﻿WEBVTT

00:01:57.266 --> 00:02:17.266
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.290 --> 00:02:25.510
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.410 --> 00:02:30.910
.:: قسمت چهل و یکم ::.

00:02:32.170 --> 00:02:34.520
... پس پدر تو

00:02:36.850 --> 00:02:41.690
جناب نخست وزیر ...پدر من
ژنرال سواره نظام «گائو شون» بود

00:02:43.170 --> 00:02:48.710
چی گفتی؟ ژنرال سواره
نظام «گائو شون» پدر تو ـه؟

00:02:50.380 --> 00:02:54.070
اون پدر منـه ... شما اونو می شناختین؟

00:02:55.580 --> 00:02:57.930
نه تنها میشناسم

00:02:57.930 --> 00:03:02.020
بلکه در اون سال ها اون از من حمایت میکرد اون خیلی
بااستعداد بود ... افسوس که خیلی زود از دنیا رفت

00:03:02.020 --> 00:03:03.920
و من نتونستم لطفای اونو جبران کنم

00:03:03.920 --> 00:03:09.010
حالا که پسر دوست قدیمیم اومده تا به
من ملحق بشه به نظر این کار بهشت ـه

00:03:15.320 --> 00:03:19.230
ون دینگ! ... از این به بعد من
پیرمرد توی مسائل و کارها کمکت میکنم

00:03:19.230 --> 00:03:22.060
مطمئن باش باهات ناعادلانه و بد رفتار نمیکنم

00:03:22.060 --> 00:03:23.970
بابت مهربونی و لطفتون
سپاسگزارم جناب نخست وزیر

00:03:24.720 --> 00:03:29.710
تو بلافاصله به چانگ شان برگرد و سربازات رو تمرین
بده و آماده باش تمام مدت منتظر باش تا خبرت کنم

00:03:29.710 --> 00:03:33.130
اطاعت میکنم ... «ون دینگ» بلافاصله برمیگرده

00:03:47.180 --> 00:03:50.050
تبریک میگم جناب «گائو» ... جناب نخست
وزیر شما رو توی پست مهمی قرار دادن

00:03:50.050 --> 00:03:52.990
همراهی کردن جناب «گائو»
بی فایده و بدون روشنایی هم نیست

00:03:52.990 --> 00:03:57.600
بعد از این هم فاقد حمایت
و همراهی نخواهید بود

00:03:57.600 --> 00:04:01.690
اگه میخوای روحیه بدی ...
بهتره به تمرینات ارتش برسی

00:04:01.690 --> 00:04:04.300
مطلقا نباید نخست وزیر رو ناامید کنیم

00:04:04.300 --> 00:04:06.220
اوامرتون رو اطاعت میکنم

00:04:15.020 --> 00:04:16.700
چینگ یی

00:04:19.550 --> 00:04:21.780
نخست وزیر سائو رو ملاقات کردی؟ -
اوهوم -

00:04:21.780 --> 00:04:27.350
همه چیز خوب پیش رفت ... نخست وزیر و من صحبت خوبی
داشتیم اون گفت یه روز منو تو پست مهمی قرار میده

00:04:27.350 --> 00:04:30.350
بس بالاخره به خواسته ات
رسیدی ... بهت تبریک میگم

00:04:31.350 --> 00:04:36.340
بعد از این ... رفتنت همراه ارتش
«سائو» به همه جا اجتناب ناپذیره درسته؟

00:04:37.450 --> 00:04:40.120
بله ... من به «گونگ چوان» دستور دادم
برای ملحق شدن ارتش رو آماده کنه و تمرین بده

00:04:40.120 --> 00:04:43.650
و آماده بشیم تا زمانی که نخست
وزیر کادر نظامی تشکیل بده

00:04:43.650 --> 00:04:46.660
گائو ز ... منم میخوام همراه ارتش بیام

00:04:46.660 --> 00:04:48.960
میخوای همراه ارتش بیای؟ -
بله -

00:04:56.140 --> 00:05:00.710
چینگ یی، میدونم که تو نگران منی

00:05:00.710 --> 00:05:05.200
اما همراهی ارتش توی جنگ
واقعا مسئله ساده ای نیست

00:05:05.200 --> 00:05:10.570
ترجیح میدم تو خونه بمونی و
منتظر باشی تا من پیروز برگردم

00:05:10.570 --> 00:05:12.400
اشتباه نگیر

00:05:12.400 --> 00:05:15.650
الان من اطمینان پیدا کردم که «ژائو
زی لونگ» به «لیو بی» ملحق شده

00:05:15.650 --> 00:05:18.620
بعلاوه درگیری بین «سائو
سائو» و «لیو بی» اجتناب ناپذیره

00:05:19.260 --> 00:05:23.100
اگه من با ارتش «سائو سائو» همراه بشم
... مطمئنا با «ژائو زی لونگ» روبرو میشم

00:05:24.530 --> 00:05:26.500
اما ... حتی اگه اینجوری باشه

00:05:26.500 --> 00:05:29.930
بازم نمیتونم قبول کنم تو رو همراه خودم ببرم

00:05:29.930 --> 00:05:32.790
با این حال ... میتونم بهت قول بدم

00:05:32.790 --> 00:05:37.010
که قطعا هر گونه پیشرفت در میدون
جنگ رو بلافاصله بهت اطلاع بدم

00:05:38.310 --> 00:05:41.250
خوبـه پس ... می سپارمش به تو

00:06:02.570 --> 00:06:06.650
برادر بزرگ ... برادر بزرگ این «ژوگه
لیانگ» فقط یه دهاتی بیشتر نیست تو این کشور

00:06:06.650 --> 00:06:08.620
ارزشش رو داره شخصا به دیدنش بیایین؟

00:06:08.620 --> 00:06:10.580
من میرم میگیرمش و میارمش اینجا

00:06:10.580 --> 00:06:12.310
برادر سوم

00:06:13.700 --> 00:06:16.060
درسته که ما سه نفر شخصا
اومدیم اینجا که ازش درخواست کنیم

00:06:16.060 --> 00:06:20.450
اما اونم مطمئنا حاضر نیست توی چنین وضع و موقعیتی
باشه از اون گذشته اون آدم توانا و بااستعدادیه

00:06:20.450 --> 00:06:25.170
الان ما به غیر از صداقت
... فقط خلوص نیت رو داریم

00:06:26.880 --> 00:06:30.370
این آب و هوا هم افتضاح
شده ... دارم از سرما یخ میزنم

00:06:31.250 --> 00:06:33.340
از سرما ترسیدی؟

00:06:33.340 --> 00:06:36.450
اگه از سرما می ترسی همین الان میتونی
برگردی و خودت رو لای یه پتو گرم کنی

