﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:07.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:21.910 --> 00:00:24.610
. همگي خسته نباشيد

00:00:24.610 --> 00:00:26.830
. خيلي خوشگل شدين -
. خسته نباشين -

00:00:28.070 --> 00:00:29.760
. " کانگ مارو "

00:00:33.080 --> 00:00:35.650
. بفرمايين . " هان جائه هي " صحبت ميکنه

00:00:35.650 --> 00:00:37.210
. " جائه هي "

00:00:37.211 --> 00:00:38.940
. " داداش جونتم "

00:00:40.850 --> 00:00:43.620
. واو . . خيلي وقته باهمديگه صحبت نکرده بوديم

00:00:43.620 --> 00:00:45.430
. " خواهر کوچولوي خودم "

00:00:45.430 --> 00:00:47.600
الان کجايي " ؟ "

00:00:53.660 --> 00:00:55.470
. بگو دقيقا چه اتفاقي افتاده

00:00:55.470 --> 00:00:57.190
. . اونطوريا نيست که فکر ميکني

00:00:57.190 --> 00:01:00.050
داداش خلافکارِ " جائه هي " از زندان آزاد شده و

00:01:00.050 --> 00:01:02.910
بعدش اومد خونه ي ما . .
. . و درحاليکه داشت همه چيُ ميشکست و

00:01:02.910 --> 00:01:04.380
. . داغون ميکرد ؛ سراغِ " جائه هيُ" ميگرفت . .

00:01:04.380 --> 00:01:06.650
. بعدشم گرفت اوپا " گيلُ " کتک زد . .

00:01:09.480 --> 00:01:11.260
. " خودتُ قاطي اين ماجرا نکن " کانگ مارو

00:01:11.260 --> 00:01:13.780
. اصلا و ابدا نبايد دخالت کني
خب ؟

00:01:15.970 --> 00:01:19.110
اون نگاهِ فاسد و بدشگوني که تو چشم هاي
. اون پسر بود . . اصلا و ابدا شوخي بردار نيست

00:01:19.110 --> 00:01:22.350
بنظر ميرسيد اگه دستِس به نونا " جائه هي " برسه
. ميگيره و ميکُشتِش

00:01:23.030 --> 00:01:24.140
. بخاطر همينه که بايد ساکت بموني

00:01:24.140 --> 00:01:27.220
اگه دوباره سروکله اش پيدا بشه
. . خودم يه جوري حلِش ميکنم . . پس

00:01:27.220 --> 00:01:30.900
کاري نکن و اگرم يه وقت حرفِش شد . .
. بگو چيزي نميدونستي

00:01:31.660 --> 00:01:33.140
. . اما

00:01:33.140 --> 00:01:37.570
اون مرتيکه ي بي سروپا رفت تو اتاقِتُ . .
. . داشت دنبال شماره تلفن " جائه هي " ميگشت

00:01:37.570 --> 00:01:39.980
. و حتي تلفن همراهِتُ هم باخودش بُرد . .

00:02:09.310 --> 00:02:12.740
" قسمت هفتم "

00:02:16.920 --> 00:02:19.130
هي . . چرا بهش گفتي ؟

00:02:19.130 --> 00:02:22.510
خودت که خوب ميدوني وقتي تو قضيه اي پايِ
. جائه شيک " وسط باشه ؛ " مارو " قاطي ميکنه "

00:02:22.520 --> 00:02:25.510
حالا اگه بره حادثه ي خطرناکي چيزي به بار بياره
ميخواي چيکار کني ؟

00:02:26.030 --> 00:02:29.000
ديدنِ اينکه چطوري به اون وضع
. . جلويِ چشم هام کتک خوردي

00:02:29.000 --> 00:02:31.470
. . باعث شد قاطي کنم و . .

00:02:31.470 --> 00:02:34.810
ديگه درباره ي اينکه داداشم . .
. بعدا چه بلايي سرِ اون مَرد مياره فکر نکنم

00:02:40.050 --> 00:02:42.200
. . کانگ چوکو " ؛ "

00:02:42.200 --> 00:02:45.780
ميخواستم يه بار . .
. . درباره ي موضوعي باهات حرف بزنم

00:02:45.780 --> 00:02:49.690
اما اگه بخواي اينطوري ادامه بدي ؛ مجبور ميشم
. موهامُ بتراشم و برم تو کوهستان راهِب بشم

00:02:49.690 --> 00:02:51.130
چي ؟
آخه چرا ؟

00:02:51.130 --> 00:02:52.770
. ميدونم آسون نيست

00:02:52.770 --> 00:02:55.070
. اما منم کسي نيستم که بتونم مثل برادرت زندگي کنم

00:02:55.070 --> 00:02:59.140
ممکنه بعضيا بگن من از اون تيپ آدماييم که
. اصلا و ابدا جا براي اظهار وجودِ بقيه باقي نميذارم

00:02:59.140 --> 00:03:00.630
. البته خودم هم انکارِش نميکنم که همچين آدميم

00:03:00.630 --> 00:03:01.700
. درسته . . اوپا

00:03:01.700 --> 00:03:04.170
. اما خب ؛ تو هم نبايد اينطوري رفتار کني

00:03:06.170 --> 00:03:09.540
. . حقيقتش . . درباره ي دوست داشتن يکي

00:03:09.540 --> 00:03:15.030
ميدونم اشتياقيه که . .
. نميشه کنترلِش کرد

00:03:15.030 --> 00:03:16.020
. . ميدونم . . اما

00:03:16.020 --> 00:03:17.470
. خودم ميدونم

00:03:17.470 --> 00:03:22.500
ميدونم که کاملا از شرايطِ موردِ نظرت فاصله دارم
. و تو هم دخترهاي ظريف رو ترجيح ميدي

00:03:29.610 --> 00:03:31.630
. به همين علاقه ي يکطرفه هم رضايت ميدم

00:03:31.630 --> 00:03:35.270
ديگه بيخودي باهات بحث نميکنم
. و همين عشق يکطرفه رو ادامه ميدم

00:03:35.270 --> 00:03:37.530
حالا ؛ اينطوري که اشکالي نداره ؛ درسته ؟

00:03:42.050 --> 00:03:45.240
آخه چرا من اينقدر خوش تيپ و قواره ام ؟

00:03:46.540 --> 00:03:48.910
. تلفنِ همراهِتُ بده

00:03:48.910 --> 00:03:50.460
ميخوايش چيکار ؟

00:03:53.750 --> 00:03:57.310
هي . . داري به تلفن همراهِ خودت زنگ ميزني ؟

00:03:57.310 --> 00:04:00.780
بهت گفتم که . . همه چيُ به پليس گزارش کن
. و خودتُ قاطي نکن

00:04:00.780 --> 00:04:03.930
. نه . . " جائه گيل " نستم
. " منم . . " مارو

00:04:04.740 --> 00:04:07.140
کجايي ؟

00:04:08.300 --> 00:04:11.360
. ميخوام جايِ " جائه هي" رو بهت بگم

00:04:11.360 --> 00:04:13.330
. بيا همديگه رو ببينيم

00:04:13.330 --> 00:04:16.440
ميتوني اينُ به " مارو " بدي ؟

00:04:17.720 --> 00:04:21.300
آخه اون مغازه ي عکاسي تازه بسته شده و ؛

00:04:21.300 --> 00:04:23.570
. " صاحب مغازه بهم گفت اينُ بدم به " مارو . .

00:04:23.570 --> 00:04:25.340
. اه . . باشه

00:04:25.340 --> 00:04:28.060
. . ممنون . . پس

00:05:01.780 --> 00:05:05.010
. « عکس ؛ به دستِ رئيس " سو " رسيد »

00:05:24.440 --> 00:05:28.050
پس ؛ بايد با اين سئوال شروع کنيم که چطوري
اولين بار با مديرعامل آشنا شدين ؟

00:05:33.450 --> 00:05:35.350
خانم " هان " ؟

00:05:38.140 --> 00:05:40.410
خانم " هان " ؟

00:05:42.620 --> 00:05:45.030
بله ؟

00:05:45.030 --> 00:05:47.141
چي گفتين ؟

00:06:13.050 --> 00:06:15.980
همه چي چطور پيش رفت ؟

00:06:18.000 --> 00:06:20.670
. اتفاق زيادي نيفتاد

00:06:20.670 --> 00:06:24.160
داري جايي ميري ؟

00:06:24.160 --> 00:06:27.550
. بايد يکيُ ببينم

00:06:32.670 --> 00:06:34.900
ميخواي چيزي بگي ؟

00:06:36.640 --> 00:06:38.600
. . نه

00:06:39.210 --> 00:06:41.310
. پس . . ديگه ميرم

00:06:51.540 --> 00:06:54.430
. رنگِ صورتِت بدجوري پريده

00:07:05.900 --> 00:07:10.520
. " ديشب ؛ شما رو جلويِ درِ ورودي ديدم "

00:07:10.520 --> 00:07:15.490
. " ايشون قراره با پدرم ازدواج کنن "

00:07:15.490 --> 00:07:18.610
. " قبلا شما رو تو تلووزيون ديدم "

00:07:18.610 --> 00:07:23.000
گزارشگر نامعقول و قُلدري بودين که همه رو درباره "
. " دلايل فاصله ي طبقاتي جامعه محکوم ميکردين

