﻿WEBVTT

00:00:43.527 --> 00:00:45.529
تو که گفته بودي ميخواي باهمديگه اينجا بيايم ؛
اما چي شد که تنهايي اومدي ؟

00:00:47.531 --> 00:00:49.533
. آخه دِلم يهويي هوايِ ديدنِ دريا رو کرده بود

00:00:52.536 --> 00:00:54.538
. بابت لباس ها و کفش ازت ممنونم

00:00:55.539 --> 00:00:59.543
از کجا اينقدر سايزمُ خوب ميدونستي ؟

00:00:59.543 --> 00:01:00.544
پس . . از اين تيپ هاي خانم بازي ؟ هان ؟

00:01:02.546 --> 00:01:04.548
. اِي . . يه همچين چيزايي

00:01:08.552 --> 00:01:10.554
. خيلي از عکسِش قشنگ تره

00:01:13.557 --> 00:01:17.511
اصلا نميدونستم همچين جاي فوق العاده اي هم
. تويِ کشورمون وجود داره

00:01:24.518 --> 00:01:25.519
. . تو

00:01:27.611 --> 00:01:30.614
اولين باري نيست که اينجا مياي ؛ . .
درسته ؟

00:01:34.618 --> 00:01:35.619
. دفعه ي اولمه

00:01:38.622 --> 00:01:42.626
البته درگذشته تصميم گرفته بودم
. . که همراهِ يکي اينجا بيام

00:01:42.626 --> 00:01:44.628
. اما دستِ آخر . . نشد بريم . .

00:01:49.633 --> 00:01:51.635
چه جور آدمي بود ؟

00:01:56.640 --> 00:01:58.642
. يکي که عاشقِش بودم

00:02:00.644 --> 00:02:03.647
اون آدم کيه ؟

00:02:11.355 --> 00:02:12.356
. " هان جائه هي "

00:02:22.425 --> 00:02:25.428
. . از کِي درباره ي

00:02:25.428 --> 00:02:28.611
رابطه ي من و نونا " هان جائه " ميدونستي ؟ . .

00:02:30.313 --> 00:02:34.317
واقعا . . اهميت داره ؟

00:02:38.021 --> 00:02:40.023
چرا چيزي نگفتي ؟

00:02:42.025 --> 00:02:45.028
. چونکه نميخواستم از دستِت بدم

00:02:50.033 --> 00:02:55.038
بايد کاملا آگاه باشي که چرا از همون اول کار
بهت نزديک شدم ؛ درسته ؟

00:02:55.038 --> 00:02:59.042
. برام مهم نيس

00:02:58.742 --> 00:03:02.746
چونکه اين که تو چه احساسي داري مهم نيست
. بلکه اين مهمه که خودم چه احساسي دارم

00:03:02.746 --> 00:03:07.751
صرفِ نظر از چرايي و چطوري خواستنِت ؛
. تا زمانيکه داشته باشمت بقيه ي چيزا اشکالي ندارن

00:03:16.530 --> 00:03:17.531
. . بنظرت بايد

00:03:17.531 --> 00:03:19.533
باهمديگه بخوابيم ؟ . .

00:03:23.537 --> 00:03:26.810
چرا حتي يه بارم سعي نکردي
که منو بکِشي تو تختخواب ؟

00:03:32.816 --> 00:03:36.820
کسي که ميخوام باهاش سکس داشته باشم
. . هان جائه هي"ـه "

00:03:36.820 --> 00:03:39.823
. " نه " سو يونگي . .

00:03:41.825 --> 00:03:45.829
حالا اگه
. . اگه بعنوان يه زن نميتوني ازم دست بکِشي

00:03:45.829 --> 00:03:48.832
. . اگه بنظرت رابطه امون ممکن باشه . .

00:03:48.832 --> 00:03:51.835
. درباره ي اينکه نظرمُ عوض کنم فکر ميکنم

00:03:53.837 --> 00:03:56.840
. . اينکه از همه چيت بخاطر يه مَرد دست بکِشي

00:03:56.840 --> 00:03:59.843
. . اونم نه بخاطر خودِ " سو يونگيِ " بيچاره . .

00:03:59.843 --> 00:04:03.847
اگر وارث گروه " تائه سان " ؛ . .
. . سو يونگي " بخواد اينکارُ بکنه ؛ اونوقت "

00:04:03.847 --> 00:04:05.849
. درباره ي تغيير نظرم فکر ميکنم . .

00:04:10.854 --> 00:04:12.856
حالا با اين اوصاف
ميخواي امتحانش کني ؟

00:04:12.856 --> 00:04:14.858
. . اگه پايه باشي

00:04:14.858 --> 00:04:17.541
. اونوقت جدي بهش فکر ميکنم . .

00:04:22.546 --> 00:04:27.911
. يه چيزي هست که ميخوام ازت بپرسم

00:04:33.917 --> 00:04:41.925
تمام رفتارهايي که اين مدت باهام داشتي ؛

00:04:41.925 --> 00:04:44.928
همه اشون از پيش برنامه ريزي شده . .
و حساب شده بودن ؟

00:04:47.931 --> 00:04:49.933
. شايد

00:04:51.935 --> 00:04:54.938
. . يعني حتي اونوقتي که

00:04:54.938 --> 00:04:57.941
از صخره رفتي پايين . .
تا عروسکمُ برام بياري ؟

00:05:00.944 --> 00:05:02.946
. احتمالا

00:05:08.952 --> 00:05:10.954
مگه تو ديوونه اي چيزي هستي ؟

00:05:11.955 --> 00:05:18.552
اون روز لبِ صخره ؛ اگه هرکدوم يه قدم اشتباه
. برميداشتيم ؛ ممکن بود يکيمون کُشته بشه

00:05:18.552 --> 00:05:21.555
يعني اينقدر حاضري براي بدست آوردن يه دختر
خودتُ اينطوري به آب و آتيش بزني ؟

00:05:21.555 --> 00:05:27.010
اون روز اگر يه قدم اشتباه برميداشتي اونوقت
. بجز " هان جائه هي " ؛ جونِ خودتُ هم ازدست ميدادي

00:05:27.010 --> 00:05:29.012
يه جوابي بهم بده که برام کافي باشه
. " و راضي بشم " کانگ مارو

00:05:29.012 --> 00:05:32.015
چرا دروغ گفتي ؟

00:05:32.015 --> 00:05:35.018
. . اون " کانگ مارو"ـيي که من ديده بودم

00:05:35.018 --> 00:05:38.021
. . کانگ مارو"ـيي که مي شناسم " . .

00:05:38.021 --> 00:05:42.025
خيلي با تويي که الان جلويِ روم ايستادي و . .
. بسختي تلاش ميکني تا بدرفتاري کني متفاوته

00:05:42.025 --> 00:05:47.030
بخاطر همين بود که همه چيمُ دور انداختم و مثل
يه زنِ ديوونه دنبالت افتادم . تو اينُ ميدوني ؟

00:05:54.037 --> 00:05:56.039
! بيا فرار کنيم

00:05:56.039 --> 00:05:59.042
اگه اينجا نتونيم باهمديگه باشيم ؛
. . اگه اينجا نشه باهمديگه زندگي کنيم

00:05:59.042 --> 00:06:02.045
پس بيا باهمديگه فرار کنيم . .
. و درخفا به زندگيمون ادامه بديم

00:06:02.045 --> 00:06:07.050
. هرجايي که تو بري ؛ منم دنبالت ميام

00:06:07.050 --> 00:06:11.054
بيا بريم يه جايي که هيچکي ما رو نشناسه
. و اونجا باهمديگه زندگي کنيم

00:06:22.566 --> 00:06:28.111
. بخاطر همينه که عاشقم شدي

00:06:28.111 --> 00:06:32.115
بخاطر اون رفتاري که وانمود کردم حاضرم
. . زندگيمُ بخاطرت به خطر بندازم

00:06:31.715 --> 00:06:34.718
. . اونوقت زني مثل تو . .

00:06:34.718 --> 00:06:39.723
آدمي که به هيچ کسي اعتماد نداره . .
. . و بشدت فقط به خودش فکر ميکنه

00:06:39.723 --> 00:06:41.725
. اينقدر راحت به دامِ عشقم گرفتار ميشه . .

