﻿WEBVTT

00:02:02.206 --> 00:02:22.206
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:22.230 --> 00:02:30.470
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:31.360 --> 00:02:35.780
.:: قسمت سی و پنجم ::.

00:02:36.423 --> 00:02:39.283
برادر، برادر لیو اومده

00:02:40.143 --> 00:02:44.363
زی لونگ, تو این چند روز
که ندیدمت حالت بهتر شده؟

00:02:44.363 --> 00:02:47.863
تقریبا کاملا خوب شدم,
چند روز که بگذره خوب میشم

00:02:47.863 --> 00:02:52.553
تو لازم نیست نگران باشی, من از طرف برادرا
اومدم تا بهت خبر بدم همه چیز رو به راه و خوبه

00:02:52.553 --> 00:02:54.063
شما و برادرا همه چیز باهاتون خوب پیش میره؟

00:02:54.063 --> 00:02:56.863
خیلی خوب, اردوگاه ارتش ما درست همینجاست

00:02:56.863 --> 00:02:59.703
ما گوشت واسه خوردن و شراب هم واسه
نوشیدن داریم چیزی واسه نگرانی نداریم

00:02:59.703 --> 00:03:01.863
همین مهمه, درسته؟ تازه به
سربازا حقوق و دست مزد هم میدن

00:03:01.863 --> 00:03:03.643
واقعا؟

00:03:03.643 --> 00:03:06.663
به نظرم, این بار جای درستی اومدیم

00:03:06.663 --> 00:03:09.163
اولین پاداشی که اینجا گرفتیم در مقایسه با
تمام چیزایی که توی «یو ژو» بدست آوردیم

00:03:09.163 --> 00:03:11.983
اختلافش زمین تا آسمون ـه

00:03:12.823 --> 00:03:17.253
سربازا رو با سخت کوشی و احتیاط کامل آموزش بدین, و از
سربازای درست کار استفاده کنین ... حتی اگه توی جنگ هم نباشیم

00:03:17.253 --> 00:03:19.623
اما ما بازم باید آماده باشیم و پیشرفت کنیم

00:03:19.623 --> 00:03:23.863
اداره ی سربازا بدون نظم میتونه
روحیه سربازمون رو پایین بیاره

00:03:23.863 --> 00:03:26.383
اگه واقعا جناب فرماندار برای ما به
عنوان یه نیروی نخبه و ماهر ارزش قائل باشه

00:03:26.383 --> 00:03:30.993
پس دلایل بیشتری داره تا بزاره به جای اینکه دور
بمونن و وقتشون رو هدر بدن برن و سخت تر تمرین کنن

00:03:30.993 --> 00:03:33.653
زی لونگ, من واقعا نمیدونم تو نگران چی هستی

00:03:33.653 --> 00:03:36.623
جناب فرماندار به خوبی حسن نیتش رو به ما در
قبال ارزشی که برای تو قائله داره نشون میده

00:03:36.623 --> 00:03:38.693
ما هم از شرایط تو سوء استفاده نکردیم

00:03:38.693 --> 00:03:42.113
درسته برادر, رفقای ما
الان زندگی خیلی بهتری دارن

00:03:42.113 --> 00:03:44.093
تو هم باید از این بابت خوشحال باشی

00:03:44.093 --> 00:03:46.093
... من نگرانم که

00:03:46.093 --> 00:03:48.923
برادر بزرگ ... چرا دوباره داروتو نخوردی؟

00:03:48.923 --> 00:03:51.863
من میرم برات گرمش کنم -
نیازی بهش نیست -

00:03:53.503 --> 00:03:56.733
راستش ... چند روزه که
من این دارو رو نمیخورم

00:03:57.353 --> 00:04:01.103
چیزایی توی دلم دارم که نمیتونم به شماها بگم

00:04:01.103 --> 00:04:04.283
من به نوعی برای بررسی
چیزی به خونه ی «شیاهو» اومدم

00:04:04.283 --> 00:04:05.953
بررسی چی؟

00:04:07.813 --> 00:04:12.893
من شک دارم که «شیاهو جی» منو
از روی حسن نیت به اینجا دعوت کرده

00:04:12.893 --> 00:04:16.133
اون قطعا دلایل دیگه ای داره

00:04:18.693 --> 00:04:21.993
اون رازی داره که حاضر
نیست در موردش صحبت کنه

00:04:24.413 --> 00:04:29.233
علاوه بر این، من مشکوکم که
اون توی مرگ پدر و مادرت دخالت داشته

00:04:31.813 --> 00:04:36.123
شیا هو جی، احتمال داره که
قاتل استاد و خانم استاد باشه؟

00:04:36.123 --> 00:04:38.273
فعلا ... سخته که بخواین به
طور قطعی نتیجه گیری کنیم

00:04:38.273 --> 00:04:43.293
... به همین خاطر تو مشکوک
و نگرانی که این دارو حاوی

00:04:43.293 --> 00:04:46.783
من برای دو روز این دارو
رو خوردم, چیزی درست نشد

00:04:46.783 --> 00:04:49.663
هیچ قدرتی نداشتم ... به همین دلیل
مخفیانه مصرف دارو رو قطع کردم

00:04:49.663 --> 00:04:54.363
چنانچه «شیاهو جی» طبیب رو ترغیب
کرده تا از ترفندی توی این دارو استفاده کنه

00:04:54.363 --> 00:04:57.583
پس این ثابت میکنه که اون
اصلا آدم درست و خوبی نیست

00:04:57.583 --> 00:04:59.443
برادر ... اینو بزارش به عهده ی من

00:04:59.443 --> 00:05:02.303
اگه چیز اشتباهی در مورد دارو باشه و
ما بررسیش کنیم بلافاصله متوجه میشیم

00:05:03.083 --> 00:05:05.863
یان چانگ ... تو سریع به اردوگاه
ارتش برگرد و مراقب بقیه برادرا باش

00:05:05.863 --> 00:05:08.533
در عین حال دنبال سرگرمی
و خوشگذرونی هم نباشین

00:05:08.533 --> 00:05:10.523
نگران نباش

00:05:10.523 --> 00:05:12.173
برین

00:05:20.933 --> 00:05:24.973
ژنرال گائو ... دختر لی
شوان، «لی فی یان» اینجاست

00:05:27.363 --> 00:05:29.033
تو مطمئنی که اون دختر «لی شوان» بود؟

00:05:29.033 --> 00:05:30.813
کاملا مطمئنم

00:05:30.813 --> 00:05:34.073
خیله خب ...تو دیگه میتونی بری -
اطاعت -

00:05:36.413 --> 00:05:41.563
به نظر میرسه «لی فی یان» اومده اینجا تا «ژائو یون» رو
ببینه و مسئله ی گرفتن کتاب تاکتیک های نظامی رو افشا کنه

00:05:41.563 --> 00:05:46.263
بعلاوه ... «ژائو یون» شواهدی
از همه چیز رو هم کف دستش داره

00:05:46.263 --> 00:05:49.043
دیگه الان هیچ دلیلی واسه پنهان کاری ندارم

00:05:53.043 --> 00:05:57.033
به نظر میرسه این بار منو تو
واقعا اخر کار و فصلمون رو می بینیم

00:05:59.413 --> 00:06:02.053
!واقعا که آزاردهنده است .. از قبل
گفته بودم که این «گائو ز» آدم خوبی نیست

00:06:02.053 --> 00:06:05.033
بانوی جوان ... کی شما متوجه این شدین؟

00:06:05.033 --> 00:06:07.203
لازم نیست تو اینو بدونی

00:06:08.643 --> 00:06:12.803
زی لونگ با «چینگ یی» توی
عمارت «شیاهو» از هم جدا هستن

00:06:12.803 --> 00:06:14.863
پس ... اون الان باید تو وضعیت
خطرناکی به دام افاده باشه

00:06:14.863 --> 00:06:17.603
اینا الان اصلا برام مهم نیست, اگه عمارت
شیاهو استخر اژدها یا غار ببر هم باشه

00:06:17.603 --> 00:06:20.383
بازم یه راهی پیدا میکنم تا
«ژائو زی لونگ» رو نجات بدم

00:06:20.383 --> 00:06:22.493
بانوی جوان -
بائو یو -

00:06:23.863 --> 00:06:25.093
تو چرا اینجایی؟

00:06:25.093 --> 00:06:27.383
شاهزاده خانم شما مطلقا
نباید دست به چنین کاری بزنین

