﻿WEBVTT

00:01:57.426 --> 00:02:17.426
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.450 --> 00:02:25.530
<c.colorff0080><i>.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.</i></c>

00:02:26.910 --> 00:02:31.110
<c.colorff0080><i>.:: قسمت پنجاه و چهارم ::.</i></c>

00:02:33.640 --> 00:02:37.410
<c.yellow>ازونجایی که بانو با برادر بزرگ ازدواج کردند
پس یه خانواده محسوب میشیم</c>

00:02:37.410 --> 00:02:39.510
<c.yellow>نیازی به تشکر کردن نیست</c>

00:02:40.590 --> 00:02:43.370
<c.yellow>عالیجناب, ارباب جوان اومدند</c>

00:02:43.370 --> 00:02:45.000
<c.yellow>پدر</c>

00:02:45.500 --> 00:02:46.660
<c.yellow>برو -
بله -</c>

00:02:46.660 --> 00:02:49.570
<c.yellow>آ دوو ... بیا ... بیا</c>

00:02:49.570 --> 00:02:52.580
<c.yellow>پدر، بالاخره برگشتید</c>

00:02:58.430 --> 00:03:02.130
<c.yellow>آ دوو ... به مادرت ادای احترام کن</c>

00:03:03.890 --> 00:03:06.690
<c.yellow>مادر من قبلا از دنیا رفته</c>

00:03:11.170 --> 00:03:15.410
<c.yellow>تو «آ دوو» هستی؟ پدرت قبلا درموردت بهم گفته</c>

00:03:15.410 --> 00:03:17.980
<c.yellow>گفته که خیلی شجاع و باهوشی</c>

00:03:17.980 --> 00:03:20.030
<c.yellow>آ دوو ... واقعا اینطوره؟</c>

00:03:28.880 --> 00:03:32.550
<c.yellow>آ دوو, من بعد از این ازت
مراقبت میکنم ... باشه؟</c>

00:03:32.550 --> 00:03:35.400
<c.yellow>درسته که هنوز منو خوب نمی شناسی</c>

00:03:35.400 --> 00:03:38.670
<c.yellow>اما من باهات درست مثل بچه خودم رفتار میکنم</c>

00:03:39.360 --> 00:03:42.640
<c.yellow>آ دوو ... مگه تو معمولا
تمرین هنرهای رزمی نمیکنی؟</c>

00:03:42.640 --> 00:03:48.110
<c.yellow>میخوام یه رازی رو بهت بگم
تیراندازی با کمان مادرت واقعا بی نظیره</c>

00:03:48.110 --> 00:03:51.560
<c.yellow>واقعا؟ ... میتونم ازتون یاد بگیرم؟</c>

00:03:51.560 --> 00:03:56.590
<c.yellow>البته که میتونی ... اما نباید تنبلی کنی</c>

00:04:16.110 --> 00:04:19.040
<c.yellow>عالیجناب -
گونگ جین , لازم نیست بلند بشی -</c>

00:04:21.520 --> 00:04:23.590
<c.yellow>زودباش دراز بکش</c>

00:04:23.590 --> 00:04:26.090
<c.yellow>گونگ جین واقعا بی کفایته</c>

00:04:26.090 --> 00:04:30.280
<c.yellow>من گذاشتم «لیو بی» خیلی راحت
فرار کنه و به جینگ ژو برگرده</c>

00:04:32.190 --> 00:04:36.530
<c.yellow>گونگ جین, تو نباید خودت رو سرزنش کنی لیو بی
«ژائو زی لونگ» رو داره که ازش محافظت میکنه</c>

00:04:36.530 --> 00:04:41.460
<c.yellow>از اون طرف «کونگ مینگ» رو به عنوان کمک در اختیار داره
اشتباه از تو نیست, هر آدم توانایی خودش رو در مقابل دشمن داره</c>

00:04:41.460 --> 00:04:46.310
<c.yellow>ژوگه کونگ مینگ ... اون چیزی
بیشتر از یه مترسک دهاتی نیست</c>

00:04:46.310 --> 00:04:51.110
<c.yellow>چطور میتونم به کسی مثل اون ببازم؟</c>

00:04:51.750 --> 00:04:54.970
<c.yellow>چطور میتونم اجازه بدم اون
جینگ ژو رو از ما بگیره؟</c>

00:04:54.970 --> 00:04:57.990
<c.yellow>اینو اصلا نمیتونم قبول کنم</c>

00:04:57.990 --> 00:05:00.770
<c.yellow>لیوبی درحال حاضر به جینگ ژو برگشته</c>

00:05:00.770 --> 00:05:03.750
<c.yellow>سخت بشه اونو مجاب کرد از شهر خارج بشه</c>

00:05:03.750 --> 00:05:08.380
<c.yellow>اگر ارتشمون رو برای حمله به اونجا گسیل کنیم
می ترسم نتونیم حتی از دروازه های شهر بگذریم</c>

00:05:08.380 --> 00:05:10.010
<c.yellow>عالیجناب</c>

00:05:11.150 --> 00:05:15.720
<c.yellow>لیو بی همیشه خواهان گرفتن «شی چوان» بوده
تا اونو به عنوان پایگاه اصلی خودش قرار بده</c>

00:05:16.340 --> 00:05:19.460
<c.yellow>بیایین اونو به آرزوش برسونیم</c>

00:05:19.460 --> 00:05:22.500
<c.yellow>اگر ما اجازه بدیم «لیو بی»
شی چوان رو در اختیار بگیره</c>

00:05:22.500 --> 00:05:24.540
<c.yellow>این به منزله بال و پر دادن و
پرورش ببر در کنارمون نیست؟</c>

00:05:24.540 --> 00:05:26.350
<c.yellow>عالیجناب, نگران نباشید</c>

00:05:27.270 --> 00:05:31.270
<c.yellow>ما که واقعا قصد دادن «شی
چوان» به «لیو بی» رو نداریم</c>

00:05:31.270 --> 00:05:35.250
<c.yellow>ما فقط میخوایم اون از ما غافل بشه و دروازه
های جینگ ژو رو برای عبور سربازای ما باز کنه</c>

00:05:35.250 --> 00:05:39.080
<c.yellow>هنگامی که وارد شهر
شدیم , می تونیم حمله کنیم</c>

00:05:41.680 --> 00:05:43.630
<c.yellow>[ عمارت لیو ]</c>

00:05:46.620 --> 00:05:50.580
<c.yellow>سرورم احترام زیادی برای شأن و شخصیت شما قائل
هستند برای همین شخصا با زیردستانشون مذاکره کردند</c>

00:05:50.580 --> 00:05:53.860
<c.yellow>تا به شما در بدست گرفتن «شی چوان» کمک کنند</c>

00:05:54.850 --> 00:05:58.130
<c.yellow>اگرچه سرورم با شاهزاده
خانم «دونگ وو» ازدواج کردند</c>

00:05:58.130 --> 00:06:00.320
<c.yellow>اما مسئله «شی چوان»
موضوع کوچیک و ناچیزی نیست</c>

00:06:00.320 --> 00:06:04.470
<c.yellow>می ترسم لرد «دونگ وو»
اهداف دیگری داشته باشند</c>

00:06:04.470 --> 00:06:06.920
<c.yellow>ایشون به چیز دیگه ای هم اشاره کردند</c>

00:06:06.920 --> 00:06:10.570
<c.yellow>گفتند که بعد از گرفتن «شی چوان»,
اون رو با «جینگ ژو» مبادله کنیم</c>

00:06:10.570 --> 00:06:13.940
<c.yellow>شی چوان به عنوان هدیه
ازدواج به شما داده میشه</c>

00:06:14.920 --> 00:06:18.890
<c.yellow>سرورم, اگر ما «شی چوان» رو به
عنوان پایگاه اصلی خودمون قرار بدیم</c>

00:06:18.890 --> 00:06:22.960
<c.yellow>اون زمان برگردوندن «جینگ ژو» به
«دونگ وو» هیچ اشکالی نخواد داشت</c>

00:06:24.100 --> 00:06:26.240
<c.yellow>جناب مشاور, شما حقیقتا
انسان معقول و منطقی ای هستید</c>

00:06:26.240 --> 00:06:29.180
<c.yellow>اما من یه درخواستی هم خدمتتون دارم
زمانی که ارتش «وو» از جینگ ژو عبور میکنه</c>

00:06:29.180 --> 00:06:32.390
<c.yellow>امیدواریم که عالیجناب بتونند ما رو
از لحاظ برخی تداروکات پشتیبانی کنند</c>

00:06:33.370 --> 00:06:37.310
<c.yellow>وقتی سربازها رسیدند, ما قطعا با
آغوش باز از اونها استقبال می کنیم</c>

00:06:37.310 --> 00:06:40.870
<c.yellow>ازونجایی که عالیجناب و جناب
مشاور با این مسئله موافقت کردند</c>

00:06:40.870 --> 00:06:44.250
<c.yellow>پس من دیگه از حضور مرخص میشم
تا به سرورم گزارش بدم</c>

00:06:44.250 --> 00:06:45.720
<c.yellow>بنده از حضورتون مرخص میشم</c>

00:06:45.720 --> 00:06:47.050
<c.yellow>بفرمایید</c>

00:06:50.010 --> 00:06:54.220
<c.yellow>مشاور، با این موضوع چطور باید برخورد کرد؟</c>

00:06:55.380 --> 00:06:58.500
<c.yellow>زمانی که من و همسرم سعی
کردیم از «نان شو» فرار کنیم</c>

00:06:58.500 --> 00:07:01.190
<c.yellow>سون چوان موجی از
افرادش رو به دنبال ما فرستاد</c>

00:07:01.190 --> 00:07:04.560
<c.yellow>فکر میکنی اون از اون آدماست که
«شی چوان» رو دو دستی تقدیم ما کنه؟</c>

00:07:04.560 --> 00:07:07.910
<c.yellow>نقشه های «ژو یو» چطور
ممکنه از چشمای من دور بمونه؟</c>

00:07:07.910 --> 00:07:11.410
<c.yellow>با این نقشه به سختی
بتونه یه بچه رو فریب بده</c>

00:07:11.410 --> 00:07:16.310
<c.yellow>پس شما میدونید مقصود
«ژو یو» از این کار چیه؟</c>

00:07:17.550 --> 00:07:20.410
<c.yellow>این فقط یه تلاش و تقلای احمقانه علیه ماست</c>

00:07:20.410 --> 00:07:23.810
<c.yellow>در واقع «شی چوان» پوششی
برای گرفتن «جینگ ژو» ـه</c>

00:07:23.810 --> 00:07:27.340
<c.yellow>زمانی که شما بخواید برای استقبال از ارتش
اونها بیرون برید اونا به شهر هجوم میارند</c>

00:07:27.340 --> 00:07:29.980
<c.yellow>استفاده از اصل غافلگیری در
زمانی که انتظارش رو ندارید</c>

00:07:29.980 --> 00:07:32.820
<c.yellow>ازونجایی که شما قبلا با «زی
جینگ» در این مورد توافق کردید</c>

00:07:32.820 --> 00:07:36.880
<c.yellow>به نظر میرسه برای این
تدبیری هم از قبل اندیشیدین</c>

00:07:37.890 --> 00:07:41.990
<c.yellow>سرورم خیالتون راحت باشه
من برنامه ای برای این آماده دارم</c>

