﻿WEBVTT

00:01:57.396 --> 00:02:17.396
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.420 --> 00:02:25.510
<c.colorff0080><i>.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.</i></c>

00:02:26.510 --> 00:02:30.480
<c.colorff0080><i>.:: قسمت چهل و نهم ::.</i></c>

00:02:32.820 --> 00:02:37.140
<c.yellow>مردن به دست یه خانم خوشگل, ارزشش رو داره</c>

00:03:07.290 --> 00:03:08.710
<c.yellow>فی یان</c>

00:03:11.370 --> 00:03:13.380
<c.yellow>اون دیگه مرده</c>

00:03:14.560 --> 00:03:16.880
<c.yellow>پس همتون داشتید بهم دروغ میگفتین</c>

00:03:17.740 --> 00:03:22.470
<c.yellow>تمام این سالها وضایف
فرزندی خودمو انجام ندادم</c>

00:03:25.320 --> 00:03:28.510
<c.yellow>فی یان -
فی یان -</c>

00:03:37.350 --> 00:03:38.980
<c.yellow>فی یان</c>

00:03:59.890 --> 00:04:05.030
<c.yellow>فی یان، اینا چیزایی ـه که قبلا اتفاق افتاده</c>

00:04:08.930 --> 00:04:13.030
<c.yellow>راستش ... دو ساعت پیش</c>

00:04:13.030 --> 00:04:15.950
<c.yellow>وقتی «گونگ چوان» به پدرم اشاره کرد</c>

00:04:15.950 --> 00:04:18.500
<c.yellow>حس کردم اتفاق بدی افتاده</c>

00:04:19.040 --> 00:04:23.110
<c.yellow>توی این دو ساعت, به هر گونه
پایانی که می تونستم فکر کردم</c>

00:04:24.530 --> 00:04:28.910
<c.yellow>اما توی قلبم هنوزم به خودم امید واهی میدادم</c>

00:04:32.660 --> 00:04:37.290
<c.yellow>اما این حقیقت تلخ و بی
رحم درنهایت خودش اومد</c>

00:04:40.920 --> 00:04:42.730
<c.yellow>فی یان</c>

00:04:45.420 --> 00:04:47.790
<c.yellow>سعی نکن دلداریم بدی</c>

00:04:49.710 --> 00:04:53.810
<c.yellow>قبلا به هر چیزی که لازم بوده, فکر کردم</c>

00:04:56.770 --> 00:04:59.530
<c.yellow>این عذاب و رنجی رو که باعث دردم شده</c>

00:05:03.530 --> 00:05:05.940
<c.yellow>میتونم تحمل کنم</c>

00:05:18.300 --> 00:05:21.510
<c.yellow>صدای شیپور از اردوگاه میاد</c>

00:05:21.510 --> 00:05:24.050
<c.yellow>باید بری به «زی لونگ» کمک کنی</c>

00:05:26.480 --> 00:05:28.810
<c.yellow>فی یان ... اما</c>

00:05:28.810 --> 00:05:31.330
<c.yellow>الان فقط میخوام یکم تنها باشم</c>

00:05:34.160 --> 00:05:36.020
<c.yellow>لطفا برو</c>

00:05:53.510 --> 00:05:55.350
<c.yellow>پدر</c>

00:06:18.410 --> 00:06:20.050
<c.yellow>[ گوی یانگ  ]</c>

00:06:22.960 --> 00:06:27.210
<c.yellow>ژنرال «گونگ چوان» با پیروزی برگشتند
دروازه رو باز کنین</c>

00:06:27.210 --> 00:06:32.060
<c.yellow>ژنرال «گونگ چوان», هوا خیلی
تاریکه .. نمیتونم درست ببینمتون</c>

00:06:32.060 --> 00:06:34.860
<c.yellow>چطوره که , یه مدت دیگه منتظر بمونید</c>

00:06:34.860 --> 00:06:37.750
<c.yellow>خورشید تقریبا تا دو ساعت دیگه طلوع میکنه</c>

00:06:39.270 --> 00:06:43.440
<c.yellow>ژائو زی لونگ کشته شده, نیروهای
«لیو بی» به زودی برای گرفتن انتقام میاند</c>

00:06:43.440 --> 00:06:46.960
<c.yellow>اگه دروازه رو باز نکنید,
همه رو به کشتن میدی</c>

00:06:47.580 --> 00:06:50.090
<c.yellow>حالا ... باید دروازه رو باز کنیم؟</c>

00:06:50.090 --> 00:06:52.580
<c.yellow>... امیدوارم چیزی اشتباه نباشه</c>

00:06:55.470 --> 00:06:57.490
<c.yellow>دروازه رو باز کنید</c>

00:07:27.210 --> 00:07:28.140
<c.yellow>[ عمارت ژائو ]</c>

00:07:31.030 --> 00:07:33.090
<c.yellow>!شماها! ... شماها</c>

00:08:21.830 --> 00:08:28.860
<c.yellow>[ سرودی محلی ]</c>

00:08:36.740 --> 00:08:40.160
<c.yellow>!سرود چانگ شان</c>

00:09:06.830 --> 00:09:10.430
<c.yellow>وقتی بچه بودم , پدرم این آواز رو یادم داد</c>

00:09:10.430 --> 00:09:13.100
<c.yellow>روزی که چانگ شان رو ترک کردم</c>

00:09:13.100 --> 00:09:15.180
<c.yellow>پدرم هنوز خونسرد و آروم بود</c>

00:09:15.180 --> 00:09:17.510
<c.yellow>مادر منم این آواز رو بهم یاد داده</c>

00:09:17.510 --> 00:09:21.060
<c.yellow>در طول این چند سال که همه جا سرگردون بودم</c>

00:09:21.060 --> 00:09:25.550
<c.yellow>هر زمان به روزای گذشته
ام در چانگ شان , ژنگ دینگ</c>

00:09:25.550 --> 00:09:27.950
<c.yellow>یا دهکده «ژائو» فکر میکنم</c>

00:09:27.950 --> 00:09:30.760
<c.yellow>همیشه این آهنگ رو زمزمه میکنم</c>

00:09:30.760 --> 00:09:32.630
<c.yellow>از وقتی که چانگ شان رو ترک کردم</c>

00:09:32.630 --> 00:09:36.120
<c.yellow>برای نشون دادن دلتنگی ـه
سالهایی که دیگه برنمی گردند</c>

00:09:36.120 --> 00:09:39.660
<c.yellow>تنها کاری که میتونم انجام
بدم , خوندن این آهنگ ـه</c>

00:09:41.620 --> 00:09:47.490
<c.yellow>بله ... کوه «فنگ لونگ» همچنان قوی و استواره</c>

00:09:47.490 --> 00:09:49.640
<c.yellow>رودخانه «هـو تـو» هم زلال و پاک باقی میمونه</c>

00:09:49.640 --> 00:09:52.920
<c.yellow>سرود های چانگ شان هم نسل به نسل منتقل میشه</c>

00:09:52.920 --> 00:09:57.620
<c.yellow>با این تفاوت که سرزمینمون دیگه در دست دشمنه</c>

00:09:57.620 --> 00:10:02.030
<c.yellow>پرچم «سائو سائو» بر فراز
دیوارهای چانگ شان به اهتزاز در اومده</c>

00:10:02.030 --> 00:10:06.810
<c.yellow>همه ما الان دلمون میخواد
به خونه و زادگاه عمو «ژائو» و پدرم برگردیم</c>

00:10:07.990 --> 00:10:10.440
<c.yellow>کنار قبر هر دوی اونها بریم</c>

00:10:10.440 --> 00:10:13.650
<c.yellow>و ادای احترام کنیم
این تنها امیدیه که برامون باقی مونده</c>

00:10:13.650 --> 00:10:16.510
<c.yellow>فی یان، الان ما باید رو به شمال بایستیم</c>

00:10:16.510 --> 00:10:20.060
<c.yellow>و از مایل ها دورتر به عزیزان
از دست رفتمون ادای احترام کنیم</c>

00:10:20.060 --> 00:10:23.590
<c.yellow>من، ژائو یون، همینجا سوگند میخورم</c>

00:10:23.590 --> 00:10:26.520
<c.yellow>روزی خواهد رسید که من همراه سرورم</c>

00:10:26.520 --> 00:10:31.250
<c.yellow>اون کسانی که این سرزمین رو به ویرانی کشیدند
از زادگاهم بیرون میکنم</c>

00:10:31.250 --> 00:10:36.040
<c.yellow>تا زمانی که من زنده ام هرگز اجازه نمیدم مردم
این سرزمین بیش از این در زنج و سختی باقی بمونند</c>

00:10:36.040 --> 00:10:38.140
<c.yellow>و صلح و آرامش رو به این دنیا خواهم آورد</c>

00:10:38.140 --> 00:10:42.690
<c.yellow>و کاری میکنم که بر فراز
دیوارهای چانگ شان برای همیشه</c>

00:10:42.690 --> 00:10:44.960
<c.yellow>پرچم سلسله «هان» برافراشته باشه</c>

00:10:44.960 --> 00:10:49.440
<c.yellow>این عالیه ... اگه پدرم و عمو «ژائو»
بتونند حرفایی رو که الان زدی بشنوند</c>

00:10:49.440 --> 00:10:54.460
<c.yellow>مطمئنا توی اون دنیا از حرفات خوشحال میشند</c>

00:10:54.460 --> 00:10:59.160
<c.yellow>پدر، خیالت آسوده باشه ... تا
زمانی که برادر «زی لونگ» اینجاست</c>

00:10:59.160 --> 00:11:01.130
<c.yellow>سلسله هان همچنان پابرجا باقی می مونه</c>

00:11:01.130 --> 00:11:05.140
<c.yellow>یه روز بالاخره ما به زادگاهمون
«چانگ شان» برمیگردیم</c>

00:11:13.150 --> 00:11:17.210
<c.yellow>زی لونگ, فکرش هم نمیکردم تو
«گوی یانگ» در دست پیشم برگردی</c>

00:11:17.210 --> 00:11:20.970
<c.yellow>سرورم به من لطف دارن -
اما از این حرفا بگذریم -</c>

