﻿WEBVTT

00:01:57.216 --> 00:02:17.216
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.240 --> 00:02:25.440
<c.colorff0080><i>.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.</i></c>

00:02:26.880 --> 00:02:31.480
<c.colorff0080><i>.:: قسمت پنجاه و دوم ::.</i></c>

00:02:34.540 --> 00:02:36.480
<c.yellow>حدسی که زدم درست بود؟</c>

00:02:36.480 --> 00:02:40.080
<c.yellow>وای خدااا ... کدوم دختریه
که اینقدر خوش شانسه؟</c>

00:02:41.640 --> 00:02:44.920
<c.yellow>بحث رو عوض نکن, الان
داشتیم درمورد تو حرف میزدیم</c>

00:02:45.840 --> 00:02:48.200
<c.yellow>با اخلاقی که تو داری</c>

00:02:48.200 --> 00:02:52.660
<c.yellow>اگه طرف مقابل قبول نکنه,
تا حد مرگ عذابش میدی</c>

00:02:53.370 --> 00:02:56.760
<c.yellow>واقعا که برادر خودمی, خیلی خوب منو می شناسی</c>

00:02:56.760 --> 00:02:58.230
<c.yellow>خب حالا بهم بگو</c>

00:02:58.230 --> 00:03:01.750
<c.yellow>این آدم خوش شانس کیه؟</c>

00:03:01.750 --> 00:03:05.050
<c.yellow>الان نمیتونم چیزی بگم, هنوز
این موضوع کاملا حل نشده</c>

00:03:05.050 --> 00:03:07.550
<c.yellow>اما تو باید به قضاوت من اطمینان داشته باشی</c>

00:03:07.550 --> 00:03:10.670
<c.yellow>شوهر خواهرت قطعا یه
شاهی ایه برای خودش بین مردا</c>

00:03:10.670 --> 00:03:13.200
<c.yellow>اصلا چیزی قابل مقایسه با
ضاهر و شخصیتش وجود نداره</c>

00:03:13.200 --> 00:03:15.070
<c.yellow>هنرهای رزمیش از همه بهتره
و هوش بی نهایت سرشاری داره</c>

00:03:15.070 --> 00:03:16.670
<c.yellow>صبر کن</c>

00:03:17.410 --> 00:03:21.150
<c.yellow>چرا من حس میکنم این «ژائو زی
لونگ» اونقدرا هم که تو میگی عالی نیست؟</c>

00:03:22.810 --> 00:03:24.780
<c.yellow>تو از کجا میدونی اونـه؟</c>

00:03:25.650 --> 00:03:29.410
<c.yellow>نمیخواد بگی ... «مـا چینگ»
باید باز منو فروخته باشه</c>

00:03:30.250 --> 00:03:31.940
<c.yellow>اگه میدونی, پس واسه چی می پرسی؟</c>

00:03:31.940 --> 00:03:35.560
<c.yellow>فقط میخواستم بدونم حقیقت داره یا نه</c>

00:03:35.560 --> 00:03:40.340
<c.yellow>اما واقعا فکرش رو نمی کردم خواهر کوچولوی من
سلیقه اش اینقدر بد باشه</c>

00:03:40.340 --> 00:03:43.960
<c.yellow>دهنت رو ببند ... حق نداری
راجب «زی لونگ» بد حرف بزنی</c>

00:03:45.240 --> 00:03:48.860
<c.yellow>باشه ... من بهت دو روز وقت میدم</c>

00:03:48.860 --> 00:03:51.030
<c.yellow>توی این دو روز, ترتیب موضوع
خودت با «ژائو زی لونگ» رو بده</c>

00:03:51.030 --> 00:03:55.550
<c.yellow>اگه نتونستی ترتیب این موضوع رو بدی میتونم کمکت کنم
دخلش رو بیاریم و با خودمون به لیانگ شرقی ببریمش</c>

00:03:55.550 --> 00:03:59.590
<c.yellow>دو... دو روز؟ برادر</c>

00:03:59.590 --> 00:04:04.580
<c.yellow>این موضوع هیچ جایی برای بحث نداره, این خواست
پدره باید در عرض دو روز تو رو با خودم ببرم</c>

00:04:08.240 --> 00:04:12.360
<c.yellow>جدا انتظار نداشتم تو با ملکه
مادر چنین سرنوشتی داشته باشید</c>

00:04:12.360 --> 00:04:16.140
<c.yellow>من رابطه خیلی خوبی با مادرخوانده و خواهر «شانگ
شیانگ» دارم و اونا باهام خیلی مهربون هستند</c>

00:04:16.140 --> 00:04:17.900
<c.yellow>... در مورد تلاشش برای متقاعد
کردن تو برای ازدواج با من هم</c>

00:04:17.900 --> 00:04:21.000
<c.yellow>نباید منو مقصر بدونی, این
فکر من نبود ... قسم میخورم</c>

00:04:21.000 --> 00:04:25.070
<c.yellow>احساس من نسبت به «چینگ یی»
رو ... تو بهتر از هر کسی میدونی</c>

00:04:25.070 --> 00:04:28.680
<c.yellow>واقعا نمیتونم الان به
شروع یه رابطه جدید فکر کنم</c>

00:04:31.220 --> 00:04:34.800
<c.yellow>میدونم ... برای همین هم
نمیخوام تو رو تحت فشار بزارم</c>

00:04:34.800 --> 00:04:38.250
<c.yellow>اما «زی لونگ» ... تو هم
نباید کاملا منو نادیده بگیری</c>

00:04:51.660 --> 00:04:56.900
<c.yellow>عالیجناب, ما کارهای زیادی برای انجام
دادن داریم الان وقت نوشیدن شراب نیست</c>

00:04:57.920 --> 00:05:01.400
<c.yellow>تاریخ ازدواج مشخص
شده, دیگه کاملا درهم شکستم</c>

00:05:01.400 --> 00:05:04.260
<c.yellow>فقط خواهر عزیزم رو برای
هیچ و پوچ به «لیو بی» هدیه دادم</c>

00:05:04.260 --> 00:05:09.700
<c.yellow>به نظر من, اینا فقط یه سری حوادث دور از انتظار
بود ما هنوز هم میتونیم همه چیز رو تغییر بدیم</c>

00:05:09.700 --> 00:05:12.960
<c.yellow>گونگ جین، دیگه تمومش کن</c>

00:05:12.960 --> 00:05:15.920
<c.yellow>تا الان هم مادرم منو به
عنوان یه پسر ناخلف توبیخ کرده</c>

00:05:15.920 --> 00:05:20.340
<c.yellow>دیگه نمیتونم کاری برخلاف
خواسته های مادرم انجام بدم</c>

00:05:20.340 --> 00:05:24.180
<c.yellow>اگر ملکه مادر تصور می کنند که
«لیو بی» داماد خوبی خواهد بود</c>

00:05:27.310 --> 00:05:31.330
<c.yellow>پس چرا سرورم طرح یک
دوستی رو با اون نمی ریزند؟</c>

00:05:40.700 --> 00:05:44.130
<c.yellow>چطور میتونم با کسی که شهرهای
ما رو دزدیده طرح دوستی بریزم؟</c>

00:05:44.130 --> 00:05:46.080
<c.yellow>عالیجناب, لطفا به صحبت های من توجه کنید</c>

00:05:46.080 --> 00:05:49.680
<c.yellow>در وضعیت فعلی قاعدتاً ما
نمیتونیم به «لیو بی» صدمه ای بزنیم</c>

00:05:49.680 --> 00:05:54.170
<c.yellow>اما در عین حال میتونیم کاری کنیم
که مانع رفتن اون از «نان شو» بشیم</c>

00:05:54.170 --> 00:05:59.290
<c.yellow>گرفتن جینگ ژو مادامی که رهبرشون
اونجا حضور نداره به مراتب آسونتره</c>

00:06:00.920 --> 00:06:02.850
<c.yellow>با وجود مادرم در اینجا</c>

00:06:02.850 --> 00:06:07.410
<c.yellow> و «ژائو زی لونگ» که از اون محافظت میکنه</c>
<c.yellow>چطور ممکنه بشه اونو اینجا به دام انداخت؟</c>

00:06:07.410 --> 00:06:10.080
<c.yellow>ما تنها لازمه که با «لیو بی» دوستی کنیم</c>

00:06:10.080 --> 00:06:13.490
<c.yellow>و بهش احساس خوشی و راحتی بیشتری بدیم</c>

00:06:13.490 --> 00:06:17.320
<c.yellow>نیروی اراده ی اون قادر نیست
بر تمام لذت هایی که به اون میدیم فائق بیاد</c>

00:06:17.320 --> 00:06:22.290
<c.yellow>با وجود همسر زیبا و لذت های هر روزه ای که نصیبش
خواهد شد به تدریج اهداف خودش رو فراموش میکنه</c>

00:06:22.290 --> 00:06:25.690
<c.yellow>و ناخواسته موضوع جینگ
ژو رو به فراموشی می سپاره</c>

