﻿WEBVTT

00:00:25.050 --> 00:00:26.570
، مدتي ميشه همديگه رو نديديم

00:00:27.710 --> 00:00:31.470
بابتِ اينکه براي مدت زمان زيادي
. از چشمِ عموم دور بودم . . معذرت ميخوام

00:00:37.510 --> 00:00:39.090
، مدتي ميشه همديگه رو نديديم

00:00:40.240 --> 00:00:44.240
بابتِ اينکه براي مدت زمان زيادي
. از چشمِ عموم دور بودم . . معذرت ميخوام

00:00:48.510 --> 00:00:54.460
همونطور که همگي ميدونيد ، يک سال پيش
. . يه تصادف ماشين خيلي بد داشتم

00:00:54.460 --> 00:00:57.440
. و بطور شديدي صدمه ديده بودم . .

00:00:57.440 --> 00:01:03.490
همونطور که همگي ميدونيد ، يک سال پيش
. . يه تصادف ماشين خيلي بد داشتم

00:01:03.490 --> 00:01:07.290
. و بطور شديدي صدمه ديدم و خيلي برام سخت بود

00:01:07.290 --> 00:01:10.500
، همچنين ، براي اينکه به بهبوديِ آرومي نياز داشتم

00:01:10.500 --> 00:01:15.300
هيچ راه ديگه اي جز اينکه دوران نقاهتم رو
. بدون اينکه کس ديگه اي بدونه ، بگذونم ؛ نداشتم

00:01:15.300 --> 00:01:17.770
. . بابتِ نگرانيِ همگيتون ازتون متشکرم

00:01:17.770 --> 00:01:21.690
. امروز در سلامتي کامل دوباره برگشتم . .

00:01:21.690 --> 00:01:24.170
همينطورم ، براي اينکه با تمام وجود
. . تلاش ميکردم

00:01:24.170 --> 00:01:30.900
، همينطورم براي اينکه با تمام وجود تلاش ميکردم
. الان با آمادگي تمام برگشتم که به " تائه سان " برگردم

00:02:06.810 --> 00:02:08.410
، بريم

00:02:08.410 --> 00:02:09.850
. " مدير " سو يونگي

00:02:19.050 --> 00:02:22.290
مراسم افتتاحيه براي " هان جائه هي " بعنوانِ »
« " رئيس کل گروهِ " تائه سان

00:02:35.040 --> 00:02:40.520
خوشبختانه ، در سه ماه اخير امسال ، شرکتِ
. . تائه سان " ، در زمينه هاي الکترونيک ، لباس و "

00:02:40.520 --> 00:02:43.590
، مواد آرايشي بهداشتي بهتر از پيش عمل کرده . .
. . و

00:02:43.590 --> 00:02:45.690
. از خودش رشد بي مثالي رو نشون داده . .

00:02:46.690 --> 00:02:49.970
، " حالا بعنوانِ رئيس کل رسميِ " تائه سان

00:02:49.970 --> 00:02:51.690
. ميخوام قولي رو به همگي بدم

00:02:53.720 --> 00:02:56.520
تائه سان " هميشه به جلو حرکت ميکنه و "
. دست بردار نيست

00:03:05.920 --> 00:03:11.620
" بعنوان رئيس گروه " تائه سان " ، منِ " هان جائه هي
. . ميخوام گروه "تائه سان"ـو به جايگاهي جهاني برسونم

00:03:18.330 --> 00:03:21.020
. . و متاسفانه . .

00:03:21.020 --> 00:03:24.350
. . افرادي که نتونستن به چنين موقعيتي برسن . .

00:03:24.350 --> 00:03:27.950
. . رئيس " گو سوجونگ " و . .

00:03:31.140 --> 00:03:32.860
. " خواهر " يونگي

00:03:44.290 --> 00:03:46.820
، متاسفم

00:03:46.820 --> 00:03:50.350
خيلي دير اومدم . . درسته ؟

00:03:54.380 --> 00:03:58.860
حالتون خوبه . . مادر ؟

00:04:03.150 --> 00:04:04.590
. . " يونگي "

00:04:19.290 --> 00:04:22.530
، " يونگي "

00:04:22.530 --> 00:04:26.610
درتمام اين مدت ، کجا بودي و
چطور زندگي ميکردي ؟

00:04:26.610 --> 00:04:29.510
ميدوني چقدر با نگرانيِ تمام منتظرت بودم ؟

00:04:32.830 --> 00:04:37.150
. منو ببخشيد . . واقعا متاسفم

00:04:45.910 --> 00:04:50.810
. حالا که برگشتي ، خيلي خوب شد

00:04:50.820 --> 00:04:53.110
. ببخشيد

00:05:05.830 --> 00:05:09.200
. سلام ، من " سو يونگي " هستم

00:05:09.200 --> 00:05:14.110
همگي که در مدت نبودم ، خوب بوديد ، درسته ؟

00:05:14.110 --> 00:05:16.990
. واقعا خيلي وقته که همديگه رو نديديم

00:05:16.990 --> 00:05:20.500
بابتِ اينکه براي مدت زمان زيادي
. از چشمِ عموم دور بودم . . معذرت ميخوام

00:05:22.020 --> 00:05:23.750
، هرچند

00:05:23.750 --> 00:05:30.300
بخاطرِ آثار بعد از تصادف ، دچارِ
. ادراک پريشيِ چهره اي " شدم "

00:05:30.300 --> 00:05:35.300
. نميتونم چهره هاي بقيه رو تشخيص بدم و بشناسم

00:05:35.300 --> 00:05:41.540
همچنين ، چون شرايط بدنيم
. . هنوز خيلي خوب نيست

00:05:41.540 --> 00:05:43.960
. . تا وقتي که خوب بشم . .

00:05:43.960 --> 00:05:46.990
. بايد تو اين راه يکي کمکم کنه . .

00:05:50.710 --> 00:05:52.450
. " آقاي " کانگ مارو

00:06:04.610 --> 00:06:08.300
. ميخوام ايشونُ به خانواده ي " تائه سان " معرفي کنم

00:06:09.990 --> 00:06:17.360
نامزدم و همينطورم کسي از اين بعد
، در رياستِ شرکت " تائه سان " به من کمک ميکنه

00:06:17.360 --> 00:06:18.980
. آقاي " کانگ مارو " هستن

00:06:40.870 --> 00:06:47.870
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:06:56.870 --> 00:07:00.150
« قسمت دوازدهم »

00:07:19.900 --> 00:07:24.480
الان چي شد ؟

00:07:24.480 --> 00:07:27.770
الان شاهدِ چي بودم ؟

00:07:27.770 --> 00:07:30.590
. . الان چيُ ديدم

00:07:30.590 --> 00:07:32.480
و داشتم با کي حرف ميزدم ؟ . .

00:07:37.510 --> 00:07:39.260
اون چطور تونسته بياد اينجا ؟

00:07:40.360 --> 00:07:43.890
چطور اون دختر تونسته بياد اينجا ؟

00:07:43.890 --> 00:07:46.390
. . اوپا بطور واضح

00:07:54.300 --> 00:07:56.890
اون مَردي که اونجا بود ، کي بود ؟

00:07:58.570 --> 00:08:02.170
. . " کانگ مارو "

00:08:02.170 --> 00:08:04.800
يعني واقعا خودِ " کانگ مارو " بود ؟

00:08:11.040 --> 00:08:13.350
اون واقعا " کانگ مارو " بود ؟

00:08:13.350 --> 00:08:14.830
يعني اشتباه نديدم ؟

00:08:17.320 --> 00:08:21.320
الان . . دارم خواب ميبينم ديگه ، آره ؟

00:08:23.210 --> 00:08:25.770
. مدير " سو يونگي " برگشته

00:08:27.600 --> 00:08:30.720
. کانگ مارو " هم به همراهش اومده بود "

00:08:30.720 --> 00:08:33.130
، چون مدير " سو " هنوز بطور کامل خوب نشده

00:08:33.130 --> 00:08:38.510
به همين خاطرم ، نامزدش "کانگ مارو"ـرو
. مسئولِ کارهاي شرکت کرده

00:08:38.510 --> 00:08:43.540
فعلا ، " کانگ مارو " قرارِ بجايِ
. مدير " سو يونگي " اينجا کار کنه

00:08:43.540 --> 00:08:46.320
. اينا همَش يه مُشت مزخرفاته

00:08:46.320 --> 00:08:48.610
براي چي " يونگي " بايد بخواد . . ؟

00:08:48.610 --> 00:08:51.340
چرا از بين اين همه آدم ، بايد
اين "کانگ مارو"ـيِ حرومزاده باشه ؟

00:08:51.340 --> 00:08:55.480
اون که ميدونست اون چطور آدميِ و چه
. قصدي از نزديک شدن به اون داشته

