﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:37.121 --> 00:00:40.124
. . بهت گفتم اين که " مارو " چه جور آدميَه رو

00:00:40.124 --> 00:00:44.128
بالاخره سعي ميکنم يادم بياد . . درسته ؟ . .

00:00:47.131 --> 00:00:51.135
. حالا يادم اومده

00:00:52.136 --> 00:00:55.139
. سو يونگي " ؛ اونُ بخاطر آورده "

00:00:55.139 --> 00:00:59.143
. اون کسيه که تمام اميدهامُ بهش بستم و عاشقش بودم

00:00:59.143 --> 00:01:05.149
کسيه که اينقدر ميخواستمِش که قلبم
. از شدت ضربان منفجر ميشد

00:01:05.149 --> 00:01:12.156
مارو " ؛ قبل از اينکه حافظه امُ ازدست بدم "
. تو برام همچون آدمي بودي

00:02:00.244 --> 00:02:03.247
يادت مياد ؟

00:02:04.248 --> 00:02:08.252
. . اينجا . . اينجا بود

00:02:08.252 --> 00:02:12.256
. همونجايي که اون حرفُ بهت گفتم . .

00:02:20.424 --> 00:02:25.429
يادت نمياد ؟

00:02:28.612 --> 00:02:31.615
يادت نمياد ؟

00:02:33.918 --> 00:02:36.921
. . بخاطر پسري به اسم " کانگ مارو " ؛

00:02:36.921 --> 00:02:41.926
. . قدم زدن . . نفس کِشيدن . .

00:02:41.926 --> 00:02:45.930
. . و عاشق بودن . .

00:02:45.930 --> 00:02:49.934
براي اولين باره که تو زندگيم . .
. به اين احساسات علاقمند شدم

00:03:16.731 --> 00:03:18.733
. . پس

00:03:18.733 --> 00:03:23.738
. . حالا ؛ تنها آرزوم فقط اينه که . .

00:03:26.010 --> 00:03:30.014
. . هر روز ببينمت . .

00:03:30.014 --> 00:03:33.017
آرزوم اينه که هر روز . .
. . " بهت بگم " عاشقتم

00:03:33.017 --> 00:03:37.021
ميخوام هر روز جمله ي . .
. . عاشقتمُ " از دهنت بشنوم "

00:03:38.022 --> 00:03:42.026
. . و هر روز ؛ همون رويا رو ببينم . .

00:03:43.027 --> 00:03:49.033
ميخوام ازت بچه به دنيا بيارم . .
. و بزرگِش کنم

00:03:49.033 --> 00:03:53.037
. ميخوام کنارت پير بشم

00:03:57.041 --> 00:04:01.045
يعني همچين چيزي ممکنه ؟

00:04:12.056 --> 00:04:15.059
. يادمه

00:04:19.744 --> 00:04:23.748
حالا ؛ يعني همچين چيزي ممکنه ؟

00:04:26.110 --> 00:04:29.113
. . يعني

00:04:29.113 --> 00:04:32.116
ممکنه ؟ . .

00:04:36.120 --> 00:04:40.124
. خواهش ميکنم همين الان جوابمُ بده

00:05:08.152 --> 00:05:12.156
! بيا ازدواج کنيم

00:05:13.157 --> 00:05:15.159
. . من

00:05:15.159 --> 00:05:18.753
. ميخوام با تو ؛ " مارو " ؛ ازدواج کنم . .

00:05:19.754 --> 00:05:24.759
. . نميخوام نامزدِ تقلبيت باشم

00:05:24.759 --> 00:05:29.213
. بيا واقعا ازدواج کنيم . .

00:05:29.213 --> 00:05:32.216
. بيا ازدواج کنيم

00:05:33.217 --> 00:05:36.220
. . منم

00:05:37.221 --> 00:05:42.226
. ميخوام جزو خانواده ي واقعيت بشم . .

00:05:44.228 --> 00:05:49.233
. يه خانواده ي گرم و پُر از امنيت و آسايش

00:05:58.242 --> 00:06:02.246
بيا ازدواج کنيم . . باشه ؟

00:06:08.252 --> 00:06:11.255
. خيلي خب

00:06:13.257 --> 00:06:15.760
. بيا ازدواج کنيم

00:06:19.764 --> 00:06:22.767
. بايد يه جايي بريم

00:06:34.318 --> 00:06:36.320
قشنگه . . مگه نه ؟

00:06:36.320 --> 00:06:37.321
. آره

00:06:37.321 --> 00:06:40.324
تو هم ازش خوشت مياد " مارو " ؟

00:06:45.329 --> 00:06:51.335
ميخوام تو جشنِ عروسيمون ؛
. اون لباسُ بپوشم

00:07:03.347 --> 00:07:06.350
سريعا ؛ از همين فردا
. براي ازدواج آماده ميشم

00:07:06.350 --> 00:07:11.355
حالا که لباس عروسمُ پيدا کردم ؛
. ميگردم يه سالن خوب هم براي مراسم پيدا ميکنم

00:07:11.355 --> 00:07:13.357
. خب

00:07:13.357 --> 00:07:15.359
ديگه بايد چيکار کنم ؟

00:07:15.770 --> 00:07:17.772
. بايد يه سفر ماهِ عسل هم بريم

00:07:17.772 --> 00:07:20.775
. درسته

00:07:22.777 --> 00:07:27.411
حالا کجا بريم ؟
جاي خاصي هست که تو بخواي بري ؟

00:07:27.411 --> 00:07:30.414
. هرجايي باشه فرقي نميکنه

00:07:30.414 --> 00:07:33.417
حالا چندتا بچه داشته باشيم ؟

00:07:33.417 --> 00:07:36.420
يه پسر و يه دختر . . خوبه ؟

00:07:37.421 --> 00:07:40.424
. اين که خيلي کمه

00:07:40.424 --> 00:07:42.426
! بيا نُه تا بچه به دنيا بياريم

00:07:42.426 --> 00:07:46.430
. اونوقت ميتونيم تيمِ بيسبالِ خودمونُ هم تشکيل بديم

00:07:46.430 --> 00:07:48.432
. نه

00:07:48.432 --> 00:07:53.437
نميخواد تيم بيسبال درست کنيم . . بيا بهشون بگيم که
. وقتي بزرگ شدن ؛ هرکاري دوست داشتنُ انجام بدن

00:07:53.437 --> 00:07:59.443
بيا فشار بهشون نياريم که وقتي بزرگ شدن
. حتما حتما دنبال يه حرفه ي خاصي برن

00:07:59.443 --> 00:08:02.446
. باشه

00:08:03.447 --> 00:08:08.452
ميشه " جائه گيلُ " بذاريم جلويِ درِ سالن تا به مهمونا
. خوشامد بگه و " چوکو " هم ترانه ي مبارک مبارکُ بخونه

00:08:08.452 --> 00:08:13.457
درمورد کِشيش . . کيُ بذاريم برامون
مراسمُ به جا بياره ؟

00:08:13.457 --> 00:08:15.780
دارم ازت ميپرسم . . اونُ بايد چيکارِش کنيم ؟

00:08:15.780 --> 00:08:17.782
آخه من که تاحالا همچين کاري نکردم ؛
آخه از کجا مطمئن باشم که بايد چيکار کرد ؟

00:08:17.782 --> 00:08:22.787
پس . . بايد از کي بپرسيم ؟

00:08:22.787 --> 00:08:27.511
منشي " هيون " . . بنظرت بايد
از منشي " هيون " بپرسيم ؟

00:08:27.511 --> 00:08:30.514
نه . . لابد اونم چون تاحالا هيچ وقت ازدواج نکرده
. شايد چيزي درباره ي اين جور مسايل نميدونه

00:08:30.514 --> 00:08:34.518
پس . . بايد از کي بپرسيم ؟

00:09:03.547 --> 00:09:06.550
. خانم زيبا دارن تنهايي مشروب ميخورن

00:09:06.550 --> 00:09:10.554
يعني اشکال نداره که اينطوري
تنهايي داري مشروب ميخوري ؟

00:09:10.554 --> 00:09:13.557
. يه ليوان هم مالِ من بريز

00:09:13.557 --> 00:09:15.559
. بکِش کنار

00:09:16.791 --> 00:09:20.795
بهت گفتم ول کن برو پي کارت ؛
! اون دستِتُ بکِش

00:09:20.795 --> 00:09:21.796
! هي

00:09:21.796 --> 00:09:26.610
فکر کردي اينجا اومدم تا
با حرومزاده ي بي ارزشي مثل تو مشروب بخورم ؟

00:09:26.610 --> 00:09:29.613
! چي ؟

00:09:29.613 --> 00:09:33.617
فکر کردي اومدم اينجا که با مردي با علايقِ
مسخره و بي ارزشِ تو مشروب بخورم ؟

00:09:33.617 --> 00:09:36.620
! اين جنده بدجور ديوونه اس

00:09:40.624 --> 00:09:42.626
چيُ دارين بِـرُّبِر نيگا ميکنين ؟

00:09:42.626 --> 00:09:45.629
اون مشروب هاي زهرِ ماريِ خودتونُ کوفت کنيد ؛
چيُ داريد نگاه ميکنيد ؟

00:09:47.631 --> 00:09:51.635
فکر کردين من کسيم که بشه اينطوري
بهش خيره بشيد ؟

00:09:51.635 --> 00:09:56.640
فکر کرديد هيچ کدومتون ارزش اينکه
با من باشه رو داره ؟

00:10:02.646 --> 00:10:05.649
. معذرت ميخوام

00:10:05.649 --> 00:10:09.653
. لطفا بلند بشين
. شما خيلي مَست هستين

00:10:09.653 --> 00:10:13.657
اينجا رو چطوري پيدا کردي و اومدي ؟

00:10:13.657 --> 00:10:16.801
چندتا جاسوس برام گذاشتي ؟

00:10:16.801 --> 00:10:20.805
اين دختره يه ديوونه ي عادي نيست ؛
! بيچاره از ديوونه هم چند پله بالاتره

00:10:20.805 --> 00:10:25.801
! اوهوي زنيکه
. . اگه باهام نوشيدني بخوري اونوقت

00:10:29.801 --> 00:10:32.801
. بلند شين بريم

00:10:34.801 --> 00:10:40.802
اينجا . . جايي بود که مدت ها پيش
. مُدام ميومدم و نوشيدني ميخوردم

00:10:40.802 --> 00:10:44.802
. . قبل از اينکه واردِ " تائه سان " بشم

00:10:44.802 --> 00:10:47.803
اينجا ؛ پاتوقِ معمولِ من . .
. و " مارو " بود

00:10:55.804 --> 00:10:59.804
يعني اون حرومزاده هم هنوز
اينجا مياد ؟

00:11:05.805 --> 00:11:08.805
حالا بعداز اينکه ازدواج کرديم ؛
بايد کجا زندگي کنيم ؟

00:11:08.805 --> 00:11:11.805
يعني همين جايي که الان هستيم بمونيم ؟

00:11:11.805 --> 00:11:14.805
البته . . اگه بنابه موندن باشه هم بايد
. همه ي وسايل خونه رو از نو بخريم

00:11:15.810 --> 00:11:17.812
. . يعني بايد تُشکِ تختخوابمونُ عوض کنيم يا

00:11:17.812 --> 00:11:20.815
اينکه کلا هم تخت و هم تشک جديد بخريم ؟ . .