00:07:41.990 --> 00:07:44.400
<c.yellow>فقط باید منتظر بمونیم «ژو یو» به اینجا بیاد</c>

00:07:47.390 --> 00:07:50.350
<c.yellow>فرمانده ارشد «ژو»، چی
شما رو به اینجا کشونده؟</c>

00:07:50.350 --> 00:07:55.020
<c.yellow>من به دستور سرورم دارم برای تسخیر
«شی چوان» از این منطقه عبور میکنم</c>

00:07:55.020 --> 00:07:57.990
<c.yellow>ژنرال «ژائو», نکنه از این بی اطلاع هستید؟</c>

00:07:57.990 --> 00:08:02.460
<c.yellow>تسخیر «شی چوان» فقط یه دروغ محض بیشتر نیست</c>

00:08:02.460 --> 00:08:05.830
<c.yellow>میخوام ازتون بپرسم ...
شما چنین ارتش بزرگی رو</c>

00:08:05.830 --> 00:08:08.250
<c.yellow>که با خودتون به این شهر آوردین</c>

00:08:08.250 --> 00:08:10.560
<c.yellow>هدف واقعیتون از این کار چیه؟</c>

00:08:10.560 --> 00:08:13.900
<c.yellow>ژائو زی لونگ، منظورت از این حرفا چیه؟</c>

00:08:13.900 --> 00:08:18.320
<c.yellow>فرمانده ارشد بهتره برگردید
مشاور از قبلا پیش بینی کرده بود</c>

00:08:18.320 --> 00:08:20.270
<c.yellow>که شما از چنین ترفندی استفاده می کنید</c>

00:08:20.270 --> 00:08:23.430
<c.yellow>برای همین هم از من خواست
تا اینجا در انتظار شما بشینم</c>

00:08:24.270 --> 00:08:28.220
<c.yellow>ژائو زی لونگ، من بهت توصیه
میکنم خیلی مطیع و سربزیر تسلیم بشی</c>

00:08:28.220 --> 00:08:31.000
<c.yellow>در غیر اینصورت, با زور این شهر رو میگیرم</c>

00:08:31.000 --> 00:08:33.720
<c.yellow>و اونو با خون خودت و آشنایانت رنگین میکنم</c>

00:08:33.720 --> 00:08:36.250
<c.yellow>مردک از خودراضی, خوابش
رو ببینی «جینگ ژو» رو بگیری</c>

00:08:36.250 --> 00:08:39.210
<c.yellow>پدر بزرگ «ژانگ» بهت این اجازه رو نمیده</c>

00:08:39.960 --> 00:08:42.560
<c.yellow>گوانگ یو اینجاست! ...
ژو یـو، تو یه پست فطرتی</c>

00:08:42.560 --> 00:08:44.630
<c.yellow>جینگ ژو مال تو نیست که بخوای بگیری</c>

00:08:44.630 --> 00:08:46.430
<c.yellow>!پس «کونگ مینگ» اینجا برام دام پهن کرده</c>

00:08:46.430 --> 00:08:47.960
<c.yellow>عقب نشینی کنید</c>

00:09:06.290 --> 00:09:09.050
<c.yellow>زودباشید عقب نشینی کنید ... عقب نشینی</c>

00:09:09.050 --> 00:09:10.950
<c.yellow>عقب نشینی کنید</c>

00:09:10.950 --> 00:09:13.020
<c.yellow>ژو یو فرار نکن</c>

00:09:35.430 --> 00:09:38.040
<c.yellow><i>وصیتنامه ژو یـو</i></c>

00:10:02.830 --> 00:10:04.430
<c.yellow>فرمانده ارشد</c>

00:10:07.310 --> 00:10:10.470
<c.yellow>من نور داخل چادرتون
رو دیدم, اومدم نگاهی بندازم</c>

00:10:10.470 --> 00:10:13.900
<c.yellow>زی جینگ، زمان خوبی اومدی</c>

00:10:13.900 --> 00:10:16.590
<c.yellow>لطفا این وصیتنامه من رو</c>

00:10:17.150 --> 00:10:18.650
<c.yellow>ببر و به عالیجناب تحویل بده</c>

00:10:18.650 --> 00:10:22.220
<c.yellow>... وصیتنامه؟ تو فقط</c>

00:10:23.670 --> 00:10:27.860
<c.yellow>خودم میدونم, دیگه نمیتونم دوام بیارم</c>

00:10:29.630 --> 00:10:37.970
<c.yellow>چرا باید در همون دنیایی متولد
می شدم که «ژوگه لیانگ» هست؟</c>

00:10:38.690 --> 00:10:45.040
<c.yellow>چرا باید در همون دنیایی متولد
می شدم که «ژوگه لیانگ» هست؟</c>

00:10:48.250 --> 00:10:50.240
<c.yellow>فرمانده ارشد! ... فرمانده ارشد</c>

00:10:50.240 --> 00:10:54.160
<c.yellow>فرمانده ارشد! ... بلند شید ... فرمانده ارشد</c>

00:10:54.160 --> 00:10:59.920
<c.yellow>فرمانده ارشد! ... فرمانده ارشد</c>

00:11:02.170 --> 00:11:04.510
<c.yellow>فرمانده ارشد</c>

00:11:04.510 --> 00:11:06.820
<c.yellow><i>من، استعداد خارق العاده ای نداشتم
بسی خوشبخت بودم که استعدادهایم قدر نهاده شد</i></c>

00:11:06.820 --> 00:11:09.530
<c.yellow><i>به عنوان یک مقام رسمی در جایگاه دشوار و
مهمی خدمت کردم ارتش را برای جنگ رهبری کردم</i></c>

00:11:09.530 --> 00:11:13.900
<c.yellow><i>نهایت تلاشم را کردم و جرات غفلت و مسامحه در کارم
نداشتم همه ی اینها برای جبران التفات های شما بوده</i></c>

00:11:13.900 --> 00:11:16.650
<c.yellow><i>چه کس زمان مرگش را میداند؟
هر کسی , حتی با عمر کوتاه , سرنوشتی دارد</i></c>

00:11:16.650 --> 00:11:19.260
<c.yellow><i>حسرت بی پایانی دارم
که می بایست از دنیا بروم</i></c>

00:11:19.260 --> 00:11:21.910
<c.yellow><i>قبل از آنکه به جاه طلبی هایم دست پیدا کنم</i></c>

00:11:21.910 --> 00:11:25.940
<c.yellow><i>لو سو خودش را وقف این سرزمین کرده او مشرف
به همه ی مسائل است و میتواند جایگزین من باشد</i></c>

00:11:26.690 --> 00:11:29.340
<c.yellow><i>اکنون که در آستانه ی مرگ هستم
میخواهم سخنان مشفقانه و حق را بگویم</i></c>

00:11:29.340 --> 00:11:34.920
<c.yellow><i>تنها با علم اینکه سرورم این نامه را میخوانند
میتوانم در آرامش با این دنیای فانی وداع کنم</i></c>

00:11:44.030 --> 00:11:46.690
<c.yellow>گونگ جین از دنیا رفت</c>

00:11:53.440 --> 00:11:57.080
<c.yellow>از این میوه های شیرین بخرید!
... خانم اینا خیلی خوشمزه اند</c>

00:11:57.080 --> 00:11:59.130
<c.yellow>بیا ... بگیر</c>

00:12:00.780 --> 00:12:02.390
<c.yellow>زی لونگ .. بیا امتحانش کن</c>

00:12:02.390 --> 00:12:07.580
<c.yellow>نمیخواد, اینجور چیزا رو شما دخترا
خیلی دوست دارین اگه میخوای بیشتر بخور</c>

00:12:07.580 --> 00:12:10.290
<c.yellow>کی گفته فقط دخترا از اینا دوست دارند؟</c>

00:12:11.350 --> 00:12:14.970
<c.yellow>میدونم, تو داری خوش نیتی منو رد میکنی</c>

00:12:16.160 --> 00:12:18.720
<c.yellow>واقعا؟ این به خاطر خسته کننده بودن منه</c>

00:12:18.720 --> 00:12:21.880
<c.yellow>منظورم این نبود, فقط
داشتم باهات شوخی می کردم</c>

00:12:21.880 --> 00:12:26.340
<c.yellow>تو اصلا هم خسته کننده نیستی, توی قلب من
تو جالب ترین آدمی</c>

00:12:26.340 --> 00:12:29.690
<c.yellow>اما حالا که میوه های شیرین منو رد کردی</c>

00:12:29.690 --> 00:12:33.370
<c.yellow>نباید بهم یه هدیه بدی که اونو جبران کنی؟</c>

00:12:33.370 --> 00:12:38.030
<c.yellow>اما من واقعا نمیدونم تو چی دوست داری</c>

00:12:38.030 --> 00:12:39.770
<c.yellow>به هر حال، تو منو می شناسی</c>

00:12:39.770 --> 00:12:43.170
<c.yellow>اگر لوازم آرایشی بهم
هدیه بدی، مسلما خوشم نمیاد</c>

00:12:43.170 --> 00:12:48.260
<c.yellow>اگه میخوای چیزی بهم بدی پس چیزی بهم
بده که دلم بیشتر از همه میخواد, مهمترین چیز</c>

00:12:50.530 --> 00:12:52.060
<c.yellow>فهمیدم</c>

00:12:53.220 --> 00:12:58.160
<c.yellow>من هیچ وقت انتظار نداشتم «ژو
یو» به عنوان فرمانده ارشد دونگ وو</c>

00:12:58.160 --> 00:13:01.260
<c.yellow>غیر منتظره در میدان جنگ کشته نشه</c>

00:13:01.260 --> 00:13:03.860
<c.yellow>اما به سادگی اونم به خاطر
شدت خشم زیاد از دنیا بره</c>

00:13:04.580 --> 00:13:08.550
<c.yellow>راستش مرگ «ژو گونگ جین» به خاطر خشم زیاد
چیزی نبود که ما به دنبالش بودیم</c>

00:13:08.550 --> 00:13:12.470
<c.yellow>اون تنها باید شخصیت خودش رو سرزنش کنه
طبیعت ستیزه جو و رقابت طلبیش</c>

00:13:12.470 --> 00:13:14.970
<c.yellow>ژو گونگ جین عمر کوتاهی داشت</c>

00:13:14.970 --> 00:13:17.810
<c.yellow>اما اون مفتخر بود که</c>

00:13:18.640 --> 00:13:22.600
<c.yellow>مورد توجه «سون س» و «سون چوان»
باشه و بهشون خدمت کنه تمامی مردم جیانگ دونگ</c>

00:13:22.600 --> 00:13:26.030
<c.yellow>همشون تصور می کنند که
مرگ اون به خاطر من بوده</c>

00:13:26.030 --> 00:13:29.740
<c.yellow>چطور ممکنه این باعث بشه
احساس خوبی داشته باشم؟</c>

00:13:42.900 --> 00:13:46.680
<c.yellow>وایستا! اینجا یه ساختمان دولتی ـه
آدم معمولی ای مثل تو نمیتونه وارد اینجا بشه</c>

00:13:46.680 --> 00:13:48.970
<c.yellow>گستاخ ... برو کنار</c>

00:13:49.920 --> 00:13:52.290
<c.yellow>تو حتی با شمشیرت راه منو می بندی؟</c>

00:13:52.290 --> 00:13:56.900
<c.yellow>بزار بهت بگم ... قبل از اینکه خودم بگم کی هستم
... چرا نمی پرس من کی ام؟ اصلا مگه تو کی هستی؟</c>