00:08:57.210 --> 00:09:01.010
اما ، اونوقت . . چي ؟
باهم نامزد کردن ؟

00:09:02.180 --> 00:09:05.070
اون دختره ي هرزه به مُخش نزده ؟

00:09:06.110 --> 00:09:09.120
کدوم بخش از اين حرفا ، بيشتر از همه
ناراحتتون ميکنه ؟

00:09:09.120 --> 00:09:12.790
اينکه ، درواقع فکرميکردم " سو يونگي " مُرده و
. . حالا زنده برگشته

00:09:14.570 --> 00:09:19.360
يا ، اينکه "کانگ مارو"ـيي که اين همه وقت . .
دنبالش ميگشتيد ، حالا بعنوانِ نامزدِ " يونگي " برگشته ؟

00:09:39.730 --> 00:09:44.110
« " مدير " سو يونگي »

00:10:02.980 --> 00:10:04.830
سخته ، آره ؟

00:10:04.830 --> 00:10:06.600
. آره

00:10:13.600 --> 00:10:15.650
. کارِت خوب بود

00:10:15.660 --> 00:10:17.950
. عالي بود

00:10:17.950 --> 00:10:20.060
. . اون آدمي که اونجا بود

00:10:20.060 --> 00:10:22.480
. . " هان جائه هي " . .

00:10:22.480 --> 00:10:25.290
. . مادرخونده ام . .

00:10:25.840 --> 00:10:26.900
خب ؟

00:10:27.540 --> 00:10:30.870
بايد با اون آدم بجنگم ؟

00:10:33.800 --> 00:10:36.360
. آره

00:10:36.360 --> 00:10:39.580
براي چي ؟

00:10:39.580 --> 00:10:42.520
. اون کسيِ که اول از همه جنگُ شروع کرده

00:10:42.520 --> 00:10:45.570
براي چي بايد بخواد باهام بجنگه ؟

00:10:49.560 --> 00:10:52.120
چون ميخواد چيزيُ که
. مالِ خودش نيستُ بدست بياره

00:10:55.800 --> 00:10:58.670
. هنوز کاملا خوب نشدم

00:10:58.670 --> 00:11:03.020
نکنه زود برگشتم ؟

00:11:03.020 --> 00:11:05.190
اگه درموردم حقيقتُ بفهمن ، چي ؟

00:11:10.470 --> 00:11:13.500
. نميتونستيم بيشتر از اين کِشِش بديم

00:11:13.500 --> 00:11:18.790
اگه خودتُ به بقيه نشون ميدادي ، اينطوري
. اوضاع برات کمتر خطرناک ميشد

00:11:24.290 --> 00:11:26.710
امکانش هست که برنده بشم ؟

00:11:30.030 --> 00:11:34.900
. من بجات ميجنگم ، تو کافيه پشتم بموني

00:11:41.920 --> 00:11:47.830
بعد از اينکه به " يونگي " کمک کردي که »
. . به هدفش برسه

00:11:48.320 --> 00:11:50.950
، خيلي آروم و راحت . .

00:11:50.950 --> 00:11:53.890
« . بايد از پيشش بري و ناپديد بشي

00:11:56.710 --> 00:11:59.890
، اگه " يونگي " حافظه اشُ بدست بياره »

00:11:59.900 --> 00:12:03.680
« . اونوقت ، يادش مياد که تو کي هستي

00:12:03.680 --> 00:12:08.090
« . اينطوري هيچ جايي پيشش برات نميمونه »

00:12:08.090 --> 00:12:13.740
، اگه احتمالا " يونگي " حافظه اشُ بدست نيورد »

00:12:13.740 --> 00:12:18.090
« . بهت پيشنهادِ يه معامله اي رو ميدم

00:12:19.760 --> 00:12:21.170
« يه معامله ؟ »

00:12:21.170 --> 00:12:25.580
« . درمقابل ، هرچي که بخواي بهت ميدم »

00:12:25.580 --> 00:12:27.890
« دوباره ميخواي پول بدي ؟ »

00:12:27.890 --> 00:12:29.920
، گذشته از همه ي اين حرفا »

00:12:29.920 --> 00:12:33.750
« از همون اول عشقي درکار نبود ، درسته ؟

00:12:35.640 --> 00:12:37.530
. . حالا »

00:12:39.350 --> 00:12:43.210
، اگه پايِ عشق وسط باشه . .

00:12:43.210 --> 00:12:45.940
« ميخواي چيکار کني ؟

00:12:49.510 --> 00:12:52.360
، هرطور که شده »

00:12:52.360 --> 00:12:55.880
« . بايد جلويِ اين عشقُ بگيرم

00:12:55.880 --> 00:12:59.570
، فکرکنم خودت هميشه واقعيتُ فراموش ميکني »

00:12:59.570 --> 00:13:02.660
« . اما ، من ميدونم تو واقعا چطور آدمي هستي

00:13:02.660 --> 00:13:05.110
، مدارکي که به تو ربط دارن »

00:13:05.110 --> 00:13:08.520
، اگه اونارو به " يونگي " نشون بدم
« . اونوقت ، بازي ديگه تموم ميشه

00:13:08.520 --> 00:13:11.840
اينکه چطور " کانگ مارو " از »
، يونگي " استفاده کرده بود "

00:13:11.840 --> 00:13:14.780
« . . گولِش زده بود ، فريبش داده بود . .

00:13:16.410 --> 00:13:18.540
« من همچين کارايي کردم ؟ »

00:13:19.410 --> 00:13:21.350
. . اون معامله رو »

00:13:21.350 --> 00:13:23.740
« ميخواي قبولش کني ؟ . .

00:13:26.040 --> 00:13:28.640
« . بهم بگو چي ميخواي »

00:13:30.970 --> 00:13:33.200
« . نصفشُ ميخوام »

00:13:33.200 --> 00:13:34.850
« چي ؟ »

00:13:35.770 --> 00:13:38.860
، اگه " سو يونگي " به هدفش رسيد »

00:13:38.860 --> 00:13:42.940
« . نيمي از شرکتِ "تائه سان"ـو بده به من

00:13:46.550 --> 00:13:50.440
« . درغيراينصورت ، معامله رو قبول نميکنم »

00:13:52.060 --> 00:13:54.400
! " وکيل " پارک

00:13:56.300 --> 00:13:59.420
اينقدر عميق داريد به چي فکرميکنيد ؟

00:13:59.420 --> 00:14:01.910
. ممنون

00:14:13.000 --> 00:14:17.270
عشق بهمون قدرت ميده ، يه جورايي
ترسناکِ . . نه ؟

00:14:18.810 --> 00:14:21.650
. . " درمورد " کانگ مارو

00:14:21.650 --> 00:14:27.020
کاري که نتونسته بوديم درعرضِ . .
. يه سال انجام بديم ، اون فقط تو دوماه تونست انجامش بده

00:14:27.020 --> 00:14:31.860
اون تونست مديرمونُ نجات بده و
. به زندگي برگردونه و دوباره لبخندُ به لباش بياره

00:14:31.860 --> 00:14:35.500
، اون حاضر شد تمام اينکارارو بکنه

00:14:37.390 --> 00:14:42.430
اگه بخاطر " کانگ مارو " نبود ، اونوقت . . نميتونستيم
. به جايي که الان هستيم ، برسيم

00:14:42.430 --> 00:14:49.100
چيزي به اسمِ عشق ، به معجزه اي
. غيرممکن ، اجازه يِ امکان يافتن داد

00:14:52.360 --> 00:14:55.300
« . با درخواستت موافقت ميکنم »

00:14:55.300 --> 00:14:57.640
، بعدا ، مستقيما به مدير در اينمورد ميگم »

00:14:57.640 --> 00:15:02.320
ميگم که " کانگ مارو " در ازايِ گرفتنِ نيمي از »
« . تائه سان " قبول کرد کمکش کنه "

00:15:02.320 --> 00:15:04.880
، گرچه شايد عصباني و درمونده بشه »

00:15:04.880 --> 00:15:08.650
« . اما ، کار ديگه اي از دستم برنمياد

00:15:10.310 --> 00:15:12.510
« . قبوله »

00:15:34.850 --> 00:15:37.290
. يه لحظه صبر کنيد

00:16:02.540 --> 00:16:05.880
. ميخواستم باهات تماس بگيرم

00:16:05.880 --> 00:16:08.630
ميخواي برگردي خونه ديگه ، آره ؟

00:16:08.630 --> 00:16:10.190
. بيا باهم برگرديم خونه

00:16:10.190 --> 00:16:12.030
، نيازي نيست

00:16:12.030 --> 00:16:14.530
. يونگي " با خودم مياد "

