﻿WEBVTT

00:01:57.506 --> 00:02:17.506
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:17.530 --> 00:02:25.520
.:: خدای جنگ، ژائو یون ::.

00:02:27.110 --> 00:02:30.990
.:: قسمت شصتم ::.

00:02:32.830 --> 00:02:35.080
اون «ژائو یون» هنوزم داره میاد

00:02:35.080 --> 00:02:36.710
!در حالت آماده باش

00:02:40.270 --> 00:02:43.650
ژنرال, صدا از این طرف نیست

00:02:43.650 --> 00:02:47.230
از پشت سره, «لیو شن» دوباره داره حمله میکنه

00:02:48.410 --> 00:02:53.490
وقت خوبیه
اونو به چشم یه چاقوی شکسته می بینم

00:02:54.670 --> 00:02:58.580
فرمان رو ابلاغ کن, خط
عقب حالا خط جلوی ارتشه

00:02:58.580 --> 00:03:00.880
!آماده نبرد بشید

00:03:00.880 --> 00:03:03.890
!همگی گوش به فرمان! ... خط
عقب ارتش به خط جلو تغییر پیدا میکنه

00:03:03.890 --> 00:03:06.380
و خط جلو به عقب تغییر خواهد کرد

00:03:08.660 --> 00:03:11.650
فورا آرایش بگیرید! عجله کنید

00:03:12.810 --> 00:03:15.200
فورا آرایش بگیرید! ... عجله کنید

00:03:20.590 --> 00:03:23.370
به دنبال من پیشروی کنید

00:03:44.470 --> 00:03:47.980
دشمن کاملا مضطرب شده ... آرایششون بهم ریخته

00:03:47.980 --> 00:03:50.590
بزارید از این فرصت برای حمله استفاده کنیم

00:03:50.590 --> 00:03:52.620
!آماده حـملـه

00:04:12.090 --> 00:04:14.440
لیو شن, جوونک احمق

00:04:14.440 --> 00:04:17.170
حالا دیگه کجا مخفی شدی؟

00:04:23.130 --> 00:04:25.940
بالاخره برنامه ی اونا چیه؟

00:04:26.370 --> 00:04:31.380
پیشروی می کنند یا عقب نشینی؟

00:04:32.830 --> 00:04:37.320
!حالا متوجه شدم ژائو یون و «لیو شن»
علائم فرمان دادنشون رو عوض کردند

00:04:37.320 --> 00:04:40.870
علامت عقب نشینی رو با پیشروی رو تغییر دادند

00:04:44.600 --> 00:04:46.990
... اون دوتا موش کثیف

00:04:47.690 --> 00:04:50.890
!منو احمق فرض کردند

00:04:54.030 --> 00:04:57.880
!امروز مطمئنا همشون رو له میکنم

00:04:57.880 --> 00:05:01.720
گزارش! «ژائو یون» نیروهاش
رو پشت سر ما مستقر کرده

00:05:01.720 --> 00:05:06.440
فرمان رو ابلاغ کن! تغییر آرایش میدیم

00:05:06.440 --> 00:05:10.530
خط عقب ارتش به خط جلو تغییر پیدا میکنه
و خط جلو به عقب تغییر حالت میده

00:05:10.530 --> 00:05:14.480
!ما از جلو با «ژائو یون» درگیر میشیم
ژائو یون احمق

00:05:14.480 --> 00:05:18.420
جرات کردی منو عصبانی کنی
فقط تماشا کن چطور خدمتت میرسم

00:05:18.420 --> 00:05:20.580
ژنرال, «ژائو یون» نقشه دیگه ای نداشته باشه؟

00:05:20.580 --> 00:05:22.700
کی به اینا اهمیت میده؟

00:05:22.700 --> 00:05:25.050
اگر امروز «ژائو یون» رو نکشم

00:05:26.070 --> 00:05:29.230
خشم و نفرتم هرگز فروکش نخواهد کرد

00:05:29.230 --> 00:05:32.320
همگی گوش به فرمان
خط جلو ارتش به خط عقب تغییر پیدا میکنه

00:05:32.320 --> 00:05:36.000
و خط عقب به جلو تغییر حالت
میده ... آماده رویارویی بشید

