﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:22.704 --> 00:00:25.707
، من دچار فراموشي شدم

00:00:28.710 --> 00:00:32.714
. بخاطرِ تصادف ، تمام حافظه امو از دست دادم

00:00:34.415 --> 00:00:42.423
همه چيزُ فراموش کردم و براي اينکه
. ميفهميدم کي هستم ، بايد همه چيُ از اول شروع ميکردم

00:00:42.423 --> 00:00:44.425
و براي اينکه بتونم به اين نقطه اي که
، الان هستم . . برسم

00:00:44.425 --> 00:00:48.429
از تمام توان و قدرتي که
. داشتم ، استفاده کردم

00:00:48.429 --> 00:00:54.435
اگه تعداد زيادي از شما نظرشون اين باشه که
، من انتخاب خوبي براي مديريت " تائه سان " نيستم

00:00:54.435 --> 00:00:57.438
. . منم ، از اين موقعيت

00:00:57.438 --> 00:01:00.441
. ميکِشم کنار . .

00:01:01.442 --> 00:01:03.444
. . و

00:01:03.444 --> 00:01:06.447
فقط کاريُ که . .
. توانِ انجامشُ دارم ، انجام ميدم

00:01:06.447 --> 00:01:09.450
. درجايگاهي که بايد باشم ، قرار ميگيرم

00:01:09.150 --> 00:01:13.154
. دوباره همه چيزُ از سر شروع ميکنم

00:01:32.914 --> 00:01:34.916
. مدير

00:01:38.920 --> 00:01:40.922
چرا اينطوري کرديد ؟

00:01:40.922 --> 00:01:42.924
آخه اون چه کاري بود ؟

00:01:42.924 --> 00:01:43.925
. . چطور تونستيد درمورد

00:01:43.925 --> 00:01:46.928
فراموشيتون صحبت کنيد ؟ . .

00:01:46.928 --> 00:01:51.933
ميخوايد همه چيُ از دست بديد ؟ . . براي چي
اونکارو کرديد ؟

00:01:51.933 --> 00:01:58.940
فقط ميخوام همه چيُ به عهده ي
. مارو " بذارم تا اوضاعُ کنترل کنه "

00:01:58.940 --> 00:02:03.945
، راستشُ بخواي
درهرحال چقدر کار تو اون موقعيت ازم برميومد ؟

00:02:03.945 --> 00:02:04.946
! مدير

00:02:04.946 --> 00:02:09.951
احتمالا چيز ديگه اي پدرم برام
به جا نذاشته ؟

00:02:09.951 --> 00:02:13.955
مثلِ سرمايه ي کناري يا
يه حساب بانکي تو سوييس ؟

00:02:13.955 --> 00:02:16.958
چرا درمورد اين چيزا ميپرسيد ؟

00:02:16.958 --> 00:02:20.822
بخاطرِ اينه که
. ميخوام همه چيُ به " مارو " بدم

00:02:20.822 --> 00:02:22.824
اگه تمام چيزايي که
، رئيس " سو " براتون گذاشته رو

00:02:22.824 --> 00:02:24.826
، همه رو بديد برن

00:02:24.826 --> 00:02:30.011
اونوقت اگه همه اشونو از دست بديد . . ميخوايد
چيکار کنيد ؟

00:02:30.011 --> 00:02:32.013
. مارو " همچين آدمي نيست "

00:02:32.013 --> 00:02:34.015
آخه از کجا ميدونيد
اون همچين آدمي هست يا نه ؟

00:02:34.015 --> 00:02:36.017
. ميدونم ديگه

00:02:36.017 --> 00:02:41.022
مارو " تاحالا هرگز نتونسته "
. بهم دروغي چيزي بگه

00:02:41.022 --> 00:02:43.024
. بخاطرِ همينه که اين حرفُ ميزنم

00:02:43.024 --> 00:02:47.028
! واقعا که دارم ديوونه ميشم

00:02:47.028 --> 00:02:50.031
رئيس . . حالا بايد چيکار کنم ؟

00:02:50.031 --> 00:02:54.035
با اين مديرمون که مثل بچه هاست و
. . همه چيُ به راحتي باور ميکنه

00:02:54.035 --> 00:02:56.037
بايد چيکار کنم !؟ . .

00:02:56.037 --> 00:02:59.040
هان ؟

00:03:01.042 --> 00:03:04.045
منشي " هيون " . . شما خودتونم
. بهم دروغ گفته بوديد

00:03:07.048 --> 00:03:11.052
. . موقع تصادف

00:03:11.052 --> 00:03:16.057
، کسي که درواقع باهاش تصادف کرده بودم . .

00:03:16.057 --> 00:03:18.830
، مارو " بوده "

00:03:18.830 --> 00:03:21.833
. تو بهم دراينمورد دروغ گفته بودي

00:03:22.834 --> 00:03:25.837
. " مدير " سو

00:03:26.838 --> 00:03:27.839
. . مدير " سو " ، اين

00:03:27.839 --> 00:03:32.113
تو هم دستت با اونا تو يه کاسه ـست ؟

00:03:32.113 --> 00:03:38.119
تو و " کانگ مارو " و وکيل " پارک " ، همگي
باهم تو دستتون تو يه کاسه ـست ؟

00:03:42.824 --> 00:03:43.825
خيلي قشنگن . . مگه نه ؟

00:03:43.825 --> 00:03:49.831
اين تنها حلقه ي زوجي اي هست که
. براي فروشگاهمون رسيده

00:03:50.832 --> 00:03:53.835
اينو ميخوايد ؟

00:03:59.841 --> 00:04:02.844
. . خاطراتتون

00:04:02.844 --> 00:04:05.847
همه اشون برگشتن ؟ . .

00:04:05.847 --> 00:04:09.851
فعلا ، اين موضوعُ از وکيل " پارک " و
، " کانگ مارو "

00:04:09.851 --> 00:04:13.855
. و از همه . . لطفا مخفي نگه دار

00:04:17.859 --> 00:04:21.543
. " ممنون . . مدير " سو

00:04:24.546 --> 00:04:28.911
. . اگه به اون دنيا برم ، فکرکنم

00:04:28.910 --> 00:04:32.914
. ميتونم تو صورتِ رئيس نگاه کنم . .

00:04:32.914 --> 00:04:35.917
قول داده بودم که
. حتما جايگاهتونُ بهتون برگردونم

00:04:35.917 --> 00:04:38.920
به رئيس که به اشتباه از اين دنيا رفت ، قول داده بودم
. . که

00:04:38.920 --> 00:04:40.922
. حتما کاري کنم روحش آروم بگيره . .

00:04:40.922 --> 00:04:43.925
. بهشون گفته بودم بهم باور داشته باشه

00:04:44.225 --> 00:04:49.230
. رئيس بهم گفته بود اينُ بهش قول بدم

00:04:50.231 --> 00:04:55.236
فکرميکردم که
. نتونم به قولم عمل کنم

00:04:55.236 --> 00:04:59.240
چه اتفاقي براي پدرم افتاد ؟

00:05:01.242 --> 00:05:03.244
چي شده بود ؟

00:05:03.244 --> 00:05:08.249
براي چي روحِش نميتونه درآرامش باشه ؟

00:05:08.249 --> 00:05:12.253
منظورت از اين حرف چيه ؟

00:05:38.319 --> 00:05:40.321
بالاخره اومدي ؟

00:06:00.341 --> 00:06:03.344
. اونا هديه هامَن

00:06:05.346 --> 00:06:09.350
، هديه ي شماره يک . . هديه ي شماره دو

00:06:09.350 --> 00:06:12.353
. اونم هديه ي شماره سه

00:06:14.355 --> 00:06:17.358
. همه اشون خيلي خوشگلن

00:06:18.359 --> 00:06:19.861
. خيالم راحت شد

00:06:23.865 --> 00:06:26.868
. ممنون

00:06:30.411 --> 00:06:32.413
. . و

00:06:37.418 --> 00:06:40.421
. اينم از هديه ي شماره چهار

00:07:27.879 --> 00:07:31.512
قسمت هفدهم

00:07:37.518 --> 00:07:43.524
امروز "کانگ مارو"ـرو ديدم ، با همون نگاه اول
. شناختمش ، اما . . اون همَش بهم دروغ ميگفت