00:07:23.000 --> 00:07:26.750
و همينطور گزارشات زيادي موردِ بحث زيادي درباره ي »
. « نادم نشدن افراد از مشکلات اخلاقي و بي عدالتي تهيه ميکردين

00:07:26.750 --> 00:07:30.210
بعنوان يه خبرنگار ؛ آگاهي فراوني به مردم »
. « درباره ي اين نوع مسايل ميدادين

00:07:30.210 --> 00:07:32.670
واقعا همه ي اونکارا رو کردي » ؟ »

00:07:33.330 --> 00:07:35.140
شما ؛ همون آدم هستين ديگه ؛ درسته » ؟ »

00:07:35.140 --> 00:07:37.380
. « خبرنگار هان جائه هي »

00:07:37.380 --> 00:07:40.110
! « واو . . چقدر پرابهت »

00:07:40.110 --> 00:07:45.410
چطور تونستين خبرنگاري که مدتهاس »
از حرفه اش بيرون اومده رو به خاطر بيارين » ؟

00:07:45.410 --> 00:07:48.350
. « آخه من طرفدار هان جائه هي بودم »

00:07:50.880 --> 00:07:53.890
. تب داري

00:07:55.960 --> 00:07:59.330
البته اگه بعداز اون همه مشروب خوري
. مريض نميشدي عجيب غريب تر ميشد

00:07:59.330 --> 00:08:01.470
چه رابطه اي باهاش داري " ؟ "

00:08:01.470 --> 00:08:03.690
! از کجا ميدوني واقعا چطور آدميه " ؟ "

00:08:03.690 --> 00:08:05.470
اصلا خوب ميشناسيش " ؟ "

00:08:05.470 --> 00:08:07.950
! چقدر درباره اش ميدوني " ؟ "

00:08:07.950 --> 00:08:09.670
! " اونطوري که بايد خوب نميشناسيش "

00:08:09.670 --> 00:08:12.930
اونوقت تو ؛ مادرِ " يونسوک " ؛
درست و حسابي اون پسرُ ميشناسي ؟

00:08:15.190 --> 00:08:18.140
اين وسط ؛ اوني که صدمه ميبينه "
! " تو خواهي بود

00:08:18.140 --> 00:08:21.350
دستِ آخر ؛ اوني که خون گريه ميکنه "
! " خودتي خرِه

00:08:22.960 --> 00:08:25.750
ميبرمت بيمارستان ؛
. تا بلکه سرُمي چيزي بهت وصل کنن

00:08:25.750 --> 00:08:28.980
. نيازي به بيمارستان رفتن نيست

00:08:28.980 --> 00:08:32.030
. يکم که استراحت کنم خوب ميشم

00:08:32.030 --> 00:08:34.320
. زود برگرد

00:08:34.320 --> 00:08:35.830
. فهميدم

00:08:35.830 --> 00:08:37.930
. وقتي برگشتم ؛ يکم دارو برات ميگيرم

00:08:38.690 --> 00:08:40.920
. زود برميگردم

00:09:40.020 --> 00:09:44.100
. " کيفرخواست "

00:09:54.620 --> 00:09:57.720
اوني که قبلا تو هواپيما
. . درمانِتون کرده بود

00:09:57.720 --> 00:09:59.930
. کانگ مارو " بود " . .

00:10:01.020 --> 00:10:04.730
اون پسر ؛ نوزده سال تمام هست که
. خانم دومُ ميشناسه

00:10:06.390 --> 00:10:09.261
پولي که اخيرا خانم دوم
. . از حساب خارج کرده بودن

00:10:09.260 --> 00:10:13.080
براي اين بود که اون پسرُ ساکت کنن . .
. تا چيزي درباره ي رابطه ي سابقِشون نگه

00:10:19.070 --> 00:10:25.680
بهرحال . . اون دوستِ قديمي خانم ؛ يعني " کانگ مارو " ؛
. . با انگيزه ي پنهاني خودشُ به شما نزديک کرده

00:10:25.680 --> 00:10:27.770
. رئيس

00:10:30.190 --> 00:10:32.390
مگه معمولا قهوه اتونُ بدون شکر ميل نميکنين ؟

00:10:32.390 --> 00:10:35.270
. اجازه بدين يه فنجون قهوه ي ديگه براتون بيارم

00:10:36.240 --> 00:10:39.480
. حرفتُ ادامه بده

00:10:45.080 --> 00:10:50.820
هي " کانگ مارو " ؛
يه هفت هشت سالي ميشه همديگه رو نديديم ؛ هان ؟

00:10:50.820 --> 00:10:53.180
. بشين

00:10:53.560 --> 00:10:55.710
! بتمرگ

00:10:59.490 --> 00:11:01.180
. خيلي وقته همديگه رو نديده بوديم

00:11:01.180 --> 00:11:06.810
. حتي يه بارم ملاقاتم نيومدي
. هميشه ميدونستم يه عوضي تموم عياري

00:11:15.210 --> 00:11:19.350
. شنيدم يه مدت هم زندون افتاده بودي

00:11:21.690 --> 00:11:25.160
. هي . . شنيدم يکيُ کُشتي

00:11:29.840 --> 00:11:33.190
. ميگم . . اما عجب صورتِ بي گناهي داريا

00:11:33.190 --> 00:11:36.800
بخاطر همينه که ميگن نميشه
. از روي قيافه درباره ي آدما قضاوت کرد

00:11:43.590 --> 00:11:45.610
. شنيدم داشتي دنبال نونا " جائه هي " ميگشتي

00:11:45.610 --> 00:11:46.910
جائه هي " کجاس ؟ "

00:11:46.910 --> 00:11:49.810
! شش سال پيش مُرد

00:11:49.810 --> 00:11:51.550
پس درآينده لازم نيست ديگه
. به خودت زحمت بدي و دنبالش بگردي

00:11:51.550 --> 00:11:55.280
هي . . حرومزاده . . الان داري شوخي ميکني ؟

00:11:55.280 --> 00:11:58.560
اگه طالب باشي ؛ ميتونم بفرستمت همون جايي
! که الان نونا " جائه هي " اونجاس

00:11:59.450 --> 00:12:03.110
خودت برو و بگرد ببين
. حرفايي که بهت گفتم راستن يا نه

00:12:03.110 --> 00:12:06.330
. هي . . برو اينا رو تيکه تيکه کن

00:12:10.610 --> 00:12:12.230
. تلفنِ همراهمُ پس بده

00:12:12.230 --> 00:12:13.960
. باشه

00:12:17.680 --> 00:12:20.760
. شماره تلفن " جائه هي"ـو پيدا کردم

00:12:20.760 --> 00:12:25.440
بلطفِ تو ؛
. مکالمه ي فوق العاده اي هم با " جائه هي " داشتم

00:12:32.130 --> 00:12:34.810
جائه هي " اون مردُ کشت ؛ درسته ؟ "

00:12:37.340 --> 00:12:43.360
جائه هي " اونُ کُشت ؛ "
اما تو تقصيرشُ به گردن گرفتي ؛ درسته ؟

00:12:43.360 --> 00:12:45.590
درسته ؟

00:12:47.490 --> 00:12:50.780
هي . . حرومزاده ؛
تو واقعا کسيُ کُشتي ؟

00:12:50.780 --> 00:12:53.880
فکر کردي نميدونم ؟

00:12:53.880 --> 00:12:57.730
گرچه درباره ي " جائه هي " مطمئن نيستم
. که همه چيُ بدونم

00:12:57.730 --> 00:13:02.390
. « اون دوست ؛ 6 سال پيش يکيُ کُشت »

00:13:05.540 --> 00:13:08.580
. البته محکوم به قتل غيرعمدي شد

00:13:08.580 --> 00:13:11.170
بعدش ؛ پنج سالُ تو مرکزِ زندانِ
. مخصوصِ جوانان و نوجوانان گذروند

00:13:11.170 --> 00:13:16.140
به همون خاطر هم
. از دانشکده ي پزشکي اخراج شد

00:13:18.550 --> 00:13:20.860
ديگه چي ؟

00:13:20.860 --> 00:13:21.730
ببخشيد ؟

00:13:21.730 --> 00:13:25.950
حرفِ مُفتِ ديگه اي برام نداري ؟

00:13:25.960 --> 00:13:28.640
يعني اين همه حرفي که بهتون گفتم
کفايت نميکنه ؟

00:13:28.640 --> 00:13:32.320
حالا که چي ؟
کجاش اينقدر مهمه ؟

00:13:32.330 --> 00:13:34.750
! رئيس -
حالا که چي ؟ -

00:13:34.750 --> 00:13:37.940
اون پسر و خانم دوم مدت زيادي
. رابطه ي خيلي نزديکي باهمديگه داشتن

00:13:37.940 --> 00:13:39.670
. قبلا هم اينُ گفتي

00:13:39.670 --> 00:13:43.920
هنوز احساسات قوي و پُررنگي نسبت به خانم دوم داره
! و با انگيزه ي مخفي به شما نزديک شده

00:13:43.920 --> 00:13:46.922
مگي خري ؛ خنگي چيزي هستي ؟
. اينم که قبلا گفته بودي

00:13:46.920 --> 00:13:47.520
! رئيس

00:13:47.520 --> 00:13:50.020
همه چيُ گفتي تموم شد ديگه ؛ هان ؟

00:13:50.780 --> 00:13:54.400
. اينا که چيز خاصي نيستن

00:13:54.830 --> 00:13:56.940
ميخواين دربرابر اون پسر
چه اقدامي انجام بدم ؟

00:13:56.940 --> 00:13:59.510
اگر قصد دارين دست به اقدامات قانوني بزنين
. من خودم ترتيبِشُ ميدم

00:13:59.510 --> 00:14:02.240
! بهش دست نميزني

00:14:02.240 --> 00:14:03.080
. رئيس

00:14:03.080 --> 00:14:09.150
! جرات داري به يه مويِ بدنِش دست بزن

00:14:10.880 --> 00:14:13.250
. . هي " کانگ مارو " ؛

00:14:13.250 --> 00:14:16.110
يعني اينقدر " جائه هي " رو دوست داري ؟ . .

