﻿WEBVTT

00:01:57.496 --> 00:02:17.496
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.520 --> 00:02:25.450
<c.colorff0080><i>.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.</i></c>

00:02:26.660 --> 00:02:30.680
<c.colorff0080><i>.:: قسمت چهل و دوم ::.</i></c>

00:02:32.870 --> 00:02:37.380
<c.yellow>تمام سربازا برای زندگیتون بجنگین
هر کسی سرپیچی کنه خودم میکشمش</c>

00:02:37.380 --> 00:02:39.440
<c.yellow>!حـمـلـه</c>

00:03:14.510 --> 00:03:17.400
<c.yellow>جوونک ... زندگیتو میگیرم</c>

00:03:17.400 --> 00:03:20.380
<c.yellow>شیاهو دون .... این بار</c>

00:03:20.380 --> 00:03:22.490
<c.yellow>واقعا اومدم سراغت</c>

00:04:01.530 --> 00:04:04.070
<c.yellow>برادر دوم ... عالی بود</c>

00:04:17.470 --> 00:04:19.660
<c.yellow>پیروزیتون رو تبریک میگم عالیجناب</c>

00:04:19.660 --> 00:04:21.510
<c.yellow>شما دو ژنرال هم خیلی زحمت کشیدین</c>

00:04:21.510 --> 00:04:24.090
<c.yellow>نـه ... این به خاطر حرکت و
استراتژی هوشمندانه شما بود</c>

00:04:24.090 --> 00:04:28.020
<c.yellow>ما امیدوار شدیم با وجود شانس کم
نبرد رو پیروز بشیم این قابل تحسینه</c>

00:04:28.020 --> 00:04:31.000
<c.yellow>این پیروزی روحیه و قدرت
ارتش ما رو خیلی بالا برده</c>

00:04:31.000 --> 00:04:34.580
<c.yellow>تک تکشون فرار افراد دشمن رو تمسخر میکردن -
این نتیجه تلاش همه ی ژنرال های ما بوده -</c>

00:04:42.210 --> 00:04:46.330
<c.yellow>جناب , شما مقصر نیستین اگه
بخواین منو بابت اشتباهم مجازات کنین</c>

00:04:46.330 --> 00:04:48.560
<c.yellow>لطفا من رو ببخشین</c>

00:04:48.560 --> 00:04:50.660
<c.yellow>من، «ژانگ یی د» هم آدم
پاک و بی تقصیری نیستم</c>

00:04:50.660 --> 00:04:55.190
<c.yellow>بلد نیستم چطوری حتی حرف بزنم ... اما
مشاور نظامی خیلی با هیبت و با وقار هستن</c>

00:04:55.190 --> 00:04:58.030
<c.yellow>تحسینتون میکنم</c>

00:04:58.030 --> 00:05:00.940
<c.yellow>ژنرال ها لطفا بلند بشین</c>

00:05:02.500 --> 00:05:05.660
<c.yellow>این چیزها مربوط به گذشته
است ... دیگه بهش اشاره نکنین</c>

00:05:05.660 --> 00:05:07.980
<c.yellow>جنگ توی «بو وانگ» ...
حاصل تلاش تک تک ژنرال هاست</c>

00:05:07.980 --> 00:05:10.890
<c.yellow>همبستگی و اتحاد همه با هم
باعث شد به این پیروزی برسیم</c>

00:05:10.890 --> 00:05:12.850
<c.yellow>من قبلا به مناسبت پیروزیمون
ترتیب یه ضیافت رو دادم</c>

00:05:12.850 --> 00:05:15.520
<c.yellow>ژنرال ها ... بفرمایین</c>

00:05:21.660 --> 00:05:23.920
<c.yellow>هنوز بیرون نیومده؟</c>

00:05:31.220 --> 00:05:33.060
<c.yellow>ژنرال شیاهو دون</c>

00:05:36.090 --> 00:05:42.340
<c.yellow>ژنرال «شیاهو» شنیدم که نبرد
«بو وانگ پو» به شکست منجر شده</c>

00:05:42.340 --> 00:05:45.780
<c.yellow>کی تصورش رو میکرد من, «شیاهو
دون» که در تمام زندگیم عاقلانه عمل کردم</c>

00:05:45.780 --> 00:05:49.040
<c.yellow>به طور غیر منتظره ای بدست
یه تعداد روستایی متوقف بشم</c>

00:05:49.040 --> 00:05:51.630
<c.yellow>بعلاوه ... اون «ژائو یون»
حاضر به مبارزه با من نشد</c>

00:05:51.630 --> 00:05:53.970
<c.yellow>اون وسط میدون جنگ سعی در
تحریک و عصبانی کردن من رو داشت</c>

00:05:53.970 --> 00:05:56.230
<c.yellow>و اینطوری توی نقشه شوم اونا افتادم</c>

00:05:56.230 --> 00:05:57.580
<c.yellow>ژائو یون؟</c>

00:05:57.580 --> 00:06:01.970
<c.yellow>الانم , برای پشیمونی خیلی دیره</c>

00:06:04.140 --> 00:06:08.600
<c.yellow>رقیب اصلی و پیشرو دشمن «ژائو یون» بود؟</c>

00:06:08.600 --> 00:06:10.890
<c.yellow>اگه دوباره اون دزد کثیف رو ببینم</c>

00:06:10.890 --> 00:06:14.660
<c.yellow>مطمئنا با شمشیر خودم به درک می فرستمش</c>

00:06:15.660 --> 00:06:17.150
<c.yellow>ژنرال ... شما خیلی زحمت کشیدین</c>

00:06:17.150 --> 00:06:19.390
<c.yellow>درآینده حتما فرصتی برای
گرفتن انتقام این توهین فراهم میشه</c>

00:06:19.390 --> 00:06:23.050
<c.yellow>لطفا ژنرال ... برین و کمی استراحت کنین</c>

00:06:24.420 --> 00:06:26.630
<c.yellow>خداحافظ</c>

00:06:26.630 --> 00:06:28.710
<c.yellow>ژنرال ... مراقب باشین</c>

00:06:31.370 --> 00:06:34.180
<c.yellow>فکرش رو هم نمی کردم ژائو زی لونگ</c>

00:06:34.180 --> 00:06:37.000
<c.yellow>که تازه به «لیو بی» ملحق شده
اینقدر مورد توجه اون قرار گرفته باشه</c>

00:06:37.000 --> 00:06:39.240
<c.yellow>ژنرال گائو ... نیروهای ما شکست خوردن</c>

00:06:39.240 --> 00:06:41.700
<c.yellow>ما تازه به نخست وزیر ملحق شدیم</c>

00:06:41.700 --> 00:06:45.030
<c.yellow>چرا از این فرصت برای انجام یه
کار برجسته و مهم استفاده نکنیم؟</c>

00:06:48.040 --> 00:06:50.520
<c.yellow>چه برنامه ای داری؟</c>

00:06:50.520 --> 00:06:54.490
<c.yellow>لیو بی «کونگ مینگ» رو داره که ازش
حمایت میکنه ما شانسی برای پیروزی نداریم</c>

00:06:54.490 --> 00:06:59.610
<c.yellow>حالا ما میدونیم که اونا با تمام توانشون
میجنگن چرا ما چند تا سرباز رو با خودمون نبریم</c>

00:06:59.610 --> 00:07:02.560
<c.yellow>و شبانه حمله کنیم و «لیو بی» رو بکشیم</c>

00:07:02.560 --> 00:07:06.970
<c.yellow>ما سر اونو از تنش جدا میکنیم
اونوقت نخست وزیر مسلما بهمون پاداش میده</c>