00:06:25.690 --> 00:06:28.250
<c.yellow>زمانی که اون داماد ملکه مادر بشه</c>

00:06:28.250 --> 00:06:31.140
<c.yellow>مسلما مطیع ملکه مادر و
استاد «چیائو» خواهد بود</c>

00:06:31.140 --> 00:06:35.760
<c.yellow>اگر شاهزاده خانم «شانگ شیانگ» هم بتونه
رابطه ی محبت آمیز خوبی با اون برقرار کنه</c>

00:06:35.760 --> 00:06:38.530
<c.yellow>ملکه مادر خرسند هم میشه که دختر
عزیزش مجبور نیست از اون جدا بشه</c>

00:06:38.530 --> 00:06:42.040
<c.yellow>ایشون میتونند مانع رفتن
«لیو بی» از اینجا بشند</c>

00:06:42.040 --> 00:06:46.570
<c.yellow>گونگ جین، تو حقیقتا نظیر نداری
این نه تنها خوشبختی خواهر منو تضمین میکنه</c>

00:06:46.570 --> 00:06:50.560
<c.yellow>بلکه برخلاف خواسته های مادرم هم نیست و حتی
میتونیم در انجام این کار از اون هم کمک بگیریم</c>

00:06:50.560 --> 00:06:53.180
<c.yellow>واقعا این یه نقشه همه جانبه
عالیه که مسلما جواب میده</c>

00:06:53.180 --> 00:06:55.360
<c.yellow>فوق العاده است ... واقعا فوق العاده است</c>

00:06:55.360 --> 00:06:58.960
<c.yellow>این ازدواج باید به بهترین
شکل ممکن برگزار بشه</c>

00:06:58.960 --> 00:07:03.780
<c.yellow>کاری میکنم تمام منطقه جیانگ نان «لیو بی» رو
به عنوان داماد خانواده ما به رسمیت بشناسند</c>

00:07:17.910 --> 00:07:20.350
<c.yellow><i>این اتفاق سزاوار گرفتن
جشن در تمام سرزمین رو داره</i></c>

00:07:24.260 --> 00:07:26.180
<c.yellow><i>!خیلی خوش قیافه است</i></c>

00:08:11.270 --> 00:08:14.330
<c.yellow><i>اولین تعظیم برای بهشت و زمین</i></c>

00:08:16.080 --> 00:08:19.060
<c.yellow><i>!دومین تعظیم برای والدین</i></c>

00:08:33.760 --> 00:08:36.700
<c.yellow><i>اکنون زن و شوهر به هم تعظیم کنند</i></c>

00:09:04.990 --> 00:09:10.390
<c.yellow><i>!مراسم پایان یافت زن و شوهر
اکنون باید به اتاق عروس تشریف ببرند</i></c>

00:09:38.110 --> 00:09:40.290
<c.yellow>ارشد ... شاید چیزی که شما گفتین درست بوده</c>

00:09:40.290 --> 00:09:43.370
<c.yellow>حالا که خدایان اجازه ندادند من
بمیرم, شاید برای این کار دلیلی داشتند</c>

00:09:43.370 --> 00:09:48.470
<c.yellow>ممکنه هنوز کارهایی باشه
که من باید انجامشون بدم</c>

00:09:48.470 --> 00:09:50.930
<c.yellow>این واقعیت که هنوز زنده ام بهم یادآوری
میکنه که لازمه من از گناهانم توبه کنم</c>

00:09:50.930 --> 00:09:54.590
<c.yellow>اهمیتی نداره که چه کاری باید برای تکمیل یا درست کردن
مجدد وظایفم باید انجام بدم ... باید این کار رو بکنم</c>

00:09:54.590 --> 00:09:58.050
<c.yellow>من باید به دنیای بیرون برم و به
آخرین آرزوهام جامه عمل بپوشانم</c>

00:09:58.050 --> 00:10:02.990
<c.yellow>آدمی متولد میشه که نیکوکار باشه این کاریه که همه
باید در زندگی خودشون برای محقق کردنش تلاش کنند</c>

00:10:05.730 --> 00:10:08.600
<c.yellow>این یه دره ی افسانه ای ـه که
هیچ دارایی وتعلقات زمینی نداره</c>

00:10:08.600 --> 00:10:11.850
<c.yellow>من این آب رو از شبنم نشسته بر روی
گل های زنبق در سپیده دم جمع کردم</c>

00:10:11.850 --> 00:10:14.180
<c.yellow>این هدیه من برای شماست , استاد</c>

00:10:17.900 --> 00:10:22.080
<c.yellow>بلند شو ... دیگه این کارهای
قدیمی و نامناسب رو انجام نده</c>

00:10:22.080 --> 00:10:23.960
<c.yellow>میتونی بری</c>

00:10:33.000 --> 00:10:34.950
<c.yellow>ارشد، مراقب باشید</c>

00:12:25.760 --> 00:12:27.500
<c.yellow>ژنرال گائو</c>

00:12:51.210 --> 00:12:53.690
<c.yellow>ژنرال گائو ... ژنرال گائو</c>

00:12:53.690 --> 00:12:57.990
<c.yellow>منو نجات بدین ... باشه؟ نجاتم بدین</c>

00:12:57.990 --> 00:13:01.030
<c.yellow>شی یان ... نجات دادنت کار سختی نیست</c>

00:13:01.030 --> 00:13:02.750
<c.yellow>اما یه مسئله ای هست</c>

00:13:02.750 --> 00:13:06.500
<c.yellow>که من هرگز نمیتونم فراموش کنم
تو باید بهم صادقانه جواب بدی</c>

00:13:06.500 --> 00:13:09.650
<c.yellow>...من ... من</c>

00:13:12.540 --> 00:13:14.780
<c.yellow>من نمیدونم</c>

00:13:14.780 --> 00:13:17.620
<c.yellow>چینگ یی به بار بهم گفت</c>

00:13:17.620 --> 00:13:22.760
<c.yellow>از زمان بچگیت, هر وقت دروغ میگی
لکنت زبون میگیری</c>

00:13:22.760 --> 00:13:25.040
<c.yellow>... من</c>

00:13:31.860 --> 00:13:35.900
<c.yellow>ژنرال گائو، من واقعا چیزی نمیدونم</c>

00:13:37.700 --> 00:13:40.840
<c.yellow>شی یان, تو این برهه زمانی</c>

00:13:40.840 --> 00:13:43.520
<c.yellow>من از هرچیزی که باید می گذشتم, قبلا گذشتم</c>

00:13:43.520 --> 00:13:47.320
<c.yellow>فقط این مسئله است که
هنوز نمیتونم ازش راحت بگذرم</c>

00:13:47.320 --> 00:13:50.080
<c.yellow>ژنرال گائو، خواهش میکنم منو
از اینجا ببرید بیرون ... باشه؟</c>

00:13:50.100 --> 00:13:52.400
<c.yellow>نمیخوام دیگه اینجا زندونی «گونگ چوان» باشم</c>

00:13:52.400 --> 00:13:54.200
<c.yellow>باشه؟</c>

00:13:54.200 --> 00:13:56.300
<c.yellow>میتونی بری ... باشه</c>

00:13:57.990 --> 00:14:02.370
<c.yellow>ژنرال گائو، میدونید بانوی جوان الان کجاست؟</c>

00:14:02.370 --> 00:14:04.790
<c.yellow>میخوام برم پیداش کنم</c>

00:14:04.790 --> 00:14:09.400
<c.yellow>چینگ یی احتمالا تا الان
به «چانگ شان» برگشته</c>

00:14:09.400 --> 00:14:12.810
<c.yellow>نه، ژنرال گائو، شما
حتما خبر دارید ... درسته؟</c>

00:14:12.810 --> 00:14:14.750
<c.yellow>من اومدم اینجا تا اونو پیدا کنم</c>

00:14:14.750 --> 00:14:16.730
<c.yellow>!من باید اونو پیداش کـ ... ژنرال گائو</c>

00:14:16.730 --> 00:14:20.810
<c.yellow>یه اسب و مقداری غذا توی حیاط بیرونی هست
لباس مردا رو بپوش و سریع از اینجا برو</c>

00:14:20.810 --> 00:14:22.420
<c.yellow>ژنرال گائو ... بهم بگید، باشه؟</c>

00:14:22.420 --> 00:14:24.680
<c.yellow>شما حتما میدونید ... درسته؟ ژنرال گائو</c>

00:14:24.680 --> 00:14:26.670
<c.yellow>خفه شو</c>

00:14:28.110 --> 00:14:30.310
<c.yellow>عجله کن از اینجا برو</c>

00:14:56.130 --> 00:14:57.890
<c.yellow>ژنرال گائو</c>

00:15:14.440 --> 00:15:18.200
<c.yellow>برادر! خواهش کردم ... یکم بیشتر بهم وقت بده</c>

00:15:18.200 --> 00:15:21.380
<c.yellow>اینقدر التماس نکن, تا الان هم
به اندازه کافی باهات خوب بودم</c>

00:15:21.380 --> 00:15:23.340
<c.yellow>اصلا مهربون نیستی, عملا خیلی هم بی رحمی</c>

