﻿WEBVTT

00:01:57.246 --> 00:02:17.246
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.270 --> 00:02:25.530
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.850 --> 00:02:31.250
.:: قسمت پنچاهم ::.

00:02:57.450 --> 00:02:59.390
شاهزاده خانم, تیراندازیتون عالیه

00:02:59.390 --> 00:03:01.700
خبر بد ... خبر بد شاهزاده خانم

00:03:01.700 --> 00:03:03.160
چی اینقدر مضطربت کرده؟

00:03:03.160 --> 00:03:04.770
چند لحظه پیش , وقتی داشتم از تالار میگذشتم

00:03:04.770 --> 00:03:07.690
شنیدم که جناب «چیائو» با ملکه مادر
درمورد ازدواج شما صحبت میکردند

00:03:07.690 --> 00:03:10.710
از قرار معلوم عالیجناب «لیو»
الان در «نان شو» حضور دارند

00:03:11.850 --> 00:03:14.120
چطور همچین اتفاقی افتاده؟

00:03:14.120 --> 00:03:17.350
برادر و مادرم حتی نظر منو هم نپرسیدند

00:03:25.720 --> 00:03:28.420
ژونگ مو به استاد بزرگ
و مادر ادای احترام میکنه

00:03:28.420 --> 00:03:31.640
آیا مسئله ای پیش اومده که مادر
من رو به حضورشون احضار کردند؟

00:03:31.640 --> 00:03:36.320
میخوام ازت بپرسم, تو چیزی
برای گفتن به من نداری؟

00:03:40.890 --> 00:03:43.450
متوجه نمیشم منظور مادر از این صحبت چیه؟

00:03:43.450 --> 00:03:47.890
پسریه ناخلف، هنوزم سعی
داری همه چیز رو ازم پنهون کنی؟

00:03:47.890 --> 00:03:49.900
لیو بی توی «نان شو» چی کار میکنه؟

00:03:49.900 --> 00:03:52.450
تو با خواهرت چی کار میخواستی بکنی؟

00:03:52.450 --> 00:03:54.260
مادر لطفا عصبانی نشید

00:03:54.260 --> 00:03:56.960
من از «لیو بی» خواستم به «نان شو» بیاد تا یه
سری معامله بر سر پس گرفتن «جینگ ژو» انجام بدیم

00:03:56.960 --> 00:04:00.060
هیچ قصد و غرضی جز خیراندیشی
و شادی و مصلحت دیگران ندارم

00:04:01.000 --> 00:04:05.660
میبینم که حرص و تمع تو از
ماری که یه فیل رو بلعیده هم بیشتره

00:04:05.660 --> 00:04:09.960
تو شش ایالت و کلی شهرستان توی «جیانگ
نان» داری, ولی بازم این تو رو راضی نمیکنه

00:04:09.960 --> 00:04:12.560
حالا چشمت «جینگ ژو» رو گرفته؟

00:04:13.310 --> 00:04:16.500
اگه از توان خودت برای گرفتن اون
استفاده میکردی بازم هیچ عیبی نداشت

00:04:16.500 --> 00:04:20.860
اما اومدی و از خواهرت به
عنوان یه ابزار استفاده کردی

00:04:20.860 --> 00:04:26.780
برادر ! ما از یه مادر متولد شدیم ... من
خواهرتم چطور تونستی چنین کاری باهام بکنی؟

00:04:26.780 --> 00:04:29.420
گرفتن یا نگرفتن «جینگ ژو» مشکل توئه

00:04:29.420 --> 00:04:34.140
اما با این کاری که کردی
بعد از این انتظار داری من چطور رفتار کنم؟

00:04:35.380 --> 00:04:38.960
مادر جان, من تا حالا هیچ
وقت عالیجناب «لیو» رو ندیدم

00:04:38.960 --> 00:04:42.230
حالا خبر ازدواجم با اون همه جا منتشر شده

00:04:42.230 --> 00:04:45.400
!مادر, شما باید داد من رو بستانید

00:04:45.400 --> 00:04:46.920
باشه

00:04:50.300 --> 00:04:55.130
یه چیزی بگو .. به عنوان یه برادر در این
رابطه چی کار میخوای بکنی؟ چه خیالی داری؟

00:04:56.350 --> 00:04:58.920
مادر ... خواهر ... خیالتون آسوده باشه

00:04:58.920 --> 00:05:00.680
من قبلا با «ژو گونگ جین»
در این مورد بحث کردم

00:05:00.680 --> 00:05:02.910
جلوی این اخبار رو میگیریم و
اجازه نمیدیم مردم کوچه و خیابون

00:05:02.910 --> 00:05:05.990
چنین اخبار کذبی رو در مورد
«شانگ شیانگ» منتشر کنند

00:05:07.170 --> 00:05:11.090
گزارش میدم ملکه مادر و جناب وو هو ژائو یون
و همراهانش با صدای طبل و ساز به اینجا آمدند

00:05:11.090 --> 00:05:14.760
فی الحال در محوطه بیرونی عمارت هستند اونها مدعی
هستند که برای تحویل هدایای نامزدی به اینجا اومدند

00:05:14.760 --> 00:05:17.300
!افرادشون برای تحویل دادن هدایای
نامزدی به پشت درب عمارت ما رسیدند

00:05:17.300 --> 00:05:21.940
برادر، دوباره بهم بگو
چطور میخوای جلوی انتشار این اخبار رو بگیری؟

00:05:25.240 --> 00:05:29.440
آیا اجازه میدین من پیرمرد هم
اظهار نظری در این رابطه بکنم؟

00:05:29.440 --> 00:05:30.930
لطفا بفرمایید

00:05:30.930 --> 00:05:35.230
پیش از این, چندین بار درخواست
های ملاقات عالیجناب «لیو» رد شده

00:05:35.230 --> 00:05:41.550
این واقعا دور از ادبـه ... اگه دوباره
درخواستشون رد بشه مسلما بازخورد خوبی نداره

00:05:41.550 --> 00:05:47.090
در باب مسئله ازدواج شما میتونید با شاهزاده
خانم «شانگ شیانگ» دوباره صحبت کنید

00:05:47.090 --> 00:05:50.690
اما ما نمیتونیم رعایت ادب و
آداب و رسوم رو نادیده بگیریم

00:05:51.800 --> 00:05:54.360
حق با شماست

00:05:54.360 --> 00:05:59.890
استاد بزرگ .. مادر, لطفا مسئله «ژائو زی لونگ» رو به
من بسپارید قول میدم که با رعایت ادب باهاشون برخورد کنم

00:06:19.100 --> 00:06:21.780
درود بر جناب وو هو

00:06:21.780 --> 00:06:26.920
من مدتهای مدیدی ـه که در مورد شهرت «ژائو زی لونگ» از چانگ
شان شنیدم ملاقات امروز, صحت شنیده های من رو تصدیق میکنه

00:06:26.920 --> 00:06:28.610
شما حقیقتاً ژنرال دلاوری هستین

00:06:28.610 --> 00:06:33.740
جناب «وو هو» به من لطف دارن امروز من به دستور
سرورم برای تحویل هدایای نامزدی به اینجا اومدم

00:06:33.740 --> 00:06:38.700
پیش از این من اشاره های از جناب «لـو» در مورد راهزن
های ماهری که در جاده های «نان شو» حضور دارن شنیده بودم

00:06:38.700 --> 00:06:44.350
بنده هم به خاطر نگرانی از بابت امنیت سرورم, خودم شخصا
به اینجا اومدم امیدوارم جنابعالی پوزش ما رو بپذیرید

