﻿WEBVTT

00:00:02.833 --> 00:00:05.713
<i>سال ۱۹۶۴ئه و سه پسر ساحلی</i>

00:00:05.875 --> 00:00:07.455
<i>تبدیل به سارق شدن و</i>

00:00:07.458 --> 00:00:09.328
<i>بزرگترین دزدی‌های تاریخ رو انجام دادن</i>

00:00:09.333 --> 00:00:12.833
<i>با رفتن به دنبال بزرگترین جواهرات تاریخ</i>

00:00:14.667 --> 00:00:16.997
این جواهرات خیلی گرون هستن

00:00:17.125 --> 00:00:18.875
<i>نمی‌شه قیمتی روشون گذاشت</i>

00:00:19.000 --> 00:00:21.250
<i>نقشه‌ی جسورانه سارقان نیاز به</i>

00:00:21.375 --> 00:00:23.285
<i>یه سری حرکات آکروباتیک مرگبار داره</i>

00:00:23.417 --> 00:00:25.377
<i>و این فقط برای نفوذه</i>

00:00:25.542 --> 00:00:28.712
<i>اونا جوون هستن. اونا ورزشکارن</i>

00:00:28.833 --> 00:00:29.963
نمی‌تونن کاریش کنن

00:00:30.060 --> 00:00:32.350
اونا دلشون می‌خواد که لاف بزنن

00:00:32.375 --> 00:00:34.205
<i>مهم‌ترین چیز برای اونا اینه که</i>

00:00:34.375 --> 00:00:37.165
<i>با گرانبهاترین جواهرات دنیا فرار کنن</i>

00:00:37.333 --> 00:00:41.173
<i>هیجان، شکوه، پول</i>

00:00:41.292 --> 00:00:42.792
این شیرین‌کاری قرنه

00:00:42.792 --> 00:00:47.042
<i>♪ ♪</i>

00:00:47.208 --> 00:00:49.668
مغزهای متفکر پشت هر دزدی بزرگ

00:00:49.693 --> 00:00:51.392
چیزی رو می‌بینن که اکثر مردم نمی‌بینن

00:00:51.417 --> 00:00:53.287
<i>♪ ♪</i>

00:00:53.417 --> 00:00:56.577
<i>به خطر انداختن همه چیز برای
به دست آوردن یه امتیاز بزرگ</i>

00:00:56.708 --> 00:00:58.628
این نیاز داره به یه نقشه‌ی جسورانه

00:00:58.750 --> 00:01:01.500
تیم مناسب

00:01:01.625 --> 00:01:04.285
و مهارت این که یه قدم جلوتر از قانون باشی

00:01:04.325 --> 00:01:10.975
<i>بزرگترین سرقت‌های تاریخ</i>

00:01:11.827 --> 00:01:15.058
سرقت موزه‌ی تاریخ طبیعی

00:01:15.083 --> 00:01:20.253
<i>بیست و نهم آکتبر</i>

00:01:20.277 --> 00:01:31.477

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:31.542 --> 00:01:33.832
موز‌ه‌ی تاریخ طبیعی آمریکا

00:01:33.833 --> 00:01:37.213
بیش از هر خزانه بانکی در جهان دارای گنجه

00:01:37.375 --> 00:01:39.705
بدون امنیت در سطح جهانی

00:01:39.875 --> 00:01:42.785
اگه این دزدها بتونن با الماس، یاقوت

00:01:42.917 --> 00:01:44.377
و یاقوت کبود در این سالن فرار کنن

00:01:44.500 --> 00:01:47.330
این بزرگترین سرقت جواهرات قرن می‌شه

00:01:47.458 --> 00:01:53.328
در حالی که رقابت برای اون تمایز شدیده

00:01:53.458 --> 00:01:56.918
<i>♪ ♪</i>

00:01:57.042 --> 00:02:01.292
<i>دهه‌ی ۱۹۶۰ عصر طلایی سرقت
جواهرات در نظر گرفته می‌شه</i>

00:02:01.292 --> 00:02:04.502
در تاریخ آمریکا چون سرقت جواهرات

00:02:04.667 --> 00:02:07.627
به طور متوسط ​​هر ۳۲ ثانیه اتفاق می‌افتاد

00:02:07.750 --> 00:02:11.630
<i>دزدی‌های حرفه‌ای در همه جا خبرساز
 می‌شد</i>

00:02:11.750 --> 00:02:15.670
<i>اما یه مکان دارای مجموعه
عظیمی از جواهرات گرانبهاست</i>

00:02:15.792 --> 00:02:17.502
<i>همه زیر یه سقف</i>

00:02:17.625 --> 00:02:20.625
<i>و اونا تو هیچ مکان نفوذ ناپذیری پنهان نیستن</i>

00:02:20.650 --> 00:02:22.360
<i>♪ ♪</i>

00:02:22.458 --> 00:02:24.918
<i>اونا در معرض دید همه‌ی جهانن</i>

00:02:25.042 --> 00:02:28.456
<i>هدف</i>

00:02:30.167 --> 00:02:31.707
<i>موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکا</i>

00:02:31.833 --> 00:02:34.333
یکی از معروف‌ترین موزه‌های جهانه

00:02:34.458 --> 00:02:36.328
<i>این یکی از بزرگترین موزه‌ها در شهر نیویورکه</i>

00:02:36.333 --> 00:02:39.043
این موزه حدود نیم میلیون متر مربعه

00:02:39.208 --> 00:02:41.038
<i>درست روبه‌روی پارک مرکزی</i>

00:02:41.167 --> 00:02:43.707
<i>حدود پنج میلیون نفر در سال به طور متوسط</i>

00:02:43.833 --> 00:02:45.333
<i>می‌رن و از موزه دیدن می‌کنن</i>

00:02:45.358 --> 00:02:48.488
همه چیز از شهاب سنگ گرفته تا
استخوان دایناسور رو تو خودش جا داده

00:02:48.513 --> 00:02:50.086
<i>♪ ♪</i>

00:02:50.163 --> 00:02:51.975
چیزی که اون رو باورنکردنی‌ترین موزه می‌کنه

00:02:52.000 --> 00:02:54.000
 مجموعه جواهرات جی پی مورگانه

00:02:54.000 --> 00:02:56.540
<i>که برخی از با ارزش‌ترین‌ها رو
 تو خودش جا داده </i>

00:02:56.708 --> 00:02:59.038
<i>و قدیمی‌ترین سنگ‌های قیمتی جهان</i>

00:02:59.167 --> 00:03:01.497
مجموعه‌ی جی پی مورگان

00:03:01.500 --> 00:03:03.540
<i>در سالن یادبود جواهرات مورگانه</i>

00:03:03.708 --> 00:03:05.788
این همون اسمیه که تو سال ۱۹۶۴ روش گذاشتن

00:03:05.917 --> 00:03:09.077
<i>تالار گوهرها در طبقه چهارم قرار داشت</i>

00:03:09.208 --> 00:03:11.418
<i> طول اون حدود سی متره
 و هجده متر عرضشه </i>

00:03:11.542 --> 00:03:13.832
<i>و سقف شش متره</i>

00:03:13.833 --> 00:03:17.333
<i>در امتداد دیوار محیطی، یه ردیف
 با بیست پنجره وجود داشت</i>

00:03:17.458 --> 00:03:20.748
<i>روی دیوار مقابل دو در بود</i>

00:03:20.875 --> 00:03:22.745
<i>با یه در تزئینی پوشیده شده </i>

00:03:22.875 --> 00:03:27.325
<i> اونا رو تو شب قفل کردن تا فضا رو امن کنن</i>

00:03:27.500 --> 00:03:30.500
<i>ده‌ها قاب شیشه‌ای مستقل</i>

00:03:30.500 --> 00:03:33.080
<i>سالن رو پر کردن و بازدیدکننده‌ها
رو به داخل جذب کردن</i>

00:03:33.208 --> 00:03:35.328
<i>برای نگاهی دقیق‌تر
به جواهرات غول پیکر</i>

00:03:35.458 --> 00:03:37.378
<i> آلارم‌ها از پوشش‌ها محافظت می‌کنن</i>

00:03:37.403 --> 00:03:40.533
<i>برای یه ناظر معمولی به نظر می‌رسه</i>

00:03:40.667 --> 00:03:44.917
<i>اما وضعیت هنر در سال ۱۹۶۴ چطوره؟</i>

00:03:45.042 --> 00:03:47.292
<i> امنیت امروزی رو داره؟</i>

00:03:47.292 --> 00:03:49.962
<i>البته که نه، اما امنیت وجود داشت</i>

00:03:50.083 --> 00:03:51.543
زنگ هشدار روی شیشه بود

00:03:51.667 --> 00:03:53.167
<i>شیشه دو جداره بود</i>

00:03:53.307 --> 00:03:54.767
<i>یعنی خیلی ضخامت داشت</i>

00:03:54.792 --> 00:03:56.712
شکستنش سخت بود

00:03:56.833 --> 00:03:59.333
نگهبان‌های موزه از داخل ساختمون
عبور می‌کردن و

00:03:59.500 --> 00:04:02.000
درها رو قفل می‌کردن و
چراغ‌ها رو خاموش می‌کردن

00:04:02.000 --> 00:04:03.828
<i>و بعد، در طول شب</i>

00:04:03.958 --> 00:04:06.878
<i>اونا گشت‌های دوره‌ای رو
از سر ساعت شروع می‌کردن</i>

00:04:07.000 --> 00:04:10.420
و گشت زنی رو در منطقه تعیین شده
 انجام می‌دادن

00:04:10.542 --> 00:04:13.832
<i>این یه هدف وسوسه
انگیز با امنیت کافیه</i>

00:04:13.833 --> 00:04:15.673
<i>برای دلسرد کردن بیشتر سارقان</i>

00:04:15.891 --> 00:04:17.767
<i>♪ میامی ♪</i>

00:04:17.792 --> 00:04:20.502
<i>اما در میامی، سه فرد با استعداد</i>

00:04:20.625 --> 00:04:24.205
<i>از سارقان جواهرات جوونی هستن که
تازه شروع به همکاری کردن</i>

00:04:24.375 --> 00:04:26.705
<i>و در حال حاضر در جستجوی یه بازی سخت‌ترن</i>

00:04:26.833 --> 00:04:28.133
<i>♪ ♪</i>

00:04:28.158 --> 00:04:30.078
<i>این افراد جسور و باهوش هستن</i>

00:04:30.148 --> 00:04:31.808
<i>و سرشار از اعتماد به نفسن</i>

00:04:31.833 --> 00:04:34.423
<i>گروه</i>

00:04:34.542 --> 00:04:37.502
<i>هیچکس بیشتر از رهبر جذاب اونا</i>

00:04:37.625 --> 00:04:42.375
<i>جک مورفی با اسم مستعار
«مورف موج سوار»</i>

00:04:42.542 --> 00:04:46.132
<i>جک رولند مورفی در
سال ۱۹۳۷ </i>

00:04:46.250 --> 00:04:48.500
<i>در اوشن ساید، کالیفرنیا به دنیا اومد</i>

00:04:48.667 --> 00:04:50.497
اون متعلق به یه خانواده‌ی طبقه‌ی متوسطه

00:04:50.667 --> 00:04:53.537
<i>اون جذابه، باهوشه</i>

00:04:53.667 --> 00:04:55.827
و به اقتضای محل تولدش

00:04:56.000 --> 00:04:57.540
 یه پسر ساحلیه

00:04:57.667 --> 00:04:59.327
<i>اون در واقع به عنوان</i>

00:04:59.458 --> 00:05:01.998
<i> یه موج سوار در سطح ملی </i>

00:05:02.125 --> 00:05:04.125
<i>در اواخر دهه ۵۰ و ۶۰ به شهرت رسید </i>

00:05:04.150 --> 00:05:06.030
اوه، مورف موج سوار

00:05:06.125 --> 00:05:07.915
<i>اون مرتبه. خوش اندامه</i>

00:05:08.042 --> 00:05:09.332
<i> تمیزه</i>

00:05:09.500 --> 00:05:12.130
موهایی داره که تو تابستون بلوند می‌شن

00:05:12.250 --> 00:05:14.000
<i>از چیزی نمی‌ترسه</i>

00:05:14.125 --> 00:05:15.535
<i>و یه انرژی خاصی داره</i>

00:05:15.667 --> 00:05:17.667
و اون رو با خودش به میامی میاره

00:05:17.792 --> 00:05:19.712
<i>♪ ♪</i>

00:05:19.875 --> 00:05:21.745
<i>یکی از اولین تلاش‌های جک مورفی</i>

00:05:21.875 --> 00:05:25.035
در یه زندگی جنایتکارانه اینه
که اون به جمعی از دوستاش می‌پیونده

00:05:25.167 --> 00:05:27.537
<i>برای سرقت ۱۵۰۰۰ دلار از این عمارت</i>

00:05:27.708 --> 00:05:31.168
<i>و چرخ دنده‌ها به حرکت در میان
تا اون شروع به فکر کنه</i>

00:05:31.229 --> 00:05:32.962
می‌خوام دوباره برای خودم وارد یه تجارت بشم»

00:05:32.987 --> 00:05:34.745
«اما نه یه تجارت قانونی

00:05:34.875 --> 00:05:37.955
<i>در حالی که مورفی در هتل‌های مجلل
 میامی کار می‌کنه</i>

