﻿WEBVTT

00:00:59.700 --> 00:01:01.610
. . احتمالا کسيُ نديديد که

00:01:20.920 --> 00:01:22.240
! " يونگي "

00:01:24.400 --> 00:01:26.390
! " يونگي "

00:01:26.390 --> 00:01:27.600
! " سو يونگي "

00:01:30.820 --> 00:01:33.060
! " يونگي "

00:01:33.060 --> 00:01:34.990
. " بيدار شو . . " يونگي

00:01:34.990 --> 00:01:37.030
، " يونگي " . . " سو يونگي "

00:01:37.790 --> 00:01:39.070
. بيدار شو

00:01:45.740 --> 00:01:48.100
وقتي بدون اينکه به من چيزي بگيُ واسه خودت
اومدي بيرون ، من بايد چيکار کنم ؟

00:01:48.100 --> 00:01:50.100
ميدوني چقدر نگرانت بودم ؟

00:01:54.390 --> 00:01:56.380
مگه نشنيدي چي گفتم ؟

00:01:56.380 --> 00:01:57.820
. . اگه بازم به اينکارات ادامه بدي

00:02:02.560 --> 00:02:05.780
. نه . . ببخشيد

00:02:05.780 --> 00:02:07.780
بيا بريم تو ، سرما ميخوري . . باشه ؟

00:02:16.130 --> 00:02:17.490
تو کي هستي ؟

00:02:20.110 --> 00:02:21.730
يونگي " ، چرا اينطوري ميکني ؟ "

00:02:21.730 --> 00:02:23.230
ازت پرسيدم کي هستي ؟

00:02:26.690 --> 00:02:28.250
! " هِي . . " سو يونگي

00:02:28.250 --> 00:02:29.930
دارم ازت ميپرسم کي هستي ؟

00:02:55.250 --> 00:02:56.490
چرا اينطوري ميکني ؟

00:02:56.490 --> 00:02:58.740
. همين حالا بکِش کنار

00:03:02.230 --> 00:03:04.400
. منو بازي نده

00:03:19.310 --> 00:03:20.920
بله ؟

00:03:20.920 --> 00:03:23.050
. . دکتر

00:03:23.050 --> 00:03:26.910
مديرمونُ بايد چيکار کنيم ؟

00:03:44.790 --> 00:03:49.760
گاهي اوقات ، بخاطر يه شوکِ ناگهاني ، بيمار »
، ممکنه تمام خاطراتِ گذشته اشُ از دست بده

00:03:49.760 --> 00:03:50.880
اين ، يه نوع روش بيمار براي
. . حفاظت از خودش

00:03:50.880 --> 00:03:53.640
، دربرابرِ ترس ها . .

00:03:53.640 --> 00:03:55.940
« . و دردش هست

00:03:55.940 --> 00:03:59.650
يعني ميگيد احتمالش هست که »
« اون ديگه هيچکدومِ مارو نشناسه ؟

00:04:08.130 --> 00:04:13.240
بهش به چشم يه نوع امتحانِ کوچيک »
« . براي دوباره بدست آوردن خاطراتش نگاه کنيد

00:04:13.240 --> 00:04:18.410
اگه بتونه اين امتحانُ با موفقيت بگذرونه ، اونوقت ، تمامِ »
« . خاطراتش مثل يه گنجينه ي با ارزش ، دوباره برميگردن

00:04:32.740 --> 00:04:35.810
تو . . منو ميشناسي ؟

00:04:43.070 --> 00:04:50.070
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:04:59.380 --> 00:05:03.100
« قسمت چهاردهم »

00:05:46.690 --> 00:05:48.680
. دروغه

00:05:55.200 --> 00:05:57.130
. دروغ ميگي

00:06:03.750 --> 00:06:04.690
! " يونگي "
. وِلم کن

00:06:05.660 --> 00:06:07.720
. آروم باش . . آروم باش

00:06:07.720 --> 00:06:10.370
. وِلم کن . . گفتم وِلم کن

00:06:10.370 --> 00:06:11.540
آروم باش . . چِت شده ؟

00:06:11.540 --> 00:06:12.650
! اينا همَش دروغه

00:06:12.650 --> 00:06:14.760
! دروغه . . دروغ ميگي

00:06:14.760 --> 00:06:16.860
. برو پايين . . همين حالا برو

00:06:16.860 --> 00:06:17.820
. باشه
. آروم باش

00:06:18.390 --> 00:06:21.750
. همَش دروغه

00:06:21.750 --> 00:06:23.750
! دروغ ميگي

00:06:47.160 --> 00:06:48.500
حالا چيکار کنيم ؟

00:06:48.510 --> 00:06:50.590
. چيزي نيست ، درست ميشه

00:06:51.830 --> 00:06:54.410
حالا بايد چيکار کنيم . . اوپا ؟

00:06:54.410 --> 00:06:56.170
چرا خواهرجون " يونگي " اينطوري شده ؟

00:06:56.170 --> 00:06:59.280
. تا حد مرگ ترسيده بودم

00:06:59.280 --> 00:07:03.180
خودمم در تعجب بودم که
چطوري ميشه همه چي اونقدر خوب پيش بره . . ؟

00:07:34.120 --> 00:07:36.980
. . اگه شک هام حقيقت داشته باشن »

00:07:36.780 --> 00:07:41.540
ميخوام حق وراثتِ مدير " سو " رو . .
. به دليل عدم صلاحيت لازم براي وراثت ، ازش بگيرم

00:07:41.540 --> 00:07:46.530
، اگه مدير " سو " بعنوان وارث انتخاب بشه
. اونوقت ، وارث قانونيِ مقام رياست کُل شرکت ميشه

00:07:46.530 --> 00:07:50.560
، " تمام دارايي ها و سهامِ شرکت " تائه سان

00:07:50.560 --> 00:07:53.970
« . تحت کنترل و تصرفِ اون درميان

00:08:16.410 --> 00:08:20.120
« ! " يونگي " . . خودتُ جمع کن . . " يونگي " »

00:08:20.120 --> 00:08:21.770
. " مارو " - »
« ! " سو يونگي " -

00:08:21.770 --> 00:08:22.900
« . . " مارو " »

00:08:22.910 --> 00:08:24.240
« . گُمشو »

00:08:27.210 --> 00:08:28.960
« . بهت گفتم برو گُمشو »

00:09:23.640 --> 00:09:25.320
بله ؟

00:09:25.320 --> 00:09:26.350
مارو " ؟ "

00:09:26.350 --> 00:09:28.710
چيه ؟

00:09:28.710 --> 00:09:30.350
. نونا " جائه هي " اومده اينجا

00:09:32.920 --> 00:09:34.460
چي ؟

00:09:34.460 --> 00:09:37.860
بهش گفتم الان نميشه بياد تو ، به همين خاطرم
. به " چوکو " گفتم بره بيرون معطلش کنه

00:09:37.860 --> 00:09:41.670
حالا ميخواي "يونگي"ـو چيکار کني ؟

00:09:50.000 --> 00:09:53.120
. انگار "چوکو"ـمون خيلي خوب بزرگ شده

00:09:53.120 --> 00:09:57.140
. قبلا فقط يه دخترکوچولوي ريزه ميزه بودي

00:09:58.320 --> 00:10:01.300
ميخواي منو همينطوري بيرون نگه داري ؟

00:10:01.300 --> 00:10:04.700
، برادرم بهم گفته هرگز نذارم بيايي تو خونه امون
. " خواهر " جائه هي

00:10:04.700 --> 00:10:07.270
. " من آدمِ بدي نيستم ، " چوکو

00:10:07.270 --> 00:10:11.400
اگه تو آدم بده نيستي . . نکنه بقيه ي
آدم بدا مُردن ؟

00:10:11.400 --> 00:10:13.050
. خائن

00:10:14.730 --> 00:10:16.230
. . هنوزم شماها

00:10:16.230 --> 00:10:18.130
بهم به چشمِ خائن نگاه ميکنيد ؟ . .

00:10:18.130 --> 00:10:24.590
، تو برادرمِ ترک کردي و با يه رئيس پولدار ازدواج کردي
حالا که به همه ي آروزهات رسيدي ، حتما خيلي خوشحالي ، نه ؟

00:10:24.590 --> 00:10:27.280
فکرکنم همينطوره باشه ، نه ؟

00:10:29.310 --> 00:10:32.480
، با خودم فکرميکردم اگه همه ي آرزوهام به حقيقت برسن
. . اونوقت

00:10:32.480 --> 00:10:35.850
. . يه آدم خيلي خيلي خوشبخت ميشم ، اما . .