00:07:08.820 --> 00:07:10.600
<c.yellow>!همتون خوب حواستون جمع باشه</c>

00:07:10.600 --> 00:07:13.960
<c.yellow>امنیت بانو «گان» نباید به خطر بیوفته</c>

00:07:13.960 --> 00:07:15.280
<c.yellow>اطاعت</c>

00:07:17.070 --> 00:07:18.270
<c.yellow>شی می -
فی یان -</c>

00:07:18.270 --> 00:07:20.650
<c.yellow>یه نگاه به خودت بنداز ...
خیلی خشن و قوی به نظر میرسی</c>

00:07:20.650 --> 00:07:23.640
<c.yellow>البته که اینطوره ... برادر
بزرگ اون جلو دشمنا رو میکشه</c>

00:07:23.640 --> 00:07:28.520
<c.yellow>منم مسئول حمایت و دفاع از پشت سر اون هستم
نمیتونم دست و پاگیر باشم</c>

00:07:28.520 --> 00:07:31.650
<c.yellow>انجام این همه کار و محافظت
توی طول روز خیلی سخت نیست؟</c>

00:07:31.650 --> 00:07:34.580
<c.yellow>اینا وظیفه است ... این
کارای کوچیک که چیزی نیست</c>

00:07:34.580 --> 00:07:38.730
<c.yellow>اما «فی یان» حقیقتش رو بخوای ...
قبلا من همیشه همراه برادر بزرگ بودم</c>

00:07:38.730 --> 00:07:40.890
<c.yellow>حالا امروز واسه خودم یه رهبر کوچیکی ام</c>

00:07:40.890 --> 00:07:43.580
<c.yellow>راستش به خودم خیلی افتخار میکنم</c>

00:07:43.580 --> 00:07:46.830
<c.yellow>تو کله چوبی کوچولو ... به
نظر خیلی از خودت مطمئنی</c>

00:07:46.830 --> 00:07:48.840
<c.yellow>تو نمیتونی وظیفه منو کوچیک ببینی ... فی یان</c>

00:07:48.840 --> 00:07:50.510
<c.yellow>فقط با محافظت خوب از بانو</c>

00:07:50.510 --> 00:07:53.910
<c.yellow>اون زمانه که عالیجناب میتونه با
خیال راحت توی میدون جنگ مبارزه کنه</c>

00:07:53.910 --> 00:07:55.720
<c.yellow>به نظرت .... من خیلی آدم مهمی نیستم؟</c>

00:07:55.720 --> 00:07:59.240
<c.yellow>مهمی ... مهمی ... با این حال
باید خیلی مراقب خودت هم باشی</c>

00:07:59.240 --> 00:08:02.050
<c.yellow>اینطوری میتونی هم از
عالیجناب و هم بانو محافظت کنی</c>

00:08:02.050 --> 00:08:03.730
<c.yellow>اوهوم ... نگران نباش</c>

00:08:09.080 --> 00:08:12.150
<c.yellow>یه حرکت هایی اونجا هست ... میرم
یه نگاهی بندازم زودباش برگرد به اتاق</c>

00:08:12.150 --> 00:08:16.210
<c.yellow>اما شی می ... تو باید خیلی مراقب باشی</c>

00:08:16.210 --> 00:08:17.800
<c.yellow>نگران نباش</c>

00:08:18.690 --> 00:08:21.230
<c.yellow>تو ... تو ... و همینطور تو با من بیایین</c>

00:08:21.230 --> 00:08:23.830
<c.yellow>بقیه جلوی درب عمارت بمونین
و مراقب باشین اتفاقی نیوفته</c>

00:08:23.830 --> 00:08:25.630
<c.yellow>اطاعت</c>

00:09:41.070 --> 00:09:42.980
<c.yellow>شماها کی هستین؟</c>

00:10:13.650 --> 00:10:15.740
<c.yellow>گونگ چوان؟</c>

00:10:17.780 --> 00:10:20.060
<c.yellow>پس تو هم باید «گائو ز» باشی</c>

00:10:24.790 --> 00:10:27.170
<c.yellow>خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم</c>

00:10:27.170 --> 00:10:31.010
<c.yellow>تو که مرگ خواهرت رو هنوز فراموش نکردی؟</c>

00:10:42.800 --> 00:10:45.370
<c.yellow>شکست خوردی ... برات بهتر که حرکتی نکنی</c>

00:10:45.370 --> 00:10:47.460
<c.yellow>زودباش بهم بگو ... «لیو بی» کجاست؟</c>

00:10:47.460 --> 00:10:51.300
<c.yellow>پست فطرت! ... حتی فکر
صدمه زدن به عالیجناب رو نکن</c>

00:10:56.940 --> 00:11:01.030
<c.yellow>!برادر «لیو» اومدم کمکت ... یه نفر اینجاست
!آدم کشا اینجان</c>

00:11:45.440 --> 00:11:46.800
<c.yellow>!شی می</c>

00:12:09.680 --> 00:12:12.780
<c.yellow>زی لونگ -
یان چانگ ... برو مراقب «شی می» باش -</c>

00:12:12.780 --> 00:12:15.780
<c.yellow>ژائو زی لونگ ... بالاخره اومدی</c>

00:12:29.820 --> 00:12:32.990
<c.yellow>!شي مي! ... شي مي</c>

00:13:36.230 --> 00:13:37.890
<c.yellow>!عجله کنین</c>

00:13:38.660 --> 00:13:40.010
<c.yellow>بریم</c>

00:13:40.920 --> 00:13:42.510
<c.yellow>!اونجان</c>

00:13:43.580 --> 00:13:46.670
<c.yellow>ژائو زی لونگ ... این فقط یه نمایش کوچیک بود</c>

00:13:46.670 --> 00:13:49.090
<c.yellow>توی میدون جنگ میبینمت</c>

00:13:50.780 --> 00:13:53.420
<c.yellow>!شي مي! ... شي مي</c>

00:13:56.970 --> 00:13:59.420
<c.yellow>... زی لونگ ... «شی می» اون</c>

00:13:59.420 --> 00:14:01.690
<c.yellow>طبیب رو خبر کنین ... عجله کنین</c>

00:14:19.590 --> 00:14:22.470
<c.yellow>آقـا ... حالش چطوره؟</c>

00:14:34.030 --> 00:14:37.770
<c.yellow>حرکت نکن ... فقط همینجور بمون</c>

00:14:42.970 --> 00:14:47.520
<c.yellow>برادر ... طبیب چی بهت گفت؟</c>

00:14:47.520 --> 00:14:49.520
<c.yellow>دیگه حالم خوب نمیشه؟</c>

00:14:49.520 --> 00:14:52.490
<c.yellow>مزخرف نگو ... تو حالت خوب میشه</c>

00:14:57.030 --> 00:15:01.200
<c.yellow>فی یان ... گریه نکن</c>

00:15:02.460 --> 00:15:07.010
<c.yellow>برادر گفت حالم خوب میشه</c>

00:15:08.320 --> 00:15:11.900
<c.yellow>گریه نمی کنم ... گریه نمی کنم</c>

00:15:11.900 --> 00:15:15.660
<c.yellow>شی می ... تو مطمئنا حالت خوب میشه</c>

00:15:16.390 --> 00:15:21.080
<c.yellow>شی می ... نگران نباش
... هیچ اتفاقی برات نمیوفته</c>