00:06:55.200 --> 00:06:58.210
عالیجناب «لیو» واقعا خیلی باملاحظه هستند

00:06:58.210 --> 00:07:00.890
در ضمن من پیغامی دارم که امیدوارم
ژنرال «زی لونگ» اون رو به ایشون برسونند

00:07:00.890 --> 00:07:04.750
من از ایشون غذرخواهی میکنم که به دلیل سرماخوردگی
شخصا قادر به پذیرایی و ملاقات با ایشون نیستم

00:07:04.750 --> 00:07:09.990
بعد از اینکه مقدمات ازدواج فراهم شد
بنده شخصا برای عرض تبریکات خدمتشون میرسم

00:07:09.990 --> 00:07:13.800
پیغام جناب «وو هو» رو
قطعا به اطلاع ایشون می رسونم

00:07:18.410 --> 00:07:21.070
من از آمدن ژنرال «زی لونگ» مطلع نبودم
از این رو به درستی آماده نشده بودم

00:07:21.070 --> 00:07:23.350
امیدوارم ژنرال «زی لونگ»
این کوزه های شراب رو بگیرند

00:07:23.350 --> 00:07:25.850
و به عنوان نشانه ای از
قدردانی من همراه خودشون ببرند

00:07:25.850 --> 00:07:29.710
متشکرم ... پس بنده از خصورتون مرخص میشم

00:07:29.710 --> 00:07:32.390
من میرم تا به سرورم در این رابطه گزارش بدم

00:07:35.290 --> 00:07:38.000
... عالیجناب , این شراب

00:07:38.000 --> 00:07:40.870
اهمیتی نداره ... میتونید برید

00:07:51.110 --> 00:07:55.310
دیدن چهره وحشت زده و مضطرب
لرد «دونگ وو», جدا خنده دار بود

00:07:55.310 --> 00:07:58.230
لـرد بزرگ و عالی مقام «دونگ
وو» باید توی کارش استاد باشه

00:07:58.230 --> 00:08:00.710
تصورش رو هم نمی کرد که توی
دامی که خودش پهن کرده, گیر بیوفته

00:08:00.710 --> 00:08:04.150
خوشبختانه «زی لونگ» تونست
جناب «چیائو» رو برای رفتن متقاعد کنه

00:08:04.150 --> 00:08:08.210
امروز استاد «چیائو» مهمان عمارت «سون» بود

00:08:08.210 --> 00:08:10.450
در یک آن, من برای تحویل
دادن هدایای نامزدی جلو رفتم

00:08:10.450 --> 00:08:15.410
مطمئن بودم این بار دیگه لـرد
«سون» نمیتونه اونا رو رد کنه

00:08:15.410 --> 00:08:20.500
اگرچه لرد «دونگ وو» مدعی شد که چند روز
دیگه برای ملاقات با شما به اینجا خواهد اومد

00:08:20.500 --> 00:08:24.950
اما من حدس میزنم این سخن کذبی بیشتر نبوده

00:08:24.950 --> 00:08:26.790
به چه دلیل این رو میگی؟

00:08:26.790 --> 00:08:31.070
در حال حاضر, عموم مردم مطلع هستند که
سرورم و شاهزاده خانم در شرف ازدواج هستند

00:08:31.070 --> 00:08:34.870
اما هنوزم لـرد «دونگ وو» تا
این زمان چیزی رو تایید نکرده

00:08:34.870 --> 00:08:38.660
اگر اون برای ملاقات با شما به اینجا بیاد این به
معنی تصدیق و اعتراف به صحیح بودن این موضوع نیست؟

00:08:39.300 --> 00:08:44.380
به نظر من لـرد «دونگ وو» تمایلی
برای ملاقات با شما نخواهد داشت

00:08:45.090 --> 00:08:47.900
پس به نظر تو , استاد
«چیائو» قادره که ملکه مادر رو

00:08:47.900 --> 00:08:51.370
برای قبول این ازدواج ترغیب کنه
تا چه حد میشه روی موفقیتش حساب باز کرد؟

00:08:51.370 --> 00:08:55.320
از این بابت مطمئن نیستم, اما
از یه چیز میتونم مطمئن باشم

00:08:55.320 --> 00:08:59.720
اگر ملکه مادر از این مسئله با خبر شده باشه
قاعدتاً ساکت و بی حرکت نمیشینه

00:08:59.720 --> 00:09:01.960
اولویت لـرد «دونگ وو»
گرفتن «جینگ ژو» خواهد بود

00:09:01.960 --> 00:09:06.720
اما اولویت اول ملکه مادر مسلما مسئله
آبرو و ازدواج شاهزاده خانم خواهد بود

00:09:10.830 --> 00:09:15.700
برادر ... چطور تونستی
هدایای ازدواج رو قبول کنی؟

00:09:15.700 --> 00:09:19.030
!با این کارت برای من هیچ
چاره ای جز ازدواج باقی نزاشتی

00:09:20.190 --> 00:09:23.010
خواهر، اینقدر نگران نباش

00:09:23.010 --> 00:09:26.950
دلیل من برای انجام این کار,
صرفا آروم کردن «لیو بی» بود

00:09:26.950 --> 00:09:32.670
تا زمانی که من از ملاقات با اون اجتناب کنم اهمیتی
نداره چقدر اون تقلا کنه , هیچ کاری ازش بر نمیاد

00:09:32.670 --> 00:09:36.860
برادر، تو فکر میکنی میتونی
اونو تا ابد اینجا نگه داری؟

00:09:36.860 --> 00:09:39.280
حتی اگه من ازدواج هم نکنم

00:09:39.280 --> 00:09:41.910
بازم همه از این تشریفات
و قرار و مدار باخبر هستند

00:09:41.910 --> 00:09:44.750
این فقط باعث میشه من
هیچ وقت نتونم ازدواج کنم

00:09:45.760 --> 00:09:51.910
به نظر من, این مسئله چندان
هم غامض و نگران کننده نیست

00:09:51.910 --> 00:09:54.610
ادامه بده ... زودباش به صحبتت ادامه بده

00:09:54.610 --> 00:09:57.570
نفوذ و قدرت «لیو بی» رو نمیشه دست کم گرفت

00:09:57.570 --> 00:09:59.750
علاوه بر این، اون در میان مردم
از محبوبیت زیادی برخورداره

00:09:59.750 --> 00:10:03.010
حدس میزنم شماها درموردش چیزایی شنیدید

00:10:03.010 --> 00:10:06.750
من تنها یک بار اون رو ملاقات کردم

00:10:06.750 --> 00:10:10.150
اما میتونم بگم اون انسان
بافراست و دنیا دیده ایه

00:10:10.150 --> 00:10:14.830
حتی ژنرال «ژائو» هم که به اون
خدمت میکنه مردی بسیار بااستعدادی ـه

00:10:14.830 --> 00:10:19.270
حال اگر دوشیزه «شانگ شیانگ»
بتونند با چنین قهرمانی ازدواج کنن

00:10:19.270 --> 00:10:22.510
این حقیقتاً یه برکت و موهبت بزرگه

00:10:23.650 --> 00:10:25.130
...خب

00:10:26.950 --> 00:10:29.770
مادر جان، لطفا این کار رو نکنید

00:10:29.770 --> 00:10:31.990
حتی اگه «لیو بی» یه قهرمان
بزرگ توی دنیا هم باشه, خب که چی؟

00:10:31.990 --> 00:10:35.280
!من هرگز اونو ملاقات نکردم
هیچ عشق و علاقه ای بین ما وجود نداره

00:10:35.280 --> 00:10:39.380
چطور میتونیم اینجوری باهم
ازدواج کنیم و زن و شوهر بشیم؟

