﻿WEBVTT

00:01:57.196 --> 00:02:17.196
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.220 --> 00:02:25.870
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.710 --> 00:02:30.720
.:: قسمت چهل و سوم ::.

00:02:55.160 --> 00:02:58.200
امیدوارم عالیجناب فقط
ترسیده باشه ولی در خطر نباشه

00:03:03.100 --> 00:03:05.190
وزیر جیان ... آسیب دیدگیتون چطوره؟

00:03:05.190 --> 00:03:07.300
خوبه ... فقط سربازای «سائو
سائو» به یکباره حمله کردن

00:03:07.300 --> 00:03:09.110
ما نتونستیم در مقابلشون مقاومت کنیم

00:03:09.110 --> 00:03:10.480
شما عالیجناب رو دیدین؟

00:03:10.480 --> 00:03:13.730
عالیجناب توی یه گاری بودن ...
اونا به سمت جنوب شرقی رفتن

00:03:13.730 --> 00:03:16.180
پس دو بانو و ارباب جوان چی؟

00:03:16.180 --> 00:03:19.380
دو بانو گاری رو ترک کردن و از
طریق شلوغی و جمعیت فرار کردن

00:03:19.380 --> 00:03:23.020
اما نمیدونم اونا در امنیت فرار کردن یا نه

00:03:26.730 --> 00:03:28.620
وزیر جیان ... فعلا برگردین

00:03:28.620 --> 00:03:30.280
به عالیجناب بگین

00:03:30.280 --> 00:03:32.110
من، ژائو یون ... اگه شده آسمون به زمین بیاد

00:03:32.110 --> 00:03:35.790
حتی اگه به قیمت جانم هم تموم بشه
, دو بانو و ارباب جوان رو پیدا میکنم

00:03:49.610 --> 00:03:52.150
زودباشین ... فرار کنین

00:03:53.080 --> 00:03:55.690
!سربازای «سائو» دارن میان

00:03:57.000 --> 00:04:00.380
زودباشین فرار کنین ... زودباشین فرار کنین

00:04:58.740 --> 00:05:01.430
منو نکش ... بهم رحم کن

00:05:07.610 --> 00:05:11.100
منو نکش ... منو نکش

00:05:17.290 --> 00:05:18.470
زی لونگ

00:05:18.470 --> 00:05:20.120
بانو «گان» ... شما حالتون خوبه؟

00:05:20.120 --> 00:05:23.500
من برای محافظت از مردم عادی
اونا رو اینجا آوردم تا مخفی بشن

00:05:23.500 --> 00:05:26.600
اما توی راه بانوی «می» و «آ دوو» رو گم کردم
* «آ دوو : اسم مستعار پسر لیو بی «لیو چان *

00:05:26.600 --> 00:05:28.490
نمیدونم بانو «می» و شاهزاده

00:05:28.490 --> 00:05:30.020
الان کجا هستن

00:05:30.020 --> 00:05:33.280
دلواپس نباشین ...من میرم پیداشون میکنم

00:05:37.240 --> 00:05:39.730
!اصلا خب نیست ... سربازای «سائو» اومدن

00:05:39.730 --> 00:05:42.030
سربازای «سائو» اومدن -
چی کار کنیم؟ ... چی کار کنیم؟ -

00:05:42.030 --> 00:05:44.640
زی لونگ ... الان با این باید چی کار کنیم؟

00:05:44.640 --> 00:05:47.630
فعلا اینجا بمونین ... میرم نگاهی بندازم

00:06:36.950 --> 00:06:39.060
ممنون ژنرال ژائو -
وزیر می -

00:06:39.060 --> 00:06:41.320
بانو «گان» رو من قبلا پیدا کردم

00:06:41.320 --> 00:06:43.400
«شما توی مسیر بانو «می

00:06:43.400 --> 00:06:44.930
و ارباب جوان رو ندیدین؟

00:06:44.930 --> 00:06:47.890
من بانو «می» رو دیدم که «آ
دوو» رو گرفته بود و فرار میکرد

00:06:47.890 --> 00:06:51.380
نیروهای «سائو سائو» هم
دنبالشون بودن ... تو اون آشفتگی