00:15:21.080 --> 00:15:22.810
<c.yellow>من خوبم</c>

00:15:25.540 --> 00:15:28.820
<c.yellow>برادر ... حتی اگه در آینده</c>

00:15:29.980 --> 00:15:33.870
<c.yellow>نتونم باهات باشم و همراهت مبارزه کنم</c>

00:15:33.870 --> 00:15:38.000
<c.yellow>زندگیم ارزش اینو داشت</c>

00:15:38.000 --> 00:15:41.540
<c.yellow>شی می ... بی معنی حرف نزن</c>

00:15:43.040 --> 00:15:46.070
<c.yellow>بزار حرفم رو تموم کنم</c>

00:15:48.940 --> 00:15:53.830
<c.yellow>برادر ... میدونستی؟</c>

00:15:54.890 --> 00:15:59.970
<c.yellow>از زمانی که پدر و مادرم
بدست راهزن ها کشته شدن</c>

00:15:59.970 --> 00:16:02.150
<c.yellow>من کسی رو نداشتم که بهش تکیه کنم</c>

00:16:03.370 --> 00:16:06.770
<c.yellow>اگه تو رو توی مخفیگاه راهزن ها نمیدیدم</c>

00:16:06.770 --> 00:16:12.040
<c.yellow>کی میدونه امروز کجا بودم؟</c>

00:16:18.920 --> 00:16:24.300
<c.yellow>تو بودی ... تو بودی که بهم اسم دادی</c>

00:16:24.300 --> 00:16:26.990
<c.yellow>بهم یه زندگی جدید دادی</c>

00:16:27.650 --> 00:16:30.460
<c.yellow>همین که تونستم خواهرت باشم</c>

00:16:31.210 --> 00:16:33.740
<c.yellow>بهترین چیز در تمام زندگیم بوده</c>

00:16:34.310 --> 00:16:38.510
<c.yellow>این از خوش شانسی منه که خواهری مثل تو دارم</c>

00:16:41.260 --> 00:16:46.330
<c.yellow>توی ژنگ دینگ ... با هم
مقابل راهزن ها مبارزه کردیم</c>

00:16:46.330 --> 00:16:49.100
<c.yellow>توی زندگیم به این افتخار میکنم</c>

00:16:49.100 --> 00:16:54.230
<c.yellow>پیوستن به ارتش و شکست
دادن خائنین کشور اونم همراه تو</c>

00:16:54.230 --> 00:16:57.360
<c.yellow>تا الان شادترین لحظات زندگیم بوده</c>

00:16:58.110 --> 00:16:59.370
<c.yellow>... می ترسم</c>

00:16:59.370 --> 00:17:01.240
<c.yellow>از چی می ترسی؟</c>

00:17:01.240 --> 00:17:04.620
<c.yellow>ژائو شی می ... تو باید حالت خوب بشه</c>

00:17:05.590 --> 00:17:07.430
<c.yellow>برادر لیو</c>

00:17:08.730 --> 00:17:12.130
<c.yellow>نمیتونی یکم هم که شده اخلاقت رو کنترل کنی؟</c>

00:17:12.620 --> 00:17:18.910
<c.yellow>فی یان ... بعد از این باید خوب مراقبش باشی</c>

00:17:20.930 --> 00:17:23.790
<c.yellow>مطمئن باش حسابش رو کف دستش میزارم</c>

00:17:23.790 --> 00:17:28.290
<c.yellow>طوری که دیگه باهات بد
حرف نزنه و سرت داد نکشه</c>

00:17:31.780 --> 00:17:37.320
<c.yellow>برادر ... تو باید حتما خیلی خوب مبارزه کنی</c>

00:17:37.320 --> 00:17:42.480
<c.yellow>درسته که من یه دخترم</c>

00:17:42.480 --> 00:17:48.420
<c.yellow>اما من واقعا میخوام ...
واقعا دلم میخواد همراهت</c>

00:17:48.420 --> 00:17:54.990
<c.yellow>بیام و دشمنامون رو بکشم و رویای برگردوندن شکوه
سلسله «هـان» خودمون رو به واقعیت تبدیل کنم</c>

00:18:02.250 --> 00:18:03.880
<c.yellow>منم میخوام</c>

00:18:04.880 --> 00:18:08.690
<c.yellow>من ... زی لونگ, مطمئنا
سخت تلاش می کنم و می جنگم</c>

00:18:08.690 --> 00:18:12.540
<c.yellow>تو هم باید خوب بشی ... در آینده</c>

00:18:12.540 --> 00:18:15.420
<c.yellow>ما چند نفر راه زیادی رو برای رفتن داریم</c>

00:18:16.030 --> 00:18:20.340
<c.yellow>... من تمام تلاشم رو میکنم, میخوام</c>

00:18:26.430 --> 00:18:32.630
<c.yellow>!شی می</c>

00:18:32.630 --> 00:18:39.240
<c.yellow>!شی می</c>

00:18:39.240 --> 00:18:46.600
<c.yellow>!شی می</c>

00:19:11.670 --> 00:19:15.280
<c.yellow>من هنرهای رزمی رو تمرین و
مطالعه کردم و بعد به ارتش ملحق شدم</c>

00:19:15.280 --> 00:19:19.540
<c.yellow>چرا که میخواستم به سلسله «هـان»
کمک کنم و از کشور محافظت کنم</c>

00:19:19.540 --> 00:19:22.240
<c.yellow>اما در حقیقت</c>

00:19:22.240 --> 00:19:26.440
<c.yellow>من حتی توانایی محافظت از
آدمای نزدیک خودم رو هم ندارم</c>

00:19:26.440 --> 00:19:30.400
<c.yellow>جنگ هیچ رحم و شفقتی نداره ...
فراق و جدایی هم همیشه وجود داره</c>

00:19:30.400 --> 00:19:34.280
<c.yellow>زی لونگ ... تو نباید خودت رو سرزنش کنی</c>

00:19:34.280 --> 00:19:38.110
<c.yellow>اولش ....من همراه بقیه
برادرا ژنگ دینگ رو ترک کردم</c>

00:19:38.110 --> 00:19:42.940
<c.yellow>حالا همه ی اونا یا مردن یا پراکنده شدن</c>

00:19:43.490 --> 00:19:49.160
<c.yellow>اگه قرار باشه با زندگی برادرای همرام عنوان
«ژنرال» رو داشته باشم ترجیح میدم اینو نداشته باشم</c>

00:19:49.160 --> 00:19:53.160
<c.yellow>زی لونگ ... چطور میتونی اینو بگی؟</c>

00:19:53.160 --> 00:19:56.540
<c.yellow>ما همیشه همراهت بودیم
... تا حالا شکایتی کردیم؟</c>

00:19:56.540 --> 00:20:01.680
<c.yellow>درسته که برادر «ژو» و «ژائو
شی می» توی مبارزه کشته شدن</c>

00:20:01.680 --> 00:20:06.810
<c.yellow>اما مطمئنم اونا بدون هیچ
افسوس و پشیمونی ای مردن</c>

00:20:06.810 --> 00:20:10.720
<c.yellow>یان چانگ ... تا الان</c>

00:20:10.720 --> 00:20:14.320
<c.yellow>هنوزم فکر میکنی مسیری که
من انتخاب کردم درسته بوده؟</c>

00:20:14.320 --> 00:20:18.310
<c.yellow>اگه اینجوری میگی ... پس اشتباهه</c>

00:20:18.310 --> 00:20:21.580
<c.yellow>اگه الان بخوای به عقب
برگردی ... تو خیانت کردی</c>

00:20:21.580 --> 00:20:24.510
<c.yellow>فقط به برادرای همراهمون که توی
میدون جنگ کشته شدن خیانت نکردی</c>

00:20:24.510 --> 00:20:28.870
<c.yellow>اینو باید بدونی که ... تو یه «ژائو زی
لونگ» معمولی از شهر چانگ شان نیستی</c>