00:14:17.210 --> 00:14:20.450
. . با اينکه زندگيت بدجور به فنا رفته

00:14:20.450 --> 00:14:26.280
اما بازم داري به محافظت از اون . .
دختره ي شيطون صفت ادامه ميدي ؟

00:14:26.280 --> 00:14:29.940
. نمي فهمم چي ميگي داداش

00:14:29.940 --> 00:14:32.751
ميگم ؛ حالا که هشت سال افتادي زندان
. . و تازه بيرون اومدي

00:14:32.750 --> 00:14:37.830
به نفعته که سر به زير باشي . .
! و دهنِتُ ببندي

00:14:39.770 --> 00:14:42.380
اين ؛ نصيحت نبود
! بيشتر يه جور هشدار بود

00:14:42.780 --> 00:14:44.480
! " مارو "

00:14:46.030 --> 00:14:50.080
. انتقامِتُ ميگيرم

00:14:54.230 --> 00:15:00.350
. اون دختر وحشتناکيه که ازت سوء استفاده کرد

00:15:00.350 --> 00:15:04.840
. . نميتونم درست و حسابي برات توضيح بدم اما

00:15:04.840 --> 00:15:08.040
! نميتونم اون جنده رو با هيچ موجود خبيثي مقايسه کنم

00:15:08.040 --> 00:15:11.230
! اون يه جنده ي بي رحمِه

00:15:11.240 --> 00:15:13.450
. . انتقامِ خودم و

00:15:13.450 --> 00:15:19.390
مادرم و تو و همه رو . .
! ازش ميگيرم

00:15:19.390 --> 00:15:22.270
پس ؛ امروز
. صورتحسابِ اينجا رو تو حساب کن

00:15:22.270 --> 00:15:25.540
! فقط بهم بگو " جائه هي " کدوم گوريه

00:15:25.540 --> 00:15:31.800
يه شايعه اي شنيدم که همسرِ دومِ
. مالکِ گروهِ " تائه سان " شده

00:15:31.800 --> 00:15:34.920
. البته شايعه ي چرندي بنظر ميرسه

00:15:40.960 --> 00:15:43.170
! حرومزاده

00:15:43.170 --> 00:15:46.620
. نبايد اونطوري با عصبانيت بهم نگاه کني

00:15:46.620 --> 00:15:48.710
. ما هردو يه طرفيم

00:15:48.710 --> 00:15:52.880
هر دو ؛ رفقايي هستيم که اون هرزه " جائه هي " ؛
. زندگيامونُ به گند کِشيده

00:15:52.880 --> 00:15:56.650
يعني حتي يه کمک ساده هم
نميتوني بهم بکني ؟

00:15:59.290 --> 00:16:01.400
نبينم حتي يواشکي از فاصله ي دور هم
! دور و برِ " جائه هي " پيدات بشه

00:16:01.400 --> 00:16:02.180
اگه نزديکِش بري ؛
! با همين دستاي خودم ميکُشمت

00:16:02.180 --> 00:16:04.730
. . تو

00:16:05.200 --> 00:16:08.300
من ديگه اون " کانگ مارو"يي نيستم
! که قبلا ميشناختي

00:16:08.300 --> 00:16:12.340
نميدونم تو اون مُخِت
. . چه فکر احمقانه اي کردي . . اما

00:16:13.190 --> 00:16:15.780
! اين حقيقت داره که من يکيُ کُشتم . .

00:16:17.700 --> 00:16:20.470
تا همين الانش ؛ يه بار
! دستام به خونِ يکي آلوده شده

00:16:20.790 --> 00:16:23.440
بنظرت توانِشُ ندارم که دوباره هم
اون کارُ تکرار کنم ؟

00:16:25.990 --> 00:16:29.980
. سرقولِتون بمونين جناب مديرعامل

00:16:30.430 --> 00:16:34.720
برنامه ي اعتصابي که اعضاي اتحاديه براي
. ساعت 4 عصر تهيه ديده بودن ؛ کنسل شد

00:16:34.720 --> 00:16:37.890
حالا بايد رئيسُ برگردونين خونه
. و شغل اصليشونُ بهشون برگردونين

00:16:37.890 --> 00:16:40.600
. بهت گفتم جلويِ اعتصاب گرفته بشه

00:16:40.600 --> 00:16:42.550
مگه بهت گفته بودم که بري ثروتمُ
به آتش بکِشي ؟

00:16:42.560 --> 00:16:47.680
شما فقط يک محدوديت دو روزه گذاشته بودين اما هيچ
. شرطِ خاصي براي چگونگي انجامش قرار نداده بودين

00:16:47.680 --> 00:16:50.050
. رئيس ؛ هرکاري درتوانِشون بود انجام دادن

00:16:50.050 --> 00:16:53.220
. نميخوام چيزي درباره اش بشنوم
. لطفا برو

00:16:53.220 --> 00:16:55.600
. . لطفا به قولِتون عمل کنين ؛ درغيراينصورت

00:16:55.600 --> 00:16:58.210
. از امروز از گروهِ " تائه سان " استعفا ميدم . .

00:16:58.210 --> 00:17:03.570
هيچ علاقه اي براي کارکردن براي کسي که
. حاضر نميشه به وعده اش عمل کنه ندارم

00:17:04.980 --> 00:17:07.010
داري تهديدم ميکني ؟

00:17:07.010 --> 00:17:10.250
. فردا صبح استعفانامه امُ تقديم ميکنم

00:17:11.140 --> 00:17:13.540
. " پارک جون ها "

00:17:15.260 --> 00:17:17.380
اگر بيش از اين خانم رئيسُ
. . به حالِ خودشون بذارين

00:17:17.380 --> 00:17:21.120
ايشون هرگز برنخواهند گشت . .
. يا هيچ تلاشي براي برگشتن انجام نميدون

00:17:21.120 --> 00:17:25.830
. ممکنه خانم همه چيُ بيخيال بشن و بذارن برن

00:17:25.830 --> 00:17:27.300
چي داري ميگي ؟

00:17:27.300 --> 00:17:31.250
ممکنه ايشون خارج از دنياي شما ؛ چيزي مهم تر
. و بهتر پيدا کنن که پايبندِش بشن

00:17:31.250 --> 00:17:33.230
. . چيزي که وارث گروهِ " تائه سان " شدن دربرابرش

00:17:33.240 --> 00:17:37.960
. براشون بي معني و ناچيز باشه . .

00:17:37.960 --> 00:17:40.750
اگر همچنان همه چيزُ به همين حال بذارين
. اين ؛ اتفافيه که خواهد افتاد

00:17:40.750 --> 00:17:44.020
. توضيح بده تا منظورتُ بفهمم

00:17:44.750 --> 00:17:47.200
. . يونگي " ؛ "

00:17:48.050 --> 00:17:51.700
! ظاهرا عقلشُ ازدست داده جناب مديرعامل . .

00:18:01.260 --> 00:18:04.850
اگه طمعم براي يه چيز ديگه باشه چيکار ميکني " ؟ "

00:18:04.850 --> 00:18:08.530
. . اونچه دنبالشم يه ساعت مچي نيست "

00:18:08.530 --> 00:18:12.270
اما تويي که ميتوني بدون زحمت . .
. . صدها عدد از اين ساعت ها رو بخري

00:18:12.270 --> 00:18:14.790
تو دربرابرش چيکار ميکني " ؟ . .

00:18:19.360 --> 00:18:21.960
. . حالا ؛ يه کوهي دربرابرم هست "

00:18:21.960 --> 00:18:24.860
. " که ميخوام ازش بالا برم . .