00:13:56.900 --> 00:13:59.840
<c.yellow>اصلا این حق رو داری که بدونی من کی ام؟</c>

00:14:01.040 --> 00:14:06.010
<c.yellow>بینم , تو چیزی درمورد «فنگ چو» و «وو لونگ» شنیدی؟ هر
کی اینها رو داشته باشه میتونه تمام دنیا رو بدست بیاره؟</c>

00:14:07.220 --> 00:14:11.970
<c.yellow>کونگ مینگ همون «وو لونگ» ـه و منم فنگ چو</c> <c.colorff0080>[ وو
لونگ : اژدهای پنهان ... فنگ چو : ققنوس جوان ]</c>

00:14:11.970 --> 00:14:14.040
<c.yellow>من بهت درمورد «فنگ لو» گفتم,
و تو هم هیچی از قدرتش نمیدونی</c>

00:14:14.040 --> 00:14:16.070
<c.yellow>من الان بهت میگم, پس خوب گوش کن</c>

00:14:16.070 --> 00:14:21.460
<c.yellow>اگه من نبودم, عالیجناب تو ژنرال شجاع و
قدرتمندی مثل «ژائو زی لونگ» رو نداشت</c>

00:14:21.940 --> 00:14:27.120
<c.yellow>حتی ژنرال «ژائو زی لونگ» هم برای
من احترام قائله بجز ماهی کوچولویی مثل تو</c>

00:14:27.120 --> 00:14:28.970
<c.yellow>حتی شمشیرت رو هم روی من میکشی؟</c>

00:14:28.970 --> 00:14:31.760
<c.yellow>بیا .. بیا ... بیا ... سر
مردم از اینجا قطع میکنن</c>

00:14:31.760 --> 00:14:33.590
<c.yellow>بیا ... بیا ... بیا ... قطع کن ... قطع کن</c>

00:14:33.590 --> 00:14:36.840
<c.yellow>دارم بهت فرصت میدم ... بیا دیگه ... قطع کن</c>

00:14:36.840 --> 00:14:39.970
<c.yellow>جرات نداری این کار رو بکنی؟</c>

00:14:39.970 --> 00:14:42.360
<c.yellow>اگه به خاطر مهارت سخنوری من نبود</c>

00:14:42.360 --> 00:14:44.850
<c.yellow>تا «سائو سائو» رو فریب بدم توی دام ما
بیوفته فکر میکنی اون «ژو یو» احمق میتونست</c>

00:14:44.850 --> 00:14:47.120
<c.yellow>همه ی اون کشتی ها رو در
صخره سرخ به آتیش بکشه؟</c>

00:14:47.120 --> 00:14:51.060
<c.yellow>عالیجنابت «جینگ ژو» رو
به عنوان پایگاه اصلیش داشت؟</c>

00:14:57.450 --> 00:14:59.890
<c.yellow>سرورم , نگران نباشین</c>

00:14:59.890 --> 00:15:03.590
<c.yellow>من اجرام آسمونی و نجومی رو درشب مشاهده کردم
تا تجمع ستاره ها رو در شرق ببینم</c>

00:15:03.590 --> 00:15:07.080
<c.yellow>من تصمیم گرفتم بلافاصله به «دونگ
وو» برم تا در مراسم «ژو یو» شرکت کنم</c>

00:15:07.080 --> 00:15:11.800
<c.yellow>و به دنبال افراد بااستعداد بیشتری
میگردم تا در این راه استخدام کنید</c>

00:15:11.800 --> 00:15:15.170
<c.yellow>جناب مشاور، من از اونچه شما در
تلاش برای انجامش هستید قدردانی میکنم</c>

00:15:15.170 --> 00:15:20.460
<c.yellow>اما نگرانم که این سفر برای شما
نتیجه مطلوبی به همراه نداشته باشه</c>

00:15:20.460 --> 00:15:22.170
<c.yellow>سرورم, شما خاطر جمع باشید</c>

00:15:22.170 --> 00:15:25.030
<c.yellow>من از «ژو یو» حتی زمانی
که زنده بود ترسی نداشتم</c>

00:15:25.030 --> 00:15:28.690
<c.yellow>حالا که «ژو یو» مرده,
دیگه باید از چی بترسم؟</c>

00:15:28.690 --> 00:15:30.740
<c.yellow>حتی اگر «ژو یو» در حال حاضر مرده باشه</c>

00:15:30.740 --> 00:15:33.370
<c.yellow>اما صاحب منصبان دونگ وو به این
راحتی ها خشمشون فروکش نمیکنه</c>

00:15:33.370 --> 00:15:35.930
<c.yellow>مطمئنا شما رو راحت نمیزارند</c>

00:15:37.490 --> 00:15:41.530
<c.yellow>این دقیقا همون دلیلیه که من
بخاطرش لازمه از جیانگ دونگ دیدن کنم</c>

00:15:41.530 --> 00:15:44.870
<c.yellow>وگرنه، این فضای مملوع از خشم</c>

00:15:44.870 --> 00:15:48.060
<c.yellow>دیر یا زود به افراد بی
گناه آسیب زیادی وارد میکنه</c>

00:15:48.060 --> 00:15:51.750
<c.yellow>سرورم خیالتون راحت باشه به خاطر صلح
بین «جینگ ژو» و «دونگ وو» هم که شده</c>

00:15:51.750 --> 00:15:53.610
<c.yellow>من طبیعتا هوشیار و محتاط خواهم بود</c>

00:15:54.770 --> 00:15:59.700
<c.yellow>ازونجایی که تصمیمتون رو گرفتید
دیگه بیش از این باهاتون مخالفت نمیکنم</c>

00:15:59.700 --> 00:16:04.480
<c.yellow>اما جناب مشاور, باید مراقب خودتون باشید</c>

00:16:23.960 --> 00:16:28.590
<c.yellow>تو کی هستی؟
چرا بدون اطلاع قبلی اومدی و اینجا وایستادی؟</c>

00:16:29.810 --> 00:16:34.060
<c.yellow>عالیجناب , دلخور نشید
خودم خواستم که اونها بهتون اطلاعی ندند</c>

00:16:34.060 --> 00:16:38.490
<c.yellow>میدونستم که شما مشغله دارین
منم میتونستم یکم بیشتر اینجا منتظر بمونم</c>

00:16:40.600 --> 00:16:43.330
<c.yellow>چطور میتونی تو اینقدر خودرای و متکبر باشی؟</c>

00:16:43.330 --> 00:16:45.130
<c.yellow>تو دقیقا کی هستی؟</c>

00:16:45.130 --> 00:16:50.450
<c.yellow>ققنوس جوان حقیقتا انسان بی نظیری هستند شما میخواید
توانایی های خودتون رو به عالیجناب نشون بدید, درسته؟</c>

00:16:50.450 --> 00:16:52.560
<c.yellow>... داری میگی , اون</c>

00:16:52.560 --> 00:16:55.710
<c.yellow>سرورم, اگر «پانگ شی یوان»
قادر به انجام چنین کاری نبود</c>

00:16:55.710 --> 00:16:59.370
<c.yellow>چطور میتونست «سائو سائو» رو فریب
بده تا اون شکست سنگین رو متحمل بشه؟</c>

00:17:01.550 --> 00:17:06.530
<c.yellow>پس شما همون «پانگ شی یوان»
معروف, جناب «پانگ تونگ» هستید</c>

00:17:08.180 --> 00:17:09.850
<c.yellow>چشمای «لیو بی» واقعا ناامید کننده است</c>

00:17:09.850 --> 00:17:14.280
<c.yellow>نفرمایید ... نفرمایید پانگ تونگ به عالیجناب
«لیو» و جناب «کونگ مین» ادای احترام میکنه</c>

00:17:14.280 --> 00:17:17.520
<c.yellow>شی یوان, شما و من دوستانی محسوب میشیم
که هرگز باهم ملاقاتی نداشتیم</c>

00:17:17.520 --> 00:17:20.220
<c.yellow>امروز، بالاخره ملاقاتتون کردم</c>

00:17:20.220 --> 00:17:24.130
<c.yellow>تو همون «ژوگه کونگ مینگی» هستی که من
باهاش استراتژی صخره سرخ رو طراحی کردم؟</c>

00:17:24.130 --> 00:17:26.810
<c.yellow>حتی تو خواب و رویاهام
هم میخواستم یه بار ببینمت</c>

00:17:28.480 --> 00:17:33.360
<c.yellow>عالیجناب «لیو», من بدون دعوت اومدم
نمیدونم بهم خوش آمد میگید اینجا یا نه؟</c>

00:17:33.360 --> 00:17:36.870
<c.yellow>جناب, شما شهرت و آوازتون همه جا پراکنده است
چطور جرات کنم به خوبی ازتون استقبال نکنم؟</c>

00:17:36.870 --> 00:17:39.670
<c.yellow>اما جناب, حالا که امروز
به اینجا تشریف آوردین</c>

00:17:39.670 --> 00:17:42.680
<c.yellow>چرا اینجا در کنار من نمی مونید</c>

00:17:42.680 --> 00:17:46.570
<c.yellow>تا یکی از مشاورین نظامی من بشید؟</c>

00:17:47.440 --> 00:17:50.760
<c.yellow>شی یوان، سفر طولانی برای شما باید سخت باشه
سرورم پیش از این متوجه شدند که</c>

00:17:50.760 --> 00:17:53.280
<c.yellow>شما چه تلاش های زیاد و نادری انجام دادین</c>

00:17:53.280 --> 00:17:56.130
<c.yellow>من مدتهاست که از مهربانی و
سخاوت عالیجناب «لیو» وصف ها شنیدم</c>

00:17:56.130 --> 00:18:00.620
<c.yellow>حالا با چشمان خودم حقیقی بودن اونها رو تصدیق
میکنم باعث افتخارمه که بتونم بهتون خدمت کنم</c>

00:18:03.310 --> 00:18:06.100
<c.yellow>به خاطر دارم یک بار استاد
«شویی جینگ» بهم گفت</c>

00:18:06.100 --> 00:18:11.030
<c.yellow>هر کس قادر باشه حمایت اژدهای پنهان [ کونگ مینگ ] و ققنوس جوان [
پانگ تونگ ] رو داشته باشه توانایی بدست آوردن تمام دنیا رو خواهد داشت</c>

00:18:11.030 --> 00:18:15.170
<c.yellow>چه کاری در زندگی انجام دادم که سزاوار
دریافت مشاوره از هر دوی شما رو دارم؟</c>

00:18:15.850 --> 00:18:20.680
<c.yellow>به نظر میرسه طولی نخواهد کشید
که بتونیم سلسله «هـان» رو احیا کنیم</c>

00:18:22.010 --> 00:18:25.000
<c.yellow>عالیجناب, چه برنامه
ای برای ادامه راه دارید؟</c>

00:18:26.220 --> 00:18:30.200
<c.yellow>در واقع جناب, من قصد دارم اتحادی
رو با «مـا تنگ» حکمران لیانگ شرقی</c>

00:18:30.200 --> 00:18:32.040
<c.yellow>در مسیرم برای گرفتن «شی چوان» ایجاد کنم</c>

