﻿WEBVTT

00:01:57.546 --> 00:02:17.546
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.570 --> 00:02:25.490
<c.colorff0080><i>.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.</i></c>

00:02:26.560 --> 00:02:30.700
<c.colorff0080><i>.:: قسمت چهل و هفتم ::.</i></c>

00:02:32.560 --> 00:02:36.760
<c.yellow>خب حالا که من اینقدر شبیه اونم
پس , من در مقایسه با اون چطوری ام؟</c>

00:02:52.950 --> 00:02:56.990
<c.yellow>خانم نیو، الان داشتی چی
به «ژائو زی لونگ» میگفتی؟</c>

00:02:56.990 --> 00:03:01.870
<c.yellow>فقط سعی داشتم بدونم اون خانم
«شیاهو» در مقایسه با من چطوری بوده؟</c>

00:03:01.870 --> 00:03:06.990
<c.yellow>واقعا عجیبه ... نمیدونم تو چطور تمام
این مدت برادر قسم خورده اش بودی؟</c>

00:03:07.950 --> 00:03:12.950
<c.yellow>تو اینجوری میگی
این مثل ریختن نمک روی زخمش نیست؟</c>

00:03:14.850 --> 00:03:18.300
<c.yellow>بزار بهت بگم ... زی لونگ و چینگ یی</c>

00:03:18.300 --> 00:03:22.020
<c.yellow>اونا مرگ و زندگی رو با هم تجربه کردن</c>

00:03:22.020 --> 00:03:25.620
<c.yellow>آخرش به خاطر یه سری
سوء تفاهما رابطه اونا بهم خورد</c>

00:03:25.620 --> 00:03:30.140
<c.yellow>این حسرت و پشیمونی ایه
که از قبل تا الان باقی مونده</c>

00:03:30.140 --> 00:03:36.770
<c.yellow>دارم بهت میگم ... عشق بین زی لونگ و «چینگ یی» به قدری کافیه
که دنیا رو به لرزه در بیاره و اشک خدایان رو سرازیر کنه</c>

00:03:36.770 --> 00:03:41.870
<c.yellow>دارم بهت میگم در مورد این مسائل اون
به منم چیزی نمیگه ... حالا بیاد به تو بگه؟</c>

00:03:41.870 --> 00:03:44.690
<c.yellow>هر چی رو که نمیگه ... تو کمکش میکنی تا بگه</c>

00:03:44.690 --> 00:03:48.150
<c.yellow>با داشتن برادری مثل تو ,
اصلا نیازی به دشمن داره؟</c>

00:03:51.170 --> 00:03:53.380
<c.yellow>مگه من الان همه چیز رو گفتم؟</c>

00:03:54.010 --> 00:03:56.920
<c.yellow>گفتم که گفتم ... خب که چی؟</c>

00:04:07.690 --> 00:04:09.290
<c.yellow>زی جینگ ... اومدی</c>

00:04:09.290 --> 00:04:12.410
<c.yellow>متاسفم که قبل از طلوع خورشید بیدارت کردم</c>

00:04:12.410 --> 00:04:16.310
<c.yellow>چیزی نیست ... به هر حال خوابمم نمی برد</c>

00:04:16.310 --> 00:04:20.960
<c.yellow>خوابت نمیبره؟ چطوره بزاری
یه نگاهی به نبضت بندازم؟</c>

00:04:21.580 --> 00:04:24.340
<c.yellow>کنگ مینگ ... امروز روز سومـه</c>

00:04:24.340 --> 00:04:26.780
<c.yellow>تو به فرمانده ارشد قول 100 هزار تیر دادی</c>

00:04:26.780 --> 00:04:31.080
<c.yellow>مهلتت به زودی تموم میشه
دیگه نمیتونی سرت رو روی بدنت نگه داری</c>

00:04:31.080 --> 00:04:34.560
<c.yellow>ممنون که نگران زندگی منی
امروز صبح به این زودی خواستم بیای</c>

00:04:34.560 --> 00:04:37.210
<c.yellow>چون میخوام توی ساختن تیرها کمکم کنی</c>

00:04:37.210 --> 00:04:39.630
<c.yellow>تیر بسازیم؟ ... کجا؟</c>

00:04:39.630 --> 00:04:42.330
<c.yellow>دیگه زیاد سوال نپرس ... دنبالم بیا</c>

00:04:49.740 --> 00:04:53.900
<c.yellow><i>در 13 ام سال «جیان ,ان» و
پاییز سال 208 پس از میلاد مسیح</i></c>

00:04:53.900 --> 00:04:57.840
<c.yellow><i>ارتش جیانگ دونگ از «دونگ وو» به رهبری
مشاور نظامی وی لو سو و نقشه ژوگه لیانگ</i></c>

00:04:57.840 --> 00:05:01.740
<c.yellow><i>با استفاده از یک طناب طولانی،
20 قایق را بهم متصل کردن</i></c>

00:05:01.740 --> 00:05:05.720
<c.yellow><i>و اطراف انها را با خزه
های سبز و کاه پوشاندن</i></c>

00:05:05.720 --> 00:05:09.730
<c.yellow><i>ناوگان دریایی «دونگ وو» بیش از چهار مرتبه
از شرایط مـه غلیظ رودخانه بهره گرفتن</i></c>

00:05:09.730 --> 00:05:14.430
<c.yellow><i>و خودشان را مستقیم به روبروی اردوگاه بزرگ «سائو
سائو» رساندن و شروع به زدن طبل و فریاد زدن کردند</i></c>

00:05:14.430 --> 00:05:18.390
<c.yellow><i>سائو سائو به خاطر مـه غلیظی که رودخانه
را پوشانده بود نگران کمین ناگهانی دشمن بود</i></c>

00:05:18.390 --> 00:05:22.090
<c.yellow><i>نه تنها حاضر به بیرون آمدن از اردوگاه و رویارویی با دشمن نشد
بلکه عجولانه دستور استقرار 10 هزار کماندار را در ساحل داد</i></c>

00:05:22.090 --> 00:05:27.220
<c.yellow><i>همزمان با تیراندازی به سمت رودخانه در بی نظمی
قصد داشتن تا جلوی تیرهای احتمالی دشمن را بگیرن</i></c>

00:05:27.220 --> 00:05:32.440
<c.yellow><i>در یک لحظه ... تیر ها مثل ملخ به پرواز در آمدن و
یکی پس از دیگری در بالای رودخانه به کشتی ها میرسیدند</i></c>

00:05:32.440 --> 00:05:35.660
<c.yellow><i>و به کاه و خزه های سبز برخورد میکردند</i></c>

00:05:42.650 --> 00:05:46.870
<c.yellow><i>بعد از آن «ژوگه لیانگ»
دستور داد تا ناوگان دور بزند</i></c>

00:05:46.870 --> 00:05:49.850
<c.yellow><i>و اجازه بدهند تا طرف دیگر کشتی
ها هم مورد اصابت تیرها قرار بگیرد</i></c>

00:05:49.850 --> 00:05:53.190
<c.yellow><i>و تا زمان بالا رفتن مـه و طلوع آفتاب
صبر کنند تا آن زمان دو طرف کشتی ها</i></c>

00:05:53.190 --> 00:05:57.410
<c.yellow><i>با بسته های تیر فراوان پر شده بود</i></c>

00:06:05.640 --> 00:06:08.660
<c.yellow><i>ناوگان دریایی «دونگ وو»
زمانی که به اردوگاه اصلی برگشتند</i></c>

00:06:08.660 --> 00:06:13.140
<c.yellow><i>تنها با شمارش تیرهای بدست آمده از هر قایق
تقریبا حدود 5 تا 6 هزار تیر بدست آورده بودند</i></c>

00:06:13.140 --> 00:06:17.140
<c.yellow><i>مجموع تیرهای بدست آمده از
این کار بیش از 100,000 تیر بود</i></c>

00:06:33.030 --> 00:06:35.090
<c.yellow><i>آرومتر ... مراقب باشین</i></c>

00:06:35.090 --> 00:06:37.550
<c.yellow>کنگ مینگ، اینو از کجا میدونستی؟</c>

00:06:37.550 --> 00:06:40.350
<c.yellow>از کجا میدونستی قبل از طلوع آفتاب
رودخونه رو مـه سنگین می پوشونه؟</c>

00:06:40.350 --> 00:06:44.600
<c.yellow>از اون طرف «سائو سائو» می ترسید که کشتی هاشو
واسه جنگ بیاره و از ساحل شروع به تیراندازی کردن</c>

00:06:44.600 --> 00:06:48.680
<c.yellow>به عنوان رهبر یه ارتش، اگه نتونی
آسمون رو بخونی نمیتونی زمین رو درک کنی</c>

00:06:48.680 --> 00:06:51.240
<c.yellow>نمیتونی مهارت خاصی داشته باشی
نمیتونی «یینگ و «یانگ» رو درک کنی</c>

00:06:51.240 --> 00:06:56.400
<c.yellow>نمیتونی نقشه ها رو بخونی, پس نمیتونی آرایش دشمن
رو هم ببینی در واقع هیچ استعداد خواصی نداری</c>

00:06:57.320 --> 00:07:00.530
<c.yellow>سه روز پیش، محاسبه کردم که
امروز مـه سنگینی ضاهر میشه</c>

00:07:00.530 --> 00:07:03.550
<c.yellow>فقط به همین دلیل جرات کردم تعهد نظامی بدم</c>

00:07:03.550 --> 00:07:07.650
<c.yellow>ژو گونگ جین بهم دستور داد تا تیر بسازم
اما هیچ کارگر یا موادی در اختیارم نزاشت</c>

00:07:07.650 --> 00:07:10.730
<c.yellow>تظاهر نکن که این نقشه واسه کشتن من نبوده</c>