00:05:36.960 --> 00:05:42.570
مجددا آرایش بگیرید ... عجله کنید

00:05:48.060 --> 00:05:49.860
یان چانگ کارش رو خوب انجام داد

00:05:49.860 --> 00:05:52.800
حالا وقتشه که ما, «شیاهو یوان»
رو کیش و مات کنیم اطاعت -

00:05:52.800 --> 00:05:55.170
!حـمـلـه

00:06:57.149 --> 00:07:00.269
ژنرال «گائو»، صدای فریادهای
نبرد از جلو مدام داره کمتر و کمتر میشه

00:07:00.269 --> 00:07:02.589
نمیدونم ژنرال «شیاهو» پیروز شده

00:07:02.589 --> 00:07:07.069
... یا اینکه چطوره که افرادی رو
برای بررسی این موضوع بفرستم؟

00:07:07.069 --> 00:07:11.909
در حال حاضر مـه غلیظی همه جا رو پوشونده و
چیزی مشخص نیست بهتره یه مقدار بیشتر صبر کنیم

00:07:11.909 --> 00:07:13.169
اطاعت

00:07:13.169 --> 00:07:15.329
عجله کنید دروازه ها رو باز کنید

00:07:15.329 --> 00:07:17.979
ژنرال, ژنرال «شیا هو» برگشتند

00:07:20.289 --> 00:07:21.909
عجله کنید دروازه ها رو باز کنید

00:07:36.209 --> 00:07:38.459
!عجله کنید دروازه گذرگاه رو ببندید

00:08:05.389 --> 00:08:07.339
عقب نشینی کنید

00:09:09.399 --> 00:09:12.169
شیا هو یوان، کجا فرار میکنی؟

00:09:13.279 --> 00:09:15.629
خوبه ... بزارید درست همینجا

00:09:15.629 --> 00:09:18.519
هر چه سریعتر همدیگه رو بکشیم

00:09:18.519 --> 00:09:20.669
!شما دو نفر, میتونید باهمدیگه بیایید

00:09:20.669 --> 00:09:24.919
برای کشتن بزدلی مثل تو
من , «هوانگ ژونگ» به تنهایی هم کافی ام

00:10:20.259 --> 00:10:21.749
گائو ز؟

00:10:22.729 --> 00:10:26.549
نگران نباش، نمیخوام کمکتون کنم
بلکه میخوام بهتون صدمه و خسارت وارد کنم

00:10:28.709 --> 00:10:32.559
شیا هو یوان و «سائو
سائو» همراه هم بزرگ شدند

00:10:32.559 --> 00:10:34.839
اونها مثل برادر بهم نزدیک هستن

00:10:34.839 --> 00:10:37.889
اگر شما «شیاهو یوان» رو بکشید ...
نه تنها «سائو سائو» گردنتون رو میزنه

00:10:37.889 --> 00:10:40.999
علاوه بر اون «یی ژو» رو نابود میکنه
و تمام خانواده «لیو بی» رو هم از بین می بره

00:10:40.999 --> 00:10:43.469
ژائو زی لونگ, نه تنها میخوام بکشمت

00:10:43.469 --> 00:10:46.929
حتی میخوام اهداف و رویاهات
رو هم همراهش از بین ببرم

00:10:47.679 --> 00:10:50.389
جوونک! زندگیت رو میگیرم

00:11:17.079 --> 00:11:18.979
!شمشیر یی تیان

00:11:33.729 --> 00:11:37.629
تیغه سنگی؟
- این تیغه سنگی «یو یوان» ـه که برای حک کردن حروف روی صخره استفاده میکرد -

00:11:37.629 --> 00:11:40.459
گائو ز، تو با «شی یه» چی کار کردی؟
[  شی یه: استاد, استاد ]

00:11:48.549 --> 00:11:50.959
!زی لونگ, مراقب باش

00:12:07.639 --> 00:12:09.879
!عجله کنید .... دنبالش کنید

00:13:31.899 --> 00:13:35.559
گائو ز! چه اتفاقی برای «شی یه» افتاده؟

00:13:38.349 --> 00:13:40.229
من اونو کشتم

00:15:37.564 --> 00:15:40.724
یو یوان اگرچه مهارت رزمی بی نظیری داشت اما
تفکر و طرز فکرش مثل یه بچه ساده لوحانه بود

00:16:52.687 --> 00:16:55.507
گائو ز! تو بازم شکست خوردی

00:17:02.617 --> 00:17:04.717
... من الان

00:17:06.057 --> 00:17:10.597
شمشیر «چینگ گانگ» رو از بین بردم
این گنجینه ملی رو نابود کردم

