﻿WEBVTT

00:01:57.156 --> 00:02:17.156
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.180 --> 00:02:25.500
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:26.840 --> 00:02:31.380
.:: قسمت پنجاه و سوم ::.

00:02:36.170 --> 00:02:38.690
زی لونگ, دیوانه شدی؟

00:02:39.350 --> 00:02:44.150
یان چانگ, ما الان توی «نان شو»
هستیم و خطر همه جا در کمین ماست

00:02:44.150 --> 00:02:46.710
این تمام کاریه که باید انجام بدیم

00:02:47.430 --> 00:02:49.170
من میگم اگه اونا درگیری داخلی
داشه باشند هم چندان بد نیست

00:02:49.170 --> 00:02:53.090
این درگیری داخلی رو خودشون میتونند باهاش مقابله
کنند لازمه که ما خودمون رو به خاطرش به زحمت بندازیم؟

00:02:53.090 --> 00:02:56.590
ما لازم نیست خودمون رو نگران این کار کنیم
تازه اونا میتونند کاری علیه ما هم انجام بدند

00:02:56.590 --> 00:02:58.890
الان ما توی «جیانگ دونگ» مهمان محصوب میشیم

00:02:59.470 --> 00:03:03.310
اگه به فکر توطئه ای علیه ما باشند
راه های زیادی براش دارند

00:03:03.870 --> 00:03:05.990
عالیجناب اگرچه بشدت توسط
ملکه مادر ازش محافظت میشه

00:03:05.990 --> 00:03:08.010
اما بازم تمام مدت با خطر روبرو ـه

00:03:08.010 --> 00:03:11.350
برای امنیت عالیجناب, برخی چیزها
هست که ما باید ازش ممانعت کنیم

00:03:11.350 --> 00:03:13.830
از همون زمانی که «جیا هوا»
سعی کرد عالیجناب رو به قتل برسونه

00:03:13.830 --> 00:03:16.290
من شب و روز نگران امنیت عالیجناب هستم

00:03:16.290 --> 00:03:19.170
اینجا قلمرو اوناست

00:03:19.170 --> 00:03:20.870
نمیتونیم محتاط نباشیم

00:03:21.570 --> 00:03:24.670
به اعماق کوه ها که برید,
میدونید که ببر وجود داره

00:03:24.670 --> 00:03:27.370
این وظیفه من به عنوان یه خدمتگذاره

00:03:27.930 --> 00:03:30.010
که تمام تلاش و کوشش خودم رو بکنم

00:03:30.010 --> 00:03:35.430
یان چانگ، من زندگی این پانصد
سرباز رو به دست تو می سپارم

00:03:42.780 --> 00:03:44.160
زی لونگ

00:03:52.380 --> 00:03:56.800
توی مسیر کوهستان یه دره هست ,
هر دو سمت اون مرتفع و شیب داره

00:03:57.520 --> 00:04:01.660
تو «پان ژانگ» رو با هزار نفر برای
کمین زدن در دامنه کوهستان بفرست

00:04:01.660 --> 00:04:03.960
آماده حمله با آتش باشند

00:04:05.390 --> 00:04:10.650
به «گانگ لینگ» و «لینگ تونگ» هم دستور بده هر کدوم
با 1000 نفر کمین هایی رو در دو طرف دره قرار بدند

00:04:10.650 --> 00:04:13.350
مادامی که سربازای «جینگ ژو» وارد دره شدند

00:04:14.250 --> 00:04:17.330
گان لینگ و «لینگ تونگ»، هر دو باید
راه های ورود و خروج دره رو مسدود کنند

00:04:18.960 --> 00:04:23.220
پان ژانگ هم میتونه با آتش و پرتاب سنگ
ها به سربازای «جینگ ژو» یورش ببره

00:04:23.220 --> 00:04:26.900
در همون زمان, «گان لینگ» و «لینگ تونگ» هم
باید از دو طرف هجوم بیارند و اونا رو بکشند

00:04:26.900 --> 00:04:28.400
نقشه شما بی نظیره

00:04:28.400 --> 00:04:33.870
به خاطر داشته باش, باید طوری به نظر برسه که ارتش «سائو
سائو» این کار رو کرده مطمئن شو چند بازمانده باقی می مونه

00:04:33.870 --> 00:04:39.030
بزار اونا گزارش کنند که ارتش
«سائو» مقصر این حمله بوده

00:04:39.030 --> 00:04:40.630
اطاعت

00:04:57.760 --> 00:05:00.220
چرنده ... همش یه مشت مزخرفه

00:05:02.064 --> 00:05:05.014
ژائو زی لونگ این بار نیزه خودش رو
به همراه نداره و سوار بر اسبش هم نیست

00:05:05.014 --> 00:05:07.934
او تنهاست و صرفا یک شمشیر
بلند رو همراه خودش داره

00:05:11.254 --> 00:05:12.604
... اون

00:05:14.154 --> 00:05:16.614
دقیقا چی کار میخواد بکنه؟

00:05:49.714 --> 00:05:52.614
امشب ماه کامل و روشنه

00:05:53.374 --> 00:05:56.374
نور چراغ یا شمعی نیست ولی همه جا روشنه

00:05:56.374 --> 00:05:58.474
اینطور در آرامش و آسوده بر روی رودخانه بودن

00:05:58.474 --> 00:06:01.974
و نوشیدن شراب همراه فرمانده, حقیتا دلپذیره

00:06:01.974 --> 00:06:05.034
اینکه قادر باشم تحت چنین
شرایطی همراه ژنرال «ژائو» باشم

00:06:05.034 --> 00:06:08.214
اینم از خوش اقبالی منـه

00:06:08.214 --> 00:06:12.234
"«گفته شده که "« حتی کوچکترین تناقض در نواختن
موسیقی, نمیتونه از نظر «ژو یو» مخفی بمونه

00:06:12.234 --> 00:06:16.494
استعداد فرمانده ارشد در موسیقی بی نظیر ـه

00:06:16.494 --> 00:06:19.294
و طبعاً شنیدن اون افتخار بزرگی ـه

00:06:20.254 --> 00:06:26.834
تور مهتاب همچون مروارید میدرخشه و
امواج آرامش بخش هستند ... چنین لحظه دلپذیری

00:06:26.834 --> 00:06:30.594
دقیقا مساعد ترین زمان برای
نواختن موسیقی های زیباست

00:06:31.514 --> 00:06:36.794
مایه تاسفه که ما در حال حاضر در
جریان یک ماموریت شناسایی هستیم

00:06:37.554 --> 00:06:40.544
اگر مایل باشید

00:06:40.544 --> 00:06:43.814
در آینده من حتما برای شما آهنگی می نوازم

00:06:43.814 --> 00:06:46.454
عالیه ... ممنون فرمانده ارشد

00:06:46.454 --> 00:06:48.464
بیایید بنوشیم

00:07:14.362 --> 00:07:16.562
همونطور که انتظار میرفت, اینجان

00:07:29.932 --> 00:07:31.612
!ارتش سائو سائو

00:07:55.302 --> 00:07:57.852
در حقیقت امروز رو میخواستیم قدمی بزنیم

00:07:57.852 --> 00:08:01.042
تصور نمی کردم توسط گشتی های
ارتش «سائو سائو» شناسایی بشیم

