﻿WEBVTT

00:01:57.306 --> 00:02:17.306
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.330 --> 00:02:25.430
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.540 --> 00:02:30.690
.:: قسمت سی و یکم ::.

00:02:31.990 --> 00:02:35.840
زی لونگ, چیزی که بهت
گفتم...درموردش فکر کردی؟

00:02:35.840 --> 00:02:38.180
اون...هر چند خودم به این کار راضی ام

00:02:38.180 --> 00:02:41.820
اما من باید قبلش با برادرام
درموردش بحث کنم و تصمیم بگیریم

00:02:41.820 --> 00:02:43.950
این روش تو خیلی عاقلانه است

00:02:49.130 --> 00:02:50.860
ژائو زی لونگ

00:02:52.360 --> 00:02:53.410
شاهزاده خانم

00:02:53.410 --> 00:02:55.330
خواهر بائو یو

00:03:02.820 --> 00:03:06.260
خواهر چینگ یی, اینجا اردوگاه نظامیـه

00:03:06.260 --> 00:03:09.300
تو یه دختری, پس چرا اینجایی؟

00:03:09.300 --> 00:03:13.370
وقتی تازه رسیدم, شنیدم که «زی
لونگ» اومده تا تو رو نجات بده

00:03:13.370 --> 00:03:17.050
منم خیلی نگران شدم به همین خاطر
خواستم اینجا منتظر «زی لونگ» بمونم

00:03:25.890 --> 00:03:28.990
ژائو زی لونگ....تو یه
رتبه و فرمان نظامی داری

00:03:28.990 --> 00:03:33.320
من خیلی وقته دارم دنبالت
می گردم, کجا رفته بودی؟

00:03:33.320 --> 00:03:39.010
خواهر بائو یو....من از «زی
لونگ» خواستم بیاد باهام قدم بزنه

00:03:41.030 --> 00:03:45.460
ژائو زی لونگ...تو پستت
رو بدون اجازه ترک کردی

00:03:45.460 --> 00:03:48.360
تو به وضوح قوانین نظامی رو
نقض کردی, باید مجازات بشی

00:03:48.360 --> 00:03:52.270
نقض قوانین نظامی؟ این
که نباید خیلی جدی باشه

00:03:53.190 --> 00:03:55.670
البته که جدیـه...مهم نیست کی باشه

00:03:55.670 --> 00:03:58.600
اگه کسی بخواد پست خودش رو ترک
کنه, باید به ارشد خودش گزارش بده

00:03:58.600 --> 00:04:03.200
اگه مجاز باشه, میتونه
بره...وگرنه این نقض قوانین نظامیـه

00:04:03.200 --> 00:04:06.690
و بعد باید بابتش مجازات بشه

00:04:09.730 --> 00:04:12.070
تو....بیا اینجا

00:04:13.180 --> 00:04:16.450
شاهزاده خانم - &lt;br&gt;نقض قوانین نظامی,
نتیجه اش تنبیه و مجازات نیست؟

00:04:16.450 --> 00:04:17.990
بله

00:04:20.530 --> 00:04:22.000
اطاعت

00:04:31.950 --> 00:04:35.020
من سعی نمی کنم برات مشکل درست کنم
اما خودتم دیدی

00:04:35.020 --> 00:04:38.740
حتی یه سرباز رده پایینی مثل
اون هم این قوانین رو میدونه

00:04:39.310 --> 00:04:43.280
زی لونگ بدون اجازه پست خودش رو ترک
کرده, من حاضرم هر گونه مجازاتی رو بپذیرم

00:04:43.280 --> 00:04:47.180
خواهر بائو یو...من کسی بودم که ناگهانی
اونو دیدم و «زی لونگ» رو بیرون بردم

00:04:47.180 --> 00:04:50.850
اما فکر نمی کردم این کار اشتباه بزرگی ـه

00:04:50.850 --> 00:04:55.180
فکر می کنی بتونی این بار
رو به خاطر من نادیده بگیری؟

00:04:56.680 --> 00:05:00.670
از اونجایی که خواهر «چینگ یی» ازم
میخواد, امروز این مورد رو فراموش می کنم

00:05:00.670 --> 00:05:05.360
دفعه بعد، اگه با کسی رفتی بیرون
بقیه نمیخوان من اینجور آسون و خوب صحبت کنم

00:05:06.260 --> 00:05:08.320
از لطفتون ممنونم شاهزاده خانم

00:05:11.010 --> 00:05:16.440
خواهر چینگ یی, حالا دیدی....من از صمیم
دل و با ملاحضه با «زی لونگ» برخورد می کنم

00:05:16.440 --> 00:05:18.820
مثل خونواده ام باهاش رفتار می کنم

00:05:18.820 --> 00:05:21.960
اگه اشتباهی مرتکب بشه, تنها کسی مثل من

00:05:21.960 --> 00:05:26.590
می تونه مراقبش باشه .....و ازش مراقبت کنه

00:05:30.850 --> 00:05:33.620
خیالت راحت اون توی «یو ژو» جاش امن ـه

00:05:33.620 --> 00:05:37.260
مهم نیست چی کار میخواد بکنه,
هیچ کس نمیتونه بهش چیزی بگه

00:05:38.400 --> 00:05:41.960
بله...بله...خواهر تو خیلی توانا و لایقی

00:05:41.960 --> 00:05:46.660
خب...خب, تو دیگه می تونی برگردی
من میخوام با خواهر «چینگ یی» بیشتر حرف بزنم

00:05:46.660 --> 00:05:48.050
اطاعت

00:06:02.920 --> 00:06:05.600
خواهر چینگ یی...بشین

00:06:13.060 --> 00:06:18.960
خواهر چینگ یی...شنیدم یه تعداد سوء
تفاهم بین تو و «زی لونگ» به وجود اومده

00:06:18.960 --> 00:06:23.230
...و شماها قبلا از هم جدا شدین, پس چطوره که

00:06:23.230 --> 00:06:27.920
از اونجایی که سوء تفاهم بود, وقتی
درموردش صحبت کردیم همه چیز درست شد

00:06:27.920 --> 00:06:30.020
به این زودی درست شد؟

00:06:32.250 --> 00:06:35.190
چرا بیشتر نجنگیدین؟

00:06:35.190 --> 00:06:36.880
خواهر

00:06:39.350 --> 00:06:45.880
فراموشش کن...تو فقط اومده بودی «یو
ژو» تا درمورد سوء تفاهم ها حرف بزنی؟

00:06:45.880 --> 00:06:49.080
این بار رو پدرم مخصوصا
ازم خواست به دلایلی بیام اینجا

00:06:49.080 --> 00:06:51.970
یه دلیلش دیدن عمو و تو ـه

00:06:51.970 --> 00:06:54.210
...دلیل دوم اینه که میخوام

00:06:54.210 --> 00:06:55.840
چی میخوای؟

00:06:57.360 --> 00:07:02.190
در مورد دلیل دوم...بزار اول من عمو رو ببینم
قبل از این که وارد جزئیاتش بشم

00:07:24.370 --> 00:07:25.890
زی لونگ

00:07:25.890 --> 00:07:27.500
برادر بزرگ

00:07:31.440 --> 00:07:34.050
برادر بزرگ -
زی لونگ -

00:07:34.900 --> 00:07:36.900
یان چانگ...شی می

00:07:36.900 --> 00:07:41.390
به چی فکر میکنی؟ چند بار
صدات کردم اصلا متوجه نشدی

00:07:42.800 --> 00:07:47.030
میبینم که...وقتی به «چینگ یی» فکر میکنی
دیگه اصلا خودت نیستی