00:06:36.450 --> 00:06:40.140
هنوزم دیر نشده ... برادر بزرگت خودش میره -
برادر بزرگ ... برادر بزرگ -

00:06:40.140 --> 00:06:43.890
برادر بزرگ ...ما برادرا از گهواره تا گور حاضریم
همراهت بیاییم * منظور زندگیشون رو به خطر بندازن *

00:06:43.900 --> 00:06:47.240
من فقط نگرانم که شما خودتون رو
بخاطر هیچ و پوچ به زحمت بندازین

00:06:47.240 --> 00:06:49.500
درسته ... برادر بزرگ

00:06:49.500 --> 00:06:52.790
منم نگرانم که برین و خودتون
رو الکی به دردسر بندازین

00:06:52.790 --> 00:06:55.300
بهشت هیچ نگرانی ای نداره

00:06:55.300 --> 00:06:59.370
هر چه بیشتر بتونیم خلوص نیتمون رو نشون بدیم
بیشتر هم میتونیم به حقیقت و هدفمون برسیم

00:06:59.370 --> 00:07:01.710
با احتساب امروز ... این
سومین باره که ما به اینجا میاییم

00:07:01.710 --> 00:07:06.990
حتی اگه لازم باشه سی بار یا سیصد بار
ازش درخواست کنیم بازم این کار رو میکنیم

00:07:10.160 --> 00:07:13.410
بریم -
!ژوگه لیانگ ... بیا بیرون -

00:07:15.840 --> 00:07:19.030
!ژوگه لیانگ -
برادر ... سوم -

00:07:22.670 --> 00:07:27.310
ببخشین میشه بپرسم جناب
«ژوگه» خونه تشریف دارن؟

00:07:35.460 --> 00:07:37.520
بازم شمایین؟

00:07:37.520 --> 00:07:40.380
درسته ... بازم ماییم

00:07:40.380 --> 00:07:42.410
ممکنه بپرسم جناب «ژو گه» خونه تشریف دارن؟

00:07:42.410 --> 00:07:46.010
بله ... اما ایشون الان در
خواب بعد از ظهر هستن

00:07:47.180 --> 00:07:49.450
من میرم و بیدارشون میکنم

00:07:49.450 --> 00:07:52.060
صبر کن ... نیازی به عجله نیست

00:07:52.060 --> 00:07:55.910
حالا که جناب «ژو گه» در خواب بعد از
ظهر هستن پس بزار یکم بیشتر استراحت کنن

00:07:55.910 --> 00:07:59.160
به هر حال ما عجله ای
نداریم ... خیلی دیر نمیشه

00:07:59.160 --> 00:08:01.810
تا اونو ببینیم وقتی بیدار شد

00:08:44.560 --> 00:08:48.810
برادر دوم ... ژو ... «ژو
گه لیانگ» خواب تشریف داره

00:08:48.810 --> 00:08:51.240
و واقعا میزاره بزاره برادر
بزرگ اینجا منتظر بمونه؟

00:08:51.240 --> 00:08:55.200
با این حالی که دارم ... واقعا نمیتونم
زیاد خودم رو نگه دارم و تحمل کنم

00:08:55.200 --> 00:08:58.380
این «ژو گه لیانگ» آدم خیلی متکبریـه

00:08:58.380 --> 00:09:01.100
تا حدودی از خودراضی هم هست

00:09:01.100 --> 00:09:03.460
خیلی از خودراضی ـه

00:09:19.520 --> 00:09:21.810
من که اینو باور نمی کنم

00:09:21.810 --> 00:09:26.360
من میرم پشت خونه اش و آتیشی به پا میکنم
اون وقت ببینم بیدار میشه یا نه

00:09:26.360 --> 00:09:29.670
برادر سوم! لطفا عجولانه حرکتی نکن

00:09:29.670 --> 00:09:32.700
الان یه نگاه به رفتار برادر بزرگ بنداز

00:10:25.250 --> 00:10:29.740
... چه کسی زودتر از رویا و خواب برمی خیزد

00:10:30.400 --> 00:10:34.810
من به دیگران نیازی ندارم تا بهم
کمک کنند زندگی خود را درک کنم

00:10:34.810 --> 00:10:37.940
داشتن یک خواب ساده در کلبه گرم خودم
آن هم در این فصل زیبا

00:10:37.940 --> 00:10:43.030
که خورشید خارج از این
پنجره ملایم می تابد دیدنیست

00:10:47.770 --> 00:10:50.200
استاد ... شما چند تا مهمون دارین

00:10:50.200 --> 00:10:51.240
کی اومده؟

00:10:51.240 --> 00:10:54.890
عالیجناب «لیو» هستن
الان مدت زیادیه که بیرون منتظرن

00:10:55.520 --> 00:10:58.640
چرا زودتر بهم نگفتی؟ عجله کن بزار بیان داخل

00:10:58.640 --> 00:11:00.110
بله

00:11:05.720 --> 00:11:08.050
آقـا ... لطفا از این طرف

00:11:12.750 --> 00:11:14.280
برادر دوم

00:11:15.230 --> 00:11:16.990
آقـا ... بفرمایین

00:11:19.820 --> 00:11:21.000
تو میتونی بری

00:11:21.000 --> 00:11:22.470
بله

00:11:27.330 --> 00:11:31.170
من جزو آخرین اعضای باقی مانده از خاندان
سلطنتی «هـان» هستم فرد بخصوصی نیستم

00:11:31.170 --> 00:11:33.950
لیو بی هستم ... که من رو
«لیو شوان دا» صدا میکنن

00:11:33.950 --> 00:11:39.010
من مدتهاست که نام شما رو شنیدم اونقدر نامتون
شهرت داره که شنیدنش همانند شنیدن صدای صاعقه است

00:11:40.420 --> 00:11:44.010
شما تملق میکنین ... من به
اون خوبی که شما میگین نیستم

00:11:44.010 --> 00:11:47.820
امیدوارم این خانه محقر من رو ببخشین
لطفا بشینید

00:11:47.820 --> 00:11:49.680
جناب ... بفرمایین

00:11:53.375 --> 00:11:57.125
جناب ... من قبلا دو بار برای دیدن شما اومدم

00:11:57.150 --> 00:11:59.800
اما افسوس که افتخار دیدار
با شما رو بدست نیاوردم

00:11:59.800 --> 00:12:03.410
. . . به همین دلیل نامه ای
براتون گذاشتم ... نمیدونم شما

00:12:03.410 --> 00:12:06.520
اون نامه ای رو که ژنرال برام گذاشتن خوندم

00:12:06.520 --> 00:12:10.010
من عقیده شما رو برای نجات
مردم از رنج و سختی تحسین میکنم