00:10:39.520 --> 00:10:40.890
. داداش

00:10:42.790 --> 00:10:46.670
، واقعا اونطور که فکرشُ ميکردم . .
. خيلي خوشبخت نيستم

00:10:46.670 --> 00:10:51.640
براي چي ؟ . . حالا رئيس هم که
. شدي ، بايد از اين بابت حسابي ذوق کرده باشي

00:10:51.640 --> 00:10:53.950
فکرکنم براي اينکه ديگه داداشت
. کنارم نيست ، همچين حسي دارم

00:10:53.950 --> 00:10:55.780
! اينو باش

00:10:55.780 --> 00:10:57.350
. " برو تو . . " چوکو

00:10:57.350 --> 00:11:03.090
داداش ، اون ديگه همون آدم قبلي نيست که
. ميشناختيمش ، انگار يه آجومايِ عجيبِ ديگه اي شده

00:11:03.090 --> 00:11:06.120
. خيلي باهاش حرف نزنُ زود برگرد تو

00:11:11.350 --> 00:11:14.040
. بخاطر اينکه نگران " يونگي " بودم ، اومدم

00:11:14.050 --> 00:11:16.850
. لطفا بذار ببينمش

00:11:16.850 --> 00:11:19.680
. بيا بريم تو

00:11:23.600 --> 00:11:26.540
. قبلا هم بهت گفته بودم که بري گُمشي

00:11:26.540 --> 00:11:31.480
، من مادرِ " يونگي " هستم
. اين حقُ دارم که ببينمش

00:11:31.480 --> 00:11:32.340
. بکِش کنار

00:11:32.340 --> 00:11:34.730
درباره ي چه چيزاي کوفتي اي
اون روز داشتي با " يونگي " حرف ميزدي ؟

00:11:34.730 --> 00:11:39.120
درمورد چي باهاش حرف ميزدي که
اونطور عصبي شده بودُ حتي غش کرد ؟

00:11:39.800 --> 00:11:42.100
. درمورد تو باهاش حرف زدم

00:11:42.100 --> 00:11:44.590
. تازه . . چيزِ جديديَم که نبود

00:11:44.590 --> 00:11:48.890
نميدونم چي باعث شده بود که
. اونقدر وحشت کنه و بيهوش بشه

00:11:51.270 --> 00:11:53.530
. منم ميخوام برم همين چيزارو ازش بپرسم

00:11:56.370 --> 00:11:59.760
، حتي اگه يه بارِ ديگه بخواي سر به سرِش بذاري

00:11:59.760 --> 00:12:02.530
اونوقت ، خودت ميبيني که
. . کانگ مارو " توانِ انجام چه کاراييُ داره "

00:12:02.960 --> 00:12:08.220
. و تا کجاها ميتونه پيش بره . .

00:12:08.220 --> 00:12:11.530
، عشق . . وفادار بودن نيست

00:12:11.530 --> 00:12:13.620
، همدردي هم نيست

00:12:13.620 --> 00:12:18.170
، فقط براي اينکه ميخواي همه چيُ به حال اول برگردوني

00:12:18.170 --> 00:12:21.610
به اين معني نيست که
. عاشق شدي . . همَش بخاطرِ وجدانته

00:12:26.010 --> 00:12:27.980
. . عشق

00:12:30.410 --> 00:12:34.450
. اون چيزي بود که تو قبلا بهم داده بودي . .

00:12:34.450 --> 00:12:38.180
اون عشق بود . . مگه نه ؟

00:12:42.430 --> 00:12:48.180
، بعد از اينکه اون عشقُ از دست دادم
. اونوقت بود که فهميدم چقدر برام مهم بوده

00:12:48.180 --> 00:12:52.110
. . دليل اينکه چرا الان با پشيموني اينجا وايسادم

00:12:52.110 --> 00:12:57.310
بي توجه به اينکه چه اتفاقي ممکنه برام بيفته و . .
، فقط براي اينکه دوباره اون عشقُ بدست بيارم

00:12:58.120 --> 00:13:00.020
. به اين ميگن . . عشق

00:13:01.760 --> 00:13:05.220
، با عنوانِ " نامزد " ـه " يونگي " بودن

00:13:05.220 --> 00:13:10.480
حتي منم نميدونم با چه فکري دوباره برگشتيُ
. ميخواي اينطوري باهام بازي کني

00:13:10.480 --> 00:13:13.050
. . درواقع ، من

00:13:15.840 --> 00:13:18.940
. اصلا از اينکارِت ذره اي تنفر ندارم . .

00:13:18.940 --> 00:13:21.660
، راستشُ بخواي

00:13:22.630 --> 00:13:27.510
. خوشحال بودم که تونستم دوباره ببينمت

00:13:27.510 --> 00:13:34.130
دنيايِ بدونِ تو . . برام مثلِ يه دنيايِ
. . خسته کننده و بي مزه ـست

00:13:34.830 --> 00:13:37.670
. و اصلا هم برام اهميت خاصي نداره . .

00:13:41.130 --> 00:13:44.980
. الان ميرم ، بعدا همديگه رو ميبينيم

00:14:18.660 --> 00:14:21.000
. " بله ، مدير" آن

00:14:24.520 --> 00:14:28.230
نتايجِ " ام آر آي " و اسکن هايِ مغزيِ
. سو يونگي " رو جمع کردم "

00:14:29.200 --> 00:14:30.360
چطوري ؟

00:14:30.360 --> 00:14:34.080
، بعد از اينکه تا بيمارستان دنبالش رفتم
. تونستم اونارو بدست بيارم

00:14:34.080 --> 00:14:40.740
بنظر ميرسه هنوزم تحت درمانِ يه متخصص اعصاب
. " تو شهر خودمونِ . . پروفسور " سو مين هيوک

00:14:42.650 --> 00:14:46.940
ميخوام چيزايِ لازم براي از بين بردن صلاحيتِ
. سو يونگي " درمورد حق وراثتش رو ، آماده کنم "

00:14:54.570 --> 00:14:57.820
، نگران نباش . . "يونگي"ـه عزيزم

00:14:57.820 --> 00:15:01.850
. تا وقتي که بميري . . خودم مراقبتم

00:15:03.080 --> 00:15:06.990
نميخوام مثلِ بقيه بدون اينکه
. يه پني هم بهت بدم ، از خونه بندازمت بيرون

00:15:08.280 --> 00:15:10.780
، تا زماني که جايگاهتُ بشناسي

00:15:10.780 --> 00:15:14.380
. . تا زماني که احمقُ خوشگلُ مهربون بموني

00:15:14.380 --> 00:15:18.070
، درست مثلِ الان که هستي . .

00:15:18.070 --> 00:15:21.150
. تا اونوقت . . هرگز ازت متنفر نميشم

00:15:21.150 --> 00:15:24.140
آخه براي چي ازت متنفر باشم ؟

00:15:24.140 --> 00:15:28.090
بخاطرِ من و "مارو"ـئه که
. زندگيت اينطوري به گند کِشيده شده

00:15:28.090 --> 00:15:31.960
. بزرگ ترين قربانيِ اين ماجرا . . تويي

00:15:33.180 --> 00:15:35.170
. متاسفم

00:15:36.260 --> 00:15:39.050
. با تمامِ وجودم متاسفم

00:15:48.140 --> 00:15:52.560
بيا بريم پايين غذا بخوريم ، " چوکو " يه
. سوپِ خميرلوبيايِ خيلي خوشمزه درست کرده

00:16:01.080 --> 00:16:04.200
. پس ، حداقل اين آب گوجه رو بخور

00:16:15.570 --> 00:16:17.100
. دوباره يکي ديگه برات ميارم

00:16:39.060 --> 00:16:40.810
حالش خوب ميشه ؟

00:16:41.110 --> 00:16:42.740
. آره

00:16:58.040 --> 00:16:59.180
. ميرم يکي ديگه بيارم

00:17:00.510 --> 00:17:04.860
اگه آب گوجه فرنگي دوست نداري ، ميخواي
برات يه کمي شير بيارم ؟

00:17:06.700 --> 00:17:08.390
. خيلي خب

00:17:17.430 --> 00:17:20.510
ازش نخواه همين الان بخورتش و
. فقط بذار پيشش بمونه تا هروقت خواست بخوره

00:17:20.510 --> 00:17:23.450
. آره ، هروقت گرسنه اش بشه ، ميخورتش

00:17:28.380 --> 00:17:32.130
، " خانم " يونگي
. لطفا از دست " مارو " عصباني نباشُ يه کمي شير بخور