00:16:22.150 --> 00:16:23.980
. باشه

00:16:23.980 --> 00:16:26.740
. پس ، حداقل بيا بريم يه چيزي بخوريم

00:16:26.740 --> 00:16:29.610
يه سالي ميشه که
. باهم غذا نخورديم

00:16:30.680 --> 00:16:36.550
بيشتر از هرچيزي ، دلم ميخواد که
. براي برگشتنت ، يه مهموني بگيرم

00:16:36.550 --> 00:16:42.740
همينطورم دوست دارم بهم بگي که
. تو اين مدت کجا زندگي ميکردي و چطور بودي

00:16:42.740 --> 00:16:47.950
حداقل ميتوني بيايي با خانواده ات
غذا بخوري که ، آره ؟

00:16:47.950 --> 00:16:52.950
ايشونم ميشه باهام بياد ؟

00:16:54.580 --> 00:16:58.570
. باشه ، همينکارو ميکنيم

00:17:02.780 --> 00:17:05.250
. من زودتر ميرم

00:17:05.250 --> 00:17:07.780
. تو خونه ميبينمت

00:18:05.970 --> 00:18:08.960
اينجا خونه يِ منه ؟

00:18:09.840 --> 00:18:11.260
. آره

00:18:11.260 --> 00:18:13.660
. . پدرم

00:18:13.660 --> 00:18:16.980
گفتي مُرده ، آره ؟ . .

00:18:23.480 --> 00:18:28.330
. دلم ميخواد بدونم اون چطور آدمي بوده

00:18:34.000 --> 00:18:40.820
چون همه چي ناگهاني پيش اومد ، با اينکه
. دعوتتون کردم ، اما . . چيز زيادي نتونستم آماده کنم

00:18:45.190 --> 00:18:49.790
. " دوباره بهت خوشامد ميگم ، " يونگي

00:18:49.790 --> 00:18:52.340
. ممنون

00:18:55.220 --> 00:18:56.790
. بريم

00:18:58.780 --> 00:19:02.400
اتاق پدرم کجاست ؟

00:19:02.400 --> 00:19:05.630
اتاق پدرت ؟

00:19:05.640 --> 00:19:07.340
. آره

00:19:07.340 --> 00:19:13.270
نکنه بخاطر اينکه نميدوني
اتاقش کجاست ، داري از من ميپرسي ؟

00:19:13.270 --> 00:19:19.710
احتمالا ، وقتي " يونگي " نبوده ، اتاق خودش و
رئيسُ خالي کرديد ؟

00:19:19.710 --> 00:19:21.970
فکرکنم بخاطر اينکه
. دراينمورد نگران بوده ، داره اينُ ميپرسه

00:19:21.970 --> 00:19:23.990
اين چه حرفاييِ ؟

00:19:23.990 --> 00:19:25.120
براي چي بايد همچين کاري بکنم ؟

00:19:25.120 --> 00:19:27.650
درسته ، مگه نه ؟

00:19:27.650 --> 00:19:31.600
براي چي همچين حسي داشتم که
ميخواستي اينکارو بکني ؟

00:19:32.370 --> 00:19:35.470
. . وسايل پدرتُ ، چون همَش منو

00:19:35.470 --> 00:19:41.160
. ياد پدرت مينداختن ، انداختمشون دور . .

00:19:41.160 --> 00:19:45.350
اتاق مطالعه اش هم بجز
. چندتا مبل و بالش ، دست نخورده باقي مونده

00:19:45.350 --> 00:19:48.850
. . و ، اتاق خودت هم

00:19:50.590 --> 00:19:54.990
چون " يونسوک " خيلي دلش براي . .
، خواهرش تنگ شده بود

00:19:54.990 --> 00:19:59.010
. . هرازگاهي ميرفت تو اتاقت بازي ميکرد

00:19:59.010 --> 00:20:02.500
. متاسفم . . اما ، حالا اتاقت ، اتاقِ بازي شده . .

00:20:02.500 --> 00:20:06.470
. فکرنميکردم اينقدر ناگهاني برگردي

00:20:06.470 --> 00:20:09.760
، همه چيُ دوباره به حالت اول برميگردونم
. نگران نباش

00:20:09.760 --> 00:20:11.850
. لطفا قبل از من خوردنِ غذارو شروع کنيد

00:20:11.850 --> 00:20:15.960
. ميخوام برم اتاق مطالعه ي پدرمُ ببينم

00:20:16.780 --> 00:20:18.430
. باشه

00:20:19.530 --> 00:20:22.820
، چون قبلا ديوونه ي يه مَردي شده بودي

00:20:22.820 --> 00:20:25.840
وقتي پدرت مُرد ، نتونستي که
. کنارش باشي

00:20:25.840 --> 00:20:28.130
، پس . . برو به ديدنِ پدرت

00:20:28.130 --> 00:20:31.670
و بعد از اينکه ملتمسانه ازش
. درخواست بخشش کردي ، برگرد

00:20:32.650 --> 00:20:38.170
، " آقاي " کانگ
ميشه کمکم کنيد مشروبُ سِرو کنم ؟

00:20:41.690 --> 00:20:47.330
تمام خدمتکارارو براي امروز مرخص کردم تا
. بتونيم درآرامش غذا بخوريم

00:20:52.940 --> 00:20:56.480
براي چي برگشتي ؟

00:20:56.480 --> 00:20:59.720
هنوز دست بردار نيستي ؟

00:20:59.720 --> 00:21:04.200
خودت گفته بودي ، هرمسيري که
. . انتخاب بکنم و هرکاري که بکنم

00:21:04.200 --> 00:21:08.040
، هرپاياني که مسيري که انتخاب کردم ، داشته باشه . .

00:21:08.040 --> 00:21:10.700
. اصلا برات مهم نيست

00:21:54.150 --> 00:21:56.420
، چون ديوونه ي يه مَرد شده بودي »

00:21:56.420 --> 00:21:59.920
« . وقتي پدرت مُرد ، نتونستي کنارش باشي

00:21:59.920 --> 00:22:01.940
. . برو پدرتُ ببين »

00:22:01.940 --> 00:22:04.600
و بعد از اينکه ملتمسانه ازش . .
« . درخواست بخشش کردي ، برگرد

00:22:07.530 --> 00:22:10.300
. . هيچ علاقه اي به دونستنِ کاري که ميکني يا

00:22:10.300 --> 00:22:16.050
. مسيري که انتخاب کردي ، ندارم . .

00:22:18.380 --> 00:22:20.660
هيچکدوم از چيزايي که
. . درمورد دختري به اسم " هان جائه هي " بود رو

00:22:21.470 --> 00:22:25.330
، به ياد نميارم . .

00:22:25.330 --> 00:22:29.550
نه کارايي که براي اون دختر
. . کرده بودم و

00:22:29.550 --> 00:22:33.790
. نه عشقي که بهش داشتمُ به ياد ميارم. .

00:22:34.600 --> 00:22:38.040
تنها آدمي که
، درحال حاضر بهش علاقمندم

00:22:38.040 --> 00:22:42.010
، تنها کسي که تمام ذهنمُ مشغولِ خودش کرده

00:22:45.210 --> 00:22:49.320
تنها کسي که ميخوام کنارش باشمُ
، تنها کسي که منو ديوونه يِ خودش ميکنه

00:22:49.320 --> 00:22:53.660
، دليلي که بخاطرش خواب و خوراک نداشتم

00:22:53.660 --> 00:22:57.100
. هان جائه هي " نيست . . "سو يونگي"ـه "

00:23:00.800 --> 00:23:04.020
بخاطرِ " يونگي " بود که
. دوباره تونستم به زندگي برگردم

00:23:04.020 --> 00:23:07.800
، اون هيولايي که ميخواد "يونگي"ـو بکُشه

00:23:07.800 --> 00:23:10.900
. بايد زنمُ از دستِ اون هيولا محافظت کنم

00:23:13.270 --> 00:23:18.680
همينطورم ، ميخوام قبل از اينکه
. يونگي " اين چيزارو بخوره ، اول خودم بخورمشون "

00:23:19.580 --> 00:23:22.550
از کجا بدونم تو اين غذاها چي ريختي ؟

00:23:25.290 --> 00:23:29.330
فکرميکني ميخوام "يونگي"ـو بکُشم ؟

00:23:29.330 --> 00:23:31.660
براي چي بايد اينکارو بکنم ؟

00:23:31.660 --> 00:23:33.690
منم همينُ ميگم . . براي چي ؟

00:23:33.690 --> 00:23:36.180
، چيِ که باعث ميشه اينقدر وحشت برِت داره که

00:23:36.180 --> 00:23:40.140
بخواي دست به همچين کاري بزني ؟

00:23:42.190 --> 00:23:46.170
. من " سو يونگي " رو اونطوري کردم

00:23:46.170 --> 00:23:49.220
، الان کاملا زده به مُخم

00:23:49.220 --> 00:23:51.250
، " بخاطرِ " يونگي

00:23:51.250 --> 00:23:56.080
دست به هرکاري که بتونم ميزنم تا
. . بتونم اونُ به جايگاهش برگردونم ، پس