00:10:39.380 --> 00:10:41.800
خانم شانگ شیانگ

00:10:41.800 --> 00:10:43.990
شما حق دارید که نگران باشید

00:10:43.990 --> 00:10:49.170
بنده هم نگفتم که شما باید بی
برو برگرد با اون ازدواج کنید

00:10:49.170 --> 00:10:50.750
حالا که ترتیب همه چیز اینجا داده شده

00:10:50.750 --> 00:10:56.320
به نظر بنده, چرا ملکه مادر ترتیب
زمانی رو برای ملاقات با «لیو بی» نمیدن؟

00:10:56.320 --> 00:10:58.010
اگر فکر کردید که اون همسر و زوج خوبیه

00:10:58.010 --> 00:11:01.170
پس غیر از اینه که شما
صاحب یه داماد خوب میشید؟

00:11:01.170 --> 00:11:06.980
اگر هم لیاقتش رو نداشت, اون زمان «ژونگ
مو» میتونه جینگ ژو رو از اون پس بگیره

00:11:08.680 --> 00:11:13.680
خب ... بلند شو

00:11:17.400 --> 00:11:21.160
ژونگ مو ... نظر تو چیه؟

00:11:21.160 --> 00:11:24.740
به خاطر اشتباهی که قبلا
مرتکب شدم, جرات مداخله ندارم

00:11:24.740 --> 00:11:27.790
تمام چیزی که میخوام
خوشحالی و رضایت خواهرمـه

00:11:27.790 --> 00:11:31.600
بنابراین, خودتون میتونید
در اینباره تصمیم بگیرید مادر

00:11:32.700 --> 00:11:34.300
بسیار خب

00:11:35.320 --> 00:11:39.020
یه تعداد از افرادت رو بفرست دنبالش

00:11:39.020 --> 00:11:42.660
تا «لیو بی» رو به اینجا
دعوت کنند, میخوام ببینم

00:11:42.660 --> 00:11:46.600
این «لیو بی» لیاقت همسری دختر منو داره

00:11:50.050 --> 00:11:53.290
ژائو زی لونگ! با این عجله داری کجا میری؟

00:11:53.290 --> 00:11:56.300
چند لحظه پیش استاد «چیائو»
نامه ای رو برای ما آورد

00:11:56.300 --> 00:11:58.820
میرم تا به عالیجناب گزارش بدم

00:11:58.820 --> 00:12:01.790
به نظر میرسه این مسئله کم و بیش حل شده
بریم

00:12:01.790 --> 00:12:06.310
خانم نیو ... من خودم نامه رو تحویل میدم
شما بهتره استراحت کنید

00:12:06.310 --> 00:12:09.700
ژائو زی لونگ، منظورت چیه؟
داری از عمد منو دست به سر میکنی؟

00:12:09.700 --> 00:12:11.760
من هیچ منظوری نداشتم

00:12:11.760 --> 00:12:16.360
فراموش نکن که توی قضیه متقاعد
کردن استاد «چیائو» منم تا حدی کمک کردم

00:12:16.360 --> 00:12:18.130
حالا استاد «چیائو» جواب خودش رو فرستاده

00:12:18.130 --> 00:12:21.320
البته که باید به عالیجناب «لیو» کمک
کنم تا یه راهی پیدا برای ادامه پیدا کنه

00:13:35.200 --> 00:13:39.560
ژنرال ژائو, الان سر و
صدایی شنیدم ... اتفاقی افتاده؟

00:13:39.560 --> 00:13:42.060
یه نفر سعی داشت عالیجناب رو به قتل برسونه

00:13:42.060 --> 00:13:43.980
از این سمت فرار کرد, تو چیزی ندیدی؟

00:13:43.980 --> 00:13:47.600
چی؟ ... یه آدم کش؟

00:13:47.600 --> 00:13:49.700
حالا, عالیجناب «لیو» حالشون خوبه؟

00:13:49.700 --> 00:13:51.480
صدمه ای ندیدن

00:13:52.230 --> 00:13:55.440
ژنرال ژائو , خیالتون راحت باشه من بلافاصله افراد
بیشتری رو برمیدارم و تعداد نگهبان ها رو افزایش میدم

00:13:55.440 --> 00:13:57.980
طبعاً اجازه نمیدم چنین اتفاقی دوباره رخ بده

00:14:16.540 --> 00:14:19.300
بانوی جوان ... آب آوردم

00:14:19.300 --> 00:14:21.060
کجا باید بزارم؟

00:14:21.060 --> 00:14:24.060
معلومه که باید کنار آرایشگر بزاریش

00:14:25.160 --> 00:14:30.040
لیو یان چانگ, میدونم خوشت نمیاد من
وادارت میکنم این کار و اون کار رو انجام بدی

00:14:30.040 --> 00:14:33.240
اما امروز، تو این کار رو
برای عالیجناب انجام میدی

00:14:33.240 --> 00:14:34.700
دیگه این قیافه رو جلوی من نگیر

00:14:34.700 --> 00:14:39.300
مگه جراتش رو دارم؟ هر فرمایشی شما داشته باشین
بنده با کمال میل انجام میدم ... اینطوری خوبه؟

00:14:39.300 --> 00:14:41.180
حالا شد یه چیزی

00:14:44.590 --> 00:14:46.590
صبح همگی بخیر

00:14:46.590 --> 00:14:49.350
ژائو زی لونگ, لباس سفارشی
عالیجناب «لیو» رو با خودت آوردی؟

00:14:49.350 --> 00:14:52.430
همونطور که گفته بودید انجامش دادم

00:14:53.390 --> 00:14:55.590
عالیجناب «لیو» ... همه چیز آماده شده

00:14:55.590 --> 00:14:59.030
لطفا دراز بکشید, میخوایم نمایش رو شروع کنیم

00:15:00.460 --> 00:15:03.500
... خانم نیو، اینا

00:15:03.500 --> 00:15:08.590
عالیجناب «لیو» خیالتون راحت باشه, ایشون
جناب «شو» هستند مشهور ترین آرایشگر شهر

00:15:08.590 --> 00:15:13.110
تمام کسانی که زیر دست ایشون اصلاح شدن
مثل یه شاهزاده خوشتیپ شدند

00:15:13.110 --> 00:15:14.900
حالا خیالتون راحت باشه

00:15:18.011 --> 00:15:20.051
آقای شو، یکم مراقب باشید

00:15:20.051 --> 00:15:23.351
خانم نیو، من فکر کردم شما
ترفندهای خارق العاده ای بلدید

00:15:23.351 --> 00:15:26.591
اما رفتید و فقط یه آرایشگر با خودتون آوردین

00:15:26.591 --> 00:15:28.661
شما مردا غیر از جنگیدن و

00:15:28.661 --> 00:15:30.711
مبارزه در میدان جنگ,
مگه چیز دیگه ای هم بلدین؟

00:15:30.711 --> 00:15:32.671
تو بهمون از بابت عالیجناب اطمینان دادی

00:15:32.671 --> 00:15:37.091
میخوام ببینم عالیجناب به همون
اندازه که گفتی جوون میشه یا نه

00:15:45.911 --> 00:15:48.201
شماها چرا اینطوری بهم زل زدید؟

00:15:48.201 --> 00:15:51.001
خو ... خوب نشدم؟

00:15:51.001 --> 00:15:53.591
نه ... نه ... نه. خیلی خوب شدید

00:15:53.859 --> 00:15:57.419
شما بگین ... عالیجناب «لیو»
انگار ده سال جوونتر نشدن؟