00:11:20.970 --> 00:11:24.000
<c.yellow>زی لونگ, تو به ازدواج فکر نکردی؟</c>

00:11:24.000 --> 00:11:27.780
<c.yellow>اگر مادام «فن» واقعا
زن زیبا و همسر خوبی بود</c>

00:11:27.780 --> 00:11:30.810
<c.yellow>چرا از این ازدواج امتناع کردی؟</c>

00:11:30.810 --> 00:11:32.930
<c.yellow>جناب مشاور, من نگرانی هایی داشتم</c>

00:11:32.930 --> 00:11:36.190
<c.yellow>مادام «فن» یه بیوه است که پیش از
این سختی های زیادی رو متحمل شده</c>

00:11:36.190 --> 00:11:40.230
<c.yellow>اون به اجبار «ژائو فن»
سعی در اغوا کردن من داشت</c>

00:11:40.230 --> 00:11:42.070
<c.yellow>اگر من موافقت میکردم</c>

00:11:42.530 --> 00:11:45.600
<c.yellow>عفت و سیرت اونو از بین نمی بردم؟</c>

00:11:45.600 --> 00:11:50.060
<c.yellow>از سوی دیگه, مدت زیادی از تسلیم شدن «ژائو فن» نگذشته
بود کمی زمان میبرد تا متوجه خلوص نیت و وفاداریش بشیم</c>

00:11:51.040 --> 00:11:52.790
<c.yellow>اگر بیش از حد به اون نزدیک می شدم</c>

00:11:52.790 --> 00:11:55.740
<c.yellow>این تبدیل به فرصت مغتنمی
برای انجام کارهای موذیانش می شد</c>

00:11:55.740 --> 00:11:59.220
<c.yellow>از این گذشته, عالیجناب الان در ابتدای
راه احیای سلسله «هان» قرار دارند</c>

00:11:59.220 --> 00:12:02.230
<c.yellow>در این شرایط ازدواج
برای من اهمیت چندانی نداره</c>

00:12:02.230 --> 00:12:05.950
<c.yellow>گویا ژنرال «زی لونگ», نه تنها
یه ژنرال قابل در میادین جنگ هستند</c>

00:12:05.950 --> 00:12:09.460
<c.yellow>بلکه یه انسان با فراست و
مشرف به همه ی مسائل هم هستند</c>

00:12:09.460 --> 00:12:10.950
<c.yellow>من تحسینتون میکنم</c>

00:12:10.950 --> 00:12:13.140
<c.yellow>مشاور, شما لطف دارین</c>

00:12:13.140 --> 00:12:17.850
<c.yellow>درسته, حالا که ما «لینگ لینگ» و
«گوی یانگ» رو در اختیار گرفتم</c>

00:12:17.850 --> 00:12:22.170
<c.yellow>نمیدونم وضعیت ژنرال «یون
چانگ» و «یی د» در چه شرایطیه؟</c>

00:12:22.170 --> 00:12:24.620
<c.yellow>اخبار خوبی از «چانگ شا»
و «وو لینگ» بهمون رسیده</c>

00:12:24.620 --> 00:12:27.810
<c.yellow>پیروزی تو تنها پیروزی ما نبوده</c>

00:12:27.810 --> 00:12:30.420
<c.yellow>بعلاوه, «یون چانگ» موفق شده</c>

00:12:30.420 --> 00:12:34.250
<c.yellow>ژنرال «هوانگ ژونگ» رو
متقاعد کنه به ما ملحق بشه</c>

00:12:34.250 --> 00:12:36.990
<c.yellow>ژنرال «هوانگ» رو میگین؟ -
درسته -</c>

00:12:36.990 --> 00:12:39.940
<c.yellow>شنیدم که این مرد علیرغم
سنش به مثال شیر شجاع و دلاوره</c>

00:12:39.940 --> 00:12:43.850
<c.yellow>مخصوصا در تیراندازی با کمان,
گفته میشه در جهان همتا نداره</c>

00:12:43.850 --> 00:12:48.140
<c.yellow>دقیقا ... متقاعد شدن اون برای پیوستن به من</c>

00:12:48.140 --> 00:12:51.090
<c.yellow>از بخت بلند منـه</c>

00:12:52.050 --> 00:12:56.760
<c.yellow>جناب مشاور, حالا که ما مناطق «جینگ شیانگ»
رو به عنوان قلمرو خودمون در اختیار داریم</c>

00:12:56.760 --> 00:12:59.080
<c.yellow>این همون دستیابی به
قله اژدها ایه که بهم گفتین</c>

00:12:59.080 --> 00:13:02.410
<c.yellow>حالا توازن قدرت بین سه نیرو ایجاد شده</c>

00:13:02.410 --> 00:13:06.100
<c.yellow>نه ... تا وقتی که «سائو
سائو» خواهان نابودی ماست</c>

00:13:06.100 --> 00:13:09.680
<c.yellow>ما نمیتونیم استراتژی تقابل مشترک با
«سون چوان» رو علیه اون نادیده بگیریم</c>

00:13:09.680 --> 00:13:13.360
<c.yellow>ما باید «سائو سائو» رو به طور کامل
از بین ببریم تا سلسله «هـان» رو احیا کنیم</c>

00:13:13.360 --> 00:13:16.990
<c.yellow>سروم هنوز مسیر دشواری رو پیش رو دارن</c>

00:13:21.390 --> 00:13:26.010
<c.yellow>عالیجناب به «نان شو» رسیدن و به
زودی در «چای سانگ» خواهند بود</c>

00:13:26.010 --> 00:13:28.630
<c.yellow>ایشون بهم دستور دادند که برگردم
و برخی آماده سازی ها رو انجام بدم</c>

00:13:31.310 --> 00:13:36.180
<c.yellow>در مقطع فعلی «سائو سائو» در حال بازسازی نیروهای
خودشه فی الحال اون تهدیدی برای ما به حساب نمیاد</c>

00:13:36.180 --> 00:13:41.130
<c.yellow>مهمترین نگرانی من از جانب «لیو بی» ـه</c>

00:13:41.130 --> 00:13:44.240
<c.yellow>شنیدم که اون بیش از چهار منطقه دیگه رو
منجمله «گو یانگ» به تصرف خودش درآورده</c>

00:13:44.240 --> 00:13:46.160
<c.yellow>اون داره فراتر از انتظار من قوی میشه</c>

00:13:46.160 --> 00:13:51.210
<c.yellow>اون داره به تهدیدی بزرگتر از «سائو
سائو» برای «جیانگ دونگ» تبدیل میشه</c>

00:13:51.210 --> 00:13:55.840
<c.yellow>ایشون اشاره ای به بازگشت
ما به «جینگ شیا» نکردند؟</c>

00:13:55.840 --> 00:13:59.170
<c.yellow>لیو بی همچنان بر سر ایجاد اتحاد
علیه «سائو سائو» پافشاری میکنه</c>

00:13:59.170 --> 00:14:03.100
<c.yellow>اون گفته که منطقه «جینگ شیانگ» هنوزم باید تا
زمانی که اون «یی ژو» رو بگیره, در دست اون باشه</c>

00:14:03.100 --> 00:14:05.430
<c.yellow>اون زمان به ما برمیگردونه</c>

00:14:06.290 --> 00:14:09.070
<c.yellow>این فقط بهانه است ... شرم آوره</c>

00:14:09.070 --> 00:14:11.410
<c.yellow>کی میدونه در آینده چه اتفاقی میوفته؟</c>

00:14:13.000 --> 00:14:15.600
<c.yellow>سربازها رو بلافاصله آماده کن
ما «جینگ شیانگ» رو به زور هم شده پس میگیریم</c>

00:14:15.600 --> 00:14:17.990
<c.yellow>حتی اگه به معنای اعلان جنگ با «لیو بی» باشه</c>

00:14:19.070 --> 00:14:24.170
<c.yellow>اگه ما الان روابطمون رو با «لیو بی» بهم بزنیم
سائو سائو بیشترین بهره رو از این ماجرا میبره</c>

00:14:24.170 --> 00:14:26.310
<c.yellow>از اون گذشته , عالیجناب
موفق به گرفتن «هـ فی» نشدند</c>

00:14:26.310 --> 00:14:29.210
<c.yellow>ما متحمل خسارات زیادی شدیم و
روحیه افرادمون شدیداً تضعیف شده</c>

00:14:29.210 --> 00:14:32.340
<c.yellow>در مقطع فعلی شروع جنگ
های بیشتر اصلا عاقلانه نیست</c>

00:14:32.340 --> 00:14:33.830
<c.yellow>فکر میکنم بهتره فعلا منتظر بمونیم</c>

00:14:33.830 --> 00:14:36.600
<c.yellow>منتظر بمونیم که اونا خودشون
«جینگ ژو» رو بهمون بدند؟</c>

00:14:36.600 --> 00:14:38.500
<c.yellow>این غیر ممکنه</c>

00:14:39.340 --> 00:14:42.050
<c.yellow>دیر یا زود ما مجبور
میشیم از زور استفاده کنیم</c>

00:14:43.690 --> 00:14:47.400
<c.yellow>راستی, گویا در «جینگ ژو» مراسم
تشییع و خاکسپاری در حال انجامه</c>

00:14:47.400 --> 00:14:50.400
<c.yellow>شنیدم بانو «گان» از دنیا رفتند</c>

00:14:52.110 --> 00:14:56.100
<c.yellow>این فقدان بزرگی برای «لیو بی» محسوب
میشه که در میان سالی همسرش رو از دست داده</c>

00:15:00.070 --> 00:15:02.200
<c.yellow>زی جینگ، من یه راهی سراغ دارم</c>

00:15:02.200 --> 00:15:04.760
<c.yellow>که «لیو بی» خودش بدون اعتراض
«جینگ ژو» رو بهمون تحویل بده</c>

00:15:04.760 --> 00:15:06.570
<c.yellow>چه راهی؟</c>

00:15:17.260 --> 00:15:18.970
<c.yellow>...اینه که</c>

00:15:23.100 --> 00:15:25.740
<c.yellow>بهتره شخصا در این مورد با عالیجناب صحبت کنم</c>