00:08:00.541 --> 00:08:05.546
کانگ مارو " يعني اينکه "
. . تو دنيا هنوزم مَرداي خيلي خوبي وجود دارن

00:08:14.555 --> 00:08:17.558
! " خواهرجون " يونگي

00:08:18.559 --> 00:08:21.883
. " لبخند بزن . . " سو يونگي

00:08:46.327 --> 00:08:49.330
. صبح بخير

00:08:50.331 --> 00:08:53.334
. صبح بخير

00:08:53.334 --> 00:08:55.336
. چه بوي خوبي مياد

00:08:55.336 --> 00:08:58.339
همه ي اينارو خودِ " مارو " درست کرده ؟

00:08:58.339 --> 00:09:02.343
آره . . بوي خوبي ميده ؟

00:09:02.343 --> 00:09:08.349
راستشُ بخواي ، خوردن غذاهاي " چوکو " و
. جائه گيل " واقعا طاقت فرسا بود "

00:09:08.349 --> 00:09:10.351
. بنظر منم همينطوره

00:09:10.351 --> 00:09:13.354
، بچه هارو صدا بزن
. خودتم زود برو و صورتتُ بشورُ بيا

00:09:32.413 --> 00:09:35.416
. ديشب بازم خواب ديدم

00:09:36.417 --> 00:09:41.422
. تو خوابم صدها آدمُ ديدم

00:09:41.422 --> 00:09:44.425
، همه اشون يا ميگفتن پدرم هستن

00:09:44.425 --> 00:09:49.430
، يا دوستام بودن يا عاشقام بودم

00:09:49.430 --> 00:09:52.433
. همه اشون ميگفتن طرفِ من بودن

00:09:53.434 --> 00:09:58.439
، همه اشون چيزاي خوب خوب بهم ميگفتن

00:09:58.439 --> 00:10:01.442
. بجز تو . . تو هيچي بهم نگفتي

00:10:08.449 --> 00:10:11.452
. . نميگفتي واقعا بهم اهميت ميدادي و

00:10:11.452 --> 00:10:13.454
، منو دلداري ميدادي . .
: حتي بهم نميگفتي

00:10:13.454 --> 00:10:15.456
. . اوني که عاشقشم "

00:10:15.456 --> 00:10:18.459
. " فقط تويي . .

00:10:18.459 --> 00:10:20.602
حتي فرياد ميکِشيدم و بهت ميگفتم
، حتي اگرم به دروغ باشه

00:10:20.602 --> 00:10:24.606
. بهم اين حرفارو بزن

00:10:25.607 --> 00:10:30.601
، " مارو "
. تو هيچي بهم نميگفتي

00:10:34.601 --> 00:10:40.602
: ميتونستي بهم بگي

00:10:40.602 --> 00:10:43.602
. « . . يونگي " ، من طرفِ توئَم " »

00:10:43.602 --> 00:10:47.602
. اونوقت . . منم ميتونستم همه چيُ باور کنم

00:10:49.603 --> 00:10:51.603
. . فقط

00:10:52.603 --> 00:10:55.603
. اِيکاش ميتونستي يه چيزي بهم بگي . .

00:11:03.604 --> 00:11:05.604
يونگي " ؟ "

00:11:05.604 --> 00:11:06.604
بله ؟

00:11:09.605 --> 00:11:12.605
. . بنظرت بهتر نيست که ما دوتا

00:11:12.605 --> 00:11:15.605
باهم فرار کنيم و بريم يه جاي ديگه اي . .
زندگي کنيم ؟

00:11:19.611 --> 00:11:23.615
. بريم جايي که هيچکسيُ نشناسيم

00:11:24.616 --> 00:11:27.619
. . فقطِ فقط

00:11:27.619 --> 00:11:31.611
. خودمون دوتا باهم باشيم . .

00:11:31.611 --> 00:11:34.611
اصلا برام مهم نيست قطب جنوب بريم
، يا قطب شمال

00:11:34.611 --> 00:11:37.611
، يا آفريقا

00:11:40.612 --> 00:11:42.612
، فقط ميخوام خودمون دوتا باهم باشيم

00:11:43.612 --> 00:11:45.612
ميخواي باهم بريم و
تو همچين جايي زندگي کنيم ؟

00:11:50.613 --> 00:11:53.613
ميايي بريم . . " يونگي " ؟

00:11:55.613 --> 00:12:00.614
. خوبه . . از همه چيش خوشم مياد

00:12:00.614 --> 00:12:03.614
، تو فقط کافيه صِدام بزني

00:12:03.614 --> 00:12:06.614
. منم تا اون سرِ دنيا باهات ميام

00:12:21.623 --> 00:12:22.624
! خداي من

00:12:22.624 --> 00:12:26.628
اين موقع روز اينجا چيکار ميکنيد ؟

00:12:26.628 --> 00:12:30.621
، بخاطرِ سرماست

00:12:30.621 --> 00:12:32.621
. چون خونه ام خيلي سرد بود ، اومدم اينجا

00:12:32.621 --> 00:12:33.621
، خداي من

00:12:33.621 --> 00:12:38.622
چرا يه بخاري اي چيزي تو خونه اتون
روشن نميکنيد ؟

00:12:38.622 --> 00:12:42.622
نکنه گرم کننده خرابه ؟

00:12:42.622 --> 00:12:44.622
، آره

00:12:44.622 --> 00:12:46.622
. گرم کننده خرابه

00:12:46.622 --> 00:12:48.623
، خداي من

00:12:48.623 --> 00:12:52.623
. خب ، ميتونيد به هتل خوبي يا سونايي جايي بريد

00:12:52.623 --> 00:12:54.623
. . تو اين خونه هيچکسي زندگي نميکنه

00:12:54.623 --> 00:12:58.624
، هيچکسي آتيشي اينجا روشن نميکنه
. اينجا کاملا مثل سايبرياست

00:12:58.624 --> 00:13:02.624
، چقدر عجيب

00:13:02.624 --> 00:13:06.624
پس ، چرا حس ميکنم
اين خونه برام خيلي گرمه ؟

00:13:06.624 --> 00:13:08.625
. . تو اين دنيا

00:13:08.625 --> 00:13:11.625
. اينجا گرم ترين جاييِ که ميشناسم . .

00:13:11.625 --> 00:13:14.625
منظورتون چيه ؟

00:13:15.625 --> 00:13:17.625
. ديگه ميرم

00:13:23.635 --> 00:13:25.637
، " جائه هي "

00:13:27.639 --> 00:13:31.631
اينجا منتظر کسي ميايي ميشيني ؟

00:13:32.631 --> 00:13:34.631
. . احتمالا

00:13:34.631 --> 00:13:37.631
منتظرِ " مارو " هستي ؟ . .

00:13:39.632 --> 00:13:42.632
واقعا منتظر " مارو " هستي ؟

00:13:44.632 --> 00:13:48.633
، اگه منتظرش بشينم

00:13:48.633 --> 00:13:51.633
يعني . . اون مياد پيشم ؟

00:13:51.633 --> 00:13:56.633
، اون بدون اينکه به کسي بگه از اينجا رفت
اونوقت . . فکرکردي به راحتي حاضر ميشه بياد اينجا ؟

00:13:56.633 --> 00:13:57.633
من که هميشه به خودم ميگم
. . اين بچه هايي که اينطوري ميذارنُ ميرن

00:13:57.633 --> 00:14:01.634
. اصلا برام رفتارشون مهم نباشه . .

00:14:03.634 --> 00:14:05.634
. . پس

00:14:05.634 --> 00:14:07.634
. خودم مجبورش ميکنم برگرده اينجا . .

00:14:07.634 --> 00:14:08.635
چي ؟

00:14:08.635 --> 00:14:13.635
گفتم که مجبورش ميکنم
. به اينجا برگرده

00:14:28.641 --> 00:14:30.641
. . اين روزا ، جديدا

00:14:30.641 --> 00:14:33.641
هرجايي ميرم ، دنبالم ميايي ؟ . .

00:14:35.641 --> 00:14:38.642
. . اينکه کجا ميرم و کيُ ميبينم

00:14:38.642 --> 00:14:41.642
. همَش سرِ همه چيز بهت گزارشش داده ميشه . .