00:15:58.552 --> 00:16:03.589
خیلی خوبه ... این لباس ... واقعا خیلی خوبه

00:16:08.476 --> 00:16:11.946
اینطور که من میبینم, سرورم خیلی جوونتر شدند

00:16:11.946 --> 00:16:14.346
حتی خوش منظر و نجیب هم شدین

00:16:17.756 --> 00:16:22.026
عالیجناب ... اگه الان
به دیدن ملکه مادر برین

00:16:22.026 --> 00:16:24.906
شرط می بندم نمیتونه هیچ شکایتی داشته باشه

00:16:24.906 --> 00:16:26.726
بیایید امیدوار باشیم

00:16:27.566 --> 00:16:30.136
خیله خب، بیایین بریم

00:16:30.136 --> 00:16:33.746
هنوز وقت رفتن نشده, مهمترین قدم هنوز مونده

00:16:39.344 --> 00:16:42.764
چی کار میکنی؟ -
آااه ... هیچی -

00:16:42.764 --> 00:16:46.734
فقط می ترسم قیافه خوشتیپ تو
بیشتر از عالیجناب تو دید باشه

00:16:46.734 --> 00:16:49.904
اگه ملکه مادر تو رو به
عنوان دامادش انتخاب کنه

00:16:49.904 --> 00:16:52.164
اونوقت ... پس من چی؟

00:16:52.164 --> 00:16:55.424
یعنی ... عالیجناب «لیو» چی میشه؟

00:16:56.564 --> 00:16:58.304
!نـیـو یـو

00:17:15.074 --> 00:17:19.034
چیائو ... شنیدم که پیش از این

00:17:19.034 --> 00:17:21.634
اشاره ای به یکی از همراهان «لیو بی» کردی

00:17:21.634 --> 00:17:24.494
چانگ شان, ژائو زی لونگ

00:17:24.494 --> 00:17:28.954
این مرد واقعا به همون
خوبی ای که مردم میگن هست؟

00:17:28.954 --> 00:17:34.554
اون واقعا چنین وحشت و شهرت زیاد
رو بین زیردستای «سائو سائو» داره؟

00:17:35.354 --> 00:17:37.484
اگرچه من فقط درموردش شنیده بودم

00:17:37.484 --> 00:17:42.184
اما وقتی اونو از نزدیک ملاقات
کردم ... جدا فوق العاده به نظر میرسید

00:17:42.184 --> 00:17:45.604
احتمالا اون شایعه ها هم حقیقت دارند

00:17:45.604 --> 00:17:48.784
به زودی ... خودتون اون رو خواهید دید

00:17:48.809 --> 00:17:52.949
اونوقت خودتون متوجه میشید
که من اصلا اغراق نکردم

00:17:56.204 --> 00:18:01.704
درسته ... شنیدم که وقتی «ژائو
زی لونگ» , نانجون رو گرفته

00:18:01.704 --> 00:18:04.154
اون این کار رو بدون خون ریزی انجام داده

00:18:04.154 --> 00:18:08.474
حتی فرمانده ارشد ما هم نتونسته
کاری در این رابطه انجام بده

00:18:09.194 --> 00:18:13.414
مادر ... شما نباید به این شایعات توجه کنید

00:18:13.414 --> 00:18:18.974
سربازها همیشه از شهر دفاع می کنند
چطور ممکنه بدون جنگیدن یک شهر رو گرفت؟

00:18:21.074 --> 00:18:26.454
ژونگ مو، منظورت اینه که
من دارم بهتون دروغ میگم؟

00:18:27.334 --> 00:18:30.414
نفرمایید ... نفرمایید ...
لطفا از من عصبانی نشید

00:18:30.414 --> 00:18:32.754
این فقط یه مثال بود

00:18:32.754 --> 00:18:34.884
ژائو زی لونگ در اردوگاه دیگه ای قرار داره

00:18:34.884 --> 00:18:38.674
ما که یه خانواده ایم الزاماً
باید هوای هم رو داشته باشیم

00:18:43.514 --> 00:18:45.194
ملکه مادر، عالیجناب «لیو» تشریف آوردند

00:18:45.194 --> 00:18:48.254
عجله کن , راه رو نشونشون بده -
اطاعت -

00:19:06.194 --> 00:19:09.574
شوان دا, به ملکه مادر ادای احترام میکنه

00:19:15.584 --> 00:19:18.084
عالیجناب «لیو» , لطفا بنشینید

00:19:18.084 --> 00:19:19.764
سپاسگزارم

00:19:30.254 --> 00:19:35.094
شنیدم که ژنرال «سون» دچار سرماخوردگی شدند
و میخواستم برای ملاقات با ایشون برم

00:19:35.094 --> 00:19:38.274
اما نگران بودم که مزاحم روند بهبودشون بشم

00:19:38.274 --> 00:19:40.414
برای همین هم از ملاقات با ایشون اجتناب کردم

00:19:40.414 --> 00:19:43.854
امیدوارم که ژنرال
«سون» بنده رو عفو بفرمایند

00:19:44.814 --> 00:19:46.434
عالیجناب «لیو», این مسئله چندان مهمی نبود

00:19:46.434 --> 00:19:49.274
درواقع من گناه کارم

00:19:49.274 --> 00:19:53.954
شما باید من رو ببخشید که
نتونستم به درستی ازتون استقبال کنم

00:19:54.844 --> 00:19:58.784
ژنرال «سون», شما مشغله امور دولتی رو داشتین

00:19:58.784 --> 00:20:05.844
از این گذشته, ما به خاطر تاریخ اشتباهی که «لو زی
هانگ» بهمون داده بود زودتر از موعد مقرّر اومدیم

00:20:07.054 --> 00:20:11.774
این باعث افتخار و مباهات بنده است که در این
ضیافت همراه «ژونگ مو» و عالیجناب «لیو» هستم

00:20:11.774 --> 00:20:16.294
اما سوالی دارم که مایلم از شما بپرسم

00:20:16.294 --> 00:20:21.054
استاد «چیائو», بنده هر سوالی که
داشته باشید صادقانه پاسخ خواهم داد

00:20:22.964 --> 00:20:28.784
شایعات میگن که , «سائو سائو» کنترل امپراتور
رو مثل یک عروسک خیمه شب بازی بدست گرفته

00:20:28.784 --> 00:20:33.064
شما هم به همین دلیل از تبعید خارج شدید
تا شکوه و افتخار سلسله هان رو بازگردونید

00:20:33.064 --> 00:20:37.944
شما خوش شانس هستید که «ژوگه لیانگ»
و ژنرال های شجاعی رو در خدمتتون دارید

00:20:37.944 --> 00:20:41.464
فی الحال که شما «شیانگ فان» رو گرفتید

00:20:41.464 --> 00:20:44.764
میشه گفت اون پایه های خونه شما محصوب میشه

00:20:44.764 --> 00:20:50.904
مایلم بدونم برای بعد از
این چه برنامه ای دارید؟

00:20:52.604 --> 00:20:55.424
استاد چیائو ... ملکه مادر

00:20:55.674 --> 00:20:59.614
حالا که ژنرال «سون» اینجا حضور دارند
اجازه بدین جزئیات اون رو برای همه شرح بدم

00:20:59.914 --> 00:21:03.434
بسیار خب ... منم به دقت گوش میکنم

00:21:03.454 --> 00:21:06.104
سائو سائو ارتشی قدرتمند
و قلمرو گسترده ای داره

00:21:06.104 --> 00:21:09.684
البته که من الان حریف اون نیستم

00:21:09.684 --> 00:21:14.164
اما با استراتژیست بااستعدادی مثل جناب ژوگه

00:21:14.164 --> 00:21:18.544
و ژنرال های قدرتمندی مانند
«یون چانگ»، «یی د»، و زی لونگ