00:11:20.815 --> 00:11:21.816
. " يونگي "

00:11:23.818 --> 00:11:28.811
. بيا بعدازاينکه حافظه اتُ بدست آوردي ازدواج کنيم

00:11:29.811 --> 00:11:31.811
آخه چرا ؟

00:11:31.811 --> 00:11:35.812
اگه بعداز اينکه حافظه ات برگشت ؛
نظرت عوض بشه چي ؟

00:11:35.812 --> 00:11:40.812
چرا بايد نظرمُ عوض کنم ؟
. عوض نميکنم . . غيرممکنه اينطوري بشه

00:11:40.812 --> 00:11:42.812
. هيچ وقت نميتوني به قطع نظر بدي

00:11:42.812 --> 00:11:44.812
. . ممکنه تا وقتي حافظه ات برگرده

00:11:44.812 --> 00:11:48.813
مردِ جذابِ ديگه اي تو زندگيت پيدا بشه
. که بخواي باهاش باشي

00:11:49.813 --> 00:11:50.813
. بازم . . باهاش نميرم

00:11:50.813 --> 00:11:53.813
خودت گفتي که پيشگوييِ اين که قلبِ آدما
. چي ميخواد و ميخواد چيکار کنه سخته

00:11:54.813 --> 00:11:55.814
. اما من . .همچين کاري نميکنم

00:11:55.814 --> 00:11:59.814
همونطور که تو خودت اينکارُ نميکني " مارو " ؛
. منم قلبمُ عوض نميکنم

00:12:00.814 --> 00:12:02.814
. بهرحال . . الان وقتِ مناسبِش نيست

00:12:03.814 --> 00:12:08.815
بعداز اينکه حافظه ات برگشت ؛
. . اگه هنوز طالبِ ازدواج با من بودي

00:12:08.815 --> 00:12:12.815
اگه اونوقت ؛ هنوزم ميخواستي با . .
. . آشغالي مثل " کانگ مارو " ازدواج کني

00:12:12.815 --> 00:12:16.821
و باهاش بچه دار بشي و کنارش پير بشي ؛ . .
. . اونوقت . . اون روز

00:12:16.821 --> 00:12:19.824
. بيا باهمديگه ازدواج کنيم . .

00:12:21.826 --> 00:12:24.829
اگه اون روز ؛ همچنان همين احساسُ
. . درموردم داشتي ؛ اونوقت

00:12:25.821 --> 00:12:28.821
. منم دست ازت نمي کِشم . .

00:12:37.822 --> 00:12:39.822
. اونوقت . . ديگه نميذارم از پيشم بري

00:12:40.822 --> 00:12:46.823
اون روز ؛ هر اتفاقي بيفته ؛
. هرکي ؛ هرچي بگه . . نميذارم از پيشم بري

00:13:53.833 --> 00:13:55.834
. . سو يونگي " ؛ "

00:13:57.834 --> 00:14:00.834
! اون هرزه عقلِشُ ازدست داده . .

00:14:01.834 --> 00:14:04.834
ميخواد براي اينکه " کانگ مارو " رو
بدست بياره . . از " تائه سان " دست بکِشِه ؟

00:14:06.835 --> 00:14:11.835
گفت من داغونم . . اما اون هرزه ي فسقلي
. کاملا عقلِشُ ازدست داده

00:14:20.845 --> 00:14:22.847
. . من

00:14:22.847 --> 00:14:25.841
. . هان جائه هي " ؛ " . .

00:14:26.841 --> 00:14:30.841
کانگ مارو " رو دور انداختم " . .
. تا " تائه سان"ـو بدست بيارم

00:14:31.841 --> 00:14:36.842
. اين وسط . . اوني که درست ميگه منم

00:14:38.842 --> 00:14:42.842
. از هرکي تو خيابون ميخواي بپرس

00:14:42.842 --> 00:14:45.843
از هرکي ميخواي بپرس که حق با کدومِمونه
و کدومِمون عاديه ؟

00:14:46.843 --> 00:14:52.843
از هرکي ميخواي بپرس که اگه جايِ
هان جائه هي " يا " سو يونگي " بودن چيکار ميکردن ؟ "

00:14:54.843 --> 00:14:56.844
. . درسته

00:14:56.844 --> 00:14:59.844
. اوني که درست ميگه . . منم . .

00:15:01.844 --> 00:15:05.845
حق با ماس . . درسته ؟

00:15:05.845 --> 00:15:09.845
پس . . ميخواي برگردي ؟

00:15:10.845 --> 00:15:16.851
يعني مثل " سو يونگي " ميخواي " تائه سان"ـو
بيخيال بشي و برگردي پيشِ " کانگ مارو " ؟

00:15:18.853 --> 00:15:20.855
. اين کارُ نميکني

00:15:21.856 --> 00:15:24.859
تو ؛ از اون تيپ آدمايي نيستي که
. " همچين کارايي بکنن " هان جائه هي

00:15:28.851 --> 00:15:30.851
. . من

00:15:30.851 --> 00:15:34.851
بخاطر اينکه تو ازم خواستي . .
. . بخاطر اينکه گفتي ميخواي اونکارُ بکنم

00:15:36.852 --> 00:15:39.852
به مديرعامل " سو"ـيي که تو دنيا بهم بيشتر از
. . هرکسي اعتماد داشت خيانت کردم

00:15:39.852 --> 00:15:43.852
باعث مرگِش شدم و اين همه راهُ تا اينجا . .
. باهات اومدم و اين کاراي وحشتناکُ کردم

00:15:44.852 --> 00:15:46.853
. اين ؛ راهيه که هر دو تا اينجا اومديم

00:15:49.853 --> 00:15:53.853
براي چشم برداشتن از هدفي که داريم . .
. . و اين رفتار ضعيف و رقت انگيز

00:15:53.853 --> 00:15:56.854
. تا اينجايِ کارُ تحمل کردم و چيزي نگفتم

00:15:56.854 --> 00:15:59.854
. . اميدوارم تلفات جاني اي که تا اينجايِ راه داشتيم

00:15:59.854 --> 00:16:03.854
و تويِ اين راهِ خطرناک باهاشون مواجه شديم . .
. فقط به همون مديرعامل " سو " محدود بشن

00:16:03.854 --> 00:16:05.855
بيا ديگه " کانگ مارو " رو به ليستِ
. تلفاتِ مسيرِمون اضافه نکنيم

00:16:09.855 --> 00:16:11.855
منظورت چيه ؟

00:16:13.855 --> 00:16:15.860
ازت پرسيدم . . منظورت از اين حرفا چيه ؟

00:16:22.867 --> 00:16:27.861
آهان . . درسته . . داشت يادم ميرفت . . تلفاتِ جانبي تو
. تويِ اين مسير . . نه يه نفر . . بلکه دو نفر بودن

00:16:28.861 --> 00:16:32.861
درسته . . اون يکي اولي رو " کانگ مارو " ؛
. برات تقصيرِشُ به عهده گرفت

00:16:34.861 --> 00:16:36.862
. لطفا يکم استراحت بفرمايين

00:17:07.865 --> 00:17:10.865
. . اميدوارم تلفات جانبي مسيري که تا اينجا اومديم

00:17:10.865 --> 00:17:13.865
. فقط به همين يه مورد " مديرعامل سو " محدود بشن

00:17:14.865 --> 00:17:17.872
. بيا ديگه " کانگ مارو " رو به ليستِ تلفات اضافه نکنيم

00:17:18.873 --> 00:17:24.879
آهان . . درسته . . داشت يادم ميرفت . . تلفاتِ جانبي تو
. تويِ اين مسير . . نه يه نفر . . بلکه دو نفر بودن

00:17:25.871 --> 00:17:29.871
درسته . . اون يکي اولي رو " کانگ مارو " ؛
. برات تقصيرِشُ به عهده گرفت

00:18:10.875 --> 00:18:12.875
اوني . . حالت خوبه ؟

00:18:13.875 --> 00:18:16.881
. آره . . خوبم

00:18:16.881 --> 00:18:17.882
ميخواي يکم آب برات بيارم ؟

00:18:17.882 --> 00:18:19.884
. نه . . همينطوري خوبه

00:18:22.887 --> 00:18:25.881
زندگي سخته . . هان ؟

00:18:25.881 --> 00:18:28.881
. . تو و داداشم . . هردوتاييتون

00:18:28.881 --> 00:18:33.881
چرا تو همچين سن و سالي و به اين جووني . .
اينقدر مسير زندگيتون خسته کننده و پيچيده اس ؟

00:18:33.881 --> 00:18:38.882
اما اگه صبور و محکم باشي
. روزهاي روشن بالاخره از راه ميرسن

00:18:38.882 --> 00:18:41.882
تمام زندگيم هميشه همينُ گفتم و
. از روي تجربه دارم بهت ميگم

00:18:42.882 --> 00:18:45.883
. باشه . . ممنون

00:18:51.883 --> 00:18:55.884
. . سعي کن از زندگيت

00:18:55.884 --> 00:19:00.884
يه خاطره اي که بيشتر از همه آزارت ميده رو به ياد بياري ؛ وقتي
. بيش از هرزماني درد و رنج داشتي اينقدر که ميخواستي بميري

00:19:00.884 --> 00:19:03.884
. . خيلي خب . . حالا براي ماموريتِ امروزِت

00:19:03.884 --> 00:19:06.885
بايد اينُ بخاطر بياري و بهش فکر کني که ؛ . .
چرا داشتم اونقدر بي پروا ؛ تند ميرفتم " ؟ "

00:19:06.885 --> 00:19:09.885
در اون لحظه ؛ کيُ ديدم و اون شخص چه کسي بود "
که اونطور باسرعت به سمتِش رفتم " ؟

00:19:09.885 --> 00:19:14.885
سعي کن اون خاطراتُ به ياد بياري و
. بعدا . . دوباره بيا

00:19:16.891 --> 00:19:18.893
. . خاطراتِ

00:19:18.893 --> 00:19:20.895
. . دردناک . .