00:05:37.958 --> 00:05:40.328
<i>می‌تونی راحت‌تر</i>

00:05:40.458 --> 00:05:42.378
<i>جیب گردشگران بی‌احتیاط رو بزنه</i>

00:05:42.500 --> 00:05:44.880
<i>اون با مرد جوونی از بایبل بلت آشنا می‌شه</i>

00:05:45.000 --> 00:05:47.170
<i>که ذهن جنایتکاری داره</i>

00:05:47.333 --> 00:05:50.503
<i>الن کوهن، مغز متفکر</i>

00:05:50.667 --> 00:05:52.997
<i>الن کوهن در وست گروو، میسوری به دنیا اومد</i>

00:05:53.167 --> 00:05:55.497
 واقعاً فقیر بزرگ می‌شه

00:05:55.522 --> 00:05:58.015
تو ۱۵ سالگی، به دلیل

00:05:58.040 --> 00:06:00.100
ورود غیرقانونی به خونه‌های همسایه
 دستگیر می‌شه

00:06:00.125 --> 00:06:01.495
<i> به نیروی دریایی می‌پیونده</i>

00:06:01.625 --> 00:06:04.785
<i>و بعد از اون، به میامی می‌ره</i>

00:06:04.917 --> 00:06:06.827
<i>و یه معلم شنا می‌شه</i>

00:06:06.833 --> 00:06:10.083
<i>برای یکی از هتل‌های ساحلی</i>

00:06:10.208 --> 00:06:12.288
وقتی الن کوهن و جک مورفی با هم آشنا می‌شن

00:06:12.292 --> 00:06:13.882
نقاط مشترک زیادی دارن

00:06:14.000 --> 00:06:16.500
<i> هر دو تو هتل کار می‌کردن</i>

00:06:16.625 --> 00:06:18.535
<i>می‌دونید، استخرها رو می‌شستن</i>

00:06:18.708 --> 00:06:21.328
<i>و حوله دست مردم می‌دادن
</i>

00:06:21.500 --> 00:06:24.040
<i>مهارت‌هاشون رو به عنوان یک تیم پرورش دادن</i>

00:06:24.208 --> 00:06:27.378
<i>این دو شروع به سرقت از عمارت‌ها
 در سراسر ساحل جنوبی کردن</i>

00:06:27.542 --> 00:06:30.832
<i>وقتی که شغل نیاز به یه
راننده برای فرار یا یه مراقب داره</i>

00:06:30.833 --> 00:06:34.753
<i>آدم مناسب برای این کار رو هم دارن</i>

00:06:34.875 --> 00:06:38.455
<i>راجر کلارک، جک چند کاره</i>

00:06:38.458 --> 00:06:40.458
<i>راجر کلارک اهل مریدن، کنتیکته</i>

00:06:40.458 --> 00:06:42.668
<i>و یه نجات غریق تو دبیرستانه</i>

00:06:42.792 --> 00:06:44.082
مدتی در نیروی دریایی خدمت می‌کنه

00:06:44.208 --> 00:06:46.378
و بعد به میامی می‌ره

00:06:46.500 --> 00:06:48.000
جایی که توش خونه‌ها رو رنگ می‌کرد

00:06:48.125 --> 00:06:49.683
و کارهای عجیب و غریب دیگه انجام می‌داد

00:06:49.708 --> 00:06:52.168
<i> راجر، راننده‌ی فراره</i>

00:06:52.333 --> 00:06:53.833
 مراقب هم هست

00:06:53.833 --> 00:06:56.003
<i>و در صورت لزوم، عضله‌ی تیمه</i>

00:06:56.125 --> 00:06:57.825
<i>اگه فشار زیادی روشون باشه</i>

00:06:57.850 --> 00:07:00.768
<i>تیم جسورتر و بهتر می‌شه</i>

00:07:00.793 --> 00:07:03.075
<i>و کوهن به بالا بردن </i>

00:07:03.208 --> 00:07:05.078
<i>سطح گروه فکر می‌کنه</i>

00:07:05.208 --> 00:07:06.668
الن کوهن بدون شک

00:07:06.792 --> 00:07:08.542
 مغز متفکر دزدی از

00:07:08.667 --> 00:07:09.997
موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکاست

00:07:10.125 --> 00:07:13.325
<i>این واقعاً رویای اونه</i>

00:07:13.333 --> 00:07:15.833
<i>مورفی که همیشه
رویاهای بزرگ تو سر داره</i>

00:07:15.958 --> 00:07:17.998
<i>این ایده رو هم دوست داره</i>

00:07:18.125 --> 00:07:21.125
<i>بنابراین سه شریک جرم
 تصمیم می‌گیرن</i>

00:07:21.250 --> 00:07:23.308
<i>که نمایششون رو راه بندازن</i>

00:07:24.604 --> 00:07:27.779
<i>نیویورک</i>

00:07:28.125 --> 00:07:30.915
<i>بنابراین مورفی، کوهن و
کلارک </i>

00:07:31.042 --> 00:07:34.172
<i>در آکتبر ۱۹۶۴ برای هدف
به نیویورک سفر کردن</i>

00:07:34.292 --> 00:07:36.792
<i>برای دزدی از موزه و</i>

00:07:36.792 --> 00:07:38.882
<i>برای جاهای دیگه</i>

00:07:39.000 --> 00:07:40.500
هر جایی که فکر می‌کنن می‌تونن

00:07:40.500 --> 00:07:42.000
ازش امتیاز بگیرن و گیر نیوفتن

00:07:42.167 --> 00:07:45.167
<i>اما به زودی مورفی و کوهن
شروع به تحقیق روی</i>

00:07:45.292 --> 00:07:48.172
<i>هدف واقعی‌شون می‌کنن</i>

00:07:48.292 --> 00:07:51.172
<i>موزه‌ی تاریخ طبیعی</i>

00:07:51.333 --> 00:07:53.333
<i>اونا به عنوان گردشگر
وارد عمل شدن</i>

00:07:53.458 --> 00:07:55.668
با یه برنامه‌ی متفاوت وارد شدن

00:07:55.792 --> 00:07:58.332
<i>تا همه با هم دیده نشن</i>

00:07:58.458 --> 00:08:00.418
<i>اونا به نوعی در حال نقشه برداری </i>

00:08:00.542 --> 00:08:02.712
<i>از چیزهای داخل موزه و این
مجموعه هستن</i>

00:08:02.833 --> 00:08:03.883
چیزهایی که می‌خوان بدزدن

00:08:04.042 --> 00:08:05.382
مهم‌ترین بخش این مجموعه

00:08:05.542 --> 00:08:07.922
یاقوت کبود ستاره‌ی هنده

00:08:08.042 --> 00:08:10.542
<i>ستاره شش پر رو نشون میده</i>

00:08:10.708 --> 00:08:13.418
<i>و اون الگوی ستاره خیلی خیلی نادره</i>

00:08:13.443 --> 00:08:15.142
<i>این یه سنگ بزرگه</i>

00:08:15.167 --> 00:08:16.417
<i>واقعاً به اندازه یه توپ گلفه</i>

00:08:16.542 --> 00:08:18.632
<i>بیش از ۵۰۰ قیراط وزنشه</i>

00:08:18.657 --> 00:08:21.100
بعدش الماس عقاب رو داریم که
 بزرگترین الماسیه که

00:08:21.125 --> 00:08:23.075
تاکنون تو آمریکا پیدا شده

00:08:23.208 --> 00:08:25.498
<i>بیش از ۱۵ قیراطه</i>

00:08:25.667 --> 00:08:29.667
<i>در ایگل، ویسکانسین تو سال ۱۸۷۶ پیدا شد</i>

00:08:29.667 --> 00:08:30.997
یکی دیگه از جواهرات مهم

00:08:31.167 --> 00:08:33.327
مجموعه، یاقوت ستاره دی‌لانگه

00:08:33.458 --> 00:08:35.878
<i>شبیه یه تیکه آب نباته</i>

00:08:35.903 --> 00:08:38.600
<i>بیش از ۱۰۰ قیراطه</i>

00:08:38.625 --> 00:08:41.915
<i>و همچنین دارای الگوی ستاره ایه</i>

00:08:42.042 --> 00:08:43.922
و بعدش یه ستاره‌ی نیمه شب هست

00:08:44.042 --> 00:08:46.252
<i>که اغلب به عنوان یه یاقوت
کبود سیاه توصیف می‌شه</i>

00:08:46.375 --> 00:08:50.375
و حدود ۱۱۶ قیراطه و
تو سریلانکا پیدا شده

00:08:50.500 --> 00:08:54.500
<i>روزی که می‌تونن یه عالمه از این
سنگ‌های کوچیک رو داشته باشن</i>

00:08:54.625 --> 00:08:56.705
<i>تمام انگیزه‌ایه که بهش نیاز دارن</i>

00:08:56.875 --> 00:08:58.665
<i> این سه نفر برای</i>

00:08:58.690 --> 00:09:00.850
<i>جاه طلبانه‌ترین سرقتشون
شروع به برنامه‌ریزی می‌کنن</i>

00:09:00.958 --> 00:09:02.418
چهاردهم آکتبر

00:09:02.542 --> 00:09:04.832
<i>در حالی که در حال خوردن
خوابیدن و نفس کشیدن هستن</i>

00:09:04.958 --> 00:09:07.458
<i> در حال تحقیق و
بررسی این سرقت هم هستن</i>

00:09:07.458 --> 00:09:09.498
<i>در عین حال خوش می‌گذرونن</i>

00:09:09.523 --> 00:09:11.357
<i>باید حواستون باشه که اونا
حدوداً بیست سالشونه</i>

00:09:11.382 --> 00:09:12.725
<i>شما با بیست سال سن تو نیویورکید</i>

00:09:12.923 --> 00:09:14.815
اونا بیرون می‌رن
خوش می‌گذرونن

00:09:14.840 --> 00:09:16.975
تو اتاق هتلشون مهمونی می‌گیرن

00:09:17.000 --> 00:09:18.830
<i>فقط هم خوش گذرونی نمی‌کنن</i>

00:09:18.833 --> 00:09:20.633
<i>برای هر کسی که ممکنه تحت تاثیر قرار بگیره</i>

00:09:20.750 --> 00:09:22.880
<i>لاف می‌زنن</i>

00:09:23.000 --> 00:09:25.630
اونا رد پاشون رو پنهان نمی‌کنن

00:09:25.750 --> 00:09:29.330
<i>و خودشون رو در برابر آشکار شدن
آسیب‌پذیر می‌کنن</i>

00:09:29.458 --> 00:09:32.668
<i>تو یکی از این مهمونی هاست
که کوهن برای خودش</i>

00:09:32.792 --> 00:09:34.882
<i>یه شریک متفاوت </i>

00:09:35.015 --> 00:09:36.645
<i>جنت فلورکیویچ</i>

00:09:36.750 --> 00:09:39.670
<i>جنت فلورکیویچ یه تندنویس ۱۹ ساله‌ست
</i>

00:09:39.695 --> 00:09:41.433
<i>و تو نیویورک و
داخل هتل دزدها</i>

00:09:41.458 --> 00:09:42.958
<i>اقامت داره</i>

00:09:42.958 --> 00:09:45.668
و وقتی که اونجاست

00:09:45.792 --> 00:09:47.792
کوهن و اون عاشق هم می‌شن

00:09:47.792 --> 00:09:50.082
<i>و یه جورایی عشقشون مشهور می‌شه</i>

00:09:50.208 --> 00:09:51.628
<i>نوزدهم آکتبر</i>

00:09:51.750 --> 00:09:53.710
<i>بار دوم که اونا به موزه می‌رن</i>

00:09:53.833 --> 00:09:57.793
<i>کوهن حسابی روی ماموریت متمرکز شده </i>

00:09:57.917 --> 00:10:00.497
الن کوهن، به ویژه

00:10:00.625 --> 00:10:01.995
مجذوب تالار جواهراته

00:10:02.020 --> 00:10:04.600
و هر بار ساعت‌ها اونجا می‌مونه

00:10:04.625 --> 00:10:06.165
<i>در واقع، یه بار</i>

00:10:06.190 --> 00:10:08.433
<i> جنت فلورکیویچ رو با خودش می‌بره</i>

00:10:08.458 --> 00:10:10.878
<i> به تالار جواهرات</i>

00:10:11.000 --> 00:10:13.500
<i>کوهن متوجه می‌شه
که باتری‌هایی</i>

00:10:13.625 --> 00:10:16.665
<i>که به سیستم امنیتی متصل هستن</i>

00:10:16.667 --> 00:10:20.457
<i>خراب شدن و ممکنه صدای
زنگی وجود نداشته باشه</i>

00:10:20.458 --> 00:10:22.737
همچنان راجع به این نمی‌دونیم

00:10:22.762 --> 00:10:23.768
بیست و دوم آکتبر

00:10:23.792 --> 00:10:26.002
<i>برای هفته‌ها خوش می‌گذرونن</i>

00:10:26.125 --> 00:10:29.165
<i>و تو کل شهر بریز و بپاش می‌کنن</i>

00:10:29.292 --> 00:10:32.832
<i>یه شب تو یه کافی‌شاپ
یکی جک رو </i>

00:10:32.833 --> 00:10:35.713
<i>به عنوان موج سوار حرفه‌ای مشهور
 در سطح ملی می‌شناسه</i>