00:18:33.530 --> 00:18:36.300
<c.yellow>این «شی چوان» رو ما باید دیر یا زود بگیریم</c>

00:18:36.300 --> 00:18:40.490
<c.yellow>اما در مقطع فعلی وضعیت با «ما
تنگ» حکمران لیانگ شرقی تغییر کرده</c>

00:18:46.570 --> 00:18:49.090
<c.yellow><i>[ هفدهمین سال «جیانگ آن» و 212 پس از میلاد مسیح ]</i></c> <c.colorff0080>* جیانگ آن :
نام تقویمی که سال 46 میلادی, زمان «ژولیوس سزار» در رم تنظیم شد *</c>

00:18:49.090 --> 00:18:50.760
<c.yellow>چرا تو به تنهایی برگشتی؟</c> [ <i><c.colorff0080>ما چائو,
جانشین و مدعی تاج و تخت لیانگ شرقی</c></i> ]

00:18:50.760 --> 00:18:53.270
<c.yellow>چه اتفاقی افتاده؟</c>

00:18:53.270 --> 00:18:56.900
<c.yellow>عمو , برادر دوم و سوم و بقیه همشون</c>

00:18:56.900 --> 00:19:00.610
<c.yellow>بدست اون «سائو سائو» ملعون کشته شدند</c>

00:19:00.610 --> 00:19:02.890
<c.yellow>!ارباب جوان</c>

00:19:02.890 --> 00:19:05.570
[ <i><c.colorff8040>راوی : در طی جنگ «تونگ گوان», «سائو سائو»
شکست سنگینی را از «ما چائو» متحمل شد</c></i> ]

00:19:05.570 --> 00:19:09.610
[ <i><c.colorff8040>او به اجبار و با ترس از میدان جنگ گریخت</c></i> ]

00:19:09.610 --> 00:19:14.870
<c.yellow>پدرم وقتی از دنیا میرفت, چندین بار به من گوش زد کرد</c> [ <i><c.colorff8040>در نبرد رودخانه «وی»,
«ما چائو» بار دیگر «سائو سائو» را شکست داد و تا آستانه کشتن اون پیش رفت</c></i> ]

00:19:14.870 --> 00:19:18.200
<c.yellow>که من باید نیروهای خودمون رو رهبری کنم</c> [ <i><c.colorff8040>پس از گذشت چند نبرد,«سائو سائو»
که از پیروزی مایوس شده بود در صدد ایجاد نفاق بین «ما چائو» و مشاورش برآمد</c></i> ]

00:19:18.200 --> 00:19:20.590
<c.yellow>و از لیانگ شرقی دفاع کنم</c> [ <i><c.colorff8040>ما چائو به دام افتاد و
شروع به شک و تردید به عمو و مشاورش «هان سوئی» کرد</c></i> ]

00:19:20.590 --> 00:19:23.630
<c.yellow>اون شماها رو</c> [ <i><c.colorff8040>هان سوئی از ابتدا هم
به پیروزی در این جنگ اطمینان نداشت</c></i> ]

00:19:23.630 --> 00:19:26.860
<c.yellow>و برادر دوم و سوم رو برای جنگ به اینجا آورد</c> [<i><c.colorff8040> او به خاطر تخم شک و تردیدی
که «سائو سائو» در ذهنش کاشته بود حتی شروع به دامن زدن به این موضوع کرد</c></i> ]

00:19:26.860 --> 00:19:30.130
<c.yellow>اون اطمینان داشت, مادامی که «سائو سائو» بدونه من در لیانگ شرقی حضور دارم</c> [ <i><c.colorff8040>ما
چائو که قادر نبود به نقشه شوم «سائو سائو» پی ببرد, «هان سوئی» را اعدام کرد</c></i> ]

00:19:30.130 --> 00:19:33.710
<c.yellow>و مشاوری مثل «هان سوئی» رو در کنارم دارم</c> [ <i><c.colorff8040>سائو سائو زمانی که
ارتش لیانگ شرقی در اثر نفاق و دو دستگی ضعیف شده بود, هجوم آورد</c></i> ]

00:19:33.710 --> 00:19:39.060
<c.yellow>تصور میکرد هیچ کس جرات دست اندازی به اینجا رو نداره</c>
[ <i><c.colorff8040>ما چائو زمین ها و سرزمین خود را از دست داد</c></i> ]

00:19:40.840 --> 00:19:42.850
<c.yellow>اما حالا</c>

00:19:43.660 --> 00:19:46.920
<c.yellow>چطور همه چیز اینطور تغییر کرد؟</c>

00:19:54.060 --> 00:19:55.510
<c.yellow>کجا داری میری؟</c>

00:19:55.510 --> 00:19:57.570
<c.yellow>من توی راه چادر عمو هستم</c>

00:19:57.570 --> 00:19:59.090
<c.yellow>حالا که اومدی, بیا باهم بریم</c>

00:19:59.090 --> 00:20:01.910
<c.yellow>برادر! من باید یه چیزی رو بهت گزارش بدم</c>

00:20:01.910 --> 00:20:02.840
<c.yellow>چی هست؟</c>

00:20:02.840 --> 00:20:06.460
<c.yellow>موضوع مهمیه, بیایید بریم اونطرف صحبت کنیم</c>

00:20:11.520 --> 00:20:14.240
<c.yellow>من می ترسم که «هان سوئی» به ما خیانت
کرده باشه تا برای «سائو سائو» کار کنه</c>

00:20:14.240 --> 00:20:15.910
<c.yellow>عمو؟</c>

00:20:17.640 --> 00:20:21.990
<c.yellow>چطور ممکنه؟ تو که خوب میدونی
«هان سوئی» برادر قسم خورده پدرم بوده</c>

00:20:21.990 --> 00:20:24.280
<c.yellow>اون حتی بهمون کمک کرده
و همراه ما مبارزه کرده</c>

00:20:24.280 --> 00:20:26.830
<c.yellow>چرا باید به ما خیانت کنه؟</c>

00:20:26.830 --> 00:20:28.610
<c.yellow>چطور ممکنه به فکر آسیب رسوندن به من باشه؟</c>

00:20:28.610 --> 00:20:31.850
<c.yellow>مای دا, تو فقط داری خیال پردازی میکنی</c>

00:20:31.850 --> 00:20:36.380
<c.yellow>برادر، نکنه فراموش کردید پدرتون با اعتماد
به «هوانگ کوی» چه اشتباهی مرتکب شد؟</c>

00:20:38.110 --> 00:20:39.870
<c.yellow>دلیل اینکه پدرتون در «شو چانگ» شکست خورد</c>

00:20:39.870 --> 00:20:42.870
<c.yellow>دقیقا به خاطر همین زیردستش
«هوانگ کوی» بود که بهش خیانت کرد</c>

00:20:42.870 --> 00:20:47.430
<c.yellow>حالا که ما برادرا روی خط برد قرار گرفتیم
نباید محتاط باشیم؟</c>

00:20:47.430 --> 00:20:49.870
<c.yellow>تو فکر میکنی من از اون آدما هستم که</c>

00:20:49.870 --> 00:20:52.000
<c.yellow>کسی رو بدون هیچ مدرکی متهم کنم؟</c>

00:20:53.940 --> 00:20:55.250
<c.yellow>حالا چی شنیدی؟</c>

00:20:55.250 --> 00:20:57.190
<c.yellow>براساس اخبار جاسوسای ما</c>

00:20:57.190 --> 00:20:59.590
<c.yellow>سائو سائو یک ملاقات
مخفی با «هان سوئی» داشته</c>

00:20:59.590 --> 00:21:01.950
<c.yellow>اونم زمانی که ارتش
های ما در میدان جنگ بودند</c>

00:21:01.950 --> 00:21:04.220
<c.yellow>برادر بزرگ، شما چیزی میدونستید؟</c>

00:21:08.530 --> 00:21:10.600
<c.yellow>حقیقت داره؟</c>

00:21:12.260 --> 00:21:16.700
<c.yellow>اگه «هان سوئی» بی گناهه
چرا باید این موضوع رو از شما مخفی نگه داره؟</c>

00:21:16.700 --> 00:21:21.060
<c.yellow>شنیدم که بعد از اون ملاقات هر دو بدون
درگیری و جنگ به اردوگاه های خودشون برگشتند</c>

00:21:21.060 --> 00:21:25.470
<c.yellow>حالا که نبرد اصلی در شرف وقوع قرار داره
ما نباید سهل انگاری کنیم</c>

00:21:29.950 --> 00:21:31.860
<c.yellow>!گزارش</c>

00:21:31.860 --> 00:21:33.830
<c.yellow>سرورم, اخبار نظامی رسیده</c>

00:21:34.670 --> 00:21:35.860
<c.yellow>میتونی بری</c>

00:21:35.860 --> 00:21:37.210
<c.yellow>اطاعت</c>

00:21:44.320 --> 00:21:46.030
<c.yellow>مشاور, لطفا یه نگاهی بندازید</c>

00:21:49.650 --> 00:21:51.440
<c.yellow>من واقعا فکرش رو هم نمی کردم</c>

00:21:51.440 --> 00:21:55.500
<c.yellow>مـا چائو, به خاطر گرفتن انتقام پدرش با ارتش
«سائو سائو» در «چانگ آن» وارد جنگ بشه</c>

00:21:55.500 --> 00:22:00.500
<c.yellow>مـا چائو جنگجوی خارق العاده ایه سائو سائو به
طور پیوسته شکست خورده, اما مسئله مهمتر اینه که</c>

00:22:00.500 --> 00:22:05.050
<c.yellow>اون در حالی که «سائو سائو» سعی
در فرار داشته نزدیک بوده که اونو بکشه</c>

00:22:06.650 --> 00:22:08.760
<c.yellow>سائو سائو حالا به طور کامل بهم ریخته</c>

00:22:08.760 --> 00:22:11.730
<c.yellow>شاید حتی بیشتر از زمان مواجهش
با «یون چانگ» در هوارونگ</c>

00:22:11.730 --> 00:22:15.020
<c.yellow>شایعات میگند که مهارتهای رزمی
«مـا چائـو» با «لـو بـو» برابری میکنه</c>

00:22:15.020 --> 00:22:19.070
<c.yellow>حال، به نظر میرسه اون شایعات واقعیت داشتند</c>

00:22:19.790 --> 00:22:23.600
<c.yellow>از روزی که «سائو سائو»
یک ارتش 300 هزار نفری رو</c>

00:22:23.600 --> 00:22:28.160
<c.yellow>به یکباره به سمت ما گسیل کرد
همینطور که به فکر تاکتیک نبرد بودم</c>

00:22:28.160 --> 00:22:30.270
<c.yellow>و نگران اینکه چطور
باید با اونها مقابله کنیم</c>

00:22:30.270 --> 00:22:33.180
<c.yellow>اما هرگز تصور نمی کردم
«ما چائو» از پشت بیاد</c>

00:22:33.180 --> 00:22:37.200
<c.yellow>سائو سائو الان باید سخت
مشغول جدال با «ما چائو» باشه</c>

00:22:37.200 --> 00:22:39.660
<c.yellow>که این یعنی اون الان وقتی
برای فکر کردن در مورد ما نداره</c>

00:22:45.040 --> 00:22:50.990
<c.yellow>مشاور، چرا با وجود شنیدن چنین خبر خوشی
چهرتون هنوز درهم و بهم ریخته است؟</c>