00:19:21.896 --> 00:19:23.898
. . سرعت . .

00:19:24.899 --> 00:19:25.891
. . تصادف . .

00:19:32.891 --> 00:19:36.892
چوکو " ؛ ميشه از کامپيوترت استفاده کنم ؟ "

00:19:36.892 --> 00:19:38.892
. البته

00:20:10.895 --> 00:20:14.895
در روز حادثه ؛ رئيس " سو " ناگهان با سرعت تمام از لاين خود ؛ به
لاينِ مخالف ميره . . درحالِ حاضر حالِ ايشون وخيمه . . راننده ي ديگر
. . که آقاي " ک " و 30 ساله معرفي شده هم در بيمارستان بستري شده

00:20:15.895 --> 00:20:17.901
آقاي " ک " ؟

00:20:18.902 --> 00:20:22.906
حالا چرا به تصادف گير دادي ؟
. اونطوري فقط زندگي برات سخت تر ميشه

00:20:22.906 --> 00:20:24.908
. . دکترم گفت

00:20:24.908 --> 00:20:29.901
که سعي کنم دردناک ترين . .
. و سخت ترين خاطره امُ به ياد بيارم

00:20:29.901 --> 00:20:33.901
بهم گفتن که از اون لحظه ممکنه که تمام خاطراتم
. شروع به بازگشت کنن

00:20:36.902 --> 00:20:39.902
. . آقاي " ک " ؛

00:20:40.902 --> 00:20:42.902
يعني اين شخص چه کسي ميتونه باشه ؟ . .

00:20:43.902 --> 00:20:46.903
ميخوام بدونم اون شخص هم
صدمه ي زيادي ديده ؟

00:20:48.903 --> 00:20:51.903
بنظرت نمُرده که . . هان ؟

00:21:05.904 --> 00:21:08.905
ميخواي بميري ؟

00:21:08.905 --> 00:21:10.905
يهويي داري درباره ي چه کوفتي حرف ميزني ؟

00:21:10.905 --> 00:21:12.905
ميدوني الان کيُ ديدم ؟

00:21:12.905 --> 00:21:15.905
کيُ ديدي ؟

00:21:15.905 --> 00:21:16.910
. " هيونگ " تائه وو

00:21:16.910 --> 00:21:19.913
. . ارشدِ سابقِت

00:21:19.913 --> 00:21:21.915
. از بيمارستانِ دانشکده ي پزشکي که ميرفتي . .

00:21:21.915 --> 00:21:24.918
. هموني که جراح اعصابه

00:21:34.911 --> 00:21:38.912
. . نميدونستم

00:21:39.912 --> 00:21:44.912
. . نميدونستم که اينقدر مريض بودي . .

00:21:44.912 --> 00:21:45.912
! صداتُ ببُر . . ممکنه بشنون

00:21:45.912 --> 00:21:48.913
! خب بذار بشنون
! بذار همه چيُ بشنون

00:21:48.613 --> 00:21:51.613
. . پسره ي لوسِ نُنُر . . خواهش ميکنم

00:21:52.613 --> 00:21:54.613
. ميرم همه چيُ بهشون ميگم

00:21:54.613 --> 00:21:57.614
. ميرم همه چيُ به " يونگي " و " چوکو " ميگم

00:21:57.614 --> 00:21:59.614
. . جائه گيل " . . خواهش ميکنم "

00:22:03.614 --> 00:22:06.615
. خواهش ميکنم فقط اين يه موردُ راز نگه دار

00:22:19.623 --> 00:22:22.626
مگه مُردم ؟

00:22:22.626 --> 00:22:24.628
. قرار نيست بميرم آشغال

00:22:24.628 --> 00:22:26.621
. بيماريم . . به اون خطرناکي ها نيست

00:22:26.621 --> 00:22:29.621
. بيا همين الان پاشيم بريم بيمارستان

00:22:30.621 --> 00:22:34.621
هيونگ " تائه وو " چطور برات توضيح داده ؟

00:22:35.621 --> 00:22:37.622
چي بهت گفته که اينطوري شدي ؟

00:22:37.622 --> 00:22:39.622
بهت گفته قراره بميرم ؟

00:22:39.622 --> 00:22:41.622
بهت گفته اگه عمل نکنم . . حتما ميميرم ؟

00:22:41.622 --> 00:22:45.622
حتي اگه شده مجبور بشم . . يقه اتُ ميگيرم و به زور
. تا فردا نشده ميبرمت بيمارستان . . اينُ يادت بمونه

00:22:45.622 --> 00:22:47.623
. اينکه يه دکتر اينطوري حرف بزنه عاديه

00:22:47.623 --> 00:22:51.623
چونکه نميخوان مسئوليتِشُ قبول کنن ؛ چه بيمار دو سه
. . روز فرصت داشته باشه يا چندين ماه همينطور ميگن

00:22:51.623 --> 00:22:54.623
. . اونا بدترين حالتِ ممکني که اتفاق ميفته رو ميگن . .

00:22:54.623 --> 00:22:56.624
يعني ؛ بخاطر اينکه نميخوان مسئوليتِشُ قبول کنن
. از همون اول ؛ فقط بدترين حالتِ ممکنُ ميگن

00:22:56.624 --> 00:23:01.624
! خواهش ميکنم عمل کن . . حرومزاده

00:23:01.624 --> 00:23:04.624
ميدوني هيونگ " تائه وو " چه جور آدميه ؟

00:23:04.624 --> 00:23:08.625
. . چونکه هميشه عاشق چرت و پرت گوييه

00:23:09.625 --> 00:23:12.625
. . بخاطر همينم وقتي دانشکده ميرفتم . . -
. خيلي خب -

00:23:12.625 --> 00:23:15.625
. ميرم همه چيُ به " يونگي " و " چوکو " ميگم

00:23:15.625 --> 00:23:20.634
بهشون ميگم که " کانگ مارو " بخاطرشون
. چه کاراي ديوونه واري انجام داده

00:23:21.435 --> 00:23:24.438
. بهشون ميگم . . تا همه چيُ بفهمن

00:23:24.438 --> 00:23:27.431
فکر کردي اين کارايي که ميکنم
بخاطر " يونگي " و " چوکو"ـئه ؟

00:23:27.431 --> 00:23:30.431
. . فکر کردي بخاطر " چوکو " و " يونگيِ"ـه

00:23:30.431 --> 00:23:33.431
. . که نميخوام عمل کنم و . .

00:23:33.431 --> 00:23:34.431
اينطوري دارم همه چيُ تحمل ميکنم ؟ . .

00:23:34.431 --> 00:23:36.432
خب ؛ اگه موضوع اونا نيستن ؛
پس چيه ؟

00:23:36.432 --> 00:23:38.432
مگه اونا چين ؟

00:23:39.432 --> 00:23:43.432
. . فکر کردي هرچي هم که باشن . .

00:23:43.432 --> 00:23:45.432
برام از زندگي خودم مهم ترن ؟ . .

00:23:45.432 --> 00:23:48.433
. حرفي نزن که منظوري ازش نداري

00:23:50.433 --> 00:23:53.433
. هرکاري از دستم براومده براشون کردم

00:23:53.433 --> 00:23:56.434
. . درمورد " چوکو " ؛

00:23:57.434 --> 00:24:00.434
. . براي اينکه به ايني که الان هست تبديل بشه . .

00:24:00.434 --> 00:24:04.434
بدنمُ فروختم و هر بار . .
. تا پايِ جون کندن پيش رفتم

00:24:05.434 --> 00:24:07.435
. . درمورد " يونگي " ؛

00:24:09.435 --> 00:24:12.435
. . تا همينجاشم . . کارايي که براش کردم . .

00:24:12.435 --> 00:24:16.440
فکر کنم دستِکم نصفِ چيزي که . .
. بهش مديون امُ دادم

00:24:17.441 --> 00:24:18.442
. . مارو " ؛ "

00:24:18.442 --> 00:24:23.447
درباره ي نصفِ بقيه اش هم
. ديگه خودش مسئولِه

00:24:26.441 --> 00:24:29.441
مسئوليتِش با خودشِه که بدون هيچ شک و شبهه اي
. . به آشغالِ عوضي اي مثل من اعتماد کرد

00:24:30.441 --> 00:24:34.441
درنتيجه . . تقصير خودش هم بوده . .
. و بايد جوابگو باشه

00:24:35.441 --> 00:24:37.442
! خفه شو حرومزاده

00:24:37.442 --> 00:24:40.442
ديگه بخاطر اينکه مريضي
. اينقدر چرت و پرت نگو

00:24:40.442 --> 00:24:46.443
. . اگر يک درميليون مشکلي موقع جراحي پيش بياد

00:24:47.443 --> 00:24:50.443
. . اگه وسطِ عمل . . روي تخت جراحي بميرم . .

