﻿WEBVTT

00:01:28.776 --> 00:01:48.776
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:48.800 --> 00:01:55.900
<i>[ عشق و سرنوشت ] </i>

00:01:55.900 --> 00:02:00.000
<i>[ قسمت 52 ] </i>

00:02:05.600 --> 00:02:08.500
خدای ارشد،کجا میرین؟

00:02:08.500 --> 00:02:11.200
واسه دیدن لینگ شی میرین به قبیله ی شانلینگ؟

00:02:11.200 --> 00:02:15.900
یا واسه دیدن خدای بلند مرتبه یون فنگ میرین به
صخره ی خود ادراکی؟میشه من هم با خودتون ببرین؟

00:02:17.100 --> 00:02:21.000
.خدای ارشد،لطفا من هم با خودتون ببرین

00:02:21.000 --> 00:02:23.860
یا به سی شان یک دستور ممنوعیت بدین

00:02:23.860 --> 00:02:26.800
تا دیگه نتونه بیاد سراغ من؟

00:02:26.800 --> 00:02:31.500
اون روز که شما خیلی آسیب دیده بودین،من
خیلی غمگین بودم.واسه همین احساساتی شدم

00:02:31.500 --> 00:02:36.300
.و باهاش...یکم صمیمی شدم

00:02:36.300 --> 00:02:38.200
!اصلا فکر کردم ممکنه اشتباه برداشت کنه

00:02:38.200 --> 00:02:41.000
اون یک نامه خواستگاری نوشت و
. فرستاد به تالار سی مینگ

00:02:41.000 --> 00:02:45.000
.خدای ارشد،ازدواج موضوعی مهمه
!نمیشه بچه بازی سرش در آورد که

00:02:45.000 --> 00:02:48.700
.الان هنوز نشسته تو تالارم
!من جرات برگشتن ندارم

00:02:48.700 --> 00:02:51.200
.خدای ارشد،فقط شما میتونین کنترلش کنین

00:02:51.200 --> 00:02:53.600
میشه کنترلش کنین؟

00:03:00.000 --> 00:03:02.600
.خدای ارشد،یک چیزی بگین

00:03:57.200 --> 00:04:01.200
.ژنرال یوآن تنگ،کاملا خوش شانسی

00:04:01.200 --> 00:04:03.300
،تو این لحظه

00:04:03.300 --> 00:04:06.200
.هنوز یک نفر هست که نمیخواد رهات کنه

00:05:38.140 --> 00:05:42.040
.پری لینگ شی،پری لینگ شی

00:05:44.500 --> 00:05:47.400
.کل شب رو بیدار بودین.برین یکم بخوابین

00:05:47.400 --> 00:05:48.830
.نیازی نیست

00:05:48.830 --> 00:05:52.300
.فقط همینجا کنار مادرم میمونم

00:05:55.800 --> 00:05:59.200
،کنارش هم بخواین بمونین
.با یکی دو روز استراحت چیزی نمیشه

00:05:59.200 --> 00:06:02.400
.تا وقتی من کنارشونم،حکمران چیزیشون نمیشه

00:06:02.400 --> 00:06:04.400
.بهتره الان برگردین و استراحت کنین

00:06:04.400 --> 00:06:07.400
.بعد از استراحت کامل هم برگردین طوری نیست

00:06:09.570 --> 00:06:11.300
.پس بهتون زحمت میدم مادربزرگ

00:06:11.300 --> 00:06:16.000
شیائو فو،یک اتاق مهمان واسه
. پری لینگ شی حاضر کن

00:06:16.000 --> 00:06:17.700
چشم

00:06:21.800 --> 00:06:25.100
.مادر،من فردا دوباره میام

00:06:51.400 --> 00:06:53.900
.پری لینگ شی،فعلا اینجا استراحت کنین

00:06:53.900 --> 00:06:56.900
.اگه چیزی نیاز داشتین،خبرم کنین

00:06:56.900 --> 00:06:58.400
آمو

00:07:00.100 --> 00:07:03.600
فعلا همینجا بمون.هنوز حکمران بیهوشن،واسه
.همین مناسب نیست ساخت و سازی راه بندازیم

00:07:03.600 --> 00:07:07.400
بعد از مدت کمی،خودم واست
.یک تالار قصر میسازم

00:07:07.400 --> 00:07:11.500
.لازم نیست.اینجا خیلی خوبه
.نیازی نیست تو زحمت بیافتی

00:07:11.500 --> 00:07:13.400
.تو شاهدخت مایی

00:07:13.400 --> 00:07:17.000
.قراره تمام اینها مال تو باشن

00:07:27.000 --> 00:07:29.200
زخم هات بهترن؟

00:07:31.800 --> 00:07:33.500
.خوب شدن

00:07:33.500 --> 00:07:37.800
.تا دیدمت همشون خوب شدن
.لازم نیست نگران باشی

00:07:38.800 --> 00:07:42.800
.واسه تمام کارهای گذشته ممنونم

00:07:42.800 --> 00:07:45.200
لازمه بین ما تشکر به کار برده بشه؟

00:07:45.200 --> 00:07:46.600
.لازمه

00:07:46.600 --> 00:07:50.600
،لین موی گذشته بی خبر بود
.در حالی که لینگ شی الان متوجهه

00:07:50.600 --> 00:07:53.000
اون روز،تو جونت رو برای
.محافظت ازم وسط گذاشتی

00:07:53.000 --> 00:07:55.400
.یک تشکر خالی واسش خیلی کمه

00:07:55.400 --> 00:08:00.000
آمو،واقعا لازمه ما بین خودمون
 این آداب رو رعایت کنیم؟

00:08:01.600 --> 00:08:05.400
مادرم بیدار میشه؟

00:08:06.400 --> 00:08:08.000
.میشه

00:08:09.700 --> 00:08:11.400
.خوبه

00:08:11.400 --> 00:08:13.930
.من پنجاه هزار سال ازش جدا بودم

00:08:13.930 --> 00:08:16.200
،فکر نمیکردم بعد از گذروندن اون همه مشکل

00:08:16.200 --> 00:08:18.670
.آسمان ها بذارن من به کنارش برگردم

00:08:18.670 --> 00:08:21.200
.میشه گفت این شانس خوبمه

00:08:21.700 --> 00:08:25.100
آمو،هنوز واست یک عالم

00:08:25.100 --> 00:08:27.200
.خوش شانسی در آینده مونده

00:08:27.200 --> 00:08:30.300
من اینجا تازه واردم،و مادرم شدیدا بیمار

00:08:30.300 --> 00:08:33.800
و بیهوشه.مجبورم واسه
.چیزهای زیادی بهت زحمت بدم

00:08:33.800 --> 00:08:37.600
نگران نباش.گرچه حکمران و من
. رابطه ی ارباب فرمانبرداری داریم

00:08:37.600 --> 00:08:39.800
.یک محبتی بین ما هست

00:08:39.800 --> 00:08:41.500
.آمو،بهم اطمینان کن

00:08:41.500 --> 00:08:46.000
من به جای هم حکمران و هم
. خودم واست جبران میکنم

00:08:46.000 --> 00:08:49.400
در روزهای آینده،هر چیزی
که در گذشته از دست دادی

00:08:49.400 --> 00:08:51.600
.رو واست جبران میکنم

00:09:23.610 --> 00:09:27.140
بگو،اون هرزه اینجا چیکار میکنه؟

00:09:28.610 --> 00:09:30.070
!بهم بگو

00:09:30.800 --> 00:09:35.020
شاهدخت،چند روز پیش،مشاور
.ایالتی خارج از تالار اصلی قصر دیدنش