00:22:51.950 --> 00:22:53.870
<c.yellow>ما چائو درسته که موفق شده چند
پیروزی در میدان جنگ بدست بیاره</c>

00:22:53.870 --> 00:22:57.120
<c.yellow>اما وضعیت مطلقا به گونه
ای نیست که نشه تغییر پیدا کنه</c>

00:23:01.980 --> 00:23:03.650
<c.yellow>بیشتر توضیح بدید</c>

00:23:04.680 --> 00:23:09.020
<c.yellow>سائو سائو استراتژیست زبردستیه اون میدونه که
«هان سوئی» شکاف صخره ایه که باید هدف قرارش بده</c>

00:23:09.860 --> 00:23:13.930
<c.yellow>می ترسم اون تبدیل به هدفی برای
ایجاد دو دستگی در ارتش «ما چائو» بشه</c>

00:23:16.800 --> 00:23:20.200
<c.yellow>هان سوئی و «ما تنگ» با
هم برادرای قسم خورده بودند</c>

00:23:20.200 --> 00:23:23.770
<c.yellow>لشکر کشی «ما چائو» به به
خاطر «هان سوئی» امکان پذیر شده</c>

00:23:23.770 --> 00:23:26.420
<c.yellow>سخت بشه رابطه بین عمو و برادر زاده رو</c>

00:23:27.140 --> 00:23:29.500
<c.yellow>به اینصورت ضعیف کرد و بهم زد</c>

00:23:30.950 --> 00:23:35.540
<c.yellow>درست نیست, «ما چائو» جوان و بی تجربه است</c>

00:23:35.540 --> 00:23:39.290
<c.yellow>با کمی شک و تردید در ذهنش
ممکنه اردوگاه خودش رو به مرز نابودی بکشونه</c>

00:23:41.170 --> 00:23:43.700
<c.yellow>سائو سائو شخصیت دقیق و حسابگری داره</c>

00:23:43.700 --> 00:23:48.060
<c.yellow>می ترسم «ما چائو» حرف حیله های اون نشه</c>

00:23:53.526 --> 00:24:03.526
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:03.550 --> 00:24:05.140
<c.yellow>عمو</c>

00:24:11.240 --> 00:24:12.800
<c.yellow>برادر زاده ام اومده -
درود بر عمو جان -</c>

00:24:12.800 --> 00:24:15.010
<c.yellow>میخواستم بیام دنبالت</c>

00:24:19.040 --> 00:24:22.200
<c.yellow>فکرش رو نمی کردم تو هم همون
شهامت پدرت رو به ارث برده باشی</c>

00:24:22.200 --> 00:24:26.540
<c.yellow>در نبرد «تونگ گوان» کاری کردی
«سائو سائو» مثل یه سگ ولگرد فرار کنه</c>

00:24:26.540 --> 00:24:28.970
<c.yellow>این یه تحرک بزرگ برای روحیه ارتش ماست</c>

00:24:29.880 --> 00:24:32.000
<c.yellow>اگه به خاطر حمایت شما نبود, عمو جان</c>

00:24:32.000 --> 00:24:35.120
<c.yellow>ما نمی تونستیم همه ی اینها رو بدست بیاریم</c>

00:24:38.750 --> 00:24:41.450
<c.yellow>میخوای بعد از این چی کار کنی؟</c>

00:24:42.720 --> 00:24:44.480
<c.yellow>عمو جان، لطفا نگاه کنید</c>

00:24:51.900 --> 00:24:53.920
<c.yellow>طبق آمار و اخباری که بدستمون رسیده</c>

00:24:53.920 --> 00:24:56.090
<c.yellow>سائو سائو ناوگان خودش رو در
ساحل رودخانه «وی» بهم زنجیر کرده</c>

00:24:56.090 --> 00:24:59.320
<c.yellow>طوری که به شکل سه پل شناور شمال
و جنوب ساحل رو به هم متصل کرده</c>

00:24:59.320 --> 00:25:03.500
<c.yellow>اردوگاه اصلی ارتش «سائو» در سراسر رودخانه ساخته شده و در ضمن
از ارابه های حمل تداروکات به عنوان حصار و مانع استفاده کردند</c>

00:25:03.500 --> 00:25:07.250
<c.yellow>تو این فکرم که به سربازا دستور بدیم بسته
های یونجه خشک و آتش زا با خودشون حمل کنند</c>

00:25:07.250 --> 00:25:11.280
<c.yellow>و شما با سربازای خودتون در زمان
درست به دروازه جلویی حمله کنید</c>

00:25:11.280 --> 00:25:16.440
<c.yellow>اون زمان دسته های یونجه رو روی هم
انباشته می کنید و به آتش می کشید چی میگید؟</c>

00:25:17.940 --> 00:25:22.840
<c.yellow>نقشه خوبیه اما می ترسم «سائو
سائو» انتظار این کار رو داشته باشه</c>

00:25:22.840 --> 00:25:26.030
<c.yellow>اون ممکنه سربازای ما
رو فریب بده تا به جلو برند</c>

00:25:26.030 --> 00:25:27.960
<c.yellow>در این صورت, ما توی دردسر بزرگی میوفتیم</c>

00:25:29.110 --> 00:25:32.600
<c.yellow>ما پشت سر هم در مقابل
ارتش «سائو سائو» پیروز شدیم</c>

00:25:32.600 --> 00:25:35.000
<c.yellow>و روحیه ارتش ما بالاست</c>

00:25:35.000 --> 00:25:37.560
<c.yellow>ارتش «سائو سائو» به مرز
وحشت از ما رسیده و فرار کرده</c>

00:25:37.560 --> 00:25:41.990
<c.yellow>اگه ما بتونیم بدون دادن حتی لحظه ای مجال برای نفس کشیدن,
به اونها حمله کنیم میتونیم به راحتی این جنگ رو پیروز بشیم</c>

00:25:42.850 --> 00:25:46.210
<c.yellow>عمو, شما به یکباره دچار تردید شدید</c>

00:25:46.210 --> 00:25:50.040
<c.yellow>ممکنه بدونم از چه بابت نگرانید؟</c>

00:25:51.210 --> 00:25:53.560
<c.yellow>برادر زاده، من هیچ نگرانی ای ندارم</c>

00:25:53.560 --> 00:25:57.230
<c.yellow>به نظر میرسه سربازای
ما روی خط برد قرار گرفتند</c>

00:25:57.230 --> 00:25:59.140
<c.yellow>ما باید بیشتر از همیشه مراقب باشیم</c>

00:25:59.140 --> 00:26:02.770
<c.yellow>بعلاوه، «سائو سائو» آدم عادی ای نیست</c>

00:26:02.770 --> 00:26:06.060
<c.yellow>ما باید در این مورد به دقت فکر کنیم</c>

00:26:09.550 --> 00:26:12.930
<c.yellow>عمو جان، حالا چرا اینقدر دست پاچه شدین؟</c>

00:26:12.930 --> 00:26:15.870
<c.yellow>مگه این اخبار فوری از خط مقدم نیست؟</c>

00:26:15.870 --> 00:26:20.430
<c.yellow>نه این نامه شخصی منه
برادر زاده لطفا بهم برش گردون</c>

00:26:22.160 --> 00:26:24.270
<c.yellow>برادر بزرگ، باور نکنید</c>

00:26:24.270 --> 00:26:26.770
<c.yellow>این ممکنه مکاتبات مخفیانش
با «سائو سائو» رو افشا کنه</c>

00:26:26.770 --> 00:26:29.680
<c.yellow>مای دا, این چه مزخرفاتیه میگی</c>

00:26:45.360 --> 00:26:47.850
<c.yellow>من از طریق جاسوسامون مطلع شده بودم که</c>

00:26:47.850 --> 00:26:52.500
<c.yellow>شما مخفیانه با «سائو
سائو» ارتباط برقرار می کنید</c>

00:26:53.070 --> 00:26:55.350
<c.yellow>اما من اینو باور نکردم</c>

00:26:55.350 --> 00:26:59.150
<c.yellow>من حتی از شما دفاع کردم</c>

00:26:59.150 --> 00:27:01.680
<c.yellow>تصور نمی کردم شما عمو جان</c>

00:27:01.680 --> 00:27:05.010
<c.yellow>از قبل معامله هایی با
«سائو سائو» کرده باشید</c>

00:27:05.800 --> 00:27:08.380
<c.yellow>تا برادرای خودتون رو تسلیم کنید</c>

00:27:09.300 --> 00:27:13.330
<c.yellow>در عوض, اون «سائو سائو» تو رو به
عنوان حکمران لیانگ شرقی منصوب کنه</c>

00:27:13.330 --> 00:27:14.250
<c.yellow>نـه</c>

00:27:14.250 --> 00:27:19.560
<c.yellow>عمو، منو از خودتون ناامید کردید</c>

00:27:19.560 --> 00:27:22.780
<c.yellow>اینطور نیست .. این توطئه است ... توطئه است</c>

00:27:22.780 --> 00:27:25.340
<c.yellow>برادرزاده عزیزم، باید حرفمو باور کنی</c>

00:27:25.340 --> 00:27:27.170
<c.yellow>همه شواهد علیه توئه</c>

00:27:27.170 --> 00:27:30.620
<c.yellow>برادر، دوباره فریب اونو نخورید</c>

00:27:35.690 --> 00:27:38.060
<c.yellow>نگهبانا</c>

00:28:00.340 --> 00:28:05.260
<c.yellow>عمو، متاسفم</c>

00:28:08.860 --> 00:28:12.520
<c.yellow>هیچ چاره ای جز این نداشتم</c>

00:28:12.520 --> 00:28:15.940
<c.yellow>برادر, حالا که «هان سوئی» کشته شده
ما نمیتونیم مدت زیادی اینجا بمونیم</c>

00:28:15.940 --> 00:28:19.710
<c.yellow>اگه نیروهای اون بویی از این
ماجرا ببرند, علیه ما شورش می کنند</c>

00:28:19.710 --> 00:28:23.030
<c.yellow>اگه «سائو سائو» در این شرایط به ما حمله کنه
نمی تونیم مقاومت کنیم</c>

00:28:26.550 --> 00:28:33.340
<c.yellow>در شرایط فعلی, ما فقط می تونیم با
«ژانگ لو» در «هان ژونگ» ملحق بشیم</c>

00:28:33.340 --> 00:28:36.540
<c.yellow>فقط میتونیم اونجا پناه بگیریم</c>

00:28:44.780 --> 00:28:47.440
<c.yellow>نخست وزیر. «ما چائو»
هان سوئی رو به قتل رسونده</c>

00:28:47.440 --> 00:28:48.970
<c.yellow>چی گفتی؟</c>

00:28:49.820 --> 00:28:52.280
<c.yellow>ما چائو , «هان سوئی» رو کشته</c>

00:28:52.280 --> 00:28:57.060
<c.yellow>درسته, جاسوسامون اطلاع دادند که
روحیه ارتش لیانگ شرقی بشدت پایین اومده</c>

00:28:57.080 --> 00:29:01.550
<c.yellow>برای اجتناب از گسترش ناآرامی ها, «ما
چائو» همراه نیروهاش عقب نشینی کرده</c>

00:29:01.550 --> 00:29:03.740
<c.yellow>اگر ما در این شرایط به دنبال اونها بریم</c>