00:07:10.730 --> 00:07:14.150
<c.yellow>فقط افسوس که خدا با من بود و «سائو
سائو» تصمیم گرفت چنین هدیه بزرگی رو بهم بده</c>

00:07:14.150 --> 00:07:16.090
<c.yellow>متأسفانه فرمانده ارشد به خواسته اش نمیرسه</c>

00:07:16.090 --> 00:07:17.370
<c.yellow><i>عجله کنین</i></c>

00:07:17.370 --> 00:07:18.900
<c.yellow><i>سریعتر</i></c>

00:07:21.570 --> 00:07:24.820
<c.yellow>فرمانده، خودتون رو با اومدن
به اینجا به زحمت انداختین</c>

00:07:26.700 --> 00:07:30.000
<c.yellow>در مجموع بیست کشتی میشه ...
5 تا 6 هزار تیر برای هر کشتی</c>

00:07:30.000 --> 00:07:33.250
<c.yellow>در مجموع 100 هزار
تیر شده ... نه بیشتر نه کمتر</c>

00:07:37.090 --> 00:07:40.410
<c.yellow><i>عجله کنین</i></c>

00:07:55.840 --> 00:07:57.920
<c.yellow>این «کنگ مینگ» واقعا خداییه برا خودش</c>

00:07:57.920 --> 00:08:01.990
<c.yellow>محاسبه کرد که مـه غلیظی قبل از
سپیده دم توی رودخونه ظاهر میشه</c>

00:08:01.990 --> 00:08:05.510
<c.yellow>بنابراین دستور داد که بیست
کشتی رو با یونجه و خزه بپوشونند</c>

00:08:05.510 --> 00:08:09.330
<c.yellow>و اونا رو به مجاورت ساحل
اردوگاه «سائو سائو» ببرن</c>

00:08:09.330 --> 00:08:13.310
<c.yellow>بعد به سربازا دستور داد که طبل و فریاد بزنن</c>

00:08:13.310 --> 00:08:17.940
<c.yellow>ارتش احمق «سائو سائو» هم فکر کرد
که ما قصد داریم تو مـه بهشون حمله کنیم</c>

00:08:17.940 --> 00:08:20.900
<c.yellow>بنابراین , اونا هم کور کورانه
توی مـه شروع به تیراندازی کردن</c>

00:08:20.900 --> 00:08:23.660
<c.yellow>واقعا صبر هم نمیکردن</c>

00:08:23.660 --> 00:08:25.800
<c.yellow>وقتی یه طرف کشتی ها با تیر پر شد</c>

00:08:25.800 --> 00:08:28.410
<c.yellow>کنگ مینگ گفت که کشتی ها بچرخن</c>

00:08:28.410 --> 00:08:31.220
<c.yellow>و طرف دیگه رو سمت تیرها بگیرن</c>

00:08:31.220 --> 00:08:34.590
<c.yellow>راستی ... توی راه برگشت
قبل اینکه برگردیم</c>

00:08:34.590 --> 00:08:39.670
<c.yellow>کنگ مینگ به سربازا گفت که با هم به
سمت اردوگاه «سائو» فریاد بزنن و بگن</c>

00:08:39.670 --> 00:08:43.450
<c.yellow>"!بابت تیرها ممنونیم نخست وزیر"</c>

00:08:44.370 --> 00:08:48.850
<c.yellow>این فریادها حتی ممکنه باعث عصبانی
شدن «سائو سائو» تا حد مرگ شده باشه</c>

00:08:49.400 --> 00:08:53.620
<c.yellow>تو مثل سگ دنبال «کنگ مینگ» چی کار میکردی؟</c>

00:08:53.620 --> 00:08:58.680
<c.yellow>من؟ ... من همراش توی
کشتی در حال نوشیدن بودم</c>

00:08:59.920 --> 00:09:03.920
<c.yellow>اما اگه بهش فکر کنی ... واقعا این عالیـه
کنگ مینگ خیلی قدرتمنده</c>

00:09:03.920 --> 00:09:06.520
<c.yellow>شانس آوردیم که اون واسه ما استراتژی میچینه</c>

00:09:06.520 --> 00:09:11.800
<c.yellow>اگه اون طرف «سائو سائو» بود مطمئنا
اتفاقات وحشتناکی رخ میداد و خیلی بد می شد</c>

00:09:16.230 --> 00:09:19.960
<c.yellow>کنگ مینگ واقعا یه راه واسه دیدن آینده داره</c>

00:09:19.960 --> 00:09:23.100
<c.yellow>من واقعا در سطح اون نیستم</c>

00:09:38.730 --> 00:09:41.470
<c.yellow><i>واقعا خیلی خوش تیپ ـه</i></c>

00:09:41.470 --> 00:09:45.210
<c.yellow><i>چطوره که نحوه خوردنش هم اینقدر جذابـه؟</i></c>

00:09:45.210 --> 00:09:48.490
<c.yellow><i>اگه من اون دختری بودم که
شب و روز بهش فکر میکنه</i></c>

00:09:48.490 --> 00:09:52.450
<c.yellow><i>اونوقت همه چیز خیلی خوب و خوش می شد</i></c>

00:09:56.680 --> 00:09:59.220
<c.yellow>خانم نیو، به چی فکر میکنی؟</c>

00:10:02.260 --> 00:10:04.560
<c.yellow>هیچی ... هیچی ... چیزی نیست</c>

00:10:10.180 --> 00:10:13.430
<c.yellow>زی لونگ ... زی لونگ .. زودباش کمکش کن
داره خفه میشه</c>

00:10:20.210 --> 00:10:25.070
<c.yellow>خیلی ممنون که زندگیمو نجات دادی
... راهی نیست که بتونم جبرانش کنم</c>

00:10:25.610 --> 00:10:28.130
<c.yellow>اگه میخوای زندگیمو وقف
تو کنم ... امکانش نیست</c>

00:10:28.130 --> 00:10:31.630
<c.yellow>اما یه روز وقتی زندگیت به خطر افتاد
میام نجاتت میدم</c>

00:10:31.630 --> 00:10:35.380
<c.yellow>بله ... همین الان, در
موردش با هم توافق کردیم</c>

00:10:35.380 --> 00:10:37.980
<c.yellow>من دیگه سیر شدم ... شما ادامه بدین</c>

00:10:37.980 --> 00:10:39.580
<c.yellow>آرومتر</c>

00:10:39.580 --> 00:10:41.040
<c.yellow>چی شده؟</c>

00:10:44.740 --> 00:10:47.670
<c.yellow>این ... این ... این غذا مورد علاقه ات نبود؟</c>

00:10:47.670 --> 00:10:48.690
<c.yellow>نـه</c>

00:10:48.690 --> 00:10:52.330
<c.yellow>پس چرا قیافت به نظر خوب نمیرسه؟</c>

00:10:55.780 --> 00:10:58.840
<c.yellow>به نظر من شکست آخرمون تقصیر تو بود</c>

00:10:58.840 --> 00:11:02.900
<c.yellow>تمام روز اینجور اخمو بودی واسه
همین رو شانسمون تاثیر گذاشت</c>

00:11:03.520 --> 00:11:05.500
<c.yellow>تو واقعا بی دلیل دنبال دردسری هااا</c>

00:11:05.500 --> 00:11:10.630
<c.yellow>از کی تا حالا؟ ... من، «نیو
یو» ، همیشه آدم معقولی بودم</c>

00:11:10.630 --> 00:11:13.550
<c.yellow>خانم نیو، میتونین تو این
موقعیت دخالت نکنین؟</c>

00:11:13.550 --> 00:11:15.330
<c.yellow>البته که نمیتونم</c>

00:11:15.330 --> 00:11:18.810
<c.yellow>میدونی چقدر وقت و تلاشمو
صرف این موضوع کردم؟</c>

00:11:18.810 --> 00:11:20.670
<c.yellow>کارهای هر روز مسافر خونه رو کنار گذاشتم</c>

00:11:20.670 --> 00:11:23.540
<c.yellow>مسافرخونه رو همش بسته نگه داشتم
میدونی چقدر بابت کار نکردن دارم ضرر میکنم؟</c>

00:11:23.540 --> 00:11:27.480
<c.yellow>فقط چون تو نمیخوای شریکت باشم , شریک نشم؟
خوابش رو ببینی</c>

00:11:29.860 --> 00:11:33.000
<c.yellow>میتونین شما دو نفر این جنگ و دعوا رو
تمومش کنین؟ با هم درست حرف بزنین</c>

00:11:33.000 --> 00:11:36.700
<c.yellow>شما باید همدیگه رو درک کنین
و همدیگه رو سرزنش نکنین</c>

00:11:36.700 --> 00:11:38.800
<c.yellow>خفه شو -
خفه شو -</c>

00:11:39.500 --> 00:11:43.330
<c.yellow>حالا دیدین ... وقتی با هم کار میکنین
چقدر قدرتمند میشین؟</c>

00:11:43.330 --> 00:11:46.930
<c.yellow>فقط این روحیه رو سرکوب میکنین</c>

00:11:48.110 --> 00:11:52.570
<c.yellow>من برگشتم! ... دارم از تشنگی میمیرم</c>

00:11:56.870 --> 00:11:59.810
<c.yellow>تمام روز داشتم «ژائو فن» رو دنبال
میکردم و حتی یه جرعه آب هم نخوردم</c>

00:11:59.810 --> 00:12:02.990
<c.yellow>اما یه نتایجی به دست آوردم</c>

00:12:07.100 --> 00:12:08.720
<c.yellow>چی شده؟</c>

00:12:09.440 --> 00:12:13.720
<c.yellow>به تو ربطی نداره ...
ادامه بده، چی پیدا کردی؟</c>

00:12:15.960 --> 00:12:20.840
<c.yellow>بزار بهتون بگم, من تمام روز
اونو دنبال کردم و آخرش فهمیدم</c>