00:24:51.443 --> 00:24:57.444
يا اگه حافظه امُ ازدست بدم . .
. . يا اگه بعداز عمل فلج بشم

00:24:57.444 --> 00:25:01.444
اونوقت . . " کانگ مارو " چي ميتونه باشه ؟ . .

00:25:02.444 --> 00:25:04.444
اونموقع . . براي همچين آدم رقت انگيزي
ديگه چيکار ميشه کرد ؟

00:25:04.444 --> 00:25:06.445
. . تو

00:25:06.445 --> 00:25:09.445
چرا هميشه بدترين فکري که ممکنه رو ميکني ؟

00:25:09.445 --> 00:25:11.445
. چونکه داستانِ زندگيم هميشه همينطوري بوده

00:25:11.445 --> 00:25:14.445
. . مارو " ؛ "

00:25:14.445 --> 00:25:18.452
همين الان . . اگه حافظه امو هم ازدست بدم
. خيلي هم خوشحال ميشم

00:25:18.452 --> 00:25:21.455
. . چوکو"ـمون که "

00:25:21.455 --> 00:25:25.459
. . وضعيت سلامتيش اين روزا خيلي بهتر شده . .

00:25:25.459 --> 00:25:30.451
و گرچه حتي بخاطر همينم اينقدر خوشحالم . .
. . که ممکنه ديوونه بشم . . اما

00:25:31.451 --> 00:25:34.451
. . سو يونگي " اي که اونهمه منتظر بودم پيشم برگرده " . .

00:25:34.451 --> 00:25:36.452
. . امروز . . شبا تو خونه ام ميخوابه . .

00:25:36.452 --> 00:25:39.452
. . باهام سرِ يه ميز شام ميخوره . .

00:25:39.452 --> 00:25:43.452
با همديگه سر کار ميريم . .
. . و برميگرديم خونه

00:25:43.452 --> 00:25:46.453
. . هروقت برميگردم نگاش کنم . .

00:25:47.453 --> 00:25:50.453
. با لبخند نيگام ميکنه . .

00:25:54.453 --> 00:25:58.454
بعداز اون اتفاقا ؛
اصلا همچين چيزي باعقل جوردرمياد ؟

00:25:59.454 --> 00:26:02.454
ميخوام اين وضعيتُ فقط يکم بيشتر
. " ادامه بدم " جائه گيل

00:26:03.454 --> 00:26:08.455
بعداز اينکه فقط يه مدت کم ديگه
. . از اين خوشبختي مضحک لذت بردم

00:26:10.455 --> 00:26:13.455
. جراحيُ انجام ميدم . .

00:26:17.461 --> 00:26:19.463
. قرار نيست بميرم

00:26:19.463 --> 00:26:22.466
. . نميخوام بميرم . . پس

00:26:22.466 --> 00:26:27.461
. خيلي دِلنگران نباش . .
و حواست باشه کسي از ماجرا بو نبره . . خب ؟

00:26:30.461 --> 00:26:34.461
. بذار يه بارم شده خوشبخت باشم پسر

00:26:34.461 --> 00:26:37.462
. . ديوونه

00:26:37.462 --> 00:26:40.462
! ديوونه ي حرومزاده . .

00:27:22.476 --> 00:27:26.471
. " تقريبا به مقصد رسيديم " مارو

00:27:26.471 --> 00:27:32.471
. . فکر کنم بزودي ميتونم همه چيُ به ياد بيارم . . پس

00:27:32.471 --> 00:27:35.471
. خواهش ميکنم . . فقط يه ذره ي ديگه صبرکن . .

00:27:36.472 --> 00:27:40.472
. فرار نکن

00:27:55.473 --> 00:27:56.474
واقعا ؟

00:27:56.474 --> 00:28:00.474
يعني داري ميگي که ميتوني
ماهيِ کُره ايُ زنده بگيري تو دستِت ؟

00:28:00.474 --> 00:28:01.474
. . آره ديگه

00:28:01.474 --> 00:28:03.474
. ميتونم . .

00:28:03.474 --> 00:28:06.475
چطوري ؟

00:28:07.475 --> 00:28:10.475
. . بايد دستکِش دستت کني

00:28:11.475 --> 00:28:14.475
. . ماهيَ رو نگا کني . .

00:28:15.475 --> 00:28:17.481
! بعدش . . با دست بگيريش . .

00:28:18.482 --> 00:28:21.485
! واو . . تو هم خيلي باحاليا

00:28:21.485 --> 00:28:25.489
اوپا ؛ بعدازاينکه گفتم سوپِ ماهي غذايِ موردِ علاقه يِ
. داداشمِه . . " يونگي " ميخواد اون غذا رو درست کنه

00:28:25.489 --> 00:28:27.481
جدي ؟

00:28:27.481 --> 00:28:30.481
. اون " مارو " هم واقعا حرومزاده ي خوش شانسيه

00:28:30.481 --> 00:28:34.481
اين که چيزي نيس اوپا . . تو حتي اگه بهم بگي
! سوپِ مارِ کُبري دوست داري هم برات درست ميکنم

00:28:34.481 --> 00:28:37.482
! واو . . اين ماهيا واقعا تازه بنظر ميرسن

00:28:43.482 --> 00:28:47.483
دارم صدايِ خنده و شاديِ
. . دوستم . . خواهرم

00:28:47.483 --> 00:28:51.483
. و عشقِ زندگيمُ ميشنوم . .

00:28:53.483 --> 00:28:55.483
. . بعدازاينکه سبزيجاتُ خُرد کردي

00:28:55.483 --> 00:28:57.484
. . بايد رويِ ماهيا . .

00:28:57.484 --> 00:28:59.484
. نمک بريزي . .

00:28:59.484 --> 00:29:01.484
چوکو " . . داري چيکار ميکني ؟ "

00:29:01.484 --> 00:29:01.484
چطور مگه ؟

00:29:01.484 --> 00:29:04.484
مگه داري سوپ جوانه ي گندم درست ميکني ؟
. فقط بايد سراشونُ قطع کني

00:29:04.484 --> 00:29:05.484
. براي جوونه هاي گندم . . آب لازم داريم

00:29:05.484 --> 00:29:08.485
. جائه گيل " . . بيا زودتر تمومش کنيم "

00:29:08.485 --> 00:29:11.485
تو داري چيکار ميکني " يونگي " ؟ ببينم ؛
داري با اون سيب زمينيا ماسکِ صورت درست ميکني ؟

00:29:11.485 --> 00:29:15.485
. . بايد بگيري دستِت و

00:29:15.485 --> 00:29:17.491
. اينطوري پوست بکني . .

00:29:17.491 --> 00:29:21.495
. . اونا بخشي از

00:29:21.495 --> 00:29:25.499
. . زيباترين . . لذيذترين . .

00:29:25.499 --> 00:29:28.491
و دلرُباترين رويايي هستن . .
. که ممکنه تو زندگيم ببينم

00:29:28.491 --> 00:29:31.491
ميترسم اگه چشامُ بازکنم
. . از اين روياي دلپذير بيدار بشم . . پس

00:29:31.491 --> 00:29:37.492
. نميتونم تو ترس ؛ چشم هامُ بازکنم . .

00:29:40.492 --> 00:29:42.492
. بيا امتحانش کن

00:29:43.492 --> 00:29:45.492
نميشه بيشتر نمک بريزيم ؟

00:29:45.492 --> 00:29:46.493
. ما که يه عالمه ريختيم

00:29:46.493 --> 00:29:49.493
ناسلامتي غذايِ شورِ درياييه ؛
. پس بايد يکم ديگه نمک دريايي بريزيم

00:29:49.493 --> 00:29:51.493
نمک دريايي چيه ؟

00:29:51.493 --> 00:29:53.493
نمکِ ملايم " ؟ "

00:29:53.493 --> 00:29:54.493
. لابد شوخيت گرفته
. نخيرم . . جدي ميگم

00:29:55.493 --> 00:29:58.494
. هي . . خوب گوشاتُ بازکن
بگو ببينم ؛ دقيقا اينُ داري مالِ کي درست ميکني ؟

00:29:58.494 --> 00:30:01.494
. . ازت ممنونم که

00:30:01.494 --> 00:30:05.494
. اين صبحِ زيبا رو بهم هديه دادي . .

00:30:12.495 --> 00:30:15.495
. طمع نميکنم و يه بار ديگه ازت ميپرسم

00:30:15.495 --> 00:30:18.502
. انتظار زيادي ندارم

00:30:23.507 --> 00:30:26.501
. . من . . الان

00:30:26.501 --> 00:30:30.501
. خوشحال و خوشبختم . .

00:30:41.502 --> 00:30:42.502
. . مديرعامل

00:30:43.502 --> 00:30:45.502
. مشکلي پيش اومده . .

00:30:45.502 --> 00:30:48.503
درِ وروديُ بازکردم تا " يونسوک " رو
. . براي قرارِ بازيش ببرم

00:30:48.503 --> 00:30:51.503
اما بعدش برادرتون به زور . .
. اومد تو و واردِ خونه شد

00:30:51.503 --> 00:30:52.503
کي ؟

00:30:52.503 --> 00:30:55.503
! " هي "جائه هي

00:30:56.504 --> 00:31:00.504
! اوهوکي . . داري صبحونه ميخوري
. . چه جالب

00:31:00.504 --> 00:31:03.504
. آخه منم هنوز صبحانه امُ نخوردم . .