00:07:47.030 --> 00:07:51.210
زی لونگ...چند لحظه پیش شاهزاده
خانم «بائو یو» اومده بود اونو دیدیش؟

00:07:51.210 --> 00:07:52.530
بله

00:07:53.590 --> 00:07:56.630
اونو تو راه برگشتن دیدم

00:07:57.340 --> 00:08:00.370
تقریبا منو به خاطر ترک
پستم بدون اجازه سرزنش کرد

00:08:00.370 --> 00:08:04.240
چی گفتی؟ شاهزاده خانم «بائو یو» سرزنشت کرد؟

00:08:04.240 --> 00:08:05.740
من اشتباهی نشنیدم؟

00:08:05.740 --> 00:08:07.020
این کجاش اشتباه بود؟

00:08:07.020 --> 00:08:08.960
اون موقعی که تو اونو دیدی

00:08:08.960 --> 00:08:11.710
شاید تو و «چینگ یی» با
همدیگه داشتین برمی گشتین؟

00:08:11.710 --> 00:08:14.320
بله، چی شده؟

00:08:14.320 --> 00:08:15.830
!پس درسته دیگه

00:08:15.830 --> 00:08:17.230
چی درسته؟

00:08:17.230 --> 00:08:20.700
زی لونگ...تو دیگه جدا احمقی

00:08:20.700 --> 00:08:24.980
!شاهزاده خانم «بائو
یو»....معلومه که حسودیش شده

00:08:24.980 --> 00:08:28.200
یان چانگ، اینقدر مزخرف نگو

00:08:28.810 --> 00:08:31.540
!برادر...توی بد دردسری افتادی

00:08:31.540 --> 00:08:32.560
تو چه دردسری افتادم؟

00:08:32.560 --> 00:08:35.150
برادر، تو واقعا بعضی اوقات کند ذهن میشی

00:08:35.150 --> 00:08:39.310
نکنه نمی بینی که الان دو تا شاهزاده
دارن سر تو جنگ و دعوا میکنن؟

00:08:40.020 --> 00:08:43.290
شاهزاده «چینگ یی» وفادار و جذاب ـه

00:08:43.290 --> 00:08:47.540
زی لونگ...تو واقعا چقدر خوش شانسی؟

00:08:48.700 --> 00:08:53.030
میگم برادر...تو قبلنا به اندازه ی کافی
از دست «چینگ یی» رنج و بدبختی کشیدی

00:08:53.030 --> 00:08:57.190
فکر نکنم خلق و خوی شاهزاده
«بائو یو» هم چندان خوب باشه

00:08:57.920 --> 00:09:01.150
می ترسم کلا باید قید صلح و آرامش رو بزنیم

00:09:01.150 --> 00:09:03.020
اصلا به دو تا شاهزاده اشاره هم نکنین

00:09:03.020 --> 00:09:06.290
فقط همین تو و «یان چانگ» رو به تنهایی

00:09:06.290 --> 00:09:08.480
نمی تونم کنترل کنم

00:09:08.480 --> 00:09:14.040
راستی...چیزی هست که دوست
دارم درموردش با شما دونفر صحبت کنم

00:09:14.040 --> 00:09:16.080
چی هست؟

00:09:16.080 --> 00:09:19.590
من در نظر دارم همه رو به چانگ شان برگردونم

00:09:19.590 --> 00:09:22.500
و در عوض برای «شیاهو جی» کار کنیم

00:09:46.140 --> 00:09:48.190
با یه حرکت «چی» بازی رو باختم * چی : نوعی بازی
شطرنج به نام «گو» که در شرق اسیا رواج داره *

00:09:48.190 --> 00:09:53.270
ون دینگ، تو نه تنها توی هنرهای رزمی خوب
هستی بلکه توی بازی «چی» هم از من بهتری

00:09:53.270 --> 00:09:55.970
جای تعجبی نداره که میگن, قهرمانا
رو میشه از جوونی شناسایی کرد

00:09:56.580 --> 00:09:59.750
پدر زن, شما خیلی از من تعریف
میکنین...راستش در طول بازی

00:09:59.750 --> 00:10:03.700
حواس شما جای دیگه ای بود...به همین خاطر
از روی شانس تونستم بازی رو ببرم

00:10:03.700 --> 00:10:08.050
اما چرا به نظر میرسه
مشغله ذهنیتون اینقدر زیاده؟

00:10:08.870 --> 00:10:10.580
چیزی نیست

00:10:11.960 --> 00:10:16.090
اگه اشتباه فکر نکرده باشم,
این ربطی به «زی لونگ» داره

00:10:17.210 --> 00:10:21.090
همینطور به نیزه ی «یک صد
پرنده در مسیر باد» اون ربط داره

00:10:21.090 --> 00:10:23.890
که روی ذهن شما سنگینی میکنه؟

00:10:25.480 --> 00:10:27.820
چرا اینو میگی؟

00:10:27.820 --> 00:10:30.730
اون روز وقتی ژنرال «گونگ»
به نیزه ی یک صد پرنده اشاره کرد

00:10:30.730 --> 00:10:34.640
متوجه شدم چهره ی شما طبیعی نیست

00:10:34.640 --> 00:10:38.080
شاید به این دلیله که شما یه رابطه و سابقه
ی طولانی با اون نیزه ی نقره ای دارین؟

00:10:38.080 --> 00:10:41.020
این آدم خیلی متفکر و باهوشـه

00:10:42.270 --> 00:10:46.010
منم به حامیانی نیاز دارم,
اگه اون بتونه بهم وفادار باشه

00:10:46.570 --> 00:10:49.320
اون زمان خیلی بدرد بخور و سودمند میشه

00:10:54.250 --> 00:10:59.000
ون دینگ، حالا که پرسیدی، تو رو
به عنوان غریبه در نظر نمی گیرم

00:10:59.000 --> 00:11:04.080
بهت میگم ...چیزی که من بهش
اهمیت میدم اون نیزه ی نقره ای نیست

00:11:04.080 --> 00:11:08.220
بلکه کتاب تاکتیک های
نظامی ایه که صاحبش داشت

00:11:09.020 --> 00:11:10.690
مگه اون چه نوع کتاب تاکتیک های نظامی ایه؟

00:11:10.690 --> 00:11:14.170
صد تاکتیک نظامی یو یی

00:11:15.500 --> 00:11:19.150
«این کتاب تاکتیک های نظامی ژنرال مشهور «یو یی
در دوره ی جنگ های ایالتی امپراتوری «یـان» نیست؟

00:11:19.150 --> 00:11:20.850
دقیقا

00:11:21.880 --> 00:11:25.610
اون تمام تجارب استراتژی های
جنگی خودشو در قالب یه کتاب نوشت

00:11:25.610 --> 00:11:30.510
بنابراین هر کس بتونه استراتژی های توی اون کتاب
رو یاد بگیر ـه مزایای بی پایانی رو بدست میاره

00:11:31.530 --> 00:11:38.180
فکرش رو که می کنم...صاحب اون دو تا کتاب و نیزه ی یک
صد پرنده یو یوان», آدم خیلی لجباز و یه دنده ای بود»

00:11:38.180 --> 00:11:40.940
حتی تا دم مرگش هم حاضر نشد
کتاب یا نیزه ی نقره ای رو تحویل بده

00:11:40.940 --> 00:11:45.500
به همین دلیل این دو تا گنجینه
برای بیشتر از 10 سال ناپدید شد