00:12:20.840 --> 00:12:22.920
<c.yellow>چقدر این «ژائو فن» بدبخت و حقیر ـه</c>

00:12:22.920 --> 00:12:26.050
<c.yellow>امروز صبح، اون سوار خرش
واسه خرید خواربار به بازار رفت</c>

00:12:26.050 --> 00:12:29.050
<c.yellow>نه تنها چونه میزد سر خرید ...
حتی بیشتر هم ازش میخواست</c>

00:12:29.050 --> 00:12:32.930
<c.yellow>پس از اون آدماست که گوشت
میخره و پیاز مجانی هم میخواد؟</c>

00:12:32.930 --> 00:12:38.190
<c.yellow>اشتباهه ... اون میخواد پیاز بخره و گوشت مجانی هم
بگیره</c> <c.colorff0080>* میخواد بگه گوشت خیلی گرون تر از پیازه *</c>

00:12:38.190 --> 00:12:39.730
<c.yellow>این دیگه خیلی زیاده رویـه</c>

00:12:39.730 --> 00:12:42.020
<c.yellow>اون دیگه شدیدا خسیسـه</c>

00:12:42.020 --> 00:12:46.660
<c.yellow>اما یه چیز هست که اون
حاضره به خاطرش پول خرج کنه</c>

00:12:46.660 --> 00:12:48.420
<c.yellow>چی هست؟</c>

00:12:48.420 --> 00:12:52.330
<c.yellow>امروز ... «ژائو فن» به
معبد «چونگ لیانگ» رفت</c>

00:12:52.330 --> 00:12:55.490
<c.yellow>متوجه شدم که اون کاملا با
راهب «بای می» اونجا آشنایی داره</c>

00:12:55.490 --> 00:12:58.210
<c.yellow>بعد از اینکه رفت ... من
یه خرده پرس و جو کردم</c>

00:12:58.210 --> 00:13:02.670
<c.yellow>بعدش معلوم شد که اون دنبال قرص جاودانگی ـه</c>

00:13:02.670 --> 00:13:07.470
<c.yellow>قرص جاودانگی؟ به نظر میرسه کسی که پولداره</c>

00:13:07.470 --> 00:13:09.660
<c.yellow>بیشتر از مرگ میترسه</c>

00:13:09.660 --> 00:13:13.940
<c.yellow>اون پول زیادی داره و می ترسه اگه زندگیش
کوتاه باشه نتونه همه پول هاش رو خرج کنه</c>

00:13:15.100 --> 00:13:16.600
<c.yellow>من یه فکری دارم</c>

00:13:16.600 --> 00:13:18.160
<c.yellow>چه فکری؟</c>

00:13:18.160 --> 00:13:21.020
<c.yellow>من فکر میکردم نمیتونیم
نقطه ضعفی ازش پیدا کنیم</c>

00:13:21.020 --> 00:13:24.310
<c.yellow>حالا که میخواد جاودانه
باشه .. پس ما از آرزوش</c>

00:13:24.310 --> 00:13:27.050
<c.yellow>واسه تشویقش به اعتراف استفاده میکنیم</c>

00:13:27.050 --> 00:13:31.010
<c.yellow>این بار، میتونم به خدا قسم بخورم
که همه چیز طبق نقشه پیش میره</c>

00:13:31.010 --> 00:13:34.080
<c.yellow>ما پولدار میشیم</c>

00:13:34.080 --> 00:13:36.160
<c.yellow>ما پولدار میشیم ... ما پولدار میشیم</c>

00:13:36.160 --> 00:13:40.780
<c.yellow>یه لحظه صبر کنین ... دیگه
بیش از حد خوشحال نشدین؟</c>

00:13:42.920 --> 00:13:47.120
<c.yellow>ژائو زی لونگ، حالا دیدی
من خیلی باهوش تر از بقیه ام</c>

00:13:47.120 --> 00:13:50.670
<c.yellow>من شریکی ام که تو باید داشته باشی</c>

00:13:50.670 --> 00:13:52.350
<c.yellow>... گوش کن چی میگم , نقشه این بارم</c>

00:13:52.350 --> 00:13:53.870
<c.yellow>وایستا</c>

00:13:55.990 --> 00:13:58.630
<c.yellow>من به راه های نادرست تو علاقه ای ندارم</c>

00:13:58.630 --> 00:14:02.790
<c.yellow>بعلاوه ... اصلا نمیخوام با تو کار کنم</c>

00:14:07.660 --> 00:14:13.540
<c.yellow>دیدین؟ ... این دیگه چه طرز برخورده ؟</c>

00:14:28.520 --> 00:14:30.920
<c.yellow>زی لونگ ... الان ما تو چه وضعیتی هستیم؟</c>

00:14:30.920 --> 00:14:33.400
<c.yellow>تو هنوزم با خانم «نیو» درگیری</c>

00:14:33.400 --> 00:14:37.200
<c.yellow>به این خاطره که از اولش هم
این مسئله ربطی به اون نداشته</c>

00:14:37.200 --> 00:14:40.460
<c.yellow>مدام منو اذیت میکنه ... این آزار دهنده است</c>

00:14:40.460 --> 00:14:44.500
<c.yellow>بعلاوه ... تمام روش های اون راه درستی نیست</c>

00:14:44.500 --> 00:14:46.850
<c.yellow>من بیشتر از اون پایبند اخلاقیاتم</c>

00:14:46.850 --> 00:14:50.070
<c.yellow>همانطور که میگن، اگه اخلاقیاتتون
بهم نمیخوره با هم کار نکنین</c>

00:14:50.070 --> 00:14:53.870
<c.yellow>اینطور که تو میگی ... خب این یه دزدیـه
اخه چطور میشه منصفانه دزدی کرد؟</c>

00:14:53.870 --> 00:14:56.890
<c.yellow>نکنه میخوای مثل یه آدم محترم
بری پیش ژائو فن و با احترام کامل</c>

00:14:56.890 --> 00:15:00.660
<c.yellow>بهش بگی "ما میخوایم پول های تو رو
واسه هزینه های نظامی با خودمون ببریم</c>

00:15:00.660 --> 00:15:03.450
<c.yellow>"پس لطفا پولت رو بهمون بده</c>

00:15:03.450 --> 00:15:08.460
<c.yellow>زی لونگ ... تو قبلا گفتی حاضر
نیستی همسر «ژائو فن» رو بدزدی</c>

00:15:08.460 --> 00:15:10.900
<c.yellow>اما چه اتفاقی افتاد؟ هنوزم هیچ کاری نکردیم</c>

00:15:10.900 --> 00:15:13.890
<c.yellow>یه بار این کار رو انجام بدی
دوباره هم باید انجامش بدی</c>

00:15:13.890 --> 00:15:18.630
<c.yellow>بعدشم , ژائو فن پولش از
کارای درستی بدست نمیاد</c>

00:15:18.630 --> 00:15:20.890
<c.yellow>تو اصلا لازم نیست با اون مثل
یه آدم نجیب و خوب برخورد کنی</c>

00:15:20.890 --> 00:15:26.290
<c.yellow>کافیه ... مهم نیست تو چی بگی من هنوزم
حاضر نیستم با اون خانم «نیو» کار کنم</c>

00:15:26.290 --> 00:15:28.920
<c.yellow>زی لونگ ... چرا اینقدر لجبازی میکنی؟</c>

00:15:28.920 --> 00:15:33.200
<c.yellow>بزار ازت بپرسم, اگه تو نیای و
خانم «نیو» دستش به پولا برسه</c>

00:15:33.200 --> 00:15:34.980
<c.yellow>اونوقت ما هیچی بدست نمیاریم</c>

00:15:34.980 --> 00:15:38.000
<c.yellow>اون موقع چطور باید به
مشاور نظامی توضیح بدیم؟</c>

00:15:40.240 --> 00:15:43.680
<c.yellow>این چطوره؟ حالا که تو حاضر به سازش نیستی</c>

00:15:43.680 --> 00:15:46.970
<c.yellow>من فعلا با اونا میرم ,
وقتی تو فکراتو خوب کردی</c>

00:15:46.970 --> 00:15:49.030
<c.yellow>هر زمان خواستی میتونی به ما ملحق بشی</c>

00:16:03.510 --> 00:16:05.350
<c.yellow>جناب «ژوگه» بفرمایین</c>

00:16:05.350 --> 00:16:08.340
<c.yellow>دستورتون همین الان بهم
رسید, باید خیلی منتظر شده باشین</c>

00:16:08.340 --> 00:16:09.580
<c.yellow>نه اصلا</c>

00:16:09.580 --> 00:16:12.360
<c.yellow>فرمانده، ممکنه بپرسم در چه
مورد مایل به بحث با من هستید؟</c>

00:16:12.360 --> 00:16:14.840
<c.yellow>افراد ... چای بیارین</c>

00:16:16.200 --> 00:16:21.410
<c.yellow>دفعه قبل, با استراتژی بی نظیر شما تونستیم
100 هزار تیر رو با کمی تلاش بدست بیاریم</c>

00:16:22.290 --> 00:16:25.750
<c.yellow>لطفا این فنجان چای رو
به نشانه قدردانی من بنوشین</c>

00:16:34.660 --> 00:16:39.280
<c.yellow>فرمانده , اگه حرفی برای
گفتن دارید راحت بگین</c>

00:16:39.280 --> 00:16:44.060
<c.yellow>قضیه از این قراره که , سرورم پیامی برای من
فرستادن و مصر هستن که من حرکتی انجام بدم</c>

00:16:44.060 --> 00:16:46.200
<c.yellow>من موقعیت و شرایط نیروهای «سائو
سائو» رو در ساحل رودخانه بررسی کردم</c>