00:09:35.020 --> 00:09:36.800
.حتی اون رو واسه دیدن حکمران بردن

00:09:36.800 --> 00:09:39.040
.اون یک جاودان اهل جنگل هلوئه

00:09:39.040 --> 00:09:42.200
اسمش لینگ شیه.من شنیدم که

00:09:42.200 --> 00:09:45.800
اون دختر خونی حکمرانه که برای
.پنجاه هزار سال ازشون جدا بود

00:10:19.620 --> 00:10:21.350
خدای ارشد

00:10:22.390 --> 00:10:23.630
هنوز اینجایی؟

00:10:23.630 --> 00:10:24.870
بله

00:10:24.870 --> 00:10:26.580
اون خوبه؟

00:10:28.390 --> 00:10:30.610
.مجازات روزی دو ضربه ی آذرخش

00:10:30.610 --> 00:10:32.840
چطور میشه خوب باشه؟

00:10:32.840 --> 00:10:36.840
تهذیب جادوی اون خیلی عمیقه
. و با کتک های استادمون بزرگ شده

00:10:36.840 --> 00:10:41.430
،فقط دو ضربه ی آذرخش
.واسش هیچیه.زیاد نگران نباش

00:10:46.200 --> 00:10:48.920
اون باید واسه هزار سال اینجا
. تو سنگ مهر و موم باشه

00:10:48.920 --> 00:10:52.160
برنامه داری هر روز مراقبش باشی؟

00:10:54.200 --> 00:10:56.200
اون به خاطر من

00:10:56.200 --> 00:10:58.960
.اینجا مهر و موم شد

00:10:58.960 --> 00:11:04.040
.غیر از پیشش موندن،واسش هیچکاری ازم برنمیاد

00:11:04.040 --> 00:11:05.800
،وقتی تو اینطوری خودت رو تنبیه میکنی

00:11:05.800 --> 00:11:07.920
.اون خوشحال نمیشه

00:11:10.980 --> 00:11:16.840
امپراتور آسمانی فردی بسیار عادلن.ایشون نه کسی رو
استثنا قرار میدن و نه کسی رو اشتباهی سرزنش میکنن

00:11:16.840 --> 00:11:19.270
،تو و یون فنگ اشتباهی بزرگ کردین

00:11:19.270 --> 00:11:22.980
باعث شدین که دسته ای از سربازان
. آسمانی بمیرن.هر دوتون باید مجازات بشین

00:11:24.130 --> 00:11:26.750
.این رابطه ی علت و معلوله
.نمیشه ازش اجتناب کرد

00:11:28.760 --> 00:11:31.050
،اگر تو میخوای واسه گناهانت توبه کنی

00:11:31.050 --> 00:11:35.550
باید واسه تمام موجودات زنده
.اینکار رو بکنی نه فقط برای یون فنگ

00:11:39.520 --> 00:11:41.860
،تو شاگرد طبیب لو بو

00:11:41.860 --> 00:11:44.120
و طبیبی رسمی هستی که در
. عمارت خدای طبابت آسمانی کار میکنه

00:11:44.120 --> 00:11:47.290
همینطور در این نه آسمان،مهارت طبابت تو

00:11:47.290 --> 00:11:49.670
.بسیار ستودنیه

00:11:49.670 --> 00:11:53.320
اگه بخوای برای هزار سال کناره
، بگیری و اینجا نگهبانی بدی

00:11:53.320 --> 00:11:56.470
به دنیای فانی نری تا طبابت
،کنی و مردم رو از عذاب نجات بدی

00:11:56.470 --> 00:11:59.940
به عمارت خدای طبابت آسمانی
، هم برنگردی تا بیماران رو درمان کنی

00:11:59.940 --> 00:12:03.360
.تلاش های سخت یون فنگ رو هدر دادی

00:12:03.360 --> 00:12:05.850
همینطور در وظایف
. خداییت هم شکست میخوری

00:12:07.840 --> 00:12:09.930
.میفهمم

00:12:11.170 --> 00:12:13.420
.واسه راهنماییتون ممنونم خدای ارشد

00:12:14.370 --> 00:12:18.860
تو باهوشی.من هم نمیگفتم
. احتمالا خودت متوجه میشدی

00:12:22.730 --> 00:12:25.240
.چیزهایی هستن که ما نمیتونیم تغییر بدیم

00:12:25.240 --> 00:12:27.410
.پس فقط باید با آرامش قبولشون کنیم

00:12:28.030 --> 00:12:32.850
تو به عنوان یک خدا متولد شدی،پس ازت انتظار
میره مهربانی کنی و وظایفت رو انجام بدی

00:12:32.850 --> 00:12:34.500
.فراموشش نکن

00:12:34.500 --> 00:12:36.210
چشم

00:12:38.450 --> 00:12:42.540
به اینکه یکدفعه انقدر ساکت
.شده من هم یکم عادت ندارم

00:12:45.190 --> 00:12:48.760
راستی،خدای ارشد،لینگ شی رو دیدین؟

00:12:54.040 --> 00:12:58.400
.حس میکنم الان یکم فرق کرده

00:12:58.400 --> 00:12:59.910
چیش فرق کرده؟

00:12:59.910 --> 00:13:05.160
وقتی میبینمش،گاهی نمیتونم تشخیص بدم

00:13:05.160 --> 00:13:07.210
.اون لینگ شیه یا لین مو

00:13:08.200 --> 00:13:12.260
.لینگ شی و لین مو یک فردن

00:13:15.760 --> 00:13:19.630
یک سخن تو فانی ها
. هست که من خیلی دوستش دارم

00:13:19.630 --> 00:13:22.130
.تا وقتی به مکانی بدون آب برسی،سفر کن

00:13:22.130 --> 00:13:24.330
.بشین و خیزش ابرها رو نگاه کن

00:13:24.330 --> 00:13:28.040
پنجاه هزار سال پیش،وقتی
،تازه از آزمایشم برگشته بودم

00:13:29.240 --> 00:13:32.590
.من هم مدتی گیج بودم

00:13:32.590 --> 00:13:35.330
،اغلب اوقات،وقتی نیمه شب از خواب میپریدم

00:13:35.330 --> 00:13:38.630
هنوز میتونستم چیزهایی که واسم . در
دنیای فانی اتفاق افتادن رو به یاد بیارم

00:13:38.630 --> 00:13:41.140
،دلم تنگ میشد واسه والدین فانیم

00:13:41.940 --> 00:13:47.870
اعضای خانواده ام،شوهرم.حس
میکردم نکنه اونها عزیزهای واقعی منن؟

00:13:49.770 --> 00:13:52.670
زندگی در دنیای فانی
. تنها چندین دهه طول میکشه

00:13:52.670 --> 00:13:57.850
.متولد شدن،بیمار شدن و مردن
.شادی،خشم،اندوه و شیدایی

00:13:57.850 --> 00:14:02.020
اغلب،ممکنه سر موضوعات
. جزئی لجاجت به خرج بدیم

00:14:02.020 --> 00:14:04.790
اما صرف نظر از اینکه پایان کار
،شگفت انگیز باشه یا به پشیمانی ختم بشه