00:11:46.480 --> 00:11:50.530
با این حساب نیزه ی «یک صد
پرنده» در ابتدا دست «یو یوان» بوده

00:11:50.530 --> 00:11:53.940
حتی اگه در نظر نگیریم که چطور «ژائو
زی لونگ» اون نیزه ی نقره ای رو بدست آورده

00:11:53.940 --> 00:11:57.810
بازم این احتمال هست که کتاب ها هم پیشش باشه

00:11:58.390 --> 00:12:00.180
منم دقیقا به همین فکر می کنم

00:12:00.180 --> 00:12:03.310
نمیخوام ازت مخفیش کنم...قبلا
از «چینگ یی» شنیدم که

00:12:03.310 --> 00:12:07.460
ژائو زی لونگ توی ژنگ دینگ
یه عمو به اسم «لی شوان» داره

00:12:07.460 --> 00:12:11.100
بعلاوه این «لی شوان» شاگرد «یو یوان» ـه

00:12:11.100 --> 00:12:15.090
به همین دلیل فکر می کنم کتاب های
تاکتیک های نظامی باید در اختیار اون باشه

00:12:15.700 --> 00:12:19.250
پس پدر زن منظورشون
اینه که من به ژنگ دینگ برم

00:12:19.250 --> 00:12:21.490
و دنبال اون دو کتاب تاکتیک های نظامی بگردم؟

00:12:21.490 --> 00:12:24.020
اگه بتونی این کار رو بکنی که خیلی عالی میشه

00:12:26.630 --> 00:12:28.910
پدر زن خیلی مبالغه میکنن

00:12:30.070 --> 00:12:35.040
ون دینگ، یادت باشه، این کتاب های
نظامی با زور به آسونی بدست نمیاد

00:12:35.040 --> 00:12:37.480
تو فقط میتونی اونا رو با هوشیاری بدست بیاری

00:12:38.520 --> 00:12:41.700
تو باید بری و آماده بشی...تا
دو روز دیگه باید بری

00:12:42.260 --> 00:12:43.720
بله

00:12:48.390 --> 00:12:53.590
ون دینگ، من به «چینگ یی» اجازه
دادم دنبال ژائو زی لونگ به «یو ژو» بره

00:12:53.590 --> 00:12:55.660
از این موضوع که ناراحت نیستی؟

00:12:55.660 --> 00:12:59.900
نخیر....درک میکنم که پدر
زن در این مورد خیلی فکر کرده

00:12:59.900 --> 00:13:05.740
درسته، من میخوام از «چینگ یی» برای
آوردن «ژائو زی لونگ» کنار خودم استفاده کنم

00:13:05.740 --> 00:13:09.050
تا قفل های شک و تردید قلبم رو باز کنم

00:13:09.050 --> 00:13:10.990
اربـاب، جناب گائو

00:13:10.990 --> 00:13:14.580
از پایتخت خبری شده؟
-&lt;br&gt;از پایتخت خبر رسیده که -

00:13:14.580 --> 00:13:17.420
وانگ یون در حال حاضر با اجازه ی امپراتور
تاج و تخت رو به «دونگ ژو» واگذار کرده

00:13:17.420 --> 00:13:19.900
دونگ ژو هم با خوشحالی اینو پذیرفته

00:13:19.900 --> 00:13:22.070
واگذاری تاج و تخت؟

00:13:23.250 --> 00:13:26.310
حالا دیگه چه بازی ای درآوردن؟

00:13:26.310 --> 00:13:30.560
نکنه اونا واقعا میخوان اون «دونگ
ژو» دزد قدرت رو به چنگ بیاره؟

00:13:30.560 --> 00:13:34.380
اونطور که من می بینم,
ممکنه فقط یه نمایش باشه

00:13:34.380 --> 00:13:37.050
در واقع، اون «دونگ ژو» خائن
نباید بیش از حد به خودش مغرور بشه

00:13:37.050 --> 00:13:39.810
توسعه و پیشرفت این مسئله
تا این نقطه, شاید نشون میده که

00:13:39.810 --> 00:13:42.210
اون داره به سمت تخریب خودش قدم بر میداره

00:13:58.840 --> 00:14:04.740
وزیر وانگ، از زمانی که تو این دو
سلاح الهی رو به من پیشکش کردی

00:14:04.740 --> 00:14:07.550
مثل اینه که تمام دنیا رو بهم دادی

00:14:07.550 --> 00:14:10.440
وقتی با موفقیت تاج و تخت رو بدست آوردم

00:14:10.440 --> 00:14:15.660
حتما پاداشت رو تمام و کمال میدم

00:14:16.480 --> 00:14:22.000
ممنونم اعلیحضرت.....نه...سپاسگزارم امپراتور

00:14:27.490 --> 00:14:29.290
چه اتفاقی افتاد؟

00:14:32.460 --> 00:14:33.660
چه اتفاقی افتاد؟

00:14:33.660 --> 00:14:35.070
گزارش میدم اعلیحضرت...محور چرخ شکسته شده

00:14:35.070 --> 00:14:36.930
این نحس و بدشگونه

00:14:40.810 --> 00:14:45.480
اعلیحضرت...چرا این رو به عنوان یه
نشانه ی خوش یمّـن در نظر نمی گیرین؟

00:14:46.660 --> 00:14:49.640
وزیر وانگ منظورتون چیه؟

00:14:49.640 --> 00:14:52.170
سلسله ی «هـان» به مدت چهار صد سال طول کشیده

00:14:52.170 --> 00:14:56.410
امروز, تاج و تخت امپراتوری به اعلیحضرت
واگذار میشه مثل ارابه و گاری شکسته ای که

00:14:56.410 --> 00:14:58.620
با کالسکه و ارابه جدید جابه جا میشه

00:14:58.620 --> 00:15:01.570
اعلیحضرت به این موضوع فکر
کنین, محور در حال حاضر شکسته شده

00:15:01.570 --> 00:15:06.950
انگار پیش بینی شده که قدیم کنار میره و به استقبال
جدید میریم این یه نشانه ی فرخنده و مبارک ـه

00:15:09.110 --> 00:15:11.060
چیزی که گفتی بسیار درسته

00:15:16.700 --> 00:15:19.100
ارابه رو عوض می کنیم و راه رو ادامه میدیم

00:15:19.100 --> 00:15:20.610
اطاعت

00:15:49.790 --> 00:15:53.090
وزیر وانگ، معنی این کار چیه؟

00:15:53.730 --> 00:15:56.510
اعلیحضرت...امپراتور قبلا فرمان دادن که

00:15:56.510 --> 00:16:00.820
در مدتی که شما برای مراسم و
تشریفات در چند روز آینده آماده میشین

00:16:00.820 --> 00:16:04.840
تمامی وزرای مدنی و نظامی باید
به قصر بیان و در مراسم شرکت کنن

00:16:04.840 --> 00:16:07.520
اگه ما با خودمون خدمه ی زیادی ببریم

00:16:07.520 --> 00:16:10.610
می ترسم کاخ امپراتوری قادر نباشه
همه ی اونها رو در خودش جا بده

00:16:13.250 --> 00:16:17.270
امروز روز خوش یمّنی برای منه,
انجام یه اعدام چندان خوشایند نیست