00:16:46.200 --> 00:16:49.230
<c.yellow>مواضع دفاعی خوبی داره و
سخت میشه اونا رو از بین برد</c>

00:16:49.230 --> 00:16:52.150
<c.yellow>به همین دلیل من طرحی رو در نظر دارم</c>

00:16:52.150 --> 00:16:54.330
<c.yellow>اما مطمئن نیستم اون جواب میده یا خیر</c>

00:16:54.330 --> 00:16:56.650
<c.yellow>مایلم که جناب در تصمیم گیری کمکم کنین</c>

00:16:56.650 --> 00:16:58.940
<c.yellow>فرمانده لطفا هنوز اونو به من نگین</c>

00:16:58.940 --> 00:17:02.860
<c.yellow>من هم طرحی با خودم دارم چطوره هر دو
نفرمون طرحمون رو روی دستمون بنویسیم</c>

00:17:02.860 --> 00:17:04.760
<c.yellow>و با هم مقایسه کنیم؟</c>

00:17:04.760 --> 00:17:08.520
<c.yellow>خوبه .... جناب لطفا</c>

00:17:37.850 --> 00:17:40.990
<c.yellow><i>[ آتش ]
[ آتش ]</i></c>

00:17:49.370 --> 00:17:52.810
<c.yellow>شما دو نفر از کی شروع
کردین به مثل هم فکر کردن؟</c>

00:17:56.010 --> 00:18:00.030
<c.yellow>نه نه نه ... من قبلا دوبار از آتیش
علیه ارتش «سائو سائو» استفاده کردم</c>

00:18:00.030 --> 00:18:02.580
<c.yellow>این بار احتمالا تا حدودی
برای این کار آماده شدند</c>

00:18:02.580 --> 00:18:06.200
<c.yellow>بنابراین، شما باید حمله با آتیش رو با نقشه ی دیگه
ای که توی فکرتون دارین گسترش میدین همراه کنید</c>

00:18:06.200 --> 00:18:08.840
<c.yellow>تنها بعد از اونـه که اونا کاملا شکست میخورن</c>

00:18:09.660 --> 00:18:14.060
<c.yellow>فرمانده ارشد ... نمیدونم
صحبتی که کردم درسته؟</c>

00:18:20.610 --> 00:18:25.330
<c.yellow>ارتش عظیم «سائو سائو»
رو نمیشه یه روزه شکست داد</c>

00:18:25.330 --> 00:18:28.950
<c.yellow>همه ژنرال ها هزینه و تداروکات
برای سه ماه رو دریافت میکنن</c>

00:18:28.950 --> 00:18:31.850
<c.yellow>و باید برای ایستادگی
طولانی مدت برنامه بریزین</c>

00:18:32.730 --> 00:18:38.570
<c.yellow>فرمانده ارشد, شما گفتین تداروکات سه ماه رو میدین حتی
اگه تداروکات 30 ماه رو هم بهمون بدین, فایده ای نداره</c>

00:18:38.570 --> 00:18:40.980
<c.yellow>اگه نتونیم ارتش «سائو سائو»
رو در کوتاه مدت شکست بدیم</c>

00:18:40.980 --> 00:18:44.360
<c.yellow>پس بهتر نیست همونطور
که «ژانگ ژائو» پیشنهاد کرد</c>

00:18:44.360 --> 00:18:47.040
<c.yellow>خودمون رو تسلیم کنیم؟</c>

00:18:47.040 --> 00:18:52.020
<c.yellow>گستاخ! ... سرورم دستور دادن هر کسی
که حرفی از تسلیم شدن بزنه, قبل از گزارش</c>

00:18:52.020 --> 00:18:55.790
<c.yellow>باید اعدام بشه ... حتی خدمت طولانیت به سرورم
هم نمیتونه تضمینی برای محافظت از تو باشه</c>

00:18:55.790 --> 00:18:58.590
<c.yellow>اونچه که تو گفتی اختلال
و تضعیف روحیه ارتشـه</c>

00:18:58.590 --> 00:19:00.870
<c.yellow>اگه نکشمت چطور میتونم
نظم رو توی ارتش برقرار کنم؟</c>

00:19:00.870 --> 00:19:04.680
<c.yellow>باید چی کار کنیم؟</c>

00:19:04.680 --> 00:19:08.580
<c.yellow>ژو یـو! من دوشادوش ژنرال
«ون تای» در نبردهای زیادی جنگیدم</c>

00:19:08.580 --> 00:19:11.320
<c.yellow>تا الان سه نسل گذشته</c>

00:19:11.320 --> 00:19:15.170
<c.yellow>اون موقع ... تو خودتم نمیدونستی کجایی</c>

00:19:15.750 --> 00:19:19.130
<c.yellow>منو به زیر سوال می بری؟</c>

00:19:19.130 --> 00:19:22.230
<c.yellow>نگهبانا ... نگهبانا</c>

00:19:22.230 --> 00:19:24.060
<c.yellow>بله</c>

00:19:25.200 --> 00:19:28.040
<c.yellow>اونو بگیرین و 100 ضربه محکم بهش بزنید</c>

00:19:28.040 --> 00:19:32.100
<c.yellow>جرات نداری ... ژو یو , داری چی کار میکنی؟ -
اطاعت -</c>

00:19:32.100 --> 00:19:36.860
<c.yellow>ژو یو , خجالت بکش حتی عالیجناب هم به
من احترام میزاره ... من جای پدرت هستم</c>

00:19:36.860 --> 00:19:38.170
<c.yellow>فکر میکنی کی هستی؟</c>

00:19:38.170 --> 00:19:41.180
<c.yellow>فرمانده</c>

00:19:42.590 --> 00:19:48.710
<c.yellow>ژو یو! ... تو بدبختی , خدایان تو رو نمیبخشن</c>

00:19:49.430 --> 00:19:53.100
<c.yellow>ژو یو! چطور جرات میکنی منو بزنی</c>

00:19:54.560 --> 00:19:59.000
<c.yellow>من زندگیم رو فدای «دونگ وو» کردم</c>

00:19:59.000 --> 00:20:04.240
<c.yellow>تو به خاطر رفتارت کشته میشی</c>

00:20:27.250 --> 00:20:32.830
<c.yellow>فرمانده ارشد، لطفا ژنرال ارشد رو ببخشین</c>

00:20:32.830 --> 00:20:37.810
<c.yellow>خواهش میکنیم فرمانده ارشد،
لطفا ژنرال ارشد رو ببخشین</c>

00:20:37.810 --> 00:20:40.270
<c.yellow>چطور جرات میکنین خلاف من حرف بزنید؟</c>

00:20:40.270 --> 00:20:44.940
<c.yellow>هر کسی که برای عفو «هوانگ گای» لب باز کنه
 بخشیده نمیشه و فورا اعدام میشه</c>

00:20:46.060 --> 00:20:50.120
<c.yellow>ادامه بدین ... محکم تر بزنیدش</c>

00:20:51.060 --> 00:20:56.260
<c.yellow>ژو یو! من راحتت نمیزارم</c>

00:21:16.120 --> 00:21:18.130
<c.yellow>این «ژو گونگ جین» دیگه
داره عقلش رو از دست میده</c>

00:21:18.130 --> 00:21:20.290
<c.yellow>چطور تونست اینطور بی شرمانه
«هوانگ گای» رو مجازات کنه</c>

00:21:20.290 --> 00:21:22.790
<c.yellow>اونم در برابر همه ی اون مقامات</c>

00:21:22.790 --> 00:21:27.350
<c.yellow>این صد ضربه کافی بود تا
گوشتش رو جدا کنه و اونو بکشه</c>

00:21:27.350 --> 00:21:30.880
<c.yellow>این جو منفی چه تاثیری روی
روحیه سربازای ما میزاره؟</c>

00:21:30.880 --> 00:21:35.280
<c.yellow>می ترسم فقط باعث مضحکه «سائو سائو» بشیم </c>

00:21:36.200 --> 00:21:39.080
<c.yellow>همه اینا دقیقا برای اینه
که «سائو سائو» ببینه</c>

00:21:39.080 --> 00:21:40.220
<c.yellow>چی؟</c>

00:21:40.220 --> 00:21:42.820
<c.yellow>زی جینگ، تو هم واقعا آدم ساده ای هستی</c>

00:21:42.820 --> 00:21:47.810
<c.yellow>یکی از اونا میخواد بجنگه ... یکی دیگه
میخواد کشش بده «به این تاکتیک میگن «خود زنی</c>

00:21:47.810 --> 00:21:49.210
<c.yellow>خود زنی؟</c>

00:21:49.210 --> 00:21:53.970
<c.yellow>وقتی روز نبرد برسه , یه ژنرال باید باشه
که اعتماد «سائو سائو» رو بدست آورده باشه</c>

00:21:53.970 --> 00:21:56.930
<c.yellow>و ژنرال «هوانگ» بهترین شخص برای این کاره</c>

00:21:56.930 --> 00:21:58.870
<c.yellow>هرچند اون شدیدا کتک خورده</c>

00:21:58.870 --> 00:22:01.040
<c.yellow>اما میتونه از این فرصت
تضاهر به تسلیم شده بهره ببره</c>

00:22:01.040 --> 00:22:05.980
<c.yellow>وقتی «سائو سائو» تو این دام
بیوفته .. جیانگ دونگ میتونه پیروز بشه</c>

00:22:08.500 --> 00:22:12.960
<c.yellow>چطور من اینو متوجه نشدم؟
گونگ جین به فراتر از اینها فکر میکنه</c>

00:22:12.960 --> 00:22:15.280
<c.yellow>این واقعا کار سختی برای ژنرال «هوانگ» ـه</c>