00:06:51.380 --> 00:06:53.170
من بدست ژنرال دشمن

00:06:53.170 --> 00:06:54.940
چون یو دستگیر شدم

00:06:54.940 --> 00:06:57.390
خدا رو شکر شما ژنرال
اینجا بودین و منو نجات دادین

00:06:57.390 --> 00:06:59.680
پس منظورتون اینه که بانو می

00:06:59.680 --> 00:07:01.830
و ارباب جوان

00:07:02.320 --> 00:07:04.640
هنوز توی «چانگ بان پو» گیر افتادن

00:07:04.640 --> 00:07:07.120
نمیدونیم زنده هستن یا نه

00:07:31.910 --> 00:07:33.640
!بانو می

00:07:33.640 --> 00:07:35.360
!بانو «می» ... بانو می

00:08:20.710 --> 00:08:22.620
برادر بزرگ

00:08:22.620 --> 00:08:24.310
برادر بزرگ

00:08:24.310 --> 00:08:26.910
برادر بزرگ -
برادر سوم ... وزیر می -

00:08:26.910 --> 00:08:29.720
زی لونگ به دشمن ملحق شده

00:08:29.720 --> 00:08:31.290
داری میگی زی لونگ

00:08:31.290 --> 00:08:33.820
به من خیانت کرده و به
ارتش «سائو سائو» پیوسته؟

00:08:33.820 --> 00:08:35.820
بله

00:08:35.820 --> 00:08:40.100
عالیجناب من خودم شخصا دیدم که «ژائو
زی لونگ» به سمت شمال غربی حرکت میکرد

00:08:40.100 --> 00:08:43.080
این درست جاییه که ارتش «سائو سائو» اونجاست

00:08:44.730 --> 00:08:46.360
این چطور ممکنه؟

00:08:46.360 --> 00:08:48.280
زی لونگ به من وفاداره

00:08:48.280 --> 00:08:50.050
من اونو مثل دوست نزدیکم به حساب میارم

00:08:50.050 --> 00:08:52.710
اون امکان نداره به من خیانت کنه

00:08:53.100 --> 00:08:56.150
چطوره که ... بهش کمک کنی زخمش رو ببنده؟

00:08:56.150 --> 00:08:58.190
ممنون عالیجناب

00:08:58.480 --> 00:09:01.880
برادر بزرگ! اون حتما فکر کرده
ما در حال مرگیم و موفق نمیشیم

00:09:01.880 --> 00:09:05.280
!به همین خاطر رفته به ارتش «سائو
سائو» ملحق بشه و افتخار و شکوه بدست بیاره

00:09:05.280 --> 00:09:08.520
!اگه اونو ببینم ... خودم زندگیشو میگیرم

00:09:08.520 --> 00:09:11.790
امکان نداره - برادر
بزرگ - مطلقا امکان نداره -

00:09:11.790 --> 00:09:17.530
برادر سوم نکنه حادثه «یون چانگ» و کشتن
«یان لیانگ» و «ون چائو» رو فراموش کردی

00:09:17.660 --> 00:09:20.400
حالا هم میخوای «زی لونگ»
رو به اشتباه سرزنش کنی؟

00:09:20.400 --> 00:09:22.770
اون الان باید اون جلو باشه

00:09:22.770 --> 00:09:26.640
پس چرا وسط میدون جنگ
داره به سمت ارتش دشمن میره؟

00:09:26.640 --> 00:09:28.580
من مطمئنم «زی لونگ» برای این کارش

00:09:28.580 --> 00:09:30.630
حتما یه دلیلی داره

00:09:30.630 --> 00:09:32.090
زی لونگ

00:09:32.090 --> 00:09:34.620
اون امکان نداره به من خیانت کنه

00:09:35.710 --> 00:09:37.970
پس من میرم به سمت پل تا مراقب باشم

00:09:37.970 --> 00:09:40.140
و باید بفهمم چه اتفاقی داره میوفته

00:10:09.250 --> 00:10:12.870
ژائو زی لونگ ... چه تصادفی
که دوباره همدیگه رو دیدیم

