﻿WEBVTT

00:00:01.200 --> 00:00:02.870
! من برگشتم

00:00:02.870 --> 00:00:06.870
. خوش اومدی عزیزم . باید خیلی سخت باشه که هر روز کلی تمرین می کنی

00:00:06.870 --> 00:00:11.200
. مسابقات دو امدادی استقامت داره نزدیک میشه ، واسه همین باید حسابی تلاش بکنم

00:00:13.210 --> 00:00:14.540
یوئیچی کجاست ؟

00:00:14.540 --> 00:00:17.880
. بیمارستان . رفته تا یکی از دوست هاش رو ملاقات بکنه

00:00:17.880 --> 00:00:19.480
آیو چان هم باهاش رفته ؟

00:00:19.480 --> 00:00:21.350
. فکر کنم آره

00:00:21.350 --> 00:00:22.320
. بفرما ، یکمی چای بخور

00:00:22.320 --> 00:00:23.280
. خیلی ممنونم مامان

00:00:23.304 --> 00:00:33.304
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:34.130 --> 00:00:44.440
... « هرگز نخواهم گفت ، « ممنونم

00:00:44.440 --> 00:00:54.680
. تا همیشه آن را در کنار خود نگه می دارم

00:00:54.680 --> 00:01:05.030
... خداحافظی » به آرامی فرا خواهد رسید »

00:01:05.030 --> 00:01:15.670
. بعد از رویایی آسوده و آرام

00:01:15.670 --> 00:01:26.010
... در هر دو دستم

00:01:26.010 --> 00:01:36.220
. همیشه ، و برای همیشه تکه های در حال افتادن آن رویا را نگه می دارم

00:01:36.220 --> 00:01:46.900
... همیشه می دانستم

00:01:46.900 --> 00:01:56.170
. که تا آخرین لحظه ، لبخند زدن چه بسیار قدرتمند است

00:01:56.194 --> 00:01:58.194
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:01:59.970 --> 00:02:03.200
. مای همه ی ماجرا رو بهم گفت

00:02:04.010 --> 00:02:06.180
. سایوری اصلا هیچی نمی دونست

00:02:06.180 --> 00:02:11.020
! همچین قیافه ی ناراحتی به خودت نگیر ! دیگه هر چی بود ، تموم شده

00:02:11.020 --> 00:02:14.220
تونستی جراحت هات رو به پلیس توضیح بدی ، آره ؟

00:02:14.220 --> 00:02:18.990
آره ، سایوری بهشون گفت کار یه خرس بودش که حتما باید
. زودتر از موعد از خواب زمستونی بیدار شده باشه

00:02:19.720 --> 00:02:21.230
مدرسه اوضاعش چطوره ؟

00:02:21.230 --> 00:02:26.260
. ساختمونش که داغون شده ، ولی اونقدر بد نیست که کلاس ها رو لغو بکنن

00:02:26.260 --> 00:02:30.170
همه فکر می کنن کار چند تا آدم به درد نخور از یه مدرسه ی دیگه بوده
. که می خواستن شوخی بکنن

00:02:30.170 --> 00:02:34.640
هر چی نباشه ، غیر ممکنه که مای سان بتونه خودش تنهایی مدرسه رو اونجوری داغون بکنه ، مگه نه ؟

00:02:34.640 --> 00:02:37.480
... خب ، احتمالا برای خیلی ها دردسر درست کردیم

00:02:37.480 --> 00:02:40.110
. ولی انگاری همین الانش اوضاع داره آروم میشه

00:02:40.110 --> 00:02:45.140
. چه خوب ! حالا باید به جای گذشته فقط به آینده توجه بکنیم و بهش فکر کنیم

00:02:46.250 --> 00:02:47.920
نظر تو چیه ، مای سان ؟

00:02:47.920 --> 00:02:50.050
... تا بهار دیگه باید از بیمارستان مرخص بشم

00:02:50.050 --> 00:02:53.190
. ولی فکر نکنم بتونم به موقع برای فارغ التحصیلیم از اینجا برم بیرون

00:02:53.190 --> 00:02:56.260
. واقعا ؟ خیلی بد شد

00:02:56.260 --> 00:03:02.270
... مای مادرش رو داره ، و پدرم هم گفته که هر چقدر بتونه به اینجا سر می زنه

00:03:02.270 --> 00:03:05.270
. پس لطفا نمی خواد زیاد نگران ما باشید

00:03:05.270 --> 00:03:06.970
... که اینطور

00:03:06.970 --> 00:03:11.310
تا می تونی استراحت بکن ، باشه ؟ چیزی که الان بهش خیلی
. احتیاج داری فقط استراحت کردنه

00:03:12.340 --> 00:03:15.450
... هنوز نتونستم افکارم رو سر و سامون بدم

00:03:15.450 --> 00:03:21.350
ولی با گذشت زمان ، مطمئنم که می تونم آرامش پیدا بکنم و
! همه چیز رو کاملا متوجه بشم

00:03:22.620 --> 00:03:26.450
. خیلی ازت ممنونم یوئیچی ، جدی میگم

00:03:27.730 --> 00:03:30.660
. تو واقعا دختر خیلی خارق العاده ای هستی

00:03:30.660 --> 00:03:35.500
تو هیچوقت روت رو از سختی ها بر نمی گردونی ، بلکه سعی می کنی
. رو در رو باهاشون مقابله بکنی

00:03:38.400 --> 00:03:43.670
. یه نفر دیگه نزدیکت هست که داره سعی می کنه روش رو از سختی ها برگردونه

00:03:44.580 --> 00:03:47.080
. لطفا کنارش باش و بهش کمک کن

00:03:47.080 --> 00:03:52.480
. قدرت هام تا یه مدتی بر نمی گردن ، واسه همین هیچ کاری از دستم بر نمیاد

00:03:52.510 --> 00:03:56.010
قسمت 16

00:03:52.510 --> 00:03:56.010
اراتوريو ی نیمه شب

00:03:52.510 --> 00:03:56.010 line:20%
<font size="40">به قطعه موسیقی ای گفته می شود که برای آواز و ارکست استفاده می شود و در آن :<font face="Vladimir Script"> oratorio
</c><font face="B Tabassom">. مطالب و سرود های مذهبی وجود دارد</c></c>

00:03:56.720 --> 00:03:59.720
. مای سان واقعا آدم خیلی مرموزی ـه

00:03:59.720 --> 00:04:02.190
. شرمنده که تو رو هم با خودم آوردم اینجا

00:04:02.190 --> 00:04:05.860
. عیبی نداره . چون خودم هم خیلی مای سان رو دوست دارم

00:04:06.870 --> 00:04:08.200
... ولی

00:04:08.200 --> 00:04:10.670
. فکر نکنم زیاد از اینجا خوشم بیاد

00:04:10.670 --> 00:04:15.160
. خب ، آدم های زیادی پیدا نمیشن که از بیمارستان خوششون بیاد

00:04:19.680 --> 00:04:21.300
شیوری ؟

00:04:21.950 --> 00:04:23.520
یوئیچی سان ؟

00:04:23.520 --> 00:04:25.350
! وای ، خیلی وقت بود ندیده بودمت

00:04:25.350 --> 00:04:27.450
شما دو تا هم سرما خوردین ؟

00:04:27.450 --> 00:04:31.590
نه ، فقط اومده بودیم تا دوستمون رو ببینیم . خبر داری که بقیه میگن اونایی که
. هی میگن " ئوگو " هیچوقت سرما نمی خورن

00:04:31.590 --> 00:04:33.220
! هیچ کسی همچین چیزی نگفته

00:04:33.860 --> 00:04:37.260
. انگاری شما دو تا اصلا عوض نشدین

00:04:37.260 --> 00:04:42.500
. من سوکیمیا آیو هستم . فکر کنم دفعه ی قبل خودم رو معرفی نکردم

00:04:42.500 --> 00:04:46.000
. منم میساکا شیوری هستم . خوشبختم

00:04:46.000 --> 00:04:47.170
. منم همینطور

00:04:47.170 --> 00:04:47.840
میساکا سان ؟
. منم همینطور

00:04:47.840 --> 00:04:48.870
میساکا سان ؟

00:04:48.870 --> 00:04:50.280
. آه ، دکتر

00:04:50.280 --> 00:04:50.940
از دوست هات هستن ؟
. آه ، دکتر

00:04:50.940 --> 00:04:51.440
از دوست هات هستن ؟

00:04:51.440 --> 00:04:52.380
! بله

00:04:52.380 --> 00:04:54.000
آه ؟

00:04:54.150 --> 00:04:56.780
چیزی در موردش عجیب به نظر می رسه ؟

00:04:56.780 --> 00:05:00.310
. آه ، متاسفم . هیچی نیست

00:05:02.190 --> 00:05:05.920
من و مادرت حرف هامون تموم شد ، پس بهتره دیگه برگردیم ، نه ؟

00:05:05.920 --> 00:05:09.890
. باشه . خیلی خب ، یوئیچی سان ، آیو سان ، دیگه باید برم

00:05:09.890 --> 00:05:11.360
. باشه ، بعدا می بینمت

00:05:11.360 --> 00:05:13.330
! مراقب خودت باش

00:05:17.270 --> 00:05:20.070
شیوری سان دقیقا چه مریضی ای داره ؟

00:05:20.070 --> 00:05:23.780
. خودش که بهم میگه فقط سرما خوردگی داره

00:05:23.780 --> 00:05:25.400
واقعا ؟

00:05:25.424 --> 00:05:39.624
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:05:41.990 --> 00:05:43.460
. صبح بخیر

00:05:43.460 --> 00:05:48.760
! صبح بخیر . چقدر رنگت پریده
 بازم دیشب نتونستی خوب بخوابی ؟

00:05:52.640 --> 00:05:54.310
. من دیگه باید برم

00:05:54.310 --> 00:05:55.410
پس صبحونه چی میشه ؟

00:05:55.410 --> 00:05:56.070
. خیلی عجله دارم . باید به فعالیت های باشگاهیم برسم

00:05:56.070 --> 00:05:57.480
. خیلی عجله دارم . باید به فعالیت های باشگاهیم برسم

00:05:57.480 --> 00:06:03.880
کائوری ، میشه ازت بخوام که بیشتر باهاش صحبت بکنی ؟
... درک می کنم که چه احساسی داری ، ولی

00:06:03.880 --> 00:06:05.510
. من رفتم

00:06:07.920 --> 00:06:09.550
. صبح بخیر

00:06:10.920 --> 00:06:12.720
نایوکی زودتر واسه تمرین صبحگاهی رفته ؟

00:06:12.720 --> 00:06:15.060
. آره ، چند دقیقه پیش با عجله رفت

00:06:15.060 --> 00:06:16.130
پس آکیکو سان چی ؟

00:06:16.130 --> 00:06:16.790
. انگاری هنوز خواب ـه
پس آکیکو سان چی ؟

00:06:16.790 --> 00:06:17.800
. انگاری هنوز خواب ـه

00:06:17.800 --> 00:06:21.400
. مطمئنی ؟ چون آکیکو سان همیشه زودتر از بقیه بیدار میشه

00:06:21.400 --> 00:06:25.600
! به خاطر اینه که من امروز می خوام به جای اون برات صبحونه درست بکنم

00:06:25.600 --> 00:06:27.970
. کلا یادم رفته بود ها ! منم تمرین صبحگاهی دارم

00:06:27.970 --> 00:06:30.440
. تو که توی هیچ باشگاه ورزشی ای نیستی

00:06:32.340 --> 00:06:35.180
. انگاری به اندازه ی آکیکو سان زیاد آشپزیم خوب نیست

00:06:36.350 --> 00:06:37.420
... ئوگو

00:06:37.420 --> 00:06:39.410
. متاسفم ، یوئیچی کون

00:06:42.020 --> 00:06:44.760
. خب ، فکر کنم بهتره فقط برم به یه سوپر مارکت و یه نون یا یه چیز دیگه بخرم

00:06:44.760 --> 00:06:45.420
! یوئیچی کون ! یوئیچی کون
. خب ، فکر کنم بهتره فقط برم به یه سوپر مارکت و یه نون یا یه چیز دیگه بخرم

00:06:45.420 --> 00:06:46.920
! یوئیچی کون ! یوئیچی کون

00:06:46.920 --> 00:06:48.550
! یوئیچی کون

00:06:48.760 --> 00:06:50.260
چی شده ، آیو ؟

00:06:50.260 --> 00:06:52.460
... آکیکو سان ... آکیکو سان

00:06:52.460 --> 00:06:54.030
آکیکو سان چی شده ؟

00:06:54.030 --> 00:06:55.330
... آکیکو سان

00:06:56.470 --> 00:07:00.800
! رفتم تا بهش سر بزنم ... فکر کنم درست مثل مادرم مریض شده

00:07:03.440 --> 00:07:06.540
. یوئیچی سان ... امروز خیلی زود برگشتی

00:07:07.680 --> 00:07:09.950
. آکیکو سان ، باید توی تختت باشی

00:07:09.950 --> 00:07:13.480
. حالم خوبه . صبح فقط یکمی تب داشتم

00:07:13.480 --> 00:07:14.890
... آه ، خدا رو شکر

00:07:14.890 --> 00:07:19.290
. اونجوری که آیو وحشت کرده بود ، گفتم باید قضیه خیلی جدی باشه

00:07:19.290 --> 00:07:21.290
... ئوگو ... ولی

00:07:21.290 --> 00:07:25.230
. اگه امروز رو استراحت بکنم ، مطمئنم که بهتر میشم

00:07:25.230 --> 00:07:27.700
! خیلی خب ، من دیگه برم ! نمی خواد خودتون رو نگران من بکنید

00:07:32.570 --> 00:07:34.600
. اونجوری من رو نترسون

00:07:36.510 --> 00:07:41.010
. فکر کنم امروز رو بمونم خونه و مراقب آکیکو سان باشم

00:07:41.010 --> 00:07:43.670
حتی اگه بهت بگم که باید بری مدرسه هم که به حرفم گوش نمی کنی ، مگه نه ؟

00:07:44.450 --> 00:07:48.980
... می فهمم چی میگی ، ولی من خیلی آکیکو سان رو دوست دارم ، واسه همین

00:07:52.290 --> 00:07:55.260
. اصلا متوجه نشدم

00:07:55.260 --> 00:07:57.500
. امیدوارم زیاد مریض نباشه

00:07:57.500 --> 00:08:00.100
... اینقدری که نگران حال آکیکو سان هستم

00:08:00.100 --> 00:08:04.970
. ولی بیشتر واسه آیو نگرانم . صبح به کل وحشت کرده بود

00:08:07.370 --> 00:08:08.370
الو ؟

00:08:08.370 --> 00:08:12.780
آیو ؟ منم . حال آکیکو سان چطوره ؟

00:08:12.780 --> 00:08:15.180
... تبش یکمی اومده پایین

00:08:15.180 --> 00:08:20.620
ولی توی خونه هیچ داروی سرما خوردگی ای نداریم ، واسه همین
 . الان می خواستم برم بیرون و یکمی بخرم

00:08:20.620 --> 00:08:23.180
. ولی اصلا نمی دونم که این طرف ها ، داروخونه کجا هست

00:08:23.520 --> 00:08:25.460
داروخونه ؟

00:08:25.460 --> 00:08:27.420
یوئیچی ، میشه من باهاش حرف بزنم ؟

00:08:28.330 --> 00:08:32.630
. الو ، منم نایوکی . شرمنده که کلی دردسرت دادیم

00:08:32.630 --> 00:08:35.360
. زود باش ، زنگ تفریح به زودی تموم میشه

00:08:36.270 --> 00:08:40.400
توی مرکز خرید یه داروخونه وجود داره ! پول همراهت داری ؟

00:08:42.310 --> 00:08:49.210
آره ، پس مشکلی نداری ؟
 . به محض اینکه مدرسه تموم بشه ، سریع میام خونه