00:14:04.790 --> 00:14:07.250
.این زندگی کامل یک نفره

00:14:09.160 --> 00:14:11.710
،بر خلافش اینجا

00:14:11.710 --> 00:14:16.190
.تو مدتی بسیار طولانی چیزی تغییر نمیکنه

00:14:24.140 --> 00:14:26.910
تنها بعد از مدتی طولانی من فهمیدم

00:14:28.030 --> 00:14:30.750
.که موضوع درازای زمان نیست

00:14:30.750 --> 00:14:35.510
.همینکه قلبت خالص باشه،اون عاطفه حقیقیه

00:14:35.510 --> 00:14:39.980
هم خویشاوندان خونی و دوستانت اینجا در
،قوم آسمانی و هم شوهرت در قلمروی فانیان

00:14:39.980 --> 00:14:44.490
.عزیزان ما هستن
.ما برای خدایان بودن متولد شدیم

00:14:44.490 --> 00:14:47.410
.بخت خوبی بهمون نعمت داده شده

00:14:47.410 --> 00:14:50.370
بهمون فرصت داده شده که بیشتر از یکبار

00:14:50.370 --> 00:14:52.870
.هفت عاطفه و شش عذاب رو تحمل کنیم

00:14:53.860 --> 00:14:58.090
این طالعی عالیه.نباید کسی
. خودش رو توش گرفتار کنه

00:14:59.980 --> 00:15:03.820
منظورت اینه که من باید صبر کنم؟

00:15:07.250 --> 00:15:12.310
خدای ارشد،شما نمیتونین این قبول کنین .اما
لینگ شی از شما هم بدتر نمیتونه قبول کنه

00:15:12.310 --> 00:15:15.340
.لین مو به طرز دردناکی مرد

00:15:15.340 --> 00:15:19.240
حتی با اینکه الان لینگ شی
،برگشته و همه چیز رو به آورده

00:15:19.240 --> 00:15:22.910
وقتی شب ها خواب اون موقع
 رو میبینه،همچنان میتونه

00:15:22.910 --> 00:15:25.760
.کمی رنج رو حس کنه

00:15:25.760 --> 00:15:29.760
واسه همین،خدای ارشد،شما
. باید بیشتر تلاش بکنین

00:15:32.750 --> 00:15:34.380
.ممنونم

00:15:57.170 --> 00:15:59.050
پدر خوانده ام کجاست؟

00:16:00.730 --> 00:16:02.670
.مرده

00:16:02.670 --> 00:16:08.240
اصلا فکر نمیکردم شما هنوز بتونین دور هم
.جمع بشین و ضد حمله بزنین.واقعا کارتون خوبه

00:16:08.240 --> 00:16:11.670
مشاور تنها میتونن با تکون دادن
. دستی ابر و بارون ایجاد کنن

00:16:11.670 --> 00:16:15.370
.جونگ هائو برای مدت ها سزاوار این عاقبت بود

00:16:15.370 --> 00:16:19.100
اگه ما در نظر نگرفته بودیم که تو چطور چندین
،بار مخفیانه به شاهدخت بائوچینگ کمک کردی

00:16:19.100 --> 00:16:21.810
!خودت هم تا حالا مرده بودی

00:16:23.570 --> 00:16:26.350
.ادعای مهربانی

00:16:30.500 --> 00:16:34.400
خوب مواظبش باشین.منتظر
.حکم نهایی مشاور میمونیم

00:16:34.400 --> 00:16:36.100
چشم

00:16:46.960 --> 00:16:49.910
چیکار میکنی؟شاهدخت بائوچینگ
! یک شاهزاده خانمن

00:16:49.910 --> 00:16:53.330
.پری لینگ شی هم دختر حکمرانن
چرا ایشون نمیتونن برن داخل؟

00:16:53.330 --> 00:16:55.190
دختر؟

00:16:56.690 --> 00:16:59.790
مادر که هنوز بیهوشن.ما از کجا
بدونیم حقیقت رو میگی یا نه؟

00:16:59.790 --> 00:17:03.230
من مردم زیادی رو دیدم که دوست دارن اژدها و
ققنوس باشن و دنبال مردم پولدار و قدرتمند میافتن

00:17:03.230 --> 00:17:06.720
چطور اون موقع که جونگ هائو شورش کرد
و مادر تو خطر بزرگ افتاد،تو رو ندیدیم؟

00:17:06.720 --> 00:17:09.200
حالا همچین مشتاق اومدی اینجا؟

00:17:09.200 --> 00:17:12.250
.من فقط میخوام مادر رو ببینم
.فکر دیگه ای تو سرم نیست

00:17:12.250 --> 00:17:14.250
.حتی داشته باشی هم فایده ای نداره

00:17:14.250 --> 00:17:17.870
تا وقتی من اینجام،هرگز نمیذارم
!تو فرصت خود شیرینی کردن داشته باشی

00:17:28.330 --> 00:17:31.970
پری لینگ شی،شاهدخت بائوچینگ
. کلا حالت رفتارش اینطوریه

00:17:31.970 --> 00:17:34.430
.خودتون رو تا حد اون پایین نیارین

00:17:37.090 --> 00:17:40.500
وو ون،حالت بهتره؟

00:17:40.500 --> 00:17:44.460
تو محدودیتی که جیُ چِن واست
.گذاشته بود رو شکستی

00:17:44.460 --> 00:17:46.110
.انقدر بزرگ شدی

00:17:46.110 --> 00:17:50.190
میترسم که تو هر وعده پنجاه
. کاسه برنج هم واست کم باشه

00:17:51.700 --> 00:17:53.390
!شاهدخت

00:17:55.080 --> 00:17:58.420
.شاهدخت،من یکم میوه از باغ براتون چیدم

00:17:58.420 --> 00:18:00.470
.امتحانشون کنین

00:18:04.270 --> 00:18:06.740
.فقط تو دوست داری این جور میوه ها رو بخوری

00:18:06.740 --> 00:18:09.830
.شاهدختت نمیتونن اینها رو بخورن

00:18:09.830 --> 00:18:13.920
چرا؟_ .اون از قبیله ی هوآن آتشینه_ (پ.ن:کفچه
نوک، نوعی پرنده ی بزرگ آبزی از خانواده لک لک ها)

00:18:13.920 --> 00:18:16.950
.این میوه هنوز نرسیده

00:18:16.950 --> 00:18:21.890
خیلی ترش و تلخه.فقط اون
.دوست داره اینها رو بخوره

00:18:30.150 --> 00:18:33.610
دیدم این دو روز گذشته حوصله ات
. سر رفته،واسه همین برات یک کتاب آوردم

00:18:35.730 --> 00:18:37.450
یک کتاب طبابت؟_
.یک کتاب طبابت_

00:18:37.450 --> 00:18:40.290
اکثر ما در قبیله ی شانلینگ
. اهل قبایل پرندگان جاودانیم

00:18:40.290 --> 00:18:44.630
مهارت های طبابت ما با قبایل خارجی
. متفاوتن.میتونی در موردش پژوهش کنی

00:18:48.020 --> 00:18:50.710
از بچگی طبابت رو دوست داشتی؟

00:18:51.470 --> 00:18:53.420
.وقتی بچه بودم،دوست نداشتم

00:18:53.420 --> 00:18:56.090
حتی پدرم من رو میزد هم
. نمیتونستم ازش سر در بیارم

00:18:56.090 --> 00:18:58.990
شاید به خاطر این بود که اون موقع
یک نفر همیشه برای دفاع ازم بود؟

00:18:58.990 --> 00:19:01.600
حتی اگه طبابت یاد نمیگرفتم
،یا روی تهذیبم تمرکز نمیکردم