00:14:41.642 --> 00:14:46.642
فکرکردي من اسباب بازيِ توئم ؟

00:14:48.643 --> 00:14:52.643
چطور آدمي مثل تو جرأت ميکنه
اينطوري گستاخانه رفتار کنه ؟

00:14:56.643 --> 00:14:59.644
فکرکردي کي هستي که . .
جاسوسيِ منو ميکني ؟

00:15:02.644 --> 00:15:04.644
چطور جرأت کردي جاسوسيِ بقيه رو بکني ؟

00:15:05.644 --> 00:15:07.644
، من فقط باهات کنار ميومدم

00:15:07.644 --> 00:15:12.645
اما . . حالا بنظر ميرسه که عقلتُ
. از دست دادي و شروع به پُرروبازي کردن ، کردي

00:15:12.645 --> 00:15:14.645
. " سرِ عقل بيا . . " آن مينيونگ

00:15:23.655 --> 00:15:26.658
. . الان وقتش نيست که

00:15:26.658 --> 00:15:29.651
درمورد " سو يونگي " ، همينطور . .
. دست رو دست بذاريُ کاري نکني

00:15:29.651 --> 00:15:35.651
اونطور که اونقدر به راحتي لو داد که فراموشي
. داره . . فکرکنم نقشه ي ديگه اي تو سرِش داشته باشه

00:15:35.651 --> 00:15:38.652
. يه چيزي اين وسط مشکوکه

00:15:40.252 --> 00:15:43.252
خب ؟

00:15:45.252 --> 00:15:48.252
منظورم اينه که
. فکرنکن بازي تموم شده

00:15:48.252 --> 00:15:52.253
و بهترِ دست از نگران همچين چيزايِ
. بيهوده اي بودن ، برداري

00:15:52.253 --> 00:15:55.253
، اگه همينطور با بي خيالي بگذروني

00:15:56.253 --> 00:16:00.254
. دير يا زود ممکنه يکي از پشت بهت خنجر بزنه

00:16:00.254 --> 00:16:05.254
و هيچکس نميدونه کي قرارِ اون خنجرُ
. از پشت بهت فروکنه

00:16:25.967 --> 00:16:28.961
. اينطوري سرما ميخوري

00:17:30.971 --> 00:17:33.971
کانگ مارو " مَردِ خوبيِ که "
. ديگه تو هيچ جايِ اين دنيا . . وجود نداره

00:18:15.975 --> 00:18:17.975
. . " يونگي "

00:18:19.981 --> 00:18:22.984
. برگشته . .

00:18:33.981 --> 00:18:35.981
بله ؟

00:18:44.982 --> 00:18:46.982
داريد وسايلتونُ جمع ميکنيد ؟

00:18:46.982 --> 00:18:51.983
، ميخوام تا وقتي که ماموريتي بهم ميدن
. تا اون موقع تو خونه استراحت کنم

00:18:58.984 --> 00:19:00.984
اين چيه ؟

00:19:00.984 --> 00:19:04.984
. کارت عروسيِ شما و "کانگ مارو"ـئه

00:19:04.984 --> 00:19:08.985
. تا سه هفته ي ديگه مراسم عروسي برگزار ميشه

00:19:16.985 --> 00:19:20.992
آدماي زيادي هستن که
. فکرميکنن فقط دراينمورد داريم دروغ ميگيم

00:19:20.992 --> 00:19:22.994
، اول از هرچيزي

00:19:22.994 --> 00:19:25.997
. بايد يه کمي عروسي رو بندازيم جلوتر

00:19:27.999 --> 00:19:29.991
. خيلي خب

00:19:30.991 --> 00:19:32.991
. . لطفا خودتون دراينمورد

00:19:32.991 --> 00:19:35.991
. به مديرگروه " کانگ " خبر بديد . .

00:19:46.992 --> 00:19:49.993
. . فکرنکنم واقعا نيازي باشه که

00:19:49.993 --> 00:19:53.993
عروسيُ انجام بديد ، درسته ؟ . .

00:19:56.993 --> 00:19:59.994
. نه . . نيازي نيست

00:19:59.994 --> 00:20:02.994
پس . . براي چي ؟

00:20:12.995 --> 00:20:14.995
، " مارو "

00:20:14.995 --> 00:20:19.000
کارت دعوت عروسيُ ديدي ؟

00:20:20.001 --> 00:20:23.004
. درست مثلِ يه رويا ميمونه

00:20:23.004 --> 00:20:26.007
خواب که نميبينم . . نه ؟

00:20:30.001 --> 00:20:33.001
، يونگي " داره دروغ ميگه "

00:20:34.001 --> 00:20:38.001
. اون نميتونه منو باور کنه

00:20:39.002 --> 00:20:41.002
. خيلي خب

00:20:41.002 --> 00:20:44.002
. بعدا ميبينمت

00:20:48.002 --> 00:20:51.003
، اين . . يعني اينکه از دستم عصبانيه

00:20:52.003 --> 00:20:54.003
. . يعني اينکه

00:20:54.003 --> 00:20:57.003
. نميتونه منو ببخشه . .

00:21:14.005 --> 00:21:16.005
. " يونگي "

00:21:24.015 --> 00:21:27.018
. ميخوام براي مدتي استراحت کنم

00:21:28.019 --> 00:21:33.011
چون بايد براي آدمايي که هيچ خاطره اي
، ازشون نداشتم . . نقش بازي کردم

00:21:33.011 --> 00:21:36.011
. برام خيلي خسته کننده بود

00:21:48.012 --> 00:21:50.013
. خيلي خب

00:21:50.013 --> 00:21:53.013
. رسيدن به سلامت ، خيلي مهم تر از کاره

00:21:53.013 --> 00:21:56.013
از منشي بخواه که
. برات کمي داروي گياهي بياره

00:21:56.013 --> 00:21:59.014
، بجاي اينکارا
. . مادر " يونسوک " ، بهترِ که

00:22:01.014 --> 00:22:04.014
. لطفا مثلِ مادرم باهام رفتار کنيد . .

00:22:06.014 --> 00:22:09.015
. خيلي خب . . حتما

00:22:09.015 --> 00:22:11.015
اما . . چه نوع مادري اي ميخواي
برات بکنم

00:22:11.015 --> 00:22:14.015
. لطفا کمکم کن تا براي عروسيم آماده بشم

00:22:17.015 --> 00:22:19.020
آمادگي براي عروسي ؟

00:22:21.022 --> 00:22:25.026
مارو " بخاطرِ من يه عالمه کار رو سرِش "
، ريخته

00:22:25.026 --> 00:22:28.029
. به همين خاطرم سرِش خيلي شلوغه

00:22:32.021 --> 00:22:35.021
. . نميدونم " يونگي " ميخواد چه مسيريُ

00:22:36.021 --> 00:22:38.021
. براي ادامه ي راهِش ، انتخاب کنه . .

00:22:42.022 --> 00:22:44.022
، نميدونم چطور ميخواد واردِ اون مسير بشه

00:22:46.022 --> 00:22:48.022
نميدونم ميخواد از انتخابِ اون مسير
. به چي برسه

00:22:50.023 --> 00:22:52.023
. هيچي نميدونم

00:22:57.023 --> 00:22:58.023
اين چطوره ؟

00:23:00.024 --> 00:23:02.024
خوشگلن . . نه ؟

00:23:05.024 --> 00:23:08.024
. . نميدونم با چه فکر و چه ذهنيتي

00:23:10.025 --> 00:23:14.025
بامزه ـست ، نه ؟ -
. ميخواد اون مسيرُ انتخاب کنه . .

00:23:19.030 --> 00:23:21.032
. . حتي اگه اين سوالارو ازش بپرسم

00:23:21.032 --> 00:23:24.035
. يونگي " به هيچ وجه جوابمُ نميده " . .

00:23:29.031 --> 00:23:32.031
چطور بنظر ميرسم ؟

00:23:38.031 --> 00:23:40.032
! " مارو "

00:23:56.033 --> 00:23:59.034
. . تنها چيزي که ميدونم ، اينه که

00:24:00.034 --> 00:24:03.034
، اگه " يونگي " بخواد از همچين مسيري بره
. . امکان نداره که بشه

00:24:03.034 --> 00:24:06.034
. . هردومون باهم

00:24:06.034 --> 00:24:10.035
. واردِ اون مسير بشيم . .