00:16:17.270 --> 00:16:21.160
وگرنه هیچ کدومتون صبح فردا رو نمیدید

00:16:21.160 --> 00:16:22.900
سربازا اینجا منتظر بمونن

00:16:22.900 --> 00:16:24.730
شما چهار نفر...همراه من بیایین

00:16:24.730 --> 00:16:26.350
اطاعت

00:17:05.600 --> 00:17:07.880
وانگ یون، این چه کاریه می کنی؟

00:17:07.880 --> 00:17:10.830
! مردک خائن دزد....سربازا

00:17:18.850 --> 00:17:23.130
وانگ یون، من زره های
محافظ بدنم رو تازه نگین زدم

00:17:23.960 --> 00:17:28.320
فکر میکنی من مراقب مسیر های
جاه طلبی و بلند پروازی های تو نیستم؟

00:17:30.460 --> 00:17:32.860
سائو سائو با شمشیرش نتونست منو بکشه

00:17:32.860 --> 00:17:34.840
دینگ یوان نتونست با پرتاب چماقش منو بکشه

00:17:34.840 --> 00:17:36.410
وزیر «ژانگ ون» نتونست منو بکشه

00:17:36.410 --> 00:17:39.710
18جنگ سالار هم نتونستن منو بکشن

00:17:39.710 --> 00:17:42.320
همه تو این دنیا میخوان منو بکشن

00:17:42.320 --> 00:17:45.110
اما من پیرمرد هنوزم
دارم به خوبی زندگی می کنم

00:17:45.110 --> 00:17:46.810
این حکم و خواست آسمونهاست

00:17:46.810 --> 00:17:51.020
وانگ یون، تو میخوای با خواست
و اراده ی آسمونها مخالفت کنی؟

00:17:51.020 --> 00:17:54.620
اگه تو واقعا حکم و خواست آسمونها رو
میدونستی نباید چنین گناهانی رو مرتکب می شدی

00:17:54.620 --> 00:17:58.600
!سربازا....این دزد پیر رو تیکه تیکه اش کنین

00:18:28.740 --> 00:18:31.730
وانگ یون، من زره ها و شمشیر های
الهی رو دارم که ازم محافظت میکنن

00:18:31.730 --> 00:18:35.830
وقتی «لی جوئه» و «گو
سی» سربازاشون رو جلو بیارن

00:18:35.830 --> 00:18:39.590
!همه ی شما یکی یکی و
بدون حتی جای دفن می میرید

00:18:46.090 --> 00:18:48.060
فنگ شیان پسرم....درست به موقع اومدی

00:18:48.060 --> 00:18:52.260
!عجله کن....این دسته ی خائنین رو بکش

00:18:57.070 --> 00:18:59.380
فنگ شیان...چرا هنوز کاری نمی کنی؟

00:18:59.380 --> 00:19:02.080
تو هنوزم این حق رو داری
که منو «پسرم» صدا کنی؟

00:19:02.080 --> 00:19:04.310
!دزد کثیف

00:19:07.050 --> 00:19:10.690
فنگ شیان...تو هم علیه من شدی؟

00:19:19.260 --> 00:19:21.650
من دو شمشیر الهی رو تو دستای خودم دارم

00:19:21.650 --> 00:19:25.030
چیزایی رو که حتی «گائو زو»
و «گوانگ وو» هرگز نداشتن

00:19:25.030 --> 00:19:28.620
!من فرمان و دستور بهشت رو دریافت کردم
من امپراتور حقیقی ام

00:19:28.620 --> 00:19:32.100
!من کسی ام که به زمین حکومت می کنم

00:19:32.100 --> 00:19:35.890
شماها...چطور میتونین منو بکشین؟

00:19:35.890 --> 00:19:37.330
!بکشینشون

00:20:26.360 --> 00:20:29.350
شمشیرهای «یی تیان» و «چینگ گانگ»
دو سلاح الهی و محافظ سرزمین هستن

00:20:29.350 --> 00:20:33.020
ابزارهایی که از سلسله ی «هـان» محافظت میکنن
نه از تو که خائن سلسله ی «هـان» ی

00:20:33.020 --> 00:20:35.020
حالا تو بدست این دو شمشیر کشته میشی

00:20:35.020 --> 00:20:38.090
!امروز تو بدون تردید می میری

00:20:49.990 --> 00:20:51.910
فنگ شیان

00:20:52.450 --> 00:20:54.880
مگه تو تشنه ی این دو سلاح
الهی و محافظ کشور نبودی؟

00:20:54.880 --> 00:20:56.760
فنگ شیان

00:20:56.760 --> 00:20:59.680
خب...پس کمکت می کنم به هدفت برسی

00:21:03.850 --> 00:21:07.030
تو توسط دو سلاح الهی ای که از
کشور محافظت میکنن کشته شدی

00:21:07.030 --> 00:21:11.620
گائو زو و «گوانگ وو»
اصلا با تو قابل مقایسه نیستن

00:21:17.120 --> 00:21:18.800
!خوبــه

00:21:20.740 --> 00:21:23.370
!امپراتور یک فرمان صادر کردن

00:21:27.070 --> 00:21:30.240
دونگ ژو خائن نقشه ی
تصاحب تاج و تخت را داشته

00:21:30.240 --> 00:21:34.940
جنایت های او قابل تحمل نیست &lt;br&gt; هیچ یک از
پیروان او مورد بازجویی قرار نخواهند گرفت

00:21:34.940 --> 00:21:37.720
از لطف امپراتور سپاسگزاریم

00:21:37.720 --> 00:21:39.400
فنگ شیان

00:21:46.360 --> 00:21:49.770
به تو فرمان داده شده تا ارتش رو رهبری و هدایت کنی و
به صورت عافلگیر کننده به «لی جوئه» و «گو سی» حمله کنی

00:21:49.770 --> 00:21:52.340
با اونها مبارزه کنی تا زمانی که
اونها ندونن با خودشون چی کار کنن

00:21:52.340 --> 00:21:55.740
بعد از اون...تمام خانواده های
اون خائنین ملی رو گردن بزن

00:21:55.740 --> 00:22:01.030
و تمام دارایی اونها رو مصادره کن تمامی
دختران روستایی رو که اونجا مخفی کردن آزاد کن

00:22:01.690 --> 00:22:04.880
همچنین...در کمال سلامت
دخترم رو از اون محل نجات بده

00:22:11.510 --> 00:22:16.220
جسد اون «دونگ ژو» خائن رو توی خیابون بندازین
تا مردم خودشون باهاش برخود لازم رو بکنن

00:22:16.220 --> 00:22:18.020
اطاعت

00:22:42.140 --> 00:22:46.800
بانو....بیرون همه واسه توقیف ازدحام کردن, همه میخوان
فرار کنن اونا دارن به یه جماعت آشوبگر تبدیل میشن

00:22:56.910 --> 00:22:58.990
بالاخره خدا بار مسئولیت
رو از رو دوشم برداشت

00:22:58.990 --> 00:23:02.620
بانو...حالا بعدش باید چی کار کنیم؟

00:23:03.760 --> 00:23:07.140
تو برو بیرون و به دقت تماشا کن, تا
جلوی اتفاقات غیر منتظره ی دیگه رو بگیریم

00:23:07.140 --> 00:23:08.640
باشه

00:23:14.505 --> 00:23:24.505
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:24.530 --> 00:23:26.410
بزار این بارون بباره

00:23:28.730 --> 00:23:31.840
و هر چیز ناپاک و کثیف رو

00:23:31.840 --> 00:23:33.980
بشوره و پاک کنه

00:23:44.030 --> 00:23:47.500
داره باز بارون میاد؟ بریم....بریم -
بریم خونه تا خیس نشیم -