00:08:01.042 --> 00:08:04.102
گویا امکان نداره این پیاده
روی رو به اتمام برسونیم

00:08:04.972 --> 00:08:07.072
حالا که نمیتونیم پیاده روی کنیم

00:08:07.072 --> 00:08:11.532
پس چطوره که به گفتگوی خودمون زیر
نور مهتاب و نوشیدن شرب ادامه بدیم؟

00:08:11.532 --> 00:08:13.192
ایده خوبیه

00:08:29.072 --> 00:08:30.552
بیایین

00:08:37.342 --> 00:08:39.672
ژائو یون

00:08:39.672 --> 00:08:41.782
ژو یو

00:08:45.732 --> 00:08:49.292
به نظر میرسه آشنای قدیمیتون اومده

00:08:49.292 --> 00:08:53.562
اوه ... گویا این برادر «شیاهو» ـه

00:08:53.562 --> 00:08:57.862
شیاهو دون, از زمانی که ما در
شیب «بو وانگ» از هم جدا شدیم

00:08:57.862 --> 00:09:00.312
چند سالی میشه که همدیگه رو ندیدیم

00:09:02.982 --> 00:09:05.932
ژائو یون! تو واقعا خیلی دل و جرات داری

00:09:05.932 --> 00:09:08.982
تا این حد به اردوگاه اصلی ما نزدیک شدی

00:09:08.982 --> 00:09:12.232
!تو واقعا برای خودت یه
چیزی هستی ... خیلی جالبه

00:09:12.232 --> 00:09:14.442
کجای این جالبه؟

00:09:14.442 --> 00:09:17.412
توی این چند سال, از «شین یه» تا جیانگ شیا

00:09:17.412 --> 00:09:21.942
من چندین بار با شماها برخورد داشتم

00:09:23.312 --> 00:09:24.692
بیایید

00:09:34.842 --> 00:09:38.522
برادر، چرا وقت خودت رو
صرف صحبت با اون میکنی؟

00:09:38.522 --> 00:09:40.722
بزارید به سربازا دستور
بدم اونا رو با تیر بزنند

00:09:40.722 --> 00:09:43.182
و همشون رو سوراخ سوراخ کنیم

00:09:43.182 --> 00:09:46.882
میائو سای، محمل نگو

00:09:46.882 --> 00:09:50.022
به خاطر داری در شیب چانگ بان

00:09:50.022 --> 00:09:52.592
نخست وزیر مایل به کشتن «ژائو یون» نبود؟

00:09:52.592 --> 00:09:55.422
حالا ... کی میدونه اون اینو میخواد یا نه

00:09:55.422 --> 00:09:58.052
بعلاوه کشتن «ژو یو»
حتی غیر عقلانی تر هم هست

00:09:58.052 --> 00:10:01.252
اون فرمانده ارشد ارتش «وو»
ـه, اگه بتونیم اونو زنده بگیریم

00:10:01.252 --> 00:10:04.922
این کار شگفت انگیزی نیست؟

00:10:08.762 --> 00:10:14.492
با این حساب, هیچ کدوم
از اونا نباید کشته بشند؟

00:10:15.622 --> 00:10:18.102
نباید کشته بشند

00:10:18.782 --> 00:10:26.612
حالا که اینطوره ... پس باید
اونا رو با افرادمون محاصره کنیم

00:10:26.612 --> 00:10:30.442
و همشون رو دستگیر کنیم

00:10:31.322 --> 00:10:34.692
برادر, تو هنوز نبرد شیب
«بو وانگ» رو به خاطر داری؟

00:10:34.692 --> 00:10:37.102
دقیقا همین «ژائو یون»,
«ژائو زی لونگ» بود که

00:10:37.102 --> 00:10:40.102
تضاهر به عقب نشینی کرد و
منو افرادم رو دنبال خودش برد

00:10:40.102 --> 00:10:43.142
کاری کرد من شمار قابل توجهی
از افراد تحت امر خودمو از دست بدم

00:10:43.142 --> 00:10:47.992
کی میدونه الان دیگه چه نقشه ای توی سرش داره

00:10:52.382 --> 00:10:57.412
ازونجایی که برادر «شیاهو» به نظر
داره از تماشای نوشیدن ما لذت می بره

00:10:57.412 --> 00:11:01.482
چطوره که شماها اسلحه های
خودتون رو زمین بزارید و بنشینید

00:11:01.482 --> 00:11:03.402
و همراه من و فرمانده ارشد شراب بنوشید

00:11:03.402 --> 00:11:08.892
ازونجایی که ژنرال «ژائو»اینو گفتند,
پس شما هم بشینید و همراه ما بنوشید

00:11:20.382 --> 00:11:25.072
بیایین ... بیایین ... همگی بنوشید -
بیایین ... جام های شرابتون رو بیارید بالا -

00:11:31.692 --> 00:11:37.022
برادر بزرگ, کی به نقشه های اونا اهمیت میده؟

00:11:37.022 --> 00:11:39.572
ما فقط باید چند صد نفر رو بفرستیم جلو

00:11:41.202 --> 00:11:46.722
و اونا رو محاصره کنند, میخوام ببینم
اجرای نقشه های اونا سریعتره

00:11:46.722 --> 00:11:49.602
یا چرخش و چکاچاک شمشیرهای ما

00:11:52.612 --> 00:11:54.242
آماده

00:11:58.662 --> 00:12:00.832
فرمانده ارشد،اونا میخوان دست به کار بشند
ما باید چی کار کنیم؟

00:12:00.832 --> 00:12:03.082
معمولا این ژنرال «ژائو»
ـه که شما رو آموزش میده

00:12:03.082 --> 00:12:07.422
اینکه چطور با ارتش «سائو» بجنگید طبیعی
ـه که باید از ژنرال «ژائو» کسب تکلیف کنید

00:12:07.422 --> 00:12:10.302
زمان آموزش سربازا

00:12:10.302 --> 00:12:15.382
اشاره کردم که, اهمیتی نداره که
اندازه یا تعداد سربازها چقدر ـه

00:12:15.382 --> 00:12:17.732
این امکان وجود داره که بشه
یک ساختار قدرتمند رو ایجاد کرد

00:12:17.732 --> 00:12:20.682
شماها مادامی که خونسرد و آرام باشید

00:12:20.682 --> 00:12:25.742
و از ترس از عقب نشینی اجتناب کنید قادرید
که با ده نفر, در مقابل صدها نفر مبارزه کنید

00:13:02.683 --> 00:13:06.123
هجده سرباز نه تنها تونستند بیش از
صد نفر از ارتش «سائو» رو شکست بدند