00:06:27.383 --> 00:06:29.643
تو مثلا یه مرد عاقل و بالغی, ولی پشت
درب ایستادی و گوش به حرفای زنا میدی

00:06:29.643 --> 00:06:31.363
اینا واسه چیه؟

00:06:31.363 --> 00:06:34.613
شاهزاده خانم، شما نمیتونین اینجوری حرف بزنین من
باهاتون غذا خوردم , نوشیدنی خوردم و باهاتون بودم

00:06:34.613 --> 00:06:36.483
پس من یه جورایی زیردستتون محصوب میشم

00:06:36.483 --> 00:06:39.953
شاهزاده خانم به دردسر یا خطر بیوفتن من باید ابتکار
عمل رو براتون بدست بگیرم و شرایط برام سخت میشه

00:06:39.953 --> 00:06:43.213
بانوی جوان, ایشون تونستن پیش بینی کنن
که میتونیم خانم «فی یان» رو اینجا ببینیم

00:06:43.213 --> 00:06:45.313
به نظر میرسه واقعا یه
چیزایی تو آستینشون دارن

00:06:45.313 --> 00:06:47.733
!الان این یه شاگرد باهوش و روشنفکره

00:06:50.293 --> 00:06:54.983
پس تو الان میتونی بهم بگی, چرا
من نمیتونم به عمارت «شیاهو» برم؟

00:06:54.983 --> 00:06:56.943
... وقتی من حرکت ستاره ها رو توی شب میدیدم

00:06:56.943 --> 00:06:59.163
خیله خب...خب...به اندازه کافی مزخرف گفتم

00:06:59.163 --> 00:07:02.093
شاهزاده خانم, «ژائو زی لونگ» الان
از هر گونه خطر احتمالی ای درامانـه

00:07:02.093 --> 00:07:04.393
اگه الان شما به عمارت «شیاهو» برین,
فقط اوضاع رو پیچیده تر و خراب تر میکنین

00:07:04.393 --> 00:07:06.843
... کاری که الان شاهزاده
خانم باید انجام بدن اینه که

00:07:07.903 --> 00:07:09.643
!زودباش بگو دیگه

00:07:09.643 --> 00:07:11.123
هنوزم بشینین و تماشا کنین

00:07:11.123 --> 00:07:13.963
دوباره بشینم و تماشا کنم,
هیچ ایده ی دیگه ای نداری؟

00:07:13.963 --> 00:07:15.613
من نمیخوام هیچ حادثه و اتفاقی رخ بده

00:07:15.613 --> 00:07:17.413
من باید یه کاری واسه «زی لونگ» انجام بدم

00:07:17.413 --> 00:07:20.653
بانوی جوان, اینقدر دلواپس نباشین, اگه
میخوایم «ژائو زی لونگ» رو نجات بدیم

00:07:20.653 --> 00:07:23.713
ما نمیتونیم این کار رو فقط
خودمون سه نفر انجام بدیم

00:07:23.713 --> 00:07:25.143
دقیقا

00:07:25.143 --> 00:07:29.543
خانم «شوانگ ار» درست میگن, شاید
اگه بریم و خانم «چینگ یی» رو پیدا کنیم

00:07:29.543 --> 00:07:33.173
من مطمئنم که «چینگ یی» به «ژائو زی لونگ»
کمک میکنه - هنوزم صحبت از «چینگ یی» میکنی؟

00:07:33.173 --> 00:07:36.623
!اتفاقی که واسه «ژائو زی لونگ»
افتاده همش به خاطر «چینگ یی» ـه

00:07:36.623 --> 00:07:39.403
خانم ... خانم ها, لطفا
برای چند لحظه آروم باشین

00:07:39.403 --> 00:07:41.773
در واقع, الان شما لازم
نیست هیچ کاری انجام بدین

00:07:41.773 --> 00:07:45.073
اگه شما میخواین «ژائو زی لونگ»
رو نجات بدین, من بهتون شش کلمه میگم

00:07:45.073 --> 00:07:48.593
کیف های ... خودتونو ...
بردارین , از... اینجا ... برین

00:07:52.693 --> 00:07:56.013
چی شده؟ دقیقا این داروها چه تاثیری دارن؟

00:07:56.013 --> 00:07:59.653
چونگ لو ... گلپر وحشی ...شنگ دی

00:07:59.653 --> 00:08:02.713
همه ی اینا تاثیر سم رو کم میکنن

00:08:03.433 --> 00:08:04.943
خوبه پس -
... اما -

00:08:04.943 --> 00:08:07.573
چند تای اینا یکم عجیبن

00:08:07.573 --> 00:08:09.393
چطور مگه؟

00:08:09.393 --> 00:08:11.973
جینسینگ به تنهایی مفید و مغذیـه

00:08:11.973 --> 00:08:16.203
اما مخلوط شدنش با گیاهای دارویی دیگه باعث
میشه بیمار قدرت روحی و جسمی خودشو از دست بده

00:08:16.203 --> 00:08:20.193
خانم ... بیمارتون هنرهای رزمی تمرین میکنه؟

00:08:20.193 --> 00:08:22.033
بله ... و مهارتش در هنرهای رزمی خیلی بالاست

00:08:22.033 --> 00:08:24.893
پس باید خوردن این دارو رو متوقف کنه

00:08:24.893 --> 00:08:27.993
درسته که این واسه باعث مرگ کسی نمیشه
اما استفاده ازش برای مدت زمان طولانی

00:08:27.993 --> 00:08:32.713
باعث میشه که افرادی که هنرهای رزمی تمرین میکنن
به مرور قدرتشون رو از دست بدن و تنفسشون مختل بشه

00:08:34.433 --> 00:08:37.413
متوجه شدم ...ممنونم جناب طبیب

00:08:37.413 --> 00:08:39.513
خانم، چند لحظه صبر کنین

00:08:39.513 --> 00:08:44.443
چند لحظه پیش یه نفر اینو
داد که به شما تحویل بدم

00:08:44.443 --> 00:08:48.093
به من بدین؟ -
خانم ... نام خونوادگی شما ژائو  ـه؟ -

00:08:48.093 --> 00:08:50.983
بله -
پس این درسته -

00:08:53.363 --> 00:08:55.123
متشکرم

00:08:57.703 --> 00:09:00.363
ستارگان با ماه هستن ...
ققنوس خارج از کوهستان است

00:09:00.363 --> 00:09:03.923
ده مایل به غرب برو ... اژدها
و ققنوس با هم متحد خواهند شد

00:09:15.043 --> 00:09:16.743
کافیه ... کافیه

00:09:28.313 --> 00:09:30.213
!خیله خب ... برو

00:09:30.213 --> 00:09:32.253
مطمئن شو که اونا تمیز میشن

00:09:36.493 --> 00:09:40.133
برادر ژو، چی کار میکنی؟

00:09:40.133 --> 00:09:43.113
چند سطل آب میکشم بالا تا
بزارم سربازامون دوش بگیرن

00:09:43.113 --> 00:09:45.173
!واقعا بوی بد میدن

00:09:45.173 --> 00:09:48.993
ما همراهای «زی لونگ» هستیم, باید
تصویر خوبی از خودمون نشون بدیم

00:09:50.583 --> 00:09:54.063
اه درسته, رفته بودی «زی لونگ»
رو ببینی ... اون حالش خوب بود؟

00:09:54.063 --> 00:09:56.223
اون ... حالش خیلی خوبه

00:09:56.223 --> 00:09:58.183
اون مستخدما هر روز همه جا دنبالشن

00:09:58.183 --> 00:10:01.443
عجیب بود... به نظر اصلا راضی و خوشحال نبود

00:10:01.443 --> 00:10:03.743
که ما خوب غذا میخوریم و می نوشیم

00:10:03.743 --> 00:10:05.703
چرا اون اینو گفت؟

00:10:05.703 --> 00:10:07.763
تازه از متون و نوشته های
تاکتیک های نظامی هم صحبت کرد

00:10:07.763 --> 00:10:12.403
اون گفت : "سربازا رو با سخت کوشی و احتیاط کامل
آموزش بدین, و از سربازای درست کار استفاده کنین"