00:24:28.049 --> 00:24:31.041
. واقعا که چقدر ظالمي

00:24:31.041 --> 00:24:34.041
. . چطور تونستي منو با خودت ببري که باهم

00:24:34.041 --> 00:24:36.041
. . وسايل خونه . .

00:24:36.041 --> 00:24:40.042
لباس خواب و لباس عروسي و اين چيزارو . .
انتخاب کني ؟ . . چطور تونستي ؟

00:24:41.042 --> 00:24:43.042
اون فکرِ کدومتون بود ؟

00:24:45.042 --> 00:24:49.043
ميدونم " يونگي " چيزي درمورد
، رابطه ي گذشته ي من و تو نميدونه

00:24:50.043 --> 00:24:52.043
حتما فکرِ خودت بوده . . نه ؟

00:25:01.044 --> 00:25:03.044
. . اگه قصدت از اينکار اين بوده که

00:25:03.044 --> 00:25:06.044
، منُ به حسادت بندازي . .

00:25:06.044 --> 00:25:08.044
. بايد بگم که اينطور فقط دچار سوء تفاهم شدم

00:25:08.044 --> 00:25:11.045
. . حتي بازم با اين اوضاع و احوال

00:25:11.045 --> 00:25:14.045
ميدونم هنوزم تو قلبت يه . .
، احساساتي به من داري

00:25:14.045 --> 00:25:17.045
. احتمالا اميد و آروزهاي اشتباهيُ تو سرِت داشتي

00:25:19.050 --> 00:25:20.051
. اينطور نيست

00:25:20.051 --> 00:25:23.054
پس . . قصدت چي بوده ؟

00:25:24.856 --> 00:25:29.851
چون واقعا هيچکسِ ديگه ايُ نداشتي بهت کمک کنه ، ازم
خواستي براي آمادگيِ مراسم عروسي ، بهتون کمک کنم ؟

00:25:33.851 --> 00:25:35.851
هروقت که " يونگي " بياد ، خودم
. همه چيُ بهش ميگم

00:25:35.851 --> 00:25:36.851
چيُ بهش بگي ؟
. . اينکه تو و من

00:25:37.851 --> 00:25:42.852
قبلا عاشق و معشوق بوديم ؟
ميخواي همينو بهش بگي ؟

00:25:45.852 --> 00:25:48.853
. . فکرکردي از بينِ من و

00:25:49.853 --> 00:25:51.853
. . يونگي " و خودت " . .

00:25:51.853 --> 00:25:54.853
کدوممون اين وسط بيشتر از . .
هرکس ديگه ضرر ميبينيم ؟

00:25:54.853 --> 00:25:55.853
چي ؟

00:26:06.854 --> 00:26:09.855
چوکو " و " جائه گيل " هنوز نيومدن ؟ "

00:26:12.855 --> 00:26:16.855
به اونا زنگ زدي بيان ؟ -
، آره -

00:26:16.855 --> 00:26:19.861
چون خيلي وقته باهم غذا نخورديم ، بهشون
. گفتم بيان باهم غذا بخوريم

00:26:22.864 --> 00:26:24.866
اشکالي که نداره . . نه ؟

00:26:25.867 --> 00:26:28.861
! " خواهرجون " يونگي -
. سلام به همگي -

00:26:30.861 --> 00:26:32.861
اون اينجا چيکار ميکنه ؟

00:26:33.861 --> 00:26:35.861
آخ . . چرا نيشگونم گرفتي ؟

00:26:36.861 --> 00:26:38.862
نگفته بودي قرارِ " جائه هي " هم
. بياد اينجا

00:26:39.862 --> 00:26:43.862
چوکو " . . مگه رئيسمونُ ميشناسي ؟ "

00:26:43.862 --> 00:26:45.862
. . البتـ

00:26:49.863 --> 00:26:51.863
. . چوکو"ـرو"

00:26:52.863 --> 00:26:54.863
ميشناسي ؟ . .

00:26:56.863 --> 00:27:01.864
. خب . . قبلا يه جايي ديده بودمش

00:27:02.864 --> 00:27:05.864
کجا ممکنه منو ديده باشي ؟
. اولين بارِ که ميبينمش

00:27:07.864 --> 00:27:09.865
. . آهان ، " يونگي " ، ايشون

00:27:09.865 --> 00:27:12.865
. چندباري براي ديدنت به خونه امون اومده بود . .

00:27:12.865 --> 00:27:14.865
پس ، اونو اينطوري ديدي ديگه ، آره ؟

00:27:14.865 --> 00:27:20.872
آره ، وقتي اومده بود تورو
. ببينه ، اونو ديدم

00:27:20.872 --> 00:27:21.873
. فکرکنم همينطوره

00:27:21.873 --> 00:27:24.876
. حتما همينطوره

00:27:24.876 --> 00:27:27.879
. از آشناييتون خوشوقتم . . بشينيد

00:27:36.871 --> 00:27:41.872
. . اما ، از کجا ميدونستي

00:27:42.872 --> 00:27:45.872
. . چوکو " وقتي خوابه گريه ميکنه " . .

00:27:45.872 --> 00:27:49.873
و " جائه گيل " هم ترس از سرعت داره ؟ . .

00:27:57.873 --> 00:28:02.874
اينارو از کجا ميدونستي . . رئيس ؟

00:28:07.874 --> 00:28:10.875
، خب

00:28:10.875 --> 00:28:15.875
خوب يادم نمياد . . من اين حرفارو
زده بودم ؟

00:28:16.875 --> 00:28:18.880
. فکرکنم همينطور باشه

00:28:18.880 --> 00:28:22.884
. نه . . حتما اشتباه ميکني

00:28:22.884 --> 00:28:27.889
چطور ميشه من اين چيزارو بدونم ؟
. حتما از يکي ديگه شنيده بودي

00:28:50.883 --> 00:28:53.883
. . " مطمئنم که " يونگي

00:28:53.883 --> 00:28:56.883
. دوباره خودش شده . .

00:28:57.883 --> 00:29:00.884
. . يونگي"ـيي که الان دارم ميبينمش"

00:29:00.884 --> 00:29:05.884
. همون "يونگي"ـه قديمي نيست . .

00:29:06.884 --> 00:29:09.885
يعني چه چيزاييُ به ياد آورده ؟

00:29:09.885 --> 00:29:12.885
و چه چيزاييُ فراموش کرده ؟

00:29:14.885 --> 00:29:17.885
. . از چه چيزايي دست کِشيده

00:29:17.885 --> 00:29:21.893
و الان به دنبالِ چيه ؟ . .

00:29:24.896 --> 00:29:27.899
، با اينکه " يونگي " دوباره خودش شده

00:29:27.899 --> 00:29:32.891
اما . . هنوزم منتظرِ خودِ واقعيشم که
. برگرده پيشم

00:29:34.891 --> 00:29:37.891
، منتظرش ميمونم . . نه خسته ميشم

00:29:37.891 --> 00:29:39.892
. . نه عصبي و بي طاقت

00:29:40.892 --> 00:29:43.892
. . و نه . .

00:29:43.892 --> 00:29:46.892
. صبرمُ از دست ميدم . .

00:29:56.893 --> 00:29:57.893
. . پدر ، درتمام مدتي که باهم بوديم

00:29:58.894 --> 00:30:04.894
، همَش ازت متنفر بودم و بهت فحش ميدادم . .

00:30:05.894 --> 00:30:07.894
. کارَم خيلي اشتباه بود

00:30:10.895 --> 00:30:11.895
، حالا که دارم اينطوري ازت معذرت خواهي ميکنم

00:30:19.901 --> 00:30:20.902
. لطفا "مارو"ـرو نجات بده

00:30:22.904 --> 00:30:23.905
. . " مارو "

00:30:24.906 --> 00:30:26.908
. . اگه به اين زودي کارِش تموم بشه . .

00:30:26.908 --> 00:30:28.901
خيلي بي معناست ، مگه نه ؟ . .