00:17:32.130 --> 00:17:35.080
. لطفا بخورش . . خواهرجون

00:17:42.030 --> 00:17:44.430
. تمومش کن . . من هيچي نميخورم

00:17:52.680 --> 00:17:57.170
ديگه داره شورشُ درمياره ، مگه فقط اونه که
داره بهش سخت ميگذره ؟

00:17:57.170 --> 00:17:59.730
فکرنميکنه به داداشمم داره سخت ميگذره ؟

00:17:59.730 --> 00:18:00.570
. نميشه اين ماجرا ادامه داشته باشه

00:18:00.570 --> 00:18:03.090
. بايد برم و حرفايي که تو دلم هستُ بهش بگم

00:18:03.090 --> 00:18:05.120
ميخواي بهش چي بگي ؟

00:18:06.230 --> 00:18:10.200
، تو همينجا بمون
. نبايد خودتُ قاطيِ اين ماجرا بکني

00:18:23.410 --> 00:18:26.980
مگه نشنيدي چي گفتم ؟
. بهت گفتم هيچي نميخورم

00:18:26.980 --> 00:18:30.530
ميخواي چيزي نخوري که چي بشه ؟
. بايد يه چيزي بخوري و به زندگيت ادامه بدي

00:18:38.970 --> 00:18:41.620
. ديگه شورشُ درآورده

00:18:41.620 --> 00:18:44.540
. بيا باهم بريم فيلم ببينيم

00:18:49.270 --> 00:18:52.300
. باشه ، ميرم يکي ديگه برات بيارم

00:18:52.300 --> 00:18:57.850
هنوز تو يخچال شير داريم و بازم
. يه جعبه ديگه گوجه فرنگي تو خونه هست

00:18:57.850 --> 00:19:02.460
. تو محله امونم سه تا سوپرمارکت هست

00:19:02.460 --> 00:19:10.290
و منم يه عالمه انرژي برام مونده و
. چون سرِ کار هم نرفتم ، يه عالمه وقت دارم

00:20:38.400 --> 00:20:44.180
اينکه بعد از ماجراي غش کردنت ، اينطوري
. . عصباني ميشيُ همه چيُ ميزني ميشکوني

00:20:44.180 --> 00:20:46.910
. درواقع باعث ميشه خوشحال بشم . .

00:20:47.720 --> 00:20:54.930
، تو همچين وضعيتي
. طبيعيِ که آدم عصباني بشه و قاطي بکنه

00:20:55.530 --> 00:20:59.560
سو يونگي " ، تو هميشه خوشحال و "
، سرزنده بنظر ميرسيدي

00:20:59.560 --> 00:21:02.840
. نگران بودم که هيچ عکس العملي نشون ندي

00:21:04.110 --> 00:21:10.370
بخاطرِ اين ميگم که فکرميکردم
. داري از درون عذاب ميکِشي و چيزي بروز نميدي

00:21:11.930 --> 00:21:14.540
، اگه امکانش باشه

00:21:15.010 --> 00:21:18.680
ميخوام همه چيُ بيرون بريزيُ
. داد بزني و گريه کني

00:21:33.180 --> 00:21:36.030
اون روز چه حرفايي داشتي با
هان جائه هي " ميزدي ؟ "

00:21:41.200 --> 00:21:44.030
بخاطرِ منه که داره بهت سخت ميگذره ؟

00:21:44.030 --> 00:21:46.840
من باعث شدم که اينطوري بشي ؟

00:21:50.280 --> 00:21:52.960
اگه داره بخاطرِ خاطراتي که
، از من داشتي ، بهت سخت ميگذره

00:21:52.960 --> 00:21:57.540
اگه بخاطرِ اون خاطراتِ که
، ميخواي مخفيشون کني

00:21:57.540 --> 00:22:00.670
، اگه بخاطرِ اوناست که داري اينطوري عذاب ميکِشي

00:22:01.910 --> 00:22:04.670
. اونارو تو خودت نريزُ همه چيُ بريز بيرون

00:22:06.270 --> 00:22:09.300
. . دست از عذاب دادنِ خودت بردار و

00:22:09.300 --> 00:22:11.940
. " منو عذاب بده . . " يونگي . .

00:22:14.440 --> 00:22:17.290
. . دست از زجر دادنِ خودت بردارُ

00:22:17.290 --> 00:22:20.330
. اينطوري منو زجر بده . .

00:22:25.910 --> 00:22:29.340
تو بايد زندگيِ خوبي داشته باشي تا
. بتونم از پيشِت برم

00:22:29.340 --> 00:22:32.540
. . بايد خودتُ جمع و جور کني

00:22:32.540 --> 00:22:35.470
. . تا بتونم بدونِ هيچ نگراني اي . .

00:22:37.180 --> 00:22:40.330
. از کنارت ناپديد بشم . .

00:22:45.540 --> 00:22:48.360
. ميرم شيرتُ برات بيارم

00:26:47.540 --> 00:26:50.020
خوب خوابيدي ؟

00:26:54.900 --> 00:26:58.800
آره ، تو خوب خوابيدي ؟

00:26:59.420 --> 00:27:02.040
. آره

00:27:17.340 --> 00:27:22.510
مارو " ، به لطفِ تو . . تونستم حسابي "
. تا تونستم بخوابم

00:27:24.730 --> 00:27:27.210
. . و

00:27:27.210 --> 00:27:31.950
. يه خوابِ خيلي طولاني هم ميديدم . .

00:27:33.260 --> 00:27:39.860
تو همون خوابِ طولاني ، درمورد تو هم
. " خواب ميديدم . . " مارو

00:27:40.610 --> 00:27:45.180
. . اما ، "مارو"ـيي که تو خوابم بود

00:27:45.180 --> 00:27:48.620
. با "مارو"ـيي که ميشناسم ، فرق داشت . .

00:27:49.930 --> 00:27:52.140
چطوري ؟

00:27:53.450 --> 00:28:00.440
اون منو گول ميزد ، اذيتم ميکرد و
. اعتماد به نفس بالايي داشتُ . . آدمِ بدي بود

00:28:09.290 --> 00:28:12.700
، بعدا وقتي خاطراتتُ بدست آوردي

00:28:12.700 --> 00:28:16.420
، اگه واقعا همچين آدمي باشم
اونوقت . . چيکار ميکني ؟

00:28:16.420 --> 00:28:18.600
چي ؟

00:28:19.790 --> 00:28:26.230
دارم ميگم اگه واقعا همون آدمِ بدي باشم که
تو خوابت بود . . اونوقت ، چيکار ميکني ؟

00:28:33.800 --> 00:28:36.760
. هرگز نميتونم اون آدمُ ببخشم

00:28:37.630 --> 00:28:42.230
. اون آدميِ که حتي بعد از ترکِ پدرم ، انتخابش کردم

00:28:48.450 --> 00:28:50.650
چرا داري ميخندي ؟

00:28:52.870 --> 00:28:55.310
چرا ميخندي ؟

00:28:56.010 --> 00:28:58.180
. چون خيالم راحت شد

00:28:58.180 --> 00:28:59.700
چي ؟

00:29:00.350 --> 00:29:02.930
حتما بايد همينکارو بکني . . باشه ؟

00:29:02.930 --> 00:29:07.770
هرگز اينُ فراموش نکن و ضعيف نباش و
. هرگز اون آدمُ نبخش

00:29:07.770 --> 00:29:10.600
. " حتما بايد همينکارو بکني . . " سو يونگي

00:29:38.140 --> 00:29:41.380
از رئيس چه حرفايي شنيديد که
اونطوري غش کرديد ؟

00:29:47.390 --> 00:29:52.840
يادم مياد که " هان جائه هي " اومده بود
. باهام حرف بزنه

00:29:52.840 --> 00:29:55.300
. يادمه خيلي داشت بهم سخت ميگذشت

00:29:57.570 --> 00:30:00.040
. اما ، خوب يادم نمياد درمورد چي حرف ميزديم

00:30:02.450 --> 00:30:06.390
خاطره ي اون لحظه ، برام مثلِ
. تيکه هاي شکسته ي يه ليوانه

00:30:06.390 --> 00:30:09.440
. شنيدم خاطراتتونُ به ياد آورده بوديد

00:30:09.440 --> 00:30:13.750
. فقط يه سري چيزاي بي اهميتُ

00:30:13.750 --> 00:30:15.380
چه خاطره اي بوده ؟

00:30:17.960 --> 00:30:21.190
چي بوده ؟

00:30:21.190 --> 00:30:25.280
. . يادم اومده بود شما بهم گفته بوديد که

00:30:25.280 --> 00:30:30.590
کانگ مارو " به قصد انتقام گرفتن " . .
. از يه کسي ، به من نزديک شده بوده

00:30:33.880 --> 00:30:37.130
« . اون و " خانمِ دوم " قبلا با هم رابطه داشتن »

00:30:37.130 --> 00:30:38.720
« . اينو که قبلا هم گفته بودي »

00:30:38.720 --> 00:30:43.830
اون آدم هنوز احساسات عميقي به " خانم دوم " داره »
« . و با انگيزه هاي مخفي به شما نزديک شده

00:30:45.670 --> 00:30:48.860
منظورت از اين حرفا چي بوده ؟

00:31:00.230 --> 00:31:03.830
. دقيقا تا اينجاشُ يادم مياد

00:31:03.830 --> 00:31:07.560
. اما . . بقيه اشُ يادم نمياد

00:31:07.560 --> 00:31:11.900
. . اون آدم رابطه ي نزديکي با " مارو " داشته و

00:31:11.900 --> 00:31:14.710
، مارو " بخاطر اون آدم بهم نزديک شده بوده " . .

