﻿WEBVTT

00:00:01.066 --> 00:00:20.066
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:20.090 --> 00:00:26.420
♫<i>چی میشد اگه دنیا تو رو
نداشت،اگه جوابی برای سوال هام نبود</i>♫

00:00:26.420 --> 00:00:32.720
♫<i>و اگه چشمان بودند اما
چیزی برای دیدن نبود؟</i>♫

00:00:32.720 --> 00:00:38.860
♫<i>چی میشد اگه سرنوشت
حقیقتا دیدار ما رو رقم نمیزد؟</i>♫

00:00:38.860 --> 00:00:43.460
♫<i>شاید اونوقت طالع کف دستمون
نمیذاشت راهمون بهم برسه</i>♫

00:00:45.390 --> 00:00:52.020
♫<i>انگار در آسمانی بزرگ و پر از
ستاره،فقط من و تو صمیمانه باهم باشیم</i>♫

00:00:52.020 --> 00:00:56.620
♫<i>با عشقی که فانی ها درک نمیکنن،با
رازی که تنها بر بهشت آشکار است</i>♫

00:00:57.910 --> 00:01:03.890
♫<i>همیشه زیر پوسته ی ظاهری،احساسات
سرنوشت ساز در جریانن</i>♫

00:01:03.890 --> 00:01:09.760
♫<i>به خاطر تو،دب اکبر چرخید و ستاره ها تکون
خوردن(اصطلاحی به معنای گذر سریع زمان)♫</i>

00:01:09.760 --> 00:01:16.160
♫<i>این سرنوشت مقدر شده
که تا آخرین مرحله پیش بره</i>♫

00:01:16.160 --> 00:01:21.540
♫<i>وجود این عشق قبلا مقدر شده</i>♫

00:01:23.180 --> 00:01:29.450
♫<i>جدا از همه ی نقاط قوت و
ضعف،تحمل تمام این فشارها برای توئه</i>♫

00:01:29.450 --> 00:01:34.940
♫<i>تمام اخم ها و لبخندها،تمام کلمات و
حرکات،در آخر رویایی بیش نیستند</i>♫

00:01:34.940 --> 00:01:42.200
♫<i>تمام غم ها و شادی ها،چه سرخوش باشی
چه هوشیار،همچنان رشد میکنن و زیاد میشن</i>♫

00:01:42.200 --> 00:01:48.950
♫<i>این زیبایی بی همتای جهانه</i>♫

00:01:48.950 --> 00:01:56.060
<i>[ عشق و سرنوشت ] </i>

00:01:56.060 --> 00:02:00.010
<i>[ قسمت 28 ] </i>

00:02:11.100 --> 00:02:14.410
چرا آوردیم اینجا؟

00:02:14.410 --> 00:02:15.910
.یک دقیقه صبر کن

00:02:31.930 --> 00:02:33.370
.این رو بگیر

00:02:35.670 --> 00:02:37.440
!بگیرش

00:02:39.390 --> 00:02:41.660
!گفتم بگیرش

00:02:45.870 --> 00:02:49.280
دارم بهت هشدار میدم.من یک کارمند دولتیم

00:02:49.280 --> 00:02:52.040
...باید بدونی جرم ربودن
یک مامور دولت چقدر جدی

00:02:52.040 --> 00:02:55.960
!مزخرفاتت رو تموم کن!وقتی
میگم بگیرش،فقط بگیرش

00:03:01.830 --> 00:03:03.740
.شروع کن

00:03:03.740 --> 00:03:05.430
...شرو

00:03:05.430 --> 00:03:06.520
چی رو شروع کنم؟

00:03:06.520 --> 00:03:09.030
.فرنی پختن_
 پختن...؟_

00:03:09.850 --> 00:03:14.030
...یعنی تو...من رو دزدیدی
و آوردی اینجا تا کمکت کنم

00:03:14.030 --> 00:03:15.160
فرنی بپزی؟...

00:03:15.160 --> 00:03:17.180
دلیل دیگه ای باید داشته باشم؟

00:03:22.440 --> 00:03:25.670
بذار این جمله رو یادت بندازم که
"یک سلحشور میتونه بمیره اما نباید خوار بشه"

00:03:25.670 --> 00:03:29.130
وقتی امروز اینطوری با من بازیت گرفته

00:03:29.130 --> 00:03:31.920
!عمرا فرنی بپزم!حتی اگه تا حد مرگ بزنیم

00:03:32.350 --> 00:03:35.400
اگه امروز این فرنی رو خوب نپزی

00:03:35.940 --> 00:03:38.910
.فکرش هم نکن بتونی بری

00:04:53.970 --> 00:04:56.800
!نه،دوباره امتحان کن

00:05:26.790 --> 00:05:29.060
!تنده،تنده

00:05:48.840 --> 00:05:50.680
!خیلی تند بود

00:05:54.850 --> 00:05:56.370
.میتونی بری

00:05:58.090 --> 00:05:59.810
.تو آزادی

00:06:00.670 --> 00:06:02.590
!برو

00:06:03.170 --> 00:06:04.570
!برو دیگه

00:06:56.820 --> 00:06:58.360
"!چینگ یاو"

00:06:59.290 --> 00:07:00.660
"میشه بیام تو؟"

00:07:00.660 --> 00:07:02.280
بیا تو

00:07:05.760 --> 00:07:07.240
.بیداری

00:07:09.210 --> 00:07:10.560
هنوز سرت درد میکنه؟

00:07:10.560 --> 00:07:11.820
.خیلی بهترم

00:07:11.820 --> 00:07:13.410
.خوبه

00:07:14.960 --> 00:07:17.320
...تو

00:07:22.160 --> 00:07:24.910
من...چندین و چند بار امتحان کردم

00:07:25.620 --> 00:07:28.360
.ولی شکست خوردم.این یکی احتمالا خوبه

00:07:28.360 --> 00:07:30.460
...اولش میخواستم بذارم اون

00:07:31.760 --> 00:07:34.280
.هیچی.امتحانش کن

00:07:35.560 --> 00:07:37.510
تو درستش کردی؟_
بله_

00:07:39.140 --> 00:07:41.210
.حتما گرسنه ای.بخورش

00:07:51.730 --> 00:07:53.230
چطوره؟

00:07:55.340 --> 00:07:57.420
.اگه خیلی بده،نخورش

00:07:57.420 --> 00:07:59.790
.بدش به من.یکی دیگه درست میکنم

00:08:17.180 --> 00:08:19.830
چطوره باز هم درست کنم؟

00:08:23.470 --> 00:08:25.760
چینگ یاو،من مخصوصا امروز
از آشپز خواستم بهم آموزش بده

