﻿WEBVTT

00:01:57.266 --> 00:02:17.266
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.290 --> 00:02:25.500
<c.colorff0080><i>.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.</i></c>

00:02:26.810 --> 00:02:31.190
<c.colorff0080><i>.:: قسمت پنجاه و ششم ::.</i></c>

00:02:33.180 --> 00:02:35.840
<c.yellow>حقیقش رو بخوای, باید ممنون جناب «پانگ» باشم</c>

00:02:35.840 --> 00:02:37.530
<c.yellow>اگر به خاطر راهنمایی های اون نبود</c>

00:02:37.530 --> 00:02:40.890
<c.yellow>هنوزم من روی زندگی با
درد و رنج پافشاری می کردم</c>

00:02:41.560 --> 00:02:43.640
<c.yellow>خوشبختانه به حرفاش گوش دادم</c>

00:02:43.640 --> 00:02:47.410
<c.yellow>اون درست می گفت
اگه کسی رو دوست داری, نباید محدودش کنی</c>

00:02:47.410 --> 00:02:52.940
<c.yellow>حالا که این فرصت رو دارم که هر روز با کسی
که دوسش دارم باشم واقعا خوشحال و راضی هستم</c>

00:02:54.610 --> 00:02:56.800
<c.yellow>چیه؟ باور نمیکنی؟</c>

00:02:56.800 --> 00:03:01.440
<c.yellow>این نیست, فقط فکر میکنم دختری مثل تو</c>

00:03:01.440 --> 00:03:04.140
<c.yellow>که هر روز از عشق صحبت میکنه</c>

00:03:04.140 --> 00:03:05.880
<c.yellow>نکنه از تمسخر و خنده مردم نمی ترسه؟</c>

00:03:05.880 --> 00:03:08.390
<c.yellow>تا وقتی تو بهم نخندی , اشکالی نداره</c>

00:03:12.350 --> 00:03:14.500
<c.yellow>!بیا بریم حلقه پرت کنیم</c>

00:03:14.500 --> 00:03:15.920
<c.yellow>بریم</c>

00:03:23.010 --> 00:03:25.050
<c.yellow>منم بازی میکنم, منم بازی میکنم</c>

00:03:41.750 --> 00:03:44.330
<c.yellow>بانوی من, لوازم آرایشی و جواهراتی که
برای فرستادن به «نان شو» خواسته بودید</c>

00:03:44.330 --> 00:03:47.160
<c.yellow>آماده شدند و به اینجا آوردند</c>

00:03:47.160 --> 00:03:49.180
<c.yellow>لطفا ملاحظه بفرمایید</c>

00:03:49.860 --> 00:03:51.910
<c.yellow>مطمئنی اشتباه نمیکنی؟</c>

00:03:51.910 --> 00:03:54.700
<c.yellow>من هرگز این چیزها رو نخواسته بودم</c>

00:03:55.540 --> 00:03:57.460
<c.yellow>... خب</c>

00:03:57.460 --> 00:04:02.120
<c.yellow>اما مردی که تحویلشون داد اصرار داره
که شما بهش دستور خریدشون رو دادید</c>

00:04:02.680 --> 00:04:05.770
<c.yellow>همچین چیزی نیست, بفرستش از اینجا بره</c>

00:04:05.770 --> 00:04:08.810
<c.yellow>ببین سوء تفاهمی شده یا
نه, بعد بیا و بهم گزارش بده</c>

00:04:09.534 --> 00:04:11.234
<c.yellow>اطاعت</c>

00:04:11.260 --> 00:04:12.980
<c.yellow>صبر کن</c>

00:04:18.890 --> 00:04:21.560
<c.yellow>کسی که اینا رو آورده, الان کجاست؟</c>

00:04:21.560 --> 00:04:22.990
<c.yellow>بیرون از اینجا منتظر ایستاده</c>

00:04:22.990 --> 00:04:25.400
<c.yellow>عجله کن بگو بیاد داخل -
اطاعت -</c>

00:04:26.450 --> 00:04:27.770
<c.yellow>شما دیگه برید</c>

00:04:27.770 --> 00:04:29.220
<c.yellow>بله</c>

00:04:41.070 --> 00:04:43.930
<c.yellow>بنده حقیر به بانو ادای احترام میکنم</c>

00:04:45.040 --> 00:04:49.800
<c.yellow>این گیره مو رو, تو آوردی؟</c>

00:04:49.800 --> 00:04:52.670
<c.yellow>مادام, شما حقیقتا چشمای تیزی دارین</c>

00:04:55.450 --> 00:04:57.100
<c.yellow>تو دیگه برو</c>

00:04:57.100 --> 00:04:58.410
<c.yellow>بله</c>

00:05:05.150 --> 00:05:06.930
<c.yellow>حرف بزن</c>

00:05:06.930 --> 00:05:11.490
<c.yellow>این گیره مو متعلق به ملکه مادر در
«دونگ وو» ـه دست تو چی کار میکنه؟</c>

00:05:11.490 --> 00:05:13.370
<c.yellow>مادام</c>

00:05:13.370 --> 00:05:17.950
<c.yellow>عالیجناب به من دستور دادند در سریع ترین زمان
ممکن یک نامه محرمانه رو به شما تحویل بدم</c>

00:05:17.950 --> 00:05:21.070
<c.yellow>و شما رو همراه خودم به «دونگ وو» برگردونم</c>

00:05:26.760 --> 00:05:28.900
<c.yellow>وقتی اونجا رو ترک می کردم
مادرم هنوز حالشون کاملا خوب بود</c>

00:05:28.900 --> 00:05:30.850
<c.yellow>چطور ممکنه به این سرعت
و ناگهانی بیمار شده باشه؟</c>

00:05:30.850 --> 00:05:34.930
<c.yellow>مادام, شما مطلع نیستید ملکه مادر
بعد از اینکه شما اونجا رو ترک کردین</c>

00:05:34.930 --> 00:05:37.660
<c.yellow>از شدت دلتنگی و افسردگی ناشی
از , از دست دادن شما بیمار شدند</c>

00:05:37.660 --> 00:05:40.380
<c.yellow>اگر اینطوره, پس چرا برادرم افرادش
رو زودتر از این به اینجا نفرستاد؟</c>

00:05:40.380 --> 00:05:45.180
<c.yellow>مادام, ملکه مادر میدونستند که شما به محض اطلاع
از بیماریشون همه چیز رو رها می کنید و برمی گردید</c>

00:05:45.180 --> 00:05:48.070
<c.yellow>به همین دلیل دستور
دادند که شما رو مطلع نکنم</c>

00:05:48.780 --> 00:05:51.730
<c.yellow>اگر به خاطر وخیم تر
شدن وضعیت ملکه مادر نبود</c>

00:05:51.730 --> 00:05:56.520
<c.yellow>عالیجناب خواسته ملکه مادر رو نادیده
نمی گرفتند تا این نامه رو برای شما بفرستند</c>

00:05:57.120 --> 00:05:58.660
<c.yellow>طبیب چی, اون چی گفته؟</c>

00:05:58.660 --> 00:06:03.340
<c.yellow>طبیب گفتند که, اگر شما بتونید خیلی سریع خودتون رو
برسونید ممکنه بتونید برای آخرین بار ملکه مادر رو ببینید</c>

00:06:03.340 --> 00:06:07.750
<c.yellow>... اگر نتونید, می ترسم</c>

00:06:13.710 --> 00:06:16.320
<c.yellow>مادام, ملکه مادر هر لحظه ممکنه از دنیا برند</c>

00:06:16.320 --> 00:06:18.360
<c.yellow>لطفا بهش فکر کنید و سریعتر آماده بشید</c>

00:06:18.360 --> 00:06:20.520
<c.yellow>تا همراه من به «دونگ وو» برگردین</c>

00:06:20.520 --> 00:06:24.820
<c.yellow>!خفه شو! کی بهت اجازه داد چنین
حرفای کثیف و شومی رو به زبون بیاری</c>

00:06:24.820 --> 00:06:28.570
<c.yellow>مادام, حقیر گستاخی کردم
... لطفا بنده رو عفو کنید</c>

00:06:31.230 --> 00:06:36.250
<c.yellow>مادر عزیزم به شدت بیمار شده به عنوان دخترش,
چطور میتونم از شدت نگرانی تکه تکه نشم</c>

00:06:36.250 --> 00:06:40.350
<c.yellow>... اما الان همسرم دور از
اینجا و در «شی چوان» ـه</c>

00:06:40.350 --> 00:06:43.760
<c.yellow>سرورم عرض کردند, ازونجایی که
عالیجناب «لیو» در «شی چوان» هستند</c>

00:06:43.760 --> 00:06:45.390
<c.yellow>و اطلاع داشتند که «آ دوو» تحت مراقبت شماست</c>

00:06:45.390 --> 00:06:48.480
<c.yellow>گفتند بهتره شما و «آ دوو»
همراه هم به «دونگ وو» بیایین</c>

00:06:48.480 --> 00:06:50.060
<c.yellow>طبعاً اینطوری هم میتونید مراقب «آ دوو» باشید</c>

00:06:50.060 --> 00:06:52.660
<c.yellow>و هم ممکنه ملکه مادر با دیدن آ دوو</c>

00:06:52.660 --> 00:06:56.080
<c.yellow>خوشحال بشند و کمی بهبود پیدا کنند</c>

00:06:57.820 --> 00:07:01.420
<c.yellow>بسیار خب, تو اینجا منتظر بمون من میرم با
جناب مشاور «کونگ مینگ» در این باره صحبت کنم</c>

00:07:01.420 --> 00:07:02.660
<c.yellow>مادام, مطلقا نمیشه</c>

00:07:02.660 --> 00:07:07.990
<c.yellow>بهش فکر کنید, بیماری ملکه مادر
هیچ ارتباطی به «کونگ مینگ» نداره</c>

00:07:07.990 --> 00:07:09.570
<c.yellow>... اگر</c>

00:07:09.570 --> 00:07:12.150
<c.yellow>اگر اصرار داشته باشید که عالیجناب
«لیو» از این موضوع مطلع بشند</c>