00:17:11.937 --> 00:17:18.357
جاه طلبی های تو برای احیای
شکوه سلسله «هـان» بزرگ

00:17:20.727 --> 00:17:23.737
دیگه برای همیشه از دست رفت

00:17:23.737 --> 00:17:28.537
اشتباه می کنی, اولین امپراتور «هان» تنها به این خاطر
اعتقادش به اجرای قانون تونست سلطنت «چین» رو سرنگون کنه

00:17:28.537 --> 00:17:30.767
امپراتور «گوانگ وو» تونست
درست به مردم خدمت کنه

00:17:30.767 --> 00:17:33.347
اونم فقط به خاطر ذکاوت و درستکاریش بود

00:17:33.347 --> 00:17:36.427
همه اینها هیچ ارتباطی به
این دو شمشیر محافظ نداشتند

00:17:36.427 --> 00:17:39.967
... مهربانی و صداقت اولین
امپراتور «هان» , «گوانگ وو» بود که

00:17:39.967 --> 00:17:45.117
باعث شد همه ی اون ژنرال ها و استراتژیست ها ی
بااستعداد بهش خدمت کنند و نسبت بهش وفادار بمونند

00:17:45.117 --> 00:17:48.497
اونها گنجینه های واقعی ملی هستند

00:17:52.357 --> 00:17:57.077
دست های من به خون خیلی از
افراد نزدیک خودم آغشته است

00:17:58.697 --> 00:18:05.487
از جمله عزیز ترین شخص زندگیم
که عمیقا دوستش داشتم !... چینگ یی

00:18:10.377 --> 00:18:16.317
... خون اونها
... به ... به واسطه ی

00:18:17.827 --> 00:18:23.647
به واسطه ی خون من جبران میشه

00:18:25.847 --> 00:18:31.167
مبارزه چند لحظه پیش ما ...
نتیجه رضایت بخشی برای من داشت

00:18:31.857 --> 00:18:35.037
کشته شدن با شمشیر تو اصلا ناعادلانه نیست

00:18:35.957 --> 00:18:37.357
... تـو

00:18:39.347 --> 00:18:46.367
از مرگ من ... برای تحقق بخشیدن
به زندگی قهرمانانه ات استفاده کن

00:19:03.247 --> 00:19:04.717
گائو ز

00:19:47.597 --> 00:19:53.037
حقیقتش, شماها فقط کمی از
شمشیرهای معمولی قوی تر هستید

00:19:54.337 --> 00:19:56.327
چطور ممکنه شما بتونید از
سرزمین ها محافظت کنید؟

00:19:56.327 --> 00:19:58.847
چطور ممکنه بتونید محافظ صلح ملت ها باشید؟

00:19:58.847 --> 00:20:01.337
... برعکس, شما تجسم پلیدی هستید

00:20:01.337 --> 00:20:04.517
به خاطر شما بسیاری از افراد کشته شدند

00:20:05.141 --> 00:20:08.241
دونگ ژو ... لـو بـو

00:21:01.305 --> 00:21:04.305
چی گفتی؟

00:21:04.305 --> 00:21:07.975
شیا هو یوان کشته شد

00:21:09.395 --> 00:21:10.845
!جناب نخست وزیر

00:21:13.605 --> 00:21:19.465
مشاور عزیزم ... برادر دوست داشتنیم

00:21:23.955 --> 00:21:26.785
نخست وزیر، تسلیت میگم

00:21:33.285 --> 00:21:36.455
قسم می خورم که انتقام بگیرم

00:21:36.455 --> 00:21:38.615
فرمانم رو ابلاغ کن

00:21:38.615 --> 00:21:41.485
فورا پیشروی میکنیم

00:21:42.715 --> 00:21:44.345
اطاعت

00:21:59.695 --> 00:22:01.915
... جناب نخست وزیر ...
پیشقراول های ما خبر آوردند که

00:22:01.915 --> 00:22:05.305
هوانگ ژونگ با حدود یکصد
سرباز جلوی ما قرار داره

00:22:08.195 --> 00:22:13.765
فرمان رو ابلاغ کن میخوام فی الفور اونا رو
محاصره کنید و اون «هوانگ ژونگ» پیرمرد رو بکشید