00:25:40.806 --> 00:25:42.406
بانوی جوان

00:25:45.196 --> 00:25:46.836
مارکیز ون

00:26:20.246 --> 00:26:22.746
اگه شکایتی دارین, بیاین.....اگه میخواین انتقام
بگیرین, بیایین بگیرین -&lt;br&gt;این «دونگ ژو» نیست؟

00:26:22.746 --> 00:26:25.576
!دونگ ژو مرده - اگه شکایتی دارین
...الان وقتشه -  این خائن کثیف رو بزنینش -

00:26:25.576 --> 00:26:28.096
!تا حد مرگ بزنینش....تاحد
مرگ بزنینش...بزنینش

00:26:28.096 --> 00:26:31.636
!اون باید خیلی وقت پیشا
می میرد...بزنینش....بزنینش

00:26:31.636 --> 00:26:34.366
اگه شکایت یا اعتراضی دارین...بیایین, اگه میخواین انتقام
هم بگیرین ...بیایین بگیرین - پست فطرت...آدم رذل -

00:26:34.366 --> 00:26:39.096
!تا حد مرگ بزنینش...پست فطرت

00:26:56.936 --> 00:26:58.566
به چی نگاه میکنی؟ آتیشش
بزن این خائن «هـان» رو

00:26:58.566 --> 00:27:00.226
بله

00:27:02.526 --> 00:27:05.226
همه خوشحال میشن - &lt;br&gt;خوب داره می سوزه -

00:27:06.036 --> 00:27:07.416
!بریم

00:27:08.316 --> 00:27:10.066
داره می سوزه

00:27:14.906 --> 00:27:19.966
این بار, شیاهو چینگ یی
با اهدافی به «یو ژو» اومده

00:27:20.626 --> 00:27:23.556
این «شیاهو جی» حکمران چانگ شان ـه

00:27:23.556 --> 00:27:25.076
اما مغرور و و افاده ای ـه

00:27:25.076 --> 00:27:27.176
قبلنا...برادر رو به چشم حقارت میدید

00:27:27.176 --> 00:27:30.566
حالا که برادر بزرگ اسم و رسمی برای خودش
توی جنگ بدست آورده و توی «یو ژو» مشهور شده

00:27:30.566 --> 00:27:32.576
حالا میخواد دعوتش کنه تا برگرده

00:27:33.606 --> 00:27:40.656
پس میشه گفت اون «چینگ یی» رو....به
عنوان یه تله ی عسل زیبا اینجا فرستاده؟

00:27:40.656 --> 00:27:43.286
چی دارین میگین؟ &lt;br&gt; می تونیم در
مورد خود مسئله فقط حرف بزنیم؟

00:27:43.286 --> 00:27:48.346
صحبت در مورد خود مسئله؟ کدوم مسئله؟

00:27:48.346 --> 00:27:51.706
مسئله ی ترک کردن «یو
ژو» و حمایت از چانگ شان

00:27:51.706 --> 00:27:54.006
نظر شما چیه؟

00:27:55.336 --> 00:27:59.856
در این مورد, بهتره که.....تو نظر بدی

00:28:02.016 --> 00:28:03.346
...به نظر من

00:28:03.346 --> 00:28:07.246
بسه ...بسه...دیگه چیزی نگو
حتی اگه چیزی هم بگی, فقط نظر یه زن ـه

00:28:07.246 --> 00:28:09.656
!وااا....تـو -
!تـو -

00:28:15.996 --> 00:28:19.656
نظر منو بخوای...من دیگه
اصلا نمیخوام توی «یو ژو» بمونم

00:28:19.656 --> 00:28:22.326
اما برگشتن به چانگ شان,
فعلا اصلا ایده ی خوبی نیست

00:28:22.326 --> 00:28:24.826
مگه چه اشکالی داره
برگردیم به زادگاه خودمون؟

00:28:24.826 --> 00:28:27.336
به همین خاطره که
میگم...این فقط نظر یه زن ـه

00:28:27.336 --> 00:28:30.296
ببین...ما توی دو تا جنگ
جنگیدیم...اما با کی جنگیدیم؟

00:28:30.296 --> 00:28:32.936
با «یوان شائو» جنگیدیم. «یوان شائو» کیه؟

00:28:32.936 --> 00:28:35.546
یوان شائو فرماندار «جیژو» ـه

00:28:35.546 --> 00:28:38.426
اون مافوق و ارشد حکمران
چانگ شان «شیاهو جی» ـه

00:28:38.426 --> 00:28:40.476
به نظرت....اگه تو مافوق خودتو بزنی

00:28:40.476 --> 00:28:44.876
و بعد خودتو تسلیم اون کنی, با دستای خودت
زندگی رو برای خودت سخت نکردی؟

00:28:45.676 --> 00:28:50.206
در حقیقت...جنگ سالارها دارن نیروهای خودشون رو با
هم متحد میکنن و وضعیت به سرعت در حال تغییر کردنـه

00:28:50.206 --> 00:28:52.546
اگه «شیاهو جی» به خاندان «هـان» وفادار باشه

00:28:52.546 --> 00:28:55.516
ممکنه که تبعه و فرمانبردار
«یوان شائو» نباشه

00:28:55.516 --> 00:28:57.976
درسته....درسته...درسته,
منم همین فکر رو می کنم

00:28:57.976 --> 00:29:02.296
تا زمانی که به خاندان «هـان» وفادار
باشن, اهمیتی نداره که به کی خدمت می کنیم

00:29:02.296 --> 00:29:05.156
لیو یان چانگ، چرا تو اینقدر
بی ربط و ناسازگاری ؟

00:29:05.156 --> 00:29:08.026
میتونی وقتی حرف میزنی...از خودت یه نظر بدی؟

00:29:08.026 --> 00:29:11.186
نظر من اینه که, هر جا
«زی لونگ» بره...منم میرم

00:29:11.186 --> 00:29:13.586
اصلا دیگه نیازی به بحث هم نداره

00:29:13.586 --> 00:29:15.706
دهنش پر از کلمات بی معنی و مزخرفه

00:29:20.466 --> 00:29:24.476
برادر ژو - &lt;br&gt;همگی اینجایین...خوبه
پس, من الان از بازار دارم برمی گردم -

00:29:24.476 --> 00:29:26.246
و یه سری اخبار و حرفا رو شنیدم

00:29:26.246 --> 00:29:31.686
نـه...در واقع باید گفت یه خبر
بزرگه ـه که زمین رو به لرزه در میاره

00:29:31.686 --> 00:29:34.556
مگه چی شده؟ -&lt;br&gt;دونگ ژو مرده -

00:29:34.556 --> 00:29:36.816
چی؟ -
این حقیقت داره؟ -

00:29:36.816 --> 00:29:40.736
درسته...بعلاوه شنیدم اون
بدست «لـو بـو» کشته شده

00:29:43.216 --> 00:29:45.246
اون مجرمیه که مستحق این مجازات بود

00:29:45.246 --> 00:29:49.846
این »گونگ سون زان» اخیرا یه دستور دریافت کرده بود و داشت آماده
می شد تسلیم بشه و برای چاپلوسی کردن «دونگ ژو» به پایتخت بره