00:06:47.731 --> 00:06:51.735
فکر کردي هيچ کاري براي اينکه دوباره
نونا " جائه هي" رو ببينم ازم برنمياد ؟

00:07:49.833 --> 00:07:56.833
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:08:05.849 --> 00:08:08.852
« قسمت نهم »

00:08:28.912 --> 00:08:29.913
. بگو

00:08:29.913 --> 00:08:32.916
. کاري که ازم خواسته بودينُ به انجام رسوندم

00:08:53.937 --> 00:08:57.941
. « خانواده امون »
. « من ؛ مامان ؛ بابا ؛ خواهرجون »

00:09:19.193 --> 00:09:22.196
. ببخشيد رئيس

00:09:22.196 --> 00:09:24.198
نميشه يه بارديگه درباره اش فکر کنيد ؟

00:09:24.198 --> 00:09:30.013
فکر کنم فردا تولدِ " يونگي " باشه ؛ درسته ؟

00:09:30.013 --> 00:09:33.016
. بله
. فکر کنم همينطور باشه

00:09:41.825 --> 00:09:43.827
تا حالا کجا بودي که الان برگشتي ؟

00:09:43.827 --> 00:09:45.829
. حتي يه تلفن هم بهم نزدي

00:09:47.831 --> 00:09:51.835
اينهمه جايِ زخم چيه رويِ صورتِت ؟

00:09:51.835 --> 00:09:54.838
کجا رفته بودي و
چه غلطي داشتي ميکردي ؟

00:09:56.840 --> 00:09:59.843
! " هان جائه هي "

00:10:24.008 --> 00:10:31.001
« ليستِ کلاهبرداري هاي گروهِ تائه سان »

00:10:34.001 --> 00:10:37.002
. . اين . . چرا

00:10:37.002 --> 00:10:40.002
اين ليست دستِ تو چيکار ميکنه ؟

00:10:40.002 --> 00:10:42.002
. . شايد

00:10:42.002 --> 00:10:47.003
براي وقت لزوم . .
. يه چندتايي کُپي تهيه کرده باشم

00:10:47.003 --> 00:10:50.003
. . نميدونستم روزي ميرسه که

00:10:50.003 --> 00:10:52.003
. مجبور ميشم از اين سند استفاده کنم . .

00:10:52.003 --> 00:10:56.004
. . تو . . تو

00:10:56.004 --> 00:11:01.004
. . من ؛ براي محافظت از تو

00:11:01.004 --> 00:11:05.004
. تمام زندگيمُ قرباني کردم . .

00:11:05.004 --> 00:11:09.005
بخاطرت زندگي مَردي که باتمام وجود
. عاشقِش بودمُ نابود کردم

00:11:09.005 --> 00:11:13.005
. . هان جائه هي " ؛ "

00:11:13.005 --> 00:11:16.010
چطور تونستي ؟

00:11:16.010 --> 00:11:18.012
چطور تونستي اين کارُ باهام بکني ؟

00:11:18.012 --> 00:11:21.015
. تو هم چندان بهم باور نداشتي

00:11:21.015 --> 00:11:25.019
. هميشه بهم مظنوني
. هميشه تحتِ نظرم داري

00:11:25.019 --> 00:11:28.011
چه دليلي داشت ؟

00:11:28.011 --> 00:11:32.011
بخاطر زخم هاييه که
مادرِ " يونگي " بجا گذاشته بود ؟

00:11:35.011 --> 00:11:37.012
. . شخصي که جناب مديرعامل عاشقِش بودن

00:11:37.012 --> 00:11:41.012
. . کسي که هنوز تو قلبِتون زنده اس . .

00:11:41.012 --> 00:11:43.012
. مادرِ " يونگيِ"ـه . .

00:11:43.012 --> 00:11:48.013
. ميدونم تنها کسي که تو قلبِتونِه اون زنِه

00:11:48.013 --> 00:11:51.013
. البته برام مهم نيس

00:11:51.013 --> 00:11:54.013
. . تا امروز ؛ من هم

00:11:54.013 --> 00:11:58.014
عاشقِت نبودم ؛ . .
. هميشه عشقِ مردِ ديگه اي تو قلبم بود

00:12:28.021 --> 00:12:31.021
. . لطفا براي " يونسوک " هم

00:12:31.021 --> 00:12:34.021
به اندازه ي " يونگي " ؛ . .
. ارث بگذاريد

00:12:36.022 --> 00:12:40.022
. . اگه بتوني اين لطفُ بهم بکني

00:12:40.022 --> 00:12:43.022
هرچي تمام اين مدت ازت گرفتمُ . .
. . ميذارم و

00:12:43.022 --> 00:12:47.023
. لُخت از اين خونه بيرون ميرم . .

00:12:47.023 --> 00:12:50.023
حتي اگر لازم باشه بابت خيانتي که
. . به رئيس کردم مجازات بشم

00:12:50.023 --> 00:12:53.023
! با دِل و جون قبولِش ميکنم . .

00:12:55.023 --> 00:12:57.024
. التماسِتون ميکنم

00:12:57.024 --> 00:12:58.024
! رئيس
. . خواهش ميکنم

00:12:59.024 --> 00:13:02.024
. . تو رو خدا . . همين يه دفعه رو ببخشيد

00:13:02.024 --> 00:13:06.025
. بالاخره " يونسوک " هم پسرتونِه . .

00:13:16.030 --> 00:13:19.033
! رئيس
! رئيس

00:13:20.034 --> 00:13:22.036
! رئيس

00:13:23.037 --> 00:13:26.031
. رئيس . . به هوش بياين

00:13:26.031 --> 00:13:28.031
! رئيس

00:14:03.034 --> 00:14:05.034
داري چيکار ميکني ؟

00:14:12.035 --> 00:14:14.035
! " وکيل " آه

00:14:14.035 --> 00:14:17.041
. اون مَرد بهرحال مُردنيه

00:14:17.041 --> 00:14:20.044
. اينطوري فقط چندماه زودتر شرِشُ کم ميکنه

00:14:22.046 --> 00:14:25.049
. . رئيس

00:14:25.049 --> 00:14:30.041
درتمام عُمرش ؛ از قدرت لذت بُرد
. . و چيزايُ به چشم ديد

00:14:30.041 --> 00:14:32.041
که بيشتر مردم درتمام زندگيشون . .
. حتي خوابِ تجربه کردنِشونُ هم نمي بينن

00:14:33.041 --> 00:14:36.042
. فکر نکنم خيلي بابتِ از اين دنيا رفتن ناراحت باشه

00:14:36.042 --> 00:14:39.042
. اي حرومزاده ي ديوونه

00:14:39.042 --> 00:14:40.042
! خانم

00:14:44.042 --> 00:14:47.043
مگه ازم کمک نخواسته بودي ؟

00:14:48.043 --> 00:14:54.043
اون روز ؛ اومدي پيشم و گفتي ميخواي تا هروقت بشه
. اينجا بموني . گفتي نميخواي به وضعِ سابق برگردي

00:14:57.044 --> 00:15:00.044
مگه خودت ازم کمک نخواسته بودي ؟

00:15:05.044 --> 00:15:09.045
. انتخاب ديگه اي نداريم

00:15:09.745 --> 00:15:13.745
الان ؛ فقط به تنها کسي که
. واقعا بايد ازش محافظت کني فکر کن

00:15:15.745 --> 00:15:18.752
براي من ؛ اون شخصي که
. بايد ازش محافظت کنم ؛ تويي

00:15:18.752 --> 00:15:20.754
. . فقط شخصِ خانم و " يونسوک " ؛

00:15:20.754 --> 00:15:23.757
. دليلِ وجود و زندگيتون هستن . .

00:15:23.757 --> 00:15:26.751
. فقط به " يونسوک " فکر کنيد

00:15:37.752 --> 00:15:41.752
. رئيس

00:15:58.754 --> 00:16:00.754
. " وکيل " پارک

00:17:19.773 --> 00:17:23.777
. مديرعامل از دنيا رفته
. لطفا باهام تماس بگيريد

00:17:23.777 --> 00:17:26.771
. خواهش ميکنم باهام تماس بگيريد

00:18:31.781 --> 00:18:38.782
. . لبخند ميزنم . . دوباره مثل ديروز لبخند ميزنم

00:18:38.782 --> 00:18:45.782
. . همه چيُ مخفي ميکنم گويي هيچ اتفاقي نيفتاده . .

00:18:45.782 --> 00:18:50.783
بدون اجازه ات . .
. . به قلبِت نگاه کردم و عاشقِت شدم

00:18:50.783 --> 00:18:55.783
. . سعي کردم قلبتُ مالِ خودم کنم . .

00:18:55.783 --> 00:18:59.784
. . طوري که اينگار اين ؛ وظيفه امِه . .

00:18:59.784 --> 00:19:04.784
. . حالا . . ميخوام داشته باشمت . .

00:19:04.784 --> 00:19:10.785
تا حالا کسيُ به حدِ مرگ دوست داشتي ؟

00:19:10.785 --> 00:19:15.785
. . فقط يه بار . . فقط يه بار . . خواهش ميکنم

00:19:15.785 --> 00:19:18.792
. فقط يه بار نگاهمُ پاسخ بده . .