00:30:30.901 --> 00:30:32.901
، پدر . . چون بهت باور دارم

00:30:38.902 --> 00:30:40.902
. لطفا از " مارو " محافظت کن

00:30:53.903 --> 00:30:58.904
اونوقت . . خودم هرروز ميام اينجا و
. بهت احترام ميذارم

00:30:58.904 --> 00:31:00.904
. و همينطورم هرروز برات گُل ميارم

00:31:02.904 --> 00:31:07.904
همينطورم هميشه علف هاي هرزِ اينجارو
. تميز ميکنم و هرکاري برات ميکنم

00:31:14.905 --> 00:31:16.905
. . پدر ، خواهش ميکنم کمک کن که

00:31:20.912 --> 00:31:22.914
. . " مارو " . .

00:31:23.915 --> 00:31:24.916
. زنده بمونه . .

00:32:24.926 --> 00:32:32.921
هردومون باهم روياهاي زيبا ميبينيم

00:32:32.921 --> 00:32:41.922
تا وقتي که آسمونارو مارو از هم جدا کنن

00:32:41.922 --> 00:32:44.922
من هميشه عاشقت ميمونم

00:32:45.922 --> 00:32:47.922
آهنگم چطور بود ؟

00:32:49.923 --> 00:32:50.923
! خواهرجون

00:32:51.923 --> 00:32:51.923
چيه ؟

00:32:52.923 --> 00:32:56.923
براي آهنگ عروسيت ، از کدوم يکي از
اين آهنگا بيشتر خوشت اومده ؟

00:33:00.924 --> 00:33:01.924
. از همه اشون خوشم اومد

00:33:03.924 --> 00:33:10.925
چون خيلي پول ندارم . . ميتونم هديه ي گرون براتون
بخرم ، براي همينم بهترين آهنگ تبريک عروسيِ دنيارو
. ميخوام براتون بخونم

00:33:12.925 --> 00:33:14.925
. باشه . . ممنون

00:33:15.925 --> 00:33:20.932
بايد تا مدت هاي خيلي خيلي زياد عاشق داداشم بموني و
. براي مدت هاي خيلي خيلي زياد باهم خوشبخت باشيد

00:33:24.936 --> 00:33:25.937
. باشه

00:33:37.931 --> 00:33:39.932
داري ميري سرِ کار ؟ -
. آره -

00:33:40.932 --> 00:33:46.932
چوکو " داره براي خوندن آهنگ تبريک عروسيمون "
. آماده ميشه ، خيلي خوب ميخونه

00:33:47.932 --> 00:33:51.933
واقعا ؟
چوکو " خيلي خوب ميخونه ، مگه نه ؟ "

00:33:57.933 --> 00:33:58.934
خوشحالي ؟

00:33:59.934 --> 00:34:02.934
. آره . . خوشحالم

00:34:10.935 --> 00:34:14.935
. منم همينطور . . خيلي خوشحالم

00:34:17.935 --> 00:34:26.948
همونطور که " چوکو " گفت ، بيا بعد از عروسي
. براي مدت هاي خيلي خيلي زياد عاشق هم باشيم

00:34:32.941 --> 00:34:34.941
! دروغگو

00:34:40.942 --> 00:34:41.942
. باشه

00:34:44.942 --> 00:34:45.942
. . بيا بعد از عروسي

00:34:48.943 --> 00:34:50.943
. . براي مدت هاي زياد به سلامتي درکنار هم بمونيم . .

00:34:51.943 --> 00:34:52.943
. . براي مدت هاي زياد عاشق هم بمونيم . .

00:34:54.943 --> 00:34:55.943
. . همينطورم براي مدت هاي خيلي خيلي زياد . .

00:34:58.944 --> 00:35:00.944
. درکنار هم خوشبخت باشيم . .

00:35:02.944 --> 00:35:05.944
! دروغگو

00:35:10.945 --> 00:35:11.945
. . " يونگي"

00:35:12.945 --> 00:35:13.945
. برگشته . .

00:35:17.945 --> 00:35:18.950
. . بازم با اينحال

00:35:19.951 --> 00:35:21.953
. منتظرم که خودِ واقعيش پيشم برگرده . .

00:35:24.956 --> 00:35:26.958
، منتظرش ميمونم . . نه خسته ميشم

00:35:28.951 --> 00:35:29.951
. . نه عصبي و بي طاقت

00:35:31.951 --> 00:35:32.951
. و نه از ترس جا ميزنم . .

00:35:45.952 --> 00:35:46.952
بله ؟

00:35:49.953 --> 00:35:51.953
. مديرگروه " کانگ " اومدن

00:35:51.953 --> 00:35:53.953
. بهش بگو بياد تو

00:36:05.954 --> 00:36:06.954
. شنيدم دنبالم ميگشتي

00:36:07.954 --> 00:36:11.955
ايندفعه تو فکرم که يه برندِ خارجي
. براي " تائه سان " درست کنيم

00:36:11.955 --> 00:36:15.955
، " مديرگروه " کانگ
. لطفا به جلسه اي که امروز داريم ، برو

00:36:16.955 --> 00:36:19.961
تو اين مدت که نماينده ي مدير " سو " بودي ، حتما
خيلي برات سخت بوده . . درسته ؟

00:36:20.962 --> 00:36:24.966
ديگه وقتشه دست از نقش برداري و
. سعي کن به چيزي که برات سودمندتره بچسبي

00:36:29.961 --> 00:36:32.961
، قبل از اينکه به جلسه بري ، اينارو بخون
. سعي کن خوب حفظشون کني

00:36:32.961 --> 00:36:36.961
، اگه نظري درموردشون داشتي
. ميتوني موقع جلسه نظرتُ بگي

00:36:40.962 --> 00:36:40.962
. متوجه شدم

00:36:42.962 --> 00:36:45.962
، اگه حرف ديگه اي براي گفتن نداريد
. ديگه مرخص ميشم

00:36:49.963 --> 00:36:50.963
. . " مارو "

00:36:51.963 --> 00:36:52.963
. متاسفم . .

00:36:55.963 --> 00:36:57.963
، اگه اون موقع بخاطرِ من اونکارو نميکردي

00:36:59.764 --> 00:37:03.764
. احتمالا تا الان ، دکتر خيلي خوبي از آب درميومدي

00:37:03.764 --> 00:37:07.764
. يه زندگي عالي داشتي

00:37:10.765 --> 00:37:11.765
. . اگه اون موقع بخاطرِ من

00:37:13.765 --> 00:37:17.765
. . اونکارو نميکردي ، اونوقت -
، خوندن اين اطلاعات قبل از جلسه وقت گيره -

00:37:18.770 --> 00:37:19.771
. ديگه بايد برم

00:37:20.772 --> 00:37:21.773
. برات جبرانش ميکنم

00:37:23.775 --> 00:37:32.771
هرطور که شده ، آينده ي درخشاني که
. ازت گرفتمُ . . دوباره بهت برميگردونم

00:37:32.771 --> 00:37:35.771
. ميتونم اونکارو برات بکنم

00:37:37.771 --> 00:37:39.772
حالا بايد چيکار کنم ؟

00:37:39.772 --> 00:37:42.772
ميخوام قبل از اينکه
. همچين کاري بکني ، از شرِت خلاص بشم

00:37:43.772 --> 00:37:48.773
وقتي حافظه ي " يونگي " برگرده ، هرچيزي
، ممکنه آسيب اساسي بهش بزنه

00:37:49.773 --> 00:37:51.773
. . تو فکرم که براي آخرين بار

00:37:53.773 --> 00:37:54.773
. همه چيُ پاک کنم . .

00:37:55.773 --> 00:37:56.773
! " مارو "

00:38:04.774 --> 00:38:09.775
شروع " W Label " برند خارجي جديدمون به اسمِ
. به کار کرده

00:38:10.775 --> 00:38:23.785
، اين برند فقط شامل لباساي مخصوص کوهنوردي نميشه
همينطورم شامل لباساي پياده روي ، ماهيگيري و
. کمپ زدن هم ميشه و براي سِنين 20 تا 60 سال هست

00:38:23.785 --> 00:38:30.781
استفاده از چنين برندي براي وارد بازار شدن ، ممکنه
برندهاي ديگه ي موجود دربازارُ تحت فشار بذاره ؟

00:38:33.781 --> 00:38:36.781
بنظرم طرح اصلي بايد زمينه اش
. يه مفهموم متفاوت تري رو داشته باشه

00:38:38.782 --> 00:38:40.782
ميشه طرحُ ارائه کنم ؟

00:38:45.782 --> 00:38:52.783
با توجه به طرح فعليِ لباس و کيف و کفش و
. . ساير وسايل مخصوص کوهنوردي

00:38:52.783 --> 00:39:03.784
، بنظرم هدف اصلي بايد مشتري هاي بين 25 تا 35 سال باشن
هدفمون بايد استفاده از سبک خاصي باشه که
. با همچنين سطح هاي سِني جور باشه

00:39:06.784 --> 00:39:15.785
بنظرم تو توليد لباسا ، بيشتر بايد
. سه چيز مهمُ در اولويت قرار بديم

00:39:15.785 --> 00:39:21.793
طراحي لباسايي که با سبک پوشيدن روزانه ي
مشتري ها هم جور باشه و بشه بعنوان
. لباساي بيروني ازشون استفاده کرد

00:39:22.794 --> 00:39:26.798
فقط از اين راهِ که اين برند ميتونه وارد بازار بشه و
. و در نيمه ي اول سال ، فروش خوبي کسب کنيم

00:39:27.799 --> 00:39:32.791
اونوقت ، اين برند ميتونه در نيمه ي دوم سال ، به
. مهم ترين برند خارجي تبديل بشه

00:39:34.791 --> 00:39:35.791
. همين بود

00:39:38.792 --> 00:39:39.792
. خيلي خوب بود

00:39:41.792 --> 00:39:43.792
. از ايده ي مديرگروه " کانگ " استفاده ميکنيم

00:39:45.792 --> 00:39:51.793
بنظرم بهترِ تا زمان شروع پروژه ، اين پروژه
. به دست خود مديرگروه " کانگ " پيش بره

00:39:52.793 --> 00:39:55.793
، درواقع ، اين ارائه ي طرح . . مالِ من نيست

00:39:57.793 --> 00:40:00.794
. اين ايده رو از يکي ديگه دزديدم

00:40:00.794 --> 00:40:01.794
دزديدي ؟

00:40:03.794 --> 00:40:06.794
ايده ي کيُ دزديدي ؟ -
. ايده ي مدير " سو يونگي " رو -

00:40:09.795 --> 00:40:15.795
اين پروژه اي بوده که " سو يونگي " قبل از اينکه
. تصادف کنه ، مدتهاي زيادي روش کار ميکرده

00:40:16.795 --> 00:40:22.804
جديدا شنيده بودم که رئيس اين طرحُ رد کرده بوده و
. از طرح ديگه اي استفاده کرده

00:40:23.805 --> 00:40:32.801
امکان داره چون اون طرحِ " سو يونگي " بوده ، رئيس
با بيخيالي و بدون اينکه به اون طرح
نگاهي بندازه . . طرحُ رد کرده باشه ؟

00:40:54.803 --> 00:40:59.804
مديرگروه " کانگ " . . تو مغزِت هيچ چيز ديگه اي
جز " سو يونگي " وجود نداره ؟

00:40:59.804 --> 00:41:03.804
دارم ميپرسم هيچي ديگه
جز " سو يونگي " تو اون مُخِت نيست ؟

00:41:06.804 --> 00:41:09.805
، بخاطرِ اينکه ازت متنفر بودم . . تورو ترک نکردم

00:41:09.805 --> 00:41:13.805
گفتم بخاطرِ اينکه ديگه
، عاشقت نبودم ، نبود که تورو ترک کردم

00:41:13.805 --> 00:41:18.810
تنها چيزي که ميخواستم
. . از شرِش راحت بشم اون سرنوشتُ مزخرفُ پوچَم بود

00:41:18.810 --> 00:41:20.812
. نه تو . .

00:41:26.818 --> 00:41:27.819
. . لطفا ديگه حرفي درمورد عروسيم

00:41:27.819 --> 00:41:29.811
. با " يونگي " نزن . .

00:41:29.811 --> 00:41:35.811
، حتي اگه بهم بگي اين عروسيُ انجام ندم
. به هيچ وجه به حرفت گوش نميدم

00:41:35.811 --> 00:41:38.812
. باشه . . برو عروسي کن

00:41:40.812 --> 00:41:43.812
. برو با همون " يونگي " عروسي کن

00:41:46.812 --> 00:41:54.813
اگه براي محافظت از " يونگي " لازم باشه
. تا اينجاها پيش بري . . بايدم همينکارو بکني

00:41:54.813 --> 00:42:00.814
اگه با اينکار احساس گناهِت کمتر ميشه ، باشه . . برو و
عروسي کن ، ديگه چيکار از دستت برمياد که بکني ؟

00:42:05.814 --> 00:42:06.814
، " مدير " سو

00:42:08.815 --> 00:42:10.815
چرا همين بيرون وايساديد ؟

00:42:10.815 --> 00:42:17.815
، با " يونگي " ازدواج کن و بيا همينطور زندگي کنيم
. بيا هرروز همديگه رو ببينيم

00:42:20.822 --> 00:42:25.827
من هرکاري که بکنم ، نميتونم
، تورو برگردونم طرفِ خودم

00:42:25.827 --> 00:42:33.821
پس . . فقط جايي زندگي کن که
. بتونم تورو ببينم

00:42:33.821 --> 00:42:39.822
. نذار ديگه از هم جدا باشيم

00:42:39.822 --> 00:42:41.822
. بيا با هرروز ديدنِ همديگه . . زندگي کنيم

00:42:52.823 --> 00:42:53.823
. " مدير " سو

00:43:00.824 --> 00:43:03.824
ناهار خوردي ؟

00:43:03.824 --> 00:43:05.824
. فکرکنم دچار سوء تفاهم شده باشيد

00:43:05.824 --> 00:43:10.825
، چندتا جعبه ي ناهار آماده کردم
ميخواي باهم بريم غذا بخوريم ؟

00:43:10.825 --> 00:43:11.825
. . الان به مديرگروه " کانگ " زنگ ميزنم که

00:43:11.825 --> 00:43:14.825
. نه ، نيازي نيست

00:43:14.825 --> 00:43:22.834
، فکرکنم جلسه ي مهمي با رئيس داشته باشه
. بيا خودمون دوتايي بريم

00:43:22.834 --> 00:43:27.839
نميخواي با من غذا بخوري ؟

00:43:27.839 --> 00:43:29.831
. موضوع اين نيست

00:44:08.835 --> 00:44:10.835
. هرچقدر ميتوني بخور

00:44:15.835 --> 00:44:16.835
. الان به مديرگروه " کانگ " زنگ ميزنم که بياد

00:44:16.835 --> 00:44:23.845
چطور شد که اين عروسيُ
براي من و " مارو " آماده کردي ؟

00:44:23.845 --> 00:44:24.846
چي ؟

00:44:24.846 --> 00:44:32.841
مگه نميگفتي " هرطور شده ، بخاطرِ حالت روحيش
نبايد بذاريم فراموشيش لو بره و بعدش ميبينيم چي ميشه " ؟

00:44:32.841 --> 00:44:35.841
. . اگه مديرگروه " کانگ " هم

00:44:35.841 --> 00:44:40.842
جايِ من بود ، براي اينکه بتونه . .
. ازتون محافظت کنه ، ترتيبِ همچين کاريُ ميداد

00:44:40.842 --> 00:44:43.842
چقدر درمورد مديرگروه " کانگ " ميدوني ؟

00:44:43.842 --> 00:44:47.842
اون کسي بود که حتي قبل از اينکه
. حافظه اتونو از دست بديد ، انتخاب کرده بوديد

00:44:47.842 --> 00:44:49.843
. من به انتخابتون باور دارم

00:44:53.843 --> 00:44:56.843
اگه اينطور که ميگي نباشه ، چي ؟

00:44:56.843 --> 00:44:59.844
اگه اشتباه کرده باشم ، چي ؟

00:44:59.844 --> 00:45:04.844
. همچين اتفاقي هرگز نميفته

00:45:04.844 --> 00:45:10.845
اگه اشتباه کرده باشم ، چي ؟

00:45:10.845 --> 00:45:13.845
. فکرکنم اون . . همون عشقِ زندگيتون باشه

00:45:18.850 --> 00:45:27.859
احتمالا . . چيزيُ ازم مخفي نميکني که ؟

00:45:27.859 --> 00:45:32.851
هان ؟
چيزي ازم مخفي نکردي ؟

00:45:38.852 --> 00:45:40.852
. نه

00:46:08.855 --> 00:46:18.860
مدت ها پيش ، بهم گفته بودي وقتي حافظه ام
. برگرده ، چيزاي زيادي هست که ميخواي بهم بگي