00:08:49.210 --> 00:08:52.220
. باشه ... باشه ... خدافظ

00:08:52.220 --> 00:08:54.020
درباره ی پول چی گفت ؟

00:08:54.020 --> 00:08:57.820
. گفت از دفعه ی قبل که با مامان رفته بودن خرید ، یکمی پیش خودش داره

00:08:57.820 --> 00:08:59.460
... که اینطور

00:08:59.460 --> 00:09:01.990
. احتمالا منم باید برم خونه و به مامان کمک بکنم

00:09:01.990 --> 00:09:06.660
. نگران نباش . آیو دیگه یکمی زیادی اغراق می کنه ، همش همین

00:09:06.660 --> 00:09:07.700
... ولی

00:09:07.700 --> 00:09:12.700
. آیو مادر نداره ! واسه همینه که الان زیادی احساسی داره برخورد می کنه

00:09:12.700 --> 00:09:14.340
... که اینطور

00:09:14.340 --> 00:09:20.140
پس اون موقع که داشت می گفت خانوادش رفتن سفر ، فقط داشت
درباره ی پدرش حرف می زد ؟

00:09:20.140 --> 00:09:21.610
... نمی دونم

00:09:29.190 --> 00:09:31.720
آیو ؟ تونستی دارو ها رو بخری ؟

00:09:31.720 --> 00:09:35.990
. آره ، ولی روش نوشته که باید بعد از خوردن غذا مصرف بشه

00:09:35.990 --> 00:09:38.960
توی آشپزخونه هیچ چیز آماده ای برای خوردن وجود نداره ؟

00:09:38.960 --> 00:09:41.270
... خب ، دور و اطراف رو گشتم ، ولی

00:09:41.270 --> 00:09:43.530
واسه چی نمیری فقط یه چیزی بخری ؟

00:09:43.530 --> 00:09:46.400
اگه بری یه سوپر مارکت ، حتما باید سوپ برنج حاضری داشته باشن
. که بشه سریع با مایکروویو آمادش کرد

00:09:46.400 --> 00:09:51.240
. می دونم ، ولی یه جورایی دلم شور میزنه که دوباره بخوام آکیکو سان رو تنها بذارم

00:09:51.240 --> 00:09:52.880
... که اینطور

00:09:52.880 --> 00:09:54.870
یوئیچی کون ، من باید چی کار بکنم ؟

00:09:56.350 --> 00:09:57.820
... واقعا سوال خیلی خوبی ـه

00:09:57.820 --> 00:10:00.280
یوئیچی ، میشه باهاش حرف بزنم ؟

00:10:02.120 --> 00:10:06.890
الو ؟ الان بهت میگم که چطوری سوپ برنج درست بکنی ، پس خیلی با دقت گوش بده ، باشه ؟

00:10:06.890 --> 00:10:09.830
قلم و کاغذ دَمِ دستت داری ؟

00:10:09.830 --> 00:10:12.960
... اول از همه ، باید از شام دیشب یکمی برنج باقی مونده باشه

00:10:12.960 --> 00:10:16.300
باشه ، فهمیدم . سعیم رو می کنم ، باشه ؟

00:10:16.300 --> 00:10:20.170
باشه ، تو می تونی ! فقط همه ی تلاشت رو بکن ، باشه ؟

00:10:22.810 --> 00:10:24.740
چی شده ، یوئیچی ؟

00:10:24.740 --> 00:10:28.180
همیشه به وقتش خیلی خوب می تونی از پس کار ها بر بیای ، مگه نه ؟

00:10:30.410 --> 00:10:31.720
سرما خوردگی ؟

00:10:31.720 --> 00:10:35.390
. آره ، همین الان هم نایوکی داره با آیو حرف می زنه

00:10:35.390 --> 00:10:38.090
. حتی اگه برم اونجا هم زیاد کمکی از دستم بر نمیاد

00:10:38.090 --> 00:10:39.960
... که اینطور

00:10:39.960 --> 00:10:44.330
. متاسفم که اینطوری وقتت رو می گیرم

00:10:44.330 --> 00:10:45.700
. نمی خواد دربارش نگران باشی

00:10:45.700 --> 00:10:48.890
به هر حال ، فردا یکشنبه ـست ! وقت آزاد داری ؟

00:10:49.830 --> 00:10:54.040
یادت میاد که بهت گفتم باید یه روزی بریم بیرون ؟

00:10:54.040 --> 00:10:56.530
. اگه دلت بخواد ، می تونیم فردا بریم و با هم بگردیم

00:10:58.780 --> 00:11:02.050
... باید برم و به مربی بگم که امروز نمی تونم تمرین بکنم

00:11:02.050 --> 00:11:03.280
. پس بدون من برو خونه

00:11:03.280 --> 00:11:04.650
. باشه

00:11:04.650 --> 00:11:06.640
. بعدا می بینمت

00:11:08.820 --> 00:11:10.080
. من برگشتم

00:11:10.720 --> 00:11:14.160
هی ! آکیکو سان و آیو حالشون چطوره ؟

00:11:16.760 --> 00:11:19.590
. انگاری واقعا بدجوری خودش رو به آب و آتیش زده بوده

00:11:21.400 --> 00:11:23.600
منم یوئیچی . می تونم بیام داخل ؟

00:11:23.600 --> 00:11:25.070
. البته ، بیا داخل

00:11:26.540 --> 00:11:28.440
. خوش اومدی

00:11:29.640 --> 00:11:31.610
نباید اون بیدار باشه و شما خواب باشی ؟

00:11:31.610 --> 00:11:35.050
. خب ، به خاطر اون ـه که الان حالم بهتره

00:11:35.050 --> 00:11:36.780
... مامان

00:11:45.220 --> 00:11:47.690
. خوشحالم که امروز هوا خیلی خوبه

00:11:47.690 --> 00:11:49.230
. آره

00:11:49.230 --> 00:11:51.660
خاله ـت حالش چطوره ؟

00:11:51.660 --> 00:11:53.170
. خیلی بهتره ، ولی نمی خواد نگران باشی

00:11:53.170 --> 00:11:57.040
. انگاری فقط سرما خورده بوده ! خیلی زود حالش بهتر میشه

00:11:57.040 --> 00:11:58.730
... که اینطور

00:12:01.740 --> 00:12:05.410
خودت چی ؟ سرما خوردگی خودت چطوره ؟

00:12:05.410 --> 00:12:08.280
. بعضی موقع ها بهتر میشم و بعضی موقع ها هم بدتر

00:12:08.280 --> 00:12:11.720
زود تر خوب بشو تا بتونی بازم بیای مدرسه ، باشه ؟

00:12:13.490 --> 00:12:15.250
. باشه

00:12:16.520 --> 00:12:18.290
اون دفتر نقاشی دیگه چیه ؟

00:12:18.290 --> 00:12:21.430
. آه ، نقاشی کردن سرگرمیم ـه

00:12:21.430 --> 00:12:26.230
. امروز خیلی روز قشنگی ـه ، داشتم فکر می کردم که برم یه جایی و بشینم و طراحی بکنم

00:12:26.230 --> 00:12:28.670
می خوای یه تصویر هم از تو بکشم ؟

00:12:28.670 --> 00:12:31.300
واقعا مطمئنی که می خوای من مدلت باشم ؟

00:12:31.300 --> 00:12:34.640
. آره ، حق با تو ـه ! بهتره که اصلا این کار رو نکنیم

00:12:34.640 --> 00:12:35.640
... ئوگو

00:12:35.640 --> 00:12:37.630
. فقط دارم شوخی می کنم

00:12:41.110 --> 00:12:44.050
اون یه کلوپ بازی ـه ، مگه نه ؟

00:12:44.050 --> 00:12:47.620
. همیشه دلم می خواست به یکی از اونها برم

00:12:47.620 --> 00:12:49.860
تا حالا هیچوقت به یه کلوپ بازی نرفتی ؟

00:12:49.860 --> 00:12:52.560
. نه ، حتی یه بار هم نرفتم

00:12:52.560 --> 00:12:56.260
. بهم نگو که تو قبلا یه روباه یا یه تانوکی یا یه همچین چیزی بودی

00:12:56.260 --> 00:12:57.860
داری درباره ی چی حرف می زنی ؟

00:12:57.860 --> 00:13:01.200
هیچی . خیلی خب ، می خوای بریم یه چیزی بازی بکنیم ؟

00:13:05.740 --> 00:13:07.040
! بگیر

00:13:07.870 --> 00:13:09.170
! حالا این رو بگیر

00:13:10.080 --> 00:13:11.370
! و این

00:13:12.080 --> 00:13:13.380
. بیا

00:13:19.520 --> 00:13:20.820
! بگیر

00:13:28.430 --> 00:13:32.430
. آه نه ، بازی تموم شد

00:13:32.430 --> 00:13:35.730
. تا حالا هیچوقت ندیده بودم کسی امتیاز صفر بگیره

00:13:36.500 --> 00:13:39.110
. آخه من زیاد انعطاف بدنی خوبی ندارم

00:13:39.110 --> 00:13:44.630
، نه ، در واقع ، اینکه نتونستی به هیچ کدوم از اونها ضربه بزنی
! در نوع خودش یه شاهکار محسوب میشه

00:13:45.140 --> 00:13:48.310
. از آدم هایی که اینطوری حرف می زنن ، خوشم نمیاد

00:13:50.120 --> 00:13:52.620
خب ، اینجا محل مورد علاقت ـه ؟

00:13:52.620 --> 00:13:56.610
. البته ، آخه اینجا ، جایی ـه که برای اولین بار تو و آیو سان رو دیدم

00:13:57.760 --> 00:14:00.960
اون موقع رو یادت میاد ؟

00:14:00.960 --> 00:14:05.800
همون موقع که آیو خورد به یه درخت و کلی برف ریخت سرت ، آره ؟

00:14:05.800 --> 00:14:10.060
. همه ی لحظات اون روز رو به یاد میارم

00:14:11.300 --> 00:14:14.470
. یه خاطره ی خیلی با ارزش برام ـه

00:14:14.470 --> 00:14:17.380
. هنوز اونقدری قدیمی نشده که بهش بگی خاطره

00:14:17.380 --> 00:14:20.480
. زمان هیچ ربطی به خاطرات و اهمیتشون نداره

00:14:20.480 --> 00:14:24.850
... اینکه اون لحظه چقدر برای اون شخص مهم بوده

00:14:24.850 --> 00:14:26.850
. همه ی چیزی ـه که اهمیت داره

00:14:26.850 --> 00:14:30.390
. اگه می دونستم اون لحظه اینقدر برات مهم میشه ، حتما کلی لباس قشنگ می پوشیدم

00:14:30.390 --> 00:14:35.290
. خب ، نمی تونم توضیح بدم ، ولی تو و آیو سان خیلی بامزه بودین

00:14:35.290 --> 00:14:39.270
. وقتی که دیگه رسیده بودم خونه هم نمی تونستم جلوی خندم رو بگیرم

00:14:39.270 --> 00:14:43.860
. واقعا ... فکر نمی کنم توی کل زندگیم ، اونقدر با شدت خندیده باشم

00:14:46.270 --> 00:14:50.210
. و اینجا ، محل مورد علاقه ی دومم ـه

00:14:50.210 --> 00:14:51.680
. هیچ کسی اینجا نیست

00:14:51.680 --> 00:14:54.810
! عالی نیست ؟ انگاری برامون رزرو شده

00:14:55.080 --> 00:14:56.050
! این رو بگیر

00:14:56.720 --> 00:14:57.740
! خیلی سرده

00:14:58.990 --> 00:15:02.120
. کاری رو کردی که نباید می کردی ، دختر کوچولو

00:15:02.120 --> 00:15:03.750
! اعلام جنگ می کنم

00:15:07.660 --> 00:15:10.200
! این رو بگیر ! و حالا این ! بیا ! بیا ! بیا

00:15:10.200 --> 00:15:13.700
! بگیر ! بگیر ! بگیر ! بگیر ! بگیر ! بگیر ! بگیر

00:15:13.700 --> 00:15:16.870
 ! توشون سنگ نذاری ها

00:15:16.870 --> 00:15:19.470
! لازم نیست همچین حقه هایی بزنم

00:15:19.470 --> 00:15:21.940
! ببینم می تونی زیر بمباران من دوام بیاری یا نه

00:15:21.940 --> 00:15:24.540
! آره ؟ بیشتر می خوای ؟ این رو بگیر

00:15:24.540 --> 00:15:27.010
! بگیر ! بگیر بگیر

00:15:30.120 --> 00:15:37.690
... « هرگز نخواهم گفت ، « ممنونم

00:15:37.690 --> 00:15:45.030 position:80% line:20%
. تا همیشه آن را در کنار خود نگه می دارم

00:15:45.030 --> 00:16:01.400 position:80% line:20%
... خداحافظی » به آرامی ، بعد از رویایی آسوده و آرام فرا خواهد رسید »

00:16:02.350 --> 00:16:17.630 position:80% line:20%
در هر دو دستم همیشه ، و برای همیشه تکه های در حال افتادن
. آن رویا را نگه می دارم

00:16:17.630 --> 00:16:32.770 position:80% line:20%
. همیشه می دانستم که تا آخرین لحظه ، لبخند زدن چه بسیار قدرتمند است

00:16:16.100 --> 00:16:18.790
. خب ، فکر کنم تموم شد

00:16:19.400 --> 00:16:21.000
. عالیه ، بذار ببینمش

00:16:21.000 --> 00:16:22.010
می خوای نگاهش بکنی ؟

00:16:22.000 --> 00:16:23.300
! البته که می خوام

00:16:23.300 --> 00:16:25.270
. نه نمیشه ! خیلی خجالت می کشم

00:16:25.270 --> 00:16:29.140
! فکر نکنم کار منصفانه ای باشه ، اونم بعد از اینکه ازم به عنوان مدل استفاده کرد

00:16:29.940 --> 00:16:32.210
! نه ، گفتم که نباید بهش نگاه کنی

00:16:33.980 --> 00:16:35.350
چطوره ؟

00:16:35.350 --> 00:16:37.550
می تونم باهات صادق باشم ؟

00:16:37.550 --> 00:16:39.150
. آره

00:16:39.150 --> 00:16:43.120
. فکر کنم کشیدن تصویر دیگران زیاد در تخصص تو نباشه

00:16:43.120 --> 00:16:46.790
! بیشتر مردم حتی اگه همچین نظری هم داشته باشن ، بازم اینقدر رک به طرف نمیگن

00:16:46.790 --> 00:16:49.450
اگه اینطوره ، پس چطوره بگم که این خیلی خوش سلیقه نقاشی شده ؟

00:16:49.800 --> 00:16:52.130
! فکر نکنم دیگه اینم زیاد من رو خوشحال بکنه

00:16:52.700 --> 00:16:55.230
می تونم پیش خودم نگهش دارم ؟

00:16:55.230 --> 00:16:56.240
چی ؟

00:16:56.240 --> 00:17:00.100
. برای کشیدنش کلی زحمت کشیدی ، همین من رو خیلی خوشحال می کنه

00:17:01.840 --> 00:17:02.970
! باشه

00:17:05.810 --> 00:17:09.480
وقتی که بهت خوش می گذره ، زمان هم واقعا به سرعت می گذره ، مگه نه ؟

00:17:09.480 --> 00:17:11.820
. تا موقع ای که وقت تموم بشه باهات می مونم

00:17:11.820 --> 00:17:14.590
. برای امروز هیچ کار دیگه ای ندارم

00:17:14.590 --> 00:17:16.820
... وقت تموم بشه

00:17:16.820 --> 00:17:21.450
. ای کاش می تونستیم درست مثل الان تا موقع ای که وقت تموم بشه ، با هم بمونیم

00:17:22.830 --> 00:17:28.700
یوئیچی کون ، یه جای دیگه هم هست که دلم می خواد برم ، عیبی نداره ؟

00:17:30.370 --> 00:17:33.670
. از آخرین باری که کفش های داخل ساختمون رو پوشیده بودم ، خیلی وقت می گذره

00:17:33.670 --> 00:17:36.280
. انگاری همه ی فعالیت های باشگاهی دیگه تموم شدن

00:17:36.280 --> 00:17:40.150
. اگه یکی از معلم ها ما رو ببینه ، ممکنه توی بد دردسری بی افتیم

00:17:40.150 --> 00:17:42.980
. اگه همچین اتفاقی افتاد ، تو رو روی پشتم کول می کنم و از اینجا فرار می کنیم

00:17:42.980 --> 00:17:44.650
واقعا ؟

00:17:44.650 --> 00:17:47.120
. خب ، البته اگه زیاد سنگین نباشی

00:17:47.120 --> 00:17:51.180
. خیلی بی ادبی ! اونقدر ها هم سنگین نیستم

00:17:52.890 --> 00:17:55.380
پس کلاست اینجاست ؟

00:17:56.900 --> 00:17:59.500
. آره ، و اینم صندلیم ـه

00:17:59.500 --> 00:18:02.340
. ولی احتمالا دیگه نیست

00:18:02.340 --> 00:18:03.500
واقعا ؟

00:18:03.500 --> 00:18:06.740
. تقسیم بندی صندلی ها باید دیگه تا حالا تغییر کرده باشه

00:18:06.740 --> 00:18:11.110
. من فقط روز اول ترم اول اومدم مدرسه

00:18:12.080 --> 00:18:16.380
... می تونست شروع یه زندگی جدید توی یه مدرسه ی جدید باشه

00:18:16.380 --> 00:18:19.650
. ولی اون روز ، از حال رفتم و غش کردم

00:18:19.650 --> 00:18:22.920
. از اون روز به بعد ، دیگه به کلاس ها نیومدم

00:18:22.920 --> 00:18:24.220
. این رو می دونستم

00:18:26.260 --> 00:18:28.730
. یکی از همکلاسی هات بهم گفت

00:18:28.730 --> 00:18:32.130
. ظاهرا ، توی جشن افتتاحیه باهات صحبت کرده بوده

00:18:32.730 --> 00:18:34.600
واقعا ؟

00:18:34.600 --> 00:18:37.300
. و بهم گفت که خیلی برات نگران ـه

00:18:39.340 --> 00:18:45.140
. راستش ، دکتر بهم گفته بود که حتی به جشن افتتاحیه هم نباید برم

00:18:45.140 --> 00:18:48.140
. ولی رویایی داشتم که باید به واقعیت تبدیلش می کردم

00:18:49.520 --> 00:18:52.590
... اینکه به همون مدرسه ای برم که خواهر بزرگترم میره

00:18:52.590 --> 00:18:55.790
... اینکه باهاش توی حیاط نهار بخورم

00:18:55.790 --> 00:18:58.020
... اینکه توی راه برگشت به خونه ، با هم بریم یه جایی

00:18:58.020 --> 00:19:01.060
. و اینکه بعدش توی خونه درباره ی اتفاق هایی که اون روز افتاده ، کلی با هم حرف بزنیم

00:19:01.060 --> 00:19:04.120
. هر چند ، وقتی این ها رو به خواهرم گفتم ، کلی خندش گرفت

00:19:05.100 --> 00:19:07.270
. بهم گفتش که رویا های واقعا راحتی برای برآورده شدن دارم

00:19:07.270 --> 00:19:09.840
. پس واقعا قضیه فقط یه سرما خوردگی نبودش

00:19:09.840 --> 00:19:13.370
. من از همون موقع ای که به دنیا اومدم ، از نظر بدنی خیلی ضعیف بودم

00:19:13.370 --> 00:19:18.110
. واسه همین ، اینکه هر روز بتونم بیام مدرسه ، از اولش هم برام غیر ممکن بود

00:19:20.410 --> 00:19:24.470
. بهت دروغ گفتم ... خیلی معذرت می خوام

00:19:30.820 --> 00:19:32.930
. خوش اومدی ، یوئیچی

00:19:32.930 --> 00:19:34.630
. من برگشتم

00:19:34.630 --> 00:19:36.030
چیزی شده ؟

00:19:36.030 --> 00:19:38.000
. نه ... چیزی نیست

00:19:38.600 --> 00:19:40.060
. من جواب میدم

00:19:41.500 --> 00:19:43.470
. الو ، منزل میناسه

00:19:44.800 --> 00:19:46.400
... بله ، خودم هستم

00:19:47.570 --> 00:19:49.440
هی ، چی شده ؟

00:19:49.440 --> 00:19:53.680
. پس شما دو تا واقعا با همدیگه توی یه خونه زندگی می کنید

00:19:53.680 --> 00:19:57.340
باید باهات صحبت بکنم . عیبی نداره که بیای بیرون ؟

00:20:06.430 --> 00:20:09.590
کائوری ، می خواستی درباره ی چی حرف بزنی ؟

00:20:11.860 --> 00:20:13.890
درباره ی شیوری ـه ؟

00:20:15.570 --> 00:20:17.500
... شیوری

00:20:17.500 --> 00:20:20.230
... اون دختر

00:20:22.110 --> 00:20:25.740
. اون ... خواهر کوچیکترم ـه

00:20:27.110 --> 00:20:30.580
. اون از همون موقع ای که به دنیا اومدش ، بدن ضعیفی داشت

00:20:30.580 --> 00:20:32.210
. آره ، شنیدم

00:20:33.250 --> 00:20:36.320
. اون خیلی داشت لحظه شماری می کرد

00:20:36.320 --> 00:20:43.530
 برای اینکه باهام به یه مدرسه بره ، توی حیاط با هم نهار بخوریم
... و بعد از مدرسه همدیگه رو ببینیم

00:20:43.530 --> 00:20:46.330
. و با همدیگه بریم خونه

00:20:46.330 --> 00:20:48.990
. انجام دادن همه ی این کار ها ، همیشه رویاش بوده

00:20:50.670 --> 00:20:53.470
. هفته ی دیگه ، جشن تولدش ـه

00:20:53.910 --> 00:20:57.280
. دکتر بهش گفته که اونقدری زنده نمی مونه تا جشن تولد بعدیش رو ببینه

00:20:57.280 --> 00:20:58.900
. همین جشن تولدی که هفته ی دیگه می رسه

00:21:01.350 --> 00:21:04.040
... اون قراره که به زودی بمیره

00:21:05.820 --> 00:21:09.420
... واسه همین سعی کردم که بهش بی محلی بکنم

00:21:09.420 --> 00:21:13.430
... دیگه نمی تونم تحمل بکنم ، که هر روز ضعیف تر شدنش رو ببینم

00:21:13.430 --> 00:21:15.360
... اون قراره که من رو تنها بذاره

00:21:15.360 --> 00:21:19.230
... می دونستم که قراره به زودی من رو تنها بذاره

00:21:20.330 --> 00:21:23.320
... واسه همین بود که سعی کردم ازش دوری بکنم

00:21:25.340 --> 00:21:28.500
. بعضی موقع ها آرزو می کنم که ای کاش اصلا هیچ خواهری نداشتم

00:21:31.680 --> 00:21:35.700
... اگه قراره که این همه درد و رنج بکشم

00:21:37.380 --> 00:21:40.890
. آرزو می کنم که از اولش هیچ خواهری نداشتم

00:21:40.890 --> 00:21:42.180
... کائوری

00:21:43.060 --> 00:21:44.350
! آیزاوا کون

00:21:52.260 --> 00:21:53.560
... آیزاوا کون

00:21:55.000 --> 00:21:59.100
اگه قراره که بمیره ، پس چرا اصلا به دنیا اومده ؟

00:22:12.250 --> 00:22:18.560
... باد و نور در کنار پاهایمان رقصیدند

00:22:18.560 --> 00:22:26.930
. همان معجزه هایی که در زندگی روزمره ی ما ، کم کم جمع شدند

00:22:26.930 --> 00:22:29.670
... با نگاه به بالا ، ابر ها را می بینم

00:22:29.670 --> 00:22:33.270
... و راه طولانی خانه را

00:22:33.270 --> 00:22:41.150
. خیلی سریع تر از آن زمانی که بچه ی کوچکی بودم

00:22:43.450 --> 00:22:47.120
... مانند بچه ای بی صبر ، منتظرم

00:22:47.120 --> 00:22:49.960
... تا این برف ها آب شوند

00:22:49.960 --> 00:22:57.290
. دونه های برف پر جنب و جوش و درخشان ، به حرکت کردن ادامه می دهند

00:22:58.200 --> 00:23:01.730
... بدون اینکه حتی بدانند

00:23:01.730 --> 00:23:04.640
. فردا چه چیزی در پیش رو خواهند داشت

00:23:04.640 --> 00:23:11.910
. درخشان در میان تمامیه فصل ها

00:23:11.910 --> 00:23:18.280
... در این دنیا

00:23:18.280 --> 00:23:25.590
. روزی خواهد رسید که تمام آرزو ها به حقیقت خواهند پیوست

00:23:25.590 --> 00:23:33.030
... پریانی کوچک همچنان به سمت ما می آیند

00:23:33.030 --> 00:23:40.370
. در حالی که ما به این سفر بی انتها ادامه می دهیم

00:23:40.530 --> 00:23:43.570
قسمت بعدی

00:23:44.310 --> 00:23:47.340
یوئیچی سان ، میشه ازت یه خواهشی بکنم ؟

00:23:48.350 --> 00:23:53.510
. وقتی که با تو هستم ، می تونم برگردم به اون زمان هایی که واقعا خوشحال بودم

00:23:54.820 --> 00:23:56.790
. خیلی خب ، بهت قول میدم

00:23:59.430 --> 00:24:01.990
! آه ، خوش اومدی ، خواهر جون

00:24:01.990 --> 00:24:04.690
. من هیچ کسی به اسم شیوری رو نمی شناسم

00:24:08.270 --> 00:24:09.940
! شیوری

00:24:06.640 --> 00:24:13.520
قسمت 17

00:24:06.640 --> 00:24:13.520
آواز های بی کلام یک خواهر بزرگ تر و یک خواهر کوچک تر

00:24:06.640 --> 00:24:13.520
یک سری قطعات کوتاه پیانو عاشقانه است که توسط آهنگساز آلمانی : Lieder ohne Worte
. فلیکس مندلسون ، در قرن نوزدهم نوشته شده اند ، نام این قطعات ، آواز های بی کلام است