
خیله خب

00:23:02.209 --> 00:23:03.969
چه اتفاقی داره میوفته؟

00:23:03.969 --> 00:23:05.249
چه اتفاقی دقیقا داره میوفته؟

00:23:05.249 --> 00:23:07.459
بلند شین

00:23:08.199 --> 00:23:09.799
چرا دروازه اصلی باز ـه؟

00:23:30.755 --> 00:23:40.755
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:40.779 --> 00:23:42.439
بیشتر زور بزنین

00:23:46.429 --> 00:23:48.989
حـمـلـه

00:23:55.989 --> 00:23:57.669
قلعه رو حفظ کنین

00:24:15.449 --> 00:24:17.269
زودباشین پل متحرک رو ببرین بالا

00:24:29.819 --> 00:24:31.419
دنبالم بیایین

00:25:03.699 --> 00:25:05.239
دروازه ی شهر رو ببندین

00:25:07.129 --> 00:25:09.709
عجله کنین دروازه رو ببندین

00:25:22.319 --> 00:25:23.989
تمومش کنین

00:25:30.239 --> 00:25:33.019
دروازه ی شهر بسته
شده....دیگه کسی نمیتونه فرار کنه

00:25:33.019 --> 00:25:35.819
سلاح هاتون رو بندازین
زمین تا زندگیتون رو ببخشم

00:25:45.509 --> 00:25:48.929
بندازین زمین

00:26:01.869 --> 00:26:05.929
لیوشن, من چندبار از زی لونگ پرسیدم
اما اون هر بار از جواب دادن طفره رفت

00:26:05.929 --> 00:26:08.689
اون و «شی می» دقیقا میخوان چی کار کنن؟

00:26:35.599 --> 00:26:37.819
بد شد &lt;br&gt; افتادیم تو تله

00:26:45.959 --> 00:26:47.479
کجا فرار میکنین؟

00:27:02.009 --> 00:27:04.069
درست سر وقت

00:27:06.821 --> 00:27:11.381
خودم میدونستم اول میای سراغ من

00:27:11.381 --> 00:27:15.941
درست همونطور که فکر میکردم, تو خیلی نترسی

00:27:15.941 --> 00:27:17.401
اون کیـه؟

00:27:21.591 --> 00:27:23.951
چه سوال احمقانه ای

00:27:26.161 --> 00:27:31.271
بزار فکر کنم, چطور باید جوابتو بدم

00:27:42.001 --> 00:27:43.621
اینو باید از فرشته ی مرگ بپرسی

00:27:43.621 --> 00:27:44.841
!بکشینشون

00:28:18.841 --> 00:28:20.961
شی می, از بالای راهزن ها برو

00:28:20.961 --> 00:28:22.311
باشه

00:28:45.911 --> 00:28:48.451
!نزارین فرار کنن, با تیر بزنینشون

00:28:48.451 --> 00:28:49.731
بریم

00:28:59.281 --> 00:29:01.361
با چوب آتیش بزنیدشون...تا بسوزن و بمیرن

00:29:28.631 --> 00:29:29.841
!برادر بزرگ!....برادر بزرگ

00:29:29.841 --> 00:29:30.961
!برادر بزرگ

00:29:30.961 --> 00:29:33.091
!برادر بزرگ

00:29:39.001 --> 00:29:40.181
بریم

00:29:53.591 --> 00:29:55.131
!سریع برین دنبالشون

00:29:57.401 --> 00:30:00.761
ژائو زی لونگ، امروز خیلی شانس آوردی

00:30:12.981 --> 00:30:14.781
ما فعلا تونستیم قلعه رو حفظ کنیم

00:30:14.781 --> 00:30:17.561
اما تعدادمون داره کمتر و کمتر میشه

00:30:19.401 --> 00:30:21.321
ما داریم یه جنگ فرسایشی می کنیم

00:30:21.321 --> 00:30:24.331
تواناییمون برای ادامه و استقامت
توی این جنگ داره ناچیز و ناچیزتر میشه