00:31:16.520 --> 00:31:19.240
. شما اين حرفارو بهم زده بوديد

00:31:21.060 --> 00:31:22.790
من گفته بودم ؟

00:31:22.790 --> 00:31:24.300
. بله

00:31:27.960 --> 00:31:30.100
اون آدم کيه ؟

00:31:33.370 --> 00:31:37.670
کانگ مارو " . . چه جور آدميه ؟ "

00:31:41.910 --> 00:31:45.610
. . احتمالا اون جنبه از "کانگ مارو"ـرو که

00:31:45.610 --> 00:31:47.480
من نميشناسم ، شما نميشناسي ؟ . .

00:31:59.140 --> 00:32:00.990
. بهم گفتن باهام کار داريد

00:32:00.990 --> 00:32:02.390
. بشين

00:32:02.390 --> 00:32:04.240
. همينطوري راحت تره

00:32:06.630 --> 00:32:08.620
. باشه ، همينطور ايستاده صحبت ميکنيم

00:32:13.460 --> 00:32:15.320
، کارِ بچگانه اي کردم

00:32:17.500 --> 00:32:22.340
کار بچگانه اي بود که
. بعنوان يه جاسوس برات پاپوش درست کرده بودم

00:32:24.770 --> 00:32:27.100
. ببخشيد

00:32:27.100 --> 00:32:30.990
همه چيُ فراموش کن و
. بيا درآينده به خوبي درکنار هم کار کنيم

00:32:35.180 --> 00:32:39.830
اگه نخوام اين عذرخواهيُ قبول کنم ، بايد چيکار
کنم ؟

00:32:44.710 --> 00:32:48.580
ميخواي جلوت زانو بزنم ؟

00:32:48.580 --> 00:32:51.890
. اگه بخواي ميتونم زانو بزنم

00:32:51.890 --> 00:32:57.170
درمقابلِ تو ، يه بار که چيزي نيست ، ميتونم
. صدها و هزاران بار زانو بزنم

00:32:59.550 --> 00:33:01.440
واقعا ميخواي جلوت زانو بزنم ؟

00:33:22.410 --> 00:33:23.870
، اينقدر حال بهم زني که

00:33:25.960 --> 00:33:28.240
. فکرکنم ديگه از شدتش بالا بيارم

00:33:44.660 --> 00:33:50.120
مطمئنيد من همچين حرفي زده بودم ؟

00:33:50.120 --> 00:33:51.780
. بله ، درسته

00:33:51.780 --> 00:33:54.220
. گفته بودي " کانگ مارو " ميخواد منو گول بزنه

00:33:54.220 --> 00:33:57.090
کسِ ديگه اي منظورم نبوده ؟

00:33:57.090 --> 00:33:58.680
. نه

00:33:58.680 --> 00:34:01.850
احتمالا خواب نميديديد ؟

00:34:04.160 --> 00:34:07.740
مطمئنيد اين خاطره ساخته يِ ذهن خودتون نيست ؟

00:34:10.850 --> 00:34:13.400
. من هرگز همچين حرفيُ بهتون نزده بودم

00:34:16.300 --> 00:34:18.590
. اولين بارِ که همچين چيزيُ ميشنوم

00:34:21.290 --> 00:34:22.980
واقعا ؟

00:34:22.980 --> 00:34:23.910
. بله

00:34:26.760 --> 00:34:31.140
شنيدم آدماي زيادي تو دنيا هستن که با ساختنِ
. يه سري خاطره از خودشون ، ميخوان خودشونُ فريب بدن

00:34:31.140 --> 00:34:34.420
، درواقع سي درصد از خاطراتي که تو ذهنشونِ

00:34:34.420 --> 00:34:39.580
خاطراتي هستن که فراموش کرده بودن و
. دوباره اونارو از سر براي خودشون بازسازي کردن

00:34:39.580 --> 00:34:44.000
. پس ، فکرکنم اشتباه کردم

00:34:44.000 --> 00:34:46.810
حرف ديگه اي براي گفتن نداريد ؟

00:34:46.810 --> 00:34:51.600
. ميخوام فورا خاطراتمُ به ياد بيارم

00:34:54.010 --> 00:34:55.010
. خوبه

00:34:55.020 --> 00:34:58.560
. ديگه نميخوام خودمُ مخفي کنم و بترسم

00:34:58.560 --> 00:35:02.440
. ميخوام هرکاري که ميتونم ، بکنم

00:35:02.440 --> 00:35:07.870
هرکاري براي دوباره بدست آوردنِ خاطراتم
. باشه . . حاضرم انجام بدم

00:35:11.950 --> 00:35:17.000
. تمام اسنادي که لازم داريدُ ، براتون آوردم

00:35:17.000 --> 00:35:23.250
حالا فقط کافيه يه راهي براي ثابت کردنِ
، عدم صلاحيت " سو يونگي " براي مديريتِ شرکت پيدا کنيم

00:35:23.250 --> 00:35:28.160
و هرچه سريع تر ، وضعيتِ واقعيش رو
. براي همه افشا کنيم

00:35:28.160 --> 00:35:30.490
. البته . . کارِ آسوني نيست

00:35:30.490 --> 00:35:35.800
تا وقتي که کاملا خوب بشه ، اون ميخواد
. به مخفي شدن پشتِ " کانگ مارو " ادامه بده

00:35:35.800 --> 00:35:40.900
بيا " کانگ مارو " و " سو يونگي " رو
. از هم جدا کنيم

00:35:40.900 --> 00:35:46.430
. و . . "کانگ مارو"ـرو هم نگه ميداريم

00:35:46.430 --> 00:35:52.850
اون حرومزاده مهارتِ خيلي بالايي داره و
. حيفِ که بديمش به دستِ بقيه

00:35:52.850 --> 00:35:57.810
. اونُ ميخوام داشته باشم . . ميخوام مالِ خودم باشه

00:36:01.830 --> 00:36:03.400
بله ؟

00:36:09.470 --> 00:36:11.700
. سلام

00:36:15.800 --> 00:36:18.440
. . فکرميکردم مريض باشي

00:36:18.440 --> 00:36:21.560
چي شده بدون اينکه چيزي بگي ، اومدي ؟ . .

00:36:21.560 --> 00:36:24.450
اومدم احترامُ به جا بيارم و
. يه سري هم به اينجا زده باشم

00:36:24.450 --> 00:36:25.460
احترام به جا بياري ؟

00:36:25.460 --> 00:36:29.090
امروز رسما برگشت به شرکت رو
. شروع کردم

00:36:32.230 --> 00:36:35.390
. . حس ميکنم اين اواخر

00:36:35.390 --> 00:36:39.490
. زيادي درگيرِ مسائل سلامتيم بودم . .

00:36:39.490 --> 00:36:44.590
. درهرحال . . اينجا شرکتمِ و کارمندام اينجا هستن

00:36:44.600 --> 00:36:49.020
منم بايد سريع بهبود پيدا کنم و
. دوباره کارمُ شروع کنم

00:36:49.020 --> 00:36:53.050
از اونجايي که قرارِ زياد همديگه رو
. ببينيم . . لطفا برام آرزوي موفقيت کنيد

00:37:10.160 --> 00:37:12.830
واقعا ميخواي رسما برگردي سرِ کار ؟

00:37:12.830 --> 00:37:16.210
. من قبلا تمام زندگيم متعلق به اينجا بوده

00:37:16.210 --> 00:37:19.360
. . اينجا ، جاييِ که ميخوام همه چيُ از سر شروع کنم

00:37:19.360 --> 00:37:22.080
. اينطوري ، ميتونم حافظه امِ زودتر بدست بيارم . .