00:29:03.740 --> 00:29:06.980
<c.yellow>میتونیم اونها رو به راحتی از بین ببریم</c>

00:29:08.950 --> 00:29:12.950
<c.yellow>مطمئنی که این حیله و نیرنگ «ما چائو» نیست؟</c>

00:29:12.950 --> 00:29:17.850
<c.yellow>نه ... جاسوس های ما
از داخل این رو تایید کردند</c>

00:29:17.850 --> 00:29:20.940
<c.yellow>اما «ما چائو» و «هان سوئی»
مثل پدر و پسر به هم نزدیک بودند</c>

00:29:20.940 --> 00:29:23.220
<c.yellow>چطوری به یکباره اینطور بهم ریختند؟</c>

00:29:24.044 --> 00:29:25.744
<c.yellow>درسته</c>

00:29:25.760 --> 00:29:29.760
<c.yellow>حتی جاسوسای ما هم نتونستند علتش رو بفهمند</c>

00:29:31.384 --> 00:29:32.884
<c.yellow>گزارش</c>

00:29:34.970 --> 00:29:37.990
<c.yellow>نخست وزیر، شخصی به نام
«گائو ز» برای ملاقات با شما اومده</c>

00:29:39.360 --> 00:29:41.450
<c.yellow>کی؟ گفتی کی ؟</c>

00:29:41.450 --> 00:29:43.090
<c.yellow>گائو ز</c>

00:29:44.290 --> 00:29:46.030
<c.yellow>گائو ز؟</c>

00:29:53.070 --> 00:29:56.420
<c.yellow>به نظر میرسه بیش از حد دارو مصرف کرده</c>

00:29:56.420 --> 00:29:58.610
<c.yellow>که باعث شده عقلش رو از دست بده</c>

00:29:59.340 --> 00:30:00.650
<c.yellow>...این</c>

00:30:02.130 --> 00:30:03.440
<c.yellow>باید یه درس خوب به این احمق گستاخ بدم</c>

00:30:03.440 --> 00:30:05.730
<c.yellow>سرباز, فورا بیارش داخل</c>

00:30:05.730 --> 00:30:07.000
<c.yellow>اطاعت</c>

00:30:11.440 --> 00:30:15.590
<c.yellow>چی گفتی؟ میگی تو کسی هستی که بین «ما
چائو» و «هان سوئی» نفاق و دودستگی انداختی؟</c>

00:30:15.590 --> 00:30:18.510
<c.yellow>چطور میخوای ثابت کنی که این کار تو بوده؟</c>

00:30:22.790 --> 00:30:24.710
<c.yellow>میخوای چی کار کنی؟</c>

00:30:37.834 --> 00:30:39.334
<c.yellow>جناب نخست وزیر</c>

00:30:41.810 --> 00:30:43.620
<c.yellow>من بعد از مشاهدات دقیقی</c>

00:30:43.620 --> 00:30:47.170
<c.yellow>به این نتیجه رسیدم که ارتش لیانگ شرقی
اونطور که به نظر میرسه نفوذ ناپذیر هم نیست</c>

00:30:47.170 --> 00:30:51.230
<c.yellow>من به عنوان قاصد محرمانه جناب نخست
وزیر با «هان سوئی» ارتباط برقرار کردم</c>

00:30:51.230 --> 00:30:56.300
<c.yellow>از این فرصت استفاده کردم و نامه
مشکوکی رو در چادر اون باقی گذاشتم</c>

00:30:57.820 --> 00:31:00.500
<c.yellow>بعد خبر ارتباط «هان سوئی» با جناب
نخست وزیر رو در بینشون پخش کردم</c>

00:31:00.500 --> 00:31:03.350
<c.yellow>و نقشه ریختم تا بذر شک و
تردید رو در ذهن «ما چائو» بکارم</c>

00:31:03.350 --> 00:31:06.000
<c.yellow>طولی نکشید که «ما چائو» نامه من رو</c>

00:31:06.000 --> 00:31:08.820
<c.yellow>در چادر «هان سوئی» پیدا کرد</c>

00:31:08.820 --> 00:31:12.380
<c.yellow>اون مطمئن شد که «هان سوئی»
قصد داشته نامه رو از بین ببره</c>

00:31:12.380 --> 00:31:14.790
<c.yellow>بعد از اون «ما چائو» وارد عمل
میشه و ترتیب «هان سوئی» رو میده</c>

00:31:17.450 --> 00:31:20.120
<c.yellow>کی تصورش رو می کرد که جنگ
سالار قدرتمندی مثل هان سوئی</c>

00:31:20.120 --> 00:31:23.710
<c.yellow>به راحتی اونم به خاطر یه
نامه طرح ریزی شده از بین بره</c>

00:31:23.710 --> 00:31:26.930
<c.yellow>بی نظیره ... بی نظیره</c>

00:31:29.120 --> 00:31:34.650
<c.yellow>اما ... حتی اگر گفته های
تو حقیقت هم داشته باشه</c>

00:31:34.650 --> 00:31:37.270
<c.yellow>فکر میکنی که سر هان سوئی</c>

00:31:37.270 --> 00:31:40.180
<c.yellow>برای جبران اون شیء الهی
ای که از من دزدیدی کافیه؟</c>

00:31:40.180 --> 00:31:45.950
<c.yellow>تصور میکنی تو رو به خاطر
جنایاتی که مرتکب شدی می بخشم؟</c>

00:31:48.010 --> 00:31:50.580
<c.yellow>این فقط به «هان سوئی» ختم نمیشه تا زمانی
که اونها در لیست منفور شما قرار داشته باشند</c>

00:31:50.580 --> 00:31:54.020
<c.yellow>من حاضرم سر همه ی اونها رو به شما تقدیم کنم</c>

00:31:54.850 --> 00:31:57.070
<c.yellow>چه اعتماد بنفسی</c>

00:31:57.070 --> 00:32:00.950
<c.yellow>به نظر میرسه , نه تنها قادر
نیستی خودت رو زنده نگه داری</c>

00:32:01.680 --> 00:32:05.030
<c.yellow>بلکه حتی نتونی بیش از این
زبونت رو توی دهنت نگه داری</c>

00:32:07.470 --> 00:32:11.560
<c.yellow>من اینجا اومدم تا دوباره به
شما خدمت کنم جناب نخست وزیر</c>

00:32:11.560 --> 00:32:13.900
<c.yellow>اول اینکه من از مرگ نمی ترسم</c>

00:32:13.900 --> 00:32:17.130
<c.yellow>دوم اینکه هنوز به شما وفادارم</c>

00:32:17.130 --> 00:32:22.230
<c.yellow>و سوم, هر دو شیء الهی رو
ظرف دو ماه بهتون برمی گردونم</c>

00:32:22.230 --> 00:32:23.960
<c.yellow>به عنوان نشانه ای از بابت پشیمانی خودم</c>

00:32:24.700 --> 00:32:28.500
<c.yellow>شما ظرف این دو ماه متوجه میشید
که سخنان من گزافه گویی بوده یا حقیقت</c>

00:32:28.500 --> 00:32:30.620
<c.yellow>حتی اگر جناب نخست وزیر
از من نفرت هم داشته باشند</c>

00:32:30.620 --> 00:32:34.320
<c.yellow>تصور میکنم براتون مقدور باشه که دو
ماه دیگه بهم اجازه زنده موندن رو بدید</c>

00:32:34.320 --> 00:32:36.250
<c.yellow>گائو ز</c>

00:32:37.640 --> 00:32:40.750
<c.yellow>زمانی که 18 جنگسالار باهم
بر علیه «دونگ ژو» متحد شدند</c>

00:32:40.750 --> 00:32:43.440
<c.yellow>تو گذرگاه «سی شویی» رو به من پیشکش کردی</c>

00:32:43.440 --> 00:32:46.040
<c.yellow>از اون زمان فهمیدم که تو روش
های خاصی برای انجام کارهات داری</c>

00:32:46.040 --> 00:32:49.460
<c.yellow>اما, امروز میخوام ببینم</c>

00:32:49.460 --> 00:32:52.250
<c.yellow>تو دیگه چه چیزهایی رو توی آستینت مخفی کردی</c>

00:32:53.280 --> 00:32:56.730
<c.yellow>سپاسگزارم جناب نخست وزیر که بهم
اجازه زنده ماندن برای دو ماه دیگه رو دادین</c>

00:32:56.730 --> 00:32:58.960
<c.yellow>دو ماه زمان خیلی زیادیه</c>

00:32:59.560 --> 00:33:03.510
<c.yellow>این چطوره؟ قبل از اینکه اون دو
شیء الهی محافظ رو برای من بیاری</c>

00:33:03.510 --> 00:33:06.060
<c.yellow>باید شخصی رو برای من بکشی</c>

00:33:08.440 --> 00:33:10.580
<c.yellow>نخست وزیر مایل هستند چه
کسی رو من براشون بکشم؟</c>

00:33:10.580 --> 00:33:14.020
<c.yellow>در نبرد صخره سرخ, این «پانگ تونگ» بود که من
رو فریب داد تا کشتی های خودم رو بهم زنجیر کنم</c>

00:33:14.020 --> 00:33:16.730
<c.yellow>این یکی از مهمترین دلایلی بود که
من در صخره سرخ شکست خوردم</c>

00:33:16.730 --> 00:33:20.090
<c.yellow>نفرت من از «پانگ تونگ» به قدری عمیقـه</c>

00:33:21.580 --> 00:33:24.090
<c.yellow>که میخوام زنده زنده بخورمش</c>

00:33:28.590 --> 00:33:32.340
<c.yellow>با عقب نشینی مـا چائو</c>

00:33:32.340 --> 00:33:34.520
<c.yellow>سائو سائو به سرعت خودش
رو بازسازی و تجدید قوا میکنه</c>

00:33:34.520 --> 00:33:40.100
<c.yellow>برای همین هم شما رو دعوت کردم تا
در مورد برنامه های آیندمون بحث کنیم</c>

00:33:42.770 --> 00:33:46.770
<c.yellow>عالیجناب, جینگ ژو از سمت شرق
مورد توجه «سون چوان» قرار داره</c>

00:33:46.770 --> 00:33:49.280
<c.yellow>از سمت شمال هم «سائو سائو» سعی
در گرفتن اینجا داشته که موفق نشده</c>

00:33:49.280 --> 00:33:51.340
<c.yellow>از نظر من, «یی ژو» تنها محل
مناسب برای قرار دادن پایگاه اصلی ماست</c>

00:33:51.340 --> 00:33:55.300
<c.yellow>اونجا یه منطقه وسیع با اقتصادی
قوی ـه که جمعیت زیادی هم داره</c>

00:33:55.300 --> 00:33:57.840
<c.yellow>عالیجناب, وقتی من به خدمت شما در اومدم</c>

00:33:57.840 --> 00:34:01.420
<c.yellow>شما گفتید که قصد دارید «شی
چوان» رو تحت اختیار خودتون بگیرید</c>

00:34:01.420 --> 00:34:03.990
<c.yellow>ما باید از این فرصت برای پیش
روی به سمت «شی چوان» بهره بگیریم</c>

00:34:03.990 --> 00:34:07.050
<c.yellow>و سلسله «هـان» بزرگ رو احیا کنیم</c>

00:34:09.100 --> 00:34:10.980
<c.yellow>این دقیقا همون چیزیه که منم بهش فکر می کردم</c>