00:22:13.765 --> 00:22:14.945
اطاعت

00:22:16.105 --> 00:22:31.745
ژنرال ژائو -
زی لونگ -

00:22:31.745 --> 00:22:33.615
ژنرال «ژائو»، شما کجایید؟

00:22:33.615 --> 00:22:38.405
ژنرال ژائو -
زی لونگ -

00:22:44.445 --> 00:22:47.305
!خبر بد ... سربازای «سائو» دارند
از سمت شرق به ما یورش میارند

00:22:48.665 --> 00:22:50.385
!گزارش

00:22:50.385 --> 00:22:54.135
خبر بد! ... سربازای «سائو» سمت
غرب ما مستقر شدند ما محاصره شدیم

00:22:54.135 --> 00:22:57.505
وحشت نکنید -
گوش کنید ... آماده رویارویی بشید -

00:22:57.505 --> 00:22:59.345
اطاعت

00:22:59.345 --> 00:23:02.525
!آماده رویارویی

00:23:05.295 --> 00:23:06.875
!حمله کنید

00:23:08.115 --> 00:23:12.005
!حـمـلـه

00:24:51.025 --> 00:24:52.465
!زی لونگ

00:25:06.305 --> 00:25:07.685
!زی لونگ

00:25:21.425 --> 00:25:24.905
تو کی هستی؟ -
!من, «ژائو زی لونگ» از چانگ شان -

00:25:27.085 --> 00:25:31.565
تو همون مبارز شیب چانگ
بان, «ژائو زی لونگ» ای؟

00:25:40.855 --> 00:25:43.525
!زی لونگ

00:25:53.305 --> 00:25:54.635
!عقب نشینی

00:26:05.791 --> 00:26:15.791
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:26:15.815 --> 00:26:19.475
گزارش! «سائو سائو» یک ارتش صد
هزار نفری رو داره به این سمت هدایت میکنه

00:26:57.112 --> 00:27:04.002
جناب نخست وزیر، به نظر میرسه هیچ اثری از
سربازها, پرچم و کوچکترین دسته ای در هیچ کجا نیست

00:27:04.002 --> 00:27:06.372
مثل اینکه مقرّرشون رو خالی کردند

00:27:09.582 --> 00:27:12.252
نخست وزیر، باید به داخل یورش ببریم؟

00:27:12.252 --> 00:27:18.142
نـه ... این یه واقعیت خیالی و خیالی واقعی ـه [ در ضاهر
و واقعیت اینطور به نظر میرسه اما در اصل یک حیله است ]

00:27:18.142 --> 00:27:22.332
ژائو زی لونگ جرات کرده با یه اردوگاه خالی با
من روبرو بشه باید تمهیدی براش اندیشیده باشه

00:27:22.332 --> 00:27:24.622
نباید عجولانه پیشروی کنیم

00:27:28.026 --> 00:27:30.736
با شجاعت و اراده ای قوی

00:27:30.736 --> 00:27:34.046
میتوانم فکر مرگ را پشت سر بگذارم

00:27:35.366 --> 00:27:38.456
!سائو سائو, تو درون دام من گیر افتادی

00:27:42.846 --> 00:27:44.296
!خوب نیست «سائو رن»
... زودباشید عقب نشینی کنید

00:27:44.296 --> 00:27:46.216
اطاعت ... عقب نشینی کنید

00:27:51.846 --> 00:27:53.546
!زودباشید عقب نشینی کنید

00:27:54.336 --> 00:27:56.066
عقب نشینی

00:28:19.996 --> 00:28:24.936
زی لونگ, تو از نام جناب مشاور برای فریب دادن و ترسوندن «سائو سائو»
بهره گرفتی * منظورش لقب مشاور کونگ مینگ : «اژدهای پنهان» ـه *

00:28:25.006 --> 00:28:27.266
و یه حمله غافلگیر کننده
خطری رو راه اندازی کردی

00:28:27.266 --> 00:28:31.076
و هزاران سرباز ارتش «سائو» رو از بین بردی

00:28:32.036 --> 00:28:34.756
اگر به خاطر شجاعت و ریسکی
که در زمان ناامیدی کردی نبود

00:28:34.756 --> 00:28:38.906
در غیر این صورت تمام نیروهای
ما در میدان نبرد جان داده بودند