00:15:25.740 --> 00:15:29.270
<c.yellow>مطمئنم که اون از این ایده حمایت میکنه</c>

00:15:31.800 --> 00:15:34.150
<c.yellow>گونگ جین، چرا حتی تو به منم اطمینان نداری؟</c>

00:15:34.150 --> 00:15:36.020
<c.yellow>بحث سر اطمینان نیست</c>

00:15:36.020 --> 00:15:38.160
<c.yellow>به خاطر اینه که تو آدم مبادی ادبی هستی</c>

00:15:38.160 --> 00:15:40.210
<c.yellow>می ترسم با این کار موافقت نکنی</c>

00:15:49.000 --> 00:15:52.110
<c.yellow>لطفا خودتون رو برای
بدرقه من به زحمت نندازین</c>

00:15:52.110 --> 00:15:57.380
<c.yellow>جناب «زی هانگ» شما سفر طولانی ای داشتین
چرا قبل از رفتن کمی اینجا استراحت نمی کنید؟</c>

00:15:57.380 --> 00:16:00.530
<c.yellow>خیر, سرورم در انتظار من
هستند تا بهشون گزارش بدم</c>

00:16:00.530 --> 00:16:02.990
<c.yellow>این ازدواج نوید اتفاقات خوب در آینده است</c>

00:16:02.990 --> 00:16:06.600
<c.yellow>شاهزاده خانم زن فوق العاده ای هستند
ایشون واقعا برازنده شما هستند</c>

00:16:06.600 --> 00:16:10.030
<c.yellow>لطفا ژنرال «لیو» خوب در این مورد تعمق کنید</c>

00:16:10.030 --> 00:16:13.600
<c.yellow>زی هانگ، حرف شما صحیح ـه من این
اتفاقات خوش یمّن رو به وضوح میتونم ببینم</c>

00:16:13.600 --> 00:16:15.340
<c.yellow>عجله کن برو و این خبر خوش رو به سایرن بده</c>

00:16:15.340 --> 00:16:16.910
<c.yellow>پس واقعا عالی شد</c>

00:16:16.910 --> 00:16:20.050
<c.yellow>یه چیز دیگه ... ملکه مادر علاقه
وافری به شاهزاده خانم دارند</c>

00:16:20.050 --> 00:16:21.970
<c.yellow>ایشون به سختی اجازه میدند که
شاهزاده خانم از کنارشون برند</c>

00:16:21.970 --> 00:16:24.550
<c.yellow>سرورم هم فرزند خلف و مطیعی برای ایشون هستند</c>

00:16:24.550 --> 00:16:29.680
<c.yellow>ایشون مایل هستند شما رو برای
ازدواج به «دونگ وو» دعوت کنند</c>

00:16:29.680 --> 00:16:33.410
<c.yellow>البته ... سرورم منتظر روز
مقرّری که انتخاب میشه خواهند موند</c>

00:16:33.410 --> 00:16:35.930
<c.yellow>اون زمان , ایشون برای ازدواج
به «دونگ وو» خواهند اومد</c>

00:16:36.890 --> 00:16:42.920
<c.yellow>سپاسگزارم ... پس بنده از حضورتون مرخص میشم</c>

00:16:44.370 --> 00:16:48.580
<c.yellow>لطفا خودتون رو به زحمت نندازین , خدانگهدار</c>

00:16:52.930 --> 00:16:58.040
<c.yellow>مشاور، این تصمیم بسیار مهمیه
چرا اینقدر شتابزده موافقت کردید؟</c>

00:16:59.480 --> 00:17:03.220
<c.yellow>اصلا شتابزده عمل نکردم, خیلی هم دقیق بودم</c>

00:17:03.220 --> 00:17:07.520
<c.yellow>مشاور ... اگر این حیله و
نیرنگ «ژو یو» بوده باشه</c>

00:17:07.520 --> 00:17:11.130
<c.yellow>وقتی به «دونگ وو» برم, با
پای خودم وارد دام اونها نمیشم؟</c>

00:17:13.070 --> 00:17:17.050
<c.yellow>پی بردن به توطئه های «ژو
گونگ جین» کار چندان سختی نیست</c>

00:17:17.050 --> 00:17:21.170
<c.yellow>اگر قصد پهن کردن دامی رو داشته
باشه, از اون علیه خودش استفاده میکنم</c>

00:17:21.830 --> 00:17:25.560
<c.yellow>...اما - سرورم ... من نه تنها بهتون قول
میدم بتونین با شاهزاده خانم ازدواج کنید -</c>

00:17:25.560 --> 00:17:27.790
<c.yellow>حتی صحیح و سالم هم میتونید برگردید</c>

00:17:27.790 --> 00:17:31.290
<c.yellow>امنیت «جینگ ژو» رو هم تضمین میکنم</c>

00:17:31.290 --> 00:17:34.880
<c.yellow>جناب مشاور, بزارید این مسئله
رو با کمی تفکر بیشتر بررسی کنیم</c>

00:17:34.880 --> 00:17:38.620
<c.yellow>بزارید همینجور باقی بمونه من به «زی لونگ»
دستور میدم بلافاصله شما رو تا اونجا اسکورت کنه</c>

00:17:38.620 --> 00:17:43.230
<c.yellow>وقتی کارا انجام شد, منتظر ازدواجتون می مونم</c>

00:17:43.230 --> 00:17:45.670
<c.yellow>خب ... خب</c>

00:17:52.700 --> 00:17:55.190
<c.yellow>بانو ... باید همینجا باشه</c>

00:17:55.190 --> 00:17:57.890
<c.yellow>میگم بانوی جوان, ما زحمت
زیادی کشیدیم تا اینجا بیاییم</c>

00:17:57.890 --> 00:18:00.630
<c.yellow>اگه «ژائو زی لونگ» نخواد ما رو ببینه چی؟</c>

00:18:00.630 --> 00:18:03.780
<c.yellow>چطور ممکنه؟ وقتی توی
«گوی یانگ» از هم جدا شدیم</c>

00:18:03.780 --> 00:18:05.890
<c.yellow>یه قطره اشک کوچیک گوشه چشمش دیدم</c>

00:18:05.890 --> 00:18:08.300
<c.yellow>سعی کرد جلوشو بگیره</c>

00:18:08.300 --> 00:18:10.120
<c.yellow>اون دلش نمیخواست از من جدا بشه</c>

00:18:10.120 --> 00:18:12.930
<c.yellow>حتما دلش میخواسته من برای
دیدنش به «جیانگ شیا» بیام</c>

00:18:12.930 --> 00:18:17.160
<c.yellow>خانم، احتمالا این توی تصورات خودتون بوده</c>

00:18:17.160 --> 00:18:19.050
<c.yellow>ای یااا ... همه مردا اینجورین</c>

00:18:19.050 --> 00:18:23.370
<c.yellow>بخصوص مردایی مثل اون اون از اون نوع
آدما نیست که احساساتش رو راحت بروز بده</c>

00:18:23.370 --> 00:18:26.920
<c.yellow>اون یه مهره سخت و محکم برای شکستنـه</c>

00:18:28.060 --> 00:18:32.260
<c.yellow>بانو ... حالا وقتی دیدینش
چی کار میخواید بکنید؟</c>

00:18:33.300 --> 00:18:35.370
<c.yellow>... اینو خب</c>

00:18:35.370 --> 00:18:38.470
<c.yellow>خودمم نمیدونم, به هر
حال من فقط میخوام ببینمش</c>

00:18:44.800 --> 00:18:50.130
<c.yellow>چینگ! ... چینگ یی، واقعا خودتی؟</c>

00:18:50.130 --> 00:18:53.010
<c.yellow>من «شیاهو چینگ یی» نیستم ... من «نیو یو» ام</c>

00:18:54.070 --> 00:18:56.250
<c.yellow>نیو ... نیو یو؟</c>

00:18:57.810 --> 00:19:00.620
<c.yellow>یان چانگ قبلا یه سری چیزا درموردت گفته بود</c>

00:19:00.620 --> 00:19:02.510
<c.yellow>...تو همون</c>

00:19:02.510 --> 00:19:05.310
<c.yellow>کسی ام که خیلی شبیه «شیاهو چینگ یی» ام</c>

00:19:05.870 --> 00:19:08.980
<c.yellow>بله ... بله ... واقعا خیلی شبیه هم هستین</c>

00:19:08.980 --> 00:19:14.120
<c.yellow>!پس شما خانم «نیو یو» هستین از آشناییتون
خوشبختم, من «ژوگه کونگ مینگ» هستم</c>

00:19:14.120 --> 00:19:19.880
<c.yellow>... شما مشاور «کونگ مینگ» هستین؟
پس که اینطور خوشبختم ... خوشبختم</c>

00:19:19.880 --> 00:19:23.090
<c.yellow>زی لونگ بعد از برگشتش از
«گوی یانگ» به شما اشاره هایی کرد</c>

00:19:23.090 --> 00:19:27.710
<c.yellow>همش به خاطر لطف و کمک شما بوده
که ما موفق شدیم اون پولا رو بدست بیاریم</c>

00:19:27.710 --> 00:19:31.390
<c.yellow>البته! ... اگه به خاطر درایت و زرنگی</c>

00:19:31.390 --> 00:19:36.120
<c.yellow>هوش و قاطعیت من نبود چطور ممکن
بود اون ماموریتش رو به اتمام برسونه؟</c>

00:19:36.120 --> 00:19:39.020
<c.yellow>خانم نیو، بهتره بریم داخل صحبت کنیم</c>

00:19:42.520 --> 00:19:45.570
<c.yellow>این جاییه که «ژائو زی لونگ»
توش زندگی میکنه؟ !خیلی کوچیکه که</c>

00:19:45.570 --> 00:19:49.400
<c.yellow>همه میگن اون ژنرال بزرگیه
چطور ممکنه تو چنین جای بدردنخوری زندگی کنه؟</c>