00:15:23.340 --> 00:15:26.400
<c.yellow>واقعا میخوای چنین شوهر خواهر
بااستعدادی رو از دست بدی؟</c>

00:15:27.930 --> 00:15:29.820
<c.yellow>اما چرا من هنوزم احساس میکنم این پسره ژائو</c>

00:15:29.820 --> 00:15:32.170
<c.yellow>اصلا استعدادی نداره؟</c>

00:15:33.230 --> 00:15:35.050
<c.yellow>تو خیلی مغرور و از خود راضی هستی</c>

00:15:35.050 --> 00:15:37.690
<c.yellow>به پدر میگم که تو بهم قلدری کردی</c>

00:15:37.690 --> 00:15:39.870
<c.yellow>باید همراهم برگردی قبل اینکه اینو بگی</c>

00:15:43.100 --> 00:15:45.560
<c.yellow>بانوی جوان, شما نباید به خودتون سخت بگیرید</c>

00:15:45.560 --> 00:15:47.260
<c.yellow>مرتب کردن و چیدن گل ها تلاش زیادی میخواد</c>

00:15:47.260 --> 00:15:49.930
<c.yellow>واقعا از انجام این کارها متنفر نیستید؟</c>

00:15:49.930 --> 00:15:51.460
<c.yellow>منو میگی؟ -
بله -</c>

00:15:51.460 --> 00:15:54.760
<c.yellow>وقتی هنوز توی «یو ژو» بودیم, یه بار
یک دفعه ای گفتید که میخواید نقاشی بکشید</c>

00:15:54.760 --> 00:15:57.640
<c.yellow>اخرش هم اینقدر اذیت و شیطنت کردید که
معلمش رفت و دیگه پاش رو توی کلاس نزاشت</c>

00:15:57.640 --> 00:15:59.760
<c.yellow>بعد از اون, گفتید که میخواید گلدوزی کنید</c>

00:15:59.760 --> 00:16:02.340
<c.yellow>اونم نتیجه اش این شد که تمام لباس های ابریشم
ارباب که خیلی باارزش بود رو خراب کردین</c>

00:16:02.340 --> 00:16:04.910
<c.yellow>... تازه بازم هست
باشه ... بسه دیگه -</c>

00:16:04.910 --> 00:16:06.850
<c.yellow>مگه نمیدونی مردم عوض میشند؟</c>

00:16:06.850 --> 00:16:10.790
<c.yellow>فکر نمیکنی تازگی ها من
خیلی آروم و نجیب تر شدم؟</c>

00:16:37.190 --> 00:16:39.650
<c.yellow>چرا باز تویی؟ مگه به
لیانگ شرقی برنگشته بودی؟</c>

00:16:39.650 --> 00:16:41.440
<c.yellow>چرا پس اینجایی؟</c>

00:16:41.440 --> 00:16:43.720
<c.yellow>... خب من</c>

00:16:44.340 --> 00:16:48.350
<c.yellow>تـو؟ تـو و اون؟</c>

00:16:48.350 --> 00:16:50.570
<c.yellow>سوء تفاهم نشه ... بزارید معرفی کنم</c>

00:16:50.570 --> 00:16:53.100
<c.yellow>این خواهر کوچک من، «مـا یـو رئـو» ـه</c>

00:16:53.100 --> 00:16:55.970
<c.yellow>... ایشونم -
لازم به معرفی نیست . میدونم اون کیه -</c>

00:16:55.970 --> 00:16:57.870
<c.yellow>فکر نمی کردم سلیقه ات اینقدر وحشتناک باشه</c>

00:16:57.870 --> 00:16:59.530
<c.yellow>!تـو</c>

00:17:00.270 --> 00:17:04.080
<c.yellow>پس تو «مـا یـو رئو» ای؟
خواهر کوچیک مـا چائو؟</c>

00:17:05.780 --> 00:17:10.610
<c.yellow>پس «نیو یو» چیه این وسط؟
چرا بهم نگفتی شاهزاده لیانگ شرقی هستی؟</c>

00:17:10.610 --> 00:17:13.300
<c.yellow>نیو یو؟ ... یـو رئو</c>

00:17:13.300 --> 00:17:16.390
<c.yellow>اتفاقی بین تو و خانم گونگ سون افتاده؟</c>

00:17:16.390 --> 00:17:17.940
<c.yellow>چرا از اون نمی پرسی؟</c>

00:17:17.940 --> 00:17:21.800
<c.yellow>به هر حال، من برای تو که مهم نیستم
من دیگه میرم</c>

00:17:27.550 --> 00:17:30.320
<c.yellow>یو رئو! ... یو رئو</c>

00:17:30.320 --> 00:17:32.330
<c.yellow>فراموش نکنی چه توافقی باهم کردیم</c>

00:17:32.330 --> 00:17:37.610
<c.yellow>هنوز صحبتم تموم نشده تو تمام روز دنبال
«ژائو زی لونگ» میری, چه نقشه ای داری؟</c>

00:17:37.610 --> 00:17:39.690
<c.yellow>با تو بودم ااااا</c>

00:17:39.690 --> 00:17:43.230
<c.yellow>میگم تو ... بعد عوض کردن لباسات</c>

00:17:43.230 --> 00:17:46.610
<c.yellow>یکمی شبیه مردم لیانگ شرقی شدی</c>

00:17:46.610 --> 00:17:48.600
<c.yellow>اگه هر سوالی داری, میتونی ازم بپرسی</c>

00:17:48.600 --> 00:17:52.020
<c.yellow>هر چی میدونم, بدون لاپوشونی بهت میگم</c>

00:17:53.480 --> 00:17:56.260
<c.yellow>باشه ... بهتره که همینطور باشه</c>

00:17:58.560 --> 00:18:01.560
<c.yellow>میگم شما دو تا خواهر
برادر اصلا شبیه هم نیستید</c>

00:18:01.560 --> 00:18:05.020
<c.yellow>مهم نیست چطور, ولی به عنوان یه آدم
تو نجیب و قابل اعتمادی</c>

00:18:05.020 --> 00:18:07.360
<c.yellow>اما اون چی؟ خیلی حیله گر و مکاره</c>

00:18:07.360 --> 00:18:09.730
<c.yellow>حیله گر؟</c>

00:18:09.730 --> 00:18:14.090
<c.yellow>مخفی کردن هویت خودش, عوض
کردن اسمش, اینا حیله گری نیست؟</c>

00:18:16.010 --> 00:18:21.650
<c.yellow>به عنوان یه شاهزاده, چرا توی خونه
اش نمیمونه؟ اون اینجا چی میخواد؟</c>

00:18:22.790 --> 00:18:24.350
<c.yellow>... اون</c>

00:18:24.350 --> 00:18:27.340
<c.yellow>اخلاقش ... همیشه اینقدر بد بوده؟</c>

00:18:28.740 --> 00:18:32.070
<c.yellow>راستش ... اخلاق اون اصلا هم بد نیست</c>

00:18:33.340 --> 00:18:36.210
<c.yellow>پس اخلاقش همیشه اینقدر بد بوده</c>

00:18:40.150 --> 00:18:43.940
<c.yellow>ما نصف روزه که باهم
هستیم و مهم نیست چی بپرسی</c>

00:18:43.940 --> 00:18:46.730
<c.yellow>اما چرا اینقدر به خواهر من علاقمند شدی؟</c>

00:18:46.730 --> 00:18:51.590
<c.yellow>خودت رو بشناس , دشمنت رو هم بشناس
اون الان رقیب اصلی منه</c>

00:18:53.420 --> 00:18:55.890
<c.yellow>من تازه همین الان هویت واقعی اونو فهمیدم</c>

00:18:55.890 --> 00:18:59.490
<c.yellow>فکر نمیکنی این رقیب
عشقیم یکم زیادی ترسناکه؟</c>

00:18:59.490 --> 00:19:02.330
<c.yellow>ولی من کسی نیستم که به این
راحتیا از بقیه شکست بخورم</c>

00:19:02.330 --> 00:19:07.030
<c.yellow>فکر میکنی میزارم اون بهم زور
بگه و ازم جلو بزنه؟ محال ممکنه</c>

00:19:08.020 --> 00:19:12.800
<c.yellow>چیه؟ تو هم میخوای به خواهرت
کمک کنی تا منو شکست بده؟</c>

00:19:13.720 --> 00:19:16.000
<c.yellow>اون اصلا به کمک من برای
این اختلافاتش نیاز نداره</c>

00:19:16.000 --> 00:19:19.520
<c.yellow>شما دو نفر دقیقا عین همین</c>

00:19:19.520 --> 00:19:21.320
<c.yellow>از چه لحاظ؟</c>

00:19:22.970 --> 00:19:25.490
<c.yellow>آب دهنتون از چای بیشتر ـه</c>

00:19:25.490 --> 00:19:29.510
<c.yellow>حرف زیاد میزنید ... ولی به هدفتون نمیرسید</c>

00:19:32.190 --> 00:19:36.190
<c.yellow>خودت بگو از وقتی ما توی
«جیژو» از هم جدا شدیم, ماهها گذشته</c>

