﻿WEBVTT

00:01:57.256 --> 00:02:17.256
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.280 --> 00:02:25.500
<c.lime><i>خدای جنگ، ژائو یون</i></c>

00:02:26.380 --> 00:02:30.660
<c.lime><i>قسمت بیست و هفتم</i></c>

00:02:31.700 --> 00:02:33.860
<c.yellow>بانوی جوان, پس باید زودتر برین استراحت کنین</c>

00:02:33.860 --> 00:02:36.880
<c.yellow>وقتی فردا ملاقاتشون
کنین...همه چیز مشخص میشه</c>

00:02:36.880 --> 00:02:40.600
<c.yellow>فکر کنم, احتمالا یه سوء تفاهمی شده</c>

00:02:40.600 --> 00:02:43.100
<c.yellow>بانوی جوان، اینکه چقدر
آقـای ژائو به شما علاقه دارن</c>

00:02:43.100 --> 00:02:45.510
<c.yellow>از سر تا پاشون کاملا روشنـه</c>

00:02:45.510 --> 00:02:49.130
<c.yellow>فکر نکنم آقـای ژائو کسی باشه که به این
راحتی احساسش تغییر کنه و به عشقش پشت کنه</c>

00:02:50.010 --> 00:02:51.450
<c.yellow>درسته</c>

00:02:52.520 --> 00:02:58.880
<c.yellow>بانو, به نظرتون این نامه یکم عجیب نیست؟</c>

00:02:58.880 --> 00:03:03.360
<c.yellow>شی یان, تو واقعا مثل یه چمن پای نرده ای</c> <c.colorff0080>*
منظور : مثل چمن پای نرده و دیوار سست و شلـه *</c>

00:03:03.360 --> 00:03:06.300
<c.yellow>چند لحظه پیش گفتی اونو قبول نداری</c>

00:03:06.300 --> 00:03:07.990
<c.yellow>حالا داری طرفشو یگیری؟</c>

00:03:07.990 --> 00:03:10.100
<c.yellow>بانوی جوان, باز دارین منو دست میندازین</c>

00:03:10.100 --> 00:03:12.580
<c.yellow>من جدی گفتم</c>

00:03:12.580 --> 00:03:15.180
<c.yellow>اینا مهم نیست, ازت ممنونم که
نگرانی های تو قلبمو تسکین میدی</c>

00:03:15.180 --> 00:03:19.210
<c.yellow>در هر حال درک میکنم چه
خبره و چطوری پیش میره</c>

00:03:22.200 --> 00:03:23.960
<c.colorff0080>نامه ی زی لونگ</c>

00:03:28.330 --> 00:03:30.790
<c.yellow>چند لحظه قبل اگه چینگ یی دخالت نکرده بود</c>

00:03:30.790 --> 00:03:33.990
<c.yellow>اون چند تا پیرمرد رو
مثل کیک تیکه تیکه کرده بودم</c>

00:03:33.990 --> 00:03:36.680
<c.yellow>شی می...دیگه کافیه</c>

00:03:36.680 --> 00:03:40.160
<c.yellow>راستش چینگ یی هم حق داشت نگران باشه</c>

00:03:40.160 --> 00:03:42.270
<c.yellow>امروز ما خیلی عجولانه کار کردیم</c>

00:03:42.270 --> 00:03:44.510
<c.yellow>پس , حالا باید چی کار کنیم؟</c>

00:03:44.510 --> 00:03:47.170
<c.yellow>بیا فعلا برگردیم بعدا حرف میزنیم</c>

00:03:47.170 --> 00:03:48.530
<c.yellow>بریم</c>

00:03:50.290 --> 00:03:51.930
<c.yellow>برادر ژو، الان دیر وقتـه</c>

00:03:51.930 --> 00:03:52.770
<c.yellow>چرا شما به شهر اومدین؟</c>

00:03:52.770 --> 00:03:53.940
<c.yellow>لیو شن ناپدید شده</c>

00:03:53.940 --> 00:03:55.910
<c.yellow>یان چانگ؟ چی شده؟</c>

00:03:55.910 --> 00:04:01.420
<c.yellow>لیو شن, تمام مدت به طور جدی معتقد بود
گائو ز کسیه که «چینگ ار» رو کشته</c>

00:04:01.420 --> 00:04:04.160
<c.yellow>وقتی فهمید که گائو ز به شهر اومده</c>

00:04:04.160 --> 00:04:06.820
<c.yellow>از کوره در رفت و گفت
میخواد بره انتقام بگیره</c>

00:04:06.820 --> 00:04:10.020
<c.yellow>برادر «لیو» و «چینگ ار» رابطه و
پیوند قویی داشتن من اینو قبلا به وضوح دیدم</c>

00:04:10.020 --> 00:04:13.140
<c.yellow>چون خواهرش چینگ ار رو از دست
داده, برادر لیو حتی غذا از گلوش پایین نمیره</c>

00:04:13.140 --> 00:04:15.040
<c.yellow>همه ی اینا تقصیر منـه</c>

00:04:15.040 --> 00:04:17.440
<c.yellow>به اندازه کافی مراقبش نبودم</c>

00:04:17.440 --> 00:04:19.160
<c.yellow>برادر ژو, بیایین بیشتر از این حرف نزنیم</c>

00:04:19.160 --> 00:04:21.620
<c.yellow>و اول اونو پیدا کنیم</c>

00:04:21.620 --> 00:04:23.420
<c.yellow>چیزی که من ازش میترسم</c>

00:04:23.420 --> 00:04:25.890
<c.yellow>اینه که نمیدونیم کجا باید دنبالش بگردیم</c>

00:04:25.890 --> 00:04:28.240
<c.yellow>فکر کنم به احتمال زیاد جایی که اون میره</c>

00:04:28.240 --> 00:04:31.000
<c.yellow>مسافر خونه ای ـه که
گائو ز داخلش اقامت میکنه</c>

00:05:27.630 --> 00:05:30.400
<c.yellow>!گائو ز, زندگی خواهرمو بهم برگردون</c>

00:05:30.400 --> 00:05:32.860
<c.yellow>چرا تو اینجایی؟ چی میخوای؟</c>

00:05:32.860 --> 00:05:35.050
<c.yellow>گائو ز, تو خواهرمو کشتی</c>

00:05:35.050 --> 00:05:38.100
<c.yellow>میخوام با زندگیت تقاص کارتو پس بدی</c>

00:05:38.100 --> 00:05:39.220
<c.yellow>کی بهت گفته که من اونو کشتم؟</c>

00:05:39.220 --> 00:05:41.890
<c.yellow>ترسو, شجاعت داشتی اونو بکشی
اما جرات پذیرفتنش رو نداری؟</c>

00:05:41.890 --> 00:05:44.090
<c.yellow>زودباش حرف بزن, چرا منو متهم میکنی؟</c>

00:05:44.090 --> 00:05:46.850
<c.yellow>غیر تو...کی میتونه این کار رو کرده باشه؟</c>

00:05:46.850 --> 00:05:49.390
<c.yellow>اول بهم بگو...چرا اومدی اینجا؟</c>

00:05:49.390 --> 00:05:51.570
<c.yellow>ژائو زی لونگ کجاست؟ اون با تو نیست؟</c>

00:05:51.570 --> 00:05:53.520
<c.yellow>ژائو زی لونگ؟</c>

00:05:53.520 --> 00:05:56.800
<c.yellow>مگه اون قبلا تو قلبت نمرده؟</c>

00:05:56.800 --> 00:05:57.910
<c.yellow>این مزخرفات چیه داری میگی؟</c>

00:05:57.910 --> 00:06:01.540
<c.yellow>خودت باید بهتر بدونی
اینایی که میگم مزخرفه یا نـه</c>

00:06:03.850 --> 00:06:05.860
<c.yellow>درست حدس زدم, نـه؟</c>

00:06:05.860 --> 00:06:11.180
<c.yellow>گائو ز، اگه امروز نتونم تو رو
بکشم، دیگه نمیخوام زندگی کنم</c>

00:06:11.180 --> 00:06:14.610
<c.yellow>حالا که خواهرمو کشتی, پس
کشتن منم فرقی به حالت نمیکنه</c>

00:06:14.610 --> 00:06:16.250
<c.yellow>!بـیــا</c>

00:06:19.130 --> 00:06:21.950
<c.yellow>اگه الان بکشمش, مثل اینه که</c>

00:06:21.950 --> 00:06:23.640
<c.yellow>اتهام کشتن «چینگ ار»
رو که بهم زده قبول کردم</c>

00:06:23.640 --> 00:06:25.750
<c.yellow>اون نباید بدست من کشته بشه</c>

00:06:25.750 --> 00:06:29.130
<c.yellow>گائو ز، اگه امروز نمیرم</c>

00:06:29.130 --> 00:06:30.640
<c.yellow>کارم باهات تموم نمیشه</c>

00:06:30.640 --> 00:06:34.560
<c.yellow>دیر یا زود، با دستای خودم میکشمت</c>

00:06:35.580 --> 00:06:39.160
<c.yellow>بهتره این مزخرفاتت رو همینجا بریزی دور
همه چی قانون داره</c>

00:06:39.160 --> 00:06:43.720
<c.yellow>لیو شن، من خواهر تو رو نکشتم
این به خودت بستگی داره باورم کنی یا نـه</c>

00:06:43.720 --> 00:06:47.780
<c.yellow>و اگه میخوای منو بکشی, بهتره اول
برگردی خونه و مهارت های خودتو افزایش بدی</c>

00:06:47.780 --> 00:06:49.900
<c.yellow>بعد برگرد و منو پیدا کن</c>

00:06:57.280 --> 00:06:59.980
<c.yellow>!گائو ز...همین حالا برگرد</c>

00:06:59.980 --> 00:07:04.060
<c.yellow>!تو جرات انجام این کار رو داشتی اما
جرات قبولش رو نداری !خیلی بدبختی</c>

00:07:04.060 --> 00:07:07.110
<c.yellow>گائو ز...دارم بهت میگم</c>

00:07:07.110 --> 00:07:11.180
<c.yellow>!دیر یا زود با دستای خودم میکشمت</c>

00:07:20.540 --> 00:07:23.080
<c.yellow>یان چانگ....یان چانگ, حالت خوبه؟</c>

00:07:23.080 --> 00:07:26.560
<c.yellow>تقریبا گائو ز رو کشته بودم</c>

00:07:26.560 --> 00:07:29.660
<c.yellow>چیزی نمونده بود انتقام خواهرمو بگیرم</c>

00:07:35.420 --> 00:07:36.900
<c.yellow>بیا بریم</c>

00:07:44.620 --> 00:07:47.020
<c.yellow>یعنی ممکنه که ژائو زی لونگ</c>

00:07:47.020 --> 00:07:49.190
<c.yellow>واقعا نمرده باشه؟</c>

00:07:54.610 --> 00:07:56.530
<c.yellow>چطور ممکنه؟</c>

00:08:09.680 --> 00:08:11.500
<c.yellow>یکم تحمل کن!؟</c>

00:08:21.070 --> 00:08:24.630
<c.yellow>خوشبختانه، این فقط پیچ خوردگیه ساده است
ماهیچه و استخوناش صدمه ای ندیده</c>