00:29:49.846 --> 00:29:51.726
حالا دیگه عالی شد

00:29:53.336 --> 00:29:55.096
خوبه

00:30:07.016 --> 00:30:09.016
خواهر خیلی وقته که منتظری

00:30:12.176 --> 00:30:16.226
عمو...اون؟ -
پدرم باید میرفت دنبال یه سری کارها -

00:30:16.226 --> 00:30:18.366
اون داشت با مشاورش درمورد
اون کارها صحبت می کرد

00:30:18.366 --> 00:30:21.136
امروز می ترسم فرصتی
پیدا نکنی تا اونو ملاقات کنی

00:30:39.326 --> 00:30:41.146
...تـو - &lt;br&gt;...تـو -

00:30:43.026 --> 00:30:44.516
خواهر کوچیک...تو اول بگو

00:30:44.516 --> 00:30:46.856
بهتره خواهر بزرگتر اول صحبت کنه

00:30:46.856 --> 00:30:48.866
خب، پس من زودتر می گم

00:30:48.866 --> 00:30:52.126
تو خیلی مشتاقی که پدرمو
ببینی...مسئله ی فوری ای پیش اومده؟

00:30:52.126 --> 00:30:54.666
این ربطی به «ژائو زی لونگ» هم داره؟

00:30:54.666 --> 00:30:55.976
...من

00:30:55.976 --> 00:30:58.996
فراموشش کن...فراموشش کن,
دوست ندارم خودمو به اون راه بزنم

00:30:58.996 --> 00:31:00.766
خواهر....یک راست میرم سراغ اصل مطلب

00:31:00.766 --> 00:31:02.416
چینگ یی

00:31:04.586 --> 00:31:06.916
تو هنوزم «ژائو زی لونگ» رو دوست داری؟

00:31:11.766 --> 00:31:13.306
خیلی دوستش داری؟

00:31:15.506 --> 00:31:18.316
دوستش دارم...درست
همونطور که خودمو دوست دارم

00:31:19.936 --> 00:31:24.636
خواهر تو اینجوری پرسید....ممکنه که...؟

00:31:24.636 --> 00:31:28.086
بله...منم دوستش دارم

00:31:31.026 --> 00:31:34.246
قبلا من در حضور خودت
در مورد قصد و نیتم بهت گفتم

00:31:34.246 --> 00:31:36.586
نمی تونی تظاهر کنی که متوجه نشدی, درسته؟

00:31:39.136 --> 00:31:44.116
با این صحبت... تو که به وضوح
میدونی چی تو فکر زی لونگ

00:31:44.116 --> 00:31:48.226
زی لونگ دور اندیشه و
شجاعتش غیر قابل مقایسه است

00:31:48.886 --> 00:31:53.536
تا زمانی که فرصتی براش ایجاد بشه, در آینده اون
مسلما به اهداف و چیزای بزرگی دست پیدا میکنه

00:31:55.796 --> 00:32:01.036
نمیخوام چیزی رو ازت مخفی کنم, من
اینجا اومدم چون من یه قصد خیلی مهمی دارم

00:32:01.036 --> 00:32:04.206
امیدوارم که زی لونگ همراهم
بیاد و به چانگ شان برگرده

00:32:04.206 --> 00:32:07.406
چی گفتی؟ میخوای «زی لونگ» رو
همراه خودت به چانگ شان برگردونی؟

00:32:07.406 --> 00:32:09.596
نمیشه...اصلا نمیشه

00:32:09.596 --> 00:32:11.456
چرا نمیشه؟

00:32:11.456 --> 00:32:14.316
الان...پدرت اونو از روی غفلت و سهل انگاری
توی یه موقعیت پست و ناچیز نگهبانی قرار داده

00:32:14.316 --> 00:32:17.106
اون فقط کارهای ناچیزی مثل
تغذیه اسب ها رو انجام میده

00:32:17.106 --> 00:32:19.946
به جای این, اون میتونه
همراه من به چانگ شان برگرده

00:32:19.946 --> 00:32:22.056
و توسط پدرم تو پست و موقعیت مهمی قرار بگیره

00:32:22.056 --> 00:32:24.316
از اونجایی که «ژائو زی لونگ»
قبلا خودش رو به «یو ژو» متعهد کرده

00:32:24.316 --> 00:32:28.416
پس اون الان یکی از افراد گونگ سون ـه چطور
ممکنه بزاریم اون بره فقط چون تو میگی و میخوای؟

00:32:28.416 --> 00:32:32.246
خواهر بائو یو...من احساست رو
نسبت به «زی لونگ» درک می کنم

00:32:32.246 --> 00:32:36.126
اما کی میدونه اگه اون اینجا بمونه
می تونه به اوج توانایی و پتانسیل خودش برسه؟

00:32:36.126 --> 00:32:39.456
قهرمان بزرگی مثل اون
دیر یا زود اینجا رو ترک میکنه

00:32:39.456 --> 00:32:41.936
چه سودی داره اگه مانعش بشی؟

00:32:41.936 --> 00:32:44.676
اینا اصلا مهم نیست,
اگه میگم نـه....یعنی نـه

00:32:44.676 --> 00:32:47.496
نمیتونی اونو با خودت ببری -
خواهر -

00:32:47.496 --> 00:32:50.066
من قبلا پدرم رو متقاعد کردم
اونو تو جایگاه مهمی قرار بده

00:32:50.066 --> 00:32:53.206
موندنش توی «یو ژو» به این معنا نیست
که نمی تونه از توانایی هاش استفاده کنه

00:32:53.816 --> 00:32:55.584
بهت نصیحت میکنم از این فکر دست برداری

00:32:55.655 --> 00:32:56.797
خیله خب... دیگه نمی گم....دیگه نمی گم

00:32:58.007 --> 00:33:00.527
داره دیر میشه، منم باید برگردم

00:33:00.527 --> 00:33:02.367
خواهر، مراقب باش

00:33:41.237 --> 00:33:45.937
حکمران چانگ شان «شیاهو
جی» از دوستای خوب منه

00:33:45.937 --> 00:33:49.467
من اغلب ازش در مورد این نیزه شنیدم

00:33:49.467 --> 00:33:51.277
تو منظورت, شیاهو جی ـه؟

00:33:51.277 --> 00:33:56.277
به گفته ی اون...این نیزه
20 سال پیش ناپدید شده

00:33:56.277 --> 00:33:59.887
همینطور شنیدم که دو
کتاب تاکتیک های نظامی هم

00:33:59.887 --> 00:34:02.807
همراه این نیزه بوده که ناپدید شده

00:34:02.807 --> 00:34:08.357
با این حال یه چیز رو باید بهت یادآوری کنم همونطور که
میگن...آدم بی گناه هم.....از فاجعه ها در امان نیست

00:34:08.357 --> 00:34:11.737
اگه چنین گنجینه هایی رو همراهت داری

00:34:11.737 --> 00:34:15.027
نمی تونی از جذب بلایا به خودت اجتناب کنی

00:34:19.187 --> 00:34:24.697
شیا هوجی چطور درباره ی نیزه ی «یک صد پرنده» و کتاب های
تاکتیک های نظامی میدونسته که به «ون چائو» در موردش گفته؟