00:19:36.190 --> 00:19:39.590
<c.yellow>چیزی نداری که بخوای ازم بپرسی؟</c>

00:19:44.630 --> 00:19:47.430
<c.yellow>چی شد؟ کارات خوب پیش رفت؟</c>

00:19:49.440 --> 00:19:50.850
<c.yellow>بد نبود ... تو چطور؟</c>

00:19:50.850 --> 00:19:52.750
<c.yellow>منم خیلی خوب پیش رفت</c>

00:19:56.550 --> 00:20:00.770
<c.yellow>میگم این خواهرت نکنه
داره از ادواج فرار میکنه؟</c>

00:20:00.770 --> 00:20:03.890
<c.yellow>نکنه اون نامزد داره و
داره از ازدواج فرار میکنه؟</c>

00:20:06.410 --> 00:20:09.220
<c.yellow>منظورت رو میفهمم, خواهرم نامزد نداره</c>

00:20:09.220 --> 00:20:13.820
<c.yellow>بعلاوه ... به نظر نمیرسه که
با «ژائو زی لونگ» هم باشه</c>

00:20:13.820 --> 00:20:16.390
<c.yellow>میدونستم که «زی لونگ» اونو دوست نداره</c>

00:20:16.390 --> 00:20:21.260
<c.yellow>پس دلیل تو هم برای اومدن به «نان
شو» به خاطر «ژائو زی لونگ» ـه؟</c>

00:20:21.260 --> 00:20:24.640
<c.yellow>هر جا «زی لونگ» بره ... منم میرم</c>

00:20:24.640 --> 00:20:27.220
<c.yellow>این «ژائو زی لونگ» واقعا اینقدر خوبه؟</c>

00:20:31.530 --> 00:20:33.970
<c.yellow>اما از اینا بگذریم</c>

00:20:33.970 --> 00:20:38.970
<c.yellow>ملاقات غیرمنتظره امروز
مون, واقعا منو خوشحال کرد</c>

00:20:39.740 --> 00:20:41.160
<c.yellow>منم خیلی خوشحال شدم</c>

00:20:41.160 --> 00:20:43.990
<c.yellow>درسته که منو خواهرت رقبای عشقی هستیم</c>

00:20:43.990 --> 00:20:47.310
<c.yellow>اما تو واقعا مرد خوبی هستی,
مسلما تو دوست منی, مطمئن باش</c>

00:20:47.310 --> 00:20:50.210
<c.yellow>چیزی که گفتی جدیه؟ -
البته که جدی گفتم -</c>

00:20:50.210 --> 00:20:52.590
<c.yellow>اما این بار فرصتی نیست</c>

00:20:52.590 --> 00:20:54.720
<c.yellow>دفعه بعد تو رو به غذا دعوت میکنم</c>

00:20:54.720 --> 00:20:57.100
<c.yellow>برای قدردانی از بابت توجه
و مراقبتت از من توی جیژو</c>

00:20:57.100 --> 00:20:59.060
<c.yellow>دفعه بعد؟</c>

00:21:02.040 --> 00:21:05.700
<c.yellow>راستش رو بخوای, الان همش تو این
فکرم که چطور باید با «نیو یو» رقابت کنم</c>

00:21:05.700 --> 00:21:08.300
<c.yellow>نه ... منظورم خواهرت «مـا یـو رئـو» ـه</c>

00:21:09.050 --> 00:21:11.510
<c.yellow>واقعا خیلی خوشحالم که دیدمت</c>

00:21:11.510 --> 00:21:14.760
<c.yellow>به نظرم رابطه ی خواهر برادری
بین شما خیلی هم خوب نیست</c>

00:21:14.760 --> 00:21:17.460
<c.yellow>چطوره که تو ... نقطه ضعف های اونو بهم بگی؟</c>

00:21:17.460 --> 00:21:19.860
<c.yellow>اینطوری میتونم ابتکار عمل
رو دست بگیرم و اونو کنار بزنم</c>

00:21:19.860 --> 00:21:22.400
<c.yellow>بعد نصف روز حرف زدن,
حالا میخوای ازم استفاده کنم</c>

00:21:22.400 --> 00:21:25.140
<c.yellow>اینقدر زشت جلوه اش نده</c>

00:21:26.120 --> 00:21:29.540
<c.yellow>بانوی جوان عزیز, یکم از مغزت استفاده کن
اخه این چطور ممکنه</c>

00:21:29.540 --> 00:21:33.020
<c.yellow>چطور ممکنه من به بقیه کمک
کنم تا خواهرم رو شکست بدند؟</c>

00:21:33.020 --> 00:21:36.940
<c.yellow>همین یه بار عدالت و انصاف رو قبل
از رابطه خانوادگی در نظر بگیر ... هااا؟</c>

00:21:39.000 --> 00:21:42.200
<c.yellow>این «ژائو زی لونگ» چقدر خوبه مگه</c>

00:21:42.200 --> 00:21:48.060
<c.yellow>که هم تو و هم خواهرم این همه راه رو با
کلی سختی برای پیدا کردنش پشت سر گذاشتید؟</c>

00:21:48.060 --> 00:21:52.200
<c.yellow>این چیزیه که تو نمیفهمی
اگه فرصتی در آینده پیش اومد ... بهت میگم</c>

00:21:52.200 --> 00:21:55.080
<c.yellow>امروز من دارم برمی گردم  ... به لیانگ شرقی</c>

00:21:55.080 --> 00:21:58.670
<c.yellow>به این زودی داری میری؟ تازه همدیگه رو دیدیم</c>

00:22:00.480 --> 00:22:03.380
<c.yellow>نکنه میخوای من اینجا بمونم, مثل دفعه قبل؟</c>

00:22:03.380 --> 00:22:07.010
<c.yellow>چطور ممکنه؟ حالا که کارایی برای
انجام دادن داری چطور میتونم مانعت بشم؟</c>

00:22:07.010 --> 00:22:10.710
<c.yellow>در آینده فرصت برای غذا
خوردن باهم زیاد داریم ... درسته؟</c>

00:22:13.230 --> 00:22:16.580
<c.yellow>میگم این خواهرت, اونم همراهت میاد؟</c>

00:22:16.580 --> 00:22:19.220
<c.yellow>اون ... اونم همراه من میاد</c>

00:22:20.780 --> 00:22:22.780
<c.yellow>دارم از خوشحالی میمیرم</c>

00:22:22.780 --> 00:22:27.800
<c.yellow>واقعا ادم خیلی خوبی هستی ازونجایی که فرصت دیگه
ای در آینده نیست ... بزار امروز این کار رو بکنیم</c>

00:22:27.800 --> 00:22:30.250
<c.yellow>پیشخدمت ... بیا اینجا</c>

00:22:30.250 --> 00:22:32.130
<c.yellow>مهمون من</c>

00:22:38.110 --> 00:22:39.730
<c.yellow>بانوی جوان</c>

00:22:41.170 --> 00:22:43.550
<c.yellow>بانوی جوان ... دیگه باید بریم</c>

00:22:44.710 --> 00:22:47.800
<c.yellow>بانوی جوان ... دیگه وقتش رسیده</c>

00:22:47.800 --> 00:22:49.800
<c.yellow>میتونی مزاحم نشی؟</c>

00:22:49.800 --> 00:22:52.740
<c.yellow>بانوی جوان, شما که اخلاق
ارباب جوان رو می شناسید</c>

00:22:52.740 --> 00:22:54.840
<c.yellow>... اگه شما -
خیله خب ... خیله خب -</c>

00:22:54.840 --> 00:22:57.890
<c.yellow>تو زودتر برو پیش برادرم,
من وقتی کارم تموم شد خودم میام</c>

00:22:57.890 --> 00:22:59.230
<c.yellow>شما که نمیخواید فرار کنید ... هااا؟</c>

00:22:59.230 --> 00:23:02.040
<c.yellow>... اگه ارباب جوان بفهمه , اون -
تموم نشد؟ -</c>

00:23:02.040 --> 00:23:03.980
<c.yellow>زودباش برو دیگه</c>

00:23:03.980 --> 00:23:06.100
<c.yellow>برو ... برو ... برو</c>

00:23:19.420 --> 00:23:23.600
<c.yellow>زی لونگ ... اگه بخوای من بمونم</c>

00:23:23.600 --> 00:23:28.590
<c.yellow>حتی اگه لازم باشه از هزاران مانع هم بگذرم
حتما پیشت می مونم</c>

00:23:43.006 --> 00:23:53.006
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:53.030 --> 00:23:55.250
<c.yellow>بائو یو، برای چی دنبال من میگشتی؟</c>

00:23:55.980 --> 00:23:58.750
<c.yellow>زی لونگ , من چیز مهمی رو کشف کردم</c>

00:23:59.400 --> 00:24:02.590
<c.yellow>قبل اینکه اینو بگم, میخوام
برات کاملا روشنش کنم که</c>