00:08:24.630 --> 00:08:28.110
<c.yellow>گمون کنم گائو ز بهش رحم کرده</c>

00:08:28.780 --> 00:08:32.870
<c.yellow>امروز...اون منو نکشت</c>

00:08:32.870 --> 00:08:37.100
<c.yellow>در آینده...مطمئنا راحتش نمیزارم</c>

00:08:37.100 --> 00:08:41.670
<c.yellow>یان چانگ، امشب خیلی عجولانه رفتار کردی
و چیزی نمونده بود زندگیتو از دست بدی</c>

00:08:41.670 --> 00:08:43.150
<c.yellow>نباید چنین کاری رو در آینده انجام بدی</c>

00:08:43.150 --> 00:08:46.500
<c.yellow>اما نمیتونم با این کینه و درد کنار بیام</c>

00:08:47.150 --> 00:08:50.680
<c.yellow>مرگ چینگ ار خیلی سخت و تلخ بود</c>

00:08:50.680 --> 00:08:53.460
<c.yellow>یادمه قبلا هم بهت گفتم</c>

00:08:53.460 --> 00:08:58.900
<c.yellow>که کاملا مطمئن نیستم اون قاتل «چینگ ار» ـه</c>

00:08:58.900 --> 00:09:03.590
<c.yellow>هیچ کس غیر «گائو ز» نمیتونه چنین کاری بکنه</c>

00:09:03.590 --> 00:09:05.250
<c.yellow>حتی اگه گائو ز این کار رو کرده باشه</c>

00:09:05.250 --> 00:09:08.200
<c.yellow>میخوای با این هنرهای رزمی ضعیفت اونو بکشی؟</c>

00:09:08.200 --> 00:09:09.800
<c.yellow>...من</c>

00:09:12.460 --> 00:09:17.220
<c.yellow>یان چنگ، توی از دست دادن چینگ ار</c>

00:09:17.220 --> 00:09:19.410
<c.yellow>منم توی دردت شریکم</c>

00:09:19.410 --> 00:09:22.370
<c.yellow>به همین دلیل...نمیزارم
اتفاقی واسه تو هم بیافته</c>

00:09:22.370 --> 00:09:23.980
<c.yellow>...اما</c>

00:09:23.980 --> 00:09:27.360
<c.yellow>اما من واقعا راضی نیستم</c>

00:09:27.360 --> 00:09:31.540
<c.yellow>برادر لیو, چرا اینقدر مطمئنی که
گائو ز کسیه که «چینگ ار» رو کشته؟</c>

00:09:31.540 --> 00:09:34.580
<c.yellow>ممکنه که یه سوء تفاهم باشه</c>

00:09:34.580 --> 00:09:36.800
<c.yellow>منظورت چیه؟؟</c>

00:09:36.800 --> 00:09:38.750
<c.yellow>میخوای مرگ چینگ ار واسه هیچ و پوچ باشه؟</c>

00:09:38.750 --> 00:09:40.990
<c.yellow>اینقدر آشفته و عصبانی نباش, اول آروم باش</c>

00:09:40.990 --> 00:09:42.660
<c.yellow>من فکر میکنم این یکم عجیبه</c>

00:09:42.660 --> 00:09:45.470
<c.yellow>اگه اون واقعا قاتل چینگ ار بود</c>

00:09:45.470 --> 00:09:48.830
<c.yellow>پس چرا امشب تو رو نکشت؟</c>

00:09:52.690 --> 00:09:56.170
<c.yellow>صرفنظر از اینکه گائو ز قاتل هست یا نـه</c>

00:09:56.170 --> 00:09:59.470
<c.yellow>بالاخره روزی میرسه که همه چیز روشن میشه</c>

00:09:59.470 --> 00:10:03.730
<c.yellow>چینگ ار, مرگش بیهوده نبوده</c>

00:10:03.730 --> 00:10:07.800
<c.yellow>مطمئن باشین کسی که چینگ ار
رو کشته, با دستای خودم میکشمش</c>

00:10:21.680 --> 00:10:23.250
<c.yellow>بانوی جوان</c>

00:10:24.690 --> 00:10:27.400
<c.yellow>بانو لباس به این خوبی
پوشیدین, کجا دارین میرین؟</c>

00:10:27.400 --> 00:10:31.050
<c.yellow>ژنرال گونگ, باید هر جا بانو
میرن رو به شما گزارش بدیم؟</c>

00:10:31.050 --> 00:10:32.570
<c.yellow>امروز اربـاب خونه نیستن</c>

00:10:32.570 --> 00:10:35.450
<c.yellow>وظیفه ی منه که مراقب بانوی جوان باشم</c>

00:10:36.290 --> 00:10:38.530
<c.yellow>تو هم واقعا وفادار و وظیفه شناسی</c>

00:10:38.530 --> 00:10:41.610
<c.yellow>اگه اربـاب بفهمه که یه
نفر قبلا به فکر فرار بوده</c>

00:10:41.610 --> 00:10:44.530
<c.yellow>کی میدونه ایشون چه برخوردی میکنه</c>

00:10:44.530 --> 00:10:45.980
<c.yellow>...تـو</c>

00:10:47.770 --> 00:10:49.760
<c.yellow>من همه ی این کارها رو
فقط به خاطر امنیت بانو می کنم</c>

00:10:49.760 --> 00:10:52.650
<c.yellow>من فقط میخوام یه دوست قدیمی رو ببینم
زود باش از سر راه برو کنار</c>

00:10:52.650 --> 00:10:55.010
<c.yellow>یه دوست قدیمی؟ کدوم دوست قدیمی؟</c>

00:10:55.010 --> 00:10:57.190
<c.yellow>تو یکم بیشتر از اون که باید سوال نمیکنی؟</c>

00:10:57.190 --> 00:10:58.590
<c.yellow>!تـو</c>

00:10:59.890 --> 00:11:01.310
<c.yellow>تو لازم نیست بیشتر از این بفهمی و تفتیش کنی</c>

00:11:01.310 --> 00:11:05.070
<c.yellow>نمیخوام ازت چیزی رو قایم کنم,
دارم میرم ژائو زی لونگ رو ببینم</c>

00:11:05.070 --> 00:11:07.110
<c.yellow>مگه اون نمرده؟</c>

00:11:07.950 --> 00:11:11.350
<c.yellow>ژائو زی لونگ مرده؟ از کی اینو شنیدی؟</c>

00:11:12.710 --> 00:11:15.980
<c.yellow>چیزی نیست...فقط شایعه بوده</c>

00:11:15.980 --> 00:11:18.820
<c.yellow>...اون ژائو زی لونگ با
کاری که توی ژنگ دینگ کرد</c>

00:11:18.820 --> 00:11:23.310
<c.yellow>اون موقع, من قبول کردم به خونه
برگردم تا ژائو زی لونگ رو نجات بدم</c>

00:11:23.310 --> 00:11:27.370
<c.yellow>اما هیچ وقت نگفتم که دیگه هرگز اونو نمیبینم</c>

00:11:27.370 --> 00:11:30.570
<c.yellow>اگه واقعا میخوای بری به پدرم گزارش
بدی, برو هر کاری دلت میخواد بکن</c>

00:11:30.570 --> 00:11:33.590
<c.yellow>حالا که بانوی برای رفتن اینقدر مصمم هستن
پس منم نمیتونم جلوتونو بگیرم</c>

00:11:33.590 --> 00:11:38.070
<c.yellow>بنابرین واسه امنیت خودتونم که شده, باید یه
تعداد از افرادمو برای محافظت همراهتون بفرستم</c>

00:11:38.070 --> 00:11:40.520
<c.yellow>گمون کنم نیازی به این نباشه</c>

00:11:40.520 --> 00:11:42.020
<c.yellow>تو هم اینجا بمون</c>

00:11:42.020 --> 00:11:43.890
<c.yellow>خیلی زود برمیگردم</c>

00:12:00.580 --> 00:12:02.500
<c.yellow>زی لونگ</c>

00:12:02.500 --> 00:12:03.420
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:12:03.420 --> 00:12:04.780
<c.yellow>همونجا وایستا</c>

00:12:05.860 --> 00:12:08.200
<c.yellow>مگه تو جواب نامه ای که فرستادی
ننوشتی, از این به بعد رابطمون رو قطع کنیم؟</c>

00:12:08.200 --> 00:12:10.580
<c.yellow>پس چرا دیشب اومدی خونمون
و میخواستی همدیگه رو ببینیم؟</c>

00:12:10.580 --> 00:12:12.980
<c.yellow>این... هیچ نامه ای به من نرسیده</c>

00:12:12.980 --> 00:12:14.940
<c.yellow>چه جوابی؟</c>

00:12:21.560 --> 00:12:24.320
<c.yellow>ضاهرا ژائو زی لونگ واقعا نمرده</c>

00:12:25.920 --> 00:12:27.860
<c.yellow>از اونجایی که شاهزاده خانم اصرار
داشت به سر قرار ملاقاتشون بره</c>

00:12:27.860 --> 00:12:31.140
<c.yellow>تا الان باید اونا همدیگه رو دیده باشن</c>

00:12:31.760 --> 00:12:34.300
<c.yellow>اون روز, خودم زدمش و به ته دریاچه فرستادمش</c>

00:12:34.300 --> 00:12:36.680
<c.yellow>این که تونسته جون سالم به در ببره</c>

00:12:36.680 --> 00:12:38.900
<c.yellow>واقعا خیلی خوش شانسـه</c>

00:12:43.130 --> 00:12:46.710
<c.yellow>ژنرال گائو، از این به بعد میخواین
با موضوع خودتون چی کار کنین؟؟</c>

00:12:50.480 --> 00:12:55.200
<c.yellow>ژائو زی لونگ قهرمان بزرگ شهر ژنگ دینگ ـه
که جلوی راهزن های کوهستان رو گرفته</c>

00:12:55.920 --> 00:12:58.180
<c.yellow>از اونجایی که هنوزم خیال مردن نداره</c>

00:12:58.180 --> 00:13:01.960
<c.yellow>البته که باید بهش به خاطر ادامه دادن
به این بازی پرافتخار و لذتبخش تبریک بگم</c>

00:13:06.720 --> 00:13:10.270
<c.yellow>زی لونگ...من باید بهت اعتماد کنم</c>

00:13:11.020 --> 00:13:14.600
<c.yellow>تو هیچ وقت اینطور بی
رحمانه باهام رفتار نمیکنی</c>

00:13:15.500 --> 00:13:19.280
<c.yellow>از اونجایی که بهت قول دادم,
هرگز هم ازت دست بر نمی دارم</c>

00:13:20.060 --> 00:13:23.160
<c.yellow>فقط این که...بین ما</c>

00:13:23.160 --> 00:13:25.580
<c.yellow>مشکلات زیادی وجود داره</c>

00:13:25.580 --> 00:13:29.860
<c.yellow>ازدواج تو هم چیزیه که
الان بینمون قرار گرفته</c>

00:13:29.860 --> 00:13:33.060
<c.yellow>تو مظنونی که گائو ز
جلوی نامه های ما رو گرفته؟</c>

00:13:34.120 --> 00:13:40.140
<c.yellow>من هیچ مدرکی ندارم, همونطور که مردم میگم ما نباید
بدون شواهد زود درمورد دیگران حرف بزنیم و قضاوت کنیم</c>

00:13:42.020 --> 00:13:47.980
<c.yellow>من نباید سریع نتیجه گیری کنم
اما در مورد گائو ز هنوز هم باید محتاط باشیم</c>

00:13:47.980 --> 00:13:50.900
<c.yellow>زی لونگ, بالاخره چی میخوای بگی؟</c>

00:13:50.900 --> 00:13:54.640
<c.yellow>بین تو و گائو ز، چیزی هست که من نمیدونم؟</c>