00:21:18.544 --> 00:21:21.584
و همراه با رابطه دوستانه ای
که با «دونگ وو» برقرار کردیم

00:21:21.584 --> 00:21:26.244
ما میتونیم جلوی تاخت و تاز «سائو سائو» رو بگیریم
و تمرکزمون رو روی سعادت و کامیابی مردم بزاریم

00:21:27.154 --> 00:21:32.904
این تنها دلیل ـه که من با پیشنهاد ازدواجی
که ژنرال «سون» مطرح کردند موافقت کردم

00:21:32.904 --> 00:21:35.304
عالیجناب «لیو» افراد مستعد
زیادی رو در خدمت خودشون دارند

00:21:35.304 --> 00:21:39.654
اتحاد و همکاری ما یقیناً برای «دونگ
وو» هم منافعی در پی خواهد داشت

00:21:44.794 --> 00:21:48.834
عالیجناب «لیو»، شما واقعا بلندپرواز هستین

00:21:51.254 --> 00:21:54.934
امروز رو بگذارید در مورد سیاست صحبت نکنیم

00:21:54.934 --> 00:21:58.834
اجازه بدین درست مثل یه
خانواده دور هم خوش باشیم

00:21:58.834 --> 00:22:03.274
ملازم, کمی شراب برای عالیجناب «لیو» بریز

00:22:13.410 --> 00:22:23.410
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:23.434 --> 00:22:25.154
منم

00:22:26.264 --> 00:22:27.644
چرا تو اینجایی؟

00:22:27.644 --> 00:22:31.654
اومدم اینجا کمکت کنم باهمدیگه
از عالیجناب «لیو» محافظت کنیم

00:22:31.654 --> 00:22:35.664
خانم نیو، اینجا جای شما نیست

00:22:35.664 --> 00:22:37.244
چی داری میگی؟

00:22:37.244 --> 00:22:40.184
ملکه مادر و «سون چوان» مادر و پسر هستند

00:22:40.184 --> 00:22:43.544
نمی ترسی اونا توطئه کنند
عالیجناب «لیو» رو به قتل برسونند؟

00:22:43.544 --> 00:22:46.504
نگران نباش .. اونا نمیدونند
تو با خودت نیروی کمکی داری

00:22:46.504 --> 00:22:50.744
من این اطراف رو بررسی
میکنم تا مطمئن بشم همه جا امنـه

00:23:36.464 --> 00:23:38.584
نگهبانا, اون آدم کش رو بگیرید

00:23:40.644 --> 00:23:46.584
به نظر شایعات ضعیف بودن امنیت
«نان شو» حقیقت داره باید اینو بررسی کنم

00:23:46.584 --> 00:23:49.164
و این مشکل رو رفع و رجوع کنم

00:23:50.454 --> 00:23:53.484
گویا کهولت سنّ باعث لرزش دستام میشه

00:23:53.484 --> 00:23:56.744
برو و یه کاسه دیگه برام بیار -
بله -

00:23:56.744 --> 00:23:58.804
عالیجناب «لیو»، لطفا بنشینید

00:23:58.804 --> 00:24:00.664
بله، ملکه مادر

00:24:13.784 --> 00:24:15.704
اونو بکشید

00:24:44.074 --> 00:24:47.714
ژنرال «سون» ... این از افراد شماست

00:24:47.714 --> 00:24:49.194
دینگ فنگ؟

00:24:49.194 --> 00:24:52.194
سرور من صادقانه برای ملاقات به اینجا اومدند

00:24:52.194 --> 00:24:57.714
انتظار نداشتم سعی در به
قتل رسونشون داشته باشید

00:25:00.264 --> 00:25:03.364
این فقط یه سوء تفاهمه
... من خائن رو پیدا میکنم

00:25:03.364 --> 00:25:06.764
و اونو به سزای کارش میرسونم -
سرورم هیچ دخالتی در این کار نداشتند -

00:25:06.764 --> 00:25:09.984
من خودم عصبانی بودم که «لیو بی» جینگ ژو
رو مدتهاست بدون اینکه باز پس بده اشغال کرده

00:25:09.984 --> 00:25:14.744
حتی به خودش جرات داده رویای ازدواج با شاهزاده
خانم رو هم داشته باشه واقعا که این شرم آوره

00:25:14.744 --> 00:25:19.404
این تصمیم خودم بود که اونو بکشم حالا که
دستگیر شدم, هر کاری میخواید باهام بکنید

00:25:21.894 --> 00:25:24.264
تو واقعا خیلی جسوری

00:25:24.954 --> 00:25:31.094
عالیجناب «لیو» مهمان افتخاری منه, چطور جرات
کردی علیه اون دسیسه کنی گناهت غیرقابل بخششه

00:25:32.694 --> 00:25:36.414
ملکه مادر لطفا آروم باشید, اگرچه
ژنرال «دینگ» قصد کشتن من رو داشته

00:25:36.414 --> 00:25:40.994
با این حال صدمه ای به من نرسیده
پس نباید مجازات بشه

00:25:40.994 --> 00:25:45.554
دینگ فنگ چطور تونسته به جان مهمان ما
سوء قصد کنه اون بدون ترحم باید اعدام بشه

00:25:45.554 --> 00:25:49.864
"همونطور که میگن, "گرد آوردن یه ارتش کار
آسونیه, اما بدست آوردن یه رهبر و ژنرال دشوار

00:25:49.864 --> 00:25:54.424
از این گذشته , ژنرال «دینگ»
مدتهاست که داره به شما خدمت میکنه

00:25:54.424 --> 00:25:57.064
و پیروزی های ارزشمند
زیادی رو برای شما کسب کرده

00:25:57.064 --> 00:26:01.764
به نظر بنده, بهتره ژنرال
«سون» زندگیش رو بهش ببخشند

00:26:03.084 --> 00:26:06.564
عالیجناب «لیو» , واقعا
انسان سخاوتمندی هستند

00:26:06.564 --> 00:26:10.164
ژونگ مو, ازونجایی که عالیجناب
«لیو» از این موضوع ساده گذشتند

00:26:10.164 --> 00:26:14.404
به نظرم بهتره تو هم در
مجازات اون استحاله کنی

00:26:17.624 --> 00:26:21.344
سپاسگزارم عالیجناب «لیو»
... سپاسگزارم استاد چیائو

00:26:21.344 --> 00:26:24.734
این بار رو واقعا شانس آوردی
که عالیجناب «لیو» صدمه ای ندیدن

00:26:24.734 --> 00:26:28.424
در غیر اینصورت, من چنین
داماد خوبی رو از دست میدادم

00:26:29.404 --> 00:26:32.444
اجازه بدید من به این مسئله رسیدگی کنم

00:26:32.444 --> 00:26:37.474
من واقعا خوشحالم که لـرد
«لیو» قراره داماد من بشه

00:26:37.474 --> 00:26:40.504
هر کسی که جرات کنه براش مزاحمتی ایجاد کنه

00:26:40.504 --> 00:26:43.424
تبدیل به دشمن من خواهد شد

00:26:48.324 --> 00:26:54.074
امروز قصد داشتم صحبت دوستانه و خوبی باهم داشته
باشیم فکرش رو هم نمیکردم چنین اتفاق وحشتناکی رخ بده

00:26:54.074 --> 00:26:59.584
بسیار خب ... گمان میکنم بهتره
امروز از این ضیافت صرف نظر کنیم

00:26:59.584 --> 00:27:03.554
روز دیگه ای رو انتخاب
میکنم و اونطور که باید و شاید