00:24:02.590 --> 00:24:06.670
<c.yellow>من نمیخوام خبرچینی و بدگویی کسی رو بکنم من
نگران تو ام, برای همین هم میخوام اینو بهت میگم</c>

00:24:06.670 --> 00:24:09.690
<c.yellow>بعدشم, این به خاطر حسادت هم نیست</c>

00:24:09.690 --> 00:24:11.130
<c.yellow>بگو</c>

00:24:11.770 --> 00:24:13.470
<c.yellow>امروز، من خانم «نیو» رو دیدم</c>

00:24:13.470 --> 00:24:15.730
<c.yellow>اون با برادر بزرگش بود</c>

00:24:15.730 --> 00:24:18.770
<c.yellow>بائو یو، چه میخوای بگی؟</c>

00:24:18.770 --> 00:24:21.230
<c.yellow>تو میدونی برادرش کیه؟</c>

00:24:22.670 --> 00:24:24.950
<c.yellow>مـا چائو از لیانگ شرقی</c>

00:24:26.830 --> 00:24:30.900
<c.yellow>میدونم, پسر حکمران لیانگ شرقی ما تنگ</c>

00:24:30.900 --> 00:24:33.550
<c.yellow>جین مـا چائو , مـا منگ چی</c>

00:24:33.550 --> 00:24:36.540
<c.yellow>درسته ... این «نیو یو»
هم اصلا «نیو یو» نیست</c>

00:24:36.540 --> 00:24:39.790
<c.yellow>اون شاهزاده لیانگ شرقی , «مـا یـو رئـو» ـه</c>

00:24:39.790 --> 00:24:42.080
<c.yellow>این «مـا یـو رئـو» همیشه همراه توئه</c>

00:24:42.080 --> 00:24:44.560
<c.yellow>فکر میکنم باید حقیقت این
ماجرا کاملا روشن بشه</c>

00:24:44.560 --> 00:24:48.010
<c.yellow>چی میشه اگه اون نقشه هایی داشته باشه؟
تو باید مراقب باشی</c>

00:24:48.010 --> 00:24:52.300
<c.yellow>باشه, ممنون از بابت هشدارت
مراقب هستم</c>

00:25:00.420 --> 00:25:03.240
<c.yellow>زی لونگ, داشتم میومدم دنبالت</c>

00:25:03.240 --> 00:25:04.920
<c.yellow>دنبال من بودی؟</c>

00:25:04.920 --> 00:25:07.770
<c.yellow>دو روز پیش، برادرم اومد دنبال من</c>

00:25:07.770 --> 00:25:10.890
<c.yellow>پدرم خواسته برادرم منو به خونه برگردونه</c>

00:25:10.890 --> 00:25:13.270
<c.yellow>زی لونگ, من دارم میرم</c>

00:25:13.270 --> 00:25:16.190
<c.yellow>قبل از اون, میخوام بدونم
تو چطوری منو میبینی</c>

00:25:16.190 --> 00:25:19.110
<c.yellow>میخوای من چطوری ببینمت؟</c>

00:25:20.370 --> 00:25:23.780
<c.yellow>البته که نمیتونم تو رو مجبور
کنم منو دوست داشته باشی</c>

00:25:23.780 --> 00:25:26.360
<c.yellow>یا به این سرعت منو قبول کنی</c>

00:25:26.360 --> 00:25:30.020
<c.yellow>میدونم تو هنوز به مدتی زمان
نیاز داری تا گذشته رو فراموش کنی</c>

00:25:30.020 --> 00:25:34.070
<c.yellow>اما اگه حتی یه کوچولو
به من علاقه داشته باشی</c>

00:25:34.070 --> 00:25:37.160
<c.yellow>مهم نیست کجا باشی, من میام و پیدات میکنم</c>

00:25:37.740 --> 00:25:39.720
<c.yellow>اینو خودم کشیدم</c>

00:25:39.720 --> 00:25:42.420
<c.yellow>میخوام اینو به عنوان
یه یادگاری بهت هدیه بدم</c>

00:25:55.350 --> 00:25:57.110
<c.yellow>باشه</c>

00:25:57.110 --> 00:26:00.250
<c.yellow>پس بهم بگو, تو کی هستی؟</c>

00:26:01.010 --> 00:26:03.010
<c.yellow>منظورت چیه؟</c>

00:26:03.010 --> 00:26:06.310
<c.yellow>اینکه برادرت اومده دنبالت, اینو میدونم</c>

00:26:06.310 --> 00:26:10.330
<c.yellow>اینو هم میدونم که هویت
واقعیت به این سادگی هم نیست</c>

00:26:10.330 --> 00:26:13.550
<c.yellow>درسته؟, شاهزاده خانم لیانگ شرقی</c>

00:26:15.730 --> 00:26:18.820
<c.yellow>زی لونگ ... من عمدا هویت
خودمو ازت مخفی نکردم</c>

00:26:18.820 --> 00:26:23.220
<c.yellow>بعلاوه, فکر نمیکنم
هویتم اینقدرا هم مهم باشه</c>

00:26:24.500 --> 00:26:27.260
<c.yellow>اینکه تو یه شاهزاده ای یا
نه, برای من اهمیتی نداره</c>

00:26:27.260 --> 00:26:31.000
<c.yellow>چیزی که برای من اهمیت
داره, دلیلت برای موندن کنار منه</c>

00:26:31.960 --> 00:26:35.860
<c.yellow>من اخیرا اخباری به دستم رسیده بعد از اینکه
«سائو سائو» در صخره سرخ شکست خورد</c>

00:26:35.860 --> 00:26:39.580
<c.yellow>و به «شو چانگ» برگشت
اون به طور دائم با پدرت مکاتباتی داشته</c>

00:26:39.580 --> 00:26:43.100
<c.yellow>و نگرش پدرت همچنان نامشخصـه
و تردید داره</c>

00:26:44.000 --> 00:26:47.620
<c.yellow>تو فکر میکنی پدرم منو برای جاسوسی فرستاده</c>

00:26:47.620 --> 00:26:52.960
<c.yellow>به عنوان محافظ شخصی عالیجناب برخی چیزا هست که
نمیتونم به اندازه کافی نسبت بهشون مراقب نباشم</c>

00:26:54.140 --> 00:26:56.500
<c.yellow>ژائو زی لونگ ... دیگه کافیه</c>

00:26:56.500 --> 00:27:01.260
<c.yellow>نکنه به غیر از انجام وظیفه ات
هیچ محبت و عاطفه ای نداری؟</c>

00:27:02.110 --> 00:27:06.310
<c.yellow>چرا .... تمام این مدت بدون اینکه حاضر
به رفتن باشم همه جا همراهت اومدم؟</c>

00:27:06.310 --> 00:27:09.670
<c.yellow>نکنه اصلا متوجه همه اینا نشدی؟</c>

00:27:09.670 --> 00:27:14.210
<c.yellow>من اینقدر سخت تلاش کردم تا
کاری کنم تو دوستم داشته باش</c>

00:27:14.210 --> 00:27:17.430
<c.yellow>احتمالا الان میخوای بگی من از
قبل به همه چیز خوب فکر کردم</c>

00:27:18.040 --> 00:27:20.820
<c.yellow>اخه من چه نقشه و توطئه
ای میتونستم مخفی کنم؟</c>

00:27:20.820 --> 00:27:26.220
<c.yellow>این واقعا یه توطئه بزرگـه. از همون
بار اولی که تو رو توی «گوی یانگ» دیدم</c>

00:27:26.220 --> 00:27:29.360
<c.yellow>مثل احمقا عاشقت شدم</c>

00:27:29.360 --> 00:27:33.880
<c.yellow>مهم نیست چقدر باهام سرد برخورد میکردی
بدون شرمندگی دنبالت میومدم</c>

00:27:33.880 --> 00:27:36.740
<c.yellow>حاضر بودم هر کاری برات بکنم</c>

00:27:36.740 --> 00:27:40.700
<c.yellow>گفتی تا قبل اینکه عالیجناب «لیو» به اهداف بزرگش
نرسیده نمیخوای به هیچ رابطه عاشقانه ای فکر کنی</c>

00:27:41.500 --> 00:27:45.740
<c.yellow>برای همین به خودم گفتم حاضرم صبر کنم</c>

00:27:46.600 --> 00:27:48.280
<c.yellow>دیگه چیزی نگو</c>

00:27:51.160 --> 00:27:53.120
<c.yellow>مگه نمیخواستی نقشه های منو بدونی؟</c>

00:27:53.120 --> 00:27:57.160
<c.yellow>من حاضرم سه, چهار, یا حتی 10
سال برای تموم کردن کارتون صبر کنم</c>

00:27:57.160 --> 00:28:01.400
<c.yellow>تا زمانی که گذشته رو فراموش کنی,
تا زمانی که همه ی توجهت به من باشه</c>

00:28:02.660 --> 00:28:05.210
<c.yellow>شاهزاده خانم، من به شما مشکوک نیستم</c>

00:28:05.210 --> 00:28:08.710
<c.yellow>اما برای «امنیت» سرورم, باید
ازتون بخوام حقیقت رو بهم بگین</c>