00:12:11.020 --> 00:12:14.670
فقط اینکه ... من یه جوون
ساده ام که هیچ دستاوردی ندارم

00:12:14.670 --> 00:12:17.420
من هنوز باید چیزایی رو یاد بگیرم و
چیزای خیلی زیادی هم هست که باید ببینم

00:12:17.420 --> 00:12:21.000
می ترسم نتونم کمک زیادی بهتون بکنم

00:12:21.000 --> 00:12:23.480
جناب شما خیلی فروتن هستین

00:12:23.480 --> 00:12:28.180
نکنه میخواین بگین توصیه های «شویی
جینگ» فقط یه تعداد گزافه گویی بیشتر نبوده؟

00:12:29.150 --> 00:12:32.400
امیدوارم شما بتونین به من کمک کنین

00:12:32.400 --> 00:12:33.623
و برخی راهنمایی و مشاوره بهم بدین

00:12:37.095 --> 00:12:41.315
در ضمن من به زندگی آروم
در این کلبه و کشور عادت کردم

00:12:41.315 --> 00:12:45.505
لطفا منو ببخشین که نمیتونم
درخواست شما رو بپذیرم

00:12:49.701 --> 00:12:53.791
اگه شما همراه من نیایین چه مدت طول میکشه تا ما
صلح و آرامش رو به این سرزمین و کشور برگردونیم

00:12:53.791 --> 00:12:56.911
و باعث خوشبختی مردم بشیم؟

00:12:56.911 --> 00:13:00.591
من صمیمانه ازتون تقاضا
میکنم به من ملحق بشین

00:14:41.677 --> 00:14:42.547
بانوی جوان

00:14:42.547 --> 00:14:44.987
شی یان ... چی متوجه شدی؟

00:14:44.987 --> 00:14:49.787
پیش بینی شما درست بود ژنرال «گائو» و ژنرال «گونگ»
شهر رو برای ملحق شدن به «سائو سائو» ترک کردن

00:14:49.787 --> 00:14:52.747
اونا دارن برای حمله به «لیو
بی» آماده میشن؟ کجا میجنگن؟

00:14:52.747 --> 00:14:55.087
شما که نمیخواین به میدون
جنگ برین ... درسته؟

00:14:55.087 --> 00:14:57.597
چرا وقتی ازت سوال می پرسم جوابمو نمیدی؟

00:14:57.597 --> 00:15:02.787
من... مطمئن نیستم

00:15:02.787 --> 00:15:04.727
شی یان ... الان داری چی کار میکنی؟

00:15:04.727 --> 00:15:06.887
واقعا میدونی

00:15:06.887 --> 00:15:09.717
از زمان بچگی تا الان ما با همدیگه بودیم

00:15:09.717 --> 00:15:13.497
هر زمان دروغ میگی ... نمیتونی واضح حرف بزنی

00:15:13.497 --> 00:15:16.107
زودباش بهم بگو ... اونا از چه مسیری رفتن؟

00:15:16.107 --> 00:15:20.657
بهتون میگم ... ولی باید بهم قول بدین که
مطلقا به میدون جنگ نمیرین اونجا خیلی خطرناکه

00:15:20.657 --> 00:15:24.197
وقتی بهت میگم بگو ... فقط
بگو ... چرا اینقدر اذیت میکنی؟

00:15:26.417 --> 00:15:30.357
شنیدم که «لیو بی» توی شهر «شین
یه» در استان «جینگ ژو» اردو زده

00:15:32.397 --> 00:15:35.177
بانوی جوان ... شما نباید برین

00:15:35.177 --> 00:15:37.667
ولم کن - بهتون التماس میکنم
... نباید برین - گفتم ولم کن -

00:15:37.667 --> 00:15:41.277
بانوی جوان ... بانوی جوان

00:15:41.277 --> 00:15:44.467
یه آقایی به اسم «سوان مینگ» اون بیرون برای
دیدن شما منتظرن میگن با شما قرار ملاقات دارن

00:15:44.467 --> 00:15:48.787
چه مزخرفاتی! کی من با اون «سون
مینگ» قرار ملاقات گذاشتم؟ بفرستش بره

00:15:48.787 --> 00:15:50.957
"در آن روز روی اسلحه
چوبی در پایین دره حکاکی شد"

00:15:50.957 --> 00:15:53.247
"حال زره نبرد به پیشگاه
امپراتور پیشکش شده است"

00:15:53.247 --> 00:15:55.317
"اقبال و خوش نیتی ... با شکایات
در هم تنیده و پیچ و تاب میخورند"

00:15:55.317 --> 00:15:58.487
"عشق و نفرت همانند گلی در مـه پوشیده است"

00:15:58.487 --> 00:16:04.377
صبر کن. تو کی هستی؟

00:16:04.377 --> 00:16:07.077
اسم من «پانگ مینگ تونگ» ـه
که منو «شی یوان» هم صدا میکنن

00:16:07.077 --> 00:16:10.997
من مخصوصا اومدم تا وضعیت
سردرگم شما رو براتون روشن کنم

00:16:12.477 --> 00:16:14.317
تو دیگه برو

00:16:14.317 --> 00:16:15.897
اطاعت

00:16:17.827 --> 00:16:21.087
جناب «پانگ» شعری که
الان در حال خوندنش بودین

00:16:21.087 --> 00:16:23.587
به وضوح به «ژائو زی لونگ» و من اشاره میکرد

00:16:23.587 --> 00:16:27.467
شما چه رابطه ای با «ژائو زی لونگ» دارین؟

00:16:27.467 --> 00:16:29.947
ما فقط دوستای معمولی هستیم

00:16:29.947 --> 00:16:31.797
اون تو رو اینجا فرستاده؟

00:16:31.797 --> 00:16:35.407
نـه نـه نـه ... من خودم
بدون دعوت اومدم اینجا

00:16:35.407 --> 00:16:38.197
چون دوست داشتم واسطه باشم و دخالت کنم

00:16:38.197 --> 00:16:40.497
ژنرال «زی لونگ» قبل
از اینکه اینجا رو ترک کنه

00:16:40.497 --> 00:16:43.727
به کوهستان «شی فنگ» اومد

00:16:43.727 --> 00:16:46.717
هر چند مدت زیادی نیست که منو
ژنرال «زی لونگ» با همدیگه آشنا شدیم

00:16:46.717 --> 00:16:50.637
اما دوستی عمیقی رو ایجاد کردیم و
تقریبا در مورد همه چیز صحبت کردیم