00:08:25.760 --> 00:08:28.400
...این فرنی امروز حتما

00:09:13.390 --> 00:09:16.330
حالت خوبه؟

00:09:23.570 --> 00:09:26.820
<i>[ لین مو ]</i>

00:09:55.610 --> 00:09:57.420
.این یکی بد نیست

00:09:57.420 --> 00:10:00.080
بله_
باشه،باشه_

00:10:00.570 --> 00:10:02.960
بانوی جوان دوم_
امروز چه غذای خوشمزه ای هست؟_

00:10:02.960 --> 00:10:04.290
بانوی جوان دوم

00:10:04.770 --> 00:10:07.110
چرا باز همش سبزیجاته؟
[ لین ژان ]

00:10:08.550 --> 00:10:10.260
.در حال حاضر،ولیعهد به شدت بیمارن

00:10:10.260 --> 00:10:12.760
قصر دستور داده که همه
باید فقط سبزیحات بخورن

00:10:12.760 --> 00:10:16.400
تا برای سلامتی ولیعهد دعای خیر جمع بشه.تو
این وضعیت،کی جرات میکنه گوشت بفروشه؟

00:10:16.400 --> 00:10:17.460
بله

00:10:17.460 --> 00:10:21.710
مریض بودن ولیعهد چه ربطی
به ما آدم های عادی داره؟

00:10:21.710 --> 00:10:24.610
بانوی جوان دوم،نباید همچین
حرف هایی رو همینجوری بگین

00:10:24.610 --> 00:10:27.840
!اگه حرفی بره بیرون،مجازات میشین

00:10:34.910 --> 00:10:36.700
!عمو سونگ

00:10:38.410 --> 00:10:40.420
.من،ژان آر،به عمو سونگ عرض ادب میکنم

00:10:40.420 --> 00:10:44.000
نیازی به این آداب نیست.خاله
ات خیلی دلش برات تنگ شده

00:10:44.000 --> 00:10:48.100
همش غر میزنه که تو و خواهرت مدت
زیادیه واسه حرف زدن به ملاقاتش نرفتین

00:10:48.100 --> 00:10:51.760
.تقصیر منه.باید زود به
زود به ملاقات خاله برم

00:10:51.760 --> 00:10:55.140
ولی شنیدم که برادر سونگ برگشته

00:10:55.140 --> 00:10:58.890
و داره در خونه درس
میخونه.میترسیدم آسایشش رو بهم بزنم

00:10:58.890 --> 00:11:01.120
لازم نیست بترسی،اصلا نترس
که یک وقت مخل آسایشش بشی!

00:11:01.120 --> 00:11:03.100
چنگ ین_
برادر لین_

00:11:03.100 --> 00:11:04.370
چرا اینجایی؟

00:11:04.370 --> 00:11:08.400
البته به خاطر اینکه باید در
مورد چیزی باهات گفت و گو کنم

00:11:10.800 --> 00:11:12.290
آمو کجاست؟

00:11:12.290 --> 00:11:14.260
.داخل خونمون

00:11:15.390 --> 00:11:18.680
.حتما باز داره کتاب های طبابت رو میخونه

00:11:19.390 --> 00:11:20.540
.بفرما،بفرما داخل

00:11:20.540 --> 00:11:22.160
.برادر لین،شما مقدمین

00:11:30.210 --> 00:11:31.960
چی؟

00:11:33.420 --> 00:11:36.820
چنگ ین،اشتباه نگفتی؟

00:11:36.820 --> 00:11:40.020
اشتباه نگفتم.من واقعا برای خواستگاری از آمو

00:11:40.020 --> 00:11:42.740
.از طرف پسرم،زی یو،اینجام

00:11:42.740 --> 00:11:44.250
...اما آمو

00:11:44.250 --> 00:11:47.150
.برادر لین،ما همدیگه رو
خیلی ساله که میشناسیم

00:11:47.150 --> 00:11:50.070
چطور ممکنه من وضعیت خانواده ات رو ندونم؟

00:11:50.070 --> 00:11:52.420
.من بزرگ شدن آمو رو دیدم

00:11:52.420 --> 00:11:55.750
.من کاملا مشکلش رو میدونم

00:11:55.750 --> 00:11:58.410
همونطور که می گن:"در انتخاب
همسر ، یک فرد توانمند رو انتخاب کنید"

00:11:58.410 --> 00:12:02.180
.با اینکه آمو نمیتونه حرف بزنه و بشنوه

00:12:02.180 --> 00:12:05.810
چیزهایی که اون رو ارزشمند میکنن اینن که اون خلق
و خویی مهربان داره،در ظاهر زیباست و در باطن عاقل

00:12:05.810 --> 00:12:09.500
.من و همسرم اون رو خیلی دوست داریم

00:12:13.010 --> 00:12:16.960
اینکار رو به خاطر اون اتفاقی
که در گذشته افتاد نمیکنه که؟

00:12:16.960 --> 00:12:20.420
.قطعا تو قبلا خانواده ام رو نجات دادی

00:12:20.420 --> 00:12:24.140
.ولی این موضوع به خاطر اون نیست

00:12:24.140 --> 00:12:26.400
.من واقعا آمو رو دوست دارم

00:12:26.400 --> 00:12:30.650
تو هم میدونی که پسر من از بس همیشه
سرش تو درس و کتابه یکم گیج میزنه

00:12:30.650 --> 00:12:33.090
.ولی بچه ی خوب و حرف شنوییه

00:12:33.090 --> 00:12:38.000
وقتی آمو بیاد به خونه ی ما،قطعا
باهاش به خوبی رفتار میکنیم

00:12:53.060 --> 00:12:57.340
برادر لین،ناراحتی چون
طاقت دوری از آمو رو نداری

00:12:57.340 --> 00:13:01.910
یا چون حس میکنی پسرم زی
یو لیاقت داشتن اون رو نداره؟

00:13:01.910 --> 00:13:04.010
چرا باید همچین چیزی بگی آخه؟

00:13:04.010 --> 00:13:08.300
با اینکه من خیلی عاشق
آموام،خودم این رو خوب میدونم

00:13:08.300 --> 00:13:12.190
.که در هر حال این بچه،معلوله

00:13:12.190 --> 00:13:17.610
زی یو دنبال موفقیته و در آینده
به شهرت میرسه،نگرانم که آمو...