00:28:39.766 --> 00:28:41.066
زی لونگ

00:28:42.966 --> 00:28:45.786
میدونی عالیجناب چطور
از تو تعریف و تمجید میکنه؟

00:28:45.786 --> 00:28:48.896
اون میگه که «زی لونگ» سرشار از شجاعتـه

00:28:49.676 --> 00:28:53.466
درواقع کار من از روی درماندگی و ناچاری بود

00:28:54.486 --> 00:28:58.526
عالیجناب این رو هم گفتند که
تو همانند یک ببر خشمگین شجاعی

00:28:58.526 --> 00:29:03.726
و زمانی که جنگ به پایان برسه,
بهت عنوان «ژنرال ببر قدتمند» رو میده

00:29:39.356 --> 00:29:41.896
[ ماه درخشان و وزش نسیم ]

00:29:42.696 --> 00:29:44.426
پرش کن ... بریز

00:29:44.426 --> 00:29:45.786
بیا

00:29:46.346 --> 00:29:48.776
!به سلامتی پیروزیمون

00:29:48.776 --> 00:29:52.706
آقایون, بزارید من از طرف «زی
لونگ» اینو به سلامتیتون بنوشم

00:29:52.706 --> 00:29:56.046
بیایید ... به سلامتی

00:29:56.806 --> 00:29:58.546
پرش کن! ... پرش کن

00:29:58.546 --> 00:30:00.616
!شراب خوبیه ... پرش کن ... پرش کن

00:30:00.616 --> 00:30:02.196
به سلامتی -
یکم گوشت بخور -

00:30:02.196 --> 00:30:04.136
پرش کن -
بخورین -

00:30:04.136 --> 00:30:06.226
بفرما ... به سلامتی و احترام شما

00:30:18.816 --> 00:30:22.246
امروز من حالم خیلی
خوبه ... بیا یه فنجون دیگه

00:30:22.246 --> 00:30:24.176
بیا اینجا بشین

00:30:24.176 --> 00:30:25.666
پرش کن

00:30:28.466 --> 00:30:29.906
یان چانگ

00:30:29.906 --> 00:30:33.116
زی لونگ چرا با تو نیومد؟

00:30:34.136 --> 00:30:39.526
بعد از پیروزی در جنگ,
«زی لونگ» رفته دنبال یه نفری

00:30:40.166 --> 00:30:42.226
کی هست؟

00:30:42.226 --> 00:30:45.816
ژنرال «هوانگ»، بیایید به سلامتی

00:30:45.816 --> 00:30:48.226
به سلامتی

00:30:52.256 --> 00:30:54.536
بیا ... بیا

00:31:14.166 --> 00:31:17.386
!زی لونگ ... واقعا خودتی

00:31:17.386 --> 00:31:18.916
خواب که نمیبینم هااا؟

00:31:18.916 --> 00:31:21.826
بله ... واقعا خودمم

00:31:23.306 --> 00:31:26.726
اومدی اینجا چی کار؟
مگه نگفتی دیگه نمیخوای همدیگه رو ببینیم؟

00:31:28.146 --> 00:31:30.566
من هرگز بهت هیچ قولی ندادم

00:31:30.566 --> 00:31:33.586
من هرگز خوب بودن با تو رو جدی نگرفتم

00:31:33.586 --> 00:31:37.496
هیچ وقت هم باهات خداحافظی نکردم

00:31:38.752 --> 00:31:40.892
مگه خودت ازم نخواستی بزارم برم؟

00:31:40.917 --> 00:31:43.077
من زمان زیادی رو گذروندم
و راه زیادی رو طی کردم

00:31:43.077 --> 00:31:45.667
اگر یکم زمان بیشتری داشتم

00:31:45.667 --> 00:31:48.617
!مطمئنم که میتونستم حتما تو رو فراموش کنم

00:31:48.617 --> 00:31:50.957
پس چرا حالا یه دفعه ای اینجا پیدات شد؟

00:31:51.937 --> 00:31:54.927
نمیتونی منو فراموش کنی ... حق با تو بود

00:31:54.927 --> 00:31:58.317
مردم نمیتونند با خاطراتشون زندگی کنند

00:31:58.317 --> 00:32:00.787
برای همین هم من باید رو به جلو نگاه کنم

00:32:00.787 --> 00:32:02.977
خب حالا از من چی میخوای؟

00:32:05.121 --> 00:32:09.557
یـو رئـو، میخوام ازت بپرسم
... تو گفتی منتظرم میمونی