00:16:50.637 --> 00:16:55.017
ژنرال «ژائو» چیزای زیادی
در مورد شما دو نفر بهم گفته

00:16:55.737 --> 00:17:04.237
بانوی جوان ... «ژائو زی لونگ»
احساس عمیقی نسبت به شما داره

00:17:04.237 --> 00:17:08.317
اگه این حقیقت داره ... پس چرا
بدون گفتن حتی یک کلمه از اینجا رفت

00:17:08.317 --> 00:17:10.787
و یا نامه ای برام ننوشت؟

00:17:10.787 --> 00:17:16.707
اگه من براش مهمم ... پس چرا پدر منو کشت؟

00:17:16.707 --> 00:17:21.057
درسته ... درسته ... منم یه
چیزایی درمورد مرگ پدرتون شنیدم

00:17:21.057 --> 00:17:22.977
یه چیزایی شنیدی؟

00:17:22.977 --> 00:17:25.707
میخوان بگین شما با چشمای خودتون دیدین
که «ژائو زی لونگ» به پدرتون خیانت کرد؟

00:17:25.707 --> 00:17:27.907
و مطمئن هستین که اونا شایعه نبوده؟

00:17:29.977 --> 00:17:32.737
این درست شبیه همون حرفاییه که چندی
پیش ترتیب دادن و «ژائو زی لونگ» رو

00:17:32.737 --> 00:17:35.187
به عنوان جاسوس «گونگ سون زان» معرفی کردن؟

00:17:35.187 --> 00:17:36.967
خودتون بگین , هیچ مدرک محکمی

00:17:36.967 --> 00:17:40.387
بجز حرفایی که شنیدین دارین؟

00:17:42.337 --> 00:17:47.367
بنابراین , بانوی جوان ... اگر چه چیزهایی
مثل این گفته میشه اما فقط یه حقیقت وجود داره

00:17:47.367 --> 00:17:52.047
شما ممکنه الان نتونین به حقیقت پی ببرین
اما میتونین کسی که دروغ گفته رو پیدا کنین

00:17:52.047 --> 00:17:54.407
این کار خیلی آسونیه

00:17:54.407 --> 00:17:56.147
منظورتون چیه؟

00:17:56.147 --> 00:18:01.307
منظورم اینه که دروغ واقعی
دقیقا توی همین اقامتگاهـه

00:18:02.663 --> 00:18:08.663
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:18:08.687 --> 00:18:13.207
همه جا رو دقیق بگردین ... خوب دقت کنین

00:18:17.367 --> 00:18:19.227
یه دونه سنگ رو هم رها نکنین

00:18:19.227 --> 00:18:21.967
همه جا رو خوب بگردین هیچی رو از قلم نندازین

00:18:24.897 --> 00:18:28.047
پیدا کردم ... پیدا کردم -
پیداش کردی؟ -

00:18:28.047 --> 00:18:29.957
بانوی جوان ... ببینین

00:18:33.767 --> 00:18:37.617
بانوی جوان ... شما این یشم
زینتی رو میشناسین ... درسته؟

00:18:37.617 --> 00:18:40.397
این یشمیه که «گائو ز» می پوشید
... اما چیزی که نمیفهمم اینه که

00:18:40.397 --> 00:18:45.047
این یشم موقع تعمیر و ساخت و ساز دیوارهای شهر
«ژنگ دینگ» به یه فروشگاه به امانت داده شد

00:18:45.047 --> 00:18:47.507
چرا این توی باغ افتاده؟

00:18:47.507 --> 00:18:50.387
شما اینو به نادرست و
اشتباه که به خاطر نمیارین؟

00:18:50.997 --> 00:18:53.437
من از زمانی که بچه بودم «گائو ز» رو میشناسم

00:18:53.437 --> 00:18:56.867
این یشم زینتی از خانواده
ی اون بهش به ارث رسیده

00:18:56.867 --> 00:18:59.127
این یه جفت دیگه هم داره

00:18:59.127 --> 00:19:03.187
حروفی هم روی اون حکاکی شده ... اشتباهی نشده

00:19:03.187 --> 00:19:07.477
درسته ... پس این ثابت میکنه که
«زی لونگ» داشته حقیقت رو میگفته

00:19:07.477 --> 00:19:09.497
اون مگه چی گفته؟

00:19:09.497 --> 00:19:14.977
نمیدونم بانوی جوان به خاطر دارن
که توی راه «یو ژو» به چانگ شان

00:19:14.977 --> 00:19:17.517
به «زی لونگ» توسط «دو جوئه» حمله شد؟

00:19:17.517 --> 00:19:21.237
اون زمان خودمم اونجا
بودم ... البته که به خاطر دارم

00:19:22.047 --> 00:19:26.697
این یشم زینتی رو «زی
لونگ» از «دو جوئه» گرفته

00:19:26.697 --> 00:19:29.967
در ابتدا «زی لونگ» شک میکنه که
«گائو ز» کسی رو برای کشتنش اجیر کرده

00:19:29.967 --> 00:19:33.287
گائو ز هم از اینکه, مظنون و هدف
سوء ظن قرار گرفته عصبانی میشه

00:19:43.227 --> 00:19:46.747
از این رو بانوی جوان ... دیدن ضاهر
قضایا کار آسونیه اما ماهیت اون نـه

00:19:46.747 --> 00:19:49.787
!شناخت ضاهر افراد کار آسونیه
اما نیت های درونی اونا خیر

00:19:50.777 --> 00:19:55.617
اگه اینجوریه ... پس چرا «زی
لونگ» چیزی درمورد این بهم نگفت؟

00:19:56.247 --> 00:19:58.227
کمی بعد از اینکه حادثه یشم زینتی رخ داد

00:19:58.227 --> 00:20:00.447
به «زی لونگ» تهمت جاسوسی زدن

00:20:00.447 --> 00:20:04.027
پدرتون هم دستور داد که اونو دستگیر
کنن ... «زی لونگ» هیچ چاره ای نداشت

00:20:04.027 --> 00:20:06.527
اون مجبور شد همراه افراد
همراهش از اینجا فرار کنه

00:20:06.527 --> 00:20:12.067
حالا بانوی جوان بزارین بپرسم زی لونگ اصلا
فرصتی داشت که بخواد تمام حقیقت رو بهتون بگه؟

00:20:15.447 --> 00:20:17.637
چینگ یی، فعلا تو اتاقت بمون

00:20:17.637 --> 00:20:19.907
به نظر میرسه عمدا سعی داری جلوی منو بگیری

00:20:19.907 --> 00:20:22.857
بهم بگو ... چرا پدرم یهویی دستور
داد که «زی لونگ» رو دستگیر کنن؟

00:20:22.857 --> 00:20:25.017
ژائو زی لونگ جاسوس «گونگ سون زان» ـه

00:20:25.017 --> 00:20:27.587
ما رد تبادل اطلاعاتش رو تا «یو ژو» گرفتیم

00:20:27.587 --> 00:20:29.797
این امکان نداره ... «زی
لونگ» چنین کاری نمیکنه

00:20:29.797 --> 00:20:32.947
منم میخوام باور کنم که «زی
لونگ» همچین آدمی نیست

00:20:32.947 --> 00:20:35.857
چینگ یی, گوش کن چی میگم ...
وقتی «زی لونگ» رو دستگیر کردم

00:20:35.857 --> 00:20:40.047
و معلوم بشه که یه سوء تفاهم بوده و «زی لونگ» فرصتی واسه دفاع از
خودش بدست بیاره !من تمام تلاشم رو میکنم تا بی گناهی اونو اثبات کنم

00:20:40.047 --> 00:20:43.467
نه ... باور نمیکنم, میخوام
خودم شخصا اینو روشن کنم

00:20:43.467 --> 00:20:46.417
تا زمانی که من اینجام, هیچکس
نمیتونه به «زی لونگ» صدمه ای بزنه

00:20:48.247 --> 00:20:50.347
شما درست میگین

00:20:50.347 --> 00:20:55.037
اون زمان «گائو ز» هر کاری میتونست کرد تا جلوی
منو بگیره و اجازه نداد خودم دنبال «زی لونگ» بگردم

00:20:58.247 --> 00:21:03.347
اون اجازه نداد اونو ببینی ... چون می ترسید «زی
لونگ» چهرهی واقعی اونو در برابر شما آشکار کنه

00:21:04.707 --> 00:21:10.457
اما حتی اگه اختلافی بین «زی
لونگ» و «گائو ز» وجود داشته باشه

00:21:10.457 --> 00:21:14.047
اون بازم نباید پدر منو میکشت

00:21:14.047 --> 00:21:17.767
«بازم همون کلمه ... «شنیدن

00:21:17.767 --> 00:21:20.697
بانوی جوان شما با چشمای خودتو شاهد
نبودین که «زی لونگ» پدر شما رو کشته

00:21:20.697 --> 00:21:23.277
فقط اینو شنیدین

00:21:25.407 --> 00:21:28.327
نکنه «گائو ز» بهم دروغ گفته؟

00:21:28.327 --> 00:21:31.277
گائو ز اولین بارش نیست که بهتون دروغ میگه

00:21:31.277 --> 00:21:34.047
دفعه قبل اون تونست به «زی
لونگ» تهمت جاسوسی بزنه

00:21:34.047 --> 00:21:37.877
پس این بار هم میتونه یه داستان از دشمنی و
کشته شدن پدرت به دست «زی لونگ» درست کنه

00:21:37.877 --> 00:21:41.897
پس بهم بگو ... قاتل واقعی پدرم دقیقا کیه؟

00:21:41.897 --> 00:21:44.657
بانوی جوان ... شما در اینباره اشتباه میکنین

00:21:44.657 --> 00:21:49.067
اگه حرفای من برای شما ارزشی
نداشته باشه و یه طرفه باشه

00:21:49.067 --> 00:21:53.357
و اگه شما حرفای «گائو ز» رو باور کنین
اونوقت منم که آدم دروغگو جلوه میکنم

00:21:53.357 --> 00:21:55.417
شما اینطور فکر نمیکنین؟

00:21:59.647 --> 00:22:04.527
"اگر میخواین باد رو احساس کنین, لازم نیست
پرده ها رو کنار بزنید و پنجره رو باز کنین"

00:22:04.527 --> 00:22:07.017
"ابرهای تیره سرانجام کنار
میروند و خورشید نمایان میشود"

00:22:07.017 --> 00:22:11.137
"کوهستان سبز, باقی می ماند
حتی اگر مـه آن را پوشانده باشد"

00:22:16.777 --> 00:22:18.947
من همه چیز رو بسته بندی کردم

00:22:32.167 --> 00:22:34.557
چیز دیگه ای هم هست که باید برداریم؟

00:22:41.877 --> 00:22:46.447
شی یان، من پول کافی دارم ... اینا برای تو

00:22:47.227 --> 00:22:49.277
چرا؟

00:22:49.277 --> 00:22:53.217
جینگ ژو از اینجا خیلی دوره

00:22:53.217 --> 00:22:56.737
سفر امنی نیست .. نمیتونم تو رو با خودم ببرم

00:22:56.737 --> 00:23:00.227
بانوی جوان ... منو تنها نزارین

00:23:00.227 --> 00:23:03.837
چند روز پیش از پیشکار خونه شنیدم که

00:23:03.837 --> 00:23:07.357
والدینت سن و سال بالایی دارن
و نیازه کسی مراقبشون باشه

00:23:07.357 --> 00:23:09.787
فکر میکنم بهتره به زادگاه خودت برگردی

00:23:09.787 --> 00:23:12.687
نه، نمیخوام برم

00:23:12.687 --> 00:23:15.337
من از هشت سالگی همراهتون بودم

00:23:15.337 --> 00:23:18.857
مراقبتون بودم ... هرجا شما برین , منم میرم

00:23:18.857 --> 00:23:23.577
حالا شما میخواین من برم ... من نمیرم

00:23:23.577 --> 00:23:25.207
حرفمو گوش کن

00:23:26.007 --> 00:23:28.467
گوش میکنم... هر چی بگین گوش میکنم

00:23:28.467 --> 00:23:31.227
بعد از این هیچ وقت باهاتون مخالفت نمی کنم

00:23:31.227 --> 00:23:33.397
دیگه هیچ وقت مخالف شما حرف نمیزنم

00:23:33.397 --> 00:23:36.137
بهتون التماس میکنم ... منو نفرستین برم

00:23:36.137 --> 00:23:38.317
من نمیرم

00:23:42.677 --> 00:23:47.477
شی یان ... در تمام این سالها ...
تو به اندازه کافی مراقب من بودی

00:23:47.477 --> 00:23:49.227
واقعا میگم

00:23:50.497 --> 00:23:52.777
من همیشه تو رو به چشم خواهر خودم می دیدم

00:23:52.777 --> 00:23:57.267
تو برام خیلی مهمی ... نمیخوام
ازت جدا بشم و ترکت کنم

