﻿WEBVTT

00:00:20.550 --> 00:00:25.050
کانگ مارو " گفته ميخواد يه حرفي بهم بگه "
. و اين آقا رو دنبالم فرستاده تا منُ ببره پيشِش

00:00:25.050 --> 00:00:27.740
. فکر کنم الان ديگه منُ يادش مياد

00:00:27.740 --> 00:00:29.480
. زود برميگردم

00:00:31.570 --> 00:00:33.720
. هيچ وقت از هيچ کسي نخواستم که اونُ بياره اينجا

00:00:35.540 --> 00:00:37.940
حالا بايد چيکار کنم ؟

00:00:42.150 --> 00:00:43.700
کي اونُ بُرده ؟

00:00:43.700 --> 00:00:47.390
. اوه چان جونگ " ؛ خيلي وقته همديگه رو نديديم "

00:00:47.390 --> 00:00:51.300
الان ؛ دارم يه دختريُ ميارم
. که خيلي تي تيش ماماني و خوشگله

00:00:51.300 --> 00:00:53.480
چقدر بابتِش بهم ميدي ؟

00:00:53.490 --> 00:00:57.290
. کلاسِش خيلي از اون دختر قبليا بالاتره

00:00:59.640 --> 00:01:00.640
. يه لحظه

00:01:05.290 --> 00:01:09.330
. خيلي خب
. بعدا که سوار کشتي شدم بهت زنگ ميزنم

00:01:09.330 --> 00:01:11.710
! باشه . . باي

00:01:20.110 --> 00:01:23.410
. اوه . . ميتونيم جاشُ پيدا کنيم

00:01:23.410 --> 00:01:28.600
بعداز تصادف ؛ تلفن همراه رئيس " سو " رو
. به سيستم موقعيت يابِ " جي.پي.اس " مجهز کردم

00:01:30.850 --> 00:01:32.480
. من تلفنُ مي برم

00:01:32.480 --> 00:01:34.810
پس . . چطوري ميخواين بعدش
با من تماس بگيرين ؟

00:01:34.810 --> 00:01:36.860
! ببخشيد

00:01:53.030 --> 00:01:57.310
! آره
! آره

00:02:07.640 --> 00:02:11.530
. « تلفني که با آن تماس گرفته ايد خاموش مي باشد »
. « تماس ؛ قابل برقراري نمي باشد »

00:03:52.240 --> 00:03:53.960
. « تماس قابل برقراري نمي باشد »

00:05:39.630 --> 00:05:43.020
! هي ! اين دختر خانم گفت ميخواد تو رو ببينه
! داشتم مياوردمش پيشِ تو

00:05:42.820 --> 00:05:45.140
کي بهت دستور داده اين کارُ بکني ؟

00:05:45.140 --> 00:05:46.860
منظورت از " دستور " چيه ؟
آخه کي همچين دستوري ميده ؟

00:05:46.860 --> 00:05:50.150
داري چيکار ميکني ؟
! ولِش کن

00:05:53.310 --> 00:05:56.670
چي شده ؟
بهم بگو چي شده ؟

00:05:56.670 --> 00:06:01.590
قبلا گفتي مغزت آسيب ديده . . اما يعني اينقدر داغونه
! که حتي نميتوني درست و حسابي فکر کني ؟

00:06:01.590 --> 00:06:03.840
چرا دنبال اين مرتيکه راه افتادي ؟
فکر کردي کيه ؟

00:06:03.840 --> 00:06:06.960
اگه يکي از راه برسه و ازت بخواد همراهش بري ؛ جدايِ از
اينکه کيه و چي ميخواد ؛ همينطوري دنبالش راه ميفتي ؟

00:06:06.960 --> 00:06:09.470
خب ؛ شنيدم بهش گفتي که
. منُ باخودش بياره اونجا پيشت ديگه

00:06:09.470 --> 00:06:11.430
. من هرگز ازش نخواسته بودم همچين کاري بکنه

00:06:11.430 --> 00:06:13.480
ببينم ؛ مگه تو مُخِت بجاي مغز ؛ سنگِه ؟

00:06:19.260 --> 00:06:22.240
پس بخاطر اينه که اينقدر ناراحتي ؟

00:06:22.240 --> 00:06:25.100
. . يعني بخاطر اينکه بي اجازه و خواستِ خودت

00:06:25.100 --> 00:06:30.460
برادرِت منُ برداشته و داشته پيشِت مياورده . .
اينطوري ناراحت و عصباني شدي . . درسته ؟

00:06:30.460 --> 00:06:31.920
! " هي . . " سو يونگي

00:06:31.920 --> 00:06:34.340
يعني اينقدر ازم متنفري ؟

00:06:36.190 --> 00:06:41.180
اصلا فکرشُ هم نمي کردم که اينقدر
. ازم متنفر و منزجر باشي

00:06:41.180 --> 00:06:45.490
اگه ميدونستم ؛
. اونوقت دنبالت نمي گشتم

00:06:48.030 --> 00:06:51.480
. اشتباه کردم
. بهت گفتم . . اشتباه کردم

00:06:51.480 --> 00:06:56.140
براي کسي که ازم متنفره ؛
. . براي کسي که منُ بخاطر نمياره

00:06:56.140 --> 00:06:58.930
متاسفم و ازت معذرت ميخوام که . .
. مثل آدامس خودمُ بهت چسبوندم و ولِت نميکنم

00:06:58.930 --> 00:07:00.390
معذرت ميخوام بابتِ اينکه
. . التماسِت ميکنم منُ بخاطر بياري

00:07:00.390 --> 00:07:01.310
. . متاسفم بابت اينکه بهت ميگم بهم ياد بدي . .

00:07:01.310 --> 00:07:05.870
همينطور بابت اينکه بهت ميگم . .
. منتظرم بموني تا عقلم سرِجاش بياد

00:07:05.870 --> 00:07:07.730
. معذرت ميخوام

00:07:09.420 --> 00:07:17.460
. ديگه تکرار نميشه
. . از اونجايي که درآينده ديگه مزاحمت نميشم

00:07:17.460 --> 00:07:22.450
ديگه نميخواد بيخود و بي جهت بخاطر من . .
. خشم و عصبانيتِتُ رو آدماي ديگه خالي کني

00:07:22.450 --> 00:07:28.050
. اين اتفاق ؛ تقصيرِ داداشِت نيست
. همه اش تقصير منه

00:07:29.580 --> 00:07:34.370
. فکر کنم مغزم واقعا يه مشکلي پيدا کرده باشه

00:07:40.440 --> 00:07:42.080
داري کجا ميري ؟

00:07:42.760 --> 00:07:44.600
. برو کنار

00:07:46.040 --> 00:07:47.460
چرا ؟

00:07:47.460 --> 00:07:48.930
! يعني اينقدر مضحکم ؟

00:07:48.930 --> 00:07:51.890
يعني چون به اين وضع افتادم و مغزم قاطي کرده
حال ميکني اينطوري باهام بازي کني ؟

00:07:57.180 --> 00:07:58.620
. درسته

00:07:58.620 --> 00:08:04.750
گرچه من احمقيم که
. . فقط اسمِ خودش يادش مياد

00:08:04.750 --> 00:08:09.880
گرچه دختر رقت انگيزي شدم که مثلِ . .
. . سيريش بهت چسبيده و عشقشُ بهت اعتراف ميکنه

00:08:13.220 --> 00:08:15.150
. بذار همينجا تمومش کنيم . .

00:08:17.900 --> 00:08:20.170
. خواهش ميکنم ديگه بيشتر از اين بيچاره ام نکن

00:08:22.710 --> 00:08:30.480
گرچه حافظه امُ ازدست دادم
. اما ميدونم که چقدر مايه ي خجالتم

00:08:47.780 --> 00:08:54.780
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:09:04.430 --> 00:09:07.600
« قسمت يازدهم »

00:09:38.870 --> 00:09:40.740
نميدوني براي اينکه بفرستمت بري
مجبور بودم چه کارايي بکنم ؟

00:09:42.930 --> 00:09:45.580
آخه حالا که دوباره برگشتي
چيکار ميتونم بکنم ؟

00:09:46.960 --> 00:09:49.420
. سو يونگي » . . دختره ي خر »

00:10:04.870 --> 00:10:07.320
. اون هرزه رو پيدا کردم

00:10:07.320 --> 00:10:11.640
صاحب اصلي گروه « تائه سان » ؛
. سو يونگي " رو ميگم "

00:10:13.970 --> 00:10:16.590
. مثل اينکه واقعا از " سو يونگي " وحشت داري

00:10:17.980 --> 00:10:22.460
هنوز پنج دقيقه نشده بهت زنگ زدم
. که سروکله ات پيدا شده

00:10:22.460 --> 00:10:24.300
. اونم آدم باارزشي ! مثل تو

00:10:28.290 --> 00:10:31.960
اون نوکرِي که هميشه هرجا ميري
مثل کنه بهت چسبيده ؛ وکيل " آن " کجاس ؟

00:10:31.960 --> 00:10:35.830
اينُ بهش نشون دادم و بهش گفتم
. ميخوام باهاتون معامله اي بکنم

00:10:35.830 --> 00:10:41.050
به اون مرتيکه گفتم که کاري ميکنم
. سو يونگي " ؛ از سئول ناپديد بشه "

00:10:41.050 --> 00:10:46.820
همونطور که خودتم ميدوني
! تو ناپديد کردنِ آما يدِ طولايي دارم

00:10:46.820 --> 00:10:50.780
. بهش گفتم اون آپارتمان اداريُ بهم بده

00:10:50.780 --> 00:10:54.500
اما اون آشغال عوضي
. قبول نکرد اون قرارُ باهام بذاره

00:10:54.500 --> 00:10:57.390
گفت اونقدر قدرت نداره که بتونه
. همچون تصميم مهميُ بگيره

00:10:57.390 --> 00:11:06.510
خب ؛ البته که همونطوره . اون حتي نميتونه
. . از پسِ " هان جائه هي " بربياد . . ديگه

00:11:06.510 --> 00:11:08.650
چطور ميتونه تصميم بگيره اون . .
آپارتمان اداريُ بهم بده ؟

00:11:09.440 --> 00:11:13.320
اصلا چرا اينقدر بيخودي خودمُ خسته کردم و
پيش آدم اشتباهي رفتم آبجي کوچولو ؟