00:18:24.860 --> 00:18:27.490
. " پس ؛ به چيزي مثل نردبون احتياج دارم "

00:18:27.490 --> 00:18:32.030
. " درحالِ حاضر هم تو ؛ بهترين نردبون بحساب مياي "

00:18:32.030 --> 00:18:35.930
حالا با اين وصف "
اگه دنبالت بيام چيکار ميکني " ؟

00:18:43.570 --> 00:18:45.010
. خانم

00:18:45.010 --> 00:18:45.730
بفرمايين ؟

00:18:45.730 --> 00:18:47.020
. لطفا يکم آبجو بهم بدين

00:18:47.020 --> 00:18:49.380
. حتما

00:18:54.250 --> 00:18:58.370
! جائه هي " . . داداش جونتم "

00:19:20.810 --> 00:19:21.660
بله ؟

00:19:21.660 --> 00:19:23.870
! بزدلِ عوضي

00:19:25.170 --> 00:19:29.000
. حتي پايِ برادرمُ هم به اين ماجرا کِشوندي

00:19:29.000 --> 00:19:33.050
. باشه . . هرغلطي ميخواي بکن

00:19:33.050 --> 00:19:36.430
هرکاري که " کانگ مارو " رو
. راضي ميکنه رو انجام بده

00:19:36.430 --> 00:19:39.100
اما . . تا کجاها ميخواي پيش بري ؟

00:19:39.100 --> 00:19:42.160
من و تو . . ميخواي تاکجاها جلو بريم ؟

00:19:42.160 --> 00:19:45.020
! بيا تا آخرش بريم ببينيم چطور ميشه

00:20:11.220 --> 00:20:15.010
. خانم . . جناب مديرعامل دارن دنبالتون ميگردن

00:20:15.010 --> 00:20:17.090
. باشه

00:20:37.890 --> 00:20:40.370
حالتون بده ؟

00:20:43.160 --> 00:20:50.920
. نه . . بخاطر اينکه وضعِ سلامتيم چندان روبراه نيست

00:20:50.920 --> 00:20:53.900
دنبالم ميگشتين ؟

00:20:53.900 --> 00:20:56.940
. برو " يونگي" رو برگردون

00:20:56.940 --> 00:20:57.660
! چي ؟

00:20:57.660 --> 00:20:59.660
. . اگه دختره فکر کرده از خونه فرار کنه

00:20:59.660 --> 00:21:02.190
. . همسرمُ نگران کنه . .

00:21:02.190 --> 00:21:07.130
لااقل بايد بياد اينجا و بخاطر کاري که . .
. کرده عذرخواهي کنه

00:21:07.130 --> 00:21:09.450
. باشه
. پس ؛ فردا ميرم دنبالش ميگردم و ميارمش

00:21:09.450 --> 00:21:13.910
اين ؛ آدرس خونه ي اون مَرديه
. که قبلا اينجا اومده بود

00:21:16.830 --> 00:21:18.840
کانگ مارو " . . شماره ي 4312-5 خيابانِ
. جونگرونگ دونگ " ؛ ناحيه ي جونگويِ سئول

00:21:19.790 --> 00:21:25.830
. فکر ميکردم موضوعِ اون پسرُ حل کردي

00:21:25.830 --> 00:21:29.640
اون پسر ؛ بنظر نميرسه که به اين راحتيا
. قابل دَک کردن و کنار اومدن باشه

00:21:29.640 --> 00:21:33.370
. يونگي " هيچ وقت به حرفام گوش نميده "

00:21:33.370 --> 00:21:35.850
. پول ؛ اونُ قانع نميکنه

00:21:35.850 --> 00:21:39.920
حتي اگه تمام دارايي هاتونُ هم پيشکِشِش کنين
. بازم دست بردار نيست که نيست

00:21:39.920 --> 00:21:42.910
. پس درست و حسابي تهديدِش کن

00:21:42.910 --> 00:21:47.580
اگه مشکل درست و حسابي حل نشه
. اونوقت همه درباره اش ميفهمن

00:21:47.580 --> 00:21:51.180
پس يعني داري بهم ميگي
که هيچ راهي وجود نداره ؟

00:21:51.180 --> 00:21:54.710
ميخواي دست رو دست بذاري و تماشا کني ؟

00:21:54.710 --> 00:21:59.140
. . فعلا برو خونه ي اون آشغال عوضي

00:21:59.140 --> 00:22:02.910
. و " يونگي " رو برگردون . .
! همين الان

00:22:04.360 --> 00:22:06.340
. چشم

00:22:16.380 --> 00:22:21.360
اون « مُشت هايي » که
. . منشي " جانگ " درباره اشون ميدونه

00:22:21.360 --> 00:22:24.410
عواقب بدي برامون به همراه ندارن که ؛ درسته ؟ . .

00:22:51.220 --> 00:22:53.460
. . هي

00:22:53.460 --> 00:22:57.340
! اوهوي . . يارو جلومِه . .

00:22:57.340 --> 00:22:59.800
! جوونِ خوشگل

00:23:06.840 --> 00:23:10.210
. واو . . عجب اعتماد بنفسي

00:23:10.210 --> 00:23:10.220
. خودش ميدونه که خوش تيپِه
. عجب اعتماد بنفسي

00:23:10.220 --> 00:23:13.350
. خودش ميدونه چقدر خوش تيپ و قواره اس

00:23:13.900 --> 00:23:15.760
اينجا چيکار ميکني ؟

00:23:15.760 --> 00:23:19.510
. منم تازه الان از يه جايي برگشتم

00:23:19.510 --> 00:23:21.800
بيا با مشروب خوري
! ازشرِ سردردِ بعداز مشروب خوري خلاص بشيم

00:23:21.800 --> 00:23:26.000
. فکر کنم يه جاي خوبي براي مشروب خوري پيدا کردم
. اينجاس

00:23:36.700 --> 00:23:40.030
. مثل اينکه اين خانم جوان ديوونه شده

00:23:40.040 --> 00:23:41.720
آخه با اين وضعي که الان هستي
اصلا چطور ميتوني به مشروب خوردن فکر کني ؟

00:23:41.720 --> 00:23:43.740
. پس . . بيخيال بابا

00:23:43.740 --> 00:23:46.681
. خودم تنهايي همه اشُ ميخورم

00:23:54.300 --> 00:23:57.120
اگه موقع مشروب خوري بميري
. هيچ مسئوليتي قبول نميکنم

00:23:57.410 --> 00:23:59.480
. البته

00:24:41.310 --> 00:24:43.740
. امروز ؛ همين قدر بخور بستِه

00:24:43.740 --> 00:24:45.410
. . الکُلي که ديشب خوردي

00:24:45.410 --> 00:24:48.390
. يک سومِش هنوز تو بدنتِه . .

00:24:49.550 --> 00:24:52.440
. اما . . بخاطرش نميميري

00:25:17.770 --> 00:25:21.490
. واو . . اون لامپ هاي درخشانُ ببين

00:25:21.490 --> 00:25:24.800
يعني واقعا اين همه آدم
تو " سئول " زندگي ميکنه ؟

00:25:24.800 --> 00:25:28.210
ميدوني " سئول " چقدر جمعيت داره ؟

00:25:28.211 --> 00:25:30.500
. بيش از ده ميليون نفر

00:25:32.050 --> 00:25:35.530
از بين اين همه آدم ، بنظرت چندتا مرد و زن
وجود داره ؟

00:25:38.910 --> 00:25:41.170
کي ميدونه ؟

00:25:41.170 --> 00:25:43.430
. . بينِ اون چراغاي روشن خيابون

00:25:43.430 --> 00:25:45.990
، بين زن و مردهايي که دارن توش قدم ميزنن . .

00:25:45.990 --> 00:25:48.110
. . از بينشون کسايي هستن که درآينده قرارِ

00:25:48.110 --> 00:25:52.870
شوهرِ " سو يونگي " و . .
. زن " کانگ مارو " ، بشن

00:25:52.870 --> 00:25:55.280
اينطور فکرنميکني ؟

00:25:58.680 --> 00:26:02.040
. هروقت ازدواج کردي . . برام دعوتنامه عروسي بفرست

00:26:02.040 --> 00:26:05.030
، نميدونم ميتونم شخصا بيام عروسيت يا نه

00:26:05.030 --> 00:26:07.720
اما ، حتما برات بابت عروسي ، براي
. تبريک ، پول ميفرستم

00:26:08.850 --> 00:26:11.550
چرا قيافه ات اين شکلي شده ؟

00:26:13.440 --> 00:26:14.960
. . نکنه

00:26:14.960 --> 00:26:18.430
فکرکردي ميخوام درآينده شريک زندگيت بشم ؟ . .

00:26:22.220 --> 00:26:24.950
. اين ديگه يه کمي زيادي بلندپروازيه

00:26:26.330 --> 00:26:29.490
اين مثل درختي ميمونه که نميتوني ازش
. بالا بري ، مثل درختي که مثل رويايي دست نيافتني ميمونه

00:26:29.490 --> 00:26:33.100
، نبايد آدمي مثل تو از همچين چيزايي باخبر باشه
آقاي " کانگ مارو " ؟

00:26:52.110 --> 00:26:54.680
، چيزايي که الان گفتمُ

00:26:54.680 --> 00:26:57.180
خوب متوجه شدي ؟

00:26:59.070 --> 00:27:00.980
. متوجه شدم

00:27:00.980 --> 00:27:05.760
. خوبه که مُخت خوب کار ميکنه

00:27:05.760 --> 00:27:09.000
، بين تمام مردايي که تاحالا باهاشون قرار گذاشتم

00:27:09.000 --> 00:27:14.080
احمقايي بودن که تا وقتي رابطه رو
. هنوز بهم نزده بودم ، متوجه موقعيت نميشدن

00:27:17.910 --> 00:27:20.370
. . ميشه دليلِ

00:27:20.370 --> 00:27:22.280
اين بهم زدنِ ناگهاني رو بپرسم ؟ . .