00:28:08.710 --> 00:28:12.290
<c.yellow>هدفتون از موندن در اینجا چی بود؟</c>

00:28:14.630 --> 00:28:17.270
<c.yellow>... من الان این همه برات گفتم و تو هنوزم</c>

00:28:19.890 --> 00:28:21.830
<c.yellow>فهمیدم</c>

00:28:21.830 --> 00:28:25.450
<c.yellow>من, «مـا یـو رئـو»
بزرگترین احمق توی این دنیام</c>

00:28:31.260 --> 00:28:34.720
<c.yellow>میخوام یادت بمونه, چقدر زمانی دوستت داشتم</c>

00:28:34.720 --> 00:28:39.700
<c.yellow>حالا میتونم به همون اندازه ازت متنفر باشم جراتش
رو دارم هزاران مایل سفر کنم, بدون اینکه بترسم</c>

00:28:39.700 --> 00:28:42.020
<c.yellow>تا دیگه هرگز همدیگه رو نبینیم</c>

00:28:58.790 --> 00:29:00.890
<c.yellow>بانوی جوان کجاست؟</c>

00:29:00.890 --> 00:29:04.930
<c.yellow>بانوی جوان... بانوی جوان گفت
خودشو چند لحظه دیگه میرسونه</c>

00:29:10.290 --> 00:29:12.810
<c.yellow>بانوی جوان, اومدین</c>

00:29:14.440 --> 00:29:16.200
<c.yellow>یو رئو، چی شده؟</c>

00:29:16.200 --> 00:29:18.620
<c.yellow>نکنه «ژائو زی لونگ» اذیتت کرده؟</c>

00:29:18.620 --> 00:29:21.320
<c.yellow>چیزی نیست ... بیایید بریم</c>

00:29:27.160 --> 00:29:28.960
<c.yellow>بانوی جوان</c>

00:29:38.550 --> 00:29:42.490
♫ <i><c.cyan>گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است</c> ♫</i>

00:29:42.490 --> 00:29:47.630
♫ <i><c.cyan>این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند</c> ♫</i>

00:29:47.630 --> 00:29:51.720
♫ <i><c.cyan>وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند</c> ♫</i>

00:29:51.720 --> 00:29:56.050
♫ <i><c.cyan>خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است</c> ♫</i>

00:29:56.050 --> 00:30:00.710
♫ <i><c.cyan>نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه</c> ♫</i>

00:30:00.710 --> 00:30:05.250
♫ <i><c.cyan>تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند</c> ♫</i>

00:30:05.250 --> 00:30:09.770
♫ <i><c.cyan>ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد</c> ♫</i>

00:30:09.770 --> 00:30:14.510
♫ <i><c.cyan>اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است</c> ♫</i>

00:30:14.510 --> 00:30:19.050
♫ <i><c.cyan>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:30:19.050 --> 00:30:21.790
<c.yellow>ژائو زی لونگ</c> ♫ <i><c.cyan>تا مانوسی هست، اشک ها
سقوط می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:30:21.790 --> 00:30:23.670
<c.yellow>الان چرا از دست من عصبانی شد؟</c>

00:30:23.670 --> 00:30:25.350
<c.yellow>تقصیر منه که شبیه اونم؟</c>
♫ <i><c.cyan>وعده ازدواج ما</c> ♫</i>

00:30:25.350 --> 00:30:26.440
<c.yellow>دارم بهت میگم</c>
♫ <i><c.cyan>پس از تولـد دوباره</c> ♫</i>

00:30:26.440 --> 00:30:29.530
<c.yellow>از وقتی تو رو دیدم, بدترین چیزی که ازش متنفر شدم... همین
چهره خودمـه</c> ♫ <i><c.cyan>هرگز تغییر نکرده ..... بدون برهم زدن</c> ♫</i>

00:30:29.530 --> 00:30:33.420
<c.yellow>نمیخوام چیزی رو برام جبران کنی, من
فقط میخوام</c> ♫ <i><c.cyan> ... گذشته .... لالالالا </c> ♫</i>

00:30:35.110 --> 00:30:36.500
<c.yellow>یه روز بتونم جایی تو قلبت داشته باشم</c>
♫ <i><c.cyan> ... لالالالا</c> ♫</i>

00:30:36.500 --> 00:30:41.180
♫ <i><c.cyan>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:30:41.180 --> 00:30:45.730
♫ <i><c.cyan>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:30:45.730 --> 00:30:53.360
♫ <i><c.cyan>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>

00:31:08.540 --> 00:31:10.940
<c.yellow>زی لونگ, کجا داری میری؟</c>

00:31:10.940 --> 00:31:12.720
<c.yellow>هیچ جا ... چیزی شده؟</c>

00:31:12.720 --> 00:31:14.300
<c.yellow>خانم «نیو» رفت</c>

00:31:14.300 --> 00:31:17.320
<c.yellow>اینا رو اون بهم داد تا به تو بدمشون</c>

00:31:17.940 --> 00:31:20.230
<c.yellow>همون کیسه های جناب «کونگ مینگ» ـه</c>

00:31:20.230 --> 00:31:23.630
<c.yellow>اون ... چیزی هم گفت؟</c>

00:31:23.630 --> 00:31:26.920
<c.yellow>فقط گفت مراقب خودت باشی</c>

00:33:21.370 --> 00:33:24.100
<c.yellow>تمام چیزی که «لیو بی» داره یه
عنوان پوشالی «عموی امپراتور» ـه</c>

00:33:24.100 --> 00:33:27.650
<c.yellow>در حقیقت, اون چیز بیشتر از یه
فروشنده دوره گرد خیابونی نیست</c>

00:33:27.650 --> 00:33:30.970
<c.yellow>در مقابل، خانواده «سون» یه
خانواده اصیل و نجیب زاده است</c>

00:33:31.780 --> 00:33:37.080
<c.yellow>این هتک حرمت برای خانواده ماست که
«لیو بی» تونسته با «شانگ شیانگ» ازدواج کنه</c>

00:33:37.080 --> 00:33:41.760
<c.yellow>همه ی اینا تقصیر منه که وظیفه خودم رو
برای محافظت از شاهزاده خانم نادیده گرفتم</c>

00:33:41.760 --> 00:33:44.240
<c.yellow>من مستحق مجازاتم</c>

00:33:44.240 --> 00:33:46.040
<c.yellow>فراموشش کن</c>

00:33:46.800 --> 00:33:52.250
<c.yellow>این «لیو بی» ـه که مستحق سرزنشه اون آدم زبون و پستی
ـه که خوب بلده ادای آدمای شریف و نجیب رو در بیاره</c>

00:33:52.250 --> 00:33:56.470
<c.yellow>اون تونست مادر منو با حقه های خودش فریب بده</c>

00:33:57.230 --> 00:33:59.480
<c.yellow>ازونجایی که وضعیت تا اینجا پیش رفته</c>

00:34:00.500 --> 00:34:07.160
<c.yellow>گونگ جین، تو فکر میکنی,
ما چی کار باید بکنیم؟</c>

00:34:15.500 --> 00:34:18.270
<c.yellow>اگرچه امکان برهم زدن اتحاد «سون لیو» در وضعیت فعلی
وجود نداره</c> <c.colorff0080>* اتحاد بین سون چوان و لیو بی : سون لیو *</c>

00:34:18.270 --> 00:34:21.630
<c.yellow>اما مطلقا نمیتونیم دست از
پس گرفتن «جینگ ژو» برداریم</c>

00:34:22.490 --> 00:34:25.720
<c.yellow>جینگ ژو در یک محدوده حیاتی از
امتداد رودخانه «یانگ تسه» قرار داره</c>

00:34:25.720 --> 00:34:29.210
<c.yellow>تسلط بر «جینگ ژو» برای بقای
«جیانگ دونگ» بسیار حائز اهمیت ـه</c>

00:34:30.830 --> 00:34:36.290
<c.yellow>لیو بی هیچ دلیلی برای نگه داشتن
قولش در برگردوندن جینگ ژو نداره</c>

00:34:36.290 --> 00:34:39.070
<c.yellow>ای کاش میتونستم بکشمش</c>

00:34:39.070 --> 00:34:43.990
<c.yellow>لیو بی درسته که بازیگر خوبیه,
اما اصلا استراتژیست خوبی نیست</c>

00:34:43.990 --> 00:34:47.650
<c.yellow>مادامی که اونو تا جای ممکن
در «جیانگ دونگ» نگه داریم</c>

00:34:47.650 --> 00:34:49.930
<c.yellow>و مانع مکاتباتش با «ژوگه لیانگ» بشیم</c>

00:34:49.930 --> 00:34:52.470
<c.yellow>بعد از اون میتونیم با نرم و
خام کردن «لیو بی» کاری کنیم</c>

00:34:52.470 --> 00:34:56.500
<c.yellow>در نهایت «جینگ ژو» رو به ما پس بده</c>

00:34:56.500 --> 00:35:01.770
<c.yellow>ممانعت از ارتباط بین «لیو بی» و
«ژوگه لیانگ» کار چندان دشواری نیست</c>