00:22:15.280 --> 00:22:16.620
<c.yellow>اما بازم کافی نیست</c>

00:22:16.620 --> 00:22:18.550
<c.yellow>دیگه چی هست؟</c>

00:22:18.550 --> 00:22:22.630
<c.yellow>زی جینگ ... حقیقت رو بگم
از زمانی که من به «جیانگ دونگ» اومدم</c>

00:22:22.630 --> 00:22:25.950
<c.yellow>هر چند تا حدودی از رقابت فکری
و عقلی با «گونگ جین» لذت بردم</c>

00:22:25.950 --> 00:22:29.470
<c.yellow>اما من واقعا دلم میخواد از
شر «سائو سائو» خلاص بشیم</c>

00:22:29.470 --> 00:22:31.530
<c.yellow>اینو هیچ وقت منکرش نبودم</c>

00:22:31.530 --> 00:22:34.040
<c.yellow>گرچه طرح «گونگ جین» جالب توجه ـه</c>

00:22:34.040 --> 00:22:36.360
<c.yellow>با این حال یه حلقه از
این زنجیر از قلم افتاده</c>

00:22:36.360 --> 00:22:41.100
<c.yellow>من فکر میکنم , در این زمان بهره گرفتن از یه وزنه
سنگین بتونه به ما در شکست دادن سائو سائو کمک کنه</c>

00:22:42.760 --> 00:22:46.060
<c.yellow>نمیفهمم این وزنه سنگینی که میگی کی هست؟</c>

00:22:46.060 --> 00:22:50.180
<c.yellow>ققنوس جوان «شیانگ یانگ» , پانگ شی یوان</c>

00:22:51.246 --> 00:22:59.246
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:59.270 --> 00:23:02.000
<c.yellow>بنده «پانگ تونگ» به حضور
نخست وزیر «سائو» اومدم</c>

00:23:02.000 --> 00:23:05.090
<c.yellow>جناب پانگ تونگ</c>

00:23:13.410 --> 00:23:16.590
<c.yellow>جناب .. من خیلی وقته که از شهرتتون شنیدم</c>

00:23:16.590 --> 00:23:18.770
<c.yellow>به افرادم دستور دادم تا هر
کجا هستین شما رو پیدا کنند</c>

00:23:18.770 --> 00:23:23.420
<c.yellow>تصور نمیکردم شما با پای
خودتون به اردوگاه من بیایین</c>

00:23:24.660 --> 00:23:28.710
<c.yellow>نخست وزیر ... من عاشق آزادی
و سیر و سفر به همه جا هستم</c>

00:23:28.710 --> 00:23:31.760
<c.yellow>به همین دلیل جای ثابتی ندارم و جستجوی جناب
نخست وزیر برای ملاقات با من نتیجه ای نداشته</c>

00:23:31.760 --> 00:23:34.300
<c.yellow>من واقعا احساس گناه می کنم</c>

00:23:35.850 --> 00:23:38.880
<c.yellow>اینجوری نگین ... من شما رو پیدا نکردم</c>

00:23:38.880 --> 00:23:45.180
<c.yellow>من فقط نگرانم که شما به دیدن «سون چوان» یا
«لیو بی» برین تا ازتون توی پست مهمی استفاده کنن</c>

00:23:45.180 --> 00:23:48.590
<c.yellow>اینطوری من ضرر بزرگی نمیکردم؟</c>

00:23:50.240 --> 00:23:53.200
<c.yellow>نخست وزیر ... لیو بیائو از
«جینگ ژو» زمانی که زنده بود</c>

00:23:53.200 --> 00:23:55.160
<c.yellow>همشون چندین بار از من
خواستن تا پستی رو اونجا قبول کنم</c>

00:23:55.160 --> 00:23:59.650
<c.yellow>من با روشنفکری قبول نکردم یه پرنده ی
خوب درخت رو برای لونه ساختن انتخاب میکنه</c>

00:23:59.650 --> 00:24:01.990
<c.yellow>یه مقام دولتی با فکر، یه استاد
رو برای کار انتخاب میکنه</c>

00:24:01.990 --> 00:24:05.960
<c.yellow>من درواقع منتظر جناب نخست وزیر بودم</c>

00:24:12.730 --> 00:24:18.810
<c.yellow>خیلی خوبه ... من دوست دارم شما کمکم کنین
تا سریعا «جیانگ دونگ» رو مسالمت آمیز بگیرم</c>

00:24:20.070 --> 00:24:24.140
<c.yellow>چطور میتونم بهتون ایستاده اجازه صحبت بدم؟
لطفا بیایین داخل</c>

00:24:24.140 --> 00:24:26.030
<c.yellow>بفرمایین -
بیایین ... بیایین -</c>

00:24:29.010 --> 00:24:31.700
<c.yellow>ملاقات «پانگ شی یوان» با سائو سائو</c>

00:24:31.700 --> 00:24:33.570
<c.yellow>چه اهمیتی داره؟</c>

00:24:33.570 --> 00:24:36.560
<c.yellow>گونگ جین به منظور مقابله با «سائو
سائو»، افراد زیادی رو به کار گماشته</c>

00:24:36.560 --> 00:24:38.960
<c.yellow>و تازه سختی های زیادی رو
برای ترتیب دادنشون متحمل شده</c>

00:24:38.960 --> 00:24:41.840
<c.yellow>نفوذ «شی یوان» به اردوگاه سائو سائو</c>

00:24:41.840 --> 00:24:44.400
<c.yellow>درست مثل هدایت کردن یه سوزن
برای دوختن تکه های پارچه است</c>

00:24:44.400 --> 00:24:48.390
<c.yellow>اون آخرین حلقه زنجیر از قلم افتاده ی
ماست که نزدیک «سائو سائو» قرار داره</c>

00:24:48.390 --> 00:24:52.020
<c.yellow>و باعث سقوط و نابودی ارتش «سائو سائو» میشه</c>

00:24:53.380 --> 00:24:56.550
<c.yellow>امروز روز باز کردن کوره
درست کردن قرص جادوانگی ـه</c>

00:24:56.550 --> 00:25:00.750
<c.yellow>تائوئیست های های محترم به ما برکت دهید</c>

00:25:24.960 --> 00:25:26.620
<c.yellow>ضاهرم توی لباس راهب تائو ئیست چطوره؟</c>

00:25:26.620 --> 00:25:28.880
<c.yellow>مملوع از انرژی سحرآمیز</c>

00:25:38.150 --> 00:25:39.960
<c.yellow>راهب تائوئیست</c>

00:25:41.420 --> 00:25:43.590
<c.yellow>جناب ژائو رسیدن</c>

00:25:44.420 --> 00:25:46.990
<c.yellow>تو «بای می» نیستی, کی هستی؟</c>

00:25:46.990 --> 00:25:49.500
<c.yellow>من برادر ارشد «بای می» ام؟</c>

00:25:49.500 --> 00:25:51.960
<c.yellow>پس , «بای می» چی شد؟</c>

00:25:51.960 --> 00:25:55.970
<c.yellow>استاد اعظم «لینگ لیو» معتقد هستند که
«بای می» به اندازه کافی صلاحیت نداره؟</c>

00:25:55.970 --> 00:25:59.330
<c.yellow>از اون خواسته شده که به کوهستان
جاودانه ها برگرده و به تمرین بپردازه</c>

00:25:59.330 --> 00:26:02.160
<c.yellow>چرا اینقدر ناگهانی؟ من
باهاش قرار ملاقات داشتم</c>

00:26:02.160 --> 00:26:05.010
<c.yellow>و میخواست کوره رو امروز
باز کنه و قرص منو بهم بده</c>

00:26:05.990 --> 00:26:08.960
<c.yellow>منم برای همین کار اومدم اینجا</c>

00:26:09.820 --> 00:26:11.470
<c.yellow>تواناییشو داری؟</c>

00:26:12.200 --> 00:26:16.220
<c.yellow>برای تصفیه و خالص شدن این قرص های دارویی باز
کردنش باید با زمان خجسته ای مطابقت داشته باشه</c>

00:26:16.220 --> 00:26:20.330
<c.yellow>اگه وقت رو تلف کنید،
مسئولیتش به عهده من نیست</c>

00:26:20.330 --> 00:26:23.830
<c.yellow>درسته ... به زحمتتون میندازم
راهب تائوئیست ... راهب تائوئیست</c>

00:26:23.830 --> 00:26:27.860
<c.yellow><i>شما میخواین از چه روشی استفاده کنین؟ اون باید
روشی باشه که بتونین تمام پول رو بدست بیارین</i></c>

00:26:27.860 --> 00:26:31.110
<c.yellow><i>حقیقتش رو بگم ... دیر یا
زود ما «گوی یانگ» رو میگیریم</i></c>

00:26:31.110 --> 00:26:34.960
<c.yellow><i>اما روی استفاده از این پول
من حساب ویژه ای باز کردم</i></c>

00:26:34.960 --> 00:26:38.120
<c.yellow><i>اگه تو نیای و خانم «نیو» دستش به پولا برسه</i></c>

00:26:38.120 --> 00:26:41.960
<c.yellow><i>اونوقت ما هیچی بدست نمیاریم اون موقع
چطور باید اینو برای مشاور نظامی توضیح بدیم؟</i></c>

00:26:42.740 --> 00:26:47.180
<c.yellow>تبریک میگم جناب ژائو , حالا
میتونین برین و قرص ها رو بردارین</c>

00:27:01.790 --> 00:27:05.660
<c.yellow>راهب تائوئیست ... چه بلایی سر من اومده؟</c>

00:27:05.660 --> 00:27:07.850
<c.yellow>من که قبلا بهتون گفته بودم</c>

00:27:07.850 --> 00:27:13.320
<c.yellow>مهارت های «بای می» هنوز به قدر کافی
خوب نیست شکست خوردن چیز عادی ایه</c>

00:27:20.600 --> 00:27:24.650
<c.yellow>من کلی پول به «بای می» دادم تا
برام قرص های جاودانگی درست کنه</c>