00:27:23.430 --> 00:27:28.580
، اصلا هم ناگهاني نيست
. از همون اول کار ، همين برنامه رو داشتم

00:27:31.370 --> 00:27:34.040
. . عاشقِ کسي مثل " کانگ مارو " شدن

00:27:34.040 --> 00:27:38.510
فقط يه کشمکشِ و اشتياقي بود که . .
. خيلي کم تو زندگيِ پوچَم برام پيش اومده بود

00:27:39.030 --> 00:27:43.630
منظور از " کشمکش " يعني چيزي که
. درنهايت تو يه نقطه اي به پايان ميرسه

00:27:43.630 --> 00:27:46.620
. بالاخره . . دير يا زود اون پايان هم نزديک ميشه

00:27:46.620 --> 00:27:51.030
: با خودم ميگفتم
. " حالا بذار با اين مَردِ مرموز و کمياب بزنيم به دريا "

00:27:51.030 --> 00:27:56.100
بذار ببينم تا کجاها ميتونم پيش برم و "
. " تا کجاها ميتونم خودمُ غرقِ اين اشتياقِ شديد کنم

00:27:56.580 --> 00:28:01.370
خودم که فکرميکردم حداکثر اين رابطه
. براي يه ماه دووم بياره

00:28:01.370 --> 00:28:05.320
مثل اينکه احساساتم بيشتر از اوني که
. فکرشو ميکردم ، دووم آوردن

00:28:08.150 --> 00:28:10.830
. دارم تعريف ميکنم

00:28:15.800 --> 00:28:18.870
چه حرفايِ مسخره اي . . نه ؟

00:28:18.870 --> 00:28:21.690
. حتما داري فکرميکني چه حرفاي مسخره اي ميزنم

00:28:22.820 --> 00:28:26.130
. حتما احساس خشم و عصبانيتَم ميکني

00:28:28.180 --> 00:28:31.150
الان ميخواي حسابي گردنمُ بگيري و
تا ميتوني فشارش بدي ، مگه نه ؟

00:28:35.540 --> 00:28:39.720
، البته همچين وضعيتي
. . از ديدگاه تو

00:28:39.720 --> 00:28:43.370
، حتما يه وضعيتِ مسخره بنظر ميرسه . .

00:28:43.990 --> 00:28:46.400
. . وضعيتي که قبول کردن

00:28:46.400 --> 00:28:48.960
. و درکِش ، خيلي سخته . .

00:28:50.280 --> 00:28:52.840
. سخت نيست

00:28:56.600 --> 00:28:58.860
. درکت ميکنم

00:28:58.860 --> 00:29:01.100
. . تو

00:29:01.100 --> 00:29:03.500
درکم ميکني ؟ . .

00:29:05.690 --> 00:29:08.450
مگه نميگي رابطه امون ديگه تموم شده ؟

00:29:11.030 --> 00:29:13.770
. خب ، بيا همينکارو بکنيم

00:29:16.980 --> 00:29:21.050
خيلي خوبه که همچين آدمي با چنين غرورِ بالايي
. هستي

00:29:22.660 --> 00:29:25.270
. . اگه ميخواستي عينِ يه سيريش و

00:29:25.270 --> 00:29:28.070
با رقت انگيزيِ تمام خودتُ بهم . .
بچسبوني ، بايد چيکار ميکردم ؟

00:29:28.470 --> 00:29:31.710
. نگرانِ همچين چيزي بودم

00:30:50.400 --> 00:30:53.860
تو فکر بودم که چطور ميتونم
. تو تاريکي تا اونجا برم بالا

00:30:53.860 --> 00:30:56.200
. خوبه که همديگه رو ديديم

00:30:56.200 --> 00:30:58.460
. اومدم برِت گردونم

00:30:58.460 --> 00:31:00.520
. " بيا برگرديم خونه . . " يونگي

00:31:03.170 --> 00:31:04.270
. " يونگي "

00:31:06.610 --> 00:31:07.370
. " يونگي "

00:31:07.370 --> 00:31:08.450
. خودتُ جمع و جور کن

00:31:08.450 --> 00:31:10.810
! " يونگي " . . " سو يونگي "

00:31:53.550 --> 00:31:54.970
. " آقاي " کانگ مارو

00:32:05.390 --> 00:32:10.310
اون گردن کُلُفتايي که »
، منشي " جانگ " ميشناسه

00:32:10.320 --> 00:32:12.690
استفاده ازشون هيچ پيامدِ بدي که
« نداره ؟ . . درسته ؟

00:32:16.400 --> 00:32:18.430
، نه »

00:32:18.430 --> 00:32:22.480
« . فعلا نيازي به انجام اينکار نيست

00:32:22.480 --> 00:32:25.130
« . بهترِ فعلا " يونگي " رو برگردوني »

00:32:25.130 --> 00:32:29.090
« . بايد به فکرِ يه راه حلي باشيم »

00:32:39.030 --> 00:32:40.750
! مرتيکه يِ حرومزاده

00:32:44.540 --> 00:32:46.740
. هِي . . پاشو ببينم

00:32:56.990 --> 00:32:58.440
. بله

00:33:04.790 --> 00:33:08.180
، مدتي ميشه همديگه رو نديديم
. " آقاي " کانگ مارو

00:33:08.180 --> 00:33:11.740
ميخواستم براي شام دعوتتون کنم که
. . درمورد يه چيزايي صحبت کنيم

00:33:11.740 --> 00:33:15.230
. اما ، فرصتش نشد . .

00:33:15.230 --> 00:33:17.440
. چقدر حيف شد

00:33:17.440 --> 00:33:22.180
اون دوستايي که
. اومدن سراغت ، بهت يه سري مدارک ميدن

00:33:22.180 --> 00:33:28.090
شاملِ يه ساختمون ده طبقه تو کاليفرنيا و
. يه خونه و يه مزرعه ميشه

00:33:28.090 --> 00:33:34.140
و همينطورم شامل قراردادي ميشه که توش
. نوشته شده ديگه هرگز هيچ ملاقاتي با دخترم نخواهي داشت

00:33:34.140 --> 00:33:38.540
لطفا اون اسناد و مدارک رو امضا کن و
. به آدمايي که پيشت هستن ، بده

00:33:38.550 --> 00:33:41.220
. . اون مزرعه و خونه و ساختمون

00:33:41.220 --> 00:33:45.220
. " همه اشون مالِ خودت ميشن ، آقاي " کانگ . .

00:33:45.220 --> 00:33:50.740
حتي يه بليط هواپيما هم برات گذاشتم تا بتوني
. هرچي زودتر همين فردا از اينجا بري

00:33:50.740 --> 00:33:54.950
. البته يکي هم براي خواهرت گرفتم

00:33:54.950 --> 00:33:59.990
چون رئيس دخترشُ خيلي دوست داره ، يادت باشه
. . خوب به وضعيتي که توش هستي ، فکرکني

00:34:02.230 --> 00:34:06.170
، اگه دوباره اين چيزارو قبول نکني . .

00:34:06.170 --> 00:34:09.590
دفعه ي بعدي ، اونايي که
. بيشتر از همه دوستشون داري ، اذيت ميشن

00:34:11.990 --> 00:34:16.200
درنتيجه ، اين بازي ايِ که
. درنهايت بايد ازش بازنده بيايي بيرون

00:34:16.200 --> 00:34:20.350
دست از لجبازي بردار و
. اون ورقه هارو امضا کن

00:34:34.680 --> 00:34:38.850
کانگ مارو " ، چرا گوشيت خاموشه ؟ "
. داري نگرانمون ميکني

00:34:40.100 --> 00:34:42.380
چطوري ؟

00:34:42.380 --> 00:34:44.740
رفتي بيمارستان ، آره ؟

00:34:46.110 --> 00:34:49.970
من به همراهِ " چوکو " به سلامتي
. به " آن ميون " رسيديم

00:34:49.970 --> 00:34:52.660
چوکو " چيزي از اينکه به شدت "
. گرفتن زدنت ، نميدونه

00:34:52.660 --> 00:34:55.010
. نگران خواهرت نباش

00:34:55.010 --> 00:34:56.840
. . همونطور که ازم خواسته بودي

00:34:56.840 --> 00:34:59.990
تا وقتي که دوباره حالت خوب بشه ، به خوبي . .
. از خواهرت مراقبت ميکنم

00:34:59.990 --> 00:35:01.380
! " اوپا " جائه گيل

00:35:06.110 --> 00:35:07.970
خوب خوابيدي ؟

00:35:07.970 --> 00:35:09.550
همه چي خوبه ؟

00:35:09.550 --> 00:35:12.410
از اتاقت خوشت مياد ؟

00:35:17.110 --> 00:35:20.610
ببينم . . نکنه مريضيِ بدي چيزي داري ؟

00:35:20.610 --> 00:35:21.440
چي ؟

00:35:21.440 --> 00:35:24.780
معمولا آدمي که ديگه نزديکايِ مُردنشِ ميشه ، نظرش
. . عوض ميشه و آدم ديگه اي ميشه

00:35:24.780 --> 00:35:26.110
چرا يهويي باهام اينطوري رفتار ميکني ؟ . .