00:46:18.860 --> 00:46:19.861
. درسته

00:46:22.864 --> 00:46:26.868
چي ميخواستي بگي ؟

00:46:26.868 --> 00:46:32.861
بهم گفته بودي بدون اينکه
، چيزيُ از قلم بندازي

00:46:32.861 --> 00:46:35.861
همه چيُ ميخواي بهم بگي . . مگه نگفته بودي ؟

00:46:39.862 --> 00:46:44.862
. درسته . . گفته بودم

00:46:44.862 --> 00:46:48.863
حالا چي ميخواستي بگي ؟

00:46:48.863 --> 00:46:57.863
مگه نگفته بودم هروقت که
حافظه اتون برگرده . . بهتون ميگم ؟

00:47:02.864 --> 00:47:10.865
، لطفا هروقت حافظه اتونو بدست آورديد
. بهم بگيد تا اونوقت بهتون بگم

00:47:15.865 --> 00:47:23.875
چه فکري پيش خودت کرده بودي که
اين عروسيُ براي من و " کانگ مارو " آماده کردي ؟

00:47:23.875 --> 00:47:26.878
. . خب ، من

00:47:26.878 --> 00:47:29.871
تو منو دوست داشتي . . درسته ؟

00:47:35.871 --> 00:47:42.872
وکيل " پارک " ، تو "سو يونگي"ـو
دوست داري . . درسته ؟

00:47:42.872 --> 00:47:44.872
. . نه ، من

00:47:44.872 --> 00:47:47.872
لابُد از مَردا خوشت مياد ؟

00:47:47.872 --> 00:47:52.873
. درسته

00:47:52.873 --> 00:47:55.873
. . احتمالا ، شما

00:47:55.873 --> 00:48:02.874
فکرکرده بودي همچين حرفيُ باور ميکنم ؟

00:48:02.874 --> 00:48:10.875
حافظه اتون برگشته ؟

00:48:14.875 --> 00:48:20.882
حالا اشکالي نداره حرفايي که
ميخواستي بهم بگيُ ، بگي ؟

00:48:31.881 --> 00:48:37.881
. سلام

00:48:37.881 --> 00:48:44.882
، حتي اگه اينجا هم همديگه رو نديده بوديم
ميخواستم بيام ديدنتون . . وقت داريد باهم چاي بخوريم ؟

00:49:05.884 --> 00:49:08.885
اوضاعتون درچه حاله ؟

00:49:08.885 --> 00:49:10.885
. بهترم

00:49:10.885 --> 00:49:13.885
. شنيدم داريد براي عروسي آماده ميشيد

00:49:13.885 --> 00:49:15.885
. درسته

00:49:15.885 --> 00:49:22.894
هنوزم خيلي گيجَم و متوجه نميشم براي چي
. خواستيد با " کانگ مارو " ازدواج کنيد

00:49:22.894 --> 00:49:24.896
. خودم ميدونم دارم چيکار ميکنم

00:49:24.896 --> 00:49:29.891
. مهمترين علتِ مرگِ رئيس ، همين " کانگ مارو " بود

00:49:29.891 --> 00:49:32.891
بخاطرِ " کانگ مارو " بود که
. شما به قلب رئيس ضربه ي بدي وارد کرديد

00:49:32.891 --> 00:49:33.891
. . اما ، براي چي تصميم گرفتيد که با اون آدم

00:49:33.891 --> 00:49:36.891
. گفتم که خودم ميدونم دارم چيکار ميکنم

00:49:36.891 --> 00:49:39.892
، " مدير " سو
. عروسيتون چيزي نيست که مسئله ي شخصي باشه

00:49:39.892 --> 00:49:43.892
. اين مسئله به تمام " تائه سان " مربوط ميشه

00:49:43.892 --> 00:49:47.892
چقدر "کانگ مارو"ـرو ميشناسيد ؟

00:49:47.892 --> 00:49:53.893
اگه ميخواي گفتگورو درهمين مورد
. ادامه بدي . . اونوقت ، بهترِ که از اينجا برم

00:49:53.893 --> 00:50:01.894
ميدونستيد " کانگ مارو " قاتل بوده ؟

00:50:01.894 --> 00:50:03.894
. ميدونم

00:50:08.895 --> 00:50:16.895
پس . . ميدونيد " کانگ مارو " کيُ کُشته بوده ؟

00:50:16.895 --> 00:50:20.902
حتي بايد اينو هم بدونم ؟

00:50:20.902 --> 00:50:27.909
من به بيماريم جلوي همه اعتراف کردم و حتي حاضر شدم
. از جايگاهم تو شرکت بکِشم کنار

00:50:27.909 --> 00:50:33.901
اينکه تو گذشته چه اتفاقي افتاده بوده . . اصلا
. هيچ علاقه اي به دونستنش ندارم

00:50:33.901 --> 00:50:40.902
فقط دلم ميخواد بعنوان همسر يه مَرد . . زندگيِ آروم و
. خوبي داشته باشم

00:50:40.902 --> 00:50:43.902
مدير . . نذار شرکت بخاطر همچين مسئله اي
. دچار اختلال بشه

00:50:43.902 --> 00:50:49.903
. مطمئنم شما حتما اجازه نميديد همچين اتفاقي بيفته

00:50:57.903 --> 00:51:04.904
. . شنيدم وقتي پدر مُرده ، شما و

00:51:04.904 --> 00:51:12.905
هان جائه هي " اولين کسايي بوديد که " . .
از اين قضيه با خبر شديد ؟

00:51:12.905 --> 00:51:16.905
. وقتي پيداشون کرديم ، ايشون ديگه مُرده بودن

00:51:16.905 --> 00:51:22.914
پس ، ممکنه پدرم بخاطرِ مرگ طبيعي درواقع
. . نمرده باشه ، بلکه

00:51:22.914 --> 00:51:29.911
کُشته شده باشه ؛ تاحالا همچين شايعه اي . .
به گوشِتون خورده ؟

00:51:33.911 --> 00:51:40.912
، اين چيزي جز يه مُشت مزخرفات نيست
. اولين بارِ که همچين چيزي ميشنوم

00:51:40.912 --> 00:51:50.913
که اينطور ؟
. من که تاحالا چندباري اينُ شنيدم

00:51:50.913 --> 00:51:57.913
. البته ، خيلي با عقل جور درنمياد

00:51:57.913 --> 00:52:04.914
. بازم براي نصيحتتون ممنون

00:53:06.924 --> 00:53:09.925
، " مارو "
. . " بعد از عروسي با " يونگي

00:53:09.925 --> 00:53:14.925
. بايد عمل کني . .

00:53:17.925 --> 00:53:19.931
. نميذارم جراحيُ بيشتر از اين کِش بدي

00:53:20.932 --> 00:53:23.935
آماده اي ؟

00:53:23.935 --> 00:53:26.938
! " مارو "

00:53:31.931 --> 00:53:34.931
! " مارو "

00:53:34.931 --> 00:53:37.931
! " کجا غيبش زده ؟ . . " کانگ مارو

00:53:37.931 --> 00:53:39.932
کجا رفته ؟

00:53:50.933 --> 00:53:53.933
مامان . . همه کاراتُ کردي ؟

00:53:53.933 --> 00:53:58.934
. من که همه ي لباسامُ پوشيدم

00:54:10.935 --> 00:54:13.935
. . مدت ها پيش ، بهم گفته بودي »

00:54:13.935 --> 00:54:16.935
، اگه حافظه ام برگرده . .