00:19:18.792 --> 00:19:24.798
گريه ميکنم و با صداي بلند سرِت فرياد ميکِشم
. . اما فريادم بهت نمي رسه

00:19:24.798 --> 00:19:28.791
. عاشقتم . . عاشقتم

00:19:28.791 --> 00:19:31.791
. . اينا . . کلماتين که دائما براي خودم تکرار ميکنم

00:19:31.791 --> 00:19:39.792
. من . . عاشقتم

00:19:43.792 --> 00:19:48.793
رئيس گروهِ " تائه سان " دراثر بيماري مزمن
. امروز ظهر در خانه اش درگذشت

00:20:05.794 --> 00:20:12.795
بعداز مرگ ؛ بيوه ي ايشان خانم " هان جائه هي " ؛
. و تنها پسر و دخترش از ايشون بجا موندن

00:20:12.795 --> 00:20:16.800
. اين خبر فوري تنها لحظاتي پيش به دستمون رسيده
. . سو يونگي " ؛ اولين فرزند و دختر مديرعامل "

00:20:16.800 --> 00:20:21.805
همين يک ساعت پيش تصادف سختي با ماشين داشته
. و درحال حاضر وضعيتش وخيم گزارش شده

00:20:21.805 --> 00:20:24.808
حادثه ؛ داخل تونل استان " کانگوُن " اتفاق افتاده ؛

00:20:24.808 --> 00:20:30.801
و مشخص شده که خودِ خانم " يونگي " واردِ لاينِ اشتباه شده
. و به اين وسيله با ماشين روبرويي تصادف کرده

00:20:30.801 --> 00:20:35.801
به همراهِ خانم " سو يونگي " ؛ راننده ي ماشين ديگر
. آقاي " کانگ " نيز در شرايط وخيمي قرار دارن

00:20:35.801 --> 00:20:44.802
خانم " سو يونگي " که دراين حادثه بشدت مجروح شده تنها فرزندِ
رسمي مديرعامل بحساب مياد و بعنوان تنها وارثِ گروهِ تائه سان
. از طرف مديرعامل انتخاب شده

00:21:06.805 --> 00:21:08.805
. خواهش ميکنم اجازه بدين برتون گردونم خونه

00:21:09.805 --> 00:21:10.805
. نه

00:21:10.805 --> 00:21:14.805
برادر بزرگتون و همسرش
. منتظرتون هستن

00:21:14.805 --> 00:21:16.810
چطور ممکنه ؟

00:21:16.810 --> 00:21:17.811
! ارباب جوان

00:21:17.811 --> 00:21:19.813
اونا بايد وحشت داشته باشن که
! حتي يه قاشقِ ازشون بگيرم

00:21:19.813 --> 00:21:23.817
بخاطر اينکه حتما خيلي مطمئن بودن حالا که
. پدرم از دنيا رفته . . من حتما دوباره برميگردم

00:21:23.817 --> 00:21:26.811
. لازم نيست اين چيزا رو به چشم ببينم تا بهم ثابت بشه

00:21:26.811 --> 00:21:32.811
. راستي ؛ شنيدم برادرم اصلا پدرمُ فراموش کرده

00:21:32.811 --> 00:21:35.811
. ميگن برادرم دوبرابر پدرم بي رحم و وحشتناکِه

00:21:35.811 --> 00:21:37.812
اصلا اون چه مرگِشِه ؟

00:21:37.812 --> 00:21:40.812
يعني منتظر چه جور مجازاتي
از طرفِ آسمونه ؟

00:21:41.812 --> 00:21:45.812
بگذريم از اين حرفا ؛ بهرحال وقتي
. آدم ميمره نميتونه اين همه پولُ باخودش ببره

00:21:57.814 --> 00:22:00.814
. « به دنبال اين شخص ميگرديم »

00:22:00.814 --> 00:22:02.814
. ممنون

00:22:08.815 --> 00:22:12.815
. خوشگله

00:22:12.815 --> 00:22:14.815
هنوز پيداش نکردين ؟

00:22:14.815 --> 00:22:15.815
. بله

00:22:15.815 --> 00:22:21.825
اخبارُ ديدم . وقتي تو بيمارستان تحت درمان بود
. گم ميشه

00:22:21.825 --> 00:22:23.827
چه مدت از وقتي گم شد ميگذره ؟

00:22:23.827 --> 00:22:26.821
. يازده ماه

00:22:26.821 --> 00:22:32.821
يعني همونطور که شايعات ميگن
ممکنه که اون دختر مُرده باشه ؟

00:22:32.821 --> 00:22:36.822
. . اگر حدود يک سال هيچ خبري از کسي نشه

00:22:36.822 --> 00:22:38.822
اشکالي نداره که مُرده فرض بشه ؛ . .
درست ميگم ؟

00:22:45.822 --> 00:22:47.823
. . اگه اين خانم پيدا نشه و برنگرده

00:22:47.823 --> 00:22:51.823
اونوقت کي همه ي مال و اموالِ . .
گروهِ " تائه سان" ـو بالا ميکِشه ؟

00:23:15.825 --> 00:23:18.832
« رئيس »

00:23:49.833 --> 00:23:52.833
. " وکيل " پارک

00:23:54.833 --> 00:23:57.834
. . جوون ها " ؛ "

00:23:59.834 --> 00:24:02.834
رئيس حالِشون چطوره ؟ . .

00:24:02.834 --> 00:24:06.835
غيرممکنه . .چطور از دنيا رفت ؟

00:24:10.835 --> 00:24:12.835
. . من

00:24:12.835 --> 00:24:14.835
. فکر نکنم راهِ ما دونفر چندان هم ازهمديگه جدا باشه

00:24:14.835 --> 00:24:17.841
مديرعامل مُرده ؟

00:24:19.843 --> 00:24:23.847
. تمام مکالماتِتون ضبط شده

00:24:23.847 --> 00:24:27.841
. ميخوام اين صداهاي ضبط شده رو تحويل پليس بدم

00:24:29.841 --> 00:24:31.841
. باشه . . برو

00:24:31.841 --> 00:24:34.841
. همين الان پاشُ برو سراغ پليس

00:24:37.842 --> 00:24:42.842
البته تو راهِ پليس ؛ يه برگه ي سندِ ديگه هم هست
. که بايد اونُ هم همراهِت ببري

00:24:44.842 --> 00:24:48.843
. . بابات . . وکيل " پارک يونپيو " ؛

00:24:48.843 --> 00:24:52.843
حادثه ي تصادفي که مادرِ " سو يونگي " در اون
. حادثه کُشته شدُ طرح ريزي کرده

00:24:52.843 --> 00:24:55.843
. يه چيزي بگو که با عقل جوردربياد

00:24:55.843 --> 00:24:58.844
حالا که به خطر افتادي و وحشت برت داشتي
! داري اين چرت و پرت ها رو برام ميبافي

00:24:58.844 --> 00:25:01.844
اون مُهملاتي که ميگي ؛
. بهرحال کاريه که پدرت انجام داده

00:25:01.844 --> 00:25:05.844
بخاطر اينکه من قابل اعتمادترين نوکرِ . .
. رئيس بودم ؛ مداخله کردم و درجريانم

00:25:11.845 --> 00:25:14.845
خانم بزرگ ؛ رئيسُ تهديد کرده بود که
. سو يونگي " رو همراهِش ميبره "

00:25:14.845 --> 00:25:17.851
. بايد جلوشُ ميگرفت تا اون بچه رو نبره

00:25:19.553 --> 00:25:22.556
. چرنده

00:25:22.556 --> 00:25:23.557
. مُهملاتِه

00:25:23.557 --> 00:25:28.551
چه با عقل جور دربياد يا نه ؛
. من اسنادُ براي " سو يونگي " ميفرستم

00:25:28.551 --> 00:25:31.551
بعدش ؛ ديگه همون دوستِ باهوشمون
. خودش بايد تصميم بگيره که چه حرفيُ باور کنه

00:25:31.551 --> 00:25:35.551
اگه اون دختر بو ببره که پدرِ وکيل " پارک " ؛
. . درواقع کسيه که مادرشُ کُشته

00:25:35.551 --> 00:25:38.552
بنظرت اونموقع " يونگي " ؛ . .
چه احساسي پيدا ميکنه ؟

00:25:49.553 --> 00:25:55.553
ديروز پيشنهادِمون براي شرکتمون در مزايده ي عموي
. براي فروشگاهِ معاف از مالياتِ گمرکي در سئول نهايي کرديم

00:25:55.553 --> 00:25:57.554
گفتي شرکت هاي رقيبمون کيا بودن ؟

00:25:57.554 --> 00:26:00.554
شرکتِ " ميرا " و
. " شرکتِ " جينسانگ

00:26:12.555 --> 00:26:17.561
نماينده " چو " از فروشگاهِ بزرگِ " آيرا " هم
. براي مزايده ي امروز اومده بود