00:35:30.040 --> 00:35:31.900
مگه چيکار کردم ؟

00:35:32.450 --> 00:35:37.290
: يهويي اومدي به محل کارم و بهم گفتي
. « . چوکو " . . بيا بريم مسافرت " »

00:35:37.290 --> 00:35:42.380
منم با خودم گفتم " چه باحال ! " و
. . باهات اومدم ، اما

00:35:42.380 --> 00:35:45.270
وقتي امروز صبح از خواب بيدار شدم ، حس کردم . .
. يه جاي کار ميلنگه

00:35:45.270 --> 00:35:47.710
. هيچ جاي کار نميلنگه

00:35:47.710 --> 00:35:53.800
شنيدم جمعيت " سئول " زيادي بالا رفته ، براي همينم
. خواستم بياييم اينجا که هواي خوبي استشمام کنيم

00:36:06.700 --> 00:36:08.870
. ميخوام برگردم خونه -
. نميشه -

00:36:08.870 --> 00:36:13.610
نميشه ! . . بايد براي يه مدتي همينجا و
. پيشِ من بموني

00:36:23.540 --> 00:36:26.330
. . به چيزاي ديگه فکرنکن و

00:36:26.330 --> 00:36:29.660
. به داداشتم فکرنکن و بهش زنگ هم نزن . .

00:36:29.660 --> 00:36:31.580
. فقط نگاهت به " جائه گيل " باشه

00:36:31.580 --> 00:36:34.700
. . فقط به من فکرکن و

00:36:34.700 --> 00:36:37.020
. فقط با من بازي کن . .

00:36:41.090 --> 00:36:42.920
اوپا . . از من نميترسي ؟

00:36:42.980 --> 00:36:46.320
براي چي بايد ازت بترسم ؟
مگه روحي ؟

00:36:46.320 --> 00:36:51.010
. . نه ، من

00:36:51.010 --> 00:36:52.070
. نه ، هيچي . . بيخيال

00:36:52.070 --> 00:36:53.640
. اگه بهت بگم . . اونوقت ميگيري منو ميزني

00:36:53.640 --> 00:36:56.210
. نميزنمت . . بهم بگو

00:36:59.210 --> 00:37:02.710
بخاطر اين ميگم که
. ممکنه يهويي بهت حمله کنم . . اوپا

00:37:02.710 --> 00:37:04.740
چي ؟
چي گفتي ؟

00:37:04.740 --> 00:37:09.360
ممکنه حالا که با تو اينجا تنها هستم ، به چيزايِ
. بد بد فکرکنم و يهويي بپرم روت

00:37:12.140 --> 00:37:15.390
تو . . ميخواي رويِ من بپري ؟

00:37:15.390 --> 00:37:17.100
. آره

00:37:17.100 --> 00:37:18.350
چطوري ؟

00:37:18.350 --> 00:37:24.730
دفعه ي پيش وقتي مست بودي و داشتم ميبردمت
. خونه . . يه بار پيشونيتُ ماچ کردم

00:37:30.650 --> 00:37:32.480
! از دستي تويِ بچه کوچولو

00:37:32.480 --> 00:37:33.910
چطور همچين بچه ي لوسِ ريزه ميزه اي
! . . مثلِ تو

00:37:33.910 --> 00:37:35.380
. دردم گرفت

00:37:35.380 --> 00:37:37.720
چرا بهم ميزني ؟

00:37:37.720 --> 00:37:39.490
. ميخوام برگردم خونه

00:37:41.350 --> 00:37:46.880
بهت که قبلا گفته بودم . . ما باهم مثلِ يه مَرد و
. زن نيستيم . . مثلِ خواهر و برادر ميمونيم

00:37:46.880 --> 00:37:49.650
تازشم . . درواقع تو از اون تيپ هايي نيستي که
. من خوشم بياد

00:37:49.650 --> 00:37:51.500
! براي همينم ميگم بايد برگرديم سئول

00:37:51.500 --> 00:37:53.720
. ميخوام برگردم پيشِ داداشم

00:37:57.500 --> 00:37:58.860
. " کانگ چوکو "

00:39:00.470 --> 00:39:02.520
. رسيدي

00:39:04.930 --> 00:39:07.830
هروقت مدير توان غذا خوردن داشت ، اينو
. براش گرم کن

00:39:07.830 --> 00:39:10.270
. بله . . ممنون

00:39:13.170 --> 00:39:17.910
مدير " سو " بعد از درماني که روش انجام شده ، الان
. به خوبي خوابيده ، فکرنکنم الان بتونيد ببينيتش

00:39:17.910 --> 00:39:21.290
بعد از تماس فوري اي که
. رئيس باهام گرفتن ، اومدم اينجا

00:39:38.830 --> 00:39:43.030
دراينمورد ميدونستي ؟

00:39:43.030 --> 00:39:44.660
. . اون چيزارو

00:39:49.050 --> 00:39:52.040
قبلا درموردشون ميدونستي ؟ . .

00:39:54.890 --> 00:39:58.720
چرا هيچي نگفتي ؟

00:39:58.720 --> 00:40:01.270
تو هم دستت با اونا تو يه کاسه ـست ؟

00:40:01.270 --> 00:40:05.590
. ميترسيدم که نکنه از شنيدنش شوکه بشيد

00:40:05.590 --> 00:40:07.470
. براي همينم نميتونستم چيزي بهتون بگم

00:40:07.470 --> 00:40:10.280
. مدير " سو " هم همينطور فکرميکردن

00:40:12.330 --> 00:40:15.100
حتي " يونگي " هم از اين قضيه باخبره ؟

00:40:16.190 --> 00:40:17.850
. بله

00:40:18.840 --> 00:40:20.340
. . متاسفم از اينکه

00:40:20.340 --> 00:40:21.970
. نميتونستم دراينمورد بهتون بگم . .

00:40:24.030 --> 00:40:25.270
! رئيس

00:40:26.710 --> 00:40:27.970
! رئيس

00:40:39.850 --> 00:40:47.650
به هيچکسي نگو که
. چيزي دراينمورد ميدونم

00:40:47.650 --> 00:40:53.520
، اينکه من دراينمورد ميدونم رو از بقيه مخفي نگه دار
. حتي به " يونگي " هم چيزي نگو

00:40:57.090 --> 00:41:01.560
جوون ها " ، چرا سعي نميکني "
خودت اين قضيه رو راس و ريس کني ؟

00:41:01.560 --> 00:41:07.050
. از تمام چيزايي که درمورد قانون ميدوني ، استفاده کن

00:41:07.050 --> 00:41:12.540
اگه با وجود چيزايي که
، خودت از قانون ميدوني ، بازم نتونستي کاري بکني

00:41:12.540 --> 00:41:18.790
پاپوش درست کن ، هرکاري که
. . لازمه بکن ، تا

00:41:18.790 --> 00:41:22.740
. . " وکيل " آن " و " جائه هي . .

00:41:22.740 --> 00:41:28.500
. براي سي سال تو زندان بمونن و همونجا بپوسَن . .

00:41:28.500 --> 00:41:30.980
. اينُ جزئه وظايفت قرار بده

00:41:33.460 --> 00:41:37.900
. . اينطوري ، من ميتونم

00:41:37.900 --> 00:41:43.080
. در آرامش بميرم . .

00:41:43.080 --> 00:41:47.340
. . اينطوري ، من ميتونم

00:41:47.340 --> 00:41:53.640
، يونگي " رو تحت مراقبت تو بذارم " . .

00:41:53.640 --> 00:41:58.050
. و در آرامش بميرم

00:42:17.650 --> 00:42:21.590
، " مشکل بزرگي پيش اومده ، وکيل " آن »
. . امروز صبح ، رئيس ازمون خواست

00:42:21.590 --> 00:42:24.660
تمام نوارهاي دوربين امنيتي خونه رو . .
« . جمع کنيم

00:42:24.660 --> 00:42:28.660
. . اما ، اون نوارا »

00:42:28.660 --> 00:42:30.540
. . اون نوارا . .

00:42:30.550 --> 00:42:31.840
درموردِ نوارا ، چي ؟ . .

00:42:31.840 --> 00:42:36.020
بنظر ميرسيد که شما و " خانم دوم " هم
« . توي اون نوارا بوديد

00:42:36.020 --> 00:42:37.700
« که چي ؟ »

00:42:37.700 --> 00:42:40.320
« . . اين چه مشکلي ميتونه »

00:42:48.660 --> 00:42:50.260
« اون نوار الان کجاست ؟ »

00:42:50.260 --> 00:42:53.250
« . احتمالا تا الان ديگه بايد تو خونه ي رئيس باشه »

00:42:53.870 --> 00:42:56.650
چون رئيس هر ماه يه بار ميخواد که »
، منشي " جانگ " به ديدنش بره

00:42:56.650 --> 00:42:59.230
حتما بهش گفته که مخفيانه بره و
« . خودش اون نوارارو نگاه کنه

00:42:59.230 --> 00:43:01.500
. . صبر کنيد »

00:43:01.500 --> 00:43:05.510
بنظر ميرسيد که وکيل " پارک " هم . .
« . اون نوارُ قبلا ديده باشه

00:43:24.140 --> 00:43:28.220
! " چوکو " . . " مارو "

00:43:28.220 --> 00:43:30.900
. براتون کمي سوپ گوشت آوردم

00:43:31.370 --> 00:43:34.200
. وقتي داغِ ، بخوريدش

00:43:35.150 --> 00:43:37.870
کسي خونه نيست ؟

00:43:37.870 --> 00:43:40.800
! " چوکو " . . " مارو " ، " جائه گيل "

00:43:43.160 --> 00:43:46.370
! " چوکو " . . " مارو " ، " جائه گيل "

00:43:49.620 --> 00:43:53.470
در که بازِ . . اونا کجا رفتن ؟

00:43:53.470 --> 00:43:56.530
. کفشاشونَم که اينجاست

00:43:58.210 --> 00:44:02.180
ميرم و اينو براشون ميذارم همينجا ، خودشون
. ميدونن چطوري بايد بخورن