00:19:01.600 --> 00:19:04.630
.پدر و خواهر ارشدم رو واسه تکیه کردن داشتم

00:19:04.630 --> 00:19:06.920
.چنگ یان قلدر جنگل هلو بود

00:19:06.920 --> 00:19:09.640
مارها،حشرات،موش ها و مورچه ها من
. رو میدیدن،همشون راهشون رو کج میکردن

00:19:09.640 --> 00:19:14.230
واسه همین،من هر جور دلم میخواست زندگی
.میکردم.کل روز هم تنبلی میکردم مهم نبود

00:19:15.180 --> 00:19:18.760
،اما وقتی به دنیای فانی رفتم
.یک علاقه مندی توم به وجود اومد

00:19:18.760 --> 00:19:23.230
شاید به این خاطر بود که حس کردم یاد
گرفتن مهارت ها میتونه بهم حس امنیت بده؟

00:19:26.220 --> 00:19:28.430
.پس دیگه نخونش

00:19:28.430 --> 00:19:31.550
اینجا هم تو میتونی هر جور
، دوست داری زندگی کنی

00:19:31.550 --> 00:19:35.170
مردمی هستن که میتونی بهشون
. تکیه کنی،میتونی احساس امنیت بکنی

00:19:38.070 --> 00:19:40.980
.الان واقعا بهش علاقه دارم

00:19:44.880 --> 00:19:46.500
.ببین

00:19:46.500 --> 00:19:50.030
مجراهای عروقی شما جدا
.با بقیه ی قبایل متفاوتن

00:19:50.030 --> 00:19:53.900
.این قبیله ی ما و خانواده ی ماست

00:20:04.840 --> 00:20:07.710
.اونها داشتن در باغ حرف میزدن و میخندیدن

00:20:07.710 --> 00:20:11.910
همچین با خوشحالی حرف میزنن.آدم حس
.میکنه اونها واسه هم ساخته شدن

00:20:11.910 --> 00:20:13.780
!دیگه دربارش حرف نزن

00:21:11.370 --> 00:21:13.640
اون..اون چش شده؟

00:21:13.640 --> 00:21:14.800
.من نمیدونم

00:21:14.800 --> 00:21:16.670
.مشاور هنوز از این شخص بازجویی نکردن

00:21:16.670 --> 00:21:18.200
.نمیتونیم بذاریم اینجا بمیره

00:21:18.200 --> 00:21:20.090
.بیا فعلا نجاتش بدیم

00:21:41.620 --> 00:21:45.440
.به اطلاع مشاور میرسونم،چین یوآن فرار کرده

00:22:00.160 --> 00:22:03.460
اونها با یک ضربه مردن.نگهبان هامون
.فرصت نکردن هیچ واکنشی نشون بدن

00:22:03.460 --> 00:22:07.520
دفعه ی قبل که چکش کردی،متوجه تفاوتی نشدی؟

00:22:09.970 --> 00:22:13.250
سریعا افراد رو میفرستم تا
. هر جور شده ردش رو بگیرن

00:22:13.930 --> 00:22:15.510
.لازم نیست

00:22:16.050 --> 00:22:18.300
.جونگ هائو مرده

00:22:19.490 --> 00:22:22.210
یک چین یوآن نا چیز

00:22:22.210 --> 00:22:24.880
.نمیتونه هیچ فاجعه ای درست کنه

00:22:27.930 --> 00:22:29.680
!چنگ یان

00:22:29.680 --> 00:22:31.560
چنگ یان،کجا میری؟

00:22:31.560 --> 00:22:33.140
.میرم کتف خواهرمو بگیرم و برگردونمش اینجا

00:22:33.140 --> 00:22:35.390
داری میری خواهر چینگ یائو رو
 برگردونی؟هوس مردن کردی؟

00:22:35.390 --> 00:22:37.340
!اون کسیه که هوس مردن کرده

00:22:37.340 --> 00:22:39.100
کل روز تو صخره ی خود ادراکی
. میمونه، اون خونه نمیره

00:22:39.100 --> 00:22:40.840
،به کاخ آسمانی هم نمیره
!همش گریه و زاری میکنه

00:22:40.840 --> 00:22:42.520
!یکم دیگه،من هم نمیشناسمش
(مترجم:از ریخت افتاده)

00:22:42.520 --> 00:22:45.810
.نرو.خواهر چینگ یائو الان تو اندوهه

00:22:45.810 --> 00:22:49.030
،اینجور با عجله بری اونجا
!میگیره انقدر میزنتت تا بمیری

00:22:49.030 --> 00:22:50.610
.ولم کن_
.نمیکنم_

00:22:50.610 --> 00:22:52.480
!بهت گفتم ولم کن

00:22:55.190 --> 00:22:56.510
خواهر

00:22:56.510 --> 00:22:58.710
خواهر چینگ یائو

00:23:17.480 --> 00:23:19.320
باز اومدی؟

00:23:19.320 --> 00:23:22.960
.شاهدخت بائوچینگ،حکمران به آرامش نیاز دارن

00:23:25.840 --> 00:23:29.330
.شاهدخت،من مرخص میشم

00:23:30.410 --> 00:23:32.340
.طبیب ساحره،خسته نباشی

00:23:36.680 --> 00:23:40.530
مادربزرگ،امروز حال مادرم بهتره؟

00:23:42.010 --> 00:23:44.230
.هنوز همونطورین

00:24:03.000 --> 00:24:06.760
اون همون طبیب ساحره ایه
 که از اول مادرم رو درمان کرده؟

00:24:07.610 --> 00:24:09.290
!اون طبیب ساحره ی قبیله ی شانلینگ ماست

00:24:09.290 --> 00:24:10.890
.مهارت طبابتش فوق العاده است

00:24:10.890 --> 00:24:14.080
.اون از طبیبان قوم آسمانی تو کمتر نیست

00:24:14.176 --> 00:24:19.176
بلبل جان
.:: www.bolboljan.net ::.

00:24:19.200 --> 00:24:20.410
!پرتقال دارم

00:24:20.410 --> 00:24:22.270
!چتر کاغذی میفرشم

00:24:22.270 --> 00:24:27.220
!چتر کاغذی میفروشم_
!تو باید بری.گمشو_

00:24:27.840 --> 00:24:32.200
برو!زنیکه ی بوگندو،جرات_ .کردی به مغازه
ی من بیای مادربزرگ!مادربزرگ!حالت خوبه؟_

00:24:32.200 --> 00:24:34.040
چطور فروشم رو ادامه بدم؟

00:24:34.040 --> 00:24:35.970
!تو بد شانسی میاری

00:24:35.970 --> 00:24:37.350
!مادربزرگ_
به چی نگاه میکنی؟_

00:24:37.350 --> 00:24:40.420
،به چی نگاه میکنی؟گدای بوگندو

00:24:40.420 --> 00:24:43.020
!باز این ور ها پیدات
بشه،انقدر میزنمت تا بمیری

00:24:43.710 --> 00:24:45.960
!گدای بوگندو،گمشو_
مادربزرگ_

00:24:45.960 --> 00:24:48.960
،عجب آدم فوضولی.اون خیلی کثیفه

00:24:48.960 --> 00:24:50.460
چرا خودت رو واسش به زحمت میندازی؟

00:24:50.460 --> 00:24:52.970
.فقط دست هات رو کثیف میکنی

00:24:55.210 --> 00:24:58.670
.خانم پیر،پاهات شدیدا آسیب دیدن

00:24:58.670 --> 00:25:00.870
بیماری جدی ای داری؟

00:25:05.440 --> 00:25:09.880
.من..این یک بیماری جدی نیست
.این مسری نیست

00:25:09.880 --> 00:25:12.660
.فقط چشم هاتون رو اذیت میکنین بانو

00:25:12.660 --> 00:25:16.240
نباید درمان پاهات رو بیشتر از این
.عقب بندازی.باید زودتر یک طبیب ببینی