00:13:54.640 --> 00:13:59.140
<c.yellow>بعد این که تو از ژنگ
دینگ رفتی, خیلی اتفاقا افتاد</c>

00:14:00.120 --> 00:14:04.620
<c.yellow>چینگ ار......اون مرده</c>

00:14:05.550 --> 00:14:07.270
<c.yellow>چطور ممکنه؟</c>

00:14:09.000 --> 00:14:11.510
<c.yellow>اینا...نکنه به گائو ز ربطی داره؟</c>

00:14:11.510 --> 00:14:14.820
<c.yellow>اون روز منو چینگ ار توی
جنگل بودیم که بهمون حمله شد</c>

00:14:14.820 --> 00:14:16.820
<c.yellow>محاجم کاملا با شرایط
ما رو میدونست و آشنا بود</c>

00:14:16.820 --> 00:14:20.080
<c.yellow>به خاطر اینکه من مسموم و کور شده بودم</c>

00:14:20.080 --> 00:14:25.020
<c.yellow>نتونستم از چینگ ار محافظت کنم, و
بعد پرت شدن توی باتلاق شن های روان</c>

00:14:25.020 --> 00:14:28.340
<c.yellow>چرا چنین اتفاق مهمی رو بهم نگفتی؟</c>

00:14:28.340 --> 00:14:31.920
<c.yellow>حتی نمیدونستم نزدیک بوده زندگیتو از دست بدی</c>

00:14:32.740 --> 00:14:36.140
<c.yellow>مگه الان صحیح و سالم جلوت ننشستم؟</c>

00:14:36.140 --> 00:14:38.800
<c.yellow>حالا کی میخواست بهت آسیب بزنه؟</c>

00:14:40.770 --> 00:14:44.630
<c.yellow>سمی که داخل بدن بود رو توی زندان بهم دادن</c>

00:14:44.630 --> 00:14:48.290
<c.yellow>علاوه بر این، محاجم کاملا
با سبک مبارزه ی من آشنا بود</c>

00:14:49.810 --> 00:14:52.590
<c.yellow>به همین دلیل فکر میکنی گائو ز مجرمـه؟</c>

00:14:53.710 --> 00:14:55.970
<c.yellow>هیچ مدرک محکمی هم داری؟</c>

00:14:58.700 --> 00:15:01.450
<c.yellow>زی لونگ...چطور میتونی اینقدر احمق باشی؟</c>

00:15:01.450 --> 00:15:05.320
<c.yellow>اگه گائو ز میخواست بهت صدمه ای بزنه, قبلا
فرصت های زیادی داشته ...نکنه فراموش کردی</c>

00:15:05.320 --> 00:15:06.590
<c.yellow>کی بارها و بارها بهت کمک کرده؟</c>

00:15:06.590 --> 00:15:08.610
<c.yellow>میدونم, منم نمیخوام به
هیچ وجه اونو متهم کنم</c>

00:15:08.610 --> 00:15:10.770
<c.yellow>اما هر سرنخی که پیدا میشه</c>

00:15:10.770 --> 00:15:13.030
<c.yellow>آخرش به گائو ز ختم میشه</c>

00:15:14.700 --> 00:15:16.880
<c.yellow>چند لحظه قبل گفتی که نباید
درمورد دیگران زود قضاوت کرد</c>

00:15:16.880 --> 00:15:19.660
<c.yellow>حالا بدون مدرک, گائو
ز رو یه آدم مجرم میدونی</c>

00:15:19.660 --> 00:15:21.920
<c.yellow>چینگ یی, الان از دستم عصببانی شدی؟</c>

00:15:21.920 --> 00:15:23.720
<c.yellow>چطور میتونم عصبانی نباشم؟</c>

00:15:23.720 --> 00:15:25.190
<c.yellow>در تمام مدتی که با هم بودیم</c>

00:15:25.190 --> 00:15:28.250
<c.yellow>همیشه فکر میکردم تو کسی هستی که میتونه
درست و غلط رو از هم تشخیص بده</c>

00:15:29.100 --> 00:15:31.360
<c.yellow>اما حالا میبینم از حسادت کور شدی</c>

00:15:31.360 --> 00:15:34.620
<c.yellow>چینگ یی, فکر میکنی به
خاطر حسادت به گائو ز ـه که</c>

00:15:34.620 --> 00:15:36.120
<c.yellow>من دارم اونو متهم میکنم؟</c>

00:15:36.120 --> 00:15:37.400
<c.yellow>نکنه اینطور نیست؟</c>

00:15:37.400 --> 00:15:40.220
<c.yellow>از نظر تو, بزرگترین مانع بین منو تو</c>

00:15:40.220 --> 00:15:43.840
<c.yellow>گائو ز ـه...چون من با اون نامزدم</c>

00:15:43.840 --> 00:15:46.570
<c.yellow>اما تو همیشه میدونستی که من به
اون به چشم برادر بزرگترم نگاه میکنم</c>

00:15:46.570 --> 00:15:49.230
<c.yellow>حالا بدون مدرک, چطور میتونی
ازم بخوای بهش بدگمان بشم؟</c>

00:15:49.230 --> 00:15:54.070
<c.yellow>اگه گائو ز نبود, میتونستی راهزن های
کوهستان رو شکست بدی و یه قهرمان بزرگ بشی؟</c>

00:15:54.070 --> 00:15:57.050
<c.yellow>چینگ یی! چرا داری هی بیشتر و
بیشتر همه چیز رو به مسخره میگری؟</c>

00:15:57.050 --> 00:16:00.150
<c.yellow>زی لونگ, فقط با یه دستاورد کوچیک</c>

00:16:00.150 --> 00:16:04.630
<c.yellow>اینقدر مغرور و متکبر
شدی,.....واقعا ازت ناامید شدم</c>

00:16:06.330 --> 00:16:08.510
<c.yellow>خیله خب</c>

00:16:08.510 --> 00:16:12.620
<c.yellow>اگه فقط اومده بودی که بهم
بگی گائو ز آدم درستی نیست</c>

00:16:13.500 --> 00:16:16.140
<c.yellow>حالا فهمیدم, پس دیگه میرم</c>

00:16:19.260 --> 00:16:20.800
<c.yellow>صبر کن</c>

00:16:29.490 --> 00:16:31.550
<c.yellow>دلیل اصلیم که به اینجا اومدم</c>

00:16:33.450 --> 00:16:35.670
<c.yellow>این بود که میخوامستم خداحافظی کنم</c>

00:16:38.450 --> 00:16:41.490
<c.yellow>حالا دیگه مسائل ژنگ دینگ حل و فصل شده</c>

00:16:41.490 --> 00:16:43.290
<c.yellow>من میخوام به ارتش ملحق بشم</c>

00:16:43.290 --> 00:16:46.290
<c.yellow>و با قدرت و توانم از
سلسله ی «هان» حمایت کنم</c>

00:16:46.290 --> 00:16:49.410
<c.yellow>میدونم که تو همیشه هدف
و جاه طلبی بزرگی داری</c>

00:16:49.410 --> 00:16:51.570
<c.yellow>شاید آینده و چشم انداز روشنی داشته باشی</c>

00:16:55.960 --> 00:16:57.950
<c.yellow>خب...چیز دیگه ای برای گفتن نداری؟</c>

00:17:00.470 --> 00:17:01.990
<c.yellow>مراقب خودت باش</c>

00:17:20.850 --> 00:17:23.190
<c.yellow><i>ژائو زی لونگ هنوز نمرده</i></c>

00:17:23.190 --> 00:17:26.590
<c.yellow><i>بانوی جوان رفته که اونو ببینه</i></c>

00:17:49.500 --> 00:17:52.960
<c.yellow>بانوی جوان...شما برگشتین</c>

00:17:52.960 --> 00:17:55.760
<c.yellow>بانوی...شما با مشکلی روبرو شدین؟</c>

00:17:55.760 --> 00:17:57.880
<c.yellow>چرا آشفته به نظر میرسین؟</c>

00:17:57.880 --> 00:17:59.360
<c.yellow>من همین الان برگشتم</c>

00:17:59.360 --> 00:18:02.040
<c.yellow>تو کاری جز وایستادن جلوی من نداری</c>

00:18:02.040 --> 00:18:02.800
<c.yellow>جراتش رو ندارم</c>

00:18:02.800 --> 00:18:04.960
<c.yellow>فقط ژنرال گائو مدتیه که
توی حیاط منتظر شما نشستن</c>

00:18:04.960 --> 00:18:07.700
<c.yellow>منم مخصوصا اومدم بهتون سلام کنم خبرتون بدم</c>

00:18:10.520 --> 00:18:12.420
<c.yellow>اون اینجا چی کار میکنه؟</c>

00:18:14.290 --> 00:18:16.850
<c.yellow>به هر حال خوب شد, چیزی
هست که باید ازش بپرسم</c>

00:18:17.850 --> 00:18:20.130
<c.yellow>تو دیگه میتونی بری</c>

00:18:20.130 --> 00:18:21.830
<c.yellow>بله، بانو</c>

00:18:29.950 --> 00:18:32.110
<c.yellow>گائو ز</c>

00:18:32.110 --> 00:18:33.670
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:18:36.210 --> 00:18:38.130
<c.yellow>تو حالت خوبه؟</c>

00:18:38.130 --> 00:18:41.430
<c.yellow>من خیلی خوبم, تو از چی نگرانی؟</c>

00:18:41.430 --> 00:18:43.910
<c.yellow>هیچی, فقط شنیدم تنهایی رفتی بیرون</c>

00:18:43.910 --> 00:18:46.050
<c.yellow>رفته بودم ژائو زی لونگ رو ببینم</c>

00:18:47.160 --> 00:18:48.580
<c.yellow>حالش خوب بود؟</c>

00:18:48.580 --> 00:18:50.780
<c.yellow>گمون کنم خیلی درموردش نگرانی</c>

00:18:50.780 --> 00:18:55.340
<c.yellow>البته...ما دوستایی هستیم که
باهم در مقابل راهزن ها جنگیدیم</c>

00:18:55.340 --> 00:18:56.440
<c.yellow>اونم خیلی خوب بود</c>

00:18:56.440 --> 00:19:00.080
<c.yellow>اون از ژنگ دینگ بیرون
اومده تا به ارتش ملحق بشه</c>

00:19:00.080 --> 00:19:02.500
<c.yellow>تا به اهداف و جاه طلبی
های بلند مدت خودش برسه</c>

00:19:02.500 --> 00:19:04.320
<c.yellow>قهرمان ژنگ دینگ از اونجا رفته</c>

00:19:04.320 --> 00:19:07.860
<c.yellow>با این حال من هیچی نمیدونم</c>

00:19:09.730 --> 00:19:12.790
<c.yellow>من باید برم و اونو بدرقه کنم</c>

00:19:37.380 --> 00:19:39.760
<c.yellow>برادر ژائو, صحبتت با چینگ یی چطور پیش رفت؟</c>

00:19:39.760 --> 00:19:42.160
<c.yellow>اون میدونه که داری میری؟</c>

00:19:45.040 --> 00:19:46.780
<c.yellow>خب بعدش؟</c>

00:19:47.960 --> 00:19:49.260
<c.yellow>یه چیزی درست نیست</c>

00:19:49.260 --> 00:19:53.000
<c.yellow>به طور منطقی, شما دو نفر نباید
تمایلی به جدا شدن داشته باشین</c>