00:32:09.557 --> 00:32:12.757
هنوزم سر اون حرفت هستی؟

00:32:20.687 --> 00:32:23.217
اگر هنوز هم حاضر نیستی منو ببخشی

00:32:23.217 --> 00:32:27.107
من میتونم منتظر بمونم
منتظر میمونم تا روزی که منو ببخشی

00:32:30.817 --> 00:32:36.177
چطور جرات میکنی بهم شک کنی؟ من, «مـا
یـو رئـو» حرفی که میزنم هرگز دوتا نمیشه

00:32:36.177 --> 00:32:39.347
اگه گفتم منتظرت میمونم ... البته که میمونم

00:32:39.347 --> 00:32:44.527
تازه ... قبلا هم که گفتم
... مادامی که تو قبول کنی

00:32:44.527 --> 00:32:49.867
بدون شک حاضرم در میدان جنگ در برابر
دشمن همراهیت کنم تا زمانی که به اهدافت برسی

00:33:15.737 --> 00:33:17.987
[ ژنرال ببر قدرتمند ]

00:33:52.057 --> 00:33:53.687
!حـمــلــه

00:34:03.137 --> 00:34:08.407
یک فنجان شراب تلخ
فرو بردن بدون کلام غم ناگفته از فراق

00:34:08.407 --> 00:34:13.757
از من نپرسین که
عمرم رو برای کی زندگی میکنم

00:34:13.757 --> 00:34:20.087
شب هنوز تاریک ـه جنگ هایی که متوقف
شدند چه مدت میتونه این صلح رو ادامه بده

00:34:20.087 --> 00:34:27.457
وفاداری بی نهایت و جسارت استفاده
از زندگیشون به عنوان خداحافظی

00:34:27.457 --> 00:34:32.667
قرار دادن در
زره نبرد و مبارزه با ارتش هزاران نفری

00:34:32.667 --> 00:34:37.787
مرگ این سرزمین قرمز
به منظور آوردن صلح برای این جهان ـه

00:34:37.787 --> 00:34:44.117
نمیخوام با هر کسی بجنگم
هیچ دوست ندارم دروغ و فریب بدم دیگران رو

00:34:44.117 --> 00:34:49.387
قهرمانان واقعی مملوع از شهامتن

00:34:49.387 --> 00:34:54.887
یه قهرمان حسرت هاش رو رها نمیکنه

00:35:16.012 --> 00:35:21.322
قرار دادن در
زره نبرد و مبارزه با ارتش هزاران نفری

00:35:21.347 --> 00:35:26.397
مرگ این سرزمین قرمز
به منظور آوردن صلح برای این جهان ـه

00:35:26.397 --> 00:35:32.697
نمیخوام با هر کسی بجنگم
هیچ دوست ندارم دروغ و فریب بدم دیگران رو

00:35:32.697 --> 00:35:37.947
قهرمانان واقعی مملوع از شهامتن

00:35:37.947 --> 00:35:43.927
یه قهرمان حسرت هاش رو رها نمیکنه

00:35:48.251 --> 00:35:52.551
هر زمان که شهری را میگرفت, قوانین را در آنجا اجرا
میکرد و شدیدا نظم را نسبت به سربازانش اجرا می نمود

00:35:52.844 --> 00:35:55.214
همچنین میزان مالیات و مدت
خدمت سربازان رو کاهش داد

00:35:55.214 --> 00:35:57.784
و بر روی توسعه کشاورزی و
ساخت و سازها متمرکز می شد

00:35:57.784 --> 00:36:00.294
مردم بدین طریق توانستند زندگی
در صلح و آرامشی داشته باشند

00:36:00.294 --> 00:36:05.064
لیو بی در نوزدهمین سال تقویم «جیانگ آن» و 214 پس
از میلاد مسیح موفق شد «یی ژو» را به تصرف در آورد

00:36:05.064 --> 00:36:08.514
لیو بی قصد داشت به زیردستانش به عنوان پاداش

00:36:08.514 --> 00:36:12.824
خانه ها و زمین های شهر را بدهد
... «ژائو یون» به او پیشنهاد کرد

00:36:12.824 --> 00:36:16.914
که هنوز موعد و زمان استراحت فرا نرسیده است

00:36:16.914 --> 00:36:21.424
در دنیا همچنان بی رحمی ها و بی عدالتی
های زیادی وجود دارد که باید ریشه کن شود