00:26:17.561 --> 00:26:20.564
اون همسرِ رئيس " پارک " ؛
. مديرعاملِ شرکتِ " ميرا"ـس

00:26:25.569 --> 00:26:27.561
! " نماينده " چو

00:26:28.561 --> 00:26:31.561
شما ؟

00:26:33.561 --> 00:26:36.562
. هان جائه هي " ؛ نماينده ي گروهِ " تائه سان " هستم "

00:26:36.562 --> 00:26:38.562
! " آهان . . " تائه سان

00:26:38.562 --> 00:26:43.562
. شنيده بودم نماينده ي جديدي انتخاب شده
. از آشناييتون خوشوقتم

00:26:45.562 --> 00:26:47.563
بعدا ؛ براي تشويق و راهنمايي
. مزاحم ميشم

00:26:47.563 --> 00:26:52.563
شايعه شده بود که نماينده ي جديدِ " تائه سان " ؛
. خيلي خوشگل بوده

00:26:52.563 --> 00:26:54.563
. الان معلوم شد که همچينا هم شايعه نبوده

00:26:54.563 --> 00:26:58.564
شما خيلي با دست و دِلبازي تعريف ميکنيد
. آشنايي با شما برام باعث افتخاره

00:26:58.564 --> 00:27:03.564
شنيدم گروهِ " تائه سان " داره بسختي براي بدست آوردن
. امتياز فروشگاهِ معاف از مالياتِ گمرکي تلاش ميکنه

00:27:03.564 --> 00:27:07.565
. باشه خب . . پس اميدوارم رقابت منصفانه اي داشته باشيم

00:27:08.565 --> 00:27:11.565
. همينطوره
. البته

00:27:33.571 --> 00:27:35.571
. " خانم " هان جائه هي

00:27:36.171 --> 00:27:42.172
مدت زيادي نيست که از هتلمون تقاضايِ
کردين ؛ درسته ؟ VVIP خدماتِ

00:27:42.172 --> 00:27:44.172
. بله

00:27:44.172 --> 00:27:47.173
. دستور دادم درخواستِتون رَد بشه

00:27:47.173 --> 00:27:52.173
آخه داشتن عضوي به بي کلاسي
. . و دور از استانداردهاي ما ؛ مثل شما

00:27:52.173 --> 00:27:57.174
باعث ناراحتي اعضاي فعلي . .
. و صدمه ديدنِ غرورِشون ميشه

00:27:57.174 --> 00:28:01.174
منظورتون چيه ؟

00:28:01.174 --> 00:28:04.174
بعداز اينکه همسرِ دوم مديرعامل " سو " شدي ؛
. با غرور زيادي اينطرف و اونطرف ميري

00:28:04.174 --> 00:28:08.175
. اما بنظرم اشتباه گرفتي

00:28:08.175 --> 00:28:13.175
الان ؛ کارت فقط اينه که مثل يه سگ از خونه اي
. که فعلا خاليه محافظت کني ؛ اما مالکِش نيستي

00:28:13.175 --> 00:28:14.175
! نماينده

00:28:14.175 --> 00:28:16.175
چي ؟
اونموقع گفتي ازم راهنمايي ميخواي ؟

00:28:22.185 --> 00:28:24.187
. شما ديگه دارين خيلي زياده روي ميکنين

00:28:24.187 --> 00:28:26.189
زياده روي " ؟ "

00:28:26.189 --> 00:28:30.181
ميخوام بيشتر هم بگم ؛ اما نميخوام دهنمُ
. . کثيف تر کنم . . پس

00:28:30.181 --> 00:28:32.181
به آهستگي و با آرامش . .
. جلويِ خودمُ ميگيرم

00:28:32.181 --> 00:28:35.181
يکي مثل تو
واسه ما به اصطلاح نماينده شده ؟

00:28:35.181 --> 00:28:39.182
بخاطر اينکه همه بدِتُ ميگن
. . ميخواي سعي کني يکم جنم نشونِشون بدي

00:28:39.182 --> 00:28:43.182
و بخاطر همينه که دنبالِ بدست آوردنِ امتياز . .
. اون فروشگاهِ معاف از مالياتِ گمرکي هستي

00:28:43.182 --> 00:28:45.182
. بيخودي خودتُ اذيت نکن

00:28:45.182 --> 00:28:50.183
هيچ کاري نکن ؛ فقط ساکت بمون ؛
همونطوري که لياقتِتِه . . خب ؟

00:28:50.183 --> 00:28:52.183
. سو يونگي " رو يادت بمونه "

00:28:52.183 --> 00:28:57.184
اميدوارم تا زماينکه صاحبِ اصلي گروهِ
. تائه سان " برگرده ؛ همچنان وفاداريتُ حفظ کني "

00:28:57.184 --> 00:29:02.184
. پس . . ساکت بمون و از خونه ي خالي محافظت کن
شيرفهم شدي ؟

00:29:07.185 --> 00:29:12.185
مادرِ " يونگي " تا زمانيکه مُرد
. نزديک ترين دوستم بود

00:29:19.192 --> 00:29:21.194
! خيلي خب ؛ حالا پولاتونُ بذاريد وسط

00:29:21.194 --> 00:29:24.197
! اگه درست انتخاب کني . . تا ده بار ميشه برنده بشي

00:29:24.197 --> 00:29:27.191
! زندگياتونُ دگرگون کنيد
. . احتمال اينکه

00:29:27.191 --> 00:29:30.191
! اينجا برنده بشين يک در ميليونه . .

00:29:30.191 --> 00:29:33.191
! خيلي خب . . شرط هاتونُ بذاريد

00:29:33.191 --> 00:29:35.191
! منم هستم

00:29:35.191 --> 00:29:37.192
کسِ ديگه اي نبود ؟

00:29:37.192 --> 00:29:39.192
! پس . . زيراشونُ نگاه ميکنيم

00:29:41.192 --> 00:29:44.192
شما هم هستين ؟

00:29:44.192 --> 00:29:49.193
! حالا برميداريم . . واي خدا . . شرمنده

00:29:49.193 --> 00:29:51.193
! و اين يکي . . تـــادا

00:29:52.193 --> 00:29:57.194
پنجاه هزار وُن . . دوبار ؟

00:29:57.194 --> 00:30:02.194
! پس شد ده برابر . . سه . . 4 ؛ 5 ؛ 6 ؛ 7 ؛ 8 ؛ 9 ؛ 10

00:30:02.194 --> 00:30:05.194
! آيش
! هيچي نبُردم

00:30:05.194 --> 00:30:07.195
. سپاسگزارم

00:30:07.195 --> 00:30:11.195
! خيلي خب
! حالا شروع ميکنيم

00:30:11.195 --> 00:30:13.195
! پنج به پنج

00:30:13.195 --> 00:30:17.200
! اين يا اون يکي
! يک به دو

00:30:17.200 --> 00:30:19.202
! خيلي . . خب

00:30:19.202 --> 00:30:23.206
! من رو شماره ي يک شرط ميبندم

00:30:23.206 --> 00:30:28.201
! داري چيکار ميکني ؟
! زودباش ديگه

00:30:28.201 --> 00:30:31.201
کسِ ديگه اي نبود ؟

00:30:35.201 --> 00:30:37.202
! بيست به يک

00:30:37.202 --> 00:30:40.202
! اگه برنده بشي . . بيست برابر سود ميکني

00:30:40.202 --> 00:30:42.202
. اه . . من که هيچي نبُردم

00:30:42.202 --> 00:30:44.202
! برش دار
! برش دار

00:30:48.203 --> 00:30:51.203
شما هم شرط ميبندين ؟

00:30:56.203 --> 00:31:02.204
پس همه اتون ميخواين رو شماره ي يک
شرط بندي کنين . . هان ؟

00:31:02.204 --> 00:31:05.204
. واي . . اينطوري که دست خالي ميرم خونه

00:31:05.204 --> 00:31:09.205
. باشه . . حالا برش ميدارم

00:31:14.205 --> 00:31:17.210
. . هيچي نيست

00:31:17.210 --> 00:31:22.215
. . اوه . . آقا . . شرمنده ديگه
آخ . . چيه ؟

00:31:24.217 --> 00:31:25.218
تو چت شده ؟

00:31:25.218 --> 00:31:27.211
. . عجيبه ها

00:31:27.211 --> 00:31:32.211
توپ بجاي اينکه تو کاسه باشه ، اينجا چيکار ميکنه ؟

00:31:32.211 --> 00:31:35.211
شماها هم خوب زحمت کِشيديد
. همچين جَوي درست کنيد

00:31:35.211 --> 00:31:39.212
همه اتون با هم دستتون تو يه کاسه ـست ، آره ؟
، همه اتون براي گول زدن اينجاييد ، يکي ، دوتا ، سه تا
. اونم چهارمُيشه

00:31:39.212 --> 00:31:42.212
داري چه غلطي ميکني ، عوضي ؟

00:31:55.213 --> 00:31:57.214
. ديگه بهترِ دست به همچين کارايي نزني

00:31:57.214 --> 00:31:58.214
، حتي اگه آسمونم به زمين بياد

00:31:58.214 --> 00:32:02.214
آدمي مثل تو ، هرگز نميتونه
. پولي بدست بياره

00:32:04.214 --> 00:32:06.214
. . پدرم هم

00:32:07.215 --> 00:32:10.215
. آدمارو اينطوري گول ميزد . .