00:13:06.123 --> 00:13:07.933
بعلاوه, هیچ تلفاتی هم ندادند

00:13:07.933 --> 00:13:10.503
آموزش های اخیر ژنرال
«ژائو» واقعا حیرت انگیز بوده

00:13:10.503 --> 00:13:14.373
جرات قبولش رو ندارم برای انجام
مسئولیتی که فرمانده به من سپرده بودند

00:13:14.373 --> 00:13:16.773
من فقط تمام تلاشم رو کردم

00:13:21.913 --> 00:13:25.623
برادر بزرگ، ما دیگه نمیتونیم بیشتر
از این در این بن بست باقی بمونیم

00:13:26.083 --> 00:13:28.573
اجازه بدید کماندارا تیراندازی کنند

00:13:30.933 --> 00:13:32.463
برادر

00:13:34.623 --> 00:13:36.133
برادر

00:13:39.793 --> 00:13:41.563
هر کاری میخوای بکن

00:13:43.493 --> 00:13:45.793
برادر بزرگ، نگران نباشید

00:13:45.793 --> 00:13:48.713
اگر نخست وزیر کسی رو سرزنش کنه
من تمام مسئولیتش رو قبول میکنم

00:13:50.353 --> 00:13:53.213
!کماندارا آماده

00:14:00.243 --> 00:14:05.183
به نظر وقت اجرای نقشه جایگزین شماست

00:14:06.613 --> 00:14:10.603
سرباز, علامت بده

00:14:43.363 --> 00:14:48.243
شیاهو دون, وقتی خودت رو مشغول
گرفتن ما 20 نفر روبروت کرده بودی

00:14:48.243 --> 00:14:50.653
فراموش کردی یه نگاهی به پشت سرت بندازی

00:14:50.653 --> 00:14:54.523
سربازای ارتش «وو» خیلی نگران
و دلتنگ فرمانده ارشدشون بودند

00:14:54.523 --> 00:14:58.393
در غفلت شما, اونها چندین
کشتی رو به ساحل شمالی فرستادند

00:15:01.263 --> 00:15:05.598
!حقه باز! ... تو یه آدم رزلی

00:15:08.265 --> 00:15:11.855
فرستادن سربازا, ایده من که نبوده

00:15:11.855 --> 00:15:15.265
اگه میخوای کسی رو نفرین و لعنت کنی
پس باید فرمانده ارشد «ژو یو» رو نفرین کنی

00:15:15.647 --> 00:15:20.027
فرمانده ارشد, فکر میکنید باید
به این غائله امشب پایان بدیم؟

00:15:28.767 --> 00:15:33.577
الان که دیر وقته, چطوره
که ما همدیگه رو در طول روز

00:15:33.577 --> 00:15:36.247
اونم در یه جنگ مناسب و شایسته ملاقات کنیم؟

00:15:36.247 --> 00:15:40.057
طوری که اَتشمون برای خون فروکش کنه؟

00:15:40.057 --> 00:15:45.287
منظورت اینه که میخوای طبق پیشنهاد
فرمانده ارشد عمل کنی و عقب نشینی کنی؟

00:15:45.287 --> 00:15:48.287
پیشنهاد میکنم هر دو طرف
سربازاشون رو جمع کنند

00:15:48.287 --> 00:15:50.457
و به اردوگاه های خودشون برگردند

00:16:12.367 --> 00:16:14.107
عقب نشینی کنید

00:16:16.523 --> 00:16:20.483
ستاره قطبی هم بالاخره ضاهر شد

00:16:20.483 --> 00:16:23.203
شب داره به انتهای خودش نزدیک میشه

00:16:23.203 --> 00:16:27.063
امشب واقعا شب فراموش نشدنی ای بود

00:16:28.873 --> 00:16:32.313
این شب , احتمالا تو رو ناامید کرده

00:16:33.193 --> 00:16:38.363
من کشته نشدم صدمه ای هم به
پانصد نفر سرباز «جینگ ژو» نرسیده

00:16:38.363 --> 00:16:42.333
من از خیلی وقت پیش
انتظار چنین پایانی رو داشتم

00:16:42.333 --> 00:16:44.523
چرا اینطوری شد؟

00:17:21.723 --> 00:17:24.783
زمانی که مشاور «ژوگه» تشریفات
مذهبی رو برای آوردن باد شرقی انجام میداد

00:17:24.783 --> 00:17:27.843
اون چند روزی مهر ارتش شما رو در اختیار داشت

00:17:27.843 --> 00:17:29.773
اگرچه در نهایت اونو بهتون برگردوند

00:17:29.773 --> 00:17:33.233
اما یه قالب از اون گرفت و نگه داشت

00:17:33.233 --> 00:17:36.493
منم یه نسخه جعلی از اون ساختم

00:17:36.493 --> 00:17:39.523
... تصور نمی کردم بازم ژوگه لیانگ

00:17:40.783 --> 00:17:44.033
داری میگی دعوت من برای شناسایی
دشمن در ساحل شمالی رودخانه

00:17:44.033 --> 00:17:47.313
اینم ایده ی «ژوگه لیانگ» بوده؟

00:17:47.313 --> 00:17:50.943
جناب مشاور الان در جینگ ژو حضور دارند چطور
ممکنه اون قادر به پیش بینی تمام رویدادها باشه؟

00:17:50.943 --> 00:17:52.753
این ایده من بود

00:17:53.543 --> 00:17:57.443
دنبال چی بودی که خودت رو
در چنین خطری قرار دادی؟

00:17:57.443 --> 00:18:00.393
خب ... چیزای زیادی
هستند که من دنبالشون بودم

00:18:01.583 --> 00:18:06.333
اما برای محقق کردنشون به کمک شما نیاز داشتم

00:18:07.373 --> 00:18:09.153
بیشتر بگو

00:18:09.783 --> 00:18:13.113
اول اینکه, میخواستم شمشیر سائو سائو رو قرض
بگیرم [ از ارتش «سائو سائو» استفاده کنم ]

00:18:13.113 --> 00:18:15.763
تا دوباره به وضوح بهتون خاطر نشان کنم که

00:18:15.763 --> 00:18:18.813
دشمن مشترک ما الان «سائو سائو» ـه

00:18:18.813 --> 00:18:21.383
بهتون گوش زد کنم که خواسته های
خودخواهانه ی خودتون رو کنار بزارید

00:18:21.383 --> 00:18:25.693
همه چیز رو بهم نریزید و به
دنبال انتقام گرفتن هم نباشین

00:18:25.693 --> 00:18:29.223
اینو طبعاً خودمم میدونم,
نیازی به یادآوری تو نبود

00:18:29.223 --> 00:18:32.393
ادامه بده -
... دوم اینکه -

00:18:32.393 --> 00:18:34.973
دلیلم برای استفاده صرف از
آرایش نظامی سربازا در مبارزه

00:18:34.973 --> 00:18:38.723
اون هم توسط سربازای
«وو» که خودم آموزششون دادم

00:18:38.723 --> 00:18:42.403
بدون بهره گرفتن از مهارتم
با نیزه و یا سوار بر اسب بودن