00:07:12.150 --> 00:07:15.630
<c.yellow>پس با توجه به فاصله زیاد
بین «جینگ ژو» و شی چوان</c>

00:07:15.630 --> 00:07:18.510
<c.yellow>قبل از اینکه ما بخوایم بریم
می ترسم مدت زمان زیادی طول بکشه</c>

00:07:18.510 --> 00:07:21.740
<c.yellow>اگر اینطور بشه, حتی اگر
هم بخواید نمیتونید از اینجا برید</c>

00:07:24.110 --> 00:07:27.800
<c.yellow>اما اگر من جناب مشاور رو مطلع نکنم</c>

00:07:27.800 --> 00:07:30.220
<c.yellow>می ترسم نگهبانا و سربازا
مدام در طول مسیر مانع من بشند</c>

00:07:30.220 --> 00:07:34.790
<c.yellow>مادام, از این بابت خیالتون راحت باشه من از
قبل کشتی ای رو در ساحل آماده حرکت کردم</c>

00:07:34.790 --> 00:07:37.970
<c.yellow>اگر مایل به اومدن با من باشید تضمین میکنم
بدون هیچ ممانعتی می تونید به «دونگ وو» برگردید</c>

00:07:41.730 --> 00:07:45.330
<c.yellow>حالا که اینطوره, کنار
درب پشتی منتظر من بمون</c>

00:07:45.330 --> 00:07:49.130
<c.yellow>وقتی وسایل خودم و «آ دوو» رو
برداشتم, طبق برنامه عمل میکنیم</c>

00:07:49.130 --> 00:07:50.510
<c.yellow>بله</c>

00:08:00.470 --> 00:08:02.980
<c.yellow>مادر، کجا داریم میریم؟</c>

00:08:02.980 --> 00:08:06.650
<c.yellow>آ دوو, تو مگه همیشه یه کاغذ آسیاب
شده نمی خواستی؟ بیا بریم الان یکی بخریم</c>

00:08:06.650 --> 00:08:09.020
<c.yellow>پس من یه ببر چوی هم میخوام</c>

00:08:09.020 --> 00:08:11.010
<c.yellow>باشه. برات میخرم</c>

00:08:11.710 --> 00:08:13.710
<c.yellow>مادام, از این طرف</c>

00:08:14.890 --> 00:08:16.560
<c.yellow>مادام، صبر کنید</c>

00:08:19.630 --> 00:08:22.370
<c.yellow>مادام عجله کنید -
نباید به دیگران صدمه ای بزنی -</c>

00:08:27.240 --> 00:08:30.840
<c.yellow>یان چانگ</c>

00:08:30.840 --> 00:08:33.020
<c.yellow>خبر بد ... خبر بد</c>

00:08:33.020 --> 00:08:35.080
<c.yellow>فی یان، رنگت خیلی پریده</c>

00:08:35.080 --> 00:08:37.340
<c.yellow>نگران من نباش, زودباش برو به «زی لونگ» بگو</c>

00:08:37.340 --> 00:08:41.110
<c.yellow>مادام «سون» همراه «آ دوو» جینگ ژو
رو داره ترک میکنه میخواد به «دونگ وو» بره</c>

00:08:41.110 --> 00:08:42.990
<c.yellow>الان اونا کجاند؟</c>

00:08:42.990 --> 00:08:47.130
<c.yellow>اونا سوار ارابه شدند, به نظر
میرسه به سمت «دونگ وو» میرند</c>

00:08:47.130 --> 00:08:49.290
<c.yellow>من میرم تا سریع به «زی لونگ» خبر بدم</c>

00:08:49.290 --> 00:08:52.140
<c.yellow>تو هم برو به ژنرال «یی
د» خبر بده برای کمک بیاد</c>

00:09:08.330 --> 00:09:12.490
<c.yellow>مادام, کشتی به زودی حرکت میکنه
شما میتونید بدون نگرانی برید و استراحت کنید</c>

00:09:13.270 --> 00:09:18.190
<c.yellow>ما به سمت پایین رودخانه حرکت میکنیم و
در عرض دو ساعت به «دونگ وو» میرسیم</c>

00:09:18.190 --> 00:09:22.390
<c.yellow>پس سریعتر حرکت کنید, نمیخوام
بیشتر از این تاخیر داشته باشم</c>

00:09:22.390 --> 00:09:24.050
<c.yellow>مادام، نگران نباشند</c>

00:09:24.970 --> 00:09:27.270
<c.yellow>مادر، اینجا کجاست؟</c>

00:09:27.270 --> 00:09:32.000
<c.yellow>مگه نگفتید منو می برید برام کاغذ آسباب شده و ببر چوبی
بخرید؟</c> <c.colorff0080>[ همون کاغذ بامبو یا پاپیروس و کارتس به زبان یونانی ]</c>

00:09:34.130 --> 00:09:38.250
<c.yellow>آ دوو, مادر من الان خیلی بیمار شده</c>

00:09:38.250 --> 00:09:41.530
<c.yellow>میخوای همراه من به دیدن مادر بزرگ بریم؟</c>

00:09:41.530 --> 00:09:46.730
<c.yellow>وقتی اونجا رسیدیم, بهشون میگم
برند و برات کلی کاغذ بامبو بگیرند</c>

00:09:46.730 --> 00:09:52.150
<c.yellow>مادر, حالا که مادر بزرگ مریض شده
... چرا پدر با ما نمیاد تا به دیدنش بریم؟</c>

00:09:53.900 --> 00:09:55.850
<c.yellow>ما خیلی زود برمی گردیم</c>

00:09:55.850 --> 00:09:58.890
<c.yellow>من نمیام, میخوام برگردم و پدرم رو پیدا کنم</c>

00:09:58.890 --> 00:10:01.510
<c.yellow>آ دوو, پسر خب ... پسر خوب</c>

00:10:04.250 --> 00:10:05.650
<c.yellow>بریم</c>

00:10:13.600 --> 00:10:16.880
<c.yellow>نمیشه, نمیزارم بری تو به خواهر «شانگ
شیانگ» قول دادی همراه من به خرید میای</c>

00:10:16.880 --> 00:10:19.320
<c.yellow>ما فقط یکم قدم زدیم,
حالا دنبال بهانه ای تا بری</c>

00:10:19.320 --> 00:10:22.620
<c.yellow>شاهزاده خانم, من الان
خیلی وقته که بیرون اومدم</c>

00:10:22.620 --> 00:10:25.070
<c.yellow>نمیتونم وظایفم رو توی ارتش نادیده بگیرم</c>

00:10:25.070 --> 00:10:26.960
<c.yellow>گوش نمیدم ... گوش نمیدم</c>

00:10:28.400 --> 00:10:32.810
<c.yellow>این خیابون رو, ما تا الان
سه مرتبه بالا و پایین رفتیم</c>

00:10:32.810 --> 00:10:34.880
<c.yellow>هرچی رو که میخواستی بخری, خریدیم</c>

00:10:34.880 --> 00:10:36.980
<c.yellow>هرچی میخواستی بخوری, خوردیم</c>

00:10:36.980 --> 00:10:41.920
<c.yellow>من واقعا نمی فهمم چرا هنوزم
اینقدر برای موندن مشتاقی</c>

00:10:42.590 --> 00:10:44.550
<c.yellow>ما خیلی وقته که همدیگه رو می شناسیم</c>

00:10:44.550 --> 00:10:47.280
<c.yellow>اما این اولین باره که ما داریم
یه جورایی خاطره سازی میکنیم</c>

00:10:47.950 --> 00:10:50.520
<c.yellow>من فقط میخوام ادامه اش بدم</c>

00:10:53.910 --> 00:10:55.680
<c.yellow>زی لونگ -
چی شده؟ -</c>

00:10:55.680 --> 00:10:59.290
<c.yellow>خبر بدیه, مادام «سون» ارباب جوان
رو برداشت و از «جینگ ژو» رفت</c>

00:10:59.290 --> 00:11:02.180
<c.yellow>الان می ترسم کشتی اونا
به «وو ژونگ» رسیده باشه</c>

00:11:02.180 --> 00:11:03.360
<c.yellow>بریم</c>

00:11:03.360 --> 00:11:04.930
<c.yellow>میخواید منم کمک کنم؟</c>

00:11:04.930 --> 00:11:07.300
<c.yellow>یان چانگ، حواست بهش باشه</c>

00:11:08.330 --> 00:11:09.980
<c.yellow>!زی لونگ</c>

00:11:12.810 --> 00:11:14.000
<c.yellow>بی تربیت</c>

00:11:28.080 --> 00:11:30.700
<c.yellow>مادام, امواج و باد خیلی قوی هستند</c>

00:11:30.700 --> 00:11:33.570
<c.yellow>چرا ارباب جوان رو نمی
برید داخل استراحت کنند؟</c>

00:11:34.820 --> 00:11:36.980
<c.yellow>نمیام, میخوام اینجا بازی کنم</c>

00:11:36.980 --> 00:11:39.200
<c.yellow>آ دوو, پسر خوبی باش -
نمیخوام بیام داخل -</c>

00:11:41.870 --> 00:11:44.490
<c.yellow>!سربازا, در حالت آماده باش</c>

00:12:02.860 --> 00:12:04.340
<c.yellow>کشتی رو نگه دارین</c>

00:12:05.810 --> 00:12:08.090
<c.yellow>!عمو «زی لونگ» ـه</c>

00:12:09.290 --> 00:12:13.220
<c.yellow>!عمو زی لونگ</c>

00:12:13.770 --> 00:12:16.080
<c.yellow>!زودباشید کشتی رو نگه دارید</c>

00:12:16.080 --> 00:12:18.170
<c.yellow>!عمو زی لونگ</c>

00:12:18.170 --> 00:12:22.330
<c.yellow>مادر, نکنه عمو «زی لونگ»
هم میخواد همراه ما بیاد؟</c>

00:12:23.340 --> 00:12:26.530
<c.yellow>خانم, کشتی رو نگه دارین -
خانم, شما فقط مراقب ارباب جوان باشید -</c>

00:12:26.530 --> 00:12:28.610
<c.yellow>بقیه چیزها رو به من بسپارید</c>

00:12:30.350 --> 00:12:32.160
<c.yellow>!عمو زی لونگ</c>

00:12:32.870 --> 00:12:35.490
<c.yellow>همه گوش به فرمان من,
سرعت کشتی رو بیشتر کنید</c>