00:44:52.750 --> 00:44:56.080
« کانگ مارو »

00:44:59.000 --> 00:45:01.880
« پس . . ميخواي رابطه رو تموم کني ، آره ؟ »

00:45:03.390 --> 00:45:05.770
« . باشه ، بيا تمومش کنيم »

00:45:21.040 --> 00:45:25.110
، چون بنظر نميرسه تو وضع خوبي باشي »

00:45:25.110 --> 00:45:28.060
« . هروقت بيدار شدي ، يه سر تا بيمارستان برو

00:45:29.830 --> 00:45:31.380
« . باشه »

00:45:33.940 --> 00:45:36.290
« چيز ديگه اي نميخواي بگي ؟ »

00:45:36.290 --> 00:45:38.610
« چيز ديگه اي براي گفتن نداري ؟ »

00:45:42.550 --> 00:45:44.450
« . خداحافظ »

00:45:49.300 --> 00:45:51.970
« . لطفا مراقب خودت باش »

00:46:36.190 --> 00:46:38.700
! . . اينو

00:46:38.700 --> 00:46:43.620
با دهن باز گرفته خوابيده ، اما . . چرا بازم
. خيلي باحال بنظر ميرسه ؟ . . باعث ميشه دستپاچه بشم

00:46:44.550 --> 00:46:48.730
اگه اينقدر محکم پوستتُ بخاروني که
. پوستت خراب ميشه

00:47:01.320 --> 00:47:02.290
ميخواي باهام چيکار کني ؟

00:47:02.290 --> 00:47:04.390
. هيچکاري نکردم

00:47:04.390 --> 00:47:07.310
. همين الان ديدم دستمُ گرفتي

00:47:07.310 --> 00:47:12.330
براي اين بود که
. . اينقدر محکم داشتي صورتتُ ميخاروندي

00:47:12.330 --> 00:47:15.710
. راس ميگم ، هيچ کاري نکردم

00:47:16.270 --> 00:47:18.100
. واقعا هيچکاي باهات نکردم

00:47:18.100 --> 00:47:20.520
اگه باهات کاري بکنم حالا مگه ميميري ؟

00:47:22.260 --> 00:47:26.030
وقتي بيدار شدي ميتونستي کتابي چيزي
بخوني ، چرا صاف پا شدي اومدي اتاق من ؟

00:47:26.030 --> 00:47:28.410
. حتي چمدونتم که بستي

00:47:28.410 --> 00:47:30.020
. ميخوام برگردم سئول

00:47:30.020 --> 00:47:33.500
، از امروز به بعد
! خوب تو اتاق بگير بخواب . . خداحافظ

00:47:38.300 --> 00:47:41.500
. فعلا . . بايد همينجا پيشم بموني

00:47:41.500 --> 00:47:43.770
! براي اين ميخوام برم ، چون گوشي داداشم خاموشه

00:47:43.770 --> 00:47:46.840
. . هم ديروز و هم امروز خاموش بود
. دارم از کنجکاوي ديوونه ميشم

00:47:46.840 --> 00:47:48.820
. ميخوام برگردم خونه

00:47:49.420 --> 00:47:50.710
! . . تو

00:47:50.710 --> 00:47:53.150
. با يه زن . . رفته تعطيلات -
چي ؟ -

00:47:53.150 --> 00:47:54.870
، گوشيشُ خاموش کرده

00:47:54.870 --> 00:47:57.670
. . نميدونم رفته " هونگ کونگ " يا " تايوان " يا کجا
. اما ، ميدونم با يه زن رفته تعطيلات

00:47:57.670 --> 00:47:58.890
! دروغ نگو

00:47:58.890 --> 00:48:02.830
هيچوقت گوشيشُ خاموش نميکنه ، اون هميشه نگرانِ که نکنه
. يه جايي بيهوش بشم ، براي همينم گوشيشُ روشن نگه ميداره

00:48:02.830 --> 00:48:06.460
خب ، تو پيشِ من هستي ، براي چي
بايد نگرانت بشه ؟

00:48:06.460 --> 00:48:12.530
درضمن ، اوني که هروقت بيهوش ميشي
مياد سراغت ، منم نه " مارو " . . خيلي خب ؟

00:48:12.530 --> 00:48:15.850
. راس ميگي

00:48:15.850 --> 00:48:19.900
هروقت مريض ميشم ، تويي که هميشه
. کنارم هستي

00:48:21.640 --> 00:48:25.530
ميبيني ؟
. تو هميشه کاراي خوب برام ميکني

00:48:25.530 --> 00:48:30.850
اگه من عاشقت بشم و بعدش تو بهم بگي
نبايد عاشقت باشم . . اونوقت بايد چيکار کنم ؟

00:48:30.860 --> 00:48:32.330
ميخواي از اين همه خشمي که
تو وجودم دارم ، ديوونه بشم ؟

00:48:32.330 --> 00:48:34.520
. درسته . . تقصيرِ منه

00:48:34.520 --> 00:48:37.670
، درآينده . . ديگه سراغت نميام
حتي اگه بميري هم نمياد . . باشه ؟

00:48:40.040 --> 00:48:41.980
، ديروز دروغ گفتم

00:48:43.260 --> 00:48:45.650
. درمورد بوسيدنِ پيشونيت

00:48:45.650 --> 00:48:47.120
واقعا ؟

00:48:47.120 --> 00:48:49.850
چطور ممکنه اوپاتُ بگيري
ماچ کني ؟ مگه اينکه قصدِ جونتُ کرده باشي ؟

00:48:49.850 --> 00:48:52.480
. يه بار اينکارو نکردم . . سه بار بوسِت کردم

00:48:55.730 --> 00:48:57.210
! . . واقعا که ، از دستِ تو

00:48:57.210 --> 00:48:59.650
ميخواي چيکار کني ؟ ميخواي ديوونه ام کني ؟

00:48:59.650 --> 00:49:03.210
! هروقت که اينجامُ ميزني ، دردم ميگيره

00:49:03.210 --> 00:49:04.890
! . . بايد

00:49:06.920 --> 00:49:10.390
داداشت واقعا امروز گوشيش خاموش بود ؟

00:49:29.580 --> 00:49:31.980
داري کجا ميري ؟

00:49:31.980 --> 00:49:34.640
. ميخوام برم سرِ کارم تو شرکت

00:49:34.640 --> 00:49:36.730
. نميشه بري

00:49:37.580 --> 00:49:43.530
بدون اجازه ي رئيس ، چه کار تو شرکت باشه يا
. چيز ديگه اي ، اجازه نداري پاتُ از اينجا بيرون بذاري

00:49:46.840 --> 00:49:50.150
فعلا ، به تمام افراد خونه گفته شده که
. نذارن از خونه بري بيرون

00:49:50.150 --> 00:49:53.190
براي محافظ استخدام کرده که
. بيست و چهارساعته مراقبت باشن

00:49:53.190 --> 00:49:54.750
. از ديروز تاحالا اينجان

00:49:54.760 --> 00:49:56.710
. حتي يه قدم هم نميتوني پاتُ بيرون بذاري

00:49:56.710 --> 00:49:57.420
. . ببخشيد

00:49:57.420 --> 00:49:59.970
. اگه حرفمُ باور نميکني ، سعي کن بري بيرون

00:50:24.000 --> 00:50:29.190
اول يه چيزي بخور ، براي چندروز گذشته مريض بودي و
فقط آب ميخوردي ، ميخواي چيُ ثابت کني ؟

00:50:29.190 --> 00:50:32.040
با اون مَرد چيکار کردي ؟

00:50:32.040 --> 00:50:32.950
با کي ؟

00:50:32.950 --> 00:50:34.550
. " با " کانگ مارو

00:50:35.190 --> 00:50:37.970
تو يه سري آدمايي رو فرستادي که
. اونُ کُتک بزنن و تهديدش کنن

00:50:37.970 --> 00:50:40.780
. اون آدماي سطح پايينُ بي ارزشُ سراغش فرستادي

00:50:40.780 --> 00:50:44.210
. ميدونستي دارم به حرفات گوش ميدم

00:50:44.210 --> 00:50:45.940
. درسته

00:50:45.940 --> 00:50:50.140
گرچه ، برام مهم نيست که
، چيزي شنيده باشي يا نه

00:50:50.140 --> 00:50:55.750
اون آدماي سطح پايينُ بي ارزشي که ميگي ، ميتوني
اسمشونُ يه مُشت گردن کلفت هم بذاري ، درسته ، من
. . اونارو براي تهديد ، ترسوندن و آروم کردنش فرستادم

00:50:55.750 --> 00:50:57.390
. اونم بخاطرِ تو . .

00:50:58.090 --> 00:50:59.280
و . . نتيجه اش چي شد ؟

00:50:59.280 --> 00:51:01.640
اگه دست از اينکارات برميداشتي ، نيازي
. به اينکارا نبود

00:51:01.640 --> 00:51:05.840
رئيس . . فقط يا يه حرکتِ انگشتش ميتونه
. . هرکاري بخواد بکنه

00:51:05.840 --> 00:51:07.760
، قبل از اينکه اوضاع بدتر از اين بشه . .