00:31:04.504 --> 00:31:07.505
. آجوما . . لطفا ميزُ تميز کنين

00:31:07.505 --> 00:31:10.505
. چشم خانم

00:31:11.505 --> 00:31:15.505
اوه پسر . . ميگن وقتي سگ داره غذا ميخوره
! آدم نبايد مزاحمِش بشه

00:31:15.505 --> 00:31:18.512
حتي اگه يه دونه برنج هم
. . واردِ دهنِ اين مرتيکه بشه

00:31:18.512 --> 00:31:21.515
. آجوما . . اونوقت اخراجي . .

00:31:23.517 --> 00:31:26.511
. . پسر . . قبلم خيلي جريحه دار شد . . پسر

00:31:27.511 --> 00:31:30.511
. " جائه هي "

00:31:30.511 --> 00:31:32.511
! " جائه هي "

00:31:33.511 --> 00:31:36.512
! اوهوي . . با توام
! هي

00:31:39.512 --> 00:31:41.512
. . دفعه ي پيش . . من

00:31:41.512 --> 00:31:45.512
از پشت بهت خنجر زدم و . .
معطلِت کردم . . درست ؟

00:31:46.513 --> 00:31:48.513
! خب . . اون فقط يه عکس العمل بود
! يه عکس العمل ساده

00:31:48.513 --> 00:31:50.513
. . دربرابر بلاهايي که سرم آورده بودي

00:31:50.513 --> 00:31:53.513
. . فقط داشتم جوابِ کاراتُ ميدادم . . پس . .

00:31:53.513 --> 00:31:56.514
. خواهشا به دِل نگير . .

00:31:56.514 --> 00:31:58.514
و اين نگاهِ خيره و بي احساسُ هم
! از قيافه ات پاک کن . . خواهر کوچولويِ خودم

00:31:58.514 --> 00:32:02.514
بايد چيکار کنم که بميري ؟

00:32:02.514 --> 00:32:04.514
هي . . من از کجا بايد بدونم ؟

00:32:04.514 --> 00:32:07.515
بالاخره . . اين سئواليه که فقط خودت که واقعا
. يکيُ کُشتي جوابِشُ بلدي

00:32:08.515 --> 00:32:10.515
. . هان جائه شيک " ؛ "

00:32:10.515 --> 00:32:12.515
. اه . . دوباره داري دندوناتُ بهمديگه فشار ميدي

00:32:12.515 --> 00:32:15.515
! فقط " هونگدو " نيست که برادر داره
هونگ دو ؛ اشاره داره به يه آهنگِ پاپِ قديمي به اسمِ
هونگ دو گريه نکن ؛ جاييکه برادرِ " هونگدو " ؛ بهش
. کمک ميکنه تا از زندگي بدبخت و سطحِ پايينِش خلاص بشه

00:32:15.515 --> 00:32:17.521
تو هم برادري داري که همين جا حَيّ و حاضر
. جلويِ روت وايساده و ميتونه به دادِت برسه

00:32:17.521 --> 00:32:20.524
. . اگه بذاري داداش جونِت کنارت بمونه ؛ اونوقت

00:32:20.524 --> 00:32:23.527
واسه چي بايد بخوام اذيتِت کنم . .

00:32:23.527 --> 00:32:26.521
. بالاخره . . ديوونه اي چيزي نيستم که

00:32:26.521 --> 00:32:29.521
. اون دستِتُ بکِش کنار

00:32:29.521 --> 00:32:31.521
! دستِتُ بکِش

00:32:36.522 --> 00:32:38.522
يه دقيقه وقت داري تا قبل از اينکه
. . آدمامُ خبرکنم تا بيان بزنن لِه و لَوَردَت کنن

00:32:38.522 --> 00:32:41.522
! گورتُ از اين خونه گم کني بيرون . .

00:32:44.522 --> 00:32:47.523
تو هم ميخواي " مارو " بميره ؟

00:32:49.523 --> 00:32:52.523
جديدا . . يکي پيشم اومد و
. . اين خواسته رو ازم داشت . . اما

00:32:52.523 --> 00:32:57.524
فکر کردم اول يه چرخي بزنم و ببينم . .
. که اوضاع و احوال از چه قراره و کي به کيه

00:32:57.524 --> 00:33:02.524
تو هم ميخواي وجودِ " مارو " ؛
از رويِ کُره ي زمين محو بشه ؟

00:33:09.525 --> 00:33:10.525
. لطفا بخور

00:33:10.525 --> 00:33:14.525
من و " جائه گيل " و "يونگي " ؛
. . باهمديگه درستِش کرديم

00:33:14.525 --> 00:33:17.531
. . پس . . ممکنه يکم بدمزه باشه . . اما

00:33:17.531 --> 00:33:21.535
. بهرحال . . ما که اسمشُ سوپِ ماهي گذاشتيم

00:33:21.535 --> 00:33:24.538
واي خدا . . تو هم واقعا آدم عجيب غريبي هستيا ؛
! حالا حتما بايد قبل از هر وعده ي غذايي شير بخوري ؟

00:33:24.538 --> 00:33:28.531
! اين . . عادتيه که تو زندان پيدا کردم

00:33:28.531 --> 00:33:29.531
مارو " کجاس ؟ "

00:33:29.531 --> 00:33:31.531
. رفته سرِ کار

00:33:31.531 --> 00:33:32.531
خانم کوچولو خوشگله چي ؟

00:33:32.531 --> 00:33:35.531
. اونم رفته سرِ کار

00:33:35.531 --> 00:33:37.532
شما دوتا چي ؟

00:33:37.532 --> 00:33:39.532
. . منم بعدا ميرم سرِ کارِ نيمه وقتم و

00:33:39.532 --> 00:33:42.532
جائه گيل " هم بايد بره بيرون و " . .
. به دنبالِ کار گشتنِش ادامه بده

00:33:42.532 --> 00:33:45.532
اين موقع صبح پاشدي اومدي اينجا
که اين سئوالا رو ازمون بپرسي ؟

00:33:45.532 --> 00:33:49.533
چي . . اين ديگه چه جور سوپيه ؟
! سوپِ توالتِه ؟

00:33:49.533 --> 00:33:51.533
! پس . . نخورِش

00:33:51.533 --> 00:33:53.533
! کسي که حرف از نخوردن نزد

00:33:55.533 --> 00:34:00.534
اين " چوکو"يِ گوگوري مگوريمون هم
! فقط همين " جائه گيل"ـو لازم داره که کنارش باشه

00:34:00.534 --> 00:34:01.534
ببخشيد ؟
يهويي داري چي واسه خودت ميگي ؟

00:34:02.534 --> 00:34:06.535
. . نه . . منظورم اين بود که اگه " مارو " اينجا نباشه

00:34:06.535 --> 00:34:10.535
چوکو " . . بازم " جائه گيل " کنارته و " . .
. . بخاطر همينم نميخواد نگران باشي

00:34:10.535 --> 00:34:12.535
واقعا منظورت چيه ؟

00:34:12.535 --> 00:34:14.535
واسه چي " مارو " بايد ناپديد بشه ؟

00:34:14.535 --> 00:34:17.541
! هي
! مگه ميشه مردم تا ابد کنار همديگه زندگي کنن ؟

00:34:17.541 --> 00:34:20.544
وقتِش که برسه
. بالاخره همه غزل خداحافظيُ ميخونن

00:34:20.544 --> 00:34:25.549
پس . . منظورم اينه که شما دوتا
. بايد هرچه زودتر باهمديگه ازدواج کنين

00:34:29.541 --> 00:34:31.541
. بله

00:34:33.541 --> 00:34:35.541
. البته

00:34:35.541 --> 00:34:39.542
ما سرِ قولمون براي کنار کِشيدن از
. قراردادِ خريدِ صنايع کاغذ " هانوو " هستيم

00:34:40.542 --> 00:34:41.542
. بله

00:34:41.542 --> 00:34:44.542
. لطفا هر وقت خواستين باهام تماس بگيرين

00:34:47.543 --> 00:34:50.543
فکر کنم يه راهي پيدا کردم که
. . بدون اينکه دستامونُ

00:34:50.543 --> 00:34:52.543
به خونِ کسي آلوده کنيم . .
. از شر " سو يونگي " خلاص بشيم

00:34:52.543 --> 00:34:56.544
ببخشيد ؟
منظورتون چيه ؟

00:34:57.544 --> 00:35:03.544
اخبارِ بيماري فراموشي " سو يونگي " ؛ بينِ تمام
. روزنامه ها و شرکت هاي بازرگاني پخش شده

00:35:03.544 --> 00:35:07.545
و . . همه جا پخش شده که اين خبرُ اولين بار مديرِ ارشدِ
. صنايع " ايلتو " ؛ " کيم جونگ هوون " منتشر کرده

00:35:07.545 --> 00:35:10.545
. بايد بيشتر درموردِ اون شخص مراقب ميبودم

00:35:10.545 --> 00:35:12.545
پس . . حالا چيکار کنيم ؟

00:35:12.545 --> 00:35:14.545
حتي اگه اداراتِ زيرمجموعه ي
. . هان جائه هي" رو هم ساکت کرده باشيم "

00:35:14.545 --> 00:35:19.553
بازم مشکلِ توانِ حرفه اي " سو يونگي " ؛ . .
. زير سئوالِه

00:35:20.554 --> 00:35:25.559
بخاطر همين موضوع ؛
. . بدون مشورت با شما يا رئيس " سو " ؛

00:35:25.559 --> 00:35:28.551
. دست به کار شدم و يه کاري کردم . .

00:35:36.552 --> 00:35:40.552
. . سو يونگي " ؛ قراره "

00:35:40.552 --> 00:35:44.552
با نامزدِش " کانگ مارو " عروسي کنه ؟ . .