00:12:48.820 --> 00:12:50.130
<c.yellow>کشتی رو نگه دارین</c>

00:13:02.190 --> 00:13:05.100
<c.yellow>!قایم!... قایم</c>

00:13:06.090 --> 00:13:07.610
<c.yellow>!برگرد اینجا</c>

00:13:09.100 --> 00:13:10.600
<c.yellow>کشتی رو نگه دارین</c>

00:13:17.000 --> 00:13:19.080
<c.yellow>!کماندارا آماده</c>

00:13:32.740 --> 00:13:34.160
<c.yellow>!رها کنید</c>

00:13:38.810 --> 00:13:40.780
<c.yellow>کماندارا, به تیراندازی ادامه بدید</c>

00:13:43.210 --> 00:13:45.760
<c.yellow>از مادام «سون» محافظت کنید</c>

00:14:16.184 --> 00:14:17.684
<c.yellow>دست نگه دارید</c>

00:14:21.500 --> 00:14:24.430
<c.yellow>ژائو یون، چطور میتونی اینقدر گستاخ باشی؟</c>

00:14:24.430 --> 00:14:27.770
<c.yellow>بانوی من, ازتون عذر میخوام</c>

00:14:27.770 --> 00:14:31.460
<c.yellow>اما من نمیدونم که شما و
ارباب جوان دارین کجا میرین</c>

00:14:31.460 --> 00:14:33.350
<c.yellow>چرا به مشاور اطلاع ندادین؟</c>

00:14:33.350 --> 00:14:35.720
<c.yellow>مادر من الان در شرایط بحرانی و
بغرنجی قرار داره من شدیدا نگرانم</c>

00:14:35.720 --> 00:14:38.960
<c.yellow>زندگیش در خطره, من وقت کافی
برای اجازه گرفتن از دیگران رو ندارم</c>

00:14:38.960 --> 00:14:42.040
<c.yellow>بانوی من, پس به چه علت ارباب جوان
رو در این سفر همراه خودتون می برید</c>

00:14:42.040 --> 00:14:46.240
<c.yellow>من همسر عالیجناب هستم, «آ
دوو» قاعدتاً پسر منم محسوب میشه</c>

00:14:46.240 --> 00:14:49.770
<c.yellow>اگر من از «جینگ ژو» برم
هیچ کسی نیست که از اون مراقبت کنه</c>

00:14:50.510 --> 00:14:55.480
<c.yellow>ژنرال «ژائو», نکنه ظنین هستین
که میخوام به «آ دوو» صدمه بزنم؟</c>

00:14:55.480 --> 00:14:58.360
<c.yellow>بانوی من, سرورم در تمام زندگی خودشون</c>

00:14:58.360 --> 00:15:03.000
<c.yellow>تنها همین یک وارث رو دارند حالا که
سرورم برای تدارک جنگ به «شی چوان» رفتند</c>

00:15:03.000 --> 00:15:06.920
<c.yellow>من باید وظیفه خودم رو در
حفظ امنیت ارباب جوان انجام بدم</c>

00:15:06.920 --> 00:15:11.230
<c.yellow>ژائو یون، من بهت لطف کردم و
قبول کردم که تو یه خدمتگذار وفاداری</c>

00:15:11.230 --> 00:15:13.100
<c.yellow>!حالا اینقدر خود سر و گستاخ شدی</c>

00:15:13.100 --> 00:15:15.890
<c.yellow>تو صرفا فقط یه سربازی که به
همسرم عالیجناب «لیو» خدمت میکنی</c>

00:15:15.890 --> 00:15:18.260
<c.yellow>دخالت کردنت در امور
خانوادگی من دیگه برای چیه؟</c>

00:15:18.260 --> 00:15:20.680
<c.yellow>مادام, اگر میخواید برید, پس میتونید برید</c>

00:15:20.680 --> 00:15:24.280
<c.yellow>اما ارباب جوان باید اینجا بمونند</c>

00:15:24.280 --> 00:15:27.930
<c.yellow>تو همین الان هم مرتکب جرم نابخشودنی
ای بخاطر شکستن حریم کشتی من شدی</c>

00:15:27.930 --> 00:15:33.520
<c.yellow>حالا هم که اینقدر گستاخ و بی شرمانه رفتار
میکنی ضاهرا قصد شروع یه شورش رو داری</c>

00:15:33.520 --> 00:15:37.900
<c.yellow>نمی ترسی من به عالیجناب «لیو» گزارشت رو بدم
و به خیانت محکومت کنم؟</c>

00:15:37.900 --> 00:15:40.910
<c.yellow>اگر همچنان به بردن ارباب جوان
اصرار داشته باشید حتی اگر اعدام هم بشم</c>

00:15:40.910 --> 00:15:43.060
<c.yellow>هیچ ترسی برای ممانعت از رفتنتون ندارم</c>

00:15:43.060 --> 00:15:46.040
<c.yellow>ژائو یون! واقعا که خیلی جسور شدی</c>

00:15:46.040 --> 00:15:48.320
<c.yellow>چرا هنوز نمیرید شرش رو کم کنید؟</c>

00:15:49.210 --> 00:15:52.150
<c.yellow>بانوی من دستور دادند, هنوزم اطاعت نمی کنید</c>

00:15:58.980 --> 00:16:03.080
<c.yellow>ولم کن ... ولم کن برم .... عمو زی لونگ</c>

00:16:03.970 --> 00:16:05.570
<c.yellow>بزار برم</c>

00:16:05.570 --> 00:16:07.030
<c.yellow>آ دوو</c>

00:16:10.620 --> 00:16:12.190
<c.yellow>آ دوو, مراقب باش</c>

00:16:14.650 --> 00:16:17.280
<c.yellow>عمو «زی لونگ», من میخوام همراه تو برگردم</c>

00:16:17.280 --> 00:16:20.550
<c.yellow>ارباب جوان, نگران نباشین
عمو «زی لونگ» زندگیش رو هم میده</c>

00:16:20.550 --> 00:16:22.440
<c.yellow>تا ازتون محافظت کنه</c>

00:16:26.470 --> 00:16:32.120
<c.yellow>ژائو یون, مهم نیست چقدر مبارز خوبی باشی
وقتی توی «دونگ وو» باشی, چی کار میخوای بکنی؟</c>

00:16:32.120 --> 00:16:36.430
<c.yellow>وقتی توافق کنی که «آ دوو» با من بمونه
من بهشون دستور میدم بزارند تو بری</c>

00:16:45.700 --> 00:16:49.860
<c.yellow>همونجا وایستید ... کشتی رو نگه دارید</c>

00:16:49.860 --> 00:16:51.460
<c.yellow>بندازید تا برم اونجا</c>

00:17:04.990 --> 00:17:08.270
<c.yellow>زن دادش, برادر زاده منو اینجا بزارید
خودتون می تونید برید</c>

00:17:11.150 --> 00:17:12.940
<c.yellow>دهن کثیفت رو ببند</c>

00:17:28.490 --> 00:17:32.240
<c.yellow>عمو, چطور تونستید اینطور بی حرمتی کنید؟</c>

00:17:32.240 --> 00:17:34.830
<c.yellow>درست جلوی چشمای من
چنین کار بی رحمانه ای کردید</c>

00:17:35.520 --> 00:17:38.190
<c.yellow>من مثل «زی لونگ» نیستم
که با زبون خوش حرف بزنم</c>

00:17:38.900 --> 00:17:42.590
<c.yellow>زن داداش, برادر بزرگ به «شی چوان»
رفته تا در نبرد خونین و سختی شرکت کنه</c>

00:17:42.590 --> 00:17:45.580
<c.yellow>اما شما اینجا اصرار دارید که «آ
دوو» رو با خودتون به «دونگ وو» ببرید</c>

00:17:45.580 --> 00:17:47.650
<c.yellow>این بی حرمتی بیشتری نیست؟</c>

00:17:47.650 --> 00:17:52.200
<c.yellow>عمو, مادر من به شدت بیمار شده</c>

00:17:52.200 --> 00:17:56.140
<c.yellow>اگر منتظر بمونم تا برادرت
برگرده, برگشتم به تاخیر میوفته</c>

00:17:57.170 --> 00:18:03.000
<c.yellow>اگر اجازه ندید من برم، همین الان
خودم رو توی رودخانه غرق میکنم</c>

00:18:03.000 --> 00:18:07.490
<c.yellow>نه! زن داداش ... ما ...
ما باید چی کار کنیم حالا؟</c>

00:18:07.490 --> 00:18:10.090
<c.yellow>ما نباید بیش از حد تحت فشارشون بزاریم
این روش یه خدمتگذار خوب نیست</c>

00:18:10.090 --> 00:18:12.540
<c.yellow>من چند لحظه پیش باهاشون توافق کردم مادامی
که اجازه بدند «آ دوو» رو با خودمون برگردونیم</c>

00:18:12.540 --> 00:18:15.380
<c.yellow>بانو میتونند همونطور که میخواند برند</c>

00:18:16.900 --> 00:18:20.450
<c.yellow>زن داداش ... برادر بزرگم
, عموی امپراتور «هان» ـه</c>

00:18:20.450 --> 00:18:23.160
<c.yellow>جایگاه اون برای خانواده
شما یه افتخار محسوب میشه</c>

00:18:23.160 --> 00:18:25.880
<c.yellow>... اگر شما هنوز هم میتونید مهربانی</c>

00:18:25.880 --> 00:18:30.190
<c.yellow>و محبت برادر بزرگ رو نسبت به خودتون به خاطر
بیارین پس بدونید که خیلی سریع باید برگردید</c>

00:18:30.910 --> 00:18:32.440
<c.yellow>بیا بریم</c>

00:19:17.600 --> 00:19:19.040
<c.yellow>!مادر</c>

00:19:19.700 --> 00:19:21.100
<c.yellow>شیانگ ار</c>

00:19:21.100 --> 00:19:22.810
<c.yellow>مادر</c>

00:19:23.860 --> 00:19:25.560
<c.yellow>زودباش بشین</c>

00:19:26.710 --> 00:19:30.840
<c.yellow>فرزندم، چطور شد اینطور ناگهانی برگشتی؟</c>

00:19:30.840 --> 00:19:33.190
<c.yellow>برادر یکی رو فرستاد تا منو
از «جینگ ژو» به اینجا بیاره</c>

00:19:33.190 --> 00:19:37.710
<c.yellow>اون گفت که شما شدیدا بیمار شدید چند روزی از
زندگیتون باقی نمونده و خواستید فورا منو ببینید</c>

00:19:39.190 --> 00:19:42.230
<c.yellow>و «آ دوو» رو هم همراه خودم به اینجا بیارم</c>

00:19:43.220 --> 00:19:46.630
<c.yellow>پسر «شوان دا», آ دوو؟</c>

00:19:46.630 --> 00:19:49.250
<c.yellow>پس «آ دوو» الان کجاست؟</c>

00:19:49.250 --> 00:19:53.050
<c.yellow>اون رو میانه راه ژنرال «ژائو یون»
و «ژانگ فی» باخودشون برگردوندند</c>

00:19:53.050 --> 00:19:57.240
<c.yellow>اونا اجازه ندادند من «آ دوو»
رو از جینگ ژو باخودم بیارم</c>

00:19:59.210 --> 00:20:01.580
<c.yellow>همینطور هم باید می شد</c>

00:20:01.580 --> 00:20:04.430
<c.yellow>آ دوو زاده و فرزند «دونگ وو» نیست</c>

00:20:04.430 --> 00:20:07.270
<c.yellow>اون تنها وارث «شوان دا» هم هست</c>

00:20:08.700 --> 00:20:14.280
<c.yellow>برادرت چطور میتونه به فکر
آسیب زدن به یه بچه هفت ساله باشه؟</c>

00:20:14.280 --> 00:20:19.820
<c.yellow>مادر، شما سالم و سرحال به نظر میرسید</c>

00:20:19.820 --> 00:20:21.050
<c.yellow>... چطوره که</c>

00:20:21.050 --> 00:20:25.360
<c.yellow>!فرزندم, تو داخل نقشه پلید برادرت افتادی</c>

00:20:36.060 --> 00:20:40.150
<c.yellow>پسریه نالایق, بیا اینجا</c>

00:20:47.320 --> 00:20:51.330
<c.yellow>مادر، «شانگ شیانگ». فرزندتون
به مادر ادای احترام میکنه</c>

00:20:51.330 --> 00:20:56.540
<c.yellow>چه احترامی؟ تو نمیتونی صبر
کنی تا این پیرزن بمیره, درست میگم؟</c>

00:20:56.540 --> 00:20:58.290
<c.yellow>مادر</c>

00:20:59.890 --> 00:21:05.270
<c.yellow>برادر، چطور تونستی چنین کاری با من بکنی؟</c>

00:21:06.130 --> 00:21:09.170
<c.yellow>شانگ شیانگ، من هرگز موافق
ازدواج تو با «لیو بی» نبودم</c>

00:21:09.170 --> 00:21:12.050
<c.yellow>اینجا خونه ی توئه ، دونگ وو خونه توئه</c>

00:21:12.050 --> 00:21:15.660
<c.yellow>برادرت تو رو به خونت برگردونده, اشتباهه؟</c>

00:21:17.460 --> 00:21:22.050
<c.yellow>تو داری چی میگی؟ چطور من
فرزند ناخلفی مثل تو رو به دنیا آوردم؟</c>

00:21:22.050 --> 00:21:24.820
<c.yellow>خوشبختانه «آ دوو» الان در «دونگ وو» نیست</c>

00:21:24.820 --> 00:21:29.160
<c.yellow>در غیر این صورت , کی میدونه چه
تدابیر پست و پلیدی رو براش مهیا کرده بودی</c>

00:21:29.160 --> 00:21:31.260
<c.yellow>مادر، من هنوزم ارباب و مسئول «دونگ وو» هستم</c>

00:21:31.260 --> 00:21:35.800
<c.yellow> وظیفه منه که در مقابل دشمن ها ایستادگی کنم
امیدوارم مادر اینو درک کنند</c>

00:21:37.150 --> 00:21:39.020
<c.yellow>!تـو</c>

00:21:39.020 --> 00:21:41.330
<c.yellow>مادر، حالا که خواهر برگشته</c>

00:21:41.330 --> 00:21:44.110
<c.yellow>من دیگه هیچ هراسی برای
رویارویی با «لیو بی» ندارم</c>

00:21:44.110 --> 00:21:45.400
<c.yellow>برادر</c>

00:21:45.400 --> 00:21:47.710
<c.yellow>کافیه, دیگه حرفی نباشه</c>

00:21:47.710 --> 00:21:49.270
<c.yellow>حالا که برگشتی</c>

00:21:49.270 --> 00:21:52.320
<c.yellow>اهمیتی نداره که فریب خوردی
یا با خواست خودت اومدی</c>

00:21:52.320 --> 00:21:54.560
<c.yellow>با این شرایطی که «جینگ ژو» رو ترک کردی</c>

00:21:54.560 --> 00:21:57.840
<c.yellow>هنوز روی برگشتن به اونجا رو داری؟</c>

00:22:01.320 --> 00:22:03.380
<c.yellow>!تـو ... تـو</c>

00:22:04.300 --> 00:22:06.100
<c.yellow>مادر</c>

00:22:10.940 --> 00:22:13.670
<c.yellow>... مادر -
گریه نکن ... گریه نکن -</c>

00:22:25.130 --> 00:22:26.850
<c.yellow>سرورم از چه بابت نگران و مضطرب شدند؟</c>

00:22:26.850 --> 00:22:29.380
<c.yellow>اخبار فرستاده «کونگ مینگ», در چه مورده؟</c>

00:22:30.000 --> 00:22:32.050
<c.yellow>کنگ مینگ در نامه گفته که</c>

00:22:32.830 --> 00:22:36.850
<c.yellow>اخباری از «دونگ وو» مبنی
بر بیمار شدن ملکه مادر رسیده</c>

00:22:36.850 --> 00:22:41.210
<c.yellow>همسرم بعد از شنیدن خبر بلافاصله
به خانه برگشته تقریبا نزدیک بوده که</c>

00:22:42.360 --> 00:22:47.160
<c.yellow>آ دوو رو هم با خودش ببره خوشبختانه «زی لونگ» و
برادر سومم نگذاشتند اون تبدیل به گروگان اونا بشه</c>

00:22:48.340 --> 00:22:52.080
<c.yellow>اجرای چنین نقشه پلیدی , باید
کار اون «سون چوان» باشه</c>

00:22:53.050 --> 00:22:56.330
<c.yellow>تقلای همسرم برای رفتن
رو بی تردید میتونم درک کنم</c>

00:22:56.330 --> 00:23:00.290
<c.yellow>نمیتونم مانع انجام وظایفش
به عنوان یه فرزند بشم</c>

00:23:00.290 --> 00:23:07.170
<c.yellow>... اما بعد از این حادثه, زن و شوهر بودن ما</c>

00:23:08.680 --> 00:23:11.010
<c.yellow>بیشتر از این ادامه نخواهد داشت</c>

00:23:11.010 --> 00:23:13.340
<c.yellow>حالا که اینطوره, سرورم
میتونند آسوده خاطر باشند</c>

00:23:13.340 --> 00:23:15.810
<c.yellow>سرورم, در مقطع فعلی هیچ مسئله دیگری</c>

00:23:15.810 --> 00:23:19.400
<c.yellow>به اندازه گرفتن «شی چوان» اهمیت نداره</c>

00:23:19.400 --> 00:23:21.090
<c.yellow>من خوبم</c>

00:23:21.090 --> 00:23:23.640
<c.yellow>اینا همه میگذره</c>

00:23:24.790 --> 00:23:28.430
<c.yellow>کنگ مینگ به چیز دیگه
ای هم توی نامه اشاره کرده</c>

00:23:28.430 --> 00:23:29.430
<c.yellow>چی هست؟</c>

00:23:29.430 --> 00:23:33.130
<c.yellow>سائو سائو برنامه ریخته تا با یه ارتش
400 هزار نفری به «جیانگ دونگ» حمله کنه</c>

00:23:33.130 --> 00:23:35.030
<c.yellow>من واقعا در این مورد نگرانم</c>

00:23:35.920 --> 00:23:39.390
<c.yellow>... سرورم, چیزی که شما ازش نگرانید اینه که</c>

00:23:39.390 --> 00:23:41.810
<c.yellow>اهمیتی نداره کدام یک از
طرفین در این نبرد پیروز بشه</c>

00:23:41.810 --> 00:23:45.800
<c.yellow>در نهایت اونا توجه خودشون رو
معطوف «جینگ ژو» می کنند درست میگم؟</c>

00:23:45.800 --> 00:23:47.320
<c.yellow>بله</c>

00:23:48.370 --> 00:23:51.630
<c.yellow>من باید چطور با این موضوع برخورد کنم؟</c>

00:23:51.630 --> 00:23:53.890
<c.yellow>سرورم, خیالتون کاملا راحت باشه</c>

00:23:53.890 --> 00:23:55.860
<c.yellow>کنگ مینگ باید این رو از
مدتها قبل پیش بینی کرده باشه</c>

00:23:55.860 --> 00:23:59.400
<c.yellow>خودتون توجه کنید که اون «گوانگ», «ژانگ» و
«زی لونگ» رو برای دفاع از جینگ ژو نگه داشته</c>

00:23:59.400 --> 00:24:03.090
<c.yellow>به نظر من، این تمهید مو لای درزش نمیره</c>

00:24:03.830 --> 00:24:06.670
<c.yellow>شاید من یکم بیش از حد وسواس به خرج دادم</c>

00:24:06.670 --> 00:24:10.280
<c.yellow>اما این کار شما باعث شد
نقشه ای به ذهن من خطور کنه</c>

00:24:10.280 --> 00:24:13.090
<c.yellow>من فکری برای مقابله با «لیو ژانگ» دارم</c>

00:24:13.090 --> 00:24:15.630
<c.yellow>جناب مشاور , چه راهبردی
مد نظرتونه؟ عجله کنید بگید</c>

00:24:15.630 --> 00:24:18.910
<c.yellow>سرورم, ما میتونیم یه داستان
ساختگی از این حمله احتمالی منتشر کنیم</c>

00:24:18.910 --> 00:24:23.750
<c.yellow>بزارید به «لیو ژانگ» بگیم که ما قصد بازگشت به
جینگ ژو برای دفاع در مقابل «سائو سائو» رو داریم</c>

00:24:23.750 --> 00:24:26.810
<c.yellow>اما از شانس بد, ما با کمبود
نفرات و تداروکات روبرو هستیم</c>

00:24:26.810 --> 00:24:29.400
<c.yellow>امیدواریم که بتونیم قدری نیرو و
تداروکات از «لیو ژانگ» بگیریم</c>

00:24:29.400 --> 00:24:32.070
<c.yellow>از این گذشته شما و «لیو
ژانگ» از یه خانواده هستین</c>

00:24:32.850 --> 00:24:35.470
<c.yellow>خب حالا این «لیو ژانگ»,
با این موافقت میکنه؟</c>

00:24:35.470 --> 00:24:38.170
<c.yellow>سرورم, اگر موافقت کنه, من براش تدبیری دارم</c>

00:24:38.170 --> 00:24:41.840
<c.yellow>اگر موافقت نکنه, بازم تدبیری براش دارم</c>

00:24:42.600 --> 00:24:46.160
<c.yellow>خوبه ... حالا با فرض محاسبات شما</c>

00:24:46.160 --> 00:24:47.440
<c.yellow>چه میزان ما باید ازش قرض بگیریم؟</c>

00:24:47.440 --> 00:24:49.750
<c.yellow>سرورم, هر چه بیشتر بهتر</c>

00:24:49.750 --> 00:24:52.160
<c.yellow>ما میتونیم چهل تا پنجاه هزار
اسب و سرباز ازش قرض بگیریم</c>

00:24:52.160 --> 00:24:56.000
<c.yellow>و همینطور صد هزار کیسه غلات و تداروکات جنگ</c>

00:24:56.516 --> 00:25:01.516
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:25:01.540 --> 00:25:03.700
<c.yellow>ژنرال ژانگ، از گشتی هامون
اخباری رسیده مبنی بر اینکه</c>

00:25:03.700 --> 00:25:06.810
<c.yellow>لیو بی نیروهای خودش رو به دو گروه تقسیم کرده هر
کدوم رو «هوانگ ژونگ» و «وی یان» رهبری می کنند</c>

00:25:06.810 --> 00:25:08.760
<c.yellow>حدودا چهار ساعتی میشه که حرکت کردند</c>

00:25:08.760 --> 00:25:12.430
<c.yellow>لیو بی هم باقی مانده نیروهاش رو
به سمت «لو چانگ» هدایت میکنه</c>

00:25:14.860 --> 00:25:19.480
<c.yellow>لیو بی، همینجا به زندگیت پایان میدم</c>

00:25:42.220 --> 00:25:44.980
<c.yellow>همینطور که به «لو چانگ» نزدیک میشیم
یه مسیر اصلی در شمال کوه وجود داره</c>

00:25:44.980 --> 00:25:47.820
<c.yellow>که به دروازه ی شرقی منتهی میشه
یه مسیر کوچیک در جنوب کوه وجود داره</c>

00:25:47.820 --> 00:25:50.870
<c.yellow>که به دروازه غربی ختم میشه به «هوانگ
ژونگ» دستور دادم که پیشقراول ما باشه</c>

00:25:50.870 --> 00:25:53.750
<c.yellow>و از مسیر اصلی در شمال کوه عبور کنه</c>

00:25:53.750 --> 00:25:58.010
<c.yellow>و «وی یان» هم عازم مسیر جنوبی کوه بشه
ما در «لو چانگ» بهم ملحق میشیم</c>

00:25:58.970 --> 00:26:02.100
<c.yellow>لو چانگ یه نقطه حیاتی محسوب میشه
دفاع ازش راحته ولی گرفتنش سخت</c>

00:26:02.100 --> 00:26:04.520
<c.yellow>اگر تقسیم بشیم شانس
بیشتری برای پیروزی داریم</c>

00:26:04.520 --> 00:26:06.250
<c.yellow>من با یه گروه از سربازا از مسیر کوچیک میرم</c>

00:26:06.250 --> 00:26:08.580
<c.yellow>اما شما جناب مشاور باید از مسیر
اصلی به سمت دروازه شرقی برید</c>

00:26:08.580 --> 00:26:10.150
<c.yellow>دروازه غربی شهر هم به عهده من</c>

00:26:10.150 --> 00:26:14.180
<c.yellow>سرورم, نیروهای دشمن احتمالا باید در مسیر اصلی
باشند بهتره میشه اگر شما از مسیر اصلی برید</c>

00:26:14.180 --> 00:26:16.260
<c.yellow>من از مسیر کوچیک میرم</c>

00:26:19.060 --> 00:26:21.730
<c.yellow>جناب مشاور حالتون خوبه؟</c>

00:26:24.450 --> 00:26:27.110
<c.yellow>جناب مشاور ... بیایید ... بیایید</c>

00:26:30.180 --> 00:26:32.370
<c.yellow>شی یوان, حالت خوبه؟</c>

00:26:32.370 --> 00:26:34.780
<c.yellow>سرورم, نگرانتون کردم</c>

00:26:34.780 --> 00:26:37.110
<c.yellow>آسیبی ندیدم ... آسیبی ندیدم</c>

00:26:37.990 --> 00:26:40.780
<c.yellow>مشاور, اخه چرا سوار چنین اسب نامناسبی شدید</c>

00:26:40.780 --> 00:26:44.680
<c.yellow>سرورم, هرچند این اسب چندان خوبی نیست</c>

00:26:44.680 --> 00:26:47.100
<c.yellow>اما سالهاست که اون همراهم بوده</c>

00:26:47.100 --> 00:26:51.120
<c.yellow>تا حالا هیچ مشکلی باهاش
نداشتم, نمیدونم امروز چش شده</c>

00:26:52.280 --> 00:26:54.530
<c.yellow>مشاور, چنین اسب نامرغوبی</c>

00:26:54.530 --> 00:26:59.160
<c.yellow>ممکنه برای میدان جنگ مناسب
نباشه, ممکنه باعث بشه صدمه ببینید</c>

00:26:59.160 --> 00:27:02.500
<c.yellow>مشاور، چطوره که برای این ماموریت
«دی لـو» رو با خودتون ببرید؟؟</c>

00:27:02.500 --> 00:27:06.900
<c.yellow>این اسب خیلی وقته که نجیب و رام بوده لازم
به ذکر هم نیست که بارها زندگی منو نجات داده</c>

00:27:06.900 --> 00:27:10.380
<c.yellow>این تضمین میکنه که شما
در کارتون موفق خواهید شد</c>

00:27:10.380 --> 00:27:12.820
<c.yellow>نمیشه, نمیشه ... سرورم
شما فرمانده کل ارتش هستید</c>

00:27:12.820 --> 00:27:16.080
<c.yellow>چطور میتونید اسب باارزشتون رو به من بدید؟
اصلا نمیشه</c>

00:27:16.080 --> 00:27:19.760
<c.yellow>مشاور, شما اشتباه می کنید ,
مادامی که شما در امنیت باشید</c>

00:27:19.760 --> 00:27:22.900
<c.yellow>ما میتونیم روحیه ارتش رو تقویت کنیم</c>

00:27:22.900 --> 00:27:24.950
<c.yellow>بیایید ، میتونید رداء منو هم داشته باشید</c>

00:27:24.950 --> 00:27:27.900
<c.yellow>عالیجناب, من لیاقتش رو ندارم</c>

00:27:36.800 --> 00:27:41.450
<c.yellow>مشاور, شما به مثال دست و
پاهای خودم برام با اهمیت هستید</c>

00:27:41.450 --> 00:27:46.300
<c.yellow>اگر اتفاقی برای شما بیوفته این مثل از دست
دادن یکی از اعضای بدنم دردناک خواهد بود</c>

00:27:46.300 --> 00:27:51.100
<c.yellow>بگذارید الان با هم وداع کنیم و در
«لو چانگ» همدیگه رو ملاقات کنیم</c>

00:27:51.100 --> 00:27:53.600
<c.yellow>حتما مراقب باشید</c>

00:27:55.680 --> 00:27:58.470
<c.yellow>من لیاقت چنین رفتار سخاوتمندانه
ای رو از جانب سرورم ندارم</c>

00:27:58.470 --> 00:28:01.600
<c.yellow>حتی اگر زندگی خودم رو در راه خدمت به
شما بدم قادر به جبران این سخاوتتون نیستم</c>

00:28:01.600 --> 00:28:05.210
<c.yellow>من زندگی خودم رو برای شما فدا میکنم</c>

00:28:05.210 --> 00:28:07.410
<c.yellow>سپاسگزارم جناب مشاور</c>

00:28:08.660 --> 00:28:11.910
<c.yellow>سوار اسب بشید</c>

00:28:13.890 --> 00:28:17.870
<c.yellow>گزارش ژنرال, سربازای «لیو
بی» به شیب «سقوط ققنوس» رسیدند</c>

00:28:18.530 --> 00:28:20.930
<c.yellow>!ما باید این بار حتما «لیو بی» رو بکشیم</c>

00:28:20.930 --> 00:28:22.370
<c.yellow>!حمله میکنیم</c>

00:28:44.740 --> 00:28:46.310
<c.yellow>اینجا کجاست؟</c>

00:28:46.310 --> 00:28:49.700
<c.yellow>مشاور، اینجا شیب «سقوط ققنوس» ـه</c>

00:28:51.790 --> 00:28:54.160
<c.yellow>شیب سقوط ققنوس</c>

00:28:56.020 --> 00:29:01.790
<c.yellow>لقب من ققنوس جوانـه و از اتفاق
نام اینجا هم شیب «سقوط ققنوس» ـه</c>

00:29:01.790 --> 00:29:06.190
<c.yellow>این ممکنه نشانه بدی باشه, دستور رو ابلاغ کن
برمیگردیم</c>

00:29:06.190 --> 00:29:07.400
<c.yellow>اطاعت</c>

00:29:07.400 --> 00:29:09.620
<c.yellow>همگی برمیگردیم</c>

00:29:28.090 --> 00:29:32.540
<c.yellow>لیو بی خرفت, زندگیت امروز در
شیب سقوط ققنوس به پایان میرسه</c>

00:29:32.540 --> 00:29:36.670
<c.yellow>زندگیت برای تسکین روح ژنرال «یانگ هوای»
و «گائو پی» قربانی میشه تیرها رو رها کنید</c>

00:29:36.670 --> 00:29:38.650
<c.yellow>بد شد ... کمین زدند ...
زودباشید عقب نشینی کنید</c>

00:29:52.860 --> 00:29:54.720
<c.yellow>عقب نشینی کنید</c>

00:29:54.720 --> 00:29:56.850
<c.yellow>اونی که رداء قرمز پوشیده «لیو بی» ـه</c>

00:29:56.850 --> 00:30:00.210
<c.yellow>هرکس اون رو بکشه پاداش بزرگی میگیره
حـمـلـه کـنـیـد</c>

00:30:02.300 --> 00:30:05.140
<c.yellow>!حـمـلـه</c>

00:30:08.430 --> 00:30:09.850
<c.yellow>!عجله کنید</c>

00:30:11.790 --> 00:30:13.660
<c.yellow>جناب مشاور</c>

00:30:13.660 --> 00:30:14.790
<c.yellow>!مراقب مشاور باشید</c>

00:30:14.790 --> 00:30:17.060
<c.yellow>عقب نشینی ... عقب نشینی</c>

00:30:18.280 --> 00:30:19.630
<c.yellow>زودباشید عقب نشینی کنید</c>

00:30:19.630 --> 00:30:21.870
<c.yellow>کمان رو به من بده -
اطاعت -</c>

00:30:27.170 --> 00:30:29.780
<c.yellow>مراقب «مشاور» باشید
زودباشید عقب نشینی کنید</c>

00:30:29.810 --> 00:30:32.270
<c.yellow>عقب نشینی ... عقب نشینی</c>

00:30:32.270 --> 00:30:36.330
<c.yellow>جناب مشاور ... جناب مشاور</c>

00:30:36.330 --> 00:30:38.020
<c.yellow>جناب مشاور</c>

00:30:38.020 --> 00:30:40.150
<c.yellow>عقب نشینی کنید</c>

00:30:40.900 --> 00:30:43.130
<c.yellow>جناب مشاور</c>

00:31:00.290 --> 00:31:02.920
<c.yellow>چرا باید به تو اعتماد کنم؟</c>

00:31:07.120 --> 00:31:10.480
<c.yellow>لیو بی الان در «شی چوان» مستقر شده</c>

00:31:10.480 --> 00:31:14.380
<c.yellow>اگر اون به سمت تو بیاد, کی
میتونه تو رو از مخمصه نجات بده؟</c>

00:31:14.380 --> 00:31:18.150
<c.yellow>یا کی میتونه تضمین کنه
که «یی ژو» از دست نمیره؟</c>

00:31:18.770 --> 00:31:25.100
<c.yellow>حتی اگر به من اعتماد هم نکنی,
ضرری نداره که خودت رو آماده کنی</c>

00:31:29.890 --> 00:31:33.350
<c.yellow>... این استراتژی زدن یه کمین
ـه, اگر خواستی خودت رو در این</c>

00:31:33.350 --> 00:31:38.210
<c.yellow>وضعیت خطرناک «شی چوان» بالا بکشی باید از تاکتیک هایی که بتونه
کمکت کنه این مشکل رو یک بار برای همیشه حل کنی بهره بگیری</c>

00:31:49.990 --> 00:31:52.020
<c.yellow>حادثه بزرگی در «شی چوان» رخ داده</c>

00:31:54.370 --> 00:31:56.350
<c.yellow>مشاور -
چیزی نگو, نامه رو به من بده -</c>

00:31:56.350 --> 00:31:58.350
<c.yellow>اطاعت-
میتونی بری -</c>

00:31:58.350 --> 00:31:59.710
<c.yellow>اطاعت</c>

00:32:06.210 --> 00:32:11.250
<c.colorff0080>[ مشاور «پانگ شی یوان» در شیب سقوط ققنوس بدست
ژنرال دشمن «ژانگ رن» کشته شد ]</c><c.colorff0080> [ لیو بی ]</c>

00:32:11.410 --> 00:32:13.620
<c.yellow>شی یوان</c>

00:32:13.620 --> 00:32:18.010
<c.yellow>چرا به نصیحت من گوش نکردی؟
لجاجت و مرگ</c>

00:32:20.810 --> 00:32:23.830
<c.yellow> مشاور .... جناب پانگ ...؟</c>

00:32:24.580 --> 00:32:26.990
<c.yellow>پانگ شی یوان در شیب سقوط ققنوس</c>

00:32:26.990 --> 00:32:30.900
<c.yellow>بدست ژنرال ارتش دشمن «ژانگ رن» کشته شده -
چی؟ -</c>

00:32:30.900 --> 00:32:33.540
<c.yellow>نفرت انگیز! من سریع میرم
و اون «ژانگ رن» رو میکشم</c>

00:32:33.540 --> 00:32:36.780
<c.yellow>! و گوشت تنش رو برای انتقام
آقـای «پانگ» ریز ریز میکنم</c>

00:32:36.780 --> 00:32:38.340
<c.yellow>!یی د ... عجول نباش</c>

00:32:38.340 --> 00:32:41.150
<c.yellow>ما دیر یا زود در نبرد با
«ژانگ رن» روبرو میشیم</c>

00:32:41.150 --> 00:32:44.150
<c.yellow>الان وظایف مهمتری برای انجام دادن داریم</c>

00:32:44.150 --> 00:32:48.070
<c.yellow>برادر سوم، آرامش خودت رو حفظ کن, بشین</c>

00:32:55.580 --> 00:32:59.790
<c.yellow>بعد از خوندن نامه عالیجناب
نمیدونم شما چی در ذهنتون دارید؟</c>

00:32:59.790 --> 00:33:03.780
<c.yellow>عالیجناب همراه و مشاور مهمی رو از
دست داده و در سرزمین دشمن به دام افتاده</c>

00:33:03.780 --> 00:33:06.350
<c.yellow>ما باید زودتر ایشون رو نجات بدیم</c>

00:33:07.670 --> 00:33:11.380
<c.yellow>یی د، ما با یه گروه از سربازا
از مسیر اصلی حرکت میکنیم</c>

00:33:11.380 --> 00:33:15.260
<c.yellow>زی لونگ, تو یه گروه دیگه از سربازا رو
فرماندهی کن به صورت جداگانه ما پیشروی میکنیم</c>

00:33:15.260 --> 00:33:19.510
<c.yellow>جناب مشاور, اگر ما در این زمان «جینگ
ژو» رو ترک کنیم و به عالیجناب کمک کنیم</c>

00:33:19.510 --> 00:33:21.860
<c.yellow>پس کی از «جینگ ژو» دفاع خواهد کرد؟</c>

00:33:21.860 --> 00:33:25.400
<c.yellow>جینگ ژو نقطه حیاتی ای برای ما محسوب میشه
این مسئله جدیه</c>

00:33:26.720 --> 00:33:31.440
<c.yellow>عالیجناب در نامه خودشون قید کرده بودند
که امنیت «جینگ ژو» رو به دست من میسپارند</c>

00:33:33.790 --> 00:33:37.620
<c.yellow>یون چانگ، تو رابطه برادری با عالیجناب داری</c>

00:33:37.620 --> 00:33:41.740
<c.yellow>بزار ازت بپرسم اگر من مسئله امنیت و
دفاع از «جینگ ژو» رو به عهده تو بزارم</c>

00:33:41.740 --> 00:33:44.140
<c.yellow>حاضری زندگی خودت رو برای دفاع
از اینجا در معرض خطر قرار بدی؟</c>

00:33:44.140 --> 00:33:47.490
<c.yellow>در صورتی که این وظیفه به من محول بشه</c>

00:33:48.610 --> 00:33:51.270
<c.yellow>تا زمان مرگ رهاش نمیکنم</c>

00:33:51.270 --> 00:33:55.380
<c.yellow>خوبـه ... پس بزارید این کار رو بکنیم</c>

00:33:55.380 --> 00:33:58.070
<c.yellow>آقـایون ژنرال, به اردوگاه های
خودتون برگردید و آماده بشید</c>

00:34:05.390 --> 00:34:07.250
<c.yellow>یون چانگ، لطفا صبر کن</c>

00:34:14.380 --> 00:34:16.720
<c.yellow>مشاور کار دیگه ای هست
که بتونم براتون انجام بدم؟</c>

00:34:16.720 --> 00:34:20.450
<c.yellow>یون چانگ, میخوام ازت بپرسم
هنگامی که مسئول دفاع از «جینگ ژو» هستی</c>

00:34:20.450 --> 00:34:23.680
<c.yellow>وقتی ارتش «سائو» حمله کنه, تو چی کار میکنی؟</c>

00:34:23.680 --> 00:34:26.150
<c.yellow>البته که تا پای جان در جنگ مبارزه میکنم</c>

00:34:27.040 --> 00:34:30.670
<c.yellow>پس اگر ارتش «سون چوان» هم بیاد چی؟</c>

00:34:30.670 --> 00:34:32.950
<c.yellow>پس نیروهام رو تقسیم میکنم
و جداگانه باهاشون میجنگم</c>

00:34:35.500 --> 00:34:40.060
<c.yellow>اگر اینطور باشه, پس «جینگ ژو» در معرض خطره</c>

00:34:41.320 --> 00:34:47.190
<c.yellow>من هشت کلمه برات دارم, اگر به اونها عمل کنی
جینگ ژو در امنیت خواهد موند</c>

00:34:47.190 --> 00:34:48.650
<c.yellow>این هشت کلمه چیه؟</c>

00:34:48.650 --> 00:34:52.060
<c.yellow>مقاومت در برابر سائو
سائو , اتحاد با سون چوان</c>

00:34:54.480 --> 00:34:57.700
<c.yellow>اگرچه شما ژنرال بی نظیری هستید اما احتمالا
نمیتونید با دو ارتش در یک زمان مبارزه کنید</c>

00:34:57.700 --> 00:35:00.950
<c.yellow>با این تعداد کم سربازای باقی مونده در
جینگ ژو مبارزه با اونها دشوار خواهد بود</c>

00:35:00.950 --> 00:35:04.920
<c.yellow>تنها با متحد شدن با «سون چوان» میشه شانسی
برای مقاومت در برابر حملات «سائو سائو» داشت</c>

00:35:07.530 --> 00:35:11.970
<c.yellow>جناب مشاور, سخنان شما رو به خاطر خواهم سپرد</c>

00:35:23.490 --> 00:35:25.110
<c.yellow>شاهزاده خانم</c>

00:35:25.110 --> 00:35:26.780
<c.yellow>نیازی به تشریفات نیست</c>

00:35:28.130 --> 00:35:29.300
<c.yellow>کجا دارین میرین؟</c>

00:35:29.300 --> 00:35:33.000
<c.yellow>میخوام پیش «زی لونگ» برم و
باهم انتقام «پانگ شی یوان» رو بگیریم</c>

00:35:33.000 --> 00:35:35.350
<c.yellow>زی لونگ دیگه اینجا نیست</c>

00:35:35.350 --> 00:35:39.260
<c.yellow>اون میدونست که میای اینجا دنبالش
, برای همین هم یه پیغام برات گذاشت</c>

00:35:39.260 --> 00:35:40.670
<c.yellow>چی گفت؟</c>

00:35:40.670 --> 00:35:44.160
<c.yellow>اون گفت که میدونه تو رابطه
نزدیکی با مشاور «پانگ» داشتی</c>

00:35:44.160 --> 00:35:48.040
<c.yellow>این رو هم میدونه که این اخبار حقیقتا
تاسف برانگیزه و قطعا آروم نخواهد نشست</c>

00:35:48.040 --> 00:35:50.070
<c.yellow>زی لونگ جدا منو درک میکنه</c>

00:35:50.070 --> 00:35:54.150
<c.yellow>اما من فکر میکنم, اگه تو این فکری که
همراه ارتش بری بهتره که فراموشش کنی</c>

00:35:54.150 --> 00:35:55.710
<c.yellow>چرا؟</c>

00:35:55.710 --> 00:35:58.660
<c.yellow>چون تو باید به فکر امنیت خودت هم باشی</c>

00:35:58.660 --> 00:35:59.950
<c.yellow>من خیلی قوی ام، خب؟</c>

00:35:59.950 --> 00:36:02.400
<c.yellow>نه تنها میرم, حتی «ژانگ رن» رو خودم میگیرم</c>

00:36:02.400 --> 00:36:05.310
<c.yellow>میرم اونو تیکه تیکه اش میکنم و
همونطور که اون پانگ شی یوان رو کشت</c>

00:36:05.310 --> 00:36:06.700
<c.yellow>همونطوری اونو میکشم</c>

00:36:06.700 --> 00:36:10.710
<c.yellow>بانوی من, این جنگه نه مسخره بازی</c>

00:36:10.710 --> 00:36:12.550
<c.yellow>به نظرت دارم شوخی میکنم؟</c>

00:36:12.550 --> 00:36:16.280
<c.yellow>اما «زی لونگ» چندین بار بهم
تذکر داده که نزارم از شهر خارج بشی</c>

00:36:16.280 --> 00:36:19.820
<c.yellow>من فکر می کنم بهتره فراموشش کنی</c>

00:36:19.820 --> 00:36:23.600
<c.yellow>قطعا کاری میکنم «زی لونگ» با این موافقت کنه</c>

00:36:24.776 --> 00:36:37.776
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:36:37.800 --> 00:36:39.680
<c.yellow>استاد، بالاخره پیداتون کردم</c>

00:36:39.680 --> 00:36:42.750
<c.yellow>بائو یو، چرا دنبال من بودی؟</c>

00:36:42.750 --> 00:36:45.060
<c.yellow>شنیدم که ارتش به زودی از اینجا میره</c>

00:36:45.060 --> 00:36:47.210
<c.yellow>و تو مجبوری به تنهایی از
«جینگ ژو» محافظت کنی</c>

00:36:47.210 --> 00:36:51.150
<c.yellow>البته که به عنوان شاگردتون
باید بهتون کلمات دلگرم کننده بگم</c>

00:36:52.480 --> 00:36:53.870
<c.yellow>خوبه</c>

00:36:56.970 --> 00:36:59.720
<c.yellow>بائو یو, مشکلی هست؟</c>

00:37:04.230 --> 00:37:09.060
<c.yellow>استاد, شما که میدونید
من یه نفر رو توی قلبم دارم</c>

00:37:10.330 --> 00:37:15.840
<c.yellow>احساساتی که تو نسبت به «زی لونگ»
داری رو دیگه همه ازش مطلع هستند</c>

00:37:15.840 --> 00:37:19.410
<c.yellow>اما ... «زی لونگ» به زودی از «جینگ ژو» میره</c>

00:37:19.410 --> 00:37:21.320
<c.yellow>منم میخوام همراهش برم</c>

00:37:22.010 --> 00:37:25.530
<c.yellow>اصلا نمیشه, جنگ اصلا شوخی بردار نیست</c>

00:37:25.530 --> 00:37:27.360
<c.yellow>رفتن به جنگ برای خانم ها خیلی خطرنامه</c>

00:37:27.360 --> 00:37:30.060
<c.yellow>درسته ... درسته ... «زی لونگ» هم همینو گفت</c>

00:37:30.060 --> 00:37:33.010
<c.yellow>او گفت که هنرهای رزمیش خیلی
قوی ـه و در مبارزه هم کارش خوبه</c>

00:37:33.010 --> 00:37:35.200
<c.yellow>اصلا به کمک من نیاز نداره</c>

00:37:35.200 --> 00:37:37.200
<c.yellow>گفته های «زی لونگ» بی راه هم نبوده</c>

00:37:37.200 --> 00:37:39.960
<c.yellow>اینو هم گفت که سن شما داره کم کم بالا میره</c>

00:37:39.960 --> 00:37:41.960
<c.yellow>محافظت از «جینگ ژو»
به تنهایی کار خیلی سختیه</c>

00:37:41.960 --> 00:37:44.900
<c.yellow>برای همین هم منو مجبور
میکنه اینجا پیش شما بمونم</c>

00:37:44.900 --> 00:37:46.410
<c.yellow>زی لونگ واقعا چنین چیزی گفت؟</c>

00:37:46.410 --> 00:37:47.940
<c.yellow>بله</c>

00:37:49.780 --> 00:37:53.190
<c.yellow>زی لونگ دیگه بیش از حد
نگرانه, اصلا نیازی به اینا نیست</c>

00:37:53.190 --> 00:37:55.460
<c.yellow>اون فقط نگران شماست</c>

00:37:57.850 --> 00:37:59.730
<c.yellow>به نظرم, بهتره حرفش رو گوش بدم</c>

00:37:59.730 --> 00:38:03.260
<c.yellow>و کنار شما بمونم
اگه استاد در حین جنگ خسته شدند</c>

00:38:03.260 --> 00:38:05.630
<c.yellow>بائو یو میتونه بهتون کمک کنه</c>

00:38:06.700 --> 00:38:08.900
<c.yellow>چطور جرات میکنه؟</c>

00:38:10.970 --> 00:38:15.150
<c.yellow>بائو یو, زودباش برو و به «زی لونگ» در رفتن
به جنگ ملحق بشو لازم نیست در «جینگ ژو» بمونی</c>

00:38:15.150 --> 00:38:17.390
<c.yellow>اما اون قبول نمیکنه</c>

00:38:17.390 --> 00:38:20.700
<c.yellow>اون قطعا باید ثابت کنه که
قوی تر از «گوانگ یون چانگ» ـه</c>

00:38:20.700 --> 00:38:23.470
<c.yellow>اون حتی گفت, اگه شاگرد
«گوانگ یون چانگ» کنار اون باشه</c>

00:38:23.470 --> 00:38:26.790
<c.yellow>بیشتر از اینکه بخواد کمکی بکنه,
مایه دردسره و همه چیز رو خراب میکنه</c>

00:38:28.810 --> 00:38:31.720
<c.yellow>زی لونگ واقعا متکبر شده با این حرفاش</c>

00:38:32.420 --> 00:38:35.870
<c.yellow>بائو یو، استادت همین الان میره پیش اون</c>

00:38:35.870 --> 00:38:37.840
<c.yellow>و حتما کاری میکنم تا تو
رو با خودش به جنگ ببره</c>

00:38:37.840 --> 00:38:39.730
<c.yellow>استاد</c>

00:38:45.230 --> 00:38:48.660
<c.yellow>کی گفته «گونگ سون بائو
یو» بلد نیست نقشه بکشه؟</c>

00:38:51.800 --> 00:38:55.240
<c.yellow>برادر دوم «گوانگ»، این یکم نامناسب نیست؟</c>

00:38:55.240 --> 00:38:59.730
<c.yellow>کجای این نامناسبه؟ از «یو ژو» تا چانگ شان
از «نان شو» تا جینگ ژو</c>

00:38:59.730 --> 00:39:03.200
<c.yellow>بائو یو فقط به خاطر بودن کنار تو
سختی های زیادی رو متحمل شده</c>

00:39:03.200 --> 00:39:05.760
<c.yellow>سفرت به «شی چوان» مسئله فقط چند روز نیست</c>

00:39:05.760 --> 00:39:08.570
<c.yellow>این همه مدت جدایی, فکر میکنی
چه حسی به «بائو یو» دست میده؟</c>

00:39:08.570 --> 00:39:10.320
<c.yellow>اما -
زی لونگ -</c>

00:39:10.320 --> 00:39:12.550
<c.yellow>من همیشه باهات مثل برادر خودم رفتار کردم</c>

00:39:12.550 --> 00:39:15.610
<c.yellow>از زمانی که پدر «بائو یو»
از دنیا رفت, به عنوان استادش</c>

00:39:15.610 --> 00:39:19.870
<c.yellow>البته که باید مراقبش می بودم حالا امیدوارم
بتونم مراقبت از اون رو به تو بسپارم</c>

00:39:19.870 --> 00:39:22.690
<c.yellow>اما تو هر بار درخواست من رو رد میکنی
و به تلاش های من پشت پا میزنی</c>

00:39:22.690 --> 00:39:26.160
<c.yellow>منظور من این نبود -
کافیه -</c>

00:39:26.160 --> 00:39:28.930
<c.yellow>منظورت بیشتر از اینهاست</c>

00:39:28.930 --> 00:39:32.070
<c.yellow>زی لونگ, تو دیگه هیچ احترامی برای
من قائل نیستی - چنین جسارتی نمیکنم -</c>

00:39:32.070 --> 00:39:35.920
<c.yellow>تو میخوای «بائو یو» کنار من بمونه
چون فکر میکنی من پیر و بی مصرف شدم</c>

00:39:35.920 --> 00:39:41.990
<c.yellow>مگه تو به «بائو یو» نگفتی که جینگ ژو اهمیت
زیادی داره و هرچی آدم بیشتری اینجا بمونند بهتره؟</c>

00:39:41.990 --> 00:39:45.300
<c.yellow>!این ... من هرگز چنین حرفی نزدم</c>

00:39:45.300 --> 00:39:50.700
<c.yellow>دیگه کافیه نمیخوام در مورد
شایعاتی که شنیدم باهات بحث کنم</c>

00:39:50.700 --> 00:39:52.510
<c.yellow>برادر دوم، اشتباه می کنید</c>

00:39:52.510 --> 00:39:58.030
<c.yellow>بهتره برگردیم سر اصل مطلب نکنه به این خاطر که
فکر میکنی «بائو یو» دردسر سازه ازش دوری میکنی؟</c>

00:39:58.030 --> 00:39:59.810
<c.yellow>من اصلا به همچین چیزی فکر هم نکردم</c>

00:39:59.810 --> 00:40:03.940
<c.yellow>با این حساب, میخوای بگی نمیخوای
یه لطف کوچیک در حق من بکنی؟</c>

00:40:03.940 --> 00:40:07.100
<c.yellow>چرا حاضر نیستی از «بائو یو» مراقبت کنی؟</c>

00:40:10.160 --> 00:40:13.220
<c.yellow>بسیار خب ... قبول میکنم که بائو یو</c>

00:40:13.220 --> 00:40:15.490
<c.yellow>تو این سفر منو همراهی کنه</c>

00:40:17.630 --> 00:40:21.660
<c.yellow>خوبـه ... «زی لونگ», تو هنوز یکم ضعیفی</c>

00:40:21.660 --> 00:40:24.790
<c.yellow>بائو یو که همراهیت کنه,
میتونه کمک بزرگی برات باشه</c>

00:40:24.790 --> 00:40:27.660
<c.yellow>خیله خب ... برو و آماده شو</c>

00:40:34.910 --> 00:40:39.350
<c.yellow>بائو یو هم داره همراهتون به
«شی چوان» میاد, چرا من نمیتونم؟</c>

00:40:39.350 --> 00:40:43.260
<c.yellow>ما در طول مسیر ممکنه مبارزه کنیم</c>

00:40:43.260 --> 00:40:49.960
<c.yellow>برای همین, من و «زی لونگ»
واقعا نمیتونیم شاهد سرگردانی تو باشیم</c>

00:40:51.500 --> 00:40:54.900
<c.yellow>من هنرهای رزمی نمیدونم, توی
میدان جنگ هیچ فایده ای براتون ندارم</c>

00:40:54.900 --> 00:40:59.700
<c.yellow>یه استراتژیست هم نیستم شماها باید فکر
کرده باشید من یه باری روی دوشتون هستم</c>

00:41:02.620 --> 00:41:07.150
<c.yellow>فی یان، نباید چنین حرفایی رو بزنی</c>

00:41:07.150 --> 00:41:11.640
<c.yellow>هر اتفاقی هم بیوفته, من
هرگز چنین فکر نمی کنم</c>

00:41:13.050 --> 00:41:15.170
<c.yellow>پس منو با خودت ببر</c>

00:41:18.730 --> 00:41:20.410
<c.yellow>فی یان</c>

00:41:22.290 --> 00:41:25.700
<c.yellow>من واقعا میخوام تو رو با خودم ببرم</c>

00:41:25.700 --> 00:41:30.670
<c.yellow>اما این خواست «زی لونگ» ـه</c>

00:41:35.740 --> 00:41:41.970
<c.yellow>فی یان, اینو اشتباه نگیر, منظور
«زی لونگ» رو هم اشتباه برداشت نکن</c>

00:41:41.970 --> 00:41:44.490
<c.yellow>نگاه کن, در تمام این سالها</c>

00:41:44.490 --> 00:41:47.280
<c.yellow>هر جایی که رفتیم و سفر کردیم,
تو همراه «زی لونگ» و من بودی</c>

00:41:47.280 --> 00:41:49.820
<c.yellow>این زندگی سختی برای دختری مثل توئه</c>

00:41:51.900 --> 00:41:57.850
<c.yellow>حالا که, ما جایی هستیم که
میتونیم خونه به حساب بیاریمش</c>

00:41:57.850 --> 00:42:00.480
<c.yellow>ما میتونیم با هم زندگی کنیم</c>

00:42:00.480 --> 00:42:06.220
<c.yellow>ما درست مثل... مثل یه خانواده ایم</c>

00:42:07.170 --> 00:42:11.110
<c.yellow>فی یان, منظور «زی لونگ» اینه که</c>

00:42:11.110 --> 00:42:19.020
<c.yellow>امیدواره که تو در «جینگ ژو»
بمونی و مراقب خونمون باشی</c>

00:42:21.700 --> 00:42:23.060
<c.yellow>میفهمم</c>

00:42:23.060 --> 00:42:26.480
<c.yellow>من توی جینگ ژو می مونم
مراقب خونه هستم و به خوبی ازش محافظت میکنم</c>

00:42:26.480 --> 00:42:29.620
<c.yellow>منتظر خبرای خوب تو هم می مونم, وقتی برگشتید</c>

00:42:29.620 --> 00:42:32.330
<c.yellow>حتما برای «زی لونگ» دوباره
آواز چانگ شان رو میخونم</c>

00:42:32.330 --> 00:42:35.950
<c.yellow>و براش یه لباس ابریشمی میدوزم</c>

00:42:36.960 --> 00:42:42.890
<c.yellow>فی یان ... من امیدوارم که
بتونی برای منم آواز بخونی</c>

00:42:42.890 --> 00:42:48.020
<c.yellow>و دلم میخواد برای منم یه لباس بدوزی</c>

00:42:51.000 --> 00:42:53.910
<c.yellow>من بهت یه خانواده واقعی میدم</c>

00:42:53.910 --> 00:42:55.910
<c.yellow>الان چی گفتی؟</c>

00:42:57.280 --> 00:43:02.030
<c.yellow>میخوای بهم یه خانواده واقعی بدی؟</c>

00:43:07.590 --> 00:43:11.760
<c.yellow>... فی یان، منظورت اینه که</c>

00:43:11.760 --> 00:43:13.730
<c.yellow>حاضری باهام ازدواج کنی؟</c>

00:43:13.730 --> 00:43:16.390
<c.yellow>چیه؟ ... نمیخوای با من ازدواج کنی؟</c>

00:43:16.390 --> 00:43:19.930
<c.yellow>میخوام ... معلومه که میخوام</c>

00:43:21.336 --> 00:43:37.336
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:37.360 --> 00:43:41.250
♫ <i><c.yellow>گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است</c> ♫</i>

00:43:41.250 --> 00:43:46.410
♫ <i><c.yellow>این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند</c> ♫</i>

00:43:46.410 --> 00:43:50.490
♫ <i><c.yellow>وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند</c> ♫</i>

00:43:50.490 --> 00:43:54.850
♫ <i><c.yellow>خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است</c> ♫</i>

00:43:54.850 --> 00:43:59.480
♫ <i><c.yellow>نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه</c> ♫</i>

00:43:59.480 --> 00:44:04.070
♫ <i><c.yellow>تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند</c> ♫</i>

00:44:04.070 --> 00:44:08.510
♫ <i><c.yellow>ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد</c> ♫</i>

00:44:08.510 --> 00:44:13.470
♫ <i><c.yellow>اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است</c> ♫</i>

00:44:13.470 --> 00:44:17.220
♫ <i><c.yellow>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:44:17.220 --> 00:44:22.020
♫ <i><c.yellow>تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:44:22.020 --> 00:44:26.530
♫ <i><c.yellow>وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده</c> ♫</i>

00:44:26.530 --> 00:44:31.530
♫ <i><c.yellow>بدون برهم زدن گذشتـه</c> ♫</i>

00:44:31.530 --> 00:44:35.210
♫ <i><c.yellow> ... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:44:35.210 --> 00:44:39.940
♫ <i><c.yellow>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:44:39.940 --> 00:44:44.610
♫ <i><c.yellow>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:44:44.610 --> 00:44:52.580
♫ <i><c.yellow>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>

00:44:58.540 --> 00:45:03.050
♫ <i><c.yellow>... لالالالا , لالالالا</c> ♫</i>

00:45:03.050 --> 00:45:10.240
♫ <i><c.yellow>جدایی پس از زمزه یک سرود</c> ♫</i>

00:45:15.800 --> 00:45:20.490
♫ <i><c.yellow>تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند</c> ♫</i>

00:45:20.490 --> 00:45:25.020
♫ <i><c.yellow>وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده</c> ♫</i>

00:45:25.020 --> 00:45:31.460
♫ <i><c.yellow>بدون برهم زدن گذشتـه</c> ♫</i>

00:45:33.730 --> 00:45:38.490
♫ <i><c.yellow>قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند</c> ♫</i>

00:45:38.490 --> 00:45:43.070
♫ <i><c.yellow>پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند</c> ♫</i>

00:45:43.070 --> 00:45:51.390
♫ <i><c.yellow>به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست</c> ♫</i>