00:23:57.620 --> 00:24:01.290
بنظرت چطوره که بيخيالِ همه چي . .
بشي و از اينجا بري ، خانم " هان جائه هي " ؟

00:24:01.290 --> 00:24:04.970
، موقعيتِ نماينده و همينطورم رئيس کل بودن

00:24:04.970 --> 00:24:08.220
حتي عنوانِ " معشوقه " ـيِ صاحب اين خونه
، بودن

00:24:08.220 --> 00:24:10.980
. هيچکدومِ اينا متعلق به تو نيستن

00:24:13.190 --> 00:24:18.140
، اين عوضي رو داشته باش

00:24:18.140 --> 00:24:21.270
حالا حتي داري منو تهديد هم ميکني ؟

00:24:21.270 --> 00:24:24.610
فکرکردي بخاطرِ همچين تهديدايِ مسخره اي
به راحتي ميکِشم کنار ؟

00:24:24.610 --> 00:24:28.330
. من "هان جائه هي"ـم

00:24:28.330 --> 00:24:30.550
براي چي اين عنوانا مالِ من نيست ؟

00:24:30.550 --> 00:24:32.530
. همه يِ اين چيزا مالِ خودمه

00:24:32.530 --> 00:24:38.110
تمام چيزاي اين خونه ، از چنگال گرفته تا بشقاب و
. حتي کوچکترين ذره ي خاکِ اينجا ، همَش مالِ منه

00:24:38.110 --> 00:24:43.260
، اگه الان دارمشون . . يعني مالِ منن
! همه اشون مالِ خودمن . . عوضي

00:25:03.080 --> 00:25:06.220
حق با اونه ؟

00:25:06.220 --> 00:25:09.900
حرفي که مادرخونده ام زد ، درست بود ؟

00:25:11.140 --> 00:25:13.770
، چون ديوونه ي يه پسري شده بودم

00:25:13.770 --> 00:25:18.640
. . حتي وقتي اون مُرد ، نتونستم کنارش باشم

00:25:18.640 --> 00:25:22.190
يعني واقعا اينطوري بودم ؟

00:25:24.430 --> 00:25:28.010
اون مَرد . . "مارو"ـئه ؟

00:25:29.990 --> 00:25:32.140
. آره

00:25:41.450 --> 00:25:43.910
. متاسفم

00:25:45.970 --> 00:25:50.040
. اين چيزي نيست که بشه درموردش متاسف بود

00:25:50.040 --> 00:25:53.780
. . من

00:25:53.780 --> 00:25:56.450
. . تا اين حد . .

00:25:56.450 --> 00:26:01.180
تا اين حد تورو دوست دارم ، آره " کانگ مارو " ؟ . .

00:26:22.030 --> 00:26:25.740
. بيا بريم خونه و شام بخوريم

00:26:28.750 --> 00:26:33.480
. امروز روز خيلي خسته کننده اي بود

00:26:33.480 --> 00:26:37.340
. . بيا ديگه دست از اينکارا برداريم

00:26:37.350 --> 00:26:40.780
. و براي امشب ذهنمونُ آزاد بذاريم . .

00:27:50.450 --> 00:27:54.300
. فکرکنم منشي " جو " اشتباه کرده باشه

00:27:54.300 --> 00:27:57.570
ميشه برام يه ليوان آب بياري ؟

00:28:32.000 --> 00:28:35.560
قوي باش ، حتما خوب ميشي ، منتظرِ روزيَم که »
« . " بتوني کاملا منو به ياد بياري . . " جِي . اِچ

00:28:47.510 --> 00:28:50.900
. . حتما خوب ميشي

00:28:50.900 --> 00:28:55.110
. . روزي که بتوني همه چيُ به ياد بياري . .

00:28:55.110 --> 00:29:00.280
. . روزي که بتوني منُ به ياد بياري

00:29:00.280 --> 00:29:05.980
يکسال پيش دچار تصادف شدم و »
« . بطور شديدي صدمه خوردم

00:29:05.980 --> 00:29:11.110
هيچ راه ديگه اي نداشتم جز اينکه بدون اينکه »
« . کسي بفهمه ، درآرامش دوران نقاهتمُ بگذرونم

00:29:11.110 --> 00:29:16.910
بخاطرِ آثار بعد از تصادف ، دچارِ »
« . ادراک پريشيِ چهره اي شدم

00:29:16.910 --> 00:29:21.850
« . نميتونم چهره هاي بقيه رو به خوبي تشخيص بدم »

00:29:27.110 --> 00:29:30.190
. . " جِي . اچ " ، " جي . اچ "

00:29:31.290 --> 00:29:34.030
. " جي . اچ "

00:29:42.600 --> 00:29:45.270
. منشي " جو " ، منم

00:29:45.270 --> 00:29:50.250
ميخوام دست خطِ وکيل "پارک"ـو ببينم ، راهي
هست که بتونم دست خطِشُ ببينم ؟

00:30:25.930 --> 00:30:28.950
. خواهر . . داداشم ميگه بيا غذا بخور

00:30:28.950 --> 00:30:30.920
. باشه

00:30:35.100 --> 00:30:38.060
چيزي تو آسمونه ؟

00:30:40.210 --> 00:30:42.820
. پدرم

00:30:44.500 --> 00:30:48.700
. پدرِ منم تو آسمونا ، تو بهشته

00:30:52.960 --> 00:30:55.920
بابا . . ميتوني مارو ببيني ، آره ؟

00:30:55.920 --> 00:30:58.990
لطفا به خواهر " يونگي " کمک کن
. تا زودي خوب بشه

00:30:58.990 --> 00:31:05.020
من آروزهاي خودمُ ميزنم کنار ، پس . . لطفا
اول به اون کمک کن ، باشه ؟

00:31:06.090 --> 00:31:08.990
، وقتي پدرم زنده بود . . يه داروساز بود

00:31:08.990 --> 00:31:11.490
. گرچه ، از اون تقلبي هاش بود

00:31:11.490 --> 00:31:14.920
هروقت که مريض باشم ، هروقت که
. آرزوي چيزيُ داشته باشم ، برام برآورده اش ميکنه

00:31:14.920 --> 00:31:19.000
. فکرکنم تو بهشت يه قدرتي چيزي داره

00:31:19.000 --> 00:31:22.840
خب ، آرزويِ تو چيه ، " چوکو " ؟

00:31:22.840 --> 00:31:26.580
اينکه برادرم هيچوقت مريض نشه و
. هميشه سالم و سلامت بمونه

00:31:26.580 --> 00:31:30.860
. اما ، حالا تو بايد زودتر از داداشم خوب بشي

00:31:35.290 --> 00:31:38.310
. رشته ديگه خراب ميشه ، بيا بريم تو

00:31:40.030 --> 00:31:41.520
. باشه

00:31:43.670 --> 00:31:46.490
، انجمنِ فارغ التحصيلان »
« پارکِ " گو يول " . . ساعتِ شش

00:31:52.650 --> 00:31:55.920
. فکرکنم اين نامه رو وکيل " پارک " نوشته باشه

00:31:57.760 --> 00:32:02.770
اما . . اين چيه ؟
. شبيهِ دفتريادداشتِ بچه هاست

00:32:02.770 --> 00:32:04.870
. دفترچه يادداشتِ يه بچه نيست

00:32:04.870 --> 00:32:06.330
چي ؟

00:32:06.330 --> 00:32:11.100
براي همين بوده که
. مدير " سو " نميتونسته برگرده

00:32:26.610 --> 00:32:35.650
. . من ، " سو يونگي " ، آدمي مغرورُ خودبين

00:32:35.650 --> 00:32:43.700
يه هرزه ي به تمام عيار ، با اعتماد به نفسِ . .
. بيش از حد بالا و بداخلاق هستم

00:32:58.700 --> 00:33:00.330
. . پدر

00:33:02.290 --> 00:33:05.710
من اينقدر ديوونه وار عاشقِ يه مَردي بودم که . .
. نتونستم ازت مراقبت کنم

00:33:07.590 --> 00:33:20.180
، کارِ اشتباهي کردم ، متاسفم
. . پدر ، پدر

00:34:51.010 --> 00:34:53.750
. اينجا خوب بنظر ميرسي

00:34:54.750 --> 00:34:57.170
کِي اومدي تو ؟

00:34:58.350 --> 00:35:01.930
بايد بعنوانِ نماينده ي مدير " سو " امروز ظهر به يه
. جلسه بري