00:20:28.870 --> 00:20:32.290
<c.yellow>تو الان دست توانای عالیجنابی</c>

00:20:32.290 --> 00:20:35.040
<c.yellow>تو الان تبدیل به «ژائو زی لونگ» دنیا شدی</c>

00:20:35.040 --> 00:20:39.660
<c.yellow>میدونی؟ جاده و مسیر پیش رو خیلی طولانیـه</c>

00:20:40.420 --> 00:20:43.980
<c.yellow>من یقین دارم تا زمانی که ما
قوی باشیم و ایمانمون رو حفظ کنیم</c>

00:20:44.670 --> 00:20:48.760
<c.yellow>مطمئنا میتونیم تا روز احیای
سلسله «هـان» صبر کنیم</c>

00:21:03.190 --> 00:21:07.050
<c.yellow>ژنرال «گائو» ... به نظر میرسه
نخست وزیر به شما خیلی احترام میزاره</c>

00:21:07.050 --> 00:21:10.430
<c.yellow>اگه شما و ژنرال «شیاهو» بتونین به
هم ملحق بشین و به «شین یه» حمله کنین</c>

00:21:10.430 --> 00:21:13.610
<c.yellow>بعد از این ... مسیر ترقی
شما آسون تر هم میشه</c>

00:21:15.110 --> 00:21:18.750
<c.yellow>با وجود «ژوگه لیانگ» به عنوان مشاور و
«ژائو زی لونگ» به عنوان طلایه دار ارتش</c>

00:21:18.750 --> 00:21:21.500
<c.yellow>فکر میکنی کار آسونیه؟</c>

00:21:21.500 --> 00:21:25.330
<c.yellow>آسون نیست ... واسه همینه که شما اینجایین</c>

00:21:25.330 --> 00:21:27.690
<c.yellow>درسته که نخست وزیر «سائو»
ارتش بزرگی رو همراه خودش داره</c>

00:21:27.690 --> 00:21:31.240
<c.yellow>اما ایشون استعداد نابی مثل شما رو هم دارن</c>

00:21:31.240 --> 00:21:33.650
<c.yellow>باور دارم با وجود رهبری شما</c>

00:21:33.650 --> 00:21:38.270
<c.yellow>شین یه مطمئنا تصرف میشه</c>

00:21:39.400 --> 00:21:44.620
<c.yellow>حالا می فهمم «شیاهو» قبل از
مرگش چرا اینقدر برات ارزش قائل بود</c>

00:21:47.470 --> 00:21:50.970
<c.yellow>گزارش میدم ژنرال «گائو» ... بانوی
جوان «شیاهو» میخوان شما رو ببینن</c>

00:21:50.970 --> 00:21:52.350
<c.yellow>!عجله کن بزار بیاد داخل</c>

00:21:52.350 --> 00:21:53.800
<c.yellow>اطاعت</c>

00:21:55.580 --> 00:21:57.080
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:21:58.410 --> 00:22:02.540
<c.yellow>بانوی جوان ... شما باید دل تنگ ژنرال «گائو» شده
باشین که این همه راه رو برای دیدن ایشون اومدین</c>

00:22:02.540 --> 00:22:04.360
<c.yellow>اینجا کار دیگه ای برات نیست</c>

00:22:11.430 --> 00:22:13.780
<c.yellow>چینگ یی ... چی شد اومدی؟</c>

00:22:13.780 --> 00:22:17.880
<c.yellow>اینجا تنها جاییه که می
تونم قاتل پدرم رو ببینم</c>

00:22:19.100 --> 00:22:21.830
<c.yellow>... اما میدون جنگ پر از
خطره ... به عنوان یه دختر</c>

00:22:21.830 --> 00:22:24.790
<c.yellow>مشکلی نیست ... مگه من خوب نیستم؟</c>

00:22:25.870 --> 00:22:30.720
<c.yellow>قبل از اینکه «ژائو زی لونگ» رو پیدا کنم
میخوام از چیزی مطمئن بشم</c>

00:22:31.940 --> 00:22:33.560
<c.yellow>چی هست؟</c>

00:22:34.640 --> 00:22:39.490
<c.yellow>بهم بگو ... پدرم دقیقا چطوری مرد؟</c>

00:22:41.930 --> 00:22:45.260
<c.yellow>مگه اینو از قبل نمیدونی؟
همش تقصیر «ژائو زی لونگ» ـه</c>

00:22:45.260 --> 00:22:49.460
<c.yellow>من از تو شنیدم که «ژائو
زی لونگ» پدر منو کشته</c>

00:22:50.280 --> 00:22:53.420
<c.yellow>اما تو این روزها من بهش خوب که فکر کردم</c>

00:22:53.420 --> 00:22:56.130
<c.yellow>بیش از یه سوال هست که
نمیتونم توضیحی براش بیارم</c>

00:22:56.130 --> 00:22:57.890
<c.yellow>چه سوالاتی؟</c>

00:22:58.880 --> 00:23:02.010
<c.yellow>تو میدونی زخم کشنده ی روی جسد پدرم کجاست؟</c>

00:23:08.270 --> 00:23:14.030
<c.yellow>اون زمان من خیلی غمگین و ناراحت بودم و علت مرگ
پدرم رو درست بررسی نکردم ولی بعدا یادم اومد و</c>

00:23:14.740 --> 00:23:18.840
<c.yellow>طبیبی رو برای بررسی
زخمای بدن پدرم به خونه آوردم</c>

00:23:18.840 --> 00:23:24.010
<c.yellow>طبیب گفت که دو زخم شدید
روی بدن پدرم وجود داره</c>

00:23:25.500 --> 00:23:29.550
<c.yellow>یکی توی شکمش بوده که ناشی از یه سلاح بوده</c>

00:23:29.550 --> 00:23:31.710
<c.yellow>اما به احتمال زیاد باعث مرگش نمی شده</c>

00:23:31.710 --> 00:23:36.720
<c.yellow>در حقیقت کسی که زندگی پدرم رو گرفته</c>

00:23:36.720 --> 00:23:39.400
<c.yellow>گلوی اونو بریده</c>

00:23:47.430 --> 00:23:51.960
<c.yellow>اما هر دوی ما خوب میدونیم که
«ژائو زی لونگ» از نیزه استفاده میکنه</c>

00:23:51.960 --> 00:23:56.290
<c.yellow>گفتنش سخته ... ممکنه «ژائو
یون» با خودش یه چاقو داشته</c>

00:23:56.290 --> 00:24:00.050
<c.yellow>یا شایدم اون یه تعداد
افراد با خودش برده بوده</c>

00:24:01.740 --> 00:24:04.980
<c.yellow>چینگ یی ... من میدونم تو</c>

00:24:04.980 --> 00:24:07.930
<c.yellow>آرزو میکنی که «ژائو زی لونگ»
کسی که پدرت رو کشته نباشه</c>

00:24:07.930 --> 00:24:10.850
<c.yellow>اما حقیقت درست جلوی چشمات قرار داره</c>

00:24:12.860 --> 00:24:16.510
<c.yellow>واقعا؟ ... واقعا حقیقت چیه؟</c>

00:24:16.510 --> 00:24:20.130
<c.yellow>تو اغلب نمیگی ... چیزی که میبینی حقیقته و
چیزی که میشنوی ممکنه اشتباه و نادرست باشه؟</c>

00:24:20.130 --> 00:24:23.590
<c.yellow>تو با چشمای خودت دیدی که
«ژائو زی لونگ» پدر منو کشت؟</c>

00:24:23.590 --> 00:24:26.100
<c.yellow>اون روز این «ژائو یون» بود
که پدرت رو بیرون دعوت کرد</c>