00:18:42.403 --> 00:18:48.503
همش به این خاطر بود که بهت بگم تمام سربازای
ارتش عالیجناب «لیو» به همین صورت هستند

00:18:48.503 --> 00:18:50.933
و نباید درمورد اونا اشتباه قضاوت کنید

00:18:50.933 --> 00:18:54.353
اگر اتحاد «سون لیو» بهم بخوره
و دو طرف به مقابله باهم بیاند

00:18:54.353 --> 00:18:57.473
مطمئن باشید هیچ پیروزی
ای انتظارتون رو نمیکشه

00:18:58.933 --> 00:19:01.423
الان میخوای منو تهدید کنی؟

00:19:02.243 --> 00:19:04.853
این فقط افکار شخصی منـه

00:19:04.853 --> 00:19:08.083
من از قبل برنامه هایی در این رابطه ریختم

00:19:08.083 --> 00:19:11.513
و همینطور درمورد چگونگی مبارزه ارتش
«وو» در میدان جنگ تو به صحبتت ادامه بده

00:19:13.473 --> 00:19:17.393
با داشتن چنین استعداد بی نظیر و
فوق العاده ای که در موسیقی دارین

00:19:17.393 --> 00:19:19.263
من واقعا شما رو تحسین می کنم

00:19:19.263 --> 00:19:23.023
اما مایه تاسفه که ما هرگز شانسی
برای نزدیک تر کردن رابطمون نداریم

00:19:23.023 --> 00:19:25.943
در طول نبرد صخره سرخ

00:19:25.943 --> 00:19:28.743
من در جیانگ شیا بودم و شما در جیانگ دونگ

00:19:28.743 --> 00:19:31.993
هرگز در کنار همدیگه مبارزه نکردیم

00:19:32.893 --> 00:19:36.863
من همیشه میخواستم فرصتی برای
همراهیتون در میدان جنگ داشته باشم

00:19:38.303 --> 00:19:42.223
این فرصتی که ازش صحبت
میکنی, درواقع یه ریسک خطرناکه

00:19:42.843 --> 00:19:45.693
اینو خوب میدونم که در هر
کاری که انجام میدید احتیاط می کنید

00:19:45.693 --> 00:19:48.723
دست به کارهایی که ریسک و خطر دارند نمی زنید

00:19:48.723 --> 00:19:52.253
برای همین مجبور شدم
از این ترفند استفاده کنم

00:19:55.683 --> 00:20:00.033
تو مکررا تکرار میکنی که دوست داری در کنار
من بجنگی و رابطه دوستانه ای با من داشته باشی

00:20:00.033 --> 00:20:03.253
این حرفت نیمی حقیقت داره و نیمی ساختگی ـه

00:20:03.253 --> 00:20:07.583
هر کاری که انجام میدی, به خاطر «لیو بی» ـه

00:20:07.583 --> 00:20:12.213
درسته ... از زمانی که
سرورم به جیانگ دونگ رسید

00:20:12.213 --> 00:20:16.143
شما بارها سعی در به قتل رسوندن اون داشتید

00:20:16.843 --> 00:20:19.363
برای ممانعت از انجام این کارتون

00:20:19.363 --> 00:20:22.853
من واقعا امیدوارم که بتونیم
رابطه دوستانه ای داشته باشیم

00:20:22.853 --> 00:20:24.983
رابطه دوستانه با من؟

00:20:25.823 --> 00:20:27.383
من ردش میکنم

00:20:28.243 --> 00:20:31.633
ما به ارباب های متفاوتی خدمت میکنیم
هرگز نمیتونیم دوست باشیم

00:20:31.633 --> 00:20:34.233
در مورد چشم پوشی از
زندگی «لیو بی» هم باید بگم

00:20:35.593 --> 00:20:38.403
این حتی غیر ممکن تر هم هست

00:20:40.683 --> 00:20:46.953
چیزی هست که من باید بگم
نه انتخابی داری, و نه میتونی ردش کنی

00:20:46.953 --> 00:20:51.653
لیوشن تا الان «پان ژانگ» و افرادش
رو در داخل دره خلع سلاح کرده

00:20:51.653 --> 00:20:55.983
اون تا الان باید به نقشه ساختگی
برای دستگیری جاسوسای «سائو سائو» و

00:20:55.983 --> 00:20:58.153
کشتن سربازای «جینگ ژو» اعتراف کرده باشه

00:20:59.053 --> 00:21:03.313
اگه میخوای «پان ژانگ» و تمامی
شواهد این ماجرا رو به ملکه مادر تحویل بدم

00:21:03.313 --> 00:21:05.313
باید به حرفایی که میزنم گوش کنی

00:21:05.313 --> 00:21:08.433
ملکه مادر از بابت هتک حرمت و تخطی
ای که سابقا انجام دادی خشمگین هستند

00:21:08.433 --> 00:21:13.363
قصد دارید بازم خشم ملکه مادر رو تحریک کنید؟

00:21:15.733 --> 00:21:17.993
تو داری منو تهدید میکنی

00:21:20.368 --> 00:21:24.688
شما بهتر از هر کسی میدونید که لرد
«دونگ وو» فرزند خلف و شایسته ای هستند

00:21:24.713 --> 00:21:27.403
اگر ملکه مادر از شدت خشم بیمار بشند

00:21:30.009 --> 00:21:32.759
قاعدتاً اگر «لیو بی» اشتباه
خیلی بزرگی رو مرتکب نشه

00:21:35.117 --> 00:21:38.077
باور دارم که فرمانده یه
مرد نجیب و واقعی هستند

00:21:38.102 --> 00:21:43.952
اما هنوزم لازمه که این قول
رو از زبون خودتون بشنوم

00:21:55.333 --> 00:22:05.333
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:22:05.357 --> 00:22:09.117
ژو یو شخصا بهم این قول رو داد تا زمانی
که عالیجناب در «جیانگ دونگ» اقامت داره

00:22:09.117 --> 00:22:11.507
اون دیگه اقدامی علیه عالیجناب انجام نمیده

00:22:11.507 --> 00:22:15.417
امیدوارم به قولی که داده عمل کنه - همه ی آدما,
باید محدودیت هایی رو برای خودشون داشته باشند -

00:22:15.417 --> 00:22:20.287
در این مورد, من اطمینان
دارم که فرمانده ارشد ژو یو

00:22:20.287 --> 00:22:22.177
روی حرف خودش باقی می مونه

00:22:22.177 --> 00:22:24.987
اما باید یادت باشه, جیانگ
دونگ قلمرو و سرزمین ما نیست

00:22:24.987 --> 00:22:30.027
زی لونگ, تو باید راهی پیدا کنی تا عالیجناب رو
متقاعد کنی هر چه سریعتر به «جینگ ژو» برگردیم