00:27:03.554 --> 00:27:05.754
از عالیجناب «لیو» و دو
ژنرال دعوت و پزیرایی میکنم

00:27:12.714 --> 00:27:14.594
اون خانم به نظر زخمی شده

00:27:14.594 --> 00:27:16.164
باید خیلی سریع به زخمش رسیدگی کنید

00:27:16.164 --> 00:27:17.814
حالت خوبه؟

00:27:18.654 --> 00:27:20.434
خوبم

00:27:28.464 --> 00:27:32.404
پس , ملکه مادر، استاد «چیائو»،
بنده فعلا از حضور مرخص میشم

00:27:52.824 --> 00:27:55.524
بانوی جوان ... بالاخره برگشتید

00:27:55.524 --> 00:27:57.884
این موقع شب مگه کجا میتونم برم؟

00:27:57.884 --> 00:28:00.464
برو بیرون ... برو بیرون
... میخوام استراحت کنم

00:28:04.014 --> 00:28:06.234
چرا بهم زل زدی؟

00:28:06.234 --> 00:28:09.774
... بانو ... دستتون

00:28:09.774 --> 00:28:13.174
دستم خیلی خوبه ... خیلی خوبه

00:28:14.594 --> 00:28:16.414
!یواش ... یواش
بانو ... شما زخمی شدین -

00:28:16.414 --> 00:28:18.974
چطوری زخمی شدید؟ درد میکنه؟

00:28:18.974 --> 00:28:20.884
جای دیگه ای هم زخمی شدید؟

00:28:20.884 --> 00:28:22.764
بابا خفه شو دیگه ... چقدر سرو صدا میکنی

00:28:22.764 --> 00:28:24.944
فقط یه خراش کوچیکه

00:28:24.944 --> 00:28:27.484
آروم باش , چقدر بزرگش میکنی

00:28:28.384 --> 00:28:30.344
نمیشه ... نمیشه , اینجا خیلی خطرناکه

00:28:30.344 --> 00:28:33.244
ما باید زودتر از اینجا بریم, اگه
پدرتون از این ماجرا باخبر بشه

00:28:33.244 --> 00:28:37.234
مطمئنا منو میکشه ... من
میرم وسایل رو جمع کنم

00:28:37.234 --> 00:28:39.314
فقط سعی کن تکون بخوری

00:28:40.174 --> 00:28:43.154
بانو ... این چه کاریه اخه شما می کنید؟

00:28:43.154 --> 00:28:44.984
ناسلامتی شما شاهزاده خانم لیانگ شرقی هستید

00:28:44.984 --> 00:28:48.044
اما اصرار دارید اینجا بمونید و هرجایی که «ژائو
زی لونگ» میره دنبالش برید و کلی سختی هم بکشید

00:28:48.044 --> 00:28:51.884
به نظر من, اون حتی یه
زره هم به شما اهمیت نمیده

00:28:54.744 --> 00:28:57.524
حتی یک کلمه هم حرفی از لیانگ شرقی نمیزنی

00:28:57.524 --> 00:28:59.394
در رو باز کن

00:29:07.394 --> 00:29:09.284
ژنرال ژائو

00:29:14.504 --> 00:29:17.444
ژنرال ژائو, چی شما رو به اینجا کشونده؟

00:29:17.444 --> 00:29:22.084
سرورم بهم دستور دادند بیام
و یه نگاهی به زخمتون بندازم

00:29:22.084 --> 00:29:26.224
اگه عالیجناب بهت دستور
نمیداد, نمیومدی اینجا ... درسته؟

00:29:26.224 --> 00:29:29.244
اینو هم عالیجناب بهت داده بیاری؟

00:29:29.244 --> 00:29:31.004
بله

00:29:34.414 --> 00:29:39.114
! ... عالیجناب بهش داده بیاره

00:29:39.114 --> 00:29:43.914
میخوام بپرسم , اگه امروز به خاطر من نبود

00:29:43.914 --> 00:29:47.784
چطور میخواستی اون آدم کش رو دستگیر کنی؟
بخش بزرگی از کار رو من انجام دادم

00:29:47.784 --> 00:29:53.254
به خاطر اون بخش بزرگ, ژنرال
«ژائو» نباید از من قدردانی کنه؟

00:29:55.854 --> 00:29:59.694
خیلی ممنونم، خانم «نیو» ... برای
همیشه قدردان و ممنون شما خواهم بود

00:29:59.694 --> 00:30:03.434
حالا که ممنونی , پس نباید هدیه ای بهم بدی؟

00:30:05.354 --> 00:30:08.714
هنوز یادته قبلا چی بهت
گفتم؟ موقع هدیه دادن به یک خانم

00:30:08.714 --> 00:30:11.974
دو چیز هست که بیشترین تاثیر رو داره

00:30:11.974 --> 00:30:16.834
منو باید ببخشید, نمیدونم
خانم «نیو» منظورشون چیه

00:30:16.834 --> 00:30:19.294
خیله خب ... پس فقط میتونم
راست و مستقیم بهت بگم

00:30:19.294 --> 00:30:22.894
تو هنوز اون فروشگاه لباس رو یادته؟

00:30:22.894 --> 00:30:28.284
یکیشون بود که من خیلی دوست داشتم
چطوره اونو بهم هدیه بدی؟

00:30:29.264 --> 00:30:30.934
... خب

00:30:30.934 --> 00:30:33.774
اصلا فکر نکنی که من
دارم ازت سوء استفاده میکنم

00:30:33.774 --> 00:30:36.794
این فقط قدردانی تو رو نشون میده

00:30:36.794 --> 00:30:41.364
من تو رو میشناسم, اگه تو لطف کسایی که در حقت
خوبی کردند رو جبران نکنی واقعا احساس گناه میکنی

00:30:41.364 --> 00:30:45.564
اما خریدن یه هدیه, برات سخت که نیست؟

00:30:45.564 --> 00:30:48.844
نه اصلا ... پس خانم «نیو»,
لطفا خوب استراحت کنید

00:30:48.844 --> 00:30:52.454
من دیگه باید برم

00:31:19.384 --> 00:31:21.074
یشم طلا کاری شده

00:31:29.424 --> 00:31:30.404
این یکی چی؟

00:31:30.404 --> 00:31:34.024
این رو با شتر از مناطق
غربی به اینجا صادر کردند

00:31:34.704 --> 00:31:36.134
قیمتش 30 لیانگ ـه

00:31:36.134 --> 00:31:38.754
سی لیانگ؟ چقدر گرونه؟

00:31:39.914 --> 00:31:42.324
فروشگاه من بیشتر از یک دهه است که باز شده

00:31:42.324 --> 00:31:45.444
قیمت های من از همه جا عادلانه تر ـه

00:31:46.054 --> 00:31:50.454
اگه فکر میکنید این گرونـه

00:31:51.604 --> 00:31:54.614
این یکی رو ببر ... این یکی ارزونـه

00:32:19.204 --> 00:32:21.464
تفاوت قیمت بین این دوتا خیلی زیاد نیست

00:32:21.464 --> 00:32:25.284
همون قبلی رو بده, نگفتم که نمیخوامش

00:32:34.174 --> 00:32:37.354
دنبال چی میگردین؟ بذارین کمکتون کنم

00:32:47.594 --> 00:32:51.374
این النگو... به نظر خیلی خوب میاد

00:32:51.374 --> 00:32:53.664
خانم ... شما چشمای تیزی دارین

00:32:53.664 --> 00:32:56.994
این النگو جزو بهترین جواهرات این فروشگاست

00:32:56.994 --> 00:32:59.394
اینکه شما از روی اتفاق
اول از همه اینو برداشتید

00:32:59.394 --> 00:33:02.184
به نظرم کار سرنوشته که اتفاق افتاد

00:33:02.184 --> 00:33:03.954
چقدره؟

00:33:05.494 --> 00:33:07.214
پنجاه لیانگ

00:33:11.594 --> 00:33:14.274
تو خوب بلدی کاسبی کنی

00:33:14.274 --> 00:33:18.754
دیگه چه چیزای خوبی توی
فروشگاهت داری؟ همشون رو نشونم بده