00:11:13.320 --> 00:11:18.000
اين فيلمُ ؛
. نبايد به اون مرتيکه ي آشغال نشون ميدادم

00:11:18.000 --> 00:11:25.370
بايد اول ميذاشتم مديرعامل که
. قدرتِ تصميم گيري داره اونُ ببينه

00:11:25.370 --> 00:11:26.720
درست ميگم ؟

00:11:34.080 --> 00:11:38.130
آخه بخاطر اينکه اينطوري با بيزاري
. . و کينه بهم خيره شدي

00:11:38.130 --> 00:11:42.410
واسه همينه که داداشي بدجوري ميترسيد . .
که سراغت بياد . . درست ميگم ؟

00:11:45.570 --> 00:11:47.500
بايس به کسي که داره باهات حرف ميزنه
. درست و حسابي نگاه کني

00:11:51.540 --> 00:11:53.590
نميخواد مثل آدم نگاه کني ؟

00:11:55.590 --> 00:11:57.440
نميخواي مثل آدم نگاه کني ؟

00:12:01.140 --> 00:12:03.170
. خيلي خب
. فهميدم

00:12:03.170 --> 00:12:08.610
باشه . . الان ميرم بيرون و به همه ميگم که صاحبِ
. اصلي گروهِ " تائه سان " ؛ " سو يونگي " هنوز زنده اس

00:12:08.610 --> 00:12:13.120
جنابعالي هم بايس تشريف ببرين و هرچه سريعتر
! صندلي مديرعاملُ خالي کنين بره

00:12:13.120 --> 00:12:14.340
شيرفهم شدي ؟

00:12:14.340 --> 00:12:16.430
. اينطوريام نيست که بتونم هرکاري ميخوام انجام بدم

00:12:19.680 --> 00:12:25.810
درمورد اون آپارتمان اداري هم ؛
. من نميتونم تصميم نهاييُ درباره اش بگيرم

00:12:25.810 --> 00:12:29.580
من فقط اسما و بصورت موقتي
. مديرعامل هستم

00:12:29.580 --> 00:12:35.590
پس اونوقت ؛ بجز اون آپارتمان اداري ؛

00:12:35.590 --> 00:12:38.450
تو ميتوني رو چه چيزايي . .
تصميم گيري کني ؟

00:12:38.450 --> 00:12:46.350
حالا اگه ساختمون ماختمونُ بيخيال بشيم اونوقت زمين ؛
ضمانت نامه ي بانکي ؛ پولِ نقد و اينجور چيزا مشکلي نداره ؟

00:12:57.590 --> 00:12:59.940
. پس ؛ مشکل ديگه حله

00:12:59.940 --> 00:13:03.700
. شب ؛ راحت ميتوني بخوابي آبجي کوچولو

00:13:03.700 --> 00:13:10.210
اوه . . راستي ؛ اون ساختموني که ميخواي بهم بديُ
نميتوني يکم زودتر به داداش جونِت تحويل بدي ؟

00:13:19.370 --> 00:13:21.830
. دکتر اومده

00:13:33.220 --> 00:13:36.030
. دکتر تو اتاق پذيرايي منتظر شماس

00:13:36.030 --> 00:13:40.560
دکتر گفته بعداز آزمايش امروز ؛ درباره ي
. درمانِ بعديتون تصميم گيري ميکنه

00:13:40.560 --> 00:13:42.890
. بهش بگو بره

00:13:42.890 --> 00:13:45.590
. نميخوام درمان بشم

00:13:45.590 --> 00:13:47.820
. رئيس

00:13:47.820 --> 00:13:51.660
خيلي جون کندم ؛
. اما هيچي بهتر نشده که نشده

00:13:53.630 --> 00:13:56.370
منظورتون از " هيچي بهتر نشده " چيه ؟

00:13:56.370 --> 00:13:59.950
. . حالا ديگه ميتونين جملات پيچيده رو بنويسين و

00:14:01.330 --> 00:14:03.050
. . « تابستونا »

00:14:03.050 --> 00:14:03.060
. . حتي ميتونين محاسبه هاي پيچيده ترُ هم انجام بدين
. . « تابستونا »

00:14:03.060 --> 00:14:05.850
. . حتي ميتونين حساب هاي خيلي پيچيده تريُ انجام بدين

00:14:05.850 --> 00:14:10.200
. البته به موقعِش هم حافظه اتون تمام و کمال برميگرده
. پس . . اينقدر به خودتون فشار نيارين

00:14:10.200 --> 00:14:18.710
. . « تو خيابوناي سانفرانسيسکو »

00:14:18.710 --> 00:14:28.520
. . « آدماي نجيب ؛ درحاليکه گل لايِ موهاشون گذاشتن »

00:14:46.370 --> 00:14:49.780
. اشتباه کردم
. بهت که گفتم ؛ اشتباه کردم

00:14:49.780 --> 00:14:54.040
. . تويي که ازم متنفري
. . تويي که منُ يادت نمياد

00:14:54.040 --> 00:14:57.340
. معذرت ميخوام که مثل آدم بهت چسبيدم . .

00:14:57.340 --> 00:14:59.410
ببخشيد که ازت ميخوام منُ به خاطر بياري
. . يا بهم ياد بدي

00:14:59.410 --> 00:15:03.000
. ببخشيد که ميگم منتظرم بموني . .
. معذرت ميخوام

00:15:04.400 --> 00:15:07.300
. . چونکه درآينده ديگه مزاحمت نميشم

00:15:09.250 --> 00:15:11.980
ديگه نميخواد بخاطرم . .
. عصبانيتِتُ رويِ يکي ديگه خالي کني

00:15:14.760 --> 00:15:16.980
. اين ؛ من بودم که اشتباه کرده

00:15:18.340 --> 00:15:23.290
. فکر کنم مغزم بدجوري داغون شده باشه

00:15:57.840 --> 00:15:59.650
. همه اشُ شرط ميبندم

00:16:00.540 --> 00:16:03.480
. بُردم

00:16:03.970 --> 00:16:06.120
! لعنتي

00:16:07.860 --> 00:16:10.120
. بايد تا زودِه بري

00:16:10.120 --> 00:16:13.190
بزودي پولم به دستم ميرسه . . خب ؟

00:16:14.860 --> 00:16:17.780
. ادامه بده

00:16:31.940 --> 00:16:34.010
! چيــه ؟

00:16:40.460 --> 00:16:44.650
چرا اين دختره ي هرزه
پولُ برام حواله نميکنه ؟

00:16:54.250 --> 00:16:58.760
. فاحشه تلفنُ هم جواب نميده

00:16:58.760 --> 00:17:01.310
پليس ها حرکت کردن ؟

00:17:01.840 --> 00:17:04.160
. اه . . بله

00:17:04.160 --> 00:17:08.320
باوجود اينکه اينقدر سرتون شلوغه ؛ بازم ازتون
. درخواستِ کمک کردم . واقعا معذرت ميخوام که مزاحم شدم

00:17:08.320 --> 00:17:10.280
. بله

00:17:10.830 --> 00:17:14.590
بايد حواسم باشه که بعداز پايان ماجرا
. حتما يه جاي خوب مهمونتون کنم

00:17:14.590 --> 00:17:16.790
. باشه

00:17:24.330 --> 00:17:27.730
. بله -
چرا تلفنتُ جواب نميدي " ؟ " -

00:17:27.730 --> 00:17:30.470
چند وقته که ازت خواستم
اون پولُ بهم بدي ؟

00:17:30.470 --> 00:17:32.880
ببينم ؛ هوس مُردن کردي ؟

00:17:32.880 --> 00:17:34.950
. بهم گفتن فرستاده شده

00:17:34.950 --> 00:17:37.120
هنوز به دستِت نرسيده ؟
« داره دوپهلو حرف ميزنه »

00:17:49.730 --> 00:17:51.520
ببينم ؛ تو بهشون زنگ زدي ؟

00:17:51.520 --> 00:17:53.580
. پليسُ ميگم

00:17:53.580 --> 00:17:57.610
منظورت چيه ؟
مگه پليس اومده ؟

00:17:58.200 --> 00:18:01.570
کجايي داداش جون ؟
سرِ همون کلبه اي که قمار غيرقانوني ميکنن ؟

00:18:04.560 --> 00:18:07.250
تو خبرشون کردي . . مگه نه ؟

00:18:07.250 --> 00:18:09.660
يعني اينقدر بهم بي اعتمادي ؟

00:18:19.410 --> 00:18:21.880
اگه خودت جاي من بودي
باور ميکردي ؟

00:18:21.880 --> 00:18:25.980
. دقيقا خوب ميشناسمت که چه جور آدمي هستي

00:18:26.420 --> 00:18:28.040
ميخواي حرفاتُ باور کنم ؟

00:18:28.040 --> 00:18:29.840
. پس . . اتفاقا خيلي هم خوبه

00:18:29.840 --> 00:18:31.860
. آخه منم حرفاتُ باور نميکنم داداش

00:18:31.860 --> 00:18:36.440
ميگي بهت ساختمون اداري بدم ؟ اما ميدونم که تو ؛
هان جائه شيک " ؛ از اون تيپ آدمايي نيستي که "
. به همينقدر راضي بشن

00:18:36.440 --> 00:18:38.680
هروقت يه چيزي برعليه کسي داشته باشي که بتوني باهاش
. از طرف اخاذي کني ؛ عمرا ديگه اون بيچاره رو بيخيال بشي

00:18:38.680 --> 00:18:42.350
تو ؛ تمام زندگيم شکنجه ام دادي
. و ازم زورگيري کردي

00:18:42.350 --> 00:18:44.620
. " تو . . " هان جائه هي

00:18:44.620 --> 00:18:47.780
حالا بگو ببينم ؛ چه بلايي
سرِ " يونگي " ما اومده ؟

00:18:47.780 --> 00:18:52.250
بهت گفته بودم
. که حتي يه تار مو هم نبايد ازش کم بشه

00:18:52.260 --> 00:18:56.160
به صراحت بهت گفته بودم اگه دست به بچه ام بزني
! نميذارم قسِر دربري

00:18:56.160 --> 00:18:59.910
بهت گفته بودم اگه بلايي سرش بياد ؛ چه برادرم باشي
. يا نباشي . . دست رو دست نميذارم