00:10:35.875 --> 00:10:38.165
<i>مورف موج سوار</i>

00:10:38.292 --> 00:10:40.172
<i>و اون رو به لرزه در میاره</i>

00:10:40.197 --> 00:10:43.595
درست قبل از سرقت
مورفی می‌ترسه

00:10:43.620 --> 00:10:44.998
<i>♪ ♪</i>

00:10:45.000 --> 00:10:47.170
<i>:بالاخره متوجه شد
اوه، یه لحظه صبر کن»</i>

00:10:47.333 --> 00:10:50.383
<i>شاید ما زیاد حرف زدیم
شاید خیلی کار کردیم</i>

00:10:50.500 --> 00:10:52.420
<i>«شاید ما نباید این کار رو می‌کردیم</i>

00:10:52.542 --> 00:10:54.832
<i>♪ ♪</i>

00:10:54.958 --> 00:10:57.748
اما الن کوهن، واقعاً به این موضوع
علاقه داشت

00:10:57.875 --> 00:11:01.495
<i>و نمی‌ذاره جک مورفی خرابش کنه</i>

00:11:01.667 --> 00:11:03.207
<i>در این مرحله
این عقب نشینی جک مورفی</i>

00:11:03.333 --> 00:11:04.503
<i>یه خیانت محسوب می‌شه</i>

00:11:04.625 --> 00:11:09.705
<i>♪ ♪</i>

00:11:12.589 --> 00:11:13.869
بیست و دوم آکتبر

00:11:14.257 --> 00:11:15.777
یک هفته قبل از سرقت

00:11:15.958 --> 00:11:17.208
<i>یک هفته قبل از</i>

00:11:17.333 --> 00:11:19.083
<i>دزدی از موزه‌ی تاریخ طبیعیه</i>

00:11:19.208 --> 00:11:22.168
<i>و مورف موج سوار می‌خواد عقب بکشه</i>

00:11:22.193 --> 00:11:26.600
<i>اما الن کوهن به قدری به این موضوع
اهمیت می‌ده که بهش این اجازه رو نمی‌ده</i>

00:11:26.625 --> 00:11:30.955
مورفی و کوهن حسابی دعوا می‌کنن

00:11:30.958 --> 00:11:33.498
<i>کوهن واقعاً با سکوت ناگهانی
مورفی </i>

00:11:33.500 --> 00:11:35.380
<i>در مورد همه‌ی این قضایا احساس خیانت می‌کنه</i>

00:11:35.500 --> 00:11:37.000
<i> پشت سرش</i>

00:11:37.025 --> 00:11:38.058
احتمالاً با خودش می‌گه

00:11:38.083 --> 00:11:39.423
«فشار زیادی روی ماست»

00:11:39.542 --> 00:11:41.252
و یه همه چیز شک می‌کنه

00:11:41.375 --> 00:11:45.495
اگه جک مورفی بره، اون رویا می‌میره

00:11:45.500 --> 00:11:47.250
<i>♪ ♪</i>

00:11:47.375 --> 00:11:48.995
<i>کوهن به مورفی یادآوری می‌کنه</i>

00:11:49.000 --> 00:11:50.330
<i>اونا قبلاً نقطه ضعفی رو </i>

00:11:50.500 --> 00:11:52.170
<i>تو سیستم هشدار دیدن</i>

00:11:52.292 --> 00:11:55.832
<i>تنها کاری که باید انجام بدن اینه که
راهی برای ورود پیدا کنن</i>

00:11:55.833 --> 00:11:59.833
<i>کوهن ازش می خواد که یه
بار دیگه به موزه سر بزنه</i>

00:11:59.958 --> 00:12:02.998
<i>اینکه جک مورفی باشه یا نباشه
خیلی تفاوت ایجاد می‌کنه</i>

00:12:03.125 --> 00:12:04.995
برای اینکه بتونن این کار رو درست انجام بدن

00:12:05.125 --> 00:12:07.665
یا اینکه کلاً بیخیال بشن و برگردن خونه

00:12:07.667 --> 00:12:09.414
<i>بیست و سوم آکتبر</i>

00:12:09.439 --> 00:12:11.433
<i>مورف موافقت می‌کنه که
یه بار دیگه به اونجا سر بزنه</i>

00:12:11.458 --> 00:12:14.538
<i>و بچه‌ها برای آخرین
ماموریت بازسازی برمی‌گردن</i>

00:12:14.563 --> 00:12:16.767
<i>حواسشون رو جمع می‌کنن برای
پیدا کردن هر گونه راه ورودی</i>

00:12:16.792 --> 00:12:19.422
<i>به تالار جواهرات
بعد از بسته شدن موزه</i>

00:12:19.542 --> 00:12:22.212
<i>این سه نفر تو کل روز
</i>

00:12:22.237 --> 00:12:24.081
مدام تو موزه این طرف و اون طرف می‌رن

00:12:24.114 --> 00:12:26.528
 از هم جدا می‌شن و به
نوعی تقسیم می‌شن و تسخیر می‌کنن

00:12:26.667 --> 00:12:28.417
<i>این بچه‌ها باهوشن</i>

00:12:28.542 --> 00:12:30.672
<i>می‌دونن که نمی‌تونن به سادگی
از درهای</i>

00:12:30.792 --> 00:12:32.212
<i> موزه تاریخ طبیعی رد بشن</i>

00:12:32.333 --> 00:12:34.833
به دلایل زیادی
و یکی از اون دلایل اینه که

00:12:34.858 --> 00:12:37.722
یه دروازه آهنی در خارج از تالار جواهرات
 وجود داره

00:12:37.747 --> 00:12:39.455
<i>وقتی بسته شد دیگه نمی‌شه وارد شد</i>

00:12:39.458 --> 00:12:41.038
پس تنها راه ورود

00:12:41.167 --> 00:12:42.997
<i>اون پنجره‌های غول پیکره</i>

00:12:43.000 --> 00:12:45.830
نوزده پنجره در تالار جواهرات وجود داره

00:12:45.958 --> 00:12:48.328
<i>و بالای تک تک اونا حدود</i>

00:12:48.500 --> 00:12:50.750
<i>پنج سانتی‌متر بازه</i>

00:12:50.875 --> 00:12:52.285
برای تهویه‌ی هوا

00:12:52.292 --> 00:12:53.922
خب این روش قدیمی بود
قبل از اینکه

00:12:53.947 --> 00:12:56.932
دستگاه‌های تهویه هوا به بازار بیان

00:12:56.987 --> 00:12:59.958
<i>برای همین اونا فکر می‌کنن که این
قراره راهشون باشه</i>

00:12:59.958 --> 00:13:01.748
اما همچنین به این معنیه که از

00:13:01.875 --> 00:13:03.915
نظر جسمی خیلی سخت می‌شه

00:13:04.042 --> 00:13:06.332
چون باید به اون پنجره‌ها برسن

00:13:06.333 --> 00:13:10.003
<i>♪ ♪</i>

00:13:10.125 --> 00:13:12.325
<i>در حالی که کوهن در حال جاسوسیه</i>

00:13:12.458 --> 00:13:15.998
<i>مورفی و کلارک در حال بررسی
نحوه گشت زنی نگهبانا هستن</i>

00:13:16.000 --> 00:13:18.750
<i>و متوجه می‌شن که نگهبانا</i>

00:13:18.875 --> 00:13:22.205
هر ساعت یه بار به سالن میان و

00:13:22.375 --> 00:13:25.075
فقط برای پنج دقیقه اونجا می‌مونن

00:13:25.208 --> 00:13:28.078
<i>با راه و ایده‌هایی در مورد اینکه چطور</i>

00:13:28.208 --> 00:13:29.748
<i>از پس آلارم‌ها و نگهبانا بر بیان</i>

00:13:29.875 --> 00:13:32.955
<i>کوهن و کلارک دوست دارن شانسشون
رو امتحان کنن</i>

00:13:33.083 --> 00:13:34.253
<i>حالا اونا فقط باید بدونن</i>

00:13:34.375 --> 00:13:37.285
<i>که مورفی می‌خواد این کار رو بکنه
یا تسلیم بشه؟</i>

00:13:37.292 --> 00:13:39.212
<i>مورفی تو موزه می‌گرده</i>

00:13:39.375 --> 00:13:41.325
باهاشون موافقیه
می‌خواد این کار رو انجام بده

00:13:41.458 --> 00:13:44.748
<i>نقشه</i>

00:13:44.875 --> 00:13:46.375
<i>شب قبل از سرقت</i>

00:13:46.500 --> 00:13:49.500
<i>برای گرفتن جواهرات نقشه‌ی دقیق
می‌کشن</i>

00:13:49.500 --> 00:13:50.920
اونا می‌دونن که به

00:13:51.042 --> 00:13:52.212
یه مراقب و یه راننده نیازه

00:13:52.333 --> 00:13:54.673
<i>پس راجر کلارک، همون مردیه که</i>

00:13:54.792 --> 00:13:55.832
<i>قراره بهشون اطلاع بده</i>

00:13:56.000 --> 00:13:57.960
خارج از دیوار موزه چی می‌گذره

00:13:58.083 --> 00:14:00.133
اون همچنین راننده‌ی فراره

00:14:00.250 --> 00:14:03.000
<i>کلارک، مورفی و کوهن رو</i>

00:14:03.167 --> 00:14:05.537
<i>در سمت راست خیابان ۸۱ موزه پیاده می‌کنه</i>

00:14:05.667 --> 00:14:08.787
<i>اونا باید از یه حصار بالا برن
و به سرعت راه برن</i>

00:14:08.917 --> 00:14:11.787
<i>بدون اینکه دیده بشن و
از محل خروج اضطراری</i>

00:14:11.792 --> 00:14:13.922
<i>تا طبقه‌ی پنجم برن</i>

00:14:14.042 --> 00:14:18.752
اونا طبقه‌ی پنجم رو انتخاب
کردن چون یه طاقچه اونجا بود

00:14:18.875 --> 00:14:20.785
<i>که به پشت موزه می‌خورد</i>

00:14:20.792 --> 00:14:23.332
<i>از محل خروج اضطراری</i>

00:14:23.458 --> 00:14:24.788
<i>تا بالای اتاق جواهر</i>

00:14:24.792 --> 00:14:26.832
<i>♪ ♪</i>

00:14:26.958 --> 00:14:29.288
<i>نقشه این بود که از
طبقه پنجم به </i>

00:14:29.292 --> 00:14:30.712
<i>به طبقه چهارم تاب بخورن</i>

00:14:30.833 --> 00:14:32.753
از یه پنجره به پنجره‌ی دیگه

00:14:32.875 --> 00:14:35.415
<i>خطر زیادی وجود داره</i>

00:14:35.542 --> 00:14:40.002
<i>به طور دقیق سی و هشت متر ارتفاع داره
</i>

00:14:40.125 --> 00:14:43.575
به توانایی‌ بدنشون برای رسیدن به این هدف

00:14:43.708 --> 00:14:44.828
اعتماد زیادی دارن

00:14:44.833 --> 00:14:46.543
<i>♪ ♪</i>

00:14:46.667 --> 00:14:49.997
<i>وقتی داخل بشن
فقط لازمه که مخفی بمونن</i>

00:14:50.125 --> 00:14:51.285
<i>انگار دارن با نگهبانا</i>

00:14:51.310 --> 00:14:52.520
<i>موش و گربه بازی می‌کنن</i>

00:14:52.625 --> 00:14:54.785
<i>بین هر گشتی باید </i>

00:14:54.917 --> 00:14:56.667
<i>یه پنجره‌‌ی ۴۵ دقیقه‌ای برای نفوذ</i>

00:14:56.792 --> 00:14:58.502
<i>به ویترین‌‌ها داشته باشن/i&gt;

00:14:58.625 --> 00:15:00.745
<i>یه جعبه ابزار دارن
قلم برش شیشه</i>

00:15:00.875 --> 00:15:02.495
<i>چکش</i>

00:15:02.625 --> 00:15:06.785
برای باز کردن جعبه‌ی‌ جواهر

00:15:06.792 --> 00:15:09.292
به خیلی چیزا نیازه

00:15:09.417 --> 00:15:12.997
<i>بعد از اینکه جواهرات رو
گرفتن، باید از طناب بالا برن</i>

00:15:13.125 --> 00:15:15.995
<i>و همه‌ی این کارها رو برعکس انجام بدن
و کلارک رو</i>