00:32:11.215 --> 00:32:14.215
. . ببخشيد ، اما

00:32:14.215 --> 00:32:16.215
شما کي هستيد ؟

00:32:19.222 --> 00:32:21.224
. من "کانگ مارو"ـئم

00:32:21.224 --> 00:32:23.226
هنوز چيزي نخوردي ، درسته ؟

00:32:31.221 --> 00:32:33.221
. . اگه اون پولُ از دست ميدادم

00:32:33.221 --> 00:32:35.221
. . اونوقت . .

00:32:37.222 --> 00:32:41.222
. به فکرِ دار زدنِ خودم ميفتادم . .

00:32:43.222 --> 00:32:45.222
. . به لطفِ شما ، پولمُ از دست ندادم

00:32:47.223 --> 00:32:49.223
. ممنونم . .

00:32:49.223 --> 00:32:50.223
. . براي همينه که ميگم

00:32:50.223 --> 00:32:54.223
براي چي بايد بخواي با پولي که . .
از وام دهنده هاي خصوصي گرفتي ، شرط بندي کني ؟

00:32:58.224 --> 00:33:00.224
. . براي اينکه

00:33:01.224 --> 00:33:04.224
با خودم گفتم شايد بتونم
. از پولي که دارم ، يه سودي چيزيَم بدست بيارم

00:33:06.224 --> 00:33:09.225
، بخاطر اينکه زنم خيلي مريضه

00:33:09.225 --> 00:33:12.225
فقط هرماه بايد دويست ، سيصد وُني خرجِ
. داروهاش بکنم

00:33:17.230 --> 00:33:19.232
. . اما

00:33:21.234 --> 00:33:24.237
از کجا ميدونستي وام خصوصي گرفتم ؟ . .

00:33:24.237 --> 00:33:27.231
و بهترِ ديگه دست از اين قماربازيا برداري ، چون
اينطوري همه چيتُ ميبازي ، باشه ؟

00:33:27.231 --> 00:33:30.231
براي چي هرشب ميري قمارخونه ؟

00:33:30.231 --> 00:33:32.231
همه چي از قبل برنامه ريزي شده ، نميدونستي ؟

00:33:32.231 --> 00:33:33.231
! . . تو

00:33:33.231 --> 00:33:36.231
تو کي هستي ؟

00:33:43.232 --> 00:33:49.233
الان ميخوام بهت يه پيشنهادي بدم که
. فکرنکنم حاضر بشي ازش بگذري

00:33:49.233 --> 00:33:52.233
ميخواي بهت بگم ؟

00:33:57.234 --> 00:34:01.234
تو حتي اسممُ هم بلدي ؟

00:34:03.234 --> 00:34:05.234
تو کي هستي ؟

00:34:06.234 --> 00:34:08.235
گفتم کي هستي ؟

00:34:09.235 --> 00:34:12.235
، فکرنکنم فعلا اينکه من کي هستم ، مهم باشه

00:34:14.235 --> 00:34:16.235
. . مريضيِ همسرت

00:34:17.240 --> 00:34:19.242
. يه کمي درموردش ميدونم . .

00:34:19.242 --> 00:34:22.245
از حالا به بعد ، به پول هاي
. بيشتر و بيشتري نياز پيدا ميکني

00:34:23.246 --> 00:34:26.249
بايد وام ها و بدهي هايي که داريُ همه اشونو
. . صاف کني

00:34:26.249 --> 00:34:28.241
. . همينطورم بايد بچه هاتُ بفرستي کالج . .

00:34:28.241 --> 00:34:30.241
کي تورو فرستاده ؟

00:34:31.241 --> 00:34:35.241
فکرنکنم درحالِ حاضر اينَم چيزِ خيلي مهمي
. باشه

00:34:50.243 --> 00:34:51.243
. . اگه تمام امتيازهايي که تو لابراتور داريُ

00:34:55.243 --> 00:34:57.244
، بهم بدي . .

00:34:57.244 --> 00:35:03.244
اونوقت ، مطمئن باش که بقيه يِ زندگيتُ
. بدون هيچ مشکلِ پولي ، بگذروني

00:35:11.245 --> 00:35:17.250
. . نميدونم کدوم شرکت رقيبي بهت گفته اينکارو بکني

00:35:18.251 --> 00:35:21.254
. . اگه اينکارُ براشون بکني ، اونوقت

00:35:21.254 --> 00:35:23.256
چقدر نصيبت ميشه ؟ . .

00:35:24.257 --> 00:35:25.258
! خيلي

00:35:25.258 --> 00:35:27.251
! يه عالمـــــــــــه پول بهم ميرسه

00:36:20.263 --> 00:36:23.266
. شنيدم تمام روزُ هيچي نخوردي

00:36:23.266 --> 00:36:26.269
. کمي شير گرم کردم ، حداقل از اين بخور

00:36:26.269 --> 00:36:28.261
. نميخوام

00:36:28.261 --> 00:36:30.261
! هِي . . بچه

00:36:29.961 --> 00:36:31.961
چون بهت اهميت ميده ، اينو
. برات آورده

00:36:35.961 --> 00:36:38.962
. تا داداشم برگرده ، خودم ازش ميپرسم

00:36:38.962 --> 00:36:41.962
. فکرکنم يه سوء تفاهمي پيش اومده باشه

00:36:41.962 --> 00:36:43.962
. داداشم اصلا از اينجور آدما نيست

00:36:44.662 --> 00:36:46.663
. قسم ميخورم

00:36:46.663 --> 00:36:48.663
ميخواي سرِ ده هزار وُن باهات شرط ببندم ؟

00:36:52.663 --> 00:36:53.663
! داداش

00:36:58.664 --> 00:37:00.664
، داداش

00:37:00.664 --> 00:37:04.664
اين پسر ميگه که
. تو سرِ پدرش کلاه گذاشتي

00:37:05.664 --> 00:37:08.665
پدرش حتي دست به خودکشي هم
. زده بوده و به همين خاطرم الان تو بيمارستانه

00:37:08.665 --> 00:37:11.665
تو اينکارو باهاش نکردي ديگه ، آره ؟

00:37:17.671 --> 00:37:19.673
پدرت کيه ؟

00:37:21.675 --> 00:37:23.677
، پدرش بازنشسته افتخاري شده

00:37:23.677 --> 00:37:26.671
تو جاي اشتباهي سرمايه گذاري کرده و
. فريب خورده و اينطوري تمامِ پولشُ از دست داده

00:37:26.671 --> 00:37:30.671
. . و چندروز پيش هم توي حمام

00:37:31.671 --> 00:37:34.671
داداش ، اين چيزا هيچ ربطي
به تو نداره ديگه ، آره ؟

00:37:37.672 --> 00:37:39.672
چطور ميتوني همينطوري بري ؟

00:37:39.672 --> 00:37:44.672
قبل از اينکه بري ، بهش بگو که
اين موضوع ربطي بهت نداره ، باشه ؟

00:37:49.673 --> 00:37:52.673
. . چرا داري غُرِ حماقت و ضعيف بودنِ پدرتُ

00:37:52.673 --> 00:37:54.673
سرِ من ميزني ؟ . .