00:25:16.240 --> 00:25:19.330
.وگرنه،پاهات معلول میشن

00:25:20.060 --> 00:25:22.410
.من دیگه حتی معده ام رو حس نمیکنم

00:25:22.410 --> 00:25:26.070
پول واسه طبیب از کجا بیارم؟

00:25:27.010 --> 00:25:28.860
.با من بیا

00:25:29.500 --> 00:25:31.960
!برید،برید،برید!زود برید

00:25:31.960 --> 00:25:35.350
!دیگه اینجا واینسین.زود برید

00:25:36.540 --> 00:25:37.900
.بیا بریم

00:25:39.150 --> 00:25:41.100
.برید.برید.زود برید

00:25:41.100 --> 00:25:44.390
،بهت بگم ها گدای بوگندو
،اگه باز جرات کنی این طرف ها بیای

00:25:44.390 --> 00:25:46.590
!پات رو قلم میکنم

00:25:46.590 --> 00:25:50.070
!عجب گدای بدشگون و بوگندویی
...امان از

00:26:10.730 --> 00:26:12.310
چرا نمیخوری؟

00:26:12.310 --> 00:26:14.200
.میخوام همراه مادربزرگم بخورم

00:26:14.200 --> 00:26:16.730
.تو اول بخور پسرم

00:26:18.180 --> 00:26:20.320
.تو هم زود بخور.من واست یک نسخه مینویسم

00:26:20.320 --> 00:26:23.950
.ممنونم بانو،ممنونم

00:26:25.530 --> 00:26:29.070
.آروم بخور،پسرم،آروم

00:26:48.780 --> 00:26:50.520
.این نسخه است

00:26:50.520 --> 00:26:53.110
،این نسخه رو دنبال کن
.و این دارو رو ده بار بخور

00:26:53.110 --> 00:26:55.940
.اونوقت پاهات درمان میشن

00:26:55.940 --> 00:26:58.030
.ممنونم،بانو

00:26:58.030 --> 00:27:00.240
.ممنونم خواهر

00:27:00.240 --> 00:27:03.060
.شما دو تا آروم غذاتون
رو بخورین.من الان میرم

00:27:04.150 --> 00:27:06.270
.ممنون

00:27:13.880 --> 00:27:16.440
.مادربزرگ،اون خواهر رفت

00:27:16.440 --> 00:27:19.460
حالا که پول واسه دارو
خریدن نداریم چیکار کنیم؟

00:27:19.460 --> 00:27:21.440
من چی بهت یاد دادم؟

00:27:21.440 --> 00:27:23.430
گاهی مردم اسثنا کمکت میکنن

00:27:23.430 --> 00:27:25.510
.اما نمیتونن واسه همیشه کمکت کنن

00:27:25.510 --> 00:27:27.040
.خودمون یک راهی پیدا میکنیم

00:27:27.040 --> 00:27:29.590
.به هر حال،وضعیت پاهای من مدت ها بد بوده

00:27:29.590 --> 00:27:32.830
.به این زودی معلول نمیشن

00:27:32.830 --> 00:27:36.560
!طوری نمیشه.زود بخور.بخور

00:27:37.330 --> 00:27:39.820
.خانم پیر،اون بانو اینها رو واست گذاشت

00:27:39.820 --> 00:27:42.350
.گفت که این واسه دواهاته

00:27:46.100 --> 00:27:47.240
انقدر زیاد؟

00:27:47.240 --> 00:27:50.910
بله،این همه پول واسه خرید یک خونه
.و حمایت از تحصیل این بچه کافیه

00:27:50.910 --> 00:27:53.610
.ما واقعا آدم مهربونی رو دیدیم

00:27:53.610 --> 00:27:56.180
!اون قلبی چون بوداسف داره (مترجم: در اندیشه‌های بودایی به موجوداتی که به همه موجودات هوشمند دیگر کمک می‌کنند تا به مرحله بیدار
شدن روحانی برسند بوداسَف گفته می‌شود. واژه بوداسف در ادبیات فارسی پیشینه دارد و از واژه سانسکریت بودی‌سَتوا مشتق شده‌است)

00:28:13.800 --> 00:28:15.970
.درود بر پری چینگ یائو

00:28:15.970 --> 00:28:17.610
...تو

00:28:17.610 --> 00:28:19.640
.من ملازم جاودان شاهدخت لینگ شیم

00:28:19.640 --> 00:28:22.840
شاهدخت من اصرار دارن که
.شما با من به قبیله ی شانلینگ بیاین

00:28:22.840 --> 00:28:24.540
لینگ شی؟

00:28:30.030 --> 00:28:31.910
خواهر ارشد

00:28:36.770 --> 00:28:38.970
حال مادرم چطوره؟

00:28:42.380 --> 00:28:45.250
میشه داروهای حکمران رو نشونم بدی؟

00:28:45.250 --> 00:28:48.560
طبیب جاودان،طبیب ساحره گفت که

00:28:48.560 --> 00:28:50.480
.هر بار کل دارو باید نوشیده بشه

00:28:50.480 --> 00:28:52.190
.به همین خاطر،ازش چیزی برامون نمونده

00:28:52.190 --> 00:28:55.310
.اگه میخواین ببینیدش،لطفا یک مدت صبر کنین

00:28:55.310 --> 00:28:57.800
.من طبیب ساحره رو به اینجا خبر میکنم

00:28:57.800 --> 00:28:59.390
.لازم نیست

00:28:59.390 --> 00:29:04.470
فقط هر چی از دارو مونده یا
.کاسه و بشقابش رو واسم بیار

00:29:07.340 --> 00:29:08.890
.برو دنبالش

00:29:08.890 --> 00:29:10.460
چشم

00:29:11.120 --> 00:29:14.640
خواهر ارشد_
.دلواپس نشو.وقتی ببینیمش،میفهمیم_

00:29:24.300 --> 00:29:29.230
مشاور،شاهدخت لینگ شی، طبیب
.چینگ یائو از جنگل هلو رو اینجا آوردن

00:29:31.110 --> 00:29:34.300
.اونها الان در اتاق خواب حکمرانن

00:29:34.300 --> 00:29:36.720
.برو حلش کن

00:29:36.720 --> 00:29:38.100
چشم

00:29:53.500 --> 00:29:55.200
خواهر ارشد

00:30:01.900 --> 00:30:03.800
چیزی اشتباهه؟

00:30:04.500 --> 00:30:08.800
توی این چوب صندل قرمز،انجیر پرده ای
. با گوشت و پودر جریان عرضی هست

00:30:08.800 --> 00:30:10.800
باید یکم پوست ریخته ی
، مادر برفی از مرز شمالی

00:30:10.800 --> 00:30:15.600
انگور علف هفت بند،پوست درخت شَب‌خُسب و دانه
های ستون فقرات از کوهستان ابر آتشین هم درش باشه

00:30:15.600 --> 00:30:19.200
اگه حدسم درست باشه،اسم
.این دارو"پودر تعقیب جاودان"است

00:30:19.200 --> 00:30:20.800
.خیلی گرم و ملایمه

00:30:20.800 --> 00:30:25.000
این دارو اثر تقویت چی و خون،آروم کردن استرس و نیرومند
کردن خواب یک نفر و مرمت کانال های حیات رو داره