00:22:33.087 --> 00:22:34.617
سرورم

00:22:37.697 --> 00:22:41.817
سرورم, شما باید مراقب سلامتی خودتون باشید

00:22:43.187 --> 00:22:47.647
نگران نباش، من خوشحال و خوشبختم

00:22:47.647 --> 00:22:51.537
اگر خوشحالی, باید شراب بخوری

00:22:51.537 --> 00:22:53.527
چیزی نیست

00:22:55.027 --> 00:22:57.827
سرورم .... مستقیم حرفم رو میگم

00:22:57.827 --> 00:23:02.087
شما الان یک ساله که با همسرتون ازدواج کردید

00:23:02.087 --> 00:23:07.197
آیا شما قصد دارید برای همیشه اینجا
بمونید و به «جینگ ژو» برنگردید؟

00:23:09.387 --> 00:23:15.217
زی لونگ, منظورت از این حرفا چیه؟

00:23:15.217 --> 00:23:20.527
جسارت منو ببخشین اما تاکنون ما کاری
رو که قرار بود انجام بدیم به اتمام رسوندیم

00:23:20.527 --> 00:23:23.827
امیدوارم که شما این مورد رو فراموش نکنید

00:23:28.447 --> 00:23:33.077
زی لونگ, احساس تو رو من خوب درک میکنم

00:23:33.077 --> 00:23:36.297
اما ملکه مادر و لرد «دونگ وو»
با من خیلی خوب رفتار می کنند

00:23:36.297 --> 00:23:41.887
من که نمیتونم همیشه ... با
اونها سرد و بی توجه برخورد کنم

00:23:41.887 --> 00:23:44.787
مشاور هنوز در جینگ ژو
حضور داره, اگه اتفاقی بیوفته

00:23:44.787 --> 00:23:47.237
قاعدتاً من اونها رو در اولویت قرار میدم

00:23:47.237 --> 00:23:51.617
بنابراین «زی لونگ», لازم
نیست تا این حد نگران باشی

00:23:52.567 --> 00:23:57.107
رابطه خوب من با لرد «دونگ وو» زمینه سازی برای
مبارزه ما با «سائو سائو» در آینده خواهد بود

00:23:57.107 --> 00:23:59.517
این اتفاق خوشایند بزرگیه

00:24:01.677 --> 00:24:04.917
همونطور که همه میگند "« تحت هر شرایطی که
بودی, آرامش و خونسردی خودت رو حفظ کن »"

00:24:07.527 --> 00:24:14.397
زی لونگ, در تمام این سالها تو در
کنار من بودی و در میدان نبرد تاختی

00:24:15.407 --> 00:24:20.247
زندگی خودت رو به خطر
انداختی, واقعا زحمت زیادی کشیدی

00:24:20.247 --> 00:24:23.637
تو باید این بار سنگین رو از روی
دوشت کنار بزاری و کمی استراحت کنی

00:24:23.637 --> 00:24:26.947
بعد از اون همه سال آشفتگی
به این بهشت قدم گذاشتیم

00:24:26.947 --> 00:24:29.527
تو باید یکم از زندگیت لذت
ببری و به چیز دیگه ای فکر نکنی

00:24:29.527 --> 00:24:31.877
!نباید بدون تجربه کردن
چنین سعادتی از دنیا بری

00:24:35.927 --> 00:24:40.107
سپاسگزارم سروم
می ترسم این بهشتی که ازش صحبت می کنید

00:24:40.107 --> 00:24:43.797
برای من نباشه

00:25:00.327 --> 00:25:01.667
!زی لونگ

00:25:03.627 --> 00:25:06.057
نگاه کن چی آوردم

00:25:06.057 --> 00:25:10.087
چطوره؟ همشو خودم مرتب کردم ... قشنگه؟

00:25:10.087 --> 00:25:11.657
قشنگه

00:25:12.227 --> 00:25:16.247
تعریف از خودم نباشه من فقط چند بار دیدم
خواهر «شانگ شیانگ»گل ها رو مرتب می کرد

00:25:16.247 --> 00:25:19.467
بعدش سریع یاد گرفتم خودم انجامش بدم
فکرش رو نمی کردم به این خوبی انجامش بدم

00:25:19.467 --> 00:25:23.747
به نظرت من خیلی خوش ذوق و بااستعدادم
که خودم این کار رو انجام دادم؟

00:25:24.487 --> 00:25:29.317
صحبت از مرتب کردن گل ها که باشه نه تنها آدم
باید باهوش باشه, بلکه باید خوش سلیقه هم باشه

00:25:29.317 --> 00:25:33.457
وقتی صحبت از خوش سلیقه بودن باشه
باید دوباره از خودم تعریف کنم

00:25:33.457 --> 00:25:37.687
اگه من خوش سلیقه نبودم ,
چطور ممکن بود عاشق تو بشم؟

00:25:40.217 --> 00:25:42.507
شنیدی چی گفتم؟

00:25:42.507 --> 00:25:44.027
آره

00:25:47.747 --> 00:25:50.267
خب پس بگو ... الان چی گفتم؟

00:25:53.157 --> 00:25:55.787
خیله خب ... خیله خب ... نمیخوام اذیتت کنم

00:25:56.367 --> 00:25:58.017
اصلا

00:26:01.717 --> 00:26:03.487
به چی نگاه میکنی؟

00:26:04.627 --> 00:26:08.617
دارم نگاه میکنم ... ببینم
به چی داری فکر میکنی

00:26:11.537 --> 00:26:15.237
تو که احتمالا به «مـا یـو رئـو» فکر نمیکنی؟

00:26:15.237 --> 00:26:19.857
نه ... من فقط نگران مسائل عالیجناب ام؟

00:26:19.857 --> 00:26:23.697
عالیجناب «لیو» و خواهر بزرگ باهم
خیلی خوب هستند تو نگران چی هستی؟

00:26:23.697 --> 00:26:26.607
این دقیقا همون چیزیه که من نگرانش هستم

00:26:26.607 --> 00:26:30.297
من تا حالا چندین بار با عالیجناب «لیو»
درمورد برگشت به جینگ ژو صحبت کردم

00:26:30.297 --> 00:26:32.817
اما ایشون هربار موافقت نکردند

00:26:32.817 --> 00:26:36.807
به زودی یک سال میشه از
زمانی که ما به «نان شو» اومدیم

00:26:37.447 --> 00:26:40.107
حالا چرا نگران این موضوعی؟

00:26:40.107 --> 00:26:43.617
بهش فکر کن ... جناب مشاور
الان در جینگ ژو حضور داره

00:26:43.617 --> 00:26:45.877
اگه اتفاقی بیوفته, اونها
قطعا ما رو مطلع می کنند

00:26:45.877 --> 00:26:50.207
الان بی خبری , خوش خبریـه

00:26:54.827 --> 00:26:57.057
تو به یادم انداختی که مشاور گفته بود که

00:26:57.057 --> 00:27:00.177
دومین استراتژی رو در پایان سال ببینم

00:27:06.107 --> 00:27:12.097
[ اگر عالیجناب در خوشی ها افراط کردند و زمان بازگشت نامشخص بود ] [
یک فقره خبر و بهانه نظامی آورده و عالیجناب را به خانه بازگردانید ]