00:27:24.650 --> 00:27:29.000
<c.yellow>مهارت های اون به اندازه کافی بالا نیست
و منو این شکلی کرده؟</c>

00:27:30.910 --> 00:27:34.640
<c.yellow>به همین دلیل کاهن اعظم اونو
عوض کرد و منو به اینجا فرستاد</c>

00:27:34.640 --> 00:27:36.920
<c.yellow>تو رو فرستاده؟</c>

00:27:37.780 --> 00:27:40.070
<c.yellow>تا دوباره منو منفجر کنی؟</c>

00:27:40.070 --> 00:27:42.220
<c.yellow>اشتباه نکنین</c>

00:27:42.220 --> 00:27:46.460
<c.yellow>اگه واقعا میخواین جاودانه بشین لازم نیست
یاد بگیرید چطور قرص جاودانگی درست کنین</c>

00:27:46.460 --> 00:27:49.900
<c.yellow>من فقط باید برای شما یه
محراب برای تمرین آماده کنم</c>

00:27:49.900 --> 00:27:53.440
<c.yellow>میتونم اطمینان بدم که شما میتونین
بیشتر از یه لاکپشت زندگی کنین</c>

00:27:54.360 --> 00:27:57.980
<c.yellow>سعی داری منو فریب بدی و باز
پول ازم بگیری ... درسته؟ من ندارم</c>

00:27:57.980 --> 00:28:00.420
<c.yellow>این بار لازم نیست پول بیشتری پرداخت کنید</c>

00:28:00.420 --> 00:28:04.060
<c.yellow>من فقط میخوام به برادر کوچیک خودم که
در حق شما قصور و اشتباه کرده خوبی کنم</c>

00:28:04.060 --> 00:28:06.290
<c.yellow>جدا؟ -
البته که جدی میگم -</c>

00:28:06.290 --> 00:28:09.820
<c.yellow>پس .. پس زودتر ترتیبش رو بده ... باشه؟</c>

00:28:10.760 --> 00:28:12.640
<c.yellow>تمرینش چیزیه که نمیشه اینجا انجام داد</c>

00:28:12.640 --> 00:28:16.960
<c.yellow>اونجا باید یه محلی باشه که پر از
هوا و نشانه های مساعد خودتون باشه</c>

00:28:19.520 --> 00:28:25.010
<c.yellow>هوا و نشانه های مساعد خودم باشه؟ این محل
مملوع از هوا و نشانه های مساعد خودم کجاست؟</c>

00:28:25.010 --> 00:28:28.680
<c.yellow>در واقع توضیح دادن در مورد محلی که
هوا و نشانه های مساعد خودتون باشه سخته</c>

00:28:28.680 --> 00:28:33.760
<c.yellow>ساده بخوام بگم ... جایی که درخشش و هوای جواهرات داشته
باشه اونجا مملوع از هوا و نشانه های مساعد خودتونـه</c>

00:28:33.760 --> 00:28:39.820
<c.yellow>به عنوان مثال، پر از طلا، نقره، پول
و گنجینه های ارزشمند باشه - گنجینه؟

00:28:39.820 --> 00:28:44.140
<c.yellow>هر چی حال و هوای درخشش جواهرات بیشتر باشه نشانه
های مساعد خودتون هم بیشتره ... متوجه میشین؟</c>

00:28:44.140 --> 00:28:45.960
<c.yellow>واقعا به پولای من علاقه ای نداری؟</c>

00:28:45.960 --> 00:28:48.070
<c.yellow>علاقه ای به پولای تو ندارم</c>

00:28:50.520 --> 00:28:55.020
<c.yellow>خیله خب ... من یه جا می شناسم ,
اما غریبه ها رو با خودم نمیبرم اونجا</c>

00:28:55.020 --> 00:29:01.230
<c.yellow>اگه میخواید بیایید, باید با چشمای
بسته برین و با چشمای بسته برگردین</c>

00:29:02.030 --> 00:29:04.620
<c.yellow>شما واقعا مشکل سازین</c>

00:29:04.620 --> 00:29:08.250
<c.yellow>اما چون مسئله طول عمر شماست،
این موضوع نباید به تعویق بیوفته</c>

00:29:08.250 --> 00:29:10.820
<c.yellow>برای اجتناب از اینکه زمان
مطلوب رو از دست بدیم</c>

00:29:10.820 --> 00:29:13.100
<c.yellow>لطفا راه رو نشونمون بدین</c>

00:29:13.100 --> 00:29:15.040
<c.yellow>پس، دنبالم بیایین</c>

00:29:17.020 --> 00:29:19.160
<c.yellow>عجله کن برو</c>

00:29:19.160 --> 00:29:21.630
<c.yellow>برو به بقیه افرادمون خبر بده با
فاصله دنبالمون بیان آماده انتقال پولا باشن</c>

00:29:21.630 --> 00:29:26.060
<c.yellow>بعد ... وقتی رسیدیم اونجا ... میفهمی که؟</c>

00:29:27.710 --> 00:29:29.210
<c.yellow>زودباش بریم</c>

00:29:34.650 --> 00:29:38.190
<c.yellow><i>این دوتا، با من مثل یه غریبه رفتار میکنن</i></c>

00:29:38.190 --> 00:29:41.420
<c.yellow><i>نکنه میخوان منو دور بزنن و
همه چیز رو برای خودشون بردارن</i></c>

00:29:43.680 --> 00:29:46.440
<c.yellow><i>زی لونگ هم حاضر نشد بیاد
... تنهایی هم کارم خیلی سخته</i></c>

00:29:46.440 --> 00:29:48.990
<c.yellow><i>اینطوری اونا نقشه خودشون رو عملی میکنن</i></c>

00:29:52.930 --> 00:29:55.020
<c.yellow>لیو شن، زودباش راه بیوفت</c>

00:29:55.020 --> 00:29:56.530
<c.yellow>دارم میام</c>

00:30:46.330 --> 00:30:51.300
<c.yellow>فرمانده ارشد</c>

00:30:51.880 --> 00:30:56.360
<c.yellow>فرمانده ارشد! ... حالتون
خوبه؟ ... فرمانده ارشد</c>

00:31:04.750 --> 00:31:08.480
<c.yellow>رسیدیم .... رسیدیم ... رسیدیم</c>

00:31:23.160 --> 00:31:25.310
<c.yellow>واقعا که محل درست و مساعدیـه</c>

00:31:25.310 --> 00:31:30.330
<c.yellow>اما من که هیچ ثروت و پولی نمیبینم</c>

00:31:34.630 --> 00:31:38.260
<c.yellow>گنجینه اون داخل مخفی شده</c>

00:31:39.250 --> 00:31:42.960
<c.yellow>اما برای انجام مراسم , لازم
نیست داخل برید - لازمـه -</c>

00:31:43.930 --> 00:31:47.000
<c.yellow>لازم نیست ... لازم نیست ... همینجا خوبـه</c>

00:31:47.930 --> 00:31:52.290
<c.yellow>اما اگه این درب سنگی باز باشه بهتره</c>

00:31:52.290 --> 00:31:55.910
<c.yellow>اگه هوای اون دارایی و گنجینه
بیرون بیاد, نتیجه ی بهتری میده</c>

00:31:55.910 --> 00:31:57.710
<c.yellow>خیله خب ... خیله خب</c>

00:31:59.930 --> 00:32:02.810
<c.yellow>برگردین ... همتون برگردین</c>

00:32:36.430 --> 00:32:40.720
<c.yellow>بزار نشونتون بدم چه ثروتی جمع کردم</c>

00:32:42.730 --> 00:32:47.800
<c.yellow>چه ... ثروتی ... جمع ... کردم</c>

00:32:51.240 --> 00:32:55.270
<c.yellow>این پیرمرد واقعا زود گول میخوره</c>

00:32:57.570 --> 00:32:59.810
<c.yellow>چرا منو میزنی؟</c>

00:33:05.200 --> 00:33:09.070
<c.yellow>شما دو نفر چرا ... منو میزنین؟</c>

00:33:15.970 --> 00:33:17.630
<c.yellow>بریم داخل</c>

00:33:19.260 --> 00:33:20.920
<c.yellow>راه بیوفتیم</c>

00:33:38.980 --> 00:33:42.940
<c.yellow>این «یان چانگ» هم خیلی باهوشه</c>

00:33:46.330 --> 00:33:48.170
<c.yellow>چقدر زیاد</c>

00:33:48.170 --> 00:33:51.980
<c.yellow>برش دار .... برش دار ... برش دار -
عجله کن بازش کن -</c>

00:33:56.570 --> 00:33:59.730
<c.yellow>واسه «ژائو زی لونگ» بد شد نیومد
این گنجینه ها رو وقتی به لیانگ شرقی ببرم</c>

00:33:59.730 --> 00:34:02.080
<c.yellow>میتونیم صد هزار اسب
یا بیشتر واسه پدرم بخریم</c>

00:34:02.080 --> 00:34:04.490
<c.yellow>دست به کار بشین</c>

00:34:04.490 --> 00:34:06.640
<c.yellow>بیایین ... بیایین</c>

00:34:07.730 --> 00:34:09.760
<c.yellow>بیایین برویم ... بیایین برویم</c>

00:34:09.760 --> 00:34:13.430
<c.yellow>بانوی جوان ... همه چیز
رو برداشتیم ... بیایید بریم</c>

00:34:16.720 --> 00:34:20.980
<c.yellow>تو زودتر برو ... بقیه رو از یه مسیر دیگه
کوهستان که کسی توی راه نباشه ببر پایین</c>

00:34:20.980 --> 00:34:22.630
<c.yellow>پس شما چی؟</c>

00:34:23.310 --> 00:34:26.540
<c.yellow>من خیلی زود خودمو بهتون میرسونم
... سر جای تعیین شده همدیگه رو می بینیم</c>