00:30:24.331 --> 00:30:27.171
من فقط امیدوارم زی
لونگ بتونه دوجوئه رو بکشه

00:30:27.171 --> 00:30:32.011
توی بدترین حالت هم, ما نیاز داریم از
«جی ژو» یا «یو ژو» نیروی کمکی بگیریم

00:30:32.011 --> 00:30:34.951
با توجه به ارزیابی جنگ, ما تا سه
روز دیگه نیروهامون رو از دست میدیم

00:30:34.951 --> 00:30:36.291
زمان زیادی نداریم

00:30:36.291 --> 00:30:39.971
بقای همه ی شهر الان به زی لونگ بستگی داره

00:30:52.511 --> 00:30:56.601
اسب سفید، یه بار دیگه زندگیمو نجات دادی

00:30:57.251 --> 00:30:59.251
چرا تو تنهایی برگشتی؟

00:30:59.251 --> 00:31:01.551
یان چانگ و چینگ یی کجان؟

00:31:02.331 --> 00:31:04.161
زی لونگ

00:31:04.161 --> 00:31:05.281
برادر لیو

00:31:05.281 --> 00:31:06.931
یان چانگ

00:31:06.931 --> 00:31:09.171
پس تو بودی که اسب سفید رو آوردی

00:31:09.171 --> 00:31:10.511
به اردوگاه راهزنان؟

00:31:10.511 --> 00:31:11.791
البته

00:31:11.791 --> 00:31:12.791
چینگ یی کجاست؟

00:31:12.791 --> 00:31:14.751
اون به قدری نگران تو بود که

00:31:14.751 --> 00:31:16.431
گفت من باید اسب سفید رو

00:31:16.431 --> 00:31:19.591
حتما به تو بدم و خودش تنهایی به یو ژو رفت

00:31:19.591 --> 00:31:21.821
تنهایی؟

00:31:21.821 --> 00:31:24.861
انگار این اسب سفید دوباره
تو و شی می رو نجات داده

00:31:24.861 --> 00:31:28.831
تو و چینگ یی از هم مراقبت میکنین و همدیگه رو
دوست دارین به نظر میرسه این خیلی مفید بوده

00:31:28.831 --> 00:31:33.481
البته. چینگ یی ستاره شانس برادر بزرگ ـه

00:31:33.481 --> 00:31:35.371
انگار واقعا میتونن زن و شوهر خوشبختی بشن

00:31:35.371 --> 00:31:37.961
کافیه, الان همه چی خیلی جدی ـه

00:31:37.961 --> 00:31:40.221
شما دو نفر هنوزم منو دست میندازین؟

00:31:40.221 --> 00:31:42.681
من امروز نتونستم دوجوئه رو بکشم

00:31:42.681 --> 00:31:44.431
این یه مشکل بزرگه

00:31:44.431 --> 00:31:47.851
دوجوئه گفت که از قبل منتظر بوده تا ما
سعی کنیم یه دفعه بهش حمله کنیم و بکشیمش

00:31:47.851 --> 00:31:52.311
پس اون کی بوده؟ نکنه یه
نفر از درون راهزن ها بوده؟

00:31:52.311 --> 00:31:55.951
هیچ کس از داخل راهزن ها
امکان نداره اینو پیش بینی کرده باشه

00:31:55.951 --> 00:31:58.951
در اون صورت, تا حالا موفق شده بودن

00:31:59.891 --> 00:32:03.281
ممکنه یه نفر از داخل قلعه
با راهزن ها تبانی کرده باشه

00:32:03.281 --> 00:32:08.031
من فکر میکنم اون گونگ چوان
ـه, چرا اون اینقدر خبیسـه؟

00:32:33.531 --> 00:32:37.811
زی لونگ, حالا میخوای چی کار کنی؟

00:32:37.811 --> 00:32:40.351
این بار اقدام به قتلمون شکست خورد

00:32:40.351 --> 00:32:42.981
دوجوئه حتما نگهباناشو بیشتر میکنه

00:32:42.981 --> 00:32:46.071
واقعا دیگه سخت بتونم فرصت دیگه ای پیدا کنم

00:32:46.071 --> 00:32:50.111
بنابراین ما باید بفهمیم مواد غذایی
و تداروکاتشون رو کجا نگه میدارن