00:24:26.100 --> 00:24:28.380
<c.yellow>نکنه این واقعیت نداره؟</c>

00:24:30.680 --> 00:24:34.000
<c.yellow>پس بگو کجا «ژائو زی
لونگ» با پدرم ملاقات کرده؟</c>

00:24:34.286 --> 00:24:39.286
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:39.310 --> 00:24:42.910
<c.yellow>نمیخوام ازت مخفی کنم ... من
مخصوصا یه سفر به ژنگ دینگ رفتم</c>

00:24:42.910 --> 00:24:45.550
<c.yellow>از مردم اونجا پرسیدم</c>

00:24:45.550 --> 00:24:47.490
<c.yellow>اونا بهم گفتن که</c>

00:24:48.650 --> 00:24:54.080
<c.yellow>جایی که پدرم با «ژائو زی لونگ» درگیر شده</c>

00:24:54.080 --> 00:24:56.740
<c.yellow>درست مقابل قبر «لی شوان» بوده</c>

00:24:56.740 --> 00:24:59.510
<c.yellow>لی شوان مرده ... نکنه اینو نمیدونی؟</c>

00:24:59.510 --> 00:25:03.930
<c.yellow>اما ... چرا با اینکه اینو
می دونستی اینو بهم نگفتی؟</c>

00:25:03.930 --> 00:25:05.130
<c.yellow>... این</c>

00:25:05.130 --> 00:25:10.060
<c.yellow>مردم شهر هم درست مثل تو از
پاسخ به سوالای من طفره میرفتن</c>

00:25:10.060 --> 00:25:12.640
<c.yellow>به همین دلیل نمیتونم
باور کنم که مرگ لی شوان</c>

00:25:12.640 --> 00:25:15.000
<c.yellow>اصلا هیچ ربطی به تو نداشته</c>

00:25:20.170 --> 00:25:21.940
<c.yellow>هیچ دلیل و مدرکی وجود نداره</c>

00:25:23.000 --> 00:25:25.270
<c.yellow>تو نمیتونی همینجوری منو متهم کنی</c>

00:25:26.430 --> 00:25:28.700
<c.yellow>من همیشه با تمام وجود به تو اطمینان دارم</c>

00:25:28.700 --> 00:25:32.170
<c.yellow>با این حال ... اگه یه نفر دروغی بگه</c>

00:25:32.170 --> 00:25:35.460
<c.yellow>بعد مجبور میشه دروغ های
بیشتری رو برای مخفی کردن اون بگه</c>

00:25:35.460 --> 00:25:38.030
<c.yellow>دلیل اینکه الان نمیتونی با من روبرو بشی</c>

00:25:38.030 --> 00:25:40.910
<c.yellow>اینه که می ترسی چشمات
همه چیز رو به من لـو بده</c>

00:25:42.260 --> 00:25:45.790
<c.yellow>چینگ یی ... دقیقا تو به چی مشکوکی؟</c>

00:25:45.790 --> 00:25:48.170
<c.yellow>تو به من به عنوان یه آدم گناهکار مشکوکی</c>

00:25:48.170 --> 00:25:51.660
<c.yellow>یا میخوای با پیچوندن حقیقت به «ژائو زی لونگ»
کمک کنی از حقیقت گناهی که انجام داده فرار کنه؟</c>

00:25:51.660 --> 00:25:54.630
<c.yellow>چیزی که من الان میخوام فقط حقیقتـه</c>

00:25:54.630 --> 00:25:56.100
<c.yellow>...تـو</c>

00:25:57.730 --> 00:26:00.700
<c.yellow>به نظر میرسه نمیتونم جوابی از تو بگیرم</c>

00:26:00.700 --> 00:26:03.900
<c.yellow>پس فقط میتونم برم و «ژائو زی لونگ»
رو پیدا کنم و رو در رو باهاش روبرو بشم</c>

00:26:12.920 --> 00:26:16.870
<c.yellow>!چینگ یی! ... چینگ یی</c>

00:26:17.820 --> 00:26:20.330
<c.yellow>تو فقط اومدی با من بحث و جدال کنی؟</c>

00:26:20.330 --> 00:26:25.020
<c.yellow>بحث کنم؟ فکر میکنی ما
الان بحث و دعوا کردیم؟</c>

00:26:26.150 --> 00:26:29.790
<c.yellow>گائو ز .. تو نباید همچین آدم سطحی نگری باشی</c>

00:26:31.000 --> 00:26:35.590
<c.yellow>...باشه ... تو حق داری
حقیقت رو بدونی اما تو</c>

00:26:35.590 --> 00:26:38.400
<c.yellow>اما الان تو فقط به شدت داری تلاش میکنی
«ژائو زی لونگ» رو از گناهش مبرا و آزاد کنی</c>

00:26:38.400 --> 00:26:42.890
<c.yellow>با این کارت ... روح پدر
مرحومت رو سرافکنده نمیکنی؟</c>

00:26:42.890 --> 00:26:46.310
<c.yellow>پس امیدوارم بتونی وجدان خودت
رو حس کنی و ازت خودت بپرسی</c>

00:26:46.310 --> 00:26:49.120
<c.yellow>تو میتونی با پدر من روبرو بشی؟</c>

00:26:49.120 --> 00:26:52.800
<c.yellow>چینگ یی ... ما با همدیگه بزرگ شدیم</c>

00:26:52.800 --> 00:26:55.290
<c.yellow>صداقت من نسبت به تو
... وفاداریم نسبت به عمو</c>

00:26:55.290 --> 00:26:58.370
<c.yellow>تو نمیتونی همه ی اونا رو ببینی؟</c>

00:26:59.720 --> 00:27:03.760
<c.yellow>من واقعا نمیتونم حقیقت و دروغ
هایی رو که میگی از هم تشخیص بدم</c>

00:27:04.730 --> 00:27:07.150
<c.yellow>من چی کار باید بکنم که منو باور کنی؟</c>

00:27:24.090 --> 00:27:26.360
<c.yellow>چرا این پیش تو ـه؟</c>

00:27:26.360 --> 00:27:29.500
<c.yellow>تو خیلی وقته که تصمیم گرفتی
دشمن «ژائو زی لونگ» بشی</c>

00:27:29.500 --> 00:27:31.990
<c.yellow>یه نفر بهم گفت که تو «دو جوئه» رو خریدی</c>

00:27:31.990 --> 00:27:34.510
<c.yellow>تا در عوض این «ژائو
زی لونگ» رو به قتل برسونه</c>

00:27:38.040 --> 00:27:40.450
<c.yellow>کی بوده؟ کی در این مورد بهت گفته؟</c>

00:27:40.450 --> 00:27:43.030
<c.yellow>جواب بده ... این درسته یا نه؟</c>

00:27:44.820 --> 00:27:49.710
<c.yellow>فقط براساس یه یشم تزئینی
... میخوای منو متهم کنی؟</c>

00:27:49.710 --> 00:27:55.060
<c.yellow>اگه اینطور نبوده ... پس چطوره که این
یشم توی باغ عمارت خانواده من افتاده بود؟</c>

00:27:59.510 --> 00:28:01.980
<c.yellow>به نظر میرسه هنوزم نمیخوای حقیقت رو بهم بگی</c>

00:28:01.980 --> 00:28:03.670
<c.yellow>پس منم مجبورم برم دنبال ژائو زی لونگ</c>

00:28:03.670 --> 00:28:05.150
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:28:07.070 --> 00:28:10.660
<c.yellow>نمیتونی بری دنبال اون ...
این خیلی خطرناکه تنهایی بری</c>