00:19:49.400 --> 00:19:53.520
<c.yellow>اینجا خیلی حقیرانه است
امیدوارم خانم «نیو» زیاد بهش اعتنا نکنند</c>

00:19:55.560 --> 00:19:59.290
<c.yellow>تـو چه رابطه ای با «ژائو زی لونگ» داری؟</c>

00:19:59.290 --> 00:20:01.260
<c.yellow>چرا تو هم اینجایی؟</c>

00:20:01.260 --> 00:20:04.780
<c.yellow>من شی می «زی لونگ» ام, گاهی اوقات برای آشپزی به اینجا
میام</c> <c.colorff0080>* شی می: خواهر کوچیک; همون خواهر رزمی منظورشه *</c>

00:20:05.590 --> 00:20:08.300
<c.yellow>اهااا ... پس تو خواهر رزمی
اونی که براش آشپزی میکنه</c>

00:20:09.260 --> 00:20:13.950
<c.yellow>ممکنه بپرسم خانم «نیو» به
چه دلیل به اینجا تشریف آوردند؟</c>

00:20:13.950 --> 00:20:17.920
<c.yellow>هیچی ... فقط داشتم از این طرفا رد می شدم و
مخصوصا اومدم یه سلامی به «ژائو زی لونگ» بکنم</c>

00:20:17.920 --> 00:20:20.760
<c.yellow>بالاخره داشتین رد می شدین یا مخصوصا اومدین؟</c>

00:20:20.760 --> 00:20:23.100
<c.yellow>خب ... فرقی میکنه؟</c>

00:20:25.420 --> 00:20:28.700
<c.yellow>خب ... «ژائو زی لونگ» کجاست؟</c>

00:20:28.700 --> 00:20:33.610
<c.yellow>توی زمان اشتباهی اومدید زی لونگ برای انجام
یه ماموریت همراه عالیجناب به «دونگ وو» رفته</c>

00:20:34.230 --> 00:20:38.620
<c.yellow>دونگ وو ... خیله خب ... فهمیدم</c>

00:20:38.620 --> 00:20:41.410
<c.yellow>بانوی جوان ... شما که نمیخواین
به «دونگ وو» برین, هااا؟</c>

00:20:41.410 --> 00:20:43.260
<c.yellow>میریم ... البته که میریم</c>

00:20:43.260 --> 00:20:46.300
<c.yellow>این همه راه ... اونم فقط واسه سلام کردن؟</c>

00:20:46.300 --> 00:20:49.210
<c.yellow>مودب بودن ضرری به کسی نمیزنه</c>

00:20:50.870 --> 00:20:54.470
<c.yellow>راستی مشاور «کونگ مینگ», چه
ماموریتی به «زی لونگ» دادین؟</c>

00:20:54.470 --> 00:20:56.480
<c.yellow>اون توی خطر نمیوفته؟</c>

00:20:56.480 --> 00:21:01.410
<c.yellow>خب ... خب واسه این ماموریتش نیازی
هست من افرادم رو برای کمک صدا کنم؟</c>

00:21:02.210 --> 00:21:03.720
<c.yellow>من خیلی با عجله اومدم ... برای همین</c>

00:21:03.720 --> 00:21:06.680
<c.yellow>فقط میتونم حداکثر دویست
یا سیصد نفر رو با خودم ببرم</c>

00:21:09.160 --> 00:21:10.910
<c.yellow>چی شده؟</c>

00:21:11.710 --> 00:21:16.360
<c.yellow>چیـ ... چیزی نیست این مسئله جنگ
نیست , نیازی به این همه افراد نیست</c>

00:21:16.360 --> 00:21:22.410
<c.yellow>اما ... ازونجا که خانم قصد دارند به «دونگ وو» برند
یه کاری هست که می تونید در اون مورد به من کمک کنید</c>

00:21:22.410 --> 00:21:23.560
<c.yellow>لطفا بگید جناب مشاور</c>

00:21:23.560 --> 00:21:27.730
<c.yellow>من نگرانم که ماموریت این بار «زی
لونگ» در «دونگ وو» طبق برنامه پیش نره</c>

00:21:27.730 --> 00:21:29.660
<c.yellow>برای همین من سه استراتژی
برای مواقع حساس دارم</c>

00:21:29.660 --> 00:21:33.950
<c.yellow>اگه میخواید به «دونگ وو» برید
میتونید کمکم کنید و اونا رو بهش تحویل بدین؟</c>

00:21:33.950 --> 00:21:36.260
<c.yellow>باشه ... مشکلی نیست</c>

00:21:36.260 --> 00:21:40.140
<c.yellow>حالا که چیزی واسه تحویل دادن بهش دارم
دیگه زیاد مشکوک به نظر نمیرسم</c>

00:21:41.350 --> 00:21:43.950
<c.yellow>خانم فی یان، لطفا برام قلم و کاغذ بیارین</c>

00:21:43.950 --> 00:21:45.620
<c.yellow>بله</c>

00:21:49.210 --> 00:21:52.910
<c.yellow>وقتی «زی لونگ» رو دیدید,
بزارید کیسه سبز رو بلافاصله باز کنه</c>

00:21:52.910 --> 00:21:54.720
<c.yellow>پس دوتای دیگه چی؟</c>

00:21:54.720 --> 00:21:57.780
<c.yellow>بزارین پایان سال کیسه زرد رو باز کنه</c>

00:21:57.780 --> 00:22:02.870
<c.yellow>زمانی هم که موقع ترک کردن «دونگ وو» در معرض
خطر قرار گرفت باید کیسه قرمز رنگ رو باز کنه</c>

00:22:02.870 --> 00:22:07.700
<c.yellow>مشاور, ماموریت این بار «زی لونگ» چقدر سخته؟
خیلی خطرناکه؟</c>

00:22:07.700 --> 00:22:11.900
<c.yellow>اون وظیفه همراهی و محافظت از
عالیجناب رو در «دونگ وو» به عهده داره</c>

00:22:11.900 --> 00:22:14.330
<c.yellow>طبیعتا ماموریتش بی خطر هم نخواهد بود</c>

00:22:14.330 --> 00:22:16.530
<c.yellow>پس چرا افراد بیشتری رو همراهش نفرستادین؟</c>

00:22:16.530 --> 00:22:20.750
<c.yellow>درسته که «زی لونگ» مبارز قدرتمندیه,
اما ممکنه تعداد اونا خیلی بیشتر باشه</c>

00:22:20.750 --> 00:22:23.060
<c.yellow>اگه خانم «نیو» بتونند
«زی لونگ» رو ملاقات کنند</c>

00:22:23.060 --> 00:22:25.780
<c.yellow>مسلما اون میتونه از هر
خطری به سلامت عبور کنه</c>

00:22:27.480 --> 00:22:31.450
<c.yellow>میفهمم ... بهتون اطمینان میدم
که وظیفه ام رو خوب انجام میدم</c>

00:22:31.450 --> 00:22:34.810
<c.yellow>جناب مشاور ... خانم «لی» ... به امید دیدار</c>

00:22:35.736 --> 00:22:40.736
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:40.760 --> 00:22:43.240
<c.yellow>خانم نیو ... لطفا یه لحظه صبر کنید</c>

00:22:43.240 --> 00:22:45.040
<c.yellow>جناب مشاور , کار دیگه ای
هست که بتونم براتون انجام بدم؟</c>

00:22:45.040 --> 00:22:46.570
<c.yellow>میخوام یه توصیه بهتون بکنم</c>

00:22:46.570 --> 00:22:50.870
<c.yellow>قبل از اینکه به «دونگ وو» برید بهتره که لباس
مردم «هـان» رو بپوشید و اینا رو عوض کنید</c>

00:22:50.870 --> 00:22:53.420
<c.yellow>اینو برای اجتناب از توی چشم بودن میگم</c>

00:22:56.400 --> 00:22:57.770
<c.yellow>متوجه شدم</c>

00:22:57.770 --> 00:23:00.630
<c.yellow>همینطور ... اگه درست حدس زده باشم</c>

00:23:00.630 --> 00:23:04.740
<c.yellow>نام خانوادگی شما نباید
«نیو» باشه ... درست میگم؟</c>

00:23:06.460 --> 00:23:08.810
<c.yellow>نام خانوادگی من چندان اهمیتی نداره</c>

00:23:08.810 --> 00:23:11.220
<c.yellow>به هر حال من حتما به «ژائو زی لونگ»
کمک میکنم که ماموریتش رو به اتمام برسونه</c>

00:23:11.220 --> 00:23:13.740
<c.yellow>لازم نیست شما نگران چیزی باشید</c>

00:23:16.650 --> 00:23:19.810
<c.yellow>سرورم ... من واقعا متوجه نمیشم</c>

00:23:19.810 --> 00:23:22.300
<c.yellow>ما الان چند روزه که در «نان شو» هستیم</c>

00:23:22.300 --> 00:23:26.070
<c.yellow>حالا چی! اونا فکر کردند میتونند ما
رو با چند وعده غذا دست به سر کنند</c>

00:23:26.070 --> 00:23:29.750
<c.yellow>تازه قصر «سون چوان» چهار
درب داره که همشون بسته است</c>

00:23:29.750 --> 00:23:33.470
<c.yellow>گویا حکمران «دونگ وو» مصممه که ما رو نبینه</c>

00:23:33.470 --> 00:23:36.970
<c.yellow>حتی اگه اونم نخواد ما
رو ببینه, حداقل اون لو سو</c>

00:23:36.970 --> 00:23:41.330
<c.yellow>باید به ملاقات ما میومد, اونا
حتی یه نگاه اجمالی هم به ما نکردند</c>

00:23:41.330 --> 00:23:43.480
<c.yellow>چطور یه نفر میتونه با
مهمانش اینطوری رفتار کنه؟</c>

00:23:43.480 --> 00:23:47.760
<c.yellow>عالیجناب به اندازه کافی نگرانی
دارند, تو دیگه هیزم توی آتیش نریز</c>

00:23:47.760 --> 00:23:49.780
<c.yellow>چیزی که «یان چانگ»
گفت چندان هم بی معنی نیست</c>