00:15:16.125 --> 00:15:18.245
<i>در حاشیه‌ی پارک مرکزی ببینن</i>

00:15:18.375 --> 00:15:20.535
یه عالمه پرش و طناب نوردی لازمه

00:15:20.667 --> 00:15:22.787
جهش هست
دویدن هست

00:15:22.792 --> 00:15:25.332
من یه جورایی ورزشکار خوبی نیستم. از پسش
بر نمیام

00:15:25.333 --> 00:15:29.003
<i>بیست و نهم آکتبر
شب سرقت</i>

00:15:29.125 --> 00:15:31.825
<i>کمی بعد از غروب آفتاب، در شب سرقت</i>

00:15:31.958 --> 00:15:33.668
<i>اون سه مرد ابزارشون رو جمع می‌کنن</i>

00:15:33.792 --> 00:15:35.832
<i>و برای یه دزدی خوب لباس می‌پوشن</i>

00:15:35.958 --> 00:15:38.998
<i>یا در مورد مورفی، برای شکست تو دزدی</i>

00:15:39.023 --> 00:15:41.304
<i>ممکنه فکر کنید که این آدما</i>

00:15:41.492 --> 00:15:44.207
قراره یه لباس کاملاً مشکی بپوشن

00:15:44.375 --> 00:15:46.955
شاید یه ماسک اسکی بزنن و کمی نامحسوس باشن

00:15:47.083 --> 00:15:48.833
<i>اما مورفی این فلسفه شخصی رو داره</i>

00:15:48.858 --> 00:15:50.528
که اگه قرار باشه گرفتار شه

00:15:50.625 --> 00:15:51.987
باید خوب به نظر برسه

00:15:52.012 --> 00:15:53.290
<i>♪ ♪</i>

00:15:53.292 --> 00:15:56.002
بنابراین یه ژاکت مخملی
سبز تیره می‌پوشه

00:15:56.125 --> 00:15:58.495
<i> یه ژاکت یقه اسکی می‌پوشه</i>

00:15:58.625 --> 00:16:00.375
<i>شلوار مخملی</i>

00:16:00.500 --> 00:16:02.750
<i>و آماده‌ست که اگه گیر افتاد
خوب به نظر برهس</i>

00:16:02.875 --> 00:16:04.705
<i>♪ ♪</i>

00:16:04.875 --> 00:16:07.125
مورفی و کوهن به ده‌ها

00:16:07.125 --> 00:16:08.955
اتاق هتل و خونه، نفوذ کردن

00:16:09.083 --> 00:16:11.213
و حتی یک یا دو جواهرفروشی، اما

00:16:11.333 --> 00:16:13.333
اونا در حال تلاش برای بزرگترین

00:16:13.333 --> 00:16:15.753
و جسورانه‌ترین دزدی زندگی‌شون هستن

00:16:15.875 --> 00:16:17.825
ورود به یه موزه‌ی نمادین برای

00:16:17.958 --> 00:16:20.418
سرقت کمیاب‌ترین جواهرات جهان

00:16:20.542 --> 00:16:22.832
سه هفته‌ی گذشته به این لحظه منتهی شده

00:16:22.958 --> 00:16:26.208
و دزدی داره شروع می‌شه

00:16:26.325 --> 00:16:29.955
<i>سرقت</i>

00:16:30.083 --> 00:16:31.213
حالا وقت نمایشه

00:16:31.333 --> 00:16:33.333
<i>بیست و نهم آکتبر</i>

00:16:33.458 --> 00:16:37.208
<i>و اونا سوار ماشین کادیلاک
سفید کوهن شدن</i>

00:16:37.333 --> 00:16:39.713
و به خیابان ۸۱ رفتن

00:16:39.833 --> 00:16:41.333
<i>و سنترال پارک غربی</i>

00:16:41.333 --> 00:16:42.583
<i>اونا قصد دارن به موزه نزدیک شن</i>

00:16:42.708 --> 00:16:43.788
<i>نزدیک افلاک‌نما</i>

00:16:43.792 --> 00:16:45.252
<i>♪ ♪</i>

00:16:45.375 --> 00:16:46.875
مورفی و کوهن بیرون می‌رن

00:16:47.000 --> 00:16:49.080
و به سمت موزه راه می‌افتن

00:16:49.105 --> 00:16:50.850
<i>کلارک ماشین رو در
اطراف بلوک پارک می‌کنه</i>

00:16:50.875 --> 00:16:52.705
<i>و بعد می‌ره سر موقعیت مراقبتش</i>

00:16:52.875 --> 00:16:54.325
<i>در گوشه‌ی پارک</i>

00:16:54.458 --> 00:16:56.418
اون یه بی‌سیم برای برقراری ارتباط

00:16:56.542 --> 00:16:58.422
با کوهن و مورفی داره

00:16:58.447 --> 00:17:00.600
وقتی که مورفی و کوهن
در محوطه موزه هستن

00:17:00.625 --> 00:17:04.495
یه حصار میخ دار وجود داره
که باید از روش بپرن

00:17:04.667 --> 00:17:06.037
<i>♪ ♪</i>

00:17:06.167 --> 00:17:08.667
اما مشکل اینجاست که یه فاصله‌ی چهار متری
 وجود داره

00:17:08.792 --> 00:17:11.172
از اون طرف
می‌افتن توی حیاط

00:17:11.333 --> 00:17:13.253
<i>و اونا قدرت بالاتنه رو دارن</i>

00:17:13.375 --> 00:17:15.075
چون شناگر بودن
برای همین

00:17:15.208 --> 00:17:16.828
مثل ژیمناستیک‌ها از روش می‌پرن

00:17:16.958 --> 00:17:17.998
<i>♪ ♪</i>

00:17:18.000 --> 00:17:19.920
<i>مورفی و کوهن</i>

00:17:20.042 --> 00:17:23.502
<i>از حصار می‌پرن و به سمت ورودی می‌رن</i>

00:17:23.625 --> 00:17:25.575
همونطور که از سطح شیب دار پایین میان

00:17:25.708 --> 00:17:26.998
<i>راه خروج اضطراری رو می‌بینن</i>

00:17:27.125 --> 00:17:29.325
<i>که قراره ازش بالا برن</i>

00:17:29.500 --> 00:17:31.830
راه خروج اضطراری کمک می‌کنه که
به طاقچه برسن

00:17:34.316 --> 00:17:35.458
<i>یک ربع پس از شروع سرقت</i>

00:17:35.458 --> 00:17:37.078
<i>و طاقچه قراره اونا رو برسونه به</i>

00:17:37.208 --> 00:17:39.578
<i>اون پنجره‌های غول پیکری که دیدن</i>

00:17:39.708 --> 00:17:41.628
<i>که اونا رو مستقیماً به
سرزمین موعود هدایت می‌کنه</i>

00:17:41.750 --> 00:17:43.500
<i>به تالار جواهرات</i>

00:17:43.625 --> 00:17:46.495
اما طاقچه اونقدر باریک و طولانیه

00:17:46.625 --> 00:17:50.455
که تمام عضلات
اصلی‌شون رو باید به کار بگیرن

00:17:50.458 --> 00:17:52.998
<i>تمام اون چیزهایی که</i>

00:17:53.125 --> 00:17:54.995
<i>روی تخته موج سواری روش کار کردن
از همون عضلات </i>

00:17:55.125 --> 00:17:57.325
برای این طاقچه استفاده می‌کنن

00:17:57.333 --> 00:17:58.333
<i>♪ ♪</i>

00:17:58.458 --> 00:18:00.038
<i>اما اینجا اقیانوس نیست</i>

00:18:00.208 --> 00:18:04.328
<i>اونا سی و هشت متر بالاتر از زمین‌های سخت
 و خشک قرار دارن</i>

00:18:04.458 --> 00:18:07.918
<i>و چندین متر دورتر
از تالار جواهرات</i>

00:18:08.042 --> 00:18:09.582
<i>مورفی خیلی متمرکزه</i>

00:18:09.708 --> 00:18:11.828
هیچ چیزی نمی‌تونه جلوش رو بگیره

00:18:11.958 --> 00:18:15.668
<i>اون خیلی مشتاقه که وارد موزه شه</i>

00:18:15.833 --> 00:18:18.793
<i>انقدری که متوجه تجمع کوچیک</i>

00:18:18.917 --> 00:18:20.627
کبوترهای روی این طاقچه نمی‌شه

00:18:20.750 --> 00:18:22.830
اون می‌ترسونتشون

00:18:22.833 --> 00:18:24.551
<i>اونا پرواز می‌کنن</i>

00:18:24.576 --> 00:18:26.035
و به نوبه‌ی خودشون اون رو می‌ترسونن

00:18:26.060 --> 00:18:28.100
اون روی طاقچه تکون تکون می‌خوره

00:18:28.125 --> 00:18:30.245
و هر لحظه ممکنه سقوط کنه

00:18:30.375 --> 00:18:33.245
یه حرکت اشتباه انجام بده، این دزدی

00:18:33.375 --> 00:18:34.665
قبل از شروع به پایان می‌رسه

00:18:34.667 --> 00:18:37.327
<i>♪ ♪</i>

00:18:40.785 --> 00:18:42.589
بیست و نه آکتبر

00:18:43.461 --> 00:18:44.681
یک ربع پس از شروع سرقت

00:18:44.706 --> 00:18:48.673
<i>جک مورفی و الن کوهن در
ارتفاع سی و هشت متری تو هوا هستن</i>

00:18:48.792 --> 00:18:50.252
<i>به دیوار</i>

00:18:50.375 --> 00:18:52.665
<i>موزه تاریخ طبیعی آمریکا چسبیدن</i>

00:18:52.833 --> 00:18:56.543
<i>در حالی که راه خودشون رو به
سمت تالار جواهرات پیدا می‌کنن</i>

00:18:56.667 --> 00:18:59.917
این یک راه وحشتناک
و اعصاب خردکن

00:19:00.042 --> 00:19:01.672
به موزه‌ست

00:19:01.833 --> 00:19:04.883
<i>همونطور که اون روی این
طاقچه‌ی باریک راه می‌ره</i>

00:19:05.042 --> 00:19:08.042
با این دسته از کبوترها مواجه می‌شه

00:19:08.208 --> 00:19:10.168
<i>من زمان کافی رو تو
خیابون ۷۷ گذروندم</i>

00:19:10.193 --> 00:19:12.573
تا بدونم که کبوترها مانع هستن

00:19:12.667 --> 00:19:16.827
<i> کبوترها بلند می‌شن و مورفی
تعادل خودش رو از دست می‌ده</i>

00:19:16.958 --> 00:19:19.788
و تمام بالاتنه‌ش یه جورایی

00:19:19.917 --> 00:19:22.377
روی طاقچه تاب می‌خوره

00:19:22.448 --> 00:19:24.078
که بیش از سی متر با زمین فاصله داره

00:19:24.167 --> 00:19:26.667
<i> روی طاقچه تکون می‌خوره</i>

00:19:26.833 --> 00:19:29.003
و هر لحظه ممکنه سقوط کنه

00:19:29.125 --> 00:19:31.495
بعد در آخرین لحظه
یه جوری

00:19:31.500 --> 00:19:34.920
موفق می‌شه بالاتنه‌ش رو به عقب بچرخونه

00:19:35.042 --> 00:19:36.542
<i>به طرف دیوار موزه</i>

00:19:36.708 --> 00:19:40.078
درست مثل موج سواری که
دوباره تعادلش رو حفظ می‌کنه

00:19:40.208 --> 00:19:42.418
و حالش خوبه

00:19:42.542 --> 00:19:44.832
<i>حالا کمی </i>

00:19:45.000 --> 00:19:47.500
نسبت به محیط اطرافش هوشیارتره

00:19:47.625 --> 00:19:49.625
<i>اما اون این پنجره‌های غول پیکر رو می‌بینه</i>

00:19:49.750 --> 00:19:52.130
<i>که همیشه رویای ورودش بهشون رو می‌دید</i>

00:19:52.250 --> 00:19:55.420
مورفی می‌بینه که پنجره هنوز بازه

00:19:55.542 --> 00:19:59.422
<i>بنابراین اون نسبتاً مطمئنه که </i>

00:19:59.542 --> 00:20:01.832
هیچ زنگ هشداری وجود نداره که

00:20:01.857 --> 00:20:04.341
وقتی پنجره رو پایین میارن فعال بشه

00:20:04.458 --> 00:20:07.328
<i>مورفی یه طناب داره و
اونو به یه ستون می‌بنده</i>

00:20:07.333 --> 00:20:10.833
اون باید خودش رو از این طاقچه
 به سمت یکی از اون

00:20:10.958 --> 00:20:15.498
پنجره‌هایی که تو تالار جواهراته
 پایین بیاره

00:20:15.523 --> 00:20:19.483
و به یاد داشته باشید، مورفی
در حالی که خودش رو پایین میاره

00:20:19.625 --> 00:20:24.325
یه کیف هواپیمایی حاوی ابزار سرقت حمل می‌کنه

00:20:24.333 --> 00:20:27.673
پاش رو روی لبه می‌ذاره و پنجره
رو پایین میاره

00:20:27.792 --> 00:20:31.172
<i>به اندازه ای دورتر که بتونه
وارد بشه</i>

00:20:31.333 --> 00:20:32.583
بدون اینکه شیشه رو بشکنه

00:20:32.708 --> 00:20:33.998
و بعدش اونا دست به کار می‌شن

00:20:34.125 --> 00:20:36.705
<i>♪ ♪</i>

00:20:36.833 --> 00:20:40.463
نقشه‌ی جسورانه جک مورفی
و الن کوهن کار می‌کنه

00:20:40.583 --> 00:20:42.633
اما قبل از اینکه به مجموعه‌ی
جی پی مورگان برن

00:20:42.750 --> 00:20:45.170
و دست به کار بشن

00:20:45.333 --> 00:20:47.333
باید جواب یه سوال خیلی مهم رو پیدا کنن

00:20:47.458 --> 00:20:49.958
آیا نگهبانای شب همون برنامه‌ی گشت زنی

00:20:50.083 --> 00:20:51.673
 نوبت روز رو رعایت می‌کنن؟

00:20:51.833 --> 00:20:55.923
<i>اونا تو گوشه‌ای تاریک
از سالن قایم می‌شن</i>

00:20:56.042 --> 00:20:58.462
<i>منتظر می‌مونن تا ببینن چه زمانی
ماموران امنیتی از راه می‌رسن</i>

00:20:58.583 --> 00:21:02.253
چند وقت یه بار میان؟
هنوز ساعت به ساعت عوض می‌شن؟

00:21:02.375 --> 00:21:04.625
<i>عجله نمی‌کنن</i>

00:21:04.625 --> 00:21:06.785
<i>اونا زمان کافی برای برنامه‌ریزی
 این سرقت صرف کردن</i>