00:34:26.540 --> 00:34:27.920
<c.yellow>باشه</c>

00:34:34.150 --> 00:34:36.740
<c.yellow>خـدای مـن</c>

00:34:36.740 --> 00:34:39.390
<c.yellow>این تکه طلا وزنش تقریبا
برابر 200 تیل نقره است</c>

00:34:39.390 --> 00:34:41.550
<c.yellow>نبردنش حیفـه</c>

00:34:51.630 --> 00:34:56.680
<c.yellow>مـا چی ... برگرد, من گیر افتادم ... مـا چی</c>

00:35:01.600 --> 00:35:06.740
<c.yellow>یان چانگ ... یان چانگ ... بیدار شو</c>

00:35:08.520 --> 00:35:13.010
<c.yellow>چی شده؟
- اونا منو زدن و رفتن تا همه چیز رو برای خودشون بردارن -</c>

00:35:22.870 --> 00:35:26.680
<c.yellow>نیو یو، هنوزم جرات میکنی با ما روبرو بشی؟</c>

00:35:26.680 --> 00:35:29.860
<c.yellow>الان ... نمیتونی بیای بیرون؟</c>

00:35:29.860 --> 00:35:32.940
<c.yellow>ژائو ... ژائو زی لونگ
.... تو نگفتی نمیخوای بیای؟</c>

00:35:32.940 --> 00:35:36.370
<c.yellow>خانم نیو، اون چیزا ... کجاست؟</c>

00:35:36.370 --> 00:35:38.340
<c.yellow>چرا باید بهت بگم؟</c>

00:35:38.340 --> 00:35:41.800
<c.yellow>هنوزم نمیخوای به اشتباهت اعتراف کنی؟
...من میگم</c>

00:35:41.800 --> 00:35:44.050
<c.yellow>تو بارها واسه من از شرافت بین دزدا گفتی</c>

00:35:44.050 --> 00:35:47.530
<c.yellow>حالا معلوم شد تمام مدت
افکار پلیدی تو سرت داشتی</c>

00:35:47.530 --> 00:35:49.860
<c.yellow>خانم نیو ... اون گنجینه</c>

00:35:49.860 --> 00:35:52.700
<c.yellow>برای سرورم خیلی باارزشـه</c>

00:35:52.700 --> 00:35:55.510
<c.yellow>من باید ماموریتم رو برای انتقال
اونا به «جیانگ شیا» به اتمام برسونم</c>

00:35:55.510 --> 00:35:58.100
<c.yellow>اگه میخوای برای من مشکل درست کنی
دیگه باید تمومش کنی</c>

00:35:58.100 --> 00:36:00.430
<c.yellow>باید زحمتت بدم و اونا رو بهم برگردونی</c>

00:36:00.430 --> 00:36:03.610
<c.yellow>زودتر بیای ... زودتر هم بدست میاری افرادم
تا الان اون پولا رو از اینجا دور کردن</c>

00:36:03.610 --> 00:36:05.460
<c.yellow>دستت حتی به یه سکه از اون هم نمیرسه</c>

00:36:05.460 --> 00:36:06.330
<c.yellow>!تـو</c>

00:36:06.330 --> 00:36:10.110
<c.yellow>خانم نیو، قبول دارم از زمانی
که همدیگه رو ملاقات کردیم</c>

00:36:10.110 --> 00:36:11.860
<c.yellow>باهات خیلی خوب رفتار نکردم</c>

00:36:11.860 --> 00:36:15.390
<c.yellow>اما من اصلا دنبال ایجاد دشمنی بین
خودمون نیستم امیدوارم تجدید نظر کنید</c>

00:36:19.050 --> 00:36:21.500
<c.yellow>خودت رو ببین ... الان تو چه وضعیتی هستی؟</c>

00:36:21.500 --> 00:36:25.060
<c.yellow>الان باید التماسمون هم بکنی</c>

00:36:25.060 --> 00:36:28.060
<c.yellow>الاناست که «ژائو فن» بیدار بشه
و وقتی ببینه گنجینه اش رو دزدیدن</c>

00:36:28.060 --> 00:36:29.890
<c.yellow>اون پوستت رو میکنه</c>

00:36:29.890 --> 00:36:34.690
<c.yellow>من ... من اصلا نمی ترسم ... اگه
میخوای بیخودی اینجا وایستی و منو بترسونی</c>

00:36:34.690 --> 00:36:38.280
<c.yellow>من واقعا اهمیتی نمیدم</c>

00:36:38.280 --> 00:36:42.210
<c.yellow>همونطور که چند لحظه پیش ژنرال «ژائو» گفت من به
اندازه کافی دردسر درست کردم و خیلی هم بهم خوش گذشت</c>

00:36:42.210 --> 00:36:44.570
<c.yellow>از اینجا گیر افتادنم هم خیلی خوشحالم</c>

00:36:44.570 --> 00:36:51.140
<c.yellow>خیله خب , زی لونگ ... چطوره که
بزاریم خودش بگه اون گنجینه کجاست</c>

00:36:51.140 --> 00:36:53.130
<c.yellow>یا اینکه همینجا ولش کنیم بریم؟</c>

00:36:53.130 --> 00:36:58.260
<c.yellow>باشه ... ازونجا که خانم «نیو»
حرفاشون رو زدن من دیگه خواهش نمیکنم</c>

00:36:59.530 --> 00:37:04.270
<c.yellow>وااا ... واقعا میخواین منو همینجوری
اینجا ول کنین برین؟ جدا که سنگدل هستین</c>

00:37:12.360 --> 00:37:14.470
<c.yellow>زی لونگ ... احمق شدی؟</c>

00:37:14.470 --> 00:37:18.070
<c.yellow>دیگران ممکنه سنگدل و بی رحم باشند
اما به این معنی نیست که منم بی رحمم</c>

00:37:18.070 --> 00:37:23.340
<c.yellow>به غیر از این ... قبلا هم که گفتم
این مسئله هیچ ارتباطی به خانم «نیو» نداره</c>

00:37:23.340 --> 00:37:25.050
<c.yellow>!تـو</c>

00:37:36.960 --> 00:37:38.600
<c.yellow>یه دقیقه صبر کن</c>

00:37:40.180 --> 00:37:43.430
<c.yellow>ژائو زی لونگ، من واسه
تو خیلی دردسر درست کردم</c>

00:37:43.430 --> 00:37:46.200
<c.yellow>اما بازم حاضر شدی بدون
قید و شرط منو نجات بدی</c>

00:37:46.200 --> 00:37:48.650
<c.yellow>کارهایی که کردی منو تحت تاثیر قرار داده</c>

00:37:48.650 --> 00:37:50.100
<c.yellow>... بزار من الان بهت بگم چی برات خوبـه</c>

00:37:50.100 --> 00:37:52.650
<c.yellow>ببند دهنتو ... من با تو حرف نزدم</c>

00:37:53.530 --> 00:37:58.040
<c.yellow>اگه درست یادم مونده باشه اون دختره
اسمش «شیاهو چینگ یی» بود ... درسته؟</c>

00:37:58.040 --> 00:38:00.500
<c.yellow>چرا اسم «چینگ یی» رو آوردی؟</c>

00:38:00.500 --> 00:38:04.110
<c.yellow>چیزی که اون لحظه میخواستم بگم این بود که</c>

00:38:04.110 --> 00:38:07.100
<c.yellow>بالاخره فهمیدم چرا اون خانم
«شیاهو» اینقدر تو رو دوست داشته</c>

00:38:07.100 --> 00:38:09.470
<c.yellow>و همینطور دلیل عشق عمیقش نسبت به تو رو</c>

00:38:10.040 --> 00:38:11.980
<c.yellow>به همین دلیل تو هم نمیتونی اونو فراموش کنی</c>

00:38:11.980 --> 00:38:15.130
<c.yellow>تو واقعا مرد خوبی هستی
... به همین خاطر فکر کردم که</c>

00:38:15.130 --> 00:38:19.210
<c.yellow>من به اندازه کافی خوش
شانس نیستم که مثل اون باشم</c>

00:38:19.210 --> 00:38:22.780
<c.yellow>کی میدونه ... شاید منم مثل اون عاشق تو بشم</c>

00:38:22.780 --> 00:38:24.240
<c.yellow>مریضی؟</c>

00:38:24.240 --> 00:38:26.590
<c.yellow>بله ... به زودی واقعا هم مریض میشم</c>

00:38:26.590 --> 00:38:30.000
<c.yellow>چون به زودی قراره از هم جدا بشیم</c>

00:38:31.300 --> 00:38:34.770
<c.yellow>خانم نیو، لطفا مراقب خودتون باشین</c>

00:38:35.910 --> 00:38:40.750
<c.yellow>سعی نکن متقاعدم کنی عاشقت نباشم در حقیقت،
من هنوز لازمه یه مدت دیگه تو رو ببینم</c>

00:38:52.480 --> 00:38:56.100
<c.yellow>این بوسه رو ... میتونیم به عنوان
تشکر بابت نجات جونم به حساب بیاریم</c>

00:38:56.100 --> 00:39:00.230
<c.yellow>و همینطور .... شما دو نفر چطور میخواین
اون گنجینه رو خودتون با چهار تا دست ببرین؟</c>

00:39:00.230 --> 00:39:03.220
<c.yellow>بنابراین من افرادم دستور میدم اونا رو بدون
هیچ هزینه ای تا «جیانگ شیا» براتون بیارن</c>

00:39:03.220 --> 00:39:05.440
<c.yellow>دوباره همدیگه رو می بینیم</c>

00:39:08.616 --> 00:39:28.616
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:28.640 --> 00:39:33.900
<c.yellow>همه توی دنیا صحبت از «اژدهای
پنهان و ققنوس جوان» میکنند</c>