00:23:49.780 --> 00:23:53.440
<c.yellow>من چند روزه که اینجا منتظر هستم</c>

00:23:53.440 --> 00:23:58.020
<c.yellow>زی لونگ, تو در مورد این قضیه چی فکر میکنی؟</c>

00:23:58.940 --> 00:24:02.170
<c.yellow>سرورم , شما عموی امپراتور هستید</c>

00:24:02.170 --> 00:24:05.390
<c.yellow>به طور طبیعی بعد از اومدن به دونگ وو</c>

00:24:05.390 --> 00:24:09.250
<c.yellow>لـرد «دونگ وو» باید با تمام زیردستانش
برای خوشامدگویی به محضر شما میومدند</c>

00:24:09.250 --> 00:24:11.180
<c.yellow>اما روز اولی که به «نان شو» رسیدیم</c>

00:24:11.180 --> 00:24:14.250
<c.yellow>از ما استقبال درستی نشد</c>

00:24:14.250 --> 00:24:18.560
<c.yellow>حدس میزنم توی این شهر
کسی از این ازدواج مطلع نیست</c>

00:24:18.560 --> 00:24:21.380
<c.yellow>ادامه بده -
بعلاوه -</c>

00:24:21.380 --> 00:24:26.100
<c.yellow>لو زی هانگ در «دونگ وو» به سخنوری و خوش زبانی شهرت
داره ازونجایی که اون یکی از طرفین پیشنهاد دهنده بوده</c>

00:24:26.100 --> 00:24:29.140
<c.yellow>چطور ممکنه اون تاریخ
اشتباهی رو انتخاب کرده باشه؟</c>

00:24:29.140 --> 00:24:32.090
<c.yellow>احتمالا مسئله سرماخوردگی
لـرد «دونگ وو» هم باید</c>

00:24:32.090 --> 00:24:36.180
<c.yellow>فقط یه بهانه باشه -
به نکته مهمی اشاره کردی -</c>

00:24:36.180 --> 00:24:39.860
<c.yellow>تمام وقت ما داره در این مسافرخونه سپری میشه
بدون موفقیت در این ازدواج</c>

00:24:39.860 --> 00:24:42.950
<c.yellow>بازگشت ما به «جیانگ شیا»
به منزله شکست محصوب میشه</c>

00:24:42.950 --> 00:24:47.610
<c.yellow>سرورم, چطوره که من یک
بار دیگه به عمارت «سون» برم</c>

00:24:47.610 --> 00:24:52.480
<c.yellow>حتی اگه نتونیم «لو سو» رو پیدا کنیم, حداقل
میتونیم جای «لو زی هانگ» رو متوجه بشیم</c>

00:24:52.480 --> 00:24:56.230
<c.yellow>در بدترین حالت , ممکنه
مجبور به استفاده از زور بشم</c>

00:24:56.230 --> 00:24:58.990
<c.yellow>تا لـرد «دونگ وو» رو مجبور
کنم احترام لازم رو بجا بیاره</c>

00:24:58.990 --> 00:25:02.880
<c.yellow>این چطوره؟ ... «زی لونگ» اول
تو یه مقدار اطلاعات بیشتر جمع کن</c>

00:25:02.880 --> 00:25:05.490
<c.yellow>حتی اگه بی حرمتی اونا آشکار هم بشه</c>

00:25:05.490 --> 00:25:10.220
<c.yellow>نباید فراموش کنی که ما
نباید مثل اونا رفتار کنیم</c>

00:25:11.200 --> 00:25:12.000
<c.yellow>[ مسافرخانه ]</c>

00:25:16.960 --> 00:25:18.670
<c.yellow>ژائو زی لونگ</c>

00:25:51.700 --> 00:25:54.230
<c.yellow>زیاد فکر نکن، من «نیو یو» ام</c>

00:25:54.230 --> 00:25:57.020
<c.yellow>خانم نیو, شما چرا به «دونگ وو» اومدید؟</c>

00:25:57.020 --> 00:26:00.280
<c.yellow>اول به دوتا سوال من
جواب بده, اونوقت بهت میگم</c>

00:26:00.280 --> 00:26:02.830
<c.yellow>من باید برم کاری رو انجام بدم</c>

00:26:04.360 --> 00:26:05.760
<c.yellow>هر چقدر هم که فوری باشه</c>

00:26:05.760 --> 00:26:09.050
<c.yellow>یعنی مهمتر از چیزیه که
مشاور نظامی به من سپرده؟</c>

00:26:10.950 --> 00:26:13.410
<c.yellow>تمام نبردهای شما رو</c>

00:26:13.410 --> 00:26:17.780
<c.yellow>توسط «ژوگه کنگ مینگ»
طرح ریزی میشه, درست نمیگم؟</c>

00:26:19.980 --> 00:26:24.380
<c.yellow>پس من درست میگم که استراتژی
های مشاور ـه که کلید پیروزی شماست؟</c>

00:26:24.930 --> 00:26:29.040
<c.yellow>در واقع میشه همین برداشت رو ازش کرد</c>

00:26:30.060 --> 00:26:34.150
<c.yellow>پس درسته, تو نمیتونی صحبت
های مشاور رو نشنوی و نادیده بگیری</c>

00:26:34.150 --> 00:26:37.000
<c.yellow>خانم نیو، دقیقا چی میخواید بگید؟</c>

00:26:37.000 --> 00:26:40.580
<c.yellow>علت اینجا بودن من اینه که جناب
مشاور بهم مسئولیتی رو سپرده</c>

00:26:40.580 --> 00:26:43.520
<c.yellow>مشاور «کونگ مینگ» پیش بینی کرده که
ممکنه ماموریتتون با مشکلاتی روبرو بشه</c>

00:26:43.520 --> 00:26:48.270
<c.yellow>برای همین هم منو فرستاد تا سه
تا استراتژی رو بهت تحویل بدم</c>

00:26:48.270 --> 00:26:53.020
<c.yellow>واقعا؟ پس زحمت بکشید و اونا رو به من بدید</c>

00:26:53.020 --> 00:26:57.300
<c.yellow>الان نه, اول منو ببر عالجناب «لیو» رو ببینم
اونوقت بعدش اونا رو بهت میدم</c>

00:26:57.300 --> 00:27:01.270
<c.yellow>تو با عالیجناب چی کار داری؟ خانم
«نیو» اینجا جایی نیست که بشه شوخی کرد</c>

00:27:01.270 --> 00:27:03.690
<c.yellow>لطفا اونا رو زودتر به من بدین</c>

00:27:03.690 --> 00:27:06.350
<c.yellow>تا عالیجنابی نباشه, خبری
از استراتژی هم نیست</c>

00:27:06.350 --> 00:27:08.130
<c.yellow>هر کاری دلت میخواد بکن</c>

00:27:08.750 --> 00:27:10.590
<c.yellow>بریم</c>

00:27:10.590 --> 00:27:12.220
<c.yellow>!وایستا</c>

00:27:14.410 --> 00:27:17.830
<c.yellow>بنده, «نـیو یـو» به عالیجناب
«لیو» ادای احترام میکنم</c>

00:27:17.830 --> 00:27:19.850
<c.yellow>پس شما همون کسی هستید که در گوی یانگ</c>

00:27:19.850 --> 00:27:23.060
<c.yellow> به «زی لونگ» کمک کرد ... خانم نـیو</c>

00:27:27.180 --> 00:27:28.810
<c.yellow>متشکرم</c>

00:27:28.810 --> 00:27:31.980
<c.yellow>عالیجناب «لیو» لطف دارن
«گرفتن اون نقره ها توی «گوی یانگ</c>

00:27:31.980 --> 00:27:35.010
<c.yellow> برای من مثل آب خوردن بود</c>

00:27:35.010 --> 00:27:38.300
<c.yellow>اما سفر این بارتون به نان شو</c>

00:27:38.300 --> 00:27:40.330
<c.yellow>مشکلات بزرگی رو به همراه داره</c>

00:27:40.330 --> 00:27:43.200
<c.yellow>برای همین من از طرف مشاور
«کونگ مینگ» برای کمک به شما اومدم</c>

00:27:43.200 --> 00:27:47.430
<c.yellow>پس میگید, شما قبلا مشاور رو ملاقات کردید؟</c>

00:27:47.430 --> 00:27:51.760
<c.yellow>بله ... بعلاوه جناب مشاور
گفتند که من کلید شما برای کمک</c>

00:27:51.760 --> 00:27:54.510
<c.yellow>و رفع هر گونه خطری که پیش روتون
قرار داره هستم به همین دلیل هم من اومدم</c>

00:27:54.510 --> 00:27:57.680
<c.yellow>خانم نیو، یکم بیش از حد مبالغه نمی کنید؟</c>

00:27:57.680 --> 00:28:00.130
<c.yellow>مشاور ما جدا چنین حرفی زد؟</c>

00:28:00.130 --> 00:28:03.710
<c.yellow>البته ... حتی یه ذره هم اغراق نکردم</c>

00:28:04.370 --> 00:28:08.360
<c.yellow>حالا مشاور چی گفتند؟</c>

00:28:08.360 --> 00:28:11.650
<c.yellow>خب در این مورد شما نگران نباشین</c>

00:28:11.650 --> 00:28:14.570
<c.yellow>مسئولیت انجام کارها به
عهده ژنرال «زی لونگ» ـه</c>

00:28:14.570 --> 00:28:20.440
<c.yellow>منم ... به خاطر شما کنارش می مونم</c>

00:28:20.440 --> 00:28:23.590
<c.yellow>خانم نیو، می ترسم این خیلی درست نباشه</c>

00:28:23.590 --> 00:28:27.120
<c.yellow>کجاش درست نیست؟ چند
بار دیگه باید خودمو ثابت کنم؟</c>

00:28:27.120 --> 00:28:30.370
<c.yellow>تازه این بار مشاور «کونگ
مینگ» ازم خواسته بیام</c>

00:28:30.370 --> 00:28:32.800
<c.yellow>جرات تمرّد داری؟</c>

00:28:35.770 --> 00:28:37.660
<c.yellow>ازونجایی که جناب مشاور
ترتیب این چیزها رو داده</c>