00:27:14.967 --> 00:27:17.037
من هنوز نخوندمش

00:27:20.077 --> 00:27:22.827
حتی از پشت سر هم خوش قیافه است

00:27:26.237 --> 00:27:31.037
چی گفتی؟ «سائو سائو» 300 هزار
نفر رو برای حمله به جینگ ژو گسیل کرده؟

00:27:31.037 --> 00:27:34.667
سرورم, این خبر بسیار مهمیه
چطور جرات کنم از خودم بهانه بسازم؟

00:27:34.667 --> 00:27:36.237
من در ابتدا با عجله به اینجا اومدم

00:27:36.237 --> 00:27:39.807
از بابت مزاحمتی که برای سرورم
و بانوی ایجاد کردم پوزش می طلبم

00:27:41.077 --> 00:27:45.077
مسائل نظامی در اولویت قرار دارند
شما لازم نیست خودتون رو سرزنش کنید

00:27:46.067 --> 00:27:48.547
ما باید بلافاصله به جینگ ژو برگردیم

00:27:49.107 --> 00:27:50.597
... فقط

00:27:51.447 --> 00:27:55.997
همسرم ، نگران نباشید
من نگرانی شما رو درک میکنم

00:27:55.997 --> 00:27:57.717
ازونجایی که با شما ازدواج کردم

00:27:57.717 --> 00:28:00.787
به طور طبیعی برای تمام عمرم
شما رو همراهی خواهم کرد

00:28:02.347 --> 00:28:07.027
اگه تو به «جینگ ژو» بیای,
دائما در معرض خطر قرار میگیری

00:28:07.027 --> 00:28:08.857
من از این بابت خیلی احساس گناه میکنم

00:28:10.217 --> 00:28:12.667
من دختر یه لـرد هستم

00:28:12.667 --> 00:28:16.747
وقتی تصمیم گرفتم باهاتون ازدواج کنم به
خوبی میدونستم با چه مشکلاتی روبرو خواهم شد

00:28:17.507 --> 00:28:19.727
اما من اصلا ترسی ندارم

00:28:21.327 --> 00:28:25.777
فقط اینکه مادرم هر روز پیرتر میشه

00:28:25.777 --> 00:28:29.697
نگرانم که دوباره نتونم اونو ببینم

00:28:35.167 --> 00:28:39.167
ژنرال «ژائو», من یه درخواستی از شما دارم

00:28:39.167 --> 00:28:41.887
بانو سون, لطفا بفرمایید

00:28:42.567 --> 00:28:45.037
میدونم که بزرگترین نگرانی ای که مادرم داره

00:28:45.037 --> 00:28:47.977
مسئله ازدواج خواهر «بائو یو» است

00:28:47.977 --> 00:28:51.187
اگر بتونم قبل از رفتن
آرزوی مادرم رو برآورده کنم

00:28:51.187 --> 00:28:53.987
میتونم بفهمم که دختر خوب و لایقی براش بودم

00:28:53.987 --> 00:28:56.607
نمیدونم ژنرال «ژائو»
حاضر هستند به من کمک کنند؟

00:28:56.607 --> 00:29:01.437
... خب ... خب صحبت از ازدواج باشه

00:29:01.437 --> 00:29:05.517
می ترسم موضوعی نباشه که بتونم
در این مدت زمان کوتاه حلش کنم

00:29:06.117 --> 00:29:09.317
در وضعیت فعلی که امور نظامی فوریت پیدا کرده
... می ترسم که

00:29:09.317 --> 00:29:11.587
ژنرال «ژائو» , شما لازم
نیست خودتون رو به زحمت بندازید

00:29:11.587 --> 00:29:15.627
منظور من این نبود که شما و خواهر
«بائو یو» بلافاصله باهم ازدواج کنید

00:29:16.207 --> 00:29:19.987
فقط میخوام شما به من یه قولی رو بدید

00:29:19.987 --> 00:29:22.857
اجازه بدید خواهر «بائو یو» همراهتون باشه

00:29:22.857 --> 00:29:24.577
و شما به خوبی ازش مراقبت کنید

00:29:24.577 --> 00:29:29.277
بسیار خب, بهتون قول
میدم مراقب «بائو یو» باشم

00:29:32.357 --> 00:29:35.377
زی لونگ ... همه چیز رو امشب آماده کن

00:29:35.377 --> 00:29:38.247
ما باید فردا صبح حرکت کنیم

00:29:38.247 --> 00:29:42.207
سرورم، به نظرم, ما نمیتونیم
این راز رو مدت زیادی حفظ کنیم

00:29:42.207 --> 00:29:45.397
بهتره که ملکه مادر و لرد «دونگ
وو» از این موضوع مطلع نشند

00:29:45.397 --> 00:29:46.697
چرا؟

00:29:46.697 --> 00:29:49.607
بانو «سون» و ملکه مادر پیوند
عاطفی بسیار عمیقی باهم دارند

00:29:49.607 --> 00:29:54.667
لرد «دونگ وو» هم تنها همین یک خواهر رو داره اگر
به یکباره عالیجناب و بانو «سون» تقاضای رفتن بکنند

00:29:54.667 --> 00:29:58.207
می ترسم هیچ کدوم از اونها حاضر
نشند که به شما اجازه رفتن بدند

00:29:58.207 --> 00:30:00.377
بعلاوه, ملکه مادر اخلاق و آداب
و رسوم خاص خودشون رو دارند

00:30:00.377 --> 00:30:04.097
ایشون طبعاً سعی می کنند ترتیب
ضیافتی رو برای خداحافظی با شما بدند

00:30:04.097 --> 00:30:06.117
زی لونگ دقیقا درست میگه

00:30:06.117 --> 00:30:10.007
اما اگر فردا به طور ناگهانی
برای سوار شدن به بندرگاه بریم

00:30:10.007 --> 00:30:12.247
این توجه زیاد دیگران رو به خودش جلب نمیکنه؟

00:30:14.427 --> 00:30:19.697
همسرم، ژنرال «ژائو» ...
من یه برنامه برای این دارم

00:30:19.697 --> 00:30:22.097
چطوره که من به مادرم اطلاع بدم که فردا ما

00:30:22.097 --> 00:30:24.867
برای انجام مراسمی برای
اجدادمون به ساحل رودخانه میریم؟

00:30:24.867 --> 00:30:27.947
اول اینکه, هیچ سوء ظنی رو ایجاد نمیکنه

00:30:27.947 --> 00:30:30.907
بعلاوه, «زی لونگ» هم زمان کافی
برای آماده سازی در اختیار خواهد داشت

00:30:30.907 --> 00:30:34.177
بهتره اجازه بدین سربازا جلوتر برند اونجا

00:30:34.177 --> 00:30:39.187
بانو «سون», خرد شما حقیقتا ما رو نجات داد با
این نقشه, ما میتونیم با یک تیر دو نشان رو بزنیم