00:33:18.754 --> 00:33:23.784
موقع ازدواج دخترم, میخوام بهترین
لباس و جواهرات رو داشته باشه

00:33:23.784 --> 00:33:25.804
چشم ... چشم

00:33:25.804 --> 00:33:28.034
نگاه کنید ... این یکی رو داریم

00:33:28.034 --> 00:33:30.564
شما خوش شانسید که امروز اومدید

00:33:31.494 --> 00:33:33.274
این یکی رو ببینید

00:33:34.444 --> 00:33:38.944
این سنگ شب تاب درخشانیه که از «یه شا» اومده

00:33:38.944 --> 00:33:40.704
ببینید

00:33:41.954 --> 00:33:43.994
این مهره رنگی رو ببینید

00:33:43.994 --> 00:33:46.014
قیمتش چقدره؟

00:33:46.014 --> 00:33:50.094
با احتساب این یکی , کلا میشه 170 لیانگ

00:33:50.924 --> 00:33:52.724
بانوی جوان

00:33:52.724 --> 00:33:55.964
خوبه ... همشون رو برام بسته بندی کن

00:33:57.800 --> 00:34:07.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:34:07.824 --> 00:34:09.364
بد نیست

00:34:09.364 --> 00:34:11.104
صبر کن

00:34:12.004 --> 00:34:16.284
خانم، شما نباید به این آدم اعتماد کنید چند
لحظه پیش اون النگو رو به ما 30 لیانگ داشت میداد

00:34:16.284 --> 00:34:18.444
حالا داره اونو به شما 50 لیانگ میده

00:34:18.444 --> 00:34:19.984
درسته

00:34:21.164 --> 00:34:23.584
خانم جوون، این چه مزخرفاتیه میگید؟

00:34:23.584 --> 00:34:26.144
بانوی جوان دروغ نگفتند,
منم اینجام میتونم ثابت کنم

00:34:26.144 --> 00:34:28.244
آقای فروشنده, تو دیگه خیلی دندون گردی

00:34:28.244 --> 00:34:30.664
قبول کن, سعی داشتی این خانم پیر
رو فریب بدی و ازش پول بیشتری بگیری

00:34:30.664 --> 00:34:34.624
من کارم رو درست انجام دادم, سعی
نکن باز به مزخرف گفتنت ادامه بدی

00:34:34.624 --> 00:34:36.844
تو فروشنده کثیفی هستی که داری سر افراد
مسن کلاه میزاری من نمیتونم اینو تحمل کنم

00:34:36.844 --> 00:34:39.044
اگه بقیه پول این خانم پیر رو بهش برنگردونی

00:34:39.044 --> 00:34:41.384
فروشگاهت رو روی سرت خراب میکنم

00:34:43.304 --> 00:34:45.774
واقعا که چه دل و جراتی داری

00:34:45.774 --> 00:34:49.384
بچه ها ... بیایید اینا رو بزنید

00:34:49.384 --> 00:34:51.684
اینا بودند؟ -
همینا -

00:35:00.314 --> 00:35:03.954
من از کسایی که سعی دارند سرم کلاه
بزارند توی زندگی از همه بیشتر متنفرم

00:35:07.464 --> 00:35:10.744
از لطفتون ممنونم خانم جوان

00:35:10.744 --> 00:35:14.444
وگرنه بدست این فروشنده طماع فریب میخوردم

00:35:14.444 --> 00:35:20.364
من که اصلا کمکی نکردم, با داشتن چنین سطح
هنرهای رزمی قوی من واقعا تحسینتون میکنم

00:35:20.364 --> 00:35:23.824
خانم جوون, تو شجاع و با محبتی

00:35:23.824 --> 00:35:26.804
حتی از خیلی از مردا هم قوی تری

00:35:27.554 --> 00:35:31.774
چرا برای صرف یه فنجون
چای به اقامتگاه من نمیای؟

00:35:31.774 --> 00:35:34.954
بزار یه صحبت دوستانه
و خوب با هم داشته باشیم

00:35:34.954 --> 00:35:37.064
باشه ... باشه ... من تازه به «نان شو» رسیدم

00:35:37.064 --> 00:35:41.144
اینطوری شما هم میتونید بهم بگید چه
جاهایی از شهر سرگردم کننده است

00:35:41.144 --> 00:35:42.754
مشکلی نیست

00:35:42.754 --> 00:35:48.514
میتونم غذاهای خوشمزه «نان
شو» رو هم برات آماده کنم

00:35:51.984 --> 00:35:53.624
!خانم مسن

00:35:57.214 --> 00:36:01.134
نمیدونم منزل شما کجاست,
چطور میتونم پیداش کنم؟

00:36:02.554 --> 00:36:07.204
دنبال بزرگترین عمارت توی «نان شو» بگرد

00:36:07.204 --> 00:36:08.564
بزرگترین عمارت؟

00:36:08.564 --> 00:36:11.324
خیله خب ... من منتظرت میمونم

00:36:13.054 --> 00:36:15.954
بانوی جوان، گفت بزرگترین عمارت؟

00:36:15.954 --> 00:36:18.704
پس بیا بریم یه نگاهی بندازیم

00:36:21.364 --> 00:36:23.044
شوانگ ار، میدونستی

00:36:23.044 --> 00:36:27.004
زی لونگ وقتی توی چانگ شان بود
اونو قهرمان ماسک آهنی صدا میکردند

00:36:27.004 --> 00:36:30.084
اون همیشه دنبال برقراری عدالت بود و به ضعفا کمک
میکرد به همین دلیل من میگم اون یه قهرمان واقعیه

00:36:30.084 --> 00:36:33.174
بانوی جوان, شما حتی یه لحظه هم
از فکر آقـای «ژائو» خارج نمیشید

00:36:33.174 --> 00:36:35.414
اینقدر به این حرفاتون گوش کردم
که میتونم از حفظ براتون بگمشون

00:36:35.414 --> 00:36:37.014
با این توانایی کم تو توی حرف زدن

00:36:37.014 --> 00:36:39.214
چطوری میخوای خصوصیات
«زی لونگ» رو اونطور که باید بگی؟

00:36:39.214 --> 00:36:43.814
بانوی جوان, شما که اینقدر توی حرف زدن خوبید نباید
فکر کنید وقتی ایشون رو دیدی چی میخواید بهشون بگید؟

00:36:43.814 --> 00:36:45.174
تو که هیچی نمیفهمی

00:36:45.174 --> 00:36:49.334
منو «زی لونگ» خیلی باهم وقت گذروندیم ارتباط
کلامی برای ما خیلی ساده و پیش پا افتاده است

00:36:49.334 --> 00:36:52.864
فقط با نگاه کردن به چشمای هم , «زی
لونگ» میتونه بگه من به چی فکر میکنم

00:36:52.864 --> 00:36:55.344
به نظر من تنها کسی که میتونه
بیشتر از همه ذهنتون رو بخونه

00:36:55.344 --> 00:36:58.144
کسی جز آقـای «پانگ مینگ تونگ» نیست

00:36:58.144 --> 00:37:00.054
تو دختریه زبون باز

00:37:00.054 --> 00:37:02.384
جرات ندارم
به هر حال این «نان شو» شهر خیلی بزرگیه

00:37:02.384 --> 00:37:04.934
حالا چطوری باید اون آقـای ذهن خون
رو پیدا کنیم؟ * منظورش زی لونگ ـه *