00:19:53.780 --> 00:19:55.940
<c.yellow>چرا با این سرعت برگشتی؟</c>

00:19:58.290 --> 00:20:01.290
<c.yellow>شما دو نفر که با هم بحث
و جنگ و دعوا که نکردین؟</c>

00:20:02.700 --> 00:20:05.240
<c.yellow>ما دو نفر کلی تلاش
کردیم تا بتونی اونو ببینیش</c>

00:20:05.240 --> 00:20:08.960
<c.yellow>!اگه سوء تفاهمی بوده,
باید همونجا درستش میکردی</c>

00:20:10.100 --> 00:20:11.500
<c.yellow>شی می</c>

00:20:11.500 --> 00:20:14.120
<c.yellow>چطوره که من اخیرا متوجه شدم
خیلی غرغر میکنی و نق میزنی؟</c>

00:20:14.120 --> 00:20:15.680
<c.yellow>!تــو</c>

00:20:16.580 --> 00:20:18.500
<c.yellow>من فقط نگران برادر بزرگم</c>

00:20:18.500 --> 00:20:22.160
<c.yellow>نکنه تو نگران این نیستی که چه
اتفاقی بین چینگ یی و اون میوفته؟</c>

00:20:24.590 --> 00:20:29.190
<c.yellow>درسته....زی لونگ, حالا چه برنامه
ای واسه آینده خودت و چینگ یی داری؟</c>

00:20:29.190 --> 00:20:32.800
<c.yellow>وقتی بریم, دیگه معلوم
نیست کی میتونیم برگردیم</c>

00:20:32.800 --> 00:20:34.180
<c.yellow>بله</c>

00:20:34.180 --> 00:20:36.820
<c.yellow>هر چه قراره در آینده اتفاق بیوفته
باید بزاریم خودش به صورت طبیعی اتفاق بیوفته</c>

00:20:36.820 --> 00:20:38.500
<c.yellow>ما وظیفه ی سنگی داریم</c>

00:20:38.500 --> 00:20:42.030
<c.yellow>نمیتونم همیشه نگران مسائل شخصیم باشم</c>

00:20:42.030 --> 00:20:45.890
<c.yellow>همین که تونستم قبل رفتن چینگ یی رو ببینم</c>

00:20:45.890 --> 00:20:48.220
<c.yellow>به همین هم خیلی خوشحال و راضی ام</c>

00:20:51.820 --> 00:20:54.200
<c.yellow>...برادر بزرگ! تو دیگه چقدر کودنی</c>

00:20:54.200 --> 00:20:56.940
<c.yellow>گمون کنم فقط چینگ یی میتونه تو رو درک کنه</c>

00:20:59.180 --> 00:21:04.000
<c.yellow>زی لونگ, این غذاها رو واسه تو راهتون ببر</c>

00:21:05.300 --> 00:21:06.840
<c.yellow>ممنون, برادر ژو</c>

00:21:06.840 --> 00:21:09.810
<c.yellow>سر این برداشت محصول, باید شما
و روستایی ها رو به زحمت بندازم</c>

00:21:09.810 --> 00:21:12.170
<c.yellow>نگران نباش...فقط دو سه روز بیشتر طول نمیکشه</c>

00:21:12.170 --> 00:21:13.350
<c.yellow>وقتی کارمون اینجا تموم شد</c>

00:21:13.350 --> 00:21:17.590
<c.yellow>من همه رو به «جیژو» واسه دیدنت میارم</c>

00:21:17.590 --> 00:21:20.160
<c.yellow>اما اینکه «یوان شائو» ما رو قبول کنه یا نه</c>

00:21:20.160 --> 00:21:23.180
<c.yellow>در این مورد ما باید به
تو تکیه کنیم, زی لونگ</c>

00:21:23.180 --> 00:21:26.230
<c.yellow>منو «یان چانگ» با «شی می» جلوتر میریم</c>

00:21:26.230 --> 00:21:29.310
<c.yellow>هرگز بقیه رو ناامید نمی کنیم</c>

00:21:35.480 --> 00:21:36.760
<c.yellow>بیایین بریم</c>

00:21:44.840 --> 00:21:48.320
<c.yellow>بانوی جوان, شما تا حالا صد بار آه کشیدین</c>

00:21:48.320 --> 00:21:50.480
<c.yellow>یکم چای بنوشین</c>

00:21:50.480 --> 00:21:55.160
<c.yellow>شی یان، تو فکر میکنی من به
اشتباه زی لونگ رو سرزنش کردم؟</c>

00:21:55.160 --> 00:21:57.110
<c.yellow>لحن حرف زدنم خیلی بد و جدی بود</c>

00:21:57.110 --> 00:22:00.680
<c.yellow>اون حتما خیلی ناراحت شده</c>

00:22:01.530 --> 00:22:05.170
<c.yellow>نکنه باور کردین ژنرال گائو اونو مسموم کرده؟</c>

00:22:05.170 --> 00:22:08.290
<c.yellow>به همین خاطره که سرم درد میکنـه</c>

00:22:08.290 --> 00:22:13.570
<c.yellow>منو گائو ز با همدیگه بزرگ
شدیم, من بهش اعتماد دارم</c>

00:22:13.570 --> 00:22:15.530
<c.yellow>وقتی توی ژنگ دینگ بودیم</c>

00:22:15.530 --> 00:22:19.050
<c.yellow>مطمئنم آقـای ژائو یه مرد بی عاطفه نبود</c>

00:22:19.050 --> 00:22:21.570
<c.yellow>چطور میتونم اینو ندونم؟</c>

00:22:21.570 --> 00:22:28.350
<c.yellow>من زی لونگ رو فقط به خاطر این
که, صادق و درستکاره دوست دارم</c>

00:22:28.350 --> 00:22:30.890
<c.yellow>اما من سعی کردم صدای گائو ز رو محک بزنم</c>

00:22:30.890 --> 00:22:33.430
<c.yellow>ولی هیچ سرنخی نتونستم ببینم</c>

00:22:33.430 --> 00:22:36.450
<c.yellow>شاید یه سوء تفاهمی این وسط وجود داره</c>

00:22:36.450 --> 00:22:37.500
<c.yellow>خیله خب</c>

00:22:37.500 --> 00:22:39.950
<c.yellow>مهم نیست چرا آقای ژائو اینو گفتـه</c>

00:22:39.950 --> 00:22:43.260
<c.yellow>اون هنوزم توی قلب شماست، درسته؟</c>

00:22:44.610 --> 00:22:47.350
<c.yellow>اون موقع, من عصبانی
بودم و کنترلم رو از دست دادم</c>

00:22:47.350 --> 00:22:49.930
<c.yellow>به همین دلیل زی لونگ رو
سرزنش کردم, اما اون کله پوک</c>

00:22:49.930 --> 00:22:52.330
<c.yellow>حتی سعی نکرد بهم توضیح بده</c>

00:22:52.330 --> 00:22:54.340
<c.yellow>یعنی شما نمیدونین اون تو
حرف زدن چقدر احمقـه؟</c>

00:22:54.340 --> 00:22:57.750
<c.yellow>وقتی عصبانی هستین...چطور جرات کنه حرف بزنه؟</c>

00:22:59.650 --> 00:23:02.380
<c.yellow>بانوی جوان, اگه شما
واقعا دلتون براش تنگ شده</c>

00:23:02.380 --> 00:23:06.010
<c.yellow>چرا یه بار دیگه نمیرین دیدنش
و شرایط رو براش توضیح بدین؟</c>

00:23:07.330 --> 00:23:09.470
<c.yellow>اون تا الان دیگه باید رفته باشه</c>

00:23:09.470 --> 00:23:12.100
<c.yellow>در آینده، کی میدونه....کی
دیگه بتونیم همدیگه رو ببینیم؟</c>

00:23:12.100 --> 00:23:15.280
<c.yellow>خیلی واضح میدونستم که
اون میخواد به ارتش بپیونده</c>

00:23:15.280 --> 00:23:19.430
<c.yellow>باید خیلی درست و حسابی بدرقش میکردم</c>

00:23:22.626 --> 00:23:32.626
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:32.650 --> 00:23:36.010
<c.yellow>زی لونگ, این «جیژو» به نظر خیلی پر
جنب و جوش و شلوغ تر از استان چانگ شان ـه</c>

00:23:36.010 --> 00:23:40.150
<c.yellow>اینطوری نیست، این بار رو
ما فقط واسه کسب تجربه اومدیم</c>

00:23:41.300 --> 00:23:44.220
<c.yellow>اما برادر بزرگ، کی میریم غذا بخوریم؟</c>

00:23:44.220 --> 00:23:46.060
<c.yellow>شکمم از گرسنگی کوچیک شده</c>

00:23:46.060 --> 00:23:49.080
<c.yellow>شي می، چرا تو همیشه گرسنه ای؟</c>

00:23:50.400 --> 00:23:52.100
<c.yellow>اهااا...اون جلو یه رستوران ـه</c>

00:23:52.100 --> 00:23:53.550
<c.yellow>بیایین بریم</c>

00:23:57.540 --> 00:23:59.940
<c.yellow>شما ها زودتر برین, من چند لحظه دیگه میام</c>

00:23:59.940 --> 00:24:03.440
<c.yellow>باشه, ولی اگه ظرف های غذا
رو آورد....دیگه منتظرت نمیمونیم</c>

00:24:03.440 --> 00:24:04.700
<c.yellow>باشه</c>

00:24:04.700 --> 00:24:08.830
<c.yellow>احتمالا برادر ون دینگ،
مخصوصا اینجا منتظر بودن</c>

00:24:08.830 --> 00:24:11.090
<c.yellow>شنیدم که تصمیم گرفتی خودتو جذب ارتش کنی</c>

00:24:11.090 --> 00:24:13.490
<c.yellow>منم بلافاصله «یوان شائو»
از جیژو به فکرم رسید</c>

00:24:13.490 --> 00:24:17.520
<c.yellow>احتمال دادم این اولین انتخابت باشه
به همین دلیل تصمیم گرفتم اینجا منتظر بمونم</c>

00:24:17.520 --> 00:24:19.270
<c.yellow>به زحمتت انداختم</c>

00:24:19.270 --> 00:24:22.960
<c.yellow>الان وضعیت خیلی آشفته است &lt;br&gt; همه ی شاهزاده ها در حال دسیسه
چیدن در مقابل همدیگه اند &lt;br&gt;اگر چه «یوان شائو» رهبر اوناست</c>

00:24:22.960 --> 00:24:25.560
<c.yellow>اما با کلک و حیله گری «هان
فو» حکمران «جیژو» رو فریب داد</c>

00:24:25.560 --> 00:24:27.660
<c.yellow>و «هان فو» رو مجبور کرد که خودکشی کنـه</c>

00:24:27.660 --> 00:24:31.510
<c.yellow>تو میگی حکمران سابق
«جیژو» ..مو هان فو.. مرده؟</c>

00:24:31.510 --> 00:24:32.910
<c.yellow>پس حامیان سابقش چی؟</c>

00:24:32.910 --> 00:24:35.160
<c.yellow>«حامیان وفادار و سابق «جیژو</c>

00:24:35.160 --> 00:24:37.440
<c.yellow>بیشتر اونا الان کشته شدن</c>

00:24:37.440 --> 00:24:40.230
<c.yellow>یوان شائو این حرکت تبه کارانه رو انجام داده
...ترسیدم که تو نتونی</c>