00:18:59.910 --> 00:19:03.690
. بهت هشدار داده بودم

00:19:03.690 --> 00:19:07.220
. آدم رُبايي ؛ اخاذي ؛ زورگيري ؛ اعمال خشونت

00:19:07.220 --> 00:19:11.080
! " آقاي کلاهبردار حرفه اي ؛ " هان جائه شيک

00:19:12.670 --> 00:19:15.380
! جدا که از دستِ اين دختره

00:19:17.370 --> 00:19:19.980
. . به جناب دادستان اطلاع دادم که

00:19:19.980 --> 00:19:24.850
برادرم سعي کرده " يونگي " رو بدزده . .
. و ازم اخاذي کنه

00:19:24.850 --> 00:19:28.280
اگه اين چند اتهام جديدُ بتونم به آدمي که
. . از قبل سوء سابقه داره بچسبونم

00:19:28.280 --> 00:19:32.530
اونوقت راحت ميتونم کاري کنم که برادر عزيزم
. يه دَه سالي بره آب خنک بخوره

00:19:32.530 --> 00:19:34.050
مگه ديوونه شدي ؟

00:19:34.050 --> 00:19:36.240
مگه اين خودت نبودي که
! دستور دادي اون کارُ بکنم ؟

00:19:36.240 --> 00:19:39.470
! دست از پاپوش درست کردن براي من بردار

00:19:39.470 --> 00:19:43.080
کِي و کجا همچين حرفيُ بهت گفتم ؟
دليل و مدرک داري ؟

00:19:44.120 --> 00:19:45.400
! هي

00:19:45.400 --> 00:19:49.160
الان ؛ حتي يه پول سياه به تو دادن هم
. بيخودي هدر دادن سرمايه اس

00:19:49.160 --> 00:19:53.290
. . حالا شايد اگه ده سال ديگه همديگه رو ديديم

00:19:53.290 --> 00:19:58.880
حالا شايد . . اون روز . . بعد دَه سال . .
. دلم هوايِ ديدنِ داداش جونمُ بکنه

00:19:58.880 --> 00:20:00.860
. . حالا شايد اونموقع

00:20:00.860 --> 00:20:03.850
. . بعنوان تنها خويشاوند خوني اي که تو دنيا دارم . .

00:20:03.850 --> 00:20:07.780
. بخوام هرچي دارم و ندارمُ بهت بدم . .

00:20:07.780 --> 00:20:09.640
! جدي ميگما . . تمومش کن

00:20:09.640 --> 00:20:14.360
! دَه سال برو زندان و بعدش بيا بيرون
! حالا واسه تو که نبايد همچين کار سختي باشه

00:20:14.360 --> 00:20:17.850
. . هان جائه هي " ؛ خواهر عزيز و دوست داشتنيت "

00:20:17.850 --> 00:20:21.460
فقط اونموقعِ که باخيال راحت ميتونه پا رويِ
. خارها بذاره و زنده بمونه

00:20:21.830 --> 00:20:24.430
. . پاداشي که بابت زندان افتادنِت ميگيري هم عاليه ها

00:20:24.430 --> 00:20:28.870
. . آخه اون روزي که بعد دَه سال آزاد بشي

00:20:28.870 --> 00:20:30.380
اينقدر بهت ثروت ميدم که . .
! تا آخر عُمرت کفايت کنه

00:20:30.380 --> 00:20:32.020
. تو . . همونجا بمون تا بيام

00:20:32.020 --> 00:20:34.530
! حالا که اينطوره . . با دستاي خودم ميکُشمت

00:20:34.530 --> 00:20:37.160
! تکون نخور . . همونجا وايسا

00:20:38.030 --> 00:20:41.810
! هي . . اونجا چيکار ميکني ؟
! ازجات تکون نخور

00:21:35.310 --> 00:21:38.610
« هان جائه شيک »

00:21:57.450 --> 00:21:58.690
. " مارو "

00:21:58.690 --> 00:22:00.650
! اي حرومزاده

00:22:00.650 --> 00:22:05.800
! ولم کن
! جائه هي " بهم گفته بود اون کارُ بکنم "

00:22:06.660 --> 00:22:10.100
بهم گفته بود براي اينکه جلويِ " سو يونگي " رو
. . بگيرم تا به " تائه سان " برنگرده

00:22:10.100 --> 00:22:12.350
. هرکاري دلم ميخواد انجام بدم . .

00:22:12.350 --> 00:22:14.490
. قول داده بود پولِ خوبي هم بابتِش ميده

00:22:14.490 --> 00:22:16.760
. جائه هي " بهم اونطور دستور داده بود "

00:22:16.760 --> 00:22:19.940
. . چطور جرات کردي حرومزاده که -
! اين ؛ عينِ حقيقتِه -

00:22:23.720 --> 00:22:25.840
فکر کردي براي اينکه زنده بمونم اينجا اومدم ؟

00:22:25.840 --> 00:22:27.550
. . يکي مثل من . . واقعا

00:22:27.550 --> 00:22:29.730
. . جائه هي " . . اون جنده " . .

00:22:29.730 --> 00:22:32.290
. . گفتم بهرحال اگه قرارِ بميرم

00:22:32.290 --> 00:22:35.790
. . ميخوام کارِ درستُ انجام بدم . .

00:22:35.790 --> 00:22:38.510
. بخاطر همينه که اينجا اومدم . .

00:22:42.050 --> 00:22:45.300
. . اگه " جائه هي " بو ببره که رئيس کجاس و چي شده

00:22:45.300 --> 00:22:49.310
اونموقع جانشيني ايشون در شرکت و استفاده از . .
. حق وراثتيشون ؛ غيرممکن ميشه

00:22:49.310 --> 00:22:56.170
. حتي دراونصورت ممکنه زندگيشون هم بخطر بيفته

00:22:58.650 --> 00:23:02.910
فکر نکنم مرگِ مديرعامل فقط به علتِ
. يه حمله ي ناگهاني بوده

00:23:02.910 --> 00:23:06.780
مطمئنم که " جائه هي " ؛ با مرگِ
. مديرعامل رابطه داره

00:23:06.780 --> 00:23:09.900
. اين چيزيه که بهش مطمئنم

00:23:13.750 --> 00:23:15.650
. . مارو " . . جدا "

00:23:15.650 --> 00:23:20.010
. حقمِه بابتِ کاري که کردم بميرم . .

00:23:20.010 --> 00:23:21.790
. . جائه هي " . . اون جنده ي عوضي "

00:23:21.790 --> 00:23:27.090
بهم گفت اگه دور و برش بپلکم . .
. اونوقت منُ ميکُشه

00:23:28.230 --> 00:23:32.800
. مارو " . . جدي ميگم . . تورو خدا . . نميخوام بميرم "

00:23:32.800 --> 00:23:35.970
. اين زنيکه " جائه هي " واقعا ترسناکه

00:23:37.320 --> 00:23:40.490
تو بلدي " سو يونگي " کجا زندگي ميکنه . . درسته ؟

00:23:40.490 --> 00:23:42.700
کجاس ؟

00:24:09.390 --> 00:24:13.340
بله رئيس . . همونطور که انتظارش ميرفت
. خونه ي منشي " هيونِ"ـه

00:24:13.340 --> 00:24:16.420
. فهميدم
. . تا افرادُ بفرستم

00:24:16.420 --> 00:24:20.230
. با آدمايي که اونجا هستن هماهنگ کن . .

00:24:20.230 --> 00:24:22.310
بله ؟

00:24:25.530 --> 00:24:29.200
. تا بهت زنگ بزنم . . کاري نکن و همونجا بمون

00:24:32.650 --> 00:24:35.040
چي باعث شده اينموقع صبح
اين تشريف بيارين ؟

00:24:35.040 --> 00:24:36.590
قهوه ؟

00:24:36.590 --> 00:24:40.000
. نه . . ممنون
. قبلا خوردم

00:24:40.000 --> 00:24:41.020
. بشين

00:24:41.020 --> 00:24:43.600
. . نقشه ي بيرون انداختن " سو يونگي " ؛

00:24:43.600 --> 00:24:45.750
تا اينجايِ کار خوب پيش رفته ؟ . .

00:24:45.750 --> 00:24:50.790
فکر کردين اگه اونطوري " سو يونگي"ـو کنار بذارين
ميتونين " تائه سان " رو راحت به چنگ بيارين ؟

00:24:50.790 --> 00:24:54.860
نماينده " هان " اينطور فکر ميکنه ؟

00:24:54.860 --> 00:24:58.210
اين تازه پيش حمله اس . . اما ظاهرا شما
تا تهِ انفجار و نقشه ي اصلي رو خوندين ؛ هان ؟

00:24:58.210 --> 00:25:00.120
يعني اينقدر دستپاچه اي ؟

00:25:00.120 --> 00:25:05.260
ميخواي شتابزده کسي که هنوز مرگ يا زنده بودنش
به قطع تاييد نشده رو بيرون کني ؟

00:25:05.260 --> 00:25:07.000
يعني تو اين موقعيتي که قرار گرفتي
اينقدر دستپاچه شدي ؟

00:25:07.000 --> 00:25:10.100
تو جايِ رئيس " سو " رو بلدي . . درسته ؟

00:25:10.100 --> 00:25:12.270
ايشون چه مشکلاتي دارن ؟

00:25:12.270 --> 00:25:18.100
اگر اينقدر صحيح و سالم تشريف دارن
پس چرا سروکله اشون پيدا نميشه ؟

00:25:18.860 --> 00:25:21.640
. . رئيس " سو " ؛

00:25:21.640 --> 00:25:23.880
زنده اس ؟ . .