00:28:10.660 --> 00:28:14.640
<c.yellow>گائو ز ... از زمانی که پدرم فوت کرده</c>

00:28:14.640 --> 00:28:16.990
<c.yellow>تو نزدیک ترین فرد بهم بودی</c>

00:28:16.990 --> 00:28:19.290
<c.yellow>من نمیخوم تو رو متهم کنم</c>

00:28:20.080 --> 00:28:22.520
<c.yellow>به همین دلیل هم نباید جلوی منو بگیری</c>

00:28:22.520 --> 00:28:26.830
<c.yellow>وقتی ثابت شد که تو بهم دروغ نگفتی</c>

00:28:26.830 --> 00:28:29.950
<c.yellow>اون زمان من «ژائو زی لونگ»
رو می کشم و انتقام پدرم رو میگیرم</c>

00:28:29.950 --> 00:28:32.580
<c.yellow>اونوقت برمیگردم و بدون هیچ
پشیمونی ای باهات ازدواج میکنم</c>

00:29:19.250 --> 00:29:23.030
<c.yellow>همسرم ... همسرم</c>

00:29:23.880 --> 00:29:27.160
<c.yellow>این دارو نمیتونه بیماری منو درمان کنه</c>

00:29:28.290 --> 00:29:32.440
<c.yellow> فایده ای نداره ... نمیتونه منو درمان کنه</c>

00:29:33.590 --> 00:29:39.500
<c.yellow>همسرم ... بیا اینجا ... بیا اینجا</c>

00:29:39.500 --> 00:29:42.980
<c.yellow>بیا اینجا ... چیزی هست که باید بهت بگم</c>

00:29:42.980 --> 00:29:45.270
<c.yellow>بگو دیگه ... گوش میکنم</c>

00:29:46.830 --> 00:29:50.060
<c.yellow>همسرم ... فکر میکنم دیگه نمیتونم دوام بیارم</c>

00:29:50.060 --> 00:29:56.110
<c.yellow>زودباش ... زودباش کمکم کن</c>

00:29:56.110 --> 00:29:59.980
<c.yellow>یه نفر رو به «شین یه» بفرست و
«شوان دا» رو خبر کن به اینجا بیاد</c>

00:29:59.980 --> 00:30:06.870
<c.yellow>چیز مهمی هست که باید بهش بگم</c>

00:30:12.010 --> 00:30:15.950
<c.yellow>تو در حال مردنی و هنوزم به فکر یه غریبه ای؟</c>

00:30:17.100 --> 00:30:19.430
<c.yellow>نرو</c>

00:30:21.650 --> 00:30:26.130
<c.yellow>... شوان دا رو پیدا کن</c>

00:30:31.570 --> 00:30:33.990
<c.yellow>معلوم نیست حالشون چطوره؟</c>

00:30:33.990 --> 00:30:35.840
<c.yellow>حالشون چطوره؟</c>

00:30:35.840 --> 00:30:38.300
<c.yellow>عالیجناب شما مرد رفت</c>

00:30:38.300 --> 00:30:39.670
<c.yellow>...شوهر خواهر اون</c>

00:30:39.670 --> 00:30:43.070
<c.yellow>اونو شوهر خواهر صدا نکن
 پسر و همسرش اصلا توی قلبش جایی ندارن</c>

00:30:43.070 --> 00:30:45.390
<c.yellow>من هم لازم نیست نگران باشم</c>

00:30:45.390 --> 00:30:49.130
<c.yellow>وظیفه ام این بود که
... صبر کنم تا اون بمیره</c>

00:30:49.130 --> 00:30:53.080
<c.yellow>من باید «سونگ ار» رو به تخت بشونم</c>

00:30:53.080 --> 00:30:57.590
<c.yellow>در مورد اون «لیو چی» هم ...
بهتره اون توی «جیانگ شیا» باقی بمونه</c>

00:30:57.590 --> 00:30:59.730
<c.yellow>یه روز دیگه خدمت اونم میرسم</c>

00:30:59.730 --> 00:31:01.530
<c.yellow>... پس</c>

00:31:01.530 --> 00:31:05.200
<c.yellow>میدونم که «سائو سائو»
ارتشش رو به «شین یه» فرستاده</c>

00:31:05.200 --> 00:31:08.130
<c.yellow>لیو بی هم نمیتونه مدت زیادی دوام بیاره</c>

00:31:08.130 --> 00:31:10.180
<c.yellow>اون مسلما برای گرفتن کمک میاد</c>

00:31:10.180 --> 00:31:13.540
<c.yellow>تو منتظر بمون و از دروازه
های شهر برای من محافظت کن</c>

00:31:13.540 --> 00:31:16.610
<c.yellow>لیو بیائو به شدت بیماره و
قدرتش رو داره از دست میده</c>

00:31:16.610 --> 00:31:21.080
<c.yellow>می ترسم امکان صبر کردن برای
گسیل ارتش «جینگ ژو» نباشه</c>

00:31:22.270 --> 00:31:24.660
<c.yellow>سائو سائو نبرد توی «بو وانگ» رو شکست خورده</c>

00:31:24.660 --> 00:31:28.250
<c.yellow>بنابراین اون چاره ای نداره جز اینکه از
هر زمانی برای گرفتن انتقام استفاده کنه</c>

00:31:28.250 --> 00:31:32.870
<c.yellow>درسته ... قلب اون اونقدرا هم سخت نیست
ما نمیتونیم صبر کنیم</c>

00:31:34.380 --> 00:31:39.870
<c.yellow>عالیجناب ... لطفا دستورتون رو صادر کنین
کل ارتش منتظر اجرای سریع دستور شما هستن</c>

00:31:39.870 --> 00:31:41.880
<c.yellow>شین یه رو تسلیم کنیم؟</c>

00:31:41.880 --> 00:31:46.860
<c.yellow>این تنها راهـه ... لطفا عالیجناب شما
مردم رو به «شیانگ یانگ» هدایت کنین</c>

00:31:46.860 --> 00:31:49.310
<c.yellow>اگه نه ... پس میتونیم
به «جیانگ شیا» برگردیم</c>

00:31:49.310 --> 00:31:52.740
<c.yellow>لیو چی قطعا بهمون کمک میکنه</c>

00:31:53.700 --> 00:31:56.550
<c.yellow>ما خیلی وقته که توی «شین یه» اردو زدیم</c>

00:31:56.550 --> 00:32:00.690
<c.yellow>ما نمیتونیم اینجا رو مفت و
مجانی به اون «سائو سائو» دزد بدیم</c>

00:32:02.900 --> 00:32:06.710
<c.yellow>استاد ... شما طرحها و ترفندهای زیادی دارین</c>

00:32:06.710 --> 00:32:09.190
<c.yellow>ما باید بتونیم یه راه نجات پیدا کنیم</c>

00:32:09.190 --> 00:32:13.970
<c.yellow>خب البته ... حمله «سائو سائو» به ما
مسلما باید خسارت سنگینی بهش وارد کنه</c>

00:32:13.970 --> 00:32:16.920
<c.yellow>قبلا ما از آتیش برای سوزوندن تداروکات و
شکست دادن اونا توی «بو وانگ» استفاده کردیم</c>

00:32:16.920 --> 00:32:20.300
<c.yellow>این بار هم ... میتونیم
دوباره از آتیش استفاده کنیم</c>

00:32:21.710 --> 00:32:24.440
<c.yellow>جنابان ژنرال ... لطفا همراهم بیایین</c>

00:32:25.740 --> 00:32:27.950
<c.yellow>این بار ... قبل از استفاده از آتیش</c>

00:32:27.950 --> 00:32:30.470
<c.yellow>میخوام اول اونا رو با آب رودخونه خیس کنم</c>