00:10:12.870 --> 00:10:16.050
فکرش رو نمی کردم همدیگه
رو توی میدون جنگ ببینیم

00:10:16.050 --> 00:10:18.900
گونگ چوان ... فکرش رو نمی کردم
به ارتش «سائو سائو» ملحق شده باشین

00:10:18.900 --> 00:10:20.910
اون «گائو ز» کجاست؟

00:10:20.910 --> 00:10:24.170
واسه مقابله با تو... حتما
لازمه ژنرال «گائو» باشه؟؟

00:10:24.960 --> 00:10:28.560
میدونی ژنرالی که الان کنار منه کیه؟

00:10:28.560 --> 00:10:33.090
گونگ چوان ... این همونیه
که باعث شد برادر شیاهو دون

00:10:33.090 --> 00:10:36.490
توی شیب «بو وانگ» متحمل شکست و تلفات سنگینی بشه
که «ژائو یون» ... «ژائو زی لونگ» صداش میکنن؟

00:10:36.490 --> 00:10:37.800
دقیقا خودشه

00:10:37.800 --> 00:10:40.170
ژائو زی لونگ ... خوب گوش کن

00:10:40.170 --> 00:10:45.710
ایشون ژنرال بزرگ ارتش نخست وزیر سائو هستن
شیاهو ان

00:11:05.850 --> 00:11:08.120
شمشیر چینگ گانگ -
خوب دیدی -

00:11:08.120 --> 00:11:12.720
!پس بزار طعم قدرت شمشیر
«چینگ گانگ» رو بهت بچشونم

00:11:23.630 --> 00:11:25.370
...این ... این

00:11:35.260 --> 00:11:38.000
!اون ژنرال «شیا هو» رو کشت ... بکشینش

00:11:41.630 --> 00:11:44.440
زودباشین فرار کنین ... زودباشین فرار کنین

00:11:46.530 --> 00:11:48.070
زودباشین فرار کنین

00:11:48.070 --> 00:11:51.110
زودباشین فرار کنین ...
زندگیتون رو نجات بدین

00:12:21.870 --> 00:12:24.810
این شمشیر چینگ کانگ ـه

00:12:24.810 --> 00:12:28.590
این شمشیر از طلا و آهن سخت ساخته شده

00:12:28.590 --> 00:12:32.100
اگه ازش درست استفاده بشه این قدرت رو داره
که شر رو از بین ببره ... این قدرت مخربی داره

00:12:32.100 --> 00:12:35.230
واقعا اینقدر قدرتمنده؟ یعنی میتونه
فلز رو مثل خاک رس برش بزنه؟

00:12:35.230 --> 00:12:37.520
!فقط این که نیست

00:12:37.520 --> 00:12:39.820
این شمشیر «چینگ گانگ» رو با

00:12:39.820 --> 00:12:43.060
شمشیر «یی تیان»عموت ترکیب کن

00:12:43.060 --> 00:12:45.410
اونا یه جفت از ابزار
خدایان سلسله «هـان» هستن

00:12:45.410 --> 00:12:50.510
پدر ... من شمشیر «چینگ گانگ»
رو از خائنین کشور پس گرفتم

00:13:36.734 --> 00:13:38.734
بریم -
اطاعت -

00:14:07.760 --> 00:14:08.960
!برادرا ... حـمـلـه

00:14:08.960 --> 00:14:12.860
!حمـلـه

00:14:28.950 --> 00:14:32.650
بابت کمکتون ممنون ژنرال - نیازی به تشکر
نیست .... برگرد و به ژنرال «زی لونگ» بگو -

00:14:32.650 --> 00:14:35.330
من ... «گونگ سون بائو یو» اینجا اومدم

00:14:35.330 --> 00:14:36.840
اطاعت

00:14:59.180 --> 00:15:01.210
این چه کاریه میکنی؟

00:15:01.210 --> 00:15:03.120
پس تو واقعا با «ژائو زی لونگ» هستی

00:15:03.120 --> 00:15:05.230
!نـه ... من تازه رسیدم

00:15:05.230 --> 00:15:10.500
اینم خوبه ... شاید اون
بیشتر از من بهت اهمیت بده

00:15:10.500 --> 00:15:14.390
!تا زمانی که تو توی دستای منی ...
مطمئنم «زائو زی لونگ» برای دیدنم میاد