00:10:14.963 --> 00:10:16.603
افسرا، افسرا، اخه شما دنبال
چی هستین ... چی لازم دارین؟

00:10:16.603 --> 00:10:18.543
من شهروند قانونمندی هستم

00:10:18.543 --> 00:10:20.633
بیایین با هم حرف بزنیم

00:10:20.633 --> 00:10:23.563
افسرا، افسرا

00:10:23.563 --> 00:10:25.953
افسرا ... فقط بیایین در موردش حرف بزنیم

00:10:25.953 --> 00:10:29.173
کسایی که اینجا بودن الان کجان؟ -
بانو جوان «گونگ سون»؟ -

00:10:29.173 --> 00:10:32.453
اونا شب گذشته تصفیه حساب کردن رو رفتن

00:10:32.453 --> 00:10:34.373
رفتن؟؟

00:10:46.463 --> 00:10:49.223
جناب گائو، اینجا دارین چی کار میکنین؟

00:10:49.223 --> 00:10:51.603
برام یه مسئله فوری پیش
اومده, باید فرماندار رو ببینم

00:10:52.843 --> 00:10:54.923
جناب گائو ...جناب گائو

00:10:54.923 --> 00:10:56.923
...جناب گائو ... شما

00:10:56.923 --> 00:10:59.463
اگه اینا چیزای هستش که «زی لونگ» گفته

00:10:59.463 --> 00:11:01.743
پس باید دلایلی برای خودش داشته باشه

00:11:02.403 --> 00:11:05.643
من فکر میکنم اون بیش از حد فکر میکنه

00:11:05.643 --> 00:11:07.403
تو میگی که اینجا بودنمون

00:11:07.403 --> 00:11:10.643
خیلی بهتر از انجام کارهای عجیب و
غریب واسه «گونگ سون زان» نیست؟

00:11:10.643 --> 00:11:12.943
اینطوری که تو هم میگی نیست

00:11:12.943 --> 00:11:17.003
هر چند تو این مدتی که اینجا اومدیم, برادرا
طعم صلح و آرامش رو چشیدن و لذت بردن

00:11:17.003 --> 00:11:21.383
اما اینم غیر قابل انکاره که ما برخی
از جنبه ها رو به طور کامل رها کردیم

00:11:25.563 --> 00:11:27.263
چی شده ... ژنرال؟

00:11:27.263 --> 00:11:30.583
این زیردستای «ژائو یون» رو دستگیر کنین

00:11:30.583 --> 00:11:33.863
و هر کسی رو که مقاومت کرد بکشین

00:11:34.633 --> 00:11:36.393
همه ی برادرا رو جمع
کن و برو ... عجله کن برو

00:11:36.393 --> 00:11:38.973
من نمیرم -
حمله -

00:11:48.913 --> 00:11:52.243
برو - من جایی نمیرم
- عجله کن برو -

00:12:04.813 --> 00:12:07.023
برو ... زودباش برو...
برو «زی لونگ» رو پیدا کن

00:12:07.023 --> 00:12:09.953
برادر ژو ... ولم کنین

00:12:27.263 --> 00:12:30.423
تو از این بابت مطمئنی؟

00:12:31.793 --> 00:12:34.673
ژائو یون خیلی راحت قبول
کرد که به چانگ شان بیاد

00:12:34.673 --> 00:12:37.473
برای همین من می ترسیدم که حقه ای تو کارش باشه,
به همین خاطر افرادم رو گذاشتم تا مراقبش باشن

00:12:37.473 --> 00:12:41.273
اونا جلوی این نامه رو که «گونگ
سون زان» برای اون فرستاده گرفتن

00:12:41.273 --> 00:12:43.383
این کاملا مشخصه که «ژائو یون» یه جاسوسه که
از طرف «گونگ سون زان» فرستاده شده

00:12:43.383 --> 00:12:48.053
اون میخواد مهر فرماندهی شما رو برای
کمک و جنگ با «یوان شائو» بدست بیاره

00:12:52.483 --> 00:12:55.083
گونگ سون زان تو این نامه گفته که

00:12:55.083 --> 00:12:58.203
اگه «ژائو یون» بتونه نشان و مهر شما رو بدست
بیاره و از جناح دیگه به «یوان شائو» حمله کنه

00:12:58.203 --> 00:13:02.443
اونو به مقام ژنرال بزرگ منصوب میکنه و
پنج شهر رو بهش به عنوان پاداش اهدا میکنه

00:13:02.443 --> 00:13:06.883
وقتی چنین پاداش های وسوسه انگیزی
در کار باشه, کیه که نخواد قبول کنه؟

00:13:07.733 --> 00:13:11.933
... حتی اگه اینی که میگی درست باشه

00:13:11.933 --> 00:13:14.433
پدر زن ... من نگرانیتون رو درک میکنم

00:13:14.433 --> 00:13:16.693
اما ما باید حداقل جلوی
ضرر رو از دو سمت بگیریم

00:13:16.693 --> 00:13:21.253
ما هنوز نمیدونیم که کتاب صد
تاکتیک نظامی «یو یی» الان با اونه یا نه

00:13:21.253 --> 00:13:24.773
اما اگه اون به مهر و نشان
فرماندهی دست پیدا کنه

00:13:24.773 --> 00:13:27.163
عواقبش غیر قابل تصور خواهد بود

00:13:30.873 --> 00:13:34.943
اگه ما «ژائو یون» رو دستگیر کنیم,
حتی اگه حاضر به حرف زدن هم نشه

00:13:34.943 --> 00:13:39.543
مطمئنا کسی پیدا میشه که محل کتاب صد تاکتیک
نظامی «یو یی» رو برای نجات اون بهمون بگه

00:13:42.873 --> 00:13:47.173
خوبـه ... من بلافاصله
فرمان خودمو ابلاغ میکنم

00:13:47.173 --> 00:13:49.213
ژائو یون باید دستگیر بشه

00:13:56.803 --> 00:13:58.993
چرا پدرم میخواد «زی لونگ» رو دستگیر کنه؟

00:13:58.993 --> 00:14:00.813
منم نتونستم دلیلش رو بشنوم

00:14:00.813 --> 00:14:03.893
اینجوری نمیشه ... میرم یه نگاهی بندازم

00:14:05.593 --> 00:14:07.573
چینگ یی، فعلا تو اتاقت بمون

00:14:07.573 --> 00:14:09.773
به نظر میرسه عمدا سعی داری جلوی منو بگیری

00:14:09.773 --> 00:14:12.873
بهم بگو ... چرا پدرم یهویی دستور
داد که «زی لونگ» رو دستگیر کنن؟

00:14:12.873 --> 00:14:14.973
ژائو زی لونگ جاسوس «گونگ سون زان» ـه

00:14:14.973 --> 00:14:17.393
ما رد تبادل اطلاعاتش رو تا «یو ژو» گرفتیم

00:14:17.393 --> 00:14:19.633
این امکان نداره ... «زی
لونگ» چنین کاری نمیکنه

00:14:19.633 --> 00:14:22.573
منم میخوام باور کنم که «زی
لونگ» همچین آدمی نیست

00:14:23.253 --> 00:14:25.663
چینگ یی, بهم گوش کن ... وقتی
«زی لونگ« رو دستگیر کردم

00:14:25.663 --> 00:14:28.113
و معلوم بشه که یه سوء تفاهم بوده و «زی
لونگ» فرصتی واسه دفاع از خودش بدست بیاره

00:14:28.113 --> 00:14:29.863
!من تمام تلاشم رو میکنم
تا بی گناهی اونو اثبات کنم

00:14:29.863 --> 00:14:33.313
نه ... باور نمیکنم, میخوام
خودم شخصا اینو روشن کنم

00:14:33.313 --> 00:14:36.133
تا زمانی که من اینجام, هیچکس
نمیتونه به «زی لونگ» صدمه ای بزنه

00:14:37.963 --> 00:14:39.783
!ژنرال گائو

00:14:40.593 --> 00:14:43.293
متاسفم

00:14:43.293 --> 00:14:45.963
بانوی جوان رو به اتاقش ببر تا استراحت کنه

00:15:03.163 --> 00:15:04.743
سرورم ... این چه معنی داره؟

00:15:04.743 --> 00:15:09.783
ژائو یون ... از وقتی به اینجا
اومدی من باهات چطوری رفتار کردم؟