00:34:11.810 --> 00:34:15.790
<c.yellow>اما «لیو ژانگ» و من هر دو
نام خانوادگی مشترکی داریم</c>

00:34:15.790 --> 00:34:18.510
<c.yellow>اگر من به اون حمله کنم</c>

00:34:18.510 --> 00:34:21.870
<c.yellow>می ترسم به عنوان یه آدم بی شرم شناخته بشم</c>

00:34:21.870 --> 00:34:24.750
<c.yellow>عالیجناب, تنها یه آدم احمق دچار تردید میشه</c>

00:34:24.750 --> 00:34:29.800
<c.yellow>شما مرد عاقلی هستید،
لطفا بیش از این تامل نکنید</c>

00:34:29.800 --> 00:34:32.870
<c.yellow>این روزها, «سائو سائو» تبدیل
به دشمن قسم خورده من شده</c>

00:34:32.870 --> 00:34:34.940
<c.yellow>قانون و ضابطه «سائو سائو»
بر پایه ترس و خشونت استوار شده</c>

00:34:34.940 --> 00:34:38.420
<c.yellow>اما من باید براساس
مهربانی و فظیلت حکومت کنم</c>

00:34:39.060 --> 00:34:42.980
<c.yellow>سائو سائو که حیله گر باشه
یعنی من باید وفادار و خوش طینت باشم</c>

00:34:42.980 --> 00:34:45.210
<c.yellow>تنها با انجام این کار,
حمایت مردم رو خواهم داشت</c>

00:34:45.210 --> 00:34:48.640
<c.yellow>حالا اگر من به خاطر اندک سود و منفعت شخصی
ایمان و اعتقاداتم رو در این دنیا از دست بدم</c>

00:34:48.640 --> 00:34:54.070
<c.yellow>اونوقت می ترسم قادر به انجام این کار نباشم</c>

00:34:55.420 --> 00:34:57.840
<c.yellow>عالیجناب, چیزی که شما
گفتین اگرچه درست و منطقی ـه</c>

00:34:57.840 --> 00:35:00.540
<c.yellow>اما زمان های حساس و بحرانی</c>

00:35:00.540 --> 00:35:03.360
<c.yellow>تدابیر و اقدامات حساس
و بحرانی رو اقتضاء میکنه</c>

00:35:03.360 --> 00:35:05.990
<c.yellow>تردید و دودلی شما درنهایت
به خودتون ضربه میزنه</c>

00:35:06.840 --> 00:35:09.170
<c.yellow>اگر شما بتونید «شی چوان» رو بگیرید</c>

00:35:09.170 --> 00:35:12.920
<c.yellow>اون زمان می تونیم «لیو ژانگ» رو در پست
مهمی قرار بدیم و باهاش به خوبی رفتار کنیم</c>

00:35:12.920 --> 00:35:15.770
<c.yellow>به این نحو هم میتونیم با
فضیلت و صحیح رفتار کنیم</c>

00:35:15.770 --> 00:35:20.120
<c.yellow>اما اگر شما بیش از حد به اخلاقیات پایبند
باشید و تصمیم بگیرید که «شی چوان» رو نگیرید</c>

00:35:20.120 --> 00:35:24.730
<c.yellow>پس این نهایت پشیمونی رو بهمراه خواهد داشت
اگر شخص دیگه ای اونجا رو بگیره</c>

00:35:25.810 --> 00:35:28.810
<c.yellow>عالیجناب, صحبت های ققنوس
جوان کاملا صحیح و منطقیه</c>

00:35:28.810 --> 00:35:32.520
<c.yellow>لطفا کمی درموردش تامل کنید و
بیش از حد به اینگونه عقاید توجه نکنید</c>

00:35:32.520 --> 00:35:34.510
<c.yellow>مشاور «پانگ», صحبت هایی رو که کردین</c>

00:35:34.510 --> 00:35:37.580
<c.yellow>به خاطر خواهم سپرد</c>

00:35:38.690 --> 00:35:42.280
<c.yellow>اگر تصمیم بر این باشه که
ما به غرب لشکر کشی کنیم</c>

00:35:42.280 --> 00:35:45.800
<c.yellow>کنگ مینگ، فکر میکنی
چطور باید این کار رو بکنیم؟</c>

00:35:45.800 --> 00:35:49.740
<c.yellow>ما باید نیروهای خودمون رو
برای دفاع از جینگ ژو تقسیم کنیم</c>

00:35:51.790 --> 00:35:55.880
<c.yellow>پس من شخصا ژنرال «هوانگ ژونگ» و «وی یان» رو
همراه خودم به «شی چوان» می برم</c>

00:35:55.880 --> 00:35:58.880
<c.yellow>مشاور «شی یوان» هم به عنوان مشاور نظامی
من رو در این لشکر کشی همراهی می کنند</c>

00:35:58.880 --> 00:36:01.600
<c.yellow>کونگ مینگ, تو در جینگ ژو بمون</c>

00:36:01.600 --> 00:36:07.270
<c.yellow>و همراه با «یون چانگ» , «یی د» و
«زی لونگ» از جینگ ژو دفاع کنید موافقید؟</c>

00:36:08.210 --> 00:36:10.000
<c.yellow>عالیجناب, خیالتون راحت باشه</c>

00:36:46.980 --> 00:36:50.800
<c.yellow>درود بر عالیجناب, چی باعث
شده سرورم من رو احضار کنند؟</c>

00:36:51.400 --> 00:36:53.890
<c.yellow>لیو ژانگ پیش قدم شده و قاصد خودش رو فرستاده</c>

00:36:53.890 --> 00:36:57.100
<c.yellow>و سعی داره با من رابطه
دوستانه ای داشته باشه</c>

00:36:57.100 --> 00:37:01.700
<c.yellow>اون میخواد من رو در غذاخوری
«ماه کامل» در داخل شهر ملاقات کنه</c>

00:37:01.700 --> 00:37:05.440
<c.yellow>عالیه! عالیجناب شما باید برید
نه تنها شما باید برید</c>

00:37:05.440 --> 00:37:08.090
<c.yellow>بلکه باید از این فرصت برای خلاص
شدن از شر «لیو ژانگ» استفاده کنیم</c>

00:37:08.090 --> 00:37:10.420
<c.yellow>با این کار ما بدون توسل به خشونت و زور</c>

00:37:10.420 --> 00:37:12.760
<c.yellow>میتونیم «شی چوان» رو بگیریم</c>

00:37:12.784 --> 00:37:14.784
<c.yellow>نـه</c>

00:37:15.730 --> 00:37:19.640
<c.yellow>مطلقا نمیشه, «لیو ژانگ» یکی از
اعضای محترم خاندان سلطنتی ـه</c>

00:37:19.640 --> 00:37:21.880
<c.yellow>بعلاوه, ازونجایی که من
تازه به «شی چوان» رسیدم</c>

00:37:21.880 --> 00:37:23.720
<c.yellow>من هنوزم باید شهرتم رو در میان مردم حفظ کنم</c>

00:37:23.720 --> 00:37:27.290
<c.yellow>اگر دست به چنین کاری بزنم,
مردم هرگز من رو نمی بخشند</c>

00:37:27.290 --> 00:37:30.050
<c.yellow>مردم بعد از این با چه
دیدی به من نگاه می کنند؟</c>

00:37:32.350 --> 00:37:35.550
<c.yellow>من نمیتونم اون رو به این نحو بکشم</c>

00:37:35.550 --> 00:37:38.510
<c.yellow>این کار درستی نیست</c>

00:37:38.510 --> 00:37:42.670
<c.yellow>عالیجناب, مردان بزرگ تاریخ کسانی
نبودند که به اینگونه چیزهای جزئی اهمیت بدند</c>

00:37:42.670 --> 00:37:44.930
<c.yellow>اگرچه «لیو ژانگ» میخواد در
حال حاضر با ما دوستانه رفتار کنه</c>

00:37:44.930 --> 00:37:48.030
<c.yellow>اما زیردستان اون هرگز شما رو به
عنوان یه شخصیت قدرتمند نمی بینند</c>

00:37:48.030 --> 00:37:50.740
<c.yellow>دیری نمیگذره که اونا تبدیل به
یک نیروی مخالف علیه ما میشند</c>

00:37:50.740 --> 00:37:52.340
<c.yellow>فراموشش کن</c>

00:37:52.340 --> 00:37:55.270
<c.yellow>عالیجناب، لطفا مردد نباشید
این یه فرصت طلاییـه</c>

00:37:55.270 --> 00:37:57.440
<c.yellow>میتونید اون رو زمانیکه ضعیفه بگیرید
شما به سرعت باید «شی چوان» رو تصرف کنید</c>

00:37:57.440 --> 00:38:01.090
<c.yellow>صحبت هایی که امروز درباره این موضوع
کردید رو فراموش کنید خودم بهش رسیدگی میکنم</c>

00:38:01.090 --> 00:38:04.970
<c.yellow>بعد از این, دیگه اشاره ای
به کشتن «لیو ژانگ» نکنید</c>

00:38:05.600 --> 00:38:07.180
<c.yellow>عالیجناب</c>

00:38:09.600 --> 00:38:14.050
<c.yellow>عالیجناب، من همه ی این کارها
رو تنها بخاطر شما انجام میدم</c>

00:38:14.050 --> 00:38:16.550
<c.yellow>مشاور «پانگ», اگر شما مایل
باشید که رو تصمیمتون پافشاری کنید</c>

00:38:16.550 --> 00:38:19.390
<c.yellow>و من عجولانه عمل کنم
اون زمان موجب مضحکه و خنده تمام دنیا میشم</c>

00:38:19.390 --> 00:38:23.640
<c.yellow>به عنوان مرد خونریزی شناخته میشم که به خاطر
منافع شخصیم خویشاوند خودم رو به قتل رسوندم</c>

00:38:24.360 --> 00:38:27.480
<c.yellow>عالیجناب, همه دنیا الان از
سخاوت و مهربانی شما مطلع هستند</c>

00:38:27.480 --> 00:38:30.960
<c.yellow>اما من باید بهتون یادآوری کنم که این بسیار
خطرناکه اگر احساساتتون مانع مسیرتون بشه</c>

00:38:30.960 --> 00:38:33.220
<c.yellow>اگر امروز از شر «لیو ژانگ» خلاص نشیم</c>

00:38:33.220 --> 00:38:38.030
<c.yellow>اون تبدیل به مانع بزرگی در
راه گرفتن «شی چوان» خواهد شد</c>

00:38:41.140 --> 00:38:44.010
<c.yellow>البته که میدونم چیزی که شما میگید و
بهش فکر می کنید برای من انتخاب بهتریـه</c>

00:38:44.640 --> 00:38:47.800
<c.yellow>شما نیت های خوبی دارین
اما من نمیخوام مرتکب جنین جرمی بشم</c>

00:38:47.800 --> 00:38:52.410
<c.yellow>و به خاطر منفعت های زودگذر,
نام خودم رو بد و لکه دار نمیکنم</c>

00:38:53.090 --> 00:38:55.950
<c.yellow>کافیه, به زودی ما در
دروازه های شهر تجمع میکنیم</c>

00:38:55.950 --> 00:38:59.580
<c.yellow>باید مراقب تحرکات «ژانگ لو» هم باشیم</c>

00:39:01.476 --> 00:39:14.476
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:39:14.500 --> 00:39:17.540
<c.yellow>درود بر عالیجناب</c>