00:54:16.935 --> 00:54:21.943
حرفاي زيادي داري که بهم بگي ، مگه نه ؟

00:54:22.944 --> 00:54:24.946
« چي ميخواستي بگي ؟

00:54:41.942 --> 00:54:47.942
امکانش هست که مرگ پدر فقط بخاطرِ »
، بيماري نبوده

00:54:47.942 --> 00:54:54.943
بلکه ، بخاطر اين بوده که به قتل رسيده بوده ؟
« تاحالا اين شايعه رو شنيدي ؟

00:55:06.944 --> 00:55:10.945
. اين مدارک براي اينجا فرستاده شده

00:55:11.945 --> 00:55:14.945
. رئيس ، اين براي شما فرستاده شده

00:55:19.951 --> 00:55:21.953
رابطه ي مخفيانه ي " هان جائه هي " رئيسِ
. گروه " تائه سان " و نامزدِ دخترخوانده اش

00:55:27.959 --> 00:55:30.951
. خيلي خوشگل شدي . . خواهرجون

00:55:30.951 --> 00:55:33.951
. اينطرفُ نگاه کن

00:55:34.951 --> 00:55:36.951
. يک ، دو . . سه

00:55:45.952 --> 00:55:48.953
. " خواهرجون " يونگي

00:55:48.953 --> 00:55:50.953
. سلام

00:56:03.954 --> 00:56:06.954
، تا عروسي وقت زيادي نمونده
اون کجا رفته ؟

00:56:08.955 --> 00:56:12.955
چوکو " ، " مارو " هنوز باهات تماس نگرفته ؟ "

00:56:13.955 --> 00:56:16.955
به منم که زنگ نزده . . يعني کجا رفته ؟

00:56:25.967 --> 00:56:29.961
سو يونگي

00:56:36.961 --> 00:56:39.962
حتي تو هم که بهش زنگ ميزني جواب نميده ؟

00:56:40.962 --> 00:56:41.962
. آره
. عجب مشکل بزرگيه ها

00:56:42.962 --> 00:56:46.962
. فقط سي دقيقه تا شروع عروسي مونده

00:56:46.962 --> 00:56:48.963
يعني داداشم کجا رفته ؟

00:56:48.963 --> 00:56:50.963
. دوباره بهش زنگ ميزنم

00:57:02.964 --> 00:57:06.964
چي شده ؟ . . مشکلي پيش اومده ؟

00:57:13.965 --> 00:57:18.970
چي شده ؟

00:57:24.976 --> 00:57:27.979
، " وکيل " پارک

00:57:29.971 --> 00:57:32.971
ازت پرسيدم چي شده ؟

00:57:34.971 --> 00:57:37.971
. . خب

00:57:48.973 --> 00:57:49.973
. تبريک عرض ميکنم -
. ممنون -

00:57:49.973 --> 00:57:51.973
. تبريک ميگم

00:57:53.973 --> 00:57:54.973
، " رئيس " هان جائه هي

00:57:54.973 --> 00:58:00.974
شنيدم شما و نامزد دخترخونده اتون قبلا باهم
رابطه داشتيد . . اين حقيقت داره ؟

00:58:00.974 --> 00:58:02.974
چي ؟

00:58:02.974 --> 00:58:04.974
. . نميدونم درمورد چي صحبت ميکنيد

00:58:04.974 --> 00:58:05.974
. با من صحبت کنيد

00:58:05.974 --> 00:58:07.974
چرا جواب نميديد ؟

00:58:07.974 --> 00:58:09.975
. . رئيس

00:58:09.975 --> 00:58:11.975
اين حقيقت داره ؟ . . -
. يه لحظه صبر کنيد -

00:58:11.975 --> 00:58:14.975
. صبر کنيد . . جوابمُ بديد

00:58:18.980 --> 00:58:20.982
. لطفا بهمون جواب بديد

00:58:20.982 --> 00:58:23.985
. رئيسُ تا بيرون همراهي کنيد

00:58:32.981 --> 00:58:34.981
رابطه ي مخفيانه ي " هان جائه هي " رئيسِ
. گروه " تائه سان " و نامزدِ دخترخوانده اش

00:58:48.983 --> 00:58:51.983
جائه گيل

00:59:37.991 --> 00:59:40.992
خبرنگاراي زيادي کنار شرکت و خونه اتون
، هستن

00:59:40.992 --> 00:59:42.992
. به همين خاطر ، اول ميبرمتون خونه يِ خودم

00:59:42.992 --> 00:59:49.993
اول براي مدتي تو خونه ي من بمونيد ، بعدش
. وقتي شب شد ، ميريم خونه ي خودتون

00:59:59.994 --> 01:00:01.994
عروس : سو يونگي

01:00:01.994 --> 01:00:02.994
داماد : کانگ مارو

01:00:08.995 --> 01:00:14.995
. " بيا برگرديم خونه . . مدير " سو

01:00:14.995 --> 01:00:16.995
مارو " چي شد ؟ "

01:00:16.995 --> 01:00:22.404
هنوز هيچ تماسي نگرفته ؟

01:00:22.404 --> 01:00:23.405
. نه

01:00:23.405 --> 01:00:26.408
کي همچين کاري ميکنه ؟

01:00:48.430 --> 01:00:53.435
. ميگه تا مديرگروه " کانگ " نياد ، از اينجا نميره

01:01:02.444 --> 01:01:05.447
! " مديرگروه " کانگ

01:01:07.449 --> 01:01:08.450
. . اين همه وقت کجا بوديد که

01:01:23.415 --> 01:01:27.419
تا الان کجا بودي و
براي چي الان اومدي ؟

01:01:40.522 --> 01:01:44.526
. بريم باهم صحبت کنيم

01:01:44.526 --> 01:01:46.528
اتاق انتظار عروس

01:02:00.542 --> 01:02:03.545
کجا رفته بودي که
منو اونجا تنها گذاشته بودي ؟

01:02:03.545 --> 01:02:05.547
يعني به تنها نتيجه اي که
رسيدي ، همين بوده ؟

01:02:05.547 --> 01:02:08.550
. ازت پرسيدم کجا بودي

01:02:09.551 --> 01:02:12.554
چي گفتي ؟

01:02:12.554 --> 01:02:19.421
اون اطلاعاتي که درمورد رابطه ي رئيس و
، مدير و " کانگ مارو " به روزنامه ها داده شده

01:02:19.421 --> 01:02:22.424
. بدستِ خودِ مدير " سو " داده شده

01:02:22.424 --> 01:02:27.429
تمام اتفاقات امروز . . کارِ خودِ مدير بوده ؟

01:02:27.429 --> 01:02:33.615
. منم ميخواستم جلوشُ بگيرم

01:02:33.615 --> 01:02:38.620
. اصلا با عقل جور درنمياد . . نمياد

01:02:38.620 --> 01:02:42.624
. . سو يونگي " ، ديگه ميدونم که "

01:02:42.624 --> 01:02:48.630
. تمام حافظه اتُ بدست آوردي . .

01:02:51.633 --> 01:02:54.636
، ميدونم يادت اومده که من چه عوضي اي بودم

01:02:54.636 --> 01:03:00.642
آخرش ، تمام خاطراتي که
. به من ربط داشتنُ ، به ياد آوردي

01:03:03.645 --> 01:03:08.645
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:03:24.613 --> 01:03:29.613
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:03:30.712 --> 01:03:35.717
« . . آنچه در قسمت بعد خواهيد ديد »

01:03:36.718 --> 01:03:38.720
تا زماني که بتونم
، شماهارو شکست بدم

01:03:38.720 --> 01:03:40.722
تا زماني که بتونم
، تمام شماهارو نابود کنم

01:03:40.722 --> 01:03:42.724
. هرکاري که دستم بربيادُ انجام ميدم

01:03:42.724 --> 01:03:47.729
ميخوام يه گفتگوي خصوصي و
. محرمانه و مهم با نونا داشته باشم

01:03:47.729 --> 01:03:49.731
، حالا که اين رسوايي خبرش همه جا پخش شده

01:03:49.731 --> 01:03:52.734
ميخواي چشمامونو ببنديم و
براي يه بارم که شده اونجا بريم ؟

01:03:52.734 --> 01:03:54.736
، تو ديگه مالِ من هستي
. . « اگه بگي : « ميخوام پيش " کانگ مارو " برگردم

01:03:54.736 --> 01:03:57.739
، اگه همچين فکرايي تو کله ات داشته باشي . .
. بهترِ اول بميريُ بعدش بري پيشِ اون

01:03:57.739 --> 01:03:59.741
، " کانگ مارو "
. . حالا که همين يه بارُ گذاشتم قِسِر دربري

01:03:59.741 --> 01:04:04.746
. بهترِ تا ميتوني فرار کنيُ بري . .