00:21:06.917 --> 00:21:08.327
<i>چند ساعت دیگه هم روش</i>

00:21:08.458 --> 00:21:10.458
و این همون کاریه که انجام می‌دن

00:21:10.583 --> 00:21:13.543
<i>صبر می‌کنن تا اون نگهبان بره پایین سالن</i>

00:21:13.667 --> 00:21:15.327
<i>یه جای دیگه</i>

00:21:15.458 --> 00:21:17.998
و بعد احساس می‌کنن که
خب

00:21:18.125 --> 00:21:20.825
حالا می‌تونن کارشون رو انجام بدن

00:21:21.000 --> 00:21:24.170
<i>مورفی و کوهن می‌فهمن الگوی گشت نگهبان شب </i>

00:21:24.333 --> 00:21:25.923
<i>با شیفت روز متفاوته</i>

00:21:26.042 --> 00:21:27.632
<i>اما خبر خوبیه</i>

00:21:27.750 --> 00:21:30.290
<i>نگهبان شب حتی وارد سالن نمی‌شه</i>

00:21:30.417 --> 00:21:32.247
<i> فقط از دروازه با چراغ قوه‌ش نگاه می‌کنه</i>

00:21:32.375 --> 00:21:35.165
<i>و حرکت می‌کنه</i>

00:21:35.167 --> 00:21:37.457
<i>وقت رفتنه</i>

00:21:37.583 --> 00:21:40.043
<i>اونا الان تو موقعیت هستن، درست جلو</i>

00:21:40.167 --> 00:21:41.827
<i>ستاره‌ی هند</i>

00:21:41.852 --> 00:21:43.562
بهش خیره شدن

00:21:43.667 --> 00:21:47.327
خیلی زیباست و تقریباً مال اوناست

00:21:47.458 --> 00:21:50.538
<i>برای اینکه ببینن دزدگیر واقعاً خاموشه یا نه</i>

00:21:50.708 --> 00:21:52.708
<i>آخرین آزمایش رو انجام دادن</i>

00:21:52.733 --> 00:21:55.403
<i>الن کوهن یه چکش لاستیکی داره</i>

00:21:55.500 --> 00:21:57.790
<i>و به شیشه ضربه می‌زنه</i>

00:21:57.917 --> 00:22:00.457
و اون شیشه نمی‌شکنه چون دوجداره‌ست

00:22:00.458 --> 00:22:03.418
اما صدایی شبیه شلیک گلوله

00:22:03.542 --> 00:22:05.712
تو سراسر سالن ایجاد می‌کنه

00:22:05.833 --> 00:22:07.503
<i>و برای همین تمام وسایلش رو برمی‌داره</i>

00:22:07.528 --> 00:22:09.852
<i>فکر می‌کنه دیگه کارشون تمومه
و یه نفر قراره بیاد دنبالشون</i>

00:22:09.877 --> 00:22:13.433
<i>اما هیچ کس این کار رو نمی‌کنه</i>

00:22:13.458 --> 00:22:15.411
هیچ نگهبانی نمیاد

00:22:15.460 --> 00:22:18.040
<i> این بهش نشون می‌ده که</i>

00:22:18.333 --> 00:22:21.583
<i>یک، احتمالاً از اینجا به خوبی محافظت نمی‌شه</i>

00:22:21.708 --> 00:22:24.328
<i>و دو اینکه، دزدگیر روی شیشه</i>

00:22:24.333 --> 00:22:25.911
<i>واقعاً کار نمی‌کنه</i>

00:22:25.936 --> 00:22:27.955
<i>برای اطمینان از اینکه تو هیچ جای دیگه
از موزه</i>

00:22:27.958 --> 00:22:30.708
<i>هیچ دزدگیر دیگه‌ای رو فعال نکرده باشن</i>

00:22:30.875 --> 00:22:32.665
<i>از مراقبشون می‌پرسن</i>

00:22:32.792 --> 00:22:34.542
<i>اونا با کلارک در ارتباط هستن</i>

00:22:34.708 --> 00:22:36.578
<i>کسی که بی‌سیم دستشه و خارج از موزه‌ست
</i>

00:22:36.708 --> 00:22:38.918
<i>«اون می‌گه: «من چیزی نمی‌شنوم</i>

00:22:39.042 --> 00:22:40.752
برای همین اونا به کارشون ادامه می‌دن

00:22:40.875 --> 00:22:43.375
<i>مورفی و کوهن ابزار دزدی‌شون رو در میارن</i>

00:22:43.400 --> 00:22:46.414
<i>و با اطمینان از اینکه چند دقیقه فاصله دارن
تا در دست گرفتن بزرگترین جواهری </i>

00:22:46.439 --> 00:22:48.293
<i> که به عمرشون دیدن</i>

00:22:48.333 --> 00:22:49.793
<i>شروع به کار کردن</i>

00:22:49.917 --> 00:22:52.497
<i>یکی از اون وسایل برای شکستن شیشه‌ست</i>

00:22:52.667 --> 00:22:56.417
دارای بخش مکشی داره
که به لیوان، میله و

00:22:56.542 --> 00:22:59.422
یه دستگاه برش متصل می‌شه

00:22:59.542 --> 00:23:02.332
و بعدش اونا یه دایره کامل

00:23:02.357 --> 00:23:04.642
در مرکز ایجاد می‌کنن
تا بتونن شیشه رو سوراخ کنن

00:23:04.667 --> 00:23:07.997
<i>اما به این راحتی نمی‌شکنه</i>

00:23:08.125 --> 00:23:10.825
<i>چون دوجداره‌ست</i>

00:23:10.958 --> 00:23:12.418
<i>شیشه چند لایه‌ست</i>

00:23:12.542 --> 00:23:14.422
<i>بنابراین زمان زیادی ازشون می‌گیره</i>

00:23:14.542 --> 00:23:17.382
بیشتر از چیزی که پیش‌بینی می‌کردن

00:23:17.500 --> 00:23:19.830
<i>بعد از ۳۰ دقیقه‌ی خسته کننده</i>

00:23:20.000 --> 00:23:22.080
<i>نمی‌شه با ظرافت کاری انجام داد</i>

00:23:22.105 --> 00:23:23.642
<i>و زمان داره به سرعت می‌گذره</i>

00:23:23.667 --> 00:23:25.917
<i>بنابراین یه روش متفاوت رو امتحان می‌کنن</i>

00:23:26.042 --> 00:23:27.542
<i>نیروی بی‌رحمانه</i>

00:23:27.667 --> 00:23:29.667
<i>نوار چسب رو می‌گیرن</i>

00:23:29.667 --> 00:23:32.377
<i>و روی ناحیه‌ی دایره‌ای نوار چسب می‌زنن</i>

00:23:32.542 --> 00:23:34.502
<i>و می‌خوان بهش مشت بزنن</i>

00:23:34.625 --> 00:23:36.995
و این کار صدا رو خفه می‌کنه
 و همچنین در صورت شکستن شیشه

00:23:37.125 --> 00:23:40.625
جلوی خرد شدن شیشه رو می‌گیره

00:23:40.750 --> 00:23:44.130
و نمی‌ذاره صدایی ایجاد بشه

00:23:44.250 --> 00:23:49.290
<i>به خاطر اینکه دفعه‌ی
 قبل صدای چکش خیلی بلند بود</i>

00:23:49.292 --> 00:23:51.382
<i>کوهن و مورفی به چیزی نیاز داشتن</i>

00:23:51.500 --> 00:23:53.670
<i>تا صدای شکستن شیشه به گوش نرسه</i>

00:23:53.833 --> 00:23:55.713
<i>و اونا چیزی که نیاز دارن رو </i>

00:23:55.875 --> 00:24:00.245
<i>در بین صداهای آرامش بخش و
طبیعی شبانه‌ی نیویورک پیدا می‌کنن</i>

00:24:03.590 --> 00:24:06.600
این موزه در مسیرهای پروازی فرودگاه جی‌اف‌کی

00:24:06.625 --> 00:24:08.495
 و فرودگاه لاگواردیا قرار داره

00:24:08.625 --> 00:24:11.075
<i>هواپیماهای مسافربری از سمت
بالای وست ساید وارد می‌شن</i>

00:24:11.208 --> 00:24:12.418
<i>و می‌چرخن و به لاگواردیا می‌رن</i>

00:24:12.542 --> 00:24:15.832
بنابراین زمان شکستن شیشه

00:24:15.833 --> 00:24:19.383
<i>با رسیدن یه هواپیما بالای سرشون یکی شد</i>

00:24:20.875 --> 00:24:22.495
<i>مورفی با احتیاط دستش رو می‌بره داخل</i>

00:24:22.667 --> 00:24:25.667
<i>و شیشه‌ی شکسته</i>

00:24:25.667 --> 00:24:28.997
<i>و یاقوت کبود ۵۶۳ قیراطی رو در میاره</i>

00:24:29.000 --> 00:24:31.540
<i>ستاره‌ی هند</i>

00:24:31.667 --> 00:24:33.957
<i>مطمئن نیستن که دزدگیر دیگه‌ای رو
به صدا در آوردن یا نه</i>

00:24:34.083 --> 00:24:37.003
<i> به محل قایم شدن خودشون عقب نشینی می‌کنن
و به کلارک می‌گن که</i>

00:24:37.125 --> 00:24:39.705
<i>یکی از سنگ‌ها رو دارن</i>

00:24:39.833 --> 00:24:43.003
<i>اونا کارشون با شیشه‌ها رو</i>

00:24:43.167 --> 00:24:46.417
با حرکات نگهبان‌ها هماهنگ می‌کنن

00:24:46.542 --> 00:24:48.462
وقتی یه نگهبان برای گشت زنی وارد می‌شه

00:24:48.583 --> 00:24:50.503
کار رو متوقف می‌کنن، ساکت می‌مونن

00:24:50.625 --> 00:24:52.625
<i>نگهبان میاد، شاید یه نوری هم بندازه</i>

00:24:52.625 --> 00:24:56.495
<i>نور از دروازه وارد می‌شه و بعد می‌ره</i>

00:24:56.625 --> 00:24:58.495
<i>وقتی نگهبان به اندازه‌ی کافی دور شد</i>

00:24:58.667 --> 00:25:01.917
<i> مستقیماً به سمت یاقوت ستاره‌ی
 دلانگ می‌رن</i>

00:25:01.942 --> 00:25:05.127
<i>این روند رو برای جعبه‌ی شیشه‌ای
 بعدی هم ادامه می‌دن</i>

00:25:05.458 --> 00:25:08.328
<i>اندازه‌گیری، نوار زدن، شکستن</i>

00:25:08.353 --> 00:25:10.100
<i>و برداشتن جواهر</i>

00:25:10.125 --> 00:25:13.915
<i>♪ ♪</i>

00:25:14.042 --> 00:25:16.672
<i>با داشتن ستاره‌ی هند و دلانگ روبی </i>

00:25:16.792 --> 00:25:18.832
<i>تا همین الان هم خیلی سود کردن</i>

00:25:18.958 --> 00:25:21.878
<i>اما این بچه‌ها این همه راه نیومدن</i>

00:25:21.903 --> 00:25:24.100
<i>فقط برای دو تا سنگ</i>

00:25:24.125 --> 00:25:26.825
<i>الماس عقاب برای سارقان خیلی مهمه</i>

00:25:26.833 --> 00:25:29.673
<i>چون یه الماس درشت به
راحتی برش داده می‌شه</i>

00:25:29.792 --> 00:25:33.252
و بنابراین از اونجا
 می‌تونن سنگ رو برش بدن

00:25:33.375 --> 00:25:35.575
و فقط یکم از وزنش از دست می‌ره

00:25:35.708 --> 00:25:38.208
و قطعه رو به عنوان الماس وجهی می‌فروشن

00:25:38.333 --> 00:25:40.642
<i>اونا نه تنها سه موردی رو که برنامه ریزی
 کرده بودن می‌دزدن</i>

00:25:40.667 --> 00:25:43.997
<i> اما وقتی می‌بینن که چقدر آسونه</i>

00:25:44.125 --> 00:25:46.455
به نظرم تصمیم گرفتن که تا جایی که

00:25:46.555 --> 00:25:48.475
گرفتار نشن اونجا بمونن

00:25:48.500 --> 00:25:50.639
به شکستن شیشه‌ها ادامه می‌دیم

00:25:50.664 --> 00:25:53.642
تا جایی که می‌تونیم جواهر بر می‌داریم

00:25:53.667 --> 00:25:55.957
<i>اونا تصمیم می‌گیرن خودشون رو
کمی به خطر بندازن</i>

00:25:55.958 --> 00:26:00.078
<i>و ستاره‌ی نیمه شب و خیلی از
جواهرات کوچک‌تر رو</i>

00:26:00.208 --> 00:26:02.878
<i>در کنارش به نمایش گذاشتن بردارن</i>

00:26:03.042 --> 00:26:05.292
تا اینجا همه چیز به آرومی پیش رفته

00:26:05.292 --> 00:26:06.832
اما ساعت‌ها گذشته

00:26:06.958 --> 00:26:09.828
<i>یه جای کار قراره خراب شه</i>

00:26:10.000 --> 00:26:13.000
مورفی و کوهن به یکی از محفظه‌های
جواهر نزدیک می‌شن

00:26:13.125 --> 00:26:15.245
 و سپس درست با گوشه‌ی چشم

00:26:15.375 --> 00:26:17.415
یه نور کوچیک چراغ قوه می‌بینن

00:26:17.542 --> 00:26:20.002
<i>نگهبانه و زودتر رسیده</i>

00:26:20.167 --> 00:26:22.997
<i>کوهن و مورف نمی‌تونن به بدون دیده شدن
</i>

00:26:23.125 --> 00:26:24.495
<i>به محل مخفی شدن همیشگی‌شون برسن</i>

00:26:24.625 --> 00:26:27.285
<i>در عوض، می‌دون به سمت گوشه</i>

00:26:27.292 --> 00:26:30.922
<i>در کنار دروازه
 در حالی که نگهبان چراغ قوه‌ش رو</i>