00:37:04.934 --> 00:37:06.964
من نیازی به نگرانی تو
ندارم, تو چرا دلواپسی؟

00:37:06.964 --> 00:37:11.814
تا وقتی که «زی لونگ» توی «نان شو» باشه
مطمئنم میتونم ببینمش

00:37:15.794 --> 00:37:18.754
خوشگل شدم -
اره -

00:37:26.214 --> 00:37:29.534
وااا ... خیلی بزرگه
بانوی جوان, باید همینجا باشه

00:37:29.534 --> 00:37:31.764
ما به عمارت «سون» اومدیم

00:37:31.764 --> 00:37:34.764
قضیه چیه؟ اینجا که اومدیم نیست؟

00:37:34.764 --> 00:37:37.924
تو میدونی کیا تو عمارت «سون» زندگی می کنند؟

00:37:39.144 --> 00:37:43.864
کی توی «نان شو» میتونه توی چنین عمارت
بزرگ و زیبایی غیر از «سون چوان» زندگی کنه؟

00:37:43.864 --> 00:37:46.604
منظورتون لـرد «دونگ وو»,  «سون چوان» ـه؟

00:37:47.404 --> 00:37:51.184
صبر کن ... نکنه اون خانم پیر
رابطه ای با «سون چوان» داره؟

00:37:51.184 --> 00:37:54.924
اگه واقعا نسبتی با «سون چوان» داشته باشه
پس خدا طرف منـه

00:37:54.924 --> 00:37:58.344
بانوی جوان, چی دارین میگین؟ من نمیفهمم

00:37:58.344 --> 00:38:02.284
عالیجناب «لیو» به این دلیل به «دونگ وو»
اومده تا با خواهر «سون چوان» ازدواج کنه

00:38:02.284 --> 00:38:07.064
اگه ما بتونیم وارد عمارت «سون» بشیم خیلی
راحت میتونیم بفهمیم «زی لونگ» الان کجاست

00:38:07.064 --> 00:38:09.024
بریم ... بریم ... زودباش بیا بریم

00:38:10.934 --> 00:38:14.774
ملکه مادر فرمودند که به دو بانو خوشامد بگم
شما باید اون دو نفر باشید

00:38:14.774 --> 00:38:16.354
ملکه مادر؟

00:38:19.234 --> 00:38:22.864
بله ... بله ... بله ملکه مادر
ما رو به اینجا دعوت کرد

00:38:23.644 --> 00:38:25.354
بریم

00:38:38.414 --> 00:38:42.454
بائو یو, به خانم مسن درود میفرسته
... نه ... منظورم ملکه مادر بود

00:38:42.454 --> 00:38:43.904
درود بر ملکه مادر

00:38:43.904 --> 00:38:47.954
خانم «بائو یو» واقعا باهوش هستید, خوشم اومد

00:38:47.954 --> 00:38:51.354
بیا ... بیا ... بیا زودباش بشین -
متشکرم ملکه مادر -

00:38:52.674 --> 00:38:57.054
مدتی پیش شنیدم که شما
تازه به «نان شو» رسیدید

00:38:57.054 --> 00:38:59.714
خب ... حالا از کجا اومدید؟

00:39:01.714 --> 00:39:06.234
نمیدونم از کجا دارم میام

00:39:06.234 --> 00:39:07.934
منظورت چیه؟

00:39:07.934 --> 00:39:11.574
من پدر و مادرم از دنیا رفتند
خیلی وقته که من خانواده خودم رو از دست دادم

00:39:11.574 --> 00:39:17.514
برای همین هم همه جا رو
میگردم و نمیدونم کجا میخوام برم

00:39:18.554 --> 00:39:20.474
چطور این ممکنه؟

00:39:21.354 --> 00:39:26.074
اما اینطور که من میبینم , خانم بائو یو

00:39:26.074 --> 00:39:29.114
به نظر میرسه از خانواده نجیب و اصیلی هستید

00:39:29.114 --> 00:39:33.434
قصد مخفی کردنش رو ندارم ...
من سابقا شاهزاده «یو ژو» بودم

00:39:33.434 --> 00:39:36.724
اما پدرم به دست «یوان شائو» کشته شد

00:39:36.724 --> 00:39:39.774
من حتی نتونستم برای آخرین بار اونو ببینم

00:39:39.774 --> 00:39:41.514
یو ژو؟

00:39:42.424 --> 00:39:45.904
پس پدرت باید «گونگ سون زان» باشه؟

00:39:45.904 --> 00:39:47.584
درسته

00:39:50.404 --> 00:39:53.884
اگرچه من هرگز پدرت رو ندیدم

00:39:53.884 --> 00:39:57.544
اما چیزایی درموردش شنیدم

00:39:57.544 --> 00:40:01.404
اون به خاطر شأن و غرورش,
خودش رو در آتش انداخت

00:40:01.404 --> 00:40:04.704
اون حقیقتا شایسته عنوان یه
قهرمان و یه مرد شجاع هست

00:40:05.394 --> 00:40:08.894
خانم «بائو یو» , تو باید سرنوشت رو قبول کنی

00:40:10.454 --> 00:40:12.834
من هیچ وقت در این مورد
با کسی صحبت نکرده بودم

00:40:13.734 --> 00:40:15.894
شما منو به یاد خانواده خودم انداختین

00:40:15.894 --> 00:40:18.894
باید منو به خاطر رفتارم ببخشید

00:40:18.894 --> 00:40:24.374
دخترخوب ... ملاقات ما
میتونه کار سرنوشت باشه

00:40:24.374 --> 00:40:27.824
این چطوره؟ ... من تو رو به
عنوان دخترخوانده خودم قبول میکنم

00:40:27.824 --> 00:40:32.044
بعد از این, عمارت «سون» خونه تو محصوب میشه

00:40:32.044 --> 00:40:36.284
تو میتونی تا هر وقت که بخوای اینجا بمونی

00:40:38.044 --> 00:40:43.224
چی شده؟ یعنی میخوای
خواست من پیرزن رو رد کنی؟

00:40:43.224 --> 00:40:45.264
نه ... نه ... نه

00:40:45.264 --> 00:40:47.364
من خیلی خوشحال هم میشم

00:40:47.364 --> 00:40:52.404
هرگز تصور نمیکردم بتونم دوباره یه
جایی رو پیدا کنم که خونه صداش کنم

00:40:54.284 --> 00:40:57.904
ممنونم ملکه مادر, حالا
میتونم یه خونواده داشته باشم

00:40:58.644 --> 00:41:01.584
اخلاق تو مثل یه بچه کوچولو ـه

00:41:02.604 --> 00:41:05.224
بعد از این , تو نه تنها یه خانواده داری

00:41:05.224 --> 00:41:08.764
بلکه یه برادر بزرگ و یه
خواهر بزرگتر هم داری

00:41:08.764 --> 00:41:13.584
خواهر بزرگتر؟ دارین درمورد خواهر
«سون شانگ شیانگ» حرف میزنید؟

00:41:14.344 --> 00:41:17.984
دختر من هم عاشق تمرین هنرهای رزمیه

00:41:17.984 --> 00:41:21.684
مطمئنم شما دو نفر خوب با هم کنار میایید

00:41:28.944 --> 00:41:31.064
بانوی جوان, خیلی عالیه

00:41:45.310 --> 00:42:05.310
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:42:05.334 --> 00:42:08.834
عذر میخوام, من «سون شانگ شیانگ» هستم

00:42:08.834 --> 00:42:12.564
تو باید خواهر «بائو یو» باشی