00:25:25.420 --> 00:25:32.420
ميگم ؛ نظرت درباره ي اينکه " سو يونگي " رو
ببري خارج و آروم و بيصدا زندگي کنيد چيه ؟

00:25:35.800 --> 00:25:38.810
. . اگه واقعا " يونگي " رو دوست داري

00:25:38.810 --> 00:25:45.160
بايد يه راهي پيدا کني تا . .
. تو اين جنگلِ خطرناک ازش مراقبت کني

00:25:46.840 --> 00:25:50.000
. معقولانه تصميمِتُ بگير

00:25:50.000 --> 00:25:58.370
اگه اونکارُ بکني ؛ اونوقع اين راز که تو بخاطر اون حقيقت
. اينقدر از " سو يونگي " وحشت داري ؛ اتوماتيک وار مخفي ميمونه

00:26:04.200 --> 00:26:06.890
. با اجازه مرخص ميشم

00:26:21.560 --> 00:26:24.020
. آره . . منم

00:26:24.020 --> 00:26:27.440
چند نفرُ همين الان
. " بفرست خونه ي منشي " چو

00:26:27.440 --> 00:26:31.120
يکي هست که بايد به آرومي و مراقبت
. بياريمش اينجا

00:26:57.520 --> 00:27:01.240
نگران رئيس هستيد که اينطوري ؛ با اين وضع
اينموقع صبح اينجا اومدين ؟

00:27:01.240 --> 00:27:03.780
شما که گفتين قصد ندارين
. خودتونُ درگير اين ماجرا کنين

00:27:03.780 --> 00:27:06.590
چطور ميتونم کمک کنم ؟

00:27:07.610 --> 00:27:10.180
با هدفتون چقدر فاصله داريد ؟

00:27:10.180 --> 00:27:14.130
هدفِتون اينه که " هان جائه هي " رو ؛
. . پايين بکِشيد

00:27:14.130 --> 00:27:17.290
و بعدش هدايتِ گروهِ " تائه سان " رو . .
بدست بگيريد ؟

00:27:20.260 --> 00:27:22.680
. اون مرد ؛ منشي " جو"ـئه

00:27:24.020 --> 00:27:26.340
. آدمِ " هان جائه هي"ـه

00:27:26.340 --> 00:27:28.310
. دارم ديوونه ميشم
اون چطور اينجا رو يادگرفته ؟

00:27:28.310 --> 00:27:29.890
سو يونگي " کجاس ؟ "

00:27:29.890 --> 00:27:34.690
بهش گفتم تا وقتي برگردم
. درُ به رويِ هيچ کس بازنکنه

00:27:34.690 --> 00:27:37.930
. فکر کنم همه چيُ فهميده باشن

00:27:37.930 --> 00:27:40.200
. خواهش ميکنم رئيسمونُ از خونه خارج کنين

00:27:40.200 --> 00:27:45.050
. من پياده ميشم و سعي ميکنم وقت بيشتري براتون بخرم

00:28:05.380 --> 00:28:07.280
تو کي هستي ؟

00:28:07.280 --> 00:28:12.070
تو کي هستي که بي اجازه
تو خونه ام اومدي ؟

00:28:12.070 --> 00:28:14.330
دنبالت اومدم که ببرمت ؛
. راه بيفت بريم

00:28:15.360 --> 00:28:18.390
تو کي هستي که ميخواي منُ باخودت ببري ؟

00:28:18.390 --> 00:28:25.260
تو که قبلا بهم گفتي من يه احمقم و بخاطر اينکه
. دنبالت افتادم از دستم عصباني هستي

00:28:26.650 --> 00:28:28.870
چرا اومدي ؟

00:28:29.510 --> 00:28:34.430
ببينم ؛ حالا که بهش فکر کردي
داري از کارت پشيمون ميشي ؟

00:28:35.510 --> 00:28:37.890
. . يا شايدم

00:28:37.890 --> 00:28:40.010
بخاطر اينکه من آدم رقت انگيزيم . .
نظرت عوض شده ؟

00:28:40.010 --> 00:28:42.680
! " هي . . " سو يونگي

00:28:44.260 --> 00:28:47.370
. برو
! زود از اينجا برو پي کارت

00:28:48.080 --> 00:28:50.560
. بهت گفتم برو

00:29:06.090 --> 00:29:10.260
« چوپان دروغگو »

00:29:26.030 --> 00:29:31.010
مشکلي پيش اومده . . " هان جائه هي " ؛
. درباره ي خونه امون فهميده

00:29:40.210 --> 00:29:41.810
. بله

00:29:41.810 --> 00:29:43.850
. بعداز اينکه سمت چپ پيچيدي ؛ مستقيم برو جلو

00:29:43.850 --> 00:29:46.990
. حتي پنج دقيقه هم طول نميکِشه

00:29:46.990 --> 00:29:52.970
نه ؛ فکر کنم اوني که دنبالش هستيم
. خونه باشه

00:29:52.980 --> 00:29:57.830
منظورتون از اون " شخص " ؛
رئيس " سو"ـئه ؟

00:29:59.260 --> 00:30:02.330
الان دارين باهام شوخي ميکنين ؟

00:30:04.170 --> 00:30:06.520
. درُ بازکن

00:30:08.150 --> 00:30:10.030
. درُ بازکن

00:30:13.350 --> 00:30:16.750
! خواهش ميکنم اين درُ بازکن

00:30:19.580 --> 00:30:23.220
. براي اين کارا وقت نداريم
! . . همين الان . . بيا بيرون

00:30:23.220 --> 00:30:25.630
. اشکالي نداره

00:30:25.630 --> 00:30:28.910
. با کسي که نميشناسم ؛ بيرون نميرم

00:30:28.910 --> 00:30:30.130
! " سو يونگي "

00:30:30.130 --> 00:30:33.710
تو مگه کي هستي که اسممُ اينطوري ميگي ؟

00:30:34.660 --> 00:30:37.090
. منم ديگه نميشناسمت

00:30:37.090 --> 00:30:39.800
. و همينطور . . ديگه تو رو يادم نمياد

00:30:39.800 --> 00:30:42.120
پس . . چرا نميري پي کارت ؟

00:30:42.120 --> 00:30:44.300
! برو . . زودباش

00:30:57.380 --> 00:31:00.440
. اونايي که قرارِ ببرنِش رسيدن

00:31:00.440 --> 00:31:03.900
اگه منزلِتونُ بهمون نشون بدين
. خيلي سپاسگزار ميشيم

00:31:03.900 --> 00:31:05.990
چندمرتبه بايد بهتون بگم تا بفهمين ؟

00:31:05.990 --> 00:31:08.840
چرا رئيس " سو " ؛
بايد تو خونه ي ما باشه ؟

00:31:08.840 --> 00:31:11.360
! دارم ازدستِت ديوونه ميشما . . جدي ميگم

00:31:11.360 --> 00:31:15.290
خب ؛ ميتونيم بريم اونجا و ببينيم که
. آيا اونجا هست يا نه

00:31:15.290 --> 00:31:17.160
خب ؛ حالا اگه براتون سخته که
. . خودتون تشريف بيارين

00:31:17.160 --> 00:31:19.430
ميخواين راهنماييتون کنيم ؟ . .

00:31:42.580 --> 00:31:44.970
. . من و تو

00:31:44.970 --> 00:31:48.190
. اولين بار تو هواپيما همديگه رو ديديم . .

00:31:50.380 --> 00:31:54.990
. . تو مريض و از حال رفته بودي

00:31:54.990 --> 00:31:59.260
اونموقع بجز من ؛ . .
. هيچ دکتري تو هواپيما نبود

00:31:59.260 --> 00:32:01.780
. . بدون اينکه انتخاب ديگه اي داشته باشم

00:32:01.780 --> 00:32:06.470
مني که از دانشکده ي پزشکي اخراج شده بودم . .
. مجبور شدم کمک هاي اوليه رو برات انجام بدم

00:32:07.540 --> 00:32:11.770
البته بيهوش بودي و بخاطر همينم
. نميتونستي صورتمُ ببيني

00:32:13.780 --> 00:32:16.690
. . دفعه ي دومي که همديگه رو ديديم

00:32:16.690 --> 00:32:20.120
موقعي بود که يه حادثه ي تصادف . .
. با موتورسيکلت اتفاق افتاده بود

00:32:21.190 --> 00:32:25.600
عروسکي که برات ارزش زيادي داشت
. . داخل موتورسيکلتي بود که از صخره پايين افتاده بود

00:32:25.600 --> 00:32:28.590
. . و ؛ وقتي سعي کردم عروسکُ بيارم . .

00:32:28.590 --> 00:32:31.450
. حادثه اي اتفاق افتاد . .

00:32:32.300 --> 00:32:34.420
بعدها بهم گفتي ؛
چرا اونکارُ کردي " ؟ "

00:32:34.420 --> 00:32:37.490
چي ميخواي که اونکارُ کردي " ؟ "

00:32:37.490 --> 00:32:40.330
. . اگه پرت ميشدي و ميمُردي "

00:32:40.330 --> 00:32:44.540
ميخواستي کيُ بابتش سرزنش کني " ؟ . .

00:32:45.450 --> 00:32:47.970
. . يه هدفِ راحت واسه خودت پيدا کردي "

00:32:47.970 --> 00:32:51.920
پس حالا چقدر ميخواي تيغم بزني " ؟ . .

00:32:59.890 --> 00:33:05.160
دفعه ي اولي بود که
. همچين آدمي ؛ با اين طرز رفتار به پُستم ميخورد

00:33:05.160 --> 00:33:09.070
آدمي که به هر شکل و حالتي که فکرِشُ بکني
. از شکل افتاده و داغون بود

00:33:09.070 --> 00:33:13.470
همه ي آدماي دنيا رو به ديدِ غيرقابل اعتماد
. و دشمن نگاه ميکرد

00:33:13.470 --> 00:33:15.310
. . مغرور بود و

00:33:15.310 --> 00:33:16.930
. . بيش از حد به خود مطمئن . .

00:33:16.940 --> 00:33:20.210
. . سرد و سختگير . .

00:33:22.080 --> 00:33:25.270
. . دختري بي ادب . .

00:33:25.270 --> 00:33:29.210
که بلد نبود وقتي لازم ميشه ؛ . .
. . چطور بايد تشکر

00:33:29.810 --> 00:33:33.330
. يا معذرت خواهي کنه . .