00:31:00.777 --> 00:31:03.097
من واقعا فرزند لایق و شایسته ای نیستم

00:31:03.097 --> 00:31:06.087
نه تنها مادرم رو فریب دادم

00:31:06.087 --> 00:31:08.497
حتی بدون خداحافظی با اون اینجا رو ترک میکنم

00:31:08.497 --> 00:31:11.747
خانم ... این تقصیر منه

00:31:13.067 --> 00:31:17.337
وقتی کسی درگیر امور نظامی باشه
خیلی چیزها هست که از کنترل اون خارجه

00:31:17.337 --> 00:31:19.357
دیدن اندوه و ناراحتی شما

00:31:20.997 --> 00:31:22.887
احساس اندوه بی پایانی رو به من میده

00:31:24.407 --> 00:31:28.317
همسرم ... تو لازم نیست خودت رو سرزنش کنی

00:31:28.317 --> 00:31:31.717
من فقط جدا شدن از مادرم برام دشواره

00:31:35.297 --> 00:31:37.817
اما من از این کارم پشیمون نیستم

00:31:37.817 --> 00:31:41.817
شما مسئولیت هایی در
قبال تمام مردم این دنیا دارید

00:31:41.817 --> 00:31:44.127
چطور میتونم مانع مسیر شما بشم؟

00:31:44.127 --> 00:31:46.177
لازم نیست نگران من باشید

00:31:50.767 --> 00:31:55.777
خانم ... این نهایت خوشبختی و سعادته که
شما رو به عنوان یه همسر در کنارم دارم

00:31:56.777 --> 00:31:58.857
بدون افسوس میتونم بمیرم

00:32:05.457 --> 00:32:07.947
چی شده؟ -
امکان عبور از رودخانه وجود نداره -

00:32:07.947 --> 00:32:11.907
هیچ قایقرانی جرات شناور کردن کشتی
خودش رو بدون اجازه لرد «دونگ وو» نداره

00:32:13.777 --> 00:32:16.497
حالا ما باید چه کار کنیم؟
اگر اونو از ماجرا مطلع کنیم

00:32:16.497 --> 00:32:18.727
مطئنا مانع عبور ما از رودخانه میشه

00:32:19.827 --> 00:32:22.877
همسرم, شاید بهتر باشه ما از راه زمینی بریم

00:32:22.877 --> 00:32:26.497
زمانی که به مرز «دونگ وو»
رسیدیم میتونیم راهی برای رفتن پیدا کنیم

00:32:28.897 --> 00:32:32.247
عالیجناب, «لیو بی» و افرادش گویا
دست به کار شدند - مگه چه اتفاقی افتاده؟

00:32:32.247 --> 00:32:34.657
لیو بی و بانو «سون»
امروز به دیدن ملکه مادر رفتند

00:32:34.657 --> 00:32:37.847
به ایشون اطلاع دادند که برای انجام
مراسم مذهبی به رودخانه «یانگ تسه» میرند

00:32:37.847 --> 00:32:40.137
همه ی افراد «لیو بی» هم قصر
«موهبت ابدی» رو ترک کردند

00:32:40.137 --> 00:32:44.727
برای انجام مراسم مذهبی رفتند؟
این «لیو بی» چه نقشه ای داره؟

00:32:45.967 --> 00:32:49.957
عالیجناب, احتمال میدم «لیو
بی» سعی داره از اینجا فرار کنه

00:32:49.957 --> 00:32:53.517
اون سعی داره به «جینگ ژو» برگرده انجام مراسم
مذهبی برای اجداد هم احتمالا فقط یه بهانه است

00:32:56.857 --> 00:33:00.847
عجله کن ... برو و به «گونگ جین» اطلاع
بده که موضوع مهمی برای بحث پیش اومده

00:33:00.847 --> 00:33:02.307
اطاعت

00:33:24.937 --> 00:33:27.217
سرورم ... سربازای «وو» دارند
از پشت سر به ما نزدیک میشند

00:33:31.697 --> 00:33:34.047
حالا باید چه کار کنیم؟
هر دو مسیر جلو و عقب ما

00:33:34.047 --> 00:33:37.877
توسط نیروهای «وو» بسته شده
هیچ جایی برای رفتن نداریم

00:33:39.387 --> 00:33:44.187
مشاور قبلا گفته که در شرایط
بحرانی طبق این استراتژی عمل کنیم

00:33:50.007 --> 00:33:53.107
عشق بین زن و شوهر عمیق و در حال جنبش است
این یک فریب برای جدا کردن آنهاست

00:33:53.107 --> 00:33:57.177
هنگامی که ققنوس خشم خود را نشان دهد
دشمنان تسلیم و مقهور می شوند

00:34:05.267 --> 00:34:08.217
همسرم، اتفاقی افتاده؟

00:34:10.527 --> 00:34:14.737
خانم ... «لیو بی» شرمساره
که شما باید اینگونه بشید

00:34:14.737 --> 00:34:17.967
همسرم، منظورتون از این حرفا چیه؟

00:34:17.967 --> 00:34:20.327
در گذشته، برادرت با همدستی ژو یو

00:34:20.327 --> 00:34:22.817
نقشه ازدواج من رو با شما برنامه ریزی کردند

00:34:22.817 --> 00:34:25.627
اونا سعی کردند با پرت کردن
حواس من با خوشی ها و لذت ها

00:34:25.627 --> 00:34:29.597
من رو در «نان شو» به دام بندازند
و مانع برگشت من به جینگ ژو بشند

00:34:29.597 --> 00:34:32.047
حالا که ما بدون اطلاع
کسی اونجا رو ترک کردیم

00:34:32.047 --> 00:34:35.197
برادرتون احتمالا افرادش
رو برای کشتن من فرستاده

00:34:35.197 --> 00:34:39.217
من در انتهای راهم هستم و ناامیدم
و شما رو هم درگیر این جریان کردم

00:34:39.217 --> 00:34:43.727
ازونجایی که برادرم منو به عنوان یه طعمه میبینه پس من
هم اجازه نمیدم اون بیشتر از این من رو به بازی بگیره

00:34:43.727 --> 00:34:45.597
اجازه بدید کمک کنم از این مخمصه خارج بشیم

00:34:45.597 --> 00:34:47.597
!خانم

00:34:47.597 --> 00:34:49.767
!زی لونگ ... همسر منو همراهی کن

00:34:49.767 --> 00:34:51.117
اطاعت

00:35:14.467 --> 00:35:19.197
فرمانده ارشد ژو ... تو دیگه واقعا خیلی
جسوری افرادت رو مدام برای کشتن ما می فرستی

00:35:19.197 --> 00:35:23.767
من فقط مطیع اوامر سرورم هستم
بانو, لطفا من رو به خاطرش سرزنش نکنید

00:35:24.867 --> 00:35:28.567
فرمانده ژو، تو تحت
فرمان برادرم به اینجا اومدی

00:35:28.567 --> 00:35:31.957
نکنه متوجه نیستی که منو همسرم
هم به دستور ملکه مادر اینجا هستیم؟

00:35:31.957 --> 00:35:34.117
من فقط به عالیجناب خدمت می کنم

00:35:34.117 --> 00:35:37.497
اگر بانو میخواند از درگیری و
مواجهه خشونت آمیز جلوگیری کنند