00:35:02.730 --> 00:35:04.260
. باشه

00:35:10.590 --> 00:35:13.760
با اين ميتوني به رئيس " هان جائه هي " يه
. حمله ي درست و حسابي بکني

00:35:17.740 --> 00:35:23.350
احتمالا ميخوان درمورد گرفتنِ گروه پزشکيِ
، يِسانگ " که تحت مسئوليتِ " هان جائه هي " هست "
. صحبت کنن

00:35:24.920 --> 00:35:31.010
، " اين پروژه اي بوده که قبل از برکناريِ مدير " سو
. رئيس " هان جائه هي " خودش شخصا دردست داشته

00:35:31.680 --> 00:35:40.730
، درطي اين پروژه ، يه سري مشکلاتي پيش اومده بوده
پس ، اين اشتباهاتُ جلوي چشمشون بيار و
. ساير مديرهارو دچارِ شک کن

00:35:40.730 --> 00:35:45.430
تمام اطلاعات توي اين اسناد هست ، فقط
. کافيه اونارو بلند بخونيد

00:35:51.080 --> 00:35:52.790
. سلام

00:35:56.020 --> 00:35:57.600
. سلام

00:35:57.600 --> 00:36:01.100
امروز ميخوايد بعنوانِ نماينده يِ
مدير " سو " تو جلسه شرکت کنيد ؟

00:36:01.100 --> 00:36:03.760
. بله ، چنين قصدي دارم

00:36:03.760 --> 00:36:07.710
مگه مديريتِ شرکت مثلِ يه بازيه ؟

00:36:07.710 --> 00:36:15.930
شما اينطور دربارش فکرميکنيد ؟ يعني با چنين فکري
حتي مديريتِ گروه "تائه سان"ـو به عهده داريد ؟

00:36:24.060 --> 00:36:26.440
. بيا به خوبي باهم کار کنيم

00:36:39.500 --> 00:36:44.570
رسيديم ، اينجا خونه ايِ که
. کانگ مارو " و " يونگي " باهم توش زندگي ميکنن "

00:36:51.200 --> 00:36:52.920
. " مدير " سو

00:37:01.230 --> 00:37:02.470
داريد جايي ميريد ؟

00:37:03.050 --> 00:37:05.290
. . بله ، ميرم بيمارستان

00:37:06.110 --> 00:37:10.180
هنوز خوب نشديد ؟
کجا و چطوري . . ؟

00:37:10.180 --> 00:37:15.900
اينطور نيست که مريض باشن ، بايد هرماه
. يه بار براي چِک آپ برن بيمارستان

00:37:16.590 --> 00:37:18.340
اومديد منو ببينيد ؟

00:37:18.340 --> 00:37:23.680
بله ، يه چيزايي بايد ازتون بپرسم و
. يه چيزايي هم بايد بهتون پس بدم

00:37:25.430 --> 00:37:28.510
ميشه همراهم بياييد يه چاي بخوريم ؟

00:37:47.650 --> 00:37:50.020
. ميخوام خصوصي با مدير صحبت کنم

00:37:50.660 --> 00:37:51.440
بله ؟

00:37:51.440 --> 00:37:54.170
خواهش ميکنم اگه ميشه
. " براي مدتي تنهامون بذاريد ، منشي " هيون

00:38:12.050 --> 00:38:13.780
ميدونيد اين چيه ، درسته ؟

00:38:19.120 --> 00:38:21.100
يعني ممکنه مالِ کي باشه ؟

00:38:28.940 --> 00:38:31.150
. مالِ منه

00:38:33.160 --> 00:38:34.650
. مالِ منه

00:38:35.820 --> 00:38:39.810
. مدت ها پيش ازش استفاده ميکردم

00:38:41.870 --> 00:38:45.600
يعني از دفتري که
بچه هاي پيش دبستاني استفاده ميکنن ، استفاده ميکرديد ؟

00:38:47.360 --> 00:38:48.880
. . تمام اِسپِل هارو اشتباه نوشتيد

00:38:48.890 --> 00:38:56.240
وقتي تصادف کردم ، دچار مشکلاتي شدم ، براي همينم
. براي درمان از اين استفاده ميکردم

00:38:56.240 --> 00:39:00.340
پس ، حالا کاملا خوب شديد ؟

00:39:02.340 --> 00:39:04.420
. بله

00:39:04.420 --> 00:39:07.190
. پس ، بهم ثابت کنيد

00:39:09.740 --> 00:39:11.760
چي ؟

00:39:11.760 --> 00:39:18.970
يکي از مديرايي که ميشناسم ، يکيشون هميچين موردِ
مشابهي داشت ، اونم بخاطر تصادف ماشين ، دچارِ
. آسيب مغزي شده بود

00:39:18.970 --> 00:39:29.630
براي همينم ، مجبور شد از مديرعامل بودن دست بکِشه و
براي درمان به مرکز شهر رفت ؛ راستشُ بخوايد
. آدماي زيادي هستن که درموردتون دچار شک هستن

00:39:33.960 --> 00:39:41.700
، براي اينکه رئيس " سو " منو استخدام کرده بودن
براي کمک به اينجا اومدم ، نيازي نيست چيزيُ ازم
. مخفي کنيد

00:39:43.410 --> 00:39:48.460
بايد دقيقا بدونم که
. چه وضعيتي داريد تا بتونم ازتون محافظت کنم

00:40:11.560 --> 00:40:13.550
ميدونيد من کي هستم ديگه ، درسته ؟

00:40:16.930 --> 00:40:19.740
من کيَم ؟

00:40:24.310 --> 00:40:26.560
يادتون نمياد ؟

00:40:40.030 --> 00:40:41.080
مدير ؟

00:41:15.950 --> 00:41:20.720
« . تو آدمِ بدي هستي »

00:41:24.980 --> 00:41:31.580
منشي " هيون " ـو اگه زيادي منتظر
. بذارم ، اونوقت . . از دستم ناراحت ميشه

00:41:57.660 --> 00:42:00.030
« از کِي تاحالا تو سگِ " هان جائه هي " شدي ؟ »

00:42:00.830 --> 00:42:05.730
نميشه دستتُ بکِشي کنار ؟ »
« . حس ميکنم نزديکِ که بالا بيارم

00:42:10.980 --> 00:42:12.340
! مدير

00:42:14.510 --> 00:42:16.180
. مدير . . مدير

00:42:21.050 --> 00:42:22.450
. مدير

00:42:25.150 --> 00:42:26.690
! مدير

00:42:29.630 --> 00:42:31.560
، " تحويل گرفتنِ گروه پزشکيِ " يِسانگ

00:42:31.560 --> 00:42:36.370
. بايد تا پايانِ همين ماه ، به انجام برسه

00:42:36.370 --> 00:42:39.400
سوال ديگه اي نداريد ؟

00:42:41.490 --> 00:42:46.610
ميدونيم که شرکت پزشکي " يِسانگ " دراصل
. به گروه " جائه ايل " فروخته شده بوده

00:42:46.610 --> 00:42:50.440
قرارداد با گروه " جائه ايل " امضا شده بوده و
، اونها حتي " ام اُ يو " هم داشتن

00:42:50.440 --> 00:42:52.370
دقيقا به چه دليلي اين معامله
با گروه " جائه ايل " بهم خورده ؟

00:42:52.370 --> 00:42:56.220
بخاطرِ اين بوده که اونها از
. شرايط پيشنهاديِ ما ، بيشتر خوششون اومده بوده

00:42:56.220 --> 00:42:57.440
مگه دليلِ ديگه اي هم ميتونه داشته باشه ؟

00:42:57.440 --> 00:43:00.550
مدت هاي زياديِ که
. با گروه " جائه ايل " همکاري ميکنيم

00:43:00.550 --> 00:43:03.610
، اگه اينطوري اونارو بپيچونيم
. . اونوقت

00:43:03.610 --> 00:43:06.650
مدير " کيم " زودتر از ما ، چيزيُ که »
، آماده کرده بوديم ، داره ميگه

00:43:06.650 --> 00:43:08.810
« . فکرکنم براي امروز ، نيازي نباشه حرفي بزنيم

00:43:08.810 --> 00:43:12.920
و همينطورم ، مشکلي درموردِ سرمايه اي
. که براي اين تحويل گيري داده شده ، وجود داره

00:43:12.920 --> 00:43:15.900
حالا ، سرمايه يِ " تائه سان " بخاطرِ
. . چنين تحويل گيريِ غيرمنطقي اي

00:43:15.900 --> 00:43:18.920
براي همچين مسئله اي ، قبل از اينکه . .
، جلسه ي سهامدارا برگزار بشه ، دچار نوسان شده