00:26:31.042 --> 00:26:32.582
<i>اطراف سالن گرفته</i>

00:26:32.708 --> 00:26:36.328
بنابراین اگه نور بیوفته روی اونا
کارشون تمومه

00:26:36.333 --> 00:26:40.043
<i>♪ ♪</i>

00:26:44.595 --> 00:26:46.017
بیست و نهم آکتبر

00:26:46.042 --> 00:26:48.172
<i>بیش از چهار ساعت بعد از سرقت</i>

00:26:48.197 --> 00:26:50.975
<i>جک مورفی و الن کوهن </i>

00:26:51.000 --> 00:26:54.500
<i> سه تا از با ارزش‌ترین جواهرات دنیا رو
 دارن</i>

00:26:54.625 --> 00:26:56.665
<i>اما در حالی که سعی داشتن
 جواهرات بیشتری بدزدن</i>

00:26:56.667 --> 00:26:59.327
<i>توسط یه نگهبان شب شگفت‌زده شدن</i>

00:26:59.333 --> 00:27:01.543
<i>این یه نگهبانه
که فقط کمی زودتر اومده</i>

00:27:01.667 --> 00:27:03.877
<i>برای این که یه چرخی بزنه</i>

00:27:04.000 --> 00:27:07.380
بنابراین به سرعت خودشون رو به یه
گوشه‌ی تاریک رسوندن

00:27:07.542 --> 00:27:09.832
<i>نگهبان نور چراغ قوه‌ش رو می‌ندازه</i>

00:27:09.857 --> 00:27:11.418
<i>می‌دونید، اگه نگهبان اونا رو گیر بندازه</i>

00:27:11.443 --> 00:27:13.073
<i>کارشون تموم شه</i>

00:27:13.098 --> 00:27:14.808
و ممکنه مجبور بشن فرار کنن

00:27:14.833 --> 00:27:18.003
<i>دو مرد بی‌حرکت گوشه‌ای جمع شدن</i>

00:27:18.125 --> 00:27:21.495
<i>روی این حساب می‌کنن که نگهبان بخواد
به گردشش ادامه بده</i>

00:27:21.667 --> 00:27:23.667
<i>برای هر کس دیگه‌ای
ممکنه ترسناک باشه</i>

00:27:23.792 --> 00:27:25.882
<i>اما اونا از ما خونسردترن</i>

00:27:25.907 --> 00:27:28.867
<i>♪ ♪</i>

00:27:28.958 --> 00:27:32.328
انگار فقط منتظر یه فاجعه ناگهانی هستید

00:27:32.333 --> 00:27:33.848
<i>♪ ♪</i>

00:27:34.000 --> 00:27:36.170
<i>و بعد، وقتی این اتفاق نمی‌افته</i>

00:27:36.333 --> 00:27:38.503
<i>♪ ♪</i>

00:27:38.667 --> 00:27:40.877
انگار این یه ترفند جادوییه

00:27:41.042 --> 00:27:43.752
<i>نگهبان حرکت می‌کنه</i>

00:27:43.875 --> 00:27:46.495
<i>این دو مرد می‌تونن فرار کنن</i>

00:27:46.625 --> 00:27:48.285
<i>اما تصمیم می‌گیرن برگردن سر کار</i>

00:27:50.250 --> 00:27:53.670
<i>نفوذ به شیشه‌ی ستاره‌ی نیمه شب</i>

00:27:53.792 --> 00:27:57.462
<i>اونا یاقوت کبود
ستاره‌ی هند</i>

00:27:57.487 --> 00:28:00.145
<i>یاقوت دلانگ، الماس عقاب</i>

00:28:00.458 --> 00:28:02.038
<i>و ستاره نیمه شب رو دارن</i>

00:28:02.167 --> 00:28:05.747
اما فقط برای نفوذ نیومدن

00:28:05.875 --> 00:28:07.995
برای پول نقد هم اومدن

00:28:08.000 --> 00:28:10.296
و الان وقت اینه که چیزهایی رو که

00:28:10.625 --> 00:28:12.995
<i>واقعاً می‌تونن بفروشن رو بردارن</i>

00:28:13.167 --> 00:28:15.747
<i>داخل این جعبه‌ی آخر یه مجموعه‌ای
از جواهرات کوچیک</i>

00:28:15.875 --> 00:28:17.955
<i>رنگین کمونیه</i>

00:28:17.958 --> 00:28:22.038
<i>زمرد، آکوامارین، اوپال و غیره</i>

00:28:22.063 --> 00:28:24.514
<i>فروختن اینا باید</i>

00:28:24.539 --> 00:28:27.558
<i>خیلی راحت‌تر از دزدیدن چهار تا از
معروف‌ترین سنگ‌های جهان باشه</i>

00:28:27.583 --> 00:28:30.026
شما نمی‌تونید ستاره‌ی هند رو ببرید

00:28:30.051 --> 00:28:32.500
نمی‌تونید یه یاقوت کبود ستاره‌ای رو
برش بدید. دیگه نمی‌درخشه

00:28:32.500 --> 00:28:33.880
دیگه ستاره‌ای نداره

00:28:34.000 --> 00:28:35.460
 و هیچ ارزشی نداره

00:28:37.917 --> 00:28:40.747
تقریباً پنج ساعت بعد از شروع سرقت

00:28:40.875 --> 00:28:44.125
مورف موج سوار و الن کوهن بالاخره راضی هستن

00:28:44.125 --> 00:28:47.575
با بیش از دوجین جواهر
که تو کیسه‌های ابزارشون گذاشتن

00:28:47.708 --> 00:28:49.168
این قطعاً بزرگترین سرقت

00:28:49.292 --> 00:28:50.382
زندگیشونه

00:28:50.500 --> 00:28:54.670
تنها چیزی که باقی می‌مونه
یه فرار خوب و تمیزه

00:28:54.792 --> 00:28:57.632
<i>از راهی که وارد شده بودن برمی‌گردن</i>

00:28:57.750 --> 00:29:00.040
 با طنابی که پایین انداختن

00:29:00.208 --> 00:29:02.748
<i>حالا می‌خوان بالا برن</i>

00:29:02.875 --> 00:29:04.995
بالا رفتن از طناب دشوارتر از

00:29:05.167 --> 00:29:06.957
پایین رفتنه

00:29:06.958 --> 00:29:10.498
<i>به خصوص با کیسه‌ی ابزار و جواهرات</i>

00:29:10.625 --> 00:29:12.325
<i>وقتی بیرون روی طاقچه راه می‌رن</i>

00:29:12.500 --> 00:29:15.170
<i> یه بار دیگه باید تو همون مسیر راه برن</i>

00:29:15.292 --> 00:29:16.792
<i>تا خارج از ساختمون</i>

00:29:16.917 --> 00:29:18.827
<i>اگه سقوط کنن، تمام زحماتشون</i>

00:29:18.958 --> 00:29:20.958
<i>به باد می‌ره</i>

00:29:21.083 --> 00:29:23.713
<i>بنابراین برای این افراد خیلی سخته</i>

00:29:23.875 --> 00:29:26.075
و اونا این رو می‌دونن

00:29:26.208 --> 00:29:28.998
<i>اونا دوباره به محل خروج اضطراری می‌رن</i>

00:29:29.000 --> 00:29:31.208
و به پایین ساختمون می‌رسن

00:29:31.233 --> 00:29:33.183
و بعد می‌رسن به حیاط

00:29:33.208 --> 00:29:35.458
<i>نمی‌تونم تصور کنم</i>

00:29:35.458 --> 00:29:37.288
<i>موقع برگشت چی تو سرشون می‌گذشته</i>

00:29:37.292 --> 00:29:39.002
<i>چون تازه</i>

00:29:39.125 --> 00:29:41.915
بزرگترین سرقت در تاریخ نیویورک رو
انجام دادن

00:29:42.042 --> 00:29:44.752
<i>حتی صدای یه دزدگیر رو هم در نیاوردن</i>

00:29:44.777 --> 00:29:46.568
<i>و تا جایی که می‌دونن
حتی یه نگهبان هم نبود که</i>

00:29:46.593 --> 00:29:48.100
<i>دنبالشون کنه</i>

00:29:48.125 --> 00:29:50.665
بنابراین احساس خوبی نسبت به خودشون دارن

00:29:50.792 --> 00:29:52.382
این احساس سرخوشیه

00:29:52.542 --> 00:29:55.002
ما انجامش دادیم
 گیر نیوفتادیم

00:29:55.167 --> 00:29:58.997
<i>ـ از پس یه کار غیرممکن بر اومدیم
ـ اونا یه برنامه‌ی عالی داشتن</i>

00:29:59.125 --> 00:30:00.875
سریع وارد شدن
سریع بیرون اومدن

00:30:02.917 --> 00:30:04.537
<i>زمانی که از حصار گذشتن</i>

00:30:04.708 --> 00:30:06.458
<i>به کلارک خبر خوب رو رسوندن</i>

00:30:06.458 --> 00:30:09.168
<i>و گفتن که اومدن بیرون</i>

00:30:09.193 --> 00:30:12.142
<i>فقط یه بخش آخر کار وجود داره
که باید حواسشون بهش باشه</i>

00:30:12.167 --> 00:30:14.037
<i>می‌رن تو بوته‌ها</i>

00:30:14.167 --> 00:30:15.787
<i>و شروع به تقسیم جواهرات می‌کنن</i>

00:30:15.792 --> 00:30:17.252
<i>هدف از این کار این بود که</i>

00:30:17.375 --> 00:30:19.075
اگه یکی از اونا دستگیر شد

00:30:19.208 --> 00:30:21.288
<i>اون یکی بتونه جواهرات رو بفروشه</i>

00:30:21.292 --> 00:30:22.672
<i>و برای وثیقه مقداری پول بذاره</i>

00:30:22.833 --> 00:30:25.043
و سعی کنن به همدیگه کمک کنن

00:30:25.167 --> 00:30:26.877
<i>♪ ♪</i>

00:30:26.902 --> 00:30:29.203
<i>زمانی که کوهن و مورفی موزه رو ترک کردن</i>

00:30:29.228 --> 00:30:30.809
تصمیم می‌گیرن که از هم جدا بشن

00:30:30.834 --> 00:30:32.801
امیدوارن که این کار احتمال

00:30:32.826 --> 00:30:34.245
گرفتار شدن‌شون رو کم کنه

00:30:34.270 --> 00:30:35.850
این به نوعی تبدیل به

00:30:35.875 --> 00:30:37.943
یه سناریوی «هر کس بره سراغ
 زندگی خودش» تبدیل می‌شه

00:30:37.968 --> 00:30:40.058
<i>همونطور که مورفی از کوهن دور می‌شه</i>

00:30:40.083 --> 00:30:44.043
<i>از موفقیتش، بزرگترین دزدی زندگیش
 شگفت زده می‌شه</i>

00:30:44.167 --> 00:30:46.827
<i>یه جیب پر از جواهرات کمیاب</i>

00:30:47.000 --> 00:30:50.170
<i>و حتی یه پلیس هم دنبالشون نیوفتاده</i>

00:30:50.292 --> 00:30:53.002
<i>حداقل این چیزیه که اون فکر می‌کنه</i>

00:30:53.125 --> 00:30:55.495
در حالی که مورفی در حال ترک محوطه‌ی موزه‌ست

00:30:55.625 --> 00:30:59.375
با یه گروه کامل از افسران پلیس روبرو می‌شه

00:30:59.500 --> 00:31:02.750
<i>که کنار هم جمع شدن</i>

00:31:02.875 --> 00:31:04.575
حالا حسابی ترسیده

00:31:04.708 --> 00:31:07.248
<i>صدای دزدگیر رو در آوردیم؟</i>

00:31:07.375 --> 00:31:10.575
خیلی سر و صدا کردیم؟
چرا کلارک با ما تماس نگرفت؟

00:31:10.708 --> 00:31:12.328
<i>یعنی کلارک بهمون خیانت کرده؟</i>

00:31:12.333 --> 00:31:16.293
 همه‌ی بدترین اتفاقاتی که
ممکنه تو دزدی اتفاق بیوفته

00:31:16.417 --> 00:31:18.497
<i>داره تو سرش جرقه می‌زنه</i>

00:31:18.625 --> 00:31:21.495
<i>اونا اینجا هستن
 فقط منتظر منن</i>

00:31:21.625 --> 00:31:23.075
<i>♪ ♪</i>

00:31:29.292 --> 00:31:31.292
<i>جک مورفی و الن کوهن</i>

00:31:31.292 --> 00:31:34.212
<i>همین از موزه تاریخ طبیعی فرار کردن</i>

00:31:34.333 --> 00:31:38.923
<i>با کلی جواهر دزدیده شده و
هیچ زنگ هشداری به صدا درنیومده</i>

00:31:39.042 --> 00:31:42.172
<i>یهو مورفی </i>

00:31:42.292 --> 00:31:45.332
<i>با ده ها افسر پلیس نیویورک رو به رو می‌شه</i>

00:31:45.500 --> 00:31:49.710
مورفی به طور اتفاقی با
انبوهی از پلیس ها روبه‌رو شد

00:31:49.833 --> 00:31:52.003
با خودش فکر کرد: «شاید صدای
«دزدگیر در اومده

00:31:52.125 --> 00:31:55.995
<i>اون جک مورفی موج سوار بود</i>

00:31:56.125 --> 00:31:58.165
مردی که می‌تونست خودش رو

00:31:58.333 --> 00:32:00.173
از هر مخمصه‌ای نجات بده

00:32:00.198 --> 00:32:02.417
<i>کسی رو می‌بینه که داره سگش رو
موقع پیاده روی می‌گردونه</i>