00:32:30.470 --> 00:32:33.260
<c.yellow>و سرشون رو بالا نگه دارم</c>

00:32:33.260 --> 00:32:35.340
<c.yellow>لطفا نگاهی به نقشه بندازین</c>

00:32:35.340 --> 00:32:39.820
<c.yellow>این شهر «شین یه» است و اینم رودخانه سفید ـه</c>

00:32:39.820 --> 00:32:41.390
<c.yellow>یون چانگ</c>

00:32:41.940 --> 00:32:43.910
<c.yellow>لطفا دستورتون رو صادر کنین</c>

00:32:43.910 --> 00:32:47.170
<c.yellow>تو هزار سرباز و سواره نظام
رو به بالای رودخانه سفید ببر</c>

00:32:47.170 --> 00:32:50.310
<c.yellow>از شن و ماسه استفاده کن و مسیر
رودخانه رو برای سه روز مسدود کن</c>

00:32:50.310 --> 00:32:54.100
<c.yellow>وقتی صدای سربازا و اسب ها رو پایین
رودخونه شنیدی موانع جلوی آب رو بردار</c>

00:32:54.100 --> 00:32:57.830
<c.yellow>اجازه بده رودخانه سفید بهشون
حمله کنه و بعد بهشون یورش ببر</c>

00:32:57.830 --> 00:32:58.970
<c.yellow>متوجه شدم</c>

00:32:58.970 --> 00:33:01.370
<c.yellow>یی د ... هزار سرباز رو بردار</c>

00:33:01.370 --> 00:33:05.550
<c.yellow>و برای فریبشون در «بو
لینگ دو» براشون کمین بزن</c>

00:33:05.550 --> 00:33:08.590
<c.yellow>وقتی سیل به ارتش «سائو سائو»
بخوره ... اونا از این مسیر فرار میکنن</c>

00:33:08.590 --> 00:33:14.380
<c.yellow>اینجا جاییه که نیزه و حرکت مار تو مفیده</c>

00:33:14.380 --> 00:33:17.050
<c.yellow>شنیدن و گفتنش هم هیجان انگیزه</c>

00:33:18.830 --> 00:33:23.720
<c.yellow>بعد از اینکه ارتش «سائو» به خاطر شما خسته و
رنج کشیده شدن برای استراحت به شهر برمیگردن</c>

00:33:23.720 --> 00:33:29.040
<c.yellow>زی لونگ</c> <c.yellow>وقتی اون زمان رسید ...
من همه چیز رو به عهده تو میزارم</c>

00:34:07.870 --> 00:34:10.700
<c.yellow>مشاور نظامی واقعا کارش عالیه</c>

00:34:10.700 --> 00:34:14.000
<c.yellow>به نظر میرسه اونا حسابی زجر و عذاب کشیدن</c>

00:34:14.000 --> 00:34:18.910
<c.yellow>منتظر بمون تا زمانی که اونا
کاملا بی خیال بشن بعد حمله میکنیم</c>

00:34:18.910 --> 00:34:22.160
<c.yellow>ما همه چیز رو آماده کرده
ایم فقط منتظر دستور تو هستیم</c>

00:34:31.010 --> 00:34:33.020
<c.yellow>این قلعه کاملا خالیه</c>

00:34:34.610 --> 00:34:37.180
<c.yellow>لیو بی با افراد و مردمش فرار کردن</c>

00:34:37.180 --> 00:34:40.730
<c.yellow>اما او یه ارتش رو برای حمله به ما در
رودخانه سفید گذاشته بود واقعا که خیلی پست ـه</c>

00:34:40.730 --> 00:34:43.440
<c.yellow>همه الان خسته شدن</c>

00:34:43.440 --> 00:34:45.660
<c.yellow>بهتره توی قلعه بمونیم</c>

00:34:45.660 --> 00:34:46.780
<c.yellow>دستور رو ابلاغ کنین</c>

00:34:46.780 --> 00:34:50.110
<c.yellow>همه یه جا برای استراحت پیدا کنن</c>

00:34:50.110 --> 00:34:51.730
<c.yellow>پخش بشین</c>

00:34:56.530 --> 00:34:58.140
<c.yellow>یان چانگ</c>

00:34:59.890 --> 00:35:01.780
<c.yellow>ارتش «سائو» چی شد؟</c>

00:35:01.780 --> 00:35:05.390
<c.yellow>اونا احتمالا خوابیدن ... دستور
رو ابلاغ کن ... حمله میکنیم</c>

00:35:05.390 --> 00:35:07.470
<c.yellow>همگی گوش به فرمان</c>

00:35:10.070 --> 00:35:12.960
<c.yellow>قلعه رو محاصر کنین</c>

00:35:32.570 --> 00:35:37.740
<c.yellow>دروازه رو باز کنین! ... دروازه رو باز کنین</c>

00:35:43.190 --> 00:35:46.470
<c.yellow>گزارش ... ژنرال قلعه آتیش گرفته</c>

00:35:46.470 --> 00:35:48.750
<c.yellow>چی گفتی؟! ... بریم</c>

00:35:51.140 --> 00:35:53.540
<c.yellow>ژنرال اصلا خوب نیست</c>

00:35:53.540 --> 00:35:56.120
<c.yellow>تمام سه دروازه توی غرب جنوب
و شمال کاملا مسدود و بسته شدن</c>

00:35:56.120 --> 00:36:00.020
<c.yellow>نـه ... این نقشه اوناست ...
عجله کنین قلعه رو ترک کنین</c>

00:36:01.780 --> 00:36:03.420
<c.yellow>صبر کنین</c>

00:36:11.550 --> 00:36:13.850
<c.yellow>تو «ژائو یون» هستی</c>

00:36:13.850 --> 00:36:17.910
<c.yellow>ژائو زی لونگ از چانگ شان ... منتظر شما بودم</c>

00:36:17.910 --> 00:36:21.440
<c.yellow>حـمـلـه ... حـمـلـه</c>

00:36:21.440 --> 00:36:23.380
<c.yellow>!حـمـلـه</c>

00:36:32.130 --> 00:36:35.870
<c.yellow><i>زی لونگ یادت باشه که ارتش
ما به دنبال پیروزی کامل نیست</i></c>

00:36:35.870 --> 00:36:39.450
<c.yellow><i>همین که ارتش «سائو سائو» سربازا و ژنرالهای خودش
رو از دست بده و عذاب بکشن ما به هدفمون رسیدیم</i></c>

00:36:39.450 --> 00:36:43.450
<c.yellow><i>بعد از اتمام ماموریت خودت ...
برگرد و به دو ژنرال دیگه ملحق بشو</i></c>

00:36:43.450 --> 00:36:45.980
<c.yellow><i>همراه هم به «شیانگ یانگ» بیایین</i></c>

00:37:05.050 --> 00:37:08.770
<c.yellow>زی لونگ ... چیزی هست که باید بهت بگم</c>

00:37:11.830 --> 00:37:13.360
<c.yellow>چینگ یی</c>

00:37:13.830 --> 00:37:17.280
<c.yellow>یانگ چانگ ... تو افراد رو بردار و به جلو
حرکت کن سفرمون رو نباید به تاخیر بندازی</c>

00:37:17.280 --> 00:37:19.370
<c.yellow>زی لونگ -
من بعد از شما میام -</c>

00:37:19.370 --> 00:37:20.790
<c.yellow>باشه</c>

00:37:38.000 --> 00:37:40.170
<c.yellow>چینگ یی ... تو اینجا چی کار میکنی؟</c>

00:37:40.170 --> 00:37:42.470
<c.yellow>چیز مهمی هست که باید ازت بپرسم</c>

00:37:42.470 --> 00:37:46.650
<c.yellow>الان وقتش نیست ... من مشغول
امور نظامی و ماموریتم هستم وقتی ندارم</c>