00:33:37.680 --> 00:33:40.000
کي ؟

00:33:43.090 --> 00:33:45.790
. . کيُ ميگي ؟

00:33:47.340 --> 00:33:50.890
احتمالا داري ميگي من اون کارا رو کردم ؟

00:33:53.850 --> 00:33:57.020
احتمالا اينايي که ميگي ؛ کارِ خودمه ؟

00:34:12.330 --> 00:34:14.730
. . شرمنده اما

00:34:14.730 --> 00:34:18.760
اينقدرها وقت نداريم که با خيال راحت . .
. خاطرات گذشته رو زنده کنيم

00:34:20.420 --> 00:34:24.670
ميشه وقتي سوار ماشين شديم
سئوالاتُ جواب بدم ؟

00:34:26.800 --> 00:34:30.860
بهتون که گفتم ؛ رئيس " سو " اونجا نيستن ؛
چرا بهم اعتماد نميکنين و اينطوري ميکنين ؟

00:34:30.860 --> 00:34:32.070
. يکي بپره اون سمت و درُ بازکنه

00:34:32.070 --> 00:34:34.260
. " منشي " جو

00:34:35.390 --> 00:34:38.550
شما الان دارين چيکار ميکنين ؟

00:34:39.510 --> 00:34:41.850
. بسه

00:34:54.750 --> 00:34:58.170
ببينم ؛ شما الان به اين مرد دستور دادين
که از روي ديوار بپره اونطرف ؟

00:34:58.810 --> 00:35:02.240
مگه نميدونين ورود غيرمجاز به مِلک ديگري
چه جرم سنگينيه ؟

00:35:02.240 --> 00:35:05.530
رئيس " سو " داخله ؟

00:35:05.530 --> 00:35:07.540
اوه . . جدي ؟

00:35:07.540 --> 00:35:10.510
رئيس " سو " . . الان داخل نيستن ؟

00:35:10.510 --> 00:35:11.890
. خير

00:35:11.890 --> 00:35:17.360
آخه چرا بايد " سو يونگي " اي که ناپديد شده
يهويي تو خونه ي من ظاهر بشه ؟

00:35:17.360 --> 00:35:18.460
. خانم گفتن که رئيس داخل خونه نيستن

00:35:18.460 --> 00:35:23.160
خب بخاطر همينه که ميخوايم بريم داخل
. و خودمون اونجا رو بگرديم تا مطمئن بشيم

00:35:24.620 --> 00:35:28.110
ببينم ؛ نشنيدي الان چي گفتم ؟

00:35:28.110 --> 00:35:34.380
بهت هشدار دادم ورود غيرمجاز به ملکِ ديگري
! جرم سنگينيه

00:35:34.380 --> 00:35:38.670
داري جلويِ يه وکيل دادگستري چيکار ميکني ؟

00:35:38.670 --> 00:35:41.820
اتهام نابجا ؛ تهديد ؛
. . ورود غيرمجاز

00:35:41.820 --> 00:35:47.180
. اينا دستِکم 5 سال زندان دارن . .

00:35:47.180 --> 00:35:52.010
اگه ميخواين زندان بيفتين
. ميتونين به کارتون ادامه بدين

00:36:08.380 --> 00:36:10.350
رفتن ؟

00:36:10.350 --> 00:36:15.000
. حتما دوباره برميگردن
. اونا به اين آسونيا تسليم بشو نيستن

00:36:15.000 --> 00:36:17.870
رئيس بايد داخل منزل باشن . . درسته ؟

00:36:28.280 --> 00:36:30.780
کجا رفته ؟

00:36:30.780 --> 00:36:34.340
خوشبختانه " کانگ مارو " تونست
. ايشونُ خارج کنه

00:36:34.340 --> 00:36:36.620
کي ؟

00:36:36.620 --> 00:36:40.340
الان اسم کيُ گفتين ؟

00:36:49.330 --> 00:36:50.910
. . راستي

00:36:50.910 --> 00:36:54.820
بهت گفتم بقيه ي ماجرا رو تو ماشين . .
برات ميگم . . درسته ؟

00:36:54.820 --> 00:36:58.250
. آره . . داشتم ميگفتم

00:36:58.250 --> 00:37:02.120
. اون موقع ها خيلي بي ادب بودي

00:37:03.590 --> 00:37:06.010
باورت نميشه . . درسته ؟

00:37:08.410 --> 00:37:10.530
. از خودت داستان سازي نکن

00:37:10.530 --> 00:37:12.090
. يادم نمياد

00:37:12.090 --> 00:37:14.770
. . دفعه ي سومي که همديگه رو ديديم

00:37:14.770 --> 00:37:19.250
. وقتي بود که تو ؛ دنبالم تا خونه ام اومدي

00:37:19.250 --> 00:37:23.230
خب ؛ اگه دلت برام تنگ شده بود
. بايد بهم ميگفتي ديگه

00:37:23.230 --> 00:37:28.160
بجاي چرت و پرت گفتن و رفتارهاي مسخره
. بايد راحت ميگفتي دلت برام تنگ شده

00:37:28.160 --> 00:37:31.370
. بهت که گفتم ؛ از خودت داستان نگو
! اينايي که ميگيُ يادم نمياد

00:37:31.370 --> 00:37:33.470
. . اونموقع ؛ باخودم گفتم

00:37:33.470 --> 00:37:38.630
اه . . پسر . . اين دخترِه عجب روش "
! " ابراز احساسات عجيب و غريبي داره ها

00:37:38.630 --> 00:37:42.880
. . کلماتي مثل
. . دوستت دارم " يا " دلم هواتُ کرده " ؛ "

00:37:42.880 --> 00:37:46.650
. اين جور کلماتُ با عصبانيت ميگفتي . .

00:37:46.650 --> 00:37:48.440
. . تو

00:37:48.440 --> 00:37:50.850
. . فکر کردي فقط بخاطر اينکه حافظه امُ ازدست دادم

00:37:50.850 --> 00:37:55.590
اشکالي نداره ازخودت داستان دَربياري و . .
. . به خوردم بدي ؟ . . اما

00:37:55.590 --> 00:37:59.110
. يه کلمه از حرفاتُ هم باور نميکنم . .

00:37:59.110 --> 00:38:01.040
. . آهان . . يه روزم

00:38:01.040 --> 00:38:04.940
. باهمديگه رفتيم دنبال خواهرم . .

00:38:04.940 --> 00:38:09.430
و اونجا که رفتيم يه چندتا اتفاق بود که
. نميخواستم تو ببيني

00:38:09.430 --> 00:38:11.590
و شب که شد ؛ وقتي خواهرمُ برداشتيم
. . و داشتيم برميگشتيم

00:38:11.600 --> 00:38:14.250
. . فکر کنم لابد کنترلمُ ازدست دادم

00:38:14.250 --> 00:38:17.650
و بي ادبي کردم و اين حرفا . .
آره ديگه . . هان ؟

00:38:17.650 --> 00:38:19.610
. بهت که گفتم . . نميتونم بخاطر بيارم

00:38:19.610 --> 00:38:22.380
. پس هرقدر دلت ميخواد دروغ بگو

00:38:25.360 --> 00:38:27.740
! عوضي پُررو

00:38:29.800 --> 00:38:31.440
. آره . . درسته

00:38:31.440 --> 00:38:34.300
. براي امروز ديگه کافيه

00:38:34.300 --> 00:38:37.250
! " کله ات بايد درحال منفجر شدن باشه " سو يونگي

00:39:15.600 --> 00:39:17.760
. . کانگ مارو " ؛ "

00:39:22.730 --> 00:39:25.970
. . کانگ مارو " ؛ "

00:39:29.140 --> 00:39:31.240
. . باوجود اينکه اون مرتيکه وکيل " پارک " اونجا بود

00:39:31.240 --> 00:39:33.890
شايد درست باشه فرض کنيم که . .
. يونگي " اونجا بوده باشه "

00:39:33.890 --> 00:39:35.850
. فکر کنم همينطوره

00:39:35.850 --> 00:39:39.380
. . گفتم شايد بخوان جاشُ عوض کنن

00:39:39.380 --> 00:39:41.780
. پس ؛ چند نفريُ گذاشتم که خوب اونجا رو بپان

00:39:41.780 --> 00:39:44.300
يعني چه اتفاقي ميتونه افتاده باشه ؟

00:39:44.300 --> 00:39:45.190
ببخشيد ؟

00:39:45.190 --> 00:39:47.760
. . يعني چه اتفاقي ميتونه براي " سو يونگي " افتاده باشه

00:39:47.760 --> 00:39:53.330
که بردن اونطوري مخفيش کردنُ . .
و صداشُ هم دَرنياوردن ؟

00:39:57.720 --> 00:39:59.650
. برو واردِ خونه ي منشي " هيون " بشو

00:39:59.650 --> 00:40:00.870
. بله قربان

00:40:01.480 --> 00:40:04.630
« نماينده هان جائه هي »

00:40:16.930 --> 00:40:21.550
دليل اينکه باوجود مشغله ي فراوان شما رئيس
. . هاي گرامي تقاضاي تشکيل اين جلسه رو کردم

00:40:21.550 --> 00:40:26.540
اينه که درباره ي برکناري رئيس بخشِ تفريح گاه هاي
. گروهِ تائه سان ؛ " سو يونگي " بحث و راي گيري کنيم

00:40:26.540 --> 00:40:29.730
دراين بين ؛ بايستي صلاح جمع رو جدايِ احساسات
. درنظر بگيريم

00:40:29.730 --> 00:40:34.370
لطفا اگر با برکناري ايشون موافق هستيد
. دست هاتونُ بلند کنيد

00:40:37.860 --> 00:40:42.330
رئيس " سو " ؛ باعث اتفاق افتادن شمار زيادي سرمايه گذاري
هاي ريسکيِ شکست خورده ؛ افت ارزش سهام و البته
. ايجاد کسب و کارهاي ورشکست شده ي زيادي شده

00:40:42.330 --> 00:40:46.790
آيا بنظرتون رئيس " سو " همچنان شايستگي
داشتن و حفظِ اين سِمت رو در شرکت داره ؟

00:40:46.790 --> 00:40:49.080
. . گرفتن همچين تصميمي

00:40:49.080 --> 00:40:51.880
. براي شخص من ؛ سخت تر از هرکس ديگه اي بوده

00:40:53.180 --> 00:40:57.040
منتها ؛ براي محافظتِ هرچه سريعتر
. . از گروهِ " تائه سان " ؛

00:40:57.040 --> 00:40:59.780
فکر کردن به تصميمي که ميگيريم و همينطور
. . فوريتِ اين تصميم گيري بايستي راي گيري بشه

00:40:59.780 --> 00:41:02.180
بايستي به عنوان نمايندگان " تائه سان " ؛ . .
. جمع بشيم و اين تصميم سختُ بگيريم

00:41:02.180 --> 00:41:04.350
يعني واقعا همين محافظت از گروه
مبناي واقعي تصميم گيري شماس ؟

00:41:05.300 --> 00:41:09.750
همينطور شايعاتي شنيدم که سهامِ رئيس " سو يونگي " ؛
. به فروش رفتن