00:51:07.760 --> 00:51:09.450
. خودم اوضاعُ روبراه کردم

00:51:09.450 --> 00:51:12.090
. بايد از همون اول ، دست از اونکارت برميداشتي

00:51:14.840 --> 00:51:17.130
. بنظر ميرسه اون تسليم نشده

00:51:17.130 --> 00:51:20.650
اون آدماي سطح پايينُ بي ارزشي که اونو
. . گرفتن زدنُ تهديدش کردنُ ترسودنش

00:51:20.650 --> 00:51:22.820
حتي تا آخرش اينقدر جلوشون . .
، سرسخت بوده که نتونستن به کاري مجبورش کنن

00:51:24.890 --> 00:51:28.270
. مثل اينکه به خوبي مَردِ زندگيمو انتخاب کردم

00:51:29.990 --> 00:51:32.310
. استراحت کن

00:52:22.300 --> 00:52:23.090
بله ؟

00:52:23.090 --> 00:52:26.410
. جائه هي " . . داداشتم "

00:52:26.410 --> 00:52:28.690
. " داداش " جائه شيک

00:52:32.660 --> 00:52:36.180
ميخواي بيام سراغتُ پيدات کنم ؟

00:52:36.760 --> 00:52:38.200
چي ميخواي ؟

00:52:38.200 --> 00:52:42.340
، اينطوري با برادري که هشت سال نديديش
سلام احوالپرسي ميکني ؟

00:52:42.340 --> 00:52:44.960
. هيچي ازت نميخوام

00:52:44.960 --> 00:52:49.010
براي اين زنگ زدم که ميخوام
. براي يه بارم که شده ، خواهر قشنگمُ ببينم

00:52:49.010 --> 00:52:51.020
چيکار ميتونم بکنم ؟

00:52:51.020 --> 00:52:54.780
. من که اصلا نميخوام اينطوري ببينمت

00:52:55.720 --> 00:52:57.970
. سرَم شلوغه . . تلفنُ قطع ميکنم

00:52:57.970 --> 00:53:01.380
تو بودي که افسارِ "کانگ مارو"ـرو باز کردي ؟

00:53:02.870 --> 00:53:06.340
. انگار خوب سگيُ پرورش دادي

00:53:06.340 --> 00:53:11.670
، اومده بود منو تهديد ميکرد که اگه نزديکت بشم
. اونوقت . . ميگيره تيکه پارَم ميکنه

00:53:11.670 --> 00:53:13.820
. انگار واسه خودش يه پا "مَک کا پا"ـست
« . مجرم شرورِ کره جنوبي در سال 1990 »

00:53:13.820 --> 00:53:17.380
ميگفت قبلا يه بار دستش به خون آغشته شده ، براي همينم
. هيچ مشکلي با دوباره انجام دادنش نداره

00:53:17.380 --> 00:53:22.020
. انگار عشق و عاشقي بدجور عوضش کرده

00:53:22.800 --> 00:53:26.650
، انگار بدبرداشت کردي

00:53:26.650 --> 00:53:29.200
. . من ، واقعا

00:53:29.210 --> 00:53:33.540
. " واقعا دوستت دارم ، " جائه هي . .

00:53:33.540 --> 00:53:36.120
خودت که ميدوني رابطه ي خوني رو
هيچ جوره نميشه از بين بُرد ، درسته ؟

00:53:36.120 --> 00:53:39.790
بدون درنظر گرفتن اينکه " کانگ مارو " وقتي
، پاي تو وسط باشه ، چقدر ديوونه ميشه

00:53:39.790 --> 00:53:44.130
اصلا ممکنه اون بيشتر از کسي که
باهات هم خونِ ، دوستت داشته باشه ؟

00:53:44.130 --> 00:53:47.630
. . به " مارو " نگو بهت زنگ زده بودم

00:53:47.630 --> 00:53:50.190
. . و بيا تو آپارتمان به ديدنم و . .

00:53:50.190 --> 00:53:54.060
. بيا رو در رو باهم حرف بزنيم . .

00:53:55.710 --> 00:54:00.050
! دوباره اين دختر زد گوشيُ قطع کرد

00:54:54.780 --> 00:54:57.030
« . بايد برنده بشيُ و حالِ همه اشونو بگيري »

00:54:57.030 --> 00:55:00.850
تا برنده نشدي ، حتي فکرشم نکن که »
« . بخواي برگردي

00:55:13.760 --> 00:55:16.680
، بدشانسي آوردي »

00:55:16.940 --> 00:55:19.600
. . خيلي بدشانسي آوردي ، تو گيرِ آدمي »

00:55:19.600 --> 00:55:22.350
« . به اسمِ " کانگ مارو " افتادي . .

00:55:22.350 --> 00:55:25.380
نميخواي همين حالا از دستم فرار کني و »
« بري ؟

00:55:26.170 --> 00:55:30.420
. . سريع از جات بلندشو ، کفشاتُ پات کن و »

00:55:30.430 --> 00:55:34.060
« . با تمام قدرتت از دستم فرار کن و برو . .

00:55:34.060 --> 00:55:36.940
« . فقط همين يه فرصتُ داري »

00:58:05.180 --> 00:58:07.930
! " مارو "

00:58:08.590 --> 00:58:10.980
. " کانگ مارو "

00:58:11.720 --> 00:58:14.630
! " مارو " ، " مارو " ، " مارو "

00:58:15.550 --> 00:58:18.140
! " کانگ مارو "

00:58:19.670 --> 00:58:22.120
! " مارو "

00:58:22.120 --> 00:58:24.720
! " کانگ مارو "

00:58:26.040 --> 00:58:28.960
! " مارو "

00:59:25.240 --> 00:59:27.180
. . من

00:59:28.190 --> 00:59:31.850
. اون ، اولين بوسه ام بود . .

00:59:31.850 --> 00:59:35.970
اون بوسه اي که
. تو قصرِ " هيروسِيک " کرديم ، اولين بوسه ام بود

00:59:41.620 --> 00:59:44.460
. . برايِ کسي مثلِ من

00:59:44.930 --> 00:59:50.570
اونوقت ، اولين باري بود که
. . تو اين 29 سالِ زندگيم

00:59:50.570 --> 00:59:55.810
. " از تَهِ قلبم به کسي ميگفتم " عاشقتم . .

01:00:01.590 --> 01:00:05.490
، « " بهم گفته بودي : « عاشقتم ، " سو يونگي

01:00:06.260 --> 01:00:12.850
بخاطرِ تو ، براي اولين بار تو زندگيم بود که همچين
. اعتراف به عشقيُ ميشنيدم که قلبمُ به تالاپ تولوپ مينداخت

01:00:15.290 --> 01:00:19.010
، " بخاطرِ مَردي به اسمِ " کانگ مارو

01:00:20.820 --> 01:00:23.260
. . براي اولين بار تو زندگيم بود که

01:00:23.260 --> 01:00:25.610
. . بيدار شدن . .

01:00:25.610 --> 01:00:28.690
. . نفس کِشيدن و زندگي کردن . .

01:00:29.550 --> 01:00:33.060
. برام چيزاي معنادار و شگفت انگيزي شده بودن . .

01:00:59.500 --> 01:01:01.610
. . پس

01:01:02.310 --> 01:01:05.980
. . الان ، تنها آروزم اينه که . .

01:01:08.850 --> 01:01:12.350
، بتونم هرروزِ زندگيم تورو درکنارم ببينم . .

01:01:12.760 --> 01:01:16.390
، " بتونم هرروز بهت بگم " عاشقتم

01:01:16.390 --> 01:01:20.030
، " هرروز ازت بشنوم که بهم ميگي " عاشقتم

01:01:21.040 --> 01:01:24.460
، هميشه همين روياهاي قشنگُ داشته باشم

01:01:25.550 --> 01:01:28.050
. . و باهات بچه دار بشم

01:01:28.050 --> 01:01:30.890
، بچه هامونو باهم بزرگ کنيم . .

01:01:33.250 --> 01:01:36.790
. و . . درکنارِ تو ، باهم پير بشيم

01:01:43.280 --> 01:01:46.590
همچين چيزي ممکنه ؟

01:01:52.615 --> 01:02:02.615
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:03:18.620 --> 01:03:21.950
« . . آنچه در قسمت بعد خواهيد ديد »

01:03:21.950 --> 01:03:23.680
. بيا براي تعطيلات بريم اينجا

01:03:23.680 --> 01:03:26.530
. اولين سفرِ دوتاييمون باهم

01:03:26.530 --> 01:03:28.700
. مارو " . . کمکم کن "

01:03:28.700 --> 01:03:30.660
. داداشم الان ميخواد منو بکُشه

01:03:30.660 --> 01:03:32.480
. فقط براي يه بار کمکم کن . . فقط همين يه بار

01:03:32.480 --> 01:03:34.180
. رئيس ، آخرين خواسته ها و وصيت نامه اشُ ، امضا کرد

01:03:34.180 --> 01:03:39.060
. ميخواد همه چيُ به " سو يونگي " بده

01:03:39.900 --> 01:03:41.490
. نميدونستم ميخواد اين همه راهُ تا اينجا بياد

01:03:41.490 --> 01:03:44.520
به اين زودي عاشقِ " سو يونگي " شدي ؟

01:03:44.520 --> 01:03:48.190
ديگه از اينکه پايِ " سو يونگي " رو
. به اين ماجرا کِشيدم . . پشيمون شدم