00:15:14.390 --> 00:15:16.920
چینگ یی ... دیوونه شدی؟

00:15:16.920 --> 00:15:21.470
اگه میخوای بانوی جوانت زنده بمونه برگرد و به
«ژائو زی لونگ» بگو من توی معبد «لینگ شو» منتظرشم

00:15:21.470 --> 00:15:24.710
بانوی جوان -
زودباش ... زودباش برو -

00:15:30.171 --> 00:15:31.571
بریم

00:15:46.371 --> 00:15:49.221
گونگ چوان ... چرا منو آوردی اینجا؟

00:15:49.221 --> 00:15:51.731
تو کارهای بانوی جوان ما
دخالت نکن و مشکل درست نکن

00:15:51.731 --> 00:15:53.151
پس تو چه کاری میتونم دخالت کنم؟

00:15:53.151 --> 00:15:55.491
الان بهترین فرصت برای
کشتن «ژائو زی لونگ» ـه

00:15:55.491 --> 00:15:57.711
بی خودی برام دردسر درست نکن

00:15:57.711 --> 00:16:01.791
چه دردسری میتونم درست کنم؟ من
فقط میخوام از بانوی جوان محافظت کنم

00:16:01.791 --> 00:16:04.811
با این حرکت های مسخره ات ,
چطور میخوای از اون محافظت کنی؟

00:16:04.811 --> 00:16:08.651
!بعد از اینکه «ژائو زی لونگ» کشته
شد ... اون موقع میزارم از اینجا بری

00:16:10.381 --> 00:16:12.531
همین الان میخوام برم بیرون

00:16:12.531 --> 00:16:14.491
!برگرد

00:16:16.817 --> 00:16:26.817
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:16:26.841 --> 00:16:32.331
من قبلا زیاد بهت توجه نکرده بودم فکرش رو
نمی کردم تو دختریه کوچولو خوب به نظر برسی

00:16:32.331 --> 00:16:34.261
بهم دست نزن

00:16:34.261 --> 00:16:38.691
الان همه جا پر از هرج و مرج و
آشوبه ... حتی دزدا و راهزن ها هم هستن

00:16:38.691 --> 00:16:41.681
چطور میتونم نگران و دلواپس دختر
کوچولوی خوشگلی مثل تو نباشم؟

00:16:41.681 --> 00:16:43.851
بهتره بزاری ازت مراقبت کنم

00:16:43.851 --> 00:16:46.211
تو دقیقا میخوای چی کار کنی؟

00:16:53.081 --> 00:16:56.641
تو که داری باهام این کار رو میکنی
... نمی ترسی به بانوی جوان بگم؟

00:16:56.641 --> 00:16:58.071
ارباب الان دیگه مرده

00:16:58.071 --> 00:17:01.291
شیاهو چینگ یی دیگه کیه؟

00:17:01.291 --> 00:17:03.031
!پس به «گائو ز» میگم

00:17:03.031 --> 00:17:06.181
!گائو ز ارباب تو ـه ... اون هر
چی بانوی جوان بگه گوش میکنه

00:17:06.181 --> 00:17:07.751
اون به حرف بانوی جوان گوش میکنه؟

00:17:07.751 --> 00:17:10.831
اگه اون به حرفای بانوی جوان
گوش میکرد ... ارباب رو نمیکشت

00:17:10.831 --> 00:17:14.801
چی گفتی؟ «گائو ز» ارباب رو کشته؟

00:17:14.801 --> 00:17:17.521
تو و بانوی جوانت واقعا
احمقین یا دارین وانمود میکنین؟

00:17:17.521 --> 00:17:19.821
واقعا باورتون شده که «ژائو
زی لونگ» ارباب رو کشته؟

00:17:19.821 --> 00:17:22.731
اشتباهه ... «گائو ز» کشته اونو

00:17:22.731 --> 00:17:25.141
چطور ممکنه؟

00:17:25.141 --> 00:17:29.251
الان هیچ کس نیست که ازت محافظت کنه

00:17:29.251 --> 00:17:32.281
بیا -
ولم کن -

00:17:39.891 --> 00:17:41.691
اگه بیای جلو میکشمت

00:17:41.691 --> 00:17:45.541
با اون چند تا حرکت مسخره
... فکر کردی میتونی منو بکشی؟