00:28:37.660 --> 00:28:40.510
<c.yellow>خانم نیو، مهمان افتخاری من محصوب میشن</c>

00:28:40.510 --> 00:28:44.740
<c.yellow>فقط اینکه این مسافرخونه ممکنه
جای راحتی برای شما نباشه</c>

00:28:44.740 --> 00:28:46.980
<c.yellow>اصلا ... اصلا ... لطفا خیالتون راحت باشه</c>

00:28:46.980 --> 00:28:50.330
<c.yellow>اینا اصلا برام اهمیتی نداره</c>

00:28:50.330 --> 00:28:53.070
<c.yellow>بسیار خب ... حالا که اینطوره</c>

00:28:53.070 --> 00:28:56.980
<c.yellow>زی لونگ ... به پیشخدمت اطلاع بده</c>

00:28:56.980 --> 00:28:59.160
<c.yellow>تا ترتیب یه اتاق رو برای خانم «نیو» بده</c>

00:29:02.570 --> 00:29:03.980
<c.yellow>اطاعت</c>

00:29:05.680 --> 00:29:07.050
<c.yellow>بانوی جوان</c>

00:29:08.530 --> 00:29:10.800
<c.yellow>بانو، من قبلا از مالک اینجا پرسیدم</c>

00:29:10.800 --> 00:29:14.200
<c.yellow>از بین اتاق های اینجا ,  این بهترینشونه</c>

00:29:14.200 --> 00:29:15.950
<c.yellow>خوبه ... برو وسایلم رو بیار</c>

00:29:15.950 --> 00:29:17.370
<c.yellow>اطاعت</c>

00:29:20.520 --> 00:29:23.250
<c.yellow>چرا تو از قبل یه اتاق اینجا رزرو کردی؟</c>

00:29:23.250 --> 00:29:28.020
<c.yellow>البته که باید یکی میگرفتم, مطمئن
بودم که اجازه میدی کنارت بمونم</c>

00:29:28.020 --> 00:29:31.890
<c.yellow>خانم، شما اشتباه می کنید ... من کسی
نیستم که بهتون اجازه این کار رو دادم</c>

00:29:31.890 --> 00:29:33.970
<c.yellow>همین که نتیجه اش یکسانه , کافیه</c>

00:29:34.850 --> 00:29:39.270
<c.yellow>واقعا نمیفهمم, چرا همیشه
توی همه کارها دخالت می کنید؟</c>

00:29:40.480 --> 00:29:42.740
<c.yellow>من اصلا عالیجناب شما رو نمی شناسم</c>

00:29:42.740 --> 00:29:44.880
<c.yellow>من فقط به خاطر تو اومدم اینجا</c>

00:29:44.880 --> 00:29:48.090
<c.yellow>نمیخوای یکم اعتنا کنی؟</c>

00:29:48.090 --> 00:29:50.680
<c.yellow>باشه ... عالیجناب رو که دیدی</c>

00:29:50.680 --> 00:29:53.220
<c.yellow>پس لطفا اون کیسه ها رو بدید بهم</c>

00:29:55.900 --> 00:30:01.030
<c.yellow>بگیر ... من هیچ وقت زیر حرفم نمیزنم</c>

00:30:01.030 --> 00:30:03.750
<c.yellow>مگه سه تا کیسه نبود؟</c>

00:30:03.750 --> 00:30:07.480
<c.yellow>بقیشون پیش من میمونه, اگه لازمت شد
مطمئنا بهت میدم</c>

00:30:07.480 --> 00:30:08.810
<c.yellow>!تــو</c>

00:30:09.320 --> 00:30:11.430
<c.yellow>...مگه عالیجناب بهت نگفت</c>

00:30:11.430 --> 00:30:14.880
<c.yellow>من مهمان افتخاریشم, طرز رفتارت رو ببین</c>

00:30:22.070 --> 00:30:25.290
<c.yellow>پیشرو پیروز است ....... باد امواج را میسازد</c> <c.colorff0080>* عقب نشینی به
معنای شکسته , از اخبار و شایعه ها به مثال امواج استفاده کنید *</c>

00:30:25.290 --> 00:30:30.080
<c.yellow>پس از گذر از آن ... دیدار و مراوده با چیائو</c> <c.colorff0080>*
بعد از انجام کار به دیدار جناب «چیائو» برید *</c>

00:30:50.840 --> 00:30:54.590
<c.yellow>سرور من ... عموی امپراتور</c>

00:30:54.590 --> 00:30:58.190
<c.yellow>برای ازدواج با شاهزاده
خانم «دونگ وو» خواهند رفت</c>

00:30:58.190 --> 00:31:01.810
<c.yellow>تمام شهر روز ازدواج آنها جشن خواهد گرفت</c>

00:31:01.810 --> 00:31:04.580
<c.yellow>عالیه</c>

00:31:04.580 --> 00:31:08.260
<c.yellow>این از خوش شانسی ماست که عالیجناب «لیو» با شاهزاده
خانم ازدواج میکنه جیانگ نان از این هم پر رونق تر میشه</c>

00:31:08.260 --> 00:31:11.410
<c.yellow>این فوق العاده است -
برای مردم عادی که خیلی خوبه -</c>

00:31:11.410 --> 00:31:13.040
<c.yellow>!درسته</c>

00:31:32.110 --> 00:31:35.790
<c.yellow>استراتژی مشاور «کونگ
مینگ» واقعا خوب کار کرد</c>

00:31:35.790 --> 00:31:38.480
<c.yellow>الان تمام مردم «نان شو» هیجان زده شدن</c>

00:31:38.480 --> 00:31:42.020
<c.yellow>حالا دیگه لازم نیست نگران عقب
نشینی و پشت پا زدن «سون چوان» باشیم</c>

00:31:42.920 --> 00:31:45.600
<c.yellow>اول اینا رو ببر مسافرخونه
تحویل بده, بعد بیا ما رو پیدا کن</c>

00:31:45.600 --> 00:31:47.650
<c.yellow>بانو ... بازم میخواید خرید کنید؟</c>

00:31:47.650 --> 00:31:50.910
<c.yellow>مـا چینگ، ما داریم کمک میکنیم
عالیجناب «لیو» ازدواج کنه</c>

00:31:50.910 --> 00:31:53.980
<c.yellow>باید هم عظمت و زیادی اینا در شان
و منزلت خود ایشون باشه - ...امـا -</c>

00:31:53.980 --> 00:31:57.430
<c.yellow>بسـه ... خواستم یکم کمک
کنی, نه اینکه اینقدر ناله کنی</c>

00:31:57.430 --> 00:31:59.130
<c.yellow>زودباش برو دیگه</c>

00:31:59.130 --> 00:32:00.410
<c.yellow>اطاعت</c>

00:32:03.330 --> 00:32:07.320
<c.yellow>خانم نیو، دیگه چی قصد دارید بخرید؟</c>

00:32:08.520 --> 00:32:12.420
<c.yellow>برای زن ها علاقه به زیبایی و
قشنگی مثل یه غریزه طبیعی ـه</c>

00:32:12.420 --> 00:32:15.490
<c.yellow>میخواد ازدواج کردن
باشه یا دادن یه هدیه معمولی</c>

00:32:15.490 --> 00:32:19.090
<c.yellow>لباس و جواهرات همه باید عالی انتخاب بشند</c>

00:32:28.980 --> 00:32:31.300
<c.yellow>چیزایی که بهت گفتم رو به خاطر سپردی؟</c>

00:32:31.300 --> 00:32:35.560
<c.yellow>متوجه شدم ... امیدوارم
شما در انتخابشون کمکم کنید</c>

00:32:35.560 --> 00:32:39.960
<c.yellow>واقعا که چه کله پوکی
هستی, اخه تو چی فهمیدی؟</c>

00:32:55.600 --> 00:32:57.960
<c.yellow>مشتریان عزیز ... چی نیاز دارین؟</c>

00:33:04.330 --> 00:33:08.990
<c.yellow>دادن لباس عروسی به عنوان
هدیه نامزدی یکم نامناسب نیست؟</c>

00:33:08.990 --> 00:33:11.170
<c.yellow>آقای مغازه دار, میتونم اینو امتحانش کنم؟</c>

00:33:11.170 --> 00:33:15.120
<c.yellow>میتونید ... میتونید ...
فقط خانم لطفا مراقب باشید</c>

00:33:15.120 --> 00:33:19.020
<c.yellow>این لباس از خارج از کشور
برامون رسیده, این تنها نمونه است</c>

00:33:31.040 --> 00:33:35.280
<c.yellow>این آقـا به نظر خیلی با وقار و خوب میاد
واقعا به هم میایید , خانم جوان</c>

00:33:35.280 --> 00:33:37.080
<c.yellow>...ما دو نفر فقط</c>

00:33:37.080 --> 00:33:38.910
<c.yellow>!آقای مغازه دار .. شما
واقعا چشمای تیزی دارین</c>

00:33:38.910 --> 00:33:41.330
<c.yellow>همه چیزای خوبی که دارین رو بیارین</c>

00:33:41.330 --> 00:33:43.770
<c.yellow>میخوام یه نگاهی بهشون بندازم و انتخاب کنم</c>

00:33:51.070 --> 00:33:54.630
<c.yellow>بله ... بله ... بله ... این گیره های
مو جدا با لباس خانم هماهنگی داره</c>

00:33:54.630 --> 00:33:58.400
<c.yellow>این کار دسته نگاه کنید ... واقعا بی نظیرند</c>

00:34:00.480 --> 00:34:03.200
<c.yellow>چطوره که برید بالا و لباس رو امتحان کنید؟</c>

00:34:09.430 --> 00:34:11.880
<c.yellow>اربـاب جوان, لازم نیست اینقدر خجالت بکشید</c>

00:34:11.880 --> 00:34:14.460
<c.yellow>درسته که منطقی نیست که
خود عروس بیچاره رو برای</c>