00:35:01.770 --> 00:35:06.570
<c.yellow>... اما نگرانیم از اینه که ژائو زی لونگ در
حال حاضر در «جیانگ دونگ» حضور داره</c>

00:35:06.570 --> 00:35:12.580
<c.yellow>با وجود آدمی تا این حد وفادار در کنار لیو بی می
ترسم ... برای ما مقابله با اون کار آسونی نباشه</c>

00:35:16.100 --> 00:35:20.620
<c.yellow>اگه اون مانعی بر سر راه ماست
پس میتونیم برای همیشه از بین ببریمش</c>

00:35:20.620 --> 00:35:25.680
<c.yellow>تو نگفتی که اتحاد «سون لیو»
رو در مقطع فعلی نمیشه شکست؟</c>

00:35:25.680 --> 00:35:29.240
<c.yellow>ژائو زی لونگ هم ژنرال
مورد علاقه «لیو بی» ـه</c>

00:35:29.240 --> 00:35:34.580
<c.yellow>اگه ما اونو بکشیم
از درگیری میان دو خانواده نمیشه اجتناب کرد</c>

00:35:36.900 --> 00:35:40.720
<c.yellow>عالیجناب, از این بابت نگران نباشین</c>

00:35:42.820 --> 00:35:44.800
<c.yellow>من از قبل برنامه هایی براش تداروک دیدم</c>

00:36:00.450 --> 00:36:03.690
<c.yellow>شما قصد دارید که منو
فرمانده ارتش «وو» کنید؟</c>

00:36:04.590 --> 00:36:07.510
<c.yellow>درسته ... ژنرال «ژائو»
شما آدم سرشناسی هستید</c>

00:36:07.510 --> 00:36:10.970
<c.yellow>شما چندین سال تجربه مبارزه با ارتش «سائو
سائو» رو دارید و بارها اونا رو شکست دادید</c>

00:36:10.970 --> 00:36:15.250
<c.yellow>بنابراین, من امیدوارم مادامی که شما در «نان شو»
حضور دارید به من رو در آموزش سربازان «وو» کمک کنید</c>

00:36:15.250 --> 00:36:19.710
<c.yellow>تا اونها رو برای رویارویی مجدد
با نیروهای «سائو سائو» آماده کنیم</c>

00:36:21.400 --> 00:36:28.800
<c.yellow>من واقعا از اعتمادتون به خودم سپاسگزارم, این مسئولیت
بزرگیـه می ترسم نتونم از پس این مسئولیت بر بیام</c>

00:36:30.240 --> 00:36:35.200
<c.yellow>ژنرال «ژائو» , شما که اینجا غریبه نیستید
بزارید باهم صریح و صمیمی باشیم</c>

00:36:38.200 --> 00:36:42.420
<c.yellow>دلیل شکست «سائو سائو» از ما در صخره سرخ
به خاطر برتری عددی ما نبود</c>

00:36:42.420 --> 00:36:45.760
<c.yellow>بلکه به خاطر برخی عوامل مختلف و مشترک بود
که سبب شد لطف خدایان شامل ما بشه</c>

00:36:45.760 --> 00:36:48.950
<c.yellow>سائو سائو دیر یا زود به دنبال
گرفتن انتقام خودش از ما خواهد بود</c>

00:36:48.950 --> 00:36:53.480
<c.yellow>انتظار میره خیلی زود جنگی رو شروع کنه</c>

00:36:56.190 --> 00:37:01.230
<c.yellow>میزان برخورد ما با ارتش «سائو سائو»، به غیر
از جنگ های دریایی تقریبا نزدیک به صفر ـه</c>

00:37:01.230 --> 00:37:05.890
<c.yellow>از همین رو ... من مخصوصا از تو درخواست دارم
تا به ما در تمرین دادن سربازها کمک کنی</c>

00:37:05.890 --> 00:37:10.750
<c.yellow>لطفا تجریباتتون در طی این سالها رو
به سربازای ارتش «وو» ما هم منتقل کنید</c>

00:37:13.030 --> 00:37:14.470
<c.yellow>... خب</c>

00:37:19.850 --> 00:37:26.030
<c.yellow>مگه پانصد سرباز, عالیجناب «لیو»
رو از جینگ ژو تا اینجا همراهی نکردند؟</c>

00:37:26.030 --> 00:37:30.850
<c.yellow>زمانی که شما اونا رو آموزش میدید میتونید
همون کار رو با ارتش «وو» هم انجام بدین</c>

00:37:36.060 --> 00:37:43.680
<c.yellow>چی شده؟ ژنرال ژائو نکنه نمیخواید حتی
چنین لطف کوچیکی رو در حق من بکنید؟</c>

00:37:54.160 --> 00:37:57.720
<c.yellow>من از محبت فرمانده ارشد سپاسگزارم
اگر همچنان از این امر اجتناب کنم</c>

00:37:57.720 --> 00:38:01.160
<c.yellow>این مصداق نقض احترام به شماست
من میپذیرم</c>

00:38:01.860 --> 00:38:05.460
<c.yellow>ژائو ژنرال، نیازی به این تشریفات نیست
لطفا بنشینید</c>

00:38:14.090 --> 00:38:17.250
<c.yellow>من این فنجون چای رو به مثال
شراب به سلامتی شما می نوشم</c>

00:38:42.750 --> 00:38:44.110
<c.yellow>!یک</c>

00:38:46.200 --> 00:38:47.520
<c.yellow>!دو</c>

00:38:48.660 --> 00:38:50.500
<c.yellow>!سه</c>

00:38:50.500 --> 00:38:51.980
<c.yellow>!چهار</c>

00:39:00.240 --> 00:39:01.760
<c.yellow>!یک</c>

00:39:01.760 --> 00:39:03.200
<c.yellow>!دو</c>

00:39:04.020 --> 00:39:05.380
<c.yellow>!سه</c>

00:39:07.770 --> 00:39:09.420
<c.yellow>آرایش بگیرید</c>

00:39:20.256 --> 00:39:40.256
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:40.280 --> 00:39:43.060
<c.yellow>تا حالا میدونستم که «ژائو
زی لونگ» آدم شجاعیه</c>

00:39:43.060 --> 00:39:46.400
<c.yellow>انتظار نداشتم در آرایش قشون و تمرین
اونها هم تا این حد مهارت داشته باشه</c>

00:39:47.140 --> 00:39:49.760
<c.yellow>اون حقیقتا ژنرال با استعدادیه</c>

00:39:51.320 --> 00:39:55.430
<c.yellow>افسوس که من نمیتونم ازش بهرمند بشم</c>

00:39:55.430 --> 00:39:58.050
<c.yellow>عالیجناب, هر چه اون
استعداد بیشتری داشته باشه</c>

00:39:58.050 --> 00:40:01.060
<c.yellow>بیشتر هم احتمال داره که به
یک حریف ترسناک تبدیل بشه</c>

00:40:01.790 --> 00:40:03.890
<c.yellow>جایی برای احساسات در میدان جنگ وجود نداره</c>

00:40:03.890 --> 00:40:06.550
<c.yellow>ما هیچ چاره ای نداریم</c>

00:40:13.000 --> 00:40:15.390
<c.yellow>میگی جاسوسای «سائو سائو»
در «نان شو» کشف شدند؟</c>

00:40:15.390 --> 00:40:17.200
<c.yellow>بله</c>

00:40:17.200 --> 00:40:19.810
<c.yellow>بعلاوه, افراد زیادی در این امر دخالت دارند</c>

00:40:19.810 --> 00:40:23.540
<c.yellow>حالا که از جزئیاتش مطلع هستید
پس چرا حکم دستگیری اونا رو صادر نمی کنید؟</c>

00:40:23.540 --> 00:40:27.690
<c.yellow>ژنرال های زیادی درگیر این ماجرا هستند که
همشون فرماندهی نیروهایی رو تحت اختیار دارند</c>

00:40:27.690 --> 00:40:30.970
<c.yellow>سربازای این شهر عمدتاً زیردستای اونها هستند</c>

00:40:30.970 --> 00:40:37.440
<c.yellow>بعلاوه, ژنرال هایی مثل «چنگ پو», «هوانگ دانگ» و هوانگ
گای که به عالیجناب وفادارند, هیچ کدوم اینجا حضور ندارند</c>

00:40:37.440 --> 00:40:41.270
<c.yellow>بعد از کلی تامل کردن, فکر
کردم که بهتره فعلا حرکتی انجام ندم</c>

00:40:41.270 --> 00:40:45.710
<c.yellow>در حال حاضر امکان آوردن نیرو از شهرهای
دیگه هست اما نمیتونم اطمینان داشته باشم که</c>

00:40:45.710 --> 00:40:47.550
<c.yellow>جاسوسای دیگه ای بین
نیروهای «وو» نفوذ نکرده باشند</c>

00:40:47.550 --> 00:40:51.460
<c.yellow>نمیتونم ریسک فاش کردن این بازی رو بکنم
وقتی هنوز هیچ کاری نکردم</c>