00:17:45.541 --> 00:17:49.391
بهت توصیه میکنم شمشیر رو
بزاری زمین و به خودت صدمه نزنی

00:17:54.471 --> 00:17:58.001
اگه نتونم تو رو بکشم
... خودمو که میتونم بکشم

00:18:00.121 --> 00:18:02.601
!شمشیر رو بنداز زمین

00:18:02.601 --> 00:18:06.991
!به جای تحمل این تحقیر و
خاری ... ترجیح میدم بمیرم

00:18:06.991 --> 00:18:08.601
!تـو

00:18:12.231 --> 00:18:17.501
!باشه ... امروز اصلا اخلاقم
سرجاش نیست ... فعلا همینجا بمون

00:18:50.951 --> 00:18:54.181
عجله کن ... بلند شو ... بلند شو ... بریم

00:18:55.741 --> 00:18:57.131
زودباشین فرار کنین

00:18:57.131 --> 00:18:59.591
زودباشین فرار کنین

00:18:59.591 --> 00:19:02.111
برادر ... تو بانوی «می» رو ندیدی؟؟

00:19:02.111 --> 00:19:05.301
بانو «می» پاش زخمی شده ... الان اونطرفـه

00:19:09.971 --> 00:19:11.871
زودباشین فرار کنین

00:19:13.811 --> 00:19:16.221
همراه جمعیت بریم

00:19:17.951 --> 00:19:20.061
همراه جمعیت بریم</i
 عجله کن

00:19:24.371 --> 00:19:26.721
ارتش «سائو» داره میاد ... فرار کنین

00:19:27.431 --> 00:19:29.581
عجله کنین

00:20:01.531 --> 00:20:03.381
!بانو می

00:20:04.631 --> 00:20:07.821
زی لونگ برای محافظت از شما دیر رسیده
من باعث رنج بانو شدم

00:20:07.821 --> 00:20:13.191
دیر نرسیدی ... تو اینجایی
تا این بچه رو نجات بدی

00:20:13.191 --> 00:20:14.821
بیایین

00:20:25.601 --> 00:20:29.231
بانو ... لطفا سوار اسب بشین -
زی لونگ -

00:20:29.231 --> 00:20:33.591
از زمانی که به ما ملحق شدی ما باهات مثل
عضوی از خونواده ی خودمون رفتار کردیم

00:20:35.721 --> 00:20:37.741
عالیجناب فقط همین یه پسر رو داره

00:20:37.741 --> 00:20:42.471
به همین دلیل ... مهم نیست چطور تو باید از
«آ دوو» محافظت کنی و اونو پیش عالیجناب ببری

00:20:53.131 --> 00:20:54.951
بانو ... پس شما چی؟

00:20:54.951 --> 00:20:56.551
من نمیتونم بیام -
نمیشه -

00:20:56.551 --> 00:21:01.921
بانو لطفا سوار اسب بشین و
برگردین من مراقب ارباب جوان هستم

00:21:01.921 --> 00:21:04.431
بدون اسب مگه میتونی به میدون مبارزه بری؟

00:21:04.431 --> 00:21:06.271
!نـه

00:21:06.271 --> 00:21:09.441
اگه شما رو اینجا تنها بزارم ...
چطور میتونم با عالیجناب روبرو بشم؟

00:21:09.441 --> 00:21:12.751
عالیجناب آدم معقولی ایه ... اون درک میکنه

00:21:14.231 --> 00:21:16.601
!نگاه کن ... سربازای «سائو
سائو» دارن میان ... عجله کن برو