00:34:14.460 --> 00:34:17.300
<c.yellow>انتخاب لباس عروسی خودش بیارید</c>

00:34:17.300 --> 00:34:20.410
<c.yellow>اما این نشون میده که شما دو نفر
با هم خیلی صادق و بی ریا هستین</c>

00:34:20.410 --> 00:34:23.810
<c.yellow>خیالتون راحت ... من در
این مورد به کسی چیزی نمیگم</c>

00:34:23.810 --> 00:34:28.970
<c.yellow>سوء تفاهم نشه ... من و اون, فقط
با هم کتک کاری میکنیم ... می جنگیم</c>

00:34:28.970 --> 00:34:32.310
<c.yellow>مخصوصا کسایی رو میزنیم که زیادی حرف میزنند</c>

00:34:33.500 --> 00:34:35.900
<c.yellow>!شما ... میخواید یه نگاهی به اطراف بندازید</c>

00:35:03.450 --> 00:35:05.250
<c.yellow>بانوی جوان .. لباس من</c>

00:35:05.250 --> 00:35:07.650
<c.yellow>یک لحظه صبر کن .... زود برمیگردم</c>

00:35:08.710 --> 00:35:10.200
<c.yellow>ژائو زی لونگ</c>

00:35:11.640 --> 00:35:15.180
<c.yellow>الان چرا از دستم عصبانی
شدی؟ تقصیر منه که شبیه اونم؟</c>

00:35:15.180 --> 00:35:19.530
<c.yellow>دارم بهت میگم, از وقتی تو رو دیدم بدترین
چیزی که ازش متنفر شدم, همین چهره خودمـه</c>

00:35:19.530 --> 00:35:22.590
<c.yellow>خانم نیو، دیگه کافیه</c>

00:35:24.470 --> 00:35:26.050
<c.yellow>میخوام بگم</c>

00:35:27.030 --> 00:35:30.660
<c.yellow>ژائو زی لونگ ... تو با تمام وجودت میخوای به
عالیجناب کمک کنی و تبدیل به یک قهرمان بزرگی بشی</c>

00:35:30.660 --> 00:35:33.520
<c.yellow>اما حتی توان رها کردن اونو نداری</c>

00:35:33.520 --> 00:35:37.910
<c.yellow>تو یه ژنرال بزرگی, اما یه ذره
شجاعت برای فراموش کردن گذشته نداری</c>

00:35:41.540 --> 00:35:46.700
<c.yellow>به خاطر درستکاریت, شجاعتت ... خوش قلبیت</c>

00:35:46.700 --> 00:35:49.170
<c.yellow>من حاضرم کمکت کنم و همراهت باشم</c>

00:35:49.170 --> 00:35:52.590
<c.yellow>اما به این معنی نیست که میتونم
عصبانیت ناعادلانت رو هم تحمل کنم</c>

00:35:54.170 --> 00:35:58.230
<c.yellow>اون کسی که نگهت داشته و مانعت
شده, خودتی .... نه من میفهمی؟</c>

00:36:00.540 --> 00:36:03.560
<c.yellow>من از دست تو عصبانی نیستم</c>

00:36:03.560 --> 00:36:07.300
<c.yellow>هر کاری که برام کردید رو به خاطر دارم</c>

00:36:07.300 --> 00:36:10.890
<c.yellow>یه روز بالاخره همه ی لطفاتون رو جبران میکنم</c>

00:36:10.890 --> 00:36:13.010
<c.yellow>نمیخوام برام چیزی رو جبران کنی</c>

00:36:13.010 --> 00:36:18.950
<c.yellow>فقط میخوام ... یه روز
بتونم تو قلبت جایی داشته باشم</c>

00:36:24.360 --> 00:36:27.510
<c.yellow>زودتر لباس رو عوض کنید
, باید به مسافرخونه برگردیم</c>

00:36:34.610 --> 00:36:37.920
<c.yellow>عالیجناب ... ترتیب همه چیز داده شده</c>

00:36:39.300 --> 00:36:44.010
<c.yellow>استراتژی مشاور واقعا جواب
داد, جدا موثر بود ... موثر بود</c>

00:36:44.750 --> 00:36:47.360
<c.yellow>در حال حاضر همه توی شهر مطلعن که</c>

00:36:47.360 --> 00:36:49.960
<c.yellow>سرورم برای ازدواج با خواهر «سون چوان» اومدن</c>

00:36:49.960 --> 00:36:54.000
<c.yellow>خودش هم تا به حال باید
در این باره شنیده باشه</c>

00:36:54.980 --> 00:36:57.210
<c.yellow>اما با این حال</c>

00:36:57.210 --> 00:37:00.970
<c.yellow>چی میشه که «سون چوان»
همچنان واکنشی از خودش نشون نده؟</c>

00:37:00.970 --> 00:37:04.730
<c.yellow>ازدواج مسئله مهم و بزرگیه ... کسی که قدرت و توانایی تصمیم
گیری در این مورد رو داره فقط ملکه مادر در «دونگ وو» ـه</c>

00:37:04.730 --> 00:37:08.420
<c.yellow>اگه «سون چوان» از این ازدواج
به عنوان طعمه استفاده کرده باشه</c>

00:37:08.420 --> 00:37:10.880
<c.yellow>پس ملکه مادر باید از
این مسئله بی اطلاع باشه</c>

00:37:10.880 --> 00:37:13.370
<c.yellow>ازونجایی که ما نمیتونیم وارد
عمارت و قصر «سون چوان» بشیم</c>

00:37:13.370 --> 00:37:17.350
<c.yellow>چطور میتونیم این پیغام
رو به ملکه مادر برسونیم؟</c>

00:37:17.350 --> 00:37:21.110
<c.yellow>مشاور از قبلا در این
مورد پیش بینی هایی کرده</c>

00:37:21.110 --> 00:37:23.640
<c.yellow>ما باید از جناب «چیائو»
برای این کار استفاده کنیم</c>

00:37:23.640 --> 00:37:26.060
<c.yellow>دختر بزرگتر جناب چیائو، «دائو
چیائو»، با «سون بو فو» ازدواج کرده</c>

00:37:26.060 --> 00:37:28.590
<c.yellow>و دومین دخترش، «شیائو
چیائو»، با «ژو یـو» ازدواج کرده</c>

00:37:28.590 --> 00:37:32.470
<c.yellow>از اون زمان تاکنون, جناب «چیائو» رابطه
نزدیک و فوق العاده ای با ملکه مادر داشته</c>

00:37:32.470 --> 00:37:35.610
<c.yellow>هرچند جناب «چیائو» الان در بین
مردم عامّه و روستایی زندگی میکنه</c>

00:37:35.610 --> 00:37:37.780
<c.yellow>و به ندرت به شهر سر میزنه</c>

00:37:37.780 --> 00:37:42.090
<c.yellow>اما شنیدم که اون انسان بسیار خردمندیه</c>

00:37:42.090 --> 00:37:47.090
<c.yellow>اگر اون بتونه ترتیب ملاقات ما
رو با ملکه مادر بده این عالی میشه</c>

00:37:47.090 --> 00:37:52.160
<c.yellow>در زمان تردید ... از استاد «چیائو»
پاسخ بخواهید", من این جمله رو قبلا شنیدم"</c>

00:37:52.160 --> 00:37:55.490
<c.yellow>چطوره که به ملاقاتش بریم؟</c>

00:37:58.480 --> 00:37:59.990
<c.yellow>از این طرف لطفا</c>

00:38:00.056 --> 00:38:10.056
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:10.080 --> 00:38:12.810
<c.yellow>استاد «چیائو» ... مهمان آماده</c>

00:38:13.690 --> 00:38:16.880
<c.yellow>استاد «چیائو» ... مهمان آماده</c>

00:38:23.900 --> 00:38:28.280
<c.yellow>استاد چیائو -
شب گذشته ... در رویا دو ققنوس رو دیدم -</c>

00:38:28.280 --> 00:38:32.190
<c.yellow>که بر روی شاخ و برگ درختان سبز
آواز میخوندند منظره بی نظیری بود</c>

00:38:32.190 --> 00:38:37.370
<c.yellow>هرگز تصور هم نمیکردم که امروز عالیجناب
«لیو» و ژنرال «ژائو» به ملاقات من بیاند</c>

00:38:37.370 --> 00:38:40.340
<c.yellow>به نظر میرسه من خیلی خوش اقبالم</c>

00:38:40.340 --> 00:38:42.550
<c.yellow>استاد چیائو، شما خیلی لطف دارین</c>

00:38:42.550 --> 00:38:44.650
<c.yellow>شنیدیم که شما در زمینه
چای خبره و تخصص هستین</c>

00:38:44.650 --> 00:38:47.990
<c.yellow>سرورم ترتیب آوردن بهترین نوع
چای موجود در «جیانگ نان» رو دادن</c>

00:38:49.020 --> 00:38:54.240
<c.yellow>چطور میتونم چنین هدیه ای رو
بپذیرم, وقتی استحقاقش رو ندارم؟</c>

00:38:54.240 --> 00:38:58.150
<c.yellow>استاد «چیائو» لطفا نفرمایید
... کیه که در «جیانگ نان» ندونه</c>

00:38:58.150 --> 00:39:00.360
<c.yellow>"در زمان تردید ... از
استاد «چیائو» پاسخ بخواهید"</c>

00:39:00.360 --> 00:39:03.610
<c.yellow>عرض ادب خدمت شما باید اولین کاری باشه که بعد
از اومدن به جیانگ نان در برنامه ما قرار میگیره</c>

00:39:03.610 --> 00:39:05.920
<c.yellow>البته که باید به دیدارتون میومدیم</c>

00:39:05.920 --> 00:39:08.950
<c.yellow>برای همین هم هدیه ناقابلی رو براتون آوردم</c>

00:39:08.950 --> 00:39:12.410
<c.yellow>امیدوار شما اون رو بپذیرید</c>

00:39:13.120 --> 00:39:17.060
<c.yellow>پس من دیگه بهانه ای برام باقی نمی مونه</c>

00:39:23.260 --> 00:39:26.370
<c.yellow>مقداری چای و تنقلات ساده اینجا هست
امیدوارم موافق طبع شما باشند</c>