00:23:57.267 --> 00:23:59.637
اما نمیتونم خودخواه باشم
و تو رو پیش خودم نگه دارم

00:23:59.637 --> 00:24:03.387
نمیخوام جلوتو بگیرم ... درک میکنی؟

00:24:03.387 --> 00:24:09.407
اصلا درک نمیکنم ... من
نمیرم ... منو نفرستین برم

00:24:13.497 --> 00:24:17.217
شی یان ... چرا نمیخوای به
حرفی که بهت زدم گوش کنی؟

00:24:22.165 --> 00:24:26.135
پس .... این چطوره؟ قول
میدم تو رو نمی فرستم بری

00:24:26.135 --> 00:24:29.985
اما ... تو باید برای یه بار هم
که شده به خونه ات برگردی

00:24:29.985 --> 00:24:33.005
سلام منو به پدر و مادرت برسون

00:24:33.005 --> 00:24:35.315
میدونی که خانواده «شیا هو» چقدر سخاوتمنده

00:24:35.315 --> 00:24:37.655
هیچ وقت با خدمتکارهامون بد رفتار نمیکنیم

00:24:37.655 --> 00:24:39.335
واقعا؟

00:24:40.185 --> 00:24:43.135
از وقتی بچه بودم تا الان ...
حتی یه بار هم بهت دروغ نگفتم

00:24:43.135 --> 00:24:48.965
این بار هم بهت اطمینان میدم
که به قولم عمل میکنم نگران نباش

00:24:48.965 --> 00:24:52.575
اما بانوی جوان ... شما باید مصافت زیادی
رو در سفر باشین من باید همراهتون باشم

00:24:53.555 --> 00:24:55.305
بعد از اینکه پدر و مادرت رو دیدی

00:24:55.305 --> 00:24:58.395
شاید تا اون موقع من توی
خونه منتظرت نشسته باشم

00:25:00.635 --> 00:25:02.795
اگه نمیخوای اینا رو نگه داری

00:25:02.795 --> 00:25:05.635
پس اینا رو برای من نگه دار

00:25:05.635 --> 00:25:07.925
پول کافی همراه خودت داری؟

00:25:07.925 --> 00:25:13.295
وقتی به زادگاهت برگشتی یادت باشه برای
والدینت غذای خوب و هر چی لازمه بخری

00:25:14.115 --> 00:25:17.985
و وظایف فرزندی خودت رو خوب انجام بده
فهمیدی؟

00:25:18.605 --> 00:25:22.585
من بهشون میگم که همه ی
اینا رو شما براشون ترتیب دادین

00:25:24.485 --> 00:25:26.285
عجله کن ... برو وسایلت رو جمع کن

00:25:26.915 --> 00:25:30.385
بانوی جوان ... شما که بهم دروغ نمیگین؟

00:25:30.385 --> 00:25:33.665
من یه ماه دیگه برمیگردم

00:25:51.225 --> 00:25:53.925
مراقب خودت باش

00:25:53.925 --> 00:25:56.055
تو هم همینطور

00:26:14.325 --> 00:26:18.545
برادر بزرگ، شنیدم که شما رسما از «کونگ
مینگ» خواستین که مشاور نظامی ما باشه

00:26:18.545 --> 00:26:20.545
اما اون برای این کار خیلی جوونه

00:26:20.545 --> 00:26:24.235
ممکنه اون چند تا طرح و نظر داشته باشه
اما نمیتونیم در عمل استفاده کنیم

00:26:24.235 --> 00:26:26.865
واقعا اون برای این کار مناسبه؟

00:26:28.565 --> 00:26:32.065
دقیقا ... حتی اگه اون مثل
یه اژدهای بزرگ هم باشه

00:26:32.065 --> 00:26:34.555
تا زمانی که ندونه چطور ازشون
استفاده کنه هیچ فایده ای نداره

00:26:34.555 --> 00:26:37.095
میتونه حتی یه مبارزه رو برنده بشه؟

00:26:37.095 --> 00:26:40.225
بردن مبارزه کاریه که شما باید انجام بدین

00:26:40.225 --> 00:26:44.495
اما قدرت «کونگ مینگ» توی ذهنشـه

00:26:45.485 --> 00:26:49.235
وقتی من با «کونگ مینگ» ام ...
درست احساس یه ماهی توی آب رو دارم

00:26:49.845 --> 00:26:53.345
اینو خودتون در آینده می فهمین

00:26:54.995 --> 00:26:58.755
ادای احترام ... عالیجناب
ادای احترام ... ژنرال ها

00:26:58.755 --> 00:27:02.275
لیو شن ... تو نباید همراه ژنرال
«ژائو» در حال دفاع از «فن چنگ» باشی

00:27:02.275 --> 00:27:03.845
چرا به «شین یه» اومدی؟

00:27:03.845 --> 00:27:07.915
نگهبانا خبر آوردن که «شیاهو دون» یکصد هزار
سرباز رو برای حمله به «فن چنگ» داره رهبری میکنه

00:27:07.915 --> 00:27:10.425
سائو سائو هم داره از پشت
همراهی و پشتیبانیش میکنه

00:27:10.425 --> 00:27:15.915
عالیجناب ... ارتش «سائو سائو» بیش از حد بزرگـه می ترسم
نتونیم با اون تعداد کم سربازها از «فن چنگ» دفاع کنیم

00:27:15.915 --> 00:27:19.405
به همین دلیل ژنرال «ژائو» منو
فرستادن تا از شما راهنمایی بگیرم

00:27:20.195 --> 00:27:24.365
به نظر میرسه «سائو سائو» نه
تنها قصد داره «فن چنگ» رو بگیره

00:27:24.365 --> 00:27:28.145
حتی میخواد بعدش به «شین یه» هم بیاد
یا حتی وارد «جینگ ژو» بشه

00:27:28.145 --> 00:27:30.825
عالیجناب خیلی خوب اینو ارزیابی کردین

00:27:30.825 --> 00:27:34.245
برادر بزرگ ... مگه نگفتین وقتی با اون هستین
مثل ماهی ای هستین که توی آب ـه

00:27:34.245 --> 00:27:37.415
چطور که این «آب» خودتون رو بفرستین
* منظورش از آب همین مشاورش «ژوگه لیانگ» ـه*

00:27:37.415 --> 00:27:40.595
تا ارتش «سائو سائو» رو غرق کنه؟

00:27:42.175 --> 00:27:44.925
برادر سوم ... اینقدر مزخرف نگو

00:27:46.475 --> 00:27:49.705
جناب ... شما درست به موقع اومدین ارتش «سائو
سائو» مصممـه که این بار ما رو از بین ببره

00:27:49.705 --> 00:27:51.575
به نظرتون چی کار باید بکنیم؟

00:27:51.575 --> 00:27:55.575
در ابتدا و مهمتر از همه اینه که فرمان
بدین تا ژنرال ژائو یون «فن چنگ» رو ترک کنه

00:27:55.575 --> 00:27:59.195
و مردم «فن چنگ» رو به «شین یه» منتقل کنه

00:27:59.195 --> 00:28:01.505
چی گفتی؟ ما هنوز نجنگیدیم

00:28:01.505 --> 00:28:04.935
حالا میخواین یه شهرمون رو هم بدین
بره؟ این دیگه چه جور نقشه کشیدنـه؟

00:28:04.935 --> 00:28:07.755
فن چنگ به تنهایی هدف خیلی آسونیه

00:28:07.755 --> 00:28:12.315
اگه ما به دفاع از اون ادامه بدیم
.... نیروهای خودمون رو به هدر میدیم

00:28:12.315 --> 00:28:17.055
رها کردن «فن چنگ» ... خب بعدش چی؟

00:28:17.055 --> 00:28:22.185
عالیجناب ... از اونجایی که شما ازم مشاوره نظامی
خواستین آیا قصد دارین فرماندهی ارتش رو هم بهم بدین؟

00:28:23.145 --> 00:28:24.705
البته

00:28:25.925 --> 00:28:30.245
خب ... با این حال ژنرال های شما به
نظر میرسه به توانایی های من شک دارن

00:28:30.245 --> 00:28:33.285
امیدوارم که شما مهر
خودتون رو به من قرض بدین

00:28:37.505 --> 00:28:39.355
اگه عالیجناب با این موافق هستن

00:28:39.355 --> 00:28:44.175
پس لطفا تمام زیردستان خودتون رو احضار کنین و بخواین
برای دریافت دستورات در سالن جلسات منتظر بمونن

00:28:45.645 --> 00:28:47.065
بسيار خب

00:28:56.015 --> 00:28:58.875
مشاور نظامی ... لطفا -
عالیجناب ... بفرمایین -

00:28:58.875 --> 00:29:00.395
نـه

00:29:01.785 --> 00:29:04.285
در حال حاضر برای همه موارد نظامی
همه باید گوش به فرمان مشاور باشن

00:29:04.285 --> 00:29:07.935
از حالا به بعد ... منم گوش به
فرمان مشاور نظامی خواهم بود

00:29:07.935 --> 00:29:09.775
اطاعت

00:29:12.185 --> 00:29:15.455
پس لطفا عالیجناب من رو بابت این خطا ببخشین

00:29:25.325 --> 00:29:29.615
ارتش «سائو سائو» به مرزهای ما رسیده تعداد سربازهای
اونا بیشتر از اونی ـه که ما بتونیم مهارشون کنیم

00:29:29.615 --> 00:29:34.665
اگه میخوایم بر اونا غلبه کنیم,
همه باید اینجا متحد و یک دست باشیم

00:29:34.665 --> 00:29:37.385
برای جلوگیری از پیشروی
«سائو سائو» در شین یه

00:29:37.385 --> 00:29:42.395
من تصمیم گرفتم که محل نبرد
در شیب کوه «بو وانگ» باشه

00:29:47.175 --> 00:29:49.165
!گوانگ یون چانگ ... گوش به فرمان باش

00:29:52.405 --> 00:29:55.855
هزار نفر رو با خودت ببر و در
سمت چپ شیب کوه «یشم» منتظر بمون

00:29:55.855 --> 00:29:58.625
اجازه بده سربازای «سائو
سائو» از اونجا عبور کنن

00:29:58.625 --> 00:30:01.425
اما توجه داشته باش که کاروان تداروکاتی
از پشت ارتش اصلی رو دنبال میکنه

00:30:01.425 --> 00:30:02.945
وقتی آتیش رو در جنوب دیدی

00:30:02.945 --> 00:30:06.785
از مخفیگاه بیرون بیایین و تمام
تداروکات دشمن رو آتیش بزنین

00:30:16.475 --> 00:30:18.465
!ژانگ یی د ...  گوش به فرمان باش

00:30:20.645 --> 00:30:22.835
برادر سوم ... برادر سوم

00:30:25.415 --> 00:30:28.445
ژانگ یی د ... گوش به فرمان باش

00:30:29.565 --> 00:30:31.905
اینجام دیگه ... بگو خب

00:30:31.905 --> 00:30:35.315
هزار نفر رو با خودت ببر و در سمت راست
شیب کوه در جنگل و بوته زار منتظر بمون

00:30:35.315 --> 00:30:38.275
وقتی ارتش اصلی «سائو سائو» رو دیدی
... اول تله آتش کنار جاده رو روشن کن

00:30:38.275 --> 00:30:40.535
بعد بهشون حمله کن

00:30:48.925 --> 00:30:50.585
فهمیدم بابا

00:30:58.405 --> 00:31:00.255
ژائو زی لونگ ... گوش به فرمان باش

00:31:00.255 --> 00:31:01.335
در خدمتم

00:31:01.335 --> 00:31:06.195
نیروهای اصلی ما رو با خودت ببر و وقتی به سراشیبی
کوه رسیدن به سرکرده و رهبر ارتش «سائو سائو» حمله کن

00:31:06.195 --> 00:31:10.785
اما یادت باشه ... اجازه
نداری این مبارزه رو پیروز بشی

00:31:10.785 --> 00:31:12.485
دستور رو انجام میدم

00:31:12.485 --> 00:31:14.295
این دیگه چه مزخرفاتیه

00:31:14.295 --> 00:31:17.555
فقط میتونه شکست بخوره
... اجازه نداره پیروز بشه؟

00:31:17.555 --> 00:31:19.475
همگی ... شنیدین چی گفت؟

00:31:19.475 --> 00:31:22.665
این آدم نکنه عقلش رو از دست داده؟

00:31:22.665 --> 00:31:25.695
در دستورات نظامی هیچ چون و چرایی نباید باشه

00:31:27.885 --> 00:31:29.645
ژائو زی لونگ

00:31:30.601 --> 00:31:40.601
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:31:40.625 --> 00:31:44.555
عالیجناب ... شما میتونین
قوای پشتیبانی رو رهبری کنین

00:31:44.555 --> 00:31:46.185
گوش به فرمانم

00:31:50.325 --> 00:31:52.185
دستور پذیرفته شد

00:31:52.185 --> 00:31:56.215
در مورد سایرین ... توی اردوگاه
بمونین و منتظر دستورات باشین

00:31:56.215 --> 00:31:57.675
اطاعت

00:31:57.675 --> 00:31:59.195
صبر کن

00:32:02.055 --> 00:32:07.365
همه ی ما قراره اون بیرون با دشمن مبارزه
کنیم شما قراره چی کار کنین ... جناب مشاور؟