00:36:21.424 --> 00:36:24.114
از آنجایی که «یی ژو» به تازگی
جنگ و خشونت را تجربه کرده است

00:36:24.114 --> 00:36:27.664
باید تمام زمین ها و خانه
ها به مردم بازگردانده شود

00:36:27.664 --> 00:36:32.464
مالیات مردم باید کاهش یابد و آنها
نباید وادار به انجام کار اجباری شوند

00:36:32.464 --> 00:36:36.414
تا آنها به سعادت و کامیابی دست یابند -
امپراتور هزاران هزار سال زنده و پاینده باد -

00:36:36.414 --> 00:36:40.594
لیو بی توانست با بازگرداندن زمین ها و خانه
ها به مردم در واقع فاتح بزرگ قلمداد شود

00:36:40.619 --> 00:36:43.499
از همین رو, سلسله «هـان»
باشکوه و قدرتمند تر نیز شد

00:37:01.867 --> 00:37:05.097
فرزند عالیجناب «لیو»
به عنوان ولیعهد خواهند بود

00:37:05.097 --> 00:37:09.607
مشاور نظامی «ژوگه لیانگ» به عنوان نخست
وزیر امور نظامی کشور خدمت خواهند کرد

00:37:09.607 --> 00:37:13.587
فنگ گوان یو ... ژانگ فی ... ژائو یون

00:37:13.587 --> 00:37:18.037
مـا چائو ... هوانگ ژونگ
عنوان پنج ژنرال ببر را خواهند گرفت

00:37:18.037 --> 00:37:21.867
افزون بر آن, به «ژائو یون» عنوان
«ژنرال ببر قدرتمند» تخصیص داده شده

00:37:23.063 --> 00:37:38.063
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:37:38.087 --> 00:37:42.007
گذر از خاکستر بهار، تنها
حسرت در پایان تابستان است

00:37:42.007 --> 00:37:47.157
این نمی تواند تنهایی پاییز, و
آواز بلند وداع زمستان را بسوزاند

00:37:47.157 --> 00:37:51.287
وزش دل انگیز نسیم و یک فنجان
شراب، رویاهای پشت سر گذاشته اند

00:37:51.287 --> 00:37:55.607
خاطرات گذشته مانند بازتاب
گل های نیلوفر, در آب است

00:37:55.607 --> 00:38:00.207
نم نم باران و بادهای خمیده برای
ناآرامی های سرزمینی که در مـه فرو رفتـه

00:38:00.207 --> 00:38:04.807
تنها افسوس میخورند,
اما چشم براه میمانند

00:38:04.807 --> 00:38:09.337
ماه غبارآلود، عشق را
حفظ و در آغوش می گیرد

00:38:09.337 --> 00:38:13.537
اما ترس از عشق, با غم و اندوه همراه است

00:38:14.217 --> 00:38:18.057
... لالالالا , لالالالا

00:38:18.057 --> 00:38:22.827
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:38:22.827 --> 00:38:27.437
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:38:27.437 --> 00:38:32.227
بدون برهم زدن گذشتـه

00:38:32.227 --> 00:38:35.867
... لالالالا , لالالالا

00:38:35.867 --> 00:38:40.787
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:38:40.787 --> 00:38:45.327
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:38:45.327 --> 00:38:52.297
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست

00:38:59.267 --> 00:39:03.807
... لالالالا , لالالالا

00:39:03.807 --> 00:39:10.457
جدایی پس از زمزه یک سرود

00:39:16.517 --> 00:39:21.447
تا مانوسی هست، اشک ها سقوط
می کنند و سرودها خوانده می شوند

00:39:21.447 --> 00:39:25.937
وعده ازدواج ما پس از
تولـد دوباره هرگز تغییر نکرده

00:39:25.937 --> 00:39:30.007
بدون برهم زدن گذشتـه

00:39:34.447 --> 00:39:39.237
قهرمانان گذشته از جنس غم و اندوه بودند

00:39:39.237 --> 00:39:43.917
پس از فراز و نشیب ها, پیروزی ها و شکست ها
هنوز سیمای او را به خاطر دارند

00:39:43.917 --> 00:39:51.407
به یاد آوردن خاطرات گذشته،
صحنه ی دردناک جداییـست