00:13:17.610 --> 00:13:19.190
.جلوی دست و پاش رو بگیره

00:13:19.190 --> 00:13:22.010
اون میتونه بره پی موفقیت و
شهرتش.چه ربطی به آمو داره؟

00:13:22.010 --> 00:13:27.540
انقدر در موردش حرف نزن.فقط یک جواب بهم بده
که راضی ای یا نه.این همه نگرانی برای چیه؟

00:13:34.840 --> 00:13:37.400
.سرنوشت آمو خوب نیست

00:13:37.400 --> 00:13:40.650
.از همون بچگی،بچه ای با زندگی ای سخت بوده

00:13:40.650 --> 00:13:44.330
اینکه اون بتونه با خانواده
ی سونگ تو ازدواج کنه

00:13:44.330 --> 00:13:47.500
بهترین خونه ای میشه که بقیه
ی عمرش میتونه داشته باشه

00:13:50.390 --> 00:13:52.780
.خیلی ازت ممنونم

00:13:52.780 --> 00:13:56.490
.برادر لین،تو دختر خوبی بزرگ کردی

00:13:56.490 --> 00:13:59.750
.من باید ازت ممنون باشم

00:14:02.110 --> 00:14:06.910
نگران نباش،خانواده ی سونگ من به
هیچ وجه با آمو بی انصاف نخواهد بود

00:14:06.910 --> 00:14:10.040
به محض اینکه موافقت کنی،من
برمیگردم تا مقدمات کار رو درست کنم

00:14:10.040 --> 00:14:11.610
باشه

00:14:12.430 --> 00:14:14.330
.به حرفت گوش میکنم

00:14:26.530 --> 00:14:28.030
بانوی بزرگ

00:14:28.030 --> 00:14:30.780
.لرد سونگ رفتن.ارباب دارن میان اینجا

00:14:30.780 --> 00:14:33.790
شنیدی در مورد چی با لرد سونگ حرف میزد؟

00:14:33.790 --> 00:14:36.530
.شنیدم میگن موضوع رو برنامه ریزی میکنن

00:14:36.530 --> 00:14:40.450
یعنی اینطور به نظر میاد که تا چند روز
آینده،هدایای نامزدی رو میفرستن اینجا

00:14:43.520 --> 00:14:45.450
واقعا؟اشتباه نشنیدی؟

00:14:45.450 --> 00:14:47.380
.من اشتباه نشنیدم

00:14:47.380 --> 00:14:49.330
.تبریک میگم،بانوی جوان دوم

00:14:49.330 --> 00:14:51.810
لرد سونگ جوان واقعا پسری
خوش چهره و با استعداده

00:14:51.810 --> 00:14:53.940
!نمیشه لنگه اش رو تو کل شهرستان وی پیدا کرد

00:14:53.940 --> 00:14:57.170
.شیائوجو،همینجوری این حرف ها رو نزن

00:14:57.170 --> 00:14:58.730
مادر

00:15:00.950 --> 00:15:03.910
چی انقدر همتون رو خوشحال کرده؟

00:15:06.640 --> 00:15:09.050
.نمیخواد طفره بری

00:15:09.050 --> 00:15:11.030
.هممون میدونیم

00:15:11.030 --> 00:15:12.580
همتون میدونید؟

00:15:12.580 --> 00:15:15.010
.شیائوجو شنیده

00:15:15.010 --> 00:15:17.030
.تاریخ مشخص شده

00:15:17.030 --> 00:15:20.010
.هدایای نامزدی هم میرسن

00:15:20.010 --> 00:15:22.690
...تازه،من هم واقعا اون بچه رو

00:15:22.690 --> 00:15:26.530
از خانواده ی سونگ دوست دارم...

00:15:26.530 --> 00:15:28.150
بله

00:15:28.150 --> 00:15:31.520
...نمیدونستم که چنگ ین هیچوقت شوخی ای که

00:15:31.520 --> 00:15:35.020
.سال ها پیش باهاش کردم رو فراموش نکرده...

00:15:35.020 --> 00:15:37.290
پسرش واقعا از همه نظر ممتازه

00:15:37.290 --> 00:15:40.560
هم شخصیت،هم چهره،هم
مهارت های ادبی و دانش علمی

00:15:40.560 --> 00:15:45.230
همینطور ما بزرگ شدنش رو دیدیم
و همه چیز رو در موردش میدونیم

00:15:45.230 --> 00:15:49.070
چنگ ین و همسرش مهربانن
و نزدیک شدن بهشون راحته

00:15:49.070 --> 00:15:52.870
وقتی بچمون با اون خانواده
ازدواج کنه،هیچوقت عذاب نمیبینه

00:15:52.870 --> 00:15:55.530
.این واقعیت ازدواجی خوبه

00:15:55.530 --> 00:15:58.390
.البته

00:15:58.390 --> 00:16:03.130
پسر سونگ چنگ ین، چهره و شخصیتی خوب داره

00:16:03.130 --> 00:16:07.080
.ولی ژان آر ما هم بد نیست

00:16:07.080 --> 00:16:09.340
اون شایسته ی ازدواج
باهاشه.این همونه که میگن

00:16:09.340 --> 00:16:13.300
"مردی با استعداد با زنی زیبا جفت میشه"
بهترین جفتی که وجود داره همینه

00:16:14.510 --> 00:16:16.870
ژان آر؟_
بله_

00:16:16.870 --> 00:16:20.310
.مادر،ژان آر نیست

00:16:21.960 --> 00:16:23.940
...این_
چی؟_

00:16:23.940 --> 00:16:27.700
ژان آر نیست؟_
غیرممکنه_

00:16:27.700 --> 00:16:30.080
اگه برای ژان آر نباشه

00:16:30.080 --> 00:16:32.510
برای کی میتونه باشه؟

00:16:33.440 --> 00:16:34.890
مادر

00:16:38.670 --> 00:16:41.570
.آمو،با من بیا

00:16:43.130 --> 00:16:47.250
.کسی که خانواده ی سونگ
برای ازدواج میخوان،آموئه

00:16:49.040 --> 00:16:50.340
چی؟

00:16:50.340 --> 00:16:52.170
!غیرممکنه

00:16:53.240 --> 00:16:56.800
.الان فهمیدم.همتون اشتباه متوجه شدید

00:16:56.800 --> 00:17:00.830
اون کر و لاله.چطور ممکنه
خانواده ی سونگ اون رو بخوان؟

00:17:01.830 --> 00:17:04.030
تو اینطوری با خواهر بزرگترت حرف میزنی؟

00:17:04.030 --> 00:17:05.660
!من باور نمیکنم

00:17:07.420 --> 00:17:10.440
چطور ممکنه خانواده ی سونگ
اون رو دوست داشته باشن؟

00:17:10.440 --> 00:17:13.990
"در انتخاب همسر ، یک فرد توانمند رو
انتخاب کنید" ...در نظر خانواده ی سونگ

00:17:13.990 --> 00:17:17.000
.آمو مهربون و فرزندی صالحه

00:17:17.000 --> 00:17:19.290
چرا باید غیرممکن باشه؟

00:17:19.290 --> 00:17:22.200
!غیرممکنه.من باور نمیکنم

00:17:28.660 --> 00:17:30.740
.خدای ارشد،عصبانی نشین

00:17:30.740 --> 00:17:34.120
این تقصیر من نیست.هر چی که لینگ شی
مجبوره طی آزمایشاتش در دنیای فانی بگذرونه

00:17:34.120 --> 00:17:39.000
.از قبل مقدر شده.ربطی به من نداره

00:17:39.000 --> 00:17:41.480
.من نمیخوام سرزنشت کنم

00:17:45.600 --> 00:17:51.950
خدای ارشد،جدیدا متوجه شدم که جانور
هودو که در برج شیاطین زندانی شده

00:17:51.950 --> 00:17:54.300
.تمامی پنج حواسش رو به دست آورده

00:17:54.300 --> 00:17:57.320
مشکوکم که شاید اینکه لینگ شی
قدرت شنواییش رو از دست داده

00:17:57.320 --> 00:17:59.380
.ربطی به هودو داشته باشه

00:17:59.380 --> 00:18:03.060
هودو قبلا سواری خدای
باستانی،خدای آتش ژورونگ بوده

00:18:03.060 --> 00:18:05.860
هفتاد هزار سال پیش،در جنگ صحرای جنوبی

00:18:05.860 --> 00:18:09.810
در حالی که هودو از میدان جنگ فرار کرد،خدای
آتش ژورونگ توسط ارتش ارباب شیطانی محاصره شد

00:18:09.810 --> 00:18:12.570
.خودتون شخصا دستگیرش کردید

00:18:12.570 --> 00:18:17.730
بعد از اون،حواس پنج گانه اش توسط ارباب چرخش جهانی
گرفته شد و اون برای نگهبانی به برج شیاطین فرستاده شد

00:18:27.620 --> 00:18:31.230
اون جانور هودو چند روز پیش،شروع
به وحشی گری کرد و یوآن تنگ رامش کرد

00:18:31.230 --> 00:18:35.060
حالا پست نگهبانیش ازش
گرفته و فقط اینجا زندانی شده

00:18:36.430 --> 00:18:38.320
.همینجا منتظرم بمون

00:18:38.320 --> 00:18:39.820
بله

00:18:54.560 --> 00:18:58.280
خدای آتش،خدای آتش!اون
مجرم جاودان هودو اون بالاست

00:18:58.280 --> 00:19:00.190
!گمشو

00:19:00.190 --> 00:19:02.420
.بله.بله.الان میرم گم میشم

00:19:02.420 --> 00:19:05.810
.خدای آتش،اگه چیزی خواستید فقط صدام کنید

00:19:18.210 --> 00:19:20.990
اون زن گفت

00:19:20.990 --> 00:19:25.270
ژورونگ به زودی میمیره.حقیقت داره؟

00:19:26.620 --> 00:19:28.590
.اون قبلا مرده

00:19:41.490 --> 00:19:44.400
.خیلی راحت مرد

00:19:45.100 --> 00:19:47.080
ولی من؟

00:19:47.770 --> 00:19:50.510
کی طرفم رو میگیره تا شکایتم شنیده بشه؟

00:19:50.510 --> 00:19:53.620
.اون به من خیانت کرد و فریبم داد

00:19:53.620 --> 00:19:57.980
.اون مجبورم کرد جرم
فراری بودن رو به دوش بکشم

00:19:57.980 --> 00:20:00.420
گذاشت در این مکان بی نور

00:20:00.420 --> 00:20:04.440
.برای هفتاد هزار سال بمونم

00:20:04.440 --> 00:20:06.940
!هفتاد هزار سال

00:20:07.590 --> 00:20:09.530
.حواس پنج گانه ام ازم گرفته شد

00:20:09.530 --> 00:20:13.660
!من کر،لال و کور شدم

00:20:13.660 --> 00:20:15.730
من هفتاد هزار سال رو صرف کردم

00:20:15.730 --> 00:20:18.040
!تا بالاخره حواسم رو باز به دست بیارم

00:20:18.040 --> 00:20:21.040
!الان میتونم ببینم،بشنوم و حرف بزنم

00:20:21.040 --> 00:20:25.310
...من فقط میخوام روبه روش
وایسم و خودم ازش بپرسم

00:20:26.180 --> 00:20:30.090
که چرا بهم صدمه زد؟

00:20:33.470 --> 00:20:35.450
مطمئنی که اون میخواست بهت صدمه بزنه؟

00:20:37.080 --> 00:20:39.250
منظورت چیه؟

00:20:39.920 --> 00:20:42.540
میدونی اون چطوری مرد؟

00:20:42.540 --> 00:20:45.960
اینطور نیست که به نهایت تهذیب رسیده
و به جایی ماورای این دنیا پر کشیده باشه

00:20:45.960 --> 00:20:49.700
اینطور هم نیست که اون به روشنگری
بزرگی رسیده و در آرامش حین مراقبه مرده باشه

00:20:49.700 --> 00:20:53.620
اینطور هم نیست که به خاطر
مشاجره ای دیگه کسی کشته باشدش

00:20:55.100 --> 00:20:57.810
.همون موقع،ارباب شیطانی اون رو کشت

00:20:57.810 --> 00:21:02.300
هفتاد هزار سال پیش،بعد از اینکه تو
میدان جنگ در صحرای جنوبی رو ترک کردی

00:21:02.300 --> 00:21:06.630
.خود ارباب شیطانی،ووجی چی،اون رو کشت

00:21:06.630 --> 00:21:10.770
.روحش پراکنده و نیروی کهنش خاموش شد

00:21:15.740 --> 00:21:18.010
فرقی نداره که تو واقعا از جنگ گریختی

00:21:18.010 --> 00:21:20.970
.یا اونطور که خودت ادعا میکنی،اون فریبت داد

00:21:20.970 --> 00:21:25.160
نتیجه فقط یک چیز بود.در اون جنگ بزرگ

00:21:25.160 --> 00:21:27.470
.فقط تو زنده موندی

00:21:28.210 --> 00:21:30.520
.تو و خدای آتش برای
ده ها هزار سال باهم بودید

00:21:30.520 --> 00:21:34.080
.تو خوب میدونی اون چطور آدمی بود

00:21:34.850 --> 00:21:38.420
تو هفتاد هزار سال صرف کردی،اما نتونستی هیچ
دلیلی پیدا کنی که اون بخواد بهت صدمه بزنه

00:21:38.420 --> 00:21:41.830
.این ثابت میکنه که اون
نمیخواست بهت صدمه بزنه

00:21:42.926 --> 00:21:48.926
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:48.950 --> 00:21:53.860
.هودو،اون داشت ازت محافظت میکرد

00:21:53.860 --> 00:21:58.160
اون فقط میخواست که تو زنده بمونی،نمیدونی؟

00:22:24.100 --> 00:22:26.690
!ژورونگ

00:22:41.920 --> 00:22:44.340
این حس شنوایی لینگ شیه؟

00:22:44.340 --> 00:22:46.350
.این حواس پنج گانه ی هودوئه

00:22:46.350 --> 00:22:48.660
چطوری؟

00:22:54.110 --> 00:22:57.040
من فقط میخواستم حس
شنوایی لینگ شی رو پس بگیرم

00:22:57.040 --> 00:23:01.240
ولی همینطور میتونم کمکت کنم که به امپراتور
آسمانی درخواست آزادیت از برج شیاطین رو بدی

00:23:01.240 --> 00:23:03.880
.بابت مهربونیتون ممنونم خدای جنگ

00:23:04.430 --> 00:23:08.200
.روزی من جانوری بدون هیچ آگاهی معنوی بودم

00:23:08.200 --> 00:23:12.640
همش به لطف بخشندگی بزرگ خدای آتش
ژورونگ بود که تونستم در مسیر تهذیب پا بذارم

00:23:12.640 --> 00:23:17.970
در این سال های گذشته،شیطان درون قلبم
گیجم کرد و تقریبا اشتباهی بزرگ مرتکب شدم

00:23:17.970 --> 00:23:22.260
حالا که شما موضوع رو برام
روشن کردین،آرزوی من برآورده شده

00:23:23.630 --> 00:23:26.140
.اربابم مرده

00:23:26.140 --> 00:23:31.200
با اینکه دنیا پهناوره،من دیگه
کسی رو ندارم که برام مهم باشه

00:23:33.620 --> 00:23:37.010
میخوام برای مدتی طولانی در همین برج شیاطین
زندگی کنم و با سختکوشی به تهذیب بپردازم

00:23:37.890 --> 00:23:40.590
.امیدوارم شما بتونین آرزوم رو برآورده کنین

00:23:43.830 --> 00:23:47.860
مطمئنی؟_
.مطمئنم_

00:23:51.890 --> 00:23:54.160
یک چیز دیگه

00:23:54.860 --> 00:23:57.900
بعد از اینکه شما جای گلدان خدای
کشاورز رو با سنگ نووا عوض کردین

00:23:57.900 --> 00:24:01.030
به خاطر فتنه انگیزی من،اون جاودان
کوچولو دید چطور حیاتتون بدجور صدمه دیده

00:24:02.450 --> 00:24:04.730
...و حس شنواییش رو در مقابل

00:24:04.730 --> 00:24:08.900
گوهر آتش من داد تا بتونه
جونتون رو نجات بده...

00:24:08.900 --> 00:24:12.560
روند بیرون کشیدن حس شنوایی
خیلی دردناکه،ولی اون تحملش کرد

00:24:12.560 --> 00:24:15.100
.اون حتی ناله نکرد

00:24:15.100 --> 00:24:19.140
بعد از اون،اون رو برای بازجویی
به تالار بزرگ بردن.وقتی برگشت

00:24:19.140 --> 00:24:21.520
.دیگه ناشنوا شده بود

00:24:27.960 --> 00:24:31.950
پس...اون حرف ها رو در تالار بزرگ شنید

00:24:31.950 --> 00:24:34.250
...ولی اون پیامی که

00:24:34.250 --> 00:24:36.220
براش مخابره کردم رو نشنید؟...

00:24:36.800 --> 00:24:39.170
.من باید واسش سرزنش بشم

00:24:47.930 --> 00:24:51.510
اربابم مرده.در این جهان

00:24:51.510 --> 00:24:54.650
.کس دیگه ای نیست که بخوام ببینمش

00:24:54.650 --> 00:24:56.790
.چیزی نیست که بخوام بشنومش

00:24:57.440 --> 00:25:02.200
...و چیزی برای گفتن ندارم.این پنج حواس و من

00:25:05.700 --> 00:25:10.230
میخوام اونها رو برای جبران جرایمم بهتون بدم

00:25:18.250 --> 00:25:20.810
.من میرم به دنیای فانی

00:25:20.810 --> 00:25:22.600
.خدای ارشد،لطفا صبر کنین

00:25:22.600 --> 00:25:27.570
خدای ارشد،قصد ندارید که شخصا حس
شنوایی لینگ شی رو بهش برگردونین،درسته؟

00:25:28.320 --> 00:25:30.270
چرا نه؟

00:25:30.270 --> 00:25:34.440
در گذشته،با وجود اینکه لینگ شی جاودانی
پایین رتبه بود، به هر حال اون یک جاودان بود

00:25:34.440 --> 00:25:39.270
ولی الان،اون یک فانیه.چطور
میتونه تحملش کنه؟

00:25:42.830 --> 00:25:44.870
.در این بطری،یک بذر معنوی هست

00:25:44.870 --> 00:25:48.240
شما میتونین این بذر معنوی
رو با اون پنج حس بکارین

00:25:48.240 --> 00:25:51.110
.البته در جایی بکارین که
انرژی معنوی فراوانی داره

00:25:51.110 --> 00:25:53.990
بعد از یک سال،این بذر جوانه میزنه

00:25:53.990 --> 00:25:56.770
.شکوفا میشه،گل میده و در نهایت میوه درمیاد

00:25:56.770 --> 00:26:01.200
وقتی لینگ شی میوه اش رو
بخوره،حس شنواییش برمیگرده

00:26:09.590 --> 00:26:12.520
من امروز در مورد این موضوع باهات حرف نزدم

00:26:12.520 --> 00:26:15.170
.و فقط خودم با عمو سونگت موافقت کردم

00:26:15.170 --> 00:26:19.670
.چون حس کردم این ازدواج خوبی خواهد بود

00:26:19.670 --> 00:26:21.550
.میدونم که تو بانوی خوبی هستی

00:26:21.550 --> 00:26:24.660
.ولی ممکنه بقیه ندونن

00:26:24.660 --> 00:26:27.280
...من نمیخوام تو رو به دست

00:26:27.280 --> 00:26:30.360
خانواده ای بدم که قدرتت رو نمیدونن...

00:26:30.960 --> 00:26:34.450
.عمو سونگ بزرگ شدنت رو دیده

00:26:34.450 --> 00:26:38.980
خاله سونگ هم کسیه که صمیمی شدن باهاش راحته

00:26:38.980 --> 00:26:43.410
.چیزی که مهمتره اینه که هردوشون دوستت دارن

00:26:43.410 --> 00:26:45.400
.نه اینکه فقط دلشون برات بسوزه

00:26:45.400 --> 00:26:50.170
یا فقط به خاطر من بخوانت.اونها
صادقانه دوستت دارن

00:26:50.170 --> 00:26:52.580
.واسه همین برای خواستگاری اومدن

00:26:52.580 --> 00:26:56.080
.این نکته خیلی مهمه

00:26:59.980 --> 00:27:03.540
.من بزرگ شدن سونگ زی یو رو دیدم

00:27:03.540 --> 00:27:06.370
.اون خلق و خوی خوبی هم داره

00:27:06.370 --> 00:27:10.310
اوه درسته،شما دوتا وقتی
بچه بودین،همدیگه رو دیدین

00:27:10.310 --> 00:27:13.560
.اون پنج سال ازت بزرگتره

00:27:15.050 --> 00:27:18.420
این سال های گذشته،اون همیشه
بیرون از شهر پی شهرت و موفقیت بوده