00:24:40.230 --> 00:24:43.170
<c.yellow>بهترین شخص رو واسه خدمت بهش انتخاب کنی</c>

00:24:43.170 --> 00:24:46.290
<c.yellow>برادر زی لونگ, حالا که تصمیم
گرفتی چانگ شان رو ترک کنی</c>

00:24:46.290 --> 00:24:49.490
<c.yellow>باید یاد بگیری چطور به وضعیت کشور مسلط باشی</c>

00:24:49.490 --> 00:24:51.770
<c.yellow>برادر ون دینگ تا «جیژو» منو دنبال کردین</c>

00:24:51.770 --> 00:24:55.330
<c.yellow>تا درمورد مشکل من بحث کنین
تا من از ارباب خودت حمایت کنم؟</c>

00:24:55.330 --> 00:24:57.090
<c.yellow>واقعا اخلاق خوبیه و خوشحالم</c>

00:24:57.090 --> 00:24:59.570
<c.yellow>به این خاطره که تو حق داری اینو بدونی</c>

00:24:59.570 --> 00:25:02.850
<c.yellow>من واقعا پیش بینی میکنم
تو یه قهرمان واقعی میشی</c>

00:25:02.850 --> 00:25:05.200
<c.yellow>در عین حال, فهمیدم که دوست
خوبم درحال رفتن به یه سفر طولانیه</c>

00:25:05.200 --> 00:25:11.140
<c.yellow>البته که باید میومدم اینجا
و منتظر میموندم تا ببینمت</c>

00:25:11.140 --> 00:25:13.950
<c.yellow>اما جلسه ی امروز</c>

00:25:13.950 --> 00:25:17.650
<c.yellow>نباید تو برنامه ی برادر ون دینگ باشه</c>

00:25:18.550 --> 00:25:19.940
<c.yellow>از چه بابت اینو میگی؟</c>

00:25:19.940 --> 00:25:24.340
<c.yellow>برادر ون دینگ از اینکه فهمیدین من
زنده ام و صحیح و سالم, تعجب نکردین؟</c>

00:25:24.340 --> 00:25:26.100
<c.yellow>یکمی شگفت زده شدم</c>

00:25:26.100 --> 00:25:29.300
<c.yellow>اما بیشتر از اون خیلی خوشحال شدم</c>

00:25:29.300 --> 00:25:32.810
<c.yellow>ما تو این دنیا متولد شدیم، اما پیدا
کردن یه دوست خوب خیلی سخته</c>

00:25:32.810 --> 00:25:35.750
<c.yellow>ولی برخورد با یه رقیب
خیلی شگفت انگیز و نادر تر ـه</c>

00:25:35.750 --> 00:25:37.630
<c.yellow>برادر ون دینگ خیلی ازم تعریف میکنین</c>

00:25:37.630 --> 00:25:40.120
<c.yellow>اما نمیدونم از امروز</c>

00:25:40.120 --> 00:25:43.480
<c.yellow>باید بیشتر نسبت به آدمایی که
کنارم هستن محتاط باشم یا نه؟</c>

00:25:43.480 --> 00:25:46.710
<c.yellow>مراقب بودن اصلا چیز بدی نیست</c>

00:25:46.710 --> 00:25:49.170
<c.yellow>زی لونگ, میدونستی به خاطر مرگ تو</c>

00:25:49.170 --> 00:25:51.120
<c.yellow>من ناخوداگاه احساس کوچیکی و بدی داشتم</c>

00:25:51.120 --> 00:25:54.320
<c.yellow>اما امروز، که تو رو زنده روبروم میبینم</c>

00:25:54.320 --> 00:25:56.800
<c.yellow>یه دفعه احساس شور و شوق
خیلی زیادی نسبت به زندگی پیدا کردم</c>

00:25:56.800 --> 00:26:00.730
<c.yellow>این چیزایی که الان گفتی به
معنی اینه که سوء قصد به جوون من</c>

00:26:00.730 --> 00:26:02.700
<c.yellow>توسط تو انجام شده</c>

00:26:03.490 --> 00:26:08.680
<c.yellow>تو نه تنها سعی کردی منو بکشی,
بلکه «چینگ ار» رو هم کشتی</c>

00:26:08.680 --> 00:26:10.570
<c.yellow>این فقط برداشت و استدلال تو ـه</c>

00:26:10.570 --> 00:26:12.310
<c.yellow>هیچ راهی برای اثباتش نداری</c>

00:26:12.310 --> 00:26:16.830
<c.yellow>این درسته، اما ایمان دارم یه روز</c>

00:26:16.830 --> 00:26:21.200
<c.yellow>خودت شخصا بهم ثابت میکنی
که نتیجه گیریم درست بوده</c>

00:26:22.960 --> 00:26:25.520
<c.yellow>بنابراین میتونی انتقام خودتو بگیری</c>

00:26:25.520 --> 00:26:26.970
<c.yellow>من به خودم اهمیتی نمیدم</c>

00:26:26.970 --> 00:26:30.350
<c.yellow>اما یه نفر باید مسئولیت
مرگ «چینگ ار» رو قبول کنه</c>

00:26:30.350 --> 00:26:32.370
<c.yellow>پس باید به اندازه کافی قدرت داشته باشی</c>

00:26:32.370 --> 00:26:34.530
<c.yellow>تا حریفت رو مجبور کنی مسئولیتش رو قبول کنه</c>

00:26:34.530 --> 00:26:36.230
<c.yellow>گناهکار به سزای کارش میرسه</c>

00:26:36.230 --> 00:26:38.770
<c.yellow>منو تو...دوباره همدیگه رو میبینیم</c>

00:26:38.770 --> 00:26:40.700
<c.yellow>واقعا نمیدونم اگه منو تو</c>

00:26:40.700 --> 00:26:43.480
<c.yellow>وقتی دوباره همدیگه رو
ملاقات کنیم دشمنیم یا دوست</c>

00:26:43.480 --> 00:26:45.700
<c.yellow>و وضعیتمون چطوری میشه</c>

00:26:53.070 --> 00:26:54.670
<c.yellow>برادر زی لونگ, تو رسیدی</c>

00:26:54.670 --> 00:26:56.350
<c.yellow>چرا اینقدر طولش دادی؟</c>

00:26:57.100 --> 00:26:59.690
<c.yellow>یکم همین نزدیکیا داشتم قدم میزدم</c>

00:26:59.690 --> 00:27:01.500
<c.yellow>بیا، عجله کن بخور</c>

00:27:01.500 --> 00:27:04.170
<c.yellow>اگه اینو نگه نمیداشتم, همین
یه ذره غذا هم گیرت نمیومد</c>

00:27:04.170 --> 00:27:08.120
<c.yellow>میبینم...خواهرم «شی
می» بیشتر به فکر و مراقبمـه</c>

00:27:09.220 --> 00:27:12.160
<c.yellow>منم یکم برات نگه داشتم,
نگو که به عنوان برادرت</c>

00:27:12.160 --> 00:27:14.070
<c.yellow>هیچ روح وفاداری ندارم</c>

00:27:15.070 --> 00:27:19.710
<c.yellow>برادر، ما با عجله تا اینجا اومدیم, فکر
میکنی «یوان شائو» حاضره ما رو ببینه؟</c>

00:27:19.710 --> 00:27:20.450
<c.yellow>بله</c>

00:27:20.450 --> 00:27:25.530
<c.yellow>در زمان حمله ی 18 لـرد فئودالی به
«دونگ ژو»، «یوان شائو» رهبر این ائتلاف بود</c>

00:27:25.530 --> 00:27:29.170
<c.yellow>ما فقط یه تعداد سرباز پایه و
پیاده ایم, اصلا به ما توجهی میکنه؟</c>

00:27:29.170 --> 00:27:31.810
<c.yellow>در حال حاضر، تمام شاهزاده های
فئودال ارتش در حال ساختن ارتش خودشونن</c>

00:27:31.810 --> 00:27:33.870
<c.yellow>ما لزوما مجبور نیستیم به
«یوان شائو» ملحق بشیم</c>

00:27:33.870 --> 00:27:35.570
<c.yellow>«من شنیدم که «مو هان فو</c>

00:27:35.570 --> 00:27:38.600
<c.yellow>به خاطر یوان شائو مجبور به خودکشی شده,
تا الان نمیدونیم که این خبر درسته یا دروغـه</c>

00:27:38.600 --> 00:27:39.790
<c.yellow>ما باید قبل از انتخاب کردن یکم منتظر بمونیم</c>

00:27:39.790 --> 00:27:41.070
<c.yellow>لازم نیست اون باشه</c>

00:27:41.070 --> 00:27:44.030
<c.yellow>بعدشم, برادر بزرگ...
قهرمان بزرگ ژنگ دینگ ـه</c>

00:27:44.030 --> 00:27:48.310
<c.yellow>به هر کی بخوایم ملحق بشیم, بهمون
خوشامد هم باید بگن, اینطور نیست؟</c>

00:27:48.310 --> 00:27:49.660
<c.yellow>افسر....افسر</c>

00:27:49.660 --> 00:27:52.250
<c.yellow>شما هنوز صورتحسابتونو پرداخت نکردین</c>

00:27:52.250 --> 00:27:53.750
<c.yellow>صورتحساب؟</c>

00:27:54.510 --> 00:27:56.590
<c.yellow>وقتی غذا میخوریم, مجبوریم
صورتحساب رو پرداخت کنیم؟</c>

00:27:56.590 --> 00:27:58.090
<c.yellow>بزارش به حساب</c>

00:27:58.090 --> 00:27:59.250
<c.yellow>نه، نه، نه</c>

00:27:59.250 --> 00:28:01.650
<c.yellow>افسرا...میبینین که ما فقط
یه کسب و کار کوچیک داریم</c>

00:28:01.650 --> 00:28:04.040
<c.yellow>ما نمیتونیم به کسی قرض بدیم</c>

00:28:05.250 --> 00:28:07.440
<c.yellow>میترسی غذا بخوریم و پولت رو ندیم؟</c>

00:28:07.440 --> 00:28:08.270
<c.yellow>بگیر بشین</c>

00:28:08.270 --> 00:28:10.530
<c.yellow>...افسرا، ببینین</c>

00:28:10.530 --> 00:28:13.950
<c.yellow>ما اولین باره که به اینجا اومدیم،
باید خودمونو کمتر تو دید قرار بدیم</c>

00:28:13.950 --> 00:28:15.750
<c.yellow>اگه به این پیشخدمت کمک کنین</c>

00:28:15.750 --> 00:28:19.910
<c.yellow>حتی نمیدونیم این افسرا
بیشتر واکنش نشون میدن یا نه</c>

00:28:19.910 --> 00:28:21.450
<c.yellow>متوجه شدین؟</c>

00:28:22.650 --> 00:28:24.770
<c.yellow>خوبه که حداقل وضعیت و درک میکنی</c>

00:28:24.770 --> 00:28:26.990
<c.yellow>بیا بریم</c>

00:28:31.150 --> 00:28:35.370
<c.yellow>پیشخدمت، اینا کی بودن؟</c>

00:28:35.370 --> 00:28:38.970
<c.yellow>کل این شهر مال سربازای
یوان شائو ـه, اونا خیلی ستمکارن</c>

00:28:38.970 --> 00:28:41.830
<c.yellow>این پنجمین باره که این ماه اونا اینجا بودن</c>

00:28:45.200 --> 00:28:48.950
<c.yellow>فکرشم نمیکردم سربازای یوان
شائو اینقدر گرگ صفت باشن</c>