00:37:29.250 --> 00:37:32.990
دلم نميخواد همچين کاريُ با کسي که
، به تازگي به شرکت برگشته بکنم ، اما

00:37:32.990 --> 00:37:36.300
يه موضوع فوري پيش اومده و
. " ميخوام دراونمورد بهم کمک کنيد . . مدير" سو

00:37:36.300 --> 00:37:41.480
اون قراردادِ مواد آرايشي بهداشتيِ " تائه يانگ " رو
که قبلا کارشُ شروع کرده بوديد ، اما نتونستيد
به پايان برسونيدش رو يادتونه ؟

00:37:41.480 --> 00:37:44.720
. . الان داريم مراحل قراردادُ دوباره شروه ميکنيم

00:37:44.720 --> 00:37:50.130
و خودت خوب ميدوني که . .
. چطور بايد با مديرعاملشون کنار بيايي

00:37:50.130 --> 00:37:53.730
خب ؟
ازم ميخوايد چيکار کنم ؟

00:37:53.730 --> 00:37:56.680
بالاخره تونستيم با هزار سختي براي امروز قرارِ يه
. . جلسه رو باهاش ترتيب بديم

00:37:56.680 --> 00:38:00.340
اما ، يه موضوعي براي رابطِ اصليمون با . .
. اونا ، براش پيش اومد

00:38:00.340 --> 00:38:06.820
سخته که اين جلسه رو کنسل کنيم و همينطوريشم . .
. سرِ گرفتن اين قرارداد با بقيه در رقابتيم

00:38:06.820 --> 00:38:09.240
چرا تو امروز سرِ جلسه اي که
، با مدير عامل " مين " داريم ، نميري

00:38:09.250 --> 00:38:14.950
و يه جوري اين قضيه رو فيصله نميدي که
بقيه ي اعضاي اصليِ اون شرکتُ بتونيم فردا ملاقات کنيم ؟

00:38:14.950 --> 00:38:20.100
ميخوام فورا به اون جلسه بري ، شنيدم که
. مديرعاملِ " مين " سرِ جلسه منتظرمون نشسته

00:38:20.100 --> 00:38:25.460
قرارتون تو يه رستوران کره اي
. به اسمِ " هان گانگ " ، تو اتاقِ شماره يازده هست

00:38:25.460 --> 00:38:27.290
. " روت حساب ميکنم . . مدير " سو

00:38:41.580 --> 00:38:43.470
چيزي شده ؟

00:38:44.690 --> 00:38:48.220
گفتيم مديرعامل " مين " از
شرکت لوازم آرايشيِ " تائه يانگ " ـه ، آره ؟

00:38:48.220 --> 00:38:50.520
چيزي درموردش ميدونيد ؟

00:38:50.520 --> 00:38:57.670
بله ، اون خيلي با مدير " سو " خوب بود و حتي
. ميخواست اونُ عروسش بکنه ، رابطه ي خوبي باهم داشتن

00:39:00.490 --> 00:39:02.830
. يادم نمياد

00:39:02.830 --> 00:39:07.430
اون موقع ، منشي " کيم " تو
، اون قرارداد بهتون کمک ميکرد

00:39:07.430 --> 00:39:10.950
بهتر نيست درمورد قرارداد با منشي " کيم " صحبت
کنيد و بيشتر درمورد اين قرارداد بفهميد ؟

00:39:10.950 --> 00:39:11.940
. خوبه

00:39:16.830 --> 00:39:24.340
به خودت فشار نيار ، بهشون ميگيم يه مورد فوري برات
. پيش اومده و نميتوني سرِ اون جلسه بري

00:39:24.340 --> 00:39:27.120
. بيا همينکارو بکنيم

00:39:27.120 --> 00:39:29.580
. نه . . ميخوام به اون جلسه برم

00:39:29.580 --> 00:39:30.440
. " يونگي "

00:39:30.440 --> 00:39:34.490
، اگه اينطور ناگهاني بگم که نميتونم برم
. اونوقت . . اونا بهم مشکوک ميشن

00:39:34.490 --> 00:39:35.340
اينطوري که خيلي بهتر از اينه که
. خودتُ اينطوري تحت فشار بذاري

00:39:35.340 --> 00:39:39.490
. نميخوام بگم نميتونم از پسِ اين قضيه بربيام

00:39:39.490 --> 00:39:42.500
. ديگه نميخوام اين کلمه رو بگم . . نميخوام

00:39:44.940 --> 00:39:48.400
مطمئنم که ميتونم همه چيُ حفظ کنم ، فقط
. کافيه همه چيُ حفظ کنم

00:39:48.400 --> 00:39:56.110
فقط کافيه بدونم اون چطور آدميِ و خانواده اش
کيا هستن و چه سرگرمي اي داره . . اينارو بايد
حفظ کنم ديگه ، آره ؟

00:40:11.780 --> 00:40:14.840
، پسرش پارسال ازدواج کرده »

00:40:14.840 --> 00:40:18.310
. و شما هم تو جشن عروسيشون بوديد

00:40:22.960 --> 00:40:27.780
مدتي نه چندان پيش ، نوه اش به دنيا اومده بود و اون
، خيلي خوشحال بود ، پس ، اول اينُ پيش بکِشيد و بعد

00:40:27.780 --> 00:40:31.150
« . به آرومي گفتگورو ادامه بديد

00:40:44.140 --> 00:40:46.210
ميخواي باهم بريم تو ؟

00:40:46.520 --> 00:40:49.520
. نه ، ميتونم خودم تنهايي برم

00:40:50.650 --> 00:40:52.550
. نگران نباش

00:41:00.820 --> 00:41:03.440
چطوريد ؟

00:41:25.340 --> 00:41:27.070
. . آخرين بار پارسال ديده بودمتون

00:41:27.070 --> 00:41:29.290
. و . . الانم اولين بارِ که امسال ميبينمتون . .

00:41:30.450 --> 00:41:34.910
. . با پدرم به سالگرد ازدواجتون اومده بوديم

00:41:34.910 --> 00:41:37.300
و الان اولين بار بعد از اونوقتِ که همديگه رو . .
. ميبينيم

00:41:37.300 --> 00:41:39.610
همينطوره ؟

00:41:40.080 --> 00:41:42.620
. فکرکنم همينطور باشه

00:41:42.940 --> 00:41:46.370
. اين روزا زيادي فراموشکار شدم

00:41:48.160 --> 00:41:52.530
. خبرارو درمورد پسرتون شنيدم

00:42:02.250 --> 00:42:03.730
. . پس ، مدير " سو " الان

00:42:03.730 --> 00:42:06.770
پيشِ رئيس "نام"ـه و فکرميکنه که . .
درواقع اون نماينده " مين " ـه ؟

00:42:08.900 --> 00:42:11.140
چه فکرکرديد که
همچين کاريُ انجام داديد ؟

00:42:11.500 --> 00:42:15.470
اگه اينطوري يه مشکلي پيش بياد و باعث بشه
مديرعامل " نام " از قراردادش با ما منصرف بشه ، چي ؟

00:42:16.780 --> 00:42:18.470
. منم همينُ ميخوام

00:42:19.040 --> 00:42:21.770
هرچقدر " سو يونگي " اشتباه هايِ
، بيشتريُ انجام بده

00:42:21.970 --> 00:42:25.060
. . اونوقت ، نگاهِ بقيه ي مديرها به اون

00:42:25.060 --> 00:42:27.600
. شکلِ خاص تر و عميق تريُ به خودش ميگيره . .

00:42:29.010 --> 00:42:31.460
انگار همين ديروز بود که
، شنيدم پسرتون داره ازدواج ميکنه

00:42:31.460 --> 00:42:35.810
. و حالا هم که داره با خوشبختي زندگي ميکنه

00:42:36.310 --> 00:42:38.910
و . . حتي شما نوه اتونُ هم ديديد ، درسته ؟

00:42:42.930 --> 00:42:44.960
، تو همون روزِ عروسي فهميدم که

00:42:44.960 --> 00:42:47.570
. عروستون بنظر ميرسه آدمِ بي نظيري باشه

00:42:48.930 --> 00:42:51.770
. شما خيلي خيلي خوش شانسيد . . رئيس

00:42:56.560 --> 00:42:58.730
مَستي ؟

00:42:58.730 --> 00:43:01.550
چطور چرأت کردي با مَستي به اينجا بيايي ؟

00:43:01.880 --> 00:43:04.810
عجب دختره يِ گُستاخِ ريزه ميزه اي
! هستي

00:43:05.120 --> 00:43:07.540
گفتي پسرم چيکارا کرده ؟

00:43:24.590 --> 00:43:27.920
اون گفت که نماينده " مين " از
. شرکتِ مواد آرايشيِ " تائه هان " نيست

00:43:29.950 --> 00:43:32.210
. جاهاشون باهم عوض شده بود

00:43:33.760 --> 00:43:35.570
. . اون آدم درواقع

00:43:36.190 --> 00:43:39.480
مديرعامل " نام " از . .
. . شرکت مواد شيمياييِ " موه سونگ " بود

00:43:40.650 --> 00:43:44.920
. پسرش هم پنج ماه پيش توي تصادف مُرده . .

00:43:46.220 --> 00:43:48.950
. . اونوقت ، من به آدمي که به تازگي پسرشُ از دست داده

00:44:09.130 --> 00:44:11.520
« هان جائه هي »

00:44:16.790 --> 00:44:18.230
يعني چي ؟

00:44:18.240 --> 00:44:19.950
براي چي دوباره به " تائه سان " برگشتي ؟

00:44:19.950 --> 00:44:22.190
دليلِ برگشتت چي بوده ؟

00:44:23.810 --> 00:44:27.250
نکنه اومدي " تائه سان " ـو نابود کني ؟

00:44:27.250 --> 00:44:31.470
بخاطرِ اينکه نميتونستي باور کني
هان جائه هي " رئيس شده ، اومدي اينجا ؟ "

00:44:31.470 --> 00:44:33.560
. . اومدي چيزي که خراب شده بوده رو خراب کني

00:44:33.560 --> 00:44:35.370
. . اومدي همه چيُ به آتش بکِشي . .

00:44:35.370 --> 00:44:37.410
براي همين دوباره برگشتي ؟ . .

00:44:37.540 --> 00:44:40.440
. هيچ دليل ديگه اي نميتونه وجود داشته باشه

00:44:40.730 --> 00:44:43.870
به آدمي که
، همين تازگي پسرشُ از دست داده بوده

00:44:43.870 --> 00:44:46.080
چه چيزايي گفتي ؟

00:44:46.080 --> 00:44:49.350
نکنه مغزت مشکلي چيزي داره ؟

00:44:50.380 --> 00:44:52.790
رئيس " نام " ، بخاطر اينکه
. . از شنيدن حرفاي تو ناراحت شده بود

00:44:52.790 --> 00:44:57.220
از سرمايه گذاري توي تفريحگاهِ . .
. تائه سان " منصرف شد "

00:44:58.240 --> 00:45:00.330
چطور ميخواي مسئوليتِ همچين چيزيُ
قبول کني ؟

00:45:00.330 --> 00:45:02.580
چطور ميخواي مسئوليتشُ به گردن بگيري !؟

00:45:02.720 --> 00:45:05.560
. تو منو به اشتباه انداخته بودي

00:45:05.750 --> 00:45:07.580
. . تو بودي که بهم گفته بودي

00:45:07.580 --> 00:45:10.570
قرارِ نماينده " مين " از . .
. . شرکت مواد آرايشي " تائه هان " رو ببينم

00:45:12.340 --> 00:45:14.090
چرا تلفنُ قطع کردي ؟

00:45:14.380 --> 00:45:16.560
. هنوز حرفام تموم نشده بود

00:45:19.020 --> 00:45:20.740
. بدِش به من

00:45:22.980 --> 00:45:25.280
. " فکرکنم افتاديم تو تله . . " يونگي

00:45:32.860 --> 00:45:37.600
بنظر ميرسه اين خبر که " سو يونگي " قراردادِ
. سرمايه گذاريُ خراب کرده . . به سرعت تو شرکت پخش شده

00:45:37.830 --> 00:45:42.000
حتي بين مديرها هم يه زمزمه هايي
. درمورد عدم کاراييِ اون داره ميشه

00:45:42.580 --> 00:45:45.560
بهترِ تو جلسه ي هفته ي آينده اين موضوعُ
. . مطرح کنيم

00:45:45.560 --> 00:45:49.290
و منم اسناد لازم براي گرفتنِ حقِش درمورد . .
. رياست شرکت رو ، آماده ميکنم

00:45:51.410 --> 00:45:56.120
اين موضوعِ " سو يونگي " خيلي راحت تر
. از اوني که فکرشُ ميکردم . . تموم شد

00:46:00.180 --> 00:46:02.380
بهتر نيست جشن بگيريم ؟

00:46:04.270 --> 00:46:06.160
شما ميخوايد جشن بگيريد ؟

00:46:10.050 --> 00:46:11.860
. اينطوري اصلا حال نميده

00:46:12.930 --> 00:46:16.820
. اگه اينقدر آسون نبود . . اونوقت ، بيشتر حال ميداد

00:46:17.360 --> 00:46:19.590
، حالا که زيادي آسون تونستيم به هدفمون برسيم

00:46:19.870 --> 00:46:21.770
. اصلا برام ذره اي سرگرم کننده نبود

00:46:31.810 --> 00:46:35.950
. خجالت ميکِشم . . واقعا بدجور ضايع شدم

00:46:36.620 --> 00:46:39.450
. . مارو " ، بايد به حرفت گوش ميکردم و "

00:46:40.690 --> 00:46:43.260
. به اون جلسه نميرفتم . .

00:46:43.920 --> 00:46:47.380
آخه چطور فکرميکردم که
ميتونستم از پسِ اونکار بربيام ؟

00:46:49.210 --> 00:46:50.910
. " يونگي "

00:46:51.200 --> 00:46:53.230
، بدون اينکه از کسي کمک بگيرم

00:46:53.230 --> 00:46:56.020
. حتي نميتونم رو پايِ خودم وايسم

00:46:56.020 --> 00:46:58.510
چطور فکرميکردم ميتونم از پسِش بربيام ؟
! . . واقعا که

00:46:58.650 --> 00:47:01.940
، اينقدر خودتُ سرزنش نکن
. دفعه ي بعدي بهتر عمل ميکني

00:47:03.570 --> 00:47:06.340
، اگه صبر کني
. حتما دوباره ميتوني خاطراتتُ به ياد بياري

00:47:06.670 --> 00:47:09.280
چرا اينقدر تو به ياد آوردنشون عجله داري ؟

00:47:14.920 --> 00:47:17.950
بخاطرِ اينه که ميخوام هرچي زودتر
. خاطراتِ مربوط به تورو به ياد بيارم

00:47:19.860 --> 00:47:22.130
. . " ميخوام يادم بياد که " مارو

00:47:22.230 --> 00:47:25.470
. . چقدر منو ميشناخته و عاشقم بوده . .

00:47:26.720 --> 00:47:29.250
به همين خاطره که
. ميخوام هرچي زودتر حافظه امُ بدست بيارم

00:47:34.860 --> 00:47:37.110
اونوقت . . چي شد ؟

00:47:43.860 --> 00:47:45.900
بايد چيکار کنم ؟

00:47:46.860 --> 00:47:49.180
چيکار ميتونم بکنم ؟

00:47:50.920 --> 00:47:53.300
. نبايد برميگشتم

00:47:56.920 --> 00:47:58.900
. بهترِ ديگه بيخيال بشيم

00:48:01.380 --> 00:48:03.740
. بيا بيخيالِ همه چي بشيم

00:48:37.460 --> 00:48:39.250
. بيدار شو . . بايد يه جايي بريم

00:48:42.590 --> 00:48:44.310
. بلند شو

00:48:44.310 --> 00:48:46.560
بايد با وضعيتي که
. خودت درست کردي ، سر و کله بزنيم

00:48:46.930 --> 00:48:48.980
. بهت که گفتم بهترِ بيخيالش بشيم

00:48:49.160 --> 00:48:51.460
. بهت گفتم که ميخوام بيخيالِ " تائه سان " بشم

00:48:53.820 --> 00:48:55.380
. مسخره بازي درنيار

00:48:55.950 --> 00:48:58.120
حتي فکرشم نکن که
. بخواي بيخيالِ " تائه سان " بشي

00:48:58.120 --> 00:48:59.450
. " مارو "

00:48:59.450 --> 00:49:01.770
مگه اصلا يه ذره تلاشم کردي که
حالا ميخواي بيخيالِ همه چي بشي ؟

00:49:02.500 --> 00:49:04.190
بعدا وقتي که
. . خاطراتتُ به ياد آوردي

00:49:04.190 --> 00:49:06.280
، و . . تونستي جايگاهتُ بدست بياري . .