00:27:18.420 --> 00:27:21.550
.دانش زمینه ای اون خیلی خوبه

00:27:21.550 --> 00:27:26.200
.حتی شنیدم که اون پنج هنر رو بلده

00:27:27.970 --> 00:27:31.500
حالا که صحبتش شده،باید بگم
یکم انگیزه ی خودخواهانه هم دارم

00:27:31.500 --> 00:27:34.760
من دوست دارم با ازدواجت هم نزدیک بمونی

00:27:34.760 --> 00:27:37.770
.تا بتونم زود به زود ببینمت

00:27:39.060 --> 00:27:41.750
ولی اگه نخوای

00:27:41.750 --> 00:27:44.980
.میتونم دربارش به خانواده ی سونگ بگم

00:27:45.560 --> 00:27:49.120
.باید هر نظری داری بهم بگی

00:27:49.120 --> 00:27:50.930
.نترس

00:27:57.160 --> 00:28:01.250
"من حرف شما رو گوش میکنم"

00:28:07.680 --> 00:28:11.390
.باشه.باشه

00:29:36.920 --> 00:29:38.520
آمو

00:29:40.530 --> 00:29:42.930
"پدر،کی رسیدین؟"

00:29:42.930 --> 00:29:45.450
"ترسوندینم"

00:29:45.450 --> 00:29:48.080
وقتی تو خونه ی خودتی،واسه چی بترسی؟

00:29:48.080 --> 00:29:50.420
. نگاهت میکردم که داشتی
دارو ها رو جدا میکردی

00:29:50.950 --> 00:29:53.340
.خیلی خوب انجامش دادی

00:29:55.260 --> 00:29:56.930
زود بهم بگو

00:29:56.930 --> 00:30:01.770
چطور تونستی ریشه ی کدوی مارپبچ رو

00:30:01.770 --> 00:30:03.740
از سیب زمینی چینی تشخیص بدی؟

00:30:03.740 --> 00:30:05.900
.این دو گیاه خیلی شبیهن

00:30:05.900 --> 00:30:08.090
حتی داروساز هم

00:30:08.090 --> 00:30:11.400
.گاهی نسبت به تو،بد عمل میکنه

00:30:15.050 --> 00:30:17.930
"اونها واقعا خیلی شبیه به نظر میان"

00:30:17.930 --> 00:30:20.290
"ولی اگه دقت کنی"

00:30:20.290 --> 00:30:23.050
"تفاوت هایی باهم دارن"

00:30:23.050 --> 00:30:26.000
"ریشه ی کدوی مارپیچ یکم تلخ تره"

00:30:26.000 --> 00:30:28.970
"به جاش سیب زمینی
چینی بوی تند و اسیدی داره"

00:30:30.270 --> 00:30:33.960
"با بوئیدن،تونستم تشخیصش بدم"

00:30:33.960 --> 00:30:37.360
.درسته.بیا اینجا

00:30:40.250 --> 00:30:44.570
آمو،میدونی این چیه؟

00:30:45.080 --> 00:30:46.660
.بوش کن

00:30:48.730 --> 00:30:51.350
"این سانگ جوئه" (پ.ن:ریزوم گیاه آتراکتیلودس
لانسیای سیاه رنگ که در طب سنتی چین به کار میره)

00:30:51.350 --> 00:30:53.320
درسته

00:30:53.320 --> 00:30:57.710
میدونی اثر داروییش چیه؟

00:31:11.380 --> 00:31:13.040
آمو

00:31:14.000 --> 00:31:19.570
.سانگ جو طعمی تند و تلخ داره

00:31:19.570 --> 00:31:24.360
این طبیعتی گرم داره و برای حذف
رطوبت و منظم کردن کارکرد طحال مناسبه

00:31:24.360 --> 00:31:28.410
اثرات باد و سرما رو دفع
میکنه و همچنین برای بینایی خوبه

00:31:32.300 --> 00:31:33.820
بیا

00:31:38.100 --> 00:31:40.850
اسم این گیاه، دم مارمولکه (پ.ن:اسم دیگه اش
هوتوینیا کورداتا است،از انواع گیاهان آسیایی)

00:31:40.850 --> 00:31:43.570
.گیاهیه که زیاد دیده میشه

00:31:43.570 --> 00:31:48.960
این بوی ماهی میده،طبیعتی سرد داره و مدار نصف النهار ریه رو درست میکنه (مترجم: مدار نصف النهار ريه از پايه داخلي ناخن شست آغاز مي شود و به پشت دست و به سمت
شانه ها بالا مي رود.اين مدار نصف النهار ارتباط نزديكي با عملكرد درست سيستم تنفسي دارد و درماني موثر براي سرما خوردگي ها ، برونشيت ها و ورم لوزه ها مي باشد)

00:31:48.960 --> 00:31:50.800
بوش کن

00:32:08.860 --> 00:32:12.480
.آمو،این گیاه رو دست کم نگیر

00:32:12.480 --> 00:32:15.230
این میتونه تب رو پایین
بیاره و سم رو درمان کنه

00:32:15.230 --> 00:32:20.040
همینطور میتونه ورم رو بخوابونه،جوش های چرکی
رو درمان کنه و اسهال خونی رو از بین ببره

00:32:20.040 --> 00:32:23.230
.این اثرات خوب زیادی داره

00:32:24.450 --> 00:32:28.270
گیاهان زیاد دیگه ای مثل این
هستن که خیلی عادی میتونی

00:32:28.270 --> 00:32:30.450
.در همین کوهستان نزدیک ببینیشون

00:32:30.450 --> 00:32:33.230
اینها همشون گنجینه هایی ارزشمندن که

00:32:33.230 --> 00:32:36.790
.اجداد بزرگمون برامون به جای گذاشتن

00:32:37.820 --> 00:32:41.780
آمو،نه تنها تو باید درموردشون
بدونی و همیشه استفاده اشون کنی

00:32:41.780 --> 00:32:45.230
.باید در موردشون به فرزندانت هم یاد بدی

00:32:45.230 --> 00:32:47.090
میفهمی؟

00:32:56.280 --> 00:32:58.990
بفرما_
"مال منه؟"_

00:32:58.990 --> 00:33:00.660
"ممنونم"

00:33:04.640 --> 00:33:09.060
<i>[ دفتر راهنمای گیاه شناسی
برای جمع آوری داروها ]</i>

00:35:33.400 --> 00:35:35.000
خوبی؟

00:35:45.800 --> 00:35:47.300
"ممنون"

00:35:47.300 --> 00:35:49.000
.نیازی نیست ازم تشکر کنی

00:35:49.000 --> 00:35:52.200
"میتونی زبان اشاره رو متوجه بشی؟"

00:35:52.200 --> 00:35:54.000
یکم

00:35:58.300 --> 00:36:00.400
.بزرگ شدی

00:36:01.000 --> 00:36:05.700
"تو همون جاودانی هستی که مراقب من بوده؟"

00:36:09.010 --> 00:36:12.900
.من بزرگ شدن سونگ زی یو رو دیدم

00:36:12.900 --> 00:36:15.900
.اون خلق و خوی خوبی هم داره

00:36:15.900 --> 00:36:19.700
اوه درسته،شما دو تا وقتی
بچه بودین،همدیگه رو دیدین

00:36:19.700 --> 00:36:23.000
.اون پنج سال ازت بزرگتره

00:36:23.000 --> 00:36:26.300
این سال های گذشته،اون همیشه
بیرون از شهر پی شهرت و موفقیت بوده

00:36:26.300 --> 00:36:29.500
.دانش زمینه ای اون خیلی خوبه

00:36:29.500 --> 00:36:34.200
.من حتی شنیدم اون پنج هنر رو بلده

00:36:34.200 --> 00:36:37.500
"تو..لرد سونگی؟"

00:36:38.400 --> 00:36:40.200
.بذار کمکت کنم

00:36:46.810 --> 00:36:50.750
.قوزک پات ضربه دیده.بذار واست بررسیش کنم

00:37:15.530 --> 00:37:17.970
.آسیبت تا امشب خوب میشه

00:37:19.400 --> 00:37:25.200
تو نمیتونی صداها رو بشنوی.نباید تنهایی بیای
تو کوه و گیاه جمع کنی.این کار خیلی خطرناکه

00:37:30.810 --> 00:37:33.980
"صدام کن آمو"

00:37:34.800 --> 00:37:36.200
آمو؟

00:37:43.070 --> 00:37:46.600
"لرد سونگ جوان،چرا اینجایی؟"

00:37:47.200 --> 00:37:48.800
.داره دیر میشه

00:37:48.800 --> 00:37:51.400
پات هم صدمه دیده،بذار رو
پشتم کولت کنم و برت گردونم

00:37:51.400 --> 00:37:52.900
"مشکلی نیست"

00:37:53.540 --> 00:37:56.670
"فقط یک صدمه ی کوچیکه"

00:38:00.500 --> 00:38:01.800
بیا

00:38:13.900 --> 00:38:18.900
♫<i>من سرگردان در وسط جریانی شناورم،جایی که آب و
آسمان با یک رنگ در راه شیری،باهم ادغام میشن</i>♫

00:38:18.900 --> 00:38:23.900
♫<i>باید دید مهتاب میخواد به جای ظاهر
ماجرا،علت و معلول پشتش رو معلوم کنه یا نه</i>♫

00:38:23.900 --> 00:38:28.800
♫<i> در میان رویایم،تو یواشکی
من رو از میان شکافی بالا میکشی</i>♫

00:38:28.800 --> 00:38:33.900
<i>♫من رو میکشی،من رو میکشی</i>♫

00:38:33.900 --> 00:38:39.000
♫<i>خود آسمان ها من رو پیش تو
آوردن تا این خلاء رو با شادی پر کنم</i>♫

00:38:39.000 --> 00:38:43.600
♫<i>برای اینکه تو رویا بتونم نگهت دارم،همینطور
بتونم رودی از ستاره ها رو کنترل کنم</i>♫

00:38:44.500 --> 00:38:48.900
"قراره بارون بیاد؟" <i>♫ ولی بعدش تو میری عقب،و
در نهایت من رو با اشک هایی جاری،رها میکنی</i>♫

00:38:48.900 --> 00:38:52.300
♫<i>...چقدر بشاش</i>♫

00:38:58.200 --> 00:39:03.600
♫<i> مثل دو گل بی پناه که درون برکه ای
افتادن،چه باهم باشیم چه جدا دلواپسیم ♫<i>

00:39:03.600 --> 00:39:09.000
</i>♫ یواشکی من رو در نور مهتاب میبینی
و عقب </i>♫ میری،این بار سنگینی برای منه

00:39:09.000 --> 00:39:16.400
♫<i> مثل قطره عمیق در بارانی جاری ایم  </i>♫

00:39:16.400 --> 00:39:19.000
♫<i> که آروم قطره ای کوچک از اقیانوس میشیم</i>♫

00:39:21.000 --> 00:39:24.100
"ممنونم" ♫<i>ولی نمیخوایم ساکت بمونیم،چون هر
رویداد مهمی میتونه در این رابطه دخیل بشه</i>♫

00:39:24.100 --> 00:39:29.040
♫<i>عزم این قلبم رو مثل آبی که
روی آتش شعله ور میریزن،آروم کن</i>♫

00:39:29.040 --> 00:39:32.800
سردته؟ ♫<i>مثل آب پاکیزه ای باش و
کل عذاب این زندگی رو بشور و ببر</i>♫

00:39:34.720 --> 00:39:36.550
چرا نمیری داخل؟

00:40:08.700 --> 00:40:13.400
"چرا به جای درس خوندن تو خونه،اینجایی؟"

00:40:15.110 --> 00:40:16.780
چی گفتی؟

00:40:20.200 --> 00:40:23.800
".لباس هات خیسن"

00:40:25.100 --> 00:40:26.800
.طوری نیست

00:40:28.900 --> 00:40:31.800
هنوز سردته؟بهتری؟

00:40:31.800 --> 00:40:34.800
"من خوبم.نگران نباش"

00:40:50.700 --> 00:40:54.200
"چرا دستت انقدر سرده؟مریضی؟"

00:40:54.200 --> 00:40:55.800
نه

00:40:57.476 --> 00:41:12.476
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:41:12.500 --> 00:41:14.800
"چرا نمیتونم هیچ نبضی حس کنم؟"

00:41:14.800 --> 00:41:16.700
.حتما اشتباه انجامش دادی

00:41:21.220 --> 00:41:24.460
.من خوبم.لازم نیست نگران باشی

00:41:28.900 --> 00:41:34.000
♫<i>من سرگردان در وسط جریانی شناورم،جایی که آب و
آسمان با یک رنگ در راه شیری،باهم ادغام میشن</i>♫

00:41:34.000 --> 00:41:39.000
♫<i>باید دید مهتاب میخواد به جای ظاهر
ماجرا،علت و معلول پشتش رو معلوم کنه یا نه</i>♫

00:41:39.000 --> 00:41:43.900
♫<i> در میان رویایم،تو یواشکی
من رو از میان شکافی بالا میکشی</i>♫

00:41:43.900 --> 00:41:48.900
<i>♫من رو میکشی،من رو میکشی</i>♫

00:41:48.900 --> 00:41:54.000
♫<i>خود آسمان ها من رو پیش تو
آوردن تا این خلاء رو با شادی پر کنم</i>♫

00:41:54.000 --> 00:41:59.000
♫<i>برای اینکه تو رویا بتونم نگهت دارم،همینطور
بتونم رودی از ستاره ها رو کنترل کنم</i>♫

00:41:59.000 --> 00:42:04.000
<i>♫ ولی بعدش تو میری عقب،و در نهایت
من رو با اشک هایی جاری،رها میکنی</i>♫

00:42:04.000 --> 00:42:09.000
♫<i>...چقدر بشاش</i>♫

00:42:13.200 --> 00:42:18.600
♫<i> مثل دو گل بی پناه که درون برکه ای
افتادن،چه باهم باشیم چه جدا دلواپسیم ♫<i>

00:42:18.600 --> 00:42:23.900
</i>♫ یواشکی من رو در نور مهتاب میبینی
و عقب </i>♫ میری،این بار سنگینی برای منه

00:42:23.900 --> 00:42:31.300
♫<i> مثل قطره عمیق در بارانی جاری ایم  </i>♫

00:42:31.300 --> 00:42:34.000
♫<i> که آروم قطره ای کوچک از اقیانوس میشیم</i>♫

00:42:34.000 --> 00:42:39.200
♫<i>ولی نمیخوایم ساکت بمونیم،چون هر
رویداد مهمی میتونه در این رابطه دخیل بشه</i>♫

00:42:39.200 --> 00:42:44.500
♫<i>عزم این قلبم رو مثل آبی که
روی آتش شعله ور میریزن،آروم کن</i>♫

00:42:44.500 --> 00:42:50.800
♫<i>مثل آب پاکیزه ای باش و کل
عذاب این زندگی رو بشور و ببر</i>♫

00:42:50.800 --> 00:42:53.200
"بارون داره بند میاد"

00:42:55.200 --> 00:42:57.200
.هنوز برای مدتی بارونی میمونه

00:43:05.800 --> 00:43:11.100
بشین ♫<i>دنبال تو اومدن خستگی رو از بین میبره.دنبال
تویی اومدن که مثل خاکستر در آهنگی شناوری</i>♫

00:43:11.100 --> 00:43:16.200
<i>وقتی این عشق اجازه داد تا نهایت پرواز
کنم،پشیمونی ای در کار نیست.پس از چی برنجم؟♫</i>

00:43:16.200 --> 00:43:23.700
♫<i>تو مانند ماهی آرام،نظاره
گر احساسات احمقانه ام میشی</i>♫

00:43:23.700 --> 00:43:26.100
♫<i> در حین اینکه اشک ها بهم هجوم میارن</i>♫

00:43:26.100 --> 00:43:31.800
♫<i>زوجی رویایی از اول کار،از
همون موقع تو کنارم بودی</i>♫

00:43:31.800 --> 00:43:37.000
♫<i>مانند نور مهتاب که در سراسر
اقیانوس بی پایان پخش میشه</i>♫

00:43:37.000 --> 00:43:45.900
♫<i>صداقتت وارد قلبم شد،و ذهنم رو از
موج افکار درهم شکننده خلاص کرد</i>♫

00:43:55.676 --> 00:44:15.676
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:44:15.700 --> 00:44:20.010
♫<i>سه کوزه(شراب)،دو فنجان کوچک،سایه
ای گذرا با موهایی دقیق بسته شده</i>♫

00:44:20.010 --> 00:44:24.800
♫<i>نامه ای خیس شده از اشک
که بغض رو تو گلوم میکاره</i>♫

00:44:24.800 --> 00:44:29.000
♫<i>چند کلمه اش رو که میخونم،آرزو
میکنم زمان به عقب برگرده</i>♫

00:44:29.000 --> 00:44:34.100
♫<i>تا شده حتی برای ثانیه ای،
حتی نگاهی کلی باشه،ببینمش</i>♫

00:44:34.100 --> 00:44:38.700
♫<i>جوری رفتار میکنم که انگار خوشحالم،حتی
اگه تمام امیدها و تلاش هام به نتیجه نرسن</i>♫

00:44:38.700 --> 00:44:42.000
♫<i>رحمی در کار نیست</i>♫

00:44:42.000 --> 00:44:45.500
♫<i>قلب آدمی تنها اگه کاملا
خالی باشه میشه درکش کرد</i>♫

00:44:45.500 --> 00:44:50.100
♫<i>وگرنه عشق چطور میتونست صریح باشه</i>♫

00:44:51.600 --> 00:45:00.600
♫<i>وقتی پایان معلوم بود،کاش موقعی که خواستیم هم رو
ترک کنیم،یک نفر نمیذاشت سرهامون به سمت هم برگرده</i>♫

00:45:00.600 --> 00:45:09.200
♫<i>در هوایی رقیق،محکم دست هم رو گرفته و در
مسیر راه میریم.اما ضعف از پا درمون میاره</i>♫

00:45:09.200 --> 00:45:18.800
♫<i>حتی اگه راه های دنیا ممنوع بشن و شانس آدم ها رو
از هم جدا کنه؛یک نفر در آخر برای انکار برمیخیزه</i>♫

00:45:18.800 --> 00:45:28.780
♫<i>صبحی که دلم نمیخواد تموم شه.زندگی ای که
از هر جهت سخت شده چون تو فراموشم کردی</i>♫

00:45:39.600 --> 00:45:43.600
♫<i>حتی اگه شک به دلت
افتاد،باز باور کن و ادامه بده ♫<i>

00:45:43.600 --> 00:45:48.600
♫<i>این شیدایی بلند مدت ارزشش رو داره</i>♫

00:45:48.600 --> 00:45:52.800
♫<i>من از این(شیدایی)استفاده کردم تا
کلمات و تفکراتم رو جوری تغییر بدم</i>♫

00:45:52.800 --> 00:45:57.800
♫<i>که در نهایت اونها شکلی حقیقی بگیرن</i>♫

00:45:57.800 --> 00:46:02.400
♫<i>تصویر تمام زمان هایی که ما
به عنوان زوج هم رو بغل کردیم</i>♫

00:46:02.400 --> 00:46:05.800
♫<i>و با چشمان خمار همدیگه
رو نگاه کردیم،تو ذهنمه</i>♫

00:46:05.800 --> 00:46:09.200
♫<i>انقدر عین مهره ی شطرنج از من استفاده کردن</i>♫

00:46:09.200 --> 00:46:14.000
♫<i>که حس میکنم تبدیل به سنگ کهربا شدم</i>♫

00:46:15.400 --> 00:46:24.400
♫<i>تنها تسلیم خاطرات شدن و همراهی با موج آروم رودها(اصطلاحا
یعنی آروم کارهات رو بکنی)بهم اجازه میده سالی دیگه رو سپری کنم</i>♫

00:46:24.400 --> 00:46:34.900
♫<i>اینکه ما خارج از رویا باهم باشیم،تنها توهمه.با اینحال
تو زمان هایی که خیلی سخت میشه،به پشت سرم نگاه میکنم</i>♫

00:46:34.900 --> 00:46:41.900
♫<i>تو هنوز پشت و پناه منی</i>♫