00:28:48.950 --> 00:28:51.870
<c.yellow>اگه قرار به کار کردن واسه این
دسته افراد باشه, من که حاضر نیستم</c>

00:28:51.870 --> 00:28:55.970
<c.yellow>دقیقا، منم حاضر نیستم با سربازایی
که به مردم ظلم میکنن کار کنم</c>

00:28:55.970 --> 00:28:57.090
<c.yellow>!دقیقا</c>

00:28:57.090 --> 00:29:01.310
<c.yellow>با یه نگاه به یه بخش از وضعیت, میتونیم کلش رو متوجه
بشیم یوان شائو به خوبی نیروهاش رو مدیریت نمیکنه</c>

00:29:01.310 --> 00:29:03.960
<c.yellow>اجازه میده زیردستاش قوانین
رو بشکنن و مرتکب جنایت بشن</c>

00:29:03.960 --> 00:29:08.260
<c.yellow>از طرف دیگه, با فریب و حیله گری
در جیژو باعث مرگ «هان فو» هم شده</c>

00:29:08.260 --> 00:29:10.340
<c.yellow>اینا اعمالی نیست که از
یه آدم درستکار سر بزنه</c>

00:29:10.340 --> 00:29:13.640
<c.yellow>و کسی نیست که لایق و سزاوار حمایت ما باشه</c>

00:29:14.960 --> 00:29:16.360
<c.yellow>موافقم</c>

00:29:16.360 --> 00:29:19.290
<c.yellow>زی لونگ, پس حالا باید چی کار کنیم؟</c>

00:29:19.290 --> 00:29:21.870
<c.yellow>هیچ برنامه و نقشه ی دیگه ای داری؟</c>

00:29:23.830 --> 00:29:26.990
<c.yellow>برادر بزرگ, چطوره بریم و درعوض
از «گونگ سون زان» حمایت کنیم؟</c>

00:29:26.990 --> 00:29:28.610
<c.yellow>به «یو ژو» بریم؟</c>

00:29:28.610 --> 00:29:30.270
<c.yellow>هیچ دلیلی نداره که نتونیم این کار رو بکنیم</c>

00:29:30.270 --> 00:29:33.980
<c.yellow>شاهزاده خانم «یو ژو» با ما
آشناست, میتونه بجنگه و شجاع هم هست</c>

00:29:33.980 --> 00:29:37.860
<c.yellow>احتمالا پدرش با اعمالش بهش آموزش داده</c>

00:29:38.880 --> 00:29:41.080
<c.yellow>واسه دنبال کردن مسیر خوبیـه</c>

00:29:41.080 --> 00:29:45.030
<c.yellow>موافقم, گونگ سون زان شهرت و
آوازه ی خوبی در «یو ژو» داره</c>

00:29:45.030 --> 00:29:47.270
<c.yellow>اون اسب سفید توی «هبی» ـه</c>

00:29:47.270 --> 00:29:48.960
<c.yellow>اون میتونه تو دنیا به
عنوان یه قهرمان مطرح بشه</c>

00:29:48.960 --> 00:29:52.780
<c.yellow>فکر کنم ما باید از اون حمایت کنیم</c>

00:29:52.780 --> 00:29:57.930
<c.yellow>با توجه به مضمون کلی حرفا, حالا که تصمیم
خودمون رو گرفتیم باید بلافاصله شروع به کار کنیم</c>

00:29:57.930 --> 00:30:01.110
<c.yellow>شی می...تو باید به چانگ شان
برگردی و به برادر ژو بگی که</c>

00:30:01.110 --> 00:30:03.420
<c.yellow>محل قرار ملاقاتمون به
«یو ژو» تغییر پیدا کرده</c>

00:30:03.420 --> 00:30:06.680
<c.yellow>منو یان چانگ جلوتر به یو ژو میریم</c>

00:30:07.420 --> 00:30:09.490
<c.yellow>برادر بزرگ, چرا باید من برم؟</c>

00:30:09.490 --> 00:30:12.930
<c.yellow>اگه تو نری....پس میخوای زی لونگ بره؟</c>

00:30:12.930 --> 00:30:14.870
<c.yellow>پس چرا تو نمیری؟</c>

00:30:14.870 --> 00:30:17.180
<c.yellow>مهارت های رزمی من از تو بهتره</c>

00:30:17.180 --> 00:30:20.500
<c.yellow>من باید همراه زی لونگ برم و ازش محافظت کنم</c>

00:30:23.480 --> 00:30:27.090
<c.yellow>هنرهای رزمی تو بهتره؟
پس پاشو بریم ببینیم کی بهتره</c>

00:30:27.090 --> 00:30:30.240
<c.yellow>نیازی به مقایسه نیس.
این چطوره؟ من بلند میشم</c>

00:30:30.240 --> 00:30:33.970
<c.yellow>و اگه تو تونستی این کاسه
رو لمس کنی، تو برنده ای</c>

00:30:33.970 --> 00:30:35.220
<c.yellow>چی داری میگی؟</c>

00:30:35.220 --> 00:30:37.120
<c.yellow>خیله خب...شما دو نفر تمومش کنین</c>

00:30:37.120 --> 00:30:40.710
<c.yellow>شما سر این جور چیزای ساده دعوا
میکنین, بعد حرف از اتحاد میزنین</c>

00:30:40.710 --> 00:30:42.290
<c.yellow>خب، برادر بزرگ</c>

00:30:42.290 --> 00:30:45.090
<c.yellow>فهمیدم...میرم</c>

00:30:45.090 --> 00:30:46.650
<c.yellow>پس برو</c>

00:30:51.130 --> 00:30:54.870
<c.yellow>دلواپس نباشین....یه خرده
واسه تو.....یه خرده هم واسه تو</c>

00:30:54.870 --> 00:30:57.640
<c.yellow>!بابا!....بابا</c>

00:30:57.640 --> 00:31:00.060
<c.yellow>دخترم، چی شده؟</c>

00:31:01.820 --> 00:31:03.980
<c.yellow>تو فقط بلدی چطوری مراقب این گل و گیاها باشی</c>

00:31:03.980 --> 00:31:05.400
<c.yellow>اصلا حواست به من نیست</c>

00:31:05.400 --> 00:31:08.150
<c.yellow>اصلا من, دخترت رو تو قلبت داری؟</c>

00:31:08.150 --> 00:31:10.360
<c.yellow>الان چی شده؟</c>

00:31:10.360 --> 00:31:13.000
<c.yellow>کی دختر عزیز منو عصبانی کرده؟</c>

00:31:13.000 --> 00:31:16.950
<c.yellow>که این خلق و خو رو نشون میده؟</c>

00:31:16.950 --> 00:31:18.940
<c.yellow>من الان یه ماهه که از چانگ شان برگشتم</c>

00:31:18.940 --> 00:31:21.480
<c.yellow>اون چیزی که بهت گفتم, درموردش فکر کردی؟</c>

00:31:21.480 --> 00:31:22.950
<c.yellow>درموردش فکر کردم</c>

00:31:22.950 --> 00:31:26.490
<c.yellow>اون...خب تو</c>

00:31:26.490 --> 00:31:27.850
<c.yellow>اون چی بود؟</c>

00:31:27.850 --> 00:31:29.520
<c.yellow>چرا اینجوریی؟</c>

00:31:29.520 --> 00:31:32.010
<c.yellow>تو هیچ وقت صحبت های مهم منو جدی نمیگیری</c>

00:31:32.010 --> 00:31:36.460
<c.yellow>من گفتم, دربار کنونی با نزاع و درگیری روبرو
ـه و چشم انداز سیاسی تو هرج و مرج قرار داره</c>

00:31:36.460 --> 00:31:39.500
<c.yellow>خانواده گونگ سون هم نمیتونه
توی «یو ژو» تو امنیت باقی بمونه</c>

00:31:39.500 --> 00:31:41.920
<c.yellow>ما نمیتونیم هیچ کاری نکنیم</c>

00:31:41.920 --> 00:31:43.480
<c.yellow>کاری انجام بدیم؟</c>

00:31:43.480 --> 00:31:45.300
<c.yellow>خب باشه، بابا فهمید</c>

00:31:45.300 --> 00:31:52.090
<c.yellow>اما عمده این مشکلات مربوط به
دنیاست, و تو فقط یه دختر کوچولویی</c>

00:31:52.090 --> 00:31:53.560
<c.yellow>چطور میخوای با ما بحث کنی؟</c>

00:31:53.560 --> 00:31:56.950
<c.yellow>چی؟ من یه دختر کوچولو نیستم</c>

00:31:56.950 --> 00:32:00.340
<c.yellow>فراموش کردی وقتی توی چانگ
شان بودم به «ژائو یون» کمک کردم</c>

00:32:00.340 --> 00:32:03.700
<c.yellow>و یه جنگ پیروزمندانه انجام دادم</c>

00:32:03.700 --> 00:32:07.120
<c.yellow>اگه بهش اشاره نکرده بودی,
این موضوع رو فراموش میکردم</c>

00:32:08.800 --> 00:32:10.180
<c.yellow>من هنوز مجازاتت نکردم</c>

00:32:10.180 --> 00:32:13.230
<c.yellow>تو اجازه منو واسه استفاده
از سربازا رو نگرفته بودی</c>

00:32:13.230 --> 00:32:15.650
<c.yellow>این یه تخطی جدی از قوانین نظامیـه</c>

00:32:15.650 --> 00:32:20.370
<c.yellow>و هنوزم خوشحال وایستاده اینجا و
میگه" بابا...بابا " منتظری مجازاتت کنم؟</c>

00:32:20.370 --> 00:32:22.450
<c.yellow>بابا! تو دیگه خیلی زور میگی</c>

00:32:22.450 --> 00:32:25.120
<c.yellow>!هر چند اجازه ی استفاده از سربازا
رو نگرفتم, ولی جنگ رو که بردم</c>

00:32:25.120 --> 00:32:26.900
<c.yellow>من پیروز برگشتم</c>

00:32:26.900 --> 00:32:30.840
<c.yellow>تو که نمیدونی, مردم چانگ شان
همه جا این حرف رو پخش کردن</c>

00:32:30.840 --> 00:32:34.180
<c.yellow>همشون میگن که حکمران «یو ژو»گونگ سون زان</c>

00:32:34.180 --> 00:32:35.550
<c.yellow>سربازاشو که حرکت بده</c>

00:32:35.550 --> 00:32:39.160
<c.yellow>همه کار میتونه انجام بده و کسی جلودارش نیست</c>

00:32:39.160 --> 00:32:41.080
<c.yellow>تموم شد؟</c>

00:32:41.080 --> 00:32:42.600
<c.yellow>!کافیـه</c>

00:32:45.920 --> 00:32:47.860
<c.yellow>اینقدر چاپلوسی منو نکن</c>

00:32:47.860 --> 00:32:51.060
<c.yellow>الان داری خودتو تحسین میکنی یا پدرتو؟</c>

00:32:52.790 --> 00:32:55.880
<c.yellow>اینجور که من میبینم
با اون سربازای زنی که باخودت بردی</c>

00:32:55.880 --> 00:32:59.300
<c.yellow>اینطور نیست که شما خیلی قوی بودین
به این خاطر بوده که دشمنتون خیلی ضعیف بوده</c>

00:32:59.300 --> 00:33:00.570
<c.yellow>!بــابــا</c>

00:33:00.570 --> 00:33:02.810
<c.yellow>هی نگو.."بابا..بابا..بابا"......بابا چی؟</c>