00:15:10.723 --> 00:15:14.123
سرورم با من به خوبی رفتار کردن
من از این بابت خیلی سپاسگزار هم هستم

00:15:14.123 --> 00:15:17.613
از اونجایی که من باهات با مهربانی رفتار کردم, پس
چرا بر علیه من چنین کار شریرانه ای انجام دادی؟

00:15:17.613 --> 00:15:23.533
تبانی با «گونگ سون زان» و جاسوسی براش,و
همش برای دزدیدن مهر و نشان فرماندهی من

00:15:25.733 --> 00:15:28.253
حرفی هم واسه گفتن داری؟

00:15:29.433 --> 00:15:31.813
!پس به این کار اغراق میکنی

00:15:31.813 --> 00:15:33.563
افراد ...بگیرینش

00:15:33.563 --> 00:15:35.803
صبر کنین

00:15:41.063 --> 00:15:43.393
هنوزم چیزی واسه گفتن داری؟

00:15:43.393 --> 00:15:46.243
سرورم درست گفتن, من حرفی واسه گفتن ندارم

00:15:46.243 --> 00:15:48.083
حرفی واسه گفتن نداری؟

00:15:48.083 --> 00:15:51.883
اگه میخواین منو مقصر جلوه بدین,
نباید طرز فکرتون رو فراموش کنین

00:15:51.883 --> 00:15:54.463
سرورم این همه نیرو رو
با خودشون به اینجا آوردن

00:15:54.463 --> 00:15:56.803
حتی بهم جرمی رو نسبت
دادین که بهش مرتکب هم نشدم

00:15:56.803 --> 00:16:00.113
چی میتونم بگم که بی گناهی منو اثبات کنه؟

00:16:00.113 --> 00:16:04.393
اگه میخوای بی گناهی خودتو ثابت
کنی, این کار غیر ممکن هم نیست

00:16:04.393 --> 00:16:08.433
اگه شما واقعا به من وفاداری اینو
میتونی با اون چیزی که داری بهم اثبات کنی

00:16:08.433 --> 00:16:13.233
سرورم ... نکنه منظورشون کتاب
صد تاکتیک نظامی «یو یی» ـه؟

00:16:13.233 --> 00:16:19.043
...زی لونگ, اون کتاب واقعا با تو
ـه؟... اگه حاضر بشی اونو به من بدی

00:16:19.043 --> 00:16:25.333
به نظر میرسه دلیل اینکه اینجور با من با ملایمت
و مهربونی رفتار کردین بدست آوردن این کتاب بوده

00:16:25.333 --> 00:16:28.403
اما می ترسم که مجبور باشم شما رو ناامید کنم

00:16:28.403 --> 00:16:31.643
حتی اگه این کتاب دست منم بود

00:16:31.643 --> 00:16:33.943
حاضر نمی شدم اونو به شما بدم

00:16:40.733 --> 00:16:45.913
پس منو به خاطر بی رحم بودنم سرزنش نکنی

00:16:45.913 --> 00:16:49.563
ژائو زی لونگ یه خائنه, بنا بر
شواهد اون به چانگ شان خیانت کرده

00:16:49.563 --> 00:16:53.573
افراد ... این تبهکار خائن رو بگیرن

00:17:28.883 --> 00:17:32.503
شیا هو جی، تو میخوای ترتیب منو
به خاطر کتاب تاکتیک های نظامی بدی

00:17:32.503 --> 00:17:35.783
من مطمئنم که کس دیگه
ای هم پشت این ماجرا هست

00:17:42.993 --> 00:17:47.173
بالاخره پیدات شد -
ژائو زی لونگ خائن ... امروز باید بمیری -

00:17:56.423 --> 00:17:59.023
برادر لیو ... چرا تو اینجایی؟ -
شی می -

00:17:59.023 --> 00:18:01.723
چرا زخمی شدی؟ چی شده؟

00:18:02.473 --> 00:18:05.433
نگرانی هایی که «زی لونگ»
داشت به حقیقت مبدل شد

00:18:05.433 --> 00:18:07.393
شیاهو جی واقعا اهداف خودخواهانه ای داره

00:18:07.393 --> 00:18:09.923
اگه به خاطر شجاعت زیاد برادر «ژو» نبود

00:18:09.923 --> 00:18:14.313
من احتمالا تا الان بدست
«شیاهو جی» کشته شده بودم

00:18:14.313 --> 00:18:17.853
... منظورت اینه که برادر «ژو» الان

00:18:18.593 --> 00:18:22.253
همش تقصیر منه ... من حرفای
«زی لونگ» رو باور نکردم

00:18:22.253 --> 00:18:26.163
برادر ژو هم واسه هیچ و پوچ
مرد, من هیچ کاری نتونستم انجام بدم

00:18:26.163 --> 00:18:30.023
انتقام برادر ژو رو ما
باید حتما ازشون بگیریم

00:18:30.023 --> 00:18:35.453
زی لونگ الان توی عمارت «شیاهو» تنهاست, از این
می ترسم که ناجوانمردانه بهش از پشت خنجر بزنن

00:18:35.453 --> 00:18:37.863
درسته ... من مدتی قبل رفته بودم پیش یه طبیب

00:18:37.863 --> 00:18:41.443
شیاهو جی واقعا یه چیزی به
داروی برادر بزرگ اضافه کرده بود

00:18:41.443 --> 00:18:46.793
اون... اون واقعا میخواسته «زی لونگ» رو بکشه

00:18:46.793 --> 00:18:48.843
حالا ... حالا ما باید چی کار کنیم؟

00:18:48.843 --> 00:18:53.203
ما نمیتونیم بیشتر از این تاخیر کنیم, باید سریع
به عمارت شیاهو بریم و «زی لونگ» رو نجات بدیم

00:20:06.023 --> 00:20:08.193
بیا دیگه! ... من, «گائو ز» یه مرد واقعیم

00:20:08.193 --> 00:20:10.613
تو فقط یه آدم دل نازکی بیشتر نیستی

00:20:10.613 --> 00:20:12.603
هیچ وقت ازت ممنون نمیشم

00:20:16.933 --> 00:20:18.513
اگه میخواستم بکشمت

00:20:18.513 --> 00:20:22.293
همون یه ضربه ی چند لحظه
قبل واسه گرفتن جونت کافی بود

00:20:22.293 --> 00:20:25.113
تو اصلا لیاقت نداری که

00:20:25.113 --> 00:20:27.433
خودتو یه مرد واقعی خطاب کنی

00:20:27.433 --> 00:20:30.393
من هیچ وقت به این فکر
نکردم که تو ازم ممنون باشی

00:20:30.393 --> 00:20:33.033
چون من به سرنوشتم اعتقاد دارم

00:20:33.033 --> 00:20:36.733
اگه میخوای به مسیر خودت و
کارهای پلیدت همچنان ادامه بدی

00:20:36.733 --> 00:20:42.373
!حتی اگه من تو رو نکشم,
مطمئنم خدا تو رو راحت نمیزاره

00:20:43.143 --> 00:20:47.663
ژائو زی لونگ ... تو فقط
یه دلیل داری که منو نمیکشی

00:20:47.663 --> 00:20:51.343
!به این خاطر که بخشنده و مهربونی نیست بلکه به
این خاطره که به اندازه کافی ازم متنفر نیستی

00:20:51.343 --> 00:20:54.703
من واقعا از اون چهره ی پر
مدعا و قیافه حق به جانبت متنفرم

00:20:54.703 --> 00:20:59.883
اما اشکالی نداره ... میتونم
کاری کنم که بیشتر ازم متنفر بشی

00:21:09.593 --> 00:21:11.093
!این که...؟

00:21:11.823 --> 00:21:15.343
نمیخوای بگی که بطری شراب
عموی خودتو فراموش کردی؟

00:21:16.063 --> 00:21:18.883
چه اتفاقی واسه عموم افتاده؟ -
نمیخوام چیزی رو ازت مخفی کنم -

00:21:19.543 --> 00:21:22.923
هدف «شیاهو جی» بدست
آوردن کتاب تاکتیک های نظامی بود

00:21:22.923 --> 00:21:28.163
!لی شوان هم بخاطر مراقبت
از اون کتابها, بدست من کشته شد