00:21:16.601 --> 00:21:18.841
ارتش «سائو سائو» برای کشتن داره میاد

00:21:19.751 --> 00:21:21.901
!بانو -
جلوتر نیا -

00:21:21.901 --> 00:21:26.041
!اگه دودل باشی ... زندگی
«آ دوو» رو به خطر میندازی

00:21:26.041 --> 00:21:29.961
!حالا که اینطوره ... من تصمیم خودمو گرفتم

00:21:30.981 --> 00:21:34.761
!بـانـو! ... بـانـو

00:21:39.261 --> 00:21:43.191
ارباب جوان .. تو زندگی خودت رو

00:21:44.301 --> 00:21:46.731
مدیون مادرتی

00:22:29.091 --> 00:22:33.361
بانو ... در آرامش باشین

00:24:19.621 --> 00:24:23.871
ما نبرد سخت و دشواری پیش رو داریم

00:24:27.321 --> 00:24:30.581
به نظرت ... میتونیم در
برابرشون مقاومت و ایستادگی کنیم

00:24:32.781 --> 00:24:34.171
خوبـه

00:24:38.981 --> 00:24:41.471
شماها فعلا میتونین استراحت کنین

00:24:41.471 --> 00:24:45.611
بزارین خودم خدمت این بی نام و نشون رو میرسم

00:24:45.611 --> 00:24:47.251
!طبل ها رو به صدا در بیارین

00:25:29.831 --> 00:25:33.451
!برادر «یان مینگ» خودم انتقامت رو میگیرم

00:26:16.301 --> 00:26:18.801
شنیدم «لیو بی» به غیر
از «گوانگ یو» و ژانگ فی

00:26:18.801 --> 00:26:22.871
هیچ ژنرال قابل توجه دیگه
ای نداره ... تو کی هستی؟

00:26:25.351 --> 00:26:29.241
!من از چانگ شان ... «ژائو زی لونگ» ام

00:26:29.911 --> 00:26:31.861
ژائو زی لونگ

00:26:34.241 --> 00:26:37.891
!ژائو زی لونگ ... من «ما یوان» رو
ببین ... پایان زندگی خودت رو هم ببین

00:26:37.891 --> 00:26:39.431
!«منم پشتتم برادر «مـا

00:26:39.431 --> 00:26:42.761
!همه ... با همدیگه

00:28:25.151 --> 00:28:30.771
ژائو زی لونگ... واقعا ژنرال شجاعیـه

00:28:30.771 --> 00:28:36.641
حیف که به «لیو شوان دا»
خدمت میکنه ... واقعا تاسف آوره

00:28:37.551 --> 00:28:39.951
سائو هونگ -
در خدمتم -

00:28:39.951 --> 00:28:43.781
دستور رو ابلاغ کن ... هیچ کس حق
نداره ژنرال «ژائو» رو با تیر و کمان بزنه

00:28:43.781 --> 00:28:47.141
!من «ژائو زی لونگ» رو زنده
میخوام ... اون استعداد بی نظیریه

00:28:47.141 --> 00:28:48.651
اطاعت

00:28:56.921 --> 00:28:58.551
آماده ای؟

00:28:59.231 --> 00:29:02.541
حالا میخوایم حمله کنیم

00:33:36.961 --> 00:33:39.011
!اونو بکشین

00:33:39.011 --> 00:33:42.931
!زودباشین بکشینش

00:35:46.041 --> 00:35:49.321
!اگه دودل باشی ... زندگی
«آ دوو» رو به خطر میندازی

00:35:49.321 --> 00:35:51.741
!بـانـو! ... بـانـو

00:35:53.191 --> 00:35:55.411
زی لونگ ... شمشیر رو بگیر

00:35:55.411 --> 00:35:58.741
از وقتی بچه بودی بهت اصل و قاعده ی
وفاداری رو یاد دادم نکنه فراموش کردی؟

00:35:59.451 --> 00:36:02.871
تو باید قوی باشی ... باید
تبدیل به یه قهرمان بزرگ بشی

00:36:04.261 --> 00:36:06.141
حالا من اینو به تو میدم

00:36:06.141 --> 00:36:08.381
تمام مهارت ها و آرزو هام رو

00:36:08.381 --> 00:36:10.981
و حتی مسئولیت هامو به تو می سپارم

00:36:10.981 --> 00:36:13.981
امیدوارم این فقط یه لباس
واسه میدان جنگ نباشه

00:36:13.981 --> 00:36:19.051
بهم قول بده ... مهم نیست توی چند تا میدون
جنگ مبارزه میکنی باید صحیح و سالم برگردی