00:43:18.920 --> 00:43:21.640
دليل ديگه اي براي اين نوسان
ميشه باشه ؟

00:43:21.640 --> 00:43:27.530
شنيدم درطي اين پروژه ، از بانک هاي که
. سرمايه ي "جائه ايل"ـو نگه ميدارن ، استفاده شده

00:43:27.530 --> 00:43:31.690
. فکرکنم بايد برم از اونا يه توضيحي بگيرم

00:43:31.690 --> 00:43:32.420
. . درحقيقت ، مشکل اينه که

00:43:32.420 --> 00:43:34.940
اگه همينطور به پايين کِشيدنِ اعتبارِ شرکت
، ادامه بديد

00:43:34.940 --> 00:43:38.810
اونوقت ، ميخوايد چه کاري
درباره ي افزايشِ هزينه هاي ماليِ شرکت بکنيد ؟

00:43:38.810 --> 00:43:41.180
، اگه از ديدِ وسيع تري به قضيه نگاه کنيم

00:43:41.180 --> 00:43:45.950
بنظرتون نبايد همچين هزينه هاي مالي اي رو
تحمل کرد ؟

00:43:46.930 --> 00:43:50.730
اگه بخوايم راهي رو براي تبديلِ " تائه سان " به
، بزرگترين نسلِ جامعه ي جهاني باز کنيم
. . با وجود آثاري که اين عمل داشته

00:43:50.730 --> 00:43:52.560
درچنين موقعيتي ، بنظرم . .
. . اين ميزان از دست دادنِ سرمايه

00:43:52.560 --> 00:43:56.360
. ارزشِشُ داشته باشه تا به همچين هدفي برسيم . .

00:43:56.720 --> 00:43:59.140
. . " و همينطورم درمورد گروه " جائه ايل

00:43:59.140 --> 00:44:04.060
رئيس " کيم " ، مگه فراموش کرديد که . .
دوسال پيش چه اتفاقي افتاده بود ؟

00:44:04.060 --> 00:44:06.290
. . اينکه چطور اونا "تائه سان"ـو دور زدن

00:44:06.290 --> 00:44:07.700
. . نه ، اين

00:44:07.700 --> 00:44:09.810
. . نماينده " کانگ " ، دقيقا

00:44:09.810 --> 00:44:12.690
. همون حرفايي که ميخواستم بزنمُ ، زدن . .

00:44:12.690 --> 00:44:15.780
. درحقيقت ، بنظر منم همينطوره

00:44:15.780 --> 00:44:17.800
، براي اينکه ديدي بزرگتر داشته باشيم

00:44:17.800 --> 00:44:19.090
من ، ناچارا بدون اينکه
. . راهِ ديگه اي داشته باشم

00:44:19.090 --> 00:44:23.610
. فکرکنم حرفامُ اشتباه برداشت کرديد

00:44:24.060 --> 00:44:26.730
درواقع ، منظورم اين بود که
. . چيزايي که الان گفتيد ، درمقايسه با

00:44:26.730 --> 00:44:30.320
، مسائلي که الان ميخوام مطرح کنم . .

00:44:30.320 --> 00:44:33.150
. حتي ذره اي با ارزش به حساب نميان

00:44:34.900 --> 00:44:37.150
دارم درموردِ بدست آوردنِ مالکيتِ شرکتِ
. پزشکي " يِسانگ " صحبت ميکنم

00:44:37.150 --> 00:44:40.470
اين تحويل گيري به شرط اينکه سرمايه هاي
. بطور مخفيانه به " يِسانگ " داده بشه ، صورت ميگيره

00:44:40.470 --> 00:44:42.190
درسته ؟

00:44:43.760 --> 00:44:45.720
، " جدايِ از جانشينيِ گروه " يِسانگ

00:44:45.720 --> 00:44:50.280
بنظرتون ، تعقيب کننده هاي قانوني به خوبي
انجام چنين معامله اي رو تحت نظر ندارن ؟

00:44:50.280 --> 00:44:54.190
اگه کسي بويي درموردِ
، اين دست يافتنِ مالکيتِ غيرقانونيِ " تائه سان " ، ببره

00:44:54.190 --> 00:44:56.660
اونوقت ، چه اتفاقي براي " تائه سان " ميفته ؟

00:44:56.660 --> 00:44:59.710
البته ، " تائه سان " هم
. اين وسط بايد ازش بازجويي بشه

00:44:59.710 --> 00:45:03.370
درطي اين بازجويي ، اگه بابتِ تقلب هايي که
، درمورد ماليات شده هم ، از " تائه سان " بازجويي بشه

00:45:03.370 --> 00:45:06.280
اونوقت ، چيکار ميکنيد ؟

00:45:06.280 --> 00:45:08.920
شما بدونِ اينکه آمادگي قبلي داشته باشيد و
. . بي هيچ فکري

00:45:08.920 --> 00:45:13.820
صاحبِ شرکت شديد ؟ . .

00:45:27.450 --> 00:45:30.080
. نگران نباشيد

00:45:30.080 --> 00:45:33.730
. هيچ ضرري به " تائه سان " وارد نميشه

00:45:33.730 --> 00:45:38.340
تا کِي فکرميکنيد بتونيد رازهاتونُ
از چشمِ بقيه مخفي کنيد ؟

00:45:38.340 --> 00:45:40.420
، درچنين مواقعي

00:45:40.420 --> 00:45:44.230
فکرکرديد چون چنين موقعيتي داريد ، حاضر ميشن
به راحتي ازتون بگذرن ؟

00:45:44.230 --> 00:45:47.010
درطي اين عمل ، اگه از " تائه سان " بخاطرِ
، تقلب توي ماليات ، بازجويي بشه

00:45:47.010 --> 00:45:50.990
بنظرتون ، اگه خوب درموردِ
تائه سان " تحقيق کنن ، نميتونن بزنن نابودش کنن ؟ "

00:45:50.990 --> 00:45:53.740
بنظرتون رئيس " هان جائه هي " اينقدر
. . بي عيب و نقص هست که باعث بشه

00:45:53.740 --> 00:45:59.190
هيچ نگراني اي بابتِ گروهِ " تائه سان " نداشته . .
باشيد ؟

00:46:11.590 --> 00:46:14.570
از کجا ميدونستي ؟

00:46:14.570 --> 00:46:17.130
از کجا درباره ي سرمايه ي مخفيِ
گروه " يِسانگ " ميدونستي ؟

00:46:17.890 --> 00:46:20.470
. نميدونستم

00:46:20.470 --> 00:46:23.360
ديروز تو بازار بورس يه شايعه هايي درموردش
. شنيدم

00:46:23.360 --> 00:46:25.940
، فقط داشتم رو اعصابش ميرفتمُ تا گيرش بندازم

00:46:26.680 --> 00:46:28.980
. خوشبختانه . . تونستم گيرش بندازم

00:46:28.980 --> 00:46:32.610
بهتر نيست اسمِ اينکارُ بذارم " تله گذاري " ؟

00:46:34.160 --> 00:46:36.480
اما . . اگه اينطور نباشه که ميگي ، چي ؟

00:46:36.480 --> 00:46:39.680
. اگه نباشه ؟ . . خب ، نيست ديگه

00:46:42.810 --> 00:46:46.010
اون چرا تورو ترک کرده بود ؟

00:46:46.540 --> 00:46:48.750
. منظورم رئيس "هان جائه هي"ـه

00:46:48.750 --> 00:46:51.720
، اگه با کسي مثلِ تو ميموند

00:46:51.720 --> 00:46:54.860
. اونوقت . . ميتونست بيشتر از اينا دربياره

00:46:54.860 --> 00:46:56.930
. . اونوقت

00:46:56.930 --> 00:47:00.270
. خيلي خوشحال تر و خوشبخت تر ميشد . .