00:34:24.697 --> 00:34:27.637
نکنه اون شاگرد دیگه ی «شی یـه» است؟

00:34:27.637 --> 00:34:29.667
...ممکنه که

00:34:29.667 --> 00:34:31.277
زی لونگ

00:34:32.827 --> 00:34:34.387
چینگ یی

00:34:40.637 --> 00:34:42.277
زی لونگ

00:34:43.617 --> 00:34:45.777
تو چه فکری درباره ی «بائو یو» می کنی؟

00:34:45.777 --> 00:34:49.417
بائو یو؟ منظورت چیه؟

00:34:50.217 --> 00:34:53.247
تو فکر نمیکنی اون خیلی جذاب و خوشگلـه؟

00:34:53.927 --> 00:34:56.807
اون...خیلی پر جنب و جوشه

00:34:57.567 --> 00:35:00.917
من... ازت در مورد شخصیتش نپرسیدم

00:35:00.917 --> 00:35:06.017
من ازت پرسیدم به عنوان یا آدم  اون چطوره؟

00:35:06.017 --> 00:35:08.997
اون آدم بدی نیست

00:35:08.997 --> 00:35:11.227
حالا چرا یه دفعه ای اینو ازم پرسیدی؟

00:35:12.447 --> 00:35:15.057
ااا....چیزی نیست, همینجوری پرسیدم

00:35:15.057 --> 00:35:18.317
اما مگه شما دو نفر دوست ها و همبازی
هایی نیستین که از بچگی با همدیگه بزرگ شدین؟

00:35:18.317 --> 00:35:20.627
تو که باید بهتر از من اینا رو بدونی

00:35:21.663 --> 00:35:35.663
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:35.687 --> 00:35:40.507
من فقط می خواستم بشنوم تو چه
احساسی به خواهر «بائو یو» داری

00:35:40.507 --> 00:35:43.467
چینگ یی، چرا از زمانی
که تو از «هو فو» برگشتی

00:35:43.467 --> 00:35:46.377
مدام ازم درباره ی «بائو
یو» می پرسی, موضوع چیه؟

00:35:46.377 --> 00:35:48.517
چه اتفاقی بین شما دو نفر افتاده؟؟

00:35:53.987 --> 00:35:59.187
زی لونگ...تو می دونستی که
خواهر «بائو یو» تو رو دوست داره؟

00:35:59.187 --> 00:36:02.977
اون گفت, تا زمانی که تو لازم باشه

00:36:02.977 --> 00:36:05.857
اون حاضره هر کاری برات انجام بده

00:36:05.857 --> 00:36:07.837
...شما دو نفر شاید

00:36:08.857 --> 00:36:11.767
نه! هیچی بین ما نیست

00:36:12.827 --> 00:36:15.997
...اما - &lt;br&gt;اما» یی وجود نداره» -

00:36:15.997 --> 00:36:17.417
چینگ یی

00:36:18.877 --> 00:36:21.317
چرا تو هنوز منظور منو نمی فهمی؟

00:36:23.247 --> 00:36:26.887
ما دو نفر سختی های زیادی رو سپری کردیم

00:36:26.887 --> 00:36:31.267
من از خیلی وقت پیش فکر می کنم تو در این زندگی
متعلق به منی اهمیتی نمیدم دیگران چی فکر میکنن

00:36:31.267 --> 00:36:33.957
اما...تو نباید نسبت به من
دچار سوء تفاهم و تردید بشی

00:36:35.937 --> 00:36:39.857
زی لونگ, متاسفم...تقصیر منـه

00:36:39.857 --> 00:36:42.927
من نباید در مورد تو و خواهر
«بائو یو» دچار سوء تفاهم می شدم

00:36:43.877 --> 00:36:46.137
دیگه اینجوری نمیشم

00:36:53.507 --> 00:36:57.437
درسته...اتفاق بزرگی توی پایتخت
افتاده, تو چیزی درموردش شنیدی؟

00:36:57.437 --> 00:36:58.797
چه اتفاقی افتاده؟

00:36:58.797 --> 00:37:01.897
دونگ ژو بدست «لـو بـو» کشته شده

00:37:01.897 --> 00:37:04.017
واقعا چنین اتفاقی افتاده؟

00:37:06.647 --> 00:37:10.927
این باید استراتژی وزیر «وانگ» در
متصل کردن «دیائو چان» با کارش باشه

00:37:10.927 --> 00:37:13.467
مرگ «دونگ ژو» اتفاق بزرگ و عالی ایه

00:37:13.467 --> 00:37:18.277
اما خیلی واسه خواهر «دیائو چان» متاسفم

00:37:18.277 --> 00:37:22.277
بله, «دونگ ژو» به پایان راه خودش رسید

00:37:22.277 --> 00:37:26.287
متاسفانه، وزیر «وانگ»
هم تو این ماجرا قربانی شد

00:37:27.507 --> 00:37:30.677
بقایای افراد «دونگ ژو»
مدتی بعد در اقدامی متقابل

00:37:30.677 --> 00:37:33.477
وارد خانه ی خانوادگی «وانگ یو»
شدن و کل خانواده ی اون رو حذف کردن

00:37:33.477 --> 00:37:34.837
پس امپراتور چی؟

00:37:34.837 --> 00:37:38.507
قدرت دست «سائو سائو» ـه, بعد اینکه
بقایای افراد «دونگ ژو» کاملا کشته شدن

00:37:38.507 --> 00:37:42.637
اون امپراتور رو به «شو چانگ» منتقل کرده

00:37:42.637 --> 00:37:46.637
پس...خواهر «دیائو چان» الان چطوره؟

00:37:46.637 --> 00:37:52.997
بعد از مرگ وزیر «وانگ», دیائو چان همراه «لـو
بـو» به«گوان دو» رفته و در اطراف سرگردون هستن

00:37:52.997 --> 00:37:55.767
شنیدم که الان توی «شو ژو» ـه

00:37:57.027 --> 00:37:59.577
«خواهر «دیائو چان» به خاطر آینده ی «هـان

00:37:59.577 --> 00:38:01.957
چنین فداکاری بزرگی رو انجام داده

00:38:01.957 --> 00:38:06.757
شاید آسمون بهش رحم کنه و به
خوشبختی و رفاه اون نگاهی بندازه

00:38:14.297 --> 00:38:17.997
شو ژو به عنوان یه محل
مرفع و ثروتمند استفاده می شد

00:38:17.997 --> 00:38:20.227
اما الان به یه جای متروک
و غم انگیز تبدیل شده

00:38:20.227 --> 00:38:22.367
مدت خیلی زیادیه که من به اطراف سفر کردم

00:38:23.327 --> 00:38:27.067
همه ی چیزایی که می بینم....جنگ
بین شاهزاده های فئودالی ـه

00:38:27.067 --> 00:38:31.277
یا غارت راهزن ها...گرسنگی هم همه جا هست

00:38:31.277 --> 00:38:35.467
یا تخریب و ویرانی
چرا تو این دنیای به این بزرگی

00:38:35.467 --> 00:38:39.927
نمیتونم یه جای سرسبز و آروم
برای استراحت پاهام پیدا کنم

00:38:39.927 --> 00:38:43.237
من فکر می کردم «دونگ ژو» عامل
همه ی ناراحتی ها و آشفتگی هاست

00:38:43.237 --> 00:38:47.937
وقتی «دونگ ژو» کشته بشه, دنیا روشن تر میشه

00:38:48.557 --> 00:38:52.587
تغییر بزرگی در جهان اتفاق میوفته,....اما
اصلا تصورش رو هم نمیکردم که

00:38:52.587 --> 00:38:57.287
مرگ فقط یه «دونگ ژو» به تنهایی باعث بشه بسیاری
«دونگ ژو» دیگه ظهور کنن و سرشون رو بیرون بیارن

00:38:58.167 --> 00:39:03.847
امپراتور همچنان مورد آزار و اذیت قرار می
گیره و دربار هم همچنان تحت فشار و آشفتگی ـه