00:35:48.553 --> 00:35:52.553
بخاطر اينکه
. . حرفِ عدم کارايي حرفه ايش سر زبون ها افتاده

00:35:52.553 --> 00:35:55.553
ظاهرا براي اينکه از اين ضربه جونِ سالم . .
. به در ببرن . . دست به اين کار زدن

00:35:55.553 --> 00:36:00.554
بخاطراينکه در اينصورت . . اگر خودِ " سو يونگي " ؛
. تواناييشُ نداشته باشه دارايي ها به شوهرش " کانگ مارو " ميرسه

00:36:00.554 --> 00:36:01.554
! عجب حرومزاده هاي کاملي هستن اينا

00:36:01.554 --> 00:36:04.554
. درسته

00:36:04.554 --> 00:36:08.555
هرگز فکرشُ نميکردم که اينقدر ناگهاني
. دست به همچين کاري بزنن

00:36:21.565 --> 00:36:24.568
بانو مديرعامل محترم ؛ چي باعث شد که
اينطوري بدون دَر زدن اينجا تشريف فرما بشين ؟

00:36:24.568 --> 00:36:27.561
ميخواي با " يونگي " ازدواج کني ؟

00:36:27.561 --> 00:36:28.561
. آره

00:36:28.561 --> 00:36:30.561
. . ميدونم آدم بي ريشه و نجابتي هستي اما

00:36:30.561 --> 00:36:35.561
بنظرت نامناسب نيست که بي اطلاع والدين . .
همچين خبريُ تو روزنامه ها اعلام کردي ؟

00:36:35.561 --> 00:36:41.562
اگه بخوام باهات روراست باشم ؛ ميخواستم صبر کنم
. تا اول عروسي کنيم و بعد خبرشُ منتشر کنم

00:36:41.562 --> 00:36:43.562
البته اين که چطور اون شايعه
. . اينقدر سريع بين همه پخش شد

00:36:43.562 --> 00:36:47.563
. چيزيه که خودمونُ هم يکم غافلگير کرده . .

00:36:47.563 --> 00:36:51.563
ميخواستي صبر کني تا بعداز عروسي
خبرشُ پخش کني ؟

00:36:51.563 --> 00:36:53.563
حالا ؛ " يونگي " مغزش صدمه ديده ؛

00:36:53.563 --> 00:36:56.564
پس ميدونم براش غيرممکنه که . .
. . تصميم هاي عاقلانه بگيره . . اما

00:36:56.564 --> 00:36:58.564
اگه ميخواي تشخيص بدي که
. . بلحاظ رواني بين ما سه نفر

00:36:58.564 --> 00:37:02.564
چي عادي و چي غيرعادي بوده ؛ . .
بنظرت آنُرمال ترينِمون خودت نيستي خانم مديرعامل ؟

00:37:05.564 --> 00:37:09.565
ببينم ؛ اين برات يه ازدواجِ تجاريه
تا به اهدافِت برسي ؟

00:37:09.565 --> 00:37:12.565
اگه اون چيزيه که ميخواي باور کني ؛
. خوب ؛ پس همينه که تو ميگي

00:37:13.565 --> 00:37:16.570
. . اگه همه چيُ درباره ي رابطه ي سابقمون

00:37:16.570 --> 00:37:19.573
. . به " سو يونگي " بگم . .

00:37:19.573 --> 00:37:22.576
اونوقت فکر ميکني چه اتفاقي ميفته ؟ . .

00:37:26.571 --> 00:37:29.571
. . اصلا چطوره که

00:37:29.571 --> 00:37:33.571
يه بوسه ي آتشين ازهمديگه بکنيم . .
و عکسِشُ براش بفرستيم ؟

00:37:33.571 --> 00:37:37.572
. فکر کنم اونطوري خيلي موثرتر باشه

00:37:37.572 --> 00:37:39.572
. . يونگي " ؛ "

00:37:39.572 --> 00:37:41.572
. . نه درگذشته . . که . .

00:37:41.572 --> 00:37:44.572
. در زمانِ حال زندگي ميکنه . .

00:37:45.572 --> 00:37:48.573
. کنسلِش کن

00:37:48.573 --> 00:37:50.573
. . اون عروسيُ

00:37:50.573 --> 00:37:53.573
. " بهم بزن " مارو . .

00:37:53.573 --> 00:37:57.574
. لغوِش کن و دوباره خوب درباره اش فکر کن

00:38:00.574 --> 00:38:02.574
. سرِ عقل بيا و خوب بهش فکر کن

00:38:02.574 --> 00:38:05.574
با خودت فکر کن که ؛
يعني واقعا بايد به اين ازدواج تن بدم " ؟ "

00:38:05.574 --> 00:38:07.575
فکر کن که ؛
چرا بايد اين ازدواجُ انجام بدم " ؟ "

00:38:07.575 --> 00:38:12.575
آيا يونگي برام بهترين همسرِه "
يا راهِ ديگه اي هم وجود داره " ؟

00:38:12.575 --> 00:38:16.580
. . هم عقلا . . هم بيطرفانه دارم بهت ميگم

00:38:16.580 --> 00:38:20.584
. خواهش ميکنم . . تجديدنظر کن . .

00:38:31.181 --> 00:38:35.181
. دارم بهت ميگم . . به " يونگي " احتياج دارم

00:38:36.182 --> 00:38:39.182
. . حالا ديگه . . بدونِ " يونگي " ؛

00:38:40.182 --> 00:38:43.182
. . حتي يه روزم نميتونم دووم بيارم . .

00:38:45.182 --> 00:38:48.183
. نونا . .
« نونا : خواهر بزرگ تر »

00:38:55.183 --> 00:38:58.184
. . اين پاسخ براتون قانع کننده بود

00:38:58.184 --> 00:39:00.184
خانم مديرعامل ؟ . . .

00:39:37.192 --> 00:39:42.192
تو که گفتي همه ي گروهِ " تائه سان"ـو
به من ميدي ؛ پس تو دفتر چيکار ميکني ؟

00:39:44.192 --> 00:39:47.193
. . آماده ام که همه اشُ بدم بره . . اما

00:39:47.193 --> 00:39:49.193
. . آدمايِ ديگه اي بجز خودم هم هستن . . که . .

00:39:49.193 --> 00:39:55.193
حاضرن زندگي هاشونُ بخطر بندازن تا شرکتُ . .
. . ازت بگيرن " هانه جائه هي " . . پس

00:39:55.193 --> 00:39:59.194
احساس وظيفه کردم که لااقل . .
. بمونم و کمکِشون کنم

00:39:59.194 --> 00:40:02.194
داري با " کانگ مارو " ازدواج ميکني ؟

00:40:02.194 --> 00:40:03.194
. آره

00:40:03.194 --> 00:40:06.195
اصلا درباره ي " کانگ مارو " تحقيق کردي ؟

00:40:06.195 --> 00:40:07.195
. آره
چقدر اطلاعات ازش پيدا کردي ؟

00:40:08.195 --> 00:40:11.195
. اونقدري که لازم داشتم

00:40:11.195 --> 00:40:14.195
. بيشتر بگرد

00:40:14.195 --> 00:40:15.195
. . اون آدم جالبيه

00:40:15.195 --> 00:40:20.204
ميشه بگي مثل پياز ميمونه ؛ هرقدر بيشتر . .
. پوستِشُ بکني و جلو بري بيشتر اطلاعات پيدا ميکني

00:40:20.204 --> 00:40:22.206
. باشه حالا

00:40:30.201 --> 00:40:32.201
هنوز " چوکو " تو خواب گريه ميکنه ؟

00:40:32.201 --> 00:40:35.201
جائه گيل " هنوز از جاهاي بسته "
وحشت داره ؟

00:40:35.201 --> 00:40:39.202
از کجا درباره ي تو خواب گريه کردن هاي
چوکو " ميدوني ؟"

00:40:39.202 --> 00:40:42.202
. رئيس

00:40:47.203 --> 00:40:51.203
. وقتِ جلسه اس
. همين الانشم ديرمون شده

00:40:51.203 --> 00:40:53.203
. بريم

00:41:05.204 --> 00:41:08.205
تنها راهِ حل اينکه نتونن بعلت ناکارآمدي جلوتُ
. . بگيرن که دارايي هاي شرکتُ تحتِ کنترل بگيري

00:41:08.205 --> 00:41:11.205
. اين بود که شما دوتا ازدواج کنيد . .

00:41:11.205 --> 00:41:14.205
. معذرت ميخوام

00:41:14.205 --> 00:41:16.210
. حقيقتش ؛ من خيلي هم خوشم اومده

00:41:16.210 --> 00:41:21.215
البته ترجيح ميدادم اين ازدواج بجاي
. استراتژيک بودن ؛ واقعي باشه

00:41:30.211 --> 00:41:35.211
جلسه ي هيات مديره اي براي بررسي شايعه ي ناتواني حرفه ايِ
. شما و اينکه چه اثري روي هدايت شرکت داره تعيين شده

00:41:35.211 --> 00:41:40.212
اين ها ؛ سئوالاتي هستن که ممکنه در جلسه
. پرسيده بشن بعلاوه ي جواب هاشون

00:41:40.212 --> 00:41:42.212
تمام موضوعاتي که ممکنه حرفشونُ پيش بکِشن
. همگي تويِ اين جزوه مورد اشاره قرار گرفتن

00:41:42.212 --> 00:41:48.213
اگر به دقت مطالعه اش کني و همه ي مواردُ
. به خاطر بسپري ؛ مشکلي برات بوجود نمياد

00:41:48.213 --> 00:41:49.213
حفظ کردنم چيزيه که توش
. از هرکاري ماهرتري

00:41:49.213 --> 00:41:54.213
. باشه . . به دقت خودمُ آماده ميکنم

00:41:54.213 --> 00:41:56.214
پس ؛ من ديگه ميرم
. آخه جلسه دارم

00:41:56.214 --> 00:42:00.214
شبيه سازي جلسه رو ديگه به شما ميسپرم
. " مدير تيم " کانگ

00:42:00.214 --> 00:42:02.214
وکيل " پارک " ؟

00:42:02.214 --> 00:42:03.214
بله ؟

00:42:03.214 --> 00:42:08.215
. من يک سال پيش تصادف کردم

00:42:08.215 --> 00:42:15.215
کاري که کردم اين بود که واردِ لاينِ مخالف شدم و
. با سرعت تمام به ماشيني که از روبرو ميومد کوبيدم