00:37:54.673 --> 00:37:56.674
. داداش

00:37:56.674 --> 00:37:58.674
مگه چون حالا آدم يه بار
ازش کلاهبرداري ميشه ، ميره خودشُ ميکُشه ؟

00:37:58.674 --> 00:38:00.674
! داداش

00:38:02.674 --> 00:38:04.674
کي بهتون گفته بود که گول بخوريد ؟

00:38:07.675 --> 00:38:09.675
چرا به آدما اعتماد ميکنيد ؟

00:38:11.675 --> 00:38:13.675
اصلا تو کِي منو ديده بودي که
بخواي بهم اعتمادم بکني ؟

00:38:14.675 --> 00:38:17.681
تازه اگرم منو ميشناسي ، فکرکردي
چقدر منو ميشناسي که بتوني بهم اعتماد کني ؟

00:38:19.683 --> 00:38:22.686
حماقت از پدرت بوده که
. به من اعتماد کرده بود

00:38:32.281 --> 00:38:35.281
. . پس

00:38:37.282 --> 00:38:40.282
با اين مُشتُ ضعيف و بي رمق ، ميخواي
چيکار کني ؟

00:38:43.282 --> 00:38:47.283
بهترِ اول بري مُشتتُ حسابي
. قوي و پُر کني و بعد برگردي

00:38:47.583 --> 00:38:49.583
، اگه ميخواي ازم انتقام بگيري

00:38:49.583 --> 00:38:52.583
بهترِ اول بري خوب خودتُ
. آماده و قوي کني و بعد برگردي

00:38:53.583 --> 00:38:56.584
ديگه حرفي نداري ؟

00:38:57.584 --> 00:39:00.584
اونوقتا که با دخترا لاس ميزدي ، خيلي بهتر
. بودي

00:39:04.584 --> 00:39:07.585
لاس زدن با دخترا ، بازي دادنشون و
. . پول گرفتن از اونا

00:39:07.585 --> 00:39:10.585
. " من ترجيح ميدم اونکارارو بکني . . " کانگ مارو . .

00:39:56.594 --> 00:39:58.594
خوابيدي ؟

00:40:16.600 --> 00:40:22.606
. چوکو " ميگه انگار تو يه آدمِ ديگه اي شدي "

00:40:22.606 --> 00:40:26.601
، بعد از اون تصادف

00:40:27.601 --> 00:40:30.601
. . اون "کانگ مارو"ـيي که ميشناختميش ديگه مُرده

00:40:31.601 --> 00:40:35.601
و همينطورم ميگه انگار . .
. يه آدم متفاوت و غريبه اي درونت داره زندگي ميکنه

00:40:36.602 --> 00:40:40.602
همينطورم ميگه که بايد بري پيشِ
. يه جن گير و ارواح پليد ازت خارج بشن

00:40:48.603 --> 00:40:51.603
حقيقت اينه که ، خودتم خيلي شوکه
شده بودي ، آره ؟

00:40:51.603 --> 00:40:55.603
از اينکه شنيدي
. يکي داشته بخاطرِ تو ميمُرده . . شوکه شدي

00:40:55.603 --> 00:40:59.604
شوکه شده بودي ديگه ، آره ؟

00:41:06.605 --> 00:41:08.605
. . تو

00:41:10.605 --> 00:41:12.605
ميخواي هرطور شده فورا بميري ، آره ؟ . .

00:41:12.605 --> 00:41:15.605
! اصلا هم برات مهم نيست چطوري

00:41:17.611 --> 00:41:20.614
ميگي بعد از اينکه تمام پولاي کافي براي هزينه هاي
بيمارستان " چوکو " براي تمام زندگيشُ
، جمع کني ، ديگه از اينکارا نميکني

00:41:20.614 --> 00:41:23.617
. . ميگي هيچي ديگه نميدوني

00:41:25.619 --> 00:41:28.611
. . و بعدشم ميخواي بدون هيچ پشيموني اي . .

00:41:29.611 --> 00:41:32.611
بميري ، آره ؟ . .

00:41:35.611 --> 00:41:40.612
، جديدا وقتي نگات ميکنم
. يادِ يه بيابونِ بي روح و بي زندگي ميفتم

00:41:41.612 --> 00:41:45.612
، ميبينم هيچ انگيزه اي براي زندگي نداري

00:41:45.612 --> 00:41:47.613
بجز تامين نيازهاي " چوکو " ، هيچ انگيزه اي
! تو اين دنيا براي زندگي نداري

00:41:47.613 --> 00:41:51.613
. . انگار همين الانشم براي مُردن آماده اي ، پس

00:41:58.614 --> 00:42:01.614
. . خيلي عصبيَم

00:42:04.614 --> 00:42:07.615
. الان تا حدِ مرگ ترسيدم . .

00:42:14.615 --> 00:42:17.621
. " اينطوري نباش ، " مارو

00:42:17.621 --> 00:42:20.624
دفعه ي پيش که
، جائه هي " ترکت کرده بود "

00:42:20.624 --> 00:42:23.627
. خيلي خوب تونستي قوي بموني و طاقت بياري

00:42:25.629 --> 00:42:27.621
. . من دنيام به آخر رسيده بود

00:42:29.621 --> 00:42:32.621
اما ، تو مثل يه معجزه تونستي . .
. به خوبي از پس مشکلاتت بربيايي و زندگي کني

00:42:36.622 --> 00:42:39.622
بعد از پشت سر گذاشتن اون همه مشکل ، حالا
چطور ميتوني اينطوري باشي ؟

00:42:43.622 --> 00:42:48.623
. اينطوري نباش

00:42:49.623 --> 00:42:52.623
. " اينطوري نباش . . " مارو

00:43:20.634 --> 00:43:22.636
. " جائه هي "

00:43:25.639 --> 00:43:27.631
. برو ، اما . . ماشينُ بذار بمونه

00:43:27.631 --> 00:43:29.631
. بله

00:43:32.631 --> 00:43:35.631
به آدماي اينجا اصلا ادب ياد نميدن ؟

00:43:35.631 --> 00:43:39.632
برادر خانم خونه اومده ، اما . . هيچکسي
. درُ براش باز نميکنه

00:43:39.632 --> 00:43:42.632
. پنج ساعته منتظرت وايسادم

00:43:42.632 --> 00:43:47.633
فکرکنم بعد از پولي که
. بهت داده بودم ، تصميم گرفتي که ديگه اينطرفا پيدات نشه

00:43:47.633 --> 00:43:51.633
، ما دوتا خواهر و برادريمُ تو اين دينا همديگه رو داريم

00:43:51.633 --> 00:43:53.633
، يه کمي ناراحتم

00:43:53.633 --> 00:43:55.633
. بهترِ بريم تو

00:43:55.633 --> 00:43:56.634
بريم کجا ؟

00:43:56.634 --> 00:43:58.634
. بريم تو ديگه ، تو خونه ي خواهرم

00:43:58.634 --> 00:44:00.634
دوباره قماربازي کردي ؟

00:44:00.634 --> 00:44:03.634
به اين زودي اون همه پولُ از دست دادي ؟

00:44:03.634 --> 00:44:06.635
به همين خاطرم عينِ بدبخت بيچاره ها
اومدي اينجا بهم التماس کني ؟

00:44:06.635 --> 00:44:08.635
عينِ بدبخت بيچاره ها !؟

00:44:08.635 --> 00:44:10.635
، جرأت داري منو بزن

00:44:10.635 --> 00:44:14.635
اونوقت ، منم کاري ميکنم که
. براي بيست سال تو زندون بيفتي و همونجا بپوسي

00:44:14.635 --> 00:44:16.640
! بزن ديگه

00:44:16.640 --> 00:44:20.644
براي چي بايد بزنمت ؟

00:44:20.644 --> 00:44:25.649
. . من حتي ده وُن هم نميتونم بهت بدم ، پس

00:44:25.649 --> 00:44:27.641
. از اينجا گورِتُ گُم کن . .

00:44:32.641 --> 00:44:33.641
بله ، رئيس ؟

00:44:33.641 --> 00:44:37.642
. تشنه امه ، يه ليوان آب برام آماده کن

00:45:02.644 --> 00:45:03.644
! رئيس

00:45:41.652 --> 00:45:48.653
بعد از همسر دومِ رئيس " سو " شدن ، انگار »
، بدجور غرور گرفتتُ و خودتُ بالا گرفتي
. اما ، فکرکنم در اشتباهي

00:45:48.653 --> 00:45:53.653
تو فقط مثلِ سگي ميموني که داري از اين خونه يِ خالي
« محافظت ميکني ، درواقع مالکِ اين خونه نيستي ، درسته ؟

00:46:04.654 --> 00:46:08.655
. همين حالا به اتاقِ " سو يونگي " بيا

00:46:18.662 --> 00:46:21.665
بله ، رئيس ؟

00:46:22.666 --> 00:46:26.661
چون ميخوام اينجارو تبديل به
، اتاقِ بازيِ " يونسوک " بکنم

00:46:26.661 --> 00:46:31.661
به يکسري کارگر زنگ بزن و
. بگو اينجارو خوب تميز کنن

00:46:31.661 --> 00:46:34.661
بله ؟

00:46:34.661 --> 00:46:38.662
اما ، اگه مدير برگرده . . ؟ -
کي برگرده ؟ کي ؟ -

00:46:38.662 --> 00:46:41.662
واقعا فکرميکني مدير " سو " برميگرده ؟

00:46:41.662 --> 00:46:45.662
منتظري که برگرده ؟

00:46:45.662 --> 00:46:48.663
. اگه ميخواست برگرده ، بايد تاحالا برميگشت

00:46:48.663 --> 00:46:51.663
تا الان يه سالي ميشه که
. از بيمارستان غيبش زده و گُمشده