00:39:17.540 --> 00:39:21.740
<c.yellow>زی بو، چی باعث شده شما به اینجا بیایید؟</c>

00:39:23.960 --> 00:39:27.660
<c.yellow>اگر راضی باشید, میتونید
همراه من شراب بنوشید</c>

00:39:28.580 --> 00:39:33.170
<c.yellow>عالیجناب, چرا شما اینجا
به تنهایی شراب می نوشید؟</c>

00:39:33.170 --> 00:39:37.550
<c.yellow>داشتم فکر میکردم که «جیانگ
دونگ» رو که پدرم با موفقیت بنا نهاد</c>

00:39:37.550 --> 00:39:40.420
<c.yellow>ممکنه به دست من از دست بره</c>

00:39:40.420 --> 00:39:43.160
<c.yellow>چطور میتونم نگران نباشم؟</c>

00:39:47.520 --> 00:39:50.660
<c.yellow>عالیجناب، شما جوان و با استعداد هستین</c>

00:39:50.660 --> 00:39:53.940
<c.yellow>چی باعث شده چنین حرفی بزنید؟</c>

00:39:55.080 --> 00:39:58.970
<c.yellow>زی بو, اگرچه من نبرد صخره سرخ رو پیروز شدم</c>

00:39:58.970 --> 00:40:00.980
<c.yellow>اما در حال حاضر, به طور ناراحت
کننده ای جینگ ژو رو از دست دادم</c>

00:40:00.980 --> 00:40:03.530
<c.yellow>حتی خواهر عزیزم «شانگ شیانگ» رو هم</c>

00:40:03.530 --> 00:40:06.500
<c.yellow> با دستای خودم به «لیو بی» دادم</c>

00:40:08.460 --> 00:40:13.140
<c.yellow>همینطور, «ژو گونگ جین» هم از دنیا رفت</c>

00:40:13.870 --> 00:40:15.950
<c.yellow>نمیتونم این رو قبول کنم</c>

00:40:16.960 --> 00:40:19.440
<c.yellow>نمیتونم این رو قبول کنم</c>

00:40:21.110 --> 00:40:26.790
<c.yellow>حدس میزنم , شما قصد داشتید «جینگ ژو» رو در
غیاب «لیو بی» که در« شی چوان» حضور داره بگیرد</c>

00:40:26.790 --> 00:40:29.410
<c.yellow>اما ملکه مادر شما رو از این کار منع کردند</c>

00:40:29.410 --> 00:40:33.090
<c.yellow>این باید براتون سخت بوده باشه که بخواید بین فرزند
خلف بودن و حکمران عاقلی بودن یکی رو انتخاب کنید</c>

00:40:33.090 --> 00:40:36.930
<c.yellow>اینها دلایل عذاب و ناراحتی شماست</c>

00:40:36.930 --> 00:40:38.800
<c.yellow>جناب مشاور, شما اشتباه می کنید</c>

00:40:38.800 --> 00:40:41.560
<c.yellow>من فقط میتونم مطیع اوامر مادرم باشم</c>

00:40:41.560 --> 00:40:43.620
<c.yellow>هیچ انتخابی دیگه ای ندارم</c>

00:40:47.360 --> 00:40:50.930
<c.yellow>در حال حاضر, من ذهنی فاقد قدرت دارم</c>

00:40:50.930 --> 00:40:53.460
<c.yellow>جاه طلبی هام تنها چیزیه که دارم</c>

00:40:53.460 --> 00:40:57.000
<c.yellow>اما اینجا بدون اینکه بتونم
کاری انجام بدم گیر افتادم</c>

00:40:58.230 --> 00:41:01.570
<c.yellow>عالیجناب, شاید من راهی داشته باشم</c>

00:41:01.570 --> 00:41:03.910
<c.yellow>تا به این استیصال پایان بدید</c>

00:41:03.910 --> 00:41:05.820
<c.yellow>تـو؟</c>

00:41:08.080 --> 00:41:11.060
<c.yellow>فراموش کن، فراموش کن
... میدونم که نیت های خوبی</c>

00:41:11.060 --> 00:41:13.300
<c.yellow>برای کمک به حل مشکلات من داری</c>

00:41:13.300 --> 00:41:16.880
<c.yellow>اما برای من، بهترین کار در شرایط فعلی</c>

00:41:16.880 --> 00:41:19.280
<c.yellow>بی تحرک باقی موندن ـه</c>

00:41:20.210 --> 00:41:24.600
<c.yellow>عالیجناب, اجازه بدین عرایضم رو
قبل از اینکه قضاوت کنید به پایان برسونم</c>

00:41:28.280 --> 00:41:32.880
<c.yellow>عالیجناب, اگه بتونید
شخص معتمدی رو مامور کنید</c>

00:41:32.880 --> 00:41:35.660
<c.yellow>تا 500 سرباز رو مخفیانه
همراه خودش به جینگ ژو ببره</c>

00:41:35.660 --> 00:41:37.560
<c.yellow>شما میتونید بهش دستور بدید که
نامه ای رو به شاهزاده خانم تحویل بدند</c>

00:41:37.560 --> 00:41:40.580
<c.yellow>و به ایشون بگند که ملکه
مادر بشدت بیمار هستند</c>

00:41:40.580 --> 00:41:45.140
<c.yellow>و تقاضا کنند که شاهزاده
خانم بلافاصله به اینجا بازگردند</c>

00:41:51.500 --> 00:41:57.460
<c.yellow>خوبـه! مادرم با دیدن خواهرم خوشحال هم میشه</c>

00:42:00.660 --> 00:42:05.670
<c.yellow>اما باید بپرسم, چرا مادرم رو
به عنوان طعمه انتخاب کردید؟</c>

00:42:06.330 --> 00:42:09.960
<c.yellow>عالیجناب, من برای این کارم دلایلی دارم</c>

00:42:09.960 --> 00:42:13.460
<c.yellow>لیو بی تنها یک پسر داره به نام آ دوو</c>

00:42:13.460 --> 00:42:16.920
<c.yellow>اگر ما بتونیم شاهزاده خانم رو همراه
با «آ دوو» به «دونگ وو» بازگردونیم</c>

00:42:16.920 --> 00:42:21.940
<c.yellow>اون زمان «آ دوو» تبدیل
به گروگان شما خواهد شد</c>

00:42:24.720 --> 00:42:28.440
<c.yellow>شما میتونید از «لیو بی» تعهد بگیرید که</c>

00:42:28.440 --> 00:42:31.030
<c.yellow>جینگ ژو رو با پسر خودش «آ دوو» معاوضه کنه</c>

00:42:31.640 --> 00:42:34.650
<c.yellow>اما اگر اون این مبادله رو قبول نکرد</c>

00:42:34.650 --> 00:42:37.990
<c.yellow>و نیروهای خودش رو برای
نجات پسرش به اینجا فرستاد چی؟</c>

00:42:40.970 --> 00:42:44.530
<c.yellow>مادامی که تنها وارث «لیو بی» همراه ما باشه</c>

00:42:44.530 --> 00:42:46.980
<c.yellow>از چی باید وحشت داشته باشیم؟</c>

00:42:57.530 --> 00:43:02.090
<c.yellow>تنها نگرانیم از بابت زمانیه که مادرم از
ماجرا مطلع بشه یقینا اون خشمگین خواهد شد</c>

00:43:02.090 --> 00:43:04.550
<c.yellow>اون زمان چه باید کرد؟</c>

00:43:04.550 --> 00:43:08.460
<c.yellow>عالیجناب، لطفا نگران نباشید
به نظر بنده</c>

00:43:08.460 --> 00:43:12.200
<c.yellow>دلیل اینکه ملکه مادر تا این حد مصر
هستند تا مانع صدمه دیدن «لیو بی» بشند</c>

00:43:12.200 --> 00:43:15.030
<c.yellow>تنها به خاطر نگرانی از
بابت امنیت شاهزاده خانم هست</c>

00:43:15.030 --> 00:43:16.820
<c.yellow>حالا که شاهزاده خانم قراره
صحیح و سالم به اینجا بازگردند</c>

00:43:16.820 --> 00:43:20.640
<c.yellow>و مادر و دختر در کنار هم باشند
اونها از دیدار هم خوشحال هم خواهند شد</c>

00:43:20.640 --> 00:43:25.990
<c.yellow>احتمال میدم ملکه مادر اهمیت چندانی
به موضوع مبادله شما با «لیو بی» ندند</c>

00:43:30.190 --> 00:43:34.320
<c.yellow>بی نظیره ... واقعا بی نظیره</c>

00:43:34.320 --> 00:43:37.490
<c.yellow>عجله کن, شخص معتمدی رو پیدا
کن و بلافاصله به جینگ ژو بفرست</c>

00:43:37.490 --> 00:43:41.490
<c.yellow>عالیجناب, من در حال حاضر شخصی
رو برای انجام این کار درنظر دارم</c>

00:43:43.126 --> 00:43:56.126
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:56.150 --> 00:44:00.010
♫ <i><c.yellow>گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است</c> ♫</i>

00:44:00.010 --> 00:44:05.220
♫ <i><c.yellow>این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند</c> ♫</i>

00:44:05.220 --> 00:44:09.370
♫ <i><c.yellow>وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند</c> ♫</i>

00:44:09.370 --> 00:44:13.730
♫ <i><c.yellow>خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است</c> ♫</i>

00:44:13.730 --> 00:44:18.310
♫ <i><c.yellow>نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه</c> ♫</i>

00:44:18.310 --> 00:44:22.880
♫ <i><c.yellow>تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند</c> ♫</i>

00:44:22.880 --> 00:44:27.300
♫ <i><c.yellow>ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد</c> ♫</i>

00:44:27.300 --> 00:44:31.770
♫ <i><c.yellow>اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است</c> ♫</i>

00:44:32.300 --> 00:44:36.050
♫ <i><c.yellow>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:44:36.050 --> 00:44:40.980
♫ <i><c.yellow>تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:44:40.980 --> 00:44:45.430
♫ <i><c.yellow>وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده</c> ♫</i>

00:44:45.430 --> 00:44:50.260
♫ <i><c.yellow>بدون برهم زدن گذشتـه</c> ♫</i>

00:44:50.260 --> 00:44:54.040
♫ <i><c.yellow> ... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:44:54.040 --> 00:44:58.860
♫ <i><c.yellow>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:44:58.860 --> 00:45:03.310
♫ <i><c.yellow>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:45:03.310 --> 00:45:10.090
♫ <i><c.yellow>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>

00:45:17.420 --> 00:45:21.930
♫ <i><c.yellow>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:45:21.930 --> 00:45:28.750
♫ <i><c.yellow>جدایی پس از زمزه یک سرود</c> ♫</i>

00:45:34.630 --> 00:45:39.420
♫ <i><c.yellow>تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:45:39.420 --> 00:45:43.960
♫ <i><c.yellow>وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده</c> ♫</i>

00:45:43.960 --> 00:45:49.810
♫ <i><c.yellow>بدون برهم زدن گذشتـه</c> ♫</i>

00:45:52.500 --> 00:45:57.310
♫ <i><c.yellow>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:45:57.310 --> 00:46:01.970
♫ <i><c.yellow>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:46:01.970 --> 00:46:08.590
♫ <i><c.yellow>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>