00:32:07.365 --> 00:32:10.085
من برای دفاع از شهر میمونم
و پاداش ها رو آماده میکنم

00:32:10.085 --> 00:32:13.395
برای پیروزی هایی که شما بدست میارین

00:32:16.255 --> 00:32:18.675
همه ی ما قراره زندگی
خودمون رو به خطر بندازیم

00:32:18.675 --> 00:32:22.015
اونوقت تو میخوای توی شهر مخفی
بشی؟ زیادی بهت خوش نمیگذره؟

00:32:22.015 --> 00:32:26.755
مهر فرمان اینجاست ... هر کسی که دستورات
نظامی رو نادیده بگیره با اعدام روبرو خواهد شد

00:32:31.775 --> 00:32:34.315
شماها تا حالا اینو شنیدین که میگن

00:32:34.315 --> 00:32:38.785
استراتژی های درخشان در ذهن آدمی شکل میگیره و پیروزی ها و
شکست ها در جایی دور از میدان جنگ تصمیم گیری و مشخص میشه

00:32:38.785 --> 00:32:42.445
برادرای من ... نباید با مشاور مخالفت کنین

00:33:10.125 --> 00:33:15.025
اینجا کجاست؟ -
اینجا شیب کوه «بو وانگ» ـه -

00:33:16.815 --> 00:33:19.465
ژنرال ... به چی میخندین؟

00:33:19.465 --> 00:33:24.345
بقیه اغلب جلوی نخست وزیر از «ژوگه
لیانگ» به عنوان یه استعداد آسمونی یاد میکنن

00:33:24.345 --> 00:33:28.295
شیب این کوه کلیدی ترین
مسیر رفتن به «شین یه» است

00:33:28.295 --> 00:33:30.765
لیو بی چطور میتونه اینقدر احمق
باشه و از اینجا محافظت نکنه؟

00:33:30.765 --> 00:33:34.355
لیو بی حتی از ترس ارتش ما
حتی «فن چنگ» رو هم رها کرده

00:33:34.355 --> 00:33:38.265
نخست وزیر واقعا میتونه
باعث ترس دشمنای ما بشه

00:33:38.265 --> 00:33:40.235
قدرت اون بی نظیر ـه

00:33:54.975 --> 00:33:57.485
زی لونگ ... من یه چیزی رو نمی فهمم

00:33:57.485 --> 00:34:00.035
چرا ما نمیتونیم همه ی اونا رو بیرون کنیم؟

00:34:00.035 --> 00:34:01.945
چرا باید وانمود کنیم که شکست خوردیم؟

00:34:01.945 --> 00:34:06.575
ارتش «سائو سائو» تعدادشون ده برابر ماست هیچ راهی
وجود نداره که بتونیم اونا رو رو در رو شکست بدیم

00:34:06.575 --> 00:34:10.535
حالا که جناب مشاور دستوراتشون رو دادن
پس بزار فقط انجامشون بدیم

00:34:10.535 --> 00:34:13.065
زمانش که رسید من خودم تنها جلو میرم

00:34:13.065 --> 00:34:16.395
شما با بقیه سربازا پشت
سر بمونین و بهم دلگرمی بدین

00:34:16.395 --> 00:34:18.885
باشه ... متوجه شدم

00:34:42.125 --> 00:34:45.395
تو کی هستی ... که راه منو بستی؟

00:34:45.395 --> 00:34:47.875
ژائو زی لونگ از چانگ شان

00:34:47.875 --> 00:34:50.015
یه آدم بی نام و نشون
* منظورش از لحاظ شهرته *

00:34:50.015 --> 00:34:53.135
زیر نیزه ام تبدیل به یه روحت میکنم

00:35:02.095 --> 00:35:06.155
مانگ شیا هو! ... پس لیاقت شهرتت رو نداری

00:35:07.435 --> 00:35:09.345
!حـمـلـه

00:35:15.169 --> 00:35:17.169
برین دنبالشون

00:35:46.695 --> 00:35:47.965
من اینجام

00:35:47.965 --> 00:35:51.805
!کوچولوی احمق .... دارم میام بکشمت

00:35:58.385 --> 00:36:00.835
ژنرال مراقب باشین ... می
ترسم اون جلو کمین کرده باشن

00:36:00.835 --> 00:36:02.385
احتمالا داره عمدا ما رو به اونجا می کشونه

00:36:02.385 --> 00:36:06.075
از چی میترسی؟ حتی اگه توی کمین هم بیوفتیم

00:36:06.075 --> 00:36:07.805
میتونم خیلی راحت حساب اونو برسم

00:36:08.715 --> 00:36:15.275
!حملـه

00:36:28.775 --> 00:36:31.665
ژنرال «گوانگ» ... اونا دارن میان

00:36:37.735 --> 00:36:39.055
شروع کنین

00:36:39.055 --> 00:36:40.435
اطاعت

00:37:30.455 --> 00:37:34.765
ای «ژوگه لیانگ» تو خیلی به
استراتژیت اعتماد داری؟ من که فکر نمیکنم

00:37:34.765 --> 00:37:37.115
دوست دارم شکست خوردن استراتژیت رو ببینم

00:38:03.785 --> 00:38:05.535
آتیشش بزن

00:38:21.495 --> 00:38:25.385
مراقب باشین! ... آتیش! ... آتیش

00:38:25.385 --> 00:38:29.335
ما محاصره شدیم! ... محاصره
شدیم ! ... آتیش رو خاموش کنین

00:38:30.565 --> 00:38:35.165
برادرا ... همراه من ... حمله کنین

00:38:35.165 --> 00:38:38.135
!آرایش خودتون رو حفظ کنین

00:38:38.135 --> 00:38:39.735
!سریع آتیش رو خاموش کنین

00:38:57.075 --> 00:38:59.325
!نجاتم بدین

00:39:10.105 --> 00:39:13.305
پدربزرگ «ژانگ فی» اینجاست

00:39:15.191 --> 00:39:26.191
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:39:26.215 --> 00:39:29.675
ژنرال ... ژنرال ما باید چی کار کنیم؟

00:39:29.675 --> 00:39:32.605
نمیتونیم موقعیت خودمون رو
نگه دایم ... فرمان عقب نشنی بده

00:39:32.605 --> 00:39:35.835
ژنرال ... خبر بد گوانگ یو جلوی
تداروکات ما رو گرفته و همه رو به آتش کشیده

00:39:35.835 --> 00:39:38.245
ما نمیتونیم عقب نشینی کنیم

00:39:39.695 --> 00:39:42.405
همه سربازا ... برای زندگیتون بجنگین

00:39:42.405 --> 00:39:46.225
هر کسی که سرپیچی کنه, خودم میکشم