00:33:02.810 --> 00:33:06.430
<c.yellow>از صبح تا شب، همیه میگی "بابا، بابا،
بابا". الان چند سالته؟ بابات شیر نداره</c>

00:33:07.530 --> 00:33:08.700
<c.yellow>برو تو اتاقت</c>

00:33:08.700 --> 00:33:12.030
<c.yellow>نمیرم...هنوز به نکته اصلیم نرسیدم</c>

00:33:12.030 --> 00:33:17.750
<c.yellow>چی, هنوزم یه نکته اصلی داری؟</c>

00:33:17.750 --> 00:33:21.280
<c.yellow>بگو، بابا گوش میده</c>

00:33:21.280 --> 00:33:24.030
<c.yellow>هنوز یادتونه یه بار بهتون درمورد</c>

00:33:24.030 --> 00:33:27.800
<c.yellow>قهرمان چانگ شان, ژائو
یون...ژائو زی لونگ گفتم؟</c>

00:33:30.340 --> 00:33:34.140
<c.yellow>خب این پسره که اسمش ژائو ـه, حالا چی شده؟</c>

00:33:34.140 --> 00:33:37.420
<c.yellow>!دارم میگم, ارتشمون یه نفر
مثل این «ژائو یون» رو کم داره</c>

00:33:37.420 --> 00:33:39.090
<c.yellow>کسی که شجاعـه، با استراتژی ـه</c>

00:33:39.090 --> 00:33:41.180
<c.yellow>و توانایی هنرهای رزمی بالایی
داره و میتونه ارتش رو رهبری کنـه</c>

00:33:41.180 --> 00:33:44.080
<c.yellow>من فکر می کنم تو باید بیشتر
فعال باشی و پیش دستی کنی</c>

00:33:44.080 --> 00:33:46.610
<c.yellow>وگرنه از غفلت و از دست
دادن این استعداد پشیمون میشین</c>

00:33:46.610 --> 00:33:49.610
<c.yellow>اون قطعا کارای بزرگی براتون انجام میده</c>

00:33:49.610 --> 00:33:53.460
<c.yellow>درسته....درسته</c>

00:33:53.460 --> 00:33:55.230
<c.yellow>تموم شد؟</c>

00:33:55.230 --> 00:33:57.170
<c.yellow>نکته مهمت تموم شد؟</c>

00:33:58.470 --> 00:34:00.060
<c.yellow>خب پس برگرد به اتاقت</c>

00:34:00.060 --> 00:34:03.630
<c.yellow>منظورتون از برو تو
اتاقت چیه؟ شما قبول نکردین</c>

00:34:06.700 --> 00:34:10.090
<c.yellow>بائو یو....چه این پسره ژائو</c>

00:34:10.090 --> 00:34:12.420
<c.yellow>اینطور که تو میگی فوق العاده باشه چه نه</c>

00:34:12.420 --> 00:34:15.960
<c.yellow>من بهش توجهی نمیکنم چون
پیشینه و سابقه ی کمی داره</c>

00:34:15.960 --> 00:34:17.130
<c.yellow>چرا؟</c>

00:34:17.130 --> 00:34:19.490
<c.yellow>چرا؟</c>

00:34:19.490 --> 00:34:24.150
<c.yellow>مردم اونو قهرمان چانگ شان صدا میزنن,
و چانگ شان قلمرو «یوان شائو» خائنـه</c>

00:34:24.150 --> 00:34:26.060
<c.yellow>من, پدرت و «یوان شائو» قراره</c>

00:34:26.060 --> 00:34:28.120
<c.yellow>با هم درگیر جنگ بشیم</c>

00:34:28.120 --> 00:34:29.680
<c.yellow>و تا پای مرگ بجنگیم</c>

00:34:29.680 --> 00:34:31.550
<c.yellow>فکر میکنی میتونم از چنین مردی استفاده کنم</c>

00:34:31.550 --> 00:34:33.910
<c.yellow>بابا, تو دیگه خیلی سطح پایین فکر میکنی</c>

00:34:33.910 --> 00:34:35.690
<c.yellow>اگرچه اون توی چانگ شان متولد شده</c>

00:34:35.690 --> 00:34:38.560
<c.yellow>اما وقتی با شما باشه،
یکی از افراد شما نمیشه؟</c>

00:34:38.560 --> 00:34:42.120
<c.yellow>یکی از افراد من؟من الان دارمش؟</c>

00:34:42.120 --> 00:34:45.280
<c.yellow>پدرت ژنرال های قویی مثل «یان گانگ» رو داره</c>

00:34:47.100 --> 00:34:48.650
<c.yellow>چه احتیاجی به یه تعد
سرباز پایه و ناچیز هست؟</c>

00:34:48.650 --> 00:34:50.620
<c.yellow>سرباز پایه و ناچیز چیه؟</c>

00:34:50.620 --> 00:34:52.800
<c.yellow>اون یه آدم معمولی و عادی نیست</c>

00:34:52.800 --> 00:34:56.320
<c.yellow>دارم بهت میگم, اگه ازش استفاده
نکنی, برای همیشه پشیمون میشی</c>

00:34:56.320 --> 00:34:58.140
<c.yellow>خب...خب...خب</c>

00:34:58.140 --> 00:34:59.760
<c.yellow>تو اینجور مسائل ارتش</c>

00:34:59.760 --> 00:35:01.930
<c.yellow>پدرت برنامه های خودشو داره</c>

00:35:01.930 --> 00:35:03.020
<c.yellow>لازم نیست بیشتر از این چیزی بگی</c>

00:35:03.020 --> 00:35:05.800
<c.yellow>اااه...بابا -
اااه...ااااه, چی؟ بدو برو -</c>

00:35:05.800 --> 00:35:06.890
<c.yellow>دوباره درموردش فکر کنین</c>

00:35:06.890 --> 00:35:09.550
<c.yellow>دوباره درموردش فکر کنین! بدو برو</c>

00:35:10.810 --> 00:35:14.820
<c.yellow>بفرمایین....بفرمایین</c>

00:35:14.820 --> 00:35:16.290
<c.yellow>شاهزاده خانم</c>

00:35:18.400 --> 00:35:21.630
<c.yellow>عالیجناب, دو مرد بیرون درب
ایستادن و میخوان به ارتش ملحق بشن</c>

00:35:21.630 --> 00:35:25.790
<c.yellow>این برگه اعتبارشون ـه, لطفا ملاحظه کنین</c>

00:35:28.360 --> 00:35:31.520
<c.yellow>به احتمال زیاد اونا نمیخوان
بین افراد معمولی خدمت کنن</c>

00:35:31.520 --> 00:35:34.990
<c.yellow>و میخوان بین ارتشی ها و
شبه نظامی ها زندگی کنن</c>

00:35:34.990 --> 00:35:38.990
<c.yellow>پس لطفا عالیجناب برام روشن کنین,
چطور باید ترتیب این موضوع رو بدم</c>

00:35:41.070 --> 00:35:45.370
<c.yellow>«این چطوره؟ اونا رو به اردوگاه
نگهبانا بفرست و بسپارشون به «ژانگ کویی</c>

00:35:45.370 --> 00:35:50.640
<c.yellow>بزار اون بهشون بعضی دستورات
و کارای بی اهمیت رو محول کنه</c>

00:35:50.640 --> 00:35:52.100
<c.yellow>اطاعت</c>

00:35:53.286 --> 00:36:05.286
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:36:05.310 --> 00:36:06.770
<c.yellow>شما دو نفر</c>

00:36:09.500 --> 00:36:13.150
<c.yellow>هر دوی شما اومدین و میخواین
به ارتش ما بپیوندین, درسته؟</c>

00:36:13.150 --> 00:36:16.560
<c.yellow>در حال حاضر، فقط ما دو برادریم</c>

00:36:16.560 --> 00:36:20.220
<c.yellow>اما بعدا, 450 نفر افراد و اسب هم هستن</c>

00:36:20.220 --> 00:36:21.380
<c.yellow>که برای ملحق شده به اینجا میان</c>

00:36:21.380 --> 00:36:22.380
<c.yellow>خیله خب....خیله خب</c>

00:36:22.380 --> 00:36:24.180
<c.yellow>شما دو نفر همراه این سرباز برین</c>

00:36:24.180 --> 00:36:25.960
<c.yellow>برین سمت اردوگاه پشتی</c>

00:36:25.960 --> 00:36:27.560
<c.yellow>و یه نفر رو به اسم «ژانگ کویی» پیدا کنین</c>

00:36:27.560 --> 00:36:30.240
<c.yellow>اون ترتیب کارای شما رو میده</c>

00:36:30.240 --> 00:36:31.360
<c.yellow>یان چانگ</c>

00:36:31.360 --> 00:36:32.640
<c.yellow>شماها دارین اشتباه میکنین</c>

00:36:32.640 --> 00:36:34.660
<c.yellow>که ما رو به اردوگاه پشتی میفرستین</c>

00:36:34.660 --> 00:36:36.520
<c.yellow>اینجوری, یه آدم با استعداد رو
توی یه موقعیت ناچیز قرار نمیدین؟</c>

00:36:36.520 --> 00:36:38.070
<c.yellow>یان چانگ</c>

00:36:38.070 --> 00:36:39.910
<c.yellow>چیزی نگو</c>

00:36:40.910 --> 00:36:44.000
<c.yellow>تو برو برگرد و یه چیزی به اربـابت بگو</c>

00:36:44.000 --> 00:36:46.240
<c.yellow>بزار اون احترام درخور و
مناسب گذاشتن رو درک کنه</c>

00:36:46.240 --> 00:36:49.520
<c.yellow>برادرم ژائو زی لونگ, مگه یه
شخص بی اهمیت و معمولیـه؟</c>

00:36:49.520 --> 00:36:53.200
<c.yellow>شما میخواین اونو به اردوگاه پشتی بفرستین این استفاده
از یه آدم با استعداد توی یه پست پست و ناچیز نیست؟</c>

00:36:53.200 --> 00:36:54.860
<c.yellow>...پس منظور تو اینه که</c>

00:36:54.860 --> 00:36:57.380
<c.yellow>بزاریم اون یه ژنرال باشه,
در این مورد چی فکر میکنی؟</c>

00:36:57.380 --> 00:36:59.430
<c.yellow>این شد یه چیزی</c>

00:36:59.430 --> 00:37:03.010
<c.yellow>زی لونگ یه ژنرال شد, پس من چی؟</c>

00:37:03.010 --> 00:37:05.500
<c.yellow>منم مستقیما معاون ژنرال باشم</c>

00:37:05.500 --> 00:37:09.380
<c.yellow>بعد همه جا همراهیش میکنم و بهش خدمت میکنم
درست مثل این, چطوره؟</c>

00:37:09.380 --> 00:37:12.920
<c.yellow>اینطور که من میبینم, تو یه احمقی
که داری تو روز روشن خواب میبینه</c>

00:37:12.920 --> 00:37:14.640
<c.yellow>اینطور که من میبینم, نیازی به
رفتن شماها به اردوگاه پشتی هم نیست</c>

00:37:14.640 --> 00:37:16.410
<c.yellow>هر دوی اونا رو بگیر و بندازینشون بیرون</c>

00:37:16.410 --> 00:37:18.300
<c.yellow>عالیجناب، لطفا بمونین</c>

00:37:19.130 --> 00:37:20.670
<c.yellow>چی شده؟</c>

00:37:20.670 --> 00:37:23.590
<c.yellow>جناب ژنرال, فرمان و سفارش دیگه دارین؟</c>