00:32:50.111 --> 00:32:52.591
وقتی افراد رسیدن ماهم وارد عمل میشیم

00:32:52.591 --> 00:32:53.851
خب

00:32:59.191 --> 00:33:02.031
خیله خب, حالا میتونی
بری و از بقیه مراقب کنی

00:33:02.961 --> 00:33:04.741
شما احساس درد دارین؟

00:33:04.741 --> 00:33:07.301
این چند روز به اطراف حرکت نکن - &lt;br&gt;بله -

00:33:12.051 --> 00:33:13.871
عرقتون رو پاک کنین

00:33:15.611 --> 00:33:17.851
آروم و با احتیاط

00:33:17.851 --> 00:33:19.841
تحملش کن

00:33:19.841 --> 00:33:21.561
اون اونجاست

00:33:24.371 --> 00:33:26.291
...شما

00:33:26.291 --> 00:33:29.951
من مقام ژنرال اینجا «گونگ چوان» ام

00:33:29.951 --> 00:33:31.971
گونگ چوان؟

00:33:31.971 --> 00:33:33.571
!پس شما گونگ چوان هستین

00:33:33.571 --> 00:33:35.211
من شما رو میشناسم

00:33:35.211 --> 00:33:38.391
لی شوان...پدرمـه , ژائو
زی لونگ...برادر ارشدمـه

00:33:38.391 --> 00:33:43.191
چند روز پیش، زی لونگ زخمی
شده بود, پس شما باعثش بودین

00:33:43.191 --> 00:33:45.191
!واقعا چه تصادفی

00:33:45.191 --> 00:33:47.731
من یه چند تایی سوء تفاهم با زی لونگ داشتم

00:33:47.731 --> 00:33:49.671
اما الان حل و فصل شده

00:33:49.671 --> 00:33:51.411
الان راهزن ها به اینجا حمله کردن

00:33:51.411 --> 00:33:54.611
ما باید با همدیگه کار کنیم
تا از شهر محافظت کنیم

00:33:54.611 --> 00:33:56.221
امیدوارم به چیزی که گفتین عمل کنین

00:33:56.221 --> 00:33:59.391
این درسته که الان موقع و لحظات خطرناکی ـه

00:34:04.701 --> 00:34:06.361
..این

00:34:08.281 --> 00:34:12.241
اون مردی که اونجاست, اسمش چیه؟

00:34:12.241 --> 00:34:13.881
من چند لحظه قبل شنیدم که خودش رو معرفی کرد

00:34:13.881 --> 00:34:15.741
اون مقام ژنرال رو داره

00:34:15.741 --> 00:34:19.941
!اسمش بود...گونگ....گونگ چی بود؟

00:34:22.181 --> 00:34:24.481
اگر چه اونا سطح پایین و آروم میجنگن

00:34:24.481 --> 00:34:27.621
اما ژنرال که تخته سنگ ها و چوب ها
رو به بالای برج های شهر که نمیبرن

00:34:27.621 --> 00:34:30.681
شما اون مردم رو برای
بالا برن اونا لازم ندارین؟

00:34:30.681 --> 00:34:33.331
اینجور کارا رو افرادم انجام میدن

00:34:33.331 --> 00:34:36.931
اما هنوزم شما وظایف خودتون
رو برای انجام دارین, درست نمیگم؟

00:34:36.931 --> 00:34:40.091
پس من بیشتر از این مزاحمتون نمیشم

00:34:40.091 --> 00:34:41.691
...خانم فی یان...من

00:34:41.691 --> 00:34:44.701
ممنونم که دلواپس حال زخمیا هستین

00:34:44.701 --> 00:34:47.501
اما شما هنوزم مسائل خیلی
زیادی رو تو دستتون دارن

00:34:47.501 --> 00:34:50.281
نمیخوام با نگه داشتنتون در
اینجا, وقتتون رو به هدر بدم

00:34:50.281 --> 00:34:52.021
خانم فی یان

00:34:52.021 --> 00:34:53.861
ژنرال این کار زشته

00:34:53.861 --> 00:34:56.321
درست نیست مردا و زنا به همدیگه دست بزنن

00:34:56.321 --> 00:35:00.831
یه لحظه ممضطرب شدم و
اشتباه کردم, امیدوارم منو ببخشین