00:49:06.760 --> 00:49:09.060
اگه اونوقت نخواستي
. . تائه سان"ـو داشته باشي"

00:49:09.330 --> 00:49:12.360
اگه حس کردي برات مهم نيست که از اونجا . .
. دست بکِشي . . اونوقت ميتوني بيخيالِ اونجا بشي

00:49:12.360 --> 00:49:15.240
نميتونم . . چطور ميتونم اينکارو بکنم ؟

00:49:15.340 --> 00:49:18.810
تو که همه چيُ ديروز ديدي ، خودت ديدي که
. . چطور مضحکه شده بودم و

00:49:18.810 --> 00:49:20.700
. مثلِ يه احمق داشتم خورد ميشدم . .

00:49:20.700 --> 00:49:23.000
مگه خودت نديدي که
به چه وضعي افتاده بودم . . " مارو " ؟

00:49:23.440 --> 00:49:25.180
. ميتوني از پسِ اينکار بربيايي

00:49:25.180 --> 00:49:27.380
. نميتونم . . هيچ کاري از دستم برنمياد

00:49:27.380 --> 00:49:29.300
. چرا . . ميتوني

00:49:32.190 --> 00:49:34.400
. من خودم مدرکيَم که ميگه ميتوني اينکارو بکني

00:49:58.730 --> 00:50:02.350
داري کجا ميري ؟
منو اينجا تنها گذاشتيُ داري کجا ميري ؟

00:50:33.960 --> 00:50:35.910
. حرفايِ مديرگروه " کانگ " درست بود

00:50:36.840 --> 00:50:38.160
. . " بنظر ميرسه افرادِ " هان جائه هي

00:50:38.160 --> 00:50:41.650
تمام نوارهاي " سي تي اسکن " و . .
. ام آر آي " ـه " سو يونگي " رو داشته باشن "

00:50:42.420 --> 00:50:44.490
. . اونا از تک تک حقايق با خبرن و

00:50:44.490 --> 00:50:47.350
. اونطوري ميخواستن مدير "سو"ـرو امتحان کنن . .

00:50:48.370 --> 00:50:51.500
، بنظر ميرسه فقط يه هدف دارن

00:50:52.090 --> 00:50:55.570
اونم اينه که حقِ مدير " سو " از
. داشتن شرکتِ خودشُ ازش بگيرن

00:50:58.820 --> 00:51:00.810
حالا بايد چيکار کنيم ؟

00:51:51.960 --> 00:51:53.220
. " يونسوک "

00:51:53.320 --> 00:51:55.110
. مامان

00:51:56.930 --> 00:52:01.200
. پسرم ، امروز حسابي خوشحالم

00:52:01.200 --> 00:52:04.570
ميخوام برات يه هديه بخرم . . چي ميخواي برات بخرم ؟

00:52:04.570 --> 00:52:06.270
هديه ؟

00:52:06.270 --> 00:52:07.920
. هرچي ميخواي بهم بگو

00:52:07.920 --> 00:52:11.970
. بهترين چيزايِ دنيارو برات ميخرم

00:52:13.420 --> 00:52:15.070
! خواهرجون " يونگي " رو ميخوام

00:52:15.580 --> 00:52:16.430
چي ؟

00:52:16.430 --> 00:52:19.770
. خواهرجونم . . خواهرجون "يونگي"ـو ميخوام

00:52:21.520 --> 00:52:24.520
. يه چيزي بجز خواهر " يونگي " بخواه

00:52:24.620 --> 00:52:28.840
چرا اون دوباره به خونه برنگشت ؟

00:52:28.840 --> 00:52:32.520
. خواهر " يونگي " نميشه . . يه چيزِ ديگه بخواه

00:52:32.520 --> 00:52:36.750
. پس ، بستني و خواهرجون "يونگي"ـو ميخوام

00:52:38.880 --> 00:52:42.360
هيچ چيز ديگه اي
بجز خواهر " يونگي " نميخواي ؟

00:52:42.360 --> 00:52:46.630
، اين دنيا پُر از چيزاي لوکس و شگفت انگيزه

00:52:46.630 --> 00:52:49.200
اونوقت . . فقط ميتوني
به خواهر " يونگي " فکرکني ؟

00:52:49.200 --> 00:52:53.510
. تفنگ اسباب بازي ، ماشين ، روبات . . لباس

00:52:53.510 --> 00:52:56.400
. يه عالمه چيزاي خوب خوب تو دنياست

00:52:56.400 --> 00:53:02.270
بهت که گفتم همه چي برات ميخرم ، هرکاري که
بخواي برات ميکنم . . آخه چرا فقط حرفِ اونو ميزني ؟

00:53:08.720 --> 00:53:10.220
. يونسوک " ـو ببر بالا "

00:53:10.220 --> 00:53:11.200
. چشم

00:53:11.310 --> 00:53:13.990
. ازت متنفرم . . مامان

00:53:47.060 --> 00:53:49.300
تا کِي ميخواي همينجا بموني ؟

00:53:50.470 --> 00:53:53.330
. اينطوري هيچ چيزي عوض نميشه . . برگرد خونه ات

00:53:54.660 --> 00:53:56.280
. . رئيس

00:53:58.530 --> 00:54:01.200
. يه دليلي براي کارم داشتم . .

00:54:02.890 --> 00:54:05.810
. من دچارِ فراموشي شدم

00:54:08.340 --> 00:54:11.280
، بخاطرِ اينکه ميخواستم از خطر فرار کنم بود که

00:54:12.080 --> 00:54:16.880
. وانمود کردم تو اولين ديدارمون ميشناسمتون

00:54:18.920 --> 00:54:22.700
بخاطرِ اينکه تمام فکرم رويِ
، محافظت از " تائه سان " بود ، بود که

00:54:24.020 --> 00:54:32.620
با پيش کِشيدن موضوعِ پسرتون ، ازتون
. سوء استفاده کردم و فريبتون دادم

00:54:34.300 --> 00:54:38.840
هرچقدر بخوايد ، ميتونيد منو تمسخر کنيد و
. بهم اهانت کنيد تا زماني که خشمتون فروکِش کنه

00:54:41.250 --> 00:54:46.870
. واقعا بابت اون موضوع ميخوام ازتون عذرخواهي کنم

00:54:56.650 --> 00:54:59.310
تو حافظه اتُ از دست دادي ؟

00:54:59.310 --> 00:55:01.800
، فقط خاطراتمُ از دست ندادم

00:55:02.930 --> 00:55:06.850
. مغزم هم دچارِ آسيب شده

00:55:08.280 --> 00:55:13.250
هرچيزيم که بگي ، درهرحال حاضر نيستم
. تصميم درمورد سرمايه گذاري رو عوض کنم

00:55:13.250 --> 00:55:18.430
براي چي بايد بخوام سرمايه امُ به کسي
بسپرم که دچار آسيب مغزي شده ؟

00:55:18.430 --> 00:55:21.580
اينجا نيومدم که ازتون بخوام تصميمتون
. درمورد سرمايه گذاري رو تغيير بديد

00:55:23.020 --> 00:55:29.080
. . ميخواستم هرکاري از دستم برمياد بکنم تا

00:55:29.080 --> 00:55:31.280
اون دردي که مسببش بودم رو . .
. از قلبتون پاک کنم

00:55:32.610 --> 00:55:36.270
براي چي همچين اطلاعاتي درمورد خودت که
ممکنه بعنوان يه تاجر بي ارزشت کنه رو ، به من گفتي ؟

00:55:36.270 --> 00:55:38.550
، مطمئنم که به زودي درمان ميشم

00:55:39.400 --> 00:55:41.180
. و خوب ميشم

00:55:41.180 --> 00:55:46.720
چطور بهم اعتماد کردي ؟ اگه درموردت به بقيه بگم ، چي ؟
اونوقت ميخواي چيکار کني ؟

00:55:46.830 --> 00:55:48.840
. وقتي اومدم اينجا . . هر خطريُ هم به جونم خريدم

00:55:50.230 --> 00:55:54.570
، حتي اگرم اين خبرُ درموردم به بقيه بگيد
. هيچ کاري از دستم برنمياد

00:55:56.790 --> 00:55:58.610
. . و

00:56:00.830 --> 00:56:03.140
. معلوم ميشه کارِ اشتباهي کردم . .