00:37:23.590 --> 00:37:26.160
<c.yellow>من حاضرم به اردوگاه پشتی برم</c>

00:37:26.160 --> 00:37:30.200
<c.yellow>عالیجناب, لطفا ما رو ببخشین خلق خودتون
رو به خاطر برادر کوچیک من آزرده نکنین</c>

00:37:35.800 --> 00:37:40.480
<c.yellow>بله ممنون از عالیجناب به
خاطر دادن این کار بزرگ</c>

00:37:40.480 --> 00:37:42.380
<c.yellow>این شد یه چیزی</c>

00:37:42.380 --> 00:37:44.280
<c.yellow>اونا رو ببر داخل</c>

00:37:44.280 --> 00:37:46.000
<c.yellow>بریم...بریم</c>

00:37:48.240 --> 00:37:50.290
<c.yellow>مردک افاده ای</c>

00:37:51.090 --> 00:37:53.330
<c.yellow>یکم باید تحمل کنیم, حرف
زدن بیشتر به نفع ما نیست</c>

00:37:53.330 --> 00:37:55.610
<c.yellow><i>ژائو زی لونگ به خاطر اینکه
«گونگ سون زان» رو تحسین میکرد</i></c>

00:37:55.610 --> 00:37:57.850
<c.yellow><i>و به این خاطر که به تازگی
از «جیژو» برگشته بود</i></c>

00:37:57.850 --> 00:38:00.190
<c.yellow><i>به همین دلیل او تصمیم گرفت به طور
موقت برای گونگ سون زان خدمت کند</i></c>

00:38:01.250 --> 00:38:04.190
<c.yellow>شما دو نفر, الان وقت تمرین اسب هاست</c>

00:38:04.190 --> 00:38:05.650
<c.yellow>عجله کنین و اصطبل اسب ها رو تمیز کنین</c>

00:38:05.650 --> 00:38:10.100
<c.yellow>چطور ممکنه بشه این اصطبل رو تمیز کرد</c>

00:38:10.100 --> 00:38:13.860
<c.yellow>بعلاوه, بعد از این که اسب ها
برگشتن از غذاشون مطمئن بشین</c>

00:38:13.860 --> 00:38:19.060
<c.yellow>و اینجا رو تا قبل از غروب آفتاب تمیز
کنین و باید مطمئن بشین همه ی اسب ها راحتن</c>

00:38:19.150 --> 00:38:22.270
<c.yellow>قبل از غروب آفتاب, این
که دیگه اصلا امکان نداره</c>

00:38:22.270 --> 00:38:25.830
<c.yellow>باشه, متوجه شدیم</c>

00:38:25.830 --> 00:38:28.220
<c.yellow>اگه نمیخواین اینو تموم
کنین میتونین گوش نکنین</c>

00:38:28.220 --> 00:38:31.160
<c.yellow>کافیه...برین سر کارتون</c>

00:38:35.820 --> 00:38:37.810
<c.yellow>باید تا قبل از غروب آفتاب
مطمئن بشیم اسب ها راحتن</c>

00:38:37.810 --> 00:38:42.640
<c.yellow>اخه من از کجا بدونم اسب ها راحتن یا نه؟ اونا
معلومه از عمد دارن کارها رو برامون سخت میکنن</c>

00:38:44.360 --> 00:38:48.010
<c.yellow>زی لونگ, من واقعا نمیفهمم
حالا که به «یو ژو» اومدیم</c>

00:38:48.010 --> 00:38:51.130
<c.yellow>چرا از رابطه بین خودت
و بائو یو استفاده نمیکنی؟</c>

00:38:51.130 --> 00:38:52.850
<c.yellow>بعد حاظر شدی این پست پایین رو قبول کنی</c>

00:38:52.850 --> 00:38:55.450
<c.yellow>اگه قرار باشه همه چیز با روابط انجام بشه</c>

00:38:55.450 --> 00:38:58.490
<c.yellow>بعد چطور میخوایم به موفقیت برسیم؟</c>

00:38:59.630 --> 00:39:01.760
<c.yellow>کافیه...من میرم آب بیارم</c>

00:39:01.760 --> 00:39:04.620
<c.yellow>اگه خسته شدی میتونی بری استراحت کنی</c>

00:39:07.860 --> 00:39:10.500
<c.yellow>منو اینجا تنها گذاشتی که خودم تمیز کنم؟</c>

00:39:34.070 --> 00:39:35.430
<c.yellow>!وایستا</c>

00:39:37.980 --> 00:39:41.020
<c.yellow>چی شده؟ دیر رسیدی؟</c>

00:40:09.770 --> 00:40:12.370
<c.yellow>کیه؟ کی بود؟</c>

00:40:13.370 --> 00:40:15.330
<c.yellow>کی تیر پرتاب کرد؟</c>

00:40:23.010 --> 00:40:24.530
<c.yellow>تو این تیر رو پرتاب کردی؟</c>

00:40:24.530 --> 00:40:27.550
<c.yellow>نه...نه...نه..اون بود</c>

00:40:28.960 --> 00:40:31.160
<c.yellow>تیر و کمان دست تو ـه</c>

00:40:31.160 --> 00:40:33.520
<c.yellow>!جرات داری این کار رو
بکنی اما جرات قبولش رو نداری</c>

00:40:33.520 --> 00:40:36.150
<c.yellow>افراد بگیرینش</c>

00:40:36.150 --> 00:40:41.920
<c.yellow>صبر کنین....من تیر رو پرتاب کردم</c>

00:40:41.920 --> 00:40:43.730
<c.yellow>تقصیر اون نبود</c>

00:40:44.400 --> 00:40:45.080
<c.yellow>تـو؟</c>

00:40:45.080 --> 00:40:47.850
<c.yellow>درسته....من اونو نشانه رفتم</c>

00:40:47.850 --> 00:40:50.290
<c.yellow>به همین خاطر کمان رو از این برادر قرض گرفتم</c>

00:40:50.290 --> 00:40:53.070
<c.yellow>درست وسط هدف, فوق العاده نبود؟</c>

00:40:53.070 --> 00:40:56.530
<c.yellow>بعدا میتونی ازم استفاده کنی</c>

00:40:57.510 --> 00:41:02.190
<c.yellow>یکی که اصطبل رو میشوره تو
روی من وایستاده و رجز میخونه</c>

00:41:03.190 --> 00:41:04.940
<c.yellow>میبینم دلت میخواد بمیری</c>

00:41:04.940 --> 00:41:06.630
<c.yellow>دست نگه دارین</c>

00:41:09.190 --> 00:41:12.730
<c.yellow>برادر من چی کار کرده؟</c>

00:41:12.730 --> 00:41:14.530
<c.yellow>چیه؟ شما ها با همین؟</c>

00:41:14.530 --> 00:41:19.300
<c.yellow>درسته, ما برادرای قسم خورده
ایم توی مرگ و زندگی باهم هستیم</c>

00:41:20.510 --> 00:41:22.310
<c.yellow>خوبه پس</c>

00:41:22.310 --> 00:41:26.010
<c.yellow>هر دو نفرشون رو بگیرین و بندازین زندان</c>

00:41:29.480 --> 00:41:31.620
<c.yellow>!چرا منو گرفتین</c>

00:41:31.620 --> 00:41:33.660
<c.yellow>!در رو باز کن...در رو باز کن</c>

00:41:33.660 --> 00:41:35.000
<c.yellow>!دیگه کافیه</c>

00:41:35.000 --> 00:41:37.380
<c.yellow>این مسئله به خاطر خودتـه</c>

00:41:46.040 --> 00:41:50.940
<c.yellow>زی لونگ, اون یارو ـه خودش فضول بود</c>

00:41:50.940 --> 00:41:52.820
<c.yellow>از قدرتش واسه زور گفتن استفاده میکنه</c>

00:41:52.820 --> 00:41:54.600
<c.yellow>چند بار من بهت گفتم</c>

00:41:54.600 --> 00:41:57.540
<c.yellow>ما اومدیم بیرون تا کار
کنیم باید آروم و محتاط باشیم</c>

00:41:57.540 --> 00:41:59.700
<c.yellow>بعد تو چیکار کردی؟ تو
خیلی متکبرانه برخورد کردی</c>

00:41:59.700 --> 00:42:01.800
<c.yellow>تو بگو...کجای این به نفع ماست؟</c>

00:42:01.800 --> 00:42:04.460
<c.yellow>اما هدف ما از اومدن به اینجا این بود که
بهترین باشیم و تواناییهامون رو نشون بدیم</c>

00:42:04.460 --> 00:42:05.880
<c.yellow>ما خیال داریم دستاوردی بدست بیاریم</c>

00:42:05.880 --> 00:42:10.020
<c.yellow>نکنه میخوای بقیه عمرت رو اینجا
این کارای مسخره رو انجام بدی؟</c>

00:42:10.020 --> 00:42:13.800
<c.yellow>یان چانگ, تو نمیتونی چنین چیزی رو بگی</c>

00:42:13.800 --> 00:42:19.560
<c.yellow>من معتقدم اگه ما تواناییشو
داریم پس میتونیم حتما انجامش بدیم</c>

00:42:33.190 --> 00:42:34.140
<c.yellow>خوبـه</c>

00:42:34.140 --> 00:42:35.840
<c.yellow>!عالیجناب</c>

00:42:35.840 --> 00:42:38.800
<c.yellow>عالیجناب, مسئله مهمی پیش اومده عالیجناب</c>

00:42:41.340 --> 00:42:42.980
<c.yellow>چه اتفاق مهمی افتاده؟</c>

00:42:42.980 --> 00:42:44.770
<c.yellow>وقتی جناب وزیر ارتش رو رهبری میکردن</c>

00:42:44.770 --> 00:42:48.300
<c.yellow>بهشون حمله شده و کشته شدن</c>

00:42:56.700 --> 00:42:59.180
<c.yellow>عالیجناب....عالیجناب</c>

00:43:07.946 --> 00:43:27.946
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:27.970 --> 00:43:30.590
<c.yellow>بـ...بــ...برادر</c>

00:43:34.690 --> 00:43:36.810
<c.yellow>چطور این اتفاق افتاد؟</c>

00:43:38.220 --> 00:43:40.680
<c.yellow>اصلا چطور این اتفاق افتاد؟</c>

00:43:43.500 --> 00:43:45.060
<c.yellow>عجله کنین حرف بزنین</c>

00:43:45.060 --> 00:43:47.520
<c.yellow>من, خدمتگذارتون توی اردوگاه
یوان شائو همراه ژنرال بودم</c>

00:43:47.520 --> 00:43:50.990
<c.yellow>ایشون درمورد وضعیت «جیژو» بحث میکردن
همه چیز در مسیر امن به نظر میرسید</c>

00:43:50.990 --> 00:43:54.570
<c.yellow>اما یوان شائو به یکباره
خواست که با ژنرال صحبت کنـه</c>

00:43:54.570 --> 00:43:59.870
<c.yellow>به همین خاطر ژنرال «گونگ سون» تصمیم گرفتن به اردوگاه
برگردن اما انتظار نداشتیم 50 مایل بعد, توی مسیر</c>

00:43:59.870 --> 00:44:04.410
<c.yellow>اون دونگ ژو خائن بهشون
حمله کنه, و ژنرال کشته بشه</c>

00:44:04.410 --> 00:44:08.590
<c.yellow>کی؟ دونگ ژو؟</c>