00:46:51.663 --> 00:46:56.664
براي يه سالِ تمام ، چقدر ديوونه وار
. . دنبالش ميگشتيم

00:46:56.664 --> 00:47:02.664
چقدر پول خرج کرديم ، به چقدر آدم گفتيم که . .
! دنبالش بگردن ، ما همه جاي دنيارو دنبالش گشتيم

00:47:02.664 --> 00:47:08.665
هيچ جايي نمونده که دنبالش نگشته باشيم و
! بازم با اينحال پيداش نکرديم

00:47:08.665 --> 00:47:13.665
! انگار " سو يونگي " آب شده رفته تو زمين

00:47:13.665 --> 00:47:15.665
. بله

00:47:17.671 --> 00:47:21.675
، فردا ، به محض اينکه چشماتُ باز کردي

00:47:21.675 --> 00:47:24.678
. تمام وسايلِ "يونگي"ـو از اينجا ميبري بيرون

00:47:35.671 --> 00:47:37.672
« سيصد ميليون وُن جايزه »

00:47:37.672 --> 00:47:41.672
. . " بخاطرِ مَردي به اسمِ " کانگ مارو »

00:47:41.672 --> 00:47:45.672
. . براي اولين بارِ که واقعا بيدار شدن . .

00:47:45.672 --> 00:47:48.673
. . نفس کِشيدن و عاشق بودن . .

00:47:48.673 --> 00:47:51.673
« . برام معنا پيدا کردن . .

00:47:53.673 --> 00:47:54.673
. . پس »

00:47:55.673 --> 00:47:58.674
. . الان ، تنها آرزوم اينه که . .

00:48:02.674 --> 00:48:06.675
. . هرروز ببينمت . .

00:48:06.675 --> 00:48:09.675
. . " هرروز بهت بگم " عاشقتم . .

00:48:09.675 --> 00:48:12.675
. . هرروز ازت جمله يِ "عاشقتم"ـو بشنوم . .

00:48:14.675 --> 00:48:19.683
. . هرروز با همين روياها زندگي کنم . .

00:48:19.683 --> 00:48:21.685
. . باهات بچه دار بشم . .

00:48:21.685 --> 00:48:24.688
. . بچه هامُ باهات بزرگ کنم . .

00:48:26.681 --> 00:48:29.681
، و همينطوري درکنار هم پير بشيم . .

00:48:33.681 --> 00:48:35.681
« همچين چيزي ممکنه ؟

00:48:41.682 --> 00:48:44.682
، " راستشُ بهم بگو . . " کانگ مارو »

00:48:44.682 --> 00:48:46.683
« براي چي بهم دروغ گفتي ؟

00:48:46.683 --> 00:48:49.683
، اون "کانگ مارو"ـيي که ديده بودم »

00:48:49.683 --> 00:48:52.683
. . اون "کانگ مارو"ـيي که ميشناسمش

00:48:52.683 --> 00:48:56.684
« . حداقل اون تا اين حد آدم شيطون صفتي نبود . .

00:48:56.684 --> 00:49:01.684
براي همينم بود که دست از همه چيم کِشيدمُ »
« . مثل يه زن ديوونه اومدم دنبالت

00:49:57.694 --> 00:50:00.694
. " سلام ، نماينده " جو

00:50:02.694 --> 00:50:04.694
چرا اينقدر مديريتِ اينجا بي نظمه ؟

00:50:04.694 --> 00:50:07.695
مگه اينجا جاييِ که
هر سگ و گاوي ، سرِشو بندازه زيرُ بياد تو ؟

00:50:07.695 --> 00:50:08.695
. به مدير بگيد بياد اينجا

00:50:08.695 --> 00:50:13.695
قبل از اينکه مديرُ صدا بزنيد ، بهترِ که
. اول يه نگاهي به اين عکس بندازيد

00:50:21.705 --> 00:50:24.708
. اينکه عکسِ رئيسه

00:50:24.708 --> 00:50:27.701
چيه ؟ . . مشکل چيه ؟

00:50:29.701 --> 00:50:31.701
اين يکي عکس چطور ؟

00:50:38.702 --> 00:50:40.702
. بريد بيرون

00:50:51.703 --> 00:50:54.703
چرا به ديدنِ رئيس رفته بودي ؟

00:50:58.704 --> 00:51:04.704
چون نماينده " چو " پيشنهاد و راهنماييِ دلگرم کننده يِ
، منو قبول نکردن

00:51:04.704 --> 00:51:08.705
. بجاش رفتم و اين پيشنهادُ به رئيس " پارک " دادم

00:51:20.714 --> 00:51:27.711
فقط ده دقيقه بعد از تماسم باهاش ، اون
. مثلِ يه سگ دوون دوون دوييده بود طرفم

00:51:27.711 --> 00:51:29.711
. بهش گفتم که ميخوام بعدا هم ببينمش

00:51:29.711 --> 00:51:31.711
! . . اِي زنيکه ي هرزه

00:51:31.711 --> 00:51:38.712
با اينکه دلم نميخواد به اين اعتراف کنم ، اما . . فکرکنم
. يه کمي بگي نگي اينطور آدمي باشم

00:51:38.712 --> 00:51:41.712
. . وقتي بخوام يه مَرديُ مالِ خودم بکنم

00:51:41.712 --> 00:51:44.712
. هيچ مَردي پيدا نميشه که نخواد بياد طرفم . .

00:51:44.712 --> 00:51:47.713
. . درنتيجه

00:51:47.713 --> 00:51:50.713
، براساس خواسته و رفتاري که باهام داريد . .

00:51:50.713 --> 00:51:54.713
اونوقت ، تصميم ميگيرم که
. تا چه حد بايد پيش برم

00:51:54.713 --> 00:51:56.714
ميخواي چيکار کني ؟

00:51:56.714 --> 00:52:03.714
براي من ، پرت کردنِ آدمي مثل تو از خونه ات و
. صاحبِ خونه شدن ، کارِ بي کلاس و خسته کننده ايه

00:52:03.714 --> 00:52:06.715
زنيکه ي هرزه ، ديگه زيادي داري
! حرفاي گُنده تر از دهنت ميزني

00:52:06.715 --> 00:52:08.715
! هِي

00:52:08.715 --> 00:52:10.715
وِلم کن . . وِلم نميکني ؟

00:52:10.715 --> 00:52:15.715
من تونستم رئيس "سو"ـرو که خيلي خشک تر
، و سرسخت تر از شوهرت بودُ اغوا کنم

00:52:15.715 --> 00:52:18.722
، تونستم ازش بچه دار بشم

00:52:18.722 --> 00:52:21.725
. و همنيطورم نماينده يِ گروهِ " تائه سان " شدم

00:52:21.725 --> 00:52:23.727
. منِ " هان جائه هي " تمام اينکارارو کردم

00:52:24.728 --> 00:52:27.721
، وسوسه کردنِ آدمي مثلِ شوهرِ تو

00:52:27.721 --> 00:52:31.721
فکرنميکني با اين رفتارايي که
تو داري . . مثلِ آب خوردن ميمونه ؟

00:52:34.721 --> 00:52:37.722
چي ميخواي ؟

00:52:42.722 --> 00:52:49.723
يک : مزايده ي فروشگاه معاف از مالياتُ بايد
. خيلي آروم و راحت بسپُريش به من

00:52:49.723 --> 00:52:54.723
دو : بايد اسم شرکت " تائه سان " رو
، از فروشگاه بزرگِ " ميرائه " حذف کني

00:52:54.723 --> 00:52:58.724
. بهترِ دست از اون انتقامِ بچگونه برداري

00:52:58.724 --> 00:53:01.724
: سه

00:53:01.724 --> 00:53:05.724
بابتِ اون رفتار تحقيرآميزي که
، دفعه ي پيش باهام داشتي

00:53:05.724 --> 00:53:09.725
. بايد زانو بزني و ازم عذرخواهي کني

00:53:12.725 --> 00:53:14.725
. روز خوبي داشته باشيد

00:53:19.733 --> 00:53:25.739
کانگ چوکو " ، اگه دستشويي داري ، بايد " »
، به خودم بگي

00:53:26.731 --> 00:53:29.731
چطور چهارسالته ، اما . . بازم شلوارتُ
« خيس ميکني ؟

00:53:29.731 --> 00:53:33.731
« . اين خيلي خجالت آوره ، خانم کوچولو »

00:53:43.732 --> 00:53:45.732
« . خوب هوامُ داشتي »

00:53:48.733 --> 00:53:52.733
کانگ چوکو " ، نميخواي کارتُ بکني ؟ "
تميز نميکني ؟

00:53:52.733 --> 00:53:53.733
. چرا

00:54:11.735 --> 00:54:14.735
، پدرم از دنيا رفته »

00:54:18.742 --> 00:54:21.745
. . منم غمگين تر از اونيَم که فکرشو ميکردم ، اما

00:54:23.747 --> 00:54:27.741
بازم با اينحال ، الان اينو دستم گرفتم و . .
« . دارم ميخندم

00:54:31.741 --> 00:54:33.741
. . پس ، تو هم بهترِ ديگه ناراحتيُ بذاري کنار و »

00:54:39.742 --> 00:54:40.742
« ! بخندي . .

00:54:45.742 --> 00:54:49.743
اگه باور داشته باشيم ، اونوقت . . " مارو " دوباره »
« . پيشمون برميگرده و خودش ميشه

00:54:58.744 --> 00:55:00.744
! اوپا

00:55:21.755 --> 00:55:25.759
بله ، رئيس " جونگ " . . دربارش فکرکرديد ؟

00:55:27.751 --> 00:55:30.751
. تصميم درستي گرفتيد

00:55:31.751 --> 00:55:35.751
کجا بايد همديگه رو ببينيم ؟

00:55:35.751 --> 00:55:37.752
. اونجا نه

00:55:37.752 --> 00:55:41.752
امروز ميخوام براي اولين به يه جاي خوب
. براي نوشيدني دعوتتون کنم

00:55:47.753 --> 00:55:50.753
! واقعا که

00:56:10.755 --> 00:56:14.755
. يادم رفت کليدِ ماشينُ با خودم بيارم

00:56:14.755 --> 00:56:19.763
. زود برميگردم . . جايي نريد

00:56:36.762 --> 00:56:38.762
. لطفا بذاريد برم دستشويي

00:56:40.762 --> 00:56:43.762
! . . عجب وضعيه

00:56:43.762 --> 00:56:47.763
! لطفا بذاريد برم دستشويي

00:56:48.763 --> 00:56:53.763
بچه . . چرا اينقدر دير درُ باز کردي ؟

00:57:47.773 --> 00:57:50.773
. . " کانگ رو "

00:57:53.773 --> 00:57:56.774
کانگ روما " ؟ "
کانگ روما " کيه ديگه ؟ "

00:57:56.774 --> 00:58:00.774
. " کانگ روما " نه . . " کانگ مارو "

00:58:00.774 --> 00:58:04.774
کانگ مارو " چيه ديگه ؟ "
. درستش "کانگ روما"ـئه

00:58:04.774 --> 00:58:07.775
. فکرکنم اين خواهرجون اصلا کره اي بلد نباشه

00:58:07.775 --> 00:58:09.775
. اين خواهر شبيهِ ديوونه هاست

00:58:09.775 --> 00:58:12.775
. آره . . فکرکرده اونم کره اي بلده

00:58:13.775 --> 00:58:14.775
. منم بلدم چطوري بايد بنويسم

00:58:14.775 --> 00:58:19.783
کي بهت ياد داده ؟ -
. مامانم -

00:58:23.787 --> 00:58:27.781
پس ، اينطوري درسته ديگه ؟
. " کانگ مار "

00:58:27.781 --> 00:58:30.781
! انگار اين خواهرجون واقعا احمقه ها

00:58:30.781 --> 00:58:33.781
چطوري حروف الفباي کره ايُ بلد نيست ؟

00:58:37.782 --> 00:58:39.782
اون اوپا کيه ديگه ؟

00:58:39.782 --> 00:58:42.782
! اون مداد رنگيِ منه

00:58:44.782 --> 00:58:47.783
. . کانگ مـ "

00:58:47.783 --> 00:58:49.783
. جائه گو " و " جوو يون " ، بياييد غذا بخوريد "

00:58:49.783 --> 00:58:51.783
! باشه

00:58:53.783 --> 00:58:59.784
. " اين کلمه رو يادمه . . " کانگ مارو

00:59:00.784 --> 00:59:02.784
. ميدونستم

00:59:16.790 --> 00:59:20.794
تو منو ميشناسي . . درسته ؟

00:59:23.797 --> 00:59:26.791
. درسته . . تو "کانگ مارو"ـيي

00:59:59.794 --> 01:00:03.794
. من . . حافظه امو از دست دادم

01:00:06.795 --> 01:00:09.795
، بهم گفتن تصادف کردم

01:00:09.795 --> 01:00:12.795
. به همين خاطرم هيچيُ به ياد نميارم

01:00:14.795 --> 01:00:20.204
حتي اسممُ هم خيلي سخت بود که
. بتونم به خوبي تلفظش کنم

01:00:22.206 --> 01:00:26.210
. بجز اين دوربين . . هيچي ديگه برام نمونده

01:00:26.210 --> 01:00:30.214
بجز " کانگ مارو " ، عکس هيچکسِ ديگه اي
، تو اين دوربين نيست

01:00:31.215 --> 01:00:34.218
. . اون خانمي که مراقبمه . .

01:00:34.218 --> 01:00:39.223
بهم گفته آدمي که تو اين عکساس ، اسمش . .
. کانگ مارو"ـئه ، منم اومدم اينجا که پيدات کنم"

01:00:41.225 --> 01:00:44.228
، قبل از اينکه اينجا ببينمت
، نميدونستم " کانگ مارو " چطور آدمي بوده

01:00:45.229 --> 01:00:49.233
. . درواقع ، اصلا يادم نميومد

01:00:51.235 --> 01:00:54.238
. آدمي که تو اين عکساست ، چطور آدميه . .

01:00:55.239 --> 01:01:00.244
. اما . . حالا که صورتتُ ديدم ، همه چي يادم مياد

01:01:09.253 --> 01:01:14.258
. حالا يادم مياد که . . تو کي هستي

01:01:17.211 --> 01:01:19.213
. . ما

01:01:21.215 --> 01:01:26.310
. . خيلي خيلي . .

01:01:26.310 --> 01:01:29.313
. عاشقِ همديگه بوديم . .

01:01:29.313 --> 01:01:30.314
درسته ؟

01:01:30.338 --> 01:01:40.338
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:01:57.341 --> 01:02:04.348
« درست مثلِ ديروز . . لبخند رويِ لبامه »

01:02:04.348 --> 01:02:11.355
« همه چيُ مخفي ميکنم ، انگار که هيچي نشده »

01:02:11.355 --> 01:02:21.225
بدون هيچ اجازه اي ، يواشکي اومدم و »
« خواستم قلبتُ بدزدمُ مالِ خودم کنم

01:02:21.225 --> 01:02:25.229
« . . منم بايد يه جايي تو قلبت داشته باشم »

01:02:25.229 --> 01:02:33.417
، و حالا . . ميخوام که مالِ من باشي . . »
« تاحالا شده تا حد مرگ عاشقِ کسي باشي ؟

01:02:33.417 --> 01:02:36.420
« تا سر حدِ مرگ عاشق کسي بودي ؟ »

01:02:36.420 --> 01:02:42.426
، فقط براي يه بار . . فقط براي يه بار »
« . . ازت خواهش ميکنم

01:02:42.426 --> 01:02:47.431
، دوباره منو نگاه کن . . »
« من گريه کُنان دارم اسمتُ فرياد ميکِشم

01:02:47.431 --> 01:02:52.436
« اما . . انگار گريه هام نميتونن بهت برسن »

01:02:52.436 --> 01:02:56.440
عاشقتم ، عاشقتم . . هروقت که تنهام ، اين کلمه رو »
« بارها پيش خودم تکرار ميکنم

01:02:56.440 --> 01:03:01.445
لطفا تمام تلاشتونُ بکنيد تا مديرِ اجراييِ شرکتِ
. . تائه سان " ، يعني " سو يونگي " از کار ، برکنار بشه "

01:03:01.445 --> 01:03:02.446
براي چي من ؟

01:03:02.446 --> 01:03:05.449
شما تنها آدمي هستيد که
. مدير بهش باور داشت و عاشقش بود

01:03:05.449 --> 01:03:08.452
آدمايي که عاشق همديگه بودن ؟ کيارو ميگي ؟
خودمونو ميگي ؟

01:03:08.452 --> 01:03:12.456
. قلبم تورو خوب يادش مياد

01:03:12.456 --> 01:03:16.230
براي اينکه ديگه نتونه
. . به شرکت " تائه سان " برگرده ، اينکارو کردم

01:03:16.230 --> 01:03:19.233
ميشه اوضاع دوباره مثلِ قبل بشه ؟

01:03:19.233 --> 01:03:23.237
. بايد همه چيُ به ياد بياره . . حتما بايد به ياد بياره

01:03:24.238 --> 01:03:27.511
شما کي هستي ؟