00:35:02.731 --> 00:35:05.141
!خانم فی یان...خانم فی یان -

00:35:06.101 --> 00:35:07.521
..تـو -
چینگ ار تو خوبی؟ -

00:35:07.521 --> 00:35:09.371
خوبم...خوبم...خوبم

00:35:09.371 --> 00:35:11.071
البته که خوبم

00:35:11.071 --> 00:35:14.621
فقط ...وقتی مشت ژنرال رو دیدم خیلی ترسیدم

00:35:14.621 --> 00:35:16.981
به نظر تو, هنرهای رزمی ژنرال خیلی خوب نیست؟

00:35:16.981 --> 00:35:21.701
راهزنا قطعا بدست شما سرکوب میشن
درست نمیگم؟

00:35:22.491 --> 00:35:26.151
آه، درسته، راهزنان میخوان بهمون حمله کنن

00:35:26.151 --> 00:35:28.491
ژنرال, شما باید زود برین و آماده بشین

00:35:28.491 --> 00:35:30.161
دیگه هم نیا

00:35:31.191 --> 00:35:32.551
...تـو

00:35:40.651 --> 00:35:44.801
پدر, ما فقط لازمه هزار سرباز رو
برای نجات ژنگ دینگ از این بحران بفرستیم

00:35:44.801 --> 00:35:49.291
هزار سرباز درست مثل یه مورچه روی یه گاو ـه

00:35:49.291 --> 00:35:51.131
بائو یو

00:35:52.111 --> 00:35:55.751
جمع کردن هزار سرباز فقط
یه بخشی از مشکل و نگرانی ـه

00:35:55.751 --> 00:36:00.191
من میترسم صدمه زدن به راهزن های
کوهستان باعث بشه از ما کینه بگیرن

00:36:00.191 --> 00:36:04.331
اگه تو شرایط معمولی بود,
حتی بهشون نگاه هم نمیکردم

00:36:04.331 --> 00:36:08.431
اما همین روزا ما درگیر جنگ
با یوان شائو و هان فو میشیم

00:36:08.431 --> 00:36:10.271
اگه راهزن ها وسط اون
درگیری از پشت بهمون خنجر بزنن

00:36:10.271 --> 00:36:12.531
این موضوع خسارت جبران
ناپذیری رو به همراه داره

00:36:12.531 --> 00:36:18.371
به همین دلیل ژنگ دینگ
نمیتونه بدست ما نجات داده بشه

00:36:18.371 --> 00:36:19.591
پدر

00:36:19.591 --> 00:36:21.311
دیگه لازم نیست چیزی بگی

00:36:21.311 --> 00:36:26.451
بائو یو , معمولا تو هر چی
بخوای رو من قبول می کنم

00:36:26.451 --> 00:36:31.361
اما درخصوص این درخواستت
در هر صورت ما نمیتونیم نبرد رو پیروز بشیم

00:36:31.361 --> 00:36:34.571
بنابراین هر اتفاقی هم
که بیافته, اینو قبول نمیکنم

00:36:34.571 --> 00:36:36.451
پدر خواهش میکنم تجدید نظر کنین

00:36:36.451 --> 00:36:38.131
کافیـه

00:36:38.131 --> 00:36:41.531
هیچ جایی دیگه برای صحبت
درمورد این موضوع نمونده

00:36:41.531 --> 00:36:43.471
تو دیگه برو

00:36:43.471 --> 00:36:47.331
اگه چینگ یی رو دیدی, فقط
بهش بگو من توی یو ژو نیستم

00:36:47.331 --> 00:36:49.651
فقط ازش مخفی کن

00:37:04.331 --> 00:37:07.491
چینگ یی...متاسفم

00:37:07.491 --> 00:37:09.751
تو لازم نیست خودتو مقصر بدونی

00:37:09.751 --> 00:37:13.751
راستش, از قبل میدونستم که عمو گونگ
سون و یوان شائو میخوان باهم وارد جنگ بشن

00:37:13.751 --> 00:37:16.731
فقط فکرش رو نمیکردم
به این سرعت اتفاق بیافته

00:37:16.731 --> 00:37:20.591
میدونم تو تمام تلاشت رو کردی وقتی
برگشتیم میتونیم به راه های دیگه ای فکر کنیم

00:37:20.591 --> 00:37:22.771
شاید برادر «ژو هوای ژونگ» تا حالا

00:37:22.771 --> 00:37:24.891
نیروی کمکی آورده باشه

00:37:24.891 --> 00:37:26.831
شانس این اتفاق خیلی کمه

00:37:26.831 --> 00:37:30.051
قدرت نظامی یو ژو خیلی قوی ـه
اما پدرم نتونست قبول کنه نیروی کمکی بفرستـه

00:37:30.051 --> 00:37:34.371
قدرت نظامی جی ژو که خیلی ضعیف تر ـه احتمال
اینکه نیروی کمکی بفرسته تقریبا غیر ممکنه

00:37:34.371 --> 00:37:36.171
پس امیدوارم

00:37:36.171 --> 00:37:41.031
اگه واقعا درست نشه, بتونم
بیشرمانه برم و به پدرم التماس کنم

00:37:42.121 --> 00:37:43.081
شما لازم نیست منو بدرقه کنین

00:37:43.081 --> 00:37:45.621
من باید عجله کنم و برگردم, زی
لونگ و بقیه الان منتظر خبرای من هستن

00:37:45.621 --> 00:37:47.201
از طرف من به زی لونگ بگو

00:37:47.201 --> 00:37:50.501
من حتما دنبال راهی میگردم تا بتونم
پدرم رو متقاعد کنم نیروی کمکی بفرسته

00:37:51.241 --> 00:37:55.041
اگه بازم نتونم, مجبورم
از آخرین روش استفاده کنم

00:38:00.881 --> 00:38:02.541
سه روز شده

00:38:03.291 --> 00:38:04.951
تا الان سه روز شده

00:38:04.951 --> 00:38:07.311
سه روز! میفهمین؟

00:38:14.906 --> 00:38:24.906
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:25.857 --> 00:38:30.977
برادر بزرگ, اگرچه ژنگ دینگ یه شهر کوچیک ـه

00:38:30.977 --> 00:38:32.997
اما دیوارهای قوی و محکی داره

00:38:32.997 --> 00:38:37.137
وقتی گائو ز حکمران شهر شد,
دیوارهای شهر رو تعمیر کرد

00:38:37.137 --> 00:38:40.297
و قبل از اینکه جنگ شروع بشه....ژائو زی لونگ
و بقیه یه لایه محافظ دیگه بهش اضافه کردن

00:38:40.877 --> 00:38:43.537
اگه بخوایم به زور راهمون
رو از طریق دیوارها باز کنیم

00:38:43.537 --> 00:38:44.527
حقیقتا خیلی سخت ـه

00:38:44.527 --> 00:38:46.417
خوبـه...خوبـه...خوبـه

00:38:46.417 --> 00:38:48.297
لازم نیست دنبال یه بهانه باشین

00:38:48.297 --> 00:38:51.157
فقط خیلی واضح و مستقیم
بگو, هیچ راهی واسه عبور نیست

00:38:52.333 --> 00:39:02.333
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:39:02.357 --> 00:39:03.917
یه راه هست

00:39:04.577 --> 00:39:07.027
حالا که نمیتونیم به زور اینجوری عبور کنیم

00:39:07.977 --> 00:39:10.397
پس باید به عقلمون تکیه کنیم
و راهی برای ورود پیدا کنیم

00:39:15.067 --> 00:39:16.557
میتونیم تونل بزنیم

00:39:16.557 --> 00:39:19.997
!تونل بزنیم
چطوری میتونیم تونل بزنیم؟

00:39:23.447 --> 00:39:25.487
برادر بزرگ, کندن تونل فکر خیلی خوبی ـه

00:39:25.487 --> 00:39:27.087
من میرم

00:39:27.087 --> 00:39:31.147
!برگرد...تا حرف کندن شد مثل
میمون داری میری تمومش کنی

00:39:35.847 --> 00:39:39.507
برادر بزرگ, شما اینو نمیدونین

00:39:39.507 --> 00:39:41.057
اما توی دوره ی درگیری ها و جنگ ها

00:39:41.057 --> 00:39:45.857
شهر ژنگ دینگ بین هر سه کشور «یان»
, «ژائو» و «ژونگ شان» قرار داشته

00:39:45.857 --> 00:39:49.207
توی تاریخ ثبت شده که وقتی
«جینگ چانگ» اینجا در حال جنگ بوده

00:39:49.207 --> 00:39:53.467
به غیر از شهر ژنگ دینگ, مدام نیروهایی رو
برای حمله و کمین از خارج از شهر میفرستاده

00:39:53.467 --> 00:39:55.237
کمین؟

00:39:56.077 --> 00:39:58.667
فکرش رو که بکنین, شهر ژنگ دینگ

00:39:58.667 --> 00:40:02.867
کنار صخره یا کوهی قرار نداره

00:40:02.867 --> 00:40:05.327
اونا چطوری اون همه نیروی
نظامی قوی اونجا قایم کرده بودن؟

00:40:05.327 --> 00:40:08.827
درسته منطقی ـه
به همین خاطر من نتیجه گرفتم

00:40:08.827 --> 00:40:12.417
که خارج از شهر حتما یه تونل وجود داره

00:40:17.557 --> 00:40:20.557
یه تونل زیرزمینی وجود
داره, استنباط خوبی بود

00:40:21.817 --> 00:40:25.097
شماها عجله کنین و دنبال تونل بگردین

00:40:25.097 --> 00:40:27.597
هر کسی که پیداش کنه, پاداش خوبی می گیر ـه

00:40:27.597 --> 00:40:29.577
برادر پنجم -
!برادر بزرگ -

00:40:29.577 --> 00:40:31.517
اینا رو ببر از اینجا -
چشم برادر بزرگ -

00:40:31.517 --> 00:40:34.017
بریم

00:40:44.307 --> 00:40:45.907
دو روز شده و

00:40:45.907 --> 00:40:48.907
ما هیچ فرصتی برای کشتن دوجوئه پیدا نکردیم

00:40:48.907 --> 00:40:52.827
حتی نتونستیم جایی رو که راهزن ها
آذوقه و تداروکاتشون رو نگه میدارن پیدا کنیم

00:40:52.827 --> 00:40:54.867
واقعا که این افسرده کننده است

00:40:56.467 --> 00:40:59.807
این به خاطر اینه که تو خیلی درمورد
اسرار و مخفیگاه های اونا میدونی

00:40:59.807 --> 00:41:02.827
دوجوئه و جیانگ فنگ مسلما احتیاط میکنن

00:41:02.827 --> 00:41:04.477
به خصوص آذوقه و تداروکاتشون رو

00:41:04.477 --> 00:41:06.997
به یه مکان با امنیت بیشتر منتقل میکنن

00:41:06.997 --> 00:41:10.637
در حال حاضر، اوضاع شهر خیلی خطرناک تر شده

00:41:14.367 --> 00:41:16.417
برادر ژو -
برادر ژو -

00:41:17.097 --> 00:41:19.537
زی لونگ، راستش، همونطور که پیش بینی میکردیم

00:41:19.537 --> 00:41:22.897
حکمران جی ژو «مو هان فو»
حتی نمیتونه از خودشون دفاع کنه

00:41:22.897 --> 00:41:25.937
اون حاضر به اعزام
نیروهاش برای کمک به ما نشد

00:41:27.347 --> 00:41:28.927
بله

00:41:28.927 --> 00:41:32.287
انتظار این نتیجه هم میرفت

00:41:32.287 --> 00:41:36.127
ما فقط باید سعی کنیم تمام
روش های ممکن رو امتحان کنیم

00:41:36.127 --> 00:41:38.967
!چه این کار جواب بده چه نده

00:41:38.967 --> 00:41:42.307
فقط اون زمانـه که,
وجدانمون میتونه آسوده باشه