00:47:01.340 --> 00:47:04.030
يعني چه دليلي داشته ؟

00:47:04.030 --> 00:47:06.410
داري ازم تعريف ميکني . . آره ؟

00:47:07.800 --> 00:47:09.530
. آره

00:47:10.200 --> 00:47:12.440
. بهترِ تا همينجا تمومش کنيم ديگه

00:47:13.430 --> 00:47:17.030
خودم اينارو خوب ميدونم و
. همينطورم به خودم افتخار ميکنم

00:47:17.030 --> 00:47:21.260
اگه بيشتر از اين حرفُ ادامه بديم ، اونوقت ممکنه
. بدشانسي بيارمُ تو قاطي کنيُ بخواي گلومُ بگيري

00:47:23.270 --> 00:47:25.600
. بهترِ ديگه برم

00:47:43.490 --> 00:47:45.750
حالتون خوبه ، دکتر ؟

00:47:45.750 --> 00:47:47.880
شما حالتون چطوره ، " سو يونگي " ؟

00:47:47.880 --> 00:47:51.920
. الان خيلي بهتر از قبل بنظر ميرسي

00:47:51.920 --> 00:47:54.530
بخاطرِ قدرتِ عشقه ؟

00:47:54.860 --> 00:47:56.460
. بشين

00:48:04.340 --> 00:48:07.800
. نتايجِ آزمايشات خيلي عاليه

00:48:07.800 --> 00:48:13.030
ناتوانيت در نوشتن و خوندن خيلي خيلي
. بهتر شده

00:48:13.030 --> 00:48:17.930
البته ، هنوز آمادگي لازم براي اينکه بتوني
. سبک ثابتي براي زندگي داشته باشيُ نداري

00:48:17.930 --> 00:48:21.900
. فعلا انتظارِ همچين چيزيُ نداشته باش

00:48:21.900 --> 00:48:23.820
. بله

00:48:27.260 --> 00:48:29.340
، نامزدت

00:48:29.340 --> 00:48:33.000
گفته بودي که
قبلا پزشکي ميخونده ، درسته ؟

00:48:33.010 --> 00:48:34.650
. بله

00:48:34.650 --> 00:48:38.380
. بنظرِ من ، بيشترين کمک تو بهبوديت ، اون بوده

00:48:38.380 --> 00:48:41.070
. . درهرحال ، اون تو همين زمينه درس خونده

00:48:41.070 --> 00:48:43.220
، اون با تمام وجود و به خوبي داره بهت کمک ميکنه . .

00:48:43.220 --> 00:48:44.900
همه ي اينارو داره
. براي کسي که دوستش داره ، ميکنه

00:48:44.900 --> 00:48:48.350
حتما به سختي تمام تلاششُ کرده تا
. بتونه بهت کمک کنه

00:48:48.350 --> 00:48:50.390
. بله

00:48:52.160 --> 00:48:55.240
. . دکتر

00:48:56.220 --> 00:48:58.170
. . کم کم . .

00:48:58.170 --> 00:49:01.030
. يه چيزاييُ دارم به ياد ميارم . .

00:49:02.180 --> 00:49:05.100
. . يکيُ امروز ديدم

00:49:05.100 --> 00:49:06.840
. . و يه خاطره اي رو درمورد اتفاقي . .

00:49:06.840 --> 00:49:09.790
. که با اون برام افتاده بود ، به ياد آوردم . .

00:49:09.800 --> 00:49:11.440
! مدير

00:49:11.440 --> 00:49:13.010
. ادامه بده

00:49:13.010 --> 00:49:15.680
. . و دفعه ي پيش ، وقتي داشتم آهنگ گوش ميکردم

00:49:15.680 --> 00:49:20.190
يه خاطره اي درگذشته که . .
، با همون آهنگ داشتم و آدمايي که دراون لحظه

00:49:20.190 --> 00:49:24.450
. همراهم بودم . . يه دفعه به يادم اومد

00:49:24.450 --> 00:49:26.410
چيز ديگه اي نيست ؟

00:49:28.790 --> 00:49:31.230
. همين بود

00:49:32.760 --> 00:49:34.970
. اينا نشونه هاي خوبي هستن

00:49:34.970 --> 00:49:39.690
خودم قبلا ميدونستم خانم " سو يونگي " چقدر
، پشتکار زيادي داره

00:49:39.690 --> 00:49:42.580
. اما ، نميدونستم تا اين حد سخت کوشه

00:49:44.380 --> 00:49:46.240
. . پس

00:49:46.240 --> 00:49:48.230
، دست از طفره رفتن بردار . .

00:49:48.230 --> 00:49:52.870
چشماتُ به خوبي باز کن و
. اون خاطره رو که ميگي ، برام به ياد بيار

00:49:52.870 --> 00:49:54.430
چي ؟

00:49:54.430 --> 00:49:56.730
. . خانم " سو يونگي " ، بنظرم

00:49:56.730 --> 00:50:00.100
بخاطرِ اينکه نميخوايد اون خاطره رو . .
، به ياد بياريد

00:50:00.100 --> 00:50:03.380
يا اينکه نميخوايد اون خاطره رو
. . قبول کنيد

00:50:03.380 --> 00:50:06.100
. داريد از يادآوريش طفره ميريد . .

00:50:06.300 --> 00:50:10.360
. . براي اينکه ديگه نميخوايد صدمه ببينيد

00:50:10.360 --> 00:50:15.200
خودتونُ تو غار ساکت و آرومي به اسمِ . .
. از دست دادنِ حافظه " ، مخفي کرديد "

00:50:16.280 --> 00:50:17.630
. . من

00:50:17.630 --> 00:50:20.980
. نميفهمم منظورتون چيه . .

00:50:20.980 --> 00:50:23.990
. . تو زندگيتون يه خاطره اي هست که

00:50:23.990 --> 00:50:28.590
اينقدر براتون دردناک بوده که ميخواستيد . .
، بخاطرش بميريد

00:50:28.590 --> 00:50:30.200
. بايد اين خاطره رو به ياد بياريد

00:50:30.200 --> 00:50:34.150
. نترس ، هيچ نيازي به ترس نيست

00:50:34.540 --> 00:50:37.330
بخاطرِ اينکه ، جاده اي که
، ميتونيد ازش بگذريد و خاطراتتونُ به ياد بياريد

00:50:37.330 --> 00:50:40.430
. از يادآوريِ اون خاطره ، شروع ميشه

00:50:50.050 --> 00:50:54.200
، اگه حافظه ي " سو يونگي " برگرده »
« . اونوقت ، يادش مياد که تو چطور آدمي هستي

00:50:54.200 --> 00:50:56.370
. . جايگاهي که الان ميتوني داشته باشيش »

00:50:56.370 --> 00:50:59.210
« . ديگه وجود نخواهد داشت . .

00:51:22.650 --> 00:51:25.160
، جائه گيل " اوپا دراينمورد چيزي نميدونه "
. . اما

00:51:25.160 --> 00:51:27.750
راستشُ بخواي ، من حتي . .
. . لب هاشُ هم قبلا بوس کردم

00:51:27.750 --> 00:51:29.790
. اونم سه بار . .

00:51:31.360 --> 00:51:35.150
و هربار که بتونم ، سعي ميکنم
. خودمُ بهش بچسبونم

00:51:37.980 --> 00:51:43.430
. اينطوري

00:51:43.430 --> 00:51:46.790
. وانمود ميکنم هيچ اتفاقي نيفتاده

00:51:46.790 --> 00:51:51.570
. اولين قدم . . رفتن به تعطيلاته

00:51:51.570 --> 00:51:56.240
وقتي آدم ميره مسافرت ، يه حس عجيبي
. به آدم دست ميده

00:51:56.240 --> 00:52:00.340
انگار . . بجز ما دونفر ، هيچکسِ ديگه اي
. تو اين دنيا وجود نداره

00:52:00.340 --> 00:52:03.920
تاحالا با داداشم به مسافرت رفتي ؟

00:52:05.860 --> 00:52:09.470
امکان نداره ! . . اونم با بازي دهنده اي
مثلِ داداشِ من ؟

00:52:09.470 --> 00:52:12.840
. . اون تاحالا هونگ کونگ و بوسانُ

00:52:14.890 --> 00:52:18.160
. يادم نمياد

00:52:18.820 --> 00:52:23.060
. حتي يه دونه چيزَم يادم نمياد

00:52:23.380 --> 00:52:25.760
. فکرکنم همينطوره

00:52:26.750 --> 00:52:28.690
. چقدر ناراحت کننده ـست ، خواهر

00:52:28.690 --> 00:52:32.820
ميگن آدما براي زندگي از
. قدرتِ خاطرات و عشقشون نيرو ميگيرن

00:52:33.530 --> 00:52:36.200
. ميتوني خاطراتتُ از سر بازسازي کني

00:52:36.200 --> 00:52:39.440
ميتوني از حالا به بعد ، خاطراتي که
. به ياد داريُ از سر بازسازي کني

00:52:39.440 --> 00:52:45.110
فقط اون خاطراتِ خوشحال کننده و
. لذت بخش و خوبُ بايد بازسازي کني

00:52:45.110 --> 00:52:49.050
. به داداشم بگو باهم بريد مسافرت

00:52:50.980 --> 00:52:52.100
براي چي نريد ؟

00:52:52.100 --> 00:52:57.480
: برو بهش بگو
. " بيا باهم قرار بذاريم "

00:52:58.890 --> 00:53:01.660
چرا نميشه ؟

00:53:02.870 --> 00:53:04.980
. چون خجالت ميکِشم

00:53:04.980 --> 00:53:06.560
چي ؟

00:53:07.900 --> 00:53:10.610
. خيلي خجالت آوره

00:53:37.220 --> 00:53:39.480
. چراغارو روشن نکن

00:53:45.730 --> 00:53:47.700
. اخبارُ شنيدم

00:53:47.700 --> 00:53:53.080
بدست آوردنِ مالکيتِ شرکت " يِسانگ " فعلا
. متوقف شده

00:53:53.080 --> 00:53:56.880
فکرکرده بوديد " کانگ مارو " دست خالي
وارد شرکت ميشه ؟

00:53:56.880 --> 00:54:00.100
اونم درحاليکه همَش شمارو
کنار ميزنه و زير سوال ميبره ؟

00:54:00.100 --> 00:54:02.970
. براي اينکار ، حتي کارت هاي مخفيشَم رو ميکنه

00:54:02.970 --> 00:54:05.900
. معلومه

00:54:21.580 --> 00:54:25.680
. " شما بايد تو جايگاهِ خودت بموني ، مدير " آن

00:54:25.680 --> 00:54:28.350
. . هيچ حرکتي نکن و

00:54:28.350 --> 00:54:34.790
. همونجايي که هستي بمون . .