00:21:28.163 --> 00:21:32.223
اما نگران نباش ... من عموت رو
با احترام کامل و با افتخار دفن کردم

00:21:32.223 --> 00:21:35.823
!هنوزم نمی فهمی؟ پس برات
خیلی روشن و واضح ترش میکنم

00:21:35.823 --> 00:21:38.863
!پشت خونه ی «لی شوان» حالا یه قبر جدیده

00:22:09.903 --> 00:22:11.583
!برادر ژائو

00:22:15.963 --> 00:22:19.323
!گائو ز -
ولش کن -

00:22:19.323 --> 00:22:22.983
پای بقیه رو به اختلافات خودمون نکش

00:22:22.983 --> 00:22:25.493
اختلافات ما؟ درسته

00:22:25.493 --> 00:22:29.083
اختلافات ما تنها با مرگ تو یا من حل میشه

00:22:29.083 --> 00:22:33.223
!اما امروز تو نمیتونی منو بکشی این
بزرگ ترین تاسفت در تمام زندگیت خواهد بود

00:22:33.223 --> 00:22:38.583
ژائو زی لونگ, جنگ ما داره هر
لحظه داره بیشتر و بیشتر جالب میشه

00:22:43.983 --> 00:22:45.553
!نرو دنبالش

00:22:45.553 --> 00:22:46.993
!زی لونگ

00:22:47.643 --> 00:22:49.303
!بزار بره

00:22:51.793 --> 00:22:54.773
شی می تو حالت خوبه -
خوبم -

00:22:54.773 --> 00:22:56.653
همه چیز تقصیر من شد

00:22:56.653 --> 00:23:00.233
عقلانی نیست بیشتر از
این اینجا بمونیم ... بریم

00:23:01.233 --> 00:23:02.633
بریم

00:23:16.009 --> 00:23:26.009
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:26.033 --> 00:23:27.763
!زی لونگ

00:23:27.763 --> 00:23:29.793
بانوی جوان ... شما بیدار شدین

00:23:31.973 --> 00:23:33.673
زی لونگ کجاست؟

00:23:34.553 --> 00:23:37.523
بانوی جوان -
زی لونگ -

00:23:39.263 --> 00:23:41.013
زی لونگ

00:24:26.903 --> 00:24:28.583
...بانوی جوان

00:24:29.803 --> 00:24:35.883
شی یان, «زی لونگ» و من فقط میخواستیم با هم باشیم
و بیشتر همدیگه رو درک کنیم اخه کجاش اشتباهه؟

00:24:36.943 --> 00:24:39.923
چرا خدا داره اینجوری ما رو مجازات کنه؟

00:24:47.703 --> 00:24:53.943
زی لونگ ... من خیلی تلاش کردم تا
تو رو از «یو ژو» به چانگ شان بیارم

00:24:53.943 --> 00:24:56.963
خیلی تلاش کردم تا خودمو بهت نزدیک کنم

00:24:59.163 --> 00:25:02.703
فکر میکردم میتونیم تا
زمان مرگ کنار همدیگه باشیم

00:25:04.363 --> 00:25:06.303
فکر نمی کردم

00:25:07.883 --> 00:25:10.123
که این من باشم

00:25:12.143 --> 00:25:14.723
که این من , «شیاهو چینگ یی» باشم که

00:25:15.663 --> 00:25:18.823
شخصا تو رو توی چنین گرداب عمیقی میندازم

00:25:21.003 --> 00:25:23.043
من متاسفم

00:25:36.063 --> 00:25:37.843
چینگ یی

00:25:41.063 --> 00:25:42.883
زی لونگ کجاست؟

00:25:43.903 --> 00:25:46.823
چینگ یی، تو هنوزم دلواپس اونی

00:25:47.823 --> 00:25:49.383
کجا میری؟

00:25:49.383 --> 00:25:53.783
میرم از پدرم بخوام برام توضیح بده, «زی
لونگ» هیچ وقت به چانگ شان خیانت نمیکنه

00:25:55.153 --> 00:25:58.103
حالا که وضعیت تا اینجا هم کشیده
شده, تو هنوزم از اون دفاع میکنی

00:25:58.103 --> 00:26:00.243
تو فکر میکنی «ژائو زی
لونگ» آدم نجیب و درست کاریه؟

00:26:00.243 --> 00:26:01.963
اگه اون اینجوریه

00:26:01.963 --> 00:26:05.403
پس چرا به «لیو شن» دستور داده تا یه
شورش رو توی اردوگاه نظامی راه بندازن؟

00:26:06.483 --> 00:26:08.163
چی گفتی؟

00:26:09.103 --> 00:26:11.543
پدر اولش میخواست فقط
«ژائو زی لونگ» رو بگیره

00:26:11.543 --> 00:26:14.763
اگه اون بی گناه بود, می
تونست بی گناهی اونو ثابت کنه

00:26:14.763 --> 00:26:17.823
اما زیردستاش نتونستن کمکی به خودشون کنن

00:26:17.823 --> 00:26:20.663
و شروع به شورش در اردوگاه ها کردن

00:26:23.943 --> 00:26:28.623
...همینطور خبر داری «گونگ سون بائو یو»
یه جایی توی همین شهر خودشو مخفی کرده؟

00:26:29.363 --> 00:26:31.483
گونگ سون بائو یو؟

00:26:31.483 --> 00:26:34.223
...مگه اون به «یو ژو» برنگشت؟ چطوری اون

00:26:34.223 --> 00:26:37.203
سخته که بگم اون اینجا برای کمک
به «ژائو زی لونگ» نیومده باشه

00:26:38.063 --> 00:26:41.483
افرادم نامه ای رو بدست
آوردن که اینو ثابت میکنه

00:26:45.723 --> 00:26:49.583
اگه همه ی اینا به قدر کافی
نیست که تو حقیقت رو ببینی

00:26:49.583 --> 00:26:52.203
پس زخمای من دیگه اصلا به حساب هم نمیان

00:26:53.183 --> 00:26:55.043
تو زخمی شدی؟

00:26:55.723 --> 00:26:58.263
اون سعی کرد با حملات مرگبارش منو بکشه؟

00:26:59.123 --> 00:27:02.683
اون با یه دوست که مشتاقانه سعی داشت کمکش کنه تا
راهی واسه نجات و خروج پیدا کنه, اینجوری رفتار کرد

00:27:02.683 --> 00:27:07.303
چنین آدمی, واقعا لیاقت و
ارزش این همه احترام رو داره؟

00:27:34.923 --> 00:27:37.693
این اون «زی لونگ» ی که من میشناختم نیست

00:27:37.693 --> 00:27:39.713
این اون نیست

00:27:41.513 --> 00:27:43.193
یعنی ممکنه

00:27:44.523 --> 00:27:47.263
یعنی ممکنه که «زی لونگ» تغییر کرده باشه؟

00:28:01.275 --> 00:28:04.975
درسته ...باید این کار رو بکنیم

00:28:07.744 --> 00:28:09.694
راستی ... برادر

00:28:09.694 --> 00:28:12.974
نگرانی شما درست بود ...
«شیاهو جی» واقعا آدم بی رحمیـه

00:28:12.974 --> 00:28:15.244
اون داروی شما رو مسموم کرده بود

00:28:15.244 --> 00:28:18.134
اون تا زمانی که موفق نشه تسلیم نمیشه

00:28:18.134 --> 00:28:20.654
!باید مراقب باشی

00:28:20.654 --> 00:28:25.624
من اینو از یه آدم ناشناس
گرفتم ...میدمش به تو

00:28:31.544 --> 00:28:34.254
ستارگان با ماه هستن

00:28:34.254 --> 00:28:37.094
ققنوس خارج از کوهستان است

00:28:37.094 --> 00:28:39.674
ده مایل به سمت غرب برو

00:28:39.674 --> 00:28:43.414
اژدها و ققنوس با هم متحد خواهند شد

00:28:44.714 --> 00:28:48.344
این آزار دهنده است ...
این واقعا آزار دهنده است

00:28:49.444 --> 00:28:52.564
تو به وضوح میدونی که «زی لونگ»
تو خطره, چرا نمیزای برم و نجاتش بدم؟

00:28:52.564 --> 00:28:54.174
نه تنها نمیزاری برم نجاتش بدم

00:28:54.174 --> 00:28:56.394
حتی منو اینجا گیر انداختی
و نمیزاری برم بیرون

00:28:56.394 --> 00:29:00.204
! شاهزاده خانم, فکر کنم
باید از من ممنون هم باشین

00:29:00.994 --> 00:29:02.834
ازت ممنون باشم؟؟؟ هــــاااا

00:29:04.534 --> 00:29:09.004
فی یان، تو بگو ... چرا
من باید از اون ممنون باشم؟

00:29:09.744 --> 00:29:12.204
درسته ... چرا باید ممنونتون باشه؟

00:29:12.204 --> 00:29:15.344
خانم فی یان ... تنها دلیلی که من اجازه نمیدم
اون بره اینه که می ترسم اون فقط دخالت بی جا کنه

00:29:15.344 --> 00:29:17.034
ما میتونیم به سابقه ی شما
در گذشته یه نگاهی بندازیم

00:29:17.034 --> 00:29:18.924
در گذشته؟

00:29:20.544 --> 00:29:22.774
کی اینو گفته؟

00:29:22.774 --> 00:29:24.584
من هنوز نبرد «پـان ریـور» رو به خاطر دارم

00:29:24.584 --> 00:29:27.564
تو «یوان شائو» رو روبروی اردوگاهش به مبارزه
طلبیدی اونم با پرچم برافراشته ی زی لونگ

00:29:27.564 --> 00:29:29.414
ندیدی آخر عاقبت مبارزت با ترسناکترین
جنگوی اون «ون چائو» چی شد؟

00:29:29.414 --> 00:29:31.654
اون به این خاطر بود که بد شانسی آوردم -
بد شانسی آوردین؟ -

00:29:31.654 --> 00:29:34.874
تو حتی نمیتونی شمشیرت رو بالای سرت نگه داری
اونوقت اسبت رو دنبال «ون چائو» به حرکت در آوردی؟

00:29:34.874 --> 00:29:37.904
!آخرش ژنرال «ژائو» رو مجبور کردی
زندگی خودش رو برای نجات شما به خطر بندازه

00:29:37.904 --> 00:29:40.814
شاهزاده خانم ... شما که
اینا رو دیگه فراموش نکردین؟

00:29:40.814 --> 00:29:44.504
چطور میتونم چنین چیز
احمقانه ای رو به خاطر نیارم؟

00:29:45.584 --> 00:29:47.634
تو از کجا اینا رو میدونی؟ -
من از کجا میدونم؟ -

00:29:47.634 --> 00:29:50.744
اصلا تو این دنیا چیزی هست که من «پانگ
تونگ, پانگ شی یوان» چیزی دربارش ندونم؟

00:29:50.744 --> 00:29:53.124
شاهزاده خانم, فکر نمیکنین که
باید از من خیلی هم ممنونم باشین؟

00:29:53.124 --> 00:29:56.604
من اجازه نمیدم برین چون نمیخوام
اشتباهات بیشتری مرتکب بشین

00:29:56.604 --> 00:29:58.534
ازت ممنون باشم؟ ... دارم بهت میگم

00:29:58.534 --> 00:30:01.054
! اگه اتفاقی واسه «ژائو زی لونگ»
بیوفته, مطمئن باش راحتت نمیزارم

00:30:01.054 --> 00:30:02.714
شاهزاده خانم ... خیالتون راحت باشه

00:30:02.714 --> 00:30:06.864
من بهتون تضمین میکنم ژنرال «ژائو زی
لونگ» صحیح و سالم برمیگرده کنار شما

00:30:06.864 --> 00:30:08.764
بهتره که همینطور بشه

00:30:09.574 --> 00:30:13.404
شاهزاده خانم ... کسی داره میاد

00:30:13.404 --> 00:30:16.104
نکنه «زی لونگ» ـه که برگشته؟

00:30:29.714 --> 00:30:31.364
!زی لونگ

00:30:31.364 --> 00:30:33.924
ژائو زی لونگ -
بائو یو ... تو اینجا چی کار میکنی؟ -

00:30:33.924 --> 00:30:36.014
چی شده؟ ... غافلگیر شدی؟ ... خوشحالی؟

00:30:36.014 --> 00:30:37.084
انتظارشو نداشتی؟

00:30:37.084 --> 00:30:39.364
من خیلی وقته اینجا اومدم تا نجاتت بدم -
فی یان -

00:30:39.364 --> 00:30:41.394
فی یان -
شی می -

00:30:41.394 --> 00:30:43.274
!برادر ... اینجا رو ببین

00:30:44.244 --> 00:30:45.444
!فی یان

00:30:45.444 --> 00:30:49.594
فی یان, تو نباید توی ژنگ دینگ
باشی؟ چطورشد اومدی اینجا؟

00:30:49.594 --> 00:30:51.194
داستانش طولانیه

00:30:51.194 --> 00:30:53.944
زی لونگ ... پدرم منو
فرستاد بیام اینجا دنبال تو بگردم

00:30:53.944 --> 00:30:57.164
من تازه اومدم اینجا و هنوز
سعی دارم خودمو به اینجا وفق بدم

00:30:57.164 --> 00:30:59.384
البته با تشکر از شاهزاده خانم بائو یو

00:30:59.384 --> 00:31:02.574
و همینطور جناب پانگ تونگ

00:31:02.574 --> 00:31:09.064
جناب پانگ ... شما همون شخص خردمندی هستین که
با اون شعر پیشگویی منو راهنمایی کردین؟

00:31:10.294 --> 00:31:13.854
ژنرال «زی لونگ» شما باید از سفر طولانی
خسته شده باشین بیایین بریم و داخل صحبت کنیم

00:31:14.994 --> 00:31:17.384
لطفا -
بریم -

00:31:32.434 --> 00:31:35.124
اربـاب -
چی شد؟ پیداش کردین؟ -

00:31:35.124 --> 00:31:38.094
گزارش میدم اربـاب, ما سرتاسر اتاق رو گشتیم
اما چیزی پیدا نکردیم

00:31:38.094 --> 00:31:40.544
برین دوباره بگردین

00:31:40.544 --> 00:31:41.421
اطاعت

00:31:43.296 --> 00:31:46.036
و «ژائو یون» رو هر جوری که شده بگیرین -
اطاعت -

00:31:46.036 --> 00:31:50.436
یادتون باشه, اونو زنده بگیرین, تا حد
ممکن به زندگیش صدمه ای نرسونین

00:31:50.436 --> 00:31:51.896
اطاعت

00:31:52.496 --> 00:31:53.936
بریم

00:32:14.925 --> 00:32:21.305
برای زی لونگ شیاهو جی و «گائو ز» با همدیگه تبانی
کردن, هدف اونا بدست آوردن کتاب تاکتیک های نظامیه

00:32:21.305 --> 00:32:26.125
تا حد ممکن هوشیار باش و از خودت مراقبت
کن, خودتو درگیر نکن و به بقیه صدمه ای نزن

00:32:26.125 --> 00:32:29.465
من زخمی شدم و می ترسم نتونم از این فرار کنم

00:32:29.465 --> 00:32:32.545
برای عدم اندوه و امنیت «فی یان» دعا میکنم
... عمو

00:32:32.545 --> 00:32:39.305
به خوبی ازش مراقبت کن, و
بزار در کمال راحتی و آرامش بمیرم

00:32:48.245 --> 00:32:50.035
فی یان ... یه لحظه صبر کن -
جلومو نگیر ... گفتم جلومو نگیر -

00:32:50.035 --> 00:32:52.065
گوش کن چی میگم ... فی یان

00:32:52.065 --> 00:32:53.785
تو نمیتونی خودت تنهایی برگردی

00:32:53.785 --> 00:32:55.685
فی یان .... تنها برگشتنت خیلی خطرناکه -
اینجوری نمیشه ... من باید برگردم -

00:32:55.685 --> 00:32:57.725
من نمیتونم بزارم از اینجا بری

00:32:58.335 --> 00:33:01.915
برادر زی لونگ ... من
دیگه باید به ژنگ دینگ برگردم

00:33:01.915 --> 00:33:04.415
زی لونگ ... کمکم کن متقاعدش کنم

00:33:04.415 --> 00:33:07.225
متقاعدم نکن ...من  باید برگردم

00:33:07.225 --> 00:33:11.095
فی یان، چیزی که «یان چانگ» میگه درسته

00:33:11.095 --> 00:33:14.515
الان «شیاهو جی» و «گائو ز»
افرادشون رو برای گرفتن ما فرستادن

00:33:14.515 --> 00:33:16.405
سربازاشون همه جا هستن

00:33:16.405 --> 00:33:19.445
خیلی خطرناکه که بخوای
تنهایی به ژنگ دینگ برگردی

00:33:19.445 --> 00:33:23.345
من به پدرم قول دادم بعد تحویل کتاب
تاکتیک های نظامی به تو خیلی زود برگردم

00:33:23.345 --> 00:33:27.415
چون اون صدمه دیده ... من
باید برم و ازش مراقبت کنم

00:33:27.415 --> 00:33:28.875
فی یان

00:33:30.955 --> 00:33:33.815
من فکر می کنم عمو برنامه های خودش رو داره

00:33:33.815 --> 00:33:37.115
اون هیچ وقت کینه کسی رو به دل نمیگیره

00:33:37.115 --> 00:33:40.715
من فکر میکنم اون میخواد توی جنگل بمونه

00:33:40.715 --> 00:33:44.415
بعلاوه ... اون میتونه خودشو
از طریق شکار حفظ کنه

00:33:44.415 --> 00:33:46.675
کل کوهستان در اختیار و متعلق به اونـه

00:33:46.675 --> 00:33:48.495
درسته ...درسته, مهارت رزمی عمو خیلی بالاست

00:33:48.495 --> 00:33:51.355
اگه «گائو ز» جرات کنه بهش حمله
کنه, این براش کار سخت و مشکلیه

00:33:51.355 --> 00:33:54.425
... اگه تو به رفتن اصرار
کنی و به دستای دشمن بیوفتی

00:33:54.425 --> 00:33:57.225
نه تنها اون باید از خودش مراقبت
کنه بلکه حتی باید مراقب تو هم باشه

00:33:57.225 --> 00:33:59.945
بعد اون موقع وضعیت خطرناکتر نمیشه؟

00:34:00.925 --> 00:34:02.895
چیزی که گفتی درسته

00:34:02.895 --> 00:34:06.575
اگه من نبودم که «گائو ز» ازم استفاده کنه

00:34:06.575 --> 00:34:09.155
بابام اصلا زخمی نمیشد

00:34:09.155 --> 00:34:12.635
گائو ز واقعا آدم پست و پلیدیه

00:34:12.635 --> 00:34:15.435
فی یان، عمو این کار رو کرده

00:34:15.435 --> 00:34:18.395
چون میخواسته از تو محافظت کنه

00:34:18.395 --> 00:34:21.195
به همین دلیل ما باید به
تصمیمش احترام بزاریم

00:34:21.195 --> 00:34:24.155
این چطوره؟ ... تو اینجا با ما
بمون و وقتی ما جایی مستقر شدیم

00:34:24.155 --> 00:34:27.945
ما یکی رو میفرستیم تا عمو
رو پیش ما بیاره ...چطوره؟

00:34:29.695 --> 00:34:34.015
خیلی خوبـه ... پس من شما رو به زحمت میندازم

00:34:34.015 --> 00:34:35.795
کجای این زحمت داره؟

00:34:35.795 --> 00:34:38.825
اینجا بودنت, اصلا زحمتی و مشکلی نداره

00:34:51.205 --> 00:34:53.085
جناب پانگ

00:34:57.515 --> 00:35:01.175
!جناب پانگ ...جناب پانگ

00:35:02.045 --> 00:35:06.305
!جناب پانگ ...جناب پانگ

00:35:07.675 --> 00:35:11.655
!جناب پانگ ...جناب پانگ

00:35:16.035 --> 00:35:18.695
!شاهزاده خانم بائو یو ...شما ... شما... شما

00:35:18.695 --> 00:35:20.855
چطور میتونین اینقدر بی ملاحظه باشین؟

00:35:20.855 --> 00:35:23.275
من تقریبا نصف روز اینجا منتظر بودم
و نزدیک بود ماهی بزرگه قلاب رو بگیره

00:35:23.275 --> 00:35:26.875
تو هم با "«جناب پانگ ...جناب
پانگ»" گفتنت اونو ترسوندی فرار کرد

00:35:26.895 --> 00:35:30.835
متاسفم ... متاسفم, دفعه بعد یه سبد
پر از ماهی های بزرگ براتون میارم

00:35:30.835 --> 00:35:32.555
ای یااا .... فراموشش کن .... فراموشش کن

00:35:32.555 --> 00:35:35.275
چی باعث شده که شاهزاده خانم دنبال من بگردن؟

00:35:37.905 --> 00:35:41.085
در این باره ... چیزی که
من از صحبت با شما یاد گرفتم

00:35:41.085 --> 00:35:45.185
من فهمیدم که شما استادی هستین
که همه چیز رو به خوبی میدونین

00:35:45.185 --> 00:35:48.865
من واقعا قلبا تحت تاثیر شما قرار گرفتم

00:35:48.865 --> 00:35:52.845
حالا که شاهزاده خانم اینقدر به من لطف دارن من
مشکوکم که شما از من درخواستی هم داشته باشین

00:35:52.845 --> 00:35:55.765
گفته بودم که شما همه چیز رو میدونین

00:35:55.765 --> 00:35:58.665
شاهزاده ... این چیز هیچ
ربطی به پیشگویی نداره

00:35:58.665 --> 00:36:00.905
احساسات انسانیه

00:36:14.325 --> 00:36:18.245
جناب پانگ ... ماجرا از این قراره که

00:36:18.245 --> 00:36:23.025
من میخوام «زی لونگ» همراه من به «یو
ژو» بیاد استراتژی عالی ای براش هست؟

00:36:23.025 --> 00:36:26.025
شاهزاده, چرا شما اصرار دارین
«زی لونگ» همراهتون به «یو ژو» بیاد؟

00:36:26.025 --> 00:36:28.305
چون اونجا ناحیه منه دیگه

00:36:28.305 --> 00:36:33.735
ببین ... سفر «زی لونگ» به
چانگ شان زندگیشو به خطر انداخت

00:36:33.735 --> 00:36:35.395
اگه اون توی منطقه تحت کنترل من باشه

00:36:35.395 --> 00:36:38.695
من مطمئن میشم که اون در امنیت
کاملا و تا 100 سالگی عمر میکنه

00:36:38.695 --> 00:36:43.675
هر چند شما اینطور میگین اما به نظر
نمیرسه پدرتون به اون علاقه ای داشته باشه

00:36:44.775 --> 00:36:48.875
در این مورد ... یه موقع و یه
زمانی باید باهاش روبرو بشیم

00:36:48.875 --> 00:36:53.375
با این حال ... من تضمین میکنم اگه «زی لونگ» حاضر
بشه دوباره برگرده و به عنوان زیر دست پدرم کار کنه

00:36:53.375 --> 00:36:56.415
من حتما کاری میکنم پدرم اونو
تو پست و موقعیت مهمی قرار بده

00:36:56.415 --> 00:36:58.825
!پدرت الان میترسه که
میتونه خودش رو نگه داره یا نه

00:36:58.825 --> 00:37:00.425
تو چی گفتی؟

00:37:03.925 --> 00:37:06.545
گفتم که ... «زی لونگ» ساخته
شده تا یه ژنرال بزرگ بشه

00:37:06.545 --> 00:37:08.385
اینو قبل اینکه تو بگی هم خودم میدونستم

00:37:08.385 --> 00:37:10.085
از اولش هم می تونستم اینو بگم

00:37:10.085 --> 00:37:13.185
شاهزاده خانم ... اگه شما واقعا
خوبی «زی لونگ» رو میخواین

00:37:13.185 --> 00:37:16.085
فکر میکنم شما نباید اونو محدودش کنین

00:37:17.165 --> 00:37:18.745
منظورت چیه؟

00:37:19.495 --> 00:37:21.895
شاهزاده ... همونطور که میگن, یه
قهرمان توی زمان پر هرج و مرج متولد میشه

00:37:21.895 --> 00:37:26.535
اما آدم شجاعی مثل «ژائو زی لونگ» که هم توی
تحصیلات و هم هنرهای رزمی مهارت داشته باشه