00:42:15.215 --> 00:42:19.223
بعداز تصادف ؛ چه بلايي سرِ راننده ي
ماشيني که باهاش تصادف کردم اومد ؟

00:42:21.225 --> 00:42:25.229
چرا دارين اين سئوالُ ازم ميپرسين ؟

00:42:25.229 --> 00:42:30.221
. فقط بخاطر اينکه کنجکاوم و البته خيلي متاسف

00:42:33.221 --> 00:42:42.222
يه راننده ي خانم بود و کاملا حالش خوب شد و گفته شده
. بعد از اينکه از بيمارستان مرخص شدن ؛ به خارج رفتن

00:42:42.222 --> 00:42:43.222
واقعا ؟

00:42:43.222 --> 00:42:49.223
خودم تاييديه اشُ گرفتم که اون خانم خيلي خوب درمان شده
. و تونسته بهبود پيدا کنه و خيلي زودتر از شماهم مرخص بشه

00:42:49.223 --> 00:42:51.223
. لطفا نگران نباشين

00:42:51.223 --> 00:42:52.223
. باشه

00:42:52.223 --> 00:42:56.224
خودتونُ بابت اون موضوع نگران نکنين
. اون دختر . . بخوبي درمان شده

00:42:56.224 --> 00:42:59.224
حتي از طرف شرکت
. غرامت خيلي خوبي هم بهش پرداخت کرديم

00:43:04.224 --> 00:43:06.225
منشي " هيون " ؟

00:43:06.225 --> 00:43:07.225
بله ؟

00:43:07.225 --> 00:43:13.225
ميشه لطفا دوباره دنبالِ هويتِ شخصي که
باهاش تصادف کردم بگردين ؟

00:43:16.230 --> 00:43:19.233
چرا ميخواين اون آدمُ پيدا کنين ؟

00:43:19.233 --> 00:43:25.239
وکيل " پارک " قبلا بهم گفت که
. اون شخص ؛ يه خانم بوده

00:43:29.231 --> 00:43:37.232
اما آدمي که اين روزا تو خاطراتم
. . به صورت مبهم ظاهر ميشه

00:43:37.232 --> 00:43:39.232
. به وضوح برام مشخصه که يه مَردِه . .

00:43:42.232 --> 00:43:49.233
وقتي داشتم بي محابا رانندگي ميکردم
. با يه ماشينِ ديگه تصادف کردم

00:43:49.233 --> 00:43:52.233
چه اتفاقي براي راننده ي اون ماشين افتاد ؟

00:44:08.235 --> 00:44:11.235
. راستشُ بخواي تازه دارم خوشحالي ديوونه ميشم

00:44:11.235 --> 00:44:15.235
. . چوکو"ـمون "

00:44:15.235 --> 00:44:19.243
. . که اين روزا از هميشه سلامت تره . .

00:44:19.243 --> 00:44:22.246
. فقط بخاطر همين چيزاس که خيلي خوشحالم

00:44:22.246 --> 00:44:25.249
بعداز اينکه يه مدت ديگه
. . از اين خوشبختي مضحک لذت بردم

00:44:28.241 --> 00:44:30.241
. جراحيُ انجام ميدم . .

00:44:59.244 --> 00:45:01.244
. . بعضي

00:45:06.245 --> 00:45:09.245
. . بعضيا . .

00:45:13.245 --> 00:45:14.245
. . بعضي از مردم . .

00:45:23.257 --> 00:45:27.251
. معذرت ميخوام

00:45:27.251 --> 00:45:30.251
. . صبرکن

00:45:30.251 --> 00:45:31.251
. " چوکو "

00:45:39.252 --> 00:45:47.253
ببخشيد . . اما امکانِش هست که
به دوستم موقع خوندن کمک کنم ؟

00:45:47.253 --> 00:45:51.253
اين دختر ؛ " ماريا کريِ" آسياس ؛
. اما جلويِ غريبه ها . . خيلي خجالتيه

00:45:51.253 --> 00:45:55.253
جلويِ آدماي جديد
. . يا چيزهاي جديد هميشه همينطوريه

00:45:55.253 --> 00:46:02.254
بخاطر همينم نتونسته درست و حسابي
. استعدادشُ نشون بده

00:46:02.254 --> 00:46:06.255
اشکالي نداره يکم کمکِش کنم ؟

00:46:59.264 --> 00:47:02.264
. . چوکو " ؛ " -
. « اما اون زندگي خسته کننده اس » -

00:47:04.264 --> 00:47:07.265
. مارو " ؛ داره دورانِ سختيُ پشتِ سر ميذاره " -
. « سرشار از چيزاي سطحي و ساختگيه » -

00:47:07.265 --> 00:47:10.265
. بيا از امروز ؛ زندگي خوبي داشته باشيم -
. « بعضيا . . همه چيُ باهم ميخوان » -

00:47:10.265 --> 00:47:13.265
. « اما من هيچي نميخوام »

00:47:13.265 --> 00:47:16.270
. بيا به خوبي زندگي کنيم -
. . « اگه بخاطر تو نبود عزيزم » -

00:47:54.273 --> 00:47:56.274
اون شخص ؛ " کانگ مارو " بود ؟

00:47:56.274 --> 00:48:02.274
کسي که با ماشينِ خانم تصادف کرد
همون پسره ؟

00:48:02.274 --> 00:48:06.275
. " منشي " هيون

00:48:06.275 --> 00:48:09.275
چطور بايد به رئيس " سو " بگم ؟

00:48:09.275 --> 00:48:14.275
اگه خانم بفهمن کسي که باهاش
. . تصادف کردن " کانگ مارو " بوده

00:48:14.275 --> 00:48:19.283
. حتما شوکِ خيلي بزرگي بهشون وارد ميشه . .

00:48:19.283 --> 00:48:22.286
. بياين بهش چيزي نگيم

00:48:22.286 --> 00:48:24.288
. هيچي بهش نگين

00:48:24.288 --> 00:48:30.281
. . اگه يه وقت دوباره سئوال کرد ؛

00:48:30.281 --> 00:48:37.282
دقيقا هميني که ميگمُ بهش بگين . . بگين که من درباره
. يِ اينکه اون شخص مرد يا زن بوده گيج شده بودم

00:48:37.282 --> 00:48:40.282
. لطفا همينطوري بهش بگين

00:49:02.284 --> 00:49:03.284
« برگه ي شناسايي و تحقيقِ تصادف رانندگي »
. " راننده ي اول : " سو يونگي
. " راننده ي دوم : " کانگ مارو

00:49:46.293 --> 00:49:49.293
شخصِ " ک " ؟

00:49:49.293 --> 00:49:53.293
واسه چي دنبالِ جزئياتِ تصادفِت ميگردي ؟
. اين کار فقط خسته ات ميکنه

00:49:55.293 --> 00:50:01.294
. بهم گفته شده يک سال پيش با ماشين تصادف کردم
راننده ي اون يکي ماشين چي شد ؟

00:50:01.294 --> 00:50:09.295
يه راننده ي خانم بود و خيلي خوب هم
. بهبود پيدا کرد . . الان هم خارجه

00:50:44.302 --> 00:50:46.303
. موقع رفتن به جلسه ي هيئت مديره اس

00:50:46.303 --> 00:50:49.303
آماده اي ؟

00:50:52.303 --> 00:50:53.303
. آره

00:50:59.304 --> 00:51:02.304
. فقط بايد همونطوري که تمرين کرديم رفتار کني

00:51:06.305 --> 00:51:11.305
. . اون قديما . . ميخواستم با يکي بيام اينجا

00:51:11.305 --> 00:51:14.305
. اما دستِ آخر . . نتونستيم بيايم . .

00:51:14.305 --> 00:51:18.312
. کسي که يه روزي عاشقش بودم

00:51:18.312 --> 00:51:20.314
. " هان جائه هي "

00:51:22.316 --> 00:51:25.319
سئوال هاي زيادي درباره ي فراموشيت
. ممکنه براي اعضا پيش بياد و مطرح بشه

00:51:28.311 --> 00:51:34.311
کسي که ميخوام باهاش سکس داشته باشم
. " هان جائه هيِ"ـه ؛ نا " سو يونگي "

00:51:37.312 --> 00:51:42.312
حتي اگه فراموش کردي هم دست پاچه نشو
. و آرامِشِتُ حفظ کن

00:51:46.313 --> 00:51:50.313
بخاطر همينه که عاشقم شدي ؟

00:51:50.313 --> 00:51:54.313
بخاطر اونکه وانمود کردم زندگي خودمُ
بخاطرت به خطر انداختم ؟

00:51:54.313 --> 00:52:02.314
يعني زني مثل تو که اينقدر بدرفتار بود و
. . به هيچ کس اعتماد نميکرد و بشدت مغرور بود

00:52:02.314 --> 00:52:04.314
به اون راحتي به دامِ عشقم گرفتار شده ؟ . .

00:52:06.315 --> 00:52:09.315
. . هيجانزده نشو و

00:52:09.315 --> 00:52:12.315
. شونه هاتُ راحت بنداز پايين . .

00:52:21.325 --> 00:52:25.329
فکر کردي کاري هست که حاضر نباشم براي اينکه
دوباره " هان جائه هي"ـو برگردونم انجام بدم ؟

00:52:27.321 --> 00:52:30.321
. فقط کافيه همين يه مانعُ پشتِ سر بذاريم

00:52:30.321 --> 00:52:33.321
. طبيعي باش

00:52:36.322 --> 00:52:38.322
. متوجهم

00:52:58.324 --> 00:53:01.324
اين شايعات . . دقيقا چي هستن ؟

00:53:01.324 --> 00:53:03.324
شايعاتي درباره ي مشکلاتِ شخصيِ
. . رئيس " سو يونگي " ؛

00:53:03.324 --> 00:53:07.325
منظور همين شايعاتي هست که هر روز . .
. . دارن درباره ي شما پخش ميشن

00:53:07.325 --> 00:53:08.325
آيا اين شايعات حقيقت دارن ؟ . .