00:35:37.497 --> 00:35:41.877
پیشنهاد میکنم همراه عالیجناب
«لیو» به «نان شو» برگردین

00:35:41.877 --> 00:35:44.317
بانو ... شما بهتره برگردین

00:35:44.317 --> 00:35:46.737
باقی چیزها رو به من بسپارید

00:35:53.087 --> 00:35:55.107
خوبه ... پس منم وظیفه ام رو انجام میدم

00:35:55.107 --> 00:35:59.627
لیو بی رو بگیرید ... به بانو صدمه ای نرسه
!حـمـلـه

00:35:59.627 --> 00:36:02.767
!حـمـلـه

00:36:45.287 --> 00:36:48.047
خانم , صدمه ای دیدین؟

00:36:48.047 --> 00:36:52.877
من خوبم, «ژو یو» افراد قابل توجهی رو
برای تعقیب کردن ما همراه خودش آورده

00:36:52.877 --> 00:36:57.267
می ترسم نتونیم در برابرش مقاومت کنیم
بهتره هر چه سریعتر از اینجا بریم

00:37:19.733 --> 00:37:39.733
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:37:39.757 --> 00:37:41.797
!کماندارا آماده

00:37:46.527 --> 00:37:51.447
گوانگ یون چانگ اینجاست! فرمانده ژو
 لطفا برگردین

00:37:58.117 --> 00:38:03.087
«فرمانده ارشد «ژو واقعا خودتون رو به زحمت انداختین
که عالیجناب و بانو رو تا اینجا اسکورت کردید

00:38:03.087 --> 00:38:07.417
نیروهای ما باقی رو به عهده میگیرند
فرمانده ارشد دیگه میتونید برگردید

00:38:13.417 --> 00:38:15.687
استراتژهای درخشان «ژو
یو» در جهان بی نظیر ـه

00:38:15.687 --> 00:38:18.017
اون شاهزاده خانم و زندگی
سربازاش رو از دست داد

00:38:18.017 --> 00:38:20.367
استراتژهای درخشان «ژو
یو» در جهان بی نظیر ـه

00:38:20.367 --> 00:38:22.607
اون شاهزاده خانم و زندگی
سربازاش رو از دست داد

00:38:22.607 --> 00:38:24.787
استراتژهای درخشان «ژو
یو» در جهان بی نظیر ـه

00:38:24.787 --> 00:38:27.127
اون شاهزاده خانم و زندگی
سربازاش رو از دست داد

00:38:27.127 --> 00:38:29.217
استراتژهای درخشان «ژو
یو» در جهان بی نظیر ـه

00:38:29.217 --> 00:38:31.517
اون شاهزاده خانم و زندگی
سربازاش رو از دست داد

00:38:31.517 --> 00:38:33.717
استراتژهای درخشان «ژو
یو» در جهان بی نظیر ـه

00:38:33.717 --> 00:38:36.047
اون شاهزاده خانم و زندگی
سربازاش رو از دست داد

00:38:36.047 --> 00:38:39.127
استراتژهای درخشان «ژو
یو» در جهان بی نظیر ـه

00:38:39.127 --> 00:38:43.997
فرمانده ارشد

00:38:43.997 --> 00:38:47.547
باید چی کار کنیم؟ -
درسته ... حالا چی کار کنیم؟ -

00:38:48.787 --> 00:38:50.117
عقب نشینی

00:38:50.117 --> 00:38:52.747
عقب نشینی ... بیایید بریم

00:39:03.827 --> 00:39:04.977
برادر

00:39:04.977 --> 00:39:06.627
خانم محترم

00:39:06.627 --> 00:39:09.137
لطفا ادای احترام بنده رو بپذیرید

00:39:09.137 --> 00:39:12.127
ژانگ فی, به بانو ادای احترام میکنه

00:39:14.027 --> 00:39:17.907
برادر دوم، برادر سوم،
نیازی به این تشریفات نیست

00:39:17.907 --> 00:39:22.227
من مدتهاست که از دلاوری
های شما دو ژنرال بی همتا شنیدم

00:39:22.227 --> 00:39:25.617
به نظر میرسه اون شایعات واقعیت داشتند

00:39:26.497 --> 00:39:29.277
من فقط یه سرباز معمولی هستم

00:39:29.277 --> 00:39:33.707
اگه به خاطر برادر بزرگ نبود
مردم هنوزم منو به عنوان یه قصاب می شناختند

00:39:34.627 --> 00:39:39.637
خانم، برادر سوم، مرد ساده و رک گویی ـه
زیادی توجه نکنید

00:39:40.277 --> 00:39:43.437
سادگی و رک بودن برادر سوم چیز خوبیه

00:39:43.437 --> 00:39:46.677
داستان برادر شدن شما سه نفر در باغ هلو

00:39:46.677 --> 00:39:48.767
به یک حکایت عامیانه شناخته شده تبدیل شده

00:39:48.767 --> 00:39:51.287
حال من خدا رو شاکرم که همسرم
شما دو نفر رو در کنار خودش داره

00:39:51.287 --> 00:39:54.247
در غیر اینصورت, همسرم به
این همه دستاورد دست پیدا نمی کرد

00:39:54.887 --> 00:39:57.757
من باید به درستی از شماها تشکر کنم

00:39:59.617 --> 00:40:02.107
ازونجایی که بانو با برادر ازدواج کردند

00:40:02.107 --> 00:40:05.487
پس ما حالا یه خانواده محصوب
میشیم ... نیازی به تشکر نیست

00:40:06.613 --> 00:40:18.613
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:40:18.637 --> 00:40:22.567
گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است

00:40:22.567 --> 00:40:27.787
این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند

00:40:27.787 --> 00:40:31.787
وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند

00:40:31.787 --> 00:40:36.197
خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است

00:40:36.197 --> 00:40:40.777
نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه

00:40:40.777 --> 00:40:45.407
تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند

00:40:45.407 --> 00:40:49.847
ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد

00:40:49.847 --> 00:40:53.917
اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است

00:40:54.817 --> 00:40:58.587
... لالالالا , لالالالا

00:40:58.587 --> 00:41:03.457
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:41:03.457 --> 00:41:07.917
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:41:07.917 --> 00:41:12.767
بدون برهم زدن گذشتـه

00:41:12.767 --> 00:41:16.487
... لالالالا , لالالالا

00:41:16.487 --> 00:41:21.337
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:41:21.337 --> 00:41:25.787
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:41:25.787 --> 00:41:32.677
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست

00:41:39.847 --> 00:41:44.367
... لالالالا , لالالالا

00:41:44.367 --> 00:41:51.217
جدایی پس از زمزه یک سرود

00:41:56.997 --> 00:42:01.917
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:42:01.917 --> 00:42:06.457
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:42:06.457 --> 00:42:11.787
بدون برهم زدن گذشتـه

00:42:15.017 --> 00:42:19.807
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:42:19.807 --> 00:42:24.467
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:42:24.467 --> 00:42:31.877
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست