﻿WEBVTT

00:01:57.476 --> 00:02:17.476
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.500 --> 00:02:25.520
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:27.020 --> 00:02:31.030
.:: قسمت پنجاه و هشتم ::.

00:02:35.760 --> 00:02:40.350
برادر کوچیک, این اسب مال شماست؟

00:02:40.350 --> 00:02:44.210
نه, این مال ارباب جوان ماست

00:02:44.210 --> 00:02:48.650
به نظر من این اسب فوق العاده ایه
حدس میزنم اصالت معمولی ای هم نداشته باشه

00:02:48.650 --> 00:02:51.580
ارباب جوانمون گفته این یه
رازه, نباید اینو به کسی بگم

00:02:51.580 --> 00:02:54.450
این اسب اهل غربه, بهترین از بین بهترینا

00:02:54.450 --> 00:02:57.590
میتونه صدهزار مایل رو در یک روز پشت سر بزاره از
روی شکاف های عمیق بپره و مثل باد توی دشت ها بتازه

00:02:57.590 --> 00:03:01.430
!اگر بال داشت, می تونست
حتی در آسمونها پرواز کنه

00:03:03.620 --> 00:03:07.940
تو دیگه داری زیادی بزرگش
میکنی, اما به واقعیت نزدیکه

00:03:07.940 --> 00:03:11.560
این اسب از سر تا دم , بیش از 3 متر ـه

00:03:11.560 --> 00:03:14.960
از سم تا پشتش هم تقریبا بیشتر از 2 متر میشه

00:03:14.960 --> 00:03:19.980
گوش های بامبو ای تیز، گردن ملخی مانند
بدن عضلانی و چشم های براق و روشن

00:03:20.900 --> 00:03:23.490
حقیقتا که اسب بی نظیریه

00:03:24.150 --> 00:03:26.110
همه ی اینها رو ارباب جوانتون بهت گفته؟

00:03:26.110 --> 00:03:29.800
بله ... اما نمیتونم به دیگران چیزی بگم

00:03:31.990 --> 00:03:36.920
این اسب خوبیه, اما صاحب و ارباب خوبی نداره

00:03:36.920 --> 00:03:41.440
اون خوب از این اسب مراقبت
نمیکنه, افسوس ... واقعا که افسوس

00:03:41.440 --> 00:03:46.230
ارباب «ژانگ» تشریف آوردین,
خیلی وقته منتظرتون هستیم

00:03:49.130 --> 00:03:53.090
ارباب «ژانگ» بفرمایید,
من داخل منتظرتون می مونم

00:03:58.450 --> 00:04:00.450
بیا! ... بیا ... بیا

00:04:01.070 --> 00:04:03.420
ارباب «ژانگ» , لطفا همونجا بشنید

00:04:03.420 --> 00:04:05.840
ژنرال ژانگ، فکر نمی کردم امروز تشریف بیارید

00:04:05.840 --> 00:04:07.330
ژنرال ژانگ, خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم

00:04:07.330 --> 00:04:09.680
آقایون ژنرال, شماها خیلی لطف دارین

00:04:09.680 --> 00:04:11.470
بیایید .. بیایید

00:04:19.810 --> 00:04:21.120
خوبه

00:04:22.610 --> 00:04:24.940
بیایید ... بیایید ... زودباشید

00:04:38.510 --> 00:04:40.650
زودباشید شرط ببندید

00:04:41.350 --> 00:04:42.740
"من "کوچیک

00:04:42.740 --> 00:04:44.520
بیایید ماهم نظر ارباب «ژانگ» رو انتخاب کنیم

00:04:44.520 --> 00:04:45.840
"منم "کوچیک

00:04:45.840 --> 00:04:47.500
"پس من "بزرگ

00:04:47.500 --> 00:04:52.790
بازش کن -
آقایون, دو ... سه ... چهار ... یعنی کوچیک -

00:04:52.790 --> 00:04:56.010
خیلی شانس آوردیم که مثل
ارباب «ژانگ» انتخاب کردیم

00:04:56.010 --> 00:04:59.200
من بد شانسی آوردم -
تبریک میگم, ارباب ژانگ -

00:04:59.200 --> 00:05:00.130
ارباب ژانگ

00:05:00.130 --> 00:05:03.580
من یه سری کار دارم که باید بهشون برسم
من از حضورتون مرخص میشم ... خوش بگذره

00:05:03.580 --> 00:05:06.480
من دیگه رفتم -
بیایید ... ادامه بدیم -

00:05:06.480 --> 00:05:07.880
ادامه بده

00:05:12.410 --> 00:05:13.740
کوچیک

00:05:13.740 --> 00:05:15.110
بزرگ

00:05:19.430 --> 00:05:21.100
بازم کوچیکه

00:05:22.690 --> 00:05:24.440
دوباره کوچیک

00:05:28.300 --> 00:05:30.050
بزرگ -
کوچیک -

00:05:33.170 --> 00:05:35.480
بزرگ -
کوچیک -

00:05:35.480 --> 00:05:38.100
بزرگ -
بازم کوچیک -

00:05:41.460 --> 00:05:43.410
بزرگ! ... بزرگ ... بزرگ ... بزرگ

00:05:43.410 --> 00:05:45.670
بازم کوچیک شرط می بندم -
بزرگ -

00:05:45.670 --> 00:05:47.920
یک، دو، چهار، کوچیک شد

00:05:49.000 --> 00:05:50.950
ای یااا .... خیلی بد شانسم

00:05:52.300 --> 00:05:54.910
ژنرال «ژانگ» واقعا تحسین برانگیزه

00:05:54.910 --> 00:06:00.800
درسته, میدونستم اگه ژنرال «ژانگ» رو
دنبال کنیم ضیافت بزرگی عایدمون میشه

00:06:01.810 --> 00:06:05.010
آقـای جوان, میتونم اسمتون رو بدونم؟

00:06:05.700 --> 00:06:09.550
عذر میخوام, نام خانوادگی من «دا» ـه
* بزرگ *

00:06:10.560 --> 00:06:12.880
چنین نام خانوادگی ای هم وجود داره؟

00:06:12.880 --> 00:06:16.700
مادرم منو «دا نیو» صدا میکنه, پس
نام خانوادگیم غیر این چی باید می بود؟

00:06:19.790 --> 00:06:23.050
فکرش رو هم نمی کردم بعد این سفر دور و دراز

00:06:23.050 --> 00:06:25.260
که هر بار وقتی توی قمارخونه
ها روی «بزرگ» شرط می بستم

00:06:25.260 --> 00:06:29.500
اکثرا تعداد بردهام از باختنم بیشتر بوده باور نمیکنم
به یکباره امروز 26 تا «کوچیک» رو پشت سر هم ببینم

00:06:29.500 --> 00:06:32.110
نمیشه .... نمیشه ... بیایید دوباره

00:06:32.110 --> 00:06:35.850
اما مرد جوون, تو همه پولت رو از دست دادی
دیگه با چی میخوای شرط ببندی؟

00:06:35.850 --> 00:06:38.450
این چیزیه که تو نمیتونی بفهمی

00:06:38.450 --> 00:06:40.840
من یه گنجینه ارزشمند دارم

00:06:40.840 --> 00:06:42.920
یه نگاهی به اون اسب بیرون بنداز

00:06:42.920 --> 00:06:46.110
اگر چشمای تیزی داشته
باشید, باید متوجه بشید که

00:06:46.110 --> 00:06:50.620
این اسب بیشتر از تمام
شرط بندی اینجا ارزش داره

00:06:50.620 --> 00:06:53.850
کی رو داری فریب میدی؟ با اسب شرط می بندی؟

00:06:53.850 --> 00:06:58.030
میدونی چقدر پول روی این میزه؟

00:06:58.030 --> 00:07:00.600
درسته. درمورد کدوم گنجینه ارزشندی حرف میزنی

00:07:00.600 --> 00:07:04.090
گمونم تو فقط یه پسر گیج و
خنگی که تا حالا دنیا رو ندیده

00:07:04.090 --> 00:07:06.960
... اسب های ژنرال ژانگ -

00:07:10.660 --> 00:07:13.610
داری میگی اسبی که اون بیرونه, مال توئه؟

00:07:13.610 --> 00:07:15.360
درسته

00:07:15.360 --> 00:07:17.360
عالیه! پس بیا سر اون شرط بندیم

00:07:17.360 --> 00:07:20.340
برد یا باخت, روی یه دور دیگه شرط میبندیم
چطوره؟

00:07:20.340 --> 00:07:22.650
اینو بهت قول میدم

00:07:22.650 --> 00:07:25.680
من این بار هم روی «بزرگ» شرط می بندم

00:07:25.680 --> 00:07:27.030
کوچیک

00:07:34.060 --> 00:07:35.670
کوچیک

00:07:38.830 --> 00:07:42.300
آقـا, ازتون متشکرم

00:07:44.260 --> 00:07:46.090
متشکرم

00:07:50.260 --> 00:07:54.070
مشاور ... مشاور ... من برگشتم

00:07:54.910 --> 00:07:57.220
گزارش میدم جناب مشاور,
ماموریتم رو به انجام رسوندم

00:07:57.220 --> 00:07:58.620
به این سرعت

00:07:58.620 --> 00:08:00.470
کار خیلی سختی نبود

00:08:00.470 --> 00:08:03.530
شما که نمیدونید, من رفتم و
فقط توی قمارخونه منتظر نشستم

00:08:03.530 --> 00:08:06.200
یه مقدار پول از دست دادم و همینجور پیش رفتم

00:08:06.200 --> 00:08:08.990
و اینطوری «یشم مهتاب»
رو به اون «ژانگ رن» دادم

00:08:08.990 --> 00:08:11.280
اون حتی فکر میکرد معامله پر سودی کرده

00:08:11.280 --> 00:08:14.000
توی این مدت هیچ اتفاقی نیوفتاد؟

00:08:14.000 --> 00:08:16.150
تو الان نگران من شدی؟

00:08:19.490 --> 00:08:21.870
میدونم, حتما نگران من شدی

00:08:21.870 --> 00:08:25.920
یه آدم سخنور, بااستعداد و باهوشی مثل من

00:08:25.920 --> 00:08:29.870
قادره از هر نوع بحران و مشکل
پیش روش به راحتی عبور کنه

00:08:31.220 --> 00:08:35.310
زی لونگ, من بی نظیرم؟ -
بی نظیری -

00:08:35.310 --> 00:08:37.620
مفید هم هستم؟

00:08:37.620 --> 00:08:40.420
بله حتما ... البته که هستی

00:08:40.420 --> 00:08:43.030
شاهزاده خانم بائو یو
کارتون این بار واقا تحسین برانگیز بود

00:08:43.030 --> 00:08:45.890
من فی الفور به عالیجناب اطلاع میدم

00:08:45.890 --> 00:08:50.040
وقتش رسیده «لو چانگ» رو بگیریم
بزار سربازامون آماده بشند

00:08:55.810 --> 00:08:58.730
!ژنرال ژانگ ... ژنرال ژانگ

00:08:58.730 --> 00:09:02.590
ژنرال ژانگ! خبر بد

00:09:02.590 --> 00:09:04.720
چه خبره؟ ... نگران نباش

00:09:04.720 --> 00:09:07.390
لیو بی بیرون شهر شما رو به مبارزه طلبیده

00:09:07.390 --> 00:09:08.850
چی گفتی؟

00:09:10.000 --> 00:09:12.440
اینا لقمه بزرگتر از دهنشون برداشتند

00:09:12.440 --> 00:09:13.900
اسبم رو آماده کن

00:09:13.900 --> 00:09:15.330
اطاعت

00:09:36.540 --> 00:09:39.020
واقعا که اسب خوبی هستی

00:09:40.580 --> 00:09:43.720
تو کی هستی که منو بیرون
از شهر به مبارزه طلبیدی؟

00:09:43.720 --> 00:09:46.590
!چانگ شان, ژائو زی لونگ

00:09:46.590 --> 00:09:49.690
و همینطور من, «یو ژو» گونگ سون بائو یو
[ گونگ سون بائو یو از یـو ژو ]

00:09:49.690 --> 00:09:52.560
صبر کن! این مبارز زن به نظر آشنا میاد

00:09:52.560 --> 00:09:55.820
این همون آدم توی قمار خونه «دا نیو» نیست؟

00:09:55.820 --> 00:09:59.100
... اون از اردوگاه دشمن بود؟ پس این اسب

00:09:59.100 --> 00:10:02.090
ژانگ رن, فکر کردی همه چیز دنیا به کام توئه

00:10:02.090 --> 00:10:07.500
!دارم بهت میگم, امروز روز مرگ توئه
من انتقام «پانگ شی یوان» رو میگیرم

00:10:07.500 --> 00:10:09.540
فقط تو؟

00:10:09.540 --> 00:10:12.710
ژانگ رن، واقعا دوست دارم ببینم

00:10:12.710 --> 00:10:16.730
چطور میخوای جلوی شکستت رو وقتی
سعی داری «یشم مهتاب» منو بتازی بگیری

00:10:46.610 --> 00:10:49.790
ما نمی جنگیم, تسلیم میشیم

00:10:49.790 --> 00:10:52.000
نمی جنگیم

00:11:04.640 --> 00:11:06.840
زانو بزن ... زانو بزن

00:11:13.220 --> 00:11:17.090
ژانگ رن، از زمانیکه من برای
تسلط بر «سی چوان» به اینجا اومدم

00:11:17.090 --> 00:11:21.170
بسیاری از جنگجوها وقتی این
خبر رو شنیدند تسلیم من شدند

00:11:21.170 --> 00:11:25.030
چرا تو تسلیم نشدی؟

00:11:25.570 --> 00:11:28.440
یه خدمتگذار وفادار به دو ارباب خدمت نمیکنه

00:11:29.890 --> 00:11:33.050
خوبه ... خوب گفتی

00:11:33.050 --> 00:11:37.890
اگرچه به خاطر به قتل رسوندن مشاورم
جناب «پانگ تونگ» در شیب سقوط ققنوس

00:11:37.890 --> 00:11:42.800
باید گردنت رو بزنم,اما من
شجاعت و وفاداریت رو تحسین میکنم

00:11:42.800 --> 00:11:46.670
بهت پیشنهاد میکنم تسلیم
بشی و به من خدمت کنی

00:11:47.870 --> 00:11:50.050
من, «لیو بی» قطعا ازت به خوبی قدردانی میکنم

00:11:50.050 --> 00:11:51.370
زرشککک

00:11:51.370 --> 00:11:55.270
تو لایق صحبت کردن از شجاعت و وفاداری
من نیستی تو یه راهزن پیر گوش درازی

00:11:56.190 --> 00:11:58.360
!خودم الان نشونت میدم

00:11:58.360 --> 00:12:00.030
یی د

00:12:00.850 --> 00:12:02.720
یی د

00:12:04.850 --> 00:12:07.820
نمیتونم راحت بایستم و تماشا
کنم به برادر بزرگم بگن راهزن پیر

00:12:08.470 --> 00:12:11.440
ژنرال ژانگ, اعلیجناب «لیو» عضوی
از خاندان سلطنتی سلسله «هان» هستند

00:12:11.440 --> 00:12:15.850
خدمت به سلسله «هان» خیانت به
ارباب خودت محسوب نمیشه بهش فکر کنید

00:12:15.850 --> 00:12:17.670
شما نمیتونید منو با این حرفاتون خام کنید

00:12:17.670 --> 00:12:19.760
شما قبلا بی اعتنا و ناعادلانه
به شهر من حمله کردید

00:12:19.760 --> 00:12:22.730
من هرگز به کسانی که بی
رحم و عال نیستند خدمت نمیکنم

00:12:22.730 --> 00:12:28.650
ازونجایی که شکست خوردم,
ترجیح میدم بمیرم تا تسلیم بشم

00:12:28.650 --> 00:12:32.360
برادر بزرگ، این آدم خیلی مغرور و کله شقه

00:12:32.360 --> 00:12:34.690
نگه داشتنش چه سودی داره؟

00:12:37.010 --> 00:12:39.490
حالا که اینطوره

00:12:39.490 --> 00:12:41.580
پس باید ژنرال «ژانگ»
رو به خواسته اش برسونیم

00:12:41.580 --> 00:12:45.610
نگهبانا, ژنرال ژانگ رو
به مسیر مرگش هدایت کنید

00:12:45.610 --> 00:12:47.290
اطاعت

00:12:48.350 --> 00:12:50.660
بلند شو ... زودباش

00:12:59.740 --> 00:13:02.050
واقعا افسوس

00:13:08.630 --> 00:13:11.500
پدر، اوضاع چطوره؟

00:13:13.430 --> 00:13:17.080
ژنرال «ژانگ» خودش رو قربانی کرد
ما هم باید تسلیم بشیم

00:13:17.080 --> 00:13:20.420
ای یااا .. کجای تسلیم شدن بده؟
عالیجناب «لیو» مگه آدم خیلی خوبی نیست؟

00:13:20.420 --> 00:13:24.020
حقیقتش, مردم شهر که امیدوار
بودند عالیجناب «لیو» شهر رو بگیره

00:13:24.020 --> 00:13:25.430
اینطوری بهم خیره نشو

00:13:25.430 --> 00:13:27.310
اینو که من نگفتم

00:13:27.310 --> 00:13:29.730
من فقط خواسته های قلبی مردم رو دارم میگم

00:13:29.730 --> 00:13:33.180
بهش فکر کنید, عالیجناب «لیو»
عضو خاندان سلطنتی «هان» ـه

00:13:33.180 --> 00:13:35.840
اگر به شخصی مثل اون خدمت
کنیم, آیند روشنی خواهیم داشت

00:13:35.840 --> 00:13:41.140
من شنیدم نه تنها عالیجناب «لیو» جناب «ژوگه» رو به عنوان
مشاور داره همینطور کلی ژنرال قوی هم بهش خدمت می کنند

00:13:41.140 --> 00:13:45.990
پدر، همراهی کردن چنین حاکمی ممکنه
حتی باعث بشه تبدیل به یه ژنرال بزرگ بشید

00:13:45.990 --> 00:13:47.650
!دیگه کافیه

00:13:47.650 --> 00:13:51.410
هرج و مرج و حوادث این دنیا چیزی
نیست که تو بخوای درموردش نطق کنی

00:13:51.410 --> 00:13:54.970
... پدر, توضیحاتی که
من دادم کاملا منطقیه, ببینید

00:13:54.970 --> 00:13:56.060
!بسه دیگه

00:13:56.060 --> 00:14:00.440
دخترم, یکم بهم زمان بده فکر کنم, خیله خب؟

00:14:00.440 --> 00:14:03.290
باشه, باشه, ... خوب استراحت کنید

00:14:03.290 --> 00:14:05.550
من دیگه مزاحمتون نمیشم

00:14:11.160 --> 00:14:14.440
عمو وو، پدرم دارن استراحت می کنند

00:14:14.440 --> 00:14:17.180
آه، باشه

00:14:26.810 --> 00:14:30.190
ژنرال وو، چرا اینقدر مضطرب به نظر میرسید؟

00:14:32.640 --> 00:14:37.560
ژنرال لی، گویا ما باید زودتر دست بکار بشیم

00:14:37.560 --> 00:14:39.460
منظورتون چیه؟

00:14:42.860 --> 00:14:47.520
درسته که ما تسلیم شدیم, اما
«لیو بی» قطعا هنوز به ما شک داره

00:14:47.520 --> 00:14:51.720
اگر ما محتاط نباشیم, ممکنه ما هم به
سرنوشت ژنرال «ژانگ» دچار بشیم

00:14:51.720 --> 00:14:56.790
بهتر نیست از این فرصت برای کشتن «لیو بی»
و گرفتن انتقام ژنرال «ژانگ» استفاده کنیم؟

00:14:58.760 --> 00:15:00.600
تو میخوای پیمان شکنی کنی؟

00:15:00.600 --> 00:15:03.610
من اصلا هیچ قصدی برای خدمت به
«لیو بی» نداشتم اون که ارباب من نیست

00:15:03.610 --> 00:15:06.530
از چه پیمان شکنی ای صحبت می کنید؟

00:15:12.130 --> 00:15:15.620
لیو بی هیچ قصدی برای
کشتن ژنرال «ژانگ» نداشت

00:15:15.620 --> 00:15:20.320
اما ژنرال «ژانگ» حاضر به تسلیم شدن نبود
به همین خاطر هم زندگیش رو از دست داد

00:15:21.250 --> 00:15:26.050
ازونجایی که ما تسلیم شدیم
قطعا اون شرایط رو برای ما سخت نمیکنه

00:15:27.010 --> 00:15:32.000
در ضاهر اینطور به نظر میرسه
اون فقط بدنبال بدست آوردن وفاداری بوده

00:15:32.000 --> 00:15:35.180
خب می تونست در نهایت اونو نکشه

00:15:35.180 --> 00:15:38.690
بعلاوه, ژنرال «ژانگ»
ترجیح داده بمیره تا تسلیم بشه

00:15:38.690 --> 00:15:41.180
لیو بی قطعا از این بابت ناراحت شده

00:15:41.180 --> 00:15:43.330
این برای دیگران چندان هم بد نیست

00:15:43.330 --> 00:15:46.780
اما من و شما, از نزدیکان و
معتمدین ژنرال «ژانگ» بودیم

00:15:46.780 --> 00:15:50.090
لیو بی حتما از این موضوع مطلع هست

00:15:51.150 --> 00:15:54.240
اما «لیو بی» ژنرال های قدرتمند زیادی داره

00:15:54.240 --> 00:15:57.840
حتی اگه نیروهای خودمون رو باهم یکی هم کنیم
هیچ شانسی نداریم

00:15:57.840 --> 00:16:00.450
اینطوری فقط خودمون رو به کشتن نمیدیم؟

00:16:00.450 --> 00:16:03.060
به همین دلیل ما فقط همین یک فرصت رو داریم

00:16:03.060 --> 00:16:06.880
امشب, «لیو بی» میزبان یه ضیافت
در مهمان خانه «گوی بینگ» ـه

00:16:06.880 --> 00:16:09.800
ژنرال ها و مشاورش قطعا
زودتر از «لیو بی» به اونجا میاند

00:16:09.800 --> 00:16:13.340
محافظین «لیو بی» قطعا به خاطر تحت
کنترل بودن «لو چانگ» این کار رو می کنند

00:16:13.340 --> 00:16:18.290
اون زمان, ما در مسیر خیابون کمین می کنیم

00:16:18.290 --> 00:16:20.060
... خب

00:16:27.370 --> 00:16:31.750
اگر «لیو بی» نمیره, ما حتی یه
روز خوش و در آرامش نخواهیم داشت

00:16:33.820 --> 00:16:38.450
زمان داره از دست میره,
باید زودتر تصمیم بگیریم

00:16:44.250 --> 00:16:49.000
حالا که ما «لو چانگ» رو گرفتیم,
«چنگدو» الان در دسترس ماست

00:16:49.000 --> 00:16:53.900
درواقع همه چیز آماده است تا ما «چنگدو» رو بگیریمش
اما چیزی که منو نگران میکنه , ناآرامی های اطراف اونه

00:16:53.900 --> 00:16:58.250
اما ما میتونیم نیروهامون رو تقسیم کنیم یک گروه از
نیروهامون کنترل مناطق خارج از «شیان یانگ» رو بدست میگیره

00:16:58.250 --> 00:17:00.380
بخش دیگه نیروها هم , ناحیه
«د یانگ» رو بدست میگیره

00:17:00.380 --> 00:17:04.310
بعد از اون, نیروهامون رو در
«چنگدو» ادغام کنیم و اونجا رو هم بگیریم

00:17:05.820 --> 00:17:12.210
استدلالتون حقیقتا منطقی و عقلانیه
در این مسیر هیچ مشکل یا مانعی هم وجود داره؟

00:17:12.210 --> 00:17:17.480
محافظت از «میان ژو» به شدت سنگینه اگر بتونیم
اونجا رو بگیریم, گرفتن «چنگدو» مثل آب خوردنه

00:17:27.190 --> 00:17:29.470
عالیجناب «لیو», شنیدم که دنبال من بودین

00:17:29.470 --> 00:17:33.670
بائو یو, ماجرای حمله به
«لو چانگ» و گرفتن ژانگ رن

00:17:33.670 --> 00:17:35.930
تا حد زیادی به خاطر تلاش های تو بوده

00:17:35.930 --> 00:17:37.830
سپاسگزارم , عالیجناب لیو

00:17:37.830 --> 00:17:40.610
من باید پاداشی برای این
پیروزیت در نظر بگیرم

00:17:40.610 --> 00:17:43.380
بگو, چه پاداشی میخوای؟

00:17:45.430 --> 00:17:51.430
حقیقتش, استفاده از «یشم مهتاب» به عنوان طعمه
برای گرفتن «لو چانگ» ایده «زی لونگ» بوده

00:17:51.430 --> 00:17:53.180
از این مطلع هستم

00:17:56.900 --> 00:18:00.690
بنابراین دوست دارم اجازه بدید «زی
لونگ» چند روزی رو استراحت کنه

00:18:04.790 --> 00:18:09.660
شاهزاده خانم «بائو یو»،
شما خیلی باملاحظه هستید

00:18:10.380 --> 00:18:15.040
حرفت چندان هم بی راه نیست سربازا این مدت بدون
وقفه مبارزه کردند, اونا باید خسته شده باشند

00:18:15.040 --> 00:18:17.640
چطوره که, برای سه روز استراحت کنند؟

00:18:17.640 --> 00:18:19.940
واقعا؟ عالی شد

00:18:19.940 --> 00:18:23.550
من میخوام «زی لونگ» همراه من بیاد بریم خرید
این پاداشیه که میخوام

00:18:23.550 --> 00:18:25.220
... اوههه

00:18:30.670 --> 00:18:34.450
زی لونگ, تو چی فکر میکنی؟

00:18:35.200 --> 00:18:36.850
... من

00:18:36.850 --> 00:18:40.180
حالا که عالیجناب «لیو» تصمیم گرفتن به خاطر شایستگیم
بهم پاداش بدند پس تو باید صریح تصمیمت رو بگیری

00:18:40.180 --> 00:18:42.630
زی لونگ از دستور عالیجناب نافرمانی نمیکنه

00:18:42.630 --> 00:18:44.370
درسته زی لونگ؟

00:18:44.370 --> 00:18:46.120
بله

00:18:47.100 --> 00:18:49.170
من گوش به فرمان اوامر عالیجناب هستم

00:18:49.170 --> 00:18:53.980
گویا نباید زرنگی این «گونگ
سون بائو یو» رو دست کم گرفت

00:18:53.980 --> 00:18:56.260
خیله خب, «زی لونگ» گوش به فرمان باش

00:18:56.260 --> 00:18:59.350
ماموریت امروز تو همراهی
کردن «گونگ سون بائو یو» است

00:18:59.350 --> 00:19:04.000
اگر به چیزی علاقه داشتند,
من هزینه اون رو پرداخت میکنم

00:19:05.530 --> 00:19:07.070
اطاعت

00:19:18.310 --> 00:19:22.150
زی لونگ, به نظرت امروز روز خیلی خاصی نیست؟

00:19:22.150 --> 00:19:23.610
چی اینقدر خاصه؟

00:19:23.610 --> 00:19:26.080
امروز تولدته؟ -
البته که نه -

00:19:26.080 --> 00:19:29.760
امروز, دومین خاطره سازی ماست
* تاریخ سازی, همون قرار ملاقات رسمی *

00:19:29.760 --> 00:19:35.340
به نظرت عالی نمیشه اگه هر بار که عالیجناب «لیو»
شهری رو میگیره به ما یه خاطره سازی پاداش بده؟

00:19:35.340 --> 00:19:39.780
این دنیا کلی شهر داره کم کمش
میتونیم 50 تا قرار ملاقات داشته باشیم

00:19:39.780 --> 00:19:43.580
ما میتونیم توی هر خیابونی صحبت کنیم
این خیلی رمانتیک نیست؟

00:19:43.580 --> 00:19:46.410
واقعا در تعجبم تو تمام
طول روز به چی فکر میکنی

00:19:46.410 --> 00:19:48.000
به تو فکر میکنم

00:19:48.000 --> 00:19:52.350
به نظرم, تو مدت زیادی رو توی
اردوگاه با کلی مرد سپری کردی

00:19:52.350 --> 00:19:54.630
و یادت رفته چطور باید یه خانم باشی

00:19:54.630 --> 00:19:56.670
چطور میتونی اینو بگی؟

00:19:56.670 --> 00:19:59.440
دو نفر که بخواند باهم باشند بالاخره یه
نفر باید زودتر همه چیز رو شروع کنه

00:19:59.440 --> 00:20:01.720
من که مثل تو نیستم , کودن و احمق

00:20:01.720 --> 00:20:07.480
اما اشکالی نداره, من حاضرم شأن و وقار خودم
رو قربانی کنم تا بیشتر با تو رابطه داشته باشم

00:20:07.480 --> 00:20:10.610
هیچوقت اینا رو قربانی نکن,
به هر حال من اهمیتی نمیدم

00:20:10.610 --> 00:20:15.370
تو امروز پاداش منی! برگرد اینجا

00:20:23.370 --> 00:20:25.970
ژنرال «ژائو» سلام! من
خیلی وقته شما رو میشناسم

00:20:25.970 --> 00:20:28.330
هی دختر کوچولو, الان یه نفر رو زدی, میفهمی؟

00:20:28.330 --> 00:20:29.880
!متاسفم

00:20:29.880 --> 00:20:34.370
ژنرال «ژائو», من از طرف مردم «لو
چانگ» به شما و عالیجناب «لیو» خوشامد میگم

00:20:34.370 --> 00:20:35.420
شما ... ؟

00:20:35.420 --> 00:20:38.360
من «لی جیائو جیائو» ام ... نام خانوادگیم به معنی
"رعد و برق" ـه "و اسمم به معنی "شاد و زیباست

00:20:38.360 --> 00:20:41.110
... من -
به معنی شاد و زیبا؟ -

00:20:41.110 --> 00:20:43.670
به نظر من که اون رعد و
برق بهت زده, دختریه دیوانه

00:20:43.670 --> 00:20:47.150
چرا الان تو داری بهم توهین
میکنی؟ چقدر بی ادبی تو

00:20:47.150 --> 00:20:49.030
کی اخه با تو حرف زد

00:20:49.030 --> 00:20:53.850
اگه میخوای با «زی لونگ»
حرف بزنی, باید از من اجازه بگیری

00:20:57.110 --> 00:21:00.910
ژنرال «ژائو» , من خیلی وقته که
درمورد شما و عالیجناب «لیو» شنیدم

00:21:00.910 --> 00:21:06.910
از طرف مردم «لو چانگ» صادقانه آرزو میکنم عالیجناب
«لیو» بتونند اینجا رو در صلح و کامیابی اداره کنند

00:21:08.690 --> 00:21:11.050
«برام مهم نیست تو «لی جیائو جیائو» ای یا «دین
جیائو جیائو [ لی : رعد و برق ... دین : برق ]

00:21:11.050 --> 00:21:14.350
تو فقط یه دختر کوچولویی چطور میتونی به
نمایندگی از تمام مردم «لو چانگ» حرف بزنی

00:21:14.350 --> 00:21:16.800
واقعا حد و حدود خودت رو نمیدونی؟

00:21:19.180 --> 00:21:21.980
ژنرال ژائو, بزارید یه
زمان دیگه همدیگه رو ببینیم

00:21:53.110 --> 00:21:54.440
پدر

00:22:04.220 --> 00:22:06.370
ناسلامتی شما یه ژنرال هستین

00:22:06.370 --> 00:22:08.060
چطور میتونید به این راحتی بترسید؟

00:22:08.060 --> 00:22:09.450
عجله کنید این سوپ رو بخورید

00:22:09.450 --> 00:22:12.520
خودم به کار آشپز نظارت کردم تا این رو بپزه

00:22:13.490 --> 00:22:15.900
فعلا نمیخورم, برای کاری باید برم

00:22:15.900 --> 00:22:18.090
الان وقت ناهاره

00:22:18.090 --> 00:22:19.760
الان چه کاری اخه مهمتر از غذا خوردنتونه؟

00:22:19.760 --> 00:22:22.000
بهت که گفتم, برای کاری باید برم

00:22:22.000 --> 00:22:26.540
پدر, نگید که هنوزم از
بابت تسلیم شدن نگرانید

00:22:26.540 --> 00:22:28.420
عالیجناب «لیو» دیگه وارد شهر شده

00:22:28.420 --> 00:22:30.030
دیگه بیشتر از این بهش فکر نکنید

00:22:30.030 --> 00:22:34.630
راستی, شنیدم که عالیجناب «لیو» در
مسافرخونه «گوی بینگ» میزبان یه ضیافته

00:22:34.630 --> 00:22:37.800
اون واقعا با ژنرال هاش خوش رفتاره

00:22:39.390 --> 00:22:43.740
فکر میکنی اونو خوب میشناسی؟
گول این ظواهر رو نخور

00:22:43.740 --> 00:22:45.030
... پدر, شما

00:22:45.030 --> 00:22:47.800
کافیه, تمومش کن ... برو بیرون

00:22:47.800 --> 00:22:48.960
پدر

00:22:48.960 --> 00:22:52.390
بهت گفتم برو بیرون, گوش نمیدی؟
برو بیرون

00:22:52.390 --> 00:22:53.870
برو

00:23:00.566 --> 00:23:10.566
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:10.590 --> 00:23:13.240
پدر، کجا میرید؟

00:23:14.000 --> 00:23:16.160
مگه بهت نگفتم برو بیرون؟ چرا باز برگشتی؟

00:23:16.160 --> 00:23:19.070
از وقتی وارد خونه شدم شما
مضطرب و بی قرار بودین

00:23:19.070 --> 00:23:22.910
پدر, نکنه دارین چیزی رو ازم مخفی می کنید؟

00:23:23.900 --> 00:23:27.960
مگه چی کار میتونم بکنم؟
فقط میخوام برم یکم قدم بزنم

00:23:27.960 --> 00:23:30.020
برای قدم زدن باید شمشیر هم با خودتون ببرید؟

00:23:30.020 --> 00:23:32.880
و این خنجر, اینا رو چطور توضیح میدید؟

00:23:32.880 --> 00:23:35.320
گفتم که بهت, از این مورد کنار بکش

00:23:35.320 --> 00:23:39.750
پدر، شما که تو فکر گرفتن
انتقام عمو «ژانگ رن» نیستین؟

00:23:40.390 --> 00:23:42.140
پدر نباید هیچ کار احمقانه ای انجام بدید

00:23:42.140 --> 00:23:44.220
عالیجناب «لیو» کلی ژنرال قدرتمند
رو برای محافظت کنار خودش داره

00:23:44.220 --> 00:23:46.940
شما مطمئنا میمیرید

00:23:47.570 --> 00:23:49.930
من راه های خودم رو دارم, تو دخالت نکن

00:23:49.930 --> 00:23:54.170
پس با این حساب شما واقعا میخواید
عالیجناب «لیو» رو به قتل برسونید؟

00:23:54.990 --> 00:23:57.600
پدر؟ چرا شما نمیتونید اینو متوجه بشید؟

00:23:57.600 --> 00:23:59.400
عالیجناب «لیو» یه حاکم عاقل و درستکاره

00:23:59.400 --> 00:24:02.220
اگه شما باهاش کار کنید و برای مردم
صلح و موفقیت بدست بیارید این خوب نیست؟

00:24:02.220 --> 00:24:03.660
دیگه کافیه

00:24:05.420 --> 00:24:07.080
ژنرال لی

00:24:10.720 --> 00:24:13.780
ما همه چیزمون رو داریم
روی این کار شرط بندی می کنیم

00:24:13.780 --> 00:24:16.340
باید شانس زیادی برای موفقیت داشته باشیم

00:24:16.340 --> 00:24:21.340
به این خاطر که بی حفاظ هستیم ممکنه
خانواده هامون هم در معرض خطر قرار بگیرند

00:24:21.340 --> 00:24:27.390
به آدم کش ها بگو لباسشون رو به استتار شب
در بیارند هوا که تاریک شد, وارد عمل میشیم

00:24:27.390 --> 00:24:28.720
اطاعت

00:24:31.790 --> 00:24:36.210
لیو بی یه رهبر با درایت و بخشنده است
اگه اتفاق بدی براش بیوفته

00:24:36.210 --> 00:24:38.930
هرج و مرج و آشوب بزرگی در شهر به وجود میاد

00:24:38.930 --> 00:24:42.420
اون زمان خیلی ها درگیر این ماجرا میشند

00:24:42.420 --> 00:24:45.770
الان من باید «لیو بی»
رو از این ماجرا با خبر کنم

00:24:45.770 --> 00:24:48.130
تا اون برای حمله آماده بشه

00:24:48.130 --> 00:24:52.490
اما ... پدرم و افرادش الان دیگه رفتند

00:24:52.490 --> 00:24:55.790
اگه خبر چینی پدرم رو بکنم
اونا در معرض خطر جدی ای قرار می گیرند

00:24:55.790 --> 00:24:59.620
اما اگه این کار رو نکنم ....
ممکنه عالیجناب «لیو» کشته بشه

00:24:59.620 --> 00:25:03.990
اگه این کار رو بکنم ... سرنوشت
شومی در انتظار پدرم خواهد بود

00:25:03.990 --> 00:25:07.490
باید چی کار کنم؟

00:25:16.700 --> 00:25:18.490
همونجا وایستا! چی میخوای؟

00:25:18.490 --> 00:25:19.600
من باید ژنرال «ژائو» رو ببینم

00:25:19.600 --> 00:25:21.510
برو ... برو ... فکر کردی کی هستی؟

00:25:21.510 --> 00:25:23.950
لطفا بزارید اونو ببینم, مسئله فوری و مهمیه

00:25:23.950 --> 00:25:25.560
چی شده؟

00:25:25.560 --> 00:25:27.360
ژنرال

00:25:27.360 --> 00:25:28.570
چی خبر شده؟

00:25:28.570 --> 00:25:31.520
من باید ژنرال «ژائو» رو ببینم,
موضوع مهمیه که من باید بهش بگم

00:25:31.520 --> 00:25:34.430
دختر کوچولویی مثل تو, چه
موضوع مهمی برای گفتن داره؟

00:25:34.430 --> 00:25:36.600
این حرفای بی معنی رو تمومش کن
زودباش منو ببر تا ببینمش

00:25:36.600 --> 00:25:39.370
اگه دیر بشه, هیچ کدومتون
نمیتونه مسئولیتش رو به گردن بگیره

00:25:39.370 --> 00:25:42.620
الان داری بهم دستور میدی؟

00:25:42.620 --> 00:25:44.220
اگه مشکل یا شکایتی داشتی

00:25:44.220 --> 00:25:47.200
آزادی هر جور میخوای بعد از اینکه
ژنرال «ژائو» رو دیدم مجازاتم کنی

00:25:47.200 --> 00:25:48.470
خیله خب

00:25:49.040 --> 00:25:50.670
تویی؟

00:25:50.670 --> 00:25:52.770
تو این دختر کوچولو رو واقعا میشناسی؟

00:25:52.770 --> 00:25:55.940
ژنرال «ژائو» , من چیز
مهمی رو باید بهتون بگم

00:25:57.370 --> 00:25:59.540
این مزخرفات و دروغ ها رو تمومش کن

00:25:59.540 --> 00:26:03.000
به نظرم, تو فقط سعی میکنی فرصتی بدست بیاری
تا خودت رو به «زی لونگ» نزدیک کنی

00:26:03.000 --> 00:26:05.840
یعنی من این همه راه رو با عجله تا
اینجا اومدم که مسخره بازی در بیارم؟

00:26:05.840 --> 00:26:07.470
کی میدونه قصد واقعیت چیه؟

00:26:07.470 --> 00:26:10.590
تو فقط یه دختر کوچولویی
چطور ممکنه تو مسئله مهمی رو بدونی؟

00:26:10.590 --> 00:26:14.200
درسته - گوش کنید, هیچ جایی
برای تلف کردن وقت نداریم -

00:26:14.200 --> 00:26:16.780
اگه دیر کنیم, عواقب سنگینی رو به دنبال داره

00:26:16.780 --> 00:26:18.710
کافیه ... اینقدر مزخرف نگو

00:26:18.710 --> 00:26:21.790
خیله خب, حالا چرا بهم نمیگی این
مسئله بزرگ چیه؟ دارم گوش میدم

00:26:21.790 --> 00:26:26.790
ژنرال «ژائو», قبل اینکه موضوع رو بهتون بگم
میخوام بهم یه قولی رو بدید

00:26:26.790 --> 00:26:28.910
خودم میدونستم

00:26:28.910 --> 00:26:32.400
بحث نکنید, خانم کوچولو ... حرفت رو بزن

00:26:49.190 --> 00:26:50.550
حمله کنید

00:26:56.400 --> 00:26:57.910
زی لونگ

00:27:00.890 --> 00:27:02.350
بریم

00:27:08.660 --> 00:27:10.010
!تکون نخورید

00:27:10.690 --> 00:27:15.080
زی لونگ, اونا رو بگیر
میخوام بدونم کی نقشه قتل منو کشیده

00:27:15.080 --> 00:27:19.020
نگران نباشید عالیجناب,
این رو بزارید به عهده من

00:27:22.750 --> 00:27:25.620
!عجله کنید ... عجله کنید

00:27:25.620 --> 00:27:27.000
زودباشید

00:27:36.470 --> 00:27:40.620
جم نخورید

00:27:46.920 --> 00:27:49.030
!همشون رو دستگیر کنید

00:28:07.970 --> 00:28:11.950
میدونم, قلبتون هنوزم حاضر به
قبول و پیوستن به عالیجناب نیست

00:28:11.950 --> 00:28:16.850
به خاطر مرگ «ژانگ رن» هنوزم کینه به دل دارید
هر چی نباشه شما سالها تحت امر اون خدمت کردید

00:28:16.850 --> 00:28:21.890
فراموشش کنید, میخوام برای
ادای احترام ... پیش قبر اون ببرمتون

00:28:21.890 --> 00:28:23.460
چطوره؟

00:28:32.450 --> 00:28:35.420
میدونید «ژانگ رن» به چه دلیل کشته شد؟

00:28:35.420 --> 00:28:38.620
شنیدم که ژنرال «ژانگ» به
دستور مشاور اونو گردن زده

00:28:39.300 --> 00:28:42.830
همینطور, «ژانگ رن» باید به خاطر
قتل مشاور «پانگ تونگ» تقاص پس میداد

00:28:42.830 --> 00:28:47.250
اما عالیجناب «لیو» قصد داشت اونو
به عنوان یه فرد وفادار استخدام کنه

00:28:47.250 --> 00:28:50.400
کی انتظارش رو داشت «ژانگ
رن» مرگ رو به تسلیم شدن ترجیح بده

00:28:50.400 --> 00:28:53.910
اونچه که مشاور «کونگ مینگ» دستورش رو داد
صرفا خواست خود اون بود

00:28:55.080 --> 00:29:00.020
عالیجناب «لیو» فقط وانمود کرده که میخواد «ژانگ رن» رو استخدام کنه
اون فقط به دنبال فرونشاندن روحیه سربازا بوده ... اینو خودم میدونم

00:29:00.020 --> 00:29:02.630
پس اینو هم میدونید که بعد از اعدام ژانگ رن

00:29:02.630 --> 00:29:07.260
این عالیجناب «لیو» بود که دستور
دفن مناسب و درخور اونو داد؟

00:29:07.260 --> 00:29:10.080
من در مورد اعمال عالیجناب «لیو» خیلی شنیدم

00:29:10.080 --> 00:29:14.240
اون در آروم کردن و فرونشاندن
روحیه دیگران رقیب نداره

00:29:31.450 --> 00:29:32.620
ژنرال لی

00:29:32.620 --> 00:29:35.980
خانم ژانگ ... زن داداش
[ مادر و همسر ژانگ رن ]

00:29:35.980 --> 00:29:38.390
از ژنرال «ژانگ» شنیدم که

00:29:38.390 --> 00:29:40.460
شما دو نفر در زادگاهتون هستید

00:29:40.460 --> 00:29:42.470
چطور شد ناگهانی به اینجا اومدید؟

00:29:42.470 --> 00:29:48.760
بعد از مرگ همسرم, عالیجناب «لیو» افرادش رو
به دنبال ما فرستاد تا ما رو به اینجا بیارند

00:29:48.760 --> 00:29:52.580
عالیجناب «لیو» نگران بودند که کسی
برای مراقبت از اونها در زادگاهشون نباشه

00:29:52.580 --> 00:29:55.080
برای همین هم اونا رو به اینجا آورد

00:29:55.080 --> 00:29:57.750
دردناکترین چیز در این دنیا

00:29:57.750 --> 00:30:00.520
شرکت در مراسم خاکسپاری فرزند آدمـه

00:30:03.844 --> 00:30:06.564
من عمل خودخواهانه ای رو نسبت
به فرد شریفی مثل شما انجام دادم

00:30:06.564 --> 00:30:08.514
و شما رو در معرض خطر جدی ای قرار دادم

00:30:08.514 --> 00:30:11.304
من، «لی تونگ»، حاضرم به
خاطر این گناهم به مرگ مجازات بشم

00:30:11.304 --> 00:30:13.744
پدر، چی کار می کنید؟

00:30:13.744 --> 00:30:16.354
زودباشید به عالیجناب «لیو» بگید
که یه نفر ازتون سوء استفاده کرده

00:30:16.354 --> 00:30:18.734
اگر به خاطر عدم وفاداری
قلبی من به عالیجناب «لیو» نبود

00:30:18.734 --> 00:30:21.294
من به انجام چنین کاری تهییج نمی شدم

00:30:21.294 --> 00:30:26.664
حالا که من به فرزانگی و رهبری
خردمندانه شما یقین پیدا کردم

00:30:26.664 --> 00:30:31.644
اهمیتی نداره عالیجناب چطور منو مجازات می
کنند بنده هیچ اکراه و اعتراضی نخواهم داشت

00:30:31.644 --> 00:30:35.804
ژنرال لی، تو مدتها به «ژانگ رن» خدمت کردی

00:30:35.804 --> 00:30:39.334
تو همیشه وفادار بودی و پیروزی
های زیادی رو براش بدست آوردی

00:30:39.334 --> 00:30:44.654
این خوبه که به اشتباهت پی بردی من امیدوارم با
خدمات شایسته ی خودت, بتونی اشتباهت رو جبران کنی

00:30:45.774 --> 00:30:52.074
عالیجناب «لیو», شما حقیقتا رهبری
بخشنده هستید من واقعا شرمنده ام

00:30:52.074 --> 00:30:55.794
من قادر نیستم بدون احساس
شرمساری در مقابل شما بایستم

00:30:55.794 --> 00:31:01.344
بنابراین , لطفا بهم اجازه بدید جنگ و
مبارزه رو رها کنم و به زادگاهم برگردم

00:31:01.344 --> 00:31:04.124
تا تمام گناهانم رو دور بریزم

00:31:06.874 --> 00:31:09.434
ازونجایی که ژنرال «لی»
عزم خودشون رو جزم کردند

00:31:11.074 --> 00:31:13.124
منم دیگه شما رو تحت فشار نمیزارم

00:31:14.744 --> 00:31:17.064
از بابت التفات عالیجناب سپاسگزارم

00:31:18.364 --> 00:31:19.944
پدر

00:31:22.174 --> 00:31:27.364
نیازی به تشکر از من نیست, «زی
لونگ» کسیه که باید ازش تشکر کنید

00:31:27.364 --> 00:31:31.594
و همینطور دختر عزیزتون ... لی جیائو جیائو

00:31:34.764 --> 00:31:38.644
اگر به خاطر اقدام قاطع «جیائو جیائو» نبود

00:31:38.644 --> 00:31:41.284
می ترسم اتفاقات و آسیب های
غیر قابل جبرانی صورت گرفته بود

00:31:41.914 --> 00:31:48.064
بعلاوه, وقتی به سراغ من اومد از من قول
بخشیدن و تضمین امنیت زندگی شما رو گرفت

00:31:48.064 --> 00:31:53.014
این چنین عمل فوق العاده و بزرگی
از تقدیس و تکریم وظیفه فرزندی میاد

00:31:54.694 --> 00:31:59.774
ژنرال لی، شما به خاطر داشتن
چنین دختر باهوش و خوش قلبی

00:31:59.774 --> 00:32:02.144
واقعا خوش شانس هستید

00:32:06.264 --> 00:32:08.834
دخترم، بیا برویم

00:32:41.894 --> 00:32:44.634
مشاور «ژانگ لو», «یانگ
سونگ» برای دیدن شما اومدند

00:32:46.244 --> 00:32:48.054
مشاور یانگ

00:32:50.284 --> 00:32:54.714
مشاور یانگ، شما اومدید که صحبت
های عالیجنابتون رو بهم منتقل کنید؟

00:32:54.714 --> 00:33:01.174
ژنرال «مـا», نامه ای رو که شما به «هان
ژونگ» فرستاده بودین رو سروم دریافت کردند

00:33:02.484 --> 00:33:04.034
خوبه

00:33:06.424 --> 00:33:12.544
خب ... حالا ژنرال «ژانگ لو» چه نظری دارند؟

00:33:12.544 --> 00:33:14.044
حقیقتش رو بخوام بگم

00:33:14.044 --> 00:33:17.464
ژنرال «مـا», حتی اگر شما
برای ارائه خدمت صادق هم باشید

00:33:17.464 --> 00:33:20.874
اما سرورم باز هم شک و تردیدهایی دارند

00:33:20.874 --> 00:33:24.814
ما نیاز به وزنه سنگینی برای
اطمینان کردن به شما داریم

00:33:24.814 --> 00:33:27.354
ژنرال «مـا», متوجه عرایض بنده شدین؟

00:33:27.354 --> 00:33:29.494
اینطور که متوجه شدم

00:33:29.494 --> 00:33:32.754
... پس عالیجنابت تو رو فرستاده اینجا

00:33:32.754 --> 00:33:35.594
تا پیشنهاد منو رد کنید؟ -
نه ... نه ... نه -

00:33:35.594 --> 00:33:39.134
در اصل سرورم قصد داشت شما رو رد کنه

00:33:39.134 --> 00:33:41.944
اما در حقیقت من اونجا
وزنه سنگینی محسوب میشم

00:33:41.944 --> 00:33:45.824
حقیر مدتهاست که از دلاوری و مهارت
های خارق العاده ی شما در نبرد شنیدم

00:33:45.824 --> 00:33:51.844
اگر شما واقعا قصد خدمت صادقانه به «هان ژونگ»
رو داشته باشید سرورم بدون شک قوی تر هم خواهد شد

00:33:51.844 --> 00:33:57.544
بنابراین, با اینکه میدونستم سرورم به طور
طبیعی مشکوک هستند و خلق و خوی بدی دارند

00:33:57.544 --> 00:34:00.424
اما من بازم حاضر شدم با
زندگیم شما رو ضمانت کنم

00:34:00.424 --> 00:34:02.854
بعد از این بود که سرورم
با این وضوع موافقت کردند

00:34:02.854 --> 00:34:06.954
ژنرال «مـا», منظورم رو متوجه شدین؟

00:34:06.954 --> 00:34:11.214
مشاور یانگ، ما هرگز همدیگه رو ملاقات نکردیم

00:34:11.214 --> 00:34:14.934
ازونجایی که شما عالیجناب رو
متقاعد کردید که من رو بپذیرند

00:34:14.934 --> 00:34:19.074
منم مسلما این کار شما
رو به خوبی جبران میکنم

00:34:19.074 --> 00:34:21.014
این کارها لازم نیست, بعد از
این ما یه خانواده به حساب میایم

00:34:21.014 --> 00:34:23.264
ژنرال «مـا», اصلا لازم
نیست اینقدر مبادی ادب باشید

00:34:23.264 --> 00:34:28.024
حقیقتش, وقتی شما برای سرورم کار کنید تمام
چیزی که باید بدونید, راه های ایجاد ارتباطه

00:34:28.024 --> 00:34:31.874
اگر این کار رو بکنید مطمئنم
میتونید به درجات بالایی دست پیدا کنید

00:34:31.874 --> 00:34:34.594
ژنرال «مـا»، شما مرد باهوشی هستید

00:34:34.594 --> 00:34:38.454
قطعا میدونید منظور من چیه

00:34:38.454 --> 00:34:40.284
البته که میفهمم ... البته که میفهمم

00:34:40.284 --> 00:34:43.614
جناب, شما به من لطف بزرگی کردین

00:34:43.614 --> 00:34:48.834
که توصیه من رو به عالیجناب کردید,
من یقینا این کارتون رو فراموش نمیکنم

00:34:48.834 --> 00:34:51.594
اگر شما در آینده دچار مشکلی شدید
کافیه فقط به من بگید

00:34:51.594 --> 00:34:55.544
من قطعا هر کاری بتونم
برای کمک به شما انجام میدم

00:34:56.394 --> 00:34:59.024
همش همین؟ -
البته که نه -

00:34:59.024 --> 00:35:02.134
شما میتونید به عالیجناب گزارش بدید که

00:35:02.134 --> 00:35:09.224
من با تمام توانم به ایشون خدمت میکنم
 و حاضرم در میدان جنگ به خاطر ایشون بمیرم

00:35:10.184 --> 00:35:12.484
... نه , تـو

00:35:14.774 --> 00:35:16.194
جناب, بفرمایید

00:35:16.194 --> 00:35:18.524
همش همین؟

00:35:19.174 --> 00:35:21.904
اما ژنرال «مـا», واقعا همش همین بود؟

00:35:21.904 --> 00:35:23.404
جناب بفرمایید

00:35:23.404 --> 00:35:25.634
اما ژنرال مـا ؟!!؟

00:35:27.564 --> 00:35:29.944
!عجب احمقیه

00:35:40.964 --> 00:35:43.974
میگم این ارباب جوانتون هم خیلی احمقه

00:35:43.974 --> 00:35:46.144
چرا هیچی رو متوجه نشد؟

00:35:46.144 --> 00:35:47.814
تو متوجه حرفای من شدی؟

00:35:47.814 --> 00:35:51.004
ارباب جوان ما , مگه ازتون تشکر نکرد؟

00:35:51.004 --> 00:35:52.474
بی خیال ... بی خیال

00:35:52.474 --> 00:35:56.284
ازونجایی که شماها فقط جنگجوی محض هستین
خودم براتون روشنش میکنم

00:35:56.284 --> 00:36:01.284
سرورم به خاطر پیگیری های
مداوم من بود که شما رو پذیرفت

00:36:01.284 --> 00:36:04.794
حالا که شما پذیرفته شدید
تا به سرورم خدمت کنید

00:36:04.794 --> 00:36:07.524
و من تمام این راه رو برای تحویل
پیام ایشون به شما پشت سر گذاشتم

00:36:07.524 --> 00:36:11.804
نباید شما حداقل هزینه و
توشه سفر منو بهم بدید؟

00:36:13.374 --> 00:36:16.164
جناب, شما فکر می کنید
من اینا رو متوجه نمیشم؟

00:36:16.164 --> 00:36:19.134
خیالتون راحت, قبلا ترتیب همه چیز داده شده

00:36:19.134 --> 00:36:20.704
!بالاخره فهمیدید

00:36:20.704 --> 00:36:23.794
یکی بیاد و هدایای ما رو
به جناب مشاور تحویل بده

00:36:23.794 --> 00:36:26.284
بله ... جناب

00:36:28.044 --> 00:36:29.674
ژنرال «مـا» خیلی لطف کردند

00:36:29.674 --> 00:36:32.284
در واقع نیازی به این همه نبود

00:36:32.284 --> 00:36:34.094
جناب, شما واقعا خیلی فروتن هستین

00:36:34.094 --> 00:36:36.344
اینها فقط یه مقدار غذا و آب برای سفرتونه

00:36:36.344 --> 00:36:39.104
شما سفر طولانی ای رو در پیش دارید
لطفا ازشون لذت ببرید

00:36:39.104 --> 00:36:42.034
بنده رو ببخشید که بیشتر
از این شما رو همراهی نمیکنم

00:36:42.034 --> 00:36:44.504
این دیگه چه مزخرفاتیه

00:36:44.504 --> 00:36:49.784
هیچ وقت تاحالا چنین آدمای نفهمی
رو ندیده بودم یه مشت ادم احمق

00:36:53.334 --> 00:36:55.884
این یارو چش بود؟

00:36:55.884 --> 00:36:57.494
تا چند لحظه پیش که خوب بود

00:36:57.494 --> 00:37:00.224
چرا یه دفعه اینقدر ناراحت شد؟

00:37:00.224 --> 00:37:03.224
... بله -
بی خیال ... بگیرش -

00:37:09.374 --> 00:37:14.864
گفته شده که ارتش «لیو بی» شکست ناپذیره
البته این بار باید اونا رو ناامیدشون کنیم

00:37:14.864 --> 00:37:17.104
اگه واقعا بتونیم دژ «جیا منگ» رو بگیریم

00:37:17.104 --> 00:37:20.654
اونوقت ما تبدیل به قهرمانان
بزرگ «دونگ چوان» میشیم

00:37:32.434 --> 00:37:35.634
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:37:35.634 --> 00:37:37.904
لاک پشت نباش

00:37:37.904 --> 00:37:41.134
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:37:41.134 --> 00:37:43.444
لاک پشت نباش

00:37:43.444 --> 00:37:46.624
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:37:46.624 --> 00:37:49.534
لاک پشت نباش

00:37:49.534 --> 00:37:54.294
گویا لقب ما چائو «خوش
تیپ», بی خود و بی دلیل هم نبوده

00:37:54.294 --> 00:37:56.354
چیو بی دلیل نبوده؟

00:37:56.354 --> 00:37:59.284
برادر بزرگ، چشماتون رو باز کنید خوب ببینید

00:37:59.284 --> 00:38:03.554
!امروز من میرم اون پایین و
درست و حسابی دخلش رو میارم

00:38:08.264 --> 00:38:13.704
این «ما چائو» با اهداف خوبی به اینجا نیومده
بهتر ما اول ازش اجتناب کنیم

00:38:14.944 --> 00:38:18.544
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:38:18.544 --> 00:38:21.754
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:38:21.754 --> 00:38:24.314
لاک پشت نباش

00:38:24.314 --> 00:38:27.224
!پدر بزرگ «ژانگ فی» اینجاست

00:38:27.224 --> 00:38:30.344
لاک پشت نباش

00:38:30.344 --> 00:38:34.474
برادر بزرگ، ارتش «ما چائو»
داره منو به مبارزه دعوت میکنه

00:38:34.474 --> 00:38:37.934
برادر بزرگ، چرا بهم اجازه
نمیدید برم پایین و مبارزه کنم؟

00:38:37.934 --> 00:38:39.684
اول منتظر نگهش دار

00:38:41.944 --> 00:38:45.474
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:38:45.474 --> 00:38:48.444
پدر بزرگ «ژانگ فی» درست همینجاست

00:38:48.444 --> 00:38:51.374
هنوز زمانش نرسیده

00:38:53.194 --> 00:38:56.474
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:38:56.474 --> 00:38:58.854
لاک پشت نباش

00:38:58.854 --> 00:39:01.984
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:39:01.984 --> 00:39:04.664
لاک پشت نباش

00:39:04.664 --> 00:39:07.774
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:39:07.774 --> 00:39:10.054
لاک پشت نباش

00:39:10.054 --> 00:39:13.344
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:39:13.344 --> 00:39:15.874
لاک پشت نباش

00:39:15.874 --> 00:39:19.114
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:39:19.114 --> 00:39:21.524
لاک پشت نباش

00:39:21.524 --> 00:39:24.654
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:39:24.654 --> 00:39:26.954
لاک پشت نباش

00:39:26.954 --> 00:39:30.024
ژانگ فی کیه؟  بیا بیرون و مبارزه کن

00:39:30.024 --> 00:39:32.604
حالا وقتشه

00:39:32.604 --> 00:39:36.434
برادر سوم، برو و یکم خوش بگذرون

00:39:36.434 --> 00:39:39.554
برادر بزرگ، باید زودتر از اینا میگفتی

00:39:39.554 --> 00:39:42.974
مـا چائو لوس, پدر بزرگ «ژانگ فی» داره میاد

00:39:45.530 --> 00:40:05.530
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:40:05.554 --> 00:40:07.064
عالیجناب

00:40:10.134 --> 00:40:11.534
مشاور, مسئله ای پیش اومده؟

00:40:11.534 --> 00:40:16.274
از «میان ژو» شنیدم که «ما چائو» و «یی د» سه
روزه که بدون مشخص شدن برنده باهم مبارزه می کنند

00:40:16.274 --> 00:40:17.864
بله

00:40:17.864 --> 00:40:23.484
این «مـا چائو» حقیقتا جنگجوی بی نظیریه
من واقعا تحسینش میکنم

00:40:23.484 --> 00:40:26.014
ما منگ چی و «یی د» هر دو
ژنرال های فوق العاده ای هستند

00:40:26.014 --> 00:40:28.784
اگر اونها به مبارزه ادامه بدند,
مسلما یکی از اونها صدمه میبینه

00:40:29.394 --> 00:40:35.284
چطوره که من «زی لونگ» رو
برای کمک به «یی د» بفرستم؟

00:40:36.864 --> 00:40:39.424
من «ما چائو» رو در میدان جنگ دیدم

00:40:39.424 --> 00:40:42.474
اون شجاعت بی نظیری داره

00:40:42.474 --> 00:40:45.104
اما اگر اون صدمه ای ببینه

00:40:45.104 --> 00:40:47.554
یا زندگیش رو از دست بده

00:40:48.294 --> 00:40:50.354
من احساس خسران بزرگی میکنم

00:40:50.354 --> 00:40:56.814
نمیدونم شما ایده ای دارید که «ما
چائو» رو متقاعد کنه به من ملحق بشه؟

00:41:01.854 --> 00:41:04.274
پس باید ازش استفاده کنید

00:41:06.704 --> 00:41:11.964
شنیدم که مشاور حکمران «دونگ چوان»,
«یانگ سونگ» شخص حریص و طماعیه

00:41:11.964 --> 00:41:15.604
اون حتی از «ژائو فن» هم حریص تره

00:41:16.964 --> 00:41:21.314
مشاور, چیزی که شما بهش فکر میکنید
استفاده کردن از همین «یانگ سونگ» ـه؟

00:41:21.314 --> 00:41:26.584
درسته, ما میتونیم «یانگ
سونگ» رو با یه مقدار پول بخریم

00:41:26.584 --> 00:41:30.624
اونم در عوض حس تنافض و دودستگی ای رو بین «ژانگ لو» و
«ما چائو» ایجاد میکنه [ ژانگ لو : حکمران دونگ چوان ]

00:41:30.624 --> 00:41:34.554
زمانی که «ما چائو» از دژ «جیا منگ» عقب نشینی
کرد میتونیم فرصتی برای استخدام اون بدست بیاریم

00:41:34.554 --> 00:41:36.754
ایده خیلی خوبیه

00:41:36.754 --> 00:41:39.964
مشاور، حالا فکر می کنید
کی برای انجام این کار مناسبه؟

00:41:39.964 --> 00:41:44.934
انتخاب شخص مناسب این کار مشکل نیست
مشکل اصلی انتقال این مقدار پول به داخل شهره

00:41:44.934 --> 00:41:49.254
اونم بدون ایجاد سوء ظن بعلاوه ممکنه
«یانگ سونگ» از ترس دیگران فرار کنه

00:41:49.254 --> 00:41:52.224
باید در مورد راه حل این موضوع خوب فکر کنیم

00:41:52.224 --> 00:41:54.744
... راه حلش

00:41:58.014 --> 00:41:59.244
مشاور

00:41:59.244 --> 00:42:02.154
چطور بدون اطلاع از جا و
مکان من تونستی پیدام کنی؟

00:42:02.154 --> 00:42:05.844
به خاطر اینه که شما ستاره شمالی من
هستین که میتونید من رو راهنمایی کنید

00:42:05.844 --> 00:42:09.814
وقتی شما رو از پشت سر دیدم,
یه لحظه یاد جناب «پانگ» افتادم

00:42:09.814 --> 00:42:14.714
اون روی صخره می ایستاد و
ابرهای توی آسمون رو مطالعه میکرد

00:42:15.954 --> 00:42:20.214
نکنه همه ی شما میدونید
چطور این کار رو انجام بدید؟

00:42:20.214 --> 00:42:24.624
حالا «شی یوان» در مورد آینده چی بهتون گفت؟

00:42:25.664 --> 00:42:29.694
البته که در مورد آینده منو «زی لونگ» حرف زد

00:42:29.694 --> 00:42:31.704
به نظر میرسه چیزایی که جناب
«پانگ» بهم گفت همش درست بوده

00:42:31.704 --> 00:42:34.314
اگه من احساساتم رو کنار نمیزاشتم

00:42:34.314 --> 00:42:38.414
الان نمیتونستم با «زی لونگ»
دوستم باشم و همراهیش کنم

00:42:38.414 --> 00:42:42.204
اما جناب «پانگ» دیگه تو این دنیا نیستند

00:42:42.204 --> 00:42:46.644
چطوره که شما یه نگاهی بندازید و
ببینید چه سرنوشتی در انتظار ماست؟

00:42:48.530 --> 00:43:00.530
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:00.554 --> 00:43:04.364
گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است

00:43:04.364 --> 00:43:09.614
این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند

00:43:09.614 --> 00:43:13.684
وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند

00:43:13.684 --> 00:43:18.064
خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است

00:43:18.064 --> 00:43:22.704
نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه

00:43:22.704 --> 00:43:27.214
تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند

00:43:27.214 --> 00:43:31.744
ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد

00:43:31.744 --> 00:43:36.614
اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است

00:43:36.614 --> 00:43:40.444
... لالالالا , لالالالا

00:43:40.444 --> 00:43:45.294
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:43:45.294 --> 00:43:49.694
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:43:49.694 --> 00:43:54.664
بدون برهم زدن گذشتـه

00:43:54.664 --> 00:43:58.394
... لالالالا , لالالالا

00:43:58.394 --> 00:44:03.104
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:44:03.104 --> 00:44:07.764
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:44:07.764 --> 00:44:15.974
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست

00:44:21.704 --> 00:44:26.204
... لالالالا , لالالالا

00:44:26.204 --> 00:44:33.314
جدایی پس از زمزه یک سرود

00:44:39.044 --> 00:44:43.784
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:44:43.784 --> 00:44:48.224
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:44:48.224 --> 00:44:54.674
بدون برهم زدن گذشتـه

00:44:56.884 --> 00:45:01.664
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:45:01.664 --> 00:45:06.294
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:45:06.294 --> 00:45:14.654
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست