﻿WEBVTT

00:00:00.600 --> 00:00:07.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:35.973 --> 00:00:40.841
« . ديشب يه فکرايي به ذهنم رسيد »

00:00:42.250 --> 00:00:44.492
، با خودم ميگفتم . . آره ، درسته »

00:00:44.492 --> 00:00:48.231
« . هيچ جوره رابطه ي بين من " کانگ مارو " امکان نداره

00:00:50.531 --> 00:00:54.713
« حالا فوقِش دوباره بزنه به مُخَم . . که چي ؟ »

00:00:54.713 --> 00:00:57.888
کجاي دنيا عشقي پيدا ميشه که »
« غيرممکن نباشه ؟

00:00:58.000 --> 00:01:01.292
اگه سرکِشي کنم و از تصميمي که »
، ميگيرم . . پامُ پايين نذارم

00:01:05.555 --> 00:01:10.737
اونوقت ، تمام آدماي اين دنيا ميخوان
« . بيان سراغمونُ جلوي عشقمونُ بگيرن

00:01:11.820 --> 00:01:14.353
. . آخرسر با خودم ميگم تمام اين حرفا و »

00:01:14.353 --> 00:01:17.923
حرفاي آدمايي که ميخوان مارو از هم . .
، جدا بکنن ، به کنار

00:01:18.187 --> 00:01:22.068
درهرحال ، دلم ميخواد براي آخرين بار
. . دوون دوون برم پيشش

00:01:22.068 --> 00:01:25.408
دلم ميخواد براي آخرين بار . .
، دستاشُ تو دستام بگيرم

00:01:25.657 --> 00:01:29.575
، براي آخرين بار . . ميخوام به حرفاش گوش بدم

00:01:43.476 --> 00:01:46.718
براي آخرين بار . . درمورد احساسات بي ريام
، ميخوام باهاش حرف بزنم

00:01:46.718 --> 00:01:52.740
. . براي آخرين بار . . اون جاي زخمامُ ميبوسه و

00:01:53.262 --> 00:01:58.142
براي آخرين بار . . باهم توي جاده اي که . .
« . داريم توش قدم ميزنيم ، پا ميذاريم

00:02:07.130 --> 00:02:10.181
« يعني مسير درستيُ انتخاب کرديم ؟ »

00:02:10.181 --> 00:02:13.229
يعني هيچ مسيرِ ديگه اي »
« جز اين مسيري که انتخاب کرديم . . وجود نداره ؟

00:02:13.764 --> 00:02:16.758
با وجود اينکه به قطع از حقيقت با خبريم . . وانمود »
« به ندونستن کرديم ؟

00:02:21.378 --> 00:02:24.522
، هنوزم به حرف زدن با خودم ادامه ميدم »

00:02:25.515 --> 00:02:28.450
هنوزم دارم به گرفتنِ يه تصميم درست
، فکرميکنم

00:02:32.207 --> 00:02:35.498
با اينوجود . . اگه آخرش به هيچ نتيجه اي
« نرسم . . چي ؟

00:02:35.938 --> 00:02:38.957
« اگه آخرسر . . بازم نتونم کنار بکِشم ، چي ؟ »

00:02:40.582 --> 00:02:44.130
ميشه الان گريون بدوئَم طرفِ " کانگ مارو " و »
: بهش بگم

00:02:44.130 --> 00:02:47.091
منو تو بغلت بگيرُ نذار برم . . ميخوام تا ابد درکنارت
، باشم

00:02:47.191 --> 00:02:52.262
« نميتونم اينطوري باهات بهم بزنم . . ؟

00:02:55.410 --> 00:02:58.211
من به اون آدمايي که ميخوان مارو »
، از هم جدا کنن و نذارن باهم باشيم

00:02:58.211 --> 00:03:01.503
« . باور دارم

00:03:21.701 --> 00:03:24.927
قسمت نوزدهم

00:03:26.935 --> 00:03:30.168
گفتي پدر از اين قضيه باخبر بوده ؟

00:03:30.168 --> 00:03:32.281
. . قبل از اينکه درمورد رابطه يِ

00:03:32.281 --> 00:03:35.839
، هان جائه هي " و مدير " آن " به شما بگم " . .

00:03:35.839 --> 00:03:39.446
، رئيس خودشون از قبل از همه چي باخبر بودن

00:03:39.446 --> 00:03:43.206
و نقشه کِشيده بودن که کاري کنن که
. از شرِ هردوشون خلاص بشن

00:03:43.206 --> 00:03:45.694
، تو همچين حقيقت به اين مهمي رو

00:03:45.694 --> 00:03:48.685
تا الان ازم مخفي کرده بودي ؟

00:03:49.134 --> 00:03:53.436
وکيل " پارک " ، براي چي همچين چيزيُ
ازم مخفي کرده بودي ؟

00:03:55.266 --> 00:03:57.700
. . اون چيزي که ميخواستي وقتي حافظه ام برميگرده

00:03:57.700 --> 00:04:00.817
بهم بگي ، همين بود ؟ . .

00:04:02.520 --> 00:04:06.514
چيز بيشتريَم هست ؟
چيزي هست که ازم مخفي کرده باشي ؟

00:04:07.705 --> 00:04:12.562
. همه چيُ بهم بگو . . گفتم همه چيُ بگو

00:04:15.338 --> 00:04:16.912
! " مدير " آن »

00:04:16.912 --> 00:04:18.845
. . اون که درهرحال آخرش قرار بود بميره

00:04:18.845 --> 00:04:22.354
. فقط فکرکنيد زمانِ مرگِش کمي جلوتر افتاده . .

00:04:22.481 --> 00:04:24.122
. . رئيس

00:04:24.122 --> 00:04:28.999
درتمام اين مدت زندگيُ پُر از قدرت و ثروت و . .
. . پُر زرق و برقي داشته که

00:04:28.999 --> 00:04:31.035
. همه ي بايد تو خواب روياشُ ببينن . .

00:04:31.035 --> 00:04:33.684
. فکرنکنم خودشم بدش بياد زودتر بميره

00:04:33.684 --> 00:04:35.583
! مرتيکه ي روانيِ حرومزاده

00:04:35.583 --> 00:04:37.584
! . . آجوما

00:04:37.584 --> 00:04:40.613
مگه ازم نخواسته بودي کمکت کنم ؟

00:04:40.613 --> 00:04:43.539
مگه اونشب که اومده بودي پيشم و ميگفتي که
، ميخواي براي مدت هاي خيلي طولاني تو اين خونه بموني

00:04:43.539 --> 00:04:47.579
ميگفتي نميخواي دوباره به اون
، زندگيِ جهنمي برگردي

00:04:47.878 --> 00:04:49.677
« ازم نخواسته بودي که کمکت کنم ؟

00:04:54.192 --> 00:04:57.472
به چه دليلي اينو برام پخش کردي ؟

00:04:58.150 --> 00:05:01.414
اولين سوالي که بايد ازم بپرسيد درواقع
: نبايد اين باشه که

00:05:01.414 --> 00:05:04.346
« چرا الان داري اينُ برام پخش ميکني ؟ »

00:05:04.346 --> 00:05:09.331
با همچين چيزي خيلي راحت ميشه " هان جائه هي " و
. مدير " آن " رو درعرض يه ثانيه نابود کرد

00:05:09.331 --> 00:05:14.764
عکس العملي که از شنيدن همچين چيزي بهت دست ميده
: و ذهنتُ مشغول ميکنه ، نبايد اين سوال باشه که

00:05:14.764 --> 00:05:18.023
به چه دليلي درتمام اين مدت اينُ از همه »
« مخفي کرده بوديُ و الان روش کردي ؟

00:05:19.066 --> 00:05:22.329
، " مديرگروه " کانگ
. براي همين بود که اين نوارُ براي شما پخش کردم

00:05:22.708 --> 00:05:27.182
ميدونستم بجاي اينکه با پرسيدن اينکه
، چرا اينُ آوردي پيشِ من ؟ " ، منو سوال پيچ کنيد "

00:05:27.182 --> 00:05:31.676
. همچين سوالي رو بجاش ميپرسيد

00:05:39.692 --> 00:05:43.081
، تمام گفتگوهاتونُ تو گوشيم ضبط کردم »

00:05:43.081 --> 00:05:47.413
. همين حالا اين نوارُ براي پليس ميبرم

00:05:47.413 --> 00:05:52.132
، باشه ، برو . . اصلا همين حالا پيش پليس برو

00:05:52.132 --> 00:05:58.030
تو مسيرِت به اونجا ، يه سري مدارکيَم هست که
، بايد با خودت ببري

00:05:58.381 --> 00:06:02.835
، " مدارکي که ميگه پدرِ خود شما ، وکيل " پارک
. . براي تصادفِ

00:06:02.835 --> 00:06:06.339
. مادر " سو يونگي " نقشه کِشيده بوده . .

00:06:06.800 --> 00:06:09.626
، يه چيزي بگو که منطقي باشه

00:06:09.626 --> 00:06:12.239
پدرم هرگز دست به همچين کارايِ
. غيرمعقولانه اي نميزد

00:06:12.239 --> 00:06:15.683
. چرا . . پدرت همچين کاري کرده

00:06:15.815 --> 00:06:19.700
خودِ منم بعنوان مورد اعتمادترين زيردستش ، تو اينکار
. باهاش شريک بودم

00:06:20.810 --> 00:06:23.834
« . . مثل يه زيردستِ مطيع ، مثل برده ها

00:06:28.197 --> 00:06:31.010
، ميخواستم هروقت حافظه ي " يونگي " برميگرده

00:06:31.010 --> 00:06:33.869
. تمام اين چيزارو بهش بگم

00:06:36.324 --> 00:06:38.575
. . اما

00:06:38.575 --> 00:06:43.624
. . يونگي " خودش افتاده دنبالِ "

00:06:43.624 --> 00:06:46.594
. تمام کسايي که تو مرگ رئيس نقش داشتن . .

00:06:47.684 --> 00:06:49.890
، ترسيده بودم

00:06:49.890 --> 00:06:54.445
بيشترِ ترسَم از اين نبود که
. . يونگي " ازم بابتِ مرگ پدر مريض و ناتوانِش "

00:06:54.545 --> 00:06:57.876
، متنفر و عصباني بشه . .

00:06:58.294 --> 00:07:02.986
ذره اي ترس از تاوان پس دادن بابتِ گناهايِ خودم
، نداشتم

00:07:04.118 --> 00:07:07.554
بيشتر ترسَم از بابتِ اراده ي محکمِش
. . تو گير آوردنِ کساييِ که پدرشُ کشتن

00:07:08.640 --> 00:07:11.516
. . و اون نگاه مرگباري که تو چشماش داره . .

00:07:11.669 --> 00:07:14.849
. هست . .

00:07:16.516 --> 00:07:18.197
. . انتقام چيزيِ که نه فقط به طرف مقابل ، بلکه

00:07:18.197 --> 00:07:22.073
همينطور هم به بقيه و هم خودِ شخص ، آسيب و . .
. ضررهاي خيلي بدي ميزنه

00:07:22.073 --> 00:07:25.144
. اينارو خودم خوب ميدونم

00:07:25.687 --> 00:07:28.902
. . ديگه نميخوام ببينم

00:07:29.002 --> 00:07:31.896
. يونگي " بيش از اين اذيت بشه " . .

00:07:48.027 --> 00:07:50.646
چي شده اومدي اينجا ؟

00:07:53.067 --> 00:07:55.726
« استعفانامه »

00:07:58.871 --> 00:08:00.622
اين چيه ؟

00:08:09.495 --> 00:08:13.771
يه کُپي از نوار ضبط شده ي گفتگوهايي که
. موقع مرگ رئيس شده بود . . تهيه کردم

00:08:13.771 --> 00:08:15.201
! " پارک جوون ها "

00:08:15.201 --> 00:08:18.517
، وقتي گفته بودم ميخوام همه چيُ پاک کنم

00:08:18.617 --> 00:08:22.133
. فکرکنم حرفمُ کاملا باور نکرده بوديد

00:08:23.145 --> 00:08:27.663
. . تو

00:08:28.146 --> 00:08:30.318
. خيلي خب

00:08:30.929 --> 00:08:33.420
ميخواي هردومون باهم بريم زير ؟

00:08:33.826 --> 00:08:40.670
باشه ، همه چيُ براي همه افشا ميکنيم . . به همه
، پدرت چه ارتباطي با مرگ مادر " يونگي " داره

00:08:40.927 --> 00:08:43.447
ميخواي هردومون باهم اينو به همه بگيم ؟

00:08:44.302 --> 00:08:47.046
، اونروز مثل يه آدم دورو رفتار کردم

00:08:47.386 --> 00:08:50.464
اينکه ميگفتم عشق ربطي به خواستن يا
، داشتنِ کسي که ميخوايش نداره

00:08:50.464 --> 00:08:52.676
. همَش يه دروغ بود

00:08:52.676 --> 00:08:54.831
. هميشه ميخواستم "سو يونگي"ـرو داشته باشم

00:08:54.831 --> 00:08:59.992
نميخواستم " سو يونگي " رو
. به آدمي مثل " کانگ مارو " ببازم

00:09:00.252 --> 00:09:02.814
، اگه حافظه ي " سو يونگي " برگرده

00:09:02.814 --> 00:09:05.860
. دير يا زود . . دوباره برميگرده پيشِ خودم

00:09:05.860 --> 00:09:10.870
، يه زمانيَم بالاخره درمورد احساساتم بهش ميگم

00:09:10.870 --> 00:09:12.726
. تا همين چندوقت پيش همچين فکرايي داشتم

00:09:12.726 --> 00:09:17.562
. حتي ميخواستم اين ضبط صدارو هم پاک کنم

00:09:17.562 --> 00:09:20.907
اما . . اما ، چي شد ؟

00:09:20.907 --> 00:09:25.359
يادگرفتم . . دست کِشيدن از داشتنِ کسي که عاشقشي
. و اينکه بذاري مسير خودشُ بره هم . . خودش عشقه

00:09:25.359 --> 00:09:28.693
خيلي وقت نيست که
. . متوجه شدم ، همچين عشقي ، خيلي بزرگتر

00:09:28.913 --> 00:09:32.045
از اون عشقيِ که بخواي . .
، حتما اوني که عاشقي رو داشته باشي

00:09:32.045 --> 00:09:34.090
. به همين خاطرم . . ميتونم با خيال راحت خوشحال باشم

00:09:34.090 --> 00:09:36.581
چي ؟

00:09:36.581 --> 00:09:41.540
. کانگ مارو " اين چيزارو بهم ياد داد "

00:09:42.952 --> 00:09:45.600
. بيا به جرممون اعتراف کنيم

00:09:45.600 --> 00:09:48.164
. . بيا هردومون

00:09:48.164 --> 00:09:52.046
، به گناهي که عليه " يونگي " کرديم . .

00:09:52.146 --> 00:09:54.846
. اعتراف کنيم

00:09:56.840 --> 00:09:59.114
مگه ازم نخواسته بودي کمکت کنم ؟ »

00:10:00.093 --> 00:10:03.125
اونشب خودت اومده بودي پيشم و ميگفتي که
، ميخواي براي مدت هاي طولاني تو اون خونه بموني

00:10:03.125 --> 00:10:08.181
گفته بودي که ديگه نميخواي
. به اون زندگي جهنمي برگردي

00:10:09.202 --> 00:10:12.830
« مگه اونشب بهم نگفتي کمکت کنم ؟

00:10:19.646 --> 00:10:22.338
، کمکم کن »

00:10:22.338 --> 00:10:26.706
. " کمکم کن . . " مارو

00:10:30.200 --> 00:10:32.166
، ميتوني خودتُ تسليم کني

00:10:32.166 --> 00:10:36.288
ميتوني بگي اين دفاع از خود بوده و
. بطور تصادفي کُشته شده

00:10:36.288 --> 00:10:38.904
. اگه خودتُ تسليم کني . . بخاطرش بهت تخفيف ميدن

00:10:38.904 --> 00:10:41.769
. . اگه بقيه دراينمورد بفهمن

00:10:41.769 --> 00:10:46.789
زندگيم بعنوان خبرنگار " هان جائه هي " ديگه . .
. تموم شده به حساب مياد

00:10:47.875 --> 00:10:52.150
کي اهميت ميده اون شغلُ از دست بدي ؟
. ميتوني دوباره از سر شروع کني

00:10:52.150 --> 00:10:54.800
. . يعني داري ميگي

00:10:54.800 --> 00:10:57.163
دوباره به اون کثافت دوني برگردم ؟ . .

00:10:57.923 --> 00:11:00.429
نميبيني چطور به اين موقعيتي که
الان دارم ، رسيدم ؟

00:11:00.429 --> 00:11:03.970
نميدوني چطور تا اينجا خودمُ کِشيدم ؟

00:11:03.970 --> 00:11:08.554
داري ميگي دوباره برگردم
به همون زندگي آشغالي که داشتم ؟

00:11:09.125 --> 00:11:12.508
. ترجيح ميدم بميرم تا اينکه دوباره برگردم به اون زندگي

00:11:12.508 --> 00:11:16.331
« ! ترجيح ميدم بميرم

00:11:26.868 --> 00:11:28.984
رئيس ؟

00:11:30.301 --> 00:11:32.856
چيه ؟

00:11:32.856 --> 00:11:35.029
. اين گزارش جلسه ي هيئت رئيسه ـست

00:11:36.054 --> 00:11:37.438
. بخونِش

00:11:41.496 --> 00:11:45.355
. . درحقيقت اتهاماتي عليهِ »

00:11:45.355 --> 00:11:48.155
. گروه " تائه سان " بوجود آمده . .

00:11:48.155 --> 00:11:51.167
. . بهترين راه حل در حل اين مسئله اين هست که

00:11:51.167 --> 00:11:53.411
. . " مديرعامل فعلي يعني " هان جائه هي . .

00:11:53.411 --> 00:11:55.687
. موقتا از سِمَت خود کنار برود . .

00:11:55.687 --> 00:11:59.969
شرکت بايد دردستان حرفه اي کسي باشد که
. شرکت را به خوبي اداره کند

00:12:01.001 --> 00:12:03.873
. . مديرگروه " کانگ مارو " هم

00:12:03.873 --> 00:12:05.639
« . از سِمَتش عزل ميشود . .

00:12:18.506 --> 00:12:20.025
! نونا

00:12:21.142 --> 00:12:23.371
. . ميشه بعد از کار ، ساعت 6:30 ، توي

00:12:24.623 --> 00:12:28.060
پارک جلوي شرکت ، بيايي باهم . .
بريم سرِ قرار ؟

00:12:28.060 --> 00:12:30.288
قبوله ؟

00:13:22.297 --> 00:13:24.067
چي شده ؟

00:13:24.677 --> 00:13:27.092
چي چي شده ؟

00:13:27.092 --> 00:13:30.278
مگه نيومديم سرِ قرار ؟

00:13:31.385 --> 00:13:33.729
! آهان

00:13:33.729 --> 00:13:36.903
. بايد يه آبجويي قهوه اي با خودم ميوردم

00:13:38.696 --> 00:13:42.815
. يه لحظه صبر کن . . الان ميرم ميخرم

00:13:43.426 --> 00:13:46.628
. نيازي نيست . . فراموشش کن

00:13:46.628 --> 00:13:48.403
. بشين

00:14:10.734 --> 00:14:14.180
. . خيلي وقته که

00:14:14.180 --> 00:14:16.028
. دستات سرد شده . .

00:14:21.542 --> 00:14:27.113
حالا ديگه مديرعامل ثروتمندي شدي که
، همه بهت غبطه ميخورن

00:14:28.164 --> 00:14:31.400
اما ، فکرنکنم بازم تونسته باشي
. سرديِ دستاتُ از بين ببري

00:14:41.359 --> 00:14:43.940
، مدت ها پيش

00:14:45.561 --> 00:14:49.986
بيشترين نگرانيم و
. . چيزي که مايه ي ناراحتيم بود

00:14:50.878 --> 00:14:53.895
. فقط و فقط دستاي سردِ نونا بود . .

00:15:18.313 --> 00:15:20.819
. " مارو "

00:15:23.033 --> 00:15:25.189
. " مارو "

00:15:36.069 --> 00:15:39.080
! " مارو "

00:15:49.059 --> 00:15:52.479
. . خيلي با خودم درمورد شبي که

00:15:55.690 --> 00:16:00.325
. يه مَردُ کُشته بودي ، فکرميکردم . .

00:16:00.325 --> 00:16:04.112
با خودم ميگفتم ، اگه اونوقت که
. . دوون دوون رفته بودم تو اون مُتل

00:16:04.923 --> 00:16:08.385
. . اگه ميذاشتم . .

00:16:08.385 --> 00:16:12.974
. . نونا ، خودشُ تسليم کنه . .

00:16:14.309 --> 00:16:16.735
، اينکه بجايِ اينکه من تاوانِ جُرمِتُ بدم . .

00:16:16.735 --> 00:16:19.508
، خودت تاوان جرمي که کرده بوديُ ، ميدادي

00:16:19.508 --> 00:16:21.856
يعني . . چي ميشد ؟

00:16:26.380 --> 00:16:30.501
. . اونوقت ، من هرگز نونارو ترک نميکردم

00:16:31.506 --> 00:16:36.527
اگه هزارسالَم ميگذشت . . بازم منتظرت ميموندم تا . .
، برگردي

00:16:38.608 --> 00:16:43.052
. نونا . . ميخواستم ازت خواستگاريَم بکنم

00:16:44.569 --> 00:16:48.058
اونوقت . . خوشحال و خوشبخت ميشدي ؟

00:16:54.588 --> 00:16:59.465
اگه اينطوري ميشد ، اينقدر سرگرمِ کارَم ميشدم که
. . وقت سر خاروندنم نداشتم ، اما

00:16:59.465 --> 00:17:02.615
. . سالي يه بار . .

00:17:02.615 --> 00:17:06.908
ميتونستيم با " جائه گيل " و " چوکو " يه . .
. . سفر به خارج از کشور بريم

00:17:06.908 --> 00:17:11.263
و حتي ممکن بود يه روزي ، بعد از اينکه . .
، با تمام وجودم پولامُ ذخيره کردم

00:17:11.263 --> 00:17:16.326
ميتونستم براي نونا از اون کيف مارکدارايِ
. خيلي خيلي گرون بخرم

00:17:17.972 --> 00:17:21.188
. . اونوقت ، تولد نونا که ميشد

00:17:21.188 --> 00:17:24.626
. . براي شام استِيک ميخورديم و . .

00:17:25.862 --> 00:17:29.130
. . از اون مشروباي گرون قيمت ميخريديم . .

00:17:31.312 --> 00:17:35.947
اونوقت . . نونا با تمام اينوجود . . خوشحال و
خوشبخت ميشد ؟

00:17:39.789 --> 00:17:43.686
: هميشه از خودم ميپرسيدم

00:17:45.369 --> 00:17:49.006
يعني نونا اينطوري خوشبخت تر از »
« ايني که الان هست ، ميشد ؟

00:17:54.638 --> 00:17:58.675
. هرکاري که قبلا کردم . . همَش اشتباه بود

00:17:58.675 --> 00:18:02.333
. رو چيزي سرپوش گذاشتم که يه کارِ خيلي اشتباه بود

00:18:04.895 --> 00:18:08.922
نونا ، از همون موقع بود که ديگه
. . کاملا از ياد بُردي

00:18:08.922 --> 00:18:11.083
، چي درسته . .

00:18:11.083 --> 00:18:13.622
، چي اشتباهِ

00:18:13.622 --> 00:18:17.190
. . چه کاراييُ نبايد کرد

00:18:17.190 --> 00:18:21.695
، چه جاهايي به هيچ وجه نبايد رفت . .

00:18:21.695 --> 00:18:25.502
کاملا از ياد بُردي که
. چطور بايد يه تصميم درست بگيري

00:18:26.939 --> 00:18:33.172
و ، درست مثل يه ماشين بي تُرمز . . همينطور
. تُند و سريع به راهِت ادامه ميدادي

00:18:34.163 --> 00:18:36.419
، نونا . . متاسفم

00:18:37.441 --> 00:18:41.436
. من باعث شدم که همچين آدمي بشي

00:18:45.107 --> 00:18:50.546
، اونوقتا ، فکرميکردم اونکار از رويِ عشقِ

00:18:51.667 --> 00:18:54.781
اما . . حالا ميبينم که
. . اونکار از روي بچگي

00:18:54.781 --> 00:18:58.499
. و غرورَم بود . .

00:19:05.915 --> 00:19:08.959
. . من بودم که باعث شدم نونا تبديل به

00:19:10.486 --> 00:19:16.438
. همچين هيولاي باورنکردني و ترسناکي بشه . .

00:19:23.103 --> 00:19:26.826
، همَش تقصيرِ من بود

00:19:26.826 --> 00:19:31.251
. من نونارو اينطوري کردم

00:19:31.251 --> 00:19:34.046
. " مارو "

00:19:39.189 --> 00:19:43.214
، نونا . . من پيشِت ميمونم

00:19:43.214 --> 00:19:46.034
. . درمورد عشق

00:19:47.306 --> 00:19:52.105
. . نميتونم بهت قولِ عشقُ بدم ، اما . .

00:19:52.105 --> 00:19:55.055
. ميتونم تا ابد پيشِت بمونم . .

00:19:55.937 --> 00:20:00.492
تا زماني که چيزي که
، ازم انتظارشُ داري . . عشق نباشه

00:20:00.492 --> 00:20:03.345
. تا زماني که اينو ازم نخواي . . ميتونم باهات بمونم

00:20:03.345 --> 00:20:06.198
. . نونا ، هرجايي که باشي

00:20:06.198 --> 00:20:08.201
، منتظرت ميمونم . .

00:20:08.201 --> 00:20:11.529
، درکِت ميکنم

00:20:11.529 --> 00:20:14.331
، تا ميتونم طاقت ميارم

00:20:14.331 --> 00:20:18.020
، همه چيُ تحمل ميکنم

00:20:19.243 --> 00:20:22.353
، و . . دستتُ تو دستم ميگيرم

00:20:23.592 --> 00:20:26.876
. هرگز دستتُ وِل نميکنم

00:20:30.222 --> 00:20:33.670
. . دست از اونکاراي بي فايده بردار

00:20:33.670 --> 00:20:37.584
و تمام اون بارهاي سنگيني که . .
، رو دوشِت هستُ بنداز پايين

00:20:38.578 --> 00:20:41.169
و ، اگه مجازاتي باشه که
. . تو مستحقش هستي

00:20:41.169 --> 00:20:44.319
. همشُ قبول کن . .

00:20:44.319 --> 00:20:47.890
. . تا هروقت که باشه منتظرت ميمونم

00:20:55.119 --> 00:20:57.889
قبول ميکني بيايي پيشم ؟ . .

00:21:46.152 --> 00:21:50.040
چرا هيچي نميخوري ؟
. سوپ سرد ميشه

00:21:50.040 --> 00:21:52.142
، " چوکو "

00:21:52.142 --> 00:21:54.973
ازم چي پرسيدي ؟

00:21:54.973 --> 00:21:57.301
. ازت پرسيدم چرا سوپُ نميخوري ، داره سرد ميشه

00:21:57.301 --> 00:22:00.473
نه ، اونو نميگم . . قبلش چي گفتي ؟

00:22:00.473 --> 00:22:04.305
گفته بودي امروز تولدتِ ، به همين خاطرم
. برات سوپ جلبک درست کردم

00:22:04.305 --> 00:22:07.273
. تازه . . توش دوتا گوشتَم انداختم

00:22:07.273 --> 00:22:11.472
. يه درجه پُخت نيست . . دو درجه پُخته

00:22:11.472 --> 00:22:12.962
، هِي

00:22:13.728 --> 00:22:15.356
مارو " کجاست ؟ "

00:22:15.356 --> 00:22:16.940
. تو دستشوييه

00:22:16.940 --> 00:22:18.726
تو دستشويي چيکار ميکنه ؟

00:22:18.726 --> 00:22:21.437
چون ديگه ميخواد بره سرِ کار ، حتما داره
. خودشُ آماده ميکنه

00:22:21.437 --> 00:22:23.507
مگه چطور ؟
مارو"ـرو چيکار داري ؟"

00:22:23.507 --> 00:22:25.662
چيه ؟ . . نميشه بپرسم کجاست ؟

00:22:25.662 --> 00:22:27.121
ازت پرسيدم چرا سوپِتُ نميخوري ؟

00:22:27.121 --> 00:22:30.028
. از دستِ اين بچه نِق نِقو

00:22:30.028 --> 00:22:34.245
ببينم . . از اين کيکا که شمع روشون دارن هم
بهم ميدي ؟

00:22:34.245 --> 00:22:35.336
! اينو

00:22:35.336 --> 00:22:40.754
، برو يه کيک بخر
. ميخوام تولدمُ جشن بگيرم

00:22:41.461 --> 00:22:43.429
. جائه گيل " اوپا . . برو يه کيک بخر "

00:22:43.429 --> 00:22:45.351
. تو هم برو

00:22:45.351 --> 00:22:49.363
. باهم بريد سرِ قرار

00:22:49.363 --> 00:22:52.003
. برو ديگه . . زودباش برو

00:22:52.003 --> 00:22:53.761
! هِي . . تو هم پاشو برو ديگه

00:22:53.761 --> 00:22:57.735
! دِ بجنب . . برو

00:22:59.103 --> 00:23:01.960
. درتمام زندگيم ، تاحالا کسي مثلِ اون نديدم

00:23:01.960 --> 00:23:03.151
! . . از دستِ اون آجوشي

00:23:03.151 --> 00:23:06.399
ببينم . . براي چي همَش دعوتش ميکني و
براش غذا درست ميکني ؟

00:23:06.399 --> 00:23:08.475
. بخاطرِ اينه که دلم براش ميسوزه

00:23:08.475 --> 00:23:12.225
اون آجوشي از وقتي که به دنيا اومده . . تاحالا
. غذاهاي خونگي نخورده

00:23:12.225 --> 00:23:15.989
چرا اينقدر خودتُ بابت مشکلات بقيه ناراحت
ميکني ؟

00:23:15.989 --> 00:23:19.006
. بريم ديگه . . اوپا

00:23:24.524 --> 00:23:26.562
، هِي

00:23:26.562 --> 00:23:29.801
چرا اين روزا ديدنت خيلي سخت شده ؟

00:23:29.801 --> 00:23:34.849
چطور با وجود آدمايي که
ازت متنفرن ميتوني زندگي کني ؟

00:23:34.849 --> 00:23:40.508
. تازشم . . آدمايي که هم پول دارنُ هم قدرت

00:23:40.508 --> 00:23:46.270
اون روز که منو برده بودي
، حالِ " جائه هي " رو بگيري

00:23:46.270 --> 00:23:49.095
چه تو کله ات بود ؟

00:23:49.095 --> 00:23:54.180
. خودت خوب ميدوني که چه عوضيِ ديوونه ايَم

00:23:54.180 --> 00:23:58.591
: تاحالا شده به فکرت خطور کرده باشه که

00:23:58.591 --> 00:24:01.266
« . اون هيونگ ممکنه به خودمم از پشت چاقو بزنه »

00:24:01.666 --> 00:24:04.775
. آره . . به فکرم رسيده

00:24:05.155 --> 00:24:07.742
. . تو جيبَم

00:24:07.742 --> 00:24:10.562
. واقعا يه چاقو دارم . .

00:24:10.562 --> 00:24:12.442
. خيلي خب

00:24:13.907 --> 00:24:18.892
بهم قول دادن که اگه بکُشمت . . بهم يه آپارتمانِ
. خيلي خوب ميدن

00:24:18.892 --> 00:24:21.856
. خب

00:24:22.024 --> 00:24:24.137
! هِي

00:24:24.137 --> 00:24:26.265
هيونگ ؟

00:24:26.265 --> 00:24:28.248
چيه ؟

00:24:28.248 --> 00:24:32.124
، اگه واقعا قصدِ کُشتنمُ داشتي

00:24:32.124 --> 00:24:35.643
، فقط کافيه بدون اينکه چيزي بهم بگي
. چاقورو از پشت بهم فروکني

00:24:55.387 --> 00:24:58.490
به اين زودي برگشتيد ؟

00:25:02.837 --> 00:25:05.142
داري چيکار ميکني ؟

00:25:06.843 --> 00:25:09.192
! واقعا که

00:25:12.379 --> 00:25:15.367
! پسره ي عوضي
چرا همينطور ميگيري آدمُ ميزني ؟

00:25:15.367 --> 00:25:18.532
. مارو " حتي اگه تو هم نکُشيش . . درهرحال ميميره "

00:25:18.532 --> 00:25:22.123
. . اگه تو " مارو " رو نکُشي

00:25:22.888 --> 00:25:26.388
. نميدونم درهرحال زنده ميمونه يا نه . .

00:25:26.388 --> 00:25:29.382
، هيونگ

00:25:29.382 --> 00:25:33.450
. . اگه به " مارو " کمک نکني ، اونوقت

00:25:39.480 --> 00:25:45.019
. . اينطوري نباش ، هيونگ

00:25:45.019 --> 00:25:49.271
. . ميدونم تو يه حقه بازِ ديوونه ي پولي ، اما . .

00:25:49.271 --> 00:25:52.251
. نميتوني اينکارو با " مارو " بکني . .

00:25:52.251 --> 00:25:59.792
مارو " از معدود آدمايي تو اين دنياست که "
. باهات مثلِ يه آدم رفتار ميکنه

00:25:59.792 --> 00:26:03.310
، اگه وجداني تو وجودت داري

00:26:03.310 --> 00:26:07.817
. امکان نداره بتوني همچين کاري باهاش بکني

00:26:08.649 --> 00:26:11.642
مارو " مريضه ؟ "

00:26:11.642 --> 00:26:13.467
. آره

00:26:13.467 --> 00:26:16.855
تا حدي مريضِ که ممکنه بميره ؟

00:26:17.239 --> 00:26:19.498
. آره

00:26:20.923 --> 00:26:23.717
چرا داري گريه ميکني ؟

00:26:23.717 --> 00:26:26.848
خودت که مريض نيستي ، خودتم که قرار نيست بميري و
. . به تو پول ندادن که اونو بکُشي ، پس

00:26:26.848 --> 00:26:29.691
براي چي تو داري گريه ميکني ؟ . .

00:26:29.691 --> 00:26:30.209
. . هيونگ

00:26:30.209 --> 00:26:34.400
! واقعا که

00:26:35.055 --> 00:26:39.127
. واقعا که آدم عجيبي هستي

00:26:44.634 --> 00:26:48.085
چطور ميتونه آدم اينقدر خر باشه ؟

00:27:26.860 --> 00:27:30.908
، نونا . . اگه بخواي پيشت ميمونم »

00:27:30.908 --> 00:27:34.431
. . درمورد عشق

00:27:34.948 --> 00:27:39.570
، با اينکه نميتونم بهت قولِ عشق بدم . .

00:27:39.946 --> 00:27:44.629
« . اما . . ميتونم تا ابد پيشِت بمونم

00:27:53.316 --> 00:27:55.692
چي گفتي ؟

00:27:55.692 --> 00:27:59.185
دوباره بگو چي گفتي ؟

00:27:59.185 --> 00:28:03.723
يعني ميگي وکيل " پارک " ديشب با يکي ديگه
تصادف کرده ؟

00:28:03.723 --> 00:28:10.562
. الان وضع وخيمي داره و فعلا تو کُماست

00:28:18.235 --> 00:28:22.191
، اول . . بهش پيشنهاد ميدم خودمونُ تسليم کنيم »

00:28:22.191 --> 00:28:26.262
، قبلاها

00:28:26.262 --> 00:28:28.312
همَش باهم فوتبال بازي ميکرديم و
. درمورد دخترا باهم حرف ميزديم

00:28:28.312 --> 00:28:33.075
اون کسي بود که
، ميخواستم بعدا هم دوستيمون پايدار بمونه

00:28:33.075 --> 00:28:38.140
اگه احتمالا تو کارَم شکست خوردم يا اينکه
. . اتفاقي برام افتاد

00:28:38.140 --> 00:28:44.146
، " مارو " . .
« . لطفا اون فايلُ افشا کن

00:28:54.168 --> 00:28:57.732
. . اوپا ، بايد به هوش بيايي

00:28:57.732 --> 00:29:00.855
چشماتُ باز کن . . باشه ؟

00:29:00.855 --> 00:29:05.457
. نميشه اينطوري باشي . . نميشه

00:29:05.457 --> 00:29:08.870
حرفاي بيشتري براي گفتن بهم داري . . مگه نه ؟

00:29:08.870 --> 00:29:14.597
. چشماتُ باز کن ديگه

00:29:18.004 --> 00:29:20.256
. يکي ميخواسته اونو بکُشه

00:29:20.256 --> 00:29:20.775
. " يونگي "

00:29:20.775 --> 00:29:25.429
، ميدونم همينطوره
. ميتونم حس کنم کارِ کي بوده

00:29:25.429 --> 00:29:29.329
. ديشب به " جوون ها " اوپا زنگ زده بودم

00:29:29.329 --> 00:29:33.357
. . بهش گفتم که درمورد مرگ پدرم تحقيق ميکردم و

00:29:33.357 --> 00:29:35.922
. يه چيز خيلي عجيبي متوجه شدم . .

00:29:35.922 --> 00:29:39.285
، تمام تماس هاي تلفني تو گوشيِ پدرمُ چک کردم و

00:29:39.285 --> 00:29:45.461
به تماسِ يه ساعته اي بين اون و پدرم برخورد کردم که
. تا زمان مرگ پدرم ادامه داده شده بود

00:29:45.461 --> 00:29:48.828
. ازش پرسيدم ماجراي اون تماس چي بوده

00:29:48.828 --> 00:29:53.859
باهاش روبرو شده بودم و ازش خواسته بودم
. اگه چيزي هست که بهم نگفته ، بهم بگه

00:29:53.859 --> 00:29:59.249
. ازش پرسيدم که اونم طرفِ "هان جائه هي"ـه يا نه

00:29:59.249 --> 00:30:06.090
سرِش داد ميزدم و با فرياد ازش ميپرسيدم
. اونم نقشي تو مرگ پدرم داره يا نه

00:30:06.090 --> 00:30:09.563
. جوون ها " اوپا در جوابم گريه ميکرد "

00:30:09.563 --> 00:30:17.585
حتي يه کلمه ام چيزي نگفت ، حتي نگفت " اونطور که
. من ميگم نيست " . . فقط گريه ميکرد

00:30:17.585 --> 00:30:19.181
. . " هان جائه هي " و " آن مين يونگ "

00:30:19.181 --> 00:30:20.059
. صِداتُ بيار پايين تر

00:30:20.059 --> 00:30:22.461
. هان جائه هي"ـو " آن مين يونگ " . . باهم پدرمُ کُشتن"

00:30:22.461 --> 00:30:24.005
. پدرم به قتل رسيده

00:30:24.005 --> 00:30:26.445
مدرکي هم داري ؟

00:30:26.445 --> 00:30:29.766
دارم ازت ميپرسم مدرکيَم داري ؟

00:30:29.766 --> 00:30:34.352
براساس چه مدرکي داري ميگي اونا قاتلن ؟

00:30:34.352 --> 00:30:37.464
اگه اشتباه کني چي ؟
مسئوليتِ اشتباهتُ به گردن ميگيري ؟

00:30:37.464 --> 00:30:39.249
، اگه بقيه متوجه حرفات بشن

00:30:39.249 --> 00:30:44.854
فکرميکني به راحتي ميذارن
با وجود حرفايي که زدي . . قِسِر دربري ؟

00:30:45.198 --> 00:30:50.510
" اگه همونطور که ميگي ، يکي عمدا به وکيل " پارک
، آسيب زده باشه

00:30:50.510 --> 00:30:57.268
درنتيجه ، يعني اينکه ممکنه خودت هم يه روزي قربانيِ
اونا بشي . . تاحالا به فکرت خطور نکرده ؟

00:30:57.268 --> 00:31:02.918
اگه از بابتِ چيزي مطمئن نيستي ، اگه هيچ مدرکي
، نداري که ثابت کنه اونا گناهکار و مقصرن

00:31:02.918 --> 00:31:07.234
. پس . . لطفا دهنتُ بسته نگه دار و هيچي نگو

00:31:07.234 --> 00:31:12.230
اگه جايِ من بودي . . حاضر ميشدي
اينکارو بکني ؟

00:31:12.230 --> 00:31:17.103
، اگه درحاليکه سرِعقل نبودي و پدرتُ از دست ميدادي

00:31:17.103 --> 00:31:23.883
و همه چي دال به اين باشه که " هان جائه هي " و
، آن مين يونگ " پدرتُ کُشتن "

00:31:23.883 --> 00:31:28.692
اونوقت ، حاضر ميشدي دهنتُ ببندي و
عينِ يه مُرده ي متحرک . . ساکت بموني ؟

00:31:28.692 --> 00:31:29.368
! " سو يونگي "

00:31:29.368 --> 00:31:36.481
، اگه اون به هوش بياد
. اونوقت . . همه چي حل ميشه

00:31:44.609 --> 00:31:48.891
، مارو " . . تو راهِ خودتُ برو "

00:31:51.063 --> 00:31:54.339
. از " هان جائه هي " محافظت کن

00:31:54.339 --> 00:31:59.346
برو از همون " هان جائه هي " که
. نميتوني تحمل کني از دستش بدي . . محافظت کن

00:31:59.868 --> 00:32:04.865
منم ميخوام هرکاري از دستم برمياد بکنم تا
. بتونم "هان جائه هي"ـو گير بندازم

00:32:04.865 --> 00:32:10.273
. . ميخوام با دستايِ خودم بگيرمش ، پس

00:32:10.273 --> 00:32:13.597
برو تا ميتوني از " هان جائه هي " محافظت کن . .
. تا يهويي گيرَم نيفته

00:32:39.010 --> 00:32:43.764
يونسوک"ـه مامان . . هنوزم از دستم ناراحتي ؟"

00:32:47.622 --> 00:32:53.973
چون ميخواستم ازت يه چيزي
. بپرسم . . اومدم پيشت

00:32:54.529 --> 00:32:57.676
ميشه جوابمُ بهم بدي ؟

00:32:59.427 --> 00:33:04.480
. . ميخوام بهترين و درخشنده ترينُ

00:33:04.480 --> 00:33:07.135
. . ارزشمندترين اسباب بازيِ دنيارو . .

00:33:07.135 --> 00:33:11.576
. بهت بدم . .

00:33:13.351 --> 00:33:16.570
، تا زماني که اون اسباب بازيُ داشته باشي

00:33:16.570 --> 00:33:20.973
آدماي دنيا به هيچ وجه نميتونن
. . تورو ناديده بگيرن و

00:33:20.973 --> 00:33:23.521
، هميشه بهت غبطه ميخورن . .

00:33:23.645 --> 00:33:26.125
. و هميشه دربرابرت سرِ تعظيم فرود ميارن

00:33:26.125 --> 00:33:28.231
، هرکاريَم که بکني

00:33:28.231 --> 00:33:31.823
. هميشه درمورد چيزاي خوب باهات حرف ميزنن

00:33:33.250 --> 00:33:36.483
. اسباب بازيِ خيلي جالب و بامزه ايه

00:33:36.895 --> 00:33:39.726
واقعا نميخواي داشته باشيش ؟

00:33:43.585 --> 00:33:46.671
هزاربرابر بهتر از خواهر "يونگي"ـه . . مگه نه ؟

00:33:47.838 --> 00:33:50.027
ميخواي داشته باشيش . . درسته ؟

00:33:50.135 --> 00:33:53.289
اون اسباب بازيُ ميخواي . . مگه نه ؟

00:33:59.595 --> 00:34:02.984
، براي آخرين بار ازت ميپرسم

00:34:04.413 --> 00:34:10.155
نميخواي اون اسباب بازيُ داشته باشي ؟

00:34:10.155 --> 00:34:12.535
. نه

00:34:13.712 --> 00:34:15.188
مطمئني ؟

00:34:15.188 --> 00:34:17.791
. آره

00:34:18.609 --> 00:34:22.324
. بعدا پشيمون نشيا

00:34:22.324 --> 00:34:24.083
مامان ؟

00:34:24.083 --> 00:34:25.396
جونِ مامان ؟

00:34:25.396 --> 00:34:29.979
، فقط بچه هان که اسباب بازي دوست دارن

00:34:29.979 --> 00:34:33.575
. من که ديگه بچه نيستم

00:34:36.844 --> 00:34:40.701
. معلومه که نيستي . . درسته

00:34:41.665 --> 00:34:47.531
. يونسوکِ"ـمون ديگه بچه کوچولو نيست"

00:34:53.697 --> 00:34:55.839
. راس ميگي

00:34:55.839 --> 00:34:58.747
. متوجه شدم

00:34:59.607 --> 00:35:05.733
. ماماني منظورتُ خوب فهميد

00:35:57.042 --> 00:36:00.127
. اينم خوشگله

00:36:01.987 --> 00:36:04.942
. شگفت انگيزه

00:36:18.278 --> 00:36:20.143
وکيل " آن " ؟

00:36:20.143 --> 00:36:22.265
. هان جائه هيَ"ـم"

00:36:22.265 --> 00:36:26.544
، ميخوام درمورد چيزي باهات صحبت کنم
الان کجايي ؟

00:36:56.914 --> 00:36:58.943
بله ؟

00:37:03.690 --> 00:37:07.307
چي شده اومدي اينجا ؟

00:37:17.197 --> 00:37:20.132
. به زودي برام يه مهمون مياد

00:37:20.132 --> 00:37:23.861
بد نيست که آدم برنامه اشُ تغيير بده ؟

00:37:23.861 --> 00:37:26.070
همينطوره . . نه ؟

00:37:26.070 --> 00:37:28.830
، منم ميخواستم اول قرار ملاقات بذارمُ بعد بيام
. . اما

00:37:28.830 --> 00:37:32.203
. . انتظار نداشتم به اين زودي بخواي . .

00:37:32.203 --> 00:37:34.546
. از شرِ وکيل " پارک " راحت بشي . .

00:37:34.546 --> 00:37:36.519
منظورتون چيه ؟

00:37:36.519 --> 00:37:38.249
بنظرت منظورم چي ميتونه باشه ؟

00:37:38.249 --> 00:37:40.427
. " کانگ مارو "

00:37:49.587 --> 00:37:52.873
، ببينم . . هرکي بياد سرِ راهِت

00:37:52.873 --> 00:37:56.145
تو هم ميگيري ميکُشيش ؟

00:37:59.056 --> 00:38:02.966
، اومده بودم اينجا که قانعت کنم خودتُ تسليم کني

00:38:02.966 --> 00:38:05.459
. . " مگه وکيل " آن " هم مثلِ وکيل " پارک

00:38:05.459 --> 00:38:09.342
. . قبلا روياهاي عادي و بي رياييُ تو سر نداشته

00:38:09.342 --> 00:38:13.117
و يه مَردِ ساده و بي گناه و معصوم مثلِ بقيه يِ . .
آدما نبوده ؟

00:38:13.117 --> 00:38:16.668
. . ميخواستم بهت يه فرصت بدم تا بتوني

00:38:16.668 --> 00:38:19.503
. . به جرم هات اعتراف کني و . .

00:38:19.503 --> 00:38:21.373
. تاوانِشونُ بدي . .

00:38:21.373 --> 00:38:23.532
اين چه پرت و پرتايي که ميگي ؟

00:38:24.047 --> 00:38:26.869
فکرکردي کدوم خري هستي که
داري منو تهديد ميکني ؟

00:38:27.830 --> 00:38:31.191
! مرتيکه يِ حرومزاده يِ پُررو

00:38:31.538 --> 00:38:33.663
ببينم . . هيچ مدرکيَم داري ؟

00:38:33.663 --> 00:38:36.408
مدرکي داري که نشون بده
من بودم که ميخواستم وکيل "پارک"ـو بکُشم ؟

00:38:36.408 --> 00:38:37.510
. نه . . هيچي ندارم

00:38:37.510 --> 00:38:38.501
چي ؟

00:38:38.501 --> 00:38:40.684
. احساسَم بهم اينو ميگه

00:38:40.684 --> 00:38:44.506
. . خودم همينطوري اومدم اينجا

00:38:44.506 --> 00:38:46.777
. . اما ، طرزِ رفتارت نشون ميده که . .

00:38:46.777 --> 00:38:49.786
، حق با من بوده . .
. تو واقعا ميخواستي وکيل "پارک"ـو بکُشي

00:38:49.786 --> 00:38:51.663
. حالا ديگه کاملا از اين بابت مطمئنم

00:38:51.663 --> 00:38:53.912
. . مدرکي که ميخواستي

00:38:57.002 --> 00:38:58.800
. همينجاست . .

00:38:59.071 --> 00:39:02.397
. . اين همون نوار ضبط شده يِ روزِ مرگِ رئيسِ که

00:39:02.622 --> 00:39:05.737
. . وکيل " پارک " اونو . .

00:39:05.737 --> 00:39:08.631
. تو گوشيش ذخيره کرده بود . .

00:39:09.328 --> 00:39:11.386
، خب . . البته

00:39:11.386 --> 00:39:16.184
اگه ميدونستي من همچين چيزي دارم و
، بعدش ميخواستي عمدا منو بکُشي

00:39:16.184 --> 00:39:18.906
. بازم هيچ مشکلي نبود

00:39:19.218 --> 00:39:23.140
به همين خاطره که
. . ميگن هيچوقت رازها خوب مخفي نميمونن

00:39:23.140 --> 00:39:29.624
اونوقت ، اگه منو ميکُشتي زندگيت بخاطرِ . .
. کُشتن يه آدم ديگه پُر از ترسُ احساس گناه ميشد

00:39:32.217 --> 00:39:35.289
اونوقت . . بعدا افسوس نميخوردي ؟

00:39:36.727 --> 00:39:40.390
، تو براي همچين زندگي اي ساخته نشده بودي

00:39:46.335 --> 00:39:49.749
، به محض اينکه از اينجا برم بيرون
. مستقيما پيشِ نونا " جائه هي " ميرم

00:39:51.518 --> 00:39:54.427
، ميرم ترغيبش ميکنم که دست از اينکارا برداره

00:39:54.427 --> 00:39:57.765
و براي بقيه ي زندگيم ، خودم
. ازش مراقبت ميکنم

00:40:04.025 --> 00:40:08.460
. . و ، اين فايلُ هم تا 24 ساعته ديگه

00:40:08.460 --> 00:40:11.598
. تو فکرم که پيش پليس ببرم . .

00:40:33.229 --> 00:40:35.664
، اونوقت اشتباه ميکرديم »

00:40:36.572 --> 00:40:39.475
. کاريُ کرديم که اشتباه بود

00:40:40.349 --> 00:40:42.706
. . نونا ، از اون موقع بود که ديگه نتونستي فرقِ

00:40:42.706 --> 00:40:47.391
. . کارِ درست و کار اشتباهُ بفهمي . .

00:40:47.391 --> 00:40:50.172
. . يادت رفت چه کاريُ نبايد بکني . .

00:40:51.078 --> 00:40:54.807
، چه جاهايي نبايد بري . .

00:40:55.206 --> 00:40:58.925
. کاملا توان تصميم گيريِ درستُ از دست دادي

00:41:00.694 --> 00:41:05.063
از اون موقع تاحالا ، مثل ماشيني که
. ترمزش بُريده ، همينطور تند و سريع به راهِت ادامه ميدادي

00:41:07.063 --> 00:41:09.472
. نونا . . متاسفم

00:41:10.607 --> 00:41:13.521
. من باعث شدم اينطوري بشي

00:41:15.499 --> 00:41:18.657
، اون بارِ سنگينُ که رو دوشِت داري

00:41:18.657 --> 00:41:21.680
. فقط کافيه بذاريش زمين

00:41:22.942 --> 00:41:25.676
، اگه مجازاتي هم باشه که مستحقش باشي

00:41:25.676 --> 00:41:28.382
. همه اشُ قبول کن

00:41:28.785 --> 00:41:32.142
، بدون که هميشه منتظرت ميمونم

00:41:39.664 --> 00:41:41.070
« حاضري بيايي و پيشم بموني ؟

00:41:55.337 --> 00:41:58.193
« کانگ مارو »

00:42:20.337 --> 00:42:26.009
يه ماشين از پشت به ماشين وکيل " پارک " کوبيده بوده و
. فورا از صحنه ي تصادف رفته

00:42:26.009 --> 00:42:29.533
. البته پليس هم ميگه که تصادف عمدي بوده

00:42:29.533 --> 00:42:31.620
خب ؟ . . مجرم چي ؟

00:42:31.620 --> 00:42:38.668
هرکسي که بوده خيلي زيرکانه از جايي به ماشين زده که
دوربين مداربسته اي توش نباشه ، به همين خاطرم کسي
. . نديده کي بوده

00:42:38.668 --> 00:42:41.975
. تحقيقات فعلا تو مرحله ي خيلي سختي هست . .

00:42:43.538 --> 00:42:44.783
. . به همين خاطرم

00:42:44.783 --> 00:42:46.233
. . محض احتياط . .

00:42:47.159 --> 00:42:49.689
. . يخودم فيلم دوربين هاي خيابون هايي که . .

00:42:49.689 --> 00:42:53.119
. به خونه ي وکيل " پارک " ميرسنُ ، چِک کردم . .

00:42:56.306 --> 00:42:59.428
. به همچين چيزي رسيدم

00:42:59.428 --> 00:43:03.844
شبِ تصادف ، منشي " چو " پشت ماشينِ
، وکيل " پارک " رانندگي ميکرده

00:43:03.844 --> 00:43:06.044
. اونو دنبال ميکرده

00:43:06.044 --> 00:43:07.783
. . " منظورت از منشي " چو

00:43:07.783 --> 00:43:10.237
همون زيردستِ وکيل "آن"ـه ؟ . .

00:43:28.681 --> 00:43:30.786
. لطفا اين عکسُ برام بفرست

00:43:30.786 --> 00:43:32.952
. بله ، الان ميفرستم

00:43:39.865 --> 00:43:41.939
بله ؟

00:43:42.975 --> 00:43:45.684
گفتي کي اومده ؟

00:44:01.612 --> 00:44:03.471
ببينم . . مگه نميدوني رئيست کيه ؟

00:44:03.471 --> 00:44:06.746
چندبار بهت گفته بودم هرکسيُ اينجا راه ندي ؟

00:44:06.746 --> 00:44:08.310
. ببخشيد

00:44:08.310 --> 00:44:09.572
مدير " سو " ؟

00:44:09.572 --> 00:44:10.980
. همين الان از اينجا برو

00:44:10.980 --> 00:44:13.954
چطور با وضعيتي که
داريد ميتونيد ازش مراقبت کنيد ؟

00:44:14.204 --> 00:44:16.440
، گفتم يه پرستار بيارن اينجا

00:44:16.440 --> 00:44:17.521
. . مدير ، لطفا بريد خونه و استراحت کنيد

00:44:17.521 --> 00:44:19.559
. نيازي نيست ، به اون آدما اعتماد ندارم

00:44:19.559 --> 00:44:21.099
. شما که نميدونيد اونا کي هستن

00:44:21.375 --> 00:44:22.956
. . ميدونم آدمايي که بهشون اعتماد داريد

00:44:22.956 --> 00:44:25.992
مگه تو دنيا آدم قابل اعتماديَم پيدا ميشه ؟

00:44:27.319 --> 00:44:29.734
. من که همچين آدمي تو زندگيم ندارم

00:44:29.734 --> 00:44:32.366
. خودم از وکيل " پارک " محافظت ميکنم

00:44:32.776 --> 00:44:34.112
. . درنتيجه

00:44:34.112 --> 00:44:36.978
. زودتر از اينجا بزن بيرون . .

00:44:44.014 --> 00:44:45.197
! رئيس

00:44:45.197 --> 00:44:49.242
، بعد از اينکه شنيدم تصادف کرده فورا خودمُ رسوندم
چقدر صدمه اش جديِ ؟

00:44:50.816 --> 00:44:53.609
. لطفا در کيفِتونو باز کنيد

00:44:53.609 --> 00:44:54.483
. . " يونگي "

00:44:54.483 --> 00:44:57.299
نکنه اسحله اي چيزي آوردي که
باهاش بکُشيش ؟

00:44:57.299 --> 00:44:58.716
. بعد از اينکه توي کيفتُ ديدم ، ميتوني بري

00:44:58.716 --> 00:45:00.271
. . " سو يونگي "

00:45:00.271 --> 00:45:03.580
. کُتي که تنِت هستُ هم دربيار

00:45:03.580 --> 00:45:06.063
واقعا بهم مشکوکي ؟

00:45:06.063 --> 00:45:07.375
. آره

00:45:17.024 --> 00:45:18.587
. رئيس

00:45:24.437 --> 00:45:26.974
مدير . . داريد چيکار ميکنيد ؟

00:45:26.974 --> 00:45:28.500
ميخواي لباساي ديگه امو هم دربيارم ؟

00:45:28.663 --> 00:45:31.017
از کجا ميدوني زيرلباسم چيزي قايم نکردم ؟

00:45:31.017 --> 00:45:33.112
! رئيس

00:45:33.699 --> 00:45:36.021
. اگه اينکارو بکني که عالي ميشه

00:45:37.356 --> 00:45:39.965
داريد چيکار ميکنيد . . مدير " سو " ؟

00:45:40.157 --> 00:45:41.724
چطور ميتونيد اينطور رفتار کنيد ؟

00:45:41.724 --> 00:45:45.168
، فکرکنم " يونگي " واقعا اشتباه برداشت کرده

00:45:45.168 --> 00:45:47.214
فکرکنم براي اينکه نشون بدم
. اشتباه ميکنه بايد تمام لباسامُ دربيارم

00:46:46.348 --> 00:46:48.623
ميشه اينو بهش بدي ؟

00:46:48.623 --> 00:46:51.415
. بايد فورا برم يه جايي

00:47:07.872 --> 00:47:09.526
اينجا چيکار ميکني ؟

00:47:09.526 --> 00:47:11.121
. اومدم مراقبت باشم

00:47:12.716 --> 00:47:15.033
اگه بدونِ اينکه اينقدر فکرِت درهم ريخته باشه و
. . فقط تمام تمرکزت رو حفظ امنيتِ خودت باشه

00:47:15.033 --> 00:47:18.975
. اونوقت . . اصلا مريض نميشي . .

00:47:19.121 --> 00:47:22.721
اگه بخواي هرکاريُ همونطور که
. . خودت ميخوايُ به شيوه ي خودت انجام بدي

00:47:22.721 --> 00:47:24.939
. . و هرکاري که دلت ميخواد بکني

00:47:24.939 --> 00:47:26.264
. گُمشو

00:47:26.264 --> 00:47:27.169
. نميخوام

00:47:27.169 --> 00:47:28.817
! هِي

00:47:32.430 --> 00:47:36.322
. بنظرم نسبت به وکيل " پارک " تو خطرِ بيشتري هستي

00:47:37.053 --> 00:47:42.025
اگه من جاي کسي بودم که اون بلارو سرِ
، وکيل " پارک " آورده و پدرتُ کُشته

00:47:42.617 --> 00:47:47.058
اول از هرچيزي ميخواستم از شرِ تو که مثلِ يه
. سگِ ديوونه افتادي دنبالم . . خلاص بشم

00:47:47.621 --> 00:47:49.649
. خب ، باشه . . از شرَم خلاص بشو

00:47:50.669 --> 00:47:55.655
، اگه از شَرم خلاص بشي
. اونوقت . . تمام مدارک از بين ميرن

00:47:55.655 --> 00:48:01.216
و ديگه هيچکسي نيست که بخواد نابودت کنه و
با تمام پولايي که درپايان برات ميمونه ، ميتوني
. با خوشبختيِ تمام زندگي کني

00:48:01.216 --> 00:48:05.389
، خب . . بذار سعيشونُ بکنن
. هان جائه هي " هرکاري ميخواد ميتونه بکنه "

00:48:09.495 --> 00:48:11.485
چرا داري ميخندي ؟

00:48:13.162 --> 00:48:15.938
، چون . . بنظر ميرسه ي ايده يِ خوبي باشه

00:48:16.870 --> 00:48:19.018
. اينکه با دستاي خودم بکُشمت

00:48:22.330 --> 00:48:26.890
درواقع ، بنظر ميرسه " هان جائه هي " درمورد
. نوع رابطه امون بهمون مشکوکه

00:48:26.890 --> 00:48:29.861
هرچقدرم بهش بگم که رابطه ي بين ما ديگه
. تموم شده ـست . . اصلا حرفمُ باور نميکنه

00:48:30.418 --> 00:48:33.020
فکرکنم اگه همين يه کارُ بکنم . . ميتونم همه چيُ
. کاملا حل کنم

00:48:33.931 --> 00:48:36.875
، فکرنکنم اينقدرام احمق باشي
. " سو يونگي "

00:48:39.071 --> 00:48:40.760
داري کجا ميري ؟

00:48:40.760 --> 00:48:42.393
. سرِت به کارِ خودت باشه

00:48:42.869 --> 00:48:45.046
، از حالا به بعد
. . تو " هرکسي " نيستي

00:48:45.046 --> 00:48:47.113
. تو گروگانِ خودمي . .

00:48:48.710 --> 00:48:52.672
از حالا به بعد ، هرجا که فکرميکني ميخواي بري و
. هرجايي که ميخواي بري . . منم باهات ميام

00:48:52.672 --> 00:48:54.062
نکنه عقلتُ از دست دادي ؟

00:48:55.028 --> 00:48:56.900
. من هيچ علاقه اي به بازي کردن باهات ندارم

00:48:56.900 --> 00:48:58.928
مگه بنظر ميرسه دارم باهات بازي ميکنم ؟

00:48:59.827 --> 00:49:02.146
، خودت بهم گفتي با دستام بکُشمت

00:49:05.638 --> 00:49:08.460
پس ، بايد دردسترسم باشي که
. بتونم بکُشمت

00:49:08.977 --> 00:49:14.131
بايد جلوي روم باشي تا هروقت که
. عشقم کِشيد . . يه چاقو بهت فروکنمُ بکُشمت

00:49:15.736 --> 00:49:16.817
! . . روانيِ عوضي

00:49:21.857 --> 00:49:25.152
، نه باهات بازي ميکنمُ نه دارم سر به سرِت ميذارم
. خودت بهم اين ايده ي قشنگُ دادي

00:49:27.099 --> 00:49:29.748
، از حالا به بعد
. هرجايي که بري . . منم باهات ميام

00:49:30.452 --> 00:49:32.253
. البته بجز مواقعي که ميخواي بري دستشويي

00:49:34.874 --> 00:49:36.610
، اصلا اينَم بيخيال

00:49:37.235 --> 00:49:39.796
. حتي دستشوييَم خواستي بري . . باهم ميريم

00:49:50.116 --> 00:49:53.013
. . با اينکه نميتونم بهت قولِ عشقُ بدم »

00:49:55.008 --> 00:49:58.203
. اما ، ميتونم تا ابد پيشِت بمونم . .

00:49:58.513 --> 00:50:02.067
تا زماني که چيزي که
. . ازم انتظارشُ داري ، عشق نباشه

00:50:03.372 --> 00:50:05.866
. تا اونوقت ، ميتونم باهات بمونم . .

00:50:05.866 --> 00:50:10.924
، هرجايي که نونا باشه ، هميشه منتظرش ميمونم

00:50:10.924 --> 00:50:13.886
، درکِت ميکنم

00:50:14.388 --> 00:50:17.213
، طاقت ميارم

00:50:17.213 --> 00:50:19.723
، همه چيُ تحمل ميکنم

00:50:22.001 --> 00:50:25.524
، و . . دستتُ تو دستم ميگيرم

00:50:27.665 --> 00:50:29.841
« . هرگز دستتُ وِل نميکنم

00:50:56.866 --> 00:50:58.962
. ممنون

00:51:06.737 --> 00:51:08.533
. . وکيل "پارک"ـو

00:51:09.922 --> 00:51:12.461
تو اون بلارو سرِش آوردي ؟ . .

00:51:17.918 --> 00:51:20.804
حالا ديگه انگار واقعا کاري نيست که
. نتوني بکني

00:51:25.300 --> 00:51:27.409
. درسته

00:51:27.409 --> 00:51:31.426
. . اولش خيلي سخت بود ، اما . . بعدش ديگه

00:51:31.426 --> 00:51:34.054
. . ديگه بابت کارايي که ميکنم . .

00:51:34.054 --> 00:51:36.935
. هيچ احساس عذاب وجداني بهم دست نميده . .

00:51:36.935 --> 00:51:39.645
. خودم تنهايي به مرکز پليس ميرم

00:51:42.648 --> 00:51:45.777
. . " مهم ترين دليل تو مرگِ رئيس " سو

00:51:45.777 --> 00:51:49.519
و اينکه نتونست بعد از بيهوشي . .
. به موقع بره بيمارستان ، من بودم

00:51:49.519 --> 00:51:53.650
رئيس " هان جائه هي " ميخواست
. به بيمارستان زنگ بزنه . . اما ، من جلوشُ گرفتم

00:51:54.812 --> 00:51:57.804
رئيس " هان جائه هي " همَش ميخواست به
. . بيمارستان زنگ بزنه ، اما

00:51:57.804 --> 00:52:01.618
من تهديدشون کردم و . .
. نذاشتم به بيمارستان برن

00:52:03.908 --> 00:52:07.369
. همچين چيزي هيچ تفاوتي با اون نوار ضبط شده نداره

00:52:07.369 --> 00:52:08.515
! " وکيل " آن

00:52:08.515 --> 00:52:10.320
. خودم تنهايي ميرم

00:52:12.533 --> 00:52:15.145
. رئيس ، لطفا موقعيتتونُ حفظ کنيد

00:52:22.778 --> 00:52:28.007
فکرکردي اگه اين حرفُ بهم بزني . . منم تحت تاثير
قرار ميگيرم و گريه و داد و فرياد ميکنم ؟

00:52:30.417 --> 00:52:32.973
تو کي هستي که
ميخواي بجايِ من مسئوليت قبول کني ؟

00:52:34.051 --> 00:52:36.582
. . اونکارُ بخاطر حرفاي تو نکردم

00:52:36.582 --> 00:52:40.849
، از روي اراده ي خودم بود . .
. . از روي اراده ي خودِ " هان جائه هي " بود که

00:52:40.849 --> 00:52:43.964
. مرگِ رئيس رُخ داد . .

00:52:46.178 --> 00:52:48.576
. . اونوقت ، درواقع

00:52:48.843 --> 00:52:50.996
. . خودمم از درون ميخواستم که . .

00:52:50.996 --> 00:52:54.234
. رئيس از صحنه ي روزگار محو بشه . .

00:52:55.196 --> 00:52:59.625
بخاطر اينکه ، اگه رئيس نميمُرد . . اونوقت ، من و
. يونسوکَ"ـم بوديم که ميمرديم"

00:53:03.541 --> 00:53:06.643
اون لحظه اي که داشتم مسبب مرگِ رئيس
. . ميشدم ، وکيل " آن " اومد و

00:53:06.643 --> 00:53:10.987
خوني که داشت به دست خودم . .
. ريخته ميشدُ ، به گردنِ خودش گرفت

00:53:12.127 --> 00:53:13.438
. ممنون

00:53:13.917 --> 00:53:15.558
. . رئيس

00:53:27.078 --> 00:53:30.009
فکرکردي کي هستي که
داري تمام تقصيرُ به گردن خودت ميگيري ؟

00:53:30.144 --> 00:53:32.715
چرا همه برام احساس تاسف ميکنن ؟

00:53:33.052 --> 00:53:38.220
من اون گناهارو از روي اراده و باور و
. براساس ارزش هاي خودم ، مرتکب شدم

00:53:38.220 --> 00:53:40.527
چرا همه گناهاي منُ ميخوان
به گردن خودشون بگيرن ؟

00:53:40.527 --> 00:53:41.276
! رئيس

00:53:41.276 --> 00:53:43.933
مگه فکرکرديد شماها چقدر خوبيد ؟

00:53:43.933 --> 00:53:46.755
فکرکرديد آخرِ تاثيرگذاري و احساساتيد ؟

00:53:47.455 --> 00:53:50.049
چرا همه ميخوان بخاطرِ من ، مسئوليتُ
کارامُ به گردن بگيرن ؟

00:53:50.049 --> 00:53:53.706
چرا باعث ميشيد که
آدم اينقدر احساس خجالت و تاسف باري بهش دست بده ؟

00:53:54.983 --> 00:53:58.426
کانگ مارو " رو . . ديديد ؟ "

00:53:59.102 --> 00:54:01.416
! . . از دستِ شما حرومزاده هايِ از خودراضي

00:54:02.024 --> 00:54:06.927
، شماها يه مُشت حرومزاده ي ظالمُ سطح پايينيد

00:54:08.019 --> 00:54:10.406
. همه اتون مثلِ هميد

00:54:10.406 --> 00:54:13.418
. تو و " کانگ مارو " مثل هميد

00:54:13.418 --> 00:54:15.440
. مثلِ هميد

00:54:54.478 --> 00:55:01.202
« واقعا از تَه قلب عاشق همديگه بوديم »

00:55:01.202 --> 00:55:08.236
« واقعا همديگه رو دوست داشتيم »

00:55:08.236 --> 00:55:21.200
بخاطر اينکه فکرميکردم دارم ديوونه ميشم ، بخاطرِ اينکه »
« فکرميکردم ديگه واقعا دارم از درون منفجر ميشم

00:55:22.203 --> 00:55:29.029
« بيا مسيرهاي جداگانه امونو ادامه بديم »

00:55:29.029 --> 00:55:36.097
« امروز دوباره دلتنگت شدم »

00:55:36.097 --> 00:55:47.378
بخاطرِ اينکه نميتونم تورو از قلبم پاک کنم و »
. . هميشه تو قلبم ميموني

00:55:47.378 --> 00:55:56.937
، اينطوري دارم عذاب ميکِشم . .
« بخاطر اينکه عاشقتم . . اشک هام سرازير ميشه

00:55:56.937 --> 00:56:03.952
، بخاطر اينکه قلبم بخاطرت عذاب ميکِشه »
« اشک هام دوباره و دوباره سرازير ميشن

00:56:03.952 --> 00:56:15.734
از ترس اينکه نکنه دوباره از دستت بدم ، از اينکه »
. . ميترسم دوباره از دستت بدم ، دوتا چشمام

00:56:15.734 --> 00:56:24.750
، فقط به تو نگاه ميکنن . .
« هميشه منتظرتم و منتظرت ميمونم

00:56:24.750 --> 00:56:32.170
، براي اينکه اميدوارم برگردي پيشم »
« . . براي اينکه ميدونم يه روزي برميگردي پيشم

00:56:32.170 --> 00:56:38.617
حتي اگه زير بارون خيس بشم ، حتي اگه »
« مجبور بشم تو برف راه برم

00:56:38.617 --> 00:56:43.259
، حتي اگه دوباره هم متولد بشم »

00:56:43.259 --> 00:56:55.130
« هميشه . . فقطِ فقط تنها عشقم تويي

00:57:08.570 --> 00:57:10.775
. بيا تو

00:57:10.775 --> 00:57:12.942
. . حالا ديگه مالکِ اينجا

00:57:12.942 --> 00:57:17.468
. اين خونه مالِ منه . . بيا تو

00:57:24.953 --> 00:57:27.140
چي شده ؟

00:57:27.140 --> 00:57:31.247
. هيچي . . خودم اينجارو خريدم

00:57:31.247 --> 00:57:33.190
براي چي ؟

00:57:33.190 --> 00:57:36.363
. ميخوام برگردم همينجا

00:57:36.363 --> 00:57:41.450
. ميخواستم هروقت که شده . . زود برگردم اينجا

00:57:41.450 --> 00:57:45.856
. . برگشتم ، اما

00:57:45.856 --> 00:57:48.976
. حالا ديگه تو اينجا نيستي . .

00:58:07.877 --> 00:58:10.917
من که اومدم . . مگه نه ؟

00:58:10.917 --> 00:58:13.934
فقط با جسمِ خاليت ؟

00:58:17.914 --> 00:58:21.167
هنوزم طرفِ " يونگي " هستي ؟

00:58:21.167 --> 00:58:23.664
. آره

00:58:33.642 --> 00:58:34.824
اين چيه ؟

00:58:34.824 --> 00:58:39.640
رئيس "سو جونگکيو"ـيِ مرحوم ، اينارو
. براي " سو يونگي " به جا گذاشته

00:58:39.640 --> 00:58:43.194
. از اموال " تائه سان " برداشته شده

00:58:43.194 --> 00:58:47.931
اين سرمايه ي مخفي خيلي بزرگ تر از
. اون يکي قبليِ هست

00:58:47.931 --> 00:58:50.924
، براي اينکه " سو يونگي " "تائه سان"ـو به موفقيت برسونه

00:58:50.924 --> 00:58:54.574
اون هرنوع کلاهبرداريِ مالياتي که
. از دستش برميومده رو کرده

00:58:58.715 --> 00:59:02.357
، حتي اوراق قرضه و سهام هاي بين المللي

00:59:02.357 --> 00:59:08.782
تک تک چيزايي که رئيس وقتي زنده بود داشت ، تمام
. . ثروتِش تا آخرين پني

00:59:10.323 --> 00:59:17.176
به " سو يونگي " ميرسه و اون مطمئن شده که . .
. ثروت خيلي زياديُ براش بجا گذاشته باشه

00:59:28.598 --> 00:59:30.986
به چه دليلي اينو به من نشون دادي ؟

00:59:30.986 --> 00:59:34.669
. براي اينکه باهات يه معامله اي بکنم

00:59:34.669 --> 00:59:37.489
، روزي که مدير " سو " برميگرده

00:59:37.489 --> 00:59:43.068
اون نوار ضبط شده ي اون گوشي رو
، برام بيار

00:59:43.068 --> 00:59:46.916
. حتي تمام کپي ها و هرچي که ازش وجود داره

00:59:46.916 --> 00:59:49.118
. . من

00:59:49.118 --> 00:59:52.749
. هرگز خودمُ تسليم نميکنم . .

00:59:52.749 --> 00:59:54.053
! نونا

00:59:54.053 --> 01:00:00.864
اگه اينطور نميخواي ، اگه ميخواي به هرقيمتي که
. . شده ، تاوانِ جرم هامُ پس بدم

01:00:01.488 --> 01:00:05.636
، پس . . نه فقط جسمتُ . .
. بلکه بايد همه چيتُ بهم بدي

01:00:05.636 --> 01:00:12.254
. عشقت ، قلبت . . همه چيتُ بايد بهم بدي

01:00:13.333 --> 01:00:17.084
. اونوقت . . با اراده ي خودم ، خودمُ تسليم ميکنم

01:00:17.084 --> 01:00:19.860
، چون تا هروقتي که بشه منتظرم ميموني

01:00:19.860 --> 01:00:25.335
فقط تورو باور ميکنم و بعد از اينکه
. . تاوانِ جرم هايي که کردمُ پس دادم ، برميگردم پيشِت

01:00:27.788 --> 01:00:30.730
. تصميم با خودته . .

01:00:30.730 --> 01:00:34.314
. خودت بايد انتخاب کني کدوم يکيُ ميخواي

01:00:58.889 --> 01:01:01.420
! " منشي " هيون

01:01:04.918 --> 01:01:06.757
يونگي " کجاست ؟ "

01:01:06.757 --> 01:01:12.033
. رفتن بيرون هوا بخورن

01:01:28.434 --> 01:01:33.790
. . بدون اينکه دليلي براي زندگي داشته باشم »

01:01:33.790 --> 01:01:37.387
« بازم هرروز به زندگيم ادامه ميدم . .

01:01:37.387 --> 01:01:40.415
« چون نميتونم بميرم . . زندگي ميکنم »

01:01:40.415 --> 01:01:42.562
« واقعا همينطوره »

01:01:42.562 --> 01:01:50.731
کسي که منو دوباره مشتاقِ زندگي ميکرد ، کسي که »
، لبخندُ دوباره روي لبام ميورد

01:01:50.731 --> 01:01:55.846
حالا تبديل به کسي شده که
« منو به گريه ميندازه

01:01:55.846 --> 01:02:03.328
تو آدمِ خوبي هستي که »
« هميشه و تا ابد بهش محتاجُ وابسته ام

01:02:03.328 --> 01:02:10.054
« تو کسي هستي که عاشقشمُ هميشه ازش محافظت ميکنم »

01:02:10.054 --> 01:02:17.442
« هرکس هرچيزيَم که بگه . . تو هميشه تو قلبمي »

01:02:17.442 --> 01:02:24.471
« تو تنها عشقِ زندگيمي »

01:02:24.471 --> 01:02:30.976
« تو آدمِ خوبي هستي »

01:02:30.976 --> 01:02:33.538
! سلام

01:02:40.193 --> 01:02:42.627
، " يونگي "

01:02:46.319 --> 01:02:50.642
. بيا باهم فرار کنيم

01:03:01.745 --> 01:03:05.902
. هرجايي که بخواي . . باهات ميام

01:03:08.909 --> 01:03:15.478
. بيا بريم جايي که هيچکسي نتونه پيدامون کنه

01:03:17.266 --> 01:03:20.810
، بيا باهام فرار کن

01:03:20.810 --> 01:03:23.600
. " سو يونگي "

01:03:31.671 --> 01:03:36.671
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:03:36.957 --> 01:03:46.957
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.