00:53:08.325 --> 00:53:11.325
رئيس " سو يونگي " ؛
شما الان دقيقا درچه وضعيتي قرار دارين ؟

00:53:11.325 --> 00:53:15.325
شايعاتي که آخرين بار درباره ي اينکه
. . اشتباه بزرگي درباره ي مدير " نام " انجام دادين

00:53:15.325 --> 00:53:17.331
آيا حقيقت دارن ؟ . .

00:53:17.331 --> 00:53:20.334
آيا هنوز تحتِ درمان هستيد ؟

00:53:19.934 --> 00:53:23.938
بخاطر همينه که يکيُ نماينده ي خودتون
در شرکت گذاشتين ؟

00:53:27.931 --> 00:53:30.931
. لطفا يه چيزي بگين

00:53:32.931 --> 00:53:33.931
. خواهش ميکنم سريعا پاسخ بدين

00:53:33.931 --> 00:53:36.932
شما الان در چه وضعيتي هستيد ؟

00:53:48.933 --> 00:53:51.933
. من فراموشي دارم

00:53:55.934 --> 00:53:58.934
. . فراموشي دارم و

00:53:58.934 --> 00:54:01.934
. يمقدار هم آسيب مغزي بهم وارد شده . .

00:54:01.934 --> 00:54:03.934
خب ؛ اگر بخاطر تصادف
. . به بيماري خاصي دچار شده بودين

00:54:03.934 --> 00:54:06.935
. . بنظرتون نبايد حقيقتِشُ بهمون ميگفتين و . .

00:54:06.935 --> 00:54:08.935
از مديريت شرکت کناره گيري ميکردين ؟ . .

00:54:09.935 --> 00:54:13.935
. بخاطر تصادف حافظه امُ ازدست دادم

00:54:14.935 --> 00:54:21.946
همه چيُ فراموش کردم و بايد همه چيُ از اول
. . شروع ميکردم تا بفهمم کيم و چيکاره ام

00:54:22.947 --> 00:54:24.949
. . و تا به اين جايي که الان هستم رسيدم . .

00:54:24.949 --> 00:54:27.941
. از تمام نيرويي که تونستم استفاده کردم . .

00:54:28.941 --> 00:54:31.941
. . درست همونطور که همگي متوجه شديد

00:54:31.941 --> 00:54:34.941
. . هيچ قصد و نيتي ندارم که . .

00:54:34.941 --> 00:54:36.942
. پشتِ نماينده ام مخفي بشم . .

00:54:38.942 --> 00:54:40.942
. . اگر تعدادِ زيادي از شما تصميم بگيرين

00:54:40.942 --> 00:54:44.942
. . که من جانشين مناسبي براي گروهِ " تائه سان " نيستم . .

00:54:44.942 --> 00:54:47.943
. . از همين موقعيتي که الان هستم . .

00:54:47.943 --> 00:54:50.943
. . فورا کنار ميکِشم . .

00:54:51.943 --> 00:54:53.943
. . و

00:54:53.943 --> 00:54:56.944
. کاري که تواناييشُ دارمُ انجام ميدم . .

00:54:56.944 --> 00:54:59.944
. ميرم جايي که بهش تعلق دارم

00:54:59.944 --> 00:55:03.944
. و همه چيُ از نو شروع ميکنم

00:55:05.945 --> 00:55:07.945
. . اول از همه

00:55:07.945 --> 00:55:10.945
. . يه فرصت بهم بدين تا . .

00:55:10.945 --> 00:55:13.945
. . بعنوان يکي از اعضاي گروهِ " تائه سان " ؛ . .

00:55:13.945 --> 00:55:16.951
. همه چيُ ازنو شروع کنم . .

00:55:36.952 --> 00:55:39.952
. کارت خوب بود

00:55:39.952 --> 00:55:42.952
. " حالا شدي " سو يونگي

00:55:49.953 --> 00:55:51.953
. ممنونم

00:55:53.953 --> 00:55:57.954
بقيه باهام اوقات تلخي کردن
. و ازدستم عصباني شدن

00:55:57.954 --> 00:55:59.954
. فقط " مارو " . . تو ازم تعريف کردي

00:56:02.954 --> 00:56:06.955
. بقيه . . فقط بهم توهين کردن

00:56:06.955 --> 00:56:11.955
. فقط تو بودي که ازم تعريف کردي

00:56:16.961 --> 00:56:20.965
. ميگم . . دستمزدمُ گرفتم
چيزي هست که بخواي برات بگيرم ؟

00:56:20.965 --> 00:56:21.966
. هرچي ميخواي بهم بگو

00:56:23.968 --> 00:56:25.961
. مطمئن نيستم

00:56:25.961 --> 00:56:27.961
. خوب فکراتُ بکن

00:56:27.961 --> 00:56:29.961
. يه عالمه پول دارم

00:56:35.962 --> 00:56:36.962
. " گُـل "

00:56:39.962 --> 00:56:41.962
. يه کيفِ زنونه ي کوچولو

00:56:44.962 --> 00:56:47.963
. " سامگيوپسال "
« خوراکِ خوکِ سه طبقه »

00:56:51.963 --> 00:56:53.963
. . و

00:56:53.963 --> 00:56:56.964
. يه بوسه . .

00:57:39.972 --> 00:57:41.972
. ممنونم

00:58:02.974 --> 00:58:07.975
. معذرت ميخوام بابا

00:58:08.975 --> 00:58:12.975
. دير اومدم

00:58:17.982 --> 00:58:21.986
! سو يونگي " ؛ خودتُ جمع و جور کن "

00:58:22.987 --> 00:58:26.981
. درآينده . . ميخوام همه چيُ رويِ تو سرمايه گذاري کنم

00:58:26.981 --> 00:58:31.981
. به هيچ پسري احتياج ندارم
. هرکاري که فکرشُ بکني ازت برمياد

00:58:31.981 --> 00:58:34.981
چرا گريه ميکني ؟
! اينطوري ضعيف نشون داده ميشي

00:58:34.981 --> 00:58:36.982
! ناسلامتي قراره در آينده گروهِ " تائه سان"ـو رهبري کني

00:58:38.982 --> 00:58:41.982
هرقدر اوضاع برات سخت تر بشه
. بيشتر بايد بخندي

00:58:41.982 --> 00:58:46.983
. اگرم واقعا خواستي گريه کني ؛ تنهايي گريه کن

00:58:46.983 --> 00:58:48.983
. . دربرابر هيچ کس

00:58:48.983 --> 00:58:52.983
نبايد آسيب پذيريتُ نشون بدي ؛ . .
. تويِ اين دنيا . . به هيچ کس اعتماد نکن

00:58:52.983 --> 00:58:55.984
. نبايد خودِ واقعيتُ به هيچ کس نشون بدي

00:58:55.984 --> 00:58:57.984
. . از امروز ؛ اون تنها راهيه که ميتوني

00:58:58.984 --> 00:59:02.984
. تو گروهِ " تائه سان " دووم بياري . .

00:59:02.984 --> 00:59:05.985
ميفهمي ؟

00:59:13.985 --> 00:59:14.985
. . باباجون

00:59:14.985 --> 00:59:19.994
چيزايي مثل عروسک که دختراي عادي
. باهاشون بازي ميکننُ بنداز دور

00:59:19.994 --> 00:59:23.998
راهي که پيشِ رو داري ؛
. راهي نيست که براي زن ها ساخته شده باشه

00:59:23.998 --> 00:59:26.991
. . گرچه مادرت بهم خيانت کرد

00:59:27.991 --> 00:59:30.991
. اما تو اين کارُ باهام نکن . .

00:59:30.991 --> 00:59:37.992
تو ؛ تنها کسي هستي که تويِ اين دنيا بهش اعتماد
. دارم که ميتونه کمکم کنه

00:59:38.992 --> 00:59:40.992
ميفهمي ؟

00:59:48.993 --> 00:59:50.993
. معذرت ميخوام

00:59:52.993 --> 00:59:55.994
. اشتباه کردم

00:59:57.994 --> 01:00:02.994
. . شايد اگه اون روز پيشِ " کانگ مارو " نرفته بودم

01:00:02.994 --> 01:00:07.995
. . اگه اون روز نرفته بودم اون حرومزاده رو ببينم . .

01:00:07.995 --> 01:00:11.995
. شايد . . اونوقت الان زنده بودي . .

01:00:13.495 --> 01:00:15.900
. معذرت ميخوام

01:00:17.902 --> 01:00:21.906
. معذرت ميخوام پدر

01:01:48.032 --> 01:01:50.034
تازه رسيدي ؟

01:02:00.044 --> 01:02:03.047
کاري که ميخواستيُ خوب بهش رسيدگي کردي ؟

01:02:03.047 --> 01:02:04.048
. آره

01:02:04.048 --> 01:02:08.052
کسي که قراربود ببيني رو ديدي ؟

01:02:10.054 --> 01:02:12.056
. آره

01:02:21.926 --> 01:02:23.928
. هديه هام به تو

01:02:26.110 --> 01:02:28.112
. . هديه ي شماره يک

01:02:28.112 --> 01:02:31.115
. . هديه ي شماره دو

01:02:31.115 --> 01:02:33.117
. . هديه ي شماره سه

01:02:36.120 --> 01:02:40.124
. همه اشون خيلي خوشگلن

01:02:40.124 --> 01:02:41.125
خوشت اومد ؟

01:02:42.126 --> 01:02:44.128
. آره

01:02:44.128 --> 01:02:47.131
. همه اشون همون مُدلين که خوشم مياد

01:02:48.132 --> 01:02:51.135
. خيالم راحت شد

01:02:54.138 --> 01:02:57.141
. دستِت دردنکنه

01:03:00.144 --> 01:03:02.146
. . و

01:03:07.151 --> 01:03:09.153
. اينم هديه ي شماره چهار . .

01:03:48.232 --> 01:03:54.232
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:03:54.563 --> 01:04:04.563
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.