00:41:09.750 --> 00:41:13.000
پس ؛ يعني اون فروش سهام هم
در راستاي حمايت از " تائه سان " بوده ؟

00:41:13.000 --> 00:41:18.140
الان رئيس " سو " يه دو سه سالي هست
که گم شدن ديگه . . درسته ؟

00:41:18.140 --> 00:41:22.840
حالا يعني اگر منتظر بمونيم تا ايشون مستقر بشن
و برگردن به شرکت ؛ اثر سوء روي شرکت ميذاره ؟

00:41:24.480 --> 00:41:28.300
احتمالا پشتِ اين حرف هاي جنابعالي
دليل ديگري وجود نداره که ؟ هان ؟

00:41:28.300 --> 00:41:30.780
بنظرم کلماتي که شما بکار ميبرين
. بيش از اندازه تند و گزنده ان

00:41:31.390 --> 00:41:33.700
. لطفا روبروي مديرعامل مراقب طرز رفتارتون باشيد

00:41:33.700 --> 00:41:36.440
پس شما هم جناب وکيل ؛ بايستي
. القاب و عناوين شرکتُ درست ادا کنين

00:41:36.440 --> 00:41:40.040
ايشون نه مديرعامل دائمي ؛
! که مديرعامل موقتي شرکت هستن

00:41:40.040 --> 00:41:43.200
تازه اونوقت . . فرمودين اين به اصطلاح برکناري
برپايه ي چه دلايليه ؟

00:41:43.200 --> 00:41:46.760
آيا اين عمل ؛ به منظور محروم کردن رئيس " سو " ؛
از بخش تفريح گاه هاي گروهِ تائه سان انجام ميگيره ؟

00:41:46.760 --> 00:41:50.570
اگر اين جلسه ي مضحک به اين دليل برگذار نشده
پس چه دليل ديگري ميتونه داشته باشه ؟

00:41:50.570 --> 00:41:54.860
. . تازه . . اگر رئيس " سو " همين فردا برگرده و

00:41:54.860 --> 00:41:57.770
! رئيس " سو " ديگه برنميگرده "

00:41:57.770 --> 00:42:01.070
اگه به فکر برگشتن بود
. واقعا برميگشت

00:42:02.430 --> 00:42:06.810
اين حقيقتُ که رئيس " سو " بهرحال هيچ علاقه اي
. . به بازگشت به گروهِ " تائه سان " نداره رو

00:42:06.810 --> 00:42:09.590
بايد به همگي شما حاضرين درجلسه ثابت کنم ؟ . .

00:42:09.590 --> 00:42:14.200
همين الان ؛ هيچ سند و مدرکي براي حرفتون دارين ؟
ميخواين چيکار کنين ؟

00:42:14.200 --> 00:42:17.410
آيا تواناييشُ دارين که بيارينشون اينجا
تا باهاشون مصاحبه و گفتگو کنيم ؟

00:42:31.500 --> 00:42:37.450
. يه فردِ ناشناس اين ويدئو رو برامون فرستاده

00:42:37.450 --> 00:42:39.510
. اينجا ؛ مکان زندگي فعلي ايشونه

00:42:39.510 --> 00:42:42.970
و گرچه تلاش زيادي
. . براي پيداکردنِ ايشون بخرج داديم

00:42:42.970 --> 00:42:48.450
. . اما رئيس " سو " حالا ديگه داخل " سئول " ؛

00:42:48.450 --> 00:42:51.580
زير همين آسموني که همگي زندگي ميکنيم . .
. دارن تجربه ميکنن

00:42:52.030 --> 00:42:54.950
. . حتي اگه ايشون اينقدر هم سرزنده باشن

00:42:54.950 --> 00:42:57.630
. . اما . . بنظرتون چه دليلي داشته که

00:42:57.630 --> 00:43:02.550
بيش از يک سال شرکتُ رها کردن و اينطوري
دربي خبري به زندگي ادامه دادن ؟

00:43:04.200 --> 00:43:07.230
. شماها هم همگي شايعاتُ شنيدين

00:43:07.230 --> 00:43:12.120
قبل از تصادف ؛ رئيس " سو " ؛
. يمقدار مشکلات مربوط به دوست پسر داشتن

00:43:13.950 --> 00:43:18.320
بخاطر همون موضوع هم مديرعامل مرحوم
. . ايشونُ از خونه بيرون کردن

00:43:18.320 --> 00:43:20.530
و حول و حوش همون زمان بود که رئيس " سو " ؛
. به اون سانحه ي رانندگي دچار شدن

00:43:20.530 --> 00:43:25.560
حالا بنظرتون بين گروهِ " تائه سان " و
. . آينده اي که هميشه روياشُ داشته

00:43:25.560 --> 00:43:28.440
بنظرتون زندگي روياييش کدوم يکي بوده
و کدومُ انتخاب ميکنه ؟

00:43:30.780 --> 00:43:36.190
. . من ؛ ممکنه مديرعامل موقتي باشم

00:43:36.190 --> 00:43:39.470
اما با اينوجود ؛ همچنان . .
. مادرِ " سو يونگي " هستم

00:43:40.580 --> 00:43:45.620
اگر " سو يونگيِ " من ؛ ميخواد همه چيُ
. . وِل کنِه و

00:43:45.620 --> 00:43:48.080
. . بجاش عشقُ انتخاب کنه . .

00:43:48.080 --> 00:43:51.320
. . و بعنوان يه خانم دنبال خوشبختيش بره . .

00:43:51.320 --> 00:43:57.400
بعنوان مادرش ؛ . .
. ميخوام از انتخاب دخترم پشتيباني کنم

00:43:58.170 --> 00:44:04.380
پُستِ مديرعاملي گروهِ " تائه سان " به معني اينه که
. يه خانم بايد " زن " بودن رو به فراموشي بسپره

00:44:04.380 --> 00:44:07.770
. . مديرعامل مرحوم هميشه اين اظهار نظرُ داشتن و

00:44:07.770 --> 00:44:12.510
به " يونگي " امر فرموده بودن که دست از . .
. . زن بودن و احساسات زنانه برداره . . اما

00:44:12.510 --> 00:44:15.520
. من نميخوام اونکارُ بکنم . .

00:44:15.520 --> 00:44:22.620
ميخوام کمکِش کنم که خودشُ از جانشين مديرعاملِ گروهِ
. تائه سان " بودن آزاد کنه و هرطور تمايل داره زندگي کنه "

00:44:28.550 --> 00:44:35.580
پس ؛ يک بار ديگه . . درباره ي موضوع برکناري رئيسِ
. . بخش تفريح گاه هاي گروه " تائه سان " ؛

00:44:35.580 --> 00:44:39.620
افرادي که موافق برکناري ايشون هستن . .
. دستاشونُ بالا بگيرن

00:44:46.850 --> 00:44:51.710
برکناري رئيس " سو يونگي " از سمتِ مديرِ بخشِ
. تفريح گاه هاي گروهِ تائه سان از طرفِ هيئت مديره رَد شد

00:44:54.840 --> 00:44:57.120
داري درباره ي چي حرف ميزني ؟
يعني بي هيچ هشدار قبلي ؟

00:44:57.120 --> 00:44:59.500
آخه چرا يهويي اينطور بي خبر
بايد بذاريم و بريم ؟

00:44:59.500 --> 00:45:03.710
کانگ مارو " ؛ احتمالا فراري اي چيزي نيستي ؟ "
کسي دنبالت افتاده ؟

00:45:03.710 --> 00:45:08.200
ديدي ! بخاطر همينه که بهت گفتم سر عقل بيا
! و مثل آدم زندگي کن

00:45:08.200 --> 00:45:12.220
. ميدونستم اينطور ميشه
. ميدونستم بالاخره همچين روي ميرسه

00:45:22.740 --> 00:45:26.150
سو " . . خانم " سو يونگي " ؟ "

00:45:27.140 --> 00:45:31.620
شما " سو يونگي " هستين . . درسته ؟

00:45:33.970 --> 00:45:39.090
! اوه . . حق با خودم بود
! واي خداي من

00:45:39.920 --> 00:45:42.350
. خيلي وقت همديگه رو نديده بوديم

00:45:42.350 --> 00:45:46.170
شنيده بودم شما گم شدين ؛
اما . . کِي برگشتين ؟

00:45:46.170 --> 00:45:48.720
اصلا ميدونيد چقدر " مار " ؛ " چوکو " و خودِ من
نگرانتون بوديم ؟

00:45:48.720 --> 00:45:52.130
حقيقتش ؛ درباره ي اينکه چقدر خاطرتون
. . براي " مارو " عزيز بوده

00:45:52.130 --> 00:45:54.920
تا اون موقع که حادثه اتفاق افتاد . .
. چندان مطمئن نبودم

00:45:57.740 --> 00:46:03.460
بعداز تصادف ؛ وقتي شما گم شده بودين بود که
. فهميدم چقدر براش مهم بودين

00:46:03.460 --> 00:46:06.040
. واقعا . . باعث افتخارمه

00:46:08.690 --> 00:46:14.700
ببخشيد . . اما . . شما کي هستين ؟

00:46:17.120 --> 00:46:19.950
شما منُ ميشناسين ؟

00:46:23.500 --> 00:46:28.450
بعدش . . بهتون امضا دادم و
. البته پولِ تاکسيُ هم حساب کردم

00:46:28.450 --> 00:46:33.140
. تازه سي تا هم بهتون پول قرض دادم

00:46:34.920 --> 00:46:40.860
واقعا اينا رو يادتون نمياد ؟ بگما . . من آدميم که
. معمولا اينقدر راحت مردم فراموشم نميکنن

00:46:40.860 --> 00:46:43.900
ما نزديک بوديم ؟

00:46:43.900 --> 00:46:48.260
اين ديگه چيه ؟
دوربين مخفيه ؟

00:47:04.830 --> 00:47:06.230
سو يونگي " چِش شده ؟ "

00:47:06.230 --> 00:47:09.070
به " چوکو " گفتي ؟

00:47:09.070 --> 00:47:13.550
. بهش گفتم
. اما هنوز ازدستِت عصبانيه

00:47:13.550 --> 00:47:16.310
. نميدونم حالا با اين وضع چي ميگه

00:47:16.880 --> 00:47:22.010
ازت پرسيدم " سو يونگي " چِش شده ؟
. اينگار اصلا هيچيُ يادش نمياد

00:47:23.990 --> 00:47:26.400
. تازه . . همينطور منم اصلا يادش نمياد

00:47:29.310 --> 00:47:33.620
پس . . يعني بخاطر تصادفه ؟

00:47:38.400 --> 00:47:40.810
اونوقت ؛ خانواده اش چي ؟

00:47:40.810 --> 00:47:44.090
ديگه هيچ کس بجز نونا " جائه هي " ؛
. بعنوان خانواده براش باقي نمونده

00:47:45.010 --> 00:47:47.500
فکر کنم با اين وضع خونه رفتن
. براش چندان کار مناسبي نبوده باشه

00:47:48.060 --> 00:47:50.830
. از امروز ؛ با ما زندگي ميکنه

00:47:50.830 --> 00:47:54.710
. اينُ بده به " چوکو " و برش گردون
. خودتم بايد وسايلتُ جمع کني

00:47:54.710 --> 00:47:59.780
وقتي گفتم ميخوام از اينجا برم اصلا به حرفام گوش ندادي
اونوقت واسه چي الان نصفِ شبي حرفِشُ پيش کِشيدي ؟

00:48:01.120 --> 00:48:06.410
. اين خونه امنيت نداره
. داداش " جائه شيک " جايِ اينجا رو بلده

00:48:06.420 --> 00:48:08.140
. همينطور " هان جائه هي " هم اينجا رو بلده

00:48:08.140 --> 00:48:11.740
چي داري ميگي ؟ يه عالمه کج خلقي کردي
. . که از اينجا نريم

00:48:11.740 --> 00:48:15.140
اما . . حالا چي شده که يهويي . .
داريم با اين عجله اسباب کِشي ميکنيم ؟

00:48:15.140 --> 00:48:18.810
سو يونگي " برگشته . . مگه نه ؟ "

00:48:21.800 --> 00:48:24.690
يعني اينهمه وقت منتظر " سو يونگي " بودي ؟

00:48:25.150 --> 00:48:29.500
فکر ميکردي " سو يونگي " برميگرده ؛
. . فکر ميکردي برميگرده و پيدات ميکني

00:48:29.500 --> 00:48:31.620
بخاطر همينم نميتونستي از اينجا بري ؟ . .

00:48:33.980 --> 00:48:36.910
ببينم ؛ خاطرخواهِ " سو يونگي " شدي ؟

00:48:40.180 --> 00:48:43.540
يعني فقط براي انتقام گيري از
. . جائه هي " ازش استفاده نکردي و "

00:48:45.200 --> 00:48:48.040
واقعا دوستِش داشتي ؟ . .

00:48:50.310 --> 00:48:52.950
. . خب ؛ هرچي باشه

00:48:53.570 --> 00:48:58.370
مهم نيست اون دختر با چه وضعيتي برگشته ؛ . .
. . اما ؛ حالا که " سو يونگي " برگشته

00:48:58.370 --> 00:49:00.090
. پس ؛ از اينجا رفتن هم اشکالي نداره . .

00:49:01.120 --> 00:49:07.910
گرچه . . همينطوري منتظر نونا " جائه هي " هم
. موندي . . اما هيچ وقت برنگشت پيشت

00:49:07.910 --> 00:49:10.010
درسته ؟

00:49:39.470 --> 00:49:43.200
اين تلفنِ همراهِ " کانگ مارو"ـئه . . درسته ؟
. من " پارک جون ها " هستم

00:49:43.200 --> 00:49:48.390
ميشه يه لحظه همديگه رو ببينيم ؟
. من الان تو محله ي شما هستم

00:49:59.690 --> 00:50:04.750
نميدونم خاطرتون هست يا نه اما ما قبلا
. تلفني باهمديگه حرف زديم

00:50:05.400 --> 00:50:06.860
جدي ؟

00:50:06.860 --> 00:50:11.160
. من خيلي خوب شما رو ميشناسم

00:50:11.950 --> 00:50:15.280
شما رابطه ي طولاني مدت
. . و بسيار عميقي با " هانه جائه هي " داشتيد

00:50:15.280 --> 00:50:20.480
و براي انتقام گيري از معشوقه اتون که نظرش نسبت به . .
. شما عوض شده بود ؛ از رئيس " سو " سوء استفاده کرديد

00:50:24.030 --> 00:50:27.040
شما اين جمله رو گفتيد که ؛
. " من کسيم که هيچ ارتباطي با سو يونگي نداره "

00:50:27.040 --> 00:50:29.200
مدت زيادي از وقتي اين حرفُ گفتين نميگذره ؛
مگه نه ؟

00:50:29.930 --> 00:50:32.310
حالا چه دليلي داشته که ناگهان دوباره
سروکله اتون تو زندگي اون دختر پيدا شده ؟

00:50:33.500 --> 00:50:37.300
اگر درباره ي اهدافِ واقعيتون
. . به خانم رئيس بگم

00:50:37.300 --> 00:50:40.070
اگه بهشون بگم که " کانگ مارو " ؛ . .
. . اون آدمي نيست که ايشون فکر ميکنن باشه

00:50:40.070 --> 00:50:44.070
اگر بهشون بگم اونچه فکر ميکنن بخاطر ميارن . .
. . درواقعا حقيقت نداره و مُشتي دروغه

00:50:44.070 --> 00:50:45.600
اونوقت چيکار ميکنين ؟ . .

00:50:47.670 --> 00:50:49.700
! خب برو همون کارُ بکن

00:50:50.880 --> 00:50:53.460
. . اگه تصميم نهايي رئيس " سو يونگي " ؛

00:50:53.460 --> 00:50:56.860
. . مديرعامل گروهِ " تائه سان " شدن نباشه . .

00:50:56.860 --> 00:51:01.470
اونوقت وکيل " پارک جون ها " ؛ . .
. بفرمايين هرکاري ميخواين بکنين

00:51:04.410 --> 00:51:08.580
ببينم ؛ " سو يونگي"ـو دوست داري ؟

00:51:10.140 --> 00:51:14.320
خواهر . . واقعا منُ يادت نمياد ؟

00:51:16.110 --> 00:51:18.280
حالا بايد چيکار کنم ؟

00:51:18.280 --> 00:51:20.440
نميدونم چيکار کنم آخه اين خواهرمون
. خيلي رقت انگيزه و آدم دلِش براش ميسوزه

00:51:20.440 --> 00:51:24.090
هي . . درست نيست وقتي داري يکيُ نگاه ميکني
. بهش رقت انگيز بگي

00:51:24.100 --> 00:51:26.740
گفت که واقعا اصلا هيچيُ به خاطر نمياره ؟

00:51:26.740 --> 00:51:28.520
. . هيچي يادش نمياد و

00:51:28.520 --> 00:51:33.160
همينطور بنظر ميرسه ضربه باعث بروز مشکلاتي
. تو مهارت هايِ تشخيصِش هم شده

00:51:35.630 --> 00:51:37.900
تقصيرِ برادرمِه . . درسته ؟

00:51:37.900 --> 00:51:39.690
. راستش . . نميتونم به قطع بگم اينطوري بوده

00:51:44.760 --> 00:51:46.800
. . راستي

00:51:46.800 --> 00:51:49.710
گفتي کي بودي ؟ . .

00:51:51.590 --> 00:51:55.580
. " من " چوکو " هستم . . خواهرکوچيکه ي " مارو

00:51:59.780 --> 00:52:02.610
حالا بايد چيکار کنم ؟

00:52:04.640 --> 00:52:11.010
تمام تلاشمُ ميکنم
. تا حافظه اتُ بدست بياري خواهر جون

00:52:11.800 --> 00:52:13.300
. باشه

00:52:13.300 --> 00:52:15.430
. ممنونم

00:52:17.610 --> 00:52:21.550
. . پس . . خيلي از داداشم متنفر نباش و

00:52:21.550 --> 00:52:26.770
خواهشا درکِش کن . . البته خب گرچه . .
. درک کردنِش يمقدار آزاردهنده اس

00:52:26.770 --> 00:52:28.630
. معذرت ميخوام

00:52:28.630 --> 00:52:31.400
واسه چي ؟

00:52:31.400 --> 00:52:33.200
واسه چي متاسفي ؟

00:52:33.200 --> 00:52:36.360
. . داداشم

00:52:36.360 --> 00:52:38.260
. خواهش ميکنم

00:52:43.330 --> 00:52:44.900
. . پس

00:52:44.900 --> 00:52:47.760
ميخواي چيکار کني ؟

00:52:47.760 --> 00:52:51.170
ميخواي چيکار کنم ؟

00:52:51.170 --> 00:52:54.320
. . اگه من بهت بگم چيکار کني

00:52:54.330 --> 00:52:56.860
اونوقت توانِ انجام دادنشُ داري ؟ . .

00:52:57.780 --> 00:53:00.140
. سعي ميکنم گوش بدم

00:53:01.970 --> 00:53:05.350
. . لطفا

00:53:05.350 --> 00:53:08.100
. به " يونگي " کمک کن . .

00:53:09.560 --> 00:53:18.880
چونکه درحال حاضر موندنِ ايشون پيش منشي " هيون " خطرناکه
. " بجز شما ديگه کسي براي کمک گرفتن باقي نميمونه " کانگ مارو

00:53:18.880 --> 00:53:25.180
مهم تراز همه ؛ کسي که " يونگي " ؛
. . بيش از هرکسي بهش اعتماد داره و بهش علاقمنده

00:53:25.180 --> 00:53:28.140
آيا بجز شما ؛ کس ديگه اي . .
با اين مشخصات پيدا ميشه ؟

00:53:31.130 --> 00:53:32.950
. خواهش ميکنم بهش کمک کنيد

00:53:32.950 --> 00:53:32.960
. لطفا به " يونگيِ" ما کمک کنيد

00:53:32.960 --> 00:53:34.830
. . از " يونگي"ـمون خوب مراقبت کنيد

00:53:34.830 --> 00:53:39.380
. تا وقتي درامن و امان به سرنوشتِش برسه . .

00:53:41.500 --> 00:53:44.950
فقط همين ؟

00:53:57.140 --> 00:54:00.030
« چوکو &amp; مارو »

00:54:57.420 --> 00:55:02.650
" من ؛ بي هيچ دليلي براي زندگي کردن "

00:55:02.650 --> 00:55:06.210
" هر روز به زندگي ادامه ميدم "

00:55:06.210 --> 00:55:09.410
" زندگي ميکنم ؛ بخاطر اينکه نميتونم بميرم "

00:55:09.410 --> 00:55:11.330
. . واقعا "

00:55:11.330 --> 00:55:16.830
. . کسي که باعث ميشه دوباره به زندگي برگردم . .

00:55:16.830 --> 00:55:19.480
. . کسي که دوباره لبخندُ به لبام نشوند . .

00:55:19.480 --> 00:55:21.150
. . حالا . .

00:55:21.150 --> 00:55:24.800
. " اون شخص داره به گريه ام ميندازه . .

00:55:24.800 --> 00:55:32.260
تو آدم خوبي هستي درحاليکه من "
. " تا بي نهايت کمبودِ خوبي دارم

00:55:32.260 --> 00:55:38.930
" تو کسي هستي که عاشقشم و ازش مراقبت ميکنم "

00:55:38.930 --> 00:55:43.990
" مهم نيست که کي ؛ چي ميگه "

00:55:43.990 --> 00:55:46.390
. . " تو قلبم "

00:55:46.390 --> 00:55:51.190
. " تو ؛ تنها عشق زندگيم هستي . .

00:56:11.030 --> 00:56:16.430
. . تو "

00:56:16.430 --> 00:56:16.440
. " آدم خوبي هستي . .
. . تو

00:56:16.440 --> 00:56:19.930
. " آدم خوبي هستي . .

00:56:28.280 --> 00:56:30.470
! اوه . . رئيس . . تبريک عرض ميکنم

00:56:30.470 --> 00:56:31.760
. بله

00:56:31.760 --> 00:56:33.800
! مبارک باشه

00:56:37.810 --> 00:56:38.990
. واقعا از ملاقاتِتون خوشوقتم

00:56:38.990 --> 00:56:41.100
ايشون کارمند اجرايي ما
. و دوتا از دستيارهاشون هستن

00:56:41.100 --> 00:56:44.220
. تبريک عرض ميکنم -
. ممنونم -

00:56:47.550 --> 00:56:54.480
" مديرعامل گروهِ تائه سان "
" هان جائه هي "

00:56:57.890 --> 00:57:00.080
. بريم جلو

00:57:07.270 --> 00:57:10.000
. . همونطور که همگي آگاه هستيد ؛ يک سالِ گذشته

00:57:10.000 --> 00:57:14.400
. غم انگيزترين و سخت ترين دوران زندگيم بوده . .

00:57:14.400 --> 00:57:17.540
اما . . بدون اينکه زماني براي
. . التيام اون جراحات داشته باشم

00:57:17.540 --> 00:57:21.140
. بعنوان رئيس کل گروهِ " تائه سان " انتخاب شدم

00:57:21.140 --> 00:57:24.760
در سالي که گذشت
. . بعنوان مديرعامل موقت

00:57:24.760 --> 00:57:28.610
گروهِ " تائه سان " رو درحاليکه . .
. در گرداب خطر به دام افتاده بود رهبري کردم

00:57:28.610 --> 00:57:34.220
خوشبختانه ؛ سه ماهه ي انتهايي سالِ گذشته درزمينه
. . هاي الکترونيک ؛ پوشاک و لوازم آرايشي بهداشتي

00:57:34.220 --> 00:57:36.730
گروهِ " تائه سان " تونست عملکردي . .
. . فرايِ هميشه داشته باشه و

00:57:36.730 --> 00:57:40.510
. رشدي خارق العاده رو از خودش نشون داده . .

00:57:41.960 --> 00:57:45.070
. . حالا ؛ بعنوان مديرعامل رسمي گروهِ " تائه سان " ؛

00:57:45.070 --> 00:57:48.810
. ميخوام يه قولي به همگي بدم . .

00:57:48.810 --> 00:57:52.450
. تائه سان " ؛ در اين نقطه متوقف نميشه "

00:57:59.190 --> 00:58:05.990
بعنوان مديرعامل گروهِ " تائه سان " ؛ " هان جائه هي " ؛
. . گروهُ به سمتِ مرزهاي بين المللي خواهد بُرد

00:58:11.940 --> 00:58:14.430
. . و شوربختانه . .

00:58:14.430 --> 00:58:17.930
. . افرادي مثل رئيس " گو سوو جونگ " و

00:58:17.930 --> 00:58:22.720
. . غيره که نتونستن اين سِمتُ بدست بيارن . .

00:58:22.720 --> 00:58:25.330
. " نونا " يونگي

00:58:36.530 --> 00:58:38.870
. ببخشيد

00:58:38.870 --> 00:58:43.960
! خيلي ديرکردم . . درسته ؟

00:58:44.430 --> 00:58:47.590
اين مدت حالتون خوب بوده ؟

00:58:47.590 --> 00:58:49.670
! مادر ؟

00:58:53.240 --> 00:58:55.850
. " يونگي "

00:59:10.160 --> 00:59:13.330
. . هي

00:59:13.330 --> 00:59:17.360
. . اين مدت . . کجا بودي . . چطور زندگي کردي . .

00:59:17.360 --> 00:59:21.190
. آخ که چقدر چشم انتظار و دِلنگرانت بودم . .

00:59:23.760 --> 00:59:28.880
. معذرت ميخوام

00:59:35.420 --> 00:59:38.560
. حالا که برگشتي . . ديگه هيچ اشکالي نداره

00:59:38.560 --> 00:59:40.840
. حالا که برگشتي . . همه چي روبراهه

00:59:40.840 --> 00:59:43.640
. معذرت ميخوام

01:00:03.170 --> 01:00:04.800
. سلام عرض ميکنم

01:00:04.800 --> 01:00:06.870
. من " سو يونگي " هستم

01:00:06.880 --> 01:00:12.580
اين مدت صحيح و سالم بودين و
کارا رو عالي انجام دادين . . درسته ؟

01:00:12.580 --> 01:00:16.840
. واقعا مدت زياديه که همديگه رو نديده بوديم

01:00:16.840 --> 01:00:19.370
. . واقعا بابت اينکه اين مدت طولاني

01:00:19.370 --> 01:00:21.840
نتونستم در انتظار عمومي ظاهر بشم . .
. از همگي عذرخواهي ميکنم

01:00:23.780 --> 01:00:25.830
. . همونطور که همگي ميدونين

01:00:25.830 --> 01:00:29.530
. . يک سال پيش با ماشين تصادف کردم . .

01:00:29.530 --> 01:00:32.340
. و واقعا صدمات زيادي بهم وارد شد . .

01:00:33.640 --> 01:00:36.700
چونکه به دورانِ نقاهت کاملا
. . بي خطري احتياج داشتم

01:00:36.700 --> 01:00:42.670
هيچ انتخابي جز اينکه بي سرو صدا و بدون اينکه . .
. کسي درجريان باشه دوران نقاهتمُ طِي کنم

01:00:42.670 --> 01:00:45.800
. بابت نگراني هاي همگي شما عزيزان سپاسگزارم

01:00:45.810 --> 01:00:51.690
خوشبختانه امروز
. در سلامت کامل برگشتم

01:00:53.050 --> 01:00:55.780
. . چونکه بسختي تلاش کردم

01:00:55.780 --> 01:01:00.680
خودمُ آماده کردم و کاملا براي اينکه دوباره . .
. به گروهِ " تائه سان " برگردم از هر نظر آمادگي دارم

01:01:06.630 --> 01:01:08.150
. . اما

01:01:08.150 --> 01:01:11.170
. . بعلت عواقب بعدي تصادف . .

01:01:11.170 --> 01:01:14.760
. به بيماري " ادراک پريشي چهره اي " دچار شدم . .

01:01:14.760 --> 01:01:19.670
. بخاطر همينم نميتونم قيافه ي آدما رو تشخيص بدم

01:01:19.670 --> 01:01:21.110
. . و

01:01:21.110 --> 01:01:25.930
به اين علت که هنوز بدنم . .
. . به شرايطِ آرماني خودش نرسيده

01:01:25.930 --> 01:01:28.270
. . تا اون زمان . .

01:01:28.270 --> 01:01:32.550
. بايد از کسي کمک بگيرم . .

01:01:35.030 --> 01:01:38.780
. " آقاي " کانگ مارو

01:01:54.820 --> 01:02:00.590
ميخوام ايشونُ
. به خانواده ي گروهِ " تائه سان " معرفي کنم

01:02:00.590 --> 01:02:07.660
ايشون نامزدم هستن که قراره
. در امرِ رسيدگي به " تائه سان " بهم کمک کنن

01:02:07.660 --> 01:02:10.860
. ايشون " کانگ مارو " هستن

01:02:10.884 --> 01:02:20.884
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:02:54.950 --> 01:02:59.210
. . آنچه در قسمت آينده خواهيد ديد

01:03:00.100 --> 01:03:02.720
چرا دوباره برگشتي ؟
مگه هنوز همه چي تموم نشده ؟

01:03:02.720 --> 01:03:06.520
چرا همين الان نميکِشي کنار و بري پي کارت خانم
. هان جائه هي " ؟ بهرحال اين اموال ؛ متعلق به شما نيستن "

01:03:06.520 --> 01:03:08.390
اگه دارمش ؛
! يعني همه اش مالِ خومِه

01:03:08.400 --> 01:03:09.910
! همه اش مالِ خودمِه . . عوضي

01:03:09.920 --> 01:03:13.080
مارو " ؛ مردِ خوبيه . . درسته ؟ "

01:03:13.080 --> 01:03:16.270
اون خيلي مهربون و خوش قلبِه . . درسته ؟

01:03:16.270 --> 01:03:21.060
اگه ميخواي به " سو يونگي " کمک کنم که به هدفِش برسه
. نصفِ دارايي هاي گروهِ " تائه سان" رو بهم بده

01:03:21.060 --> 01:03:23.050
تو که ميدوني من کيم . . درسته ؟

01:03:23.050 --> 01:03:24.750
من کيم ؟

01:03:24.750 --> 01:03:31.210
سعي کن از يه خاطره شروع کني ؛ گرچه ممکنه
. خيلي سخت و درحدِ مرگ ؛ دردناک باشه

01:03:31.210 --> 01:03:36.730
بخاطر اينکه از دست رفتنِ حافظه اش
. از اون نقطه شروع شده