00:39:03.847 --> 00:39:07.377
دنیا حتی بیشتر دچار اختلال و بی نظمی شده

00:39:08.357 --> 00:39:11.767
بانو...شما ذهن باز و عادلی دارین
که راه بزرگی رو درخودش داره

00:39:11.767 --> 00:39:14.247
با این حال...شما هنوزم یه زن هستین

00:39:14.247 --> 00:39:17.847
هرج و مرجی که الان هست چیزی
نیست که بتونه شما رو برآشفته کنه

00:39:17.847 --> 00:39:21.457
بانوی جوان...شما باید به
سمت و سویی روشن تر نگاه کنین

00:39:21.457 --> 00:39:26.877
اگه همچنان اینجوری افسرده باقی بمونین, می
ترسم که حتی بیشتر پژمرده و رنگ پریده بشین

00:39:30.167 --> 00:39:31.787
مارکیز ون

00:39:32.747 --> 00:39:35.887
مارکیز ون، همه چیز مرتب و حل شد

00:39:37.227 --> 00:39:40.137
مقرر شد که «چن گونگ» مدیریت
امور دولتی رو به عهده بگیره

00:39:40.137 --> 00:39:43.317
ژانگ لیانگ و «هو چنگ»
امور نظامی را مرتب می کنن

00:39:43.317 --> 00:39:45.367
منم مخصوصا اومدم دیدن تو

00:39:45.367 --> 00:39:49.537
تا ببینم از اقامتت در اینجا راضی هستی

00:39:49.537 --> 00:39:52.417
من خیلی خوش شانسم که چنین
محل اقامتی رو به صورت موقت دارم

00:39:52.417 --> 00:39:54.857
چرا باید خواستار و طالب چیز دیگه ای باشم

00:39:58.777 --> 00:40:02.847
فکر میکردم بعد مرگ اون پیرمرد,
منو تو می تونیم با همدیگه باشیم

00:40:02.847 --> 00:40:04.837
و از یه زندگی عالی با همدیگه لذت ببریم

00:40:04.837 --> 00:40:11.337
فکرش رو هم نمی کردم رنج بیشتری رو برات به
ارمغان بیارم و همه جا سرگردون و آواره ات کنم

00:40:11.337 --> 00:40:13.377
از اونجایی که با مارکیز ون ازدواج کردم

00:40:13.377 --> 00:40:17.187
مهم نیست فقیر باشم یا ثروتمند,
من هیچ گله و شکایتی ندارم

00:40:18.267 --> 00:40:20.747
...فقط -
فقط چی؟ -

00:40:20.747 --> 00:40:23.117
از زمان مرگ غم انگیز پدرخوانده ام

00:40:23.117 --> 00:40:25.817
ما همیشه در حال حرکت و سفر هستیم

00:40:25.817 --> 00:40:27.897
بدون لحظه ای آرامش و امنیت ثابتی

00:40:27.897 --> 00:40:31.517
خیلی وقته که نه تنها فرصتی برای انجام
مراسم خاک سپاری پدرخوانده ام نداشتم

00:40:31.517 --> 00:40:35.587
بلکه حتی زمان کافی برای سوزوندن کاغذ
واسه پس از مرگ یا بخور دادن هم نداشتم

00:40:35.587 --> 00:40:41.287
حالا که بالاخره در یه جای آروم و راحت هستیم ازتون
میخوام بهم کمک کنین تا یه مکان آروم پیدا کنیم

00:40:41.287 --> 00:40:43.237
میخوام یک شبانه روز رو برای
دعا و حکمت اختصاص میدم

00:40:43.237 --> 00:40:47.337
دعای خیر و بدرود با پدرخوانده ام
و طلب نعمت و خوشبختی برای تو

00:40:49.837 --> 00:40:54.447
شهرستان ژنگ دینگ

00:40:57.747 --> 00:41:01.557
ژنرال گائو، ما تمام روز رو بدون
حتی یه قطره آب با عجله حرکت کردیم

00:41:01.557 --> 00:41:03.917
بزارین یه جا رو پیدا
کنیم و کمی استراحت کنیم

00:41:14.637 --> 00:41:19.997
ژنرال گونگ...به برادرا
کمک کن به اسب ها غذا بدن

00:41:23.347 --> 00:41:25.907
باشه...فهمیدم

00:41:37.287 --> 00:41:39.637
جناب گائو، خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم

00:41:39.637 --> 00:41:41.857
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم

00:41:41.857 --> 00:41:44.447
جناب گائو...لطفا بشینین

00:41:45.813 --> 00:42:03.813
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:03.837 --> 00:42:06.497
یه مرد یه دست که اطراف ژنگ دینگ ضاهر شده

00:42:06.497 --> 00:42:08.637
فقط می تونین شما باشین ...رئیس دو

00:42:12.027 --> 00:42:17.587
جناب گائو...ما خیلی از برادرامون
رو توی جنگ قبل از دست دادیم

00:42:17.587 --> 00:42:20.877
من هیچ تمایلی به دشمنی و
خشم دوباره علیه ژنگ دینگ ندارم

00:42:20.877 --> 00:42:24.117
پس چرا منو به اینجا کشوندی؟

00:42:24.117 --> 00:42:27.247
نگران نباش....من نیومدم
به کار شما خاتمه بدم

00:42:27.247 --> 00:42:30.027
در واقع من هیچ وقت قصد نداشتم
گروه راهزن های شما رو از بین ببرم

00:42:30.027 --> 00:42:34.187
تو تونستی راهزن های کوهستان رو برای سالها کنترل و
اداره کنی که این خودش نشون دهنده ی توانایی تو ـه

00:42:35.157 --> 00:42:37.577
من فقط اومدم تا بهت عفو عمومی بدم

00:42:41.377 --> 00:42:44.447
جناب گائو، این حرفا

00:42:44.447 --> 00:42:47.247
فکر نمیکنی...یکم برای زدنش دیر باشه؟

00:42:47.247 --> 00:42:49.027
البته که دیر نیست

00:42:49.027 --> 00:42:53.597
من دشمن واقعی تو نیستم, بعدشم
دومین و سومین رهبرهای راهزن ها رو کی کشته؟

00:42:55.777 --> 00:42:58.557
و روی چه حسابی بازوی تو قطع شد؟

00:42:59.357 --> 00:43:02.847
اینا محاسبات سختی نیست

00:43:05.167 --> 00:43:09.547
. . . ژائو یون، ژائو زی
لونگ. تا وقتی که زنده ام

00:43:10.227 --> 00:43:14.417
باید اونو مجبورش کنم تقاص کارها و
خون هایی که ریخته رو با خون خودش پس بده

00:43:16.237 --> 00:43:17.997
فرصتش پیش اومده

00:43:17.997 --> 00:43:24.167
ژائو یون در حال حاضر قصد داره از «یو
ژو» به سمت چانگ شان حرکت کنه اون الان ضعیفه

00:43:24.167 --> 00:43:27.867
تو میخوای به واسطه ی من و با
دستای من «ژائو یون» رو بکشی

00:43:29.007 --> 00:43:30.617
چرا؟

00:43:33.637 --> 00:43:37.417
من به طور طبیعی «ژائو یون» رو می کشم

00:43:37.417 --> 00:43:41.837
اما ما هرگز تجارت و سود رو از دست نمیدیم

00:43:41.837 --> 00:43:47.137
اگه جناب «گائو» سر «ژائو زی لونگ» رو میخوان

00:43:47.137 --> 00:43:50.037
پس باید یه چیزی رو هم بابتش به ما بپردازین

00:43:50.037 --> 00:43:52.157
تو چی میخوای؟