00:32:02.611 --> 00:32:04.642
<i>و یادتون باشه
اون مثل یه سارق لباس نپوشیده</i>

00:32:04.667 --> 00:32:07.457
اون مثل یه توریست لباس پوشیده

00:32:07.458 --> 00:32:09.958
<i>برای همین سعی می‌کنه خونسرد بمونه</i>

00:32:09.958 --> 00:32:12.208
<i>و سوت می‌زنه تا سگ بپره طرفش</i>

00:32:12.333 --> 00:32:15.043
و شروع می‌کنه

00:32:15.167 --> 00:32:16.877
با صاحب سگ صحبت کردن

00:32:17.000 --> 00:32:19.330
در حالی که افسران پلیس در حال عبور هستن

00:32:19.355 --> 00:32:23.065
:یه جورایی می‌تونه بگه
«شبتون بخیر، افسرها»

00:32:23.167 --> 00:32:24.327
<i>♪ ♪</i>

00:32:24.500 --> 00:32:27.000
مورفی به قدری روی این موزه متمرکز بود

00:32:27.125 --> 00:32:29.325
که در واقع روی محله‌ی اطراف موزه

00:32:29.333 --> 00:32:31.003
به خوبی تحقیق نکرده بود

00:32:31.125 --> 00:32:34.165
<i>این دو منطقه‌ی پلیس یکم اون طرف تره</i>

00:32:34.292 --> 00:32:36.752
<i>و بعدش خوشبختانه</i>

00:32:36.875 --> 00:32:38.915
<i>کنارش یه تاکسی می‌ایسته</i>

00:32:38.940 --> 00:32:43.070
برای همین هم اون خیلی راحت می‌ره
تو تاکسی و قسر در می‌ره

00:32:43.167 --> 00:32:45.377
<i>بعد از سرقت، کلارک بلافاصله</i>

00:32:45.500 --> 00:32:48.830
<i>به خونه‌ی پدر و مادرش تو کانکتیکات می‌ره
تا اوضاع آروم بشه</i>

00:32:49.000 --> 00:32:51.880
<i>توی هتل، مورفی و کوهن</i>

00:32:52.000 --> 00:32:56.080
<i>در حال آماده شدن برای برگردوندن
جواهرات و خودشون به میامی هستن</i>

00:32:56.208 --> 00:32:57.828
<i>نقشه اینه که قراره</i>

00:32:57.833 --> 00:32:59.383
جواهرات رو بعد از سرقت بفروشیم

00:32:59.542 --> 00:33:01.252
قراره کمی پول دربیاریم

00:33:01.375 --> 00:33:04.325
<i>و قصد داریم یه رستوران یا
یه باشگاه تو میامی باز کنیم</i>

00:33:04.458 --> 00:33:07.168
و اسمش رو بذاریم ستاره‌ی هند
و این واقعیت داره

00:33:07.193 --> 00:33:09.126
واقعاً نقشه‌شون همین بود

00:33:09.151 --> 00:33:12.000
<i>صبح زود به فرودگاه می‌رن</i>

00:33:12.000 --> 00:33:13.920
<i>و تصمیم می‌گیرن با چیزی بیشتر از</i>

00:33:14.042 --> 00:33:15.832
<i> جواهرات دزدیده شده سفر کنن</i>

00:33:15.958 --> 00:33:17.418
حرکت بعدی اونا احتمالاً

00:33:17.542 --> 00:33:21.382
به اندازه‌ی یه دزدی خطرناکه

00:33:21.500 --> 00:33:24.880
کوهن از دختری به اسم جنت فلورکیویچ

00:33:25.000 --> 00:33:26.630
خوشش می‌اومد

00:33:26.655 --> 00:33:29.765
چیزی که اون نمی‌دونه اینه که

00:33:30.167 --> 00:33:32.787
اونا ازش می‌خوان که براشون کار کنه

00:33:32.917 --> 00:33:35.287
<i>شریک جرم غافل</i>

00:33:35.417 --> 00:33:38.167
<i>اون قبول کرد که به میامی بره</i>

00:33:38.192 --> 00:33:40.245
<i>اما اون می‌گه: «تو باید
از یه اسم جعلی استفاده کنی</i>

00:33:40.270 --> 00:33:42.350
باید وانمود کنی ما رو نمی‌شناسی

00:33:42.375 --> 00:33:45.575
راستی می‌شه این کیف رو حمل کنی
«و نپرسی که چی توشه

00:33:45.600 --> 00:33:47.593
و البته، تو این کیف

00:33:47.618 --> 00:33:50.037
همه‌ی جواهرات رو قرار داده بودن
بدون اینکه خبر داشته باشه

00:33:50.062 --> 00:33:51.997
<i>در حالی که به طرف میامی پرواز می‌کردن</i>

00:33:52.022 --> 00:33:55.375
<i>کارکنان موزه تالار جواهرات می‌بینن
که اونجا مخروبه شده</i>

00:33:55.500 --> 00:33:59.000
<i>در عرض چند دقیقه
پلیس نیویورک و اف‌بی‌آی</i>

00:33:59.125 --> 00:34:01.245
<i>در حال جست و جو تو صحنه‌ی جرم هستن</i>

00:34:01.375 --> 00:34:03.495
<i>چه مدرکی باقی مونده؟</i>

00:34:03.500 --> 00:34:05.000
<i>خیلی زیاد نیست</i>

00:34:05.125 --> 00:34:07.455
<i>شیشه‌ی شکسته هست
 و من فکر نمی‌کنم</i>

00:34:07.458 --> 00:34:09.418
چیز دیگه‌ای مونده باشه

00:34:09.443 --> 00:34:12.403
<i>محاسبه‌ی ارزش جواهرات
به سرقت رفته دشواره</i>

00:34:12.578 --> 00:34:15.538
<i>اونا ۴۱۰۰۰۰ دلار تخمین زده می‌شن</i>

00:34:15.563 --> 00:34:19.078
<i>تقریباً ۳.۹ میلیون دلار به دلار امروزی</i>

00:34:19.103 --> 00:34:20.933
<i>اما کارشناسان دیگه می‌گن که جواهرات</i>

00:34:20.958 --> 00:34:22.328
<i>طبیعت بی‌نظیر</i>

00:34:22.458 --> 00:34:25.328
<i>اونا رو ده برابر با ارزش‌تر می‌کنه</i>

00:34:25.458 --> 00:34:28.288
این جواهرات در زمان سرقت بیمه نبودن

00:34:28.292 --> 00:34:32.002
<i>مدیر موزه بیان کرد که بیمه</i>

00:34:32.125 --> 00:34:33.825
خیلی گرون بود، چون

00:34:33.833 --> 00:34:36.503
نمی‌شد روی اونا قیمتی گذاشت

00:34:36.625 --> 00:34:38.455
<i>شرمساری برای موزه</i>

00:34:38.583 --> 00:34:41.173
<i>زمانی که بازرسان متوجه شدن
نگهبانان شبانه دزد‌ها رو نادیده گرفتن</i>

00:34:41.333 --> 00:34:44.003
<i>بیشتر شد</i>

00:34:44.125 --> 00:34:46.625
<i>و این تنها یکی از چندین نقص امنیتی بود</i>

00:34:46.625 --> 00:34:49.205
<i>برای تمام اهداف عملی، موزه</i>

00:34:49.333 --> 00:34:51.503
تو اون نقطه هیچ سیستم هشداردهنده‌ای

00:34:51.667 --> 00:34:53.917
 در مجموعه‌ی جواهرات نداشت

00:34:54.034 --> 00:34:56.454
<i>هیچ دزدگیری روی پنجره‌ها نبود</i>

00:34:56.583 --> 00:35:01.253
و تو جعبه‌ی جواهری که ستاره‌ی هند
توش به نمایش گذاشته شده بود

00:35:01.375 --> 00:35:03.205
<i>یه سیستم هشدار وجود داشت
 اما باتری‌‌هاش</i>

00:35:03.333 --> 00:35:05.003
<i> خورده شده بودن</i>

00:35:05.125 --> 00:35:06.785
و سال‌ها بود که عوضشون نکرده بودن

00:35:06.917 --> 00:35:10.497
<i>♪ ♪</i>

00:35:10.500 --> 00:35:12.830
کمتر از ۲۴ ساعت بعد از سرقت

00:35:12.833 --> 00:35:14.700
 بازرس‌ها می‌تونن استراحت کنن

00:35:14.792 --> 00:35:17.252
حزب پیش از سرقت مورفی و کوهن

00:35:17.375 --> 00:35:20.205
و رجزخوانی موقع جشن گرفتن
باعث می‌شه گیر بیوفتن

00:35:20.333 --> 00:35:22.383
<i>یه مرد جوونی تو مهمونی حضور داشت</i>

00:35:22.542 --> 00:35:24.292
<i>که به هر دلیلی</i>

00:35:24.292 --> 00:35:26.542
در مورد این افراد به یه افسر پلیس

00:35:26.708 --> 00:35:28.878
 تو محوطه‌ی محلی موزه اطلاع داد

00:35:28.903 --> 00:35:31.823
<i>با این سرنخ، کارآگاهان پلیس نیویورک</i>

00:35:31.958 --> 00:35:34.078
<i>حکمی صادر کردن برای جست و جو</i>

00:35:34.208 --> 00:35:36.538
<i>توی اتاق دزدها در هتل کمبریج</i>

00:35:36.667 --> 00:35:38.997
<i>کارآگاها یه سری از ابزار
سارقان رو پیدا می‌کنن</i>

00:35:39.000 --> 00:35:40.920
<i> کتاب‌هایی در مورد
جواهرات پیدا می‌کنن</i>

00:35:41.042 --> 00:35:42.332
نقشه‌ی موزه رو هم پیدا می‌کنن

00:35:42.458 --> 00:35:44.748
<i>بیست و شش ساعت بعد از سرقت</i>

00:35:44.875 --> 00:35:48.075
<i>راجر کلارک که نمی‌دونه
پلیس ردشون رو زده</i>

00:35:48.208 --> 00:35:50.248
<i> از خونه‌ی پدر و مادرش برمی گرده</i>

00:35:50.375 --> 00:35:52.915
<i>به هتل کمبریج برای برداشتن وسایلش</i>

00:35:53.042 --> 00:35:54.582
<i>اگرچه نصفه شبه</i>

00:35:54.607 --> 00:35:57.067
<i>کارآگاهان هنوز در مجموعه
مشغول جمع آوری مدارک هستن</i>

00:35:57.151 --> 00:35:59.651
<i>کلارک، دیگه کارش تمومه</i>

00:35:59.676 --> 00:36:03.056
و کلارک تقریباً بلافاصله
شروع به آواز خوندن می‌کنه

00:36:03.167 --> 00:36:04.917
<i>و خیلی طول نکشید که</i>

00:36:05.042 --> 00:36:06.632
<i>معمای سرقت حل شد </i>

00:36:06.750 --> 00:36:10.000
<i>صبح روز بعد
مامورین اجرای قانون در فلوریدا</i>

00:36:10.125 --> 00:36:12.325
<i>برای پیدا کردن مورفی و کوهن رفتن</i>

00:36:12.458 --> 00:36:14.248
<i>قبل از اینکه اونا بتونن جواهرات رو بفروشن</i>

00:36:14.375 --> 00:36:16.665
<i>پلیس خیلی به پرونده‌شون علاقه داست</i>

00:36:16.792 --> 00:36:18.582
اما الان اف‌بی‌آی هم درگیر شده

00:36:18.708 --> 00:36:21.418
<i>و اف‌بی‌آی به آپارتمان کوهن حمله کرد</i>

00:36:21.542 --> 00:36:24.252
وارد شدن
همه جا رو نگاه کردن

00:36:24.375 --> 00:36:27.125
<i>برای پیدا کردن این جواهرات</i>

00:36:27.149 --> 00:36:31.749

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:36:31.750 --> 00:36:34.000
<i>بعد از یه سرقت بی‌عیب و نقص در نیویورک</i>

00:36:34.000 --> 00:36:38.380
<i>و یه فرار آروم به میامی
کمتر از دو روز طول می‌کشه</i>

00:36:38.542 --> 00:36:41.382
<i>تا اف بی آی بفهمه دزدی موزه‌ی تاریخ طبیعی </i>

00:36:41.500 --> 00:36:44.250
<i>به جک مورفی و الن کوهن مربوطه</i>

00:36:44.375 --> 00:36:48.125
<i>اف بی آی آپارتمان الن کوهن در میامی
رو بعد سرقت حسابی گشت</i>

00:36:48.125 --> 00:36:51.165
ولی چیزی پیدا نکرد

00:36:51.333 --> 00:36:53.793
<i>وقتی کوهن به خونه برمی‌گرده</i>

00:36:53.917 --> 00:36:55.917
<i>اونو دستگیر می‌کنن و ازش می‌خوان</i>

00:36:56.042 --> 00:36:58.132
<i>که بگه سنگ‌ها رو کجا پنهان کرده</i>

00:36:58.250 --> 00:37:01.710
<i>سنگ‌ها رو هنوز نفروخته بودن</i>

00:37:01.833 --> 00:37:04.543
اونا هنوز در اختیار کوهن و کلارک هستن

00:37:04.708 --> 00:37:06.878
<i>اما اونا کجان؟
اف بی آی نمی‌تونه اونا رو پنهان کنه</i>