00:56:56.960 --> 00:57:01.430
تمام اسنادي که نشون ميدن توي بدست آوردنِ قراردادِ
سرمايه گذاريِ مديرعامل " نام " با شکست مواجه شديم رو
، آماده کردم

00:57:01.430 --> 00:57:06.190
بايد يه جلسه ي مديران تشکيل بديم و
. به خصوص اين مشکل رو در جلسه مطرح کنيم

00:57:10.910 --> 00:57:13.220
. مديرعامل " نام دائه يونگ " پشت خط هستن

00:57:13.660 --> 00:57:15.170
. وصلش کن

00:57:15.170 --> 00:57:17.020
. تماسُ وصل کردم

00:57:22.130 --> 00:57:24.190
. " سلام ، مديرعامل " نام

00:57:24.520 --> 00:57:26.800
. راستش ، خودم ميخواستم باهاتون تماس بگيرم

00:57:26.800 --> 00:57:29.290
درمورد مدير " سو يونگي " ميخواستم
. باهاتون صبحت کنم

00:57:30.300 --> 00:57:33.690
، واقعا بابت اتفاقي که افتاد . . خيلي شرمندم

00:57:33.790 --> 00:57:35.540
. متاسفم

00:57:35.640 --> 00:57:39.030
مدير " سو " هنوز بي تجربه ـست و درحالِ يادگيريِ و
. . منم نبايد اونُ براي اون جلسه ميفرستادم

00:57:39.030 --> 00:57:42.790
. هرچه سريع تر ، ميخوام دوباره جلسه اي داشته باشيم

00:57:42.990 --> 00:57:44.190
چي ؟

00:57:44.190 --> 00:57:46.140
، يه چيزِ ديگه

00:57:47.040 --> 00:57:49.380
ميخوام طرفِ مقابلم توي اين
، سرمايه گذاريِ جديد

00:57:49.480 --> 00:57:52.090
. مدير " سو يونگي " باشن

00:57:52.190 --> 00:57:54.170
چي ؟

00:57:55.570 --> 00:57:58.880
اما . . شنيدم که دفعه ي پيش
، خيلي صحبت خوشايندي باهم نداشتيد و

00:57:58.880 --> 00:58:01.430
صحبت خوشايندي نداشتيم ؟

00:58:01.430 --> 00:58:04.550
. من که چيزي يادم نمياد

00:58:04.550 --> 00:58:05.490
چي ؟

00:58:05.490 --> 00:58:10.220
رئيس "سو"ـيِ مرحوم ، دخترشُ واقعا به خوبي
. بزرگ کرده

00:58:10.220 --> 00:58:13.180
با مدير " سو " که
، به خوبي ميتونم ارتباط باهاش برقرار کنم

00:58:13.180 --> 00:58:15.710
. دوست دارم دوباره قراردادمونُ باهم شروع کنيم

00:58:22.620 --> 00:58:25.440
. لطفا هيئت مديره رو دورِ هم جمع کن

00:58:25.440 --> 00:58:28.300
. . بايد تماميِ حقايقي که درموردِ

00:58:28.300 --> 00:58:30.730
. سو يونگي " هست رو ، براشون فاش کنيم " . .

00:58:33.290 --> 00:58:38.550
بحث درمورد پارامترهاي پروژه ي جديدِ
. جيجو " رو به ميذاريم براي جلسه هاي بعد "

00:58:38.550 --> 00:58:41.420
لطفا درمورد اين پروژه به اسنادي که
. جزئياتش در روبروتون هست ، مراجعه کنيد

00:58:41.420 --> 00:58:46.530
پس ، از پروژه ي تفريحگاهِ " جيجو " ميگذريم و
. بحثش رو ميذاريم براي بعد

00:58:49.810 --> 00:58:52.310
، حالا

00:58:52.310 --> 00:58:58.860
ميخوام درمورد موضوع مهمي که
، ذهن تمام مديرانُ به خودش مشغول کرده صحبت کنم

00:59:01.150 --> 00:59:05.030
که درواقع درباره يِ
. موقعيتِ مدير "سو يونگي"ـه

00:59:24.520 --> 00:59:27.770
بيا همين حالا درمورد نقشه هايي که »
« . براي قتل " سو يونگي " کِشيده بودي ، حرف بزنيم

00:59:34.780 --> 00:59:36.840
رئيس ؟

00:59:39.540 --> 00:59:41.810
. ببخشيد

00:59:42.080 --> 00:59:45.970
بهترِ يه لحظه استراحت کنيم و
. بعدا ، جلسه رو ادامه ميديم

01:00:13.000 --> 01:00:17.390
، ما حتي باهم تو يه محله زندگي ميکرديم . . پسر
! ما برادرِ همديگه ايم ، داداش

01:00:19.180 --> 01:00:20.530
! " هِي . . " جائه هي

01:00:20.530 --> 01:00:22.860
. خيلي وقته همديگه رو نديديم

01:00:23.880 --> 01:00:28.690
، بعد از اين همه وقت که نديدمت
. ميبينيم حتي خشن تر از پيش هم شدي

01:00:28.690 --> 01:00:32.720
چرا نميري صورتتُ ماساژي چيزي بدي ؟

01:00:32.720 --> 01:00:36.450
. من همه چيُ به " مارو " گفتم

01:00:36.450 --> 01:00:41.830
گفتم که چطور ازم خواسته بودي
، مطمئن بشم "سو يونگي"ـه کوچولويِ خوشگلُ

01:00:41.830 --> 01:00:46.480
براي هميشه از رو زمين محو شده باشه و
. ديگه هرگز نتونه برگرده

01:00:46.810 --> 01:00:48.530
. . مارو " بهم ميگه "

01:00:48.530 --> 01:00:50.860
اگه تو اون اتاق کنفرانس برم و . .
. . تک تک کارايي که

01:00:50.860 --> 01:00:55.310
ازم خواسته بودي برات بکنمُ براي . .
، اونا توضيح بدم

01:00:55.310 --> 01:00:57.200
اونوقت ، اون براي تمام زندگيم منو
. از لحاظي حمايت ميکنه

01:00:57.200 --> 01:01:01.720
، حالا فکرنکني تا حد مرگ عاشقِ اونم يا از اين چيزا

01:01:01.720 --> 01:01:05.910
اما . . حداقلش اينه که اون آدميِ که
. هرگز زيرِ قولش نميزنه

01:01:05.910 --> 01:01:10.350
. اون کلا يه تافته يِ جدا بافته ـست

01:01:10.610 --> 01:01:13.580
. . البته يه کمي از لحاظ سبک و شيوه دچارِ کمبوده

01:01:13.580 --> 01:01:16.040
اما ، هرکاري که . .
. بگه ميکنه رو ، حتما تا آخرش پاي حرفش ميمونه

01:01:16.040 --> 01:01:18.290
، تو که بهتر از من اين چيزارو ميدوني

01:01:18.290 --> 01:01:20.090
مگه نه ؟

01:01:20.090 --> 01:01:24.050
. . مارو " بهايِ قتلي که "

01:01:24.050 --> 01:01:27.890
، تو مرتکبش بودي رو ، داده . .

01:01:27.890 --> 01:01:30.800
. و . . از اون روز تاحالا صداشَم درنيومده

01:01:31.870 --> 01:01:34.700
، راستي ، اينُ " مارو " بهم نگفته بوده

01:01:34.700 --> 01:01:37.280
، اما . . هميشه هرکاريُ معلومه که درواقع کرده

01:01:37.280 --> 01:01:40.890
. و . . کاملا واضحه که اون قتل ، درواقع کارِ تو بوده

01:01:41.020 --> 01:01:43.130
مگه نه ؟

01:01:59.020 --> 01:02:00.500
رئيس " هان " ؟

01:02:00.500 --> 01:02:04.500
چنددقيقه پيش ، ميخواستيد
چه موضوعي رو مطرح کنيد ؟

01:02:15.800 --> 01:02:18.640
. . تو فکربودم که هرچي زودتر

01:02:22.390 --> 01:02:27.660
. . مدير " سو يونگي " رو بعنوانِ . .

01:02:27.660 --> 01:02:30.090
. مديرعاملِ رسميِ گروه " تائه سان " معرفي کنيم . .

01:02:32.990 --> 01:02:37.410
مدير " سو يونگي " ديگه
، به اندازه ي کافي تجربه بدست آوردن

01:02:37.580 --> 01:02:39.870
و بنظرم فلسفه اش در زمينه ي تجارت و
. . ديدي که داره

01:02:39.870 --> 01:02:43.110
چيزي هست که بايد براش فورا زمينه يِ رشد رو . .
، درست کنيم و از اين فرصت استفاده کنيم تا

01:02:43.110 --> 01:02:47.230
. استعدادش رو به خوبي پرورش بديم

01:03:01.220 --> 01:03:05.920
پيشنهادمُ قبول ميکني . . مدير" سو يونگي " ؟

01:03:05.944 --> 01:03:15.944
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:03:30.340 --> 01:03:34.340
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.