00:39:33.900 --> 00:39:37.360
<c.yellow>امروز جناب «ققنوس
جوان» داره به من کمک میکنه</c>

00:39:37.360 --> 00:39:40.190
<c.yellow>آسمونها دارن به من کمک میکنن</c>

00:39:41.100 --> 00:39:46.540
<c.yellow>بیا ... جناب ... من به سلامتیتون مینوشم</c>

00:39:51.160 --> 00:39:54.640
<c.yellow>جناب نخست وزیر ... من مدتهاست که
از فضیلت و درستی شما حرف ها شنیدم</c>

00:39:54.640 --> 00:39:57.510
<c.yellow>امروز خودم شخصا اونها رو تصدیق میکنم</c>

00:39:57.510 --> 00:40:00.000
<c.yellow>من, «پانگ تونگ» از مهربانی
و لطف شما بسیار سپاسگزارم</c>

00:40:04.510 --> 00:40:09.360
<c.yellow>نخست وزیر ... نیروی دریایی به دستور شما
تمام کشتی ها رو با کابل فلزی به هم متصل کرده</c>

00:40:09.360 --> 00:40:13.730
<c.yellow>حالا علیرغم باد و امواج شدید,
کشتی ها آرام و ساکن باقی ماندن</c>

00:40:13.730 --> 00:40:16.680
<c.yellow>بعلاوه سربازا روی کشتی
ها حرکت میکنن و می پرند</c>

00:40:16.680 --> 00:40:20.650
<c.yellow>و از نیزه ها و شمشیرهای خودشون درست
مثل زمانی که روی زمین هستن استفاده می کنند</c>

00:40:21.210 --> 00:40:22.700
<c.yellow>خوبه</c>

00:40:24.690 --> 00:40:28.400
<c.yellow>جناب ققنوس جوان ... بعد از اینکه
من «جیانگ دونگ» رو شکست دادم</c>

00:40:28.400 --> 00:40:32.670
<c.yellow>به اعلیحضرت گزارش میدم تا
به جناب پست مناسبی اعطا کنه</c>

00:40:32.670 --> 00:40:34.850
<c.yellow>از شما سپاسگزارم</c>

00:40:34.850 --> 00:40:39.020
<c.yellow>درسته جناب نخست وزیر ... با توجه به برنامه ما برای متقاعد کردن
جیانگ دونگ به تسلیم شدن ... به نظرم نباید بیشتر از این طول بکشه</c>

00:40:39.020 --> 00:40:41.380
<c.yellow>پس ... بنده فعلا از حضورتون مرخص میشم</c>

00:40:41.380 --> 00:40:45.930
<c.yellow>شما مسئولیت بزرگی رو به عهده گرفتین
... فراموش نکنین هر چه زودتر برگردین</c>

00:40:45.930 --> 00:40:49.100
<c.yellow>اینطوری میتونم هر زمان که بخوام
از مشاوره های شما استفاده کنم</c>

00:40:49.100 --> 00:40:52.710
<c.yellow>مطمئنا ... مطمئنا ... پس جناب نخست
وزیر بنده از حضور مرخص میشم</c>

00:40:52.710 --> 00:40:56.380
<c.yellow>نگهبان ... ایشون رو بدرقه کن</c>

00:41:06.590 --> 00:41:09.520
<c.yellow>از زمانی که پایه ارتش خودم رو بنا نهادم</c>

00:41:09.520 --> 00:41:14.550
<c.yellow>من جنگسالارهای قوی و دشمنای خائن رو کنار
زدم نیروهای شر و خود شر و پلیدی رو شکست دادم</c>

00:41:14.550 --> 00:41:17.520
<c.yellow>من عاشق تسخیر کردن
جهان و گرفتن اونا برای خودمم</c>

00:41:17.520 --> 00:41:21.120
<c.yellow>تنها جایی که من هنوز
تسخیر نکردم «دونگ وو» ـه</c>

00:41:21.120 --> 00:41:24.570
<c.yellow>حالا من یک ارتش میلیونی رو رهبری میکنم
و ژنرال های شجاعی مثل شما منو همراهی میکنین</c>

00:41:24.570 --> 00:41:28.900
<c.yellow>من نباید بیخودی نگران
پیروزی در این نبرد باشم</c>

00:41:30.380 --> 00:41:33.370
<c.yellow>بگذارید سرود پیروزی شنیده شود</c>

00:41:33.370 --> 00:41:36.480
<c.yellow>موفقیت نخست وزیر برکت و آرزوی همه ی ماست</c>

00:41:36.480 --> 00:41:38.590
<c.yellow>این رو با من بنوشید</c>

00:41:38.590 --> 00:41:41.310
<c.yellow>سپاسگزاریم نخست وزیر</c>

00:41:41.310 --> 00:41:44.110
<c.yellow>خائن بزرگ «لیو بی» گوش کن</c>

00:41:44.110 --> 00:41:47.420
<c.yellow>فقط با پیروزی اونم در چند تا جنگ کوچیک با
کمک اون ژوگه لیانگ نمیتونید هیچ کاری بکنید</c>

00:41:47.420 --> 00:41:51.910
<c.yellow>حتی متوجه نمیشید که زحمتاتون مثل ذره های گردو
غباره و من میتونم با یک انگشت مثل مورچه لحتون کنم</c>

00:41:51.910 --> 00:41:56.110
<c.yellow>چقدر احمقن! هیچ کس حریف حماقتشون نمیشه</c>

00:41:58.620 --> 00:42:03.110
<c.yellow>با این نیزه بلند , من خائنان زیادی
رو شکست دادم لـو بـو رو دستگیر کردم</c>

00:42:03.110 --> 00:42:06.100
<c.yellow>یوان شو رو نابود کردم،
«یوان شائو» رو شکست دادم</c>

00:42:06.100 --> 00:42:08.830
<c.yellow>دژ مستحکمی در شمال بنا
نهادم و مرزی تا لیائو دونگ دارم</c>

00:42:08.830 --> 00:42:11.540
<c.yellow>هیچ کس در این دنیا نمیتونه حریف من بشه</c>

00:42:11.540 --> 00:42:15.350
<c.yellow>من به محقق کردن جاه طلبی
های بزرگ خودم نزدیک شدم</c>

00:42:15.350 --> 00:42:18.030
<c.yellow>ماه در بالا میدرخشد</c>

00:42:18.030 --> 00:42:21.860
<c.yellow>امواج در حال آمدن و رفتن هستند</c>

00:42:21.860 --> 00:42:26.520
<c.yellow>احساس میکنم از چیزهایی
که میبینم الهام میگیرم</c>

00:42:26.520 --> 00:42:28.770
<c.yellow>من شعری میگم ... شماها باید منو همراهی کنین</c>

00:42:28.770 --> 00:42:32.910
<c.yellow>خوبه</c>

00:42:34.060 --> 00:42:38.750
<c.yellow>... بیایید همه بنوشیم و آواز خودمون رو بخونیم
- در زندگیتان می توانید طولانی زندگی کنید؟</c>

00:42:38.750 --> 00:42:42.610
<c.yellow>درست مثل شبنم صبحگاهی رنج های
من سر رسیده است، اما بیشتر علتی دارد</c>

00:42:42.610 --> 00:42:46.140
<c.yellow>من مایلم تمام عمرم را زندگی کنم
هرچند نگرانی ها هم اطرفم وجود دارند</c>

00:42:46.140 --> 00:42:50.830
<c.yellow>چه کسی میتواند سبکبار و بی خیال باشد؟
فقط پاسخ بده ... بیا, با من بنوش</c>

00:42:51.370 --> 00:42:55.080
<c.yellow>ای مرید لباس آبی, قلب من نگران توست</c>

00:42:55.080 --> 00:42:59.330
<c.yellow>تو علت سرودن این آهنگ بدون توقف هستی</c>

00:42:59.330 --> 00:43:02.710
<c.yellow>از میان ساحل یه آهو فریاد میزند,
در گوشه ای که او غذا میخورد</c>

00:43:02.710 --> 00:43:06.330
<c.yellow>من به مهمانانم درود میفرستم
... بر طبل میکوبم , فلوت میزنم</c>

00:43:06.330 --> 00:43:10.750
<c.yellow>حلال ماه میدرخشد, کی
میتوانم یک تکه از آن را بردارم؟</c>

00:43:10.750 --> 00:43:14.660
<c.yellow>افکارت از اعماق وجودت، نمیتواند
چیزی را حل کند، نمیتواند فروکش کند</c>

00:43:15.220 --> 00:43:17.760
<c.yellow>سقوط دوستان بدست جاده های سخت این کشور
حقیقتا ادای احترام را نشان میدهد</c>

00:43:17.760 --> 00:43:21.550
<c.yellow>این پیروزی طولانی که ازش لذت می
بریم، داستان های گذشته ی ما را نقل میکند</c>

00:43:21.550 --> 00:43:25.120
<c.yellow>ستاره های کمی اطراف ماه هستن،
کلاغ هایی به سمت جنوب پرواز میکنند</c>

00:43:25.120 --> 00:43:28.410
<c.yellow>بدون استراحت پرواز میکنند,
کجا باید آنان آشیانه بسازند؟</c>

00:43:28.410 --> 00:43:32.260
<c.yellow>هیچ کوهی بیش از حد شیب ندارد،
هیچ اقیانوسی بیش از حد عمق ندارد</c>

00:43:32.260 --> 00:43:41.550
<c.yellow>عاقل هنگامی که مهمان می آید در خوردن
درنگ می کند اینگونه قلب دنیا را بدست میاورد</c>

00:43:45.090 --> 00:44:01.030
<c.yellow>!قلب دنیا را بدست میاوریم</c>

00:44:01.054 --> 00:44:21.054
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.