00:37:07.000 --> 00:37:09.170
<i>اما کوهن چیزی نمی‌گه</i>

00:37:09.292 --> 00:37:12.132
<i>و وقتی جک مورفی
به آپارتمان برمی‌گرده</i>

00:37:12.195 --> 00:37:14.405
<i>اون هم تحت فشار خونسرد می‌مونه</i>

00:37:14.458 --> 00:37:17.128
<i>به گفته‌ی جک مورفی، اونا
جواهرات رو </i>

00:37:17.250 --> 00:37:19.380
در سطل زباله‌ی داخل آپارتمان پنهان کردن

00:37:19.500 --> 00:37:21.170
به گفته‌ی کوهن، اون اونا رو تو سقف

00:37:21.292 --> 00:37:24.002
راهروی آپارتمان قایم کرده بود

00:37:24.125 --> 00:37:26.575
اما اف‌بی‌آی عاقل تر از اوناست

00:37:26.708 --> 00:37:31.038
<i>اعتراف کلارک برای دستگیری
مورفی و کوهن کافیه</i>

00:37:31.167 --> 00:37:32.997
<i>و اونا رو به نیویورک برمی‌گردونن</i>

00:37:33.167 --> 00:37:34.877
<i>اما بدون جواهری به عنوان مدرک فیزیکی</i>

00:37:35.000 --> 00:37:37.920
<i>این دو مرد آزادن که برن</i>

00:37:38.042 --> 00:37:41.422
<i>در همین حال، سرقت موزه‌ی تاریخ طبیعی </i>

00:37:41.542 --> 00:37:43.832
<i>تبدیل شده به یکی از</i>

00:37:44.000 --> 00:37:46.330
<i>پر شورترین اخبار این دهه</i>

00:37:46.333 --> 00:37:48.673
مطبوعات و مردم این افراد رو دوست دارن

00:37:48.833 --> 00:37:51.503
<i>اونا برنزه هستن
 خوش تیپ هستن</i>

00:37:51.667 --> 00:37:53.877
 جذابن. جسورن

00:37:54.000 --> 00:37:55.670
همه مجذوبشون شدن

00:37:55.792 --> 00:37:58.082
<i>وقتی رسانه‌ها از مورفی
کوهن و کلارک مطلع می‌شن</i>

00:37:58.208 --> 00:38:00.378
<i>اونا به قهرمانان مردمی تبدیل می‌شن</i>

00:38:00.500 --> 00:38:03.670
با شهرت خودشون خوش می‌گذرونن

00:38:03.792 --> 00:38:05.582
چطور این موضوع رو برای

00:38:05.607 --> 00:38:07.667
خانواده‌م و دوستانم در سراسر
 کشور توضیح بدم؟

00:38:07.692 --> 00:38:09.267
و جک و راجر هم همینطور

00:38:09.292 --> 00:38:11.632
ما به این چیزا اهمیت ندادیم

00:38:11.657 --> 00:38:15.375
این افراد شرکت در سرقت
رو تکذیب کردن، اما در عین حال

00:38:15.500 --> 00:38:17.540
 بیش از حد با رسانه‌ها صحبت می‌کردن

00:38:17.708 --> 00:38:18.828
 فکر می‌کنم شرم آوره که اونا

00:38:18.853 --> 00:38:20.308
تلاش خودشون رو تو شهر متمرکز نمی‌کنن

00:38:20.333 --> 00:38:22.038
جایی که این اتفاق افتاد

00:38:22.063 --> 00:38:23.183
<i>اگه من وکیل‌شون بودم</i>

00:38:23.208 --> 00:38:24.208
<i>«می‌گفت: «فقط ساکت شید</i>

00:38:24.333 --> 00:38:26.173
اما اونا ذاتاً اینطوری نبودن

00:38:26.333 --> 00:38:28.673
<i>شهرت جدید مورف و کوهن</i>

00:38:28.792 --> 00:38:31.672
<i>در نیویورک، دادستان منهتن، موریس ندجاری
 رو منصوب می‌کنه تا</i>

00:38:31.792 --> 00:38:34.502
<i>با سرسختی و تمرکز زیاد</i>

00:38:34.625 --> 00:38:37.245
<i>روی این پرونده کار کنه</i>

00:38:37.375 --> 00:38:38.575
<i>موریس انگیزه داشت.</i>

00:38:38.708 --> 00:38:40.748
<i>و اگه این پرونده رو حل نمی‌کرد</i>

00:38:40.875 --> 00:38:42.495
خودش رو نمی‌بخشید

00:38:42.500 --> 00:38:44.320
قرار نبود دزدی قرن باشه

00:38:44.458 --> 00:38:47.328
<i>اون این کار رو جنایت
علیه مردم نیویورک می‌دونست</i>

00:38:47.353 --> 00:38:49.433
و این سه تا جوون پر هیاهو رو می‌دید

00:38:49.458 --> 00:38:52.328
که اون و مقامات رو به سخره گرفتن

00:38:52.458 --> 00:38:55.248
و این اون رو عصبانی می‌کرد

00:38:55.375 --> 00:38:57.165
<i>♪ ♪</i>

00:38:57.292 --> 00:39:00.002
بنابراین شروع کرد به نگاه کردن به

00:39:00.125 --> 00:39:02.035
سوابق سرقت‌های جواهرات دیگه

00:39:02.208 --> 00:39:04.628
هم در نیویورک و هم در میامی

00:39:04.750 --> 00:39:07.290
<i>اون با یه دزدی مواجه می‌شه
 که مربوط به</i>

00:39:07.417 --> 00:39:09.667
<i>یه بازیگر زن به اسم اوا گابور بود</i>

00:39:09.792 --> 00:39:12.172
جواهراتش رو دزدیدن
گلوله‌ی تفنگ بهش خورده

00:39:12.292 --> 00:39:15.792
<i>تو اون زمان، تیتر خبرها می‌شه</i>

00:39:15.792 --> 00:39:18.002
برای همین اون این داستان رو می‌بینه

00:39:18.125 --> 00:39:19.745
 و با اوا گابور حرف می‌زنه

00:39:19.875 --> 00:39:22.665
عکس چند نفر رو نشون می‌ده
و اون دست می‌ذاره روی

00:39:22.792 --> 00:39:26.752
عکس جک مورفی و الن کوهن

00:39:26.875 --> 00:39:31.205
<i>شهادت گابور مورفی و
کوهن رو روانه‌ی زندان می‌کنه</i>

00:39:31.333 --> 00:39:34.333
<i>و قاضی برای هر کدوم ۱۵۰۰۰۰ دلار وثیقه
 تعیین می‌کنه</i>

00:39:34.458 --> 00:39:36.078
<i>اونا از پس پرداختش بر نمیان</i>

00:39:36.208 --> 00:39:38.958
<i>بنابراین اونا رو به
بازداشتگاه منهتن می‌برن</i>

00:39:38.958 --> 00:39:42.788
<i>که اسم دیگه‌ش آرامگاهه</i>

00:39:42.792 --> 00:39:45.332
<i>و یهویی
اینکه به دزدی متهم بشن</i>

00:39:45.500 --> 00:39:47.580
<i>دیگه خیلی سرگرم کننده نیست</i>

00:39:47.708 --> 00:39:49.498
<i>یکی دو روز بیشتر طول نکشید</i>

00:39:49.667 --> 00:39:52.327
:برای اینکه کوهن جلو بیاد و بگه

00:39:52.333 --> 00:39:54.833
خیلی خب. من می‌خوام همکاری کنم

00:39:54.833 --> 00:39:56.503
«من به فلوریدا می‌رم و جواهرات رو میارم

00:39:56.625 --> 00:39:59.575
<i>بر اساس اطلاعات کوهن</i>

00:39:59.708 --> 00:40:02.498
<i>موریس ندجاری ستاره هند و</i>

00:40:02.667 --> 00:40:04.327
<i>و ستاره‌ی نیمه شب رو</i>

00:40:04.458 --> 00:40:06.418
<i>به همراه چندین جواهر کوچیکتر</i>

00:40:06.443 --> 00:40:09.065
<i>تو یه کمد در ایستگاه اتوبوس میامی
پیدا می‌کنه</i>

00:40:09.667 --> 00:40:12.327
<i>الماس عقاب چندان خوش شانس نیست</i>

00:40:12.333 --> 00:40:14.253
<i>این احتمالاً یه مورد خاصه</i>

00:40:14.375 --> 00:40:16.665
<i>چون یه الماس درشت بود</i>

00:40:16.667 --> 00:40:19.497
که بلافاصله فروخته شد
 و دوباره قطع شد

00:40:19.625 --> 00:40:22.285
و حالا برای همیشه ناپدید شده

00:40:22.417 --> 00:40:24.707
<i>یاقوت ستاره دلانگ بازیابی شد</i>

00:40:24.875 --> 00:40:26.665
<i>جان دی. مک آرتور، میلیاردر</i>

00:40:26.833 --> 00:40:29.923
حدود ۲۵۰۰۰ دلار می‌ده تا پسش بگیره

00:40:30.042 --> 00:40:32.832
<i>حدود شش ماه بعد از سرقت</i>

00:40:32.833 --> 00:40:36.503
<i>الن کوهن، جک مورفی و راجر کلارک</i>

00:40:36.625 --> 00:40:39.075
<i> به سرقتشون اعتراف می‌کنن</i>

00:40:39.208 --> 00:40:42.128
<i>اونا هر کدوم به سه سال حبس در
جزیره رایکرز محکوم می‌شن</i>

00:40:42.250 --> 00:40:44.170
<i>♪ ♪</i>

00:40:44.333 --> 00:40:46.173
<i>بعد از زندان، سه دوست</i>

00:40:46.292 --> 00:40:48.292
<i>مسیرهای متفاوتی رو طی می‌کنن</i>

00:40:48.292 --> 00:40:50.462
راجر کلارک به کنتیکت نقل مکان می‌کنه

00:40:50.560 --> 00:40:52.350
و زندگی آرومی داره

00:40:52.375 --> 00:40:53.915
<i>به اندازه‌ی کافی زندگیش هیجان داشت</i>

00:40:54.042 --> 00:40:56.672
<i>و برای زیاد از خد بود</i>

00:40:56.792 --> 00:40:59.212
از طرف دیگه، الن کوهن دوباره
 به دردسر می‌افته

00:40:59.333 --> 00:41:00.633
<i>برای یه سال در یه ندامتگاه</i>

00:41:00.658 --> 00:41:02.868
<i> تو کالیفرنیا خدمت می‌کنه</i>

00:41:02.958 --> 00:41:06.038
و بعد از اون در واقع به مسیر مستقیم خودش

00:41:06.167 --> 00:41:08.377
برمی‌گرده

00:41:08.500 --> 00:41:10.670
<i>جک مورفی به راه مستقیم نمی‌ره</i>

00:41:10.792 --> 00:41:13.002
<i> در واقع وارد فصل تاریک‌تری </i>

00:41:13.167 --> 00:41:14.997
<i>از سابقه‌ی جنایی‌ش می‌شه</i>

00:41:15.125 --> 00:41:18.205
<i>در سال ۱۹۶۹، به قتل دو نفر محکوم می‌شه</i>

00:41:18.375 --> 00:41:20.415
<i>و می‌گه که این کار رو نکرده</i>

00:41:20.542 --> 00:41:22.172
اما دو تا حبس ابد می‌‌گیره

00:41:22.333 --> 00:41:25.503
<i>و بعد، در سال ۱۹۸۶</i>

00:41:25.625 --> 00:41:28.245
فقط با گذشت ۱۷ سال از حبس ابد

00:41:28.375 --> 00:41:30.535
عفو می‌گیره

00:41:30.667 --> 00:41:32.957
<i>همه‌ی اون دزدها فوت کردن</i>

00:41:32.958 --> 00:41:35.958
<i>راجر کلارک در سال ۲۰۰۷</i>

00:41:35.958 --> 00:41:39.458
<i>الن کوهن در سال ۲۰۱۷</i>

00:41:39.483 --> 00:41:43.193
<i>و جک مورفی در سال ۲۰۲۰</i>

00:41:43.292 --> 00:41:45.582
<i>در مورد تالار جواهرات</i>

00:41:45.708 --> 00:41:49.498
<i>هنوز یاقوت ستاره دلانگ رو
 در خودش جای داده </i>

00:41:49.625 --> 00:41:51.875
<i>و البته یاقوت کبود ستاره هند</i>

00:41:52.042 --> 00:41:55.332
بنابراین هر کسی می‌تونه بره و این دو
گوهر رو ببینه

00:41:55.333 --> 00:41:58.551
<i>♪ ♪</i>

00:41:58.792 --> 00:42:02.632
در سال ۱۹۶۴، جک مورفی، الن کوهن و

00:42:02.750 --> 00:42:04.500
راجر کلارک یه سرقت کامل انجام دادن

00:42:04.625 --> 00:42:07.455
با استفاده از قدرت بدنی

00:42:07.458 --> 00:42:09.208
چابکی، و کلی شانس

00:42:09.333 --> 00:42:12.133
و موقع انجامش هم خیلی خوشتیپ بودن

00:42:12.250 --> 00:42:15.040
از هدف‌های سرقتی که نمی‌شه روشون
قیمتی گذاشت گرفته

00:42:15.167 --> 00:42:17.787
 تا سبک جسورانه و جنون رسانه‌‌هایی
که بهشون الهام بخشید

00:42:17.917 --> 00:42:22.037
سرقت موزه‌ی تاریخ طبیعی آمریکا همیشه

00:42:22.167 --> 00:42:25.827
در میان بزرگترین سرقت‌های تاریخ
 باقی می‌مونه

00:42:25.851 --> 00:42:32.951

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.