﻿WEBVTT

00:01:57.256 --> 00:02:17.256
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.280 --> 00:02:25.450
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.750 --> 00:02:30.720
.:: قسمت 40 ::.

00:02:32.080 --> 00:02:36.110
ما از «ژائو زی لونگ» معروف دزدی کردیم

00:02:36.110 --> 00:02:40.560
ژائو زی لونگ؟ ... تو سرش چی میگذره؟

00:02:40.560 --> 00:02:42.490
من از کجا بدونم

00:02:42.490 --> 00:02:44.280
شما چیزی از «ژائو زی لونگ» نشنیدین؟

00:02:44.280 --> 00:02:49.160
پس درمورد ژنرال شماره یک «هبی»
«ون چائو» که شنیدین .... درسته؟

00:02:49.160 --> 00:02:50.920
ون چائو

00:02:51.930 --> 00:02:57.230
اون موقع .... که «ون چائو»
توی نبرد «پـان ریـور» بود

00:02:57.960 --> 00:03:00.780
دلیلی اینکه «گونگ سون زان» تونست
جنگ باخته رو به پیروزی تغییر بده

00:03:00.780 --> 00:03:02.890
همش به خاطر همین «ژائو زی لونگ» بوده

00:03:03.510 --> 00:03:07.700
این ژنرال اهل چانگ شان در حالی که
این نیزه یکصد پرنده رو به دست داشت

00:03:07.700 --> 00:03:12.060
شجاعانه به چپ و راست یورش میبره

00:03:12.060 --> 00:03:15.140
اون ده ها دور با «ون چائو» مبارزه میکنه

00:03:15.140 --> 00:03:18.790
اون «ون چائو» رو شرم
آورانه میزنه و شکست میده

00:03:18.790 --> 00:03:24.540
در نهایت، ارتش «یوان» مجبور میشه
با عجله ناقوس عقب نشینی رو بزنن

00:03:26.140 --> 00:03:29.320
اگه واقعا «ژائو زی لونگ» باشه ... ما
واقعا خودمون رو توی بد دردسری انداختیم

00:03:29.320 --> 00:03:33.420
من اینو شنیدم ... مهم نیست این
«ژائو زی لونگ» چقدر ترسناکـه

00:03:33.420 --> 00:03:36.640
اون به این نیزه ی الهی خودش نیاز داره

00:03:36.640 --> 00:03:40.180
اما الان این نیزه ی الهی توی دستای تو ـه

00:03:40.180 --> 00:03:42.090
این اصطلاح رو قبلا شنیدی که میگن

00:03:42.090 --> 00:03:45.640
ققنوسی که تمام پرو بالش ریخته باشه
حتی از مرغ هم کمتره

00:03:45.640 --> 00:03:47.740
به عبارت دیگه ... الان ژائو زی لونگ

00:03:47.740 --> 00:03:51.030
چیزی جز یه ببر بی دندون بیشتر نیست

00:03:51.030 --> 00:03:54.990
خب حالا ... از چی می ترسی؟

00:03:54.990 --> 00:03:58.690
پس دیگه اینقدر وحشت زده نشو

00:03:58.690 --> 00:04:00.730
درسته

00:04:02.020 --> 00:04:04.270
چیزی که گفتی کاملا منطقیه

00:04:28.680 --> 00:04:31.550
عمو ... پس شمایین

00:04:31.550 --> 00:04:35.230
پسر کوچولو ... الان دیر
وقته اما تو هنوز این بیرونی؟

00:04:35.230 --> 00:04:38.520
وی ار ... وقتشه دیگه بری خونه و بخوابی

00:04:39.950 --> 00:04:41.610
جناب ... شمایین

00:04:41.610 --> 00:04:42.340
دوباره همدیگه رو دیدیم

00:04:42.340 --> 00:04:44.350
چرا هنوز از اینجا نرفتین؟

00:04:44.350 --> 00:04:48.990
این واقعا خجالت آوره ... اما
دوستای منو از مسافرخونه دزدیدن

00:04:48.990 --> 00:04:52.020
من دارم همه جای روستا رو دنبالشون میگردم

00:04:52.020 --> 00:04:54.940
دوستای شما رو احتمالا به اردوگاه
«گاو خم شده» ی راهزن ها بردن

00:04:54.940 --> 00:04:56.100
اردوگاه گاو خم شده؟

00:04:56.100 --> 00:04:59.710
درسته ... این راهزن ها مدت
زیادیه که اینجا مشغول غارتن

00:04:59.710 --> 00:05:01.760
خیلی از خانواده ها و آدمای
فقیر توسط اونا ربوده شدن

00:05:01.760 --> 00:05:05.010
به همین دلیل الان
شما فقط میتونین اونا رو اونجا پیدا کنین

00:05:05.010 --> 00:05:06.860
حالا این اردوگاه راهزن ها کجاست؟

00:05:06.860 --> 00:05:11.520
به سمت شرق روستا که برین, بعد از 10 «لی» به
اونجا میرسین اون راهزن ها خیلی وحشی و خطرناکن

00:05:11.520 --> 00:05:14.520
اگه میخواین برین اونا رو نجات
بدین ... باید خیلی مراقب باشین

00:05:14.520 --> 00:05:16.080
میفهمم

00:05:16.080 --> 00:05:18.520
خیله خب ... بیا دیگه بریم خونه

00:05:18.520 --> 00:05:21.990
بچه ... به غیر اینکه قوی و جوانمرد باشی
تو باید بازم خیلی درس بخونی

00:05:21.990 --> 00:05:24.370
منو بچه صدا نکن ... من اسم دارم

00:05:24.370 --> 00:05:26.830
اسمت چیه؟ -
خوب گوش کن ... اسم من «جیانگ وی» ـه -

00:05:26.830 --> 00:05:29.530
در آینده تبدیل به بزرگترین
فرمانده و سردار میشم

00:05:31.500 --> 00:05:33.100
یان چانگ

00:05:34.750 --> 00:05:36.250
یان چانگ؟

00:05:53.460 --> 00:05:57.490
یان چانگ ... یان چانگ! ... بیداری شدی

00:05:57.490 --> 00:05:59.300
عالی شد

00:05:59.300 --> 00:06:02.980
شی می ... شی می ... «یان چانگ» بیدار شد

00:06:05.140 --> 00:06:07.560
برادر لیو ... بالاخره بیدار شدی

00:06:07.560 --> 00:06:09.880
فکر کردم دیگه تا آخر عمرت بیهوش میمونی

00:06:09.880 --> 00:06:13.320
عالی شد ... بالاخر بیدار شدی

00:06:13.320 --> 00:06:15.120
مشکلی نیست ... خوبه پس

00:06:15.120 --> 00:06:18.440
چیو مشکلی نیست؟ ما هنوز کلی بدبختی داریم

00:06:20.970 --> 00:06:26.410
درسته ... چطوری ما بدست اون

00:06:26.410 --> 00:06:28.500
زن پلید و شیطانی مسموم شدیم؟

00:06:34.000 --> 00:06:39.360
ای یاااا ..... اصلا خوب نیست
پشت سر مرد حرف بد بزنین

00:06:40.020 --> 00:06:44.660
بعلاوه ... کلمه پلید و شیطانی

00:06:44.660 --> 00:06:48.070
اصلا واسه توصیف من کافی نیست

00:06:48.070 --> 00:06:50.130
!ولم کن! ... ولم کن

00:06:51.530 --> 00:06:55.530
هر چند چهره قشنگی داری
... اما اخلاق بد و زشتی داری

00:07:01.670 --> 00:07:06.150
بچرخ بزار خواهر بزرگ خوب نگاهت کنه

00:07:07.600 --> 00:07:10.530
تو واقعا قیافه زیبا و قشنگی داری

00:07:10.530 --> 00:07:14.790
با این خونگرمی و اخلاقت ...
اگه به یه فاحشه خونه فروخته بشی

00:07:14.790 --> 00:07:17.580
طبیعتا ... آدمای زیادی هستن که
بخوان مراقبت باشن - بهم دست نزن -

00:07:17.580 --> 00:07:20.680
بهش دست نزن ... اگه زورش
رو داری , پس بیا پیش من

00:07:21.950 --> 00:07:23.680
بگیر بشین - یان
چانگ - برادر لیو -

00:07:23.680 --> 00:07:26.420
مردک احمق -
حالت خوبه؟ -

00:07:26.420 --> 00:07:27.970
!خنجر

00:07:29.560 --> 00:07:32.880
خبر بد! ... به اردوگاه حمله شده

00:07:32.880 --> 00:07:36.630
حمله شده؟ ... کیه که اینقدر جرات داره؟

00:07:36.630 --> 00:07:38.000
تعدادشون چقدره؟

00:07:38.000 --> 00:07:39.710
...یک -
یکصد نفر؟ -

00:07:39.710 --> 00:07:41.070
نه ... یه نفر

00:07:41.070 --> 00:07:43.670
یه نفره و تو همچنین هیاهویی به پا کردی؟

00:07:43.670 --> 00:07:46.430
میخوام خودم ببینم

00:07:46.430 --> 00:07:48.920
!کیه که اینقدر دل و جرات داره

00:07:56.970 --> 00:08:00.950
به نظرتون ... ممکنه که «زی لونگ» باشه؟

00:08:00.950 --> 00:08:03.290
فقط یه نفره و جرات کرده
تنهایی به اردوگاه حمله کنه

00:08:03.290 --> 00:08:05.130
دیگه کی میتونه باشه؟

00:08:10.680 --> 00:08:15.290
!دیروز گذاشتم خیلی راحت فرار کنی فکرش
رو نمیکردم امروز با پای خودت بیا توی تله

00:08:15.290 --> 00:08:17.430
افراد همراهم رو ولشون کن

00:08:17.430 --> 00:08:19.940
اگه حاضر بشی توبه کنی

00:08:19.940 --> 00:08:22.240
من تضمین میکنم که تو رو سرزنش نمیکنم

00:08:22.240 --> 00:08:24.340
واقعا که خیلی رو داری

00:08:24.340 --> 00:08:27.500
!پس بزار قدرتمو بهت نشون بدم

00:08:43.060 --> 00:08:46.120
سان نیانگ ... سان نیانگ

00:08:46.120 --> 00:08:49.990
تو باعث مرگش شدی ... تا آخر باهات میجنگم

00:08:51.090 --> 00:08:52.490
هنوزم نمیخوای راهت رو عوض کنی؟

00:08:52.490 --> 00:08:54.750
حالا که «سان نیانگ» مرده

00:09:18.420 --> 00:09:20.830
لطفا ما رو رهبری کنین

00:09:20.830 --> 00:09:21.900
لطفا ما رو رهبری کنین

00:09:21.900 --> 00:09:24.790
همتون بلند بشین ... من اصلا
قصد ندارم رهبر شماها بشم

00:09:24.790 --> 00:09:27.280
قهرمان بزرگ ... بهمون رحم کن

00:09:27.280 --> 00:09:29.630
من هیچ تمایلی واسه گرفتن زندگیتون هم ندارم

00:09:29.630 --> 00:09:34.760
اما یه چیز رو میخوام ازتون بپرسم همه ی شما
جوونین و توی وضعیت خوبی هستین ... دست و پا دارین

00:09:34.760 --> 00:09:39.130
چرا شماها راه درستی رو انتخاب نکردین و اومدین
بین راهزن ها و مردم عادی رو رنج و عذاب میدین؟

00:09:39.130 --> 00:09:42.320
ما میدونیم اشتباه کردیم ... شما
باید «پیه یوان شا» رو سرزنش کنین

00:09:42.320 --> 00:09:45.220
ما قرار بود همراه «ژو سانگ» این
کارمون رو دور بندازیم و به راه درستی بریم

00:09:45.220 --> 00:09:49.000
ژو سانگ؟ «ژو سانگ» دیگه کیه؟

00:09:49.000 --> 00:09:52.970
... ماجرا از این قراره که ... یه ماه پیش

00:09:59.350 --> 00:10:01.020
اومدن ... اومدن

00:10:11.850 --> 00:10:13.210
خوبـه

00:10:13.800 --> 00:10:17.450
حمله کنین -
گاری رو نگه دار -

00:10:17.450 --> 00:10:19.300
وایستین

00:10:24.690 --> 00:10:28.500
شماها کی هستین؟ -
اون داخل خانمای خوشگلی داری؟ -

00:10:28.500 --> 00:10:32.440
گستاخ بدبخت! میدونی جلوی گاری کی رو گرفتی؟

00:10:32.440 --> 00:10:34.200
برام مهم نیست مال کیه

00:10:34.200 --> 00:10:38.720
من فقط میخوام بدونم اون
داخل خوشگلی داری یا نداری

00:10:38.720 --> 00:10:42.810
افراد ... اونا رو بگیرین و به
اردوگاه توی کوهستان ببرین

00:10:42.810 --> 00:10:44.550
بله

00:10:49.930 --> 00:10:51.390
حواستون بهش باشه

00:10:55.350 --> 00:10:58.660
خوشگل به نظر میرسن ... هر دو نفرشون

00:10:59.660 --> 00:11:03.880
خیلی عالیه ... یکی واسه من ... یکی
دیگه رو هم بفرستین واسه برادر ژو

00:11:03.880 --> 00:11:05.650
دست نگه دارین

00:11:12.170 --> 00:11:13.760
برادر ژو

00:11:14.490 --> 00:11:19.020
مسئله چیه؟ -
من یه گردن کلفت خائن رو گرفتم -

00:11:29.810 --> 00:11:34.050
یه مرد و دو زن بی پناه و ضعیف

00:11:34.050 --> 00:11:36.740
اینا گردن کلفتن؟ ... خودت که کوری

00:11:36.740 --> 00:11:39.240
فکر میکنی منم کور شدم؟

00:11:39.240 --> 00:11:41.130
پیه یوان شا ... من خیلی
وقته که حواسم بهت هست

00:11:41.130 --> 00:11:44.430
عموت محقق بزرگی تو این سرزمینه

00:11:44.430 --> 00:11:47.950
چطور ممکنه چنین خواهر زاده
ی بازنده ای مثل تو داشته باشه؟

00:11:47.950 --> 00:11:50.810
اگه به خاطر احترامی که برای عموت قائلم نبود

00:11:50.810 --> 00:11:53.440
می تونستم تا الان تحملت کنم؟

00:11:55.140 --> 00:11:58.710
!جناب سون ... زن داداش

00:11:58.710 --> 00:12:00.300
!جناب سون

00:12:00.950 --> 00:12:02.370
!زن داداش

00:12:05.180 --> 00:12:10.000
لعنت بهش ... نه میزاره
چیزی بدزدم ... نه چیزی بگیرم

00:12:10.000 --> 00:12:12.590
حالا هم نمیزاره با زن ها خوش بگذرونم

00:12:12.590 --> 00:12:16.540
من یه راهزنم ... پس به چه دردی میخورم؟

00:12:16.540 --> 00:12:19.840
شما بگین! ... کجاش جالبه؟

00:12:22.350 --> 00:12:25.340
یون چانگ ... ما خیلی
وقته که اینجا منتظرت هستیم

00:12:27.150 --> 00:12:29.980
ژو سانگ به ژنرال «گوانک» ادای احترام میکنه

00:12:32.630 --> 00:12:36.820
ژنرال ... من خیلی وقته که شما رو تحسین
میکنم امیدوارم بتونم شما رو همراهی کنم

00:12:36.820 --> 00:12:39.360
من بدون هیچ خواسته ای
شب و روز بهتون خدمت میکنم

00:12:39.360 --> 00:12:41.440
ژنرال لطفا موافقت کنین

00:12:41.440 --> 00:12:45.330
این جنگجو «ژو» واقعا آدم معقول و درستکاریه

00:12:45.330 --> 00:12:48.360
ژنرال ... هر چند من رئیس
دزدای این کوهستان هستم

00:12:48.360 --> 00:12:51.690
اما هرگز به کسی صدمه ای نزدم و فضایل اخلاقی
رو زیرپا نگذاشتم ژنرال لطفا من رو قبول کنین

00:12:51.690 --> 00:12:55.900
تو میخوای به من خدمت کنی
... اما افراد زیردستت چی میشن؟

00:12:57.810 --> 00:13:03.450
!برادرا ... من واقعا خوشحال و خوش
شانسم که میتونم به ژنرال «گوانگ» خدمت کنم

00:13:03.450 --> 00:13:06.370
برادرا ... شماها حاضرین منو همراهی کنین؟

00:13:06.370 --> 00:13:09.160
ما حاضریم ژنرال «گوانگ» رو همراهی کنیم

00:13:10.230 --> 00:13:14.690
من تنها و خیلی ساده سفر میکنم
چطور میتونم این همه آدم رو با خودم ببرم؟

00:13:14.690 --> 00:13:18.180
جناب سون ... به نظرتون
چه کاری باید انجام بدیم؟

00:13:18.180 --> 00:13:20.700
ما به چند نفر محافظ برای سفرمون نیاز داریم

00:13:20.700 --> 00:13:24.780
یون چانگ ... چرا تو یکم استراحت نمیکنی و
اجازه نمیدی جنگجو «ژو» تو رو همراهی کنه

00:13:24.780 --> 00:13:29.000
در مورد زیردستانش هم...
فعلا لازم نیست همراهیش کنن

00:13:29.790 --> 00:13:31.800
این بهتر ـه

00:13:34.440 --> 00:13:36.470
ژنرال ... من براتون میارمش

00:13:36.470 --> 00:13:40.170
!برادرا ... فعلا به اردوگاه
توی کوهستان برگردین

00:13:40.170 --> 00:13:42.390
حواستون به «پیه یوان شا» باشه

00:13:42.390 --> 00:13:44.740
اجازه ندین دهکده ی کوهستانی رو خراب کنه

00:13:44.740 --> 00:13:47.550
وقتی اونجا مستقر شدم
برمیگردم و همه ی شما رو با خودم میبرم

00:13:47.550 --> 00:13:49.060
بله

00:13:53.520 --> 00:13:57.260
تو میگی ژنرال «گوانگ» همراه
دو بانو از این مسیر عبور کردن؟

00:13:57.260 --> 00:13:58.520
بله

00:13:58.520 --> 00:14:00.000
خب بعدش کجا رفتن؟

00:14:00.000 --> 00:14:02.240
اینو ... منم نمیدونم

00:14:02.240 --> 00:14:06.130
فقط میدونم «پیه یوان
شا» دو تا بانو رو آزاد کرد

00:14:06.130 --> 00:14:08.160
بعدشم خودش رئیس راهزن های کوهستان شد

00:14:08.160 --> 00:14:11.630
... ما فقط می تونستیم ... پیروی

00:14:11.630 --> 00:14:13.830
و قلدری کنیم

00:14:15.820 --> 00:14:20.670
یه قدم دیر رسیدیم ... اگه زودتر اومده بودیم
می تونستیم اونو ببینیم

00:14:20.670 --> 00:14:25.960
اما حداقل الان میدونیم ژنرال
«گوانگ» اردوگاه «سائو» رو ترک کرده

00:14:25.960 --> 00:14:29.990
مطمئنم به زودی اون سه نفر با هم متحد میشن

00:14:31.090 --> 00:14:33.530
برادر بزرگ - شی می ... شمارش
صورت کالاها و اجناس چی شد؟

00:14:33.530 --> 00:14:36.080
!همشون تموم شد ... خیلی خسته کننده بود

00:14:36.080 --> 00:14:39.680
این راهزن ها خیلی حریص بودن

00:14:39.700 --> 00:14:41.990
این مقر و انبار طلا و نقره زیادی نداره

00:14:41.990 --> 00:14:45.690
اما چیزای زیادی هست که
از خونه ی مردم دزدیده شدن

00:14:45.690 --> 00:14:48.990
کلی دیگ و کاسه هست که همه جا پخشه

00:14:50.000 --> 00:14:53.190
میگم ... اینا واسه شما راهزن ها خیلی جالبه؟

00:14:53.190 --> 00:14:59.840
این روزها ... همه فقیر شدن
این واسه ما راهزن ها هم خیلی آسون نیست

00:15:00.890 --> 00:15:04.890
راستی برادر بزرگ ... یه مقدار
مواد غذایی هم توی انبار هست

00:15:05.640 --> 00:15:11.900
این چطوره؟ حالا که ما اردوگاه راهزن ها رو گرفتیم
بهتره بزاریم مردم به زندگی عادی خودشون برگردن

00:15:11.900 --> 00:15:14.650
فی یان و «شی می» شما ترتیب این کار رو بدین

00:15:14.650 --> 00:15:17.820
همه ی چیزایی که اینجاست رو
به صاحبای اصلیش برگردونین

00:15:17.820 --> 00:15:20.870
ما هم انبار غله ذخیره شده
رو براشون باز و پخش میکنیم

00:15:22.110 --> 00:15:23.800
باشه -
باشه -

00:15:23.800 --> 00:15:25.790
بیا -
ممنونم -

00:15:26.410 --> 00:15:28.410
متشکرم -
بیا -

00:15:28.410 --> 00:15:30.560
ممنونم .... ممنونم -
بیا بگیر -

00:15:30.560 --> 00:15:32.160
همه یه مقدار میگیرن -
ازتون ممنونم -

00:15:32.160 --> 00:15:33.410
لازم نیست از من تشکر کنین -
نیازی به عجله نیست -

00:15:33.410 --> 00:15:35.390
اگه میخواین تشکر کنین ... بهتره از
ژنرال «ژائو زی لونگ» تشکر کنین

00:15:35.390 --> 00:15:37.730
اون بود که شر راهزن ها رو کم کرد

00:15:37.730 --> 00:15:39.200
متشکرم ... متشکرم

00:15:39.200 --> 00:15:43.710
اومدن ما ... واسه این روستایی ها
خوش شانسی بوده راهزن ها از بین رفتن

00:15:43.710 --> 00:15:45.890
و اونا غذاهاشون رو پس گرفتن

00:15:45.890 --> 00:15:47.300
بیا -
خیلی ممنون -

00:15:47.300 --> 00:15:50.360
به منم بده .... به منم بده

00:15:50.990 --> 00:15:53.800
این آذوقه رو ژنرال «ژائو»
داره به مردم معمولی و عادی میده

00:15:53.800 --> 00:15:56.820
تو یه مقام رسمی و دولتی هستی
... به نظرت واجد شرایط هستی؟

00:15:56.820 --> 00:15:59.380
چی شد؟ منم الان یه روستایی معمولی ام
چرا نمیتونم منم یه مقدار بگیرم

00:15:59.380 --> 00:16:00.930
تو حکمران بدبخت و ضعیفی هستی

00:16:00.930 --> 00:16:03.810
وقتی راهزن ها ما رو اذیت و آزار
میکردن ... اون موقع کجا بودی؟

00:16:03.810 --> 00:16:06.400
حالا که یه سود و منفعتی در
کاره ... خیلی سریع پیدات شد

00:16:06.400 --> 00:16:09.160
درست نمیگم؟ -
درسته -

00:16:09.160 --> 00:16:11.850
دعوا نکنین .... چه خبره؟ چی شده؟

00:16:11.850 --> 00:16:15.800
جناب ژنرال ... این مرد قبلا فرماندار بود

00:16:15.800 --> 00:16:18.760
اون هیچ کاری واسه ما نمیکرد جز
اینکه از ما درخواست های گوناگون بکنه

00:16:18.760 --> 00:16:22.550
حقیقت داره؟ ... تو فرمانداری؟
چطوری تو این وضعیت و مخمصه افتادی؟

00:16:22.550 --> 00:16:25.550
من قبلا فرماندار بودم

00:16:25.550 --> 00:16:29.610
اما چند وقت پیش ... نمیدونم
یه جنگسالاره یا اینکه یه راهزنـه

00:16:29.610 --> 00:16:33.110
اون منو از دفتر فرمانداری بیرون انداخت

00:16:33.110 --> 00:16:37.700
بعدشم خودش رو به عنوان فرماندار ارتقا داد

00:16:37.700 --> 00:16:40.710
واقعا اینطوری شده؟ -
بله ... واقعا جدی میگم -

00:16:40.710 --> 00:16:42.820
اون قدرتش رو به من تحمیل کرد

00:16:42.820 --> 00:16:45.250
و خودش مالیات گرفت ...
این هیچ ربطی به من نداره

00:16:45.250 --> 00:16:47.640
همه این کارها رو خود اون انجام داده

00:16:47.640 --> 00:16:50.220
!همه دست نگه دارین

00:16:50.220 --> 00:16:52.330
سربازای فرمانداری اومدن

00:16:53.690 --> 00:16:56.360
کی بهتون اجازه داده این
مواد غذایی رو توزیع کنین -

00:16:56.360 --> 00:16:57.830
از فرمانداری اجازه گرفتین؟

00:16:57.830 --> 00:17:00.810
ما فقط داریم بین مردم مواد غذایی پخش میکنیم
نیازی به اجازه نداره

00:17:00.810 --> 00:17:03.660
بعدشم ... اینا رو ما
داریم به مردم گرسنه میدیم

00:17:03.660 --> 00:17:05.540
اینکه کار خوبیه

00:17:05.540 --> 00:17:07.860
اقا ... ما این مواد غذایی رو

00:17:07.860 --> 00:17:10.900
واسه کمک به روستایی ها پخش می کنیم
این کار اشتباهه؟

00:17:10.900 --> 00:17:13.250
بدون اجازه گرفتن از بخش این اشتباهه

00:17:13.250 --> 00:17:15.610
از اونجایی که اشتباهه ...
پس من مصادرشون میکنم

00:17:15.610 --> 00:17:16.860
شما واقعا غیر منطقی هستین

00:17:16.860 --> 00:17:19.010
اینا مواد غذایی ماست,
چرا شما باید اینا رو ببرین؟

00:17:19.010 --> 00:17:22.300
!واقعا که خجالت آوره ... شماها
درست مثل راهزن ها هستین

00:17:22.300 --> 00:17:24.250
پس تو هم خیلی زبون درازی

00:17:24.250 --> 00:17:25.890
اینقدر بهم مزخرف نگو ... ببرینشون

00:17:28.430 --> 00:17:31.510
بزار اول من فرماندار جدید رو ببینم

00:17:31.510 --> 00:17:33.000
بریم

00:17:35.790 --> 00:17:38.390
شما کی هستین؟ اینجا چی کار میکنین؟

00:17:38.390 --> 00:17:41.390
باید شماها رو برای دادن
یه گزارش به زحمت بندازیم

00:17:41.390 --> 00:17:43.710
ما اومدیم تا فرماندار شاهد شکایاتمون باشه

00:17:43.710 --> 00:17:45.320
صبر کنین

00:17:55.610 --> 00:17:59.080
جناب فرماندار ... مردم
زیادی اون بیرون ایستادن

00:17:59.790 --> 00:18:01.490
واسه شورش اومدن؟

00:18:01.490 --> 00:18:04.190
اونها میگن اومدن تا
نارضایتی و شکایاتشون رو بگن

00:18:04.190 --> 00:18:07.550
شورش شورشه دیگه ... شکایت دیگه چیه

00:18:07.550 --> 00:18:09.800
شهروندای عزیز ... نگران نباشین

00:18:09.800 --> 00:18:11.960
ما بهتون کمک میکنیم عدالت رو برقرار کنین

00:18:11.960 --> 00:18:14.390
اونجا ... اونا بودن

00:18:14.390 --> 00:18:18.360
کی اومده اینجا آشوب و غوغا بپا کرده؟
اول مشت منو نوش جوون کن

00:18:21.300 --> 00:18:22.890
برادر «یی د» ... تویـی؟

00:18:22.890 --> 00:18:24.080
زی لونگ؟

00:18:24.080 --> 00:18:26.160
برادر «زی لونگ» ... بیا ... لطفا

00:18:26.160 --> 00:18:27.390
لطفا

00:18:32.800 --> 00:18:36.610
این واقعا کار بهشتـه

00:18:36.610 --> 00:18:40.800
از زمانی که ما توی «یو ژو» از هم جدا شدیم
منو برادر بزرگ مهم نیست کجا میرفتیم

00:18:40.800 --> 00:18:44.950
همیشه در مورد تو صحبت میکردیم

00:18:44.950 --> 00:18:47.670
منم همینطور بودم ...
خیلی دلتنگ شما سه نفر بودم

00:18:47.670 --> 00:18:50.910
و داشتم همه جا رو به دنبال شماها می گشتم

00:18:51.580 --> 00:18:57.010
اما هرگز فکرش رو هم نمیکردم
تو رو توی قلعه «گو» ببینم

00:18:57.010 --> 00:18:59.730
برادر یی د ... من یه سوال دارم

00:18:59.730 --> 00:19:03.170
چطوری تونستی تو فرماندار «گو» بشی؟

00:19:03.170 --> 00:19:04.720
این خیلی آسون بود

00:19:04.720 --> 00:19:09.600
وقتی من از برادرم جدا شدم با
یه تعداد از افراد به اینجا اومدم

00:19:09.600 --> 00:19:12.260
فرماندار اینجا اصلا آدم خوبی نیست

00:19:12.260 --> 00:19:15.500
به همین خاطر با چند تا لگد انداختمش بیرون

00:19:15.500 --> 00:19:18.830
بعدش فکر کردم ... حالا که
فرماندار از ترس فرار کرده و رفته

00:19:18.830 --> 00:19:21.780
پس این مردم و شهر رو کی باید اداره کنه؟

00:19:21.780 --> 00:19:25.120
بنابراین خودم مجبور شدم اینو به عهده بگیرم

00:19:25.120 --> 00:19:27.550
و مراقب همه چیز باشم

00:19:27.550 --> 00:19:30.860
اما تو نمیتونی به مردم با
پست و موقعیت خودت زور بگی

00:19:30.860 --> 00:19:33.890
اگه عالیجناب «لیو» متوجه این موضوع بشه

00:19:33.890 --> 00:19:36.980
فکر نکنم اون از این کارت خوشش بیاد

00:19:36.980 --> 00:19:38.700
... برادر زی لونگ

00:19:38.700 --> 00:19:41.400
این اشتباه سهوی من بوده

00:19:41.400 --> 00:19:44.790
پس دیگه اینقدر منو نترسون

00:19:45.930 --> 00:19:50.610
برادر «زی لونگ» ... من آدم خشنی ام

00:19:50.610 --> 00:19:53.000
اما مطلقا آدم بدی نیستم

00:19:53.000 --> 00:19:55.750
من دستور گرفتن مالیات رو دادم

00:19:55.750 --> 00:19:59.520
اما نمیدونستم اون کسایی که واسم کار میکنن

00:19:59.520 --> 00:20:01.940
این کار رو اینجوری انجام دادن

00:20:01.940 --> 00:20:04.010
من الان بهشون دستور دادم

00:20:04.010 --> 00:20:06.160
گفتم که اینو اصلاحش کنن

00:20:06.160 --> 00:20:08.930
عذرخواهی کنن و هر
کجا که بدهکاریم رو پس بدن

00:20:08.930 --> 00:20:13.870
بعد از این ... دیگه اتفاقی مثل این نمیوفته

00:20:13.870 --> 00:20:17.810
خوبـه ... از اونجایی که قبلا
خیلی سریع ترتیب این کار رو دادی

00:20:17.810 --> 00:20:21.350
پس من به سلامتی شما از
طرف روستایی ها می نوشم

00:20:21.350 --> 00:20:25.570
من کسی ام که اشتباه کردم,
منم که باید برای مجازات بنوشم

00:20:26.280 --> 00:20:28.120
به عنوان مجازات مینوشم

00:20:37.060 --> 00:20:43.270
درسته ... برادر «یی د»
توی مدتی که توی «گو» بودی

00:20:43.270 --> 00:20:46.790
میدونستی که برادر دوم «گوانگ»
دو بانو رو همراهی می کرده

00:20:46.790 --> 00:20:50.820
و از اینجا گذشته؟ -
البته -

00:20:50.820 --> 00:20:54.770
من از دو بانو همینجا
توی محوطه نگهداری میکنم

00:20:54.770 --> 00:20:57.780
پس برادر دوم «گوانگ» چی؟

00:20:57.780 --> 00:21:01.560
برادر «زی لونگ» ... امیدوارم بهم نخندی

00:21:01.560 --> 00:21:04.710
اما زمانی که من برای
خوشامدگویی به برادر دوم بیرون رفتم

00:21:04.710 --> 00:21:08.460
وقتی هر دو زن داداش رو دیدم
... درست و حسابی عصبانی شدم

00:21:09.140 --> 00:21:11.900
تقریبا باهاش مبارزه هم کردم

00:21:41.920 --> 00:21:43.360
برادر سوم ... این چه کاریه میکنی؟

00:21:43.360 --> 00:21:47.190
منو برادر صدا نکن ... تو
به برادر بزرگ خیانت کردی

00:21:47.190 --> 00:21:49.180
و تسلیم «سائو سائو» شدی

00:21:49.180 --> 00:21:50.870
هنوز برات وقار و غروری هم مونده؟

00:21:50.870 --> 00:21:54.860
برادر سوم ... گوش کن چی میگم ...
بعد اینکه ما توی «شو ژو» از هم جدا شدیم

00:21:54.860 --> 00:21:57.040
من نمیدونستم برادر
بزرگ رو باید کجا پیدا کنم

00:21:57.040 --> 00:22:00.300
من هیچ چاره ای نداشتم جز اینکه به طور موقت
برای محافظت از دو بانو تسلیم «سائو سائو» بشم

00:22:00.300 --> 00:22:03.750
وقتی یه نامه از برادر بزرگ بهم رسید
... بلافاصله و با عجله به اینجا اومدم

00:22:03.750 --> 00:22:07.200
اگه به من اعتماد نمیکنی,
میتونی از دو بانو بپرسی

00:22:07.200 --> 00:22:09.070
عموی دوم داره حقیقت رو میگه

00:22:09.070 --> 00:22:13.510
اون خیلی از افسرای «سائو سائو»
رو کشت تا ما رو تا اینجا اسکورت کنه

00:22:13.510 --> 00:22:16.500
بانو ... فریب حقه های اونو نخورین

00:22:16.500 --> 00:22:18.690
یه زیردست وفادار فقط
به یه اربـاب خدمت میکنه

00:22:18.690 --> 00:22:21.760
اونو احتمالا «سائو سائو» فرستاده تا منو
بگیره اینجوری میتونه ازش مژدگانی بگیره

00:22:21.760 --> 00:22:25.310
اگه اومده بودم تو رو بگیرم,
باید سربازام رو با خودم میاوردم

00:22:25.310 --> 00:22:29.000
من فقط دو نفر خدمتکار همراهم دارم
چطوری میتونم اینجوری تو رو بگیرم؟

00:22:37.070 --> 00:22:39.610
پس اونا سربازای تو نیستن؟

00:22:39.610 --> 00:22:43.890
دیگه نیازی به بحث نیست, بزار
خودم رو با کشتن اونا ثابت کنم

00:22:46.320 --> 00:22:48.020
ژنرال

00:22:49.785 --> 00:22:52.105
گوانگ یو! تو برادر زاده منو کشتی

00:22:52.130 --> 00:22:54.970
اومدم تا انتقامش رو بگیرم

00:23:08.880 --> 00:23:09.934
عموی سوم ... شما واقعا نسبت
به اون دچار سوء تفاهم شدین

00:23:10.637 --> 00:23:15.087
برادر دوم لطفا منو به خاطر
جهل و نادونیم مجازات کن

00:23:15.796 --> 00:23:17.474
برادر سوم ... عجله کن... بلند شو

00:23:19.399 --> 00:23:20.429
برادر سوم

00:23:20.429 --> 00:23:24.689
حتی الانم که بهش فکر میکنم
... از خودم خجالت میکشم

00:23:24.689 --> 00:23:26.539
برادر «یی د» تو واقعا آدم احساساتی ای هستی

00:23:26.539 --> 00:23:29.689
مطمئنم برادر دوم تو رو به
خاطر هیچ چیزی سرزنش نمیکنه

00:23:29.689 --> 00:23:35.109
فکر میکنم رابطه ی شما حتی
ممکنه با جنگیدن بیشتر هم بشه

00:23:35.829 --> 00:23:37.709
اما اگه واقعا شروع به مبارزه میکردیم

00:23:37.709 --> 00:23:41.919
برآورد و تخمین من اینه که
, برنده ای مشخص نمی شد

00:23:41.919 --> 00:23:47.429
اون کارش با تیغه «اژدهای سبز» خیلی
خوبه ... اما منم با نیزه ی مارم خیلی خوبم

00:23:48.969 --> 00:23:51.859
اما... از اونجایی که اون برادر بزرگتر منه

00:23:51.859 --> 00:23:54.229
اون باید بزاره من برنده بشم

00:23:54.229 --> 00:23:57.149
و چند باری بزنمش

00:24:01.779 --> 00:24:05.779
برادر «یی د» .... برادر دوم
«گوانگ یون» الان کجاست؟

00:24:06.379 --> 00:24:09.539
اون دو تا بانو رو به من سپرد

00:24:09.539 --> 00:24:11.589
و خودش همراه «سون شیانگ سون» به

00:24:11.589 --> 00:24:14.519
سمت «رونان» رفت تا به برادر بزرگ ملحق بشه

00:24:14.519 --> 00:24:18.089
یعنی اینکه ما عالیجناب رو ملاقات میکنیم؟

00:24:18.899 --> 00:24:21.119
موندن برادر بزرگ با یوان شائو

00:24:21.119 --> 00:24:23.909
برای مدت طولانی ایده ی خوبی نیست

00:24:23.909 --> 00:24:29.049
حالا که منو برادر دوم دوباره به هم ملحق شدیم
طبیعیه که ما باید برادر بزرگ رو برگردونیم

00:24:29.049 --> 00:24:31.879
اینطوری خونواده دوباره میتونه کنار هم باشه

00:24:31.879 --> 00:24:35.739
به این معنیه که من به زودی
میتونم عالیجناب رو ببینم؟

00:24:35.739 --> 00:24:39.119
البته

00:24:39.119 --> 00:24:42.549
!ژنرال ... ژنرال

00:24:42.549 --> 00:24:45.759
چرا اینقدر دست پاچه ای؟
نمیبینی مهمون مهمی دارم؟

00:24:45.759 --> 00:24:47.589
ژنرال ... من خبر خوبی دارم

00:24:47.589 --> 00:24:51.219
ژنرال «گوانگ» عالیجناب رو برگردوندن
... الان اونا بیرون عمارت فرمانداری هستن

00:24:53.549 --> 00:24:55.179
چیزی که گفتی حقیقت داره؟

00:24:55.179 --> 00:24:56.809
!البته

00:25:00.943 --> 00:25:03.203
من ... «لیو بی» چه کار خوبی کردم که

00:25:03.203 --> 00:25:07.163
لیاقت همکاری و دوباره ملحق
شدن با شما سه برادر رو دارم

00:25:07.163 --> 00:25:09.313
و حالا خدمت «ژائو زی لونگ» رو بدست آوردم

00:25:09.313 --> 00:25:12.993
این یه شروع جدید برای ماست

00:25:12.993 --> 00:25:16.633
از خداوند بابت محافظت و عشقش سپاسگزارم

00:25:22.903 --> 00:25:26.113
شوهر - عالیجناب ... شما باید تو این
سفر سختی زیادی رو متحمل شده باشین -

00:25:26.113 --> 00:25:27.993
بانو ها

00:25:29.743 --> 00:25:31.803
من, «لیو بی» عمیقا متاسفم

00:25:31.803 --> 00:25:34.333
که شماها رو توی چنین
موقعیت تاسف آوری قرار دادم

00:25:34.333 --> 00:25:39.663
حالا که رهبر و افرادش دوباره متحد شدن

00:25:39.663 --> 00:25:44.373
!این واقعا چیز خوبیه

00:25:55.519 --> 00:25:58.619
خب... اینا... ؟

00:25:59.549 --> 00:26:01.849
عالیجناب ... اجازه بدین بهتون معرفی کنم

00:26:01.849 --> 00:26:04.639
این لیو شن، «زی یان چانگ» ـه

00:26:04.639 --> 00:26:06.949
اون برادر منه که من همراهش بزرگ شدم

00:26:06.949 --> 00:26:12.629
این هم خواهرم «ژائو شی می» ـه هر دوی
اونها قبلا شما رو در «یو ژو» ملاقات کردن

00:26:13.469 --> 00:26:17.719
همینطور ایشون هم خواهر کوچیک رزمی من «لی فی یان»
ـه هر سه نفر اونها در طول سفر منو همراهی کردن

00:26:17.719 --> 00:26:20.349
اونا دوستای خوب من هستن که باهاشو
 از آب و آتیش عبور کردم

00:26:20.349 --> 00:26:21.809
ادای احترام به عالیجناب

00:26:21.809 --> 00:26:25.269
نیازی به تشریفات نیست ... از اونجایی
که همتون دوستان «زی لونگ» هستین

00:26:25.269 --> 00:26:27.599
پس همتون دوستای منم هستین

00:26:28.209 --> 00:26:32.329
من اونها رو به اینجا فراخوندم
چون درخواستی از شما دارم که میخوام بگم

00:26:32.329 --> 00:26:36.209
امیدوارم که عالیجناب بتونن اونها
رو هم برای خدمت به خودشون بپذیرن

00:26:36.209 --> 00:26:41.009
زی لونگ ... ما واقعا خیلی
سختی کشیدیم تا به اینجا رسیدیم

00:26:41.009 --> 00:26:43.939
تو واقعا نمیتونی جناب
«شویی جینگ» رو تحسین نکنی

00:26:43.939 --> 00:26:47.969
اون بود که ما رو به این سمت هدایت
کرد و حتی تونستیم عالیجناب رو ببینیم

00:26:49.219 --> 00:26:51.579
بعلاوه من فکر میکردم

00:26:51.579 --> 00:26:56.219
عالیجناب یه آدم سرد و گوشه گیر ـه

00:26:56.219 --> 00:27:01.439
اما بعد از ارتباط باهاش ...
فکر میکنم اون خیلی هم صمیمیه

00:27:02.639 --> 00:27:06.599
زی لونگ ... یه چیزی بگو خب

00:27:06.599 --> 00:27:12.179
یان چانگ ... حالا که ما
رسما به عالیجناب خدمت میکنیم

00:27:12.179 --> 00:27:16.039
در آینده، ما به جنگ میریم و
دشمنا رو باید بکشیم تو می ترسی؟

00:27:19.339 --> 00:27:23.249
نمیترسم ... تا زمانی که همراه تو هستم

00:27:23.249 --> 00:27:25.269
اهمیتی نمیدم کجا باید بریم اصلا نمی ترسم
همیشه همراهت میام

00:27:25.269 --> 00:27:27.189
مثل سایه دنبالت میام

00:27:52.979 --> 00:27:55.619
زی لونگ ... اگه این لباس
رو توی یدون جنگ بپوشی

00:27:55.619 --> 00:27:57.649
مثل اینه که من همیشه همراهتم

00:27:57.649 --> 00:28:00.539
من امیدوارم که این فقط یه
لباس واسه میدون جنگ نباشه

00:28:00.539 --> 00:28:03.659
بهم قول بده ... اهمیتی نداره توی
چندتا میدون جنگ میری و میجنگی

00:28:03.659 --> 00:28:06.319
تو باید صحیح و سالم برگردی

00:28:13.349 --> 00:28:16.809
چینگ یی ... چینگ یی ... گرمای محبتت

00:28:16.809 --> 00:28:19.239
مدتهاست که تا اعماق قلبم نفوذ کرده

00:28:19.239 --> 00:28:21.879
چطور میتونم تو رو فراموش کنم؟

00:28:47.299 --> 00:28:48.819
چینگ یی

00:28:52.969 --> 00:28:54.379
به چی فکر میکنی؟

00:28:54.379 --> 00:28:56.149
به هیچی

00:28:56.149 --> 00:28:58.499
هیچی واسه فکر کردن باقی نمونده

00:28:59.129 --> 00:29:01.579
از بعد از مرگ پدر تمام مدت همینجوری بودی

00:29:01.979 --> 00:29:03.539
چینگ یی

00:29:03.539 --> 00:29:05.939
نمیتونی سریعتر بهبود پیدا کنی؟

00:29:07.029 --> 00:29:10.839
من افرادم رو فرستادم دنبال اون

00:29:10.839 --> 00:29:14.229
مطمئن باش اونو گیرش میارم و مجازاتش میکنم

00:29:15.069 --> 00:29:17.659
من مسیر پر تلاتمی که
اون به سمتش میره رو میدونم

00:29:17.659 --> 00:29:18.979
میدونی؟

00:29:18.979 --> 00:29:22.219
خدمت کردن به «لیوبی»
آرزوییـه که خیلی وقته تو قلبش داره

00:29:22.999 --> 00:29:24.609
به محض اینکه ما «لیو بی» رو پیدا کنیم،

00:29:24.609 --> 00:29:27.659
فکر میکنم پیدا کردن اون دیگه سخت نیست

00:29:27.659 --> 00:29:30.879
عالی شد ... این خودش یه سرنخـه

00:29:34.279 --> 00:29:35.949
چینگ یی

00:29:35.949 --> 00:29:38.179
چیزی هست که میخوام در موردش باهات صحبت کنم

00:29:41.219 --> 00:29:44.279
من یه پیغام محرمانه از «شو دو» دریافت کردم

00:29:44.289 --> 00:29:45.869
ازم برای پیوستن چانگ
شان به اونا درخواست کردن

00:29:45.869 --> 00:29:48.499
تو میخوای به «سائو سائو» خدمت کنی؟

00:29:48.499 --> 00:29:51.729
فراموش کردی که موقعیت فعلیت به عنوان
فرماندار چانگ شان توسط «یوان شائو» داده شده

00:29:51.729 --> 00:29:53.939
دوره و زمانه عوض شده

00:29:53.939 --> 00:29:56.249
یوان شائو و «سائو سائو» در
«گوان دو» با هم وارد جنگ شدن

00:29:56.249 --> 00:29:57.699
یوان شائو به طور کامل شکست خورده و له شده

00:29:57.699 --> 00:30:00.169
سائو سائو در حال حاضر کنترل
دشت های مرکزی رو به دست گرفته

00:30:00.169 --> 00:30:02.399
مگه تو توی پیش بینی اقلیم
و وضعیت خوب نیستی؟

00:30:02.849 --> 00:30:06.539
فرستاده این بار یکی از اعضای
خانواده تو «شیاهو دون» ـه

00:30:06.949 --> 00:30:10.069
اون درخواستش رو برات فرستاده

00:30:10.499 --> 00:30:13.529
شیا هو دون به عنوان یکی از جنگجوهای
قدرتمند «سائو سائو» شناخته میشه

00:30:13.529 --> 00:30:15.069
اون بهش احترام زیادی قائله

00:30:15.069 --> 00:30:18.489
اگر اون منو معرفی کنه
من تضمین می کنم که موفق میشم

00:30:19.169 --> 00:30:20.699
تو قصد پیوستن به «سائو سائو» رو داری

00:30:20.699 --> 00:30:22.719
نکنه «یوان شائو» به این
راحتی دست از سرت برمیداره؟

00:30:22.719 --> 00:30:25.389
نیروهای من توی چانگ شان قرار دارن
این یک مزیت جغرافیاییـه

00:30:25.389 --> 00:30:29.269
اون الان باید درگیر حمله ی
«سائو سائو» به خودش باشه

00:30:29.269 --> 00:30:31.649
وقتی واسه برخورد با من نداره

00:30:32.369 --> 00:30:36.359
تو که قبلا در موردش فکراتو کردی
چرا هنوز میخوای درباره اش با من بحث کنی؟

00:30:53.139 --> 00:30:56.249
شوانگ ار ... شوانگ ار

00:30:56.249 --> 00:30:57.809
بانوی جوان

00:30:58.409 --> 00:30:59.819
چرا اینجا نشستی؟

00:30:59.819 --> 00:31:03.019
خانم خودتون گفتین اینجا بمونم
و مراقب ارباب جوان «مـا» باشم

00:31:03.019 --> 00:31:05.539
ارباب جوان «مـا» ... کی شما رفتین بیرون؟

00:31:05.539 --> 00:31:07.429
چطور من نفهمیدم -
تو دختریه احمق -

00:31:07.429 --> 00:31:09.839
تمام مدت من دنبالش بودم

00:31:09.839 --> 00:31:12.699
به نظر میرسه ارباب هم درست مثل زیردستشه

00:31:12.699 --> 00:31:14.089
!تـو

00:31:15.799 --> 00:31:17.789
بریم دنبالش -
باشه -

00:31:19.279 --> 00:31:21.759
ارباب جوان ... همه چیز آماده شده

00:31:27.099 --> 00:31:29.529
من یه ایده دارم ... چرا تو و
خدمتکارت هیچ بحثی نمیکنین؟

00:31:29.529 --> 00:31:32.159
اینو بین خودتون به یه شیفت شب و یه
روز تقسیم کنین اینجوری منو گم نمیکنین

00:31:32.159 --> 00:31:34.669
همچین قصدی داشتم ... ولی به هر
حال فکر نمیکنی این یکم آزاردهنده است؟

00:31:34.669 --> 00:31:36.939
من که فکر نمیکنم خسته
کننده باشه ... خیلی هم عالیه

00:31:40.359 --> 00:31:43.129
از اونجایی که همه چیز رو
آماده کردی ... پس بیا از اینجا بریم

00:31:43.129 --> 00:31:44.959
بله

00:31:45.459 --> 00:31:47.219
قصد داری بری؟

00:31:47.219 --> 00:31:48.599
بله -
کجا؟ -

00:31:48.599 --> 00:31:50.519
نکنه برمیگردی به شرق لیانگ؟

00:31:52.819 --> 00:31:54.589
میخوای دنبالم بیای؟

00:31:57.379 --> 00:32:00.139
ما منگ چی، ازت خواهش
میکنم ... بهت التماس میکنم

00:32:00.139 --> 00:32:02.689
اگه به شرق لیانگ
برمیگردی, منو هم با خودت ببر

00:32:02.689 --> 00:32:04.199
و بزار پدرت رو ببینم

00:32:04.199 --> 00:32:06.739
عجله ای واسه تصمیم گرفتن در
مورد قرض گرفتن سرباز هم نیست

00:32:07.339 --> 00:32:08.769
میگم ... خانم گونگ سون

00:32:08.769 --> 00:32:10.189
چطور میتونی اینقدر لجباز باشی؟

00:32:10.189 --> 00:32:11.749
چطور میتونم لجباز نباشم؟

00:32:11.749 --> 00:32:13.879
پدر تو که نمرده ... البته
که موضوع مهمی نیست

00:32:13.879 --> 00:32:15.539
هی ... بانوی جوان

00:32:16.759 --> 00:32:19.329
ببخشی ... از دهنم پرید

00:32:22.269 --> 00:32:23.419
فراموشش کن

00:32:23.419 --> 00:32:25.779
پس بزار اینو برات تحلیل و بررسیش کنم

00:32:26.519 --> 00:32:29.549
خانم «گونگ سون» ... تو مصمم
هستی که «یوان شائو» رو بکشی

00:32:29.549 --> 00:32:31.579
برای آرامش روحش پدرت

00:32:31.579 --> 00:32:33.079
اما من بهت میگم

00:32:33.079 --> 00:32:35.699
تو مطلقا نیازی نداری که
خودت رو به زحمت بندازی

00:32:35.699 --> 00:32:39.699
یوان شائو خودش به صورت
طبیعی بعد از مدتی از بین میره

00:32:39.699 --> 00:32:42.029
لازم نیست خودت شخصا کاری انجام بدی

00:32:42.429 --> 00:32:43.939
منظورت چیه؟

00:32:43.939 --> 00:32:45.869
...نکنه

00:32:45.869 --> 00:32:48.079
اخباری به دستت رسیده؟

00:32:51.969 --> 00:32:57.079
از زمانی که «یوان شائو»
در «گوان دو» شکست خورد

00:32:57.079 --> 00:32:59.919
ارتش اون زیان های سنگینی رو متحمل شده

00:32:59.919 --> 00:33:01.479
اما درس خوبی نگرفته

00:33:01.479 --> 00:33:05.529
در حال حاضر ... اون در حال برنامه ریزی برای
متحد کردن نیروهای «جی»، «یـو» و «چینگ» ـه

00:33:05.529 --> 00:33:08.809
برای شرکت در یه نبرد نهایی
با «سائو سائو» در سانگ تینگ

00:33:08.809 --> 00:33:10.359
اما اینطور که من میبینم

00:33:10.359 --> 00:33:14.679
ارتش «یوان شائو» سرنوشتش اینه که شکست بخوره

00:33:17.359 --> 00:33:18.879
سائو سائو واقعا اینقدر قدرتمنده؟

00:33:18.879 --> 00:33:22.389
سائو سائو ژنرال های ماهر
زیادی رو تحت خدمت خودش داره

00:33:22.389 --> 00:33:26.209
بعلاوه مشاورانی مثل «شون
یو» و «چنگ یو» رو داره

00:33:26.209 --> 00:33:28.809
اون حقیقتا قدرتی داره که میتونه

00:33:28.809 --> 00:33:31.079
از یک طرف  به «یوان شائو» حمله کنه

00:33:31.079 --> 00:33:35.339
و از طرفی دیگه قادره هم زمان در مقابل حمله
ناگهانی «لیو بی» به «شو دو» از خودش دفاع کنه

00:33:35.339 --> 00:33:38.319
اون توی تاکتیک های نظامی مهارت بالایی داره

00:33:39.499 --> 00:33:42.269
بزار در مورد «لیو بی» حرف بزنیم

00:33:42.269 --> 00:33:45.759
لیو بی ارتشش در شمال «رونان» به صف شدن

00:33:45.759 --> 00:33:49.539
و با نیروهای «سائو سائو»
در «یی شان» وارد جنگ شدن

00:33:49.539 --> 00:33:51.369
لیو بی توی زمان و موقعیت سختی بوده

00:33:51.369 --> 00:33:52.639
و چندین بار توی تله افتاده

00:33:52.639 --> 00:33:55.689
خوشبختانه اون حالا ژنرال
شجاعی رو به خدمت گرفته

00:33:55.689 --> 00:33:57.389
که «ژائو یون» صداش میکنن

00:34:00.169 --> 00:34:01.199
ژائو یون؟

00:34:01.199 --> 00:34:02.289
درسته

00:34:02.289 --> 00:34:04.629
مهارت های رزمی «ژائو یون» هم طراز
و مساوی «ژانگ فی» و «گوانگ یو» ـه

00:34:04.629 --> 00:34:07.559
اون تونست ژنرال ارتش سائو
سائو «شو چو» رو در خلیج نگه داره

00:34:08.009 --> 00:34:11.339
و فرصتی برای «لیو بی» برای فرار فراهم کنه

00:34:16.779 --> 00:34:19.269
خانم ... شما آشنایی ای با «ژائو یون» دارین؟

00:34:19.269 --> 00:34:21.589
بانوی من بیشتر از یه آشنایی
با «ژائو یون» رابطه دارن

00:34:21.589 --> 00:34:23.829
ایشون بهش علاقه هم دارن

00:34:25.599 --> 00:34:27.009
و بعدش چی؟

00:34:27.009 --> 00:34:28.299
در نهایت چه اتفاقی افتاد؟

00:34:28.299 --> 00:34:31.829
بعدش ... بعد این که لیو بی

00:34:31.829 --> 00:34:33.779
رونان رو از دست رفته دید

00:34:33.779 --> 00:34:36.649
اون در حال عقب نشینی به سمت «جینگ ژو» ـه

00:34:36.649 --> 00:34:39.809
پس میگی «ژائو زی لونگ»
الان توی «جینگ ژو» ـه

00:34:39.809 --> 00:34:41.099
درسته؟

00:34:44.629 --> 00:34:46.699
احتمالا اینطوره

00:34:47.989 --> 00:34:49.129
!عالی شد

00:34:49.129 --> 00:34:51.209
بالاخره خبری از «ژائو زی لونگ» بهم رسید

00:34:51.209 --> 00:34:55.869
فکرش رو نمیکردم اون به «لیو بی» ملحق بشه

00:34:56.339 --> 00:34:58.549
اون حتما کمکم میکنه «یوان شائو» رو بکشم

00:34:58.549 --> 00:35:00.169
شوانگ ار ... بیا برویم

00:35:00.169 --> 00:35:01.269
زودباش همه چیز رو آماده کن

00:35:01.269 --> 00:35:03.609
باشه -
بائو یو -

00:35:05.009 --> 00:35:06.719
خانم گونگ سون

00:35:06.719 --> 00:35:08.509
... تـو میخوای

00:35:08.509 --> 00:35:10.049
آزادیت رو تبریک میگم

00:35:10.049 --> 00:35:12.969
من نقشه جدیدی دارم ... دیگه دنبالت نمیام

00:35:24.545 --> 00:35:44.545
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:35:44.569 --> 00:35:46.159
برادر

00:35:47.529 --> 00:35:48.939
برادر جینگ شنگ

00:35:48.939 --> 00:35:51.249
شما خیلی عاقل و فهمیده هستین

00:35:51.249 --> 00:35:54.139
من مدت هاست که میخوام با شما ملاقات کنم

00:35:54.139 --> 00:35:56.229
اما نه توی چنین شرایط تاسف آوری

00:35:56.229 --> 00:35:58.429
ارتش من شکست خورده

00:35:58.429 --> 00:36:00.729
با این حال شما حاضر
شدین شخصا منو اینجا بپذیرین

00:36:00.729 --> 00:36:02.409
من ...لیو شوان دا

00:36:02.409 --> 00:36:04.349
واقعا شرمنده شما هستم

00:36:04.349 --> 00:36:05.979
متشکرم ... برادر جینگ شنگ

00:36:05.979 --> 00:36:09.419
برادر، هیچ ژنرالی نیست
که متحمل شکست نشده باشه

00:36:09.419 --> 00:36:11.469
اینقدر نگران نباشین

00:36:11.469 --> 00:36:13.469
ما همه از یه خانواده ایم

00:36:13.469 --> 00:36:15.199
تو تصمیم درستی گرفتی
که به اینجا پیش من اومدی

00:36:15.199 --> 00:36:17.779
من ترتیب اسکان شما رو دادم

00:36:17.779 --> 00:36:23.039
امیدوارم «جینگ ژو» رو
مثل خونه ی خودتون بدونین

00:36:23.039 --> 00:36:25.619
اگه به چیزی نیاز داشتین
... فقط کافیه بهم بگین

00:36:25.619 --> 00:36:28.929
برادر ... شما حاضر شدین در زمانی که من دچار
مشکل شدم دست کمکتون رو به سمتم دراز کنین

00:36:28.929 --> 00:36:31.599
من واقعا برای همیشه مدیون شما خواهم بود

00:36:31.599 --> 00:36:36.129
برادر ... اصلا نیازی به
چنین تشریفاتی بین ما نیست

00:36:36.129 --> 00:36:37.989
من برای خوشامدگویی به شما

00:36:37.989 --> 00:36:40.949
جشنی رو تدارک دیدم

00:36:40.949 --> 00:36:42.359
لطفا

00:36:43.699 --> 00:36:44.779
لطفا

00:37:06.499 --> 00:37:07.739
ژنرال گائو

00:37:07.739 --> 00:37:11.479
از زمانی که سائو سائو «یوآن شائو»
رو شکست داده قدرتش حتی بیشتر هم شده

00:37:11.479 --> 00:37:13.509
اگه چنین زمانی رو برای
پیوستن بهش انتخاب کنیم

00:37:13.509 --> 00:37:15.109
اون ما رو به چشم حقارت نمیبینه؟

00:37:15.109 --> 00:37:16.699
ارزشی برامون قائل میشه؟

00:37:16.699 --> 00:37:18.449
بیش از حد فکر نکن

00:37:19.119 --> 00:37:21.799
ما خصوصیاتی داریم که ممنون هم خواهد بود

00:37:22.439 --> 00:37:24.519
چیز دیگه ای هم هست که من نمی فهمم

00:37:24.519 --> 00:37:25.989
ژنرال گائو

00:37:25.989 --> 00:37:28.569
شما میتونین زندگی آروم و در
آرامشی رو در چانگ شان داشته باشین

00:37:28.569 --> 00:37:30.129
و بدون هیچ نگرانی ای فرماندار باشین

00:37:30.129 --> 00:37:33.539
چرا به یکدفعه خیال بدست
آوردن موفقیت به سرتون زده؟

00:37:33.909 --> 00:37:39.199
تو واقعا فکر میکنی جاه طلبی های من فقط به
یه عنوان فرمانداری چانگ شان تنها ختم میشه؟

00:37:39.199 --> 00:37:40.655
سائو سائو در حیطه ی خودش به
سرعت در حال گسترش و پیشرفته

00:37:40.649 --> 00:37:42.919
فرماندار چانگ شان «گائو ز» به
جناب نخست وزیر اداری احترام میکنه

00:37:42.919 --> 00:37:45.849
معاون ژنرال, «گونگ چوان» به
جناب نخست وزیر ادای احترام میکنه

00:37:47.891 --> 00:37:49.061
بلند شین

00:37:49.061 --> 00:37:51.111
سپاسگزاریم جناب نخست وزیر

00:37:52.617 --> 00:38:04.617
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:38:04.641 --> 00:38:06.111
ون دینگ

00:38:06.111 --> 00:38:08.101
به نظر بخت و اقبال خوبی داری

00:38:08.101 --> 00:38:11.671
وقتی وارد اینجا شدی ... موفق
به دیدن چیزای گرانبهایی شدی

00:38:12.451 --> 00:38:15.151
در مورد این دو شمشیر ارزشمند

00:38:15.681 --> 00:38:17.481
چقدر میدونی؟

00:38:17.481 --> 00:38:19.681
من رو به خاطر جهل و عدم آگاهیم ببخشین

00:38:21.931 --> 00:38:24.841
شمشیری که اینجاست ... شمشیر «یی تیان» ـه

00:38:24.841 --> 00:38:28.521
و اون یکی که «شیاهو ان» نگه
داشته ... شمشیر «چینگ گانگ» ـه

00:38:28.521 --> 00:38:31.411
شمشیر «یی تیان» برای ایجاد
ترس و هراس استفاده میشه

00:38:31.411 --> 00:38:34.531
و شمشیر «چینگ گانگ» برای کشتن

00:38:36.041 --> 00:38:37.451
پس این دو شیء الهی و محافظ

00:38:37.451 --> 00:38:39.871
سلسله ی «هـان» هستن که در معبد بودن

00:38:39.871 --> 00:38:43.441
گفته شده که هر کس این دو شمشیر رو در
اختیار داشته باشه قادره بر دنیا حکومت کنه

00:38:43.441 --> 00:38:46.251
بهتون تبریک میگم ... جناب نخست وزیر

00:38:46.251 --> 00:38:50.081
این بهتره که شما یک پادشاهی
رو برای نسل های آینده بسازین

00:38:55.941 --> 00:38:59.411
به نظر میرسه تو کمی اطلاعات و دانش

00:38:59.411 --> 00:39:02.061
درباره این دو شمشیر داری

00:39:03.971 --> 00:39:05.521
جراتش رو ندارم

00:39:05.521 --> 00:39:07.481
زمانی که من در خدمت «دونگ ژو» بودم

00:39:07.481 --> 00:39:09.421
چیزهایی در مورد اونها شنیدم

00:39:12.421 --> 00:39:18.961
اون زمان وقتی تو تحت خدمت «دونگ ژو» بودی
گذرگاه و دژ «یی شویی» رو تسلیم کردی

00:39:18.961 --> 00:39:22.611
همون زمان متوجه شدم که تو فرد عادی ای نیستی

00:39:22.611 --> 00:39:25.221
تو میتونی دنیا رو در چنین
سن کم و جوونی درک کنی

00:39:25.221 --> 00:39:27.251
لازم به گفتن نیست که در کار
با قلم و شمشیر هم خوب هستی

00:39:27.251 --> 00:39:29.591
حتی شنیدم که در مورد تاکتیک
های جنگی هم چیزایی میدونی

00:39:30.481 --> 00:39:32.371
فقط حیف که

00:39:32.371 --> 00:39:35.821
تو بعدش به شیاهو جی

00:39:35.821 --> 00:39:38.151
که یه ترسوی واقعی بود خدمت کردی

00:39:38.151 --> 00:39:39.421
نخست وزیر... شما تملق من رو میکنین

00:39:39.421 --> 00:39:43.501
من از زمان کودکی توسط پدرم آموزش میدیدم

00:39:43.501 --> 00:39:47.381
تا به یه فرد وفادار و شجاع تبدیل بشم

00:39:48.881 --> 00:39:51.011
پدرت کیه؟

00:39:53.551 --> 00:39:55.011
جناب نخست وزیر

00:39:55.011 --> 00:39:58.361
پدر من ژنرال سواره نظام «گائو شون» بود