00:37:26.535 --> 00:37:29.835
کسی نیست که بشه به این راحتی ها پیدا بشه

00:37:29.835 --> 00:37:34.555
زی لونگ توسط آسمونها برگزیده شده تا به یه
فرمانروای عاقل کمک کنه تا دنیا رو تسخیر کنه

00:37:34.555 --> 00:37:36.835
اما پدر شاهزاده خانم

00:37:36.835 --> 00:37:38.655
به اندازه ی کافی حکیم و عاقل هست؟

00:37:40.915 --> 00:37:42.455
نفهمیدین؟

00:37:44.145 --> 00:37:47.575
ماهیگیری برای تفکر کردن خیلی خوبه,
شما اینجا در کمال آرامش ماهی بگیرین

00:37:47.575 --> 00:37:51.165
در کمال آرامش به این موضوع
فکر کنین بعد خودتون متوجه میشین

00:37:57.505 --> 00:38:00.185
اون اینو به وضوح نمیگه

00:38:01.181 --> 00:38:17.181
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:17.205 --> 00:38:18.915
ژنرال زی لونگ

00:38:18.915 --> 00:38:21.225
جناب پانگ ... ادای احترام به شما

00:38:21.225 --> 00:38:22.575
نیازی نیست

00:38:24.557 --> 00:38:28.377
... اگه این شما نبودین که منو
راهنمایی کنین تا از فاجعه فرار کنم

00:38:28.377 --> 00:38:30.617
من, زی لونگ ... واقعا از لطفتون ممنونم

00:38:30.617 --> 00:38:33.457
نیازی نیست ... نفرمایین , ژنرال
«زی لونگ» خیلی به من لطف دارین

00:38:33.457 --> 00:38:35.397
اما چیزی که شما گفتین هم حقیقت داره

00:38:35.397 --> 00:38:38.477
کوهستان «شی فنگ» جای
خوبی برای مخفی شدن از خطره

00:38:43.996 --> 00:38:48.416
درست همونطور که شما گفتین, دور خودم چرخیدم
و آخرش هیچ دستاوردی بدست نیاوردم

00:38:48.416 --> 00:38:51.056
ژنرال «زی لونگ»، شما اشتباه میکنین

00:38:51.056 --> 00:38:54.176
یه اسب بال دار هیچ کاربردی نداره مگه
اینکه کسی بتونه قدر و ارزشش رو بدونه

00:38:54.176 --> 00:38:57.236
ژنرال «زی لونگ» اصلا نگران
نباشین و منتظر شانس خودتون باشین

00:38:57.236 --> 00:39:01.296
شما در مورد کسی میگین که قدر و ارزش
من رو میدونه؟ این منو به یاد یه نفر میندازه

00:39:01.296 --> 00:39:02.976
ژنرال «زی لونگ» بزارین
حدس بزنم, شما دارین در مورد

00:39:02.976 --> 00:39:05.996
نواده ی امپراتور جین, «لیو شنگ» از «ژونگ شوان» و
همینطور نوه ی امپراتور «شیائو جینگ» صحبت میکنین

00:39:05.996 --> 00:39:08.386
فامیلیش «لـیـو» و اسمش «بـی» ـه,
که به عنوان «شوان دا» میشناسنش؟

00:39:08.386 --> 00:39:11.136
دقیقا ... لـرد شوان دا

00:39:11.136 --> 00:39:14.516
عضو خانواده سلطنتی سلسله
ی «هـان» ـه, اون یه مرد واقعیه

00:39:14.516 --> 00:39:18.226
اگه من به اون خدمت کنم,
مسیر روشنی خواهم داشت

00:39:18.226 --> 00:39:22.266
با این حال، من هیچ نظری
در مورد شرایط فعلی اون ندارم

00:39:22.266 --> 00:39:25.266
من شایعات زیادی در زمان
سفرم از سرزمین ها شنیدم

00:39:25.266 --> 00:39:28.866
لـیـو بـی به دریای شمال رفته تا «کنگ
رونگ» رو که به دام افتاده بود نجات بده

00:39:28.866 --> 00:39:31.306
در ابتدا, «تای شی سی» و
«گوانگ یو» با هم همکاری کردن

00:39:31.306 --> 00:39:33.026
و «گوان های» رو گرفتن

00:39:33.026 --> 00:39:35.946
بعد «تای شی سی» و «ژانگ فی» هر دو سوار میشن

00:39:35.946 --> 00:39:40.046
تا دشمن رو تعقیب کنن و شکست بدن

00:39:40.046 --> 00:39:42.236
لـیـو، گوانگ و ژانگ واقعا
جنگجو های ترسناکی هستن

00:39:42.236 --> 00:39:46.076
لـیـو بـی توی دریای شمال پر احترام بود
اما نیروهای «سائو سائو» هم در حال حرکت بودن

00:39:46.076 --> 00:39:51.836
کونگ رونگ نگران بود که «شو ژو» در معرض خطر باشه, از همین رو «لـیـو بـی» مجبور
شده تا نامه ای رو با پیشنهاد یه راه حل مسالت آمیز برای «سائو سائو» بنویسه

00:39:51.836 --> 00:39:55.326
در همین حال، «لـو بـو» دست به
کار میشه و به «یوان ژو» حرکت میکنه

00:39:55.326 --> 00:39:58.226
و نیروهاش رو از طریق «بو یانگ» عبور میده سائو سائو
که می ترسیده «یوان ژو» رو به «لـو بـو» از دست بده

00:39:58.226 --> 00:40:01.886
با پیشنهاد «لـیـو بـی» برای صلح موافقت کرده

00:40:01.886 --> 00:40:05.096
بعد «سائو سائو» از «شو ژو» عقب
نشینی میکنه تا از «یوان ژو» دفاع کنه

00:40:05.096 --> 00:40:07.986
لـرد «شوان دا» الان توی «شو ژو» ـه؟

00:40:07.986 --> 00:40:12.476
نه ...لـرد «تائو چیان» حقیقتا دلش می خواست تا
«لـیـو بـی» عنوان فرماندار شهر «شو ژو» رو بپذیره

00:40:12.476 --> 00:40:17.316
اما لـرد «شوان دا» مدام اینو رد کرده و
نیروهاش رو در «شیائو پی» مستقر کرده

00:40:17.316 --> 00:40:22.016
لـرد «شوان دا» تصمیم
درستی گرفته. من تحسینش میکنم

00:40:23.086 --> 00:40:26.416
!جای تاسفه که «لـیـو بـی»
تنها پنج هزار نفر نیرو داره

00:40:26.416 --> 00:40:29.236
یوان شو از «هوای نان» خیلی وقته که
میخواد از شر «لـیـو بـی» خلاص بشه

00:40:29.236 --> 00:40:34.436
اون ژنرال بزرگ «جی لینگ» رو
برای یه حمله به «شیائو پی» روانه کرده

00:40:38.656 --> 00:40:40.416
برادر بزرگ

00:40:42.616 --> 00:40:44.816
لـو بـو حقیقتا یه آدم مفت و بدردنخوره

00:40:44.816 --> 00:40:49.576
چطوری اون حاضر شده به ما کمک
کنه تا «یوان شائو» رو از بین ببریم؟

00:40:50.716 --> 00:40:55.786
برادر بزرگ, گفته های برادر سوم درسته اگه
«لـو بـو» چاره ای داشت و ناامید نشده بود

00:40:55.786 --> 00:41:00.116
اون حاضر بود تا توی «شو ژو» بمونه؟ -
در حال حاضر لـو بـو -

00:41:00.116 --> 00:41:05.706
از روی ناامیدی یه نظر اجمالی به من کرده, اما
شیائو پی و «شو ژو» هر دو در حالت دفاع قرار دارن

00:41:05.706 --> 00:41:11.266
اگه «جی لینگ» موفق بشه «شیائو پی»
رو بگیره, «لـو بـو» هم در معرض خطره

00:41:11.266 --> 00:41:15.026
حقیقت و شخصیت «لـو بـو» رو که کنار بزاریم

00:41:15.026 --> 00:41:21.166
ما ممکنه این جنگ رو
بدون کمک اون از دست بدیم

00:41:25.496 --> 00:41:30.036
پیروزی یا شکست، بیایین
فقط روش یه شرط بندی کنیم

00:41:30.060 --> 00:41:50.060
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.