00:30:25.000 --> 00:30:30.000
درسته.وقتی حکمران دارو رو
.مصرف کردن،رنگ و روشون باز شد

00:30:30.000 --> 00:30:34.400
تو هم همراه استاد اصول طبابت رو
. یاد گرفتی.حتما میدونی مشکل کجاست

00:30:34.400 --> 00:30:38.330
.مادرم تحت روش جذب روح بوده
.روانش شدیده آسیب دیده

00:30:38.330 --> 00:30:41.600
.اون از اول هم تو کما
بوده و نمیتونه بیدار بشه

00:30:41.600 --> 00:30:45.700
در حال حاضر،در حالی که جسمش رو
، تقویت و نیروی اولیه اش رو تثبیت میکنیم

00:30:45.700 --> 00:30:48.500
باید بهش داروهایی قوی بدیم که
،روانش(روحش)رو برای بیدار شدن تحریک میکنن

00:30:48.500 --> 00:30:53.100
تا بتونیم از اینکه تو این وضعیت آشفته بمونه
.و در آخر کالبدی خالی بشه،اجتناب کنیم

00:30:54.400 --> 00:30:59.900
استفاده از"پودر تعقیب جاودان" در
.این زمان مساوی گرفتن جونشه

00:31:02.300 --> 00:31:07.400
ظاهرا در این قبیله ی شانلینگ،یک
.نفر نمیخواد که حکمران بیدار بشن

00:31:07.400 --> 00:31:11.000
چطور ممکنه یک طبیب ساحره ی ناچیز
 جسارت همچین کاری رو داشته باشه؟

00:31:11.000 --> 00:31:13.200
.قطعا یک نفر پشتشه

00:31:16.200 --> 00:31:18.400
.سریع.برو دنبال ژنرال چونگ مینگ

00:31:18.400 --> 00:31:22.300
بهش بگو سریعا طبیب ساحره رو دستگیر کنه .
و بیارتش اینجا.نذارین کس دیگه ای خبردار بشه

00:31:22.300 --> 00:31:24.000
چشم

00:31:32.200 --> 00:31:33.900
.ژنرال چونگ مینگ یک قدم دیر کرد

00:31:33.900 --> 00:31:37.000
وقتی رسید اونجا،طبیب ساحره دیگه .
نیروی اولیه ی خودش رو نابود کرده و مرده بود

00:31:37.000 --> 00:31:40.600
.حتی نسخه ها و گزارشات طبابتش نابود شدن

00:31:43.200 --> 00:31:48.000
انگار اونها در این قصر جاسوس هایی
، دارن.به محض رسیدن من

00:31:48.000 --> 00:31:52.600
اونها متوجه شدن که ممکنه لو برن
. و سریعا اون رو ساکت کردن

00:31:58.620 --> 00:32:01.170
.مادربزرگ،ظاهرا از چیزی خبر داری

00:32:04.710 --> 00:32:06.780
.من نمیدونم

00:32:08.080 --> 00:32:11.980
.تو زیردست مورد اعتماد مادرمی
.واسه سالهای زیادی همراهش بودی

00:32:12.000 --> 00:32:15.400
اگه در این قبیله ی شانلینگ کسی
، هست که میخواد به مادر من آسیب بزنه

00:32:15.400 --> 00:32:19.500
.حتی مدرکی نباشه،تو قطعا سوءظن هایی داری

00:32:19.500 --> 00:32:22.460
.شاهدخت، تلاش برای ترور حاکم یک جرم بزرگه

00:32:22.460 --> 00:32:25.200
،بدون مدرک اگه فقط حدس بزنیم

00:32:25.200 --> 00:32:28.700
.فقط باعث دردسر میشه

00:32:28.700 --> 00:32:31.600
مادربزرگ،واقعا نمیدونی؟

00:32:31.600 --> 00:32:33.600
.واقعا نمیدونم

00:32:34.276 --> 00:32:44.276
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:32:44.300 --> 00:32:46.700
.مادربزرگ شی به من اعتماد نداره

00:32:47.400 --> 00:32:51.700
کاملا طبیعیه.قبیله ی شانلینگ
. با کاخ آسمانی متفاوته

00:32:51.700 --> 00:32:55.300
اینجا مکانی بین قلمروهای
. خدایان،شیاطین و فانیانه

00:32:55.300 --> 00:32:59.700
به خاطر شورش جونگ هائو،چند تا
.از طوایف اونها مورد بد رفتاری قرار گرفتن

00:32:59.700 --> 00:33:02.600
.حکمران لینگ یوئه هم هنوز بیهوشن

00:33:02.600 --> 00:33:06.000
این موقع است که نیروهای مختلف دچار
. درگیری داخلی و هرج و مرج میشن

00:33:06.600 --> 00:33:09.000
اینکه طرف مقابل میتونه در این
، قصر تیانشی جاسوس هایی قرار بده

00:33:09.000 --> 00:33:11.400
و حتی میتونه فورا تصمیم
، به خفه کردن شاهد بگیره

00:33:11.400 --> 00:33:13.900
.نشون میده چقدر ستمکاره

00:33:13.900 --> 00:33:17.100
،حالا که مادر شدیدا
بیماره و ما قدرت کمی داریم

00:33:17.100 --> 00:33:20.300
،حتی اگه بدونیم طرف کیه
.نمیتونیم عجولانه کاری بکنیم

00:33:20.300 --> 00:33:23.800
،اگه دشمن رو هوشیار کنیم
.ممکنه به مادر صدمه بزنه

00:33:25.200 --> 00:33:28.000
.تو قدرت کمی نداری

00:33:28.000 --> 00:33:30.200
.حالا تو یک خدای بلند مرتبه ای

00:33:30.200 --> 00:33:33.100
.همچنین رابطه ای عمیق با مشاور داری

00:33:33.100 --> 00:33:34.800
.اون قدرت بالایی داره

00:33:34.800 --> 00:33:38.600
.اگه ازش بخوای،مطمئنا دست روی دست نمیذاره

00:33:41.250 --> 00:33:44.010
چیه؟دوست نداری ازش بخوای؟

00:33:45.600 --> 00:33:48.600
یا بهش شک داری؟

00:33:49.330 --> 00:33:51.240
.البته که نه

00:33:53.000 --> 00:33:56.000
وقتی ما در دنیای فانی بودیم،اون از
.جونش مایه گذاشت تا از من محافظت کنه

00:33:56.000 --> 00:34:00.000
.همینطور،وقتی برگشتم، یک چیزی شنیدم

00:34:00.000 --> 00:34:02.000
.اون موقعی که من در سکوی ابر بنفش مردم

00:34:02.000 --> 00:34:04.500
.به خاطر غم شدید،مادرم شدیدا مجروح شد

00:34:04.500 --> 00:34:06.700
.بعدش همه ی تقصیرها رو گردن اون گذاشت

00:34:06.700 --> 00:34:10.800
،ازش شاکی شد که زودتر پیدام نکرده
.و گذاشته عاقبتم اونطوری بشه

00:34:10.800 --> 00:34:15.200
بعدش،اون مقام مشاور ایالتی بودن رو
.ازش گرفت و زندانیش کرد

00:34:15.200 --> 00:34:17.400
.بعد از اون،جونگ هائو
به قصر تیانشی حمله کرد

00:34:17.400 --> 00:34:20.200
،چون خواست شهروندان رو نجات بده
.جونگ هائو تونست بگیرتش

00:34:20.200 --> 00:34:23.000
چشمهاش نابود شدن،مجبور شد
، از هفت میخ استخوان سفید زجر بکشه

00:34:23.000 --> 00:34:26.300
.تهذیبش تخلیه شد و کارش به دنیای فانی رسید

00:34:26.300 --> 00:34:28.100
،وقتی دیدمش

00:34:28.100 --> 00:34:31.000
.اون نابینا و شدیدا مجروج بود

00:34:31.000 --> 00:34:34.800
اما حتی تو اون وضعیت،تونست کینه های
 گذشته رو نادیده بگیره و با زحمت نقشه بکشه

00:34:34.800 --> 00:34:37.300
که چطور جونگ هائو رو
. بکشه و مادرم رو نجات بده

00:34:37.900 --> 00:34:42.800
خواهر ارشد،تو بگو،چطور
 میتونم به همچین آدمی مشکوک بشم؟

00:34:42.800 --> 00:34:44.700
پس مشکل چیه؟

00:34:45.600 --> 00:34:47.800
در دنیای فانی،اون من رو نجات
. داد و ازم محافظت کرد

00:34:47.800 --> 00:34:49.900
.حتی مهره ی حیات خودش رو بهم داد

00:34:49.900 --> 00:34:52.100
.من میدونم که اون لین مو رو دوست داره

00:34:52.100 --> 00:34:55.400
...پس_
.اما من لین مو نیستم_

00:34:55.400 --> 00:34:58.000
.حداقل،من کاملا اون نیستم

00:34:59.400 --> 00:35:02.900
.پس،تو نمیدونی مقابلش چه رفتاری نشون بدی

00:35:02.900 --> 00:35:07.400
اولش برنامه داشتم بعد از
.دیدن مادرم به جنگل هلو برگردم

00:35:07.400 --> 00:35:11.200
اما حالا که مادر شدیدا بیماره و اطرافش
، رو گرگ هایی در کمین محاصره کردن

00:35:11.200 --> 00:35:15.800
چطور میتونم با خیال آسوده تو
این قصر بزرگ تنهاش بذارم؟

00:35:15.800 --> 00:35:17.700
...اما اگه اینجا بمونم

00:35:17.700 --> 00:35:21.200
اما اگه اینجا بمونی،مجبوری
. با اون چشم تو چشم بشی

00:35:21.200 --> 00:35:25.600
،تو عاشقش نیستی
.اما حس میکنی بهش مدیونی

00:35:25.600 --> 00:35:28.200
.واسه همین نمیدونی چیکار کنی

00:35:32.420 --> 00:35:35.430
.در واقع،این سخت نیست

00:35:38.400 --> 00:35:41.500
تو کل این شش قلمرو،دیگه کی نمیدونه

00:35:41.500 --> 00:35:45.700
که خدای جنگ، جیُ چِن،عمیقا
 عاشق یک جاودان جوان از جنگل هلوئه؟

00:35:45.700 --> 00:35:48.100
چرا نمیری سراغ ایشون؟

00:35:48.100 --> 00:35:51.500
،از اول هم عاشق ایشون بودی.باهاشون باش

00:35:51.500 --> 00:35:54.500
.و تمام مشکلات حل میشن

00:35:56.900 --> 00:35:59.900
چیه؟هنوز ازشون دلخوری؟

00:35:59.900 --> 00:36:02.800
.من هیچوقت ازش دلخور نشدم

00:36:03.660 --> 00:36:06.020
پس چرا دیدنشون رو رد میکنی؟

00:36:07.100 --> 00:36:10.160
خواهر ارشد،به نظرت من خنگ نیستم؟

00:36:10.160 --> 00:36:12.100
،من هم مثل خودت اهل جنگل هلوئم

00:36:12.100 --> 00:36:14.600
اما هیچوقت ذره ای مهارت
 طبابت پدر رو یاد نگرفتم

00:36:14.600 --> 00:36:16.900
.و همینجور واسه همتون مشکل تراشیدم

00:36:16.900 --> 00:36:19.200
.من به پدر و همه ی شما آسیب زدم

00:36:19.900 --> 00:36:22.600
.از وقتی اون من رو دیده
.انگار من همش پایین کشیدمش

00:36:22.600 --> 00:36:26.000
پشت سر هم مجروح شد و
.نزدیک بود جونش هم از دست بده

00:36:27.900 --> 00:36:31.000
.انقدر واسه خودت خیالات الکی نکن
.هیچکدوم اونها تقصیر تو نبود

00:36:31.000 --> 00:36:33.400
.اما من نمیخوام دیگه یک آدم بی عرضه باشم

00:36:33.400 --> 00:36:35.000
.نمیخوام دیگه بهش تکیه کنم

00:36:35.000 --> 00:36:39.000
نمیخوام وقتی حرف از ما میشه،بقیه فکر کنن
که اون عقلش رو از دست داده و کور شده

00:36:39.000 --> 00:36:41.800
!چون یک جاودان بی عرضه مثل من رو دوست داره

00:36:41.800 --> 00:36:45.500
.میخوام کسی بشم که باهاش جوره

00:36:45.500 --> 00:36:49.300
کسی که وقتی کنار اون
! وایمیسه،مسخره نمیشه

00:36:51.750 --> 00:36:54.800
اما من مطمئنم که خدای ارشد
. به این چیزها اهمیتی نمیدن

00:36:54.800 --> 00:36:56.800
.اما من اهمیت میدم

00:36:58.400 --> 00:37:01.500
خواهر ارشد،نمیخوام در آینده
 وقتی با مشکلی رو به رو میشم

00:37:01.500 --> 00:37:04.000
فقط منتظر بمونم تا بقیه
،واسه سرنوشتم تصمیم بگیرن

00:37:04.000 --> 00:37:07.200
،منتظر بمونم تا بقیه بهم رحم کنن
منتظر بمونم تا بقیه اجازه بدن من زنده باشم

00:37:07.200 --> 00:37:10.600
.یا بمیرم.نمیخوام دیگه اون شکلی باشم

00:37:12.700 --> 00:37:16.400
.حالا میفهمم.لینگ شیمون بزرگ شده

00:37:16.400 --> 00:37:20.200
.نگران نباش.تو نیاز نداری به بقیه تکیه کنی

00:37:20.200 --> 00:37:22.010
.هنوز من رو داری

00:37:22.600 --> 00:37:27.700
حتما کمکت میکنم که حکمران لینگ یوئه
،رو درمان کنی.وقتی ایشون بیدار بشن

00:37:27.700 --> 00:37:30.300
.مطمئنم که همه چیز بهتر میشه

00:37:31.170 --> 00:37:33.400
.ازت ممنونم خواهر ارشد

00:37:33.400 --> 00:37:36.400
ما یک خانواده ایم.واسه چی تشکر میکنی؟

00:37:38.600 --> 00:37:43.600
اما،نمیدونم تا کجا باید ترقی کنی

00:37:43.600 --> 00:37:46.800
تا بتونی بگی با خدای ارشد جوری؟

00:37:46.800 --> 00:37:51.200
ایشون خیلی دوستت دارن،با اینحال
تو در عمارت فویون تنهاشون گذاشتی؟

00:37:51.200 --> 00:37:53.800
.یکم دلم براشون میسوزه

00:37:55.900 --> 00:37:58.100
.اون دوست داره سر خود تصمیم بگیره

00:37:58.100 --> 00:38:00.400
همیشه همینطوریه.عین یک بچه
. کوچولو با من رفتار میکنه

00:38:00.400 --> 00:38:03.200
هیچوقت چیزی بهم نمیگه
.چه برسه باهام مشورت کنه

00:38:04.000 --> 00:38:07.800
پس بذار حس کنه وقتی یکی
. بیخبر ولت میکنه چه حالی داره

00:38:09.000 --> 00:38:11.200
و تو همچنان میگی هیچ ازشون دلخور نیستی؟

00:38:11.200 --> 00:38:14.800
.به نظرم هیچی از دلخوریت کم نشده

00:38:23.100 --> 00:38:26.100
چی شده خدای ارشد؟بیمارین؟

00:38:27.600 --> 00:38:30.400
قدرت جاودانگی خدای ارشد
. مدت هاست که به کمال رسیده

00:38:30.400 --> 00:38:33.900
خیلی وقته که ایشون از گرما و سرما
 مصونن.چطور میتونن بیمار بشن؟

00:38:33.900 --> 00:38:36.200
پس چرا پشت سر هم عطسه میکنن؟

00:38:36.200 --> 00:38:38.700
نکنه بیماری سرماتون عود کرده؟

00:38:38.700 --> 00:38:41.400
خدای ارشد.بذارین خدای
.طبابت آسمانی رو خبر کنم

00:38:41.400 --> 00:38:43.000
.لازم نیست

00:38:43.600 --> 00:38:46.200
.بهت گفتم که کارهای غیرضروری انجام نده

00:38:46.200 --> 00:38:48.400
مردم معمولا میگن

00:38:48.400 --> 00:38:52.000
،که وقتی کسی عطسه میکنه
.یعنی یک نفر دلتنگش شده

00:38:52.000 --> 00:38:54.800
خدای ارشد،حدسم میگه

00:38:54.800 --> 00:38:57.800
.حتما یک نفر دلش براتون تنگ شده

00:39:02.100 --> 00:39:05.600
خدای ارشد،الان افراد قصر
خدای تندر آسمانی دارن تحقیق میکنن

00:39:05.600 --> 00:39:09.400
که کدوم خدمتکار جاودان موقع
. ماه خونین تو کاخ آسمانی نبوده

00:39:09.400 --> 00:39:12.100
.الان دارن عمارت فویون ما رو بررسی میکنن

00:39:12.800 --> 00:39:16.400
چه تحقیقی؟اینجا یک دونه
.خدمتکار جاودان بیشتر نداریم

00:39:18.560 --> 00:39:22.000
هوآین،اون روز تو در کاخ بودی؟

00:39:23.960 --> 00:39:26.800
.در جواب ژنرال کای
یانگ میگم که بله اینجا بودم

00:39:26.800 --> 00:39:28.500
پس قضیه حل نیست؟

00:39:28.500 --> 00:39:32.200
.هوآین تنها خدمتکار جاودان اینجا نیست

00:39:33.600 --> 00:39:34.900
شی سان هم؟

00:39:34.900 --> 00:39:39.000
.در مورد شی سان مشکلی نیست
.اون روز اون تو تالار سی مینگ من بود

00:39:41.000 --> 00:39:43.800
شی سان تو تالار سی مینگ تو بود؟

00:39:43.800 --> 00:39:48.400
من شنیدم شما دو تا نامه های ازدواج رد
!و بدل کردین.خیلی زود یک عروسی افتادیم

00:39:48.400 --> 00:39:50.400
!مبارک باشه!مبارک باشه

00:39:50.400 --> 00:39:53.400
!چرت نگین.همچین خبری نیست

00:39:53.400 --> 00:39:56.300
.سی مینگ،کل کاخ آسمانی در موردش خبر دارن

00:39:56.300 --> 00:39:59.000
،با اینکه شی سان قبلا رفیقت بود

00:39:59.000 --> 00:40:03.000
!الان معتبرا یک بانوی جاودانه

00:40:03.000 --> 00:40:06.400
.تو یک مرد واقعی هستی
چطور میتونی یک زن رو آزار بدی؟

00:40:06.400 --> 00:40:08.900
من..دارم آزارش میدم؟

00:40:08.900 --> 00:40:10.100
.تو هر روز آزارش میدی

00:40:10.100 --> 00:40:12.600
من چطور میتونم آزارش بدم؟

00:40:13.900 --> 00:40:17.000
.شما جدیدا خیلی علافین

00:40:17.680 --> 00:40:21.680
خدای ارشد،ما دیدیم اخیرا
. شما تو تالارتون تنها موندین

00:40:21.680 --> 00:40:26.600
ترسیدیم حوصله اتون سر بره،واسه
.همین مخصوصا اومدیم سرگرمتون کنیم

00:40:29.800 --> 00:40:34.000
.پس...ما..مرخص میشیم

00:40:34.000 --> 00:40:35.800
برید

00:40:37.000 --> 00:40:39.400
.من مرخص میشم

00:40:50.990 --> 00:40:52.540
هوآین

00:40:53.390 --> 00:40:54.810
هوآین

00:40:55.800 --> 00:40:56.900
خدای ارشد

00:40:56.900 --> 00:40:58.600
.تو هم برو

00:40:59.400 --> 00:41:01.000
چشم

00:41:02.176 --> 00:41:19.176
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:41:19.200 --> 00:41:24.100
♫<i>من سرگردان در وسط جریانی شناورم،جایی که آب و
آسمان با یک رنگ در راه شیری،باهم ادغام میشن</i>♫

00:41:24.100 --> 00:41:29.000
♫<i>باید دید مهتاب میخواد به جای ظاهر
ماجرا،علت و معلول پشتش رو معلوم کنه یا نه</i>♫

00:41:29.000 --> 00:41:34.000
♫<i> در میان رویایم،تو یواشکی
من رو از میان شکافی بالا میکشی</i>♫

00:41:34.000 --> 00:41:38.800
<i>♫من رو میکشی،من رو میکشی</i>♫

00:41:38.800 --> 00:41:43.800
♫<i>خود آسمان ها من رو پیش تو
آوردن تا این خلاء رو با شادی پر کنم</i>♫

00:41:43.800 --> 00:41:48.800
♫<i>برای اینکه تو رویا بتونم نگهت دارم،همینطور
بتونم رودی از ستاره ها رو کنترل کنم</i>♫

00:41:48.800 --> 00:41:53.600
<i>♫ ولی بعدش تو میری عقب،و در نهایت
من رو با اشک هایی جاری،رها میکنی</i>♫

00:41:53.600 --> 00:41:57.900
♫<i>...چقدر بشاش</i>♫

00:42:02.700 --> 00:42:08.200
♫<i> مثل دو گل بی پناه که درون برکه ای
افتادن،چه باهم باشیم چه جدا دلواپسیم ♫<i>

00:42:08.200 --> 00:42:13.300
</i>♫ یواشکی من رو در نور مهتاب میبینی
و عقب میری،این بار سنگینی برای منه </i>♫

00:42:13.300 --> 00:42:21.700
♫<i> مثل قطره عمیق در بارانی جاری ایم
که آروم قطره ای کوچک از اقیانوس میشیم</i>♫

00:42:21.700 --> 00:42:23.420
.حق با استاد گرامیه

00:42:23.420 --> 00:42:28.000
♫<i>ولی نمیخوایم ساکت بمونیم،چون هر
رویداد مهمی میتونه در این رابطه دخیل بشه</i>♫

00:42:29.380 --> 00:42:32.870
.اون واقعا یک دخترک بی وجدانه ♫<i>عزم این قلبم
رو مثل آبی که روی آتش شعله ور میریزن،آروم کن</i>♫

00:42:33.600 --> 00:42:41.400
♫<i>مثل آب پاکیزه ای باش و کل
عذاب این زندگی رو بشور و ببر</i>♫