00:36:23.091 --> 00:36:25.651
!زی لونگ ... زی لونگ

00:37:49.301 --> 00:37:50.781
!حـمـلـه

00:37:58.821 --> 00:38:00.891
!اونو بکشین

00:38:07.651 --> 00:38:09.231
!نگهش دار

00:38:34.841 --> 00:38:36.631
!یشم مهتاب

00:39:47.821 --> 00:39:53.391
شجاعـه ... واقعا ژنرال شجاعیـه

00:40:18.591 --> 00:40:20.101
!لعنتی

00:40:20.101 --> 00:40:22.461
خیلی وقته که اینجا منتظرم

00:40:22.461 --> 00:40:26.321
حتی یه دونه سرباز دشمن هم این طرف نیومده
دیگه صبرم واسه کشتنشون داره لبریز میشه

00:40:35.941 --> 00:40:38.141
زی لونگ -
برادر یی د -

00:40:38.141 --> 00:40:41.511
من «آ دوو» رو نجات دادم
... سربازا دارن دنبالم میان

00:40:41.511 --> 00:40:44.431
زی لونگ زودباش برو ... بقیه رو بسپار به من

00:40:44.700 --> 00:40:50.162
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:41:03.481 --> 00:41:08.961
من به خاطر این بچه لعنتی
زندگی تو رو به خطر انداختم

00:41:10.981 --> 00:41:12.671
عالیجناب

00:41:16.631 --> 00:41:18.171
عالیجناب

00:41:28.631 --> 00:41:30.211
زی لونگ ... تو حالت خوبه؟

00:41:30.211 --> 00:41:32.071
من خوبم

00:41:33.241 --> 00:41:35.181
درسته ... عالیجناب

00:41:42.171 --> 00:41:44.831
... این که -
این شمشیر «چینگ گانگ» ـه -

00:41:44.831 --> 00:41:47.501
شمشیر چینگ گانگ؟

00:41:47.501 --> 00:41:49.161
شمشیرهای «چینگ گانگ» و یی تیان

00:41:49.161 --> 00:41:52.231
هر دو اشیاء الهی و محافظ سلسله «هـان» هستن
که نسل به نسل منتقل شدن

00:41:52.231 --> 00:41:57.061
حالا در دستای صاحب اصلی خودشه

00:41:59.251 --> 00:42:04.571
از بین تمام شمشیرهای توی دنیا,
تنها همین لیاقت استفاده تو رو داره

00:42:04.571 --> 00:42:06.831
شما بیش از حد از من تعریف
میکنین, چطور جرات کنم؟

00:42:06.831 --> 00:42:08.401
میدونم

00:42:08.401 --> 00:42:11.791
به خاطر دارم امپراتور
فرمان داد که پدرت ژائو ان

00:42:11.791 --> 00:42:17.171
از این شمشیر محافظت کنه
برای این کار اون زندگی خودش رو قربانی کرد

00:42:17.171 --> 00:42:22.631
حالا این شمشیر دوباره به دستای تو برگشته
فکر میکنی چرا؟

00:42:23.481 --> 00:42:25.231
این خواست خداست

00:42:25.231 --> 00:42:26.781
عالیجناب

00:42:26.781 --> 00:42:28.781
بحث نکن

00:42:28.781 --> 00:42:31.201
هر چند پدرت الان زنده نیست

00:42:31.201 --> 00:42:36.491
اما خون ایمان و وفاداری اون
هنوز در رگهای تو جریان داره

00:42:36.491 --> 00:42:40.051
این شمشیر فقط میتونه مال تو باشه

00:42:40.051 --> 00:42:43.371
حالا که عالیجناب روی این پافشاری میکنن

00:42:43.371 --> 00:42:47.911
پس من ... از این پس این شمشیر
رو برای حمایت از عالیجناب میگیرم

00:42:56.161 --> 00:42:57.851
بسیار خب

00:42:57.851 --> 00:43:01.161
اجازه بدین کمکتون کنم
ماموریتتون رو به پایان برسونید

00:43:01.161 --> 00:43:03.721
و شکوه و جلال سلسله
«هـان» بزرگ رو برگردونین

00:43:46.245 --> 00:44:06.245
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.