00:37:46.650 --> 00:37:49.010
<c.yellow>وقت زدن چند کلمه رو هم نداری؟</c>

00:37:49.640 --> 00:37:52.700
<c.yellow>مشکلات رو نمیشه فقط با چند کلمه حل کرد</c>

00:37:52.700 --> 00:37:55.220
<c.yellow>عالیجناب هزاران نفر آدم رو داره
برای فرار به «شیانگ یانگ» می بره</c>

00:37:55.220 --> 00:37:59.090
<c.yellow>ارتش «سائو سائو» در تعقیب
ماست ... نمیتونیم وقت رو هدر بدیم</c>

00:37:59.090 --> 00:38:02.930
<c.yellow>تو وقتش رو نداری یا
نمیخوای با من روبرو بشی؟</c>

00:38:02.930 --> 00:38:05.680
<c.yellow>من دوباره میبینمت ... منتظرم بمون</c>

00:38:08.100 --> 00:38:10.490
<c.yellow>زی لونگ ... زی لونگ</c>

00:38:12.246 --> 00:38:24.246
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:24.270 --> 00:38:26.160
<c.yellow>پدر</c>

00:38:26.160 --> 00:38:29.840
<c.yellow>برادر! ... برادر</c>

00:38:32.210 --> 00:38:34.370
<c.yellow>!ژنرال ژائو ... ژنرال ژائو</c>

00:38:34.370 --> 00:38:36.570
<c.yellow>!ژنرال ژائو ... زود باشین
بیایین به برادرم کمک کنین</c>

00:38:36.570 --> 00:38:39.770
<c.yellow>ژنرال «ژائو» ... پدرم به زودی می میره
لطفا اونو نجاتش بدین</c>

00:38:39.770 --> 00:38:42.610
<c.yellow>ژنرال ژائو ... زودباشین برادرمو نجات بدین</c>

00:38:44.300 --> 00:38:48.910
<c.yellow>زی لونگ ... نمیشه ...
ما هنوز راه زیادی داریم</c>

00:38:48.910 --> 00:38:51.170
<c.yellow>این آقا خیلی بیماره</c>

00:38:51.170 --> 00:38:54.120
<c.yellow>این پودر برای پاهای سربازاست
... ازش استفاده کنین شاید کمکش کنه</c>

00:38:54.120 --> 00:38:56.320
<c.yellow>متشکرم ... ژنرال ژائو</c>

00:38:56.320 --> 00:38:58.710
<c.yellow>یان چانگ ... غذا</c>

00:39:02.410 --> 00:39:04.580
<c.yellow>بابا ... بیا</c>

00:39:13.490 --> 00:39:16.370
<c.yellow>بعد از اینکه بیدار شد ...
یه چیزی بهش بدین تا بخوره</c>

00:39:16.370 --> 00:39:17.290
<c.yellow>ممنونم ژنرال ژائو</c>

00:39:17.290 --> 00:39:20.960
<c.yellow>زی لونگ ... مگه فراموش کردی؟
ما راه زیادی هنوز برای رفتن داریم</c>

00:39:20.960 --> 00:39:22.920
<c.yellow>تعداد زیادی آدم هست
که دارن از همین راه میرن</c>

00:39:22.920 --> 00:39:26.040
<c.yellow>حتی اگه بخوای کمک کنی ...
میتونی به همه اونا کمک کنی؟</c>

00:39:26.040 --> 00:39:28.070
<c.yellow>من نمیتونم ببینم مردم می میرند و کمکی نکنم</c>

00:39:34.940 --> 00:39:37.190
<c.yellow>بیایین</c>

00:39:39.760 --> 00:39:41.130
<c.yellow>سریع برین</c>

00:39:46.080 --> 00:39:49.140
<c.yellow>عجله کنین ... راه بیوفتین</c>

00:40:01.790 --> 00:40:04.560
<c.yellow>همگی عجله کنین</c>

00:40:05.210 --> 00:40:07.560
<c.yellow>سربازای «سائو سائو» دارن
میان ... زودباشین فرار کنین</c>

00:40:10.580 --> 00:40:11.810
<c.yellow>سریع ... فرار کنین</c>

00:40:11.810 --> 00:40:15.100
<c.yellow>فرار کنین ... سربازای «سائو سائو» اومدن</c>

00:40:17.850 --> 00:40:21.520
<c.yellow>سربازای «سائو سائو» حمله
کردن ... از عالیجناب محافظت کنین</c>

00:40:21.520 --> 00:40:23.940
<c.yellow>!کـمـک</c>

00:41:02.570 --> 00:41:04.490
<c.yellow>!شوهرم</c>

00:41:04.490 --> 00:41:08.020
<c.yellow>یه مسیر کوهستانی اون جلو
هست ... از عالیجناب محافظت کنین</c>

00:41:10.410 --> 00:41:13.830
<c.yellow>دو زن و فرزندم کجا هستن؟</c>

00:41:19.160 --> 00:41:21.880
<c.yellow>نزارین اونا فرار کنن</c>

00:41:21.880 --> 00:41:25.050
<c.yellow>بگیرینشون پاداش میگیرن</c>

00:41:26.450 --> 00:41:28.340
<c.yellow>! آ دوو</c>

00:41:31.710 --> 00:41:36.210
<c.yellow>ژنرال «ژائو» سربازای «سائو»
حمله کردن ... عالیجناب در خطر هستن</c>

00:41:37.620 --> 00:41:41.080
<c.yellow>یان چانگ ... مردم و سربازا رو به جلو ببر
به هیچ وجه توقف نکنین</c>

00:41:41.080 --> 00:41:42.610
<c.yellow>اطاعت</c>

00:42:57.620 --> 00:43:00.280
<c.yellow>برادرا ... زنده بگیرینش</c>

00:43:00.280 --> 00:43:02.060
<c.yellow>اطاعت</c>

00:43:33.570 --> 00:43:36.080
<c.yellow>پدر بزرگ «ژانگ فی» اینجاست</c>

00:43:37.386 --> 00:43:56.386
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:56.410 --> 00:43:58.110
<c.yellow>!برادر</c>

00:44:00.350 --> 00:44:02.010
<c.yellow>!برادر</c>

00:44:04.570 --> 00:44:06.710
<c.yellow>برادر بزرگ -
یی د -</c>

00:44:06.710 --> 00:44:08.920
<c.yellow>برادر بزرگ ... تو حالت خوبه</c>

00:44:08.920 --> 00:44:13.120
<c.yellow>خوبم ... خدا رو شکر به موقع اومدی</c>

00:44:13.120 --> 00:44:15.630
<c.yellow>وگرنه ... تا الان مرده بودم</c>

00:44:15.630 --> 00:44:19.240
<c.yellow>اون سائو سائو پست فطرت
میدونسته که من انتهای گروه هستم</c>

00:44:19.240 --> 00:44:22.070
<c.yellow>اینطوری حساب کرده تا به وسط حمله کنه</c>

00:44:22.070 --> 00:44:24.770
<c.yellow>!واقعا که خیلی آدم پستی ـه</c>

00:44:25.970 --> 00:44:30.340
<c.yellow>درسته ... دو تا همسرم و «آ دوو» کجان؟</c>

00:44:30.340 --> 00:44:34.790
<c.yellow>برادر بزرگ ... اونا افراد
زیادی رو فرستاده بودن</c>

00:44:34.790 --> 00:44:38.190
<c.yellow>شما باید اول برای رفع
خطر توی جنگل مخفی بشین</c>

00:44:38.190 --> 00:44:42.210
<c.yellow>موضوع دو بانو و «آ دوو» رو به من بسپارین</c>