00:40:51.460 --> 00:40:55.420
<c.yellow>اگر چنین اتفاقی بیوفته، باعث
ایجاد هرج و مرج در شهر میشه</c>

00:40:55.420 --> 00:40:59.360
<c.yellow>عالیجناب و خانواده اش هم بیشتر
در معرض خطر قرار خواهند گرفت</c>

00:40:59.360 --> 00:41:02.790
<c.yellow>فرمانده، شما سعی دارید تا منو متقاعد کنید</c>

00:41:02.790 --> 00:41:06.050
<c.yellow>تا از سربازایی که با خودم از «جینگ ژو»
آوردم برای دستگیری اون جاسوسا استفاده کنیم؟</c>

00:41:06.050 --> 00:41:10.950
<c.yellow>دقیقا ... تو تنها فردی هستی که می تونم
برای زنده نگه داشتن خودمون روش حساب کنم</c>

00:41:11.610 --> 00:41:16.310
<c.yellow>این درسته که بزاریم سربازای
«جینگ ژو» در این کار مداخله کنند؟</c>

00:41:16.310 --> 00:41:20.790
<c.yellow>عالیجناب «سون» هم نظرشون همینه</c>

00:41:20.790 --> 00:41:22.450
<c.yellow>هیچ چیز بی مورد و نامناسبی وجود نداره</c>

00:41:22.450 --> 00:41:25.460
<c.yellow>از این گذشته, اگر هرج و
مرجی در «نان شو» اتفاق بیوفته</c>

00:41:25.460 --> 00:41:30.650
<c.yellow>عالیجناب «لیو» هم ممکنه در
معرض خطر جدی قرار بگیرند</c>

00:41:32.030 --> 00:41:36.010
<c.yellow>براساس برنامه ی شما, چه زمان
باید نیروهای من وارد شهر بشند؟</c>

00:41:38.430 --> 00:41:42.470
<c.yellow>برای جلوگیری از مطلع شدن جاسوسای سائو سائو</c>

00:41:42.470 --> 00:41:47.630
<c.yellow>شما باید نیروهاتون رو به مسیر بالای کوهستان
ببرید و بعد از نیمه شب مخفیانه وارد شهرشون کنید</c>

00:41:49.210 --> 00:41:53.700
<c.yellow>هیچ مشکلی برای ورود شبانه پانصد
سرباز «جینگ ژو» به شهر نیست</c>

00:41:53.700 --> 00:41:57.550
<c.yellow>در مورد خودم هم ... من باید بیرون بمونم</c>

00:41:57.550 --> 00:42:01.970
<c.yellow>من ماموریت مهمتری دارم که باید انجام بدم</c>

00:42:03.010 --> 00:42:05.990
<c.yellow>الان وسط ماهه و مهتاب کامل و روشنه</c>

00:42:06.670 --> 00:42:08.300
<c.yellow>ماموریت من اینه که همراه شما باشم</c>

00:42:08.300 --> 00:42:11.230
<c.yellow>تا با فراغت خیال به تحسین این منظره
زیبا روی رودخانه «یانگ تسه» بپردازیم</c>

00:42:11.230 --> 00:42:13.680
<c.yellow>اگر جاسوس های داخل شهر نقشه ای برای شروع کاری داشته
باشند اونا باید خارج از شهر همدستانی داشته باشند</c>

00:42:13.680 --> 00:42:15.620
<c.yellow>بدون نیروهای کمکی سائو سائو</c>

00:42:15.620 --> 00:42:17.920
<c.yellow>اونا جرات نمی کنند به
تنهایی دست به کاری بزنند</c>

00:42:17.920 --> 00:42:20.630
<c.yellow>امشب، ما باید سربازا رو به شهر
بفرستیم تا جاسوسا رو شکار کنند</c>

00:42:20.630 --> 00:42:24.470
<c.yellow>در همون زمان، ما به دنبال تحرکات
نیروهای «سائو سائو» خواهیم بود</c>

00:42:27.790 --> 00:42:32.760
<c.yellow>چی گفتی؟ پیشنهاد میکنی خودمون
از رودخانه برای شناسایی عبور کنیم؟</c>

00:42:32.760 --> 00:42:34.480
<c.yellow>چه اشکالی داره؟</c>

00:42:35.940 --> 00:42:40.640
<c.yellow>من فقط نگرانم که اتفاق پر مخاطره
ای در جریان عملیات داخل شهر رخ بده</c>

00:42:41.600 --> 00:42:45.180
<c.yellow>استعدادهای زیادی در «جیانگ دونگ» وجود داره
شما میتونید یه فرمان محرمانه</c>

00:42:45.180 --> 00:42:47.470
<c.yellow>به «لو سو» بدید و بزارید اون
بر این عملیات نظارت داشته باشه</c>

00:42:47.470 --> 00:42:52.020
<c.yellow>لیو شن سربازای «جینگ ژو» رو رهبری
میکنه و با هم همکاری لازم رو می کنند</c>

00:42:53.480 --> 00:42:57.160
<c.yellow>فرمانده ارشد, تا زمانی که ما هیچ
نیروی کمکی ای رو خارج از شهر پیدا نکنیم</c>

00:42:57.160 --> 00:42:59.670
<c.yellow>چرا باید شما نگران چنین مسئله ای باشید؟</c>

00:42:59.670 --> 00:43:02.830
<c.yellow>تمام کاری که اونا باید انجام بدند فقط بستن
دروازه های شهر و جمع کردن جاسوساست</c>

00:43:04.110 --> 00:43:05.570
<c.yellow>نـه</c>

00:43:06.310 --> 00:43:09.760
<c.yellow>تمام چیزی که من میگم اینه که,
ماموریت ساده ای مثل شناسایی</c>

00:43:09.760 --> 00:43:12.660
<c.yellow>نباید کار یه ژنرال باشه</c>

00:43:13.960 --> 00:43:18.710
<c.yellow>در گذشته, مشاور «ژوگه» و
«لو سو» هم همین کار رو کردند</c>

00:43:18.710 --> 00:43:22.020
<c.yellow>اونا «سائو سائو» رو فریب دادند و کاری کردند
اون بدون زحمت صد هزار تیر رو بهشون بده</c>

00:43:22.020 --> 00:43:24.890
<c.yellow>شما در طی نبرد صخره سرخ فرمانده بودید</c>

00:43:24.890 --> 00:43:27.370
<c.yellow>یعنی ممکنه که شما</c>

00:43:27.370 --> 00:43:30.490
<c.yellow>حتی یه زره از غرور و عاطفه
ی مشاور ما رو نداشته باشید؟</c>

00:43:31.516 --> 00:43:46.516
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:46.540 --> 00:43:50.430
♫ <i><c.yellow>گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است</c> ♫</i>

00:43:50.430 --> 00:43:55.620
♫ <i><c.yellow>این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند</c> ♫</i>

00:43:55.620 --> 00:43:59.690
♫ <i><c.yellow>وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند</c> ♫</i>

00:43:59.690 --> 00:44:04.110
♫ <i><c.yellow>خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است</c> ♫</i>

00:44:04.110 --> 00:44:08.700
♫ <i><c.yellow>نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه</c> ♫</i>

00:44:08.700 --> 00:44:13.280
♫ <i><c.yellow>تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند</c> ♫</i>

00:44:13.280 --> 00:44:17.790
♫ <i><c.yellow>ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد</c> ♫</i>

00:44:17.790 --> 00:44:22.610
♫ <i><c.yellow>اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است</c> ♫</i>

00:44:22.610 --> 00:44:26.470
♫ <i><c.yellow>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:44:26.470 --> 00:44:31.230
♫ <i><c.yellow>تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:44:31.230 --> 00:44:35.760
♫ <i><c.yellow>وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده</c> ♫</i>

00:44:35.760 --> 00:44:40.590
♫ <i><c.yellow>بدون برهم زدن گذشتـه</c> ♫</i>

00:44:40.590 --> 00:44:44.400
♫ <i><c.yellow> ... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:44:44.400 --> 00:44:49.160
♫ <i><c.yellow>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:44:49.160 --> 00:44:53.720
♫ <i><c.yellow>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:44:53.720 --> 00:45:01.440
♫ <i><c.yellow>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>

00:45:07.700 --> 00:45:12.160
♫ <i><c.yellow>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:45:12.160 --> 00:45:19.550
♫ <i><c.yellow>جدایی پس از زمزه یک سرود</c> ♫</i>

00:45:24.990 --> 00:45:29.880
♫ <i><c.yellow>تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:45:29.880 --> 00:45:34.290
♫ <i><c.yellow>وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده</c> ♫</i>

00:45:34.290 --> 00:45:40.670
♫ <i><c.yellow>بدون برهم زدن گذشتـه</c> ♫</i>

00:45:42.890 --> 00:45:47.670
♫ <i><c.yellow>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:45:47.670 --> 00:45:52.310
♫ <i><c.yellow>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:45:52.310 --> 00:46:01.100
♫ <i><c.yellow>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>