00:54:34.790 --> 00:54:37.280
، اگه از ايني که هستي نزديک تر بشي

00:54:37.280 --> 00:54:41.420
، اونوقت . . اوضاع براي تو هم خطرناک ميشه
. " مدير " آن

00:54:42.650 --> 00:54:46.330
، من خودم ترتيبِ کارامو ميدم
. . پس

00:54:46.330 --> 00:54:49.030
. . " مدير " آن . .

00:54:49.030 --> 00:54:52.510
. همونجايي که هستي ، بمون . .

00:55:04.090 --> 00:55:07.140
، من سرَم تو کارِ خودمه

00:55:07.140 --> 00:55:11.680
پس ، رئيس . . شما هم بهترِ تا همين حد فاصله اتونُ
. با من حفظ کنيد

00:55:11.680 --> 00:55:14.760
. نزديک تر نياييد

00:55:42.940 --> 00:55:45.110
، " منشي " جو

00:55:45.110 --> 00:55:51.380
چيزايي که تا الان برنامه اشُ
. . درموردِ " کانگ مارو " ريخته بوديم

00:55:51.380 --> 00:55:55.790
، بهترِ همين حالا شرِشُ بکنيم . .
. ديگه نميخواد بيش از اين صبر کنيم

00:56:03.960 --> 00:56:06.810
« . ميتوني خاطراتتُ بازسازي کني »

00:56:06.810 --> 00:56:12.430
فقط اون خاطره هاي خوشحال کننده و »
« . لذت بخشُ خوبُ بايد بازسازي کني

00:56:12.430 --> 00:56:15.670
« . با داداشم برو مسافرت »

00:56:16.480 --> 00:56:21.320
چرا نميشه ؟ بهش بگو : " بيا بريم سرِ قرار " يا »
« . از همين حرفا ديگه

00:56:22.980 --> 00:56:25.640
« چرا نميشه ؟ »

00:56:25.640 --> 00:56:28.170
« . بخاطرِ اينه که خجالت ميکِشم »

00:56:29.010 --> 00:56:31.520
« چي ؟ »

00:56:31.520 --> 00:56:34.370
« . خيلي خجالت آوره »

00:57:01.940 --> 00:57:05.930
چيه ؟ . . چيکار داري ؟

00:57:12.940 --> 00:57:13.980
چي ؟

00:57:13.980 --> 00:57:19.590
ميخوام با يه دختر برم تعطيلات ، لطفا يه جايِ
. خوبيُ بهم پيشنهاد کن

00:57:25.070 --> 00:57:28.990
وقتي آدم با يه دختر ميره مسافرت ، بايد
چه کارايي بکنه ؟

00:57:28.990 --> 00:57:34.610
بايد بازي اي چيزي کرد ؟

00:57:40.800 --> 00:57:43.760
بايد کارايي که
اون دختر دوست داره رو براش انجام بدي ؟

00:57:44.600 --> 00:57:49.610
بايد اون کاري که قبلا ميکردي . . سوت ميزديُ
از اينکارا بايد کرد ؟

00:57:49.610 --> 00:57:52.660
دخترا از اينکارا خوششون مياد ؟

00:57:54.670 --> 00:57:58.310
. دارم ازت سوال ميپرسم

00:57:58.310 --> 00:58:00.680
نکنه زده به مُخِت . . " کانگ مارو " ؟

00:58:00.680 --> 00:58:03.180
داري اين چيزارو از من ميپرسي ؟

00:58:03.180 --> 00:58:08.990
داري ازم ميخواي به دختربازي مثلِ تو نصيحت کنم ؟
! اين تويي که اين وسط ماهري . . نه من

00:58:12.430 --> 00:58:15.770
چرا قيافه ات اين شکليه ؟

00:58:17.900 --> 00:58:20.820
نکنه چون واقعا نميدوني ، داري ازم ميپرسي ؟

00:58:20.820 --> 00:58:23.800
. آره

00:58:26.000 --> 00:58:32.700
داري بخاطرِ اينکه ميخواي
با " يونگي " بري مسافرت ، اين چيزارو ميپرسي ؟

00:58:33.800 --> 00:58:38.960
آهـــــــــــان ! پس ، براي همينه . . براي اينه که داري
. ولين رابطه ي واقعيتُ شروع ميکني ، البته همينطوره

00:58:38.960 --> 00:58:41.570
. اينکار و اونکار باهم فرق دارن

00:58:43.410 --> 00:58:46.230
همون کارايي رو بکن که
. قبلا با " جائه هي " ميکردي

00:58:46.230 --> 00:58:49.490
خوب به کارايي که
. . قبلا موقع قرار گذاشتن با

00:58:49.490 --> 00:58:52.690
. جائه هي " ميکردي ، فکرکن " . .

00:58:56.010 --> 00:58:58.590
. يادم نمياد

00:59:01.060 --> 00:59:04.370
. جدي ميگم

00:59:04.370 --> 00:59:08.120
کارايي که قبلا موقع قرار گذاشتن
، با " جائه هي " ميکردم

00:59:08.120 --> 00:59:10.810
. هيچکدومشونُ به ياد نميارم

00:59:14.590 --> 00:59:19.090
. جدا يادم نمياد

00:59:50.850 --> 00:59:55.490
. . اينجا

01:00:06.990 --> 01:00:09.650
! " مارو "

01:00:15.300 --> 01:00:18.840
. صبح بخير . . خانم خوابالو

01:00:18.840 --> 01:00:20.870
من چطوري اومدم اينجا ؟

01:00:20.870 --> 01:00:23.720
. تو پتو پيچيدمُ آوردمت

01:00:29.700 --> 01:00:32.060
. . پدر »

01:00:34.800 --> 01:00:39.910
. يه روز ، يه زني واردِ زندگيم شد . .

01:00:41.090 --> 01:00:45.560
من با تُندترين کلماتِ ممکن ، اونو
. عميقا ناراحت کردم

01:00:47.940 --> 01:00:53.480
. تا جايي که تونستم ، اونو از خودم دور کردم

01:00:53.480 --> 01:00:56.910
. اما . . بازم با اينحال ، اون برگشت پيشم

01:01:02.300 --> 01:01:07.820
. اون دختر خيلي خيلي شبيهِ خودمه

01:01:07.820 --> 01:01:14.650
بعضي وقتا ، وقتي نگاش ميکنم . . انگار
. دارم به خودم نگاه ميکنم

01:01:20.610 --> 01:01:26.080
. اونم زخمايي مثلِ زخمايِ من داره

01:01:26.080 --> 01:01:29.260
. . اشک هايي که ذهنمُ پُر کردن

01:01:29.260 --> 01:01:34.330
. همون اشک ها ، تويِ قلبِ اونم جريان دارن . .

01:01:46.330 --> 01:01:51.140
. من اون زخمارو بهش دارم ، من باعث شدم گريه کنه

01:01:51.910 --> 01:01:55.730
. نبايد باهاش آشنا ميشدم

01:02:06.490 --> 01:02:09.150
. . نبايد ميذاشتم

01:02:09.150 --> 01:02:14.150
. واردِ زندگيِ مَردي مثلِ من بشه . .

01:02:40.470 --> 01:02:43.590
. پدر . . پشيمونم

01:02:45.810 --> 01:02:53.240
اين اولين بار تو زندگيمِ که
« . . بابتِ چيزي پشيمونم

01:02:53.264 --> 01:03:03.264
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:03:20.070 --> 01:03:24.070
« آدمِ خوبي که ديگه تو دنيا وجود نداره »