00:39:26.370 --> 00:39:28.660
<c.yellow>بفرمایید ... لطفا بنشینید</c>

00:39:33.660 --> 00:39:36.760
<c.yellow>در حقیقت , ملاقات امروز من و زی لونگ از شما</c>

00:39:36.760 --> 00:39:39.740
<c.yellow>برای مطلع کردن شما از
یه خبر بسیار مهم هم هست</c>

00:39:41.040 --> 00:39:42.510
<c.yellow>لطفا بیشتر توضیح بدید</c>

00:39:42.510 --> 00:39:47.510
<c.yellow>چند روز پیش، مشاور لـرد «دونگ وو»،
«لو زی هانگ» به دیدار سرورم اومدند</c>

00:39:47.510 --> 00:39:50.880
<c.yellow>ایشون برای تقویت اتحاد بین سرورم و
«دونگ وو» پیشنهاد یک ازدواج رو کردند</c>

00:39:50.880 --> 00:39:54.570
<c.yellow>ایشون گفتند که عروس انتخاب شده,
خواهر لـرد سون چوان بانو «شیانگ» هستند</c>

00:39:54.570 --> 00:39:59.140
<c.yellow>به خاطر این موضوع باید جشن گرفت</c>

00:39:59.620 --> 00:40:02.240
<c.yellow>اگرچه من بیشتر اوقات
در این روستا زندگی میکنم</c>

00:40:02.240 --> 00:40:06.290
<c.yellow>اما صحبت های بی شماری از رهبری خردمندانه
و شیوه های خیرخواهانه عالیجناب «لیو» شنیدم</c>

00:40:06.290 --> 00:40:10.790
<c.yellow>اگر شاهزاده خانم با
عالیجناب «لیو» ازدواج کنند</c>

00:40:10.790 --> 00:40:14.390
<c.yellow>پس ایشون زن خوش اقبالی خواهند بود</c>

00:40:14.390 --> 00:40:18.240
<c.yellow>سرور من برای این ازدواج
تمام این راه رو اومدند</c>

00:40:18.240 --> 00:40:22.400
<c.yellow>ما تصور کردیم شما از
مسئله به این مهمی مطلع هستید</c>

00:40:22.400 --> 00:40:25.240
<c.yellow>از همین رو سرورم شخصا برای
دعوت شما به اینجا تشریف آوردند</c>

00:40:25.240 --> 00:40:28.120
<c.yellow>تا به استاد «چیائو»
احتراماتشون رو نشون بدند</c>

00:40:36.070 --> 00:40:40.670
<c.yellow>من فقط یه زندگی ساده در اینجا
دارم و دور از امور دربار هستم</c>

00:40:40.670 --> 00:40:44.240
<c.yellow>چطور ممکنه از این موضوع مطلع باشم؟</c>

00:40:46.240 --> 00:40:49.930
<c.yellow>با این احتساب , امیدوارم صحبت
های من حمل بر بی ادبی نبوده باشه</c>

00:40:57.910 --> 00:40:59.860
<c.yellow>تو روش حل این بازی «گو»
که روی میزه رو میدونی؟</c>

00:40:59.860 --> 00:41:01.390
<c.yellow>کم و بیش</c>

00:41:02.290 --> 00:41:03.980
<c.yellow>!اووو ... چه باهوش</c>

00:41:04.760 --> 00:41:06.800
<c.yellow>منظورت چیه؟</c>

00:41:06.800 --> 00:41:10.540
<c.yellow>منظورم اینه که, متوجه نشدی استاد
«چیائو» چقدر غرق این بازی شده؟</c>

00:41:10.540 --> 00:41:13.110
<c.yellow>اون اغلب هیچ توجهی به صحبت
های تو و عالیجناب «لیو» نمیکنه</c>

00:41:13.110 --> 00:41:18.290
<c.yellow>اگه کمکش کنی اینو حل کنه, استاد
«چیائو» خوشحال هم میشه کمکتون کنه</c>

00:41:20.050 --> 00:41:21.780
<c.yellow>تو هم واقعا نابغه ای</c>

00:41:22.600 --> 00:41:27.560
<c.yellow>مشاور که قبلا گفته بود
من کلید موفقیت شما هستم</c>

00:41:30.730 --> 00:41:34.610
<c.yellow>استاد «چیائو», شما اغلب دوست دارید وقت آزادتون رو «چی» بازی
کنید؟</c> <c.colorff0080>* چی : نوعی بازی شطرنج مانند به نام «گو» در شرق *</c>

00:41:34.610 --> 00:41:39.580
<c.yellow>ژنرال «زی لونگ»، شما هم
از این بازی خوشتون میاد؟</c>

00:41:39.580 --> 00:41:42.430
<c.yellow>نگاه کنید, در مورد این بازی چی فکر می کنید؟</c>

00:41:42.430 --> 00:41:45.140
<c.yellow>در ضاهر مهره سیاه به نظر شکست خورده است</c>

00:41:45.140 --> 00:41:48.200
<c.yellow>اما در حقیقت، راه های زیادی
برای احیای اون وجود داره</c>

00:41:50.026 --> 00:42:00.026
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:00.050 --> 00:42:04.070
<c.yellow>فوق العاده است ... جدا این فوق العاده است</c>

00:42:04.070 --> 00:42:05.850
<c.yellow>حقیقتش رو بخواید</c>

00:42:05.850 --> 00:42:09.660
<c.yellow>این بازی رو من و دامادم</c>

00:42:09.660 --> 00:42:12.700
<c.yellow>ژو گونگ جین شروع کردیم</c>

00:42:12.700 --> 00:42:17.290
<c.yellow>اون بر این باور بود که این بازی تموم شده</c>

00:42:17.290 --> 00:42:18.770
<c.yellow>و من به اون با نصف امتیاز باختم</c>

00:42:18.770 --> 00:42:21.590
<c.yellow>بدیهی ـه که من مطمئن نبودم</c>

00:42:21.590 --> 00:42:25.040
<c.yellow>برای همین هم روی برنده بازی شرط بستیم</c>

00:42:25.620 --> 00:42:30.600
<c.yellow>حالا ببینید ... ژنرال «زی لونگ» بهم در
برگردوندن مهره های سیاه به بازی کمک کرد</c>

00:42:30.600 --> 00:42:34.340
<c.yellow>من واقعا از ته قلبم خوشحال شدم</c>

00:42:35.380 --> 00:42:40.050
<c.yellow>استاد «چیائو» ... راستش
جسارتاً من سوالی خدمتتون داشتم</c>

00:42:40.050 --> 00:42:42.890
<c.yellow>مطمئن نیستم بپرسم یا خیر</c>

00:42:42.890 --> 00:42:46.430
<c.yellow>ژنرال ژائو ... هرچی میخواید بپرسید</c>

00:42:46.430 --> 00:42:49.510
<c.yellow>اونطور که شما گفتید, ازدواج
بین سرورم و شاهزاده خانم</c>

00:42:49.510 --> 00:42:51.940
<c.yellow>یک مسئله بسیار مهم و با اهمیته</c>

00:42:51.940 --> 00:42:55.380
<c.yellow>اما از زمانی که سرورم به «نان شو» تشریف آوردند
نه تنها از ایشون استقبال و پذیرایی درستی نشده</c>

00:42:55.380 --> 00:42:57.470
<c.yellow>حتی به نظر میرسه هیچ نشانه ای از
جشن و ضیافت در هیچ نقطه ای هم نیست</c>

00:42:57.470 --> 00:43:00.320
<c.yellow>به نظر هیچ کس در اینباره چیزی نمیدونه</c>

00:43:00.320 --> 00:43:03.940
<c.yellow>ما واقعا نتونستیم متوجه این موضوع بشیم که</c>

00:43:03.940 --> 00:43:07.030
<c.yellow>چرا لـرد «دونگ وو» سعی در
اهمال و لاپوشونی این مسئله داره</c>

00:43:07.810 --> 00:43:13.250
<c.yellow>من مطلقاً هیچ ایده ای در مورد کار «ژونگ
مو» ندارم</c> <c.colorff0080>* ژونگ مو : شهرت و لقب سو چوان *</c>

00:43:14.050 --> 00:43:18.970
<c.yellow>اما این رسم و طریقه درست
رفتار با یک مهمان نیست</c>

00:43:19.750 --> 00:43:22.550
<c.yellow>سرورم نگران هستند که ممکنه
برخی سوء تفاهمات پیش اومده باشه</c>

00:43:22.550 --> 00:43:24.580
<c.yellow>این برای مردم معمولی مسئله چندان بزرگی نیست</c>

00:43:24.580 --> 00:43:28.030
<c.yellow>اما اگر شهرت شاهزاده خانم
به خاطر این موضوع آسیب ببینه</c>

00:43:28.030 --> 00:43:31.090
<c.yellow>این باعث تاثیر منفی در
مابقی عمر ایشون نمیشه؟</c>

00:43:31.790 --> 00:43:36.210
<c.yellow>ما امیدواریم شما دیداری
با ملکه مادر داشته باشید</c>

00:43:36.210 --> 00:43:38.420
<c.yellow>و از حقیقت ماجرا مطلع بشید</c>

00:43:39.680 --> 00:43:43.300
<c.yellow>اگرچه من در سیاست دخالتی نمی کنم</c>

00:43:43.300 --> 00:43:47.210
<c.yellow>اما رابطه نسبتاً خوبی با ملکه مادر دارم</c>

00:43:48.000 --> 00:43:52.030
<c.yellow>اگر بتونم کمک کنم این ازدواج
به نتیجه ای مطلوب برسه</c>

00:43:52.030 --> 00:43:55.370
<c.yellow>این کاری خوبی برای من محصوب میشه</c>

00:44:00.360 --> 00:44:01.990
<c.yellow>از بابت کمکتون واقعا سپاسگزارم استاد چیائو</c>

00:44:01.990 --> 00:44:06.780
<c.yellow>من رو برای همیشه مدیون خودتون کردین</c>

00:44:07.250 --> 00:44:10.820
<c.yellow>این کاریه که باید انجام میدادم</c>